
ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا هستیم. ننشینید باز جایی را آتش بزنند. اینها مرگ بر شوروی را مطرح می کنند تا آمریکا فراموش شود.
حضرت روح الله خمینی
صحیفه امام - جلد 15 - صفحه 29
جناب حاج سیدجلال رییسالسادات نقل كردند:
در ایامی كه آقای مجتهدی منزل ما تشریف داشتند، خانمی از اهالی تهران نزد من آمده و تقاضا كرد او را نزد آقای مجتهدی ببرم، هنگامی كه علت آن را از وی جویا شدم گفت قرار است چند روز دیگر به خاطر سرطان حنجره عمل جراحی كنم، اكنون خبردار شدهام كه شخصی با این نام در خانه شما تشریف دارند كه میتوانند مریضها را شفا دهند، به این جهت میخواهم ایشان را ملاقات كنم.
بنده پیام او را به آقای مجتهدی رساندم و ایشان اجازه ورود دادند، هنگامی كه آن زن داخل خانه شد به محض دیدن آقا خود را بر روی خاك انداخت و شروع به گریه و زاری نمود و گفت؛ آقاجان دكترها جوابم دادهاند و گفتهاند هیچ راهی برای بهبودی وجود ندارد، اگر ممكن است دعایی بفرمایید، آقا كمی تأمل كرده، آنگاه فرمودند:
شما كه در جوار حضرت رضا (علیهالسلام) هستید، چرا نزد من آمدهاید؟ مگر من چه كاره هستم، به حضرت رجوع كنید و شفایتان را از ایشان بخواهید، آقا رئوف هستند، شما را شفا میدهند اما چون شما تا اینجا آمدهاید از همین جا به حرم بروید و عرض حال كنید، من هم از حضرت شفای شما را طلب میكنم و اصلاً ناراحت نباشید زیرا نزد حضرت هستید.
سپس آن زن رفت و ایشان توسلی پیدا كردند، روز بعد به من فرمودند:
آقا سیدجلال میدانید چه شدهاست؟
عرض كردم خیر آقا جان.
گفتند:
حضرت عنایت كردند و خانمی را كه دیروز به اینجا آمده بود شفا دادند. اكنون شما به محل سكونت او بروید و بگویید: حضرت شما را شفا دادند و دیگر هیچ احتیاجی به عمل جراحی ندارید.
به آقا عرض كردم مسئله چیست؟ شما كه دیروز آن زن را رد كردید.
فرمودند:
اینها باید بدانند كه ما از حضرت میخواهیم آنها را شفا دهند و هیچكاره هستیم، این حضرت هستند كه آنها را شفا میدهند، مردم باید متوجه ائمه اطهار (علهیم السلام) باشند و بدانند كه تمام امور عالم به دست آن بزرگواران است.
جواز دل شكستن
جناب حاج فتحعلی تعریف كردند:
یك روز آقای دكتر ... نزد آقای مجتهدی آمده و گفت: آقا جان یك باب مغازه دارم كه آن را اجاره دادهام، اما موجر چند ماهی است كه از پرداخت اجاره آن خودداری كرده و میگوید استطاعت پرداخت مال الإجاره را ندارم، اجازه می دهید علیه او اقدام كنم؟
آقا سكوت كرده و حرفی نزدند، روز بعد كه آقای دكتر میخواست خدمت ایشان برسد به او اجازه ورود ندادند، و تا مدت یك هفته آقای دكتر میآمد ولی آقا او را نمیپذیرفتند. وقتی علت آن را از ایشان سؤال كردم، فرمودند:
بیست سال در بیابانها رفته و خانه به دوش صحراها بودیم تا مبادا دل كسی را بشكنیم و به كسی آزار برسانیم اكنون ایشان آمده است از ما جواز دل شكستن بگیرد.
به خاطر شیر قهر نكنید
جناب بیگدلی تعریف كردند:
در یكی از سفرهایی كه با خانواده به مشهد مقدس مشرف شده بودیم، روزی برای صبحانه مقداری شیر تهیه كرده و به منزل رفتم، اما طولی نكشید كه بین من و خانواده به خاطر شیر اختلافی پیش آمده و من بدون اینكه شیر را میل كنم با حالت قهرآمیز از منزل خارج شده و به طرف حرم مطهر براه افتادم.
در بین راه به مغازه آقا صادق بستنی فروش كه آقای مجتهدی گهگاهی به آنجا تشریف میبردند رسیدم از آقا صادق پرسیدم، آقا تشریف دارند؟
گفت: بله، من هم به مغازه وارد شده و نزد آقا رفتم، در همان لحظه ایشان فرمودند:
خوب است توسلی به حضرت پیدا كنیم، من هم شروع كردم به خواندن چند بیت شعر،
در همان بین آقای مجتهدی یكمرتبه از جا برخاستند و یك لیوان شیر از آقا صادق گرفته و به من دادند. آنگاه فرمودند:
آقا جان شما این لیوان شیر را میل كنید و هیچگاه به خاطر شیر با عیالتان قهر نكنید و فوراً این كدورت را برطرف نمایید.
مهربانی با مادر
جناب آقای میرزا هاشمزاده نقل كردند:
زمانی كه آقای مجتهدی در یكی از اتاقهای باغ رضوان مشهد بسر میبردند، یك روز صبح كه صبحانه تهیه كرده بودند، جوانی را همراه خود به آنجا آوردند و سه نفری صبحانه خوردیم، بعد از صرف صبحانه هنگامی كه آقا تشریف بردند، از آن جوان سؤال كردم، شما چگونه با آقا آشنا شدید و چه كار داشتید؟
گفت من بیكار بودم و فكر كردم این آقا در اینجا مشغول كار میباشند، لذا از ایشان خواستم كاری به من بدهند تا مشغول آن شوم، هنگامی كه این درخواست را نمودم به من فرمودند:
شما با مادرتان قهر كرده و به اینجا آمدهاید، مگر صدای گریه او را نمیشنوید؟
همینكه این مطلب را فرمودند، دركمال تعجب صدای گریه مادرم را شنیدم و بسیار متأثر و متأسف شدم! سپس فرمودند:
در جیب خود سه تومان پول داری، این مبلغ را هم بگیر و بعد از صرف صبحانه به نزد مادرت برو و با او مهربانی كن و دیگر او را ناراحت نكن كه خسرالدنیا و الآخره خواهی شد.
دستگیری از اولاد حضرت زهرا (علیهاالسلام)
حجت الإسلام گل محمدی نقل كردند:
آقای مجتهدی میفرمودند:
زمانی كه در مشهد مقدس سكونت داشتم اطلاع پیدا كردم، سیدی از اولاد حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) در كنار خیابان چادری زده و با اهل و عیال خود در آن زندگی میكند، با شنیدن این خبر قرار و آرامش از من سلب شد، بعد از تفحص از علت این واقعه متوجه شدم كه این سید یك سال است به علت عدم توانایی مالی نتوانسته است مال الأجارهاش را پرداخت كند و صاحب خانه او را بیرون كرده است، و او به ناچار در كنارخیابان چادری زده و در آن زندگی میكند.
پس از اطلاع از این مطلب فوراً به سراغ صاحب خانه رفته و مال الأجارهای كه عقب افتاده بود را پرداخت كردم، آنگاه منزلی به مدت یك سال اجاره نموده و هزینه یك سال اجاره را جلوتر پرداخت كردم، سپس نزد آن سید رفتم و كلید خانه را به او تحویل دادم و گفتم این خانه از طرف حضرت رضا (علیهالسلام) میباشد و اجاره آن تا یك سال پرداخت شده و بعد از آن هم خدا بزرگ است، فقط خدا میداند در آن روز چقدر آن سید خوشحال شد، به طوری كه از فرط خوشحالی به شدت اشك شوق میریخت.
همان شب در عالم خواب خدمت حضرت رضا (علیهالسلام) مشرف شدم و آن جناب به پاس اینكه دل سیدی از اولاد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را به دست آوردهبودم بسیار به من محبت كرده و علم كیمیا را به من آموختند.
آقای مجتهدی در حالی این حكایت را نقل میكردند كه به شدت میگریستند و به دوستان میفرمودند:
دل ، دل شكستهای را به خاطر خدا آباد كردن آن هم به گونهای كه دست چپ از دست راست باخبر نشود، از مهمترین اعمال سلوك الی الله میباشد.
صدها فرشته بوسه بر آن دست میزنند
كز كار خلق یك گره بسته واكند
تا آنجا كه در توان دارید در انجام این مهم سعی كنید تا خداوند هم در موقع اضطرار از شما دستگیری نماید.
سلام از طرف حضرت امیر (علیهالسلام)
جناب آقای مصطفی حسنی میگفتند:
چندین سال قبل توسط اداره اوقاف تفسیری از قرآن به نام تفسیر نسفی به چاپ رسید كه در آن در ذیل آیه هفده سوره آل عمران از غاصبین حق مولا امیرالمؤمنین (علیهالسلام) تمجید شده بود.
جناب آقای حاج غلامعلی فرجی كه از خادمان و دلسوختگان مخلص حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) میباشد با دیدن این مطلب تا شب بر مظلومیت حضرت امیر(علیهالسلام) گریه میكردند و شب را نیز با ناراحتی به صبح میرسانند، هنگام صبح شخصی از طرف آقای مجتهدی نزد ایشان آمده و گفت آقا با شما كاری دارند، وقتی این عزیز دلسوخته خدمت آقای مجتهدی رسیده بودند ایشان به او میگویند:
بخاطر اینكه شما دیروز بر مظلومیت حضرت امیر (علیهالسلام) زیاد گریه كردید از دیشب تا صبح حضرت مولا علی (علیهالسلام) سه مرتبه به شما سلام رساندند.
اسم اعظم الهی
جناب آقای مصطفی حسنی نقل كردند:
هنگامیكه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عدهای از دوستان به قزوین سفر كردیم و به عنوان هدیه قالیچهای كه بر روی آن نام مبارك «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی كه خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
آقای مجتهدی گفتند :
زمانی كه در نجف اشرف اقامت داشتم به حضرت مولی امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرض كردم: یا مولی، اسم اعظم را به من عطا فرمایید. حضرت فرمودند:
شیخ جعفر، شما به مسجد كوفه بروید و در یكی از حجرهها بیست و یك شبانه روز اقامت كنید و به خادم مسجد بگویید كه روزها درب حجره را به روی شما بسته و شبها باز نماید. هر شب در صحن مسجد كنار استوانه میان مسجد در مقام حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بنشینید و به ذكر ... مشغول شوید. همچنین در طی این مدت غذای حیوانی نخورید و با كسی صحبت نكنید.
روزها و شبها یكی پس از دیگری میگذشت و در این بیست و یك شبانه روز به ریاضت و شب زندهداری خود ادامه میدادم و به دستور حضرت امیر (علیه السلام) كاملاً عمل میكردم.
سرانجام شب بیست و یكم فرا رسید و مشغول ذكر بودم و تا نزدیكیهای صبح از اسم اعظم خبری نشد.
به حضرت مولی عرض كردم: یا مولی، من طبق دستور شما وظایفم را انجام دادم!
در این هنگام ناگهان ستونی از نور از جانب آسمان به طرف همان استوانهای كه من در كنار آن نشسته بودم، درخشش كرد و ندایی بلند شد كه؛
شیخ جعفر، «اسم ولیّ هر زمان اسم اعظم الهی است».
و با گفتن این قضیه، حالت عجیبی به ایشان دست داد و به شدت منقلب شدند و در همان حال به ما سفارش كردند كه :
قدر و ارزش خود را بدانید، شما كه در مسجد جمكران خدمت میكنید، توجه داشته باشید كه با اسم اعظم الهی روبرو هستید.
محبت جناب جعفر طیار (علیهالسلام)
حجت الإسلام و المسلمین گلمحمدی میگفتند:
یك روز آقای مجتهدی به من فرمودند:
جناب جعفر طیار (علیهالسلام) به شما خیلی محبت دارند.
عرض كردم به چه مناسبت ایشان به من محبت دارند؟! فرمودند:
شما هر روز برای ایشان هدیهای میفرستید
مجدداً سؤال كردم چه هدیهای؟ فرمودند:
شما هر روز برای ایشان قرآن میخوانید
و مطلب همانطور بود كه آقا فرمودند.
بنده هر روز دو مرتبه «سوره یس» را قرائت میكردم و به حضرت جعفر طیار (علیهالسلام) هدیه مینمودم و تا آن موقع جز خدا هیچ كس از این عمل خبر نداشت.
پاداش احسان به سادات
حجت الإسلام گلمحمدی نقل كردند:
روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینكه مقداری از مسیر را با ایشان طی كردم متوجه شدم كه از سرما بخود میلرزد، فوراً یكی از آن دو عبا را كه بر دوشم بود و تازه تهیه كرده بودم به ایشان دادم.
بعد از ظهر همان روز كه به منزل آقای مجتهدی رفتم، ایشان نگاهی به من كرده و تبسمی نمودند. آنگاه فرمودند:
آقاجان، ائمه اطهار (علیهمالسلام) به شما توجه دارند.
عرض كردم: من به غیر از معصیت و شرمندگی كاری نكردهام.
فرمودند:
خیر آقاجان، اینطور نیست كه میفرمایید، شما كارهای خوبی انجام میدهید.
پرسیدم مثلاً چه كاری؟ مجدداً تبسمی نموده و فرمودند:
شما به اولاد ایشان محبت دارید، بله، به یكی از اولاد ایشان محبت چشمگیری كردهاید، ائمه اطهار (علیهمالسلام) هم در قبال آن به شما لطف دارند
آقای مجتهدی طوری صحبت میكردند كه گویا عبایی را كه به آن سید محترم داده بودم دیده بودند!
تولی و تبری
جناب آقای بیگدلی نقل میكردند:
آقای مجیدی كه یكی از نوكران و خدمتگذاران به ساحت مقدسه بیبی دو عالم حضرت زهرا (علیها السلام) بودند، در ایام عیدالزهراء مراسم جشن و سرور ترتیب میداده و با انجام كارهای ملیح و حركات شیرین مردم را به خنده در میآوردند و در آن ایام كسی به غیر از ایشان مراسمی برگزار نمیكرد.
روزی به آقای مجتهدی عرض كردم، آقای مجیدی كه هر سال مراسم عیدالزهراء برپا میكردند امسال از برگزاری آن صرف نظر كرده، اما در عالم رؤیا به زیارت حضرت زهراء (علیهالسلام) مشرف شده و بیبی به ایشان دستور میفرمایند كه مراسم را برپا كند، هنگامی كه این مطلب را به آقا عرض كردم، فرمودند:
آقای مجیدی را نزد من بیاورید، میخواهم ایشان را ببینم.
وقتی كه پیغام آقای مجتهدی را به آقای مجیدی رساندم، با ذوق و شوق تمام خدمت آقا رسید و هنگام ورود مقابل ایشان از خود حركاتی نشان داد كه موجب خندیدن و مسرور گشتن آقا گردید، سپس آقای مجتهدی مبلغ بیست تومان كه در آن موقع مبلغ قابل توجهی بود به آقای مجیدی داده و فرمودند:
این پول حواله حضرت است بگیرید و هیچگاه دست از ارادت و خدمتگذاری برندارید و در جهت برگزاری مراسم عیدالزهراء بسیار تأكید فرمودند
در این هنگام آقای مجیدی شروع به گریه كرده و به من گفت آقای مجتهدی از كجا میدانستند كه من مبلغ بیست تومان قرض دارم؟!
امروز قبل از اینكه به منزل آقا بیایم به حرم حضرت معصومه (علیهاالسلام) مشرف شده و عرض كردم مبلغ بیست تومان بدهكار میباشم و آبرویم در خطر است و از این موضوع غیر از من و بیبی هیچكس خبر نداشت، اكنون متحیرم كه چگونه آقای مجتهدی از این مطلب باخبر شدهاند؟!
آقای بیگدلی میگفتند: به آقای مجیدی گفتم: آقای مجتهدی دائماً با حضرت ائمه (علیهمالسلام) در ارتباط هستند.
زیارت به نیابت مادر
جناب آقای یزدان پناه تعریف كردند:
چندین سال قبل كه میخواستم به پابوس حضرت رضا (علیه الاف التحیه و الثناء) مشرف شوم جهت خداحافظی نزد مادرم رفته و به ایشان گفتم: قصد زیارت حضرت رضا (علیهالسلام) را دارم چه چیزی دوست دارید برای شما سوغات آورم؟
مادرم گفتند: چیزی جز سلامتی تو را نمیخواهم اما وقتی مشرف شدی یك زیارت به نیابت من بجا آور. بنده هم قبول نموده و به مشهد مقدس رفتم و پس از زیارت حضرت رضا (علیهالسلام) خدمت آقای مجتهدی رسیدم، در آنجا به ایشان عرض كردم: آقاجان توجهی كنید تا حضرت علی بن موسی الرضا (علیهالسلام) عنایتی فرمایند و گشایشی در كارهایم حاصل شود.
ایشان نگاهی به من كرده و فرمودند:
به یاد دارید وقتی میخواستید به مشهد بیایید، مادرتان چه گفت؟
عرض كردم: خیر آقاجان چه گفت؟
فرمودند:
وقتی شما جهت خداحافظی نزد مادرتان رفتید و گفتید چه چیزی برایتان به سوغات آورم. گفتند: من سلامتی تو را میخواهم ولی یك زیارت به نیابت من بجا آور. شما سه روز است به مشهد آمدهاید ولی زیارتی كه به نیابت مادرتان قبول نمودید را انجام ندادهاید. این زیارت برای ایشان نوشته شده است و انجام آن بر عهده شما میباشد و گشایش كار شما به انجام فرمان مادر میباشد.
آقای یزدان پناه میگفتند: اتفاقاً آن روز مصادف بود با روز شهادت حضرت رضا (علیهالسلام) و من در آن روز حضرت را به نیابت مادرم زیارت كردم و پس از آن مشكلات من یكی پس از دیگری حل شد.
منبع:www.salehin.com
نويسنده: مينو صارمي
هر كسي كه يك دوره نهج البلاغه را مطالعه كند، مي بيند علي (علیه السّلام) در باره حكومت و عدالت حساسيت خاصي دارد، قطعا براي كساني كه با اسلام آشنايي ندارند باعث تعجب است كه چرا يك پيشواي ديني اينقدر به اين گونه مسائل مي پردازد. بر عكس، كسي كه با تعليمات اسلامي آشناست و سوابق ديني و تربيتي علي (علیه السّلام) را مي داند دچار هيچ گونه تعجبي نمي شود بلكه براي او اگر جز اين بود جاي تعجب بود.
از آنجائي كه قرآن كريم مي فرمايد: لقد ارسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط. سوگند كه ما پيامبران خويش را با دلايل روشن فرستاديم و با آنان كتاب وترازو فرود آورديم در اين آيه برقراري عدالت به عنوان هدف بعثت همه انبياء معرفي شده است پس چگونه ممكن است كسي مانند علي كه شارح و مفسر قرآن و توضيح دهنده اصول و فروع اسلام است، در باره اين مساله سكوت كند و يا دردرجه كمتري از اهميت آن را قرار دهد؟
اولين مساله اي كه بايد بحث شود همين است كه ارزش واهميت اين مسائل از نظر نهج البلاغه درچه درجه اعتبار است بحث مفصل از حدود اين مقالات خارج است اما اشاره به آنها لازم است. قرآن كريم آنجا كه رسول اكرم را فرمان مي دهد كه خلافت و ولايت و زعامت علي (علیه السّلام) را بعد از خودش به مردم ابلاغ كند، مي فرمايد: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته « اي فرستاده ! اين فرمان را كه از ناحيه پروردگارت فرود آمده به مردم برسان، اگر نكني رسالت الهي را ابلاغ نكرده اي. » مسائل مربوط به حكومت و عدالت كه در نهج البلاغه مطرح شده است فراوان است و ما به حول و قوه الهي برخي از آنها را طرح مي كنيم. اولين مساله كه لازم است بحث شود ارزش و لزوم حكومت است.
علي (علیه السّلام) مكرر لزوم يك حكومت مقتدر را تصريح كرده است و با فكر وخوارج كه در آغاز امر مدعي بودند با وجود قرآن از حكومت بي نيازيم مبارزه كرده است. علي (علیه السّلام) مانند هر مرد الهي ورجل رباني ديگر، حكومت و زعامت را به عنوان يك پست ومقام دنيوي كه اشباع كننده حس جاه طلبي بشر است وبه عنوان هدف و ايده آل زندگي، سخت تحقير مي كند وآن را پشيزي نمي شمارد، آن را مانند ساير مظاهر مادي دنيا از استخوان خوكي كه در دست انسان خوره داري باشد بي مقدار تر مي شمارد، امام همين حكومت و زعامت را در مسير اصلي و واقعي اش يعني به عنوان وسيله اي براي اجراي عدالت و احقاق حق و خدمت به اجتماع، فوق العاده مقدس مي شمارد ومانع دست يافتن حريف و رقيب فرصت طلب استفاده جو مي گردد.، از شمشير زدن براي حفظ ونگهداري اش از دستبرد چپاولگران دريغ نمي ورزد.
در خطبه 207 بحثي كلي در مورد حقوق مي كند و مي فرمايد : حقوق همواره طرفيني است. مي فرمايد: از جمله حقوق الهي حقوقي است كه براي مردم بر مردم قرار داده است، آنها را چنان وضع كرده كه هر حقي در برابر حقي ديگر قرار مي گيرد، هر حقي به نفع يك فرد ويا يك جمعيت موجب حقي ديگر است كه آنها را متعهد مي كند، هر حقي آنگاه الزام آور مي گردد كه ديگري هم وظيفه خود را در مورد حقوقي كه برعهده دارد انجام مي دهد.
ارزش عدالت
تعليمات مقدس اسلام اولين تاثيري كه گذاشت روي انديشه هاي وتفكرات گروندگان بود، نه تنها تعليمات جديدي در زمينه جهان وانسان و اجتماع آورد بلكه طرز تفكر ونحوه انديشيدنها را عوض كرد. اهميت اين قسمت كمتر از اهيمت قسمت اول نيست. هر معلمي معلومات تازه اي به شاگردان خود مي دهد وهر مكتبي اطلاعات جديدي در اختيار پيروان خود مي گذارد، اما تنها برخي از معلمان و برخي از مكتبهاست كه منطبق جديدي به شاگردان و پيروان خود دهند و طرز تفكر آنان را تغيير داده، نحوه انديشيدنشان را دگرگون مي سازند. بشر در برخورد با مسائل اجتماعي واخلاقي خواه ناخواه به نوعي ارزيابي مي پردازد، در ارزيابي خود براي آن مسائل درجات و مراتب يعني ارزشهاي مختلف قاتل مي شود و بر اساس همين درجه بندي ها و طبقه بندي هاست كه نوع اصول و مباديي كه به كار مي برد، با آنچه ديگري ارزيابي مي كند متفاوت مي شود و در نتيجه طرز تفكر ها مختلف مي گردد.
عدالت يكي از مسائلي است كه به وسيله اسلام حيات وزندگي را از سر گرفت و ارزش فوق العاده يافت. اسلامي به عدالت، تنها توصيه نكرد و يا تنها به اجراي آن قناعت نكرد بلكه عمده اين است كه ارزش آن را بالا برد. بهتر است اين مطلب را از زبان علي (علیه السّلام) در نهج البلاغه بشنويم. به دو دليل عدل از جود بالاتر است يكي اينكه : العدل يضع الامور مواضعها و الجود يخرجها من جهتها. عدل جريانها را در مجراي طبيعي خود قرار مي دهد، اما جود جريانها را از مجراي طبيعي خود خارج مي سازد. زيرا مفهوم عدالت اين است كه استحقاقهاي طبيعي و واقعي در نظر گرفته شود و به هر كس مطابق آنچه به حسب كار و استعداد لياقت دارد داده شود، اجتماع حكم ماشيني را پيدا مي كند كه هر جزء آن در جاي خودش قرار گرفته است. و اما جود درست است كه از نظر شخص جود كننده- كه ما يملك مشروع خويش را به ديگري مي بخشد - فوق العاده با ارزش است، اما بايد توجه داشت كه يك جريان غير طبيعي است، مانند بدني است كه عضوي از آن بدن بيمار است و ساير اعضا موقتا براي اينكه آن عضور را نجات دهند فعاليت خويش را متوجه اصلاح وضع او مي كنند.
ديگر اينكه : العدل سائس عام والجود عارض خاص. عدالت قانوني است عام، و مدير و مدبري است كلي و شامل كه همه اجتماع را در بر مي گيرد، و بزرگراهي است كه همه بايد از آن بروند. اما جود و بخشش يك حالت استثنائي و غير كلي است كه نمي شود رويش حساب كرد. اساسا جود اگر جنبه قانوني وعمومي پيدا كند و كليت يابد، ديگر جود نيست. علي (علیه السّلام) آنگاه نتيجه گرفت: فالعدل اشرفهما و افضلهما.
پس از ميان عدالت وجود، آن كه اشرف و افضل است عدالت است. از نظر علي (علیه السّلام) آن اصلي كه مي تواند تعادل اجتماع را حفظ كند و همه را راضي نگه دارد، به پيكر اجتماع سلامت و به روح اجتماع آرامش بدهد عدالت است. عدالت بزرگراهي است عمومي كه همه را مي تواند در خود بگنجاند و بدون مشكلي عبور دهد، اما ظلم و جور كوره راهي است كه حتي فرد ستمگر را به مقصد نمي رساند. فان في العدل سعة ومن ضاق عليه العدل فالجور عليه اضيق. همانا در عدالت گنجايش خاصي است، عدالت مي تواند همه را در بر گيرد ودر خود جاي دهد، و آن كس كه بيمار است اندامش آماس كرده و در عدالت نمي گنجد، بايد بداند كه جايگاه ظلم وجور تنگتر است. يعني عدالت چيزي است كه مي توان به آن به عنوان يك مرز ايمان داشت و به حدود آن راضي وقانع بود، اما اگر اين مرز شكسته و اين ايمان گرفته شود وپاي بشر به آن طرف مرز برسد ديگر حدي براي خود نمي شناسد، نتوان تماشاچي صحنه هاي بي عدالتي بود. علي (علیه السّلام) عدالت را يك تكليف و وظيفه الهي، بلكه ناموس الهي مي داند، هرگز روا نمي شمارد كه يك مسلمان آگاه به تعليمات اسلامي تماشاچي صحنه هاي تبعيض و بي عدالتي باشد.
عدالت نبايد فداي مصلحت بشود
تبعيض و رفيق بازي و باند سازي و دهانها را با لقمه هاي بزرگ بستن و دوختن، همواره ابزار لازم سياست قلمداد شده است. اكنون مردي زمامدار و كشتي سياست را ناخدا شده است كه دشمن اين ابزار سات، هدف و ايده اش مبارزه با اين نوع سياست بازي است. طبعا از همان روز اول، ارباب توقع يعني همان رجال سياست رنجش پيدا مي كنند، رنجش منجر به خرابكاري مي شود ودردسرهايي فراهم مي آورد. دوستان خير انديش به حضور علي (علیه السّلام) آمدند و با نهايت خلوص و خيرخواهي تقاضا كردند كه به خاطر مصلحت مهمتر، انعطافي در سياست خود پديد آورد، پيشنهاد كردند كه خودت را از درد سر اين هوچيها راحت كن، « دهن سگ به لقمه دوخته به » : اينها افراد متنفذي هستند، بعضي از اينها از شخصيتهاي صدر اول اند، تو فعلا در مقابل دشمني مانند معاويه قرار داري كه ايالتي زر خيز مانند شام را در اختيار دارد، چه مانعي دارد كه به خاطر «مصلحت» ! فعلا موضوع مساوات وبرابري را مسكوت عنه بگذاري ؟
علي (علیه السّلام) جواب داد: اتامروني ان اطلب النصر بالجور... و الله لا اطور به ما سمر سمير و ما ام نجم في السماء نجما، و لو كان المال لي لسويت بينهم فكيف و انما المال مال الله. شما از من مي خواهيد كه پيروزي را به قيمت تبعيض و ستمگري به دست آورم ؟ از من مي خواهيد كه عدالت را به پاي سياست و سيادت قرباني كنم ؟
سوگند به ذات خدا كه تا دنيا دنياست چنين كاري نخواهم كرد و به گرد چنين كاري نخواهم گشت. من وتبعيض ؟! من و پايمال كردن عداليت؟!
اگر همه اين اموال عمومي كه در اختيار من است مال شخص خودم و محصول دسترنج خودم بود و مي خواستم ميان مردم تقسيم كنم، هرگز تبعيض روا نمي داشتم تا چه رسد كه مال مال خداست و من امانتدار خدايم. اين بود نمونه اي از ارزيابي علي( ع) در باره عدالت، و اين است ارزش عدالت در نظر علي (علیه السّلام).
منبع: روزنامه اعتدال
عزيز آذينفرد
سؤال مطرح شده، از ابعاد گوناگون قابل بررسی است ولی اگر بخواهیم پاسخی در خور توجه بدهیم باید به این
نکتهی اساسی اذعان داشت که شاعری که در این دو سه دهه به دور از افراط و تفریط های رایج در شعر و شاعری و بی هیچ تظاهری و بی هیچ های وهای و جنجالی، کار خود را پیش برد و شعرش با توفیق و لیاقتی توأمان، توانست در میان اقشار مختلف جامعه راه خود را باز کند، بدون شک «قیصر امینپور» بود.
با نگاهی اجمالی شاید بتوان گفت گره خوردگی این پنج عنصر با همدیگر منشوری تماشایی و جاودانه از او ساخته است:
1-
«قیصر امینپور» یکی از برجسته ترین شـاعران سـه دهـهی اخیر است که هویـت شاعریاش از رویداد شگرف انقلاب اسلامی، جدا شدنی نیست. قیصر را نه در نسبت با جریان ادبیات معاصر که در نسبت با معجزه واره ای به نام انقلاب اسلامی باید شناخت و تحلیل کرد و هر گونه نقد و گزارش دیگر قطعاً ناتمام و ناکارآمد خواهد بود. بدون تردید امام خمینی(ره) را می توان نقطهی عزیـمت شـعر انقـلاب اسلامی دانست. نفحات قدسی دَم مسیحایی حضرت روح الله (قدس سره) انقلابی روحانی در وی و دوستانش پدید آورد که موجبات گردآمدن آنان را در حوزهی اندیشه و هنر اسلامیِ سازمان تبیلغات اسلامی فراهم ساخت که با رویکرد تبلیغ اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی شروع به کار کرد و همین خصوصیات روحانی چنان وی را مجذوب کرد که امام خمینی (ره)را طلایه دار مردان خدا می دانست:
مردی که طلایه دار مردان خداست
از طایفه ی نور نوردان خداست
قطبی که مدار چشم او قبله نماست
قلبش گل آفتابگردان خداست
در سایهی همین دلشدگیاش به مولایش بود که نامش در لیست طلایه داران فتح
2-
هر جا سخن از بسیجی و شعر دفاع مقدس به میان می آید، بی درنگ نام شاعر بسیجی مخلص «قیصر امینپور» در یادها و خاطره هـا می شـکفد. او از بن دندان به ارزش هایی همچون شهادت طلبی، عدالتخواهی و استکبارستیزی اعتقاد داشت زیرا جلوهی کامل آنها را در عاشورا می دید و ترنماشان را در اندرزنامههای همرزمان شهیدش با وسواس یک قاضی کاویده بود. لذا معتقد بود اگر چه دلاور مردان حزب الله با گذشت روزگاران سراپا زرد و پژمرده شده اند ولی خزان زدگی ارزش های انقلاب اسلامی در باورشان امری محال است و خونین دلی و داغ دیدگی را دلایلی برای اثبات حقانیت جان نثاران امام عاشوراییان قرن پانزدهم هجری می دانست:
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
جوان مرگی عجیب او را شاید نتیجهی لا طائلات «شبه لیبرال ها» و «شبه روشنفکرانی» دانست که حتی پس از پرواز مسیحاییاش او را به خاطر سرایش «شعری برای جنگ» مورد هجمه های ناجوانمردانه قرار دادند که شاعر نمی تواند جنگ را ستایش کند و...
در حالی که یکی از اشعاری که او بسیار دوست داشت، همین شعر بود و به دفعات این شعر را می خواند و حضار گریه می کردند چرا که قرائت این شعر وی را به حال و هوای دزفول و روزهای جان نثـاریهـا و جـان فشـانـیها مـی برد و جهت شرکت در شعر خوانیهای دفاع مقدس بسیار مصمم بود.
دکتر محمدرضا سنگری در جلسهی ارزیابی و بررسی داوری یازدهمین دورهی کتاب سال دفاع مقدس از قول قیصر نقل کرده بود که: «شاید من شعر بیست سال پیش را نگویم با آن لون و لـعاب؛ امـا امـروز از سـروده های سـال های گذشته قویاً دفاع می کنم».
3- آراستگی قیصر به چندین هنر:
قیصر از معدود شاعران معاصری است که به چندین هنر آراسته شده بود که نقاشی یکی از آنهاست. او نقاش بسیار زبردستی بود و آنچنان تخصصی در زمینهی هنرهای تجسمی داشت که هم صاحب نظر بود و هم آن را به خوبی می فهمید و تجزیه و تحلیل می کرد.
نقاشی او نیز همچون شعر او زیباست. گویی با نقاشی هایش شعر می گفت و با اشعارش نقاشی می کرد. و این ویژگی منحصر به فرد را از شـاعر صـدای پـای آب «سهراب سپهری» به ارث برده بود. او در خوش نویسی هم در اقسام خط ها دستی داشت و صاحب خطی بسیار خوش بود. «سید الشعرای انقلاب اسلامی» یعنی «زنده یاد دکتر سید حسن حسینی» می گفت وقتی که در دانشگاه الزهرا همکار بودیم، هنگامی که بعد از قیصـر به کلاس می رفتـم، دلـم نمی آمد نوشته های قیصر را از روی تخته پاک کنم. یعنی احساس می کردم که باید دوربینی می داشتم و از آن تخته و صحنه عکس می گرفتم و بعد پاک می کردم. وقتی مجبور می شدم نوشته های قیصر را پاک کنم، واقعاً با اندوه باطنی این کار را می کردم. ادبیات کودک و نوجوان یکی دیگر از هنرهایی است که قیصر به آن آراسته شده بود. هرخوانندهی خوشی ذوقی پس از خواندن لطایف نوجوانپسندش طوفان در پرانتز، بی بال پریدن، گفت و گوهای بیگفتوگو، به قول پرستو، ظهر روز دهم و مثل چشمه، مـثل رود با شـاعری مواجـه می شـود که شعرش همانند نثر شاعرانهاش روان، شفاف و با پشتوانهای از تفکر نیرومند و سرشار و عاطفه ای بارور همراه است. یکی از مهمترین عناصر ارتباط با کودکان و نوجوانان در شعر، استفاده از واژه های موزون و خوش آهنگ و وزن ریتمیک است و امینپور با هنرمندی هر چه بیش ترازآن بهره ور شده است.
4- مردمی بودن:
امینپور چه داشت که همگان معتقد هستند او شاعر روزگارارن خواهد ماند؟ لازم می آید برای گره گشایی از این راز به آخرین فرازهای وصیت نامهی مرحوم دکتر شریعتی مراجعه کرد... «نخستین رسالت ما، کشف بزرگترین مجهول غامضی است که از آن کمترین خبری نداریم و آن "متن مردم" است و پیش از آن که به هر مکتبی برویم، باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم و اکنون گنگیم. ما از آغاز پیدایش مان زبان آنها را از یاد برده ایم و این بیگانگی قبرستان همهی آرزوهای ما و عبث کنندهی همهی تلاش های ماست.»
آری او از میان مردم برخاست، با مردم زیست و بعد هم که جنگ پیش آمد، با داغ هاشان سوخت و با لبخندهاشان بانگ پیروزی سر داد. بنابراین، بهجاست که او را شاعر مردم در عصر انقلاب اسلامی بنامیم. مراسم تشییع جنازهی او بهترین دلیل بر این ادعاست که برای بسیاری از مدعیان عرصهی ادب و هنر عبرت انگیز است. «امینپور» در طول عمر پربرکتش چنان قلبهای مردم را تسخیر کرد که او را تریبون خود می دانستند. تریبونی که دردهای نگفتنی و نهفتنی کمبود داران، ستمکشان، زاغهنشینان، تباهروزان و سیاهبختان از حنجرهی اشعار او به گوش جامعه
می رسید. آری این جان نثاری و جان فشانی ها بود که با عروجش رهبر هنرمند و عزیز انقلاب را به معنای واقعی کلمه داغدار کرد و فرمودند: یاد مرحوم قیصر امینپور-که حقیقتاً ما را به معنای واقعی کلمه داغدار کرد- بهخیر. پس از مرحوم سید حسن حسینی دلمان خوش بود به امینپور که او را هم از دست دادیم.
بدون تردید ذوق ادبی و هنر جذاب و تأثیرگذار شاعری، مثل دیگر استعدادهای وجودی انسان، نیازمند عوامل متعددی است که یکی از آنها مطالعات گستردهی ادبی و گره خوردگی آن با فرهنگ و اندیشهی پویای دینی به ویژه شیعی است.
انتشار مجموعه اشعار «در کوچهی آفتاب» و «تنفس صبح» در 25 سالگی از ذوق و خلاقیت و فرهیختگی درون و در عین حال دانش و فرزانگی گستردهی «قیصر» خبر می دهد. یکی از عالمانه ترین نقدهای آن دوران، نقدی بر «قیام نور» زنده یاد نصرالله مردانی بود که در جنگ هفتم سوره به چاپ رسید. در آن جا، او را منتقدی با دید و وجدان علمی و دور از هر نظر شخصی و با میزان های منطقی و علمی شاهد و ناظر هستیم.
اما وجه دیگر از برجستگی و برازندگی علمی «امینپور» فعالیت های پژوهشی و تحقیقاتی او است که متأسفانه زیر سایهی سنگین همای سعادت شاعریاش به چشم نمی آید. به گفتهی دکترشفیعی کدکنی رسالهی «سنت و نوآوری در شعر معاصر» قوی ترین رساله ای است که در دانشکدهی ادبیات دفاع شده است. رساله ای که شایسته است جزو دروس جامع دانشگاهی قرار گیرد تا دانش پژوهان بتوانند هر چه بیشتر با لایه های نامکشوف ادبیات معاصـر و شخصیـت فرزانـهی « امینپور» آشنا گردند. عضویت او در فرهنگستان زبان و ادب فارسی، آنهم به عنوان جوان ترین عضو، گواه دیگری است بر توانمندی های علمیاش. نکتهی قابل تأمل این است که او در حالی توانست قله های پیشرفت و تعالی را فتح کند که شبیخون زدن «جادهی شاعرکش شمال» قامت نازنینش را زیر بار درد خم کرده بود و چنگ انداختن آن به چهرهی تکیده اش گویای این حقیقت تلخ بود.
قیصر، امین رازهای سر به مُهر بود. او در صبح انقلاب اسلامی تنفس کرد و به شیوهی گل های آفتابگردان زائر آفتاب شد. او «بی بال پریدن» را از پاک سیـرتان بسیجی به ارث برد و به همراه زنده یادان سلمان هراتی و سیـد حسـن حسیـنی «از کوچهی آفتاب» گذشت.
خداوند روح قیصرانهاش را با اصحاب عاشورایی «ظهر روز دهم» محشور گرداند.
ابرو وانش مثل دو بال پرستو در هم است/اینکه می آید چرا انقدر ابرو در هم است . . .
3،5 مگابایت
دانلود کلیپ صوتی
مستقیم یا غیر مستقیم
**
مداحی زیبا از رضا هلالی به مناسبت تولد امام رضا،این مداحی قدیمی و خیلیا نشنیدن
اما رضا دوست دارم ، دوست دارم خیلی زیاد . . .
1،5 مگابایت
دانلود کلیپ صوتی
**

یک پوستر زیبا برای میلاد امام رضا ع با کیفیت عالی
3 مگابایت
دانلود عکس مستقیم یا غیر مستقیم
مستقیم یا غیر مستقیم
امروز نيز هر كس بال كبوتر خودش را بر ضريحت نرساند
روشن تو بال و پر نگشود آسمان را ادارك نخواهد كرد و در هواي
اي مشرق معرفت در خراسان عزيز، هنوز هم كه هنوزه و هميشه
تويي كه ميتابي و طلوع تو را هر بامداد از مشرق سينهامان حس ميكنيم
و بي شرط ورودت به قلمرو هستي،در هيچ جادهاي قدم نزده و هيچ دستي
فشاريم. ما را براي بيعت ديگر ياري ده و به خراسانت بخواه را به بيعت نمي
مي رسم غمگين، گرد قربت نشسته بر دوشم........
آمدم كنار مرقد تو، دامني اشك و آه آوردم
مثل آهوي خسته از صياد، به حريمت پناه آورده ام
آمدم تا خزان قلبم را به نگاهي پر از جوانه كني
بشكنت بغض، اشكهايم را مثل تسبيح دانه دانه كني
در طواف تو مثل پروانه، هستي ام را به باد خواهم داد
تا نگاهم كني، تو را سوگند به عزيزت جواد خواهم داد
*******
میلاد امام رضا(ع)
دوش در واقعه دیدم که تابان آمد
هاتف غیب ندا داد که جانان آمد
روشن از پرتو رویش شده یثرب امشب
ز پس پرده برون نیر تابان آمد
دودمان علوی گشت چراغان امروز
هشتمین اختر پر نور امامان آمد
کوکب برج ولایت ثمر باغ علی
ثامن و ضامن علی شاه خراسان آمد
مادرش نجمه ز دیدار رخش شاد و مسرور
که ز گلزار وجودش گل خندان آمد
زینت محفل موسی ثمر کاظم غیظ
به دبستان پدر شاد و خرامان آمد
تربیت یافته مکتب عرفان پدر
حافظ شرح نبی حافظ قرآن آمد
فیض بخش فقها منبع احسان و کرم
ابر رحمت به مثل فصل بهاران
او رضا بود، رضا بر همه امر قضا
وارث شیر خدا شافع عصیان آمد
علی موسی الرضا بوالحسن کنیه او
آری از نسل علی صاحب عنوان آمد
عالم آل محمد(ص) شرف اهل ولا
ملجا دل شدگان یار غریبان آمد
مرجع اهل یقین منبع فیض و برکات
صاحب جود و کرم منبع احسان آمد
نا امیدان به امیدی به درش می آیند
شاد شد هر که به این روضه رضوان آمد
برتر از عرش برآمد حرم شاه رضا
این مقام از طرف خالق سبحان آمد
گرد روب حرمش صبح مساخیل ملک
پادشاهان به درش زار و پریشان آمد
گسترش یافته خان کرمش بر همه کس
ای خوش آنان که سر سفره جانان آمد
دردمندان بفنایش سر خجلت در پیش
نادم از کرده خود گشته پشیمان آمد
روز شادیست عرب زاده بخوان شعر و سرود
شعر تو هدیه ز سلطان خراسان آمد
شاعر: سيد فياض عرب زاده زنجاني
***
امام من !
رضای من !
ضامن من باش …
من همان آهوی رمیده ام
همان که با چشمانی غرق تمنا
تو را نظاره می کند
ضامن من باش
ای ضامن آهو ! …
آهوی رمیده ات به دنبال تو
دشتهای دعا را طی می کند
و به یاسهای عاشق سلام می دهد
طاقت دیدنت رویت را ندارد
شرمنده و سر به زیر دارد
از آن رو که آنگونه که باید نبوده
ولی اینک دلش را
با دو دست تمنا پیشکش می کند
دلی که سرشار از عشق است
آن هم عشقی الهی
می داند چنین دلی آلوده نخواهد شد
آرزومند است
ضمانت تو را می خواهد
بیش از این سرگردانم نکن
ای مأمن آرامش
یاریم نما …
دوران پر بركت و همراه با كرامات و وقيعي كه قبل و بعد از ولادت امام رضا (عليه السلام) از مدينه تا مرو و مدت امامت ايشان رخ داد، جملگي دلالت بر عظمت بيكران امام رضا (عليه السلام) دارد. رويت آن از زبان بزرگان اهل سنّت جالب و شنيدني و البته شگفتانگيز است. آنچه پيش روي داريد، گوشهي از سخنان بزرگان اهل سنت درباره امام رضا است كه در منابع معتبر آنها نقل شده و تأثير به سزايي در نزديك كردن ديدگاه اهل سنت به ديدگاه شيعه درباره كرامت، شفاعت، توسل و زيارت قبور و... دارد.
بزرگان اهل سنت با اعتراف به جايگاه والي امام رضا (عليه السلام)، سخنان و اعترافهاي شگفتي درباره ابعاد معنوي آن حضرت داشتهاند كه آنها را نقل ميكنيم.
1. مجدالدين ابن اثير جَزَري (606ق): «ابوالحسن علي بن موسي... معروف به رضا...، مقام و منزلت ايشان همانند پدرشان موسي بن جعفر است. امامت شيعه در زمان علي بن موسي به ايشان منتهي ميشد، فضايل وي قابل شمارش نيست. خداوند رحمت خود و رضوان خود را بر ايشان بفرستد». [1]
2. محمد بن طلحه شافعي(652ق): «سخن در اميرالمؤمنين علي و زين العابدين علي گذشت و ايشان علي الرضا سومين آنهاست. كسي كه در شخصيت ايشان تأمل كند، در مييابد كه علي بن موسي وارث اميرالمؤمنين علي و زين العابدين علي است، و حكم ميكند كه ايشان سومين علي است. ايمان و جايگاه و منزلت ايشان فراواني اصحاب ايشان، باعث شد تا مأمون وي را در امور حكومت شريك كند و ولايت عهدي را به ايشان بسپارد... ». [2]
3. عبدالله بن اسعد يافعي شافعي (768ق): «وي امام جليل و بزرگوار از سلاله بزرگان و اهل كرم ابوالحسن علي بن موسي الكاظم است. وي يكي از دوازده امام شيعيان است كه اساس مذهب بر نظريات ايشان است. وي صاحب مناقب و فضايل است». [3]
4. ابن صبّاغ مالكي (855ق) به نقل از بعضي از اهل علم: «علي بن موسي الرضا داري والاترين و وافرترين فضايل و كرامات و برخوردار از برترين اخلاق و صورت و سيرت است كه از پدرانش به ارث برده است... ». [4]

ای شه توس که سـرچشمه ی الطاف خدایی جـــان مــا بـــاد فـــدایت کــــه ولـــینعمت مــایی
میـــــوه ی بـاغ رســــالت شــــه اقــلیم ولایت بـــحر مـــواج عـــلوم و کـــرم و لـــطف و رضـــایی
ما ضعـــیفیم و پنـــاهنده بـــدیـن حـصن ولایت رحمتی کـــن به ضـــعیفان کــه مـعین الضّعفایی
ما گداییم و تو سلطان چه شود کز ره احسان نــظر لــــطف و عنـــایت فـــکنی ســـوی گـــدایی
زد به نـام تـو خــدا سـکّه ی تسـلیم و رضــا را که تو شایسته ی این سکّه ی تسلیم و رضایی
گـــره از کـــار فـــرو بســته ی ما کـس نگشاید تـــو مـــگر عقـــده زدلــهای ریشـــان بگشــــایی
کــوته از دامنت ای شــه منما دست "رسا" را که تــــواش ضـــــامن و فریـــــادرس روز جـــزایی
دکتر قاسم رسا
به نام هستى بخش جهان آفرين
...بهترين تحيّت و درود بر روان پاك پيامبر عالى قدر اسلام ، و بر اهل بيت عصمت و طهارت ، مخصوصا هشتمين خليفه بر حقّش حضرت ابوالحسن ، امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام .و لعن و نفرين بر دشمنان و مخالفان اهل بيت رسالت ، كه در حقيقت دشمنان خدا و قرآن هستند.
نوشتارى كه در اختيار شما خواننده محترم قرار دارد، برگرفته شده است از زندگى سراسر آموزنده ، هشتمين ستاره فروزنده و پيشواى بشريّت ، حجّت خدا، براى هدايت بندگان .
آن شخصيّت برگزيده و ممتازى كه خداوند متعال در ضمن حديث لوح حضرت فاطمه زهراء عليها السلام فرموده است :
هركس هشتمين امام و خليفه را تكذيب نمايد مانند كسى است كه تمام اءولياء مرا تكذيب كرده باشد، بعد از حضرت موسى كاظم ،فرزندش علىّ امام رضا(ع) نگهدارنده دين من خواهد بود، قاتل او شخصى پليد و خودخواه مى باشد.
و جدّ بزرگوارش حضرت رسول (ص) ضمن حديثى ، طولانى فرمود: خداوند متعال نام او را ((علىّ)) برگزيد و در ميان تمام خلايق راضى و رضا خواند؛ و او را شفيع شيعيان قرار داد كه در روز قيامت به وسيله او نجات يابند و رستگار گردند.
و احاديث قدسيّه ، روايات بسيارى در منقبت و عظمت آن دليرمرد ايمان و تقوا، با سندهاى مختلف ، در كتاب هاى متعدّد وارد شده است .
متن کتاب " چهل داستان و چهل حدیث از امام رضا علیه السلام "
پيام زندگى ثامنالحجج(ع)
پيام زندگى علىبنموسىالرضا(ع) چيست؟ ما كه نبايد فقط به مرقد امام علىبنموسىالرضا اظهار ارادت كنيم؛ او امام ماست، زندگى او براى ما درس است، از زندگى او بايد درس بگيريم؛ زندگى او براى ما يك پيامى دارد، آن پيام چيست؟ من آن پيام را در يك كلمه خلاصه مىكنم. بدانيد پيام زندگى پرماجراى علىبنموسىالرضا عليهالصّلوةوالسّلام به ما عبارت است از مبارزهى دائمى خستگىناپذير.
بيانات در جمع مردم مشهد در آستان مقدس رضوى 03/09/1363
خادم حرم
اگر آن امام معصوم اكنون حضور مىداشتند چه كسانى را براى خادمى خود انتخاب مىكردند؟ آيا جز متدينترين، مؤمنترين، صالحترين و با اخلاصترين افراد را؟ و آيا چه كسانى داوطلب اين امر مىشدند؟ قطعاً زاهدترين، عالمترين، برجستهترين و پاكترين افراد به خدمت آن امام در مىآمدند و خاك آستانش را توتياى چشم خويش مىنمودند.
ديدار با خدام حرم مطهر امام رضا (ع) 06/01/1367
جزئی از باورهای ما
توى حرم امام رضا دو ركعت نماز خواندن ارزشش بيشتر از دو ركعت نماز توى صحن است و توى صحن بيشتر از توى آن فرضاً خانه يا منطقهاى است كه بيرون صحن است و خوب اينجا يك منطقهى معنوى است، اين جزء باورهاى ماست، به همين ملاك خراسان و مشهد از بركات معنوى بيشترى برخوردار است و اين يك واقعيتى است. ما اگر تاريخ انقلاب را مىتوانستيم بنويسيم، اگر گذشتهى اين مبارزه را مىتوانستيم به ثبت دربياوريم و آن روزى كه به ثبت دربيايد، اگر كسانى اين كار را بكنند معلوم خواهد شد كه بركات خراسان و بركات اين بقعهى مطهره در روند انقلاب ما چه قدر زياد بوده است.
بيانات در جمع مسؤولان استان خراسان 28/04/1365
ولي اول يه نکته ي مهم:
متأسفانه بعضي از دوستان ارسال پيامک هايي رو که به صورت شعر هستند،
بر ارسال پيامک هاي حديثي ترجيح ميدن، اما دوستان! هزاران بيت شعر نمي تونه ارزش يک حديث
رو پيدا کنه،
و گاهي ده بيت شعر هم نمي تونه تمام معاني يک حديث کوتاه و زيبا رو برسونه.
چنانکه امام رضا عليه السلام فرمود: رحمت خدا بر کسي باد که امر ما را زنده نمايد، سؤال شد: چگونه؟
حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گيرد و به ديگران بياموزد.
اميدوارم همه ي ما در کنار ارسال اشعار زيبا، با ارسال احاديث ائمه عليهم السلام، قدمي هرچند کوچک در راه
احيا و زنده کردن امر و ياد آن عزيزان برداريم.
و اما پيامک ها:
1. اي پسر فاطمه، نور هدي
سبزترين باغ بهار خدا
با تو دل از غصه رها مي شود
پاکتر از آينه ها مي شود
اي گل گلزار خدا، يا رضا
آينه ي قبله نما يا رضا
...
ميلاد هشتمين امام، هفتمين قبله و دهمين کشتي نجات
آقا امام رضا (ع) بر شما مبارکباد.
2. السلام اي حضرت سلطان عشق
يا علي موسي الرضا اي جان عشق
السلام اي بهر عاشق سرنوشت
السلام اي تربتت باغ بهشت
---
ولادت باسعادت سلطان، امير و ولي نعمت تمام ايرانيان، حضرت رضا-ع مبارک.
3. امام رضا-ع:
هرگز بر کسي خشم نگير، از کسي چيزي مخواه و هرچه
براي خودت مي خواهي براي ديگران نيز بخواه.
...
ميلاد عالم آل محمد، هشتمين حجت سرمد،
نگين درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا-ع مبارک باد.
4. از عرش سلام سرمدي آوردند ..... آيينه ي حُسن سرمدي آوردند
با آمدن رضا(ع) از باغ بهشت ..... يک دسته گل محمدي آوردند
...
ميلاد نور مبارک
5. امام رضا-ع:
خداوند، پر حرفي و تلف کردن ثروت و اظهار نياز کردن
زياد از همنوعان را دشمن مي دارد.
...
ميلاد شمس الشموس، خسرو اقليم طوس، شاه انيس النفوس،
برشما و خانواده ي گراميتان، تبريک و تهنيت.
6. امام رضا-ع:
هر کس در مجلسي نشيند که امر ما در آن زنده مي شود، در روزي
که قلب ها مي ميرند، قلبش نخواهد مرد.
...
اگه به مراسم جشن ميلاد آقا امام رضا-ع رفتي، ما رو هم دعا کن.
7. به گوش دل ندا آمد، که يار دلربا آمد .... به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمد
خدا داد آنچه را وعده، بشد در ماه ذيقعده ... که آمد بهترين بنده، رضا آمد ، رضا آمد
8. نقاره ها ز اوج مناره وزيده اند
مردم صداي آمدنت را شنيده اند
زيباتر از هميشه شده آستان تو
آقا! چقدر ريسه برايت کشيده اند
...
ولادت هشتمين اختر تابناک آسمان امامت و ولايت، آقا امام رضا عليه اسلام مبارکباد.
9. حريمت قبله ي جانم/ بود حب تو ايمانم
تو را هر لحظه مي خوانم/ رضا جانم، رضا جانم
منم مست ولاي تو/ گدايم من گداي تو
نهادم سر به پاي تو/ رضا جانم، رضا جانم
...
ميلاد نور مبارک
10. امام رضا-ع:
مؤمن کسي است که چون نيکي کند مسرور مي شود
و چون بدي کند، استغفار مي کند.
...
خدايا بحق اين امام همام، شادي و سرور واقعي و دائمي را
در دلهاي ما برقرار ساز/آمين.
11. کاش من يک بچه آهو مي شدم
مي دويدم روز و شب در دشتها
توي کوه و دشت و صحرا روز و شب
مي دويدم تا که مي ديدم تو را
...
بهترين شادباش ها تقديم به شما،
بمناسبت ميلاد امام علي بن موسي الرضا-ع
12. شمع جمع شاپرکهايي رضا
اي کليد ساده مشکل گشا
آن گل زيبا گل خوشبو تويي
اي رضا جان، ضامن آهو تويي
با نگاهت چون کبوتر کن، مرا
تا بگيرم اوج، خوشحال و رها
در پايان، اين حديث هاي عارفانه و زيبا رو به عنوان عيدي به همه ي شما تقديم مي کنم،
شما هم با دقت بخونيد و يه کم روشون فکر کنيد، چون تو زندگي خيلي کاربردي اند!:
امام رضا-ع فرمود: بايد هريک از شماها امر به معروف و نهي از منکر نماييد، وگرنه
شرورترين افراد بر شما تسلط يافته و آنچه که خوبان شما،
دعا و نفرين کنند مستجاب نخواهد شد.
امام رضا-ع فرمود: اولين عملي که از انسان محاسبه و بررسي مي شود نماز است، چنانچه
صحيح و مقبول واقع شود بقيه ي اعمال و عبادات قبول ميگردد وگرنه مردود خواهند شد.
امام رضا-ع فرمود: دين ندارد، کسي که ورع ندارد.
( ورع يعني: انجام واجبات الهي و پرهيز از گناهان. ورع مرحله ي بالاتري از تقوا است.)
معولاً خيلي از ماها وقتي مريض ميشيم، ناراحت ميشيم و صبرمون رو از دست ميديم و حتي
گاهي هم از خدا بخاطر بيمار کردنمون شکايت مي کنيم!
اما اگه اين حديث زيبا رو بدونيم يه کم فکرمون باز ميشه و درجه ي صبر و تحمل مون بالا ميره و
مي فهميم خداي مهربون، تموم کارهاش حکيمانه و از روي حساب و کتابه:
امام رضا-ع مي فرمايد:
بيماري براي مؤمن، رحمت و موجب پاک شدن است و براي کافر، عذاب و لعنت است،
و بيماري از مؤمن زائل نمي شود تا اينکه گناهي بر گردن او نماند.
|
اقلام |
قيمت سال ۸۸ |
قيمت سال ۸۹ |
مجموع درآمد سال ۸۸ (ميليارد ريال) |
مجموع درآمد سال ۸۹ (ميليارد ريال) |
درآمد جديد ناشي از افزايش قميت در سال ۸۹ (ميليارد ريال) |
|
بنزين (ريال به ليتر) |
1000 |
4000 |
29791 |
94900 |
65109 |
|
نفت گاز (ريال به ليتر) |
165 |
600 |
5188 |
18865 |
13677 |
|
نفت كوره (ريال به ليتر) |
94 |
450 |
1784 |
8541 |
6757 |
|
نفت سفيد (ريال به ليتر) |
165 |
450 |
1084 |
2957 |
1872 |
|
گاز مايع |
57 |
450 |
225 |
1779 |
1554 |
|
مجموع فراوردهها |
|
|
38073 |
127041 |
88968 |
|
ميانگين گاز طبيعي (ريال به متر مكعب) |
138 |
440 |
19267 |
67206 |
47940 |
|
برق (ريال به كيلو وات ساعت) |
167 |
500 |
28390 |
90000 |
61610 |
|
آب شرب (ريال به متر مكعب) |
723 |
1000 |
2531 |
3700 |
1170 |
|
جمع كل (ميليارد ريال) |
88260 |
287947 |
199688 | ||
۞ غفلت از مرگ: حضرت امام رضا علیه السلام ازامیرالمؤمنین علیه السلام روایت کردند که: افرادی هستند که با شوق لباس میبافند، در حالیکه همان لباس، کفن آنها میشود و خانه ای میسازند تا در آن سکونت کنند و همان خانه محل دفن آنها میگردد.
۞ بدخلقی: حسین بن بشاء میگوید: برای حضرت رضا (علیه السلام) نوشتم که یکی از اقوام من به خواستگاری دخترم آمده، ولی بد اخلاق است.
سردار سرتیپ پاسدار نور علی شوشتری در سال 1327 در روستای سر ولایت
شهرستان نیشابور به دنیا آمد.
وی که از فرماندهان پر افتخار و یارگاران نامدار دفاع مقدس محسوب می شود در دوران
قبل از انقلاب با ارادت ویژه ای که نسبت به مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
داشت و به طور مرتب در جلسات ایشان شرکت می نمود و بدین طریق با فضای مبارزه
ارتباط داشت. در دوران بعد از انقلاب و مخصوصاً در زمان دفاع مقدس نیز در عملیات های
مختلف - خصوصاً در جبهه جنوب - حضور فعال داشت.
«آخرالزمان» اصطلاحي است که طي سالهاي اخير بارها شنيدهايم و هر چه پيش ميرويم بر کاربرد آن افزوده ميشود.
گرچه آخرالزمان از اعتقادات خاص شيعه است و ريشه در تفکر اسلامي دارد اما منحصر به مسلمانان نيست و معادلهاي اين کلمه، در اديان ديگر کاربرد وسيع و متنوعي دارد. حتي در مکاتب و مباحث سياسي غير ديني نيز بحثهاي متعددي راجع به آن صورت گرفته است.
|
در پایان جمله ای گفت كه نشان از عمق شخصیت والا و ذات و طینت پاكش داشت.گفت: احتمالا اذیت شده ای و از شما می خواهم كه از دست ما و شهیدانی كه در آنجا ساكن بوده اند ناراحت نباشی و ما را ببخشی.... |
|








