رييس بنياد باران ارزش را " تلاش براي پيشرفت کشور، حاکم شدن عدالت، حرمت گذاشتن به اهل علم و دانشمندان و احساس امنيت کردن آنها" تعريف كرد.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي در ديدار با اقشار مختلف مردم استان زنجان، خاطرنشان كرد: سياست روزگار سياست جنگ و خشونت است و هرکس قدرت دارد، فقط منافع خود را در نظر ميگيرد و براي رسيدن به منافع هرگونه جنايت، اشغال و سرکوبي، تحقير و جنگ رواني عليه کسانيکه دشمن خود ميداند انجام ميدهد كه نمونه آن را در غزه مظلوم ميبينيم.
نماز
حضرت مهدی (عج) فرمودند :
ما ارغم انف الشیطان بشی ء مثل الصلاة فصلها و ارغم انف الشیطان
هیچ چیز مثل نماز بینی شیطان را به خاک نمی مالد و او را خوار نمی کند ، پس نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال .
( بحار الانوار، ج ,53 ص 182 )
حضرت مهدی (عج) فرمودند :
ان استرشدت أرشدت ، و ان طلبت وجدت
اگر خواستار رشد و کمال معنوی باشی هدایت می شوی ، و اگر طلب کنی می یابی .
( بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 339 )
بسم الله الرحمن الرحیم
قال علي (ع) : طوبی لمن كان عیشه کعیش الکلب ففیه عشرة خصال فینبغی ان یکون کلها في لمؤمن.
امیرالمؤمنین (علیه السـلام) می فرمایند: خوشا به حال کسی که زندگیش مثل زندگی سگ باشد!!! در سگ ده خصلت پسنديده است که مؤمن به داشتن آن سزاوارتر است.
الف) لیس له مقدار بین الخلق و هو حال المساکین.
سگ در ميان مردمان ، قدر و قیمتی ندارد که این حال «مساکین» است.( مؤمن به دنبال شهرت و انگشت نمائی نیست )
كربلا، بيابان سوزانى است كه در آن بال و پر منطق مىسوزد. سر عقل خم مىشود. پاى چوبين استدلال مىشكند و زبان استدلال، لال مىشود.
پيش از حسين(ع) و پس از او، صحنه تاريخ هماره ميدان نبرد حق و باطل بوده است. اما چرا از ميان اين همه، عاشورا حماسهاى ديگرگونه است؟
شايد حضور چهرههاى گوناگون يك جامعه، مثل زن، كودك، جوان، پير و ... يا وجود تمام عناصر يك زندگانى كامل مانند تشنگى، ايثار، عشق، مظلوميت، نيايش، خواب، بيدارى، جهاد، وفادارى و ... بر اين تابلو، رنگى از جاودانگى پاشيده است.
اما غير از اين شايد بتوان گفت كه در درگيرى مستمر حق و باطل، چيزى كه اثر آن كمتر از خود آن درگيرى نيست، آگاهى تاريخ و جامعه از آن است، چون افراد و جوامع زوالپذيرند و اگر درگيرى حق و باطل، تنها در ميان نيروهاى درگير در كشمكش مطرح باشد. هر دو نيرو روزى از بين خواهند رفت. اما اگر پيام اين درگيرى به گوش تاريخ و به دست جامعه برسد، اثرى زوالناپذير خواهد داشت.
و شايد بتوان گفت آنچه مبارزه حق و باطل را در طول تاريخ امتداد داده، پيام آن بوده است. و نيز شايد يكى از دلايل وجودى قصص قرآن همين باشد. مثلاً در قصه فرزندان آدم، برادرى به دست برادر ديگر كشته مىشود و كلاغى برانگيخته مىشود تا قاتل را گوركنى بياموزد، اگر خدا نبود كه ببيند و بنگارد و پيامآورى نبود تا پيام را برساند، شايد خون هابيل براى هميشه در خاك مىخفت.
در اينجا هم درگيرى حسين(ع) و يزيد را پيامبرانى است. يكى پيامبرى كه «امام» است. و ديگر پيامبرى كه «زن» است. و ديگرانى كه هر كدام بار پيامى را به دوش جان داشتند.
چه مىتوان گفت از زبان آتشين سجاد(ع)؟ و چگونه مىتوان گفت كه آن امام در عاشورا چه ديد و چه شنيد و چه كشيد! و پس از آن چه مىبايست ببيند و بكشد! كه اگر او نبود فريادهاى زينب(ع) هم در گنبد تاريخ طنينى مىافكند و سپس رفته رفته به خاموشى و فراموشى فرو مىرود.
چرا كه او حلقهاى طلايى از زنجيره خدايى امامت بود و اگر او نمىماند، هيچ كسى و حتى هيچ زينبى توان امتداد اين ريسمان آسمانى را نداشت.
و از زينب(ع) گفتن نيز خود از سجاد(ع) گفتن است. چرا كه زينب(ع) با حضور امام، زينب(ع) بود، كه اگر امام نباشد هر حركتى بىجهت و محكوم به زوال است.
و اما من باز راه خطا رفتم. من بر آن بودم
كه در اين كار، راه بر چند و چون و چرا ببندم. و «عشق را كه تنها كار بىچراى اين عالم است»، به زير سؤال نكشم. قصد من آب دريا كشيدن نبود و تنها به قدر تشنگى چشيدن بود. و تنها بر آن بودم كه به عبارتى كوتاه، اشارتى به عشق كرده باشم. اشارتى به زينب(ع) كه پيامبر خون خدا است.
1- پیامبر اکرم (ص) فرمودند :
آدمی تعجّب می کند از وفور ایمان مردم آخرالزّمان که پیامبری را ندیدند و امام آسمانی را زیارت نکردند و تنها ایمان به سطوری می آورند که بر روی کتابهای باقیمانده از وحی و کلمات معصومین نقش بسته است.
منبع : کتاب حکیم
2- پیامبر اکرم (ص) فرمودند :
خداوند از بندة مؤمنش قول گرفته که سختی ها را در دنیا به جان بخرد آن گونه که نان آوران خانه از زیر دستان خود پیمان می گیرند که در غیبت او چهار چوب های مورد نظر را محترم دارند. هر چه به زمان ظهور نزدیکتر می شوید به افکار و اعمالتان پوشش تقیة بیشتری دهید.
منبع : کتاب بحارالانوار جلد 67
3- پیامبر اکرم (ص) فرمودند :
دنیا به پایان نمی رسد تا اینکه مردی از اهل بیت من که هم نام من است سلطنت نماید.
منبع : کتاب الملاحم و الفتن ص 154
بیر بیله ازاده رهبر چشم دوران گورمیوب
ویردی الله کا ئناته جلوه اون دورت نوریدن
افضل ایتدی اولارین قدرین ملکدن حوریدن
پنج تن بزمی حسین حسنیله دولدی شوریدن
باشدی زهرا اوغلونون کربو بلاسی طوریدن
حیف او طوری حضرت موسی بن عمران گورمیب
دوره گردم من محبت باغینون سیاحیم
معنویت بزمینون پروانه مصباحیم
گوز یاشیم لشگلر اورکلر ملکینین فتاحیم

خبرگزاري فارس، فايل صوتي مرثيه خواني رهبر معظم انقلاب درباره عاشورا به زبان آذري را منتشر كرد.
و اما تو ای حسین! با تو چه بگویم؟ شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل. و تو ای چراغ راه! ای
ای که مرگ سرخ را برگزیدی تا عاشقانت را از مرگ سیاه برهانی. تا با هر قطره خونت ملتی را حیات
بخشی و تاریخی را به تپش آری و کالبد مرده و فسرده عهدی را گرم کنی و بدان جوشش و خروش و زندگی
و عشق و امید دهی. ایمان ما، ملت ما، تاریخ فردای ما، کالبد مرده ی زمان ما، به تو و خون تو محتاج
است.
دکتر علی شریعتی
***************************************************
شبحی شکسته از نهایت دشت بر میگردد. از سفری که ره آوردش بیبرادری است.
از ساحل تشنگی آمده و دستان دریا را در پای نخلهای نگران و ساحل تفتید علقمه کاشته است.
توان واپس نگریستن نیست.
همه هستی او بر خاک افتاده و همه هستی کودکان را جرعه جرعه زمین حریص نوشیده است.
اینک بر میگردد. از روزنه خیام،
دخترکی کنجکاو سرک میکشد.
قامتی شکسته، در جزر و مد افتادن و برخاستن، وسعت چشمهای بی رمقش را میپوشاند.
- پدر تنهاست، تنها برمیگردد. عمویمان عباس همراهش نیست.
در آستانه خیمه منظومه خیس چشمها بر مدار شکسته قامت حسین ایستاد.
اشک طغیان کرد و طوفان همه دشت را در هم پیچید.
پرسش در پرسش، انتظار در انتظار حسین را شکستهتر میکرد.
هیچکس از عطش نمیپرسید. هیچ لبی را تمنای آبی نبود.
عطش عباس، تشنگی چشمها و گوشهای تفتیده در نوشیدن جرعهای کلام،
حسین را محاصره کرده بود، و او... چه پاسخی میتوانست بدهد.
سمت حرکتش را تغییر داد و عمود ایستادهترین خیمه- خیمهبرادر- را فرو افکند
و چه پاسخی رساتر از این. روبرگرداند تا هیچکس شکستگی دوبارهاش را نبیند.
از خیمهها شعله شعله عطش میجوشید.
دخترکان تشنه کام و پسرکانی که هنوز لبخندههای نخستین زندگی را تجربه میکردند میگریستند.
جگر سوزترین گریه از آن شیرخوارهای بود که هنوز حتی گفتن «آب» را نمیتوانست.
نگاه بیرمق، دست و پا زدن و گریهای که کم کم در گلوی خشکیده غروب میکرد
تنها تکلم او بود.
پدر در غریبی دشت، در شقاوت خیزترین لحظهها،
در برزخی میان آه آه کودکان و قاه قاه دشمنان ایستاده بود.
تمامی امید او، تکیه گاه صمیمی درد آلودترین ثانیهها و پشتوانه یک کربلا تنهائیش رفته بود.
خوب میدانست دیگر آب به زیارت لبها و خیمهها نخواهد آمد.
برگرفته از:
حنجره معصوم، دکتر محمد رضا سنگری
( سيد شهيدان اهل قلم مرتضي آويني )
نام كتاب: در کنار علقمه؛ کرامات العباسيه (عليه السلام)
مؤلف: سيد محمد حسين محمودي
قطع: رقعي
ناشر: انتشارات نصايح
تاريخ چاپ: 1379 شمسي
نام كتاب: درياي تشنه تشنه دريا
مؤلف: رحيم مير دريکوندي
قطع: رقعي
ناشر: انتشارات فجر ولايت
تاريخ چاپ: 1382 شمسي
نام كتاب: علمدار نيامد
مؤلف: حسين صبوري
قطع: رقعي
ناشر: انتشارات صبوري
تاريخ چاپ:1380 شمسي

این کلیپ را برای بسیج دانشگاه درست کردم...دیدم خوبه برای شما هم گذاشتم...یا علی
۲۰۹۹ k
شادی روح شهدا صلوات

داریم به محرم هم نزدیک میشیم! 8 زنگ تلفن با حجم کم بصورت غیر مستقیم می توانید دانلود کنید!
وقتی دارید دانلود می کنید! بیکار نباشید...لطفا! ذکر بگویید...
شادی روح شهدا صلوات
کلیپ صوتی روضه خوانی سید جواد ذاکر

کلیپ صوتی اول روضه حضرت رقیه س سید جواد ذاکر است...این روضه غوغاست! تصویری اش رو هم دارم...ولی حجمش بالاست کسی خواست بگوید بگذارم!
۵۶۸ k
کلیپ صوتی دوم کرامتی از حضرت عباس ع که در مورد یک مسیحی که اون فرد مسیحی مستقیم برای سید جواد ذاکر گفته!
۴۳۸ k
شعر:( استاد عاليقدرحاج غلامرضا عيني فرد زنجاني)
سخت است درجواني دل از جهان بريدن
چشم انتظار مهدي درقبر آرميدن
من بنده حسينم نامم جوادذاکر( ابجد اين مصرع با سال رحلت سيد هم عدد است.1385)
زيباست حال فقدان با ابجد آوريدن
گفتم برات بميرم، مُردم که زنده گشتم
اين است کام شيرين از دام دل رهيدن
همسايه رسولم (رسول تُرک) آن عاشق حسيني
گفتن خوش است درمن، از شَه براوشنيدن
درباغ آرزو ها يک آرزو به دل ماند
با محنت رقيه درخارها دويدن
شعر:( استاد عاليقدرحاج غلامرضا عيني فرد زنجاني)
+ دو تیکه سخنرانی سید جواد دارم که ان شاء الله دفعات بعد می گذارم! شادی روحش صلوات...
شادی روح شهدا صلوات
﴿ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِالله ﴾
﴿ شناخت عاشورا ﴾
« اَللّهُمَ عَرِّفْني حُجَتَِکْ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني حُجَتَِکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِيْْني »
خدایا حجت خودت را بر ما بشناسان برای اینکه اگر حجت تو را نشناسم در دین خودم گمراه می شوم . اینجانب سید حسن مجتبی حسینی (میرصادقی) زنجانی فرزند آية الله حاج آقا سیّد سیف الدّین، سی سال پیش در مشهد مقدس در مسجد زینبیه راجع به شناخت عاشورا صحبت کردم اکنون همین مطالب را به عزاداران عزیز اهداء می کنم انشاءالله تعالی با معرفت و شناخت کامل عزاداری نمایند و اوج بگیرند. از رتبه و درجه عزاداری ترقی نموده و به مقام شامخ نوکری و خادمی پرواز نمایند و با کمال افتخار در لیست و طومار حامیان و خدمتگزاران نهضت حسینی ثبت نام کنند و برای همیشه جهت تحصیل درک شناخت کامل دعای شریف « اَللهُّمَ عَرِّفْني» را وردِ زبان قرار دهند .

گردنبند یاقوت والماس
گوشواره - دستبند - انگشتر
۰۰۰/۱۶۵ هزار دلار
اهدایی پادشاه عربستان در سال ۲۰۰۵

گردنبند گلبرگی
۰۰۰/۱۷۰ هزار دلار
اهدایی پادشاه عربستان در سال ۲۰۰۷

انگشتر الماس و زمرد سبز
گردنبند - دستبند - گوشواره (ساخته شده از طلای سفید)
۰۰۰/۲۰۰ هزار دلار
اهدایی ملک عبد الله پادشاه اردن

اینهاتنها گوشه ای از هدایای سران بی غیرت عرب به ملکه جنگ امریکاست

از دیگر هدایای اعراب! سخن نمی گویم

اما با همین هدایا که بیش از ۵۰۰ هزار دلار ارزش دارد میشد جان هزاران کودک بی گناه در غزه را نجات داد

...[گفتيم در واقعه تاريخي كربلا تحريفاتي صورت] گرفته است، چه از نوع لفظي و چه از نوع تحريف معنوي، و همين تحريفها سبب شده است كه اين سند بزرگ تاريخي و اين منبع بزرگ تربيتي براي ما بياثر و يا كماثر بشود و احيانا در مواقعي اثر معكوس ببخشد. عموم ما اين وظيفه را داريم كه اين سند مقدس را از اين تحريفها كه آن را آلوده كرده است، پاك و منزه كنيم. وعده دادم كه امشب دربارهي عاملهاي تحريف بحث كنم و در فردا شب، انشاءالله، بحث ما در اطراف تحريفهاي معنوي اين حادثه خواهد بود.
عوامل تحريف:
1. اغراض دشمنان
عاملهاي تحريف بر دو قسم است. يك نوع از عاملهاست كه عاملهاي عمومي است، يعني به طور كلي در تواريخ دنيا اين عوامل وجود دارد كه تواريخ را دچار تحريف ميكند، اختصاص به حادثهي عاشورا ندارد. مثلا هميشه اغراض دشمنان، خود يك عاملي است براي اينكه حادثهاي را دچار تحريف كند. دشمن براي اينكه به هدف و غرض خودش برسد، تغيير و تبديلهايي در متن تاريخ ميدهد و يا توجيه و تفسيرهاي ناروايي از تاريخ ميكند كه اين مطلب نمونههاي زيادي دارد و من نميخواهم در اطراف آنها بحثي كرده باشم. همين قدر عرض ميكنم كه در حادثهي كربلا هم اين نوع از عامل دخالت داشت، يعني دشمنان درصدد تحريف نهضت حسيني برآمدند. همان طوري كه در دنيا معمول است كه دشمنان، نهضتهاي مقدس را به افساد و اخلال و تفريق كلمه و ايجاد اختلاف و امثال اينها متهم ميكنند، حكومت اموي خيلي كوشش كرد براي اينكه چنين رنگي به نهضت حسيني بدهد.
از همان روز اول چنين تبليغاتي شروع شد. مسلم كه به كوفه آمده بود، يزيد ضمن ابلاغي كه براي ابنزياد براي حكومت كوفه صادر ميكند، مينويسد: «مسلم پسر عقيل به كوفه آمده است و هدفش اخلال و افساد و ايجاد اختلاف در ميان مسلمانان است، پس برو و او را سركوب كن». وقتي هم كه مسلم گرفتار ميشود و او را به دارالامارهي ابنزياد ميبرند، ابنزياد همين جملهها را به مسلم ميگويد: «پسر عقيل! تو را چه شد كه به اين شهر آمدي؟ مردم وضع آرام و مطمئني داشتند. آمدي در اين شهر آشوب كردي، ايجاد اختلاف كردي، فتنهانگيزي كردي». مسلم هم مردانه جواب داد، گفت: اولا آمدن ما به اين شهر ابتدايي نبود. مردم اين شهر از ما دعوت كردند، نامههاي فراوان نوشتند، نامههايشان هست و در آن نامهها نوشتند كه پدر تو، زياد، در سالهايي كه در اينجا حكومت كرده است، نيكان اين مردم را كشته است، بدان را بر نيكان مسلط كرده است، انواع ظلمها و اجحافها به مردم كرده است؛ از ما دعوت كردهاند براي اينكه عدالت را برقرار كنيم، ما براي برقراري عدالت آمدهايم؛ از پيش خودمان هم نيامدهايم، مردم هم ما را براي اين منظور خواستهاند.
بعد هم حكومت اموي براي اينكه [در اين واقعه] تحريف معنوي كرده باشد، از اين جور قضايا زياد گفت، ولي به اصطلاح، نگرفت، يعني تاريخ اسلام تحت تاثير اين تحريف واقع نشد. شما يك مورخ و يك نفر صاحبنظر را در دنيا پيدا نميكنيد كه اين گونه اظهار نظر كرده و گفته باشد حسين بن علي، العياذ بالله، قيام نابهجايي كرد، آمد تا كلمهي مردم را تفريق كند، اتحاد را از بين ببرد؛ خير، اين نحريف اثر نكرد كه نكرد. پس دشمن نتوانست در حادثهي كربلا تحريفي ايجاد كند. در حادثهي كربلا با كمال تاسف هرچه تحريف شده است، از ناحيه دوستان است.
اما پرسش اين است كه نتيجه اين موج نسبتاً فراگير تمسخر و توهين دولت نهم، به ويژه شخص دكتر احمدي نژاد چيست؟ و چه كسي از آن سود مي برد؟به خدا قسم ما غافل هستيم. والله قضيهاي که دل پيغمبر اکرم را امروز خون کرده است، اين قضيه است. داستاني که دل حسين بن علي را خون کرده، اين قضيه است.
اگر ميخواهيم به عزاداري حسين بن علي ارزش بدهيم، بايد فکر کنيم که اگر حسين بن علي امروز بود و خودش ميگفت براي من عزاداري کنيد، ميگفت چه شعاري بدهيد؟ آيا ميگفت بخوانيد نوجوان اکبر من يا ميگفت بگوييد: زينب مضطرم الوداع، الوداع؟! چيزهايي که من (امام حسين) در عمرم هرگز به اين جور شعارهاي ذلت آور تن ندادم و يک کلمه از اين حرفها را نگفتم.
اگر حسين بن علي بود ميگفت: اگر ميخواهي براي من عزاداري کني، براي من سينه و زنجير بزني، ... شمر هزار وچهارصد سال پيش مرد، شمر امروز را بشناس))
عاشوراي حسيني
از افق خورشيد چون آمد برون
روز عاشورا به رنگ نيلگون
او نقابي تيره بر افكند بود
حالتي ديگر در او بود اندرون
گفتم اي خورشيد از چه تيره اي
گفت از بهر حسين غرقه خون
گفتمش برگو كه باشد حسين
گفت فرزند رسول عالمين
گفتمش بابش كه باشد بعد از او
گفت مولانا اميرالمومنين
مادرش گفتم كه باشد خاليا
گفت زهرا همسر شير خدا
فاطمه بنت محمد مصطفي
پاره قلب علي مرتضي
گفتمش با اين همه جد و پدر
بهترين نوباوه خير البشر
از چه رو افتاده در درياي خون
زخمهاي پيكرش از حد فزون
گفتم از بهر چه او را مي كشند
در كنار آب دريا مي كشند
گفت او حق گفت حق را ياد كرد
پيروان دين حق ارشاد كرد
چونكه او پابند پيمان خداست
حامي قرآن و دين انبياست
دشمن دين سر بريد از پيكرش
بجدل ملعون ربود انگشترش
داد چون فرمان عمر سعد لعين
آتش اندر خيمه ها زد مشركين
در ميان آتش سوزان كين
مانده بي ياور عيالات حسين
در ميان آتش بيدادها
بر فراز عرش شد فرياده
شاعر: سيد فياض عرب زاده زنجاني
دوست و دشمن را بشناسيد
اكنون كه ماه محرم فرا رسيده لازم است به برادران عزيز نكاتي را تذكر بدهم علت اصلي عقب افتادگي و عقب ماندگي ما مسلمانها دو چيز است(افراط و تفريط) در تمام ادوار عده اي كاسه از آش داغتر و برخي بدون توجه به موضوع و محمول غلو كردند در صورتيكه هر دو غلط است(من بكي اوابكي اوتباكي و جبت له الجنه) بعبارت ديگر ((ما همه غرق گناهيم يك حسين داريم )) را مسقط تكاليف بحذافيرها قرار دادن غلط است. شرحي در كتاب در ثمين و ماء معين نوشته ام. مراجعه نمائيد تاكنون گريه ها شاه پسند بود از خدا مي خواستند مردم بگريه و سر و سينه زدنهاي خشك و خالي سرگرم شوند و به فكر اصلاح خود و جامعه نيفتند گريه سر بندكن و بدون مطالعه در اطراف قضيه مذموم است. كفار قريش با ناراحتيهاي فوق العاده از جنگ بدر برگشتند هفتاد نفر از اشراف و بزرگان شان كشته و هفتاد نفر اسير شده بود، ابوسفيان گفت اي گروه قريش زنان خود را نگذاريد بر كشتگان شما گريه كنند زيرا آب ديده آتش حزن و اندوه را فرو فشانده و نائره عداوت و دشمني((محمد)) را خاموش ميسازد و يارانش بر ما شماتت و سرزنش خواهند كرد قريش طبق گفته و سفارش او به زنان خود اجازه نوحه سرائي ندادند از اين رو دلهايشان پر از بغض و كينه گرديد و پيوسته بفكر جنگ و نبرد بودند و اسباب انتقامجوئي را فراهم ميساختند( در اسلام قضيه بر عكس است گريه ها عقده ها را افزايش مي دهد و انگيزه انتقامجوئي ايجاد مي كند و بيشتر براي قيام و انقلاب تحريك مينمايد.چرا بايد طرفداران حق و حقيقت كشته شوند اينها گريه دارد، براي چه نگذاشتند آنها با خاطر آسوده مشكلات مردم را حل نمايند ، چرا نگذاشتند آنان براي صلاح و فلاح بيچاره ها قدم بردارند و توده ملت را از زير يوغ ستم نجات بدهند اينها گريه دارد.شما خيال مي كنيد روز عاشورا را فقط روز قتل و شهادت است ، اين اشتباهي است بزرگ.عاشورا روز زنده كردن نماز است كه از اركان دين است ، روز اقامه جماعت و اعلان به اهميت جماعت است ، روز زكواه و صدقه دادنست ، روز پذيرايي و مهمان نوازيست ، روز رسوا كردن آخوندهاي درباري است ، روز جانبازي در راه حفظ سيادت و شرافت است ، روز اعلان كردن به اينكه مرگ با عزت بهتر از زندگي با خواري و خفت است. موعظه است روز ياد گرفتن طرز تبليغات است.روز پرده برداشتن از عملهاي ضد انساني رژيم طاغوتي مدعي اسلام است.روز آگاه كردن ملت است به اينكه اين دايه هاي مهربانتر از مادر ، اين طرفداران حقوق بشر صد بار از بت پرستان زمان جاهليت و بربريت بدتر و از صف بشر خارجند.انتظار نوع دوستي از اين ها توقع بي جاست و به هيچ نحو لياقت كشورداري ندارند ، روز به حيرت و تعجب انداختن سياستمداران سرتاسر جهانست ، روز درس شهامت و شجاعت و اسقامت است. روز تشييع جنازه ، روز غريب نوازي ، روز يتيم نوازي ، روز اغاثه ملهوف است ، روز ياد گرفتن طرز وصيت ، روز مساوات و مواسات است ، روز تعيين رهبر و سفارش به حمايت از رهبر واقعي است.روز گريه و توجع است ، روز تعزيت و تسليت است ، روز امتحان و آزمايش است. يكي از پرتگاه جهنم اوج مي كند باعلا عليين مي رسد ، ديگري سقوط كرده در اسفل سافلين جا مي گيرد ، روز اجابت دعوت دعوت كنندگان بسوي خداست ، روز اعلان عدم سازش با دژخيمان خونخوار تا آخرين قطره خونست.روز تفسير تقيه و تعيين حدود آنست شما را براي شنيدن تفصيل و تفسير اين مطالب شب تاسوعا و شب عاشورا و روز عاشورا دعوت مي كنم طبق معمول سنوات قبل وعده گاه ما مسجد زينبيه است اگر زنده باشم شرح خواهم داد كسانيكه دسترس دارند بيايند.اگر آن روز ترسيدي نيامدي امروز كه ترس و لرز ندارد بيا بشنو كسيكه در راه همه اين هدفها با كمال مظلوميت كشته شده شما ميگوئيد گريه كردن براي وي بد است، چرا انصاف نمي كنيد يا عديم الانصاف هزار سال است علما و فقها و دانشمندان و بزرگان گريه و عزاداري كرده اند . مقاتل از منابع صحيح اخذ كرده و نوشته اند آيا آنها نفهميدند تو فهميدي ، غرب زدگي تاكي ، تقليد از اجانب تا كي قدري مطالعه كنيد.از حالا تصميم بگيريد همه و همه دعوت امام حسين(ع) را لبيك بگوئيد با جان و دل با گوش شنوا و چشم تيزبين از اين دعوت پشتيباني كنيد. بعض روضه خوانها برنامه خود را عوض كنند. وقت مردم را با تكرار مكررات معجزه خواندن داستان گفتن ، مرثيه خشك و خالي خواندن ضايع نكنند.مستمعين سليقه را تغيير دهند ، بي تفاوت نباشند به فكر چيز فهميدن باشند ، گذشته ها را جبران كنند. كسانيكه نميخواهند خود را عوض نمايند دور آنها خط بكشيد رودرواسي و اغماض را بگذاريد كنار، اشتباه ها را برطرف كنيد دوستانه صميمانه برادر وار ، روحاني اشتباه هم نوع اش را تذكر بدهد. امام حسين(ع) را سرمايه كسب قرار ندهند. اصل هدف آگاه كردن مردم باشد نه پول. طبقه عوام كينه و كدورتها و اختلافهاي ديرينه را مبدل به مهر و محبت و گذشت نمايند. از تفرقه و پراكندگي اجتناب كنيد. تحصيل كرده ها بيائيد با روحانيت نزديك شويد. خود سر نباشيد.هزار و چهار صد سال است حافظ و حامي دين ، علما بوده و باز هم همين ها خواهند بود، معصوم نيستند اگر اشتباهي دارند بيا بنشين با خودشان در ميان بگذار گفته اند:
((دسومة كل شي بالدهن و دسومة الدهن بالدهن)):
چربي هر جيز از روغن است و چربي روغن از خودش هست(قربان درد دوست فداي دواي دوست)اينها حق را مي پذيرند اگر چه به ضرر خودشان باشد ، اينها هميشه دست بدعا برداشته مي گويند:
((ووفقني لطاعة من سددني و متابعة من ارشدني))
توفيق بده مرا اطاعت كنم از كسيكه مرا محكم كرده((عيب و نقض اخلاقي و ديني مرا برطرف كرده و مي كند و پيروي كنم از كسيكه مرا ارشاد نموده و راهنمائي مي كند حقايق و واقعيت ها را به من نشان مي دهد.
((ووفقني اذ اشتكلت علي المور لاهداها و اذا تشابهت الاعمال لار كاها و اذا تناقضت الملل لارضاها))
خدايا به من توفيق بده زمانيكه كارها بر من مشكل شد هر كدام هدايت كننده تر است دريابم و درك بكنم و زمانيكه عملها برمن مشتبه گرديد گيج نمانم. پاكيزه ترش را پيدا كنم و انتخاب نمايم و هنگاميكه ملت ها مختلف و متناقض شدند.
(((گروه بنديها ، حزب بازيها مرا سرگردان كرد در سر دو راهي يا چند راهي قرار گرفتم ، سرگشته و گمراه نشوم ،هر كدام تو را خوشنود و راضي كننده ترو مورد پسند تو است مرا رهنمون باش همان را اختيار نمايم. يكسال پيش از انقلاب در يك مجلس از حقير سئوال كردند در حزب اسلامي شركت كردن و ثبت نام نمودن چطور است؟گفتم بايد اول معناي حزب اسلامي را بفهميم اگر همانست كه قرآن گفته ثبت نام لازم نيست ، همه حزب اسلامي هستند . نامگذاري نمي خواهد و اگر متضمن يك چيزي يا چيزكي است كه در قرآن نيست مسلما غلط است و جايز نيست. بعد از يكسال يا بيشتر كه پيروز شديم اساسنامه حزب جمهوري اسلامي بدست من رسيد، يكماه بلكه بيشتر در اطرافش فكر مي كردم عاقبت اينجور توجيه كردم كه انشاالله مي خواهند جلو گروه بنديها و حزب بازيها را بگيرند ، همه يك حزب باشيم و آن هم حزب خداست زير سايه جمهوري اسلامي لذا موافقت كردم و مردم را هم دعوت نمودم راي دادند ، متاسفانه طولي نكشيد از هر طرف يك گروه سر در آورد و حزبها تشكيل دادند و بعض افراد و اعضاء حزب جمهوري اسلامي هم از يك سو بي انضباطيها به وجود آوردند.اميدوارم انشاالله بعد از اين گذشته ها را جبران كنند و موجبات حيرت و ضلالت يك مشت ملت خون داده و ستم كشيده را فراهم نسازند وبه نهضت و انقلاب اسلامي بد بين ننمايند.)))
بشكند آن دهني كه به امام چهارم (ع) اهانت مي كند ، مي گويد امام زين العابدين براي اسلام هيچ كار نكرد همه اش مثل زنها گريه مي كرده آري اين ها از مكارم اخلاق خبر ندارند ، از صحيفه سجاديه خبر ندارند اين ها خيال مي كنند مبارزه فقط بايد با اسلحه گرم باشد غافلند از اعجاز اسلحه سرد كه قلم و بيان است((ان من البيان سحرا)).
خدايا تو را قسم مي دهم به نهضت و قيام مقدس امام حسين (ع) نهضت ما را حسيني قرار بده و ما را حسيني واقعي بميران ، عزاداران با فهم و معرفت روي چشم من جا دارند.مكرر گفته ام و تا زنده ام خواهم گفت، گر بر سر چشم من نشيني نازت بكشم كه نازنيني.
تمام قدرت و توانائي خود را در ايجاد وحدت و يكپارچگي مصروف داريد و سعي كنيد شوراها صد در صد مردمي باشند تحميل نباشد.خودتان افراد با صالح شناخته شده و با تقوي را براي نمايندگي انتخاب نمائيد.به قانون اساسي كه مورد تائيد رهبران عاليقدر باشد راي آري و موافق بدهيد.عفو و عافيت و حسن عاقبت براي همه برادران ديني از خداوند متعال خواستارم و خواهانم والسلام خير ختام.
الاحقر مجتبي الحسيني
ختم اله له بالحسني
26 ذي الحجه1399
((برگرفته ازكتاب راهنماي حقيقت يا شيعه چيست و كيست- ص 261الي267 _چاپ ديماه1358شمسي_ تاليف آيت الله سيد مجتبي حسيني مير صادقي زنجاني))






