X
تبلیغات
گلچین

گلچین
گلچينی از گل ها 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
طراح قالب
عکس/ مغز دختر 16 ساله روی تیر برق

پس از انتقال پیکر این دختر به پزشکی قانونی ، بخشی از مغز سر او که بر اثر اصابت گلوله در خیابان پاشیده بود ، توسط مردم پیدا شده و مردم نیز آن را برداشته و به به تیر برقی آویزان می کنند.

سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران رفته رفته هرچه به سال 57 نزدیک تر می شدند اعتراضات خود را علیه رژیم پهلوی علنی تر می کردند. آن روزها مردم آنقدر از خفقان موجود رنج می بردند که به هر وسیله ای که می شد فریاد مخالفت خود را به گوش همه می رساندند. عکسی که مشاهده خواهید کرد نمونه ای از همین اعتراضات است.

دختری 16 ساله که در سال 57 برای شرکت در تظاهرات علیه رژیم طاغوت به خیابان آمده بود، جلوی دانشگاه تهران با شلیک گلوله گاردی های طاغوت کشته می شود. `پس از انتقال پیکر این دختر به پزشکی قانونی ، بخشی از مغز سر او که بر اثر اصابت گلوله در خیابان پاشیده بود ، توسط مردم پیدا شده و مردم نیز برای نشان دادن انزجار خود از  رژیم ، آن را برداشته و به به تیر برقی آویزان می کنند تا همه شاهد جنایت عوامل طاغوت باشند.

جسم پاک نسرین امینی به تاریخ 6/10/1357 در قطعه 24 بهشت زهرا دفن شد تا مزارش برای همیشه تاریخ سندی گواه بر مظلومیتش باشد.

 

[ چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 ] [ 20:34 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
[ چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 ] [ 20:29 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
خالد بن احمد شوقی اسلامبولی یک افسر مصری و عضو گروه جهاد اسلامی مصر بود که به همراه تنی چند از همرزمان مسلمانش در روز ۶ اکتبر ۱۹۸۱ انور سادات رئیس آمریکایی رژیم مصر را روانه جهنم کرد. 

او در سال ۱۹۵۵ میلادی در مصر متولد شد. و در مدرسه فرانسوی «نوتردام» قاهره تحصیل کرده، سپس به ارتش مصر پیوست. او در سن ۲۰ سالگی با درجه ستوانی در واحد توپخانه ارتش مصر مشغول خدمت شد.خالد اسلامبولی مدتی با جنبش اسلامی «الجهاد» که مخفیانه فعالیت می‌کرد همکاری داشت. 

او پس از برنامه ریزی دقیق در روز ۶ اکتبر ۱۹۸۱ (۱۴ مهر ۱۳۶۰) هنگامی که واحدهای ارتش و نظامیان کشور مصر در سالگرد جنگ رمضان در برابر انور سادات رژه می‌رفتند، در ساعت ۱۲:۴۰ به همراه چند همرزمانش به جایگاه مخصوص حمله کرد. در این حمله علاوه بر انور سادات فرعون مصر، ۵ نفر دیگراز مقامات رژیم او نیز کشته شدند. ۲۸ نفر از جمله ۱۴ افسر آمریکایی نیز زخمی شدند. 

خالد اسلامبولی به همراه سه تن از همرزمانش دستگیر و روانه زندان شدند. او و سایر متهمان در قفس‌های فولادی در دادگاه شرکت می کردند. وی طی جلسات محاکمه خود انگیزه‌اش را از قتل انور سادات، بستن پیمان سازشکارانه کمپ دیوید اعلام کرد که خیانتی بزرگ به آرمان رهایی فلسطین بود. 

سرانجام خالد اسلامبولی در ۱۵ آوریل ۱۹۸۲ (۲۶ فروردین ۱۳۶۱) به اعدام محکوم شد و حکم اعدام وی در آوریل ۱۹۸۲ به مرحله اجرا گذاشته شد و به شهادت رسید.

وصیت نامه شهید خالد الاسلامبولی
پدر، مادر، خواهران و برادر عزیزم محمد!
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
بر شما باد التزام به احکام اسلام و عمل به قرآن و ترس از خداوند. من شما را به اطاعت از دستورات خداوند دعوت می کنم. امیدوارم به خاطر مشکلاتی که شما را دچار آنها می کنم، مرا ببخشید و مورد عفو قرار دهید. 

خداوند ما را برای شهادت در راه خود انتخاب و هدایت کرد و ان شاء الله ما و شما را در بهشت در کنار یکدیگر جمع خواهد کرد. 

حاکم جامعه ما طغیان کرده و جباری را پیشه خود ساخته است. امت اسلامی راهی برای خلاصی از او ندارد مگر با قتل او ... 

مادرم! ناراحت نباش، چون ما به اذن خداوند در زمره شهدا هستیم. نامه من زمانی به شما خواهد رسید که در دنیای آخرت قرار داریم. 

خواهرم انسیه و سمیه و برادرم محمد را به خداوند می سپارم. مبلغ پولی که نزد خواهرم انسیه است، بین فقرا و مساکین تقسیم شود و فرزندانش فاطمه و مروه با تربیت اسلامی و مقید به دستورات شرعی تربیت شوند. 

ما با هم تصمیم گرفتیم که فرعون مصر را به قتل برسانیم تا شاید خداوند به خاطر این کار، ما را از ننگ دوستی باصهیونیست ها که دامن ما را گرفته و فساد روحی و اخلاقی سادات و همسرش را در جامعه علنی ساخته است نجات بخشد. اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمّدا رسول الله.

[ چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 ] [ 20:28 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

[ چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 ] [ 20:22 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
گلزار شهدا، مامني براي علاقمندان و دلسوزان ارزشهاي انقلاب و اسلام و از قافله عقب‌ماندگان شهادت مي‌باشد، مامني براي آناني که نامهرباني و بي‌مهري‌هاي سياسيون برفرهنگ به ويژه عفاف و حجاب و نيز تاراج عفت و حياي زنان در خيابان بر دلشان عقده شده و قطعات شهدا را بهترين محل براي درد دل با شهدا و جلاي دل مي‌دانند.

در اقدامي مشکوک برخي زنان بي‌حجاب با سگ در گلزار شهدا به پرسه‌زني مي‌پردازند.

به گزارش پایگاه خبری انصار حزب الله:در پي غفلت مسئولين فرهنگي و نگاه سياسي به مسائل فرهنگي، بيم آن مي‌رود تا آخرين سنگرهاي فرهنگي کشور در تسخير فرهنگ مبتذل غرب درآيد.گلزار شهداي بهشت زهراي تهران منزلگاه بيش از ۳۰ هزار شهيد والامقام دوران انقلاب و دفاع مقدس مي‌باشد که سفارش و تاکيدشان بر حفظ انقلاب و ارزشهاي آن به ويژه حفظ حجاب اسلامي بوده است.

اینک در اين مکان مقدس و در اين سنگر بزرگ فرهنگي، سربازان فرهنگ غرب با ظاهر‌هاي بزک کرده مشاهده شده‌اند؛ آناني که مزار شهدا را با پارک اشتباه گرفته‌اند. مدتي قبل مشاهده شد برخي از دخترکان بي‌حجاب با همراهی وحوش (سگ) در اين مکان مقدس به ويژه قطعات شهدا پرسه‌زني و خودنمايي مي‌کنند. اين نوع حضور آن هم در اين مکان مقدس آزردگي خاطر خانواده‌هاي شهدا و ايثارگران را به همراه داشته است. آيا باز هم بايد سکوت کرد؟

پرواضح است که اين وضعيت نشات گرفته از سياست‌هاي دولت در ناديده گرفتن قانون عفاف و حجاب و همچنين عدم برخورد با بي‌حجابي در شهر مي‌باشد.

گفتنی است گلزار شهدا، مامني براي علاقمندان و دلسوزان ارزشهاي انقلاب و اسلام و از قافله عقب‌ماندگان شهادت مي‌باشد، مامني براي آناني که نامهرباني و بي‌مهري‌هاي سياسيون برفرهنگ به ويژه عفاف و حجاب و نيز تاراج عفت و حياي زنان در خيابان بر دلشان عقده شده و قطعات شهدا را بهترين محل براي درد دل با شهدا و جلاي دل مي‌دانند.

[ چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 ] [ 20:22 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
تازگی مشاهده شده در یکی از خیابانهای شمالی تهران فست فودی با نام « ۱۹» افتتاح شده است. به گزارش « ندای انقلاب» به تازگی مشاهده شده در یکی از خیابانهای شمالی تهران فست فودی با نام « ۱۹» افتتاح شده است. این در حالی است که عدد « ۱۹» از اعدادی است که در فرقه ضاله بهائیت دارای اعتبار خاصی است! از بین اعتقادات آنان اعتقاد به اعداد، اعتقادی برجسته و جالب توجه است. بهاییان عدد نه را مقدس می دانند، جهت انتخابشان نیز این بوده است که کلمه (بها) در حروف ابجد برابر عدد نه می شود جالب است که بدانید دو لغت (وبا) و (بز) نیز به حروف ابجد برابر عدد نه می شود. اعداد زیادی نزد بهائیان از تقدس و بعضا از نحوست برخوردارند. مهمترین و مقدس ترین عدد نزد ایشان که پایه تقویم و آرایش های دینیشان را تشکیل داده است، عدد نوزده می باشد که تعداد ماه های سال، روزهای ماه، میزان مهریه زنان، جزای نقدی و روزه - به مدت نوزده روز از طلوع تا غروب آفتاب آخرین ماه سال – و حتی تعداد فصلهای کتاب مقدسشان(اقدس) همه بر پایه ی عدد نوزده تدوین گشته است. جالبتر آنکه تعداد کنگره های برج آزادی تهران نیز نوزده تاست و شکاف آن رو به قبله بهاییان(عکا در فلسطین؛ قبر حسینعلی بها) است که گویای طراحان و مهندسین بهایی آن است. اما دلیل انتخاب عدد نوزده نیز همچون عدد نه تنها برابری این عدد در حروف ابجد با لغت بهایی می باشد. اکنون بسیار جالب توجه است که قرآن مجید نیز به عدد نوزده اشاره کرده است! لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ * عَلَیْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ * وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِکَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً...(مدثر ۲۹-۳۱)؛ آن آتش بر آدمیان رو نماید* بر آن آتش نوزده تن موکلند(فرشتگان عذاب)* و ما خازنان دوزخ را غیر فرشتگان عذاب قرار ندادیم و عدد آنها را جز برای فتنه و محنت کفار نوزده نگردانیدیم... این آیات بلافاصله بعد از آیات مربوط به کافر معاند نسبت به پیغمبر اسلام آمده است و عاقبت وی را دوزخ و عذاب سخت بیان کرده است و عدد نوزده را به شکل رمز آمیزی مطرح کرده که بعید نیست اشاره به همین گمراهی نیز داشته باشد. این موضوع با در نظر گرفتن حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) که می فرماید: فهم معارف قرآن در آخرالزمان بهتر صورت می گیرد دارای بسی تأمل و تدبر می باشد. آیت الله مکارم شیرازی، در تفسیر نمونه (ج ۲۵، ص ۲۳۷)می نویسند:....آری یک مذهب دوزخی باید بر محور عدد دوزخی دور زند و یک جمعیت دوزخی باید خود را هماهنگ با عدد فرشتگان عذاب کند.
[ چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 ] [ 20:18 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

تبدیل تاریخ شمسی به میلادی و قمری و برعکس

برای تبدیل سال شمسی به میلادی چنانچه روز مورد نظر بین اول فروردین تا 11 دی باشد عدد 621 و اگر روز مورد نظر بین 11 دی تا آخر اسفند باشد.عدد 622را به سال شمسی می افزاییم تا سال میلادی به دست آید.

مثلا 22 بهمن (برابر با 11 فوریه) سال 57 شمسی مطابق با 1979=622+1357 میلادی می باشد.

14 خرداد (برابر با 4 ژوئن) سال 1368 شمسی برابر با 1989=621+1368 میلادی می باشد.

[ چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 ] [ 20:1 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
آموزش نصب ADSL

آموزش نصب آسان اینترنت ADSL:شما اگر از هر شرکتی ADSL بخری باید هزینه نصب بپردازید در حالی که میتونید اینکارو خودتون انجام بدین یا اگر هم مایل نبودید که اینکارو خودتون انجام بدین بالاخره گاهی مشکلاتی در ارتباط اینترنتی شما پیش میاد که باید بتونید اونو برطرف کنید منم دنبال این بودم یه پست آموزشی برای نصب ADSLآماده کنم که خدا رو شکر مطلب آماده رو پیدا کردم و در ادامه مطلب با ذکر منبع براتون گذاشتم اگه خوشتون اومد یا نیومد نظرتون ما رو خوشحال میکنه

رو ادامه مطلب کلیک کنید


 

برای استفاده از اینترنت ADSL شما نیاز به یک مودم ADSL دارید که باید آن را تهیه کنید. پس از باز کردن جعبه ی مودم ,  در ابتدا مودم و اتصالات آن را بر اساس کاتالوگ داخل جعبه به کامپیوتر خود متصل می نماییم. سپس مودم را به وسیله ی دکمه ی Power روشن می نماییم .

حالا به چراغ های روی مودم دقت میکنیم :

1-       چراغ  Power : این چراغ نشان دهنده ی روشن بودن مودم به صورت صحیح می باشد .این چراغ باید به صورت ثابت روشن باقی بماند . در صورات خاموش بودن چراغ اتصال مودم با برق قطع است .در صورت چشمک زن بودن این چراغ از صحت مودم و آداپتور برق آن اطمینان حاصل کنید.

2-       چراغ ADSL  : در برخی از مودم ها این چراغ با نام Status  می باشد. این چراغ نشان دهنده ی ارتباط صحیح مودم شما با مرکز ارائه ی سرویس ADSL  می باشد .توجه شود که این چراغ باید به صورت ثابت روشن باقی بماند . در صورت خاموش بودن یا چشمک زدن این چراغ از سالم بودن خط تلفن وصحت کابل های مورد استفاده اطمینان حاصل کنید اگر به نتیجه نرسیدید احتمالا خط شما ( به اصطلاح ) رانژه نشده است یعنی خط شما برای اتصال ADSL سالم نمی باشد و باید با مزکز سرویس دهنده تماس بگیرید . ( توجه کنید که برای اتصال , از خط تلفن مورد استعلام  خود استفاده کنید . )

3-       چراغ LAN  : این چراغ نشان دهنده ی اتصال صحیح کابل UTP  شما با کارت شبکه ی کامپیوتر شما می باشد . در صورت خاموش بودن آن از اتصال صحیح کابل شبکه  و همچنین از نصب بودن کارت شبکه ی خود اطمینان حاصل کنید.

4-       چراغ USB  : در صورت تمایل , شما می توانید به جای استفاده از کابل شبکه از کابل USB داخل جعبه برای اتصال مودم با کامپیوتر استفاده کنید. در این صورت به جای چراغ  LAN , باید این چراغ روشن شود . در صورات خاموش بودن این چراغ شما باید از اتصال صحیح کابل USB  با کامپیوتر و همچنین سالم بودن پورت USB خود اطمینان حاصل کنید .

 

در صورتی که موارد بالا همگی OK  بودند شما آماده ی اتصال به اینترنت هستید اما قبل از آن شما باید مودم خود را با توجه به نکات گفته شده ی زیر Config کنید ( با توجه به خصوصیات سرویس دهنده ی ADSL  ) تا مودم شما با شرایط سرویس دهنده سازگار شود .همچنین به کارت شبکه ی خود ip مناسب بدهید .

 نحوه دادن ip به کارت شبکه :

شما باید ابتدا از روی دفترچه ی مودم از ip مودم خود مطلع شوید ( معمولا 192.168.1.1 می باشد ). سپس ip کارت شبکه ی خود را به 192.168.1.X  (X  یک عدد بین 2 تا 254 (  تغییر دهید و در قسمت  Default Gateway  , ip مودم خود را وارد کنید ( 192.168.1.1 ) , Subnet Mask  نیز باید 255.255.255.0  ست شود . ( اگر تا کنون این کار را انجام نداده اید به مسیر روبرو بروید :Show all connections    Start / Connect to /   حالا روی           Local Area Connection کلیک راست کنید و Properties  را انتخاب کنید . در پنجره ی باز شده Internet Protocol ( tcp/ip )  را انتخاب و روی Properties  کلیک کنید .حالا گزینه ی use the following ip address  را انتخاب کنید و ip ها را همان گونه که گفته شد ست کنید . )

 نحوه Config  کردن مودم :

برای Config  کردن مودم یک پنجره ی Explorer باز کنید و در قسمت Address bar  , ip مودم خود ( 192.168.1.1 ) را وارد کنید حالا از شما یک User name  و password  پرسیده می شود که شما باید آن را از دفترچه ی مودم استخراج کنید.پس از دادن User name  و password  مناسب پنجره ی Config  کردن مودم نمایش داده می شود . در این صفحه شما باید برای Config کردن مودم Connection type  را از نوع Bridge  انتخاب کنید و همچنین مقادیر VPI  و VCI را به صورت صحیح وارد کنید ( مقادیر VPI و  VCI  را از مرکز ارائه دهنده ی سرویس ADSL  می توانید بپرسید ) .حالا مقادیر مربوطه را Save  کرده وپنجره ی Config  را Log Out  کنید .

 حالا باید یک Connection از نوع Broadband  ایجاد کنید و Username  و Password  مربوط به Account  خود را وارد کنید و متصل شوید .

نحوه  ایجاد Connection  از نوع  Broadband به صورت زیر می باشد :

در مسیر Show all connections / Create new connection     Start / Connect to /   یک  Connection  به فرم زیر  ایجاد کنید :

 

1.       Next  را بزنید :

adsl-1.jpg




2-Connect to the internet   را انتخاب کنید و کلید Next  را بزنید :

 

adsl-2.jpg

 

3-set up my connection manually  را انتخاب کنید وNext  را بزنید :

 

adsl-3.jpg

 

4-Connection  از نوع Broadband  را انتخاب کنید و Next  را بزنید :

 

adsl-4.jpg

 

5-نام Connection  خود را انتخاب کنید و Next را بزنید :

 

adsl-5.jpg

 

6-User name  و Password مربوط به Account  خود را وارد نمایید و Next را بزنید :

 

adsl-6.jpg

7-در صورت تمایل تیک قسمت Add a shortcut را برای ایجاد Shortcut از Connection خود بر روی Desktop  را بزنید و سپس کلید Finish را بزنید :

 

adsl-7.jpg

 

8-حالا با Connection  ایجاد شده به اینترنت متصل شوید .

در صورتی که  پس از وارد کردن User name  و  Password و زدن کلید اتصال  با Error  مواجه شدید احتمالا Config  مودم شما دچار مشکل می باشد. در صورتی که هنگام اتصال به اینترنت خط تلفن شما دارای نویز می باشد شما می توانید از یک میکرو فیلتردر ابتدای خط استفاده کنید .

منبع:http://favanews.com

 

[ چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 ] [ 20:1 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
فارس منتشر كرد
متن كامل نامه رهبر معظم انقلاب به مصلحي

خبرگزاري فارس: متن كامل نامه رهبر معظم انقلاب به حجت‌ الاسلام و المسلمين حيدر مصلحي براي ادامه فعاليت در وزارت اطلاعات منتشر شد.


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، رهبر معظم انقلاب در اين نامه خطاب به حجت ‌الاسلام و المسلمين حيدر مصلحي تأكيد كرده‌اند:
جناب آقاي مصلحي، از شما مي‌خواهم كه بيش از پيش در انجام ماموريت‌هاي مهم داخلي و خارجي وزارت اطلاعات اهتمام به خرج دهيد.

متن كامل اين نامه بدين شرح است:
بسم ‌الله الرّحمن الرّحيم
حجة ‌الاسلام جناب آقاي مصلحي دام توفيقه
وزير محترم اطلاعات

استحکام و انسجام و روزآمدبودن دستگاه اطلاعاتي کشور يکي از پايه‌هاي مهم اقتدار نظام اسلامي است، لذا از شما مي‌خواهم بيش از پيش در انجام مأموريت‌هاي مهم داخلي و خارجي وزارت اطلاعات اهتمام به‌خرج داده و با سرمايه‌ عظيمي که آن وزارتخانه از نيروي انساني توانمند و انقلابي و متدين و فن‌آوري‌هاي روز برخوردار است و با حمايت دولت خدمتگزار و همکاري ساير نهادهاي اطلاعاتي اجازه ندهيد کوچکترين فترت و سستي در انجام وظائف قانوني آن دستگاه مهم پيش آيد. براي شما و معاونان و مديران محترم و همه‌ فرزندان عزيز انقلابي‌ام در وزارت اطلاعات دعا مي‌کنم. موفق و مؤيد باشيد.

سيدعلي خامنه‌اي
30/فروردين/1390

[ چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 ] [ 19:59 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

امتيازات تفكر شيعى در حوزه‏ى مهدويت


 






 

امتياز معرفت شيعى به امام زمان نسبت به ديگران
 

مقام معظم رهبری(مدظله العالی) می فرمایند:
البته اعتقاد به ظهور مهدى در دورانى از تاريخ ، مخصوص شيعه نيست؛ همه‏ى مسلمانان، اعم از شيعه و سنى به اين معنا معتقدند؛ بلكه غيرمسلمانان هم به يك صورت معتقدند . منتها امتياز شيعه در اين است كه اين شخصيت نجات‏بخش بشريت را با نام و نشان و خصوصيات مى‏شناسد و معتقد است او همواره براى دريافت دستور الهى ، حاضر و آماده است. هر وقت پروردگار عالم به او دستور دهد، او آماده‏ى شروع آن كار عظيمى است كه بناست بشريت و تاريخ را متحول كند. (1)

مهدى موعود (عج) ، نقطه‏ى توجه عشق شيعه
 

كسانى كه اين قضايا [ خصوصيات مهدى موعود] را با خبرهاى صادق و موثق نقل كرده‏اند، همه‏ى اين‏ها براى ما روشن است. لذا ما مى‏دانيم كه عشق ما، دل ما و ايمان ما متوجه و متعلق به كيست. (2)

معرفت شيعى به امام عصر (عج) ، احياى رابطه‏ى عميق معنوى
 

فرقى كه ما شيعيان با ديگران و بقيه‏ى فرق اسلامى و غيراسلامى داريم، اين است كه ما اين شخص عظيم و عزيز را مى‏شناسيم ، اسمش را مى‏دانيم، تاريخ ولادتش را مى‏دانيم، پدر و مادر و آباء و اجداد عزيزش را مى‏شناسيم و قضايايش را مى‏دانيم ؛ ولى ديگران اين‏ها را نمى‏دانند. آن‏ها عقيده پيدا نكردند يا باخبر نشدند و نمى‏دانند؛ ولى ما مى‏دانيم. تفاوت اين جاست. به همين دليل است كه توسلات شيعه ، زنده‏تر و پرشورتر و بامعناتر و باجهت‏تر است. (3)

برترى شناخت شيعه به بركت روايات
 

همه‏ى مسلمانان حقيقت مهدى موعود را از طريق روايات خدشه ناپذيرى كه از نبى اكرم (صلى الله عليه و آله) و اولياى دين رسيده است، قبول دارند، اما اين حقيقت در هيچ جاى جهان اسلام مثل محيط زندگى ملت عزيز ما و شيعيان اين برجستگى و اين چهره‏ى درخشان و اين روح پرتپش و پراميد را ندارد، اين به خاطر آن است كه ما به بركت روايات متواتره‏ى خودمان شخص مهدى موعود را با خصوصياتش مى‏شناسيم. (4)

فضاى ملت ايران، فضاى امام زمان (عج)
 

ملت ايران، امروز اين امتياز بزرگ را دارد كه فضاى كشور، فضاى امام زمان است. نه فقط شيعه در همه‏ى عالم ، بلكه همه‏ى مسلمانان در انتظار مهدى موعودند. (5)

پي نوشت ها :
 

1- در ديدار اقشار مختلف مردم، 30/7/81
2- در ديدار قشرهاى مختلف مردم، 14/9/77
3- در ديدار اقشار مختلف مردم، 17/10/74
4- در اجتماع بزرگ مردم قم در سالروز ميلاد حضرت مهدى (عج) ، 30/11/70
5- سخنرانى جشن بزرگ منتظران ظهور، 3/9/78

منبع:www.khamenei.ir

[ چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 ] [ 19:56 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

محبت اهل بيت و علي در دلهاي مؤمنين


 

نويسنده:جعفر سبحاني




 
ايمان به خداوند و عمل صالح، محبت قلبي مردم را در پي دارد، چون که ايمان اولا در انجام حقوق الهي و ثانيا در قيام به حقوق مردم نقش اساسي دارد، خصوصا وقتي که عمل صالح به نفع مردم باشد و به همين جهت، هميشه مومنين دوستي و محبت مردم را به خود جلب کرده‏اند و اين به خاطر تأثير فعالي است که در اصلاحات اجتماعي داشته‏اند. اين موضوعي است ملموس و قرآن کريم در آيه 96 سوره مبارکه مريم به همين مطلب اشاره دارد، آنجا که مي‏فرمايد «ان الذين امنوا و عملو الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا. ترجمه: مسلما کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده‏اند، خداوند رحمان محبتي براي آنان در دل‏ها قرار مي‏دهد» .
انبياء الهي که به قله‏هاي ايمان رسيده‏اند و برترين صالحان بوده‏اند، در نظر مردم از منزلت والائي برخوردارند که هيچ چيز نمي‏تواند با آن برابري کند، زيرا ايشان زندگي و حيات خويش را در راه اصلاحات امور مردم و ارشاد و هدايت مردم به سوي خير و سعادت صرف کرده‏اند. اين زندگي انبياء است و اوصياء و اولياء و صالحين نيز به دنبال آنان چنين روشي را برگزيده‏اند.
نقل است که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله به علي عليه السلام فرمود:
«قل اللهم اجعل لي عندک عهدا و اجعل لي في صدور المؤمنين مودة. ترجمه: خداوندا براي من نزد خويش عهد و مقامي قرار ده و در قلب هاي مؤمنين مودت و محبت مرا قرار بده» . و آنگاه خداوند آيه 96 سوره مريم را نازل فرمود.
اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام به خاطر انتسابشان به بيت رفيع نبوي با تمام وجود محبت و احترام مردم را به خود جلب کرده‏اند و در خلال کلمات و سخنان ايشان نيز به اين مطلب اشاره شده است. روايت شده که امام صادق عليه السلام فرمودند: «قال رسول الله صلي الله عليه و آله: ان حب علي عليه السلام قذف في قلوب المؤمنين فلا يحبه الا مؤمن و لا يبغضه الا منافق، و ان حب الحسن و الحسين عليهما السلام قذف في قلوب المؤمنين و المنافقين و الکافرين فلا تري لهم ذاما، و دعا النبي صلي الله عليه و آله الحسن و الحسين عليهما السلام قرب موته فقبلهما و شمهما و جعل يرشفهما و عيناه تهملان، ترجمه: پيامبر فرمود که دوستي و محبت علي در قلب‏هاي مؤمنين افکنده شده است بهمين جهت فقط مومن او را دوست داشته و فقط منافق بغض و دشمني او را در دل دارد و دوستي حسن و حسين در دل‏هاي مؤمنين و منافقين و کفار افکنده شده است، بهمين خاطر هيچ مذمت گوئي براي آن دو نمي‏بيني و پيامبر صلي الله عليه و آله نزديک ارتحالش حسن و حسن عليهما السلام را طلبيد و آنان را بوسيد و بوئيد و مي‏مکيد و بسيار اشک مي‏ريخت» .
اراده خداوند سبحان بر اين تعلق گرفته است که محبت اين خاندان در قلوب مؤمنين صالح جاي گيرد، تا حدي که صحايه تشخيص منافق از مؤمن را با دوستي عليه عليه السلام و دشمني او انجام مي‏دادند. ابو سعيد خدري که صحابي پيامبر و از انصار است مي‏گويد: ما انصار، منافقين را از دشمني و بغض ايشان با علي بن ابي طالب عليه السلام مي‏شناختيم.
روايات بسياري از اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب رسيده است که ايشان فرمود: «و الذي فلق الحبه و برأ النسمه، انه لعهد النبي الامي الي: انه لا يحبني الا مؤمن و لا يبغضني الا منافق.ترجمه: سوگند به کسي که دانه را شکافت و جانداران را خلق کرد، پيامبر به من فرمود که مرا جز مؤمن دوست نخواهد داشت و کسي غير از منافق با من دشمني و عداوت نخواهد کرد» .
و در روايت ديگري از ايشان نقل شده است که فرمود:«و الله انه مما عهد الي رسول الله صلي الله عليه و آله انه لا يبغضني الا منافق و لا يحبني الا مؤمن. ترجمه: به خدا سوگند از چيزهائي که رسول الله صلي الله عليه و آله به من فرمود ان است که فقط شخص منافق با من بغض و کينه خواهد داشت و فقط مؤمن با من دوستي و محبت خواهد کرد» .
امام زين العابدين عليه السلام نيز در خطبه‏اش در مسجد جامع دمشق به همين مطلب اشاره فرمود، (هنگامي که از آن چوب‏ها ( منبر مسجد بني اميه) بالا رفت و چنان حمد و ثناء الهي را گفت و خود را معرفي کرد که چشم‏ها گريان و دل‏ها لرزان شدند) : «ايها الناس اعطينا ستا و فضلنا بسبع، اعطينا العلم، و الحلم، و السماحة، و الفصاحة، و الشجاعة، و المحبة في قلوب المؤمنين. ترجمه: اي مردم شش صفت به ما داده شده و با هفت چيز بر ديگران برتري داده شده‏ايم؛ بما علم و دانائي، حلم، جود و بخشش، فصاحت، شجاعت، و دوستي در قلب‏هاي مؤمنين عطا شده است» .
عجيب نيست اگر خداوند تبارک و تعالي ايشان (اهل بيت) را کوثر ناميده است «انا اعطيناک الکوثر. ترجمه: ما به تو کوثر ( خير و برکت فراوان) عطا کرديم » فخر رازي در کتاب تفسير خود مي‏گويد: کوثر، يعني اولاد پيامبر صلي الله عليه و آله، چون اين سوره براي جواب کساني نازل شده که ايشان را به بي‏فرزندي طعنه مي‏زدند. بنابراين مقصود اين است که خداوند نسلي به او عطا مي‏فرمايد که تا دنيا، دنياست باقي خواهند ماند . ببينيد چه بسيار از اهل بيت عليهم السلام کشته شده‏اند، باز هم دنيا از وجود ايشان پر است،اما از بني‏اميه کسي نمانده که قابل گفتگو و اعتناء باشد، اما ببينيد چه بسيار از بزرگان علماء مثل حضرات باقر و صادق و کاظم و رضا عليهم الصلاة و السلام که از اهل بيت پيامبر بوده و هستند.
علاقه پيامبر صلي الله عليه و آله به امام حسين صرفا ناشي از دوستي فرزند نبود، امام حسين عليه السلام به مرتبه بالائي از کمال و فضل رسيد و در راه حفظ دين شهيد شد و امت پيامبر را از تاريکي‏هاي ظلم نجات داد و بر ضد ظلم و طغيان قيام کرد و پيامبر اکرم بر همه اينها واقف بود و بايد گفت محبت ايشان به امام حسين ناشي از اين درجات و کمالات بود.
علامه مجلسي در اين باره سخني دارد، مي‏گويد: اولياء و مقربين که به فرزندان و نزديکان و دوستانشان علاقه و محبت دارند از جهت مسائل دنيائي و علاقه به فاميل و غيره نيست، بلکه ايشان دوستي و محبت خويش را نيز براي خداوند خالص کرده‏اند و هر گاه کسي را غير از خداوند دوست داشته باشند، آن هم به خاطر دوستي خداوند مي‏باشد و به همين جهت است که حضرت يعقوب يوسف را از ديگر فرزندانش بيشتر دوست مي‏داشت، با اينکه ديگران هم فرزندش بودند. وآنان چون از سبب علاقه پدر به يوسف بي‏اطلاع بودند او را به گمراهي متهم کردند و گفتند «نحن عصبة ترجمه: ما گروه نيرومندي هستيم»
بنابراين ما بايد محبوب پدر باشيم، چون ما قدرت و توانائي انجام و تهيه امور دنيائي که پدر بخواهد، داريم؛ اما نمي‏دانستند که شدت علاقه حضرت يعقوب به جناب يوسف فقط به خاطر آن بود که خداي تبارک و تعالي يوسف را دوست مي‏داشت و او را برگزيده بود و دوست دوست ما، دوست ماست
منبع: اقتباس از کتاب «اهل البيت عليهم السلام سماتهم و حقوقهم في القرآن الکريم»

[ چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 ] [ 19:55 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
به حاشیه رفتن نام شهدا در این کوچه‌ها+عکس

این در حالی است که کوچه ها و خیابانهای جدید نیز به نام شهدا متبرک نمی شوند. این در حالی است که شهرستان نورآباد با داشتن 251 شهید، امکان نامگذاری همه خیابانها و کوچه ها را با نام این عزیزان داراست.

حذف نام شهدا از کوچه ها و خیابانهای شهر نورآباد از توابع استان لرستان، اعتراض مردم این شهر را برانگیخته است.

مشاهدات عینی خبرنگار مشرق نشان می دهد که نام کوچه هایی که پیش از این با نام شهدا شناخته می شد با این استدلال که نام های یکسان و مرتب برای آنها انتخاب شود، تغییر یافته و نام شهدا در زیر تابلوها به نحوی حاشیه ای نوشته شده است.
این در حالی است که کوچه ها و خیابانهای جدید نیز به نام شهدا متبرک نمی شوند. شهرستان نورآباد با داشتن 251 شهید، امکان نامگذاری همه خیابانها و کوچه ها را با نام این عزیزان داراست.
گفتنی است این اقدام شهرداری نورآباد موجی از اعتراض را در میان خانواده های شهدا و ایثارگران برانگیخته است.

نمایی از تابلوی جدید کوچه شهید ید الله چشم پناه و تغییر آن به کوچه نبوت2

نمایی از تابلوی قدیمی و اصلی کوچه شهید ید الله چشم پناه

کوچه ای که هیچ نشانی از نام شهید ندارد!

کوچه ای که هیچ نشانی از نام شهید ندارد!

[ چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 ] [ 19:33 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
برگزیده ای از دنیای عرفان  زنده یاد شیخ جعفر مجتهدی- 1
از آثار قديم

برگزیده ای از دنیای عرفان زنده یاد شیخ جعفر مجتهدی- 1

وبلاگ > سادات اخوی، سید محمد  - انتخابی از کتاب منتشر شده دور دنیا در 71 سال

راه:

(در بخش راه، درشتی و نازکی خط، بر اساس قاعده خاصی نیست و برای جدا شدن گفتار گویندگان، در نظر گرفته شده و حتمی، در همه بخشها متن نازک یا درشت، از «یک نفر» نیست... در واقع، هر دو سوی گفتگو، گاهی درست می گویند و گاهی در مقام «پُرسشگر» اند... خلاصه اش: می توانید سه نفری کتاب را بخوانید!).

***

- خدا وکیلی «تو» وقت خوندن کتاب داری که هِی می ری پول خرج می کنی؟!

- پس این قفسه زیر میز، این یارو «فایل» سه کِشو چیه؟!... قاقه؟!

- ماشاءالله!... چقدر هم که این کتابای عرفانی بهت می سازن!... هم جمله بندیت تغییر کرده و هم اخلاقت خوب شده...

- عجب گیری کردم با تو هم اتاق شدما...

- بَده مدام کتاب می خرم و به هوای حرف زدن با من، مُفتِ مُفت، کتاب می خونی؟!

- اشکال کار اینه که جناب عالی دستت تُنده و تا می شینی پشت رایانه، گزارش هر روزت رو زود تایپ می کنی و می فرستی بالا... من بیچاره، مدام باید «الف»- «ب» بزنم تا گزارشم آماده بشه... دست آخرش هم که «سردبیر»، غُرش رو می زنه!

- ...

- می گم حالا چی خریدی؟...

- ... به درد تو نمی خوره؛ «عکس» نداره!

- خودت رو مسخره کن!... معلومه که با این وضع حقوق من و تو، همه مون «عارف» و «سالِک» می شیم!

- فکر کردی هر کی عارف بوده، «فقیر» بوده؟!

***

 

پس از شبی در قبرستان

  «... راست می گی آقا محمد علی!... پدرم ثروتمند بود و هیچ وقت طعم سختی رو نچشیده بودم؛ اما وقتی میلم به عرفان بیشتر شد، با همون سنّ کم، برای این که اراده و تمرکزم قوی بشه، توی قبرستون قدیمی تبریز، یه قبر کنده بودم و تا شب می رسید، آروم- آروم می رفتم قبرستون و تا صبح، توی قبر می خوابیدم و ذکر می گفتم و با خدا حرف می زدم...

  ریاضت سختی بود. دنبال کیمیا بودم؛ وِرد یا ذِکری که بتونم بخونم و چیزهای اطرافم رو تغییر بدم... می دونی آقا محمد علی!... همه آدما تا سراغ این چیزا می آن، دنبال همینن؛ که بتونن شکل ظاهری حوادث و چیزای اطراف شون رو تغییر بدن... یا- چه می دونم- بتونن 2 به علاوه 2 رو تبدیل کنن به 5!... خب منم یه نوجوون بودم که نسیمی از عرفان رو چشیده و داستان زندگی بعضی از بزرگان رو شنیده بودم... به همون اندازه هم فکر می کردم عارف شدن، یعنی کارای عجیب و غریب!...»...

***

راه:

- مگه می شه کسی تو بچه گی بد باشه؟!

- منظورم این نیست... اما انگار وقتی کسی «انتخاب شده» باشه، انگار از همون بچه گیش، رفتار و عملش خاص می شه...

- اینا بافته های کسانیه که می خوان آدمای بزرگ رو بزرگتر از اون که هستن جلوه بدن...

- مگه می شه کسی بزرگ باشه و از بچه گی نشونه نداشته باشه؟!

- خودت می گی «نشونه»، نه این که با بقیه متفاوت باشه... اگه اینجوری بود که آدمای بزرگ، از آسمون می اومدن!

- دلیلی نداره از آسمون بیان؛ اما اگه ریشه تو آسمون نداشته باشن که بزرگ نمی شن...

- تو چرا اصرار داری همه بزرگان رو آدمای عجیب و غریب نشون بدی؟!

- من؟!...

- آره... انگار نمی تونی بپذیری یه نفر از بین همین مردم بلند شه و بتونه آسمونی فکر کنه.

- پس این که می گن:«سِیر معنوی آدما، چهار بخشه و باید کسی به خدا برسه تا بتونه برگرده و مردم رو هدایت کنه» چیه؟!

- تا کسی نتونه میون مردم زمان خودش زندگی کنه... تا نتونه آداب دنیا رو بشناسه، چه جوری می تونه مردم همین دنیا رو هدایت کنه؟!

- مگه می شه آدم، اهل آداب دنیا باشه و بتونه «عارف» بشه؟!

- چرا نشه؟!... اگه مزه شیرین چیزی رو چشیدی و تونستی ترکش کنی، کاری کردی... وگرنه، هر آدم فقیری می تونه ادعا کنه که از دنیا گذشته!

- منظوره همینه... وقتی بنده و جناب عالی مزّه شیرین چیزی رو چشیدیم، دیگه «چشیدیم»... بعدش دیگه عرفان و زُهد و این چیزا رو بذار کنار...!

***

  ... «... اما یه شب، همون طور که ذکر می گفتم، یه دفعه صدایی رو شنیدم که نفهمیدم از کجا می اومد؛ اما انگار به اندازه شنیدن همه اهل قبرستون، بلند و رَسا بود... صدا گفت:

- جعفر!... اگه کیمیای حقیقی رو می خوای، دوست داشتن پیامبر و اهل بیتِشِه... اگه مردشی، بسم الله!

  همون موقع برگشتم خونه و تا صبح، نفهمیدم تو چه حالی بودم... صبح، دست مادرم رو بوسیدم و خواهش کردم که بذاره برم سفر... می خواستم برم کربلا... تنها جایی که از شب قبلش دلم کشیده شده بود به طرفش و اسم امام حسین(ع) حتی برای یه لحظه هم از ذهنم بیرون نمی رفت... نه گذرنامه داشتم و نه کسی باورش می شد که یه نوجوون 17 ساله تبریزی، هوای رفتن به کربلا رو داشته باشه.

  مادرم- خدا رحمتش کنه- دست مهربونش رو روی دستم کشید و پشت دستم رو به گونه های مرطوبش چسبوند و به چشمام نگاه کرد... مثل همه مادرا، نیاز به توضیح نداشت، از چشمام خوند که اگه نمی ذاشت برم، نمی رفتم، اما می مُردم... سرم رو به سینه اش چسبوند و همون طور که گریه می کرد، گفت:

- برو عزیز دلم!... پدرت «میرزا یوسُف» خدابیامرز رو هم دعا کن!... میرزا، هیئت دارِ اجداد من و خادمِ امام حسین بود، می دونم که آخرش، تو هم باید بری درِ خونه امام حسین(ع)...

*

  ... راه افتادم، پیاده و بی گذرنامه و مشتاق «رسیدن»... نه می دونستم راه عراق از کجاست و نه کسی رو توی کربلا می شناختم؛ فقط می دونستم «باید» می رفتم... انگار آهن دلم رو آهن رُبای زیارت، می کشید... می دونستم که هر کس پا تو راه نامعلوم سُلوک بذاره؛ هزار جور آزمایش براش پیش می آد، اما هیچ وقت حدس نمی زدم که درست لب مَرز خسروی، اولین آزمایش من شروع بشه...»...



ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 ] [ 8:23 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
بلاگ > سادات اخوی، سید محمد  - برگزیده ای از کتاب«یک عمر مسلمانی» منتشر شده به وسیله انتشارات امیرکبیر

شتاب و وقار

شتاب این است که بی فکر و بررسی، کاری را بکنی و پس از مدتی کوتاه که نتیجه های کارت را دیدی، پشیمان شوی.

*

یکی از راه های مطمئن شیطان برای نفوذ به درون آدم و اینکه او را آزار دهد این است که هنگام تصمیم گیری مانع شود که او فکر بیشتر کند. آدم نیز آن کار را با شتاب بکند و سرانجام پشیمان شود و از شتابش آزار ببیند.

 

بدبینی و خوشبینی

آدم هایی که اعتماد به نفس ضعیفی دارند، خیلی «خیال پرداز»ند؛ اما خیال خامشان را باور می کنند و مدام به این فکر می کنند که دیگران مشغول توطئه بر ضد آنان اند.

*

گفته اند:

- وقتی رفتاری را از دوست مؤمنت دیدی و رنجت داد؛ برداشت بد نکن و کمی بیشتر درباره او فکر کن!- امام علی بن ابی طالب(ع).

*

شاید بزرگی را ببینی که به در خانه ستمگری رفته است... گمان بد نکن؛ شاید برای یاری مظلومی رفته باشد.

*

اگر در میان مردم به خوبی و دینداری مشهور شدی، مغرور نشو و گمان نکن هر کاری کنی، کسی به تو بدبین نخواهد شد.

*

اگر پناهگاه دینی مردم شدی، بسیار مراقب رفتارت باش که هر چه به تو مطمئن باشند؛ باز هم به کارت بدبین خواهند شد.

*

وقتی از کسی دلگیر شدی، به هر کاری که می کند، با بدبینی نگاه نکن!

 

خشم و صبوری

وقتی که از دیدن رخدادی یا رفتاری، احساس کردی حرارتی از درونت می جوشد و نیرویی را به دست و صورتت می رساند که انگار نمی توانی خودت را از آسیب رساندن به صاحب آن رفتار نگه داری؛ مبتلا به خشم شده ای.

*

آدم خشمگین را نمی شود نصیحت کرد، چون روح حیوانی نهفته درانسان، جوشیده و هر چه نصیحتش کنی، خشمگین تر می شود.

*

آدم های خشمگین، سه دسته اند:

گروه اول، وقتی خشمگین می شوند، هیچ نمی فهمند و به هیچ وسیله ای نمی توانند مانع رفتارشان شوند(که این گروه، شبیه حیوانات می شوند).

گروه دوم، انگار نیروی خشم ندارند!... در جای نادرست که هیچ، حتی در جایی که خدا و دین هم دستور داده اند که انسان واکنش نشان دهد، کاری نمی کنند(این خوب است که خشمگین نمی شوند؛ اما بدی رفتارشان در این است که بیش از متعادل بودن، ترسویند).

گروه سوم، هم خشمشان سر وقت است و هم اندازه اش را می توانند نگه دارند(این گروه را خدا و پیامبر دوست دارند).

*

گفته اند:

- خشم، کلید بدیهاست و دل مرد دانا را می کشد... کسی که نتواند خشمش را آرام کند، صاحب عقلش هم نیست- امام ششم: جعفر صادق(ع).

*

آدم هایی که به سلیقه یا لوازمی که دارند، حساس اند، به محض اشاره ای به داشته های شان خشمگین می شوند... خودت را از وابستگی به داشته هایت رها کن!

*

گفته اند:

- خداوند به موسای پیامبر فرمود:«بر کسانی که آنان را به تو سپرده ام(مردم) خشمگین نشو تا من هم به تو خشمگین نشوم»- امام پنجم: محمد بن علی باقرالعلوم(ع).

*

گفته اند:

- اگر کسی موفق شود همیشه خشمش را آرام کند، خدا مراقبش می شود تا مردم، عیبهای او را نبینند و آبرویش حفظ شود- پیامبر اکرم(ص).

*

اگر خشمگین شده ای و کسی را ترسانده ای یا با نیروی جسمی ات به کسی آسیبی رسانده ای؛ یادت نرود که خدا، بسیار قدرتمند تر از توست و می تواند چندین برابر، مجازاتت کند.

*

همیشه به یاد داشته باش که در اولین لحظه خشم بگویی:«خدایا!... مرا آرام کن(اَعوذُ باللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم)»... اگر در حال ایستادنی، بنشین!... اگر نشسته ای بلند شو!... تنت را با آب سرد بشوی... و اگر از کسی خشمگین شده ای که خویشاوند خونی توست، دستت را بر شانه اش بگذار که آرام می شوی... و این را خدا در وجود پیوستگان خونی گذاشته است.

*                     

گفته اند:

- می دانی یکی از بهترین راه های نزدیک تر شدن به خدا چیست؟... با کسی که دلت را شکسته و از تو دور شده، آشتی کن!... به کسی که تو را از خوبی اش محروم کرده، خوبی کن!... و هر کس با تو رفتاری کرد که مناسب شأنت نبود، بزرگوارانه بگذر!- پیامبر اکرم(ص).

*

گفته اند:

- وقتی قیامت شود، ندایی گوید:«شایستگان و بزرگواران به سوی بهشت روند»... فرشتگان خواهند دید که گروهی با شتاب از جمع مردم جدا شوند و به سوی بهشت روند. به سویشان خواهند رفت و خواهند پرسید که:«شما چگونه بودید که شایسته بهشت شدید؟»... آنان نیز خواهند گفت:«وقتی کسی به ما ستم می کرد و نمی توانستیم دفاعی کنیم، صبوری می کردیم و ستمگر را به خدا می سپردیم... و بیش از انتقام گیری، به بخشیدن عادت داشتیم... و هر کس رفتار شایسته ای با ما نمی کرد، صبورانه عبور می کردیم»... در این حال، فرشتگان خواهند گفت:«راست گفتید!... بزرگوار و شایسته حقیقی شمایید»- پیامبر اکرم(ص).

*

با کسی که زیردست توست، بیش از دیگران مهربان و صبور باش!... روزی علی بن ابی طالب(ع)، خادمی را به دنبال کاری فرستاد. خادم دیر کرد. امام، کس دیگری را به دنبال او فرستاد و نفر دوم خبر آورد که نفر اول، جایی در سایه درختی خوابیده است. امام علی بن ابی طالب، مسیر را رفت و کنار خادمی که به خواب رفته بود، نشست و خادم را باد زد و آنقدر صبر کرد تا خادم بیدار شد... امام که وحشت خادم را دید، دستش را با مهربانی بر شانه او گذاشت و گفت:«شب را بخواب تا روز، بتوانی مسئولیتت را اجرا کنی».

 

انتقام و بخشیدن

انتقام، تلافی بدی کسی است که در حقت بدی کرده است.

*

گفته اند:

وقتی کسی به تو اهانت می کند و تو سکوت می کنی، فرشته ای به جای تو پاسخ او را می دهد... و هنگامی که خودت پاسخ می دهی، فرشته جایش را به شیطان می دهد- پیامبر اکرم(ص).

اگر کسی که در حقت بدی کرده، درک مناسبی از زیستن انسانی نداشته باشد، تلافی تو بی نتیجه و تحریک کننده خشم او و ادامه دهنده دعوا خواهد شد.

*

گفته اند:

- خدایا!... عزیزترین بندگانت کیانند؟

- آنان که می توانند تلافی کنند... اما به خاطر من، می بخشند- گفتگوی حضرت موسی(ع) با خداوند.

  

تندخویی

گفته اند:

- اگر خدا، خانواده ای را دوست داشته باشد، به همه اعضای آن خانواده مدارا و خوشرویی می دهد- پیامبر اکرم(ص).

*

خدا، توبه همه را می پذیرد؛ جز تندخو را... زیرا هر گاه توبه می کند، با تندخویی، خودش را دچار گناهی بزرگتر می کند.(*)

*

اگر ساکنان منطقه ای همه با هم تصمیم می گرفتند و خوشرو می شدند؛ خدا، هم عمر و هم آبادی محل سکونت شان را زیاد می کرد.(*)

[ دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 ] [ 8:19 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


حجت‌الاسلام والمسلمين حيدر مصلحي به دليل مخالفت رهبر معظم انقلاب با كناره‌گيري‌اش در وزارت اطلاعات ماندني شد.

به گزارش رجانيوز، ساعتي پس از انتشار خبر استعفاي حجت‌الاسلام مصلحي و اعلام موافقت رئيس‌جمهور، خبرگزاري فارس نوشت: «پس از آنكه سايت‌هاي متعلق به دولت از پذيرش استعفاي حجت‌الاسلام والمسلمين حيدر مصلحي از وزارت اطلاعات توسط احمدي‌نژاد خبر دادند، وي به دليل مخالفت مقام معظم رهبري با كناره‌گيري‌اش در وزارت اطلاعات ماندني شد. بر اين اساس، حجت‌الاسلام والمسلمين مصلحي همچنان در سمت وزارت اطلاعات به كار خود ادامه خواهد داد.»

بنا بر اين گزارش، خبر غيرمنتظره استعفاي وزير اطلاعات و موافقت رئيس‌جمهور با آن، يكشنبه‌شب پس از جلسه هيئت دولت منتشر شد.

مصلحي از موفق ترين وزيران اطلاعات جمهوري اسلامي است كه در دوره مسئوليت خود توانسته پروژه هاي مهمي را مانند دستگيري عبدالمالك ريگي، دستگيري عوامل ترور شهيد علي محمدي، ‌شناسايي و دستگيري سطوح مختلف فتنه 88 با موفقيت به سرانجام برساند.

رهبر معظم انقلاب در روز 12 اسفند 1389 بازديد شش ساعته‌اي از وزارت اطلاعات داشتند و در بيانات خود با تأييد جهت‌گيري و برنامه‌هاي وزارت اطلاعات، از حجت‌الاسلام مصلحي به‌طور ويژه قدرداني و از عملكرد وي ابراز رضايت كردند.

ساعت 14:36 روز يكشنبه يعني ساعاتي قبل از انتشار خبر استعفاي حجت‌الاسلام مصلحي، مصاحبه‌اي به نقل از اسفنديار رحيم مشايي رئيس دفتر رئيس جمهور بر روي پايگاه اطلاع رساني دولت قرار گرفت كه وي با تعريض به دستگاه هاي اطلاعاتي گفته بود: «دستگاه های مسئول ما باید در اسرع وقت ضعف‌های اطلاعاتی و ارتباطی خود را درخصوص تحولات منطقه جبران کنند، زیرا نداشتن اخبار و تحلیل صحیح و دقیق درباره هر یک از این کشورها و ارتباط همه این رویدادها با طرح کلان سلطه گران ما را در موضع‌گیری‌ها و تصمیم‌گیری به اشتباه خواهد انداخت.»

[ دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 ] [ 8:7 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
آزادنگار - ساعتی قبل خبر استعفای ناگهانی وزیر اطلاعات دولت ایران ازسوی خبرگزاری رسمی این کشور منتشر شد.این خبر به سرعت درمیان دیگررسانه های داخلی ایران پیچید.اما درحالیکه کمتر از ۲ساعت از انتشار این خبر نمیگذشت،یکی دیگر از خبرگزاریهای رسمی ایران از ابقای حیدرمصلحی درسمت وزارت اطلاعات به علت مخالفت رهبر ایران بااین جابجایی،خبرداد.

اما ماجرا ازچه قرار است.شنیده ها از منابع داخل ایران حاکی از آن است که این استعفای ناگهانی نه تنها به خواست وزیر نبوده بلکه فشاری بوده ازسوی رئیس دفتر محموداحمدی نژاد.

طبق گفته منابع آگاه، دیروز با حکم حیدر مصلحی معاونت برنامه وبودجه وزارت اطلاعات برکنار شد وشخص دیگری جای اورا گرفت.«حسین عبداللهی» که با نظرمستقیم اسفندیار رحیم مشایی درسمت معاونت برنامه وبودجه وزیراطلاعات قرارگرقته بود صبح دیروز درمراسمی وبا دستور وزیر فعلی اطلاعات تودیع شد.

اما به نظرمیرسد که این جابجایی به مذاق چهره جنجالی دولت دهم خوش نیامد و تصمیم به برکناری مصلحی گرفت.مصلحی نیز که ازقرار معلوم چندروزی است اختلافاتش با احمدی نژاد ومشایی بالا گرفته است،برای اینکه به سرنوشت مصطفی پورمحمدی –وزیرکشوربرکنارشده دولت ایران- دچار نشود ،استعفا میدهد.

اما ازآنجا که درایران تعیین وزیر اطلاعات دولت با نظرمستقیم رهبر این کشور انجام میشود وبرکناری آن نیزبه همین صورت،رهبر ایران با مخالفت با برکناری حیدرمصلحی به طور تلویحی مخالفت خود رابا جریان مشایی دردولت اعلام میکند.

این درحالیست که چندی پیش نیز یکی ازمعاونت های این وزارتخانه طی یک سخنرانی وانتقاد از مشایی برکنار شد وهنوز شخصی جایگزین آن نشده است.

گفتنی است درسال ۸۸ نیز وزارت اطلاعات دولت ایران شاهد تغییرات گسترده درمعاونت های خود بود.برکناری معاونت اطلاعات داخلی ومعاونت فناوری اطلاعات که با دستور مستقیم معاون سابق رئیس جمهور انجام شد.درآن هنگام نیز مخالفت هایی ازسوی وزیر وقت-محسنی اژه ای- صورت گرفت که درنهایت به برکناری او منجر شد.

گویا رفته رفته اسفندیار رحیم مشایی درحال تصاحب همه کرسی های قدرت درایران است.همانگونه که تغییراتی ازاین دست دردیگروزارتخانه ها نیز به دستور «آقای خاص» دولت ایران انجام گرفته است.وزرای کنونی کابینه دولت ایران ازخود قدرتی ندارند .همه تصمیمات کلیدی آنان زیرنظر مشایی صورت می پزیرد.

درروزهای آینده باید منتظر اظهار نظرهای جنجالی جالب توجه ازسوی مشایی ومصلحی بود.

رفته رفته نزاع میان طرفداران این چهره خبرساز ومخالفانش پررنگتر خواهد شد.

[ دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 ] [ 8:5 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

طلوع روز افزون افق اسلام درجهان


 





 
دستگاه سلطه، به سمت يکپارچه شدن هر چه بيشتر و طلوع روز افزون افق اسلام در جهان
مقام معظم رهبری(مدظله العالی) می فرمایند:
هر ملتي، اگر تسليم سلطه ي قدرتهاي بزرگ عالم شد، از دست رفته است. هر ملتي، اگر حاضر شد از شرف ملي، اقتدار ملي و اراده ي ملي چشم بپوشد، در ورطه ي ضعف بي پايان و وادي يي که آخر آن معلوم نيست، لغزيد. هر دولتي که حاضر شد در مقابل خواست دستگاه يکپارچه ي سلطه ي جهاني تسليم شود، بيش از گذشته محکوم به ضعف و ذلت و تحت سلطه قرار گرفتن و هضم شدن شخصيت شد. اين، يکي از چيزهايي است که وضع فعلي جهان، آن را نشان مي دهد.
دستگاه سلطه، به سمت يکپارچه شدن هر چه بيشتر پيش مي رود. دو قطب قدرتي که در مقابل هم قرار داشتند، به يک مرکز قدرت تبديل شدند، يا تبديل مي شوند. البته همان طوري که عرض کردم، نمي شود پيش بيني قطعي کرد؛ اما ظواهر امر- آن طوري که ما امروز نگاه مي کنيم- اين است. حتي دولتهاي ضعيفي که متکي به ملتهاي خودشان نيستند و دم از آزادي مي زنند و شعارهاي آزاديخواهانه مي دهند، مجبور مي شوند که تسليم بشوند و بسياري از تحميلات را قبول کنند. اين، يکي از واقعيت هايي است که وجود دارد و فعلاً اين طوري است. حالا تا در آينده، چه طور به صورت قطعي بشود، البته احتمالاتي هست. در عين حال، متأسفانه الان وضع اين گونه است. سلطه ي غرب و بخصوص امريکا، در ميان کشورهاي آسيايي، آفريقايي، امريکاي لاتين، حتي اروپاي شرقي، رو به افزاش است و امريکا امروز بر حسب موازين ظاهري و محاسبات معمولي قدرت، حقيقتاً يک ابر قدرت است. اين، يک طرف قضيه است.

طلوع روز افزون افق اسلام درجهان

نهضت اسلامي در دنيا، يك امر جدي است
يکي ديگر از معلوماتي که در شرايط کنوني وجود دارد، اين است که در لابلاي اين منجلاب ضعف و ذلتي که در ميان ملتها و بلکه دولتها مشاهده مي شود و تقريباً همه در آن غرقند، يا به آن آلوده هستند، افق روشن و تاباني روز به روز بيشتر طلوع مي کند و خودش از بيشتر نشان مي دهد و آن، افق اسلام و ملتهاي اسلامي است. اين از شگفتيهاي تاريخ است که درست در همان زماني که قدرهاي ضد اسلامي نيرو مي گيرند و ملتهاي ضعيف، ضعيفتر مي شوند، بر خلاف قواعد ظاهري، ملتهاي مسلمان- که غالباً يا عموماً در جناح ملتهاي ضعيف عالم قرار دارند- روز به روز احساس شخصيت و هويت بيشتري مي کنند.
نهضت اسلامي در دنيا، يک امر جدي است. احساس هويت اسلامي در ميان ملتهاي مسلمان، بلکه در ميان جمعيتهاي مسلمان- يعني آن جايي که مسلمين، يک ملت محسوب نمي شوند، بلکه يک جمعيت در اقليت هستند- يک امر واضح و غير قابل انکاري است. گويي تمام عوامل دست به دست هم داده است، تا ايمان اسلامي و احساس مسلماني را در باطن مسلمين عالم قوي کند و آن را به عمل و منش و تحرک بيروني و ظاهري تبديل بنمايد.
آن چه که امروز در مسلمانان مناطق مختلف عالم، بخصوص در آن جاهايي که از رشد و فرهنگ بيشتري برخوردارند- مثل شمال آفريقا، مثل کشورهاي اروپايي و بعضي از کشورهاي آسيايي- مشاهده مي کنيم، در طول تاريخ گذشته ي نهضتهاي اسلامي، يا بي نظير است و يا کم نظير. در گذشته، حرکتهاي اسلامي بوده؛ اما با وضعيت دگرگونه يي وجود داشته است.
حركت خونين مردم الجزاير، در زير چكمه ي ظلم و استعمار فرانسويها بود كه رشد كرد و انقلاب عظيم را به راه انداخت آن حركت حاكي از آگاهي و رشد و بينش روشن سياسي و هويت اسلامي نبود؛ آن چنان كه حركت امروز همان مردم در شرايط امروزي كشورشان مي تواند باشد ديگر ملتهاي مسلمان و ديگر اقليتهاي مسلمان در كشورهاي غير اسلامي همين طورند اين يك واقعيت است. کار به جايي رسيده که سردمداران نظام غربي، امروز بي ملاحظه تصريح مي کنند که تقابل آينده ي عالم، بين جناح استکبار و سلطه و بين اسلام است. ما اين را به حدس در مي يافتيم.
منبع:www.khamenei.ir

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 17:39 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

خروج يماني؛ نشانة حتمي ظهور


 

نويسنده: ابوذر ياسري




 

اشاره:
 

روايات اهل بيت(ع) از پرچم يماني، به عنوان پرچم جهاد مسلّحانه با دشمنان قيام‌كنندة آل محمد(ص)، مهدي موعود(ع) نام برده‌اند. رسول اعظم(ص) در حالي كه يمنيان را مي‌ستود چنين فرمود: «[ايشان] قومي رقيق القلب و با ايمان راسخ‌اند كه «ياري‌كننده» از آنان است؛ [او] با همراهي هفتاد هزار نفر قيام مي‌كند و جانشين من و جانشين وصيّ‌ام را ياري مي‌كند».
مقالة حاضر به معرّفي يماني و دسته‌بندي روايات مربوط به قيام او و بيان اهميت حركت اين شخصيت عصر ظهور مي‌پردازد.

1.اهميت و جايگاه قيام يماني
 

در رواياتي از امامان معصوم ما، به وقوع نهضتي اسلامي در آخرالزّمان در يمن، قبل از ظهور امام عصر(ع) اشاره شده كه هدف آن، ياري آن حضرت و زمينه‌سازي ظهور مبارك ايشان است. در خصوص بررسي سندي و اعتبار حديثي اين دسته از روايات، طبق نقل نويسندة كتاب «عصر ظهور»1 و بنابر آنچه در روايات مربوط به امام مهدي(ع) آمده است، سند تعدادي از آنها صحيح2 و وقوع اين قيام حتمي است، و امامان اهل بيت(ع) آن را از جملة پنج نشانة قطعي ظهور مهدي موعود(ع) بر شمرده‌اند. در برخي از روايت‌ها پرچم يماني هدايت‌بخش‌ترين پرچم‌ها ياد شده؛ تا آنجا كه بر ضرورت پيوستن و دفاع از آن، بيش از پرچم شرقي ايراني (به رهبري خراساني) تأكيد شده است. آغاز قيام يماني مقارن شورش سفياني ـ اصلي‌ترين دشمن امام مهدي(ع) ـ در ماه رجب قبل از ظهور و محلّ آن صنعا، توصيف شده است. در اينجا به روايات مربوط به قيام يماني و ويژگي‌هاي ذكر شده براي آن دقّت مي‌كنيم.

الف) از نشانه‌هاي حتمي ظهور:
 

امام صادق(ع) در بياني راجع به حتمي بودن علامت قيام يماني براي ظهور امام عصر(ع) فرمودند: «قبل از قيام قائم(ع) وقوع پنج علامت حتمي است: [خروج] يماني، سفياني، صيحة آسماني، كشته شدن نفس زكيّه و فرو رفتن در بيداء»،3 حضرت امام رضا(ع) نيز در خصوص كسي كه ادّعا مي‌كرد، امام زمان(ع) است، فرمودند: «قبل از ظهور، سفياني، يماني، مرواني و شعيب بن صالح خواهند آمد، پس او چگونه چنين ادّعايي مي‌كند؟»4

ب) شكنندة چشم سفياني:
 

در سخني از امام ششم شيعيان نقل شده است كه آن حضرت(ع) ضمن اشاره به جايگاه قيام يماني، از او به عنوان شكنندة چشم سفياني ـ دشمن امام مهدي(ع) ـ ياد مي‌كنند: «سفياني كجا خواهد بود؟ و حال آنكه هنوز شكنندة چشم او از صنعاي يمن خروج نكرده است».5

ج) هم‌زماني با سفياني و خراساني:
 

حضرت رضا(ع) در سخني ديگر، حركت يماني را هم‌زمان با شورش سفياني و خراساني در يك سال، يك ماه و يك روز بيان مي‌كنند و مي‌فرمايند: «خروج سفياني، يماني و خراساني در يك سال، يك ماه و يك روز و ترتيب آنها همچون رشته مهره‌ها پشت سر هم خواهد بود. سختي از هر سو پديد آيد، واي بر كسي كه با آنها مخالفت و دشمني كند».6

د) هدايت‌بخش‌ترين پرچم‌ها:
 

در ادامة روايت پيشين، امام صادق(ع) مي‌فرمايند: «در ميان درفش‌ها (پرچم‌ها)، هدايت‌گرتر از درفش يماني وجود ندارد، چون درفش حق است و شما را به سوي صاحبتان دعوت مي‌كند».7

ه‍) تخلف از او، جايز نيست:
 

در روايتي كه ذكر شد، امام صادق(ع) در ادامة سخن بيان مي‌فرمايند كه، «وقتي يماني قيام مي‌كند، فروش اسلحه به مردم حرام است. پس به سوي او بشتابيد كه درفش او درفش هدايت است. بر هيچ مسلماني سرپيچي از او جايز نيست و اگر كسي چنين كند، اهل آتش است، زيرا او مردم را به حق دعوت مي‌كند».8

و) يماني، پيرو علي(ع):
 

از هشام بن حكم نقل شده است كه چون «طالب حق» خروج كرد، به امام صادق(ع) گفته شد: آيا اميدواريد اين شخص يماني باشد؟ حضرت فرمودند: «خير، يماني پيرو علي(ع) است، در حالي كه اين شخص از آن حضرت بيزاري مي‌جويد».9 نويسندة كتاب «الفجر المقدس و ارهاصات اليوم الموعود»10 يماني را از فرزندان زيدبن علي الحسين(ع) دانسته است.11

2. نام و نسب يماني
 

در نشانه‌هاي ظهور، ويژگي‌هاي پيچيده‌اي دربارة شخصيّت رهبر قيام يماني بيان شده و روايات، در خصوص نام او گوناگون است. در يك سخن، نام او مردّد بين حسن يا حسين آمده12 و در ديگري سعيد ناميده شده و او را «نصر» نيز خوانده‌اند.13 دربارة دليل ناميدن وي به نصر، از رسول اكرم(ص) نقل شده كه زيرا خداوند را ياري مي‌رساند.14 چنان‌كه در روايات نخستين اين نوشتار، عنوان «منصور» براي او انتخاب شده بود كه به سبب ياري رساني‌اش نسبت به قيام امام عصر(ع) بود.15 همچنين در رواياتي ديگر به نقل از عبدالله بن عمرو بن عاص از رسول خدا(ص) آمده است كه پدر وي، قريشي است. در كتاب «فتن» ابن حماد آمده است: «اي اهل يمن، مي‌گويند كه منصور از شماست. سوگند به كسي كه جانم در دست اوست، پدرش قريشي است و اگر بخواهم (قصد كنم) كه نسب او را تا دورترين جدّش نام ببرم، چنين كنم».16 از اين روايت برمي‌آيد كه «منصور» صرفاً كنية يماني است، نه نام او. به نقل نويسندة كتاب «رايات الهدي و الضّلال في عصر الظّهور» دلايلي قطعي در دست است كه ثابت مي‌كند، رهبر يماني از اهل بيت(ع) و خصوصاً از نسل امام حسين(ع) است.17

3.مختصّات قيام يماني
 

الف) زمان و محلّ آغاز قيام:
 

در جمع‌بندي روايات يماني، بايد بگوييم كه دو دسته روايت در زمينة حركت وي وجود دارد به گونه‌اي كه زمان مشترك آن، قبل از خروج سفياني است. دستة نخست اين روايات، قيام وي را قبل از سفياني مي‌داند و دستة دوم، به قيام وي همراه با امام مهدي(ع) تصريح دارد؛ چنان‌كه مي‌فرمايد: «... آن پرچم حقّي است زيرا به جانب صاحبتان فرا مي‌خواند».18 از اين نكته آشكار مي‌شود كه قيام وي هم‌زمان با ظهور صاحب‌الامر(ع) است و مردم را به ياري آن حضرت فرا مي‌خواند.
در خصوص موقعيّت جغرافيايي قيام يماني، به شهرهايي هم‌چون: صنعا، عدن، كنده و منطقة ابين اشاره رفته است؛ البته روايات صنعا مستفيض بوده، از طريق شيعه و سنّي نقل شده است.19 گفته مي‌شود شايد منظور از نام‌هاي مختلف براي نقطة آغازين قيام، همانا تحديد پايتخت قيام باشد چنان‌كه از ايران نيز با نام‌هايي همچون خراسان، قم، طالقان و... ياد شده است، امّا بيشتر اين روايات بر خراسان و قم متمركز است.

ب) رنگ و نشان پرچم يماني:
 

همان‌طور كه مي‌دانيم، در روايات مربوط به حركت‌هاي سياسي ـ نظامي عصر ظهور، نشانه‌هاي رايات و پرچم‌هاي هر حركت بيان شده تا مؤمنان بتوانند در برخورد با اين قيام‌ها و رهبران آنها دچار اشتباه نشوند و در آن وقت و شرايط بسيار حساس تشخيص صحيح لازم را بدهند. به عنوان نمونه، رنگ پرچم قيام‌كنندة ايراني (خراساني) «سياه» گفته شده است.
در خصوص پرچم نهضت يماني، از امام صادق(ع) نقل شده است: «يماني از يمن با پرچم‌هاي سفيد خروج مي‌كند».20 امام علي(ع) نيز فرمودند: «[سفياني] لشكري را به مدينه مي‌فرستد... در آن هنگام، مهدي و سپيدنشان از مدينه به مكه مي‌گريزند».21 كه بنا بر روايت پيشين، گويا منظور از سپيدنشان همان يماني است. همچنين در خصوص يماني، در روايت ديگري از سطيح كاهن چنين نقل شده است كه، فرمانروايي كه مانند پنبه سفيد است، به نام حسن يا حسين از صنعاي يمن قيام مي‌كند22 كه با توجه به آنچه از صاحب اين نام و قيام‌كنندة يماني گفتيم، اين شخص بايد همان يماني موعود باشد.

ج) اهداف و مراحل قيام يماني:
 

قيام يماني به چند مرحله قابل تقسيم است. اين مراحل عبارتند از:
1. اعلام همبستگي و هم‌پيماني نظامي با قيام خراساني: كه در ادامه از اين موضوع سخن خواهيم گفت.
2. دعوت و فراخوان يماني به سوي مذهب حقّة اهل‌بيت پيامبر(ص): در روايتي صحيح از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمودند: «هنگامي كه يماني قيام كرد، به سوي او برخيز و بر هيچ مسلماني جايز نيست كه با او به مقابله برخيزد؛ زيرا هر كس چنان كند، از اهل دوزخ باشد زيرا او به حق و راهي مستقيم فرا مي‌خواند».23 منظور از دعوت به حق در سخنان اهل بيت(ع)، دعوت به امامت است.
قيام يماني از اين نظر با نهضت خراساني كه امام علي(ع) آن را وصف نموده، مشترك است. آن حضرت(ع) دربارة خراساني مي‌فرمايند: «به حقيقت، براي آل محمّد(ص) در طالقان گنجي است كه خداوند آن را هر وقت كه بخواهد آشكار مي‌نمايد: [آنان] راهياني به سوي حق[اند] كه به دين خدا فرا مي‌خوانند».24 همچنان‌كه امام كاظم(ع) فرموده است: «مردي از اهل قم قيام مي‌كند و مردم را به سوي حق فرامي‌خواند...».25
3. ياري رساندن به انقلاب امام مهدي(ع) و فراخواندن به بيعت آن حضرت: اين هدف از اهداف قيام يماني پيش از اين نيز بيان شد كه، پرچم يماني از جمله پرچم‌هاي ياوران امام مهدي(ع) است.

د) هم‌پيماني يماني و خراساني:
 

در روايات مربوطه به قيام يماني، به هم‌پيمان شدن وي با خراساني و ياري به او در برابر دشمنانش اشاراتي رفته است. مانند اين روايات: «و خداوند عزّوجلّ براي او ـ يعني امام مهدي(ع)ـ خراسان را مي‌گشايد و اهل يمن از او اطاعت مي‌كنند».26 امام رضا(ع) نيز در سخني اشاره به هم‌پيماني آن دو مي‌كنند، آنجا كه دربارة نشانه‌هاي نزديك به فرج از آن حضرت پرسيدند و ايشان فرمودند: «آيا به اجمال مي‌خواهي يا اكثار»؟ آن مرد مي‌گويد: بلكه اجمال بفرماييد، پس امام فرمودند: «هرگاه كه پرچم قيس را در مصر و پرچم كندي [يعني يماني] را در خراسان درك كردي».27
همچنين در بيان امير مؤمنان(ع) دربارة خصوصيات مشترك يماني و خراساني در جنگ دمشق و آزادسازي آن از سيطرة سفياني چنين آمده است: «و [سفياني] به روش ستمكاران نخستين عمل مي‌كند و خداوند از آسمان بر عملش خشم مي‌گيرد، آنگاه جواني را از مشرق كه به اهل بيت پيامبر(ص) فرامي‌خواند، عليه او برمي‌انگيزاند. اينان اصحاب پرچم‌هاي سياه هستند. خداوند به ايشان عزت اعطا و پيروزي را برايشان نازل مي‌فرمايد، پس احدي با ايشان به نبرد نمي‌پردازد مگر اينكه او را شكست مي‌دهند و سپاه قحطاني [يمني] به حركت درمي‌آيد... و جوان يمني در پي نابود كردن حمّاز جزيره [سفياني] است تا آنكه در دمشق فرود مي‌آيند و آن را [در مدّت زماني] سريع‌تر از دريا فتح مي‌كنند».28 و اين حديث در مقام توصيف رويارويي نظامي در مرزهاي سوريه بين خراساني و سفياني است كه پس از سپاه يماني تحت فرماندهي او براي ياري رساندن به خراساني وارد ميدان نبرد مي‌شوند.
و آخر سخن اينكه به هر روي، اشارات و تصريحات موجود در كلام حكيمانة امامان هدايت(ع)، «ساسـة العباد» شيعيان را، به ويژه ساكنان سرزمين‌هاي درگير، از جمله مناطق استراتژيكي همچون يمن و ايران را به تكاليف حسّاس و سرنوشت سازشان در سال‌هاي منتهي به ظهور مقدّس امام(ع) در شناخت حركت‌ها و رهبران آنها و اقدام به موقع بيش از پيش توجّه مي‌دهد؛ باشد كه متوجّه گرديم.

ه‍) پيوستن يماني به امام مهدي(ع):
 

يماني، چند ماه پس از قيام و نهضت خود در يمن، سرانجام به سرزمين حجاز مي‌رود و پس از آشكار شدن امام مهدي(ع) در ميان گروه اندك ياران خويش در مدينه، در كنار آن بزرگوار قرار مي‌گيرد.

و) حركت يماني به همراه امام مهدي(ع) از مدينه:
 

پس از آنكه سفياني، لشكر خود را براي دستگيري امام مهدي(ع) به مدينه مي‌فرستد، يماني همراه با امام زمان(ع) به مكه مي‌رود. چنانكه در روايت اميرالمؤمنين(ع) نيز آمده است: «سپاهي به مدينه فرستاده مي شود. پس هر كس از آل محمد(ص) را كه توانستند، مي‌گيرند و مردان و زنان از بني‌هاشم كشته مي‌شوند. در آن هنگام، مهدي و سپيدنشان از مدينه به مكه مي‌گريزند. پس گروهي در جستجوي آن دو فرستاده مي‌شوند، در حالي كه آن دو به حرم خدا و امنيت او رسيده‌اند».29
از ارطاط نيز نقل شده است: «سپس مهدي و منصور از مدينه در حال فرار خارج مي‌شوند و سفياني گروهي را براي گرفتن آن دو مي‌فرستد. پس هنگامي كه مهدي و منصور به مكه رسيدند، لشكريان سفياني در بيداء فرود مي‌آيند و در زمين فرو مي‌روند. سپس مهدي(ع) خارج مي‌شود تا آنكه از مدينه عبور كند».30

ز) فرجام قيام يماني
 

گفتيم كه نقطة مقابل يماني، دشمن سرسخت امام مهدي(ع) يعني سفياني است كه يماني با وي درگير مي‌شود. در مجموعة روايات اهل بيت(ع) خبري مبني بر شكست يماني به ما نرسيده است. البته در «الفتن» ابن حمّاد از خروج كنندة ديگري از يمن نيز نام برده شده است كه مردم را مانند كشتار عصر جاهليت مي‌كشد و رنگ پرچمش زرد است. او نيز با سفياني درگير و در نهايت مغلوب مي‌شود.31 اما با توجه به نوع اعتقاد و روش بر حقّ يماني موعود و رنگ متفاوت پرچم او با فرد ياد شده، حكم به تفاوت حركت اين دو شخص داده شده و گفته شده شايد وي قحطاني، قيام‌كنندة ظالمي كه از سفياني شكست مي‌خورد و به دست يماني موعود كشته مي‌شود، باشد.
در خصوص فرجام قيام يماني موعود، كه از او با صفت منصور ياد شده، در رواياتي از امام صادق(ع) نقل شده است: «سفياني با هر كسي كه با او درگير شود، چيره مي‌شود مگر يماني. ... سپس يماني را هدف قرار مي‌دهد. پس يماني براي دفع شرّ او به پا مي‌خيزد و سفياني در پي جنگ‌هاي فراوان و درگيري‌هاي سخت شكست مي‌خورد و يماني او را دنبال مي‌كند. در نتيجه، جنگ‌ها و شكست‌هاي سفياني زياد مي‌شود. پس يماني، سفياني و پسرش را كنار رود «لوّ» در ميان اسيران مي‌يابد و آن دو را تكّه تكّه مي‌كند».32

پي نوشت ها :
 

1.نک: عصر ظهور، ترجمة مهدي حقّي، ص 149.
2.سند صحيح، سندي است که تمام راويان آن مورد وثوق‌اند.
3.شيخ طوسي، الغيبـة، ص267؛ كمال‌الدّين صدوق، ص649؛ ارشاد مفيد، ج2، ص279؛ طبرسي، إعلام الوري، ص426.
4.بحارالانوار، ج 52، ص 233.
5.معجم احاديث الامام المهدي(ع)، ج3، ص478، به نقل از: شيخ محمّد جواد خراساني، مهدي منتظر، ص257.
6.كتاب الغيبـة، نعماني، ص171؛ بحارالانوار، ج52، ص232؛ إعلام الوري، ص429.
7.بشارة الاسلام، ص 93 به نقل از: كتاب الغيبـة نعماني.
8.همان.
9.بحارالانوار، ج 52، ص 75.
10.اين كتاب با عنوان «شش ماه پاياني» توسّط انتشارات موعود عصر(عج) به فارسي برگردانده شده است.
11.مجتبي الساده، شش ماه پاياني، ترجمة محمود مطهري‌نيا، ص89.
12.بحارالانوار، ج 52، ص 162.
13.کنز العمّال، ص 11، ح 31442 به نقل از ابن عساکر.
14.همان.
15.كتاب الغيبـة نعماني، ص 39.
16.ابن حمّاد، الفتن، ص 237.
17.الفتلاوي، مهدي، رايات الهدي و الضلال في عصر الظهور، ص 100.
18.كتاب الغيبـة نعماني، ص171؛ بحارالانوار، ج52، ص232.
19.رايات الهدي و الضّلال في عصر الظّهور، ص101.
20.مختصر اثبات الرجعـة، ح 16؛ به نقل از مجلة تراثنا، سال 2، ش 4، صص 454ـ455.
21.ابن حماد، الفتن، ص 223، جزء 5، ح 877.
22.بحارالانوار، ج 51، ص 163، ب 11.
23.ر.ك: كتاب الغيبـة، نعماني، ص 171، بحارالأنوار، ج 52، ص 232.
24.ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج7، ص48.
25.بحارالانوار، ج60، ص216.
26. يوسف شافعي، عقدالدّرر، ص90.
27.إعلام الوري، ص429.
28.متّقي هندي، كنزالعمال، ص14، ح3968.
29.ابن حماد، همان.
30.همان، ص 212، جزء 4، ح 850.
31.همان، ص 199، جزء 4، ح 809.
32.مختصر اثبات الرجعـة، ح 16؛ به نقل از مجلة تراثنا، سال 2، ش 4، صص 454ـ455.

منبع:www. mouood.org



 

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 17:38 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
ز شهید حمید باکری دست نوشته های زیادی به یادگار نمانده است. آن چه خواهید خواند چند خطی از مختصر میراث مکتوب آن شهید فرزانه است. امید که حضرت حق ، مارا از پیروان وفادار و خالص آن شهید عزیز قرار دهد:

بسم الله الرحمن الرحیم
شیطان و نفس در جبهه بیشتر از پشت جبهه زور می‌زنند تا انسان را از خداوند دور نمایند کسی که در جبهه تابع نفس باشد در موطن خودش گمراهیش حتمی است و خوشا بحال مؤمنی که با اتکا به عبادات و تزکیه و صداقت و اجرای دقیق احکام الهی بطور همیشه از بند شیطان رهایی یابد و به توبه خو. التماس دعا دارم که خداوند همه را بخصوص خودم را از شر نفس رهایی بخشد و آنچه تا کنون در جبهه دیده‌ام همین مطلب است و بس و گرنه جنگیدن با شیطان خارج از جسم (کفار) آب خوردنی بیش نیست.
26/11/61 التماس دعا حمید باکری

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 17:35 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
با فاطمه زهرا (علیهاالسلام) در لحظات وداع

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت کرده است، هفت کس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم..

در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.

سلیم بن قیس می‌گوید:
از ابن‌عباس شنیدم که می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:
"وصیت می‌کنم تو را که بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائکه برای من وصف کردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند. پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت کرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."پس ابوبکر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:
تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.
چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبکر و عمر گفت:
ما دیشب فاطمه را دفن کردیم. عمر به ابوبکر گفت: نگفتیم چنین خواهند کرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت کرده بود که شما بر او نماز نخوانید. عمر گفت: شما کینه قدیم خود را هرگز ترک نمی‌کنید، والله که می‌روم او را از قبر در آورم و بر او نماز می‌کنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بکشم و در نیام نکنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه کردند که علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نکشیم ما به اهداف خود نمی‌رسیم. ابوبکر گفت: چه کسی این جرأت را می‌کند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: می‌خواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.
گفت: مرا بر هر کاری می‌خواهید بگمارید، اگرچه بر کشتن علی باشد. گفتند: از برای همین تو را طلبیدیم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبکر گفت: در وقت نماز در پهلوی او بایست، چون سلام نماز گوید گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عمیس که پیشتر همسر جعفر طیّار بود در خانه ابوبکر زندگی می‌کرد. بر توطئه ایشان مطلع شد، کنیزک خود را گفت: برو به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام به دور خانه ایشان بگرد و این آیه را بخوان. " وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدینَةِ یَسعَی قَالَ یا مُوسَی اِنَّ المَلاَ یَاتَمِروُنَ بِکَ لِیَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّی لَکَ مِنَ النّاصِحِین."(سوره قصص؛ آیه 20) چون کنیزک آمد و این آیه را خواند، علی علیه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت کند، ایشان قدرت آن ندارند، اگر ایشان مرا بکشند چه کسی با ناکثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد کرد. پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد. خالد بن ولید آمد و در پهلوی آن حضرت ایستاد، پس ابوبکر در اثنای نمازش پشیمان شد، ترسید که اگر علی علیه السلام شمشیر بکشد؛ اول او را بکشد، پس تشهدش را بسیار طول داد تا آن که نزدیک شد تا آفتاب در آید، زیرا می‌ترسید که اگر سلام بگوید خالد به گفته او عمل کند و فتنه‌ای بر پا شود، پس پیش از سلام نمازش گفت: ای خالد! مکن آنچه را گفته بودم، اگر بکنی تو را خواهم کشت.(کتاب سلیم بن قیس؛ ص 255/ احتجاج؛1/240) و این فتنه دفع شد.
همچنین شیخ صدوق روایت کرده است: چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و- او معتمدترین زنان نزد آن بانو بود- فرمود:
ای امّ ایمن خبر وفاتم، به من رسیده، پس علی را برای من بطلب. چون حضرت امیر علیه السلام حاضر شد، فرمود: ای پسر عمّ! تو را به انجام مواردی وصیّت می‌کنم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر چه می‌خواهی بگو، فرمود:
وصیت‌های من اول آن است که امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی که تربیت کننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائکه برای من تصویر کردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: ای فاطمه به من بنما که چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را که ملائکه از جانب حق تعالی برای او وصف کرده بودند به آن حضرت نشان داد. پس فرمود: وصیت سوم من آن است که در هر ساعت از شب و روز که وفات نمایم، در همان ساعت مرا دفن کنی و تأخیر ننمایی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا که بر من ستم کرده‌اند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: چنین خواهم کرد.
پس آن بانو علیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تکفین آن حضرت گردید. پس از آن که از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن کرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن که در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن کردند...(علل الشرایع؛185) علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز کمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌کند بر آن که بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت کرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبیّین؛49)در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اکثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اکثر روایات معتبر دلالت می‌کند بر آن که سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.
در کتاب روضة الواعظین روایت کرده‌اند که حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیماری شدیدی عارض گردید و تا چهل روز ممتد شد، چون خبر وفات آن حضرت علیهاالسلام به او رسید امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام را حاضر ساخت و گفت: ای پسرعمّ! از آسمان خبر فوت به من رسیده و من عازم سفر آخرتم، تو را وصیت می‌کنم به چیزی چند که در خاطر دارم.
حضرت امیر علیه السلام فرمود: ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت کن. پس بر بالین آن حضرت نشست و هر که در آن خانه بود بیرون کردند. پس ساعتی هر دو گریستند. حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود:
هر چه می‌خواهی وصیت کن، آنچه فرمایی به عمل می‌آورم و امر تو را بر امر خود اختیار می‌کنم. فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا تو را جزای خیر دهد ای پسرعمّ رسول خدا، وصیت می‌کنم تو را اول که بعد از من امامه را به عقد خود درآوری. او برای فرزندان من مثل من است. پس فرمود: برای من تابوتی قرار ده، زیرا که ملائکه را دیدم که صورت تابوت برای من ساختند. پس فرمود: باز وصیّت می‌کنم تو را که نگذاری که یکی از آنها که بر من ستم کرده و حقّ مرا غصب کردند بر جنازه من حاضر شوند، زیرا که ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند، و نگذاری که احدی از ایشان و نه از اتباع ایشان، بر من نماز بخوانند، و مرا در شب دفن کنی، در وقتی که دیده‌ها در خواب باشد. (روضة الواعظین؛151)
در کشف الغمّه روایت کرده‌اند چون وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیک شد، اسماء بنت عمیس را گفت: آبی بیاور که من وضو بگیرم، پس وضو گرفت - به روایتی دیگر غسل کرد - و بوی خوش طلبیده و خود را خوشبو گردانید و جامه‌های نو طلبید، پوشید و فرمود:
ای اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم از بهشت، چهل درهم کافور آورد، حضرت آن را سه قسمت کرد و یک بخش را از برای خود گذاشت و یکی را برای من و یکی را برای علی، آن کافور را بیاور که مرا به آن حنوط کنند. چون کافور را آورد، فرمود: نزدیک سر من بگذار، پس رو به قبله خوابید و جامه‌ای بر روی خود کشید و فرمود: ای اسماء مدتی صبر کن، بعد از آن مرا صدا کن، اگر جواب نگویم، علی را طلب کن و بدان که من به پدر خود ملحق گردیده‌ام.
اسماء ساعتی انتظار کشید، بعد از آن فاطمه علیهاالسلام را ندا کرد، صدایی نشنید، پس گفت: ای دختر مصطفی، ای دختر بهترین فرزندان آدم، ای دختر بهترین کسی که بر روی زمین راه رفته است، ای دختر آن کسی که در شب معراج به مرتبه قاب قوسین او ادنی رسیده است. چون جواب نشنید جامه را از روی مبارکش برداشت، دید که مرغ روحش به ریاض جنّت پرواز کرده است، پس بر روی آن حضرت افتاد و آن حضرت را می‌بوسید و می‌گفت: چون به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌رسی. سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.
در این حال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از در آمدند و گفتند: ای اسماء! چرا مادر ما در این وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به خواب نرفته ولیکن به رحمت خداوندی واصل گردیده است، پس حضرت امام حسن علیه السلام خود را بر روی آن حضرت افکند و روی انورش را می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر با من سخن بگو پیش از آن که روحم از جسد مفارقت کند، و حضرت امام حسین علیه السلام بر پایش افتاد و می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر بزرگوار! منم فرزند تو حسین. با من سخن بگو پیش از آن که دلم شکافته شود و از دنیا مفارقت کنم.
پس اسماء گفت: ای دو جگر گوشه رسول خدا بروید و پدر بزرگوار خود را خبر کنید و وفات مادر خود را به او برسانید. پس ایشان بیرون رفتند، چون نزدیک مسجد رسیدند صدا به گریه بلند کردند، پس صحابه به استقبال ایشان دویدند و گفتند: سبب گریه شما چیست ای فرزندان رسول خدا؟ حق تعالی هرگز دیده شما را گریان نگرداند، مگر جای جدّ خود را خالی دیده‌اید و از شوق ملاقات او گریان گردیده‌اید؟ گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت نمود. چون امیرالمؤمنین این خبر را شنید، فرمود: بعد از تو خود را به که تسلی دهم. (کشف الغمة؛2/122)
چون این خبر در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌کردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌کشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن کردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت که ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام کدام است.
به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند که قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار کرد که علامت قبر معلوم نباشد؛ این کارها برای آن بود که موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند.(روضة الواعظین؛151) به این سبب در مورد محل قبر آن بانو علیهاالسلام اختلاف نظر واقع شده است: بعضی گفته‌اند در بقیع نزدیک قبور ائمه بقیع است و بعضی گفته‌اند میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زیرا که حضرت فرمود: میان منبر و قبر من باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من بر دری از درهای بهشت است. اصّح آن است که آن حضرت را در خانه خود دفن کردند، چنانچه روایت صحیح بر آن دلالت می‌کند. ابن شهرآشوب و دیگران روایت کرده‌اند چون خواستند که آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.(مناقب ابن شهر آشوب؛ 3/414 با کمی اختلاف.)
مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه کسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا که فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.(علل الشرایع؛ ص184) از حضرت صادق علیه‌السلام پرسیدند: به چه سبب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام را در شب دفن نمود؟ حضرت فرمود: برای آن که فاطمه علیهاالسلام وصیّت کرده بود که آن دو مرد اعرابی که هرگز ایمان به خدا و رسول نیاورده بودند، بر او نماز نخوانند.(علل الشرایع؛ ص185) از حضرت علی علیه السلام. از علت دفن فاطمه علیهاالسلام در شب پرسیدند؟ فرمود: زیرا که او خشمناک بود بر جماعتی و نمی‌خواست آنها بر جنازه او حاضر شوند، و حرام است بر کسی که ولایت و محبّت آن جماعت را داشته باشد، که بر احدی از فرزندان فاطمه نماز کند.(امالی شیخ صدوق؛ ص523)
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت کرده است، هفت کس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم. (خصال؛361)

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 13:49 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
عکس/ بیعت سردار شهید آذربایجان با سردار شهید خوزستان

عکس زیر در مقتل سردار شهید محمد حسین علم الهدی و همرزمان شهیدش ، واقع در استان خوزستان برداشته شده است.شخصی که در این عکس دیده می شود ،چند ماه پس از ثبت این تصویر و سه سال و 35 روز پس از شهادت «رزمندگان سپاه هویزه»به آنان ملحق شد

عکس زیر در مقتل سردار شهید محمد حسین علم الهدی و همرزمان شهیدش ، واقع در استان خوزستان برداشته شده است. «سید محمد حسین علم الهدی» به سال 1337 در خانواده مجاهد بزرگ آیت الله سید مرتضی علم‌الهدی دیده به جهان گشود. وی در 16 دی ماه سال 1359 ، در حال دفاع از شهر هویزه ، در نبردی رو در رو با تانک های متجاوزین بعثی به شهادت رسید و پیکرش ماه ها بعد ، پس از آزادسازی هویزه ، تفحص شده و به همراه همرزمانش در همان محل نیرد و شهادتشان یه خاک سپرده شد. امروز مزار شهدای هویزه ، همه ساله شاهد حضور میلیون ها زائر از سراسر ایران است.

در این عکس، حمید باکری، جانشین فرماندهی لشکر 31 عاشورا و برادر شهیدان علی و مهدی باکری در جوار مزار شهید «سید محمد حسین علم الهدی» فرمانده سپاه هویزه و همرزمان شهیدش ایستاده است.
ایشان به سال 1334 در ارومیه متولد شد.حمید باکری ، سه سال و 35 روز پس از شهادت «رزمندگان سپاه هویزه» به تاریخ پنجم اسفند 1362 در عملیات خیبر (منطقه طلائیه) در جریان نبردی سخت با ارتش متجاوز بعثی ، شربت شهادت نوشید و پیکر پاکش هیچ گاه به دست نیامد. در این عکس که احتمالا در سال 62 گرفته شده است و از آخرین تصاویر شهید حمید باکری می باشد ، اولین ساخت و سازهای یادمان شهدای هویزه به چشم می خورد.

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 13:48 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
تاریخ ایران پر از زنانی است که فداکارانه برای پیشرفت و تعالی کشور تلاش کرده اند و با وجود مشکلات فراوان و بدون هیچ گونه چشمداشتی کوشیده اند تا میهنشان سرفراز و آباد باشد با این وجود در بین زنان تاثیر گذار تاریخ چهره هایی هم مشاهده می شود که زیان های جبران ناپذیری را به بار آوردند. 

1- مهد علیا مقتدر و توطئه گر

در سال ۱۲۲۰ هجری (۱۸۰۵ پس از زایش مسیح) دختری در خانواده امیر محمد قاسم خان قاجار و بیگم خانم دختر فتحعلیشاه به دنیا آمد که او را ملک جهان نام نهادند. جهان خانم نوه فتحعلیشاه، زن محمد شاه سومین پادشاه از سلسله قاجار، مادر ناصرالدین شاه، و مادر زن امیر کبیر صدر اعظم ایران بود. جهان خانم به چند عنوان آراسته بود، او را مهد علیا می‌خواندند. این عنوانی بود که نخستین بار به همسر سلطان محمد خدابنده داده شد.

فریدون آدمیت درباره خوی و منش او چنین می‌نویسد:
«جهان خانم…بسیار باهوش بود، جاه طلب و تجمل دوست، و از زیبائی بی‌بهره، خط و ربطی داشت، و به شیوه چلیپا خوب می‌نوشت. به علاوه در فن مکر زنانه استاد بی‌بدیل بود. منش او را قدرت پرستی و جنون جنسی می‌ساخت. زندگی او پرورده آن دو عنصر بود»

مهد علیا در شانزده سالگی با پسر دائی خود به نام محمد میرزا که چهارده ساله بود پیوند زناشوئی بست و از این پیوند ناصرالدین میرزا (شاه ایران) و ملک زاده خانم (همسر امیر کبیر) به دنیا آمدند.

او در تمام عزل و نصب های در بار نظارت داشت و در شیوه اداره امور کشور دخالت می کرد. 

امیر کبیر از نفوذ و سلطه گری این زن جلوگیری کرده و تلاش می کرد از دخالت او در امور مملکتی جلوگیری کند. او هم که به هیچ عنوان حاضر به از دست دادن قدرت نبود بر علیه امیر کبیر شورید و با حیله گری فرمان قتل او را از ناصر الدین شاه گرفت.

2-تاج الملوک آیرملو(ملکه مادر)

تاج الملوک ایرملو در سال ۱۲۹۵ش به عقد رضاخان میرپنج درآمد. در آن هنگام رضاخان چهل سال و تاج الملوک ۲۵ سال داشت.

تاج الملوک در دوران سلطنت رضاشاه یک بانوی درباری و ملکه ایران بود و به هیچ وجه اجازه ورود در مسائل سیاسی را نداشت و تنها در امور مالی فعالیت می کرد. 

تاج الملوک از طرفداران ترویج فرهنگ غربی در دربار ایران بود. این طرفداری به ویژه، پس از سفر او در سال ۱۳۱۲ به آلمان، سویس و فرانسه به جهت دیدار محمدرضا افزون گشت. وی در بازگشت میهمانی های پر خرج به شیوهٔ اروپایی در ایران باب کرد. در ابتدا میهمانی ها شامل زنان و شاهزادگان دربار می شد اما پس از کشف حجاب که خود تاج الملوک نقش اساسی در آن ایفا نمود، این میهمانیها مانند دربار اروپایی به صورت مختلط تشکیل می گشت. وی در عروسی های پسر و دختران خود و همچنین در شکست و جدایی آنان نقش بسزایی داشت به ویژه در مورد پسرش محمدرضا پهلوی حرف اول را می زد.

پس از شهریور ۱۳۲۰ و خروج رضاشاه از ایران به ” ملکه مادر “ مشهور گشت و نامه های ملتمسانه رضاشاه به وی مبنی بر بزرگ فامیل بودن و حفظ خاندان پهلوی بر قدرت و اعتبار او افزود. او از ۱۳۲۰ش در امور سیاسی نیز دخالت نمود و با بزرگانی چون قوام، بیات، و ساعد آشنایی و رفت و آمد پیدا کرد، به طوری که پاره ای از تقاضاهای وی پذیرفته می شد. تاج الملوک پس از فوت رضاشاه به عقد شخصی به نام غلامحسین صاحبدیوانی درآمد. صاحب دیوانی از مالکان شیراز بود و خواستار نمایندگی مجلس، پس از نفوذ همسر استفاده کرد و به خواهش تاج الملوک در دوره حکومت قوام نام او از صندوق فسا بیرون آمد و به وکالت مجلس رسید.

اما عمر روابط حسنه او با ملکه نیز چندی نپایید و تدریجاً بین آن دو جدایی افتاد. ملکه مادر در امور سیاسی خود گاه با کمک شمس به فعالیت می پرداخت و گاه با کمک اشرف. 

به عنوان مثال انتصاب هژیر به وزارت دربار از اقدامات او و شمس بود. بعدها در عصر حکومت دکتر مصدق ملکه مادر از مخالفین سرسخت او شد و با اشرف پهلوی به تشکیل جناح مخالفین درباری پرداخت. او با عده ای از مخالفین مصدق در مجلس ارتباط داشت و یکی از قطبهای مهم فشار علیه مصدق به حساب می آمد. از جمله افرادی که جزو یاران ملکه مادر به حساب می آمدند جمال امامی، محمدعلی نصرتیان، محمدعلی شوشتری، منوچهر تیمورتاش و مهدی پیراسته بودند. شدت این اقدامات به حدی بود که به دستور دکتر مصدق ملکه مادر و دخترش اشرف از ایران تبعید گشتند.

پس از کودتای ۱۳۳۲ ملکه زندگانی جدید خود را در رفاه کامل شروع کرد و این بار علاوه بر دخالت در امور زندگی فرزندان خویش، به معاملات و سرمایه گذاریهای داخلی و خارجی پرداخت و ظرف مدت کوتاهی یکی از سرمایه داران بزرگ ایران گشت.
 
او مدت ۳۵ سال با قدرت کامل در دربار پهلوی زندگی کرد و در زمان انقلاب ۱۳۵۷ به کاخ خود در امریکا فرار نمود و همراه فرزندش شمس در آنجا ساکن شد. اندکی بعد به بیماری مبتلا شد و چندی در بیمارستان بستری گشت. و بالاخره در ناباوری اخراج و فوت فرزندش محمدرضاشاه در یکی از بیمارستانهای امریکا در حالی که در تنهایی کامل بسر می برد بدرود حیات گفت. 

3- اشرف پهلوی

اشرف در روز چهارم آبان ۱۲۹۸ ه- ش چند ساعت پس از تولد محمدرضا پهلوی در خانه ای واقع در کوچه ضلع شمال شرقی میدان حسن آباد تهران به دنیا آمد. 

انواع قمار در دربار پهلوی به شکل یک تفریح روزمره درآمده بود. اما در دربار هیچ کس در قماربازی به پای اشرف نمی‌رسید. 

ترانزیت مواد مخدر از دیگر سرگرمی های خواهر دوقلوی شاه بود که خودش می گوید به خاطر اینکه به همراه ولیعهد و پادشاه ایران به دنیا آمده بود هیچ گاه انتظار محبت ویژه از سوی خانواده نداشت و این امر بر مشکلات روحی او می افزود. 

ازدواج اجباری او با محمد قوام که به دستور پدرش انجام شد در شکل گیری بی بندو باری او نیز موثر بود.

4- مریم رجوی

مریم رجوی، با نام اصلی مریم قجر عضدانلو، در سال ۱۳۳۲ متولد شد. او پس از دوران تحصیل دبستان و دبیرستان وارد دانشگاه صنعتی شریف شد و در رشته مهندسی متالورژی فارغ التحصیل شد. او در یک خانواده مسلمان غیر سنتی متولد شده و تا دوران آشنائی با مجاهدین بی حجاب بود. 

او ابتدا با ابریشم چی یکی از اعضای گروهک مجاهدین ازدواج کرد اما بعد ها در یک اقدام انقلابی! در یک روز از او طلاق گرفت و با مسعود رجوی ازدواج کرد. 

او این روز ها خود را رئیس جمهور منتخب ایران می داند! و می گوید پس از تغییر حکومت در ایران قرار است رئیس جمهور شود. 

گروه مجاهدین خلق که مریم و مسعود رجوی رئیس آن بشمار می‌آیند، جنایاتشان برای تمامی مردم ایران شناخته شده است و نیازی به توضیح نیست. 

این گروه در طی دوران جنگ تحمیلی و پیش از آن با همکاری صدام دست به جنایات متعددی در مرزهای ایران زدند و همچنین برنامه های متعدد ترور را نیز در ایران اجرا کرده اند.

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 2:23 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 1:49 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 1:41 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
کاربر گرامي جهت مطالعه وصيت نامه شهدا، بر روي حروفي که پررنگ و داراي لينک مي باشند کليک کنيد.

  دسته بندي بر اساس حرف اول نام خانوادگي شهيد
 

ش س ژ ز ر ذ د خ ح چ ج ث ت پ ب الف
ی ه و ن م ل گ ک ق ف غ ع ظ ط ض ص

امان خاني - فرشاد امرودي - حسين امي - احمد
اميدي - ابراهيم اميديان - مسعود اميرزاده - سيداكبر
اميركاظمي - مهدي اميركاوه نجف آبادي - عبدالحميد اميري جيمه - مهدي
اميريان - حسين امين جعفري - مصطفي امين زاده - عبدالرضا
امين زاده - سيدجواد امين طبرسي - احمد امين طبرسي - احمد
امين مقدم - حسين اميني - محمدعلي اميني - محمدحسين
اميني - رضا اميني - احمد اميني - پرويز
اميني - ابراهيم اميني آب الوان - رضا اميني نور - سعيد
امينيان - خسرو انباركي - حميد انت - محمد
انتشاري - اكبر انتظاري - مجيد انجم شعاع - عباس
انداز - ابوالحسن انصار - زينل انصارالحسيني - سيدمحمد
انصاري - رسول انصاري - كريم انصاري - عنايت الله
انصاري دماوندي - محمد انوري - سيدمحمود انيسه - احمد
اوتادي - اكبر اوجاني - حميدرضا اوچاغي - قشم علي
اوكاتي - صفر اوهاني - رحمت الله ايازي - حسين
ايپچيلر - سعيد ايران منش - محمدحسين ايران منش - مهدي
ايرج پور - رحيم ايرجي - كاظم ايزدپناه - محمدرضا
ايزدپناه - نادر ايزدپناهي - محمدتقي ايزدي - مهرنوش
ايزدي - محمدرضا ايزدي - نوذر ايسوندي - حبيب الله
ايماني - جاويد ايماني مقدم - محمود ايوبي - محمدحسين

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 1:36 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


در و ديوار شهرم خوب مي دانند، تمام افتخار ما شهيدانند.
دفتر صبح تاکنون به زندگينامه و خاطرات 8601 شهيد جنگ تحيملي مزيّن شده است.

  دسته بندي بر اساس حرف اول نام خانوادگي شهيد
 

ش س ژ ز ر ذ د خ ح چ ج ث ت پ ب الف
ی ه و ن م ل گ ک ق ف غ ع ظ ط ض ص

اسماعيلي - الله يار اسماعيلي - قنبرعلي اسماعيلي - داود
اسماعيلي - عبدالحميد اسماعيلي - محمدرضا اسماعيلي - محمدتقي
اسماعيلي - سهراب اسماعيلي پور - محمدرضا اسماعيلي زند - نيلوفر
اسماعيلي فرد - حسام اسماعيلي لنگرابي - علي اسماعيلي - محمداحسان
اسماعيليان ملكي - محمد اسمي - رحيم اسودي - صمد
اسيري - قاسم اشترك - محمد اشتري - هوشنگ
اشتري - محمدناصر اشتري لركي - سيروس اشجعي - فريبرز
اشرف - سيدرسول اشرف - سيدمحمد اشرف زاده - محمد
اشرف منصوري - سيدمحمدجواد اشرفي - اصغر اشرفي - اكبر
اشرفي پور - احمد اشرفي لاله - علي رضا اشرفي نيا - اكبر
اشعري - غلام حسين اشكاوند - حسن اشكوروكيلي - علي
اشكيان منفرد - ابراهيم اصانلو - مهدي اصطهباناتي - محمدصالح
اصغرزاده - قربان علي اصغرنيا - محمودرضا اصغري - حسن
اصغري - محمدحسين اصغري - احمد اصغري - امين الله
اصغري - ابراهيم اصغري - ابراهيم اصغري خواه - محمد
اصغري لسكوكلايه - كمال اصغري ماهي آبادي - محرم علي اصغري مونقي - ابوالقاسم
اصغري - عباس اصفهاني - رحمت الله اصل دهقان - جمشيد
اصلاني - زبيده اصلاني - آمنه اصلاني - فتح الله
اصلاني - عباس اصلي نژاد - حسين علي اصولي - صادق
اصيل - غلام حسين اصيل نژاد - حسن علي اطاعتي - مرتضي

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 1:35 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
حكايت آن مرد غريب - به مناسبت سالروز شهادت وزير شهيد جواد تندگويان
مفتاح عشق - سالروز شهادت آیت الله دکتر مفتح
علمدارعاشق - به مناسبت سالروز شهادت حاج سید مجتبی علمدار
فرمانده لشگر امام حسين (ع) - ويژه سالروز شهادت حاج حسين خرازي
به لطافت بهار - ويژه سالروز شهادت شهيد لطيف رنجبري
سردار بدر ( ويژه نامه سردار شهيد مهدي باكري)
منادي صداي انقلاب ( ويژه نامه شهيد فضل الله محلاتي)

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 1:24 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

مقالات سید شهیدان اهل قلم پیرامون حکومت فرزانگان

  آزادى عقیده

مساوات

  مساوات  (ادامه)

 

مقالات سید شهیدان اهل قلم پیرامون امام خمینی (ره)

داغ بی تسلّی دهه شصت و امام خمینی امام (ره) و حیات باطنی انسان

فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت

هنر ، تاریخ و میثاق ولایت

 

مقالات سید شهیدان اهل قلم پیرامون روایت محرم

   فصل اول: آغاز هجرت عظیم   فصل دوم: كوفه فصل سوم : مناظره عقل و عشق
   فصل ششم: ناشئه الیل فصل پنجم: كربلا فصل چهارم: قافله عشق درسفرتاریخ

فصل هفتم: فصل تمییز خبیث از طیب ( اتمام حجت)

فصل هشتم: غربال دهر

فصل نهم: سیاره رنج

فصل دهم: تماشاگه راز

 

مقالات سید شهیدان اهل قلم پیرامون مبانی حکومت دینی

بنیان سفسطه بر باد است گرداب شیطان

اسلامیت یا جمهوریت

پروسترویکای اسلامی وجود ندارد وفاق اجتماعي

 

مقالات سید شهیدان اهل قلم پیرامون آینده بشریت

  آغازی بر یک پایان آخرین دوران رنج بشر در انتظار فردایی دیگر دولت پایدار حق ايمان منجی جهان فردا نظم نوين جهاني و راه فطرت تجدید و تجدد

 

مقالات سید شهیدان اهل قلم درباره سیطره بر جهان

در برابر فرهنگ واحد جهانی صلیبی از خون سرخ ارتش متحد اسلامی انفجار اطلاعات تکنولوژی ارتباطات

 

 

مقالات سید شهیدان اهل قلم پیرامون روشنفکری

وقتی روشنفکران وارث انقلاب می شوند ... يك هشدار آفات غرض ورزی حلزون های خانه به دوش
کانون کدام نویسندگان؟ از مایکل جکسون تا شهرنوش پارسی پور انقلاب اسلامی و اوتوپیای غرب زدگان

ژورنالیسم حرفه ای

 تجددیا تحجر

تحلیل آسان

روشنفکران و معاصر بودن

 

مقالات سید شهیدان اهل قلم پیرامون هنر و ادبیات

ادبیات آزاد یا متعهد؟ آزادی قلم جنگ در آینه نقاشی متعهد منشور تجدید اهل هنر

 آیا تئاتر زنده می ماند؟

رمان و انقلاب اسلامی

 

مقالات سید شهیدان اهل قلم پیرامون شعر

غزال غزل ختم ساغر راز و رمز شعر و جنون یاد بهشت و نوحه انسان در فراق

 

 

مقالات سید شهیدان اهل قلم درباره فرهنگ و تهاجم فرهنگی

زبان و فضا چرا روشنفكران مورد اتهام هستند؟
فرهنگ یا فرهنگ توسعه؟ رستاخیز جسم و جان تکرار مکررات

ویدئو در برابر رستاخیز تاریخی انسان

یادداشتی ناتمام در باب هویت و حقیقت انسان

 

 

مقالات سینمایی سید شهیدان اهل قلم

آینه‌ی جادو جذابيت در سينما جادوی پنهان و خلسه‌ی نارسیسی مونتاز به مثابه معماری سینما فرزندان انقلاب در برابر عرصه هاي تجربه نشده سينما رمان، سینما و تلویزیون

 

 

نگاشته هایی برای متن فیلم توسط سید شهیدان اهل قلم

با من سخن بگو دوكوهه بشير عشق در شهر كوران مركز آسمان

 

 

مقالات سید شهیدان اهل قلم پیرامون توسعه و تمدن غرب

در معنای توسعه توسعه‌يافتگي، اوتوپيای‌ قرن‌ حاضر بهشت زمینی
توسعه برای تمتع تمدن اسراف و تبذیر عمق فاجعه
نظام سیاره ای اقتصاد از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی و ما ادراك‌ ما البانك؟‌
نظام‌ آموزشی‌ و آرمان‌ توسعه‌يافتگی نظام‌ آموزشی‌ غربي، محصول‌ جدايی‌ علم‌ از دين انسان‌ از نسل‌ میمون، خرافه‌ای‌ جاهلانه
تأملی‌ بیشتر در خلقت‌ انسان‌ نخستین سودپرستی، بنیاد اقتصاد آزاد‌ دیکتاتوری اقتصاد
نوح نبی (ع) و تاریخ تمدن ترقی یا تکامل؟ میمون برهنه!

 

 

دیگر مقالات سید شهیدان اهل قلم

روزگاری نو کدام عرفان ؟ مرگ آگاهی مبشّر صبح
عبور از عجب و رسیدن به معرفت راز سرزمین آفتاب

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 1:7 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

اين بخش حاوي برگزيده اي از كلام شهدا در وصاياي ايشان ميباشد كه در مورد موضوعات مختلف از قبيل پيام ها ، نظرات ، اهداف و جهان بيني شهدا تهيه گرديده است .

و بر گرفته از کتاب سفیران نور و فرهنگ جبهه انقلاب اسلامی ایران و کتاب قلم های بهشتی انتخاب موضوعی وصیت نامه های شهیدان استان خراسان در جنگ تحمیلی که توسط نشر شاهد و نشر پایداری منتشر شده اند.




جهان بيني شهدا

حالات و روحيات شهدا

نيايش شهدا

نماز در كلام شهيدان

مدنيت و خون شهدا                                    

قرآن
امام زمان «عج» در كلام شهدا
ياد خدا

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 1:5 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
هر روز يك پيام از يك شهيد

  کاربر گرامی:

برای دریافت فوری پیامی از وصیت نامه شهیدان عدد یک را به شماره 2000471 ارسال نمایید.

همچنین پس از عضویت در اینجا ،  بخشی از وصیت نامه شهدا به صورت دوره ای و طبق

 درخواست شما بصورت ساعتی، روزانه ، هفتگی و یا ماهانه ارسال میگردد.

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 1:4 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
لیست بلاگ دوستانی که به یاد شهدا هستند و از شهدا می نویسند

به ادامه مطلب مراجعه شود

بلاگ دوستانی که در زمینه دفاع مقدس فعالیت دارند و به یاد شهدا هستند و یاد آنها را زنده می کنند.

بلاگ های زیر شامل مطالب زیر می باشند.

 لیست بلاگ های ۸ سال دفاع مقدس

بلاگ های  نیروی هوایی و تجهیزات ارتش

بلاگ های شهدا و شهادت مردان خدا

بلاگ های جنگ تحمیلی

www.hemasesazan.blogfa.com

www.mardankhorshid.blogfa.com
www.khoone-pak.blogfa.com
www.vjahad.blogfa.com
www.aflakianblog.blogfa.com
www.d-asheghan.blogfa.com
www.sarvghamatan86.blogfa.com
www.sangarha.blogfa.com
www.jamandeazparvaz.blogfa.com
www.davodabadi.blogfa.com
www.mosafer608.blogfa.com
www.allahyarjaberi.blogfa.com
www.fateh26.blogfa.com
www.tabasomehozor.blogfa.com
www.chafyeh110.blogfa.com
www.akharinkhab.blogfa.com
www.epelak.blogfa.com
www.inja-behesht.blogfa.com
www.kooyeasheghan.blogfa.com
www.pelarak.blogfa.com
www.mzi.blogfa.com
www.aflaki.blogfa.com
www.shalamche-66.blogfa.com
www.khadem-o-shohada.blogfa.com
www.hoolydifenc.blogfa.com
www.shahidtaskhiri.blogfa.com
www.karbalay6.blogfa.com
www.tashahadat.persianblog.ir
www.bj-0010.blogfa.com
www.shahid-ir.blogfa.com
www.shahadat86.blogfa.com
www.vesaleshohada.parsiblog.com
www.fatholmobin.blogsky.com
www.gun.mihanblog.com
www.sardarkheybar.blogfa.com
www.bikafanan.blogfa.com
www.sh-gomnam.blogfa.com
www.dokhtarshahid.blogfa.com
www.pelaketalaie.blogfa.com
www.photo-8.blogfa.com
www.pesarebaba88.blogfa.com
www.golzare-shohada.blogfa.com
www.eshqebasij.blogfa.com
www.sardaran.blogfa.com
www.khakriz8.blogfa.com
www.shagayegha.blogfa.com
www.bazchamran.blogfa.com
www.boronsy.blogfa.com
www.sh-akhoondi.blogfa.com
www.11111111222222222333.blogfa.com
www.asheghaneeisar.blogfa.com
www.pelakesorkh.blogfa.com
www.heydaralimazaheri.blogfa.com
www.chashmntezar.blogfa.com
www.100khatere.blogfa.com
www.shahedsalikandeh.blogfa.com
www.maste-zaker.blogfa.com
www.fadaye-mihan.blogfa.com
www.tajallae.blogfa.com
www.zeinoddin.blogfa.com
www.talaeih.blogfa.com
www.mahdi-es65.blogfa.com
www.janbazweb.blogsky.com
www.gazekhardal.persianblog.ir
www.ahmad-kazemi.blogfa.com
www.yoosofefatemeh.blogfa.com
www.divaneye-hossein.blogfa.com
www.madreseyema.blogfa.com
www.montazereparvaz.blogfa.com
www.laleha.blogfa.com
www.gorhannajaf.blogfa.com
www.sh-hemat.blogfa.com
www.shohadanews.parsweblog.com
www.qazs.blogfa.com
www.kmogavemat.blogfa.com
www.seyed-a.blogfa.com
www.najva12.blogfa.com
www.tafahoos.blogfa.com
www.borojerdi.blogfa.com
www.aga-mehdi.blogfa.com
www.mohammadsadeg.blogfa.com
www.payaambar.parsiblog.com
www.pageli.blogfa.com
www.taranoum2010.blogfa.com
www.pelakeaseman.blogfa.com
www.farafan.blogfa.com
www.iranian-airforce.blogfa.com
www.defa-moghadas20020.blogfa.com
www.beheshtiane-zamin.blogfa.com
www.fadaiyane-eslam.blogfa.com
www.mersad67.blogfa.com
www.gole-sabr.blogfa.com
www.asemaniha.blogfa.com
www.atash10.blogfa.com
www.myloveship.blogfa.com
www.gordaneesteshhadi.blogfa.com
www.r8saldefa.blogfa.com
www.ghorbangah.persianblog.ir
www.kheybar.parsiblog.ir
www.karbalay5.blogfa.com
www.anjavinejad.blogfa.com
www.nematzadeh.blogfa.com
www.basijeshghekhodayi.blogtak.com
www.honarhayekhoda.blogfa.com
www.bar-bale-malaek.blogfa.com
www.hob.blogfa.com
www.shalamche.parsiblog.com
www.nariman-panahi.blogfa.com
www.qalaminjatanhast.parsiblog.com
www.hemat.parsiblog.com
www.beyadeshohada.parsiblog.com
www.zoboni.parsiblog.com
www.karbalay6.parsiblog.com
www.shoohada.persianblog.ir
www.727.parsiblog.com
www.saggadmovahdeasl.parsiblog.com
www.yazdani.persianblog.ir
www.hemmat.mihanblog.com
www.mohsenfeyzi.blogfa.com
www.seyedzaker.blogfa.com
www.alimi.blogfa.com
www.forgotlife.blogfa.com
www.sheredashti.blogfa.com
www.hanif46.blogfa.com
www.diareranj.blogfa.com
www.mmoeeni.wordpress.com
www.tanz.isarblog.com
www.shohada.tk
www.sarafrazan.parsiblog.com
www.pelack.mihanblog.com
www.majid45.blogfa.com
www.osveha1.blogfa.com
www.hamidbana.blogfa.com
www.bidarie.blogfa.com
www.iranproud.mihanblog.com
www.sadegh1993.blogfa.com
www.chafieh.parsiblog.com
www.majnoonevelayat.blogfa.com
www.asare-sang.blogfa.com
www.4456.blogfa.com
www.saman52.tk
www.2okhtarayebasiji.blogfa.com
www.majed12320.blogfa.com
www.shohadayerohany.blogfa.com
www.ermeyaa.blogfa.com
www.iranmarivan1351.blogfa.com
www.karbalaey110.blogfa.com
www.yademanshahid.blogfa.com
www.ashkeatash57.blogfa.com
www.seyed-hoseyn.blogfa.com
www.basij-20.blogfa.com
www.garsha.blogfa.com
www.shahid86.blogfa.com
www.paygaheeshgh.parsiblog.com
www.gariban.blogfa.com
www.darentehayeofogh.blogfa.com
www.sooshianse-zamane.blogfa.com
www.hezarvand.blogfa.com
www.hajihemmat.blogfa.com
www.mkz61.parsiblog.com
www.darolershad.blogsky.com
www.h-rameh.blogfa.com
www.hayesobhan.blogfa.com
www.nabze-khis.blogfa.com
www.modrek.blogfa.com
www.aflakiane-khaki.blogfa.com
www.malek-87.blogfa.com
www.basijiohematesh.blogfa.com
www.rahemola.blogfa.com
www.rahmag.blogfa.com
www.rasolfateh.blogfa.com
www.rahavard48.blogfa.com
www.maktaboljahad.blogfa.com
www.manazel-o-shohada.blogfa.com
www.sardarebineshan.blogfa.com
www.13730.blogfa.com
www.atreshahadat.blogfa.com
www.ks12.blogfa.com
www.pelake-shekaste.blogfa.com
www.kanoon-masjed-hakami.blogfa.com
www.salehin88.blogfa.com
www.hassanmojtaba.mihanblog.com
www.ssmohamadalihakim.blogfa.com
www.honarejang.blogfa.com
www.basiji57.parsiblog.com
www.shalamche.blogsky.com
www.khaterooh.blogfa.com
www.abbasian61.blogfa.com
www.avinyeiau.blogfa.com
www.yek_aseman.persianblog.ir
www.davodabadi.persianblog.ir
www.kakriz-penhan.blogfa.com
www.aghigh.blogfa.com
www.meeraaj.blogfa.com
www.shalamche1.blogfa.com
www.banooyeshereshohada.blogfa.com
www.golidream22.blogfa.com
www.shamimzahra.blogfa.com
www.hosseinisajjad.blogfa.com
www.mahmoodmir70.blogfa.com
www.shahidoon.blogfa.com
www.shohadayehgomnam.blogfa.com
www.ordogahetakrite11.blogfa.com
www.oshaghoshohada.blogfa.com
www.mighat61.blogfa.com
www.majnoon123.blogfa.com
www.yaran1388.blogsky.com
www.btajdolati.blogfa.com
www.isaarblog.blogspot.com
www.nuri-art.blogfa.com
www.alborhan.blogfa.com
www.revaiat.blogsky.com
www.shalamche-karbala.blogfa.com
www.ashegh-shahadat.blogfa.com
www.karbalayeiran.persianblog.ir
www.qafelehshohada.parsiblog.com
www.mersad313.parsiblog.com
www.ghorobe.blogfa.com
www.sarirku.parsiblog.com
www.sangariazno.parsiblog.com
www.lalezar.parsiblog.com
www.1175.blogfa.com
www.hoveyzeh.parsiblog.com
www.shahridaraseman.parsiblog.com
www.shahidestan.parsiblog.com
www.ssan.blogfa.com
www.goftogoo.mihanblog.com
www.shohada13.parsiblog.com
www.injashalamche.parsiblog.com
www.jebhe-ha.blogfa.com
www.hoseinie.blogfa.com
www.rahiyanenoor.blogfa.com
www.shahidirani.blogsky.com
www.shahedmaybod.blogfa.com
www.shohadayveldan.webphoto.ir
www.mohsenbelali.blogfa.com
www.sangarsaz.parsweblog.com
www.mehryas.blogfa.com
www.dr-chamran.blogfa.com
www.sh-motahary.blogfa.com
www.neshane.parsiblog.com
www.puke.parsiblog.com
www.yadelaleha.parsiblog.com
www.mabardaryaee.parsiblog.com
www.atashehozor.blogfa.com
www.aah50.parsiblog.com
www.jovshan.blogfa.com
www.tabehesht.parsiblog.com
www.shohada.parsiblog.com
www.orooj.parsiblog.com
www.tasbih114.blogfa.com
www.osveha.parsiblog.com
www.rahianehozoor3.blogfa.com
www.lovemartyr.blogfa.com
www.daryadelan.parsiblog.com
www.abolfazl2321.persianblog.ir
www.joyandeh.blogfa.com
www.basyri.mihanblog.com
www.kheybar.parsiblog.com
www.sarir209.com
www.haghamid.mihanblog.com
www.mohammadrezamiri.blogfa.com
www.hamasehsazan.blogfa
www.salaripoor.blogfa.com
www.hamidmirafzali.blogfa.com
www.parvazidigar.persianblog.ir
www.memorial.blogfa.com
www.babajang.blogfa.com
www.airtoair.blogfa.com
www.mandegarmmmg.blogfa.com
www.00amin00.blogfa.com
www.yaalimadadikon.blogfa.com
www.shokofeh25.persianblog.ir
www.tabineshan.blogfa.com
www.9151.blogfa.com
www.shohadayehnajafiyeh.blogfa.com
www.shahidzandi.persianblog.ir
www.shahidmohammadzadeh.blogfa.com
www.sarvghamatane-ashegh.blogfa.com
www.14shahid.blogfa.com
www.soukhte.blogfa.com
www.yarane-naab.blogfa.com
www.hemaseh22.blogfa.com
www.bahmanarab.blogfa.com
www.zaersafa.blogfa.com
www.8000shahid.blogfa.com
www.peiyknoor.blogfa.com
www.razmandeh-gomnam.blogfa.com
www.az25kilo.persianblog.ir
www.eyyas.blogfa.com
www.montazer-kochak.persianblog.ir
www.gordanehtakhrib.blogfa.com
www.srgomnam.blogfa.com
www.kanalemahi.blogfa.com
www.shohada85.blogfa.com
www.shiftegan72.blogfa.com
www.r-shohada.mihanblog.com
www.skykey.blogfa.com
www.malek.mihanblog.com
www.shohada23.parsiblog.com
www.persiansoldier.blogfa.com
www.booye-khoda.blogfa.com
www.emtedad.mihanblog.com
www.rahibeaseman313.blogfa.com
www.mowjemordeh.blogfa.com
www.golenarges55.blogfa.com
www.nodbe-feragh.persianblog.ir
www.sangarsaz.blogfa.com
www.biedeaha.blogfa.com
www.khateratehajreza.blogfa.com
www.holy-prophet.blogfa.com
www.amoozeshnezami.blogfa.com
www.b-jang.blogfa.com
www.shalamchehnews.blogfa.com
www.kahfoshohada.parsiblog.com
www.darseasheghi.blogfa.com
www.hemmatkhomeini1385.blogfa.com
www.delsokte.blogfa.com
www.majid-hero.blogfa.com
www.bashahidan.blogfa.com
www.sgsadati.blogfa.com
www.hajiahmad.blogfa.com
www.shahidabdi.blogfa.com
www.bmz14.parsiblog.com
www.yaraneahmad.blogfa.com
www.shamimeshgh.blogfa.com
www.sajedlorestan.blogfa.com
www.beheshte-khoban.blogfa.com
www.hajahmad.blogfa.com
www.shahid-darani.blogfa.com
www.jabbarkakaei.blogfa.com
www.haddadiyan.blogfa.com
www.aras-ta-arvand.mihanblog.com
www.defae-moghaddas.blogfa.com
www.rahiyaneeshgh.blogfa.com
www.farrokh47.blogfa.com
www.shahid-reza.blogfa.com
www.arshian.persianblog.ir
www.eslambehtarin.blogfa.com
www.pasdareislam.parsiblog.com
www.haj-hemmat.blogfa.com
www.afshordi.blogfa.com
www.haj-ahmad.blogfa.com
www.kave1340.blogfa.com
www.saneyehayeantezar.blogfa.com
www.seid-javad-zaker.blogfa.com
www.islamsimorgh.blogfa.com
www.baharbarani.blogfa.com
www.shohadaymaybod.blogfa.com
www.lalehha.parsiblog.com
www.114serat.blogfa.com
www.7asman.ir
www.60moj.blogfa.com
www.masihayedel.blogfa.com
www.atreshahadat.blogfa.com
www.s-a-alamolhoda.blogfa.com
www.beheshte-khoban.blogfa.com
www.basijisiasi.parsiblog.com
www.yegan.parsiblog.com
www.yaranenab.parsiblog.com
www.nasimyazbehesht.parsiblog.com
www.mrjz.parsiblog.com
www.toosi.blogfa.com
www.lalezar.parsiblog.com
www.mohammad3770.blogfa.com

www.roozebidari.blogfa.com

http://faryadkhamosh.blogfa.com/
http://azbineshanha.blogfa.com/
http://www.fshahed.blogfa.com/
http://www.mybrotherlife.blogfa.com/
http://sharhany.blogfa.com/
http://www.siroosraoof.blogfa.com/
http://sabokbalan88.blogfa.com/
http://www.ashegheahlebeit.blogfa.com/
http://h-shohada.blogfa.com/
http://salman110.parsiblog.com/
http://gonahema.blogfa.com/
http://niak110.persianblog.ir/
http://www.aarezoha.blogfa.com/
http://setareha.parsiblog.com/
http://kooh1000.blogfa.com/
http://ansar-al-mahdi.persianblog.ir/
http://ostazona.blogfa.com/
http://www.arsheeshgh.blogfa.com/
http://freidounkenariha.persianblog.ir/
http://mowjemordeh-behrooz.blogfa.com/
http://ghassam.persianblog.ir/
http://moghniyeh.parsiblog.com/
http://www.erfane14.blogfa.com/
http://www.shohadasourak.persianblog.ir/
http://andimeshkijvan.blogfa.com/
http://kave9.blogfa.com/  
http://www.somaeya.blogfa.com/
http://www.sardarbazgir.blogfa.com/
http://hajahmadkazemi.blogfa.com/
http://kanoonkhakriz.blogfa.com

www.lalehayeasemani.blogfa.com

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 0:46 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
یادم آمد که کنم یاد زخویش تا بگیرم ره فریاد به پیش

که کجا بوده ام و با چه کسان به کجا آمدم ای هم نفسان

می روم باز به آن شهر قشنگ شهر آسمانی جبهه و جنگ

شهر من مدینــه فاضـله بود بین خوبان و بدان فاصله بود

شهروندان همه از اهــل نظــر همه بیداردل از جنس سحر

همه آئینه صفت،حورسرشت همه طالب شهادت و بهشت

همه عاشق،همه از طیف بهار همه مجنون،همه مبهوت نگار

خانه ها ساده زخاک وگل وسنگ کوچه ها کوچک وباریکه وتنگ

سفره ها، مائده های آسمــان کـولـه ها ،بـار سفـر تا به جنان

نغمه ها،زمـــزمـه نـاز سروش گریه ها،می به سبوی جرعه نوش

سینه ها،جسوروبی باک وشجاع دیــده هـا،منتــظر شــام وداع

شهـر من، محفـل عاشقـانه بود کربـــــلای ثـانـی زمـانـه بـود

آن دعـاهای کمیـل،یادش بخیر آن همه اشک چو سیل،یادش بخیر

آن که از قافله جا مانده،منم به جهان مهمان ناخوانده،منم

رفتنی بودم و ماندنی شدم با دلم رفیق ناتنی شدم

بس که ماندم،شده رفتنم خیال گرچه دارم به تنم ؛زخم وصال

شهر آسمانی ام، رفته زدست دل از این غربت دیرینه شکست

چه شد آن شهر قشنگ عاشقی آن همه محله شقایقی

شهر من شلمچه کعبه نشان شهر من دوکوهه دلشدگان

شهر من مقرّ هفت تپه کجاست شهر من گمشده در غفلت ماست

شهر من بود هویزه شهید چه بگویم که چه دید و چه شنید

بلبلانه یاد از گل میکنم غربت دل را تحمل میکنم

دلم اکنون چو پرستوئی غریب شد از این فاصله بی صبروشکیب

بس که از ماندن و بودن خجلم تنم عاصی شده از دست دلم

از چه پای رفتنم خسته شده بال معراجی من بسته شده

چه شد آن حس سبکبالی من آن همه نگاه آمالی من

آن غریب شب تنهایی منم مانده در محبس دنیایی منم

همسفر بیا که پرواز کنیم زندگی را زنو آغاز کنیم

این همه غربت و تنهایی بس است بیکسی و بی شکیبایی بس است

"صادقا" در ره وصل حوصله کن سینه را مدینه فاضله کن

صادقعلی رنجبر - عضو هیات علمی دانشگاه

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 0:42 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
سرویس جامعه جهان-محمد حسین زاده:در ایران هنوز فاطمیه نرسیده است، در بحرین اما فاطمیه زودتر رسیده است گویا! چقدر کوچه دارد بحرین! چقدر در، سوخته این روزها! همه جا بیت الاحزان شده است!

 چرا ساکتی سلمان؟ مقداد، به پا خیز که بسته اند دستان علی را

میثم، جرم شده است بار دیگر حب علی، نخل های بحرین خونین شده است این روزها

عمار، پدر و مادرت هنوز زیر تازیانه ابولهب اند و ابوجهل، در میدان لولو شهید کردند سمیه را، در زندان تکه تکه کردند یاسر را.

ابوذر، کسی نیست فریاد بزند بر سر شیوخ نفتی، كسی نیست استخوان بکوبد بر سر مفتی های کذاب، تلویزیون معاویه سانسور می کند اخبار را!

عمروعاص طرح برده شورای شیوخ نفتی، که علی(ع) نقض کرده حقوق بشر را

بلال، ماذنه ای نمانده که اذان بگویی دیگر!

خائن الحرمین امر کرده است به آل صهیون، جز مسجد ضرار، خراب کنند همه را، تا اذان را به وقت واشنگتن بگویند و نماز را به سوی تلاویو!

سلمان، عرب جاهلی هنوز به دین ابوسفیان هاست، هنوز در دعوای عرب است و عجم، هنوز بعد ۱۴۰۰ سال باور ندارد که، ان اکرمکم عندالله اتقیکم

اما تو چرا ساکتی؟ مگر تو هم به درد عرب جاهلی دچاری؟ مگر تو هم به مکتب اسلام ایمان نیاوردی؟ نکند تو هم ناسیونالیست شده ای؟

تو را سلمان خوانده اند، نه روزبه! سلمانِ پیرو علی، ساکت نمی نشیند پیرو علی!

اما نه! باور نمی کنم! پیامبر گفت تو «منا اهل بیتی»! نهیبی بزن بر ما!

ایران هنوز فاطمیه نرسیده است، بحرین اما فاطمیه زودتر رسیده است گویا! چقدر کوچه دارد بحرین! چقدر در، سوخته این روزها! همه جا بیت الاحزان شده است!

اما آل ابلیس گفته: گریه ممنوع! عزاداری هم!

آنها حتی از گریه هم ترس دارند! پدرانشان هم از گریه فاطمه ترس داشتند در مدینه!

از گریه زینب در کوفه! از گریه رقیه در شام!

کوچه فاطمیه به میدان عاشورا می رسد! نکند دیر به کربلا برسیم!

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 0:15 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
بسیار بودند زنانی که در هشت سال دفاع مقدس مردانه در کارزار جنگ حضور داشتند و نشان دادند اگر پای دفاع از اسلام در میان باشد عزیزترین کس خود را در راه جهاد فی سبیل الله به قربانگاه می فرستند.
چند ماه پیش مشرق این سعادت را داشت تا مصاحبه ای داشته باشد با بانو صغری پایین شهری که تنها فرزند ذکور خود، شهید محمد منصوری را در حالی که نوجوانی بیش نبود به جبهه های نبرد حق علیه باطل فرستاده بود.
مادری که می دانست با از دست دادن فرزندش نه تنها عزیزترین کس خود را از دست می دهد بلکه مورد خشم همسرش نیز قرار خواهد گرفت اما هر بار، خود ساک محمد را می بست و با نواهای عاشقانه اش تنها فرزند خود را راهی میدان رزم می کرد.
آنچا خواهید خواند دست نوشته خانم پایین شهری است که بعد از شهادت فرزندش می دانست رنج های زیادی چشم انتظارش خواهد بود ولی با نوشتن چنین نامه ای دل پسرش محمد را در جبهه برای شهادت آماده تر می کرد.
 

[ شنبه بیست و هفتم فروردین 1390 ] [ 21:50 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

آثار سبک شمردن نماز


 






 
روزی فاطمه زهرا ، صدیقه کبری(سلام لله علیها) از پدر گرامی خویش سوال کرد: پدرجان مردان و زنانی که نماز خود را سبک می شمارند چه عذاب و عقوبتی دارند؟ رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: دخترم! هر زن و مرد مسلمانی که نماز خود را سبک و کوچک بشمارد، خداوند او را به پانزده بلا گرفتار می کند: شش بلا در دنیا، سه بلا هنگام مرگ، سه بلا در عالم قبر و سه بلای دیگر هنگامی که روز قیامت از قبر برانگیخته می شود.

امّا آن شش بلا که در دنیا به او می رسد:
 

اوّل: خداوند برکت را از عمرش برمی دارد و عمرش کوتاه می شود.
دوّم: خداوند برکت را از روزی اش برمی دارد و رزق و روزیش کم می گردد.
سوّم: خداوند نشانه بنگان صالح و شایسته را از صورت او پاک می کند و نور ایمان را از چهره او می برد.
چهارم: هر طاعتی که به جا آورد، بهره ای از آن نمی برد.
پنجم: دعایش مستجاب نمی شود.
ششم: بهره ای از دعای مردان و زنان صالح و شایسته نمی برد و مشمول دعای نیکان نمی شود.

امّا آن سه بلا که هنگام مرگ به او می رسد:
 

اوّل: با ذلّت و خواری از دنیا می رود.
دوّم: گرسنه می میرد.
سوّم: تشنه از دنیا می رود تا جایی که اگر از تمامی نهرهای دنیا به او آب داده شود، عطش و تشنگی او فرو نمی نشیند و عطشان می میرد.

و آن سه بلا که در عالم قبر به او می رسد:
 

اوّل: خداوند ملکی را بر او می گمارد که در قبر او را(به وسیله قهرو غضب و پریشانی و اضطراب) از جای خود برکند.
دوّم: گور بر او تنگ می شود و فشار قبرش زیاد می گردد.
سوّم: قبرش مملوّ از ظلمت و تاریکی می گردد.

و آن سه بلایی که در قیامت به او می رسد:
 

اوّل: خداوند فرشته ای را مأمور می کند تا او را در حالی که همه نظاره گرش هستند با صورت روی زمین بکشاند.
دوّم: به سختی از او حساب می کشند و به اعمالش رسیدگی می کنند.
سوّم: خداوند با نظر رحمت به او توجّه نمی فرماید و برای او عذاب و عقابی دردناک قرار خواهد داد.
منبع:مستدرک الوسائل،ج1،ص171

[ شنبه بیست و هفتم فروردین 1390 ] [ 21:47 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
فیض عقل


فيض عقل
شخصيت ديني و علمي فيض و نظريه هاي ضد و نقيض درباره او درباره فيض، نظريه هايي گوناگون ابراز شده است. برخي چون علامه مجلسي، سيد نعمه الله جزائري و ميرزامحمد باقر موسوي خوانساري وي را بسيار ستوده و برخي ديگر تا حد تكفير بر او تاخته اند.
افکار و آثار ملامحسن فیض کاشانی
ملا محسن فیض کاشانی در طول 65 سال تحقیق و مطالعه، نزدیک به دویست کتاب و رساله نفیس در علوم و متون مختلف نگاشت. آثار او گنجینه ایست که کتابخانه ادب فارسی و علوم اسلامی را تا حد قابل توجهی بارور کرده است و بنا به قول محدث جزایری و صاحب قصص العلما، آثار فیض
علمدار فقاهت و پرچمدار حديث
محمد مشهور به ملا محسن و ملقب به فيض در چهاردهم ماه صفر سال 1007 ق. در يكي از معروف‌ترين خاندان علم، عرفان و ادب، كه سابقه درخشان آنان به حدود چهار قرن مي‌رسد در كاشان به دنيا آمد. پدرش رضي الدين شاه مرتضي (950 - 1009 ق ) فقيه، متكلم، مفسر و اديب در كاشان
فیض كاشانی
محمد مشهور به ملامحسن و ملقب به فیض در چهاردهم ماه صفر سال 1007 ه. ق در یكی از معروف ترین خاندان های علم، عرفان و ادب، كه سابقه درخشان آنان به حدود چهار قرن می رسد دركاشان به دنیا آمد.
زندگی فیض کاشانی
فیلسوف الهی وفقیه نامی ملا محسن فیض كاشانی در شمار اعاظم فقها، حكما، مفسران، مصنفان و صاحبنظران اسلامی است. وی در همان عصر خویش چنین بوده و همه او را فقیهی نامدار وحكیم برجسته و محدثی پركار و مفسری صاحب نظر می‌دانسته، و از لحاظ ملكات نفسانی و خصال
اصول خودسازی به بیان فیض کاشانی
محافظت بر صلوات خمس (نمازهای یومیه): گزاردن آن در اول وقت به جماعت و سنن و آداب؛ پس اگر بی‏علتی و عذری از اول وقت تأخیر کند، یا به جماعت حاضر نشود، یا سنتی از سُنن، یا ادبی از آداب آن را فرو گذارد از سلوک راه بیرون رفته و با سایر عوام که در بیابان جهالت و ضلالت سرگردان می‏چرند
مردی که " شوق مهدی " را سرود
کتاب شوق مهدی حاوی اشعاری پرشور از دانشمند عالی مقام و فقیه و محدث نامی، ملا محسن فیض کاشانی درباره حضرت ولی عصر(ع) است. ملا محسن فیض کاشانی از حکما و فیلسوفان و محدثین و عرفای نامدار دوره صفوی و از دانشمندان بزرگ شیعه است ملا محسن شاگرد ملاصدرای
فیض و شعر
حكیم نامی و فقیهی محدث و مفسری بزرگوار است، نه شاعر و ادیب. او مجتهد شرع و رئیس دینی مسلمانان و مرجع خاص وعام بوده است. مردم نیز با این دید به وی می نگریسته اند. اشعار فیض حكمت محض است، شعر نیست، كی لایق طریقه او شعر گفتن است.
فیض و صوفیه
برخی از دانشمندان، فیض را صوفی مشرب قلمداد كرده، و مورد انتقاد قرار داده اند. مولف ” روضات الجنات“ معتقد است كه بدون تردید این نسبت به فیض ناروا و بی اساس است و می گوید: فیض دركتاب ” كلمات طریفه“ كه بمراتب ا ز” مقامات حریری“‌ بهتر است، تا چه رسد به سایر كتب
گفتگویی درباره ی فیض
آنچه پیش رو دارید متن مصاحبه ی روزنامه همشهری با دکتر دینانی است که درباره زندگی و آثار و تفکرات فیض بحث می کند . سوار بر سفینه نجات ملامحسن كاشانی، معروف به فیض- لقبی كه ملاصدرا استاد و پدر زنش بر وی
ملا محسن فیض کاشانی
پدرش رضی الدین شاه مرتضی فقیه، متكلم، مفسر و ادیب در كاشان حوزه تدریس داشته و از شاگردان ملا فتح الله كاشانی و ضیاء الدین محمد رازی بود و مادر او بانویی عالم و شاعر، دخترضیاء العرفا رازی" از علمای بزرگ شهر ری" بوده است. خاندان او عموماً از علماء و دانشمندان صاحب نام و ذیشرف کاشان
دو غزل از فيض كاشانى
ألا يا أيّها المهدى، مدامَ الوصل ناوِلها كه در دوران هجرانت بسى افتاد مشكل‏ها صبا از نكهت كويت نسيمى سوى ما آورد زسوز شعله ى شوقت چه تاب افتاد در دل‏ها

[ شنبه بیست و هفتم فروردین 1390 ] [ 19:11 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
نستوه و پایدار


کاغذ دیواری
       
روز ارتش و نیروی زمینی
رژیم ستمشاهی، در واقع حکومتی نظامی بود که در آن، نیروی مسلح همه کاره مملکت به شمار می‏آمدند. سران مملکتی نیز معمولا از بین امیران ارتش انتخاب می‏شدند و خود شاه نیز بالاترین مقام نظامی مملکت را برعهده داشت. مستشاران نظامی، سلطه کاملی بر ارتش داشتند و بدون وجود آنها هیچ کاری انجام نمی‏شد.
تاریخچه ارتش ایران از بدو پیدایش
جنگ واژه ای است که از پیدایش بشر و پیش از تاریخ تعریف داشته و با افزایش جمعیت روی زمین شکل جدی تری به خود گرفت. انسان های نخستین برای حفظ حیات خود و سیر کردن شکم و رفع دیگر نیازهای اولیه مجبور به جنگ و درگیری با یکدیگر بوده اند.
تاريخچه نيروي زميني ارتش
به طور كلي بررسي تاريخچه تشكيل نيروي زميني در ايران را مي‌توان از زمان شروع تاريخ مدون آن يعني دوره مادها مورد بررسي قرار داد كه افراد اين نيرو به دو دسته سواره نظام و پياده نظام تقسيم مي‌شدند. سپس با تشكيل حكومت هخامنشيان توسط كوروش هخامنشي، اين نيروها تحت فرماندهي يك نفر درآمده
نقش برجسته ارتش در دفاع مقدس
با پیروزی انقلا‌ب اسلا‌می در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و استقرار نظام مقدس جمهوری اسلا‌می در ایران دشمنان اسلا‌م که شاهد طلوع و حیات دوباره آفتاب درخشان اسلا‌م در دهه‌های پایانی قرن حاضر بودند، درصددبرآمدند تا ابتدا با کنترل و هدایت جریانات سیاسی و نفوذ بر آنها این انقلا‌ب الهی را به انحراف بکشانند.
نقش نيروي زميني ارتش درجنگ تحميلي
استكبار جهاني پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به شيوه هاي گوناگون كوشش مي كرد بر پيكر نوپاي انقلاب ضربه بزند، چرا كه اين انقلاب موجب شده بود منافع بسياري از ابر قدرت ها در ايران بطور جدي آسيب ببيند و آنها درپي دستيابي مجدد به منافع از دست رفته ترفندهاي مختلفي را آغاز كردند.
توانمندي هاي ارتش جمهوري اسلامي ايران
بيست و نه فروردين مصادف با سالروز ارتش جمهوري اسلامي ايران و بزرگداشت حماسه آفريني هاي دلاورمردان نيروي زميني ارتش است. همزمان با به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي، ارتش كه پيكره اصلي آن را جوانان برومند خانواده هاي مسلمان و اغلب مستضعف ايراني تشكيل مي داد به نداي رهبر
درجه های نظامی ایران
درجه های نظامی ایران
ارتش حماسه از نگاه فرمانده نیروی زمینی
به‌دنبال به‌ثمر نشستن بزرگ‌ترين انقلاب مردمي قرن و پيوستن ارتش به صفوف متحد مردم و با وجود انقلابي بودن بدنه آن، متأسفانه در اولين روزهاي پس از پيروزي انقلاب از سوي عناصر ضدانقلاب داخلي، شعار انحلال ارتش و ايجاد ارتش بي‌طبقه توحيدي زمزمه مي‌شد كه در چنين شرايطي رهبر
نقش ارتش در پيروزي انقلاب اسلامي
با گذشته قريب به سه دهه از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران هنوز هم ياد شيرين حماسه سازان دوران انقلاب در خاطره بود درست در زماني كه رژيم نيازمند وفاداري و اداي دين اين نيروي عظيم بود به طور غير منتظره‌اي به او پشت كرده و با شركت در حماسه بزرگ انقلاب اسلامي ايران حماسه‌اي نو پديد آورد
تولد دوباره ارتش
طلوع خورشيد انقلاب اسلامي آغاز حرکتي بود که ريشه در قرن هاي متمادي فرياد آزاديخواهي مسلمانان داشت. در اين راه پرفراز و نشيب ، چه جان ها که جان به جان آفرين تسليم نشد و چه خون ها که به در و ديوار زندان ها پاشيده نشد اما نداي حق طلبي اسلام هرگز در گلوي مسلمانان

[ شنبه بیست و هفتم فروردین 1390 ] [ 19:10 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

فرمايشات حضرت امام خمينى (س) در ارتباط با سينما، تئاتر، تلويزيون، موسيقى و . . .

بايد كسانى كه فيلمسازند، بايد معلوم بشود كه اينها چكاره اند. چه جورى بوده اند، وضع روحى شان، وضع زندگى شان، وضع معاشرتشان، قبلا چه جورى بوده است آيا تحول حاصل شده برايش، تحول روحى، يا اينكه باز همان ته مانده سفره شان هست و قلبهاى شان. گاهى وقتها فيلم را خوب، بسياريها متوجه نمى‏شوند چى است، لكن محتوايش روى هم رفته انسان يك وقت مى‏بيند كه يا طرف چپ است‏يا طرف راست است‏يا رو به فساد است. (16/5/61)

راديو و تلويزيون از تمام رسانه هايى كه هست‏حساستر است. راديو و تلويزيون مى‏تواند يك مملكت را اصلاح كند و مى‏تواند به فساد بكشد. تبليغات راديو و تلويزيون مى‏تواند از راه سمع مردم را با تربيت كند يا منهدم كند.

(در ديدار با جمعى از كاركنان صدا و سيما - 28/4/58)

بايد فيلمهايى كه در تلويزيون هست، فيلمهاى آموزنده باشد. فيلمهايى باشد ولو از خود ايران درست كنند، آموزنده باشد يا فيلمهايى كه از خارج مى‏آيد درست تفتيش شود كه ممكن است آنها با شيطنت فيلمهايى را بفرستند كه بخواهند فاسد كنند جوانان ما را.

(در ديدار با شوراى سرپرستى وقت صدا و سيما 25/2/59)

فيلمى كه شما نشان مى‏دهيد اگر فيلم سازنده باشد در سراسر كشور سازندگى دارد و اگر يك فيلم خداى نخواسته انحرافى باشد در سرتاسر كشور نقش دارد. كارشناس مى‏خواهد اين فيلمها، فيلمها ممكن است‏يك نتايجى بدهد كه نتايج را اشخاص عادى نتوانند درست‏بفهمند، كارشناسها درش فكر كنند، تامل كنند تا اينكه يك فيلم صحيحى باشد كه مناسب با جمهورى اسلامى و با مصالح اسلام، با مصالح كشور خودتان. (27/12/60)

اينجور سرودهايى كه مهيج است و سرودهايى كه مفيد است اشكال ندارد. از جمله سرودى كه درباره آقاى مطهرى ساخته شده است اشكالى ندارد. (25/3/59)

[ شنبه بیست و هفتم فروردین 1390 ] [ 0:47 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
[ شنبه بیست و هفتم فروردین 1390 ] [ 0:27 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
ثامن الائمه
ثامن الائمه
رمز : نصرمن الله و فتح القریب
تعداد شهيد : 52 نفر
تعداد تصوير : 2

حضرت مهدی (عج)
رمز : *
تعداد شهيد : 0 نفر

 بیت المقدس
بیت المقدس
رمز : یا علی ابن ابی طالب
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 1
والفجر هشت
والفجر هشت
رمز : یا فاطمة الزهراء(س)
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 1
والفجر مقدماتی
والفجر مقدماتی
رمز : یا الله‌ - یا الله‌ - یا الله‌
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 1
 طریق القدس
طریق القدس
رمز : یا حسین (ع)
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 1
پل نادری
پل نادری
رمز : *
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 1
سوسنگرد
سوسنگرد
رمز : {{{رمز}}}
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 1
نصر
نصر
رمز : *
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 1
ضربت ذوالفقار
ضربت ذوالفقار
رمز : یا الله
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 1
توکل
توکل
رمز : *
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 1

بازی دراز
رمز : ؟
تعداد شهيد : 0 نفر

امام علی (عليه السلام)
امام علی (عليه السلام)
رمز : ؟
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 1
فرمانده کل قوا
فرمانده کل قوا
رمز : ؟
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 1
رجایی و باهنر
رجایی و باهنر
رمز : ?
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 1
مطلع الفجر
مطلع الفجر
رمز : یا مهدی ادركنی (عج)
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 1
محمد رسول الله
محمد رسول الله
رمز : االه‌الا‌الله، محمد رسول الله
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 1
فتح المبین
فتح المبین
رمز : یا زهرا (س)
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 1
 رمضان
رمضان
رمز : یا صاحب الزمان
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 1
محرم
محرم
رمز : « لاحول ولاقوه الا بالله، یا زینب علیها سلام»
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 2
خیبر
خیبر
رمز : یا رسول الله
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 8
عاشورا
عاشورا
رمز : جبهه غرب، موقعیت : جنوب سومار
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 7
قادر
قادر
رمز : یا صاحب الزمان (عج)
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 1
 کربلای ۱
کربلای ۱
رمز : یا ابوالفضل العباس (ع) ادرکنی
تعداد شهيد : 0 نفر
تعداد تصوير : 3

والفجر9
رمز : ياالله، ياالله، ياالله
تعداد شهيد : 0 نفر


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ] [ 17:39 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
اینترنت بستری برای جنگ نرم


عاطفه امینی

از همان زمان که دگرگونی های نرم به مرحله اجرا رسید تعاریف گوناگونی از ماهیت آن ارایه گردیده است. اجرای برنامه های حساب شده مسالمت آمیز به منظور تغییر سیستم سیاسی یک کشور و یا ایجاد تغییر و تحول مورد نظر بر حاکمان و مردم در جوامع مدنظر، از تعاریفی است که به شاخصه ها و اهداف اصلی جنگ نرم اشاره دارند.برای تبیین نقش رسانه ها و به خصوص فضای سایبر و مجازی در جنگ نرم، از منظری متفاوت و البته با بهره گیری از متون و تئوری های موجود، موضوع را مورد کنکاش قرار می دهیم.اگر ایجاد دگرگونی در جوامع با تکیه بر تغییر دیدگاه ها و نگرش های حاکمان و مردم بحث اصلی جنگ نرم باشد؛ در آن صورت این جنگ، مدلی نوین از فعل و انفعال های این دولت ها برای سلطه، بر کشورهای مختلف را نمایش می دهد.

نگاهی به تاثیر اینترنت در جنگ نرم

جنگ یا براندازی نرم، از مفاهیمی است که تقریبا از اواخر دهه ی ۷۰ میلادی و اوایل دهه ۸۰ میلادی، مورد توجه مراکز اطلاعاتی – امنیتی در غرب قرار گرفت و از اوایل دهه ی ۹۰ میلادی وارد فاز عملیاتی گردید و تغییرهای مورد نظر را در تعدادی از کشورهای هدف (به ویژه کشورهای بلوک شرق)، ایجاد نمود.

جنگ نرم، فضای مجازی

جنگ نرم، فضای مجازی

از همان زمان که دگرگونی های نرم به مرحله اجرا رسید تعاریف گوناگونی از ماهیت آن ارایه گردیده است. اجرای برنامه های حساب شده مسالمت آمیز به منظور تغییر سیستم سیاسی یک کشور و یا ایجاد تغییر و تحول مورد نظر بر حاکمان و مردم در جوامع مدنظر، از تعاریفی است که به شاخصه ها و اهداف اصلی جنگ نرم اشاره دارند.

برای تبیین نقش رسانه ها و به خصوص فضای سایبر و مجازی در جنگ نرم، از منظری متفاوت و البته با بهره گیری از متون و تئوری های موجود، موضوع را مورد کنکاش قرار می دهیم.

اگر ایجاد دگرگونی در جوامع با تکیه بر تغییر دیدگاه ها و نگرش های حاکمان و مردم بحث اصلی جنگ نرم باشد؛ در آن صورت این جنگ، مدلی نوین از فعل و انفعال های این دولت ها برای سلطه، بر کشورهای مختلف را نمایش می دهد.

چرا که سلطه و استیلا با تعاریفی از قدرت، بسط و توسعه یافته که قدرت را توانایی تمرکز، تنظیم و یا هدایت رفتار می دانست.

دقیقا با این تعاریف از قدرت است که قدرت نرم جایگاه ویژه ای در تئوری های سلطه می یابد. قدرتی که تمام توان و ظرفیت خود را متمرکز بر قانع کردن دیگران می سازد تا رفتار آنها را به گونه ای مورد نظر تنظیم و هدایت نماید.

بنابراین رساترین تعریف برای جنگ نرم، هدایت افکار به سمتی است که جوامع به گونه ای بیندیشند که سردمداران سلطه گر می خواهند و از همین نقطه است که عملیات روانی با تکیه بر نقش بی بدیل رسانه ها آغاز می شود. از سوی دیگر در تخصیص و تحدید جنگ نرم ابعاد مختلفی مانند ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و فرهنگی برای آن مطرح می شود.

رسانه ها می توانند

این ابعاد گرچه به صورت فردی و تنها در اهداف کوتاه مدت و کارکردهای عینی متفاوت اند؛ اما همه آنها در شیوه ها و ابزارها بر نقش رسانه ها و تبلیغات متمرکز هستند. به ویژه بعد فکری و فرهنگی که اساسا شاخصه ی جنگ نرم است، بدون در نظر گرفتن نقش رسانه ها، قابل درک نیست. بنابراین جنگ نرم، جنگ برای سلطه است و سلطه زمانی در دسترس است که سلطه گران بتوانند بر افکار عمومی استیلا یابند و همین امر همکاری رسانه ای را نیاز شدید و اصلی جنگ نرم می سازد.

مولفه ها و شاخصه های منحصر به فرد این درگیری، فقط به کمک و یاری رسانه ها به سرانجام می رسد. همه رسانه ها از جمله دیداری و شنیداری، کتبی و شفاهی به دلیل کارکردهای خاص روانی و تبلیغی در مجموعه ابزارها و شیوه های جنگ نرم کاربرد ویژی ه ای می یابند و چنان که نمی توان از نقش امواج رادیویی و ماهواره ای در دوران جنگ سرد و مراحل ابتدایی جهان تک قطبی غفلت نمود.

ما در این نوشته به خصوص تبیین ظرفیت های فضای مجازی و سایبری در جنگ نرم را دنبال خواهیم کرد؛ گرچه گستره این بحث نیز مستلزم بحث مفصلی است.

برای بحث در چرایی و چگونگی کاربرد روزافزون فضای سایبر در جنگ نرم لازم است به تعریف و تشریح مختصات این محیط پرداخته شود تا از محتوای بحث، الگوی عمل براندازی نرم با مختصات و شرایط خاص فکری و فرهنگی به دست آید.

ابعادی متفاوت

جنگ نرم به دلیل ماهیت خود و عدم نیاز به ابزارهای فیزیکی به دنبال آن است که در مسافت های دورتری از مراکز طراحی کننده به اجرا درآید. جهانی و فرامرزی بودن فضای سایبر امکان های مورد نیاز را به آسانی در اختیار طراحان جنگ نرم قرار می دهد و با فراهم شدن بسترهای فکری-فرهنگی، اهداف مورد نظر، از سوی جریان های درون جامعه هدف دنبال می شود.

میسر بودن ارتباط دوطرفه نیز ابزارهای عملیاتی را در خدمت طراحان و رهبران مراکز مورد نظر درمی آورد و در موقعیت های حساس که امکان حضور و هدایت مستقیم میدانی حوادث از براندازان سلب می شود؛ عناصر حاضر در صحنه نقش رسانه های عملیات را بازی می کنند. “ما همه رسانه ایم؛ شعاری است که دقیقا برگرفته از این الگو در حوادث اخیر مدام طرح می شد.”

از سوی دیگر جنگ نرم به عناصر و سربازان میدانی نیاز دارد که از جنس مخاطبان جامعه هدف باشند. این عناصر باید برای خود یک هویت خاص قایل باشند تا بتوانند هدایت روند درگیری را بر عهده گیرند و در شرایط کنونی امکان دسترسی به فضای مجازی به دلیل دراختیار گذاشتن لحظه ای حجم وسیعی از اخبار، اطلاعات و تسهیل ارتباط چنین هویت کاذبی را به راحتی در میان بخشی از صحنه گردانان حوادث ایجاد می نماید.

مباحث مورد نظر نشان دهنده ظرفیت بالا و استثنایی فضای مجازی برای هدایت جنگ نرم است. به ویژه نبود بسیاری از قیود و محدودیت ها که برای سایر اقسام رسانه ای وجود دارد، در محیط مجازی گستره فعالیت در این فضا را برای اهداف و انگیزه های امنیتی و سیاسی افزایش می دهد.

این مجموعه شرایط است که امروزه هوس بهره گیری از این فضا را برای غلبه بر دیگر ملت ها در میان مراکز قدرت جهانی ایجاد می نماید. حوادث چندماه اخیر ایران را باید یک میدان آزمون برای کاربرد فضای مجازی در عملیات روانی و جنگ نرم دانست.

فضای جدید

فضای سایبر، محیط الکترونیکی واقعی است که ارتباط انسانی را به شیوه ای سریع، فراجغرافیایی و با ابزارهای خاص مستقیم و زنده میسر می سازد. به عبارتی، تئوری پیوند (ادغام) مکان در زمان، یا تبدیل جهان جغرافیایی به دهکده جهانی، به صورت واقعی با رشد و گسترش فضای مجازی اتفاق افتاد. این فضا و محیط که بسیاری از ویژگی های دوران فلسفی پساندرن را درخود دارد، موقعیت ها و شاخصه های بالقوه ای است که وجه جداسازی آن با سایر ابزارهای رسانه ای و اطلاع رسانی است.

۱- جهانی و فرامرزی بودن: ویژگی منحصر به فردی که فضای سایبر را از دیگر رسانه ها جدا می سازد، همین برد جهانی است. این جهانی بودن با ارسال گستره امواج ماهواره ای از یک نقطه خاص به سراسر جهان متفاوت است. علاوه بر محدودیت های خاص امواج ماهواره ای در مناطق مختلف و مشکلات فنی و محیطی آن، برنامه های ماهواره ای در یک نقطه مخصوص تولید و سپس انتشار می یابد. در حالی که در محیط مجازی اینترنت، امکان تولید جهانی فراهم است.

۲- ویژگی فوق تصور دیگر در فضای مجازی: امکان ارتباط دوطرفه به صورت سهل و آسان است. به عبارتی در این محیط امکان های خاصی ارتباط سریع و آسان کاربران، سرورها و مدیریت کنندگان را امکان پذیر می سازد این ویژگی نیز در انواع دیگر رسانه ها با محدودیت ها و مشکلات خاصی روبه روست.

۳- جذابیت و تنوع، ویژگی دیگر فضای مجازی است: ضمن اینکه امکان بهره برداری از همه جذابیت های خاص رسانه ای مانند : فیلم، عکس و …همان طور که ذکر شد مشتری مداری محض در تنوع و جذابیت این محیط تاثیر به سزایی دارد. شاخصه های دیگری نیز این محیط را برای بهره گیری در عرصه جنگ نرم مهیا می نماید.

۴- مخاطب خاص و تاثیرگذار: همین مساله باعث شده که اینترنت و فضای مجازی نوعی مرجعیت فکری-سیاسی را برای کاربران ایجاد نماید. گرچه می توان ادعا کرد این امر در جوامعی با فراگیری کاربران، موضوعیت خود را تا حدودی از دست داده است. اما حداقل در ایران هم چنان به عنوان یک نقش برای فعالین این عرصه تعریف می شود.

۵- مساله دیگر امکان عبور و عدم تقید به بخش مهمی از قوانین و محدودیت های رایج در سایر رسانه ها است: این امر به ویژه در محیط های غیررسمی بیشتر رایج است. به عنوان مثال وبلاگ ها با گستردگی میلیونی خود توانسته اند مخاطبانی فراگیر جذب کنند که به طور معمول مقید به قوانین خاصی نیستند و چه بسا وبلاگی با مخاطبانی به مراتب بیشتر از یک وب سایت و خبرگزاری رسمی، با دستی باز همه خطوط قرمز یک جامعه را زیر پا بگذارد و بتواند از سد فیلترینگ و محدودیت های فنی هم رها شود.

یا می توان به کامنت ها و نظرهای کاربران به عنوان یک بخش جذاب اشاره کرد؛ که می تواند از قواعد رویه های موجود استثناء شود. همه این ویژگی ها، امکان بهره برداری از فضای رسانه ای در عرصه جنگ نرم را آسان می کند.

از آنجا که اقناع مخاطب و موج سواری بر اساس خواست های افکار عمومی در میان جوامع متعارض، مهمترین شیوه پیشبرد جنگ های نرم است. شاخصه های ذکر شده در فضای سایبر، بسترها و ظرفیت های لازم را برای بهره برداری از این محیط در راستای هدف فراهم می سازد.

مشت نمونه خروار

رویکرد مسوولین و دولت های معاند (دشمن) با نظام اسلامی، به شفافیت بحث کمک می کند. به عنوان نمونه، در ایام نزدیک به ۱۶ آذر که قرار بود برخی از مخالفان با حضور در خیابان ها به مقابله و تعارض با نظام بپردازند؛ “نتانیاهو” نخست وزیر رژیم اشغالگر رسما به مقام های آمریکا توصه کرد که از ظرفیت وب سایت های اجتماعی با ارایه اطلاعات خاص برای هدایت آشوب های اخلی استفاده کند.

در مورد دیگری “هیلاری کلینتون” وزیر خارجه آمریکا از تلاش کشورش برای استفاده از ظرفیت فضای مجازی علیه ایران اشاره نمود. اشاراتی از این دست، از اهمیت این حوزه جهت فعالیت رسانه ای برای برخورد با نظام های معارض در ادبیات سیاسی آمریکا، پرده برمی دارد.

[ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ] [ 17:36 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
اولين وارد کننده تخم اين گياه به ايران در اوايل دوره قاجار انگليسی ها بودند که با همکاری عناصر خودفروخته اي در دربار قاجار، کشت اين گياه و نوشيدن دم کرده آن را در ايران رواج دادند. عکس العمل علماء و حکماي سليم النفس آن دوران در برابر اين حرکت پليد استعماري شديد بود. در يکی از نامه هایی که به دربار قاجار نوشته شده است آمده: «چرا می خواهيد گياهی را در ايران رواج دهيد که حتی الاغ ها از نزديک شدن به مزارع آن خودداری می کنند! چای مولد سودا در بدن و سودا مقدمه سرطان است!».
 
 
 
 مجید تجملیان
 
1-  بوته چای جزو معدود گياهانی است که به دليل وجود سموم فراوان در بافت آن، در طبيعت هيچ آفت جدی به جز انسان ندارد! مزارع اين گياه نياز به سمپاشی ندارند و هيچ چرنده، پرنده، حشره و ... به آن نزديک نمی شود. اگر در بين علوفه چهارپايان (هر نوع که باشند) حتی کمی برگ چای باشد، حيوان به محض جويدن آنها را از دهانش بيرون می ريزد!

2- در بسياری از مناطق کشاورزی، براي آن که احشام و ساير حيوانات به مزارع و کشتزارهای مختلف نزديک نشده و زراعت را خراب نکنند، اطراف آنها را بوته چای می کارند. حيوانات با مشاهده بوته چای به مزرعه نزديک نمی شوند!

3-   اولين وارد کننده تخم اين گياه به ايران در اوايل دوره قاجار انگليسی ها بودند که با همکاری عناصر خودفروخته اي در دربار قاجار، کشت اين گياه و نوشيدن دم کرده آن را در ايران رواج دادند. عکس العمل علماء و حکماي سليم النفس آن دوران در برابر اين حرکت پليد استعماري شديد بود. در يکی از نامه هایی که به دربار قاجار نوشته شده است آمده: «چرا می خواهيد گياهی را در ايران رواج دهيد که حتی الاغ ها از نزديک شدن به مزارع آن خودداری می کنند! چای مولد سودا در بدن و سودا مقدمه سرطان است!». واقعيت آن است که حکمای ايران زمين از چند هزار سال قبل با اين گياه آشنایی داشته و به خوبی می دانستند که اين گياه ارزش غذایی نداشته، بلکه مصرف غير دارویی آن مضر است.

4-   موادی که در اصطلاح علم شيمی ساختار مولکولی حلقوی دارند (مواد آروماتيک) سرطان زا هستند. «پلی فنول» يکی از مواد آروماتيک است که چای هم اين ماده را دارد. فنول چيست؟ فنول يک ماده دارای ترکيبات حلقوی است که بر روی پوست، کبد و سيستم گوارش اثرات نامطلوبی می گذارد. جالب اينجاست که قريب به اتفاق مواد معطر شيميایی که در کارخانجات به چاي اضافه می کنند هم جزء مواد آروماتيک و سرطان زا هستند! (گل بود به سبزه هم آراسته شد!!)

5-   مصرف چای (خصوصاً پس از غذا که سال هاست عادت بسياری از ايرانيان شده است) جلوي جذب آهن معدنی موجود در غذاها توسط بدن را می گيرد که در نتيجه منجر به بروز بيماری کم خونی مزمن در مصرف کنندگان می شود. چای دارای ترکيباتی به ‌نام تانن است که مزه‌ تلخ چای را ايجاد مي کند. تانن‌ها با آهن، ايجاد رسوب مي‌ نمايند و اين رسوب به دليل درشتی ملکول و سنگينی، غير قابل جذب توسط بدن است. لذا در صورتی که غذای مصرفی دارای آهن بوده و بلافاصله بعد از آن چای مصرف شود، از جذب آهن آن جلوگيری می کند. فراموش نکنيد که عارضه کم خونی خود باعث ده ها بيماری ديگر در بدن می شود.

6-   همان گونه که گفته شد چای دارای ماده اي است به نام تانن. اين ماده بسيار مدر است و به همين خاطر مايعات بدن را دفع کرده و پلاسما غليط می شود. آنزيم ها در پلاسمای غليظ نمی تواننند فعاليت کنند و به همين خاطر مواد زاید در بدن انبار شده و موجب بيماری های گوناگون مي شود. ضمناً تانن موجب فعاليت بيش از حد سلول های اپيتليال کليه شده و کليه را به مرور از کار می اندازد!

7-   گياه چای داراي ماده ای است به نام اگزاليک اسيد، که مسموم کننده بوده و اختلالات متابوليسمي ايجاد می کند. اين ماده در کليه رسوب کرده و سنگ های کليوی اگزاليک را موجب می شود.

8-    مصرف زياد چای دندان ها را لك دار و سياه می كند.

9-    چاي ترشح اسيد معده را تحريک مي كند و همچنين به دليل ماهيت اسيدی خود، در بروز زخم معده مؤثر است.

10-  در هر فنجان چاي بين 60 تا 75 ميلی گرم «کافئين» وجود دارد که LDL خون را افزايش مي دهد و عاملی می شود برای انفارکتوس های قلبی و مغزی، ولی البته آرام بخش است و در دراز مدت اعتياد ايجاد می کند!

11-  به دليل وجود مقدار زيادی از ماده کافئين در چای، براى عده اى باعث تحريك اعصاب و يا تپش قلب می شود. همچنين نوشيدن چاى پررنگ براى خانم ها احتمال ابتلا به سرطان سينه را افزايش مى دهد.

12- ماده آرام بخش ديگری در چای وجود دارد به نام «تئين» که محرک سيستم اعصاب سمپاتيک است و موجب افزايش ترشح آدرنالين می شود. تئين موجب کاهش مقدار منيزيم داخل سلول ها می شود. منيزيم ماده ای است که در سلول قرار دارد تا با انواع سرطان ها مبارزه کند و با نوشيدن چای اين ماده مفيد از بدن خارج می شود.

13- به نظر شما چرا اغلب افراد چای خور جدی، هنگامی که تصميم به ترک چای می گيرند با علایمی مشابه با علایم معتادان مواد مخدر در هنگام ترک مواد مذکور (همچون سردرد، بی خوابی، بی حوصلگی، آشفتگی روحی و ...) مواجه می شوند؟! آيا اين موضوع که ادعا شده است سال هاست توليد کنندگان چای در کشورهای خارجی براي حفظ مشتريان خود به چای مواد افزودنی مضر و اعتيادآوری اضافه می کنند قابل اعتنا نيست؟

14- چند نفر معتاد به مواد مخدر را می شناسيد که سيگاری نباشند؟ و چند نفر سيگاری را می شناسيد که چای خورهای قهاری نباشند؟! چای به دليل مواد افيونی طبيعی که در خود داشته و مواد شيميایی که در فرآيند توليد توسط بسياری از توليدکنندگان به آن اضافه می شود، مقدمه ای براي آمادگی بدن جهت پذيرش انواع اعتيادها به مواد مضر ديگر است.

15- اگر دقت کنيد قريب به اتفاق مواد سمی در طبيعت دارای طعم تلخ می باشند. شايد پروردگار مهربان با اين گونه خلقت خواسته است به موجودات هشدار دهد که چه موادی خوراکی نيستند و بايد از آنها پرهيز کنند. چاي يکی از تلخ ترين گياهان موجود در طبيعت است که البته با روش های مختلف سعی در کاهش اين تلخی و صد البته عادت دادن ذایقه مردم به آن دارند.

16- همه اين ها که گفته شد برای چای سبز که خشک شده سريع برگ سبز چای می باشد صادق است. چای سياه که دم کرده مضرتری از چای سبز است با انبار کردن برگ سبز چای در مکان های گرم، پوسيده شدن و تخمير اين برگ ها، تغيير رنگ آنها به قهوه ای و سياه (مشابه عملی که باغبانان در وسط باغ با بر روی هم تلنبار کردن برگهای درختان انجام می دهند تا پوسيده شده و تبديل به کود گردند)، سپس خشک کردن اين برگهای پوسيده بدست می آيد!

17- بدتر از چای سبز و چای سياه، چای هاي جديد طعم داری هستند که دارای اسانس های شيميایی مختلف بوده و تمامی مضرات دو نوع چای قبلی را دارند بعلاوه مضرات مواد شيميایی عطری و طعم دهنده های مصنوعی! (هرچه خوبان همه دارند تو يک جا داری!!)

18- يکی از موارد مرسوم در جامعه ما (خصوصا در مراسم، جشن ها، سمينارها و ...) مصرف بسياری از نوشيدنی ها در ليوان های يک بار مصرف پلاستيکی است. اين ظروف به خصوص در مجاورت با نوشيدنی های داغ به سرعت مواد فوق العاده سمی و خطرناک نفتی را آزاد می کنند. برای امتحان می توانيد در يکی از اين ليوان ها چای داغ بريزيد و چند دقيقه ای کنار بگذاريد تا سرد شود. خواهيد ديد که پرده ای از مواد نفتی روی آن می بندد!

19- در انواع چای هاي بسته ای (معروف به Teafix يا Lipton)، ضايعات/ته مانده های چای که قابل ارایه به شکل عادي نيستند در بسته های کاغذی که براي جلوگيری از وارفتن آنها در آب جوش، پروسه های شيميایی مختلفی روی آنها انجام شده و آغشته به انواع مواد مضر هستند قرار می گيرند. پاره ای از مواد شيميایی موجود در کاغذ مذکور در آب جوش حل شده و وارد بدن مصرف کننده می شوند!

20- ميدانيم که انصافاً دين اسلام کامل ترين دين است و حتي در مورد جزیی ترين موارد زندگي شخصی و اجتماعی دهها و صدها حديث و روايت در کتب ديني ما نقل شده است. حال با فرض اين که ادعاهای بوقهای تبليغاتی تبليغ کننده مصرف چای صحيح باشد و مصرف اين گياه باعث آن همه منافع ادعایی آنها باشد، آيا به نظر شما عجيب نيست با وجود آن که گياه چای از پنج هزار سال قبل شناخته شده بوده است حتي يک مورد هم از معصومين و بزرگان دينی درباره خواص چای و توصيه به مصرف آن مطلبی در هيچ کتاب معتبری به ما نرسيده است؟! برعکس، همان گونه در بالا هم اشاره شد، علما و حکماي هوشيار ما اولين اقشاری بودند که در مورد ورود چای به کشور عکس العمل منفی نشان داده و به مخالفت برخاستند.

21- ابو علي سينا (نابغه طب اسلامي) در طب سنتی از چای به عنوان ماده پست غذایی نام می برد و از آن فقط برای مصارف درمانی در شرايط خاص استفاده می كرده است.

22-ممکن است عليرغم خواندن موارد فوق به دليل تبليغات زيادی که در قالب مقالات و اخبار مختلف شبه علمی به خورد جامعه داده می شود، هنوز باور نکرده باشيد که مصرف اين نوشيدنی همه جا تا اين حد مضر است. بسياري می پرسند که اگر واقعاً چای مضر است پس چرا اين قدر در رسانه ها از آن تعريف شده و در همه جا مصرف می شود؟ پاسخ آن است که اولاً ما نفي نمی کنيم که چای فوايد اندکی نيز دارد، اما این فواید قابل مقايسه با مضرات فراوان آن نيستند. مانند شراب و قمار که خداوند متعال  در قرآن کريم در مورد آنها می فرمايد: «از تو در مورد شراب و قمار می پرسند، بگو در آنها منافعی هست، اما ضررهای آنها بسيار بيشتر است». ثانياً فراموش نکنيد که تجارت چای گردش مالی ميلياردی در سراسر جهان دارد. به نظر شما مافياها و کارتل های تجاری بزرگی که از اين راه منافع و سود سرشاری می برند به اين راحتي اجازه می دهند که حقايق برای مردم آشکار شوند؟! فراموش نکنيد که در اوايل قرن بيستم شرکت های سازنده سيگار و دخانيات به پاره ای از دانشمندان بی وجدان مخفيانه پول می دادند تا مقالات به ظاهر علمی در رد خطرات دخانيات و حتی طرح فوايد استفاده از آن نوشته و در مجلات معروف علمی آن زمان چاپ کنند. اسناد اين تبانی های بزرگ و کثيف در اواخر قرن بيستم منتشر شد، يعنی زمانی که همه ذينفعان ماجرا مرده بودند و مضرات بلای خانمانسوز دخانيات بر همه آشکار شده بود! دور از واقعیت نیست که گفته شود مشابه چنين اتفاقاتی در زمانه ما هم برای چای، موبايل، نوشابه، سوسيس، کالباس و ساير موارد مشابه رخ می دهد و اين ما هستيم که بايد عقلمان را قاضی کرده و سلامتی خود و اطرافيانمان را فدای مطامع مادی عده ای از خدا بی خبر نکنيم.

23- بعضي می پرسند اگر مصرف چای اين قدر مضر است چرا خداوند آن را آفريده است؟! پاسخ ساده است: خداوند حکيم هيچ موجودی را در عالم بدون دليل و حکمت خلق نکرده است، اما اين به معنی آن نيست که هرچه آفريده شده خوردنی و دارای ارزش غذایی است!! بوته چای يکي از بهترين گياهانی است که می تواند هوا را از انواع آلودگی ها پاک کرده و حجم زيادی اکسيژن توليد کند. دليل آن که هوای مزارع چای بسيار مطبوع است نيز همين واقعيت می باشد. در حقيقت بشر امروز اگر عاقلانه فکر کند بايد به جای خوردن برگهای چای، بوته آن را به عنوان يک تصفيه کننده عالی هوا در سرتاسر معابر شهرها بکارد. شايد يک دليل ديگر برای آن که مصرف خوراکی چای مضر است همين باشد که اين گياه سموم موجود در هوا را به خود جذب می کند! همچنين به دليل اين که گياه چای اسيدی است، ماده ضد عفوني کننده خوبی می باشد. لذا براي شستشوی چشم های عفونی و لثه های عفونی مفيد است. در طب سنتی برای درمان چشم عفونی شده نوزادان در عوض انواع و اقسام داروهای شيميایی و آنتی بيوتيک های دارای اثرات مضر جانبی فراوان، با استفاده از آب جوشانده چای چشم نوزاد را طی چند نوبت شستشو می دهند.

24-اگر می پرسيد که چه بايد کرد، عرض می کنم: اولاً اطلاع رساني وسيع در بين همه آنها که دوستشان داريم. ثانياً رواج ده ها دم کرده طبيعی خوش طعم، مفيد و باصرفه که جانشينان بسيار مطلوبی براي چای مضر هستند در سطح جامعه (براي شروع از خانه خود و نزديکانتان شروع کنيد). به عنوان مثال می توانيد به تناوب از جوشانده بادرنج بويه (گياه مورد علاقه زنبور عسل که جوشانده آن مورد استفاده حضرت اميرالمؤمنين علی عليه السلام نيز بوده است)، دم کرده برگ گياه به ليمو (گياهی با برگ های شبيه نعنا، با شربت به ليمو اشتباه نکنيد)، دم کرده ميوه نسترن، دم کرده گل گاوزبان، دم کرده بابونه، جوشانده تخم گشنيز (به صورت آسيا شده)، دم کرده پونه، دم کرده زنجبيل، دم کرده زيرفون، دم کرده برگ تيول و ... ده ها جوشانده و دم کرده طبيعی و مفيد ديگر که به تفصیل در بخش مقالات درج شده است، استفاده کنيد.
 
منبع: سینای سلامت

[ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ] [ 17:3 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
طبّ در تمام ادوار تاريخ زندگي بشر، با او همراه بوده است. همچنان‌كه درد و رنج جزيي از زندگي بشر است، پس او همواره به دنبال راه علاج گشته و مي‌گردد. در ايران، يونان، روم، آشور، كلده، مصر و تمامي جهان متمدّن قديم، مردم از طبّ اطّلاعاتي داشتند و كساني كه طبابت مي‌كردند، گاهي به صورت موبدان خدمت مي‌كردند و اين بقراط حكيم بود كه توانست طبّ را از اين شكل خرافاتي و معبدي بيرون آورد.
 
 
 
طبّ در تمام ادوار تاريخ زندگي بشر، با او همراه بوده است. همچنان‌كه درد و رنج جزيي از زندگي بشر است، پس او همواره به دنبال راه علاج گشته و مي‌گردد. در ايران، يونان، روم، آشور، كلده، مصر و تمامي جهان متمدّن قديم، مردم از طبّ اطّلاعاتي داشتند و كساني كه طبابت مي‌كردند، گاهي به صورت موبدان خدمت مي‌كردند و اين بقراط حكيم بود كه توانست طبّ را از اين شكل خرافاتي و معبدي بيرون آورد. او ثابت كرد كه مرگ و زندگي طبق قوانين منظّم جهان رخ مي‌دهد. او مسائل اجتماعي و وجداني خاصّي نيز براي طبيب معيّن نموده است كه گواه آن «سوگندنامة بقراط» است.

در كشور ما طبّ و طبابت ادوار مختلفي دارد كه مهم ترين آنها عبارتند از: 1. دوران هخامنشي، 2. دوران ساساني، 3. دوران اسلامي.


     1. دوران هخامنشي

اين دوره يكي از ادوار درخشنده و پرثمر طبّ ايران است و در ۲۵۰۰ سال پيش، اين علم داراي منزلت خاصّي بوده است زيرا در كتب مذهبي زرتشت نيز به خصوص از بهداشت، بسيار سخن گفته شده است. بنابراين از اين دوران پزشكان طبقه بندي شده‌اند كه مهم‌ترين آنها طبيب (پزشك)، جرّاح (كاردْ پزشك)، منتر پزشك و گياه پزشك يا پسيانز هستند كه در «اوستا» مي‌توان به يادداشت‌هايي در اين مورد دست يافت.


     2. دوران ساسانيان

انتقال اصل و ماية طبّ، از دوران هخامنشي به دوران ساساني بود، امّا بر اثر اختلافات مذهبي كه در امپراتوري روم شرقي بين امپراتوران با دانشمندان و پزشكان پيدا شد، دوران جديدي در تاريخ طبّ ايران و در نتيجه در طبّ اسلامي پديدار شد. ايران از همسايگان كشورهاي روم شرقي بود، بنابراين دانشمندان و پزشكان عالي رتبه از مرز‌ها به ايران مهاجرت كردند و به تعليم اين دانش اشتغال ورزيدند و به اين ترتيب بيمارستان و «مدرسة جندي شاپور» تأسيس شد. در دوران انوشيروان انقلاب بزرگي در علم طبّ ايران و جهان به وقوع پيوست كه همانا تأسيس «اوّلين كنگرة پزشكي» براي مناظره و مباحثة پزشكان در مورد فلسفه و طبّ بوده است.


     3. دوران اسلامي

واگذاري تمام ميراث ساسانيان علاوه بر ميراث بزرگ يونانيان به مسلمانان، پس از غلبة اعراب بر ايران و انقراض سلسلة ساسانيان و اشاعة زبان عربي بود. مثلاً در دوران عبّاسيان مركز علم پزشكي از «جندي شاپور» به «بغداد» انتقال يافت به اين ترتيب كم كم بغداد مركز علم و دانش پزشكي شد و جندي شاپور از رونق افتاد. خلاصه آنكه به بركت تعاليم اسلامي، مسلمانان به خدمات بزرگي در علم طبّ، ترجمه و تأليف متون پزشكي توفيق يافتند.در دوران اسلامي به خصوص در باب ترجمه، در اثر تشويق‌هاي افراد درجه اوّل اجتماع، باب جديدي بر مترجمان باز شد و آثار زيادي به صورت كتاب‌هاي طبّي، علمي، فلسفي، تاريخي و غيره از زبان يوناني به عربي ترجمه شد.

گروهي از مترجمان نيز در غرب كشورهاي مسلمان يعني مراكش، الجزاير، اسپانيا، تونس و...  به ادامة اين خدمت اشتغال داشته اند.گروه بزرگي از مؤلّفان بودند كه پس از مطالعة كامل ترجمة كتاب‌هاي يوناني، خود توانسته‌اند كتاب‌هايي را نوشته و حتّي به صورت نظم درآورند و از خادمان جهان پزشكي هستند. ولي پزشكان مشرق زمين قدم‌هاي بزرگ‌تري در راه پيشبرد علم طبّ برداشته‌اند. بيشترين سهم در طبّ اسلامي متعلّق به ايرانيان است. از بهترين شاگردان بقراط و جالينوس مي‌توان از پزشكان مسلمان نام برد كه با حفظ اخلاق پزشكي و ساير صفات نيك، بعدها كتب اساتيد را خود نقد و بررسي كردند.

آنها عقل سليم و تجربه را سرچشمة تحقيقات خود قرار دادند و بدين ترتيب استادان بزرگ و بي نظيري در آسمان علم و دانش چونان ستاره‌هايي پرفروغ درخشيدند. مانند:

محمّد بن زكرياي رازي كه يكصد و چند جلد كتاب و رساله در طبّ مانند «حاوي» و «المنصوري» و «مرشد» و «آبله و سرخك» تأليف نمود. شيخ ابوعلي سينا صاحب و مؤلّف كتاب «قانون» و «نبض» و امثال آنها؛ اسماعيل جرجاني صاحب كتاب «ذخيرة خوارزمشاهي»، «يادگار» و «اغراض»؛ ابن رشد قرطبي صاحب كتاب «كلّيات»، «سموم» و «شرح بر قانون»؛ عليّ بن عبّاس مجوسي ارجاني مؤلّف كتاب «كامل الصّناعه الطبّيه الملكي»؛ ابوالقاسم بن خلف الزهراوي مؤلّف كتاب «التصريف».

طيّ قرون سوم، چهارم، پنجم و ششم هجري قمري پزشكان ايراني توانستند برگ‌هاي زرّيني بر تاريخچة طبّ جهان اضافه كنند و تحوّلات و انقلاب‌هاي بزرگي را در طبّ ايجاد نمايند. از جمله محمّد زكرياي رازي، عبّاس مجوسي اهوازي، شيخ الرّئيس ابوعلي سينا و اسماعيل جرجاني.

اگر بخواهيم مروري بر دستاوردهاي تلاش‌هاي بي شائبة دانشمندان ايراني و ثمرات آن در جهان پزشكي داشته باشيم، مي‌توانيم بگوييم:

۱. بيرون آوردن علم طبّ از صورت نظري و متحوّل ساختن اين علم با ايجاد بستر مناسب براي عرضة طبّ عملي، گامي بسيار مثبت در راه توسعه و پيشبرد اين دانش بوده است؛

۲. ايجاد نظم و ترتيب در دانش طبّ پراكنده و
بي سر و سامان يوناني و افزودن اطّلاعاتي جديد در زمينة پزشكي و تكميل اطّلاعات قبلي آن؛

۳. با نظر بر وظايف و طبايع شرح داده شده براي اعضاي بدن، تأثير دارو و درمان را با توجّه به طبيعت داروها و شرايط اقليمي بيماران وارد علم پزشكي ساخته‌اند و توانستند تا قرن شانزدهم، هفدهم و نيمه‌هاي قرن هجدهم در علم پزشكي اروپا، تأثيرات حيرت انگيزي به جا بگذارند. حتّي عدة زيادي از پزشكان اروپايي (آلمان و اتريش) تحت تأثير افكار و تحقيقات پزشكان اسلامي قرار گرفتند و آنان را آرابيست (Arabistes) مي‌ناميدند كه تا اوايل قرن هفدهم ميلادي در اروپا از حاميان زيادي برخوردار بودند و افكارشان مورد توجّه بوده است.

كار آنها تحقيق و بررسي عيني روي نتايج به دست آمده از پژوهش‌هاي پزشكان اسلامي و بسط و ترويج افكار آنها بوده است كه گروه بزرگي از پزشكان را تشكيل مي‌داده اند. خود اين پزشكان گروه‌هاي فكري و مكتب‌هاي علمي در اروپا ايجاد كردند كه از آن شمار مي‌توان مكتب سالرن و پادوا در «ايتاليا» را نام برد كه تحت تأثير و نفوذ مستقيم دانشمندان علم طبّ اسلامي بوده اند. ترجمه‌هايي از آثار دانشمندان اسلامي نيز نشان دهندة نفوذ همه جانبة آثار آنها بر نام آوران عرصة علم طبّ در ديار فرنگ است. براي مثال مي‌توان از ترجمة كتاب «آبله و سرخك» رازي كه به زبان لاتين ترجمه شده و همچنين ترجمة «قانون» ابوعلي سينا ياد كرد كه هر يك حدود چهل تا پنجاه بار به زبان‌هاي زندة دنيا تجديد چاپ شده است.

علاوه بر آن ژراد دو كرمن فرانسوي از معروف‌ترين كساني است كه به ترجمة «قانون» شيخ و «حاوي» و «منصوري» زكرياي رازي و كتاب «تصريف» ابوالقاسم پرداخته است و از كساني كه اطّلاعات طبّ اسلامي ايران را به اروپا برده‌اند و همچون گنجينه‌اي از آن مراقبت كرده‌اند، مي‌توان از ژرد برد ورياك و آشوك ريموند نام برد.

     عصر تحوّل طبّ اسلامي ايران

اين مهم از زماني شروع مي‌شود كه كتاب «ذخيرة خوارزمشاهي» توسط سيّد اسماعيل جرجاني (متوفي سال ۵۳۱ ق.) تأليف مي‌شود. اين دانشمند والامقام ايراني جنبش عظيمي در نشر متون پزشكي در تمدّن اسلامي آن زمان ايجاد كرد و كتاب خود را به زبان فارسي به رشتة تحرير درآورد.

 كتاب «ذخيرة خوارزمشاهي» مشتمل بر ده جلد كتاب كوچك‌تر است، بدين شرح: كتاب اوّل: در شناختن حدّ و حدود طبّ، هدف آن وگنجينة بدن انسان از مواد، خلط‌ها، مزاج‌ها، طبيعت بدن‌ها، عادت‌ها و شرح هر يك از اعضاي بدن؛ كتاب دوم: در تشخيص بيماري از حالت‌هاي بدن انسان و انواع و درجه‌بندي بيماري‌ها و دلايل بروز آن و تشخيص و شناسايي نبض بيمار، تفسير و شناسايي حال بيمار مبتني بر موارد زائدي كه از تن بيرون يا خارج مي‌شود، مانند عرق و ادرار؛ كتاب سوم: در حفظ تندرستي و چگونگي انجام اين امر و شناخت نوشيدني‌ها، خوراكي‌ها، ميزان و چگونگي خواب و بيداري، حركت، سكون و بازشناسي انواع رايحه‌ها و عطردرماني (Aromatherapy)، تدابير و راه‌هاي به كارگيري روغن‌ها، مصرف مسْهِل و مليّن و موادّ تهوّع‌آور، چگونگي انجام فصد و حجامت، فوايد شادي و مضرّات غم و مسائل فرهنگي روانشناسي كه بسيار زيبا و دلنشين بيان شده است، تشخيص نشانه‌هاي بيماري و پرورش بچّه‌ها و نگهداري از پيران و مسافران از جمله مطالب بسيار شيوا، دقيق و مهمّي است كه از آن سخن به ميان آمده است.

كتاب چهارم: در تشخيص مرض و بيماري و راه‌هاي آن، كه بسيار ظريف و مدبّرانه بيان شده است؛ كتاب پنجم: علل و علامت و عوارض تب و چگونگي معالجة آن؛ كتاب ششم: در معالجة بيماري‌ها از فرق سر تا نوك پا؛ كتاب هفتم: در معالجة ورم‌ها، آماس‌ها، زخم‌ها و چگونگي شكافتن و داغ كردن آنها (جرّاحي) و معالجه كردن عضوي كه سياه شده و مي‌ميرد، چگونگي معالجة شكستگي و ضرب خوردگي؛ كتاب هشتم: در زمينة راه‌هاي حفظ بهداشت و آراستگي ظاهري؛ كتاب نهم: در زمينة چگونگي كاركرد و استفاده از زهرها و پادزهرهاي مهم در پزشكي؛ كتاب دهم: در تعب‌هايي كه به شكل‌هاي گوناگون پديدار مي‌گردند.
بد نيست بدانيم كه سه كتاب ديگر خوارزمشاهي نيز به زبان فارسي نوشته شده است كه عبارتند از: «يادگار»، «اغراض الطّبيه و مباحث العلائيه» و «خف علايي» يا «خفي علايي».

از جمله كتاب‌هايي كه در چنين دوراني تأليف شد، مي‌توان از كتاب «قانون» شيخ كه شامل پنج كتاب بدين ترتيب است، نام برد:

۱. كلّيات كه شامل چهار فن و چهار شيوه است؛۲.  ادوية مفرده (داروهايي گياهي)؛ ۳ . بيماري‌هاي اعضاي بدن از سر تا نوك پا كه شامل بيست و دو تكنيك است؛۴ . بيماري‌هاي تخصّصي كه به عضو خاصّي اختصاص ندارد؛ ۵ . داروهاي گياهي مركّب كه در بردارندة مقالات است.

يكي از مؤلّفان بزرگ كتاب‌هاي طبّي در تمدّن اسلامي، سيّد اسماعيل طبيب بوده است. از دوران حملة مغول و خسارات فراوان وارده بر ايران زمين تا دوران قاجار هيچ كتاب و رسالة پزشكي  ديگري نوشته نشده است. عنوان‌هاي ساير كتب كه در اين عصر تأليف شده‌اند، عبارتند از:

كتاب «تحفة حكيم مؤمن» اثر محمّد مؤمن بن ميرزا محمّد زمان تنكابني، كتاب «مالا يسمع الطّبيب» تأليف يوسف بن اسماعيل خويي شافعي معروف به ابن الكبير، «جامع المفردات الأدويه و الأغذيه» تأليف ابن ابيطار (ضياءالدّين عبدالله بن احمد مالقي اندلسي) از مسلمانان اهل اسپانيا، «تذكرة شيخ داوود انطاكي» نوشتة شيخ داوود بن انطاكي ملقّب به بينا، كتاب «حاوي» رازي و اختيار «شرح جالينوس بر بقراط»، «قرا با دين موجز», حواشي بر قانون ابن‌سينا، «رساله در فصد»، كتاب «معالجات بقراطي»، «حاوي كبير و صغير: كتاب حاوي به زبان ساده» تأليف محمّد بن زكرياي رازي، اين كتاب همچنين به زبان لاتين «Continent» نيز ترجمه شده است و كتاب «كوناش فاخره»: از نوشته‌هاي محمّد بن زكرياي رازي.

در ادامة معرّفي تاريخچة بزرگان و آثار طبّ سنّتي ايران زمين مي‌توان از نام ايلاقي (شرف الزّمان) كه از شاگردان مشهور بوعلي سينا در طبّ بود، نام برد. كتب «طبّ ايلاقي»، «فصول ايلاقي» و «فصول ايلاقيّه» يا «ايلاقيّـة الفصول» در كتابخانه‌ها و فهرست‌ها ديده مي‌شود و مورد اعتبار بوده است.

كتاب «كوناش فاخره» از نوشته‌هاي محمّد بن زكرياي رازي بوده است كه در زمان خود براي طالبان علم طبّ و دانشجويان اين رشته داراي ارزشي فراوان بوده است.

نام ديگري كه در دوران خلفاي عبّاسي بر سر زبان‌ها بوده، «يوسف ساهر» معروف به «يوسف القس» است. وي به علّت داشتن نوعي بيماري به «يوسف ساهر بيدار» مشهور گشته است. نوشته‌هاي او شامل دو فصل مجزّا مي‌شود: قسمت اوّل: بيست باب (فصل) در مورد اعضا و جوارح بدن انسان و قسمت دوم: حدود ۶ فصل كه در مورد وظايف اعضاي بدن به صورت نامرتب توضيح مي‌دهد.

در تاريخ طبّ همچنين به كلمه اي برمي خوريم كه به معناي خاندان پزشكي است كه در پيشبرد اهداف دانشگاه جندي شاپور سهم بسزايي داشته‌اند كه به آنها «بختشيوع» مي‌گفتند.

يكي از مورّخان بزرگ اروپايي در مورد خاندان پزشكي «بختشيوع» چنين مي‌نويسد: ۱. بختشيوع اوّل (بنيانگذار)؛ ۲. جرجيس طبيب (۷۶۱ م.)؛

۳. بختشيوع دوم (۸۰۱ م.)؛ ۴ . جبرائيل (۸۲۸ م.)؛ ۵. جرجيس دوم؛ ۶. بختشيوع سوم (۸۷۰ م.)؛
۷. عبيدالله؛ ۸. يحيي يا يوحنّا؛ ۹. جبرائيل (۱۰۰۶ م.)؛
1۰. بختشيوع چهارم (۹۴۵ م.).

جالينوس حكيم از پزشكان بزرگ و بي نظير يونان است كه دنباله رو تحقيقات بقراط است و علم طبّ بسيار مديون اوست. نوشته‌هاي او اغلب به زبان عربي ترجمه شده و مدّت‌ها به جهان پزشكي جسم و ذهن خدمت كرده است. در اين زمان حكّام هندي و يوناني از خود آثار بسيار ارزشمندي به جاي گذاشته‌اند، كه در جاي خود از آن ياد خواهد شد. در اين دوران مي‌توان از آثاري چون: «كتاب النّبض الكبير» ، «ستّـ[ عشر»، «كتاب النّفس» و «كتاب حيلـة البرء»... مي‌توان نام برد كه هر يك از اين كتب از طرف دانش پژوهان طبّ مورد استقبال و توجّه شاياني قرار گرفت و سال‌هاي سال منبع اطّلاعاتي براي اين گروه بوده است.

كتاب ديگري كه در اين زمينه مورد بررسي و توجّه قرار گرفته، كتاب «كامل الصّناعه» تأليف ابوالحسن مجوسي اهوازي است كه از پزشكان بزرگ و نامي مسلمان و حاذق و دانشمند بوده است.

وي در ساختن مراكز درماني معروف در زمان عضدالدّوله ديلمي خدماتي انجام داده است و كتاب او «كامل الصّناعـة» مبتني بر دو بخش مهم و عمده است: قسمت تئوري و قسمت پراكتيكال (عملي) كه داراي فصل‌ها و مقالات و بخش‌هاي كوچك‌تر است. قابل ذكر است كه اين كتاب در حدود سال ۱۵۰۰م. ترجمه و در حدود سال ۱۵۲۵م. در «فرانسه» چاپ شد و بسيار مورد استفادة پزشكان در دانشكده‌هاي پزشكي آن زمان قرار گرفت. اين كتاب در ايتاليا و فرانسه ترجمه شده است.

جالب توجّه است كه يك دورة كامل جرّاحي كه از زمان يونانيان شروع شده، در اين كتاب به رشتة تحرير درآمده و بسيار مورد استفادة جرّاحان اروپا قرار گرفته است.

منابع و مراجع غني در اين مورد، كتب: «اهوازي كيست» و «ملكي چيست»، مي‌باشند. همچنين «پندنامة اهوازي» كه در حدود سال ۱۳۲۶ در تهران چاپ شد. كتاب «تحفة حكيم مؤمن» نيز از كتب گرانمايه در زمينة طبّ قديم كه حدود ۳۰۰ سال است كه مورد تحقيق پزشكان علوم قديم قرارگرفته و قرار دارد. اين كتاب يكي از پرارزش ترين كتب طبّي در اسلام و ايران است كه در نوع خود كم نظير، كامل، پويا و مفيد است و به كليّة علاقه‌مندان توصيه مي‌شود، در صورت آشنايي با زبان عربي حتماً آن را مورد تحقيق و مطالعه قرار دهند. اين كتاب ارزشمند در زمينة درمان بيماري‌ها با داروهاي گياهي با منشأ طبيعي و معدني، حيواني و غيره است.


ماهنامه موعود شماره 111

پي‌نوشت:

٭ با تشكّر از استاد گرانمايه، دكتر محمود نجم آبادي.

[ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ] [ 17:2 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
عمل‌ وضو به‌ عنوان‌ يك‌ شيوه‌ قوي‌ پاكسازي‌ و انرژي‌گيري‌ قادر است‌ برروي‌ اين‌ كانال‌ها اثر گذارد. چنانچه‌ عمل‌ وضو نيز در ساعات‌ خاص‌ انجام‌ شودعلاوه‌ بر تأثيرات‌ ناشناخته‌، مي‌تواند بر روي‌ اندام‌هاي‌ مربوط‌ به‌ آن‌ ساعت‌ اثرگذارد. به‌ عنوان‌ مثال‌ بين‌ ساعات‌ 3 تا 5 عصر بيشترين‌ تأثير بر روي‌ كانال‌ مثانه‌است‌.
 
 
دکتر حسین روازاده
 
انرژي‌ دروني‌ بدن‌ انسان‌ طبق‌ قوانين‌ خاصي‌ در كانالهاي‌ انرژي‌ جريان‌ دارد.انتهاي‌ اين‌ كانال‌ها در بدن‌ به‌ يكديگر متصل‌ است‌ لذا مسير چرخه‌اي‌ را ايجادمي‌كنند. در طب‌ قديم‌ هند (آيورودا) و همچنين‌ طب‌ سنتي‌ چين‌، تطابقي‌ بين‌گردش‌ كره‌ زمين‌ و جريان‌ انرژي‌ در اين‌ مسيرها وجود دارد. بدين‌ صورت‌ كه‌همانگونه‌ كه‌ كره‌ زمين‌ در هر شبانه‌ روز يك‌ دور به‌ دور محور خود مي‌زند؛ انرژي‌دروني‌ بدن‌ نيز در طول‌ شبانه‌ روز، يك‌ دور مسير كامل‌ جريان‌ خود را در اين‌كانال‌ها طي‌ مي‌كند. نظم‌ خاصي‌ در رابطه‌ با زمان‌ عبور انرژي‌ در كانال‌ها وجود دارد. لذا چنانچه‌در ساعات‌ پيشنهاد شده‌ عملي‌ انجام‌ گيرد كه‌ انرژي‌ دروني‌ بدن‌ را تشديد ياجريان‌ آن‌ را تسهيل‌ كند؛ كانال‌ مربوط‌ به‌ آن‌ ساعت‌ بيشترين‌ انرژي‌ را دريافت‌كرده‌ و به‌ عضو مربوط‌ به‌ خود انرژي‌ مي‌دهد. در ورزشهايي‌ مثل‌ چي‌ كنگ‌ ياتاي‌چي‌، براي‌ تنظيم‌ عضو مربوطه‌، تمرينات‌ را بايد در ساعات‌ خاصي‌ انجام‌داد. در بعضي‌ از شيوه‌هاي‌ درماني‌ نيز فقط‌ در ساعتي‌ كه‌ كانال‌ عضو معيوب‌ بازاست‌؛ اقدام‌ به‌ درمان‌ مي‌كنند. اين‌ عمل‌ باعث‌ تسريع‌ سلامتي‌ مي‌شود.

عمل‌ وضو به‌ عنوان‌ يك‌ شيوه‌ قوي‌ پاكسازي‌ و انرژي‌گيري‌ قادر است‌ برروي‌ اين‌ كانال‌ها اثر گذارد. چنانچه‌ عمل‌ وضو نيز در ساعات‌ خاص‌ انجام‌ شودعلاوه‌ بر تأثيرات‌ ناشناخته‌، مي‌تواند بر روي‌ اندام‌هاي‌ مربوط‌ به‌ آن‌ ساعت‌ اثرگذارد. به‌ عنوان‌ مثال‌ بين‌ ساعات‌ 3 تا 5 عصر بيشترين‌ تأثير بر روي‌ كانال‌ مثانه‌است‌. در نتيجه‌ بر روي‌ كليه‌ها تأثير مثبت‌ دارد. همچنين‌ براي‌ تقويت‌ حافظه‌مي‌توان‌ بين‌ ساعات‌ 7 تا 9 عصر وضو گرفت.

[ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ] [ 17:1 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
این دو عکس مربوط به یک کتاب شعر کودک است. 

به راستی متن شعر و تصویر ارائه شده از یک مادر در آن تا چه حد با اعتقادات ما همخوانی دارد. 

از دیگر سو به راستی آیا مسئولان ذیربط و چهره های فرهنگی کشور در این زمینه به کدامین خواب غفلتی فرو رفته اند که دست هایی مغرض اینچنین مشغول تغییر باورها و ذهنیات کودکان نسل های آینده انقلاب اسلامی ایران هستند...؟! 



[ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ] [ 16:53 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
سيد نعمت الله جزائري در « انوار نعمانيه » درباره مناظره اي که بين مرحوم شيخ بهاء و عالمي از علماء اهل سنت که اعلم علماء مصر بود واقع شد نوشته است:


شيخ بهاء چون سفر مکه کرد چهار سال سفرش طول کشيد و دو سال در مصر ماند و ميان شيخ و آن عالم دوستي بود. شيخ به آن عالم اعلام نموده بود که من بر مذهب عامه و اهل سنت هستم.

روزي آن عالم به شيخ گفت که اين طائفه رافضه که در نزد شما هستند در باب شيخين چه مي گويند؟ شيخ بهائي فرمود: که آنها دو حديث براي من ذکر نمودند که من از جواب آنها عاجز ماندم.

آن عالم سني پرسيد که آن دو حديث کدام است؟ شيخ فرمود : مي گويند که مسلم در صحيح خود روايت مي کند که پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمود هر که فاطمه را اذيت و آزار برساند پس به تحقيق که مرا آزار کرده و هر که مرا اذيت کند خدا را اذيت کرده وهر که خدا را اذيت کند کافر است. و نيز مسلم در همان کتاب پس از پنج ورق روايت کرده که فاطمه عليها السلام از دنيا رفت و حال آنکه بر ابي بکر و عمر خشمناک بود.

پس من نتوانستم جواب اين دو حديث را بدهم و شيخين را تبرئه کنم . عالم سني به شيخ گفت : من ميروم آن کتاب را مطالعه مي کنم و آن دو حديث را مي بينم تا جوابش را هم براي شما بياورم. رفت و فرداي آن روز به نزد شيخ آمد عرض کرد: من نگفتم که اين رافضه هميشه به ما تهمت مي بندند و در نقل حديث دروغ مي گويند .

من رفتم ديشب کتاب صحيح مسلم را مطالعه کردم ديدم فاصله ي حديث اول با حديث دوم بيشتر از پنج ورق است!!!!!

[ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ] [ 16:50 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
سرویس جامعه جهان-زینب شایگان: بوقهاي پي‌درپي و متعدد ماشين مدل بالايي که بي‌توجه به ساعت ۱ بامداد، به صدا در مي‌آيد، اعصاب زن را متلاشي مي‌کند. هنوز مردد است و نمي‌تواند به خود بقبولاند که تنها راه پيش رويش همين يک راه است و مابقي پلهاي پشت سرش خراب شده است. چند بار ديگر صداي تيز بوق ماشين در گوشهايش مي‌پيچد. سعي مي‌کند خود را پشت درختي مخفي کند تا سايه نحيفش کمتر جلب توجه کند. اما نه تنها اين کارش فايده‌اي ندارد بلکه ماشين شاسي بلند ديگري هم به معرکه اضافه مي‌شود تا هم حق انتخاب به او دهد و هم او را بيشتر وسوسه کند.

زن تلاش مي‌کند بر ترديد خود غلبه کند و به گذشته‌اش که عاقبت او را مجبور به انتخاب اين راه کرده است فکر نکند. اما چهره خمار پدرش و نگاه‌هاي معني‌دار برادرش و طعنه‌هاي نيش‌دار مادرش و آرزوهاي طول و دراز خودش که فقط در روياهايش نقشي از واقعيت پيدا مي‌کرد مانند يک فيلم از مقابل چشمانش عبور مي‌کند و حلقه اشک را به ديدگانش مي‌نشاند.

بوق مجدد ماشين او را به زمان حال بر مي‌گرداند. برق کينه در چشمان زن درخشيد. نفس عميقي کشيد تا قطره اشک حلقه شده در چشمش بر گونه‌اش سرازير نشودو آرايش غليظش را که با مواد آرايشي تاريخ مصرف گذشته انجام داده بود خراب نشود. با اينکه تا به حال با آرايش به خيابان مي‌آمد اما اين بار تا جايي که توانسته بود آرايشش را پررنگ کرده بود تا بيشتر جلب توجه کند. وقتي خواست اولين قدمش را از پشت درخت بيرون بگذارد و وارد خيابان شود، طبق عادت زير لب بسم الله گفت. با گفتن اين کلمه، لحظه‌اي رعشه به تمام وجودش افتاد. با خود فکر کرد واقعا راهي ديگر پيش رو ندارد؟ اما قار و قور شکمش او را از اوهام خارج ساخت. مطمئن شد که در دنياي واقعي در صورتي زنده مي‌ماند که خودش را حراج کند وگرنه، نه جاي خوابي و نه لقمه ناني داشت که او را سر پا نگه دارد. از اينکه ناخودآگاه نام خدا را بر لبهايش جاري کرده بود خنده‌اش گرفت. انگار در اين لحظات خدا مي‌خواست به او بگويد که هنوز يک راه دارد، به او توکل کند. اما زن مدتها بود که خدا را فراموش کرده کرده بود. نه يک رکعت نماز مي‌خواند و نه يک روز روزه مي‌گرفت. با خدا قهر کرده بود و خودش هم مي‌دانست از وقتي اين کار را کرده نه تنها اوضاع زندگي‌اش بهتر نشده بود که صد چندان هم خرابتر شده بود و اين کار آخرش آتشي بود که به تمام زندگي‌اش مي‌زد. بر فقر و فلاکت و بدبختي اش لعنت فرستاد و با همان لبخند مضحکش اولين قدم را در خيابان گذاشت.....

*************

معضل اجتماعي تن‌فروشي كه از آن به عنوان فحشا و اعمال منافي عفت ياد مي‌كنند، از دوران باستان وجود داشته است و کساني که در برابر پاداش مادي خواهشهاي جنسي افراد را برآورده مي‌کردند، روسپي ناميده مي‌شدند. در طول تاريخ "اروپا" به مرکز فساد بزرگ شبيه بود. پس از اواخر قرن ۱۸ اين پديده بيش از پيش در اروپا متداول شد. در اروپاي قديم به دليل اينکه زنان و دختران طبقه پايين جزو املاک ارباب(فئودال) به حساب مي‌آمدند و اجازه ازدواج نداشتند، رفتارهاي خارج از چهارچوب خانواده در بين آنها رواج داشت.

درايران نيز به دلايل آسيبهاي مختلف اجتماعي كه زنان با آن دست و پنجه نرم مي‌كنند، اين پديده از دير باز وجود داشته است و امروز نيز وجود دارد. هر چند اين عمل امروز در کشور ما جرم محسوب مي‌شود، اما برخي از جامعه شناسان و تحليلگران اجتماعي اين پديده را در زمره آسيب‌هاي اجتماعي معرفي مي‌نمايند و خواهان آسيب شناسي جدي آن هستند.

در حال حاضر و بر اساس تحقيقات ميداني در دانشگاه‌ها، فاحشه گري در ايران به طرق مختلفي انجام مي‌شود. از نظر بيماري‌هاي آميزشي پرخطرترين فواحش، زنان ولگرد و خياباني اند که در مسافر خانه‌ها و مکان‌هاي ديگر ساکن هستند. همچنين زنان معتاد و الکلي گاهي براي تامين هزينه اعتياد به اين کار مبادرت مي‌کنند. برخي از فواحش پير با سازماندهي گروه‌هايي به صورت سيستماتيک اقدام به اين امر مي‌کنند آنها با شناسايي و جذب دختران فراري به خانه‌هاي فساد، آنها را در اختيار مردان ثروتمند قرار مي‌دهند. همچنين دسته‌هايي وجود دارند که با در اختيار گرفتن دختران جوان و ايجاد ارتباط با مردان ثروتمند اقدام به اخاذي از آنها مي‌کنند

دلايلي چون فقر، اعتياد، ازدواج اجباري، بيكاري، زياده خواهي و تنوع‌طلبي مردان، وجود فضاي ياس و نااميدي بين برخي جوانان و عدم وجود امكانات براي ازدواج و تشكيل خانواده، ازدواج مجدد مردان، همه و همه جزء عواملي هستند كه در رواج فحشا در جامع موثرند.

آنچه مسلم است، مهمترين عامل بروز فحشا فقر و ناتواني زنان در تامين مايحتاج اوليه زندگي شان است. طلاق و نابساماني‌هاي خانوادگي، زندگي در محلات جرم‌خيز، افزايش حاشيه نشيني و مهاجرت، بي‌سوادي و ناآگاهي از جمله عوامل افزايش پديده فحشا است و برخي زنان به دليل پايين بودن سطح آگاهي و عدم تکوين شخصيت و تلقين‌پذيري در اين زمينه آسيب‌پذيرتر هستند.

با وجود قبح اين عمل در جامعه و پنهانكاري اين زنان، امكان آمارگيري دقيق در زمينه فحشا وجود ندارد و به نظر مي‌رسد مسئولين نيز تا كنون تمايلي به جمع‌آوري و ارائه آمار در اين زمينه نداشته‌اند و اين مساله پنهان بودن فحشا و نبودن آمار صحيح و قابل استناد مي‌تواند مشكلات بسياري را براي بنيان خانواده‌ها و عفاف جامعه ايجاد كند.

[ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ] [ 16:48 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
این زن ایرانی که به همراه همسرش برای تحصیل در انگلیس زندگی می‌کند، ساعت 7:30 روز گذشته در راه بازگشت به منزل خود، در خیابان London Road به دلیل پوشش اسلامی توسط 4 دختر انگلیسی مورد اهانت و حمله فیزیکی قرار گرفته و از ناحیه صورت زخمی شد. به گزارش «نسیم»، همسر وی خبر و تصاویر این حمله را در فیس بوک خود منتشر کرده است.







 

[ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ] [ 16:48 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

تاریخچه پیدایش مسیحیت در ایران به پیوند ارامنه و ایرانیان به گذشته های باستانی بر می گردد، درست از آغاز تاریخ ایران، زیرا که ارامنه از خانواده بزرگ هند و اروپایی هستند. با ظهور مسیحیت، ارامنه دین پرستش خدایان طبیعت و الهه ها را کنار گذاشتند و مسیحیت در ارمنستان دین رسمی شد.

در مورد آشوری ها، بر اساس شواهد و مدارک موجود، قرن ها در ایران سکونت داشته اند، لیکن نمی توان تاریخ دقیق ورود آنان را به ایران مشخص کرد. آشوری ها از بدو پیدایش مسیحیت بدین آیین گرویده اند. اکثریت آنان در قرن اول تا سوم میلادی به این دین روی آوردند.

اما در مورد پیدایش مسیحیت در بین فارسی زبانان ایران، می توان به دوره قاجار و مصادف با ترجمه کتاب مقدس اشاره کرد. این گروههای مسیحی که عموماٌ «پروتستان» هستند، در شهرهای مختلف ایران شروع به ساخت کلیساهایی نمودند. با وقوع انقلاب اسلامی، بسیاری از این کلیساها تخریب یا تعطیل شد و هر گونه فعالیت بشارتی مسیحیان فارسی زبان، غیرقانونی اعلام گردید.

اصول تعالیم کلیساهای مسیحی همواره بر این مسئله تاکید می کند که سیاست را باید به سیاستمداران سپرد و کار خدا را به روحانیون و همیشه در تمام عرصه ها کلیساها از سیاست فاصله داشته و دارند و کلیسای بشارتی ایران هم به طبع، تعالیم انجیل را در سرلوحه کار خودش قرار داده است و دین را در واقع وجدان حکومت می پندارد و کار سیاست را مختص به سیاست مداران می داند. به همین دلیل جامعه ی مسیحی ایران در تمام دوران حضورش در ایران از دخالت در مسائل سیاسی طفره رفته است.

در طی این سالها شاهد احکام و فشارهای گوناگونی بر جامعه ی مسیحیان و در کل اقلییت های مذهبی در ایران بوده ایم، از جمله ی این فشار ها می توان به نظارت بر افراد حاضر در کلیساها و حتی نظارت بر متن موعظه کشیشان، ممنوعیت حضور فارسی زبانان در مراسم مذهبی مسیحیان، دستگیری و صدور حکم اعدام برای نو کیشان مسیحی و… اشاره کرد که تمام اینها تنها بخش کوچکی از این فشارهاست و حالا هم علاوه بر این مسائل باید ممنوعیت برپایی کلیساهای خانگی و اعلام علنی و رسمی یک مقام مسئول مبنی بر اینکه مسیحیت تبشیری (تبلیغی) یک فرقه ی گمراه است اضافه کرد.

در تمام ادیان الهی دعوت و بشارت پیروان ادیان دیگر مورد تاکید قرار گرفته است، مسیحیت هم از این مسئله مبرا نیست. در این میان مرتضی تمدن، استاندار تهران مسیحیان تبشیری را با طالبان و وهابیت مقایسه کرده و گفته است: آنان مانند جریان طالبان و وهابیت که به عنوان یک آفت خود را در دین اسلام جا زده اند، به نام مسیحیت و به پشتوانه انگلیس حرکتی را طراحی کرده اند، اما با یاری خدا توطئه آنها به سرعت شناسایی و ضربات اولیه به آنان وارد شد و در ادامه هم این مطلب را بیان کرد که : انواع و اقسام فرق کاذب، انحرافی و فاسد در حوزه اعتقادی ما دندان تیز کرده اند و در برخی مناطق فعالیت می کنند.

اینگونه به نظر می رسد که اگر هم نوبتی باشد بعد از کرد ها و اقلییت های مذهبی همچون بهائیت و اصلاح طلبان پیرو خط امام و مخالف سیاست های کنونی نوبت به مسیحیان رسیده است تا آنها را گماشته نیروهای خارجی از جمله انگلیسی ها و عامل نفوذ و فریب خورده ی خارجی قلمداد شوند.

در چند سال اخیر علیرغم سانسورهای شدید و برخوردهای متمادی با مسیحیان شاهد رشد چشمگیر گرویدن مسلمان زاده ها به دین مسیحیت بوده ایم و حتی سایه ارتداد و حکم اعدام بر سر اینگونه افراد نتوانسته از تغییر دین آنها جلو گیری کند. تغییر موضع علنی بر علیه مسیحیان ایران را می توان به همین مسئله نسبت داد و این موضع گیری ها را هم می توان به روند پاک کردن صورت مسئله به جای حل کردن مسئله از طرف مسئولان حکومتی اضافه کرد.

هر چند قانون اساسی جمهوری اسلامی، آئین مسیحیت را به رسمیت شناخته است، اما در سال های گذشته مقام های عالی رتبه جمهوری اسلامی ایران محدودیت های گسترده ای را برای اقلیت های مذهبی و به ویژه مسیحیان در ایران اعمال کرده اند. این مسئله بسیار جای تاسف دارد که جمهوری اسلامی ایران بعد از کشور کمونیست کرهٔ شمالی در جایگاه دوم لیست کشورهای خطرناک برای مسیحیان از دید سازمان دیدبان جهانی حقوق بشر قرار گرفته است، از ۱۰ کشور اول در آمار ۲۰۱۱ سازمان دیدبان جهانی ، ۸ کشور دارای اکثریت مسلمان هستند که جفا بر کلیسا در ۷ کشور از این لیست روند رو به رشدی داشته است. جمهوری اسلامی ایران از آن دست کشورهایی است که سرکوب بسیاری را در مورد جنبش رو به رشد کلیساهای خانگی روا داشته است.

۱۰ کشور اول این لیست به ترتیب از این قرار است ؛ کرهٔ شمالی ، جمهوری اسلامی ایران، افغانستان ، عربستان سعودی ، سومالی ، مالدیو ، یمن ، عراق ، ازبکستان، لائوس و همچنین عراق که در این لیست تازه وارد شده است و این در حالی است که کشور موریتانی از جایگاه ۸ به ۱۳ نزول کرده است.۱

اگر الگوی مسلمانان پیامبر اسلام است این نکته هم حائز اهمییت است که در دوران پیامبر اسلام چه در زمانی که اسلام جزو اقلیت بود و چه در زمانی که اسلام جزو اکثریت بوده در تمام آن دوران چیزی به جز مدارا و دعوت همراه با صلح در دستور کار پیامبر اسلام نبوده است. و مصداق این سخن را می توان از این سخن پیامبر اسلام در یافت که فرمودند: لا تباغضوا و لا تحاسدوا و لا تدبوا و کونواعباد الله اخوانا با یکدیگر بغض و کینه نداشته باشید نسبت به یکدیگر حسد نورزید و به یکدیگر پشت نکنید، همه بندگان خدایند و با یک دیگر برادری کنید.۲

تمامی ادیان الهی و صاحب کتاب برای یک هدف آمده اند و آن چیزی به جز پرستش خدای یکتا نیست و اگر شخصی یا گروهی پیروان دین دیگر را گمراه و یا وابسته به گروهای منحرف نسبت دهند مطمئناٌ این طرز رفتار مخالف رسالت صاحبان کتاب است و اگر کشوری خود را مجری اسلام در دنیا قلمداد می کند پس ناگزیر برای اثبات آن باید این مسائل پیش پا افتاده را مد نظر داشته باشد.

اصل ۱۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به این مطلب اشاره می کند که ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیتهای دینی شناخته می شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل می کنند. ولی آیا این اصل به درستی رعایت می شود؟

به امید روزی که همه ی ما بدون در نظر گرفتن رنگ، نژاد و مذهب با صلح در کنار هم زندگی کنیم.

محسن العجیلی
پاورقی:
۱)آمار بر گرفته از سایت خبری محبت نیوز
۲)بخاری باب الهجرهٔ ص ۸۹۷.
کپی برداری با ذکر منبع مجاز است.
با تشکر محسن العجیلی

[ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ] [ 16:44 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
[ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ] [ 16:38 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ

* وبلاگ گلچین *
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد ؟
چه کسی با دشمن بستیزد ؟
چه کسی
پنجه در پنجه هر دشمن دون
آویزد
دشت ها نام تو را می گویند
کوه ها شعر مرا می خوانند
کوه باید شد و ماند
رود باید شد و رفت
دشت باید شد و خواند
در من این جلوه ی اندوه ز چیست ؟
در تو این قصه ی پرهیز که چه ؟
در من این شعله ی عصیان نیاز
در تو دمسردی پاییز که چه ؟
حرف را باید زد
درد را باید گفت
من چه می گویم ، آه
با تو کنون چه فراموشی ها
با من کنون چه نشست ها ، خاموشی است
تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
و چه خواهد شد آن
شعرازحمیدمصدق

درج لینک ها به معنی تایید همه آنها نمی باشد و صرفا یک امر اطلاع رسانی می باشد .

در کوی نیک نامان ما را گذر نباشد
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را


سامانه دریافت پیامک:
2613-149-0935


***
جهت استفاده بهتراز مطالب وبلاگ به آرشیو هم سری بزنید!

***
ثبت شده در سایت ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

***
WWW.MAJID14.IR
حمایت میکنیم
امکانات وب