X
تبلیغات
گلچین

گلچین
گلچينی از گل ها 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
طراح قالب

شاید این سوال طلیعه ای باشد برای برنامه سازی جدی برای شعار امسال که قاعدتا باید همه دستگاههای اجرایی و فرهنگی و رسانه ای کشور را با خود درگیر کند.
گروه فرهنگی مشرق - در ابتدای سال جدید رهبر انقلاب به سنت سال های گذشته شعاری را برای سال 91 اعلام کردند سال "تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی" شعاری که بیش از سال های گذشته مصداقی است و این کار را بسیار برای سیاست گذاران کشور ساده تر می‌کند تا شاید در سال جدید بتوانند چند قدمی بیشتر به این افق نزدیک شوند.

اما معمولا رسانه ها پیش تر از بخش های دیگر قرار گرفته و زودتر از دیگران به مباحث این چنینی می  پردازند. رسانه ملی نیز از این قافله عقب نمانده است و هر از چند برنامه ای در قالب گفت و گو و خصوصا گزارش های مردمی در این باره به روی آنتن می فرستد.

روز گذشته قبل از بخش خبری نیمروزی از شبکه یک، برنامه "پلاک 1" که در قالب گزارش های مردمی تولید و پخش می شود موضوع اصلی خودش را شعار سال جاری یعنی "تولید ملی ..." گذاشته بود و از عابرین درباره این شعار و اهمیت آن و راهکارهای تحقق آن می پرسید. بگذریم از اینکه این برنامه هر بار موضوع خاصی را پیگیری می کند به طوری که در ایام گذشته حتی نقش رپرتاژ مردمی برای سریال های تلویزیونی را نیز بر عهده داشته تا نشان دهد که نظر عموم مردم با منتقدین رسانه ملی متفاوت است اما اینکه چنین برنامه ای و آن هم در این سطح به چنین امر مهمی که در حقیقت استراتژی اصلی سالانه نظام را تشکیل می دهد بپردازد جای تامل دارد.
از فرم برنامه که بگذریم و نکاتی چون اظهار نظرهای سرپایی عابران غافلگیر شده را هم نادیده بگیریم، باز هم در محتوا از تیتراژ گرفته تا سوالات و جواب های تدوین شده نشانگر عدم برنامه ریزی دقیق برای موضوع مهمی مانند حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه ایرانی است.
ایران کشوری چهار فصل و با ظرفیت های بالای کشاورزی است به طوری که می تواند در حجم بالایی محصولات کشاورزی و باغداری تولید کرده و از این جهت خود را از صادرات نفتی و مواد اولیه بی نیاز کند؛ اهمیت این مساله تا به آنجا بود که امام خمینی(ره) از ابتدای انقلاب بر اهمیت توجه به کشاورزی تاکید کرده و یکی از اهداف اصلی جهاد سازندگی تلاش برای رشد این بخش بوده است. اما با این همه جالب اینجاست که در اندک برنامه هایی که با موضوع شعار امسال رهبر انقلاب بر روی آنتن می روند تولید ملی و کار و سرمایه ایرانی را تنها در بستر صنعت تعبیر و تفسیر می کنند و جایی برای کشاورزی که بر اساس شرایط و جایگاه استراتژیک آن نقش اصلی را باید بازی کند نامی برده نمی شود. تیزر برنامه پلاک 1 تنها یک نمونه از این دسته است.

در آن سوی ماجرا ساده ترین و دم دستی ترین تعبیر از پیام رهبر معظم انقلاب در ابتدای سال جدید می تواند این باشد که مرم با مصرف کالای ایرانی باعث رونق بازار تولیدات ساخت داخل شوند؛ اما در شرایطی که یک بررسی جدی و دقیق از وضعیت صنعت کشور صورت نگرفته باشد و تنها به رفع تکلیف اندیشیده شود به راحتی از کنار نکات ظریف خواهیم گذشت.

متاسفانه سیاست گذاران رسانه ملی به این نکته توجهی ندارند که چگونه کشوری مانند چین توانسته است با وجود حضور رقیب های قدرتمند دیگر بازار را با قیمت مناسب کالا و امتیازات خاص دیگر تولیداتش به دست بگیرد و چه موانعی مقابل تولید کننده ایرانی وجود دارد که مانع از تولید به صرفه در داخل کشور می شود؛ موانعی که تنها یکی از آنها بازار و اقبال مصرف کننده است.

بررسی موانع تولید در ایران از آن بحث های پردامنه، مهم و جنجالی است که می توان از دل آن چندین برنامه پرمخاطب و داغ بیرون کشید. باید از دست اندر کاران صدا و سیما پرسید که چرا جای برنامه ای مانند 90 که به موضوعاتی مانند مباحث اقتصادی مهم چون موانع تولید و عوامل هرز رفتن کار و سرمایه ایرانی بپردازد خالی است اما با این وجود برنامه ای مانند 90 سال ها است که با خیل مخاطبان با موضوعی که مانند فوتبال که به هیچ وجه استراتژیک نیست در رسانه ملی ساخته  و پخش می شود.
شاید این سوال طلیعه ای باشد برای برنامه سازی جدی برای شعار امسال که قاعدتا باید همه دستگاههای اجرایی و فرهنگی و رسانه ای کشور را با خود درگیر کند.
[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 18:1 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
محافل و مجامع غير دولتي نيز كه يا علي الظاهر به قانون اساسي و قوانين جاري جمهوري اسلامي ملتزمند و يا چندان قدرت و اقتدار فرهنگي ندارند كه كليت فرهنگ عمومي را از خود متأثر سازند. و اگر مقصود مديران و منابع انساني و نيروهاي فرهنگي و هنري است كه علي الظاهر ايشان نيز يا نيروهاي انقلاب و خودی اند، و يا همه به مباني و ساختار نظام سياسي جمهوري اسلامي يا معتقد بوده اند و يا ملتزم. پس چگونه است كه از نگاه ديده بان بيدار انقلاب خاكريز فرهنگ و هنر هنوز هم به دست انقلاب اسلامي نيافتاده است؟
گروه فرهنگی مشرق -در اختتاميه دومين جشنواره فيلم عمار، مسعود ده نمكي جمله اي را با واسطه جناب صفار هرندي از قول علمدار انقلاب خميني نقل كرد كه در عين پر مغزي، فحوايي تلخ و گزنده داشت. "فرهنگ و هنر، خاكريزِ فتح نشده انقلاب است". فارغ از فحواي گزنده اين گزاره، پرسش بنيادي اين است كه "در اينجا مقصود از خاكريز فرهنگ و هنر  چيست؟" و ناظر بر چه معنايي است؟ اگر مقصود ساختارها و نهادهاي فرهنگي و هنري نظام است، مگر نه اينكه افزون بر سي سال است كه تمامي نهادهاي رسمی فرهنگي و هنري يكسر، در يد حاكميت سياسي نظام بوده است. 

محافل و مجامع غير دولتي نيز كه يا علي الظاهر به قانون اساسي و قوانين جاري جمهوري اسلامي ملتزمند و يا چندان قدرت و اقتدار فرهنگي ندارند كه كليت فرهنگ عمومي را از خود متأثر سازند. و اگر مقصود مديران و منابع انساني و نيروهاي فرهنگي و هنري است كه علي الظاهر ايشان نيز يا نيروهاي انقلاب و خودی اند، و يا همه به مباني و ساختار نظام سياسي جمهوري اسلامي يا معتقد بوده اند و يا ملتزم. پس چگونه است كه از نگاه ديده بان بيدار انقلاب خاكريز فرهنگ و هنر هنوز هم به دست انقلاب اسلامي نيافتاده است؟

اگر چه در تمامي پاسخ هاي مذكور مي توان ان‌قلت داشت و از اساس آنها را مورد ترديدهاي جدي قرار داد اما بر فرض صحت آن، بايد پاسخ را در جاي ديگر جستجو كرد. اما پرسش دوم اين است كه نقش و سهم جشنواره عمار در حل اين معادله كجاست؟ پاسخ به اين پرسش خود منوط به روشن شدن پاسخ پرسش نخست است.

براي رسيدن به پاسخ مي توان از مفهوم "گفتمان"  Discurse و دستگاه تحليلي گفتمان، با روايت "ميشل فوكو" مدد گرفت. مفهومي كه در نسبت با قدرت و تبارشناسي گفتمان هاي فرهنگي پس از انقلاب قابل بررسي است. در تبارشناسي گفتمان هاي فرهنگي و نسبت آن با قدرت (نرم) پس از انقلاب اسلامي چند مسئله را به معرض نمايش مي گذارد. مسائلي كه ما را به سرآغازهاي عدم فتح خاكريزهاي فرهنگي و هنري رهنمون مي شود.
با پيروزي انقلاب اسلامي از منظر دستگاه تحليلي - انتقادي گفتمان و مقوله قدرت با رويكرد فوكويي، گفتمان انقلاب اسلامي در قالب مكتب امام خميني(ره) به عنوان گفتمان مسلط سياسي - فرهنگي در عرصه هاي سياسي، فرهنگي، و اجتماعي حاكميت يافت و كردارهاي اجتماعي - سياسي و فرهنگي متناسب با خود را سامان بخشيد. اين گفتمان مسلط، همچون ديگر گفتمانهاي مسلط، چهار شاخصه اصلي را در عرصه هويت گفتماني و كردار اجتماعي و فرهنگي جامعه رقم زد:
توليد رضايت
توليد معني
جهت دهي
ارزشگذاري

انقلاب اسلامي نخستين انقلابي بود كه متكي بر قدرت نرم (فرهنگي) حاكميت سياسي متكي به قدرت سخت را به زير كشيد. انقلابي كه به تعبير فوكو از درون "ميكروفيزيك - قدرت" و "میکرو پلتیک" اراده ها ( اراده های خرد و ذره ای سیاسی ) و از سطوح خرد و پائين جامعه جوشيدن گرفت و به سوي قدرت سخت مستقر در رأس هرم و ساختار قدرت حركت كرد و آن را تسخير كرد. به تعبير فوكو هم نشيني ميكرو فيزيك قدرت با ميكرو پليتيك ميل ها در سايه نظام صدقي اسلام و تشيع و رهبري سياسي و گفتماني امام چنين انقلابي را رقم زد. در حقيقت اين انقلاب اسلامي و گفتمانِ آن بود كه مفهوم قدرت نرم را به محافل علمي، آكادميك و انديشه پرداز جهان اعطاء كرد و صورت جديدي از مفهوم قدرت را پديد آورد. قدرتي كه اگر چه قلمرو اصلي آن " قلب"ها و "ذهن"ها است ، اما كانون و مركزيت آن "ميكرو فيزيك قدرت" است.
در زماني كه تمامي ساختارهاي رسمي و حقوقي قدرت (ماكروفيزيك قدرت) در دست رژيم پهلوي بود، امام با توليد و بازتوليد قدرت گفتماني انقلاب به صورت "کنش های گفتاری"  معطوف به " انقلاب" و "حذف رژیم پهلوی "، در قالب اعلاميه، بيانيه، پيام و سخنراني (بصورت كاست هاي صوتي) و توزيع آن در ميان مساجد و هيئات مذهبي (ميكروفيزيك قدرت) گفتمان بديلي در مقابل گفتمان پهلويستي قرار داد كه هم در دسترس بود، هم مقبوليت داشت و هم اينكه كاملاً در چهارچوب نظام صدقي جامعه مي گنجيد.
پس اينگونه كنش انقلابي متكي بر چنين گفتماني با جوشش از ميكروفيزيك قدرت و با خلق مدلول هاي انقلابي متكي بر دال هاي گفتمان امام اعمال قدرت از پائين مجالي براي بروز يافت و بر ماكروفيزيك پهلوي غلبه يافت. قدرتي كه متكثر بود نه واحد، پراكنده بود نه متمركز، غير ساختاري بود نه ساختاري، نامتعين بود و نه متعين، از پائين به بالا بود نه از بالا به پائين. قدرتي كه در هر زمان و مكان منزل و مأوائي براي خود ساخته بود، و بر سخت افزار نظامي از سر بي اعتنائي مي نگريست.
گفتمان ها پدید آورنده معنا هستند. منظور از معنا در اینجا "بازنمائی" طیف گسترده ای از مفاهیم و ایده هاست. نظام معنایی گفتمان، فکر و اندیشه، نظریه، ادبیات، نماد، الگو و زنجیره ای از مفاهیم و ایده ها را در بر می گیرد که در کنار هم نظام معانی گفتمان را بر می سازند. گفتمان انقلاب حامل هويتي گفتماني و نظم گفتاري خاصي بود كه در قالب "پيام" ها و "معنا" هاي متناسب با چنين هويتي دال هاي شناور را به مدلول هاي خاص خود پيوند مي زد( دال هايي چون شهادت، جهاد ، استكبار، منافق و ... كه مدلول هايي چون امام حسين(ع)، مجاهدين صدر اسلام ، آمريكا، مجاهدين خلق مي يافت) و به همين نسبت در چهارچوب همين هويت گفتماني كردارهاي سياسي – اجتماعي انقلابي را در جامعه تعريف و تنظيم مي نمود، گفتماني كه نماد و سخنگوي آن امام(ره) بود. " ثقل امام بر ايده ي مردم متمركز بود تا ايده ي روشنفكران" ( تاجيك، 1379،82) امام را با عرف و گفتمان روشنفكري ميانه اي نبود و بگونه اي سخن مي گفت كه اصلاً آنان حضور ندارند.
امام روشنفكران، گفتمان شان و غرب را به رسميت نمي شناخت اما به همان نسبت گفتمان امام سرشار از مردم و حضورشان بود. دال هاي گفتمان امام به مردم باز مي گشت و مدلول هاي خويش را در ميان مردم مي يافت. بر خلاف روشنفكران كه همه چيزشان غرب بود و مدرنيته و غائب اصلي گفتمانشان مردم بود. امام اما با عرف مردم مي زيست و با همان عرف و به زبان فطرت سخن مي گفت و بر اساس عقل فطری رفتار مي كرد و ذره اي تكبر و عجب و خود بزرگ بيني در او راه نداشت و در مقابل غرب را با همه هيمنه اش به هيچ مي گرفت. حال آنكه روشنفكران همانقدر كه خود را در برابر غرب ذليل مي ديدند در مقابل مردم اما متكبر بودند و متفرعن. گفتار امام آنقدر بسیط و شفاف و ناب بود که همگان خود را مخاطب او می یافتند.
انقلاب اسلامی، تقابل ساختارها و گفتمان ها
 انقلاب اسلامي و گفتمان آن با سيطره بر قدرت رسمي سياسي و نيز در اختيار داشتن قدرت گفتماني منحصر بفرد و كنار زدن تمامي رقباي گفتماني چپ و راست و غيرِ خود، توانست "معرفت" و اپيستمه (نظام دانايي) و نظام معنايي مطلوب خود را پديد آورده و عرضه نمايد. اپيستمه و نظام معنايي كه در عين توليد رضايت و توليد توأمان معنا هاي متناسب خود ، جهت دهي و نظام ارزشگذاري و اسلامي و انقلابي خود را تهيه و تنظيم نمايد. همان جهت دهي و ارزشگذاري مندرج در نظم گفتار و كنش كلامي حضرت امام(ره).

قرار بر اين بود تا نهادها و ساختارها (ماكروفيزيك) قدرت فرهنگي معاني و پيام هاي گفتمان انقلاب را در صورت كالاهاي فرهنگي در جامعه توليد و بازتوليد كنند. اما مسئله این بود که ذهنیت انقلابیون و مسئولین (فرهنگی) جمهوری اسلامی نسبت به قدرت ذهنیتی بسیط و ساختاری بود. در نگرش آنان ساختارها خود قدرتند و قدرت آفرينند، حال آنكه ساختارها به ما هو ساختار چيزي نيستندجز يك ساختار خشك و بي روح و معنا.آنان تصور می کردند با تصرف ساختارهای رسمی(ماکروفیزیک قدرت) همه چیز پایان می یابد و با تسخیر ساختارها همه قدرت را صاحب می شوند، غافل از آنکه تصرف ساختارها نه پایان که تازه آغاز کار بود. مهمتر از تسخیر ساختارها بازتولید قدرت (گفتمان و پیام و معنا) است. امام این را خوب دریافته بود که بر روی فرهنگ و علم و دانشگاه دست نهاده بود و اهمیت فرهنگ و استقلال فرهنگی را متذکر شده بود.
فرهنگی ترین چهره انقلاب در میان یاران امام اما به شهادت اندیشه و سخنرانی های موجود آن زمانش کسی نیست جز  رئیس جمهور وقت، استاد سید علی حسینی خامنه ای.  به جز حضرت امام این تنها او بود که در دهه شصت بارها و بارها اهمیت بهره گیری از قالب های هنری و ادبی را برای بازتولید و اشاعه پیام و معنای انقلاب اسلامی متذکر شده بود " این ایدئولوژی و فرهنگی که با این انقلاب درخشید و طلوع کرد و و به وسط السماء خواهد رسی و به ماه تمام بدل خواهد شد  ... احتیاج دارد به ابزارهای فراوان، این ابزارها بهترینش، رساترینش، موجزترینش، نافذترینش، هنر است.آن کسانی که تصور می کنند انقلاب اسلامی با ادبیات و با هنر سرو کاری ندارد، ربطی ندارد خیلی پرت از معرکه اند خیلی دورند و نمی فهمند ... این انقلاب بیش از همه به یک ادبیات قوی؟، به یک فرهنگ غنی نیازمند است" (رهبر انقلاب 27/10/65). اما دریغ از گوشی شنوا و دریغ از فقدان اهرم های اجرایی و ساختاری لازم که در اختیار او باشد.

در عرصه سياسي اگرچه تقابل تا حاكميت گفتمان انقلاب و امام و حذف گفتمان هاي رقيب و دگر/ غيرِ انقلاب (هم چون نهضت آزادي، مجاهدين خلق، چريك هاي فدايي، حزب توده و ... ) به دست خودشان زماني سه ساله از بهمن 57 تا خرداد 60 را مصروف خود داشت، در عرصه فرهنگي اما مسئله به گونه ديگري رقم خورد. در عرصه فرهنگ و هنر اما نيز بزرگترين گفتمانِ رقيب و "دگرِ" انقلاب ( ديگريِ گفتمان انقلاب اسلامي)،  گفتمان جريان ِ روشنفكري غرب زده اي بود كه يك سر طيفش روشنفكري چپ ماركسيستي بود و آن سر طيف ديگرش، روشنفكري راست ليبرال.

گفتمان روشنفكري غربزده پس از پيروزي انقلاب يك چندي به محاق رفت و دامن خويش از حوزه عمومي و عرصه هاي فرهنگي بركشيد تا آبها از آسياب ها بيافتد تا به وقت خويش بازگردد ، پس در ظاهر غيبت اختيار كرد. نيرو هاي جوان انقلاب به مدد گفتمان شورانگيز آن، شورمندانه همانگونه كه ديگر عرصه هاي اجتماعي و سياسي ونيز جبهه هاي جهاد سازندگي و نظامي را در اختيار گرفتند به سوي عرصه فرهنگ و هنر هم چون جبهه اي نامكشوف و فتح نشده، شتافتند و هريك، حوزه اي را برگزيدند. تئاتر و نمايشنامه، سينما، شعر و ادبيات و رمان،گرافيك، نقاشي و هنرهاي تجسمي و ... عرصه تجلي تام و تمام خلاقيت ها و استعدادهاي آنان شد. و بدين گونه، از دل ميكروفيزيك مساجد و هيئات مذهبي، قدرت نرم فرهنگي و هنري انقلاب سر بركشيد و ساختارهاي جديدي چون حوزه هنر و انديشه اسلامي را در كنار ساختارهاي رسمي نظام مستقر، پديد آورد. 

در دهه شصت و در پرتو جبهه هاي جهاد قدرت گفتماني انقلاب اسلامي و صلابت و اقتدار اين گفتمان دائم بازتوليد شد و در تار و پود ريزبدنه هاي جامعه تزريق شد و با بازتوليد مستمر خود بر غنا و غلظت خود مي افزود. در اين ميان نبايد از گروه هاي مقاومت فرهنگي كه همچون هسته هاي ميكروفيزيك قدرت در بازتوليد فرهنگ مقاومت و جهاد( قدرت نرم انقلاب) بسيار مؤثر بودند غفلت كرد. گروه هاي خودجوش و نابي چون روايت فتح، چهل شاهد، گروه تلويزيوني جهاد و ... .
مشكل اما اين بود كه نيروهاي انقلابي در عرصه فرهنگ چنين مي انگاشتند كه تنها با تسخير و تصاحب ساختارها و نهادهاي حکومتی و رسمي فرهنگي ، خاكريز فرهنگ و هنر به تسخير انقلاب درآمده است و ديگر هيچ نگراني وجود ندارد. و البته در سياست و اقتصادنيز،  همين نوع نگاه حاكميت يافت. با اين تفاوت كه فرهنگ ،قلب سياست و اقتصاد است و جنس انقلاب اسلامي نيز فرهنگي بود و از آنجا كه " نظام جمهوري اسلامي از آغاز بريك مبناي فرهنگي بنیان شد و رهبر و پدیدآورنده ی این نظام، یک عنصر بیش از همه چیز فرهنگی بود و مسئولان اين نظام هم در طول اين مدت، تقريباً هميشه همين طور بوده اند"( رهبر انقلاب، 19/9/69) اين مسئله در عرصه فرهنگ حساسيتي مضاعف داشت.

مسئله اصلی این بود که در این نوع نگاه به قدرت ؛ تنها به مثابه توانائی و عنصری کمی نگریسته می شد که می توان از طریق نهادها و ساختارهای رسمی حاکمیتی اراده خود را بر جامعه حاکمیت بخشید و تحمیل نمود. نگاهی مکانیکی و از بالا به پائین به قدرت که ریشه در رویکرد هابزی به قدرت دارد. حال آنکه قدرت اساسی نه قدرت مکانیکی سخت که قدرت نرم است. قدرتی که استیون لوکس انرا بعد یا حالت سوم قدرت می نامد. مدلی که به بهترین شکل خود را در انقلاب اسلامی نشان داد. در این مدل قدرت صورتی نامرئی به خود می گیرد و با سیطره بر امیال و اذهان و قلوب ایشان آنان را به سمت و سوئی که می خواهد رهنمون می شود. در این نگرش به قدرت ، عامل ذهنی و قلبی نقشی موثر و تعیین کننده می یابد. با ورورد این عنصر جدید تغییری اساسی در قدرت مکانیکی هابزی رخ داد که موجب شد تا پای شاخص های جدیدی چون ارزش ها و خواسته ها به مفهوم قدرت گشوده شود و تأثیر قدرت و نسبت آن با افکار و امیال و اراده ها به عنوان مهمترین محور بازتولید قدرت مطرح شود.
مسئله ديگر آنكه درست در بزنگاه چنین تحولی، برخي از نيروهاي فرهنگي انقلاب يا از دل جريان روشنفكري بريده و به انقلاب پيوسته بودند اما به مرور به اصل خويش گرايش يافته و نرم نرم رجعت مي يافتند، و يا نيرو هايي بودند كهبه مرور به سوي جريان روشنفكري و گفتمان آنان دلبستگي و تعلق خاطر يافته بودند. اينان به حاملان نحوي التقاط فرهنگي در درون جبهه فرهنگي انقلاب و ساختارهاي فرهنگي بدل شدند. چهره هايي چون محسن مخملباف در حوزه هنري، ابراهيم نبوي در هفته نامه سروش، حلقه كيهان فرهنگي در مؤسسه كيهان و ... از اين قبيلند.
گفتمان ِروشنفکران و ساختار های فرهنگی دولت های جمهوری اسلامی
از اواخر دهه 1360 شمسي اندك اندك جريان روشنفكري بي آنكه آشكارا به درون ساختارهاي نظام ورود يابد و ماكروفيزيك قدرت جمهوري اسلامي را به تسخير در آورد، با حمايت جريان پيش گفته بازتوليد گفتمان روشنفكري غربزده را در عرصه هاي قدرت نرم و ميكروفيزيك قدرت( هم چون مطبوعات، گالري هاي هنري، سينماي روشنفكري، شب هاي شعر و انجمن هاي ادبي، محافل علمي و آكادميك، دانشگاهها و مراكز پژوهشي و ..) را آرام آرام اغاز كرد. ميكروفيزيك روشنفكري غربزده به اتكاء زرادخانه قدرت تئوریک ،گفتماني و فكري مدرنيته غربي، تصرف پنهان و بی صدای ماكروفيزيك فرهنگي نظام را با انبوهی از توليد ترجمه ای گفتماني غرب در دستور كار خود قرار داد.
اين پروژه جديد در عرصه معارضه با قدرت گفتماني انقلاب اسلامي، در اوائل دهه هفتاد و در پناه دولت تكنوكراتيك رفسنجاني جنبه مضاعفي به خود گرفت و گفتمان ليبراليسم به مثابه گفتمان بديل و دگرِ گفتمان انقلاب رخ نمود و انقلاب را به مبارزه اي جدي دعوت نمود.
حال وضعيت بدين منوال بود، اگر چه ساختارهاي رسمي و حقوقي(ماكروفيزيك قدرت) فرهنگي نظام چون وزارت فرهنگ و ارشاد، صدا و سيما، شهرداري ، وزارت علوم ، دانشگاهها، سينما و تئاتر ، جشنواره هاي فرهنگي و هنري و ... همه يكسر در دست نيروهاي نظام و مديران انقلابي! قرار داشت ، اما گفتمان حاكم بر آنان و گفتمان مصرفي آنان از سفره گفتماني غرب و روشنفكران غربزده و میکروفیزیک آنان ارتزاق مي شد و دربست متعلق به آنان بود. ساختار ها در دستان نظام بود و گفتمان هاي فرهنگي و هنريشان عاريتي گفتمانِ دگر/ غيرِ انقلاب بود. پس عرصه فرهنگ و هنر ظاهراً در اختيار انقلاب بود، اما در واقع نبود. به يكباره وضعيت بغرنجي پديد آمد. از نهادها و ساختارهاي فرهنگي انقلاب پيام ها و معاني متناقضي صدور مي يافت. این یعنی آنکه از يك منبع پيام ( ساختارهاي رسمي) پيام هاي دوگانه يا چند گانه متناقض و متضادي صادر مي شد که به معنای زير سؤال رفتن مشروعيت منبع پيام بود. گونه اي التقاط معنایي و اختلاط پيامي كه ريشه در التقاط گفتماني داشت. براي نمونه در حالي كه فلان استاد اخلاق در رسانه سيماي ملي مردم را به قناعت فرامي خواند پس از او اين تبليغات همان سيما بود كه مردم را به مصرف بيشتر كالاهاي غير ضروري دعوت مي نمود. يكي ترويج سبك زندگي ايماني مي كرد و ديگري سبك زندگي غربي و در اين ميان روشن بود كه برد با كيست.

در چنين فضايي بود كه دال تهاجم فرهنگي/ شبيخون فرهنگي در گفتار رهبر انقلاب و کنش گفتاری متکی به آن  به عنوان يك دال جديد در گفتمان انقلاب اسلامي مدلول خود را باز مي يافت اما اسفمندانه گوش شنوايي نبود تا آنرا دریابد چه اينكه ساختارهای فرهنگی پوسته تهي شده اي بودن كه باطن پوكشان مملو از دالهاي گفتمان ليبرال سرمايه داري شده بود و يك دل نه صد دل عاشق اين گفتمان شده و دل در گرو باز توليد آن نهاده بودند. حتي ساختارهاي جديدي متناسب با اين گفتمان پديد آمد تا به نحو مناسب تري بتوانند گفتمان ليبرال سرمايه داري را باز توليد كنند. ساختاري چون فرهنگسرا ها در دل شهرداري تهران. فرهنگسراها مروج سبك زندگي جديدي بودند كه هيچ نسبتي با سبك زندگي اسلامي و انقلابي نداشت. پيش از اين در صدر انقلاب و در دهه شصت اين مساجد بودند كه به مثابه ميكروفيزيك مركزي انقلاب ، سبك زندگي انقلابي و اسلامي را توليد و باز توليد مي كرد اما اينك ورق برگشته بود . تغيير بينش/گفتمان و ذائقه مديران چرخش اساسي در ساختارها و سبك زندگي را موجب گشته بود. چنانچه رئيس جمهور رفسنجاني به عنوان امام جمعه وقت در تهران رسماً با نكوهش و تخطئه سبك زندگي انقلابي- اسلامي به عنوان ژنده پوشي سبك زندگي سرمايه داري را از تريبون نماز جمعه اعلام نمود.
در چنين فضاي مغشوش و مغلوبه اي تنها يك كس دعوت علمدار انقلاب خميني را لبيك گفت. سازنده و گوينده محزون و دلنشين روايت فتح ، سيد مرتضي آويني. مرتضي با تشخيص و دريافت درست و به موقع چنين چرخشي در كانون تصميم گيري انقلاب و غلبه روزافزون گفتمان روشنفكري غربزده با فعال سازي بخش هاي گوناگون حوزه هنري در قالب راه اندازي مجدد روايت فتح ، تأسيس مجله سوره ، دفتر مطالعات ديني هنر ، گروه تلويزيوني حوزه و نگارش مقالات نظري در حوزه هاي ادبي و هنري از جمله سينما، رمان ، هنرهاي تجسمي و ... در دو ساحت نظري و عملي سعي در بازتوليد گفتمان فرهنگي انقلاب و امام و حفظ هويت گفتماني امام و انقلاب در عرصه فرهنگ و هنر اقدام نمود كه با بي مهري مطلق مديران فرهنگي وقت دولت وقت خاصه مديريت وقت تلويزيون، محمد هاشمي مواجه شد. و نه تنها بي مهري كه كينه ورزي و خصومت آنان را به جان خريد و تا مرزهاي تكفير و تفسيق پيش رفت. و اين چنين پس از شهادتش در فروردين 72 در قتلگاه فكه راهش ناتمام ماند و مديران فرهنگي دولت تكنوكرات نيز نفسي به راحتي كشيدند.
حال اينك فراتر از معاني متناقض و متضادي كه نهاد هاي فرهنگي و نظام معنايي آنها در جامعه مي پراكند و ترويج مي نمود كه نتيجه اش اختلال شديد گفتماني در عرصه فرهنگ انقلاب بود، اندك اندك نوعي نفاق گفتماني/گفتاري و التقاط كلامي/ معنايي نيز در ميان مديران و تصميم گيران و تصميم سازان فرهنگي نظام دامن مي زد. نفاقي كه يك پاي در عرصه فرهنگ داشت و پاي ديگر در عرصه سياست كه به موازات هم پيش مي رفتند. التقاطي از جنس هم آنان كه بعدها اعتراف كردند كه ليبرال دمكرات هاي مسلمان اند.
با روي كار آمدن دولت توسعه سياسي در نيمه دوم دهه 1370، و در تداوم دولت تكنوكراتها پروژه غلبه گفتمان روشنفكري بر گفتمان مردمي انقلاب تنها به عرصه فرهنگي محدود نماند و سپهر سياست را هدف غائي خود فرار داد و آماج خويش نمود. تو گويي به يكباره كودتايي نرم صورت گرفت.اگر چه دوم خرداد 76 حماسه اي بزرگ بود كه احياءگفتمان امام و انقلاب را طلب مي نمود و در پي مخالفت با اشرافيت ملفوف در پس ساختارهاي نظام بود اما دولت جامعه مدني مسيري ديگر را برگزيد.

اين بار ديگر سخن از التقاط و اختلاط نبود. دولت جامعه مدني در قالب ساختارهاي رسمي گفتمان مدرنيته غربي و دنباله هاي روشنفكري داخلي آن را بازتوليد مي نمود. دعوت از چهر ه هاي برجسته گفتمان مدرنيته غربي چون هابرماس و رورتي به تهران و هم چنين تكرار مستمر نام ها و  نشانه هاي همين روشنفكران غربي كه براي رئيس دولت وقت  از نان شب هم واجب تر بود. همان روشنفكراني كه واگويه نظريات آنها در قالب پيام ها و معاني و نظريه هاي سياسي از جنس جامعه مدني و توسعه سياسي امتداد مي يافت و در قالب پروژه هاي سياسي رسمي و غير رسمي چون نافرماني مدني كه در حقيقت هدفي جز تسخير يك يك سنگر هاي انقلاب نداشت در پرتو عمليات رواني پي گيري مي شد. در اين دولت بود كه از رئيس جمهور به مثابه رأس ميكروفيزيك قدرت اجرايي تا ريز بدنه هاي NGO ها همه يكصدا اما با توناژهاي متفاوت، كنسرت تغيير رسمي گفتمان امام و انقلاب و فراتر از آن تغيير ساختاري نظام را در قالب پروژه حاكميت دوگانه هم سرايي كردند.
گفتمان انقلاب اسلامي به مثابه گفتمان مسلط به محاق رفت و دال هاي آن مدلول هاي روشنفكرانه و غربي و ارتجاعي مي يافت و معاني حقيقي آن تقليب و تحريف مي شد. مردم در اين چرخش گفتماني خط مي خوردند تا طبقه جديد متوسط شهري كه در گفتمان امام نوكيسگان و مرفهين بي درد ناميده مي شدند پركند. اين گفتمان براي مردم و با مردم نبود اگر چه در پس نقاب مردم خود را پنهان كرده بود. همان مردمي كه بار اصلي انقلاب و جنگ را بر دوش كشيده بودند. همانگونه كه سبك زندگي مدرن و ليبرالي كه معرفي و ترويج مي نمود سبك زندگي مردم مسلمان و انقلابي ايران نبود. گفتمان دولت توسعه سياسي نحوي سبك زندگي اباحه گرايانه غربي را ترويج مي نمود كه با روح گفتمان و تفكر امام و مردم در تضاد آشكار بود. اين گفتمان به نحو آشكاري برخلاف گفتمان امام (ره)، رويكردي نخبه گرايانه يافت و نظام معاني و پيام هاي خود را معطوف به طبقه يا طبقات خاص اجتماعي ( طبقه جديد متوسط شهري با سبك زندگي مدرن اباحه گرايانه) نمود و از توده هاي گسترده اجتماعي و مطالبات گفتماني و هويتي آنان به بهانه مبارزه با پوپوليسم اعراض نمود و تمام هم و غم خود را معطوف به اقشار به زعم خود برگزيده و نخبه معطوف نمود.
ساختار هاي فرهنگي و سياسي قدرت اجرايي به انضمام ساختار تقنيني مجلس ششم بر عليه  نظام معنايي، هويت گفتماني ، نظم گفتاري و اپيستمه ي امام و انقلاب شوريده بود و آشكارا سر بر آستان گفتمان سكولار غربي سائيده و دل در گرو حاكميت بخشي بدان نهاده بود. گفتمانی که علناً در طلب مرکزیت زدایی از امام و ولایت فقیه در گفتمان انقلاب و امام ، واسازی گفتمان امام و شالوده شکنی ساختار نظام بود. اين بود تا آنكه حماسه 3 تير به وقوع پيوست.

حماسه 3 تير بخش عمده اي از تحقق خود را مديون گفتمان سازي علمدار انقلاب خميني است. آيت الله العظمي خامنه اي با باز توليد گفتمان امام و انقلاب حول دال مركزي " عدالت" و توليد "گفتمان عدالتخواهي" و با هدف مبارزه با فقر و فساد و تبعيض در اوائل دهه 1380 و به ميدان آوردن مردم، بستر گفتماني حماسه 3 تير و خلع سلاح و سپس شكست گفتماني نومانكلاتوراي جمهوري اسلامي، دولت جامعه مدني و پيروانش را فراهم نمود. علمدار انقلاب اسلامي، انقلاب خميني را با همه هويت و نظام معنايي/گفتماني اش حفظ نمود و از دست تداول روزگار ، اشرافيت رسوب كرده در درون نظام و  دشمنان محافظت نمود. اين گونه بود كه در بستر گفتمان عدالتخواهي ، مردم در 3تير با شليك سه تير به جبهه زر و زور و تزوير و شورش دمكراتيك و انتخاباتي عليه كاست اشرافي قدرت و گفتمان انحرافي و خيره سرانه آنان حماسه اي ماندگار آفريدند و مردي كه او را از جنس خويش يافته بودند بر كرسي رياست دولت نشاندند و گفتمان دولت را به مسير امام و انقلاب بازگرداندند.
در دولت 3 تير  حكايت ساختار ها و گفتمان ها بر همان نهج گذشته باقي ماند و هيچ تحول چشمگيري رخ ننمود. تو گويي دولت عدالت را آن همه كه دغدغه ساختارها بود چندان دغدغه گفتمان نبود و البته قابل توجيه بود. چه اينكه دولت هاي گذشته چندان در پي تغيير ساختاري و گفتماني نظام بودند كه ديگر وقتي براي آباداني و عمران نداشتند و دولت عدالت مجبور بود تا همه كار نكرده ايشان را به زحمت كار شبانه روزي به انجام رساند. اما افسوس از بي دولتي فرهنگ در اين دولت و غفلت از خاكريز هاي فرهنگ و هنر انقلاب.
در دولت دهم اما در بر پاشنه ديگري چرخيد و ورق برگشت كه البته داستان انتخابات رياست جمهوري دهم و فتنه 88 خود حكايتي ديگر است كه اين سخن بگذار تا وقت دگر . اما حكايت از حماسه 3 تير و دولت نهم  تا دولت دهم اگر چه به قاعده چهار، پنج سال فاصله اي به ظاهركوتاه بود اما در اين كوتاه مدت آن همه بلا ديديم و چشيديم كه يكي داستان است پر آب چشم".
در دولت دهم نیز دیگر بار شکل گیری شکاف در تولید معانی و صدور پیام های گفتمان فرهنگی میان این دولت با سخنگو و نماد گفتمان انقلاب را شاهدیم. این بار نیز از منبع پیام،  پیام های دوگانه متفاوت و متناقضی صدور می یابد. بارزترین این دوگانگی ( بر خلاف خلوص و شفافیت در پیام های دولت نهم) در ارسال پیام " مکتب ایرانی" و"عدم اعتقاد رئیس دولت به جنگ فرهنگی " شاهدیم.
رمز پیروزی گفتمان 3 تیر در آن بود که گفتمانی از جنس انقلاب بود. با همان زبان فطرت با مردمان سخن می گفت و عقل فطری انسان ها را مخاطب قرار می داد. دولت دهم اما دچار گژتابی زبان و اعوجاج گفتاری/ معنایی شد. از یکسو دچار وسوسه بازی های زبانی و نظربازی های تئوریک شده است و از دیگر سو تلاش دارد تا خلوص و ناب بودن گذشته را از کف ندهد، اما چنانچه همگان افتد و دانند دومی فدای اولی شد و این گونه تا مرزهای خدشه به اعتبار منبع پیام( انقلاب) پیش رفت.
اينك اما در دهه چهارم انقلاب اسلامي و با گذر از تجربه بي دولتي فرهنگ انقلاب اسلامي و حكايت دولت ها و ساختارها و گفتمانها آخرين برآورد وضعيت فرهنگي و تخمين موقعيت گفتماني دال بر "انسداد" ساختاري و "بن بست" تصميم در نهاد ها و ساختارهاي فرهنگي جمهوري اسلامي است كه خود بر لكنت گفتمان فرهنگي انقلاب و اختلال سيستمي در جبهه فرهنگي آن مي افزايد كه البته تحليل و آسيب شناسي اين مسئله خود فرصتي ديگر طلب مي كند.

اين بود تا فتنه 1388 كه "اين عمار" علمدار انقلاب در فضاي جديد پس دوران فتنه تبديل به دال جديدي گرديد كه مدلول خود را در يك كردار اجتماعي – سياسي سامان داد و در قيام 9 دي هويت خود را تثبيت نمود.

امروزه مهم ترين ضرورت استراتژيك در متن جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي و در پيشاني و خط مقدم آن باز توليد سرمايه انساني، اجتماعي و گفتماني انقلاب اسلامي در عرصه سينما ، هنر و رسانه است آن هم در زمانه انسداد سسيستمي و بن بست تصميم نهاد هاي رسمي فرهنگي نظام و نيز كج فكري و كج انديشي و وادادگي و انفعال فعال آنهاست که توضیح چگونگی تدبیر لازم آن خود موضوع مقاله ای مستقل می تواند بود. كارويژه اي كه اگر با تحليل دقيق شرائط و تخمين درست وضعيت فرهنگي و تصميم به موقع و تدبير بجا و اقدام به هنگام و به اندازه صورت بگيرد فرداي مطلوبي را براي جبهه ي فرهنگي انقلاب اسلامي رقم خواهد زد و سنگ بناي اين مطالبه جدي امام و رهبر انقلاب خواهد بود. ان شاءالله

علی عبدی
[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 17:59 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
کشتار 8 هزار مسلمان در جولای 1995 که با حمایت نیروهای هلندی سازمان ملل روی داد از نمونه حمله های صرب ها به بوسنی و هرزگوین است که بعد از کشتن مردها به زنها و کودکان بی دفاع این سرزمین ها تجاوز کردند.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، سال 1992 جمهوری بوسنی و هرزگوین، پس از فروپاشی یوگسلاوی، در پی همه پرسی که 68 درصد مشارکت را به همراه داشت، با آری 98 درصدی رأی دهندگان به استقلال بوسنی، اعلام موجودیت کرد. این اعلام استقلال کافی بود تا صرب های نژاد پرست را در تاریخ ششم آوریل 1992 علیه مردم بوسنی و هرزگوین بشوراند و آتش جنگ را علیه مردم این سرزمین روشن کنند.

صرب ها با حمله به شهر سارایوو و سایر شهر های مسلمان نشین بوسنی، در جنگی نابرابر 300 هزار غیر نظامی را کشتند. علاوه بر کشتار که ارمغان جنگ بود، هزاران زن بی دفاع بوسنیایی در سکوت، خفقان و حتی همراهی کشورهای اروپایی و آمریکا، به طور وحشیانه و حیوانی مورد تجاوز قرار گرفتند.

کشتار 8 هزار مسلمان در جولای 1995 که با حمایت نیروهای هلندی سازمان ملل روی داد از نمونه حمله های صرب ها به بوسنی و هرزگوین است که بعد از کشتن مردها به زنها و کودکان بی دفاع این سرزمین ها تجاوز کردند.

در آن سالهای جنگ، جمهوری اسلامی ایران نیز به دستور مقام معظم رهبری به کمک مردم بوسنی و هرزگوین رفت که دکتر ولایتی در لا به لای سخنان خود در مراسم جوانان و بیداری اسلامی سال گذشته که در برج میلاد تهران برگزار شده بود از بخشی از این کمک ها پرده برداشت.

دکتر ولایتی در این سخنرانی خود گفت: "در اوایل رهبری حضرت آیت الله خامنه ای ایشان بنده را احضار کرده و گفتند مدتی است که دچار کمردرد شده ام. فکر می کنم این درد به خاطر اخباری است که از اتفاقات بوسنی شنیده ام، از شما می خواهم هر کاری که می توانید برای بوسنی انجام دهید و گر نه فردای قیامت از شما بازخواست می کنم. و وقتی معظم له این دستور را صادر کردند ما به صورت جدی موضوع را پیگیری کردیم به طوری که توانستیم اسلحه برای مسلمانان بوسنی بفرستیم."

ایران با فرستادن چند دیپلمات ورزیده که سابقه ی طولانی در مسائل امداد رسانی، مذاکرات و ... داشتند وارد جنگ بوسنی شد. از جمله ی این دیپلمات ها می توان به شهید رسول حیدری که امداد رسانی به مردم بوسنی را رهبری کرد اشاره کرد او انسانی تحصیل کرده آشنا به زبانهای خارجی و دیپلماتی ورزیده در هنگامه مذاکرات نفسگیر با گروههای درگیر به منظور تسهیل زندگی مردم در محاصره بوسنی بود او فرمانده ای استراتژیست بود که برای مردم آن سامان اعم از مسلمان و مسیحی کرووات و غیره تفاوتی قائل نبود و برای تهیه مایحتاج مردم شبانه روز مشغول رایزنی بود.او جان خویش را نیز در این امداد رسانی از دست داد.

جنگ بوسنی سرانجام پس از حدود 3 سال و پس از آنکه آمریکا و متحدان اروپایی اش دریافتند با کمک های مختلف جمهوری اسلامی ایران به رزمندگان بوسنیایی دیگر توان جنایت در این کشور را ندارند؛ با امضای موافقتنامه صلح دیتون خاتمه یافت. اما مهمترین شرطی که آمریکا برای مقامات مسلمان بوسنیایی برای خاتمه دادن به حملات صربها به شهرهای بوسنی مطرح کرد خروج نیروهای ایرانی از بوسنی و هرزگوین بود.
[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 17:58 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
یوسف قربانی ، فرزند صمد (جمعی گردان ولی عصر(عج) از لشکر 31 عاشورا) از بچه های با صفای زنجان بود. او به سال 1345 متولد شد و در سال 1365 ، در عملیات کربلای 5 پا بر بام عرش گذاشت.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، از یوسف قربانی طی مصاحبه ای خواستند «غواص»  را تعریف کند؟

ایشان گفت:غواص یعنی مرغابی امام زمان(عج).

یوسف قربانی ، فرزند صمد (جمعی گردان ولی عصر(عج) از لشکر 31 عاشورا) از بچه های با صفای زنجان بود. او به سال 1345 متولد شد و در سال 1365 ، در عملیات کربلای 5 پا بر بام عرش گذاشت.
روحمان با یادش شاد


شهید یوسف قربانی(نفر اول از چپ) ، ساعاتی قبل از شهادت در عملیات کربلای 5


شهید یوسف قربانی ،جمعی گردان ولی عصر(عج) از لشکر 31 عاشورا
[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 17:57 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
ساخت سریال ها و مستند های خوش ساخت می تواند ضمن معرفی کالاهای ایرانی، فرهنگ استفاده از این وسایل را ترویج کند.
به گزارش مشرق به نقل از فارس،‌ عصر امروز نوشت: رهبر معظم انقلاب اسلامی سال جاری را با توجه به شرایط پیش روی ایران در منطقه و جهان، "سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی" نامیدند.

به دنبال نامگذاری این شعار بلافاصله بسیاری از افراد حمایت خود را با عوض کردن وسایل خارجی شان با کالاهای تولید داخل نشان دادند، اما در واقع تحقق این شعار، عزم جدی دستگاه ها و ارگان های دولتی و غیر دولتی را طلب می کند تا با همکاری و همدلی مردم به این شعار جامه عمل بپوشانند.

وظیفه صدا و سیما در تشریح و تبیین شعار سال جاری بسیار برجسته است. این سازمان به عنوان یکی از تاثیرگذارترین دستگاه های داخلی کشور می تواند نقش عمده ای در اجرایی کردن این سیاست نظام در حوزه اقتصادی ایفا کند.

صداو سیما برای عملی کردن این شعار ابزارهای متعددی در دست دارد که می توان از شبکه بازار به عنوان یکی از تازه ترین و مهمترین این ابزارها نام برد. شبکه بازار که به عنوان شبکه اقتصادی شناخته می شود یکی از ایده های موفق صدا و سیما در راستای حمایت ازتولید داخلی است.

با توجه به موفقیت هایی که این شبکه در ترویج استفاده از کالاهای باکیفیت داخلی داشته به نظر می رسد دیگر شبکه های جمهوری اسلامی نیز می توانند خط اصلی شبکه بازار در تبلیغ کالاها و خدمات دنبال کنند یعنی به جای تبلیغ انواع کالاهای خارجی در تبلیغات بازرگانی به تبلیغ تولیدات داخلی بپردازند. 

در واقع این شبکه ها در راستای تحقق شعار " تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی" باید در وهله ی نخست از تبلیغ کالاهای تجملی و وسایل غیر ایرانی خود داری کنند و در وهله بعد کالاها و خدمات داخلی با کیفیت را تبلیغ کنند.

از سوی دیگر صدا و سیما با ساخت سریال ها و مستند های خوش ساخت می تواند ضمن معرفی کالاهای ایرانی، فرهنگ استفاده از این وسایل را ترویج کند. به طور مثال آن ها می توانند از خودروها، گوشی های تلفن همراه و سایر وسایل داخلی در ساخت فیلم هایشان استفاده کنند تا فرهنگ استفاده از آن ها بین مردم جا بیافتد.

با توجه به این که امسال پنجمین سال پیاپی است که مقام معظم رهبری شعار اقتصادی را برای همسو کردن فعالیت های تجاری و تولیدی کشور انتخاب کردند، از سازندگان و برنامه ریزان صدا و سیما انتظار می رود تا همگام با مردم و در راستای منویات رهبری تلاش بیشتری کنند تا به جهانیان ثابت شود تحریم ها علیه ایران بی نتیجه خواهد بود، به وِیژه آنکه خود معظم له در پیام نوروزی خود به نقش مهم رسانه ملی در این زمینه اشاره ای گذرا داشتند.
[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 17:56 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


 

مقالات ویژه نامه
اهمیّت مشورت در عقل و نقل

اهمیّت مشورت در عقل و نقلمهرماه سال 1377 بود که وارد حوزه علمیّه قم شدم.تاکنون بیش از 10 سال از آن موقع می گذرد. در این مدّت بارها نشستم و جزییّات ...

خوشرفتاري و مشورت در خانواده ها

خوشرفتاري و مشورت در خانواده ها در درسهاي پيشين اشاره شد که ايثار و گذشت و فداکاري از وظايف سنيگين مرد و زن در خانه است ...

لزوم مشورت ،پايه‏هاى استوارى نظام حكومت در اسلام

لزوم مشورت ،پايه‏هاى استوارى نظام حكومت در اسلاميكى از اساسى‏ترين پايه‏هاى استوارى نظام حكومت در اسلام، گسترش دامنه مشورت در تمامى ابعاد زندگى ...

مشورت در سيره معصومين (عليهم السلام)

مشورت در سيره معصومين (عليهم السلام) مشورت به معاني مختلف آمده است، از جمله ظاهر کردن چيزي، خارج کردن عسل از کندو، زينت دادن ...

مشورت در خانواده (مشاوره،جوانان،فرزندان و زنان)

مشورت در خانواده (مشاوره،جوانان،فرزندان و زنان)از نمونه هاي بارز احترام و تكريم فرزندان مورد مشورت قرار دادن آنان از اوايل نوجواني است اين گونه توجه و عنايت به نوجوانان انديشه و تفكر ...

شوراى خانوادگى

شوراى خانوادگىخودرأيى, استبداد به رإى, تك روى و خودمحورى, پايه بسيارى از ناهنجارى هاست. در مسايل خانوادگى نيز تصميم گيريهاى يك طرفه و بدون مشورت...

خانواده، جوان و مشاوره

خانواده، جوان و مشاوره مشورت ادراک و هشیاری دهد عقلها مرعقل را یاری دهد گفت پیغمبر بکن ای رأی زن مـشورت کالمستشار مؤتمن(1) مشاوره یعنی «پیوند عقل‏ها با عقل خود» ...

مشاوره، فنون و روشهای آن

مشاوره، فنون و روشهای آن اصولا تفهیم و تفاهم بر سر مفاهیم و مباحث، در هر زمینه ای مبنای ارتباطات صحیح و منطقی در آن زمینه به حساب می آید. اینکه باید دانست مفهوم مشاوره چیست؟

مشورت، در نگاه دين

مشورت، در نگاه دين تفکر و انديشه و تصميمات هر انساني نقش مهم و کليدي در کارها و آينده ي وي دارد؛ به اين صورت که هر کسي صاحب روشي ...

مهارت هاي زندگي در کلام مولانا(مشورت)

مهارت هاي زندگي در کلام مولانا(مشورت) در روان شناسي امروز، مقوله اي به نام مهارت هاي زندگي و آشنايي با آنها از اهميت ويژه اي برخوردار شده است. اين مهارت ها مجموعه اي از توانايي ها...

مشورت در سيره پيامبر(ص)

مشورت در سيره پيامبر(ص) در اين مقاله بر آنيم تا مباحث زير را مطرح كنيم: 1 سيره در لغت و اصطلاح 2 مشورت در لغت و اصطلاح ...

مباني روشهاي مشاوره باليني از منظر اسلام

مباني روشهاي مشاوره باليني از منظر اسلام قبل از شروع بحث لازم است اين نكته را خاطرنشان كنیم كه عنوان مباني روشهاي مشاوره از ديدگاه اسلام مي‏تواند يكي از سه احتمال زير را شامل شود: ...

 
بانک احادیث

مشورت در آئینه احادیث

 
 
 
پرسش و پاسخ

بررسی روایات وارده در مورد عدم مشورت با زنان

شبهه در مورد مشورت نکردن در کارها

مشورت كننده چه حقي بر مشاور دارد؟

مشاور چگونه بايد باشد؟

 
 
معرفی سایت

سایت همدردی- بزرگترین مرکز مشاوره تحت وب

مرجع مشاوره و روانشناسی خانواده

پایگاههای روان شناسي

 
 
مشاوره راسخون
   
  درخواست مشاوره از 
راسخون
 
 
 
صوت و فیام

مشورت در قرآن

مشورت و شوري

مشورت 1 - سیره نبوی

مشورت 2 - سیره نبوی

اهميت مشورت

مشورت با زنان

 
 
بانک مقالات
   
  صفات و ويژگيهاى مشاور در اسلام
   
  مشورت با زنان 
چگونه است ؟
   

چرا امروزبيشتر به مشاوره نيازمنديم

چرا امروزبيشتر به مشاوره نيازمنديم !
تاريخچه و مباني نظري مشاوره(1)
تاريخچه و مباني نظري مشاوره(2)
رويکرد مشاوره و روان درماني غايت نگر(1)
رويکرد مشاوره و روان درماني غايت نگر(2)
نمونه هاي شورا در زمان پيامبر اکرم(ص)
نگاهی به مبانی فقهی شورا (1)
نگاهی به مبانی فقهی شورا (2)
اهمیت و ضرورت شورا (1)
اهمیت و ضرورت شورا (2)
اهمیت و ضرورت شورا (3)
يافتن نيمه گمشده به کمک مشاور
همه چیز درباره ی شورا
 
 
[ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 2:10 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


 

مقالات ویژه نامه
روز ارتش و نیروی زمینی

روز ارتش و نیروی زمینیرژیم ستمشاهی، در واقع حکومتی نظامی بود که در آن، نیروی مسلح همه کاره مملکت به شمار می‏آمدند. سران مملکتی نیز معمولا از بین امیران ارتش ...

تاریخچه ارتش ایران از بدو پیدایش

تاریخچه ارتش ایران از بدو پیدایش جنگ واژه ای است که از پیدایش بشر و پیش از تاریخ تعریف داشته و با افزایش جمعیت روی زمین شکل جدی تری به خود گرفت. انسان های نخستین برای حفظ حیات خود...

تاريخچه نيروي زميني ارتش

تاريخچه نيروي زميني ارتش به طور كلي بررسي تاريخچه تشكيل نيروي زميني در ايران را مي‌توان از زمان شروع تاريخ مدون آن يعني دوره مادها مورد بررسي قرار داد ...

نقش برجسته ارتش در دفاع مقدس

نقش برجسته ارتش در دفاع مقدس با پیروزی انقلا‌ب اسلا‌می در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و استقرار نظام مقدس جمهوری اسلا‌می در ایران دشمنان اسلا‌م که شاهد طلوع و حیات دوباره آفتاب درخشان اسلا‌م ...

نقش ارتش در پيروزي انقلاب اسلامي

نقش ارتش در پيروزي انقلاب اسلاميبا گذشته قريب به سه دهه از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران هنوز هم ياد حماسه سازان دوران انقلاب در خاطره‌ها زنده است. ...

نقش نيروي زميني ارتش درجنگ تحميلي

نقش نيروي زميني ارتش درجنگ تحميلي استكبار جهاني پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به شيوه هاي گوناگون كوشش مي كرد بر پيكر نوپاي انقلاب ضربه بزند، چرا كه اين ...

توانمندي هاي ارتش جمهوري اسلامي ايران

توانمندي هاي ارتش جمهوري اسلامي ايران بيست و نه فروردين مصادف با سالروز ارتش جمهوري اسلامي ايران و بزرگداشت حماسه آفريني هاي دلاورمردان نيروي زميني ارتش است. ...

تولد دوباره ارتش

تولد دوباره ارتش طلوع خورشيد انقلاب اسلامي آغاز حرکتي بود که ريشه در قرن هاي متمادي فرياد آزاديخواهي مسلمانان داشت. در اين راه پرفراز و نشيب ...

ارتش حماسه از نگاه فرمانده نیروی زمینی

ارتش حماسه از نگاه فرمانده نیروی زمینی به‌دنبال به‌ثمر نشستن بزرگ‌ترين انقلاب مردمي قرن و پيوستن ارتش به صفوف متحد مردم و با وجود انقلابي بودن بدنه آن، متأسفانه در اولين روزهاي پس...

ارتش در کلام امام راحل

ارتش در کلام امام راحل ملت و ارتش از هم جدايي ندارند. ارتش ما از ماست و ما از ارتش. ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. ارتش ما پشتوانه ملت ماست....

اقدامات بهداشتي درماني ارتش جمهوري اسلامي ايران در زمان دفاع مقدس

اقدامات بهداشتي درماني ارتش جمهوري اسلامي ايران در زمان دفاع مقدسعمليات ايذايي رژيم بعثي عراق از تاريخ 11 آوريل 1980 برابر 59/1/22 آغاز و تا 31 شهريور ماه 1359 برابر 22 سپتامبر 1980 م بيش از 352 فقره تجاوز ...

شهيد صياد شیرازی و وحدت ارتش و سپاه (1)

شهيد صياد شیرازی و وحدت ارتش و سپاه (1)نقش شهيد صياد شيرازي و دكتر محسن رضايي در اتحاد و هماهنگي ارتش و سپاه، نقشي بي بديل و منحصر به فرد است، به گونه‌اي كه كسي باور نمي‌كرد

درجه های نظامی ایران

درجه های نظامی ایران سرباز صفر سرباز يکم گروهبان سوم گروهبان دوم گروهبان يکم استواردوم ....

شهيد صياد شیرازی و وحدت ارتش و سپاه (2)

شهيد صياد شیرازی و وحدت ارتش و سپاه (2)برخي كلمات و مفاهيم داراي قداستي هستند كه كم و بيش با تفاوتهايي در همه جوامع بشري مطرح هستند، همچون كلمات شهيد و ايثار كلماتي كه در همه عرفها....

شهيد صياد شیرازی و عقيدتي سياسي ارتش

شهيد صياد شیرازی و عقيدتي سياسي ارتش نگاه مکتبي به ارتش و نيروهاي مسلح و تقيد هميشگي به احکام اسلام سبب شده بود که عقيدتي سياسي در نگاه فرمانده نيروي زميني ....

 
بانک پرسش و پاسخ

منع قانونی انعقاد قرارداد با پرسنل ارتش

 
 
 
بانک احادیث

دفاع و جهاد در ایینه احادیث

جایگاه سرباز از منظر اهل بیت (علیهم السلام)

دشمن و جنگ در کلام ائمه اطهار (علیهم السلام)

مقام والای شهید و شهادت

احادیث روز ارتش و نیروی زمینی

 
 
 
بانک صوت و فیلم

ديدار جمعي از فرماندهان و كاركنان نيروي هوايي ارتش- بخش 1

ديدار جمعي از فرماندهان و كاركنان نيروي هوايي ارتش -بخش 2

ديدار جمعي از فرماندهان و كاركنان نيروي هوايي ارتش -بخش 3

ديدار جمعي از فرماندهان و كاركنان نيروي هوايي ارتش -بخش 4

ما مصمم به دفاعيم؛ مقايسه ارتش قبل و بعد از انقلاب

ارتش، روز ارتش (حجت الاسلام قرائتی)

ارتش نمونه (حجت الاسلام قرائتی)

ارتش مكتبي (حجت الاسلام قرائتی)

عبور ناو ارتش جمهوری اسلامی ایران از کانال سوئز

آموزش عقیدتی ارتش ( دکتر رحیم پور ازغدی)

ارتش اسلامی، نظامی گری در خدمت خلق - دکتر ازغدی

نقش ارتش در دفاع مقدس

امام خمینی (ره)- ارتش اسلامى در خدمت ملت‏

امام خمینی (ره) - مشکلات در ارتش

امام خمینی (ره)- افتخار پیوند متقابل ارتش و ملت

لزوم حفظ پیوند ارتش با ملت مراتب در ارتش‏

شهید جواد فکوری

شهید احمد کشوری

شهید بابایی

شهید علیرضا یاسینی

شهيد حسن آبشناسان

شهید منصور ستّاری

شهید علی صیاد شیرازی

 
 
 
پیامک

پیامک های تبریک روز ارتش

 
 
مشاهیر
   
   علي صياد شيرازي
   
  ستاری، منصور
   
  حسن آبشناسان
   
   علیرضا یاسینی
   
   احمد کشوری
   
    جواد فکوري
 
 
بانک مقالات

ویژه نامه فرهنگ ایثار و شهادت

صیاد دل ها- یادمان شهید صیاد شیرازی

شوق پرواز- ویژه نامه شهید بابایی

 
 
   
[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 23:56 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
این تیم ها علاوه بر تلاش برای استفاده از این جليقه ها، قصد داشتند با سرقت اتومبيل در برخی شهرها و جاسازي مواد منفجره در آنها، اين اتومبيل ها را نيز منفجر كنند.
به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، سردار سرلشکر محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران در اولین جلسه مشترک با فرماندهان، مدیران و مسئولین رده‌های مختلف این نیرو از خنثی شدن توطئه مهم دشمنان در ایام نوروز خبر داد که قرار بود اقداماتی تروریستی در داخل کشور انجام دهند.

پس از انتشار این خبر، سردار پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه با بیان جزئیاتی جدید از این اقدام مهم سپاه، اعلام کرد که عناصر باقی مانده گروهك تروریستی ریگی برای عملیات خرابكاری وتروریستی در ایام نوروز 91 برنامه ریزی کرده بودند که تیم مذکور پس از ورود به کشور به طور كامل منهدم شد و برخی از عناصر آن به هلاكت رسیدند.

بر اساس اطلاعات جدیدی که خبرنگار مشرق به آن دست یافته، یگانهای اطلاعاتی سپاه پاسداران در آخرین روزهاي سال 90 موفق به ردیابی چهار تيم تروريستي می شوند كه به قصد عمليات انتحاري، از مرزهای شرقی وارد كشور شده بودند.

پس از مشخص شدن ماهیت این تیم ها و درگیری نیروهای عملیاتی سپاه با آنها که منجر به کشته شدن تعدادی از تروریست ها شد، مشخص شد اعضاي هر يك از اين تيم ها جليقه هاي انفجاري حاوي 20 كيلو مواد منفجره به همراه داشتند و قرار بود در تجمعات مردمي در برخی نقاط مهم کشور سلسله انفجارهاي انتحاري انجام دهند.

در ادامه اعترافات دستگیرشدگان این گروهک، مشخص شده که این تیم ها علاوه بر تلاش برای استفاده از این جليقه ها، قصد داشتند با سرقت اتومبيل در برخی شهرها و جاسازي مواد منفجره در آنها، اين اتومبيل ها را نيز منفجر كنند که خوشبختانه با واکنش به موقع سپاه با شکست مواجه شد.
[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 19:15 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
وجود حدود 600 بمب هسته ای ویرانگر در زرادخانه هسته ای اسرائیل خطری برای صلح و ثبات منطقه به شمارمی آید آن هم از سوی رژیمی که سرزمین های عربی را به اشغال خود درآورده و همچنان اقدامات تجاوزکارانه اش رو به گسترش است. جمهوري اسلامي ايران از طریق NPT می‌تواند به رژیم صهيونيستي بابت نقض قوانين بين المللي و اصل اساسي اتم براي صلح فشار وارد كند.
به گزارش خبرنگار سياسي مشرق، نشست نمایندگان ایران و اعضای گروه 1+5 شامل روسیه، چین، فرانسه، آلمان، امریکا و انگلیس به ریاست سعید جلیلی سرپرست هیئت ایرانی و کاترین اشتون سرپرست 1+5 در دو دور در استانبول روز شنبه به كار خود پايان داد.
پس از پايان اين دور از گفتگوها كاترين اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا مذاکرات را مفید و سازنده خواند و گفت که ما اطمینان یافتیم که ایران جدی است نکته ای که در گذشته همواره خلافش بیان می شد که ایران در مذاکرات جدی نیست و تنها با هدف وقت کشی به مذاکرات می آید.
سعید جلیلی رئيس هيئت مذاكره كننده ايراني نيز از رایزنی ها اظهار رضايت کرد و گفت که غربی ها در این دور از مذاکرات اظهارات تهدید آمیز نداشتند و در عین حال گفت  به محورهایی که در نشست بغداد بررسی خواهد شد، پرداخته نشد. وی گفت: قرار شد اجلاس بعدی ما در بغداد، در سوم خرداد ماه باشد، قرار گذاشتیم وارد یک فرایند سازنده و مثبت برای همکاریهای جامع و پایدار در طیفی از موضوعات مورد علاقه دو طرف شویم.
جلیلی خاطر نشان کرد : گرایشهای طرف مقابل در مذاكرات، تاکیدی بر همکاری و نشانه ای مثبت است و همکاری با ملت ایران باید به دور از هرگونه  تهدید و زورگویی باشد و ایران آمادگی خود را بر این اساس اعلام کرده است.
مذاکره کننده ارشد هسته ای کشورمان در نشست استانبول، فتوای مقام معظم رهبری در خصوص تحریم تولید سلاح هسته ای را تاکیدی بر ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای کشورمان دانست.
جلیلی با بیان اینکه ملت ایران با گسترش سلاحهای هسته ای مخالف است، خاطر نشان کرد سه محور اساسی برای همکاری میان طرفین وجود دارد مسئله اول نابودی سلاحهای هسته ای، محور دوم، منع گسترش سلاحهای هسته ای و محور سوم استفاده  صلح آمیز از انرژی هسته ای است.
از سوي ديگر در حالي كه اين مذاكرات با استقبال مقامات سياست خارجي اكثر كشورها روبرو شده است، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژيم صهيونيستي نسبت به زمان برگزاری دور دوم مذاکرات ایران با گروه ۵ + ۱که قرار است بیش از یک ماه دیگر انجام شود، ابراز ناخشنودی کرده است.

اتم براي صلح
قطعنامه "اتم براي صلح" كه در دسامبر 1954 توسط مجمع عمومي سازمان مللل متحد به تصويب رسيد را مي توان منشا پيدايش آژانس بین‌المللی انژری اتمی دانست اين سازمان یکی از این سازمان‌های تخصصی است که اگر چه وابسته به سازمان ملل محسوب نمی‌شود ولی کاملا با سازمان ملل مرتبط است. با این حال آژانس در بررسی وضعیت کشورها در حوزه هسته‌ای نمی‌تواند رویکرد سیاسی اتخاذ کند چرا که برخلاف اساسنامه این سازمان است.
 بر اساس اصولي كه آژانس بر مبناي آن تشكيل شده، تمام کشورها حق فعالیت صلح‌آمیز انرژي هسته‌ای را دارند و حتی به موجب NPT کشورهای دارای تکنولوژی هسته‌ای موظف هستند به کشورهایی که دارای توانایی هسته‌ای نیستند کمک‌های فنی ارائه کنند و در این راستا آژانس انرژي اتمي باید مراقبت کند که این کمک‌ها ارائه شود تا فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای به‌ عنوان حق مسلم کشورها احقاق شود. بنابراین نقض این تعهدات زمانی رخ می‌دهد که با گزارش‌های متقن فنی و کارشناسی‌شده، آژانس بتواند ثابت کند که فعالیت‌های یک کشور از مسیر صلح‌آمیز به غیرصلح‌آمیز تغییر یافته باشد.
 اما در خصوص موضوع پرونده هسته اي ایران باید گفت که به‌رغم همکاری بسیار بالای مقامات ایرانی، گزارش هاي منتشر شده از سوي دبیر کل آژانس بين المللي انرژي اتمي رنگ و بویی سیاسی یافته که حاکی از فشار‌های غرب به آمانو در جهت ارائه گزارشی غیرواقعی و متضمن منافع آمریکا در قبال ایران است كه در دراز مدت اعتبار فني و كارشناسي آژانس را در نزد جهانيان كاهش خواهد داد.

خلع سلاح هسته‌ای
از سوي ديگر يكي از مسائلي كه ايران در رابطه خود با آژانس بين اللملي انرژي اتمي مي تواند مورد توجه و بهره برداري قرار دهد، موضوع خلع سلاح هسته‌ای است كه در کنار 2 اصل منع گسترش تسلیحات اتمی و استفاده صلح آمیز از انرژی هسته‌ای، جزء اصول اصلي و تشكيل دهنده   NPT است.
از اين رو بايد گفت كه NPT خود قرارداد منع گسترش تسلیحات اتمی در دنیاست. وقتی که در سال 1968 قرارداد NPT مصوب شد، در آن برهه قرار شد کشورها به‌صورت یک بسته به اصول NPT بنگرند که در واقع یکی از مهم‌ترین آنها بحث خلع سلاح جهانی بود، اما مسئله‌ای که پیش آمد این بود که 5کشور دارای تسلیحات هسته‌ای یعنی آمریکا، روسیه، چین، انگلیس و فرانسه که در آن زمان به‌عنوان کشورهای دارنده تسلیحات هسته‌ای در NPT به رسمیت شناخته شدند، هیچ وقت حاضر نشدند دربرابر تعهد خلع سلاح هسته‌ای خود عمل کنند.

فشار به دشمن
جمهوري اسلامي ايران از طریق NPT می‌تواند به کشور‌های دشمن و رقیب خود مانند رژیم صهيونيستي از 2 جهت فشار وارد کند. اول اینکه رژيم صهيونيستي و بسیاری از کشور‌های دیگر تاکنون NPT را امضا نکرده‌اند. ایران مي تواند این موضوع را نوعی رفتار دوگانه قلمداد ‌کند و از طریق NPT به این کشورها و حامیان آنها فشار وارد کند تا به این معاهده بین‌المللی بپیوندند. دوم اینکه ایران می‌تواند از طریق تأکید بر اصل خلع سلاح عمومی هسته‌ای درNPT  به‌خصوص در منطقه خاورمیانه بر کشورهای رقیب و دشمن مثل رژيم صهيونيستي فشار وارد کند. طرح موضوع خلع سلاح عمومی نقطه امتیاز ایران است و بسیاری از کشورهای منطقه و جهان با ایران در این زمینه هم نظر هستند. تأکید بر این اصل مغفول NPT می‌تواند امتیازاتی برای ایران به همراه داشته باشد.
حال با گذشت چند دهه از تصويب قرارداد NPT شاهديم كه يكي از مهم ترين اصول آن يعني خلع سلاح از سوي كشورهاي قدرتمند زير پا نهاده شده و آژانس بين المللي انرژي اتمي كه روزي با هدف گسترش اتم براي صلح در ميان جهانيان پايه ريزي شد، تبديل به پايگاهي براي فشار به كشورهاي مخالف سياست هاي غرب شده است.
اما در اين ميان پذيرش رسمي حق ايران براي داشتن فعاليت هاي صلح آميز هسته اي از سوي كاترين اشتون، رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا پس از اتمام مذاكرات يك روزه استانبول را مي توان گامي مثبت غربي براي قبول واقعيت هاي محيط بين المللي دانست و اينكه در نهايت بايد بدانند كه اتخاذ رويكردهاي سياسي و اعمال غير قانوني فشار و تهديد به تنهايي پاسخگو نيست.
[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 19:14 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

رد و نقد سیاست ها و اقدامات کشور در هر زمینه ای حق هر شخصی خاصه مردم ایران و بالاخص نیروهای سیاسی بویژه اشخاصی چون آقای رفسنجانی با آن پیشینه و سابقه است. آما آنچه مایه شرمندگی و تأسف بوده و میتواند موضوع انتقاد و سؤال واقع شود، بی توجهی به واقعیت ها و بکارگیری معیارهای غلط برای داوری و ارزیابی است.
مشرق - آقای هاشمی رفسنجانی پس از مواجهه با واكنش هاي اعتراضي نسبت به مصاحبه انتقادي اش با یک نشریه داخلی در مورد سياست خارجي كشور، اظهارات خود را بي ارتباط يه موقعیت زمانی-تاریخی کنونی دانست.
 قبول اين سخن، با توجه به آگاهي وي از نقش كلام در سياست، سخت است. با اين حال، وجه دیگری از این مصاحبه، بهره گیری آقای رفسنجانی ازوضعیت خطیر کنونی برای طرح و توجیه دیدگاه های خود در مورد شکل درست و مطلوب روابط خارجی نظام می باشد كه اعتبار آن پس گرفته نشده است.
 تکرار مواضع و دیدگاه هایی که مسبوق به سابقه بوده و وی به داشتن آنها اشتهار داشته است، از جهتی با توجه به سویه انتفادی آن نسبت به سیاست های جاری کشور در مواجهه با نظام سلطه جهانی، خاصه تضعیف سیاست مقاومت در برابر دور تازه تهاجم غرب به رهبری آمریکا بر علیه کشور به بهانه سیاست های هسته ای در همان چارچوب قبلی قابل ارزیابی است. اما اهداف خاص و موقعیتی در طرح نظرات پیشین معروف وی هر چه که باشد، صراحت موجود در دفاع بی پرده وی ازرابطه و مداکره با آمریکا وجه تازه ای به این اظهارات می دهد که تاکنون سابقه نداشته است.

*هاشمی و ضرورت راهبردی مذاکره و رابطه با آمریکا
 
نباید از یاد برده باشیم که وقتی در اوایل ریاست جمهوری آقای هاشمی در 7 اریبهشت ماه سال 1369، آقای مهاجرانی (فراری کنونی پیوسته به ضدانقلاب و عامل کنونی غربی ها) معاون وقت وی در آن زمان طی مقاله ای تحت عنوان «مذاکره مستقیم»، پس از سخنان جیمز بیکر وزیر خارجه وقت آمریکا در مورد آمادگی آمریکا برای مذاکره با ایران در تاریخ 30 فروردین همان سال، مقاومت در برابر آمریکا را با «شعارگونه» خواندن آن رد کرده و به دفاع از رابطه و مذاکره با آمریکا برخاست، هیچ سخنی از آقای رفسنجانی در دفاع از معاونش شنیده نشد؛ حال آنکه معاون وی بواسطه واکنش تند جامعه و نیروهای سیاسی نسبت به مواضع وی، تحت فشار شدید به نوعی مجبور به پس گرفتن حرف خود شد.
بعلاوه، سکوت مطلق آقای رفسنجانی و عدم تفوه به هرگونه کلامی در دفاع از معاونش و یا در دفاع از مواضع او در آن زمان، به هیچ وجه نمی بایستی به معنای مخالفت وی با معاون و یا تغایر دیدگاه های این دو در این زمینه گرفته شود؛ او از زمان رسوایی مک فارلین به این دیدگاه ها باور داشته و حداقل مطابق آنچه وی در مورد ارسال نامه هفت ماده ای محرمانه به حضرت امام(قده) افشاء کرده است، از دو سه سال پیش به ضرورت راهبردی مذاکره و رابطه با آمریکا رسیده بوده است. حتی فراتر از این، در همان زمان آماده سازی طرحی تفصیلی در دستور کار و ذهن مدیران وی در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری قرار داشت که با تعیین حوزه های مختلف تعامل و کار با آمریکا متوجه این هدف بود که با اجرای تدریجی آن در دوران ریاست جمهوری وی، کشور اضطرارا به پای میزمذاکره کشانده شده و قبول رابطه با آمریکا را به مثابه واقعیتی موجود و محقق بطور چاره ناپذیر بر نظام و رهبری تحمیل نماید.

بااین حال، فهم دلایل این دفاع بی سابقه و صراحت در بیان مواضعی که علی رغم اعتقاد قبلی بدان پیش از این از آن اجتناب می شده است، موضوع بحث حاضر نیست؛ روشن است پس از شکست آقای هاشمی در انتخابات سال 84 و زاویه گیری تدریجی وی نسبت به کلیت نظام خاصه بعد از فتنه سال 88، عدم امکان پیگیری این مواضع از جایگاه گذشته و به شکل سابق آن از درون ساختار حکومتی دلایل اصلی این تحول میباشد. مسأله عمده و مهم تلاشی است که آقای رفسنجانی برای اولین بار در جهت توجیه مذاکره و رابطه با آمریکا مصروف نموده است؛ خاصه اینکه وی به این منظور التجاء به ادله دینی نیز نموده و در واقع دیدگاه های مخالف خود یا سیاست کنونی نظام را حداقل تلویحا غیر اسلامی معرفی مینماید.

*زاویه یابی نسبت به روند کلی انقلاب

اما در آغاز بحث لازم است با اظهار تأسف و تعچب به واقعیت مهمی اشاره کرد؛ واقعیت مهم تعجب انگیز و در عین حال تأسف بار این است که درمییابیم نیروهای سیاسی در کشور بعد از زاویه یابی نسبت به روند کلی انقلاب در مقام انتقاد علیه انقلاب و نظام اسلامی، دقیقا همان زبان و بیان دشمن را علیه خود در زمان همراهی اشان با انقلاب بکار میگیرند. این واقعیت همانقدر در مورد گروه های چپ یا مجاهدین خلق صدق میکند که در مورد آخرین جداشدگان نظیر آقای موسوی و یا کروبی مصداق دارد.

این گروه ها اولین جداشدگان از مسیر انقلاب اسلامی بودند که با زاویه گیری نسبت به انقلاب تدریجا بیان همان اتهامات و لفاظی های خصمانه ای را علیه انقلاب و نظام اسلامی پیشه خود ساختند که زمان تلاش آنها برای انقلاب علیه رژیم پهلوی، نظام جهانی سلطه علیه خود اینان مطرح میکرد تا اینکه اکنون نه تنها تمایزی میان ادبیات ضدانقلابی آنها و غرب به رهبری آمریکا علیه انقلاب و نظام اسلامی وجود ندارد، بلکه در اکثر موارد از آنها در این مسیر جلوتر و پیشروترند. آیا تأسف بار و عجیب نیست که موسوی با همان زبان وادبیاتی که نظام سلطه غربی وی را در زمان تصدی نخست وزیری به خاطر دفاع دولت از ملل تحت ظلم و نیروهای مقاومت در جهان خاصه کشورهای اسلامی به ماجراجویی متهم می ساخت، احمدی نژاد را در رقابت های انتخاباتی به اتخاذ سیاست های ماجراجویانه متهم می کند؟

*انقلابی گری یا ماجراجویی
این واقعیت عجیب با دلالت های بسیار معنادار آن در مورد حقیقت و تقدیر تاریخی انقلاب اسلامی ایران، اکنون بار دیگر با مصاحبه اخیر آقای رفسنجانی مصداق جدیدی یافته است. کسی که برای حداقل دو دهه نفش تعیین کننده و بعضا بلامنازعی در روند انقلاب و سیاست های نظام خاصه در صحنه بین المللی داشته است، چگونه میتواند با احاله مسؤلیت بعضی از رخدادها به گردن باصطلاح «افراطی ها» و یا «خودسرها»، سخن از ضرورت اجتناب نظام از «ماجراجویی» به میان آورد؟
نقد وی در مورد سیاست های نظام در دفاع از مقاومت در لبنان و فلسطین، صرف نظر از نادرستی آن، از این جهت تنبه آمیز و تأسف آور است که شکل گیری تشکل هایی چون حزب الله و حماس با حمایت نظام اسلامی دقیقا در همان سال هایی اتفاق افتاده است که وی چه بصورت مستقل و چه در هیأت حامی و مدافع عمده و اصلی دولت آقای موسوی در کشور و بویژه در عرصه روابط منطقه ای و بین المللی نقش عمده و غیرقابل جایگزینی داشته است.
 کسی که در همین سال ها تنها با کمک دولت و بدون آگاهی یا مشاوره با دیگر مسؤلین بالای کشور یا حتی اطلاع رهبری کبیر انقلاب میتواند به شکلی باورنکردنی و برخلاف سیاست های اصولی نظام به اقدام مخاطره آمیز و مسأله دار ارتباط گیری با آمریکا و دعوت مقام بالای امنیتی آمریکا به عنوان نماینده ریگان به کشور دست بزند، نمی تواند نقش خود در دیگر سیاست های کشور از جمله حمایت از مقاومت را انکار کرده و با ماجراجویانه تلقی کردن این حمایت ها به گشایش پرونده سیاسی تازه ای برای خود اقدام کند، خاصه اینکه همگان نقش وی را در معاملات مختلف با غربی ها در موضوع گروگان های غربی به عنوان واسطه با گروه های مقاومت در این سال ها بخوبی میدانند.

در هر حال، در انتقاد ازسیاست های خارجی انقلاب و نظام اسلامی تعبیرات مختلفی بکار نظیر آرمانگرا، ایدؤلوژیک، غیرواقعگرا؛ غیرعقلانی، افراطگرا و ماجراجویانه بکاربرده شده است که این تعبیرات اخیر با توجه به ابعاد منفی آنها در محافل رسانه ای و سیاسی غرب بیش از همه بکارگرفته میشود.

* هاشمی و ایجاد دو قطبی اعتدال-ماجراجویی

آقای رفسنجانی نیز در مصاحبه با ایجاد دو قطبی اعتدال-ماجراجویی، با نقد سیاست خارجی کشور بر همین مبنا، خود و طرح مطلوب خود را در این زمینه با وصف اعتدالگرا مشخص نموده است. نقد وی ابعاد مختلفی دارد که بعضا از فرط ساده انگارانه و نادرستی اسباب حیرت و حتی تردید در این میشود که آیا فردی با اطلاعات و سوابق وی این مطالب را بیان کرده باشد. اما پیش از آنکه به این ابعاد پرداخته شود، ضرورت دارد با دست یابی به تعریفی از ماجراجویی و اعتدال مبنایی برای ادامه اصولی بحث فراهم کرد. اما حاکمیت مشهوراتی نادرست و مفروضاتی غلط بر مباحثات در این زمینه لازم میآورد که بجای تعریف مفهومی، برای دست یابی به فهمی از ازاین مفاهیم به شیوه مصداقی با طرح سؤالاتی در مورد رفتارها و اقدامات سیاسی جاری و گذشته بازیگران بین المللی در عرصه جهانی بحث پیگیری شود.

اما سؤال ها: آیا آنچه آمریکا با همراهی متحدین غربی و عاملین منطقه ای خود هم اکنون برای واژگونی نظام سیاسی سوریه از طریق تسلیح گروه های معارض انجام انجام داده و این کشور را به آستانه جنگ داخلی کشانده است، ماجراجویی نیست؟ آنچه آنها چندی پیش به رهبری ناتو در لیبی با تخریب تمام زیرساخت های این کشور انجام دادند و با به قدرت رساندن دولتی ضعیف این کشور را درگیر جنگ های قبیلگی و گروهی ساختند که شبح تجزیه بر بالای سر آن در حرکت است، ماجراجویی نیست؟ آنچه آمریکایی ها با تجاوزات مکرر هواپیماهای بی سرنشین خود به کشور متحد خویش پاکستان انجام میدهندکه نه تنها مردم این کشور، بلکه حتی نیر.های نظامی آن را نیز بی نصیب نمیگذارد، چطور؟ حملات مشابه این کشور به مردم یمن و یا دیگر کشورهای مسلمان از اندونزی تا سومالی که به بهانه مبارزه با تروریزم کشتار مسلمانان در این کشورها را به حادثه ای عادی و بی اهمیت بدل کرده است، آیا ماجراجویی نیست؟ بگذارید کمی به عقب برویم و از اشغال نظامی عراق و افغانستان توسط غربی ها بپرسیم که پس از قتل عام و مجروحیت یا معلولیت همیشگی میلیون ها انسان بعلاوه آوارگی میلیون ها زن و کودک یا پیر و جوان همچنان چون بختکی بر هستی مردم این کشورها چنگ انداخته و زندگی آنان را به مرگی تدریجی بدل کرده است.
آیا این اقدامات یا حمایت بی چون و چرای غرب به رهبری آمریکا از رژیمی اشغالگر که ازبدو تولد با قتل و جنایت زاییده شده و موجودیت شصت ساله اش جز با ویرانگری و جنایات هر روزه یا آوارگی و زندان میلیون ها انسان فلسطینی ممکن نبوده است، و یا تسلیح چنین موجودیت شیطانی برای استمرار جنایت هایش، ماجراجویی نیست؟ کمی نزدیکتر و ملموستر سخن بگوییم، آیا حمله به هواپیمای مسافری و کشتار حدود سیصد نفر بیگناه و یا هدف قراردادن کشتی ها و سکوهای نفتی کشور در دوران جنگ تحمیلی توسط کشوری که از فاصله ده هزار کیلومتری بدون آنکه اقدام خصمانه ای ازجانب ایران بر علیه آن انجام گرفته باشد، و یا تحریک صدام برای تجاوز و سپس تسلیح آن به انواع سلاح ها از جمله سلاح شیمیایی به منظور تداوم تجاوزگری و جنایت،  ماجراجویی نیست؟ تحریک و تسلیح جنایت کاری شقی چون ریگی و گروه او برای انجام کشتار و ترور بی گناهان یا اقدام به استخدام مزدور ترور دانشمندان ایران چطور؟...

ظاهرا لازم نباشد فهرست این سؤالات را بیش از این طولانی سازیم زیرا حتی اشاره به نام آنها به شکل کامل از گنجایش کتابهای متعدد و قطور نیز بیرون است؛ همین حد از یادآوری نیز میتواند نشان دهد که تا چه پایه اطلاق وصف ماجراجویی به بعضی از اقدامات کشور در عرصه خارجی بی وجه و فاقد اعتبار یا دلیل معتبر است.
مقایسه این فهرست با بعضی از مواردی که آقای رفسنجانی در مصاحبه خود به عنوان ماجراجویی کشور بدان اشاره کرده است، برای درک اعتبار و ارزش اینگونه داوری ها کفایت میکند. در مصاحبه هیچ ذکری از اقدامات تجاوزکارانه غرب در جهان به عنوان مصادیق ماجراجویی قلمداد نمیشود؛ اما متأسفانه به شکل ضمنی در اصول کلیت نظام جهانی سلطه و اقدامات آمریکا و غرب در این نظام توجیه شده است. صرف نظر از دلالات کلیت بحث وی در این مصاحبه که با قبول و بر پایه مشروعیت و اعتبار نظام موجود جهانی دنبال شده است، دلایل دیگر این نظر را میتوان در نمونه های مشخص دیگر بحث وی یافت که از جمله بارزترین آنها ارجاع وی به بعضی از اقدامات آمریکایی ها نظیر ایجاد طالبان و القاعده است .
وی از این اقدامات سلطه طلبانه ومداخله جویانه به عنوان مبنایی برای توجیه امکان و درستی بعضی از اقدامات نظیر حمایت کشور از مقاومت در منطقه استفاده می کند. از توجیه تلویحی بازی های قدرت طلبانه آمریکا در جهان و طرح های مداخله این کشور در کشورهای اسلامی گذشته، وی به شکل عجیبی نفس حمایت ما از حزب الله لبنان را که می کوشد از موجودیت شیعیان و سیادت این کشور علیه تجاوزات رژیم صهیونیستی دفاع کند، اقدامی ماجراجویانه به حساب میآورد که تنها «به شرط اینکه ما ازاینها برای مزاحمت دیگران استفاده نکنیم و اینها هم کار خودشان را بکنند.» معقول و قابل دفاع است.
در نتیجه اگر حزب الله مثلا برای راندن جنگنده های این رژیم از هوای لبنان که بدون هیچ اعتراض یا واکنشی در آسمان این کشور را به شکل دایمی جولانگاه تجاوزات روزمره خود قرارداده است، تیری به هوا شلیک کند و یا اینکه نظیر چند سال اخیر در برابر طرح های آمریکا در لبنان برای خلع سلاح آنها و یا بقدرت رساندن نیروهای طرفدار و عامل خود به رهبری سعد حریری مقاومت کند، ماجراجویی و غیرقابل دفاع خواهد بود؛ گرچه ظاهرا آقای رفسنجانی چنین نمیگوید، اما مطابق منطق و شروط تعیین شده، این نظر عینا در مورد فلسطینیان درست است اگر با پرتاب یک موشک دست ساز و با قدرت تخریبی ای در حد یک نارنجک توسط فلسطینیان از غزه به سرزمین های اشغالی به تلافی کشتار روزمره و تجاوزات دایمی چهارمین ارتش قدرتمند جهان به این مردم تحت اشغال و محبوس در زندان باز ماجراجویانه اقدام کند یا اینکه در مقابل هجوم های پی در پی جنگنده های این رژیم پلید و ترور بی وقفه رهبران فلسطینی یا محاصره پنج ساله 1/5 میلیون انسان به انجام عملیات در داخل سرزمین های اشغالی دست زده و موجب تخریب یا قتل مقامات شده و یا به اسارت نیروهای این رژیم دست بزنند.

*تعییر جایگاه هاشمی
به در واقع، با نگاهی به فهرست سؤالات مطروحه گذشته و نمونه های ذکر شده از ماجراجویی ها یا «مزاحمت» های ما برای دنیا در مصاحبه مشخص می شود که وقتی کسانی چون آقای رفسنجانی با این تعبیر به نقد سیاست خارجی کشور دست میزنند، در چه دامی گرفتار شده اند؛ وی به این ترتیب، با تغییر جایگاه خود از موضع کشورها و مردم تحت سلطه مظلوم به جایگاه نظام جهانی سلطه با گرفتاری در دام منطق استکباری، معقولیت واعتدال را در معنایی مطابق منافع آنها فهم میکنند.

این خطاست که مطابق مفروضات ضمنی آقای رفسنجانی تصور شود که در این منطق نوع عمل و یا شیوه انجام آن تعیین کننده معقولیت و مشروعیت آن است. خطاست فکر کنیم که مطابق منطق قدرت های مسلط کنونی جهان، صرفا هر عملی بیرون از چارچوب های قانونی و یا اجماع بین المللی، حتی در وضعیت موجود تسلط قدرت های غربی بر نهادها وقوانین بین المللی، غیر معقول بحساب میآید که دست قدرت های غربی هرگز به آن آلوده نمیگردد.
تاریخ ترور های سیاسی و یا تخریب و بمب گذاری غربی ها در جهان، خاصه ترورهای سیاسی رهبران نهضت های آزادی بخش نظیر پاتریس لومومبا توسط سازمان سیا در جهان در دوران جنگ سرد مشهورتر از آن است که لازم به یادآوری باشد. اظهارات چند ماه پیش نامزدهای جمهوری خواهان در رقابت های انتخاباتی جاری آمریکا نظیر گنگریچ نماینده متنفذ و رهبر پیشین مجلس نمایندگان آمریکا از جهتی شاید خطا و از جهتی مبین ارتقاء روحیه گستاخانه استکباری امریکایی است. اما در هر حال، تلاش این رقبای انتخاباتی برای جلب رأی از طریق طرح وعده های علنی و رسمی به رأی دهندگان آمریکایی در یک مناظره تلویزیونی دایر بر بکارگیری انواع روش های تخریب و ترور علیه دانشمندان و مقامات یا تأسیسات صنعتی و اقتصادی ایران در صورت پیروزی، هیچ وجه غیر معمول و عجیبی جز گستاخی در اظهار علنی این نظرات، آنهم در یک برنامه تلویزیونی، ندارد.
این نوع اظهارات یا پیشنهاد چندی پیش بعضی دیگر از مقامات سیاسی و امنیتی-نظامی آمریکا در جلسات رسمی کمیسیون های امنیتی و خارجی مجلس کنگره این کشور به ترور بعضی از مقامات کشور، خاصه سردار سلیمانی فرمانده سپاه سرفراز قدس، وجهی ثابت و مهم از ابزارهای راهبردی کشورهای غربی و آمریکا در عرصه بین المللی است که آشکارسازی آن در این مقاطع تنها به وضعیت و شرایط خاص سیاسی جهان و نوع دیدگاه های غرب به جمهوری اسلامی ایران مربوط میشود.

بنده از حقیقت آنچه آقای رفسنجانی در مصاحبه اخیر خود مورد قضیه میکونوس آلمان بیان کرده است، اطلاعی ندارم. اما لازم است وی که این نوع اقدامات را از قبیل ماجراجویی ها و اعمال نیروهای افراطی خودسر در دوران ریاست جمهوری خویش دانسته است، توجهی به اظهارات رسمی آمریکا در مورد ترور العولقی داشته باشد. العولقی از شهروندان آمریکایی و دارای تابعیت کامل این کشور بود که در جریان جمله جنگنده های آمریکایی به یمن با علم و آگاهی کامل از هویت وی و در واقع بر اساس کارهای اطلاعاتی با برنامه از پیش تعیین شده قبلی شناسایی و در حمله ای هوایی کشته شد. پاسخ این مقام آمریکایی که در واقع وزیر دادگستری وقت آمریکا میباشد، به انتقادات و اعتراضات عمومی در مورد ترور این شهروند آمریکایی روشن و بی ابهام بود: آمریکا این را حق خود میداند که هر شخصی را در هر کجای جهان در صورت درگیری در هر نوع اقدام علیه منافع این کشور یا شهروندان آمریکایی به قتل برساند و از این جهت فرقی میان شهروندان آمریکایی و غیر آمریکایی وجودندارد! صراحت تجویز حق آدمکشی افراد آمریکایی و یا غیر آمریکایی برای آمریکا در سراسر جهان را ندیده میگیریم، صرفا از آقای رفسنجانی می خواهیم روشن کند که بر مبنای مورد العولقی که مداخله مستقیم وی در هیچ اقدامی علیه آمریکا مطرح و یا اثبات نشده است، بر فرض صحت آنچه در مورد میکونوس گفته است، اقدام کشور علیه رهبر گروه تجزیه طلب دموکرات کردستان و عامل قدرت های غربی در انجام عملیات خرابکارانه علیه شهروندان و منافع کشور، اساسا قابل طرح است، چه رسد به اینکه ماجراجویانه قلمداد گردد؟

*بکارگیری معیارهای غلط برای داوری
رد و نقد سیاست ها و اقدامات کشور در هر زمینه ای حق هر شخصی خاصه مردم ایران و بالاخص نیروهای سیاسی بویژه اشخاصی چون آقای رفسنجانی با آن پیشینه و سابقه است. آما آنچه مایه شرمندگی و تأسف بوده و میتواند موضوع انتقاد و سؤال واقع شود، بی توجهی به واقعیت ها و بکارگیری معیارهای غلط برای داوری و ارزیابی است. با توجه به سطح خطاهایی که وی در این مصاحبه در جریان ارزیابی سیاست خارجی کشور مرتکب شده است، ارتقاء معیارهای بحث در این زمینه شاید بی وجه بنظر آید. اما مشکلات و نقصان های موجود در داوری های مشابه به این الزام حکم میکند که به وجهی مهمتر از ضرورت های نقد درست و عقلانی در این زمینه توجه داده شود.
توجه به این نکته لازم است که مشکل اینگونه نقدها صرفا بی توجهی به واقعیت ها و یا بکارگیری معیارهای قدرت های مسلط یا مفاهیم پیشنهادی آنها در ارزیابی سیاست های کشور نیست. مشکل اساسی تر این است که این مفاهیم و معیارها به شکل غیرتاریخی و بدون لحاط الزامات داوری تطبیقی بکارگرفته میشود. حتی اگر بسیاری از حقایق را در نظر نگیریم، از جمله اینکه غربی ها بدون هیچگونه تقید و تعهدی اصیل به معیارهای وضع شده توسط خودشان، در عمل پنهانی به اقتضای منافع بر خلاف آن عمل کرده و تنها بطور گزینشی و به شکل ابزاری معیارها و اصول هنجاری خود را در علن علیه مخالفان خود بکار میگیرند. اما فراتر از اینکه غربی ها خود گرفتار توهم اصالت خدشه ناپذیر معیارها و مفاهیم ابداعی اشان نمیشوند، این معیارها و مفاهیم را متناسب با نیازهای تاریخی خود و برای مهار دیگران ابداع و با تغییر منافع نیز تغییر میدهند.

بیان تفصیلی اینگونه موارد تغییر، حجم هزاران کتاب قطور را پر خواهد کرد. اما تنها به عنوان نمونه به ذکر بعضی موارد زنده و شایع این نوع عملکرد اکتفا میشود. از مواردی که هم اکنون کشور نیز درگیر آن است، موضوع سیاسی یا غیرسیاسی بودن مقولات اقتصادی خاصه نفت است. اجتناب از سیاسی سازی اقتصاد خاصه در عرصه بین المللی بالاخص نفت از اسطوره های شایعی است که غرب عملا و نظرا برای رواج و تثبیت آن در میان کشورها تلاش غیرقابل ذکری به عمل آورده بوده است.
 کسانی که طالب آگاهی از این تلاش ها هستند، تنها با رجوعی به منابع مکتوب چهار تا پنج دهه گذشته میتوانند به حجمی از مقالات وکتب دست پیداکنند که صرف مطالعه و یا حتی تورق آن ماه ها و بلکه سال ها طول خواهد کشید. تا زمانیکه کشورهای عربی به اقتضای شرایط و تحت فشارهای داخلی در موقعیت بکارگیری نفت به مثابه سلاحی در مبارزه با رژیم اشغالگر قدس و حامیان غربی آن بودند، شعار نفت سلاح سیاسی نیست و نبایستی سیاست را در اقتصاد مداخله داد، چنان بی وقفه توسط رسانه ای غربی طرح و ازسوی سازمان علمی غرب خاصه دانشمندان به مثابه اصلی علمی و خدشه ناپذیر با استدلال های گوناگون مورد دفاع قرار میگرفت که هیچ کشوری جرأت نقض آن را نمییافت.
 اما طی یکی و دهه اخیر با تغییر شرایط جهانی، غربی ها به اقتضای نیازها و تغییر منافع با به فراموشی سپردن تمامی بافته های نظری گذشته، اقتصاد از جمله تحریم اقتصادی را به محوری ترین سلاح در کانون سیاست های سلطه طلبانه خود برای مهار کشورهای مستقل در جهان بدل ساخته اند. موضوع نفت نیز با توجه به آنچه غربی ها در حال انجام آن علیه کشورند، بی نیاز از ذکر است.

نمونه دیگر مقوله یا مفهوم حاکمیت ملی میباشد که به مثابه شاه کلیدی مفهومی و به عنوان محوری ترین پایه سیاست و قوانین بین المللی ابداعی غرب در عمل و نظر از قرن هفدهم تا همین دهه های اخیر بر اندیشه ها و واقعیت های سیاسی جهان حکومت کرده است. نه در اینجا مجالی برای هرگونه بحث در مورد اهمیت کانونی این مفهوم برای نظم واقعی سیاست بین الملل و یا گفتمان نظری آن وجود دارد و نه بداهت موضوع ضرورتی برای تفصیل و یا تطویل پیش میآورد. اما نیاز غربی ها و منافع آنها برای مداخله در کشورهای مستقل در این مقطع تاریخی از حدودا دو دهه چون خوره به جان این مفهوم بنیادین گفتمان سیاست افتاده است تا با ابداع مفاهیمی تازه نظیر مداخله بشر دوستانه و جنایت علیه بشریت یا مسؤلیت همگانی و حقوق عام بشری به جایگزینی آن با مفاهیمی چون حاکمیت جزیی یا محدود دست زند که با ظاهری قانونی و بطور مشروع امکان انجام تجاوزاتی نظیر اشغال لیبی را به آنها بدهد؛  در حلیکه پیش از این نه تنها مفهوم حاکمیت ملی غیرقابل جایگزین تلقی میشد، بلکه حتی به سختی بتوان در ادبیات مربوط به آن بحثی در مورد امکان جایگزینی این مفهوم یافت.   
                
*نفی انقلابی بودن به بهانه اعتدال
بنابراین، تحت نظام موجود جهان، مرز ماجراجویی و معقولیت یا اعتدال این اقدام یا آن اقدام و عمل این کشور یا آن کشور، نه از پیش مشخص و نه حتی بعد تعیین ثابت است. همه چیز بسته به این است که چه کسی و یا چه کشوری و در چه زمان یا مکانی بدان دست زند. بی توجهی به این مسأله اساسی و محوری در بکارگیری معیارها و مفاهیم غربی برای فهم رخدادها و ارزیابی سیاست ها نتیجه ای جز خطا در فهم و داوری غیرمنصفانه به نفع سلطه موجود جهانی ندارد.
 بواسطه همین بی توجهی است که آقای رفسنجانی در مقام ارزیابی و داوری سیاست خارجی کشور و یا نیروهای مقاومت در منطقه پیوسته عدم مزاحمت برای دیگران، کمک بدون دردسر به مظلوم و عدم ترسانیدن دیگران را به عنوان معیاری برای تعیین درستی سیاست ها و اقدامات بکار میگیرد، بدون انکه مشخص کند که منظور وی از دیگران چیست و یا مزاحمت و دردسر را در چه چارچوبی و در کجا و نسبت به چه کسی یا چه منافعی فهم میکند. آیا برای ایشان روشن نیست که نفس وجود مستقل یک کشور و بیرون از چارچوب سلطه کنونی یا بطور مشخص آقایی و سروری غرب برای غربی ها ترساننده است و ربط ماهوی به آنچه ما میکنیم ندارد؟
 ایشان حمایت ما از مقاومت را مشروط به این میکند که از آنها «برای مزاحمت دیگران استفاده نکنیم و اینها هم کار خودشان را بکنند». سؤال این است که مگر تاکنون و یا هم اکنون حزب الله در لبنان و یا حماس در غزه چه کاری جز «کار خودشان» یعنی مبارزه برای احقاق حق و دفاع در برابر تجاوزات و سلطه طلبی ها انجام داده یا میدهند که غرب بدنبال نابودی آنهاست و پایان مخاصمه با ما را مشروط به همراهی در این مسیر و قطع حمایت ایران از آنها ساخته است؟
آیا روشن نیست که از نظر غرب، برای نیروهای مقاومت «کار خودشان»، یعنی انحلال و یا قبول اشغال و تمکین در برابر سلطه طلبی رژیم صهیونیستی و غرب در منطقه؟ از دید آقای رفسنجانی، چه اقداماتی در چارچوب روابط ما با نیروهای مقاومت برای غربی ها به معنای ایجاد مزاحمت و دردسر برای غرب نیست؟ اگر ما نیز نظیر آنچه آمریکا از طریق ایجاد سازمان های چون الفاعده و طالبان یا حمایت از جنایتکارانی چون ریگی در جهت پیگیری منافع خود علیه ما و یا دیگران بدان دست میزند، به کمک نیروهای مقاومت صرفا به دفع تجاوزات غرب به رهبری آمریکا بپردازیم، آیا غرب این اقدامات را ایجاد مزاحمت ودردسر یا وی مصداق ماجراجویی قلمداد نخواهدکرد؟

*مغالطات و ساده انگاری های هاشمی
در مصاحبه اخیر آقای رفسنجایی مغالطات و ساده انگاری هایی است که با توجه به سابقه وی در سیاست نمی توان آن را فهم کرد. از جمله وی اقدام ابرقدرت مسلط و تجاوزکاری چون آمریکا را در ایجاد القاعده یا حمایت از طالبان و عدم اعتراض دیگر کشورها به این اینگونه اقدامات آمریکا را، به عنوان دلیلی برای این به حساب میآورد که «اگر یک نظام خودش نخواهد ماجراجویی بکند و در جاهایی هم بخواهد از مظلوم دفاع کند در دنیا پذیرفته شده است»، این نظر بعلاوه تعجب انگیزی آن بیش از آن مغالطی و نامفهوم است که بتوان با استدلال و به شیوه ای معقول، خاصه در این مجال کم، بدان پاسخ گفت. از نادرستی مبنایی معیار گرفتن اقدامات تجاوزکارانه آمریکا و یا ایجاد این توهم که مداخلات این کشور در جهان به قصد دفاع از مظلوم است، میگذریم.
اما عجایب نظرات آقای رفسنجانی صرفا در این نیست که اقدامات تجاوزکارانه آمریکا در افغانستان یا ایجاد القاعده و حمایت از طالبان را «دخالت» نمیداند؛ عجیب تر این است که وی اعتراض دیگر کشورها و مردم به این مداخلات را ندیده انگاشته و همراهی متحدین غربی یا دست نشدگان منطقه ای این ابرقدرت را با این مداخلات به این معنا میگیرد که در اینمورد «هیچکس اعتراضی نداشت. دنیا هم اعتراضی نکرد.» عجیب تر این است که وی تصور میکند که عدم اعتراض ادعایی به مداخلات آمریکا برای این بوده است که آمریکا «آن زمان برای آنها [ایجاد و  حمایت از الفاعده و طالبان] توجیه داشت.» گویی دیگر کشورها برای اقدامات خود در عرصه بین المللی توجیهی نداشته و به عبث عمل میکنند. باز هم عجیب تر این است که از نظر آقای رفسنجانی توجیه موجه و مشروع آمریکا این بوده است که «چون میخواستند شوروی را از افغانستان بیرون کنند.» به این معنا، همه کشورها از جمله ما میتوانیم امیدوار باشیم که هر جا به قصد مبارزه با دشمنان آمریکا نظیر شوروی به مداخله دست بزنیم، بطور تضمین شده همراهی و موافقت جهان، یا همان آمریکا و متحدین و عمال منطقه ای آمریکا، را با خود داشته و اقداماتمان به عنوان دخالت به حساب نخواهد آمد.

به این ترتیب با این نتیجه بطور نامنتظری به مضمون محوری و معیار پایه ای کل نظرات انتقادی و ایجابی آقای رفسنجانی در مورد نظم و شیوه مطلوب و غیرمطلوب سیاست خارجی در جهان می رسیم که میگوید قبول نظم جهانی سلطه و عمل مطابق مقاصد قدرت برتر در این نظم شرط درستی اقدام و رهایی از انگ ماجراجویی و افراطگری یا دست یابی به اعتدال و عقلانیت است.

 *حسین کچویان/عضوهیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران  
[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 19:13 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
فردی که رمز عابربانکهای ایرانی را در وبلاگ خود منتشر کرده است دیروز در گفت و گو با تلویزیون فارسی زبان بی بی سی اطلاعات تازه ای را ارایه کرد.
به گزارش مشرق به نقل از افکار نیوز، خسرو زارع فرید به این شبکه تلویزیونی گفت:من رمز مزدم را افشا نکرده ام و از همه شماره حسابها یک رقم کم کرده ام تا کسی نتواند به اطلاعات یا پولهای مردم دسترسی داشته باشد.

 زارع شرکت طرف قرارداد با بانکها در زمینه عابربانکها را متهم اصلی پایین بودن امنیت شبکه دانست و گفت:شرکت مذکور حاضر به خرید سخت افزارهای لازم برای بالابردن امنیت شبکه نیست

وی افزود:عدم نظارت صحیح بر این شرکت باعث شده است تا اطلاعات مردم در دسترس افراد قرار گیرد و با این که من به بانکها هشدار دادم ولی کسی به صحبتهای من توجه نکرد.

زارع فرید که از ایران فرار کرده است در ادامه مصاحبه خود تصریح کرد:باید بانکهای ایرانی برای افزایش امنیت اطلاعات مشتریان خود بیشتر تلاش کنند.
[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 19:12 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

سال گذشته در پی بروز فساد مالی بزرگ بانکی، بانک مرکزی یکی از مهره های اصلی خود یعنی قائم مقام را از دست داد، بعد از گذشت 5 ماه هنوز جایگزینی برای وی معرفی نشده است.
به گزارش خبرنگار اقتصادی مشرق ،محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی در تاریخ 23/8 /90 در جمع خبرنگاران اعلام کرد که تا تا پایان هفته قائم مقام و معاون اقتصادی جدید بانک مرکزی را معرفی خواهد کرد اما با گذشت پنج ماه هنوز این وعده محقق نشده است.

بر اساس این گزارش ،ظاهرا بانک مرکزی دست بردار پورمحمدی نیست و نام او همچنان در سایت بانک مرکزی به عنوان قائم مقام درج شده است .


این در حالی است که بهمنی طی این 5 ماه روزهای سختی را پشت سرگذاشت. نوسانات بازار ارز و سکه، برداشت شبانه از حساب بانکها، افزایش نرخ سود بانکی در پی درخواستهای مکرر رئیس کل و در نهایت داغ شدن موضوع استعفای بهمنی از جمله اتفاقاتی است که بانک مرکزی را در این مدت درگیر خود کرده است.

براساس تبصره 1 ماده 88 قانون برنامه پنجم توسعه قائم مقام بانک مرکزی که عضو هیئت عامل این بانک است، به پیشنهاد رئیس کل بانک مرکزی و پس از تائید مجمع عمومی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با حکم رئیس جمهور منصوب می‌شود.

همچنین در تبصره 2 همین ماده قانونی آمده است: رئیس کل بانک مرکزی و قائم مقام وی باید از میان متخصصان مجرب پولی و بانکی و اقتصادی با حداقل 10 سال تجربه کاری و تحصیلات حداقل کارشناسی ارشد در رشته‌های مرتبط و دارای حسن شهرت انتخاب شوند.
 
براساس قانون پولی و بانکی کشور اختیارات قائم مقام از طرف رئیس کل بانک تعیین می‌شود و در صورت غیبت یا استعفا یا معذوریت یا فوت وی، قائم مقام دارای کلیه اختیارات رئیس کل است.
[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 19:11 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
این آگهی تاکید می کند: ايران نه تنها خطری برای جامعه يهود، بلکه برای سراسر دنيای غرب است و اين پيامی است که بايد شنيده و وارد قلب ها شود.

به گزارش مشرق، يک سازمان يهودی طرفدار رژیم صهیونیستی به نام «بنايی بريت» در ابتدای ماه مارس اقدام به چاپ آگهی در روزنامه نشنال پست کانادا با عنوان «بدون تاج پادشاهی. همان برنامه مرگبار» کرد که ايرانيان را به يهودی کش بودن متهم می کرد.

در اين آگهی خلاف واقع و گستاخانه ادعا شده: يک يادآوری که خشايارشاه (خشایارشا) برای از بين بردن قوم يهود توطئه کرد و امروز ستمگر ديگری، رئيس جمهوری ايران اعلام کرده است که قصد انجام همان کار را دارد.

اين آگهی می افزاید: نتانياهو پيام مهمی را با کانادايی ها به اشتراک گذاشته است؛ ايران نه تنها خطری برای جامعه يهود، بلکه برای سراسر دنيای غرب است. اين پيامی است که بايد شنيده و وارد قلب ها شود.

این درحالی است که یهودیان صاحب نماینده در مجلس ایران هستند.

گفتنی است این اقدام با واکنش ایرانیان کانادا مواجه شده است.



[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 19:11 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
مجتبي رحماندوست كانديداي نهمين دوره انتخابات مجلس: در نامه به رئيس جمهور گفتم براي ادامه حضور مشايي در دولت يك راي‌گيري مخفي انجام دهد و ببيند آيا خود اعضاي دولت به ايشان اعتقاد دارند يا نه . که ايشان گفتند نيازي به اين كار نيست.
به گزارش مشرق ، مجتبي رحماندوست كانديداي نهمين دوره انتخابات مجلس، پيش از اين در دو دوره رياست جمهوري سيد محمد خاتمي و محمود احمدي نژاد به عنوان مشاور رئيس جمهور سابقه حضور در دولت را در پرونده كاري خود ثبت كرده است.
در ادامه بخشی از گفت و گوي خبرگزاری دانشجو با مشاور سابق دو رئيس جمهور كشور و كانديداي انتخابات مجلس آمده است:

انگيزه شما از نوشتن نامه به رئيس جمهور در خصوص مسائلي نسبت به رئيس‌ دفتر رئيس جمهور و توصيه به راي‌گيري مخفي از اعضاي هيئت دولت در اين باره چه بود؟


رحماندوست: هفته‌ها و بلكه ماه‌ها قبل از اينكه اين نامه را بنويسم، شاهد شدت گرفتن اين پديده در دولت بودم. رئيس‌ جمهور در آن زمان در اكثر سخنراني‌ها و خطابه‌هايش مطالبي را در خصوص اينكه با ما در افتاده‌اند و ما را منحرف مي‌دانند و ما همان قبلي‌ها هستيم كه بوديم، مطرح مي كرد؛ احمدي نژاد آنچه را كه در رسانه‌ها درباره رئيس دفترش عنوان مي‌شد، به حساب خود مي‌گذاشت و من معتقد بودم اين نوع برخورد توسط رئيس جمهور، زير بار مسئوليت سخنان و عملكرد شخص ديگري رفتن است كه به رئيس جمهور ربطي ندارد؛ همين نگاه باعث شناخت غلط از مسائل سياسي روز و مقدمه‌اي براي نتيجه گيري‌هاي غلط شد، در حالي كه اين موضوع از اول و اساس غلط بود.

مردم در اين زمينه با كسي كار داشتند كه حساب آن شخص را نيز آقا در حكم خودشان روشن كرده بودند، اما در عين حال اين شخص از سوي رئيس جمهور در دولت حفظ شد.

هدف اصلي من از نوشتن آن نامه اين بود كه مشخص كنم منشا اين گونه مسائل در كشور نه رئيس جمهور است و نه وزراي كابينه، بلكه مشكل جاي ديگري است. انگيزه اصلي من جلوگيري از مسير انحراف شناختي بود كه منتج به نتيجه‌گيري‌هاي غلط توسط رئيس جمهور مي‌شد؛ نتيجه‌گيري هايي كه ضرر آن به كشور مي‌رسيد و چون خود در دولت حضور داشتم و از اطلاعات ريز و دقيقي برخوردار بودم، معتقد بودم اين تحليل رئيس جمهور تحليل درستي نيست.


يعني هدف اصلي نامه شما در قالب توصيه به رئيس جمهور بود؟
 
رحماندوست: بله توصيه بود؛ زيرا ما نمي‌توانيم به ايشان دستور نظامي دهيم.


 خاطره‌تان هست در اين نامه دقيقاً از رئيس جمهور چه درخواستي كرديد؟

 رحماندوست:‌ در نامه به ايشان گفتم نسبت براي ادامه حضور مشايي در دولت يك راي‌گيري مخفي انجام دهد و ببيند آيا خود اعضاي دولت به ايشان اعتقاد دارند يا نه.

 
 و جواب رئيس جمهور به اين درخواست چه بود؟

 رحماندوست: ايشان گفتند نيازي به اين كار نيست.

 

*راي گيري مخفي، مشايي را از دولت حذف مي كرد

 تصور ذهني شما از نتيجه اين راي‌گيري مخفي در كابينه چه بود؟

رحماندوست: به دليل اينكه من يك سال عضو دولت دوم احمدي نژاد بودم و از نزديك با وزرا و معاونان رئيس جمهور تعاملاتي داشتم، بنابراين ذهنيت آنها براي من روشن بود و مي‌توانستم پيش‌بيني كنم كه راي دوستان چيست.

 
ممكن است وزيري مسئله‌اي را در برابر رئيس جمهور به دلايل مختلفي از جمله نگه داشتن حرمت وي عنوان نكند، ولي وقتي با من يا با ديگران صحبت مي‌كرد، نظرش چيز ديگري بود؛ تلقي من اين است كه اگر راي‌گيري مخفي انجام شود و نتيجه راي‌گيري را همه بدانند، منجر به حذف مشايي از دولت مي‌شود، البته اين مسئله عرف نبود كه يكي از اعضاي دولت با راي‌گيري ديگران حذف شود.

 
نهايتاً در دولت مسائلي مانند سفر يك وزير طبق شرايط و مقتضيات زمان با هواپيماي اختصاصي و انتخاب يك استاندار و مسائلي از اين دست مورد بررسي قرار مي‌گيرد، ولي اين درخواستي را كه من آن زمان اعلام كردم خارج از چارچوب تعريف شده آيين‌نامه دولت بود؛ درخواست من در واقع اين بود كه چرا رئيس جمهور، مشايي را كه زمينه پذيرش عمومي ندارد، نگه داشته، در حالي كه نزديك‌ترين دوستان احمدي نژاد كه همان اعضاي دولت هستند، حضور مشايي را مفيد نمي‌دانند.
[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 19:10 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
نگاهي به فهرست اقلام وارداتي به كشور نشان مي‌دهد بسياري از اين محصولات، يا در داخل كشور در حال توليد هستند و يا قابليت توليد دارند اما به علت اشباع بازار توسط كالاها و محصولات خارجي، توليدكنندگان داخلي فرصت و اراده‌اي براي ورود به عرصه توليد اين كالاها ندارند.
به گزارش مشرق ،يكي از اعتراض‌هاي هميشگي توليدكنندگان كشورمان در سال‌هاي اخير، موج عظيم واردات كالاهاي خارجي است. نگاهي به فهرست اقلام وارداتي به كشور نشان مي‌دهد بسياري از اين محصولات، يا در داخل كشور در حال توليد هستند و يا قابليت توليد دارند اما به علت اشباع بازار توسط كالاها و محصولات خارجي، توليدكنندگان داخلي فرصت و اراده‌اي براي ورود به عرصه توليد اين كالاها ندارند.ساخت و توليد شمار زيادي از كالاهاي خارجي كه همه ساله ميليون‌ها دلار از منابع كشور صرف واردات آنها مي‌شود، نيازمند داشتن فناوري يا تجهيزات فوق مدرن و مدرن نيست و هر صنعتگر و توليدكننده‌اي چه در ايران و چه در ساير كشورهاي جهان مي‌تواند با هزينه پايين و فناوري‌هاي دمِ دستي اقدام به توليد اين اقلام كند. مطمئناً توليدكنندگان و كارآفرينان ايراني، عاجز از واردات كالاهايي چون «سنگ پا» نيستند كه واردكنندگان اقدام به واردات آن كنند. بنابراين، تداوم واردات چنين اقلامي و همينطور كالاهايي كه ايرانيان توليدكننده آنها محسوب مي‌شوند خلاف منطق اقتصادي است.انتظار مي‌رود در سال حمايت از توليد داخلي، در يك اقدام انقلابي واردات چنين كالاهايي متوقف شود و دولت با حمايت مالي و اداري از توليدكنندگان داخلي، شرايط را براي اشباع بازار توسط كالاهاي توليد داخل فراهم كند. در همین ارتباط نشریه 9 جدول ذيل را که شامل حدود 335 كالاي وارداتي است منتشر کرده كه به نظر مي‌رسد در جهت حمايت از توليدكنندگان اين كالاها در داخل يا تشويق سرمايه‌گذاران داخلي به حضور در عرصه توليد آنها، بهتر است واردات آنها متوقف شود. ارقام جدول مربوط به ميزان واردات اين كالاها طبق آخرين آمار گمرك (11 ماهه اول سال 1390) است. مجموع ارزش كالاهاي وارداتي ذيل بيش از 11 ميليارد دلار است. نام كالاي وارداتي وزن (کیلوگرم) ارزش دلاری اسب مسابقه‌اي 187785 3167302 الاغ و قاطر 10050 150130 حيوا نات زنده ا ز نوع گوسفند 5220016 18431932 بز زنده 11232 254521 مرغ و جوجه 311624 17953773 انواع گوشت قرمز 177475580 812848304 انواع ماهي و آبزيان 52561542 55724414 شير خشك و انواع مواد لبني 47534571 248712040 انواع تخم مرغ 29835601 73783991 عسل طبيعي 9324 46680 روده بادکنک وشکمبه حيوا نات 15809 86940 ا ستخوا ن و استخوا ن توي شاخ 1883120 536519 مرجان صدف وکاسه صدفدا را ن 25351 23043 ا سپرم گاوي 761 7656194 ا نوا ع پيازگل غده زيرخاکي نباتات ريشه غده دا رنباتات ... درحال نموياگل دا دن گياه ياريشه كاسني 41063 61513 قلمه هاي ريشه نکرده و پيوندها 131832 406841 درخت، بوته و درختچه 77050 357482 درختچه گل رز 56352 1648965 هاگ مولد قارچ 177090 492053 ساير نباتات زنده (همچنين ريشه آنها) 81457 1536192 گل هاي رز(Rosos) 33 283 گل هاي اركيده (Orchids) 35242 146760 بذر سيب زميني 638658 1368599 پيازوموسير 465000 163307 سير 416800 753493 نخودفرنگي 89880 55935 لوبيا 24000 11075 انواع سبزيجات 74000 59174 ذرت 2322160 1336048 سبزيجات يخ‌زده 50000 42914 مخلوط سبزيجات يخ زده 24000 57309 زيتون 3508582 4444252 پياز خشک کرده 138962 157990 سير خشك شده 246000 449612 انواع سبزيجات خشك‌شده 111830 240732 نخود فرنگي 97890 56387 نخود رسمي 23619926 14734048 لوبيا خشك شده 192025 120406 لوبيا قرمز 3863793 2714862 لوبيا رسمي 5097194 3337990 لوبيا غلاف كنده 27295361 19093016 عدس 73802679 46612718 باقلا 308320 280110 سبزيجات غلاف‌دار 3628884 2090557 نارگيل خشک کرده 9351131 6447781 نارگيل باستثناي نارگيل خشک کرده 1318557 530323 بادام هندي 1495560 5314782 گردو 535 3226 انواع پسته خندان 30325 226145 موز 560701098 378891429 آناناس 6152630 4859261 گلابي تازه 4569974 2289305 پرتقال 97166021 60348888 نارنگي 3819188 2203314 گريپ فروت 815813 646463 ليمو 4805481 4028742 ساير مركبات 77559 61836 ا نگور تازه 331264 663288 سيب تازه 16878857 21808809 گلابي تازه 924917 933186 به تازه 64260 41979 زردآلو تازه 3046 1531 هلو همچنين شليل و شفتالو تازه 905959 452923 توت فرنگي تازه 4800 7236 انار تازه 5600 2814 سايرميوه ها 67080 76867 تمشک توت کوهي ... يخ زده 24000 51959 ساير ميوه ها و ميوه هاي سخت پوست يخ زده 59000 85845 زردآلو خشک کرده 26877 33765 ساير ميوه هاي خشک کرده 216225 266251 چاي و قهوه 47391386 176435800 ادويه جات 23785415 26918492 گندم 133659356 41129130 جو 936321647 300184025 ذرت 2923571617 1102107718 برنج 1394304717 1145345847 ارزن 3225500 1218515 آلپيست (دا ن قناري) 28850 18911 آرد چاودا ر 64750 49640 آرد ذرت 50000 17231 بلغور و زبره گندم 6000 3871 بلغور و زبره ذرت 1009637 1452899 مالت بو ندا ده 7070693 4274208 مالت بو دا ده 560250 493523 نشاسته 1035675 954386 دانه سويا 508640503 299494942 بادا م زميني (آرا شيد) با پوست تفت دا ده نشده يا به نحو ديگر پخته نشده 5213569 3886210 بادا م زميني (آرا شيد)پوست کنده تفت دا ده نشده يا به نحو ديگر پخته نشده باشد 4810310 4238101 بادام زميني 10023879 8124311 کپرا (مغز نارگيل پوست کنده و خشک کرده ) 241325 143653 دا نه کتان 2371958 2016559 دا نه آفتابگردا ن حتي خردشده 20065797 18142265 دا نه پنبه 3072869 678794 تخم کنجد 28136954 25989261 دا نه خردل 62473 47998 ساير دا نه ها و ميوه هاي روغني 4155507 3327632 آرد و زبره دا نه سويا 258500 331936 تخم چغندر قند براي كشت 80108 8348127 تخم چمن مرتعي برا ي کشت 276600 962845 ساير تخم چمن 182786 595045 تخم گياهان علفي 1042 61650 تخم سبزيجات برا ي کشت 1613121 71163923 گل رازك 2390 14457 خزه وجلبک وعلف هاي دريايي تازه خشک کرده سردکرده يايخ زده 410 3493 نيشكر 46000 36984 يونجه بصورت زبر وبه هم فشرده به صورت حبه 300000 124207 صمغ عربي طبيعي 705862 3118299 شيره و عصاره شيرين بيان 150 2779 شيره وعصاره را زک 1928 50483 ساير شيره ها و عصاره هاي نباتي 12029613 23535061 موا د پکتيني پکتينات ها و پکتات ها 322415 2858228 آگار آگار 72130 1141171 لعاب و موا د غليظ کننده 806770 2075051 بامبو 70751 33188 لنتر پنبه 5296053 3381808 حنابه غيراز عصاره آن . 356753 71708 روغن جگرماهي و ا جزا ء روغن 80150 479709 چربي روغن ماهي 105427 1190725 چربي و روغن پستاندا ران دريايي 20 5461 روغن خام سويا 479263629 638760637 روغن خام بادا م زميني 380 6219 روغن بادا م زميني (باستثناي خام ) و ا جزا ء آن 6219 22745 روغن زيتون بکر 4084935 7774580 روغن زيتون و ا جزا ء آن (باستثناي بکر) 219801 685133 روغن نخل 479118853 585839067 روغن دا نه آفتابگردان 88510900 126854790 روغن خام نارگيل (کپرا ) 2927620 5601818 روغن خام مغز يا هسته خرما(پالم كرنل)يا روغن باباسو 998108 2299485 پالم کرنل ياروغن باباسو واجزاءآن ها بدون بو تصفيه شده بيرنگ (RBO) 8364568 14716553 روغن تخم کتان (باستثناي خام )وا جزا ءآن تصفيه شده يا نشده ولي ا زلحاظ شيميائي تغيير نيافته 182253 371759 روغن خام ذرت 8000 41968 روغن ذرت (باستثناي خام ) 6947426 6776539 روغن کرچک و ا جزا ء آن 988750 2496921 روغن کنجد و ا جزا ء آن 76650 397107 سايرروغن جلا 215346 373750 ساير چربي ها روغن هاي ثابت نباتي 1272405 3101868 چربيها و روغن هاي حيوا ني و ا جزا ء آنها 95825 232916 روغن جانشين کره کاکائو C.B.S 11159346 22737437 روغنCBE ، CBR 768190 1290116 مارگارين (باستثناي مارگارين مايع ) 30920 51875 موم هاي طبيعي بر پايه کارنوباوا کس 96165 158346 فرآورده‌هاي گوشتي و كنسروها 2521339 5758879 قند و شكر 1172713405 712047987 آدامس 2439561 2866785 شيريني‌جات 2312605 3036652 کره چربي و روغن کاکائو 1998000 10146698 شكلات و تنقلات 2766949 10240961 فرآورده هاي غلات که با عمل پف کردن يا تفت دا دن بدست آمده باشند 1270069 3803966 بيسكويت 459493 953485 ويفل ها و ويفرها 1825979 2353788 رب گوجه فرنگي 4054064 1674711 گوجه فرنگي 5000 23340 سيب زميني 1249801 1588091 لوبيا پوست گرفته 33456 9260 زيتون 2074868 3117082 ذرت شيرين 6149672 3704523 مربا ژله 42956 158816 بادا م زميني محفوظ شده 95000 162009 مركبات محفوظ شده 7332480 5601527 گلابي محفوظ شده 155066 235762 زردآلو محفوظ شده 35424 10605 هلوشليل وشفتا لو آماده شده يامحفوظ شده 4906255 4926299 آب پرتقال يخ زده 315316 378564 آب انگور 234816 166352 آب سيب 57728 219214 سس سويا 16335 9710 کچاب گوجه فرنگي و ساير سس هاي گوجه فرنگي 292829 224634 آرد و زبره خردل و خردل آماده 220342 496484 فرآورده ها برا ي سوپ آش يا آبگوشت سوپ آش يا آبگوشت آماده 676324 2023763 فرآورده هاي غذا ئي مرکب هموژنيزه 9600 24140 موا د پروتئيني تکستوره 811940 2029688 موا دپروتئيني تکستوره سويا 89876 106246 ژل کيک 22520 46958 مكمل غذايي ،دارويي 4103159 92115205 ادامس بدون قند 2011721 17373985 آب معدني و آب گازدا ر شده شيرين نشده 21380 5075 آب (همچنين آبهاي معدني و گازدا ر شده ) 116864 59513 سركه خوراكي 522246 567892 فرآورده هاي غذائي برا ي سگ يا گربه بسته بندي شده برا ي خرده فروشي 506953 1104447 فرآورده هاي غذائي برا ي ميگو 1215248 1300434 فرآورده هاي غذائي ساير ا بزيان پرورشي 1085764 1912997 مكمل كنسانتره اي ،خوراك دام وطيور . 4569457 6557711 توتون و تنباکو با برگ دور نبريده و ساقه نبريده 4717554 25845109 توتون و تنباکو که قسمتي يا تمام برگ هاي آن دور بريده يا ساقه بريده باشد 5699816 46066039 سيگار برگ 3276 183972 سيگار حاوي توتون 5770697 90164392 توتون و تنباکو برا ي پيپ با پيچيدن سيگار 4409128 34984120 توتون و تنباکوي هموژنيزه يا دوباره ساخته 1666189 5965874 شن و ماسه 16975615 3536488 سنگ پا 24745 28704 گچ بنايي 31000 12941 آهک زنده 15850 4215 آهک آبديده (آهک مرده ) 279320 38368 سيمان 6622989 5992423 روغن موتور 6657863 9516063 روغن صنعتي 1601784 6376096 گريس 2498705 9868660 کلر 988 166573 يد 133964 6255135 کافور 32500 111273 آبهاي مقطر 3706 13696 شامپوها 7611239 20186996 موا د پاک کننده دندا ن 3359529 12247421 نخ دندان 8475 51186 عود 382463 567129 صابون حمام ودستشويي 606933 1399760 صابون گليسيرينه 288 201 صابون بچه 133256 807837 صابون طبي 37510 342385 ذغال 1728030 4270785 حشره كش خانگي آماده 281020 965370 لاستيك و تيوب 113312064 350569665 دستكش خانگي 74969 202591 دستكش معاينه 1920125 4059712 دستكش کارگري وصنعتي 862098 1157282 مداد پاك كن 448390 881487 انواع چرم 449573 642400 كيف دستي 1482794 3832492 كمربند چرم 532562 1191804 خاك اره 59482 9404 رخت آويز چوبي 37589 100388 خلال چوب کبريت 57 125 کاغذ روزنامه بشکل رول يا ورق 80961441 60793013 دستمال کاغذي 167008 334104 روميزي و دستمال سفره ا ز کاغذ 164936 335557 پوشک کامل بزرگسالان 1821914 6465171 دفترچه مشق 30934 69155 كارت پستال 4598 55392 تقويم 85748 196807 نخ، الياف و پارچه 455988454 1219406131 لباس و پوشاك 1915436 19266720 پتوهاي برقي. 847 3119 پتو و زيرانداز سفري (غير از پتوي برقي) از پشم ياكرك 1415 7113 پتو(غيرا زپتوي برقي)وزيرا ندا زسفري ا زپنبه. 12906 35417 پتو(غيرا زپتوي برقي)وزيرا ندا زسفري ا زا لياف سنتتيک. 20857 61853 سايرپتوهاوزيرا ندا زهاي سفري غيرمذکوردرجاي ديگر 473950 1341381 انواع كفش 3382680 16325180 کلاه گيس کامل ا زموا دنسجي سنتتيک. 26266 62725 مجسمه وسايرا شياءتزئيني ا زچيني. 89327 249118 شيشه شربت (دا رو) 476576 279175 حباب لامپ رشته اي براي روشنايي برق 45486 69844 ليوان و ظروف شيشه‌اي 62939772 78302373 پشم شيشه 409327 351295 حباب شيشه اي براي فلاسك ياساير ظروف عادي 1526340 1570938 درب اتوماتيك طبقات آسانسور 506326 997958 قوطي نوشابه وآبميوه 34144 211660 قوطي کمپوت وکنسروباگنجايش كمتراز 50ليتر 224171 504249 سيم خاردار 1865185 2686706 انواع ميخ 938522 1085735 سنجاق قفلي 163981 246519 سوزن دوزندگي 58431 99382 اجاق گاز فردار مبله 1533209 6352442 ا جاق گازروميزي توکار 2487363 8653467 فرگازي توکار 369740 821861 ظرفشوئي وروشوئي ا زفولادزنگ نزن. 2026004 7933446 وا ن حمام ا زچدن ( حتي لعاب دا ده شده ). 9933 35200 وا ن حمام ا زآهن (باستثناءچدن )يافولاد. 281611 843634 لوا زم بهدا شتي ياپاكيزگي واجزا ءوقطعات آنهااز آهن ياا زچدن باازفولاد 1351896 2883885 ميخ پرچ 462890 641685 ا ره دستي. 803032 1436646 آچارپيچ گوشتي. 244680 899016 مدا دترا ش وتيغه آن 1536414 2737965 يخچال فريزرهاي مجهزبه درهاي خارجي مجزا جداگانه 52325187 211247357 يخچال هاي خانگي ا زنوع ترا کمي(Compression) 1048291 4555434 يخچالهاي خانگي غير از تراكمي 12066469 45462861 فريزرهاا زنوع صندوقي به گنجايش حدا کثر800ليتر 2589719 8200725 فريزرهاا زنوع ا يستاده به گنجايش حدا کثر900ليتر 2234717 7209393 آبگرم کن هاي زودجوش گازي 170662 696720 آبگرم کن هاي زودجوش يامخزني غيربرقي که درجاي ديگرمذکورنباشد 620302 2529135 ماشين هاي ظرفشوئي از نوع خانگي 13795725 71272023 ماشين هاي ظرفشوئي غيراز نوع خانگي 46890 701043 انواع درا توماتيک آسانسور (درب كابين) 2896574 4961717 انواع کابين وفرم کابين آسانسور 411275 781738 انواع درب لولائي آسانسور 734407 1049859 سايرقطعات مربوط به اسانسور، بالاکشنده محفظه دار يا پلکان متحرک غيرمذکور 1483086 3367504 گاوا هن (خيش ) دا را ي خاک برگردا ن 55809 95864 گاوا هن قلمي(خيش ) فاقد خاک برگردا ن 191454 786196 ساير گاوآهن ها(خيش )غير مذكور درجاي ديگر 388158 558700 دستگاه بذر پاش 30703 224562 کودپخش کن 19340 173198 ماشين برداشت نيشكر 81650 1655842 ماشين هاي شيردوش 103647 2022428 ماشين آلات ودستگاههاي تهيه لبنيات 455215 10142659 ا جزا ءوقطعات ماشين آلات ودستگاههاي شيردوش وتهيه لبنيات 392254 8904218 ماشينهاي برش 1153518 5894975 انواع ماشين‌هاي لباسشويي 67469290 218104637 چرخ دوزندگي از نوع خانگي 1867089 4287108 سوزن چرخهاي دوزندگي 268884 1327698 صفحه کليد(keyboard) 895023 4081579 موشوا ره (mouse) 485270 3920594 ماشين ا سکناس شمار 54543 247722 ماشين باندا ژ ا سکناس 917 6012 ماشين پرفرا ژ 24454 174854 ماشين خردکن کاغذ و ا سناد و مدا رک 215979 380889 ماشين خودپردا ز بانکي(ATM) 350653 5710640 جعبه کامپيوتر(case)باويا بدون منبع تغذيه 341954 730923 ترموستات خودرو( شير ترموستاتيک ) 198930 1912746 مغزي برنجي شيرآلات بهدا شتي 218271 742632 بلبرينگ. 17322412 115227887 ا ستارتر و دينام جهت خودروهاي سوا ري ، سوا ري کار و وا نت 446503 1615745 ا ستارترودينام جهت خودروهاي ا توبوس ،ميني بوس ،کاميون ،کاميونت ،ماشين آلات را هسازي و کشاورزي 513772 2731087 ا ستارتر و دينام مخصوص موتورسيکلت 50710 275383 برف پاک کن گرم کن شيشه و را فع بخار برا ي وسايط نقليه موتوري 15097 331343 تيغه کامل برف پاک کن 1062306 3695429 ا توي برقي 1044133 7556998 فر (oven) ميکروويو 4928549 23264807 گوشي تلفن همراه . 465299 73069537 درب بازكن تصويري 44115 311871 درب بازكن غير تصويري 17700 42700 ديسك فشرده ليزري قابل ضبط R/CD R/DVD 991209 4261696 انواع هدفون 71714 2196793 آنتن تلويزيون به جز انتن تلسكوپي 335885 2166014 ا ستارترمهتابي 15564 99994 انواع لامپ 15442928 157633423 تراكتور 80679949 591870603 عينک آفتابي 202096 4203958 کنتورگاز 24992 242421 کنتورمايعات 65403 652167 ساعتهاي ديواري روميزي 3072046 5454411 ساعتهاي ديوا ري غير برقي 450551 1001359 ا شياءبرا ي جشن کريسمس 117087 233043 را کت براي تنيس روي ميز 329237 1565886 توپ فوتبال بسکتبال وا ليبال هندبال 305644 1015422 ا لک دستي وغربال دستي 708 1233 دگمه قابلمه دگمه فشاري ودگمه سردست فشاري وا جزا ءوقطعات آنها. 41849 86818 دگمه ا زموا دپلاستيکي پوشانده نشده باموا دنسجي. 382399 1133149 دگمه ا زفلزا ت معمولي پوشانده نشده باموا دنسجي. 281375 559288 زيپ بادندا نه ا زفلزا ت معمولي. 75398 180634 ا جزا ءوقطعات زيپ 119045 258570 مدادهاي خودکار يا نوكي 317354 1335698 فندک جيبي گازي غيرقابل پرکردن. 244992 543568 فندک جيبي گازي قابل پرکردن. 293533 547652 پيپ هاي استعمال دخانيات 394525 462866 شانه گيره زلف وهمانند ا زکائوچوي سفت ياا زموا دپلاستيکي. 1540311 2565219 مانكن خياطي 480295
[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 19:9 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
دبی در سال ١٩٣٠ با جمعیتی در حدود بیست هزار نفر که حدود یک چهارم آن را خارجیان که غالبا ایرانی و مابقی از کویت، بحرین و هند بودند شکل گرفت.




















[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 19:3 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

در ایران، جریان سلفی زمینه ندارد و لذا یک بدل شیعی برای ان درست کرده اند این همان جریان انحرافی است که به ظاهر مدعی انقلابی بودن، طرفدار ولایت بوده است اما، ولایت که می گویند، یعنی باید فقط مرید امام زمان (عج) باشیم و ولایت فقیه برای این مریدی ضروری نیست و اسلام زیادی خوب است.

به گزارش مشرق ، محمد جواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه در همایش سراسری روسای نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور درباره ریشه‌های خصومت غرب علیه جمهوری اسلامی و تبیین سیاست نظام در تعاملات بین المللی، به ویژه در حوزه حقوق بشر سخن گفت.

وی در شروع سخنان خود به ضرورت فهم موضوع اشاره کرد و گفت: فهم وضعیت، در همه امور بخصوص سیاست خارجی بسیار کلیدی است. فهم وضعیت به این معنی است که تصویر درستی از وضعیت حقیقی خود داشته باشیم تا نشان و جایگاه خود را نه کمتر از آنچه هستیم و نه بیشتر از آن بفهمیم و مبتنی بر این تصویر وظیفه عملی خود را استنتاج نماییم و برای نیل به اغراض آن نقشه راه تهیه کنیم.

لاریجانی ادامه داد: از سوی دیگر به بدست آوردن یک تصویر درست از وضعیت نیازمند داشتن مبنی و متدولوژی است. در غیاب یک پایه درست، جو سازی رسانه ای و خبری و سیاسی می تواند تصویری را به ما تحمیل کند که با واقعیت فاصله دارد. این پدیده امروز به یک شگرد عملیاتی غرب تبدیل شده است.

مبنا و میزان برای نسل امروز ما در فهم وضعیت شامل سه رکن اساسی است رکن اول: منطق نعمت و اغتنام فرصت است. بر اساس این هیئت فکری باید خود را غرق در نعمت‌های بی شمار الهی بدانیم چرا که در قرآن آمده است "و ان تعدّوا نعمت الله علیکم لاتحصوها" از سوی دیگر نعمات الهی همه ساده و آشکار نیستند، بلکه نعمت های مهم غالباً پنهان و مورد غفلت انسان هستند همان طور که آمده است "و أسبغ نعمه علیکم ظاهرة و باطنه".

وی ادامه داد: از نعمت‌های مهم و بزرگ و در عین حال پنهان، نعمت "بودن" است، زیرا هستی ما انسان‌ها و سایر موجودات این عالم ضروری نیست، یعنی می‌توانست نباشد. مثلاً، غرب صهیونی از یکسو روابط سیاسی و اقتصادی خود را با ایران در تنگنا قرار می‌دهد و انواع تضییقات را اعمال می‌کند و از سوی دیگر فریاد بر می‌آورد که ایران در دنیا منزوی شده است و یا اقتصاد ایران در حال فروپاشی است. هدف روشن است غرب می‌خواهد روی فکر مسؤلان و مردم تاثیر گذاشته و تصویری از وضعیت را القا کند که مسئولان خود را در شرایط محاصره سخت مانند شرایط شعب ابیطالب ببینند و مردم هم هراسان و نگران شوند که فردا چه خواهد شد؟ به بانکها هجوم بیاورند و یا ارزاق ذخیره کنند.

محمد جواد لاریجانی افزود: در حالیکه رهبر عظیم الشأن ما از وضعیت حقیقی ما پرده برداری کرده و می‌فرمایند ما در شعب ابیطالب نیستیم، بلکه در شرایط بدر و خیبر هستیم ملاحظه نمایید که تا چه اندازه مهم است که مسئولان و مردم تصویری درست از وضعیت حقیقی خود داشته باشند.

وی تصریح کرد: دومین نعمت پنهان، نعمت انسانیت است. یعنی به جای اینکه سنگ و درخت و یا امثال سایر جانوران باشیم خداوند ما را انسان آفرید که صاحب نطق و اراده هستیم و می‌توانیم بفهمیم، فهم خود را بیان کنیم و فهم خود را تماشا کنیم. ضمناً (اراده) امکان عمل ارادی را برای ما مهیا ساخت و لذا سعادت و شقاوت پیدا کردیم. نیازمند راهنمایی و هدایت شدیم. اینجاست که سومین نعمت مغفول ولی بزرگ مطرح می‌شود که همانا نعمت هدایت است.

دبیر ستاد حقوق بشر گفت: خداوند بر هدایت ما مصر بوده است زیرا مطابق نص بسیاری از روایات یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر برای هدایت ما فرستاده است و این پیامبران هم تا پای جان در امر هدایت انسان‌ها تلاش کرده‌اند.

وی افزود: در منطق نعمت، ذهن همواره دنبال کشف فرصت و اقدام به موقع است. در منطق نعمت است که در اوج شدائد و مصائب، حضرت زینب (سلام الله علیها) در پاسخ آن شقی فرمود که جز رحمت و لطف و خیر الهی چیزی نمی بیند. وقتی ذهن به نعمت الهی توجه می‌نماید، شکرانه باید بجای آورد و این امر همان اغتنام فرصت است. "فرصت سوزی" -به هر دلیل، چه عدم فهم درست وضعیت باشد، چه تنبلی و چه هر کوتاهی دیگر - کفران نعمت است و خلاف است و باعث خشم الهی است و نعمت را از ما می‌گیرد. در حالیکه اغتنام فرصت شکر نعمت بجای آوردن است و نعمت را افزون می‌کند.

محمد جواد لاریجانی گفت: اغتنام فرصت در همه امور مهم است و ضروری و در سیاست خارجی و تعاملات بین المللی شاه کلید توفیقات است. اصطلاح"to seize the moment" که عنوان کتاب معروف ریچارد نیکسون است بدین خاطر در ادبیات بین المللی جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است.

وی به رکن دوم اشاره کرد و افزود: رکن دوم در فهم وضعیت، داشتن یک نقطه یا پایگاه مرجع است. بدون پایگاه مرجع -- Bench Mark نمی‌توانیم جایگاه خود را تعیین کنیم. اما برای نسل امروز ملت ما، پایگاه مرجع، انقلاب اسلامی سال 57 است. انقلاب اسلامی یک پایگاه مرجع برای تشخیص وضعیت ما در دوران معاصر است. با انقلاب اسلامی تجربه عظیم ملت ما در دوران مدرن کلید خورد و آن بنای یک نظام مدنی سیاسی جامع بر اساس فکر اسلامی بوده است.

دبیر ستاد حقوق بشر گفت: معمار این تفکر حضرت امام (ره) بود و ریشه آن مکتب اهل بیت علیهم السلام در فهم اسلام قرار داشت. در مکتب اهل بیت، اسلام عقیده و "عمل استوار شده بر بصیرت" تحقق می‌یابد همانگونه که در قرآن آمده است "قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة " و بصیرت در این کتب مبتنی بر تفقه است. و فقه اهل بیت مبتنی بر ثقلین، قرآن و عترت است.

وی تصریح کرد: در مکتب اهل بیت علیهم السلام، دین اسلام راه عمل در هر برهه و برای همه بشریت است. و اسلام مخصوص آنچه به حوزه خصوصی زندگی معروف شده نیست بلکه فضای کامل زندگی انسان را تحت تأثیر خود دارد چه خصوصی و چه عمومی. و اسلام برای "اقامه" است و اقامه دین بدون بنای حکومت مشروع امکان پذیر نیست. لذا دغدغه مشروعیت از ضروریات عملی هر مسلمان است یعنی همواره مسلمان باید از خود بپرسد که آیا قبول سیطره این حکومت مشروع است یا نه؟

وی ادامه داد: اگر حاکم عادل و مشروع باشد حمایت و اطاعت از او واجب است. و اگر حاکم نامشروع باشد، هرگونه همکاری با او گناه ( اثم و معاونت بر اثم ) است. و ملاک مشروعیت، قاعده ولایت فقیه است که از فروعات عملی بحث ولایت در مکتب اهل بیت است.

لاریجانی در بخش دیگری از سخنان خود به رکن سوم که همان نحوه تطور و تکامل و پیشرفت تجربه تاریخ ساز ملت ما در بنای یک نظام مدنی - سیاسی بر اساس عقلانیت اسلامی است که با نام جمهوری اسلامی معروف شده است اشاره کرد و گفت: از لحاظ نظری، این تجربه، مدل دموکراسی نماینده‌ای متدوال در غرب را به جای عقلانیت سکولار لیبرال، بر عقلانیت اسلامی استوار نموده است.

وی افزود: هنر بزرگ و ماندگار امام (ره) این بود که این تجربه را کلید زد و به عنوان یک واقعیت اجتماعی  "Social Fact" در آورد. امروز دیگر صحبت از مدل های صرفا روی کاغذ نیست - صحبت از یک حقیقت اجتماعی است که همانا تجربه ملت تمدن ساز ایران در دنیای معاصر است بنای یک نظم مدنی سیاسی جدید، که به جای عقلانیت سکولار لیبرال عقلانیت اسلامی را پایه قرار داده و از مکانیزم "دموکراسی" در ساز و کار عملی خود استفاده می‌کند.

دبیر ستاد حقوق بشر درباره جهانگشایی غربی و تجربه جمهوری اسلامی هم گفت: غرب صهیونی، اصطلاحی است که برای سهولت در ارجاع مکرر، به کار می برم، مقصود من از این عنوان مجموعه دولتهای عمده اروپایی  مانند انگلیس‌، فرانسه، آلمان و ایتالیا است که تحت رهبری و پرچمداری نظامی - سیاسی آمریکا حرکت می‌کنند و مافیای صهیونی که حقیقتاً باند مخوف دنیای معاصر و ریشه عمده فتنه های جهانی است موتور فکری، تحریکی و جوسازی های سیاسی این مجموعه است.

وی ادامه داد: غرب صهیونی - که برای راحتی در بیان گاهی فقط می‌گویم غرب- از ابتدا با تجربه جدید ملت ما مشکل داشت و با آن در جبهه تخاصمی قرار گرفت. چرا؟ اولین حدس و گمان ها این بود که منافع آمریکا و غرب در ایران از دست رفت و لذا برای این جهت عصبانی بوده‌اند. این استدلال فقط درصد کمی از خصومت وسیع غربی را توجیه می‌نماید. زیرا نفت ایران درصد بالایی  از نفت منطقه - که تماماً تحت سیطره غرب است - نمی‌باشد و از سوی دیگر، ایران پس از انقلاب هم، عمده درامد نفت خود را اجناس غربی خریده و هنوز هم می‌خرد.

محمد جواد لاریجانی با اشاره به این مطلب که تازه به بهانه مقابله با تهدیدات ادعایی ایران. غرب توانسته است یوغ سیطره خود را برگرده منطقه قوی کرده و منابع را زیر سلطه گرفته و دلارهای نفتی را برای فروش تسلیحات خود به کار گرفته است. بنابراین دشمنی غرب علیه ایران باید علت دیگری داشته باشد.

وی افزود: به نظر من دلیل عمده خصومت غرب علیه ایران، همین آغاز تجربه جدید مدنی ملت ما در بنای یک نظام اجتماعی جامع و کامل بر اساس فکر اسلامی است و هر قدر این تجربه موفق تر می‌شود خصومت بیشتر می‌شود. بخصوص اگر سایر ملل مسلمان هم سعی در استفاده از این الگو داشته باشند - که نهضت بیداری

اسلامی فعلی طلیعه مبارک آن را به نمایش گذاشته است - نگرانی و تصمیم بر دشمنی غرب بیشتر و مجدانه‌تر می‌شود.

دبیر ستاد حقوق بشر گفت: اما چرا غرب صهیونی تجربه ملت ما را بر نمی تابد؟ تا آنجا که با همه امکانات بر علیه آن و برای ناکام کردن آن وارد میدان شده است؟ به نظر من ریشه اصلی این عداوت کور، در پروژه و آرزوی جهانگشایی غربی است که امروز استراتژی پایه برای فعالیت‌های غرب است و به کمک آن می توانیم رفتار غرب را کاملاً بفهمیم. البته "مرض جهانگشایی"، اختصاصی به غرب ندارد و در طول تاریخ، سلاطین مختلف هرگاه احساس قدرت می کردند و بر پهنه وسیعی مسلط می‌شدند، آهنگ جهانگشایی می کردند و جالب است که علاوه بر خسارات فراوان، تاریخ توفیقی برای این پروژه را ثبت نکرده است.

وی افزود: در غرب، شوق جهانگشایی، با پیشرفت‌های وسیع علمی صنعتی و توان نظامی دوران مدرنیته مانند سایر ادوار تاریخی پیدا شد و موج اول جهانگشایان - یا تلاش کنندگان برای جهانگشایی در غرب از جنس قدیمی آن مانند چنگیز و هولاکو بودند. یعنی من تفاوتی بین ناپلئون و چنگیز نمی بینیم. آخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم دوران جهان گشایی ایدئولوژیک غربی باید نامیده شود. یعنی غرب این بار مبنایی اعتقادی برای پروژه جهان گشایی خود مطرح کرده و نجومی تمام تجاوزات و کشتارها و تحمیل‌ها را معقول، انسانی و در راه تعالی تبلیغ می‌کرده است.

محمد جواد لاریجانی گفت: اولین نمونه مهم جهانگشایی غربی با طعم ایدئولوژی تجربه فاشیسم و هیتلر است سوسیالیزم "مردم محور" و "محروم محور" پایه نطق‌های آتشین هیتلر بود و از سویی سرمایه داری صهیونی با حرص سیری ناپذیری ثروت غرب را به دایره بسته و باند خود محدود می کرد و فشار عجیب بر توده‌ها وارد می‌شد. هیتلر از این محرومیت عمومی نهایت استفاده را برد و با کمک "مهندسی تبلیغاتی" که از دیگر ویژگی‌های جهانگشایی ایدئولوژیک غربی است توانست به سرعت آلمان را یکپارچه کند و با سرعت شگفت‌انگیز در توسعه علمی و فنی حرکت نظامی خود را برای جهانگشایی آغاز کند و منجر به جنگ دوم جهانی و مسائل آن شود. استفاده از بازوی نظامی برای نهایی کردن پروژه جهانگشایی سومین خصوصیت جهانگشایی  ایدئولوژیک غربی است. سه خصوصیت مد نظر را تشکیل می‌دهند.

وی افزود: جنگ دوم جهانی پایان یافت با ظهور دو پروژه موازی و رقیب و تخاصم درغرب برای تحقق جهانگشایی ایدئولوژیک غربی محور کشورهای سرمایه داری با ایدئولوژِی لیبرال - دموکراسی به رهبری آمریکا و نزول فاتح اروپایی (غرب صهیونی) و محور دوم امپراطوری مارکسیستی به محوریت مسکو و دول اروپای شرقی.

دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه با اشاره به این مطلب که این دو پروژه هر دو در صدد جهانگشایی بودند. گفت: هر دو پایه ایدئولوژیک معرفی می کند هر دو پایه سکولار "مادی" داشتند، هر دو بر محور افکار عمومی و

تبلیغات تکیه وسیع داشتند و هر دو از به کارگیری بازوی نظامی ابایی نداشتند اما تنها از تقابل و درگیری با یکدیگر مستقیماً احتراز می‌کردند. و نوچه ها را به جان هم می انداختند. لذا عنوان "جنگ سرد" و"جنگ نوچه ها"به این دوره هفتاد ساله داده شد که خیلی هم "سرد" نبوده.

وی افزود: فرو پاشی امپراطوری شوروی را بلوک غرب به حساب پیروزی خود نوشت و لذا مدعی غنائم این جنگ شد و بوش پدر ریی س جمهور آمریکا رسما اعلام کرد که غنیمت این جنگ رهبری فاتحان جنگ دوم جهانی بر دنیا تحت رهبری آمریکا خواهد بود. این همان غرب صهیونی است که حالا ادعای جهانگشایی  سابق خود را با روحیه تهاجمی جدید و با احساس عدم معارضه جدی و در نهایت تبختر و گستاخی دنبال می‌کند. اکنون قریب سه دهه است که غرب گرفتار این بوالهوسی شده و در این توهم رفتارهای غیر موجه و گستاخانه و خشونت بار و البته غالباً ناموفق از خود بروز می‌دهد.

غرب از نهضت بیداری اسلام به شدت نگران و در هراس است

در هوای سیطره بر دنیا و با احساس قدرت بدون رقیب و تکیه بر منطق "زور"همه این عناصر در رفتارهای گستاخانه غرب کاملا عیان است با این مدل رفتاری و هیئت ذهنی غرب از هر پدیده ای که در مقابل جهانگشایی او قد علم کند نگران می شود و سعی دارد که آن را حذف و در نطفه خفه کند.

وی افزود: پروژه جهانگشایی غربی به سرعت با موانع جدی روبرو شد. گروه اول مجموعه کشورهایی هستند که با عقلانیت سکولار به لیبرال مشکل پایه‌ای ندارند لیکن به دلیل سیاسی و یا اقتصادی با رهبری آمریکا و یا غرب مشکل دارند. مانند چین و هند و روسیه و برزیل حتی اتحادیه اروپا، رهبری آمریکا را در معارضه‌های نظامی - امنیتی می‌پذیرد، لیکن در اقتصاد جهانی و فضای بین‌المللی طالب سهم بیشتری است. بنابراین با این مجموعه از کشورها غرب و تلاش رهبری او می‌تواند بسیار دشوار باشد، لیکن پایه ایدئولوژیک ندارد. اما با جمهوری اسلامی ایران و تجربه مردم سالاری اسلامی و احیای اسلام، غرب با یک کابوس روبرو است. "اگر اسلام بیدار شود و در صحنه اجتماعی زنده گردد، چالش جدی برای غرب دارد و شکست غرب در مقابل آن حتمی است "

لاریجانی گفت: این سخن آرنولد توین بی مورخ و متفکر معروف انگلیسی است که کتاب تحلیلی درباره تمدن شناسی از آثار کلاسیک است. با این تلقی غرب از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی با کشور ما برخورد کرده

است و هرچه ایران در مسیر انقلاب و ایجاد یک نظام مدنی بر اساس اسلام موفق‌تر شود، هراس غرب شدیدتر خواهد شد. بخصوص اگر ابعاد فرامرزی پیام و مدل آن از لبنان و فلسطین وبه مصر و تونس و یمن و لیبی و اردن و عربستان برسد.

وی افزود: آمریکا و غرب، در سالهای اول پیروزی انقلاب، معتقد بودند "سابوتاژ" و "کودتا"و "تهاجم نظامی" می‌توانند تجربه ملت ما را در نطفه خفه کنند. اما موفق نشدند پس از پایان جنگ تحمیلی استراتژی معارضه غربی با ایران اسلامی بر اساس محاصره و مدرج و فشار از بیرون و استحاله و فروپاشی از درون استوار شده است که اوج این پروژه در فتنه سال 88 ظاهر گشت. مطابق ارزیابی‌ها و برنامه ریزی‌های غرب، مردم در ایران به اندازه کافی از اسلام و فقها و علمای دین و نظام اسلامی سرخورده شده‌اند که به راحتی توسط گروههای سکولار لیبرال غرب زده داخلی قابل جذب و سامان دهی هستند و اگر درست استفاده شود حکومت را به راحتی به دست می‌گیرند البته میزان هزینه و تلاشی که غرب در زمینه تاثیر گذاری فرهنگی در کشور ما و سایر ممالک اسلامی انجام داده و می‌دهد خود زمینه چنین ادعایی را در ذهن سیاست مداران غربی مهیا کرده است.

محمد جواد لاریجانی با اشاره به این مطلب که فتنه سال 88 در واقع یک کودتای تمام عیار غرب صهیونی برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با یک دیکتاتوری سکولار با ظاهر دمکراسی لیبرال بود گفت:  شکست آن با توجه به میزان عظیم برنامه ریزی‌ها و سرمایه گذاری‌ها سیاسی، اقتصادی، امنیتی، باید یک فتح الفتوح جمهوری اسلامی به حساب آید. البته آمریکا و دول اروپایی، پس از ناکامی بزرگ سال 88 در سرنگونی نظام اسلامی در ایران، استراتژی خود را از جهاتی اصلاح و تغییراتی البته در همان جهت تخاصمی ایجاد کرده‌اند برای مثال افزایش فشارهای اقتصادی و تضییقات و تحریم ها برای ایجاد آشفتگی و از هم پاشیدگی اقتصادی در کشور. با توجه به تصویب قطعنامه های متعدد در سازمان ملل علیه ایران و تصویب تحریم های نسبتا گسترده ، هم اکنون غرب صهیونی منتظر مصوبه ای برای مشروعیت بخشی به اقدامات خصمانه خود در این زمینه ها نمی‌ماند، بلکه هر روز قدم جدیدی را اعلام می‌نماید که بخشی بخاطر القاء تحرک و توان در خصومت است و اینکه غرب کنار نکشیده و به نوکران خود در داخل و خارج هم روحیه بدهد و بخشی هم حقیقتاً برای تخریب اقتصاد کشور است.

وی دیگر اقدام غرب را فشار رسانه‌ای، تبلیغاتی همراه با تحرکات در سازمان های بین المللی برای انزوای سیاسی جمهوری اسلامی تحت عنوان نقض حقوق بشر، تروریسم عنوان کرد و گفت: البته در این میان به تحریک همسایگان علیه ایران، بخصوص اعراب حاشیه جنوبی خلیج فارس دست زدند تا ایجاد فضای نا امنی کرده و ضمناً "ایران هراسی" را مستمسک حضور وسیعتر خود در این کشورها قرار داده و تسلیحات عظیمی را هم به آنها قالب کنند.

لاریجانی تصریح کرد در این میان توسعه در اقدامات تروریستی تحت عنوان های قومیتی و فراتر از آن مانند ترور نخبگان علمی و سیاسی کشور.نباید غافل شویم که از این نکته که (تروریسم) در قرن بیست و یکم به ابزار فعال غرب در پیگیری سلطه تبدیل شده است و تا آنجا پیش رفته که صوری و از آن که تمام قواعد بین المللی - اقلاً در صورت - را رفض  می نماید روشن و بی پرده توسط آمریکا و متحدانش مورد استفاده است. آمریکا و رژیم صهیونی هر کس را که تشخیص بدهند "بد" است می‌توانند دستگیر و یا ترور کنند و تازه نام آن را جنگ با ترور می‌گذارند.

وی ادامه داد: آمریکا روشن و بی پرده از منافقین، ریگی، سلطنت طلب‌ها و غیره در به کار گیری اقدامات تروریستی استفاده می نماید. غرب صهیونی از منافقین، پژاک و غیره حمایت می کنند و امروزه تروریست ابزار فعال غرب صهیونی در پیگیری جهانگشایی  مورد ادعای آنهاست.

وی گفت: عدم توفیق جریان اصلاحات در کشور ما در کودتای مخملی سال 88 نشان داد که سکولارها و لیبرال ها بسیار ضعیف تر از آن هستند که بتوانند نظام اسلامی را سرنگون سازند. لذا استراتژی استحاله داخلی غرب در فاز فعلی مبتنی در به کار گیری یک پوشش -Cover letter - فریبنده و با به کارگیری جذبه دینی و علقه معنوی مردم ما است. روشن تر بگویم در کشورهای عربی و اسلامی هم، غرب به ناتوانی سکولارها در مقابله با نهضت اسلامی واقف است. لذا جریان سلفی تند خویی را با دلارهای عربستان و امارات و قطر حمایت می‌کنند که ظاهر فریبنده تبعیت از شرع دارند.

دبیر ستاد حقوق بشر گفت: در نظر غرب سلفی‌ها می‌توانند جوانان فداکار و مجاهد را جذب نمایند و قدرت را به دست آورند سپس در فاصله نه چندان زیاد مردم از ناتوانی آنان در اداره کشور به ستوه می‌آیند - مانند طالبان در افغانستان - و کار به دست سکولارهای غربی می‌افتد در حالیکه نهضت اسلامی هم کاملا منزوی شده است. سلفی و طالبان‌ها و القاعده و امثال اینها نقش جاده صاف کن برای سیطره غرب و حذف خشن و فیزیکی مخالفین غرب صهیونی را دارند.

وی افزود: اما در ایران، جریان سلفی زمینه ندارد و لذا یک بدل شیعی برای ان درست کرده اند این همان جریان انحرافی است که به ظاهر مدعی انقلابی بودن، طرفدار ولایت بوده است اما، ولایت که می گویند، یعنی باید فقط مرید امام زمان (عج) باشیم و ولایت فقیه برای این مریدی ضروری نیست و اسلام زیادی خوب است. لذا نمی تواند فعلا اجرا شود و باید صبر کرد تا حضرت خود بیاید و فکری کند. به فقه و تفکر فقاهتی اهل بیت که استدلالی و محکم است و به ثقلین متکی است توجه ندارند اما به خواب، و ادعاهای ارتباط مستقیم با امام زمان در تصمیمات خود ارجاع دارند.

محمد جواد لاریجانی گفت: به جای ادبیات روشن ساده، عمیق و بی ابهام مکتب اهل بیت، از اصطلاحات مغلق و مشکک عرفانی بهره می جویند. و برای تعریف هویت نسل فعلی تکیه بر ایران باستان و کورش به جای انقلاب اسلامی و امام (ره) دارند. جالب است که از یکسو می‌گویند در مواجه با دنیا نباید اسلام، اسلام کنیم بلکه باید در مشترکات "بشری" مانند عشق، عدالت، صداقت، صفا و امثال اینها تکیه نماییم اما بناگاه "مکتب ایرانی" مطرح می‌شود که ما را در میان مسلمانان هم منزوی می‌کنند. تا چه رسد به کل جهان. باید بدانیم که این جریان بدلی با ظاهر فوق العاده امام زمانی، صرفاً برای راه سازی سیطره خط غرب صهیونی است. میوه این شجره زقوم ضربه به تجربه ملت ما در ایجاد یک نظام مدنی سیاسی براساس فکر اسلامی و پیشرفت و توسعه آن است و میخواهد کاری که سکولارها و لیبرال های داخلی با حمایت وسیع خارجی نتوانستند انجام دهند آن را دوباره تکرار کنند. این جریان انحرافی با فتنه سال 88 هم جنس است و برای فتنه جدید طراحی شده است.

وی در بخش دوم سخنان خود به موضوع حقوق بشر اشاره کرد و گفت: حقوق بشر عنوانی است که در تحت آن مجموعه وسیعی از ادبیات و اسناد تولید شده است و از لحاظ فخامت از سایر متون بین المللی بالاتر است. به علاوه مکانیزم‌های مفصل پایش و مجازات هم برای آن در نظر گرفته شده است و هم اکنون به مهمترین حوزه عملیاتی در میان نهاد های سازمان ملل تبدیل شده است. قبل از هر چیز باید نحوه رفتار غرب را در این حوزه و عمدتاً نهادهای سازمان ملل بفهمیم برای این غرض دو نکته مهم را نباید فراموش کرد - نکته اول، خود محوری و خود بزرگ بینی غرب است. در نظر سیاستمداران موثر و تصمیم گیر غرب صهیونی، تجربه مردم غربی بهترین تجربه در زندگی بشر است و غرب است که میزان و معیار تمدن است و مدنیت با نحوه زندگی غربی اندازه گیری می‌شود. سایر تمدن‌ها و نحوه زندگی‌ها صرفا ارزش موزه‌ای دارند نه ارزش "عملی".

وی در تشریح نکته دوم گفت: غرب سازمان‌های بین‌المللی را ابزار اعمال رهبری و جهانگشایی خود می‌داند نه میدانی که تمام خانواده بین‌المللی در آن با حقوق و احترام، بدور از فشار و تحمیل و تهدید با هم به تعامل بپردازند. سازمان ملل و نهادهای وابسته به ان به تئاتری برای تک بازیگری غرب صهیونی تبدیل شده است.

لاریجانی با بیان اینکه با توجه به این مدل رفتاری غرب، به یکی از محورهای فعال و مطرح در گفتمان بین‌الدولی، که حقوق بشر باشد می‌پردازیم گفت: متون حقوق بشری که از 60 سال پیش تصویب شده تا امروز، تماماً بر اساس عقلانیت سکولار لیبرال تنظیم شده است و از آن فراتر سعی دارد نورم رفتاری غربی را به عنوان معیار جهانشمول معرفی کند. همانطور که قبلا اشاره کردیم تحمیل سیطره غربی همراه با توجیه ایدئولوژیک است و دقیقا این کاربرد یعنی متون حقوق بشری به عنوان توجیه کننده سیطره غرب برجهان در تمام متون دیده می‌شود.

وی ادامه داد: از سوی دیگر، کشورها و بخصوص جهان اسلام به نحو کامل از این پروسه برکنار بوده و هستند. تا آنجا که در نظر غربی‌ها اسلامیت و صحبت کردن از حقوق بشر نوعی شوخی تلقی می‌شود. تلاش‌های دو دهه اخیر جهان اسلام برای باز کردن فضای گفتمان حقوق بشری برای عقلانیت اسلامی (مانند مصوبه اجلاس قاهره) با مخالفت صریح و روشن دول غربی تا امروز ابتر مانده است.

لاریجانی افزود: از این هم فراتر غرب با هرگونه نسبی‌گرایی یا چند جانبه‌گرایی فرهنگی هم مخالفت دارد. اما از لحاظ عملیاتی، نهادهای نظارتی و پیگیری سازمان ملل به ابزار فشار گزینشی غرب تبدیل شده‌اند.

دبیر حقوق بشر قوه قضاییه با اشاره به این مطلب که ایران که در آن هر سال یک انتخابات برگزار می‌شود و رقابت سیاسی قوی وجود دارد و تنها دموکراسی خاورمیانه است، به علت عقلانیت سکولار لیبرال از اولین روز تاسیس تاکنون مورد سخت‌ترین انتقادات، تهاجمات، قطعنامه‌ها و مکانیزم‌های پایش قرار گرفته است. اما کشورهایی مانند عربستان، قطر و مصر و امثال این‌ها که حکومت‌های دیکتاتوری، فاسد و بسیار خودکامه دارند، چون متحد (بلکه نوکر) غرب هستند هیچ مشکلی از لحاظ حقوق بشر ندارند. نه قطعنامه‌ای علیه آنان صادر می‌شود و نه گزارشگر ویژه دارند.

وی افزود: غرب صهیونی، از تهاجم وسیع حقوق‌بشری فعلی علیه جمهوری اسلامی چند غرض را دنبال می‌‌کند اولا، می‌خواهد یک معارضه ضد نظام اسلامی را در داخل زیر چتر مدافعان و فعالان حقوق بشر سامان دهد. از آنجا که استراتژی تهاجمی غرب بر اساس فشار و تضییقات از بیرون و از هم پاشیدگی از درون استوار شده است، لذا فعال شدن یک تشکل معارض داخلی که همه طیف‌ها را در مرحله ضربه به نظام به هم وصل کند می‌تواند از منبر حقوق بشر استفاده فراوان ببرد این استراژی، هنگامی که به خانم شیرین عبادی جایزه صلح نوبل دادند کاملاً برملا شد.

لاریجانی گفت: چقدر مفتضح است کسی که از نزدیکان خانواده سلطنتی بود و در دوران ستم شاهی هرگز علیه ظلم و زندان وشکنجه سخنی نگفته بود امروز به عنوان سرمدافع حقوق بشر توسط غرب معرفی می شود؛ و هر فردی که علیه اسلام، نظام اسلامی، احکام اسلامی، ولایت فقیه و جمهوری اسلامی موضع‌گیری کند بلافاصله توسط غرب به عنوان مدافع حقوق بشر مورد تمجید و حمایت قرار می‌گیرد و جایزه پس از جایزه به او داده می‌شود. و اصلاً مهم نیست که این فرد با سازمان‌های تروریستی همکاری داشته باشد و یا از دزدان ثروت ملی باشد و امثال اینها.

وی تصریح کرد: امروز با تابلوی حقوق بشر از منافقین آدم کش و جنایتکارانی مانند ریگی و پژاک و تندر در واشنگتن و پاریس و لندن و برلین حمایت وسیع سیاسی،مالی، لجستیک و تبلیغاتی می‌شود. بنابراین یکی از اغراض مهم غرب در پیگیری تهاجمات حقوق بشری علیه ایران به راه انداختن و تحرک دادن به یک جبهه معارض درونی است که ظرفیت خشونت بالایی را داشته باشد و در عین حال تابلوی فریبنده دفاع از حقوق بشر را هم حمل کند.

دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه درباره دومین غرض و هدف غرب از این جبهه دشمنی با عنوان مشروعیت دادن به فشارها و توطئه‌ها و ظلم هایی که در حق ملت ما روا می‌دارند نام برد و گفت: وقتی به حقوق مسلم ما در امر استفاده از تکنولوژی هسته ای و یا دفاع ملی و یا استقلال اقتصادی و روابط سیاسی هجوم می‌برند و هیچ حرف منطقی ندارند متوسل به شانتاژ حقوق بشری می‌شوند. آنگاه در توجیه خیانت‌ها و جنایت‌های خود نسبت به کشور و مردم ما می‌گویند ایران به حقوق بشر احترام نمی‌گذارد، زیرا بهایی‌ها را مانند رژیم شاه همه کاره نمی‌کند و یا با زنا و هم جنس بازی برخورد سنگین دارند و دست دزد را قطع می‌کنند، پس ملتی هستند اهل شکنجه و وحشی لذا جان و مالشان و آبرویشان و منافعشان حلال است.

وی گفت: ثالثاً، قصد دارند انواع ایذا و تحقیر و توهین را نسبت به مسئولان عالی نظام انجام دهند و برای این هدف پلید و زشت ، یک مستمسک می خواهند و آن تخلفات حقوق بشری است از هم اکنون انواع لیست‌ها را تبلیغاتی کرده‌اند که این افراد به خاطر تخلفات حقوق بشری حق سفر به اروپا را ندارند و اموالشان در اروپا یا غرب ضبط می‌شود و قس علی هذا در مرحله بعد می‌خواهند این روند را به یک مصوبه مجمع عمومی و سپس شورای امنیت تبدیل کنند.

وی با اشاره به این مطلب که سیاست نظام از زمان حیات حضرت امام (ره) تاکنون، عدم انفعال و تقابل و تعامل فعال برای خنثی‌سازی و دفع این تهاجمات است. هرقدر شدت تهاجم بیشتر شود، اهتمام ما به مقابله قوی‌تر خواهد شد گفت: ما هرگز از راهی که در پیش گرفته‌ایم، یعنی بنای یک نظام مدنی سیاسی بر اساس عقلانیت اسلامی پشیمان نبوده و نخواهیم شد، بلکه دستاوردهای شگرف این مسیر که ایران را قوی‌ترین و موثرترین حکومت خاورمیانه ساخته است گویای این واقعیت است که مسیر درستی را طی کرده ایم و باید ادامه بدهیم.

لاریجانی به مکانریزم گزارشگری اشاره کرد و گفت: یکی از مکانیزم‌های پایش که در امر حقوق بشر در سیستم سازمان ملل وجود دارد، مکانیزم گزارشگری است که سه نوع گزارشگری مهم وجود دارد.

وی ادامه داد: نوع اول، گزارش عمومی و ادواری کشورها است مبتنی بر این مکانیزم همه کشورها بدون استثنا بر اساس مدلی غیر تبعیضی هر چهار سال یک بار باید از طرف شورای حقوق بشر مورد ارزیابی قرار گیرند. جمهوری اسلامی در تصویب این مکانیزم در مجمع عمومی نقش فعالی داشت و آمریکا و برخی دول غربی به شدت مخالف بودند و نهایتاً بدان پیوستند.

دبیر ستاد حقوق بشر تصریح کرد: بر اساس همین مکانیزم وضع حقوق بشر در جمهوری اسلامی ۲ سال قبل در شورای مورد بررسی قرار گرفت و علی رغم تلاش بسیار غربی ها، و درست بر اساس همین مکانیزم، دولت آمریکا در سال گذشته مورد ارزیابی قرار گرفت و کشورها متعدد سابقه آمریکا را مورد نقد قرار دادند و مسئله شکنجه، کشتن و سایر تجاوزات که در این کشور وجود دارد رسماً مطرح شد. این اولین بار است که

امریکا پشت میز نشست و سایر کشورها درباره وضع حقوق بشر در این کشور صحبت کردند و این مسئله انقدر برای دولتمردان آمریکا گران تمام شد که در کنگره مطرح شد، آمریکا هرگز نباید به شورای حقوق بشر بپیوندد.

محمد جواد لاریجانی درباره نوع دوم گزارشگری گفت: گزارشگری موضوعی است. در شورای حقوق بشر

حدود سی موضوع است که هریک برای مدتی یک گزارشگر خاص دارد و این گزارشگران به درخواست کشورها و یا به تقاضای خودشان راهی کشورها می‌شوند و عمدتا دنبال بررسی نقاط ضعف هستند. برای کشورها،

علامت بسیار مثبت است که گزارشگران هرچند وقت یکبار بروند و گزارش تعیین کنند. این نشانه باز بودن کشور و قصد مسئولان برای رفع نقض‌ها است.

وی ادامه داد: در هفت سال گذشته بیش از 6 گزارشگر موضوعی به ایران آمده‌اند مانند گزارشگر استقلال قضات، گزارشگر آزادی بیان، گزارشگر وضع زنان و غیره.

دبیر ستاد حقوق بشر به نوع سوم گزارشگری با عنوان گزارشگر ویژه یک کشور با یک موضوع اشاره کرد و گفت: تصویب این مسئولیت با شورای حقوق بشر است. در سال گذشته شورای حقوق بشر، پس از قطعنامه

های مکرر مجمع عمومی و تلاش دول غربی و نوکران آنها و فضای منفی پس از انتخابات سال 88 و جو سازی‌های وسیع رسانه‌های غرب بر علیه اجرای احکام شرع، اقای احمد شهید که فردی از اهالی مالدیو و سکولار و با روابط گسترده با اسراییل و غرب است را به عنوان گزارشگر ویژه جمهوری اسلامی ایران تعیین کرد و گزارشی از اوضاع حقوق بشر این کشور تهیه و به شورا و به مجمع عمومی ارائه دهد.

محمد جواد لاریجانی گفت: ادعا اینست که گزارشگری باید از نقض‌های اساسی حقوق بشر در کشورها پرده بردارد و آن را برای پیگیری و برخورد به سازمان‌های مسئول ارائه دهد. مثلاً از زندان گوانتانامو، ابوغریب، زندان های مخفی امریکا در افغانستان و اروپای شرقی از اسلام ستیزی در غرب، از جنایات اسراییل، جنایات آل سعود و آل‌خلیفه گزارش تعیین کند. اما در عمل گزارشگری ابزار سیاست‌های جهانگشایی غربی است و آنها تهمت‌ها و جو سازی‌های خود را یکبار دیگر با زبان گزارشگر و امضا و مهر نهادهای بین‌المللی بیان می‌کنند.

لاریجانی گفت: البته بخاطر همین ساختار معیوب سازمان ملل اهمیت و اعتبار آن کاملا از دست رفته است. همانطور که قبلا اشاره کردم تلقی آمریکا و غرب صهیونی از سازمان ملل ، تمهید کننده سیطره غرب بر دنیا است. تاسیس این سازمان و نحوه مدیریت آن و حق وتوی موجود در آن همه به این جهت توجه دارند. البته همیشه آمریکا و غرب موفق نبوده اند و این استراتژی جمهوری اسلامی است که تحول عمده  بلکه انقلابی در آن بپا کنند و سازمان ملل را خانه همه ملت‌ها کند تا به راحتی و آزادی به تعامل با یگدیگر بپردازند و بشریت از تنوع تجربه‌های انسانی و فرهنگی سودهای کلان ببرد و جعلناکم قبائل و شعوبا لتعارفو.

دبیر ستاد حقوق بشر با اشاره به این مطلب که تعیین گزارشگر ویژه برای اوضاع حقوق بشری جمهوری اسلامی ایران، اقدامی ناموجه، تبعیض‌آمیز و توطئه‌گرانه بوده است گفت: اگر چه از ظواهر قانونی و مقررات استفاده کرده‌اند، اما در اصل سوءاستفاده کامل شده است‌. این اولین موضع ما درباره گزارشگر ویژه. لازم به ذکر است که تغییر و ارتقاء وضعیت کمیسیون حقوق بشر سابق به شورای حقوق بشر فعلی بر اساس عدم رضایت از سوء استفاده غرب از گزارشگری گزینشی و تحت فشار قرار دادن کشورها زیر عنوان تخلف حقوق بشری بوده است امروز هم اکثر کشورها مخالف مشی تبعیض‌آمیز غرب هستند و یکی از استدلال‌های مطرح ، علاوه بر مخالفت با دوگانگی در معیارها، توجه به این مسئله است که حقوق بشر در کشورها با همکاری و یاری دولت‌ها بهتر توسعه می‌یابد و با فشار و درگیری (حقوق بشر) ارتقاء نمی‌یابد، بلکه سوء‌استفاده سیاسی دول زیاده‌خواه و سیطره طلب دنبال می‌شود. لذا، تصویب تعیین گزارشگر کشوری که در آن نظر موافق کشور موضوع لحاظ نشده باشد دارای اثار معکوس از نظر بهبود و ارتقا حقوق بشر است.

وی با بیان اینکه نکته دوم  سبک‌سری و بی‌ظرفیتی این فرد است گفت: از روزی که به این مسئولیت منصوب شده است با تمام رسانه‌های فارسی‌زبان دشمن کشور مصاحبه می‌کند و همان حرف‌ها که سی سال است زده شده و می‌شود را دوباره نشخوار می‌کند. مراودت او با گروه‌های تروریست یکی دیگر از فضاحت‌های رفتاری وی است.

لاریجانی خاطرنشان کرد: در واقع تفاوتی بین مطالبی که گزارشگر ویژه می‌گوید با آنچه وزارت خارجه آمریکا می‌گوید نیست. شاید بهتر بود خانم کلینتون به عنوان گزارشگر ویژه حقوق‌بشر در ایران تعیین و منصوب می‌شد. گزارشگر ویژه اقلاً در ظاهر هم که شده باید بی طرفی خود را حفظ کند از داخل این کوزه معلوم است چه زقومی به بیرون تراوش خواهد کرد.

دبیر ستاد حقوق‌بشر قوه‌قضاییه نکته سوم را سطح بسیار پایین حرفه‌ای‌گری در گزارش‌های ابتدایی احمد شهید داانست گفت: ایشان اولین گزارش خود را با عجله به جلسه مجمع عمومی داد.گویی نیاز به هیزم داشت تا آتش آن خاموش نشود. حال این گزارش با گزارش‌های قبلی دبیر کل چه فرقی دارد؟ اصلا تمام این گزارش‌ها در سایت‌های ضد نظام اسلامی بهتر وجود دارند. آیا نقش دبیر کل سازمان ملل و گزارشگر ویژه به حد وصله پینه کردن - Copy Paste - مطالب چند سایت دریوزه تنزل کرده است؟ اگر چنین است چرا لیست اتهامات در حد پانصد متوقف شود؟

لاریجانی افزود: وقتی حساب و کتاب در کار نباشد، چرا دو هزار اتهام مطرح نشود؟ ظاهرا گزارشگر محترم در عمر خود هیچگاه یک گزارش حرفه‌ای تهیه نکرده است. چارچوب و پیش‌نیازهای گزارش حرفه‌ای هم در اسناد سازمان ملل آمده و هم جزو خصوصیات حرفه‌ای امر است. نکته چهارم  ندانستن متدلوژی در تهیه گزارش است. روش اقای احمد شهید وصله‌پینه کردن اتهامات تبلیغاتی رسانه‌های مزدور غربی و صهیونی و اعلان آن است. این مرفوض‌ترین نحوه عمل است.

وی گفت: به نظر ما هرگونه گزارش از وضعیت حقوق بشر در ایران نباید از اتهامات شروع کند بلکه باید از مجموعه توصیه‌های UPR که ایران قبول کرده شروع کند و تحت آن سرفصل‌ها مثبت و منفی مسائل را واقعی بنویسد. از سوی دیگر هر سرفصل در گزارش UPR نیازهای تحقیقاتی خود را دارد و با "فرمایش" تهیه نمی‌شود. ما با مکانیزم گزارشگری که بر اساس اصول حرفه‌ای و متدلوژی معقول باشد هیچ مشکلی نداریم و آن را بسیار مثبت می‌دانیم و یقین داریم که آمریکا و غرب صهیونی و شورای حقوق بشر از نتایج چنین گزارشی پشیمان و عصبانی خواهند شد زیرا به نفع جمهوری اسلامی خواهد بود و پرده از مجموعه وسیع تخلفات و توطئه‌ها علیه ملت و کشورما بر می‌دارد.

دبیر ستاد حقوق بشر قوه‌قضاییه گفت: اما نمایش تئاترگونه گزارشگری بی‌ارزش است و نیاز به زحمت سفر به ایران ندارد. جناب گزارشگر ویژه می‌تواند همانطور که تا به حال عمل کرده، با مراجعه به سایت‌های وزارت خارجه آمریکا، انگلیس، اسراییل و گروه‌های منافقین و پژاک و ریگی لیست بلند و بالایی از اتهامات واهی را ارائه دهند. بنابراین موضع ما در قبال گزارشگر ویژه کاملا روشن، اصولی وب دون اغماض است اما در مورد گزارش‌گرهای موضوعی، ما هیچ مشکلی نداریم.

لاریجانی ادامه داد: آنها با حفظ اصول حرفه‌ای‌گری به ایران می‌آیند، همانطور که در گذشته آمده‌اند. البته ما به گزارشگرانی که با ابتکار خود می‌خواهند بیایند اولویت می‌دهیم تا توصیه دیگران.

وی با بیان اینکه نگاه ما به اوضاع و وضعیت‌ها، نگاه مبتنی بر منطق نعمت است و همواره در هر وضعیتی دنبال فرصت می‌گردیم. میدان حقوق بشری یک فرصت طلایی برای معرفی تجربه مهم معاصر ملت ما یعنی بنای یک نظام مدنی سیاسی بر اساس عقلانیت اسلامی است. برای این غرض باید (تز) تکثر فرهنگی و ربط آن به حقوق بشر را وارد متون پایه حقوق بشری کنیم تا با هوس سیطره و سلطه جهانی غرب صهیونی بر فکر و اندیشه و عمل بشر، مقابله کنیم.

به گزارش فارس، لاریجانی ادامه داد: سیاست جهانگشایی فعلی غرب علاوه بر خسارات مادی و توسعه‌ای، بشر را از دستیابی به تجربه‌های نوع دیگر باز می‌دارد و لذا به توسعه تمدنی بشریت ضربه مهلکی وارد می‌کند. از سوی دیگر، باید از سوءاستفاده غرب از مفهوم جهانشمولی جلوگیری کنیم‌؛ از لحاظ فلسفی جهانشمولی مطلق فقط بر اساس حقانیت قابل اثبات است لذا در دنیای سکولار که حق مفهومی مغفول و بلکه مهجور و خطرناک است و تمام ادعاها بر اساس بی‌نیازی بدان مطرح می‌شود، باید به جهان شمولی مصلحتی یا قراردادی (تعهدی) اکتفا کنیم.

دبیر ستاد حقوق‌بشر قوه‌قضاییه گفت: در عین حال، غرب نباید تفسیر متون را مطابق میل خود القا کند. مثلا در منشور پایه حقوق بشر جهانی، این اختیار برای هر فرد تضمین شده است که همسر دلخواه خود را برگزیند. مصداق همسر هم کاملا روشن است و بر اساس مفهوم ازدواج حدود آن تعریف می‌شود. حال دول غربی به راه افتاده‌اند و به عنوان پرچمداران مدرنیته و تمدن می‌گویند جنس‌گرایی هم باید مصداق همسر قرار گیرد و اصول منشور با این دید تفسیر شوند. بگذریم که تا سه دهه قبل همجنس‌بازی (مرض) و انحراف محسوب می‌شد و دادگاه‌ها در آمریکا و اروپا علاوه بر مجرمیت مداوای هورمونی نیز اعمال می‌کردند.

لاریجانی گفت: سوال مهم این است که چرا وضعیت و تطوارت اجتماعی و اخلاقی غرب باید مبنای پیشرفت و تمدن باشد؟ چرا همه دنیا باید به ساز غرب برقصند؟ چرا مردم و دنیای اسلام حق نداشته باشند که مفهوم (همسری) را مطابق شرایط فرهنگی و تاریخی خود نفی کنند؟

وی ادامه داد: حرف ما این استکه اولا ما متون حقوق بشری را ناقص، یک‌طرفه و در بسیاری از موارد ناموجه می‌دانیم. ثانیاً تعهداتی که امضا کرده‌ایم، مادام که امضای خود را پس نگرفته‌ایم بدان پایبند هستیم حتی اگر قبول نداشته باشیم. ثالثا تفسیر متون مورد معاهده هرگز منحصر به تفسیر (غربی) نیست بلکه کشورها می‌توانند بر اساس قوانین و فرهنگ خود این قوانین را تفسیر و پیاده کنند.

[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 19:2 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

تعريف حجامت:
حجامت یک روش خون گیری است که به منظور پیشگیری و درمان بیماریها انجام میشود و این نام گذاری احتمالا به علت شیوه ی عمل آن است که ازطریق تحجیم وگشایش و انبساط موضعی عمل می کند.
حجامت از ارکان نظام طب سنتی و طب اسلامی است که با قدمت٣٣٠٠ سال قبل ازمیلاد مسیح در مقدونیه و سپس دریونان باستان و بعد در حدود٢٦٠٠ سال قبل از میلاد مسیح در ایران و چین و سپس١٥٠٠ سال قبل در هند انجام می شده است و توسط بقراط و جالینوس و پس از ظهور اسلام به صورت کامل توسط رسول اکرم(ص) به جهان بشریت اهدا شد.

حکمای بزرگ طب سنتی مانند رازی، بوعلی، جرجانی و ... حجامت را بعنوان ابزار قدرتمند و محوری پیشگیری، در بیماریها و درمان آنها معرفی کرده اند و هم اکنون در ٤١ کشور جهان به رسمیت شناخته شده و درحال انجام و در دست مطالعه و پژوهش می باشد. در ایران  حجامت جایگاهی ویژه درفرهنگ مردم داشته و به عنوان سنتی موکد جزء اعتقادات آنها بوده است.
حجامت در واقع اعمال یک استرس فوری به سیستم ساکن دفاع عمومی بدن است تا آن را برعلیه کلیه عوامل درونی و بیرونی هشیار و فعال نماید.
بیشترین کاربرد حجامت در بُعد پیشگیری است و با مکانیسمهای مختلفی از جمله تنظیم سیستم ایمنی، تنظیم ترکیبات شیمیایی و هورمونی خون و تنظیم سیستم اعصاب خودکار بدن از ابتلا به انواع بیماریها پیشگیری می کند. علاوه براین حجامت کاربرد های درمانی نیز دارد به نحوی که در درمان برخی بیماریها مانند سردردهای عصبی و میگرنی، چربی، قند و اوره خون، سنگهای کلیوی و کیسه صفرا موثر است .
بوسیله حجامت خونهای آلوده و غیر قابل استفاده (مانند روغن سوخته وسایل نقلیه) از بدن خارج می شود. این خونها به مرور زمان در پشت و برخی دیگر از نقاط بدن جمع شده و در فرصتهای مناسب به تدریج توسط بدن خارج می شود اما عملکرد بدن در این زمینه بسیار کند است به گونه ای که به مرور زمان بر تراکم این خونهای آلوده افزوده می شود و سلامتی ما را تحت تاثیر قرار می دهد.
حجامت طبیعت مدبره را که روحی هوشمند در بدن ما است و بدن ما را به طرف تعادل سوق می دهد، تنظیم می کند و انحراف آن را می گیرد . طبیعت مدبره، باعث می گردد مثلاً وقتی صفرا در  بدن فرد بالا می رود، افراد دوست دارند ناخود آگاه مواد با طبع سرد مانند ترشیجات بخورند. فردی که اصول تغذیه را رعایت می کند این طبیعت مدبره در بدن او هوشنمد و تنظیم است، چنین افرادی برخی مواقع دوست دارند چیزی را بخورند یا کاری را بکنند و باید آن را  انجام دهند که به نفعشان است مثلاً صفراویها در تابستان دوست دارند خنکی بخورند و بلغمی ها در زمستان با خوردن یک قاشق ماست احساس ناخرسندی می کنند، ولی اگر تغذیه ناسالم شد، به مرور زمان این طبیعت مدبره منحرف شده و درست عمل نمی کند و خود را به ناچار با این روشهای غلط تغذیه و زندگی هماهنگ می کند مانند وجدان که در صورت ارتکاب مکرر اعمال نادرست، به مرور در بدن تضعیف می گردد.
روش حجامت:
حجامت انواع مختلفی دارد که محل و روش انجام آن متفاوت است ولی آنچه در این قسمت بیان شده است در خصوص حجامت عام می باشد که به طور معمول مطرح بوده و انجام می شود.
محل حجامت عام بین دو کتف است. ابتدا بوسیله لیوان مکش مخصوص، خونهای آلوده در نقطه خاصی جمع می شود و سپس توسط تیغ چند خراش سطحی ایجاد می شود. این کار درد بسیار مختصری دارد. سپس خونهای آلوده وارد لیوان شده و دور ریخته می شود .در مراكز معتبر لیوان و تیغ حجامت استریل و یکبار مصرف می باشند.

حجامت در اسلام:
حجامت در اسلام جایگاه خاصی دارد و در این زمینه حدیثهای فراوانی نقل شده است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:

رسول اعظم (ص) در حدیث شب معراج می فرمایند:
فی لَیلَه اَسری بی الَی السماءِ ما مَرَرتُ بِملاء مِنَ الملائِکَهِ اِلا اَن قالوا یا محَمَد اِحتجِم و امر اُمَتِکَ بِالحِجامَه
وقتی به آسمان هفتم صعود کردم هیچ ملکی از من گذر نکرد، مگر این که گفت: ای محمد حجامت کن و امتت را به حجامت امر بفرما. بحارج 62 ص 300 باب 89  و همچنین تفسیر المیزان آیه اول سوره اسری
رسول اعظم (ص):
پنج چیز از سنتهای پیامبران الی است:  حیا، حلم، حجامت، مسواک و عطر زدن
کافی ج 6 ص 484
امام علی (ع):
به درستی که حجامت بدن را سالم و عقل را نیرومند می گرداند.
بحارج 62 ص 114 ج 10 ص 89
امام رضا (ع):
رسول خدا فرمودند اگر در چیزی شفا وجود داشته باشد پس در تیغ حجام است یا در شربتی عسل وسائل ج 17 ص 541

فوايد حجامت:

ثابت شده که حجامت برای حدود هفتاد بیماری اثرات پیشگیرانه و درمان کننده دارد. برخی از آثار درمانی و پیشگیرانه حجامت موارد زیر است:
سرماخوردگی مکرر- آنفولانزا - آلرژی فصلی- بیماری پوستی جوش و کورک- درمان اعتیاد- رفع سلولیتهای بدن - درمان چاقی- بهبود کارائی کلیه - دفع چربی کبد- افزایش کلسترول و دی گلیسیرید خون- دیابت غیر وابسته به انسولین- اوره بالا- فشار خون غیر طبیعی «بالا یا پایین» - غلظت خون بالا- مسمومیت غذایی و دارویی- سردرد میگرنی- تنگی رگها- اعتیاد به مواد مخدر- افسردگی- سنگینی سر- اسپاسم عضلانی- رشد ناکافی و کوتاهی قد- لاغری- واریس- کمر درد- آرتروزها- آکنه و بثورات پوستی- کهیر- آفت دهان- ریزش مو - پر مویی بدن- گر گرفتن بدن- تاری دید- خواب رفتگی و بی حسی عضلات- بیماریهای تناسلی زنان- ناهنجاریهای عصبی- کم اشتهایی-کم هوشی- فراموشکاری- جوش صورت- سکته قلبی- مالیخولیا-  خوش زخم شدن بيماران داراي قند خون

 

عوارض جانبی:
حجامت هیچگونه عارضه ای برای بدن ندارد. اما این افراد می بایست از حجامت خودسر خودداری نمایند: زنان باردار، افرادی که در دوران قاعدگی قرار دارند، افرادی که مشکلات انعقادی خون دارند و بیماران هیموفیلی.

تذكر مهم:
- افرادی که کم خون، لاغر و تکیده با بدن خشک هستند یا غلبه سردی شدید دارند حتماً باید تحت نظر پزشک حجامت نمایند.
- انجام حداكثر دو بار حجامت در سال براي افراد سالم  جهت پيشگيري و حفظ الصحه توصيه مي گردد و حجامت هاي خاص درماني مي بايست تحت نظر پزشک صورت گيرد.
- حجامت از سن چهار ماهگی به بالا (تا قبل از فوت) قابل انجام است. در خصوص حجامت کودکان امام صادق ع فرموده اند، حجامت در چهار ماهگی باعث حذف لعاب بدن و کاهش حرارت سر و بدن می گردد، لذا توصیه می شود بعد از پایان چهار ماهگی، نوزادان را حجمات بسیار سبک انجام دهید.

بهترين زمان جهت انجام حجامت:
از نظر ماه قمری بهترین زمان، محدوده زمانی روزهای هفدهم تا بیست و هفتم هر ماه می باشد، همچنین حجامت در اواخر اسفند ماه نيز توصيه شده است.
از بهترین روزهای مهم ديگر جهت انجام حجامت، هفتم و چهاردهم ماه حزیران رومی است.
ماه حزيران ماه نهم از ماه های رومی است که پس از ماه ایار است. در میان ماه های رومی چهار ماه را سی روز محاسبه می کنند که یکی از این چهار ماه حزیران می باشد. بهترین زمان برای حجامت بر اساس روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام همین ماه رومی  حزیران است. بهترین زمان حجامت از نظر فصل، فصل بهار و بعد پاییز است.

توصيه هاي قبل از حجامت:
-    در مراكز معتبر حجامت نمایید.
-     معده نباید خالی باشد، همچنین انجام حجامت بلافاصله پس از صرف غذای پر حجم توصیه نمی شود.
-    بدن خسته نباشد.
-    از فعالیت زیاد و ورزش سنگین، استحمام طولانی، استخر و سونا و جماع بپرهیزد.
-     مایعات بدن در حد مناسب باشد.
-     قبل از حجامت یک عدد انار میل نمایید.
-     از حجامت در صبح زود و بخصوص قبل از صبحانه جدا پرهیز نمایید.
-    در صورتیکه در محل حجامت دارای پوست پر مویی هستید، ازاله نمودن موهای بدن در موضع حجامت توصیه می گردد.

توصيه هاي بعد از حجامت:
برای تسريع در از بین بردن جاي زخمها، کمی به آن عسل چند گياهي زنبوري بمالید.
تا ۱۲ ساعت بعد از حجامت از مصرف لبنیات مانند شیر، خامه، کره، پنیر، بستنی، ماست، دوغ، کشک و نیز غذاهای ترش مزه خودداری نمایید.
مصرف عسل و انار شیرین بلافاصله بعد از حجامت توصیه می شود.
صبح روز بعد از حجامت، محل حجامت را با آب خالی و بدون ماساژ و شامپو بشویید.


تفاوت حجامت با خون دادن:
بی شک اهداء خون امری خدا پسندانه، انسانی و ایثارگرانه بشمار می رود، چرا که با اهدای آن جان انسانهای نیازمند به خون را نجات داده ایم. اما قیاس بین حجامت به عنوان یک روش درمانی و پیشگیری و اهداء خون قیاسی منطقی به نظر نمی رسد زیرا که:
-    در حجامت ابتدا با بادکش، روی جریان خون تغییراتی را ایجاد می کنند و سپس خراشهای ظریف پوستی که زده می شود یک فرایندهایی را در بدن تحریک می کند و مدل خون گیری آن نیز سطحی می باشد ولی در خون دادن یک استرس و شک منفی است که بوسیله یک سوزن، خون در گردش مورد نیاز بدن را خارج می کند. از لحاظ حجم خون خارج شده در حجامت حداکثر 80 سی سی ولی در خون دادن حدود 500 سی سی خون خارج می شود.
-    حجامت باعث کم خونی و هیچ عارضه ای نمی شود.
-    حجامت دارای خواص فوق الذکر می باشد ولی خون دادن تنها یک عمل انسانی و ایثارگرانه می باشد.

-    در حجامت خون کثیف از بدن خارج می گردد ولی در خون دادن خون تمییز و مورد نیاز بدن را اهدا می کنیم.


برچسب‌ها: حجامت, پیدایش علم حجامت, پیشگیری از بیماری, حجامت در اسلام, فواید حجامت, زمان حجامت, اهدا خون
[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 0:7 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

به گزارش خبرنگار مهر، رتبه و وضعیت برونداد علمی 59 نفر از اساتید دانشگاه های ایران که در ابتدای سال 2012 میلادی در این فهرست قرار گرفته بر اساس مبنای شاخص H تعیین شده است.

معیار ورود به فهرست دانشمندان یک درصد برتر در هر گرایش علمی، کسب تعداد معین ارجاع به مقالات منتشر شده در پایگاه اطلاعات علمی Web of science براساس آستانه های مشخص شده برای هر گرایش علمی است.

جدول فهرست دانشمندان ایرانی در جمع دانشمندان یک درصد برتر جهان 

ردیف نام محقق تعداد مقالات رتبه در گرایش علمی دانشگاه
1 محمدرضا گنجعلی 504 شیمی 937 مهندسی 52 تهران
2 مجتبی شمسی پور 365 شیمی 993 مهندسی 412 رازی
3 نادر ایرانپور 146 شیمی 1800 شیراز
4 حبیب الله فیروزآبادی 148 شیمی 1730 شیراز
5 محمدعلی زلفی گل 275 شیمی 705 بوعلی سینا
6 پرویز نوروزی 360 مهندسی 388 شیمی 2639 تهران
7 هاشم شرقی 157 شیمی 3456 شیراز
8 عبدالرضا حاجی پور 184 شیمی 4167 صنعتی اصفهان
9 مسعود صلواتی نیاسری 257 مهندسی 1236 شیمی 3332 کاشان
10 مجید ممهد هروی 413 شیمی 1239 الزهرا (س)
11 مهدی دهقان 370 ریاضی 313 مهندسی 337 کامپیوتر 1512 صنعتی امیرکبیر
12 افسانه صفوی 138 شیمی 7237 مهندسی 5796 شیراز
13 محمد عبداللهی 285 فارماکولوژی 354 علوم پزشکی تهران
14 عیسی یاوری 259 شیمی 3513 تربیت مدرس
15 حسنعلی زمانی 88 مهندسی 3935 آزاد اسلامی مشهد
16 محمدرضا زرین دست 206 فارماکولوژی 1861 علوم پزشکی تهران
17 ایرج محمدپوربلترک 192 شیمی 3402 اصفهان
18 شهرام تنگستانی نژاد 182 شیمی 4473 اصفهان
19 یدالله یمینی 155 شیمی 5308 تربیت مدرس
20 احمد شعبانی 158 شیمی 3269 شهیدبهشتی

ادامه جدول فهرست دانشمندان ایرانی در جمع دانشمندان یک درصد برتر جهان  

 ردیف نام محقق  تعداد مقالات    رتبه در گرایش علمی      دانشگاه
 21  رضا ملک زاده 214 پزشکی بالینی 17504   علوم پزشکی تهران
 22 علی مرسلی 314   شیمی 2748  تربیت مدرس
 23  مهدی ادیب 100   مهندسی 5751  تهران
 24  سعید عباس بندی 112  مهندسی 1722 ریاضی 530 امام خمینی قزوین 
 25  حسین آقابزرگ  183  شیمی 4069  تربیت معلم
 26  پیمان صالحی 94  شیمی 4315  شهیدبهشتی 
 27  میرفضل الله موسوی 81  مهندسی 4442  تربیت مدرس 
 28 فاطمه فراش بامحرم  121   مهندسی 4986  آزاد اسلامی مشهد
 29 بابک کریمی   57   شیمی 6447  تحصیلات تکمیلی زنجان
 30 نظام الدین دانشور  51   مهندسی 3319  تبریز
 31 علی اصغر انصافی  132   مهندسی 3404  صنعتی اصفهان
 32  ولی الله میرخانی 176   شیمی 5160  اصفهان
 33  محمدرضا سعیدی 70   شیمی 5512  صنعتی شریف
 34  عبدالله سلیمی 71   شیمی 7443  کردستان
 35 فرنوش فریدبد  108  مهندسی 2328  علوم پزشکی تهران
 36  شادپور ملک پور 219   شیمی 4928  صنعتی اصفهان
 37 سیاوش ریاحی  104   مهندسی 3283  تهران
 38  یعقوب اسدی 34  شیمی 6402  علم و صنعت
 39  مهراورنگ قائدی  84  مهندسی 1529  یاسوج
 40  احمدرضا دهپور  262  فارماکولوژی 1874  علوم پزشکی تهران

سایر برترین محققان ایرانی

باقر لاریجانی با 349 مقاله در فارماکولوژی، فرهاد شیرینی با 113 مقاله در شیمی، نجم الدین عزیزی با 66 مقاله در شیمی، عباس افخمی با 100مقاله در مهندسی،  مجید مقدم با 155 مقاله در رشته شیمی، داود دومیری گنجی با 159مقاله در مهندسی، مهران جوانبخت با51 مقاله در مهندسی، محمدرضا اسلامی با 93 مقاله در مهندسی، اردشیر شکراللهی با 69  مقاله در مهندسی ، طاهره پورصابری با 22 مقاله در مهندسی، بیژن دواز با 124 مقاله در کامپیوتر، رضا اوجانی با 95 مقاله در  مهندسی، محمدحسین کشاورز با تعداد 100  مقاله در مهندسی، علی کاوه با 143 مقاله در مهندسی، مرتضی رضاپور با 27  مقاله در مهندسی، محمد یوسفی با 55 مقاله در مهندسی، جهانبخش رئوف  با 104 مقاله در مهندسی، مرتضی حسینی با 55 مقاله در مهندسی، جعفر بیازار با 57  مقاله در مهندسی سایر محققان ایرانی هستند که در لیست برترین های جهان قرار دارند.

به گزارش مهر، دکتر مصطفی قانعی - معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت پیش از این از قرار گرفتن 6 نفر از اساتید دانشگاه علوم پزشکی تهران در فهرست دانشمندان یک درصد برتر جهان خبر داده بود. دکتر محمد عبداللهی در گرایش فارماکولوژی، دکتر محمدرضا زرین دست در گرایش فارماکولوژی، دکتر رضا ملک زاده در گرایش پزشکی بالینی، دکتر فرنوش فریدبد در گرایش مهندسی، دکتر احمدرضا دهپور در فارماکولوژی و دکتر باقر لاریجانی در گرایش فارماکولوژی در این فهرست قرار دارند.

 

 

منبع خبر:
خبرگزاری مهر
[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 23:28 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

(مطالب این خبر تماما از وبلاگ http://ircard.blogspot.de است که به دلیل فیلتر بودن برایتان منتشر می کنم که امنیت اطلاعات کارتهایتان به خطر نیافتد). همانطور که حتما تا الان شنیده اید اطلاعات 3 میلیون مشترک کارت های عابر بانک توسط (خسرو زارع فرید) مسئول POS های شرکت انیاک منتشر شده. داستان بسیار طولانی است. اگر کارت شما هم از روز جمعه صبح غیر فعال شده است به این معنی است که اطلاعات حساب شما هم لو رفته.حتما در اولین فرصت رمز اول و حتی رمز دوم خود را تغییر دهید.

آزادنگار - به نقل از http://ircard.blogspot.de : اطلاعات سه میلیون کارت بانکی در این وبلاگ پخش میشود . تنها چاره اطلاع رسانی به مردم و دارندگان کارتهاست. کدام مدیران انفورماتیک بانکها با دریافت رشوه چشم بر کجرویها بستند؟ مدیریت ناشایست شرکت انیاک توسط دو برادر مالک آن آقایان ناصر حجازیان ( مدیر عامل ) و نادر حجازیان ( مدیر بازرگانی ) چنان غرق در تجهیز املاک و دارائیهای خود در آنسوی مرزها شدند که تمامی هزینه های مربوط به تامین امنیت لازم برای سرویسدهی به دارندگان کارتهای بانکی را فراموش کردند. (خسرو زارع فرید)

جستجوی سریع کارت بانکی

برای اینکه کارت بانکی خود را در بین بیش از سه میلیون کارت بانکی قرار گرفته در این سایت پیدا کنید میتوانید از لینکهای زیر صفحه مربوط به شماره کارت خود را پیدا کرده و در بین صفحات جستجو نکنید. اما پیش از این جستجو موارد زیر را به خاطر داشته باشید.

1-
عدم وجود کارت بانکی شما در بین کارتهای این سایت به معنی در خطر نبودن آن نیست.

2-
این سایت تنها حاوی بخشی از کارتها آن هم در سالهای 87 تا 89 استفاده شده میباشد.

3-
بانکها موظف به شناسائی اطلاعات سایر کارتهای استفاده شده در انیاک هستند و ابطال آنها به عهده خود بانکها میباشد. البته اگر حفاظت از حسابهای مشتریان برایشان مهم باشد. که تاکنون نبوده است.

4-
اطلاع رسانی به سایر هموطنان و ثبت شماره کارت و رمز برای کنترل در این سایت قبل از تحویل آن به بانک صادر کننده تنها راه اطمینان هموطنان به این ادعا و اثبات کذب بودن ادعاهای دیگر میباشد.

5-
برای حفاظت از رمز بانکی شما آن را در یک عدد 14 رقمی مخفی کرده ام که تنها شما دارنده کارت میتوانید آنرا شناسائی کنید. لذا این سایت تنها جهت اطلاع رسانی بوده و حق شما دارنده کارت را محافظت میکند.

6-
در هر صفحه از اطلاعات کارتها تقریبا 30000 کارت گنجانده شده است لذا شاید باز کردن صفحات در سرعت پائین و با استفاده از فیلتر شکن کمی زمانبر باشد.

7-
میبایستی به خاطر داشته باشید که شرکت انیاک هم اکنون دارنده ترمینالهای فروشگاهی بیش از ده بانک کشور است بانکهای ( ملی , سینا , تجارت , مسکن , رفاه , سپه , صنعت و معدن , شهر , کشاورزی , پاسارگاد )

با انتخاب محدوده موجود کارت خود مستقیما به صفحه مربوطه منتقل خواهید شد.

[b] بانک ناشناس ( این کارتها با توجه به اینکه نمیدانم مال کدام بانکها است ناشناس معرفی شده اند )[/font]

کارت بانکی از شماره 5047061000007779 تا 5047064000024471

کارت بانکی از شماره 6063731000001165 تا 6063733000130796

کارت بانکی از شماره 6281571000001013 تا 6281573999995171

بانک اقتصاد نوین

کارت بانکی از شماره 6274121100000397 تا 6274121135095107

کارت بانکی از شماره 6274121135095669 تا 6274121238590319

کارت بانکی از شماره 6274121238591754 تا 6274129001391344

بانک انصار

کارت بانکی از شماره 6273815100005246 تا 6273819999978075

بانک پارسیان

کارت بانکی از شماره 6221060000000076 تا 6221060022639854

کارت بانکی از شماره 6221060022657913 تا 6221060100827629

کارت بانکی از شماره 6221060100828056 تا 6221060110197252

کارت بانکی از شماره 6221060110197864 تا 6221061002357889

کارت بانکی از شماره 6221061002358002 تا 6221061014028684

کارت بانکی از شماره 6221061014029872 تا 6221061028072686

کارت بانکی از شماره 6221061028072728 تا 6221061033614530

کارت بانکی از شماره 6221061033614696 تا 6221066400012762

بانک پاسارگاد

کارت بانکی از شماره 5022291000100048 تا 6393471101429814

کارت بانکی از شماره 6393471101429855 تا 6393471109184718

کارت بانکی از شماره 6393471109184981 تا 6393471206089018

کارت بانکی از شماره 6393471206090040 تا 6393476302429448

بانک پست بانک

کارت بانکی از شماره 6277601000000065 تا 6277603000030449

بانک تات

کارت بانکی از شماره 6362141000000134 تا 6362143000092772

بانک تجارت

کارت بانکی از شماره 6273531000000002 تا 6273531040022434

کارت بانکی از شماره 6273531040022452 تا 6273531070042910

کارت بانکی از شماره 6273531070042927 تا 6273531100175936

کارت بانکی از شماره 6273531100175956 تا 6273532010447615

کارت بانکی از شماره 6273532010447636 تا 6273532060005764

کارت بانکی از شماره 6273532060005766 تا 6273532070587508

کارت بانکی از شماره 6273532070587519 تا 6273533010046926

کارت بانکی از شماره 6273533010046995 تا 6273533030097505

کارت بانکی از شماره 6273533030097534 تا 6273533100524866

کارت بانکی از شماره 6273533100524887 تا 6273536000101295

بانک توسعه تعاون

کارت بانکی از شماره 5029081000000162 تا 5029084000018275

بانک توسعه صادرات

کارت بانکی از شماره 6276481000000790 تا 6276483500111176

بانک دی

کارت بانکی از شماره 5029381000000042 تا 5029383800042513

بانک رفاه

کارت بانکی از شماره 5894630200027441 تا 5894631301731238

کارت بانکی از شماره 5894631301731261 تا 5894631808017891

کارت بانکی از شماره 5894631808018725 تا 5894633301787608

کارت بانکی از شماره 5894633301787616 تا 5894636600005085

بانک صادرات

کارت بانکی از شماره 6037691012000378 تا 6037691026788182

کارت بانکی از شماره 6037691026789149 تا 6037691038027363

کارت بانکی از شماره 6037691038027405 تا 6037691047175864

کارت بانکی از شماره 6037691047176383 تا 6037691057094369

کارت بانکی از شماره 6037691057094567 تا 6037691064478753

کارت بانکی از شماره 6037691064478969 تا 6037691071301956

کارت بانکی از شماره 6037691071302350 تا 6037691077551000

کارت بانکی از شماره 6037691077551166 تا 6037691082359712

کارت بانکی از شماره 6037691082360173 تا 6037691086976925

کارت بانکی از شماره 6037691086976941 تا 6037691091662932

کارت بانکی از شماره 6037691091662957 تا 6037691096601018

کارت بانکی از شماره 6037691096601158 تا 6037691101626851

کارت بانکی از شماره 6037691101626968 تا 6037691109334813

کارت بانکی از شماره 6037691109334961 تا 6037691117982694

کارت بانکی از شماره 6037691117982744 تا 6037691130209448

کارت بانکی از شماره 6037691130210354 تا 6037691140158049

کارت بانکی از شماره 6037691140158643 تا 6037691151434537

کارت بانکی از شماره 6037691151434917 تا 6037696610389271

بانک سامان

کارت بانکی از شماره 6219861000000322 تا 6219861111331475

کارت بانکی از شماره 6219861111331491 تا 6219869999864608

بانک سپه

کارت بانکی از شماره 5892101000000402 تا 5892101018799268

کارت بانکی از شماره 5892101018802211 تا 5892100014000515131

کارت بانکی از شماره 5892100014000515263 تا 5892100249000556438

کارت بانکی از شماره 5892100249000556459 تا 5892100590000529112

کارت بانکی از شماره 5892100590000529129 تا 5892101001000517367

کارت بانکی از شماره 5892101001000517429 تا 5892101251000522704

کارت بانکی از شماره 5892101251000522841 تا 5892109999000378244

کارت بانکی از شماره 5892109999000378312 تا 5892109999000509780

بانک سرمایه

کارت بانکی از شماره 6396070000000333 تا 6396072000431815

بانک سینا

کارت بانکی از شماره 6393461000000378 تا 6393465162753237

بانک شهر

کارت بانکی از شماره 5028061000000066 تا 5028063000010954

بانک صنعت و معدن

کارت بانکی از شماره 6279611000090576 تا 6279616300002403

بانک کارآفرین

کارت بانکی از شماره 6274881000543610 تا 6274883000012448

بانک کشاورزی

کارت بانکی از شماره 6037701000000825 تا 6037701027398822

کارت بانکی از شماره 6037701027398921 تا 6037701037323851

کارت بانکی از شماره 6037701037323869 تا 6037701042004348

کارت بانکی از شماره 6037701042004413 تا 6037701201082754

کارت بانکی از شماره 6037701201082804 تا 6037702500241232

کارت بانکی از شماره 6037702500241380 تا 6037703802581077

بانک مسکن

کارت بانکی از شماره 6280231000123520 تا 6280231214624818

کارت بانکی از شماره 6280231214625138 تا 6280231236059100

کارت بانکی از شماره 6280231236059191 تا 6280236000059699

بانک ملت

کارت بانکی از شماره 6104332000001023 تا 6104333010016761

کارت بانکی از شماره 6104333010016878 تا 6104334204914696

کارت بانکی از شماره 6104334204923242 تا 6104337007176900

کارت بانکی از شماره 6104337007177551 تا 6104337018034908

کارت بانکی از شماره 6104337018035012 تا 6104337030334435

کارت بانکی از شماره 6104337030337438 تا 6104337127958526

کارت بانکی از شماره 6104337127959359 تا 6104337142741204

کارت بانکی از شماره 6104337142741220 تا 6104337153374234

کارت بانکی از شماره 6104337153374531 تا 6104337163145368

کارت بانکی از شماره 6104337163145442 تا 6104337170961831

کارت بانکی از شماره 6104337170962409 تا 6104337177360888

کارت بانکی از شماره 6104337177361365 تا 6104337184569943

کارت بانکی از شماره 6104337184570032 تا 6104337191565546

کارت بانکی از شماره 6104337191565751 تا 6104337198838292

کارت بانکی از شماره 6104337198839076 تا 6104337310371842

بانک ملی[/b]

[font=Arial]کارت بانکی از شماره 6037991000005276 تا 6037991016247821

کارت بانکی از شماره 6037991016247904 تا 6037991024734281

کارت بانکی از شماره 6037991024734299 تا 6037991029693672

کارت بانکی از شماره 6037991029693797 تا 6037991034408744

کارت بانکی از شماره 6037991034408942 تا 6037991039222397

کارت بانکی از شماره 6037991039222744 تا 6037991044566747

کارت بانکی از شماره 6037991044566929 تا 6037991050114010

کارت بانکی از شماره 6037991050114861 تا 6037991056212875

کارت بانکی از شماره 6037991056213188 تا 6037991062075449

کارت بانکی از شماره 6037991062075464 تا 6037991068275662

کارت بانکی از شماره 6037991068276017 تا 6037991075110597

کارت بانکی از شماره 6037991075110605 تا 6037991081172524

کارت بانکی از شماره 6037991081172607 تا 6037991087512103

کارت بانکی از شماره 6037991087512145 تا 6037991093481368

کارت بانکی از شماره 6037991093481608 تا 6037991099456695

کارت بانکی از شماره 6037991099456877 تا 6037991106574639

کارت بانکی از شماره 6037991106574662 تا 6037991112580406

کارت بانکی از شماره 6037991112580596 تا 6037991118708803

کارت بانکی از شماره 6037991118709025 تا 6037991125446033

کارت بانکی از شماره 6037991125446371 تا 6037991132737036

کارت بانکی از شماره 6037991132737622 تا 6037991139793354

کارت بانکی از شماره 6037991139793792 تا 6037991150588931

کارت بانکی از شماره 6037991150589665 تا 6037991163786084

کارت بانکی از شماره 6037991163786985 تا 6037991176318644

کارت بانکی از شماره 6037991176318677 تا 6037991523056848

کارت بانکی از شماره 6037991523056905 تا 6037996300000703

 

گفتگوی محرمانه با آقای ناصر حجازیان

ح : ناصر حجازیان ( مدیر عامل شرکت فن آوران انیاک ) ز : خسرو زارع فرید ( مدیر سابق نرم افزار انیاک )
 

ح) حال شما چطوره خسته نباشید.

ز) ممنون تشکر سلامت باشید

ز) میخواستم محرمانه باشما صحبت کنم شنبه آمدم تشریف نداشتید و امروز دوباره مزاحم شدم در مورد بحث
HSM

میخوام صحبت کنم که قرار بود خریداری شود ولی خریداری نشد. این موضوع مرا خیلی نگران کرده و به خاطر این من گزارشی آماده کردم که هفته آینده میخواهم به بانکها بدهم تا کارتهائی که در سویچهای انیاک استفاده شده باطل شود و کارتهای جدید صادر شوند اینکه کنترلی وجود ندارد و به سویچها افراد مختلف دسترسی دارند و احتمال سوء استفاده وجود دارد حتی از شرکتهای خارج از انیاک مانند آقای منافی نیز این اطلاعات قابل دسترسی است مرا نگران میکند. و اگر کسی از این اطلاعات سوء استفاده کند من نیز زیر ذره بین خواهم بود.

ح) یعنی چه نوع گزارشی به بانکها میدهی؟

ز) لیست کارتهائی که استفاده شده در سویچ به همراه پین کارتها تا این کارتها ابطال شود و کارت جدید صادر گردد.

ح) کارتهای استفاده شده یعنی کدام کارتها کارتهای خود بانک؟

ز) تمامی کارتها مثلا کارتهای پارسیان پاسارگاد سینا صادرات هر کارتی که استفاده شده

ح) منظور شما اینست که به کدام بانک بگوئیم میخواهید مابگوئیم یا شما شخصا خواهید گفت؟

ز) من گزارش را آماده کرده ام شاید شما شخصا آماده نباشید برای رد کردن این گزارش ولی به خاطر اینکه این مسئله حق حد اقل سه میلیون دارنده کارت است و من نمیتوانم مشمول ذمه این افراد شوم مسائلی که درمورد عدم تامین امنیت و مسائل امنیتی کارتها میباشد مهم هست من برای نمونه اطلاعات دوازده کارت بانکی را که ارقام بالای تراکنشی داشتند برای شما آماده کرده ام مسئله خیلی حاد است برای نمونه یکی از کارتها تنها در یک خرید مبلغ 950 میلیون تومان خرید داشته است. اینکه به راحتی از اطلاعات موجود اطلاعات کارت و رمز آن قابل استخراج برای افراد مختلف است. مانند بخش شبکه و سویچ و برنامه نویسان بخش پوز در چند سال گذشته پیگیریهای مکرر من از شما نتیجه ندادند. الان نیز که در اینجا نیستم.

ح) با چه عنوانی به کدام بانکها گزارش میدهی

ز) کلیه بانکهائی که کارتهایشان استفاده شده

ح) به تمامی بانکها به عنوان آقای ز که من در انیاک بودم الان خارج شده ام و این مشکل را مشاهده کرده ام اعلام میکنم

ز) اعلام میکنم که کارتهای قبلی را باطل کنند و کارت جدید صادر کنند.

ح) برای ما تبعاتی خواهد داشت؟

ز) شاید داشته باشد. من گفتم که اطلاع داشته باشید که شنبه وقتی گزارش را رد کردم اگر قبلا میخواهید حساب پذیرندگان تجارت را که پول بر میدارید دوباره پول پذیرندگان را سر جایش بگذارید. و آماده باشید اگر بانک مرکزی اقدام کند. و از شما بخواهد که
HSM

نصب کنید.

ح) مسئله چیه با من مشکل داری نظرت چیه؟

ز) توی همه چیز بایستی نظری باشد؟

ح) واقعا متوجه نمیشوم اگر مشکلی هست از آن صحبت کنیم؟ موضوع چیه چه منظوری داری؟ این یک معضلی هست که در این مملکت بانک مرکزی میبایستی نظارت دقیقی میداشت که
HSM

نصب میشد.

ز) پس مقصر بانک مرکزی است که میبایستی نظارت میکرد نکرده پس بهتر است مطلع شود و نظارت خود را کامل کند

ح) اینکه بخواهی نشان دهی که در شرکت انیاک به عنوان یک
PSP

سوراخ امنیتی وجود دارد با اینکه در کل کشور این مشکل و معضل وجود دارد خیلی متفاوت هست

ز) خوب شاید باعث شود که از این معضل نیز جلوگیری شود. در ترکیه یک چنین اتفاقی باعث شد که بانکها تمامی سویچهای جانبی را جمع کردند و تنها از سویچ خودشان استفاده کردند یا بایستی که حساب افراد خالی شود ویک عده متضرر شوند و بعدا بفهمیم که چنین سوراخ امنیتی وجود دارد؟

ح) این یک مسئله کلی است حال بحث اینست که عرق ملی تو باعث شده یک چنین کاری انجام دهی؟

ز) به هر حال در آن دنیا از انسان حساب میپرسند و میگویند که تو مشمول ذمه این افراد هستی چرا میدانستی و اقدام نکردی؟ به هر حال حق الناس است.

ح) فکر میکنی که در این شرکت اتفاقی افتاده است؟

ز) یعنی چطور

ح) فکر میکنی کارکنان شرکت از این اطلاعات سوء استفاده کرده اند؟

ز) خدا میداند. من از هیچ کس خبری ندارم الان مثلا اگر منافی بعد از جایگزین کردن سویچهایش با سویچ انیاک بخواهد از این اطلاعات سوء استفاده کند به راحتی میتواند که اینکار را انجام دهد ما دفعات متعدد لاگ روزانه سویچها را برایش ارسال کرده ایم من در جلسات متعدد از ایشان خواستم که در لاگها اطلاعات دارندگان کارت قرار نگیرد ولی ایشان اهمیتی ندادند پیگیری هم نشد که چرا چنین است ( یعنی آقای حجازیان با شرایط قراردادی و یا پرداختی ها فشار لازم را برای رعایت موارد فوق وارد نکردند ) این موارد در صورتجلسات ما هست. در نامه های ما هم هست.

ح) این مسائل چه منافی چه دیگران این موارد در کشور وجود دارد حتی در شبکه بانکی کشور نیز هست

ز) احتمال اینست که حتی در بانکها نیز باشد. ولی دلیل نمیشود وقتی جائی میتوانیم جلوی این موارد را بگیریم ما اینکار را انجام ندهیم. برای مثال اینکار من یک اقدام پیشگیرانه است.

ح) اینطوری که تو میگوئی بیائیم به پایه هایمان صدمه بزنیم که همه چیز فرو بریزد. و اول از هر چیز نوک پیکان ما خواهیم بود. ما متزلزل شویم تا ببینیم چه اتفاقی در کل کشور خواهد افتاد.

ز) راه حل شما چیست؟

ح) ما باید رفته رفته خودمان را تقویت کنیم مثلا اگر با
HSM

میتوان جلوی بعضی چیزها را گرفت بگیریم البته من آنروز با ارهان صحبت میکردم میگفت
HSM

به معنی این نیست که قابل هک نباشد. هک میشود ولی سخت تر میشود. هرچیزی که رمزگذاری شده میتوان رمز گشائی کرد در دنیا نیز اینطور نیست که هیچ رمزی را نتوان رمز گشائی کرد به هر حال این سخت افزار را شرکتی که درست کرده میتواند به آن دسترسی داشته باشد و اطلاعات آن را دارد و دانش فنی آن در دست کارکنان آن شرکت است ولی این باعث نمیشود که این اطلاعات در اختیار همه باشد به هر حال شرکتهای بزرگ برای حل این مشکلات هستند.

ز) وجود
HSM

برای این نیست که تنها رمزگذاری و رمزگشائی استفاده شود یکی از دلایل اصلی وجود
HSM

عدم نگهداری کلیدهای بانکی در بانک اطلاعاتی هست وقتی
HSM

نیست ما مجبوریم کلیدهای بانکی را در بانک اطلاعاتی نگهداری کنیم. و این به معنی اینست که همه به کلیدها دسترسی دارند. حال اگر یک نفر اطلاعات پیامهای یک پوز را بررسی کند و بتواند آن را هک کند این به معنی آن نیست که بتواند اطلاعات سه میلیون کارت بانکی را استخراج کند. من الان این دوازده کارتی که بررسی کردم مجموع تراکنشهای این دوازد کارت بالای پنج تا شش میلیارد تومان میباشد. از این اگر کسی برود و سوء استفاده کند. وقتی حجم انبوه اطلاعات در یک جا مجتمع است از آن میتوانند سوء استفاده کنند. بیچاره دارنده کارت چه گناهی دارد؟ آیا او میداند سیستم بانکی اینچنین است؟

ح) اولا به خاطر همین است که در دنیا حسابهائی که به کارتهای بانکی متصل است پول محدودی در آن نگهداری میکنند. این مشکل هست بخصوص اگر کارت اعتباری گم شود تراکنشهای زیادی میتوان با آن انجام داد.

ز) برای آنهائی که بدون پین ( کارتهای بدون رمز ) هستند موضوع فرق میکند مثلا استاندارد
PCI PED

برای دستگاههائی است که نیاز به وارد کردن رمز در آنها وجود دارد مانند پوز این استاندارد شامل نرم افزار نیز هست شامل سویچ هست شبکه هست

ح) خوب این موارد هست که برایشان راه حل نیز پیدا میشود یک بخش هم به هر حال اعتماد است الان در کشور افراد زیادی در شبکه بانکی کار میکنند سابقه سرقتهای اینچنین دیده نمیشود. دلیل آن اینست که به افراد نیز اعتماد میشود. منظور من این نیست که ما هم باید اعتماد کنیم ما بایستی هرچه میتوانیم این بخش را تقویت کنیم. ولی اگر اعتماد نباشد که نمیشود هر کسی وجدان دارد و باید به افراد اعتماد کرد. یعنی تو میخواهی یک نامه به بانکها بنویسی

ز) نه من یک لیست در آورده ام که کارتهای بانکی را با رمز آنها برای بانکها بفرستم

ح) میخواهی بگوئی انیاک سیستمی دارد که رمز کارتها از آنجا خارج میشود.

ز) مسائل امنیتی رعایت نشده و دارندگان کارتها در اینجا حقشان ضایع میشود به راحتی رمزهایشان قابل دسترسی است برای افراد متعدد در داخل شرکت وحتی در خارج شرکت این یک معضل بزرگ است. ما نمیدانیم که منافی در شرکت خودش چه کسی را استخدام کرده با چه کسی کار میکند. تا چه حدی به این اطلاعات وارد هستند. وقتی ایرادی پیش میاید لاگ سویچ را با یک سی دی برایش ارسال میکنیم

ح) آقای منافی قبل از اینکه با ما کار کند با بانکهای دیگر نیز کار کرده و این حالت وجود داشته است. تو بعضی وقتها کارهای عجیبی میکنی. تو در حقیقت میخواهی بگوئی چون در انیاک بودی و به این اطلاعات دسترسی داشتی در انیاک مشکل وجود دارد تو واقعا نمیدانی که چه عواقبی دارد اینکار به هر حال ما متزلزلتر از بانک هستیم بانک به هر حال فرق میکند مخصوصا یک پی اس پی خصوصی چقدر از این مسئله آسیب پذیرتر هست من واقعا نمیدانم چقدر به تو بدی کردم که تو میخواهی اینقدر برای من بدی کنی؟ واقعا اینقدر از من دلخور هستی؟ این یعنی یک ضربه بزرگ واقعا در این کشور که همه چیز به پوچ بستگی دارد. برای یک بخش خصوصی کافیست که همه بدانند که از انیاک رمز کارتها خارج میشود. یا میتواند خارج شود.

ز) به هر حال اینکه اگر یک نفر سوء استفاده کند و من مورد ضن و گمان قرار گیرم یا یک نفر سوء استفاده کند من در آن دنیا مورد مواخذه قرار گیرم مرا اذیت میکند.

ح) این چیزی هست که معلوم نیست که از کدام کانال صورت گرفته به قول تو هفت هشت کانال مختلف وجود دارد که میتواند اطلاعات از آن خارج شود. مثلا
NCC

باز است و شرکت اینفوتک که به آنها میرسد میتواند دسترسی داشته باشد.

ز) نه این به معنی آن نیست که همه میتوانند از این اطلاعات استفاده کنند روشهائی وجود دارد که با وجود دسترسی به اطلاعات موجود در
NCC

میتوان دسترسی به اطلاعات محرمانه را امکانپذیر نکرد. مثلا با استفاده از سم ماژول کلیدهای پوزهای مختلف متفاوت باشد تا اطلاعات متفاوت رمزگذاری شود یا از تزریق کلیدها استفاده کرد.

ح) تزریق کلیدها که قبلا نبود و در پوزهای اینجنیکو به تازگی استفاده میشود.

ز) قبلا سم ماژول بود و میتوان از آن استفاده کرد مثلا بانک مسکن با تزریق کلید در پوزهای قبلی اینجنیکو کارتهائی که به تکنسینهای ما داده کلیدها را وارد پوز میکند و حتی من که برنامه نویس پوزهای مسکن هستم نمیدانم چه کلید در آن وارد شده است.

ح) خوب اگر به هر حال روشی وجود دارد تو خودت میدانستی و میبایست اقدام میکردی و نکردی و خودت مسئول هستی

ز) من خیلی گفتم ما وقتی
HSM

وجود ندارد هر کلیدی هم وارد پوز کنیم چون کلیدها در بانک اطلاعاتی ذخیره میشود باز هم امنیتی وجود نخواهد داشت

ح) الان در بانک مسکن مشکل وجود ندارد؟

ز) نه برنامه را من نوشتم ولی نمیدانم از چه کلیدی استفاده میکند. کلید را تغییر داده یا نداده کلیدها را در یک کارت هوشمند تحویل میدهند ما بروی پوز میریزیم.

ح) سویچ دست خودشان است اینطوری هست؟ اگر سویچ دست ما بود اینطوری نمیشد؟

ز) اگر سویچ دست ما بود؟ سویچ ما این ساختار را دارد ( سویچی که آقای منافی به انیاک فروخته است ) الان در سویچ آنها از
HSM

استفاده میشود.

ح) الان خیلی ها
HSM

ندارند در بانک اقتصاد نوین نیست در بانک تجارت نیست در بانک سپه نیست خیلی خیلیها ندارند.

ز) شاید سبب خیر باشد که آنها هم
HSM

خریداری کنند و استفاده کنند.

ح) تو از چه نگران هستی که ما برای تو معضلی ایجاد کنیم؟

ز) هر نوع دلیلی میتواند باشد.

ح) یعنی چه هر نوع دلیلی میتواند داشته باشد.

ز) من مثلا وقتی اسناد محرمانه را تحویل آقای نادر حجازیان دادم گفت لیستی ایجاد کنم که این اسناد را تحویل ایشان دادم من گفتم چه چیزی را صورتجلسه کنم وقتی از بین نامه های ارسالی قبل از من به آقای منافی سندی را مشاهده کردم که محرمانه است آن را از بایگانی خارج نمودم و درون گاوصندوق نگهداری کردم تا حداقل کس دیگری که پوشه را ورق میزند آن را نبیند. من نمیدانم قبل از من چند نفر این سندها را دیده یا ندیده است. ولی بحث اینست که

ح) این مشکلات هست دیگر ما مثلا وقتی نامه محرمانه به دستمان میرسد یک کپی از آن گرفته و برای شما ارسال میکردیم و امضاء شما را میگرفتیم که این ماهیت محرمانه دارد.

ز) درست است.

ح) اما بانکها اطلاعات محرمانه را به صورت ایمیل برایمان ارسال میکنند در صورتی که بایستی توسط نامه محرمانه تحویل بایگانی شرکت بشود و موارد امنیتی را رعایت نمیکنند. به خاطر همین هم بود که نادر از شما رسید میخواست که این اسناد از این تاریخ تا این تاریخ در اختیار شما بوده است

ز) این مسائل بود که من هم شک کردم که اگر فردا کسی نیز سوء استفاده کند اولا من نمیتوانم در آن دنیا پاسخگو باشم همچنین من نمیتوانم در اینجا ثابت کنم که من نبودم و کس دیگری بود و او را پیدا کنید همینکه مورد شک و گمان باشم زندگیم را به هم میریزد.

ح) این مشکلات هست دیگر مثلا ما الان روزانه 200 تا 300 میلیون تومان شارژ تلفن همراه در سویچ وارد میکنیم اگر اعتماد نکنیم که نمیشود.

ز) پس نظر شما اینست که من در این مورد اقدامی نکنم و ساکت باشم.

ح) واقعا میخواهم بدانم که فکر کرده ای که چه تبعاتی میتواند داشته باشد؟

 

خسرو زارع فرید گفته است:

با توانائیهای خویش انیاک را در نرم افزارهای بانکی بی نیاز کردم

 

 

زمانی که وارد انیاک شدم آقای ناصر حجازیان با توجه به شناخت قبلی که از بنده داشتند درخواستشان این بود که من تکنولوژی تولید نرم افزارهای پوز را به انیاک بیاورم بنده در طی سه سال ونیم همکاری با انیاک با اخذ تعهد از آقای حجازیان بابت سهم خویش از سودهای شرکت در قراردادهای بانکی نه تنها نرم افزارهای پوز را در انیاک تولید و به بهره برداری رساندم بلکه نرم افزار سویچ بانکی نیز در انیاک به مرحله بهره برداری رساندم که ارزش این نرم افزارهای تولید شده بیش از سه میلیارد تومان میباشد. شما هم وطنان میتوانید دستگاه پرداخت قبوض نصب شده در بانکها را که با اتصال یکدستگاه پوز به یکدستگاه بارکد خوان ایجاد شده ببینید که ابداع اینجانب بوده است و هیچگاه بهای این دستگاهها و سهم من در آنها پرداخت نشد. آقای حجازیان با دزدی و استفاده نا حق از این نرم افزارها برخلاف تعهدات خویش پرداختی به من نداشتند و باعث امتناع بنده از همکاری با این شرکت شدند. همچنین تمامی تذکرات بنده را بابت خرید تجهیزات سخت افزاری لازم و تامین امنیت تراکنشهای بانکی نادیده گرفته و به جای آن درآمدهای شرکت را در خارج از کشور برای تامین ویلاهای کانادا و اسپانیا هزینه کردند تا بتوانند با دارا بودن پاسپورت دوم حاشیه امنی برای خویش تامین کنند. چرا که امنیت حسابهای بانکی برایشان مهم نبود.

 

وی همچنین گفته است:

از دارندگان پوزهای انیاک میخواهم ساکت نباشند

مطمئن هستم که بسیاری از دارندگان پوزهای شرکت انیاک از این دستگاهها برای کارتهای بانکی خویش استفاده کرده اند با اینکار کارتهای خود و حسابهای بانکی خویش را به خطر انداخته اند لذا از این پذیرندگان و دارندگان پوزها میخواهم ضمن ضبط و عدم استفاده از این دستگاهها از شرکت انیاک بابت به خطر انداختن کارتهای بانکی خویش و مشتریانشان به بانکهایی که در آن حساب دارند شکایت نموده و اقدام به جمع آوری حساب خویش از این بانکها نمایند. شاید این حرکت عاملی باشد برای هزینه کردن جهت تامین امنیت تراکنشهای بانکی توسط سایر بانکها و شرکتهای خصوصی.

 

وی متذکر شد:

حجاری مدیر انفورماتیک بانک رفاه رشوه گرفت و سکوت کرد
 

با توجه به اهمیت موضوع و بی تفاوتی این مدیران محترم بر آن شدم که تمامی اتفاقات را بیان کنم. همچنین به علت اینکه این سوء مدیریتها تک تک ایرانیان را تحت تاثیر قرار میدهند حق همه هست که از این اتفاقات مطلع شوند. بانکها علاقه ندارند سوء مدیریت کارکنان خود و شرکتهای پیمانکار خویش را علنی سازند. اطلاع آنها از این واقعیتها هیچ تغییری در سیاست آنها ایجاد نکرد. برای مثال زمانی که عدم رعایت استانداردهای امنیتی را به اطلاع آقای مهدویانی ( معاون ) و حجاری ( مدیر انفورماتیک ) بانک رفاه رساندم همچنین آمادگی خویش را برای اثبات این ادعاها اعلام کردم. این موضوع برای آنها بهانه ای شد تا با دریافت رشوه کلان از آقای حجازیان عدم رعایت استانداردهای امنیتی را نادیده گرفته و قرارداد نصب 35000 پوز بانکی و به خطر انداختن میلیونها حساب بانکی را با انیاک امضاء نمودند. در حالی که در قرارداد سال قبلی خویش با انیاک و نصب 6000 پوز استانداردهای امنیتی رعایت نشده بود. و این مطلب را به اطلاع آنها رساندم

 

اطلاعات سه میلیون کارت بانکی در این وبلاگ پخش میشود

حال که کسی به فکر تامین امنیت حسابهای بانکی و کارتهای بانکی نیست تنها چاره اطلاع رسانی به مردم و دارندگان کارتهاست با وجود اینکه افشا سازی عدم وجود امنیت در تراکنشهای بانکی نمیتواند مورد تائید بانکها باشد اما اطلاع از آن حق هر دارنده کارت و استفاده کننده از سیستم بانکداری الکترونیکی است. همچنین برای اثبات این ادعا تمامی کارتهائی که در این وبلاگ اطلاعاتشان نشان داده میشود به صورت محرمانه تنها شماره کارت و رمز کارت به صورت مخفی شده در یک عدد 14 رقمی نشان داده میشود که تنها دارندگان کارتها میتوانند رمز خود را درون این عدد 14 رقمی تشخیص دهند. لذا پخش این اطلاعات خطری برای دارندگان کارتها ایجاد نمیکند. از سوی دیگر این اطلاعات تنها بخشی از کارتهایی را که در سه سال مربوط به سالهای 1387 و 1388 و 1389 استفاده شده اند را شامل میشود و سایر کارتهائی که تا به امروز در پوزهای شرکت انیاک استفاده شده نیز در معرض خطر قرار دارند و وظیفه بانکهای کشور هست که اقدام به ابطال و صدور کارت جدید برای دارندگان تمامی این کارتها نمایند. در این سایت اطلاعات تعداد 3000000 ( سه میلیون ) کارت بانکی به صورت محرمانه پخش خواهد شد. این تعداد برای اثبات و اقناع تمامی هم میهنان کافی است. لازم به ذکر است در صورتی که این سایت توسط سایتهای خبری و خبرگزاریهای بین المللی به صورت کافی منعکس شود. پس از یکماه و صدور کارتهای جدید برای دارندگان کارتهای بانکی اطلاعات کامل کارتهای بانکی ( تراک دوم و رمز ) نیز پخش خواهد شد. در غیر اینصورت جهت جلوگیری از صدمه دیدن حسابهای بانکی این اقدام صورت نخواهد گرفت.

منبع خبر:
http://ircard.blogspot.de
برچسب‌ها: لیست حساب های هک شده, شرکت فن آوران انیاک و خطری که برای حسابهای بانکی ا
[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 23:25 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 6:0 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

پس از فروپاشی یوگسلاوی، جمهوری بوسنی و هرزگوین، در پی همه‌پرسی استقلال انجام‌گرفته در سال ۱۹۹۲، اعلام موجودیت کرد. این اتفاق، آغازگر جنگ‌های بوسنی بود. همه‌پرسی استقلال، توسط صرب‌های بوسنی تحریم شد و با مشارکت ۶۷٪ مردم، ۹۸٪ رأی‌دهندگان به استقلال بوسنی و هرزگوین رأی دادند.


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 5:55 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
آیا سازمان سیا مدیریت جهانی تجارت مواد مخدر را در اختیار دارد؟ نقش این سازمان در رواج مواد توهم‌زا چیست؟ سیا با مافیایی تجارت مواد مخدر چه نوع همکاری‌هایی داشته است؟ از مثلث طلایی چه می دانید؟

ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 5:49 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
حسن به خوبی از حساسیت و اهمیت این اقدام تاریخ ساز آگاه بود و دقیقا به همین مناسبت ، در لحظه ی قرار گرفتن روی خط مرز ، یادگاری از خود به ثبت رساند تا در طول تاریخ ، کسی در نیت او و همرزمانش تردید نکند.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، حسن انبری به تاریخ 24 آذر 1339 در دزفول متولد شد. در خرداد ماه سال 1342 تنها سه سال و نیمه بود. نفس گرم حضرت روح الله ،در 18 سالگی از او مردی ساخت که سلاح بر دست گرفت ، آسایش و عیش جوانی را بر خود حرام کرد و سرانجام در اسفند 1363 ، « تنها مزد خوبان» را گرفت و بر ایوان عرش نشست.
نوشته ی زیر ، یادگاری است از حسن انبری که روی خط مرز قلمی شده است. در گرماگرم عملیات رمضان. عملیاتی که در آن ، برای اولین بار ، سپاه اسلام از مرزهای ایران و عراق گذشت و برای تنبیه متجاوز ، وارد خاک عراق شد.
 حسن به خوبی از حساسیت و اهمیت این اقدام تاریخ ساز آگاه بود و دقیقا به همین مناسبت ، در لحظه ی قرار گرفتن روی خط مرز ، یادگاری از خود به ثبت رساند تا در طول تاریخ ، کسی در نیت او و همرزمانش تردید نکند. هر چند که مریضان و کوردلان ، از این گونه تذکرات سودی نخواهند برد.

متن یادداشت تاریخی شهید حسن انبری ، روی خط مرز:
 این است تنها راه نجات اسلام و مستضعفان : اطاعت از رهنمودهای رهبر انقلاب دفاع از روحانیت و خون شهیدان و کوبیدن هوای نفس و احساسات زودگذر و آرزوهای دور و دراز است.
به امید پیروزی اسلام بر کفر
مرز بین المللی عراق
حسن انبری
9/5/1361
روحمان با یادش شاد

[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 5:48 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
شبکه یک خبری یهودیان طی خبری حوادث پس از اقدام شنیع سربازان آمریکایی در سوزاندن قرآن کریم و اعتراضات گسترده مردم افغان را به ایران و قدرت نرم آن در این کشور نسبت داد.

به گزارش خبرنگار جنگ نرم مشرق، چندی پیش سربازان آمریکایی مستقر در افغانستان دست به هتک حرمت مقدسات مسلمانان و سوزاندن قرآن کریم زدند. این عمل آنها سبب شد تا موجب گسترده اعتراضات در افغانستان به وجود آید و مردم مسلمان این کشور دست به اعتراض و اعلام انزجار خود از اشغالگران بزنند.

در همین راستا، شبکه خبری یک یهودیان طی خبری با «اتفاقی» اعلام کردن قرآن‌سوزی نیروهای آمریکایی،‌ اعتراضات مردم افغانستان به این عمل شنیع را به قدرت نرم ایران نسبت داده است. این شبکه اعلام داشت: «گزارشات حاکی از این است که ایران مسئول مشکلاتی است که پس از اینکه یکی از نظامیان آمریکا نسخه‌های قرآن را سوزاند برای آمریکا در افغانستان به وجود آمد.»


این شبکه با استناد به خبر نیویورک تایمز ادله خود را این چنین بیان می‌دارد: «مقامات آمریکایی به نیویورک تایمز گفته‌اند که پس از قرآن‌سوزی سربازان آمریکایی، ایران به عاملان خود در افغانستان دستور داد تا با متشنج کردن اوضاع دست به برپایی تظاهرات خشونت‌آمیز در کابل پایتخت افغانستان و استان هرات بزنند.»

شبکه یک یهودیان در انتهای گزارش خود اظهار می‌دارد که ایران از طریق ایجاد مؤسسات آموزشی و روزنامه‌های محلی به استفاده از قدرت نرم در افغانستان روی آورده است: «... ایران در ایجاد مشکل برای آمریکا در افغانستان از طریق طالبان وارد عمل نمی‌شود، چرا که آنها سابقه مبارزه با اقلیت شیعیانی را دارند که ایران از آنها حمایت می‌کند. در عوض، ایران متهم به استفاده از «قدرت نرم» از طریق بازگشایی مؤسسات آموزشی و روزنامه‌ها می‌باشد.»

[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 5:47 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
فروردين سالروز صدور حكم اعلام اعدام خالد اسلامبولي است. افسر مصري كه توانست در يك حركت انقلابي انورسادات يا به تعبير وي فرعون مصر را ترور كند.
به گزارش مشرق به نقل از نمانیوز خالد اسلامبولی هدف از این اقدام را این گونه بیان کرد: ما تصميم گرفتيم فرعون مصر را به قتل برسانيم تا شايد خداوند به خاطر اين كار، ما را از ننگ دوستي با صهيونيست‌ها نجات بخشد.
خالد در سال ۱۹۵۵ ميلادي در مصر متولد شد. و در مدرسه فرانسوي "نوتردام " قاهره تحصيل كرده، سپس به ارتش مصر پيوست. او در سن ۲۰ سالگي با درجه ستواني در واحد توپخانه ارتش مصر مشغول خدمت شد.خالد اسلامبولي مدتي با جنبش اسلامي "الجهاد " كه مخفيانه فعاليت مي‌كرد همكاري داشت.

او پس از برنامه‌ريزي دقيق در روز ۶ اكتبر ۱۹۸۱ (۱۴ مهر ۱۳۶۰) هنگامي كه واحدهاي ارتش و نظاميان كشور مصر در سالگرد جنگ رمضان در برابر انور سادات رژه مي‌رفتند، در ساعت ۱۲:۴۰ به همراه چند همرزمانش به جايگاه مخصوص حمله كرد. در اين حمله علاوه بر انور سادات فرعون مصر، ۵ نفر ديگراز مقامات رژيم او نيز كشته شدند. ۲۸ نفر از جمله ۱۴ افسر آمريكايي نيز زخمي شدند.

خالد اسلامبولي به همراه سه تن از همرزمانش دستگير و روانه زندان شدند. او و ساير متهمان در قفس‌هاي فولادي در دادگاه شركت مي‌كردند. وي طي جلسات محاكمه خود انگيزه‌اش را از قتل انور سادات، بستن پيمان سازشكارانه كمپ ديويد اعلام كرد كه خيانتي بزرگ به آرمان رهايي فلسطين بود.


جلسات محاکمه چندین بار تشکیل شد و سرانجام پس از گذشت پنج ماه، در ۲۶ فروردین ماه احکام صادره علیه متهمان به شرح زیر صادر شد:
۱- ستوان یکم خالد احمد شوقی الاسلامبولی، واحد توپخانه، اعدام با تیرباران.
۲- عبدالحمید عبدالسلام عبدالعال افسر سابق ارتش، اعدام با چوبه دار.
۳- عطا طایل حمیده رحیل، افسر ذخیره، اعدام با چوبه دار.
۴- حسین عباس احمد، استوار داوطلب در ارتش، اعدام با تیرباران.
۵- محمد عبدالسلام فرج، مهندس، اعدام با چوبه دار.
حکم اعدام این پنج تن مسلمان مبارز به سرعت در سحرگاه روز پنجشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۶۱ به اجرا گذارده شد.
بیست و پنج تن دیگر از متهمان به حبس ابد و ۸ نفر به ۱۵ سال و ۳ تن به ده سال و یک نفر به ۵ سال زندان محکوم شدند.
وی در وصیت نامه خود در خصوص این ترور مینویسد: ما با هم تصميم گرفتيم که فرعون مصر را به قتل برسانيم تا شايد خداوند به خاطر اين کار، ما را از ننگ دوستي باصهيونيست ها که دامن ما را گرفته و فساد روحي و اخلاقي سادات و همسرش را در جامعه علني ساخته است؛ نجات بخشد.
در حال حاضر مادر وی در قید حیات است و مانند فرزندش روحیه انقلابی دارد و با حضور خود در میدان التحریر نشان داده که باید تا فتح و پیروزی کامل در صحنه بود. وی در این خصوص به خبرگزاری فارس گفت: "من واقعا افتخار می‌کنم. به میدان تحریر رفتم و هزاران نفر با گرمی از من استقبال کردند و دستم را بوسیدند. در آن هنگام احساس کردم آنچه خالد آرزوی آن را داشت محقق شده است. احساس عزت و کرامت کردم. کرامتی که ۳۰ سال بود از ما در زمان آن مخلوع گرفته بودند. مخلوعی که از خانواده اسلامبولی می‌ترسید تا فسادش را رو نکنند و مثل حاکم قبلی جانش را نگیرند."
در واقع این پیروزی وقتی حاصل میشود که این انقلاب به سرانجام برسد و درحال حاضر به پیچ تندی رسیده است که با انتخاب یک رییس جمهور خوب که بتواند خواسته های مردم را برآورده کند و از مرحله نیز بگذرد.
همچنین مانند همیشه کشور های مستکبر و حامی اسرائیل به این کشور و انتخابات چشم دوخته و از هر فعالیتی که بتوانند به خواسته های خود برسند کم نگذاشته اند.

بیست و سه نفر برای رقابت‌های انتخابات اولین ریاست‌جمهوری مصر نامزد شده‌اند. نامزدها مطرح از میان آنها در ادامه مورد بررسی کوتاه قرار می گیرند.

خیرات الشاطر نماینده اخوان المسلمین


اخوان المسلمین با خیرات الشاطر وارد میدان شده، تاجری که سال ها حامی اخوان بوده و مدت زیادی در زندان‌های رژیم مبارک به سر برده، پس از آزادی با قدرت وارد میدان شده است و محبوبیت زیادی نیز در میان مردم مصر دارد.

با این‌حال احتمال می‌رود که خیرات الشاطر به دلیل سابقه‌ی زندان و جرایم امنیتی رد صلاحیت شود. اخوان المسلمین، محمد مرسی، رئیس "حزب آزادی و عدالت" را به عنوان کاندیدای دوم خود در انتخابات ریاست‌جمهوری معرفی کرده است.

عبدالمنعم ابوالفتوح


عبدالمنعم ابوالفتوح عضو سابق اخوان المسلمین که رئیس سابق اخوان نیز بوده یکی دیگر از کاندیداهای مهم انتخابات است که با دیگر کاندیدها برای رسیدن به کرسی ریاست جمهوری مصر تلاش زیادی خواهد کرد.

حازم صلاح ابواسماعیل

وی کاندیدای سلفی‌های مصر است و دارای یک بدنه حمایتی است اما برخی تحلیل‌گران احتمال می‌دهند که صلاحیت حازم صلاح ابواسماعیل، که اسلام‌پژوه و وکیلی است که به ضدآمریکایی بودن شهرت دارد نیز رد خواهد شد. وی نامزد سلفی‌های مصر است.

حمدین صباح


حمدین صباحی دیگر کاندیدای انتخابات مصر است که از طرف جناح ملی گرای مصر موسوم به ناصری‌ها حمایت می شود.

صباحی که از اعضای کلیدی جنبش دموکراسی خواهانه "الکفایه" علیه حکومت حسنی مبارک بود، اکنون از طرف حزب "الکرامه" برای انتخابات نامزد شده است
[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 5:46 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
صاحبخانه شدن به عنوان یکی از نیازهای اولیه بشر، امروزه به یک آرزو تبدیل شده است، این گزارش به زمان مورد نیاز شهروندان برای خانه دار شدن در شهرهای مختلف جهان می پردازد.
به گزارش مشرق به نقل از مهر، قیمت خانه در کجای جهان گرانتر است؟ این پرسشی است که شبکه تلویزیونی بلومبرگ مطرح کرده و با استفاده از آمار و بهای زمین و خانه در کشورهای مختلف توانسته گزارش جالبی از قیمت یک واحد آپارتمان 100 متری در شش گوشه جهان تهیه کند.

رتبه دوازدهم: یک شهروند آمریکایی ساکن نیویورک پس از 48.4 سال پس انداز می تواند خانه ای در محله منهتن خریداری کند.
 

رتبه یازدهم: خریدن خانه ای شخصی در سیدنی پایتخت استرالیا به 54.9 سال پس انداز نیاز دارد.
 

رتبه دهم: داشتن خانه ای شخصی در شهر تاریخی رم به 60.1 سال پس انداز نیاز دارد.
 

رتبه نهم: ساکنان جاکارتا پایتخت اندونزی باید 61.7 سال پس انداز کنند تا صاحب خانه شوند.
 

رتبه هشتم: کسی که بدنبال خرید خانه در بانکوک است، باید 67 سال درآمدش را پس انداز کند.
 

رتبه هفتم: صاحب خانه شدن در شهر ژنو سوئیس مستلزم 73.3 سال پس انداز است.
 

رتبه ششم: در شهر پاریس 77.7 سال طول می کشد تا یک شهروند با پس انداز خود مالک یک خانه شود.
 

رتبه پنجم: هنگ کنگ شهری است که خرید خانه در آن آرزوی بزرگی به شمار می رود، ساکنان این بندر باید 96.4 سال برای دست یافتن به این آرزو پس انداز کنند.
 

رتبه چهارم: لندن شهری است که معمولام کسی به خانه دار شدن در آن نمی اندیشد چرا که خرید یک ملک خصوصی 136.2 سال پس انداز می طلبد.
 

رتبه سوم: برای یک شهروند اهل مسکو، صاحب خانه شدن به قیمت 143.7 سال پس انداز تمام می شود.
 

رتبه دوم: 233.3 سال کار و پس انداز می تواند برای خرید خانه ای در شهر شانگهای کافی باشد.
 

رتبه اول: اما شهری که خرید خانه در آن بیشتر به یک آرزو می ماند نه در اروپا و نه در آمریکا است. شهر بمبئی هند گرانترین شهر جهان برای خرید خانه است. در اینجا یک شهروند حقوق بگیر برای این که بتواند مالک یک آپارتمان 100 متری شود باید 308 سال پس انداز کند. با توجه به این موضوع شاید بتوان وجود محله های پرشمار زاغه نشین در حومه این شهر پر جمعیت را توجیه کرد.
[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 5:45 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 5:44 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


 

مقالات ویژه نامه
عطار نیشابوری

عطار نیشابوریاز شعرای نام آور ایران در قرن ششم و هفتم هجری قمری، عطار نیشابوری است. وی در حدود سال 540 در روستای «کدکن» یا «شادیاخ» ...

عطار، خيامي ديگر(1)

عطار، خيامي ديگر(1)بدون شک رباعي و دو بيتي از قالب هاي کوتاه و دلنشين ايراني است، همان گونه که دو بيتي، زبان حال مردم عراق عجم بوده است ...

عطار شعر پارسي

عطار شعر پارسي يکى از سرآمدان شعر و ادب فارسي، عطار نيشابورى است. مورخان و محققان، نام او را «محمد» و لقبش را «فريد الدين» و کنيه اش را «ابوحامد» نوشته اند. ...

مسافر هفت شهر عشق

مسافر هفت شهر عشقدر جای جای کشور پهناور ایران، کسانی را می‏توان یافت که اثر خاصی در فرهنگ و ادب این مرز و بوم گذاشته‏اند. خطّه عالم‏پرور نیشابور...

عطار و عالم شوريدگي

عطار و عالم شوريدگي گاهي سخنم به صد جنون بنويسند گاه از سرعقل ذوفنون بنويسند گر از فضلايند به زر نقش کنند ور عاشق زارند به خون بنويسند مختارنامه چکيده: بطور کلي، ديوانگي از تکنيک هاي عشق است؛...

عطار نيشابورى و قصه هاى منظوم

عطار نيشابورى و قصه هاى منظومفريدالدين عطار نيشابورى يكى از نوابغ، بزرگان سخنور و عارف قرن ششم و هفتم در كدكن از توابع شهر نيشابور ديده به جهان گشود...

ترجمة‌ احوال‌ شيخ‌ فريد الدّين‌ عطّار نيشابوري

ترجمة‌ احوال‌ شيخ‌ فريد الدّين‌ عطّار نيشابوري ‌[1] [2] و أمّا شيخ‌ عطّار كه‌ تمام‌ بحث‌ها، و مكاتبات‌ طرفين‌، روي‌ شعر او دور مي‌زند، ...

صدای بال سیمرغ

صدای بال سیمرغ شرح احوال فریدالدّین محمد عطّار نیشابوری، با وجود افسانه‏ها و کرامت‏های بسیاری که از او بر سرِ زبان‏هاست، در غباری از تیرگی....

شرحي بر زندگي عطار نيشابوري

شرحي بر زندگي عطار نيشابوريخواب را در ديده‌ي عاشق چه كار؟ بر اساس قول دولتشاه سمرقندي، «فريدالدين عطار نيشابوري» در سال 513 قمري به دنيا آمد ...

قدرت ستيزيِ عارفانه ي عطّار نيشابوري (1)

قدرت ستيزيِ عارفانه ي عطّار نيشابوري (1)در ميان خيلِ شاعران گذشته ي پارسي زبان، به کمتر شاعري بر مي خوريم که دست از جان بشويد و در مقابل پادشاهان و قدرتمندان ...

 
بانک احادیث

شعر، خط و نوشتار در حدیث

 
 
 
کارت پستال
   
  کارت پستال عطار نیشابوری
   
 
 
پیامک

دوبیتی های آموزنده

 
 
پیامک
   

زندگی نامه عطار نیشابوری، فریدالدین، ابوحامد محمد

   
 
 
تصاویر

آلبوم عطار نيشابوري

 
 
بانک مقالات
   
  راز عشق در انديشه عطار (1)
   
  انسان آرماني در غزليات عطار نيشابوري
   
  جلوه هايي نو از داستان ليلي و مجنون درآثارعطار نيشابوري (1)
   
  منقبت حضرت علي(ع)در مثنوي هاي چهارگانه عطار نيشابوري(1)
   

عطار، خيامي ديگر(2)

عطار، خيامي ديگر(3)
جلوه هايي نو از داستان ليلي و مجنون در آثارعطار نيشابوري (2)
منقبت حضرت علي(ع)در مثنوي هاي چهارگانه عطار نيشابوري(2)
قدرت ستيزي عارفانه ي عطاّر نيشابوري (2)
قدرت ستيزي عارفانه ي عطّار نيشابوري(3)
راز عشق در انديشه عطار (2)
عطار نيشابوري ميان ابن سينا و مولانا(1)
عطار نيشابوري ميان ابن سينا و مولانا(2)
نماد در منطق الطير عطار نيشابوري (1)
نماد در منطق الطير عطار نيشابوري (2)
نماد در منطق الطير عطار نيشابوري (2)
پند پیر نیشابور؛ قناعت
 
 
   
[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 16:38 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


 

مقالات ویژه نامه
درمان حسد

درمان حسدبعد ازآن که ايمان و اعتقاد خود را به عدالت و حکمت خداوند عمق بخشيديم و گفته ها را به باورهاي قلبي تبديل کرديم و حکيمانه بودن کارهاي خداون...

ريشه ها و پيامدهاي حسد

ريشه ها و پيامدهاي حسدخودبيني و خودخواهي، چه فتنه ها که بر نمي انگيزد.زشتي ها را مي پوشاند و گاه آن ها را زيبا هم نشان مي دهد و انسان اسير خود،...

بيان دين اسلام درباره حسد

بيان دين اسلام درباره حسد حسد آرزومندي دور شدن نعمتي از کسي و رسيدن آن به خود حسود است که البته قسمت دوم تعريف در برخي مواد قابل تعميم نيست ...

حسادت و ريشه هاي آن از نگاه قرآن (1)

حسادت و ريشه هاي آن از نگاه قرآن (قسمت اول)حسادت اخلاقي است كه از سوي همگان زشت و ناپسند شمرده مي شود؛ و حتي كساني كه خود هرازگاهي دچار اين حالت مي شوند حسادت ديگري ...

حسادت و ريشه هاي آن از نگاه قرآن (2)

حسادت و ريشه هاي آن از نگاه قرآن (قسمت دوم و پاياني)حسادت به معناي آرزو كردن زوال نعمت از كسي است كه استحقاق آن را دارد (مفردات ص 234) البته به معناي آرزوي ادامه يافتن فقدان نعمت ...

حسادت مخرب عشق و دوستي

حسادت مخرب عشق و دوستي از ديرباز حسادت به نوعي محافظ عشق محسوب مي شده است؛ در حالي که غالباً موجب سقوط عشق مي گردد. در حسادت، فرد معمولا...

حسادت و درمان آن

حسادت و درمان آنکريستيانو رونالدو، ستاره پرتغالي تيم فوتبال رئال مادريد، وقتي از جايزه «برترين بازيکن جهان سال 2009 ميلادي» محروم ماند و مقابل چشمانش جايزه ...

آيا من حسودم؟

آيا من حسودم؟ اولين گام در معالجه هر نوع بيماري، اين است که به بيمار بودن خود آگاهي يابيم. مادام که من خود را سالم بدانم،به دنبال معالجه نخواهم بود. چه خوب است ...

حسد و درمان آن

حسد و درمان آنیکی از رذایل اخلاقی که در طول تاریخ بشر آثار بسیار منفی فردی و اجتماعی داشته است مساله حسد است، حسد به معنی «ناراحت‏شد از نعمتهایی که ...

آشنايي با بيماري حسد

آشنايي با بيماري حسدگاه دوست و آشنايي را مي بينيم که به موقعيت خاصي رسيده است؛ به طول مثال مالي و منالي به دست آورده يا از لحاظ شغلي ترقي کرده يا رتبه علمي ...

 
بانک احادیث

احادیث اخلاق درمانى

 
 
 
کارت پستال

به چه شکل باید با حسادت مقابله و مبارزه کرد؟

چه كنيم تا صفت ناپسند حسادت را در خود بميرانيم؟

 
 
 
کتابخانه

کتاب حسد 1

کتاب حسد 2

حسادت کودک:99 نکته مفید

 
 
 
بانک مقالات
   
  حسد يك آسيب اجتماعي
   
  آتش حسادت
   
  چرا كودكان حسادت مي كنند؟
   
  و حسادت گناه اول بود
 
 
   
[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 16:37 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

آمارهای جهانی سرانه مصرف سیگار در ایران را 764 نخ اعلام میکنند. این آمارها بر اساس تعداد سیگار مصرفی بزرگسالان تهیه و منتشر شدند. بر اساس آخرین نتایج سرشماری نفوس و مسکن، در هرم سنی ایران از مجموع 9/77 میلیون نفر جمعیت کشور نزدیک به 26 میلیون نفر زیر 19 سال سن دارند، بر این اساس تعداد افراد بزرگسال کشور چیزی نزدیک به 51 میلیون نفر برآورد میشود.
عصر خبر: در حالی که در کشورهای غربی مصرف سیگار مدام در حال کاهش است، متاسفانه سود تجارت و مالیات سیگار سبب شده تا برخی از کشورهای در حال توسعه اقدامات عملی مقابله با سیگار نداشته باشند. به گزارش عصر خبر، سرانه مصرف سیگار در ایران بر اساس آمارهایی که مراکز و مسئولان داخلی اعلام میکنند چیزی نزدیک به 1050 تا 1176 نخ در سال برای هر بزرگسال است، در همین حال آمارهای خارجی مصرف سرانه سیگار در ایران برای بزرگسالان را سالانه 764 نخ اعلام میکنند.

این تمام ماجرا نیست! قاچاق سیگار و واردات رسمی سیگارهای خارجی به کشور سبب شده تا دولت به فکر توسعه صنعت دخانیات داخلی بیافتد، وزارت صنعت و تجارات اخیرا فعالیت های گسترده ای در شمال کشور برای توسعه صنعت دخانیات انجام داده است.
حامیان توسعه صنعت دخانیات داخل می گویند اگرچه مصرف سیگار مخرب و همه ساله هزینه های پزشکی گزافی را به کشور تحمیل میکند، اما در برابر واردات و قاچاق گسترده این محصول، باید صنعت داخلی را تقویت کرد.

رتبه جهانی مصرف سیگار
بر اساس آمارهای بین المللی ده کشور پر مصرف سیگار به ترتیب عبارت اند از: یونان، اسلوونی، اوکراین، بلغارستان، چک، مقدونیه، روسیه، مولداوی، اسپانیا و بوسنی مصرف سرانه سیگار توسط بزرگسالان در این کشورها به ترتیب: 3 هزار و 17، 2هزار و 537، 2 هزار و 526، 2 هزار و 437، 2 هزار و 368، 2 هزار و 336، 2 هزار و 319، 2 هزار و 239، 2 هزار و 225 و 2 هزار و 145 نخ در سال است.

برای نمایش اندازه واقعی تصویر بر روی آن کلیک کنید.
همچنین کمترین سرانه مصرف سیگار در جهان به ترتیب به کشورهای: اتیوپی، زامبیا، سودان، غنا، زیمباوه، هند، نیجریه، تانزانیا، پرو و کنگو با مصرف : 52، 71، 75، 80، 86، 99، 103، 108 و 131 نخ در سال اختصاص دارد.

به گزارش "عصر خبر" در این لیست که شامل 121 کشور جهان است، ایران با مصرف سرانه 764 نخ در سال در رتبه شصت و هفتم قرار دارد پیش از ایران، انگلیس و عراق با مصرف 790 و 784 نخ در سال قرار دارند و پس از ایران نیز سوئد و کره شمالی با مصرف 751 و 714 نخ در سال قرار دارند.

کشورهای اطراف ایران نیز آمارهای متفاوتی دارند. برای مثال عربستان با مصرف سالانه ۶۴۸ نخ در رتبه 70، امارات متحده با مصرف سالانه هزار و 92 نخ در رتبه 43، کویت با سرانه مصرف سالانه هزار و 509 نخ در رتبه 29، آذربایجان با مصرف سرانه سالانه هزار و 89 نخ در رتبه 44، ترکیه با مصرف سرانه هزار و 499 نخ در سال در رتبه 30، پاکستان با مصرف سرانه 391 نخ در سال در رتبه 91 و ترکمنستان با مصرف سالانه 498 نخ در رتبه 81 قرار دارد.

برای نمایش اندازه واقعی تصویر بر روی آن کلیک کنید.

آمار داخلی تعداد سیگار مصرفی در ایران

همچنانکه ملاحظه شد، وضعیت ایران در بین همسایگان از نظر مصرف سیگار زیاد بغرنج نیست، اما بازهم مصرف سیگار سالانه هزینه های گزافی را به کشور تحمیل میکند.
بر اساس آمارهای داخلی در سال 1383 سالانه 54 میلیارد نخ سیگار به ارزش یک هزار میلیارد در کشورمان مصرف شده است. (سالانه 10 هزار ميليارد ريال بر اثر مصرف سيگار در ايران دود مي شود، جمهوری اسلامی، 13 مرداد 1383)

در سال 1390 بر اساس اعلام اتحادیه جهانی مبارزه با دخانیات اگرچه میزان مصرف همچنان 54 میلیارد نخ در سال عنوان شد، اما هزینه آن بالغ بر هزار و 500 میلیارد تومان اعلام شد(سالانه حدود 15هزار ميليارد ريال براي خريد سيگار هزينه مي شود، خبرگزاری ایرنا،11 شهریور 1390)
این در حالیست که حدود یک ماه قبل  قائم مقام وزیر صنعت، معدن و تجارت با بیان اینکه سالانه 55 تا 65 میلیارد نخ سیگار در کشور مصرف می شود، دو سوم از این میزان را از مسیر قانونی، تولیدات داخل و واردات رسمی دانست و در عین حال خاطرنشان کرد: متأسفانه یک سوم از مصرف سیگار کشور از طریق مسیرهای غیرقانونی همچون قاچاق تأمین می شود.( رشد 1150 درصدی سرمایه گذاری صنعتی و معدنی در استان گیلان، پایگاه اطلاع رسانی دولت، 15 اسفند 1390)

تناقض آماری
آمارهای جهانی سرانه مصرف سیگار در ایران را 764 نخ اعلام میکنند. این آمارها بر اساس تعداد سیگار مصرفی بزرگسالان تهیه و منتشر شدند. بر اساس آخرین نتایج سرشماری نفوس و مسکن، در هرم سنی ایران از مجموع 9/77 میلیون نفر جمعیت کشور نزدیک به 26 میلیون نفر زیر 19 سال سن دارند، بر این اساس تعداد افراد بزرگسال کشور چیزی نزدیک به 51 میلیون نفر برآورد میشود.
اگر آمار اتحادیه جهانی مبارزه با دخانیات را که در نیمه سال قبل اعلام شد اصل بگیریم یعنی سرانه مصرف سیگار در ایران هزار و 58 نخ در سال است. حال اگر آمار قائم مقام وزیر سعنت و تجارات را در نظر داشته باشیم، این میزان به هزار و 176 نخ در سال برای هر ایرانی بزگرسال خواهد رسید. هر کدام از این دو آمار اصل قرار گیرند، یعنی رتبه ایران متفاوت از چیزی است که در آمارهای جهانی ثبت شده است!

کاهش مصرف سیگار درغرب و سوداگری در شرق
مصرف شش هزار میلیارد نخ سیگار در جهان برای 100 میلیون نفر ایجاد اشتغال کرده است. براساس تازه ترین گزارش اطلس دخانیات، سیگار کشیدن سالانه هزینه ای معادل یک تا دو درصد از کل تولید ناخالص جهان را تشکیل می دهد و در عین حال می تواند باعث مرگ یک میلیارد نفر در طول قرن فعلی شود.

برای نمایش اندازه واقعی تصویر بر روی آن کلیک کنید.
به گزارش "عصر خبر" در سال بیش از 1/1 میلیارد نفر در جهان بر اثر مصرف سیگار جان خود را از دست می دهند، با این حال در اکثر کشورهای در حال توسعه، مصرف سیگار اگر رشد نداشته باشد، لااقل کاهش هم نداشته، این در حالیتس که مصرف سیگار در ایالات متحده امریکا(از جمله سلاطین برندهای سیگار) از 1996 تا سال 2006 به نصف کاهش یافته و میزان مصرف آن در بین بزرگسالان از 42 درصد بزرگسالان این کشور به نزدیک به 20 درصد جمعیت بزرگسال امریکا رسیده است.

این در حالیست که در کشوری مثل چین که از نظر اقتصادی نیز به یکی از بزرگترین غول های جهانی تبدیل شده است، بیش از 300 میلیون نفر سیگاری وجود دارد، دولت چین به دلیل در اختیار داشتن انحصار تولید و عرضه توتون و تنباکو از برنامه های مبارزه با دخانیات استقبال چندانی نمیکند.

بر اساس گزارشی که بنیاد خیریه بلومبرگ به تازگی توسط رویترز منتشر کرده است، صنعت تنباکو 10 درصد درآمدهای مالیاتی چین را به خود اختصاص داده و درآمدهای دولت چین از این محل در سال 2011 با افزایش 22 درصدی به 119 میلیارد دلار رسیده است.
[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 16:33 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
در هیچ کجای دنیای امروز براساس ذائقه عمومی فیلم و سریال ساخته نمی‌شود. بلکه میل عمومی و جذب مخاطب در عالم رسانه یک اصل لایتغیر است. در هیچ کجای دنیا نمی‌توانند تصور کنند که فیلم سریالی تولید و پخش شود و قضاوت عمومی نسبت به آن منفی باشد.
گروه فرهنگی مشرق - رئیس صدا و سیما اخیراً در گفت‌وگو با یک خبرگزاری درباره ماهیت و ذات رسانه جملاتی بیان کرد که به سرعت در فضای سایبر تکثیر و منتشر شد و تصور این بود توسط صاحبان فکر و اندیشه مورد مداقه و نقد قرار گیرد اما پس از گذشت یک هفته مشخص شد اندیشه ورزان روزگار به امور مهم‌تری سرگرمند.
رئیس صدا و سیما گفت:«حاشیه ذات رسانه است. اگر حاشیه نباشد رسانه نمی‌تواند ارتباط برقرار کند. این درباره همه برنامه‌ها صدق می‌کند و بسیاری از برنامه‌های چالشی همین وضعیت را دارد.»
این اظهارات را از دو زاویه می‌توان تأویل کرد. یک احتمال این است که گوینده برای پوشانیدن ضعف مدیریت رسانه ملی در شرایط پیچیده امروز، از تاکتیک فرار به جلو استفاده کرده و از بیخ و بن اصل مسئله را زیر سؤال برده و مدعی شده که اصلاً حاشیه جزو ذات رسانه است. در صورت پذیرش این ادعا بخش عظیمی از انتقادها به صدا و سیما، محتوای برنامه‌ها و بخصوص نوع، جنس و میزان تأثیر آنها بر مخاطب قابلیت وتو شدن را پیدا می‌کند.
اما حقیقت جز این است و حاشیه ذات رسانه نیست. بلکه حاشیه ویروسی ویرانگر است که عطش نفوذ در رسانه را دارد و رسانه را از مواجهه با آن گریزی نیست (شاید مراد رئیس صدا و سیما از بیان آن جمله این مفهوم بوده است) و برای مصون ماندن متن پیام از آسیب‌های ویروس حاشیه دو روش مرسوم است. یکی مجهز کردن رسانه به آنتی ویروس برای جلوگیری از نفوذ حاشیه به پیام و دیگری توانمندسازی رسانه به مدیریت حاشیه‌ها. در حالی که متأسفانه تاکنون برای هیچ‌یک از این دو مکانیزم برنامه روشمند و کارآمدی در سازمان صدا و سیما تدوین نشده است. بنابراین در تولیدات رادیو و تلویزیون همواره این حاشیه‌ها هستند که خارج از اراده مدیران رسانه خود را به متن تحمیل و پیام و تأثیر آن را بر مخاطب مدیریت می‌کنند و ماجرا زمانی غم‌انگیزتر می‌شود که مدیران رسانه جز به توجیه و مشروعیت بخشی به آنها برنیایند.
غربی‌ها که بسیار پیش‌تر از ما به راز و رمز جادوی رسانه‌های جدید پی بردند، زمانی که فهمیدند بُرد، نفوذ و تأثیر «حاشیه» در عالم هنر و رسانه تا چه حد شگفت‌انگیز و به مراتب بیشتر از متن پیام است نه تنها تمام راهکارهای ایجاد حاشیه توسط اراده‌های غیر و خارج از کنترل را در شبکه گسترده سلولی رسانه‌های خود به شکلی سیستماتیک بستند و با تزریق متد و روش‌های بازدارنده و طراحی و تعبیه سنسورهای مدرن نظارت پنهان بدنه رسانه‌ای خود را نسبت به ویروس انواع حاشیه‌ها واکسینه کردند، بلکه استعداد شیطانی خود را در جهت ایجاد توانمندی‌های خاص برای حاشیه‌سازی‌های کاذب در رسانه و تأثیرات پیچیده و چند لایه‌ای بر مخاطب بکار بستند و در واقع به ابزار جادوگری مدرن مسلح شدند. و این ساده‌انگاری است اگر تصور کنیم حاشیه جزو ذات امپراطوری رسانه‌ای جهان غرب هم هست. هیچگاه به هیچ حاشیه‌ای اجازه ورود به متن در پیام هیچ رسانه غربی داده نشده است. چه رسد به اینکه بخواهد بر متن سوار شود و در پیام دگرگونی ایجاد کند.
احتمال دوم این است که رئیس صدا و سیما از سر صدق و باورمندانه گفته حاشیه ذات رسانه است. در این صورت از این احتمال نیز نباید گذشت که مهندس رسانه ما در سال‌های اخیر فرصتی برای مطالعه نظریه‌ها و یافته‌های جدید علوم ارتباطات و رسانه درباره مهندسی رسانه و مهندسی پیام نداشته است. اگر به تعبیر رئیس صدا و سیما رسانه را از حاشیه گریزی نیست، باید بپذیریم وقتی در بسیاری از برنامه‌های زنده، مصاحبه‌ها، گزارش‌ها، میزگردها، مناظره‌ها وحتی جُنگ‌ها و تاک‌شوها و برنامه‌های ترکیبی و آرشیوی و تولیدی، پیام متأثر از حاشیه در مخالفت با متن شکل می‌گیرد و عرضه می‌شود و بر مخاطب و قضاوت او تأثیری وارونه می‌گذارد، این یک امر طبیعی و اقتضای رسانه است و به جذب مخاطب مربوط می‌شود. در یک بیان ساده و موجز اینکه رسانه مدام به خودش گل بزند تا از گل زدن رقیب جلوگیری کند.
رئیس صدا و سیما باید به این پرسش نیز پاسخ دهد که چرا خروجی رسانه ملی پر شده از «حاشیه»‌هایی که باید لابلای آنها جستجو کرد تا کمی هم «متن» یافت. چرا در برنامه‌های صدا و سیما که از دوره‌ای به بعد تلاش کرد وانمود کند از هرگونه نگاه ایدئولوژیک نسبت به مسائل پرهیز دارد و در مواجهه با سلیقه‌ها طرف وسط را می‌گیرد، هیچگاه حاشیه‌ای نمی‌بینیم که پیامی را به نفع ارزش‌های انقلاب به مخاطب منتقل کرده باشد و در زمانه‌ای که متن پیام در اکثر تولیدات رسانه ملی ما نیز به جریان غالب جهانی تمایل دارد منصفانه است که حاشیه‌ها نیز قلب آرمان‌خواهی را هدف قرار دهند. کاش حال و مجالی بود تا در مورد متن و محتوای تولیدات صدا و سیما هم کمی جدی سخن بگوئیم، آنگاه ضرورت پرداختن به حاشیه‌ها به طور کلی منتفی می‌شد.

اگر همه کسانی که در نظام جمهوری اسلامی وظیفه مهندسی فرهنگی و هدایت افکار عمومی را به عهده دارند، همچون رئیس صدا و سیما  بر این اعتقاد هستند که حاشیه جزو ذات رسانه است، چرا این همه ساز و کار موازی برای نظارت بر مطبوعات و رسانه‌ها تأسیس و تجهیز کرده‌اند و چرا روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها از حاشیه‌سازی و حاشیه‌پردازی منع و در صورت توجه به حاشیه‌ها تعقیب و مجازات می‌شوند، ولی در بسیاری از برنامه‌های رادیو و تلویزیون، حاشیه‌ها جای متن می‌نشینند؟
آیا می‌توان دیدگاه رئیس رسانه ملی را به دیگر رسانه‌ها نیز تعمیم داد؟ آیا رئیس سازمان سینمایی نیز می‌تواند بگوید حاشیه ذات رسانه است و وقتی من در سال 80 فیلم تولید می‌کنم، 10 فیلم فاخر است، 20 فیلم آموزنده است، 30 فیلم سرگرم کننده است و لاجرم تولید و نمایش 20 فیلم هنجارشکن نیز اجتناب‌ناپذیر است.
چرا در هالیوود با آن گستردگی و تولید انبوه، حتی یک فیلم نمی‌توان یافت که با هنجارهای آمریکایی تناسب نداشته باشد. چرا وقتی تمام تاروپود شبکه عنکبوتی امپراطوری رسانه‌ای نظام سلطه را می‌گردیم نمی‌توانیم یک مجری دگراندیش، یک برنامه دگر پیام و یک پیام دگرگونه خلاف اراده صاحبان قدرت پیدا کنیم، ولی نظام ما قدرت دارد، رسانه دارد، ولی گویی صاحب آن نیست.
رئیس صدا و سیما قضاوت درباره سریال‌های تلویزیون را هم تابع سلیقه افراد دانسته و ملاک رسانه ملی را قضاوت عمومی عنوان کرده و گفته است: «درباره سریال‌ها هم سلایق، جریان‌ها و قضاوت‌های مختلف وجود دارد. معمولاً تجربه نشان داده که قضاوت‌های عموم مردم یک مقدار متفاوت با برخی قضاوت‌های خاص است. البته قضاوت‌های خاص هم مورد توجه ما است و استفاده می‌کنیم.»

ایشان با اشاره به اینکه صدا و سیما قضاوت‌های عمومی را از طریق نظرسنجی‌ها کسب می‌کند، تأکید کرده است: «بخش زیادی از نظرسنجی‌های ما محرمانه است و دلیل اینکه برخی نظرسنجی‌ها را منتشر نمی‌کنیم بخاطر این است که اگر اشکالاتی هست برطرف کنیم.»
وجود تناقض شدید در مفهوم اظهارات اینچنینی، مانع از فهم محتوای کلام در مواجهه اول و اتخاذ موضع و بیان پرسش خواهد شد، ولی از اهل فضل و فرهنگ و دلسوزان انتظار می‌رود این مباحث را بی‌پاسخ نگذارند و در پخته‌تر شدن بحث‌های نظری همکاری نمایند.

در هیچ کجای دنیای امروز براساس ذائقه عمومی فیلم و سریال ساخته نمی‌شود. بلکه میل عمومی و جذب مخاطب در عالم رسانه یک اصل لایتغیر است. در هیچ کجای دنیا نمی‌توانند تصور کنند که فیلم یا سریالی تولید و پخش شود و قضاوت عمومی نسبت به آن منفی باشد. پس ویژگی مورد تفاخر تلویزیون ما درباره سریال‌هایش، ویژگی‌ای است که هر فیلم یا سریالی باید داشته ابشد. آنچه محل اختلاف و موضوع بحث است محتوا، پیام و تأثیر فیلم‌ها و سریال‌ها بر مخاطب است که ظاهراً مدیریت رسانه هیچ تمایلی ندارد راجع این موضوعات گفت‌وگو شود.
اینکه نظر مردم را درباره یک سریال جویا بشویم و بعد آن را محرمانه تلقی کنیم و از خود مردم پنهان نگه داریم هم از عجایب عصر حاضر است. آیا چنین مشی و روش‌هایی با شرایط خاص و اقتضائات جهان امروز تناسب دارد؟

*مهدی یمینی
[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 16:9 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
مقام معظم رهبري، به عيادت يکي از برجسته‌ترين روحانيون شيعه عربستان سعودي در بيمارستاني در تهران رفته و در بيت خود نيز پذيراي ايشان بودند که خبر و فيلم اين ديدار، امروز براي نخستين بار منتشر شد.
به گزارش گروه بين الملل مشرق، بر اساس بخش‌هايي از فيلمي که از عيادت چندی پیش رهبر معظم انقلاب اسلامي از آيت الله دکتر شيخ عبدالهادي الفضلي در تهران، که امروز منتشر شده است حضرت آيت‌الله خامنه‌اي ضمن تمجيد از خدمات علمي ايشان به جهان تشيع، پيشاني اين عالم بزرگ عربستاني را بوسيده و دست راست ايشان را در دست خود گرفته و مي‌فرمايند: «اين، دست راست ايشان است. اين دست، خيلي خدمت کرده است.»

آيت الله الفضلي نيز در پاسخ به عيادت حضرت آيت‌الله خامنه‌ای، به ديدار ايشان رفته، دست مقام معظم رهبري را بوسيده و با انگشت اشاره خود خطاب به رهبر انقلاب، مي‌گويد: «به برکت دعاي حضرت آقا، حال من بسيار بهتر از قبل شد.»

آيت الله دکتر الفضلي از مجتهدان بزرگ شيعه عربستان است که علاوه بر تحصيلات حوزوي، تحصيلات دانشگاهي تا عالي‌ترين سطوح را نيز دنبال کرده و به بالاترين درجات علمي در حوزه و دانشگاه دست يافته و به همين دليل در ميان مردم به "علامه" شهرت دارد.

علامه فضلي هم‌اکنون در منطقه اي در استان "الشرقيه" عربستان سعودي سکونت دارد که به‌تازگي صحنه حملات خشونت‌بار عناصر رژيم آل‌سعود به ساکنان اين منطقه و کشتار، بازداشت و شکنجه آنان بوده است.

علامه در سال 1354 هجري قمري مصادف با 1935 ميلادي در يکي از روستاهاي نزديک به بصره در خانواده اي که در درجات علمي و جايگاه علمي زبانزد مردم منطقه بود، ديده به جهان گشود.

جد وي که شهروند عربستان بود به عراق مهاجرات کرده بود و به همين دليل، او علوم ديني را در همين شهر و زير نظر پدرش آيت الله ميرزا محسن الفضلي فرا گرفت و پس از مدتي براي تکميل دروس خود به نجف اشرف رفت و بعد از پايان دروس مقدماتي، درس خارج را نيز در نزد استادان اين حوزه فرا گرفت.

او البته مطالعات دانشگاهي خود را نيز همزمان در دانشگاه نجف ادامه داد و به مدرک کارشناسي در رشته زبان عربي و علوم اسلامي دست يافت، بعد از آن در دانشگاه بغداد، کارشناسي ارشد خود را در سال 1391 هجري قمري گرفت و همزمان به تدريس در دانشکده فقه نيز اشتغال داشت.

وي پس از دريافت مدرک کارشناسي ارشد از دانشگاه بغداد، به شهر جده در عربستان عزيمت کرد و در دانشگاه "ملک عبدالعزيز" به عنوان مدرس مشغول به کار شد و مدرک دکتراي خود را نيز در سال 1396 در دانشکده دارالعلوم از دانشگاه قاهره در رشته زبان عربي دريافت کرد.

علامه فضلي تا سال 1409 در شهر جده ماند تا بازنشسته شد. او در اين سال به عنوان استاد دو درس منطق و اصول بحث در دانشگاه بين المللي علوم اسلامي لندن نيز انتخاب شد و هم اکنون نيز به فعاليت هاي تحقيقاتي خود در اشراف بر پايان نامه هاي دانشجويان ادامه مي دهد.

علامه دکتر شيخ عبدالهادي الفضلي تا کنون هزاران کتاب و مقاله در دفاع از مذهب حقه جعفري نگاشته و سخنراني‌هاي متعددي در دفاع از حقانيت مذهب شيعه در مقابل انحرافات و فرقه‌هاي ساختگي بويژه فرقه وهابيت ايراد کرده است.

وي هم‌اکنون در شهر "الدمام" در استان الشرقيه سکونت دارد و در اين شهر از جايگاه علمي و اجتماعي بسيار بالايي برخوردار است و شيعيان عربستان نيز احترام فراواني براي ايشان قائل هستند.

مشرق، سلامت طول عمر و سلامت اين عالم بزرگ را از خداوند خواهان است.

بخش‌هايي از اين عيادت و ديدار را از پنجره زير ببينيد:

دانلود
[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 16:2 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

چند سالی است که بازی سازان ایرانی به دنبال آن هستند تا بازی هایی در سطح بین المللی بسازند و در این راه نیز با توجه به تحریم ها و مشکلات بسیار زیادی که داشتند بسیارخوب عمل کرده اند.
به گزارش گروه خواندنی های مشرق، در اولین نمایشگاه بازی های رایانه ای که سال گذشته در برج میلاد برگزار شد، بازی هایی زیادی رونمایی شد که برخی از آنها توانست توجه عده بسیار زیادی را به خود جلب کند و با توجه به نمایش های خوبی که از خود نشان داد آینده روشن بازی سازی در ایران را بیش از پیش متصور ساخت.


بازی مبارزه در خلیج عدن همان بازی ای است که می تواند آینده بازی سازی را در کشور تغییر دهد. این بازی توسط شرکت آمیتیس بازی رایان و به همکاری ارتش جمهوری اسلامی ایران ساخته شده است. با توجه به آنکه این بازی قرار است تا در29 فروردین ماه وارد بازار شود بهتر است تا به داستان و نحوه گیم پلی کلی آن نگاهی داشته باشیم.

داستان بازی:

همانطور که از اسم بازی متوجه می شوید داستان بازی در مورد مبارزه دلیرانه تکاوران نیروی دریایی درمقابل دزدان دریایی در منطقه عدن است. این تکاوران در ابتدا با گذراندن مراحل تمرینی و آمادگی وارد بازی می شوند و به مبارزه با دزدان دریایی در منطقه می روند.


در بین بازی های تیراندازی اول شخص داستان بازی تا حدی می تواند به محل ها و شخصیت ها جان ببخشد و بازیکن را به گونه ای وادار به بازی کردن کند. از همین رو باید انتظار داشته باشیم تا طراحان این بازی نیز به این نکته توجه داشته باشند و آن را رعایت کنند تا بازی از نظر داستانی دچار مشکل نشود. چرا که از روی پیش نمایش های به دست آمده نمی توان به طور کامل داستان بازی را حدس زد.

گیم پلی:

یکی از مهمترین بخش هایی که هر بازیکن با آن بسیار سر و کار دارد و هر چه زیباتر بودن آن می تواند بازیکن های بیشتری را به خودش جذب کند بخش گیم پلی است. در بازی های قبلی ای که توسط شرکت های مختلف بازی سازی در کشور تولید شده است می توان از گرشاسب نام برد که دارای یک گیم پلی جالب بود و توانست در سطح بین المللی نیز نامی نه چندان بزرگ از خودش به جای بگذرد.


مهمترین مشکلی که در هر بازی وجود دارد باگ ها هستند. این امر تنها مختص به بازی های ایرانی نیست و حتی بازی های بسیار بزرگی مانند Batman: Arkham City نیز شامل این باگ ها می شوند. البته با توجه به امکانات محدودی که در اختیار شرکت های ایرانی قرار دارد می توان از باگ های کوچک به راحتی گذر کرد.

با توجه به پیش نمایش هایی که از این بازی در سایت اصلی آن ها به نمایش در آمده است مبارزه در خلیج عدن دارای یک گیم پلی روان است و به نوعی شما می توانید از آن به عنوان یک بازی شوتر اول شخص لذت کافی را ببرید. البته نکته های ریزی نیز در آن وجود دارد و ممکن است بازیکن های حرفه ای را یاد بازی هایی مانند ندای وظیفه و یا نیروی دلتا(Delta Force) اندازد. برای مثال طرح نقشه و مسیر یاب بازی به مانند ندای وظیفه 4 می ماند.


در خصوص گیم پلی در این بازی ها باید به انوع اسلحه و تجهیزاتی که در بازی مشاهده می شود نیز اشاره کرد. در بیشتر پیش نمایش های این بازی شما می توانید اسلحه M16 را مشاهده کنید که به عنوان اسلحه نیروی دریای ما شناخته نمی شود. البته سلاح هایی مانند Ak47 یا ژ3 نیز در بازی دیده می شود و باید این را نیز یاد کنیم که طراحی این سلاح ها به خوبی انجام شده است. در زیر نگاهی به بیشتر اسلحه ها و بالگردهایی که در پیش نمایش های بازی دیده شده است داریم:

سلاح ها

سلاح هجومی
M-16 : ساخت ایالات متحده امریکا ، ظرفیت خشاب : 20 الی 30 تیر ، کالیبر : 5.56*45 میلی متر ، دارای 3 وضعیت تیراندازی : ضامن ، تک تیر ، رگبار ، وزن: 4 کیلوگرم با خشاب پر ، طول : 1 متر، نواخت تیر: 700 تا 950 گلوله در دقیقه

سلاح هجومی AK-47 : ساخت شوروی سابق ، ظرفیت خشاب : 30 گلوله ، کالیبر : 39*7.62 ، وضعیت تیراندازی: تک تیر ، ضامن و رگبار ، طول : 870 متر ، وزن : 5 کیلوگرم با خشاب پر ، نواخت تیر : 600 تیر

راکت انداز RPG-7 : ساخت شوروی سابق ، وزن: 7 کیلوگرم ، کالیبر : 85 میلی متر

تیربار PK : ساخت شوروی سابق ، وزن: 9 کیلوگرم ، تغذیه با نوار فشنگ یا خشابهای 200 یا 250 گلوله ای ، نواخت تیر: 650 تا 850 تیر در دقیقه ، کالیبر : 7.62*54 ، طول: 1 متر و 20 سانتی متر

مسلسل دستی Uzi : وزن: 3.5 کیلوگرم ، کالیبر: 9 میلی متر، نواخت تیر: 600 تیر در دقیقه ، طول: 640 میلی متر، وضعیت تیراندازی: ضامن ، تک تیر ، رگبار

سلاح کمری M1911 : ساخت ایالات متحده آمریکا ، ظرفیت خشاب : 7 تیر ، کالیبر : 0.45 اینچ ، وزن: 1 کیلو و 100 گرم ، نواخت تیر: 20 تا 30 گلوله در دقیقه

بالگردها:

بالگرد UH-1 هیویی ، ساخت شرکت بل آمریکا ، برد پروازی : 507 کیلومتر ، سرعت: 217 کیلومتر بر ساعت

بالگرد SH-3 ، ملقب به سی کینگ "پادشاه دریا" ، سازنده : شرکت سیکورسکی در آمریکا برد پروازی : 1000 کیلومتر ، سرعت: 267 کیلومتر بر ساعت. یکی از نکات ظریف در طراحی این بالگرد بوده است که نشان های نیروی دریایی به وضوح بر روی آن نمایان است و این خود نکته سنجی و ریز بینی بازی سازان را نشان می دهد.

گرافیک و صداگذاری:

مهمترین مشکلی که در بازی های گذشته که توسط بازی سازان ایرانی به چشم می خورد سطح پایین گرافیک بازی بود. این امر حتی در بازی بزرگی مانند گرشاسب نیز وجود داشت به طوری که نمایش های بین بازی بسیار عالی بودند اما گرافیک خود بازی سطح قابل قبولی نداشت.

این بار در بازی مبارزه در خلیج عدن ما با محیط دیگری روبرو هستیم که گرافیک خوبی را نیز دارد. با توجه به پیش نمایش های عرضه شده، این بازی بیشتر در مناطق خشک دنبال می شود و البته مراحلی نیز در آب و در قالب اسکورت های دریایی و قایق های تندرو وجود دارد.


گرافیک بازی در محیط های باز به نظر خوب می آید و به گونه ای باعث دلزدگی شما از بازی نمی شود. همچنین در محیط های بسته نیز می تواند رضایت شما را جلب کند. البته در این بازی نباید انتظاراتی مانند افکت های بسیار عالی و یا قدرت تخریب پذیری بالا باشیم.

صدا گذاری ها نیز در حد قابل قبولی است و می تواند حس یک منطقه جنگی را به شما القا کند و البته جالبترین قسمت بازی مکالماتی است که به زبان فارسی رد و بدل می شود.

سخن آخر:

همانطور که مشاهده کردید این بازی می تواند به عنوان یکی از بهترین بازی های ساخته شده توسط بازی سازان ایرانی باشد و همچنین قدرت آن را نیز  دارد که رتبه ای بهتر از بازی گرشاسب در سطح بین المللی نیز دریافت کند. امیدواریم مردم ایران این بازی را خریداری کنند و با کمک به شرکت های بازی سازی در کشور به روند رو به رشد این صنعت در کشور یاری برسانند.

بازی مبارزه در خلیج عدن قرار است در بود در آخر اسفند ماه سال گذشته وارد بازار شود و بر اثر مشکلات به تاریخ 29 فروردین و روز ارتش موکول شد. تریلر نهایی بازی را می توانید در زیر مشاهده کنید.


لینک دانلود
[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 15:47 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

شیعه آرت به مناسبت دهه بزرگداشت امام هادی علیه سلام  یک طرح با کیفیت بنر در سه رنگ آماده کرده است. امید که قبول حضرتش افتد . انشاءالله

تولیدات شیعه آرت

[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 12:33 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
برش هایی است از پرسه زدن های عکاس بسیجی «روح الله خسروی نژاد» در گلزار شهدای بهشت زهرای تهران که اختصاصا در اختیار مشرق قرار گرفته اند . توضیحات بیشتر اضافه است. فقط چشمانتان را منور کنید و شادی ارواح پاک این شهسواران آفرینش صلوات
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، تصاویر زیر ، برش هایی است از پرسه زدن های عکاس بسیجی «روح الله خسروی نژاد» در گلزار شهدای بهشت زهرای تهران که اختصاصا در اختیار مشرق قرار گرفته اند . توضیحات بیشتر اضافه است. فقط چشمانتان را منور کنید و شادی ارواح پاک این شهسواران آفرینش صلوات





















[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 12:26 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
این اقدام را می‌توان تحت عنوان دیپلماسی حیوانات نام‌گذاری کرد. استفاده از حیوانات به عنوان ابزاری برای پیشبرد منافع در دیپلماسی عمومی در ادبیات سیاسی مرسوم است. برای نمونه می‌توان به هدیه دادن حیوانات که از جانب برخی از سران کشورها انجام می‌شود اشاره کرد.

به گزارش  مشرق، تأمین منافع ملی در عرصه جهانی گزاره ای است که دستگاه دیپلماسی در کشورها عهده دار آن می‌باشد. دیپلمات‌ها با ادبیات و روش‌های خاص و پیچیده خود بازیگران این عرصه را تشکیل می‌دهند، و به عنوان نماینده‌ی کشورها در عرصه جهانی مقابل هم قرار می‌گیرند. کنش و واکنش به علت وجود سیستم بوروکراتیک سنگین در عرصه دیپلماتیک کار ساده ای نیست. از این روست که کشورها با شکستن ساختارهای دیپلماتیک به دیپلماسی عمومی روی آورده‌اند. اصطلاح دیپلماسی عمومی برای نخستین بار از سوی وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا در ادبیات سیاسی جهان مطرح گردید، این وزارت خانه در سال 1985 در ذیل تعریف دیپلماسی عمومی آورده است:

دیپلماسی عمومی به برنامه های تحت حمایت دولت اشاره دارد که هدف از آن‌ها اطلاع رسانی و یا تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی در کشورهای دیگر است.

این وزارت خانه در سال 1995 دیپلماسی عمومی را در تعریفی جدید بدین شرح بیان می‌نماید:

دیپلماسی عمومی می‌کوشد منافع ملی ایالات متحده را از طریق مفاهیم اطلاع رسانی و تأثیر گذاری بر مخاطبان خارجی ارتقاء دهد.

اما پیدایش دیپلماسی عمومی را نمی‌توان به این تعاریف محدود کرد. بلکه به احتمال قوی از زمان پیدایش جوامع می‌توان انواعی از آن را متصور بود.

یکی از مهم‌ترین ابزارهای مورد استفاده در دیپلماسی عمومی استفاده از قدرت نرم (Soft Power) می‌باشد. که تعریف آن عبارت است از:

توانایی تأثیرگذاری بر دیگران برای کسب نتایج مطلوب از طریق جذابیت به جای اجبار یا تطمیع. به عبارت دیگر قدرت نرم توانایی به دست آوردن نتایج مطلوب است به دلیل آنکه دیگران همان چیزی را بخواهند که شما می‌خواهید.

بر خلاف روابط رسمی دیپلماتیک که دیپلمات‌های دستگاه دیپلماسی کشورها در آن کنش می‌کنند و به دنبال تأمین منافع ملی و بین‌المللی کشور خود هستند، در دیپلماسی عمومی در یک طرف منافع یک کشور قرار دارد که با ابزارهای مختلف همچون رسانه، فرهنگ، ارتباط و ... عامه‌ی مردم یا به عبارت دیگر افکار عمومی کشور هدف را که در طرف دیگر قرار دارند تحت تأثیر قرار می‌دهد.

یکی از مهم‌ترین، تأثیر پذیرنده‌ترین و همچنین در دسترس‌ترین عرصه‌هایی که دیپلماسی عمومی در آن فعالیت می‌کند سبک زندگی (Life Style) یک جامعه است. سبک زندگی به دلیل ماهیت دینامیک آن عرصه مناسبی برای دیپلماسی عمومی محسوب می‌شود. وقتی کشوری توانست مردم کشورهای دیگر را ترغیب کند آن طوری که او می‌خواهد زندگی کنند به بخش قابل توجهی از اهداف خود دست یافته است.

سبک زندگی در کشور ما که برگرفته از دین متعالی اسلام و قرآن کریم است دارای تعارض بنیادی با سبک زندگی غربی به رهبری ایالات متحده آمریکا می‌باشد.

البته لازم به ذکر است؛ در قرآن کریم در مقابل اصطلاح سبک زندگی مفهوم «حیات الدنیا» قرار دارد که دارای حیثیتی والا و عمیق می‌باشد، که سبک زندگی در بطن آن قرار دارد.

از جمله تعارضات بنیادی سبک زندگی قرآنی «حیات الدنیا» و سبک زندگی غربی غایت‌شناسی آنها می‌باشد. غایت «حیات الدنیا» سعادت را برای انسان رقم می‌زند. اما در مقابل سبک زندگی غربی ضلالت را نصیب انسان می‌کند. خداوند متعال در قرآن کریم برای رسیدن انسان به سعادت باید و نباید و آداب و رسومی را در «حیات الدنیا» وضع کرده که در سایه‌ی رعایت آن «حیات طیبه» برای انسان ایجاد می‌شود.

ایالات متحده آمریکا به نمایندگی از غرب در تبلیغ سبک زندگی خود فقط منافع خود را دنبال نمی‌کند، بلکه دانسته یا ندانسته منافع «شیطان الرجیم» را دنبال می‌کند. مطلب گفته‌شده یک ادعا و اتهام‌زنی ناشی از توهم توطئه نمی‌باشد. بلکه با توجه و مداقه در آیات قرآن بسیاری از عناصر سبک زندگی آمریکایی در تعارض بنیادی با باید و نباید قرآن کریم و همچنین طبق خواست «شیطان الرجیم» می‌باشد.

یکی از این عناصر نگهداری از سگ و استفاده از گوشت خوک می‌باشد که طبق احکام اسلام و روایات نقل‌شده از پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) حرام و نجس می‌باشد.

فرهنگ  غرب تلاش زیادی را در ترویج نگهداری از سگ انجام داده است. برای نمونه فیلم‌ها و سریال‌های متعددی را می‌توان برشمرد که یک سگ نقش محوری را در آن‌ها بر عهده داشته است.

نگهداری و به همراه داشتن سگ تا آنجایی در فرهنگ غربی رواج پیدا کرده که سران کشورهای غربی در سفرهای رسمی خود آن را به همراه دارند. فیلم‌ها و تصاویر جورج دبلیو بوش و باراک اوباما مواردی از این دست می‌باشند.

ایالات متحده آمریکا که در کشتار و نادیده گرفتن حقوق انسانی پرونده‌ای قطورتر از تاریخ تأسیس خود دارد، اخیراً با کمک برخی از ایرانیان داخل و خارج کشور و به بهانه حمایت از حقوق حیوانات اقدام به ارسال سگ‌هایی از ایران به آمریکا نموده است.

این اقدام را می‌توان نوعی از دیپلماسی عمومی و تحت عنوان دیپلماسی حیوانات نام‌گذاری کرد. استفاده از حیوانات به عنوان ابزاری برای پیشبرد منافع در دیپلماسی عمومی در ادبیات سیاسی مرسوم می‌باشد. برای نمونه می‌توان به هدیه دادن حیوانات که از جانب برخی از سران کشورها انجام می‌شود اشاره کرد.

تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی در گزارشی تحت عنوان تلاش برای انتقال سگ‌های ولگرد ایران به آمریکا گامی در این جهت برداشته که موارد ذیل در خور توجه می‌باشند:

1. نمایش پناهگاه وفا که محل نگهداری سگ‌ها می‌باشد و نمایش سگ‌های گرسنه که به طرف غذا می‌دوند.

2. نمایش فرودگاه سانفرانسیسکو در حالی که تعدادی از ایرانیان با شکوه خاصی منتظر ورود سگ‌ها هستند و برای سگ‌ها غذا آورده‌اند. یکی از استقبال کنندگان از سگ‌ها می‌گوید: «برای سگ‌ها غذای خانگی آورده‌ام».

3. اشاره به قبول سرپرستی سگ‌های ایرانی از سوی خانواده های آمریکایی و القاء خوشبختی این سگ‌ها.

4. در این گزارش استقبال کنندگان از سگ‌ها به آنها می‌گویند: «آمدیم آمریکا» در حالی که آمریکا خانه ای گرم معرفی می‌شود.

اما مواردی که این گزارش در قالب دیپلماسی عمومی حیوانات به مخاطب القاء می‌کند عبارتند از:

1. رواج نگهداری از سگ.

2. سیاه نمایی زندگی در ایران.

3. نمایش کارت‌پستالی جامعه آمریکا.

4. نمایش آمریکا و آمریکاییان به عنوان نجات‌بخش ایرانیان.


ابولفضل منوچهری
[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 12:3 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
یکی از روزنامه‌های رژیم صهیونیستی در فیلم کوتاهی به شبیه‌سازی جنگ ایران و اسرائیل و پیامدهای متعاقب آن پرداخت.

به گزارش خبرنگار جنگ نرم مشرق، رژیم صهیونیستی در یکی دیگر از اقدامات پروپاگاندای خود به ساخت و ارائه فیلم کوتاهی در خصوص جنگ بین این رژیم و ایران و نیز موضع‌گیری‌های احتمالی آن پرداخت.

این شبیه‌سازی و سناریوی جنگی توسط یکی از روزنامه‌های جناح راستی رژیم صهیونیستی به نام ماکور ریشون تهیه شده است. در این سناریوی جنگی این‌گونه بیان شده است که رژیم صهیونیستی در روزهای 15 و 16 اکتبر سال 2012 به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کرده و آنها را نابود می‌سازد. در پی این حمله باراک اوباما رییس‌جمهور آمریکا نسبت به آن ابتدا اعتراض کرده و سپس سکوت اختیار می‌کند.


از جمله سناریوهایی که در این بازی جنگ لحاظ شده است واکنش‌های ایران به این حمله، سرنگونی یکی از خطوط هوایی مسافربری اسرائیل، موشک‌باران اسرائیل توسط نیروهای حزب‌الله و در عین حال عدم تمایل اسرائیل برای حمله به لبنان یا غزه، و در امان ماندن تأسیسات هسته‌ای اسرائیل می‌باشد. همچنین این حمله سبب می‌شود تا رسانه‌های مختلف جهان از جمله سی‌ان‌ان و فاکس‌نیوز به بازتاب آن بپردازند.

پیشتر نیز رژیم صهیونیستی در اقدام مشابهی برای مظلوم‌نمایی و برانگیختن احساسات مخاطبان خود دست به ساخت فیلم کوتاهی زده بود و در آن «حمله هسته‌ای» نیروی هوایی ایران در سال 2013 به سرزمین‌های اشغالی را به تصویر کشیده بود.
[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 12:0 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
در این سند، نمونه ای از اسنادِ واحد تعاونِ تیپ نبی اکرم(صلوات الله علیه) مشاهده می شود. این سند ، فهرستی از وسایل شخصی یک دانش آموز بسیجی ، جمعی گردان مخابرات ِ تیپ نبی اکرم می باشد.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، در سال های دفاع مقدس ، رزمندگان بسیجی در هر یگان ، پیش از اعزام به مناطق عملیاتی ، وسایل شخصی خود را به واحد تعاونِ یگان خود تحویل می دادند. واحد تعاون وظیفه داشت که این وسایل را تا بازگشت رزمنده از میدان نبرد نگه داری کرده و به او بازگرداند. در صورت تایید شهادت هر رزمنده نیز ، واحد تعاون باید این وسایل شخصی را به همراه پیکر شهید به زادگاهش بازگردانده و تحویل خانواده اش بدهد.
در زیر ، نمونه ای از اسنادِ واحد تعاونِ تیپ نبی اکرم(صلوات الله علیه) مشاهده می شود. این سند ، فهرستی از وسایل شخصی دانش آموز بسیجی شهید علی رضا غفاری ، جمعی گردان مخابرات ِ تیپ نبی اکرم می باشد.
شهید علی رضا غفاری به تاریخ ششم فروردین 1365 در جبهه آبادان به شهادت رسید و آن چه از او باقی مانده بود به این شرح است:

یک جفت پوتین - یک جفت جوراب - دو عدد زیرپوش - شلوار نظامی - بلوز نظامی - کاپشن شخصی -یک عدد حوله - یک عدد لیف - یک عدد کیسه حمام - دو عدد شامپو - یک عدد لیوان - دوعدد صابون - یک عدد مسواک - یک عدد شربت - کارت دبیرستان - وصیت نامه - دو عدد کارت شناسایی ، یکی واکسیناسیون و دیگری سپاه محمد(ص) - مبلغ 122 تومان پول - ساک شخصی -


[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 11:56 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
به گزارش جهان به نقل از مشرق یکی از مشاوران اردوغان که به شدت تحت تاثیر فضای معنوی دیدار با رهبر معظم انقلاب قرار گرفته بود از معظم له می خواهد به عنوان تبرک هدیه ای دریافت نمایند. ایشان نیز یک عدد مهر نماز به مشاور اردوغان که از برادران اهل سنت می باشد هدیه می دهند که این مقام ارشد ترکیه پس از دریافت مهر تبرک شده وصیت می کند این هدیه به همراه وی در سفر آخرتش گذاشته شود تا از رحمت و مغفرت الهی برخوردار شود.

[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 11:48 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

خبرگزاری فارس: او دختر 16 ساله‌ای بود که 11 ماه توسط ضدانقلاب شکنجه شد؛ موهای سرش را تراشیده و ناخن دست و پایش را کشیدند تا به امام خمینی(ره) توهین کند اما او شهادت را به زندگی با ذلت ترجیح داد.

خبرگزاری فارس: سمیه کردستان که بود؟

به گزارش خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا»، تاریخ تکرار می‌شود؛ روزگاری می‌رفت که زمین و آسمان از جهالت خسته شود؛ پیامبر اکرم(ص) ظهور کرد و بت‌ها را بیرون راند و از دل‌های غبارگرفته زدود. تمام غبارها را از دل‌ سمیه همسر یاسر و مادر عمار ربود و همین زدودن‌ غبار دل‌ها، ابوجهل‌ها را بر آن داشت تا سمیه را زیر بار سنگین شکنجه‌ها قرار دهد تا به اسلام توهین کند؛ او زیر بار شکنجه‌ها به شهادت رسید به جرم گرویدنش به دین مبین اسلام و ایمان آوردن به پیامبر اکرم(ص).

بیش از 1400 سال بعد، سمیه دیگری پرچم دفاع از اسلام را بلند کرد؛‌ آن هم در خطه کردستان که هنوز هم نام و یادش در ذهن مردمان سرزمین‌اش جاودانه و زنده است.

نام سمیه شهید ایران «ناهید فاتحی‌کرجو» است، پدرش پرسنل ژاندارمری بود و مادرش خانه‌دار. او از کودکی هم قلب مهربانی داشت، اغلب لباس‌ها و وسایلش را به دیگران هدیه می‌کرد. از دوره نوجوانی با گروه‌های مبارز مسلمان همکاری نزدیک داشت و دیگر همسالانش را نسبت به ظلم و ستم رژیم پهلوی آگاه می‌کرد. بعد از درخشیدن نوری از قلب زمین، این نوجوان 13 ساله، از یاران روح‌الله شد.

* جلوی تلویزیون ایستاد و با امام درددل کرد

«محمود فاتحی کرجو» پدر شهیده می‌گوید: ناهید، مذهبی و نترس بود. در جلسات قرآن و جلسات مبارزه با رژیم شاه شرکت می‌کرد و درباره جلساتی که شرکت کرده بود، با دیگران صحبت می‌کرد. در راهپیمایی‌های انقلاب حضور داشت و با دیدن عکس و پوستر شهدا منقلب می‌شد.

به امام خمینی(ره) علاقه زیادی داشت. روز 12 بهمن که برای نخستین بار، امام(ره) را در تلویزیون دید، با صدای بلند مرا صدا کرد و گفت «بابا این آقای خمینی است». دستش را روی صفحه تلویزیون کشید و گفت «خیلی دوست دارم از نزدیک با او صحبت کنم» و جلوی تلویزیون ایستاد و شروع کرد به درد دل کردن با امام.

* ناهید، خیلی زیبا دعا و قرآن می‌خواند

مریم فاتحی کرجو خواهر این شهیده ادامه می‌دهد: ناهید به قرآن علاقه زیادی داشت. در ماه مبارک رمضان حتماً در کلاس قرآن شرکت می‌کرد و قرآن را ختم می‌کرد. خیلی زیبا دعا و قرآن می‌خواند. دعاهای ائمه را با حزن خاصی می‌خواند و ما از خواندن او لذت می‌بردیم.

* ایستادگی سمیه کردستان در مقابل ساواک  

یکی از دوستان شهید «ناهید فاتحی‌کرجو» بیان می‌دارد: سال 1357، تظاهرات زیادی در سنندج برگزار می‌شد. یک روز، در خانه مشغول کار بودم که متوجه سر و صدای زیادی شدم. از خانه بیرون رفتم. ناهید و مادرش در خیابان بودند و همسایه‌ها دور و بر آنها جمع شده بودند. خیلی ترسیدم. سر و صورت ناهید زخمی و کبود شده بود و با فریاد از جنایات رژیم پهلوی و درنده خویی‌های ساواک می‌گفت. گویا در تظاهرات آن را شناسایی کرده بودند و کتک زده بودند و قصد دستگیری او را داشتند. 

آن قدر با باتوم و شلاق به او زده بودند که پشتش سیاه و کبود شده بود. درد زیادی داشت که نمی‌توانست بایستد.

* نفوذ یک کومله در زندگی سمیه کردستان

لیلا فاتحی‌کرجو خواهر شهیده می‌گوید: ناهید 15 ساله بود که خواستگار داشت. خواستگار او شغل، درآمد و وضعیت خوبی داشت و اصرار زیادی به این ازدواج داشت. ناهید هم راضی نبود. فاصله سنی زیادی با آن مرد داشت و می‌گفت «من هنوز به سن ازدواج نرسیده‌ام». مراسم نامزدی مختصری برگزار شد. کم کم متوجه شدیم داماد با ما سنخیتی ندارد.

بعضی وقت‌ها رفتار مشکوکی از خود نشان می‌داد. چندی بعد او را به خاطر فعالیت‌های ضدانقلابی‌اش و در حین ارتکاب جرم دستگیر کردند. ما آن وقت بود که فهمیدیم از اعضای کومله بوده است و بعد از محاکمه اعدام شد. ناهید اصلاً او را دوست نداشت و نمی‌خواست چیزی از او بداند. ناهید را برای بازجویی هم برده بودند. اما چون چیزی نمی‌دانست بعد از مدتی او را آزاد کردند.

بعد از قضیه نامزدی‌اش، تمام فکر و ذهنش مطالعه و خواندن قرآن بود. اما خیلی به او فشار آمده بود. تحمل حرف مردم را نداشت. او هم تودار بود. حرف و کنایه‌های مردم را می‌شنید و تو دلش می‌ریخت و دم نمی‌زد. در واقع فشار مضاعفی را تحمل می‌کرد. از یک طرف مردم می‌گفتند «او جاسوس کومله است چون نامزدش کومله بوده»، از طرف دیگر می‌گفتند «او جاسوس سپاه است و نامزدش را لو داده است». بعد از اعدام نامزدش و سختی‌هایی که متحمل شده بود، معمولا هر جا می‌رفت، من همراه او بودم.

* زمستانی که کومله ناهید را به اسارت گرفت 

لیلا فاتحی‌ کرجو ادامه می‌دهد: روز دوشنبه بود؛ در روزهای سرد دی‌ ماه 1360 ناهید بیمار شد به طوری که باید دکتر می‌رفت. من در حال شستن رخت بودم. قرار شد او برود و من بعد از تمام شدن کارم، پیش او بروم. درمانگاه در میدان آزادی سنندج بود. نیم ساعت بعد کارم تمام شد و به سمت درمانگاه رفتم. مطب تعطیل شده بود. دور و برم را گشتم. خبری از ناهید نبود. به خانه برگشتم. مادرم مطمئن بود که اتفاقی نیفتاده است. با اطمینان از پاکدامنی دخترش می‌گفت «حتماً کاری داشته است، رفته دنبال کارش، هر کجا باشد برمی‌گردد؛ دختر سر به هوا و بی‌فکری نیست».

مادر به من هم دلداری می‌داد. شب شد، اما او برنگشت. فردا صبح مادرم به دنبال گمشده‌اش به خیابان‌ها رفت. از همه کسانی که او را می‌شناختند پرس و جو کرد. از دوستان، همکلاسی‌ها، مغازه‌دارها و ... پرسید. تا اینکه چند نفر از افرادی که او را می‌شناختند، گفتند «ناهید را در حالی که چهار نفر او را دور کرده بودند، دیده‌اند که سوار مینی‌بوس شده است». مادرم، راننده مینی‌بوس را که آنها را سوار کرده بود پیدا کرد و از او درباره ناهید پرسید. راننده اول می‌ترسید اما با اصرار مادرم گفت که «آنها را در یکی از روستاهای اطراف سنندج پیاده کرده است».

* جست‌وجوی مادر برای پیدا کردن ناهید و نامه‌های تهدید‌آمیز کومله

لیلا فاتحی‌کرجو می‌گوید: مادرم، با کرایه‌ قاطر یا با پای پیاده، روستاهای اطراف را گشت، اما او را پیدا نکرد. پس از ربوده شدن ناهید، مرتب نامه‌های تهدید کننده به خانه ما می‌انداختند، زنگ خانه را می‌زدند و فرار می‌کردند. در آن نامه‌ها، خانواده‌ را تهدید کرده بودند که اگر با نیروهای سپاه و پیشمرگان کرد همکاری کنید، بقیه فرزندان‌تان را می‌دزدیم یا اینکه می‌نوشتند شبانه به خانه‌تان حمله می‌کنیم و فرزندان را جلوی چشم مادرشان خواهیم کشت. زمان سختی بود. بچه‌ها سن زیادی نداشتند. مادرم هم باردار بود. اضطراب و نگرانی در خانه حاکم بود. مادرم همه جا را می‌گشت تا خبری از ناهید بگیرد.

سیده زینب مادر شهیده «ناهید فاتحی‌کرجو» در زمستان سخت و سرد کردستان به همه جا سر می‌کشید، گاهی بعضی از فرصت طلبان از او مبالغ زیادی پول می‌گرفتند تا آدرس یا خبری از ناهید به او بدهند و آدرس قلابی می‌دادند. خیلی او و خانواده‌اش را اذیت می‌کردند. او تمام شهرهای کردستان را به دنبال ناهید گشت، اما اثری از او پیدا نکرد. سقز، بوکان، دیواندره، مریوان، آبادی‌های اطراف شهرهای مختلف، ... هر کجا که می‌گفتند کومله مقر دارد، می‌رفت. نیروهای پاسدار هم از اسارت ناهید خبر داشتند و آنها هم به دنبال ناهید و دیگر اسرا می‌گشتند.

* کومله‌ها موهای سر ناهید را تراشیده و او را در روستا می‌گردانند

شهلا فاتحی کرجو خواهر شهیده اضافه می‌کند: خبر به ما رسید که کومله‌ها، موهای سر ناهید را تراشیده و او را در روستا می‌گردانند. شرط رهایی ناهید را توهین به حضرت امام(ره) قرار داده بودند اما ناهید استقامت کرده و در برابر این خواسته آنها، شهادت را بر زنده بودن و زندگی با ذلت ترجیح داده بود.

مردم روستا، در آن شرایط سخت که جرأت دم زدن نداشتند، به وضعیت شکنجه وحشیانه‌ این دختر اعتراض کرده بودند. بعد از مدتی به آنها گفته شد، او را آزاد کرده‌اند.

* و اما زنده به گور کردن سمیه کردستان توسط ضدانقلاب

ناهید فقط  16سال داشت؛ او را به شدت شکنجه کرده بودند. موهای سرش را تراشیده بودند. هیچ ناخنی در دست و پا نداشت. جای جای سرش کبود و شکسته بود. پس از شکنجه‌های بسیار او را در آذر ماه 1361 زنده به گور کردند و پیکر مطهر این شهیده به تهران منتقل و سپس در گلزار شهدای بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.

[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 11:47 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

این جمله را بخوانید: کتاب «دغدغه های فرهنگی» متن و شرح یکی از بیانات مقام معظم رهبری درباره فرهنگ و هنر و نسبت آن با انقلاب اسلامی است.

شاید کتاب‌های زیادی باشد که بتوان آنها را با همین یک جمله بالا معرفی کرد. اما اگر حوصله خواندن ادامه این متن را داشته باشید، حتماً به تفاوت‌ها و برجستگی های این کتاب با سایر کتاب‌ها پی خواهید برد.

کم نیستند کتاب‌هایی که یا با جمع آوری موضوعی صحبت‌های رهبر معظم انقلاب، تماماً از بیانات ایشان تشکیل شده اند و یا اینکه شخصی با انتخاب بخشی از بیانات رهبر انقلاب، آنها را شرح داده است. اما تفاوت این کتاب با کتاب‌هایی که شرح مختصرشان در بالا رفت، این است که این کتاب اگرچه شرحی است بر یکی از سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اما خود آن شرح هم توسط ایشان انجام شده است. اما چگونه؟

ماجرا از این قرار است که تهیه کنندگان کتاب «دغدغه‌های فرهنگی» یکی از سخنان رهبر انقلاب را محور کتاب قرار داده اند و آن را در چند بخش دسته بندی کرده‌اند. بعد هم به فراخور مطلب، گزیده‌ای از سخنان ایشان در سال‌های مختلف را که به موضوع ربط داشته و البته می توانسته توضیح بیشتری بر فرمایش ایشان باشد، در جای جای کتاب جای داده اند. به این روش که شرح یک مطلب در لابلای آن می‌آید «شرح مزجی» می‌گویند: «مَزجی به معنای ترکیب و آمیختگی است و وقتی متن با شرح متن، به گونه‌ای در هم بیامیزند که متنی جدید به وجود بیاید، به اینگونه شرح، مزجی می‌گویند.»

اما مطلب محوری کتاب کدام است؟ رهبر معظم انقلاب در سال 1373 دیداری داشته اند با اهالی فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی که بیانات ایشان در آن دیدار، موضوع و متن محوری کتاب «دغدغه های فرهنگی» است. علت انتخاب سخنان ایشان در آن دیدار به عنوان متن محوری کتاب به گفته تهیه کنندگان کتاب بدین شرح است: «این متن از نظر حجم محتوا، جمع مخاطب بیانات و همین‌طور ابعاد مطلب، منحصر به‌فرد بود.» دلیلی که انصافا پس از مطالعه کتاب، مقبول واقع‌ می‌شود و برای این انتخاب خوب، این دوستان را شایسته قدردانی می‌کند.

رهبر معظم انقلاب در دیدار مذکور ابتدا دغدغه خود در مورد جایگاه فرهنگ و هنر انقلاب را طرح کرده و در ادامه با بررسی منشأ انقلاب اسلامی، به بیان مباحثی در مورد فرهنگ و هنر ایران و انقلاب پرداخته اند. معرفی و توضیح در مورد جریان روشن‌فکری بیمار، جریان روشن‌فکری و انقلاب، تهدیدهای درونی، تهدیدها و تهاجم‌های بیرونی، تهدیدها و تهاجم‌های بیرونی و در نهایت استنتاج، مهم‌ترین مطالبی است که ایشان در دیدار با اهالی فرهنگ و هنر انقلاب بیان کرده‌اند.

دست اندرکاران تدوین کتاب دغدغه های فرهنگی نیز این دسته بندی را به‌عنوان سرفصل‌های کتاب برگزیده و برای شرح آنها از بیانات حضرت آیت الله خامنه ای در سال‌های مختلف استفاده کرده اند. این‌چنین است که شما با خواندن این کتاب بیاناتی از حضرت آقا که در سال 58 بیان شده را در کنار فرمایشات ایشان در سال 63، 79 و... مشاهده می کنید که ویژگی همه آنها این است که توانسته اند شرح، توضیح و تفصیلی باشند بر سخن محوری ایشان در سال 73.

تلاش قابل تقدیر تدوین کنندگان کتاب برای دسترسی به سخنان رهبر انقلاب در سال‌های متمادی -حتی قبل از انقلاب- موجب شده است که این کتاب در موضوعات بیان شده از جامعیتی کم نظیر برخوردار باشد و از طرفی دقت آنها در کنار هم قرار دادن سخنان موجب شده تا شما با متنی روان و خوش‌خوان همراه باشید که اگر اشارات تهیه کنندگان کتاب نبود، احتمالا متوجه تفاوت زمانی گاهی 30 ساله آنها نمی شدید!

البته نکته ای که این کتاب را از سایر کتاب‌های موضوعی مجموعه بیانات رهبر انقلاب متمایز می‌کند، این است که در «دغدغه های فرهنگی» تنها آن دسته از بیاناتی گنجانده شده است که می توانسته به عنوان شرحی بر سخن محوری باشد و صرفاً تشابه موضوعی مد نظر تدوین کنندگان نبوده است. این خصوصیت موجب شده تا مطلب تکراری یا بی‌ربط در کتاب مشاهده نشود.

علاوه بر همه اینها، کتاب دغدغه های فرهنگی ویژگی های دیگری هم دارد. نمایه هایی که در کنار متن و در هر صفحه و به فراخور مطلب درج شده است، رئوس مهم‌ترین مطالب مندرج در آن صفحه را بیان می کند که این مسئله دسترسی دوباره به قسمت مورد نیاز را آسان می‌کند.

ویژگی دیگر این کتاب که در بخش اعلام خودنمایی می‌کند، این است که حتی برای معرفی اشخاص، وقایع و... حتی المقدور از مطالبی استفاده شده است که منطبق بر دیدگاه مقام معظم رهبری باشد، بنابراین شما وقتی با نام یک شخص در بیانات ایشان مواجه می شوید که درباره او اطلاع چندانی ندارید، می توانید با مراجعه به بخش اعلام هم با شخص مذکور آشنا شوید و هم به صورت ضمنی با دیدگاه رهبر معظم انقلاب با او. از این نظر می توان بخش 70 صفحه ای اعلام این کتاب را به‌عنوان متنی مجزا و مفید مطالعه کرد و از ان سود برد.

فهرست تفصیلی نیز که در انتهای کتاب گنجانده شده است، بخشی است که این امکان را به شما می‌دهد که به آسانی به بخش مورد نظر خود دست پیدا کنید.

در آخر بد نیست بدانید که این کتاب کاری است از مرکز صهبا که برای اولین بار در اردیبهشت سال 90 چاپ شد و این روزها دارد به تولد یک سالگی‌اش نزدیک می‌شود. شما می توانید چاپ سوم این کتاب 275 صفحه ای را با قیمت 3300 تومان تهیه کنید. برای خرید اینترنتی کتاب می‌توانید اینجا را کلیک کنید.

[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 6:19 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
این نام‌گذاری‌ها با توجه به شرایط محیط داخلی، بین‌المللی و تبیین روندهای گذشته‌ی مجموعه‌ی اقتصاد کشور نیز، همراه بوده است.
به گزارش خبرنگار اقتصادی مشرق، در بررسی چالش های اقتصادی پیش روی دولت در سال 91  در دومین بخش از این گزارش به
کالبد شکافی مطالبات اقتصادی مقام معظم رهبری در 5 سال گذشته (1387-91) می پردازیم :

بر اساس این گزارش ،مقام معظم رهبری در 5 سال گذشته و از سال 1387 یعنی یک سال قبل از شروع نام‌‌گذاری دهه‌ی پیشرفت و عدالت، راهبردهای کلان اقتصادی سال را با توجه به عملیاتی نمودن پیشرفت و عدالت در دهه‌ی چهارم انقلاب، مطرح نموده و هر سال قطعه‌ای دیگر از این مجموعه‌ی به هم پیوسته را ارایه نموده است. سال 1387 سال «نوآوری و شکوفایی»، سال 1388 سال «اصلاح الگوی مصرف»، سال 1389 سال «همت مضاعف، کار مضاعف»، سال 1390 سال «جهاد اقتصادی» و سال 1391 سال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی»، هر کدام وجوهی از مجموعه‌ی پیشرفت و عدالت را ارایه کرده‌اند. این نام‌گذاری‌ها با توجه به شرایط محیط داخلی، بین‌المللی و تبیین روندهای گذشته‌ی مجموعه‌ی اقتصاد کشور نیز، همراه بوده است.
 
اعمال تحریم‌های نظام سلطه از یک‌سو، اجرای برنامه‌های توسعه‌ی کشور از سوی دیگر، اجرای فاز اول هدفمند شدن یارانه‌ها، بحران رکودی جهان در 3 سال گذشته و ....شدت توجه به مسایل، چالش‌های اقتصادی را بیش از گذشته در مجموعه ارکان کشور نشان می‌دهد. اهمیت این مسأله به گونه‌ای است که مقام معظم رهبری در بیانات خود در دیدار با فعالان و برگزیدگان بخش‌های اقتصادی (26/5/90) فرمودند: «سیاست استکباری، زمین زدن ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی از راه اقتصاد است.» استخراج و کالبد شکافی محورها و مطالبات استراتژیک اقتصادی مقام معظم رهبری در طول 5 سال گذشته (91-87) به مناسبت‌های مختلف در دیدار با اعضای هیأت دولت، مجلس شورای اسلامی، مسؤولان و کارگزاران نظام و ... به شرح زیر می‌باشد:

1.1. توجه رسیدن به مفاد سند چشم‌انداز کشور با توجه به لزوم قرار گرفتن به عنوان قدرت اول اقتصادی منطقه در افق 1404؛

1.2. لزوم اقدامات همگون و همگرا در دهه‌ی پیشرفت و عدالت؛

1.3. اجرایی نمودن سایر محورهای طرح تحول از جمله طرح تحول در نظام بانکی، بهره‌وری، ارزش‌گذاری پول ملی و ...؛

1.4. مدیریت واردات؛

لزوم رابطه‌ی منطقی بین واردات و تولید داخلی از جمله دغدغه‌های کلان اقتصادی مقام معظم رهبری می‌باشد که به کرات در مناسبت‌های مختلف مطرح نموده‌اند. تأکید بر مزیت‌های تولیدی داخل کشور، توجه به ظرفیت‌های موجود در بخش کشاورزی و مهار واردات بی‌رویه در این حوزه، صنعتی‌سازی محصولات و تولیدات کشاورزی، بازنگری جدی سیاست‌های وارداتی، تنظیم، کنترل و مدیریت واردات، توجه به صادرات و راهبرد توسعه‌ی صادرات، مدیریت واردات بی‌رویه و بی‌منطق فقط بخشی از مطالبات اقتصادی رهبری در این حوزه می‌باشد که در سال‌های گذشته به دفعات مطرح شده است.

1.5. خنثی‌سازی و دور زدن تحریم‌های هوشمند و فلج کننده؛

در این خصوص تأکید مقام معظم رهبری بر تدوین و عملیاتی نمودن راهبرد استقلال اقتصادی، خودکفایی اقتصادی و توجه به اقتصاد مقاومتی می‌باشد. هم‌چنین تأکید و توجه بر استفاده از ظرفیت‌های انسانی داخل کشور از یک‌سو و استفاده از ظرفیت‌های فیزیکی، محیطی و منطقه‌ای کشور از سوی دیگر در بیانات ایشان مورد توجه قرار گرفته است.

1.6. اجرای بهینه‌ی سیاست‌های اصل 44 قانون اساسی؛

توجه اکید مقام معظم رهبری بر اجرای کامل سیاست‌های اصل 44 در جهت ایجاد یک انقلاب اقتصادی و لزوم ورود واقعی بخش خصوصی به فضای تولیدی کشور با شکل‌گیری رقابت اقتصادی، نگرانی از اجرای ناقص سیاست‌های اصل 44، استفاده‌ی عملی از مشارکت واقعی مردم در صحنه‌ی فعالیت‌های اقتصادی، فقط به عنوان بخشی از دغدغه‌های کلان اقتصادی رهبری در این عرصه می‌باشد.

1.7. محوریت تولید ملی؛

توجه استراتژیک مقام معظم رهبری بر محوریت تولید ملی در تصمیم‌گیری‌های کلان اقتصادی کشور در تمامی بیانات ایشان مشهود بوده، به ویژه که سال جاری نیز با توجه به این دغدغه‌ی استراتژیک نام‌گذاری شده است. توجه به رشد سرمایه‌گذاری داخلی، فراهم کردن زمینه‌های رشد 8 درصدی اقتصادی، فراهم کردن زمینه برای بالندگی و حضور مؤثر بخش خصوصی قدرتمند و توانمند، عملیاتی نمودن راهبردها و قانون بهبود فضای کسب و کار از راه شکل‌گیری پنجره‌ی واحد، توجه به مرغوبیت و کیفیت تولید داخلی، توجه به مصرف کالاهای داخلی که مشابه خارجی دارند، لزوم نوآوری، ابتکار و روزآمدی در تولیدات کشور، اتمام طرح‌های نیمه‌ تمام، اجرای کامل سیاست‌های حمایتی از تولید، معرفی فرصت‌های سرمایه‌گذاری به بخش خصوصی، برنامه‌ریزی برای رشد بخش تعاون، رهایی از وابستگی به درآمدهای نفتی و ... تنها بخشی از مطالبات کلان رهبری در حوزه‌ی تولید کشور می‌باشد.

1.8. ایجاد اشتغال و کاهش بیکاری؛

اهمیت استراتژیک مسأله‌ی اشتغال به گونه‌ای است که مقام معظم رهبری در دیدار خود با مسؤولان نظام جمهوری اسلامی (26/5/1390) با توجه به لزوم شناسایی و به‌کارگیری ظرفیت‌های کشور فرمودند: «مسأله‌ی اشتغال، هنوز حل نشده است.» لزوم توجه به مسأله‌ی کارآفرینی، سیاست‌گذاری در خصوص مسأله‌ی فرهنگ کار، بهینه‌سازی ساعات مفید کار، توسعه‌ی مهارت‌های آموزشی، علمی و کاربردی، تربیت نیرو در صنایع دانش‌ بنیان، ارتقای بهره‌وری و ... تنها بخشی از مطالبات رهبری در حوزه‌ی اشتغال می‌باشد که می‌بایستی توسط مسؤولان مورد توجه قرار گیرد.

1.9. کاهش تورم؛

مسأله‌ی تورم و لمس مستقیم آن توسط مردم به گونه‌ای است که مقام معظم رهبری در دیدار خود با مسؤولان نظام (26/5/90) اشاره فرمودند: «مسأله‌ی تورم، حل نشده است.» بدیهی است که حل بنیادی مسأله‌ی تورم مستلزم توجه به دلایل ساختاری و مقطعی در این خصوص می‌باشد که لزوم همکاری بهینه‌ی مجموعه‌ی قوا، از جمله دولت و مجلس را در این خصوص می‌طلبد.

1.10. قانون مداری و تکیه بر برنامه‌های اقتصادی.

محوریت همه‌ی تصمیم‌گیری‌های کلان اقتصادی با توجه به تأکیدهای مقام معظم رهبری، بایستی بر محوریت قانون و برنامه بوده که این مسأله به کرات در دیدار با اعضای هیأت دولت و مجلس مطرح شده است. از سوی دیگر اجرایی نمودن قانون نیز مستلزم همکاری قوای سه‌ گانه با یک‌دیگر بوده که مورد توجه اکید رهبری می‌باشد. مبارزه با مفاسد اقتصادی در دستگاه‌های دولتی به عنوان عامل تخریبی و ناامنی اقتصادی، مدیریت صحیح منابع مالی، نظارت سیستمی و کارآمد بر زیر مجموعه‌های دولت، از جمله مطالبات رهبری در حوزه‌ی اهمیت و رعایت مسأله‌ی قانون می‌باشد.
 
 
 
تعامل سیستمی مطالبات کلان اقتصادی مقام معظم رهبری

تحلیل چالش‌های اقتصادی ایران در سال 91 از یک‌سو با توجه به روند متغیرها در سال‌های گذشته مرتبط بوده و از طرف دیگر می‌تواند با درجه‌ی انحراف از مطالبات کلان اقتصادی مقام معظم رهبری در طی 5 سال گذشته، تحلیل و بررسی شود. بدون تردید مطالبات اقتصادی رهبری طبق نمودار مطرح شده، ابتدا حول 4 مؤلفه‌ی کانونی پیشرفت و عدالت، قانون محوری و برنامه‌گرایی، اجرای بهینه‌ی سیاست‌های اصل 44 و در نهایت محوریت سند چشم‌انداز استوار بوده و محورهای شش‌ گانه‌ی دیگر ذیل این 4 محور کانونی تعریف می‌شوند. عملیاتی نمودن محورهای ده‌گانه‌ی مطالبات کلان اقتصادی رهبری از یک طرف در قالب برنامه‌های چهارم و پنجم توسعه بوده و از سوی دیگر با توجه به اهمیت و موضوعیت یافتن آن‌ها در برخی از مقاطع خاص زمانی، مورد توجه بوده است. چالش‌های حادث شده در سال 91 و ارایه‌ی راه‌حل‌های پیرامون هر چالش، بر این منطق استوار خواهد بود.
[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 6:18 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
نکته مهم در مورد سمتکس که آن را به یک ماده منفجره مورد علاقه در بین گروه های تروریست تبدیل کرده است سخت بودن و یا به نوعی غیر ممکن بودن شناسایی آن توسط سیستم های شناسایی مواد منفجره است. این ماده منفجره به مانند یک تکه خمیر بوده و به راحتی قابل حمل و یا شکل دادن است و می توان آن را با انواع چاشنی های مختلف فعال کرد.
به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، مواد منفجره در طول قرن های اخیر در اشکال مختلف طراحی و ساخته شده است. از باروت سیاه تا باروت بدون دود و مایع انفجاری نیتروگلیسیرین و یا دینامت هر کدام به شکل خاصی دنیای مواد منفجره و جنگ افزارها را تغییر دادند. یکی از نکاتی که از زمان های دور ذهن سازندگان مواد منفجره را به خود معطوف کرده بود، بحث حساسیت مواد منفجره به عواملی چون گرما و فشار بود.

تا سالها مایع منفجره نیتروگلیسیرین به عنوان اصلی ترین ماده منفجره مورد استفاده قرار می گرفت که بسیار به فشار و حرارت حساس بود. ماده منفجره دینامیت نیز که پس از آن توسط " آلفرد نوبل" طراحی و ساخته شد دارای مشکلاتی بود و عواملی مثل فعال کردن فیتیله و نیاز به به استفاده از سیم های خاص برای فعال کردن آن از دیگر مشکلات آن بود.



در این میان نسل جدیدی از مواد منفجره خمیری شکل به دنیا معرفی شد. اولین نوع از این گونه از مواد منفجره ، " TNT" بود . این ماده اولین بار در سال 1863 توسط شیمیدان آلمانی ، ژولیس ویلبراند، ساخته و در سال 1902 میلادی برای اولین بار از ترکیبات تی ان تی در گلوله های توپ استفاده شد. در سال های بعد دانشمندانی که به دنبال مواد منفجره با حساسیت کمتری بودند ماده ای به نام " RDX " را تولید کردند. این ماده منفجره با فرمول شیمیایی : C3H6N6O6 و نام علمی " cyclotrimethylene-trinitramine " عرضه شد. در حالت خالص این ماده منفجره به صورت پودر سفید رنگ وجود دارد.

این ماده منفجره دارای قدرت انفجاری بیشتری نسبت به تی ان تی بوده و از حساسیت کمتری در برابر عواملی مثل فشار و حرارت برخوردار است. این ماده بیشتر به صورت ترکیبی با سایر مواد منفجره به منظور افزایش قدرت تخریبی ترکیب می شود. از جمله این مواد منفجره می توان به ترکیب انفجار " H-6 " و یا "سمتکس" اشاره کرد. در ماده منفجره مدل " H-6 " از 45 درصد " RDX " ، 30 درصد " TNT " ، 20 درصد پودر آلومنیوم و 5 درصد پارافین استفاده می شود. این ماده بیشتر در مواد منفجره زیر آبی مثل مین ها یا اژدرها کاربرد دارد. سمتکس نوع دیگری از مواد منفجره ترکیبی است که در آن از " RDX " استفاده شده است.

نکته مهم در مورد سمتکس که آن را به یک ماده منفجره مورد علاقه در بین گروه های تروریست تبدیل کرده است سخت بودن و یا به نوعی غیر ممکن بودن شناسایی آن توسط سیستم های شناسایی مواد منفجره است. این ماده منفجره به مانند یک تکه خمیر بوده و به راحتی قابل حمل و یا شکل دادن است و می توان آن را با انواع چاشنی های مختلف فعال کرد. این ماده در سالهای جنگ سرد و پس از آنان به مقدار زیادی توسط گروه های شبه نظامی در خاورمیانه، آسیای جنوب شرق و ایرلند مورد استفاده قرار گرفته است.



یکی از مشهورترین موارد استفاده از این ماده منفجره مربوط به پرواز شماره 103 خطوط هوایی پان آمریکا بر فراز لاکربی اسکاتلند بود که به وسیله این ماده منفجره رقم خورد. مواد منفجره با ترکیبات حاوی سمتکس در سالهای پس از جنگ سرد نیز به شکل مداوم توسط گروه های تروریستی در جهان مورد استفاده قرار گرفته است.

بمب گذاری های شهر بمبی هندوستان در سال 1993 میلادی ، بمب گذاری در هواپیمای مسافربری روسی در سال 2004 میلادی و بمب گذاری متروی مسکو در سال 2010 میلادی همه با مواد منفجره ای حاوی " RDX " صورت گرفته است.

با مشاهده تجهیزات کشف شده از تیم تروریستی رژیم صهیونیستی که طی روزهای اخیر در عملیات سربازان گمنام امام زمان (عج) دستگیر شده اند مقادیر قابل توجهی از این ماده خطرناک به دست آمده است که نشان از برنامه ریزی گسترده آنها برای انفجار در کشور دارد.
[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 6:18 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


 

[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 6:17 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
«عبدالکریم علی احمد الفخراوی» ‌ معروف به حاج کریم فخراوی یکی از شیعیان فارسی‌زبان و از فعالان رسانه‌ای و فرهنگی در بحرین بود که به دلیل فعالیت‌های اعتراضی علیه حکومت آل‌خلیفه، پس از بازداشت به‌دست عوامل دولت شکنجه و کشته شد.

ادامه مطلب
[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 6:17 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
آنتي وار از انتقال مهم‌ترين اطلاعات امنيتي آمريکا به سرزمين‌هاي اشغالي خبر داد و نوشت کساني که عامل انتقال اين اسناد هستند، هرگز با وجود شناخته‌شدن مورد محاکمه قرار نمي‌گيرند.
به گزارش گروه بين‌الملل مشرق، جاستين استوارت در پايگاه خبري آنتي‌وار مقاله اي را در زمينه فعاليت‌هاي جاسوسي اسرائيل در آمريکا نوشته است، وي در اين مقاله به بازداشت "استوارت نوزيت" که نقش فعالي در توسعه برنامه فضايي آمريکا داشته به اتهام جاسوسي براي رژيمصهيونيستي اشاره کرده و نوشت که وي ماه گذشته به 13 سال زندان وپرداخت غرامت مالي بسيار زيادي محکوم شده است.

در جريان اين اتفاقات مشخص شده است که وي مبالغ هنگفتي در ازاي خدمات خود نسبت به دولت آمريکا دريافت مي کرده، او حتي اطلاعاتي طبقه بندي شده دراختيارداشته است که آنها را در اختيار رژيم صهيونيستي قرار داده است؛ البته قاضي هاي اين پرونده سعي کردند کابينه اسرائيل را از هر اتهامي مبرا کنند، آنها اعلام کرده اند که در اين زمينه هيچ شکايتي از اسرائيل و کساني که به نفع اين کابينه کار مي کنند، ندارند.

نوزيت در بين سالهاي 1989 تا 2009 ميلادي به عنوان مشاور شرکت صنايع فضايي اسرائيل کار مي کرد. اين شرکت از سوي کابينه تأمين مالي مي شود و ارتباطات بسيار قوي با سازمان جاسوسي رژيم اسرائيل (موساد) دارد، اين موضوع باعث شد تا وي به اسرار دولتي آمريکا دست يابد. در اين راستا هنگامي که يکي از عناصر اف‌بي‌آي خود را به عنوان مزدورموساد معرفي کرده و سعي کرد در ازاي مبالغ مالي اطلاعاتي را از وي بگيرد، اين دانشمند علوم فضايي گفت: من فکر مي کردم اصلاً پيش شما کار مي کنم، من پيش از اين اطلاعات جاسوسي حساسي را به اسرائيلي ها داده‌ام.

اين گزارش در زمينه جاسوسي رژيم صهيونيستي ازآمريکا خاطرنشان کرد که مهم ترين اهداف نسبت به موساد در آمريکا مربوط به اطلاعات طبقه‌بندي شده نظامي وفناوري ويژه نظامي است، مجله "وايرد" در اين راستا به تأسيس شرکتي حساس با بهترين دستگاه‌هاي جاسوسي محرمانه مي‌پردازد و اشاره مي‌کند که نام رمزي اين مرکز "استيلار ويند" است. "جيمس بامفورد" کارشناس مسائل جاسوسي در زمينه اين مرکز مي‌گويد: علاوه بر تأسيس مرکز "استيلار ويند" و اداره عمليات جاسوسي از اين مرکز، تعدادي از پيمانکاران مخفي نيز به استخدام درآمدند تا عمليات شنود در دستگاه هاي ارتباطاتي را به صورت کامل و با نظارت اين مرکز دنبال کند.

اين مقاله در ادامه افشاي ابعاد جاسوسي اسرائيل از آمريکا به نقل از "بيل بيني" مسئول سابق آژانس امنيت ملي آمريکا مي‌نويسد که يک برنامه تحليلي داده هاي آماري وجود دارد که اين آژانس خود آن را تهيه کرده بود تا روند شنود جهاني و بين‌المللي اطلاعات را که به صورت مخفيانه انجام مي شد، تسريع کند. اين برنامه به صورت مخفيانه و بدون اطلاع آژانس از طريق يکي از کارمندان متوسط شرکت که ارتباطات مستحکمي با اسرائيل داشت، به اسرائيلي ها داده شد.
جالب اينجاست که اين کارمند که مدير فني اداره عمليات نيز بود، هرگز مورد محاکمه قرار نگرفت و حتي اين حادثه اعلام نيز نشد، آيا اين گونه نيست که اگر يک کارمند عالي‌رتبه بخواهد برنامه هاي امنيتي کشوري را به کشوري ديگر بدهد، بايد مورد محاکمه قرار بگيرد؟

بامفورد معتقد است که به نظر مي‌رسد که اين خود "بيل بيني" بود که اين اطلاعات و فناوري را به شرکت‌هاي اسرائيلي داده است؛ شرکت هايي که بخشي ازآنها در خود آمريکا فعاليت مي‌کنند و ارتباطات اين کشور را شنود مي کنند؛ بدين ترتيب است که اين شرکت‌ها اطلاعات حساس و مهم نظامي و امنيتي آمريکايي‌ها را به دست مي‌آورند.
آنتي‌وار در ادامه مي‌افزايد که چيزي که باعث ارائه محرمانه ترين اطلاعات آمريکا به اسرائيل مي‌شود، فراتر از اينهاست؛ اين کانال يک در پشتي است که مهم ترين اطلاعات دولت آمريکا را به اسرائيل مي‌رساند و امنيت کشور را در معرض خطر کامل قرار مي‌دهد. حال اگر اسرائيلي‌ها سامانه نظارتي آمريکا را از طريق اين در پشتي دور بزنند، اين بدان معني است که آنها اطلاعاتي شخصي را به دست مي آورند که مي‌توانند از آن در تخريب وجهه افرادي استفاده کند که با آنها دشمني دارند.

آنتي‌وار در پايان توضيح مي‌دهد که دولت آمريکا نه‌تنها وظيفه خود در حمايت از مردم آمريکا در مقابل خارجي‌ها را انجام نمي دهد، بلکه از سوگند قانوني که در اين زمينه خورده نيز فرار مي‌کند.
[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 6:16 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


اشتباه دیگر دوستان ما که ریشه در مرعوبیت آنها در برابر غرب دارد آن است که آنها افق حرکت انقلاب و شرایط آماده جهانی را در این عصر احیای معنویت و اضمحلال غرب نمی‌بینند و بالطبع، هرگز برای وصول به این غایت تلاش نمی‌کنند.
به گزارش مشرق، در اردیبهشت سال 1370 سید محمد خاتمی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در نشستی که به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه تهران صورت گرفت، دربارۀ مسائل فرهنگی و هنریِ کشور به ابراز نظر پرداخت. پس از آن سخنرانی، «شهید سید مرتضی آوینی» با انتشار نامه‌ای، سخنان او را نقد کرد. حجت الاسلام والمسلمین پناهیان، در گفتگو با رادیو معارف دربارۀ این نامه مطالبی را بیان کرده‌اند که در ادامه فرازهایی از آن را می‌خوانید:

استقلال رأی و صراحت لهجۀ شهید آوینی در نقد سخنان آقای خاتمی، جای تأمل دارد

.  استقلال رأی، صراحت لهجه و اقدام انقلابیِ شهید آوینی در نوشتن این نقدنامه جای تأمل دارد. شهید آوینی در این نامه با زیرکیِ خاصی به نقد سخنان دو پهلوی آقای خاتمی، اقدام کردند. خیلی‌ها هستند که منظور و هدف خود را صریحاً بیان نمی‌کنند یا اگر یک مقدار صراحت داشته باشند، این‌قدر مواظبت می‌کنند که کلام‌شان به‌صورت بسیار واضحی نیش‌دار نباشد. لذا این قبیل افراد معمولاً مورد نقد قرار نمی‌گیرند و شما در صحبت‌های آقای خاتمی که وزیر فرهنگ و ارشاد آن زمان بودند، این مسأله را می‌بینید. با این وجود، شهید آوینی نکته‌سنجانه و هوشمندانه بر آن نقاط انحرافی‌ که حدس می‌زدند در این سخنان وجود داشته، تأکید کردند و با صراحت به نقد این نظریات پرداختند.

.  شهید آوینی در بخشی از نامۀ، تصریح می‌کنند اکثر کسانی که در عرصۀ فرهنگ جامعۀ ما حضور دارند و به مطبوعات و برخی رسانه‌ها مثل صداوسیما دسترسی دارند، همین‌طور می‌اندیشند که آقای خاتمی آن زمان تصوّر می‌کردند. خلاصۀ آن اندیشه هم چیزی نیست جز نگاه مثبت به تمدّن غرب و یک مقدار غرب‌زدگی در فکر و فرهنگ، همراه با اعتراف به برخی از ارزش‌های انقلاب. البته این عدّه قائل به جمعِ ارزش‌های تمدن غرب و ارزش‌های انقلاب بودند، ولی در جمع کردن معمولاً کفّۀ ارزش‌های غرب غلبه پیدا می‌کرد.

تحمل اینکه وزیر ارشاد کشور این‌قدر مرعوب اندیشه‌های غرب باشد، برای آوینی سخت بود

·  شهید آوینی به عنوان یک عنصر انقلابیِ فکور و فهیم، نمی‌توانستند تحمل کنند شخصیتی مثل وزیر ارشاد کشور، این‌قدر برای فکر غربی حساب باز کند و این‌قدر مرعوب اندیشه‌های غلط غرب شود. ایشان دردمندانه از تعداد زیادی از روشنفکرانی که در عرصۀ فرهنگ مشغول فعالیت هستند، گِله می‌کنند که چرا خیلی بیش از آن چیزی که باید و شاید، به غرب احترام می‌گذارند و مرعوب غرب هستند.

·  کسانی که دچار غرب‌زدگی می‌شوند، معمولاً تصور می‌کنند تفکّر دینی از جذابیت کمتری برخوردار است، ولی تفکّر غربی جذابیتش بیشتر است. شهید آوینی می‌فرمایند: «حیات دینی کاملاً منطبق بر فطرت بشر است و ما هرگز نباید به این توهم دچار شویم که تفکّر ما در برابر تفکّر متعارف غربی، از جاذبیت کمتری برخوردار است.» توجّه شهید آوینی به موضوع فطرت و گرایش‌های فطری، یکی از توجّهاتی است که در اکثر آثار ایشان و در همان مستندهای دفاع مقدس نیز کاملاً دیده می‌شود و بسیار نجات‌دهنده است. فطرت، موضوعی است که بسیار خوب در مقابل غریزه می‌تواند قد علم کند و انسان را از عرصه‌های هلاکت نجات دهد.

از نظر آوینی، آزادیِ مورد نظر غرب، مطلوب «انسان‌های بدوی» است نه «انسان مؤمن متعالی»

·  آقای خاتمی در کلام خود، آزادی مورد توجه در غرب را به عنوان یکی از مبانیِ نظام تمدّنی غرب ذکر می‌کنند و به آن بها می‌دهند و از اینکه ما در جامعۀ خودمان باید بیش از این به آزادی بها دهیم بحث می‌کنند و می‌گویند: «نظام ارزشی، فکری و سیاسی غرب با تمایلات و طبع اولیۀ بشر سازگار است»!

·  شهید آوینی در پاسخ این کلام می‌گویند: به اعتقاد ما لفظ «بدوّیت» به جای لفظ «طبع اولیه بشر» بیشتر مناسب این مقام است. انسان هر چه بیشتر از بدوّیت به سوی تعالی روحانی که غایت خلقت اوست پیش رود از تمایلات و طبع اولیه خویش بیشتر فاصله خواهد گرفت، بنابر این آزادی به آن صورتی که در دنیای امروز تفسیر می‌شود هرگز مطلوب انسان مؤمن متعالی نیست، بلکه مطلوب انسان‌های بدوی است.

·  اینکه ما چه نیازی را در میان نیازهای انسان، نیازِ ابتدایی و سطحی تلقی کنیم و کدام نیاز را نیازِ عمیق و متعالی تلقی کنیم و به کدام نیاز بیشتر توجّه کنیم، این یکی از نکات برجستۀ علمی است که در نقد شهید آوینی وجود دارد. ایشان ضمن بیان این نکته می‌گوید: «تمدّن غرب از آن لحاظ که بشر را از دین و دین‌داری دور کرده، او را بیش از پیش به سوی بدویَت و جهالت ادوار جاهلیت رانده است...»
نباید عُرف «گروهی خاص و پرهیایو» را عُرف تمام جامعه بدانیم

·  شهید آوینی در جمع‌بندی نامۀ خود می‌نویسد: «دوستان ما در یک امر دیگر نیز دچار اشتباه شدند و آن این است که عُرف خاص و عام را با یکدیگر خلط کردند. و این جماعت معدود و محدود اهل هیاهو را بَدل از مردم گرفته‌اند، این همان اشتباهی است که به نحو دیگری دوستان ما در تلویزیون نیز به آن گرفتار آمده‌اند.»

·  البته به لطف خدا امروز می‌بینیم که نیروهای انقلابی نیز در عرصه‌های رسانه و در عرصه‌های مختلف روشنفکریِ انقلابی حاضر شده‌اند و وضع ما با زمان شهید آوینی متفاوت شده است. اما این دردمندیِ شهید آوینی قابل تقدیر است و نکته‌سنجانه به این مطلب می‌پردازند که ما نباید عرف گروهی خاص و پرهیایو را عُرف تمام جامعه بدانیم و بر اساس این نتیجه‌گیری، برای یک گروه معدودی که سر و صدایشان بیشتر از همه است برنامه‌سازی کنیم و عمومِ جامعه که با ایمان‌شان دارند زندگی می‌کنند و دوست دارند زندگی‌شان با اتّکاء به دین اداره شود، را به فراموشی بسپاریم.

اینکه نسل‌ سوم، ارزش‌های انقلاب را نمی‌فهمند، یک شعار قلابی است

·  شهید آوینی در این نامه «شعار قلابی نسل سوم در برابر نسل مضمحل دوم» را نقد می‌کنند. چون در آن زمان خیلی بحث بود که نسل سوم انقلاب در راه است و این نسل سوم ارزش‌های نسل‌های قبلی را درک نمی‌کند و بسیاری از این حرف‌ها، که واقعاً تجربه و گذر زمان نشان داد که این شعار چقدر قلابی و توخالی بوده است.

·  امروز شما شاهد اردوهای راهیان نور هستید و ارتباط عمیقی که جوان‌ها ما با ارزش‌های انقلاب برقرار می‌کنند را به وضوح می‌بینید که شاید به این جوان‌ها باید گفت نسل چهارم و پنجم انقلاب. امروز به این حرف ارزشمند شهید آوینی پی می‌برید که این شعار یک شعار قلابی است که نسل سوم انقلاب در مقابل نسل اول و دوم انقلاب ایستاده‌اند. نکته مهم این است که این حرف‌ها آن زمان فضا را پُر کرده بود و امثال شهید آوینی تک صدایی می‌کردند و از تک صداهایی بودند که در مقابل آن پُر گویی‌ها مقاومت می‌کردند و بصیرانه به راه خودشان شک نمی‌کردند.

اشارۀ تیزبینانۀ شهید آوینی به اضمحلال تمدن پوسیدۀ غرب

·  نکته پایانی ایشان این است که می‌فرمایند: «اشتباه دیگر دوستان ما که ریشه در مرعوبیت آنها در برابر غرب دارد آن است که آنها افق حرکت انقلاب و شرایط آماده جهانی را در این عصر احیای معنویت و اضمحلال غرب نمی‌بینند و بالطبع، هرگز برای وصول به این غایت تلاش نمی‌کنند.»

·  این اوج نامه شهید آوینی است که آینده را پیش‌بینی کردند و نگاهشان مثل نگاه امام و نگاه مقام معظم رهبری است که در طول این سی سال همیشه از اضمحلال تمدن پوسیدۀ غرب و خبر از احیای معنویت در سراسر جهان خبر داده‌اند.

·  شهید آوینی به خوبی به این نکته توجه می‌کنند که اُفق حرکت انقلاب و شرایط جهانی آماده است برای اینکه معنویت را احیا کند، اما کسانی که مرعوب غرب بودند نمی‌توانستند چنین مسئله‌ای را ببینند، شما حتی در انتخابات ریاست جمهوری 88 دیدید که برخی از کاندیداها صریحاً می‌گفتند چهار سال است دارد به ما خرافات گفته می‌شود... بعد یک نمونه از آن خرافات را بیان می‌کنند و می‌گویند: «چهار سال است دارند به ما می‌گویند که تمدن غرب در حال فروپاشی است»! به این ترتیب معلوم می‌شود که آنها این حرف را که تمدن پوسیدۀ غرب رو به اضمحلال است را خرافات می‌دانند.

به گزارش مشرق، متن نامه تاریخی شهید آوینی، خطاب به سید محمد خاتمی که در سال 1370 و در زمان ریاست خاتمی بر وزارت ارشاد، پس از سخنرانی او در دانشگاه تهران، نگاشته شده است به شرح زیر است:

متن اين نامه به اين شرح است:

وزیر فرهنگ و ارشاد در نشستی که به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه تهران انجام گرفته بود سخنانی ایراد کرد که سخت قابل تأمل است.

قبل از هر چیز آنچه که تحسین ما را برانگیخت صراحت لهجه و صداقتی بود که در گفتار ایشان وجود داشت. در روزگارانی که همه به مصلحت اندیشی و حزم و احتیاط و ملاحظه کاری گراییده اند، این صراحت بسیار پربُهاست و به اعتقاد ما، اگر دیگران نیز بتوانند با پرهیز از ریا و عُجب و دورویی و سیاست بازی، با همین صراحت نظرات خود را ابراز دارند، فضایی سالم برای تضارب آرا و دستیابی به حق ایجاد خواهد شد. تصورات ما از یکدیگر هنگامی درست است که ما دور از حیله بازی و نقاب سازی منویات خود را بیان کنیم و مصلحت اندیشی های ریاکارانه ما را از ابراز اعتقادات خویش منع نکند.

وزیرارشاد اسلامی در این سخنان آن همه صداقت دارد که در جایی می گوید: "ما معتقد نیستیم که هر چه در جمهوری اسلامی می شود خوب است. گاهی اشتباه می کنیم. اول فکر می کنیم خوب است، بعد می بینیم بد است و با آن برخورد می کنیم. "

... واین صداقت شرط پذیرش حق است. مناظره و مباحثه فکری هنگامی به حق خواهد رسید که طرفین برای خود امکان اشتباه قائل شوند و خود راحقّ مطلق نینگارند. مقدماتی که وزیر محترم ارشاد برای سخنان خویش چیده است نیز بسیار داهیانه و تحسین برانگیز است و ما به خود اجازه می دهیم که بر قسمت هایی از سخنان ایشان تأکید ورزیم و در حاشیه آنها به بحث بپردازیم. ایشان در همان آغاز در جهت  "شناخت عالمانه واقعیت ها" می گوید: "انقلاب ما با آنچه در دنیا می گذرد در بنیاد فکری و اهداف در تضاد است و اصولاً هر انقلابی با وضع موجود به مخالفت بر می خیزد."

و اما در عـین حال، ایشان از غـــرب و یا به قول ایشان "جهان رقیب ما" غفلت نکرده اند و گفته اند:

"ما نباید از یاد ببریم که جهان رقیب ما از یک نظام نظری و سیاسی جا افتاده و پرسابقه برخوردار است. دنیای امروز – غرب فکری – دارای اندیشه است، قرن هاست که شکل گرفته است، مبانی آن فرموله شده است، از جهات مختلف توسط صدها دانشمند بیان شده است، تجربیات مختلفی را پشت سر گذاشته است، خود را با واقعیت محک زده است و اصلاح کرده است و نحله های فکری مختلف سمبل آن است.

مسئله مهم این است که این نظام ارزشی، فکری و سیاسی با تمایلات اولیه بشر سازگار است؛ خود به خود طبع اولیه مدافع و خواستار این نظام است. مبانی نظام امروز بر آزادی است؛ بخصوص با شکست تفکر سوسیالیستی این آزادی بیشتر مورد خواست است. آزادی از دیدگاه آنها یعنی رهایی از همه موانع برای انجام دادن هر آنچه که انسان تمایل به آن دارد و حدود این آزادی، آزادی دیگران است."

سازگاری نظام فکری، سیاسی و ارزشی غرب با تمایلات اولیه بشر حقیقی است که هرگز نباید مورد غفلت قرار گیرد و همان طور که حجت الاسلام خاتمی فرموده اند، طبع اولیه بشر خود به خود خواستار این نظام است. به اعتقاد ما لفظ  "بدویت" بیش تر مناسب این مقام است، تا آنجا که امروزه صورت مصطلح یافته. انسان هر چه بیشتر از بدویت به سوی تعالی روحانی که غایت خلقت اوست پیش رود، از تمایلات طبع اولیه خویش بیشتر فاصله خواهد گرفت و بنابراین، این "آزادی" به آن صورتی که در دنیای امروز تفسیر می شود هرگز مطلوب انسان مؤمن متعالی نیست. این آزادی، که در ادامه این گفتار وزیر ارشاد آن رامعنا کرده است، مطلوب انسان های بدوی است و بدویت به این معنا در مقابل تمدن قرار ندارد. بشر امروز بدویت را مثابه متضادی برای مفهوم تمدن می شناسد و لذا از این سخنان سخت در حیرت فرو خواهد شد. و اما بدویت – آن سان که مورد نظر ماست – نه در متضادّ تمدن بلکه متضاد تعالی روحانی است. تعالی روحانی غایت دین و وحی است و بنابراین، تمدن غرب از آن لحاظ که بشر را ازدین و دینداری دور کرده، او را بیش از پیش به سوی بدویت و جهالت ادوار جاهلیت رانده است.

اما این روزگار، از سویی دیگر، روزگار استحاله ظاهر و باطن تمدن های متفاوت باستانی در باطن تمدن غرب است. در همه جای کره زمین حیات افراد بشر صورت واحدی دارد و ارتباطات بین المللی، خواه نا خواه، تفکر غرب را از طریق یک شبکه واحد در سراسر دنیا پراکنده است. تفکر غرب و ارزش های آن برای مردم سراسر کره زمین به صورت امر متعارفی در آمده است و اصلاً فرصت و قدرت آنکه خود را از سیطره این امر متعارف خارج کنند و آن را مورد ارزیابی قرار دهند ندارند. در داخل کشور ما نیز بسیارند کسانی که مسیطَر این امر متعارف هستند و از همان نظر گاهی که عرف جامعه غربی و غرب زده است، به ما و اعمال و سیاست های ما می نگرند؛ و متأسفانه نشریات و رسانه های ما بیش تر در دست اینهاست.

چه باید کرد؟ مسلّماً در شرایطی اینچنین که همه سیاست های نظام اسلامی با عرف بدویت و جاهلیت جامعه غرب سنجیده می شود هرگز نمی توان غایات الهی اسلام و صورت مطلوب آن را یکباره، بدون در نظر داشتن خواست همه اقشار جامعه، بر آن حاکمیت بخشید. این همان علتی است که در آغاز پیروزی انقلاب، آنان را که امیال خود را منافی با دین و دینداری می یافتند از کشور تاراند. نکته ای که آقای خاتمی ما را به آن تذکر داده اند این است که این امیال در نظام ارزشی تفکر غرب، که اکنون بر سراسر دنیا سیطره یافته، چیزی خلاف عرف نیست.

در غرب نوشیدن مایع تندی که عقل را زائل می کند و اختیار را از کف انسان باز می گیرد عملی خلاف عرف نیست؛ قمار، زنا، همجنس بازی، جلوه فروشی، عُجب، کبر، تسلیم در برابر عادات، بندگی غیر، بندگی نفس... و حتی خود کشی امری خلاف عرف نیست. آنها حتی وسایلی ساخته اند که با آن می توان در کمال سهولت و در عین احساس لذت از شرّ زندگی خلاص شد! در آنجا – و به تبع آن در جوامع غرب زده – نوشتن و خواندن کتاب هایی که در آن انواع و اقسام این امور متعارف (!) انجام می شود مجاز و حتی ممدوح است، و اصلاً بشر دغدغه ای جز این ندارد که اوقات فراغت خود را مستغرَق در لذات گوناگون سپری کند و در ساعات کار نیز فقط برای تأمین حوایج اوقات فراغت خویش مثل سگ جان بکند. در آنجا این پارادوکس که به نظر ما ابلهانه می آید امری کاملاً متعارف است. در غرب – و به تبع آن در جوامع غرب زده – ساختن فیلم هایی که در آن خلاف عرف عمل نمی شود کاملاً مجاز است، یعنی مثلاً یک زن شوهردار به مردی دیگر دل می بازد و این کار سه نوبت تکرار می شود و حتی در نوبت سوم نیز به کامیابی نمی انجامد.

آقای خاتمی گفته است: "آزادی از دیدگاه آنان یعنی رهایی از همه موانع برای انجام دادن هر آنچه که انسان – طبع اولیه انسان – تمایل به آن دارد و حدود این آزادی، آزادی دیگران است." و در برابر این مفهوم آزادی، تصویری از دشواری حیات دینی ترسیم می کند و می گوید: "نظامی که ما عرضه می کنیم از طریق جهاد و ریاضت کسب می شود.  کسب تقوا کار بسیار مشکلی است. هدف زندگی غربی ها رفاه مادی و رسیدن به آزادی است. همچنین دشمن ما نسبت به مبانی فکری خود غیرتمند است و هر کس این مبانی را نپذیرد با او به ستیز بر می خیزد، از امکانات غول آسای تکنولوژی یا ظرفیت تکنیک ها در جهت القای افکار خود سود می جوید. این در شرایطی است که مثل گذشته در دنیا مرز وجود ندارد و هیچ قدرتی نمی تواند بین ذهن افراد و واقعیت فاصله ایجاد  کند."

پیش از آنکه به ادامه بحث بپردازم باید بگویم که حتی اگر ما به اندازه غربی ها هم نسبت به مبانی فکری خود غیرتمند بودیم، اگر چه شرایط امروز ما به مراتب بهتر از این می بود که اکنون هست، اما باز هم طرح این بحث ها ضرور می نمود چرا که ما تا جواب این سؤال ها را پیدا نکنیم و با یکدیگر به اتفاق نظر نرسیم، هرگز نخواهیم توانست شیوه مقابله درستی برای مبارزه با غرب بیابیم.

گفتار وزیر محترم ارشاد کاملاً درست است؛ در این جهان بی مرز هیچ قدرتی نمی تواند بین ذهن افراد و واقعیت فاصله ایجاد کند. اما مگر ما فقط از همین طریق است که می توانیم به غایات دینی خویش دست یابیم؟ برای آنکه مردم به دینداری رو کنند حتماً باید در ذهن خویش از واقعیت فاصله بگیرند؟ این واقعیت خلاف فطرت بشر است و اگر ما حجاب ها را یک سو نهیم، خواهیم دید که دعوت مردم به دینداری دعوتی است همسو با جذبه ی فطرت... اگر چه طبع بدوی بشر از آن اِعراض دارد. گویا وزیر محترم ارشاد اصل را براین قرار داده اند که اسلام فقط با دور کردن مردم از این واقعیت – یعنی عرف حیات غربی و غرب زده – محقق می شود و حال که نمی توان از این واقعیت فاصله گرفت، پس ما اعتراض و انتقاد را هم کنار بگذاریم و همان طور که در برابر نشان دادن کُشتی و بکس و... تسلیم شدیم، همه آنچه را که دشمن می خواهد بر ما تحمیل کند بپذیریم.

در اینجا حداقل سه اشتباه روی داده است که من خود را ناچار از ذکر آنها می بینم، هر چند این احتمال نیز وجود دارد که مراد وزیر محترم ارشاد همان مطلبی نبوده است که بنده از سخنان ایشان ادارک کرده ام:

- حیات دینی کاملاً منطبق بر فطرت بشر است و ما هرگز نباید به این توّهم دچار شویم که تفکر ما در برابر تفکر متعارف غربی از جاذبیت کم تری برخوردار است. البته همان طور که عرض کردم طبع اولیه بشر به عالم حس نزدیک تر است و بنابراین، به متعلّقات حواس ظاهری خویش بیش تر تمایل دارد. با این حال، جاذبیت حیات معنوی اگر چه وسعت کم تری دارد، اما از عمق و ماندگاری بیش تری برخوردار است.

- دوستان ما در یک امر دیگر نیز دچار اشتباه شده اند و آن این است که عرف خاص و عام را با یکدیگر خلط کرده اند و این جماعت معدود و محدود اهل هیاهو را بدل از « مردم » گرفته اند. این همان اشتباهی است که به نحوی دیگر دوستان ما در تلویزیون نیز به آن گرفتار آمده اند.  "عرف خاصّ" جامعه ما همان است که حیات خویش را در ارتباط با غرب یافته و اصلاً تصور دیگری از زندگی، تاریخ، جامعه و یا انسان ندارد.

 روشنفکران به این عرف خاص تعلق دارند و البته باید اذعان داشت که نشریات کشور ما و رسانه های دیگر بیش تر در اختیار اینان است، چرا که تجربه تاریخی تشکل و تحزب، ژورنالیسم و غیره را از سر گذرانده اند و اکنون از ذخایر این تجربیات بهره می برند.

اما تجربیات این یک دهه بعد از پیروزی انقلاب نشان داده است که این عرف خاص جز کفی بر رودخانه بیش نیست و تحولات تاریخی جامعه ما از جای دیگری رهبری می شود که مدخلیت روشنفکران در جریان آن، جز در برهه کوتاهی از مشروطیت، واقعیت نیافته است.

عرف روشنفکری  "عرف عامّ" جامعه ما نیست. عرف عامّ جامعه ما منشأ گرفته از شریعت اسلام است و از غرب جز تأثراتی ظاهری نمی پذیرد و بنابراین، حتی بعد از پنجاه سال حکومت پهلوی، مردم باز هم قدرت یافتند که انقلاب اسلامی را به ثمر برسانند. هنوز هم چیزی تغییر نکرده است. امکان حضور مردم در تحولات این دهه دوم بعد از پیروزی انقلاب کم تر شده و اگر چه این معضلی بسیار بزرگ است، اما حضور بالقوه مردم هنوز هم در هر موقعیت دیگری که فطرت الناس در رابطه با ولایت تشخیص دهد می تواند به فعلیت برسد. عرف عام همچون رودخانه ای در عمق جریان دارد، اما عرف خاص کفی است که می جوشد و سطح و ظاهر را پوشانده است و اجازه نمی دهد که باطن آن یعنی رودخانه را ببینیم. هیاهوها نباید ما را به اشتباه بیندازد که هر چه هست و هر که هست هم اینانند که در هفته نامه ها و ماهنامه ها و فصلنامه ها قلم می زنند.

- اشتباه دیگر دوستان ما که ریشه در مرعوبیت آنها در برابر غرب دارد آن است که آنها افق حرکت انقلاب و شرایط آماده جهانی را در این عصر احیای معنویت و اضمحلال غرب نمی بینند و بالتَبع هرگز برای وصول به این غایت تلاش نمی کنند. دگراندیشان و روشنفکران سکولار باید آزاد باشند، اما رشد و بالندگی نسل انقلاب نیز مواظبت می خواهد. دولت جمهوری اسلامی حقیقتاً به شعار آزادی مطبوعات، نویسندگان و هنرمندان پایبندی اعتقادی دارد، اما دوستان خویش را از یاد برده است و اکنون مجموع سیاست های نظام اسلامی کار را به آنجا کشانده که نسل انقلاب در هنر و ادبیات احساس عدم امنیت و بیهودگی می کند.

دوستان ما توجه ندارند که واقعیت متعارف در جهت وصول به غایات ما دچار تحولاتی بنیادین شده است و اکنون تاریخ کره زمین آمادگی پذیرش یک انقلاب جهانی را دارد. رادیوهای خارجی، ویدئو و حتی ماهواره نباید ما را بترسانند. مبارزه از این پس سخت تر خواهد شد و به جای فرار از آن – و یا فرار دادن مردم از آن – و پناه آوردن به شعار قلابی "نسل سوم" (1) در برابر نسل مضمحل دوم، که هر دو و بلکه هر سه مرعوب غرب و مُنهمِک (2) در آن هستند، باید روی به مبارزه آورد، با این اطمینان قلبی که ما مبشّر همان تفکر نجات بخشی هستیم که جهان امروز به آن نیازمند است و در انتظار آن بوده. نسل سوم هنر و ادبیات غرب زده با نسل دوم آن نه در تفکر و نه در قوالب تفاوت چندانی ندارد و آنچه که باید منظر امید انقلاب اسلامی را پُر کند نسلی است انقلابی و شریعتمدار که روی به هنر و ادبیات آورده است.

و البته ما نیز به این مشکل بزرگ توجه داریم که اسلام قرن ها از صحنه حیات اجتماعی مردم دور بوده است و اکنون تا جواب های مناسبی برای تدبیر و تقدیر مناسبات و معاملات امروز بیابد، سال ها طول خواهد کشید. وزیر ارشاد نیز نوشته است: "مشکل دیگر ما این است که اسلام قرن ها از صحنه زندگی دور بوده است. ما در امور متعالی مثل عرفان و حکمت در اوج تعالی هستیم ولی در آن مواردی که به نظم اجتماعی و روابط بین انسان ها برمی گردد، دچار خلأ هستیم. این خلأ، خلأ تئوریک است. اسلام اصیل همواره به عنوان مبارز حضور داشته و خواهان تغییر شرایط بوده ولی در زمینه موارد اثباتی کار زیادی انجام نشده است. در این موارد با فقه سرو کار داریم. فقه نظم عملی رفتار فردی و جمعی را مشخص می کند. فقه مصطلح ما در این زمینه ها دچار نقص است. فقه ما باید تحول پیدا کند تا با نیازهای ما متناسب شود... "

و البته همان طور که وزیر محترم ارشاد در جملات بعد گفته است، حضرت امام خمینی (س) نیز به این نقص در فقه مصطلح اذعان داشتند و خود در تمام زندگی در جهت جبران آن تلاش کردند. و بعد افزوده است: "هر کس که این مشکلات را نادیده بگیرد و مشکل دیگر را اصل کند جامعه را از حل مشکلات باز می دارد."

باید توجه داشت اشکالی که بر فقه مصطلح وارد است هرگز همان اشکالی نیست که بعضی از روشنفکران بر آن نأکید می ورزند. اشکال فقه یک نقص ذاتی نیست و هر کس چنین بیندیشد اسلام را از توان تشکیل حکومت تهی می کند و تلاش هایش همه در جهت جدایی دین از سایر شئون و حیثیات وجود بشر قرار می گیرد. این اشکال از آنجا منشأ گرفته که اسلام هرگز در قرون جدید تجربه حاکمیت سیاسی نداشته و اکنون که این ضرورت به طور کامل چهره نموده است، لاجرم از یک سو ابواب جدیدی برای جوابگویی به این مسائل مستحدثه در فقه گشوده خواهد شد و از سوی دیگر، تفکری که در آفتاب و سایه دین پرورش یافته است به مقابله با تفکراتی روی خواهد آورد که با اصل دین مخالفت می ورزند.

نباید توقع داشت که مقابله با همه موانع و مشکلات – و مثلاً مقابله با نحله های فلسفی معارض با دین – به دست فقه مصطلح و یا فقها انجام شود. نطفه علم کلام در یک چنین مقابله ای تاریخی بسته شده است، و اگر در نسبت فقه – به معنای مصطلح – با علم کلام بیندیشیم، خواهیم دید که معنای فقه و فقیه از معنای مصطلح خویش وسعت بیش تری خواهد یافت و به معنای تحت اللفظی فقه (3) نزدیک تر خواهد شد. فقه در این معنای وسیع تر، علم کلام و حتی همین علم کلام جدید را که حضرت آیت ا... مطهری (ره) بنیانگذار آن هستند در بر خواهد گرفت. ساده انگاری است اگر بخواهیم معرضه فکری این شیخ شهید را با نحله های فلسفی غرب در دفاع از ساحت دین و دینداری، از آن لحاظ که خارج از حوزه مفهومی فقه مصطلح قرار دارد، بی ارتباط با این بحث بدانیم. اسلام پاسخگوی تمام مسائل بشر است و میان امروز و دیروز در این معنا تفاوتی حاصل نمی آید. همواره در حوزه عرف خاص، این پاسخگویی با تفقه در دین – به معنای وسیع کلمه که علم کلام و بخشی از تاریخ فلسفه دوره اسلامی را نیز شامل می شود – میسور و محقق گشته است و در حوزه عرف عام با تفقه به معنای مصطلح. ما که اسلام را پاسخگوی همه مسائل بشر می دانیم مقصودمان آن نیست که پاسخگویی فقط از طریق فقه مصطلح انجام می گردد. حکمت احکام فقهی نیز نه آنچنان است که حتماً از طریق فقه مصطلح قابل استنباط باشد. حکمت معنایی اعمّ از فلسفه دارد و می تواند محصول تفکر عقلی باشد، وقتی در نسبت با حضور دینی تحقق یابد. عقل می تواند در اتقطاع از وحی و در خدمت اهوای بشر و یا در نسبت با وحی، صورت های مختلفی از تحقق و تعین پیدا کند. عقل نظری و عقل عملی نیز دو وجه مختلف از امر واحد هستند و عقل یک بار در مقام نظر و بار دیگر در مقام عمل تحقق می یابد؛ و عمل صورتی متنزل از نظر است.

بنابراین، خلاف آنچه وزیر محترم ارشاد فرموده اند، خلأ مبتلابهِ مادر نظم اجتماعی و روابط بین انسان ها، خلأ تئوریک نیست. اسلام در مقام نظر هیچ نقصی ندارد و نقص – هر چه هست – از آنجاست که تمدن امروز محصول فلسفه ای منقطع از وحی است. از یک سو تمدن غرب محصول تفکری عقلی است که در ذیل فلسفه یونان تحقق یافته است و از سوی دیگر، از لحاظ تاریخی این نخستین بار است که مواجهه ای نظری و عملی میان تفکر دینی ما و تمدن فلسفی غرب روی می دهد و تا این مواجهه اتفاق نمی افتاد، حکمت نظری دین امکان نمی یافت که در صورتی عملی تنزل یابد و پاسخگوی مسائل روز باشد.

کسانی که کتاب "بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی" را از متفکر شهید، استاد مطهری (ره) دیده اند می توانند در آن مصداق روشنی برای این امر بیابند که چگونه حکمت نظری دین می تواند به معنای تحت اللفظی تفقه نزدیک شود. فی المثل، استاد شهید در این کتاب، سرمایه داری ماشینی را به مثابه موضوعی جدید در فقاهت و اجتهاد دیده اند و نوشته اند: "صرف توسعه و تغییر کمّی ماهیّت شیء را عوض نمی کند مادام که منجّر به تغییر کیفی نشود. به عقیده ما مشخّصه اصلی سرمایه داری که آن را موضوع جدیدی از لحاظ فقه و اجتهاد قرار می دهد دخالت ماشین است، ماشینیزم صرفاً توسعه آلت و ابزار تولید نیست، که انسان ابزار بهتری برای کاری که باید بکند پیدا کرده است، بلکه تکنیک و صنعت جدید علاوه بر بهتر کردن ابزارها، ماشین را جانشین انسان کرده است، ماشین مظهر فکر و اراده و نیروی انسان بما هُوَ انسان است... ماشین جانشین انسان است نه آلت و ابزار انسان، یک انسان مصنوعی است." (4)

صاحب نظران می دانند که همین مبنایی که شهید مطهری اتخاذ کرده اند می تواند جوابگوی بخش عظیمی از سؤالات جوامع امروز در مواجهه با ماشین باشد و لذا، دغدغه عدم تناسب آهنگ انقلاب با زمان – که به نظر می آید دغدغه اصلی وزیر ارشاد و بسیاری دیگر از مسئولان نظام اسلامی است- نباید آنها را به این سمت براند که تنها راه حفظ انقلاب را در دور شدن مردم از واقعیات ببینند و از سر رعب و دستپاچگی، تلاش اصلی خود را در این جهت قرار دهند که اسلام را حامی ارزش ها و دستاوردهای تمدن امروز نشان دهند و با صراحت بگویم، به جای اعتماد به نسل هنرمندی که از انقلاب جوشیده اند و در جریان انقلاب پرورش یافته اند، در مواجهه با روشنفکران ضدّ دین به اختراع نسلی دیگر – هر چند من درآوردی و بی ریشه – بپردازند که در ضدیت با دین و انقلاب هیچ چیز از آن دو نسل دیگر کم ندارند.

تحجر و تجدد دو پرتگاه جهنمی هستند که در این سوی و آن سویِ صراط عدل دهان باز کرده اند: زاهدان متنسّک و عالمان متهتّک؛ آنان فلسفه و عرفان و شعر و موسیقی را تفکیرمی کنند و اینان فقه را از پاسخگویی به مسائل روز عاجز می دانند، و صراط عدل از میانه این دو پرتگاه و از بطن آن می گذرد. وزیر محترم ارشاداسلامی فقط به تحجر و عوام زدگی تاخته اند و از غرب زدگی و تجدد سخنی به میان نیاورده اند. ایشان پس از ذکر این حقیقت که: "انقلاب ما آرمان هایی داشت که در شعارهایش متبلور بود. یک دین حقیقی به همان میزان ماندگار است که قابل تحقق باشد. آرمان به خودی خود وجود ندارد بلکه ما را به سمت اهداف می راند. زندگی ما نظم می خواهد. اگر آهنگ انقلاب متناسب با زمان نباشد دچار مشکل می شویم." فرموده اند: "شاید آسان ترین راه را انسان های سطحی مطرح می کنند، یعنی اینکه رقیب ما، اندیشه مخالف ما، نباید اجازه حرف زدن داشته باشد و باید جلویش گرفته شود. اما واقعاً این راه حل مشکل ما را حل می کند؟ ملاک سلیقه کی باید باشد؟... استراتژی فرهنگی یک نظام نمی تواند بر منع قرار گیرد. در طول تاریخ اسلام این گونه نبوده است. اندیشمندان اسلامی به استقبال اندیشه های دیگران می رفتند و لحظه به لحظه فرهنگ اسلامی را غنی تر می کردند".

بسیاری به صورت نادرست می پندارند که تنها مجاری انتقال افکار کانال های رسمی است و نباید هیچ اندیشه مخالفی در قالب کتاب یا فیلم اجازه انتشار داشته باشد و این فکر شوخی است. امواج رادیویی امروز و امواج تصویری فردا این انتقال را امکانپذیر می سازد.

شکی نیست که استراتژی فرهنگی یک نظام نمی تواند بر منع قرار گیرد و میزان آن را نیز خود وزیر ارشاد در سخنان خویش معین فرموده اند: "در لیبرال ترین حکومت ها در جایی که علیه نظام توطئه می شود منع وجود دارد و درک این توطئه بر اساس سلایق شخصی نیست و قانونمندی خاص خود را دارد."

اما مسلّماً جای این سؤال وجود دارد که "آیا استراتژی فرهنگی نظام نمی تواند بر تقویت تلاش هایی ارتکاز یابد که در تفکر و غایات با او همسو و هماهنگ هستند؟ "

مگر کسی از وزارت ارشاد خواسته است که استراتژی فرهنگی خود را بر منع قرار دهد؟ دوستان ما باید به یاد داشته باشند که اکنون حجاب سکوت و صبر هنگامی شکسته شده که آتمسفر فرهنگی در عرف خاص آنچنان مسموم و نا امن است که هیچ مؤمنی احساس امنیت نمی کند. من با صراحت به مسئولان فرهنگی و هنری کشور اعلام می دارم که این دغدغه که فرزندان ما امروز و فردا در فضای کدام فرهنگ رشد خواهند یافت ما را به سختی به وحشت می اندازد.

از داهیانه ترین سخنانی که وزیر ارشاد در این گفت و گو به زبان آورده اند این است که: "ما معتقدیم که باید با تبادل اندیشه در افراد مدافع نظام مصونیت به وجود بیاوریم. لازمه این کار این است که جامعه با آرای مخالفین مواجه شود ولی این مواجهه باید کنترل شده باشد."

اما واقعاً همین استراتژی است که به منصّه عمل در آمده است؟ آیا واقعاً دوستان ما در وزارت ارشاد آتمسفر فرهنگی جامعه را کنترل دارند؟ آیا لازمه این مصونیت اجتماعی آن نیست که در کنار مواجهه جامعه با آرای مخالفین، تلاش های دوستانه مؤید انقلاب و دینداری نیز تقویت شود؟ آیا لازمه مصونیت یافتن مدافعان انقلاب در مواجهه با آرای مخالفین آن است که ما آتمسفر فرهنگی جامعه را آن گونه که نسل های جدید فرصت هدایت را از دست بدهند؟

ما نیز با تحجر مخالفیم، اما در عین حال می دانیم که تنها مرتجعین و متحجرین نیستند که به نظام فرهنگی و هنری کشور اعتراض دارند. اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می خواهد که حصارهای جهل و خرافه و تحجر را بشکند و جامعه را از تفریط باز دارد، باید با تجددِ افراطی نیز مبارزه کند تا مردم را از چاله ای به چاه نیفکند... و البته باز هم صد هزار بار شکر که عرف عام از این کشاکش فارغ است و راه خویش را فطرتاً در نسبت با شریعت می یابد. دشمنان ما می گویند: "مشکل امروز ما غرب زدگی نیست، عوام زدگی است."
[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 6:15 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

http://basij.ir/attachment/1638970.jpg

بررسي تأثيرات متقابل فرد و اجتماع و توجه به تعامل ميان فرد و جامعه، موضوعي نيست كه صرفاً در عصر حاضر و با ظهور علم روان شناسي جديد به آن توجه شده باشد. بسياري از فلاسفه و حكما از زمان هاي بسيار دور موضوعات روان شناسي اجتماعي را به زبان خود و با روش هاي مرسوم عصر خويش مورد بحث و بررسي قرار داده اند. در يك تعريف ساده، روان شناسي اجتماعي به عنوان علم مطالعه ي رفتار متقابل بين انسان ها يا علم مطالعه ي تعامل انسان ها شناخته مي شود. رفتار فرد در گروه، مسأله ي هم رنگي، بررسي نگرش و تغييرات آن، تأثير عوامل اجتماعي روي رفتار، توجيه خود و ... عمده ترين مباحث مورد علاقه ي روان شناسان اجتماعي است.

با توجه به اين نكته كه اهل بيت (عليهم السلام)، حاملان و وارثان وحي و علوم انبيا و خزانه داران علم الهي، منبع علم، معرفت و حكمت هستند و به همين دليل مؤمنان موظف به اخذ معارف و علوم خود از اين منبع هستند و بايد نظام معرفتي خود را بر اساس آنچه از اين منبع جوشيده و تراوش كرده است، شكل و سامان دهند. براي درك صحيح مسايل مربوط به روان شناسي اجتماعي نيز سزاوار است كه به اين منبع مراجعه كنيم.

بديهي است كه سامان دادن علم روان شناسي اجتماعي با گرايش اسلامي آن، تلاش گسترده اي را مي طلبد كه از موضوع اين نوشتار خارج است. در اين نوشتار قصد داريم تنها به عنوان نمونه، به ترجمه و شرح يكي از روايات صادره از ائمه ي معصومين (عليهم السلام) كه در آن به يك مسأله از مسايل روان شناسي اجتماعي اشاره شده است، بپردازيم. اين روايت از ميان روايات صادره از امام هادي (عليه السلام) انتخاب شده است.

ترجمه و شرح روايت:

قالَ الامامُ أبو الحسن، عليّ الهادي صلوات اللّه و سلامه عليه:

* لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ كَدِرْتَ عَلَيْهِ،

از كسي كه نسبت به او كدورت و كينه داري و مكدر و آزرده خاطرش ساخته‏ اي يا بر او خشم گرفته اي، صفا، يك رنگي، صميميت و محبت مجوي.

جامعه ي سالم، جامعه اي است كه بين افراد آن جامعه محبت، يك رنگي، صفا و صميميت حكم فرما باشد و آحاد آن جامعه هم چون اعضاي يك خانواده نسبت به هم با صفا معاشرت كنند؛ خشم و غضب بي جا، قلب هاي مملو از كينه و كدورت هاي حاصل از اختلاف ها، اين آرامش اجتماعي را مورد تهديد قرار خواهند داد. كسي كه در رفتار خود با ديگران اين اصل را رعايت نكرده است، طبيعتاً نبايد انتظار صفا و صميميت از طرف ديگران داشته باشد.

* ولاَ الوَفاءَ مِمَّنْ غَدَرْتَ بهِ،

و از كسي كه به او وفا نكرده اي، خيانت كرده اي و نيرنگ زده‏اي، وفاداري طلب مكن.

قرآن كريم، با اين كه بزرگ ترين دشمن اسلام را يهود و مشركان مي داند و در توصيف آنان مي فرمايد:

« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا؛ يهود و مشركان را لجوج ترين دشمن نسبت به افراد با ايمان مي يابي.»[1]

اما همين قرآن، هر زمان كه پاي پيمان و وفاداري نسبت به آن به ميان مي آيد، دستور مي دهد كه مسلمانان پيمان هاي خود را حتي با اين گروه ها حفظ كنند و چيزي از آن كم نكنند. از اين رو مي فرمايد:

«إِلاَّ الَّذينَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ فَمَا اسْتَقامُوا لَكُمْ فَاسْتَقيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقينَ؛ مگر با آنان كه در نزديكي مسجد الحرام پيمان بستيد، تا آنان به پيمان خود وفادارند، شما نيز وفادار باشيد. همانا خداوند پرهيزكاران را دوست مي دارد.»[2]

با اين وصف، وفاداري نيز از لوازم جامعه ي سالم است و در طرف مقابل، نيرنگ و خيانت از عوامل تهديد كننده ي اين اصل مهم اجتماعي است. كسي كه در رفتار با ساير افراد، طريق خدعه، نيرنگ و خيانت را پيش گرفته و به لوازم وفا متعهد نبوده است نبايد از ديگران انتظار وفاداري داشته باشد.

* وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّكَ إلَيْهِ،

هم چنين از كسي كه نسبت به او بدگمان هستي و تير بدگماني‏ات را به او نشانه رفته‏ اي و نسبت به او با سوء ظن برخورد كرده‏ اي، نصيحت، موعظه، خوش‏بيني، خيرخواهي و خلوص طلب نكن.

«نصح» و خيرخواهي به اين معناست كه نه تنها انسان خواهان زوال نعمت از ديگران نباشد بلكه طالب بقاي نعمت و افزون شدن آن براي همه ي نيكان و پاكان گردد، يا به تعبيري ديگر آنچه از خير، خوبي و سعادت معنوي و مادي براي خويش مي خواهد براي ديگران نيز بطلبد و اين يكي از فضايل معروف است كه در آيات قرآن و روايات اسلامي به آن اشاره شده است. پيامبران الهي خيرخواهان امت ها بودند و يكي از صفات بارز آن ها همين موضوع بود.

قرآن مجيد از زبان «نوح» شيخ الانبيا چنين نقل مي كند كه به قوم خود فرمود:

«اُبَلِّغُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّي وَ اَنْصَحُ لَكُمْ وَ اَعْلَمُ مِنَ اللهِ مَا لاَتَعْلَمُونَ؛ رسالت هاي پروردگارم را به شما ابلاغ مي كنم و خيرخواه شما هستم و از خداوند چيزهايي (از لطف و مرحمت و عنايت) مي دانم كه شما نمي دانيد.»‍[3]

در اين جا بعد از مسأله ي ابلاغ رسالت، سخن از نصح و خيرخواهي امت به ميان آمده كه نقطه ي مقابل حسد، بخل و خيانت است. همين معنا با تفاوت مختصري در مورد پيامبران بزرگ خدا، «هود، صالح و شعيب(عليهم السلام)» نيز وارد شده است. بديهي است كه خيرخواهي منحصر به اين چهار بزرگوار نبوده بلكه تمامي انبياي الهي و اولياي معصومين اين ويژگي را داشته اند و پيروان راستين آنان نيز بايد خيرخواه ديگران باشند.

در حديثي از پيامبر اكرم آمده است كه فرمودند: « اِنَّ اَعْظَمَ النَّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَاللهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ اَمْشَاهُمْ فِي اَرْضِهِ بِالنَّصِيحَةِ لِخَلْقِهِ ؛ بلند مقام ترين مردم در پيشگاه خداوند در قيامت كسي است كه از همه بيش تر تلاش در خيرخواهي مردم كرده است.»[4] و در روايت ديگري از همان حضرت (صلي الله عليه وآله) ميزان و معياري براي خيرخواهي بيان شده و آن اين است كه از منافع ديگران به اندازه ي منافع خويش دفاع كند، ايشان مي فرمايند: «لَيَنْصَحُ الرَّجُلُ مِنْكُمْ اَخَاهُ كَنَصِيحَتِهِ لِنَفْسِهِ؛ هر كدام از شما بايد نسبت به برادر مؤمن خود خيرخواه باشيد به همان اندازه كه نسبت به خويش خيرخواه است!»[5]

واژه ي «نصح» و «نصيحت» اگر چه در زبان روزمره ي فارسي ما معمولاً به معناي اندرز به كار مي رود ولي در لغت عرب چنين نيست، بلكه مفهوم وسيع و گسترده اي دارد. «راغب» در كتاب «مفردات» مي گويد: «نصح و نصيحت» هر كار و هر سخني است كه در آن مصلحت ديگري باشد و اين واژه در اصل به معناي خلوص و اخلاص است. به همين دليل عسل خالص را «ناصح» مي گويند، كار خياط را هم نصح مي نامند به خاطر اصلاح كردن پارچه اي كه به او داده شده است و از آن جا كه شخص خيرخواه از روي خلوص و اخلاص در اصلاح كار ديگران مي كوشد، واژه ي نصح و نصيحت درباره ي او به كار مي رود و اصولاً هر چيزي كه خالص و صاف باشد، خواه در سخن يا عمل و در امور مادي يا معنوي، واژه ي «نصح» بر آن اطلاق مي شود. بنابراين هنگامي كه در بحث هاي اخلاقي سخن از نصيحت به ميان مي آيد، مقصود، ترك هر گونه حسد، كينه، بخل، سوء ظن و خيانت است.[6] در نتيجه كسي كه از نصح و خيرخواهي نسبت به ديگران دريغ كرده و با سوء ظن با ديگران روبه رو شده است نبايد انتظار خيرخواهي از آنان داشته باشد.

* فَإنَّما قَلْبُ غَيْرِكَ كَقَلْبِكَ لَهُ. [7]

چون كه ديدگاه، افكار و قلب ديگران نسبت به تو، همانند قلب خودت نسبت به آن ها مي باشد.

امام (عليه السلام) در اين فراز پاياني، علت آنچه را كه در سطور گذشته مرور كرديم بيان مي فرمايند و آن اين كه: «قلب ها با هم مرتبطند و رفتار انسان با ديگران در رفتار آن ها با انسان اثر مستقيم دارد و آنچه كه هر كسي در دل نسبت به ديگران دارد، ديگران نيز همان را در دل نسبت به او خواهند داشت.»(*)

پي نوشت ها:

(1) سوره ي مائده : 82

(2) سوره ي توبه : 7

(3) سوره ي اعراف : 62

(4) اصول كافي، صفحه ي 28، حديث 5 و 4

(5) همان مدرك.

(6) اخلاق در قرآن، جلد 2، نصح و خيرخواهي

(7) بحارالانوار: ج 50، ص 177، ح 56، و ج 71، ص 182 ح 41.

*مسعود عظيمي؛ كارشناس مسايل فرهنگي

[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 6:6 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

بسم الله الرحمن الرحیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

شهادت حضرت زهرا و حضرت محسن علیهما السلام از منظر علمای اهل تسنن

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

 

 

یكى از شبهاتى كه از سوی اهل تسنن مطرح مىشود این است كه جریاناتى چون سوزاندن درِ خانه حضرت فاطمه (علیهاالسلام) و شهادت حضرت محسن(علیه السلام) در جریان هجوم به خانه و ... همه از كارهاى زشت و ناپسندى است كه آن را فقط شیعه نقل كرده و فاقد اعتبار است.

ما در این مقاله قسمتى از عباراتو روایاتیكه علماى اهل تسنن از قرن سوم هجرى تاكنون در كتابهاى خود نوشتهاند را خواهیم آورد كه تصریحاً و تأویلاً اشاره به وقایع مذكور دارد.

پس از رحلت نبی مکرم اسلام وقتی که امیرالمومنین علی (علیه السلام) مشغول غسل و کفن نمودن پیامبر(صلی الله علیه و آله) بودند؛ عدهای از انصار و مهاجر در سقیفه جلسهای برای تعیین جانشین پیامبر بر پا کردند.

این مردم بیمعرفت به جای این که به فکر انجام مراسم نبی اکرم باشند به دنبال جاه و مقام رفته بودند.

اینان تلاش داشتند که روز عید غدیر و معرفی حضرت علی )علیه السلام) را به عنوان امیرالمومنین و وصی پیامبر اکرم به ظاهر به فراموشی بسپارند و به دنبال هوای نفس خود باشند.

در این بین تعدادی انگشت شمار از جمله عمار، سلمان، ابوذر، طلحه، زبیر که از مدافعان امیرالمومنین بودند و پایبند به وصیت نبی مکرم؛ به عنوان اعتراض به سقیفه و دفاع از امیرالمومنین علیهالسلام در خانه ایشان جمع شده بودند.

مردم نیز تحت تاثیر جو حاکم، به بهانه بیعت گرفتن از این افراد برای خلیفه اول، راهی منزل حضرت شدند و در این بین حرمت خاندان وحی و دختر نبی و اهل بیت ایشان را حفظ نکردند و بیحرمتیهای بسیاری در آنجا صورت گرفت.

تا جایی که از آتش زدن درِ خانه هم کوتاهی نکردند.

 

علمای اهل تسنن نیز این موارد را در کتابهای خود ذکر کردهاند که نام کتاب و آدرس آنها را ذکر مینمائیم:

 1ـ ابن أبى شیبه (متوفى 235 ه.ق) در كتاب خود به نام «المصِّنف»جلد هفتم، ص 432 روایت شماره 37045(چاپ بیروت(

 2ـ ابن قتیبه (متوفى 276 ه.ق) در كتاب خود به نام «الامامة و السیاسة»ج 1، ص 12، چاپ مصر.

3-بلاذرى (متوفى 279 ه. ق) در كتاب خود به نام «انساب الأشراف» چاپ مصر، ج 1، ص 586، تحت عنوان «امر السقیفه» در حدیث شماره 1184.

4 - طبرى (متوفى 310 ه.ق) در كتاب خود به نام «تاریخ الاُمم و الملوك»ج 2، ص 443، چاپ بیروت.

5 - مسعودى(متوفى 346 ه.ق) در كتاب خود به نام «اثبات الوصیه»ص 142، تحت عنوان «حكایة السّقیفه»

6- ابن عبد ربّه (متوفى 328 ه.ق) در كتاب خود به نام «عقد الفرید»ج 3، ص 64، چاپ مصر.

7 - شهرستانى (متوفى 548 ه.ق) در كتاب معروف خود «الملل و النّحل»، ج 1، ص 57، چاپ بیروت.

8- ابن ابى الحدید (متوفاى 655 ه. ق) در «شرح نهج البلاغه»، ج 2، ص 56(چاپ بیروت)

9 - اسماعیل عمادالدین (متوفى 732 ه.ق) در كتاب خود به نام «المختصر فى أخبار البشر»، چاپ مصر، ج 1، ص 156.

10 - عمر رضا كحاله در كتاب خود به نام «أعلام النساء»چاپ بیروت، در قسمت حرف «فاء» ذیل نام فاطمه بنت محمد (صلى الله علیه )

 

=-=-=-=-=

شهادت حضرت محسن (علیه السلام )   

گفتیم که مردم بیوفای آن عصر به دنبال تحریک برخی به در خانه دختر رسول خدا آمدند و نسبت به وصی پیامبر اکرم، امیرالمومنین علی (علیه السلام) بیحرمتی کردند و این هجوم به خانه وحی، ضایعاتی را در پی داشت و حضرت زهرا علیهاالسلام، عزیز رسول خدا، همو که پیامبر اکرم بارها در موردش فرموده بود: "کسی که دخترم، فاطمه را آزار دهد، مرا آزار داده و کسی که مرا آزار دهد باعث ناخشنودی خدا میشود"؛ را صدمه زدند.

از جمله این که باعث شدند شش ماهه ‎ حضرت راکه رسول خدا نامش را "محسن" نهاده بود سقط شده و شهید گردد.

 

در بسیاری از منابع عامه نیز به سقط حضرت محسن بن علی (علیهماالسلام) اشاره شده است که نام آن منابع را ذکر مینماییم :  

1ـ ابن شهر آشوب در كتاب «المناقب» خود ج 3، ص 132، از كتاب «المعارف» ابن قتیبه دینورى این واقعه را نقل کرده است.

2ـ مسعودى در«اثبات الوصیه»  ص 142.

3ـ شهرستانى در كتاب «الملل و النحل»چاپ بیروت، ج 1، ص 57.       

4ـ ذهبى در كتاب «المیزان الاعتدال»،ج 1، ص 139، رقم 552.

5ـ صفدى در كتاب خود به نام «الوافى بالوفیات»،ج 6، ص 17.

6ـ الاسفرائینى التمیمى در كتاب «الفرق بین الفرق»،ص 107.

7ـ الحموئى الجوینى الشافعى در كتاب «الفرائد السمطین»،ج 2، ص 35.

8ـ ابن ابى الحدید معتزلى در «شرح نهج البلاغه»،چاپ بیروت، ج 14، ص 192:

 

به راستى چرا تنها دخت رسول اكرم (صلى الله علیه و آله)، که پیامبر بارها فرموده بود هرگاه دل تنگ بهشت می شوم سینه فاطمه را می بویم. و به اعتراف تاریخ که پیامبر دست های این بانوی دو سرا را می بوسیدند؛ با فاصلهاى اندك پس از رحلت پیامبر اکرم، شبانه، غسل می شود، کفن و دفن می شود و با دلى پر درد به دیدار حق مىرود و تا كنون نیز مزارش مخفى مانده است؟!

آیا این سند زندهاى از مصائب و مظلومیتهاى ایشان نمىباشد؟!

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

"التماس دعای فرج"

گروه پژوهشی صف "صدای فتح"

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

WWW.masafportal.COM

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

[ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 21:38 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ

* وبلاگ گلچین *
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد ؟
چه کسی با دشمن بستیزد ؟
چه کسی
پنجه در پنجه هر دشمن دون
آویزد
دشت ها نام تو را می گویند
کوه ها شعر مرا می خوانند
کوه باید شد و ماند
رود باید شد و رفت
دشت باید شد و خواند
در من این جلوه ی اندوه ز چیست ؟
در تو این قصه ی پرهیز که چه ؟
در من این شعله ی عصیان نیاز
در تو دمسردی پاییز که چه ؟
حرف را باید زد
درد را باید گفت
من چه می گویم ، آه
با تو کنون چه فراموشی ها
با من کنون چه نشست ها ، خاموشی است
تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
و چه خواهد شد آن
شعرازحمیدمصدق

درج لینک ها به معنی تایید همه آنها نمی باشد و صرفا یک امر اطلاع رسانی می باشد .

در کوی نیک نامان ما را گذر نباشد
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را


سامانه دریافت پیامک:
2613-149-0935


***
جهت استفاده بهتراز مطالب وبلاگ به آرشیو هم سری بزنید!

***
ثبت شده در سایت ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

***
WWW.MAJID14.IR
حمایت میکنیم
امکانات وب