تبليغاتX
گلچين
صفحه نخست | لیست مطالب | آرشیو مطالب | ارتباط با ما

Check PageRank
نویسنده : دكتر محمود گلزاري

 متأسفانه ميليونها معتاد در جامعه داريم. ميزان معتادان كشور ما نسبت به جمعيت ايران از كشورهاي منطقه، كشورهاي اسلامي و بسياري از كشورهاي ديگر بيشتر است. اغلب مصرف كنندگان مواد مخدر جوانان هستند. علاوه بر اين، مصرف مشروبات الكلي و ارتباط با جنس مخالف نيز رو به گسترش است. آمارهاي ارايه شده از سوي نيروي انتظامي در بحث تخلفات و صحنه كوي و برزن، خيابان و ظواهر جوانان، نشان مي دهد كه جوانان ما از مسايل ديني فاصله گرفته اند. در مدارس ما هم همين گونه است.
ما به عنوان مشاور با دو گروه درگير هستيم؛ نخست پدر و مادرهايي كه فرزند جوانشان با جنس مخالف خود ارتباط داشته و قصد ازدواج با كسي را دارد كه مورد قبول آنها نيست و يا اينكه فرزندشان ترك تحصيل كرده و به طرف اعتياد رفته است. گروه دوم زن و شوهرهاي جواني هستند كه درگيري و طلاق در آنها زياد شده است؛ يعني حتي شكيبايي، سازگاري و تفاهم در بين جوانان متأهل هم كم شده است. در دانشگاهها اين مشكل بيشتر از جاهاي ديگر است. شكايت معلمان ديني هم اين است كه ما چگونه مي توانيم بچه ها و شاگردان را به مسايل ديني علاقه مند كنيم.



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

اصلاح دو امر در ماه مبارک رمضان

ویژگیهای ماه رمضان در خطبه پیامبر

مبارك باد آمد ماه روزه

آداب عمومی ماه مبارک رمضان

فوائد ماه مبارک رمضان

در ماه رمضان احساس محبت بيشترى به خدا و اهل‏بيت دارم؛ از كجا بفهمم كه خدا هم مرا دوست دارد؟

عذاب سخت ترک کنندگان نماز در قرآن

 

 



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
 ۩۞۩۩۞۩۩۞۩
در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند
ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار
۩۞۩۩۞۩۩۞۩
به خدا سوگند دنیا را آذین می بندیم اگر لحضه آمدنت را بدانیم ...
۩۞۩۩۞۩۩۞۩
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد

بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آیه نور

سوگند به زخم های سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر می گردد

مهدی به میان شیعه برمی گردد

یا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد ...

۩۞۩۩۞۩۩۞۩

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی............چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن..............خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم نه؛ ولی................................برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام.......................دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی
 

۩۞۩۩۞۩۩۞۩
بر چهره پر ز نور مهدی صلوات      بر جان و دل صبور مهدی صلوات
 

تا امر فرج شود مهیا بفرست        بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

۩۞۩۩۞۩۩۞۩

سئوالی ساده دارم از حضورت       من آیا زنده ام وقت ظهورت 


 اگر که آمدی من رفته بودم           اسیر سال و ماه و هفته بودم 

 دعایم کن دوباره جان بگیرم           بیایم در رکاب تو بمیرم

۩۞۩۩۞۩۩۞۩

هنوزم انتظارو انتظار است        هنوزم دل به سینه بی قرار است  

هنوزم خواب میبینم به شبها    همان مردی که بر اسبی سوار است

 همان مردی که جمعه آید روزی ...    و این پایان خوب انتظار است
۩۞۩۩۞۩۩۞۩

 کاش می شد در میان لحظه ها           لحظه ی دیدار را نزدیک کرد

نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
 

محمدرضا سرشار


اخیرا برای چندمین بار طی سالهای پس از پیروزی انقلاب،شاهد صدور نامه سرگشاده و البته کاملا تبلیغاتی و-اگانه یا ناآگاهانه ،در یک هماهنگی کاملا آشکار با دشمنان اسلام،نظام و انقلاب- از سوی آقای شجریان،خطاب به مدیر عامل وقت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم که طی آن با لحنی از موضع بالا ،خواستار پخش نشدن ترانه هایش از این رسانه عظیم ملی شده است.

البته هر کس اختیار آثار خود را دارد ؛و می تواند اجازه بدهد یا ندهد که اثرش در جایی انتشار بیابد یا نیابد.اما در ارتباط با این عمل آقای محمدرضا شجریان چند ملاحظه ویژه وجود دارد که بد نیست به آنها پرداخته شود.اما پیش از ورود به آنها ،ذکر مقدمه ای کوتاه ،برای روشن تر ساختن آنچه در پی می آید،ضروری است:

آقای شجریان که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران،از دهه 1340 همکاری خود را با رادیو تلویزیون ملی رژیم منحط ّپهلوی آغاز کرد ،در آن زمان - به سنت رایج - نام هنری "سیاوش "را برای خود انتخاب کرد.و تا پیروزی انقلاب ترانه هایش پیوسته از آن بلندگوی تبلیغاتی انحرافی و غفلت زای رژیم دست نشانده و استبدادی و تا مغز استخوان فاسد پخش می شد.با این همه ،و پس از آن همه سال فعالیت در عرصه موسیقی ،به دلایل مختلف - و از همه مهم تر ،رواج بیمارگونه موسیقیهای تقلیدی غربی - هرگز نتوانست مقبولیت عام یابد و به چهره ای مطرح در این عرصه در سطح جامعه تبدیل شود.

اسقاط رژیم دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی ،به رهبری امام خمینی و با جانفشانی مردم متدین و ایثارگرمان در بهمن 1357،علاوه بر همه دستاوردهای عظیمش برای کشور ،خدمتی بسیار بزرگ نیز به موسیقی سنتی و ملی ایران کرد. به گونه ای که اگر بگوییم به آن حیاتی دوباره بخشید ،اصلا سخنی به گزاف نگفته ایم.
به دنبال این تحول بنیادین بود که زندگی عده ای از دست اندر کاران فعال این عرصه چه به لحاظ معنوی و چه مادی ، دچار دگرگونی مثبت جدی ای شد.

یکی از اهالی این عرصه که بیشتریهره مثبت مادی و معنوی را از پیروزی انقلاب برد ،شخص آقای محمدرضا شجریان بود.به طوری که همسر نخست او ،در مصاحبه ای ،صریحا به این رونق بزرگ مادی و معنوی رو کرده به زندگی شان در دوران پس از پیروزی انقلاب ،اقرار کرد.

با این رو آقای شجریان ،که در تقریبا تمام سالهای فعالیت هنری خود در رژیم منحط پهلوی ،همکار رادیو تلویزیون فاسد آن بود ،و خواه نا خواه در جهت اهداف ضد فرهنگی آن یاری اش می کرد ،در دوران پس از پیروزی انقلاب به جای آن که قدران این نعمت بزرگ -اغلب بلا استحقاق رو کرده به خود و همسنخانش - باشد و در ضمن با همه توان و استعداد در صدد جبران آن سالیان دراز خدمت به رادیو تلویزیون شاهنشاهی برآید،جز دورانی بسیار کوتاه واجرای یکی دو سرود ملی ،به کل راه خود را از انقلاب جدا کرد.

در این دوران ،او با گرفتن ژست یک هنرمند مستقل ،ترجیح داد با تشکیل یک گروه موسیقی و تاسیس یک شرکت خصوصی هنری برای تکثیر و توزیع نوار وسپس سی دی ترانه ها و کنسرتهایش ،همچنین راه افتادن به دور دنیا و اجرای کنسرت برای ایرانیان مهاجر وساکن غرب - و اغلب مخالف انقلاب و نظام - به فعالیتهای هنری خود ادامه دهد.

اما او به همین نیز اکتفا نکرد .بلکه در برخی بزنگاههای سیاسی که نظام تحت فشار یا هجوم تبلیغاتی سیاسی دشمنان قسم خورده خود بود ،،چند بار شاهد انتشار نامه سرگشاده یا مصاحبه او در جهت مخا لفت با پخش صدایش از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بودیم .که آخرین آنها نامه پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری در کشور و ظهور فتنه و توطئه عظیم براندازی طراحی شده توسط استکبار جهانی به رهبری آمریکا و انگلیس و اذنابشن ،از جمله رژیم اشغالگر قدس بود ؛که با شکایت از صدا وسیما نیز همراه ش و همان گونه که انتظار می رفت ،مورد استقبال و استفاده وسیع آمریکا و انگلیس و یارانشان در جهت حمله تبلیغاتی به نظام ما قرار گرفت..

اینک آنچه به اجمال در این باره باید گفت این است که :
1.در رژیم منحط پهلوی -با آن همه جنایات و خیانتها در حق ملت ایران -چه شد که هرگز شاهد انتقاد و اعتراض آقای شجریان به رادیو تلویزیون شاهنشاهی از سوی وی نبودیم که هیچ ،به عکس در تمام آن سالها نامبرده تمام عیار در خدمت آن رسانه فاسد باقی ماند. آقای شجریان برای آن سکوت و بی عملی طولانی تاسفبار خود در آن دوران ذلتبار خفقان و سرکوب وحقارت ملی توسط بیگانگان ،و در مقابل ،این موضگیریهای همسو با عناصر واهداف دشمنان داخلی و خارجی نظام و انقلاب ، چه پاسخ و توجیهی برای ملت بزرگ انقلابی ایران دارد؟

2.اگر حق امتیاز استفاده از همین معدود آثار نامبرده ،به صدا وسیما (یا رادیو تلویزیون رژیم گذشته ) واگذار شده است که او اصولا حق اعتراض و اظهار نظر در مورد پخش کردن یا نکردن آنها از صدا وسیما و یا زمان و جایگاه پخش آن در این رسانه را ندارد.(اینکه از صدا وسیما خواسته شده است اگر مدارکی دال بر این واگذاری دارد ارائه کند ،خود به تنهایی می تواند موید آن باشد که ولو به شکل غیر کتبی ،این واگذاری صورت گرفته است.)

3.چرا عده ای از اصحاب رسانه و غیر آنان ، قضیه به این پیش پا افتادگی را این قدر بزرگ می کنند و در حقیقت احساسات و تعلق خاطر شخصی خود را نسبت به این خواننده ، به کل جامعه تسری می دهند و می کوشند چنین القا کنند که با پخش نشدن همین معدود آثار آقای شجریان از صدا وسیما ی جمهوری اسلامی ایران ،گویی فاجعه ای رخ خواهد و نکثی عظیم در ارکان این رسانه عظیم پدید خواهد آمد!حال آنکه اصلا وابدا این گونه نیست.افرادی به مراتب نامدارتر و محبوب تر از این خواننده از این رسانه وبعضا حتی کشور رفته اند یا صدا و سیما راسا از پخش برنامه آنان خودداری کرده است و هیچ اتفاقی نیفتاده است. به عکس ،آن که در این میان ضرر کرده است ،آن هنر پیشگان بوده اند.

در حقیقت صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران ،به آن دلیل که واقعا یک رسانه ملی -آن هم متعلق به یک نظام انقلابی و اسلامی عزتمند همچون نظام ما - است رسانه ای است که همکاری با آن و انتشار اثری از کسی در آن ،مایه افتخار و شرف کسی است که با آن همکاری می کند یا اثرش از طریق آن انتشار می یابد ؛نه بالعکس.حال اگر شخصی هچون اقای شجریان -به هر دلیل - می خواهد خود را از این افتخار و شرافت محروم کند ،دیگران چرا باید بر این امر اصرار ورزند؟!

4.مهارت و توانایی حرفه ای مقوله ای است و جذابیت وجنس صدا و مقبولیت عام یافتن آن مقوله ای دیگر.جنس صدای آقای شجریان ،دست کم برای امثال من -به عنوان یک مخاطب دلی موسیقی؛که البته در این زمینه بی تجربه هم نیست - هرگز جاذبه و برجستگی خاصی نداشته است و ندارد.و تا آنجا که اطلاع دارم ،امثال من هم ،کم نیستند.ضمن آنکه اگر این نیز نمی بود ،برای قاطبه مردم انقلابی متدین ما ،صرف هنر برای هنر و آواز برای آواز ،ارزشی ندارد .بلکه آنان ،به هنری ارج می گذارند که در جهت بسط و تعمیق ارزشهای متعالی اسلامی - انقلابی - انسانی در جامعه باشد. و طبق یک اصل بدیهی ، هنرمندی که شخصا نخواهد هنرش در این سمت و سو مورد استفاده قرار گیرد ،خود و اثرش ،خود به خود از این دایره خارج است.لذا همان به که در مسیری که صاحبش دوست دارد مورد استفاده قرارگیرد.

5.سیاست یک بام و دو هوای تلاش برای پخش صدای فرزند (همایون شجریان ) -که به هر حال فردی نوخاسته در این عرصه است و نیازمند پخش صدایش از رسانه ای پر نفوذ همچون صدا و سیما ،برای شناخته شدن و کسب شهرت در میان توده مردم است - و مخالفت با پخش صدای خود ،که این مراحل را پشت سر گذاشته است ، از سوی این خواننده قدیمی ،بیانگر نگاه ابزاری او به این رسانه است. به عبارت دیگر ،چیزی که در این میان ظاهرا اصلا مطرح نیست ،مردم اند.چنین مردمی چرا باید نسبت به چنین هنرمندی احساس تعلق خاطر کنند ؟بگذار این آقا ،همچنان که در دوران پیش از انقلاب

،چشم بر آن همه جنایتها و خیانتهای آن رژیم منحوس بست و نه تنها کمترین اعتراضی نکرد بلکه تا آخرین روز های عمر آن به همکاری با مهم ترین و موثرترین دستگاه تبلیغاتی اش ادامه داد ،و پس از پیروزی انقلاب نیز ترجیح داد هنرش را بیشتر در خدمت افراد مخالف و معاند یا زاویه دار نسبت به انقلاب قرار دهد ، این چند صباح اندک باقی مانده عمر را نیز در همان مسیر سپری سازد.

رسانه ملی بزرگتر و والاجاه تر از آن است که خود را معطل امثال این آقا کند.به تعبیر آن بزرگ : در هر حال قطار انقلاب ،به حرکت خود ادامه خواهد داد. هر کس از آن پیاده شود ،خود جا خواهد ماند.( که تازه این هم در مورد کسانی است که از ابتدا سوار این قطار بوده اند.نه پیادگانی امثال این آقا !)

منبع: موسيقي ما

نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
Ayatollah Mesbah

متاسفانه شاهد بودیم در این چند روزه حملات و هتاکی های شدیدی علیه حضرت آیت الله مصباح صورت گرفته است که دلیلی غیر از کینه و حسادت برای آن نمیتونیم بیابیم. یکی از موارد جنگ روانی علیه این شخصیت عالم و وارسته تحریف سخنرانی اخیر ایشان بود. آیت‌الله مصباح هفته گذشته در حضور جمعي از بسيجيان، هنرمندان و اعضاي حزب مؤتلفه اسلامي به نكاتي در خصوص جريانات پس از انتخابات و قصد آگاهانه برخي افراد و جريانات براي حذف يا تضعيف ولايت فقيه اشاره كردند برای روشن شدن اذهان سخنرانی کامل را در اختیار شما قرار میدهم. والعاقبه للمتقین...

چه زمانی اطاعت از رئیس‌جمهور، مجلس و سایر نهادها، اطاعت از خدا محسوب می‌شود؟

بخش اول سخنرانی
۲.۸۶ مگابایت
دانلود کلیپ صوتی

بخش دوم سخنرانی
۳.۲۰ مگابایت
دانلود کلیپ صوتی



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
به گزارش خبرگزاري فارس، متن يادداشت وارده "اميرعلي صالحي " به شرح زير است:
Korean wave يا Korea fever كه بايد به موج كره‌اي يا تب كره‌اي ترجمه شود به جرياني چند جانبه اطلاق مي‌شود كه از اوائل دهه 90 ميلادي در آسيا آغاز شد و روز به روز بيش از پيش مناسبات فرهنگي و سياسي-امنيتي حاكم بر اين قاره را تحت تاثير خود قرار داد. اين جريان عبارت بود از گسترش فزاينده مقبوليت فرهنگ عمومي كره جنوبي در قالب سريال ها و فيلم هاي تلويزيوني و كالاهاي تجاري در سراسر قاره آسيا. در ابتدا به نظر مي رسيد اين يك پديده طبيعي است كه پس از پايان جنگ كره و عزم سئول براي ورود به جامعه جهاني در همه زمينه بايد تحقق مي يافت؛ ولي پس از گذشت سال‌ها و فعليت يافتن تسلط درام‌هاي كره‌اي بر مخاطبان مناطق خاصي چون چين، ژاپن، مصر و تركيه به عنوان پيشقراولان جرياني كه به آنتن تلويزيون‌هاي اين كشورها محدود نمي‌شد، ابعاد و اهداف سازمان يافته و بلند مدتي در خصوص اين موج كشف شد.


ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
 




زيان ها و آفات عجب

- عجب بيماري است

بدان که از عجب آفت ها تولد کند: يکي کبر بود که خو د را از ديگران بهتر داند (1) بدان که عجب بيماري است و علت آن جهل محض باشد. پس کسي را که شب و روز در عبادت است و علم، گوييم که عجب تو از آن است که اين بر تو مي رود و تو راهگذر آني، يا از آنکه از تو در وجود مي آيد و به قوت تو حاصل مي شود. اگر از آن است که در تو مي رود و تو راهگذر آني، راهگذر را عجب نرسد که وي مسخري باشد و کاري به وي نبود، وي اندر ميانه که باشد؟ و اگر گويي: من همي کنم و به قوت و قدرت من است، هيچ داني تا اين قدرت و قوت و ارادت و اعضا که اين عمل بدان بود از کجا آوردي؟ اگر گويي: به خواست من بود اين عمل، گوييم اين خواست و اين داعيه که را آفريد و که مسلط بکرد بر تو تا سلسله قهر اندر گردن تو افکند و فرا کار داشت؟ که هر که را داعيه بر وي مسلط بکردند، وي را موکلي فرستادند که بر خلاف آن تواند کرد، و داعيه نه از وي است و وي را به قهر فرا کار دارد. پس همه نعمت خداوند است و عجب تو به خويشتن از جهل است که به تو هيچ چيز نيست ... و همچنان باشد که ملک تو را اسبي دهد عجب نياوري، آن گه غلام دهد عجب آوري و گويي: مرا غلام از آن داد که اسب داشتم و ديگران نداشتند. چون اسب نيز وي داده باشد چه جاي عجب بود؟ (2)



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
فيلم منتشر شده از اظهارات موهن يوسف صانعي در جمع تعدادي از روحانيون هم‌فكرش در گرگان با واكنش‌هاي متفاوتي روبرو شد. واكنش‌هايي از بهت و حيرت گرفته تا تأكيد بر ساقط شدن وي از عدالت و لزوم جاري كردن حد به‌خاطر تهمت به دكتر احمدي‌نژاد شده‌اند.

با اين حال، دفتر صانعي به‌جاي اعلام عذرخواهي وي، اقدام به فرافكني كرد و در حالي كه تصوير مربوط به اين سخنان موهن در اينترنت پخش شده است، ادعا كرد اظهارات صانعي يك حكايت بوده و ربطي به فرد خاصي ندارد.

در اين زمينه، برخي سايت‌هاي نزديك به وي نيز اقدام به رفوي اين اظهارات شنيع كردند و حاضر نشدند كوچك‌ترين انتقادي به گوينده آن كه خود را مرجع تقليد نيز مي‌داند، بنمايند.

متن كامل اين سخنراني را كه سراسر توهين و اتهام به نظام اسلامي است، منتشر مي‌كند تا مشخص شود كه چگونه برخي افراد به‌نام مرجعيت شيعه را بازيچه اغراض سياسي خود كرده‌اند. همچنين در اين متن كاملاً مشخص است كه هتاكي صانعي متوجه رئيس‌جمهور است و فرافكني‌هاي وي نمي‌تواند مانع از آشكار شدن حقيقت باشد.


آنچه كه هنوز در اين ميان، مبهم است سكوت مدعي‌العموم و عدم انجام وظيفه قانوني خود در برخورد با اين جرم آشكار است.

*********

بسم الله القاصم الجبارين
اي دشمن حق ما دلير و حق پرستيم
برگرد تا سربند يا زهرا نبستيم


در پي توهين بي شرمانه صانعي(شيخ معلوم الحال) که رئيس جمهور مکتبي و انقلابي منتخب 25 ميليون ايراني را حرامزاده مي خواند و ايشان را به تمسخر مي گيرد ، گروه جهاد مجازي از تمامي وبلاگ نويسان ارزشي دعوت مي نمايد اعتراض خود را نسبت به اين اقدام احمقانه شيخ ساده لوح و معلوم الحال از طريق راه هاي ارتباطي زير به دفتر وي اعلام دارند.
در تماسي که با دفتر قم ، تهران و مشهد صانعي داشتيم اظهار داشتند دروغ است و فيلم ساختگي است و کلمه حرامزاده براي حکايتي بوده که صانعي قبل از دقايق اين فيلم گفته است.براي روشن شدن موضوع متن کامل سخنراني موهن صانعي منتشر گرديد: http://rajanews.com/detail.asp?id=34594


فيلم توهين بي شرمانه به دکتر احمدي نژاد توسط صانعي(براي دانلود):http://media.farsnews.com/Media/8805/Video/880527/880527V0560641.wmv
مشاهده:



شماره سرويس اس ام اس دفتر صانعي:
30007960
تلفن دفاتر صانعي در شهرهاي مختلف:
قم: 10 - 7744009 - 7744767 - 62 - 7831660
تهران:66564000-66564001-66564002-66564003-66564004
مشهد:2251152 - 2222277- 2210002
شيراز: 2243334 - 2243498- 2222294-0711
اصفهان:4487662  - 4487661   - 4487660
http://saanei.org/page.php?pg=contactus&lang=fa
صفحه ارتباط با ما در سايت صانعي:
http://www.saanei.org/page.php?pg=askistifta&lang=fa


جبروتهم تحت اقدام حزب الله
عظمت آنها زير گام هاي حزب الله است

*****

 



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
  پاكدل باش تا دل ها را پروانه ي خودسازي .
اگر با اشخاصي كه صاحب روح بلند و اخلاق عالي هستند زندگي كنيد احساس خواهيد كرد كه قوه ي مرموزي ، روح و اخلاق شما را به طرف مجد و تعالي مي كشاند
انسان به هر كه با او همخو و همفكر بود ، دل مي بندد و به هر كه داراي علو نفس و جوان مردي و بزرگواري باشد، علاقه مند مي شود .
خوش بختي ، نشانه ي سلامت روح است .
سعادت چيست ؟ روحي سالم در بدن سالم .
داناي بي وجدان ، هيچ گاه صاحب روحي پاك نخواهد شد.
وجدان ، نماينده ي پاكدامني و عفت و صداقت است.
براي درست فكر كردن، بايد اول ، دل را از كينه و بدي ، پاك كرد.
افكار خوب ، تراوش روح پاك مردم است .
شخص وظيفه شناس ، معمولا داراي وجدان پاك است.
قلب پاك ، انسان را از لغزش در زندگي ، باز مي دارد.
پرهيزكار باش كه هرگز هيچ شخص پرهيزكاري ، از درستي نميرد.
هيچ كس بلندي مقام پيدا نمي كند ، مگر در خوي خويش .
شرافت نام را چون امانتي بايد نگاه داشت.
نيك نامي ، از كمربند زرين ، بهتر است.
محترم بودن ، نتيجه ي يك عمر لياقت اندوختن است.
فقط از يك درخت سالم ، ميوه ي سالم به دست مي آيد .
شخصيت شما از شهرتتان مهم تر است . شخصيت ، آن چيزي است كه هستيد ؛ اما شهرت ، تصور ديگران از شماست .
هركس ، نگهبان شرافت خويش است .
منبع: حديث زندگي

نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

گرچه اکثر فرهنگ های تجارت کم و بیش متاثر از فرهنگ آمریکایی است، اما به نظر می رسد که فرهنگ ژاپني دست نخورده تر باقی مانده است.
اکثر تاجران و مهاجران در اولین برخورد خود با ژاپنی ها احساسی ناجور و نامتجانس خواهند داشت، اما معمولاً بیشتر آنها بعد از چند مدت این احساس را ترک کرده و از همکاران ژاپنی خود درس می گیرند.
این کشور می تواند درس های زیادی در مورد برخوردهای تجاری و کاری به ما بیاموزد. در این مقاله لیستی از 7 درس مهم که می توانیم از ژاپنی ها بگیریم را برای شما تهیه کرده ایم.
1. معاملات بر پایه ی رابطه های شخصی بنا می شود
در فرهنگ تجارت ژاپنی، غیر معمول نیست که قراردادها بر پایه رابطه های خصوصی و خانوادگی بنا شود. یعنی دو نفر باید از قبل با هم آشناییت داشته و همدیگر را خوب بشناسند. به معنای دیگر، قراردادها از روی احترام و آشناییت متقابل انجام میگیرد. تجارت به طریقی انجام می گیرد که هر طرف از نظر اخلاقی به طرف مقابل متعهد و مسئول باشد.
درس عبرت: در ژاپن ایجاد رابطه های خوب خصوصی به شما اعتباری می دهد که برای تجارت های بعدی شما بسیار ضروری است. و وقتی توانستید با یک شرکت ژاپنی رابطه ای خوب برقرار کنید، دیگران نیز گرایش بیشتری برای معامله با شما پیدا خواهند کرد.
طریقه ی وفق یافتن: با راستی و درستی وارد معامله شوید. تا میتوانید سعی کنید تا اطمینان آنها را به خود جلب کرده و با آنها طرح دوستی بریزید.
2. گروه گرا باشید و به تصمیمات گروه احترام بگذارید
ژاپن کشوری است که واژه ی "ما" به جای "من" در آن ارزش بسیار بالاتری دارد. آنها قبل از به مرحله ی عمل آوردن هر تصمیم مهمی، آن را به بحث می گذارند. گروه گرایی به جای فردگرایی در این کشور رونق دارد. شما نیز قبل از اینکه بتوانید پیشنهادات خود را مطرح کرده یا به مرحله ی عمل درآورید، باید عضو گروه شوید.
درس عبرت: موفقیت کاری گروهی است. هیچ کس به تنهایی موفق نخواهد شد. ژاپنی ها این نکته را دریافته اند و برای همه ی آنها این ضرورت وجود دارد تا به همراه دیگران کار کنند. البته ممکن است روند تصمیم گیری کندتر شود، اما در آخر کار همه تصمیمات خود را ارائه کرده اند، و صدای همه در تصمیم گرفته شده منعکس خواهد شد.
طریقه ی وفق یافتن: یکی از راه های اصلی در سیاست این است که صدای دیگران را نیز بشنویم. در تجارت غربی معمولاً کار به این شیوه است که همه ی تصمیمات توسط یک رئیس گرفته می شود و به این نکته توجه نمی شود که آن رئیس برای تصمیم گیری نیاز به مشورت و کمک مدیران زیر دست خود دارد. ژاپنی ها این مسئله را فهمیده اند. برای آنها کار گروهی در درجه ی اول اهمیت قرار دارد. شما هم تا زمانی که نخواهید در کار تک روی کنید و فقط تصمیمات خود را به اجرا بگذارید نزد آنها احترام دارید. تا جایی که می توانید باید بتوانید با قوانین گروهی آنها خود را سازگار کنید، فقط در اینصورت است که در تجارت با آنها موفق خواهید شد.
3. رک گو نباشید
برخلاف آمریکایی ها که بسیار رک گو و رو راست هستند، ژاپنی ها ترجیح می دهند که همه ی مسائل را رک و رو راست به آنها نگویید و آن مطلب را در لفافه و با اشاره مطرح کنید. همه ی تلاش آنها بر این است که آن نکته و مطلب باعث آزار و ناراحتی کسی نشود و به کسی بر نخورد.
درس عبرت: در فرهنگ تجارت ژاپنی اهمیت زیادی به ادب و احترام داده می شود. آنها تلاش می کنند تا همکاران خودر ا آزرده خاطر نکنند و احترام متقابل را حفظ کنند.
طریقه ی وفق یافتن: برای این منظور باید سعی کنید تا قبل از حرف زدن آن را در دهان خود مزه مزه کنید. برای جواب دادن به کسی عجله نکنید و مطلب را خوب بررسی کنید و بعد به زبان بیاورید.
4. وقت شناسی نشانه ی احترام است
هرچیز که باعث از بین رفتن غرور، شان و اعتبار اجتماعی شود در تجارت و معاملات ژاپنی ها بسیار مضر است. برای این منظور شما باید همه ی توان خود را به کار گیرید تا این احترام حفظ شود. یکی از بهترین راه هایی که نشان می دهد شما برای طرف مقابلتان احترام زیادی قائل هستید، این است که سر قرارها به موقع بروید و وقت شناس باشید.
درس عبرت: ژاپنی ها اگر ببینند برای وقت آنها ارزش قائل نیستید، آن را بی احترمی تلقی خواهند کرد. این نیز یکی دیگر از خصایصی است که شرقی ها برخلاف غربی ها بر آن استوارند.
طریقه ی وفق یافتن: وقت شناسی خصیصه ای است که همه ی ما باید دیر یا زود به آن عادت کنیم. از اینرو، بهتر است تا زمان خود را به گونه ای تنظیم کنید که سر قرار ملاقات های مهم خود به موقع برسید.
5. ارائه ی خدمات به مشتری در اولویت است
اگر به ژاپن سفر کنید، از نزدیک مشاهده خواهید کرد که همه ی کارمندان و مسئولان همه ادارات، برای خدمت به شما بسیار مشتاق و داوطلب خواهند بود. احتمالاً از این مسئله بسیار تعجب خواهید کرد. ژاپنی ها عقیده دارند که رسیدگی به کارهای ارباب رجوع در اولویت همه ی امور است.
درس عبرت: برخورد خوب با ارباب رجوع، تعهدی است که همه ی ژاپنی ها عمیقاً در قلب خود احساس می کنند. با اینکار باعث جلب مشتری می شوند و آنها را همیشه از خود راضی نگه میدارند.
طریقه ی وفق یافتن: برای این منظور بهتر است کمی در برخوردهای ژاپنی ها با مشتریان خود دقت و توجه کنید. از رفتار آنها کپی کنید تا بتوانید مثل آنها موفق شوید.
6. ارتباط تلفی مرتب داشته باشید
در ژاپن ترجیح داده می شود که به جای فرستادن نامه، فکس یا ایمیل، مستقیقاً تماس گرفته شود. این به آن دلیل است که ارزش قائل شدن برای وقت طرف مقابل بسیار اهمیت دارد.
درس عبرت: با برقراری تماس مداوم خواهید توانست رابطه ی بسیار بهتری با آنها برقرار کنید و اطمینان و احترام آنها را نیز به خود جلب کنید.
طریقه ی وفق یافتن: اکثر ما برای تلفن زدن به هم کمی تنبلی می کنیم. این ممکن است به خاطر ضعف ارتباطات کاری ما باشد. شما هم باید بتوانید درست مثل ژاپنی ها ارتباطات تلفنی خود را بیشتر کنید. این مکالمات را کمی خصوصی تر کنید تا علاقه ی خود را برای برقراری ارتباط با طرف مقابل نشان دهید.
7. مهمان نواز باشید
ژاپن هم مثل اکثر کشورهای آسیایی خصیصه ی هدیه دادن را حفظ کرده است. برای میهمانان خود هدیه تهیه کنید تا بتوانید از این طریق حس مهمان نوازی و علاقه ی خود را به آنها نشان دهید. برای پرداخت صورتحساب تعارف کنید که اینکار نشانه ی احترام است.
درس عبرت: مهمان نوازی در تجارت ژاپنی به این معناست که ارتباطات خصوصی مهمتر از رابطه های کاری است.
طریقه ی وفق یافتن: با مشتری خود بیش از منبعی برای تجارت رفتار کنید. اول روی رابطه تمرکز کنید، و با اینکار تجارت نیز به موفقیت انجام خواهد شد.
از فرهنگ های تجارت آگاه شوید
در این دنیای چند فرهنگی، شناختن فرهنگ تجارت کشورهای دیگر باعث می شود تا در محل کار خود ارزش بیشتری پیدا کنید. تا می توانید با فرهنگ های تجارتی مختلف آگاهی پیدا کنید تا موفقیت شما در معامله با آنها تضمین شود.
منبع:http://www.mardoman.com

نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

فرم عضويت در سامانه خبري پيام كوتاه خبرگزاري رسا

 

نام و نام خانوادگی

 

 

 

جنسیت
شماره تلفن همراه
پست الکترونیکی
شغل
سمت
تحصیلات حوزوی
تحصیلات غیر حوزوی
محل اقامت استان شهر
نشانی
تلفت ثابت برای تماس های ضروری


فرم عضویت در سامانه پیام کوتاه خبرگزاری رسا
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

 

آنچه که در پي مي آيد متن پياده سخنراني آقاي دکتر عباسي درباره مهدويت و جامعه مهدوي مي باشد، در اين سخنراني ايشان ابتدا با مبناء قراردادن کلمه Global (توپ يا کره) به تعريف globalization و تبيين دو پروژه عمده که در بستر جهاني سازي مطرح است، يعني غربي سازي و الهي سازي جهان (مهدويت) مي پردازد ايشان از يک سو وجه مشترک اين دو پروژه ر ا جهاني سازي قرار داده از سوي ديگر وجه تمايز اين دو را در محور جهاني سازي، ابزار شناخت وتعامل با علم، تفاوت در نگاه عرفي و شرعي در تدوين قوانين، تفرد انسان غربي و در حوزه عمل مباح شمردن همه چيز در ديدگاه انسان غربي مي داند. بخش ديگري از اين سخنراني به تفاوت تمدن غربي و اسلامي از نقطه سکون و پويايي اشاره کرده و پويايي و هاجر بودن را عنصر اصلي و سازنده و ساري در کل تمدن اسلامي بيان مي دارد.



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
ابراهيم اسرافيليان نماينده دور اول مجلس شوراي اسلامي
آيت در حال انتقال اسناد مهمي درباره موسوي ترور شد

ابراهيم اسرافيليان نماينده دور اول مجلس شوراي اسلامي، نكات مهمي درباره ويژگي‌هاي شهيد آيت و علت ترور وي را بيان كرد.

رابطه شما با شهید دکتر سید حسن آیت چگونه شکل گرفت و از چه زمانی در کنار هم بودید؟

من از سال 1341 که امام راحل علیه انجمن‌های ایالتی و ولایتی بیانیه صادر فرمودند، فعالیت‌های خود را علیه رژیم شاه شروع کردم، یعنی در ابتدا از پخش اعلامیه آغاز کردم تا اینکه وارد یک گروه به اصطلاح زیرزمینی شدم. آن گروه را مرحوم شهید



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

گام اول:

در تعبيرى بسيار زيبا از حضرت اميرالمؤمنين(علیه السّلام) آمده است: خداوند توسط جبرئيل سه هديه براى آدم فرستاد تا او يكى از آن سه را برگزيند. هديه ها: عقل و دين و حيا بود و آدم عقل را انتخاب نمود، اما حيا و دين نيز قرار بود همراه خرد باشند و ماندند.(1) اين سه، هديه ى آسمانى خداوند براى جانشين خويش بود و آدم نيز با يك انتخاب به هر سه مقصود دست يافت. امّا از روزى كه بشر مغرور و سركش از «خداوند هستى» روى گردانيد و به «خود» گرويد و از «ولايت الهى» به «ولايت طاغوت» روى آورد و از «جانشینى خدا» به «جانشینى شيطان» رضايت داد، «هوس» را جانشين «خرد» و «خودپرستى» را به جاى «خدا پرستى» و «برهنگى» را جاى «حى» نهاد و در پى اين جابه جايى:



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
 

نويسنده:حميد رحماني


بيچاره تنگ چشم!

بشنو اي تنگ چشم بيچاره
صورت حال خويش از من
در وفات تو دشمنان وارث
در حيات تو وارثان دشمن (1)

هميشه گرسنگي

«ظريفي مرغي بريان در سفره بخيلي ديد که سه روز پي در پي بود و نمي خورد. گفت : عمر اين مرغ بريان پس از مرگ، درازتر از عمر اوست پيش از مرگ». (2)

 



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
دل نامه‌هاي ادبي 

نويسنده: محمد جواد شريف زاده



ريزش باران زيباست به زيبايي ترنم باران، اما ماندگاري آن زماني محقق مي‌شود كه نزول باران همانند اشك يتيمان در شب تاريك جاري و ساري گردد و با حضور گرم خورشيد، بدن مرده زمين را حيات بخشد تا رويش سبزه‌هاي توحيد! گونه‌هاي زرد يتيمان جوانه زند.
‌(محبوبه ياري): نمي‌دانم كه مي‌داني كه من بي‌تو بهاران را نمي‌خواهم
نمي‌دانم كه مي‌داني كه من بي تو درخت زرد پاييزم، كه بهاران را نمي‌خواهم
من همه سجده‌هاي شبانه‌ام را نذر جمعه ظهور تو كردم
من همه قنوت‌هاي نماز‌هاي شبانه‌ام را نذر سلامتي تو كردم
من همه خودم را نذر يك لحظه حضور در جمكران تو كردم
(ناهيد چتر سيمين): جمعه را چقدر دوست دارم و تو را كه در بي‌طاقت‌ترين جمعه مي‌آيي، با شمشيري كه بوي ذوالفقار مي‌دهد و با عبايي كه شبيه شب‌هاي تنهايي پيامبر است، مي‌آيي و شايد من هزار سال قبل از آمدن تو همراه شعرهايم دنيا را بدرود گفته باشم، مي‌آيي و شايد من هيچ‌گاه چشمان معصوم ترا زيارت نكنم چقدر زيباست در روز آمدن تو حضور داشتن چقدر خوب است به استقبال تو دويدن.
(زهرا عزيزي منفرد): روزي كه تو بيايي چشم‌هايمان را فرش زير پايت مي‌كنيم و با اشك‌هايمان عطرافشاني قلب‌هايمان را به تو هديه مي‌كنيم. آن روز ما فقط اشك شوق مي‌ريزيم.
(زهرا ناجي): اين شعر را از امام خميني خوانده‌ام برايم بسيار جالب بود:
باز گويم غم دل را كه تو دلدار مني
در غم و شادي و اندوه و اَلَم يار مني
جز گل روي توام در دو جهان ياري نيست
چهره بگشاي زرويم كه تو غمخوار مني
محرمي نيست كه مرهم بنهد بر دل من
جز تو اي دوست كه خود محرم اسرار مني
برگشا موي خم‌اندر خم و دست افشان باش
به خدا يار مني، يار مني، يار مني
(رقيه رسولي): اي هميشه سلام، اي سلام هميشه
همة محبت‌هايي را كه يكدل مي‌تواند در خود نگه دارد در يك حس عاشقانه نگه داشته‌ام و آن را خرج كسي نكرده‌ام و همه خوبي‌ها، زيبايي‌ها و پاكي‌ها را در يك واژه ذخيره كرده‌ام و نام آن را سلام نهاده‌ام و اين سلام خضوع و خشوع را پيشكش جمال و جلال دل آرايت مي‌كنم. مولاي من اگر ديگران به كسي سلام مي‌فرستند؛ من مي‌خواهم سلامم را به سوي تو بفرستم و با تمام خضوع و خشوع پيشكش جمال و جلال دل آرايت كنم. مولاي من اگر ديگران به كسي سلام مي‌فرستند، من مي‌خواهم سلامم را به سوي تو بفرستم و با تمام وجود از نغمه دل فرياد برآورم: «السلام عليك يا صاحب الزمان».

(علي شاكر): شوق وصال

غروب جمعه و نسيم دل‌گير يك هفته انتظار
ديده‌ها يكپارچه به آسمان و دل‌ها غمبار
مسافر عرش را اين جمعه هم خبري نيست
آشفته حالم كه چه بگويم به اين دل بيقرار
غروب خورشيد به معني نوميدي زانتظار نبود
خورشيد از روز آفرينش مي‌كشد انتظار يار
هر روز مي‌تابد از سحر تا مغرب به اميد فرج
هر شام در آرزوي تابش به رخ حضرت دلدار
هر جمعه به دل گويم، اين جمعه‌ي فرج است
ليكن به هنگام غروب، نوميدي شود تكرار
دل گفت تا به كي خيره شوم سوي آسمان
تا كدام جمعه وعده‌ي فرج مي‌دهي هر بار
به دل گفتم براي منتظر، نوميدي معنايي ندارد
براي منتظر چشم دوختن به راه فرج يعني افتخار
منتظر يعني عشق به روزي كه همه منتظرند
منتظر يعني انتظار براي وصال به لحظه‌ي ديدار

(فاطمه حيدري): شكل انتظار

هر روز گفتي مي‌آيي و من هر روز پشت پنجره به انتظارت ايستاده‌ام
امروز قلم بر‌مي‌دارم و تمام پنجره‌ها را شكل انتظار مي‌كشم.
منبع:مجله امان شماره ۱۵


ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

ظهور نزديک است

اشاره‌: آيت‌الله محمد ناصري چهره نام آشنا در محافل مهدوي است‌، سالهاست که اراداتمندان امام عصر(عج‌) در شهر اصفهان بر گرد او جمع مي‌شوند و با گوش دادن به بيانات ايشان عطش انتظار و شوق ديدارشان را دو چندان مي‌سازند. متن حاضر سخنراني ايشان است که در تاريخ 15 / 5 / 81 در حسينيه حضرت ابوالفضل‌(ع‌) ايراد شده است‌. نظر به اهميت نکاتي که در اين سخنراني مطرح شده است‌، گزيده‌اي از آن را تقديمتان مي‌کنيم‌.

لحظاتي که امروز در خدمتتان هستم چند جمله‌اي راجع به جوان‌هاي ايراني که زمينه‌ساز ظهور حضرت بقية‌الله هستند صحبت مي‌کنم‌. دليل بر اين مدعي که جوان‌هاي ايراني زمينه‌ساز ظهور حضرت بقية‌الله هستند آيات متعدد قرآن و روايات متعددي است که از نبي‌اکرم‌(ص‌) و ائمه اطهار(ع‌) نقل شده است‌. اين روايات را هم اهل سنت نقل کرده‌اند و هم علماي شيعه‌. يکي از اين آيات‌، آيه 28 از سورة محمد(ص‌) است که مي‌فرمايد: «و إن تتولَّوا يستبدل قوماً خيرکم‌».

مضمون آيه اين است‌: اگر شما پشت کرديد، منحرف شديد و احکام اسلام را پشت سر انداختيد يک عده در آخرالزمان مي‌آيند و به اين احکام و ضوابط الهي عمل مي‌کنند. «و ان تتولّوا» اگر شما به اسلام و قرآن و نبي‌اکرم و ولايت پشت کرديد «يستبدل قوماً خيرکم‌» بدل آورده مي‌شود عوض شما يک عده‌اي غير شما که آنها هم در همين منظومه زندگي مي‌کنند.

موقعي که اين آيه نازل شد عرض شد يا رسول‌الله آن اشخاصي که بعد از ما مي‌آيند و بدل و عوض ما هستند و آنها به احکام اسلامي مي‌گروند چه کساني هستند؟ موقعي که اين سؤال از نبي‌اکرم‌(ص‌) شد حضرت سلمان پهلوي ايشان نشسته بودند. حضرت دست گذاشتند روي زانوي سلمان و فرمودند: قوم ايشان‌. سلمان فارسي ايراني بود. اختلافي است که آيا سلمان اصفهاني بوده است يا اهل شيراز بوده است‌. اين را ما مفصلاً در نجف تحقيق کرديم و معلوم شد ايشان اصفهاني بوده‌اند و از دهات اصفهان‌. از طرف‌هاي زرين شهر و اين حدود. حضرت فرمودند که اشخاصي از طايفه اين شخص مي‌آيند و دين اسلام را ياري مي‌کنند. بعد حضرت فرمودند: «والذي نفسي بيده لوکان الاءيمان منوطاً بالثريّا لتناوله رجال من فارس‌»؛ قسم به آن کسي که جان من در يد و قبضه اوست‌؛ يعني قسم به خدا، قسم به ذات احديت اگر ايمان در ثريا باشد ايراني‌ها به آن دست مي‌يابند و خود را به کمال ايمان مي‌رسانند.

روايت ديگري است از حضرت صادق‌(ع‌) مي‌فرمايند: «وان تتولّوا يا مَعشرالعرب يستَبدِل خيرکم‌»؛

اگر شما عرب‌ها عمل به وظايف شرعيه نکنيد و اسلام را به نحو کمالش نپذيريد يک عده‌اي بعد از شما در آخرالزمان مي‌آيند و اسلام را بحقيقته مي‌گيرند و عمل خواهند کرد.

در تفسير الميزان‌، تفسير مجمع‌البيان‌، تفسير فخررازي‌، تفسير روح‌البيان و تفسير ابوالفتوح‌. ذکر کرده‌اند که مراد از اين که يک عده‌اي مي‌آيند و اسلام را احيا مي‌کنند و عمل مي‌کنند، جوان‌هاي آخرالزمان هستند.

در روايت ديگري است که وقتي آيه نازل شد و فرمود: «و آخرين منهم لمّا يلحقوا بهم‌»؛ شما که ايمان آورديد يک عده‌اي در آخرالزمان مي‌آيند و به شما ملحق مي‌شوند، سؤال کردند: يا رسول‌الله چه کساني به ما ملحق مي‌شوند. حضرت دست به شانه سلمان گذاشتند و فرمودند که‌: يک عده‌اي هستند در آخرالزمان از طايفه اين شخص‌؛ يعني ايراني‌ها و اصفهاني‌ها، اينها مي‌آيند و اسلام را ياري مي‌کنند. حضرت فرمودند: اگر ايمان در کهکشان‌ها باشد عده‌اي از عجم به آن دست مي‌يابند. حضرت در آن زمان‌، 1400 سال قبل از اين تقريباً، تعريف شما را مي‌کرده است که کنجکاو هستيد، ولايتي هستيد. حضرت صادق و امام محمد باقر هم همينطور.

آية ديگر آيه 5 از سورة اسراء است‌. در اين آيه مي‌فرمايد: «بعثنا عليکم عباداً لنا اُولي بأس شديد»؛

اگر شما عمل نکنيد به احکام الهي يک عده‌اي بر شما مسلط مي‌شوند و شما را به ضرب و زور وامي‌دارند که عمل به احکام اسلام کنيد. عرض کردند: يا رسول‌الله! اينها چه کساني‌اند که بر ما مسلط مي‌شوند و ما را به ضرب و زور وادار مي‌کنند که ما مسلمان باشيم و عمل به احکام اسلام کنيم‌؟ حضرت فرمودند: در آخرالزمان عده‌اي مي‌آيند و از عجم هستند، ايراني‌ها هستند.

حضرت صادق‌(ع‌) نيز در روايت معتبري فرمودند که‌: حضرت حق در آخرالزمان قبل از ظهور حضرت بقية‌الله عده‌اي را مهيا مي‌کند و براي سرکوبي يهود مي‌فرستد. قبل از ظهور حضرت بقية‌الله حکومت يهود در بين حکومت‌هاي اسلامي بايد نابود شود. اين را امام صادق‌(ع‌) فرمودند. آنها چه کساني هستند که نابود مي‌کنند يهود را؟ ايراني‌ها هستند. اين هم يک روايت‌.

عياشي از امام محمد باقر(ع‌) روايتي نقل مي‌کند که در آن پرسيده مي‌شود «أولي بأسٍ شديد» چه کساني هستند؟ حضرت فرمودند: اينها از اصحاب و انصار امام زمان در آخرالزمان هستند. روايت ديگري است از حضرت صادق‌(ع‌) قريب به همين مضمون است‌. حضرت سه مرتبه قسم خوردند: آن اشخاص که مي‌آيند و اگر ايمان در ثريا باشد به آن دست مي‌يابند و يهود را سرکوب مي‌کنند: «والله هم أهل قم‌»؛ اينها اهل قم هستند.

روايتي نقل شده که مفصل است‌. اين روايت را ابن ابي الحديد در شرح نهج‌البلاغه (جلد دوم‌، صفحه 184) نقل کرده است‌. مي‌فرمايد که‌: يک روز اميرالمؤمنين‌(ع‌) در کوفه مطالبي را بيان مي‌کردند و موعظه و نصيحت مي‌فرمودند، در آن زمان ايراني‌ها اطراف اميرالمؤمنين‌(ع‌) را مثل پروانه گرفته بودند. اشعث ـ که حکمش معلوم است از بزرگان کوفه بود ـ آمد و جريان را ديد خيلي به او برخورد و خيلي ناراحت شد که ما عرب هستيم و از بزرگان عرب لکن اين ايراني‌ها آمده‌اند و اطراف اميرالمؤمنين‌(ع‌) را مثل پروانه گرفته‌اند. ناراحت شد و شروع کرد يواش يواش جلو آمدن که‌: يا اميرالمؤمنين اين سرخ‌پوستان‌، يعني ايرانيان‌، اطراف شما را گرفته‌اند و بر ما چيره شده‌اند و خود را بر ما فضيلت مي‌دهند. اميرالمؤمنين‌(ع‌) اين کلام را که شنيد ساکت شدند و چيزي نفرمودند و از ناراحتي پاهاي مبارک خود را به منبر مي‌زدند. صعصة بن صوحان که يکي از اصحاب خاص اميرالمؤمنين‌(ع‌) بود بلند شد و فرمود: يا اميرالمؤمنين گوش به اين حرف‌ها ندهيد شما مطالبي را بفرماييد که تا آخرالزمان در بين عرب و عجم مشخص باشد و شايع باشد. حضرت فرمودند: (منظورم اينجاست‌) آيا امر مي‌کنيد شکم‌پرستان را بپذيرم و مؤمنين و متقين و اين جوان‌ها را از اطراف‌

خود دور کنم‌؟ حضرت امير به جوان‌هاي ايراني در آن زمان افتخار مي‌کرده است‌. بعد فرمودند: والله ايراني‌ها شما را سرکوب مي‌کنند. اين هم يک روايت بود.

احمد حنبل‌، يکي از علماي اهل سنت‌، از نبي‌اکرم‌(ص‌) نقل کرده که حضرت فرمودند: خداوند اطراف شما را از ايراني‌ها پر مي‌کند و اينها چون شيراني هستند و اهل فرار نيستند و از شما دفاع مي‌کنند و دشمنان شما را نابود مي‌کنند و از غنايم شما هيچ استفاده نمي‌کنند. حافظ ابونعيم که يکي ديگر از علماي اهل سنت است نقل مي‌کند (خيلي جاها نقل کرده‌اند ايشان هم نقل کرده‌) که‌: نبي‌اکرم‌(ص‌) يک شب خوابي ديدند و بعد آمدند نشستند در بين اصحاب و فرمودند که من ديشب خواب ديدم که‌: يک عده‌اي گوسفند سياه دنبال من بودند، بعد از مدتي اين گوسفندهاي سياه نابود شدند و يک مُشت گوسفندهاي سفيد و بسيار قوي اطراف من را گرفتند. تعبيرش چيست‌؟ ابوبکر گفت‌: يا رسول‌الله اجازه مي‌دهيد خواب را من تعبير کنم‌؟ حضرت فرمودند: تعبير کن‌. عرض کرد گوسفندهاي سياه ما هستيم‌، اطراف شما را گرفتيم ولکن ما مي‌رويم کنار و ايراني‌ها مي‌آيند جلو و اطراف شما را مي‌گيرند و شما را رها نمي‌کنند. حضرت مقداري صبر کردند و فرمودند: بله‌، جبرئيل بر من نازل شد و همين تعبير را کرد. منظور اين که روايات زيادي در فضيلت ايراني‌ها و جوان‌هاي ايراني و اين که اينها متعبد و متعهد هستند و پابند اسلام و دين و قرآن‌، وارد شده و شايد رواياتي که در اين زمينه وارد شده به حد تواتر رسيده باشد.

روايت ديگري است از اهل بيت که الان در نظرم نيست از کداميک از معصومين‌(ع‌) نقل شده است‌. در اين روايت نقل شده که از نبي‌اکرم‌(ص‌)، حضرت فرمودند: من به ايراني‌ها بيش از شما اعتماد دارم‌. من به ايراني‌ها بيش از شما عرب‌ها اعتماد دارم‌.

آيه شريفه مي‌فرمايد: «إنّ أکرمکم عندالله اتقيکم‌»؛

هر کسي تقوايش بيشتر شد و بيشتر ملتزم شد که به ضوابط شرعي عمل بکند، در خانة خدا مقرب‌تر است‌. مقرب بودن و بزرگ بودن به لباس نيست‌، به سن نيست‌، به شغل نيست‌. بزرگي در نزد حضرت حق به تقواست‌.

برادران‌! اين زماني که ما در آن قرار گرفته‌ايم زمان بسيار مشکلي است‌. مشکلات زياد است و روز به روز هم اين مشکلات اضافه مي‌شود. چرا؟ به واسطه‌اي که من مکرر از بزرگان شنيده‌ام‌؛ فرج حضرت بقية‌الله، روحي‌له‌الفداء، خيلي نزديک است و هر مقداري که که انسان به فرج نزديک‌تر شود، مشکلات زيادتر مي‌شود تا بيروني‌ها بيرون بروند. اميرالمؤمنين‌(ع‌) در نهج‌البلاغه مي‌فرمايند: «والذي بعثه بالحقّ نبّياً لتبلبلنّ بلبلة و لتغربلّن غربلة بل يستخرج من الغربال خلق کثير»؛ قسم‌

به ذات احديت که نبي‌اکرم را به حق برانگيخت‌، در آخرالزمان مردم امتحان مي‌شوند. امتحان شديد. اين گندم‌ها را ديده‌ايد که پاک مي‌کنند؟ در غربال پاک مي‌کنند و بلند مي‌کنند و بر هم مي‌زنند. خاک‌ها و کثافت‌هايش مي‌ريزد و کاه‌هايش يک طرف مي‌رود. حضرت مي‌فرمايد: به قدري امتحانات شديد مي‌شود و مردم غربال مي‌شوند که اشخاص بزرگ بزرگ از توي غربال مي‌افتند پايين و يک اشخاص خاصّ مؤمن خالص در غربال مي‌مانند. «يستَخرِج من الغربال خلقٌ کثير»؛ عده زيادي از غربال مي‌ريزند. امتحان است برادر من‌. مبادا که شيطان ما را فريب بدهد. مبادا که هواي نفس بر ما غالب شود. مشکلات را تحمل کن‌. شما نگاه کن طلا که به اين قيمت است مي‌دانيد چقدر زحمت و چقدر ناراحتي‌ها را تحمل کرده است تا به اين قيمت رسيده‌؟ سنگي که بيشتر نبود. توي کوره آن را گذاشتند. چقدر حرارت و آتش فشار به آن آورد. آنقدر چکش توي سر و مغز آن خورده است‌. آنقدر تحت فشار قرار گذاشته تا حالا يک سکه شده و حالا اين مبلغ قيمت پيدا کرده يا دست‌بند شده يا سينه‌ريز شده است‌. خيلي فشار را تحمل کرده تا به اين درجه رسيده است‌.

«أم حسب الناس أن يقولوا أمنّا و هم لايفتنون‌»؛

آيا ما مي‌گوييم که مسلمانيم و مؤمنيم و از دوستان پيغمبر و دوستان امام زمان و امتحان نمي‌شويم‌؟ نه‌؛ امتحان مي‌شويم‌. شما يک شاگرد مي‌خواهيد بگيريد، يک رفيق مي‌خواهيد بگيريد که چهارصباح با هم باشيد، چقدر امتحانش مي‌کنيد؟ خدا مي‌خواهد که ذخائر خودش را تحويل اين اوليا بدهد، اينها را امتحان نمي‌کند؟ هر مقداري که به فرج نزديک‌تر مي‌شويم‌، امتحانات هم شديدتر مي‌شود. تحمل بکنيد! براي خدا استقامت داشته باشيد! دعا بکنيد که خداوند ايمان ما را در دوران آخرالزمان ثابت بدارد. مشکلات خيلي زياد است‌. جوان‌ها، خواهرها، برادرها! الا´ن مخصوصاً مشکلات زياد است‌. خواهرها و برادرها! عفت و نجابت را رعايت کنيد. صلاح شما، سعادت شما، تکامل شما، ثبوت ايمان شما، در اين جهت است‌.

خدا شاهد است‌، مشکلات هست‌، تحمل کنيد. حالا امتحانات زياد است ما چه بايد کنيم‌؟ بايد از امتحانات درست بيرون بياييم‌. راه درست از امتحان بيرون آمدن ما چيست‌؟ اين است که انقلاب دروني ايجاد کنيم‌؛ يعني بياييم و خودمان را تهذيب کنيم‌. کساني که خود را تهذيب نکرده باشند سعادت پيدا نمي‌کنند. اگر هم که ايمان پدري و مادري داشته باشند، لقلقة زبان بيش نيست‌. چون صفات رذيله نمي‌گذارد که ايمان در درون انسان جلوه‌گر شود. هر کدام از صفات رذيله در وجود انسان يک حجاب بسيار بزرگي است که اطراف روح را گرفته است‌. ايمان روز به روز ضعيف‌تر مي‌شود. هر مقداري که معاصي و صفات رذيله بيايد و حجاب‌ها بيشتر شود اين ايمان ضعيف‌تر مي‌شود.

اگر من خواسته باشم که ايمانم قوي باشد و سراسر وجودم را بگيرد، راهش اين است که انقلاب دروني ايجاد کنم‌. انقلاب دروني چيست‌؟ تخليه و تحليه است‌. صفات رذيله را در مقام اصلاحش بربياييم‌.

حضرت حق در قرآن مکرر مي‌فرمايد: «قد أفلح من تزّکي‌» يا «قد أفلح من زکّيها و قدخاب من دسّها»؛

رستگار شد آن کسي که خودش را تزکيه کرد؛ يعني صفات رذيله را از وجودش دور کرد و خود را مُحلاّي به صفات حميده کرد و خودش را مؤدب به آداب اسلامي کرد. چنين شخصي «اتقي‌» است‌، «اکرم عندالله» است‌، «اسعد» است و «اکمل من جميع الابعاد» است‌.

راهش اين است که انسان اين کتب اخلاقي را بردارد و مطالعه کند، ببيند آن صفات رذيله‌اي که در وجودش هست چيست‌؟ کتاب‌هاي اخلاقي‌، هم درد را بيان کرده و هم دوا را بيان کرده است‌. انسان درد را ببيند، دوايش را هم ببيند و خودش را معالجه کند. اين يک راهش است‌. براي اصلاح خود و انقلاب دروني يک راه ديگر هم وجود دارد. آن چيست‌؟ توسلات و توجهات به حضرت بقية‌الله، روحي له الفداء. از حضرت بخواهد. انسان يک توبه و انابه از اعمال و رفتار و گفتارش بکند، بعد توسلات به حضرت بقية‌الله داشته باشد. مخصوصاً اگر بشود يک ربع ساعت‌، ده دقيقه‌، نيم ساعت قبل از اذان صبح بلند شود، دو رکعت نماز بخواند، يک سلامي به امام زمان بدهد و خود را بيندازد در دامن امام زمان‌. يابن رسول‌الله کمکم کن‌، من راهي ندارم‌، چاره‌اي ندارم‌، اسير نفسم‌، اسير شيطانم‌. شيطان داخلي و خارجي من را محاصره کرده و دستبند به من زده است‌. تو نجاتم بده‌، حضرت عنايت مي‌کنند، توفيق مي‌دهند، توجه مي‌کنند. امام زمان ـ به ذات احديت قسم ـ احدي از موجودات را فراموش نمي‌کنند، نه من و شما را، نه ملائکه را، نه حيوانات را، نه ساير مخلوقات را. خودشان فرموده‌اند: «إنا غير مهملين لمراعاتکم ولا ناسين لذکرکم‌»؛ من شما را رها نکرده‌ام‌. امام زمان اشراف دارد. احاطة قيومي بر عالم وجود دارد. «لولا الحجة لساخت الارض بأهلها». حضرت محيط هستند، مي‌دانند، مي‌بينند، صد درصد متوجه هستند. شما يابن‌الحسن را در جميع احوال فراموش نکن‌، در همه گرفتاري‌ها فراموش نکن‌.

اين تذکر را هم عرض بکنم‌؛ اوضاع خيلي خوبي نيست برادر من‌. من مي‌دانم مکرر از بعضي از بزرگان نقل شده است‌. خودم چيزي ندارم لکن شنيده‌ام بزرگان فرموده‌اند: «فرج حضرت خيلي نزديک است‌» و همين طور هم هست‌. الان خيلي از اشخاص از غربال در مي‌روند و مي‌افتند پايين و فسادشان ظاهر مي‌شود و از خط ولايتي‌ها خارج مي‌شوند. حواستان جمع باشد که مبادا از غربال خارج شويد، مقام رهبري هم ـ که خدا ان‌شاءالله حفظشان کند ـ مدتي قبل داستان مفصلي فرمودند که ما حصلش را عرض مي‌کنم که‌: «فرج خيلي نزديک بود لکن بَداء حاصل شد.» همه بايد بيشتر مقيد باشند، متوجه باشند. يک توبه از اعمال گذشته و عزم و جزم بر ترک معصيت در آينده و داشته باشند. به نمازهاي اول وقت و مخصوصاً تسبيح حضرت زهرا(س‌)؟! بعد از نمازها اهميت دهند. چه آثاري دارد اين تسبيح حضرت زهرا(س‌). هم مشکل‌گشاي امور دنيوي و اقتصادي‌، هم مشکل‌گشاي امور معنوي و عرفاني است‌. از هر دو بعد آثار عجيبي براي تسبيح حضرت زهرا(س‌) است‌. اين را فراموش نکنيد و روزي صد مرتبه هم استغفار داشته باشيد.

اين روزنامه‌ها، اين مجله‌ها و اين هفته‌نامه‌ها، اينها زياد است‌. همه را بخواهي ببيني که نمي‌تواني‌. بعضي‌ها را هم که نمي‌تواني‌. اگر بگوييم که جوان‌ها هم به کلي اينها را مطالعه نکنند که نمي‌شود، بايد اهل اطلاع باشند، از اوضاع جهان اطلاع کمابيشي داشته باشند. يک روزنامه‌، دو روزنامه‌، يک مجله که اعتماد به آن داري‌، اينها را مطالعه کن‌. اخبار را هم در 24 ساعت يک دفعه که اخبار سراسري مي‌گويد گوش بده‌. بقيه‌اش را به کارت بچسب‌. الان موقع ترقي شماست‌، الان موقع تعالي شماست‌. الان موقع سرمايه‌اندوزي شماست‌. عمرتان را ضايع نکنيد. ما نفهميديم‌، کسي به ما تذکر نداد. عمرمان ضايع شد و هيچ ترقي و تعالي نداشتيم‌. اما شما عمرتان را ضايع نکنيد، هدر ندهيد. در مجالس و محافل نشستن و صحبت کردن و اشخاص را بزرگ و کوچک کردن فايده‌اي ندارد. يک روزنامه مطالعه کن‌. يک ساعت‌، نيم ساعت هم اخبار سراسري را بشنو و بقيه‌اش را به کارت بچسب‌. جديت در تحصيل‌، جديت در کسب و کار داشته باش و در مسائل سياسي هم چشم بسته تبعيت کن از مقام رهبري‌. راه سعادت اين است‌. راه تکامل اين است‌. راه رضايت امام زمان اين است‌. خدا مي‌داند، آنچه من بين خود و خداي خود فهميدم اين است که براي شما عرض مي‌کنم و همين مطلب را در قبر جواب مي‌دهم‌. منظور اين است‌، غنيمت بشماريد، در تمام مشکلات‌، چه مشکلات مادي باشد، چه معنوي باشد، چه اقتصادي باشد، اجتماعي و سياسي باشد، در هر مشکلي که وارد شديد «يابن‌الحسن‌، يابن‌الحسن‌» را فراموش نکنيد. امام زمان ملجأ ماست‌، امام زمان پناهگاه ماست‌، سرپرست ماست‌. خودشان فرمودند: «نحن صنايع ربنّا و الخلق‌

بعد صنايعنا». نمي‌گويم به ساير ائمه و امام‌زاده‌ها و سر قبور مؤمنين‌، اولياي الهي‌، شهدا، علما، نرويد، اين را نمي‌خواهم بگويم‌. مي‌خواهم بگويم هر حاجتي که شما داريد، زير نظر امام زمان بايد به دست شما برسد. چون يگانه کسي که واسطه فيض است و مي‌تواند در عالم وجود، افاضه کند حضرت بقية‌الله است‌. سلام شما به ساير ائمه اهل بيت‌(ع‌)، ساير امامزاده‌ها، علما، شهدا هم به اجازه امام زمان است‌.

اهل بيت‌، ائمه اطهار(ع‌) دستور مي‌دهند به فرزندشان حضرت بقية‌الله(ع‌)، امامزاده‌ها تقاضا مي‌کنند و بزرگان هم همينطور. يکي از اولياي الهي نقل کرده‌اند که حاجتي داشتم و مدت زيادي متوسل به امام زمان‌(ع‌) مي‌شدم و ختمي گرفته بودم‌، يک شب خواب ديدم که حضرت بقية‌الله(ع‌) نشسته‌اند و نامه‌هاي زيادي به محضر ايشان آورده‌اند، حضرت يکي يکي نامه‌ها را مي‌ديدند و همه را مي‌گذاشتند کنار. بعد يکي از نامه‌ها را که برداشتند، باز کردند و بوسيدند و به چشمشان گذاشتند و گذاشتند کنار. عرض کردم‌: يابن رسول‌الله اينها چيست‌؟ فرمودند: دوستان ما به امامزاده‌ها و اولياي الهي متوسل شده‌اند و آن بزرگواران براي من نامه نوشته‌اند که کار ايشان را اصلاح کنم‌. گفتم‌: يابن رسول‌الله آن نامه‌اي را که بين همه نامه‌ها بوسيديد و به چشمتان گذاشتيد چه بود؟ گفتند: اين نامه را عمويم حضرت ابوالفضل نوشته بود. چون آن بزرگوار نوشته بود من بوسيدم و به چشمم گذاشتم‌. منظور اين بود که همه کارها زير نظر امام زمان بايد اصلاح شود که ملجاء ماست‌، امام ماست‌، معشوق ماست‌. خدا مي‌داند من در بسياري از مشکلات علمي همينطور کتاب را گذاشتم کنار و گفتم يابن‌رسول‌الله کمکم کن‌. خدا شاهد است مکرر، يکدفعه حواسم جمع شد، متوجه شدم مطلب خيلي روشن است‌، خيلي هويدا است‌.

اين داستان را يکي از آقايان‌، نقل مي‌کرد الان هم در تهران هست‌، گفت‌: يکي از دانشجويان مؤمن متقّي خيلي‌

خوب در خارج از رفيقان ما بود. چند سالي مشغول تحصيل بود و آمد تهران‌. بعد از برگشت ديديم خيلي امام زماني شده است‌. البته زماني که پيش ما هم بود امام زماني بود، اما آنجا خيلي قوي‌تر شده بود و علاقه و توجهش به امام زمان بيشتر شده بود. و همواره يابن‌رسول‌الله و يابن‌الحسن مي‌گفت‌. گفتيم‌: آيا نکند کاسه داغ‌تر از آش شده‌ايد؟ شما از ما جلو مي‌زني‌، گفت‌: من يک چيزي ديدم‌. گفتم‌: چه ديدي‌؟ گفت‌: ما چند سال در خارج بوديم و مشغول تحصيل در رشته طب‌. سال گذشته در سالن امتحانات قرار گرفتم‌، موقعي که سؤالات را دادند، من نگاه کردم‌، ديدم چيزي به ذهنم نيامد. سؤال اول‌، چيزي به ذهنم نيامد. يک مقداري فکر کردم و گفتم من که چيزي نفهميدم‌. رفتم سراغ سؤال دوم‌، ديدم اين را هم نفهميدم‌. سؤال سوم و چهارم که ده تا سؤال بود. هيچ کدامشان به ذهن من نيامد. سرم را گذاشتم روي نيمکت و فکر کردم‌. ديدم رفقا و هم‌کلاسي‌ها همه مشغول هستند و سؤالات را حل مي‌کنند و من همينطور مانده‌ام‌. بعد به ذهنم آمد: خوب‌، من حالا چند سال است اينجا هستم و حالا نتيجه کارم را مي‌خواهم بگيرم‌. سه‌، چهار سال جواني‌ام را اينجا مصرف کردم و حالا هيچ چيز به ذهنم نمي‌آيد. خيلي ناراحت شدم‌. يکدفعه يادم آمد که شما مي‌گفتي در موقع گرفتاري‌ها متوسل به امام زمان شو. مي‌گويد: متوسل به امام زمان شدم و منقطع شدم از هر جهتي شروع کردم‌: «يابن‌الحسن‌، يابن‌الحسن‌»، کمکم کن‌!

آبرويم در معرض خطر است‌. مضطربم‌، چه بکنم‌؟ بعد گريه و بدنم شروع کرد به تکان خوردن‌. چند نفر اطراف متوجه شدند. گفتم‌: چيزي نيست‌. خود را نگه داشتم و قلباً متوجه به امام زمان بودم‌. يکدفعه مثل اينکه بدنم تکاني خورد و گرم شد. به سؤالات نگاه کردم‌، ديدم اولي خيلي عالي است‌. فوراً حل کردم‌. در ظرف نيم ساعت تمام آن ده سؤال را حل کردم و رفتم ورقه امتحاني را دادم‌. فردا فرستادند دنبال من که بيا اينجا. گفتند، شما با يکي از اين اساتيد مربوط بوديد؟ گفتم‌: نه‌، هيچ‌کس‌. گفتند: نمي‌شود، شما با يکي از اين اساتيد مربوط بوديد. گفتم خدا مي‌داند نه‌. به حضرت موسي قسم‌، به خداي موسي‌، به حضرت عيسي قسم ابداً نه‌. گفتند: امکان ندارد، همه دانشجويان چهار تا پنج‌، شش تا از سؤال‌ها را جواب دادند. چهار خطا داشتند، شش خطا داشتند. شما يکي از سؤال‌ها را هم خطا نکردي‌. تمام را جواب دادي‌. گفتم‌: کس ديگر مرا کمک کرد و جريان را گفتم و منقلب شدند. لذا حالا من در تمام مشکلات «يابن‌الحسن‌» را فراموش نمي‌کنم و مي‌دانم که آقا من را فراموش نمي‌کنند. ما آقا را فراموش مي‌کنيم لکن آقا ما را فراموش نمي‌کنند.

برادران در تمام مشکلات «يابن‌الحسن‌» را فراموش نکنيد.

خدايا قَسَمت مي‌دهيم به عزّت محمد و آل محمد، فرج امام زمان نزديک بگردان‌. موانع ظهورشان را برطرف بفرما. قلوب همه ما را به نور ايمان و معرفت و تقوا و ولايت و خلوص منور بگردان‌. اسامي همه ما را در طومار اصحاب و انصارشان ثبت و ضبط بفرما. خدايا قَسَمت مي‌دهيم به عزّت محمد و آل محمد، مشکلات اين جوان‌ها، پسرها، دخترها را به نحو احسن حل بفرما. خدايا کساني که خدمت به اسلام و قرآن و نظام مي‌کنند مخصوصاً مقام رهبري در کنف ولي عصر محصور و محفوظشان بدار و صلّي‌الله علي محمد و آل محمد.



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
 

حضرت امام خميني (رحمه الله عليه) حفظ نظام اوجب واجبات است.
متن شكوائيه آحاد وبلاگ نویسان از مشوقين به قانون گريزي

جناب آقاي مرتضوي
دادستان محترم تهران


سلام عليكم
با احترام ، اينجانب، از نامزد خاص دهمين دوره‌ي انتخابات رياست جمهوري، آقايان اکبر هاشمی رفسنجانی، ميرحسين موسوي، سیدمحمد خاتمی و یوسف صانعی كه به طرق مختلف:
اعم از حضور فعال، صدور بيانه، سخنراني و ...، باعث تشويق افراد به اردو كشي خياباني و نتيجتاً آشوب شورش، تخريب اموال عمومي و خصوصي، مجروح كردن و كشتن هموطنان بي‌گناه، ‌برهم زدن امنيت عمومي خصوصاً مزاحمت‌هاي ديرهنگام شبانه، افترا و توهين و هتك حرمت اشخاص حقيقي و حقوقي و مسئولين، ‌اخلال در نظم، آسايش و عمومي، ايراد خدشه بر حيثيت نظام در سطح بين‌الملل، ممانعت از كسب و كار مغازه‌داران خيابان‌ها به جهت ايجاد رعب، خوف وحشت و اصرار بر استمرار آن، آتش افروزي، اتلاف اموال عمومي و خصوصي شده‌اند، همچنين از طراحان و فرماندهان پشت صحنه راهپيمايي‌ها و تجمعات و اقدامات غير قانوني و خشونت آميز و ضد مردمي كه به بهانه‌ي تقلب در انتخابات و تمكين نكردن به قانون، پس از انتخابات حماسه بزرگ 22 خرداد، از تاريخ 23/3/1388 لغايت تاريخ امضاي اين شكايت نامه در سطح وسيع، گسترده و حجيم به راه انداختند مستنداً به مواد 498، 610،609،698،618، 186،187،687،689،203،208،615،675 قانون مجازات اسلامي و ساير قوانين و مقررات مربوط به موضوع، ‌شكايات دارم. خواهشمند است نسبت به تعقيب كيفري متخلفين و قانون شكنان آشوبگر و معرفي آنها و احقاق حقوق از دست رفته‌ي اينجانب، دستور عاجل صادر فرماييد. "

 

امضاء کنندگان: محمد آل حبیب، ناصر شیرزاده، دور اندیش، احمدرضا از اصفهان، روح الله امین آبادی، هستی عالی، کبری احمدی، نجمه قاسمی، وابن السبیل، مطرب، محمود کندلویی لاریجانی، زهرا.ن، ریحانه ذوالفقاری، صادق مرتضوی، سید مجتبی پیموده، مجتهد نجفی، حامد کرمی، واسعی

 

* تمامی وبلاگ نویسانی که مایل به امضای این شکوائیه هستند، باید روی عکس زیر کلیک کرده، نام و نام خانوادگی خود را همراه با آدرس وبلاگ ارسال کنند.

 

مـــــوج قـــانون



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
در ذکر برکات و نورانيت اين مسجد مي توان به اين نکته اشاره نمود که (همانطور که در نقل داستان تأسيس مسجد مقدس جمکران آمده است) حضرت ولي عصر ارواحنا فداه به حسن بن مثله فرمودند اين سرزمين شريفي است و خداوند اين قطعه ي زمين را از زمين هاي ديگر برگزيده و شرافت داده است.

و همچنين بعد از بيان طريقه نماز گزاردن در آن مکان شريف فرمودند:

«فمن صلّيها فکانّما صلّي في البيت العتيق»

 

**


 



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

 

 

استاد مشفق کاشاني

 

 

بازآ که دل هنوز به ياد تو دلبر است 

جان از دريچه نظرم، چشم بر در است

 

بازآ دگر که سايه ديوار انتظار 

سوزنده‌تر ز تابش خورشيد محشر است

 

بازآ، که باز مردم چشمم ز درد هجر 

در موج خيز اشک چو کشتي، شناور است

 

بازآ که از فراق تو اي غايب از نظر 

دامن ز خون ديده چو درياي گوهر است

 

اي صبح مهر بخش دل، از مشرق اميد 

بنماي رخ که طالعم از شب، سيه‌تر است

 

زد نقش مهر روي تو بر دل چنان که اشک 

آيينه‌دار چهره‌ات اي ماه منظر است

 

اي رفته از برابر ياران «مشفقت» 

رويت به هر چه مي‌نگرم در برابر است



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
نوشتاري از شهيد سيد مرتضي آويني
دولت پایدار حق فرا می‌رسد...

در انتظار روی تو...

بدون تو، نه روزهای ما چنان که باید روشن‌اند و نه شب‌های ما چنان که باید، آرام...

بدون تو، نه صدای آیه‌ها چنان که باید طنین انداز است و نه نور دیده ها چنان که باید، درخشان...

بدون تو، فریاد پابرهنه‌ها، همان مظلومان همیشه تاریخ، در گلوها فرومانده

و صدای ناله ها در چاه‌ها رسوب کرده

نه پشت پرچین باغ زراندوزان، بوی نرگس می پیچد؛

نه در دالان هزارتوی کاخ زورمندان، خبری از عدالت است...

حکایت مردانی که از عدالت حرف می زنند و سیلی می‌خورند، همچنان باقی است...

و قدم نامردانی که در معرکه فتنه، پشت به امام خود می کنند، در زمین کماکان پایدار است...

اما دل‌های مستمند و چشم‌های مسکین، همچنان به نور امید تو زنده‌اند

و به وعده حقیقی خدایی که ولی‌اش را خواهد فرستاد

و زمین را به صاحبانش باز خواهد ستاند...

اللّهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَ عَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً وَ نَراهُ قَریباً...

بی تو *

دلـم قرار نمی گیرد از فغان بی تو سپنـدوار زكـف داده ام عنان بی تو

ز تلـخ كـامی دوران نشـد دلـم فارغ زجام عشق، لبی تر نكرد جان بی تو

چون آسمان مه آلوده ام زتنگ دلی پر است سینه ام ز اندوه گران بی تو

نسیم صبح نمی آورد ترانه ی شوق سـر بـهـار نـدارنـد بـلبـلـان بی تـو

لب از حكایت شبهای تار می بندم اگر امان دهدم چشم خونفشان بی تو

چو شمع كشته، ندارم شراره ای به زبان نمی زند سخنم آتشی به جان بی تو

ز بی دلی و خموشی چون نقش تصویرم نمی گشایدم از بی خودی زبان بی تو

از آن زمان که فروزان شدم ز پرتو عشق چو ذره ام به تکاپوی جاودان بی تو

عقیق صبر به زیر زبان تشنه نهم چو یادم آید از آن شكرین دهان بی تو

گزاره ی غم دل را مگر كنم چو امین جدا ز خلق به محراب جمكران بی تو

*مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای (دامة برکاته)

دولت پایدار حق فرا می رسد *

انقلاب یک تغییر دفعی و غیر تدریجی است، تحولی است که به یکباره روی می دهد.

این سخنی است که به سادگی بر زبان می آید، اما بیان کننده هیچ چیز نیست مگر آنکه «علت تغییر» را دریابیم و از آن مهم تر، «علت دفعی بودن تغییر» را. «تغییر» لازمه وجود جهان است و «زمان» لفظی است بیانگر همین تغییر. عالم هستی «ذات واحد» است متحول، و درست خلاف آنچه می پندارند، این تحول علت وجود زمان است، نه بالعکس.

از اثبات این مدعا در می گذرم چرا که فرصت بسیار می خواهد و با این مبحث نیز چندان مرتبط نیست. و اما بشر، گذشته از تحولات فردی و جمعی، تحولی دیگر نیز دارد که در آن فرد و جمع را از یکدیگر تفکیک نمی توان کرد. عالم هستی ذات واحدی است در حال تحول، و بشر درپیوند با عالم هستی این سیر تحول کلی را نیز طی می کند. اگر منتسب است به مولایمان علی (ع) که فرموده "اتزعم انک جرم صغیر و فیک انطوی العالم الاکبر..." این سخن فقط استعاره‌ای ادبی نیست. تأویل این سخن آن است که در حقیقت این انسان است که او را باید «عالم اکبر» دانست، نه عالمی که بیرون از وجود انسان تا لایتناهی گسترده است. مفهوم «بیرون» و «درون» اینجا درهم می ریزد. در ظاهر، بشر جزيی از عالم هستی است و اما در باطن، عالم هستی آینه تجولات درونی بشر است.

نباید پنداشت که بشر از سر صرقه در یکی از سیارات یکی از منظومه ها ی خوررشیدی کهکشان کعبه پا به دنیا گذاشته است و فارغ از باقی عالم، سیر تحولی را در کره زمین طی کرده و اکنون نیز عالم پیرامون ما نسبت به آنچه در این سیاره خاکی می‌گذرد بی اعتنا ست. اگر بشر رابطه بین تحولات انفسی خود و عوالم آسمانی را در نمی یابد، نباید بينگارد که چنین رابطه ای وجود ندارد.

عالم ذات واحدی است و غایت آفرینش بشر از غایت کل وجود جدا نیست و اگر در مأثورات دینی ما هست که پس از برقراری حکومت عدل جهانی -که غایت تکاملی مقام جمعی بشر است- قیامت صغرا نیز واقع می شود و همه عالم هستی در هم می ریزد و نظام دیگری به خود می گیرد، و از همین جاست یعنی هنگامی جهان به مقصد می رسد که آدم -در مقام کلی خود- به مقصد تکاملی خویش رسیده باشد... و این تکامل را به مفهوم متعارف تکامل بیولوژیک ناشی از «تطور انواع» نگیرید، که آن خرافه ای بیش نیست.

مقصد تکاملی یا غایت آفرینش آدم کجاست؟ من نمی دانم بدون تفکر و تأمل در «طرح کلی عالم» چگونه می توان به حقیقت رسید. مورچه ای که تلاش می‌کند تا آذوقه زمستانش را جمع آورد، نه در عالم تأمل می کند و نه خود را می شناسد، و همین که بشر در طرح کلی عالم می اندیشد و در جست‌وجوی حقیقت است معلوم می دارد که او روحاً امکان محیط شدن بر عالم هستی را دارد، اگر چه جسماً به خاک وابسته است و امکان پرواز نیز ندارد. و حقیقت هیچ چیز را بیرون از طرح کلی عالم نمی توان دریافت، چه برسد به حقیقت وجود انسان را که مظهر همه عوالم است.

خلاف تفکر علمی جدید، «آدم» خود مقصد و مقصود خلقت کائنات است و همه عالم اکبر عرصه ای است تا این کهکشان کعبه و این منظومه خورشیدی خلق شوند و این سیاره خاکی که نگین انگشتری عالم است و حجت اولین و آخرین خداوند را در خود می پرورد. یعنی همه عالم خلق شده است تا آدم خلق شود و اگر قدمای ما می گفتند که زمین مرکز عالم است، این سخنی نیست که کوپرنیک و گالیله با یک تلسکوپ بتوانند آن را نفی کنند. «زمین مرکز عالم است» یک حکم تمثیلی است و نباید آن را در کنار احکام علوم تجربی نهاد و حکم به صحت و سقم آن کرد و اگر نه، با عقل علمی جدید همه معتقداتی که انسان از طریق وحی و تاویل یافته است خرافاتی مضحک بیش نیستند. زبان تمثیل زبانی از یاد رفته است و عقل علمی جدید که به تبع اطلاق احکام علوم تجربی بر کل عالم پدید آمده چه می تواند دریابد که «حیات بشر با حجت الله آغاز شده و به حجت الله پایان میگیرد» یعنی چه؟ این عقل جدید چه می تواند دریابد که «هبوط از برزخ یا بهشت مثالی وجود بشر به ارض اسفل» یعنی چه؟ این عقل جدید چگونه می تواند طرح کلی حیات بشر را در قصه آفرینش آدم دریابد؟ و نمی دانم انسانی که تاریخ را بر «انتظار موعود» معنا نمی کند، چگونه می خواهد معانی جنگ ها و صلح ها و تحولات تاریخی و انقلاب هارا در یابد؟ و به راستی من نمی دانم اگر کسی طرح کلی حیات بشر در قصه آفرینش را در نیابد، چگونه می خواهد معتقدات بشر را نسبت به وحی و ارسال انبیا و دین و معاد... معنا کند؟

حقیقت آخرین چیزی است که بشر -در مقام کلی خویش- به آن خواهد رسید و بنابراین، «حکومت حق» که بر مطلق عدل بنا شده، آخرین حکومتی است که در سیاره زمین بر پا خواهد شد. همه تحولات تاریخی در حیات بشر «در انتظار موعود» صورت گرفته است، چه بدانند و چه ندانند. اگر بشر «تصویری فطری» از غایت آفرینش خویش نداشت، هرگز با «وضع موجود» مخالفتی نمی کرد و نیاز به تحول یک بار برای همیشه در وجودش می مرد. اما هرگز بشر به وضع موجود رضا نمی شود و به آنچه دارد، بسنده نمی کند، چرا که از وضع موعود، صورتی مثالی دارد منقوش در فطرت ازلی خویش، و تا وضع موجود خویش را با این صورت مثالی و موعود منطبق نبیند، دست از تلاش بر نمی دارد. آیه "یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملا قیه" تأویلی دارد و آن اینکه غایت تلاش انسان «لقای حقیقت» است، چه انسان در حیثیت فردی خویش، چه در حیثیت جمعی، و چه در آن حیثیت کلی که بدان اشاره رفت.

آیا من بیش از حد خویش حجاب تقیه را ندریده ام؟ نمی دانم؛ اما هر چه هست، من تصور می‎کنم که روزگار بیان این سخنان سر رسیده است.

پیامبران بزرگ همواره در اعصار جاهلی مبعوث گشته اند و این نه فقط به آن علت است که در عصر جاهلیت، بشر مستغرق در ظلمات، بیش‌تر نیاز به هدایت دارد، بلکه به این علت است که در صیرورت تاریخی حیات بشر، این قاعده کلی وجود دارد که انسان تا گرفتار عصری از جاهلیت نشود، قابلیت هدایت نمی یابد و اصلآ حکمت وجود شیطان در قصه آفرییش آدم در همین جاست که اگر شیطان نمی بود که انسان را از بهشت حقیقت مثالی وجود خویش به زیر آورد، او قابلیت «تلقی کلمات» و «توبه» پیدا نمی کرد. "انا لله و انا الیه راجعون" «دایره کاملی» است که عالم هستی را معنا می کند. تلاشی که این انسان بر مهبط خویش برای رجعت به حقیقت وجود خود می کند، مجموع تحولات تاریخی است که از حجت اول تا حجت آخر روی می دهد.

از رنسانس به این سو که آخرین عصر جاهلیت بشر آغاز شده، حیات تاریخی اقوام انسانی در سراسر سیاره به یکدیگر ارتباط پيدا کرده است تا بشر در حیثیت کلی خویش مصداق محقق بیابد و اگر تحولی روی می دهد، برای همه بشریت یک‌جا اتفاق بیفتد. تعبیر «دهکده جهانی» نشان می دهد که آخر الزمان و عصر ظهور موعود رسیده است، چرا که آن تحول عظیم که بشر در انتظار آن است، باید همه بشریت را شامل شود -که خواهد شد-. در این آخرین عصر جاهلیت است که بشر در حیثیت کلی وجود خویش از اسمان معنوی هبوط خواهد کرد -که کرده است- و در همین عصر است که بشر در حیثیت کلی وجود خویش «توبه» خواهد کرد، که با پیروزی انقلاب اسلامی درایران -که ام القرای معنوی سیاره زمین است-، این عصر نیز آغاز شده و می رود تا بالتمام همه زمین و همه بشریت را فراگیرد.

این سخنان نسبتی با هیستوریسیسم ندارد و البته اگر کسانی می خواهند با نسبت دادن این سخنان به تاریخ انگاری هگلی از حقیقت بگریزند و یا دیگران را به بی راهه ها و کژراهه ها بکشانند، خود دانند. عصر توبه انسان در حیثیت کلی وجود آغاز شده است و او می رود تا خود را باز یابد. آن که حقیقت را فراموش کند، به مصداق "نسوا الله فانسیهم انفسهم" خود را گم خواهد کرد و انسان امروز در یک رویکرد دیگر باره به حقیقت، می رود تا خود را باز یابد.

فروپاشی کامل کمونیسم اگر چه اکنون دولت مستعجلی است برای دموکراسی غرب، اما حتی از میان سیاستمداران امريكایی نیز هیچ کدام نیستند که این پیروزی را شیرین و بدون اضطراب یافته باشند. هیبت آنکه خواهد آمد و انتظار انسان را پایان خواهد داد، از هم اکنون همه قلب ها را فرا گرفته است. انقلاب اسلامی فجری است که بامدادی در پی خواهد داشت، و از این پس تا آنگاه که شمس ولایت از افق حیثیت کلی وجود انسان سر زند و زمین و آسمان ها به غایت خلقت خویش واصل شوند، همه نظاماتی که بشر از چند قرن پیش در جست‌وجوی یوتوپیای لذت و فراغت -که همان جاودانگی موعود شیطان است برای آدم فریب خورده- به مدد علم تکنولوژیک بنا کرده است، یکی پس از دیگری فرو خواهد پاشید و خلاف آنچه بسیاری می پندارند، اخرین مقاتله ما -به مثابه سپاه عدالت- نه با دموکراسی غرب که با اسلام امريكایی است، که اسلام امريكایی از خود امريكا دیر پاتر است. اگر چه این یکی نیز و لو «هزار ماه» باشد به یک «شب قدر» فرو خواهد ریخت و حق پرستان و مستضعفان وراث زمین خواهند شد.

*مقاله ای از شهید سید مرتضی آوینی



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

 

او مي آمد و با آمدنش همگان را غرق در شادي و سرور مي نمود. انتظار ديدارش  اضطراب لطيفي را بر همگان مستولي نموده بود. همگان خود را آماده خير مقدم و خوش آمدگويي به آن بزرگوار مي نمودند. آري  اين روزها خورشيد هم نوراني تر از گذشته پرتو افکني مي نمود.

نسيم خنک  آرام آرام در فضاي شهر پر مي کشيد و مژده آمدن او را به همه ابلاغ مي نمود. در اين ميان  درختان نيز از نسيم کمک مي گيرند و دستي بر شاخ و برگهاي خويش مي کشند.

هياهوي عجيبي است  صداي طپش قلبهاي منتظران را مي توان شنيد. اما بالاخره آن انتظار سخت در روز هشتم ماه ربيع الثاني به پايان رسيد و مولودي

عرشي پا به فضاي فرش نهاد. او حاصل ازدواج امام هادي عليه السلام با بانويي پاکدامن به نام «سليل» بود. خداوند نام اين مولود آسماني را «حسن» نهاده بود و او را حجت خويش خوانده بود.



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

اگر امام (ره) زنده بود و...

بدون اینکه خود در رابطه با آنچه می آید پیش داوری کنم ولی با شناختی که کل ملت ایران از حضرت امام(ره) دارند اگر الان ایشان زنده بودند و می دیدند ...

۱ ـ مسعود رجوی نگران جان موسوی است و از دبیرکل سازمان ملل می خواهد کمیته ای را برای این منظور به ایران ارسال کند

۲ ـ فرح پهلوی و رضا ربع پهلوی از موسوی حمایت می کنند

۳ ـ بی بی سی و رادیوهای بیگانه از موسوی حمایت می کنند

۴ ـ سفارت انگلیس در حمایت از موسوی آشوبها را هدایت می کرد



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

 

دادن حق هر ذيحق؛

نهادن هرچيزي در جاي خود؛

موزون بودن (تعادل و تناسب و توازن)؛

ميانه روي بين افراط و تفريط (اعتدال)؛

تساوي و نفي هرگونه تبعيض (تفاوت قائل نشدن بين افراد)؛

رعايت استحقاق در افاضه وجود (عدل در تکوين)؛

عدم ارتکاب کبيره و عدم اصرار بر صغيره (عدالت فردي و فقهي)؛

برابري اجتماعي (قسط، عدالت اجتماعي و قضايي و سياسي و اقتصادي)؛

رعايت مفاسد و مصالح در قانون‌گذاري (عدل در تشريع)؛

نقطه تعادل و تلاقي تمام فضائل (مثلا عفت، شجاعت و حکمت که اوساط اخلاقي هستند، قدر جامعي به نام عدالت دارند) (نظريه عدالت ارسطو).



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

امام زمان (عج)

مولف: عباس زرياب - مشايخ فريدني

امام زمان (عج)، امام دوازدهم از ائمه‏ي شيعه‏ي اماميه و مهدي موعود و يگانه فرزند امام حسن عسکري (ع) و بازپسين امام مي‏باشد. همه‏ي شيعه‏ي اماميه به اجماع بر امامت آن حضرت متفق اند و او را زنده و از انظار غايب و مستور و حضرتش را نقطه‏ي اميد خود و منجي عالم بشريت مي‏دانند و پيوسته در حوادث سهمگين زندگي بدو پناه مي‏برند و منتظر فرج او هستند تا آنگاه که حکمت الهي اقتضاي ظهور و خروج و خلافت و امامت و بسط يد و تصرف ظاهري آن حضرت را نيز بکند و بنا به وعده‏ي خداوند زمين را از عدل و داد و مساوات پر کند و عظمت شريعت را تجديد نمايد و احکام الهي را ميان مردم جاري سازد. نام آن حضرت همان نام حضرت رسول است در اخبار شيعه از بردن نام ايشان منع شده است و اکثر علماي شيعه نام ايشان را به تصريح ذکر نمي‏کنند، گرچه اين روايات شايد مربوط به زمان کودکي و دوران پيش از غيبت ايشان بوده است تا مخالفان که به جد تمام در تعقيب ايشان بوده‏اند به وجودشان راه نبرند. ولي به هر حال با القايي چون مهدي و حجت و قائم منتظر و خلف صالح و بقيه‏الله و امام زمان و صاحب زمان و ولي عصر و امام عصر و... از آن حضرت ياد مي‏شود و يا به کنايه ا را الحضرة، الناحيه المقدسه و الغريم و... مي‏نامند. تولد ايشان در شب نيمه‏ي شعبان سال 255 ق در حدود پانزده يا شانزده روز پس از خلافت



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

 



کوتاه گفته های مرحوم آیت الله العظمی بهجت در باره امام زمان

لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.

*
ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.

*
دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.

*
در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد!

*
با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظره است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!

*
هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را می‌دانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی - هر چند ضعیف - خدمتش می‌فرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم!

*
علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد.

*
انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست!

*
چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!

*
خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت غائب (عج) شیرین کند! شیرینیها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.

*
مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.

*
افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!

*
امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤن جزیرۀ خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا می گذارد.

*
قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست!

*
اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!

*
به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه.

*
آری، تشنگان را جرعۀ وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند. آیا ما تشنۀ معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آن که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟!

*
ائمه (علیهم السلام) فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید!

*
تا رابطۀ ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.

*
چه قدر بگوییم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد!

*
هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطۀ فیض، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد.

*
خدا می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم!

*
آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولیّ عصر (عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!

*
اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!

*
با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها - اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی - می توان به آن واسطۀ فیض؛ حضرت حجّت (علیه السلام)، رجوع کرد.

*
حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید!

*
راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

 

نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
در آستانه میلاد باسعادت حضرت مهدی علیه السلام با کمال شادمانی به استقبال میلاد مبارک آن بزرگوار رهسپاریم. و این نوشته مختصر ، برای آشنایی بیشتر با آن حضرت و وظایف ما ، در دوران غیبت آن بزرگوار تقدیم می شود.


ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

اين بچه ها معماگونه هستند در عين گريستن مي خندند و در عين خنديدن مي گريند. دل دريايي شان مطمئن و آرام است اما در عين حال امواج بيقراري شان بيتابانه خود را به ساحل بلند سينه هاي ستبرشان مي کوبد. اينان ذخيره هاي خداوند براي عصر آخرالزمان هستند برگزيدگاني که تاريخ، هزاران سال در انتظار قدومشان بوده است.
عصاره امتهاي پيشين همانان که «فسوف ياتي الله بقومم يحبهم و يحبونه اذلة علي المؤمنين و اعزة علي الکافرين يجاهدون في سبيل الله و لا يخافون لومة لائم »...
چه روزگار شگفتي، تاريخ آينده کره ارض بارور حوادثي بس شگفت است حوادثي که مجد و عظمت جهانگير اسلام را در پي خواهد داشت و اين همه را تنها کسي درمي يابد که منتظر است و بوي يار را از فاصله اي نه چندان دور مي شنود و هر لحظه انتظار مي کشد تا صداي «اناالمهدي » از جانب قبله بلند شود و او را به سوي خويش فراخواند.
راهيان کربلا را بنگر، آنان خوب دريافته اند که زندگي به خون وابسته است و پيکر تاريخ، بي خون خدا، ثارالله، مرده اي بيش نيست و سر مبارک امام شهيد برفراز ني رمزي است بين خدا و عشاق يعني که اين است بهاي ديدار. به يادآر فرموده صاحب الزمان را که ما را به اعمالي فراخوانده اند که به محبتشان نزديک تر است: «فليعمل کل امرء منکم ما تقرب من محبتنا» و براستي مگر محبت آنان در چيست؟ در محبت حسين. محب حسين محبوب خداست و کدام راه از اين نزديکتر!؟
بشنو، زبان حال آنان را بشنو: حسينا! اماما! هرچند ما عاشورائيان قرن پانزدهم هجري قمري کربلا نبوديم تا به نداي هل من ناصر تو پاسخ گوييم و حق را ياري کنيم; اما حسينا ما مي دانيم که تاريخ بر محور تو و عاشورا و کربلايت مي گردد و زمان از آن مي گذرد تا ياران تو را از صلب پدران و رحم مادرانشان بيرون کشد و همه آنان را در زير علم خونخواهي تو گردآورد و آنان را وارث زمين گرداند و اينچنين همه تاريخ روزي بيش نيست و آن روز روز عاشوراست.
سيد مرتضي آويني
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
فتوکار/ همین رودهن یه کلبه درویشی داریم!

خبرگزاری ها :  هاشمی به خاطر شرکت نکردن در مراسم تنفیذ از تهران خارج شد

دیپلمات غربی: حاج اقا کل زحمتهای ... دوش شما بود کاش برای استراحت تشریف می آوردید ...

هاشمی : محبتتان بادوام ! خودمون همین رودهن یه کلبه درویشی داریم!

 

مرعشی: احمدی نژاد مواضع خودش را اصلاح کند تا هاشمی مراسم تنفیذ حضور یابد!.

حاج آقا شما تشریف بیارین من اولین فرصت می رم سلمانی محل مواضعم را اصلاح می کنم!

 

خاتمی : دلم برای انقلاب می سوزد!

دختر ایتالیایی: حاج آقا سوز دلتون به دستتان هم سرایت کرده!

 

موسوی ٬ دادگاه را هم تقلبی خواند!!

کروبی: موسوی جان به نظرت در پر خوابی من تقلب نشده چون همش می خوابم

موسوی :  شب بیا پیشم یه کتاب دعا برات باز کنم


عکسی متفاوت 

 تنفیذ ریاست جمهوری دکتراحمدی نژاد

از قول خودمان: مظلومترین منتخب ٬ ریاستت مبارک



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
اشاره

«شهوت‏» در لغت دارای مفهوم عامی است که به هرگونه خواهش نفس و میل و رغبت‏به لذات مادی اطلاق می‏شود; گاهی علاقه شدید به یک امر مادی را نیز شهوت می‏گویند.
مفهوم شهوت، علاوه بر مفهوم عام، در خصوص «شهوت جنسی‏» نیز به کار رفته است. واژه «شهوت‏» در قرآن کریم هم به معنی عام کلمه آمده است و هم به معنی خاص آن. در این بحث، نظر ما بیشتر به معنای خاص آن است، زیرا آثار مخرب و زیانبار آن بیش از سایر کشش‏های مادی است.
«شهوت‏» نقطه مقابل «عفت‏» است. «عفت‏» نیز دارای مفهوم عام و خاص است. مفهوم عام آن، خویشتن داری در برابر هر گونه تمایل افراطی نفسانی است و مفهوم خاص آن، خویشتن داری در برابر تمایلات بی بند و بار جنسی است.
«عفت‏» یکی از فضایل مهم اخلاقی در رشد و پیشرفت و تکامل جوامع انسانی است; اما شهوت که مقابل عفت قرار دارد، موجب سقوط فرد و جامعه می‏شود.
مطالعات تاریخی نشان می‏دهد که اشخاص یا جوامعی که بهره کافی از عفت داشته‏اند، از نیروهای خداداد خود، بالاترین استفاده را در راه پیشرفت‏خود و جامعه خویش برده و در سطح بالایی از آرامش و امنیت زیسته‏اند، اما افراد یا جوامعی که در «شهوت‏پرستی‏» غرق شده‏اند، نیروهای خود را از دست داده و در معرض سقوط قرار گرفته‏اند.



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
یک مرکز تحقیقاتی در گزارشی جامع نحوه دستگیری و اقدامات تخریبی و براندازانه شاپورکاظمی برادر زهرا رهنورد را تشریح کرد .

به گزارش جهان، مركز اسناد انقلاب اسلامی با انتشار گزارشی به معرفی شاپور کاظمی پرداخت.
در این گزارش آمده است: در تاریخ 26 خردادماه آقای شاپور كاظمی برادر خانم زهرا كاظمی مشهور به رهنورد همسر آقای میرحسین موسوی كه دارای تابعیت دوگانه ایالات متحده آمریكاست در هنگام شركت در اغتشاشات و آتش زدن 7 دستگاه موتور سیكلت در میدان ونك تهران به همراه معشوقه‌اش خانم فاطمه رهنما كه یك منافق با سابقه‌ی محكومیت 8 سال زندان بخاطر اقدامات تروریستی در گروهك منافقین است دستگیر شده و از خانه‌ی تیمی مشترك و مجلل این دو نفر در شمال تهران مشروبات الكلی و ابزار لهو و لعب كشف گردید.

در گزارش این مرکز اسناد آمده است :این دو نفر در اعترافات خود اعلام نموده اند كه به منزل آقای میرحسین موسوی تردد داشته اند و با توجه به جهت نسبت خانوادگی خیلی نزدیك مراوده‌ای فعال داشته در تحریك میرحسین موسوی به دست زدن به اقدامات افراطی پس از انتخابات موثر بوده اند.

شاپور كاظمی برادر خانم آقای میرحسین موسوی همچنین تاكنون توانسته با استفاده از ارتباطات خود در سیستم بانكی، وام‌های سنگین چند ده میلیارد تومانی از سیستم بانكی كشور دریافت نماید كه ظاهرا هنوز بازپرداخت دهها میلیارد تومان آن انجام نشده است.

شاپور كاظمی تابعیت دوگانه (تابعیت ایران و آمریكا) داشته و با نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده آمریكا در ارتباط بوده است. همچنین دختر آقای شاپور كاظمی نیز كه در تحركات اخیر نقش داشته دارای تابعیت كاناداست و پس از حوادث اخیر با مقادیر متنابهی ارز از كشور گریخته است.

ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
رهبر انقلاب در حكم تنفيذ دكتراحمدي نژاد + فيلم
راي مردم، راي به ساده زيستي و مبارزه با اشرافيگري است

رهبر معظم انقلاب اسلامي در حكم تنفيد رياست جمهوري با بيان اينكه راي قاطع و بي سابقه مردم به رئيس جمهور راي به ويژگي هاي است كه كارنامه چهار ساله دولت را زينت بخشيد،‌ برخي از اين ويژگي ها را برشمردند و فرمودند: راي مردم، رأى به گفتمان انقلاب اسلامى است؛ رأى به استكبارستيزى و ايستادگى شجاعانه در برابر سلطه‏طلبان بين‏المللى ؛ رأى به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با اشرافيگرى؛ رأى به ساده‏زيستى و نزديكى با مردم و غمگسارى از ضعيفان و مستضعفان و رأى به كار و تلاشِ بى‏وقفه و خستگى‏ناپذير است.


به گزارش رجانيوز، متن حكم تنفيذ دهمين دوره‏ى رياست جمهورى اسلامى ايران‏ به شرح ذيل است:

بسم الله الرحمن الرحيم

خداوند را سپاس كه بار ديگر ايران را سرافراز و مردم هوشمند ما را به آفرينش حماسه‏ى ماندگار ديگرى موفق ساخت. بيست و دوم خرداد يكهزار و سيصد و هشتاد و هشت، برگ زرينى شد از كتاب سرنوشت ايران كه مردم ما سطر سطر آن را با همت والا و عزم استوار خود نگاشته و هشيارى و پايدارى خود را به حراست از آن گماشته‏اند. حضور هشتاد و پنج درصدى در پاى صندوقهاى رأى در انتخابات اخير، نشانه‏اى آشكار است از احساس دلبستگى و غيرت و اهتمامى كه اين ملت كهن و پرافتخار، به دسترنج سى ساله‏ى خود ميورزد و اميد و آرزوئى كه به كمال و اعتلاى آن و زدودن كاستى‏ها و كجى‏ها از آن در دل ميپروراند.

اين همه از رحمت و فضل خداوند حكيم و قدير است كه اين بنده‏ى بيقدر و ناتوان و همه‏ى دلهاى متذكر و خاشع، بايد آن را قدر بشناسيم و جبهه‏ى شكر بر آستان منعم محبوب بسائيم.

رأى قاطع و بى‏سابقه‏ى مردم به رئيس‏جمهور منتخب و محترم، رأى به ويژگى‏هائى است كه كارنامه‏ى چهارساله‏ى دولت نهم بدانها زينت يافته است و سمت و سوى گرايشهاى اكثريتِ بى‏چون و چراى ملت را آشكار ميسازد. اين، رأى به گفتمان پربركت و عزتمدار انقلاب اسلامى است؛ رأى به استكبارستيزى و ايستادگى شجاعانه در برابر سلطه‏طلبان بين‏المللى است؛ رأى به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با اشرافيگرى است؛ رأى به ساده‏زيستى و نزديكى با مردم و غمگسارى از ضعيفان و مستضعفان است؛ رأى به كار و تلاشِ بى‏وقفه و خستگى‏ناپذير است.

اينها بخشهاى مهمى است از آنچه ملت ايران از منتخبان خود مطالبه ميكند و هر گاه كسى را با اين سمت و سو بشناسد، به او دل ميبندد و با بهره‏گيرى از موهبت آزادى كه هديه‏ى انقلاب اسلامى به اين ملت است، او را بر كرسى مسئوليت و مديريت مينشاند.

اينجانب در آستانه‏ى زادروز فرخنده‏ى نجات‏بخش بشريت، ولىّ اعظم خدا و امام صالحان حضرت حجةبن‏الحسن روحى فداه و عجّل اللَّه فرجه، اين عيد بزرگ را گرامى داشته و انتخاب جناب آقاى دكتر محمود احمدى‏نژاد را در دهمين انتخابات رياست جمهورى تبريك ميگويم و به پيروى از ملت بزرگوار ايران، رأى آنان را تنفيذ و اين مرد شجاع و سختكوش و هوشمند را به رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب ميكنم. و براى ايشان و همكارانشان توفيق خدمتگزارى به مردم؛ و تلاش در راه اِعلاء كلمه‏ى اسلام؛ و اقدامات بزرگ و ماندگار و شايسته‏ى ملت و كشور عزيز؛ و حركت كوشنده به سوى پيشرفت و عدالت، از خداوند متعال مسئلت ميكنم. و بديهى است كه رأى مردم و تنفيذ اينجانب تا هنگامى است كه ايشان بر اين صراط قويم پايدار باشند.

در پايان با تجليل و تكريمِ نام و ياد امام بزرگوار و شهيدان عالى‏مقام كه ملت ما موفقيتهاى بزرگ خود را به آنان مديون است، علو درجات و شمول رحمت الهى بر ارواح طيبه‏ى آنان را از خداوند متعال مسئلت ميكنم.


والسلام على عباداللَّه الصالحين‏

سيّد على خامنه‏اى‏


12/5/1388

فيلم

تنفيذ حكم رياست جمهوري احمدي نژاد توسط رهبر انقلاب

قرائت حكم تنفيذرياست جمهوري



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

 


بسم الله الرحمن الرحیم

می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند. می‌گفتند محسن روح‌الامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفته‌ها پیش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به آنان می‌گفتند تا گفته باشند که اینها حرف‌های ما نیست.
دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند به چیزی کمتر از آن تهدید می‌کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بی‌آبرویی‌ها هدف گرفته‌اید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاه‌هایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است.
صحنه‌هایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سبکف با طرح مطالبی بی‌ربط، با استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعتراف‌هایی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخوانده‌اند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم).
مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بی‌خبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی می‌کنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجه‌گرانی که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند بشناسد.
وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏توانند افکنند
میرحسین موسوی



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

 

نويسنده:سيد علي اکبر صداقت


در زمان پيامبر دو نفر بنام هيث و ماتع در مدينه زندگي مي كردند. اين دو آدمهاي هرزه اي بودند و همواره سخنان زشت مي گفتند و مردم را مي خنداندند و عفت كلام را مراعات نمي كردند. روزي اين دو نفر با يكي از مسلمانان سخن مي گفتند و رسول خدا صلي الله عليه و آله در چند قدمي آنها، سخن آنها را مي شنيد كه مي گفتند: هنگامي كه به شهر طائف هجوم برديد و آنجا را فتح نموديد، در آنجا در كمين دختر عيلان ثقفي باش ، او را اسير كرده و براي خود نگه دار كه او زني خنده رو، درشت چشم ، جاافتاده ، كمر باريك و قد كشيده است ، هرگاه مي نشيند با شكوه جلوه مي كند و هرگاه سخن مي گويد، سخنش دلربا و جاذب است ، رخ او چنين و پشت رخ او چنان است و...! با اين توصيفات آن مسلمان را تحريك كردند، پيامبر فرمود: من گمان ندارم كه شما از مرداني كه ميل جنسي به زنان دارند باشيد، بلكه به گمانم شما افراد سفيهي كه ميل جنسي ندارند باشيد (يعني عنين )، از اين رو زيبائيهاي زنان را (بدون آن كه خود لذت ببريد) به زبان مي آوريد و موجب آلودگي ديگران مي شويد. آنگاه پيامبر آنها را از مدينه به سرزمين غرابا تبعيد كرد، آنها فقط در هفته ، روز جمعه براي خريد غذا و لوازم زندگي ، حق داشتند به مدينه بيايند.
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

بى شك در وجود انسان، غرائز و امیال گوناگونى است كه همه آنها براى ادامه حیات اوضرورت دارد: خشم و غضب، علاقه به خویشتن، علاقه به مال و زندگى مادى و امثال اینها، و بدون تردید دستگاه آفرینش همه اینها را براى همان هدف تكاملى آفریده است. اما مهم این است كه گاه اینها از حد تجاوز مى كنند و پا را از گلیمشان فراتر مى نهند و از صورت یك ابزار مطیع در دست عقل در مى آیند و بناى طغیان و یاغى گرى مى گذارند، عقل را زندانى كرده و بر كل وجود انسان حاكم مى شوند و زمام اختیار او را در دست مى گیرند. این همان چیزى است كه از آن به هوا پرستى تعبیر مى كنند كه از تمام انواع بت پرستى خطرناكتر است، بلكه بت پرستى نیز از آن ریشه مى گیرد.



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

 

تکليف سرگرداني دل ها چيست؟

محبوبه زارع
بهار منسجم موعود، در پس انتظار تاريخ، طالع خواهد شد و روزگاران، به منتهاي مطلوب، بار خواهد يافت. آري! اين وعده اي است که از تمامي مناديان صبح شنيده ايم و در ورق هاي کتب آسماني، آمدنش را به يقين رسيده ايم، اما تکليف سرگرداني دل هايي که فرصت زندگي در آن روزگار رهايي را نيافته اند و يا نمي يابند، چيست؟ چه کسي اين عطش مقدس طغيان گر را جواب خواهد داد؟!

غيبتت، عين حضور است



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

 

مسئولان امنيتي آمريكا و اسرائيل راههاي فروپاشي دولت احمدي‌نژاد را بررسي مي‌كنند

خبرگزاري فارس: يك سايت وابسته به سازمان اطلاعاتي ارتش رژيم صهيونيستي از ديدار مسئولان بلندپايه امنيتي آمريكا و اين رژيم در مقر موساد براي بررسي راهكار فروپاشي دولت احمدي‌نژاد خبر داد.



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
فتوکار/ شریعتمداری به اینجام رسونده!

احمدی نژاد این روزها خبرساز شده از نوعی دیگر!

رفسنجانی: داره کم کم ازت خوشم می آد می شه ادامه بدی؟!

حمله تند شریعتمداری به عامل اصلی اختلافات اخیر

مشایی: شریعتمداری به اینجام رسونده!

 

جواب به مشایی

احمدی نژاد: چشم اون هم اخراج می کنم!

 

صفار از وزارت برکنار شد

صفار: دکتر جان ۵ روز هم تحمل می کردی خودمون می رفتیم!

فتاح: بزار ببینم چی می گن ۵ نفر ۵ چی !

عکسی که خبرگزاریها با عنوان " عکس جالب" منتشر کردند

کواکبیان: اگه جرات داری باز علیه مشایی مطلب بنویس!

رسایی: شنیدی می گن فک فلانی را پایین آوردند؟! تو به مشکلات جناح خودت برس



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

 قال على (عليه السلام) : «اياك والوقوع فى الشبهات و الولوع بالشهوات فأنهما يقتادانك الى الوقوع فى الحرام و ركوب كثير من الآثام ؛از فرو رفتن در شبهه‏ها دورى گزينيد و از وابستگى و اسارت شهوتها بپرهيزيد، زيرا اين دو شما را به گرفتار شدن در گناه و ارتكاب معاصى مى‏كشانند.»(1)
در اين بيان نورانى امام على(علیه السلام) به دو هشدار بزرگ اشاره مى‏كند كه هم انديشه سوزند و هم جامعه سوز. يكى شبهه و ديگرى شهوت.
شبهه فضاى فكر و انديشه و تفكر آدمى را مه آلود مى‏كند و حق و باطل را بر او مشتبه مى‏نمايد و بنيادهاى استوار فكرى و عقيدتى او را متزلزل و سست مى‏سازد.
به همين جهت اسلام به وقوف و توقف در هنگام شبهه و شبهه آفرين‏ها دستور داده و از وقوع و فرو رفتن نهى كرده و اعلام خطر نموده است. شبهه گردبادى را مانند است كه انسان را با خود مى‏برد و او را در وادى و فضاى تاريك و نامعلومى رها مى‏سازد.
همواره شبهه سازان شيطان صفت در برابر انديشه و عقيده حق باوران سرعت‏گير و دست انداز آفريده‏اند تا حركت شتابان آنان را كند سازند و شايد بتوانند در اين ميان و در اين فرصت طعمه‏اى را به چنگ آرند و رهزن انسان‏هاى به راه افتاده شوند.
وظيفه هر مسلمانى آن است كه در فضاى شبهه به پناهگاههاى مطمئن و استوار پناهنده شود و با رجوع به آگاهان و عالمان خود را از خطر لغزش و سقوط نجات دهد و به سلاح يقين مسلح گردد.
على(علیه السّلام) در اين زمينه مى‏فرمايد: «انما سميت الشبهة شبهة لأنها تشبه الحق فاما اولياء اللّه فضيائهم فيها اليقين، ودليلهم سمت الهدى، و اما اعداء اللّه فدعاؤهم فيها الضّلال، و دليلهم العمى، فما ينجو من الموت من خافه، ولا يعطى البقاء من احبّه»(2)
شبهه را از اين رو شبهه نام نهاده‏اند كه شباهت به حق دارد اما براى دوستان خدا نورى كه آنان را در تاريكيهاى شبهه راهنمايى كند.يقين آنه است و راهنماى آنها مسير هدايت است ولى دشمنان خدا گمراهيشان آنها را به شبهات دعوت مى‏كند و راهنماى آنها كورى باطن است، آن كس كه از مرگ بترسد هرگز به خاطر اين ترس، از مرگ نجات نمى‏يابد، همانطور كه هر كس مرگ را دوست دارد براى هميشه در اين جهان باقى نخواهد ماند.



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
همه زنان شاه(1)
همه زنان شاه(1)

پژوهشگر: محمدرضا تمری
داستان شاه و گیلدا
چکیده: داستان شاه و گیلدا ، حكایت دختری دبیرستانی است كه به خاطر قدرت‌طلبی و جاه‌طلبی پدر طعمه محمدرضا پهلوی می‌شود و یكی از پر حادثه‌ترین داستان‌های هزار و یك شب دربار پهلوی را رقم می‌زند. شاه گیلدا را به خاطر رنگ موهایش كه طلایی رنگ بود ، طلا صدامی‌زد و این دختر با نام طلا هم در تاریخ ایران شناخته می‌شود. این داستان نمونه‌ای از جاه‌طلبی امیران و مقامات دربار پهلوی را نشان می‌دهد كه برای رسیدن به پست و مقام، حاضر به هر كاری بودند.


ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
زن هوسباز 
نويسنده: استاد مطهري
 
**
 
***
چشم چراني 
نويسنده:استاد مطهري


ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

نویسنده:محمدرضا مانی فر

ديباچه‌

«اصلاحات‌» ، واژه‌اي است که همواره نمودي از «زيبايي‌» و جلوه‌اي از «حرکت‌» رادر بر مي‌گيرد. اين واژه که در لغت به معناي «به کردن‌» ، «نيک کردن‌» ، «بسامان کردن‌» و «سازش دادن‌» است‌، زيبا مي نمايد؛ زيرا تلاش‌، کوشش و جهد انسان و جامعه انساني در زدودن «ضعف‌ها» و بسامان کردن «امور» ، احساسي از شور و شعف را با خويش به همراه دارد که جز «زيبايي‌» لغتي مناسب بيان آن نيست‌. اما اين واژه‌، «حرکت‌» ، «جوشش‌» و «تکاپو» را نيز در برمي گيرد، زيرا تلاش و کوشش انسان و جامعه انساني در راه‌پيمايي به سوي «آرمان‌ها» و «ايده‌آل‌ها» ، جز با «حرکتي‌» مستمر، «کوششي‌» مداوم و «تلاشي‌» مضاعف‌، امکان‌پذير نيست‌.



ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :

 



●آزادی چیست؟ دموکراسی چیست؟
آزادی و دموکراسی شاید به تعبیری بیشترین واژه هایی باشند که در حیطه نظام سیاسی در کشور های در حال توسعه با فضای سیاسی کنترل شده و محافظه کارانه به کار برده می شوند. مفاهیمی که غالباً دست مایه سیاست مداران برای جلب توجه آرا مردم در محیط های به نسبت بازتر و شعار اصلی مبارزان سیاسی در نظام های سیاسی بسته تر می می باشند. اما این دو مفهوم گاهی به تسامح و یا به عمد (جهت نیل به اهدافی خاص،) مترادف هم به کار برده می شوند. در این مقاله سعی شده است دو مفهوم مطروحه تحدید شده و نکاتی پیرامون دموکراسی، این مکتب سیاسی محبوب مطرح، و سپس نقد و بررسی شود. قبل از طرح موضوع اصلی لازم است به مفهوم دیگری توجه کنیم که به درک بهتر این مقولات می انجامد.


ادامه متن ...
نوشته : مجيد(غريب)    نظرات :
به روایت لینک:
دهستان زيباي تهم زنجان : [ بازدید ]
راسخون : [ بازدید ]
ایران حامی : [ بازدید ]
لینکدونی روزانه : [ بازدید ]
تبیان زنجان : [ بازدید ]
نشریه عبرت های عاشورا : [ بازدید ]
آیت الله حاج سید محمد حسینی زنجانی : [ بازدید ]
آيت الله سيد مجتبي حسيني ميرصادقي زنجاني : [ بازدید ]
پيوندهاي وبلاگ گلچين : [ بازدید ]
دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای : [ بازدید ]
پايگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری : [ بازدید ]
انجمن وبلاگ نويسان زنجاني : [ بازدید ]
دل نوشته های یک منتظر : [ بازدید ]
گروه کوهنوردی دومان زنجان : [ بازدید ]
دیوان حاج سيد فياض عرب زاده زنجاني : [ بازدید ]
پخش زنده تصاویر بهشت رضوی : [ بازدید ]
سایت همسریابی اسلامی : [ بازدید ]
دوسال خدمت : [ بازدید ]
سپاه نيوز : [ بازدید ]
ايسنا زنجان : [ بازدید ]
خبرگزاری بسیج : [ بازدید ]
آیت الله عزالدین زنجانی : [ بازدید ]
شهید قهاری : [ بازدید ]
شهید کاظمی : [ بازدید ]
گل آقا : [ بازدید ]
حزب الله : [ بازدید ]
کتابخانه ملی ایران : [ بازدید ]
تبیان : [ بازدید ]
هفته نامه صبح صادق : [ بازدید ]
شیعه نیوز : [ بازدید ]
ادامه لینکها ...
*توجه : درج لینک های گوناگون به منزله تایید محتوای آنها نمی باشد!
تمامی حقوق مادی و معنوی این مجموعه برای صاحب اثر محفوظ می باشد!
کپی برداری از مطالب ، تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد.