فتوکار/ربنا اعطنا فی الدنیا شهرامنا
نمازگزاران مومن! به امامت رفسنجانی

دختر خانم: اشهدان موسوی و هاشمی اماما!
آقا پسر: خدا یا همون که ایشون می گن!
نمازگزار جمعه به امامت رفسنجانی

دختر خانم:الحمدلله هذا المانتو عریض و ماسکاً سبز
بالاخره کروبی هم در نماز جمعه بعد از عمری آفتابی شد

کروبی: ربنا اعطنا فی الدنیا شهرامنا!والاخره ننجوننا!
اخوی جان هاشمی هم آمد

محمد هاشمی به بغل دستیش:مشتری های داداش را حال می کنی؟!
لباس نظامی : این آقا چه ساده است دفعه بعد از کجای دربند اینا را باید جمع کنند بیارند؟!
هاشمی خطبه های این جمعه را خواند

رفسنجانی: اوناهاش بگیریدش مح مح محمودٍ
محافظ: إإإ این که الان خوب بود؟!
نمازخواندن طرفدار موسوی با کفش به امامت ...

نماز زور می خونم با کفش قربه الی الموسوی؛الله اکبر!
دختر با حجاب! در نماز جمعه امروز

دختر خانم: ربنا اعطنا حال می کنی حجابنا؟!
پی نوشت:
طنز جدید را حتما مطالعه فرمایید.
اصرار نکنید وزیر نمی شم!
خاطرات آفتاب
خاطراتی از زبان مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)
خانواده و کارکردهاي مثبت آن در سخنان مقام معظم رهبري
ويژگيهاي مقام معظم رهبري و انتخاب شايستۀ خبرگان رهبري در كلام آيات عظام و حجج اسلام
ناگفتههاي زندگي آيتالله خامنهاي
دانشگاه و نورانديشي علمي
دانشگاه از ديدگاه مقام معظم رهبري

خاطرات آفتاب
خاطراتی از زبان مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)
خانواده و کارکردهاي مثبت آن در سخنان مقام معظم رهبري
ويژگيهاي مقام معظم رهبري و انتخاب شايستۀ خبرگان رهبري در كلام آيات عظام و حجج اسلام
ناگفتههاي زندگي آيتالله خامنهاي
دانشگاه و نورانديشي علمي
دانشگاه از ديدگاه مقام معظم رهبري

چگونگي به امامت رسيدن آن حضرت:
|
|
|
تکليف سرگرداني دل ها چيست؟
غيبتت، عين حضور است
بعد از گذشت چند هفته از انتخابات پرداختن به این نوع موضوعات شاید به ظاهر در اولویت نوشتاری و گفتاری نباشد ولی به هر ترتیب زدودن هر شبهه ای در هر زمان و مکانی لطف خود را دارد.
در انتخابات دهم ریاست جمهوری متاسفانه عده ای کوته نظر سعی بر این داشتند که ملت یکپارچه و منسجم ایران اسلامی را به چند شقه کرده و مقاصد کور خود را دنبال کنند که من جمله آنها به دلیل اصالتا آذری بودن میر حسین موسوی تیلیغات خود را به این نقطه معطوف کرده بودند که تعصب آذربایجانی باعث خواهد شد به صورت یکپارچه به همزبان خود رای دهند و با این ذهنیت پیروزی قطعی را برای خود متصور بودند که متاسفانه یکی از دلایل تقلبی دانستن انتخابات توسط همسر موسوی خانم رهنورد این بود که چون آذری ها به موسوی رای نداده اند پس تقلب شده است !!! حقیقتا این نوع دیدگاه از یک شخصیتی که خود را به عنوان یک روشنفکر قلمداد می کند مصیبت بزرگی است و باید تاسف خورد به دانشگاهی که نامبرده کرسی استادی در آنجا دارد. بگذریم
*****
خداوند متعال همه ی شما جوان های نامتاهل را به زودی زود از نعمت تاهل خوشبخت کننده برخوردار کند !
الهی آمـــــــــــین !
حتما دانلود کنید :
۷۹ کیلوبایت
دانلود کلیپ صوتی
|
|
|
حضرت امام همواره با روش هاي خاص و آگاهي زا فعاليت هاي گوناگون علمي و فرهنگي و اجتماعي و سياسي ائمه دين (ع) و پرورش يافتگان خاندان عصمت و طهارت را به مداقه و تعميق مي گذارد و براي جامعه انساني معرفت و عبرت مي آفريند. ايشان حيات مبارك و ثمربخش حضرت زينب (س) را نيز با همين رويكرد به نگرش و كاوش دقيق مي گذارد.

وي كه از سالهاي پس از انتخابات گذشته، با تشكيل حزب اعتماد ملي، راه اندازي روزنامه و هزينه هاي بسيار كلان، وارد عرصه ي جديدي از سياست شد، همواره از عناصر اپوزسيون، بدسابقه، مخالف و... در تحريريه روزنامه ي خود استفاده كرده و با نزديك شدن به انتخابات اخير، حلقه ي گسترده اي از كارگزاران و روشنفكران را در داخل و خارج از كشور به دور خود جمع نمود.اين حلقه: از سروش تا كرباسچي، از ساسي مانكن تا برخي هنرپيشگان آنچناني، از برخي ضدانقلابيون مدعي حقوق بشر تا هادي غفاري و از قطب هاي فرقه هاي منحرف صوفيه و دراويش تا برخي تحريك كنندگان اقليت ها و اقوام را در بر گرفته بود و عجيب آنكه با وجود اعلام حمايت رسمي همه ي اين افراد و به صحنه آمدن و اعلام فتواي قطب ها و دراويش سران و... آقاي كروبي در ميان 4 كانديدا، پنجم شد! و راي او با كمتر از يك درصد، از آراي باطله نيز پائين تر گرديد.
از نگاه ديگر، اگر آراي برخي ازخويشان و نزديكان و كارمندان و اعضاي حزب آقاي كروبي را از مجموع آراي ايشان كسر نماييم، عدد باقيمانده، نشانگر ميزان نفوذ، روشنفكران غربزده و دراويش و تجزيه طلبان و... در كشور خواهد بود و دروغ بودن ادعاهاي دهان پركن اين افراد را در مورد ميزان نفوذشان در جامعه به اثبات خواهد رساند و عاقبت كساني را كه بجاي تكيه بر راه امام(ره) و ارزشها بر اين افراد تكيه كنند را گوشزد خواهد نمود.
فاعتبروا يا اولي الابصار....
***
وزن کشی مدعیان اصلاحات در انتخابات دهم!

**
حضرت امام علي بن ابيطالب عليه السلام در تفسير آيه ي مباركه ي (ونريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلم الوارثين) فرمودند: اين گروه آل محمد(ص) هستند. خداوند، مهدي آنها را بعد از زحمت و فشاري كه بر آنان وارد مي شود، بر مي انگيزد و به آنها عزت مي دهد و دشمنانش را ذليل و خوار مي كند.
در روايت ديگري، حضرت امام زين العابدين(ع) مي فرمايند: سوگند به كسي كه محمد(ص) را به حق، بشارت دهنده و بيم دهنده قرار داد، كه نيكان ما اهل بيت و پيروان آنها به منزله ي موسي و پيروان او هستند و دشمنان ما و پيروان آنها به منزله ي فرعون و پيروان او مي باشند، سرانجام، (با ظهور مهدي) ما پيروز مي شويم و آنها نابود و حكومت حق و عدالت، از آن ما خواهد بود...
غيبت شيخ طوسي ج 94 ص 110 - تفسير مجمع البيان 317
***

قصه احمدي نژاد ( همراه با داستان انتخابات ۲۲خرداد)
پسری باهوش و زیرک بود و از كودكي علاقه به علم و دانش داشت. او يك آهنگر زاده و شهرستانی بود.

از بچه مذهبي هاي محلشون بود.

میشد حدس زد که اعتقادات دینی محکمی دارد.

با رتبه خوبي وارد دانشگاه شد.

عضو فعال انجمن اسلامی و با بچه هاي آنجا حسابی دم خور بود

تحمل فساد و اشرافی گری حکومت برایش سخت بود.

كم كم با امام آشنا و علاقه مند و شیفته او گردید.

، انقلاب پیروز شد.

انقلاب ضعیف و نوپاست، کشور ثبات لازم را هنوز پیدا نکرده ،
حزب بعث عراق برای حمله به ایران توسط بعضی قدرتها وسوسه می شود

لشکر زرهی صدام از غرب و جنوب به كشور ما حمله میکند.

"فصل دفاع فرا می رسد"
با دوستانش به جبهه می رود.

دوستاني كه بعضی از اونها ديگر در عالم خاکی نيستند.

در۲۲ سالگی فرماندار خوی می شود.

جنگ تمام شد.

دولت به او پیشنهاد استانداري تازه تاسيس اردبيل را داد. از فرمانداری ماکو به اردبیل آمد.
آيت الله جوادي آملي
كلام حلاوت بخش و گواراي عارف روشن ضمير و عالم رباني آيت الله جوادي آملي (مدظلّه) در معرفي حقيقت عبادت و تشريح نسيم ملكوتي ( اعتكاف )؛ تحفه اي گرانبها و رهنمائي گرانسنگ براي سالكان طريق معرفت است كه باهم آن راازنظر مي گذرانيم.
شهد شيرين عبوديت حق در عين توجه و اخلاص، نعمت استثنائي خداي مهربان در ماه شريف رجب به اهل ذكر و شكر است . آنان كه خدا را با چشم دل نظاره گر و جمال دل آراي او را در تمامي اجرام عالم و آدم جستجو مي كنند .
خلوت دلپذير سحر و نداي ملكوتي اعتكاف، «رجبيون » را به قرب پروردگار خويش رسانده و مشكلات فردي و اجتماعي را در سايه دعا و نيايش حل مي كند .
همه انسانها در مقابل اعمال خود مسئول و پاسخگو هستند چه در مقابل قانون مادی و چه در مقابل قانون الهی. البته قانون مادی در بین مسلمانان به نوعی همان قانون الهی است چرا که قوانین ما بر اساس قرآن و احکام الهی تنظیم میشوند و اگر جایی میبینیم که قانون ما اشکال دارد ربطی به قانون اسلام ندارد چرا که یا ما قانون را کامل تنظیم نکردهایم و یا قانون و حکم الهی را درست درک نکرده و در نتیجه قانون درستی وضع نکردهایم .
روزنامه وطن امروز در شماره روز پنجشنبه خود به انتشار داستانگونه یکی از جلسات با موضوع مبارزه با مفاسد
اقتصادی پرداخت.
به گزارش رجانیوز، در این مطلب که تیتر یک روزنامه نیز با تیتر "آقای کروبی بخواند!" به آن اختصاص یافته است، بخشی از گفتوگوی همسر یکی از 3 عضو این جلسه با شهرام جزایری درخصوص دریافت 300 میلیون و 200 میلیون تومان دریافتی از وی منتشر شده است:
جلسه تشكيل شده است. آقايان رؤسا همه در كنار هم روي مبلهاي استيل نسبتا قديمي نشستهاند. هر كدام از آقايان با خود يك نماينده هم آوردهاند. بر لب هر كدام از اينان نيز به تناوب، لبخندي مليح ميآيد و ميرود تا اینکه جلسه رسميت مييابد.


















طنز:
باسلام و تحیات، احتراماً به استحضار میرسد که شخصی به نام محمود در یک مناظره تلویزیونی، همه ما را پشتبند هم ردیف کرده. نامبرده که دیکتاتور است، به ما تهمت زده و ما را تلویحاً متهم به دزدی کرده، این در حالی است که در لغت، میان دزدی، سرقت و اختلاس تفاوتهای عدیدهای وجود دارد و یک چیز دیگر؛
این شخص در آن مناظره متهم به بداخلاقی است. نامبرده بعد از بسمالله الرحمن الرحیم و دعای فرج هرچی ناسزا بوده، بار ما کرده. این ماجراجوی فریبکار خلافکار خرافاتی خیالپرداز در ادامه ناسزاهای خود، همینطور فحش بار ما کرده و خب؛ از آنجا که وی پنهانکار، خودمحور، سطحینگر و قانونگریز است و در ضمن دیکتاتور هم هست، این چیزها را به ما گفته و اگر مسلمانی از این غصه دق کند، باید سریعاً وی را به بیمارستان منتقل کرد.
جناب قاضی! در جمع ما هتک حرمت واقعشدهها از استوانه انقلاب تا مکعب مستطیل نظام و ذوزنقه متوازیالاضلاع وجود دارد و محمود این همه را به هیچ گرفته و نامزد طرفدار ما را به چیز چیز انداخته، جنایتی بزرگ، بدعتی خطرناک و ضایعهای بس اسفانگیزناک.
جناب قاضی! ما مظلومان برخلاف ادعای آقای محمود، زندگی بسیار چیز و درآمد ناچیزی داریم. رانندههای ما همگی سادهزیستند. سرایدار خانه ما ساده زندگی میکند. خدمتکار منزل ما بسیار زندگی فقیرانهای دارد. باور بفرمایید که در کاخهای اشرافی ما خبری از تجملات نیست. ما در زندگی پرزرق و برقمان اصلاً بریز و بپاش نداریم، آن وقت این آقا محمود مردمفریب، جلوتر از دیکتاتورها، بداخلاقی انتخاباتی کرده و هنگام صحبتهای آقای چیز، در حال تبسم دیده شده و این برخلاف نص صریح قانون اساسی است.
آقای قاضی! آقای محمود برای ما در دنیا آبرو نگذاشته. یا این چیز، سفرهای استانی، برداشته شهرستانیها را پررو کرده. بعد گفته مدرک خانم آقای چیز، قلابی است. بعد به کرباسچی گیر داده و او را چیز کرده، آن هم همان کرباسچی كه در فیلم کروبی برای فقرا اشک ریخت و این خود بیانگر سادهزیستی آقای کرباسچی است.
قاضی محترم! پسران ما اگرچه قبل از انقلاب، بچهسال بودند اما از همان زمان وضعشان خوب بود. ما حتی یکی از آقازادههایمان از قبل تولد، میلیاردر بود و این هیچ ربطی به چیز ندارد. ماها کلاً جد اندر جد خرپول بودیم. هدایتی باید پیش ما لنگ بیندازد. یا این صفایی چیز. خب، فراهانی از نوادگان قائممقام است و از همان زمان قاجار، وضعش توپ بوده و اصلاً به احمدینژاد چه مربوط که ما از کجا این همه چیز به دست آوردهایم؟!
ای قاضی محترم! یا به پرونده ما رسیدگی میکنی یا از تو هم شکایت کنیم؟ دیگر حوصلهات را نداریم... آهان، این آقای محمود، مگر مارکوپولو است که این همه سفر میرود؟ یا به ما میگوید که از بیتالمال، سوءاستفاده کردهایم. این دروغ است. ما از بیتالمال، استفاده شاید کرده باشیم اما خدا به سرشاهد است که سوءاستفاده نکردیم. استفاده که اشکالی ندارد.
هی قاضی! تا چهارتا لیچار بارت نکردیم، احمدینژاد را میبری زندان و الا هر چیزی دیدی از چشم خودت دیدی و خودت که زور ما را میدانی... فعلاً بای... راستی، مشکلی چیزی نداری که؟! ما در راه اسلام، پولهای زیادی خرج کردهایم. البته از بیتالمال نبوده. ما کلاً خرمایهایم. ملتفتی که؟ آهای! گفته باشیم اگر بعد از این شکایت کسی بازداشت شد یا مورد عنایت قرار گرفت، آن یک چیز دیگر است و ربطی به این شکایت ندارد. گفته باشیم.
خبرگزاري فارس: نمايندگان مجلس طي مصوبهاي دوره خدمت ضروري را براي مشمولان تحصيل كرده قانون سربازي كاهش دادند.

به گزارش خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس، نمايندگان در جلسه علني امروز سهشنبه مجلس در ادامه بررسي جزئيات طرح اصلاح قانون سربازي مصوب كردند كه مدت خدمت دوره ضرورت 24 ماه است و در صورتي كه مشمولان مازاد و يا كمتر از تعداد مورد نياز باشند، ستاد كل با كسب اجازه از فرماندهي كل قوا آن را به كمتر يا بيشتر از مدت دوره ضرورت تغيير ميدهد.
مجلس همچنين مقرر كرد كه دوره خدمت ضرورت براي مشمولان داراي مدرك دكتراي تخصصي و معادل آن 10 ماه، براي مشمولان داراي مدرك كارشناسي ارشد يا معادل آن 8 ماه، براي مشمولان داراي مدرك كارشناسي يا معادل آن 6 ماه ، براي مشمولان داراي مدرك فوق ديپلم يا معادل آن 4 ماه و براي مشمولان داراي مدرك ديپلم يا معادل آن 2 ماه كسر شود.
**
چرا ابطحی اعتراف كرد؟!!
به دنبال دستگيری ابطحی معاون سابق خاتمی و بازداشت چند روزه وی بنا به اظهارات منابع مطلع به علت نرسيدن مواد مخدر وعدم استعمال آن وضع روحی وجسمی ابطحی به شدت به هم خورده و مسئولين زندان شاهد ضجه ها وناله های پی در پی وی ميباشند. ادامه اين روند منجر به اعترافات صريح ابطحی ولو دادن لايه های اصلی اغتشاشات چند روز قبل گرديده است .
خبر جوان مويد اين مطلب ميباشد:
شنیده شده که محمد علی ابطحی از اعضای ستاد کروبی پس از بازداشت در روزهای اخیر بشدت از عملکرد گذشته خود اظهار ندامت و پشیمانی کرده، به طوری که به صورت پیوسته در حال اشک ریختن است. گفته میشود وقتی که سوابق سوء وی در سالهای اخیر به وی یادآوری شده ابطحی گفته که من هیچ کارهام اگر میتوانید بروید آقای ... و ... را بگیرید و بیاورید. همچنین گفته میشود وقتی به وی گفته شده که احتمالاً خلع لباس خواهد شد با خنده اظهار داشته که تازه راحت می شوم.
خبرگزاري فارس: دبير شوراي نگهبان، در نامهاي به وزير كشور، صحت انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري را اعلام كرد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي شوراي نگهبان ، متن نامه آيتاله جنتي خطاب به محصولي، وزير كشور به شرح زير است: در مورد نتيجه كلي و نهايي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، روز جمعه مورخ 22/3/1388 ، بدينوسيله اعلام مي نمايد پس از آگهي عمومي اعلام شكايات و اعتراضات نسبت به روند رايگيري و برگزاري انتخابات، طبق ماده 80 قانون انتخابات رياست جمهوري علاوه بر مهلت قانوني دريافت شكايات، در دوره تمديد پنج روزه نيز نسبت به دريافت شكايات اقدام و متعاقب بررسي ها و رسيدگي هاي دقيق و همه جانبه ، از آنجا كه بخش عمدهاي از موارد اعلامي از مصاديق تخلف يا تقلب انتخاباتي خارج و بعضا تخلفات مختصري كه وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود و غير قابل اعتناء است، سرانجام شوراي نگهبان با بررسي موضوع در جلسات عديده و با وارد ندانستن شكايات و اعتراضات ، صحت انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري را طبق ماده 79 قانون انتخابات رياست جمهوري مورد تاييد قرار داد.
دبير شوراي نگهبان در نامه خود افزوده است: شوراي نگهبان فرصت را مغتنم شمرده، ضمن تكريم حضور حماسي و فراگير مردم در برگزاري شكوهمند دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري كه با تجلي و ظهور جمهوريت نظام در كنار اسلاميت آن، برگ زريني در تاريخ مردمسالاري ديني ايران اسلامي از خود بجا گذاشت، بر خود فرض مي داند از تلاش همه جانبه وزارت محترم كشور ، عوامل اجرايي ، همچنين هياتهاي نظارت و رسانه هاي گروهي و بويژه از نامزدهاي محترم كه با حضور خود گرمي و رونق عرصه رقابت را فراهم آورده اند قدرداني نمايد.
مهران موزونی
پس از پیام تبریک مقام معظم رهبری برای مشارکت بالای مردم در انتخابات، تکلیف خویش دانستم تا دست به قلم نبرم و برای بهانه ندادن به فتنهگران، به سهم خویش کمکی در حفظ آرامش کرده باشم، اما مصاحبه محمدرضا شجریان با بیبیسی فارسی را که شنیدم طاقت از کف دادم .
زمانی او را «استاد» می خواندم، اگر کسی نامش را بدون پیشوند استاد در برابرم میبرد محترمانه تذکرش میدادم که: شجریان نه! استاد شجریان.
سال 74 وقتی در نامهیی سرگشاده به دکتر لاریجانی، تقاضای حق و حقوق مادی پخش آثارش را نمود، صرفنظر از اینکه انتظارش برای دریافت «مزد حنجرهاش» از صداوسیما تا چه میزان بجا یا نابجا بود، نوع ادبیات تبخترآمیز شجریان در آن نامه و سرگشاده بودنش، قلب بسیاری از کسانی که او را از فرهیختگان عالم موسیقی ایران زمین میشمردند جریحهدار شد. من نیز به عنوان یکی از ارادتمندان این آوازخوان ایرانی از حرکت ناپخته او مکدر شده، لکن همانند سازمان صداوسیما سعه صدر به خرج دادم و شجریان را صرفا از سرزمین دلم اخراج، ولی صدایش را در گوشم ابقاء کردم و از آن پس «استاد شجریان» در ذهن و زبان بنده به «شجریان» تنزل یافته و سهم شنیداری صدایش را با دیگر سنتیخوانان این کشور یکسان قرار دادم.
البته مبنای قضاوت، تنها آن نامه سرگشاده به لاریجانی نبود، بلکه پیش از آن نیز دیکته شجریان نزد همه کسانی که فراتر از حنجرهاش سوابق او را داشتند، غلطهای متعدد داشت، لیکن بزرگواری ملت هنردوست ایران، در همیشه تاریخ، حداکثر گذشت را داشته است، آنهم نسبت به هنرمندانی که علیرغم داشتن «دانش هنر»، از «بینش هنری» لازم برخوردار نبودهاند .
اینکه کسی با داشتن یک حنجره قوی و مسلط و چهرهیی زیبا، برای مردم دلفریبی کند و یک کاراکتر مهربان و دارای روح لطیف را به خورد یک ملت بدهد، اما با قساوت تمام به عنوان یک شکارچی، منابع طبیعی این ملت را آماج تفنگ و کارد خود قرار دهد یک پارادوکس غیرقابل هضم است .
اینکه یک آوازخوان ماهر، خود را «مردمی» بخواند و در محفل دوستان افاضه فیوضات کند که: «من آروغ هم بزنم این مردم مرا تحسین میکنند» نشان از غرور و کبر است، نشان از حقیر شمردن شعور مردم این سرزمین است .
من دشمن کراوات و کراواتیها نیستم، اما اینکه کسی با تاختن بر موسیقی پاپ و سخیفشمردن موسیقی غربی، خود را علمدار حفظ «سنت» نشان دهد و همچنان با آویختن زنار (کراوات) بر گردن، خود را دلبسته فرهنگ غربی بهجا مانده از دوره طاغوت بداند نفاق با مردم است .
نمیخواهم وارد زندگی خصوصی شجریان شوم که جناب ایشان از اسلام آنچه را که خوشایندشان است، بر میتابد مانند تعدد زوجات و آن قضایای ...
اما چه قدر خوب است که انسان یا زنگی زنگ باشد یا رومی روم، خصوصا کسی كه خود را در ردیف نخبگان یک ملت تصور نماید.
شجریان سیسال است که مشخص نیست با نظام جمهوری اسلامی قهر است یا آشتی؟ سیسال است که با دست پس میزند و با پا پیش.
برای پخش صدایش از آنتن مقدس رسانه نظام عشوههای شتری میآید اما با امتیازات متعدد آشکار و نهانی که در ادامه مطلب به آن اشاره خواهد شد کاملا آشتی است.
همان سال 74 با «نادیده گرفتن» گستاخی شجریان در نامه سرگشادهاش به لاریجانی مخالف بودم و به عنوان یک ایرانی که سهمی از آنتن ملی دارد، معتقد بودم باید همانگونه که خودش در نامهاش خواسته است، نادیده گرفته شود، اما اینگونه نشد و نگاه بزرگوارانه دکتر لاریجانی به این موضوع، متاسفانه به تبختر و نخوت این آوازخوان باسابقه، دامن زد و همین شد که، محمدرضا شجریان روی آنتن بیبیسی با همان حنجرهیی که برای این ملت «ربنا» خوانده است، در اقدامی خائنانه، سخنان رییسجمهور را در «خس و خاشاک» خواندن آشوبگران، به تمسخر و توهین گرفته و خود را تلویحا جزو آشوبگران و فتنهگران خیابانی قلمداد کرده و عنوان نمود که در نامهیی به ضرغامی درخواست کرده تا صدای «غیرمردمیاش» از آنتن صداوسیما پخش نشود. او با این موضع فتنهجویانه، به این دروغ دامن زد که منظور احمدینژاد از خس و خاشاک همه 12میلیون نفری بودهاند که به موسوی رای دادهاند، و این خیانتی نابخشودنی است. رییسجمهوری که در طی چهار سال دولت نهم، بعضا توهینهای ارسالی مخالفانش را نیز در بخش نظرات وبلاگش در دیدگاه عموم قرار میداد .
حتی «اوبامای متغیر» نیز میداند که تخریبگران و آشوبگران خیابانی (نه همه ی تجمعکنندگان سبز) عدهای قلیلاند که بسیاری از رایدهندگان به موسوی نیز از آنها تبری میجویند و صدالبته منظور نظر احمدینژاد همان چند صدنفری است که حسابشان با کرامالکاتبین است و خس و خاشاکی بیش نیستند.
شجریان در ادبیاتی گستاخانه به رسانه جاسوس بیبیسی گفت که: «با پخش ترانههایم در این روزها تنم میلرزد، مردم در بهت و ماتم فرو رفتهاند.»
او همچنین اضافه کرد که «من در سال 74 هم گفتهام که از پخش صدایم از هیچکدام از آنتنهای صداوسیما راضی نیستم».
این گفته شیطنتآمیز شجریان، سعی در القاء این نکته به آشوبگران سبز داشت که «من از سال 74 سبز بودهام»، تا این چنین سابقهي طلب «حنجره مزد» خویش را از رسانه ملی پاک کند.
اینکه شجریان نیز مانند معتمد آریا و دیگر «هنرنمامندان» این سرزمین با موج سبز بوی کباب شنیدهاند و هر کدام از ظن خویش یار این موج فتنه شدهاند، امری است علیحده، اما اگر کسانی مانند محسن مهملباف بدهی «استاد»شدنشان را به این نظام فراموش کرده و در آنسوی مرزها زنجیر پاره کردهاند را به لقای اینکه پرده از چهره برانداختهاند و آنروی ... خود را نشان میدهند و چیزی برای پنهان کردن نگذاشتهاند ببخشیم، شما (شجریان) را چه کنیم که سیسال است از قبل نازی که جمهوری اسلامی از شما خریده، دکان دونبش گلویتان را تبدیل به یک فروشگاه زنجیرهای برای خاندان خود نموده و اکنون سر بزنگاه، نمک به حرامی را علنا به حد اعلی رساندهاید؟خدا را گواه میگیرم که هیچکدام از این سخنان را به قصد اسائه ادب نمیگویم بلکه حقیقتا واجد آنید.
شما نبودید که حاضر نشدید نامه تسلیت هنرمندان به مناسبت فوت مرحوم حاج سید احمد را امضاء کنید؟ و تنها دلیل اینکار را «وارد نشدن به سیاست» عنوان کردید؟ اکنون چه شده که به ناگاه سیاسی شدهاید؟ به خیابان میروید و در غائله سبز، انگشت پیروزی تکان میدهید؟ حقیقتا گفتن تسلیت برای داغدار شدن ملت در غم فقدان یادگار حضرت امام ورود به سیاست بود، اما تعبیری که از «خس و خاشاک خواندن تخریبگران خیابانی» توسط رییسجمهور نمودید و خود را همپالگی آنان قلمداد فرمودید، ورود نابخردانه به سیاست نیست؟
راستی شما که اکنون برای خس و خاشاک خواندن چند صد نفر خرابکار خیابانی، تمام ملت را مبهوت و ماتمزده میدانید و داغدار این بهت ملت!! هستید، در ماتم از دستدادن فرزند امام که ملت شوکه و مصیبتزده بودند چگونه توانستید دل ملت را از یک تسلیت خشک و خالی محروم کنید؟ هر چند که تسلیت کسی چون شما برای ملت ، فینفسه ارزش خاصی ندارد، لیکن منظور از این یادآوری، صرفا آشکار کردن نفاق شماست .
جناب شجریان، اگر شما را طبق فرموده رهبرمعظم انقلاب در 14خرداد امسال در دسته خائنان فتنه سبز قرار ندهیم ناچاریم شما را در رسته «بسیار غافلان» جای دهیم که در آن صورت، با این همه بینه و برهانی که اظهر من الشمس است تا بفهمید که این توطئه از کجا آب میخورد، ناچاریم برای شما پایینترین ضریب هوشی ممکن را قائل شویم.
راستی آیا در نامهتان به ضرغامی نوشتید که صدای شازده پسرتان را نیز از آنتن ملی پخش نکنند؟
به راستی این نمک به حرامی نیست که طی دو سال اخیر صدای مخملی همایونتان از همین آنتن به مردم شناسانده شد و خدا میداند چه میزان زمان و هزینه لازم داشتید تا پیوستن پسرتان به دکانتان را به هفتاد میلیون مخاطب اطلاعرسانی کنید؟ همایون شما از سال 72 با کاست «یاد ایام» کنار شما تنبک به دست، ظاهر شد و تنها کسانی مانند من که ارتباط تنگاتنگی با صدای شما داشتند این را میدانستند، اما صدای نازنین فرزندتان طی دوسال گذشته به واسطه آنتن صداوسیما همهگیر شد نه لوحهای فشرده شرکت دل آواز .
به راستی چرا برای اسپانسر رایگان فرزندتان اعتراضی نداشتید و زبان در کام داشتید؟ چرا؟ چون برایتان عایدی داشت؟ واقعا این رانت بزرگی نیست که هزاران فرزند این ملت با داشتن صدایی خوش و علم خواندن، از چنین مزیتی برخوردار نیستند؟ شاگردان کارگاه آوازتان خیلی خوب این نکته را درک میکنند.
ولی بدهکاری شما به رسانه ملی و نظام تنها این نیست.
در بیبیسی ضجه زدید که مردم بهت زده و ماتم زده هستند و به فرزند راستین ملت (احمدینژاد) تاختید و خود را دلسوز ملت جا زدید، این نشان میدهد که شما ذهن و دل پاک و معصوم میلیونها جوان متولد دهه 60 را هدف قرار دادهاید چرا که با این گفته خویش ثابت کردید از حافظه تاریخی جوانهایی که سابقه شما را درزمان جنگ تحمیلی نمیدانند هراسی ندارید .
من به همه جوانان 18 تا بیست و پنج سال کشور عزیزمان یادآوری میکنم و شهادت میدهم که :
هیچکس، در زمانی که دشمن کثیف بعثی شمشیر خود را برای جان و مال و ناموس این ملت از روبسته بود و جوانان رشید این کشور، روی خاک گرم جنوب در خون خویش غوطهور بودند، ندید و نشنید که محمدرضا شجریان به درون جبههها رفته و دل شیرمردان این مرز و بوم را با صدای خویش گرم کند.
دوستان و یاران هموطن: من نیز چون شما در زمان جنگ شش روزه اعراب و اسراییل هنوز متولد نشده بودم، اما گواه تاریخ، چیزی نیست که من یا شما بتوانیم به راحتی از آن بگذریم و به فرموده قرآن، ما باید با مرور تاریخ برای حال و آینده خود عبرت بگیریم، نکتهیی که امثال شجریان، تنها و تنها، مدل ماکیاولی آن را ملکه اعمال و رفتار خویش قرار میدهند .
همه میدانند «ام کلثوم» خواننده زن مصری کیست؟ او در جنگ اعراب و اسراییل برای کمک مالی به جبهه اعراب، «نام خویش» را در بلیطهای بختآزمایی قرار داد تا هوادارانش به هوای به همسری گرفتن امکلثوم اقدام به خریدن بلیطهای بختآزمایی نمایند و بدینسان یک زن آوازهخوان «بینش هنریاش» در قیاس کسی مانند شجریان به مراتب بیشتر بود.
متاسفانه سخاوت نظام و رسانه ملی با این فرد، طی سهدهه گذشته موجب شده تا امر بر او مشتبه شود که شجریان یعنی همه موسیقی ایران زمین .
جامعهشناسی این آوازخوان به اصطلاح مردمی آن قدر پایین است که نمیداند، در بستر هجوم انواع موسیقی غربی از راک و جاز گرفته تا پاپ و رپ، ذائقه جوانان در حال فرار از موسیقی سنتی است و امثال شجریان برای دیده شدن و شنیده شدن و ماندگار ماندن صدا و هنرشان سخت نیازمند لطف و همکاری رسانه ملی هستند.
جناب شجریان، شما حقیقتا گمان کردهاید که مردم ایران ماه رمضانشان سر نمیشود، مگر با صدای ربنای شما؟
حقیقتا شرم نمیکنید از اینکه سال هاست صدا و سیمای جمهوری اسلامی با وجود این همه مداح خوش الحان در کشور، فقط و فقط با پخش ربنای شما، برایتان جایگاهی معنوی و محترم به هم زده است؟ و این بزرگترین بدهی «مادی» و معنوی شما به رسانه ملی ایرانیان است.
اینجانب از رییس غیور رسانه ملی عاجزانه درخواست دارم تا صدا و تصویر شجریان و خاندانش را برای همیشه از آنتن (همانگونه که خودش خواسته است) کنار بگذارد تا زمانی که این آوازخوان فرصتطلب به خویش آید و بداند که بیشترین شنوندگان صدایش در همان جمعیت 24میلیونی که به احمدینژاد رای دادند هستند، نه کسانی که رنگ سادات را به دم سگ بسته و اکثرشان دیوانه موسیقی ساسیمانکنیاند، نه «نوا»ی شما.
جناب شجریان فراموش کرده اید که :
اگر «حسین فهمیده» پیکرش را فدای من و شما نمیکرد، اگر «همت» جانش را به من و شما هدیه نمینمود، اگر «متوسلیان» لشکر محمد رسول الله را به راه نمیانداخت، اگر مردم دزفول زمانی که شما در کوههای شمال به شکار قوچ مشغول بودید و در تهران آروغ میزدید زیر جهنم موشکهای اسکاد نمیماندند و قطعه قطعه نمیشدند و اگر جهانآرا آن حماسه را خلق نمیکرد، اکنون نه شما با کراوات زیبایتان در کنسرتهای داخل و خارج صدایتان رابه رخ همه میکشیدید، نه دخترتان مژگان شجریان میتوانست برای کاستهای شما و همایون عزیزتان طرح جلد کاست بکشد و معروف شود و نه آنتنی بود تا از رانت آن برای پسرتان بهرهبرداری کنید، شاید بگویید که صداوسیما، خود خواسته صدای فرزندنتان را پخش میکند که این عشوهای کریه بیش نیست، چرا که از قدیم گفتهاند سکوت علامت رضایت است.
آقای شجریان، روراستی را از ساسیمانکن بیاموزید.
باور کنید که شما، امکلثوم که چه عرض کنم، ساسیمانکن هم نیستید.

«بسترهاي شكل گيري نومانكلاتورا(2) (طبقه خواص) در دو دهه اخير در ايران»
دکتر مظفر نامدار(رييس پژوهشكده مطالعات فرهنگهاي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي)
مولای متقیان علی علیه السلام می فرماید:
فَاعتَبِرُوا بِحَالِ وَلَدِ اِسمَاعِيلَ وَ بَنِي اِسحَاقَ وَ بَنيِ اِسرَائِيلَ عَلَيهِمُ السَّلَامُ فَمَا اَشَدَّ اعتِدَالَ الاَحوَالِ، وَ اَقرَبَ اشتِبَاهَ الاَمثَالِ
از حال فرزندان اسماعیل و اسحاق و یعقوب علیه السلام عبرت گیرید. چقدر احوال امّت ها به یکدیگر شبیه، و ماجراهای آنان به هم نزدیک است. (3)
میخاییل وسلنسکی یکی از چند صد نفر صاحبان امتیاز در اتحاد جماهیر شوروی سابق بود که رهبری مجامع شوراها در این کشور را بعهده داشت. او در کتابی به نام " نومانکلاتورا " نحوه شکل گیری یک طبقه ممتازسرخ و زندگی روزمره این دیوانسالاری جدید را در انقلاب کمونیستی شرح می دهد. وسلنسکی در توصیف مفهوم " نومانکلاتورا " می گوید: طبقه ممتازان و عالیجنابان سرخ که در شوروی و کشورهای اروپای شرقی حکومت می کردند. گروهی بسته که اگرچه کاملاً با حزب مخلوط نبودند ولی قدرت و ثروت عمومی را در اختیار داشتند.
مقالات و سخنرانیها
مطلبي كه پيش روي شماست، نوشتاري از شهيد ايتالله دكترسيد محمد حسيني بهشتي است كه نخستين بار در سال 1379 منتشر شد. اين اثر كه پس از ان بارها به وسيله ناشران گوناگون به چاپ رسيده به دليل شيوايي قلم نگارنده ان و اراسته بودن ان به زبان فطرت، همواره با استقبال فراوان از سوي كساني كه به دنبال درك معنا، مفهوم، جايگاه و صورت و سيرت نماز به عنوان زيباترين شعار يكتاپرستان هستند روبهرو بوده است. از همين رو، بنياد نشر اثار و انديشههاي شهيد ايتالله دكتر بهشتي با وجود اينكه اين نوشتار را پيش از اين در مجموعه مباحث مربوط به نماز با عنوان سرود يكتاپرستي منتشر كرده بود، تصميم گرفت ان را بهطور مستقل نيز منتشر نمايد.
طنز:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف و گاهاً در صحنه ایران!
واقعاً از شما انتظار نداشتم! معلوم هست کجايید؟ اگر شما زمان جنگ بودید، چه می کردید؟
این بود آن همه حمایتی که ازش دم می زدید؟
پس کجا رفت موج سبزی که ایران را فرا گرفته بود؟
کجا رفت آن همه شور و شوقی که مرا نیز جو گیر کرده بود؟
نکند شما هم باورتان شده است که تقلبی در کار نبوده؟
واقعاً که وقاحت دارد! مرا با این سن و سال و بیماریهای جور واجور رها کرده اید و رفته اید؟ اگر می دانستم یک عده چماق به دست مزدور و آن نیروی انتظامی بی رحم شما را اینگونه از مسیرتان خارج می کند، عمراً! به روند انتخابات اینگونه بی محابا انتقاد نمی کردم!
مردم نارفیق ایران!
من پشتم به شما گرم بود! من روی حمایت شما حساب کرده بودم! اصلاً اگر به حرف من گوش نمی دهید، به حرف بیبیسی گوش دهید! آنها که خیر شما را می خواهند!
خدایا این چه قومی بود که مرا گرفتارشان کردی؟
آهای مردم ایران!
دیگر دارید مرا عصبانی می کنید! یا فردا ساعت 4 در میدان آزادی جمع می شوید و یا اینکه از شما خواهش می کنم بیاید! التماس می کنم مرا تنها نگذارید! چیزی نمانده بود که این انقلاب مخملی به ثمر بنشیدند! مقداری تحمل کنید ان وقت به همه شما آزادی خواهم داد! «اندکی صبر عشق و حال نزدیک است!»
اصلاً از دست شما شکایت خواهم کرد! شما مرا جو گیر کردید! اگر می خواستید کنار بکشید خب از اول این کار را می کردید نه اینکه وقتی من همه پل های پشت سرم را شکسته ام، زیر پایم را خالی کنید! مرا رسوا نکنید! آبروی مرا پیش احمدینژاد نبرید! فردا با چه رويی به شورای نگهبان بروم؟
ملت نسبتاً شریف ایران!
آبروی مرا بردید! من قاطعانه اعلام می کنم که از شما نمی گذرم و خدا هم از شما نگذرد!
الحمدلله الذی جعل الاصدقاء من الحمقاء!
میرحسین موسوی
4/4/88

|
|
|
يكي از استدلالها در زمينه قابل پيشبيني بودن پيروزي دور اول دكتر احمدينژاد و شكست ميرحسين موسوي كه تاكنون وي و حاميانش هيچ پاسخي به آن ندادهاند، نتايج نظرسنجيهايي بود كه پيش از انتخابات از سوي مراكز مختلف افكارسنجي انجام شد.
به گزارش رجانيوز، نكته قابل توجه در اين نظرسنجيها آن بود كه با وجود آنكه توسط مراكز مختلف و با گرايشهاي سياسي بعضاً متضاد انجام شده بود، در نتايج تمامي آنها، دكتر احمدينژاد با رأي بالاتر از 50 درصد (حدود 60 درصد) پيروز دور اول دانسته شده و رأي موسوي نيز در حدود 30 درصد پيشبيني شده بود.
رجانيوز در حالي كه پيش از اين نظرسنجيهايي از مركز تحقيقات صداوسيما، اداره پژوهش خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) و يك نهاد امنيتي را منتشر كرده بود، اما نتيجه نظرسنجي 2 روز قبل از انتخابات، مركز افكارسنجي جهاد دانشگاهي (ايسپا) از اين جهت كه به لحاظ سياسي گرايش غيرقابل انكاري به صورت سنتي در جهاد دانشگاهي به طيف چپ سياسي وجود دارد، حائز اهميت است.






