گلچین
گلچينی از گل ها 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
طراح قالب

ترين مأموريت هاي بسيج را در حال حاضر مي توان بدين شرح خلاصه كرد:

1) مقابله با استكبار:
در رأس مأموريت هاي بسيج و ستيز با جهانخواران و به ويژه دشمن اصلي اين انقلاب، امريكاست.
در يكي از پيام هاي امام(ره) به مناسب هفته بسيج در تاريخ 2 آذر 1367 مي خوانيم:
«من مجدداً به همه ملت بزرگوار ايران و مسؤولان عرض مي كنم چه در جنگ و چه در صلح بزرگ ترين ساده انديشي اين است كه تصور كنيم جهانخواران خصوصاً امريكا و شوروي از ما و اسلام عزيز دست برداشته اند؛ لحظه اي نبايد از كيد دشمنان غافل بمانيم. در نهاد و سرشت امريكا كينه و دشمني با اسلام
ناب محمدي - صلي الله عليه و آله و سلم - موج مي زند.
در ادامه براي مقابله با آنان مي فرمايد: خلاصه كلام اگر بر كشوري نواي دلنشين تفكر بسيجي طنين انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد والا هر لحظه بايد منتظر حادثه ماند». بسيج بايد مثل گذشته و با قدرت و اطمينان خاطر به كار خود ادامه دهد...(5)
2) قيام در مقابل انحرافات :
«اكنون كه به حمدالله تعالي دانشگاه از چنگال جنايت كاران خارج شده و بر ملت و دولت جمهوري اسلامي است، در همه اعصار كه نگذارند عناصر فاسد داراي مكتب هاي انحرافي يا گرايش به غرب و شرق در دانش سراها و دانشگاه ها و ساير مراكز تعليم و تربيت نفوذ كنند و از قدم اول جلوگيري نمايند تا مشكل پيش نيايد و اختيار از دست نرود و وصيت اينجانب به جوانان عزيز دانشگاه ها و دبيرستان ها آن است كه خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قيام نمايند تا استقلال و آزادي خود و كشور و ملت خودشان مصون باشد». (6)
3) تحمل صبر و مبارزه علمي و عملي :
من در اينجا به جوانان عزيز كشورمان به اين سرمايه ها و ذخيره هاي عظيم الهي و به اين گل هاي معطر و نو شكفته جهان اسلام سفارش مي كنم كه قدر و قيمت لحظات شيرين زندگي خود را بدانيد و خودتان را براي مبارزه علمي و عملي بزرگ تا رسيدن به اهداف عالي انقلاب اسلامي آماده كنيد... مبارزه علمي براي جوانان زنده كردن روح جستجو و كشف واقعيت ها و حقيقت هاست، و اما مبارزه عملي آنان در بهترين صحنه هاي زندگي و جهاد شهادت شكل گرفته است.

4) تعليم و تربيت جوانان در جهت پاسداري از اصول و اهداف انقلاب و نظام :
 «... بسيجيان در تعليم و تربيت جوانان و نوجوانان مساعي جميله خود را روز افزون كنند».(7)

با توجه به جايگاه بسيار حساس بسيج در نشان دادن چهره نظام جمهوري اسلامي و ايجاد جاذبه در درون جامعه براي مشاركت و جذب هر چه بيشتر جوانان و نوجوانان به سمت الگوهاي سازنده مبتني بر هويت ملي – مذهبي از ديدگاه مقام معظم رهبري، بسيج و بسيجي مسؤوليتي سنگين را به عهده داشت و توانست يك ارتش معنوي مردمي را پايه ريزي كند. به طوري كه امام خميني(ره) در مورد بسيجيان قهرمان فرمودند: شما آيينه مجسم مظلوميت ها و رشادت هاي اين ملت بزرگ، در صحنه نبرد و تاريخ مصور انقلابيد. شما فرزندان مقدس و پرچمداران عزت مسلمين و سپر حوادث اين كشوريد. شما يادگاران و همسنگران و فرماندهان و مسؤولان بيداردلاني بوده ايد كه امروز در قرارگاه محضر حق مأوا گزيده اند. من به طور جد و اكيد مي گويم كه انقلاب و جمهوري اسلامي و نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه بحث از بزرگ ترين سنگرهاي دفاع از ارزش هاي الهي نظام ما بوده و خواهد بود، به وجود يكايك شما نيازمند است چه صلح باشد و چه جنگ.(8)
در طول 8 سال دفاع مقدس، بسيج آن چنان ظاهر شد كه دشمنان اعتراف كردند كه قدرتي كه در بسيج نهفته، توان مقابله با يكايك ارتش هاي كلاسيك جهاني را دارد. دشمن كه سوداي فتح سه روزه را در سر مي پروراند، در همان روزهاي نخستين با مردمي مواجه گشت كه با دست خالي اما با سلاح ايمان و اعتقاد به ارزش هاي الهي و انساني به دفاع از كيان مقدس نظام اسلامي برخاسته بودند و از ايثار جان خويش دريغ نمي كردند.
جوانان سلحشوري كه به فرمان امام(ره) در پايگاه هاي مقاومت تحت عنوان بسيجي گرد آمده بودند و با كوچك ترين اشاره ايشان به جبهه هاي نبرد هجوم مي بردند  و تا آخرين قطره خون خويش ايستادگي و مقاومت مي كردند وظيفه بسيج فقط به جنگ و مساله نظامي محدود نمي شود و امنيت داخلي كشور در سخت ترين شرايط يعني دوران فعاليت منافقين و ديگر گروه هاي ضد انقلاب كه با كمك كشورهاي خارجي ذي نفع در ايران درصدد آشوب و تنش و تجزيه و جدايي قسمت هايي از خاك كشور بودند، به مدد نيروي بسيج و پايگاه هاي مقاومت حفظ شد. در حوادث طبيعي و بلايا، همچون زلزله، سيل و طرح واكسيناسيون فلج اطفال حضور بسيجيان گره گشاي مشكلات و مايه دلگرمي مردم و مسؤولان بوده است. كما اين كه در حادثه اسفبار زلزله رودبار در سال 1369 سرعت عمل و ايثار نيروهاي مردمي در عمليات نجات به حدي بود كه خارجيان حاضر در منطقه با اظهار تعجب از حضور گسترده بسيجيان اقرار كردند كه به حضور آنان احتياج نيست. در زلزله اسفبار استان قزوين، در همان ساعات اوليه، مردان بسيجي در منطقه زلزله زده در كنار نيروهاي امداد هلال احمر و ... و زنان بسيجي در شهرها با تشكيل صف هاي بسيار طويل اهداي خون و اهداي كمك هاي نقدي و جنسي جهانيان را به تحسين واداشت. امام خميني(ره) در مورخ 2/9/67 در هفته بسيج درباره خطر غفلت از بسيجيان و روحيه بسيجي گري به مسؤولان پيامي را صادر مي فرمايند.
ايشان فرمودند: «من دست يكايك شما پيشگامان رهايي را مي بوسم و مي دانم كه اگر مسؤولان نظام اسلامي از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهي خواهند سوخت. بار ديگر تأكيد مي كنم كه غفلت از ايجاد ارتش بيست ميليوني (بسيج) سقوط در دام دو ابرقدرت جهاني را به دنبال خواهد داشت. من از تمامي بسيجيان خصوصاً از فرماندهان عزيز آن تشكر مي كنم و از دعاي خير براي اين فرزندان با وفاي اسلام غفلت نخواهم نمود».(9)
آري، مسؤولان در برابر حفظ روحيه ايثار و خدمت كه از ويژگي هاي بسيجيان است، مسؤول هستند، هر گونه تجمل گرايي و عدم كارايي در عرصه مسؤوليت و بي توجهي به روحيه و عواطف مردم خطري است كه مي تواند به نهاد بسيج در عرصه هاي خطر، ضربه وارد كند.

پانوشت ها:
صحيفه نور، جلد 21، ص 195.
2 و 3 . صحيفه نور، ج 14، ص 475. ج 6، ص 175.
4. بيانات امام (ره) در جمع اعضاي هيات نمايندگي عالي رتبه روحاني عربستان – 1/2/58.
5. صحيفه امام جلد 21، ص 54، 2/9/67.
6. صحيفه نور – جلد 21، ص 192.
7. صحيفه امام، جلد 15، ص 232.
8. صحيفه نور ، جلد 21، ص 18و19.
9. صحيفه امام، ج 21، ص 196.

[ شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ] [ 12:38 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

بسيج لشگر مخلص خداست كه دفتر تشكيل آن را همه مجاهدان از اولين تا آخرين امضاء نموده اند ».                                                              امام خميني

پنجم آذر ماه سال روز تشكيل نهاد بسيج به فرمان حضرت امام خميني (ره) است و همين ايام بهانه اي شد تا بار ديگر نظري بيندازيم به نقش مسؤوليت هاي سنگين اين نهاد كه محدوده آن را همه كساني تشكيل مي دهند كه دل در گرو تحقق اهداف و آرمان هاي بلند امام راحل(ره) و عملي شدن شعارهاي نجات بخش انقلاب اسلامي دارند و در هر زمان با درك شرايط و موقعيت انقلاب و كشور از هيچ گونه خدمت و ياري رساني به نظام و كشور دريغ نمي ورزند.به راستي كه بسيج و گرامي داشت مقام و جايگاه آن با برگزاري سمينارها و يا تعارفات معمولي در حالي كه هيچ تلاشي براي به فعليت رساندن نيروي عظيم نهفته در وجود بسيجيان صورت نگيرد راهي به جايي نخواهد برد.حيثيت امروز نظام، تا حد زيادي مديون بسيج و حضور همه جانبه مردم در آن بوده است، حتي تصاحب قدرت جهاني اسلامي با بسيج همه جانبه و فراگير در جهان ميسر خواهد بود به گفته امام راحل، اين امر شدني است و بايد به دنبال تحقق يافتن آن بود.

اگر بخواهيم مفهوم بسيج و بسيجي را در ادبيات انقلاب اسلامي جستجو كنيم، چاره اي جز بيان مراد حضرت امام (ره) از بسيج و بسيجي نداريم. در انديشه امام(ره) بسيج نهادي است اجتماعي با ابعاد متعدد. در اين نگرش بسيج ديگر صرفاً سازماني نظامي نيست كه فقط در زمان جنگ و براي دفاع در مقابل دشمن شكل گرفته باشد، بلكه نهادي است وسيع و پاسخگوي نيازهاي اساسي  و حياتي جامعه و با اجزاي ديگر نظام، چنان هماهنگي و پيوند دارد كه انفصال آن جز با انحلال جامعه اسلامي متصور نيست. بسيج در صورتي مي تواند نهادي جامع و شامل جهات متعدد و پايدار شناخته شود كه نيازهاي دايمي و باورها و ارزش هاي فرهنگي پديد آورنده آن به روشني تعريف شوند، اين نيازها ممكن است اقتصادي، سياسي، فرهنگي و يا نظامي باشند.
به فرموده امام(ره) « بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پر ثمري است كه شكوفه هاي آن بوي بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مي دهد، بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدسته هاي رفيع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسيج ميقات پا برهنگان معراج انديشه پاك اسلامي است كه تربيت يافتگان آن، نام ونشاني در گمنامي و بي نشاني گرفته اند.»(1)
از ديدگاه امام بسيجي كسي است كه در عمل علاقه خود را به پيشرفت و حفظ و گسترش اقتدار نظام اسلامي و شأن و حيثيت ملت مسلمان نشان دهد. يعني بسيجي بودن معيار و ملاكي است كه بر اساس آن ميزان تعهد اعضاي آن به اصول و آرمان هاي انقلابي سنجيده مي شود.

از ديدگاه امام(ره) تاريخ و سابقه بسيج به بيداري قوم بني اسراييل و قيام آن قوم بر ضد ظلم فرعوني به فرمان حضرت موسي عليه السلام و بسيج اصحاب پا برهنه و فقير صفه در برابر ظلم و غارت اشراف بت پرست مكه، به دعوت رسول اكرم - صلي الله عليه و اله و سلم – و نيز اهتمام ائمه اطهار عليهم السلام. كه نگرش الهي داشتند و به تشويق مردم به هم پيماني براي حل مسائل سياسي و كاهش گرفتاري مسلمين باز مي گردد.
در عصر حاضر هم، بسيج مردم در جريان تحريم تنباكو و مبارزه بر ضد استعمار دولت انگليس به فتواي مرحوم ميرزاي شيرازي و قيام پانزده خرداد در سال 1342 در برابر ظلم و خيانت رژيم پهلوي و استمرار مبارزه آنان تا سرنگوني حكومت شاهنشاهي در 22 بهمن 1357 ماهيت بسيجي دارد.
«سنگ بناي بسيج بر حكم فقهي و جهادي استوار است؛ جهادي كه مبتني بر روحيه دفاعي باشد و نه تهاجمي يا جهان گشايي، بسيج در نظر امام مولودي جديد است كه كارشناسان جهاني نمي توانند آن را بشناسند، هر گاه قوه ايمان در ملتي زنده شود، همگان را به قيام الله فرا مي خواند و مي تواند سرتاسر يك كشور را بسيج نمايد، معيار حركت بسيج هم همين اسلام و درك مفاهيم عاليه آن است».(2)
از نظر حضرت امام براي پيدايش و تقويت روح ايمان در ميان مردم كه موتور حركت بسيج هستند؛ دو عامل نقش بي بديل و غير قابل انكار دارد؛ يكي مساجد، ديگري روحانيت.(3)
 
مساجد مركز بسيج مردمي بر ضد اهداف شوم دشمن است. مسجد در اسلام و در صدر اسلام هميشه مركز جنبش حركت هاي اسلامي بوده، از مسجد، تبليغات اسلامي شروع مي شده است و حركت قواي اسلامي براي سركوبي كفار و وارد كردن آنها در بيرق اسلام از مسجد بوده است، هميشه در صدر اسلام مسجد مركز حركات و مركز جنبش ها بوده است.(4)
پيغمبر مسجد جيوش را براي كوبيدن قدرت ها تجهيز مي كرد.روحانيت هم از اين قدرت و توان بهره مند است كه بتواند مردم را بسيج كند.

[ شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ] [ 12:37 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

 






 






 






 






 






 






 






 






 






 






 
[ شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ] [ 12:31 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
[ شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ] [ 12:29 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]



اين غلط است كه ما كشور يا فعالان سياسى را به اصولگرا و اصلاح‏طلب تقسيم كنيم: اصولگرا و فلان؛ نه. اصولگرايى متعلق به همه‏ى كسانى است كه به مبانى انقلاب معتقد و پايبندند و آنها را دوست مى‏دارند؛ حالا اسمشان هر چه باشد.


اين «اصول» چه هستند؟


 در درجه‏ى اول، ايمان و هويت اسلامى و انقلابى و پايبندى به آن. اين، وظايفى را بر عهده‏ى دولت مى‏گذارد. نمى‏شود گفت دولت به ايمان مردم كارى ندارد؛ نه. مدتى اين فكر را ترويج كردند؛ اما اين غلط است. دولت وظيفه‏دار است. چطور وزارت بهداشت با داروفروشهاى مصنوعى ناصرخسرو مبارزه مى‏كند؛ اما وزارت ارشاد با مخدر فروشهاى فرهنگى مبارزه نكند؟! با سم‏پراكنان فرهنگى مبارزه نكند؟! اين، وظيفه‏ى دولت است؛ صدا و سيما يك جور، وزارت ارشاد يك جور و دستگاههاى گوناگون يك جور. وظيفه‏ى مهم اين است كه ما پايه‏هاى يك ايمان روشن‏بينانه و استوار را در ذهن نسلهاى جوان و رو به رشد خودمان تقويت كنيم؛ ايمانِ دور ازخرافه‏گرى و سست‏انديشى، ايمانِ روشن بينانه، ايمانِ به دين، ايمانِ به نظام، ايمانِ به مردم، ايمانِ به آينده، ايمانِ به خود، ايمانِ به استقلال كشور و ايمانِ به وحدت ملى و ايمانى كه در هيچ بخشى برافروزنده‏ى آتشهاى تعصب فرقه‏اى نباشد.  


   در اين بخش، يكى از وظايف مهم ديگرى كه بر عهده‏ى دولت و نظام جمهورى اسلامى است، اين است كه هويت اسلامى را در دنياى اسلام برجسته و شفاف كنيم، تا اين يك معيارى باشد در جلوى چشم ملتهاى مسلمان؛ تدين دور از خرافه و كاوش در منابع دينى و نوآورى. بعضيها خيال مى‏كنند كه نوآورى در دين امكان ندارد! گنجينه‏ى منابع اسلامى و دينى ما بى‏پايان است؛ ما به قدر وسع خودمان، فقط چند سطل آب از اين چشمه‏ى جوشان برداشته‏ايم؛ تلاش كنيم و فكرهاى نو و حرفهاى نو در زمينه‏هاى مختلف توليد كنيم. پرچم برادرى اسلامى را با همه‏ى ملتهاى اسلامى بلند كنيم و فضيلتهاى اخلاقى را در جامعه رشد بدهيم: همكارى، گذشت، كمك، صبر، حلم؛ اينها خلقيات اسلامى است؛ اينها را در جامعه رشد بدهيم. اين، همان ايمان و هويت اسلامى و انقلابى است كه اصل اول است.


  اصل دوم، عدالت است. فلسفه‏ى وجودى ما، عدالت است.  رشد اقتصادى بايد همپاى عدالت پيش برود؛ برنامه‏ريزى كنند و راهش را پيدا كنند. حالا عدالت چيست؟ البته ممكن است درمعنا كردن عدالت، افرادى، كسانى يا گروههايى اختلاف نظر داشته باشند؛ اما يك قدر مسلّمهايى وجود دارد: كم كردن فاصله‏ها، دادن فرصتهاى برابر، تشويق درستكار و مهار متجاوزان به ثروت ملى، عدالت را در بدنه‏ى حاكميتى رايج كردن - عزل و نصبها، قضاوتها، اظهار نظرها - مناطق دوردست كشور و مناطق فقير را مثل مركز كشور زير نظر آوردن، منابع مالى كشور را به همه رساندن، همه را صاحب و مالك اين منابع دانستن، از قدرِ مسلّمها و مورد اتفاقهاى عدالت است كه بايد انجام بگيرد. بنابراين، عدالت يك اصل است و نيازمند قاطعيت. عدالت، با من بميرم، تو بميرى درست نمى‏شود؛ عدالت، با تعارف درست نمى‏شود؛ اولاً قاطعيت مى‏خواهد، ثانياً ارتباط با مردم مى‏خواهد، ثالثاً ساده‏زيستى و مردمى بودن لازم دارد و بالاتر از همه، خودسازى و تهذيب مى‏خواهد؛ اول، بايد خودمان را درست كنيم و يك دستى به سر و صورت خودمان بكشيم، تا بتوانيم عدالت را اجرا كنيم؛


  اصل سوم، حفظ استقلال سياسى است. اين استقلال، استقلال سياسى، اقتصادى و فرهنگى است. ما بايد اين بندهاى اختاپوس فرهنگىِ تحميل شده‏ى به وسيله‏ى غرب را از دست و پاى خودمان باز كنيم؛ اين هم يكى از اصول ماست. آن حركتى، آن جريانى، آن شعارى و آن برنامه‏ريزى‏اى كه در آن استقلال كشور و ملت ديده نشود، اصولگرايانه نيست.



  اصل چهارم، تقويت خودباورى و اعتماد به نفس ملى است. اين اعتماد به نفس، در همه جاست. ما اكنون در زمينه‏ى مثلاً علوم تجربى،نمونه‏هايى‏اش را ديده‏ايم كه حالا يكى‏اش فناورى هسته‏اى است، يكى‏اش توليد سلولهاى بنيادى است، يكى‏اش كارهاى خوبى است كه در بخشهاى گوناگون انجام داده‏اند. استقلالِ اعتماد به نفس ملى و خودباورى، فقط به اين چيزها منحصر نمى‏شود كه ما مى‏توانيم سد درست كنيم؛ مى‏توانيم نيروگاه درست كنيم و مى‏توانيم بدون كمك خارجى كارهاى بزرگ و پروژه‏هاى عظيم را راه‏اندازى كنيم، بلكه بايد در سياست، فلسفه، ابتكارهاى مردمى و ارزشهاى اخلاقى هم خودباورى داشته باشيم. ببينيد! ديگران يك حركت ابلهانه‏ى ديوانه‏وارى مثل گاوبازى در خيابانهايشان راه مى‏اندازند، تلفات جانى مى‏دهند، خودشان را مسخره مى‏كنند؛ اما افتخار هم مى‏كنند كه اين سنّت ملى ماست! كار، غلط است؛ اما خودباورى خوب است؛ خجالت نمى‏كشند. حالا فرض بفرماييد اگر ما يك سنّت اسلامى داريم كه منطقى هم برايش داريم و آن را هم پذيرفته‏ايم، نبايستى در انجام دادن آن خجالت بكشيم.


  اصل پنجم، جهاد علمى است. چند سال است من تكرار كرده‏ام: بايد نهضت توليد علم در كشور راه بيفتد. من خوشحالم؛ وقتى با دانشجوها و جوانها مواجه مى‏شوم كه غالباً آنها حرف مى‏زنند و مطالبى را مى‏گويند، مى‏بينم آنها همين مسئله‏ى توليد علم و اتصال علم و صنعت، و پشتيبانى دولت از پيشرفت و ابتكارات علمى را به عنوان توقع از ما مطرح مى‏كنند. من مى‏گويم خيلى خوشحالم و اينها حرفهاى ماست و حالا در بين مجموعه‏ى دانشگاهى عرف شده؛ ليكن اين كافى نيست؛ بايد به سمت كارهاى بزرگ برويم. ببينيد! يك وقت هست شما مى‏توانيد هواپيمايى را كه ديگران اختراع كرده‏اند و ساخته‏اند، خودتان بدون كمك ديگران در داخل كشور بسازيد، اين خيلى خوب است؛ اين بهتر از خريدن هواپيماى ساخته شده است؛ اما يك وقت هست شما خودتان يك چيزى در سطح هواپيما در كشورتان توليد مى‏كنيد؛ اين است آنچه كه ما لازم داريم؛ ما بايد بر ثروت علمى بشر بيفزاييم. نگويند نمى‏شود؛ مى‏شود. يك روزى بشريت فناورى ريزترينها - نانوتكنولوژى - را نمى‏شناخت، بعد شناخت. امروز صد تا ميدان ديگر ممكن است وجود داشته باشد كه بشر نمى‏شناسد؛ اما مى‏توان آنها را شناخت و مى‏توان جلو رفت. البته مقدمات دارد؛ اما آن مقدمات را هم مى‏شود با همت فراهم كرد.


  اصل ششم، تثبيت و تأمين آزادى و آزادانديشى است. آزادى را نبايد بد معنا كرد. آزادى يكى از بزرگترين نعمتهاى الهى است كه يكى از شعبش آزادانديشى است. بدون آزادانديشى، اين رشد اجتماعى، علمى، فكرى و فلسفى امكان ندارد. در حوزه‏هاى علميه، دانشگاه و محيطهاى فرهنگى و مطبوعاتى، هو كردن كسى كه حرف تازه‏اى مى‏آورد، يكى از بزرگترين خطاهاست؛ بگذاريد آزادانه فكر كنند. البته من فهم غلط از آزادى را تأييد نمى‏كنم؛ من باز گذاشتن دست دشمن را در داخل براى اينكه مرتباً گاز سمّى توليد كند و در فضاى فرهنگى يا سياسى كشور بدمد، تأييد نمى‏كنم؛ من براندازى خاموش را - آن‏چنانى كه خود امريكاييها گفتند و عواملشان چند سال قبل در اينجا سادگى و بى‏عقلى كردند و به زبان آوردند - برنمى‏تابم و رد مى‏كنم؛ اما توسعه‏ى آزادى و رها بودن ميدان براى پرورش فكر و انديشه و علم و فهم، ربطى به اينها ندارد. ظرافتى لازم است كه آدم اين دو منطقه را از همديگر باز بشناسد و مرز اينها را معين بكند.


  اصل هفتم، اصلاح و تصحيح روشهاست؛  اصلاحات جزوِ مبانى اصولگرايى است. من در سفر كرمان، با جوانها و مجموعه‏ى دانشجوها و دانشگاهيها كه روبه‏رو شدم، گفتم كه اصلاحاتِ اصولگرايانه و اصولگرايىِ مصلحانه در هم تنيده هستند. آن اصلاحاتى كه بخواهد با معيار امريكايى در كشور انجام بگيرد، مثل همان اصلاحات رضاخانى است. مى‏دانيد كه رضاخان در مهمترين بخشها و سالهاى سلطنتش، شعارش اصلاحات بود! همه‏ى اين فجايع و جناياتى كه شما در دوره‏ى رضاخان سراغ داريد، تحت نام و زير پرچم اصلاحات انجام گرفته است؛ اسناد بازمانده‏ى از دوره‏ى رضاخان را بخوانيد. افراد را بركنار مى‏كردند؛ چون مى‏گفتند اينها ضداصلاحاتند؛ افرادى را سر كار مى‏آوردند؛ چون مى‏گفتند اينها مؤمن به اصلاحاتند. آن اصلاحاتى كه با معيار رضاخانى، با معيار امريكايى و با معيار فرهنگ غربى انجام بگيرد، اصلاحات نيست، افسادات است. معيار اصلاحات، قانون اساسى است؛ بر اين اساس، بايد ما اصلاحات كنيم؛ ما به اصلاحات احتياج داريم. اصلاحات، تصحيح روشهاى ماست؛ تصحيح هدفهاى مرحله‏اى ماست؛ تصحيح تصميم‏گيريهاى ماست؛ تعصب نورزيدن روى تصميم‏گيريها ناحق است. اين، غير از ساختارشكنى و مبارزه‏ى با قانون اساسى، مبارزه‏ى با اسلام و مبارزه‏ى با استقلال يك كشور است.


  آخرين اصل هم - كه البته در اين فهرست كوتاهى كه من عرض مى‏كنم، آخرين نيست - شكوفايى اقتصادى است؛ رسيدگى به زندگى مردم است و رسيدگى به اقتصاد كشور. ما احتياج داريم كه از سرمايه‏گذارى حمايت بشود؛ كارآفرينى بشود؛ توليد داخلى ترويج بشود؛ با قاچاق و فساد مجدّانه مبارزه بشود؛ اشتغال به عنوان يك مبناى اصلى و يك هدف مهم دنبال بشود؛ ثبات و شفافيت و انسجام سياستها و مقررات اقتصادى انجام بشود - مقررات اقتصادى‏اى كه امروز يك چيزى بگوييم، فردا عوضش بكنيم، فايده‏اى ندارد - مقررات اقتصادى و قوانين ما بايد هم ثبات داشته باشند كه مردم بتوانند روى آن برنامه‏ريزى كنند، هم بايد منسجم باشد و با هم بخواند و شفاف باشد

[ شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ] [ 12:25 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]



اولين كار بزرگ او، احياى اسلام بود. دويست سال است كه دستگاههاى استعمارى سعى كردند تا اسلام به دست فراموشى سپرده شود. يكى از نخست‏وزيرهاى انگليس در جمع سياستمداران استعمارى دنيا اعلام كرده بود كه ما بايد اسلام را در كشورهاى اسلامى منزوى كنيم! قبل و بعد از آن نيز پولهاى گزافى خرج شد تا اسلام در درجه‏ى اول از صحنه‏ى زندگى، و در درجه‏ى دوم از ذهن و عمل فردى انسانها خارج شود؛ چون مى‏دانستند اين دين، بزرگترين مانع در راه چپاول قدرتهاى بزرگ و استكبارى است. امام ما اسلام را دوباره زنده كرد و به ذهن و عمل انسانها و صحنه‏ى سياسى جهان برگرداند.
دومين كار بزرگ او، اعاده‏ى روح عزت به مسلمين بود. اين‏گونه نبود كه اسلام صرفاً در بحثها و تحليلها و دانشگاهها و صحن جامعه و زندگى مردم مطرح شود؛ بلكه بر اثر نهضت امام ما، مسلمانها در همه جاى عالم احساس عزت كردند.
يك نفر مسلمان از كشورى بزرگ كه مسلمين در آن در اقليت قرار دارند، به من مى‏گفت: قبل از انقلاب اسلامى، مسلمان بودن خود را هرگز اظهار نمى‏كرديم. طبق فرهنگ آن كشور، همه اسم محلى داشتند، و هرچند خانواده‏هاى مسلمان روى بچه‏هاى خود اسم اسلامى مى‏گذاشتند، اما جرأت نمى‏كردند آن اسم را اظهار كنند و از بيان آن خجالت مى‏كشيدند! اما بعد از انقلاب شما، مردم ما با افتخار اسم اسلامى خود را مى‏گويند، و اگر از آنها بپرسند كه شما چه كسى هستيد، اول آن اسم اسلامى را با افتخار بر زبان مى‏آورند.
بنابراين، با كار بزرگى كه امام(ره) انجام داد، مسلمانها در همه جاى دنيا احساس عزت مى‏كنند و به مسلمانى و اسلام خود مى‏بالند.
سومين كار بزرگ او اين بود كه به مسلمانها احساس درك امت اسلامى داد. قبل از اين، مسلمانها در هر جاى دنيا كه بودند، چيزى به نام امت اسلامى برايشان مطرح نبود و يا اصلاً جدى تلقى نمى‏شد. امروز همه‏ى مسلمانها در اقصاى آسيا تا قلب آفريقا و تمام خاورميانه و در اروپا و امريكا، احساس مى‏كنند كه جزو يك جامعه‏ى جهانىِ بزرگ به نام امت اسلامى هستند. امام احساس شعور نسبت به امت اسلامى را ايجاد كرد، كه بزرگترين حربه براى دفاع از جوامع اسلامى در مقابل استكبار است.
چهارمين كار بزرگ او، ازاله‏ى يكى از مرتجعترين و پليدترين و وابسته‏ترين رژيمهاى منطقه و جهان بود. ازاله‏ى حكومت پادشاهى در ايران، يكى از بزرگترين كارهايى بود كه كسى مى‏توانست آن را تصور كند. ايران مهمترين دژ استعمار در منطقه‏ى خليج‏فارس و خاورميانه بود. اين دژ، به دست امام ما در هم فرو ريخته شد.
كار پنجم او، ايجاد حكومتى بر مبناى اسلام بود؛ چيزى كه به ذهن مسلمانها و غيرمسلمانها خطور نمى‏كرد، و خواب خوشى بود كه مسلمانهاى ساده‏لوح هم هرگز آن را با خود تصور نمى‏كردند و نمى‏ديدند. امام(ره) در حد يك معجزه، به اين خيال افسانه‏آميز لباس واقعيت پوشاند.
كار ششم او، ايجاد نهضت اسلامى در عالم بود. قبل از انقلاب اسلامى، در بسيارى از كشورها و از جمله كشورهاى اسلامى، گروهها و جوانها و ناراضيها و آزادى‏طلبها، با ايدئولوژيهاى چپ وارد ميدان مى‏شدند؛ اما بعد از انقلاب اسلامى، پايه و مبناى حركتها و نهضتهاى آزاديبخش، اسلام شد. امروز در هر نقطه‏يى از دنياى وسيع اسلام كه جمعيت يا گروهى به انگيزه‏ى آزاديخواهى و ضديت با استكبار حركت مى‏كنند، مبنا و قاعده‏ى كار و اميد و ركنشان، تفكر اسلامى است.
هفتمين كار بزرگ او، نگرشى جديد در فقه شيعه بود. فقاهت ما پايه‏هاى بسيار مستحكمى داشته و دارد. فقاهت شيعه، يكى از محكمترين فقاهتها و متكى به قواعد و اصول و مبانى بسيار مستحكمى است. امام عزيزمان اين فقه مستحكم را در گستره‏يى وسيع و با نگرشى جهانى و حكومتى مورد توجه قرار داد و ابعادى از فقه را براى ما روشن كرد كه قبل از آن روشن نبود.
كار هشتم او، ابطال باورهاى غلط در باب اخلاق فردى حكام بود. در دنيا پذيرفته شده است كه كسانى كه در رأس اجتماعات قرار مى‏گيرند، اخلاق فردىِ خاصى داشته باشند! تكبر ورزيدن، برخوردار بودن از زندگى راحت و مسرفانه، تجمل‏گرايى، خودرأيى و خودخواهى و امثال اينها، چيزهايى است كه مردم دنيا قبول كردند كه كسانى كه در رأس حكومتها قرار مى‏گيرند، اين اخلاق را داشته باشند. حتّى در كشورهاى انقلابى، انقلابيونى كه تا ديروز زير چادرها زندگى مى‏كردند و در دخمه‏ها مخفى مى‏شدند، به مجرد اين‏كه به حكومت مى‏رسند، وضع زندگيشان عوض مى‏شود و اخلاق حكومتيشان تغيير مى‏كند و همان وضعيتى را به خود مى‏گيرند كه بقيه‏ى سلاطين و رؤساى عالم داشتند! ما از نزديك چنين چيزى را ديده‏ايم؛ براى مردم هم مايه‏ى تعجب نيست.
امام ما اين باور غلط را عوض كرد و نشان داد كه رهبر محبوب و معشوق يك ملت و ديگر مسلمانان عالم، مى‏تواند زندگى زاهدانه‏يى داشته باشد و به جاى كاخهاى مجلل، در يك حسينيه از ديداركنندگان پذيرايى كند و با لباس و زبان و اخلاق انبيا با مردم برخورد كند.
اگر دلهاى حكام و زمامداران به نور معرفت و حقيقت روشن شده باشد، تجمل و تشريفات و اسراف و برخورداريهاى زياد و خودرأيى و تكبر و استكبار، جزو لوازم حتمى زمامدارى آنها محسوب نمى‏شود. از معجزات بزرگ آن بزرگوار اين بود كه هم در زندگى خود و هم در آن دستگاهى كه به وجود آورده بود، نور معرفت و حقيقت تجلى يافته بود.
كار نهم او، احياى روحيه‏ى غرور و خودباورى در ملت ايران بود. برادران عزيز! حكومتهاى استبدادى و فردى، سالهاى متمادى ملت ما را به صورت ملتى ضعيف و مستضعف و توسرى‏خور در آورده بودند؛ ملتى كه از استعداد جوشان و خصلتهاى جمعىِ فوق‏العاده ممتاز برخوردار است و در طول تاريخ بعد از اسلام، اين‏همه افتخارات علمى و سياسى دارد.
قدرتهاى خارجى - مدتى انگليسيها و مدتى هم روسها و ديگر دولتهاى اروپايى، و پس از آن امريكاييها - ملت ما را تحقير كرده بودند. ملت ما هم باور كرده بود كه قابليت و لياقت كارهاى بزرگ را ندارد، سازندگى از او بر نمى‏آيد، ابتكار از او ساخته نيست و ديگران بايد بر او آقايى كنند و به او زور بگويند! بنابراين، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ما كشته بودند؛ ولى امام عزيز ما، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ايران بيدار و زنده كردند.
در همان حال كه ملت ما از احساسات و نخوتهاى بيجاى ناسيوناليستى - كه استكبار عامل آن، و رژيم منحوس پهلوى مروجش بود - مبرا هستند، اما احساس عزت و قدرت مى‏كنند. امروز ملت ما از دست به دست هم دادن و توطئه‏ى مشترك شرق و غرب و ارتجاع نمى‏ترسند و احساس ضعف هم نمى‏كنند. جوانهاى ما احساس مى‏كنند كه خودشان مى‏توانند كشورشان را بسازند. مردم ما احساس مى‏كنند كه قدرت و توان آن را دارند كه در مقابل تحميلها و زورگوييهاى شرق و غرب بايستند. اين روح عزت و خودباورى و غرور ملى و افتخارات حقيقى و اصيل را امام(ره) در ملت ما زنده كرد.
و بالاخره دهمين كار بزرگ او، اثبات اين نكته بود كه «نه شرقى و نه غربى»، يك اصل عملى و ممكن است. ديگران خيال مى‏كردند كه يا بايد به شرق متكى بود و يا به غرب، يا بايد نان اين قدرت را خورد و ستايشش كرد و يا آن قدرت را ! فكر نمى‏كردند كه يك ملت بتواند هم به شرق و هم به غرب «نه» بگويد و بايستد و بماند و خود را روزبه‏روز ريشه‏دارتر كند؛ اما امام(ره) اين نكته را ثابت كرد.

[ شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ] [ 12:25 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

 

کدام استقلال؟

کدام پیروزی؟

جدید ترین فیلم مسعود ده نمکی

       فكر مي كنيد چه كسي مي تواند پژمان بازغي، مهرداد ميناوند، هانيه توسلي، پژمان جمشيدي، محمدرضا شريفي نيا، هيأت مديره باشگاه پرسپوليس، پيمان قاسم خاني، پوريا پورسرخ، غول برره، كامبيز ديرباز، سروش صحت، امير جعفري، منوچهر آذري، منتقدان سينمايي روزنامه هاي چپ و راست و ميانه و بچه هاي حزب اللهي و كلي آدم با قيافه و تيپ هاي مختلف را زير يك سقف جمع كند؟ همة اين آدم ها براي اكران خصوصي مستند جديد مسعود ده نمكي كدام استقلال؟ كدام پيروزي؟ چهارشنبه سوم خرداد به سينما سپيده آمدند. صندلي خالي هم به زورگير مي آمد. ده نمكي در اين مستند با بهانه قرار دادن رقابت سنتي استقلال و پرسپوليس و طرفداران متعصب آن ها، موضوع قديمي مورد علاقه اش يعني جنگ فقر و غنا را مطرح كرده. فيلم هم پر است از تصاوير ديده نشده و حاشيه اي تماشاگران و بازي هاي فوتبال و باشگاه پرسپوليس و... بعد از تماشاي فيلم، خيلي ها اعتقاد داشتند كه ده نمكي در مقايسه با فقر و فحشا چند قدم رو به جلو برداشته و از گاف هاي اساسي آن فيلم در اين يكي چندان خبري نيست. با اين كه اين فيلم هم ضعف هاي ريز و درشت خودش را دارد.
       خود ده نمكي از استقبال خيلي راضي است: از جشنواره فجر هم بيشتر بازيگر آمده بود. ده نمكي دربارة آن شب عجيب و غريب سينما سپيده هم گفت: عدالت، فصل مشتركي براي همه است. مضمون اين فيلم هم همين است و تنها چنين موضوع مشتركي مي تواند اين همه  آدم با گرايش هاي مختلف را زير يك سقف جمع كند. همة آدم هاي آبي و قرمز سياست، ورزش و سينما 90 دقيقه كنار هم نشستند بدون تنش. از بازخوردهاي فيلم هم راضي است: از جنبة تكنيكي، بعضي ها از فيلم ايراد مي گرفتند. ولي از جنبة مضموني، 98- 97 درصد ابراز رضايت مي كردند.

        اما ايده اين مستند كي به ذهنش رسيد؟ بعد از وقايع كوي دانشگاه. من توي چالش هاي سياسي و ميزگردها ياد صحنه هاي گلادياتوري مي افتادم... يكي سوت مي زند، يكي صلوات مي فرستد... اين جا به جاي باشگاه انديشه، شباهت زيادي به استاديوم گلادياتورها دارد... جامعه شناسان غربي فوتبال را دگرديس شدة مبارزة گلادياتورها مي دانند. او مي گويد پيش از ساخت، به همراه گروهي از دوستان، كتاب هاي متعددي را در اين باره خوانده اند.
        ساخت فيلم از دربي استقلال ـ پيروزي در سال 83 شروع شد و دو سال طول كشيد. 100 ساعت فيلم گرفتند و 50 نفر (از جمله 12 گروه فيلم برداري) در ساخت اين فيلم با او همكاري كردند. يك علت طولاني شدن زمان ساخت هم اين بود كه براي اين كه متهم به جانبداري از استقلال نشويم، منتظر شديم يك بازي دربي را پرسپوليس ببرد. ولي هر چه منتظر شديم، نشد! ده نمكي فيلم را هم از بودجة شخصي اش تهيه كرده است. مجوز ورود در شبكه ويديويي را هم گرفته اند و براي اكران در سالن هاي سينما هم اقدام كرده اند. توي نسخة ويديويي، حدود 10 دقيقه از فيلم كوتاه مي شود. ربطي هم به سانسور ندارد. بعضي دوستان گفتند و خودم هم حس كردم كه كمي طولاني شده.

       

 اين روزها به غير از نمايش كدام استقلال؟ كدام پيروزي؟ ده نمكي به فكر ساخت اولين فيلم بلند داستاني اش به نام اخراجي ها با موضوع جبهه و جنگ و با حال و هواي طنز است. عوامل فني كار، همه حرفه اي و كار درست هستند: محمدرضا شريفي نيا (انتخاب بازيگر)، عبدالله اسكندري (طراح گريم)، مجيد ميرفخرايي (مدير هنري) و فرهاد شريفي (جلوه هاي ويژه). بازيگرها هم فعلا قطعي نيستند، ولي ده نمكي مي گويد گروه بازيگران فيلم هم احتمالا شگفت انگيز باشند. 25 بازيگر كه جمع شدن همة  آن ها در يك فيلم تا به حال اتفاق نيفتاده.

 همشهری جوان

[ شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ] [ 12:24 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

-

او جنگید

من تماشا کردم

و تو فرار کردی

*** 

او به اروند زد

من توی کم عمق استخر شنا کردم

و تو با اسکی روی آب مزاحم خواب ماهیها شدی

***

او ژ3 دست گرفت

من با تفنگ ساچمه ای پسر خاله ام حال کردم

و تو با تفنگ شکاری اش به شکار بلدرچین رفتی

***

او مین گوجه ای خنثی کرد

من با گوجه سبز پینگ پونگ بازی کردم

و تو بازی گلف را بردی

***

او با صدای آهنگران بزرگ شد

من در حمام با صدای خودم صفا کردم

و تو جدید ترین RAP ها را زمزمه کردی

***

او عکس چمران رو قاب گرفت

من عکس گربه های ملوس رو از حاشیه ناصر خسرو خریدم

و تو Play Boy خود را ورق زدی

***

او در فکه تشنگی کشید

من نی رو تو شکم ساندیس فرو کردم

و تو لیمو ترش را در ماء شعیر فشار دادی

***

او زخمی شد

من نزدیک بود دلم بسوزد

و تو جای نیش پشه را خاراندی

***

او شیمیایی شد

من سرما خوردم

و تو گلویت را صاف کردی

***

او لباس بیمارستان پوشید

من جلو آینه پیراهن تازه ام را نگاه کردم

و تو به دنبال مایو امریکایی میدان محسنی را زیر پا گذاشتی

***

او به اتاق عمل رفت

من به اتاق پذیرایی رفتم

تو به اتاق بازرگانی رفتی که شیر خشک وارد کنی

***

او شهید شد

من خواب ظهرم رو از دست دادم

و تو دمر روی تخت افتاد و اروغ زدی

***

او به اقیانوسی از نور افتاد

من زیر چراغ مدادی به تماشای ویترین ایستادم

و تو مه شکن بنزش را در تونل کندوان روشن کردی

***

او هنوز یک آرزوی بزرگ است

من ...

و تو ...

بر گرفته از ندای ثامن به کلی دخل و تصرف

یا علی مدد

[ شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ] [ 12:23 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
 

 

 

...


[ شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ] [ 12:22 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

زین الدین زیدان

دم هرچی آدم باغیرته گرم

سنی و شیعه هم نداره

عرب و عجم و فرانس هم نداره


غیرت یعنی این

بازیکنای ما یاد بگیرن!!!

[ شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ] [ 12:21 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

این مداح بعد از مبارزه با بیماری سرطان حنجره ( در حالت کما ) پس از 40روز که در بیمارستان کاشان و میلاد بستری بود سر انجام نیمه شب جمعه مصادف با ۱۶/ 4 / 1385 در بیمارستان میلاد تهران دار فانی را وداع گفت.

مراسم تشییع پیکر مداح اهل بیت (ع) سید جواد ذاکر صبح روز شنبه 17 / 4 / 1385 از مسجد امام حسن عسگری (ع) به سمت حرم مطهر بی بی فاطمه معصومه (س) با حضور جمع کثیری ازعاشقان اهل بیت برگزار شد و پیکر آن مرحوم در قبرستان نو قم به خاک سپرده شد.

مداحان اهل بیت (ع) حاج عبدالرضا هلالی ، کربلایی حسین سیب سرخی ، حاج مهدی اکبری ، کربلایی حمید علیمی ، حاج علی شریف ، حاج مهدی مختاری ، اسلام میرزایی ، ابراهیم رحیمی و سعید قانع در تشییع جنازه حضور داشتند.

خدایش بیامرزد...

[ شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ] [ 12:20 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
یکی از موهبات الهی به مردم این زمان را می توان این دانست که در عصر روح الله زندگی می کنند؛ عصری که خمینی کبیر با تفکری انقلابی که آن را اسلام ناب می نامند، اساس تفکرات انحرافی و استکباری را بر هم زد و بنیان انقلابی را نهاد که اثرات آن همچنان در اقصی نقط دنیا باقی است و مردمان زمان ما از تشعشعات آن بهره می برند.

 

اگر شرط ادامه انقلاب اسلامی و احیای اسلام ناب را پیروی با ثبات اندیشه های ناب خمینی کبیر بدانیم، نیازمند انیم که امروز تفکرات ناب و انقلابی او را ابتدا بیش از پیش شناخته و سپس به درستی آن را به دنیا بشناسانیم اما در این مسیر قصورها و تقصیرهای فراوانی بر گردن متولیان فرهنگی و سیاسی کشورمان است که این حرکت را یا چندان جدی نگرفته اند و یا ...

 

حضرت روح الله

 

در هر حال جملات فراونی از پیام ها، سخنان و نامه های حضرت روح الله وجود دارد که امروز تخطئه می شود؛ آن هم به این دلیل که متولیان امر ، پایه ها و مبانی اندیشه های ناب خمینی کبیر را به درستی بیان نکرده اند.

 

حتی شاید بتوان اکنون جملات زیادی از امام خمینی را از همان صحیفه مغفول مانده نور استخراج و ارائه کرد که کمتر کسی خصوصا در صدا و سیما و رسانه های ما آن را بیان می کند و حتی خیلی ها نمی دانند که امام با آن تفکر ناب خود چنین جملاتی را بیان داشته و پیام خود را اینچنین به ملت انتقال داده است.

 

شاید سر بعضی مسئولان آنقدر به مراسمات مختلف خصوصا در ایام سالگرد رحلت امام گرم است که رسالت اصلی خود یعنی اشاعه و معرفی تفکر اسلام نابی حضرت روح الله را فراموش کرده اند.

 

ولی فرزندان نسل سومی حضرت روح الله - که شاید ایام حیات دنیوی او را کامل درک نکرده باشند - بر آن شده اند که گرد و غباری را که در این سالها بر تفکر ناب خمینی کبیر نشسته است بزدایند تا جهانیان بیش از پیش از تلالو خورشید فروزان تفکر خمینی بهره مند شوند؛ خورشیدی که روز به روز بر تابندگی آن در دل ظلمت ها افزوده می شود.

[ شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ] [ 12:19 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

 

"محمد دبوق" مستند ساز لبنانی به همت شبکه المنار لبنان مستندی ۱۰ قسمتی ساخته که همین روزها نیز در شبکه المنار در حال پخش است ولی نسخه اصلی آن توسط بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس خریداری شد تا ایرانیان که روزی حضور پربار امام را در بین خود احساس کرده اند اکنون از نور مشعل فروزانی که در این فیلم به نمایش گذاشته شده بی بهره نمانند و حسرت نخورند که چرا ما برای ساختن چنین مستند جامعی اقدام نکردیم.

نشان دادن زوایای مختلف زندگی و تفکر ناب بت شکن قرن بیستم از اجداد آن حضرت تا رحلت و رهبری آیت الله خامنه ای با شیوه ای جذاب و تیزبینانه در این مستند شگفت آور انجام شده است.

مستند بی نظیر روح الله

مستند ساز لبنانی تصاویر فراونی را در این مجموعه به نمایش گذاشته که برای اولین بار نشان داده می شود و پیش از این هیچ کس چنین تصاویر بکر و تحلیل جامع تصویری از زندگی امام و تاریخ ایران و انقلاب اسلامی ندیده است.  

هر آنکس که این مجموعه بی نظیر را به صورت کامل دیده است نکته ای مهم ذهنش را مشغول ساخته که پس متولیان فرهنگی کشور، خصوصا صدا و سیمای جمهوری اسلامی تا کنون چه می کرده اند؟

[ شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ] [ 12:19 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

این انقلاب بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست

[ شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ] [ 12:18 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]





برداران اهل سنت پس از توفيق در پيشرفته كردن تمام فن آوري هاي خود همگام با جهان، به پيشرفتهايي در زمينه سهولت در امر جانكاه و دشوار وضو دست يافته اند.


[ شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ] [ 12:17 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

مهدي اكبري ميون تشييع كننده هاي سيد ذاكر وسط حرم حضرت معصومه (س) گفت: خيلي ها با مرگ سيد ذاكر به آرزوشون رسيدن اول از همه هم خود سيد بود!!!


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


سيد جواد ذاكر مدت زيادي به خاطر سرطان ريه بستري بود تا اينكه شب جمعه هفته پيش از دنيا رفت. زمان و مكان  تشييع روز شنبه 17 تير ساعت 9:30 صبح از مسجد امام حسن عسكري(ع) قم به طرف حرم حضرت معصومه(س) اعلام شد.


ساعت 9:15 با دوربين خودمو رسوندم مسجد امام حسن عسكري(ه). كلي جوون از تريپ خفن هيأتي گرفته تا سوسول با لباس سياه جمع شده بودند تو صحن مسجد. از تهران، اصفهان، كاشان و قم.


اولين مداح معروف اسلام ميرزايي بود كه وارد مسجد شد. حسين سيب سرخي و احد قدمي هم يه گوشه ديگه صحن مسجد ايستاده بودن. تو ظل گرماي تيرماه قم، جوونا دورشون حلقه زده بودن و ازشون تصوير برداري مي كردن.


ساعت ديگه از 10 گذشته بود. از مسجد زدم بيرون. ديدم تابوت سيد ذاكر از چهارراه بازار رو دوش جمعيت با صداي يا حسين و حيدر (ع) به طرف مسجد مياد. ديگه همه  جمعيت از مسجد اومده بودن بيرون. پيكر سيد جواد روي دوش محبين ذاكران اهل بيت (ع) با نعره يا حسين تشييع مي شد.


اولين مداحي كه صداشو خرج تشييع سيد كرد، حميد عليمي بود: (ترانه اي كه دل مي بره صداي يا حسينه ... خدا ميدونه خدا ميدونه بهشت ما حسينه)


هزاران تشييع كننده بدون اغراق وارد صحن كريمه اهل بيت (ع) شده بود. اسلام ميرزايي هم ابياتي در وصف ارباب بي كفن خوند.


مهدي اكبري ميون تشييع كننده هاي سيد ذاكر وسط حرم حضرت معصومه (س) گفت: خيلي ها با مرگ سيد ذاكر به آرزوشون رسيدن اول از همه هم خود سيد بود!!!


اون گفت: يه روز به سيد جواد گفتم: سيد خيلي دارن پشتت حرف مي زنن! چيه؟ خبريه؟ سيد گفت: همه مردم خوبن من بدم!


مهدي اكبري گفت: سيد جواد خيلي وقته از بينمون رفته! ولي وايستاد تا فاطميه تموم بشه اونوقت بره!


مهدي اكبري تو حرم با معذرت خواهي از تشييع كننده هاي سيد جواد حرف دلش رو با يه دوبيتي زد:


در حيرتم از مرام اين مردم پست .......... اين طايفه زنده كش مرده پرست


تا هست به هستي بكشندش ز جفا ....... تا مرد به عزت ببرندش سر دست


جنازه رو براي اقامه نماز بردن جلو. آيت الله ابطحي با حالي منقلب نماز ميت رو خوند. بعد از نماز واسه جمعيت روضه حضرت زهرا(س) خوندن و تو اين حين سيد جواد رو به طواف ضريح حضرت معصومه(س) بردن.


بعد از اون عبدالرضا هلالي بود كه به مديحه سرايي پرداخت.


جنازه رو بعد از عبور از خيابون ارم به سمت قبرستان نو تشييع كردن. تاكيد مي كنم كه هوا خيلي گرم بود و جمعيت هم فوق العاده.


رسول ترك يكي از مريدان به نام اباعبدالله بود. مي گفت من سگ امام حسين (ع) هستم. خيلي ها هم با تبرك از او درداشون رو دوا كردن.


يه قبر خالي كنار رسول ترك انتظار ذاكر رو مي كشيد. جنازه با زحمت تمام در ميون شلوغي بي حد به خاك سپرده شد.


مهدي اكبري كه انگار هنوز حرف هاي زيادي براي گفتن داشت دوباره پشت بلندگو گفت: سيد هر چي گناه داشت مردم براش شستن! خيلي ها گفتن سيد جواد كافره! كافر كه ياحسين نمي گه! شال سبز نميندازه! خاك بر سر تو كه هيچي نمي فهمي!


بعضي هام اون ميون با صداي بلند و گريه تاييد مي كردن!


آخر كار سيدي معمم بلند گو رو دست گرفت. مي گفت:‏ من سيد جواد رو غسل دادم. وقتي غسلش دادم گفتم بيايد ازش عكس بگيريد! مثل جووني شده كه مي خواد بره تو حجله! سيد هم شهيد بود چون هر كس بر محبت محمد و آل محمد بميره شهيد مرده!


اون گفت: سيد ذاكر هيچ وقت روضه فروشي نكرد! روضه را با پول معامله نكرد! آخرش هم شب جمعه از دنيا رفت و ظهر روز وفات مادر ادب حضرت ام البنين (س) به خاك سپرده شد.


سيد رو به جمعيت گفت: مراسم تموم شد! حالا كه دارين از قبرستان مي ريد بيرون با هم درگيري و منازعه نداشته باشيد به اندازه كافي حرف پشت سيد ذاكر هست!


اللهم ان كان محسنا فزد في احسانه و ان كان مسيئا فتجاوز عنه بكرمك و عزتك


تصاوير جالبي از اين مراسم گرفتم! تو لاگ بعدي مي بينينش!

[ شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ] [ 12:16 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ

* وبلاگ گلچین *
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد ؟
چه کسی با دشمن بستیزد ؟
چه کسی
پنجه در پنجه هر دشمن دون
آویزد
دشت ها نام تو را می گویند
کوه ها شعر مرا می خوانند
کوه باید شد و ماند
رود باید شد و رفت
دشت باید شد و خواند
در من این جلوه ی اندوه ز چیست ؟
در تو این قصه ی پرهیز که چه ؟
در من این شعله ی عصیان نیاز
در تو دمسردی پاییز که چه ؟
حرف را باید زد
درد را باید گفت
من چه می گویم ، آه
با تو کنون چه فراموشی ها
با من کنون چه نشست ها ، خاموشی است
تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
و چه خواهد شد آن
شعرازحمیدمصدق

درج لینک ها به معنی تایید همه آنها نمی باشد و صرفا یک امر اطلاع رسانی می باشد .

در کوی نیک نامان ما را گذر نباشد
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را


سامانه دریافت پیامک:
2613-149-0935


***
جهت استفاده بهتراز مطالب وبلاگ به آرشیو هم سری بزنید!

***
ثبت شده در سایت ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

***
WWW.MAJID14.IR
حمایت میکنیم
امکانات وب