قصد داریم تا اینبار یک ترفند فوق العاده را برای شما معرفی کنیم. مطمئنأ برای شما نیز پیش آمده که دوست داشته باشید گاهی ناشناس بمانید. این ترفند روشی را به شما معرفی میکند که میتوانید پیام کوتاه متنی SMS ارسال کنید به شکلی که شماره شما برای فرد مورد نظر نمایش پیدا نکند و کاملأ مخفی میمانید. این ترفند خصوصیاتی دارد که باید گوشی فرستنده و دریافت کننده آن را دارا باشد. پیشنهاد میکنیم این ترفند را حدأقل یکبار تست کنید تا نتیجه را ببینید.
ابتدا به این نکات دقت کنید:
این ترفند تنها روی گوشی هایی قابل اجراست که قابلیتی به نام Email gateway را دارا باشند. گوشی هایی که این قابلیت رو دارند اکثرأ سونی اریکسون هستند همانند W800 , W810 , W550 ,K750 , K700 , S700 , k300 و ....
برای استفاده از این ترفند باید هر دو گوشی فرستنده و دریافت کننده قابلیت Email gateway را دارا باشند. پس پیش از هرکاری این موضوع رو یقین پیدا کنید.
اکنون همانند دستورالعمل زیر مراحل را طی کنید ، تنها ممکن است بسته به تنوع گوشی شما مقداری تغییرات وجود داشته باشد:
ابتدا از منوی اصلی وارد قسمت Messaging شوید. سپس به قسمت Settings رفته و به بخش Text Messaging وارد شوید. در قسمت بعد به Email gateway رفته و شماره فردی که میخواهید SMS را برایش ارسال کنید را وارد کرده و Add کنیم.
حالا به عقب بازگردید ، پس از وارد شده مجدد به بخش Messaging ، قسمت Write New را انتخاب کنید. Text Message را انتخاب کنید ، متن مورد نظر را تایپ نمایید و Continue را انتخاب کنید. اکنون گزینه اول یعنی Enter Email Address را انتخاب کرده و ایمیلvahiddelnavaz@yahoo.com.com را وارد نمایید. در پایان پیام را ارسال کنید.
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
تصاوير شهرام جزايری پس از ورود به تهران(ایران)
(صدای شهرام جزایری پس از دستگیری)
غلامحسين محسني اژهاي وزير اطلاعات امشب يكشنبه در جمع خبرنگاران گفت: شهرام جزايري با تلاش سربازان گمنام امام زمان (عج) و با كمك وزارت امور خارجه و قوه قضائيه در نخستين ساعات بامداد امروز يكشنبه دستگير شد.
وي درباره چگونگي ورود وزارت اطلاعات به موضوع پرونده شهرام جزايري خاطرنشان كرد: اين پرونده در اختيار قوه قضائيه بود و محكوم هم دوران دادگاه و مجازات خود را سپري ميكرد و طبيعتاً وزارت اطلاعات در خصوص اين پرونده هيچ نقشي نداشت.
وزير اطلاعات اضافه كرد: پس از فرار متهم از دست ماموران و اطلاع وزارت اطلاعات از اين موضوع، اين وزارتخانه احساس كرد كه بايد موضوع را پيگيري كند.
محسني اژهاي افزود: مسئولين قوه قضائيه هم پس از مدتي درخواست كردند كه وزارت اطلاعات وارد اين پرونده شود و موضوع فرار اين متهم را پيگيري كند.
وزير اطلاعات با بيان اين كه اين وزارتخانه بلافاصله پس از درخواست قوه قضائيه با شيوههاي اطلاعاتي موضوع را پيگيري كرد، اظهار داشت: ابتدا خبرهايي ميرسيد مبني بر اين كه خانواده جزايري ايران را ترك و به يكي از كشورهاي حاشيه خليج فارس رفته است و از آنجا هم قصد دارد به كشور ديگري به خصوص كشورهاي اروپايي برود.
وي افزود: با بررسيهاي به عمل آمده مشخص شد،شهرام جزايري با خانواده خود نيست و وزارت اطلاعات با توجه به توانايي كه در حال حاضر دارد موضوع را دنبال كرد و چند روز پيش مطلع شديم وي در منطقهاي دورافتاده در يكي از كشورهاي حاشيه خليج فارس به سر ميبرد.
وزير اطلاعات با بيان اين كه اين مجرم به دليل اين كه با نام اصلي خود وارد اين كشورها نشده بود، آنها از ورود وي اظهار بياطلاعي ميكردند، گفت: نيروهاي وزارت اطلاعات موفق شدند پس از پيدا كردن محل اختفاي جزايري و در اواخر هفته گذشته پس از هماهنگي با مسئولين قوه قضائيه و وزارت امور خارجه تيمي را به محل اعزام كند.
وي افزود: تيم اعزامي محل اختفاي شهرام جزايري را به پليس اين كشور نشان داد و آنها هم همكاري كردند و پس از دستگيري وي را طبق ضوابط تحويل جمهوري اسلامي ايران دادند.
محسني اژهاي گفت: هواپيماي حامل شهرام جزايري مجرم فراري ساعت 18:00 امروز در فرودگاه مهرآباد تهران به زمين نشست و نامبرده تحويل مقامات قضايي و از آن جا به زندان منتقل شد.
وزير اطلاعات در پايان خاطرنشان كرد: يكي از اشتباهات شهرام جزايري فرار ذليلانه و خفتبار آن بود و اشتباه ديگرش اين بود كه افرادي وجود دارند كه از رشوه گرفتن معصوم هستند.






|
"هفت سين قرآن مجيد"
1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحيم.( يس/58) " از جانب پروردگار [ي] مهربان [ به آنان] سلام گفته مي شود."
2- سلامٌ علي نوح ٍ في العالمين . ( صافات /79) " درود بر نوح در ميان جهانيان." 3- سلامٌ علي اِبراهيم . ( صافات/109) " درود بر ابراهيم." 4- سلامُ عـَلي موُسي و هارون . (صافات/120) " درود بر موسي و هارون."
5- سلامُ علي آلِ ياسين . ( صافات/130) " درود بر آل یاسین" 6- سلامٌ عـَليکُم طِبتُم فادخـُلوُها خالدين . ( زمر/73) " ... سلام برشما ، خوش آمديد ، در آن درآييد [ و] جاودانه [ بمانيد] 7- سلامُ هيَ حتّي مَطلَعِ الفـَجر. ( قدر/5) " [ آن شب] تا دم صبح ، صلح و سلام است . " | |||
امپراتوری هاشمی
و ارثیه ی فامیلی
- پرسش: چرا در روزهای اخیر، ملک عبدالله، شاه اردن، نسبت به انتخابات کنترل شده ی امریکایی ها در کشور عراق، از خود بی تابی نشان داده و ادعا نموده است که میلیون ها ایرانی به عراق آمده اند تا با رأی خود بر نتیجه ی انتخابات مزبور تأثیر بگذارند؟ دلیل این موضع شاه اردن که همزمان از سوی شعلان (وزیر دفاع منصوب از سوی امریکا در عراق) نیز مطرح شد، چیست؟
- پاسخ: ملک عبدالله، شاه دو رگه ی سامی - انگلوساکسون کشور اردن، فرزند ملک حسین از همسر انگلیسی تبار اوست. وی آخرین شاه از سلسله ی هاشمیان در عراق و اردن محسوب می شود. پس از جنگ دوم جهانی، (نقشه ی شماره 1) با طرح قبلی چرچیل نخست وزیر انگلیس، ملک فیصل در عراق و اقوام او در اردن به سلطنت گمارده شدند.
در طول دهه های50 - 60- و 70 قرن بیستم، به دلیل کارکرد سیاست بین الملل در جهان دو قطبی سوسیالیستی - کاپیتالیستی، شرایط در عراق به گونه ای رقم خورد که عنان این کشور بدست گروه ها و جریان های چپ نزدیک به قطب سوسیالیستی - شوروی سابق - افتاد.
اما همچنان خاندان هاشمی تحت حمایت مطلق غرب به سلطنت در اردن ادامه دادند، بگونه ای که تحت سیطره ی دیکتاتوری این خانواده، همواره از کشور اردن به «اردن هاشمی» یاد شده و می شود.
ملک حسین، دیکتاتور سابق اردن، این کشور را به عمق استراتژیک تأمینی سرزمینی رژیم اشغالگر فلسطین (اسرائیل) تبدیل نمود. وی مهم ترین حامی صدام حسین در بیش از ربع قرن حکومت دیکتاتوری او بر عراق بود.
پس از واقعه ی مشکوک 11 سپتامبر 2001 و با لشکرکشی غرب به جهان اسلام و اشغال افغانستان و عراق، طرح اصلاحات در خاورمیانه ی بزرگ مطرح شد که یکی از ابعاد آن، «اصلاحات ژئوپلیتیکی» منطقه است.
در اصلاحات ژئوپلیتیکی منطقه جنوب غرب آسیا، مورفولوژی (ریخت شناسی) مرزی کشورهای منطقه بایستی تغییر نماید.
اصلاحات ژئوپلیتیکی مزبور در خصوص عراق - و همچنین اردن - در واقع رویکرد بازگشت به عصر پس از جنگ جهانی دوم و ادامه ی پروژه ی انگلیسی - اسرائیلی مزبور در مورد تقویت خاندان هاشمی در عراق - اردن است.
فرانمای آینده ی تحولات منطقه در سال های پیش رو در خصوص عراق - اردن - و فلسطین، از دیدگاه ائتلاف امریکا - انگلیس - اسرائیل - و ملک عبدالله، به قرار زیر است:
1- تجزیه ی شمال عراق و تشکیل کشور مستقل کرد نشین با 19% جمعیت کشور عراق (نقشه ی شماره 2).
2- تجزیه ی جنوب عراق و تشکیل 3 کشور مستقل شیعه نشین با 63% جمعیت کشور عراق (نقشه ی شماره 3).
3- تجزیه ی شمال کشور اردن و الحاق آن به عراق مرکزی (نقشه ی شماره 4). عراق مرکزی که 18% جمعیت عرب سنی عراق بزرگ را در بر دارد، در الحاق با اردن شمالی، به کشور «عرادن» تبدیل می شود.
4- باقیمانده ی کشور تجزیه شده ی اردن در جنوب (که موقعیتی کویری دارد) به محل سکونت آوارگان فلسطینی تبدیل شده و با اخراج فلسطینیان ساکن در نوار غزه و کرانه ی باختری رود اردن (در فلسطین اشغالی) به این منطقه، کشور جدید! فلسطین پدیدار می شود (نقشه ی شماره 5).
5- به این ترتیب، دیگر هیچ عرب فلسطینی مسلمانی در کشور اشغال شده ی فلسطین باقی نمی ماند، و در نتیجه، کشور اسرائیل یکپارچه، شکل گرفته و معضل! اعراب و اسرائیل حل شده تلقی می گردد.
6- با این تغییرات، در کشور عرادن ( که حاصل الحاق اردن شمالی به عراق مرکزی است) حکومت یکپارچه ی خانواده ی هاشمی بر عراق و اردن، به وضعیت 60 سال قبل برگشته و شاه جوان، ملک عبدالله هاشمی که خون سامی - انگلوساکسون در رگ هایش می دود، در بغداد بر تخت شاهی کشور جدیدالتأسیس عربی - سنی تکیه زده و میراث هاشمی را برای اجداد پدری خود - سلاطین عرب هاشمی - و نیای و نیاکان مادری خود - ملکه ها و شاهان انگلیسی - اداره خواهد نمود.
دلیل موضع گیری خصمانه ی ملک عبدالله علیه جمهوری اسلامی ایران در مسأله انتخابات عراق، نگرانی این شاه شتابزده، از تأثیر رأی اکثریت مردم عراق - شیعیان - است. پیروزی قاطع شیعیان عراق، ساختار قدرت را در این کشور اشغال شده تحت تأثیر قرار خواهد داد و طرح های نیروهای اشغالگر را به تعویق خواهد انداخت. از آنجا که این تعویق، از صبر و حوصله ی پرنس عبدالله خارج است، اکثریت (63 درصدی شیعه ی) جمعیت عراق را به ایران منتسب نموده و پناهندگان میلیونی عراقی میهمان در ایران را مقصر تعویق آرزوهای خود در تحقق امپراتوری هاشمیان و دستیابی به ارثیه ی فامیلی عربی - انگلیسی خود می داند.
مقدمه:يک خصلت خوب غربی ها که من خيلی به آن توجه دارم، راحت بودن آنها است، راحتی در بيان، نوع ابراز احساسات، حرف زدن و ...حتما نوع مصاحبه ها، نوع نگاه به دوربين، طرز حرف زدن ما و آنها در تلويزيون ما و شبکه های آنها ، مقايسه کنيد،نکته مهم اين است که غربی ها مثل ما ايرانی ها اهل تعارف نيستند، اين خصلت باعث شده که در روزنامه نگاری و رسانه های آنها هم به نوعی اين خصلت متجلی باشد و فرهنگ رسانه ای آنها به مراتب صريح تر و واقعی تر از ما باشد....
گفتگوی ويژه خبری شبکه دو با احمدی نژاد را ديديد؟ نظرتان چه بود؟!اختلاف سليقه و عقيده سرجای خود، انصاف هم سرجای خود! به نظر من ديدن لانگ شات های مناسب و حرفه ای از رئيس جمهور، حق مسلم ماست، از اين لحاظ ترجيح دادم به جای حرف زدن در مورد محتوای سخنان احمدی نژاد ، از زاويه ديگری به اين موضوع نگاه کنم و به عملکرد حرفه ای و تصويری صداوسيما در اين گفتگوی خبری بپردازم(البته شايد در پست بعدی در مورد محتوای حرفهای احمدی نژاد هم چيزهايی نوشتم!)خوشحال می شوم نظرتان را در مورد اين مطلب بدانم:
* * *
-خبر حضور و گفتگوی رئیس جمهور با بخش خبری شبکه دوم سیما - که برای اولین بار در سالهای اخیر انجام می شود - از روز شنبه در برخی سایت های حامی دولت منتشر شد، ابتدا قرار بود این گفتگو با حضور رئیس جمهور در استودیوی شبکه دو انجام شود ولی با یک دو روز تاخیر، این گفتگو شب گذشته (سه شنبه شب) در محل نهاد ریاست جمهوری انجام شد.

اگر يک ميز بين خبرنگاران و رئيس جمهور بود همه راحت می نشستند و از فضا استفاده می کردند!
-دکور محل مصاحبه قابل تامل بود، یک تلویزیون بزرگ صفحه تخت روی یک میز بزرگ و دو بنر بزرگ "گفتگوی ویژه خبری شبکه دو" و یک گلدان بزرگ و بی قواره، تنها دکور موجود در محل مصاحبه بودند. تلویزیون پلاسمایی که قاعدتا برای ایجاد تنوع تصویری و جلوگیری از خستگی تصویری تعبیه شده بود، در جای مناسبی قرار نداشت و فاصله زیادی با رئیس جمهور داشت و در بیشتر اوقات این برنامه هم آرم ثابت "گفتگوی ویژه خبری" به روی آن نقش بسته بود.
- قالب برنامه فوق نیز ابهام داشت، گفتگوی خبری با دکتر احمدی نژاد در هیچ یک از دو قالب متعارف گفتگوهای تلویزیونی دنیا یعنی "میزگرد" یا "گفتگو" نمی گنجید و از هردو قالب نکاتی را اخذ کرده بود که همین مسئله باعث شده بود که انسجام کامل و قابل قبولی در این گفتگو وجود نداشته باشد.
-نکته مهم دیگر این بود که دلیلی نداشت "دو" مجری-خبرنگار در این گفتگوی با رئیس جمهوری شرکت کنند. نگاهی به نمونه موفق برنامه "نگاه یک" نشان می دهد مجری این برنامه - در قامت یک مجری مسلط - دستی پر از سئوالات تخصصی و البته "چالشی" دارد و وقتی روبروی مسئولین قرار می گیرد برنامه ای در حد استانداردهای معمول گفتگوهای تلویزیونی به مخاطبان هدیه می دهد. بنابراین اگر در این گفتگوی خبری که مصاحبه شونده آن، عالی ترین مقام اجرایی کشور است، "یک" مجری در برابر رئیس جمهور قرار می گرفت ، قطعا می توانست هارمونی و انسجام بهتری به این گفتگو ببخشد و حقیقتا آن را "داغ " کند .
-نکته قابل ذکر دیگر این است که "مرتضی حیدری و مراد عنادی" به عنوان مجریان این گفتگوی خبری، هریک با دو سطح توانایی مختلف و پیش زمینه ذهنی و حوزه کاری جداگانه در کنار هم قرار گرفته بودند و مخاطب ناخودآگاه با شنیدن سئوالات مختلف و ناهمگون آنها از رئیس جمهور نمی توانست یک "پینگ پونگ رسانه ای" جذاب را شاهد باشد . از دیدگاه برنامه سازی حرفه ای تلویزیونی، مجری - خبرنگاری که در این برنامه ها باید در مقابل عالی ترین مقام اجرایی دولتی قرار گیرد باید از نظر سنی، هم طراز آن مقام بوده یا حتی از وی بزرگتر باشد ( نمونه های موفق مصاحبه های مایک والاس یا لاری کینگ را در نظر بگیرید).

دقت کنید که تلویزیون پلاسما را روی چه میزی گذاشته اند! با چه ارتفاع کمی از سطح زمین!
- به نظر می رسید که ترتیب دهندگان این گفتگوی خبری ( شبکه دوم سیما ) چندان از ویژگی ها و اهمیت و ابعاد و پیامدهای واقعی این گفتگوی خبری آگاه نبودند و از این جهت، تقریبا هیچ تلاشی برای ترتیب دادن و فراهم کردن شرایط و مقدمات لازم و حرفه ای یک گفتگوی ملی با رئیس جمهور انجام نداده بودند ، محل مصاحبه ( یکی از سرسراهای نهاد ریاست جمهوری ) با کمترین تغییر و سلیقه آرایی، برای این گفتگوی مهم در نظر گرفته شده بود و عملا دستی به ترکیب اصلی اتاق نخورده بود.
-بین رئیس جمهور و دو مجری، یک فاصله زیاد بدون دلیل وجود داشت ، از نظر تصویری ، چشم نوازتر این بود که بین رئیس جمهور و مجریان، یک میز قرار می گرفت یا حتی آنها دور یک میز می نشستند، تا در این گفتگوی طولانی، رئیس جمهور و مجریان بتوانند هم راحت تر بنشینند و فضای صمیمانه تری ایجاد شود (وجود فاصله خالی زیاد بین مجری ها و رئیس جمهور تداعی نوعی حالت فاصله را می کرد و از صمیمیت برنامه می کاست و آن را یک گفتگوی تشریفاتی جلوه می داد ) . از سوی دیگر، اگر یک میز مناسب در این فضا وجود می داشت، مجریان و رئیس جمهور هم مجبور نبودند که در یک حالت کسالت آور ثابت و طولانی و خسته کننده (هم برای خود و هم برای مخاطب) برای حدود دوساعت روی صندلی بنشینند .
- محل این گفتگو که کنج یک سرسرا بود، فاقد ميزانسن مناسب بود، به این معنی که ظاهرا همه چیز شتابزده و دم دستی چیده شده بود و فاصله اشیاء با دوربین از قبل سنجیده نشده بود، این حق مردم است که رئیس جمهور و منتخب خویش را در شکیل ترین و جذاب ترین حالت ممکن ببیند.
- اگر از نورپردازی ابتدایی و غیر حرفه ای موجود در گفتگوی خبری بگذریم، نمی توان از دکور "دم دستی" محل مصاحبه عبور کرد. واقعیت این است که فضای گفتگو با رئیس جمهور باید یک فضای "ایرانی" را به مخاطب القاء کند، جایگاه پرچم جمهوری اسلامی ( به عنوان نماد کشور) در تصویر به هیج وجه مناسب نبود و دور از صندلی رئیس جمهوری بود و معمولا در کادر تصویر قرار نمی گرفت، تمثال مقام معظم رهبری و امام راحل(ره) و نقشه ایران ( به عنوان نمادهای ملی ) در شات ها دیده نمی شد که این نقص بزرگی برای این گفتگو با این ابعاد ملی و حتی فراملی است.
جالب است بدانيم در ایالات متحده آمریکا فیلمسازان این کشور حتما یک نما از پرچم آمریکا را در فیلم خود می گنجانند یا در هندوستان، فیلمسازان هندی حتما از نماد "لباس محلی هندی، ساری" در نماهای خود بهره می برند، صداوسیمای جمهوری اسلامی نباید با این توجیه که رقیب رسانه ای ندارد از این جزییات مهم و اثرگذار عبور کند.
- در بررسی زوایا و حواشی دیگر موضوع می توان به این نکته اشاره کرد که دوربین های تصویر برداری کمترین تحرک و اصطلاحا "تراولینگ" را در صحنه داشتند و از همه ناخوشایندتر، دیده شدن فیلمبرداران در تصویر یکدیگر بود که یک حرکت غیرحرفه ای در چنین برنامه هایی است و فضای ذهنی مخاطب را از اصل روانه حاشیه ها می کند، همانطور که می دانیم "مدیوم" غالب و اصلی در تلویزیون، مدیوم شات یا نمای متوسط است، در این گفتگوی خبری، تصویربرداران به کرات و بدون دلیل از کلوزآپ رئیس جمهور و مجریان استفاده می کردند ، گویا از نظر کارگردان تلویزیونی این بخش، با افزودن بر حجم کلوزآپ ها می توان صمیمیت بصری گفتگو را بالا برد و نقایض حرفه ای این گفتگو را برطرف کرد. واقعیت این است که سخنان رئیس جمهوری باید طوری " تصویر" می شد که خستگی و ملال در مخاطب ایجاد نکند، اما کارگردان تلویزیونی برنامه هیچ تلاشی برای ارائه بهترین و حرفه ای ترین تصویر به مخاطب از خود نشان نداده بود.

واقعا اين همه فاصله بين خبرنگار و رئيس جمهور چه معنی دارد؟آن گلدان شهرستانی آن گوشه چيست؟
- سروصداهای متفرقه در هنگام پخش این گفتگو، از دیگر حاشیه های دیگر این گفتگوی خبری بود که کیفیت و درجه حرفه ای بودن این برنامه که قطعا مخاطبان آن بالغ بر ملیونها نفر می شدند، را تحت تاثیر قرار می داد.
-دو لوح شیشه ای با آرم گفتگوی ویژه خبری شبکه دو سیما روی میز مقابل رئیس جمهور و خبرنگاران قرار گرفته بود که تا پایان برنامه معلوم نشد چه کارکردی دارد، آیا برای تریین در این جایگاه قرار گرفته اند یا اینکه قرار است در پایان این گفتگو به رئیس جمهور اهدا شوند یا ... .
- به نظر می رسد باید برنامه سازان صداوسیما توجه بیشتری را به اهمیت گفتگوهایی از این دست، داشته باشند و این نکته را مورد توجه قرار دهند که تک تک شات های آن از رئیس جمهور یا دیگر مقامات کشور مورد تجزیه و تحلیل صاحبنظران و حتی مردم عادی قرار می گیرد و باید دقت بیشتری به جزییات و حواشی نماها و تصاویر داشته باشند.
* * *
-راستی چرا بعضی ها فکر می کنند حرفه ای بودن، خلاف شرع است يا برنامه خوب ديدن، باعث زوال ايمان و اسلام می شود؟
-مراد عنادی ، يکی از مجريان شبکه دو وسط برنامه و گفتگو با احمدی نژاد چرت می زند!!(فيلم)

مانکن های بالا در مغازه های اطراف حرم شاه عبدالعظیم(ع) شهرری هستند، با چادر عربی و غیرعربی و ظاهرا الصلاح! و البته با حجب و حیا.

خیلی با خودم کلنجار رفتم که این عکسو شطرنجی کنم یا نه!...فکر نکنم که کسی رو به گناه بیاندازه! این مانکن در مغازه های لباس فروشی خیابان جمهوری بود. وقتی ازش عکس گرفتم، صاحب مغازه-که صحنه عکس گرفتن من رو دید- یهو پاشد و یک نگاه بدی به من کرد و مانکن مساله دار رو به طرز بدی بغل کرد و برد پشت ویترین! قایمش کرد. وقتی که مانکن های خیابان جمهوری اینجوری باشن، دیگه مانکن های الهیه و جردن وبه اصطلاح جاهای «مکش مرگ ما پرور!» چطوری هستن؟

البته ...پوشیدگی و حجاب برای مانکن های مرد هم لازم الاجرا است و ایران تنها کشوری است که حجاب برای مانکن ها هم ضرورت دارد و حجاب نشانه شخصیت مانکن ها هم محسوب می شود!
***
-مساله حجاب در کشور ما واقعا داستان عجیبی پیدا کرده است..یعنی در مقطع بعد از انقلاب این عجوبت! ایجاد شده است...واقعیت این است که حجاب یک جذابیت پنهان جنسی برای زنان ایجاد می کند (این جذابیت جنسی می تواند یکی از فلسفه های حجاب در اسلام برای« زنان مومن» هم باشد که کمتر به آن توجه شده، یک نوع جذابیت توام با شکوه!) اما در کشور ما که حجاب اجباری است،قصه کمی متفاوت است...حجاب اجباری ، حجم عظیمی از این جذابیت جنسی به طرز ناخودآگاه ایجاد و در جامعه ما تزریق کرده است و این موج سکسی و جوان بودن جامعه ایرانی باعث ایجاد بحران های قابل درکی در جامعه ما شده است(یعنی از پیرمرد ۷۰ ساله بگیرید تا پسر ۱۴ ساله... آره! قربونش...!) خیلی ها بر این عقیده هستند که مدها و لباسهای عجیب و غریبی که بعضی دختران و زنان با انواع روسری و مانتو استاد می کنند به مراتب تحریک آمیزتر از بی حجابی معمول است...
-بعد از انقلاب که جو زمانه با آمیختگی دین و سیاست(که یکی از شعارهای اصلی انقلاب و روحانیت غالب بود) همراه شد ، بسیاری از مفاهیم سنتی و چیزهایی که اصولا سیاسی محسوب نمی شدند، انقلابی و سیاسی تفسیر و اعلام شدند و گستره شریعت به سرعت فراخ و وسیع شد...یکی از مهمترین مصادیق این پدیده «حجاب» بود، مساله حجاب یا بدحجابی در فقه سنتی و غیرحکومتی موضوعی حل شده بود، اصولا بد حجابی «حد» نداشت و نگاه کردن به این نوع زنان بدحجاب عرفی -اگر خوف گناه نبود- اشکالی نداشت ولی....در ایران بعد از انقلاب « مبارزه با بدحجابی» به صورت یک اصل انقلابی و سیاسی درآمد و در حقیقت وظیفه ای سیاسی -انقلابی و زمینه نقش آفرینی فعالی بود که توده های موسوم به حزب الله (با تایید یا سکوت بزرگان انقلاب)در دهه شصت برای خود قائل شدند...مبارزه با بدحجابان(که ضدانقلاب توصیف می شدند) به صورت یک وسیله برای مشارکت سیاسی و احساس هویت سیاسی بخشی از شهروندان حامی حاکمیت در بعد از انقلاب درآمد.

-حجاب اجباری زنان و حاشیه های آن یکی از ترجیع بندهای ثابت نویسندگان غربی در مورد ایران بعد از انقلاب بود، با فروکش کردن جو انقلابی دهه شصت، هرچند که حجاب اجباری و انقلابی، منسوخ نشد ولی به صورت یک بحث زنده و داغ در بین گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی درآمد...یکی از بسترهای شیوع و گسترش اندیشه های فمینسیتی در دهه هفتاد بحث حجاب اجباری بود، حجاب و حاشیه های آن همچنین به صورت فاکتوری برای جذب آرای زنان و جوانان در کشور درآمد، کارگزاران سازندگی و هواداران هاشمی رفسنجانی و بعدها اصلاح طلبان به خصوص فائزه هاشمی ، اولین گروهی بودند که تابو شکنی در مورد حواشی حجاب و حضور زنان در جامعه-که کلید آزادی های اجتماعی و آزادی زنان محسوب می شد- را شروع کردند...اما خیلی زود مقاومت محافظه کاران، راه آنان را سد کردند..
-اما به نظر می رسد در سالهای اخیر، گروههای زیادی از جریان محافظه کار(موسوم به راست) هم تردیدها و افق های جدیدی را در مساله حجاب پیدا کرده اند، سخنان جنجال برانگیز شمقدری یا رحیم مشایی مشاوران احمدی نژاد در مورد حجاب یا حتی فاطمه رجبی(که در سخنرانی مشهدش در مورد سخت گیری بر جوانان حرفهای خاصی زده بود) همچنین بحث هایی که در مجلس هفتم در این خصوص درگرفت و اظهار نظر بیادماندنی مصباحی مقدم(عضو جامعه روحانیت مبارز) که :مگر در زمان رسول الله(ص) زنان اهل کتاب مجبور به حجاب اجباری بودند و ...نشانه های این تغییر بود..سال ۸۵ سالی بود که بحث های مختلف مربوط به زنان و ...رونق خاصی داشت، ناهنجاری های شدید اخلاقی در جامعه ، نارضایتی مردم و حتی مذهبی ها از وضع موجود هم دلایل دیگری بود این تردیدها را وسعت می بخشید.
-واقعیت این است که بر طبق قاعده اسمز! سیاسی بودن و سیاسی کردن مساله حجاب به طرز ماهرانه ای فروکش کرده است و در این فضا گروههای سیاسی زیادی هستند که با انگیزه های مختلف می خواهند و تلاش دارند مساله حجاب را به عنوان یک امتیاز آوانس گونه به اسم خود «حل» کنند و ...البته فمینیست ها(به خصوص فمینیست های برانداز) از خدایشان است که حجاب «سیاسی» باقی بماند تا آنها بتوانند با مانور و مقاومت در برابر آن برای خود وجهه اجتماعی و سیاسی و..ایجاد کنند، شاید بتوان گفت از نظر خیلی ها یکی از ابزارهای انقلاب های مخملین یا رنگین در ایران، همین موضوع حجاب اجباری یا باطبع تلاش برای کشف حجاب هایی با طعم نافرمانی مدنی باشد، روشنفکران ،حجتیه ای ها و سنتی ها از اول هم با حجاب اجباری مشکل داشتند، حالا باید دید چه کسانی در این بازی برنده می شوند...؟
-آیا حجاب هم مثل مذاکره با آمریکا به صورت یک تابوی خاص، تابویی «دست مالی شده ولی همچنان حفظ شده» درمی آید؟...خوب ! نظر شما چیه؟
خداوند
اغلب اوقات به دیدن ما می آید ولی اکثر مواقع ما خانه نیستیم.
هر اتفاقی، بزرگ یا کوچک، وسیله ایست که از طریق آن
خداوند با ما سخن می گوید
و هنر زندگی کردن این است که پیغام را دریافت کنیم.
بخشی از بزرگترین نعمت های خدا برای انسان،
بی جواب گذاشتن برخی دعاهای اوست.
خداوند هرکدام از ما را آنچنان دوست دارد
که انگار فقط یکی از ما وجود دارد.
خداوند امروز به تو هدیه ای 86400 ثانیه ای بخشید،
آیا یک ثانیه اش را استفاده کردی تا از او تشکر کنی؟
خوشایندترین و با استفاده ترین افراد،
کسانی هستند که نگرانی در مورد قسمتی از
مشکلات جهان را هم بر عهده خدا می گذارند.
ترجیح میدهم که با خدا در تاریکی قدم بزنم
تا اینکه تنها در روشنایی راه بروم
خداوند دنیا را کروی آفریده،
تا ما قادر نباشیم خیلی جلوتر جاده را ببینیم.
بيائيد سعي كنيم در سال 86 مثل ماهي قرمز كوچك تنگ بلور سفره هفت سينمون دلي اندازه يه دريا داشته باشيم
نوروز باستاني را به همه شاد باش مي گويم .

باید دیگر شد تا به یکدیگر شدن رسید، یکدیگر شد تا به همدیگر شدن رسید و همدیگر شد تا معنی راستین و طعم راستین و رنگ و بو و گرمی و نور راستین عشق را که ودیعه گرانبهای خدا است در گنجینه نهاد آدمی دریافت.
غروب است و نگاه سرخ خورشید، دلم آتش در آتش میگدازد!
غروب است و من و گاه مناجات،کسی چنگ دلم را مینوازد!
غروب است و غریبی و غم ودرد، غروب است وطلوع یک شب سرد
غروب است و غریبی من و یار،کسی با یاد می ، نی مینوازد!
غروب است و صدای نرم باران،و گاه خلوت شب زنده داران
غروب است و سرشک آه و افسوس،ونی العفوگویان مینوازد!
غروب است و رهایی از هوسها،غروب و گاه تطهیر نفسها
غروب است و نگاه شرمساران،نگاهی کآسمان را مینوازد!
ومن سجاده ای بی توبه دارم،غروب است ودلی آزرده دارم
هم امشب میسپارم دل به یاری،که میدانم دلم را مینوازد!
یادته گفتی حالا با ریش تیغ می زنند؟
http://davodabadi.persianblog.com/
حمید داوود آبادی
نویسنده جنگ
(خیلی به خودم فشار آوردم تا این متن تند و گزنده را ننویسم. هی با خودم گفتم: "انشاالله که گربه است" ولی دیدم نه، گربه همسایه ما شد کفتار! پس این را برای همه ... نوشتم. همه منظورهایش هم خودم هستم و امثال خودم.)
برای خودم و همه آنهایی که از حسادت فیلمسازی ده نمکی رو به قبله شدند!
شما همه تان همین جور هستید. همین جور هم بودید.
دو روز می آمدید جبهه، با یک وجب قد و قواره، سعی می کردید همه چیز را یاد بگیرید. چند ماه بیشتر نیامده بودید که برای خودتان طرح عملیات می دادید و تا یک طرحتان با موفقیت مواجهه می شد، طرح های بزرگ تر و پیشرفته تر می دادید و تا پای جان هم پای طرح هایتان می ایستادید. درست مثل "حسن باقری"، "علیرضا ناهیدی" و ...
اصلا بزرگ و کوچک حالیتان نیست. اصلا پیشکسوت نمی شناسید.
ما یک عمر است برای خودمان لقب "استاد" و ... را یدک می کشیم، سال هاست که با روشنفکران سبیل چخماقی! حشر و نشر داریم! خودمان را کشتیم و ریش پروفسوری گذاشتیم تا به امثال شما بفهمانیم که برای هر حرکت فرهنگی باید اول از ما اجازه بگیرید! نشد که نشد.
ما هم جبهه بودیم. ما هم دلمان سوخت وقتی فهمیدیم تو فیلم جنگ ساختی.
اصلا کی گفته تو کارگردان شوی؟
کی گفته بود تو نشریه چاپ کنی؟
ما 4 میلیارد تومان از فلان مرد شریف! گرفتیم که توی انتخابات برایش پز بدهیم و او را بالا ببریم. هر چه باشد او هم بچه جنگ است! حالا 40 میلیارد ریال را از کجا آورده، به تو و امثال هوچی گرانی چون تو مربوط نیست.
همین که احساس وظیفه کرد که باید برای خدمت بیشتر به ملت همیشه در صحنه! خطرات و سختی ها را به جان بخرد و رئیس جمهور شود، خودش کلی ارزش دارد. اصلا این ارزش هاست که باید برایش در تهران، امروز روزنامه چاپ کرد آن هم با یک میلیارد تومان اهدایی دوست و برادر عزیز!
ما خودمان را کشتیم. هر شب ولادت و وفات توی خانه و محل کارمان هیئت راه انداختیم از کوچک تا بزرگ مداح معروف آوردیم. حالا لبی به قلیان خوش داریم و سیگار از گوشه لبمان نمی افتد به تو چه؟!
ما 10 تا آره درست خواندی 10 تا شغل که نه، منصب و مسئولیت مشاوره و ریاست دولتی برای خدمت به آبادانی ایران عزیز! پذیرفته ایم و برای حفظ آرمان های انقلاب و شهدا! شب و روز در مسافرت خارجه از چین و ماچین گرفته تا بورکینافاسو و ایالات متحده هستیم. هیچ کس ما را نمی شناسد و برایمان سوت و کف نمی زند. (البته این جوری بهتر است که گمنام بمانیم و کسی از خدمات عالیه و حق ماموریت های میلیونی مالیه و حالیه اطلاع نداشته باشد.)
آن وقت تو یک وجب بچه، بسیجی آسمان جل، جنوب شهری پاپتی، برای ما می خواهی فیلم جنگی بسازی؟
خجالت بکش ده نمکی!
همسن من که هستی، سوادم که داری و دانشگاه هم که رفتی، نه شغل نان و آب دار درست و حسابی داری، نه با ریشت کسی را تیغ زده ای! نه رئیس فلان اداره و مدیر عامل فلان موسسه هستی و نه ماشین آن چنانی سوار می شوی.
پس چرا باید تو فیلم جنگی بسازی و مردم تو را تشویق کنند؟
مگه تو از ما چی بیشتر داری؟
غیرت، شرافت، سابقه جبهه، ریش، ریشه، ...
بیخودی حرف "سیدمهدی شجاعی" را در چهلمین روز شهادت "سیدمرتضی آوینی" در مراسم "شبی با مرتضی" در حوزه هنری با خودت زمزمه نکن: "آی شهدا کجایید تا ببینید امروز جای تیغ بر صورت دوستان و همرزمانتان بیشتر از جای مهر بر پیشانی شان دیده می شود."
اقتضای زمان و موقعیت شغلی را فراموش نکن!
تازه، برای جذب آراء نسل امروز باید خیلی کارها کرد!
تو هم اگر می خواستی روشنفکر شوی، باید همین گونه عمل می کردی.
مگر خودت نمی گفتی:
"رابطه تیغ و ریش در قبل و بعد از انقلاب این گونه بود: قبل از انقلاب با تیغ ریش می زدند، ولی بعد از انقلاب با ریش تیغ می زنند."
خب حالا ما هم دوره با ریش تیغ زنی مان تمام شده، ترجیح دادیم دوزیست شویم! روشنفکر شدیم و ریش پروفسوری و مجالس آن چنانی و حقوق فلان و ... تازه روشنفکری چیزای دیگر هم لازم دارد که داریم به آنها هم می رسیم ....
پس دیگر بی خودی سنگ ما رزمنده های قدیمی عرصه جهاد نظامی و فرهنگی را به آن سینه خس خس دار شیمیایی ات نزن.
خب تو بی عرضه بودی و هی پشت سرهم می رفتی جبهه و عملیات، وگرنه با یک بار جبهه رفتن هم می شد ادای تکلیف درآورد! باید فکر امروز را هم می کردی! ما با یک اعزام، آینده یک عمر خود و نوه نتیجه مان را بیمه مالی بیت المالی کردیم!
لطف کن و دیگر پا توی کفش ما نکن.
دیگر فیلم نساز.
دیگر از شهدا ننویس.
دیگر از کسی انتقاد نکن.
دیگر ...
دیگر برو و زودتر بمیر و:
" درد جبهه را با درد خود عوض نکن!"
عید برهمه دوستان مبارک باد







