به بهانه دوم تیر ماه طرح اجباری شدن کلاه شاپو در ایران

سجاد نجفی- واژه های مرگ بر رپ و مرگ بر سوسول روی در و دیوار دهه شصت نوعی کنش آشکار و پنهان مخالفت با برخی از مدهای لباس آقایان مانند شلوار لی و حتی لباس آستین کوتاه بود و یا جریمه برای داشتن ماهواره و ویدئو نشانگر آن است که تنها راه مقابله را در برخورد می دیدند.

البته به نظر می رسد افراد مسئله را در آن زمان درست متوجه نشده بودند و تنها به مبارزه با ظاهر انگاری می پرداختند و گمانشان این نبود که این ظواهر ، متغیرهای کیفی ایدئولوژیک را می تواند تغییر دهد . اما جهت مبارزه را درست می رفتند و راه مبارزه را اشتباه.

استعمارگران جهان سوم ، پس از رخ دادن جنبش های ناسیونالیستی در کشورهای خودشان و نشر و ترویج اندیشه ملی گرایی در عالم بسیاری از مستعمراتشان را از دست دادند . در واقع روشنفکرانی که توسط غرب و با میل آنان تربیت شده بودند تا مدافع غرب ستایی و تشبه به استعمارگران باشند ، ناسیونالیسم و جنبش های ملی گرایانه را سرمشق خود قرار دادند و به جان استعمارگران افتادند. آزادی کشورهای آمریکای لاتین نمونه ای از همین جنبش هاست .

پس از جنبش های آزادی خواهانه با پس زمینه ملی گرایانه ، جنبش های چپ و ضد استعماری و ضد استکباری با الگو برداری از شوروی و کوبا و الجزایر و چین در جهان شکل گرفتند . در واقع اصلی ترین دشمن استعمار گران که شیوه خود را از استعمار مستقیم به استعمار از طریق خائنان و خودفروشان داخلی تبدیل کرده بودند جنبش های چپ با نیروی انقلابی کارگری و توده مردم له شده در زیر بار صنعتی شدن بود.

شعار دلفربیب عدالت طبقاتی که کارگر و توده مردم را به صحنه میکشاند سبب شده بود تا استعمارگران هم در داخل کشورهای خودشان و هم داخل مستعمره ها امتیازات فراوانی به این طبقه داده و رفاه اجتماعی افزایش یابد . این دولتها مجبور به تغییر شیوه خود شدند .

الگوی سوم استعمار تبدیل به استقراض کشورها شد . رسانه ها لایف استایل زندگی غربی را بهشت آرمانی بشری نشان دادند . همان شعاری که مدرنیته به پا کرده بود و سیل سرخوردگانش پس از جنگ جهانی اول و دوم به انزوای ادبیات خویش گریختند و غرب که می خواست فاتح قله های کلیمانجارو باشد مجبور به وداع با اسلحه شده بود.

استقراض و کمک مالی گرفتن کشورها به خاطر رسیدن به الگوهای زندگی و توسعه بهشت آرمانی غرب بود . فراماسونها شعار معروفی دارند که مقروض کن ، برده کن . نمی خواهم به ربط این شعار و شروع استقراض جهان سوم از استعمارگران بپردازم و پشت پرده این جریان را بیان کنم بلکه تنها هدف آن است که شکل دیگر استعمار جدید که استقراض بود بیان گردد.

در الگوی استقراض هم کشور مستعمره مجبور به تبعیت از دستورات اقتصادی سیاسی ، استعمار میشد وهم با پخش ثروت در جامعه و ایجاد اقتصاد باز لیبرالی به بازار فروش کالاهای غربی درکشور خودش کمک می کرد. فروش این کالاها نیازمند تبلیغاتی بود که لایف استایل و سبک زندگی جدیدی را تجویز می کرد که با الگوهای کهن تمدنی تعارض و تمایز داشت.

غرب و استعمار در این بازی جدید جز پیروزی چیزی عایدش نمیشد . او مدتها تلاش کرده بود تا به نحوی جیب خود را از ثروت ملل انباشته کند و حالا ملتها با دست خود جیب او را انباشته از ثروت داخلی می کنند و آنگونه که او می خواهد زندگی می کنند.

این سه مدل ورود تفکر به مستعمرات و کشورهایی که برای غرب اهمیت حیاتی داشت ، در کشور ما با روشهای گوناگون آزموده شد و شکست ها و پیروزی هایی به همراه داشت . امروز در مرحله سوم این شیوه ها یعنی تغییر سبک زندگی ایرانیان هستیم که با هم شیوه های آنرا بررسی می کنیم
اولین اتفاق زمانی رخ داد که دانشجویان از فرنگ برگشته در عهد قاجاری ، لباسهای متفاوتی از عبا و عمامه توده مردم ایران می پوشیدند ، دوست داشتند به نحو خاصی الفاظ را تلفظ کنند و شاید اولین وارد کنندگان رمان به ایران نیز همین گروه باشند.

سبک زندگی آنان با توده مردم متفاوت بود و کم کم الگو برداری از آنان در دوره احمدشاه در سبک زندگی اوج گرفت. اما با آغاز دوره رضا خان ، رضا پهلوی تصمیم گرفت به شخصه این الگوهای رفتاری را مانند پادشاه روسیه و شاه ترکیه در ایران به زور تغییر دهد. کشف حجاب زنان و کلاه شاپو دو مورد از این تغییر سبک زندگی است.

او در واقع می خواست با این تغییر، مردان و زنان ایرانی را شبیه انسانهای اروپایی کند . نفس تغییر لباس سبب این حادثه نخواهد شد و باید قبول کنیم که رضا شاه آنقدر ابله نبوده که گمان کند با تغییر لباس تغییر پیشرفت در جامعه رخ داده است بلکه او می دانست این تغییرات سبب تعویض عادتهای رفتاری و به خصوص سنن دینی خواهد شد که نسبت این ها مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

اما در عصر رضا خان اشتباه بزرگ او این بود که این تغییرات را به زور سر نیزه انجام می داد. مردم ایران این آزادمنشی را داشتند که حاضر به پوشیدن لباس به زور نشوند . هر چند آنان پوشیدن کلاه شاپو را امری مباح می دانستند و در حالت عادی آن را تشبه به دشمن اسلام نمی پنداشتند اما با رفتار رضا پهلوی در رو به روی آن موضع گرفتند و طرح های پهلوی ها شکست خورد.

پس از انقلاب اسلامی غرب به خود آمد ، تمام تلاشهای آنان برای غربی شدن مردم ایران با یک انقلاب اسلامی به باد رفت. شاه و غرب که گمان می کردند مردم ایران مردمی لیبرال و هماهنگ با غرب هستند (به خاطرات هایزر و دیدارش با شاه مراجعه کنید) متوجه شدند که سنت های دینی در ایران انقلابی به پا کرده است که همه وجوه زندگی را می خواهد متفاوت با لایف استایل غربی بنا کند . این حادثه برنامه ویژه ای می طلبید.

پس از انقلاب اسلامی ، اهالی فرهنگ نظام به سبب تجربه های کم و سختی کار فرهنگی که معیارش تربیت نفس و کاهش میزان رها شدگی آن است تنوانستند با جریاناتی که در حال نفوذ در سبک زندگی جوانان بود مقابله درست به معنی مقابله هوشمند و ارائه آلترناتیو اسلامی را بکنند. واژه های مرگ بر رپ و مرگ بر سوسول روی در و دیوار دهه شصت نوعی کنش آشکار و پنهان مخالفت با برخی از مدهای لباس آقایان مانند شلوار لی و حتی لباس آستین کوتاه بود و یا جریمه برای داشتن ماهواره و ویدئو نشانگر آن است که تنها راه مقابله را در برخورد می دیدند.

البته به نظر می رسد افراد مسئله را در آن زمان درست متوجه نشده بودند و تنها به مبارزه با ظاهر انگاری می پرداختند و گمانشان این نبود که این ظواهر ، متغیرهای کیفی ایدئولوژیک را می تواند تغییر دهد . اما جهت مبارزه را درست می رفتند و راه مبارزه را اشتباه.

ایران پس از ورود لوازم ارتباط جمعی جهانی گسترده و غیر قابل سانسور ، در سبک زندگیش دچار تغییرات گسترده ای شده است . شهرهای بزرگ مانند تهران و اصفهان در زمینه مد ، آرایش زن و مرد و مانند آن از الگوهای رسمی تبعیت نمی کنند و جهان واقعی را در تار های مجازی می یابند . البته این نوشته در پی ادعای اکثریت و اقلیت بودن این گروه نیست . اساسا وجود چند نفر هم برای یک جامعه نشانه نقص است.

البته در عرصه سبک زندگی الگوی اسلامی و شیعی برای ترویج بیان نشده است. روانشناسان و پزشکان و جامعه شناسانی داریم که بر اساس الگوهای روایی اهل بیت در پی یافتن سبک زندگی توحیدی هستند اما آنچه که ما امروز در حال پی ریزی هستیم غرب در حال میوه چینی است . امام خمینی جمله ای فوق العاده دارند که به نظرم شاه بیت کلام های ایشان است.

جمله محرم و صفر اسلام را زنده نگه داشته هر چند در دیوارها و بنرهای دو ماه از سال هر روز می بینیم و کمی از شنیدنش احساس کلیشه بودن می کنیم اما حقیقت آن است که یکی از مهم ترین سبک زندگی های مردم ایران سبک زندگی عزای امام حسین است. این سبک زندگی در موقع جهاد تبدیل به ایدئولوژی میشود . سبک عزاداری ایرانیان گریه برای امام حسین است.

این گریه کنش احساسی است که بر اساس حب شکل میگیرد و محبت همیشه قاعده ای دارد به نام شبیه شدن . عشاق دوست دارند متحد با معشوق شوند و گریه برای اباعبدالله به عنوان یک سبک زندگی ایدئولوژی جهاد ، استقامت و شهادت را می آورد که حماسه های انقلاب و جنگ مقدس را آفریده .
غرب به خصوص پس از فتنه ۸۸ متوجه این نکته شده است که سبک زندگی ایرانیان پایداری بر جمهوری اسلامی را به همراه دارد.

مردمی که در سبک زندگی مسلمانند و از پوشش تا رفتار در منزلشان بر اساس سبک زندگی روایی و فقهی است و به آسانی دست از اسلام بر نمیدارند برای تغییر ایدئولوژی نیاز به تغییر در سبک زندگیشان داریم. سبک زندگی غربی، یک ویژگی اساسی در مبانی اخلاقی دارد و آن حیا زدایی است. یکی از الگوهای رفتاری که امروزه در نسل چهارم در حال از دست رفتن قبحش است، الگوی ارتباط با جنس مخالف و دوست دختر و پسر است.

این سبک زندگی جدید نوعی اسقلال طلبی جوانانه از محیط خانوادگی ، نوعی فرار از انزوا و تنهایی ، نوعی ارضای شهوت محبت و دیده شده و هم چنین نیاز جنسی است. محبت دیدن میلی است که در فطرت انسانها وجود دارد میلی که در پی دیده شدن در دنیا است و دنیای مدرن تمام ابزار ممکنه از وب تا شبکه اجتماع تا عکس هنری را برای تو خلق کرده تا شهوت دیده شدن را برطرف نماید. تا تو را از سایه در بیاورد و انزوای تو را با اجتماع مجازی در هم بشکند.

آدم های نسل ما منزویان اجتماعی و فعالان مجازی شده اند. تنهایی هایی پر از دوست. سبک زندگی همراه با دوست دختر یا پسر ترویج میشود، اپیدمی میشود و بعد ناگهان نظام می خواهد عکس العمل نشان دهد و آنگاه تبدیل به شورش میشود. بنیان خانواده پاشیده ، ایندویژوالیسم افراطی ترویج و نظام مجبور به مقابله میشود در نهایت مبارزه آغاز میگردد.

مبارزه در نهان خودش با ایدئولوژی رایج مبارزه می کند و از سنت های خودش گسسته میشود و سبک زندگی سبک فکر کردن جدید را تولید میکند. سبک زندگی در بطن خودش مسلمان هست، می توانید به عزاداری ها و علم کشی های دختران و پسران با تیپ خاص در روز عاشورا دقت کنید اما این سبک زندگی همراه با سکولاریسم عقیدتی و در واقع “نومن ببعض و نکفر ببعض” است.

سبک زندگی جدید که مروجش نظام فرهنگی سکولار داخل کشور که به صورت ناآگاهانه و بر اساس حظ نفس چنین می کند و شبکه های جدید من و تو و … است . اینها پرچمدار مبارزه با فرهنگ توحیدی هستند. علت این مبارزه یا آگاهانه و کافرانه است و یا بر اساس حظ نفس است که نفس اماره است به مقابله با نظام توحیدی . البته عدم تبیین سبک زندگی برای توده مردم که هم مسلمان باشند و هم آدم عصر خودشان که کانون آن فهم پدران و مادران نسل جدید است به این مشکل دامن می زند.

سبک زندگی مدرن عنوان می کند یا شبیه من لباس بپوش ، آرایش کن، دوست دختر و پسر داشته باش و یا نامت امل و متحجر و عقب مانده است. یا شبیه سبک زندگی من رای بده و یا از دایره عالم جدید خارجی. مقابله نسل جوان و نوجوان با فضای اپیدمی هم سن و سالانشان دشوار است. از اصلاح صورت و مو بگیرید تا رفتارهای نوجوان در یافتن دوستان هم سن و سال مخالف در دبیرستان ها و شبکه های مجازی.

تداوم سبک زندگی فعلی فوق العاده خطرناک است. جریان امروز که در برخی ارکانهای دولتی داخل هستند در پی جذب آدمهایی با این سبک زندگی هستند. راه حلش مقابله از بالا به پایین نیست . راه حلش نظام توحیدی است که هم حظ نفس و امیال ارضا شوند و هم این امیال بر اساس حدود الهی باشد . سبک زندگی که در آن نقض حریم الهی قبح باشد و حظ نفس در چارچوب الگویی که رضایت خداوند متعال و اهل بیتش بر آن باشد .

منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی