|
وقتی زور ، جامه تقوی می پوشد ، بزرگترین فاجعه در تاریخ پدید می آید ! فاجعه ای که قربانی خاموش و بی دفاعش علی است و فاطمه و بعدها دیدیم که فرزندانشان یکایک و اخلافشان همه ! « دکتر علی شریعتی » مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت ؟ باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید ؟ او با علی آشناتر است. « دکتر علی شریعتی » ( اسلام شناسی ، ص ۵۸۷ ) علی کسی است که نه تنها با اندیشه و سخنش ، بلکه با تمام وجود و زندگی اش به همه ی دردها و نیازها و همه ی احتیاج های چند گونه بشری در همه دوره ها پاسخ می دهد . « دکتر علی شریعتی » ( ما و اقبال ، ص ۳۸ ) |


آنان که معنای ولایت را نمی دانند در کار ما سخت مانده اند....
و کلیپ قبلی.....
رهبر مظلوم انقلاب...خاطره ای عجیب از شیخ مهدی دانشمند درباره مقام معظم رهبری

شاید بعضی ها به این کلیپ بخندند!!! و یا مسخره کنند!!! اما ما از مسئولین کمتر داشتیم کسی که سینه زن امام حسین(ع) باشه...به قول حاج محمود عجیب نیست...عجیب نیست...حجم این کلیپ زیاد نیست حتما دانلود کنید(حجم:k 563)
نظرتون را در مورد این کلیپ بنویسید...داره آمار کلیپهامون زیاد میشه!!!
منبع:http://mobarezh.blogfa.com/
الصَبْرُ مِفْتاح الدَرْك وَ النُجحُ عُقْبَي مَنْ صَبَرَ
صبر كليد رسيدن است و كاميابي سرانجام كسي كه صبر ميكند.
(بحار النوار ، ج75 ، ص25)
فراموش نكن كه ...

علي كيست ؟
كيست علي مظهر ذات خدا
كيست علي مقتدر و مقتدا
كيست علي باب علوم نبي
كيست علي راهبر انبياء
آثارچاپ شده حضرت آيت الله سيد مجتبي حسيني ميرصادقي زنجاني
(حفظه الله تعالي)
1 – در ثمين و ماء معين
2 – ديوان مراثي اهلبيت عليهم السلام
3 – راهنماي حقيقت يا شيعه چيست و كيست ؟
4 – سجاديه زنجاني
5 – تزكيه نفس و ذخيره رمس
6 – نخبه الخبار تحفه الاحيار(تخليه از رذائل و تحليه با فضائل)
مولاي من سلام
اگر قرار شد كه بياييد
كافي است شماره هاي
يازده رقمي مان را
كه عنقزيب دوازده رقمي
خواهد شد
همراه داشته باشيد
و يادتان باشد كه ما فقط
تا ساعت 10 شب
بيداريم !!!
*عليرضا قزوه*
(( حضور لاله ها ))
باز هم اول مهر آمده بود
و معلم آرام
اسم ها را مي خواند
اصغر پور حسين !
پاسخ آمد:
حاضر
قاسم هاشيميان !
پاسخ آمد حاضر
اكبر ليلا زاده....
پاسخش را كسي از جمع نداد
بار ديگر م خواند :
- اكبر ليلازاده
- .....
پاسخش را كسي از جمع نداد
همه ساكت بوديم
جاي او اينجا بود
اينك اما ، تنها
يك سبد لاله ي سرخ
در كنار ما بود
لحظه اي بود ، معلم سبد گل را ديد
شانه هايش لرزيد
همه ساكت بوديم
ناگهان در دل خود زمزمه اي حس كرديم
غنچه اي در دل ما مي جوشيد
گل فرياد شكفت !
همه پاسخ داديم :
حاضر
ما همه اكبر ليلا زاديم
سروده مرحوم قيصر امين پور
عبور از كارون ، ص 50
((گزارش آغار جنگ ))
آغاز حمله رسمي عراق به جمهوري اسلامي ايران :
رژيم متجاوز عراق اولين تجاوز مرزي خود به جمهوري اسلامي ايران را در تاريخ13/1/1358 آغاز و تا 31/6/1359 به مدت 18 ماه 636 مورد تجاوز زميني ،هوايي و دريايي به ثبت رسيده است. ولي تهاجم سراسري عراق در ساعت 14 روز 31/6/1359 با حملات هوايي به 19 شهر ايران آغاز گرديد و از اولين ساعات روز 1/7/1359 با استعداد 48 يگان سازماندهي شده در قالب تيپ ها و لشكرهاي زرهي، مكانيزه و پياده و با برخوردي از پشتيباني 800 قبضه توپ ، 5400 دستگاه تانك و نفربر ،400 قبضه توپ ضد هوايي ، 366 فروند هواپيما و 400 فروند هلي كوپتر حمله زميني خود را با اهداف لغو قرارداد 1975 ، تصرف و تجزيه استان خوزستان و در نهايت براندازي نظام جمهورس اسلامي ايران آغاز نمود.
عرب زاده
مريض عشق تو را درد هست درمان نيست
فراق روي تو را هجر هست پايان نيست
هرآنكه پيرو خط علي و آل عليست
قسم به جان علي روز محشر گريان نيست
اطلاع رسانی به شیوه جدید
اتوبوس-کیوسک تلفن-تیر چراغ برق ودرخت-دیوار- سرویسهای بهداشتی عمومی-اسکناس-
شاید بپرسید این کلمات رو واسه چی ردیف کردم....برای جمله سازی؟؟؟ نه.....اینها وسایل ومکانهایی
هستند که برای اطلاع رسانی استفاده میشه!!!
1.قسمتهای مختلف اتوبوس:
بدنه خارجی اتوبوس:معمولا آگهی های مربوط به پاکیزگی(لطفا مرا بشویید)یا تبلیغات نامزدها(عشق
من آرزو...)وتبلیغات تجاری( پاکسان به سلامت خانواده می اندیشد و.....) محدود می شه.
بدنه داخلی اتوبوس:محل گذر روزگار(یادگاری از احمد و لیلا بتاریخ فلان) یا اطلاعات مهم(این یادگاری از
من است...هر کس بخواند خر است)
روکش صندلی:شهر ما خانه ما(چسبوندن آدامس مصرف شده) و حفظ پاکیزگی
هوا(مالیدن محتویات بینی و...)
شیشه پشت اتوبوس:معمولا یاد یاران(جواد پلنگ...علی شپش...)یا نقش روزگار(یه قلب شکسته یا یه
قلب تیرخورده....)وپیام هشدار:(دنبالم نیا )ویا تبلیغات...
2.کیوسک تلفن:محل نوشتن ناگفته ها(پدرسگ چرا گوشی روبرنمی داری)یا دردودل فراموش شده ها
(مگه نمی گفتی هر جوری شده با من ازدواج می کنی)
3.تیر چراغ برق ودرخت:محل نمایش هنر نستعلیق نوین(کنده کاری اسم با چاقو)کنده کاری قلب با
کلید....وچسبوندن انواع آگهی(ترحیم...تبلیغ.و.).یه کیف حاوی مدارک وپول گم شده از یابنده.تقاضا
میشود.... .ویا:قطعه ای طلا پیدا شده با دادن نشانی آنرا دریافت کنید...
4.دیوار بیرونی اماکن(معمولا" خونه ها):مخصوص آگهی های اطلاع دهنده( جوب آب...مواظب باشید)یا
آگهی های نهی کننده(آشغال نریزید) هشدار دهنده(در این محل پارک نکنید؛پارک=پنچرشدن)آگهی های
تبلیغاتی:(تاکسی تلفنی؛ وانت تلفنی ؛تخلیه فاضلاب ؛ تدریس خصوصی
زبان...ریاضی..شیمی..کلاسهای آمادگی کنکور؛دعوت به همکاری وموسسه ی ترمیم موی...و..........)
5.سرویسهای بهداشتی عمومی:داخل سرویس:پیامهای عمومی (سیفون را بکشید....نظافت را رعایت
کنید...)اشکال وصور قبیحه(؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)وبیرون سرویس:آغاز دوستی های لطیف
(0912 آرمین...نه شب به بعد)
6.اسکناس:پیامهای تبریک:(سال نو مبارک)اشعار (نگاهت با نگاهم کرد
برخورد برو اونور بابا حالم بهم خورد....)منو خرج نکنید.....
7.دست(ساعد وبازو):خالکوبی تصاویر(معمولا" قلب تیر خورده) و حرفهای دل:
(رفیق بی کلک مادر؛سلطان غم مادر....دوستت دارم و....)
برگرفته از هفت رنگ( جوک/جورواجور/حکایت./ رفرش کنید×)
دکتر علی شریعتی :
تو میدانی كه من هرگز به خود نیندیشیدم، تو میدانی و همه میدانند كه من حیاتم، هوایم، همه خواستههایم به خاطر تو و سرنوشت تو و آزادی تو بوده است. تو میدانی و همه میدانند كه هرگز به خاطر سود خود گامی برنداشتهام، از ترس خلافت تشیعم را از یاد نبردهام. تو میدانی و همه میدانند كه نه ترسویم نه سودجو! تو میدانی و همه میدانند كه من سراپایم مملو از عشق به تو و آزادی تو و سلامت تو بوده است، و هست و خواهد بود. تو میدانی و همه میدانند كه دلم غرق دوست داشتن تو و ایمان داشتن تو است. تو میدانی و همه میدانند كه من خودم را فدای تو كرده ام و فدای تو میكنم كه ایمانم تویی و عشقم تویی و امیدم تویی و معنی حیاتم تویی و جز تو زندگی برایم رنگ و بویی ندارد. طمعی ندارد. تو میدانی و همه میدانند كه شكنجه دیدن به خاطر تو، زندان كشیدن برای تو و رنج كشیدن به پای تو تنها لذت بزرگ من است. از شادی تو است كه من در دل میخندم. از امید رهایی توست كه برق امید در چشمان خستهام میدرخشد، و از خوشبختی تو است كه هوای پاك سعادت را در ریههایم احساس میكن
استغاثه با امام زمان (عج)
اي كشيده برخ نقاب بيا
از پس ابر ماهتاب بيا
تا يكي غايب از نظرهائي
صاحب مسند و خطاب بيا
اي شفا بخش قلبهاي سقيم
بي تو دلها شده كباب بيا
حكم حق در جهان ما تعطيل
اهل دل مانده در عذاب بيا
ناكسان مي زنند زخم زبان
مانده در پيش تو جواب بيا
ظلم از حد گذشته يا مولا
دشمنان گشته كامياب بيا
بي حيائي شده ز حد بيرون
رو نموده پي سراب بيا
دين فروشا بخاطر دنيا
همه ماتند چون حباب بيا
اي صفا بخش محفل ياران
بر ضعيفان نما ثواب بيا
اي امام زمان بجان علي
لطف كن روز، ماهتاب بيا
شيعيانت غريق بحر غمند
دل فتاده باضطراب بيا
عاشقان جمال زيبايت
روحشان مانده در عذاب بيا
*************
گشته تعطيل حكم قرآنت
اي نماينده كتاب بيا
همه دم مي زنند از اسلام
چشم دلها همه بخواب بيا
(عرب زاده)
نام خدا زينت دفتربود
بعدخدانام پيمبر بود
بارالها بدرت نامه سياه آمدم
باميد كرمت صاحب جاه آمدم
بگذار از جرم من بنده عاصي يا رب
عمردر راه هوس كرده تباه آمدم
مجرمم گرچه ولي چون تو پناهي دارم
باميد صله بردرگه شاه آمدم
باید از رود گذشت .
باید از رود
- اگر چند گل آلود -
گذشت .
بال افشانی آن جفت کبوتر را
در افق ،
می بینی ، که چنان بالا بال
دشت ها را با ابر
آشتی دادند ؟
راستی آیا
می توان رفت و نماند
راستی آیا
می توان شعری در مدح شقایقها خواند ؟
۱۳۴۴/۳/۱۵ کتاب : از زبان برگ ، شفیعی کدکنی
بی تواینجا همه درحبس ابد تبعیدنی
سالها هجری وشمسی همه بی خورشیدند
توبیایی همه ثانیه ها، ساعت ها
ازهمین روز
همین لحظه
همین دم
عیدند
روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری با هم به دریا برویم و شنا
کنیم؟حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد
.
آن دو با هم به کنار ساحل رفتند.وقتی به ساحل
رسیدند حقیقت لباسهایش را دراورد . دروغ لباسهای
او را پوشید و رفت!
از آن پس حقیقت عریان و زشت است و اما دروغ
در لباس حقیقت با ظاهری اراسته نمایان می
شود!!
پوپك
پوپكم،پوپك شيرين سخنم! اين همه غافل از اين شاخه به آن شاخه مپر اين همه قصه شوم از كس و ناكس نشنو غافل از دام هوس اين همه در بر هرناكس و هركس منشين پوپكم،پوپك شيرين سخنم! تويي آن شبنم لغزنده گلبرگ اميد من از آن دارم بيم كاين لجنزار تو را پوپكم آلوده كند اندر اين دشت مخوف كه تو آزاديش اي پوپك من مي خواني زير هر بوته گل زير هر جوي آب پشت آن كهنه فسونگر ديوار كه كمين كرده تو را زير درختان كهن پوپكم! آدمي هست گرگ خونخوارهء بدكارهء بد نامي هست سالها پيش دل من كه به عشق ايمان داشت تا كه آن نغمه جانبخش تو از دور شنيد اندر اين مزرع آفت زدهء شوم حيات شاخ اميدي كاشت....
چشم بر راه تو بودم كه تو كي مي آيي بر سر شاخه سرسبز اميد دل من كه تو كي مي خواني پوپكم! يادت هست؟ در دل آن شب افسانه اي مهتابي كه بر آن شاخه پريدي لحظه اي چند نشستي نغمه اي چند سرودي....
گفتم:اين دشت سيه خوابگه غولان است همه رنگ است و ريا همه افسون و فريب صيد همچون تويي اي پوپك خوش پروازم مرغ خوش خوان و خوش آوازم به خدا آسان است اين همه برق كه روشنگر اين صحراهاست پرتو مهري نيست نور اميدي نيست آتشين برق نگاهي ز كمينگاهي است همه گرگ و همه ديو....
در كمين تو و زيبايي تو پاكي و سادگي وخوبي و رعنايي تو مرو اي مرغك زيبا كه به هر رهگذري همه ديوند كمين كرده نبينند تو را دور از دست وفا پنهان از ديده عشق نفريبند تو را نفريبند تو را......
دكتر شريعتي
درخواست از رئيس جمهور(خادم جمهور)
به: رياست محترم جمهور
از: كابينه 70000000
موضوع: بي كفايتي مسئولان و مديران
احتراما" به استحضار مي رساند، خواست ما از شما اين است كه مسئولان و مديران و... بي لياقت ، ريا كار و ظاهر ساز و تغيير موضع داده پاچه خوار و نون به نرخ روز را از شما داريم بخصوص در استان محروم و مظلوم و غريبه پرست و عقب مانده زنجان از عالي ترين مقام اجرايي استان تا ..... داريم.استاني كه تا به حال مسئولي دلسوز وپايه كار به خود نديده و اكثرا" هم غير بومي بوده اند و از زنجان به عنوان سابقه كار استفاده كرده اند و به اميد روزي كه فارغ از جناح بازي و باند بازي افراد لايق و با درايت سركار بياينند......
آيا آنروزخواهد آمد؟
چراقرآن را محجور كرده ايم ؟
جواب پيامبر رو چي ميخايم بديم؟به جاي مطالعه كردن معنا و تفسيرو عمل به اون،از قرآن در سفره عقد، بدرقه مسافر ، موقع سوگند خوردن و يا براي دكور تو كتابخانونه ، تاقچه خونه و ...... استفاده مي كنيم(همه نه ولي اكثريت)حالا كه به ماه رمضون نزديك ميشيم تلاش كنيم كه قرآن را از محجوريت بيرون كنيم و حداقل براي يه بار تو عمرمون كه شده قرآن رو با معنا و تفسير و تفكر بخوانيم و سعي كنيم عمل كنيم و.....................
به گزارش مهر، رهبر انقلاب اسلامي، صبح امروز در ديدار رئيسجمهور و اعضاي هيأت دولت، شهيدان رجايي و باهنر را مظهر علم و عمل برشمردند و با گراميداشت ياد رئيسجمهور و نخستوزير شهيد افزودند: ارزشهاي اين دو شهيد بزرگوار، بايد در نگاه مسئولان و رفتار عمومي آنان تجلي يابد.
” من
پری کوچک غمگینی را
می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین
می نوازد آرام آرام
پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد ”
(فروغ فرخزاد )
صبحِ بي تو، رنگِ بعد از ظهر يك آدينه دارد
بي تو حتّي مهرباني حالتي از كينه دارد
بي تو ميگويند: تعطيل است كار عشقبازي
عشق امّا كي خبر از شنبه و آدينه دارد؟
جغد بر ويرانه ميخواند به انكار تو امّا
خاكِ اين ويرانهها بويي از آن گنجينه دارد
خواستم از رنجش دوري بگويم، يادم آمد
عشق با آزار، خويشاونديِ ديرينه دارد
روي آنم نيست تا در آرزو دستي برآرم
اي خوش آن دستي كه رنگ آبرو از پينه دارد
در هواي عاشقان پر ميكشد با بيقراري
آن كبوتر چاهيِ زخمي كه او در سينه دارد
ناگهان قفل بزرگ تيرگي را ميگشايد
آنكه در دستش كليد شهر پر آيينه دارد
قيصر امينپور
او خواهد آمد...............
ما زنام تو برای خویش دکان ساختیم
کار می چرخید و ما بر کاسبی پرداختیم
ما شناساندیم نامت را به مردم ! ما که خود
جز غباری از نگاه آینه نشناختیم
یک نفر عاقل میان کشور دیوانه ها!
تا در آری سنگ نه گوهر به چاه انداختیم
باد چنگیزی شدیم از دور گردت حلقه ها
حلقه ی اطرافیان بودیم ! بیرون تاختیم
صاحب جاهیم ! مالی هست ! اسمی هست ! لیک
در قمار با تو بودن سخت ارزان باختیم
سوختی و سوختی و سوختی . . .
ساختیم و ساختیم و ساختیم
( شعر از مسعود دیانی )






