
بارها دیده بودمت
آن چنان که آب را در آب
و آسمان را در آبی
و سبز را در عشق
غبار ، آینه را تهمت بست
و گرنه
زمان ِ ما بی امام نیست.
کجایی که دیدارت محض است
پاهایمان خشک است و دست هایمان بی تکلیف ؟
درختان برگ ریزان دوری تواند
و قرن هاست که ایستاده اند
تا جمالت را زانو زنند.
شاخه ها ، سلامتی ات را هر لحظه در قنوت اند
بیابان ها ، فراق تو را ترک خورده اند
و خروش می کنند دریاها اضطراب دوری ات را.
زمین آینه دار حضور توست
تا عظمتت را بر کهکشان ها ناز برد.
فراموشی ، هدیه دشمنان توست
تا بشریت را به خنده فریب دهند.
ما چراغانی می کنیم یادت را
تا پادشاه شهر کوران بداند
که چشم هایمان را فرشی ساخته ایم
تا هر چشمی چراغی باشد بر مقدم ظهور تو
اللهم عجل لولیک الفرج

1. عرفه آمد و من باز مصفـــــا نشدم
حاجي معتکف يوسف زهــــــرا نشدم
همه گشتند سفيد و دل من هست سياه
باز هم شکر که پيش همه رسوا نشدم
هر چه ناليدم اثر بر دل دلدار نکرد
باب ميل دل پر غصه ي مولا نشدم
...
التماس دعاي فرج
2. امروز روز ترويه و حرکت کاروان دلهاست، عرفه بخوانيم و بادلها برويم،
دل حجاج سوي عرفات، اما دلي سوي قتلگاه،
آنها قرباني مي برند او خود قرباني است،
او زائر خدا و آنها زائر خانه ي خدا،
آنها براي حاجي شدن و او براي شهيد شدن ... ما کجائيم؟
3. عرفــات دل من بوي محرم دارد
چه کنم زائر آن تربت سقــــا نشدم
من چه دانم چه به روز دل ارباب گذشت
من که بي لشکرو بي ياور و تنها نشدم
من شنيدم غم او، واي به آنکه ديده
لحظه اي مثل دل زينب کبري نشدم
4. در عرفاني ترين روز سال، و به هنگام خواندن عارفانه ترين دعا، به قول معروف: التماس دعا!
5. امروز حسين(ع) بزرگترين همايش معرفت و خداشناسي را برپا ميکند،
همنوا با او کلمه هاي عاشقي را نجوا ميکنيم تا در پيچ و تاب زندگي، راه و رسم بندگي فراموشمان نشود...
التماس دعا
6. تنگ غروب و ساحل شور و نواي عرفه
شکسته کشتي دلم، به ناله هاي عرفه
بر پر سجادهي دل، گره نشسته، وا نما
اي گل سجاده نشين، به يک دعاي عرفه
چه کردهاي تو با دلم، در اين نسيم واپسين
به روضهاي مهار کن! تو عقده هاي عرفه
7. تو کعبهي آمالي و از قافلهي شکر
هر جا که رود ذکر تو، گويي عرفات است
...
/ امروز در ناب ترين لحظات نيايش، دعا براي ظهور مولايمان را فراموش نکنيم /.
8. امام محمد باقر (ع):
دعاي انسان پشت سر برادر ديني اش، نزديکترين و سريعترين دعا به اجابت است.
---
التماس دعا، سفارشي!

■ یک تکه از آسمان را خوب حفظ کردیم
که وقتی تو نبودی
بتوانیم از حفظ بخوانیم
این برای آن روزها کافی بود.
■
وقتی فرستاده ات تو را مي گويد: «وَتَجْبُرُ الْکَسیرَ» و بعدترَک می خواهد دعایش را برطرف کنی،
من هم کم کمَک باورم می شود تو حتي می توانی استخوان دردها و کوفتگی های تن و روح خسته ی این مردمان زنده را مرمت کنی،
باورم می شود که تو بهتر از ما می دانی ظاهر زیبا و باطن پوسیده چیست؟ پوکی استخوان چیست؟
تو بیشتر و خوب تر می دانی که اضافه ی وزن، استخوان تو خالی را در هم می شکند، می ریزد، نابود می کند...
آن وقت باید رفت دنبال پلاتین گشت و پیچ و مهره! و حتي تر كشف قرص هاي راديواكتيوي!!
مي دانم كه مي بيني حال نداشته ي اين روزهاي مردم شهر را. مي بيني چقدر حالشان خراب است؟ مسمومشان كرده اند و من به همه گفته ام كه چيز!خور شده اند كه حرف حساب و بي حساب به خرجشان نمي رود كه هواي آلوده و از قضا پرفشار، گوش هايشان را كيپ كرده كه...
ببين عزيزم! خودت حرف گذاشتي دهانمان و يواشكي يادمان دادي كه اسمت دوا است، حالا تو را به همه ي نام هاي اختصاصي ات قسم، بیا و به ما هم بگو با این همه دردی که حس نمی کنیم و روحی مُسکن خورده و لَخت، با این وزنه های سنگین که به دوش انداخته ایم و هیچ بفکر كمر خم شده از وسط و زانوهای پیچ و مهره ای و داروهاي كشف نشده نيستيم؛ تو بگو
تو بگو چطور نشکنیم زیر این همه بار؟ چطور بیش از این نپوسيم و نريزيم؟
فقط لطفاً لطفاً لطفاً موقع گفتن؛ گوش شنیدنمان را بازِ باز كن حتي تر اگر ته دلمان حواسمان به صداي تو نبود و داشتيم ریزه ریزه آب مي شديم تا یک کلام بگوییم:
بگذار دعایمان از شفتین بالاتر رود، بگذار بیاید تا آن جا که مستجاب شود، که بماند اثرش تا هروقت که تو می دانی و طبق معمول ما نمی دانیم؛
نگذار بشکنیم و خورد شویم
نگذار از هم بپاشیم
که می ترسم این بار تنها لَختی دردآورمان شود بیش.
1-فلسفه غیبت چیست ؟
علت و سبب اساسی غیبت، برای مردم بیان نشده و بجز ائمه اطهار کسی از آن اطلاع ندارد.
عبدالله بن فضل هاشمی میگوید: امام صادق(علیه السلام) فرمود: حضرت صاحب الامر ناچار غیبتی خواهد داشت، بطوریکه گمراهان در شک واقع می شوند. عرض کردم: چرا؟ فرمود: ماذون نیستیم علتش را بیان کنیم. گفتم: حکمتش چیست؟ فرمود همان حکمتی که در غیبت حجتهای گذشته وجود داشت، در غیبت آن جناب نیز وجود دارد. اما حکمتش ظاهر نمیشود مگر بعد از ظهور او، چنانکه حکمت سوراخ کردن کشتی و کشتن جوان و اصلاح دیوار بدست خضر(علیه السلام) برای موسی(علیه السلام) آشکار نشد جز هنگامیکه می خواستند از هم جدا شوند. ای پسر فضل! موضوع غیبت سریست از هم جدا شوند. ای پسر فضل! موضوع غیبت سریست از اسرار خدا و غیبی است از غیوب الهی. چون خدا را حکیم میدانیم باید اعتراف کنیم که: کارهایش از روی حکمت صادر میشود گرچه تفصیلش بای ما مجهول باشد[1]. از حدیث مذکور استفاده می شود که علت اصلی و اساسی غیبت بیان نشده است، یا برای اینکه اطلاع بر آن صلاح مردم نبوده یا اینکه استعداد فهمش را نداشته اند.
در احادیث سه حکمت برای غیبت بیان شده است:
فائده اول: امتحان و آزمایش، تا گروهیکه ایمان محکمی ندارند. باطنشان ظاهر شود و کسانیکه ایمان در اعماق دلشان ریشه کرده بواسطه انتظار فرج و صبر بر شدائد و ایمان بغیب ارزششان معلوم شود و بدرجاتی از ثواب نائل گردند.
موسی بن جعفر(علیه السلام) فرمود: هنگامیکه پنجمین فرزند امام هفتم غائب شد، مواظب دین خود باشد، مبادا کسی شما را از دین خارج کند. ای پسرک من! برای صاحب الامر ناچار غیبتی خواهد بود، بطوریکه گروهی از مومنین از عقیده برمیگردند. خدا بوسیله غیبت، بندگانش را امتحان میکند[2].
فائده دوم: آن حضرت از بیعت نمودن با ستمکاران محفوظ می ماند. حسین بن فضال میگوید: علی بن موسی الرضا(علیه السلام) فرمود: گویا شیعیانم را می بینم که هنگام مرگ سومین فرزندم (امام حسن عسکری) در جستجوی امام خود همه جا را می¬گردند اما او را نمی یابند. عرض کردم: چرا یابن رسول الله؟ فرمود برای اینکه امامشان غائب می شود؟ فرمود: برای اینکه وقتی با شمشیر قیام نمود بیعت احدی در گردنش نباشد[3].
فائده سوم: امام عصر(سلام الله علیه) بوسیله غیبت از خطر قتل نجات می یابد. زراره میگوید: حضرت صادق(علیه السلام) فرمود:قائم باید غائب شود. عرض کردم! چرا؟ فرمود: از کشته شدن می ترسد، و با دست بشکم خود اشاره کرد[4].
| |||||||
|
|||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
|
|
کلامی را کلام از دل بر آید (مقام معظم رهبری)
.jpg)

خبرگزاري فارس: وزارت اطلاعات اسامي برخي از شركتهاي غيرمجاز هرمي كه در ايران فعاليت ميكنند را منتشر كرد.

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، يك كارشناس اقتصادي وزارت اطلاعات در نشست خبري امروز، اسامي تعدادي از شركتهاي غيرمجاز هرمي را اعلام كرد.
اين كارشناس گفت: كوئست اينترنشنال (كيو.آي)، آمگا گلوبال، اسكاي وي-گالف، سانشاين امپاير، گريفين، پالينور، آسو گستر شرق، ايمتريسرز، ويپرول، ويكتوري وي، پارميس، اف اس جي، سيلور فسيليتي، ايمپريال اينوستمنت، تلاش گستر تجارت-اينوايتينگ، تراست اينوست، تچوار، پي.آي.جي، تي ام فاند، ريئل فايننسرز، فايننسرز، وال استريت اينوست، نتف كرپ، ولنسي، جي ام اي، پورت فوليو اينوستمنت، گاما نت، يو ان كامين، ويفاند، يونايتد فاند، اكو گروپ اينوستمنت، اكسيم فاند، ترمو هائس، نتف، گلدن ويلج، ايولو، گمبيت، مگا هلدينگ، پي آي جي، شبكه گردان موفق، الوند، جي ام آي، يورو تاپ، سانشاين امپاير- سي نت اينترنشنال و فاركس، تعدادي از شبكههاي غيرمجاز هرمي هستند كه در ايران مشغول به فعاليت هستند.
وي با اشاره به فعاليتهاي وزارت اطلاعات در اين زمينه گفت: از شهريور ماه تاكنون شركت PIC، شركت گريفين، شركت گالف و شركت تلاشگستر تجارت، كه محل اصلي فعاليت آنها به ترتيب بوشهر، همدان، مازندران و مشهد بود توسط وزارت اطلاعات بطور كلي شناسايي و تمام سران آنها دستگير و در زندان بسر ميبرند و با پليس بينالملل نيز براي دستگيري افرادي كه از كشور خارج ميشوند همكاري ميكنيم.
وي گفت: بعد از منهدم شدن شركت گالف شركتهاي مختلفي نيز از بين رفتند و در حال حاضر حدود 110 شركت هرمي كه در كشور در حال فعاليت هستند شناسايي شدند.
اين كارشناس گفت: در سايت اين شركتها اطلاعيهاي مبني بر پيگيري شاكيان و شعبه رسيدگي در مراجع قضايي به پرونده اين شركتها درج شده است و طبق اطلاعات موجود شركتهاي گريفين و گالف حدود 100 ميليارد تومان از مردم كلاهبرداري كردهاند.
«بسم الله الرحمن الرحیم
هنر، عرصه خلاقیت انسان و مظهر جمال حق و جلوه عشق و زیبایی است
جناب آقای مهندس میرحسین موسوی
در اجرای ماده 18 اصلاح اساسنامه فرهنگستان هنر مورخ 21/1/80 شورای عالی انقلاب فرهنگی و بنا به پیشنهاد مجمع عمومی فرهنگستان هنر، به موجب این حکم جناب عالی را برای مدت چهار سال دیگر به عنوان رییس فرهنگستان هنر برمی گزینم.
امید است با استعانت از خداوند منان و مشارکت سایر اعضای محترم درخدمت خالصانه به پیشرفت و تعالی هنر در این سرزمین هنر پرور موفق باشید.
محمود احمدی نژاد
رییس جمهوری اسلامی ایران»
منبع: پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران، ۵ اردیبهشت ۱۳۸۶
مهدويت يعني چه؟
پاسخ :
باور به ظهور شخصي كه جهان را پر از عدل و داد كرده و ريشه هاي ظلم و ستم را مي چيند اختصاص به اسلام نداشته بلكه، شامل اديان مختلف الهي و آسماني مي شود و در اسلام، مسيحيت،[1] يهوديت[2] و زرتشت[3] و... به ظهور اين شخص نويد داده شده است. بنابراين مي توان گفت تمامي اديان به آمدن موعودي مصلح باور دارند كه اين موعود در انديشة زردتشت سوشياتت،[4] در انديشه مسيحيت حضرت مسيح و غيره... و در اسلام حضرت مهد(عج) است كه قرآن و سنت به آمدن آن بشارت داده اند. امّا در مورد اينكه مهدويت يعني چه؟ بايد اذعان داشت لغت مهدويت برگرفته از امام مهدي(ع) است. "خلاصه و حقيقت مهدويت، منتهي شدن سير جوامع جهان به سوي جامعه واحد و سعادت عمومي، امنيت و رفاه، تعاون و همكاري، همبستگي همگاني حكومت حق و عدل جهاني، غلبه حق بر باطل، غلبة جنودالله بر جنود شيطان نجات مستضعفان و نابودي مستكبران، و خلافت مؤمنان و شايستگان به رهبري يك رجل و ابرمرد الهي است كه موعود انبياء و اديان و دوازدهمين اوصياء و خلفاي پيغمبر آخرالزمان است."[5]
1. مرد خودپسندي بالاي سرکشاورزي ايستاده بود و کارکردنش را نگاه مي کرد.
مرد با غرور گفت: « بکار، بکار، که هر چه بکاري ما مي خوريم.»
کشاورز گفت: «يونجه مي کارم»
2. يارو رو داشتن ميبردن اتاق عمل. ازش ميپرسن:همراه داري؟ ميگه: آره دارم خاموشش کردم!!!
3. در عهد حضرت عيسي (ع) شخصي مادر پيرش را در زنبيلي مي گذاشت و هرجا مي رفت، همراه خودش ميبرد. روزي حضرت عيسي او را ديد، به وي فرمود: آن زن کيست؟ گفت: مادرم است. فرمود: او را شوهر بده. گفت: پير است و قادر به حرکت نيست. پيرزن دستش را از زنبيل بيرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت: اي بي شرم! تو بهتر مي فهمي يا پيغمبر خدا؟!
4. پدر، پسر تنبلش را ميبره کوهنوردي بعداز اينکه ميرسند به اون بالاي کوه باباهه به پسرش مي گه بيا ببين از اين بالا اون پايين چقدر زيباست
پسره ميگه بابا من که از اول گفتم همون پايين بمونيم و بالا نياييم!
5. يارو ميره ته استخر تا مياد بالا مي گه : کاشي کاره عجب نفسي داشته !!!
6. طرف اومد در تاکسي و ببنده راننده بهش گفت دستت لاي در گير نکنه. جواب داد: سرت لاي در گير نکنه !
7. به يک اسکلت ميگن يه دروغ شاخ دار بگو.
مي گه: توپولويم توپولو! صورتم مثل هلو!
8. واعظي بالاي منبر از اوصاف بهشت مي گفت و از جهنم حرفي نمي زد.يکي از حاضرين پاي منبر خواست مزه اي بيندازد گفت:اي آقا،شما هميشه از بهشت تعريف مي کنيد،يک بار هم از جهنم بگوييد.واعظ که حاضر جواب بود گفت:آنجا را که خودتان مي رويد و مي بينيد.بهشت است که چون نمي رويد لااقل بايد وصفش را بشنويد!
9. طرف توي يه مانور از هواپيما با چتر ميپره پايين چترش باز نميشه ،
ميگه : خب خدا رو شکر که اين فقط يه مانوره !!!
10. به يارو ميگن: با «ابريشم» جمله بساز. ميگه: هوا ابري شم خوبه!
11. قاضي: «چرا دستت را در جيب اين آقا کردي؟» متهم: «جناب قاضي! خيال کردم جيب خودم است.» قاضي: «پس چرا پولهايش را برداشتي؟» متهم: «يعني ميفرماييد اختيار جيب خودم را هم ندارم!»
12. معتادي که در حال کشيدن سيگاره: يه ژمين لرژه هم نمياد که خاکشتر شيگارم بيفته!
13. يه اسبه زنگ مي زنه سيرک، ميگه: آقا اونجا براي من کار دارين؟
مرده ميگه: چه هنري داري؟
اسبه ميگه: مرتيکه مگه نمي بيني دارم حرف ميزنم!
14. ديوانه اولي: من وقتي رو کله ام واميستم خون توي سرم جمع ميشه،
ولي وقتي روي پاهام واميستم، خون تو پاهم جمع نمي شه، مي دوني چرا اينجوريه؟
ديوانه دومي: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالي نيستند!!!
کليد واژه ها: جوک باحال و خفن ، جوک مؤدبانه ، جوک پاستوريزه ، جک جديد ، جوک کوتاه ، جوک مذهبي ، جوک بهداشتي و مثبت
نکته ي مهم: هدف من از نوشتن اين جوک ها که بعضاً تکراري هم هستند،
فقط يادآوري اين نکته بود که: ميشه بدون مسخره کردن مقدسات و قوميت ها هم شاد بود؛ به عبارت ديگه:
مي تونيم جوک ها و اس ام اس هايي رو که به دستمون ميرسه پالايش کنيم،
اون دسته از جوکها که تمسخر مقدسات ما رو در لفاف خنده
نشونه رفته اند، بلافاصله و بي درنگ و براي رضاي خدا و نشستن لبخند بر لبان مبارک مهدي فاطمه (س)
حذف کنيم.
و اون دسته از جوک ها که تمسخر قوميت ها هستند، کانورشن کنيم!
يعني بجاي کلمات "ترکه، لره، اصفهانيه و..." از کلمات "يکي، يارو، طرف، يه نفر و..."
استفاده کنيم
(مثل نمونه هاي بالا)
بدين ترتيب بدون اينکه به هم بخنديم، باهم مي خنديم
و مي خنديم بدون آنکه به ورطه ي گناه عظيم تمسخر بيفتيم
و فراموش نکنيم که:
امام هادي عليه السلام مي فرمايد:
مسخرگي تفريح ابلهان است.
سابقه طولانی آمریکایی ها در انتخاب شهردار
نیم قرن پیش در شیکاگو سومین شهر بزرگ ایالات متحده فردی بر مسند شهرداری این شهر نشست که در حال حاضر پسر ارشدش میراث دار او در شهرداری شیکاگو است. سال ۱۹۵۵ انتخابات شهرداری های شیکاگو در حالی برگزار شد که ریچارد ژوزف دالی نماینده حزب دموکرات در این انتخابات به شمار می رفت و در نهایت با ۱۵۹ هزار و ۷۶۲ رای بر رقیب جمهوریخواه خود پیروز شد. او بعد از این انتخابات با مدیریت بسیار مدبرانه اش در شیکاگو، پنج بار دیگر نیز کلیددار شهر شد تا در نهایت بعد از ۲۱ سال «آقای شهردار» بودن، بر اثر سکته در دفتر کارش با شیکاگو خداحافظی کند.
اما خاطره خوش شهردار بودن دالی در ذهن اهالی شیکاگو باقی ماند و ۱۳ سال بعد پسر ارشد فرعون آمریکایی لقبی که برخی به دالی می دادند توسط مردم بر مسند ریاست شهر شیکاگو نشست. سال گذشته دالی پسر، پنجمین دوره مدیریت خود بر شهرداری این شهر را آغاز کرد تا به رکورد پدرش در میزان سال های شهردار بودن، نزدیک شود.
همگان بر این باورند که اعتبار نخستین انتخاب دالی به عنوان شهردار توسط پدرش شکل گرفت اما در دوره های بعد این اعتبار با فعالیت های موثرش در شهر محکم شد و مردم شیکاگو به خون «شهردار بودن» در رگ های «دالی»ها اعتقاد پیدا کردند.
در ایالات متحده از دیرباز اشکال مختلفی از حکومت های شهری وجود داشته اند که در این بین نوع «شهردار شورا» آزمایش خود را به عنوان یکی از انواع حکومت های شهری موفق پس داده است. در حال حاضر در ۲۶ شهر اصلی آمریکا این نوع حکومت شهری حاکم است که در آن روابط بین شهردار و شورا بدون ابزار خاصی همسو و هماهنگ می شود ولی به طور کلی شوراهای شهر که در دوران استعمار حاکمیت زیادی داشت، با گسترش نقش شهردار قدرت خود را از دست دادند.
در این نظام هم اعضای شورا و هم شهردار به صورت مستقیم با آرای عمومی انتخاب می شوند ولی شهردار دستگاه اداری و قدرت اجرایی قوی ای دارد. همچنین شهردار با اشراف بر شورا می تواند مصوبات آن را «وتو» کند. حق وتو می تواند مطلق باشد یا با طرح سیوالاتی موضوع به شورا عودت داده شود تا با اکثریت آزاد اعضا، شورا تغییرات مورد نظر در طرح را ایجاد کند. معمولا شهردار بودجه شهر یا منطقه تحت پوشش خود را برای ارایه به شورا تنظیم و تهیه می کند و از شورا می خواهد تا با تشکیل جلسه به سیوالات مشخص پاسخ دهد. نوع دیگر حکومت شهری در ایالات متحده آمریکا نوع «مدیر شورا» است که هم اکنون در ۱۳ شهر آمریکا حاکم است. چنین الگویی از شیوه سازماندهی شرکت های تجاری که در دهه نخست قرن بیستم وجود داشتند نشات گرفت. در آن زمان شرکت های تجاری یک مدیر عامل با هیاتی از مدیران تحت مسیولیت خود را برای انجام فعالیت هایی انتخاب می کردند. با استفاده از این مفهوم در حکومت شهری شورای کوچکی با سه الی ۹ نفر عضو که از سوی مردم انتخاب می شدند شکل گرفت. از جمله وظایف این شوراها صدور حکم، تنظیم و تصویب بودجه، تصمیم گیری در مورد نرخ مالیات ها و معرفی «مدیر شهر» است. چنانچه شهردار وجود داشته باشد او یک نقش تشریفاتی خواهد داشت بنابراین رییس اجرایی واقعی مدیر شهر است. جایگاه مدیر شهر به طور معمول در آیین نامه ها و منشور شهری تعریف شده است و بنابراین شورا در امور اداری مربوط مداخله نمی کند البته او موظف است تمام اطلاعات لازم برای تصمیم گیری شورا را تامین کند. در برخی از شهرها، شهردار در این نظام می تواند رییس یا اعضای انجمن را انتخاب کند ولی بعد از آن دیگر حق اعمال نفوذ مستقیم در امور آن انجمن را ندارد و یا این نقش بسیار کم رنگ خواهد بود.
آخرین نوع حکومت شهری در ایالات متحده نوع کمیسیونی است که تشکیلات کوچ مرسوم به کمیسیون های انتخابی جایگزین شورا ها هستند و سیاست های عمومی اداره شهر را بر عهده دارند. در شکل کمیسیونی یکی از اعضای کمیسیون به عنوان شهردار از سوی اعضای کمیسیون انتخاب می شود و در برخی موارد این عضو کمیسیون از طریق آرای مستقیم مردم برای تصدی سمت شهردار برگزیده می شود.
انگلیس نوپا در انتخاب مستقیم شهردار
کن لیوینگستون شهردار جنجالی لندن تنها شش سال است که به عنوان نخستین شهردار با رای مستقیم مردم انتخاب شده است و نیمی از دوره دوم شهردار بودنش را در پایتخت انگلیس گذرانده است. او که سابقه طولانی در شورای لندن بزرگ دارد خواهان معرفی شدن از طرف حزب کارگر در نخستین سال انتخابات سراسری شهرداری در لندن به عنوان کاندیدای رسمی این حزب بود اما مقامات حزب فرانک دابسون را بر او ترجیح دادند. این موضوع باعث شد تا لیوینگستون که اعتقاد جدی به خود در تحول شهر لندن داشت به طور مستقل وارد رقابت های انتخاباتی شود. این اقدام، مسیولان حزب کارگر را وادار کرد تا او را از حزب اخراج کنند اما در نهایت لیوینگستون پیروز انتخابات بود و به خاطر سابقه ای که در شورای لندن داشت توانست رای لندنی ها را به خود جلب کند. سال ۲۰۰۴ دومین دوره انتخابات شهرداری در لندن برگزار شد و این بار لیوینگستون با حزب کارگر آشتی کرد تا کاندیدای رسمی این حزب در این انتخابات باشد. حال او یک سابقه چهار ساله در اداره شهر داشت و مهمترین اقداماتش در فعالیت های ترافیکی خلاصه می شد. مهمترین این فعالیت ها گرفتن بهای تردد خودرو در مراکز شهر به طور روزانه بود که تا ۳۰ درصد از حجم ترافیک آن مناطق کاست. گفته می شود دوستداران و دشمنان نخستین شهردار مردم لندن به یک میزان هستند ولی دوستداران او با شرکت گسترده در دومین دوره انتخاب شهردار، او را بار دیگر نماینده خود در کلانشهر لندن کردند. اما مردم جهان می پرسند، کشوری که سابقه طولانی در تشکیل پارلمان های محلی دارد چرا این قدر دیر به فکر انتخاب مستقیم شهردار افتاد سیوالی که در سال ۱۹۹۷ مسیولان حزب کارگر به آن پاسخ گفتند و با ارایه مانیفست انتخاباتی خود، گامی را برای اصلاحات در حزب کارگر نیز برداشتند. انتخاب مستقیم شهردار در آن زمان می توانست بهترین وسیله برای احیای سیستم رو به زوال دولت های محلی باشد. شرکت کنندگان در انتخابات محلی انگلستان در دهه ۱۹۹۰ میلادی به شدت سقوط کرده بودند و بریتانیا در قعر جدول لیگ انتخابات کشورهای عضو در اتحادیه اروپا از نظر میزان شرکت کنندگان قرار داشت. نتایج انتخابات شورای محلات شهرهای انگلیس نسبت به سطح ملی بسیار ناامیدکننده بود. با توجه به این اوضاع و احوال شهرداران انتخابی می توانستند این چرخه نادرست را به چرخه ای کارا تبدیل کنند. همچنین جدایی بین قدرت شهردار و شورا این عقیده را محکم تر کرده بود که با انتخاب مستقیم شهردار شفافیت در تصمیم گیری ها به وجود می آید. به طور خلاصه برای حمایت از اصلاحات در سطح محلی انتخاب شهردار یک سیاست در راستای تمرکززدایی به حساب می آمد و اعتماد عمومی را در روشی دموکراتیک افزایش می داد. بعد از برگزاری نخستین انتخابات شهرداری در لندن نظرسنجی هایی هم از اهالی لندن به عمل آمد که یکی از موارد این نظرسنجی ها نشان می دهد داشتن شهردار نسبت به داشتن انجمن شهر از محبوبیت بیشتری برخوردار است. ۳۴ درصد لندنی ها بعد از انتخابات معتقد بودند که انتخاب شهردار باعث واگذاری قدرت بیشتر به این فرد می شود ولی در عین حال ۸۳ درصد وجود شورای لندن بزرگ را برای نظارت بر کار شهردار لازم می دانستند. پیش از انتخابات سال ۲۰۰۰ در انگلیس شهرهای این کشور شهردارانی تشریفاتی داشتند که فاقد قدرت اجرایی بودند و قدرت بیشتر در دست شوراهای محلی بود.
چین حاکمیت کمونیست ها بر شهرداری ها
«پنگ چن» شهردار سابق پکن سال ۲۰۰۴ به دلیل توانایی نداشتن در کنترل شیوع بیماری سارز ابتدا از حزب کمونیست برکنار شد و بعد از سمت خود خلع شد.
اما «وانگ چی شان» در دومین جلسه دوازدهمین کنگره خلق شهرداری پکن جای شهردار قبلی را گرفت و توسعه اقتصادی را مهمترین وظیفه خود عنوان کرد. او تصویر سازی در بعد خارجی و تکیه بر مردم را در بعد داخلی شعار خود قرار داد و استراتژی ای تحت عنوان «پکن جدید، المپیک های بزرگ» را تدوین کرد. شهرداری پکن یکی از شهرداری هایی است که مستقیما تحت رهبری دولت مرکزی اداره می شود و شهردار آن مستقیما به دولت مرکزی گزارش می دهد. شهردار و معاونان او توسط کنگره خلق شهرداری انتخاب می شوند. طبق قوانین چین، کمیته ثابت کنگره خلق در سطح محلی اختیار تعیین مقامات محلی تا سطح معاونان ارشد را دارد اما فقط در جلسه سالانه با حضور تمام اعضا، حق انتخاب رییس دولت محلی شهردار را پیدا می کند. کنگره خلق شهرداری پکن یک نماینده مقتدر دولتی است که نمایندگان آن توسط نمایندگان کنگره های خلقی مناطق و بخش ها انتخاب می شوند. این کنگره برای مدت پنج سال خدمت می کند و شهردار و معاونان وی در جلسات از طریق رای گیری انتخاب می شوند. کمیته حزب کمونیست شهردار پکن از اقتدار و قدرت بالایی در تصمیم گیری ها و رهبری امور پکن برخوردار است. دولت شهری پکن از شهردار، معاونان شهردار، دبیرکل روسای کمیته های مختلف، ادارات و دفاتر تشکیل می شود. دولت خلق شهرداری پکن برای یک دوره پنج ساله تعیین می شود و از اختیاراتی مانند اجرای تصمیمات کنگره شهرداری پکن و کمیته ثابت آن اجرای تصمیمات و دستورات شورای دولتی، اتخاذ معیارهای اداری و صدور آیین نامه، هدایت و نظارت بر کار دپارتمان های کاری مربوط به خود، تدوین برنامه های شهری و بودجه برای برنامه های توسعه اقتصادی و اجتماعی، مدیریت اداری، اقتصادی، آموزشی، پرورشی، علوم، فرهنگ، بهداشت عمومی و… برخوردار است. شهرداری پکن هشت شهرداری منطقه دارد اما همیشه سطح پایین تر تابع سطح بالاتر است. در شهرهای دیگر جهان نیز با مدل های مختلف انتخاب شهردار مواجه می شویم اما در نهایت اعتبار شهرداران با نوع فعالیت آنها ارتباط دارد. اعتباری که ژاک شیراک را به کاخ ریاست جمهوری فرانسه هدایت کرد یا لی میونگ باک شهردار سیول را در رویاهای ریاست جمهوری می برد.
منبع:http://www.academist.ir

ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا هستیم. ننشینید باز جایی را آتش بزنند. اینها مرگ بر شوروی را مطرح می کنند تا آمریکا فراموش شود.
حضرت روح الله خمینی
صحیفه امام - جلد 15 - صفحه 29
جناب حاج سیدجلال رییسالسادات نقل كردند:
در ایامی كه آقای مجتهدی منزل ما تشریف داشتند، خانمی از اهالی تهران نزد من آمده و تقاضا كرد او را نزد آقای مجتهدی ببرم، هنگامی كه علت آن را از وی جویا شدم گفت قرار است چند روز دیگر به خاطر سرطان حنجره عمل جراحی كنم، اكنون خبردار شدهام كه شخصی با این نام در خانه شما تشریف دارند كه میتوانند مریضها را شفا دهند، به این جهت میخواهم ایشان را ملاقات كنم.
بنده پیام او را به آقای مجتهدی رساندم و ایشان اجازه ورود دادند، هنگامی كه آن زن داخل خانه شد به محض دیدن آقا خود را بر روی خاك انداخت و شروع به گریه و زاری نمود و گفت؛ آقاجان دكترها جوابم دادهاند و گفتهاند هیچ راهی برای بهبودی وجود ندارد، اگر ممكن است دعایی بفرمایید، آقا كمی تأمل كرده، آنگاه فرمودند:
شما كه در جوار حضرت رضا (علیهالسلام) هستید، چرا نزد من آمدهاید؟ مگر من چه كاره هستم، به حضرت رجوع كنید و شفایتان را از ایشان بخواهید، آقا رئوف هستند، شما را شفا میدهند اما چون شما تا اینجا آمدهاید از همین جا به حرم بروید و عرض حال كنید، من هم از حضرت شفای شما را طلب میكنم و اصلاً ناراحت نباشید زیرا نزد حضرت هستید.
سپس آن زن رفت و ایشان توسلی پیدا كردند، روز بعد به من فرمودند:
آقا سیدجلال میدانید چه شدهاست؟
عرض كردم خیر آقا جان.
گفتند:
حضرت عنایت كردند و خانمی را كه دیروز به اینجا آمده بود شفا دادند. اكنون شما به محل سكونت او بروید و بگویید: حضرت شما را شفا دادند و دیگر هیچ احتیاجی به عمل جراحی ندارید.
به آقا عرض كردم مسئله چیست؟ شما كه دیروز آن زن را رد كردید.
فرمودند:
اینها باید بدانند كه ما از حضرت میخواهیم آنها را شفا دهند و هیچكاره هستیم، این حضرت هستند كه آنها را شفا میدهند، مردم باید متوجه ائمه اطهار (علهیم السلام) باشند و بدانند كه تمام امور عالم به دست آن بزرگواران است.
جواز دل شكستن
جناب حاج فتحعلی تعریف كردند:
یك روز آقای دكتر ... نزد آقای مجتهدی آمده و گفت: آقا جان یك باب مغازه دارم كه آن را اجاره دادهام، اما موجر چند ماهی است كه از پرداخت اجاره آن خودداری كرده و میگوید استطاعت پرداخت مال الإجاره را ندارم، اجازه می دهید علیه او اقدام كنم؟
آقا سكوت كرده و حرفی نزدند، روز بعد كه آقای دكتر میخواست خدمت ایشان برسد به او اجازه ورود ندادند، و تا مدت یك هفته آقای دكتر میآمد ولی آقا او را نمیپذیرفتند. وقتی علت آن را از ایشان سؤال كردم، فرمودند:
بیست سال در بیابانها رفته و خانه به دوش صحراها بودیم تا مبادا دل كسی را بشكنیم و به كسی آزار برسانیم اكنون ایشان آمده است از ما جواز دل شكستن بگیرد.
به خاطر شیر قهر نكنید
جناب بیگدلی تعریف كردند:
در یكی از سفرهایی كه با خانواده به مشهد مقدس مشرف شده بودیم، روزی برای صبحانه مقداری شیر تهیه كرده و به منزل رفتم، اما طولی نكشید كه بین من و خانواده به خاطر شیر اختلافی پیش آمده و من بدون اینكه شیر را میل كنم با حالت قهرآمیز از منزل خارج شده و به طرف حرم مطهر براه افتادم.
در بین راه به مغازه آقا صادق بستنی فروش كه آقای مجتهدی گهگاهی به آنجا تشریف میبردند رسیدم از آقا صادق پرسیدم، آقا تشریف دارند؟
گفت: بله، من هم به مغازه وارد شده و نزد آقا رفتم، در همان لحظه ایشان فرمودند:
خوب است توسلی به حضرت پیدا كنیم، من هم شروع كردم به خواندن چند بیت شعر،
در همان بین آقای مجتهدی یكمرتبه از جا برخاستند و یك لیوان شیر از آقا صادق گرفته و به من دادند. آنگاه فرمودند:
آقا جان شما این لیوان شیر را میل كنید و هیچگاه به خاطر شیر با عیالتان قهر نكنید و فوراً این كدورت را برطرف نمایید.
مهربانی با مادر
جناب آقای میرزا هاشمزاده نقل كردند:
زمانی كه آقای مجتهدی در یكی از اتاقهای باغ رضوان مشهد بسر میبردند، یك روز صبح كه صبحانه تهیه كرده بودند، جوانی را همراه خود به آنجا آوردند و سه نفری صبحانه خوردیم، بعد از صرف صبحانه هنگامی كه آقا تشریف بردند، از آن جوان سؤال كردم، شما چگونه با آقا آشنا شدید و چه كار داشتید؟
گفت من بیكار بودم و فكر كردم این آقا در اینجا مشغول كار میباشند، لذا از ایشان خواستم كاری به من بدهند تا مشغول آن شوم، هنگامی كه این درخواست را نمودم به من فرمودند:
شما با مادرتان قهر كرده و به اینجا آمدهاید، مگر صدای گریه او را نمیشنوید؟
همینكه این مطلب را فرمودند، دركمال تعجب صدای گریه مادرم را شنیدم و بسیار متأثر و متأسف شدم! سپس فرمودند:
در جیب خود سه تومان پول داری، این مبلغ را هم بگیر و بعد از صرف صبحانه به نزد مادرت برو و با او مهربانی كن و دیگر او را ناراحت نكن كه خسرالدنیا و الآخره خواهی شد.
دستگیری از اولاد حضرت زهرا (علیهاالسلام)
حجت الإسلام گل محمدی نقل كردند:
آقای مجتهدی میفرمودند:
زمانی كه در مشهد مقدس سكونت داشتم اطلاع پیدا كردم، سیدی از اولاد حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) در كنار خیابان چادری زده و با اهل و عیال خود در آن زندگی میكند، با شنیدن این خبر قرار و آرامش از من سلب شد، بعد از تفحص از علت این واقعه متوجه شدم كه این سید یك سال است به علت عدم توانایی مالی نتوانسته است مال الأجارهاش را پرداخت كند و صاحب خانه او را بیرون كرده است، و او به ناچار در كنارخیابان چادری زده و در آن زندگی میكند.
پس از اطلاع از این مطلب فوراً به سراغ صاحب خانه رفته و مال الأجارهای كه عقب افتاده بود را پرداخت كردم، آنگاه منزلی به مدت یك سال اجاره نموده و هزینه یك سال اجاره را جلوتر پرداخت كردم، سپس نزد آن سید رفتم و كلید خانه را به او تحویل دادم و گفتم این خانه از طرف حضرت رضا (علیهالسلام) میباشد و اجاره آن تا یك سال پرداخت شده و بعد از آن هم خدا بزرگ است، فقط خدا میداند در آن روز چقدر آن سید خوشحال شد، به طوری كه از فرط خوشحالی به شدت اشك شوق میریخت.
همان شب در عالم خواب خدمت حضرت رضا (علیهالسلام) مشرف شدم و آن جناب به پاس اینكه دل سیدی از اولاد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را به دست آوردهبودم بسیار به من محبت كرده و علم كیمیا را به من آموختند.
آقای مجتهدی در حالی این حكایت را نقل میكردند كه به شدت میگریستند و به دوستان میفرمودند:
دل ، دل شكستهای را به خاطر خدا آباد كردن آن هم به گونهای كه دست چپ از دست راست باخبر نشود، از مهمترین اعمال سلوك الی الله میباشد.
صدها فرشته بوسه بر آن دست میزنند
كز كار خلق یك گره بسته واكند
تا آنجا كه در توان دارید در انجام این مهم سعی كنید تا خداوند هم در موقع اضطرار از شما دستگیری نماید.
سلام از طرف حضرت امیر (علیهالسلام)
جناب آقای مصطفی حسنی میگفتند:
چندین سال قبل توسط اداره اوقاف تفسیری از قرآن به نام تفسیر نسفی به چاپ رسید كه در آن در ذیل آیه هفده سوره آل عمران از غاصبین حق مولا امیرالمؤمنین (علیهالسلام) تمجید شده بود.
جناب آقای حاج غلامعلی فرجی كه از خادمان و دلسوختگان مخلص حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) میباشد با دیدن این مطلب تا شب بر مظلومیت حضرت امیر(علیهالسلام) گریه میكردند و شب را نیز با ناراحتی به صبح میرسانند، هنگام صبح شخصی از طرف آقای مجتهدی نزد ایشان آمده و گفت آقا با شما كاری دارند، وقتی این عزیز دلسوخته خدمت آقای مجتهدی رسیده بودند ایشان به او میگویند:
بخاطر اینكه شما دیروز بر مظلومیت حضرت امیر (علیهالسلام) زیاد گریه كردید از دیشب تا صبح حضرت مولا علی (علیهالسلام) سه مرتبه به شما سلام رساندند.
اسم اعظم الهی
جناب آقای مصطفی حسنی نقل كردند:
هنگامیكه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عدهای از دوستان به قزوین سفر كردیم و به عنوان هدیه قالیچهای كه بر روی آن نام مبارك «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی كه خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
آقای مجتهدی گفتند :
زمانی كه در نجف اشرف اقامت داشتم به حضرت مولی امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرض كردم: یا مولی، اسم اعظم را به من عطا فرمایید. حضرت فرمودند:
شیخ جعفر، شما به مسجد كوفه بروید و در یكی از حجرهها بیست و یك شبانه روز اقامت كنید و به خادم مسجد بگویید كه روزها درب حجره را به روی شما بسته و شبها باز نماید. هر شب در صحن مسجد كنار استوانه میان مسجد در مقام حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بنشینید و به ذكر ... مشغول شوید. همچنین در طی این مدت غذای حیوانی نخورید و با كسی صحبت نكنید.
روزها و شبها یكی پس از دیگری میگذشت و در این بیست و یك شبانه روز به ریاضت و شب زندهداری خود ادامه میدادم و به دستور حضرت امیر (علیه السلام) كاملاً عمل میكردم.
سرانجام شب بیست و یكم فرا رسید و مشغول ذكر بودم و تا نزدیكیهای صبح از اسم اعظم خبری نشد.
به حضرت مولی عرض كردم: یا مولی، من طبق دستور شما وظایفم را انجام دادم!
در این هنگام ناگهان ستونی از نور از جانب آسمان به طرف همان استوانهای كه من در كنار آن نشسته بودم، درخشش كرد و ندایی بلند شد كه؛
شیخ جعفر، «اسم ولیّ هر زمان اسم اعظم الهی است».
و با گفتن این قضیه، حالت عجیبی به ایشان دست داد و به شدت منقلب شدند و در همان حال به ما سفارش كردند كه :
قدر و ارزش خود را بدانید، شما كه در مسجد جمكران خدمت میكنید، توجه داشته باشید كه با اسم اعظم الهی روبرو هستید.
محبت جناب جعفر طیار (علیهالسلام)
حجت الإسلام و المسلمین گلمحمدی میگفتند:
یك روز آقای مجتهدی به من فرمودند:
جناب جعفر طیار (علیهالسلام) به شما خیلی محبت دارند.
عرض كردم به چه مناسبت ایشان به من محبت دارند؟! فرمودند:
شما هر روز برای ایشان هدیهای میفرستید
مجدداً سؤال كردم چه هدیهای؟ فرمودند:
شما هر روز برای ایشان قرآن میخوانید
و مطلب همانطور بود كه آقا فرمودند.
بنده هر روز دو مرتبه «سوره یس» را قرائت میكردم و به حضرت جعفر طیار (علیهالسلام) هدیه مینمودم و تا آن موقع جز خدا هیچ كس از این عمل خبر نداشت.
پاداش احسان به سادات
حجت الإسلام گلمحمدی نقل كردند:
روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینكه مقداری از مسیر را با ایشان طی كردم متوجه شدم كه از سرما بخود میلرزد، فوراً یكی از آن دو عبا را كه بر دوشم بود و تازه تهیه كرده بودم به ایشان دادم.
بعد از ظهر همان روز كه به منزل آقای مجتهدی رفتم، ایشان نگاهی به من كرده و تبسمی نمودند. آنگاه فرمودند:
آقاجان، ائمه اطهار (علیهمالسلام) به شما توجه دارند.
عرض كردم: من به غیر از معصیت و شرمندگی كاری نكردهام.
فرمودند:
خیر آقاجان، اینطور نیست كه میفرمایید، شما كارهای خوبی انجام میدهید.
پرسیدم مثلاً چه كاری؟ مجدداً تبسمی نموده و فرمودند:
شما به اولاد ایشان محبت دارید، بله، به یكی از اولاد ایشان محبت چشمگیری كردهاید، ائمه اطهار (علیهمالسلام) هم در قبال آن به شما لطف دارند
آقای مجتهدی طوری صحبت میكردند كه گویا عبایی را كه به آن سید محترم داده بودم دیده بودند!
تولی و تبری
جناب آقای بیگدلی نقل میكردند:
آقای مجیدی كه یكی از نوكران و خدمتگذاران به ساحت مقدسه بیبی دو عالم حضرت زهرا (علیها السلام) بودند، در ایام عیدالزهراء مراسم جشن و سرور ترتیب میداده و با انجام كارهای ملیح و حركات شیرین مردم را به خنده در میآوردند و در آن ایام كسی به غیر از ایشان مراسمی برگزار نمیكرد.
روزی به آقای مجتهدی عرض كردم، آقای مجیدی كه هر سال مراسم عیدالزهراء برپا میكردند امسال از برگزاری آن صرف نظر كرده، اما در عالم رؤیا به زیارت حضرت زهراء (علیهالسلام) مشرف شده و بیبی به ایشان دستور میفرمایند كه مراسم را برپا كند، هنگامی كه این مطلب را به آقا عرض كردم، فرمودند:
آقای مجیدی را نزد من بیاورید، میخواهم ایشان را ببینم.
وقتی كه پیغام آقای مجتهدی را به آقای مجیدی رساندم، با ذوق و شوق تمام خدمت آقا رسید و هنگام ورود مقابل ایشان از خود حركاتی نشان داد كه موجب خندیدن و مسرور گشتن آقا گردید، سپس آقای مجتهدی مبلغ بیست تومان كه در آن موقع مبلغ قابل توجهی بود به آقای مجیدی داده و فرمودند:
این پول حواله حضرت است بگیرید و هیچگاه دست از ارادت و خدمتگذاری برندارید و در جهت برگزاری مراسم عیدالزهراء بسیار تأكید فرمودند
در این هنگام آقای مجیدی شروع به گریه كرده و به من گفت آقای مجتهدی از كجا میدانستند كه من مبلغ بیست تومان قرض دارم؟!
امروز قبل از اینكه به منزل آقا بیایم به حرم حضرت معصومه (علیهاالسلام) مشرف شده و عرض كردم مبلغ بیست تومان بدهكار میباشم و آبرویم در خطر است و از این موضوع غیر از من و بیبی هیچكس خبر نداشت، اكنون متحیرم كه چگونه آقای مجتهدی از این مطلب باخبر شدهاند؟!
آقای بیگدلی میگفتند: به آقای مجیدی گفتم: آقای مجتهدی دائماً با حضرت ائمه (علیهمالسلام) در ارتباط هستند.
زیارت به نیابت مادر
جناب آقای یزدان پناه تعریف كردند:
چندین سال قبل كه میخواستم به پابوس حضرت رضا (علیه الاف التحیه و الثناء) مشرف شوم جهت خداحافظی نزد مادرم رفته و به ایشان گفتم: قصد زیارت حضرت رضا (علیهالسلام) را دارم چه چیزی دوست دارید برای شما سوغات آورم؟
مادرم گفتند: چیزی جز سلامتی تو را نمیخواهم اما وقتی مشرف شدی یك زیارت به نیابت من بجا آور. بنده هم قبول نموده و به مشهد مقدس رفتم و پس از زیارت حضرت رضا (علیهالسلام) خدمت آقای مجتهدی رسیدم، در آنجا به ایشان عرض كردم: آقاجان توجهی كنید تا حضرت علی بن موسی الرضا (علیهالسلام) عنایتی فرمایند و گشایشی در كارهایم حاصل شود.
ایشان نگاهی به من كرده و فرمودند:
به یاد دارید وقتی میخواستید به مشهد بیایید، مادرتان چه گفت؟
عرض كردم: خیر آقاجان چه گفت؟
فرمودند:
وقتی شما جهت خداحافظی نزد مادرتان رفتید و گفتید چه چیزی برایتان به سوغات آورم. گفتند: من سلامتی تو را میخواهم ولی یك زیارت به نیابت من بجا آور. شما سه روز است به مشهد آمدهاید ولی زیارتی كه به نیابت مادرتان قبول نمودید را انجام ندادهاید. این زیارت برای ایشان نوشته شده است و انجام آن بر عهده شما میباشد و گشایش كار شما به انجام فرمان مادر میباشد.
آقای یزدان پناه میگفتند: اتفاقاً آن روز مصادف بود با روز شهادت حضرت رضا (علیهالسلام) و من در آن روز حضرت را به نیابت مادرم زیارت كردم و پس از آن مشكلات من یكی پس از دیگری حل شد.
منبع:www.salehin.com






