تبليغاتX
گلچين
» وب سایت فارسی سامی یوسف

 

وب سایت فارسی سامی یوسف افتتاح شد روی آدرس موقت آن کلیک نمایید

www.novinsoft.net/samiyusuf/index.htm

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:54 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

1.برادر مسلمان! اگر روزانه فقط یک گناه انجام دهی آیا می دانی که تعداد گناهان تو در ده سال چقدر می شود؟ آری..بیش از 45000گناه.پس از خداوند بترس و بیشتر از این استغفار کن.

 

2.برادر عزیز..چه هنگام فجر صادق در حیات تو برخواهد دمید..چه هنگام توبه خواهی کرد و به سوی خداوند باز خواهی گشت؟!

 

3.برادر مسلمان! پیامبر خدا(ص) فرمودند:مومن لعنت کننده نیست(ترمذی)..پس مواظب زبانت باش و خشمگین مشو و از شر شیطان به خدا پناه ببر.

 

4.برادر عزیز!مالک بن دینار می گوید:از هر همنشینی که در او خیری نیست بپرهیز..درست نگاه کن ،چه کسی با تو می نشیند..میزان پیش روی توست.

 

5.خداوند متعال می فرماید: والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا(عنکبوت/69) پس ای عزیز خداوند! برخیز..با مال و جان و اندیشه و نظر و کلمات در راه خدا جهاد کن!

 

6.برادر مسلمان!..آیا هیچ میدانی که رسول خدا(ص)فرمودند:هرکس که مواظب دهان و میان دو پایش باشد من بهشت را برای او تضمین می کنم(بخاری)..پس فلیقل خیرا او لیسکت..نیکو بگو یا ساکت باش..ونگاهت را پایین بینداز..زیرا نگاه مقدمه آن صفت بهیمی زناست.

 

7.برادر مسلمان! خداوند چشم را آینه قلب قرار داده است،هنگامی که یکی نگاه خود را فرو می اندازد قلبش شهوت و میل به آن را فرو می گذارد و اگر نگاه خود را رها کند قلبش هم شهوت را رها می کند.

 

8.برادر مسلمان دنیا همانند خواب است..مانند ابر می گذرد،ساعتی از روزگار است که سپری می شود!آیا هیچ میدانی سفر شروع شده است و بزودی پایان خواهد یافت!

 

9.برادر بزرگوار!تو فرزند اسلام هستی ...چه چیزی برای او آماده کرده ای؟..عمرت،جوانی ات،مالت،علمت،...کدامیک را؟!

 

10.برادر مسلمان! یحیی بن معاذ می گوید: فرزند مسکین آدم اگر همان قدر که از فقر می ترسید از آتش می ترسید وارد بهشت می شد! تو در کجای این راه بهشت قرار داری؟..در ایستگاه امر به معروف و نهی از منکر..در ایستگاه ادای حقوق خداوند  و یا در ایستگاه دوری از گناهان؟

 

11.برادر مسلمان دعوتگر! دعوت به سوی خدا امر مهم و بزرگی است..تنگی جا  و کمی تحرک و بسیاری نگهبانان موجب نشد که حضرت یوسف(ع) در زندان بر حسب امکان و به سادگی دعوت ندهد؟..آیا نشنیده ای که گفت: یا صاحبی السجن ءارباب متفرقون خیر ام الله الواحد القهار(یوسف/39).

 

12.برادر مسلمان! سعید بن مسیب می فرماید : شیطان از هر چیزی مایوس می شود که انسان را وسوسه کند جز اینکه از طریق زنان وارد شود..پس به هوش باش!

 

13. برادر دلبندم! آیا می دانی که پیامبر تو(ص) می فرماید:باید زیاد خدا را سجده کنی،زیرا سجده نمی کنی مگر این که با هر سجده ای خداوند یک درجه مقام تو را بالا می برد و خطایی از تو را محو می کند(مسلم).

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:37 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

امثال وحکم

 

1.زخم زبان از زخم دندان عمیق تر است.

2.کلام راست همچون خورشیدی است که در سرزمینی سرد می تابد.

3.برای علاج حزن چیزی بالاتر از کشتن آن با صبر نیست.

4.قویترین پیروزی که یک نفر به دست می آورد چیرگی او بر خواسته های نفسانی اوست.

5.صداقت حقیقی قاموسی کامل برای همه ی معانی و صفات انسانی است.

6.اگر چنانچه نویسنده ای نیستی تا از تو فایده برند،خواننده ای باش تا خودت استفاده ببری.

7.اگر با جاهلان همنشین شدی خودت را در سطح عقلی آنان پایین میاور،بلکه بکوش که آنان را با سطح عقل خود بالا بکشی.

8.نصیحت بعد از پیشآمد چون نوشداروی پس از مرگ است.

9.وای و افسوس برکسی است که خانواده اش را به خیر و خوبی ترک کند اما با حالی بد و شر با خدایش مواجه شود.

10.هر نعمتی که انسان را به خداوند نزدیک نکند نقمت است.

11.رازت را تنها به یک نفر بگو ولی  در مشورت با هزاران نفر مشورت کن.

12.بیشترین دروغگویان کسانی هستند که بیشتر در مورد خودشان سخن می گویند.

13.چه بسا که یک نظر مفیدتر از مال باشد و چه بسا که هوشیاری مفیدتر از مردان باشد.

14.هرکس که حرص را به قیمت قناعت بفروشد ثروت و مروت را بدست می آورد.

15.تشنگی مال شدیدتر از تشنگی به آب است.

16.عاقل مال را فدای سلامتی خود می کند،اما احمق سلامتی خود را فدای مال.

17.بالاترین معروف کمک به درمانده است.

18.محبت صادقانه چون خورشیدی است که کسی نمی تواند جلوی آن را بگیرد.

19.هیبت سکوت را با رها کردن کلام از دست مده.

20.کسی که به هرچیز طمع کند همه چیز را ازدست می دهد.

21.نماز توشه ای است که شدت و سختی را از بین می برد.

22.بالاترین کلام گواهی دادن به اسلام است.

23.گذشت زمان موجب فراموشی دردها می شود.

24.برتوست که طمع کنی که منزلتت در نزد خداوند خوب باشد،در حالی که تو دوست داری که منزلتت در نزد مردم خوب شود.

25.پاسخ نرم ،خشم را از بین می برد.

26.نیک باش اگر می خواهی به تو نیکی کنند.

27.هرکس که بر روی زمین بخوابد سقوط نمی کند.

28.ترس از شکست موجب شکست تو می شود.

29.رعایت پدرت را بکن تا فرزندت مراعات تو را بکند.

30.خاک سیاه نان سپید می دهد.

31.انسان عاقل با نظر اول آخر کار خود را می داند.

32.مبانی حکایت کننده همت بانی است.

33.هرکس که اخلاقش نیکو شد جاده اش هموار می شود.

34.قویترین مردم کسی است که بر نفس خودش قوی باشد.

35.بلای انسان از زبان است.

36.ابتدای خشم جنون و انتهایش پشیمانی است.

37.چه بسا نابینا به رشد خود برسد،اما بینا در رسیدن به هدفش اشتباه کند.

38.معده فقیر محتاج غذاست و غذای ثروتمند محتاج معده است.

39.ناقص ترین مردم از نظر عقل کسی است که به پایین تر از خود ستم کند.

40.اگر می خواهی که که مردی را به قناعت برسانی  عقلش را سیراب کن و اگر می خواهی که زنی را به قناعت برسانی قلبش را به دست آور و اگر می خواهی که همه را قانع کنی غرایزشان را بیدار کن!

 41.حواس از جمله ی مهالک واوهام از جمله ی مسالک و عقل ها از جمله ی ممالک است،هرکس که نفس خود را از مهالک(هلاک کننده ها)رها سازد بر مسالک(مسلک ها) قدرت می یابد و هر کس که بر مسالک چیره شود بر ممالک شرف خواهد داشت،شرفی که او را به مالک(خداوند)خواهد رساند.

42.هیچ چیزی از علم عزیزتر نیست.پادشاهان بر مردم حکم می رانند و عالمان بر پادشاهان.

43.اخلاص را با استقامت و استقامت را با امیدواری و امیدواری را با اراده و اراده را با معرفت بشناس.

44.شرفی بالاتر از اسلام نیست و کرمی عزیزتر از تقوی وجود ندارد و شفاعت کننده ای موفق تر از توبه نیست و لباسی زیباتر از سلامتی وجود ندارد.

45.هرکس از شما که در میان خلق خدا کسی دیگر را ضعیف تر ببیند او متکبر است.

46.هرکس که از هوایش اطاعت کند،دینش را به دنیایش فروخته است.

47.از دست دادن کسب آسانتر است از الحاق ضرر.

48.آفت نصیحت،آشکار گفتن آن است.

49.راحتی قلب در کم بودن مشغولیت های آن است.

50.به جای دشنام دادن به تاریکی شمعی روشن کن!

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:36 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

النشید : معلم


معنی : آموزگار


المغنی : سامی یوسف

 


We once had a Teacher
زمانی ما آموزگاری داشتیم
The Teacher of teachers,
استاد تمامی معلمان

He changed the world for the better
او دنیا را به سوی بهتر بودن تغییر دارد

And made us better creatures,
و باعث شد که ما مخلوقات بهتری بشویم

Oh Allah we’ve shamed ourselves
اوه خدایا ما از خودمان خجالت می کشیدیم

We’ve strayed from Al-Mu’allim,
ما از آن معلم غافل شده ایم

Surely we’ve wronged ourselves
بدون شک این خود ما بودیم که گناه انجام می دادیم

What will we say in front him?
ما چه چیزی در مقابل او خواهیم گفت

Oh Mu’allim…
اوه ای معلم


He was Muhammad salla Allah alayhi wa sallam,
او محمد بود که درود خداوند بر او و خاندانش باد

Muhammad, mercy upon Mankind,
محمد بخششی که شامل تمامی انسانها می شود

Teacher of all Mankind.
استاد تمامی آدمیان

 

أبا القاسم
ای پدر قاسم
يا حبيبي يا محمد
ای عشق من ای محمد
يا شفيعي يا محمد
ای شفاعت کننده من ای محمد
خير خلق الله ، محمد
ای خوبی تمامی مخلوقات خداوند ای محمد
يا مصطفى يا إمام المرسلين
ای مصطفی ای راهنمای تمامی پیامبران
يا مصطفى يا شفيع العالمين

اي مصطفى اي شفاعت كننده تمامي جهان


He prayed while others slept
در حالیکه همه به خواب فرو مي رفتند او به مناجات می پرداخت
While other ate he'd fast,
زمانیکه دیگران مشغول خوردن بودند او روزه می گرفت

While they would laugh he wept
هنگامیکه آنها در حال خندیدن بودند او می گریست

Until he breathed his last,
او تا واپسین لحظه زندگیش  , تا آخرین نفس

His only wish was for us to be
تنها آرزویش برای ما بود

Among the ones who prosper,
از بین ما آن کسی رستگار می شود

Ya Mu'allim peace be upon you,
که ای محمد در کنار تو به آرامش برسد

Truly you are our Teacher,
به درستی که تو معلم ما هستی

Oh Mu'allim...
اوه ای معلم

 

يا حبيبي.. يا محمد
ای عشق من ای محمد
يا شفيعي.. يا محمد
ای شفاعت کننده من ای محمد
يا رسولي.. يا محمد
ای پیامبر من ای محمد
يا بشيري.. يا محمد
ای بشارت دهنده من ای محمد
يا نذيري.. يا محمد
ای کسیکه گناهانم را به من گوشزد می کنی ای محمد
عشق قلبي.. يا محمد
ای عشق قلب من ای محمد
نور عيني.. يا محمد
ای روشنایی چشمانم ای محمد

 

 

He taught us to be just and kind
او به ما آموخت که مهربان و عادل باشیم

And to feed the poor and hungry,
در بخشیدن غذا به مردم فقیر و گرسنه

Help the wayfarer and the orphan child
به تمامی رهگذران بی پناه و بچه های یتیم کمک کنیم

And to not be cruel and miserly,
و ظالم و تنگ نظر و خسیس نباشیم

His speech was soft and gentle,
حرفهای او لطیف و آرامش بخش بود

Like a mother stroking her child,
مانند مادری که بچه هایش را نوازش می کند

His mercy and compassion,
رحمت و شفقت و دلسوزی او

Were most radiant when he smiled
زمانیکه لبخند می زد به بیشترین فروغ  و درخشش خود می رسید

 

منبع:

www.islamicmusic.blogfa.com

 

Assalatu wa as-salamu 'alayk

سلام و درود پروردگار بر تو


'alayka ya Rasul Allah,

بر تو ای رسول خدا


Assalatu wa as-salamu 'alayk

سلام و درود پروردگار بر تو


'alayka ya Habib Allah;

بر تو ای محبوب خدا


Assalatu wa as-salamu 'alayk,

سلام و درود پروردگار بر تو


'Alayka ya sayyidi, (3)

بر تو ای سرور من


'Alayka ya sayyidal awwalina wal akhirin.

بر تو ای سرور  اول و آخر تمامی انسانها


 

الاغنيه : حسبي ربي


معني  : هر چه خداوند بخواهد


المغني : سامي يوسف

 

 

 

انگليسي :

 

O Allah the almighty
خداوند قادرمطلق است

Protect me and guide me
خدايا من را راهنمايي کن و از من محافظت بفرما
To your love and mercy
با بخشندگي و عشق خودت
Ya Allah don't deprive me
خدايا من را از لطف خودت محروم مکن
From beholding your beauty
من را از نگاه زيبايت محروم مکن
O my Lord accept thies plea
اي ارباب و والاي من تقاضاي من را بپذير

 

حسبي ربي جل الله
هر چه خداوند بخواهد همان است
مافي قلبي غير الله
در قلب من غير از خدا کس ديگري وجود ندارد

 

 

هندي :

 

Wo tanha kaun hai

Who is the only One?
چه کسي تنها شخصي است که هميشه جاي اول را دارد
Badshah wo kaun hai

Who is the King?
چه کسي پادشاه است
Meherba wo kaun hai

Who is the Merciful?
چه کسي بخشاينده است

 

Kya unchi shan hai

Who is the most praised and benevolent?
چه کسي بيشترين شخصي است که شايان ستايش است و خيرخواه مي باشد
Uskey sab nishan hai

Whatever you see in this world is His sign
و هر چه شما در اين دنيا مي بينيد نشانه هايي از اوست
Sab dilon ki jan hai

He’s the love of every soul
او عشق تمام روحهاي جهان مي باشد

 

  

 

تركي :

 

Affeder gunahi

He is the Forgiver of all sins
او بخشاينده تمام گناهان است
Alemin padisahi

He is the King of the universe
او پادشاه دنيا است
Yureklerin penahi

He is the Refuge of all hearts
او پناه تمام قلبها است

 

 

Isit Allah derdimi, bu ahlarimi

O Allah hear my sorrows and my sighs
خداوند  تمام غصه ها و آه کشيدن هاي من را مي شنود
Rahmeyle, bagisla gunahlarimi

Have mercy and pardon my sins
و با بخشايندگي تمام گناهانم را مي بخشد
Hayreyle hem aksam hem sabahlarimi

Bless my night and days
و باعث قداست تمام روزها و شبهاي من مي شود

 

 

عربي :

 

يا رب العالمين
اي خداي تمام آدميان
صلي على طه الامين
بر اهل طه صلوات و امين بفرست
في كل وقت و حين
اکنون و در تمام ساعات

 

 

املاء قلبي باليقين
قلب من را سرشار از باور و يقين بگردان
ثبتني على هذا الدين
کاري کن که من تا ابد بر اين دين باقي بمانم
اغفرلي و المسلمين

گناهان من و تمام مسلمانان جهان را ببخش

 

منبع:/

www.islamicmusic.blogfa.com

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:35 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

عزت

 
می دانم که دنیا از جنگ خلاصی ندارد!
چرا که شیطان هزاران سال پیش در پیشگاه خداوند متعال!
به جنگ آدم آمد و با آفریدگار خود به ستیزه افتاد!
و عهد بست که تا روز معلوم این آتش و خون را شعله ور نگاه دارد.
و فریب خورده انسانهایی که بنده اویند!

مترصد یافتن اثری از مهر و نورند تا در نطفه خفه اش کنند!

و عاشوراست که انوار حق را در دل مردان مرد زنده نگاه داشته.
و حسین است که از حنجرهء دلاورمندان بی باک خوب خدا
بر سر شیطان و شیاطین انس و جن فریاد می زند
و لرزه بر دل هر چه ظالم است می افکند.
عزتی برای آنان نمی ماند و با ترسی ابدی این دنیا را ترک خواهند کرد.

عزت در دستان خداست
و به کسانی عطا می کند که نمی هراسند
و در راه خدا چونان حسین می ایستند و جان خود را در دست گرفته
به جهاد با نفس و دشمن حق می شتابند.

 سید حسن نصرالله

خواص در سکوتند و علما مصلحت اندیش شده اند.
جای امام خالیست.
اسرائیل این بت شکست ناپذیر و فاتح جنگ شش روزه با سران عرب شکم باره
لرزان شده و دارد فرو می ریزد.

شیطان نوچه هایش را جمع کرده که از ذلت رهایی یابد.
دروغگویان عالم همه دست به یکی شده اند تا به حزب خدا نه بگویند!
و سید با تکیه بر مولایش ایستاده است.
سران ملتهایی که دلشان برای آزادی می تپد
و سران عربی که در دنیا ترس را شناخته اند و شکم بارگی
همه با اسرائیل توافق کرده اند
که شیعه دشمن اصلی آنهاست
و ابلیس شاهد این عهد نامه، فرامین خدا را به سخره گرفته است.

اما عزت اهل ایمان را خدا ضامن شده است
و بهشت مهیای قدوم ملکوتی آنهاست.
همه آنان که می ترسند
بدانند که آتش دوزخ بسیار ترسناکتر است.
و همه آنان که دوست دارند
در رکاب نصرخدا به قلب شیطان حمله کنند
و فرمان خدا را اجابت کنند
بدانند که همراه مولایشان قدم برداشته اند.
و به زودی بر این امر افتخار خواهند یافت.

و اما آنها که می گویند ما را چه کار!
آنها خود می دانند، بگذار درد خود دوا کنیم!
گویم که درد نمی دانی چیست!
چشم باز کن و ندای محمد (ص) که الیس بمسلم ... را هزار بار زمزه گوش خود کن.
قرآن را ورق بزن و فرمان خالقت را شنوا باش.
عاشورا را نظاره کن و حسین را تنها مگذار.
و رفاه و ترس و شیطان را از خود برهان.
دنیا فانی تر از آن است که ارزش مصلحت اندیشی جان و رفاهمان را کنیم.
و آخرت باارزش تر از آن است که به آن را به بالش نرمی بفروشیم.
آنچه از آدمی در این دنیا باقی خواهد ماند
عزتیست که خدایش عطا کند.

برای ظهور مولایمان مهدی موعود که سلام خدا بر او باد یک صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعداهم

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:30 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

عزت

 
می دانم که دنیا از جنگ خلاصی ندارد!
چرا که شیطان هزاران سال پیش در پیشگاه خداوند متعال!
به جنگ آدم آمد و با آفریدگار خود به ستیزه افتاد!
و عهد بست که تا روز معلوم این آتش و خون را شعله ور نگاه دارد.
و فریب خورده انسانهایی که بنده اویند!

مترصد یافتن اثری از مهر و نورند تا در نطفه خفه اش کنند!

و عاشوراست که انوار حق را در دل مردان مرد زنده نگاه داشته.
و حسین است که از حنجرهء دلاورمندان بی باک خوب خدا
بر سر شیطان و شیاطین انس و جن فریاد می زند
و لرزه بر دل هر چه ظالم است می افکند.
عزتی برای آنان نمی ماند و با ترسی ابدی این دنیا را ترک خواهند کرد.

عزت در دستان خداست
و به کسانی عطا می کند که نمی هراسند
و در راه خدا چونان حسین می ایستند و جان خود را در دست گرفته
به جهاد با نفس و دشمن حق می شتابند.

 سید حسن نصرالله

خواص در سکوتند و علما مصلحت اندیش شده اند.
جای امام خالیست.
اسرائیل این بت شکست ناپذیر و فاتح جنگ شش روزه با سران عرب شکم باره
لرزان شده و دارد فرو می ریزد.

شیطان نوچه هایش را جمع کرده که از ذلت رهایی یابد.
دروغگویان عالم همه دست به یکی شده اند تا به حزب خدا نه بگویند!
و سید با تکیه بر مولایش ایستاده است.
سران ملتهایی که دلشان برای آزادی می تپد
و سران عربی که در دنیا ترس را شناخته اند و شکم بارگی
همه با اسرائیل توافق کرده اند
که شیعه دشمن اصلی آنهاست
و ابلیس شاهد این عهد نامه، فرامین خدا را به سخره گرفته است.

اما عزت اهل ایمان را خدا ضامن شده است
و بهشت مهیای قدوم ملکوتی آنهاست.
همه آنان که می ترسند
بدانند که آتش دوزخ بسیار ترسناکتر است.
و همه آنان که دوست دارند
در رکاب نصرخدا به قلب شیطان حمله کنند
و فرمان خدا را اجابت کنند
بدانند که همراه مولایشان قدم برداشته اند.
و به زودی بر این امر افتخار خواهند یافت.

و اما آنها که می گویند ما را چه کار!
آنها خود می دانند، بگذار درد خود دوا کنیم!
گویم که درد نمی دانی چیست!
چشم باز کن و ندای محمد (ص) که الیس بمسلم ... را هزار بار زمزه گوش خود کن.
قرآن را ورق بزن و فرمان خالقت را شنوا باش.
عاشورا را نظاره کن و حسین را تنها مگذار.
و رفاه و ترس و شیطان را از خود برهان.
دنیا فانی تر از آن است که ارزش مصلحت اندیشی جان و رفاهمان را کنیم.
و آخرت باارزش تر از آن است که به آن را به بالش نرمی بفروشیم.
آنچه از آدمی در این دنیا باقی خواهد ماند
عزتیست که خدایش عطا کند.

برای ظهور مولایمان مهدی موعود که سلام خدا بر او باد یک صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعداهم

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:29 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

امام مهدي (عج) در سخن امام حسن عسگري (ع) :

سپاس خدايي را كه پيش از مرگم جانشينم را به من نماياند. جانشيني كه شبيه ترين انسانها به پيامبر است در خلقت و اخلاق . خداوند او را در دوران غيبت ( از بلاها ) حفظ مي كند ، او را آشكار مي سازد و سراسر زمين پر ا عدل و داد مي كند . پس از اين كه از ظلم و ستم لبريز شده باشد .

 

 

امام مهدي (عج) در سخن امام كاظم (ع) :

خداوند براي دوازدهمين از خاندان ما هر دشواري را آسان ميگرداند ، و به دست او هر جبار و زور گويي نابود مي شود ، و هر شيطان سركشي نابود ميگردد .

 

امام مهدي (عج) در سخن امام محمد باقر (ع) :

محمد بن مسلم (كه از شاگردان امام باقر و امام صاق (ع) است) مي گويد:

از امام باقر (ع) پرسيدم درباره قائم كه هر گاه قيام كند چه روشي را در پيش ميگيرد امام فرمود روش پيامبر را تا اسلام را حاكم ميسازد . گفتم : روش پيامبر چه بود ؟ امام فرمود : انچه در ( نظام ها و آيين ) جاهليت بود ، باطل كرد و عدالت ميان مردمان حاكم ساخت و چنين است قائم (عج) آنگاه كه قيام كند ، آننچه را ( از راه و روشها ميان مردم در زمان پيش از ظهور رايج بوده است زير پا مي نهد و آيين دادگري را بر پا ميدارد .

 

 

امام مهدي (عج) در سخن امام سجاد (ع) :

بي ترديد مردم زمان غيبت (عج) كه امامت او را باور دارند و منتظر اويند از مردمان ديگر زمانها برترند ، چون خداي بزرگ به آنها عقل و درك و فهم داده است كه غيبت برايشان چون ظهور است . خداوند آنان را در آن زمان ، هم پايه مجاهدان شمشير زن زمان پيامبر (ص) قرار داده است و اينان هستند اخلاص گذاران واقعي و شيعيان راستين ما ، دعوت كنندگان مردم به خدا و (به دين خدا ) آشكار و پنهان .

 

امام مهدي (عج) در سخن امام حسن (ع)

(امام)قائم كه( هنگاه ظهورش ) ، حضرت عيسي از آسمان فرود مي آيد و پشت سراو نماز ميگذارد .

تولدش از مردمان پنهان است و از چشمها غائب مي شود . او نهمين فرزند برادرم حسين است و فرزندان بهتريت زنان . عمري طولاني دارد و خداوند او را ( در زمين ) آشكار مي سازد در سيماي انساني 40 ساله تا همگان بدانند كه خداوند بر هر كاري قادر و توانا است .

 
 

شناسنامه حضرت مهدي (عج)

 

نام              :  م ح م د

لقب            : مهدي (عج)

كنيه             : ابالقاسم

نام پدر          : حسن بن علي

نام مادر        : نرجس

محل تولد      : سامراء

روز و ماه تولد : پنجشنبه ، پانزدهم شعبان المعظم

سال ولادت    : 255 هجري

مدت عمر      : خداوند مي داند .

 

 

پيامبراكرم(ص)مي فرمايند:

                 هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.

                                                                                                                                                                                                                                                                                           ب                                                                                          بحارالانور/جلد 23 / صفه ي 89

 

 
 

پيامبراكرم(ص)مي فرمايند:  

            

 وآنكس كه در زمان غيبت حضرت مهدي را درك نمايد پس بايد به آداب و عقايد ديني خود  تمسك جسته واز آن بهره گيرد ونگذارد شيطان به وسيله ي شك و ترديد دراو راه يابد.

                                                                                                           

                                                                                            بحارالانور/جلد51/ صفحه ي 68

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:25 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شباهت حضرت مهدی (ع) به پیامبران

1- شباهت امام (ع)به حضرت آدم(ع)ونوح(ع)درطول عمر است.

2- شباهت امام (ع) بهحضرت ابراهیم (ع) درمبارزه با بت پرستان وبتشکنی اوست

3- شباهت امام (ع) بهحضرت موسی(ع)درمخفی بودن ولادت اوست.

4- شباهت امام(ع)به حضرت عیسی (ع)متولد نشده وگروهی گفتند متولدشده ازدنیا رفته است.همین مطلب را دربارهء امام مهدی (ع) نیز گفته اند.

5- شباهت امام (ع)به حضرت یوسف(ع)ایناست که در میان مردم است و مردم امام (ع) را نمیشنا سند

6-شباهت شباهت امام (ع) به پیامر اکرم (ص) دراین است که به سیره و روش آن حضرت زندگی می کند.به علاوه با ستمگران جهاد می کند.
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:24 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شباهت حضرت مهدی (ع) به آب و حیاتبخش

 

( قل ارائیتم ان اصبح ماوءکم غورا" فمن یاءتیکم بماء معین)(2) آیهء شریفه مربوط به آب جاری است که مایهء حیاتموجودات

زنده است وبا طن آن مربوط به علم و عدالت جهان گستر حضرت مهدی (ع)است که آن نیز مایهء پیدایش حیات

معنوی جامعهء انسانی است.سر اینکه عصر ظهور حضرت مهدی (ع)به آب حیات بخش تشبیه شده,

شاید به دلیل امور ذیل باشد.

 

1-همان گونه که نزول آب از عالم بالاست موضوع امامت حضرت مهدی (ع) وظهور آن بزرگوار نیز آسمانی است.

 

2- آب منشاءحیات موجودات است(وجعلنا من الماءکل شیءحی)(3),حکومت حضرت مهدی(ع) نیز مایهءحیات

فکری ومعنوی مسلمانان است.

 

3- آب مایه پاکیزگی ورفع آلودگی هاست . حکومت حضرت مهدی (ع) نیزمایهء پاکیزگی وطهارت وشادابی

مومنان نیززمان حکومت حضرت مهدی(ع) خواهد بود.

 

4- سرسبزی وطهارت گیاهان و درختان به دلیل آب است , طراوت وشادابی مومنان نیز زمانحکومت

حضرت مهدی خواهد بود.

 

 

انبیا30-                                        2-ملک-30             1-اقتباس از بحار مترجم-40

 

 

 

شباهت حضرت مهدی (ع)به حضرت علی (ع)

 

 

میان این دو امام معصوم شباهتی وجود دارد ازجمله:

 

1-حضرت علی (ع) درمسجدالحرام ظهور پیدا کرد (درکعبه متولد شد) ظهور حضرت مهدی ظهر حضرت مهدی(ع)نیزاز مسجدالحرام است.

 

2- حضرت علی (ع)به هنگام فتح مکه بت های آویخته شده در کنار کعبه رابا کمک پیامبراکرم نابود کرد وپیامبراکرم (ص)آیه شریفه ئ (جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل کا ن زهوقآ)(1)

راقراعت نمود.در روایت است که این آیهءشریفه به قیام حضرت مهدی (ع)نظر دارد. (2)

3- حضرت علی (ع)مردم را از قید بردگی و بردگی نجات داد.((اعتقتکم من ربق الضلال و حلق الضیم))  (3)

حضرت مهدی (ع)نیز این کار را انجام خواهد داد.

4- حکومت حضرت علی (ع) مظهر قسط و عدالت بود.حکومت

حضرت مهدی (ع)نیز مظهر قسط و عدالت است. (( یملا" الله به الارض قسطا" و عدلا" )) (4)

5- حکومت ظاهری هردوامام از زمان امامت آنها به تآخیر افتاد.

6- به واسطه ی ضربت حضرت علی (ع) بر عمروبن عبدود اسلام برتمام کفرپیروز گشت.

به واسطه ی ظهور حضرت مهدی نیز تمام اسلام بر تمامی کفرپیروزخاهد شد.

نور اثقلین-3/212      3-نهج البلاغه       4-بحار – 36/340

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:22 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

!!!!ديدار به قيامت

  نقل از وبلاگ مسيحا
**********************************************
سلام
اعصابم كاملا خورده هر كي حوصله خوندن دعوا نداره بره كنار
تقديم به همه عاطفيها و مهربونا و با احساساي دنيا كه با ديدن نفله شدن يه سوسك دل مهربونشون به لرزه ميفته و سه روز عزاي عمومي اعلام ميكنن !
تقديم به همه مومنايي كه اينقدر به دين اهميت ميدن كه وقتي وضو ميگيرن اينقدر با وسواس اين كار رو ميكنن كه بغل دستيشونو با همين آب وضوشون غسل ميدن!
تقديم به مسلمونايي كه هنوز سر حكم شرعي خون روي لباس نمازگزار و طهارت و اين چيزا به تفاهم نرسيدن ولي عين خيالشون نيست كه روزانه چقدر خون داره از مسلمونا ميره و ....
تقديم به همه اونايي كه ادعاي دينداري ميكنن
تقديم به اونايي كه حرف از جبهه و شهيد ميزنن
تقديم به تك تك آدمايي كه اينقدر به فكر شهدا هستن و اونقدر واسه شهدا زحمت كشيدن كه شعر اتل متل يه بابا و از اين حرفا زدن (دستشون درد نكنه خيلييييييييي كار ميكنن شاهكاره)
تقديم به من و تويي كه روزي هزار ساعت چت ميكنيم و وبلاگ مينويسيم و فكر ميكنيم ديگه بسه بابا چقدر حق شهدا رو ادا كنيم
تقديم به همه آينده سازان مملكت كه اين روزا واسه حفظ همين مملكت ميرن تو خيابونا و حق شهيد رو ادا ميكنن
تقديم به خوشگل خانما و خوشگل آقايوني كه ديگه نميتوني تشخيص بدي كي خانمه و كي آقاست ، فقط ميدوني اين هر چي هست يه موجود زنده است ...
تقديم به هر كي از اينكه اسمش اكبر و اصغر و علي هست عارش ميشه و يهويي ميشه كامران و پژمان و خب ميفته دنبال آناهيتا و سوسوليتا
تقديم به اونايي كه نميدونن سوره فاتحه چند آيه داره ولي اشعار سپيد يه آدم بيكار رو كه شعراش نه معني داره نه وزن نه هيچي رو حفظ حفظه
خون يه عالمه شهيد رو تقديم ميكنم . شهدايي كه نميدونيم وقتي شهيد شدن تشنه بودن يا نه؟ چند روز نخوابيده بودن ؟ بچه شيرخوارشونو ديده بودن يا نه ؟ و ....
خون همت و باكري و چمران و جهان آرا
غربت هزاران شهيد گمنام رو تقديم ميكنم . مردونگي هزاران نوجوون كه سنشون از من و تو كمتر بود ولي اونا باعث امن و آسايش فعلي من و تو شدن
اشك مادرايي كه شب و روز زحمت كشيدن بچه بزرگ كردن و آخرش همين عزيز دلشونو دو دستي تقديم راحتي ماها كردن...
كمر پدرايي كه با ديدن جسد عزيزاشون شكست در يك لحظه محاسنشون سفيد شد ... ميدونيد اشك مرد چقدر سخته؟؟؟؟ بخصوص اگه تو سكوت گريه كنه و نخواد جلوي كسي بشكنه
آره ديگه تكراري شده هي شهيد و پلاك و چفيه و خاطره شهيد و ... بخوايم هنر كنيم يا چادرها رو محكم ميگيريم يا آقايون هم چفيه ميندازن و يقه رو تا آخر ميبندن و چه با اطمينان اسم بسيجي هم به خودشون ميدن
اصلا به چهره ها دقت كنيد ميفهميد كي چيكاره است عكس يه شهيد رو برو ببين معصوميت و پاكي موج ميزنه و چهره منور جوونهاي با ايمان ما كه از بسيجي چفيه و انگشتر عقيق بزرگ و يا الله يا الله رو فقط ياد گرفتن ... اما عمل چي؟؟؟ با كرام الكاتبين
بعد از شهدا چه كرديم.... اه بابا بسه چقدر اين جمله تكراري؟؟
باشه ولي بذار بگم بعد از شهدا جدي جدي چه كرديم
خلاصش كه ميشه گند زديم ولي حالا
بعد از شهدا اينقدر تو سر و كله هم كوبيديم كه چرا وقتي اين بحث رو كردم نگفتي به به و چه جالب و اومدي اعتراض كردي
بعد از شهدا همه به قدرت جل جلاله شديم سياستمدار و متبحر امور سياسي سر همه چي هم اختلاف پيدا كرديم الا يه چيز كه همه باهاش موافقيم اونم خراب كردن مسائل
بعد از شهدا سر به دو كوهه و چزابه و مناطق جنگي هم ميزنيم ها اما : براي تفريح .... چون وقتي برگشتيم اينقدر از اين مناطق انرژي و نيرو ميگيريم كه محكمتر ميزنيم تو سر وكله هم
بعد از شهدا اينقدر از بچه ها و خونواده هاشون حمايت كرديم كه سر اين مونديم خونشونو از طلا بسازيم يا نقره
اينقدر از شهدا و هدفشون و عرفانشون چيز بلديم كه اگه يكي ازمون بپرسه هيچي جوابش نميديم چون خيلي ميدونيم و ديگه قاطي كرديم
بعد از شهدا اينقدر با معرفتي كرديم كه اگه يكي بگه دلم ميخواد تو يه بيابون برم و نوارهاي آهنگران يا كويتي پور رو گوش بدم و كلي با شهدا درد دل كنم يا ميگيم طرف ديوونه است يا ميگيم ريا داره . اما خودمون !!! ما ديگه مقاممون از شهادت بالاتره هنوز فرشته ها موندن خدا چه عاقبتي قراره نصيبمون كنه از بس پاك و مطهريم
بعد از شهدا نشستيم و هيأت گرفتيم كه آقا جون ظهور كن ديگه ما خسته شديم از اينهمه سختي ظهور كن كارا رو جور كن قربونت بريم ... حتي طلب ظهور هم مصلحتي شده ... امت آخر الزمانيم اصلا هم پررو نيستيم يه شب واسه امام زمان گريه كنيم ديگه مطمئن ميشيم از ياران آقا حساب ميشيم ... ميگم عجيبه ها آقا اينهمه يار داره چرا هنوز ظهور نكرده... همونجور كه شهدا واسه دلتنگيها و دلشكستنها و غربت امام زمان گريه ميكردن كه چرا تنهاش گذاشتيم ما هم واسه خودمون گريه ميكنيم كه چرا امام زمان تنهامون گذاشته....
بعد از شهدا به هر چي رسيديم عاشقش شديم ... برامون غير قابل تصوره يه روزي هم تو اين كشور جبهه ايي بود نماز شب خونهايي بودن شهدايي بودن كه از همه چيز گذشتن از همه چيز از عشقشون از زن و بچه هاشون از كار و خونه و خونواده هاشون از همه چيز بخاطر يه عشقي كه اونا رو آواره بيابونها كرد عشقي كه هر جا ميرفتن جلوشون بود چشماشونو هم ميبستن اونو ميديدن
كجاست اون حال و هوايي كه ميگن تو جبهه بود؟ كجاست اون پاكي و معنويتي كه فقط خاطره هاش مونده ؟ كجاست اون ايثار و فداكاري ؟ كجاست اون زمزمه هاي شبانه ؟ كجاست اون گدايي حقيقي در حسين بن علي.......
به من و تو سپردن اينها رو و من و تو هم به دست فراموشي سپرديم
رفتند چه عجله ايي هم براي رفتن داشتن چه اصراري براي پركشيدن داشتن به اندازه اصرار من و تو براي زنده موندن اونم نه هر زندگي بلكه يه زندگي مرفه آخه بايد زنده بمونيم كه چي؟؟ كه بازم بعد از شهدا گل بكاريم
حالا بازم بگو من خيلي مردم.... ميدونم چه نظرايي قراره بدن يه سري از حالا هم بگم اين حرفا رو با خودم بودم اصلا نتيجه تخيلات من بود وگرنه ما كجا و اين حرفا كجا نيم ساعت تو يه خيابون قدم بزني هزارتا همت ميبيني هممون گليم و پاك ......
يه جمله قشنگي خوندم براي شهداي گمنام : ميگفت كه امام حسين آخراش هم شهيد گمنام شد آخه خواهرش وقتي بالاي جسدش اومد نشناختش و گفت : أأنت اخي؟؟؟ داداش من تويي؟ حسين زينب تويي؟؟؟

ببخشيد اگه بد حرف زدم و تند رفتم آخه دلم پره
التماس دعا

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:20 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اتل‌ متل‌ يه‌ باغچه‌

  
اتل‌ متل‌ يه‌ باغچه‌
يه‌ باغچة‌ پر از گل‌
پر از صداي‌ گنجشك‌
پر از صداي‌ بلبل‌

اتل‌ متل‌ يه‌ بابا
يه‌ باباي‌ مهربون‌
براسعيده‌ بابا
برا گلها باغبون‌

پيش‌ گلها نشسته‌
كنارش‌ هم‌ سعيده‌
بابا داره‌ به‌ دختر
باغبوني‌ يادميده‌

«به‌ اون‌ ميگن‌ نسترن‌
اين‌ نهال‌ اناره‌
خيلي‌ مواظبش‌ باش‌
تا كه‌ ثمر بياره‌

اينكه‌ بيخ‌ ديواره‌
اسمش‌ درخت‌ تاكه‌
اينم‌ كود گياهي‌
براقوّت‌ خاكه‌

به‌ اون‌ ميگن‌ گل‌ سرخ‌
به‌ اين‌ ميگن‌ گل‌ ياس‌
همون‌ كه‌ زيباترين‌
گل‌ باغچه‌ باباس‌

بعداً كنار ياسَم‌
يك‌ گل‌ خوشگل‌ بكار
حالا باغ‌ و آب‌ مي‌ديم‌
شيلنگ‌ آب‌ رو بيار»

سعيده‌ با خنده‌ گفت‌:
چه‌ باغچه‌ قشنگي‌
بابا پيش‌ خودش‌ گفت‌:
چه‌ دختر زرنگي‌

وقتي‌ تو باغبوني‌
دختر عين‌ بابا شد
جنگ‌ شد و بابا جونش‌
راهي‌ جبهه‌ها شد

سعيده‌ با خودش‌ گفت‌:
حالا براي‌ گلها
منم‌ كه‌ باغبونم‌
منم‌ به‌ جاي‌ بابا

حياط‌ُ جارو مي‌كرد
باغ‌ گل‌ُ آب‌ ميداد
به‌ اين‌ اميد كه‌ روزي‌
بابا به‌ خونه‌ مي‌آد

سالها گذشت‌ از اون‌ روز
ولي‌ بابا نيومد
يه‌ روز بلند شد از خواب‌
باغچه‌ رو ديد و جيغ‌ زد

چرا باغچه‌ بابا
يكدفعه‌ افسرده‌ شد
گلهاي‌ ناز باغچه‌
يك‌ شبه‌ پژمرده‌ شد

روزها و هفته‌ ها
از پي‌ هم‌ مي‌رسيد
ولي‌ باغچه‌ بابا
رنگ‌ شادي‌ رو نديد

يه‌ روز آفتابي‌
وفتي‌ بلند شد از خواب‌
رفت‌ به‌ كنار باغچه‌
رو شو بشوره‌ با آب‌

با اينكه‌ از اون‌ گلها
نبود هيچي‌ نشونه‌
بوي‌ ياس‌ و گل‌ سرخ‌
پيچيده‌ بود تو خونه‌

يهو دلش‌ شور افتاد
زنگ‌ خونه‌ صدا كرد
مادرش‌ از تو اتاق‌
دويدُ در رو واكرد

پشت‌ در خونشون‌
مرد غريبه‌اي‌ ديد
بعدش‌ صداي‌ جيغ‌ِ
مامان‌ جونش‌ رو شنيد

«بيا بيا دخترم‌
بايد شيريني‌ بديم‌
بابات‌ اومد از سفر
بريم‌ خوش‌ آمد بگيم‌»

بيرون‌ دويد از خونه‌
اما بابا رو نديد
ولي‌ بوي‌ گل‌ ياس‌
با گل‌ سرخ‌ُ شنيد

چشمها رو بر هم‌ گذاشت‌
بو كشيد و بو كشيد
ردّ بو رو گرفت‌ُ
به‌ دنبال‌ گل‌ دويد

رسيدش‌ به‌ جائيكه‌
مست‌ بوي‌ گل‌ شدش‌
كنار جسم‌ سختي‌
گيج‌ شدُ افتادش‌

وقتي‌ چشمها رو واكرد
عكس‌ بابا جون‌ رو ديد
نفهميدش‌ چطور شد
روي‌ عكس‌ اون‌ پريد

انگاري‌ كه‌ زير عكس‌
يه‌ جعبه‌ از جنس‌ چوب‌
گذاشتن‌ و توي‌ اون‌
پُره‌ ز گلهاي‌ خوب‌

دلش‌ به‌ تاپ‌ تاپ‌ افتاد
خيلي‌ تند و خيلي‌ زود
در جعبه‌ رو واكرد
بابا توي‌ جعبه‌ بود

مات‌ شد و خيره‌ شد
يواشي‌ گفت‌: «بابا جون‌
چشمها تو واكن‌ بابا
پژمرده‌اي‌ باغبون‌»

ديدش‌ كه‌ از سينة‌
بابا عطر ياس‌ مي‌آد
دست‌ و پاي‌ لِه‌ شده‌ اش‌
بوي‌ گل‌ سرخ‌ ميداد

شايد همون‌ وقتيكه‌
تير توي‌ سينه‌اش‌ خورد
ياس‌ سفيد تو باغچه‌
افسرده‌ گشت‌ و پژمرد

شايد وقتيكه‌ تانكها
رفتند رو پا و دستش‌
گل‌ سرخ‌ تو باغچه‌
پرپر شد و شكستش‌

جيغ‌ زد و ناله‌ زد
كنار باباجون‌ داد
بابا جونو صدا زد
جنازه‌ رو تكون‌ داد

«بابا بيا و ببين‌
ياس‌ تو پژمرده‌ شد
گل‌ سرخ‌ تو باغچه‌
شكست‌ و افسرده‌ شد

يهو صدايي‌ شنيد:
«دختركم‌ سعيده‌
بابا قبل‌ شهادت‌
حرف‌ تو رو شنيده‌

ناله‌ نكن‌ دخترم‌
گريه‌ و زاري‌ بسه‌
اينو بگير عزيزم‌
بذر گل‌ نرگِسه‌

تو نامه‌ آخرش‌
برات‌ نوشته‌ بابا
اينو بكار تو باغچه‌
جاي‌ تموم‌ گلها»

بذر گل‌ نرگس‌ُ
محكم‌ گرفت‌ تو دستش‌
با گريه‌ و با ناله‌
بسوي‌ باغچه‌ رفتش‌

با صد هزاران‌ اميد
كه‌ توي‌ سينه‌اش‌ داشت‌
بذر گل‌ نرگس‌ُ
بردُ توي‌ باغچه‌ كاشت‌

روزها مي‌شست‌ كنارش‌
گريه‌ مي‌كرد پاي‌ اون‌
زبون‌ گرفته‌ وهي‌
صدا مي‌زد: «بابا جون‌»

تا اينكه‌ توي‌ باغچه‌
جاي‌ تموم‌ گلها
يك‌ گل‌ نرگس‌ اومد
يك‌ گل‌ ناز و زيبا

حالا توي‌ اين‌ خونه‌
يگ‌ گل‌ نرگس‌ هستش‌
هرچي‌ گل‌ پرپره‌
فداي‌ چشم‌ مستش‌

التماس دعا

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:19 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

طب سوزنی

 

آیا طب سوزنی به کاهش درد در استئوآرتریت زانو کمک می‌کند؟

این سؤال توسط سازمان بیمه خدمات سلامت اجتماعی آلمان (http://www.gerac.de/) پرسیده شده بود ، هدفشان هم این بود که ببنند باید هزینه‌ای بابت طب سوزنی پرداخت کنند یا نه. دانشگاه‌های آلمانی در تحقیقی برای ارزیابی 1007 بیمار مبتلا به درد زانوی ناشی از استئوآرتریت شرکت کردند.

بیماران به 3 گروه تقسیم شدند ، قرار شد هر گروه 10 جلسه از درمان‌های زیر را دریافت کند:

- طب سوزنی سنتی چینی (طب سوزنی واقعی) که در آن سوزن‌ها بر اساس دستورالعمل‌هایی در محل خود قرار می‌گرفتند.

- طب سوزنی غیر واقعی

- ویزیت پزشکان بدون استفاده از طب سوزنی

بعد از 26 هفته درمان ، هم بیمارانی که طب سوزنی واقعی دریافت می‌کردند و هم آنهایی که وانمود می‌شد ، طب سوزنی درباره آنها استفاده می‌شود ، نسبت به بیمارانی که به مطب پزشکان می‌رفتند ، بهبودی بهتری داشتند. یافته جالب و غیرمنتظره این بود که تفاوتی در کاهش سطح درد در بیمارانی که تحت طب سوزنی واقعی بودند یا بیمارانی که به صورت ساختگی طب سوزنی دریافت می‌کردند ، وجود نداشت.

این نتایج چگونه می‌توانند توجیه شوند؟ آیا می‌توانیم بگوییم که احساس اینکه درمان مخصوصی روی ما در حال پیاده شدن است ، باعث می‌شود ، حس بهتری داشته باشیم؟ آیا تماس مستقیم و زمان بیشتری که بیماران گروه طب سوزنی با کارکنان بهداشتی داشتند ، می‌تواند این نتایج را توضیح دهد؟ شاید هم قرار دادن سوزن‌ها روی پوست به خودی خود و بدون در نظر گرفتن اینکه کجا قرار داده می‌شوند ،  باعث بهبودی می‌شوند؟

این تحقیق نشان داد که بیمارانی که طب سوزنی (واقعی یا ساختگی) دریافت می‌کنند ، نسبت به آنهایی که مراقبت پزشکی می‌شوند ، درد کمتری احساس می‌کنند. از آنجایی که تفاوتی بین دو گروه طب سوزنی واقعی و ساختگی وجود ندارد ، علت این موضوع ناشناخته می‌ماند. توصیه شده که تشکیلات بیمه آلمان طب سوزنی را هم پوشش دهند.

اطلاعات بیشتر درباره تأثیرات طب سوزنی :

- آیا طب سوزنی  به دردتان می‌خورد؟

- مرکز ملی پزشکی تکمیلی و جایگزین National Center for Complementary and Alternative Medicine

ترجمه شده از : Dr. Razavi's Good to Know Info

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:16 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سریال پرستاران

خودمانيم کار اين "تعديل‌کننده‌هاي" فيلم و سريال‌هاي خارجي - و اگر دقت کنيد جديدا فيلم‌هاي ايراني- چندان آسان نيست و در واقع بسيار دشوار هم است. گرچه گاهي پرش‌هاي موجود در فيلم‌ها بسيار رو هستند و داستان واقعي قابل حدس ، ولي مسلما تعديل تصوير و از آن سخت‌تر داستان فيلم‌ها انرژي زيادي را طلب مي‌کند.

سريال پرستاران تنها سريالي است که من در حال حاضر از تلويزيون دنبال مي‌کنم ، سريالي جذاب و واقع‌گرا که از شعار دادن پرهيز مي‌کند و محيط بيمارستان را با دقتي قابل تحستين شبيه‌سازي مي‌کند ، چيزي که در سريال‌هاي ايراني هيچگاه نمي‌توانيم نمونه اش را پيدا کنيم. کاراکترهايش همه زميني ، خاکستري و قابل لمس هستند.

توليد اين سريال از 98 شروع شده و تا به حال ادادمه دارد و تا حالا 328 قسمت آن ساخته شده است ، در ايران تا به حال 171 قسمت آن پخش شده است

در قسمت‌هاي بعدي اين سريال شاهد اتفاقاتي خواهيم بود و (احتمالا نخواهيم بود!) مانند : سقوط يک بيمار از بالکون ، ماجراي عشقي وان! ، طلاق ميچ و رز ، ادعاي رز مبني بر اينکه ميچ پدر فرزندش نيست ، اصرار ميچ براي انجام تست DNA ، نزديک شدن ميچ و تري ، بارداري تري ، قهرها و آشتي‌هاي ميچ و تري ، خوب شدن دست لوک پس از نااميد شدن و استفاده از طب چيني ، مشکوک شدن بن به خيانت بران ، اعتراف بران به خيانت و...

حالا ببينيد چه چيزهايي را از تلويزيون خواهيد ديد!

اگر يک جستجو به زبان فارسي درباره سريال پرستاران انجام دهيد ، مي‌بنيد که نگاه اکثريت قريب به اتفاق وبلاگ‌نويسان به آن ، مثبت است ، حالا جستجويي در مورد مجموعه‌هاي ديگر تلويزيوني مثلا يک شوي شبانه که هر شب ساعت 9 پخش مي‌شود و يا يک سريال ديگر انجام دهيد ، ببينيد چقدر بد و بيراه پشت سرشان است.

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:15 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دستم بوي گل ميداد مرا به جرم چيدن گل گرفتند و

 محكوم كردند ولي هيچكس فكر نكرد شايد من

 گلي كاشته ام...! زماني که گلدان

 شکست............ پدر گفت:حيف بود مادر

گفت:عمرش کوتاه بود برادر گفت:زيبا بود خواهرم

 گفت:مال من بود ولي زماني که قلب من شکست

 هيچ کس حتي آخ هم نگفت 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:14 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پیامبر اعظم(ص) و تلاش و سازندگی 

زهد به معناى سستى و گوشه گيرى و فرار از مسئوليت نيست . انسان زاهد آن نيست كه در گوشه انزوا و بخزد و به عبادت خشك بپردازد. اين مفهوم انحرافى از زهد است زهد بى علاقه به متاع دنياست . زهد وابسته نبودن به مقام و مال دنياست . لذا هيچ گاه با كار تلاش و سازندگى ناسازگار نيست . انسان مى تواند پر تلاش ‍ باشد در عين حال كه زاهد است . تلاش و سازنده دستور خداى سبحان است :  او آن خدايى است كه زمين را رام شما قرار داده است ، ليكن براى بدست آوردن روزى حلال بايد بر دوش هاى آن سوار شويد تا روزى حلال به كف آريد. تلاش و سازندگى ، كشاورزى ، باغدارى ، دام پرورى ، استخراج معادن و صنايع و... انجام دهيد تا رزق حلال بدست آوريد.
پیامبر اعظم كه زاهدترين انسان بود پر تلاش ترين بود. او در گير آمد و شد و مديريت اجتماعى جامعه بود. قرآن از تلاش و سازندگى وى اين چنين ياد مى كند: ان لك فى النهار سبحا طويلا؛ تو در روز آمد و شد فراوان دارى . تلاش روزمره وى آرامش را ازحضرت گرفته بود. به گونه اى كه فرصت استراحت نداشت. همان رهنمود دينى كه مى گويد اگر قيامت دارد بر پا مى شود و در دست يكى از شماها نهال درختى وجود دارد، اگر توان داريد بايد آن را بكاريد و پاداش خواهيد داشت. اين رهنمود دين در مورد سازندگى و توسعه است . باغدارى و كشاورزى ائمه عليهم السلام حفر قنات هاى اطراف كوفه به دست على بن ابى طالب عليه السلام و ديگر ائمه زبان زد همگان است . كه اين مجال را فرصت طرح آنها نيست .
كسى كه با دست رنج خويش زندگى خود را تامين كند، همانند كسى است كه در راه خدا جهاد مى كند.  آنكه آب و خاك داشته باشد در عين حال نيازمند بيگانه باشد، از رحمت خدا دور است . مسلمان بايد باتلاش و دانش خويش روزى بخورد، وابسته به بيگانگان نباشد. اين همان رهنمود به توسعه اجتماعى و سازندگى است كه امت اسلامى را بدان سوق مى دهد كه از هر جهت خود كفا باشد. سيره پیامبر و رهبران دين را الگوى خويش قرار دهد.
لحظه هاى زندگى پیامبر اعظم را وقتى بررسى كنیم ، حضرت غير از عبادت و انجام كارهاى شخصى ، يا در هنگام مديريت و رهبرى ، يا انجام كارهاى ادارى ، يا در جبهه ، يا در دادگاه و داورى و يا در ابلاغ رسالت بوده است . لحظه اى از عمر با بركت آن بيهوده صرف نشده است .

منبع:

رسول الله صلی الله علیه و آله الگوی زندگی، حبیب الله احمدی

 

پیامبر اعظم(ص) و پرستش و بالندگی 

انسان استعداد كمال در نهاده او گنجانده شده است . اما شكوفا شدن اين استعدادها و بارور شدن اين زمينه به عبادت و همسويى به مبدا كمال پيوند دارد. ظرفيت وجودى هر انسان به اين حقيقت پيوند خورده است . هر مقدار اين پيوند عميق تر باشد، انسان از شكوفايى و بالندگى بيشترى بهره مند خواهد شد: من كان يريد العزه فان العزه لله جميعا؛كسى كه مى خواهد عزيز باشد بايد عترت را از مبدا آن كه خداى سبحان است ، طلب كند. و عزت با سر نهادن به آستان قدس ربوبى فراهم مى شود.
پیامبر اعظم(ص) همان گونه كه در شناخت و معرفت نمونه است ، در پرستش نيز برتر ازهمگان مى باشد. رسول الله صلى الله عليه و آله اولين كسى است به حق معرفت پيدا كرده ، در براى او خضوع نموده است . كنت اول من اقر بربى جل جلاله و اول من اجاب؛ من اولين كسى بودم كه به مبدا شناخت پيدا كردم و اقرار به توحيد نمودم و اولين كسى بودم كه دعوت معبود را اجابت نمودم .

نوشته شده توسط شهرجردی 
 
 
پیامبر اعظم(ص) و سخن گفتن 

سخن گفتن آسان ترين و عمومى ترين وسيله ارتباط بين انسان ها مى باشد. در اولين برخورد، دو انسان از اين نعمت بزرگ الهى بهره برده و يكديگر را از تصميمات يكديگر آگاه مى سازند. سخن گفتن دو بعد زيبايى دارد، يكى محتوا و مفهوم سخن ديگرى آرايه و ظاهر سخن . يك سخن گو در صورتى كه سخنش از محتواى خوب برخوردار باشد، سخن پسنديده بگويد، در يك بعد زيبايى خواهد داشت و اگر افزون بر محتوا آرايه زيبا هم داشته باشد در دو بعد زيبايى را رعايت كرده است . قرآن كه سخن خداست در هر دو بعد در كمال زيبايى است و لذا خود را احسن الحديث يعنى زيباترين سخن مى نامد: و الله نزل احسن الحديث كتابا متشابها؛ خداى سبحان زيباترين سخن را فرود آورد، كتابى كه آيات با يكديگر همانند و نظارت دارند. قرآن كه خدا زيباترين سخن است به ديگران هم رهنمود مى دهد كه در سخن گفتن سخن بگوييد. با مردم به نيكى سخن بگوييد. و سخن نيك بگوييد. به بندگان من بگو همواره نيكوترين سخن را بگويند، شيطان آن ها را وادار به سخن زشت نكند كه موجب نزاع و دشمنى شود. قرآن در هيچ شرايطى اجازه سخن بى محتوا و زشت را نمى دهد. و حتى در سخن گفتن با بى دين ها اجازه نمى دهد كه به آنها بدحرفى شود. با آن كه غير خدا را مى خوانند سخن را به زشتى نگشاييد، تا آنان نيز را از روى نادانى به خدا سبحان سخن زشت بگويند.
پیامبر اعظم(ص) نمونه كامل تجلى اين هنر و ادب است . رسول الله صلى اللّه عليه و آله سخنش عميق و با محتوا و انيق و زيبا، سنجيده ، به مورد، موجز و رسا مى باشد. اضافه گويى و كاستى در سخن وى نبود. او از سخن بيهوده مى پرهيزد. آداب سخن را كاملا رعايت مى كرد. و حتى با كسى سخن را به پايان نمى برد تا آن كه طرف پايان ببرد. سخن را ادامه مى داد تا طرف از ادامه آن صرفنظر كند. وى شمرده و آرام سخن مى گفت . او در گفتار صراحت لهجه و صدق در سخن داشت .

 در سخن گفتن سطح درك و فهم مخاطب را در نظر مى گرفت. او شيرين سخن بود در عين حال كه سخن عميق و زيبا و حق داشت ، بذله گويى مى كرد. ولى در بذله گويى به غير حق سخن نمى گفت. او فصيح ترين را داشت ولحن سخن او نمى رنجاند.
به نمونه هايى از سخنان عميق و زيبا و جوامع الكلم حضرت توجه فرماييد:

يد العليى حير من بد السفلى؛ دست دهنده برتر از دست گيرنده است.

من لايرحم لايرحم؛ كسى كه بر ديگران عطوفت ندارد، انتظار مهربانى نبايد داشت باشد.

اعبد الحكمة مخافة الله؛ ترس از خدا برترين معرفت و شناخت است.

اعبد الناس من اقام الفرائض؛ آن كسى كه اعمال واجب را انجام مى دهد عهابدترين است.

سيد القوم خادمهم؛ خدمت گزار مردم سرور مردم است.

الداعى على الخير كفاعله؛ انسانى كه ديگران را به رفتار نيك فرا مى خواند مانند آن است كه خودكار نيك انجام داده است .

لايسمع المومن من جحر مرتين؛ انسان مؤ من از يك موضع دوبار گزيده نمى شود.

لاطاعه لمخلوق فى معصية الخالق؛ فرمان برى از مردم نبايد در مخالفت خدا باشد.

لاصدقه و ذو رحم محتاج؛ بانيازمند بودن خويشان صدقه روا نيست.

منبع:

رسول الله صلی الله علیه و آله الگوی زندگی، حبیب الله احمدی

 

 

 

لاصدقه و ذو رحم محتاج؛ بانيازمند بودن خويشان صدقه روا نيست.

منبع:

رسول الله صلی الله علیه و آله الگوی زندگی، حبیب الله احمدی

 


 

پیامبر اعظم(ص) به جوانان مسئوليت مى داد. هيچ گاه جوانان را طرد نمى كرد، بلكه حتى مسئوليتهاى بزرگ را به عهده آنها واگذار مى نمود. در پست هاى گوناگون اجتماعى و... جوانان را مشاركت مى داد.
رسول الله صلى الله عليه و آله جوانان را آن گونه باور داشت ، و هنگامى كه شايستگى آنها را در احراز مسئوليتها به دست مى آورد از توان مندى آنها كمال بهره ورى را مى نمود. و به آنها مسئوليت واگذار مى كرد و هيچ اعتراض ‍ و نكوهش و پى آمد هم سبب نمى شد حضرت از تصميم خويش باز گردد. بلكه براساس باور خويش با صلابت و قاطعيت مقاومت مى كرد. و همين باور حضرت موجب شد كه پيرامون حضرت را جوانان حلقه بزنند و محفل پیامبر محفل جوان باشد و ياران حضرت از اين قشر برگزيده شوند. جوانان حجاز آن چنان شيفته حضرت شدند كه دست از پدر و مادر، خانه و وطن و... شستند به آرمان خويش با شرايط سخت پايدار ماندند. و حتى در همان آغاز رسالت ، آرمان حضرت در بين جوانان متبلور شده است . جوانان آن مقدار به باورهاى خويش پاى بند بودند كه اگر در داخل شهر قادر به انجام مناسك دينى نبودند، به صورت دسته جمعى به بيرون شهر رفته به انجام مناسك مى پرداختند. 


پیامبر مسئوليتهاى بزرگ فرهنگى اجتماعى نظامى را به جوانان واگذار مى كرد. پيش از هجرت حضرت به مدينه مصعب بن عمير كه نوجوانى بيش نبود از سوى پیامبر براى انجام رسالت فرهنگى و تبليغى به مدينه اعزام مى شود. همين جوان در جنگ هاى بدر و احد فرمانده و پرچمدار سپاه حق است . كه با حماسه آفرينى در جنگ احد به شهادت مى رسد.
عتاب بن اسيد بعد از فتح مكه از سوى حضرت به عنوان والى مكه ، و مسئوليت امور سياسى را به عهده گرفت ؛ در حالى كه بيست و يك سال بيش ندارد و افراد بزرگتر از وى در بين صحابه فراوان وجود دارد. اين كار حضرت وقتى مورد اعتراض قرار مى گيرد، كه چرا جوان را بر بزرگسالان ترجيح داده است ، حضرت بسيار متين جواب مى دهد كه ملاك مسئوليت بزرگى سن نيست ، ملاك شايستگى و فضيلت است و شايستگى و فضيلت به سن افراد نيست . هر بزرگسالى شايستگى ندارد، به تعبير ديگر سن سبب بزرگى نيست ، فضيلت و شايستگى باعث بزرگى مى باشد. همين مطلب در مورد معاذ بن جبل كه 26 سال دارد مطرح است . كه ايشان به عنوان مبلغ دينى در مكه منصوب مى شود.
همين نكته در برگزيدن اسامه بن زيد به فرماندهى لشكرى كه بسيج عمومى عليه روميان بود مشاهده مى شود. با اين كه بزرگسالان فراوان در بين آنها بود و با اين كه جنگ از اهتمام زيادى بر خوردار بود، حضرت اسامه جوانى كه 18 سال داشت بر فرماندهى برگزيد و در جواب اعتراض برخى فرمود ملاك سن نيست ملاك شايستگى افراد است . اسامه همانند پدرش زيد شايسته اين مقام است. و اين سيره حضرت بود. گر چه بر بزرگسالان خوشايند نبود حتى تا آن مقدار از اين موضع گيرى حضرت ناراحت مى شدند! كه برخى به خاطر اين كه فرمانده لشكر جوان است از شركت در جنگ خوددارى مى كردند. چنانكه ابو ايوب انصارى به همين خاطر از جنگ ايستاد و گفت : انه استعمل على الجيش رجل شاب رسول الله صلى الله عليه و آله جوانى را فرمانده لشكر قرار داده است. خلاصه ياران رسول الله صلى الله عليه و آله را جوانان شكل مى دادند و اگر حضرت فرموده باشد: نصرت بالشباب؛ من با جوانان يارى شدم يك حقيقت است .

منبع:

رسول الله صلی الله علیه و آله الگوی زندگی، حبیب الله احمدی

 

 

پیامبر اعظم (ص) و خوشحال نمودن کودک 

رسول الله صلى الله عليه و آله تلاش مى كرد با بازى كردن و هديه دادن به كودكان آنان را خوشحال كند. در اين راستا رهنمود فرمودند:

من فرح ابنه فكانما اعتق رقبه من ولد اسماعيل و من اقر بعين ابن فكانما بكى من خشية الله؛ كسى كه دختر بچه خويش را خوشحال كند مانند اين است كه برده اى از فرزندان اسماعيل عليه السلام آزاد كرده باشد. وكسى كه پسر بچه خود را خوشحال كند، همانند اين است كه اشك از خوف خدا بريزد. بر آوردن نياز و خواسته هاى كودك نقش محورى در تربيت پذيرى كودك دارد.

 

رسول الله صلی الله علیه و آله الگوی زندگی، حبیب الله احمدی

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:11 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سیمای پیامبر در انجیل 

عيسى (ع) حضرت محمد (ص) را با عنوان «مسيا» يا «مسيح منتظر» ياد كرده و در جواب عده‏اى كه از وى سؤال مى‏كنند كه تو كيستى؟ مى‏گويد :

«بدرستى كه معجزاتى كه خدا آنها را بر دست من مى‏كند ظاهر مى‏كند. اينكه سخن مى‏كنم به آنچه خدا مى‏خواهد و نمى‏شمارم خود را مانند آنكه از او سخن مى‏رانيد، زيرا كه من لايق آن نيستم كه بگشايم بندهاى جرموق يا دوالهاى نعل رسول الله را كه او را «مسيا» مى‏ناميد. آنكه پيش از من آفريده شد و زود است بعد از من بيايد و زود است بياورد كلام حق را و نمى‏باشد آيين او را نهايتى» 

در جاى ديگر پس از آنكه در زير درختى پيامبر آينده را به بزرگى ياد مى‏كند، پيروان خود را به رحمت ايزدى بشارت داده مى‏گويد:

«خوشا به حال كسانى كه گوش به سخن او مى‏دهند وقتى كه به جهان بيايد، زيرا كه رحمت خدا برايشان سايه خواهد افكند. چنانكه اين درخت خرما ما را سايه افكنده است. آرى چنانكه اين درخت از حرارت سوزان آفتاب ما را نگاه مى‏دارد، همچنين رحمت خدا نگاه مى‏دارد ايمان آورندگان به آن اسم را از شر شيطان.شاگردان در جواب گفتند: اى معلم! كدام كس خواهد بود آن مردمى كه از او سخن مى‏رانى كه به جهان خواهد آمد؟ مسیح به شگفتى دل، در جواب فرمود: كه همانا او محمد (ص) پيغمبر خداست. وقتى كه او به جهان بيايد چنان كه باران زمين را قابليت بخشد كه بار بدهد بعد از آنكه مدت مديدى باران منقطع شده باشد، همچنين او وسيله اعمال صالحه ميان مردم خواهد شد برحمت بسيارى كه با خود مى‏آورد. پس او ابر سفيدى است پر از رحمت خدا و آن رحمتى است كه آن را خدا بر مؤمنان نثار مى‏كند نرم نرم مثل باران.»

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:7 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ليست رووم ها  

تهران      Asia Global Chat : ۱

 کرج      Asia Global Chat : ۴۰

شيراز    Asia Global Chat : ۲۰

مشهد Asia Global Chat : ۳۰

اصفهان      Asia Global Chat : ۱۰

سنندج-کردستان   Asia Global Chat : ۹

تبريز       Asia Global Chat : ۱۵

اَردبيل     Asia Global Chat : ۱۶

   رشت        Asia Global Chat : ۲۵    

    انزلی      Asia Global Chat : ۲۶

   ساری     Asia Global Chat :   ۲۷ 

    بابل       Asia Global Chat : ۴۵

   بابلسر    Asia Global Chat : ۴۶

    رامسر     Asia Global Chat : ۴۷    

  اهواز       Asia Global Chat : ۳۵

     زنجان       Asia Global Chat : ۳۶

 خورستان    Asia Global Chat : ۳۸

    کرمان        Asia Global Chat : ۵۵

  کرمانشاه   Asia Global Chat : ۵۶

  اراک    Asia Global Chat : ۵۷

يزد         Asia Global Chat : ۵۰

همدان     Asia Global Chat : ۵۱   

 زاهدان  Asia Global Chat : ۶۵

   سمنان Asia Global Chat : ۶۶

   گرگان  Asia Global Chat : ۶۷

     قم    Asia Global Chat : ۵۸

    مهاباد     Asia Global Chat : ۵۹

   بوشهر    Asia Global Chat : ۶۰

    شهركرد   Asia Global Chat : 70

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:6 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جنایات شهردار تهران (دکتر احمدی نژاد) فاش شد!

 1- مهمترین دلیلی که نشان می دهد دکتر احمدی نژاد آدم بیخودی است این است که ایشان وقتی مثل شهید رجایی کنار محافظان خود می ایستد آدم تعجب می کند که آخر این چه مدیری است که لباس محافظانش از لباس خودش گران تر و با کلاس تر است.
 2- در بی تربیت بودن دکتر احمدی نژاد همین بس که تا به حال به مناسبت روز تولد فرزند یکی از معاونین خود از پول بیت المال برای آن عزیز دردانه پراید کادو نبرده است.خسیس بازی تا به کجا ؟؟
 3- از جمله دلایلی که ثابت می کند دکتر شهردار خوبی نیست، این است که به جای اینکه 2 ساعت برای مردم سخنرانی کند، 7 ساعت مثل آدمهای بیکار به درد و دلهای مردم گوش می دهد،کانه هیچ کاری در شهرداری مهمتر از شنیدن حرف شهروندان و حل کردن مشکلات ایشان نیست.
 4- دکتر احمدی نژاد بر خلاف شهرداران تهران در دولت سازندگی و اصلاحات، نه تنها عرضه تهیه یک خانه اشرافی در مناطق شمالی شهر تهران را ندارد، بلکه تا به حال هیچکس ایشان را در ماشین ضد گلوله ندیده است. وانگهی شهرداری که بلد نباشد پیپ بکشد حالا هی برای مردم کار کند!!
 5- در بد ذاتی ایشان یکی از دلایل این است که به جای اینکه مالیات و عوارضی را که از مردم می گیرد، به احزاب و گروهها بدهد، صرف امور نامشروعی مثل وام ازدواج می کند!!
 6- شهردار تهران چند صباح بعد از مدیریت در شهر تهران، باعث شد که مردم بفهمند شعار اصلاحات را اصلاح طلبان داده اند، اما اصول گرایان به آن عمل کرده اند. سر همین اگر نماینده گان مجلس ششم به جای تحصن خودشان را هم دار می زدند، باز هم کک مردم نمی گزید. آیا نباید به خاطر این کارها که همه اش زیر سر احمدی نژاد است، به ایشان فحش داد؟؟؟
 7- دیگر دلیل اینکه احمدی نژاد پایه گذار این بدعت بود که مردم از مدیران به جای شعار، کار مطالبه کنند. آیا همین مسئله جرم کوچکی است ؟
 8- اخیراً کشف شه که دکتر احمدی نژاد، به جای اودکلن های 400 هزار تومانی از عطرهای حومه شاه عبدالعظیم استفاده می کند، جنایتی که حتی بیجه هم مرتب نمی شد !
 9- از دیگر جرایم دکتر این است که تمام هزینه های سفرهای کاریش را از جیب می گذارد و نمی تواند مثل دیگر مسئولان، که کوچکترین سفرهایشان بودجه کشور را تمام می کند، از پول بیت المال استفاده کند. بی عرضه گی تا چه حد ؟؟
 10- شهردار تهران تا ساعت 12 شب سر کار خود می ماند، صبح هم ساعت 6 کارش را شروع می کند. قضاوت کنید که یک مدیر تا چه حد می تواند خیانت کار باشد؟؟؟
 11- بزرگترین جرم شهردار تهران، امیدوار کردن مردم به کار آمدی نظام می باشد، چرا که جز این است که ایشان نان انقلاب را در حد مختصر می خورد و با کمال وقاحت حاضر نیست مثل بعضی حضرات برای ضد انقلاب خدمت کند.
 12- دکتر احمدی نژاد بر خلاف دیگر شهرداران تهران، حاضر نیست سیاستهایی را اتخاذ کند که به گرانتر شدن شهر تهران منجر گردد. این تن بمیرد ایشان بیشتر شبیه به حاجی ارزونی هاست یا شهردار تهران ؟؟؟
 13- چندی پیش شهردار تهران برای حل مشکلات ترافیک علاوه بر احداث اتوبانهای جدید و اصلاح برخی اتوبانهای قدیمی خواهان برچیده شدن بساط نمایشگاه بین المللی از محل فعلی شد. این در حالیست که وزرای آقای... با این کار که گره ترافیک را تا حدی باز می کرد مخالفت کردند ؟؟
 این گذشت تا اینکه آقای ... بالاخره متوجه ترافیک تهران شدند. آیا این وسط آقای احمدی نژاد گناهکار نیست؟
 14- چندی پیش لیست مدیرانی را که از شهرام جزایری پول هنگفت گرفته بودند، چاپ کردند و چون نام دکتر در این لیست نبود، معلوم می شود که ایشان اصلاً مدیر نیست.
 15- از دیگر جرایمی که از شهردار تهران دکتر احمدی نژاد فاش شده این می باشد که مثل دیگر مسئولان، نیمی از سال را در کشورهای خارجی و اروپا برای خوشگذرانی و تجارت نمی گذراند. بنده خدا تا به حال رنگ خارج را ندیده است ! ! !
 16- بر خلاف دیگر کاندیداها که معلوم نیست این همه هزینه ها را از کجا آورده اند و اینطور تبلیغ می کنند، دکتر احمدی نژاد هیچ ستاد انتخاباتی ندارد. او ستاد مردمی دارد و مردم از او حمایت می کنند و ایشان گفته اند: (( پول بیت المال ارث پدری کسی نیست)). ایشان تا چه حد می خواهند مردم را به بازی بگیرند ؟؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:4 توسط مجيد(غريب) | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin