نام کتاب:عصر ظهورنويسنده: علي کوراني
مترجم: عباس جلالي
ناشر: سازمان تبليغات اسلامي
سال: 1375
علامه علي کوراني، از علماي مبارز و نويسندگان چيره دست لبنان منطقه جبل عامل است. تلاشها و مجاهدتهاي زيادي در لبنان، عراق، کشورهاي عرب خليج فارس کرده است. او چند سالي در ايران به سر برده و تحقيقات فراواني راجع به انقلاب اسلامي انجام داده است.
کتاب حاضر حوادث و اتفاقات امروز دنيا را براساس روايات بررسي و تفسير کرده است. و بر همين اساس به بيان اوضاع و شرايط نقاط مختلف و حساس دنيا در زمان قيام حضرت بقيه الله پرداخته است. اين کتاب تصوير کلي از حوادث نزديک به ظهور ارائه مي دهد.
اين کتاب در 18 سرفصل تقسيم بندي شده است:
با حجم ۱.۳۸ م ب بصورت فشرده دانلود کتاب عصر ظهور
خطابه غدير تنها خطابه ايست که پيامبر خدا (صلی الله عليه وآله) نه تنها شنيدن و دانستن آنرا برای همگان واجب دانسته اند، بلکه رساندنش به ديگران را نيز بر ما تکليف نموده اند و اين امر در مورد هيچ خطبه ديگری از ايشان سابقه ندارد. وبسايت غديرخم اين جمله را در صدر اساسنامه فعاليتهای خود قرار داده و می کوشد این خطابه که در واقع آخرين خطابه و وصيت نامه رسول خدا (صلی الله عليه وآله) برای تمامي نسل بشر می باشد را بدون هيچ کم و کاست به گوش کسانی که از آن بی خبرند، برساند.
شعري كه دكتر شريعتي در مورخه 5/12/35 سروده است :
با لاله كه گقت ...
از ديده بجاي اشك خون مي آيد دل خون شد و از ديده برون مي آيد
دل خون شد از اين غصه كه از قصه عشق مي ديد كه آهنگ فسون مي آيد
مي رفت و دو چشم انتظارم بر راه كان عمر كه رفت باز چون مي آيد
با لاله كه گفت حال مارا كه چنين دلسوخته و غرقه به خون مي آيد
كوتاه كن اين قصه جانسوز اي شمع كز صحبت تو بوي جنون مي آيد
دولت نهم تجلي بخش نام و اعتبار ويژه خطه آذربايجان شده است.
با نگاه به تركيب كابينه نهم كه نشانگر حضور چهره هاي سرشناس آذري زبان در مناصب كليدي و تاثير گذار دولت است، مايه مباهاتی براي اين خطه بزرگ و مهم مي باشد كه اين امر ناشي از تعلق خاطر و اعتماد ويژه احمدي نژاد و نيز شناخت مناسب رئيس جمهوري از استعدادهاي اين ديار فرهيخته يعني سر ايران مي باشد.
چهره هاي چون: دكتر داودي معاون اول امين رئيس جمهور، دكتر سعيدلو معاون اجرايي پرنفوذ رئيس جمهور، محصولي وزير وزارتخانه كليدي كشور، فتاح وزير وزارتخانه مهم نيرو، پروفسور مولانا مشاور رسانه اي پر آوازه رئيس جمهور، غرقي رئيس بازرسي رياست جمهوري، ضيائي رئيس سازمان بزرگ تامين اجتماعي، فيضي رئيس شركت مخابرات ايران و بسياري از معاونين وزرا و روساي سازمانهاي كشوري مصداق عيني این حضور افتخار آميز آذري زبانان در تركيب دولت نهم مي باشد.
منبع:خبرنگار ميهن
«نگین ایران»، فصلنامه مطالعات جنگ ایران و عراق در شانزدهمین شماره خود نقش سرلشكر پاسدار شهید حاج احمد كاظمی فرمانده نیروی زمینی سپاه، را در جنگ تحمیلی را با سرلشكر غلامعلی رشید و سردار حاج قاسم سلیمانی به بحث گذاشته است و هم با گرامی داشت یاد و خاطره این سردار سرافراز اسلام، متن این گفتوگو را منتشر میكند.
در بخش اشاره این گفتوگو میخوانیم: شهادت سردار احمد كاظمی جامعه ایران به ویژه رزمندگان و همرزمان این عزیز را در غم و تاثر جانكاه فرو برد.فرصت را مغتنم شمرده،ویژگیهای این شهید بزرگوار را در حضور سرلشكر رشید و سردار حاج قاسم سلیمانی به بحث گذاشتیم.خوانندگان محترم را به مطالعه این گفتوگو كه در وضعیت خاصی انجام گرفت و آمیخته است با خاطراتی از فراز و نشیبهای جنگ همراه با شهید كاظمی، جلب مینمائیم.
روزهای حج است و هم اهل دل و هم اهل قلم راجع به آن فراوان گفته و نوشته اند. از ناصر خسرو بگیر تا جعفر شهری. که این آخری سفرنامه ایی کاملا متفاوت هم نوشته است. راستی مالکوم ایکس (خشمگین ترین سیاه آمریکا)هم در همین سفر حج بود که منقلب شد.
از نظر من اوج تلفیق دل و قلم مربوط به حج دکتر علی شریعتی است با آن دامنه وسیع اطلاعاتش و برداشتهای بسیار بدیعش از این رسم اسلامی.
اما برای من جلال آل احمد چیز دیگری. با خسی در میقاتش. و او در این کتابش نیز شلاقی پیدا کرده و بی محابا بر تن و بدن خویش کشیده است. اینکه کسی اعتراف کند سالها نماز نخوانده چیز کمی نیست. آن هم پسر یک روحانی و پسر عموی طالقانی بزرگ. ولی جلال آل احمد به خاطر همین دیوانگی هایش هست که هنوز هست.
قسمت هایی از متن کتاب:
خسی در میقات
"دیدم که تنها خسی است و به میقات آمده و نه کسی و به میعادی"
ص108
سفر
"این جور که می بینم این سفر را بیش تر به قصد کنجکاوی آمده ام. عین سری که به هر سوراخی می زنم. به دیدی، نه به امیدی. و این دفتر، نتیجه اش."
ص229
صبح
"بزرگ ترین غبن این سال های بی نمازی از دست دادن صبح ها بوده؛ با بویش، با لطافت سرمایش، بارفت و آمد چالاک مردم. پیش از آفتاب که بر می خیزی انگار پیش از خلقت برخاسته ای."
ص42
"در آشیانۀ حجاج که به انتظار بودیم،جوانک های بازرس با آمیخته ای از اعجاب و تحقیر نگاه می کردند؛ همه را. به خصوص مرا. (شاید خیال می کردم؟ چون خودم را توی جماعت برخورده می دیدم؟) و که «بله چه احمق هایی!»، لابد. و خودشان؟ بهترین مصرف کنندگان تیغ ریش تراشی و کراوات و خمیردندان! و «حاجی بعد از این» ها: دهاتی ها و بازاری ها و خاله خانم ها و اُمّل ها و تک و توکی آدم های مثل من. و اعجاب انگیز. و همه تیغ ریش تراشی و آن خررنگ کن های دیگر را رها کرده، و روانه به کشفی. هرکدام یک جور. یکی به کشف سفر؛ دیگری به کشف کعبه؛ و دیگری به کشفِ خودِ کشف..." ص15
«از مدینه به این سمت، در امساک کلی به سر می برم. چای و کمپوت و ماست. و کمپوتی که ظهر خوردم مال ژاپون بود. چیزی میان هلو و زردآلو. و زرد طلایی. و آب انبه مال هند. و هر چیزی از جایی. امتعۀ تمام عالم را می آورند اینجا. شوخی که نیست. این همه آدم و چنین بازاری! شاید بشود گفت که مراسم حج یک بُنجُل آب کن است برای تمام کارخانه های عالم. و حضراتِ هم سفرها عجب مشغول خریدند. و الآن دارند خرید هاشان را بازدید می کنند. و مظنّه می کنند و همدیگر را خبردار می کنند از این که کدام فروشنده کلک است و کدام نسیت. چای و تمر و پارچه و یاقوت احمر و پوست مار (برای پول دار ها) و خلعت و چادر سیاه (و چه سیگار ال.امی میکشند!) و روغن بلسّان و عود و عطر و مومنایی (که حسابی قیر نفت چاه های نفت است) و ساعت و پیراهن مردانه و جوراب و کفش و خیلی چیزهای دیگر. هرکدام مال گوشه ای از عالم. و عجب ضیافتی دارند سگ ها و بز ها و گربه های محل؛ پشت دیوار عمارت ما. خوراک یک گله شان انباشته. الباقی سفرۀ حجّاج، که آب و هوای گرم از خوراکشان انداخته...»
(ص137)
مسجد النبی
"خیلی دلم می خواست بدانم معمار بنا که بوده تا یخه اش را بگیرم و بگویم: حضرت! عظمت ماورای طبیعی چنین بنایی را از ساده ترین عوامل طبیعت باید ساخت. در سنگ باید جست. نه در این تکه های قالبی و سیمانی."
ص75
و لاالضّالّین
"آخوندها توی کلّه شان کرده اند که اگر " و لاالضّالّین" شان درست ادا نشود، زن شان برای تمام عمر بهشان حرام خواهد شد. و شوخی که نیست. بهترین سر پل خر بگیری!"
ص86
سردار منصور عزتي گفت: برخي بسيج را تنها با لباس نظامي، حضور در سنگرها و با كاركرد نظامي تعريف مي كنند، در حالي كه خلاصه كردن بسيج در كسوت نظامي توهين به بسيجيان است.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه زنجان، سردار منصور عزتي كه در مراسم يادواره شهداي بسيج مسجد امام محمد باقر (ع) زنجان سخن مي گفت، اظهار داشت: جنگهاي قرن اخير، در دوراني به وقوع پيوست كه بحث بلوغ انساني جوامع مطرح بود و كشورهايي كه خود را مهد تمدن مي دانستند، به خاطر منافع خود موجب كشته شدن ميليونها انسان گرديدند.
وي به برخي جريانهاي سياسي و مذهبي در ايالات متحد آمريكا اشاره و خاطرنشان كرد: اين جريانها كساني هستند كه مي خواهند آينده جهان را بدون حضرت مهدي (عج) رقم بزنند و در صددند با زمينه چيني مباحث ظهور حضرت مسيح (ع) و با راه اندازي جنگ عليه مسلمانان مانع از ظهور آن حضرت بشوند. لذا بيشتر سياستمداران كاخ سفيد اين آرزو را دارند كه تنها كسي باشند كه دگمه شليك موشك هاي بالستيك هستهاي را به سمت مسلمانان فشار مي دهند.
رئيس اسبق دانشكده افسري دانشگاه امام حسين(ع) ادامه داد: با توجه به روايات اسلامي، در زمان ظهور حضرت صاحب الزمان (عج) سلاحهاي پيشرفته دشمنان اسلام، كاركرد خودشان را از دست خواهند داد. شايد اين اتفاق به دليل ايجاد بلوغ فكري و رشد عقلي جوامع انساني باشد كه ديگر نيازي به اينگونه سلاحها احساس نخواهد كرد.
عزتي تصريح كرد: ما خواهان جنگ نيستيم و جنگ في نفسه ارزش محسوب نميشود اما آن چيزي كه داراي ارزش مي باشد، اين است كه بسيجيان ما براي دفاع از ملت در راه خدا، آگاهانه و نه از روي اجبار و تفنن و احساسات به عرصه جنگ وارد شدند.
فرمانده سابق لشکر نیروی مخصوص حمزه (ع) دليل عدم وجود امكان قيام براي ائمه (ع) را نبود عنصر فداكارانه در طول تاريخ براي ايشان عنوان نمود و افزود: امام خميني (ره) نيز اگر از اين فداكاران بي بهره بود، نمي توانست پيروز شود و اين فداكاران كساني بودند كه براي به ثمر رسيدن آرمانهاي انقلاب و سربلندي كشورمان خودشان را فدا مي كردند.
وي اظهار داشت: به قضاوت امروز، بسيج در همه صحنهها موفق عمل كرده است و با توجه به گذر زمان و تغيير نيازهاي كشور، كاركردهاي مختلفي در حوزه هايي نظير علم، فن آوري، فرهنگ و هنر از خود نشان داده است لذا در همه عرصههاي مختلف، داشتن تفكر بسيجي يك اصل لازمبه نظر مي رسد.
عزتي به تبيين مفهوم تفكر بسيجي پرداخت و خاطر نشان كرد: تكفر بسيجي يعني اينكه انسان خود خواه نبوده و منافع مردم، كشور و نظام را بر منافع خود ترجيح دهد. همچنين داشتن بصيرت ، شجاعت در عمل، سست عمل نكردن از ديگر ويژگيهاي تفكر بسيجي به شمار مي رود.

هفته بسیج گرامی باد.
«بسیج مدرسه عشق است»
و تربیت یافتگان آن، صلابت و عطوفت را در هم آمیخته اند. آنان ستبری و استواری همه اسطوره های حماسه آفرین تاریخ را در بازوان خود جمع کرده اند و همه حماسه سرایان تاریخ را به ثنای خود واداشته اند.
«بسیج شجره طیبه و میقات پابرهنگان است ».
بسیج همنوای ناله های نخلستان و چاه و میراث دار ذوالفقار بی نیام است. بسیج چکیده چهارده قرن عاشورا ست و یک تمدن شگرف از آن سوی تاریخ است. سلام خدا بر بسیج و تربیت یافتگان آن و آموزگار بلند اخترش، امام خمینی (ره)
ای شورآفرین سترگ! ای شعور سبز! ای فرزند انقلاب نور! ای مرید آفتاب! ای بسیجی! کدام قصیده و غزل است که تو را نشناسد؟ کدام حماسه است که گذارش به دستان سبز تو نیفتاده باشد؟ کدام اعجاز است که از پیش چشمان بیدار تو پنهان مانده باشد؟ کدام جاده آسمانی است که به قنوت شبانه تو ختم نشده باشد؟ تو معنی همه گلواژه های ایثاری! تو تعبیر همه آیه های ایمانی! تو بسیجی هستی و قلب رهبر برای تو می تپد. سلام و درود خدا بر حماسه ات که جای جای میهن سبزم از آن نشان دارد.






