|
گلچین گلچينی از گل ها
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مشروطه چرا مشروطه نشد؟
نویسنده : محمدجواددیلمی
مقدمه چرا این شد؟ آن همه انتظارات و آرزوهای بزرگ به کجا رفت ؟ چرا در عمل نه مملکت به سمت پیشرفت و ترقی رفت ، نه قانون مشروطه به طور کامل حاکم شد ؟ نه اختیارات حکومت کاهش یافت ، نه قبله عالم و شخص اول مملکت مطیع امر قانون شد؟ نه انجمن ها مبدل به تشکل و احزاب سیاسی و صنفی مدرن شدند و نه مطبوعات باقی ماندندو…. آیا مشروطه و آن امواج نوگرایی و ترقی خواهی تخیلی ،افسانه و دروغ بود؟ و هزاران سؤال از این قبیل که در ذهن هر پژوهشگری ریشه دارد . پاسخ آن است که همه اینها بود و مشروطه نیز به وجود آمد اما به صورت دولتی مستعجل ، که نیامده به سرای باقی شتافت . مشروطه بقی ماند اما هیچیک از اهداف آن به طور کامل به بار نیامد. مهندس عبدالله ریاضی که سال های سال ریاست مجلس شورای ملی در زمان محمدرضا پهلوی را بر عهده داشت چنین می گوید :«بزرگرترین و بالاترین افتخارش برآوردن منویات ملوکانه و اطاعت از اوامر ذات اقدس شهریاری بود . چرا مشروطه به جایی نرسید ؟ عده ای شامل طیف نسبتاً وسیعی از نویسندگان و تحلیل گران که به شکل حادی دچار بیماری «توهم توطئه» هستند. آنان در هر پیچ و خم سیاسی و تحول تاریخی به دنبال یافتن دستهای پیدا و پنهان انگلستان ، روسیه ،آمریکا، صهیونیزم ، استعمار و فراماسونها هستند. تبیین آنان از مشروطه وعلل ناکامی آن نیز در توطئه های فراماسونری و تحریکات عناصر پشت پرده ، عوامل نفوذی استعمار بین الملل و دشمنان نامرئی خلاصه می شود. تحلیل دیگری نیز وجود دارد که علل ناکامی مشروطه را پیوستن منافقانه و مزدورانه شماری از رجال حاکم بر مشروطه و سپس خنجر زدن از پشت به آن می دانند . و سرانجام اندیشه ای که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی رایج شده است . این نظریه علت اصلی شکست مشروطه را در آن می داند که جریانات "لیبرال"، "غرب زده" و " وابسته" پس از پیروزی مشروطه آن را از مسیر اصلی اش که شریعت خواهی بود ، خارج کردند و به انحراف کشاندند . این جریانات از ابتدای حکومت مشروطه سعی کردند تا نیت واقعی خود را پنهان سازند و حتی به منظور جلب روحانیون ، مشروطه را در یک لباس مذهبی عرضه کردند . اما پس از پیروزی مشروطه آنان دیگر اصراری بر مخفی نگهداشتن اهداف واقعی خود که ایجاد یک نظام سکیولار غربی بود نداشتند . بنابراین از یک سو تز جدایی دین از سیاست را مطرح کردند و از سوی دیگر تلاش نمودند تا روحانیون را از دخالت در عرصه فعالیت های سیاسی و اجتماعی کنار بزنند . عملکرد آنان باعث سرد شدن و کناره گیری علما از مشروطه شد و با کنار رفتن آنان مردم نیز که به پشتوانه و رهبری مراجع وارد مبارزه شده بودند از مشروطه حمایت نکردند . علی رغم تفاوت هایی که در قبال مشروطه و علل ناکامی آن وجود دارد ولیکن همه این اظهار نظرها دارای یک وجه مشترک هستند که عبارتست از : « دچار بودن به همان بیماری مزمن حاکم بر نگرش تاریخی ما : فرو رفتن در فضایی از ایدئولوژی زدگی ، اوهام ذهنی گرایی ، خیالبافی و در یک کلام خلاصه کردن تحولات سیاسی و اجتماعی در بستری از توهم ، فرضیات دایی جان ناپلئون ،فرهنگ سیاسی « کار، کار انگلیسی هاست .» . تحلیل دانشگاهیان : « مشروطه در حقیقت پاسخی بود به بن بست رسیدن جریانات اصلاح طلبی که از اوایل قرن نوزدهم در ایران آغاز شده بود. » بنابراین می توان گفت که زمینه های پیدایش نهضت مشروطه از یک قدمت تاریخی یکصد ساله برخوردار بود . اما سئوالی که در اینجا قابل طرح است این است که آیا مشروطه واقعاً شکست خورد و به اهداف خود نرسید ؟ درست است که مشروطه نتوانست به آن اهدافی که دنبال می کرد دست یازد ولیکن دستاوردهای فکری و معرفتی سیاسی و اجتماعی آن را نباید فراموش کرد. در نتیجه مشروطه بسیاری از باورهای کهن سیاسی « ایران شاهی» ، « خداشاهی» و « سایه خدایی» ترک برداشت . مشروطه نتوانست به یک نظام سیاسی مردم سالار ختم شود ، اما توانست حکومت و جایگاه آن را تا قبل از مشروطه در آسمان بود پائین آورد و زمینی کند . مشروطه نتوانست حکومت را قانونمند و قانون پذیر سازد ، اما توانست آن اندیشه سیاسی سنتی را که رئیس و شخص اول مملکت را جانشین و سایه خدا می دانست و حاکمیتش را موهبتی الهی می پنداشت ، با اندیشه های نوینی جایگزین نماید که بر اساس آن حکومت و شخص اول مملکت را ، تابع قانون ، برگزیده ملت و مطیع نمایندگان مردم یا به قول مشروطه خواهان « مبعوثین ملت » می دانست . مردم یا حداقل بخشی از اقشار جامعه از آن پس نه تنها خود را فرمانبردار نمی دانند یا به گفته جان لاک « حکومت منتخب » یا حکومت بر « مبنای وکالت » و در نتیجه عزل و نصب آن را برای خود یک حق تلقی می کردند . بزرگترین دستاورد مشروطه : اندیشه هایی که در پشت مشروطه بود : بنابراین چندین برداشت از مشروطه وجود داشت که به سه بخش عمده تقسیم می گردد که به قرار ذیل است : 1- نخستین جریان عبارت بود از تفکراتی که مستقیماً ملهم و متأثر از فلسفه سیاسی لیبرالیزم و دموکراسی غرب بود . 2- جریان دوم نیز اگرچه مبنایش غرب بود اما بیشتر به آن بخش از فلسفه و نگرش سیاسی که اصطلاحاً آن را « چپ » ، « رادیکال» یا سوسیالیستی می گوئیم باز می گشت . 3- جریان سوم که اگر چه رگه هایی از هر دو جریان نیز در آن وارد شده بود اما زبان آن را باید « شریعت» دانست . به تعبیر دیگر آراء و اندیشه هایی بودند که از زبان شریعتمداران ، اعم از علما و روحانیون و یا افراد غیر روحانی بیان می شدند . موانع تحقق مشروطه : عوامل داخلی موانعی بودند که با در نظر گرفتن ساختار سیاسی ، اقتصادی واجتماعی ایران ، و قوع آنها گریز ناپذیر بود . البته گریز ناپذیر بودن آنها لزوماً نباید به معنای محکوم بودن مشروطه به فنا تلقی شود . برخی دیگر از عوامل داخلی به نحوه پیروزی انقلاب مشروطه باز می گشتند . نکته ای که حائز اهمیت است آن است که از زمان کشتار در بازار تهران که منجر به تحصن یا مهاجرت علما به قم شد صدور فرمان مشروطه بیش از یک ماه فاصله نبود . در این فاصله کوتاه نهضت مشروطه نتوانست صلابت ،رهبری ، انسجام ، برنامه ریزی و تشکل لازم را پیدا کند . فراموش نکینم که در جریان انقلاب حتی یک قطره خون نیز از بینی یکی از رجال قاجار سرازیر نشد . کاملاً طبیعی است دیر یا زود الیگارشی حاکم در مقابل مشروطه یا نظام جدید به صف آرایی می پرداخت .امری که به فردا نیز نکشید و از همان روز نخست مشروطه ظاهر شد . دسته دوم عواملی که مانع جدی بر سر راه تحقق مشروطه قرار دارد اسباب و علل خارجی بود . این عوامل که ارتباط چندانی با وضعیت ایران نداشت و ریشه در تغییر و تحولات و مناسبات بین المللی بالاخص اروپایی پیدا می کرد ، تأثیر زیانبار خود را بر انقلاب مشروطه گذارد . از جمله مهمترین عوامل داخلی که از همان ابتدا بزرگترین مانع را بر سر راه تحقق فرآهم آورد به سلطنت رسیدن محمد علی شاه بود . یکدنگی ، خشونت ، اصرار بر اعمال مطلق قدرت و برخورداری از حداکثر اختیارات ، بی پروایی از به کار بستن خشونت علیه مخالفین و قلع و قمع بی محابای آنان ، به همراه تهور ، بی باکی و شهامت محمد علی شاه بزرگترین سد راه به ثمر رسیدن نهال مشروطه شد . محمد علی شاه هیچ درنگی در نشان دادن مخالفت جدی خود با مشروطه نکرد . در مرحله بعد با به توپ بستن مجلس و حبس و تبعید و اعدام سران مشروطه خواه در « باغشاه » عملاً مشروطه را برچید . او به وزرایش دستور داد که هیچ تماس با مجلس نداشته باشند . هیأت دولت و قوه مجریه در میان دو رقیب یعنی مجلس و شخص اول مملکت گرفتار آمده بودند و به نظر می رسید که به سمت کسی تمایل داشتند که قدرت بیشتری داشت . مانع دیگری که بر سر راه موفقیت مشروطه ، منازعات فکری ، سیاسی و عقیدتی بود . از سه جریان فکری تشکیل دهنده نهضت مشروطه ، دو تای آن غیر مذهبی و سومی در چارچوب شریعت بود . تا قبل از پیروزی انقلاب مشروطه تضاد و تقابل علنی میان این سه جریان وجود نداشت . اما با پیروزی انقلاب و به قدرت رسیدن مشروطه خواهان ، وضع تغییر کرد . برخی از عناصر لیبرال و سوسیال دموکرات احساس کردند که با به خاک رسیدن پشت استبداد قاجار باید مبارزه را به سطح دیگری ارتقا داد . اقلیت رادیکال غیر مذهبی درون مجلس و شماری از روزنامه های وابسته به دو جریان دیگر ، انتقاداتی را به افکار و آراء روحانیون وارد آورده و خواهان کناره گیری و عدم دخالت انان در امور مملکت و سیاست شدند . روزنامه هایی چون « صور اسرافیل » ، « روح القدس» ، «مساوات » و « حبل المتین » بعضاً مقالات تندی علیه مخالفین خود از جمله روحانیت می نوشتند .آنان تا بدانجا پیش رفتند که خواهان تشکیل جمهوری و ایجاد یک « دولت ملی » در ایران شدند . جدایی دین از سیاست ، مساوات ، برابری همه در مقابل قانون ، اعطاء حقوق اجتماعی به زنان ، ایجاد نظام وظیفه ، ایجاد مدارس جدید و فرستادن دختران به مدارس و .... از جمله تقاضاها نه به هیچ روی موافق میل روحانیون سنتی و محافظه کار قرار نمی گرفت بلکه آنان را وحشت زده و بیمناک از آینده مملکت می کرد . حملات روزنامه ها از یکسو زمینه ساز مخالفت بخشی از روحانیت با مشروطه شد و از سوی دیگر جبهه گیری و ضدیت دربار با مشروطه و مجلس را تشدید نمود . مخالفت روحانیون ناراضی از مشروطه در آراء مرحوم شیخ فضل الله نوری مجتهد بزرگ پایتخت تبلور یافت . عنصر بعدی که در ناکامی مشروطه دخیل بود ، ترکیب یا ماهیت سیاسی و اجتماعی جریاناتی بود که پس از فتح تهران در پایتخت به قدرت رسیدند . اگر چه بسیاری از رهبران نیروهای فاتح تهران قلباً مشروطه خواه بودند ، اما رفتار اجتماعی ، تفکرات و وابستگی های قومی و قبیله ای بسیاری از نیروهای تحت امرشان باعث می شد تا تفاوت هایی با مشروطه خواهان اولیه داشته باشند . بنابراین حکومت متأثر از رفتارها و بینش های قبیله ای بود . مناصب و پست های دولتی بعضاً به انگیزه وابستگی های عشیرگی واگذار می شد و پایتخت خالی از رقابت ها و کشمکش های قومی قبیله ای نبود . این منازعات به مجلس نیز سرایت کرد . انتخابات نمایندگان مجلس دوم ( مجلسی که پس از فتح تهران تشکیل شد ) به صورت مستقیم انجام گرفته بود علی القاعده کیفیت نمایندگان انتخابی می باید از نمایندگان دوره اول که بر اساس وابستگی صنفی انتخاب شده بودند بالاتر باشد . اما در عمل خلاف این بود . در مجلس اول تجار و روحانیون نقش عمده ای داشتند ، اما در مجلس دوم نفوذ آنان کمتر شده و در مقابل شمار اشراف افزایش یافته و سر انجام می رسیم به جریان مشروعه خواهی به رهبری مرحوم شیخ فضل الله نوری که یکی از پر مناقشه ترین و بحث برانگیز ترین مشکلاتی بود که فرا روی مشروطه قرار گرفت . مشروعه خواهی مخالفت شماری از روحانیون با جریان مشروطه بود ، بدلیل آنکه جریانی خلاف شرع می دانستند و به جای مشروطه خواهان بودند . برخی از آنان ، از جمله مهمترین شخصیت این جریان یعنی شیخ فضل الله در ابتداء مشروطه خواهان بودند، اما بعد از پیرورزی مشروطه و تشکیل مجلس به تدریج از آن رویگردان شدند اما شماری دیگر از همان ابتدا چندان موافقتی با مشروطه نداشتند . دلیل اصلی رویگردانی دسته اول اعتقاد ان مبنی بر ناسازگاری مشروطه با مبانی شریعت بود . دلایل مخالفت شیخ فضل الله نوری با مشروطیت : 1- تضعیف قدرت پادشاه 2- اصل تفکیک قوا ( به دلیل آنکه منجر به محدودیت قدرت پادشاه می شود ) 3- تساوی آحاد مردم در برابر قانون 4- آزادی بیان و قلم 5- قانونگذاری 6- دخالت وکلا در امر ولایت شرعی 7- تصمیم گیری بر مبنای قاعده اکثریت و اقلیت . مشروطه چرا مشروطه نشد ؟ از دید علما ، اگر چه مفاهیم خاستگاه دینی نداشتند اما منافاتی با شریعت هم نداشتند و لیکن از دیدگاه برخی علمای دیگر داستان طور دیگری بود . آنان در مقابل این مفاهیم موضع گرفتند و با مشروطه به مخالفت پرداختند . وقتی « آزادی خواهی » در جریان مشروطه جای «شریعت خواهی » را گرفت در پی آمد این رویداد دسته ای از علما و روحانیون و برخی از مردم عامی از بدنه ی مشروطه جدا شدند و به سمت شریعت رفتند و در مقابل مشروطه قرار گرفتند . و آزادی خواهان نیز سعی می کردند کمتر به علما تأسی جویند و برای هر حرکتی آنان را وارد صحنه نمی کردند . ( تاریخ مشروطه ، ج 1،ص 248) نکته ای دیگر که قابل ذکر است این است که نباید در جریان مشروطه از رهبران آن یک اَبَر انسان ساخت که از هرگونه خطا و اشتباه به دور بودند بلکه به موازات آرمان خواهی و آرمان گرایی ، در آنان ملاحظات سیاسی ، رقابت و حسادت ، ریاست طلبی و شاید خود خواهی های فردی نیز وجود داشت . آیت الله بهبهانی و شیخ فضل الله در رقابت پنهان و آشکار طولانی با یکدیگر بودند ، متأسفانه مشروطه نه تنها باعث نزدیکی آنان به یکدیگر نشد بلکه عرصه و جبهه دیگری را برای گسترش رقابت میان آن دو و طرفدارنشان را گشود . مخبر السلطنه که در آن مقطع با هر دو جناح مشروطه و مشروعه در تماس بود و سعی در ایجاد آرامش و تعادل را داشت چنین می نویسد : « اگر سید عبدالله بهبهانی رضا داده بود که گوشه ای از قالیچه به شیخ فضل الله برسد مخاصمه ها کوتاه شده بود » . ( مخبرالسلطنه، خاطرات و خطرات ، ص 162 ). اما بهبهانی نه تنها به چنین امری رضا نداد بلکه حتی از به کارگیری مشروطه علیه مخالفینش و تسویه حساب های سیاسی نیز خودداری نکرد . با این تفسیر می توان راحت تر جمله پایانی شیخ فضل الله نوری را در پای چوبه دار درک نمود که گفت: « نه بهبهانی مشروطه خواه بود و نه من طرفدار استبداد .» . عوامل خارجی مؤثر بر ناکامی مشروطه : دلیل بعدی نفرت روس ها از مشروطه به نظام سیاسی حاکم بر روسیه باز می گشت . « تزاریسم » یا نظام سیاسی حاکم بر روسیه اگرچه از نظام سیاسی ایران به مراتب پیشرفته تر بود اما در مقایسه با نظام های سیاسی بسیاری از کشورهای اروپایی نظامی توسعه نیافته بسته و استبدادی بود . بنابراین روسیه به جریانات انقلابی و اصلاح طلب همجوار روسیه با بدبینی نگریسته و آنان را متحد بالقوه و بالفعل انقلابیون کشور خود می دید . زیرا روسیه نیز درگیر انقلابیونی بود که با حکومت تزار مخالف بودند . حکومت روسیه ترجیح می داد که در ایران حکومتی مستبد و همسو با نظام سیاسی آن کشور بر سر کار باشد تا یک نظام دموکراتیک . تشخیص انگلیسی ها درست بود و مشروطه به مثابه سدی در مقابل منافع روسیه در ایران بود بنابراین بر لزوم وجود مشروطه در ایران تأکید کردند. اما دلایل موافقت انگلیسی ها با مشروطه چه بود ؟ دوم اینکه همانقدر نظام سیاسی روسیه تزاری مخالف مشروطه بود نظام پارلمانیزم مبتنی بر قانون انگلستان با روح و فلسفه مشروطه همسوئی داشت . ناگفته نماند که انگلیسی ها زمانی از مشروطه دفاع کردند که روس ها علیه آن به مخالفت پرداختند وتا آن زمان در مقابل آن سکوت نمودند . بی تفاوتی انگلستان در مقابل مشروطه آنقدر بود که صدای اعتراض مشروطه خواهان را در آورد ، بلکه شخصیت هایی همچون مرحوم پروفسور ادوارد بروان ، ایرانشناس انگلیسی یا مورگان شوستر آمریکایی که در آن ایام برای تنظیم امور مالی به ایران آمده بوده نیز زبان به اعتراض گشودند . اما این سئوال قابل طرح است که چه طور شد رقابت یکصد ساله روسیه و انگلیس بر سر ایران به یکباره به تفاهم نامه همکاری در قبال ایران تبدیل شد ؟ بخشی از پاسخ به شخصیت وزیر خارجه انگلستان سرادواردگری که در آن مقطع سکان سیاست خارجی آن کشور را در دست داشت باز می گردد . دلیل بعدی به تحولات بین المللی که از ابتدای قرن بیستم در جهان به راه افتاده بود باز می گردد . تغییر وتحولات سیاسی و منطقه ای در اروپا بسیاری از مناسبات و روابطی که تا اواخر قرن نوزدهم وجود داشت را ، ( از جمله رقابت میان روسیه و انگلستان ) به سرعت تغییر داده بود . انگلستان نه در مقابل یکدیگر بلکه متحد با فرانسه دریک قطب و آلمان و ایتالیا و امپراطوری عثمانی در قطب دیگر قرار می گرفتند ؛ روندی که در نهایت زمینه ساز جنگ جهانی اول شد . مشروطه و در سطحی وسیعتر ، مصالح و منافع ایران قربانی اتحاد میان روسیه و انگلستان شد . انعقاد قرار داد1907 وضع مشروطه را بسیار وخیم تر کرد . دلیل دیگری که باعث نزدیکی روسیه و انگلستان شد ، بی ثباتی بعد از انقلاب مشروطه در ایران بود . هر دو قدرت که با تضعیف حکومت مرکزی روبرو بودند در واکنش به نگرانی از بابت تهدید منافعشان مجبور بودند درجه ای از نزدیکی و همکاری را درشرایط جدید در پیش گیرند . در قرار داد 1907 بین روسیه و انگلیس که ایران به سه قسمت و حوزه شمالی ، مرکزی و جنوبی تقسیم شد . شمال ایران منطقه نفوذ روسیه و جنوب کشور قلمرو انگلستان بود و هر دو قدرت منافع حریف را در حوزه مخصوص آن به رسمیت شناخته و از حضور و دخالت در آن خودداری می کردند . به استناد این توافق روسها در منطقه تحت نفوذشان ( گیلان ،مازندران، خراسان،ومهم تر از همه آذربایجان ) از هر آنچه توانستند علیه مشروطه بهره جستند و انگلستان در این خصوص سکوت اختیار کرد و انگلستان از این هرج و مرج بهره جست و قوای نظامی خویش را در مناطق جنوبی ایران و استان فارس مستقر نمود . مورگان شوستر آمریکایی معتقد است که ایرانی که می رفت در پرتو طلوع مشروطه از تحمل قرن ها استبداد و عقب ماندگب رهایی یابد به دلیل مداخلات فلج کننده روسیه و تبانی انگلستان با آن قدرت هرگز این امکان را نیافت . جریان شناسی جنبش مشروطه : 2- دومین گروه اجتماعی علما و وعاظ و طلاب بودند که با توده مردم و بازاریان پیوندی نزدیک داشتند. درمیان علما نقش مراجع ثلاث ( آخوند خراسانی ، شیخ عبدالله مازندرانی و میرزا خلیل تهرانی ) بسیار برجسته بود . 3- سومین گروه بخشی از کارگزاران دولتی هستند که انان را دیوانسالاران غرب گرا گویند ، این گروه اولین منادیان تجددگرایی به سبک غرب در ایران بودند و به عبارت دیگر استخوانبندی اولیه جریانی را تشکیل می دادند که غرب گرایی می نامیم . این گروه سرشت دو زیست داشتند یعنی هم در حکومت بودند و از مزایای مادی و اقتدار سیاسی ناشی از تصدی مناصب حکومتی بهره می گرفتند و هم در موضع اپوزیسیون جای داشتند . 4- چهارمین گروه : گروه کمپرادور بود . بزرگ ترین تجار ایران در ان زمان در زمره این کمپرادورها بودند . که پیوندی نزدیک با دیوانسالاران غرب گرا داشتند . 5- پنجمین گروه : سران ایلات و عشایر بودند، این گروه نقش مهمی در حوادث مشروطه داشت . در آن زمان ایلات و عشایر حدود 5/2 میلیون نفر از جمعیت ده میلیونی ایران را در بر می گرفتند . ( 20% درصد کل جمعیت که قابل توجه بود ) 6- ششمین گروه اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطه روشنفکران بودند البته روشنفکران جدید به مثابه یک گروه اجتماعی قابل اعتنا در زمان مشروطه هنوز در جامعه ایران پدید نیامده بود . فضلا و نویسندگانی که در پیرامون مطبوعات و محافل فکری عصر مشروطه گرد امدند می توان در قالب این گروه قرار داد . نتیجه گیری : دستاوردهای مهم انقلاب مشروطه : 1- انتخاب مجلس 2- تدوین قانون اساسی 3- محدودیت قدرت و اختیارات شخص اول مملکت 4- تفکیک قوا ( شکسته شدن قدرت حکومت با سه حوزه مستقل از یکدیگر ) 5- محصور شدن حکام و فرمانروایان در چارچوب قانون در نتیجه کاهش اقتدار مطلق آنان 6- مسئولیت پذیری و پاسخ گویی حکومت در قبال عملکردش در برابر ملت که برای نخستین بار در طول تاریخ ایران تجربه می شد . 7- طرح ایجاد قوه ی قضائیه مدرن ( مستقل از حکومت ) 8- پیدایش نخستین تشکل های صنفی – سیاسی 9- فعالیت های مطبوعات ودر یک کلام فرود امدن حکومت از آسمان به زمین . نکته دیگری که باید عنوان نمود این است که جریان عدم موفقیت مشروطه رابه دو عامل داخلی و خارجی اشاره نمود که عوامل داخلی همانطور که درمتن مقاله آمد محمد علی شاه و افراد دربار با مشروطه مخالف بودند اختلافات عقیده ای و اندیشه ای که در میان رهبران مشروطه وجود داشت و عدم انسجام انان در قبال مشروطه و عدم هم رایی آنان در مورد مشروطه نا آگاهی مردم عامی و بسیاری از روشنفکران و افراد مشروطه خواه از مشروطه و این که چه اهدافی را دنبال می کند . رقابت علمایی چون بهبهانی برای کسب قدرت و نشان قهرمانی در نهضت مشروطه و.... دلایل دیگری که از حوصله این مقاله خارج است . در مورد عوامل خارجی همدستی روسیه و انگلیس با یکدیگر در قبال ایران در قرار داد 1907 م . احساس خطر روسیه از این که مشروطه مخالف منافع آن کشور در ایران است بنابراین نباید پایگاهی پیدا کند و باید سرکوب شود . انگلیس نیز به خاطر منافع بسیاری که از جنوب ایران و مرکز ایران نصیبش می شد امتیازاتی چون تجارت ، نفت در اختیار داشتن خلیج فارس و... حاضر نشد که از مشروطه دفاع کند و بی اعتنا و بی طرف ماند تا مشروطه نیز ناقص بماند و آن مدرنیته ای که مد نظر مشروطه خواهان بود در ایران شکل نگیرد تا آنان به وسیله مشروطه ناقص بتوانند همچنان از ایران امتیاز بگیرند و منافع خود را در ایران حفظ کنند. باید اضافه نمود ، اگر چه خطر تسلط و تجاوز روز افزون استعمارگران روس و انگلیس و تهدید استقلال ایران یکی از دلایل شعله ور شدن انقلاب مشروطه بود با این حال هیچ گاه مشروطه خواهان به نیات استعماری بیگانگان پی نبردند و سرنوشت نهضت را به دخالت قدرت های بزرگ واگذار کردند . نقطه اوج دخالت های بیگانه در جریان انقلاب مشروطه را می توان در دو مسئله به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه به یاری روس ها و همچنین عقد قرار داد 1907م که ایران را به مناطق تحت نفوذ دو کشور روسیه و انگلیس تقسیم کرد ، مشاهده نمود ، در نهایت نیز درخواست روسیه مبنی بر اخراج مورگان شوستر و حمایت بریتانیا از این درخواست در سال 1911 تیر خلاص را به انقلاب زد . بدین ترتیب اتحاد دولت های روسیه و انگلیس در مقابل خطر آلمان ، تقسیم ایران در قرار داد 1907 و اشغال ایران در جنگ جهانی اول از جمله مهمترین عوامل خارجی در شکست مشروطه به شمار می آیند . پينوشتها: کارشناس روابط عمومی - عضو انجمن روابط عمومی ایران منابع:1- کاظم زاده ، فیروز ، روس و انگلیس در ایران ( 1864-1914) ، پژوهش درباره امپریالیسم ، ترجمه منوچهر امیری ، تهران : آموزش انقلاب اسلامی ، 1371 ص 648 2- انقلاب مشروطیت ( از سری مقالات دانشنامه ایرانیکا ) ، ترجمه پیمان متین ، تهران : انتشارات امیر کبیر1381 3- زیبا کلام ، صادق ، سنت و مدرنیته ، ریشه یابی علل ناکامی اصلاحات و نوسازی سیاسی در ایران عصر قاجار انتشارات روزنه ، چاپ اول بهار 1377 4- رقابت روس و انگلیس در ایران و افغانستان ، ترجمه عباس آذرین ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب 5- تاریخ مشروطه ایران دوره دو جلدی ،( جلد اول مورد استناد است در این مقاله) ،انتشارات امیر کبیر 6- فاجعه قرن ( کشتن شیخ فضل اله نوری والاترین مجتهد تهران در ملأ عام )، تألیف : جواد بهمنی ، انتشارات سعیدی
[ چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 ] [ 5:22 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
وبلاگستان زبان فارسی
نويسنده:بهزاد دوران (مدیر گروه IT پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات،مدیر گروه جامعه اطلاعاتی مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران)
● مقدمه (یا درسهایی از توسعه نیافتگی) با توجه به این وجه از توسعه نیافتگی شاید بتوان یکی از موانع اصلی اجتماعی توسعه را توقف تکنولوژی در سطح نخبگان دانست. به این معنی که معمولا نخبگان از فناوری بهره میگیرند و این بهرهگیری به بدنه اجتماع تسری پیدا نمیکند. این نقیصه را می توان بطور خلاصه ناشی از پنج سد دانست: اول) سد زبان. این عامل در اینترنت که زبان غالب انگلیسی است، محسوستر است. این خود مانعی است برای اینکه قاطبه جامعه بتواند به سرعت با این فناوری جدید ارتباط برقرار کند. دوم) عامل بعدی سد دانش و مهارت است. همیشه سطحی از دانش برای برخورداری از تکنولوژی لازم بوده است و همین موضوع خود یک نوع ترس از تکنولوژی را در میان عموم ایجاد کرده و باعث شده است قاطبه مردم به سمت آن نروند. سوم) سد تبعیضهای گروهی (گروههای اجتماعی) است؛ مثل تبعیض جنسی، تبعیض دینی و یا تبعیض سیاسی. چهارم) سد بعدی عدم پیوند تکنولوژی با زمینههای بومی و محلی است. همواره محتوای تکنولوژیها، غیربومی، غیرمحلی و وارداتی بوده و خود این بیگانه بودن محتوا عاملی شده تا فناوری در بین قاطبه مردم رسوخ پیدا نکند. پنجم) آخرین سد اینکه همواره مخاطبان تکنولوژی (به ویژه در کشورهای توسعه نیافته) برخورد انتخابگرانه با آن نداشتهاند. بلکه فناوری همواره به آنها تحمیل شده است. بنابراین عموم مردم در مقابل تکنولوژی منفعل، سرگردان و حیران بودهاند. در این زمینه، اینترنت یک استثناء است که به مخاطب امکان انتخاب و گزینش میدهد. حال این تجربه تاریخی چه راهکاری برای ما دربردارد؟ بطور خیلی خلاصه چند راهکار را باید دنبال کرد: یک) عمومی سازی [که با شعار «اطلاعات برای همه» یونسکو هم منطبق است]. این عمومی سازی میتواند شامل تولید محتوا به زبان فارسی باشد که زبان ملی ماست؛ بهخصوص به فارسی محاوره ای. دو) راهکار دیگر آسان سازی یادگیری است. یعنی دانش و مهارت بهگونهای ساده در اختیار همه قرار گیرد. نظیر برنامهICDL که در تکفا مورد توجه قرار گرفته است (که بر زمینه های مساعد و نامساعد آن متاسفانه کمتر تامل شده است که بدان اشاره خواهد شد). سه) راهکار سوم فرا رفتن از گروههای غالب و حرکت به سمت گروههای محروم، مورد تبعیض و حاشیه نشین است؛ به نحوی که آنها را هم دربرگیرد. چهار) راهکار بعدی برای ایجاد پیوند با زمینههای بومی و محلی است که طبیعتا از طریق ایجاد محتوای بومی و محلی بویژه محتوای غیررسمی ممکن می شود. ● توسعه و معجزه وبلاگ ▪ دیگر ویژگی های وبلاگ تمرین تساهل و مدارا نتیجه دیگر وبلاگ نویسی است. در وبلاگستان میتوان مخالفان خود را دید، با آنان به بحث و گفتوگو پرداخت. آنان درباره مطلب شما اظهار نظر و حتی آن را نقد میکنند. همچنان که شما میتوانید درباره مطالب آنان آزادانه اظهارنظر و نقادی کنید. گوهر اصلی تمامی این رفتارها، به نظر من گمنامی است که در فضای سایبرنتیک به انسان اعطا میشود. بهواسطه همین گمنامی است که فرد میتواند از طریق دیگر بودن (بدون اینکه مخاطرات آنها را به جان بخرد) به درک دیگری نائل گردد و در عین حال به درک خودهای متنوع خود نایل شود و از خودهای متصلب از پیش موجودِ محول و منتسب خود فراتر رود. من مرد هستم! ولی میتوانم وبلاگی داشته باشم که در آن احساسات زن بودن و واکنشهایی را تجربه کنم که نسبت به یک زن وجود دارد؛ به همین ترتیب احساس عضویت در یک گروه اقلیت (دینی یا سیاسی) و نظایر آن. این درکها باعث میشود شخص راحتتر بتواند در مبارزه علیه انزوا، محرومیت و طرد اجتماعی مشارکت نماید. چرا که با قرار دادن خود به جای دیگری، در انزوا و در تبعیض بودن را در وبلاگ خودم تجربه کردهاست. به علاوه، این درک از موقعیت دیگری است که امکان شکل گیری گفتوگو را فراهم میکند و گفتوگو نیز به نوبه خود مسئولیت پذیری را به همراه میآورد که زمینه ساز نوعی وفاق اجتماعی و رستن از مرزهای از پیش تعیین شده در زندگی اجتماعی است. از سوی دیگر این فراروی از خود و درک دیگری به ما امکان میدهد سرمایه اجتماعی را افزایش دهیم. ● جامعه اطلاعاتی و مدیریت دانش چنانکه ملاحظه می شود بدین ترتیب، دو گونه دانش قابل تمییز است: دانش آشکار (حصولی) و پنهان (حضوری). دانش آشکار را می توان دانشی توصیف کرد که در قالب کلمات و اعداد قابل بیان است و به سادگی به شکل داده های سخت، فرمول های علمی، رویه های مشخص یا اصول عام قابل مبادله و اشتراک باشد. در مقابل، دانش شهودی (که از قضا بالغ بر هفتاد درصد دانش هر سازمانی را نیز دربرمی گیرد)، دانشی است به شدت شخصی که به سختی تن به قالب بندی می دهد. درون بینی های ذهنی، اشراقیات و شهودیات از این دست دانش محسوب می شوند. بنابراین، یک بخش اصلی در مدیریت دانش معطوف طرح ها و ترفندهایی است که برای مدیریت فرایندهای تبدیل دانش های پنهان و آشکار به یکدیگر پیشنهاد و اجرا می شود. در عین حال، به نظر می رسد همواره مقصود از دانش (و در نتیجه جامعه دانشی)، دانشی است که بر اساس نسبتش با قدرت در چارچوب گفتمان غالب، تعیین و تایید می شود یعنی دانش رسمی، اصیل، اصلی و مرکزی و در نتیجه مشروع (در مقابل دانش غیررسمی، غیراصیل، فرعی و حاشیه ای و در نتیجه نامشروع). این در حالی است که مراکز قدرت در جوامع همواره نیاز دارند برای اعمال سیاست های فرهنگی ـ اطلاعاتی خود از وضعیت (طولی و مقطعی) دانش غیررسمی در جامعه خود آگاهی داشته باشند (بدیهی است هر گونه بی توجهی نسبت به این بخش از دانش می تواند موجب غافلگیری آنان شود.) از این رو بخش عمده ای از مدیریت دانش معطوف طرح ها و ترفندهایی است برای مدیریت سیاست های فرهنگی ـ اطلاعاتی به منظور حفظ گفتمان مسلط از طریق شناسایی و پایش گفتمان های رقیب. ● مدیریت دانش و وبلاگ الف) در سطح ساختار بیرونی ـ از طریق وبلاگ هایی که هموطنان و خارجی های مقیم داخل و خارج از کشور درباره خودشان و دیگران می نویسند ـ برای کسب دانش از افراد ملل دیگر (به خصوص دانش درباره فرهنگشان) و ارائه دانش اضافی به آنان (به ویژه دانش در خصوص فرهنگمان)، ب) در سطح ساختار درونی، برای ایجاد فرهنگ به اشتراک گذاردن دانش (به ویژه از طریق وبلاگ های تخصصی رسمی)؛ برای ایجاد دریافتهای تازه از دانش موجود (به ویژه از طریق وبلاگ های تخصصی نامتعارف و در نتیجه غیررسمی)؛ برای تحصیل دانش شهودی افراد، ذخیره آن، پخش آن و استفاده مجدد از آن (به ویژه از طریق وبلاگ های شخصی)؛ برای اندازه گیری فرایندهای ایجاد دانش و دارایی های نامرئی یا سرمایه معنوی (به ویژه از طریق ملاحظه کل وبلاگستان)، ج) در سطح توانایی ها و استعدادهای افراد برای برآوردن نیازهای اجرایی مدیریت دانش (به ویژه از طریق ملاحظه کل وبلاگستان). به علاوه از آنجا که مدیریت دانش مشتمل بر مدیریت دانش غیررسمی نیز می شود (چنانکه اشاره شد)، وبلاگ به عنوان فضایی آزاد، راحت و رایگان برای آشکارسازی دانش غیررسمی می تواند ابزار مناسب و موثری در اختیار اعمال سیاست های فرهنگی ـ اطلاعاتی باشد. در هر حال، وبلاگ و وبلاگستان برغم اهمیتی که در فرایند تبدیل دانش پنهان به دانش آشکار دارند و برغم ابتنایی که بر دانش غیررسمی دارند، متاسفانه نادیده گرفته شده اند. ● جمع بندی و نتیجه گیری (یا وبلاگستان زبان فارسی مزیت نسبی ایران برای ورود به جامعه اطلاعاتی) ۱) تبدیل دانش پنهان به دانش آشکار ۲) آگاهی لحظه به لحظه از لایه های زیرین دانش جامعه (یا دانش غیررسمی). نتیجه آنکه وبلاگ و وبلاگ نویسی جوانان را باید بجای تهدید، فرصتی مغتنم دانست برای مدیریت فرهنگی ـ دانشی جامعه به منظور نیل به مداری از توسعه یافتگی که جامعه دانشی یا اطلاعاتی خوانده شده؛ بنابراین، گسترش وبلاگ نویسی و در نتیجه وبلاگستان زبان فارسی از طریق افزایش دسترسی آزاد، آسان و ارزان (رایگان)، فراهم آوردن حداقل امکانات آموزش وبلاگ داری، و تشویق به راه اندازی وبلاگ، باید به عنوان هدفی راهبردی تعیین شود و مورد حمایت قرار گیرد. منبع:پایگاه اطلاع رسانی علوم ارتباطات ایران
[ چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 ] [ 5:22 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
10 خاصیت معجزه اسای اب
* قبل از احساس تشنگی، آب بخورید. * به هنگام فعالیت بدنی آب را قبل از فعالیت، در حین آن و پس از ورزش کردن بخورید. * آب را به نوشیدنی های دیگر ترجیح دهید. * آب بدن را از طریق میوه هایی مانند گوجه فرنگی، هندوانه، طالبی، کرفس و خیار تامین کنید. خوب است بدانید که زمان دقیق مصرف آب اهمیت زیادی دارد و حداکثر تاثیر را روی بدن خواهد گذاشت. * مصرف ۲ لیوان آب، ناشتا، اعضای داخلی بدن را فعال می کند. * مصرف یک لیوان آب نیم ساعت قبل از هر وعده غذایی، به هضم غذا کمک می کند. * خوردن یک لیوان آب قبل از حمام به کاهش فشار خون کمک می کند. * برای جلوگیری از سکته مغزی یا حمله قلبی، قبل از خواب یک لیوان آب بخورید. ۱۰ خاصیت مهم مصرف آب عبارتند از: * سلامت پوست: رطوبت پوست مانع پیری می شود و پوست سالم تر می ماند. * سردرد: ۷۵ درصد مغز هر فرد از آب تشکیل شده است. بنابراین کمبود آب بدن، باعث سردرد می شود. * کمر درد: این ناراحتی بر اثر کمبود مایعات در بدن به وجود می آید. دیسک های موجود در قسمت کمر هر انسان پر از مایعات است و مانند کمک فنر عمل می کند، فعالیت بدنی منظم و میزان کافی مایعات، دیسک ها را آب رسانی کرده و به آن ها اجازه می دهد تا قسمت فوقانی بدن را حمایت کنند. معمولا مایع درون دیسک در تحمل ۷۵ درصد وزن بدن نقش دارد در حالی که خود اسکلت دیسک تنها در تحمل ۲۵ درصد وزن بدن نقش دارد. افت مایعات، اسکلت را مجبور می کند وزن بیشتری را تحمل کند و در نتیجه درد و ناراحتی به وجود می آید. * کاهش عفونت: سیستم لنفاوی موجود در بدن وظیفه دفع ضایعات را دارد. این سیستم قبل از ورود سموم به جریان خون، آن ها را می شکند. آب ناکافی در سیستم لنفاوی در بدن اختلال ایجاد می کند و در نتیجه مقاومت بدن را در مقابل عفونت های خطرناک کاهش می دهد. * تمرکز: آب می تواند سموم موجود در بعضی از فرآورده های غذایی مانند افزودنی ها و مواد نگه دارنده را از کبد دفع کند و باعث فعال تر شدن فرد و افزایش تمرکز می شود. * آرتروز: آب در نرم کردن مفاصل بین استخوان ها نقش اساسی دارد. کمبود آب، سایش بین سطح غضروف ها را افزایش می دهد و در نتیجه باعث درد و ورم مفاصل می شود. * بوی دهان: بوی نامطبوع دهان نشانه بارز کمبود آب بدن است. آب دهان در از بین بردن باکتری های موجود در دهان و آب رسانی به زبان نقش موثری دارد. * گرفتگی عضلات: اکسیژن از طریق خون به عضلات منتقل می شود. در صورت نرسیدن اکسیژن به خون، عضلات اسیدلاکتیک ترشح می کنند که گرفتگی عضلانی به وجود می آورد. آب کافی یعنی تامین اکسیژن خون. *درمان آسم: آسم، مشکل قوه هاضمه و حالت تهوع صبحگاهی را با مصرف آب کافی پیش گیری و یا درمان کنید. * فشار خون بالا: تقریبا ۸۵ درصد حجم خون از آب تشکیل شده است. بنابراین حجم خون با مصرف آب ارتباط تنگاتنگی دارد. به محض افت حجم خون، مویرگ های کم تر فعال بسته میشود تا قسمت های فعال تر به خون کافی دسترسی داشته باشند. با بسته شدن رگ ها، به عضلات فشار وارد می آید و مصرف آب می تواند فشار وارد بر عضلات را تسکین دهد. منبع:
[ چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 ] [ 5:21 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
ظهور منجی در کلام امام خامنه ای
إ ِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بكُمُ اللاَّْواء، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ...(۱) حضرت ولی عصر(عج) در یکی از توقیعات شرفیشان به شیخ مفید، خطاب به شیعیانشان اینگونه بیان دارند که ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و یادتان را از خاطر نمی بریم و اگر جز اين بود، گرفتاريها به شما روي ميآورد و دشمنان، شما را ريشه كن ميكردند... مهربانی، دلسوزی و توجه اهل بیت عصمت و طهارت به شیعیانشان و پیگیری و راهنمایی ایشان حتی در امور شخصی آنها، از اعتقادات پیروان مکتب اهل بیت است. چه بسیار معجزات و کراماتی که بر همین اساس در گوشه و کنار جهان دیده ایم و شنیده ایم. ورای این معجزات خاص و راهنمایی های جزیی، با توجه به بحث تکامل دین مبین اسلام، می طلبد که این پویایی در حوزه دین و زندگی، شامل همه انسان ها شود. به عبارت دیگر شمول این راهنمایی باید عام باشد. در این راستا، تمام کسانی که چنین آیینی و کتبی را برای خود بر می گزینند، باید بتوانند ادعا کنند که این مکتب، ایدئولوژی های موقعیت های مختلف زندگی را در وهله های متفاوت در اختیار آنها قرار می دهد. بر این اساس، مقوله ولایت فقیه، یکی از این معجزات عام برای هدایت بشر است. با توجه به آنچه طرح شد، زعامت پیروان مکتب اهل بیت، در زاویه های مختلف، در زمان غیبت با طرح مبحث ولی فقیه رویکردی کاملا عملی به خود می گیرد. حضرت مهدی در توقیعی به .... می فرمایند: و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الى رواة حدیثنا فانهم حجتى علیكم و انا حجةالله علیهم...(۲) نوشتار ما بسیار کوتاه تر از آن است که بخواهیم این کلام نورانی امام را تفسیر و شرح کنیم. اما اجمالا می توان اشاره داشت که امروزه ولی فقیه، مرجع، مجمع، ملجاء و مرکز تمام ارجاعات شخصی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی قرار می گیرد. این پیش بینی و تمرکز بر روی عنوان ولی فقیه، با شرایط و رویکردهای خاصی که در محل خود مطرح می شود، بیان از معجزی عام برای عامه بشر دارد. با این توصیفات، برای تبیین و تفسیر بهترین رویکرد از آموزه منجی و مهدویت در مکتب تشیع، راسخ ترین گزینه رجوع به همین ولایت فقیه است. با ولی فقیه است که می توان تفسیرهای ناصواب و غلط را دور افکند و معیار و شناختی درست در باب مهدویت و انتظار پیش رویمان قرار دهیم. در این نوشتار بر آنیم تا رویکردهای مختلف این آموزه ها را اجمالا در کلمات و بیانات امام خامنه ای پیگیری و دنبال کنیم. امام خامنه ای و فلسفه انتظار - او وعده الهي و مصداق لطف خدا بر انسانيت و بشريت است. او مستوره و نمونه اي از اوليا و اصفيا و انبيا و برجسته ترين بندگان خداست. او نمايشگر مبلغ فضل الهي بر بني آدم است. اينها چيزهايي است كه خود آنان بيان فرمودند. اگر ما بتوانيم در حد فهم قاصر و ناقص خودمان رشحاتي از اين گفته ها را درك كنيم و بفهميم خيلي برد كرده ايم... امام خامنه ای و مفهوم انتظار - انقلاب اين منطق و معناي غلط و برداشت باطل را يا كمرنگ كرد و يا از بين برد. پس بحمدالله اين معنا امروز در ذهن جامعه ما نيست. اما معناي صحيح انتظار داراي ابعادي است كه توجه به اين ابعاد براي كسي كه مي داند در فرهنگ اسلام و شيعه چه قدر به انتظار اهميت داده شده بسيار جالب است. - يك بعد اين است كه انتظار به معناي قانع نشدن به وضع موجود است “انتظار داريم” يعني هرچه خير و عمل خوب انجام داديم و به وجود آمده كم و غيركافي است و منتظريم تا ظرفيت نيكي عالم پربشود. يك بعد ديگر از ابعاد انتظار دلگرمي مومنين نسبت به آينده است. انتظار مومن يعني اين كه تفكرالهي ـ اين انديشه روشني كه وحي بر مردم عرضه كرده است ـ يك روز سراسر زندگي بشر را فراخواهد گرفت. يك بعد انتظار اين است كه منتظر با شوق و اميد حركت بكند. انتظار يعني اميد. انتظار ابعاد گوناگون ديگري هم دارد. امام خامنه ای و روح انتظار - ما ملت ايران بايد به اين معناي انتظار بيش از گذشته تكيه كنيم؛ چون دنياي بشري به انتظاري كه ما داريم محتاج است. اين اميدي كه در دل ملت ايران وجود داشت و در سايه آن توانست اين كارهاي بزرگ را انجام بدهد ملتهاي ضعيف و مظلوم دنيا امروز به اين اميد احتياج دارند؛ آنها هم بايد اين اميد را پيدا كنند. اگر پيدا كردند و نور اميد در دل ملتها تابيد كارهاي دنيا اصلاح خواهد شد و مشكل ملتهاي مظلوم اگر نگوييم به صورت كامل به صورت معتنابهي ـ ولو در طول چند سال ـ حل خواهد شد. اما اگر اين اميد در دلها نتابد و همان طوري كه شيطانها خواستند مردم مايوس باشند ملتها مايوس بمانند روزبه روز وضع بدتر خواهد شد. امام خامنه ای و رابطه منتظران و امام قائم - رابطه بين شيعياني كه اين اعتقاد را دارند با مقام ولايت و مهدي موعود يك رابطه دايمي است و چه قدر خوب و بلكه لازم است كه يكايك ما قلبا هم اين رابطه را با توجه و توسل و حرف زدن با آن حضرت حفظ كنيم. طبق همين زياراتي كه وارد شده و بعضا ماثور است و به احتمال زياد به خود معصوم (ع) مستند مي باشد اين رابطه قلبي و معنوي بين آحاد مردم و امام زمان (عج) يك امر مستحسن بلكه لازم و داراي آثاري است؛ زيرا اميد و انتظار را به طور دايم در دل انسان زنده نگه مي دارد. امام خامنه ای و اعتماد و اميد امام خامنه ای و جهان امروز - اگر شما به وضع دنيا نگاه كنيد قضيه روشن مي شود. در دنيا قدرتها عالم را بين خودشان تقسيم كرده بودند و روز به روز تسلط و تصرف قدرتهاي بزرگ نسبت به مناطق گوناگون عالم سخت تر و سنگينتر شده است. مثلا امروز دخالت قدرت شيطاني و طاغوتي آمريكا در زندگي ملتها از هميشه بيشتر است. در همه شئون عمده و اساسي ملتها دخالت مي كنند و اين دخالت منحصر به مسايل اقتصادي ملتها نيست؛ بلكه در فرهنگ و سياست و اداره امور و تعيين مديران امور كشورها نيز دخالت مي كنند. اگر كساني در جوامع گوناگون اوضاع را نفهمند و ندانند راحت زندگي مي كنند؛ اما صاحبان فكر و افراد هوشمند و روشنفكر و كساني كه مي فهمند قدرتهاي طاغوتي با زندگي و سرنوشت آنها چه مي كنند حقيقا دنيا براي آنها تيره و تار است و زنداني بيش نيست... حقيقتا انسانهاي هوشمند در بسياري از مناطق دنيا اين گونه زندگي مي كنند. اگر در دلها اميد به روزگار روشن باشد مبارزه ممكن است و اگر اميد بميرد مبارزه و حركت به سمت صلاح هم خواهد مرد. امام خامنه ای و انقلاب بیدارگر - اميد در حال بيداركردن ملتهاست. بدون شك مهمترين وسيله اميد براي ملتها در ده سال اخير پيروزي انقلاب اسلامي در ايران تشكيل حكومت مردم تاسيس حكومت “نه شرقي و نه غربي” و پيشرفت سياست مقاومت در مقابل قدرتهاي استكباري بود. اين وقايع به مردم دنيا ـ خصوصا مسلمانان ـ اميد بخشيد و آنها را بيدار كرد. اين صنع الهي و قدرت خدا بود. - چه قدر تبليغات جهاني اين جمله امام عزيز و فقيدمان را كوبيدند كه فرموده بودند: “ما انقلابمان را به همه عالم صادر خواهيم كرد”. صدور انقلاب به معناي اين نبود كه ما برمي خيزيم و با قوت و قدرت به اين طرف و آن طرف مي رويم و جنگ راه مي اندازيم و مردم را به شورش و انقلاب وادار مي كنيم؛ مقصود امام به هيچ وجه اين نبود. اين كار جزو سياستها و اصول ما نيست؛ بلكه مردود است. آنها اين جمله را اين گونه معنا كردند و آن را كوبيدند. امام خامنه ای و بركات عقيده به امام زمان (عج) به همين خاطر شما مي بينيد كه اين حقيقت مخصوص شيعه هم نيست؛ همه اديان و مذاهب عقيده دارند كه يك منجي و يك دست مقتدر الهي در مقطعي از تاريخ خواهد آمد و در نجات بشر از ظلم و جور معجزه گري خواهد كرد. فرقي كه ما شيعه ها با ديگران و بقيه فرق اسلامي و غيراسلامي داريم اين است كه ما اين شخص عظيم و عزيز را مي شناسيم اسمش را مي دانيم تاريخ ولادتش را مي دانيم پدران و مادر عزيزش را مي شناسيم و قضايايش را مي دانيم؛ ولي ديگران اينها را نمي دانند. آنها عقيده پيدا نكردند يا با خبر نشدند و نمي دانند؛ ولي ما مي دانيم. تفاوت اين جاست. به همين دليل است كه توسلات شيعه زنده تر و پرشورتر و با معناتر و با جهت تر است... - كساني كه مغرض و يا نادان بودند اين طور به مردم ياد داده بودند كه انتظار يعني اين كه شما از هر عمل مثبت و از هر اقدام و هر مجاهدت و هر اصلاحي دست بكشيد و منتظر بمانيد تا صاحب عصر و زمان خودش بيايد و اوضاع را اصلاح كند و مفاسد را برطرف نمايد! - يكي از ابعاد انتظار اعتماد و اميدواري به آينده و مايوس نبودن است. همين روح انتظار است كه به انسان تعليم مي دهد تا در راه خير و صلاح مبارزه كند. - دنيا در طول تاريخ طولاني بشر ادوار سياه و تاريكي به خود ديده است اما بدون شك يكي از تاريك ترين ادوار زندگي بشر و تلخ ترين روزگار عمومي مردم عالم همين روزگار كنوني است و اين به خاطر تسلط روزافزون قدرت هاي شيطاني و بزرگ عالم بر زندگي انسان هاست. امام خامنه ای و آثار اعتقاد به منجي اول از جهت معنوي و روحي و تقرب الي الله و جهات تكامل فردي انسان است. كسي كه اعتقاد به اين مساله دارد چون با مركز تفضلات الهي و نقطه اصلي و كانون اشعاع رحمت حق يك رابطه روحي برقرار مي كند؛ توفيق بيشتري براي برخورداري از وسايل عروج روحي و تقرب الي الله دارد. به همين خاطر است كه اهل معنا و باطن در توسلات معنوي خود اين بزرگوار را مورد توجه و نظر دايمي قرار مي دهند و به آن حضرت توسل مي جويند و توجه ميكنند. نفس پيوند قلبي و تذكر و توجه روحي به آن مظهر رحمت و قدرت و عدل حق تعالي انسان را عروج و رشد مي دهد و وسيله پيشرفت انسان را ـ روحا و معنا ـ فراهم مي كند. اين يك ميدان وسيعي است. هر كسي در باطن و قلب و دل و جان خود با اين بزرگوار مرتبط باشد بهره خودش را خواهد برد. البته توجه به كانون نور بايد توجه حقيقي باشد. لقلقه زبان در اين زمينه تاثير چنداني ندارد. اگر انسان روحا متوجه و متوسل شد و معرفت كافي براي خود به وجود آورد؛ بهره خودش را خواهد برد. اين يك ميدان فردي و تكامل شخصي و معنوي است. جهت و وجه دوم عبارت است از ميدان زندگي اجتماعي و عمومي و آن چه مربوط به سرنوشت بشر و ملتهاست. در اين زمينه اعتقاد به قضيه مهدي و موضوع ظهور و فرج و انتظار گنجينه عظيمي است كه ملتها مي توانند از آن بهره هاي فراواني ببرند. شما كشتي اي را در يك درياي طوفاني فرض كنيد. اگر كساني كه در اين كشتي هستند عقيده داشته باشند كه اطراف آنها تا هزار فرسنگ هيچ ساحلي وجود ندارد و آب و نان و وسايل حركت اندكي داشته باشند؛ كساني كه در اين كشتي هستند چه كار مي كنند آيا هيچ تصور مي شود كه اينها براي آن كه حركت كنند و كشتي را پيش ببرند تلاشي بكنند نه چون به نظر خودشان مرگشان حتمي است. وقتي انسان مرگش حتمي است ديگر چه حركت و تلاشي بايد بكند اميد و افقي وجود ندارد. يكي از كارهايي كه مي توانند انجام دهند اين است كه در اين مجموعه كوچك هر كس به كار خودش سرگرم شود. آن كسي كه اهل آرام مردن است بخوابد تا بميرد و آن كه اهل تجاوز به ديگران است حق ديگران را بگيرد تا آن كه چند ساعتي بيشتر زنده بماند. طور ديگر هم اين است كه كساني كه در همين كشتي هستند يقين داشته باشند و بدانند كه در نزديكي آنها ساحلي وجود دارد. حالا اگر دور و يا نزديك است و چه قدر كار دارند تا به آن جا برسند معلوم نيست؛ اما قطعا ساحلي كه در دسترس آنهاست وجود دارد. اين افراد چه كار مي كنند اينها تلاش مي كنند كه خود را به آن ساحل برسانند و اگر يك ساعت هم به آنها وقت داده بشود از آن يك ساعت براي حركت و تلاش صحيح و جهت دار استفاده خواهند كرد و فكرشان را روي هم خواهند ريخت و تلاششان را يكي خواهند كرد تا شايد بتوانند خود را به آن ساحل برسانند. اميد چنين نقشي دارد. همين قدر كه اميدي در دل انسان به وجود آمد مرگ بالهاي خود را جمع مي كند و كنار مي رود. اميد موجب مي شود انسان تلاش و حركت كند پيش ببرد مبارزه كند و زنده بماند. فرض كنيد ملتي در زير سلطه ظالمانه قدرت مسلطي قرار دارد و هيچ اميدي هم ندارد. اين ملت مجبور است تسليم بشود. اگر تسليم نشد كارهاي كور و بي جهتي انجام مي دهد؛ اما اگر اين ملت و جماعت اميدي در دلشان باشد و بدانند كه عاقبت خوبي حتما وجود دارد اينها چه مي كنند طبيعي است كه مبارزه خواهند كرد و مبارزه را نظ م خواهند داد و اگر مانعي در راه مبارزه وجود داشته باشد او را برطرف خواهند كرد. بشريت در طول تاريخ و در حيات اجتماعي مثل همان سرنشينان يك كشتي طوفان زده هميشه گرفتار مشكلاتي از سوي قدرتمندان و ستمگران و قويدستان و مسلطين بر امور انسانهاي مظلوم بوده است. اميد موجب مي شود كه انسان مبارزه كند و راه را باز نمايد و پيش برود. وقتي به شما مي گويند انتظار بكشيد يعني اين وضعيتي كه امروز شما را رنج مي دهد و دلتان را به درد مي آورد؛ ابدي نيست و تمام خواهد شد. ببينيد چه قدر انسان حيات و نشاط پيدا مي كند. اين نقش اعتقاد به امام زمان (صلوات الله عليه وارواحنا فداه) است. اين نقش اعتقاد به مهدي موعود مي باشد. اين عقيده است كه شيعه را تا امروز از آن همه پيچ و خمهاي عجيب و غريبي كه در سر راهش قرار داده بودند عبور داده است و امروز بحمدالله عزت و پرچم سربلندي اسلام و قرآن در دست شما ملت مسلمان و شيعه ايران است. هرجا كه چنين اعتقادي باشد همين اميد و مبارزه وجود دارد. (۳) پي نوشت ها : ۲. بحارالانوار، ج ۶۶، روایت ۲، ص ۴۸۲، ج ۲، ص ۹۰، روایت ۱۳ و احتجاج الطبرسى، ج ۲، ص ۴۷۰. ۳. گزیده های سخنان امام خامنه ای از روزنامه جمهوری اسلامی و کتاب سيماي معصومين (ع) در آيينه نگاه رهبري نقل شده است. متن مقاله :
[ چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 ] [ 5:21 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
فقه و زندگی
[ چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 ] [ 5:19 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
[ چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 ] [ 5:19 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
سرباز وفادار امام زمان (عج)
[ چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 ] [ 5:18 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
اثري كه به توصيه رهبرانقلاب ترجمه وعرضه شد
كتاب «بصائر الدرجات في علوم آلمحمد (ص)» با توجه به توصيه مقام معظم رهبري به طلاب حوزه، ترجمه و روانه بيست و چهارمين نمايشگاه بينالمللي كتاب شد. به گزارش فارس، كتاب ارزشمند «بصائر
الدرجات في علوم آلمحمد (ص)» از مهمترين و معروفترين منابع كهن حديثي
شيعه در باب علوم اهل بيت (ع) است كه از جمله آثار فقيه جامع و محدث بزرگ
شيعه «محمدبنحسن صفار قمي» به شمار ميرود، وي يكي از اصحاب امام حسن
عسگري (ع) و نيز استاد بسياري از محدثين بزرگ است.
بر اساس اين گزارش، كتاب «بصائر
الدرجات في علوم آلمحمد (ص)» براي نخستين بار و بنا به بيانات مقام معظم
رهبري حضرت آيتالله العظمي خامنهاي در جمع طلاب حوزه علميه قم در مورخ
(۸۹.۰۷.۲۹) توسط عليرضا زكيزاده زماني ترجمه، تصحيح و تعليق و از سوي
انتشارات وثوق روانه بيست و چهارمين نمايشگاه بينالمللي كتاب، شده است.
گفتني است، ترجمه اين كتاب براي نخستين
بار داراي امتيازاتي از جمله «اعرابگذاري كامل متن عربي و جداسازي سند
حديث از متن حديث جهت سهولت تشخيص»، «ترجمه روان فارسي و استفاده از كلمات و
معادلهاي شيوا» و «تصحيح كتاب با استفاده از ۶ نسخه معتبر خطي و مقابله
با كتب معتبر شيعه» است.
اين كتاب كه در دو جلد و ۲۰۰۰هزار صفحه منتشر شده است با قيمت ۲۷۵۰۰تومان به علاقهمندان كتب حديثي ارائه ميشود.
[ سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 ] [ 21:49 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
عکس:نمادهاي فراماسونري در شهر
هرم هاي فراماسونري در چهاراه يافت آباد مركز خريد مبل
در معماري ماسوني هرم با رأس جدا و
يا هرم با رأس نوراني نشان دهنده چشم جهان بين«All seeing eye» است که به
صورت يک هرم و چشم در رأس آن مي باشد. اين نماد مربوط به يکي از خدايان مصر
باستان بوده است
نماد كليساي سن ماري كه يكي از اُبليسكهاي معروف (نماد شيطان) روبروي آن قرار دارد
نمايي از طراحي هاي فراماسونري در چهاراه يافت آباد
نمايي از چهاراه يافت آباد و هرم هاي احداث شده
نماد كليساي سن ماري و هرمي كه رأس آن چشم جهان بين قرار دارد
نمايي از طراحي هاي فراماسوني در چهاراه يافت آباد
فراماسونها معتقدند در ابتداي ورودي
معبد سليمان دو ستون (بوآز و جاشين) قرار داشته و حال اگر اين دو ستون را
در کنار هم بگذاريم عدد 11 را تشکيل ميدهند اين دو ستون دروازه ورود جنها
به دنياي انسانهاست
هرم با رأس جدا نماد چشم جهان بين«All seeing eye» است که به صورت يك هرم و چشم در رأس آن مي باشد.
در معماري ماسوني هرم با رأس جدا و
يا هرم با رأس نوراني نشان دهنده چشم جهان بين«All seeing eye» است که به
صورت يک هرم و چشم در رأس آن مي باشد. اين نماد مربوط به يکي از خدايان مصر
باستان بوده است
نمايي از طراحي هاي فراماسونري در چهاراه يافت آباد [ سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 ] [ 21:49 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
مدفن بی نشان مادر حضرت امام در قم + عکس
"درست شدن كشورها مرهون شماهاست، مرهون شما مادرهاست، خرابی و آبادی كشورها تابع شماهاست." امام خمینی(ره) این جملات را برای مقام والای مادر بیان کرد تا همه بدانند نمی توان به راحتی از کنار زنانی که می توانند تاریخ ساز باشند گذشت اما این جمله امام راحل در حالی بر جایگاه مادر تاکید دارد که سالهاست آرامگاه مادر ایشان در گوشه ای از قم، خاک غربت می خورد. به گزارش رجانیوز از قم، گاهی اوقات
باید دوباره از نو تاریخ را ورق زد تا همیشه در خاطرمان بماند که تاریخ
ایران اسلامی به واسطه فداکاری ها و جسارت های چه افرادی رقم خورد تا
براساس بزرگواری آن افراد و مقامی که در شأن آن هستند آرامگاهی به یادگار
برایشان بسازیم تا نسل های بعد از انقلاب نیز بدانند که آرامش امروز خود را
مدیون چه کسانی بوده اند.
![]() ایران اسلامی برای رسیدن به جایگاه
امروزش فراز و نشیب های بسیاری را پشت سر گذاشته است و در این میان نقش
زنان تاریخ ساز اگر به اندازه مردان نبوده، کمتر از آنان نیز نبوده است،
وقتی سید مصطفی پدر امام خمینی(ره) به شهادت رسید، سید روح الله تنها چند
ماه از عمرش می گذشت، هاجر مادر امام و عمه بزرگوار ایشان مسئولیت تربیت و
نگهداری از امام را بر عهده گرفتند و توانستند بسیار شایسته از پس این
مسئولیت سنگین برآیند چرا که آن کودک یتیم بعدها بنیانگذار جمهوری اسلامی
ایران شد و نامش در جهان بر سر زبانها افتاد.
اما بسیار تاسف آور است وقتی برای
خواندن فاتحه ای برای مادر امام خمینی(ره) به آرامگاه ایشان مراجعه می کنیم
با منظره ای خارج از شأن این زن گرانقدر مواجه می شویم و انگشت افسوس به
لب می نهیم، آری مادری که از سید روح الله کوچک، روح خدا ساخت در مقبره ای
ساده و بی نام نشان در گوشه ای از قم در غربت به سر می برد.
در کنار مزار مادر امام، مقبره خواهر و
عمه گرامی حضرت امام خمینی(ره) نیز در مجاورت امام زاده علی الحارث(ع)، در
میدان الهادی قم واقع شده است و هم اکنون محل مراجعه مردم و علاقمندان به
موسس انقلاب اسلامی است؛ مقبره ای که اگر کسی بدون اطلاع از کنار آن عبور
کند حتی یک درصد هم شکی بر اینکه این قبر، قبر مادر امام است را هم در ذهن
خود وارد نمی کند. مقبره ای ساده در کنار یک میدان در شهر قم.
بی تردید برای ساخت یک مقبره ساده ولی
در خور شان مادر و عمه امام راحل و شناساندن بیشتر جایگاه این بانوی بزرگ
جهان اسلام حداقل برای موسسه ای که داعیه دار حفظ و نشر آثار امام(ره) است
سنگین و سخت است.
با این حال استاندار قم چندی پیش چندی
پیش پس از بازدید از آرامگاه منسوبین به حضرت امام خمینی(ره) بر ساماندهی
محوطه این آرامگاه تأکید کرد.
![]() حجتالاسلام و المسلمین محمدحسین موسی
پور در حاشیه این بازدید در سخنانی اظهار داشت: امام راحل(ره) با احیای
اسلام ناب محمدی(ص) و استقرار نظام اسلامی و نجات ملت از یوغ استبداد و
استعمار حق عظیمی بر همه مسلمین دارد و پاسداشت بانوی بزرگی که چنین شخصیت
کم نظیری را در دامان خویش پرورده، وظیفه ای است که متولیان حفظ، اشاعه و
نشر میراث امام خمینی(ره) تا کنون از آن غفلت کردهاند.
وی افزود: در حالی که مقبره مادر و
خواهر بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی محل مراجعه علاقمندان و عاشقان
امام راحل(ره) است، این مقبره وضع نامناسب و تأسف باری دارد.
استاندار قم خواستار احداث یادبود برای
آرامگاه مادر و خواهر و عمه حضرت امام خمینی(ره) شد و گفت: محوطه پیرامون
این آرامگاه در جوار بقعه متبرکه امامزاده احمد(ع) از نوادگان امام
زینالعابدین(ع) باید به شکل مناسب ساماندهی شود.
وی در پایان تصریح کرد: شهرداری قم و
اوقاف باید هرچه سریعتر بر اساس یک طرح مناسب و شکیل صحن بقعه امامزاده
احمد(ع) را ساماندهی و با ایجاد فضای مناسب در اطراف، مکانی شایسته برای
حضور مردم و دلدادگان امام خمینی(ره) احداث نموده و مقبره مادر گرامی ایشان
را از این غربت به در آورند.
[ سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 ] [ 21:48 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
این مردمان متمدن جامعه آرمانیبساز، برای کاهش این موضوع به نوجوانان
راههای پیشگیری از بارداری ناخواسته را آموزش دادهاند! در حالی که بهتر
بود قبل از آن از رواج عروسکهای باربی باردار جلوگیری میکردند تا
کودکانشان از همان ابتدا نخواهند مانند باربی شوند! وقتی سیاست اغلب
فیلمهای هالیوودی، نمایش بارداری سوپراستارهای مؤنث، به دنیا آمدن
فرزندانشان و به دنبال آن سرازیرشدن موجی از ثروت و ارتقای شغلی و ارثیه
خانوادگی به سوی آنها باشد، باید همچنین وقایعی به دنبال آن به وجود
بیاید! به گزارش جهان به نقل از چار قد :نمی دانم برایت قابل تصور هست که ببینی روزی یک چیز زشت و بد ـ حالا هر چه را که از نظر تو زشت و بد باشد ـ به افتخاری بزرگ بدل شده است؟ ... مثلا فکرش را بکن دزدی بشود افتخار!!! ملت راه بیفتند و شبانه از دیوار خانه هم بروند بالا و صبح روز بعد هم با افتخار سرشان را بگیرند بالا که دیشب جایتان خالی فلان جا رفته بودیم دزدی!!! قبل از اینکه خندهدار باشد، تأسفبرانگیز است... وقتی زشتیها، پلیدیها، بدیها و ناراستیها جامعهای را فرا بگیرد، یقیناً آن جامعه نه پله پله که با سرعتی سرسامآور به سوی سقوط و تباهی پیش میرود. این اصلی است که قبل از اینکه ادیان آن را بیان کرده باشند، وجدانهای انسانی آن را تأیید کردند. این همه در بوق و کرنا کردهاند که پیشرفتهاند، متمدناند، جامعه آرمانی ساختهاند و ... اما جامعه آرمانیای که قرار باشد، بویی از اخلاق نبرده باشد، میتواند جامعه آرمانی به معنی واقعی کلمه باشد؟ ... ماندهام چرا بعضیها اینقدر حرص میزنند برای رسیدن به این جامعه آرمانی؛ جلای وطن میکنند و مصیبتها به جان میخرند که به این جامعه مثلاً آرمانی برسند!!! حکایت جوامع غربی ـ بخوانید جامعه مثلاً آرمانی!!! ـ حکایت هر دم از این باغ بری میرسد، است ... کنار همه فجایع اخلاقیشان، بارداری دختران مجرد و افتخار به این مسئله، دیگر نورٌ علی نور این باغستان!!! است. موضوع بارداری دختران مجرد كه زماني يك رسوايي تلقي ميشد، هماکنون در کشورهای غربی به یک افتخار تبدیل شده است و بسیاری از سیاستمداران غربی نیز آن را تأیید و بهنوعی از آن حمایت نمودهاند. حمایت «سارا پالین» از بارداری «بريستول» دختر ۱۷ سالهاش در مبارزات انتخاباتياش، نمونه بارز سیاسیشدن این رسوایی است. همچنین حمایت «بريتيي اسپيرز» خواننده آمريكايي از بارداری خواهر ۱۷ سالهاش «جيميلين مري اسپيرز» که بچه نامشروع خود را به دنيا آورده است، نمونه دیگری از این رسوایی اخلاقی آمریکایی هاست. عکس خواهر كوچكتر «بريتني اسپيرز» روی جلد یک مجله معتبر آمریکایی در حالي که فرزندش را در آغوش گرفته و جایزه اسکار سال ۲۰۰۸ برای فیلم «جونو» که داستان دختري است كه تصميم ميگيرد بارداري ناخواسته خود را ادامه داده و مادر شود، از دیگر نمونههای سیاستهای امریکا و اروپاست که باعث شده هماکنون در این کشورها بارداری دختران مجرد و نوجوان به یک عرف تبدیل شود. اما این معضل تنها گریبانگیر جوامع غربی نیست؛ چند ماه پیش مقامات دولتی در مالزی نیز اعلام کردند برای مقابله با ناهنجاریهای اجتماعی ناشی از تبعات بارداری دختران نوجوان، برای آنها مدارس ویژهای راهاندازی می کنند تا آنها از ترس ممنوعیت از ادامه تحصیل، بچههای نامشروع خود را سقط نکنند یا سر راه نگذارند. این مردمان متمدن جامعه آرمانیبساز، برای کاهش این موضوع به نوجوانان راههای پیشگیری از بارداری ناخواسته را آموزش دادهاند! در حالی که بهتر بود قبل از آن از رواج عروسکهای باربی باردار جلوگیری میکردند تا کودکانشان از همان ابتدا نخواهند مانند باربی شوند! وقتی سیاست اغلب فیلمهای هالیوودی، نمایش بارداری سوپراستارهای مؤنث، به دنیا آمدن فرزندانشان و به دنبال آن سرازیرشدن موجی از ثروت و ارتقای شغلی و ارثیه خانوادگی به سوی آنها باشد، باید همچنین وقایعی به دنبال آن به وجود بیاید! در این جوامع متمدن و آرمانی، بارداري دختران نوجوان به جاي اينكه نشانهاي از فروپاشي خانواده باشد، بهعنوان يك استراتژي ترقي براي زناني تبديل شده است؛ این در حالی است که به دلیل خودداری اکثر مدارس از پذیرش این دختران، محدودیتهای مختلفی در برابر سقط جنین و نیز فقدان مسئولیتپذیری در میان پسران آمریکایی، اکثر این دختران باید به یک زندگی پرمشقت و سیاه تن دهند؛ این پایانی است که در فیلمهای هالیوودی آن را زیر رنگها و لعابهای دروغین پنهان کردهاند ... [ سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 ] [ 11:55 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
فرزند سردار شهید عبدالحسین برونسی در گفتگو با رجانیوز + وصیت نامه شهید پس از آشنایی با آقای خامنه ای عزیز هدف من عوض شد
پلاك هويت، بخشی از صفحات قرآن به همراه جانماز و مهر، سربند لبيك يا خمينی و لباس بادگير خاكی منقوش به آرم سپاه یادگاری هایی بود که به همراه پیکر مطهر شهید عبدالحسین برونسی غریبانه در شرق دجله به امانت مانده بود تا امسال این شاگرد حقیقی مکتب نینوا به سرزمین مادری بازگردد و به ندای «اين عمار» مقام معظم رهبری را لبيك گوید.پیکرش را که آوردند عاشورایی در سالروز شهادت مظلومه تاریخ در مشهد برپا شد، نمایی از عکسش بر دستان مردم خودنمایی می کرد؛ آری چهره اش غرق در قهقهه مستانه بود و حكايت از عند ربهم يرزقون داشت. صدای بال و پر زدن كبوتران حرم امام رضا(ع) به گوش می رسید، سردار رشید اسلام عبدالحسین برونسی در میان حزن و اندوه و شیون انبوه عزاداران مشهدی بر بال فرشتگان از شهر مشهد تا بهشت مشایعت شد، انتظار زمین برای آغوش گرفتن جسم یکی از پرستوان آسمان شهادت به پایان رسید و شهید برونسی در بهشت رضا به خاک سپرده شد.پيكر شهيد برونسی در عمليات ويژه ای در شرق دجله پس از 27 سال كشف شده و در وعده ای عاشقانه به پابوس امام رضا(ع) آمد، بازگشت پیکر شهید برونسی به خراسان رضوی، دهه فاطمیه امسال را عاشورایی کرد.اما این پایان راه نیست چرا که عملیات بدر و شهادت تو نامت را هماره بر سينه كش تاريخ ماندگار کرده و پيامت بر پيشانی بند اعصار، جاودانه خواهد ماند و هيچگاه غبار فراموشي ردپای تو را از ذهن ها محو نخواهد كرد. به قول سيد شهیدان اهل قلم : "در عالم رازی است كه جز به بهای خون فاش نمی شود". آنچه
می خوانید حاصل گفتگوی رجانیوز با مهدی برونسی، فرزند دوم شهید برونسی
پیرامون خصوصیات اخلاقی و رفتاری این شهید بزرگوار و همچنین مسائلی که بعد
از بازگشت شهید مطرح شد: با خون گلویش روی خاک نوشت لبیک یا خمینی، جانم زهرا اخلاص و لقمه های حلال تاثیر خود را روی پدرم گذاشته بود و ولایت پذیری پدرم از امام خمینی(ره) به اندازه محبت او به حضرت فاطمه زهرا(س) بود، همرزمانش برای مادرم نقل کرده اند که پدر در جبهه پس از اصابت گلوله به گلویش، با خون خود روی خاک نوشت دورود بر خمینی، جانم زهرا(س). شهید برونسی با این کار ارادت خود را به حضرت امام (ره) نشان داده است، در بیشتر عملیات ها پدرم سربند لبیک یا خمینی و یا زهرا را به همراه داشته که در عملیات بدر سربند لبیک یا خمینی به پیشانی اش بوده که پیکرش هم با همین سربند پیدا شد.
در دوران حیات علاقه عجیبی به آقا داشت پدرم حضرت آقای خامنه ای را خیلی دوست داشت و علاقه عجیبی داشت و با ایشان خاطره هایی هم داشته، در وصیت نامه اش در ارتباط با ایشان از عشق و علاقه اش می گوید و ایشان را با نام "سید علی عزیز خودم" خطاب می کند که در فیلم و مصاحبه هایش مشخص است. در وصیت نامه اش خطاب به همسرش نیز نوشته است، "همسرم از وقتی من با این سربند فاطمه و نائب بر حق امام زمان آشنا شدم به خصوص از وقتی که با شاگرد ایشان آقای آیت الله خامنه ای عزیزم آشنا شدم، هدف من عوض شده، اینها هستند که استقامت کردند در راه خدا و ثابت کردند که دین خدا را باید یاری کرد..." اکنون گویا سری در بازگشت پیکر شهید برونسی همزمان با شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) وجود دارد، پیکر شهید برونسی یک دنیا پیام است شاید برای یاری آقا آمده برای لبیک به این عمار، کسی نمی تواند سر ایشان را فاش کند تجزیه و تحلیل آن خیلی سخت است. هر کس تحلیل خاص خود را دارد. اما پیکر شهید برونسی هدیه ای از حضرت زهرا(س) بود که در ایام فاطمیه پیدا شد و در روز شهادت حضرت زهرا(س) در بهشت رضا به خاک سپرده شد. مردم مشهد هر ساله با شور و حال خاصی برای حضرت زهرا(س) عزاداری می کنند اما امسال آنقدر اجتماع عظیمی به عشق دیدن فرزند زهرا جمع شده بودند که بسیار قابل توجه بود، تمام رسانه ها این مراسم را خوب پوشش دادند اما انتظار می رفت که رسانه ملی ویژه تر به این موضوع بپردازد. بدون انجام آزمایش هم می دانستیم پیکر پدرمان بازگشته است روز اول که سردار باقرزاده رئیس کمیته مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح آمدند منزل ما، حامل پیامی بودند گفتند پیکر شهید برونسی را پیدا کرده ایم اما یکی از برادرانم با این استدلال که شهید برونسی گفته بود من بر نمی گردم، پیکر پیدا شده را به عنوان پیکر پدر قبول نداشت، هر چند که این موضوع در یک خانواده 9 نفره می تواند پیش آید، اما پس از آنکه آزمایش DNA انجام شد و پیکر را دیدیم برادرم مطمئن شد که این پیکر پدر است و حسابی از گفته خود پشیمان شد اما متاسفانه تعدادی از سایت ها و خبرگزاری ها در این باره دورغ نوشتند و وانمود کرده اند که ما پیکر را قبول نکرده ایم. خواهر کوچکترم پس از پیدا شدن پیکر و در زمان انجام آزمایش، خواب دیده بود، در خواب پدرم به خواهر کوچکم زینب گفته بود شما چرا اینقدر طول می دهید، من خودم آمدم.مادرم هم در عالم رویا یا خواب دیده بود که پیکر پدر را می خواهند غسل دهند، شهید برونسی گفته بود من به غسل نیازی ندارم. اما برای اینکه مقداری شک و تردید برطرف شود تصمیم گرفتیم آزمایش دهیم که قطعیت موضوع روشن شد. مهم ثابت قدم بودن در خط ولایت فقیه است به لطف خدا و عنایت شهید بزرگوار، عشق به ولایت در تک تک اعضای خانواده شهید برونسی وجود دارد و همه با عشق به رهبری در خط ولایت فقیه هستند. در وصیت شهید برونسی هم آمده که راهی که رفتم با ولایت بود که ثابت قدم ماندم زیرا مهم ثابت قدم بودن و ماندن است. وصیتنامه سردار شهید عبدالحسین برونسی بسم رب الشهدا و الصديقين وصيتي است كه به خانواده عزيزم و به رهروان راه حق و حقيقت و آنچه كه ميگويم از صميم قلب و با چشم باز اين راه را پيمودهام و ثابت قدم ماندهام و اميدوارم كه اين قدمهايي كه در راه خدا برداشتهام خدا آنها را قبول درگاه خودش قرار بدهد و ما را از آتش جهنم نجات بدهد. فرزندانم خوب به قرآن گوش كنيد و خودتان را به قرآن متصل كنيد و اين كتاب آسماني را سرمشق زندگيتان قرار بدهيد. بايد از قرآن استمداد كنيد و بايد از قرآن مدد بگيريد و متوسل به امام زمان باشيد ولي فرزندان من، بايد به اينهايي كه ميگويم شما خوب عمل كنيد اين تكليفي است برعهده شما. نگوييد آنان را كه كشته ميشوند در راه خدا مردگانند بلكه زندهاند ايشان، ولي شما در نمييابيد... و هر آينه فرزندانم خدا شما را به اين آيات قرآن آزمايش ميكند حواستان جمع باشد، خيلي خوب جمع باشد و هميشه آيات قرآن را زمزمه بكنيد تا شيطان به شما رسوخ پنهاني نكند.
... اينها هستند كه استقامت كردند در راه خدا، و ثابت كردند كه د ين خدا را بايد ياري كرد و به آنها، ملائكههاي آسمان و ملائكههاي مقرب خدا و فرشتگان خدا نازل شده. آنها را بشارت داند، به كجا بشارت دادند؟ به همانجايي كه انبيا خدا يعني به بهشت بشارت دادند. اين بشارتي است كه از طرف خدا مأموريت پيدا ميكند به وسيله فرشتگان كه به اين شهيدان راه خدا موقعي كه از مركبشان ميفتند و در راه خدا شهيد ميشوند، مي گويند ديگر از گذشته خود هيچ حزن و اندوهي نداشته باشيد. شما را به همان بهشت انبياء وعده ميدهيم. پس فرزندانم، تلاش بكنيد اين فرزندان اسلام اي همه انسانها تلاش كنيد تا مشمول صلوات و رحمت خدا قرار بگيريد. اگر شما مشمول رحمت و صلوات خدا قرار بگيريد. به هيچ بنبست و گمراهي برنخواهيد خورد. حق را دريابيد و پيش برويد اين قرآن است. اين پيام خدا است. و اين رسالت خداست و اين رسالت همه انبيا خداست بايد هجرت كنيم. رسول هدا ميفرمايد: اين زندگي دنيا به منزله اين است كه انسان انگشت خودش را به آب دريا بيندازد و بالا بكشد چقدر از آب دريا برداشتهايد؟ شما آيا به اين رسيدهاي كه چقدر از آب دريا برداشتهاي؟ بايد شما خوب توجه كنيد دنيا به منزله آخرت اين جور است. ... انسان بايد بفهمد كه عالم آخرت چقدر بزرگ است و نعمتهايي كه در آنجا براي رهروان راه انبيا هست و به حرف و به زبان و به گفته، هيچكسي نميتواند توصيف آنها را بكند. اين چند روزه دنيا، قابل آن نيست كه شما به گمراهي برويد و به اين طرف و آن طرف بزنيد. فرزندانم شما را به نماز و شما را به اقامه نماز سفارش ميكنم همان سفارشي كه لقمان به فرزندش كرد كه نماز را به پا داريد امر به معروف و نهي از منكر كنيد. فرزندان عزيزم، از قرآن مدد بجوييد و از قرآن سرمشق بگيريد تا به گمراهي كشيده نشويد، اين هدف قرآن است و اين هدف همه انبياء خداست. من كه اين آيات را براي شما ميخوانم از صميم قلب ميخوانم. چند شب ديگر به طرف دشمن روانه ميشوم و اگر برنگشتم اميدوارم كه شما به قرآن بپيونديد و به اين وصيتهايي كه مرن كردم عمل كنيد و من هنوز هم صحبت دارم. بايد به شما تذكر بدهم. اي فرزندانم، باز شما را به قرآن توصيه ميكنم، هيچ راهي بهتر از راه قرآن نيست. [ سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 ] [ 11:49 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
روایت یک خبرنگار آمریکایی از انقلاب مردم بحرین؛ مساجدی که به پای نظامیان آل سعود قربانی میشوند
"روی گوتمن" یکی از خبرنگاران آزاد آمریکایی است که تاکنون افشاگریها و انتقادات فراوانی را علیه اقدامات ضدحقوق بشری دولت آمریکا و مقامات کاخ سفید بیان کرده است. به گزارش رجانيوز، گوتمن که عضو انجمن
خبرنگاران حرفهای جهان هم هست، در هفتههای اخیر به بحرین رفته تا از
نزدیک در جریان انقلاب مردم این کشور علیه حکومت آل خلیفه باشد؛ حکومتی که
چند دهه است این کشور را به طور غیرقانونی اداره میکند و آزادیهای
اجتماعی و سیاسی مردم را محدود کرده است.
متن زیر، روایت آقای گوتمن از مشاهدات
عینی خود در این کشور و وضعیت ناگوار حقوق بشر در بحرین و سکوت مطلق سران
کاخ سفید درباره جنایات رژیم آل خلیفه است که در روزنامه "مک کلاتی" ایالات
متحده منتشر شده است:
«آیلا» یکی از شهرهای کهن و قدیمی کشور
بحرین است که هنوز می توان مقبرههایی به قدمت ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح
را در آن مشاهده کرد. مسجد زیبا و تاریخی "امیر محمد بربغی" هم یکی از آثار
باستانی و ارزشمند در این شهر است که به عنوان یکی از زیباترین مساجد
مسلمانان در اسناد جهانی ثبت شده است؛ مسجدی که متاسفانه امروز تنها رد
چرخهای بولدوزرها به جای آن دیده میشود.
مسجد "شیخ مومن" هم یکی دیگر از مراکز
مهم عبادت مسلمانان و بخصوص شیعیان در شهر النویدرات بحرین بود؛ جایی که
اولین حرکت انقلابیون در ۱۴ ماه فوریه علیه حکومت شروع شد و دارای نقوش
هنرمندانه و معماری بسیار زیبا و تاریخی بود که دارای چشم اندازی هنری و
رواقهای چشم نوازی داشت که در روزهای اخیر توسط نیورهای نظامی آل سعود و
آل خلیفه تخریب شده است.
«ابوهادی» مردی ۵۲ ساله که از اهالی
این منطقه است، با افسوس از خاطرات شیرین خود درباره عبادت در این مسجد
میگوید: هنگامی که من کودک بودم، برای نماز به همراه پدر بزرگم به این
مسجد میرفتیم. این منطقه بسیار سرسبز بود و با درختان زیبا و چشمههای آب
شیرین یکی از اماکن مورد علاقه بحرینیها بود.
ابوهادی آهی میکشد و ادامه میدهد:
چرا آنها این مسجد را خراب کردند؟ ما دهها سال در این مسجد عبادت
میکردیم اما دولت بدون توجه به این مساله، در عرض چند دقیقه با بولدوزر
همه خاطرات تاریخی و مذهبی ما را ویران کرد.
چراغ سبز اوباما برای ریختن خون قرمز شیعیان
رژیم آل خلیفه در روزهای اخیر
دادگاههای مخفیانه و غیرعلنی برگزار کرده و با بیعدالتی، برای معترضان
حکم اعدام میدهد و سیاستمردان، پزشکان و پرستارانی را که به مجروحین کمک
کردهاند، مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار میدهد. پادشاه این کشور کوچک
تاکنون بیش از ۱۰۰۰ نفر از جوانان شاغل را بیکار و حقوق آنها را نیز
مسدود کرده است. حتی دانش آموزان و معلمانی که در اعتراضات شرکت کردهاند
نیز از دست آل خلیفه در امان نبوده و بازداشت شدهاند. ماموران حکومتی به
خبرنگاران هم حمله میکنند و با زور آنها را مجبور میکنند که انتشار
روزنامههای خود را متوقف کنند.
با این حال و با وجود همه این تخریبها و
جنایات علیه مردم بحرین، هیچ وقت اوباما از این خراب کاریها صحبتی نکرده
است. به هر حال بحرین به کمک شریک خود عربستان سعودی و یار همیشگی خود یعنی
آمریکا که میزبان ستاد مرکزی ناوگان پنجم دریایی آن در خلیج فارس است، این
جنایات را انجام میدهد و هیچکدام از مراجع قانونی و حقوقی در جهان هم
واکنشی نسبت به آن نشان نمیدهند و روند ویران کردن اماکن مقدس شیعیان
بحرینی همچنان ادامه دارد. به علاوه، نیورهای نظامی آل خلیفه شبانه به منزل
رهبران انقلاب هجوم میبرند و در تاریکی شب آنان را دستگیر و به نقاط
نامعلومی منتقل میکنند که از سرنوشت بسیاری از آنها خبری در دست نیست.
از سوی دیگر، "شیخ خالد بنعلی
آلخلیفه" وزیر دادگستری و امور اسلامی بحرین در یک مصاحبه از روند
تخریبها حمایت کرده و مدعی شده که این مساجد بطور غیر قانونی ساخته
شدهاند و میبایست تخریب میشدند! این در حالی است که تاریخ ساخت بیشتر
این مساجد به سالهای دور برمی گردد؛ سالهایی که اصلا نام و نشانی از
خاندان آل خلیفه نبوده است.
گفتنی است "خلیفه ابن سلمان آل خلیفه"
با ۷۵ سال سن، بیش از ۴۰ سال است که بر مسند قدرت تکیه زده که یکی از
رکورداران داشتن چنین پستی در جهان است. در این میان سکوت شبکههای خبری
عرب زبان مانند الجزیره و العربیه در مورد این جنایات هم معنادار به نظر
میرسد.
ادامه مطلب [ سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 ] [ 11:49 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
[ سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 ] [ 11:42 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
عکس/ شکارچی «میرکاوا» قبل از شهادت در کنار «سید حسن»
«ربیع قصیر» پس از شهادت دو برادرش متولد شد و تقدیر چنین بود که او
هم به یکی از مجاهدان مقاومت اسلامی لبنان تبدیل شود. او در جریان جنگ 33
روزه لبنان ، افتخار شکار 5 تا 8 تانک ضد هسته ای میرکاوا را به نام خود
ثبت کرد.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، یکی از شهدای شاخص حزب الله لبنان در جریان جنگ 33 روزه، ربیع جعفر قصیر نام دارد. «ربیع» عضوی از خاندان بزرگِ «قصیر» بود که در بدنه ی مقاومت اسلامی لبنان حضوری بسیار پررنگ دارند. برادر ارشدِ «ربیع» در سال 1362 ،اولین عملیات استشهادی که حزب الله لبنان ، مسئولیت آن را رسما پذیرفته است ، در سال 1362 ، توسط برادرِ ارشدِ «ربیع» ، یعنی شهید احمد قصیر انجام گرفت که بنا بر آمار تایید شده توسط ارتش صهیونیستی طی آن بیش از 140 تن از کادر ارتش اسراییل به درک واصل شدند. در 40 سال گذشته ، هیچ گاه رژیم صهیونیستی در یک روز متحمل خسارتی چنین سنگین نشده بود. در تهران نیز خیابانی به نام احمد قصیر نامگذاری شده است . فرزند ِ دیگر خانواده قصیر نیز چند سال بعد در نبرد با متجاوزین صهیونیست به شدت زخمی شد و بر اثر همین جراحات به شهادت رسید. «ربیع قصیر» پس از شهادت دو برادرش متولد شد و تقدیر چنین بود که او هم به یکی از مجاهدان مقاومت اسلامی لبنان تبدیل شود. ربیع در جنگ 33 روزه لبنان ، با نام عملیاتی « حاج علی» به عنوان مسئول یک تیم ضد زرهی وارد میدان شد و پس از شکار 8 تا 10 تانک ضد هسته ای میرکاوا ، در روز 27 جولای 2006 توسط هواپیماهای ارتش صهیونیستی ، هدف موشک قرار گرفت و به شهادت رسید. عکس زیر که شهید ربیع قصیر را در حال بوسیدن دستان سید حسن نصرالله نشان می دهد ، چند ساعت قبل از شهادت او برداشته شده است و برای نخستین بار توسط مشرق منتشر می گردد. روحمان با یادش شاد [ سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 ] [ 11:26 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
کلاهبرداری کم نظیر چینی ها! + عکس
هرچند این روزها تقریبا اجناس چینی گوشهگوشه زندگی ما، به ویژه
زندگی دیجیتال ما را پر کردهاند، هنوز خرید اجناس چینی با تنها مزیت
ارزان قیمت بودن، چندان نمیتواند رضایت خاطر و اطمینان ما را جلب کند.
به گزارش مشرق به نقل از پیسیآر آنلاین، این تجربهای است که یک شهروند روسی با نادیده گرفتن تجربه دیگران و خرید یک هارد درایو ۵۰۰ گیگابایتی چینی به آن دست پیدا کرده است. این شهروند روسی که در مناطق مرزی روسیه با چین زندگی میکند، در سفری به چین با دیدن قیمت فوقالعاده ارزان یک هارد درایو ۵۰۰ گیگابایتی با برند سامسونگ برای خرید آن وسوسه میشود، اما هنگامی که برای ریختن اطلاعات به درون این هارددرایو اقدام می کند متوجه میشود که این هارددرایو خیلی کمتر از آنچه بر روی آن نوشته شده است، ظرفیت دارد. او با مراجعه به یک مرکز تعمیرات رایانه در کشور خود مشکل خود را مطرح می کند که این مرکز با گشودن پشت این هارددرایو به عمق فاجعه پی میبرد. همانطور که از تصویر پیداست متخصصین تقلب و جعل قطعات تنها با ساخت قاب هارد درایوهای سامسونگ و چسباندن دو مهره بزرگ برای رسیدن به وزن لازم، تنها یک فلش درایو ۱۲۸ مگابایتی را در درون هارددرایو قرار دادهاند. بنا به اعلام این مرکز تعمیرات قطعهساز چینی سپس با هک کردن فیرمویر این حافظه فلش کاری کرده تا در هنگام اتصال اولیه این حافظه فلش به صورت ظاهری حافظهای معادل ۵۰۰ گیگابایت را نشان دهد؛ اما در هنگام ریختن اطلاعات بر روی آن، مشتری فریب خورده تازه متوجه ماجرا میشود. به تازگی، از این گونه حافظه ها در گذرگاههای مرزی به ویژه در مناطق مرزی غرب کشور نیز دیده شده و حافظههای فلش با ظرفیت بالا اما با قیمتی پایین به فروش میرسد که تنها سود هنگفتی را عاید افراد فرصتطلب میکند. با توجه به نبود مرجع رسیدگی به این گونه اقدامات، بجاست کاربران ایرانی خود از خرید این گونه حافظهها خودداری کرده و به خرید اجناس با گارانتیهای معتبر داخلی اقدام نمایند. [ سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 ] [ 11:25 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
عکس/مسافرِ خوش تیپِ کربلا!
عکس زیر هم یکی از همین مجاهدان سال های دفاع مقدس است که لباس جهادی
خاص خودش را به تن کرده . نمی دانیم او امروز زنده است یا به شهادت رسیده
اما واقعا برای رسیدن به محضر ابا عبدالله الحسین (صلوات الله علیه) خیلی
خودش را خوش تیپ کرده بوده.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، بعضی از بر و بچه های ِ جنگ ، تا روز قبول قطعنامه هم زیر بار لباس فرم و پوشش استاندارد جبهه نرفتند. پاسدار و بسیجی هم نداشت، توی هر دو گروه آدم هایی بودند که لباس جهادشان را با سلیقه شخصی انتخاب می کردند. حتی این تفاوت لباس رزمی ، گاهی شامل یک یگان رزمی هم می شد.مثلا اکثر نیروهای گردان میثم ، از لشکر 27 محمد رسول الله(صلوات الله علیه) در جبهه لباس های خاص خودشان را می پوشیدند و نمونه های دیگری از این دست. عکس زیر هم یکی از همین مجاهدان سال های دفاع مقدس است که لباس جهادی خاص خودش را به تن نموده است . نمی دانیم او امروز زنده است یا به آرزویش رسیده و میهمان سفره سید الشهدا(صلوات الله علیه) است اما واقعا برای رسیدن به محضر ابا عبدالله الحسین (صلوات الله علیه) خیلی خودش را خوش تیپ کرده بوده. زهی سعادت.
[ سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 ] [ 11:25 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
بمب گوگلی بحرین راه اندازی شد
برخی از فعالان سایبری، در اقدامی خودجوش در شبکه های اجتماعی اقدام
به راه اندازی بمب گوگلی در حمایت از مردم مظلوم بحرین کرده اند.
به گزارش مشرق به نقل از رسا، برخی از فعالان سایبری، در اقدامی خودجوش در شبکه های اجتماعی اقدام به راه اندازی بمب گوگلی در حمایت از مردم مظلوم بحرین کرده اند. بر اساس این گزارش، سازندگان این بمب معتقدند، در حالی که موتورهای جستوجو هنگام سرچ کلمه «بحرین» تنها به نشان دادن موقعیت جغرافیایی، کنسرت موسیقی یا دعواهای قدیمی ایران و بحرین اکتفا می کنند، این اقدام کمترین کاری است که در فضای مجازی در مقابله با ظلم و ستمی که بر مردم مسلمان بحرین روا داشته می شود, می توان انجام داد. بمب گوگلی بحرین، از بخش های مختلفی همچون بحرین در وبلاگستان، بحرین در رسانه ها، بحرین از نگاه دوربین، نماهنگ، همراهان ما و لوگوها تشکیل شده است که به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی در معرض دید کاربران است. در صفحه نخست این وب سایت با عنوان «آیات سرخ» می خوانیم: علاقه مندان می توانند، بمب گوگلی بحرین را از نشانی اینترنتی http://www.todaybahrain.com مشاهده و با پیوند دادن و درج لوگوی این پایگاه، با مردم بحرین همراهی کنند. [ سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 ] [ 11:25 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
چرا بازی های ضداخلاقی به راحتی مجوز می گیرند؟ + عکس
ظاهرا برای فرهنگ نیازی به استفاده از کارشناس متعهد نیست! استفاده
از چنین کارشناسانی نشان می دهد محل رجوع باصطلاح کارشناسی امور فرهنگی
نظام جمهوری اسلامی می تواند خانمی باشد که حجاب او مانتو کوتاه است، یا
کسی باشد که مطالب کودتاچیان سبز را لینک می کند ...
به گزارش خبرنگار مشرق، چند سالی است با تاسیس
بنیاد ملی بازی های رایانه ای، کار رده بندی سنی و تعیین مجاز و غیرمجاز
بودن بازی های رایانه ای و ویدئویی ،این رسانه جدید و نوظهور به این نهاد
غیردولتی واگذار شد که متاسفانه تا به امروز شاهد عدول از سیاست های نظام
اسلامی و شکسته شدن خطوط قرمز هستیم.
به چه دلیل پا را از این فراتر می نهند و به بازی هایی که در آن زنان به صورت نیمه برهنه حاضر می شوند مجوز می دهند؟
بنیاد
ملی بازی های رایانه ای چند سالی است این رویه را در پیش گرفته است و شاید
دلیل آن عدم توجه به تعهد کارشناسان و متخصصان در آن مجموعه باشد . به
راستی کدام کارشناسان فرهنگی و دینی با کدام معیار در بنیاد ملی بازی های
رایانه ای تشخیص داده اند که این بازی ها با معیارهای نظام اسلامی همخوانی
دارد ؟
[ سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 ] [ 0:37 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
عکس/ شوخیِ سرداران
عکس زیر نمونه ای از این دست است که نشانگر روحیه مطایبه در میان
سرداران یک یگان تهرانی می باشد. مانند چنین تصویری را به سختی می توان در
یگان های رزمی شهرستان هایِ صاحب یگان مستقل پیدا کرد.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ،یکی از ویژگی های رزمندگان 8 سال دفاع مقدس ، شوخ طبعی و مطایبات رایج در میان آنان بود. این قبیل روحیات در لشکر های استان تهران و اصفهان به اوج خود می رسید. عکس زیر نمونه ای از این دست است که نشانگر روحیه مطایبه در میان سرداران یک یگان تهرانی می باشد. مانند چنین تصویری از سرداران را به سختی می توان در یگان های رزمی شهرستان هایِ صاحب یگان مستقل پیدا کرد. در این تصویر ، جمعی از کادر بلندپایه ی لشکر 27 محمد رسول الله (صلوات الله علیه) دیده می شوند.(احتمالا حاج عباس کریمی در زمان برداشته شدن این عکس ، فرمانده واحد اطلاعات و عملیات لشکر بوده است).
[ سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 ] [ 0:34 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
زخم مردم پایتخت را چهکسی میبیند؟+تصاویر
عده ای آنچنان بی صبر فروش و دریافت مبلغ هستند که حقی برای دیگران
قائل نمی شوند و با یک اسپری بزرگ بر روی شماره های دیگران، بزرگ و خوانا،
سن و سال و گروه خونی شان را نوشته اند و اینچنین است که حتی در دنیای
مظلومان هم گروهی به گروهی دیگر ظلم می کنند.
مشرق به نقل از آینده، کلان شهر تهران، فرصتی با انتهایی ناپیدا برای کسب درآمد و ارتزاق است، البته اگر جنس تان با جنس پایتخت یکی شود و ابایی نداشته باشید که حرام و حلال زندگی تان بالا و پایین شود؛ این پایتخت دوست داشتنی زیر پوستش اتفاقاتی رخ می دهد که هیچ یک از ما خبری از آنها نداریم.
اما بسیاری از آنهاست که هر روز از کنارش عبور میکنیم و اگر دلمان گرفته باشد، در نهایت برایش آهی می کشیم. زخم هایی کهنه بر روی پوست شهر که نه تنها درمان نیافته، بلکه روز به روز وسعت پیدا کرده و در نهایت با چرک و خون ظاهرش آنچنان مشمئزکننده شده که هر عابری را وادارد بینی احساسش را بگیرد تا آلودگی مشامش را نیازارد، غافل از آنکه این زخم بر تن همان عابر است و رهگذر ساده دل زخم هایش را بر آینه دیوار می نگرد.
زخم ها سر نبسته بودند که سر باز کنند؛ زخم ها سال هاست همین جا هستند. تاریخ ها نه برای ماه ها که متعلق به سال ها تا اکنون است و دریغا که آنچنان کهنه شده اند که دیگر دردشان یک عادت بی ارزش شده و نه غمی بر می انگیزد و نه تلاشی برای بهبود. گاه گاهی، کهنه ای بر رویش می گذاریم تا کسی خون مردگی ها و زردابه بسته بررویش را نبیند و به واسطه آنکه بیمار هستیم، تحقیر و تمسخرمان نکند. زخم ها از سالیان دور هستند و چه عجیب بر تن تک تک ما نقش بسته اند. هرچند بر تن گروهی مان عیان گشته و بر تن گروهی دیگر همچنان مستتر است، اما دریغا که این زخم فراگیر است.
اینجا گوشه ای از این زخم است؛ گوشه ای از تهران. در حاشیه مریض خانه ای که مردم به قصد پیوند کلیه به آن مراجعه می کنند. بیمارستان فیروزگر در میدان ولی عصر مملو از این صحنه ها است. شماره هایی که به تاریخ ها گره خورده اند تا مشتری دچار زحمت نشود و به فروشندگان کلیه ای مراجعه نکنند که جنس شان تمام شده است!
اینجا خودروها سریع دور میزنند و عابرها نیز در مواجهه با این نوشتارها سرعت می گیرند. انگار دیگر کسی دوست ندارد تلخی حقیقت را به جان بخرد و زخم ها جزئی از جانمان شده اند که نه تنها از بهبودشان ناامیدیم، بلکه باور کرده ایم این زخم ها آهسته آهسته وسیع تر میشوند و نمیتوان حتی متوقفش کرد.
همه وقایع اینجا برای همه اهالی محل عادی است؛ به خصوص برای اهالی این خیابان ها که باید احساس آزار و اذیت کنند، هم همه چیز عادی شده و به جز سرکی که هنگام نظاره طولانی مدت این آگهی های دیواری از پنجره به قصد کنجاوی می کشند، تا ببینند به چه مقصودی این همه مدت محو این اوضاع شده ایم، خبری نیست. اینجا اگر یک اسپری بزرگ برداری و بر در و دیوار اهل محل بزرگ بنویسی: «کلیه فروشی، هیچ همسایه ای یقه ات را نمی گیرد» و حتی تشری نمی زند؛ همه چیز عادی عادی است.
اینجا در هر نقطه ای آگهی نوشته اند. عدد شماره ها از چندصد شماره فزونی دارد و تازه این در حالی است که یکی از رهگذران ثابت خیابان جلویمان را میگیرد و نشانی یکی دو بیمارستان دیگر را هم می دهد که اطرافشان مملو از این شماره ها است؛ شماره هایی که دیوارهای چند ده متری را سیاه کردند و به حکم زخممان، ساعت به ساعت گسترش می یابند.
بانوی سال خورده دیگری که خود را جرم شناس میخواند، در مقام عابر داوطلبانه پیش می آید و هم کلام می شود و می گوید: «اینها درد است اما دریغا؛ کسی به اینها توجهی نمی کند. بعضی وقت ها که عبور می کنم، برخی از فروشنده ها، ایستاده اند که اگر متقاضی آمد، همان جا بفروشند و این اتفاق سریع بیفتد و متقاضی کلیه سراغ شماره ها نرود. هر روز هم این شماره ها بیشتر می شود و من یاد علل جرم زایی می افتم که بزرگ ترینش فقر است.»
برخی عجله دارند و با عبارتی چون فوری و زیرقیمت، آدم را یاد بنگاه های خرید و فروش خودرو می اندازند. انگار تکه ای از تن کالایی کم ارزش شده که هرچندصدتایش را بخواهی می توان با قیمتی کمتر از یک خودرو قابل قبول خریداری کرد و چه مشتاقانی که درد زندگی شان بالا زده و چاره ای ندارند جز فروش تکه ای از تنشان را.
عده ای آنچنان بی صبر فروش و دریافت مبلغ هستند که حقی برای دیگران قائل نمی شوند و با یک اسپری بزرگ بر روی شماره های دیگران، بزرگ و خوانا، سن و سال و گروه خونی شان را نوشته اند و اینچنین است که حتی در دنیای مظلومان هم گروهی به گروهی دیگر ظلم می کنند تا زودتر تنشان تکه تکه شود و در قبال بهبودی بخشیدن به همنوعی، رقمی دریافت کنند و به زخم زندگی بزنند؛ اینها را هیچ گاه شاید همسر و مادر فروشندگان کلیه نیز درنیابند، چرا که نه دستی قطع میشود و نه پایی بریده خواهد شد.
چرخی که در این خیابان ها بزنی، قیمت هم مشخص می شود. نرخ بازار، 15 میلیون تومان است که اگر خریدار نیاز فوری داشته باشد تا 20 میلیون تومان هم افزایش می یابد و اگر فروشنده احتیاج داشته باشد به 10 میلیون تومان هم می رسد و در این میان برخی نیز قیمت را رقم انجمن کلیه اعلام می کنند. کلیه ای که دیه مرده اش 24 میلیون تومان است، زنده و سالمش 15 میلیون تومان معامله می شود و دو طرف بازی در اصل سود نمی کنند و البته بازنده اصلی فروشنده در مانده ای است که آخرین تیر ترکشش فروش بخشی از تنش است.
این جماعت قطعاً آبرودار هستند که فروختن گوشتشان را به تن فروشی و دزدی و کلاهبرداری ترجیح داده اند و در این شهر کثیف، خود را به رنگ دیگران در نیاورده اند. برای این آبرو ارزشی والا قائلیم و بدین سان، تلاش شد تمام یا بخشی از شماره های تماس این عزیزان در تصاویر محو شود و آبروی این بزرگواران حفظ شود؛ بزرگوارانی که یادمان می اندازند هنوز با شرف زندگی کردن و تن به بی شرفی ندادن، امکان پذیر است، حتی به قیمت فروش کلیه.
بازی رنگ ها روی در و دیوار دیگر ارزش هنری اش را از دست می دهد و عکاس تنها هدفی که دنبال نمی کند، نمایش زیبایی در قاب تصویر است. شات ها هیچ تنظیمی ندارد و انگار قرار نیست معرف یک نگاه باشند و تنها باید آشفتگی دنیایمان را به تصویر بکشند. دنیایی که تصور می کنیم، زیبای زیبای زیبا است، حال آنکه زخم هایی بر تنمان نقش بسته که فراموشش کرده ایم و این زیبایی محصول فراموشی و نسیان انسان ها است.
همه نوع سن و تیپ و گروه خونی را می توان یافت. از O- تا AB+ و از متولد 64 تا متولد 50 و از ورزشکار تا دختر دانشجو. عمده فروشنده اند و البته لابلای آنها برخی با خطوط خود را خریدار فوری معرفی کرده اند و عمدتاً در پی گروه های خونی کم یاب هستند.
عمده آگهی دهندگان، دارندگان خطوط اعتباری هستند و حداقل نگارنده نتوانست شخصی را بیابد که در مقام فروشنده، شماره خط ثابتی را نوشته باشد و چه جالب که عدالت خواهانی که تنها شعارش را یاد گرفته اند به واسطه آنکه منافعشان اقتضا نمی نند، سعی می کنند دستمال را محکم تر روی این زخم فشار بدهند و مدعی شوند که اینها برای سال های دور است اما صد افسوس که تاریخ ها مکرراٌ برای اردیبهشت ماه 90 نیز است.
چه طنز تلخی است که مدعیان عدالت محوری حتی یک زحمت به خود نمی دهند، در یک دفترچه تلفن، شماره های این عده را یادداشت نمایند و با تماسی، به نامه های اینها که بر دیوار غیرتشان نوشته شده پاسخ دهند. نامه هایی که مملو از التماس نیست و با حقیقت گره خورده است و البته پاسخ به آنها برد تبلیغاتی چندانی ندارد و شاید نتوان فیلم خوبی از کنارش برای چهره ای سیاسی ساخت.
به قول عابری: «مردم هم کلاهشان را سفت گرفته اند که باد نبرد» و این تعامل مردم و مسئولان در ندیدن آنچه رخ می دهد، کافی است تا همه چیز به خوبی و خوشی بگذرد و اگر گاه گاهی تلنگری هم زده میشود، به مرور زمان سپرده شود و همه دور هم خوش باشیم و به هم دیگر توصیه کنیم، حرفی نزنیم که باعث سیاه نمایی شود، حال آنکه روی سیاهی نشسته ایم! چند تصویر بعد که خود گویا است، ببینید تا به آخرین تصویر برسیم.
حال تصویری که در ذیل مشاهده می کنید، ساعتی گران تر از یک جفت کلیه در بازار آزاد است. البته این گرانی را تخفیف بود، و الا این ساعت قیمت 7 عدد کلیه سالم است. این ساعت آنتیک بنابر ادعای فروشنده اش، مربوط به دوره لویی شانزدهم است و شناسنامه دارد و طبیعتاً باید هفتاد میلیون تومان هم ارزش داشته باشد، کما اینکه یک مجسمه یا تابلوی با عمر بیش از صد سال هم حتی اگر فاقد زیبایی خاص یا خالق شهیری باشد، ارزشمند بوده و ذی قیمت میشود اما زمانی قیمت این کالا اهمیت می یابد که در می یابیم، در کسری از دقیقه ای، چنین ساعتی در لوس فروشی مرکز پایتخت، به قصد گوشه ای از یک پنت هاوس یا همان حوالی خریده می شود.
مقصود، سرمایه دارستیزی نیست که طبیعتاً بازدیدکننده از این لوکس فروشی از فقرا نیستند و هدف از این مقایسه افزایش اختلاف طبقات و محو آهسته آهسته طبقه میانی است و این خطر بزرگی برای جامعه اسلامی است. اینکه شعار داده می شود در چند سال اخیر فاصله طبقاتی کم شده، حقیقتاٌ حکم همان شعار را دارد و نمودهای بیرونی حداقل برای نگارنده، خلاف این ادعا را به تصویر در می آورد. فاصله ها افزوده شده و این قطعاً در مدار عدالت، جای ندارد.
مقصود صرفاً بیان این نیست که گروهی از پرخوری می میرند و گروهی از گرسنگی، بلکه مقصود این است که آبروداری دشوار گشته و عده ای برای حفظ آبرو، دست به مال حرام نمی برند و ترجیح می دهند شرافتمندانه کلیه شان و سلامت شان را با مبلغی معاوضه کنند. اینها را که دیدم یاد فیلم تلخ هیچ و فحش هایی افتادم که به او و کارگردانش دادند؛ آیا هیچ دروغ بود یا چند مورد همچون هیچ وجود دارد که حکم سیاه نمایی را پیدا کند؟ آقایانی که چنین تعبیر می کنند، سری به خیابان فیروزگر بزنند تا دریابند، هیچ در مقابل حقیقت هیچ نبود.
اما از همه اینها که بگذریم، آنچه بیش از همه در این تنازع بقاء و فرسخ ها اختلاف فقیر و غنی دردآور است و خانه تن هر جاندار ذی شعوری را به آتش می کشد، خواب مردمی است که این زخم ها را می بینند و تلاش می کنند بی توجه از کنارش گذر کنند؛ مردم سوداگر و بی تفاوتی که در مقابل درد و رنج هم نوع سختدل شده اند، روزگاری بس عجیب را با خلق و خویی متفاوت و تاثرآور در تناسب با مردم تهران قدیم در پیش دارند و در فرهنگ اسلامی، چه آهسته و پیوسته سردی و بی تفاوتی مردم اروپای شرقی را با خود همراه ساخته اند. دلمان بس میسوزد برای سختدلی ها و یاد اخوان ثالث می افتیم:
خانهام آتش گرفته است، آتشی جانسوز هر طرف میسوزد این آتش پردهها و فرشها را ، تارشان با پود من به هر سو میدوم گریان در لهیب آتش پر دود وز میان خندههایام تلخ و خروش گریهام ناشاد از درون خستهی سوزان میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد! خانهام آتش گرفتهست، آتشی بیرحم همچنان میسوزد این آتش نقشهایی را که من بستم به خون دل بر سر و چشم در و دیوار در شب رسوای بیساحل وای بر من، سوزد و سوزد غنچههایی را که پروردم به دشواری در دهان گود گلدانها روزهای سخت بیماری از فراز بامهاشان ، شاد دشمنانام موذیانه خندههای فتحشان بر لب بر منِ آتش به جان ناظر در پناه این مُشَبّک شب
من به هر سو میدوم گریان ازین بیداد میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد! وای بر من، همچنان میسوزد این آتش آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان و آنچه دارد منظر و ایوان من به دستان پر از تاول این طرف را میکنم خاموش وز لهیب آن روم از هوش زان دگر سو شعله برخیزد، به گردش دود تا سحرگاهان، که میداند که بود من شود نابود خفتهاند این مهربان همسایگانام شاد در بستر صبح از من مانده بر جا مُشت خاکستر وای، آیا هیچ سر بر میکُنند از خواب؟ مهربان همسایگانام از پی امداد؟ سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد! [ سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 ] [ 0:32 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
عکس/ اقدام شجاعانه شیرزن بحرینی
[ سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 ] [ 0:29 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
ابتذال در زیر زمین های موسیقی +عکس
وجه مشترک این استودیوهای تولید آهنگ های رپ بر رواج فساد اخلاقی و
بی بند و باری هایی که از اساس پایه به وجود آمدن این سبک موسیقی بوده است
قرار دارد .
به گزارش مشرق به نقل از بولتن نیوز، موسیقی به عنوان یکی از ابزار هنری همواره یکی از علایق اصلی مردم جهان به شمار می رود و در کشور ما نیز موسیقی به عنوان یک هنر اصیل و با ریشه که سابقه زیادی در تاریخ کشورمان دارد شناخته می شود و بسیاری از مردم ما با این رشته هنری انس دارند . البته با ورود اسلام به کشورمان و موسیقی ایرانی به دلیل نگرش اعتقادی مردم به سمت موسیقی سنتی و آرام رشد یافت و علاوه بر آن موسیقی های محلی قومیت های مختلف کشورمان نیز به عنوان سند زنده میراث فرهنگی ایران باعث شد موسیقی در ایران جایگاه ویژه ای داشته باشد و هیچ گاه از محدوده خط قرمز های دینی نیز فراتر نرود اما طی سالیان اخیر و در کنار صدها کالا و فرهنگ دیگر که با ناتوی فرهنگی متاسفانه پای آن به کشور ما باز شد موسیقی وارداتی نیز خیلی زود در عرصه هنری کشور وارد شد و با تبلیغات گوناگون و هجمه شدید در میان جوانان کشورمان رواج یافت . موسیقی های وارداتی پاپ و جاز و راک و در این اواخر رپ در حالی به کشور ما وارد شدند که موسیقی سنتی ایرانی به شدت در حال خطر بود و یک اراده پنهان مسئولین فرهنگی بر این شکل گرفت که این موسیقی ها در کشور رواج پیدا کنند و به راحتی در فضای های عمومی به اجرا بپردازند و حتی صاحب جشنواره و فستیوال هم بشوند . ظهور خوانندگان مشهور پاپ که از سال های میانی دهه 70 آغاز شد آنچنان موجی را به راه انداخت که که تب مشهور شدن در این حوزه نیز مانند خیلی از حوزه های دیگر هنری مانند سینماو تلویزیون فراگیر شد و خیلی ها در دل آرزوی یک خواننده مشهور شدن را پروراندند اما خیلی زود موسیقی های ریتمیک و هیجانی که با اهداف و پشت پرده های خاصی تولید و منتشر می شدند توسط همان کسانی که مترصد استفاده فرصت برای انحراف جوانان کشورمان بودند به میان جوانان آمد و با گستر فضای ارتباطات دیگر جلوگیری از آن به همین سادگی نبود .
موسیقی رپ و راک به عنوان موسیقی های ریتمیک که بر اساس سبک غرب و با هدف ترویج مضامین غیر اخلاقی و به خصوص با تاکید بر روابط غیر اخلاقی پا به عرصه وجود گذاشته اند در یکی دو سال اخیر و با اهداف از پیش تعیین شده غربی با نفوذ در ماهواره و اینترنت سعی کرده اند جای پای محکمی برای خود در عرصه موسیقی کشورمان ایفا کنند اما چون نتوانستند به طور رسمی از مجاری قانونی تکثیر شوند به رشد قارچ گونه خود در محیط مناسب وب ادامه دادند. هم اکنون صدها سایت اینترنتی به طور خاص روزانه ده ها آهنگ از افرادی که هیچ نام و نشانی ندارند بر روی اینترنت قرار می دهد و این سایت ها بدون هیچ گونه نظارتی به کار خود ادامه می دهند . از طرف دیگر استودیو های زیر زمینی که البته به مدد این فراگیری های بی حد و حصر هم بدون هیچ گونه مجوزی تاسیس شده اند به راحتی و بدون مزاحمت نیروی انتظامی و یا وزارت ارشاد به کار تولید این موسیقی های بی محتوا و فاسد می پردازند و حتی به راحتی در روزنامه های کثیرالانتشار آگهی چاپ می کنند . اما برای پیگیری بیشتر این موضوع خبرنگار بولتن نیوز با نفوذ مخفی در برخی از این استودیو ها و بررسی حواشی و پیامدهای آن به بررسی میدانی این موضوع پرداخت :
از روی یکی از آگهی های چاپ شده در یک روزنامه معروف که در آن ادعا شده است که اسپانسری صد در صد خوانندگی افراد را به عهده می گیرد به آدرسی حوالی میدان انقلاب می روم . استودیو موسیقی . . . . . در زیر زمینی تاریک و نمور در یک خانه متروک قدیمی در انتهای یک کوچه بن بست قرار دارد . زنگ را که می زنم با چند بار سوال پیچ شدن می توانم مجوز ورود را دریافت کنم . اینجا به هرچیزی شبیه است جز به یک استودیو موسیقی . بلافاصله یکی از افراد که مثل بادیگارد ها به نظر می رسد و به نظر برای مسابقات مردان آهنین بیشتر مناسب است تا اینجا به سراغم می آید و بعد از بررسی هویتم من را با خود به درون استودیو جایی تقریبا دو طبقه زیر زمین می برد . چراغ هایی کم سو که شاید به دلیل ایجاد فضایی رمانتیک روشن هستند در کنار صورتک های سرخ پوستی که به دیوار زده اند فضایی مخوف را ساخته اند . بلافاصله فرمی را تحویلم می دهند تا اطلاعاتم را پر کنم و از اینجاست که کم کم سر صحبت را باز می کنم . صاحب استودیو که ادعا می کند خواننده معروفی است و با خواننده های معروفی آلبوم (البته به شکل زیر زمینی) بیرون داده است بلافاصله با زبان چرب و نرم سراغ مسائل مالی می رود و تضمین می کند در ازای گرفتن چند صد هزار تومان یک آهنگ رپ به تو تحویل دهد و اگر بتوانی مبلغ را از میلیون بالاتر هم ببری تضمین می کند که با یکی از خوانندگان معروف زیر زمینی مانند علیشمس و یا حسین تهی و یا علی عبدالمالکی هم برایت آهنگ مشترک منتشر می کند. البته شرطی هم برای کار دارد و آن هم این است که در بخشی از کار باید صدای یک دختر هم به عنوان صدای پس زمینه خوانده شود اما وقتی تعجب ما را می بیند می گوید این خانم کارمند ثابت ما است و باید خرج اش در بیاید و به علاوه آهنگتان به راحتی توسط سایت های . . . موزیک و . . . . موزیک که با طرف قرارداد هستند پخش می شود و به وزارت ارشاد نمی رود که بخواهد برای شما مشکلی ایجاد شود . این خواننده توصیه می کند که فعلا با یک اسم مستعار وارد عرصه شوید تا در سطح زندگی هم با مشکلی روبرو نشویم . در همین سوال و جواب ها هستیم که درب اتاق کوچکی که فکر می کردیم انباری است باز می شود و دختر و پسری خندان با بدترین وضع حجاب از اتاق بیرون می آیند و در حالی که به شدت از آقای خواننده تشکر می کنند آن جا را ترک می کنند . تازه می فهمیم که آن اتاق در واقع اتاق ضبط صداست . به هر حال با یک بهانه ای از آنجا خدا حافظی می کنیم و به سراغ نشانی بعدی مرویم .
نشانی بعدی در حوالی بلوار کشاورز قرار دارد . باز هم یک زیر زمین منتها این بار در یک آپارتمان نسبتا شیک . انگار زیر زمین بودن وجه مشترک این استودیو هاست و شاید به همین دلیل اسمشان شده استودیو های زیر زمینی و موسیقی های تولیدی شان را هم موسیقی های زیر زمینی می گویند. وارد که می شویم جا به زور برای دو یا سه نفر هست . در حقیقت انباری یکی از واحد ها تبدیل شده به مکانی برای تولید موسیقی! صاحب استودیو سر و وضع مناسبی ندارد و انگار در حال خودش نیست . کمی که اطراف را نگاه می کنم از شیشه های مشروب به راحتی علت این سر و وضع و رفتار را متوجه می شوم . اولین سوالش این است که برای خواندن دختر مراجعه کرده ام یا پسر .انگار خوانندگی زنان و دختران کاسبی ثابت این استودیو هاست .وقتی پاسخم را می شنود رقم های عجیب و غریب پیشنهاد می دهد و برای نمونه کار هم نشانی یک پارتی مختلط در لواسان را می دهد که با حضور در آنجا با نمونه کارها آشنا شوم و بعد با صرفه هزینه ای بین یک تا سه میلیون به یک خواننده مشهور تبدیل شوم. نشانی سوم حوالی ونک قرار دارد . اینجا هم با کلی سوال پیچ وارد می شوم اما در ورود تقریبا خشکم میزند و با صحنه های رقت انگیزی رو برو می شوم که ترجیح می دهم فرار را بر قرار ترجیح بدهم تا لا اقل دینم را حفظ کنم . اما انگار در این مراکز حیا و عفت و . . . هیچ جایگاهی ندارد . به یکی دو تا استودیو زیر زمینی دیگر هم سر میزنم . وجه مشترک این استودیوهای تولید آهنگ های رپ بر رواج فساد اخلاقی و بی بند و باری هایی که از اساس پایه به وجود آمدن این سبک موسیقی بوده است قرار دارد . در مضامین شعر های این نوع موسیقی به راحتی کانون خانواده به عنوان اصلی ترین نهاد امن در جامعه مورد هدف قرار می گیرد و رواج بی بند و باری و هرزگی تبلیغ می شود . در بسیاری از این اشعار به تعریف از اندام زنان می پردازند و متاسفانه روابط غیر اخلاقی را امری عادی جلوه می دهند . نکته بسیار مهم این است که این استودیوها و خوانندگان این سبک موسیقی خود در واقع موروج اصلی فساد و بی بند و باری هستند که در همین زمینه دستگیری هر از چندگاهی خوانندگان معروف زیرزمینی موسیقی رپ مانند ساسی مانکن و . . . در پارتی های مختلط و به همراه دختران جوان فریب خورده نمونه بارز این موضوع است . اساس موسیقی رپ نشانه رفتن سواستفاده از زنان در این حوزه است و روانشناسان هشدارهای زیادی در خصوص شنیدن این نوع موسیقی ها داده اند که علاوه بر موضوع ترویج بی عفتی اثرات بدی هم در روان افراد بر جا می گذارد .
حال این سوال مطرح است که مسئولین فرهنگی به عنوان عوامل پیشگیری این موضوع چه کاری برای جلوگیری از ترویج این موسیقی بی هویت انجام داده اند ؟ آیا انفعال مسئولین وزارت ارشاد در برخورد قاطع با موسیقی های بی هویت وارداتی و عدم نظارت آنان نمی تواند سرنوشتی خطرناک برای جوانان علاق مند به حوزه موسیقی را به همراه داشته باشد؟ از طرف دیگر چرا این وزارتخانه نباید نظارت دقیقی روی فعالیت استودیو های موسیقی داشته باشد و چرا باید این استودیو ها به محلی برای روابط نا مشروع و بی بند و باری تبدیل شود . از طرف دیگر مسئولین انتظامی چرا خود را به خوابی خودخواسته زده اند و در مقابل این انحرافات آشکار موضعی اتخاذ نمی کنند و به راحتی به این مراکز اجازه می دهند که به تبلیغ بپردازند و جوانان ساده لوح که شاید شهرت آمال آرزویشان باشد را در منجلاب فساد و تباهی غرق کنند؟چرا نیروی انتظامی همانطور که در بحث شرکت های هرمی قاطعانه عمل می کند در قبال این استودیو های بی مجوز و بی هویت اقدامی محکم انجام نمی دهد؟
به هرحال موضوعی که روشن است این است که متاسفانه حوزه تولید موسیقی رپ در کشور ما روز به روز گسترش می یابد و به شکلی خطرناک در بین جوانان رشد پیدا می کند و در سایه غفلت مسئولان دست های پنهان هم فقط به سبب پول به گسترش این بی اخلاقی دامن می زنند اما خوب است در این زمینه کمی بیشتر تامل شود و از یک انحراف در بین جوانان جلوگیری شود. [ دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 9:43 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
معرفی بدترین مادرهای دنیا + عکس
پانداها، خرگوشها، همسترها و عقابها از دسته جانورانی هستند که نسبت
به فرزندان کوچک خود بدرفتاری میکنند، آنها را در دوران نوزادی رها کرده و
یا حتی آنها را میخورند.
به گزارش مشرق به نقل از مهر، پیوند میان مادر و فرزند در سرتاسر جهان پیوندی مثال زدنی است اما در همین جهان مادرانی وجود دارند که هیچ شباهتی به مادران دل نازک و مهربان ندارند، البته در جهان حیوانات و حشرات. سوسک گورکن: این حشره یکی از بدترین مادرهای جهان است زیرا فرزندان خود را در بازی مرگباری میخورد لارو این سوسک درون جسد موش مردهای قرار میگیرند که توسط مادر و پدر درون حفرهای دفن شده است، سوسک مادر غذای فرزندان خود را با خوردن لاشه موش تامین میکند و در نتیجه به صورت ناخودآگاه لاروهای خود را میخورد.
تعداد لارو این سوسکها معمولا بیشتر از اندازهای است که تمامی آنها بتوانند درون بدن موش جا بگیرند از این رو شانس بقای برخی از این لاروها افزایش پیدا خواهد کرد. پاندا: بر خلاف تصور همگان، پانداهای مهربان مادرهای بسیار بدی هستند زیرا در زمانهایی که دو فرزند به دنیا میآورند، یکی از آنها را به حال خود رها میکنند. این جاندار در میان انسانها وجههای زیبا و خوب دارد اما در اصل یکی از بد ترین مادرهای دنیا است زیرا دومین فرزند خود را که در زمان تولد بسیار کوچک است، به حال خود رها کرده و تنها میگذارد.
با این همه پانداها به فرزندی که وظیفه بزرگ کردن او را به عهده گرفتهاند توجه بسیاری میکنند و از این رو محققان باور دارند پانداها واقعا توانایی رسیدگی به دو فرزند را نداشته و باور دارند یک توله پاندای سر حال و قوی بهتر از دو توله پاندای ضعیف و بیمار است از این رو از همان ابتدا یکی از فرزندان خود را نادیده میگیرند. همسترها: یکی دیگر از مادرهای هم
نوع خوار یا فرزند خوار جهان همسترها هستند. این جاندار برخلاف ظاهر لطیف و
دوست داشتنی که دارد، قاتلی سنگدل است که معمولا فرزندان خود را میخورند.
همسترها نیز برای اطمینان از اینکه چند عدد از فرزندانشان زنده و سالم
باقی میمانند، چند نوزاد اضافی به دنیا میآورند تا حتی در صورت کم بودن
غذا نیز بتوانند از رشد و نمو چند فرزند خود اطمینان حاصل کنند.
عقاب
سیاه: این پرنده مادر بسیار بدی است زیرا دست از نزاع و جنگ با هم نژادان
خود بر نمیدارد و برای جدا کردن فرزندان خود در نزاعی مرگبار هیچ اقدامی
نمیکند. به گفته محققان این پرندهها معمولا درگیر نزاعهایی خشن میشوند و
عقابهای پدر و مادر در زمان درگیری جوجههای بزرگتر و کوچکتر، زمانی که
جوجههای بزرگتر کوچکترها را میکشند، تنها در گوشهای نشسته و نگاه
میکنند.
در واقع این پدیده یک قرارداد همکاری بی رحمانه میان جوجههای مسن تر و مادر بوده و میتوان آن را فرزند کشی نیز نامید عقابهای مادر از این رو تا این حد خونسرد به کشته شدن جوجههای کوچکتر خود چشم میدوزند تا بتوانند از بقای جوجههای بزرگتر و تامین بودن منابع غذایی آنها اطمینان حاصل کنند. مرغابی
شانه به سر: این پرندهها هم در دسته مادرهای بد قرار دارند زیرا
جوجههایی که دیرتر سر از تخم در میآورند را به حال خود رها میکنند. این
مرغابیها لانههای شناوری میسازند و درون این لانه از دو تخم مراقبت
میکنند تا زمانی که یکی از جوجهها سر از تخم در بیاورند.
اما درست زمانی که اولین جوجه سر از تخم در میآورد، مرغابی مادر به همراه جوجه اول لانه را ترک کرده و پرواز میکنند، در حالی که جوجه دوم در میان طبیعت وحشی به حال خود رها میشود. زیرا این پرندهها هم ترجیح میدهند یک جوجه سالم و قوی را پرورش دهند. سوسمار دم بلند: به طور کلی یافتن
مادر نمونه در میان خزندهها کار بسیار دشواری است، اما این سوسمار یکی از
برترین مادرهای بد در جهان خزندهها است. اگر این سوسمار در منطقهای تخم
گذاری کند که اطراف آن توسط شکارچیان مختلف احاطه شده باشد، پیش از اینکه
فرزندانش سر از تخم دربیاورند همه آنها را میخورند. بهانه این خزنده برای
خوردن فرزندانش نجات آنها از شکار شدن است تا از سویی دیگر بتواند برای تخم
گذاری بعدی خود را قوی تر کند.
خرگوش:
خرگوشهای مادر از این نظر مادران بدی هستند که بلافاصله پس از تولد
فرزندانشان آنها را رها کرده و پس از آن برای 25 روز اول روزانه دو دقیقه
برای غذا دادن به فرزندانشان به لانه بازمی گردند. پس از این مدت خرگوشهای
کوچک باید بتوانند غذای خود را تامین کنند.
با این همه توجیه پذیرترین بهانه مادرانه برای بد رفتاری با فرزندان به خرگوشها اختصاص دارد، زیرا گوشت این جانداران بسیار خوش طعم است و خرگوشهای مادر برای دور نگه داشتن شکارچیان از لانه، آنجا را ترک میکنند تا راز مخفیگاه فرزندانشان حفظ شود. [ دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 9:43 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
حضور احمدی نژاد در عزاداری بیت رهبری
محمود احمدی نژاد در چهارمین شب عزاداری فاطمیه در حضور رهبر انقلاب شرکت کرد.
به گزارش مشرق ، احمدی نژاد شنبه شب با حضور در حسینیه امام خمینی(ره) در عزاداری حضرت زهرا(س) که در حضور رهبر انقلاب برگزار می شود حضور یافت. احمدی نژاد را پسر کوچک او، مجتبی ثمره هاشمی و بهداد معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور همراهی میکردند. پیش از اذان مغرب و قبل از قرائت قرآن از تریبون از حضار خواسته شد که
از بردن نام اشخاص در شعارها و نیز شعارهایی که آرامش را بهم می زند یا
باعث تکدر خاطر رهبری می شود پرهیز شود. ** سخنان مهم پناهيان در بیت رهبری در حضور احمدی نژاد
حجتالاسلام والمسلمين پناهيان با تأكيد بر اينكه عدالتزدگي بدون ولايت كار را به جاهاي خطرناك ميكشاند، گفت كه نبايد عدالت را بهانهاي براي اقدام عليه ولايت قرار داد چرا كه قطعاً ولايت بر عدالت مقدم است. به گزارش فارس، حجتالاسلام والمسلمين
عليرضا پناهيان استاد حوزه و دانشگاه در مراسم شام غريبان حضرت صديقه
طاهره(س) كه امشب در بيت مقام معظم رهبري و با حضور رئيسجمهور و جمعي از
شخصيتهاي كشوري و لشكري و خيل عظيم عزاداران آن حضرت برگزار شد، با تأكيد
بر لزوم مراقبت انسان در برابر امتحانات، خاطرنشان كرد: بايد انسانهاي خوب
هم مراقب باشند تا همين خوبيهايشان بعدها سد راه و علت انحرافشان نشود.
وي در ادامه به جريان نافرماني ابليس
پس از شش هزار سال عبادت اشاره كرد و بر اهميت عاقبت به خيري و لزوم
نگراني دائمي مؤمن براي عاقبت بخير شدن تأكيد كرد و گفت: بايد همه را به
عاقبت به خيري سفارش كنيم.
حجتالاسلام والمسلمين پناهيان در اين
لحظه از سخنان خود با بيان اينكه دعاي امام عادل نافذ است، دعا كرد كه
"الهي عاقبت همه ما را به خير بگردان. "
پناهيان از رهبر معظم انقلاب خواست تا اين دعا را با آمين خود همراهي كنند.
وي در ادامه سخنان خود بر تقدم ولايت
بر عدالت تأكيد كرد و با اشاره به مقابله معاويه با اميرالمؤمنين علي (ع)،
به قرائت نامه معاويه به امام علي(ع) و پاسخ بسيار پرعمق ايشان به نامه
معاويه پرداخت و گفت: نبايد عدالت را بهانهاي براي اقدام عليه ولايت قرار
داد چرا كه قطعاً ولايت بر عدالت مقدم است.
حجتالاسلام والمسلمين پناهيان با بيان
اينكه عدالت بسيار شيرين است و در برخي روايات از آن به عنوان تسكيناً
للقلوب ياد شده است، تأكيد كرد: با اين وجود عدالتزدگي منهاي ولايت كار را
به جاهاي بسيار خطرناكي ميكشاند و خوارج نمونه بارز اين موضوع هستند.
وي با اشاره به جريان قتل فجيع عبدالله
ابن خبّاب به دست خوارج گفت: عدالتزدگي بيولايت گاهي كار انسان را به
چنين جاهايي ميرساند.
اين استاد حوزه و دانشگاه با بيان
اينكه انسانهاي خوب بايد بيش از ديگران مراقب خود باشند، گفت: گاهي همين
خوبيها سد راه انسان ميشود. در اول انقلاب نيز برخي مبارزين و انقلابيون
وجود داشتند كه بعدها 180 درجه روش خود را تغيير دادند.
پناهيان در ادامه با تأكيد بر اينكه
اين امتحانات سخت، علائم نيكوئي هستند و ما بايد اين امتحانات را بگذرانيم،
به بيان روشهاي جلوگيري از انحراف "انسانهاي خوب " پرداخت و گفت: يكي از
اين روشها كه در زيارت جامعه كبيره و آيه 16 سوره توبه آمده است، پرهيز
از "وليجه " است. وليجه يعني كسي كه در قلب انسان نفوذ ميكند و بر او
تأثير ميگذارد كه "فهي طاغوت! "
وي خاطرنشان كرد: يكي از راههاي منحرف نشدن، پرهيز از همين وليجههاست.
اين استاد حوزه و دانشگاه در پايان با
بيان اينكه بايد از اين امتحانات سخت كه علائم ظهور است سربلند بيرون
بيايم، به محبت ويژه خداوند به بندگانش اشاره كرد و گفت كه خداوند قطعاً
انسانها را ياري ميكند.
پس از پايان سخنان حجتالاسلام
والمسلمين پناهيان، حاضرين در حسينيه امام خميني(ره) به سوگواري براي بانوي
دو عالم، حضرت صديقه طاهره، فاطمه زهرا(س) پرداختند.
ادامه مطلب [ یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 ] [ 6:33 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
ناگفتههای عملیات دستگیری ریگی
"در
چنگال عقاب" عنوان کتابی به قلم سیدحکمت قاضی میرسعید است که وی این اثر
را به طور مستند و با ساختاری داستانی از عملیات دستگیری عبدالمالک ریگی
نوشته و منتشر کرده تا سندی از چگونگی این عملیات در حریم هوایی کشورمان
ارائه داده باشد.
به گزارش مهر، دستگیری "عبدالمالک ریگی" از تروریستهای جنوب شرق ایران پس از ماهها تلاش گسترده نیروهای اطلاعاتی، نظامی و امنیتی کشور سرانجام در چهارم اسفند ماه سال هزار و سیصد وهشتاد و هشت، موجی از شادی و امید به هموطنانمان به ویژه مردمان جنوب شرق کشور بخشید. در این میان نقش بیبدیل و راهبردی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در عملیات رهگیری هوایی هواپیمای مسافربری حامل عبدالمالک ریگی، بی شک در فرجام خوش این ماجرا تاثیر عمیق و بسزایی داشت. آنجا که غیورمردان نیروی هوایی (اعم از کارکنان آفند و پدافندهوایی) و فرمانده با تدبیر این نیرو به ویژه خلبانان هواپیمای فانتوم که مسئولیت مستقیم رهگیری هوایی عملیات شبانه را بر عهده داشتند، با اقتدار هوایی، تیزبینی و شهامت کم نظیر خود، امید واهی دشمنان این مرز و بوم را با فرود اجباری هواپیمای حامل ریگی به یأس مبدل کردند. و اما کتاب "در چنگال عقاب" با نثری شیوا و روایتی جذاب، ماجرای رهگیری شبانه و ترسیم لحظات پراضطراب عملیات رهگیری هوایی هواپیمای مسافربری حامل عبدالمالک ریگی در حریم هوایی ایران را از زمان برخاستن از فرودگاه بین المللی امارات متحده عربی تا رسیدن به مرز هوایی ایران و سپس اجبار به فرود آن در فرودگاه بینالمللی بندرعباس را با پافشاری همه جانبه فانتومهای نیروی هوایی روایت میکند؛ هواپیمایی (هواپیمای حامل ریگی) که از نخستین لحظه برخاستن از فرودگاه بینالمللی امارات متحده عربی تا رسیدن به مرزهای هوایی کشورمان و سپس قرار گرفتن درکریدور پروازی ایران از اولین دقایق رهگیری بدون توجه به اخطارهای پدافند هوایی قرارگاه خاتم الانبیا (ص) و خلبانان هواپیمای شکاری رهگیر، تصمیم به عدم فرود در فرود گاههای ایران گرفته بود؛ به طوری که با سرپیچی از پذیرش دستور خلبان شکاری رهگیر مبنی بر فرود اجباری در فرودگاه بینالمللی بندرعباس، همچنان با سماجت به مسیر خود در دالان پروازی ایران ادامه میداد که در نهایت با تدبیر خاص فرماندهی نیروی هوایی ومدیریت خوب فرماندهی پایگاه نهم شکاری بندرعباس و شکیبایی خلبانان هواپیمای شکاری پس از حدود دو ساعت و نیم تعقیب وگریز درآسمان، سرانجام با حرکت قهرآمیز خلبانان هواپیمای شکاری مجبور به فرود در فرودگاه بینالمللی بندرعباس شد. سیدحکمت قاضی میرسعید که کار پژوهش و تدوین "در چنگال عقاب" را بر عهده داشته است از جمله نویسندگان با سابقه در حوزه ادبیات و معارف سالهای دفاع مقدس است که کتابهای زیادی در این حوزه از وی منتشر شده است. از آن جمله میتوان به "بمبی در کابین" ، "چشمی در آسمان"، "پرواز تا بینهایت" و مجموعه خاطرات خلبانان نیروی هوایی با عنوان "نبرد بر بلندای سپهر" و... در سالهای دفاع مقدس اشاره کرد. به بهانه انتشار این کتاب با وی
گفتگویی داشتهایم تا از چند و چون این عملیات و همچنین نگارش کتاب تا جایی
که خطوط قرمز اطلاعاتی اجازه میدهد، سخن بگوید. - سیدحکمت قاضی میرسعید: در سالهای انقلاب و جنگ، نیروی هوایی همواره از نیروهای داوطلب در عرصه دفاع از آرمانهای کشور، نظام و تحقق خواست اراده مردم و دفاع از ارکان و کیان کشور بود و مدافعان آسمان ایران، این را بارها و بارها در جبهههای نبرد متفاوت به اثبات رساندهاند. در دستگیری جنایتکار بینالمللی، عبدالمالک ریگی که با اقدامهای ناجوانمردانه خود رعب و وحشت شدیدی در دل مردمان کشورمان بهویژه هموطنان صمیمی جنوب شرق کشور ایجاد کرده بود، نیروی هوایی نقشی تعیین کننده و سرنوشتساز داشت که با حساسیت لحظات پایانی عملیات، گره خورده بود و این رویداد میمونی بود که در آن بار دیگر پاسداران آسمان ایران در یک عملیات سخت و طاقت فرسا توان عملیاتی خود را به نمایش گذاشتند. عملیات رهگیری هوایی هواپیمای حامل ریگی با موفقیت هرچه تمامتر انجام شد تا هواپیما با همراهی فانتومهای ایرانی در فرودگاه بندرعباس فرود بیاید و با حفظ تمام مسائل امنیتی مربوط به 119 تن از مسافران هواپیما، ریگی به خط پایان زندگی خویش برسد. نشان دادن این تلاش و موفقیت باعث شد که نگارش کتاب در دستور کار قرار گیرد. احساس شعف حاصل از این عملیات موفق، شادی مردمان کشورم و البته حمایتهای امیرشاه صفی فرمانده نیروی هوایی ارتش و سرتیپ دوم خلبان ستاد حسین چیتفروش رئیس دفتر پژوهشهای نظری و مطالعات راهبردی نهاجا و همراهی و همدلی آنان تا زمان چاپ کتاب، بهترین دلیلی بود که مرا به نگارش کتابی جامع درباره این عملیات واداشت. * و نیروی هوایی چگونه در آخرین ساعات شب به حلقه این عملیات گسترده پیوست؟ - در پاسخ به این پرسش شما باید بگویم همانگونه که میدانید در این نکته تردیدی نیست که در ماجرای دستگیری عبدالمالک ریگی نهادها و سازمانهای اطلاعاتی و امنیتیِ کشور واقعا نقش اساسی بر عهده داشتند و در حقیقت این عملیات، حاصل یک تلاش مستمر و طولانیِ اطلاعاتی توأم با برنامه ریزی بود. با این حال نباید از نظر دور داشت که طرحریزی و سرعت عمل نیروی هوایی در محاسبات دقیق رهگیری هوایی که عامل زمان نقش مهمی در به ثمر رسیدن آن داشت علاوه بر آن اعتماد بهنفس خلبانان این نیرو و دقّتنظر پدافند هوایی از پارامترهای کلیدی در انجام این عملیات محسوب میشد که در صورت هرگونه خلل در روند اجرای آن، میتوانست اعتبار و منزلت نیروی هوایی را خدشه دارکرده و علاوه بر اجرای یک عملیات ناموفق، پیامدهای نگرانکنندهای را نیز در سطح مجامع بینالمللی برای نظام به همراه داشت و اینگونه بود که مدافعان آسمان ایران در یک عملیات سخت و طاقت فرسا و در راستای منافع امنیت ملی و اعمال حاکمیت هوایی، توان خود را به نمایش گذاشتند. * ساختار کتاب چگونه انتخاب شده و روایت شما تا چه حد بر مبنای واقعیت است؟ - "در چنگال عقاب" مستندی روایی است که از نگاه دانای کل، داستان تا به انتها روایت می شود؛ به نحوی که حجم انبوه اطلاعات فنی و نظامی تحقیق شده، برای خواننده عام نیز خسته کننده و ملال آور نباشد. این کتاب بر اساس چندین ساعت مصاحبه و گفتگو با عوامل اصلی طرح و اجرای عملیات تدوین شده است که به دلایل حفظ اسرار و مسائل امنیتی، امکان درج مشخصات همه این گمنامان آشنا نبود، اما به لحاظ حجم مستندات به راحتی میتوان گفت که در چنگال عقاب 98 درصد بر اساس واقعیت محض و تنها دو درصد به لحاظ داستانپردازی به جهت حفظ خط سیر داستان و تبعیت از اصول نگارش یک کتاب مستند با چارچوب مستندداستانی است. این کتاب در 14 فصل و 200 صفحه همراه با تصاویری متفاوت از نقشههای عملیات هوایی، کریدور پروازی کشور و تصاویری از جنایات گروهک تروریستی و بازتاب جهانی آن و فرضیات عدم فرود ... در تیراژ سه هزار نسخه در قطع رقعی در انتشارات مکعب به چاپ رسیده است که به زودی روانه بازار خواهد شد. * با وجود اینکه این عملیات از لحاظ اطلاعاتی در سطوح فوق محرمانه بوده است، چطور شد که اجازه چاپ کتابی درباره آن در فاصله کمی از انجام عملیات داده شد؟ - بهتر بود در مورد این کتاب با
امیرسرتیپ دوم خلبان حسین چیت فروش رئیس دفتر پژوهشهای نظری و مطالعات
نیروی هوایی ارتش مصاحبه میشد؛ چون به هر حال مبتکر و صاحب اصلی ایده
نگارش کتاب با هدف ثبت در تاریخ و بازنمایی به آیندگان از طرف او بود و از
آنجایی که نظیر چنین رویدادی اگر در این جهان پهناور رخ دهد و منجر به
رهگیری هواپیمایی شود در ایکائو ثبت جهانی میشود، وی مُصّر بود تا دیر
نشده به ثبت تاریخی این رویداد بینظیر اقدام شود.
هرچند کار بسیار سخت ودشواری بود؛ چراکه
از یک طرف باید به مستندات تاریخی و اقداماتی که صورت گرفته پایبند بود و
از طرف دیگر هم باید به گونه ای نوشته میشد که مسائل امنیتی در آن لحاظ
میشد. این مسئله کار را مشکل میکرد ولی با لطف و عنایت خداوند تحقیق،
پژوهش و نگارش کتاب حدود 6 ماه به طول انجامید و حدود یک تا 2 ماه هم بررسی
و تطبیق آن با دفتر ثبت وقایع پُست فرماندهی از سوی خلبانان و کارشناسان و
مسئولان ذیربط به درازا کشید.
* آنچه از عملیات دستگیری ریگی در این کتاب روایت میشود از چه مرحلهای از عملیات آغاز میشود و چه نکاتی در این کتاب هست که تاکنون مطرح نشده است؟ - براساس ردگیریهای انجام شده از سوی یکی از کارکنان وزارت اطلاعات مستقر در امارات متحده عربی، خبر رسید که ریگی به عنوان مسافر قصد سفر به کشور قرقیزستان را دارد. مسئولان فوراً به فکر افتادند که عملیات فرو نشاندن هواپیما و دستگیری وی باید توسط نیروی هوایی ارتش صورت گیرد. قضیه به این ترتیب بود که ساعت 10 شب پیامی از سوی یکی از کارکنان وزارت اطلاعات ایران در امارات متحده عربی ارسال شد که عبدالمالک ریگی با نام مستعار عبدالمجید برای ملاقات و دیدار با ریچارد هالبروک نماینده ویژه اوباما در امور افغانستان که در قرقیزستان به سر میبرد، با هواپیما در حال مسافرت از دبی به مقصد بیشکک است. به محض مخابره این خبر، وزارت اطلاعات
شروع به پیگیری قضیه کرد و سریعاً فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی از طریق
معاونت اطلاعاتی خود در جریان رهگیری هواپیمای مسافربری قرار گرفت و به این
ترتیب روند اجرای عملیات در یک مجرای خاص با طبقه بندی سری توام با رعایت
تمام مقتضیات و مناسبات امنیتی در کمترین زمان ممکن با دستور فرمانده کل
ارتش کلید خورد.
اجرای این عملیات حساس با نظارت فرمانده کل ارتش و معاون عملیاتیاش به فرمانده نیروی هوایی وهمچنین مرکز عملیات قرار گاه پدافند هوایی خاتم الانبیا (ص) سپرده شد. به دستور سرتیپ شاه صفی، فرمانده نیروی هوایی، شبانه تمام فرماندهان ستاد فرا خوانده شدند. با توجه به اینکه تنها حدود یک ساعت و نیم به برخاستن هواپیما باقی مانده بود به سرعت نقشه عملیات طرحریزی شد. چند گزینه مطرح شد. همانطور که میدانیم
هرهواپیمایی که از کشور امارات به سمت شرق پرواز می کند باید از کریدور
پروازی ایران عبور کند که نقطه تماس اجباری (داراکس) که میبایست خلبان
اطلاعات پروازی را دریافت کند، جنوب بندرعباس است. این مسیر در ادامه به
ایستگاه ناوبری کرمان و از مسیر طبس واقع در شمال شرق بجنورد نقطه خروجی
تماس اجباری (رکدپ) است از مرز ایران خارج می شود. با توجه به همزمانی سه
ترافیک با فاصله دو تا شش دقیقه به مقاصد "کیف"، افغانستان و بیشکک که همگی
می بایست دراین دالان هوایی قرارمی گرفتند، تفکیک آنان کمی دشوار بود که
به حمدالله تفکیک ترافیک توسط رادار انجام شد. حال نوبت آن بود که هواپیما
در کدام یک از فرودگاههای کشور وادار به فرود شود. گزینه های مختلفی از
جمله تهران، کرمان، مشهد، اصفهان و بندرعباس بود که سرانجام پس از بحث و
تبادل نظر فرودگاه بینالمللی بندرعباس به عنوان بهترین گزینه از سوی
فرماندهی نیروی هوایی انتخاب شد.
* چرا تصمیم گرفته شد هواپیما در فرودگاه بندرعباس فرود آورده شود؟
- فرودگاه کرمان به علت اینکه در آن
روزها در حال آماده سازی بود، وضعیت مناسبی برای فرود هواپیماهای پهن پیکر
نداشت و ممکن بود خلبان هواپیمای مسافربری بوئینگ 737 از فرود در چنین
فرودگاهی که فاقد امکانات خوب و استاندارد یک فرودگاه بینالمللی است و در
طرح پروازیش هم هیچ اشارهای به وجود چنین فرودگاهی نشده، ممانعت کند که در
این صورت مسئولان پروازی و مراقبتهای هوایی میبایست به خواست خلبان طبق
قوانین هوانوردی ایکائو تن میدادند. با این پیشینه بود که فرمانده نیروی
هوایی دچار چنین ریسکی نشد.
فرودگاه مهرآباد تهران هم چون زمان
زیادی طول میکشید تا بدانجا رسید و ممکن بود به محض عملیات رهگیری و اولین
اخطار از سوی رادار و یا هواپیمای شکاری که معمولا در چنین شرایطی در
فرکانس بینالمللی گارد مخابره میشود (این فرکانس برای ارسال پیامهای
اضطراری است و قابل دریافت و شنیدن در تمام هواپیماهای در حال عبور
وایستگاه های زمینی) با عدم تمکین خلبان هواپیمای مسافربری برای فرود
اجباری روبه رو شود که در نهایت احتمال دخالت نیروهای بیگانه مستقر در خلیج
فارس هم میرفت.
فرودگاه مشهد هم به علت بعد مسافت عملا
کنار گذاشته شد. بالاخره تصمیم گرفته شد این هواپیما در بندرعباس فرو
نشانده شود.اول اینکه فاصله دبی تا بندرعباس اندک بود، زیرا احتمال داشت
اگر تعلل میشد خلبان متوجه وخامت اوضاع شود و شرایط اضطراری برای
هواپیمایش اعلام کند و هواپیما را برگرداند و با کمک نیروهای بیگانه و ناتو
هواپیما را نجات دهند. در ثانی در مجاورت فرودگاه بینالمللی بندرعباس،
پایگاه نهم شکاری قرار دارد که دارای توان عملیاتی بسیار بالایی است.
چندین هواپیمای در اصطلاح آلرت "آماده
فرمان پروازی است که در صورت اسکرامبل میتوانند به سرعت وارد عمل شوند"
شامل 3 فروند هواپیمای اف 4 با عناوین دنا الفا، دنا براوو و دنا چارلی در
نظر گرفته شد که در حالت استند بای روی باند آماده و منتظر باشند تا در
صورت نیاز به موقع وارد عمل شوند. حتی گفته شد اگر هواپیمای مسافربری بنا
به دلایلی از مسیر دید هواپیماهای اف 4 خارج شود، دو فروند هواپیمای اف 14
دیگر هم در ادامه مسیر عملیات رهگیری را انجام دهند و همه این تصمیمات در
همین زمان محدود برنامه ریزی شد و پیش بینی همه چیز شد.
دو فروند هواپیمای بویینگ 707 و747 هم
به منظور انجام عملیات سوختگیری شبانه پیشبینی شد تا در نقاط
ایستایی برفراز آسمان آماده باشند تا در صورت طولانی شدن عملیات رهگیری به
محض اعلام نیاز خلبانان شکاری رهگیر و خلبانان هواپیمای اف 14 آماده عملیات
سوختگیری شوند. آن شب به تمام پایگاههای نیروی هوایی ارتش آماده باش صد
در صد داده شد و بنا به دستور فرمانده نیروی هوایی، مجربترین عناصر به
عملیات فرا خوانده شدند.
* در خبرها آمده بود این کتاب قرار بود در سوره مهر منتشر شود. چه شد که بعداً قرار شد کتاب به انتشارات مکعب سپرده شد؟ آیا شما این تصمیم را گرفتید؟ - البته من منصرف نشدم، ولی درست است.
ابتدا قرار بود دفتر مقاومت و ادبیات پایداری، انتشار این کتاب را برعهده
بگیرد و تا مراحل آماده سازی و اخذ مجوز کتاب هم پیش رفت، اما متأسفانه در
آستانه مراحل چاپ، مسئولان سوره مهر به ناگاه از چاپ و انتشار آن سر باز
زدند و از چاپ کتاب منصرف شدند و دلایل عدم چاپ را مغایرت موجود با موضوعات
منتشره در این دفتر (ادبیات پایداری) دانستند. با این استدلال که موضوع
کتاب در چارچوب و حیطه کاری دفتر نمیگنجد، چاپ کتاب متوقف شد. لذا پس از
سه ماه وقفه و رایزنی و اخذ مجوز جدید، چاپ این کتاب به انتشارات مکعب
سپرده شد.
* آیا به نظر شما این دلایل منطقی بود؟
- دلایلی که برای منتشر نکردن کتاب از سوی انتشارات سوره مهر آورده شد، چندان منطقی نبود و فکر میکنم حساسیتهای ناشی از موضوع مانع چاپ نشدن این کتاب از سوی سوره مهر بوده است. * خیلی سئوالها هست که ذهن پرسشگر درباره این عملیات از چگونگی لو رفتن عبدالمالک ریگی تا عملیات دستگیریاش مطرح میکند، ولی خیلی ابعاد این عملیات هنوز در طبقهبندی محرمانه است و در حال حاضر تنها میشود نگاهی کلی به ماجرا و همچنین کتاب "در چنگال عقاب" داشت. شاید بتوان در فرصتی دیگر مفصلتر در این باره سخن گفت. و سخن آخر را به شما میسپاریم. - امید آن دارم که این کتاب بتواند به نحوی شایسته نقش پاسداران آسمان نیروی هوایی ارتش را در این عملیات منحصر بفرد که یکی از راهبردیترین عملیاتهای هوایی در نوع خود بود، بیان کند. این کتاب را از طرف خانواده بزرگ نیروی
هوایی به مردمان نوعدوست کشورم و همچنین خانوادههای داغدار شهدای مظلومی
که بیگناه، در فتنه ریگی جان باختند، تقدیم میکنم. همچنین جا دارد از
همکاری صمیمانه سرهنگ خلبان ستاد، نیکبخش حبیبی جانشین دفتر پژوهشهای
نظری و مطالعات راهبردی نهاجا که در ارایه تحلیل محتوا و ویرستاری بخشهای
هوانوردی مرا یاری دادند، قدردانی کنم.
[ یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 ] [ 6:19 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
وقتی آرش کمانگیر ایران بهترین خلبان جهان شد
اگر ذره ای از خاک وطنم به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد، آن را با
خونم در خاک وطن می شویم و نمی گذارم حتی ذره ای از خاک پاک ایران را این
وحشی های بی سر و پا (بعثی) با خود ببرند و اگر ارزشمندتر از جانم هدیه ای
داشتم، حتما به این مردم خوب تقدیم می کردم.
به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق ، شهید سرلشکر خلبان حسین خلعتبری، معروف به حسین ماوریک، از مشهورترین و ورزیده ترین خلبان های ایرانی بوده که دشمن بارها بر درماندگی در برابر شهامت این فرزند پاک ایران زمین اعتراف نموده است؛ او شکارچى قهرمان ناوهاى اوزا و قهرمان جنگ های دریایی با عراق بود. خلعتبری، یکی از لیدرهای عملیات غرور آفرین کمان 99 و پرواز 140 عقاب ایرانی بر فراز عراق... یادآور اسطوره ملی ایران زمین، «آرش کمانگیر» در تعیین مرزهای دو کشور ایران و توران بود؛ افزون بر این که عدد 99 از طرح 99 صفحهای نبرد البرز برگرفته بود و بزرگترین حمله هوایی پس از جنگ جهانی دوم در جهان به شمار می آید. * حمله به اچ 3، بی نظیرترین حمله هوایی و حضور پررنگ خلعتبری * حماسه هفت آذر 59 و عملیات مروارید بر فراز خلیج فارس * به هلاکت رساندن 48 افسر عالی رتبه و دو ژنرال عراقی، تنها در یک عملیات جملات آغازین وصیت نامه ایشان جالب توجه است: «اگر ذره ای از خاک وطنم به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد، آن را با خونم در خاک وطن می شویم و نمی گذارم حتی ذره ای از خاک پاک ایران را این وحشی های بی سر و پا (بعثی) با خود ببرند و مرگ در این راه را افتخار می دانم و اگر ارزشمندتر از جانم هدیه ای داشتم، حتما به این مردم خوب تقدیم می کردم.» و در بخشی دیگر از وصیت نامه نیز اینچنین آمده است: «در ولایت خودمان شیرود، کوهی است که می گویند در آنجا علیه روسیه می جنگیده اند و اگر افتخار شهادت پیدا کردم، آن چه از من باقی ماند، حتی اگر ذره ای از گوشت بدنم باشد، را در کنار قله آن کوه دفن کنید تا روح من هم پاسدار این مرز و بوم باشد». وی در سال 1328 در روستای «بصل کوه» شهرستان رامسر به دنیا آمد؛ کسی که بعدها در بین بعثیون به «حسین ماوریک» شکارچی ناوهای اوزای عراقی معروف شده بود و برای خود او یا پیکرش، جایزه تعیین کرده بودند و کسی که مهارت او در خلبانی و شلیک موشک ماوریک (نوعی موشک هوا به سطح) در نیروی هوایی شهره بود. حسین دوران کودکی و جوانی را در رامسر گذراند و پس از گذراندن دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان، در سال 1349 به خدمت مقدس سربازی رفت و پس از گذراندن دوران سربازی، در سال 1351 به دلیل علاقه وافری که به فن خلبانی داشت، وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد و پس از گذراندن دوره مقدماتی، پرواز برای پشت سر گذاردن دوره پیشرفته به کشور آمریکا رهسپار شد. پیش از سفر به آمریکا، حسین خلعتبری به دیدار خانواده می شتابد و به مادرش وکالت می دهد که: «مادر تمام حقوق ماهیانهام را براى رفع مشکلات نیازمندان هزینه کن».
او در کشور آمریکا، نخست دوره خود را در دانشگاه شپارد آغاز کرد و سپس به دانشگاه تگزاس منتقل شد و استعداد خیره کننده او در یادگیری و در پی آن هدایت هواپیما، باعث شده بود، به عنوان دانشجوی ممتاز شناخته شود و نام او را همه اساتید به عنوان یک دانشجوی برجسته بر زبان آورند. در همین حین، به دلیل مهارت خاصی که در خلبانی داشت، دوره شلیک موشک ماوریک را که یک موشک هوا به سطح است و به وسیله آن می توان انواع شناورها را هدف قرار داد با موفقیت پشت سر گذاشت. سرانجام دوره خلبانی پایان می یابد و او با دریافت گواهینامه خلبانی در هواپیمای اف 4 به ایران بازمی گردد و در پایگاه ششم شکاری بوشهر با درجه ستوان دومی مشغول به خدمت می شود. با آغاز جنگ، عقاب تیزپرواز مازنداران به دشمن می تازد و بلافاصله پس از حمله عراقی ها، نیروی هوایی ارتش ایران، دست به کار شده و ترتیب انجام دو عملیات را در همان روز می دهد که بنا بر آن، یکی از عملیات ها با رمز البرز به پایگاه هوایی بوشهر می رسد و هدف پایگاه شعیبیه در استان بصره بود که با رسیدن به هدف، حسین با مهارت خاصی که در شیرجه زدن با هواپیما داشت، همه اهداف از پیش تعیین شده را بمباران می کند و سالم بازمی گردد. حمله 140 عقاب به عراق او از پایگاه ششم شکاری به پرواز درآمده و به عنوان فرمانده یک دسته 8 فروند به بغداد حمله می کند و مانورهای عالی از میان ساختمان ها و پرواز با ارتفاع بسیار پایین او و شماری دیگر از خلبانان در شهر بغداد، باعث می شود خبرگزاری ها لب به تحسین از مهارت خلبانان ایرانی باز کنند. *مأموریت، پایگاه الرشید و المثنی وی در فروردین سال 1360 در مصاحبه با نشریه روابط عمومی عقیدتی ـ سیاسی نیروی هوایی گفت: مأموریتهای من شامل اهداف دریایی، بنادر، پل، تأسیسات پالایشگاهی، تأسیسات برقی و پشتیبانی نیروی زمینی دشمن بوده و هیچگاه قانون «موشک جواب موشک را» عمل نکردیم و... . شهید«خلعتبری» از جمله نخستین خلبانانی بودند که پس از حمله هوایی عراق به فرودگاه مهرآباد به بغداد حمله کردند. وی با آوردن خاطرهای از نخستین پرواز دفاع مقدس میگوید: نخستین مأموریت برون مرزی من، اول مهر ماه 1359 بود، پس از بمباران مهرآباد توسط عراق به ما دستور مأموریت داده شد تا بلافاصله با هشت فروند هواپیما به بغداد حمله کنیم و در مسیر، هر پنج مایل ما را هدف قرار میدادند و موشک میزدند، ولی ما همچنان در دل آسمان پیش میرفتیم تا سرانجام به هدف رسیدیم و پایگاه «الرشید» و «المثنی» را در بغداد درهم کوبیدیم و خاطره جالب من در این مأموریت دیدن یک گنبد طلایی در بخش جنوبی بغداد بود و از رادیو به هواپیماهای همراه گفتم: من یک گنبد طلایی میبینیم. جناب سرهنگ محققی در پاسخم گفت: زیارتتان قبول، آنجا حرم مطهر حضرت امام موسی کاظم (ع) است و بناگاه اشک از چشمانم سرازیر شد و گفتم: «السلام علیک یا اباعبدالله». *مأموریت، پایگاه شعیبه مأموریتی برای نابودی تأسیسات پایگاه شعیبه به پایگاه ششم شکاری واگذار شد و خلعتبری برای این مأموریت انتخاب می شود که مأموریت را با موفقیت انجام می دهد و خسارات جبران ناپذیری به پیکره بعثیون وارد می کند و در راه بازگشت خلبان کمک می گوید: «حسین، مثل این که نوک مگسک این موشک ها کج است». شهید خلعتبری می گوید: چطور؟ و کمک پاسخ می دهد: تا حالا 28 موشک برای ما شلیک کرده اند، ولی هیچ کدام به ما نخورده است؛ واقعا معجزاتی بوده که ما شاهدش بوده ایم. *حماسه هفت آذر 59 ( عملیات مروارید) در روزهای آغازین آذر ماه سال 1359 بنا بر هماهنگی های انجام شده از سوی نیروهای هوایی و دریایی ارتش ایران، قرار می شود در روز هفتم آذر ماه، نیروی دریای و هوایی به دو اسکله «البکر» و «الامیه» حمله کنند. روز عملیات فرا می رسد و حسین این دلاور مازندرانی، سوار بر اسب آهنین خود می شود و به همراه شماری دیگر از خلبانان شجاع نیروی هوایی همچون شهید سرلشکر خلبان عباس دوران و شهید سرلشکر خلبان یاسینی در دل آسمان جای می گیرند و اینجاست که حسین کاری می کند که تا مدت ها حتی پس از شهادتش، افسران نیروی هوایی و دریایی عراق از شنیدن نام او لرزه به اندامشان می افتاد. پرواز آغاز شده و حسین با مانورهای دیدنی، خود را در بهترین موقعیت ها قرار می دهد و یکی پس از دیگری ناوچه های عراقی را غرق می کند. شهید خلتعبری در این عملیات توانست ناوهای اوزا، ناوهای مین جمع کن، ناو نیروبر و چندین اژدر افکن به ارزش کلی 240 میلیون دلار را هدف قرار دهد و نیروی دریایی عراق را نابود کند و پس از این عملیات بود که به شهید خلعتبری، لقب «حسین ماوریک» (شکارچی ناوهای اوزا) را دادند. به ایشان می گفتند: «قاتل اوزا»؛ حالا نمی دانم چقدر شما از ناوچه های اوزای عراق اطلاعات دارید، آن قایق های موشک اندازی بود که به علت برد بلند موشک و قابلیت مانورش، به راحتی ناوهای ما را در خلیج فارس آماج قرار می داد. این دلاور هنگامی که در بوشهر خدمت می کرد و زمان عملیات از هواپیمای خودش پیاده و سوار هواپیمای دیگر می شد و با موشک های «ماوریک تلویزیونی» این ناوها را آماج قرار می داد و به همین سبب به نام قاتل اوزا معروف شد. بنا بر گفته کارشناسان، شهید خلعتبری در استفاده از هواپیماى اف 4، انجام مانورها و عملیات جنگی، انهدام هدف و شلیک موشک ماوریک همتا نداشت و به اندازه ای مهارت داشت که در هر شیرجه به چندین هدف می توانست حمله کند. حمله به اچ 3 بی نظیر ترین حمله هوایی و حضور پررنگ حسین در اواخر سال 1359 بود و با توجه به این که عراق همه هواپیماهای ذخیره خود را به دلیل سالم ماندن از حملات تیزپروازان نیروی هوایی ارتش ایران، به مجموعه پایگاه های الولید در نزدیکی مرز اردن انتقال داده بود، نیروی هوایی تصمیم می گیرد این پایگاه ها را هر طور شده، هدف قرار دهد. طرح اولیه آماده و شماری از برجسته ترین خلبانان نیروی هوایی برای این عملیات برگزیده می شوند؛ البته دلیل این کار، آن است که اگر فرمانده دسته پروازی مورد هدف قرار گرفت، خلبانان حاضر مهارت این را داشته باشند که خود هدف را پیدا و آن را نابود کند، سپس جمعی از بهترین ها انتخاب شدند که در بین آنها، نام حسین خلعتبری نیز به چشم می خورد. و سرانجام روز پانزدهم فروردین ماه سال 1360 هشت فروند هواپیمای فانتوم از پایگاه هوایی همدان به پرواز درآمدند و با چهار بار سوخت گیری هوایی و پشت سر گذاشتن مسافتی بالغ بر1000 کیلومتر، پایگاه های الولید را بمباران کردند و همگی سالم برگشتند. نقش حسین در این عملیات هم خیره کننده بود و در هنگام رسیدن به یکی از پایگاه ها، او ارتفاع را زیاد می کند و با شیرجه ای زیبا و مانورهای پی در پی، همه بمب های خود را روی اهداف فرو می ریزد و افتخار دیگری برای خود و میهن عزیزمان می آفریند؛ این عملیات هنوز هم در بزرگترین مدرسه های هوایی آمریکا و ... تدریس و بررسی می شود.
*مأموریت، زدن پل العماره از سوی فرماندهی به پایگاه ششم شکاری مأموریت داده می شود تا پل العماره را بزنند. خلعتبری و چند تن از خلبانان شجاع این پایگاه انتخاب می شوند و پل درست وسط شهر بود، خلعتبری وقتی روی پل می رسد حملات ضد هوایی دشمن به اوج خود رسیده بود و اتومبیل هایی که مشخص بود شخصی است، روی پل در حال حرکت بودند. او با پذیرفتن خطر دور می زند و پس از عبور آنها، پل را سرنگون می کنند. وقتی از او سوال کردند، چرا چنین کردی، گفت: فرزندی یک ساله دارم، یک لحظه احساس کردم که ممکن است، توی ماشین بچه ای مثل «آرش» من باشد و چگونه قبول کنم که پدری بچه سوخته اش را در آغوش بگیرد؟ *بچه سوخته دزفولی یادم نمی رود در دزفول بودم، زن لری بچه سوخته اش را گذاشت بغل من و گفت: بی غیرت تو خلبان مایی؟ بگیر! خواستم به او بگویم مادر! ما بی غیرت نیستیم، لکن دیدم زن خیلی عصبانی است. هنگامی که خبر سقوط خرمشهر را شنیدم و دریافتتم که به پیرها و بچه ها رحم نکرده و به زن ها هم تجاوز کرده اند، به خدای لایزال و به شرفم قسم خوردم که این بار اگر وارد خاک عراق شدم، شهرک «صفوان» را در هم بکوبم و با این که بیش از 70 بار به خاک عراق حمله کرده ام ولی قانع نیستم من باید بجنگم و مرگ برای من افتخار است. دولتمردان عراق با بودن او آرامش ندارند و با توجه به مهارت او در بیشتر عملیات به عنوان فرمانده دسته پروازی به دفاع از میهن می پردازد. تاسیسات نفتی، یگانهاى دریایی، پل الاماره و پالایشگاه کرکوک بارها به دست او مورد حمله و تخریب قرار گرفت که تنها بخشی از دلاوری های این مرد بزرگ است. *مأموریت حیاتی از سوی فرماندهی نیروی هوایی، مأموریتی به پایگاه ابلاغ و خلعتبری برای انجام آن برگزیده می شود و مأموریت بدین شکل بود که: هدف پشت سر نیروهای پشتیبانی عراق بمباران شدید شود، مأموریت حیاتی بود و جنگنده ها باید 460 مایل از وسط پدافند قوی عراق در ارتفاع بالا پرواز کنند و در حین مأموریت لحظه به لحظه به سمت اف 4 های نیروی هوایی موشک می زدند. فانتوم ها درست روی هدف رسیده بودند که ناگهان یک موشک سام ـ 6 از بالای کاناپی خلعتبری رد شد و هواپیما لرزید، در وسط نیروهای عراقی، شماری از خانه های متحرک دیده می شود و خلعتبری متوجه این خانه ها می شود و گویا به او الهام شده بود که این خانه ها را بزند، هدف بمباران تانک های دشمن بود، ولی خلعتبری ارتفاع هواپیما را زیاد می کند و در یک آن به سمت خانه ها شیرجه می رود. با توجه به مهارتی که او در این کار داشت، خانه ها را هدف گرفته و دقیقا با یک شیرجه همه آنها را نابود می کند و در این هنگام ساعت شش و نیم صبح را نشان می دهد، خلعتبری بلافاصله پس از مأموریت با سرعت به پایگاه برمی گردد و در گزارش پس از پرواز خود این گونه می نویسد که شماری از خانه های متحرک را دیدم و به جای اهداف از پیش تعیین شده آنها را آماج گرفتم. روز پس از آن، از اتاق ویژه اطلاع دادند که: به خلعتبری بگویید دیدت عالی بود و زمانی که آنجا را زدی 48 افسر عالی رتبه و دو ژنرال عراقی داخل این خانه ها بودند که به درک واصل شدند. *پزشکان: نباید پرواز کنی شهید خلعتبری در حضورش در دوران جنگ تحمیلى، بیش از 70 پرواز برون مرزى بر فراز خاک دشمن انجام می دهد و البته این تنها پروازهای عمقی به خاک عراق است و پروازهایی که او روی خلیج فارس، از جمله در عملیات مروارید انجام می داد، بسیار بیشتر از این است. با این که پزشکان او را به خاطر پروازهاى متعدد و پى در پى و فشارهایى که بر جسم او وارد شده بود، از ادامه پرواز منع کرده بودند، ولی خلعتبرى کسی نبود که جسمش را بر خاک و مردم کشورش ترجیح دهد و از این روی، توصیه پزشکان و فرماندهان جنگىاش را براى توقف پروازهاى جنگى نپذیرفت. *قهرمان جنگ های دریایی برای همیشه خاموش می شود تعطیلات نوروز سال 1364 در پیش است، ولی گویا حسین، هوس سفری دیگر در سر دارد، او در پایگاه می ماند و به زادگاهش نمی رود و در پاسخ دوستانش هم که می گویند چرا به دیدن خانواده نمی روی، می گوید: در این شرایط بحرانی، مردم هر لحظه به کمک ما نیاز دارند و وجدانم اجازه نمی دهد که آنان را تنها بگذارم. روز یکم فروردین ماه سال 1364، خلعتبری و ستوان محمد زاده، شیفت آلرت پایگاه سوم شکاری همدان هستند، ناگهان صدای آژیر بلند و در پایگاه اعلام اسکرامبل (حالت آماده باش) می شود. حسین خلعتبری به همراه کمک خود ستوان یا یک فروند هواپیمای فانتوم دی با نام رمز آریو 31 برای مقابله با هواپیماهای دشمن به پرواز درمی آید، در کردستان در منطقه سقز با دو فروند میگ 23 عراقی و یک فروند میگ 25 عراقی درگیر می شود و سریع به سمت یکی از هواپیما گردش کرده و به پرواز ادامه می دهد و در ارتفاع 35000 پایی یکی از میگ های 23 را آماج قرار می دهد که پس از برخورد موشک، میگ نابود می شود. در همین حین، از ایستگاه های رادار زمینی مرزی به آگاهی خلعتبری می رسانند که یک فروند میگ 25 پی دی، در تعقیب آنهاست و در این نبرد که حتی تعقیب و گریز آن نابرابر است، میگ 25 اقدام به شلیک یک تیر موشک r-40 می کند و موشک با فانتوم برخورد می کند و ستوان محمد زاده موفق می شود، اجکت کند و به سختی از ناحیه دست راست آسیب می بیند و توسط نیروهای امداد و نجات نیروی هوایی نجات پیدا می کند، ولی سرلشکر خلبان حسین خلعتبری فرصت اجکت پیدا نمی کند و بدین شکل، قهرمان جنگ های دریایی برای همیشه خاموش می شود و به معراج ابدی می رود. بدن قطعه قطعه شده اش را به عنوان سند افتخاری به این امت همیشه بیدار تقدیم می کند و پیکر مطهرش در میان اندوه انبوه بسیاری از مردم منطقه که می گفتند تاکنون در منطقه سابقه نداشته تشییع شد و بنا بر وصیت خودش، در قله میرزا کوچک خان (گلزار چهل شهیدان رامسر) به خاک سپرده می شود تا آن گونه که خود می خواست، روحش نیز پاسدار مرز و بوم وطن اسلامی مان باشد.
تلویزیون عراق با اعلام این خبر با آب و تاب اعلام کرد که موفق شده، یکی از بهترین خلبانان ایرانی را از بین ببرد (شهید کند)، ولی آنها نمی دانستند، با شهید شدن خلعتبری و خلعتبری ها، هزاران خلعتبری دیگر از بین مردم سلحشور ایران به پا می خیزد و سلاح به دست می گیرد و علیه آنها دلاورانه می جنگند که این چنین هم بود. * نام او هنوز بر سر زبان هاست در هنگام زندگی و حتی پس از شهادت در مجلههاى جنگى آمریکا، بارها از شهید خلعتبرى به عنوان یک نابغه جنگى و خلبان توانمند در هدایت هواپیماى اف 4، در پروازها و مانورهاى حساس نظامى و عملیاتى نام برده شد همچنین نام او به عنوان یکى از شاگردان موفق و ممتاز دانشگاه شپارد و تگزاس در فراگیرى علوم خلبانى اف 4 در دوران آموزشش در مصاحبهها و گفت وگوهاى اساتید این دانشگاه برده شد. در سال 2006 یکى از مجلات معروف نظامی آمریکا، ویژهنامهاى درباره مهارتهاى پروازى و ابتکار عملها و خلاقیتهاى شهید خلعتبرى منتشر کرد و او را بهترین خلبان اف 4 جهان معرفی نمود.
[ شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ] [ 20:21 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
فهرست 90 کتاب پیشنهادی رجانیوز برای خرید از نمایشگاه کتاب تهران
بهار طبیعت هر ساله بهاری کوچکتر برای اهالی فرهنگ را نیز در دل دارد. نمایشگاه کتاب تهران به عنوان بزرگترین برنامه فرهنگی سال، هر ساله در اردیبهشت ماه ساعات زیادی از وقت اهالی فرهنگ را به خود مشغول میکند تا با تازههای بازار نشر آشنا شوند. امسال نیز نویسندگان و ناشران جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با آثار مختلفی در حوزه های ادبیات، تاریخ، فلسفه و علوم انسانی به نمایشگاه کتاب خواهند آمد. رجانیوز با در نظر گرفتن طیف گسترده
علایق مخاطبان و فرهنگ دوستان، قریب به 90عنوان کتاب را در حوزه های عمومی و
تخصصی ادبیات، تاریخ، سیاست، فلسفه و علوم انسانی از میان عناوینی که
امسال برای نخستین بار به نمایشگاه کتاب می آیند را به مخاطبان خود معرفی
می کند. این فهرست، اولین فهرست پیشنهادی رجانیوز به مخاطبان برای نمایشگاه
کتاب امسال است و در روزها آینده فهرستهای دیگری نیز به مخاطبان ارائه
خواهد شد.
***
رحیم مخدومی کتاب جدیدش در حوزه خاطره
نگاری فتنه با عنوان «خرابکار اجاره ای» را ارائه می کند. در نمایشگاه کتاب
تهران پایگاهی برای ثبت و گرآوری خاطرات مردمی درباره حوادث پس از انتخاب
راه اندازی شود.
مخدومی در گفتگو با با رجانیوز که بزودی
منتشر می شود به تفصیل درباره کتابهای امسال سخن گفته است. «رئیس جمهور
باید باکلاس باشد»،«بعداز ظهر اغتشاش» و چت مقدس از دیگر کتابهایی است که
امسال به نمایشگاه می آید.
***
کتاب «جانستان کابلستان» به قلم رضا امیرخانی و توسط انتشارات افق به نمایشگاه می آید.
***
«آزادی از نگاه شهید مطهری»، «استاد
مطهری و روشنفکران»، «مبانی و نوآوریهای فقهی شهید مطهری» و «نفاق و منافق
از دیدگاه شهید مطهری»، «توکل، رضا و صبر» از تازههای انتشارات صدرا در
نمایشگاه کتاب امسال است.
***
کتاب «برای زندگی» مجموعه درسگفتارهای
تفسیری امام موسی صدر که چهارمین جلد از مجموعه در قلمرو اندیشه امام موسی
صدر است، در بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران عرضه خواهد شد.
همچنین «زینب؛ شکوه شکیبایی» عنوان کتابی
است که از سوی مؤسسه فرهنگی ـ تحقیقاتی امام موسی صدر منتشر شده و حاوی
سخنرانیهای ایشان درباره نقش حضرت زینب(س) در واقعه عاشورا و رخدادهای پس
از آن است.
***
محمدرضا بایرامی از انتشار رمان جدیدش با
نام »آتش به اختیار» به همراه چاپ دوبارهی بعضی از آثارش و ارائهی
آنها در نمایشگاه کتاب تهران خبر داد.
***
نخستین رمان قادر طهماسبی با عنوان «تلاوت» در 14 اپیزود منتشر و در بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران عرضه خواهد شد.
***
کتاب «حکمت فاطمی» که تلخیص شرح خطبه
حضرت زهرا (س) است از سوی آیت الله سیدعزالدین حسینی زنجانی به نگارش
درآمده و کتاب «دعبل خزاعی» نیز نوشته مصطفی قلی زاده درباره زندگی دعبل
خزاعى از شاعران قبیله نور و اصحاب امام رضا(ع) است که عمرى را به دفاع از
حقانیت مکتب اهلبیت (ع) پرداخت. این کتابها توسط بوستان کتاب عرضه خواهد
شد.
***
کتاب «نظام اقتصادی اسلام: مبانی، اهداف،
اصول راهبردی و اخلاق» تألیف سیدحسین میرمعزی به همت سازمان انتشارات
پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شده و به نمایشگاه می آید.
***
چاپ نخست کتاب «گلچینی از معارف تشیع»
نوشته علامه سید محمدحسین طباطبائی با ترجمه سیدمحمد ثقفی و به کوشش
سیدهادی خسروشاهی از سوی موسسه بوستان کتاب منتشر و روانه بازار نشر شده
است.
***
«حدیث قند»(مجموعه مقالات طنزپژوهی)،
اثر ابوالفضل زرویینصرآباد در حوزه طنزنویسی است که تا برپایی نمایشگاه
کتاب امسال منتشر میشود. وی در این کتاب تاریخچه طنزنویسی در آثار مشاهیر
طنزپرداز فارسی و نیز برخی از معاصران را بررسی کرده است.
***
چاپ دوم کتاب «حدیث انقلاب» نوشته
شمسآلاحمد به زودی روانه بازارمیشود. حدیث انقلاب عنوان کتابی دو جلدی
است که چاپ اول آن در سال 1372به همت واحد انتشارات حوزه هنری منتشر شد.
***
مجموعهای از غزلیات فاضل نظری با عنوان «بیانسان» از سوی انتشارات سوره مهر منتشر میشود.
***
کتابهای «خلاف جریان» در دو جلد، مجموعه
مباحث سیاسی و فرهنگی دکتر سعید زیباکلام است که در زمستان سال گذشته منتشر
شده و چاپ دوم آن به وسیله انتشارات سوره مهر در سال ۱۳۸۹ به زیر چاپ رفته
و به نمایشگاه می آید.
***
ابراهیم فیاض از پرکارترین های امسال
است: «جهان شناسی معرفتی ادبیات و ارتباطات» توسط انتشارات دفتر مطالعات
رسانه، سه کتاب «مردم شناسی دینی توسعه»، «تعامل دین فرهنگ و ارتباطات» و
«مردمشناسی تاریخی شناختی علم در ایران» توسط نشر بین الملل، «مهندسی فرهنگ
عمومی» توسط انتشارات دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی کل کشور و کتاب «تولیـد
علم وعلوم انسانی» توسط انتشارات سپیده باوران و به قلم ابراهیم فیاض برای
اولین بار امسال به نمایشگاه کتاب می آید.
***
چاپ نخست کتاب «ما و تاریخ فلسفه اسلامی»
نوشته دکتر رضا داوری اردکانی در شمارگان 2500 نسخه، 616 صفحه و بهای
82000 ریال از سوی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شده است.
همچنین چاپ اول کتاب "علوم انسانی و
برنامهریزی توسعه" تألیف رضا داوری اردکانی با شمارگان 2200 نسخه در 295
صفحه از سوی انتشارات "فردایی دیگر" منتشر شده است.
***
کتابهای «آینه جادو (جلد اول)»، «فردایی
دیگر» و «فتح خون» از آثار شهید سیدمرتضی آوینی تجدید چاپ شده و ۲۰
فروردین، همزمان با سالگرد شهادت وی، وارد بازار شدند. مجموعه این کتابها
توسط نشر واهه در نمایشگاه عرضه خواهد شد.
***
سعید بیابانکی مجموعهای از شعرهای طنزش
را توسط انتشارات سپیدهباوران به چاپ سپرد. این شعرها در قالبهای کلاسیک
سروده شدهاند. وی همچنین مجموعهای از اشعار سپیدش را با نام «شب
دنبالهدار» آماده چاپ کرده است.
***
از جمله آثاری که از سوی کانون اندیشه
جوان برای ارایه در نمایشگاه کتاب زیر چاپ قرار دارند، میتوان کتابهای
«گفتمان عدالت در انقلاب اسلامی» اثر سید حسن فخرزارع و نخستین جلد از
مجموعه سه جلدی «درباره ادبیات داستانی» نوشته محمدرضا سرشار است.
***
کتاب"راهکارهای عدالت اجتماعی در نظام اسلامی" به قلم سید کاظم سید باقری، از سوی کانون اندیشه جوان منتشر شد.
***
علاوه بر کتاب «نظریه فتنه» تالیف
روحالله حسینیان، کتابهای «شورش اشرافیت بر جمهوریت»، «روز شمار هشت ماه
نبرد مقدس» و «نظرسنجیهای خارجی انتخابات دهم ریاست جمهوری» که در حوزه
هنری رونمایی شده بود در نمایشگاه حضور دارند. کتاب خاطرات احمد زرهانی به
قلم رضا کاید خورده، جلد سوم خاطرات عبدالله جاسبی و خاطرات آیت الله سعیدی
از دیگر کتابهای مهم مرکز اسناد در نمایشگاه امسال است.
***
کتاب «مقدمهای بر فلسفه اسلامی معاصر»
به قلم محمد فنائی اشکوری در قطع وزیری، 448 صفحه از سوی انتشارات مؤسسه
آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) منتشر شده است.
***
جلد سوم "روزشمار تاریخ معاصر ایران"
تدوین هدایتالله بهبودی، گزیده سه جلد از کتاب "تاریخ مجاهدین خلق، پیدایش
تا فرجام" ، "از قاجار به پهلوی" و "رضاشاه و بریتانیا" نوشته محمدقلی
مجد، جلد سوم "تاریخ سیاسی ایران معاصر؛ بسترهای تأسیس سلطنت پهلوی" نوشته
حسین آبادیان و "حزب پانایرانیسم" نوشته مظفر شاهدی، عناوین آثار منتشر
شده موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی در سال 1389 به شمار می آیند که به
نمایشگاه می آیند.
***
خسروپناه با دو کتاب «جریانشناسی ضد فرهنگ» و «اندیشه نامه علامه شعرانی» در نمایشگاه حضور دارد.
***
کتاب "گفتمان عدالت در جهان جدید" در 316 صفحه و در شمارگان 1000 نسخه توسط نشر جمهور ایران منتشر شده است.
***
جلد دوم «سیر تفکر معاصر» نوشته مرحوم
«محمد مددپور»، پژوهشگر معاصر در سه باب توسط انتشارات سوره مهر برای
چهارمین بار منتشر شده و جزو تجدید چاپی های مهم نمایشگاه است.
***
کتاب «فرهنگنامه بصیرت» در راستای تاکید
مقام معظم رهبری بر ضرورت تقویت «بصیرت» در فضای کنونی جامعه و رهنمودهای
جامع و سازنده قرآن و اهل بیت(ع) به همت آیتالله محمدی ریشهری و ترجمه
حمیدرضا شیخی تدوین و منتشر شد.
***
کتاب «روابط بینالملل در اسلام» به قلم آیتالله جوادی آملی به همت انتشارات مرکز نشر اسراء به نمایشگاه خواهد آمد.
***
«سینجیم» از تولیدات واحد ادبی کانون
فرهنگ و اندیشه (کفا) است که در 64 صفحه و شمارگان 2000 نسخه توسط انتشارات
فراندیش و با حمایت کمیته حمایت و نظارت بر فعالیت مراکز فرهنگی هنری
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شده است.
***
کتاب «گفتارهایی پیرامون تحول در کتاب
علوم انسانی» به قلم حجتالاسلام سیدمحمدمهدی میرباقری به همت فجر ولایت
منتشر شده است. همچنین کتاب "مراقبههای عاشورایی" گفتارهای عاشورایی از
استاد فقید سید منیرالدین حسینی الهاشمی و حجت الاسلام سید محمد مهدی
میرباقری به گزینش و ویرایش حسین مهدی زاده از سوی انتشارات فرهنگستان علوم
اسلامی قم در دو هزار نسخه منتشر شده است.
***
کتاب "تلویزیون؛تکنولوژی رخوت و سرگرمی"تألیف احمد پهلوانیان ازسوی انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم به نمایشگاه می آید.
***
یازدهمین کتاب محمد تیجانی تونسی با
موضوع ماجرای سقیفه طی مراسم ویژه ای با حضور وی، ناشر کتاب و مترجم آن در
شیراز رونمایی شده و در نمایشگاه حضور دارد.
***
چاپ نخست کتاب «طواف عشق» تالیف محمدحسین
رجبی دوانی از سوی شرکت سهامی کتابهای جیبی، وابسته به موسسه انتشارات
امیرکبیر، منتشر شده است. دکتر رجبی لهوف را بازنویسی کرده است.
***
شهریار زرشناس از چاپ کتاب «اشارات و
تنبیهات» که جستاری بر مباحث اقتصاد، سیاست و حکمت معاصر ایران دارد، خبر
داد. این کتاب در کنار جستارها، پیشنهادهایی بر اساس نظامهای
سرمایهداری کوچک مطرح میکند که برای گذرا از دوران مدرنیته در ایران
کاربردیاند.
***
جلد اول کتاب"نقش شیعه در فرهنگ و تمدن
اسلام و ایران" که به مدارس و حوزههای علمیه شیعه میپردازد نوشته دکتر
علی اکبر ولایتی در 3000 نسخه و در 240 صفحه از سوی شرکت سهامی کتابهای
جیبی وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر منتشر شده است.
***
کتاب «شهر اسلامی، نشانهها و شناسهها» تألیف علامه جعفر مرتضی عاملی به همت مؤسسه بوستان کتاب روانه بازار نشر شد.
***
آخرین مجموعه شعر محمد مهدی سیار با عنوان «حقالسکوت» را منتشر شد.
***
چاپ نخست کتاب «برگزیدهای از کتاب شرح
حدیث جنود عقل و جهل» نوشته حضرت امام خمینی(ره) به کوشش محمد اسفندیاری و
رضا حسینیفر از سوی موسسه انتشاراتی چاپ و نشر عروج، وابسته به موسسه
تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) منتشر و روانه بازار کتاب شد.
***
دکتر سید یحیی یثربی از انتشار جلد چهارم
و پنجم کتاب «تفسیر روز» به صورت همزمان خبر داد و گفت: جلد سوم این کتاب
از سوره مائده تا هود و جلد چهارم آن از سوره هود تا مریم را شامل میشود
که تفسیرش در این کتابها آمده است.
***
کتاب «از معراج برگشتگان» نوشته حمید
داودآبادی نه صحنههای فجیع و شکنندهی جنگ و نبرد بیامان، که دوستیها،
رفاقتها، معنویات و روابط اسلامی و انسانی افراد در اوج گیرودار جنگ با
یکدیگر است. چاپ نخست این کتاب اواخر سال گذشته به بازار آمد.
***
جلد پنجم و آخرین جلد مجموعه «تاریخ آغازین فراماسونری در ایران» با نگارش یحیی آریا بخشایش توسط سوره مهر منتشر می شود.
***
مصطفی دلشاد تهرانی که تاکنون کتابهایی
درباره آموزههای حکومتداری نهجالبلاغه از وی منتشر شده است، کتاب
تازهای را در این باره با عنوان «ساختارشناسی عدالت در نهجالبلاغه» از
سوی انتشارات «دریا» به نمایشگاه می رسد.
***
نخستین دفتر شعر حجتالاسلام سیدابوالقاسم حسینی(ژرفا) با عنوان «چشم شرقی» از سوی مرکز توسعه کتاب ایران منتشر شد.
***
کتاب «حرکت امام خمینی و تجدید حیات
اسلام» نوشته راشد الغنوشی، رهبر حرکت اسلامی «النهضه» تونس به همت سید
هادی خسروشاهی ترجمه و باز چاپ شد. این کتاب با توجه به اوضاع و احوال
منطقه می تواند دید مناسبی نسبت به انقلابیون تونسی به ما بدهد.
***
کتاب "مطالعات انتقادی استعمار مجازی
آمریکا" با عنوان فرعی "قدرت نرم و امپراتوریهای مجازی" تالیف سید سعیدرضا
عاملی با شمارگان 2000 نسخه در 645 صفحه از سوی موسسه انتشارات امیرکبیر
منتشر شد.
***
چاپ نخست کتاب «حضرت
بقیةالله(صلواتالله و سلامه علیه)» نوشته آیتالله محمد شجاعی از سوی
انتشارات سروش منتشر و روانه بازار نشر شد. این اثر زندگانی، اخبار غیبت،
شخصیت و جایگاه حضرت مهدی(عج) را از میان روایات بررسی کرده و سپس به ظهور
آن بزرگوار(عج) و رجعت از نگاه قرآن پرداخته است.
***
مدیر انتشارات خورشید باران از انتشار 2
کتاب جدید از محمدرضا سنگری خبر داد. به احتمال زیاد این کتابها در
نمایشگاه دردسترس علاقه مندان خواهد بود.
***
کتاب «نظریه ابتناء» به قلم حجتالاسلام
علیاکبر رشاد، رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و به همت سازمان
انتشارات این پژوهشگاه به نمایشگاه می آید.
***
«تکاپوی اندیشهها» مجموعهای از مصاحبهها و گفتوگوهای علامه محمدتقی جعفری با شخصیتهای علمی شرقی و غربی منتشر شد.
***
کتاب "حکمت متعالیه؛ بررسی و نقد حکمت
صدرالمتألهین همراه با گزیدههای متون" تألیف دکتر سید یحیی یثربی در 2000
نسخه و 509 صفحه از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شد.
***
کتاب گفتمان عدالت و معنویت (جستاری نشان
شناسانه در گفتمان سیاسی دکتر محمود احمدی نژاد) نوشته سپهر حکمت در 616
صفحه از سوی انتشارات هومن نوایی منتشر شد.
***
«سقای آب و ادب»، «پدر، عشق، پسر»،
«آفتاب در حجاب» و «از دیار حبیب»، نام چهار اثر عاشورایی سیدمهدی شجاعی
است که به تازگی از سوی انتشارات «کتاب نیستان» به چاپهای چندم رسیدهاند.
«سقای آب و ادب»، تازهترین اثر داستان شجاعی و دارای روایتی متفاوت در
فرم و محتوا نسبت به آثار پیشین اوست که برای اولین بار به نمایشگاه می
آید.
***
چاپ نخست کتاب «عرفان عملی» نوشته دکتر
سیدیحیی یثربی از سوی موسسه بوستان کتاب منتشر و روانه بازار نشر شد. اثر
حاضر عرفان عملی را که بر آن است تا کمالات بالقوه انسان را به فعلیت
برساند، در دو بخش مورد بررسی میکند.
***
مجموعهی 10 جلدی «قصههای شیرین ایرانی» توسط انتشارات سورهیمهر روانه نمایشگاه کتاب شود.
***
کتاب "نقش شیعه در فرهنگ و تمدن اسلام و ایران" تألیف دکتر علی اکبر ولایتی از سوی انتشارات امیرکبیر در 1107 صفحه منتشر شد.
***
زندگینامه داستان شهید مهدی رجببیگی، از دانشجویان پیرو خط امام(ره) از دیگر کتابهایی است که برای نمایشگاه امسال قرار است برسد.
***
چاپ دوم کتاب «جاسوس» از سری مجموعه کتابهای «قصههای انقلاب» به قلم محمدرضا سرشار توسط انتشارات سوره مهر تجدید چاپ شده است.
***
کتاب «کنکاشی در تاریخ نگاری معاصر» مجموعه مقالات تاریخی دکتر یعقوب توکلی، پژوهشگر و استاد دانشگاه منتشر شد.
***
منظومهی «ظهر روز دهم» یکی از آثار
مرحوم «قیصر امینپور» است که انتشارات سروش آن را برای کودکان و نوجوانان
متشر کرده است. این کتاب، ماجرای قهرمانیهای حضرت قاسم(ع) را روایت
میکند.
***
محمدکاظم کاظمی شاعر و محقق افغان مقیم
ایران اثری تحقیقی در نقد و بررسی شعر 10 نفر از شاعران انقلاب اسلامی را
در دست تدوین دارد که به نقد و بررسی آثار قیصر امینپور، مهرداد اوستا،
سیدحسن حسینی، طاهره صفارزاده، نصرالله مردانی، سلمان هراتی، علی معلم
دامغانی، علی موسوی گرمارودی، حمید سبزواری و احمد عزیزی میپردازد.
***
کتاب داستان مصور خردسالانه «نگو
نمیتوانم»، نوشته محمدرضا سرشار،سرانجام پس از 21 سال منتشر نشدن توسط
ناشر قبلی آن، با تصاویر و صفحهآرایی جدید، به وسیله انتشارات سروش چاپ
مجدد شد.
[ شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ] [ 1:7 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
تنها نامه بدون «بسم الله» از امام خمینی
حضرت امام به محض اطلاع از سفر هیأت اعزامی از سوی رییسجمهور آمریکا به ایران، اعلامیهاى خطاب به شورای انقلاب صادر فرمودند. این تنها اعلامیه حضرت امام است که بدون 'بسم اللَّه الرحمن الرحیم' است همانند سوره برائت در قرآن کریم'.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، پس از تسخیر لانه جاسوسى امریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، جیمى کارتر رئیسجمهورى امریکا احتمالًا با هماهنگى عوامل داخلى و بخصوص چند عضو کابینه دولت موقت "رمزى کلارک" و "ویلیام میلر" را براى ملاقات با امام خمینى به ایران اعزام داشت. نمایندگان اعزامى در حالی که به ترکیه رسیده بودند و خود را براى سفر به ایران آماده مىکردند، پیام فوقالذکر حضرت امام صادر شد و آنان بدون اخذ نتیجه به امریکا باز گشتند. پیام کوتاه و مختصر حضرت امام بلافاصله در جهان و رسانههاى گروهى بینالمللى انعکاس گسترده و کمنظیرى یافت. یادگار حضرت امام آقاى سید احمد خمینى در این باره تصریح مىکنند: "حضرت امام به محض اطلاع اعلامیهاى صادر فرمودند و درآن اطلاعیه هیأت امریکایى را نپذیرفتند و به همه اعضاى شوراى انقلاب، هیأت دولت موقت و سایر مسئولین تذکر دادند که هیچکس حق ملاقات با این هیأت امریکایى را ندارد. نکته قابل توجه در این اعلامیه آن است که این تنها اعلامیه حضرت امام است که بدون "بسم اللَّه الرحمن الرحیم" است همانند سوره برائت در قرآن کریم". *زمان: 16 آبان 1358/16 ذى الحجه 1399. مکان: قم. مخاطب: شوراى انقلاب اسلامى و مسئولان دولتى. از قرار اطلاع نمایندگان ویژه کارتر در راه ایران هستند و تصمیم دارند به قم آمده و با اینجانب ملاقات نمایند. لهذا لازم مىدانم متذکر شوم دولت امریکا که با نگهدارى شاه، اعلام مخالفت آشکار با ایران را نموده است و از طرفى دیگر آنطور که گفته شده است سفارت امریکا در ایران محل جاسوسى دشمنان ما علیه نهضت مقدس اسلامى است، لذا ملاقات با من به هیچ وجه براى نمایندگان ویژه ممکن نیست و علاوه بر این: 1- اعضاى شوراى انقلاب اسلامى به هیچ وجه نباید با آنان ملاقات نمایند .. 2- هیچ یک از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند .. 3- اگر چنانچه امریکا، شاه مخلوع- این دشمن شماره یک ملت عزیز ما- را به ایران تحویل دهد و دست از جاسوسى بر ضد نهضت ما بردارد، راه مذاکره در موضوع بعضى از روابطى که به نفع ملت است باز مىباشد. روح اللَّه الموسوى الخمینى
[ شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ] [ 1:1 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
خون مظلومان بحرین و دامان آل سعود1. مباركِ صهیونیستها بیش از سه سال از محاصره مردم مظلوم اما مجاهد غزه قهرمان توسط دولت سفاك اسرائیل و دولت سازشكار حسنی مبارك میگذرد. تمامی تلاشهای دلسوزان مسلمان و حتی شخصیتها و سازمانهای حامی حقوق بشر برای شكستن این حصر ظالمانه ناكام ماند. در این ماجرا كه تكلیف اسرائیل روشن بود، اما آنچه بیش از همه قلب مسلمانان را جریحهدار میكرد، همكاری كامل و مطلق دولت سازشكار مبارك با برنامههای اسرائیل و آمریكا بود. همكاریای كه بدون آن تحمیل جنگ ظالمانه 22 روزه و قتلعام زنان و كودكان بیگناه فلسطینی میسر نمیشد. جلوگیری از ورود غذا و دارو، جلوگیری از ورود پزشكان و امدادگران داوطلب مسلمان و غیر مسلمان و حتی جلوگیری از خروج مردم بیگناه و بیماران مجروحان از غزه و اعزام آنها به كشورهای دیگر جهت مداوا، اقداماتی بود كه تنها از دولتی درست به همان اندازه رژیم صهیونیستی سفاك و دور از انسانیت، ولی در عین حال بزدل و تابع محض اسرائیل و آمریكا میتوانست سر بزند. دولت مبارك مصداق كامل «اذلة علیالكافرین و اعزة علیالمسلمین» بود. ![]() اما همكاری دولت مبارك با صهیونیستها به اینجا نیز ختم نشد، مردم مقاوم غزه به مثابه استخوانی در گلوی اسرائیل و خاری در چشم آمریكا بودند، كه نه موشكهایشان، بلكه این تنها «ایستادگی» و «مقاومت» آنها بود كه اصل موجودیت اسرائیل و حضور و سلطه آمریكا در منطقه را تهدید میكرد. «فئهی قلیلهای» كه نه با قتل عام و مرگ تدریجی بر اثر گرسنگی و بیماری، تمام میشدند و نه دست از مقاومت میكشیدند. آخرین توطئه دشمن كه بدون همكاری دولت نامبارك مصر میسر نمیشد، ایجاد دیوار حائل در مرز رفح و همچنین تخریب پیدرپی تونلهایی بود كه مردم فداكار مصر برای كمك به برادران فلسطینی خود ایجاد میكردند. به عبارت دیگر، دولت مصر بسیاری از مردم كشور خود را نیز قربانی حفظ و بقای موجودیت اسرائیل كرد و زندهزنده در این تونلها دفن نمود. و ای كاش مردم انقلابی مصر با شناسایی این شهدا و ارائه آمار و تعداد آنان، هم یاد شهدای خویش را زنده كنند و هم جنایات آن رژیم سفاك را رسوا نمایند. در آن زمان، دولت نامبارك مصری نخواست و نمیتوانست هشدارهای مكرر رهبر فرزانه انقلاب را بشنود كه پیدرپی او و دیگر سران عرب را از همكاری با دشمنان اسلام برحذر میداشتند تا خونهای مردم مظلوم غزه دامن آنها را نگیرد؛ «چه مصیبتی از این بالاتر كه دولتهای مسلمان كه باید در برابر رژیم غاصب و كافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت میكردند، رفتاری پیشه كنند كه مقامات جنایتكار صهیونیست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با این فاجعهآفرینی بزرگ معرفی كنند؟ سران این كشورها چه جوابی در برابر رسولالله صلیاللهعلیهوآله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملتهای خود كه یقیناً عزادار این فاجعهاند خواهند داد؟ به یقین امروز دل مردم مصر و اردن و سایر كشورهای اسلامی از این كشتار، پس از آن محاصرهی طولانی غذایی و دارویی لبالب از خون است.1» «خیانتكاران عرب بدانند كه سرنوشت آنان بهتر از یهودیان جنگ احزاب نخواهد بود كه خداوند فرمود: «و اَنزَلَ الَّذین ظَاهَرُوهُم مِن اَهلِ الكتَاب وَ مِن صَیاصِیهم...2» ملتها با مردم و مجاهدان غزهاند. هر دولتی كه بر خلاف این عمل كند فاصلهی خود و ملّتش را عمیقتر میكند و سرنوشت چنین دولتهایی معلوم است3». ![]() 2. و ناگهان انفجار! هیچكس تصورش را نمیكرد كه دیكتاتور نامبارك مصری، نتواند حتی یك ماه هم در مقابل اراده ملت مصر دوام بیاورد. بالاتر از آن حتی كسی نمیتوانست پیشبینی كند كه آتش خشم مردم مصر اینگونه شعلهور شود و تاج و تخت فرعون مصر را سرنگون كند. اما «أخذناهم بغتة» وعده تخلفناپذیر الهی است؛ چراكه «إنّ ربك لبالمرصاد4» و چه زود مقاومت مردم قهرمان غزه به اولین ثمره خود رسید و خون شهدایشان دامنگیر متهم درجه اول خائنین عرب شد. دشمن آمریكایی تلاش كرد و میكند كه علت رستاخیز مصری را فقر و بیكاری و دموكراسیخواهی قلمداد كند، اما «بزرگترین جرم نظام كنونی مصر این است كه این كشور را از آن جایگاه رفیع به رتبهی یك مهرهی بیاختیار در بازیهای سیاسیاش در منطقه، تنزل داد. انفجار امروز ملت بزرگ مصر، پاسخی به این خیانت بزرگ است كه دیكتاتور وابسته، نسبت به ملت خود مرتكب شد.5» بنابراین و براساس این تحلیل و آن وعده تخلفناپذیر الهی كه گفته شد، در حقیقت این مقاومت و ایستادگی ملت مجاهد و نستوه غزه است كه تاج و تخت فرعونی مبارك را منهدم كرد! این خونهای پاك و به ناحق ریخته شده مسلمانان فلسطینی و مصری است كه در تونلهای زیرزمینی رفح به هم آمیخت، در رگهای غیرت جوانان شجاع متحصن در میدان التحریر قاهره جوشید و از گلوی شهدای تظاهرات 25 ژانویه در قاهره و اسكندریه و سوئز فوران كرد! 3. خون مظلومان بحرین و دامان آل سعود فاجعه امروز كشتار مردم مسلمان در بحرین، فراموشكاری و عبرت نگرفتن از سرنوشت غزه را روشن میسازد؛ چه اگر بنا بر عبرتآموزی بود، تاریخ پر است از عبرتهایی نظیر مبارك مصری و بنعلی تونسی. جنایتكاران بحرینی و سعودی، سرخوش از لشكركشی به محلات و خانههای محقر مسلمانان بحرینی، از لشگریان مزدور خود در بحرین سان میبینند؛ غافل از اینكه «فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَیهِمْ أَبْوَابَ كلِّ شَیءٍ حَتَّىٰ إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا، أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ6» اما اگر آنها نشنیدهاند، ما شنیدهایم كه «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكرَ بِآیاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ مُنتَقِمُونَ7» ![]() رهبر انقلاب در سخنانی خطاب به جنایتكاران فجایع بحرین هشدار دادند: «ممكن است شما یك فشارى بیاورید، وحشیگرىاى بكنید، یك چند صباحى یك آتشى را خاموش كنید؛ لیكن خاموش نخواهد شد، روزبهروز عقدههاى مردم را بیشتر و غیظ آنها را شدیدتر خواهید كرد. یك وقت آنچنان زمام كار از دستتان در خواهد رفت كه دیگر هیچ جورى نشود بخیه زد. اشتباه میكنند؛ هم آنها اشتباه میكنند، هم آن كسانى كه از خارج از بحرین نیرو وارد میكنند، بشدت در اشتباهند؛ خیال میكنند با این حرفها میشود حركت یك ملت را از بین برد.8» دور نباشد آن روزی كه خون ملت مظلوم اما مقاوم بحرین، در امتداد خون مظلومان مجاهد غزه، دامان حكومت بحرین، دولت سعودی و شركایشان در جنایتهای بحرین را بگیرد و شاهد تحقق وعده الهی انتقام از مجرمین در منطقه باشیم! پینوشت: 1. پیام درباره قتل عام مردم مظلوم غزه 87/10/8 2. سوره احزاب: آیه 26. ترجمه: «و كسانى از اهل كتاب را كه با [مشركان] همپُشتى كرده بودند، از دژهايشان به زير آورد و در دلهايشان هراس افكند: گروهى را مىكشتيد و گروهى را اسير مىكرديد.» 3. پیام به اسماعیل هنیه نخست وزیر دولت حماس 87/10/27 4. سوره فجر: آیه 14. ترجمه: «به یقین پروردگار تو در كمینگاه (ستمكاران) است.» 5. بیانات در دیدار شركتكنندگان همایش غزه 88/12/8 6. سوره انعام: آیه 44. ترجمه: «پس چون آنچه را كه بدان پند داده شده بودند فراموش كردند، درهاى هر چيزى [از نعمتها] را بر آنان گشوديم، تا هنگامى كه به آنچه داده شده بودند شاد گرديدند؛ ناگهان [گريبان] آنان را گرفتيم، و يكباره نوميد شدند.» 7. سوره سجده: آیه 22. ترجمه: «و كيست بيدادگرتر از آن كس كه به آيات پروردگارش پند داده شود [و] آنگاه از آن روى بگرداند؟ قطعاً ما از مجرمان انتقامكِشندهايم.» 8. بیانات در جمع مردم فارس 89/2/3 منبع:http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=12353
[ شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ] [ 0:36 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
موسوی در جریان انتخابات دهم با تمجید از روال زندگی بدون تجمل مردم در
اوایل انقلاب، از فراگیر شدن هژمونی طبقات فرا دستتر در جامعه و تسری آن
به سمت اقشار انقلابی انتقاد میکرد، مروری بر زندگی وی در سالهای قبل،
میزان پایبندی به این باور را نشان دهد…
آیا موسوی ساده زیست است؟ موسوی خود نیز ادعای ساده زیستی دارد. وی در جایی با اشاره به روال زندگی بدون تجمل مردم در اوایل انقلاب، با تمجید از این شیوه میگوید: «در سالهای نخست پیروزی انقلاب یک نوع رجوع به سادهزیستی، همنشینی با فقرا، به درد مردم رسیدن و فرار از دنیازدگی در میان تمامی نیروهای اسلامی پیدا شد و گسترش یافت. کمکم افتخاری شد که افراد، اندیشمندان و مردم به سمت قشرهای پاییندستتر رجوع کنند. گاهی ممکن است به نظر بیاید که این کار منّتی بر گردن مستضعفان بود درحالیکه اگر به مجموعهی دفاع مقدس و دههی اول انقلاب نگاه شود و اگر درست باشد که حیات معنوی یک ملت در حال بیداری و خیزش به اخلاقیات است، مشاهده میشود که سرچشمهی این اخلاق، ایثارگری و فداکاری در میان اقشار پایین دست و فرو دست است. اگر آمار کسانی که به جبههها شتافتند و خود و خانوادههای آنها از همه چیز خود گذشتند را نگاه کنید خواهید دید که اکثریت قریب به اتفاق این عزیزان از اقشار پایین جامعه هستند. اگر درست باشد که این ارزشهای اخلاقی بزرگترین سرمایهی این ملت باشند، باید گفت که در کشور شرایطی ایجاد شد و معنویتی در حال شکوفایی بود که این اقشار را باز به این زایندگی اخلاقی، ایدهها و آرمانها رساند. به همین دلیل این نخبگان انقلاب، مدیون مستضعفان هستند.» وی با انتقاد از روند قدرتگیری طبقات فرا دست در جامعه میافزاید: «امروز در جامعه اتفاقاتی افتاده است که مشاهده میشود هژمونی طبقات فرا دستتر در جامعهی ما در حال فراگیر شدن است و به سمت اقشاری تسری پیدا کرده است که اخلاقیات انقلابی ما نشأت گرفته از آنهاست. یعنی همان پوششی که در طبقهی اعیان مشاهده میشود که بهطور کاریکاتور و مضحکش در طبقات پایین نیز دیده میشود و در مورد رفتارها نیز چنین اتفاقی را مشهود است و این یعنی آن هژمونی برعکس شده که فضا را آلوده کرده است؛ البته این مسأله مطلق نیست و حمایت مردم از انقلاب نشان دهندهیهمین مسأله است ولی به هرحال به عنوان یک خطر در جامعه بروز و ظهور دارد. تشبیه به مرفهین بیدرد و خلقیات آن یک ضایعه برای انقلاب است.» اما باید دید این نظرات چه اندازه با زندگی سیاسی ـ اجتماعی موسوی سازگار است. شاید مروری بر زندگی وی در سالهای قبل به خوبی میزان پایبندی وی به این شعار را نشان دهد. «نقاشیان» از چهرههای سرشناس سیاسی در دههی اول انقلاب معتقد است: «با کنارهگیری موسوی و شناخت بیشتر از بعضی از اطرافیان ایشان، شک و شبهههایی به وجود آمد. موقعی که او کنارهگیری کرده بود، شنیده میشد که برای یک دندان درد ساده به خارج از کشور میرود. یا برای بیماریهای بسیار سادهای به انگلستان سفر میکند. برای یک چک آپ پزشکی ساده قلب به انگلستان سفر میکند. البته خیلیها به انگلستان سفر میکنند، ولی در مورد او که ادعاهای ویژهای در مورد سادهزیستی و حمایت از مستضعفان میکرد و میکند، این رفت و آمدها با علامت سؤال همراه است.» مورد دیگر که در ساده زیستی موسوی تردید ایجاد میکند، این است که رقم نجومی صد میلیارد تومان هزینهی انتخابات موسوی از کجا آمده است؟ چه کسانی این پول را دادهاند؟ موسوی که معتقد است جزو مستضعفین است! جریانی که از این فرد حمایت و تحت عنوان جنبش سبز فعالیت میکند چه کسانی هستند؟ واقعیت امر این است که در طول دولتهای سازندگی و اصلاحات، فضایی را ایجاد کردند تا عدهای به قیمت تضعیف طبقات فرو دست جامعه، ارکان کلان اقتصاد کشور را به دست بگیرند و اینها بودند که در جریان انتخابات با تمام قوا از این جریان حمایت کردند. در خصوص این رویه، موسوی و گرایش مراکز ثروت و قدرت به وی، شاید دور از واقعیت نباشد که مدعی شویم توجه بیشتر دولت نهم به طبقهی پایین دست و روستایی و نیز جملات شدید و غیرمنصفانهی موسوی به دولت، توانست موج خواستههای طبقهی متوسط و اقشار مدرن شهری را سوار بر حرکت انتخاباتی میرحسین موسوی کند. در نتیجه میرحسین که با گفتمان مستضعفین وارد شده بود با ندای بازگشت به ارزشهای اول انقلاب قصد داشت عموم تودهها و به خصوص طبقات پایین شهری را همراه خود سازد، طبقهی متوسط و بالای شهری را همراه خود میدید و البته برای عقب ماندن از موج حامیان جوان، مدرن و خواهان تغییر خود، ناگزیر بود تغییرات جدی را در گفتمان دههی شصتی خود وارد کند و یا حداقل مفاهیم مدرن جدیدی را به آن تزریق کند. به عبارتی موسوی در وضعیتی گرفتار آمده بود که ناگزیر به تغییرگشت. از یک سو جدیدترین رقیب او، یعنی احمدی نژاد با برخورداری از گفتمان خاص و سابقهی عملکردش در سفرهای استانی میتوانست به راحتی رأی اقشار پایین جامعه را همراه خود سازد و این شانس موسوی را برای پیروزی در طبقات پایین و شهرهای کوچک کم کرده بود و از سوی دیگر، حامیان جدی او از طبقات متوسط به بالا بودند. چگونه آمیزهی توهم و دروغ موسوی را در برگرفت؟ موسوی که برای دروغ بزرگ خود نتوانست سند متقنی ارایه دهد، به اقدامهایی تأمل برانگیز دیگری دست زد؛ شرکت در مجلس ختم «سعیده پورآقایی» یکی از قربانیان زندهی آشوبهای پس از انتخابات در مسجد جامع قلهک تهران که پس از چندی مشخص شد اساساً این فرد در قید حیات است. برخی از چهرههای سیاسی اینگونه اقدامهای وی را ناشی از توهم زدگی وی میدانند. «محمدعلی ابطحی»، عضو مجمع روحانیون مبارز و از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات، طی دفاعیات خود در دادگاه نیز بر غلبهی توهم بر تصمیمات موسوی صحه گذاشته و با بیان اینکه «ما اصلاحطلبان در بسیاری از موارد صداهایی را که باید میشنیدیم، نمیشنیدیم و در واقع صداهای جامعهی متوسط به بالا را میشنیدیم.»، تصریح کرد: «در واقع این توهم، توهم بزرگی بود که موسوی پیدا کرده و احساس میکرد که تقلب ۱۱ میلیونی، امکان پذیر است.» با این وجود، موضعگیری عجیب موسوی بعد از حوادث تلخ روز عاشورا نیز به خوبی نشان داد که وی تا چه اندازه حاضر است برای اثبات خود به دروغ و توهم در جامعه دامن بزند. «خداجو» خواندن آشوبگران روز عاشورا که
از قضا تعداد بسیاری از آنها پس از دستگیری به ارتباطات تشکیلاتی با
منافقین و فرقهی بهاییت اعتراف کردهاند، فهرست این نوع مواضع موسوی را
کاملتر نمود. وی پس از اعدام ۲ نفر از متهمان به بمبگذاری در محفل
رهپویان وصال شیراز که حتی با انجمن پادشاهی ایران نیز در ارتباط بودند و
جمع زیادی از مردم بیگناه را به شهادت رسانده بودند، طی اقدامی عجیب اعدام
این ۲ نفر را محکوم نمود و آن را وسیلهای برای «ایجاد خوف در مردم جهت
عدم حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن» دانست! موسوی که احمدی نژاد را به خیال پردازی و توهم در عرصهی تصمیمگیری متهم میکرد، روحیهی ویژهای دارد که از چگونگی نگرش وی به عرصهی زندگی حکایت دارد. شاید طنز آمیز به نظر برسد اگر گفته شود که وی تحت تأثیر تولیدات مجموعهی تحت مدیریتش در فرهنگستان هنر قرار گرفته که خیال نقش ویژهای در آنها دارد. بنابر اسناد موجود از آثار منتشر شده در این فرهنگستان طی دورهی ۱۱ سالهی ریاست موسوی، میتوان به فصلنامهی خیال، ویژهنامههای نقش خیال، طرح خیال، نوای خیال،سایهی خیال، تصویر خیال، تندیس خیال، معراج خیال، اقلیم خیال، جوانهی خیال، آوای خیال، صور خیال، فصلنامهی خیال شرقی، ماهنامهی آیینهی خیال و … اشاره داشت. منبع: جهان نیوز
[ شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ] [ 0:32 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
+ تصاوير شهدا بر فراز و ديوارهاي خيابانهاي منامه؛ خونهايشان بر گردنهاي ما/تصاوير هفتجوان محكوم بهاعدام و حبسابد
فشارها و جو اعمال رعب و وحشت از سوي رژيم آلخليفه و عوامل امنيتي رژيم سعودي در بحرين همچنان ادامه دارد و رژيم حمد بن خليفه با بازداشت عوامل فعال در قيام مردمي و برگزاري دادگاههاي فرمايشي و صدور احكام سنگين قصد دارد، از تكرار اين رخداد جلوگيري كند. به گزارش رجانيوز، دادگاه نظامی در بحرین برای چهار نفر از جوانان انقلابي حکم اعدام و برای سه نفر حکم حبس ابد صادر کرده است. این در حالی است که 400 نفر دیگر نيز منتظر احکام مشابه هستند.
تاكنون بيش از 30 نفر نيز در زير شكنجه و يا در جريان قيام مردمي از سوي نيروهاي امنيتي به شهادت رسيدهاند و در عين حال، از سرنوشت دهها نفر از انقلابيون نيز خبري در دست نيست. روز دوشنبه يك منبع نزديك به جمعيت اسلامي وفاق ملي بحرين اعلام كرد كه مقامات رژيم آل خليفه "مطر ابراهيم مطر"، و "جواد فيروز" دو نماينده مستعفي پارلمان بحرين از جمعيت شيعي الوفاق را بازداشت كردهاند. با اين حال، امروز اعلام شد كه "جواد فيروز" بر اثر شكنجه به شهادت رسيد. اما عليرغم فشارها و جو اختناق موجود در منامه، شيعيان مظلوم، تصاوير شهيدان خود را بر در و ديوار و بر فراز خيابانها نصب كردهاند.
رژیم بحرین همچنين پرونده 47 پزشک و پرستار را به اتهام تلاش برای تغییر نظام این کشور به دادگاه های نظامی ارجاع داد. صدیق ابوالحسن گزارشگر شبکه تلویزیونی بیبیسی عربی گفت زمانی که کادر پزشکی برای مجروحان در تظاهرات در بحرین تلاش می کردند، هیچ یک از آنها فکر نمی کرد دشمن امنیت عمومی معرفی شود و رژیم بحرین به اندازه ای آنان را خطرناک بداند که در دادگاه های نظامی محاکمه شوند. 24 پزشک و بیست و سه پرستار از بیمارستان سلمان بزرگترین بیمارستان بحرین به بازداشتگاه ها منتقل شدند. وزارتخانه های دادگستری و بهداشت بحرین با صدور بیانیه ای مشترکی این افراد را به داشتن سلاحهای بدون مجوز، عمل نکردن به وظیفهشان، نگهداشتن غیرقانونی افراد، جلوگیری از اجرای قانون و تلاش برای اشغال یک مکان عمومی به زور متهم کرد. تبلیغ تغییر نظام سیاسی با ابزارهای نامشروع، تبلیغ طایفه گرایی، انتشار اخبار دروغ و شایعه و شرکت در تظاهرات غیرقانونی از جمله دیگر اتهامات این افراد است. رژیم بحرین حتی این افراد را متهم کرد با وارد آوردن جراحت های اضافی به مجروحان تلاش کردند شمار قربانیان برخورد نیروهای امنیتی را افزایش دهند. اما انقلابيون می گویند تنها اتهام این افراد، عمل کردن به وظیفه حرفهایشان در مورد درمان صدها نفر از مجروحان در تظاهرات کسانی است که خواهان دموکراسی و تغییر سیاسی بودند. سازمان دیده بان حقوق بشر از وجود مدارک قطعی درباره حملات برنامه ریزی شده علیه کارکنان بخش پزشکی و امدادرسانی خبر داد.
[ شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ] [ 0:24 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
مهر و مه تو فاطمه و حيدرند/ از نام و ياد غير، نگهدار دل
گروه فرهنگي- كاظم رستمي: تعريف كلام قابل تأويل تاريخي، شايد تنها از عهده گوينده چنين كلامي برآيد كه حتي از بين چنين گويندگاني هم، اوحدي از اوتادشان را ياراي چنين تفصيلي باشد. اصل و اساس اينچنين كلام و منبع نوري آن، قرآن است كه باطن و روح متون ديگر، وابسته به ميزان نزديكي و تأثيرشان از اين منبع لايزال فيض و نورانيت است. پس از قرآن و در مرتبه بعدي آن كلام ائمه طاهرين صلوات الله عليهم اجمعين است كه نه تنها مفسر بلكه روح دميده در كتاب هستند و... الخ. اما به زبان خودمان بايد حافظ لسان الغيب را شاهد بياوريم كه عامي و عالم را در هر مرتبه از خواندن غزلش حال و فهم و وجدي نو به نو ميدهد و از اين شمار است شعر حكيمان و رازداران اهل سلوك. پس از كلام وحي كه در قالب قرآن مجيد بر جان جهان و جهانيان، حضرت محمد مصطفي صل الله عليه و آله و سلم نازل شد و در عالم ناسوت، كلامي را به نورانيت و صاحب ولايت بر تاريخ و فلسفه تاريخ، بيش و پيش از كلام يگانه والي مطلق دو عالم حضرت اميرالمونين علي ابن ابيطالب صلوات الله عليه نميشناسيم، و اينهمه تنها از چكيدهاي از سخنان حضرتش كه مرحوم علامه سيد رضي (رضوان الله عليه) به عنوان تماشاي بلاغت يگانه خلقت، تحت عنوان نهجالبلاغه جمع آوري كرده، آشكار و روشن است. از كلام نوراني ايشان است كه در شهر كوفه و در وصف منافقان ايراد فرمودند كه طبق ترتيب جمعآوري نهجالبلاغه خطبه 194 به شمار ميرود و خطبهايست در وصف سيماي منافقان. سالياني بود كه هر موقع اين خطبه و فرازهاي نوراني آن را ميديدم به فكر فرو ميرفتم كه مگر اين چه نوع از نفاق است كه حضرت با تعابير و اوصافي خاص و بي سابقه از ايشان ياد ميكند و زنهاري چنين بليغ ميدهد؟ چرا حضرت از همان تعابير معمول قرآن و كلام حضرت رسول اكرم صل الله عليه و آله و سلم استفاده نكردند و طوري در اين خطبه سخن ميگويند كه انگار، پديده و نوع خاصي از نفاق و منافق را مد نظر دارند كه خاص دوران تأويلند و با نفاق دوران تنزيل تفاوتي آشكارا دارند! حال كه امر به اينجا رسيده و تاريخ، به عبوري جديد از اين كلام نوراني، پردهاي از معنا را پيش چشم جستجو گر تماشا كشف كرده است، گوش هوش و عبرت باز كنيد و بشنويد كلام حيدر كرار صلوات الله عليه را كه بيداري از جهل و حيرت سياه را هبه چشمان خواب آلوده خواهد كرد. پس از حمد حضرت باري و ذكر مشكلات و رنجهاي رسالت رسول مكرم اسلام، با كلامي درشتناك و بيدار كننده سفارش به تقواي الهي ميفرمايد و بلافاصله و در مرتبه بعد از خداترسي ميفرمايد از منافقان بترسيد: اوصيكم عباد الله بتقوي الله و احذركم اهل النفاق... و اينچنين است كه مولاي متقيان عالم از پس چنين زنهاري به وصف اين گونه خطرناك از نفاق، كه خاص دوران تأويل است وبايد او را نفاق شكار كننده ناميد ميپردازد، منافقاني اينچنين كه از آستين انسان چون ماري خوش خط و خال سربه در آورده و مغز او را شكار انحراف خويش ميكنند: آنها گمراه و گمراه كنندهاند خطاكار و به خطاكاري تشويق كنندهاند به رنگهاي گوناگون ظاهر ميشوند از ترفندهاي گوناگون استفاده ميكنند براي شكستن شما از هر پناهگاهي استفاده ميكنند در هر كمينگاهي به شكار شما مينشينند قلبهايشان بيمار و ظاهرشان آراسته است در پنهاني راه ميروند و از بيراههها حركت ميكنند يا للعجب كه حضرت مولي چه سان وصف اين خطر پنهان را گوشزدمان ميكند كه اگر ذرهاي فروتني و احتمال اشتباه دادن در انسان باشد و رخصتي به وجدان خويش بدهد، محال است كه بيدار نشود الا اينكه خود پرستي و عجب، امان ندهد كه گفتهاند خودپرستي از شيطان پرستي كشنده تر است...؛ پس با گوش وجدان بشنو: وصفشان دارو و گفتارشان درمان، اما كردارشان دردي است بيدرمان! بر بلاء و گرفتاري مردم ميافزايند و اميدواران را نا اميد ميكنند آنها در هر راهي كشتهاي و در هر دلي راهي دارند... مدح و ستايش را به يكديگر قرض ميدهند و انتظار پاداش دارند! اگر چيزي را بخواهند اصرار ميكنند و اگر ملامت شوند پرده دري ميكنند با اظهار يأس ميخواهند به مطامع خويش برسند و بازار خود را گرم سازند... سخن ميگويند اما به اشتباه و ترديد مياندازند وصف ميكنند اما فريب ميدهند در آغاز راه را آسان نشان داده و در تنگناها به بن بست ميكشانند آنها ياوران شيطان و زبانههاي آتش جهنماند... گاهي كه كلام، ناقص است، نياز به شرح و تفصيل دارد اما در مقابل كلامي چنين تام...بايد كه زبان به كام برد و به ديده عبرت نگريست و گريست و انديشه كرد. پس از اين ذكر حضرت والي به واپسين ذكر اين متن خواهيم رسيد كه همانا تذكر حقيقت دين و دينداري و مرجع شناخت حق از باطل است و آن چيزي نيست مگر محبت به حضرت مكرمه محدثه، سرالاسرار ايزدي و حجت الهيه بر حجج الهي، صديقه كبري فاطمه زهرا سلام الله عليها كه وهم دو جهان را ياراي حضور به حدود فهم مرتبتش نيست و... مطابق عقيده شيعه اثني عشري كه اين روزها را ايام شهادت جان سوز و عقل گداز حضرتش ميداند، چنين ساعاتي، ساعات نقاهت اين روح مطهر است. روايت كردهاند كه از پس آنهمه رنجهاي ناگفتني كه رفت و ميداني، عدهاي از زنان مدينه به عيادتش رفتند به اين عبارت كه: كيف اصبحت يا بنت رسول الله؟ هرچند كه گفت، چو داني و پرسي سوالت خطاست! و گفت كه رنگ رخساره خبر ميدهد از سر درون... كيف اصبحت دليل خلق نور؟ رنگ رو بر سر دل باشد گواه... معمول فهم و درك ما اينست كه چنين بيمار زخم خوردهاي را بايد كه فغان از ناراحتيها و نفسها بشنويم و به شكوه از نامردمي نامردمان دون بيابيم، اما او حجة الله علي الحجج است و كيست كه حقيقت اين مطلب را فهم كند؟ پاسخ او نشان از حقيقت وجودي اين دليل خلقت دارد: اصبحت بين كمد و كرب...صبح كردم در حالي كه بين رنج و مصيبتي عظيم هستم فقدالنبي و ظلم الوصي... پس كمد و كرب حضرت صديقه طاهره صلواة الله عليها چنين ورطه تاريخي هولناكي است كه از پس فقدان پدر بزرگوارشان، نبي مكرم اسلام، با ظلم و ستم و بي توجهي به ولي علي الاطلاق خداوندي مواجه شدند و اين وضعيت يعني به باد رفتن تمام زحمات رسول خدا و انحراف در دين خدا كه خوشبينانهترين نتيجهاش انشقاق در دين خداست كه شد و تا امروز هم اين جگر رسول خداست كه پاره پاره كج فهمي و خودپرستي و پشت كردن به ولي ميشود و...و بماند. حال اين ما و تاريخ ماست كه در امروز روزي كه پس از هزار و چند سال، حكومتي شيعه سر برآورده و علي گويان، سعي در باز كردن راهي در تاريكي دارد چه كنيم و در كجا و كدام سوي اين جبهه و صف آرايي تاريخي بايستيم؟ چرا كه اگر با حقيقت و محتواي انقلاب كه همانا امتداد ولايت حضرت حيدر صلواة الله عليه در سير تاريخي آن است سر دوستي و ادب داريم، راه همان است كه رندان بلاكش اين ملك يعني شهيدان خاكيپوشمان رفتند و در اين مسير نوراني هيچ مرشد و مولايي مگر والي مويد به نور حضرت حيدر صلواة الله عليه نيست و هيچ نميماند مگر دو بيت از امام شهيدان انقلاب، خميني بت شكن: اين مدعيان كه دعوي ارشاد ميكنند ***** هر چيز كه بوي هستي تو داد (شعر عنوان تيتر نوشته به نقل از يوسفعلي ميرشكاك)
[ شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ] [ 0:17 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
شیعیان بحرین حق جویان مظلوم
خیزشهای شیعی در چند دهه اخیر مورد توجه بسیاری از محافل سیاسی قرار گرفته است این توجه به ویژه از زمانی تشدید شد که بحث هلال شیعی به میان آمد ترفندی سیاسی که از سوی سردمداران کشورهای عربی برای مقابله با گسترش تشیع در خاورمیانه مطرح شد و به عنوان یک خطر بالقوه برای جهان تسنن مورد تلقی قرار گرفت. از زمانی که ملک عبدالله (پادشاه اردن) و در پی او حسنی مبارک (رئیس جمهور مخلوع مصر) از شکل گیری هلال شیعی ابراز نگرانی کردند مشخص بود که تلاش عمدهای به لحاظ تبلیغی و روانی برای به مخاطره افکندن موقعیت شیعیان در منطقه در حال شکلگیری است. اگرچه در بحث هلال شیعی از کشورهایی با محوریت ایران، لبنان، عراق و سوریه نام برده میشود، اما باید در نظر گرفت که در ارائه این فهرست تعمدی وجود دارد تا احیاناً به لحاظ تبلیغاتی نامی از کشورهایی که امکان اوجگیری فعالیتهای شیعی در آنها وجود دارد به میان آورده نشود. در ساختار سیاسی کشورهایی که به عنوان محور هلال معرفی شدهاند شیعیان به عنوان قدرت اول یا قدرت مؤثر نقشآفرینی میکنند، اما خارج از این فهرست، برخی از کشورها نظیر یمن و بحرین علیرغم برخورداری از جمعیت قابل توجه شیعی با محدودیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی فراوانی روبهرو بوده و هستند. در مورد بحرین، متأسفانه این واقعیت بسیار پررنگ جلوه میکند و به حق باید شیعیان این کشور را اکثریتی فراموش شده دانست چون برابر آمار موجود، جمعیت فعلی شیعیان در بحرین 490 تا 500 هزار نفر برآورد میشود که در مقایسه با کل جمعیت این کشور (حدود 700 هزار نفر) اکثریت قابل ملاحظهای است. شیعیان بحرین در گذر تاریخ برابر با منابع تاریخ، ریشه شیعیگری در بحرین قدمتی به درازای تاریخ صدر اسلام دارد.متون دست اول، بحرین را بخشی از خاک ایران میدانند که همزمان با رسالت حضرت ختمیمرتبت، والی آن منذر بن ساوی از سوی پادشاهان ایران مشغول رتق و فتق امور سیاسی و اداری آنجا بود. پیامبر اکرم(ص) علاء بن حضرمی را همراه نامهای به سوی او فرستاد تا بحرینیها را به اسلام دعوت کند یا آنها جزیه بپردازند. پیامبر(ص) در این نامه، منذر را به اسلام دعوت فرمود. منذر بن ساوی نامهای به پیامبر(ص) نوشت و اسلام خود را به اطلاع آن حضرت رساند و نوشت که من نامه شما را برای مردم هجر خواندم گروهی اسلام را خوش داشتند و مسلمان شدند و برخی هم ناخوش میدارند، و در این سرزمین گروهی یهودی و مجوسی هم زندگی میکنند، در مورد آنان دستور خود را برای من بنویس. میان علاء و منذر صلح برقرار شد و مبلغ جزیه را برای هر شخص بالغ یک دینار تعیین کردند. در بحرین جنگی رخ نداد. بعضی مسلمان شدند و برخی صلح کردند.بعد از کنارهگیری علاء، پیامبر(ص) شخصی به نام ابان بن سعید را به بحرین گسیل داشت. وی از دوستان و شیعیان علی(ع) بود و بنا به تعبیری، وی نخستین کسی بود که نهال ولای اهلبیت(ع) را در سرزمین بحرین غرس کرد. بعد از وفات پیامبر(ص)، ابان بحرین را ترک کرد و به مدینه بازگشت و خلیفه اول دوباره علاء بن حضرمی را جایگزین او کرد. بحرین بعد از مدتی درگیر جنگ رده شد همان نبردی که طبق روایت منابع اسلامی به واسطه برخی از مسلمانانی که از دین برگشتند بروز کرد. خلیفه اول برای سرکوب این فتنه سعی بلیغی کرد و در نهایت توانست بر این شورش فائق آید. محبت اهلبیت(ع) که در زمان ابان در بحرین جوانه زد، در زمان خلافت علی(ع) بارور شد و برخی از والیانی که از سوی حضرت امیر اداره امور را به عهده گرفتند در نزدیکی اهالی این منطقه، به سیره اهلبیت(ع) تلاش مؤثری نشان دادند که از جمله میتوان به عبدالله بن عباس، نعمان بن عجلان و عمر بن ابی سلمه اشاره کرد. افزون بر این عامل، عامل دیگری نیز در تشیع مردم بحرین مؤثر بود: اصحاب و فرماندهان لشکر امیرالمو›منین(ع) که عموماً از عبدالقیس و ربیعه و از اهالی اصیل بحرین بودند، از جمله آنها میتوان زید بن صوحان و صعصعة بن صوحان عبدی و حکیم بن جبله عبدی و حارث بن مره عبدی و رشید هجری را نام برد. شرح احوال این رجال نشان میدهد که تشیع در بحرین منشأ کاملاً عربی دارد و به دوران زمامداری علی(ع) بازمیگردد. پایداری بحرین بر مذهب تشیع ادامه پیدا کرد تا زمانی که عبدالملک بن مروان به حکومت رسید و کوفه را پس از کشته شدن مصعب بن زبیر فتح کرد. برخی از شیعیان از ترس کیفر عبدالملک به بحرین رفتند. خلیفه اموی سپاهیانی را به بحرین فرستاد اما آنها در دستگیری شیعیان ناموفق بودند تا اینکه با تطمیع برخی از افراد توانستند بر شیعیان دست یابند. اگرچه تعدادی از شیعیان به قتل رسیدند، اما افراد باقیمانده با وجود تهدید فراوان از تشیع دست نکشیدند و عبدالملک که از کسب قدرت مجدد شیعیان بیمناک بود سعی کرد با آنها از در مصالحه درآید. در نیمهء نخست قرن دوم هجری، نام برخی از شخصیتهای بحرینی همچون ابولبید هجری، ولید بن عروة شیبانی و عبدالله بن بکیر هجری در میان اصحاب امامان باقر و صادق(ع) به چشم میخورد. همچنین از دو تن از یاران امام صادق(ع)، به نامهای مسمع بن عبدالملک و حکم بن علباء اسدی میتوان یاد کرد که مدتی در بحرین در مسند حکومت بوده، و وجوه شرعی خود را به آن امام(ع) میپرداختهاند. یکی دیگر از وقایع مربوط به بحرین حضور قیام صاحب الزنج است. وی به سال 249 ق از سامرا به بحرین رفت و آنجا دعوی کرد که علی بن محمد بن فضل بن حسن بن عبید الله بن عباس بن علی بن ابیطالب است و در هجر مردم را به اطاعت خویش فراخواند که جمعی انبوه از مردم آنجا از او پیروی کردند، جمعی نیز دعوت او را نپذیرفتند و میان موافقان و مخالفان وی درگیری رخ داد و جمعی در این کارزار کشته شدند. در سال 286 هجری، ابو سعید گناوی با تصرف شهر لحسا، حکومت قرامطه را در بحرین بنا نهاد و استقلال آن را اعلام کرد.با تضعیف قرامطه، عیونیها از طایفه عبدالقیس به کمک سلاجقه عراق بر بحرین حاکم شدند. آنگاه خاندان شیعی آل عصفور به کمک اتابکان فارس بر عیونیها غلبه کردند.در اواخر قرن نهم هجری، سیف بن زامل دست به شورش زد و حکومت را از دست بنیعصفور گرفت و حکومت بنی جبر را که مالکی مذهب بودند بر پا ساخت. به لحاظ فکری و روشمندی علمی میان حوزه بحرین و سایر حوزههای شیعی تفاوتهایی وجود دارد. حوزه علمیه بحرین از دوره صفویه فعالیت خود را آغاز کرده و جریان اخباریگری در همین حوزهها طرفدارانی پیدا کرد و در نقطه مقابل تفکر اصولی قرار گرفت. در رأس اخباریون بحرین، شیخ یوسف بحرانی قرار داشت که اخباری میانهرو توصیف میشد. تشیع در بحرین برخلاف ایران، منشأی عربی دارد و کسی از آنان ادعا نمیکند که مثلاً زاده تفکرات ایرانی است. شیعیان بحرین هویت خود را در درجه اول عربی اسلامی و در درجه دوم شیعی و منتقد میدانند و برخلاف بعضی جریانهای شیعه در این کشور، بر حفظ این هویت عربی تأکید میورزند. جدایی از ایران از زمانی که استعمار برای یافتن منابع اولیه و پیدا کردن بازاری جدید برای محصولات تولید خود به فکر اشغال و تصرف سایر کشورها افتاد، حوزه خلیج فارس صحنه آمد و شد عوامل بیگانه شد.از اوایل قرن شانزده میلادی با هجوم پرتغال به خلیج فارس (در سال 1506)، بسیاری از نقاط از جمله جزیره هرمز و مجمعالجزایر بحرین (در سال 1521) به تصرف و اشغال آنها درآمد، اما با شکست پرتغالیها توسط شاه عباس در سال 1602 مجمع الجزایر بحرین مدت 180 سال ضمیمه خاک ایران شد. در سال 1783 (یا 1782) شیخ احمد بن خلیفه از قبیله بنی عتبه و از خاندان خلیفه که از منطقه نجد در مرکز عربستان به کویت مهاجرت کرده بود، به این سرزمین حمله کرد و پس از شکست سربازان ایرانی بر آن استیلا یافت. از آن پس، حکومت بحرین با حمایت همه جانبه سیاسی استعماری انگلستان در اختیار اعضای خاندان خلیفه (آل خلیفه) قرار گرفت. در زمان شیخ سلمان بن احمد (شیخ بحرین) در ژانویه 1820 قرارداد صلح عموی یا قرارداد اساسی (و در واقع همان قرارداد انقیاد و تحت الحمایگی) را با انگلستان امضا کرد و از این پس مدت 150 سال بحرین زیر نفوذ انگلیس قرار داشت. دولت ایران در مدت یک و نیم قرن حاد شدن مسئله بحرین (1970-1820) و دخالت و سلطه انگلستان بر آن جزیره، هیچگاه جدایی بحرین از خاک ایران را نپذیرفت ولی در عین حال، قدرت انجام عمل حادی علیه انگلیس را نیز نداشت. پس از انتقال سلطنت از سلسله قاجار به پهلوی، ایران خواستار اعاده حق حاکمیت خود بر این سرزمین شد. در مقابل، حکومت بحرین نیز با مشورت و خط دهی مشاوران و کارگزاران انگلیسی مقیم بحرین، بر آن شد تا ساختار جمعیتی و مذهبی این شیخ نشین کوچک را حتیالامکان با اکثریت دادن به عربهای سنی مذهب تغییر دهد. از اینرو، با سیاستهایی که به کار برد هزاران تن فلسطینی و اعراب دیگر از کشورهای مختلف عرب به بحرین هجوم آوردند. در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی، حداقل در دو برهه زمانی مسئله مالکیت و حاکمیت ایران بر بحرین به صورت حادتر مطرح شد. در اسفند 1329 در لایحه مربوط به ملی کردن صنعت نفت ایران که برای تصویب به مجلس شورای ملی ارائه شد، شرکت نفت بحرین نیز در طرح ملی شدن قرار داشت چراکه مجمع الجزایر بحرین بخشی از سرزمین ایران را تشکیل میداد. بار دوم در آبان ماه 1336 هیأت وزیران با حضور شخص شاه لایحهای را برای تقدیم به مجلس آماده کردند که به وضوح نشان دهنده حق و ادعای مالکیت ایران بر بحرین بود. در این لایحه کشور از نظر اداره سیاسی به چهارده استان تقسیم میشد که بحرین استان چهاردهم را تشکیل میداد. زمانی که بحث تشکیل فدراسیون با حضور بحرین و برخی از کشورهای حاشیهای خلیج فارس توسط انگلیس مطرح شد دولت ایران به شدت به این موضوع اعتراض کرد، اما در نهایت بعد از مذاکراتی که آشکارا و پنهان میان ایران، انگلیس، عربستان و آمریکا انجام شد، محمدرضا پهلوی در یک مصاحبه مطبوعاتی در دهلی نو در تاریخ 4 ژانویه 1969 اعلام کرد که اگر مردم بحرین خواهان پیوستن به کشورم [ ایران ] نباشند ایران از ادعاهای سرزمینیاش نسبت به این جزیره خلیج فارس دست خواهد کشید. بالاخره پیشنهاد رسمی شاه از طریق گفتوگوهای بعدی ایران با انگلستان و دبیرکل سازمان ملل (اوتانت) در اوایل سال 1970 به نتیجه نهایی رسید و شورای امنیت نیر در تاریخ 30 آوریل 1970 آن را مورد تأیید و تصویب قرار داد. حضور منتقدانه شیعیان بحرین در عرصه سیاست کشور کوچک بحرین از هنگام استقلال در سال 1971 تحت حاکمیت اقلیت سنی آل خلیفه قرار داشته است. با وجود اینکه اکثریت جمعیت بحرین را شیعیان تشکیل میدهند، حکومت بحرین طی سه دهه اخیر همواره در پی ایجاد محدودیتهای مدنی، سیاسی و اجتماعی برای شیعیان بوده است. شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه، پادشاه بحرین، در سال 1999 به قدرت رسید و در ابتدای زمامداری خود قول اصلاحات سیاسی و اقتصادی و رفع تبعیض علیه شیعیان را داد.آزادي نسبي شيعيان در زمان شيخ حمد شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه برای تحقق وعدههایی که داده بود تغییراتی را به نفع شیعیان صورت داد. او در اوایل حکومتش هزاران زندانی سیاسی را آزاد و زندانهایی را که در آنها شکنجه صورت میگرفت تعطیل کرد و به تبعیدیان اجازه داد تا به وطن خود بازگردند. شیخ حمد همچنین اجازه داد تا روزنامههای اپوزیسیون، گروههای حقوق بشر و سازمانهای غیردولتی تأسیس شوند و با یک آزادی نسبی فعالیت کنند. البته فعالیت احزاب سیاسی در این کشور همچنان ممنوع است، اما انجمنهای سیاسی به عنوان جایگزین آنها در حال فعالیت هستند.از اواخر دهه 1929-1920 به علت ایجاد ثبات نسبی در حکومتهای مرکزی، آزار فیزیکی شیعیان مناطق خلیج فارس تا اندازهای کاهش یافته است، ولی همچنان محدودیتهای شدیدی بر قاطبه شیعه تحمیل میشود. در جزیره اصلی بحرین (منامه) شیعیان فقط پنج پست وزارتی (وزارت بهداشت، امور حقوقی، تجارت و کشاورزی، آب و برق، حمل و نقل) را بر عهده دارند. حکام عرب در عین حال مراقب بودهاند شیعیان را کامل طرد نکنند چون محل سکونت جمعیتهای شیعهنشین بیشتر نزدیک چاههای نفتی مانند رأس تندره قرار دارد از اینرو، همکاری با شیعیان برای حفظ امنیت ملی حیاتی است. (شیعیان بحرین، هفتهنامه پرتو سخن، 1385/1/23) تحريم مشاركت در روند سياسي اوج اختلافات و درگیری داخلی از زمان انحلال مجمع ملی این کشور در سال 1975 شروع شد. پس از انحلال مجمع ملی،شیعیان بیش از 30سال مشارکت در روند سیاسی بحرین را تحریم کردند و به مقابله با رژیم حاکم روی آوردند. در درگیری شیعیان با نیروهای امنیتی طی سالهای 1994 تا 1999 دستکم 38 تن کشته و صدها تن زندانی شدند.قيام شيعيان در دهه 90 یکی از رهبران این شورشها شیخ عبدالامیر الجمری بود که نقش مهمی در قیام شیعیان در دهه 90 داشت، اما با اصلاحات سیاسی شاه حمد دوباره پارلمان در سال 2002 تأسیس و انتخابات سراسری برگزار شد. هرچند برخی از جریانهای شیعه این انتخابات را تحریم کرده بودند، اما با این حال، در آن زمان 12 نماینده شیعه به پارلمان راه یافتند.شیعیان بحرین دولت این کشور را متهم میکنند که اجازه میدهد سنیهای غیربحرینی، تابعیت این کشور را بپذیرند تا تعادل جمعیتی سنی شیعه کشور را برهم بزند. البته مقامات رسمی بحرین وجود چنین تلاشهایی را انکار میکنند، اما شیعیان بر وجود چنین حقیقتی اصرار و تأکید دارند، هرچند شیعیان در خصوص این موضوع که برای جنگیدن برای کسب حقوق خود باید به اقدامات سیاسی رو بیاورند یا درگیریهای خیابانی، هنوز در تردید به سر میبرند. اقدامات تبعيضآميز حكومت بحرين عليه شيعيان با توجه به گسترش نارضایتی شعیان بحرین از استمرار تبعیض هیأت حاکمه سنی، هزاران نفر از مردم بحرین در پاسخ به دعوت چهار جمعیت سیاسی معارض دولت بحرین، در بعدازظهر روز جمعه 1984/9/18 در یک راهپیمایی گسترده در منامه پایتخت بحرین شرکت کردند. این راهپیمایی که حقوق و کرامت نام داشت، به دعوت جمعیتهای الوفاق اسلامی ، العمل الاسلامی ، وعد و تجمع قومی و با حمایت مجلس اسلامی علمای بحرین و در سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر صورت گرفت و دهها هزار نفر از مردم بحرین، اعم از مردان و زنان، در آن شرکت کردند.خواستههاي معترضين معترضان خواستار رفع هرگونه تبعیض و توجه هیأت حاکمه نسبت به خواستههایشان شدند. راهپیمایان در این مراسم که علما و چهرههای سرشناس سیاسی آنها را همراهی میکردند، در بیانیهای با محکوم کردن برخی از اقدامات دولت بحرین در نادیده انگاشتن حقوق و آزادیهای ملت، خواستار توجه به حقوق بیکاران، شهدا و قربانیان شکنجه نیروهای امنیتی و سایر فعالان سیاسی شدند.حضور شيعيان در انتخابات و كسب پيروزيهاي چشمگير با حضور گسترده شيعيان، بزرگترين و مهمترين حزب شيعيان بحرين، "جمعيت وفاق ملي اسلامي " به رهبري روحاني پرطرفدار، شيخ "علي سلمان " در اولين دوره انتخابات پارلماني 16 كرسي را از آنِ خود كردند و در دور دوم نيز توانستند يك كرسي ديگر را در اختيار گيرند.در آخرين دور انتخابات پارلماني برگزار شده در بحرين شيعيان موفق شدند از 40 كرسي پارلمان 18 كرسي را از آن خود كنند. انقلاب مردم بحرين با الگوبرداري از انقلاب تونس و مصر شيعيان بحرين كه 75 درصد جمعيت اين كشور را در حال حاضر تشكيل ميدهند، با الگوبرداري از انقلاب تونس و مصر، در اعتراض به وضعيت موجود و بيش از سه دهه ظلم و ستم خاندان حاكميت از اوايل اين هفته مقدمات قيام عليه حاكميت در اين كشور را آغاز كرده و دو روز پيش يعني 14فوريه رسما آن را كليد زدند.درپي سركوب خشن معترضان شيعه توسط نيروهاي خارجي همه نمايندگان شيعه پارلمان بحرين از سمت خود استعفا كردند. منبع:پایگاه حوزه [ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 22:59 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
[ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 22:46 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
[ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 22:25 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
[ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 22:24 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
زندگینامه شهید : شهید رحمان فروزنده تاريخ تولد :1341 رحمان فروزنده در سال 1341 در شهر زنجان
ديده به جهان گشود و در آغوش گرم خانواده رشد کرد. مدارج عالي تحصيلي را
يکي پس از ديگري سپري نمود. 16 ساله بود که انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد و
او نيز چون جوانان ديگر به صف ياران و عاشقان خميني کبير (ره) شتافت. پس
از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1359 براي دفاع از آرمانهاي انقلاب اسلامي
به سپاه پيوست و پس از چندي در سال 1360 وارد ارتش شد و در طول 8 سال جنگ
تحميلي بارها و بارها در عملياتهاي مختلف حضور داشت. او مدت 138 ماه در
جبهههاي حق عليه باطل در عملياتهاي والفجر 8، محرم، کربلاي 6، نصر 6،
مرصاد و عمليات پدافندي فکه حضور داشت و بارها مجروح شد و به مقام شامخ
جانبازي نايل آمد. [ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 22:15 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
![]() نماينده ولي فقيه و امام جمعه زنجان، گفت: مردم و مسئولان بايد در فضايي سرشار از دوستي و خوشبيني، بداخلاقيها را در سال جهاداقتصادي كنار بگذارند. به
گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه زنجان، حجتالاسلام و
المسلمين محمدتقي واعظي در خطبههاي اين هفته نماز جمعه زنجان ضمن تبريك
سال جديد به عموم مردم استان، به نامگذاري سال جديد توسط مقام معظم رهبري
اشاره كرد و افزود: عنوان جهاداقتصادي براي امسال باعث شد تا هيچيك از
مسئولان نتوانند همچون سال گذشته كار كنند، چرا كه تحقق پيام رهبر معظم
انقلاب در گرو اقدامات جهادي از سوي همه مسئولان و حتي عموم اقشار مردم
است. وي،
وحدت فرماندهي و همدلي در بين جهادگران را از ملزومات جهاد دانست و تصريح
كرد: مردم و مسئولان بايد در فضاي جديدي كه سرشار از دوستي و خوشبيني است،
قرار گرفته و بداخلاقيها را در سال جهاداقتصادي كنار بگذارند. حجتالاسلام
و المسلمين واعظي با اشاره به هتك حرمت به قرآن كريم در چند روز گذشته،
ابراز كرد: بدون شك، نور قرآن همه آمريكا را به نابودي خواهد كشاند، چرا كه
هيچگاه نميتوان از عقل مردم و اعتقادات آنها انتقام گرفت. امام
جمعه زنجان در بخش ديگري از سخنان خود به وقايع اخير كشورهاي مسلمان،
اشاره كرد و گفت: بهطور حتم اتفاقات اخير در كشورهاي عربي و مسلمان، زنگ
خطري براي قدرتهاي بزرگ بهويژه آمريكا محسوب ميشود، اما آنچه كه حائز
اهميت است، اينست كه اتفاقات امروز، امواج انساني است كه معلم اين انسانها
ايران اسلامي ميباشد. البته اين بدان معنا نيست كه ايران بهعنوان يك
محرك در منطقه عمل ميكند و اين در حالي است كه غرب زحمات زيادي را براي به
اثبات رساندن اين ذهنيت بياساس متقبل شده است. نماينده
مردم زنجان در مجلس خبرگان رهبري همچنين با اشاره به اينكه مرحوم محمود
ذوالفقاري از مبارزان جدي با تودهايهاي تجزيهطلب بهشمار ميرود، اظهار
كرد: اين شخص آبروي استان زنجان است و تبديل خانه وي به موزهاي براي
گردشگران،بدون اينكه يادي از اين شخصيت شود، به مثابه زخمي است كه استان را
آزار ميدهد كه اميدوارم مسئولان در اين زمينه چارهانديشي كنند. [ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 10:39 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
وصاياي شهداي دفاع مقدس درباره امام زمان (عج)
چكيده: مقدمه اين فرهنگ منحصر به فرد ، مهم ترين شاخصه اش خداباورى و خدامحوري است . در هشت سال دفاع مقدس ، رزمندگان اسلام بر خلاف ديگر ارتش هاى جهان، در تمام لحظات و با همه وجود خدا را قبول را داشتند و حس مي كردند و براي جلب رضايت وي تلاش مي كردند. و برخلاف ديگر استراتژى هاى نظامى هدفشان تصرف سرزمين ، كشور و قدرت نمايي نبود، بلكه هدف ، عمل به تكليف الهي ، اداي وظيفه ديني و حفظ عزت اسلامي بوده است. در جنگ تحميلي رزمندگان اسلام با تأسي به سنت و سيره رسول اكرم(ص) و ائمه اطهار و به ويژه الهام از واقعه عاشورا و امام حسين (ع) گوشه اي از تصوير واقعي حيات ديني و فرهنگ اسلامي را به نمايش گذاشتند . كليدي ترين و مهمترين ركن فرهنگ پايداري، مفهوم »شهادت «و افتخار به آن است . اجر ، ثواب وشيريني شهادت ، عنصري پويا و ماندگار به نام »شهيد« را خلق و جاودانه كرد . كه هر رزمنده اي آرزوي نيل به آن مي كرد و آن را بزرگترين فوز و رستگاري مي دانست . اما شهادت كمال و نقطه پايان انسانهايي با ويژگي ها و فضايل خاص بود. در فرهنگ ايثار و شهادت ، افتخار شهادت ، نصيب هر كسي نمي شود. كسي به فيض عظمي شهادت نايل مي شود. كه خدا را بيشتر باور داشته باشد ، تقواي الهي پيشه كند ، زهد و ساده زيستي را بپذيرد ، مخلصترين باشد ، تعهدش بيشتر و مسئوليت پذيريش زبانزد باشد ، دلسوزي اش خيرخواهانه و عملش صادقانه باشد. خدمت به بندگان خدا سرلوحه كارهايش و نياتش پاك و بي ريا ، براي كار ، تلاش و سازندگي پيشگام و در حل امور مردم ساعي باشد، متواضع ، فروتن و دستگير و ياري دهنده مستمندان و ضعيفان ، ظلم ستيز و ستم سوز باشد ، مي كوشد در عبادت و ذكر خدا و خدمت به خلق خدا و در انجام نيكي ها و خوبي ها گوي سبقت را از ديگران بربايد. اين روحيه و اخلاق پيامد و نتيجه آشكار انقلاب و 8سال دفاع مقدس بود ، كه » تفكر بسيجي« ناميده مي شود كه توانست قوام انقلاب ، تماميت ارضي و استقلال ميهن ما را در پي داشته باشد، خطرات را از كشور دفع كند وعزت اسلامي را احياء كند. اين تفكر و فرهنگ امروز ضامن بقاي انقلاب و كشور است . شهدا تنها در دوران حيات خود نگران انسانها و جامعه نيستند بلكه آنان خود را در قبال نسلهاي آينده نيز متعهد و مسئول مي دانند. لذا دغدغه ها و دلواپسي هاي خود را كه از سرشت و نهاد پاك و آسماني شان سرچشمه گرفته و سرشار از آموزه هاي ناب است در قالب » وصيت نامه « ابراز كردند تا فقدانشان در دنياي مادي ، مانعي براي روشنگري ، امر به معروف و نهي از منكر نباشد. وصيت نامه شهداي گران قدر جنگ تحميلي سرشار از پندها و اندرزهاي ارزشمند و دلسوزانه اي است كه شهدا ، آن بندگان صالح خدا در نهايت اخلاص ، صداقت و عبوديت ، مهمترين و آخرين دغدغه ها و دلواپسي هاي خود را در قالب وصيت نامه به رشته تحرير در آوردند .آگاهي از اين انديشه هاي ناب آسماني ، خواست ها و انتظارات معنوي ، مي تواند فرهنگ اصيل و ناب اسلامي و ارزشهاي مطلوب و پسنديده و الگوهاي موفق و ايده ال را در جامعه نشر و گسترش دهد وچراغ راه ما و روشنگرمسير زندگي ما باشد. مساله پژوهش پرسش هاي پژوهش 1- شخصيت متعالي امام زمان از منظر شهيدان واجد كدام ويژگي ها است؟ 2- براي خشنودي امام زمان ، مردم چه وظايفي برعهده دارند؟ 3- براي اينكه اسباب نارضايتي و ناخشنودي امام زمان فراهم نشود،مردم كدام اعمال ، رفتار و خصيصه را از خود دور سازند؟ 4- براي تعجيل در ظهور امام زمان چه بايد كرد؟ 5- انسان مورد نظر امام زمان چه ويزگي هايي دارد؟ 6- سفارشها و وصيت هاي شهدا در باره امام زمان (عج) بيشتر در چه زمينه هايي ( سياسي ، عبادي و اجتماعي) بوده است وبه چه مسايلي بيشتر توجه و سفارش كرده اند؟ 7- چه كساني مخاطبان پيامها و وصاياي شهدا هستند؟ جامعه آماري و نمونه مورد مطالعه از آنجاييكه امكان دسترسي به تمام وصيت نامه شهداء وجود نداشت و معلوم نبود كه در چه تعداد از اين وصيت نامه ها سفارش يا سفارشهايي در باره امام زمان درج و گنجانده شده است ، امكان نمونه گيري تصادفي را از ما سلب كرده بود. با بررسي بيش از20 هزار وصيت نامه از17 استان كشور مشخص گرديد در حدود 3000 وصيت نامه ، نام مبارك مهدي ،حجت و امام زمان (عج) بصورت كلمه درعبارت ي ا جمله ذكر شده است كه درتعداد زيادي از اين وصيت نامه ها واژه مهدي،نام فرزند ، برادر، پدر و يا دوست شهيد بوده است كه به وي سفارش يا توصيه اي كرده بود . تنها در757 وصيت نامه به طور خاص سفارشي درباره امام زمان درج شده است. در اين پژوهش نيز نمونه مورد مطالعه 757 وصيتنامه شهيد مي باشد. روش پژوهش وابزارگردآوري داده ها پيشينه عملي: -1صديق اورعي( 1385 ) در قالب پژوهشي اقدام به »تحليل محتواي وصايا و آثارفرهنگي شهدا« كرد. وي از كل وصايا و آثارفرهنگي مطالعه شده كه حدود 2000 صفحه 300 كلمه اي بود،در مجموع 35363 مورد مطلب استخراج نمود كه بيشترين فراواني با 164426 جمله يعني 46/ 55درصد به امور سياسي اختصاص يافته و پس ازآن 14007 جمله 39/60درصد به امورفرهنگي و 3894جمله( 13/83) درصد به اموراجتماعي مربوط مي شود. نتايج اين پژوهش نشان مي دهد كه تصوير جبهه و جنگ در وصاياي شهدا ، تصويري دفاعي ، مدافعانه و حق طلبانه بوده است. 2- ستاد شاهد و ايثارگران دانشگاه علوم پزشكي اردبيل و بنياد شهيد استان اردبيل (1371) در طول پنج سال و با تحليل 744 وصيت نامه شهداي اين استان به بررسي علل وانگيزه هاي شهداازجهاد وشهادت طلبي وحضور درجبهه هاي هشت سال دفاع مقدس پرداختند. نتايج بدست آمده نشان كه » دفاع از اسلام و عشق به حضرت امام « با حدود 70%بيشترين انگيزه حضور و »رضاي خد ا« ،» عشق به شهادت«، »الگوگيري ازآيات قران«، »احساس تكليف «، »عشق به امام حسين(ع)« ، » ادامه راه ساير شهدا وهمرزمان « ،»عشق به جهاد« با بيش از 50% دررده هاي سوم تا هشتم بود. »الگوگيري ازائمه اطهار (س) «،»عدالتخواهي« ،» تنفراز ظلم «،»انتظارفرج«، »غيرت ودفاع از وطن«، با 49 تا 31%ديگرعلل بوده و»آزادي راه كربلا «، » حق بودن راه « ، »ضربه به صدام « ، »عشق به ديدار يار« ،»آرامش و تسكين خانواده شهدا «، »آرامش ملت« و»آزادي قدس «از19 تا5% آخرین رده های علل را به خود اختصاص داد8/68% از شهدا به شخص خاصی سفارش داشتند که بیشترین درصد 3/ 16% نسبت به خانواده و کمترین درصد 3% نسبت به همرزمان بود. سفارش خاص آنها با ترتیبی تقریبا مشابه علل حضور شامل" اطاعت از امام" " دفاع از اسلام"، " دفاع از انقلاب " ،ادامه راه سایر شهدا" و در رتبه های پایین "حفظ حجاب" و عدم سازش با دشمن" بود. تقریبا نیمی از شهدا 4/53% طلب حلیت داشتند که بیشترین درخئاست از پدر و مادر 5/9% و از مادر به تنهایی 4% بود. اكثريت شهدا3/85% در مورد» مال و اموال«، 2/80% درخصوص »نحوه كفن و دفن« و 7/84% در باره» برگزاري يا نحوه مراسم عزاداري« خويش هيچ سفارش ونظرخاصي نداشتند. 7/45% درخصوص»نحوه برخورد ديگران با شهادت خود «سفارش نداشته وبيشترين درخواست1/16% »صبر« و 2/13% »عدم گريه وزاري« بود. 8/30% »عاشق شهادت« بوده و فقط 3% از شهدا با لفظ» گريزي نيست« ازآن ياد نمودند.3- همچنين زهراعرب نژاد(1381) ،مهدي خوش طينت(1385) ،رنجبر(1382) ، شابهاري (1383 (نائيچي (1380) ، شجاعي باميري(1383) و بهرامي(1379) درتحليل و بررسي وصيت نامه شهدا دراستانهاي مختلف به اين نتايج دست يافتند كه مهمترين پيام شهيدان ،پيروي و پشتيباني از ولايت فقيه و روحانيت ، دفاع از اسلام ، انقلاب و دستاوردهاي آن ، عمل به قرآن ، تلاش براي تحقق اهداف مقدس نظام اسلامي ، وحدت و انسجام و خودسازي و مراقبت از نفس مي باشد. (بيشتر اين پژوهش ها در معاونت پژوهش و تحقيقات سازمان مركزي بنياد شهيد موجود است). يافته ها و نتايج پژوهش با عنايت به اهداف ، سوالات پژوهش ، يافته ها و نتايج بدست آمده ، سفارش ها و وصاياي شهداء دوران دفاع مقدس در باره امام زمان (عج) ، به پنج مقوله كلي تقسيم گرديد: اين مقوله ها بر حسب فراواني به ترتيب عبارتنداز: 1- زمينه سازي براي تعجيل در ظهور امام زمان (عج) 2- انسان كامل از منظر امام زمان. 3- سفارش شهدا به مردم ، كه كدام خصوصيات و ويژگي را كسب كنند تا خشنودي امام زمان تامين گردد. 4- امام زمان از منظر شهيدان. 5- كدام رفتارها را از خود دور سازيم تا امام زمان ناخشنود نشوند؟ در مرحله بعد هر مقوله كلي به مقوله هاي جزيي تري تقسيم گرديد و براي 5 مقوله كلي ، 52 مقوله جزيي شناسايي گرديد. بر اساس يافته هاي اين تحقيق بيشترين فراواني مربوط به مقوله كلي، سفارش شهدا درباره » زمينه سازي براي ظهورحضرت مهدي « با 453مورد و با 87/59 درصد است كه نشان مي دهد ، قيام انقلاب حضرت مهدي)عج ( براي شهدا بسيار با اهميت بوده است. به لحاظ فراواني دومين مقوله كلي ، مقوله » انسان مورد نظر امام زمان « با 119 مورد و 97/15درصد است . به نظر شهيدان انسانمورد نظر امام زمان انساني است كه بر اساس آموزه هاي ديني پرورش مي يابد و واجد ويژگي ها و صفات خاصي مي باشد .سومين مقوله كلي با 82 مورد و 10/87 درصد ، سفارش شهداء به مردم است كه با كسب فضايل و صفات پسنديده ، رضايت و خشنودي امام زمان را فراهم كنند. چهارمين مقوله» شخصيت متعالي امام زمان از منظر شهيدان « با 55 مورد و25/7 درصد و پنجمين مقوله با 48 مورد و34/6 درصد سفارش و تاكيد شهداء به مردم است كه كدام اعمال و رفتار و خصوصيات را از خود دور كنند كه اسباب ناخشنودي و نارضايتي امام زمان از مردم فراهم نشود. جدول شماره1: مقوله هاي كلي سفارش شهداء به مردم در باره امام زمان(عج)
مقوله اول : زمينه سازي براي ظهور • دعا براي فرج امام زمان)ج( با 114 مورد و 16/25درصد ، • اطاعت و پشتيباني از امام خميني و روحانيت با 69 مورد و 10/15درصد. • مراقبت از نفس و حفظ ايمان با 33 مورد و 28/7 درصد ، •حفظ انقلاب با 33 مورد و 28/7 درصد ، • ادامه راه شهيدان با 32 مورد و 07/6 درصد ، • پيروزي بر كفار و منافقين با 27 مورد و 96/5 درصد ، • صيانت از اسلام با 23 مورد و 07/5درصد ، • وحدت و همدلي با 20 مورد و 41/4 درصد ، •تربيت فرزنداني عاشق امام زمان با 19 مورد و 26/4 درصد. •شركت در نماز جمعه و جماعات با 19 مورد و 19/4 درصد. •دعا براي سلامتي امام زمان (عج) با 17 مورد و 75/3 درصد. •كسب علم و دانش با 13 مورد و 86/2 درصد. •هوشياري و بي تفاوت نبودن با 10 مورد و 20/2 درصد. • ياري رساندن به محرومان با 9 مورد و 98/1 درصد. •نثار خون و شهادت با 8 مورد و 76/1 درصد. •ايستادگي در مقابل ظلم ، بي عدالتي و فساد با 3 مورد و 66% درصد . •شناخت اسلام و عمل به آن با 2 مورد و 44% درصد. •ياري رساندن به ديگر مسلمانان با 2 مورد و 44% جدول شماره 2: مقوله هاي جزيي زمينه سازي ظهور امام زمان
مقوله دوم: انسان مورد نظر امام زمان(عج) پيروي از ولايت فقيه با74مورد و 18/62درصد ، جهاد در راه خدا و بذل اموال و جان خود وفرزندان با21 مورد و64/17درصد ، ياري خواستن از امام زمان درسختي ها و مشکلات با 9 مورد و56/7 درصد ، صبروشكيبايي با5 مورد و 20/4 درصد ،همكاري با دولت6 مورد و04/5 درصد، تلاش و حركت براي رهايي مستضعفان با 4 مورد و63/3 درصد. جدول شماره 3- مقوله كلي انسان مورد نظر امام زمان
3- مقوله سوم: اعمال ، رفتارها و خصوصياتي كه موجب خشنودي امام زمان مي شوند •پشتيباني از ولايت فقيه با 19 مورد و 17/23 درصد ، •تلاش براي مراقبت از نفس با 10 مورد و 16/12 درصد، • ايثار و فداكاري با 9 مورد و 27/10درصد •ياد خدا با 8 مورد و 75/9 درصد •رعايت پوشش اسلامي با 8 مورد و 75/9 درصد •زمينه سازي براي ظهور و انتظار فرج با 5 مورد و 09/6 درصد • شركت در جبهه با 5 مورد و 09/6درصد •كسب علم و دانش با 5 مورد و09/6 درصد جدول شماره 4- رفتارها و خصوصياتي كه موجب خشنودي امام زمان مي شوند
4- مقوله چهارم : شخصيت متعالي امام زمان (عج) از منظر شهيدان جدول شماره 5- مقوله هاي جزيي نگرش شهدا به امام زمان (عج)
5- مقوله پنجم: شيعيان كدام خصوصيات را از خود دور سازند تا موجب ناخشنودي امام زمان فراهم نشود. • دوري ازامام و روحانيت با 14مورد و76/10 درصد •رنجاندن ولايت فقيه با 10مورد و 69/7درصد •اصرار بر محرمات و انجام گناه و امور حرام با 7مورد و 38/5 درصد •گريه كردن براي شهيد با 7مورد و 38/5 درصد •تفرقه و جدايي با 4مورد و 07/3 درصد •غفلت از خود سازي ومراقبت از نفس با4 مورد و 07/3 درصد جدول شماره 6- مقوله كلي رفتارهايي كه باعث ناخشنودي امام زمان مي شود.
در سالهاي1365،1366و 1367 با توجه به اوضاع سياسي مملكت ، سفارش هاي سياسي شهدا بيشتر مربوط به » پيروي و پشتيباني از ولايت فقيه و روحانيت « و در امورعبادي تا سال 1365 شهدا بيشتربه و »دعا براي سلامتي و فرج امام زمان «و»خود سازي ومراقبت از نفس« بوده است و در سالهاي 1366 و1367 شهدا بيشتر به خودسازي ،مراقبت از نفس و تقويت ايمان سفارش كردند. نتيجه گيري پيشنهادها 1- الگوهايي سالم و سازنده در جامعه ترسيم كرد كه الهام بخش رشد و تكوين شخصيت كودكان و نوجوانان و موثر در شكل گيري هويت فردي ، اجتماعي ، ملي و ديني آنان باشد. 2- و با رواج فرهنگ پايداري ، مقاومت ، ايثار و شهادت ، مي توان فرهنگي را در جامعه بنياد نهاد و گسترش داد كه نه تنها پيكره ي جامعه را در مقابل فرهنگ منحط غربي حفظ مي كند بلكه با وجود دسيسه ها ، توطئه ها و خطرات بيشماري كه ازهرسوي كشور ما را تهديد مي كند ، استقلال كشور ، تماميت ارضي و عزت و اقتدار ملي را نيز تضمين مي كند . 3- مي توان بستر و زمينه هاي لازم براي سازندگي ، توسعه ، معنويت و عدالت را ايجاد كرد. امروزه خلاء برزگ جامعه ما در راه توسعه و سازندگي ، ساده زيستي ، اخلاص و زهد ، روحيه كار وتلاش ، تعهد و ايثار وتكيه بر معنويت است . يقينا " اگر فرهنگ آرماني شهدا توسعه و ترويج پيدا كند ، اين روحيات و اخلاق كه لازمه توسعه،سازندگي وپويايي جامعه است،درجامعه ايجاد و تقويت مي شود. 4- اين فرصت و امكان را فراهم مي سازد كه مردم از وظايف خود در قبال ايثار و از خودگذشتگي شهيدان آگاه شوند و بدانند كه چه مسئوليتهايي متوجه آنهاست. 5- روحيه و فرهنگ خدمت رساني خالصانه ، صادقانه و بي شائبه به نظام و مردم را گسترش داد. 6- در افراد روحيه اي ايجاد كرد كه همواره منافع ملي و جمعي را بر منافع فردي ترجيح دهند. 7- ويژگي هايي مانند: خدامحوري و پرهيزگاري ، تعهد و مسؤليت پذيري ، تلاش و سازندگي ، ضابطه مندي و قانون گرايي، ازخودگذشتگي و آزادمنشي ، شجاعت وفداكاري،قناعت وصرفه جويي،خودفراموشي وخداخواهي،ايثارواز خود گذشتگي و…كه نياز جامعه است، در تارو پود زندگي نمايان و در جاي جاي زندگي فردي و اجتماعي استقرار و نهادينه كرد كه عمل به آنها براي افراد يك وظيفه و تكليف لازم الاجرا قلمداد شود. 8- مي توان پشتوانه عظيم اعتقادي ، مذهبي و ملي براي جامعه ايجاد كرد كه در توليد و تقويت سرمايه هاي فرهنگي و اجتماعي بسيار موثر و مفيد واقع شود كه وفاق اجتماعي ، وحدت و انسجام ملي ، تحكيم پيوندها و روابط اجتماعي ، همدلي و همكاري ، مشاركت بيشتر در جامعه ، تغيير نظام ارزشها ، دگرگوني نگرش و سبك زندگي و ارتقاء آموخته ها و اندوخته هاي متعالي را به دنبال داشته باشد. 9- يقيناً راه مبارزه با شبيخون و ناتوي فرهنگي كه هدفي جز نابودي اصالت هاي و ارزشهاي ديني و ملي ما ندارد ، تكيه بر خدامحوري ومعنويت است تا در نسل هاي مختلف مصونيت ايجاد كرد. تاكيد برتوسعه و گسترش فرهنگ ايثار و شهادت ، بدون ترديد تدبير و چاره اي انديشمندانه ، منطقي وكارآمد خواهد بود. همچنين به دليل اهميت مطالعه زندگي و انديشه هاي شهيدان و براي سهولت بهتر در راه تحقيق و پژوهش پيشنهاد مي شود: 10- اگر چه جمع آوري ، طبقه بندي و ثبت و ضبط وصيت نامه هاي شهيدان ، هم اكنون تا حدي انجام شده و همچنان ادامه دارد ، بهتر است اين مهم با قوت و شتاب بيشتري پيگيري شود. 11- امروزه مراكز ، پايگاهها و سايتهاي اطلاع رساني زيادي در كشور براي ترويج و گسترش فرهنگ ايثار و شهادت فعال هستند ، اما كافي نيست . همه مردم امكان دسترسي به اين مراكز اطلاع رساني را ندارند ، لذا بايد در قالب طراحي و توليد برنامه هاي فرهنگي ، زمينه اي و بستري ايجاد كرد تا همه احاد مردم ا ز هر قشرو طبقه به ويژه كودكان و نوجوانان ، امكان آشنايي با شخصيت و پيام شهيدان بوجود آيد. استفاده موثر از اهرم كارآمد و تاگيرگذارهنر وفناوري پيشرفته در تحقق به اين مهم ضرورت تام دارد. طراحي و توليد ، بازي هاي كامپيوتري ، كارتون و فيلم هاي متناسب با سن كودكان و نوجوانان ، گنجاندن پيام و شخصيت شهيدان در محتواي برنامه هاي درسي ، سازماندهي برنامه ها و فعاليتهاي گروهي براي آشنايي بيشتر با شهيدان ، طراحي و توليد داستانها ، فيلم و سريالهايي با مضامين وكيفيت عالي و پخش آنها در رسانه ي ملي و ديگر رسانه ها ، طراحي بهتر و اثرگذارتر تبليغات دراماكن عمومي ، تهيه برچسبهاي تبليغاتي و نصب آنها بر برخي كالاهاي كه متناسب با شان شهيدان هستند و نياز عموم مردم تلقي مي شوند ، مانند لباس، كتاب، تابلوها ،برخي لوازم منزل مانند ساعت خانگي ، تلويزيون، يخچال، برخي لوازم برقي ديگر، پاره اي از ابزار كار در ادارات و.... 12- طراحي و اجراي جشنواره ها ومسابقه هاي كتابخواني، مقاله نويسي ، داستان نويسي ، شعر، نمايشنامه نويسي ، فيلم نامه نويسي ، وبلاگ نويسي ، خوشنويسي ، نقاشي، مجسمه سازي و نظيرآنها متناسب با گروههاي سني مختلف با هدف آشنايي با فرهنگ شهادت و ايثار و ترويج و گسترش آن. 13- ساخت و تنظيم پيامكها ، بولوتوثها ، نماهنگها و تيزرهاي مختلف با هدف ترويج فرهنگ شهادت. 14- توجه و اولويت دادن بيشتر به امر تحقيق و پژوهش با تخصيص اعتبارات بيشتر، تشويق وهدايت بيشتر پايان نامه ها، پروژه وطرحهاي پژوهشي به موضوع شهيد و شهادت. و برگزاري جشنواره هاي مختلف جهت انتخاب پژوهشها و پايان نامه هاي برتر. 15- پژوهشها به صورت تخصصي موضوعات مختلف را مدنظر قرار دهند و نتايج اين تحقيقها به آساني در دسترس مردم به ويژه پژوهشگران قرار گيرد. 16- پژوهشهاي كاربردي در اولويت قرار گيرند ونتايج اين پژوهشها در بايگاني و آرشيو سازمانها بايگاني و به فراموشي سپرده نشود. بلكه راهكارهايي اتخاذ گردد تا اين يافته ها به صورت اولويت هاي ويژه درقالب سياستها، برنامه ها و راهكارها مختلف دراختيار سياستگزاران ، مديران ، صاحب نظران، محققان و مردم قرار گيرند تا به صورت عملي در برنامه هاي اجرايي مختلف تجلي و تبلور پيدا كند.و در راه فرهنگ سازي بكار گرفته شوند. منابع 1- صديق اورعی ، غلامرضا( 1386) » تحليل محتواي وصايا وآثار فرهنگي شهدا« سالنامه پژوهش ، شماره 1، مجموعه مقالات علمي و پژوهشي دفتر مطالعات و تحقيقات بنياد شهيد و امور ايثارگران، تهران، شاهد. 2- »تحليل وصيت نامه شهداي شهر همدان « تاريخ بازيابي مهر 1387 www.abrarmihan blog.com 3- پايگاه اطلاع رساني فرهنگي شاهد، تاريخ بازيابي مهر28/8/1387 www.shahedisaar.ir ، 4- پايگاه اطلاع رساني صبح ، تاريخ بازيابي 20/3/1388 با آدرس اينترنتي www.sobh.org 5- وبلاگ فريبا احمدي، فريبا احمدي اپتومتريست ومدرس دانشگاه ع پ اردبيل 4/3/1388 تاريخ بازيابي 20/3/1388 منبع: مجموعه مقالات همایش ملی فرهنگ ایثار / دانشگاه زنجان [ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 10:6 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
در این مقاله سعی داریم امکانات سرویس های
وبلاگ فارسی زبان را با هم مقایسه کنیم . ما در این مقایسه فقط ۴ سرویس
برتر وبلاگنویسی فارسی زبان را با هم مقایسه خواهیم کرد که چندین سال است
بصورت حرفه ای به ارائه سرویس وبلاگ مشغولند. این سرویس ها به ترتیب تاریخ
راه اندازی عبارتند از :
• پرشین بلاگ (۲۳ خرداد ۱۳۸۱) • بلاگ اسکای (۲۰ فروردین ۱۳۸۲) • بلاگفا (۱۶ آذر ۱۳۸۳) • میهن بلاگ (۲۵ آبان ۱۳۸۴) این سرویس ها، همگی امکانات استاندارد وبلاگ را که در زیر آمده است به کاربران خود ارائه میکنند: • امکان انتشار مطالب بصورت خلاصه و ادامه مطلب • امکان دسته بندی مطالب وبلاگ • امکان رمزگذاری روی مطالب وبلاگ • امکان ارسال نظر بصورت عمومی و خصوصی برای یادداشت های وبلاگ • امکان ایجاد صفحات جداگانه در وبلاگ • امکان ایجاد وبلاگ گروهی • امکان انتشار وبلاگ روی دامنه ی مجزا • امکان صفحه بندی مطالب وبلاگ • خروجی RSS برای مطالب وبلاگ در جدول زیر، فقط امکاناتی را مقایسه خواهیم کرد که در برخی سرویس ها وجود دارد و در برخی دیگر خیر:
سایر امکانات سرویس های وبلاگ فارسی: هر یک از سرویس های وبلاگ معرفی شده، دارای امکانات دیگری نیز هستند که ممکن است در برخی موارد کاربردی باشد. اما بعنوان یک قابلیت استاندارد برای یک وبلاگ در نظر گرفته نمی شود و از این زاویه حاثز اهمیت نمی باشد. برخی از این امکانات عبارتند از : در بلاگفا : امکان خواندن مطالب وبلاگ های بلاگفایی در پنل بلاگفا در پرشین بلاگ: امکان تغییر آدرس وبلاگ در بلاگ اسکای: اختصاص فضا برای آپلود PDF به کاربر در میهن بلاگ: داشتن نظرسنجی در وبلاگ http://weblognews.ir/?p=14215 [ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 9:44 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
شهید همت و پسرش+ عکس ، منبع: تخریبچی مجازی [ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 9:31 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
خوش آمدي عبد الحسين جان به شهر ما شهيد برونسي ! تو سردار ساده اي هستي كه اين روزها آمده اي براي پالايش . پالايش ما و شهر ما و قلب ما . عبد الحسين . آنگاه كه به دنبال سربند مي گشتي . آن گاه كه از كه با حضرت زهرا س سخن مي گفتي . آنگاه كه به نماز شب مي ايستادي . آنگاه كه مينشستي كنج سنگر و به ظرف شستن مشغول مي شدي . آنگاه كه ... آنگاه هم بود در ذهنت كه روزي خواهي آمد و آن روز روز شهادت مادرت فاطمه زهرا س خواهد بود . چه مراسمي خواهد مراسم تشييع تو . فرشتگان در حال آماده سازي نظام خلقت هستند براي برگزاري مراسم بازگشت يك محب زهرا س . ادامه مطلب [ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 9:11 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
جسارت آل خلیه به قبور علما +عکس
نیروهای امنیتی حکومت آل خلیفه پس از قرآن سوزی و هتک حرمت به مساجد و حسینهها اقدام به نبش قبر علمای شیعه بحرین کردند.
به گزارش مشرق، نسیم به نقل از المنار نوشت: نیروهای امنیتی حکومت آل خلیفه پس از قرآن سوزی و هتک حرمت به مساجد و حسینهها اقدام به نبش قبر علمای شیعه بحرین کردند.
[ چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ] [ 15:49 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
فقیه ری
[ چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ] [ 12:34 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
يك نفس ،همنفسي
[ چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ] [ 12:33 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
ترنم ضرب آهنگ زندگی
[ چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ] [ 12:32 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
[ چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ] [ 12:32 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
حاشیه دیدار پرسپولیس - الاتحاد/
تصاویر حمله ناجا به شعار دهندگان علیه آلسعود
نیروی انتظامی تعدادی از دانشجویان و جوانان شعاردهنده علیه آلسعود در ورزشگاه آزادی تهران را دستگیر کرد.
ادامه مطلب [ چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ] [ 9:24 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
[ چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ] [ 8:38 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||