متن زيارت عاشورا با معنی
| |
|
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ
* * * * * * سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند
رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ وَابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا
رسول خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش سلام بر تو اى
بْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ
فرزند امير مؤ منان و فرزند آقاى اوصياء سلام بر تو اى فرزند فاطمه
سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ
بانوى زنان جهانيان سلام بر تو اى كه خدا خونخواهيش كندو فرزند چنين كسى و اى كشته اى كه انتقام
الْمَوْتُورَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكُمْ
كشته گانت نگرفتى سلام بر تو و بر روانهائى كه فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب
مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ
من سلام خدا باد هميشه تا من برجايم و برجا است شب و روز اى ابا عبداللّه
لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصيبَةُ بِكَ عَلَيْنا وَعَلى
براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظيم گشت مصيبت تو بر ما و بر
جَميعِ اَهْلِالاِْسْلامِ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصيبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى
همه اهل اسلام و گران و عظيم گشت مصيبت تو در آسمانها بر
جَميعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ
همه اهل آسمانها پس خدا لعنت كند مردمى را كه ريختند شالوده ستم و بيدادگرى
عَلَيْكُمْ اَهْلَ الْبَيْتِ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَاَزالَتْكُمْ عَنْ
را بر شما خاندان و خدا لعنت كند مردمى را كه كنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور كردند شما را از
مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فيها وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَلَعَنَ اللَّهُ
آن مرتبه هائى كه خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود و خدا لعنت كند مردمى كه شما را كشتند و خدا لعنت كند
الْمُمَهِّدينَ لَهُمْ بِالتَّمْكينِ مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ
آنانكه تهيه اسباب كردند براى كشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى شما
وَمِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَاَوْلِياَّئِهِم يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ
از ايشان و از پيروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان اى اباعبداللّه من تسليمم و در صلحم
سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَلَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيادٍ
با كسى كه با شما در صلح است و در جنگم با هر كس كه با شما در جنگ است تا روز قيامت و خدا لعنت كند خاندان زياد
وَآلَ مَرْوانَ وَلَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَيَّةَ قاطِبَةً وَلَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ وَلَعَنَ
و خاندان مروان را و خدا لعنت كند بنى اميه را همگى و خدا لعنت كند فرزند مرجانه (ابن زياد) را و
اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَلَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَاَلْجَمَتْ
خدا لعنت كند عمر بن سعد را و خدا لعنت كند شمر را و خدا لعنت كند مردمى را كه اسبها را زين كردند و دهنه زدند
وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِكَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ
و به راه افتادند براى پيكار با تو پدر و مادرم بفدايت كه براستى بزرگ شد مصيبت تو بر من پس مى خواهم از
الَّذى اَكْرَمَ مَقامَكَ وَاَكْرَمَنى بِكَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ
آن خدائى كه گرامى داشت مقام تو را و گرامى داشت مرا بخاطر تو كه روزيم گرداند خونخواهى تو را در ركاب آن امام
مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى
يارى شده از خاندان محمد صلى اللّه عليه و آله خدايا قرار ده مرا
عِنْدَكَ وَجيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ يا اَبا
نزد خودت آبرومند بوسيله حسين عليه السلام در دنيا و آخرت اى ابا
عَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَاِلى رَسُولِهِ وَاِلى اميرِالْمُؤْمِنينَ وَ اِلى فاطِمَةَ
عبداللّه من تقرب جويم به درگاه خدا و پيشگاه رسولش و اميرالمؤ منين و فاطمه
وَاِلَى الْحَسَنِ وَاِلَيْكَ بِمُوالاتِكَ وَبِالْبَراَّئَةِ [مِمَّنْ قاتَلَكَ وَ
و حسن و شما بوسيله دوستى تو و بوسيله بيزارى از كسى كه با تو مقاتله كرد و
نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ
جنگ با تو را برپا كرد و به بيزارى جستن از كسى كه شالوده ستم و ظلم
عَلَيْكُمْ وَاَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ] مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِكَ وَبَنى
بر شما را ريخت و بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى رسولش از كسى كه پى ريزى كرد شالوده اين كار را و پايه گذارى كرد
عَلَيْهِ بُنْيانَهُ وَجَرى فى ظُلْمِهِ وَجَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَعلى اَشْياعِكُمْ بَرِئْتُ
بر آن بنيانش را و دنبال كرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پيروان شما بيزارى جويم
اِلَى اللَّهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَاَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَيْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَمُوالاةِ
بدرگاه خدا و به پيشگاه شما از ايشان و تقرب جويم بسوى خدا سپس بشما بوسيله دوستيتان و دوستى
وَلِيِّكُمْ وَبِالْبَر آئَةِ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ وَالنّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبِالْبَر آئَةِ
دوستان شماو به بيزارى از دشمنانتان و برپا كنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بيزارى
مِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ
از ياران و پيروانشان من در صلح و سازشم با كسى كه با شما در صلح است و در جنگم با كسى كه با شما
حارَبَكُمْ وَوَلِىُّ لِمَنْ والاكُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداكُمْ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى
در جنگ است و دوستم با كسى كه شما را دوست دارد و دشمنم با كسى كه شما را دشمن دارد و درخواست كنم از خدائى كه
اَكْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِياَّئِكُمْ وَرَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ
مرا گرامى داشت بوسيله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزيم كند بيزارى جستن از دشمنانتان را
اَنْ يَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ يُثَبِّتَ لى عِنْدَكُمْ قَدَمَ
به اينكه قرار دهد مرا با شما در دنيا و آخرت و پابرجا دارد براى من در پيش شما گام
صِدْقٍ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَاَسْئَلُهُ اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ
راست و درستى (و ثبات قدمى ) در دنيا و آخرت و از او خواهم كه برساند مرا به مقام پسنديده شما
عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَاِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ [بِالْحَقِّ]
در پيش خدا و روزيم كند خونخواهى شما را با امام راهنماى آشكار گوياى [به حق ]
مِنْكُمْ وَاَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ يُعْطِيَنى
كه از شما (خاندان ) است و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى كه شما نزد او داريد كه عطا كند
بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعْطى مُصاباً بِمُصيبَتِهِ مُصيبَةً ما اَعْظَمَها
به من بوسيله مصيبتى كه از ناحيه شما به من رسيده بهترين پاداشى را كه مى دهد به يك مصيبت زده از مصيبتى كه ديده براستى چه
وَاَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِى الاِْسْلامِ وَفى جَميعِ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ اَللّهُمَّ
مصيبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمين خدايا
اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ
چنانم كن در اينجا كه ايستاده ام از كسانى باشم كه برسد بدو از ناحيه تو درود و رحمت و آمرزشى
اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَمَماتى مَماتَ
خدايا قرار ده زندگيم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ
مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللّهُمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ وَابْنُ آكِلَةِ
محمد و آل محمد خدايا اين روز روزى است كه مبارك و ميمون دانستند آنرا بنى اميه و پسر آن زن
الاَْكبادِ اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ عَلى لِسانِكَ وَلِسانِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ
جگرخوار (معاويه ) آن ملعون پسر ملعون (كه لعن شده ) بر زبان تو و زبان پيامبرت كه درود خدا بر او
وَآلِهِ فى كُلِّ مَوْطِنٍ وَمَوْقِفٍ وَقَفَ فيهِ نَبِيُّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ
و آلش باد در هر جا و هر مكانى كه توقف كرد در آن مكان پيامبرت صلى اللّه عليه و آله
اَللّهُمَّ الْعَنْ اَبا سُفْيانَ وَمُعوِيَةَ وَ يَزيدَ بْنَ مُعاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ
خدايا لعنت كن ابوسفيان و معاويه و يزيد بن معاويه را كه لعنت بر
اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدينَ وَهذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَآلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ
ايشان باد از جانب تو براى هميشه و اين روز روزى است كه شادمان شدند به اين روز دودمان زياد و دودمان مروان بخاطر كشتنشان
الْحُسَيْنَ صَلَواتُاللَّهِ عَلَيْهِ اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَالْعَذابَ
حضرت حسين صلوات اللّه عليه را خدايا پس چندين برابر كن بر آنها لعنت خود
[الاَْليمَ] اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ فى هذَاالْيَوْمِ وَفى مَوْقِفى هذا
و عذاب دردناك را خدايا من تقرب جويم بسوى تو در اين روز و در اين جائى كه هستم
وَاَيّامِ حَيوتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَبِالْمُوالاتِ لِنَبِيِّكَ وَآلِ
و در تمام دوران زندگيم به بيزارى جستن از اينها و لعنت فرستادن بر ايشان و بوسيله دوست داشتن پيامبرت و خاندان
نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ # پس مى گوئى صد مرتبه : اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ
پيامبرت كه بر او و بر ايشان سلام باد * * * * * * * * * * * خدايا لعنت كن نخستين
ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ اَللّهُمَّ
ستمگرى را كه بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرين كسى كه او را در اين زور و ستم پيروى كرد خدايا
الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَشايَعَتْ وَبايَعَتْ وَتابَعَتْ
لعنت كن بر گروهى كه پيكار كردند با حسين عليه السلام و همراهى كردند و پيمان بستند و از هم پيروى كردند
عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً پس مى گوئى صد مرتبه : اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا
براى كشتن آن حضرت خدايا لعنت كن همه آنها را * * * * * * * * * سلام بر تو اى
اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ
ابا عبداللّه و بر روانهائى كه فرود آمدند به آستانت ، بر تو از جانب من سلام خدا باد
[اَبَداً] ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى
هميشه تا من زنده ام و برپا است شب و روز و قرار ندهد اين زيارت را خداوند آخرين بار
لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى
زيارت من از شما سلام بر حسين و بر على بن الحسين و بر
اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ # پس مى گوئى : اَللّهُمَّ خُصَّ
فرزندان حسين و بر اصحاب و ياران حسين * * * * * * خدايا مخصوص گردان
اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَالرّابِعَ
نخستين ستمگر را به لعنت من و آغاز كن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را
اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ
خدايا لعنت كن يزيد را در مرتبه پنجم و لعنت كن عبيداللّه پسر زياد و پسر مرجانه را
وَعُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَشِمْراً وَآلَ اَبى سُفْيانَ وَآلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ اِلى
و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفيان و دودمان زياد و دودمان مروان را تا
يَوْمِ الْقِيمَةِ پس به سجده مى روى ومى گوئى : اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ
روز قيامت * * * * * * * * * * * * * خدايا مخصوص تو است ستايش
الشّاكِرينَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظيمِ رَزِيَّتى اَللّهُمَّ
سپاسگزاران تو بر مصيبت زدگى آنها، ستايش خداى را بر بزرگى مصيبتم خدايا
ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ
روزيم گردان شفاعت حسين عليه السلام را در روز ورود (به صحراى قيامت ) و ثابت بدار گام راستيم را در نزد خودت
مَعَ الْحُسَيْنِ وَاَصْحابِ الْحُسَيْنِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْه ِالسَّلامُ
با حسين عليه السلام و ياران حسين آنانكه بى دريغ دادند جان خود را در راه حسين عليه السلام
التماس دعا | |
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 11:15 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
الا يا ايها الساقی ادر کاً ساً و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاده مشکل ها
سلام عزيزان مداحی خوب است ولی درست و بجا
شرايط يک مداحی خوب :
۱- عدم استفاده از آهنگ های پاپ
۲- عدم دعوت عزا داران به برهنگی
۳- عدم دعوت آسيب رساندن به بدن
۴- عدم کفر گويی
که از دير باز تا کنون شاهد اين امر می باشيم که مدا حان از متونی مانند لا الا اله الا زينب و... استفاده می کنند که طبق فرموده جناب آيت الله مکارم شيرازی اگر فرد گوينده بداند چه می گويد بايد ظرفی را که از آن آب نوشيده را طاهر کنند.
طبق فرموده امرالمئومنين علی (ع) دو گروه در قيامت هم ترازوی هم هستند يکی آنکه با ما دشمن است ويکی آنکه ما را مثل خدا می پرستد.
۵- عدم گفتن زيبايی ظاهری امامان معصوم
مثلاً الله واکبر چه چشم وابرويی برای ابولضل زيرا طبق فرموده آيت الله العضمی خامنه ای نيکی ابولفضل به چشم وابرو اونيست بلکه به شجاعت او می باشد.
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 11:14 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
انتقاد ... |
 |
 |
 |
احكام مذكور را دادگاه ويژه روحانيت صادر كرده است. از اين روي قطعاً محكومان در كسوت روحانيت ميباشند!؟ بنابراين شايد بتوان تصور كرد اين احكام، مجازات آن دارندگان لباس روحاني است كه در پرتو توسعه اقتصادي و توسعه سياسي 16 سال تمام تئوري پردازان دينسوزي و فرهنگستيزي بودند يا كساني از اين افراد كه با داشتن مسئوليت قوه مجريه، كودتاي خزندهاي عليه دين، شريعت و روحانيت و مرجعيت را بيباك و صريح و شفاف سردمداري كردند! شايد حكم مجازات آن دارنده لباس روحاني است كه رياست جمهوري خود را آغاز عصر خردگرايي اعلان داشت، و دوران طلايي حضرت امام(ره) را دوران حاكميت احساس و عاطفه ناميد و دين و ارزشها را بنابر سليقه و خواست خود و عشيرهاش تفسير كرد و حاكميت داد. او كه آقازادهها، برادران و برادرزادگان و مديرانش مافياي قدرت و ثروت تشكيل دادند و سرنوشت ملت و منافع ملي را در دستان خود گرفتند، و دخترش، جنگ با شريعت را پيشگام شد و هماكنون در انگليس با نويسندگان دوران پهلوي به كار علمي-فرهنگي مشغول است و اين مصائب به انجام نرسيد، مگر با پشتوانه سياسي پدر، و رئيس قبيله.
ملت حق دارد تصور نمايد اين احكام مربوط به كسي است كه با داشتن لباس و نام روحاني، دستور بانك جهاني و صندوق بينالمللي را در تعديل حجاب در منبر نماز جمعه تئوريزه نمود، و آنچه از فساد و بيحجابي و نابساماني فرهنگي در امروز رواج دارد، آغازگرش هم اوست كه بنام تفسير قرآن و تبيين احكام با اجراي دخترش به جامعه ارزاني كرده! كسي كه امروز تعرض به ولايت فقيه را آشكارا بيان ميدارد و تحمل به هدم آن را در خبرگان آتي، مورد توجه قرار داده است و فرزندش در انتخابات نهم، اين وعده را صريحاً بيان داشت و خود به عنوان يك دستورالعمل در حال پيگيري آن است!؟
شايد ملت ميپندارد، احكام مربوط به اين دارندگان لباس روحاني است كه:...
در جايگاه نخستين رئيس جمهور دهه دوم، توسعه را حاكميت داد و خود مسئول و مجري اهداف ويرانگر فرهنگي، سياسي و اقتصادي آن شد و علاوه بر 8 سال دوره خويش، 8 سال اصلاحطلبي را هم معماري كرد و مافياي قدرت و ثروت را فربهتر نمود، و بيتالمال را ارث پدري خواندگان آن نمود، و افكار امام(ره) و انديشه بسيج را در خطبهها به چالش گرفت و يا با مسخرگي به آن پرداخت و در انتخابات نهم، با فيلمي موهن به ساحت پاك روحانيت خدشه فراوان وارد ساخت و با خرج دهها ميليارد تومان ملت به ستوه آمده را به صف واحد عليه سياسيكاري و سرمايهخواري و… تبديل نمود، و آنگاه كه با قهر ملي، مجبور به ترك صحنه شد، در مقام يك اصلاحطلب تمام عيار، براندازي آراء و خواست قاطع ملت را دنبال كرده، و با ترفندهاي پي در پي به انتقامگيري از اسلامخواهي يكپارچه مردم و عدالت محوري رئيس جمهور منتخب آنها ميپردازد. و بالأخره ملت گمان دارد احكام شديد و غليظ درباره اعمال كساني است كه در طول 16 سال چه قراردادها كه نبستند و چه مافيايي كه از قدرت و ثروت تشكيل ندادند، و چه بيتالمال را ارث پدري محسوب نكردند، و خويشان و وابستگان و مديران و همفكران خود را از بذل و بخشش آن بي نصيب نگذاردند!
شايد حدس ملت آن باشد كه حكمها مربوط به همين افراد است كه در عين گرفتن جايگاههاي بالاي نظام اسلامي، به لحاظ فكري، سياسي، اقتصادي، تلاش وافر در گسست نسلها از اسلام و تشيع و مرجعيت و روحانيت، امام(س) و رهبري و قانون اساسي و… نمودند و با زور و قلدري و قيم مآبي، اين تهاجم را خواست ملت خواندند، و امروز كه آگاهي دينمدارانه ملت آنان را طرد كرده است در مجمع تشخيص مصلحت نظام، محفل تشكيل دادهاند، قوچاني و سعيد حجاريان را براي تشخيص و تدوين استراتژي مصلحت نظام اسلامي در سراي امام عصر(عج) بكار ميگيرند، و پي در پي نسبت به دين و اقتصاد و سياست خارجي دل نگراني بروز ميدهند! يعني اينكه ما به هيچ روي “خواست ملت را در كنار زدن عوامل و اسباب ذلت و تسلي و سازش 16 سال گذشته در قوه مجريه، تمكين نميكنيم، و دولت نهم را كه بر آمده از نگرش رنسانس ملت در احياء گفتمان اسلام ناب محمدي(ص) است و اوج هويتيابي و عزتمندي است و حركت شتابنده در مسير پرافتخار حضرت امام خميني (س) و مقام معظم رهبري است با تمام توان در محاصره قرار داده، با رگبار گلولههاي زبان و قلم و طرح و دسيسه قدرت و ثروت و تعهدات گذشته خود را حفظ خواهيم كرد.
اگر حدس، گمان و تصور ملت درست ميبود، براي قضات آن دادگاه هم افتخار بود و هم اداي دِين به اسلام و روحانيت و تشيع و نظام اسلامي. چراكه چنين راهكاري در راه انجام وظيفه الهي نسبت به حفظ حريم طهارت و قدسيت روحانيت و حوزههاي علميه از شائبههاي سياسيكاري، دنياپرستي و قدرتمداري با اجراي معدودي دستاندركاران قدرت، گامي برداشته بودند.
اما نه! مجازات وحشتزاي مذكور در باره چند طلبه حوزه جعفري(ع) است كه جرم مخوف آنان تنها درخواست سؤال از هاشمي رفسنجاني است
فاطمه رجبی همسر دکتر الهام رییس دفتر رییس جمهور
| |
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 11:10 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نام: دکتر حسن عباسي متولد تهران 1345
شغل: عضو هيات علمي دانشگاه
مسئوليت: رئيس مرکز بررسي هاي دکترينال امنيت بدون مرز ايران
تحصيلات:
ليسانس در علوم سياسي
فوق ليسانس در روابط بين المللي
PHD در امنيت ملي با گرايش دکترين و خط مشي علوم استراتژيک
برد تخصصي از انگليس
تحصيلات ميان رشته اي:
اقتصاد
جامعه شناسي
علوم نظامي(دريايي، زميني، عمليات ويژه، انتظامي)
مديريت(عمومي، دولتي، استراتژيک)
فلسفه اسلامي، فلسفه غرب
کتب، کنفرانس و مقالات:
بيش از 140 کنفرانس علمي(داخل و خارج کشور)
31 جلد تاليف (در حوزه علوم استراتژيک)
تئوکراسي(خداسالاري) در عمل
دکترين امنيت بين المللي جهان اسلام
ابر دکترين جمهوري اسلامي
استراتژي دريا- اقيانوسي
نظام امنيت رسته جمعي دريا پايه- اقيانوس هند و امنيت پيرامون
سه قاره (افريقا، آسيا و اقيانوسيه)
هيدروپليتيک و هيدرواستراتژي خليج فارس
هيدروپليتيک، هيدرواکونومي و هيدرواستراتژي درياي خزر
آينده جهان اسلام و غرب (بررسي تطبيقي آينده شناسي همکاري
و تقابل اسلام و غرب)
تحليل سيستم هاي حکومتي (اليگارشي، دموکراسي، تئوکراسي)
دموکراسي در عمل: پورنوکراسي، رشيوکراسي؟!
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 10:47 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مشکالات مردم
میخوام صفحه ای بازکنم که مشکلات مردم توی اون مطرح بشه. یاعلی
ایران کشوری است که درآن زندگی میکنیم وافتخارهم میکنیم که ایرانی هستیم.تمام ایرانیهادوست دارندکه مانندکشورهای پیشرفته زندگی کنند. اما بامشکلات پیش رو چگونه میتوانیم.......؟؟
بعضی ازبازیهای سیاسی تواین مملکت خسته کننده است.
سوال:
آیا تاکنون اتفاقی برای شما افتاده که باعث شودحق شمادراین مملکت ضایع شود؟
آیاعدالت واقعی دراین کشوربرقراراست؟
آیاایران پیشرفت میکند(پیشرفت ازنظرشما یعنی چی)؟؟
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 10:46 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
همه این آرم را می شناسیم. آرم شرکت نوشابه ی کوکاکولا هست
و حالا اگه برعکس بشه چی؟؟؟... کمی دقت کنی نوشته العیاذ بالله لا محمد لا مکه

و این هم شرکت پپسیه آمریکا
اگه فکر مي کنيد اتفاقيه به اين نکته توجه کنيد که چرا سومين C ( در کلمه Cola ) اين قدر کشيده شده و پيچ خورده تا حرف { ک } درست در بيايد

الکی اسمشو این که نذاشتن قصه داره طولانی
pay each penny save israel
یعنی: هر پنی[کوچکترین واحد پول در آمریکا و انگلیس] را بپردازید تا برای اسرائیل ذخیره شود!!!
بله هر ریال از پول من و شما برای اسرائیل ذخیره می شود.
نمی دانم بخندم یا گریه کنم، فقط بیایید کمی بیشتر فکر کنیم و ببینیم چگونه باید عمل نماییم.
آیا از این به بعد باید با شعار مرگ بر آمریکا، کوکاکولا و پپسی کولا بنوشیم؟!؟!؟
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 10:44 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
همه این آرم را می شناسیم. آرم شرکت نوشابه ی کوکاکولا هست
و حالا اگه برعکس بشه چی؟؟؟... کمی دقت کنی نوشته العیاذ بالله لا محمد لا مکه

و این هم شرکت پپسیه آمریکا
اگه فکر مي کنيد اتفاقيه به اين نکته توجه کنيد که چرا سومين C ( در کلمه Cola ) اين قدر کشيده شده و پيچ خورده تا حرف { ک } درست در بيايد

الکی اسمشو این که نذاشتن قصه داره طولانی
pay each penny save israel
یعنی: هر پنی[کوچکترین واحد پول در آمریکا و انگلیس] را بپردازید تا برای اسرائیل ذخیره شود!!!
بله هر ریال از پول من و شما برای اسرائیل ذخیره می شود.
نمی دانم بخندم یا گریه کنم، فقط بیایید کمی بیشتر فکر کنیم و ببینیم چگونه باید عمل نماییم.
آیا از این به بعد باید با شعار مرگ بر آمریکا، کوکاکولا و پپسی کولا بنوشیم؟!؟!؟
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 10:44 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مشهورترین کشتارهای صهیونیست ها
|
نام کشتار |
تاریخ وقوع |
گروه مجری جنایت |
نتایج جنایت |
|
شهرک الشیخ |
31/12/1947
|
گروه تروریستی یهودی بالماخ |
کشته شدن60 نفر که اکثرا کودک بودند |
|
بحر البقر ( مصر) |
8/4/1970 |
حمله هوایی رژیم صهیونیستی به یک دبستان |
شهادت56 کودک بی دفاع |
|
صبرا و شتیلا ( لبنان) |
15تا17/9/1982 |
تحت نظارت آریل شارون وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی |
کشته شدن حدود سه هزار غیر نظامی بی گناه |
|
قانا ( لبنان) |
19/4/1996 |
گلوله باران مرکز نیروهای بین المللی مستقر در لبنان توسط ارتش رژیم صهیونیستی |
شهادت111تن از غیر نظامیان بی دفاع لبنانی که به این مرکز پناه برده و اکثرا زن و کودک بودند و زخمی شدن129 نفر دیگر |
|
قانا ( لبنان) |
30/7/2006 |
حمله هوایی رژیم صهیونیستی به محله خریبه در روستای قانا |
شهادت دست کم 60نفر که دست کم23 زن و کودک در میان قربانیان دیده می شوند |
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 12:7 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 17:24 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:

خواهد آمد
ومنادی از اوج مژده سر خواهد داد
که محمد (ص) آمد
وستونی از نور
با محمد هم نام با محمد هم شکل با محمد هم خُلق
عقل را پرواز خواهد بخشيد
تا آن سر احساس دل از روح سجود
وبر اندوه دل از ماتم پرسوز شهيدان پرآوازه دهر
ثمر سرخ شقايق را
خواهد روياند
خواهد آمد
و طبيعت را او بر سرير خوش امواج نسيم نفسش
غرق گل خواهد ساخت
آشنا خواهد کرد نور را با قلوب
و معطر خواهد کرد
جان ما را با عشق روح ما را با شوق
خواهد آمد
وشکوهی خواهد داشت
لحظه آمدنش
و در انديشه آن وقت خوش غوطه خلقت در نور
من اميدی دارم
چشم دارم که خداوند
سلامی برساند زمنش
وبگويد اورا که چه اندازه مشتاق نوازشگری ژرف نگاهش هستم
و چه اندازه که چشمان ترم ميزند پلک به اميد رهش
می کنم ناله که يارب
به ظهورش بشتاب
سر ما و قدمش
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 17:18 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
اشك چه كساني درآمد؟
|

انتظار مي رفت روزنامه شرق ضمن ابراز ندامت از خطاي بزرگ خود از مردم ايران، لبنان و همه ملت هاي مسلمان درگير با رژيم صهيونيستي عذرخواهي كند اما ...
|
روز پنج شنبه 29/4/85 در ستون نكته كيهان برخي از مواضع روزنامه شرق در جريان جنگ لبنان مورد انتقاد قرار گرفته و انتظار مي رفت اين چند نمونه كه اندكي از بسيارها بود همكاران شرقي را به خود آورد. اما، «خود خطا بود آنچه مي پنداشتيم» و...
از جمله نمونه هاي مورد انتقاد تيتر اول روزنامه شرق بود با عنوان «اسرائيل وارد خاك لبنان شد» كه در اين باره آمده بود اين تيتر دروغ «درحالي انتخاب شده كه اولا؛ هيچيك از خبرگزاري ها به آن اشاره اي نداشته اند، ثانيا؛ رژيم اشغالگر قدس علي رغم تلاش فراوان براي ورود به خاك لبنان، به ناكامي خود اعتراف كرده است، ثالثا -كه مهمتر از دو مورد قبلي است- در متن خبر شرق نيز ناكامي ارتش اسرائيل در ورود به خاك لبنان تصريح شده است» و يادآوري شده بود درباره انتخاب اين تيتر دروغ، تنها مي توان گفت كه «آرزوي اسرائيل تيتر اول شرق شده است».
در بخش ديگري از نكته كيهان آمده بود؛
«روز 28 تيرماه درحالي كه تمامي منابع خبري از به هم ريختگي اسرائيل در پي مقاومت جانانه حزب الله و شليك موشك هاي رعد به حيفا و اعلام حالت فوق العاده در تل آويو خبر مي دادند و از تظاهرات عظيم و گسترده اي كه در تمامي شهرهاي بزرگ جهان اسلام به حمايت از حزب الله برپا شده بود و از جمله تظاهرات عظيم و گسترده مردم تهران گزارش مي فرستادند، تيتر اول شرق با چاپ يك عكس بزرگ 3ستوني و با ارتفاع نيم صفحه اي به فرونشستن زمين در ميدان امام خميني(ره) اختصاص يافته بود. ..«توپخانه فروريخت»... و دريغ از يك تيتر يك ستوني و يا يك سوتيتر ناقابل درباره تظاهرات عظيم روز گذشته تهران و ساير شهرهاي بزرگ جهان اسلام...»
|
در جوابيه از روزنامه شرق به عنوان يك روزنامه مستقل! ياد شده كه معلوم نيست منظورشان استقلال از چيست؟ استقلال از ملت؟... قبول است، استقلال از نظام اسلامي. اين هم قبول است. ولي ناهمخواني با قدرت هاي بزرگ خارجي قابل ترديد است |
همانگونه كه ملاحظه مي شود انتقادات كيهان، مستند و خالي از ابهام بود و انتظار مي رفت روزنامه شرق ضمن ابراز ندامت از خطاي بزرگ خود از مردم ايران، لبنان و همه ملت هاي مسلمان درگير با رژيم صهيونيستي عذرخواهي كند ولي روزنامه شرق طي يادداشتي در شماره روز شنبه 31/4/85 تلاش كرد موضوع را -به زعم خود- دور بزند و با پيش كشيدن مسائل ديگر كه به برخي از آنها خواهيم پرداخت، از پاسخ طفره برود.
در يادداشت شرق نكات زير به چشم مي خورد؛
1- روزنامه شرق انتقاد منطقي و مستند كيهان را بي پاسخ گذاشته و كمترين اشاره اي به آن نكرده است كه اين خود نشانه درستي انتقاد كيهان است، چرا كه وقتي يك يادداشت در پاسخ به انتقاد كيهان نوشته مي شود حداقل انتظار آن است كه به انتقادها پاسخ داده شود وگرنه منظور از نوشتن آن چه مي تواند باشد؟شرق كه از يك سو قادر به نفي همخواني خود با تبليغات رژيم صهيونيستي نبوده و از سوي ديگر اعتراف به اين همخواني را رسواكننده مي داند، براي رد گم كردن به گونه اي ناشيانه از شگردهاي زرد ژورناليستي بهره گرفته كه عذر بدتر از گناه است. بخوانيد؛
2- شرق مي نويسد «يك هفته از هجوم اسرائيل به لبنان مي گذرد. در طول اين هفته از شش تيتر يك روزنامه شرق، چهار تيتر به حملات دولت صهيونيست اختصاص يافته و پنج سرمقاله روزنامه به اين موضوع پرداخته است و...»
سؤال اين نبوده و نيست كه چند تيتر و سرمقاله شرق به اين موضوع اختصاص يافته، بلكه سؤال اين است كه جهت گيري تيترها و مضمون و مفاد سرمقاله ها چه بوده است؟ وگرنه -و تا اندازه اي بلاتشبيه!- تيتر اول، سرمقاله ها و اكثر مطالب تمامي روزنامه هاي رژيم اشغالگر قدس هم
|
روزنامه شرق در جوابيه خود براي فرار از اصل ماجرا مي نويسد؛ «به ياد مي آورم كه خالد مشعل در ايران، تنها با شرق و روزنامه همشهري گفت وگوي اختصاصي انجام داد» و اين هم يك دروغ شاخدار ديگر است. چرا كه اولا؛ خالد مشعل يك هفته قبل از مصاحبه با شرق، مصاحبه اي اختصاصي و طولاني با كيهان داشت و تقريبا در تمامي سفرهاي خود به ايران، سري هم به كيهان مي زند و معلوم نيست روزنامه شرق با چه هدفي دروغ به اين بزرگي را كه به آساني قابل كشف است، بافته است؟! |
به همين موضوع اختصاص داشته، اما با كدام جهت گيري؟! مثلا، ترديدي نيست كه تيتر «اسرائيل وارد خاك لبنان شد»! درباره حمله اسرائيل به لبنان است ولي كجاي اين تيتر «دروغ» به نفع اسرائيل نيست و كجاي آن به نفع مردم مظلوم لبنان است؟!و يا سرمقاله آقاي... كه خود به دريافت كمك مالي از آمريكا براي به چالش كشيدن نظام اسلامي در مطبوعات اعتراف دارد و اسناد آن نيز منتشر شده است درباره جنگ اخير نوشته شده ولي آيا مضمون آن در حمايت از مردم مظلوم لبنان و فلسطين است؟ و اساساً از اينگونه افراد مي توان چنين انتظاري داشت؟!
3- شرق در همين زمينه با افتخار مي نويسد؛ «مزيت شرق اعتماد نخبگان و فعالان مدني به آن است كه سبب مي شود بهمن كشاورز، رئيس كانون وكلا اعتراض خود را به اسرائيل از تريبون شرق بيان كند»! اما حرف آقاي بهمن كشاورز -نخبه موردنظر شرق- در سرمقاله يادشده چيست؟ ايشان ابتدا از علاقه شديد خود به يهوديان سخن ميگويد و از سخن يهوديان به عنوان «بهترين نصيحت»! ياد مي فرمايند، تا آنجا كه با افتخار مي نويسد پدربزرگش در يزد چماقدار حامي يهوديان بوده است و...
خب! تا اينجاي سرمقاله اين نخبه شرقي كه قربان صدقه رفتن يهوديان است و البته فكر نكنيد كه ميان يهوديان و صهيونيست ها تفاوت چنداني قائل است. ايشان بارها تاكيد مي كند كه بسياري از همان دوستان يهودي او هم اكنون ساكن اسرائيل -شما بخوانيد فلسطين اشغالي- هستند و... اما بعد از اين همه تعريف و تمجيد از يهوديان اسرائيلي چه مي فرمايند؟ خودتان سرمقاله ايشان را بخوانيد و قضاوت كنيد. ايشان در يك كلمه مي نويسد؛ چرا اسرائيل به جاي قلع و قمع و قتل عام نيروي حزب الله، پل ها و ساختمان هاي لبنان را هدف قرار داده است؟! شما را به خدا، سرمقاله اين آقاي نخبه روزنامه شرق! در حمايت از اسرائيل نيست؟!... و آيا خنده دار نيست كه روزنامه شرق در پاسخ به انتقاد كيهان، از سرمقاله ايشان به عنوان شاهكار يك نخبه! در مقابله با اسرائيل ياد مي كند؟! به راستي كه اين روزنامه شرق «عجب نخبه پرور است»؟!
|
به مصاحبه خالد مشعل با شرق مراجعه بفرمائيد؛ مصاحبه گر شرق پي درپي اصرار مي ورزد كه حماس بايد شرايط كار سياسي را بپذيرد و از مقاومت مسلحانه دست بردارد و در مقابل، خالد مشعل همواره بر ضرورت مقاومت مسلحانه تاكيد ورزيده و مي گويد تمام موفقيت هاي حماس، محصول مقاومت بوده و اسرائيل زبان ديگر -بخوانيد زباني كه شرق توصيه مي كند- را نمي فهمد. |
4- شرق در جوابيه خود از گزارش ها و مقالات كارشناسانه درباره جنگ اخير ياد مي كند كه با توجه به چند نمونه فوق مي توان فهميد اين گزارش ها- نظير ورود اسرائيل به خاك لبنان- و اين سرمقاله ها -نظير سرمقاله آقاي بهمن كشاورز- تا چه اندازه كارشناسانه است. و عجيب آن كه كيهان را به گزارش هاي غيركارشناسانه متهم مي كند و اين درحالي است كه گزارش هاي كيهان مبتني بر اطلاعات بسيار دقيق از صحنه نبرد است كه تقريبا در دسترس هيچ رسانه ديگري در داخل ايران نيست تا آنجا كه بسياري از گزارش ها و تحليل هاي خبري كيهان بلافاصله بعد از انتشار از سوي خبرگزاري هاي بزرگ به عنوان اخباري كه در ساير رسانه ها نيست، مخابره مي شود البته آنها به اقتضاي خوي امپرياليستي خود، آن را تحريف هم مي كنند.
5- روزنامه شرق در جوابيه خود براي فرار از اصل ماجرا مي نويسد؛ «به ياد مي آورم كه خالد مشعل در ايران، تنها با شرق و روزنامه همشهري گفت وگوي اختصاصي انجام داد» و اين هم يك دروغ شاخدار ديگر است. چرا كه اولا؛ خالد مشعل يك هفته قبل از مصاحبه با شرق، مصاحبه اي اختصاصي و طولاني با كيهان داشت و تقريبا در تمامي سفرهاي خود به ايران، سري هم به كيهان مي زند و معلوم نيست روزنامه شرق با چه هدفي دروغ به اين بزرگي را كه به آساني قابل كشف است، بافته است؟! ثانيا؛ به مصاحبه خالد مشعل با شرق مراجعه بفرمائيد؛ مصاحبه گر شرق پي درپي اصرار مي ورزد كه حماس بايد شرايط كار سياسي را بپذيرد و از مقاومت مسلحانه دست بردارد و در مقابل، خالد مشعل همواره بر ضرورت مقاومت مسلحانه تاكيد ورزيده و مي گويد تمام موفقيت هاي حماس، محصول مقاومت بوده و اسرائيل زبان ديگر -بخوانيد زباني كه شرق توصيه مي كند- را نمي فهمد.
حالا خودتان قضاوت بفرمائيد كه آنچه شرق در مصاحبه با خالد مشعل از او مي خواهد با خواست اسرائيل از حماس چه تفاوتي دارد؟... و آيا شرق مي تواند با افتخار از اين مصاحبه به عنوان حمايت از مردم فلسطين ياد كند؟! جل الخالق!
6- شرق به تيتر كيهان با عنوان «اشك اسرائيل درآمد» انتقاد كرده و آن را تيتر ورزشي ناميده است كه بايد گفت؛
اولا؛ تيتر بايد واقعيت ملموس را نشان دهد حالا اگر به زعم شرق اين تيتر ورزشي باشد چه عيبي دارد؟
ثانيا؛ همان تيتر كيهان در تمامي تظاهرات سراسري ايران عليه اسرائيل، روي دست مردم بود. البته ممكن است شرق برخلاف ادعاي ظاهري، رويكرد گسترده مردم به تيتر كيهان را «پوپوليستي»! بداند كه اين نيز نمونه ديگري از صداقت شرق است! و ضمنا بايد يادآوري كرد كه همين -به قول شرق- پوپوليست ها انقلاب كرده اند، پوزه آمريكا و اسرائيل را به خاك ماليده اند... و نخبگان مورد نظر شرق كه چه عرض كنيم؟!
ثالثا؛ روزنامه شرق در انتقاد به تيتر كيهان تنها نيست. چرا كه همان شب راديو اسرائيل هم مانند شرق از تيتر كيهان «اشكش درآمده» و به كيهان بد و بيراه مي گفت.
و اما رابعاً؛ اگرچه قصد افشاي اين نكته را نداشتيم ولي چاره اي جز بيان آن نيست كه تيتر «اسرائيل وارد خاك لبنان شد» دقيقاً تيتر روز قبل روزنامه اسرائيلي «يديعوت آحارنوت» بود كه فرداي آن روز به ناچار خبر را بگونه اي تكذيب كرد و البته شرق هنوز اين جسارت را ندارد!
7- شرق در همان شماره كه به خيال خود به كيهان جواب داده است علاوه بر سرمقاله بهمن كشاورز كه به آن اشاره شد در صفحه 6 روزنامه خود نيز مقاله اي از «رابين رايت» با عنوان «تا اعماق ذهن حزب الله» چاپ كرده كه سراسر لاطائلات و اهانت به حزب الله است. بخوانيد و قضاوت كنيد.
|
اگرچه قصد افشاي اين نكته را نداشتيم ولي چاره اي جز بيان آن نيست كه تيتر «اسرائيل وارد خاك لبنان شد» روزنامه شرق ، دقيقاً تيتر روز قبل روزنامه اسرائيلي «يديعوت آحارنوت» بود كه فرداي آن روز به ناچار خبر را بگونه اي تكذيب كرد و البته شرق هنوز اين جسارت را ندارد! |
8- اين نكته نيز گفتني است در همه جاي دنيا - صرفنظر از تفاوت فرهنگ ها - افراد نخبه به كساني گفته مي شود كه ويژگي مثبت و ارزشمند برجسته اي داشته باشند ولي ظاهراً از نگاه روزنامه شرق هر كس عليه نظام نق زده باشد، نخبه تلقي مي شود! و مهم نيست كه ميزان سواد، تحصيلات، درك اجتماعي، اثرگذاري مثبت فرهنگي و... او چه باشد؟! شرق از افرادي به عنوان نخبه ياد مي كند كه به لحاظ سطح دانش، ميزان تحصيلات، اثرگذاري اجتماعي و... با منتقدان خود حتي قابل مقايسه هم نيستند و شايد در آينده اي نه چند دور در اين باره فصل ويژه اي بگشاييم.
9- در جوابيه از روزنامه شرق به عنوان يك روزنامه مستقل! ياد شده كه معلوم نيست منظورشان استقلال از چيست؟ استقلال از ملت؟... قبول است، استقلال از نظام اسلامي. اين هم قبول است. ولي ناهمخواني با قدرت هاي بزرگ خارجي قابل ترديد است و در اين باره و منابع مالي شرق گفتني هاي مستند و غيرقابل انكاري هست كه در فرصتي ديگر به آن خواهيم پرداخت.
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 17:16 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
به تازگي در سايتهاي اينترنتي، يك كليپ آمريكايي به چشم ميخورد كه خبر از تفاخر نظاميان آمريكايي از جنايات خود ميدهد. در اين كليپ، سربازهاي نيروي دريايي آمريكايي با گيتار، كنسرتي اجرا ميكنند كه در آن، از وحشيگري سربازهاي آمريكايي ياد شده و نيز كشتار زنان و كودكان بيدفاع عراقي، «لذتبخش» تعبير ميشود.
اگر در جنگ ويتنام، موسيقي «هيپ هاپ» به مدد روحيه سربازان آمريكايي آمد و «جيمي هندريكس» و «جيم موريسون» در مناطق امن ويتنام با اين موسيقي به آنان روحيه ميدادند، اكنون گروه «فصل چهارم» با «ساندرز» در منطقه سبز عراق، با موسيقي رپ، به كمك سربازان بيروحيه آمريكايي آمده است.
در متن اين ترانه چنين آمده است: «آنان را كشتند. آن زن عراقي كه خواست با اسلحه از خود دفاع كند، با سفير گلولههاي من به خاك افتاد، خوني كه از سر او به روي من پاشيد، من را خوشحال كرد».
در اين كليپ، تفنگداران آمريكايي، رقصكنان و با قهقهه، جنايات خود را تعريف ميكنند. «نهاد احواد»، رئيس شوراي روابط اسلامي آمريكا، در مورد اين كليپ اعتراض شورا را به گوش دولت آمريكا رسانده خواستار تحقيقات در مورد آن شده است.يك نويسنده ترك همچنين در مقاله خود مينويسد: «سقوط آمريكا توسط اين جنايتكاران رواني، محقق خواهد شد».
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 17:15 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
آنچه که این چند روز در سرزمینهای اشغالی فالسطینی و نقاط تماس آن با سرزمینهای اشغالی لبنانی در حال وقوع است، به وضوح، نشانگر جابجایی مولفه های توازن قوا در منطقه خاورمیانه است.
در اولین روزهای آتشباری روی مناطق لبنانی ، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی ، بدون وقفه و بی پایان بودن حملات خود را مطرح کرده و تاکید می کند ما به دنبال ایجاد هیچ موازنه قدرتی میان خود و لبنان نیستیم و خواهان سرکوبی کامل قوای مقاومت در این منطقه بوده و به هیچ وجه تا تکمیل این هدف عملیات خود را پایان نمی دهیم .
دو روز بعد و پس از بروز نشانه های مقاومت سرسختانه تشکیلات مقاومت اسلامی در جنوب ، رژیم صهیونیستی توسط نخست وزیر خود ، سه شرط را جهت آتش بس و پایان دادن به درگیری ها مطرح می کند و از شرط سرکوبی نیروهای مقاومت بوسیله عملیات نظامی خود ، رسما عقب نشینی می کند.
در روزهای پایانی 6 روز اول این درگیری ها ، بر اثر روشن شدن هماهنگی دولت و ملت لبنان با حرکت مقاومت اسلامی و علنی شدن عدم تاثیر گذاری جنگ روانی گسترده صهیونیست ها ، برای ایجاد اختلاف و یا حداقل ایجاد تفاوت ، میان موضع مسئولان لبنانی و مردم لبنان، با موضع حزب الله لبنان ، نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس ، بصراحت از سازمان ملل متحد می خواهد تا برای پایان دادن به درگیری ها نقشی را ایفا کند . وی بصراحت اعلام می کند که هیچ مشکلی با لبنان ندارد و اسرائیل خواهان صلح و ثبت در منطقه است !!
اما ماجرا چیست ؟
بنظر من ، آن چیزی که بسیار روشن است اینکه اسرائیل به هیچ وجه – از منظر نظامی و امنیتی – علاقه ای به ادامه درگیری ها ندارد- . شاید این موضوع ، از نظر بسیاری از دوستان از همه طیف های فکری ، عجیب باشد. اما اگر ارزیابی من را خوب متوجه شوند، احتمال همفکری بیشتر دوستان با من بسیار زیاد است. ببینید ، اسرائیل از تاریخ تشکیل خود تاکنون ، در هیچ جنگی وارد نشده است. کشتن اهداف غیر نظامی بی سلاح ، با تانک و هلی کوپتر آپاچی ، از عهده ارازل و اوباش محله های تهران هم بر می آید و اسمش که جنگ نیست! تنها درگیری واقعی که اسرائیل بشدت با آن مواجه شد ، جنگ رمضان بود که پس از جنگ شش روزه اعراب واسرائیل ( که با عقب نشینی شدید نیروهای عربی همراه بود ) انجام شده و در آن ابتکار عمل ، بطور کامل در اختیار نیروهای جبهه عربی قرار داشت و نیروهای عربی حتی سد و تاسیسات دفاعی معروف بارلو را که اسرائیل در مورد آن هل من مبارز گفته بود ، شکستند.
اما با وارد شدن آمریکا بشکل یک میانجی صلح جو ! در ماجرا و تلاش شدید دولت آمریکا برای عقب نشینی نیروهای جبهه عربی و حداقل ، اجرای یک آتش بس موقت و بررسی مسائل بشکل دیپلماتیک ، کشورهای عربی که خود را در موضع قدرت می دیدند ، جنگ را به ترفند سیاسی امنیتی آمریکا باخته و با گمان اینکه با وضعیت اخیر ، توان چانه زنی بالاتری روی میز مذاکره خواهند داشت و خواهند توانست خواسته های خود را از طرق کم خرج تر ، تامین کنند ، با آتش بس حداقل یک هفته ای موافقت کردند .
در همین حین و بدون اطلاع دستگاههای امنیتی عربی ، آمریکا اقدام به برقراری یک پل هوایی برای ساپورت کامل لجستیکی برای اسرائیل محاصره شده (تحت پوشش هواپیماهای عادی) نموده و نیازمندیهای لجستیکی نظامی و پشتیبانی اسرائیل را فراهم نمود و اسرائیل نیز ، آتش بس را بشکل یکطرفه نقض و این بار تا صحرای سینا پیشروی نموده و اعراب را در موضع ضعف قرارداد.
بنا بر این ، به روشنی می بینیم که در تمامی برش های تاریخی ، تلاشهای دیپلماتیک ، بخش مهمی از جبهه آفندی و پدافندی اسرائیل را جلوه می دهد. هیچ گاه ، اسرائیل در جبهه سیاسی از پشتیبانی همه جانبه استکبار جهانی به رهبری آمریکا محروم نشده و آمریکا برای بیش از پنجاهمین مرتبه ، مصوبات شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه اسرائیل را وتو نمود.
در جریان درگیری های اخیر نیز ، نوع حملات و اهداف مورد هجوم از سوی اسرائیل ، و نوع حملات و اهداف مورد هجوم از سوی مقاومت اسامی لبنانی ، بیانگر وضعیت حقیقی صحنه نبرد بدور از جنگ های روانی و تبلیغاتی است .
اسرائیل ، تمرکز حملات خود را روی مراکز جمعیتی ، مردم ، مراکز زیربنایی عمومی ، مناطق مسکونی ، خودروهای امدادی و فرودگاه ها – خصوصا فرودگاه بیروت – و مناطق شیعی نشین جنوب ، قرار داده است. مقاومت اسلامی نیز ، تمرکز حملات خود را روی پایگاه های استراتژیک نظامی اسرائیل ، اماکن استراتژیک اقتصادی ، تجهیزات و اهداف نظامی تاکتیکی در صحنه قرار داده است. بطور خلاصه می توان گفت ، اسرائیل رسما اهداف غیر نظامی کاملا بی ارزش از نظر نظامی و مقاومت ، اهداف کاملا استراتژیک نظامی و سیاسی را برای حمله ، برگزیده اند.
اوج گیری فعالیت دیپلماتیک جامعه سیاسی غربی برای جلوگیری از ادامه حملات حزب الله لبنان به مراکز ویژه اسرائیل ، و ادامه حملات نظامی اسرائیل به اهداف سیویل ، نشانگر هزار باره عدم برخورداری اسرائیل از هرگونه عمق استراتژیک و در نتیجه ، تلاش برای ایجاد فشارهای مختلف بیرونی و درونی برای جلوگیری از شلیک اسحله مقاومت است. روشن است که اسرائیل ، به هیچ وجه آمادگی تحمل ضربات حزب الله را ندارد. شهرکهای صهیونیستی ، یکی پس از دیگری بطور کامل از سکنه خالی می شود و دلداری دادنهای مقامات اسرائیل نیر ، برای جلویگیری از این روند ، و بازتر شدن دست حزب الله برای حمله به اهدافی که روز به روز از جنبه های غیر نظامی آن کاسته می شود ، اثری ندارد. صهیونیست ها در تل آویو تظاهرات می کنند و به دولت اسرائیل بدلیل از بین بردن آنچه که امنیت جانی و روانی خود می گویند ، حمله می کنند و ناو های جنگی اسرائیلی ، چشم الکترونیک اسرائیل ، پایگاههای ویژه اسرائیل ، مراکز تاکتیکی شهرکهای صهیونیستی ، هلی کوپترهای آپاچی و هواپیماهای اف شانزده این رژیم ، و هیچ امکان دیگر اسرائیلی ، از خود توانی برای تحمل این حملات نشان نداده و یکی بدنبال دیگری فرو می ریزند.
برای حزب الله ، قرار گرفتن اهداف سیویل لبنانی در مسیر درگیری ، از درگیری اهداف نظامی خود با اسرائیل اهمیت بیشتری دارد. اما برای اسرائیل ، به روشنی موضوع برعکس است. بنا بر این می توان دلیل تفاوت ماهوی نوع اهداف را درک کرد. اثر مورد حمله قرار داند اهداف غیر نظامی ، بشکل فوری ، اما کم دوام ، ظاهر می شود. اما اثر منهدم شدن یک هدف نظامی و استراتژیک ، پس از مدت زما ، مشخص شده و بسیار مانا است. روشن است که اسرائیل به دنبال اهدافی کوتاه مدت اما فوری است و حزب الله به دنبال اهدافی بلند مدت اما قوی، شدید و مانا .
باید دید که این اهداف چیست:
آنچه که اسرائیل در حال حاضر به دنبال آن است ، حداکثر یک آتش بس کاملا آبرومند ، یا حداقل یک آتش بس بی آبرو - و در نهایت اصولا آتش بس ! - است. روشن است که اسرائیل ، اگر فرصت کند ، بسیار علاقمند است تا جریان جنگ شش روزه را تکرار کند. اما بایستی تا در گام اول ، از تهدیدات امنیتی خود بکاهد ، بتواند ضربات استراتژیک دریافت کرده را جبران کند و التیام دهد ، در درون گروه اسرائیلی آرامشی نسبی برقرار کند و به فکر حملات بعدی باشد. این آن نکته ای است که هرگزنباید فراموش کردو تا رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده ، هیچ ذره ای از شدت حملات به اهداف اسرائیلی نباید کم شود.
اما آنچه که بعنوان هدف حداقلی ، حزب الله می خواهد ، شکست مجدد و قوی رویای خیالی ارتش شکست ناپذیر خاورمیانه ، برای بار چندم ، بشکل حداقلی ، با تسلیم شدن اسرائیل به روند تبادل اسرا و پس از آن ، خروج اسرائیل از آخرین مناطق تحت اشغال ، یعنی سرزمینهای شبه عا است. همه می دانیم ، تنها منطقه ای که تاکنون در ان ، اسرائیل مجبور به عقب نشینی فوری و بلاقید وشرط و کاملا یک جانبه از آن شد ، مناطق جنوب لنبان بود ، بشکلی که ارتش اسرائیل ، حتی تانکهای گران قیمت میراکافا را که روی شکست ناپذیری آن ها مانور زیادی شده بود را روشن، رها کرده و به درون سرزمینهای اشغالی فرار کرد و تنها نیرویی که اسرائیل را به این اقدام وادار کرد ، نیروی حزب الله بود. همچنین ، روشن است که هدف اصلی حزب الله لبنان ، نابودی رژیم اشغالگر قدس و آزادسازی سرزمینهای اشغالی است. اینجا است که می بینیم ، به روشنی معلوم است که نوع اهداف مورد حمله ، با نوع برنامه ریزی ها تطابق دارد.
بیرون از صحنه نبرد:
بیرون از صحنه درگیری ، در جبهه اسرائیلی ، تلاشهای دیپلماتیک و حمایتهای امنیتی و لجستیکی خودنمایی می کند. شاید یکی از کوچکترین امکاناتی که در خدمت اسرائیل قرار دارد ، ماهواره keyhole باشد که گوگل نیز از طریق آن Googleearth را شارژ می کند. شاید از روی نام این ماهواره ( بمعنای سوراخ کلید ) ، اهداف جاسوسی پشت پرده ساخت و پرتاب و بکارگیری آن را براحتی بتوان درک کرد.
اما همه از حمایتهای همه جانبه خبر داریم . از –بصراحت می گویم – بی عرضگی و وابستگی و ترسویی دولتهای عربی باصطلاح اسلامی هم مطلعیم . پس چه باید کرد ؟ از ما چه کمکی بر می آید ؟
از ما چه کمکی بر می آید ؟
1- انتفاظه سایبرنتیک . این آن کاری است که از من و توی بچه مسلمانی که خوره وب هستیم بر می آید. شاید حامد طالبی مطلبی در این زمینه بنویسد. اگر نوشت ، خوب بخوانید. ببینیم چه می شود کرد.
2- حمایت اجتماعی و روانی . اصلا اگر کسی خصوصا در این چند روزی جایی در حمایت از اسرائیل نفسش در آمد در وابستگی وخط داشتن او شک نکنیم . حتی اگر اسمش حزب حاج آقا کروبی باشد ! یک کلمه از حرفهاشان نباید بی جواب بماند. البته ضربات مشت را حزب الله می زند. ما باید ضربات زبان را وارد کنیم ! جواب را بدهید و ساکت نمانید. اسرائیل به جنگ روان بسیار علاقه دارد. اما خود نیز بشدت از جنگ و دفاع روانی در مقابل عملیاتی که خود براه می اندازد ، آسیب پذیر است.
3- حمایت مالی. الان آن چیزی که باید به لبنان سرازیر شود ، توانهای مالی ما است. باید نشان بدهیم که می توانیم حسابی حزب الله را شارژ کنیم .
4- مسافرت به لبنان ؟ بابا آنجا جا برای خودشان ندارند ! چیزی که آنجا اصلا کم نیست نیرو است ! هرکی می خواهد توجیه شود یه زنگ بزند خودم توجیهش می کنم ! ضمن اینکه به نظر من صهیونیزم در تهران مخفی شده ! اینجا هم باید توی دهنش کوبید که ار اینجا بکوبیم ، صدای وق زدنش بد تر صدای سگ تا فلسطین می پیچد.!
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 17:12 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
گوشهاى از زندگانى امام محمد باقر عليه السلام
امام پنجم، امام محمد باقرعليه السلام در روز دوشنبه سوم صفر و بنا به قولى، اول رجب سال 57 هجرى در مدينه متولد شدند .
والده آن حضرت، "فاطمه" دختر امام حسن مجتبى عليه السلام بود و از زنان با كمال محسوب مىشد .
از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه در شأن آن بانوى بزرگوار فرمود: "جدهام زن بسيار راستگويى بود و در خاندان امام حسن عليه السلام زنى به درجه و مقام او نرسيد .
نام آن حضرت "محمد"، كنيه ايشان "ابوجعفر" و القاب ايشان "باقر"، "شاكر" و "هادى" است .
لقب "باقر" را پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله به آن حضرت داده بود و فرموده بود: "او علم دين را خواهد شكافت." (باقر: شكافنده)
بسيارى از روايات فقهى و غير فقهى شيعه از آن حضرت روايت شده است.
آن حضرت به جابربن عبدالله انصارى فرمود: "اى جابر! به خدا قسم، خداوند، علم تمامى آنچه را كه قبلا واقع شده و آنچه را كه بعداً واقع خواهد شد به من اعطا كرده است! "
| لقب "باقر" را پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله به آن حضرت داده بود و فرموده بود: "او علم دين را خواهد شكافت." |
آن حضرت در اعلى درجه صفات كريمه انسانى بود و از اين جهت، همرديف پدران گرامى خويش و همدوش آنان به شمار مىآمد .
حيات آن حضرت مقارن با حكومت امويان بود. هشام بن عبدالملك، ايشان و فرزندشان امام جعفر صادق عليهالسلام را از مدينه به دمشق احضار كرد و چون آنان وارد دمشق شدند، هشام به منظور تحقير آن بزرگواران سه روز به آنان اجازه ملاقات نداد .
روز چهارم چون امام داخل شد، مشاهده كرد كه هشام بر تخت نشسته و لشكريان مسلح وى اطراف او حضور دارند و محلى را به عنوان هدف تيراندازى معين كرده بودند كه بزرگان سپاه به طرف آنان تيراندازى مىكردند.
هشام براى اين كه امام را تحقير كند و عجز ايشان را آشكار و قدرت خود را هر چه بيشتر جلوه دهد، از امام خواست كه به طرف هدف، تيراندازى كنند .
اصرار امام براى خوددارى از اين عمل مؤثر واقع نشد و به ناچار تيرى را در كمان گذاشتند و به طرف هدف پرتاب كردند .
تير به هدف نشست .
آنگاه تير دومى به كمان گذاشتند و به طرف هدف پرتاب كردند كه تير اولى را شكافت و به هدف نشست .
9 تير توسط آن حضرت زده شد و هر تير، تير قبلى را مىشكافت و به هدف مىنشست .
نقشه شوم هشام خنثى شد، و همگان متوجه اقتدار امام و توانايى ايشان شدند .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد: "هشام بسيار خشمگين شد و هر تيرى كه به هدف مىخورد، رنگ او را دگرگون مىكرد .
او از اين كه امام را به چنين كارى وادار كرده بود پشيمان شد، ولى تصميم گرفت پدرم را به قتل برساند .
" در آن مجلس گفتگوهايى بين امام و هشام بن عبدالملك رد و بدل شد .
| آن حضرت در ضمن سفارش سودمندى به "جابر بن يزيد جُعْفى"، از ياران خود، چنين فرمود: "به خدا قسم كسى شعيه ما نيست مگر آن كه خدا را اطاعت كند و تقوا داشته باشد . قبل از اين، شيعه را نمىشناختند مگر به تواضع و فروتنى و كثرت ياد خدا و فراوانى نماز و روزه و تعهد نسبت به همسايگان فقير و مسكين و مقروضين و به صداقت در گفتار و تلاوت قرآن و خوددارى از سخن گفتن درباره مردم مگر نسبت به خوبيهاى آنان . |
چون امام از آن مجلس خارج شدند، جمعى از قسيسين و راهبان يهود را مشاهده كردند كه گرد يكى از دانشمندان بزرگِ خود را گرفتهاند و با او ملاقات مىكنند .
امام به طور ناشناس نزد آن عالم رفتند .
چون نظر آن دانشمند مسيحى بر امام افتاد، پرسشهايى از امام كرد و پاسخ همه را شنيد .
آنگاه گفت: "مردى را همراه خود آوردهاند كه از من داناتر است" و به روايتى، شب بعد نزد امام آمد و مسلمان شد.
خبر اين مناظره به هشام رسيد؛ لذا امام را زندانى كرد .
ولى در زندان نيز عدهاى مجذوب شخصيت ايشان شدند و به امام گرويدند .
به ناچار هشام، امام را به مدينه بازگرداند و براى اين كه آن حضرت را از مردم دور نگه دارد و نگذارد پرتو پرفروغ علم و دانش و هدايت ايشان دلها را تسخير كند، دستور داد كه مردم شهرهاى بين راه، ايشان را به شهر خود راه ندهند .
چون امام باقرعليه السلام به شهر "مدين" رسيدند و مشاهده كردند كه مردم مانع ورود ايشان مىشوند، بالاى كوهى رفتند و اين آيه را تلاوت فرمودند: "بقيةُ اللهِ خَيرٌ لكُم إن كُنتم مُؤمنين؛ بازمانده خدا و بقية الله براى شما بهتر است اگر ايمان داريد ."
شهر "مدين" شهرى است كه حضرت شعيب عليه السلام، پيامبر الهى بر مردم آنجا مبعوث شد و قرآن در اين زمينه مىفرمايد: "و إلى مَدينَ أخاهُم شُعيباً" و آيهاى كه امام تلاوت فرمودند، سخنى است كه پروردگار متعال از قول حضرت شعيب عليه السلام نقل مىكند .
پيرمردى از اهالى مدين چون اين آيه را شنيد و آن واقعه را مشاهده نمود، به مردم گفت: "به خدا قسم، شعيب پيامبر، روى همين كوه اين جمله را گفت و من مىترسم اگر او را راه ندهيد، مثل عذاب قوم شعيب بر شما نازل مىشود!" مردم از اين سخن هراسان شدند و امام باقر عليه السلام را پذيرفتند .
چون اين خبر به هشام رسيد، دستور داد آن پيرمرد را بكشند و همچنين دستور شهادت آن حضرت را نيز صادر كرد .
امامان معصوم ما - گرچه از جهات عديده در محاصره خلفا بودند و در حال تقيه بسر مىبردند - از هر فرصتى استفاده مىكردند تا حقانيت خود و مقامات الهى و معنوى خود را به مردم بفهمانند و آنان را از جهل و بىخبرى ساخته و پرداخته زمامداران خودسر برهانند و حتى در برابر خلفاى جور نيز با اقتدار ظاهر مىشدند و به راستى اگر اين جهات نبود و اگر خوف خلفاى ستمگر از گسترش اسلام راستين به دست پيشوايان بر حق الهى نبود، چه دليل منطقى ديگرى براى به شهادت رساندن آنان مىتوان يافت .
بنا به قولى، امام باقر عليه السلام روز دوشنبه 7 ذى حجه سال 114 هجرى قمرى در مدينه با زهر مسموم شدند و به شهادت رسيدند و در "بقيع"، در جوار بارگاه پدر گرامى و جد خود امام مجتبى عليهماالسلام مدفون گرديدند .
آن حضرت در ضمن سفارش سودمندى به "جابر بن يزيد جُعْفى"، از ياران خود، چنين فرمود: "به خدا قسم كسى شعيه ما نيست مگر آن كه خدا را اطاعت كند و تقوا داشته باشد. قبل از اين، شيعه را نمىشناختند مگر به تواضع و فروتنى و كثرت ياد خدا و فراوانى نماز و روزه و تعهد نسبت به همسايگان فقير و مسكين و مقروضين و به صداقت در گفتار و تلاوت قرآن و خوددارى از سخن گفتن درباره مردم مگر نسبت به خوبيهاى آنان .
جابر عرض كرد: " يَابن رسولِ الله! ما در اين زمان كسى را با اين اوصاف نمىشناسيم!" حضرت فرمودند: "اى جابر! با اين خيالات و اوهام از راه بيرون مرو! مگر آدمى را همين مقدار كفايت مىكند كه ادعاى محبت على عليهالسلام را بكند؟ اگر بگويد رسول خدا را دوست دارم - حال آن كه ايشان از اميرالمؤمنين بهتراست - و به اعمال آن حضرت عمل نكند، محبت او هيچ سودى براى او ندارد .
ما براى شما اماننامه از آتش جهنم نداريم و هيچ كسى را بر خدا حجتى نيست .
هر كه مطيع خداوند است، ولى ما و دوست ماست و هر كه او را معصيت كند، دشمن ماست و به ولايت ما نمىتوان رسيد، مگر با پرهيزكارى و عمل شايسته .
منبع:
برگرفته از كتاب "منتهى الآمال"
لينک مقالات مرتبط:
- پنجمين خورشيد آسمان امامت
- محبت اهل بيت عليهم السلام
- «باقر العلوم عليه السلام»
- «مناظره امام باقر عليه السلام»
- درس هايي از آموزگار دهر
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:58 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:48 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
| وزیر امور خارجه در دیدار دبیر کل حزب الله لبنان با اشاره به ضرورت تسریع در تعیین سرنوشت دیپلماتهای ربوده شده ایرانی، اظهار داشت: مردم ایران با نگرانی شدید نسبت به سرنوشت دیپلماتهای ایرانی، قضیه ربودن آنها را تعقیب می نمایند و انتظار دارند تا دولت جدید لبنان با اراده جدی تر سرنوشت دیپلماتهای ایرانی را در دستور کار خویش قرار دهد. |
|




|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:33 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
سرویس پیام کوتاه
SMS درسال 1991 در صحنه ارتباطات بدون سيم در اروپا ظاهر شد . استاندارد اروپائي براي ارتباطات ديجيتالي بدون سيم كه درحال حاضربا استاندارد جهاني سيستم ارتباط موبايل (GSM ) شناخته مي شود كه شامل ارسال پيغام هاي كوتاه مي باشد .
كمپاني هاي بزرگي مثل بل ساوس موبيليتي وپرايم كو و نكس تل با همراهي ديگران درسرتاسرآمريكاي شمالي به عنوان پيشتازدرشبكه هاي ديجيتالي بدون سيم بااستاندارد GSM واستاندارد هاي TDMA و CDMA اقدام به ساختن اين شبكه ها نموده اند وراه حل هاي (SMSC ) مركزخدمات پيغام كوتاه كه مبتني برتكنولوژي باهوش اينگونه شبكه هااست به خوبي كليه احتياجات مشتركان رابرآورده مي سازند .
شكل زیر ساختمان معماري يك شبكه اصلي رابراي يك IS41-SMSC كه توانائي چند منبع ورودي ديتا رادارد وشامل يك سيستم پست صوتي (VMS ) پيغام گذاري ازطريق اينترنت وسرويس پست الكترونيك وسايرشبكه هاي بدون سيم كه ازطريق خانه درمركزسويچينگ موبايل هردو ازطريق يك نقطه اقدام به ارسال سيگنال مي كنند .

SMSC مكانيسمي راعرضه مي كند كه براي ارسال پيغام كوتاه ازطريق SMSC و به سيستم هاي بدون سيم مي توان آنان راذخيره ودرفرصت مناسب به يكباره اقدام به دريافت يا ارسال پيغام هاي كوتاه كرد . سيستم SMS به گونه اي است كه ارسال وتحويل پاكت ها با كوتاه ترين پهناي باند انتقال داده مي شود كه درنتيجه باكمترين تلفات ديتا مواجه هستيم تنوع سرويسهاي بسيارمختلفي مثل پست الكترونيكي وفاكس وپيجروسايربسته هاي اطلاعاتي مثل نرخ سهام وسود ها ومحاسبات بانكي ومانده حسابها وموجودي حسابها وبسياري اشكال اطلاع رساني ديگرتوسط SMSC قابل اجرا ودراختيارهمگان قراردارد .
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:31 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
حمله حسن عباسي به كاپيتان تيم ملي فوتبال
حسن عباسي سخنران جنجالي سابق تلويزيون كه به دليل ايراد اتهامات رنگارنگ به مقامات جمهوري اسلامي ممنوع التصوير شده است در تازه ترين سخنراني جنجالي خود محمد خاتمي رئيس جمهور سابق را مورد انتقاد قرار داده است كه چرا به علي دايي، "جوان مجردي كه هنوز زن ندارد و بنز الگانس سورا مي شود" نشان لياقت داده است.
به گزارش خبرنگار «فردا» عباسي كه از او به عنوان «رييس مركز دكترينال امنيت بدون مرز» نام برده مي شود در جمع دانشجويان دانشگاه آزاد يزد گفته است: همين الان در جنوب شهر تهران جمعي از دانشجويان با وانت براي كساني كه در روز يك وعده هم غذا نمي خورند، افطار مي برند. بايد به اين دانشجويان نشان درجه يك لياقت داده شود نه فلان فوتباليستي كه در رسانه ملي ادعا دارد براي من مشتري زياد پيدا مي شود.
وي سپس بدون نام بردن از خاتمي رئيس جمهور سابق گفت: آقايي كه مي آيد نشان درجه يك لياقت كشور را به فلان فوتباليستي كه هنوز زن ندارد و بنز الگانس سوار مي شود و ادعا دارد كه خانه من فلان نقطه شهر تهران است مي دهد، اين نشان مي دهد كه ما در حكومت ديني داريم به خطا مي رويم.
وي افزود: به نظر شما مشكل امروز ما شكيلا (ترانه خوان لوس آنجلسي) است يا كاراكتري مثل همين فوتباليست ها.
عباسي گفت: وقتي در حكومت ديني ما، در اخبار ساعت 9 كه بايد خبر زلزله پاكستان، خبر نفت و دولت را پخش كند مي آيد خبر بوندس ليگا و ليگ دسته چندم آلمان را پخش مي كند، نشان مي دهد كه اسطوره هاي شيطان در جامعه ما حرف اول م مي زنند.
وي با اشاره به اينكه نبرد نهايي خير و شر آغاز شده افزود: عمده مسايل ما در حال حاضر جنگ فرهنگي است نه جنگ نظامي.
وي گفت : من الان ممنوع التصوير و ممنوع التدريس هستم ولي وظيفه خود مي دانم كه همچنان فرياد بزنم و افشاگري كنم.
عباسي سپس با اشاره به اينكه انقلاب اسلامي يك پديده اجتماعي است، افزود: از اول انقلاب، 25 سال طول كشيد تا دوران تخم گذاري تمام شود و امروز جمهوري اسلامي در مرحله شكستن تخم مرغ است.
وي در توضيح سخنان خود افزود: اين يعني اينكه مديران اول انقلاب عين پوست تخم مرغ عزيز هستند ولي الان زماني است كه بايد بشكنند و از درون آنها جوجه ها در بيايند.
به گفته عباسي، الان سه سال است كه پوسته تخم مرغ شكسته شده و جوجه ها سر از تخم در آورده اند.
وي گفت : اين جوجه ها از زمان شوراي شهر، مجلس هفتم و همين انتخابات رياست جمهوري سر از تخم در آورده اند و الان دارند ماهيت اصلي نظام جمهوري اسلامي را شكل مي دهند.
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:30 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
بسم الله
فقه شمشير امام صادق است
هر که بی شمشير شد نالايق است
فای فيض و قاف قرب و های هو
می دهد بر اهل تقوی آبرو
(محمد رضا آقاسی)
می خواستم دوکلمه حرف مردونه با آقا امام صادق سلام الله عليه بزنم اما هر چی گشتم توی وجودم مردی نديدم.فقط به آقا ميگم آقا ما شما رو خيلی دوست داريم.والسلام...
عکسهای تشييع روز جمعه که با مهدی گرفتيم
برای ديدن عکسها به اينجا برويد




+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:29 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
حسن عباسي:
شيطان بزرگترين مدير استراتژيك جهان مدرن است
بايد عليه بهتصوير كشيدن امام حسين(ع) راهپيمايي كرد
تهران- خبرگزاري كار ايران
سخنراني "حسن عباسي" با عنوان " عكس يادگاري با شيطان" و با موضوع "بررسي دكترين جهاني شيطان" در تالار شهيد مفتح دانشكده و الهيات و معارف اسلامي دانشگاهتهران به همت بسيج دانشجويي اين دانشكده برگزار شد.
به گزارش خبرنگار سرويس ديپلماتيك خبرگزاري كار ايران (ايلنا)، عباسي در اين سخنراني به نقش شيطان در جهان كنوني و اداره آن پرداخت و گفت: در قرآن گفته شده كه شيطان، دشمن انسان است، متأسفانه دشمنشناسي به صورت حرفهاي و جدي در صحنههاي زندگي صورت نميگيرد و عموماً در مسائل جنبي گم ميشود و اگر بزرگترين و مهمترين دشمن را شيطان بدانيم دشمنشناسي، حول مقوله شيطانشناسي ميگردد.
وي ادامه داد: البته انسان خود زمينه حركت شيطان را فراهم ميكند و به تعبير علامه طباطبايي اتحاد شيطان و انسان يك اتحاد طولي است اما شيطانشناسي ماهيتي خاص و ويژه دارد و ما بايد در مسأله دشمنشناسي به اين مسأله توجه جدي داشته باشيم.
عباسي با بيان اينكه از خود فرد تا شيطان پنج مرحله خودي, شريك, رقيب, حريف و دشمن وجود دارد، گفت: همواره ما يك خودي داريم و شريكي و رقيبي داريم و حريفي داريم كه با حريف وارد خط قرمزهايي مي شويم كه براي حريف اهميت دارد كه ما در مسيري زمين گير شويم و در گام پنجم يعني دشمن، بود و نبود ما مطرح است.
وي ادامه داد: در حوزه دشمن شناسي همواره صفر يا صد وجود دارد. افراد يا خودي هستند يا دشمن, حد وسط خاكستري و مبهم است و قرآن اساسيترين دشمن انسان را شيطان ميشناسد.
رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز، حضرت آدم را اولين قرباني وسوسه شيطان نام برد و گفت: آنچه بر سر بشريت آمده توسط آدم ابوالبشر و هبوط آن و ناشي از عملكرد شيطان بود كه در اولين گام با اولين انسان كه اولين نبي بود، موفق شد اين انحراف راتوسط آدم و حوا صورت دهد و هبوط را محقق كند.
وي ادامه داد: پس از هبوط انبيا موضوعيت پيدا كردند و آمدن انسانهاي صالحي كه انقلاب را براي انسانها رقم بزنند و فرآيند عمل اصلاحي و انقلابي خود را محقق كنند, اما عمده انبيا ناموفق بودند و فقط پيام خود را ابلاغ كرده اند اما براي اين امركه در نفوس تحول جدي به وجود آمده باشد، نميتوان دليل محكمي پيدا كرد.
عباسي با بيان اين كه حركت شيطان مخفي شدن در پشت سر ملتها و دولتها بوده است، گفت: انبيا به صف اول يعني حكومتهاي جور حمله ميكردند و مواجهه با نمرود و فرعون مواجهه با جبهه اول كفر و طغيان است، عموما انبيا در مواجهه با حكومتهاي فاسد موفق بودند اما با عبور از حكومتهاي كفر و كنار زدن اين حكومتهاي جور انقلاب دوم كه انقلاب در نفوس و توده مردم بود شكست ميخوردند يا ناموفق بودند.
وي ادامه داد: براي نمونه ميتوان از نوح و لوط نام برد كه در كشتي نوح بعد از 950 سال تنها هشت نفر بودند و لوط با دو دختر خويش از شهر خارج شد, حضرت موسي عليه فرعون خوب عمل كرد اما در مدتي كه در كوه طور بود، قوم بني اسرائيل گوسالهپرست شدند و ابراهيم مجبور به ترك موطن خود ميشود.
عباسي اين مسائل را نشان دهنده اين دانست كه در انقلاب انفسي، انبيا ناموفق بودهاند، گفت: اگر پيامبري پيدا شد كه حكومت كفر را كنار زده و به خط دوم رسيد و انقلاب در نفوس هم صورت داد، آن گاه به جبهه سوم كه خود شيطان است ميرسد و شيطان اين جا برجسته مي شود.
وي ادامه داد: تنها پيامبري كه در اين راه موفق بود حضرت سليمان بود كه نه حكومت كفري در مقابل داشت و نه مردم غيرمومن بودند و اتفاقي كه افتاد اين بود كه شيطان عناصري نداشت كه از طريق آنها سيطره داشته باشد، لذا خود هويدا شد.
رئيس مركز بررسيهاي دكترينال امنيت بدون مرز با بيان اين كه غليظ بودن، كثيف بودن شيطان و قابلرؤيت بودن شيطان در اين مرحله اتفاق ميافتد, گفت: هرگاه طي شرايط به خصوصي حكومت هاي فاسد حذف شوند و انقلاب در مردم هم صورت بگيرد، شيطان عينيت پيدا مي كند تا جايي كه قرآن مي گويد ما شياطين را مي فرستاديم كه براي سليمان غواصي كنند.
وي ادامه داد: شيطاني كه اين قدر قوي مي نمايد هنگامي كه عناصر و عوامل اصلي يعني حكومت ها و انسان هايي كه خود را تحت ولايت شيطان قرار داده اند حذف شوند زمينه براي ذليل شدن شيطان فراهم مي شود و آنگاه انسان متوجه مي شود كه اين همان دريوزهاي است كه من تبعيت و ولايت آن را قبول كردهام.
رئيس مركز بررسيهاي دكترينال امنيت بدون مرز، در ادامه سخنان خود با موضوع"عكس يادگاري با شيطان" با بيان اين كه ويژگي آخرالزمان در اين است كه حضرت مهدي(عجلاللهفرجه) در انقلاب جهاني خود حكومتهاي جور را متلاشي ميكند و انقلاب انفسي صورت ميدهد و آن روز بايد شيطان خود را بيشتر و بهتر نشان دهد، گفت: حركتهايي كه امروز در صحنه جهان مشاهده ميشود، حكايت از اين دارد كه شيطان روزبروز غليظتر و كثيفتر خود را نشان ميدهد.
وي ادامه داد: انقلابهاي غيرالهي فقط تغيير حكومت را مدنظر قرار ميدهند و با نفوس مردم كاري ندارند و عمده اين انقلابها ماهيتي شيطاني پيدا كردهاند كه نمونههاي آن را انقلاب فرانسه, انقلاب ماركسيستي شوروي, انقلاب نيكاراگوا, اساسا انقلابهايي به سود شيطان بودهاند و انقلاب هاي ماركسيستي و كمونيستي الحاد را حاكم كرده اند.
اين استاد دانشگاه با بيان اين كه امام در سال 67 نامهاي به گورباچف نوشت و در آن اعلام كرد كه به اين جنگ بيهوده اي كه با خدا آغاز كردهايد، پايان دهيد، گفت: انقلابهاي انبيا وقتي به مردم ميرسيدند، گير ميكردند. يك انقلابي كه از اساس براي تحقق زمينه حكومت شيطان مانند انقلابهاي بلشويكي و ماركسيستي صورت گرفت، به سود شيطان بود.
وي ادامه داد:حاكماني مانند هيتلر, نرون, چنگيز و صدام ماهيت عملكرد حكومتهايشان شيطاني است و بايد گفت تمام انقلابهاي دويست سال گذشته همواره شيطان برنده اين انقلابها بوده است.
عباسي، فرق انقلاب اسلامي با ديگر انقلابها را جهت گيري به سمت خدا دانست و گفت: شيطان از همان روزهاي اول انقلاب اسلامي فعال و برجسته شد و امام در آن هنگام فرمودند؛ آمريكا شيطان بزرگ است و اين پيرمرد تعارف نداشت و سياستمداري نبود كه بخواهد بحث ژورناليستي كند و ما بايد روي اين جمله دقيق شويم كه معناي شيطان بزرگ چيست و چرا آمريكا را شيطان بزرگ ناميد.
وي ادامه داد: آمريكا عظيمترين دولت شناخته شده تاريخ بشري است كه بر همه كره زمين سيطره دارد و ابعاد اقتصادي، سياسي, فرهنگ و, نظامي آمريكا در همه جا رسوخ كرده است و چنين قدرت عظيم مادي در طول تاريخ بشري سابقه نداشته است.
اين استاد دانشگاه با بيان اين كه امروز ملت ايران در برابر چنين قدرتي ايستاده است، گفت: همه شيطان با همه عظمتش در طول تاريخ چنين انسجامي نداشته است و در مقابل جبهه حق همچنين صلابت و انسجامي از خود نشان نداده است.
وي ادامه داد: امروز شيطان با همه اقتدار خود اسير فعل و انفعالاتي است كه مردم با دست خالي رقم ميزنند و انقلاب ايران تنها انقلاب مسالمتآميز جهان بوده اما ديگر انقلابها ماهيتي خونين داشته اند.
رئيس مركز بررسيهاي دكترينال امنيت بدون مرز، با بيان اين كه امروز ما در مقابل جبهه كفر خلع سلاح هستيم، گفت: البرادعي چندي قبل اعلام كرد كه 27 هزار كلاهك اتمي در كره زمين وجود دارد كه اساساً در اختيار جبهه شيطان است اما آيا اين كشورها حاضرند براي خدا و حقيقت از اين سلاحها استفاده كنند؟
وي ادامه داد: در چنين محيطي شيطان روزبروز غليظتر ميشود و بيش از پيش خود را نشان ميدهد. به جنبشهاي اجتماعي در خيابانهاي تهران نگاه كنيد، شيطان پرستي روزبهروز بيشتر نماد پيدا ميكند.
عباسي دكترين ابليس را جعل واقعيت از حقيقت به باطل ذكر كرد و گفت: قرآن تأكيد كرده است كه شيطان هيچ بديهي ارائه نميكند بلكه درون هر پديده را استحاله ميكند و خود مسأله را شيطاني ميكند و سنگرهاي كليدي مانند مفاهيم, شعارها، قبلهها و راهها را جعل ميكند و با اين جعلكردن گمراهي به وجود ميآورد.
عباسي با بيان اين كه شما نميدانيد در هزار سال گذشته شيطان چه بلايي سر قرآن آورده است، گفت: اگر اين مسائل را تجربه و تحليل كنيم، متوجه ميشويم قرآن به چه نحو استحاله شده است و آن روز ارزش و عملكرد و كيفيت كار شيطان را به سادگي ميتوان ديد.
وي ادامه داد: جعل واقعيت از حقيقت به سمت باطل كه حاصل وسوسه افراد است، با خط مشي توجيه صورت ميگيرد و شيطان اعمال زشت را براي ما زيبا و آنها را توجيهپذير ميكند و اين خط مشي شيطان است.
"حسن عباسي" اتحاد شيطان با انسان را يك اتحاد طولي دانست و گفت: شيطان، روبروي ما هبوط نكرده بلكه در درون ما هبوط كرده است و تا زماني كه از درون تكتك نفوس بيرون كشيده نشود قطع به يقين ديده نخواهد شد.
وي ادامه داد: دشواري كار حضرت مهدي(عجلاللهفرجه) در هنگام ظهورشان، اين است كه هر آنچه انبيا و ائمه پيشين نتوانستند محقق كنند بايد تكنفري محقق كند و دشواري كار در زمان ايشان هم همين است.
رئيس مركز بررسيهاي دكترينال امنيت بدونمرز، ابليس را اولين، مهمترين و بزرگترين مدير استراتژيك جهان ذكر كرد و گفت: در مديريت استراتژيك، با بودجه و امكانات و عناصر ديگران نيت و مقصد محقق شود و از اين حيث، شيطان اولين مدير استراتژيك محسوب ميشود و اين هنر شيطان بوده است زيرا از خود چيزي ندارد و تنها وسوسهكننده است.
وي ادامه داد: شيطان به هيچكس مالكيت ندارد اما بايد اين واقعيت را پذيرفت كه بايد تكتك ما از درون بشكنيم و شيطان درون خود را بيرون كنيم.
عباسي تصريح كرد: بهعنوان مثال هرگاه كلمه "ساعت" گفته ميشود شما روي مچ خود را نگاه ميكنيد و كسي كه براي اولين بار كلمه "ساعت" را روي اين وسيله قرار داد يك عمل شيطاني انجام داد زيرا اين كلمه، در قرآن آمده است و هر گاه اين كلمه ميآيد بايد تن و بدن انسان بلرزد و از آن زلزله نهايي و واقعشدن قيامت وحشت كند اما ما چه راحت از كنار آن ميگذريم.
وي ادامه داد: قرآن ميگويد اگر اين كتاب را بر كوه نازل ميكرديم كوه متلاشي ميشد اما چرا وجود ما متلاشي نميشود آيا تحمل آن را داريم؟ اما مسأله اين است كه قرآني كه بر ما ميآيد استحاله شده است.
رئيس مركز بررسيهاي دكترينال امنيت بدون مرز با بيان اينكه درون قرآن چيز ديگري ميگويد اما در دهانها چيز ديگري است، گفت: قرآن از ما خواسته به تعالي برسيم اما اين حكومت ديني پس از 27 سال برنامه پنجساله توسعه ارائه ميدهد؛ مگر در دين نيامده كه بايد "حكيم" شد پس چرا ما در دانشگاه "دكتر" ميشويم؟ مگر نگفته "ساعت" و "ياد ساعت"؟ آيا شما واحد "ساعتشناسي" در دانشكده الهيات ميراث مطهري و مفتح ميگذرانيد؟
وي ادامه داد: هر وقت تكتك واژههاي قرآن را مقابل خود گذاشتيم و اصل آنرا شناختيم، آن روز روبروي شيطان ايستادهايم؛ شيطان همان مفاهيم را قلب ميكند. يكصد و بيست و چهار هزار نبي آمدند و آخرين آنها حرف اصلي و آخر را آورد و شيطان همانگونه كه اولين پيامبر را منحرف كرد و به همين سادگي، قرآنِ آخرين پيامبر را استحاله كرده است.
عباسي تصريح كرد: امروز داخل خيابانها ميريزيم بهخاطر اينكه به پيامبر اكرم(صلياللهعليهوآله) توهين شده است. راهپيمايي ميكنيم و پرچم آن كشورها را آتش ميزنيم اما دكترين شيطان، "قلب واقعيت" بوده است زيرا بايد ديد اين قرآن كه در جان ما اثر نميكند چه بلايي بر سرش آمده است.
وي ادامه داد: اساسيترين مسأله اين است كه بدانيم ابليس، "واقعيت" را از "حقيقت" به سمت باطل استحاله ميكند و اين حقيقت را با مفاهيم باطل منحرف ميكند. قرآن همان قرآن است و شيطان تنها در صورتي نميتواند اين بلا را بر سرش بياورد كه ببينيم عترت با چه زاويهاي به اين كتاب مينگرد.
عباسي با بيان اينكه اين بلا را خود شيعه بر سر ائمه ميآورد، گفت: ما چرا عليه تصاويري كه از امام حسين(عليهالسلام) كشيده ميشود راهپيمايي نميكنيم؟ امام حسين(عليهالسلام) شصت سال و محاسني سفيد داشت اما آدمي ميكشند با چشمان و چهره مينياتوري و ريشهاي سشوار كشيده و چهره حضرتعباس(عليهالسلام) هم خونين است.
وي ادامه داد: اين امر چه دستكمي از كاريكاتوري دارد كه يك اجنبي با وسوسه شيطان ميكشد؟ تحريف، تحريف است و اين تحريف چه در قرآن و چه در عملكرد عترت ريشه در حركت شيطان دارد. تا زماني كه انسانهايي در دانمارك هستند كه كاريكاتور بكشند و تا زماني كه انسانهايي در درون جمهوري اسلامي هستند كه تصاوير قدي از حضرت ابوالفضل(عليهالسلام) و امام حسين(عليهالسلام) بكشند؛ علم درست كنند و روي دوش بگيرند شيطان نيازي به كثيفكردن و غليظكردن خود ندارد.
رئيس مركز بررسيهاي دكترينال امنيت بدون مرز تصريح كرد: بهسادگي 50 ميليون انسان در اين كشور، پيراهن مشكي پوشند و عزاداري ميكنند و در هر كوي و برزن يك صليب بر روي دوششان است و تصاويري از ائمه ميكشند با چشماني درشت؛ لذا مدير استراتژيكي مثل شيطان، پيامبري مثل آدم را به تعبير عوام، در سهسوت منحرف كرد و به درختي كه منع شده بود نزديك شد و چشيد و متوجه عرياني خود شد.
وي ادامه داد: همه پديدههاي عالم، ميل به انكشاف دارند تا خود را نشان دهند مسأله شيطان، ماهيت عريانسازي بوده است كه
"حسن عباسي" در ادامه سخنراني خود در دانشكده الهيات دانشگاه تهران، با بيان اينكه علم شيطاني همه چيز را منكشف ميخواهد، گفت: آنجا كه راز و رمزي وجود دارد يا در عالم، حياي طبيعي و ميل به انكشاف وجود دارد در مسير حركت شيطان، گام برميداريم.
وي با اشاره به اينكه انقلاب اسلامي، جبهه اول را شكست و يك حكومت جور و ستم را كنار زد، ادامه داد: انقلاب انفسي در دفاع مقدس تقريباً موفق بود و نمونه اين مردم در هيچ تاريخ و براي هيچ پيامبر و امام معصومي پيدا نميكنيد اما اين مردم، با تمام مشكلاتي كه ممكن است ديده شود مردمي الهي هستند.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه انقلاب انفسي، يك انقلاب مداوم است، گفت: انقلاب در نفوس، بايد استمرار داشته باشد و در نسلهاي بعدي هم بايد انقلاب صورت گيرد و معتقدم در اين استمرار تا حدودي ناموفق بودهايم و دليل آن، اين است كه روند اين انقلاب در سالهاي گذشته دچار اعوجاج شد.
وي ادامه داد: شيطان كه در قالب يك حكومت فراماسونري قد علم كرده و آمريكا قلب آن محسوب ميشود توسط اين انقلاب تحقير شد و براي اولين بار بعد از هزار و 400 سال، انقلابي صورت گرفت كه جهت آن شيطاني نبود.
رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز، نخستين واكنش شيطان نسبت به انقلاب اسلامي را كتاب "سلمان رشدي" ذكر كرد و گفت: كتاب "آيات شيطاني" رشدي نسبت به اسائه ادبهايي كه در سالهاي اخير به وجود مقدس پيامبر اسلام(صلياللهعليهوآله) شده هيچ، محسوب ميشود.
وي ادامه داد: تا آن روز شيطان، استراتژي خود را به دليل اينكه پشت سر ملتها و دولتها پنهان شده بود نمايان نكرده بود و تا زماني كه شيطان خود را نشان نداده همه چيز را قلب واقعيت ميكند ولي مظاهر خود را بد قلمداد ميكند.
عباسي تصريح كرد: مقابل درب ورودي تمام بازارهاي بورس در ايالات متحده، عكس گاو خشمگيني وجود دارد و خودشان اين امر را همان گوساله سامري ميدانند و امروز هم راز شانس در بازار بورس را نوازش اين گاو ميدانند.
رئيس مركز بررسيهاي دكترينال امنيت بدونمرز افزود: حجم علائمي كه در فرهنگ و اقتصاد غرب ميبينم تا حد بسيار زيادي شيطاني است و حتي خود غربيها نميدانند كه شيطان را ميپرستند.
وي ادامه داد: همان نمادي كه در حج توسط حجاج با سنگ زده ميشود در تمام ميادين اصلي اروپا و آمريكا وجود دارد كه نام آنها "اِبليسك" است و هفده ابليسك كه به نام خداي راه و خورشيد ناميده ميشوند روبروي واتيكان قرار دارد كه يكي از آنها در وسط ميدان نصب كردهاند يعني حتي محور عمل كليساي كاتوليك هم شيطان است و بالاي آن اِبليسك صليب را بهعنوان نماد مسيحت نصب كردهاند و همه شيطانپرستي ميكنند بدون اينكه بدانند.
اين استاد دانشگاه، صدور فتواي ارتداد "سلمان رشدي" از سوي امام راحل(سلاماللهعليه) را باعث ناكامي اين طرح شيطان دانست و گفت: شيطان، اكنون خود وارد صحنه شده است و خودش هم ميگويد اين فناوري غرب، بد است. همه گفتند « ما بر اين تكنولوژي حريص هستيم.» اما شيطان گفت « اين علم، بد است.» اگر بد است چرا مقامات و اساتيد دانشگاههاي اين حكومت ديني را در ISA اروپا و آمريكا به چاپ ميرسانيد و ميگوييد رتبه علمي ما به اين مرحله رسيده است و به آن افتخار ميكنيد.
وي ادامه داد: شما چرا استاندارد علمي خود را با شيطان تعريف ميكنيد؟ اين تكنولوژي مال غرب است و غرب هم شيطان است و اين علم بد است.
عباسي ادامه داد: شيطان ميگويد« شما علم، تكنولوژي، جامعه مدني, دموكراسي و حقوقبشرِ منِ شيطان را دوست داريد. منِ غرب، همان شيطان بزرگي هستم كه امام شما گفت؛ اما اكنون كدام يك از مظاهر من، جهتگيري حكومتي شما نيست؟»
رئيس مركز بررسيهاي دكترينال امنيت بدونمرز تصريح كرد: در بهداشت و درمان ميگويند ما مي خواهيم به استانداردهاي آمريكا برسيم. پليس و دانشگاهها را هم ميخواهيم به استاندارد غرب برسانيم.
عباسي افزود: شيطان ميگويد « اكنون همه استانداردها مال منِ شيطان است؛ استانداردهاي بانك جهاني مال منِ شيطان است؛ استانداردهاي صندوق بينالمللي پول مالِ من شيطان است و همه اينهاست كه رفتار شما به آن حريص هستيد .»
وي ادامه داد: اين دولتمردان جمهوري اسلامي، كدام استاندارد متفاوت را تعريف كردهاند؟ هزار و 400 سيستم وجود دارد كه همه آنها از غرب آمده است و شيطان موفق شده با فرايند هنر پستمدرن در موسيقي پستمدرن و سينماي پستمدرن، زمينههايي را فراهم كند تا بر دوراني كه در آن، ترس از مدرنيزم موضوعيت پيدا كرده حاكم شود.
رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز در ادامه سخنراني خود با بيان اينكه دوران" پستمدرن" و "مدرن" تمام شده و وضعيت "ترنسمدرن" آغاز شده است، گفت: اولين فيلم سينمايي "ترنسمدرن" كه سيماي جمهوري اسلامي هم آن را پخش كرده است فيلم "كنستانتين" بود كه اولين فيلم شيطاني از اين جنس است و در اين فيلم، كسي كه سه فيلم "ماتريكس" فيلمهاي "پستمدرن" را بازي كرده نقش اول فيلم "ترنسمدرن" را بازي ميكند.
وي ادامه داد: فرشتگان بهرغم اينها دختران مو بولوند چشمآبي هستند كه دو بال دارند و حضرت جبرئيل هم در اين فيلم، يك خانم موبولوند چشمآبي است كه دو بال دارد و وارد كليسا ميشود.
عباسي با اشاره به اينكه پيام اين فيلم اين است كه انسان ميخواهد از بشريت خلاص شود، تصريح كرد: ديدهايد جريانات روشن فكري داخل كشور وقتي ميگوييم ليبراليزم، آزادي نيست بلكه اباحيگري است صدايشان درميآيد؛ اين فيلم، همان ليبراليزم است و مگر نه اينكه همه چيز مباح باشد اباحيگري است؟
وي ادامه داد: شريعت، اگر حلال و حرام و واجب و مكروه نداشته باشد شريعت نيست و اباحيگري، همان ليبراليزم است؛ در اين فيلم هم شيطان بهصورتي خوشتيپ وارد صحنه ميشود و جبرئيل را ناكام ميگذارد.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه اين فيلم, فيلمي ضد خدا بود، گفت: در اين فيلم، شيطان ميگويد من ميتوانم فرشته خدا را ناكام بگذارم زيرا هنرپيشه نقش اول را به زندگي بازميگرداند و بيماري او را خوب ميكند. او به دست شيطان نجات مييابد و پيروز فيلم هم " شيطان" بود.
وي ادامه داد: اسلام پس از هزار و 400 سال، شيطان را تحقير كرد و شيطان در پاسخ، طرح جامع اسلامستيزي را آماده كرد كه در اين طرح غربي، اساسيترين مسأله، قداستزدايي از اسلام است.
عباسي با بيان اينكه تنها پديده مقدس باقيمانده در عالم "قرآن" است، گفت: مسيحيت و يهود، از قداست تهي شده و هيچ چيز مقدسي كه عمق اينچنيني داشته باشد وجود ندارد، مدرنيته يك پيام عمده دارد و جاده مدرنيته زماني صاف ميشود كه چيز مقدسي وجود نداشته باشد.
وي ادامه داد: اتفاقي كه براي قداستزدايي افتاد اين بود كه اين طرح استراتژيك، بايد طي يك فرايند صورت بگيرد و لذا كشيدن كاريكاتور، يك مسأله اتفاقي نيست.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه در غرب، انسان، محور توجه است و در مجسمهها، انسان برهنه موضوعيت دارد، گفت: در مجسمههاي يونان اين امر ديده ميشود اما هيچگاه در ايران دو هزار و 500 سال پيش، مجسمه نميبينيد بلكه در تختجمشيد و جاهاي ديگر، سنگ برجسته ميبينيد هر گاه آمدند مجسمهاي را مستقل تراشيدند معلوم است كه انسان، كانون توجه است در حالي كه در هيچ جاي جهان غير از غرب، انسان، كانونتوجه نبوده است و تنها غرب است كه هميشه بشرمدار بوده و نه خدامدار.
وي ادامه داد: در تختجمشيد، مردان با لباسهاي پوشيده هستند و رئيس دارند و همه آنها در دو هزار و 500 سال پيش، حزباللهي بودهاند. آنچه اهميت دارد شما مجسمه برهنه نميبينيد اما غربيها همه چيز را عريان تداعي ميكردند.
رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز در ادامه با اشاره به اينكه در دين يهود، خدا را به زمين ميآورند كه با يعقوب كشتي بگيرد، گفت: در تورات جعلي، چون خدا نميتواند يعقوب را شكست دهد به ران راست او لگدي ميزند و يهوديها تا امروز هر حيواني را ذبح ميكنند ران راست آن را به دليل اينكه به يعقوب توهينشده نميخورند و خدا به او ميگويد نام تو يعقوب نيست بلكه اسرائيل است يعني مقاوم در برابر خدا هستي.
وي با بيان اينكه كراهت تصوير كشيدن و حرام بودن مجسمهسازي در اسلام به اين معني است كه عينيتبخشي نشود، گفت: امروز ما ميآييم از سر محبت، تصاوير انبيا و ائمه را ميكشيم آرامآرام زمينه براي عاديسازي فراهم ميشود. هيچكس تصويري از پيامبر اسلام ندارد اما لازم بود اين را نشان دهند و اين حرمت بشكنند و نتيجه فاجعهبار اين كار كه بعضيها به اسم عزاداري امام حسين(عليهالسلام) ميكنند 40 سال بعد معلوم ميشود.
عباسي با اشاره به اينكه غربيها اول در قالب رمان و بهوسيله كتاب "آيات شيطاني" به پيامبر حمله كردند؛ ادامه داد: حمله دوم، در سال 2004 و بهوسيله كتابي به نام "پيامبرِ نيستي" صورت گرفت كه در آن، "كريگ وين"ِ يهودي، همه نوع توهيني به پيامبر و قرآن كرد؛ اين كتاب 702 صفحه دارد و كتاب "آيات شيطاني" هم 702 صفحه است. اين نويسنده يهودي، نامهاي هم براي بوش فرستاد و تأكيد كرد كه اين جنگ عليه اسلام را در منطقه خاورميانه ادامه دهد زيرا اين دين، يك دين جعلي است و مدعي شد كه پيامبر مسلمانان، پيامبر سكس, خشونت و پول است.
عباسي با بيان اينكه 400 صفحه از اين كتاب به مسأله جهاد اختصاص دارد، گفت: قرآن، يك متن ترجمهناپذير است؛ قرآن به زبان عربي آمده و به عربي فهم ميشود و ترجمه آن به هر زباني كه باشد بسيار ضعيف است.
رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز در ادامه سخنان خود، "جهاد" و "شهادت" را اصليترين مانع سيطره غرب دانست و با تأكيد بر اينكه فقط جهاد ميتواند مانع حركت شيطان شود، گفت: حضرت علي(عليهالسلام) ميفرمايد « جهاد، دري از درهاي بهشت است.» و امام حسين(عليهالسلام) هم حج را ناتمام ميگذارد و براي تحقق امربهمعروف و نهيازمنكر، اصل جهاد را پيش ميگيرد.
وي ادامه داد: سومين حمله به پيامبر، كاريكاتورهاي نشريه دانماركي بود كه بهخاطر آن، هزارها راهپيمايي مسلمانان صورت گرفت و اتحاد جهان اسلام را بسيار زيبا نشان داد كه غرب از اين مسأله شوكه شده است.
"حسن عباسي" محورهاي اسلامستيزي غرب را هفت بخش ذكر كرد و گفت: اين محورها عبارتند از: 1)حمله به پيامبر اسلام(صلياللهعليهوآله؛
2) حمله به قرآن و تحريف اين كتاب در بعضي از كشورهاي عربي و هند كه در آن آيات جهاد و شهادت را حذف كردهاند؛
3) جعل احكام اسلام كه همسر "خليلزاد" مشاور عالي بوش در امور افغانستان و عراق، جزوهاي نوشت و در آن دستورالعملي داد كه اسلام را در يك فرايند 25 تا 50 ساله خنثي كند. او در اين جزوه گفته بايد احكام موازي با احكام اسلام درست كرد كه نمونه آن را ميتوان در بيانيههاي حقوقبشر ديد؛
4) تفرقهافكندن ميان فرقههاي اسلامي با فرمول "تفرقه بينداز و حكومت كن" انگليس كه ميان شيعه و سني انداخته ميشود؛
5) ايجاد فرقه هاي انحرافي مانند القاعده و حكومتهاي جعلي مانند طلبان براي تخريب چهره اسلام؛
6) گسترش مسيحيت در دنياي اسلام و تبليغ آن؛
7) جايگزيني ارزشهاي مدرن با ارزشهاي اسلامي تحتعنوان اصلاحات در خاورميانه بزرگ.
وي ادامه داد: تخريب چهره اسلام بهصورت هماهنگ در حال اجراست و نبايد فكر كرد كه تنها "سلمان رشدي" كتابي نوشته يا يك نشريه دانماركي كاريكاتوري چاپ كرده است.
عباسي واكنش به اين مسأله را دستورالعمل امام دانست مبني بر اينكه « اگر مقابل دين ما بايستيد در مقابل دنياي شما خواهيم ايستاد» ذكر كرد و گفت: نقطه ضعف آمريكا و اروپا، نظام سرمايهداري آنهاست و بايد اين نظام سرمايه، به چالش كشيده شود و چون جلوي دين ما ميايستند بايد مقابل دنياي آنها بايستيم.
وي با اشاره به اينكه مواجهه با شيطان بايد با فرمولهاي خودش صورت گيرد به ضرورت تحريم كالاهاي غربي اشاره كرد و ادامه داد: خانم "آنجلا مركل"ِ يهوديكُش از چاپ كاريكاتورها دفاع ميكند؛ آيا شما مسيحيان يهوديان را سوزانديد يا مسلمانان؟
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه مدرنيته خشنترين انديشه بشري است، گفت: شما ميگوييد مدرنيته انديشه صلح و صفاست؛ پس فاشيسم از چه انديشهاي بيرون آمد. انديشه مدرن طي صد و 50 سال گذشته صدو 75 ميليون كشته بر روي دست بشريت گذاشته است. اسلام، كجاي اين قضيه بوده است؟
وي با بيان اينكه چهره سياه روشنفكر وطني كه جرأت ندارد بيايد مناظره كند، ادامه داد: خشنترين انديشه بشري، انديشه شيطاني مدرن است و شيطان پشتسر مدرنيته پنهان شده است و روشنفكران هم مبلغان شيطان هستند زيرا ذات مدرنيته, ذات سوسياليسم, ذات ناسيوناليسم, ذات ليبراليسم, مليگرايي و نظام مشاركت و آنچه آزادي ناميده ميشود عين حركت شيطان است و وحشت به بنيانهاي روشنفكر داخلي ميافتد كه ما داد ميزنيم ليبراليسم اباحيگري است.
رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز تصريح كرد: شيطان در حال حاضر در اينجا حضور دارد و من خدمت او سلام عرض ميكنم و اعلام ميكنم يقهات را گرفتهايم و افشايت ميكنيم و مروجان انديشه تو در داخل ايران، هر گونه عمل كنند بيشتر شكست ميخورند.
وي ادامه داد: مسؤولان جمهوري اسلامي! از بنزهاي فاشيستهاي يهودكُش آلماني پايين بياييد كه رويمان بشود به جوانان بگوييم دست از پژوي 206 فرانسوي بكشند. تحريم كالاهاي آمريكايي, انگليسي, آلماني و فرانسوي را بايد از مسؤولان شروع كنيم.
عباسي با بيان اينكه بر مسؤولان جمهوري اسلامي بهويژه آناني كه لباس روحانيت به تن دارند حرام است كه بنزهاي آلماني سوار شوند، گفت: ننگ بر مسؤولي در جمهوري اسلامي باد كه سوار خودرويي شود كه صدراعظم آلمان، سازنده آن، حركت نشريات دانمارك را تأييد ميكند و ننگبر چنين مسؤولي كه با رأي مردم روي كار آمده است اگر سوار بنز آلماني شود.
وي ادامه داد: ديديد نخستوزير دانمارك به خاطر تحريم كالاهاي دانماركي گريه كرد؟ مركل هم گريه ميكند؛ بوش هم گريه ميكند؛ شريان اين تمدن ماهيت اقتصادي آن است. از يك سو، اگر بازار انبوه يكميليارد و 400 ميليون نفري اسلام بر روي اين كالاها بسته شود و از سوي ديگر در اينجا همه سعي كنند زهد بورزند، اين تمدن شكست ميخورد.
عباسي با بيان اينكه من شرمنده هستم كه بعضي از مسؤولان ما در بنز آلماني مينشينند و ميخواهند برضد اين مسايل موضع بگيرند، گفت: شيطان، ديگر با جديت غليظشده و خود را نمايان ميسازد و بايد با اين شيطان برخورد كنيم اما شيطان بر ما سيطره ندارد و تنها ما را وسوسه ميكند و ما نبايد از هواي نفس تبعيت كنيم و چنين انحرافي از شما دور باد.\
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:24 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:21 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
قله |
ارتفاع (متر) |
منطقه / رشته کوه |
|
|
دماوند |
5671 |
البرز مرکزي |
|
|
خلنو |
4375 |
البرز مرکزي |
|
|
آزاد کوه |
4375 |
البرز مرکزي |
|
|
ناظر |
4350 |
البرز مرکزي |
|
|
پالون گردن |
4250 |
البرز مرکزي |
|
|
کلون بستک |
4200 |
البرز مرکزي |
|
|
سرکچال |
4150 |
البرز مرکزي |
|
|
وروشت |
4100 |
البرز مرکزي |
|
|
خرسنگ |
4100 |
البرز مرکزي |
|
|
توچال |
3960 |
البرز مرکزي |
|
|
مهرچال |
3920 |
البرز مرکزي |
|
|
آتشکوه |
3850 |
البرز مرکزي |
|
|
شاه نشين |
3850 |
البرز مرکزي |
|
|
سيالان |
4250 |
البرز غربي |
|
|
شاه البرز |
4200 |
البرز غربي |
|
|
خشچال |
4180 |
البرز غربي |
|
|
ناز |
4100 |
البرز غربي |
|
|
کهار |
4050 |
البرز غربي |
|
|
علم کوه |
4850 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
خرسان شمالي |
4680 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
خرسان جنوبي |
4659 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
تخت سليمان |
4659 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
سياه سنگ |
4604 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
هفت خوان |
4537 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
چالون |
4516 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
سياه گوک جنوبي |
4500 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
سياه گوک شمالي |
4445 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
سياه کمان |
4472 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
شانه کوه |
4465 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
کالاهو |
4412 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
گردونکوه |
4402 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
ميان سه چال |
4348 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
لشگرک |
4256 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
زرين کوه |
4200 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
آلانه سر |
4050 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
کرما کوه |
4020 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
پسند کوه |
4000 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
سياه ليز |
3975 |
منطقه تخت سليمان |
|
|
سبلان |
4811 |
آذربايجان |
|
|
يخچال |
3580 |
زاگرس - الوند همدان |
|
|
اَردک و مَردک |
3486 |
زاگرس - الوند همدان |
|
|
دائم برف |
3450 |
زاگرس - الوند همدان |
|
|
الوند |
3428 |
زاگرس - الوند همدان |
|
|
کلاغ لانه |
3410 |
زاگرس - الوند همدان |
|
|
قزل ارسلان |
3250 |
زاگرس - الوند همدان |
|
|
چهار قله |
3184 |
زاگرس - الوند همدان |
|
|
کلاه قاضي |
3125 |
زاگرس - الوند همدان |
|
|
آلمابلاغ |
2997 |
زاگرس - الوند همدان |
|
|
کرکس |
2995 |
زاگرس - الوند همدان |
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:20 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
|
انجمن حفظ محيط کوهستان  جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : يکشنبه ها نشاني : تهران ، صندوق پستي 5344-14155 تلفن : 22739865 (021) دورنگار :22719156 (021) پست الکترونيک : meps_iran@yahoo.com
|
|
انجمن کوهنوردان ايران  جلسات : ماهانه زمان برگزاري جلسات : نخستين چهارشنبه هر ماه نشاني : تهران ، صندوق پستي 5511-19395 تلفن : 66712243 (021) دورنگار :66712421 (021) نشاني اينترنتي : www.alpineclub.ir
|
|
انجمن کوهنوردي دانشگاه تهران جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : دوشنبه ها ساعت 18:00 نشاني : تهران ، ضلع غربي دانشگاه تهران ، خيابان 16 آذر ، سالن شماره 2 تربيت بدني دانشگاه تهران نشاني اينترنتي : http://groups.yahoo.com/group/UT_Climbers/
|
|
انجمن کوهنوردي دانشگاه صنعتي خواجه نصير الدين طوسي  جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : دو شنبه ها ساعت 18 نشاني : تهران ، پل سيد خندان ، دانشکده برق دانشگاه خواجه نصير الدين طوسي ، اتاق 201 تلفن : 09121166000 وبلاگ : kntuclimbing.blogfa.com
|
|
انجمن کوهنوردي دانشگاه هرمزگان  نشاني : بندرعباس ، خيابان آيت الله غفاري ، دانشگاه هرمزگان ، اداره تربيت بدني ، دفتر انجمن کوهنوردي تلفن : 3330997 (0761) دورنگار :3330997 (0761)
|
باشگاه کوهنوردي آرش جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : سه شنبه ها نشاني : تهران - ميدان انقلاب - خيابان گارکر شمالي - پاساژ سعيد - طبقه سوم نشاني اينترنتي : www.arashgroup.com |
|
باشگاه کوهنوردي و اسکي دماوند  جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : دوشنبه ها ساعت 17:30 نشاني : تهران - خيابان انقلاب - اول لاله زارنو - پلاک 2 - طبقه 4 - کد پستي 11487 تلفن :66717639 (021) نشاني اينترنتي : www.damavandclub.com
|
|
فدراسيون کوهنوردي جمهوري اسلامي ايران  نشاني : تهران ، خيابان پاسداران ، بهارستان هشتم ، پلاک 17 تلفن :22569995 (021) - 22569996 (021) نشاني اينترنتي : www.iranmountfed.com
|
|
کانون کوهنوردان کهبد  جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : سه شنبه ها ساعت 18:30 نشاني : تهران ، نارمک ، خيابان گلستان ، نرسيده به ميدان هلال احمر ، جنب پارک فدک ، فرهنگسراي خانواده نشاني اينترنتي : http://www.kohbodclimbing.com
|
|
کانون کوهنوردي دانشگاه تربيت معلم  جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : دوشنبه ها نشاني : کرج ، حصارک ، ميدان دانشگاه ، دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تربيت معلم ، سالن تربيت بدني ، انجمن کوهنوردي وبلاگ : ttumoun.persianblog.com
|
|
گروه کوهپيمايي قايا جلسات : ماهانه زمان برگزاري جلسات : پنج شنبه ها نشاني : استان اردبيل - شهرستان بيله سوار - خيابان طالقاني تلفن :09141526217 وبلاگ : gaya.blogfa.com
|
|
گروه کوهنوردي آرش سنندج  جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : سه شنبه ها ساعت 19 نشاني دفتر : سنندج . خيابان امام ، جنب قنادي دقيق ، طبقه سوم نشاني پستي : سنندج - صندوق پستي 165-66135 تلفن : 2226774 (0871) نشاني اينترنتي : www.arashsena.netfirms.com
|
|
گروه کوهنوردي آريا رشت  جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : عصر پنجشنبه نشاني : رشت ، بلوار شهيد قلي پور ، خيابان بعثت ، كوچه لاله ، پلاك 15 ، ساختمان پرديسان ، طبقه چهارم تلفن : 5554418 (0131) - 1385236 (0911) نشاني اينترنتي : www.ariagroup.150m.com
|
|
گروه کوهنوردي آريا قائم شهر  جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : سه شنبه ها نشاني : مازندران - قائم شهر - خيابان ساري - جنب کوچه نيما تلفن : 3233199 (0123) - 1283033 (0911) پست الکترونيک : arya_sportgroup@yahoo.com
|
|
گروه کوهنوردي البرز رشت  جلسات : ماهانه نشاني : رشت ، خيابان امام خميني تلفن : 2235517 (0131) وبلاگ : alborzmg71.blogsky.com
|
|
گروه کوهنوردي اوج سبز  نشاني : تهران - صندوق پستي : 938-16765ي تلفکس: 760754 (021)
|
|
گروه کوهنوردي اورست زنجان جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : سه شنبه ها نشاني : زنجان - بلوار آزادي - خيابان شرکت نفت - روبروي شرکت نفت - شرکت آب گستر - دفتر گروه کوهنوردي اورست زنجان تلفن : 61833(0241) - 27989(0241)
|
|
گروه کوهنوردي چکاد کوهستان اصفهان  جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : دوشنبه ها نشاني : اصفهان - صندوق پستي 1573-81465 تلفن : 3100679 (0913) دورنگار : 7759264(0311) نشاني اينترنتي : www.chakad.net
|
|
گروه کوهنوردي تهران جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : دوشنبه ها ساعت 19 نشاني دفتر : تهران ، انتهاي اتوبان آهنگ ، ضلع شمالي پارک بسيج ، باشگاه ورزشي تکاور نشاني پستي : تهران - صندوق پستي 1158-11365 تلفن : 1093270 (0912) پست الکترونيک : teh.climbing.gr@gmail.com
|
گروه کوهنوردي ساپکو جلسات : هر دو هفته يک بار زمان برگزاري جلسات : يکشنبه ساعت 12:30 نشاني : تهران ، کيلومتر 12 جاده مخصوص کرج ، شرکت ساپکو پست الکترونيک : 791509@sapco.com
|
گروه کوهنوردي سيمرغ قزوين نشاني : قزوين ، خيابان خيام جنوبي ، نبش کوچه کليسا ، پلاک 36 ، طبقه دوم ، دفتر گروه کوهنوردي سيمرغ تلفن : 2227978 (0281)
|
گروه کوهنوردي شاهوار گرگان نشاني : گرگان ، خيابان علي محمدي ، بهاران 8 ، مجتمع بهار ، آقاي بطيار تلفن : 3328965(0171) - 3325667(0171) پست الکترونيک : shavarclub@yahoo.com
|
گروه کوهنوردي شقايق کرج جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : يکشنبه ها ساعت 19 نشاني : کرج - صندوق پستي 453-31585 دورنگار : 4559171(0261) نشاني اينترنتي : http://sepwww.stanford.edu/sep/morgan/shaghayegh
|
|
گروه کوهنوردي کالاهو تالش جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : دو شنبه ها نشاني : تالش ، اداره تربيت بدني ، خانه کوهنورد تلفن : 09113823304 پست الکترونيک : malakparsa@yahoo.com
|
گروه کوهنوردي کاهار کرج جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : يکشنبه ها ساعت 19 نشاني : کرج ، چهارراه طالقاني ، مجتمع ورزشي استقلال تلفن : 2225238(0261) - 2248985(0261) پست الکترونيک : kahar-group@excite.com
|
|
گروه کوهنوردي کبريت 29 بهمن تبريز جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : دوشنبه ها نشاني : تبريز ، صندوق پستي 4964 تلفن : 2664046 (0411) دورنگار :2664048 (0411) پست الکترونيک : tmgroup2005@yahoo.com
|
|
گروه کوهنوردي کندلوس  جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : دوشنبه ها نشاني : تهران ، صندوق پستي 416-13445 تلفن : 66840823 - 66841703 (021) پست الکترونيک : kandulos@yahoo.com
|
|
گروه کوهنوردي نيزواي سمنان  جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : دو شنبه ها ساعت 19 نشاني : سمنان ، صندوق پستي : 419-35145 تلفن : 09123310834 وبلاگ : neizevagroup.mihanblog.com
|
|
گروه کوهنوردي ميگون جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : پنج شنبه ها ساعت 19 نشاني : تهران - منطقه رودبار قصران - ميگون - روبروي مسجد جامع - دفتر گروه کوهنوردي ميگون تلفن : 3533173(0221) دورنگار : 33939383(021)
|
گروه کوهنوردي هفت خوان کرج جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : دوشنبه ها ساعت 18 نشاني : کرج - ميدان کرج - جنب بانک صادرات - طبقه سوم پاساژ کمالي - شماره 37 تلفن : 2222145 (0261) ، روزهاي زوج ساعت 18 الي 20 وبلاگ : 7khan-group.persianblog.com
|
گروه کوهنوردي همت شميران جلسات : هفتگي زمان برگزاري جلسات : دوشنبه ها ساعت 19:30 نشاني : تهران - ميدان تجريش - خيابان دربند - نبش خيابان تاجيک - مجتمع فرهنگي ورزشي ولي امر - دفتر گروه کوهنوردي همت شميران تلفن : 1891317 (0912) نشاني اينترنتي : http://groups.yahoo.com/group/HemmatShemiranMountaineeringClub
|
|
هيئت کوهنوردي بم نشاني : بم - صندوق پستي 377- 76615 پست الکترونيک : mountaineering_assembly_bam@yahoo.com | |
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:19 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
در بالاترين نقطه دره وارنگرود و در غرب قله 4375 متري خلنو در البرز مرکزي ، درياچه اي زيبا به نام دريوک قرار گرفته است . دريوک در گويش محلي به معني درياچه مي باشد . بهترين زمان براي ديدار از اين درياچه زيبا و فصلي اوايل تابستان مي باشد . در پس زمينه اين تصوير و در سمت چپ ، نماي غربي تيغه ژاندارک و قله برج خلنو ديده مي شود .
عکاس : پوريا پرچمي |
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:17 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:16 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
 |
|
نيم نگاه |
|
|
نام قله |
دماوند |
|
|
نام هاي ديگر |
دنباوند |
|
|
ارتفاع (متر) |
5671 |
|
|
طول جغرافيايي |
'6 52° شرقي |
|
|
عرض جغرافيايي |
'56 35° شمالي |
|
|
رشته کوه / منطقه |
البرز مرکزي |
|
|
استان |
مازندران |
|
|
نزديک ترين شهر به کوه |
لاريجان |
|
|
فاصله از تهران (کيلومتر) |
66 |
|
|
قله هاي مجاور |
ورارو ، سه سنگ ، گل زرد ، ميانرود |
|
|
ويژگيها |
آتشفشان خاموش دماوند ، بلندترين قله ايران ، خاورميانه و غرب آسيا است | |
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:13 توسط مجيد(غريب)
|
مطلب را به بالاترین بفرستید: