پي نوشت :
7. معمای هویدا، ص 235.
8. آرشيو سند 17531/20 هـ 5، 5/8/45، البته نظامالدين امامي، در معرض انتقادات هم قرار داشت. از جمله اينكه، روزي يكي از بازرسان كل كشور، به او گفت: «باز خدا رحمت كند داماد سابقت مرحوم منصور را كه خيلي به كار مملكت وارد بود و اشخاص را خوب ميشناخت و بد و خوب را تشخيص ميداد، ولي اين آقاي هويدا هيچ سر از كار مملكت در نميآورد. مگر كار مملكت هم بچه بازي است. تمام افراد لايق را از كار بركنار و به جاي آنها يك مشت بچه را گمارده است.»
«سند 25971/20 هـ 5، 29/10/45».
9. معماي هويدا، ص 263.
10. آرشيو، سند 22720/هـ 7، 24/9/45.
11. معماي هويدا، ص 333.
12. آرشيو، سند 27204/20 هـ 5، 10/11/45.
13. همان 27069، 4/9/46 و 23920/20 هـ 7، 21/8/46.
14. معماي هويدا، ص 328.
15. همان، ص 299.
16. همان، ص 300.
17. آرشيو، سند 10078/1 هـ، 24/5/47.
18. همان، بدون شماره، 25/5/47.
19. همان، 406، 31/6/48.
20. اميرعباس هويدا به روايت اسناد ساواك، ج 2، ص 36.
21. يادداشتهاي اسدالله علم، سه شنبه 7/7/49 تا شنبه 25/7/49.
22. همان، دوشنبه 1/10/48، البته روزنامهها نوشتند: «نخستوزير در حال بازگشت از اروپا، در مسكو، مدت 90 دقيقه با كاسيگين نخستوزير شوروي مذاكره كرد.» «روزشمار تاريخ ايران، ج 2، ص 236».
23. امبرعباس هويدا به روايت اسناد ساواك، ج 2، ص 135.
24. آرشيو، سند 10195/20 هـ 12، 5/5/1350.
25. همان، 26333/20 هـ 22، 10/5/1350.
26. همان، 12427/20 هـ 12، 15/7/1350.
27. همان، 23550/20 هـ 21، 30/8/1350.
28. همان، 28298/20 هـ 22، 2/11/1350.
ايرج برهمن: متولد 1315 كرمانشاه و دكتراي پزشكي داشت. و مدتي هم رئيس دفتر نخستوزير بود. سوءاستفادههاي مالي فراواني داشت و ساواك در مورد او نوشت: «نامبرده و همسرش پاي بند عفت نيستند و در اين باره شايعات زيادي در افواه وجود دارد كه مورد تأييد ميباشد. ضمناً مشاراليه در مجالس قمار شركت داشته و گزارشات زيادي مبني بر شب زندهداري، روابط نامشروع، ميخوارگي و قماربازي وي به ساواك سمنان ارسال شده است.» « اميرعباس هويدا به روايت اسناد ساواك ، ج 2، ص 246».
29. يادداشتهاي علم، دوشنبه 16/4/54.
30. آرشيو، سند 68770/20 هـ 22، 31/6/54.
31. معماي هويدا، ص 377.
32. آرشيو، سند، 62369/20 هـ 22، 20/10/35 [55].
33. همان، 4123/342، 12/11/35 [55].
34. همان، 20558/932، 18/11/35 [55].
35. همان، گزارش مورخه 30/11/35 [55].
.jpg)
.jpg)
الفـ سياسي
ب ـ اقتصادي
پی نوشت ها :
1ـ ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، جلد دوم، صص 210ـ 216.
2ـ سينتيا هلمز، خطارات همسر سفير، صص 3ـ 6.
3ـ همان، ص 217.
4ـ مجموعه اسناد لانه جاسوسي امريكا، جلد 8، صص 94ـ 95.
5ـ اسكندر دلدم، پيشين، صص 24ـ 29.
6ـ يوسف ترابي، صص 91ـ 93.
7ـ همان، صص 95ـ 102.
8ـ همان، صص 102ـ 108.
9ـ مجموعه اسناد لانه جاسوسي امريكا، جلد 17، صص 107ـ 108.
10ـ همان، صص 108ـ109.
11ـ همان، ص 109.

پي نوشت :
1. شرح حال رجال ايران، مهدي بامداد، ج 1، ص 77.
2. معماي هويدا، ص 157.
3. همان، صص 3ـ 163.
4. آرشيو، سند 731/322، 19/5/43.
5. اميرعباس هويدا به روايت اسناد، ج 1، ص 86، در جريان همين تصادف بود كه، نامهاي خطاب به دكتر فرهنگمهر ـ معاون وزارت دارائي ـ ارسال شد كه در آن از تصادف اتومبيل در شمال، اظهار تأسف گرديد و اين تأسف به ثابت پاسال و ديگر اعضاي فرقه بهائيت نيز، ابلاغ شد.
«سند 1619/326، 12/6/43».
دكتر محمود حسابي نيز در جلسهاي كه در منزلش داشت، ضمن صحبت از وابستگي هويدا به فرقه بهائيت گفت: «ليلا امامي نامزد هويدا است و تصادف جاده شمال را به رانندگي او نسبت داد.
«سند 1669/322، 19/11/43».
6. معماي هويدا، ص 233، البته در فرمي كه اميرعباس هويدا براي مركز مدارك وزارت اطلاعات، تكميل كرده است، تاريخ ازدواج خود را، خرداد 1344، نوشته است. «اميرعباس هويدا به روايت اسناد، ص 399».
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| كلام مصلح، منشور اصلاحات فرهنگى خاطرات آفتاب اسوه های پایداری دستاوردهای شگرف انقلاب اسلامی(1) علل پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط رژیم منحوس پهلوی رهبری امام راحل در مراحل مختلف نهضت اسلامی دستاوردهای شگرف انقلاب اسلامی(2) فروپاشی رژیم پهلوی دستاوردهای شگرف انقلاب اسلامی(3) دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی(3) دستاوردهای شگرف انقلاب اسلامی(4) دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی(4) دستاوردهای شگرف انقلاب اسلامی(5) دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی(5) دستاوردهای شگرف انقلاب اسلامی(6) دل نوشته هایی به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی وظايف روحانيت در دهه سوم انقلاب انقلاب اسلامي، آذرخشي از عاشوراي حسيني آسیبشناسی انقلاب اسلامی |
«عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند».
آيت الله خامنه اى که از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.
در بهمن 1342 - رمضان 1383- آيت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان بويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريکايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواک شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.
| |||||||
|
|||||||
|
|||||||
|
|||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| |||||||
| امام حسین و زیارت أربعین آيا حسين (عليه السلام) خود را به هلاكت انداخت ؟ داستانهايى از فضيلت زيارت امام حسين (علیه السلام) نهضت حسين عليه السلام از نظر رهبران مذهبى ، علمى و سياسى جهان مأموريت چهل روزه اهل بيت(علیه السلام) در نهضت عاشورا جايگاه اربعين در فرهنگ شيعى و عاشورا |
خبرگزاري فارس: مردم عزادار زنجان به سوگواري اربعين سالار شهيدان در محضر رهبر معظم انقلاب پرداختند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، در سالروز اربعين سيد و سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع)، حسينيه امام خميني(ره) با عزاداري مردم و جوانان باصفاي زنجان، در حضور رهبر معظم انقلاب اسلامي، يكپارچه احساس و شور و شعور حسيني بود.
در اين مراسم باشكوه كه مسئولان نظام نيز حضور داشتند، مداحان و عزاداران زنجاني با مرثيهسرايي و نوحه خواني، بر مصائب كاروان اسراي كربلا و حضرت زينب (سلام الله عليها) گريستند و نوحه سرايي كردند.
در اين مراسم، حجت الاسلام و المسلمين واعظي نماينده ولي فقيه و امام جمعه زنجان به عزاداري با شكوه مردم اين استان در هشتم و يازدهم محرم اشاره كرد و گفت: نظام اسلامي اكنون مظهر عزت و عظمت حسيني است و مردم آمادهاند تا پاي جان از اين عظمت پاسداري كنند.
وي با اشاره به ورود كاروان اسرا در اربعين به كربلا افزود: حضرت زينب(س) و كاروان اسراي كربلا، پيام آور ايستادگي و مقاومت در راه حق بودند.
پايان بخش اين عزاداري خالصانه، ذكر دعاي حضرت آيتالله خامنهاي بود.
***
بسوز ای دل که امروز اربعین است / عزای پور ختم المرسلین است
قیام کربلایش تا قیامت /سراسر درس، بهر مسلمین است
_
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _به یاد کربلا دلها غمین است
دلا خون گریه کن چون اربعین است
_
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _بــاز دگر بـاره رســیــد اربـعـیــن / جوش زند خـون حـسـیـن از زمیــن
شـد چـهـلـم روز عــزای حـسـیــن / جــان جــهــان بـــاد فدای حـسین
_
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _درسی که اربعین به مامیدهد، زنده نگهداشتن یادحقیقت
و خاطره ی شهادت درمقابل طوفان تبلیغات دشمن است
_
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _امام صادق (ع): آسمان چهل روز در عزای حسین(ع) گریست
_
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _امشب شب اربعین مصباح هداست/ دل یاد حسین بن علی شیر خداست
پروانه به گرد شمع حق پر زد و سوخت/ امشب شب یاد عشقیاء و شهداست
_
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز / دانشآموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین / بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند
_
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _کاش بودیم آن زمان کاری کنیم / از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم / در رکاب تو فدایی می شدیم
_
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _عالم همه قطره و دریاست حسین / خوبان همه بنده و مولاست حسین
ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش / از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین
_
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _السلام علیک یا ابا عبدالله
پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است
گفتم: که چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است
_
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _السلام علیکم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیک یاامین الله
فى ارض وحجته على عباده
_
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _نام من سرباز کوی عترت است / دوره آموزشی ام هیئت است
پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار / سر درش عکس علی با ذوالفقار
ارتش حیــدر محــل خدمتم / بهر جانبازی پی هر فرصتم
نقش سردوشی من یا فاطمه است / قمقمه ام پر ز آب علقمه است
رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است / زینب آن را دوخته پس مشکی است
اسـم رمز حمله ام یاس علــی / افسر مافوقم عباس علی
_
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم محرم درد حسین است
_
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد / دل را حرم و بارگه خون خدا کرد
حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد
_
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ای به دل بسته ، قدری آهسته / کن مدارا با ، زینب خسته
_
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن / تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه / شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه / سینه زن حسینه ، یل ام البنینه
_
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _السلام ای وادی کرببلا / السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن / السلام ای کشته های بی کفن
_
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _آبروی حسین به کهکشان می ارزد / یک موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست / گفتا که حسین بیش از آن می ارزد
روز عـاشـورا، حـسـين (ع) سوار بر مرکب خويش شده در ميدان، به سوي اردوي (عمرسعد) مي رود.
هـيـبـت و شـکـل و شـمـايـلي دارد، هـمـچـون جـدّشرسول الله.
در بـرابـر دشمن قرار مي گيرد، با صدايي رسا و بلند - آنسانکـه بيشتر آنان بشنوند - خطابه اي تاريخي و پرمحتوا ايراد مي کند، که از جمله فرازهاي آن سخن بلند، چنين است:
(...مردم!
سـخـنـم را بـشـنـويد و در کشتنم مشتابيد تا شما را موعظه کنم به آنچه حق شما بر گردن من است.
اگـر عـذرم را از آمـدن قـبـول کرده و سخنم را تصديق کرديد و به انـصـاف رفتار نموديد، به سعادت خواهيد رسيد و گر نه... بي انـدوه و مـهلت رفتار نماييد... همانا وليّ من خدايي است که قرآن رافرستاده و او پشتيبان صالحان است...)
اينجا صداي شيون زنها بلند مي شود. امام عباس را مي فرستد تاآنـان را ساکت و آرام کند. سپس، امام، پس از حمد و ثناي خدا و درودبـر پـيـامـبران و فرشتگان و سخناني پيرامون خلقت دنيا و مغرورشدن عدّه اي به آن، از جمله مي فرمايد:
(پروردگار ما، خوب پروردگاري است.
ولي شـمـا، بـد بندگاني هستيد. به طاعت اقرار کرده و به محمد (ص) ايمان آورديد، ولي به سوي اهل بيت و خاندانش و فرزندانش، هجومآورده قصد کشتن آنان را داريد.
شـيـطان بر شما چيره شده و ياد خدا را از دلهاتان برده است. وايبر شما و بر خواسته شما...
(انا للّه و انا اليه راجعون)
(... اي مردم!
(به نسب من بنگريد... که من کيستم؟
آنـگـاه بـه نـفس خود برگشته و آن را نکوهش کنيد. بنگريد که آيابر شما رواست کشتن و هتک حرمت من؟
آيا من پسر دختر پيامبرتان نيستم؟
آيا من پسر وصيّ پيامبر و پسر عموزاده او نيستم؟...
آيا (حمزه سيد الشهدا) عموي پدر من نيست؟
آيا (جعفر طيار) عموي من نيست؟
آيا سخن پيامبر درباره من و برادرم را نشنيده ايد که فرموده است:اين دو، سرور جوانان بهشتند؟
سخن من دروغ نيست
از جابر بن عبدالله انصاري و ابو سعيد خدري بپرسيد،
از زيد بن ارقم و انس بن مالک بپرسيد،
آيا اينها کافي نيست که از ريختن خون من دست نگهداريد؟...
آيا در اين شک داريد که من پسر دختر پيامبرتان هستم؟
به خدا سوگند، بين مشرق و مغرب، جز من پسر پيغمبري نيست!...
آيا به قصاص کدام خون يا کدام مال و جراحت، مرا مي کشيد؟...)
زمين زير پايشان مي لرزد.
سخنان امام بر ايشان غير قابل انکار است. امّا...
آنگاه امام، يکايک فرماندهان و افسران سپاه دشمن را، با نام، صدامي کند و مي فرمايد:
(آيا برايم نامه ننوشتيد که ميوه ها رسيده... و زمينه مناسب است ولشکري مجهّز برايت آماده است؟...)
به دروغ، و از روي بي حيايي مي گويند:
(ما ننوشته ايم).
گـفت وگوي هايي ميان امام و بعضي انجام مي گيرد و با گستاخيتمام، از امام مي خواهند که تسليم شود و گردن به امر حکومت نهد تا آسيب و گزندي به حضرت نرسد.
امام، در پاسخ، با اشاره به حيله گريها و پيمان، شکنيهاي آنانو يـاد از رفـتـار نـاجـوانـمـردانـه اي کـه بـا (مـسـلم بـن عقيل) داشتند، مي فرمايد:
(...نـه بـه خدا، من هرگز، از روي ذلّت دست به آنان نخواهم داد و هـمـچـون بردگان فرار نخواهم کرد... من به خداي خود و شما پناه مي برم از هر متکبّري که به روز حساب ايمان ندارد...)
آنـگـاه کـلماتي ميان بعضي از ياران امام حـسـيـن و سران جبهه دشمن،ردّ و بـدل مـي شـود و پـس از مـدّتـي، بـازهـم، امام، دلسوزانه ودردمندانه به سخن آمده خطاب به آنان چنين مي فرمايد:
(...نـابـود بـاد جـمـعتان، که ما را به هنگام سرگرداني تان بهفرياد رسي خوانديد و ما شتابان به دادخواهي شما آمديم و اکنون، هـمـان شـمـشـيـري را کـه به دستتان داديم، به روي ما کشيديد وآتشي را که ما به جان دشمنانمان افروختيم، بر ما افکنديد...
آلت دست دشمن شديد تا بر سر دوست بکوبيد... دشمناني که نه عدالتي براي شما گستردند و نه آرماني از شما برآوردند و ما رارهـا کـرديـد و هـمـچـون ملخ دريايي براي جنگ، هجوم آورديد و چونپروانه گرد آمديد.
مرگ و نابودي بر شما باد! اي کنيزپرستان و از حزب راندگانو قرآن دورافکنان و حقپوشان و هواخواهان گناه و پُفهاي شيطان وقانون شکنان... شما ميوه درختِ پيمان شکني پدرانتان هستيد.
ناپاک ناپاکزاده (ابن زياد) مرا ميان دو چيز قرار داده: يکي شمشيرو شـهادت و ديگري زندگي مذلت بار... امّا ما هرگز تن به ذلّتنمي دهيم.
ذلت از مـا بـه دور است و خدا و پيامبر و پاکزادان و آزادمردان، اينرا بـر مـا روا نـمي شمرند ما هرگز اطاعت از ناکسان را بر (مرگ شرافتمندانه) ترجيح نمي دهيم...)
آنـگـاه دسـت بـه سوي آسمان بلند کرده، و آنان را نفرين مي کند،چرا که آنان،ائمه را تکذيب کردند و خوار شمردند. آيا اين مصيبت،جانگدازتر نيست؟!
آيا سوزناک تر از زخم شمشير و ضربت نيزه، زخم زبان دشمن وجهالت و تيره روزي و گمراهي و ضلالت مردم نيست؟!
چرا... چرا...
راستي که حـسـيـن عزيز، چه دردهايي داشته است...
خطابه قاطع و استوار و دردمندانه امام، انفجاري از اندوه دروني و افسوس متراکم اوست، نسبت به سرنوشت اسلام و وضع مسلمين.
ولي... حـسـيـن (ع) کشته مي شود، تا اسلام زنده شود.
**
حر، وجداني که بيدار مي شود
امواج حقيقت، وقتي پخش مي شود، جانهاي آماده و انديشه هاي مستعد ودلهاي لايق، آن را مي گيرد.
جـهـان، سـراسـر امـواج حـق است، ولي گيرنده بايد قوي و سالم باشد.
سـخـنـان امام (که در قسمت پيش نقل شد) وجدان خفته (حرّ) را بيدارمي کند و زمينه (حريّت) او را فراهم مي سازد.
طوفاني از بيداري، درياي دلش را به موج مي نشاند...
- آيا به حـسـيـن، بپيوندم و زندگي و موقعيّت و منصب خويش را فداکـنم؟! من که فرمانده مقرّب سلطه حاکمم،... من که مورد اعتماد آنان و امير لشکرم...
يـا اينکه با امام، بجنگم؟... بي شک، عذاب هميشگي در اين نهفتهاست. جبهه حـسـيـن حق و عدل و داد و جهاد و جاودانگي است.
جنگ نزديک است.
اگر بماند، بي شک بايد در صف قاتلان امام قرار گرفته، دستبـه خـون پـاکـان بـيـالايد، حرّ، در آستانه اين (تولّد مجدّد) و درانديشه انتخاب راهي است که مي بايست تنها بپيمايد.
(انتخاب)،... اين دشوارترين لحظه اي که بر انسان مي گذرد.
حرّ، تصميم خويش را گرفته است.
از (ابن سعد) مي پرسد: آيا واقعا با اين مرد، جنگ خواهي کرد؟
- آري... جنگي که کمترين اثر آن، جدا شدن سرها و دستهاست....
حرّ، راه (آزادي) را پيش مي گيرد.
از صف سربازان، کناره مي گيرد.
(مـهـاجـر بـن اوس) يـکـي از سـپـاهـيـان ابـن زيـاد، از ديدن تغييرحال حرّ، و اضطرابش نزديک آمده مي پرسد:
- اي حـرّ!... مـن تـو را تـرسـو نمي دانستم. شجاعت و بي باکي و دلاوري تـو در مـيـان عـرب، ضـرب المـثـل اسـت. اگر از من دربارهشجاع ترين رزمندگان بپرسند، هرگز از نام تو نمي گذرم. ازاين گروه اندک که در محاصره ما هستند مي ترسي؟!
- از خدا بيم دارم.
- براي چه از خدا؟!
- چـون مـي خـواهـنـد مـردي را مـظـلومـانـه بـهقتل برسانند.
- حـسين، مظلوم نيست... چون بر خليفه شوريده و قصد اخلالگري و ايجاد ناامني دارد.
- در ايـن وضـع، صـلح و آرامـش هـسـت ولي بـراي يـزيـد و عمّال جيره خوار او و وابستگان به دستگاهش...
مرد مي پرسد؟
- اکنون چه قصد داري؟
حرّ مي گويد:
- مي خواهم از دو راهي بهشت و دوزخ، راه بهشت را برگزيده و به حـسـيـن ملحق شوم. اگر چه قطعه قطعه شوم و مرا در آتش بسوزانند،چون مرا تاب تحمّل آتش جهنّم نيست...
- يابن رسول اللّه... آيا توبه ام پذيرفته مي شود؟
مـن هـمـان کـسـم کـه راه را بـر تـو گـرفـتـم و بـردل خاندانت ترس ريختم.
اينک، آگاهانه و از روي شناخت به سوي تو آمده ام.
مـي خـواهـم کـه بـا فـدا کردن جان در رکاب تو در راه آرمان و هدف مقدست، توبه کنم.
آيا توبه ام پذيرفته است؟!
انتظار...
حـرّ، چند لحظه ميان يأس و اميد مي گذراند. بديهاي خويش را بهياد مي آورد و مأيوس مي شود، کرم و بزرگواري حـسـيـن را به يادمي آورد، اميدوار مي گردد و...
- آري اي حرّ، خداوند توبه ات را مي پذيرد.
اشک شوق در ديدگان حرّ حلقه زده است.
(حـرّ)، ايـنـک در جـبهه (احرار) است. از (بردگي) سپاه ستم،به (آزادگي) اردوي عدالت رسيده است.
راهي طولاني و پرخطر... امّا با يک (انتخاب).
حرّ، از امام اجازه مي طلبد تا اهل کوفه را نصيحت و ارشاد کند.
در مقابلارتش و سپاه دشمن مي ايستد، لشگرياني که تا چند لحظه پيشتر،خود، فرماندهي گروه هزار نفري آنان را به عهده داشت.
در دل حرّ... و سپاه کوفه، چه مي گذرد؟...
حرّ، تولدي تازه يافته است و چهره اي نوين به خود گرفته استو مي خواهد (خود) را در اين چهره جديد به همه نشان دهد و آنچه را که (شده) است، در معرض لمس و ديد و درک همگان - دوست و دشمن- قرار دهد و اعلام کند که (حرّ) است و آزاد...
رو در روي سـپـاه کـوفه مي ايستد و آنان را بر اين پيمان شکني و جـفـا و نـيـرنـگ، مـلامـت و نـفـريـن مـي کـند و وجدان آنان را به زيرتازيانه ملامت مي کشد...
سـپـاه کـوفـه کـه تـاب شـنـيـدن اين سخنان را ندارند، با دنائت و پـسـتـي، بـه سـويـش تـيـر مـي بـارنـد، و... حـرّ، درحال حمله، اين رجز را مي خواند:
(من حرّ و زاده حرّم.
دلاور و شجاعم،
نه ترسي دارم تا پا به فرار گذارم
و نه هراسي از شمشيرهاتان...
مي ايستم
و به خدا سوگند تا نکشم، کشته نمي شوم.
پيش مي روم و باز نمي گردم
ضربتي مي زنم که دو نيمتان کند.
و هرگز دست از نبرد با شما فرومايگان برنخواهم داشت)
شمشيري برهنه در دست دارد و تيغ مي زند و پيش مي رود.
پيکر پاک حر را به سوي اردوگاه امام آورده اند.
حـسـيـن بـه بالين او آمده است. حرّ هنوز رمقي در بدن دارد که امام،چهره خون گرفته اش را نوازش مي کند و مي فرمايد:
(...تـو هـمانگونه که مادرت، تو را (حرّ) نام نهاده، حرّ و آزادي)
(تو حرّي، هم در اين دنيا و هم در سراي آخرت...)
**
حج اکبر، عاشورا يا عيد قربان
عـاشـورا، محکي بود که بسياري با آن شناخته شدند.
هم خوبان...هم بدان،
هم حقپرستان...هم باطل پرستان
هم صاحبان (ولايت)...هم مخالفان (امامت)
هم خالصان مخلص...هم رياکاران هفت رنگ
هم اهل شعار...هم مردان کار و کارزار
هم (وارستگان)...هم (وابستگان)،
هم زاهدان انقلابي...هم زرپرستان زاهدنما،
هم صادقين...هم دروغگويان لافزن.
چـرا کـه، لحـظـه، لحـظـه امـتـحان و آزمايش است. صحنه، صحنه تـجـربـه و تـصـفـيـه است. روز، روز بازشناختن سره از ناسره،شـايسته از ناشايست، خودي از بيگانه است. کربلا محک تجربهاست، تصفيه گاه است. (فتنه) است.[1]
کربلا، تجلّيگاه با ارزش ترين خصلتهاي انساني است.
کربلا، سنگر بروز حق خواهي، ايثار، فداکاري و جانبازي است.
کـربـلا، تاريخ است، مدرسه است، دانشگاه است، معلم است، نبرد حـق و بـاطـل اسـت، (مـيـزان) شناخت چهره هاست، (ملاک) تشخيص(صداقت) از (دروغ) و تزوير است.
و کربلا، کربلاست.
حـج نـيـمـه تـمـام حـسـيـن (ع) در عـاشـورا کامل گشت.
حـسـيـن، برنامه (مکه) را در (کربلا) پياده کرد.
حـسـيـن، احرام را روز عـاشـورا در کربلا، به جاي آورد.
همانجا، (لبّيک، اللّهم لبّيک گفت.
همانجا، مُحرِم شد.
همان روز، در ظهر عـاشـورا، (عيد قربان) را بر پا نمود.
همان روز، سعي بين صفا و مروه نمود.
احـرام حـسـيـن، آن پـيراهن کهنه اي بود که از خواهرش زينب گرفت پوشيد، تا دشمنان پس از شهادتش، از تن وي، برون نياورند.
لبّيک حـسـيـن، آن عشق و آمادگيش براي شهادت و لقاءاللّه بود.
قـربـانـي حـسـيـن، هـفـتـاد و دو سـربـاز جـانـبـاز بـود،ابـوالفضل، علي اکبر، قاسم، عون، جعفر، عبداللّه، علي اصغر،بـرير، حبيب، مسلم، نافع، حرّ، انس و... که هر کدام، مظهر صدق و صفا و آزادگي و تقوا بودند.
سعي حـسـيـن، از صفاي خيمه گاه، تا مروه ميدان بود.
آن روز بـارها و بارها، اين فاصله را طي کرد، گاهي براي حمله،گاهي براي آوردن پيکر شهدا، به خيمه، گاهي براي حضور بر بالين جوانان شهيد،
گاهي براي دفاع از حرم و اهل بيت و خيمه ها،
گاهي آب خواستن براي علي اصغر و کودکان تشنه،
گاهي براي موعظه و ارشاد سپاه دشمن،
گاهي براي ياري برادرش عباس در ميدان جنگ،
کربلا، مناي حـسـيـن بود،
کربلا، قربانگاه هفتاد و دو تن از زبدگان بود،
کربلا، (حج اکبر) امام حـسـيـن بود.
مگر نه اينکه خدا، در کربلا هم هست؟!
پس هر جا که او هست، طواف هم همانجاست.
(ما را طواف کعبه، به جز دور يار نيست
کز هر طرف رويم، خدا روبروي ماست)
(علي اکبر)، با چشمان اشک آلود، از پدر اجازه ميدان مي گيرد.
جان را (فدا) مي کند، و به شهادت مي رسد.
حـسـيـن، بالاي سرش، دردمندانه چشم به آسمان مي دوزد و اين کلمات را مي توان از چهره اش خواند که:
(خدايا اين قرباني را در راه اسلام بپذير).
قـاسـم، اين جوان سيزده ساله، که يادگار امام مجتبي (ع) است درمـيـدان، پس از نبردي دليرانه بر زمين مي افتد، و حـسـيـن در باليناو حاضر مي شود.
تشنگي در خيمه ها بيداد مي کند.
وعـبـاس، بـراي آوردن آب، روانـه ميدان گشته، با نيروهاي دشمندرگير مي شود و به شهادت مي رسد.
اينک... ياران حـسـيـن، يکايک به شهادت رسيده اند.
از کوچک و بزرگ... از بني هاشم و ديگران.
و حـسـيـن، تنهاست...
چهره اش در هاله اي از افروختگي شوق آميز فرو رفته است.
امام، رو به دشمن:
هل من ناصر...؟
هل من معين...؟
و جواب:...؟
از هر سو به امام حمله مي آورند با اين تلاش که حـسـيـن (ع) را زنده بـه چـنـگ آورنـد... و امـام شـمـشـيـر مي کشد و اين رجز را مي خواند:القتل اولي من رکوب العار...)
پـيـش مي تازد و حمله مي کند: اللّه اکبر... اللّه اکبر در باران تيراز سـوي دشـمـن، دلاورانـه مـي جـنـگـد و از شـمشيرش خون مي چکد،ضربه ها پياپي بر امام وارد مي شود.
چهره اش از شوق شهادت برافروخته است.
خسته و تشنه، از جنگ مي ايستد تا دمي بياسايد.
تـيـري بـر سـيـنـه اش نـشـسـتـه، خـون آندل رؤ ف و شجاع، فوران مي زند.
تـوان امـام بـه پايان مي رسد و همچون نگيني بر زمين (کربلا) مي افتد، کربلاي خونرنگ و سرخ فام.
و... حـسـيـن (ع)، بـا خـونـش مـيـان حـق و باطل، مرزبندي مي کند.
چـشـمـان خـونگرفته اش را به آسمان مي دوزد و در واپسين دم، باخداي خويش راز و نياز مي کند.
و سـرانجام، آن (قلب تپنده) از کار مي افتد، تا قلبهاي جهانيرا به تپش و حرکت وادارد... (شهادت)!
سر سيدالشهدا(ع)، بر فراز ني، آيت بلند حق است.
دشـت، خـامـوش مـي شـود و آن هـمـه فـريـادهـا و غوغاها، به سکوت مبدّل مي گردد.
کـاروان اسـارت، بـا رهـتوشه اي از (آزادگي) از اين دشتِ غربتمي کوچد.
پيکرها بر زمين،
سرها بر نيزه ها،
و اسيران آزادي بخش، در راه کوفه و... سپس شام!
(زيـنـب)، کـاروان سـالار ايـن دلهـاي شکسته، امّا پرخروش است و صحراي سرخ کربلا را به سان لاله زاري پشت سر مي گذارند،با يک دنيا فرياد خاموش و يک جهان فرهنگ و حماسه.
(بر اين دشت خاموش بر ياد دارم که:
مرغان، سرود سفر ساز کردند
هوا سخت تاريک و نامهربان شد
تو گفتي که فريادي از دشت بر آسمان شد
چه گلها که بر خاک عريان فرو ريخت
چه گلها... که غمناک، بر خاک...)
(پايان)
تعالي
سلام بر آن پيشاهنگ جهاد و شهادت در زمان ما
سيد علي خامنه اي

![]() |
ماهواره نويد علم و صنعت، نخستين ماهواره ملي- دانشجويي كشور است كه به دست متخصصان جوان دانشگاه علم و صنعت ايران طراحي و ساخته شده است.

به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، اين ماهواره IRANSAT- IUST يك ماهواره كوچك با ابعاد 50×50×50 سانتيمتر مكعب و جرم 40 كيلوگرم است كه به منظور استقرار در مدار بيضوي با ارتفاع 250 تا 375 كيلومتر و زاويه انحرافمداري 55 درجه طراحي شده است.
ارتباط ماهواره با ايستگاه زميني از طريق سه فرستنده وگيرنده در باندهاي VHF و UHF برقرار است و تامين انرژي آن نيز توسط صفحات خورشيدي نصب شده بر بدنه جانبي سازه ماهواره در كنار باتري و بهرهگيري از تنظيمكنندهها و مبدلهاي ولتاژ صورت ميگيرد.
ماموريت ماهواره نويد علم و صنعت، تصويربرداري از زمين با رزولوشن (وضوح تصوير) 750 متر مبتني بر روش جاروبي (Push broom) و به صورت تك باند است.
به طور كلي، كاربرد تصاوير دريافتي از اين ماهواره در زمينههايي چون جو و علوم هواشناسي (خصوصيات ابرها، بارندگي، رطوبت و دماي هوا، مواد شيمايي جو، بادها، ديناميك جو و تراكم بخار) منابع (ماهيگيري، آبهاي ناشي از برف و يخ، آبهاي اقيانوسها، گردبادها، طوفانها و جزر و مد درياها) و بلاياي طبيعي (خشكسالي، آلودگي محيط زيست و زمينلرزه) است.
آمدی فجرآزادی! که با آمدن تو، امام آمد، امامی که بر سربیدادگران، خروش کلیم داشت و برجان امت، دم مسیح. کلامش بوی وحیداشت و طعم شیرین آوای انبیا.
دهه فجرمبارک .jpg)
همه برای امام بودند و امام برای همه و امت همراه امام برای خدا.
دهه فجرمبارک .jpg)
از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران
اندیشه باور شد، در امتداد باران
بر صخرههای همّت جوشیده خون غیرت
بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران
و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد
بر پهندشت باور، خالی است جای یاران
دهه فجرمبارک .jpg)
فجر است و سپیده حلقه بر در زده است
روز آمده، تاج لاله بر سر زده است
با آمدن امام در کشور ما
خورشید حقیقت زافق سر زده است
دهه فجرمبارک .jpg)
برخیز که فجر انقلاب است امروز
بیگانه صفت، خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
از لطف خدا نقش بر آب است امروز
دهه فجرمبارک .jpg)
قلبها، کهکشانی از عشق خمینی میشود و جامی لبریز از شراب طهور پیروزی. دهه فجرمبارک .jpg)
سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوشآمدی. دهه فجرمبارک .jpg)
دهه فجر، خوش آمدی که با مقدمت، عطرآزادی به جای بوی باروت در فضایمیهن اسلامیمان پیچید. قفسها شکسته شد و نفسها از زندان سینههارهایی یافت. دهه فجرمبارک .jpg)
دهه فجر، خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهرو دیارمانگریخت، برفهای بهمن با حرارت ایمان و اخلاص، آب حیات شد. دهه فجرمبارک .jpg)
فجرآزادی! خوش آمدی که آمدنت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت،سلطه را به قبرستان سلطنتسپرد، کنگرههای قصر استکبار را فروریخت. دهه فجرمبارک .jpg)
اين اعجاز بزرگ قرن و اين پيروزي بي نظير و اين جمهوري اسلامي محتاج به حفظ و نگهداري است . امام خميني(ره) .jpg)
انقلاب اصيل ماجلوه اي از نهضت پر عظمت حضرت رسول ا... (ص ) است . امام خميني(ره) .jpg)
خون شهيدان ، انقلاب و اسلام را بيمه كرده است . امام خميني(ره) .jpg)
رمز پيروزي شما ايمان و وحدت كلمه بود . امام خميني(ره) .jpg)
پيروزي انقلاب مرهون فداكاريهاي دلاورانه ملت ، خصوصاً شهيدان است . امام خميني(ره) .jpg)
انقلاب ما متكي به معنويات و خداست . امام خميني(ره) .jpg)
اين انقلاب با تائيدات غيبي الهي پيروز گرديد . امام خميني(ره) .jpg)
چشم دنيا به انقلاب ما معطوف است . امام خميني(ره) .jpg)
ولايت فقيه براي شما يك هديه الهي است . امام خميني(ره) .jpg)
هرچه انقلاب اسلامي دارد از بركت مجاهدت شهدا و ايثارگران است . امام خميني(ره) .jpg)
اين نعمت بزرگ الهي ( انقلاب اسلامي ) را ارزان از دست ندهيد . امام خميني(ره) .jpg)
22 بهمن بهمن در طول زندگي و براي نسلهاي آينده بايد سرمشق همه قرارگيرد . امام خميني(ره) .jpg)
فجر انقلاب ، دميدن خورشيد استقلال و آزادي است . امام خميني(ره) .jpg)
نهضت ايران ، نهضتي بود كه خداي تبارك و تعالي در آن نقش داشت . امام خميني(ره) .jpg)
دهه فجر مقطع رهايي ملت ايران است . مقام معظم رهبری .jpg)
زنده نگه داشتن ياد شهداي انقلاب باعث تداوم حركت انقلاب است . مقام معظم رهبری .jpg)
دهه فجر آئينه اي است كه خورشيد اسلام در آن درخشيد و به ما منعكس شد . مقام معظم رهبری .jpg)
انقلاب اسلامي با اتكاء به قدرت مردم ، آسيب ناپذير است . مقام معظم رهبری .jpg)
اين انقلاب ، بي نام خميني (ره ) در هيچ جاي جهان شناخته شده نيست . مقام معظم رهبری .jpg)
وحدت ، كليد موفقيت و رمز پيروزي انقلاب ما بوده است . مقام معظم رهبری .jpg)
حفظ حيثيت و آبروي انقلاب اسلامي و نظام ، امروز بر همه واجب است . مقام معظم رهبری .jpg)
خط انقلاب ، خط عظمت اسلام و مسلمين و دفاع از مظلومين و مستضعفين است . مقام معظم رهبری .jpg)
دهه فجر ، دهه تجديد قواي نيروهاي انقلابي و تجديد ميثاق ملت با انقلاب است . مقام معظم رهبری .jpg)
دهه فجر عيدي است كه يك تاريخ سر تا پا ظلم و طغيان را قطع كرد . مقام معظم رهبری .jpg)
دهه فجر مظهر شكوه و عظمت و فداكاري ملت ايران است . مقام معظم رهبری .jpg)
انقلاب و نهضت امام (ره ) براي حاكميت اسلام بود . مقام معظم رهبری .jpg)
پيروزي انقلاب اسلامي در ايران سرآغاز حاكميت ارزشهاي معنوي بوده است . مقام معظم رهبری .jpg)
وحدت كلمه و حضور خود را در صحنه حفظ كنيد و ياد امام و انقلاب را زنده نگه داريد . مقام معظم رهبری .jpg)
22 بهمن روز تجديد عهد با انقلاب ،امام و اسلام است . مقام معظم رهبری .jpg)
دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین كننده و بی مانند به شمارمی رود. مقام معظم رهبری