X
تبلیغات
گلچین

گلچین
گلچينی از گل ها 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
طراح قالب

طی جنگ جهانی دوم، سینمای آلمان با تأثیرگذاری بی نظیر، بیش و پیش از سربازان نازی، رسالت فتح جهانی را بر دوش داشت. بعد از جنگ جهانی دوم و به خصوص پس از فروپاشی دیوار برلین، فضاي ابرقدرتي آمريكا فراهم شد.

گروه جنگ نرم مشرق- هالیوود بزرگترین شرکت فیلم سازی جهان، سالانه هفتصد فیلم تاثیرگذار تهیه، پانزده میلیارد دلار سود خالص کسب می­کند و نیز 78% افکار جهان را تغذیه می­نماید. فیلم های ساخته شده، علاوه بر سودآوری هنگفت، نقش موثری در فرهنگ سازی جوامع دارد . بررسی­های روانشناسان مؤید این باور است که هیچ رسانه­ای چون تصویر در ذهن بیننده تاثیر نمی­گذارد؛ هر تصویر، معادل هزاران کلمه، احساسات و ادراکات انسانی را درگیر می­نماید. سخنوران ادراکات را تحت تاثیر قرار می دهند، فیلم های بی محتوا حیطه­ی احساس را درگیر می­کنند و فیلم­های هدفمند، همزمان ادراکات و احساسات را زیر سیطره خود می­برند.

طی جنگ جهانی دوم، سینمای آلمان با تأثیرگذاری بی نظیر، بیش و پیش از سربازان نازی، رسالت فتح جهانی را بر دوش داشت. بعد از جنگ جهانی دوم و به خصوص پس از فروپاشی دیوار برلین، فضاي ابرقدرتي آمريكا فراهم شد. آمریکا که داعيه­دار قدرت اول جهان و هميشه مدعي آن است هر لحظه آمادگی نبرد با دشمنان خود را دارد، قطعا بايد سعي كند در قالب فيلم هاي سينمايي به افکار عمومی اين قدرت صوری را القا كند. در نتیجه این سیاست، آمريكا در درجه اول شهروندان خود را با سياست هاي فرهنگي و اجتماعي كشور همراه مي كند و نیز حوزه تهاجم نرم ديگران را تحت تأثير قرار مي­دهد.

در راستای نیل به مقاصد فوق، پنتاگون از فیلم هایی حمایت می کند که قدرت آمریکا را در مقابله با تهاجم خارجی نشان داده، آمریکا را به عنوان ناجی جهان معرفی نماید که برای استقرار آرامش و امنیت جهان با تهدید های احتمالی می جنگد. در این تصویرسازی، چهره دشمنان آمریکا به عنوان ناقضان صلح و امنیت و تهدیدی برای بشر القا می­گردد.

پیش از این 19 قسمت از فصل‌های کتاب «عملیات هالیوود» در مشرق ترجمه و منتشر شد. آنچه که در ادامه می‌آید فصل بیستم از این کتاب است.

برای مطالعه قسمت 19 کلیک کنید.

***

فصل 21: سانسور

آخرین خط مقدم

پنتاگون از فیلمنامه اولیه استار ترک چهار راضی نبود. دان باروش، رئیس قدیمی دفتر فیلم پنتاگون معتقد بود این فیلمنامه تصویر مساعدی از نیروی دریایی ارائه نمی دهد، و فکر می کرد گشتهای ساحلی نیروی دریایی مانند بافون های احمق در فیلمنامه به تصویر کشیده شده اند، و امنیت روی عرشه یک ناوهواپیمابر هسته ای بسیار ضعیف است. این فیلم که ساخته سال 1986 است، و بسیاری از طرفداران فیلمهای استار ترک به عنوان "فیلمی درباره والها" به آن اشاره می کنند، اگر تغییرات جدی در فیلمنامه اعمال نمی شد از همکاری پنتاگون برخوردار نمی گردید.

استار ترک

فیلم استار ترک

نیروی دریایی در یادداشتی داخلی گفت «توصیه عدم حمایت از فیلم استار ترک 4 برای دفتر دستیار وزیر دفاع، روابط عمومی ارسال شد. آقای دان باروش از OASD تلویحاً به تهیه کننده گفته است که وزارت دفاع احتمالاً با این توصیه موافقت خواهد کرد زیرا فیلمنامه سودی برای دولت یا نیروهای مسلح ندارد، به نفع ارتش نیست و به مسئله نفوذ در یک تأسیسات ذخیره مواد هسته ای ارتش در سانفرانسیسکو می پردازد. مورد دوم سیستم امنیتی بسیار ضعیفی در یک انبار مواد هسته ای تحت حفاظت نیروی دریایی قرن بیستم را نشان می دهد.»

هارو بنت تهیه کننده فیلم از واکنش پنتاگون شوکه شده بود. نیروی دریایی مدرن آمریکا همواره مدل ناوگان و فرماندهی فضایی به تصویر کشیده شده در سریال و فیلمهای استار ترک بود، و تهیه کنندگان همیشه به مدل قرن بیستمی فرماندهی ناوگان فضایی احترام می گذاشتند. وانگهی، بنت تهیه کننده سریالهای تلویزیونی کلاسیکی مانند گروهان ماد، مرد شش میلیون دلاری و زن بیونیک خود را یک وطن پرست و حامی سرسخت نیروهای مسلح به شمار می رفت. در واقع چند سال بعد وزارت دفاع یکی از بالاترین افتخاراتش را به وی تقدیم کرد. در دهه 1990، بنت به مدت هشت سال به عنوان مشاور غیرنظامی کالیفرنیایی رئیس ارتش آمریکا خدمت کرد و وزارت دفاع برای تقدیر فعالیتهایش کمیته ملی بزرگداشت پنجاهمین سالگرد جنگ جهانی دوم مدال خدمت غیرنظامی برجسته، دومین مدال غیرنظامی وزارت دفاع را به بنت تقدیم کرد.

بنت قبلاً در دهه 1970 و در یک فیلم تلویزیونی برای شبکه ABC به نام پرواز خانوادگی[1] با باروش و نیروی دریایی همکاری کرده بود. او بخشی از فیلم هفتگی را روی عرشه USS Ranger فیلمبرداری کرده بود و اکنون می خواست نیروی دریایی مجدداً به او اجازه استفاده از ناوهواپیمابر را برای استار ترک 4 بدهد. بنابراین روز 8 ژانویه 1986 بنت ویدئویی از پرواز خانوادگی را برای نیروی دریایی فرستاد تا همکاری پیشین را به آنها یادآوری کند. همچنین نامه ای در ضمیمه نوار ویدئو فرستاده و از آنها خواست به او در ساخت استار ترک کمک کنند.

استار ترک

فیلم پرواز خانوادگی

وی در نامه اش به نیروی دریایی نوشت «کاست ضمیمه در اواسط دهه 1970 به عنوان فیلم هفتگی ABC ساخته شد. تفاوت زیادی با فضا دارد اما فکر می کنم رابطه مبتنی بر احترام و علاقه ای را که من با نیروی دریایی ارتش داشتم نشان می دهد.»

وی چند هفته بعد نامه مشابهی برای باروش در پنتاگون فرستاد.

وی در نامه اش نوشت « من این نامه را با خاطراتی خوب از نامه مشابهی که در اوایل دهه هفتاد به شما نوشتم، که در آن زمان وزارت دفاع فیلمبرداری روی عرشه U.S.S Ranger را صادر کرد و به ساخت فیلم موفق هفته - پرواز خانوادگی - منجر شد، که امروز همچنان در تلویزیون نمایش داده می شود. سالهای زیادی گذشته است و من به پرده سینما روی آورده ام، اما وقتی که درخواست رسمی ذیل را مطرح می کنم انگار که به خانه بازگشته ام. من از جانب پارامونت پیکچرز و سازندگان استار ترک از دپارتمان نیروی دریایی و دپارتمان دفاع می خواهیم با فیلم استار ترک 4 همکاری کنند. بویژه اجازه می خواهیم به مدت سه روز در تاریخ 28-25 فوریه روی عرشه U.S.S Ranger در بندر سان دیه گو فیلمبرداری کنیم... استار ترک 4 در دسامبر 1986 در بیستمین سالگرد این پدیده تلویزیونی/سینمایی پخش خواهد شد. این سال همچنین هفتاد و پنجمین سالگرد هوانوردی نیروی دریایی، و تصادفاً 75 امین سالگرد پارامونت پیکچرز هم هست».

استار ترک

عرشه U.S.S Ranger که فیلم پرواز خانوادگی بر روی آن ساخته شد.

اما باروش همچنان فیلمنامه را دوست نداشت و تصادف یا غیرتصادف، باید تغییر می کرد، حتی با اینکه وی در یادداشتی داخلی اذعان داشت که «کمک کلی خیلی گسترده نخواهد بود.»

بنت که متوجه شد در موقعیت دشواری قرار دارد، با جان هورتون واسط افسانه ای بین هالیوود و پنتاگون تماس گرفت و او هم ملاقاتی با رئیس دفتر اطلاعات نیروی دریایی ترتیب داد تا درباره بازنویسی فیلمنامه صحبت شود.

استار ترک

جان هورتون واسط افسانه ای بین هالیوود و پنتاگون

نیروی دریایی در یادداشتی پیش از ملاقات با هورتون نوشت «با اینکه دیالوگ تحقیرآمیز در اشاره به ارتش به راحتی قابل اصلاح است، صحنه هایی که نفوذ به تأسیسات ذخیره هسته ای نیروی دریایی در سان فرانسیسکو را نشان می دهد مشکل ساز خواهد بود. نیروی دریایی تصمیم دارد پیشنهاد بازنویسی صحنه را دارد بطوری که نفوذ به یک تأسیسات راکتور هسته ای غیرنظامی صورت بگیرد، نه تأسیسات نظامی، مگر اینکه دستور دیگری دریافت شود.»

اما بنت نمی خواست فیلمش را در یک راکتور هسته ای غیرنظامی فیلمبرداری کند. بخشی از جذابیت صحنه این بود که ناوهواپیمابر هسته ای که به آن نفوذ می شد USS Enterprise، همنام کشتی فضایی Enterprise به فرماندهی آدمیرال جیمز کرک بود. Enterprise واقعی در دریا و غیرقابل دسترسی بود، اما می شد از U.S.S Ranger به عنوان جایگزین استفاده کرد.

بنت می دانست اگر بخواهد فیلم را روی Ranger فیلمبرداری کند باید فیلمنامه را تغییر دهد.

استار ترک

کشتی فضایی Enterprise در فیلم استار ترک

استار ترک 4: سفر طولانی به خانه، که یکی از بهترین فیلمهای ساخته شده بر اساس استار ترک به شمار می رود، به داستان خدمه کشتی فضایی Enterprise می پردازد که در زمان به سانفرانسیسکوی زمان حال باز می گردند تا دو وال کوهان دار را به زمان خودش ببرند. سرنوشت جهان به این مأموریت بستگی دارد، اما سفر باعث شده است ذخیره انرژی کشتی اشان تمام شود. بنابراین آقای اسپاک پیشنهاد می دهد به یک ناوهواپیمابر هسته ای قرن بیستمی نفوذ کرده، کمی از انرژی هسته ای آن با استفاده از ابزار پیشرفته ای به نام تری[2]کوردر تخلیه و با استفاده از آن انرژی کشتی خودشان را تأمین کنند. آدمیرال کرک از این پیشنهاد استقبال می کند و فرمانده چخوف و اوهورا را به مأموریت سرقت خطرناکی می فرستند.

استار ترک

ابزار پیشرفته ای به نام تریکور که در فیلم با آن انرژی هسته ای ناو هواپیمابر تخلیه می کردند.

در فیلمنامه اولیه که توسط بنت و نیکولاس میر بر اساس داستانی از استیو میرسون و پیتر کرکز نوشته شده بود، چخوف و اهورا به محوطه پایگاه نیروی دریایی در اوکلند که USS Enterprise لنگر انداخته است می روند، تا نیمه شب صبر کرده و با دقت از تله های سیمی و گشتها و چراغهای جستجو اجتناب می کنند. چخوف با استفاده از لیزرش حفره ای در حصار می برد و وارد پایگاه می شوند.

آنها که مانند کماندوهای کارکشته حرکت می کنند به روی عرشه می روند و به راکتور هسته ای می رسند که روی آن نوشته شده «مواد شکاف پذیر - ورود افراد متفرقه ممنوع».

طبق فیلمنامه «همانطور که آنها تماشا می کنند، ورودی مجاز به رآکتور صورت می گیرد. یک افسر نیروی دریایی نزدیک می شود، کارت پلاستیکی بیرون می آورد و در شکافی قرار می دهد. در سنگین باز می شود و او داخل می رود. چخوف تریکوردر را به سمت ساختمان نشانه می رود.»

اما حفاظهای سربی زیادی درون دیوار وجود دارند و مانع از آن میشوند که تریکوردر انرژی هسته ای مورد نیاز را جمع آوری کند.

چخوف می گوید «فایده نداره. باید بریم داخل.»

چند دقیقه بعد در سنگین باز می شود و افسری که به داخل رفته بود بیرون می آید. چخوف و اهورا به همدیگر نگاه می کنند، سری تکان داده و جداگانه حرکت می کنند.

اهورا از سایه بیرون آمده و افسر را که جا خورده است خطاب قرار می دهد «عصر بخیر.»

افسر می پرسد «تو کی هستی؟» و اسلحه اش را از غلاف بیرون می آورد «بایست».

در همین لحظه چخوف افسر را با شوک الکتریکی بیهوش می کند. افسر آرام روی زمین می افتد و آنها او را از صحنه بیرون می کشند. بر طبق فیلمنامه چند لحظه بعد ما چخوف را می بینیم که «لباس نیروی دریایی را نه کاملاً درست پوشیده است و اهورا به دنبالش می آید. به در که می رسند کارت پلاستیکی را در شکاف دستگاه می کشد. وارد می شوند.»

استار ترک

تریکور در دست شخصیت اصلی داستان؛ در حال نفوذ به تاسیسات هسته ای

در پیش روی آنها راهروی طولانی تاریکی وجود دارد که چراغی در انتهای آن روشن است. آنها به سمت نور می روند و در انتهای راهرو به مأموری می رسند که به مانیتوری نگاه می کند.

مأمور که فکر می کند چخوف همان افسر است سرش را از مونیتور بالا نمی آورد و می پرسد «برگشتی فرمانده؟ می خوای سر بازی رم ها شرط ببندیم؟» و برمی گردد تا نگاهی به مرد یونیفورم پوشی که روبرویش ایستاده است بیندازد. طبق فیلمنامه «وقتی صورت چخوف را می بیند یک لحظه سردرگم می شود و زپ، با همان حالت سردرگم روی چهره اش خشک می شود و پشت میز می افتد.»

در صحنه بعد چخوف و اهورا وارد مخزن سوخت مصرف شده می شوند، جایی که زباله‌های هسته‌ای کشتی ذخیره می شود.

طبق فیلمنامه «آنها چیزی که می خواهند را می بینند. اهورا کشیک می دهد و چخوف تریکوردر را نصب می کند. این بار چراغهای دستگاه روشن می شوند و صدای آن ممتدتر است. آنها لبخند می زنند. بعد از چند لحظه اهورا دستگاه را چک می کند.»

در حالیکه اخم کرده است می گوید «چقدر آهسته جمع می کنه.»

چخوف می گوید «بخاطر عایق بندیه. خیلی سرب وجود داره.»

اهورا با نگرانی به اطراف نگاه می کند و می پرسد «چقدر دیگه مونده؟»

چخوف سرش را تکان می دهد، آهی می کشد و می گوید «چند ساعت».

چند ساعت بعد چخوف و اهورا کار جمع آوری انرژی هسته ای را به پایان می برند و از کشتی خارج شده، به سمت حصار می رود. اما نخستین مأمور گشت دارد بهوش می آید؛ وی بلند شده و زنگ خطر را به صدا در میاورد. صدای آژیر همه جا می پیچد.

چخوف به اوهورا می گوید «برو» و تریکوردر را به او می دهد «تو باید فرار کنی».

چراغهای جستجو چخوف را پیدا می کنند. اوهورا که هنوز در تاریکی است از حفره درون حصار خارج می شود. دریانوردان از همه جا ظاهر می شوند و چخوف را تعقیب می کنند، اوهورا فرار می کند اما چخوف دستگیر می‌شود.

در صحنه بعد چخوف در سلولی بازجویی می‌شود. سه مرد درون سلول هستند؛ دو نفر با لباسهای غیرنظامی و یک افسر اطلاعاتی نیروی دریایی (NIO) که کار بازجویی را انجام می دهد. لهجه چخوف به روشنی نشان می دهد وی روسی است، اما آنها نمی توانند هیچ پاسخی از وی دریافت کنند زیرا تنها اطلاعاتی که چخوف می دهد نام، مقام و شماره سریالش است.

افسر که کلافه شده است می پرسد «بسیار خب فرمانده چخوف. می خوای چیزی به ما بگی یا نه؟»

چخوف پاسخ می دهد «مثلا چی؟»

افسر می گوید «مثلاً این که کی هستی و اینجا چیکار می کنی و این چیه؟» و به [3]phaser چخوف که روی میز قرار دارد اشاره می کند.

استار ترک

اسلحه ای که در استار ترک از آن استفاده می شد و با انرژی کار می کرد

پس از چندین تلاش ناموفق برای کسب اطلاعات از چخوف، افسر به سوی یکی از افراد غیرنظامی برمی گردد و می پرسد «نظرت چیه؟»

فرد غیرنظامی پاسخ می دهد «روسیه»

افسر با لحنی طعنه وار می گوید «نه بابا؟ ممکنه روسی باشه اما عقب افتاده ای چیزی هست»

هنگامی که آنها صحبت می کنند چخوف اسلحه را برمی دارد، به سمت آنها نشانه می رود و می گوید «حرکت نکنید.» و به سه مرد می گوید روی زمین دراز بکشند و آنها هم اطاعت می کنند. چخوف در را باز می کند و فرار می کند، اما هنگامی که در راهرو می دود صدای شلیک به گوش می رسد.

اوهورا که هنوز بیرون پایگاه در سایه ها به انتظار نشسته است صدای شلیک را می شنود و می بیند که چخوف از کشتی به بیرون منتقل و درون آمبولانسی گذاشته می‌شود. و می شنود که آنها او را به بیمارستان مرسی می برند. بنابراین با عجله برمی گردد تا به آدمیرال خبر بدهد.

اوهورا کرک و اسپاک را در سانفرانسیسکو پیدا می کند، و کرک پس از تحویل گرفتن تریکوردر پر از انرژی هسته ای از اوهورا می پرسد «چخوف کجاس؟»

اوهورا پاسخ می دهد «با گلوله زدنش»

کرک گروه نجاتی را تشکیل می دهد، و بونز افسر پزشکی مورد اعتمادش و گیلیان، کارشناس وال جوانی را که با وی آشنا شده اند را نیز برای نجات چخوف که تحت الحفظ در بیمارستان بستری شده است می برد.

گروه به بیمارستان می رسد؛ گیلیان روی برانکارد دراز کشیده و کرک و بونز که لباس دکترها را پوشیده اند، تخت او را در راهروی بیمارستان هل می دهند. آنها تخت را تا اتاق چخوف که دو گشت ساحلی نیروی دریایی بیرون آن ایستاده اند می برند. کرک سعی می کند تخت را به درون اتاق هل دهد اما مأمورین جلویش را می گیرند.

یکی از مأمورین گشت که جلوی کرک را گرفته است می گوید «متأسفم دکتر. ما مأموریم و معذور»

بونز با قیافه ای حق به جانب مطالب پزشکی نامفهومی را بیان می کند، و به مأمورین نیروی دریایی می گوید باید اجازه بدهند بیمارش وارد اتاق عمل بشود وگرنه می میرد. مأمورین که سردرگم شده اند اجازه عبور می دهند. درون اتاق بونز به کمک چخوف می رود و او را بهوش میاورد. گیلیان از روی تخت پایین می آید و چخوف روی آن دراز می کشد. کرک، بونز وگیلیان چخوف را از اتاق بیرون می برند، هنگامی که از کنار مأمورین می گذرند یکی از گشت های ساحلی می پرسد «مریض چطوره؟»

کرک در حالیکه با عجله دور می شوند می گوید «مَرده زنده می مونه»

یکی از مأمورین متعجب می گوید «مرد؟ ولی اونها با یه زن رفتن تو!». و همچنان که گروه نجات در حال فرار است مأمورین با شتاب به داخل اتاق عمل می روند، متوجه می شوند بیمار نیست و آژیر را به صدا در میاورند. گروه نجات سوار آسانسور می‌شود و در حالیکه مأمورین گشت ساحلی و مأمورین امنیتی بیمارستان در تعقیب آنها هستند به سقف بیمارستان می روند. سولو یک هلیکوپتر دزدی را به موقع رای سقف بیمارستان فرود می آورد و آنها سریعاً چخوف را سوار هلیکوپتر می کنند. گیلیان و بونز هم سوار می شوند اما همین موقع مأمورین گشت به سقف می رسند.

یکی از آنها فریاد می زند «بایستید وگرنه شلیک می کنیم»

کرک چاره دیگری ندارد. نشانه گیری می کند و مأمور گشت را با phaser می زند. این کار باعث شوکه شدن باقی تعقیب کننده ها می‌شود و به گروه نجات زمان کافی برای فرار کردن می دهد.

استار ترک

در صحنه ای از فیلم شخصیت داستان مأمور گشت را با اسلحه phaser می زند

اما نیروی دریایی واقعی تصمیم نداشت به تهیه کنندگان استار ترک کمک کند مگر در صورتی که تغییرات عمده در این صحنه ها اعمال کنند. نیروی دریایی نمی خواست در فیلم نشان داده شود اوهورا و چخوف وارد یک ناوهواپیمابر هسته ای می شوند؛ گشتهای نیروی دریایی توسط چخوف یا اوهورا مغلوب می گردند؛ چخوف به یک افسر اطلاعاتی نیروی دریایی رودست می زند؛ دریانوردان به چخوف شلیک می کنند؛ مأمورین گشت ساحلی نیروی دریایی از دستورات سرپیچی کرده و به کرک و گروه نجات اجازه ورود به اتاق بیمارستان را می دهند؛ یا مأمورین نیروی دریایی می گذارند کرک بعد از اینکه یکی از آنها را بیهوش کرد فرار کند؛ یا یک مأمور گشت ساحلی آنقدر از دیدن بیهوش شدن مأمور دیگر با اسلحه کرک وحشتزده می‌شود که می گذارد همه آنها فرار کنند.

مسئولین معتقد بودند این صحنه ها باعث می‌شود نیروی دریایی ضعیف بنظر برسد و تهیه کنندگان اگر همکاری نیرو را می خواستند باید همه این موارد را تغییر می دادند.

آدمیراا جک گارو رئیس اطلاعات نیروی دریایی در زمانی که استار ترک فیلمبرداری می شد می گوید «یکی از بخشهای فیلمنامه اولیه که ما به آن اعتراض داشتیم ورود آنها به تأسیسات بود، که مخفیانه از کنار نیروهای امنیتی می گذرند. ظاهر شدن در محوطه قابل قبول بود چرا که فانتزی و تخیلی است. در فیلمنامه اصلی آنها آنقدر نیرو نداشتند که فرایند ظاهر شدن را انجام دهند، اما بعد از اینکه پیشنهاد تغییر در فیلمنامه را دادیم آنقدر نیرو داشتند که وارد شوند اما نمی توانستند خارج شوند.»

بنابراین اکنون در فیلمنامه چخوف و اوهورا درون اتاق رآکتور ظاهر می شوند. به این صورت مخاطب فکر نمی کند که هرکسی از قرن بیست و سوم و مسلح به Phaser و تریکوردر می تواند بطور مخفیانه وارد یک ناوهواپیمابر هسته ای تحت مراقبت شود و بخشی از انرژی هسته ای آنها را بدزدد.

استار ترک

فیلم استارترک

اما این همه تغییراتی نبود که نیروی دریایی خواستار اعمال انها شده بود.

زمانی که چخوف دستگیر می‌شود دیگر افسر اطلاعاتی یا فرد دیگری از نیروی دریایی از او بازجویی نمی کند تا بعد هم بگذارد فرار کند. نیروی دریایی فکر می کرد این کار باعث می‌شود احمق بنظر برسند. این صحنه هم باید تغییر می کرد. بنابراین اکنون در فیلم یک افسر اف.بی.آی بازجویی را انجام می دهد و چخوف از دستش فرار می کند.

و همچنین نیرو نمی خواست نیروهای امنیتی به چخوف شلیک کنند. هرچه باشد چخوف مأموریت داشت کره زمین را نجات دهد و شلیک کردن به او باعث می شد نیروی دریایی مانند آدم بدها بنظر برسد. بنابراین فیلمنامه بازنویسی شد و این بار چخوف به جای اینکه مورد اصابت گلوله قرار بگیرد هنگام فرار کردن خودش را زخمی می کند؛ به این صورت که وقتی می خواهد از روی عرشه به درون آب بپرد، روی قایقی می افتد و بیهوش می‌شود.

و نیروی دریایی نمی خواست مأمورین گشت ساحلی که مراقبت از اتاق بیمارستان چخوف را برعهده داشتند هنگامی که کرک، بونز و گیلیان برای نجات او به بیمارستان می آیند از دستورات سرپیچی کنند. در نتیجه فیلمنامه و شخصیت ها بازنویسی شدند و این بار به جای مأمورین گشت ساحلی نیروی دریایی پلیسهای سانفرانسیسکو بیرون اتاق چخوف ایستاده اند.

و نیروی دریایی مخالف این بود که کرک یکی از مأمورین گشت را روی سقف بیمارستان بیهوش کرده، و مأمور دیگر را طوری بترساند که بگذارد تیم نجات فار کنند. این صحنه هم بازنویسی شد و این بار به جای بیهوش کردن مأمور نیروی دریایی به هنگام فرار با استفاده از هلیکوپتر، هنگامی که مأمورین امنیتی در آستانه بازداشت کرک و تیم نجات هستند آنها با اشعه به عرشه کشتی خودشان منتقل می شوند.

آدمیرال گارو می‌گوید «تهیه کنندگان خیلی همکاری کردند.»


[1] . Family Flight

[2] . Tricorder

[3] . Phaser: اسلحه ای که در استار ترک از آن استفاده می شد و با انرژی کار می کرد

[ سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 ] [ 7:54 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

فيلم "متروپليس" كه در سال 1927 توسط "فريتز لانگ"(Fritz Lang) كارگردان معروف آلماني ساخته شد، يكي از آثار كلاسيك هنر هفتم است كه ظاهرا با گذشت زمان خاك كهنگي و قديمي بودن بر آن ننشسته است. چرا اين فيلم به الگويي براي "ستارگان درخشان موسيقي پاپ" تبديل شده است؟ اما پيام سري نهفته در اين فيلم چیست؟
گروه گزارش ویژه مشرق؛ فيلم "متروپليس" كه در سال 1927 توسط "فريتز لانگ"(Fritz Lang) كارگردان معروف آلماني ساخته شد، يكي از آثار كلاسيك هنر هفتم است كه ظاهرا با گذشت زمان خاك كهنگي و قديمي بودن بر آن ننشسته است.
فيلم متروپليس به جاي آنكه به دست فراموشي سپرده شود و منسوخ گردد، به طور روزافزون ارتباط خود را با اغلب پيش‌بيني‌ها نشان مي‌دهد كه در زمان معاصر به واقعيت مي‌رسند. در اين گزارش به پيام سري نهفته در اين فيلم و بهره‌گيري از صحنه‌هاي تخيلي آن در آثار خواننده‌هاي پاپ نگاه اجمالي خواهيم انداخت.

 
متروپليس يك فيلم علمي – تخيلي صامت است كه در سال 1927 به كارگرداني فريتز لانگ از اساتيد سبك اكسپرسيونيسم آلمان بر روي پرده سينما اكران شد. فيلم متروپليس كه در زمان آينده يك ناكجاآباد اتفاق مي‌افتد، اعضاي جامعه را به دو طبقه متمايز و جدا از هم– متفكران و كارگران– تفكيك نموده و به كشمكش و تقابل بين دو هويت متضاد مي‌پردازد.

اگرچه همگان نيك مي‌دانند كه فيلم متروپليس در سال 1927 ساخته شده اما امروزه تماشاي آن تجربه ارزشمند و گران‌قيمتي است زيرا بسياري از جنبه‌هاي "علمي- تخيلي" داستان اين فيلم با گذشت زمان به طور وحشت‌انگيزي به واقعيت نزديك مي‌شوند. فيلم متروپليس جامعه‌اي را به تصوير مي‌كشد كه "نظم نوين جهاني" در آنجا پياده شده است بطوريكه يك گروه نخبه خاص در تجملات و رفاه زندگي مي‌كنند حال آنكه توده مردم ماشینی و تهی از انسانیت بوده و در فضاي جهنمي كاملاً كنترل شده كار و زندگي به سر مي‌‌برند.
متروپليس تا حدود زيادي در فرهنگ عمومي بويژه حوزه موسيقي ريشه دوانيده است. ستارگان موسيقي پاپ خواه در عكس‌ يا موزيك ويدئو براي طراحي لباس و گريم خود اغلب از كاراكتر "ماريا" (Maria) الگوبرداري مي‌كنند،‌ يك آدم ماشيني كه براي به فساد كشاندن باورها و اصول اخلاقي كارگران و برانگيختن شورش همگاني برنامه‌ريزي شده بود تا به نخبگان حاكم اين بهانه را بدهد كه به سركوب خشونت‌آميز عليه مردم توسل جويند. آيا نخبگان حاكم نيز از ستارگان موسيقي پاپ به همين شكل بهره مي‌گيرند تا اصول و باورهاي اخلاقي توده مردم را به زوال بكشانند؟

تحليل فيلم

كارگران
 


كارگران در حال تغيير شيفت كاري

اين فيلم با نشان دادن كارگران و نقاط مختلف شهري آغاز مي‌شود كه در اعماق زير زمين واقع شده است. اين كارگران لباس متحدالشكل به تن دارند، در يك صف راه مي‌روند و سر خود را به نشانه فرمانبرداري، استيصال و رضايت از وضع موجود رو به پايين نگاه مي‌دارند. در طول فيلم، افراد به گونه‌اي نشان داده مي‌شوند كه به لحاظ جسمي و فكري از توان افتاده، كاملاً تحت تاثير حاكم نخبه بوده و در يك كلام خاموش و ساکت هستند. كارگران همانند رمه گوسفندان به صورت گروهي حركت مي‌كنند، كاملاً تاثيرپذیر هستند و به سادگي مي‌توان آنها را فريب داد.

 اين شرح حال توده مردم با تعريف "والتر ليپمن"(Walter Lippmann) انديشمند آمريكايي مطابقت دارد بطوريكه وي 5 سال قبل در كتابي تحت عنوان افكار عمومي توده مردم را به "رمه‌اي از گوسفندان سرگردان" تشبيه كرد كه صلاحيت كنترل تقدير و سرنوشت خود را ندارند.
كارگران در يك ماشين غول‌آسا، يك مجتمع صنعتي جهنمي كار مي‌كنند كه بايد وظايف تكراري و غيرانساني را به انجام برسانند. در صحنه‌اي از فيلم، اين ماشين صنعتي به "مولوخ"(Moloch) همان خداي يهوديان دوران باستان تشبيه مي‌شود كه براي اداي احترام به آن انسان‌ها را در زير پايش ذبح و قرباني مي‌كردند.
 



"فردرسن" در يكي از روياهايش مي بيند كه اين ماشين به مولوخ تبديل مي‌شود.
 كارگران با ذبح و قرباني كردن انسان از اين هيولا روزي مي‌گيرند.

 

مولوخ ، خداي شهر بابل، در خاور نزديك دوران باستان و مناطقي كه
 فرهنگ كارتاژ در آنجا رواج يافت،  مورد پرستش قرار مي‌گرفت.
مولوخ خدای شهر بابل به شكل يك گوساله نر، گاو نر يا انساني با سر گاو نر تجسم يافته که
 قربانيان را در پای این حیوان ذبح می‌کردند.
وظايف كارگران صرفاً كار دستي و مكانيكي بوده و قطع به يقين براي اجراي وظايف محوله به قدرت فكر و نيروي عقل نيازي نيست كه اين امر باعث مي‌گردد تا آنها نيز خود به بخشي از اين ماشين تبديل شوند.
 

كارگران وظايف تكراري و بدور از هرگونه تفكري را انجام مي دهند
 كه با گذشت زمان آنها را از خوي انساني دور مي‌سازد.

متفكران

 

شهر درخشان و باشکوه متفكران

باوجوديكه كارگران در يك ناكجاآباد جهنمي در زيرزمين زندگي مي‌كنند، اما بر خلاف آنها متفكران در يك مدينه فاضله مجلل و باشكوه كه از دستاوردهاي بي‌نظير انسان است، سكونت دارند. اما اين شهر درخشان و باشكوه را نمي‌توان بدون وجود ماشين(يا به تعبيري همان مولوخ) و طبقه كارگران زنده نگاه داشت. از سوي ديگر، اين ماشين نيز بدون وجود اين شهر و ساكنان آن هرگز وجود نخواهد داشت. در اينجا، به ارتباط دوگانه‌اي برخورد مي‌كنيم مبني بر اينكه دو هويت متضاد براي ادامه حيات به يكديگر وابسته‌اند.


 اين فيلم در اشاره کنایه‌آمیز و غیرمستقیم به اصل قانون كيمياگري "همانطور که در بالاست، بالاخره در زير قرار خواهد گرفت"  محيط‌هاي معکوس اما متضاد را تشريح مي‌كند كه در اين محيط متفكران و كارگران در كنار هم زندگي مي‌كنند.



 

مهر جادويي سليمان از لحاظ بصري نماد مفهوم
 "همانطور كه در بالاست، بالاخره در زير قرار خواهد گرفت" است
و در عين حال نشان مي‌دهد كه انرژي‌هاي متضاد در نهايت توازن كامل را برقرار مي‌‌سازند.
جهان موردنظر فريتز لانگ اين مفهوم را به طور كامل بازآفريني مي‌كند.


یوه فردرسن، نيمه خدا
اين شهر توسط "یوه فردرسن"(Joh Fredersen) كشف، بازسازي و اداره مي‌شود. به عنوان خالق و تنها حاكم متروپليس، فردرسن در اين فيلم به خالق اهل عرفان تشبيه مي‌گردد، يك نيمه خدا كه خالق و فرمانرواي جهان مادي است.
 

جو فردرسن كه در حال برنامه‌ريزي حركت بعدي خود است،
 قطب‌نما در دست دارد و نقش خود را به عنوان "معمار بزرگ" متروپليس به مخاطب يادآوري مي‌كند.

 

تمثال جهان آفرين  موردنظر "ويليام بليك"(William Blake)
 یا به عبارتی همان خالق و فرمانرواي طبقه  پست و ناقص كه گناه و رنج و عذاب بر آن حاكم است.
در اين فيلم، قطب‌نما از نماد فراماسونري‌ها براي خدا به عنوان "معمار بزرگ عالم كائنات" وام گرفته است.

پسر يوه به نام "فردر"(Freder) كه شبيه پسران همه حكام است و در ناز و نعمت زندگي مي‌كند، به واقعيت محض زندگي كارگران در اعماق زمين پي مي‌برد. فردر كه مي‌خواهد واقعيت زندگي كارگران را بلاواسطه تجربه كند، به اعماق زير زمين رفته و جاي خود را با يك كارگر عوض مي‌كند. بنابراين، فردر به چهره‌اي شبه مسيح تبديل مي‌شود، ناجي كه از عالم بالا فرود مي‌آيد. در اين ماجرا، وي شيفته ماريا، زن جوان مذهبي از طبقه كارگر مي‌گردد.

ماريا

 

ماريا در حال موعظه براي كارگران
ماريا يك زن كاريزماتيك است كه كارگران همكارش او را مي‌ستايند. ماريا با درك رنج، محنت و نوميدي كارگران و اطلاع از اين مسئله كه آنها قصد شورش دارند، آرامش و صبوري را به آنها توصيه كرده و ظهور يك "ميانجي" را پيشگويي مي‌كند، كه "به تعبيري قلب یا همان رابط بين سر(متفكران) و دست(كارگران) تبديل مي‌شود."
در صحنه‌اي از فيلم، ماريا داستان برج بابل را بازگو مي‌كند كه بر روي آن نوشته شده است:
"جهان و خالق آن بزرگ است! و انسان بزرگ است!"
اين جمله تاثير عميقي در مكاتب سري دارد زيرا مي‌آموزد انسان‌ها ظرفيت تبديل شدن به خدايان از طريق روشنگري را دارد. در تمام اعصار، براي انتقال اصول رازها و تجليل از عظمت و بزرگي عقل انسان از بناهاي يادبود و سبك‌هاي معماري بهره گرفته شده است. تا حدودي به همين دلايل، ارتباطات بسياري بين فراماسونري و برج بابل وجود دارد.

"تا آنجا كه به فراماسونري ارتباط پيدا مي‌كند، بابل نماد فرقه ماسونی و واضحان نخستين بود كه از اين حقايق بهره كامل بردند. آنها دوراني را به خاطر آوردند كه مردم- هم زبان و هم كلام- از شرق به غرب مهاجرت كردند، شبيه كساني هستند كه خود را به عنوان رهبران فراماسونري به محك آزمون گذارده و ثابت كردند. زمانيكه به مكان ابدي در سرزمين شنعار رسيدند، گفته مي‌شود در آنجا به عنوان سلسله خاندان نوح سكني گزيدند كه اولين نام خاص فراماسونرهاست. در اينجا بود كه آنها برج بلند سرگرداني خود را ساختند."
(آرتور ادوارد وايت، دائره‌المعارف جديد فراماسونري و رازهاي هم‌خانواده: رسوم، ادبيات و تاريخ آنها، جلد اول)

با وجود اين، ماريا معتقد است: "نجواهاي حمد و سپاس يك انسان به لعن و نفرين فرد ديگري تبديل شد." به عبارت ديگر، بناي يادبودي كه عظمت روح انسان را پاس مي‌دارد، با خون و عرق كارگراني ساخته شد كه هيچ چيز درباره روياي بزرگ متفكران نمي‌دانستند. و در فيلم متروپليس، اين مسئله به كرات اتفاق مي‌افتد. نام محل اسكان فردرسن همان يوه نيمه خدا چيست؟ البته، درست حدس زديد.... برج جديد بابل.

 

نام محل اسكان يوه فردرسن برج جديد بابل بود.

روتوانگ
 


دست راست روتوانگ مصنوعي است كه آن را در جريان يكي از آزمايشات از دست داده است.
آيا اين نشانه‌اي است مبني بر اينكه مخترع "مسير دست چپ" را در پيش مي‌گيرد؟

یوه فردرسن به محض آنكه در مي‌يابد كارگران در حال توطئه و طرح‌ريزي براي يك شورش دسته‌جمعي هستند، به توصيه روتوانگ، مخترع و دانشمندي ديوانه، گوش مي‌دهد. هرچند او از فناوري مدرن بهره مي‌برد، اما در اين فيلم نشانه‌هاي بسياري وجود دارند كه نشان مي‌دهند وي براي اختراعات خود از علوم خفيه دوران باستان بهره مي‌گيرد.

 به روتوانگ مي‌گويند "بايد در خانه كوچكي زندگي كند كه سالهاست متروكه افتاده است." اين مسئله از لحاظ نمادين به معناي آنست كه مخفیگاه دانشمند از سنت‌هاي اسرارآميز عصر باستان سرچشمه گرفته است؛ زيرزمين خانه يك درب مخفي دارد كه به يك سرداب 2000 ساله منتهي مي‌شود، كه در واقع بيشتر به منابع قديمي و مرموز روتوانگ اشاره دارد. علاوه بر اين، درب جلوي خانه نيز منقوش به يك ستاره پنج بر است كه بر هندسه فيثاغورس، نهان‌گرايي و فراماسونري دلالت دارد.

 

يك ستاره پنج بر روي درب منزل روتوانگ.
شاگردان فيثاغورس يك ستاره پنج بر را به عنوان علامت مخفي براي شناسايي يكديگر بر روي درب منزل  حك مي‌كردند .
اين نشانه و مفهوم آن عليرغم اينكه در ديد عموم است اما همچنان مي‌تواند ناشناخته بماند
زيرا فقط كسانيكه به اسرار هندسه فيثاغورسي آگاه بودند، مي توانستند آن را به درستي ترسيم كنند
 و اهميت فراوان آن را به عنوان نماد و مدخل ورودي براي كشف اين اسرار مي‌دانستند.

اگر بخواهيم اين حقايق را در زندگي واقعي جستجو كنيم، روتوانگ براي جو فردرسن به مثابه "جان دي"(John Dee) براي ملكه اليزابت اول است: يك مشاور قابل اعتماد كه در دنياي علم، سحر و جادوگري، ستاره‌شناسي و فلسفه كيمياگري غرق شده بود. اگر فردرسن نماينده فرمانروايان جهان ماست، روتوانگ همزاد پنهان تصميم‌گيرنده است، شخصيت مرموزي كه از ديد عموم پنهان است اما ردپاي آن همواره در طول تاريخ وجود دارد.

مخترع با افتخار جديدترين اختراع خود يعني آدم ماشيني را به فردرسن هديه مي‌دهد كه به عقيده او "انسان آينده" است. اين آدم ماشيني توانايي تغيير چهره به هر انساني را دارد. روتوانگ مي‌گويد: "هيچ فردي نمي‌تواند با انسان ماشيني از مرگ و فنا شدن حرف بزند!" اين روياي فراانساني به اوايل دهه 1920 باز مي‌گردد.

سپس، فردرسن از روتوانگ مي‌‌خواهد كه چهره اين آدم ماشيني را به ماريا تغيير دهد تا بتواند از اعتبار و كاريزماي او براي گسترش فساد در بين كارگران استفاده كند.

 

ماريا دراز كشيده است حال آنكه روتوانگ چهره  آدم ماشيني را شبيه او مي‌گرداند.
به ستاره پنج بر وارونه بر بالاي سر آدم ماشيني توجه كنيد.
اگر ستاره پنج بر عمودی نماد شفابخشي و كمال مطلوب و پنج عنصر است،
 ستاره پنج بر وارونه به معناي تحريف اين اصول و جادوي سياه است.
 
آدم ماشيني كامل شده و روتوانگ به او مي‌گويد:
"از تو مي‌خواهم با ساكنان زيرزمين ملاقات كني تا تصوير مثبت اين زن(اشاره به ماريا) را در ذهن آنها خراب كني!"
مارياي ماشيني چنين پاسخ مي‌دهد:

 

آدم ماشيني با تبسمي شيطاني چشمك می زند.
سپس آدم ماشيني به "يوشي وارا"(Yoshiwara) یا همان كلوب آقايان فرستاده مي‌شود كه در آنجا رقص‌هاي شهوت‌انگيز براي كارگران اجرا مي‌كند. در يكي از اين برنامه‌ها، وي در نقش فاحشه معروف شهر باستاني بابل ظاهر مي‌شود.

 

ايفاي نقش فاحشه معروف شهر بابل در كتاب مكاشفه "و اين زن با رنگ ارغواني و قرمز خود را آرايش مي‌كند
 و جام طلايي رنگ در دست مي‌گيرد." وي در واقع هفت گناه كبيره را به رخ می‌کشد.
مارياي ماشيني رقص مسحورکننده‌اي را در جلوي چشمان توده مردم حريص اجرا مي‌كند كه اين امر باعث مي‌شود مردان با يكديگر زدوخورد كرده، حسادت ورزند و در واقع گناهان كبيره را مرتكب شوند. زمانيكه ماريا در كنار كارگران است، به عنوان يك "ستون پنجم" رفتار مي‌كند، مردان كارگر را به شورش و آشوب تحريك نموده و به يوه فردرسن بهانه توسل به زور عليه آنها را مي‌دهد. وي اساساً عليه منافع عاليه توده مردم و در راستاي تحقق منافع نخبگان حاكم عمل مي‌كند.

كارگران با كمك سرگروه‌ها (زيرا آنها واقعاً خودشان نمي‌توانند فكر كنند) بالاخره مي‌فهمند كه توسط يك آدم ماشيني فريب خوردند. كارگران پس از آنكه دريافتند وي يك جادوگر است؛ ماريای ماشيني را پيدا كرده و او را زنده زنده مي‌سوزانند.

پس از آن مجموعه‌اي از حوادث رخ مي‌دهد و فيلم با اين جمله پايان مي‌پذيرد:


 

"جنبه اخلاقي اين فيلم" اساساً پيامي براي نخبگان است؛
اشاره به اين نكته كه توده مردم  تحت كنترل باقي مي‌مانند
 و براي آنكه  افراد تحت ظلم را  راضي نگاه داريد، پس بايد قلب آنها را به تسخير در آوريد.
 اين همان هدفي است كه رسانه‌ها آن را تحقق مي‌بخشند.
كه در واقع پايان يك موزيك ويدئو را به مخاطب يادآوري مي‌كند:

 

جلوه‌هاي بصري موزيك ويدئو مدونا با عنوان Express Yourself
تا حدود زيادي از فيلم متروپليس به عاريت گرفته شده است.

جنبه اخلاقي داستان
جنبه اخلاقي داستان متروپليس اين نيست كه "اجازه دهيم همه بي‌عدالتي‌ها از بين برود و جهاني برپا گردد كه همه افراد در آن يكسان باشند" و مطمئناً اين نيست كه "اجازه دهيم فضاي جامعه دموكراتيك باشد و به كسي راي دهيم كه ما او را به عنوان حاكم مي‌پذيريم."
جنبه اخلاقي آن بيشتر حول اين مسئله مي‌چرخد كه "اجازه دهيم كارگران به سر كار خود در اعماق زمين بازگردند جائيكه به آن تعلق دارند اما در اين زنجيره بايد يك ميانجي نيز قرار دهيم كه در واقع رابط بين كارگران و متفكران خواهد بود." از اينرو، با بررسي همه جوانب در مي‌يابيم كه اين فيلم ذاتاً "نخبه‌گراست" بطوريكه بر حضور يك گروه از نخبگان تاكيد مي‌نمايد كه بخش اعظم منابع را در اختيار داشته و بر طبقه كارگر حكومت مي‌كنند.

در انتها، كارگران– و فردر- فريب مي‌خورند و تصور مي‌كنند كه شرايط آنها تغيير خواهد كرد. اما در حقيقت وضع موجود هيچ تغييري نكرد و حتي يوه پسر ساده‌دل و زودباور خود را وادار كرد تا تصويري دوستانه از حاكم نخبه ارائه نمايد اما از سوي ديگر هر آنچه كه در زيرزمين اتفاق مي‌افتاد را فوراً به او گزارش مي‌داد كه اين مسئله نيز به نظارت و كنترل بيشتر كارگران انجاميد.

فردر طبقه كارگر امروز چه كسي است ؟ رسانه‌ها. رسانه‌ها همان ميانجي و رابط فيلم متروپليس هستند. اين نقش و عملكرد آنهاست.

 

فردرسن، رابط بين "دست{نماد كارگران} و "سر"{نماد متفكران} است.
 اين نقش امروزه توسط رسانه‌ها ايفا مي‌گردد.

رسانه‌هاي جمعي افكار و احساسات عمومي را هر روز تغيير داده و توده مردم را فريب مي‌دهند تا ظلم و ستم دستگاه حاكم را با جان و دل بپذيرند. فرهنگ عمومي حوزه سرگرمي و مورد توجه رسانه‌هاي جمعي است و موسيقي پاپ روش مفرحي براي انتقال پيام نخبگان به جوانان است. اقتباس از فيلم متروپليس در موسيقي پاپ به منزله همان چشمك زدن مارياي ماشيني به كساني است كه از اسرار و پشت پرده وقايع اطلاع دارند يعني اعضاي تازه وارد، گوئيكه كه به آنها مي‌فهماند "اين ستاره موسيقي پاپ براي ما كار مي‌كند." پس، مي‌توانيد فردي جاهل، فاسد و مادي‌گرا باشید شبيه آنچه در اين فيلم‌ها ديده مي‌شود.... اين همان چيزي است كه آنها از شما مي‌خواهند.

شباهت‌هاي بين فيلم متروپليس و فرهنگ موسيقي پاپ امروز

اما چرا متروپليس؟ چرا اين فيلم به الگويي براي "ستارگان درخشان موسيقي پاپ" تبديل شده است؟ اين فيلم بر درون‌مايه‌هاي "دستوركار جوامع مخفی" امروز تاكيد دارد: فراانسان‌گرايي، كنترل ذهن، نهان‌گرايي، انحطاط اخلاقي، كشور پليسي، دولت ناظر. متروپليس در واقع طرح كلي براي كنترل جمعيت است.

ستارگان موسيقي پاپ دوران معاصر همانند مارياي فيلم متروپليس مورد توجه طبقه كارگر قرار مي‌گيرند اما در اصل براي تبديل شدن به سخنگوي مخفي دستگاه حاكم برنامه‌ريزي و بازآفرینی مي‌شوند. توجه داشته باشيد كه چه تعداد از ستارگان موسيقي پاپ شخصیت پنهان سرکش و ديوانه با اسم و شخصيت متفاوتي دارند. بخشي از نقش‌آفريني ستارگان موسيقي پاپ در راستاي پيشبرد دستوركار نخبگان از طريق موسيقي و فيلم است كه البته براي تحقق اين هدف برنامه خود را شهوت‌انگيز و جذاب مي‌سازند.

نتيجه‌گيري
متروپليس قطعاً فيلمي است كه "توسط نخبگان و براي نخبگان ساخته شده است". اين فيلم به دغدغه‌هاي افرادي اشاره دارد كه جهان را مديريت مي‌كنند و راه‌حلي ارائه مي‌دهد تا وضع موجود چگونه تغيير نكند. نمادگرايي فراماسونري نيز بر اين فيلم سایه افکنده و نمادهاي بسياري را در اين فيلم مي‌بينيد كه به اسرار و رموز دوران باستان اشاره دارد و بايد توسط اعضاي واقعي رمزگشايي شوند. به عبارت ديگر، اين فيلم عمدتاً‌ بر طبقه حاكم تمركز دارد.

پس چرا خوانندگان آن را بسيار دوست دارند؟ البته به احتمال زياد آنها اين فيلم را به اندازه افراد پشت صحنه، كارگردان‌ها، فيلم‌بردارها وكساني كه در تجارت موسيقي قدرت دارند، دوست ندارند. آنها تصميم مي‌گيرند كه ستارگان موسيقي چه انجام دهند و نماینده چه چیزی باشند. فرهنگ عمومي امروز نخبه‌گرا بوده، سرشار از نمادگرايي روشن‌ضميران است و انحطاط اخلاقي و تحقیر ارزشهاي سنتي را ترويج مي‌دهد. ستارگان موسيقي پاپ با ماريا، همان آدم ماشيني برنامه‌ريزي شده، ارتباط برقرار نموده و همان اهداف را تحقق مي‌بخشند. چرا آنها شبيه ماريا لباس مي‌پوشند؟ اگر هنرمندان تجسم واقعي آزادي و خلاقيت هستند، پس چرا خوانندگان نقش يك آدم ماشيني كنترل شده را بازي مي‌كنند؟ زيرا آنها واقعاً اينگونه هستند.

متروپليس حقيقتاً  فيلم بي‌نظيري است. آنقدر عالي و فوق‌العاده‌ كه پس از گذشت 80 سال از پخش آن هنوز هم متناسب با زمان بوده و با موضوعات روز دنيا همخواني دارد. اما اگر نخبگان حاكم آن را در دستور كار خود قرار دهند، فيلم متروپليس در سال‌هاي آينده با موضوعات روز جامعه ارتباط بيشتري پيدا خواهد كرد.

[ سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 ] [ 7:48 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]



ترویج شلوارهای فاق کوتاه در کشور چیزی جز ترویج بی غیرتی و بی حیائی و همجنس گرائی نیست!

لطفا با ذکر منبع منتشر کنید (برگرفته شده از 313fadaii.blog.ir)

[ دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 ] [ 7:38 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


«فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ»(عبس/24) انسان باید به غذایش  نگاه  کند!

حیوانات به صورت غریزی از بسیاری از غذاهای مسموم خودداری میکنند اما انسان باید خود دقت کند که چه تغذیه ای را انتخاب کرده است!

انسان باید حساس باشد که غذایی که قصد خوردنش را دارد مسموم نباشد.

دوستان من ، هیچ دقت کرده ایم که مهمتر از بدن و جسم هم وجود دارد که باید در خورد و خوراکش دقت زیادی کرد؟!

همانطوری که جسم انسان نیاز به غذا دارد، روح آدمی هم نیاز به غذا دارد.
غذای جسم فقط از طریق خوردنیها به او می رسد!

اما غذای روح هم از طریق دهان و هم از طریق گوش و چشم ؛ آنهم به وسیله شنیدنی ها و دیدنیها به او می رسد!

شما را به خدا ما ایرانیان به عنوان یک انسان ، به عنوان یک یکی از اشرف مخلوقات! به عنوان یک مسلمان مسئول چقدر به غذای روح خود و خانواده خود حساسیم!؟؟؟؟؟؟!!

در ذیل فقط به بررسی واطلاع رسانی در مورد یکی از هزاران شبکه ماهواره ای که در سایه غفلت مسئولین فرهنگی و مذهبی به تغذیه فکری و روحی جوانان و خانواده های این مرز و بوم مشغول است می پردازیم:

باشد که انشاءالله این تلاش اندک ما که در مقابل تلاش شبانه روزی دشمنان مانند قطره ای در برابر اقیانوسها هم نیست مانند سنگ داوود نبی پیشانی که نماد استکبار و کفر را شکافت، مؤثر واقع شود!


مسلم آن است که دولت آمریکا از هدایت و به راه انداختن  ابزار جنگی غول پیکر به نام صدای آمریکا ، در برابر ایران اسلامی،  دلش به حال ملت و دولت ایران نسوخته بلکه مجموعه ای از اهداف و راهبردها را مدنظر قرار داده است، که آن جمله می توان به اختصار به موارد زیر اشاره نمود:


راهبردهای بخش فارسی صدای آمریکا (VOA):


    
1- آمریکاییزه کردن فرهنگ ایران:
آمریکا مدت زمانی است که در قالب پروژه دهکده جهانی به دنبال آن است که با صدور فرهنگ خود به جهان، خود را از قالب یک الگوی خارجی به یک قبله و مادر فرهنگی تبدیل نماید؛ از این روبر هر ابزاری متوسل گردیده و بخش فارسی صدای آمریکا سعی می کند در این راستا مبتنی بر قالب موارد زیر اقدام نماید:

  اسلام ستیزی

اصل آن است که برای حذف و نابودی یک نظان ایدئولوژیک می بایست ریشه های عقیدتی آن را خشک و قطع نمود.
بر این اساس جهت براندازی نظام اسلامی ایران نیز بایستی که موجی از اسلام ستیزی را به جریان درآورد که در این راستا شاهدیم که صدای آمریکا با گزینش تحلیل گرانی سکولار و عموما بی اعتقاد به اسلام سعی در پیوند هر چند بی  منطق ریشه مشکلات فعلی جامعه ایران به مسائل و ارمان های اسلامی داشته تا به این سبب موجی از اسلام ستیزی را در ایران خلق و مدیریت نماید.

فمینیسم

یکی از مهتمرین تفکرات مورد تبلیغ صدای آمریکا، تفکرات خانمان برانداز فمینیستی است؛ هم اکنون بخش فارسی صدای آمریکا با به راه انداختن برنامه های همچون زن روز و ... تحلیل گران فمینیست تندروی خارج نشین را به روی آنتن می آورد و سعی می کند که با به تصویر درآوردن چهره ای ظالم و محدود کننده از مرد، به تفکرات فمینیستی در داخل ایران دامن زند.
     

 

اخلاق ستیزی:

یکی دیگر از محوریات ضد فرهنگی مدنظر بخش فارسی صدای آمریکا، اخلاق ستیزی است که در قالب موارد زیر آن را به پیش می برد:
 
همجنس گرایی
بخش فارسی صدای آمریکا در قالب برنامه های مختلف به مسئله همجنس گرایی در داخل ایران می پردازد و به عبارتی این قشر را افرادی مظلوم معرفی می کند؛ همچنین در نوع پوشش اخبار  همجنس گرایی سعی در شکاندن قبح این عمل شنیع در جامعه جوان ایران را دارد.
     


هم خانگی
تا کنون در بخش بزرگی از برنامه های صدای آمریکا که به زندگی غربی پرداخته می شود و یا در چهارچوب برنامه زن روز و یا برنامه شباهنگ که به ارائه توضیحاتی در مورد سینما گران پرداخته می شود، شبکه صدای آمریکا مسئله ی شوم هم خانگی را کاملا عادی و معمول و حتی نوعی محکم کاری توصیف نموده و به ترویج ان می پردازد.
 


رابطه نامشروع
از دیگر مسائلی که شبکه صدای آمریکا مشغول آن است، توجیه رابطه جنسی نامشروع در چهارچوب دغدغه های زنان و یا مسائل بهداشتی است.



فرزند نامشروع
شبکه صدای آمریکا با این توجیه که فرزندان نامشروع خود مرتکب عملی در پیدایش خود نشده اند به طوری سفسطه وار به توجیه و حتی تطهیر مسئله فرزندان نامشروع می پردازد.

تغییر نظام فرهنگی

بخش فارسی صدای آمریکا همانطور که در بخش ها فوق ذکر شد سعی می کند با آوردن تعاریف جدید فرهنگی و ارزش نشان دادن ضد ارزش ها، نظام فرهنگی جامعه ایران مطابق نظام فرهنگی غرب پیش ببرد.
 

 

تغییر جایگاه خانواده

از دیگر راهبردهای شبکه خبری صدای آمریکا این است که توجیه هم خانگی،بحث مهاجر و زندگی مجردی دختران، فمینیسم، رابطه نامشروع و ... به طور کلی جایگاه نظام خانواده را در ایران سست و واژگون نماید و حتی سعی در معرفی رفتارهای زوج-زوج (لواط) زوجه-زوجه (مساحقه) و هم خانگی به عنوان خانواده های نوظهور نماید.


 القای رسوم غربی

در اغلب برنامه های غیر خبری و حتی خبری شبکه صدای آمریکا شاهد هستیم که به طور عجیبی به بزرگنمایی مراسم کریسمس، ولنتاین، هالوین و... در کشورهای غربی و حتی استقبال از آنان در ایران پرداخته می شود که این مسئله حاکی از تلاش این شبکه برای القای رسوم فرهنگی غرب به جامعه ایران است.
 

 

 شبیخون فرهنگی

غرب در کنار ناتوی نظامی،ناتویی فرهنگی را نیز تشکیل داده است که مهمترین ارکان آن همین شبکه های خبری می باشند که سعی می کنند با القای رسوم و توجیه ضد ارزش ها شبیخون فرهنگی خود در ایران را به پیش ببرند.
 

 

 دو قطبی کردن جامعه فرهنگی

نوع پوشش صدای آمریکا از مسائل سینمایی و فرهنگی ایران نشان دهنده این است که شبکه می کوشد با تغییر جایگاه ارزش با ضد ارزش جامعه ایران را به پرتگاه سنتی در مقابل مدرن سوق دهد تا شکاف اجتماعی داخل ایران را بسط و تعمیق بخشد.
 


2- ایجاد اختلافات قومی
رسانه صدای آمریکا در مصاحبه گرفتن و به روی آنتن فرستادن چهره های قومیت گرا در صدر جدول شبکه های فارسی زبان قرار دارد؛ این شبکه می کوشد در چهارچوب احقاق حقوق اقوام، زبان مادری، مسائل حواشی ورزشی (مانند تیم تراکتور سازی)، تلطیف جریان های مسلحانه (همچون مصاحبه گرفتن از تروریستی مانند ریگی با عنوان رهبر جنبش مقاومت ایرانیان) به ایجاد اختلافات قومی در داخل ایران بپردازد.
 


3- کنترل جریان اخبار در ایران
از دیگر اهداف شبکه صدای آمریکا،کنترل جریان اخبار در داخل ایران است. این بدان معنی است که این شبکه می کوشد تا در مواقعی که یک خبر حاشیه ای ظرفیت چالش سازی برای نظام را دارد، به طور گسترده به پوشش و  حتی آوردن ناظران برای تفسیر آن بپردازد.
 


از سوی دیگر شاهدیم که شبکه صدای آمریکا اخباری که مثبت جایگاه نظام است را در آن تشکیک ورزیده (همچون ادعای دستگیری ریگی با کمک آمریکا) و یا سانسور می نماید (همچون خبری دستگیری جاسوس سیا) تا مانع از تقویت چهره نظام در بین اذهان عمومی شود.
 


4- تحت الشعاع قراردادن جریان های داخلی
شبکه صدای آمریکا در مواقع مختلف با انتخاب گزینش شده اصلاح طلبان خارج از کشور این جریان را به سمت و سوی خاص هدایت کند همچون انتخابات 1392 که این شبکه با پوشش صحبت های افرادی همچون "مجتبی واحدی" سعی در هدایت اصلاح طلبان به گرفتن موضع تحریم داشت


5- پیش برد دیپلماسی عمومی آمریکا در ایران
شبکه صدای آمریکا در قالب برنامه "دیدگاه واشنگتن" و یا آوردن چهرهای همچون "الن ایر" نوع ارتباط مستقیم خود را با مردم ایران تعمیق بخشد و به عبارتی دیپلماسی عمومی خود را در داخل جامعه ایران بپردازد


6- اظهار جریان ها و چهره سیاسی جدید
صدای آمریکا با فرصت قائل شدن و پوشش چهرهای فراموش شده همچون خاندان پهلوی و یا گمنام سعی می کند که جریان ها و اشخاص نوظهوری را وارد معادلات سیاسی ایران کند.
 


7- هدایت جریانات سیاسی به براندازی
نوع پوشش صدای آمریکا از مسائل داخلی ایران که همواره تصویری سیاه و تار است، موجب فضا دادن به افرادی ویژه حاکی از این است که شبکه تلاش می کند که در بین اصلاح طلبان تفکر اصلاح طلبی را تضعیف و آنان را به سمت گرفتن گارد براندازانه هدایت نماید


8- سیاه نمایی داخلی
صدای آمریکا همواره در برنامه های خبری خود فضای ایران را غیر قابل بهبود به تصویر می کشد؛ فی المثل در باب پیشبرد دیپلماسی با بزرگنمایی برخی اقدامات در استقبال از دکتر روحانی و یا سخنان مقام معظم رهبری در باب مسائل سفر نیویورک و صحبت های افرادی همچون شریعتمداری، سعی می نماید این طور تصویری از آینده به مردم ایران ارائه دهد که هیچ امکانی برای بهبود وضعیت کشور وجود ندارد.
 


در نهایت باید متذکر شد که با توجه به وابستگی سازمانی صدای آمریکا و به روی کارآمدن چهره های همچون عسگرد که سابقه فعالیت و اشتغال در دولت و نهادهای سیاسی امنیتی ایالات متحده را دارند، هر گونه تغییرات راهبردی این شبکه مسئله مستقل و اتفاقی و دفعی نمی باشد، بلکه حکایت از تغییر تاکتیک های جدید دولت آمریکا در قبال ایران دارد.
 

 

 

منبع گزارشات:  مشرق نیوز 


لطفا با ذکر منبع منتشر کنید (برگرفته شده از 313fadaii.blog.ir)


برچسب‌ها: کلکسیونی از غذاهای فاسد در بخش فارسی زبان صدای آمر, VOA, تصاویر
[ دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 ] [ 7:37 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

توصیه می کنم به هیچ وجه افراد زیر 18 سال و افرادی که ناراحتی قلبی دارند، به هیچ وجه این عکس رو نبینند!


فاطمه مغلاج، به گناه بچه شیعه بودن، پس از مشاهده سر بریدن پدر و مادرش، توسط تروریست های سوری سر بریده شد ...


این عکس فقط گوشه کوچکی از جنایت تکفیری ها و وهابی ها در سوریه است و معلوم نیست چه تعداد بچه دیگه به این سرنوشت دچار شدن؟


کسانی که به پیروی از یزید افتخار می کنند، ببینید رهبرانشان چه کردند در کربلا و شام با فرزندان علی (ع) و زهرا (س) ... السلام علیک یا رقیه (س)



Fatemeh was killed...

Why?

What was her sin?

Because she was shia, terroristic groups in Syria killed her and her family.






اللهم عجل لولیک الفرج

[ دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 ] [ 7:36 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


وجود دیسکوهای ارزان قیمت در نقاط مختلف شهر سبب شده بود که جوانان بسیاری در سطوح مالی مختلف وقت زیادی از روز و شب خود را در آن سپری کنند. راه اندازی این مراکز به طور رسمی به عنوان مراکز تفریحی گاها با بودجه فرهنگی و سرمایه دربار پهلوی دقیقا محرک بیشتر فساد در جامعه جوان کشور بود.

znp5jsznl9mxv11gi518

ایران دوره‏ های فرهنگی مختلفی را پشت سر گذاشته که حال و هوای آن تا حدی تابع تغییرات و تحولات جهانی بوده، ولی سرعت نفوذ آن در جامعه و بین مردم همواره وابسته به متغیرهای داخلی مختلفی نیز بوده است.

menu555

در دورانی که پهلوی پدر و پسر بر ایران حکومت کردند، سیر تحولات فرهنگی آغاز شد که گرایش آن به سمت غرب آن هم نه از حیث علم و دانش و بها دادن به آن، بلکه از جهت ستایش الگوهای فرهنگی مغرب زمین بود. بخش عمده‏ای از این الگو برداری‏ها که تا حد زیادی توانست در ایران ریشه بدواند و تحت الگوی پیشرفت و توسعه ایران به آن پر وبال داده شد، در زمینه عیاشی و خوشگذرانی بود به شکلی که حتی سیاست های اداره کشور نیز برهمین اصل استوار بود.

به خاطر همین موضوعات، فرهنگ ایرانی کاملا در التقاط با فرهنگ غربی معجونی ایجاد کرده بود که برای مردم مسلمان قابل هضم نبود، که شکل جدیدی از سرگردانی را در حوزه های مختلف در پی داشت، از جمله در محدوده سبک زندگی جوانان این سرگردانی بیشتر خودنمایی می‏کرد. نوع تفریحات، سرگرمی ها و مراکز تفریحی که به صورت رسمی و نظام مند با صرف بودجه های کلان و با توجیهات مختلف دایر شده بودند، عموما در راستای ترویج فساد، فحشا و انحطاط اخلاقی جامعه حرکت می کردند.

آمار و ارقامی که هم اکنون درباره تعداد مراکز فساد و فحشا و قمارخانه ها و کاباره ها و دیسکوهای آن زمان وجود دارد در مقایسه با سایر نهادهای فرهنگی مثل کتابخانه ها و مراکز تفریحی سالم مثل ورزشگاه ها و… آماری شگفت انگیز است. موضوعی که درباره تعداد معتادان به مواد مخدر در برابر آمار کل جمعیت کشور در آن دوران نیز صدق می کند.

 20131109173425-c4465430

1-28-2014 9-26-08 AM 1-28-2014 9-19-11 AM

موضوع مهم این است که خود حکومت با تخصیص بودجه به شکل مستقیم و غیر مستقیم به این ناهنجاری‏ها دامن می‏زد‏، به شکلی که مراکز و محله های بد نام و فاحشه خانه ها تبدیل به یک معضل اجتماعی شده بود و به حدی قارچ گونه در سطح شهر پراکنده شده بود و کم کم این مراکز به عنوان پایگاه های جنایت، فساد، قتل و اعتیاد درآمده بودند.

کاخ جوانان

از دوره شروع نخست وزیری علی امینی در سال ۱۳۴۰ گرایش به سمت تشکیل مراکز رسمی تر برای جوانان توسط فرح آغاز شد. این الگو که دقیقا الگو برداری از خانه های جوانان در آمریکا و اروپا به ویژه در اسراییل بود، به جهت جذب جوانان تاسیس شد؛ و پس از آن انواع و اقسام نهادهای این چنینی در صف راه اندازی قرار گرفتند که عموما سرچشمه شکل گیری انحطاط های اخلاقی و ایجاد سرگرمی های کاذب برای جوانان بودند. یکی از این مراکز که تحت عنوان کاخ جوانان در شمال، جنوب و غرب تهران و پس از مدتی در تبریز، رشت، کرمان، اصفهان، شهر ری، سنندج تاسیس شد. کاخ های جوانان اغلب مجهز به یک کتابخانه مختصر با سیر موضوعی کتاب های خاص، تریا، کافه، در برخی سینما، موسیقی، بیلیارد و استخر متخلط ویژه جوانان بود.

چیزی شبیه به فرهنگسراهای امروزی البته با رویکرد به خصوص برای سرگرم نگه داشتن و دور کردن جوانان از سیاست، هرچند که این مراکز خیلی مورد توجه جوانان دانشجو واقع نشد ولی عملا تبدیل به نهادهای ضد فرهنگ اسلامی و ایرانی شدند.

روزنامه اطلاعات در آن زمان، هدف این مرکز تازه تاسیس را ” ترقی سطح اخلاق جوانان کشور ” و هدایت جوانان به ” اجتماعی که فقط پاکدامنی و انسانیت و شاه دوستی و بشردوستی و میهن پرستی در آنجا اساس زندگی است” اعلام کرد.

 1-28-2014 9-47-47 AM

 KakheJavan1

کاباره ، دیسکو ، کازینو

کاباره که ریشه ای از زبان لاتین دارد محلی عمومی است که در آن نوشیدنی های الکلی و غیر آن و گاه غذای سبک عرضه می شود. مکانی سرپوشیده که در آن بر روی سکویی در وسط، موسیقی، رقص و به ندرت آواز و نمایش اجرا می شود و مشتریان در اطراف آن به کار خود مشغول بودند. صنعت کاباره به مفهوم واقعی در زمان پهلوی شروع به کار کرد و سریع تبدیل به بنگاه به ظاهر شادی شد هرچند تاثیر مخرب و عمیقی بر فرهنگ جاری در آن زمان گذاشت ولی عمر طولانی نداشت. در تهران این مکان ها بیشتر در لاله زار بود و بعدها در سطح شهر هم پراکنده شده و در شهرهایی مثل شیراز و شهرهای شمالی هم رونق پیدا کرده بود که در اصطلاح عوام به رقاص خانه شهرت داشت. در این دوران تمامی درباریان متاسفانه پای ثابت کاباره های داخلی و خارجی بودند و بسیاری از اوقات خود را صرف حضور در این اماکن می کردند. مثل مولن روژ، میامی و کازابا هرچند نوع قدیمی آن در زمان ناصر الدین شاه به نام شکوفه تاسیس شده بود و تا زمان انقلاب نیز بسیارفعال بود.

 DDDDDDDDDDC

خیابان-لاله-زار2

این محل ها محل خوشگذرانی ثروتمندانی بود که با ماشین های آخرین سیستم به آنجا آمده تا به همراه تفریح و عیاشی به تصمیمات فردا هم فکر کنند. البته برخی جوانان نیز به هر طریق خود را در این محافل جا می کردند.

                                  سشیش

در پی این خوشی ها، قتل ها و حوادث ناگواری نیز از روی مستی و روابط عاشقانه خواسته و ناخواسته رخ می داد و در اینجا بود که همیشه یک یا دونفر قلچماق برای نظم دهی در این مکان ها حضور داشتند.

کاباره شکوفه نو از مکان هایی بود که عموما تصمیمات مهم سیاسی و اقتصادی مملکت در آنجا اتخاذ می شد و عموما زنان و مردان نیمه برهنه تا ساعت دو نیمه شب به خوانندگی و رقص  در آنجا مشغول بودند و بیشتر موسیقی ایران در این دوران مختص همین موسیقی ها و خوانندگان کاباره ای بود.

   x

وجود دیسکوهای ارزان قیمت در نقاط مختلف شهر سبب شده بود که جوانان بسیاری در سطوح مالی مختلف وقت زیادی از روز و شب خود را در آن سپری کنند. راه اندازی این مراکز به طور رسمی به عنوان مراکز تفریحی گاها با بودجه فرهنگی و سرمایه دربار پهلوی دقیقا محرک بیشتر فساد در جامعه جوان کشور بود.

از سوی دیگر کازینوها و قمارخانه های بزرگ معضلی بودند که در سطح کشور از کنار دریای خزر تا جزیره کیش گسترده شده بود و در اقسام کوچک و بزرگ در شهر ها پراکنده بود و گردش های مالی آن کاملا پیچیده و نامعلوم بود.

                 91381219261482488587

این پدیده نه تنها در سطح عوام جامعه بلکه در ارکان نظام شاهنشاهی و سیاست مداران نفوذ کرده بود به نحوی که بسیاری از این کازینو ها و قمارخانه ها توسط درباریان اداره می شد، که اسناد و خاطرات نقل شده موید آن است. جلساتی که به طور مداوم در بین درباریان و وزرا بر پایه قمار تشکیل می شد به امر عادی تبدیل شده بود.

                   d8ff6__007670864

18456

قماربازی حتی در بین محافظین شاه و دانشجویان دانشکده افسری نیز که مهم‌ترین رکن محافظت از رژیم بودند به نحو فزاینده‌ای رو به گسترش بود. نمونه چنین تفریحاتی، رسوایی بزرگی بود که در سال ۱۳۵۵ برای رژیم به بار آمد، باخت بزرگ “امیر تیمور” سفیر شاهنشاه در انگلیس بود. در روزنامه‌های انگلیس اعلام شد که سفیر ایران یک میلیون پوند باخته است. وی بعدها خودکشی کرد و لاونس رئیس یکی از قمارخانه‌ها ۱۷۰۰۰۰ پوند به عنوان بدهکاری سفیر از سفارت ایران درخواست کرد.

واکنش به رواج قمار

قمار و قمار بازی در ایران عصر پهلوی باعث واکنش های گوناگونی از سوی شخصیت های مختلف به ویژه شخصیتهای روحانی و مذهبی را در پی داشت، به گونه ای که برخی قمار خانه ها تعطیل شدند.

                             1384352096_kayhan

به دنبال این سرپوش رژیم، امام خمینی در اعلامیه ای تحت عنوان  “اعلام خطر ” در خصوص عوام فریبی حکومت در تعطیلی قمارخانه ها و دعوت به آشتی ملی و اسلام خواهی با توجه به تبعید جمعی از علمای اسلام و حبس و شکنجه و قتل عام انقلابیون اعلام می دارد، که بستن قمار خانه ها نیرنگ دیگری است برای اغفال جناح روحانی … عموم ملت می‌گویند ما شاه و سلسه پهلوی را نمی‌خواهیم خواست ملت این است نه وعده پوچ احترام به علما و نه بستن موقت قمارخانه ها؛

                                 671e7a07a7461e4e347fc74434804d33

به هر حال با پیروزی انقلاب تمامی کازینوها تعطیل شد و نمادی از آن در سطح جامعه دیده نمی شد تا اینکه از اواخر دهه ۸۰ شبکه های زیر زمینی، اینترنتی و گاها در گوشه و کنار خیابان و در پیاده روها این پدیده در حال رونق گرفتن است که حکم شرعی حرام و جرم بودن آن از نظر قانون این توجه را می طلبد که نگاه دقیق تری به جریان فرهنگی و فکری موجود در سطح عامه مردم بیاندازیم.

 

جایگاه موسیقی در تفریحات

یکی دیگر از تفریحات و سرگرمی های جوانان در هر دوره ای سبک های موسیقی نو است. موسیقی راک و جاز در اوایل دهه ۵۰ در حال ورود به ایران بود. فرهاد مهرداد هم یکی از موثرترین این چهره های موسیقی راک بود که با پدیده اجتماعی اعتراض گره خورده بود.

                             index

موسیقی پاپ هم مدت ها بود که در کنسرت ها و کلوپ ها شکل گرفته بود. اما پدیده ای جذاب که در عرصه موسیقی ایران در این بازه زمانی رونق گرفت، صدای نوظهور خوانندگان زن بود. گشت و گذاری در گذشته و زندگی آن ها تنها منجر به یک نتیجه می شود و آن هم وجود نابسامانی رفتاری و اخلاقی در گذشته و حال این افراد است. خوانندگان زن پس از دوره پهلوی اول صدایشان از رادیو پخش می شد و مشتری های فراوانی پیدا کرده بود. هر چند فقه در زمینه موسیقی ورود مصداقی نداشت، اما باالاتفاق صدای زن برای خوانندگی طبق اجماع همگان حرام شمرده می شد.

          1-28-2014 12-44-42 PM

 مستندات تاریخی تا حد زیادی موسیقی مطرح در قبل از انقلاب و سرمایه گذاری در زمینه آن را معطوف به موسیقی و خوانندگی کاباره ای می‏داند. موسیقی که عشق های مجازی و جنسی و شهوت محور اصلی شعرها و آهنگ های آن بود. این رویه تا پیروزی انقلاب ادامه داشت و از آن پس موسیقی رنگ و بوی انقلابی و آرامان گرایانه پیدا کرد، و بسیاری از خوانندگان زن و برخی دیگر به خارج از کشور عزیمت کردند.

                                 299F

ورود موسیقی به جنگ و انقلاب کاربرد ایدئولوژیک به آن داد و همگان از شجریان و لطفی برای عقب نماندن از این قافله وارد گود موسیقی بعد از انقلاب شدند. موسیقی از اواخر دهه ۸۰ و انتهای دهه ۹۰ با دلایل مختلف به سبک و سیاق جهانی  نزدیک شد. به ویژه سبک رپ و متال که پس گرفتن مجوز از دولت های وقت به شدت همگانی شد.

      hesar2

سیر تکاملی موسیقی همواره دارای فراز و نشیب هایی بوده و این دقت ضروری است که با توجه به انقلابی که در عرصه موسیقی و خوانندگی کشور از سال ۵۷ به وجود آمده به بهانه به روز بودن با یک عقب گرد به سمت موسیقی کاباره‏ای قبل از انقلاب برنگردیم. هرچند که صحبت از خوانندگان زن و اظهار نظر وزیر ارشاد دولت در این باره نشان از سرعت گرفتن روند قهقرایی در این موضوع است .

 94080_102

02-01-2014 09-46-40 ق-ظ 02-01-2014 09-37-49 ق-ظ

سینمای ایران

در خاطرات بسیاری از هنرمندان و بازیگران و کارگردانان آمده است که در دوران کودکی و نوجوانی همیشه مخفیانه به سینما می رفتند. این واقعیت نشات گرفته از دیدگاه بد جامعه به این هنر و این صنف بوده چراکه پخش گسترده فیلم هایی با عاشقانه های جنسی، با تصاویر و صحنههای مستهجن و برهنه و بودن بازیگران آن در نیمی از صحنه ها و حتی در پوستر های تبلیغی در سردر سینماها سبب ممانعت خانواده ها، از رفتن به سینما بود.

                          43855_892

 به نقل از مجلات و مستندات بسیاری که از آن دوران وجود دارد، بازتاب برهنه شدن اولین زن ایرانی در سینمای ایران آنقدر گسترده و تاثیر گذار بود که بین برخی از وزرا و وکلای مجلس برای معاشرت و ارتباط با این ستارگان سینمای ایران یک رقابت عجیب شکل گرفته بود.

            ff-1

روزنامه رستاخیز که در آن زمان داعیه دار بررسی و تحلیل سینمای ایران بود تا حد زیادی به بحث ابتذال و رواج آن بها می داد. در یکی مقالات این روزنامه آمده بود:

” یکی از چیزهایی که دست و پای بازیگران ما را می بندد و مانع پیشرفت آن هاست، چیزی است که در اجتماع اسمش را را آبرو گذاشته اند. اگر یک بازیگر در یک صحنه بخواهد به فکر آبرویش باشد بازیگری است بی آبرو… عامل دیگری که دست و پای بازیگر ایرانی را می بندد نجابت است”.

    1343536041870247_large

امام در صحبت های خود با اعلام رویکرد انقلاب درباره سینما اظهار کردند که: ما با سینما مخالف نیستیم بلکه با فحشا مخالفیم. همین تایید ضمنی امام بود که سینمای ایران به عرصه ظهور فیلم های محتوایی کشاند و از دوره فیلم های فارسی دور کرد. این روند امروزه با سبک و سیاقی که در پیش گرفته شده است هرازگاهی با خارج شدن از مسیر اصیل خود دوباره به این دوران بر می گردد، به نحوی که به طور مقطعی صدای بسیاری را درآورده و نگاه ها را به خود معطوف می کند. ساختار شکنی ها چه در زمینه فیلم نامه نویسی و موضوع پردازی و چه در نوع بازیگری و پوشش آن ها و حتی در رفتارهای ساختارشکنانه بازیگران رواج پیدا کرده که جدا از مسایل سلیقه ای هیچ همخوانی با فرهنگ اسلامی و احکام مصرح اسلام ندارد. هرچند که همچنان فیلم های محتوایی خوبی ساخته می شود به نظر این روند حاضر مسیر حرکت درستی در امتداد قوانین و احکام  اسلام نیست.

مشروبات الکلی

                 images              

در باب مصرف مشروبات الکی همیشه جامعه متدین ایرانی به دلیل اعتقادات محکم به احکام و حدود الهی عناد و ستیز مبنایی وجود داشته است. سرو مشروبات الکلی از اوایل دهه ۲۰ و حکومت رضاخان آغاز شد و به شدت گسترش پیدا کرد و در جامعه ایران علنی شد. پهلوی با شتاب دادن به این روند به دنبال نشان دادن چهره ای متجدد و روشنفکر از خود بود. عمده مصرف کنندگان این مشروبات الکلی از قشر بورژوا و اشراف بی قید و یا لائیک بود.

- این گرو ها بیشتر شامل فرنگ رفته ها و لیبرال های چپ و ملی بودند که در حد کلاس و مزه مزه کردن، گهگاهی از آن استفاده می کردند و حریم حدود الهی را زیر پا می گذاشتند.

a-f-m

- گروه دیگر لمپن ها طبقه متوسط و پایین جامعه که شامل جاهلان و الوات و لوطی ها بودند که از مشروبات با دز بالا و قیمت پایین که گاها به عرق سگی معروف بود استفاده می کردند؛ و عموما این شرب خمر را در محرم و رمضان ترک می کردند.

- گروهی دیگر مصرف کننده افرادی بودند که عموما از قشر متوسط بوده و درهنگام حضور در مجالس برای رد نکردن دست صاحب مجلس لبی تر می کردند.

    68893

 این روند در دوره پهلوی دوم به صورت یک تفریح و سرگرمی برای جوانان بدل شد. در این دوره مراکز مشروب فروشی به سه دسته تقسیم میشدند:

دسته اول کلوپ هایی که در بالای شهر تهران بودند و معمولا افراد ثروتمند و زنان و مردان به معاشرت می پرداختند؛ و معمولا مجالس رقص و تانگو و حتی فحشا در آن دایر بود و جوانان بسیاری در آن به وقت گذرانی می پرداختند.

دسته دوم کافه ها و رستوران ها و حتی جگر فروشی هایی بودند که در کنار غذای خود سرو مشروب می کردند.

دسته سوم مراکزی بود در مناطق جنوبی شهر مرکز تجمع اراذل و اوباش و لمپن ها بود.

                 Photo281_1

با اوج گیری نهضت امام حمله به مراکز فروش مشروبات الکلی شدت پیدا کرد و بسیاری از آن ها تعطیل شد و این روند تا پیروزی انقلاب ادامه پیدا کرد تا به طور کل جمع آوری شد.

         محموله-مشروبات-الکلی

znp5jsznl9mxv11gi518

در دوران جنگ و دهه شصت این روند حتی در لایه های زیرین نیز به شدت افول پیدا کرد. در حال حاضر که تهران دهه ۹۰ به شهر صنعتی و سنتی تبدیل شده است و فرهنگ های مختلف در زندگی درهم تنیده شده اند، متاسفانه جا افتادن فرهنگ اباحه گری و جا افتادن ذهنیت «خدا می بخشد»، و «دلت پاک باشد»، و گسترش ارتباطات ناهنجار و بدون قاعده،  فردگرایی و حرکت به سمت سبک زندگی غربی، کاسته شدن نظارتها و حرمت های خانوادگی، فضایی را فراهم کرده که نم نم این نوشیدنی ها در برخی از محافل خصوصی و گاها عمومی به چشم می‏خورد.

                  111614_479

از این جهت ضروری است تا با تبلیغ گسترده جامعه را نسبت به عواقب اخروی و دنیوی آن دوباره هوشیار کرد.

کلام آخر در باب ارائه سبک تفریح اسلامی

به هر حال در کنار سایر تفریحاتی و سرگرمی هایی که در دوران قبل از انقلاب برای جوانان وجود داشت از ورزش و رادیو و تلویزیون گرفته تا مجلات رنگارنگ، همیشه رگه هایی از بی اخلاقی اسلامی و اعمال و رفتار متضاد با احکام شرع به چشم می خورد که در برخی کمتر و در برخی دیگر بیشتر نمود داشت.

                    1-28-2014 1-39-28 PM

قطعا نوع تفریحات و سرگرمی همیشه برحسب تحولات زمانی متغیر است، ولی با در نظر گرفتن این رویکرد در دوران پهلوی و سیری که تفریحات در بعد از انقلاب پیدا کرد یک موضوع به طور حتم باید مورد توجه قرار گیرد، و آن ارائه یک تعریف جامع، درست و دقیق برای تفریح و سرگرمی و شادی است. این برنامه باید با تکیه بر دستورات اسلامی و بر پایه روان شناسی مثبت گرای دینی هم از طرف حوزههای علمیه به عنوان مراکز پژهشی دینی و هم نهاد های فرهنگی و اجرایی باز تعریف و به جامعه معرفی شود.

قطعا ارائه سبک تفریح و شادی اسلامی در قالب سبک زندگی اسلامی ریشه بسیاری از مفاسد و ناهنجاری های اخلاقی را خشک و ما را به جامعه انقلابی و اسلامی نزدیکتر خواهد کرد.

کاری از گروه سبک زندگی باحجاب


برچسب‌ها: سبک تفریحات از عیاشی تا صفا سیتی
[ دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 ] [ 7:30 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

چندی پیش، سازمان حقوق بشر با انتشار گزارشی درباره وهابیت اعلام کرده بود وهابیت از نازیسم خطرناک‌تر است.
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی باشگاه خبرنگاران؛ نمایان شدن جریانات تروریستی و تکفیری در سطح جهان عرب و اسلام، پس از شکل‌گیری موج بیداری اسلامی در کنار فعالیت‌های تفرقه‌جویانه این گروه‌ها در ضمینه جنایات و کشتارهایی که در حق مردم منطقه انجام می‌دهند، باعث شده است تا نام این گروه‌ها بیش از پیش در رسانه‌ها و هم‌چنین محافل سیاسی مطرح شود.


اما آنچه اهمیت دارد این است که تروریست‌های موجود و کسانی که در سطح کشورهای عربی و اسلامی، دست به اقداماتی جنایت‌کارانه می‌زنند، صرفا مجری و پیاده‌کننده اوامر و طرح‌های مفتی‌هایی هستند که با فتواهای غیر معمول خود، راه را برای این گونه فجایع می‌گشایند.

در همین زمینه؛ چندی پیش حضرت "آیت‌الله سبحانی"، مرجع تقلید شیعی، خبر از برگزاری کنفرانسی در عربستان با محوریت "تکفیر سایر مذاهب اسلامی" داده و گفته بود "طی این کنفرانس، 80 مقاله در موضوع تکفیر نوشته شده است".

ایشان ضمن ابراز نگرانی از روند موجود در مدارس دینی عربستان خاطر نشان کرده بودند "اگر عربستانی‌ها بخواهند ریشه تکفیر را نابود کنند، باید کتاب‌های درسی خود را بسوزانند".

اما این ابراز نگرانی قابل تامل، تقریبا همزمان شد با اظهارات جالب توجه "وائل عبداللطیف"، وزیر سابق عراقی که هشدار داده بود "در حال حاضر 280 مدرسه دینی در عربستان، در راستای تحریک به قتل شیعیان فعالیت می‌کنند".

وائل عبداللطیف، فعال سیاسی و عضو مجلس نواب عراق

موضوع زمانی نگران‌کننده می‌شود که رژیم آل سعود، در قبال فعالیت این حجم از مدارس دینی، هیچ موضعی اتخاذ نمی‌کند.
 
وی همچنین تاکید کرده بود "در این مدارس، به جوانان القا می‌شود که کشتن شیعیان واجب است".
 
گفتنی است؛ این سخنان عبداللطیف، در پی واکنش "نوری المالکی"، نخست وزیر دولت عراق، به اقدامات تروریستی در این کشور بود که گفته بود "این اقدامات تروریستی در عراق، در چارچوب تلاش‌های خطرناک یکی از کشورهای عربی همسایه، برای شعله‌ورتر کردن آتش فتنه مذهبی در منطقه شکل می‌گیرد".

با نگاهی به تحولات منطقه، به سختی می‌توان منظور مالکی از کشور  همسایه را متوجه نشد.

"عربستان سعودی" یکی از کشورهای منطقه و صاحب عظیم‌ترین ذخایر نفتی جهان، همسایه عرب عراق است که با سازمان‌دهی گسترده جریانات تروریستی در دو محور "نظری" و "عملی"، دست به بازی خطرناکی زده است.

ارتباط گروهک‌های تروریستی منطقه از عراق گرفته تا افغانستان، سوریه، مصر و حتی گروهک‌های تروریستی در چچن، با عربستان سعودی بر کسی پوشیده نیست، اما با نگاهی به تاریخ می‌توان دید که پیوند وهابیت با حکومت عربستان و خاندان آل سعود از ریشه‌های عمیق‌تری برخوردار است.

در سال 1744 پیمانی تاریخی میان "عبدالعزیز آل‌سعود"، که به تازگی قدرت خود را بر بخش مرکزی عربستان و "نجد" توسعه داده بود، و "محمد بن عبدالوهاب" برقرار شد، پیمانی که آینده سرزمین وحی را به شدت تحت تاثیر خود قرار داد و تا به امروز منافع بسیاری را برای فرزندان هر دو طرف این معامله در بر داشته است.

عبدالعزیز آل‌سعود، موسسه رژیم سعودی

محمد بن‌عبدالوهاب، موسس وهابیت

به این ترتیب، فرزندان وهاب در ازای اعطای مشروعیت دروغین به حکومت آل سعود، قدرت پنهانی را در دستگاه‌های قضایی، آموزشی و مذهبی دولت از طریق کسب مناصب کلیدی، همچون وزارت دادگستری و مفتی اعظمی تجربه کرده‌اند.

پس از آن و در سال 1801، وهابیان جنایت‌کار، طی اقدامی در حمله به عراق، به شهر مقدس "کربلا" یورش برده و در این بین، طی جنایتی که از خاطره تاریخ محو نخواهد شد، 400 تن از شیعیان را قتل عام کردند.

به عقیده کارشناسان، این یورش وهابی-سعودی به کربلا، یکی از اولین نشانه‌های اتحاد سیاسی-مذهبی این دو طایفه بود.

همچنین پس از سیطره کامل آل‌سعود بر "مکه" و "مدینه" در سال 1925، این جنایت‌کاران به "قبرستان بقیع" یورش برده و دست به هتک حرمت‌های متعددی زدند.
به این ترتیب، از سال 1933 وهابیون توسط آل سعود، از امکانات و همچنین مصونیت گسترده و بی نظیری در دستگاه حاکمیت عربستان بر خوردار شدند.

به عقیده نویسنده Middle East Monitor، زمینه حضور و تحرکات این جریان ضد انسانی در خارج از مرزهای عربستان، زمانی آغاز شد که برخی از جریانات مصری، به دلیل مخالفت با "جمال عبدالناصر"، به عربستان پناه آورده و به سرعت، جذب وهابیت شدند.

همچنین، در پی حوادث خشونت‌بار سال 1971 در مکه و اشغال حرم توسط وهابیون، آل‌سعود برای اولین‌بار از قدرت‌نمایی‌های این جریان  احساس نگرانی کرده و برای جلوگیری از ادامه این وضعیت، اقدام به تاسیس مدارس دینی در کشورهایی همچون "افغانستان" کردند و بخش قابل توجهی از وهابیون را به خارج از مرزهای عربستان فرستادند و به این ترتیب، به نوعی دست به "صدور بحران" زدند.

چندی پیش روزنامه "الاتحاد"، در مطلبی  با عنوان "خطر مدارس دینی در افغانستان و پاکستان"، دست به افشاگری‌هایی زد که جامعه اسلامی را در حیرت فرو برد.

در این گزارش آمده بود، "متاسفانه در برخی از مدارس دینی، به طلاب نحوه ساختن بمب و استفاده از سلاح آموزش داده می‌شود".

این گزارش در ادامه افشاگری‌های خود نوشته بود "در این مدارس، کودکان مجبور به حمل سلاح شده و از آنان برای عملیات انتحاری مخصوصا در روز عید قربان استفاده می‌شود".

"این مدارس در جذب نوجوانان و همچنین کودکان یتیم و خانواده‌های فقیر بسیار موفق عمل کرده چرا که از زمان ورود کامل این کودکان به مدارس، تمام هزینه‌های زندگی آن‌ها به عهده متولیان مدارس است".
 
این مقاله، با اشاره به نکته‌ای نگران‌کننده گفته است "منابع مالی این مدارس، توسط یکی از کشورهای عرب خلیج فارس تامین می‌شود".

همچنین خبرهای نگران‌کننده‌ای از تجاوز جنسی معلمان این مدارس به طلاب به گوش می‌رسد.

نویسنده این گزارش، در پایان، ضمن اشاره به ارسال فوری بخش قابل توجهی از طلاب این مدارس به عراق گفته بود "آینده طلابی که از یک سو، تحت آموزه‌های افراطی و غیر انسانی وهابیت بوده و از سوی دیگر مورد سو استفاده‌های مکرر جنسی واقع می‌شود بسیار نگران‌کننده خواهد بود".

ابعاد این فاجعه، صرفا در رابطه با مورد پاکستان، زمانی مشخص می‌شود که بدانیم در حال حاضر در این کشور، 13 هزار مدرسه دینی وجود داشته که حدود 2 میلیون طلبه، یا بهتر بگوییم تروریست، را در خود پرورش می‌دهند.

البته ابراز نگرانی‌های جهانی از شیوع این پدیده، به منطقه خاورمیانه محدود نمانده، به طوری که چندی پیش، "سازمان حقوق بشر" با انتشار گزارشی درباره وهابیت اعلام کرده بود "وهابیت از نازیسم خطرناک‌تر است".

"اگر جهان ما با تفکر نازی‌های می‌جنگید و همچنان نیز نگرانی بازگشت آن‌ها را در دل دارد، باید بدانید که تفکر وهابی موجود در عربستان خطری به مراتب بزرگ‌تر از نازیسم را تشکیل می‌دهد، چرا که مانند سرطان در هر نقطه‌ای در عالم در حال انتشار است که ریشه آن در مساجد و مدارسی است که از سوی عربستان سعودی حمایت مالی می‌شوند".

البته باید گفت مردم داخل عربستان نیز از شر این جنایات در امان نیستند.

عناصر وهابی و تندرو که در داخل عربستان مانده‌اند، با شرکت در گروه‌هایی موسوم به "مطوعین" به‌ آزار و اذیت مردم و مخصوصا شیعیان می‌پردازند.

پلیس دینی، حسبه (حسابرس)، یا هیئت امر به معروف و نهی از منکر به تشکیلاتی گفته می‌شود که شامل عناصر تندرو و سرکوبگر وهابی است.

تصاویری از جنایات مطوعین در عربستان

این تشکیلات، برای اولین‌بار در "ریاض" و توسط "عبدالعزیز آل‌سعود"، آغاز به کار کرد و در حال حاضر رهبری آن به دست "عمربن‌ حسن‌آل‌شیخ" است.

اعضای این تشکیلات عمدتا ضد شیعی، بالغ بر ۵ هزار وهابی هستند که در ۴۸۶ قسمت در مناطق گوناگون عربستان تقسیم شده‌اند.

همچنین، علاوه بر کادر رسمی این سازمان، اشخاصی که به صورت داوطلبانه با آن همکاری کرده و به عبارتی دیگر برای آن جاسوسی می‌کنند، نیز پاداش خوبی را دریافت خواهند کرد.

گفتنی است؛ در آوریل ۲۰۱۱ افرادی از این هیئت وهابی در مدینه یک شهروند شیعی به نام "طالب صالح‌الغدیر" را از جوار حرم نبوی بازداشت کرده و به طرز غیر انسانی در انظار عمومی شکنجه کردند و پس از آن نیز وی را به محل نامعلومی منتقل کردند.

همچنین در ۳۰ اکتبر ۲۰۱۱ پلیس وهابی عربستان یک زائر شیعی عراقی‌الاصل با تابعیت کانادایی به نام "اسامه العطار" را به طرز وحشیانه‌ای شکنجه کرد.

گفتنی است؛ تنها گناه العطار خواندن زیارتنامه در جوار قبرستان بقیع بود.
اسامه العطار، شهروند شیعی عراقی که در عربستان شکنجه شد

شدت شکنجه وی در‌‌ همان محل به حدی بود که موجب واکنش برخی از حجاج بیت الله الحرام شده بود.

ماموران هیئت امر به معروف عطار را در حالی که صورتش غرق خون بود، از محل تجمع حجاج دور کردند.

میزان غیر انسانی و شنیع بودن اقدامات این سازمان در عربستان به حدی است که حتی واکنش برخی مقامات آل سعود را نیز به دنبال داشته است، به طوری که دست به افشای ماهیت این گروه‌ها زده‌اند.

"عبدالمحسن العبیکان"، مشاور دفتر پادشاهی عربستان سعودی گفته بود "برخی افراد منتسب به هیئت امر به معروف و نهی از منکر، معتاد به مواد مخدر یا افرادی سارقی هستند که توبه کرده و به امر به معروف ونهی از منکرات روی آورده‌اند".
عبدالمحسن العبیکان، مشاور دفتر پادشاهی عربستان

العبیکان با بیان اینکه اکثر اعضای هیئت امر به معروف و نهی از منکر عربستان از سطح علمی پایینی برخوردار هستند خواستار به کارگیری افرادی دارای مدارج علمی بالا در این هیئت شد تا بتوانند وظایف خود را به شیوه مناسب ایفا کنند!

گفتنی است؛ به دلیل ارتباط تنگاتنگ این مراکز به اصطلاح دینی با نهادهای امنیتی و استخبارات سعودی، اطلاعات چندانی از آن‌ها در دست نیست، اما منابع آگاه از نقش فعال 3 دانشگاه علوم دینی و مدارس تربیت دینی وابسته به آن‌ها خبر می‌دهند.

جامعة ام‌القری

این دانشگاه اسلامی که در مکه واقع شده است در سال 1369 هـجری قمری، ابتدا به صورت "کلية الشريعة"(دانشکده شریعت) تأسيس و در سال 1401 هـجری قمری با موافقت مجلس‌الوزراء به جامعة ام‌القرى تغيير نام داد.

در سایت آموزش عالی عربستان، هدف از تاسیس این دانشگاه، آموزش زبان عربى و گسترش فرهنگ اسلامى براى برادران و خواهران بیان شده است!

این مرکز اسلامی در شهرهای جده و طائف نیز دارای پایگاه است.

گفتنی است این دانشگاه در چاپ و انتشار کتب ضد شیعی، مخصوصا برای زائران بیت‌الله الحرام نقش ویژه‌ای دارد.

الجامعة الاسلامیة

این مرکز اسلامی نیز که در مدینه واقع شده است از سال 1380 هجری قمری، بنا به گفته سایت آموزش عالی عربستان با هدف خدمت به جهان اسلام و کمک به آموزش و تربيت علما و مبلّغان مذهبى در شهر تأسيس شده است.

این مرکز اسلامی، یکی از اصلی‌ترین مراکز ارسال طلبه‌های وهابی به سایر نقاط منطقه خاورمیانه است.

گفتنی است بخش قابل توجهی از طلبه‌های ارسالی به مناطق مهم شیعی(از جمله ایران) در این مرکز پرورش می‌یابند.

الجامعة الامام محمدبن‌سعود الاسلامیة

دانشگاه اسلامی  نیز از دیگر مراکز تربیت طلبه وابسته به آل‌سعود است که در احسا، مدینه، قصیم و ریاض پایگاه دارد.

گفتنی است این مرکز اسلامی، وظیفه ارسال طلبه به مناطقی همچون آمریکا، ژاپن، اندونزی و برخی از کشورهای اروپایی را دارد.

یکی از سئوال‌های که همیشه ذهن کارشناسان خاورمیانه را به خود درگیر کرده این است که با وجود اعلام دشمنی صریح برخی از رهبران وهابیت نسبت به آل‌سعود و عربستان، چرا هیچ‌گاه گزندی از این گروه‌ها به حاکمیت فرزندان سعود وارد نمی‌شود.

شاید برای پاسخ به این ابهام، ذکر این ضرب‌المثل مناسب باشد؛ "چاقو هیچ‌گاه دسته خودش را نمی‌برد".


برچسب‌ها: تجاوز جنسی به طلاب وهابی, کشتن شیعیان واجب است‌, مراکز پوششی عربستان برای تربیت وهابیون کجا هستند
[ یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 ] [ 1:27 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

یادمان فجر آفرینان-ویژه نامه زندانیان سیاسی قبل از انقلاب

تصویرگران ایثار-یادمان عکاسان انقلاب اسلامی

از ظلمت به نور - ویژه نامه پیروزی انقلاب اسلامی ایران

ویژه نامه دستاوردهای انقلاب

پرسمان ویژه انقلاب اسلامی ایران -ویژه نامه پرسش و پاسخ

آن روزها -ویژه نامه بانک صوت و فیلم به مناسبت دهه فجر


برچسب‌ها: یاد ایامی که بهمن گل به بار آورده بود, روز شمار دهه مبارک فجر
[ شنبه دوازدهم بهمن 1392 ] [ 8:23 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

 



بهائیت از نگاه مستبصرین

« آیین بهائیت فرقه نوظهوری است که بعد از خاتمیت پیامبر اسلام ادعای ظهور نموده و خاتمیت را تکذیب و وجود پیامبران و خدایانی را در مسلک خود اثبات می نماید . ...

دین و مذهب همواره عاملی سرنوشت ساز در تحولات کشورها بوده و جنبش های اجتماعی فراوانی به نام آن در سراسر جهان به ویژه ایران شکل گرفته است ...

تحرک جدّی مبلغین بهائی و به تبع آن رشد بهائیت در ایران از دوران سلطنت مظفرالدین‌شاه قاجار آغاز شد و در دوران سلطنت احمدشاه قاجار و رضاشاه ...

خانم‌ مهناز رئوفی، در محیط‌ بهائی رشد یافت، اما فسادها و تناقضهایی‌ که‌ در کار همکیشان‌ خود (بویژه‌ سران‌ محفل‌ بهائیت) دید،‌وی را بشدت‌ از این‌ مسلک‌ بیزار کرد‌ و این‌ امر،....

زمانی‌ که‌ فرقه بابیت، در نزاعهای‌ درون‌ گروهی‌ دهه 1280ق‌ در عثمانی، به‌ دو گروه‌ «ازلی» (تحت‌ ریاست‌ صبح‌ ازل) و «بهائی» (به‌ رهبری‌ حسینعلی‌ بها) تجزیه‌ و تقسیم‌ ..

پشتیبانی و تقویت نیروهای گریز از مرکز، پیوسته یکی از روش‌های قدرت‌های استعماری برای مقابله با مقاومت کشورهای تحت سلطه بوده است. ...

بهائیت که یک آیین دست ساز و کاملا مرتبط با استعمارگرانی از قبیل انگلستان و امریکاست ، در آغاز فعالیت خود را در ایران آغاز کرد. اوج فعالیت این فرقه انحرافی ...

پبیشتر بهائیان ایران یهودیان و زردشتیان هستند و مسلمانانی که به این فرقه گرویده‌اند در اقلیت می‌باشند. اکنون سال‌هاست که کمتر شده ...

دین الهی ،بر "راستی" استوار است و "راستی "خود معیار شناخت دین حقیقی از غیر آن است.وجود تناقض در سخنان و کردار یک مدعی ،معیار باطل بودن اوست.....

یکی از مباحث جالب در آیین بهایی دیدگاه بهاییان به افراد بشر می باشد. بررسی این موضوع جوانب مهمی از این آیین را روشن می نماید. در این مقاله می خواهیم نظر ...


برچسب‌ها: گرگی در لباس میش, ویژه نامه شناخت بهائیت
[ شنبه دوازدهم بهمن 1392 ] [ 8:23 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

 

 

وهابیان با دیدگاه خاصی که درمسئله خدا شناسی و میزان شرک و توحید دارند ،بسیاری از اعمال و عقاید مسلمین ؛ ...

توسل به عزیزان درگاه الهی از جمله مسائلی است که میان مسلمانان جهان رواج کامل دارد، و از روزی...

هرچند دولت های استعماری در پیداییش فرقه وهابیت و همچنین استمرار و گسترش این تفکر بسیار تاثیر گذار بوده است...

گرچه وهابیت امروز نسبت به وهابیت قرن دوازدهم در برخی مسائل دارای تعادل نسبی به نظرمی رسد ...

یکی از اعتقادات عموم مسلمانان ومعتقدان به ادیان مسئله ی شفاعت است یعنی روز قیامت اولیای الهی در حق گروهی از...

وهابیت نام فرقه‌ای است که ریشه‌ای آن به قرن چهارم و اعلام آن رسماً در قرن دوازدهم توسط محمدابن عبدالوهاب صورت...

تبرک در لغت به معنای طلب برکت است و برکت به معنای زیادت و رشد یا سعادت است.[1] تبرک ...

علمای مکه در راس آنها، شیخ عبدالقادر شیبی کلیددار خانه کعبه، به دیدن ابن‌سعود آمدند، ابن سعود سخنانی ایراد کرد و در ضمن آن از دعوت محمد...

(وهابیون که در حال حاضر حکومت را در عربستان کاملا در دست دارند وخود شان را خادم الحرمیین معرفی...


برچسب‌ها: شاخ شیطان, ویژه نامه شناخت وهابیت
[ شنبه دوازدهم بهمن 1392 ] [ 8:22 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


معاونت ستاد عملیات جنوب - فرمانده محور دار خوین در عملیات ثامن الائمه (علیه السّلام) - معاونت فرماندهى عملیات طریق...

این مقاله تحت عنوان چشم تیزبین و مغز متفکر در جنگ، چکیده‌ای از آثار جمع‌آوری شده شهید عزیز حسن باقری است ...

با سلام و درود بر ارواح پاک و طیبه شهیدان اسلام به ویژه شهدای هشت سال دفاع مقدس و به خصوص شهیدان منظور...

وقتی آخرین بار بدرقه‌اش کردم ناگهان یاد امام حسین و بدرقه حضرت علی اکبر افتادم که چطور امام حسین با حسرت به قامت ...

در پی به شهادت رسیدن چند تن از سردارن سپاه اسلام، از جمله برادر شهید حسن باقری (غلامحسین افشردی) که در ...

من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من أحبّنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته ...

سلام و درود بر حجت بن الحسن عسکری که صاحب اصلی انقلاب اسلامی است. نوزده سال پیش در چنین روزهایی، ...

سردار غلامعلی رشید جانشین ستاد کل نیروهای مسلح از فرماندهانی است که در دوران دفاع مقدس ، همرزم شهید باقری...

(بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد دلش چون کربلا کوی حسین است و نمی‏داند که همچون...

در یکی از همین بعدازظهرها که آفتاب پاییزی به آدم می چسبد و نمی چسبد ف به اوایل خیابان شریعتی میآییم . ...


برچسب‌ها: سقای بسیجیان, ویژه نامه غلامحسین افشردی, حسن باقری
[ شنبه دوازدهم بهمن 1392 ] [ 8:21 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

به راستی نقش تصویرگران، در ماندگاری حماسه ها و رویدادهای تاریخی ملتها از چه مرتبتی برخوردار است؟ بی تردید بخش قابل توجهی ...

در تمام این سالها، هرگز در یک دستگاه شناختی، سینمای متعال و قدسی به طور صحیح بررسی نشده و خبط و خطای مدیریت دولتی مورد بررسی...

در حال حاضر، در جامعه ما شرایطی وجود دارد که وقتی صحبت از سینمای دینی می شود، صرفاً پیوند و آمیختگی آن با مذهب و شعایر مذهبی به ذهن متبادر می شود، ...

هنرمند، هم در باب فرم و قالب هنرِ خودش و هم در قبال مضمون تعهّد دارد. کسى که قریحه هنرى دارد، نباید به سطح پایین اکتفا کند. این یک تعهّد است....

از آنجا که جهان هرگز عرصه‌ی اتفاق نیست، برخی اوقات پدیده‌های به ظاهر اتفاقی و تصادفی، در باطن سرشار از معنا هستند. تحصیل سید مرتضی آوینی ....

رسانه و به ویژه سینما، در دنیای امروز که عصر انفجار اطلاعات نام گرفته است، جایگاهی بس رفیع و در خور توجه دارد و از اینرو، گرایش زنان به هنر سینما ....

اگر بخواهم به یک جمع بندی از آن چه تا کنون به ویژه در آثار غربی دیده ام بپردازم، می توانم چند محور اساسی در توصیف سینمای دینی را از دیدگاه منتقدان....

دین عبارت است از رابطه انسان با خدا و در مفهوم کلی بر پیوند پایدار و نزدیک با نیروهای فوق طبیعی، دلالت دارد، باورهای دینی، بشر را ، ...

هنر، عزیز و والاست، هنر، جاودانه است. هنر، عمومی و جهانی است و به قطعه‌ای از زمین و زمان منحصر نمی‌شود.[1] هنر، حقیقتی بسیار فاخر ...

اغلب وقتی صحبت از سینمای «موضوعی» به میان می آید، دغدغه تعریف و مرزبندی نیز بلافاصله مطرح می شود. این گرایش به تعریف و مرزبندی اجتناب ناپذیر است،...

( این یادداشت، سخنرانی منتشر نشده‎ای از دکتر حداد عادل درسال ٧۵ است که در هفته نامه پنجره شماره 106 منتشر شده است. در آغاز پیروزی، ...

سینمای دینی ما نیاز به یک تحول اساسی دارد. عده کثیری از کارگردانان و نویسندگان ما سردرگم هستند، نمی دانند برای ارائه و تولید ...

اگر چه عده‌ای اساساً وجود سینمایی دینی را قبول ندارند و آن را بر نمی‌تابند، اما حقیقت ‏امر گواه آن است که سینمای دینی نه تنها وجود دارد بلکه به تدریج ...

هر بار که سخن از سینمای دینی به میان می آید، خود به خود دو مفهوم "خیر" و "شر" به ذهن متبادر می شود؛ در حالی که شیوه بیان و تجسم تصویری ...

در حال حاضر، در جامعه ما شرایطی وجود دارد که وقتی صحبت از سینمای دینی می شود، صرفاً پیوند و آمیختگی آن با مذهب و شعایر مذهبی به ذهن متبادر می شود، ...

هنرمند، هم در باب فرم و قالب هنرِ خودش و هم در قبال مضمون تعهّد دارد. کسى که قریحه هنرى دارد، نباید به سطح پایین اکتفا کند. این یک تعهّد است....

از آنجا که جهان هرگز عرصه‌ی اتفاق نیست، برخی اوقات پدیده‌های به ظاهر اتفاقی و تصادفی، در باطن سرشار از معنا هستند. تحصیل سید مرتضی آوینی ....

رسانه و به ویژه سینما، در دنیای امروز که عصر انفجار اطلاعات نام گرفته است، جایگاهی بس رفیع و در خور توجه دارد و از اینرو، گرایش زنان به هنر سینما ....

اگر بخواهم به یک جمع بندی از آن چه تا کنون به ویژه در آثار غربی دیده ام بپردازم، می توانم چند محور اساسی در توصیف سینمای دینی را از دیدگاه منتقدان....

دین عبارت است از رابطه انسان با خدا و در مفهوم کلی بر پیوند پایدار و نزدیک با نیروهای فوق طبیعی، دلالت دارد، باورهای دینی، بشر را ، ...

هنر، عزیز و والاست، هنر، جاودانه است. هنر، عمومی و جهانی است و به قطعه‌ای از زمین و زمان منحصر نمی‌شود.[1] هنر، حقیقتی بسیار فاخر ...

اغلب وقتی صحبت از سینمای «موضوعی» به میان می آید، دغدغه تعریف و مرزبندی نیز بلافاصله مطرح می شود. این گرایش به تعریف و مرزبندی اجتناب ناپذیر است،...

( این یادداشت، سخنرانی منتشر نشده‎ای از دکتر حداد عادل درسال ٧۵ است که در هفته نامه پنجره شماره 106 منتشر شده است. در آغاز پیروزی، ...

سینمای دینی ما نیاز به یک تحول اساسی دارد. عده کثیری از کارگردانان و نویسندگان ما سردرگم هستند، نمی دانند برای ارائه و تولید ...

اگر چه عده‌ای اساساً وجود سینمایی دینی را قبول ندارند و آن را بر نمی‌تابند، اما حقیقت ‏امر گواه آن است که سینمای دینی نه تنها وجود دارد بلکه به تدریج ...

هر بار که سخن از سینمای دینی به میان می آید، خود به خود دو مفهوم "خیر" و "شر" به ذهن متبادر می شود؛ در حالی که شیوه بیان و تجسم تصویری ...


برچسب‌ها: تــــــــــــــــــا سینمای دینی
[ شنبه دوازدهم بهمن 1392 ] [ 8:20 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
[ شنبه دوازدهم بهمن 1392 ] [ 8:17 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


دهه اول

حجةالاسلام
علیرضا پناهیان
(میثاق با شهداء)

حجةالاسلامموسوی مطلق(زینبیون)

حجةالاسلام
سید احمددارستانی
(رایةالعباس  )

حجةالاسلام
استاد انصاریان
(حسینیه آیةالله علوی)

اول محرم

سخنرانی

سخنرانی

بخش1  بخش2 

سخنرانی

دوم محرم

سخنرانیسخنرانی

بخش1 بخش2 بخش3

سخنرانی

سوم محرم

سخنرانیسخنرانی---

سخنرانی

چهارم محرم

سخنرانیسخنرانی

بخش1 بخش2 بخش3

سخنرانی

پنجم محرم

سخنرانیسخنرانی

بخش1 بخش2 بخش3

سخنرانی

ششم محرم

سخنرانیسخنرانی

بخش1  بخش2 

سخنرانی

هفتم محرم

سخنرانیسخنرانی

بخش1 بخش2 بخش3

سخنرانی

هشتم محرم

سخنرانیسخنرانی

بخش1  بخش2

سخنرانی

نهم محرم

سخنرانیسخنرانی

بخش1 بخش2 

سخنرانی

دهم محرم

سخنرانی

سخنرانی

بخش1 بخش2 بخش3

سخنرانی


حجةالاسلام
رفیعی
(رزمندگان قم)

حجةالاسلام
علوی تهرانی
(مسجدامیر ع )

حجةالاسلام استاد صدیقی(دانشگاه شریف)

حجةالاسلام
قاسمیان
(دانشگاه شریف)

اول محرم

سخنرانی

سخنرانی

سخنرانی

---

دوم محرم

سخنرانی

سخنرانی

سخنرانی

---

سوم محرم

سخنرانی

سخنرانی

سخنرانی

---

چهارم محرم

سخنرانی

سخنرانی

سخنرانی

---

پنجم محرم

سخنرانی

سخنرانی

سخنرانی

---

ششم محرم

سخنرانی

سخنرانی

---

سخنرانی

هفتم محرم

سخنرانی

سخنرانی

---

سخنرانی

هشتم محرم

سخنرانی

سخنرانی

---

سخنرانی

نهم محرم

سخنرانی

سخنرانی

---

سخنرانی

دهم محرم

سخنرانی

سخنرانی

---

سخنرانی

حجةالاسلام حائری زاده(مهدیه امام حسن)


حجةالاسلام ابوالقاسمی
(عشاق الحسین)

حجةالاسلام معرفت(مهدیه تهران)


حجةالاسلام
استاد هاشمی نژاد
(بیت الرقیه)

اول محرم

بخش1 بخش2

سخنرانی

سخنرانی

سخنرانی

دوم محرم

بخش1 بخش2

سخنرانی

سخنرانی

سخنرانی

سوم محرم

بخش1 بخش2

---

سخنرانی

سخنرانی

چهارم محرم

بخش1 بخش2 بخش 3

سخنرانی

سخنرانی

سخنرانی

پنجم محرم

بخش1 بخش2

سخنرانی

سخنرانی

سخنرانی

ششم محرم

بخش1 بخش2

سخنرانی

سخنرانی

سخنرانی

هفتم محرم

بخش1 بخش2

سخنرانی

سخنرانی

---

هشتم محرم

بخش1 بخش2

سخنرانی

سخنرانی

---

نهم محرم

بخش1 بخش2

---

سخنرانی

---

دهم محرم

بخش1 بخش2

سخنرانی

سخنرانی

---


حجت الاسلام و المسلیمن عالی؛محرم92

هیئت ریحانة الحسین(ع)

شب اول

بخش اولبخش دوم بخش سوم بخش چهارم

شب دوم

بخش اول بخش دوم بخش سوم بخش چهارم

شب سوم

بخش اول بخش دوم بخش سوم بخش چهارم

شب چهارم

بخش اول بخش دوم بخش سوم بخش چهارم

شب پنجم

بخش اول بخش دوم بخش سوم بخش چهارم

شب ششم

بخش اول بخش دوم بخش سوم بخش چهارم

شب هفتم

بخش اول بخش دوم بخش سوم بخش چهارم

شب هشتم

بخش اول بخش دوم بخش سوم بخش چهارم

شب نهم

بخش اول بخش دوم بخش سوم بخش چهارم

شب دهم

بخش اول بخش دوم بخش سوم بخش چهارم

شب یازدهم

بخش اول بخش دوم بخش سوم بخش چهارم

حسینیه امام خمینی(ره)

کیفیت خوب  کیفیت متوسط


برچسب‌ها: آرشیو کامل سخنرانی ها در دهه اول محرم 92
[ جمعه یازدهم بهمن 1392 ] [ 8:17 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

 

ویژه نامه ضربه جبران ناپذیر

مرگ تدریجی یک ملت - ویژه نامه تهاجم فرهنگی

قند پارسی - ویژه نامه زبان فارسی

این یک بازی نیست

اسبابی برای انتقال فرهنگ - ویژه نامه اسباب بازی

ویژه نامه اقتصاد مقاومتی

ویژه نامه نرمش قهرمانانه

ویژه نامه بیداری اسلامی

نعمت برادری - ویژه نامه وحدت اسلامی

وظیفه ای فراموش شده - ویژه نامه امر به معروف و نهی از منکر

ویژه نامه فرهنگ ایثار و شهادت

ویژه نامه شاخصه های خط امام


برچسب‌ها: ویژه نامه سبک زندگی اسلامی
[ یکشنبه ششم بهمن 1392 ] [ 7:32 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
 

ویژه نامه رزق، روزی و کسب حلال

شعله های خشم - ویژه نامه خشم

فقط به خاطر تو- ویژه نامه اخلاص

آتشی زیر خاکستر- ویژه نامه حسد

ویژه نامه غیبت و پیامدهای آن

خلق شیطانی - ویژه نامه تکبر و غرور

 


برچسب‌ها: نسیم ایمان, ویژه نامه حسن خلق
[ یکشنبه ششم بهمن 1392 ] [ 7:31 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

 

 

ربا در اصطلاح فقهی به معنای زیاده خواهی مالی از دیگران است که به دو گونه تحصیل می‌گردد: 1. رباى معاملى همچون فروختن دو جنس مشابه هم به یکدیگر، به شرط آن که مکیل و یا موزون باشد و درخواست زیاده شود؛ ادامه ...

 

در این مقال سعی داریم تا ربا را از چند دیدگاه به زبان ساده و بدون داخل شدن در مباحث تخصصی و در حد آشنایی مختصر و به طور...

بى گمان ظهور اسلام حکومتى، در پهنه جهان پرتحوّل و پر پدیده امروز، فقه پویا، همه سونگر، توانا و روش مند مى طلبد، تا با درک درست پدیده ها و نیازها...

اسلام دین معنویت و زندگی است. از این رو هم مردم را به عبادت خدا فراخوانده است و هم به عدالت اجتماعی و اقامه قسط و عدل دعوت کرده است ...

خداوند منّان نیروهایی مانند قوه شهوت، غضب، مال دوستی و... در نهاد بشر قرارداده است که هریک نقش به‏سزایی در ادامه حیات نسل بشر ...

بعضی صبح های زود، پیامبر از خانه بیرون می رفت تا به کارهای مردم رسیدگی کند یا به بازار می رفت تا نان یا خرمایی تهیّه کند و به خانه بیاورد. ...

ربا به معنی بخش زیاد شده، فزونی یافته، فزونی، زیادی، افزوده... است، و معادل « بهره» در زبان فارسی است. وقتی چیزی به کسی می دهیم و زیـاده از آنچه بوی...

آقاى موسى غنى‏نژاد در مقاله‏اى تحت عنوان «تفاوت ربا و بهره بانکى‏» (*) سعى در اثبات این نظریه دارند که دو مقوله....

ربا در لغت و اصطلاح شرع و اقتصاد به معنای رشد و نموّ و علوّ و برتری است.1 به گفته راغب اصفهانی، ربا زیادی بر سرمایه را گویند، ولی در شرع به زیاده‏هایی ...

(الّذین یأکلون الربا لا یقومون الاّ کما یقوم الَّذی یتخبّطه الشَّیطان من المس ذلک بانّهم قالوا انَّما البیعُ مثلُ الرِّبا و احلّ اللهُ البیع و حرّم الربا فمن جاءه موعظه...

یکی از مسائل حائز اهمیت در حوزه اقتصاد اسلامی که امروزه مورد ابتلای اکثر مسلمانان است، مسئله رباست. برخی اندیشمندان، ربای قرضی ...

پرسش و پاسخ


برچسب‌ها: جنگ با خدا, ویژه نامه ربا
[ یکشنبه ششم بهمن 1392 ] [ 7:31 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

پروسه پیروزی دولت سوریه در جنگ تحمیلی جهانی علیه این کشور یک طرح سه مرحله ای است که دو مرحله آن پشت سر گذاشته شده و مرحله سوم نیز با دست برتر دولت آغاز شده است.
گروه بین‌الملل مشرق - سه سال پیش مخالفان سوری با ورود به خیابانها و روستاها و شهرک های مختلف اعتراضات خود را آغاز کردند و در خیابان های حلب و دمشق دو پایتخت مهم سوریه مستقر شدند و در مرزها نیز استقرار پیدا کردند، با این حال در تسلط بر قدرت دولت یا ایجاد مناطق بی طرف یا ایجاد گذرگاه هی انسانی ناکام ماندند. دولت توانست در این مدت آنها را مهار کرده و برنامه های آنها برای براندازی را از بین ببرد. بعد از مدتی با گذشت یک سال از روند درگیری ها که در آن زمان بیش از 60 درصد کشور در دست عناصر مخالف دولت بود و آنها بارها به پایتخت نیز نزدیک شده بودند تا دولت را در کنج خانه خود تهدید کنند، این بشار اسد بود که توانست معادله ها را به نفع خود تغییر دهد و توازن را در عرصه میدانی ایجاد کند.


آغاز بحران و معرکه عبور از غافلگیری

از آغاز درگیری ها و اقدامات نظامی در سوریه تا کنون می توانیم ببینیم که رسیدن معارضان به قدرت و براندازی دولت در این کشور غیرممکن بوده است، آنها حتی اگر در چند نقطه موفق به ایجاد تردید و شکاف در میان دولت و ارتش شده اند، اما نتوانستد کار را یکسره کنند، از سوی دیگر دولت توانسته موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهد، اما با این حال تا یکسره کردن عرصه درگیریها و تحقق پیروزی نهایی راه زیادی در پیش رو دارد.

از آغاز بحران سوریه و با افزایش اعتراضات و اقدامات نظامی مرزهای اطراف سوریه باز شد و اموال، سلاح و عناصر مسلح زیادی وارد این کشور شدند، دولت در برابر روند افزایش عناصر مسلح عقب نشینی کرد و تا حدی دچار فرار و شکاف در ارتش و پلیس و نیروهای امنیتی شد.

دولت سوریه البته با وجود عقب نشینی ها در برخی مواضع، به صورت کامل عرصه را خالی نکرد، بلکه با برنامه ریزی در برخی مناطق عقب نشینی کرد تا بتواند تمرکز خود را بر اساس گروه های نظامی ایجاد کرده و نقاط حساس را در شهرها و مناطق مختلف در دست داشته باشد و هماهنگی های لازم را از طریق این مراکز دنبال کند.

در ابتدا دولت کاملا محاصره شده بود و مخالفان حضور خود را در بیشتر مناطق مرزی تقویت کرده بودند، مرز اردن، عراق، ترکیه و لبنان، شهرهای درعا، دیر الزور، حلب، حمص، ادلب، حومه لاذقیه و سلسلسه جبال مرزی ترکیه  و سلسله کوههای شرقی و .. تا سرحد حومه دمشق و حمص در اختیار نیروهای مخالف دولت بود.

مدتی بعد برخی بخش های هم مرز با پایتخت سوریه از جمله غوطه شرقی و غربی و کوههای مشرف به دمشق  و مسیر بین المللی این شهر و طریق المطار و بخش های دیگر چسبیده به دمشق سقوط کرد. گروه های مسلح بر داریا که تنها 3 کیلومتر با کاخ ریاست جمهوری اسد فاصله داشت نیز مسلط شدند و مسیر اصلی دمشق حمص را نیز قطع کردند. مسیر دمشق به درعا و دمشق به حلب و دمشق به ادلب از دیگر مسیرهایی بود که تروریست ها آن را قطع کرده بودند.


تمام پادگان ها در حمص محاصره شده بود و ارتش از حوران و حلب و همچنین الرقه نیز عقب نشینی کرده بود. تقریبا 60 درصد سوریه در دست مخالفان مسلح بود و مناطق کمی از جمله کاخ ریاست جمهوری و کوههای قاسیون و پادگان های نظامی و مراکز حیاتی و برخی محلات کوچک در دست دولت باقی مانده بود. باقی مناطق شامل كدوما، القابون، برزة، التل، حرستا، جوبر، العسالي، دریای سیاه، يرموك و حتى وادي بردى یا سقوط کرده بودند یا اینکه عناصر مسلح به داخل آن نفوذ کرده بودند.

شکی نیست که دولت پیر و کارکشته سوریه که تهور و رفتارهای احساسی و هیجانی ندارد، می تواند حجم خطرات موجود را بدون کم و کاست درک کند. این کشور تجربه سالهای درازی را دارد و می داند با بحرانها چطور برخورد کند و چگونه حجم دشمنان خود را ارزیابی کند. در همین راستا بود که دولت سوریه تصمیم به سنگر گرفتن در مراکز اصلی خود کرد تا استراتژی دفاعی خود را برای پیروزی بر دشمنان بچیند. پایداری معجزه ای است که می تواند جنگ و حمله دشمن را به شکست تبدیل کند و هیچ فایده و افقی را برای مهاجمان باقی نگذارد تا آنها را ناامید کند.

این رویکرد با عملکرد ساختار دولتی سوریه نیز که سنگین و کند بود، تناسب داشت. به این ترتیب دولت مراکز اصلی نظیر کاخ ریاست جمهوری، فرماندهی ستاد ارتش، بانک مرکزی، ایستگاه رادیو تلویزیون و فرودگاه های نظامی و شهری و پادگان ها و دانشکده های نظامی و مراکز امنیتی  پلیس و مراکز آموزش نظامی و وزارتخانه ها و زندان ها و تاسیسات حیاتی را در دست خود نگه داشت و از آنها محافظت کرد.

این تاسیسات به مراکز نظامی مستحکم دولت تبدیل شد که ارتباط و تماس مستمری با هم داشتند. این مراکز توان موشکی و گستره آتش بالایی نیز داشتند. دولت سوریه در تمامی استان ها چنین مراکزی را در دست خود نگه داشت، مراکزی که مانند لاک پشت مستحکم بود و می توانست عناصر داخل خود را از حملات حفظ نماید.

در إدلب  وادي الضيف و الحامدية، در حلب کارگاه های وزارت دفاع و زندان مركزی، در حماه قلعة المضيق و كفر نبودة، در الرقة فرودگاه الطبقة و عين عيسى، در دير الزور پادگان های الشبيبة و الصاعقة، در الضمير پادگان القطيفة در اختیار دولت بود. حملات دولت بدون عجله و ریسک بالا و بر اساس روش هایی انجام شد که با امکانات ارتش تناسب داشت.


در سال اول با پیشروی های مخالفان و عقب نشینی های ارتش، دولت راهبرد ممانعت از گسترش نفوذ مخالفان را در دستور کار قرار دارد. این روش نیاز به وسایل دفاعی فعال داشت. تقویت خطوط دفاعی و استفاده از ضد حمله راهبرد اصلی ارتش در تقابل با نیروهای مسلح در سال اول درگیری ها بود.

راهبرد ارتش سوریه مبتنی بر دو مرحله بود:   

الف: یک سامانه دفاعی پیچیده وجود داشت که شبیه تور صیادان بود. این سامانه عناصر مهاجم را فریب داده و در یک محور گاز انبری وارد می کرد که دیگر راه خروج برای آن امکان نداشت، بعد از این حمله، ضد حمله از سوی ارتش سوریه آغاز میشد.

ب: راه عناصر مسلح بدون توجه دادن به آنها برای پیشروی در مناطقی که تحت حمایت مستحکم ارتش قرار داشت، باز می شد. رسیدن دشمن به خط دفاعی واقعی سوریه باعث بروز خسارت های غیر قابل جبران در میان آنها می شد. هدف اصلی از این طرح جنگی طولانی کردن جنگ برای ایجاد ناامیدی در میان دشمن و در دست داشتن ابتکار عمل بود که در این حالت برای دشمن اینگونه به نظر می رسید که این جنگ قصد تمام شدن ندارد و پایان ناپذیر است.
 
با راهبرد ناامید کردن دشمن و ادامه بسیج اداری سوریه نیاز به صبر و مقاومت داشت، در این راستا سه مرحله از مبارزه با مخالفان مسلح در دستور کار دولت قرار گرفت.
-مرحله دفاعی
-مرحله توازن
-مرحله تعیین سرنوشت جنگ

مرحله دفاعی با مهار و کنترل هیجان عناصر مسلح آغاز شد، اهمیت ادامه این روند و کنترل ضربات دشمن و پایداری در بالاترین زمان ممکن بسیار بالا بود، پایداری تنها راه برای بازپس گیری محبوبیت مردمی و ایجاد تشکیلات نظامی منسجم و سازماندهی هواداران و بازسازی گارد نظامی و  بالا بردن توان و تجربه نظامی و همچنین کسب تجربه از معرکه جدید است.


در مرحله توازن تعداد کافی از تشکیلات سازماندهی شده وجود دارد که می تواند ضربات سختی را به مهاجمین وارد کند و آنها را بعد از خستگی و فرسایش ناشی از مرحله قبل دچار ضربات مهلک نماید. در این زمان امید مهاجمان از بین فته و دچار سرخوردگی می شوند و نتیجه این مرحله حملات سختی است که مهاجمان را مجبور به تفرقه و تشتت می کند.

در مرحله سوم پاتک ها و جنگ نظامی سرنوشت ساز آغاز می شود. در این مرحله نیروهای مدافع بعد از فرسایش و توقف حرکات دشمن قادر به انجام حملات نظامی با تاثیر بالا علیه دشمن هستند. این مرحله بر گفتمان حرکت و حمله استوار است و نیروها از حالت سستی و رکود خارج شده و دفاع فعال و افزایش محبوبیت مردمی و سیاسی در سایه طولانی تر شدن جنگ علیه مهاجمان از جمله ویژگی های این مرحله است. 

دولت سوریه در مراحل اول  دوم پیروز شده است و ارتش دفاع ملی و کمیته های مردمی و گردان های حزب بعث را تشکیل داده تا نیروهای مردمی بیشتری را برای مقابله با عناصر تروریست سازماندهی کرده باشد.


طرح جنگی لبه چاقو 

دولت سوریه در راهبردی نظامی خود استراتژی لبه چاقو را در پیش گرفت، در این طرح هر گونه اشتباه برای نیروهای مدافع کشنده خواهد بود، مانند اتفاقاتی که در برخی مناطق از جمله در جسر الشغور، فرودگاه مینگ، فرودگاه تفتناز، پادگان هنانو و پایگاه مرج السلكان روی داد. البته دولت در بسیاری جاهای دیگر پیروز عمل کرد و مانع از حملات و سقوط مراکز دفاعی خود شد.

این طرح دفاعی مختص نیروهای مدافع با حرارت و فعالیت بالا است. ارتش سوریه درگیری هایی را در شرایط سخت و پیچیده انجام داد، اما در نهایت موفق شد مبارزان افراطی را مهار کند و خسارت های زیادی را به آنها وارد کند و آنها را محاصره کند.

روند جنگ دولت سوریه علیه تروریست ها به این شرح بود: مخالفان در حمص پیشروی کردند و مناطق مختلف یکی پس از دیگری به اشغال آنها در آمد، شهر در آستانه سقوط و تبدیل شدن به پایتخت تروریست های سوری بود، بویژه اینکه مبارزان بر مرکز شهر تسلط یافته بودند.


اما ادامه پیروزی در برابر دیوار دانشکده نظامی در الوعر متوقف شد. این دانشکده به منطقه ای آتشین تبدیل شد و مناطق تحت تصرف تروریست ها را از هم جدا کرد. دولت از ترکیب طایفه ای مناطق مجاور برای جلوگیری از پیشروی تروریست ها استفاده کرد و پایداری دانشکده نظامی نیز در این زمینه بی تاثیر نبود. در طول یک سال مخالفان تلاش های زیادی را برای پیشروی در این محورها انجام دادند، اما فایده ای نصیب آنها نشد و آنها با سد محکم دیوار دانشگاه الارکان برخورد کردند، نیروهای دولتی سوریه مانع از سقوط این مراکز شدند.

تلاش مخالفان برای تسلط بر درعا نیز ادامه یافت؛ پادگان ملی المشفی در شمال انخل قلعه مستحکمی شد که مانع از     پیشروی مخالفان در این شهر شد و پادگان الاعزاز نیز کمک زیادی در این راستا کرد، پادگان الرادار در النعیمه و پادگان الطبیه در شهر نوی و پادگان دفاع هوایی در السهوه نیز همین مأموریت را داشتند. درگیری ها به همین صورت ادامه پیدا کرد و به این ترتیب دولت از ادلب نیز حمایت کرد و بعد از اینکه یگانی ویژه از گارد ریاست جمهوری را در منطقه وادی الضیف مستقر کرد ، این مراکز به سد مستحکمی تبدیل شد که مانع از کامل شدن تسلط مخالفان بر شهر ادلب شد.

با وجود محاصره و قطع راههای امدادی، مدافعان قهرمانانه مبارزه خود را با دفاع در برابر حملات متوالی دنبال کردند. تنها راه ارسال آذوقه برای عناصر محاصره شده پرتاب آذوقه از بالگردهای نظامی برای محاصره شدگان بود؛ 250 نظامی مدافع این مراکز با 5 تانکی که در اختیار داشتند، پایداری خود را ادامه داده و موفق به شکستن محاصره این منطقه شدند.

همین روال در حلب نیز دنبال شد و کارگاه های دفاعی به منطقه ای برای مدافعان تبدیل شد که با حملات همه جانبه مهاجمان مقابله کنند. تمامی طرح های حمله مهاجمان بدون فایده دنبال می شد. مدافعان توپ های 60 میلیمتری را با زاویه 90 درجه نسبت به زمین نصب کرده بودند، در این حالت که ریسک بسیار بالایی نیز داشت، برد گلوله های توپ تنها به 100 متر می رسید، به این ترتیب آنها خط دفاعی مستحکمی را ایجاد کردند که با مسلسلها و کاتیوشاها نیز به صورت مستقیم مستحکم تر می شد و در مسافت کمی از دو طرف به این ترتیب با مهاجمان جنگیدند. زندان مرکزی نیز همین حالت را داشت. این منطقه حد فاصل رسیدن دو نقطه اشغال شده به یکدیگر شد و ارتش برای عملیات دفاعی خود حملات پیش دستانه ای را در دستور کار قرار داد.


در این طرح وقتی که مهاجمان حمله خود را آغاز می کردند، نیروهای ارتش سوریه نیز همزمان حمله می کردند، در این حالت مهاجمان که با این حمله سریع غافلگیر شده بودند، مجبور به عقب نشینی و فرو رفتن در لاک دفاعی می شدند تا بار دیگر نیروهای خود را سازماندهی کنند.

در درعا و دیر الزور نیز اوضاع به همین صورت بود. این مناطق نقاط مهمی بود که تبدیل به مراکز نظامی و مراکز مستحکم در برابر دشمنان شد.

در دمشق اوضاع سخت تر از این بود. لازم بود که این شهر پایگاه پشتیبانی دولت سوریه باقی بماند، اما با این وجود سخت ترین درگیری ها در این شهر روی داد. نیروهای دولتی مأموریت دفاع از مراکز امنیتی و نظامی را بر عهده داشتند و قلعه های مستحکمی را در آکادمی پلیس در ورودی برزه الکاراجات و دانشکده دفاع ملی و مرکز اطلاعات هوایی در حرستا و کلانتری امنیتی دولت در منطقه الملتحق جنوبی و سوق الهال در ورودی جوبر ایجاد کردند.

این یک اقدام بی سابقه بود، چرا که پادگان ها به جای مناطق استراحت نظامیان به خط مقدم مبارزه با دشمن تبدیل شده بودند. دولت موفق شد از نیروهای هوایی خود برای پشتیبانی ارتش استفاده کند و تجمع های دشمن را هدف قرار دهد و امداد و نجات را از فرودگاه ها دنبال کند و آشیانه های توپخانه ای و موشکی به دور از صحنه درگیری ها ایجاد کند. این موارد در فرودگاه ابو الشامات و پادگان الدراج و پایگاه القطیفه ایجاد شده بود.

در شکست حمله دوم تروریست ها به دمشق که در نوامبر سال 2012 انجام شد، کوه قاسیون نقش مهمی در تامین امنیت حملات موشکی و خمپاره ای به سمت مخالفان داشت و به عنوان قلعه های کوچکی عمل می کرد که در جغرافیای دمشق توزیع شده بود و هماهنگی کامل با طرح های ارتش داشت.

در این زمان دولت وارد مرحله توازن شد و ضرباتی را به مهاجمان وارد کرد. در این مرحله بابا عمرو و غرب العاصی و القصیر پس گرفته شد و مسیرهای  حماه –حلب، السفيرة ـ خناصر، جبل الأربعين ـ إدلب، خربة الغزالة ـ درعا، العتيبة ـ ريف دمشق و مسیر قارة ـ دير عطيةـ النبك بازگشایی شدند. مخالفان سوری وارد مرحله رکود و در جا زدن شدند و دیگر نمی توانستند حملات خود را کامل کنند. وضعیت ارتش بهبود پیدا کرد و قادر شد حملات خود را با کیفیت بهتر از قبل دنبال کند تا وارد مرحله تعیین سرنوشت جنگ شود.


بحران سوریه از مرحله دفاع تا توازن

بعد از موفقیت دولت سوریه در تبدیل کردن پادگان ها و پایگاه های نظامی و مراکز امنیتی به جزیره های دفاع از کشور و مرحله توازن نظامی آغاز شد، در این مرحله که دومین مرحله از جنگ سوریه بود، موفقیت های زیادی در حمله به مراکز نظامی دشمن حاصل شد و عناصر مسلح ضربات سختی را دریافت کرد و این آغاز مرحله توازن نظامی بود با گذشت پایداری سه ساله از آغاز بحران سوریه تاکنون جواب می داد.

با آغاز این مرحله ارتش سوریه محاصره مناطق مورد هجوم را آغاز کرد و راههای کمک به تروریست ها را بست و آنها را در محاصره قرار داد. ارتش همچنین طرح های خود را در بخش های جنوبی و شرقی به خوبی به اجرا گذاشت و در بخش های شمالی نیز تلاش های خود را در این راستا ادامه داد تا به مرحله تعیین سرنوشت جنگ نزدیک شود.

انتقال از مرحله توازن به مرحله تعیین سرنوشت نهایی جنگ به اندکی زمان نیاز دارد. چرا که اقدامات جنگی در یک روند خاص نمی تواند جواب دهد و هر منطقه ای برای خود روش متفاوتی دارد. دولت سوریه از همان ابتدا به دنبال طولانی کردن روند جنگ و کاستن از هیجان کشوهای حامی تروریست ها و ایجاد خیزش مردمی در شهرها و روستاهای سوریه بود تا بتواند با نهایت اقتدار با عناصر مهاجم مقابله کند.

نیروهای دولتی سوریه در مراکز امنیتی خود مستقر شدند و با استراتژی دفاعی جنگ را دنبال کردند تا بتوانند در برابر هجمه بین المللی، منطقه ای و عربی که تروریست ها از حمایت آن برخوردار بودند، مقابله کنند. موفقیت دولت سوریه در دو مرحله اول راه را برای موفقیت در مرحله سوم یعنی برچیدن کامل دامنه های جنگ از سوریه باز کرده است.

البته هنوز مرحله توازن کامل نشده و به جای ایده آل خود نرسیده است. (چرا که باز پس گیری قاره در مقابل سقوط معلولا یا باز پس گیری النبک و واگذاری عدرا اقدام درستی نیست.) بنابراین این طرح هنوز ناقص است و باید به دولت قدرت حمله همزمان و فراگیر در چندین محور را بدهد.

در صورت ناتوانی دولت سوریه در پوشش این اشتباهات این مرحله به طول خواهد انجامید. در هر حال اوضاع به نفع دولت سوریه است، چرا که طولانی شدن بحران نیز به نفع این کشور است و بحران مخالفان را از ورود به این جنگ بی پایان افزایش خواهد داد. به مرور زمان کشورهای حامی تروریست ها دور آنها را خالی خواهند کرد و همین موضوع باعث فروپاشی و بروز اختلافات در میان عناصر مبارز می شود.

در طول سه سال گذشته مخالفان در مرحله صعودی قرار داشتند، اما به صورت اتوماتیک هنگامی که در تسلط بر حاکمیت ناکام ماندند، روند نزولی آنها آغاز شد، اما در مقابل دولت سوریه با پایداری خود در برابر هجمه های اولیه همبستگی و توان بیشتری پیدا کرده و در راه رسیدن به اوج عملیات نظامی خود است.

در پایان توجه به یک قاعده نظامی لازم است: موقف نشدن در هر حمله به معنی شکست در عملیات است و این مبنایی است که دولت سوریه در راهبرد خود علیه مبارزان برای تحقق پیروزی نهایی از آن استفاده می کند.


برچسب‌ها: به مناسبت برگزاری کنفرانس ژنو 2؛ ناگفته‌های جنگ هف, ارتش اسد چگونه تروریست‌ها را مهار کرد
[ پنجشنبه سوم بهمن 1392 ] [ 7:48 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


انسان موجودی ارتباط مدار

51

انسان، موجودی مدنی‌الطبع نامیده شده و همواره با همنوعانش در ارتباط بوده، در واقع این ارتباط ریشه در نیاز او به ارتباطات اجتماعی دارد، همین نیاز سبب شکل‌گیری اجتماعات انسانی، شهرها و جوامع شده و در گذر زمان و ادوار زندگی انسان متحول و متطور گشته است. بشر، در دوره‌های گوناگون برای تسهیل ارتباطات اجتماعی خود دست به اختراعاتی از جمله، تلفن، تلگراف، تلوزیون، ماهواره و اینترنت زده است. شبکه‌های اجتماعی نیز که زاده وب۲ هستند، از همین دست اند.

 ImageThumb2

شبکه های اجتماعی محصول چه فرهنگی است؟

شبکه های اجتماعی دیر مدتی نیست که وارد دنیای سایبری شده است و در همین مدت زمان نسبتا کم بیشترین مخاطب را به سمت خود جلب کرده اند. با توجه به اینکه این شبکه ها محصول سرزمین های غرب‌اند و به صورت کلی با فرهنگ کشور ما تفاوت هایی دارند مسئولین این امر به راهکار فیلترکردن این نوع شبکه های اجتماعی روی آورده اند. جدا از اینکه این شبکه ها محصول وطنی نمی باشند استفاده های غالبا منفی از این تکنولوژی حتی در جوامع تولید کنندها آن ها مزید بر علت شده است تا با فرهنگ ایرانی اسلامی ما فاصله اش بسیار شود. جدا از قضایای امنیتی این مقوله که اثرات جانبی آن، حتی مالکان این شبکه ها را نیز بی بهره نگذاشته است، بحث فرهنگی این شبکه ها بسیار جای تأمل دارد.

 722618faf80da8fce261bf5349e35bcc

این شبکه‌ها به نوعی برای جوانان آزادی بیان را به دنبال دارد، به طوری که کاربر این فضا به راحتی، صدا، تصویر و کلام مورد علاقه خود را بارگذاری می‌کند؛ این آزادی اظهار نظر تا جایی است که عقوبت‌هایی که در فضای فیزیکی احتمال دارد به وجود آید، در شبکه های اجتماعی ذهن کاربر را به خود مشغول نمی‌کند.

عموم مردان مجازی در صفحات خود چه تیپی هستند؟

در واقع باید گفت فضاهای اجتماعی چه حقیقی و چه مجازی قطعا در باورها و نگرش افراد عضو در آن تأثیر به سزایی دارد. کمااینکه با بررسی در عکس نمایه بسیاری از کاربران در دراز مدت می توان به نتایج معنا داری رسید؛ نتایجی از جمله اینکه عده ای از کاربران که شاید در ابتدای امر عضویت در این مدل شبکه ها دارای باورهای نسبتا مذهبی تری بوده اند، اما از آنجایی که به گفته روان شناسان اکثر کاربران پر فعالیت در شبکه‌های اجتماعی دارای اعتماد به نفس های پایینی می باشند، با مشاهده افزایش دوستان کاربرانی با عکس های بازتر و بیان های راحت تر که به اصطلاح به “عرفی مُوجّه ” تبدیل شده است؛ کم کم و تدریجا به تعویض عکس های نمایه خود روی آورده اند تا از دوستان بسیار در شبکه های اجتماعی محبوب خود بی‌نصیب نمانند.

 فیسبوک

نمایه ها  و تصاویر پروفایل ها چه می گویند:

از آنجا که موضوع مقاله در رابطه با کاربران مرد این شبکه ها می باشد از وضعیت کاربران زن، که آن نیز دارای وضعیت اسفناکی می باشد، می گذریم.

با نگاهی گذرا به عکس های نمایه های کاربران مرد می توان متوجه شیوع نوع خاصی از پوشش در بین مردان، شد. که به همان دلیل جلب مخاطب و دوست های بیشتر کاربرد این تیپ خاص روز به روز بیشتر می‌شود.

 2

اگر بخواهیم این تیپ خاص پوشش را دقیق تر بررسی کنیم باید به مواردی همچون : مدل موهای فشن و بعضا عجیب و غریب، مدل ریش و سبیل های نامتعارف، یقه های باز، همراه داشتن زنجیر، ژست های خاص و البته گذشته از همه این موارد صورتی دارای ارایش های زنانه و ابروهای نازک کرده اشاره کرد.

 images (1)

 گذشته از انتشار این مدل تصاویر در قسمت پروفایل افراد، با نگاهی به آلبوم عکس های کاربران مرد شبکه‌های اجتماعی، می توان کم رنگ شدن ارزش هایی چون حیا و بی توجهی به حریم خصوصی نیز پی‌برد. عکس هایی که معمولا دارای پوشش نادرستی بوده و گویی انتشار آن در فضای مجازی که موانع محدود کننده ی اجباری ای وجود ندارد عملی  رایج شده است.

 به راستی دلیل این مقدار از تمایل به استفاده از لوازم آرایش و یا نشان دادن ظاهری نا متعارف و بعضا نابهنجار که البته مصادیق آن در سطح کمتری نسبت به فضای مجازی در فضای واقعی نیز دیده می شود چیست؟

بسیاری دلیل این سمت و سوق پسران و مردان را نوعی اعتراض به امر و نهی ها می دانند، اما جدا از بعضی از تعصب های نابجای افراد، مگر ما در در دین مان تأکید بر توجه به آراستگی و زیبایی را نداریم؟

توصیه به شستن موی سر و محاسن، شانه زدن موی سر، خوش‏بو کردن بدن با عطر، اصلاح سر و صورت، کوتاه کردن ناخن انگشتان، خضاب و رنگ کردن موی سر و صورت، زایل کردن موهای زاید بدن، سرمه کشیدن، روغن زدن به مو و مسواک زدن در همین راستا است.

متأسفانه اگر شبکه‌های اجتماعی به نحوی که در حال حاضر مورد استفاده قرار می‌گیرند، ادامه یابد و نسل برنامه‌ریز و مربی ما سواد رسانه‌ای خود را بالا نبرد، میان خانواده‌ها و جوانان شکافی ایجاد می‌شود که طی آن جوانی که امروز در دو جهان، مجازی و واقعی زندگی می‌کند، گرچه نزد خانواده خود است اما از آنان کیلومترها فاصله می‌گیرد؛ و البته فعالیت های این چنینی در شبکه های مجازی به نوعی باعث قبح شکنی در مورد این نوع پوشش و ظاهر خواهد شد که از عواقب آن افزایش این نوع پوشش ها در فضای واقعی جامعه خواهد بود.

اگرچه تربیت فردی و اخلاق فردی نقش بسیاری در هدایت فرد در فضای مجازی دارد ولی قطعا فضای رسانه‌ای و تبلیغات دائمی و برنامه ریزی شده در زمینه این رفتارهای ناهنجار تا حدی از شدت آسیب‌های اجتماعی و روان شدن این تیپ ها در سطح شهرها جلوگیری خواهد کرد.

haya0

البته فعال شدن فضای امر به معروف و نهی از منکر در این فضاها از طریق کامنت ها و پیام ها در صفحات شخصی این تیپ آدمها شاید اثر ظاهری نداشته باشد ولی به هر حال به مرور زمان فکر را درگیر خواهد کرد و حداقل با احساس رضایت و خشنودی کامل کاربر همراه نخواهد شد.

کاری از گروه سبک زندگی باحجاب


برچسب‌ها: مردان مجازی
[ پنجشنبه سوم بهمن 1392 ] [ 7:41 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

در چند ماه اخیر لبنان صحنه حملات متعدد تروریستی بوده است که با هدف ایجاد تنش و اختلاف میان فرقه‎های مذهبی توسط تکفیری‎ها انجام شده است. این رویدادها اعتراض گسترده مردم را علیه عربستان -به عنوان عامل این تحرکات- به دنبال داشته است.

علی الرز گرافیست لبنانی در طرحی  از ملک عبدالله عربستان، وی را "پادشاه تکفیری‎ها از مملکت تروریست‎ها" نامید.

 


برچسب‌ها: پادشاه تکفیری‎ها, عکس
[ پنجشنبه سوم بهمن 1392 ] [ 7:15 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

در سال‌های اخیر جریانِ لندن نشینی با استفاده از نام روحانیت شیعه اقدامات تفرقه‌افکنانه‌ای داشته‌اند که نمونه‌ای از آنان جریان یاسر الحبیب با حمایت سید مجتبی و سید صادق شیرازی است

گروه اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ این روزها نمی توان از تلاش برخی گروه ها و جریان های منحرف که همه توان و نیروی خود را خرج مقابله با وحدت مسلمانان نموده، برای ایجاد تفرقه میان مسلمانان و بالا گرفتن نزاع و دشمنی میان آنان و در نتیجه تضعیف اسلام تلاش نموده اند، چشم پوشی کرد؛ لذا به بهانه میلاد حضرت ختمی مرتبت و نامگذاری هفته وحدت در گفتگو با دکتر کامیار صداقت ثمرحسینی؛ عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، به بررسی و ریشه یابی اعتقادات و رفتارهای برخی از این گروه ها و جریان های انحرافی پرداخته ایم.


«خبرگزاری دانشجو»- مهم‌ترین آسیب‌های فرا روی حوزه‌های علمیه ناشی از چه عواملی است؟
 

ثمر حسینی: حوزة علمیه مکان آموزش علوم آل محمد (ص) است. علمای شیعه همواره تاکید کرده‌اند که علم باید توأم با عمل باشد و این اقتضای آن علوم شریف است، یعنی تعلیم علم باید همراه با انجام واجبات و ترک محرمات و عمل به سنت نبوی و اخلاق اسلامی باشد.


علمای شیعه همواره تاکید کرده‌اند که علم باید توأم با عمل باشد


هرگاه فراگیری این علوم بدون تهذیب نفس باشد، خطراتِ عدیده‌ای برای افراد و بلکه کل جامعه ایجاد می‌کند و اگر خوب دقت شود، فرقه سازی‌ها و دعاوی باطل آنان ناشی از عدم تهذیب نفس و عدم پایبندی به تقوای الهی بوده است.


بسیاری از انحرافات سیاسی افراد ناشی از عدم تهذیب نفس است

 

ضرورت تهذیب نفس و اهمیت ویژه آن در فراگیری علوم الهی سخت مورد توجه و اهتمام مرحوم حضرت امام خمینی (ره) بود. اینکه حتی علمای بزرگ شیعه خود را بی‌نیاز از حضور در درس اخلاق و تذکر و یادآوری مباحث آن ندانسته‌اند عظمت مطلب را می‌رساند. بسیاری از انحرافات سیاسی افراد و یا شتاب در انتشار رساله عملیه و مانند آن ناشی از عدم تهذیب نفس و تمایل به قدرت و شهوات نفسانی بوده است.


علاوه بر این‌ها جامع‌نگری نیز از ویژگی‌هایی است که هر فرد حوزوی باید داشته باشد. این موضوع در آثار و سخنان مرحوم حضرت امام خمینی (ره) و نیز مرحوم علامه عبدالحسین امینی (ره) و مقام معظم رهبری و بسیاری دیگر از علما و نویسندگان دیده می‌شود. محمدرضا حکیمی به درستی در وصف علامه امینی می‌نویسد که «او درک می‌کرد که جهان، امروز صاحب صدها جریان فکری، فلسفی، سیاسی، تربیتی، اقتصادی و نظامی بین‌المللی است؛ بنابراین، مرزبان حماسۀ جاوید و سرپرستی کلیت مواریث علمی و حقوقی و اجتماعی و سیاسی و اقدامی علی و آل علی را نمی‌‌توان فدای چند سال فقه و اصول خواندن و طلبگی کردن فلان آقا کرد.»


اگر آموزش حوزوی همراه با تهذیب نفس نباشد احتمال افتادن در مسیرهای انحرافی افزایش می‌یابد


حال اگر آموزش حوزوی همراه با تهذیب نفس نباشد و یا آن جامع‌نگری لازم در علوم حوزوی کسب نشود، احتمال افتادن در مسیرهای انحرافی و نادرست افزایش می‌یابد برای مثال، علامه وحیدی از نوادگان مرحوم آیت‌الله آقا محمدباقر وحید بهبهانی (ره) و از شاگردان آقا ضیاءالدین عراقی (ره) بود که اجازات متعدد اجتهاد از علما دریافت کرده بود؛ ولی چه سود از آن خاندان شریف و از آن اساتید بزرگ اگر نفس تهذیب نشده باشد.


او در سال 1314 شمسی که موضوع مجالس میهمانی زن و مرد و کشف حجاب اسلامی بر پا می‌شد، درحالی‌که ملبس بود، همراه با همسرش وارد مجلس میهمانی دولتی شد و قصیده‌ای طولانی را که در مذمت حجاب سروده بود در آن مجلس خواند که مطلع آن این است: «به شرع احمد مرسل حجاب لازم نیست.» و بعدها عمامه و قبا و عبا را برداشت و به تعبیر مرحوم علامه حسینی طهرانی (ره) در کتاب «رساله نوین دربارة بناء اسلام بر سال و ماه قمری» فُکُل و کراوات و زُنار بست و تا آخر عمر با عنوان سناتور علامه وحیدی، در خدمت خاندان پهلوی بود. تعابیر قرآنی علامه حسینی طهرانی از فرجام سوء این فرد بسیار آموزنده و تکان‌دهنده است.


مهدی خلجی، از آموزش در حوزه علمیه تا فعالیت در رسانه های غربی علیه ایران


چنین افرادی امروزه نیز دیده می‌شوند. برای مثال، می‌توان به مهدی خلجی اشاره کرد که زمانی در حوزه علمیه تحت آموزش بود و البته سطح آموزش او بسیار نازل بود. او با گرایش به مباحث روشنفکری دینی و سکولار جهان عرب، به تدریج جذب مراکز و مؤسسات مطالعات راهبردی ایالات‌متحده آمریکا همچون (مرکز مطالعات راهبُردی واشنگتن) و شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی غربی شد و مطابق منافع آمریکا علیه ایران فعالیت کرد.

 


از سوی دیگر نمونه‌ای همچون سید ابوالفضل برقعی نیز در جای خود جالب‌توجه است که به تدریج مبدل به یک فرد سلفی وهابی شد و این تحول در او تدریجاً روی داد. او ابتدا منتقد تصوف شد، سپس منتقد برخی از باورهای شیعی و در نهایت منتقد اصل تشیع شد و وهابی شد.

 


در این زمینه پیشنهاد می‌کنم به کتاب «جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی - سیاسی ایران» تألیف حجت‌الاسلام آقای رسول جعفریان مراجعه شود که فصل مفیدی با عنوان «جریان‌های تجدید نظر طلاب در عقاید شیعه» دارد.


افرادی که «ایده روحانیت منهای لباس» را در سر می‌پرورانند


همچنین من اخیراً با افرادی مواجه شده‌ام که «ایده روحانیت منهای لباس» را در سر می‌پرورانند و هرچند جریانی معدود هستند ولی به طور جدی باید با آن مقابله کرد. آن‌ها لباس را بنا بر موقعیت سنجی می‌پوشند و همواره عبا و عمامه‌ای برای آن موقعیت‌های ویژه، در کمد اتاقشان آماده دارند.


ما باید حساب این عده معدود را از روحانیت اصیل جدا کنیم. لباس روحانیت لباس اسلام، لباس شرافت، لباس عزت و سربلندی است و این لباس سنت رسول اکرم (ص) و اهل‌بیت شریف ایشان (ع) است.


در اینجا خاطره‌ای را از مرحوم آیت‌الله سید محمدحسین حسینی طهرانی (ره) نقل می‌کنم که خود بی‌واسطه در بیت ایشان شاهد بوده‌ام. در نیمه شعبان سال 1413 قمری، در بیت حضرت علامه، به روال معمولشان در چنان ایامی، مراسمی برگزار شد. در آن روز بنا شد تا برخی از طلاب را ملبس به لباس روحانیت کنند. عمامه‌هایی آماده (بسته‌شده) آوردند. ایشان مقداری دربارة اهمیت لباس روحانیت و مقاصد رژیم پهلوی از مبارزه با آن سخن به میان آوردند و اشاره‌ای نیز به کوشش رژیم پهلوی در ایجاد مراکز دینی دانشگاهی به عنوان بدیل حوزه کردند و مثالی را هم از الازهر مصر و کوشش در دولتی کردن آن فرمودند.


سپس توضیح دادند که: «ملبس شدن روحانی باید به طریقة سنت نبوی باشد که حضرت رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله و سلم در روز غدیر خم، خود عمامه را بر سر حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه‌السلام بستند». آنگاه علامه حسینی طهرانی ایستادند و عمامه آماده را باز کردند و بر سر یکی از طلاب که سیدی بود، بستند. این نگاه به لباس روحانیت، برگرفته از غدیر خم و آن سنت اصیل، موضوع و مطلبی بسیار عظیم است.


این را هم اضافه کنم که زمانی در مسجد حاج حکیم شهر مشهد مقدس، از مرحوم آیت‌الله حاج سید جواد فقیه سبزواری (ره) در خصوص لباس روحانیت سئوال کردم؛ پاسخ ایشان سخت قاطع بود: «اگر فردی ملبس به لباس روحانیت شود و گاه و بیگاه بخواهد آن را بپوشد یا نپوشد (با لباس روحانیت بازی کند.)، چنان آلوده و پلید است که اگر خود را آب هم بکشد باز هم پاک نمی‌شود. یا لباس را نپوشید و یا اگر می‌پوشید بدان ملتزم باشید.»

 
در واقع روحانیت به معنای اصطلاحی، علاوه بر تحصیل علوم آل محمد (ص) در سنتی پیوسته و شناخته‌شده، انجام واجبات و ترک محرمات و رعایت مستحبات و اخلاق نبوی(ص)، التزام به لباس روحانیت به مثابه سنتی نبوی است. در خصوص آسیب‌شناسی حوزه‌های علمیه علاوه بر سخنان مرحوم حضرت امام خمینی و مقام معظم رهبری، مراجعه به آثار استاد شهید مرتضی مطهری و استاد محمدرضا حکیمی پیشنهاد می‌شود.


اقدامات تفرقه‌افکنانه جریانِ لندن نشینی با استفاده از نام روحانیت شیعه

 
«خبرگزاری دانشجو»- در سال‌های اخیر جریانِ لندن نشینی با استفاده از نام روحانیت شیعه اقدامات تفرقه‌افکنانه‌ای داشته‌اند که نمونه‌ای از آنان جریان یاسر الحبیب با حمایت سید مجتبی و سید صادق شیرازی است، در این زمینه تاریخچه‌ای از این جریان را برای مخاطبین ما بفرمایید.


ثمرحسینی: یاسر الحبیب فرد روحانی‌نمای کویتی و از شاگردان سید مجتبی شیرازی و سید صادق شیرازی است که به دلیل توهین به مقدسات اهل سنت و همسر پیامبر گرامی اسلام، تابعیت کویتی‌اش سلب شد. او با حمایت بریتانیا به لندن رفت و در آنجا پناهنده سیاسی شد و هیئت خدام المهدی را که پیش‌تر در کویت تأسیس کرده بود، در لندن راه‌اندازی کرد.

 


در کنار آن پاره‌ای نشریات و شبکه‌های ماهواره‌ای با حمایت سید مجتبی شیرازی تأسیس کرد. البته مواضع برادران شیرازی (سید محمد، سید صادق و سید مجتبی) فرزندان مرحوم آیت‌الله سید مهدی شیرازی را باید در طول مراحل مختلف تاریخی زندگی‌شان مدنظر قرار داد. هیچ یک از اینان در مرکزیت مرجعیت شیعه قرار نداشته‌اند و مرجعیت آنان محلی بوده است.


مرجعیت اصلی شیعه پس از آیت‌الله العظمی بروجردی در اختیار علمای بزرگی همچون آیات عظام امام خمینی، مرعشی نجفی، گلپایگانی، خویی، اراکی و ... و اکنون آیات عظام سیستانی، مقام معظم رهبری، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی و دیگران است.


سید محمد شیرازی و برادرانش در جوانی جهت کسب مرجعیت شتاب کردند


با این وجود سید محمد شیرازی و برادرانش در جوانی جهت کسب مرجعیت شتاب کردند و در میان برخی از شیعیان کویتی و عراقی طرفدارانی یافتند و این شتاب در اعلام مرجعیت، با سیره و منش علمای بزرگ شیعه همچون مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت فومنی و یا آیت‌الله العظمی اراکی و دیگران که سعی در دوری از این عناوین داشتند، متفاوت است.

 


سید محمد شیرازی جز در مقطعی کوتاه، روابط سردی با انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی (ره) داشت


سید محمد شیرازی جز در مقطعی کوتاه، روابط سردی با انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی (ره) داشت. برخی از آن مسایل در کتاب خاطرات آیت‏‌الله سید عباس خاتم یزدی بازگو شده است. البته عناد سید مجتبی شیرازی با انقلاب اسلامی ایران که گاه آشکارا تا تکفیر علمای بزرگی پیش‌رفته و فیلم‌های سخنرانی‌هایش در وبگاه‌های سلفی معمولاً به عنوان شاهدی از تعارضات درونی شیعه جهت مخاطبان بی‌اطلاع جهان عرب پخش می‌شود، موضوعی پنهانی نیست.


آنان اصول اخلاق و تهذیب نفس را رعایت نکرده‌اند؛ زیرا زمانی که حرمت مراجع تقلید شیعه، همچون آیات عظام محمدتقی بهجت فومنی (ره) و مکارم شیرازی توسط یاسر الحبیب شکسته شد، اخلاق و ادب اسلامی اقتضا می‌کرد، حمایت از او برداشته شود و نه آنکه چنین حمایتی با صدور اجازه روایتی سید صادق شیرازی و انتشار آن در وب‌گاه یاسر الحبیب تشدید شود.


یاسر الحبیب با گستاخی تمام آشکارا آیت‌الله بهجت را فردی منحرف نامید


یاسر الحبیب با گستاخی تمام آشکارا آیت‌الله بهجت را فردی منحرف نامید و توهین‌ها به حضرت آیت‌الله سیستانی و مقام معظم رهبری کرد و آن را در وب‌گاه خود، چه به زبان عربی و چه به زبان فارسی منتشر کرد.


اما علاوه بر این بی‌ادبی و گستاخی، آنان فاقد جامع‌نگری نیز بوده‌اند. مراجع شیعه، محل رجوع همه مسلمانان و نه تنها شیعیان بوده‌اند و همواره بر وحدت اسلامی و پرهیز از دودستگی در صفوف امت تاکید کرده اند.


راز موفقیت حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی در عراق توجه به همین سنت حسنه علمای بزرگ شیعه است. او به عنوان مرجع همه عراقی‌ها و نه فقط شیعیان عمل کرده است؛ از این رو، زمانی که این فتوا صادر ‌شد که تعرض به مساجد اهل سنت در حکم تعرض به مراقد اهل‌بیت (ع) است، دار الافتای مصر به بیداری علمای شیعه می‌بالد و افتخار می‌کند.


تحریک احساسات برادران اهل سنت بدترین شیوه برای کسب شهرت


منسوبان این جریان، چنانکه اشاره خواهم کرد، کوشش کرد تا با تحریک احساسات برادران اهل سنت، خود را در محور توجهات جهان اسلام قرار دهد و این بدترین شیوه برای کسب شهرت است.


پیش از آنکه این گروه با اهل سنت در تعارض باشند، با مراجع بزرگ شیعه در تعارض هستند


البته برخوردهای ناشایست آنان با علمای شیعه، برکاتی هم داشت و آن اینکه مسلمانان جهان دریافتند که پیش از آنکه این گروه با اهل سنت در تعارض و دشمنی باشند، با مراجع بزرگ شیعه در تعارض و اختلاف هستند؛ بنابراین با ایجاد امکان تمییز برای مسلمانان جهان، امکان سوءاستفاده از عنوان شیعه و یا ایران توسط استعمارگران غربی و جاهلان و مغرضان گرفته شد.


«خبرگزاری دانشجو»- آیا می‌توان جهت‌گیری‌های این جریان را انحرافی دانست؟


ثمرحسینی: ما در نگاه وحدت‌گرایانه و تقریبی مرحوم آیت‌الله العظمی سید حسین بروجردی (ره) و بسیاری از علما و مراجع بزرگ شیعه هیچ تردید و ابهامی نداریم و مگر نه این است که حتی علامه امینی در مقدمه مجلد هشتم الغدیر به صراحت می‌نویسد: «الغدیر در دنیای اسلام، صف‌ها را متحد خواهد ساخت. او در ذیل این بحث اثبات می‌کند که الغدیر بسیاری از سوء تفاهمات را حل می‌کند و موجب نزدیک‌تر شدن مسلمانان به یکدیگر خواهد شد و شهید مرتضی مطهری (ره) و علامه محمدتقی جعفری (ره) و علامه سید مرتضی عسکری (ره) هر یک در مقالاتی جدا از نقش تقریبی علامه امینی تقدیر کرده‌اند.


علامه عسکری به درستی بیان می‌کند که امینی ثابت کرد که وحدت مسلمانان با ترک تحقیق و پژوهش در مسایل اختلافی که بخش عمده‌ای از آن بر اثر احادیث مجعول و تاریخ مجعول شکل گرفته است، محقق نمی‌شود؛ بنابراین باید همچون علامه امینی، به قصد فهمیدن و فهماندن عقاید اسلام وارد تحقیق و پژوهش شد و درعین‌حال ادب و اخلاق اسلامی را رعایت کرد.


برادری اسلامی و رفع اختلاف‌ها با نمایش توهین و تحقیر و ناسزا گفتن به یکدیگر هرگز روی نخواهد داد. علامه امینی ادب پیشه کرد و کتاب الغدیر جاودانه شد. مسلمانان نیازمند آن هستند که در بررسی اختلافات، ادب دینی، شرافت اسلامی، عفت کلام و راست‌گویی و امانت‌داری حفظ شود؛ بنابراین شخصیت‌های این‌چنینی مصلحانی اجتماعی هستند که جهت اصلاح امت به نقد ضابطه‌مند آثار مختلف مبادرت کرده است نه آنکه افتخارشان توهین و تحقیر دیگران باشد.


یاسر الحبیب با استناد به اجازة روایت سید صادق شیرازی و حمایت سید مجتبی شیرازی فعالیت دینی خود را مشروع قلمداد می‌کند و چنانکه گفته شد، در چارچوب هیئت «خدام المهدی» در لندن به دشمنی با شیعه و اهل سنت می‌پردازد.


جنجالی‌ترین اقدام زشت یاسر الحبیب


جنجالی‌ترین اقدام زشت او که شدیداً بر مطالعات شیعه‌شناسی اهل سنت تأثیرگذار بوده است، برگزاری مراسم جشن در روز درگذشت عایشه همسر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) (در تاریخ 17 رمضان 1431 ق) و توسعة این‌گونه جشن‌ها به سالروز وفات دیگر صحابة آن حضرت است.


البته مسئله تنها به سخنرانی مذکور ختم نشد. وابستگان به هیئت خدام المهدی کتاب «... الوجه الآخر لعائشة» (کلمه اول عنوان کتاب را بیان نکردم) از تألیفات یاسر الحبیب را در هفت فصل و در بیش از یک هزار صفحه به چاپ رساندند که در طی یکی از فصول ننگین آن به زشتی به مقدسات مسلمانان توهین کردند.


نیز می‌توان به کتاب «فصل الخطاب فی تاریخ قتل عمر بن خطاب» تألیف ابوالحسین خوئینی اشاره کرد که توسط همین افراد در لبنان منتشر شد. این کتاب به دنبال تحریک برادران اهل سنت است و به دنبال تعیین دقیق تاریخ قتل خلیفه دوم به منظور مشخص ساختن تاریخ جشن و سرور برای همفکرانشان است و اینکه در لبنان منتشر شد، نشان از توطئه‌ای علیه حزب‌الله لبنان داشت که به موقع با واکنش سید حسن نصرالله ناکام ماند.


این‌گونه اقدامات فتنه‌انگیزی در میان مسلمانان است و ادامة آن را می‌توان در سخنرانی شب هفتم ذی الحجة 1431 ق یاسر الحبیب به مناسبت شهادت امام باقر (علیه‌السلام) دید که در آن می‌خواهد تا در عراق نام خیابان‌ها و بناهایی مانند خیابان رشید، خیابان منصور، دانشگاه مستنصریه و... تغییر کند؛ اما آیا مشکل عراق در حال حاضر نام خیابان‌های آن است؟


اینجاست که تفاوت سطح بیداری و وسعت دید مراجع بزرگی چون آیت‌الله العظمی سیستانی با این جماعت قلیل به خوبی آشکار می‌شود.  چنین دعوتی به ویژه در شرایط کنونی تنها به ایجاد تنفر مذهبی در عراق (و دیگر ممالک اسلامی) منجر می‌شود.


افرادی چون یاسر الحبیب خواسته یا ناخواسته بازیچه شده‌اند


از سوی دیگر همین برنامه تفرقه‌افکنانه از سوی برخی از مخالفان وحدت اسلامی در بحرین دنبال می‌شود. سلفی‌های وهابی کوشش می‌کنند تا اهل سنت بحرین را با این عنوان که اسامی خیابان‌ها و شهرهایشان شیعی و صفوی شده است و یا در عراق نام شهر الثورة به الصدر تغییر یافته است، بر ضد شیعیان تهییج ‌کنند که نشان می‌دهد که استعمارگران از هر فرصتی برای ایجاد دشمنی در میان مسلمانان استفاده می‌کنند و در واقع افرادی چون یاسر الحبیب خواسته یا ناخواسته بازیچه آنان شده‌اند.


«خبرگزاری دانشجو»- خطر این جریان از چه جهت است؟


ثمر حسینی: خطر اصلی این گروه در کوششی است که جهت تخریب وحدت اسلامی به کار بسته‌اند. سمت‌و‌سوی اقدامات یاسر الحبیب در وهلة اول متوجه دشمنی با علمای تقریبی اهل سنت است که خود می‌تواند عزم آنان را بر تقریب مذاهب اسلامی و طرد چنین رویکردهای غلطی در جهان اسلام بیشتر کند.


همچنین نباید از نظر دور داشت که گروه‌های سلفی بیش از هر گروه‌ دیگر، در فضای اینترنت به نام محکومیت این عمل به انتشار آن پرداخته‌اند و حتی بخشی از کتاب خوئینی را جهت دانلود در اینترنت گذاشته‌اند. در این موضوع که یاسر الحبیب به دنبال ایجاد تضاد و فتنة قومی و مذهبی در میان مسلمانان است، شکی نیست.


دستاویزی برای حمله به شیعه توسط شیوخ وهابی


من در مجلد دوم کتاب شیعه شناسی معاصر اهل سنت که توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر خواهد شد، نشان داده‌ام که از سال 2010 میلادی، همزمان با فعالیت یاسر الحبیب، مرحلۀ جدید و متمایزی در تشدید ادبیات شیعه هراسی توسط مخالفان وحدت اسلامی آغاز شد و البته فصل کوتاهی از مجلد اول آن کتاب را درباره محکومیت اقدامات یاسر الحبیب نوشته‌ام.


این عمل دستاویزی برای حمله به شیعه (و نه به شخص یاسر الحبیب و مراکز جاسوسی بریتانیا) توسط شیوخ وهابی شد. در اینجا باید توجه داشت که در موارد این‌چنینی، مضمون تمامی وب‌گاه‌های ضد تقریبی موجود، در اقدامی ظاهراً هماهنگ، بر اساس مضامین جدید شیعه‌هراسی تغییر می‌کنند.


دامنة تبلیغاتِ شیعه‌هراسی به مرور زمان شیبی تندتر از قبل به خود می‌گیرد


ازاین‌رو دامنة تبلیغاتِ شیعه‌هراسی به مرور زمان شیبی تندتر از قبل به خود می‌گیرد و عملاً تولیدات رسانه‌ای این گروه در خدمت شبکه‌های ماهواره‌ای سلفی وهابی می‌شود. از سال 2010 میلادی، همین اقدامات در کنار اتهام قدیمی و ناروای «اعتقاد شیعه به تحریف قرآن»، از مهم‌ترین دلایل توجیه‌کننده عملیات تروریستی علیه شیعیان شد.

برخی از شیوخ سلفی که در برنامه‌های شبکه‌های ماهواره‌ای غالباً منسوب به سعودی، عمل زشت یاسر الحبیب را به شیعه و نه جریان او نسبت داده‌اند و با بهره‌برداری از اقدامات نمایشی این گروه، حکم به تکفیر شیعه می‌دهند، عبارت‌اند از: شیخ حسن مشهور، محمد الزغبی (در شبکه الخلیجیه)، محمد العریفی (در شبکه الحکمه)، محمد حسان (در شبکه الرحمه)، یوسف الاحمد (در شبکه صفا)، عدنان عرعور (در شبکه صفا)، ابوالاشبال الزهیری (در شبکه الناس)، مازن السرساوی (در شبکه‌های الحکمة و صفا)، سعد البریک (در شبکه صفا)، مصطفی العدوی (در شبکه صفا)، عبدالرحمن الدمشقیه (در شبکه صفا)، ولید الرشودی (در شبکه صفا)، حسن الحسینی (در شبکه صفا)، محمود المصری (در شبکه الناس) و ...


البته دیدگاه دیگر آنان همچون سید صادق شیرازی که معتقدند که «هیچ‌چیز جای قمه زدن روز عاشورا را نمی‌تواند بگیرد» و دائماً می‌خواهند تا شیعیان با قمه زدن خون خود را در روز عاشورا به زمین بریزند، دستاویزی برای حملات روانی علیه شیعیان است که تصویری زننده از شیعیان را نمایش می‌دهد. این پافشاری بر قمه زنی بر سر و بدن شیعیان، بیانگر تقابل آن‌ها با فتوای شجاعانه مقام معظم رهبری و بسیاری از علمای شیعه در این زمینه است.


«خبرگزاری دانشجو»- در مقابل این جریان چه اقداماتی صورت گرفته است و بهترین پیشنهاد برای کم کردن آسیب این جریان به جامعه شیعه و مسلمان چیست؟


ثمر حسینی: اولین موج واکنش‌ها در اعتراض به اقدام فتنه‌انگیز آنان در توهین به مقدسات اهل سنت، همزمان با برادران اهل سنت، در میان علمای شیعه روی داد. از میان آن‌ها می‌توان به فتوای قاطع مقام معظم رهبری در حرمت توهین به مقدسات اهل سنت اشاره کرد؛ نیز باید به بیانیة مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در تهران که در آن زمان حضرت آیت‌الله حاج شیخ محمدعلی تسخیری دبیر کل آن بودند. اعلامیه علمای شیعة منطقة احساء عربستان و نیز فتاوی برخی از علماء و مراجع بزرگ تشیع مانند آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی از دیگر اقدامات مهم در این زمینه بوده است؛ ایشان یاسر الحبیب را یا مزدور و مأمور دانست و یا سفیه و دیوانه.


از علمای شیعه کویتی و عربستانی که در محکومیت اقدام یاسر الحبیب بیانیه صادر کرده‌اند می‌توان به مرحوم شیخ عَمری، شیخ حسین معتوق، شیخ حسن صفار، شیخ علی آل ‏محسن، شیخ عبدالجلیل السمین، شیخ نمر و سید هاشم السلمان اشاره کرد. حزب‌الله لبنان نیز واکنش تندی به این اهانت‌ها داشت.


بازتاب‌های اقدام زشت یاسر الحبیب موجب اهمیت یافتن ضرورت تقریب مذاهب اسلامی شد


این‌چنین بر خلاف خواستة یاسر الحبیب، بازتاب‌های اقدام زشت او موجب اهمیت یافتن ضرورت تقریب مذاهب اسلامی شد. بار دیگر فتاوی تقریبی علمای شیعه که پیش از این صادرشده بودند، مورد استناد قرار گرفتند؛ و نیز مجموعة جدیدی از فتاوی تقریبی تولید شد که باید برای نسل‌های بعدی به تمامی بایگانی شود و چنانکه گفته شد، با اهانت‌های آنان به علمای شیعه، مرز میان شیعه و گروه‌هایی مانند هیأت خدام المهدی لندن به خوبی از یکدیگر جدا شد.


بنابراین باید با ایجاد بایگانی قابل رجوع از فتاوی علمای تقریبی شیعه و اهل سنت، ایجاد بایگانی مستند قابل رجوع از سوابق افراد، مشخص کردن خطوط و مرزهای افراد جهت روشن شدن مواضع افراد با یکدیگر جلوی بسیاری از پیامدهای این جریان را گرفت. در کنار همه اینها باید وصایای مرحوم امام خمینی را درباره روحانیت جدی گرفت و محقق ساخت.


برچسب‌ها: کامران صداقت ثمرحسینی در گفتگو با «خبرگزاری دانشجو, اقدامات تفرقه‌افکنانه جریانِ لندن نشین با استفاده , آنان که با گستاخی تمام آیت اله بهجت را منحرف نامید
[ پنجشنبه سوم بهمن 1392 ] [ 7:10 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
آنچه باید درباره جریان شیرازی‌‌ها و فرقه انحرافی در شیعه دانست
یکی از جریاناتی که در دو سه سال اخیر قوت گرفته و در حال رشد و نمو است جریان جعلی شیعه نمایی است که در حاشیه و متن بیوت یکی از مراجع تقلید قم به نام شیرازی شکل گرفته است.

به گزارش فرهنگ نیوز، جریانی که یکی از بسترهای رشدش را از طریق هیات­های مذهبی دنبال می­ کند، این جریان غیرمعقول که بدون نگاه به مکان و زمان و بدون توجه به مسائل جاری در جهان اسلام، به اشاعه بدعت­هایی می­پردازد که نتیجه آن جز کشتار شیعیان بی­گناه نیست.

 
شبکه‌های ماهواره­ای متعدد، امپراتوری اینترنتی و مراکز وسیع آموزشی در کشورهای مختلف اسلامی، تنها ثمره بخشی از حمایت‌های مادی و توزیع پول‌های کلان این جریان است. این در حالی است که کشورهای اروپایی شبکه‌های بین المللی جمهوری اسلامی ایران را می‌بندند و شبکه المنار حزب­الله در بسیاری از ماهواره‌ها توقیف شده و اجازه پخش ندارد. 
 
این جریان باوجود اینکه ادعای حمایت و دستگیری از تمام شیعیان و محبان اهل بیت را دارد، اما در ماجرای سوریه کوچک­ترین اظهارنظری نکرده است. حتی زمانی­که دشمن در صدد تخریب مرقد مطهر حضرت زینب(سلام الله علیها) بود هیچ عکس ­العملی از این فرقه نشان داده نشد. تکته جالب ماجرا جایی است که تنها جریان مسلمانی که بعد از تکفیری‌ها علیه سید حسن نصر الله در لبنان فعالیت می‌کند، این جریان است.
 
راهکار این فرقه در جذب هیئات مذهبی تاکید بر هیات غیرسیاسی است. دلیلی که این جریان بر این مساله اقامه می کند فرار مردم عادی از هیئات با بیان مسائل سیاسی است. ولی این فرقه در اصل، به دنبال ایجاد شکاف بین هیات­ ها و نظام اسلامی هستند.
 
در ادامه به بخشی از تاریخچه فعالیت و اندیشه­ های انحرافی این جریان اشاره خواهیم کرد:
 
از نمازخواندن پشت امام تا مقابله با انقلاب اسلامی
 
آیت‌الله سید محمد شیرازی برادر بزرگ‌تر شیرازی‌هاست که از همان ابتدای مطرح شدن امام به عنوان زعیم تشییع با ایشان مشکل پیدا کرد. با وجودی که مرحوم آیت‌الله شیرازی هنگام ورود امام به کربلا استقبال بسیار خوبی از ایشان به عمل آورد و حتی از امام خواست که به جای او در صحن امام حسین نماز جماعت بخواند، اما پس از رحلت آیت‌الله العظمی حکیم و طرح مرجعیت آیت‌الله شیرازی از سوی کربلایی‌ها این روابط تیره و سرد شد.
 
در خاطرات روز ورود امام به کربلا و سنگ تمام سید محمد شیرازی در استقبال از امام گفته شده است: «عصر روز جمعه ۱۶/۷/۴۴ امام خمینی همراه با شهید سید مصطفی و شماری از علما و روحانیان عازم کربلا شد. در سی کیلومتری شهر کربلا در قصبه «مسیب» نزدیک پانصد نفر از علما و محصلان علوم اسلامی کربلا و نجف و شماری از مردم به استقبال امام شتافتند. هنگام ورود به کربلا بلندگوی صحن مطهر امام حسین (ع) به صدا در آمد و ورود امام خمینی را به پیشگاه قهرمان شهید کربلا حضرت حسین بن علی علیه السلام و عموم اهالی آن شهر مقدس تبریک گفت و رو به آستانه حضرت امام حسین (ع) کرد و گفت: «امروز یکی از فرزندان فداکارت که به پیروی از راه و فکر تو قیام کرده و آوارگی کشیده به حضورت می­آید» آنگاه خطاب به امام خمینی گفت: «ای مجاهد!، ای قائد! به شهر جدت حسین خوش آمدی». پلاکاردی در درب قبله صحن مطهر حضرت امام حسین (ع) بالا برده بودند که این شعار روی آن جلب نظر می‌کرد: «ترفوف رایه­الاسلام بید آیه الله الخمینی»
 
 
«سید محمد شیرازی نفر دوم سمت راست در استقبال از ورود امام به کربلا»
 
در همین حال در مدخل شهر کربلا پشت صحن حضرت ابوالفضل و درب صحن حضرت سیدالشهدا (ع) چندین رأس گوسفند از طرف اهالی شهر قربانی شد… پس از زیارت، نماز مغرب و عشا را بنا به درخواست آقای سید محمد شیرازی به جای او در صحن مطهر برگزار شد و انبوهی از روحانیان و مردم به او اقتدا کردند. پس از پایان نماز آقای شیرازی از طرف اهالی کربلا از امام خواست که اقلاً برای یک هفته در کربلا توقف نماید. این درخواست از طرف امام پذیرفته شد و امام مدت یک هفته ای که در کربلا توقف داشتند نماز را به جای آقای شیرازی به جماعت برگزار می‌کرد. در شب اول ورود امام به کربلا در اقامتگاه او نزدیک به پانصد نفر از روحانیان و مردم اطعام شدند و جشن باشکوهی به مدت سه روز در کربلا برگزار شد و اشعار و قصاید زیبایی در مدح ایشان و نهضت اسلامی ایران سروده و خوانده شد.»
 
آیت‌الله خویی: کار این سید، شبهه‌ناک است
 
البته مهم‌ترین مخالفت‌ها با مرجعیت این آیت‌الله جوان مقیم کربلا از سوی آیت‌الله خویی و آیت‌الله سید محمود شاهرودی صورت گرفت و این دو مرجع تقلید در موضع‌گیری‌های تندی اجتهاد سید محمد شیرازی را زیر سؤال برده و طرح مرجعیت وی را مشکوک قلمداد کردند.
 
آیت‌الله العظمی سید ابوالقاسم خویی و آیت‌الله العظمی شاهرودی هر یک به طور جداگانه اعلامیه‌ای علیه ایشان صادر کردند. آقای شاهرودی در اعلامیه‌اش متذکر شده بود که آقای شیرازی مجتهد نیست و شاهد بر این مدعا، نیز استاد وی آقای شیخ یوسف حائری است که در نوشته‌ای تصریح کرده، آقای شیرازی به حد اجتهاد نرسیده است. در مرحله بعد حمله‌ها، شدت بیشتری پیدا کرد و مرحوم آقای خویی در سئوالی که از ایشان شده بود طوری جواب داده بود که حیثیت ایشان خدشه‌دار شد… مرحوم آیت‌الله العظمی سید ابوالقاسم خویی در جواب مرقوم کرده بود که کار این سید، شبهه‌ناک است و دادن وجوهات به وی جایز نیست.
 
سید محمد شیرازی که در ابتدای جنگ، مردم عراق را به رهبری امام خمینی دعوت کرده بوده در یک اقدام عجیب مرگ آقا مصطفی را ساخته و پرداخته خود انقلابیون دانست!
 
بیت آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران بود
 
عدم ارتباط با امام تا زمان عزیمت آقای شیرازی به کویت ادامه یافت، اما بعد از استقرار ایشان در کویت، دوستان و حامیان ایشان حملاتی را علیه امام ترتیب دادند و شروع به بدگویی و بستن اتهام‌های ناروا علیه ایشان کردند و در این زمینه بعضی از نزدیکان آقای شیرازی با تفسیق و حتی تکفیر حضرت امام کار را به اوج خود رساندند و این ناسزاها از آن زمان و حتی بعد از ورود آقای شیرازی به ایران ادامه یافت.
 
 
در زمینه مسائل سیاسی نیز بعضی از دوستان و هواداران حضرت امام مثل آقای محتشمی و آقای فردوسی‌پور که برای سخنرانی و امور دیگر به کویت می‌رفتند، نقل می‌کردند که بیت و بیرونی آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران است و خود ایشان هم به ما توصیه می‌کند که دست از مبارزه علیه شاه برداریم و سخنی ضد رژیم نگوییم.
 
با این وصف حضرت امام در تمام این مراحل از موضع‌گیری صریح و علنی درباره ایشان، همچنین اجتهاد و عدالت او خودداری می‌کرد. یک بار جمعی از کویتی‌ها خدمت امام رسیدند و درباره آقای شیرازی و این که ایشان مجتهد و عادل هست یا نه، سوال نمودند؛ ولی حضرت امام نفیاً یا اثباتاً جوابی ندادند که موجب ناراحتی این‌ها و بعضی از بزرگان مثل آقای خویی شده بود.
 
این در حالی بود که سید محمد شیرازی به درخواست علمای بزرگ عراق برای ارجاع مردم به مرجعیت امام چنین پاسخ داده بودند: «جواب آقای شیرازی این بود که دوستان صلاح ندیدند که من، مردم را به آقای خمینی ارجاع بدهم؛ بنابراین بنده بر سر همان ادعای مرجعیت و الامام المجدد بودن هستم و خداوند ما را از شر اغیار حفظ خواهد کرد.»
 
ماجراجویی در تدفین پیکر مرجعیت شیعه
 
خانواده شیرازی‌ها حتی از جسم برادرشان برای اعلام مواضع سیاسی‌شان علیه نظام جمهوری اسلامی دریغ نکردند ایشان علی‌رغم اینکه به دستور رهبری در صحن حرم حضرت معصومه برای قبر سید محمد شیرازی جایابی صورت گرفت در یک اقدام ناصواب تشییع جنازه برادرشان را به یک میتینگ سیاسی تبدیل کردند و اقدام به ایجاد بلوا و آشوب در شهر مقدس قم کردند که بنا به استشهادات شاهدان عینی مورد اعتراض بسیاری از اهالی قم قرار گرفت. در این هنگام است که نیروهای امنیتی در مقابل ایجاد چنین آشوبی ایستادگی کرده و تابوت سید محمد شیرازی را برای دفن به حرم مطهر انتقال می‌دهند. این ماجرا تا سال‌ها مستمسکی برای خانواده شیرازی‌ها برای حمله به شخص مقام معظم رهبری قرار گرفت و این اتفاق در حالی صورت گرفت که رهبر انقلاب، هم در پیامی از مجاهدت‌های سید محمد شیرازی تقدیر کرده بودند هم مجلس ختمی در مسجد اعظم قم برای ایشان برگزار کرد.
 
 
 
 
برادر کوچکی که از برادر بزرگ جلو افتاد!
 
سید صادق برادر کوچک‌تر سید محمد است که بعد از فوت وی در سال ۱۳۸۰ در شهر قم، عملاً تبدیل به بزرگ خاندان شیرازی‌ها شد. عناد و دشمنی این جریان با انقلاب اسلامی ایران و شخص حضرت امام خمینی و نیز حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، امری است که ایشان هیچ واهمه‌ای از ابراز علنی آن حتی در داخل جمهوری اسلامی ایران نداشته‌اند.
 
برادر دیگر سید صادق، سید مجتبی است که اکنون در انگلیس حضور دارد و وی نیز در کسوت علما ظاهر می‌شود. فیلم صحبت‌های سید مجتبی علیه شخص رهبری و مجموعه فحش‌های رکیک وی نسبت به رهبری نظام هزاران بار در فضای مجازی دیده شده است و به جرات می‌توان گفت که از میان تمامی جریانات ضد انقلاب اسلامی ایران و رهبری در سرتاسر دنیا، هیچ‌کدام چنین جسارتی در توهین نسبت به ایشان نداشته‌اند.
 
«سید مجتبی شیرازی برادر سید صادق و فحاش به مقام معظم رهبری- پدر زن یاسر الحبیب»
 
این جریان با به راه افتادن شبکه الفدک سابق و صوت الاطهار توسط شیخ کویتی یاسرالحبیب جانی تازه گرفت و گفته می‌شود که میان ایشان و یاسرالحبیب رابطه‌ای سببی نیز وجود دارد (ظاهراً یاسرالحبیب داماد سید مجتبی شیرازی است). علی‌رغم تکفیر طیفی از علمای شیعی از شهید محمدباقر الصدر گرفته تا آیت‌الله سیستانی، مکارم شیرازی و رهبری و… توسط یاسرالحبیب در ۱۳ شبکه‌ ماهواره‌ای منتسب به شیعه، جریان شیرازی‌ها به هیچ‌وجه حاضر به تبری از وی نبوده و نیست.
 
۱۳ شبکه با هزینه‌های حداقل ۹۵ هزار دلاری ماهیانه برای هر شبکه
 
از مهم‌ترین اقدامات ضد شیعی و مذهبی این گروه منتسب به شیعه در فضای ماهواره‌ای جهان، می‌توان به تأسیس چند شبکه فارسی و عربی زبان با نام‌های شبکه جهانی امام حسین ۱و۲و۳، مرجعیت، فدک، سلام، رقیه، ابوالفضل العباس، الانوار، خدیجه، الزهرا، المهدی و… اشاره کرد که در ایام محرم با تبلیغ شنیع‌ترین مسائل با عنوان شعائر حسینی، باعث وحشت مردم دنیا از شیعیان شده‌اند! شبکه‌هایی که با پنهان شدن در ظاهر دینی سعی می‌کنند جلوه‌های واقعی شیعی بودن را به صورت کاملاً وارونه نشان دهد. البته اکثر این شبکه‌ها با حمایت شخص آیت‌الله سید صادق شیرازی و بیت آن تأسیس و به فعالیت خود ادامه می‌دهند. نکته قابل تأمل آنجاست که هزینه احداث و راه‌اندازی و مدیریت این شبکه‌ها چگونه تأمین می‌شود؟ آن هم بدون حتی پخش یک برنامه تبلیغاتی!
 
 
آقای هدایتی مدیر شبکه سلام درباره میزان هزینه ­های یکی از این شبکه‌ها می­گوید: « هزینه های پخش و تولید ما ماهیانه بالغ بر ۹۵ هزار دلار است. ۷۵ هزار دلار آن استودیو پخش و ۲۰ هزار دلار آن به تولید برنامه اختصاص دارد که این مبلغ در مقایسه با دیگر شبکه های ماهواره ای بسیار ناچیز است.»
 
نکته مهم‌تر این مطلب اینجاست که باید باز هم شاهد نمایش خون و خونریزی و ضرب و شتم به نام شعائر حسینی در فضای مجازی و ماهواره­ای باشیم. نمونه کوچک این اقدامات را می‌توانید با سرچ کلمه Muharram در بخش تصاویر موتورهای جستجو مشاهده کنید. تصاویر این اعمال شنیع به قدری زجرآور و دردناک است که حتی خود شیعیان را اذیت می‌کند چه برسد به کسانی که از سرتاسر دنیا با ادیان دیگر سر و کار دارند و نظاره‌گر شعائر حسینی از این دست هستند!
 
 
دکتر تیجانی در کتاب «اهل بیت(علیهم السلام)؛ کلید مشکل ها» ترجمه سید محمدجواد مهری درباره نقش سرویس جاسوسی انگلستان در ایجاد تفرقه و خرافه پراکنی در مذهب تشیع می‌نویسد: «شمشیرهایی که در گذشته شیعیان آن را در برابر ظالمان بلند می‌کردند، امروز برای زدن به سرهای خود، از آن استفاده می‌کنند. تاجایی که انگلیسی‌ها مقدار زیادی شمشیر، در میان دسته‌های عزاداری – در کربلا- تقسیم می‌کردند.»
 
سال گذشته هم به دنبال نام‌گذاری نهم تا پانزدهم ربیع‌الاول به عنوان هفته برائت توسط شبکه ماهواره‌ای امام حسین (ع) که توسط بیت آیت‌الله سید صادق شیرازی اداره می‌شود آن هم دقیقاً در ایام هفته وحدت، موجبات نگرانی بسیاری از شیعیان فراهم آمد که البته این ماجرا با عکس‌العمل خوب و به موقع بزرگان اهل سنت و شیعه همراه بود.
 
 
 
درباره مسئله قمه زنی هم که تقریباً اکثر مراجع اعلم شیعه این کار را شنیع دانسته‌اند هم آقای سید صادق شیرازی فتوای استحباب صادر کرده‌اند.
 
البته این مسئله در طول تاریخ همواره مورد توجه علمای شیعه بوده تا جایی که حتی در دوران مشروطه نیز مراجع تقلید شیعه بیانیه‌ای جهت حفظ وحدت اسلامی صادر کردند و نوشتند «چون دیدیم که اختلاف فرقه‌های پنج‌گانه مسلمین (اختلافاتی که مربوط به اصول دیانت نیست) موجب انحطاط دول اسلام و استیلای خارجیان شده‌ است، به جهت حفظ کلمه جامع دینیه و دفاع از شریعت محمدیه، فتاوای مجتهدین عظام، که روسای شیعه جعفریه هستند، و مجتهدین اهل سنت، اتفاق نموده بر وجوب تمسک به حبل اسلام… اتفاق شد بر وجوب اتحاد تمام مسلمین در حفظ بیضه اسلام و نگهداری جمع مملکت های اسلامی از تشبهات دول بیگانه و حمله‌های سلطنت های صلیبیه، متحد شد رای جمیعا برای حفظ حوزه اسلامیه بر این که تمام قوت و نفوذ خود را براین خصوص مبذول داریم و از هیچ‌گونه اقدامی که مقتضی است فروگذار نکنیم… چنانچه حق تعالی فرموده اشدّاء علی الکفار رحماء بینهم و متذکر می سازیم عامه مسلمانان را به برادری که خداوند بین تمام مومنین بست و اعلان می کنیم وجوب اجتناب از چیزهایی که موجب نفاق و شقاق است…» آیت‌الله نورالله نجفی اصفهانی، آخوند خراسانی، سید اسماعیل صدر، شیخ‌الشریعه اصفهانی و شیخ عبدالله مازندرانی از امضاکنندگان این بیانیه بودند.
 
این اتفاقات در حالی می‌افتد که امام علی(علیه السلام) درباره انجام کارهایی که موجبات تفرقه را فراهم می‌کند می‌فرماید: «لَوسَکَتَ الجاهِلُ مَااختَلَفَ النّاسُ اگر نادان خاموشی می گزید، مردم دچار اختلاف نمی شدند.»
 
مثل پدراتون گول نخورید!
 
آیت‌الله سید صادق شیرازی البته دارای سوابق سیاسی نیز هستند، وی در سال ۸۸ به دفاع از فتنه گران پرداخت و در ویدئویی به نظام مقدس جمهوری اسلامی شدیداً حمله کرد. البته سابقه حملات وی و خانواده‌اش به انقلاب اسلامی مردم ایران در اوایل انقلاب و برادرش به رهبری انقلاب امام خمینی بین انقلاب مشهور است. مسئول دفتر وی محمد حنافروش، مدیرمسئول شبکه جهانی امام حسین و سید حسین شیرازی نیز به خاطر حمایت از فتنه گران در سال ۸۸ و ترویج خرافات در شبکه‌های جهانی نیز مدتی بازداشت شده بودند. نکته جالب توجه ماجرا آنجاست که با این که ایشان از مراسم­ها و شعائر حسینی به صورت خاص و غیر معتبر بسیار دفاع می‌کند، اما در عاشورای سال ۱۳۸۸ که عده‌ای فتنه­ گر به نمادها و شعائر حسینی توهین کردند، واکنشی نشان نداند.
 
آیت‌الله سید صادق شیرازی در سخنرانی خود که در تاریخ ۲۸ صفر ۱۴۳۱ در قم ایراد می‌کرد با استفاده از کلماتی ناشایست اقدام به توهین به رهبری نظام اسلامی کرد: «جوونا گول نخورید مثل پدراتون که بعضی­هاشون گول خوردن نشید تاریخ پیغمبر رو خودتون بخونید هر چی میگن نگید راست میگه! نگید درست می­گه… کشور اسلامی مردمش انقلاب می­کنن برید ببیند اون وقت این حکومتی که به اسم مردم اومده با باتوم میاد می­زنه مردم رو! این اسلام نیست! این زیبا نیست! با این اسلام می خوایم دنیا رو دعوت کنیم به اسلام! مگه منافق رو باید کشت؟ پیغمبر خدا یه دونه منافق نکشتن!!…. وقتی در حکومت اسلامی ملت خودش رو به خاطر اینکه یه تظاهرات کرده با باتوم می­زنه می­کشه به خاک و خون می­کشه چه توقع هست توقعی هم ندارم … خزی دنیاست که خود ملت خودشون لعن شون می کنه شب نامه ضدشون می نویسه یه خورده توسعه پیدا کرد انقلاب می کنه اون رو هم می­کُشه یا حبس می­کنه … فکر می­کنید کشور اسلامی اسمش فقط اسلامیه پیغمبر همین بودن این مسئولیت من و شماست در هر مسئولیتی هستیم هر قدر قدرت داریم اینو به دنیا نشون بدیم تاریخ پیغمبر خدا رو نشون بدیم.»
 
امام خمینی (ره) در لزوم توجه بیشتر روحانیت به مسائل شرعی و سیاسی و هشدار نسبت به خطرات این قشر در صورت انحراف می‌فرمایند:«آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانی‌نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است». ایشان در بیان ضرر وجود حتی یک روحانی که در خط اسلام آمریکایی باشد می‌فرمایند: «خدای متعال می‌داند که من نسبت به آخوندهای فاسد آنقدر شدید هستم که نسبت به سایر مردم نیستم. ساواکی پیش من محترم تر از آخوند فاسد است.»
 
 
توهم توطئه یا دست آویزی برای مظلوم نمایی
 
آقای سید محمد شیرازی در سن ۷۵ سالگی بر اثر بیماری در کهولت سن فوت کردند. ولی طرفداران شیرازی­ها و همین­طور برخی نزدیکان به ایشان مرگ آیت الله شیرازی را مشکوک تلقی می­کنند. همچنین مرگ پسر ایشان سید محمد رضا شیرازی را که در خانه­اش فوت کرده است و تاکنون هیچ یک از نزدیکان ایشان حتی خود آیت الله سید صادق شیرازی نیز به کشته شدن پسر برادر خود بوسیله نظام اسلامی اشاره ای نمی­ کند. از همه مهم تر آنکه روایت هایی که درباره فوت ایشان ذکر گردیده است همگی در تناقض جدی با یکدیگر و ساختگی بودن آن در ذهن هر مخاطبی حتمی جلوه می­ کند. به تمام این موارد باید منفعتی که نظام از کشتن این دو نفر می برده است را اضافه کرد.
 
 
تا­کنون این آقایان به این سوال مخاطبین پاسخ نداده­اند که نظام اسلامی از کشتن این دو نفر چه سودی می برده است؟مخالفانِ بی­اثری که، توان مقابله­ای چه الان و چه در آینده با نظام را نداشته اند چرا باید حذف شوند؟ آیا از این دو نفر موثرتر و مخالف­تر وجود نداشنه که نوبت این دو نفر می­رسد؟ پرداختن بی حجت و سند به کشته شدن این دو نفر توسط نظام اسلامی تنها به کسانی کمک می­ کند که از این دو متوفی قصد ایجاد جایگاه حق به جانبی برای خود را دارند.
 
دار و دسته انحرافی ها
یاسر الحبیب طلبه خوش‌پوش لندن نشین
 
یاسر الحبیب یک طلبه خوش‌پوش است که در حسینیه‌ای در لندن منبر برود سینه‌چاک شیعیان و دشمن درجه یک وهابیت به شمار می‌رود. «یاسر یحیی عبدالله الحبیب» یکی از شبکه‌های تحت حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی یعنی شبکه فدک را مدیریت می‌کند ولی از حضور چشم‌گیر و پررنگ در دیگر شبکه‌های زنجیره‌ای این طیف فکری نیز غفلت نمی‌کند. تنها سه سال از راه‌اندازی «هیئت خدّام‌المهدی» در کویت می‌گذشت که تندروی‌های یاسر الحبیب، دولت کویت را مجبور کرد هیئتش را پلمپ و او را روانه زندان کند.
 
«اجازه نامه یاسر الحبیب ازآیت الله صادق شیرازی»
 
اما این جوان جسور چشم انگلیسی‌ها را گرفته بود؛ پس سریع به سوژه مورد نظر سازمان‌های حقوق بشری انگلیس و آمریکا تبدیل شد. حتماً خود مقامات کویتی هم متعجب شده بودند که این سازمان‌ها چرا بین این همه زندانی و شکنجه‌شده، به این روحانی جوان این قدر توجه می‌کنند. دو سال وقت کافی بود تا بعد از رایزنی انگلیسی‌ها و ساکن شدن وی در لندن حیطه فعالیت‌های یاسر الحبیب به شدّت گسترش پیدا کند. روزنامه‌ای با نام «shianewspaper» منتشر می کند، حوزه علمیه «امامین عسکریین» را در لندن به راه اندازد، شبکه ماهواره‌ای «فدک» را نیز با حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی تأسیس کند و در سال ۲۰۱۰ نیز مکان هیئتش در لندن را به حسینیه‌ای بزرگ به نام «حسینیه سیّدالشّهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه، هیئت، دفتر کار، مؤسسه رسانه‌ای، شبکه ماهواره‌ای فدک، روزنامه شیعه و پایگاه اطلاع‌رسانی اینترنتی قرار می دهد.
 
رمضان المبارک ۱۴۳۱ قمری شیخ مقیم در انگلیس در هفدهم ماه مبارک و در سالروز وفات عایشه همسر پیامبر اکرم (ص) مجلسی در حسینیه خود در لندن تشکیل داد و از فراز منبر جملات رکیک و نسبت‌های وقیحانه‌ای متوجه او کرد.
 
او پس از ذکر ادلّه خویش برای اثبات نفاق و هرز‌گی و… به همسر پیامبر اسلام، سخن خود را با این توصیه راهبُردی! به پایان رسانید که: «جشن گرفتن به مناسبت هلاک عایشه، ضرورتی دینی است؛ چه این­که روز هلاکت عایشه، پیروزی اسلامی عظیمی به شمار می ­رود.» سایت وی نیز با افتخار تمام در این‌باره گزارش می‌دهد: «لازم به ذکر است که شبکه ماهواره‌ای فدک این جشن مبارک و وقایع آن را پوشش داده و پخش نمود. ضمن این‌که در بالای صفحه این شبکه نیز «شعار الله اکبر … عایشه فی النّار» برای اولین بار در تاریخ شبکه‌های تلویزیونی قرار داده شد! و در فواصل مختلف برنامه، سرودهایی به مناسبت و شادی از هلاکت رأس الکفر عایشه و شکر نعمت برائت از او، پخش گردید.
 
«شیخ عبدالعزیز آل الشّیخ» مفتی اوّل سعودی در برابر این اقدام چنین واکنش می‌دهد: «بعد از اسائه ادب یاسر الحبیب به أم المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیّع در کشورهای عربی و اسلامی متوقّف شده است». وی در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: «سخنان یاسر الحبیب، روحانی شیعه کویتی باعث شد تا بسیاری از اهل سنّت که تمایلی به تشیّع داشتند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند.» آل‌الشّیخ ادامه داد: «مُخبرین ما در کشورهای عربی به من اطلاع دادند عدّه زیادی از اهل سنّتی که شیعه شده بودند، به خصوص در شمال آفریقا، پس از گفته های یاسر الحبیب متوجّه شده اند که تشیّع، مذهبی باطل است و به مذهب حقّ برگشته اند.»
 
اما سخنان مشکوک شیخ، مشکلات بسیاری برای شیعیان کویت و عربستان نیز به بار آورد. علمای شیعه این دو کشور ـاز جمله «شیخ عَمری»، «شیخ حسین معتوق»، «شیخ حسن صفّار»، «شیخ علی آل محسن»، «شیخ عبدالجلیل السمین»، «شیخ نمر» و «سیّدهاشم السلمان» ـ مواضع سختی در برابر وی گرفته و او را از خود طرد کردند.
 
 
 
تا اینکه این دست موضع‌گیری‌ها که باعث ورود فشارهای فراوان به شیعیان عرب نیز شده بود، جمعی از علماء و فرهیختگان شیعه منطقه احصاء عربستان را بر آن داشت تا استفتائی را خدمت مقام معظم رهبری ارسال کنند. پاسخ معظم له آبی بود بر آتش:«اهانت به نمادهای برادران اهل سنّت از جمله اتّهام ­زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع، شامل زنان همه پیامبران و به­ ویژه سیّدالانبیاء پیامبر اعظم -حضرت محمّد صلّی­ الله ­علیه­ و آله– می­ شود.» فتوایی که از شبکه ماهواره‌ای الجزیره گرفته تا روزنامه الانباء کویت، سایت پرمخاطب محیط، روزنامه‌های السّفیر لبنان و الحیات چاپ لندن و سایت رادیو تلویزیون مصر و … به انعکاس درآمد و مورد تحلیل قرار گرفت.
 
حتّی احمد الطّیب، شیخ الازهر در بیانیه‌ای رسمی، این‌چنین به فتوای رهبر حکیم انقلاب، واکنش نشان داد: «با تمجید و خرسندی، فتوای مبارک حضرت امام علی خامنه ­ای را در خصوص تحریم اهانت به صحابه رضوان­ الله­علیهم یا تعرّض به همسران حضرت رسول­(ص) دریافت کردم. این فتوایی است که با دانش صحیح و درک عمیق از خطرناکی آن­چه که اهل فتنه انجام می­ دهند، صادر شده و بیان­گر علاقه و اشتیاق به وحدت مسلمانان است. آن­چه که باعث می­ شود بر اهمیت این فتوا افزوده شود، آن است که عالمی از علمای بزرگ مسلمان و از بزرگ­ترین مراجع شیعه و به ­عنوان رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران، چنین فتوایی را صادر کرده است.»
 
یکی دیگر از اقدامات این جریان مشکوک که حامیانی نیز در شهر مقدس قم دارد نام‌گذاری هفته برائت! در ربیع‌الاول سال پیش بود. این جریان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «با نزدیک شدن به ایام فرحة الزهرا و غدیر ثانی، شورای سیاست گذاری شبکه جهانی امام حسین علیه‎السلام در بیانیه ای اعلام داشت: روز نهم ربیع الاول طبق فرموده اهل‌بیت علیهم‎ السلام روز غدیر ثانی نام‌گذاری شده است… از این رو بر خود لازم می‎دانیم که از روز نهم لغایت ۱۵ ربیع الاول را به عنوان هفته برائت نام‌گذاری کنیم تا از این شبکه مقدسه پیام برائت از دشمنان خاندان رسالت را با اتکا به عمل معصومین به جهان صادر نماییم.»
 
 
این حرکات زشت بدعت آلوده در حالی صورت می ­گیرد که خداوند در آیه ۱۷ سورة الانعام فرموده است: [وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا به غیر عِلْمٍ] یعنی به خدایان و بت‌های مشرکین و کفار حرف زشت نزنید چون آن‌ها مقابله به مثل کرده و به مقدسات شما توهین می‌کنند این آیه شریفه به طریق اولی دستور عدم توهین به مقدسات سنی‌ها را ثابت می‌کند.
 
بهترین تعبیر راجع به یاسر الحبیب سخن سید مقاومت، نصرالله عزیز است که شیخ هتاک را «شخصٌ شیعیٌ غیرُ معروفٍ عند الشیعة أساساً» دانسته است. یاسرالحبیب با کمک‌های بی‌دریغ دولت انگلستان و بیت آیت‌الله سید صادق شیرازی روز به روز به فعالیت‌های به ظاهر مذهبی‌اش می‌افزاید. قابل‌توجه اینجاست که در یک اقدام هماهنگ شبکه مورد حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی -شبکه امام حسین-درست در همین ایام اقدام به اعلام گستره برگزاری برنامه‌های هفته برائت این فرقه مشکوک کرد.
 
محمد هدایتی مدیر مسئول شبکه سلام
 
محمد هدایتی مدیر مسئول شبکه سلام یکی از کسانی است که با بیت شیرازی‌ها ارتباط کامل دارد و در مسائل سیاسی ضد نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند. تا به حال با شبکه صدای آمریکا مصاحبه کرده و از قمه زنی دفاع و جمهوری اسلامی را بارها متهم به دیکتاتوری کرده است.
 
 
 
از جمله فعالیت‌های وی، مدیریت سایت ضد انقلابی رسام -روحانیون سنتی ایران معاصر- است. جدیداً گروهی را به نام «ستاد بین المللی تعظیم شعائر حسینی» اداره می‌کند و اکثر کلیه‌های که می‌سازند، صحنه‌هایی از قمه یا لطمه زنی است. یکی از علمایی که به دلیل رفتارهای غلط ایشان، از آنان جدا شد، «آیت‌الله حسینی قزوینی» است. ایشان ابتدا با دادن بیانیه‌ای به شبکه «سلام» هشدار داد که در صورت دفاع از قمه زنی و توهین به مسئولین نظام، با آنان همکاری نخواهد کرد. سپس در سال ۱۳۸۸ و با اوج فتنه ۸۸ و تحرکات این شبکه، ایشان از همکاری با شبکه «سلام» خودداری و شبکه «ولایت» را تأسیس نمودند.
 
سید حسین شیرازی فرزند آیت‌الله و مدافع سید حسن خمینی
 
استدلالات ضعیف و ضعف گفتار این جریان را می‌توان از زبان سید حسین شیرازی وقتی به دلایل تبلیغ علیه نظام و اشاعه بدعت قمه زنی به دادستانی احضار می‌شود به وضوح مشاهده کرد. وی در روایت دیدارش با دادستان ویژه روحانیت قم را چنین روایت می‌کند:
 
با احترام من رو وارد دفترش کرد یک قاضی نشسته بود دادستان هم پیشش بود، اول کار یکی آمد گفت برای حاج اقا ناهار بیارم دادستان گفت نه نیاز نیست همش پنج دقیقه کارش داریم. بعد شروع کرد و گفت: هر کشوری قانون داره و باید به قانون کشور احترام گذاشت…. شما دارید کارشکنی می‌کنید. من اینجا یک دفعه با حدت گفتم کجا ما کارشکنی کردیم؟ طرف جا خورد و اون هم یک خورده تند شد و گفت رفقاتون ضد ما کار می‌کنند ما یک احضاریه فرستادیم دنیا رو شلوغ کردند. بهش گفتم خوب تقصیر خودتونه چه معنی داره من رو احضار می‌کنید! گفتم عملکردتون دشمن سازه به چه حساب من رو احضار کردید؟! گفت خوب کارت داریم چکار کنیم؟ گفتم به من چه برید یکی دیگه رو پیدا کنید!! گفت چرا افرادتون علیه ما دروغ می‌گن گفتم مگه افراد شما دروغ نمی‌گن؟ گفت کجا؟ گفتم تو گوگل سرچ کن پسر نوح عکس‌های سید حسن خمینی در میاد!! گفت ملاک ما امام خمینیه گفتم مگه سید حسن جزو نظام نیست!!
 
 
 
سوال اینجاست که چه اتفاقی افتاده است که این جریان که هیچ اعتقادی به نظام اسلامی ندارد چرا چنین از آقای سید حسن خمینی حمایت می‌کند؟
 
یکی از دستاوردهای این فرقه های افراطی برای تشیع
 
ماهاتیر محمد نخست وزیر سابق مالزی در یک سفر دوره­ای به ایران، از جمهوری اسلامی ایران خواست تا در مالزی برای تبلیغ اسلام و مبارزه با فرقه ضاله بهاییت به آنها کمک کند. چون منشا بهاییت در ایران بود و بهایی­ها یکی از مراکز اصلی شان در مالزی قرار دادشت و از آنجا نیرو می ­گرفتند. اما از حدود چهار سال قبل، به دلیل فعالیت­های جریان شیرازی­ ها در مالزی و مبارزه رسمی با خلفا، به دعوای میان شیعه و سنی چنان دامن زدند که به شعار نویسی­ های خیابانی انجامید و این مساله باعث شد، ماهاتیر محمد که تا دیروز از جمهوری اسلامی دفاع می­ کرد، چند ماه قبل نسبت به خطر گسترش شیعه در مالزی هشدار داد و خواستار مبارزه با شیعیان به عنوان یک فرقه ضاله شد.


برچسب‌ها: هفته برائت, لعن‌عایشه, ترویج قمه‌زنی و … آنچه باید درباره جریان شیرازی‌‌ه
[ پنجشنبه سوم بهمن 1392 ] [ 7:10 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

فرقه انحرافی تهدیدی برای تشیع / پشت پرده دفاع شیخ انگلیسی از شیعه

پرونده این شیعه‌های بدلی، اگر چه با اعمال سیاه پر شده و سابقه جریان فکری آنها اصلاً قابل دفاع نیست، اما تنوع و رنگارنگ بودن ننگهای این جماعت، قابل تأمل و توجه است.

به گزارش فرهنگ نیوز، در حالی که جهان اسلام در تلاش برای وحدت است، عده ای به صورت زنجیره وار بر طبق تفرقه می کوبند و با معرفی نمودن اعمال افراطی خود به عنوان شیعه، به پروژه اسلام هراسی غرب کمک می نمایند. اما این جریان چیست و چه می کند؟

شاید برای همه شیعیان، دست کم یک بار این سئوال پیش آمده باشد که:

«چرا امام علی‌علیه‌السلام، جانشین بر حق حضرت محمد‌ مصطفی‌(ص)، 25 سال خانه‌نشین شد؟ آیا ایشان نمی‌توانستند لشکری فراهم کنند؟ نمی‌توانستند پول خرج کنند و فضای جامعه آن روز را به سمت خویش برگردانند؟ اصلاً چرا وقتی که خلفای اول و دوم و سوم وارد جنگ می‌شدند و با امپراتوری‌های ایرن و روم درگیر بودند، ایشان از فرصت استفاده نکرد تا ضمن اثبات حقانیت خود، خلافت را به مسیر اصلی‌اش بازگرداند و قئرت را در دست بگیرد؟»

این سوال اگر چه رایج است و پاسخی مشخص دارد، اما ظاهراً به گوش بعضی از مدعیان نرسیده است. مدعیانی که نه‌تنها خود را در جایگاه تفسیر اسلام و فقاهت می‌بینند، بلکه شأن مرجعیت نیز برای خویش قائل هستند.

* پاسخی که در رفتار امیرالمومنین‌علی‌علیه‌السلام تجلی کرد

بی‌شک عدم تحرکات نظامی و سیاسی حضرت‌علی‌علیه‌السلام برای کسب قدرت در زمان خلفای سه‌گانه و حتی مشاوره‌های ایشان به خلیفه دوم (1) در راستای تقویت حفظ دین خدا از راه تقویت وحدت مسلمانان انجام شده است.

رفتار ایشان که عصاره معرفت و تبلور جوانمردی بود، در آن دوران خاص، به‌شکلی بود که زمینه سوءاستفاده دشمنان اسلام فراهم نشد و این پاسخی شایسته برای همه سوالات درباره دلیل سکوت حکیمانه و مجاهدت‌گونه مولای متقیان حضرت علی‌علیه‌السلام است.

* تجلی ولایت‌مداری در شیوه فرزندان حضرت امام علی‌علیه‌السلام

به‌راستی چرا امام حسن‌(ع) وامام حسین‌(ع) که سید جوانان اهل بهشت هستند(2)، هرگز به‌خونخواهی مادر خود، شمشیر به‌دست نگرفتند؟ مگر خونخواهی فرزند رسول خدا‍‌صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم، عملی ناصواب بود؟ پاسخی که کاملاً منطقی به‌نظر می‌رسد آن است که هرگونه خونخواهی این امامان‌معصوم‌علیهما‌السلام، با احتمال قریب به یقین می‌توانست باعث صف‌آرایی مسلمانان پیش روی هم شود و دلیلی بر قتل نفوس پیروان قرآن شود.

* تفرقه در دستور کار

حال کشوری به‌نام عراق را تصور بفرمایید که تا همین چند سال قبل، رسماً در اشغال نظامیان آمریکا و انگلیس بود؛ اما بعضی از مدعیان پیروی از مکتب امیرالمومنین علی‌علیه‌السلام، در همین فضا، کوشیدند تا بیشترین فاصله را میان شیعیان و سنی‌های عراق ایجاد کنند!

این جماعت که خود را مدعی گرفتن انتقام خون همه معصومین‌(علیهم‌السلام) می‌دانند، در چنین شرایطی با همه توان خویش، تلاش کردند تا ضمن ایفای نقش در ترویج تفرقه میان امت رسول‌الله‌صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم، خود را به‌عنوان نماد تشیع به جهانیان معرفی کنند!!

نکته جالب آنجاست که همزمان تکفیری‌ها (که اصولاً خون شیعیان و سنی‌ها را مباح دانسته و گاه واجب‌القتل می‌دانند)، پول‌های عربستان و سایر دیکتاتورها را در پناه اشغالگران عراق، برای تحریک اهل سنت به‌کار گرفتند و پازل ایجاد درگیری‌های فرقه‌ای را تکمیل کردند و با روش‌هایی مانند انفجارحرمین عسکریین‌علیهما‌السلام(3) و مواردی از این دست، بر طبل تفرقه و آغار کشتار وسیع مردم مسلمان عراق کوبیدند.

* انگیزه خیانت‌ کاسه‌های داغ‌تر از آش

شیعه‌نمایانی که در نقش تکمیل‌کننده فعالیت‌های گروه‌های تکفیری و بعضی از سنی‌نماها عمل کردند، مصداق مثال کاسه داغ‌تر آش هستند. جایی که صاحب حق یعنی امیرالمومنین علی‌علیه‌السلام سکوت سرافرازانه پیشه می‌کند، شیعه‌نماها با رفتار خود، عملی کاملاً در تضاد با ایشان را به‌نمایش می‌گذارند.

اما این اعمال با کدام انگیزه انجام می‌شود؟ شاید پاسخ این سوال را بتوان در منش، خاستگاه، پیشینه و پرونده اعمال آنها جستجو کرد.

* پرونده‌ای ننگین اما رنگارنگ

پرونده این شیعه‌های بدلی، اگر چه با اعمال سیاه پر شده و سابقه جریان فکری آنها اصلاً قابل دفاع نیست، اما تنوع و رنگارنگ بودن ننگهای این جماعت، قابل تأمل و توجه است.

از روابط مشکوک با ساواک در دوره منحوس پهلوی گرفته تا انواع تقابل با انقلاب اسلامی ایران و ترویج عزاداری‌های انحرافی و تغییر نام هفته وحدت به «هفته برائت» ، در پرونده این جریان وجود دارد اما جالب‌ترین اتهام اثبات‌شده این افراد، علاقه خاص‍شان به لندن است!

* جریان موسوم به شیرازی‌ها و تخریب چهره تشیع

بارز‌ترین مثال برای شیعیان بدلی، همانا کسانی هستند که تفرقه را ترویج کرده و آب به آسیاب دشمنان اسلام می‌ریزند. جریانی که متأسفانه با نام شیرازی‌ها شناخته شده و اتفاقاً هیچ ارتباطی با این شهر ندارند، اکنون طلایه‌دار تفرقه‌افکنی با نقاب تشیع هستند.

یکی از افراد شاخص این جریان، «یاسر الحبیب» نام دارد. یاسر الحبیب فرد روحانی‌نمای کویتی و از شاگردان سید مجتبی شیرازی و سید صادق شیرازی است که به دلیل توهین به مقدسات اهل سنت و همسر پیامبر گرامی اسلام، تابعیت کویتی‌اش سلب شد. او با حمایت بریتانیا به لندن رفت و در آنجا پناهنده سیاسی شد و هیئت خدام المهدی را که پیش‌تر در کویت تأسیس کرده بود، در لندن راه‌اندازی کرد.

در کنار آن پاره‌ای نشریات و شبکه‌های ماهواره‌ای را با حمایت سید مجتبی شیرازی تأسیس کرد. البته مواضع برادران شیرازی (سید محمد، سید صادق و سید مجتبی) فرزندان مرحوم آیت‌الله سید مهدی شیرازی را باید در طول مراحل مختلف تاریخی زندگی‌شان مدنظر قرار داد. هیچ یک از اینان در مرکزیت مرجعیت شیعه قرار نداشته‌اند و مرجعیت آنان مورد تایید علمای شیعه نیست.(4)

یاسر الحبیب با گستاخی تمام آشکارا آیت‌الله بهجت را فردی منحرف نامید و توهین‌هایی به حضرت آیت‌الله سیستانی و مقام معظم رهبری کرد و آن را در وب‌گاه خود، چه به زبان عربی و چه به زبان فارسی منتشر کرد.

اما علاوه بر این بی‌ادبی و گستاخی، آنان فاقد جامع‌نگری نیز بوده‌اند. مراجع شیعه، محل رجوع همه مسلمانان و نه تنها شیعیان بوده‌اند و همواره بر وحدت اسلامی و پرهیز از دودستگی در صفوف امت تاکید کرده اند.

راز موفقیت حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی در عراق توجه به همین سنت حسنه علمای بزرگ شیعه است. او به عنوان مرجع همه عراقی‌ها و نه فقط شیعیان عمل کرده است؛ از این رو، زمانی که این فتوا صادر ‌شد که تعرض به مساجد اهل سنت در حکم تعرض به مراقد اهل‌بیت (ع) است، دار الافتای مصر به بیداری علمای شیعه می‌بالد و افتخار می‌کند.

البته فهرست خطاهای این جریان، چنان بلند و طولانی است که در مدت کوتاه فعالیت آن، به‌نوعی یک رکورد محسوب می‌شود.(5)

* سوءاستفاده از احساسات پاک شیعیان درباره عاشورا

نام «عاشورا» اگر چه با نام تشیع گره خورده است اما اهل سنت نیز در روز شهادت فرزند نبی‌مکرم اسلام حضرت محمدمصطفی‌صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌سلم، اندوهگین هستند. بزرگان اهل سنت نیز در طول تاریخ همواره ارادت خود به خاندان عصمت‌وطهارت‌علیهم‌السلام را ابراز داشته‌اند.

اکنون اما جریان موسوم به «شیرازی‌ها» می‌کوشد تا به بهانه اقامه عزای امام حسین‌علیه‌السلام، ضمن ترویج عزاداری‌های وهن‌آلود، به بهانه دفاع از مراسمی همچون «قمه‌زنی»، با اصل اسلام‌ناب‌محمدی‌صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، مقابله کند.

فتوای تحریم قمه‌زنی اگر چه سالهاست که از سوی بزرگان و مراجع فقه شیعه صادر شده و مورد تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار گفته است، اما به دلیل اصرار بعضی از جریان‌ها مانند طیف «شیرازی‌ها»، شیعیان را با "قمه‌زنی" و تصاویر دهشت‌بار آن می‌شناسند. این در حالیست که مظلومیت امام حسین‌علیه‌السلام و پیام ایشان در روز عاشورا، در هیاهوی عزاداری‌های نامتعارف گم می‌شود.

این فضای مسموم حاصل سوءاستفاده جریان‌های مسأله‌دار از احساسات پاک شیعیان و بازیچه فرار دادن ارادت خالصانه آنها به اهل بیت‌علیهم‌السلام است. فضایی که نهایتاً موجبات تفرقه مسلمانان و تامین اهداف دشمنان اسلام را فراهم می‌آورد.

* خادمان شیطان، صادر شده از لندن

پیش از این شنیده بودیم که انگلستان محصولات خوبی دارد اما نمی‌دانستیم که انواع مسلمان اما از نوع تقلبی را می‌توان از لندن تهیه کرد! بد نیست به ‌عنوان حسن ختام این مطلب، فهرست انواع این محصول انگلیسی را با هم مرور کنیم.

مسلمانان سکولار یا پلورالیست یا لائیک (ضدانقلاب‌ها و منحرفانی همچون سروش، اشکوری و مهاجرانی از این دسته‌اند) که البته مشخص نیست چگونه مکاتب مذکور را با اسلام درآمیخته اند.

انواع مسلمان‌نماهای تکفیری و سلفی و وهابی که اتفاقاً علاقه خاصی به بریدن سر شیعیان و اهل سنت دارند. رزومه کاری این افراد، انفجارات انتحاری در افغانستان و پاکستان و عراق و سوریه را شامل می‌شود.

شیعه‌نماهایی که با اصرار بر ایجاد تفرقه در امت رسول‌اکرم‌صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم، عملاً به جمع خادمان شیطان پیوسته‌اند.

 

پی نوشت:

1)      امام علی(علیه‌السلام)، مشاور عمر؟!

2)      حضرت محمد مصطفی‌صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم فرمودند« "الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنة و ابوهما خير منهما"» که این حدیث درمنابع مختلف اهل سنت نیز آمده است. 

3)      عكس و فيلم‎هايي منتشر نشده از تخريب حرم امامين عسگريين(ع)

4)      اقدامات تفرقه‌افکنانه جریانِ لندن نشین با استفاده از نام روحانیت شیعه

5)      آنچه باید درباره جریان شیرازی‌‌ها و فرقه انحرافی در شیعه دانست


برچسب‌ها: بررسی یک فرقه انحرافی؛ فرقه انحرافی تهدیدی برای تش, پشت پرده دفاع شیخ انگلیسی از شیعه
[ پنجشنبه سوم بهمن 1392 ] [ 7:6 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

سبک زندگی

چند صباحی بیشتر نیست که جزء پژوهشگران علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی مدرن و آکادمیسین‌های نظریه‌پژوهی، که تقریر و تکرار و تقلید مباحث بوردیو و گیدنز و مکتب بیرمنگام را بخشی از وظایف شغلی و معیشتی خود می‌دانستند، بحث از «سبک زندگی» یا همان «لایف استایل» مدعیان جدیدی نیز پیدا کرده است که چون دل در گرو اشارات راهبر حکیم خویش دارند، به تازگی توجهی به این موضوع پیدا کرده‌اند. سبک زندگی و لایف استایل گرچه هردو در کلی‌ترین حالت اشاره به «الگو و شیوه‌ی زندگی» کردن می‌کنند، اما همچون بسیاری دیگر از مفاهیم علوم انسانی، این نظریه‌ی پشتیبان ماست که تعیین‌کننده‌ی چیستی عمیق موضوع «نوع زندگی» و نسبت آن با موضوعات و مفاهیم دیگر است. در چنین شرایطی، غلبه‌ی گفتمان مدرن بر فضای فکری اندیشمندان ما این نگرانی را پدید آورده است که این مبحث جدید نیز همچون بسیاری دیگر از پروژه‌های فرهنگی راهبر خردمند، به سرعت به مفاهیم و فهم‌های عرفی برده شوند، تلقی ناصوابی از «سبک زندگی» محور کار مسئولین عمل‌گرا و تبلیغاتچیان ساده‌لوح قرار گیرد که فرسنگ‌ها از مراد گوینده دور باشد و شنوندگان را نیز به راهی بی‌نتیجه و بی‌مایه رهنمون کند.

کانون بحران به معادل و مترادف تلقی کردن «سبک زندگی در گفتمان رهبری» و «لایف استایل در نظریه‌ی اجتماعی معاصر غرب» بازمی‌گردد. «سبک زندگی» زیربنایی‌ترین وجه تمدن‌سازی در نظر رهبر و نظریه‌پرداز تمدنی است که هنوز در مرحله‌ی آغازین تأسیس و بازتعریف خویش است و حال آنکه «لایف استایل» وصف وضع زندگی تمدن رقیب ما در آخرین مراحل خویش است. تفاوت عظیمی که حکایت از افق گسترده‌ی سبک زندگی اسلامی برای ما و بن‌بست زیستن مدرن در گفتمان مقابل دارد.

آنچه در غرب به عنوان «لایف استایل» معنا می‌شود، آخرین مرحله‌ی تطور اجتماعی آن بعد از عبور از مراحل متعددی در تکامل اندیشه‌ی اجتماعی، شکل‌یابی ساختارها و نظامات اجتماعی، سازگار شدن رویه‌ها و جریانات فرهنگی مختلف و احیاناً معارض درون غرب و نهایتاً استقرار وضعیت نهایی مدرنیته است که به صورت نظام اجتماعی لیبرال‌سرمایه‌داری آمریکایی در انتهای قرن بیستم جلوه‌گر می‌شود و تازه درون این شرایط خاص است که لایف استایل به عنوان مفهومی خاص برای توضیح وضعیت فرهنگی جدید انسان آمریکایی، که امروز الگوی انسان جهانی است، تعریف و به کار گرفته می‌شود.

کسب‌وکار، روابط جنسی، لذت‌جویی یا تن‌آسایی و هویت‌یابی. این ۴ حوزه در واقع ۴ حوزه‌ی کلیدی زندگی آمریکایی است که تمام حوزه‌های دیگر زندگی نظیر آموزش، سلامتی، مذهب، هنر، ورزش، اقتصاد و سیاست را در خود بلعیده و به رنگ خود درآورده است.

 در واقع جامعه‌ی مدنی آمریکایی ایستگاه آخر پیشرفت و بهشت زمینی پایان مدرنیته است. با پایان یافتن مباحث بنیادین بر سر معنای انسان بودن، اخلاق و سعادت، علم و خرد، آزادی و عدالت و به انتها رسیدن نزاع ایدئولوژی‌ها با پیروزی لیبرال‌سرمایه‌داری آمریکایی در اواخر قرن بیستم، تمام خطوط اختلافات فکری و فرهنگی انسان «ظاهراً» در یک نقطه به هم می‌رسند و آن جامعه‌ی مدنی آمریکایی است. اینک چنین ادعا می‌شود که مباحثات حوزه‌ی عمومی که تلاطم‌ها و تغییرات بزرگ اجتماعی را پدید می‌آورد به انتها رسیده و دوران زندگی کردن بی‌انتها در حوزه‌ی خصوصی فرا رسیده است. جامعه‌ی مدنی محل نمود و برپایی مناسبات خصوصی مردمان است: کسب‌وکار، روابط جنسی، لذت‌جویی یا تن‌آسایی و هویت‌یابی. این ۴ حوزه در واقع ۴ حوزه‌ی کلیدی زندگی آمریکایی است که تمام حوزه‌های دیگر زندگی نظیر آموزش، سلامتی، مذهب، هنر، ورزش، اقتصاد و سیاست را در خود بلعیده و به رنگ خود درآورده است.

برای اثبات قدرت این ۴ حوزه، تنها کافی است به نهادهای اجتماعی غربی بسیار جدید دوباره نگاه کنیم. «مال»، «سیتی سنتر» یا آنچه ما در ایران «مجتمع فرهنگی‌تجاری» یا «شهر رؤیایی» می‌نامیم، یکی از دستاوردهای بزرگ و جذاب شهرسازی غرب است که از قضا گاهی «لایف استایل سنتر یا مراکز سبک زندگی» هم خوانده می‌شوند. مال مجموعه‌ای متشکل از نهادهای اجتماعی خاصی در کنار هم است که می‌خواهد تمامی نیازهای انسان مدرن را در یک‌جا ارضا و او را روانه‌ی خانه‌اش کند. تنها کافی است که کمی درباره‌ی کارکردهای جامعه‌شناختی‌انسان‌شناختی «مال»، که با ساده‌لوحی مسئولین نوعی «بازار شیک» تلقی شده است، و نیازهایی که در صدد ارضای آن است تأمل کنیم. مال مجموعه‌ای است از بازار مد و برند، شهربازی و مجموعه‌ی سرگرمی، سینما، سالن‌های ورزشی‌نمایشی نظیر پاتیناژ، هتل، استخر، رستوران، کازینو و دیسکو، که البته جزء دو مورد آخر، بقیه‌ی مجموعه در اقصا نقاط ایران به ویژه شهرهای فرهنگی‌مذهبی مشهد، شیراز و اصفهان به شکل قارچ‌گونه‌ای در حال تکثیرند. مشخصاً مال‌ها نهادهای اجتماعی عظیمی هستند که با اولویت یافتن نیاز «لذت‌جویی و تن‌آسایی» این چنین محوریت و گسترش یافته‌اند. مثال دیگر نوع تقسیم‌بندی‌ای است که مراکزی مثل یاهو و اپل برای ارائه‌ی خدمات خود انتخاب می‌کنند: سرگرمی، بازی، دوستیابی، غذا، مشروب، سلامت و خوش‌اندامی، خرید و فروش، موسیقی، سریال، فیلم، امور مالی، توریسم (تهیه بلیط و هتل، تفریحگاه‌ها، تشخیص آب‌وهوا و مسیریابی)، کتاب‌های عامه‌پسند و البته لایف استایل که موضوع بحث ماست.

مفهوم لایف استایل در زمینه‌ی وضعی غرب و درون گستره‌ای از معنای غرب‌شناسانه همچون فردگرایی، لیبرالیسم، هویت‌جویی، سرمایه‌داری، سیانتیسم، سنت‌ستیزی و پایان ایدئولوژی معنا می‌یابد و غفلت از این معانی تنها افق پیش روی ما را نابود می‌کند.

در چارچوب عناصر چهارگانه‌ی مذکور در زندگی آمریکایی، لایف استایل معنای خود را می‌یابد. لایف استایل رابطه‌ی بسیار مهمی اولاً با هویت‌یابی، ثانیاً با لذت‌جویی و ثالثاً با رابطه‌ی جنسی دارد. لایف استایل الگوی زندگی مصرفی آمریکایی و افق محدود انتخاب برای «کسی بودن» در جامعه‌ی مدنی متأخر غربی است.

همان طور که در این جملات پیداست، افزون بر این جدا کردن مفهوم لایف استایل از «انسان بودن پست مدرن» غیرممکن و طرح آن بسیار ساده‌لوحانه است. معادل دانستن سبک زندگی با لایف استایل بحثی مبتذل درباره‌ی الگوی رفتاری مسلمانان از پوشش و خوراک گرفته تا خواب و محیط زندگی را پدید می‌آورد که گرچه در جای خود نیکوست، ولی افقی بسیار محدود را برای ایجاد تغییرات اجتماعی پدید می‌آورد.

مفهوم لایف استایل در زمینه‌ی وضعی غرب و درون گستره‌ای از معنای غرب‌شناسانه همچون فردگرایی، لیبرالیسم، هویت‌جویی، سرمایه‌داری، سیانتیسم، سنت‌ستیزی و پایان ایدئولوژی معنا می‌یابد و غفلت از این معانی تنها افق پیش روی ما را نابود می‌کند. برای فهم و تعریف سبک زندگی باید نظام مفاهیم و گفتمان انقلاب اسلامی را امتداد داد و آن را در کنار مفاهیمی چون فرهنگ، جامعه‌ی دینی، الگوی پیشرفت اسلامی و ایدئولوژی جامع اسلامی برای اداره‌ی جامعه بازخوانی کرد تا همان طور که مورد نظر رهبر فرزانه‌ی ماست، راهی نو برای پرهیز از درغلطیدن به مدرنیزاسیون تکنیکی و استحاله‌ی فرهنگی ما به سوی تمدن اسلامی گشوده شود.به این معنا طرح بحث «سبک زندگی تمدنی» مسیری نوین برای برون‌رفت از آلوده شدن به فرهنگ مسموم غربی و مطالبه‌ای جدی برای گشوده شدن اندیشه‌ی انقلاب اسلامی در عرصه‌ی انقلاب فرهنگی و تحول بنیادین در زیرساخت‌های جامعه‌ی در حال گذار ایرانی است.

این نوشتار سعی داشت، ضمن بیانی مختصر از مفهوم سبک زندگی، به نوعی به طرح مسئله‌ی سبک زندگی در زمینه‌ی فرهنگی ایران و جایگاه آن در تمدن اسلامی اشاره داشته باشد. این افق پیش رو، در نوشتارهای آینده بیشتر واکاوی خواهد شد.

نویسنده:

منبع: پایگاه تحلیلی_تبیینی برهان

[ جمعه بیستم دی 1392 ] [ 15:51 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

 

سیره امام رضا (علیه السلام) در مناظره با صاحبان اندیشه و متدینین به ادیان دیگر بحثِ دوستانه و خیر خواهانه بوده و با همین روش بسیاری از مخالفان را متقاعد می‌نمودند. امام با استفاده از شیوه بحث و به کار بردن آنچه مورد پذیرش طرف مقابل است در برخورد با دانشمند مسیحی (جاثَلیق) که معتقد بود مسیح فرزند خدا است، اظهار کردند: ادامه ...

حضرت على بن موسى الرضا علیه‏السلام - در روز یازدهم ذیقعده سال 148 هجرى دیده به جهان گشود(1). مادر او بانویى با فضیلت بنام ...

چشمداشت مامون از گرفتن بیعت ‏برای ولایتعهدی امام رضا(علیه السلام) تامین هدفهایی بود که به اجمال ذیلا بیان می‏گردد: نخستین هدف: ...

بخشی از زندگی امام علی بن موسی(علیه السلام) مربوط به دوران قبل از امامت ایشان می‌شود که 35 سال بوده است ...

بحث امروز ما یک بحث تاریخى و از فروع مسائل مربوط به امامت و خلافت است و آن، مسأله به اصطلاح ولایتعهد حضرت رضا ...

حضور امام رضا(ع) در ایران موجب رشد و گسترش تشیع گردید. مناظرات علمی ایشان از یکسو و تشکیل کلاسهای درس ...

برخى از فرقه‏هاى اسلامى معتقدند که اطاعت از حکام واجب است و به هیچوجه نمى‏توان با آنان از در مخالفت درآمد و ...

اباصلت هروی می گوید: من در خدمت حضرت رضا علیه السلام بودم. به من فرمود:« ای اباصلت! داخل این قبّه ای که قبر هارون ...

در هنگام برگزارى کنگره علمى زندگى امام هشتم،علیه‏السلام، توسط دانشگاه اسلامى رضوى ،مقام معظم رهبرى در پیامى جامع یکى از ...

اسم آن بزرگوار على و کنیه او ابو الحسن الثانی و لقب مشهور او رضا است. عمر مبارک آن حضرت پنجاه و پنج سال بود. (1) در یازده ذى ....

دوران پر برکت و همراه با کرامات و وقیعی که قبل و بعد از ولادت امام رضا (علیه السلام) از مدینه تا مرو و مدت امامت ایشان رخ داد، ...

امروزه بیشتر ارتباطات، حالتی مجازی به خود گرفته اند در حالی که ما نیازمند دیدار یکدیگر و بودن در کنار هم هستیم. انسان...

سخنان اهل بیت (ع) در بردارنده خیر دنیا و آخرت است آن بزرگواران با رهنمودهای گران بهایشان، هم شیوه های خوشبختی...

مسلمانان پس از رحلت رسول اعظم(ص) و با توسعه سرزمین های اسلامی به فرقه های گوناگون تقسیم شدند و به تدریج ...

چه دشوار است شرح جان‏گذار سوختن شمع و چه دنیای غریبی است دنیای پست خاک. آن که فروغش بیشتر است،...

احادیث


برچسب‌ها: و قبری در طوس, ویژه نامه شهادت امام رضا علیه السلام
[ سه شنبه دهم دی 1392 ] [ 16:43 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

 

امام همام حسن مجتبی علیه ‏السلام از زمره‏ عترت طاهره ای است که اندیشه و رفتار و موضع گیری‏‌هایش اسوه بر دیگران می‌‏باشد. اندیشه ‏های تابناک و رفتار وی همانند امام علی و حضرت فاطمه و سایر امامان علیهم السلام الگو است. نکته حایز اهمیت در سیره و روش امام مجتبی علیه ‏السلام موضع‌‏گیری مهم اجتماعی است، که در برابر طاغوت زمان خویش پدیدار شده ‏است. امام مجتبی با طاغی و ستم‏گری چون «معاویه» به سازش می‌‏پردازد ادامه ...

نخستین مظهر و نشانه‏ی کوثر که بر دامان پاک فاطمه‏ی اطهر (سلام الله علیها) پا به عرصه‏ی گیتی نهاد امام حسن علیه السلام بود. ...

ابعاد صلح شجاعانه امام حسن علیه السلام با معاویة بن ابی سفیان که یگانه عامل بقای اقلیت‏شیعه در آن عصر بود، چنان....

به طور کلى و هم تاریخ اسلام نشان مى دهد - که براى امام و پیشواى مسلمین , در یک شرایط خاصى جایز است - و احیانا ...

چون امام حسن مجتبی علیه‏السلام پا بر پهنه عالم خاکی نهاد، خانه حضرت فاطمه علیهاالسلام در انتظار گام‏های نازنین ...

دامنه شخصیت بی مانند سبط اکبر پیامبر صلی الله علیه و آله امام حسن مجتبی علیه السلام آنقدر وسیع و گسترده است...

در زندگی امام حسن علیه السلام موارد گوناگونی از بیان اخبار غیبی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود: 1) زمانی...

نوشتاری که پیش رو دارید بیان برخی انتظارات و توصیه های امام حسن مجتبی(علیه السّلام) است به امت اسلامی بخصوص شیعیان ...

در سیماى تابناک امام حسن علیه‏السلام مى‏توان نظاره‏گر ابعاد مختلف از جمله شخصیّت علمى و قرآنى حضرت بود؛ ...

پیشواى دوم جهان تشیع که نخستین میوه پیوند فرخنده على (علیه السلام) با دختر گرامى پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) ....

مظلومیّت اهل بیت علیهم‏السلام ، به ویژه امام مجتبى علیه‏السلام در همه ابعاد مشهود است؛ از جمله در ثبت...

آن چه که از سیره ی معصومین(ع)، عموماً به ویژه از سیره ی امام مجتبی(ع) برمی آید، این است که مبنای آنان در جنگ ...

در آن صبح زیبا وقتی که آفتاب از لابه لای کوه ها و صخره ها و نخلستان ها عبور کرد و بر فراز آن خانه رسید ـ خانه...

جهاد او جالبترین و در عین حال، دردناکترین نوع جهاد و دارای وسیعترین میدانها و طولانیترین رنجها بود. در راه خدا جهاد کرد ...

چه دشوار است شرح جان‏گذار سوختن شمع و چه دنیای غریبی است دنیای پست خاک. آن که فروغش بیشتر است، سوز و گدازش...

احادیث


برچسب‌ها: بیکران غربت, ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
[ سه شنبه دهم دی 1392 ] [ 16:43 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

 

نام زیبا و یاد دیبای حضرت ختمی مرتبت محمد­ بن عبدالله (­صلّی‌ اللّه‌ علیه‌ وآله‌ و سلّم) آن چنان دلرباست که قلوب مومنان را تسخیر و جان‌های مسلمانان را در نشاط خاطر و وجد وافر قرار می‌­دهد. با آن که حضرت محمد اَشرف مخلوقات و فرستاده خاصه خداست ولی آن وجود ذی وجود نیز مِثل تمام افراد بشرِ روی زمین، سرانجام یک روز دنیا را وداع کرده دعوت حق را لبیک می­‌گوید ادامه ...

ولادت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به اتفاق شیعه و سنى در ماه ربیع الاول است , گو اینکه اهل تسنن بیشتر روز ...

در میان مقامات اجتماعى، هیچ مقامى ارزشمندتر و در عین حال پیچیده‏تر از منصب رهبرى نیست و تا فردى داراى مجموعه‏اى...

لزوم اقتدای‌مسلمانان‌به پیامبراعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)جدای ...

خاتم الانبیا حضرت محمد بن عبدالله در سال 571 م که مصادف با روز جمعه هفده ربیع‏الاول بود، در مکه چشم به جهان ...

در این پژوهش به اثبات یکی از مهمترین وقایع تاریخی اسلام یعنی شهادت رسول خدا (ص) پرداخته شده است....

((توسعه)) دغدغه اساسى انسان معاصر است. بنابراین چگونگى, شیوه, ابزار و سازوکار رسیدن به توسعه و تعالى..

پرواضح است که هدف ازارسال رسل هدایت بشر می باشدکه برای این منظورپیامبران زیادی ازجانب حضرت حق فرستاده شده اند. ...

در طول تاریخ بشریت، کم تر انسانى وجود دارد که مانند پیامبراسلام تمام خصوصیات زندگى اش به طور واضح و روشن بیان و ثبت شد ...

تمام اعمال، حرکات، سکنات، گفته‌ها و اوصاف نفسانی که سیره و سنت پیامبر نام دارد از طریق وحی انجام می‌گیرد از ....

این نوشتار تلاشی است برای پاسخ‌گویی به سه مورد از شبهاتی که در دایرة المعارف «the encyclopedia of islam...

در میان مقامات اجتماعى، هیچ مقامى ارزشمندتر و در عین حال پیچیده‏تر از منصب رهبرى نیست و تا فردى داراى...

از روزى که رسول خدا صلى الله علیه وآله به مدینه هجرت فرمود تا آخر عمرش سه بار عمل عمره به جاى آورد و یک بار عمل...

«گوستاو لوبون» از جمله خاورپژوهان بلندپایه فرانسوی است که به سال 1841 میلادی چشم به جهان گشود و در سال 1931 از دنیا رفت.

حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله وسلم ، آخرین سفیر الهى و بزرگ رهبر جهان اسلام، در سحرگاه روز جمعه 17 ربیع الاول سال ...

احادیث


برچسب‌ها: پشت آسمان شد خم, ویژه نامه شهادت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله
[ سه شنبه دهم دی 1392 ] [ 16:43 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


رفتار اقتصادی در سبک زندگی دینی






 
مفهوم سبک زندگی در غرب متفاوت از آن چیزی است که مقام معظم رهبری در سخنان خود بیان نموده‌اند. می‌توان گفت «سبک زندگی» در اندیشه غربی حالتی خاص از تعریف رهبر معظم انقلاب از سبک زندگی است. چرا که سبک زندگی از دیدگاه غربی بر یک سری مفاهیم فردی تکیه دارد که محدود در بهداشت، اجتماعات، غذاخوردن و … می‌باشد. این تلقی از سبک زندگی تمامی شئون زندگی فرد را در بر نمی‌گیرد. به عنوان مثال شامل نحوه رفتار در بازار و کسب و کار نخواهد شد و در مورد آنها بحث نمی‌کند حال آنکه رهبری تقریبا تمامی شئون معیشتی انسان را در سخنان خود مدنظر قرار دادند و دامنه این مفهوم را به بخش نرم افزاری تمدن گسترش داده اند. می‌توان ادعا کرد که دو بخش سخت افزاری و نرم افزاری تمدن متاثر همدیگر می‌باشند و تصحیح هر یک می‌تواند زمینه تغییر و تحول در دیگری را ایجاد کند. در ادامه به تاملاتی در باب سبک زندگی و اثرات آن بر اقتصاد اسلامی می‌پردازیم.

معنای سبک زندگی در بیان مقام معظم رهبری:

با تاملی در بیانات مقام معظم رهبری می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که سبک زندگی به معنی اصول و الگوهای حاکم بر رفتار فردی و خانوادگی در درون خانواده و اجتماع می‌باشد. به عبارت دیگر ما در رفتارهایمان در مورد زندگی خودمان، خانوده‌مان و یا اجتماعمان از چه ارزشها و الگوهایی تبعیت می‌کنیم. این اصول و الگوها می‌توانند بخش حقیقی یک تمدن را تشکیل دهند. تغییر در این الگوها و اصول است که رفتار اقتصادی مردم را تغییر می‌دهد و نوع تحلیل ها درباره عوامل مختلف اقتصادی و اجتماعی نیز تغییر می‌کند.

جایگاه رزق در سبک زندگی اسلامی:

رزق در زندگی از یک منظر مهم‌ترین مسئله و از منظری دیگر ساده‌ترین مسئله زندگی می‌باشد، و به همین علت است که اگر نگاه خود را نسبت به رزق تصحیح نکنیم ممکن است طلب رزق، تمام زندگی ما را اشغال کند و امری که باید برای هدفی بسیار بزرگ‌تر در کنار زندگی باشد، هدف زندگی گردد. از این رو برای نجات از چنین مهلکه‌ای باید با دقت هرچه تمام‌تر جایگاه رزق را در زندگی و معیشت خود بشناسیم و وظیفه خود را نسبت به آن به درستی انجام دهیم. مساله معیشت و تامین مالی زندگی در غرب یکی از دغدغه های اصلی مردم می‌باشد و این مساله در زندگی انسانی بسیار موثر واقع شده است. به همین دلیل مسایل اقتصادی به یکی از شالکه های اصلی زندگی تبدیل شده و بسیاری از علوم را متاثر کرده است. صنایع جدید برای کاهش هزینه ها و کاهش دغدغه های بشر ایجاد شده اما هنوز نتوانسته اند آرامشی برای هزینه ها و زمان های از دست رفته ایجاد کنند. یکی از عمده مسایل این نگرانی، دور شدن از مفاهیمی نظیر رزق و عدم فهم واقعی معیشت انسانی می‌باشد.

سبک زندگی و ربا:

مروری بر آداب و رسوم مختلف مردم کشور نشان می‌دهد که روح حاکم بر بسیاری از رفتارها نشات گرفته از سبک زندگی غربی می‌باشد. سبک لباس پوشیدن، سبک غذا خوردن، سبک بهداشت و علم بهداشت، پیروی از فرهنگ غربی در کاهش هزینه های زمانی از طریق وسایلی چون اتومبیل، ماشین ظرفشویی، لباسشویی، یخچال های گران قیمت و …. ،‌سبک کار( انسانها به جای بیدار بودن در بین الطوعین و کار در روز و استراحت در ساعات آغازین شب، تا ساعتهای بسیاری از شب را بیدار می‌نشیند و فرهنگ شب نشینی به علت رشد تکنولوژی رشد بسیاری داشته است) همه این مسایل سبب شده است که سبک زندگی مردم در کشورمان زیاد نزدیک به سبک زندگی اسلامی ‌نباشد.
در چنین شرایطی و حاکم بودن چنین سبک زندگی آمیخته ای نباید انتظار داشت که مردم خودشان علاقه چندانی به اجرایی شدن بانکداری اسلامی و حل مساله ربا داشته باشند. اما سوالی که می‌ماند آن است که چرا در سبک زندگی غربی ربا پذیرفته شده است؟ عامل پذیرش ربا چیست؟
می‌توان گفت که ربا در زندگی معنا می‌دهد که رزاقیت خداوندی را قبول ندارد و تحقق سنن الهی را امری غیر قابل پذیرش می‌داند یا ایمان کافی به آنها ندارد. به عبارت دیگر در زندگی غربی که این سنن پذیرفته شده نیست ، زمانی که یک فرد می‌خواهد پول خود را در اختیار دیگران بگذارد به هیچ عنوان از آیه من ذاالذی یقرض الله قرض حسنا و یضاعف له اضعافا کثیرا تبعیت نمی‌کند زیرا اعتقادی ندارد که خداوند چندین برابر پول او را به او باز خواهد گرداند. یا آنکه زمانی که پولی را برای کسب سود به کسی می‌دهد برای آنکه میزانی را برای خود اطمینان ببخشد و امید داشته باشد که عایدی دارد حتما میزان مشخصی نرخ بهره وضع خواهد کرد تا تضمینی برای او باشد و عقد مضاربه و مشارکت در سود و زیان برای او معنا ندارد. اما انسانی که از سنن الهی آگاهی دارد و برای او پذیرفته شده است با تمایل زیاد پول خود را به صورت قرض الحسنه د راختیار سایرین قرار می‌دهد و خداوند وعده خویش را در خصوص این فرد عملی خواهد کرد. یا زمانی که بخواهد در مضاربه مشارکت کند می‌داند که اگر سود و عایدی از این معامله( در صورت آنکه تحقیقات کامل را در مورد عملیاتی شدن کار انجام داده باشد) رزق او و به صلاح او باشد ، به او می‌رسد و اگر به صلاح او نباشد احتمال زیان خواهد بود. از این رو در هر دو حالت برای او مساله ای وجود ندارد و به راحتی به چنین عملی دست می‌زند اما تازمانی که این برداشت از رزاقیت الهی تصحیح نشود نمی‌توان انتظار داشت که تضمین خداوندی را قبول کند بلکه به دنبال یک تضمین از طرف بنده و تضمین مادی برای خود خواهد بود.

جایگاه پس انداز و رزق در سبک زندگی اسلامی:

در نظام غربی خدا مرده است و خداوند در زندگی عادی مردم جایگاهی ندارد و بنای اقتصاد غرب بر فرد، فارغ از خدا بناشده است حال آنکه شالکه تمامی اجزاء زندگی اسلامی متاثر از خداوند و وابسته به اراده و تجلی خداوند است. مساله پس انداز یکی از اختلافات موجود در اقتصاد غربی و اقتصاد اسلامی است، که از سبک زندگی اسلامی و غربی نیز نشات می‌گیرد. اساسا تقسیم درامد انسان به پس انداز و مصرف و به عبارتی تقابل میان پس انداز و مصرف از نخستین تفاوت ها در میان اسلام و غرب در مساله مصارف و سبک مصرف مردم می‌باشد. مطابق با نگاه اسلامی بسیاری از مصارف به عنوان پس اندازی برای انسان به شمار می‌آیند مثل صدقه، خمس، زکات، نذورات و … و بسیاری از پس اندازها از رزق و روزی انسان کم می‌کند مثل کنز مال و یا عدم پرداخت خمس و … . این سخن نشان می‌دهد که در اندیشه اسلامی با وجود آنکه تفاوت میان مصرف کردن و ذخیره پول و درامد می‌باشد اما تقابلی میان این دو نمی‌باشد.
در مجموع باید بیان کرد که سبک زندگی اسلامی اثرات بسیاری در زندگی انسان دارد و می‌تواند شاکله اقتصاد اسلامی را تعیین کند و موجب رشد و اجرایی شدن اهداف گسترده نظام اسلامی بشود. سبک زندگی اسلامی با تصحیح رفتارها و الگوهای حاکم بر زندگی اسلامی موجب می‌شود تا زمینه های پذیرش احکام اسلامی گسترده شود و نوع رفتارها و کنش های اقتصادی و اجتماعی مردم در قبال مسایل مختلف نیز تغییر کند و در عین حال معنای متفاوتی به علومی اسلامی و انسانی بدهد. سبک زندگی غربی هم اکنون ساختارهای علوم انسانی واجتماعی را متاثر کرده است از این رو سبک زندگی اسلامی نیز می‌تواند ساختار علوم اسلامی و انسانی را نیز متحول کند.
منبع: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی مشهد


برچسب‌ها: رفتار اقتصادی در سبک زندگی دینی
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 11:2 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


تحقق حماسه اقتصادی در بستر تولید ملی

 

نویسنده: محمد فائضی




 
سال 91 را در یک جمله می‌توان سال نامطلوبی برای اقتصاد ایران نامید. سالی که قرار بود سال « تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی » باشد، اما رویه‌ای عکس را طی کرد و نه تنها تولید ملی از رونق افتاد، بلکه ارزش سرمایه‌های ایرانی در قیاس با معیارهای جهانی سقوط کرد. نوسانات ارزی، مهم‌ترین رویداد سال 91 در حوزه اقتصاد پولی و بانکی بود. نوساناتی که عرصه‌های مختلف صنعتی و اقتصادی، کشور را تحت تأثیر خویش قرار داد و فنر رها شده ارز، ارزش پول ملی کشور را با شتاب فراوان به زمین زد.
در کنار این موضوع، بالا رفتن قیمت کالاهای مختلف و به ویژه جهش قیمتی در صنعت خودرو مزید بر علتی است برای اینکه سال 91 یک سال نامطلوب اقتصادی باشد.
سال گذشته در شرایطی سال تولید ملی نام گرفت که فشارهای خارجی و تحریم‌های بین‌المللی علیه اقتصاد کشور پیش‌بینی می‌شد و چنین تنگناهایی از پیش برای کارشناسان قابل تصور بود؛ از همین رو، تکیه بر تولید ملی و نیرو و کار و سرمایه ایرانی می‌توانست راه برون‌رفتی از شرایط تحریمی و رهایی حداکثری از فشارهای ناشی از آن باشد. اما دیدیم که با بی‌تدبیری‌ها صورت گرفته، این مسأله به شکل صحیحی مدیریت نشد و بار نوسانات اقتصادی بر دوش تولید کشور افتاد. باری که در بسیاری از موارد به کاهش تولید، توقف و یا تغییر کاربری آن منجر می‌گردد. هدفمندی یارانه‌ها در سال 91 با عبور از دومین سالگرد اجرایی شدن خود، به جای آنکه شکوفایی اقتصاد را رغم بزند، موجب افت وضعیت اقتصادی کشور شد و با مدیریت اجرایی ناکامل آن در سایه قوانین، نتوانست کشش متناسبی برای اقتصاد کشور ارائه دهد و این شد که امروز مجلس شورای اسلامی و بسیاری از اقتصاددانان و کارشناسان کشور بر جلوگیری از اجرایی شدن فاز دوم تاکید ویژه‌ای دارند.
سال جدید که سال تغییر دولت نیز بوده و تقریبا در نیمه راه آن دولت تازه به بار خواهد نشست و مردم دولت یازدهم را تجربه خواهند نمود، باید به سالی راهبردی در اقتصاد کشور تبدیل شود. به نطر می‌رسد در سال 1392 اقتصاد کشور، الزاماتی مهم و حیاتی را طلب می‌کند تا قطار پولی، مالی و صنعتی کشور در ریل صحیح خویش قرار گیرد و معایب و اثران سوء سال پیشین آن، به مرور کمرنگ شود. تولید کنندگان داخلی می‌توانند پیشگامان عرصه جهاد اقتصادی در برابر تمامی فشارها و تحریم‌های غربی باشند و مردم به عنوان حامیانی همیشگی، آنان را در این مسیر حمایت کنند. اما آنچه را که امروز می‌بینیم، چیزی نیست که بتوان آن را یک روند رو به رشد در تمامی سطوح و عرصه‌های تولید ملی نام ببریم. از جمله الزامات سال 92 ، توجه به تولیدکنندگان است؛ توجهی که چند ضلع دارد. ضلعی در مطالبات بانکی، ضلعی در هدفمندی یارانه‌ها، ضلعی در نقدینگی سرگردان مردم و ضلعی در تحریم. همه این اضلاع در مفهومی تحت عنوان «اصلاح و بازسازی ساختار تولید ملی» جای می‌گیرند.
امروز، تولید ملی ما در گیر و دار فشارهای هدفمندی یارانه‌ها اسیر شده است و اجرای پر اشکال و ناتمام فاز نخست هدفمندی یارانه‌ها، باری بر دوش سرمایه‌های ایرانی گشته است. سرمایه‌های ایرانی به جای آنکه در تولید داخلی و صنایع بومی کشور سرازیر گردد، در ارز و سکه و مسکن جا خوش می‌کند و این‌گونه می‌شود که شتاب نوسانات اقتصاد پولی کشور فزاینده گردد. سرمایه‌های سرگردان مردم که در بازار ارز بالا و پایین می‌شود، بهترین ابزار برای رونق تولید ملی هستند که می‌توان با برنامه‌ریزی صحیح و کاربردی نسبت به جاری شدن آنها در این حوزه اقدام نمود. به واقع تولید ملی ما در سال گذشته که سال ‌هم‌نام آن بوده است، با اصالت سرمایه ایرانی همراه نشد و لذا می‌گوییم در سال جدید، مسائل اقتصادی اولویت بالایی خواهد داشت.
منبع: سایت حرف آخر


برچسب‌ها: تحقق حماسه اقتصادی در بستر تولید ملی
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 11:2 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

آثار عقب‌ماندگي اقتصادي از منظر حضرت امام صادق(ع)


 





 
حضرت امام صادق عليه‌السلام در روايت شريفي مي‌فرمايند: "غلاء السعر يسيءُ الخُلق و يذهِب الأمانة و يضجُرُ المرءَ المسلم1 " به اين معنا كه "گراني قيمت‌ها اخلاق و رفتار مردم را بد مي‌كند. امانت‌داري را از بين مي‌برد و مردم مسلمان را در فشار و سختي به ستوه مي‌آورد. "
تأكيدي كه نشان‌دهنده آثار سوء عقب‌ماندگي اقتصادي است و موجب مي‌شود تا بر اثر گراني و تورم، بخش‌هاي گوناگون اجتماعي، فرهنگي و سياسي به‌ويژه ارزش‌هاي اخلاقي جامعه به شدت آسيب ببيند كه اين‌ها همه از آثار عقب‌ماندگي اقتصادي است.
امام صادق(ع) مي‌فرمايند: "يكي ازسپاهيان عقل، غنا و يكي از سپاهيان جهل، فقر است. " با اين تعبير مشخص مي‌شود كه "فقر " در واقع زمينه‌ساز "جهل " در جامعه است و اين دو موضوع يك رابطه مشخص و تعريف‌شده در حوزه‌هاي اجتماعي دارند.
بنابراين روايت و روايات متعدد ديگري كه تأييدكننده اين موضوع است، جهاد اقتصادي با جهاد فرهنگي ارتباط مستقيم پيدا مي‌كند؛ چون در اين ميدان مبارزه، تلاش براي توليد انبوه محصولات فاسد فرهنگي با بهره‌گيري از ابزارها و تكنيك‌هاي متعدد از يك سو و از سوي ديگر برنامه‌ريزي براي تحريم همه‌جانبه اقتصادي نظام جمهوري اسلامي ايران با يك هدف مشخص صورت مي‌گيرد كه آن افول اخلاق در جامعه اسلامي است كه در صورت تحقق آن، همه آرمان‌هاي نظام مورد تهديد قرار مي‌گيرند.
بنابراين در شرايط كنوني كه روش‌هاي دشمنان در مقابله با نظام جمهوري اسلامي به روش‌هاي مختلفي از جمله استفاده از ابزارهاي رسانه‌اي و ابزارهاي اقتصادي براي تضعيف و تحت كنترل در آوردن فضاي جامعه تغيير يافته است، از اين روايت شريف به صورت شفاف‌تري مي‌توان به ابعاد مهم لزوم تحقق اهداف "جهاد اقتصادي " در نظام اسلامي پي برد؛ چنانچه جهاد اقتصادي، جهاد فرهنگي نيز به‌شمار مي‌رود و موجب رشد فرهنگي و بلكه رشد ديني جامعه خواهد شد.
يكي از سپاهيان جهل، فقر است :
حضرت امام صادق عليه‌السلام همچنين در روايت شريف ديگري نيز در توضيح مبحث مربوط به جنود عقل و جهل مي‌فرمايند: "يكي ازسپاهيان عقل، غنا و يكي از سپاهيان جهل، فقر است.2 " با اين تعبير مشخص مي‌شود كه "فقر " در واقع زمينه‌ساز "جهل " در جامعه است و اين دو موضوع يك رابطه مشخص و تعريف‌شده در حوزه‌هاي اجتماعي دارند.
بر اين اساس مي‌توان اين‌گونه نتيجه گرفت كه عقب‌ماندگي اقتصادي هم فقر ديني در جامعه ايجاد مي‌كند و هم موجب بروز فقر فرهنگي در جامعه مي‌شود.
با بيان اين دو روايت شريف، تكليف همه خدمت‌گزاران نظام در تحقق اهداف بيان‌شده از سوي رهبر معظم انقلاب روشن‌تر مي‌شود كه در همه ابعاد كوشا باشند تا نظام مقدس جمهوري اسلامي بتواند در زمينه اقتصادي نيز به بلنداي پيشرفت و كسب موفقيت‌هاي روزافزون عظيم اقتصادي نيل پيدا كند.
مدل حكومتي جمهوري اسلامي كه بر پايه تعاليم اسلامي شكل گرفته است، در بعد اقتصادي نيز بايد همچون ساير ابعاد خصوصاً در روزهاي بحراني اقتصاد سرمايه‌داري، درخشش بي‌نظير خود را در آسمان جهان به رخ بكشد و از اين رو مردم و مسئولان مي‌بايست با همت بلند و با شناخت اهميت اين جهاد عظيم در ابعاد گوناگون، زمينه‌هاي تحقق آن را فراهم كنند.

پي‌نوشت‌ها:
 

1. فروع كافي، شيخ كليني، جلد 5، كتاب المعيشة، باب الاسعار 164، ح6
2. الكافي، كتاب العقل و الجهل، ح 14
 

منبع: khamenei.ir


برچسب‌ها: آثار عقب‌ماندگي اقتصادي از منظر حضرت امام صادق, ع
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 11:1 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


اقتصاد مقاومتی از منظر مقام معظم رهبری

 

گردآوری: سید امیرحسین کامرانی راد




 
در چند سال اخیر و با شدت یافتن تحریم های یک جانبه و غیرانسانی غرب علیه جمهوری اسلامی ایران با هدف متوقف کردن برنامه های صلح آمیز هسته ای ایران، واژه ی جدید « اقتصاد مقاومتی » به ادبیات اقتصادی کشور اضافه و به فراخور حال و روز اقتصاد کشورمان مورد بحث قرار گرفته است. این واژه اولین بار در دیدار کارآفرینان با مقام معظم رهبری در شهریور سال 1389 مطرح گردید. در همین دیدار، مقام معظم رهبری « اقتصاد مقاومتی » را معنا و مفهومی از کارآفرینی معرفی و برای نیاز اساسی کشور به کارآفرینی نیز دو دلیل « فشار اقتصادی دشمنان » و « آمادگی کشور برایی جهش » را معرفی نمودند.1
برای مفهوم اقتصاد مقاومتی در همین مدت زمان کم، تعاریف متفاوتی ارائه شده که هر کدام از جنبه ای به این موضوع نگاه کرده اند. در این میان، تعریف جامع و کامل از اقتصاد مقاومتی را خود رهبر فرزانه انقلاب ارائه داده اند. ایشان در دیدار با دانشجویان فرمودند:
« اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که در شرایط فشار، در شرایط تحریم، در شرایط دشمنی ها و خصومت های شدید می تواند تعیین کننده ی رشد و شکوفایی کشور باشد. »2
این مقاله که مشتمل بر بیانات حکیمانه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) درباره اقتصاد مقاومتی است به خوانندگان عزیز تقدیم می گردد.

ارکان اقتصاد مقاومتی

الف: مقاوم بودن اقتصاد

وظیفه‌ی همه‌ی ما این است که سعی کنیم کشور را مستحکم، غیر قابل نفوذ، غیر قابل تأثیر از سوی دشمن، حفظ کنیم و نگه داریم؛ این یکی از اقتضائات «اقتصاد مقاومتی» است که ما مطرح کردیم. در اقتصاد مقاومتی، یک رکن اساسی و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد باید مقاوم باشد؛ باید بتواند در مقابل آنچه که ممکن است در معرض توطئه‌ی دشمن قرار بگیرد، مقاومت کند.3

ب: استفاده از همه‌‌ى ظرفیتهاى دولتى و مردمى

بخش خصوصى را باید کمک کرد. اینکه ما «اقتصاد مقاومتى» را مطرح کردیم، خب، خود اقتصاد مقاومتى شرائطى دارد، ارکانى دارد؛ یکى از بخشهایش همین تکیه‌‌ى به مردم است؛ همین سیاستهاى اصل 44 با تأکید و اهتمام و دقت و وسواسِ هرچه بیشتر باید دنبال شود؛ این جزو کارهاى اساسى شماست. در بعضى از موارد، من از خود مسئولین کشور میشنوم که بخش خصوصى به خاطر کم‌‌توانى‌‌اش جلو نمى‌‌آید. خب، باید فکرى بکنید براى اینکه به بخش خصوصى توانبخشى بشود؛ حالا از طریق بانکهاست، از طریق قوانین لازم و مقرراتِ لازم است؛ از هر طریقى که لازم است، کارى کنید که بخش خصوصى، بخش مردمى، فعال شود. بالاخره اقتصاد مقاومتى معنایش این است که ما یک اقتصادى داشته باشیم که هم روند رو به رشد اقتصادى در کشور محفوظ بماند، هم آسیب‌‌پذیرى‌‌اش کاهش پیدا کند. یعنى وضع اقتصادى کشور و نظام اقتصادى جورى باشد که در مقابل ترفندهاى دشمنان که همیشگى و به شکلهاى مختلف خواهد بود، کمتر آسیب ببیند و اختلال پیدا کند. یکى از شرائطش، استفاده از همه‌‌ى ظرفیتهاى دولتى و مردمى است؛ هم از فکرها و اندیشه‌‌ها و راهکارهائى که صاحبنظران میدهند، استفاده کنید، هم از سرمایه‌‌ها استفاده شود.
به مردم هم باید واقعاً میدان داده شود. البته در بیانات دوستان به برخى از این حوادثى که ناشى از پیگیرى مفسدین اقتصادى و مفاسد اقتصادى است، اشاره شد. واقعاً نمیشود ما کار اقتصادىِ درست و قوى بکنیم، اما با مفاسد اقتصادى مبارزه نکنیم؛ این واقعاً نشدنى است. همان چند سال پیش هم که من راجع به این قضیه بحث کردم و مطالبى را به مسئولین کشور گفتم، به همین نکته توجه داشتم، که تصور نشود ما میتوانیم سرمایه‌‌گذارى مردمى و کار سالم مردمى داشته باشیم، بدون مبارزه‌‌ى با مفاسد اقتصادى؛ و تصور نشود که مبارزه‌‌ى با مفاسد اقتصادى موجب میشود که ما مشارکت مردم و سرمایه‌‌گذارى مردم را کم داشته باشیم؛ نه، چون اکثر کسانى که میخواهند وارد میدان اقتصادى بشوند، اهل کار سالمند، مردمان سالمى هستند؛ حالا یکى دو نفر هم آدمهاى ناسالم پیدا میشوند. باید با چشمهاى تیزبین، ریزبین و دوربین مراقبت کنید که کسانى نیایند به عنوان ایجاد اشتغال و ایجاد کار و کارآفرینى تسهیلات بانکى بگیرند، اما کارآفرینىِ واقعى انجام نگیرد. این را باید مراقبت کنید؛ هم شما مراقبت کنید، هم قوه‌‌ى قضائیه مراقبت کند. به نظر من همکارى قوه‌‌ى مجریه و قوه‌‌ى قضائیه در اینجا یک کار بسیار لازمى است.4

ج: حمایت از تولید ملى

یک رکن دیگر اقتصاد مقاومتى، حمایت از تولید ملى است؛ صنعت و کشاورزى. خب، آمارهائى که آقایان میدهند، آمارهاى خوبى است؛ لیکن از آن طرف هم از داخل دولت، خود مسئولین به ما میگویند که بعضى کارخانه‌‌ها دچار مشکلند، اختلال دارند، در بعضى جاها تعطیلى صنایع وجود دارد - گزارشهاى گوناگونى به ما میرسد، خود شما هم گزارش میدهید؛ یعنى من گزارشهاى دیگر هم دارم، اما اتکاء من به گزارشهاى دیگران نیست؛ گزارشهاى خود شما هم هست که به دست ما میرسد - خب، باید این را علاج کرد. اینها طبعاً ایجاد اشکال میکند. اگر چنانچه همین بخش دوم قضیه - یعنى آن نیمه‌‌ى خالى لیوان - نمیبود، شما امروز از لحاظ رونق اقتصادى، وضع بهترى را در کشور ارائه میکردید و کمکهاى بیشترى به مردم میشد. بالاخره حمایت از تولید ملى، آن بخشِ درونزاى اقتصاد ماست و به این بایستى تکیه کرد.
واحدهاى کوچک و متوسط را فعال کنید. البته خوشبختانه واحدهاى بزرگ ما فعالند، خوبند و سوددهى‌‌شان هم خوب است، کارشان هم خوب است، اشتغالشان هم خوب است؛ عمده‌‌ى واحدهاى بزرگ ما وضعشان اینجور است - لذا همان طور که گفتید، محصول سیمانمان، محصول فولادمان، محصولات عمده‌‌ى اینجورى‌‌مان خوب است - لیکن باید به فکر واحدهاى متوسط و کوچک باشید؛ اینها خیلى مهم است، اینها در زندگى مردم تأثیرات مستقیم دارد.5

د: مدیریت منابع ارزى

مسئله‌‌ى منابع ارزى هم مسئله‌‌ى مهمى است؛ که خب، حالا آقایان توجه دارید. روى این مسئله دقت کنید، خیلى باید کار کنید. واقعاً باید منابع ارزى را درست مدیریت کرد. حالا اشاره شد به ارز پایه؛ در این زمینه هم حرفهاى گوناگونى از دولت صادر شد. یعنى در روزنامه‌‌ها از قول یک مسئول، یک جور گفته شد؛ فردا یا دو روز بعد، یک جور دیگر گفته شد. نگذارید این اتفاق بیفتد. واقعاً یک تصمیم قاطع گرفته شود، روى آن تصمیم پافشارى شود و مسئله را دنبال کنید. به هر حال منابع ارزى باید مدیریت دقیق بشود.6

ه: مدیریت مصرف

یک مسئله هم در اقتصاد مقاومتى، مدیریت مصرف است. مصرف هم باید مدیریت شود. این قضیه‌‌ى اسراف و زیاده‌‌روى، قضیه‌‌ى مهمى در کشور است. خب، حالا چگونه باید جلوى اسراف را گرفت؟ فرهنگ‌‌سازى هم لازم است، اقدام عملى هم لازم است. فرهنگ‌‌سازى‌‌اش بیشتر به عهده‌‌ى رسانه‌‌هاست. واقعاً در این زمینه، هم صدا و سیما در درجه‌‌ى اول و بیش از همه مسئولیت دارد، هم دستگاه‌‌هاى دیگر مسئولیت دارند. باید فرهنگ‌‌سازى کنید. ما یک ملت مسلمانِ علاقه‌‌مند به مفاهیم اسلامى هستیم، اینقدر در اسلام اسراف منع شده، و ما متأسفانه در زندگى‌‌مان اهل اسرافیم! بخش عملیاتى‌‌اش هم به نظر من از خود دولت باید آغاز شود. در گزارشهاى شماها من خواندم، حالا هم بعضى از دوستان اظهار کردند که دولت درصدد صرفه‌‌جوئى است و میخواهد صرفه‌‌جوئى کند؛ بسیار خوب، این لازم است؛ این را جدى بگیرید. دولت خودش یک مصرف‌‌کننده‌‌ى بسیار بزرگى است. شما از بنزین بگیرید تا وسائل گوناگون، یک مصرف‌‌کننده‌‌ى بزرگ، دولت است. حقیقتاً در کار مصرف، صرفه‌‌جوئى کنید. صرفه‌‌جوئى، چیز بسیار لازم و مهمى است.
به مصرف تولیدات داخلى هم اهمیت بدهید. در دستگاه شما، در وزارتخانه‌‌ى شما، اگر کار جدیدى انجام میگیرد، اگر چیز جدیدى خریده میشود، اگر همین اقلام روزمره‌‌اى که مورد نیاز وزارتخانه است، تهیه میشود، سعى کنید همه‌‌اش از داخل باشد؛ اصرار بر این داشته باشید؛ خود این، یک قلم خیلى بزرگى میشود. اصلاً ممنوع کنید و بگوئید هیچ کس حق ندارد در این وزارتخانه جنس خارجى مصرف کند. به نظر من اینها میتواند کمک کند. 7

تبیین اقتصاد مقاومتى

در زمینه‌ى مسائل اقتصادى، «اقتصاد تهاجمى» را مطرح کردند؛ عیبى ندارد. بنده فکر اقتصاد تهاجمى را نکردم. اگر واقعاً یک تبیین دانشگاهى و آکادمیک نسبت به اقتصاد تهاجمى - به قول ایشان، مکمل اقتصاد مقاومتى - وجود دارد، چه اشکالى دارد؟ آن را هم مطرح کنیم. آنچه که به نظر ما رسیده، اقتصاد مقاومتى بوده. البته اقتصاد مقاومتى فقط جنبه‌ى نفى نیست؛ اینجور نیست که اقتصاد مقاومتى معنایش حصار کشیدن دور خود و فقط انجام یک کارهاى تدافعى باشد؛ نه، اقتصاد مقاومتى یعنى آن اقتصادى که به یک ملت امکان میدهد و اجازه میدهد که حتّى در شرائط فشار هم رشد و شکوفائى خودشان را داشته باشند. این یک فکر است، یک مطالبه‌ى عمومى است. شما دانشجو هستید، استاد هستید، اقتصاددان هستید؛ بسیار خوب، با زبان دانشگاهى، همین ایده‌ى اقتصاد مقاومتى را تبیین کنید؛ حدودش را مشخص کنید؛ یعنى آن اقتصادى که در شرائط فشار، در شرائط تحریم، در شرائط دشمنى‌ها و خصومتهاى شدید میتواند تضمین کننده‌ى رشد و شکوفائى یک کشور باشد.8

اقتصاد مقاومتى شعار نیست

هم دانشگاه‌‌‌ها، هم دستگاه‌‌‌هاى دولتى، هم آحاد مردمى که خوشبختانه توانائى و استعداد این کار را دارند، چه از لحاظ علمى، چه از لحاظ توانائى‌‌‌هاى مالى، باید تلاش کنند مسئولیت زمان خود و مقطع تاریخى حساس خود را بشناسند و به آن عمل کنند. این که ما عرض کردیم «اقتصاد مقاومتى»، این یک شعار نیست؛ این یک واقعیت است. کشور دارد پیشرفت میکند. ما افقهاى بسیار بلند و نویدبخشى را در مقابل خودمان مشاهده میکنیم. خب، بدیهى است که حرکت به سمت این افقها، معارضها و معارضه‌‌‌هائى هم دارد. بعضى از این معارضه‌‌‌ها انگیزه‌‌‌هاى اقتصادى دارد، بعضى انگیزه‌‌‌هاى سیاسى دارد؛ بعضى منطقه‌‌‌اى است، بعضى بین‌‌‌المللى است. این معارضه‌‌‌ها در مواردى هم منتهى میشود به همین فشارهاى گوناگونى که مشاهده میکنید؛ فشارهاى سیاسى، تحریم، غیر تحریم، فشارهاى تبلیغاتى - اینها هست - لیکن در لابه‌‌‌لاى این مشکلات، در وسط این خارها، گامهاى استوار و همتها و تصمیمهائى هم وجود دارد که بناست از وسط این خارها عبور کند و خودش را به آن نقطه‌‌‌ى مورد نظر برساند؛ وضع کشور الان اینجورى است. 9

نقش شرکتهاى دانش‌‌بنیان در اقتصاد مقاومتی

یک مسئله‌‌ى دیگر در سرفصل اقتصاد مقاومتى، اقتصاد دانش‌‌بنیان است... این بخش شرکتهاى دانش‌‌بنیان و فعالیتهاى اقتصادى دانش‌‌بنیان خیلى جاده‌‌ى باز و امیدبخشى است. ما استعدادهاى برجسته‌‌اى داریم که میتوانند در این مورد کمک کنند. 10
ما باید هر کدام نقش خودمان را بشناسیم و آن را ایفاء کنیم. یکى از بخشهاى ما، اقتصاد است و خاصیت اقتصاد در یک چنین شرائطى، اقتصاد مقاومتى است؛ یعنى اقتصادى که همراه باشد با مقاومت در مقابل کارشکنى دشمن، خباثت دشمن؛ دشمنانى که ما داریم. به نظر من یکى از بخشهاى مهمى که میتواند این اقتصاد مقاومتى را پایدار کند، همین کار شماست؛ همین شرکتهاى دانش‌‌‌بنیان است؛ این یکى از بهترین مظاهر و یکى از مؤثرترین مؤلفه‌‌‌هاى اقتصاد مقاومتى است؛ این را باید دنبال کرد.11

هدف دشمن از فشارهای اقتصادی

یک واقعیت دیگر هم این است که اگر کشور در مقابل فشارهاى دشمن - از جمله در مقابل همین تحریمها و از این چیزها - مقاومت مدبرانه بکند، نه فقط این حربه کُند خواهد شد، بلکه در آینده هم امکان تکرار چنین چیزهائى دیگر وجود نخواهد داشت؛ چون این یک گذرگاه است، این یک برهه است؛ کشور از این برهه عبور خواهد کرد. این چیزهائى که الان آنها تهدید میکنند، تحریم میکنند، جز آمریکا و جز رژیم صهیونیستى، هیچ کس ذى‌نفع از این تحریمها نیست. دیگران را با زور و با فشار و با رودربایستى و با این چیزها وارد میدان کردند. خب، پیداست که زور و فشار و رودربایستى نمیتواند خیلى ادامه پیدا کند - یک مدتى است - شاهدش هم این است که مجبور شدند بیست تا کشور را از همین تحریمهاى نفتى و امثال اینها استثناء کنند! دیگرانى هم که استثناء نشدند، خودشان مایل نیستند، و بیش از آنچه که ما بخواهیم یا همان اندازه که ما میخواهیم، آنها دنبال راه‌حل میگردند. بنابراین بایستى مقاومت کرد.
ما باید مسائل کشور را با این دید نگاه کنیم؛ آرمانها جلوى چشم ما باشد؛ واقعیتهاى تشویق‌کننده جلوى چشم ما باشد. در مورد واقعیتهاى منفى - که در واقع در بعضى موارد واقعیت‌سازى است، واقعیت‌نمائى است - دچار اشتباه نشویم. البته توان دشمن را دست‌کم نگیریم، سهل‌انگارى و ساده‌انگارى نکنیم. مسئله، مسئله‌ى اساسى و مهمى است. شما مثل یک ریاضیدانى که میخواهد یک مسئله‌ى مهم ریاضى را حل کند، بر سر این مسئله تلاشتان را به کار ببرید و مسئله را حل کنید. شما ریاضیدان بااستعدادى هستید؛ این هم یک مسئله‌ى ریاضى است. اینجورى باید با مسائل گوناگون برخورد کنید. خوشبختانه انسان مشاهده میکند که همین روحیه هم در دستگاه‌هاى گوناگون وجود دارد. به مسئله‌ى اقتصاد باید با این دید نگاه کرد.
ما چند سال پیش «اقتصاد مقاومتى» را مطرح کردیم. همه‌ى کسانى که ناظر مسائل گوناگون بودند، میتوانستند حدس بزنند که هدف دشمن، فشار اقتصادى بر کشور است. معلوم بود و طراحى‌ها نشان میداد که اینها میخواهند بر روى اقتصاد کشور متمرکز شوند. اقتصاد کشور ما براى آنها نقطه‌ى مهمى است. هدف دشمن این بود که بر روى اقتصاد متمرکز شود، به رشد ملى لطمه بزند، به اشتغال لطمه بزند، طبعاً رفاه ملى دچار اختلال و خطر شود، مردم دچار مشکل شوند، دلزده بشوند، از نظام اسلامى جدا شوند؛ هدف فشار اقتصادى دشمن این است، و این محسوس بود؛ این را انسان میتوانست مشاهده کند.12

منظومه‌ى کامل اقتصادی

من سال ۸۶ در صحن مطهر على‌بن‌موسى‌الرضا (علیه الصّلاة و السّلام) در سخنرانىِ اول سال گفتم که اینها دارند مسئله‌ى اقتصاد را پیگیرى میکنند؛ بعد هم آدم میتواند فرض کند که این شعارهاى سال حلقه‌هائى بود براى ایجاد یک منظومه‌ى کامل در زمینه‌ى مسائل اقتصاد؛ یعنى اصلاح الگوى مصرف، مسئله‌ى جلوگیرى از اسراف، مسئله‌ى همت مضاعف و کار مضاعف، مسئله‌ى جهاد اقتصادى، و تولید ملى و حمایت از کار و سرمایه‌ى ایرانى. ما اینها را به عنوان شعارهاى زودگذر مطرح نکردیم؛ اینها چیزهائى است که میتواند حرکت عمومى کشور را در زمینه‌ى اقتصاد ساماندهى کند؛ میتواند ما را پیش ببرد. ما باید دنبال این راه باشیم.13

الزامات اقتصاد مقاومتى

مسئله‌ى اقتصاد مهم است؛ اقتصاد مقاومتى مهم است. البته اقتصاد مقاومتى الزاماتى دارد. مردمى کردن اقتصاد، جزو الزامات اقتصاد مقاومتى است. این سیاستهاى اصل ۴۴ که اعلام شد، میتواند یک تحول به وجود بیاورد؛ و این کار باید انجام بگیرد. البته کارهائى انجام گرفته و تلاشهاى بیشترى باید بشود. بخش خصوصى را باید توانمند کرد؛ هم به فعالیت اقتصادى تشویق بشوند، هم سیستم بانکى کشور، دستگاه‌هاى دولتى کشور و دستگاه‌هائى که میتوانند کمک کنند - مثل قوه‌ى مقننه و قوه‌ى قضائیه - کمک کنند که مردم وارد میدان اقتصاد شوند.
کاهش وابستگى به نفت یکى دیگر از الزامات اقتصاد مقاومتى است. این وابستگى، میراث شوم صد ساله‌ى ماست. ما اگر بتوانیم از همین فرصت که امروز وجود دارد، استفاده کنیم و تلاش کنیم نفت را با فعالیتهاى اقتصادىِ درآمدزاى دیگرى جایگزین کنیم، بزرگترین حرکت مهم را در زمینه‌ى اقتصاد انجام داده‌ایم. امروز صنایع دانش‌بنیان از جمله‌ى کارهائى است که میتواند این خلأ را تا میزان زیادى پر کند. ظرفیتهاى گوناگونى در کشور وجود دارد که میتواند این خلأ را پر کند. همت را بر این بگماریم؛ برویم به سمت این که هرچه ممکن است، وابستگى خودمان را کم کنیم.14

اقتصاد مقاومتى و مدیریت مصرف

مسئله‌ى مدیریت مصرف، یکى از ارکان اقتصاد مقاومتى است؛ یعنى مصرف متعادل و پرهیز از اسراف و تبذیر. هم دستگاه‌هاى دولتى، هم دستگاه‌هاى غیر دولتى، هم آحاد مردم و خانواده‌ها باید به این مسئله توجه کنند؛ که این واقعاً جهاد است. امروز پرهیز از اسراف و ملاحظه‌ى تعادل در مصرف، بلاشک در مقابل دشمن یک حرکت جهادى است؛ انسان میتواند ادعا کند که این اجر جهاد فى‌سبیل‌اللّه‌ را دارد.
یک بُعد دیگرِ این مسئله‌ى تعادل در مصرف و مدیریت مصرف این است که ما از تولید داخلى استفاده کنیم؛ این را همه‌ى دستگاه‌هاى دولتى توجه داشته باشند - دستگاه‌هاى حاکمیتى، مربوط به قواى سه‌گانه - سعى کنند هیچ تولید غیر ایرانى را مصرف نکنند؛ همت را بر این بگمارند. آحاد مردم هم مصرف تولید داخلى را بر مصرف کالاهائى با مارکهاى معروف خارجى - که بعضى فقط براى نام و نشان، براى پز دادن، براى خودنمائى کردن، در زمینه‌هاى مختلف دنبال مارکهاى خارجى میروند - ترجیح بدهند. خود مردم راه مصرف کالاهاى خارجى را ببندند.
به نظر ما طرحهاى «اقتصاد مقاومتى» جواب میدهد. همین مسئله‌ى سهمیه‌بندى بنزین که اشاره کردند، جواب داد. اگر چنانچه بنزین سهمیه‌بندى نمیشد، امروز مصرف بنزین ما از صد میلیون لیتر در روز بالاتر میرفت. توانستند این را کنترل کنند؛ که خب، امروز در یک حد خیلى خوبى هست. حتّى باید جورى باشد که هیچ به بیرون نیازى نباشد، که الحمدللّه‌ نیست. تحریم بنزین را در برنامه داشتند؛ اقتصاد مقاومتى تحریم بنزین را خنثى کرد. و بقیه‌ى چیزهائى که مورد نیاز کشور است.
هدفمند کردن یارانه‌ها هم در جهت شکل دادن به اقتصاد ملى است؛ که اینها میتواند هم رونق ایجاد کند - در تولید، در اشتغال - و هم موجب رفاه شود؛ اینها مایه‌ى رشد تولید کشور، رشد اقتصادى کشور، مایه‌ى اقتدار یک کشور است. با رشد تولید، یک کشور در دنیا اقتدار حقیقى و آبروى بین‌المللى پیدا میکند. این کار بایستى به انجام برسد.15

استفاده‌ى حداکثرى از زمان، منابع و امکانات

از زمان باید حداکثر استفاده بشود. طرحهائى که سالهاى متمادى طول میکشید، امروز خوشبختانه با فاصله‌ى کمترى انسان مى‌بیند که فلان کارخانه در ظرف دو سال، در ظرف هجده ماه به بهره‌بردارى رسید. باید این را در کشور تقویت کرد.
حرکت بر اساس برنامه، یکى از کارهاى اساسى است. تصمیمهاى خلق‌الساعه و تغییر مقررات، جزو ضربه‌هائى است که به «اقتصاد مقاومتى» وارد میشود و به مقاومت ملت ضربه میزند. این را، هم دولت محترم، هم مجلس محترم باید توجه داشته باشند؛ نگذارند سیاستهاى اقتصادى کشور در هر زمانى دچار تذبذب و تغییرهاى بى‌مورد شود.16

اهمیت تحقیق در زمینه اقتصاد مقاومتى

یکى از دوستان اطلاع دادند که یک ستاد دانشجوئى براى تحقیق در اقتصاد مقاومتى تشکیل شده. کار بسیار جالبى است. اینجور کارهاى عمیق، همان چیزى است که کشور به آن احتیاج دارد. شما باید فکر کنید، مطالعه کنید، تحقیق کنید. این تحقیقها اگر به درد آن دستگاه مسئول هم نخورد یا به کار او نیاید یا نپسندد، قطعاً به کار شما مى‌آید و به درد شما میخورد. این، کار بسیار جالبى است.
همچنین یکى دیگر از دوستان اطلاع دادند که در دانشگاه شریف مرکز مطالعاتى‌اى تشکیل شده و در این زمینه‌ها کار میکنند. اینها بسیار کارهاى مهمى است. این انگیزه‌ى جوان دانشجو و فکور، خیلى براى آینده‌ى کشور مهم است.
البته راه‌حلهائى که گفته شد، بعضى از آنها کاملاً درست است. این را هم من به شما عرض بکنم؛ در همین زمینه‌ى مسائل اقتصادى، پاره‌اى از آنچه که پیشنهاد و مطرح شد، ما اطلاع داریم که مد نظر مسئولین هست؛ درباره‌اش کار میکنند، تصمیم‌گیرى میکنند، اقدام میکنند؛ منتها همه‌ى اقدامها یا به اطلاع نمیرسد، یا گفتنى نیست. به هر حال اینجور نیست که مسائل اقتصادى در مد نظر آن مسئولین نباشد.17

اقتصاد مقاومتی، معنا و مفهومی از کارآفرینی

دلیل دومِ ما که امروز کار برامان مهم است، کارآفرینى مهم است، این است که ما امروز در مقابل یک فشار جهانى قرار داریم. دشمنى وجود دارد در دنیا که میخواهد با فشار اقتصادى و با تحریم و با این کارهائى که شماها میدانید، سلطه‌ى اهریمنى خودش را برگرداند به این کشور. هدف این است. یک کشور به این خوبى، با این همه منابع، منابع طبیعى، با این موقعیت سوق‌الجیشى، با همه‌ى امکانات، زیر نگین یک قدرتى در دنیا بوده؛ یک روز انگلیسها بودند، یک روز آمریکائى‌ها بودند - در واقع نظام سلطه، دستگاه سلطه، امپراتورى سلطه. حالا آمریکا یک گوشه‌اى از این امپراتورى است - اینها مسلط بودند بر این کشور؛ انقلاب دست اینها را کوتاه کرده. سلطه میخواهد برگردد به این کشور. همه‌ى این تلاشها براى این است. مسئله‌ى انرژى هسته‌اى بهانه است. آن کسانى که خیال میکنند اگر ما مسئله‌ى انرژى هسته‌اى را حل کردیم، مشکلات حل خواهد شد، خطا میکنند. مسئله‌ى انرژى هسته‌اى را مطرح میکنند، مسئله‌ى حقوق بشر را مطرح میکنند، مسائل گوناگون را مطرح میکنند، که اینها بهانه است. مسئله، مسئله‌ى فشار است، میخواهند یک ملت را به زانو در بیاورند؛ میخواهند انقلاب را زمین بزنند. یکى از کارهاى مهم همین تحریم اقتصادى است. میگویند ما طرفمان ملت ایران نیست! دروغ میگویند؛ اصلاً طرف، ملت ایران است. تحریم براى این است که ملت ایران به ستوه بیاید، بگوید آقا ما به خاطر دولت جمهورى اسلامى داریم زیر فشار تحریم قرار میگیریم؛ رابطه‌ى ملت با نظام جمهورى اسلامى قطع بشود. هدف اصلاً این است. البته ملت ما را نمیشناسند؛ مثل همه‌ى موارد دیگر محاسباتشان غلط اندر غلط است. از نظر نظام سلطه، گناه بزرگ ملت ایران این است که خودش را از زیر بار سلطه آزاد کرده. میخواهند مجازات کنند به خاطر این گناه، که چرا خودت را از زیر بار سلطه، اى ملت! آزاد کرده‌اى. این ملت راه را پیدا کرده. اصلاً محاسباتشان اشتباه است؛ نمیفهمند چه کار باید بکنند و چه کار دارند میکنند. خب، اما فشار مى‌آورند؛ فشار اقتصادى از راه تحریمها.
ما باید یک اقتصاد مقاومتىِ واقعى در کشور به وجود بیاوریم. امروز کارآفرینى معناش این است. دوستان درست گفتند که ما تحریمها را دور میزنیم؛ بنده هم یقین دارم. ملت ایران و مسئولین کشور تحریمها را دور میزنند، تحریم‌کنندگان را ناکام میکنند؛ مثل موارد دیگرى که در سالهاى گذشته در زمینه‌هاى سیاسى بود که یک اشتباهى کردند، یک حرکتى انجام دادند، بعد خودشان مجبور شدند برگردند، یکى یکى عذرخواهى کنند. چند مورد یادتان هست لابد دیگر. حالا جوانها نمیدانند. در این ده بیست سال اخیر، از این کارها چند بار انجام دادند. این دفعه هم همین جور است. البته تحریم براى ما جدید نیست، ما سى سال است تو تحریمیم. همه‌ى این کارهائى که شده است، همه‌ى این حرکت عظیم ملت ایران، در فضاى تحریم انجام گرفته؛ بنابراین کارى نمیتوانند بکنند. خب، ولى این دلیلى است براى همه‌ى مسئولان و دلسوزان کشور که خود را موظف بدانند، مکلف بدانند به ایجاد کار، به تولید، به کارآفرینى، به پر رونق کردن روزافزون این کارگاه عظیم؛ که کشور ایران حقیقتاً امروز یک کارگاه عظیمى است. همه خودشان را باید موظف بدانند.18

پی‌نوشت‌ها:

1. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از کارآفرینان سراسر کشور، 1389/6/16
2. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان، 1391/5/16
3. بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی علیه السلام،1392/1/1
4 تا 7. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضاى هیئت دولت، ‌1391/6/2
8 و 9. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان، 1391/5/16
10. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضاى هیئت دولت، ‌1391/6/2
11. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از پژوهشگران و مسئولان شرکت‌های دانش‌بنیان، 1391/5/8
12 تا 16. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار کارگزاران نظام، 1391/5/3
17. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از دانشجویان، 1390/5/19
18. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از کارآفرینان سراسر کشور، 1389/6/16

منبع: www.olgooha.com


برچسب‌ها: اقتصاد مقاومتی از منظر مقام معظم رهبری
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 11:0 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

ستون فقرات اقتصاد مقاومتی

 





 
بیانات علامه جوادی آملی درتببین الگوی نظری اقتصاد مقاومتی
چندی پیش جمعی از مسئولین و اعضای انجمن اسلامی وزارت اقتصاد و دارایی با حضرت آیت الله جوادی آملی دیدار و گفتگو کردند. وی در این دیدار به تشریح مبانی نظری و عملی اقتصاد مقاومتی پرداختند که مشروح آن از نظرتان می گذرد.
مسئله اقتصاد بعد از اعتقاد جزء مهم‌ترین عناصر استقلال سیاسی یک مملکت است وقتی شما عهده‌دار دریافت مالیات هستید این مالیات بر درآمد است باید راه درآمد را هم ـ ان‌شاءالله ـ به ملّت بزرگ و بزرگوار ایران اسلامی ارائه کنید تا در تحصیل درآمد هم تلاش و کوشش بکنند و آن‌گاه آنها مشتاقانه این مالیات را بپردازند. سرّ اینکه اقتصاد بعد از اعتقاد سهم تعیین کننده دارد این است که مال را ذات اقدس الهی عامل قیام یک ملّت قرار داده است ملّتی می‌تواند مقاوم باشد و مقاومت کند که بتواند بایستد ایستادگی یک عامل قیام می‌خواهد همان طوری که ایستادن یک عامل قیام می‌خواهد ایستادگی هم یک عامل قیام می‌خواهد الآ‌ن که فرمودند اقتصادِ مقاومتی این سخنی است حق لکن این دو مطلب باید کاملاً توضیح داده شود تا فرق این دو مطلب روشن شود و رسالتی که برای اعضای محترم انجمن‌های اسلامی است هم روشن شود.
مطلب اول این که کسی می‌تواند بایستد که ستون فقراتش سالم باشد وگرنه باید به عصا تکیه کند یا باید بنشیند اگر ستون فقرات کسی سالم نباشد به او می‌گویند فقیر، فقیر یعنی فقیر نه یعنی ندار، آن که ندار است به او می‌گویند فاقد آن که ستون فقراتش شکسته است به او می‌گویند فقیر چون کسی که ستون فقراتش شکسته است قدرت قیام ندارد این زمین‌گیر است این مطلب اول درباره ایستادن فیزیکی.
ایستادن متافیزیکی یعنی مقاومت هم به اقتصاد وابسته است اگر ستون فقرات ملّتی که همان مسائل مالی و امکانات مالی آنهاست شکسته بود این قدرت مقاومت ندارد و از پا در می‌آید هرگز فقیر را فقیر نگفتند برای اینکه او مال ندارد برای اینکه در صدر اسلام این همه افراد بی‌مال بودند که بدر و احد را اداره کردند فقیر را فقیر می‌گویند برای اینکه ستون فقراتش شکسته است اگر ستون فقرات ملتی که دین آنهاست آسیب ببیند این ملّت قدرت مقاومت ندارد یعنی اقتصاد مقاومتی که فرمودند توفیقش نصیب اینها نمی‌شود توفیقش نصیب کسانی می‌شود که تکیه‌گاهی دارند ستونی دارند و ستونشان را با دین حفظ کردند،
بنابراین ما باید دو کار کنیم یکی اعتقاد را که آن ستون اصلی است حفظ کنیم یکی اقتصاد را که یک ستون فرعی است حفظ کنیم اگر ما می‌شنویم فلان کارخانه کارگرها را بیرون کردند باید راه‌حل پیدا کنیم یا فلان کارخانه در آستانه تعطیلی است باید راه‌حل پیدا کنیم. ما زیارت عاشورا می‌خوانیم دعای کمیل می‌خوانیم نمازهای مستحبی می‌خوانیم و مانند اینها، اینها همه وظیفه است و ثواب الهی را به همراه دارد اما آنکه مشکل جامعه را حل می‌کند آن درایت اقتصادی است این دعای کمیل را شخص کمیل از وجود مبارک حضرت امیر(سلام الله علیه) نقل کرد خب کمیل از اصحاب خاصّ حضرت بود وجود مبارک حضرت امیر که به خیلی‌ها وقت ملاقات خصوصی نمی‌داد دست همین کمیل را از مسجد کوفه بیرون برد و آن بیانات نورانی را به کمیل آموخت که «إِنَّ هذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِیَةٌ فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا»[1] تا پایان آن بیانات نورانی و این دعای معروف کمیل را به او آموخت و آن کمیل هم این دعا را نقل کرد.
بعد از این که وجود مبارک حضرت امیر(سلام الله علیه) به مقام خلافت ظاهری رسیدند آن طوری که در نهج‌البلاغه هست منطقه‌ای است به نام هیت مسئولیت آن منطقه را وجود مبارک حضرت امیر به کمیل داد امویان ریختند آنجا غارت کردند زدند بردند و کمیل نتوانست اداره کند وجود مبارک حضرت امیر نامه‌ای نوشت این نامه در نامه‌های مکتوب نهج‌البلاغه است به کمیل اعتراض کرد که من همه امکانات را به تو دادم نتوانستی آنجا را اداره کنی[2] خلاصه اعتراض حضرت امیر این است که بعضی‌ها فقط به درد دعای کمیل می‌خورند‍! اداره مملکت یعنی اداره مملکت! اگر ما بشنویم فلان کارخانه کارگرها را بیرون کرده آن با نمازِ زیارت عاشورای شما حل نمی‌شود حواستان جمع باشد و دامنگیرتان خواهد شد! کسی گرسنه بخوابد، فقیر باشد، به زندان برود، هزاران چک برگشتی وجود داشته باشد اینها با دعای کمیل حل نمی‌شود! شما بررسی کنید ببینید چندتا چک برگشتی دارید، معلوم می‌شود که اقتصاد و دارایی نتوانست رسالتش را انجام بدهد.
اقتصاد مقاومتی یک ستون فقرات می‌خواهد و آن دین است
بنابراین مطلب اول این است که فقیر غیر از فاقد است دوم آن است که اقتصاد مقاومتی یک ستون فقرات می‌خواهد و آن دین است برخی از این جانبازان عزیز نزدیک سی سال است که به عنوان قطع نخاعی در آسایشگاه هستند که من یک بار رفتم به عیادت اینها بلکه به زیارت اینها بعد آمدم کنار و قدری گریه کردم و بعد دیگر رویم نشد بروم به عیادت اینها! اینها مردان الهی‌اند اینها به مراتب قوی‌تر از شهدای صدر اسلام‌اند این روحیه این کشور را حفظ می‌کند اما مادامی که ما با عُرضه نه بیراهه رفته باشیم نه راه کسی را بسته باشیم! اما اگر اختلاس و امثال آن پیش بیاید اگر ـ خدای ناکرده ـ فشاری بیاید تحملش سخت است برای اینکه اقتصاد مقاومتی، ستون مقاومت می‌خواهد ستون مقاومت هم همان اعتقاد است، وقتی کسی این فساد را ببیند این ناهنجاری را ببیند خب تحمل نمی‌کند، بنابراین ما باید مواظب باشیم که بعضی‌ها فقط به درد دعای کمیل می‌خورند در برابر جنگ‌ها و حمله‌ها نمی‌توانند بایستند ما اگر توانستیم اقتصاد مقاومتی را در کنار اعتقاد پیوند بزنیم راه درآمد را توسعه می‌دهیم بعد مالیات می‌گیریم حقّ مشروع دولت هم است مردم هم کاملاً جانانه تسلیم می‌کنند اگر هم یک وقت نبود، همه تحمل می‌کنند اما اگر باشد و نابسامان باشد تحمل‌پذیر نیست!
در همین راستا مرحوم کلینی(رضوان الله علیه) در کتاب شریف کافی بیانی را از وجود مبارک پیغمبر(صلّی الله علیه و آله) نقل می‌کنند که وجود مبارک پیغمبر به خدای سبحان عرض می‌کند «اللهمّ بارک لنا فی الخبز و لا تفرّق بیننا و بینه فلولا الخبزُ ما صُمنا ولا صَلَّیْنا ولا أدَّینا فرائضَ ربِّنا عزّوجلّ»[3] یعنی خدایا بین ما و نان ما جدایی نینداز منظور از نان، اقتصاد است نان یعنی اقتصاد مملکت عرض کرد خدایا بین مسلمان‌ها و نان آنها، اقتصاد آنها جدایی نینداز زیرا اگر بین مسلمین و نان آنها جدایی افتاد دیگر دینداری مشکل است بنابراین ما قبل از اینکه از درآمد، مالیات بگیریم باید راه تحصیل درآمد را هموار کنیم نباید بگوییم ما مسئول گرفتنیم دیگری مسئول تغییر است هر دو یک واقعیت است این گردهمایی‌ها این مشورت‌ها این شورای اداری‌ها برای همین است که انسان با هماهنگی کشور را اداره کند اگر ما مشکلی دیدیم به مسئولان دیگر هم گزارش بدهیم طوری باشد که دیگر کسی در کارخانه را نبندد و عده‌ای از کارگرها را بیرون بکند.
در سوره مبارکه نساء فرمود عامل قیام و مقاومت ملت همان مسائل اقتصادی است فرمود: ﴿وَلاَ تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیَاماً﴾[4] فرمود مال، عامل مقاومت است عامل قیام است عامل استقامت است شما این را حفظ بکنید به دست هر کسی ندهید اگر این مال، عامل قیام است به دست سفیهان جامعه ندهید ﴿وَلاَ تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیَاماً﴾
ملت اگر بخواهد اقتصاد مقاومی داشته باشد باید مالش را به دست عقلا بدهد نه به دست سفیهان خب اگر این اصول رعایت شد هم درآمد محفوظ است و هم هزینه‌ها متعادل است هم مالیات بر درآمد و اگر ـ خدای ناکرده ـ در اثر امتحان‌های الهی یا علل و عوامل دیگر مقداری مسئله اقتصاد اُفت کرد این ملت کاملاً تحمل می‌کند چون اعتقاد، اصل است بر خلاف بساط کمونیستی که اقتصاد در رأس است اقتصاد نزد ما مسلمان‌ها در صف دوم است آن اعتقاد است که اصل است از صدر اسلام تاکنون هم همین طور بود حالا نیازی به تاریخ گذشته ندارد این جنگ ده ساله را ـ برای اینکه هشت سال دفاع مقدس بود دو سال جنگ داخلی بود ـ مردم تحمل کردند و این به سبب اعتقاد بود و اما اگر ـ خدای ناکرده ـ این اعتقاد آسیب ببیند، ببینند با دین دارد بازی می‌شود اگر آدم آن اصل را آن ستون فقرات را از دست داد به آدمِ کمرشکسته‌ای که ستون فقراتش را از دست داد با نصیحت نمی‌شود گفت قیام کنید؛ انسانِ کمرشکسته، با سخنرانی بلند نمی‌شود باید حواسمان جمع باشد!
بنابراین آن عقل و درایت است که هم قرآن سفارش کرده هم روایات سفارش کرده و شما بزرگواران تلاش و کوششتان ـ ان‌شاءالله ـ مشکور باشد و بکوشید در کنار این آداب و سنن دینی و مستحبّاتی که دارید ـ ان‌شاءالله ـ آن هوش اقتصادی را هم خودتان داشته باشید هم به دیگران منتقل کنید که این کشور روی پای خود بایستد برای اینکه اگر نایستد، مغبون شده و بد کرده یک وقت کشوری است که امکاناتی در اختیار ندارد اما بیان نورانی حضرت امیر(سلام الله علیه) این است که «مَن وجدَ ماءً و تُراباً ثم افتقر فأبعده الله»[5] فرمود کشوری که آب دارد خاک دارد مع ذلک فقیر و محتاج باشد خدا آن را از رحمت دور بدارد این نفرین علی است!
نفرین علی دیگر به مراتب بالاتر از دعای ماست صریح فرمود: «مَن وجدَ ماءً و تُراباً ثم افتقر فأبعده الله» ملّتی که آب دارد خاک دارد ولی محتاج است خدا او را از رحمت خود دور کند! حالا شما بیا قرآن به سر بکن در برابر نفرین علی، نمی‌شود!
این ملت، ملت بزرگی است و اسلام اینها را بزرگ کرده این استعداد را دارد منتها کسی می‌خواهد که از این استعداد حداکثر بهره را ببرد. داستانی است که معروف است عمرو بن مَعدی کرب از سلحشوران بنام بود شمشیری داشت به نام صمصامه، صمصامه عمرو بن مَعدی کرب در جنگ‌ها معروف بود خلیفه وقت از او خواست که شما این صمصامه را این شمشیر برنده را برای من بفرستید او فرستاد آ‌ن خلیفه چند بار آزمود دید که این شمشیر خیلی کارآیی ندارد و کارآمد نیست برای او نامه‌ای نوشت که این شمشیر آ‌ن‌طور که شهرت دارد نیست او در جواب این مضمون را نوشت که «بَعثت إلیک بالسیف لا بالساعد»[6] من شمشیر دادم بازو که ندادم! بازوی عمرو بن مَعدی کرب می‌خواهد که از این شمشیر حداکثر استفاده را ببرد. ایرانی منهای اسلام همان شمشیر معدی کرب است ایرانیِ با اسلام همان بازوست. توضیحش این است که ما در جنگ جهانی اول همین ایرانی بودیم هر چه به ما گفتند، گفتیم چشم در جنگ جهانی دوم همین ایرانی بودیم هر چه به ما گفتند، گفتیم چشم، در کودتای ننگین 28 مرداد همین ایرانی بود، اما وقتی صحبت از اسلام شد و روحانیت شد و مراجع شد و مسجد و حسینیه شد و امام، رهبری را به عهده گرفته شانزده شهریور گفتند «مرگ بر شاه» هفده شهریور آن همه شهید دادند و گفتند «مرگ بر شاه» هجده شهریور گفتند «مرگ بر شاه»، گفتند «تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد» همین ایرانی بود دیگر، تا این شمشیر به دست چه کسی باشد! با بازی کردن نمی‌شود مملکت را حفظ کرد مردم همان مردم‌اند اسلام همان اسلام است الآ‌ن هم ـ معاذ الله ـ اگر بیگانه حمله کند این مردم همان مردم‌اند.
الآن هم ـ معاذ الله ـ حادثه پیش بیاید همان است از آن جهت که مسلمان‌اند یعنی این ایران این قدرت شمشیری که هست این باید با بازوی اسلامی کار ‌کند بازوی اسلامی نباشد این شمشیر کار نمی‌کند. اینکه بیگانه با همه قدرتی که دارد می‌ترسد و واقعاً این جرأت را ندارد که اجازه چنین فضولی را به خودش بدهد که به ایران حمله کند برای همین اسلامی بودن این کشور است این را باید حفظ کنیم این اصل است در کنارش درایت است امانت است عقل است هوش است فهم است و فهم است و فهم! که چگونه ما از درآمد مملکت استفاده کنیم و بفهمیم بین سرمایه و درآمد فرق است نفت، سرمایه است نه درآمد کسی با نفت‌فروشی بخواهد مملکت را اداره کند یعنی با سرمایه‌فروشی، نفت را باید تبدیل کرد به یک سرمایه دیگر از آن درآمدش باید استفاده کرد.

پی‌نوشت‌ها:

1. نهج‌البلاغه، حکمت 147.
2. نهج‌البلاغه، نامه 61.
3. الکافی، ج 6، ص 287.
4. سورهٴ نساء، آیهٴ 5.
5. قرب الاسناد، ص 55.
6. ر . ک: نهایة الارب، ج 6، ص 200.

منبع: مشرق نیوز


برچسب‌ها: ستون فقرات اقتصاد مقاومتی
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 10:59 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


اقتصاد مقاومتی در برابر تحریم اقتصادی

 

نویسنده: على قاسمى




 
اعمال تحریم های یک جانبه و محدودیت های مالی و تجاری، همواره یکی از ابزارهای غیرقانونی نظام سلطه برای وارد آوردن فشار به نظام جمهوری اسلامی ایران در طول سی ودو سال گذشته بوده و مرتباً بر حجم این تحریم ها افزوده است. این وضعیت با اجرای تحریم خرید نفت، بانک مرکزی، کشتیرانی، بیمه و... از سوی نظام سلطه به اوج خود رسیده است. در مقابل اتخاذ چنین رویکردی از سوی غرب، مقام معظم رهبری بحث اقتصاد مقاومتی را مطرح و آن را یک روش مهم در تغییر مسیر حرکت اقتصادی کشور عنوان کردند. پیش از ورود به بحث، لازم است این نکته تبیین شود که معنای اقتصاد مقاومتی این گونه نیست که مردم کشور ما مثل کشورهای بحران زده غرب تن به ریاضت اقتصادی دهند و عرصه زندگی برای آنها سخت شود. بلکه اقتصاد مقاومتی این امکان را فراهم می کند تا سبک زندگی مردم به سمت حرکت جهادگونه و ایستادگی در برابر نقشه های دشمن هدایت شود و مردم از سبک زندگی مبتنی بر فرهنگ غرب پرهیز کنند و روش زندگی خود را بر اساس الگوی اسلامی- ایرانی تنظیم کنند. در اقتصاد مقاومتی، مدیریت ارز، مقابله با قاچاق کالا، افزایش ثروت ملی، توجه جدی به علوم دانش بنیان، مقابله با فرهنگ اسراف در مصرف، راه های گریز از تحریم ها و ... که خود آنها کاهش آسیب پذیری کشور در تحریم ها را موجب می شود بحث می شود. درباره اقتصاد مقاومتی ابتدا باید درک صحیح از اقتصاد ملی و همچنین فضای اقتصاد جهانی و متعاقباً فشار مضاعفی که نظام سلطه نسبت به ایران داشته است به دست آوریم. به عبارتی؛ نظام سلطه بعد از ناامیدی که در فضای تخاصم با محوریت نظامی روبه رو شد، در حوزه اقتصاد به طمع افتاد. در همین راستا، اقداماتی را یکی پس از دیگری برای تحت تأثیر قرار دادن محیط اقتصادی با هدف هایی که منجر به تضعیف نظام و فشار روی آحاد مردم شود، در دستور کار قرار داده است تا با این روش، جورچین خود را کامل کند. بعد از این توضیح مختصر خوب است در بدو ورود، اقتصاد مقاومتی تعریف شود. برخی از صاحب نظران اقتصادی، در تعریف اقتصاد مقاومتی بیان کرده اند اقتصاد مقاومتی یعنی تشخیص حوزه های فشار و متعاقباً، تلاش برای کنترل و بی اثر کردن آن و در شرایط آرمانی، تبدیل چنین فشارها به فرصت؛ که نتیجه اقتصاد مقاومتی است، سبب کاهش وابستگی ها و تأکید روی مزیت های تولید داخل و تلاش برای خوداتکایی است. برای عملیاتی کردن الگوی اقتصاد مقاومتی، چند کار در روزهای گذشته توسط دولت محترم صورت گرفته که علاوه بر تداوم این گونه اقدامات، در کنار آنها یک سری اقدامات دیگر نیز ضروری است که به جد باید در دستور کار قرار گیرد که به اهم آنها اشاره می شود.

هدفمند شدن ارز مسافرتی

یکی از اقدامات بجا و منطقی بانک مرکزی، تغییرات جدید در مقررات ارزی است که بسیار بر روند عملیاتی شدن اقتصاد مقاومتی تأثیر دارد. بانک مرکزی در ابلاغیه ای، شرایط فروش ارز مسافری به جز شهرهای زیارتی [در عراق و عربستان] به میزان 200 دلار با تأیید سازمان حج و زیارت، بقیه را حذف کرده است. سالیانه چند میلیارد دلار ارز مسافرتی از کشور خارج می شد در حالی که هیچ توجیه اقتصادی برای آن وجود نداشت. «محمود بهمنی» رئیس کل بانک مرکزی در گفت وگو با خبرگزاری فارس درباره منفعت این اقدام بیان کرد: «حجم ارز مسافرتی مورد نیاز کشور در سال حدود 5/6 تا 7 میلیارد دلار است که از این میزان، بالغ بر 70 درصد به مسافران غیر از عتبات عالیات و حج اختصاص پیدا می کرد که با حذف این دسته از مسافران از دایره دریافت کنندگان ارز دولتی، مصرف ارز مسافرتی به حدود یک میلیاردونیم تا دو میلیارد دلار کاهش خواهد یافت که در کل، پنج میلیارد دلار در مصارف ارزی صرفه جویی می شود.» این آمار در صورتی بهتر درک می شود که بدانیم اخیراً واحد اطلاعات اکونومیست برآورد کرده است به دلیل فشار تحریم ها و محدودیت مالی و تجاری بر ضد اقتصاد ایران، جمهوری اسلامی در مدت زمان یک سال 14 میلیارد و 200 میلیون دلار با کاهش صادرات مواجه می شود. در این صورت، یک سوم کمبود منابع ارزی پیش بینی شده با یک تصمیم کارشناسی و منطقی جبران می شود.

واگذاری ارز مرجع به کالاهای اولویت دار

یکی دیگر از اقدامات صورت گرفته برای تحقق اقتصاد مقاومتی، اولویت گذاری کالا ها به 10 گروه و تخصیص ارز با نرخ مرجع 12260 ریال به برخی از اولویت های اساسی است. دولت چند ماه پیش اعلام کرد مبلغ 24 میلیارد دلار برای واردات کالاها تخصیص داده است. در این بخش، کالاها به 10 گروه تقسیم شدند که کالاهای اساسی کشور که به نوعی با زندگی روزانه مردم مرتبط است در جایگاه اول و دوم قرار گرفتند. مسئولان به صراحت به سیستم بانکی اعلام کردند که در مرحله اول تأمین ارز مرجع، ارجحیت با جایگاه های اول و دوم است و چنانچه بانک ها بتوانند مشکل نقل و انتقالات ارزی را حل وفصل کنند، اولویت های بعدی نیز می توانند ارز 1226 تومانی دریافت کنند. مرتبه اول شامل کالاهای اساسی نظیر؛ گوشت قرمز، گوشت مرغ، گوسفند زنده، جو، ذرت، دانه سویا، کنجاله، روغن خام، شکر خام و شیرخشک صنعتی؛ و مرتبه دوم نیز شامل کالاهایی نظیر؛ داروهای ساخته شده، مواد اولیه دارو و تجهیزات پزشکی که در داخل کشور تولید نمی شود، است. اولویت های بعدی هم در صورت تأمین منابع و حل نقل و انتقال پول، اگر ارز با نرخ مرجع باشد خوب است.

توجه جدی به شرکت های دانش بنیان

شرکت ها و موسسات دانش بنیان شرکت یا موسسه خصوصی یا تعاونی هستند که به منظور هم افزایی علم و ثروت، توسعه اقتصاد دانش محور، تحقق اهداف علمی و اقتصادی (شامل گسترش و کاربرد اختراع و نوآوری) و تجاری سازی نتایج تحقیق و توسعه (شامل طراحی و تولید کالا و خدمات) در حوزه فناوری های برتر و با ارزش افزوده فراوان به ویژه در تولید نرم افزارهای مربوط تشکیل شده اند. منظور از تولید ثروت از دانش در شرکت های دانش بنیان این است که این شرکت ها بتوانند با تولید محصولات علمی، ارزش افزوده آنها را هم افزایش دهند تا در دنیای رقابتی، از استانداردهای لازم برخوردار باشند و مطلوبیت خود را برای مشتریان حفظ کنند. امروزه دانش مهم ترین دارایی یک کشور است و سرمایه های فکری ابزار اصلی توسعه و پیشرفت محسوب می شوند. بر این اساس، حمایت های ویژه ای نظیر معافیت از پرداخت مالیات، عوارض، حقوق گمرکی، سود بازرگانی و عوارض صادراتی، تأمین تمام یا بخشی از هزینه تولید، عرضه یا به کارگیری نوآوری و فناوری با اعطای وام کم بهره یا بدون بهره و ... از این شرکت ها صورت گیرد. از منظر مقام معظم رهبری، یکی از بهترین مظاهر و موثر ترین مولفه های اقتصاد مقاومتی، شرکت های دانش بنیانند که می توانند اقتصاد مقاومتی را پایدار تر کنند. رهبر معظم انقلاب اسلامی، رشد اقتصادی حقیقی را در گرو تولید ثروت از طریق دانش و علم می دانند و می فرمایند: «اگر شرکت های دانش بنیان جدی گرفته شوند و از توسعه کمی و کیفی آنها حمایت شود، به واسطه ثروت آفرینی از طریق علم، اقتصاد کشور به شکوفایی حقیقی خواهد رسید.» در حال حاضر بیش از سه هزار شرکت دانش بنیان در پارک های علمی و فناوری کشور فعالیت دارند و با توجه به قانون حمایت از شرکت های دانش بنیان، تعداد آنها تا پایان برنامه پنجم توسعه به 20 هزار شرکت افزایش می یابد.

جلوگیری از خام فروشی نفت

تحریم نفت فرصت مناسبی است تا به جای خام فروشی آن، با تبدیل نفت به می کند که کشور قادر باشد با اختیار خودش اعلام کند که من مصلحت می دانم امروز تولیدم را فلان قدر کم کنم؛... امروز می خواهم صادرات نفتم را این قدر کم کنم و نفت را در کارهای غیرسوخت مصرف کنم. سوخت، بدترین استفاده از نفت است و دنیا الی ماشاء الله استفاده های بهتر از سوخت نفت را کشف می کند و پیش می رود. آن روز ما می توانیم خوشحال باشیم و به نفت خشنود باشیم.» حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) تولید است که دولت با طیب خاطر می تواند روی درآمدهای آن حساب باز کند. اگرچه در طرح تحول اقتصادی، یکی از هفت نظام، اصلاح مالیات بود و قدم های خوبی هم برداشته شد و در سال گذشته 1392 درصد بودجه مالیاتی(28 هزار میلیارد تومان) تحقق پیدا کرد، اما هنوز فاصله درآمد مالیاتی ما با میانگین جهانی و بسیاری از کشورها فاصله زیادی دارد. اما در این بین، موضوع فرار مالیاتی، اهمیت خاصی دارد که باید برای آن تدابیر ویژه ای صورت بگیرد، چون برخی برآوردها نشان می دهد میزان فرار مالیاتی حداقل دو برابر درآمد مالیاتی بالقوه فعلی است!

مدیریت واردات

یکی دیگر از راهکارهای موفق و کم دردسر، مدیریت بر واردات است که می توان از آن برای تحقق اقتصاد مقاومتی سود جست. البته در اینجا یک تفکیکی باید صورت بگیرد، کالاهای غیرضروری و حتی مضر که هم در برخی موارد موجب ضربه به تولید داخلی است و هم توان ارزی کشور را پایین می آورد مثل؛ واردات 70 میلیون دلاری اسباب بازی در سال گذشته یا 150 میلیون دلاری لوازم آرایشی یا رقم بالایی که هر ساله برای سیگار، ماشین های لوکس، برخی پرندگان و حیوانات و... که علاوه بر خروج ارز از کشور، اکثر این گونه ارزها، به جیب کسانی سرریز می شود که تحریم ها را علیه کشور ما تدارک می بینند. توجه به توصیه مقام معظم رهبری در این باره می تواند ملاک عمل متولیان این بخش قرار گیرد. معظم له می فرمایند: «من نسبت به مسئله مدیریت واردات به دولتی ها سفارش کردم؛ الآن هم تأکید می کنم. من نمی گویم واردات متوقف بشود؛ چون یک جاهایی لازم است که واردات انجام بگیرد؛ اما واردات باید مدیریت بشود. یک جایی واردات مطلقاً نباید بشود؛ یک جاهایی باید انجام بگیرد. با مدیریت، واردات انجام بگیرد.»( 27/5/89(

تداوم هدفمندی یارانه ها

استمرار هدفمندی یارانه ها هم به جهت مقابله با فرهنگ اسراف در مصرف - از جمله کاهش مصرف سوخت- علاوه بر آنکه می تواند به اقتصاد کشور کمک کند، آسیب پذیری کشور را نیز در تحریم ها کاهش می دهد. علاوه بر آن، به جهت مقابله با قاچاق سوخت و هم از جهت تشویق بنگاه های تولیدی به استفاده از فناوری هایی با مصرف بهینه انرژی برای رقابت پذیری با محصولات خارجی ضرورت دارد، هدفمندی یارانه ها تداوم یابد. البته حمایت از طریق یارانه، به ویژه در بخش های حساس تولیدی مثل کشاورزی یا کالاهای استراتژیک برای عبور از این مرحله گذار خوب است، اما بازگشت به دوره پیش از آن، به هیچ وجه به صلاح اقتصاد کشور نیست که برخی ها توصیه می کنند.
آنچه بیان شد بخشی از راهکارها بود که با عملیاتی شدن آنها با یک حساب سرانگشتی می توان قاطعانه گفت عبور از این مرحله، بسیار آسان تر آن چیزی است که دشمن به قول خودش برای فلج کردن اقتصاد ایران تدارک دیده است. از سوی دیگر، نظام جمهوری اسلامی ایران با پشتوانه حمایت ملت ایران در طول سه دهه گذشته ثابت کرده است که ضمن احترام به همه مقررات بین المللی به هیچ وجه از حقوق قانونی و بین المللی خود نخواهد گذشت و زیر بار سیاست های سلطه جویانه قدرت های بزرگ نخواهد رفت. ملت بزرگ ایران بار ها ثابت کرده است که با اتکا به ذات اقدس الهی و بهره گیری از توانمندی های ملی، تحریم ها و فشارهای اقتصادی را به یک فرصت تبدیل می کند، کاری که در سه دهه گذشته بار ها آن را ثابت کرده است و این بار نیز با الگوی اقتصاد مقاومتی به سرانجام خوشی خواهد رساند .ان شاء الله
منبع: تحلیل پرس


برچسب‌ها: اقتصاد مقاومتی در برابر تحریم اقتصادی
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 10:59 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


از مقاومت اقتصادی تا اقتصاد مقاومتی

 

نویسنده: بابک اسماعیلی




 
نگاه و اشراف کامل رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به امور داخلی و مسائل و فضای بین المللی، همواره تبیین گر بهترین راه برای پیشرفت مبتنی بر عدالت است.
معظم له همواره با توجه به شرایط موجود و ملاحظه فرصت ها و تهدیدها و مهم تر از همه آرمان های انقلاب اسلامی و اقتضائات زمانی، رهنمودهایی دارند که می بایست توسط نخبگان، مسئولان و برنامه ریزان کشور در چارچوب یک استراتژی منسجم و مشخص مورد مطالعه قرار گیرد و برای عملیاتی شدن مدون شود.
چندی پیش رهبر معظم انقلاب در دیدار با کارآفرینان، بر لزوم تشکیل یک «اقتصاد مقاومتی» برای تبدیل تهدید تحریم ها به یک فرصت تاریخی تاکید کردند.
از جمله نکات درخور توجه در فرمایشات مقام معظم رهبری در این دیدار ورود «اقتصاد مقاومتی» به عنوان کلید واژه ای جدید در ادبیات اقتصادی است. پیش از این در دایره المعارف واژگان اقتصادی، به منظور حمایت از اقتصاد و تولید ملی از واژه Protectionismیا «اقتصاد حمایتی» استفاده می شد. اما برای نخستین بار رهبر انقلاب، کلید واژه «اقتصاد مقاومتی» را مطرح ساختند که بسیار فراتر از «اقتصاد حمایتی» و دربرگیرنده ابعاد جدیدی از اقتصاد ملی با توجه به تحولات جدید بین المللی است. به بیان دیگر، معظم له با توجه به برخی تحولات جدید در حوزه بین الملل، لزوم تغییر بنیادین نظام اقتصادی کشور را از «مقاومت اقتصادی» به «اقتصاد مقاومتی» خواستار شده اند که بیانگر اشراف کامل ایشان به مسائل بنیادین است.
واقعیت آن است که جمهوری اسلامی ایران تاکنون در طول حیات طیبه 32ساله خود، با چهار گروه از تحریم های اقتصادی مواجه شده است. نخستین گروه از تحریم ها بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفت و «جیمی کارتر» رئیس جمهور وقت آمریکا، دستور توقیف بالغ بر 12میلیارد دلار از دارایی های منقول و غیرمنقول ایران در ایالات متحده آمریکا و همچنین نقود ایرانی در بانک های این کشور را صادر کرد. علاوه بر این دولت آمریکا از تحویل برخی تجهیزات نظامی خریداری شده پیش از پیروزی انقلاب همانند هواپیماهای اف 16، ناو و قطعات یدکی نظامی که بهای آن را دریافت کرده بود سر باز زد.
پس از تجاوز نظامی رژیم بعث عراق به خاک ایران، کشورمان با دومین گروه از تحریم ها مواجه شد. در این مقطع ایالات متحده با همراهی کشورهای اروپایی، ژاپن، کانادا، استرالیا و تعدادی دیگر از کشورها، جمهوری اسلامی ایران را با برخی تحریم ها مواجه ساختند و عملاً بیش از 30 کشور در کنار آمریکا و رژیم صدام به مقابله با نظام نوپای اسلامی پرداختند. یکی از دلایل اصلی این حمایت ها، هراس از گسترش نفوذ جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی و انقلابی در رژیم های دست نشانده منطقه و لرزه های مداوم آن برپایه های نظام های غربی بود که سبب شد تا سازمان ملل متحد نیز به عنوان ابزار تحقق منافع و خواسته های نامشروع قدرت ها درآید.
گروه سوم تحریم ها علیه ملت ایران، پس از پایان جنگ تحمیلی هشت ساله و این باز نیز با هدایت آمریکا و رژیم صهیونیستی و با هدف منع سرمایه گذاری در ایران و بازسازی ویرانی های جنگ انجام شد و تقریباً 15 سال به طول انجامید و تا سال 1384خورشیدی ادامه یافت. این تحریم ها در دوران «بیل کلینتون» رئیس جمهوری وقت آمریکا به قانون «داماتو» مشهور شد که براساس آن هرگونه سرمایه گذاری بیش از 20میلیون دلار در ایران منع شد.
اما چهارمین دسته از تحریم ها که امروزه با آن مواجه ایم و در واقع می توان گفت شدیدترین تحریم هایی است که کشورمان از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون با آن مواجه بوده است، در راستای سیاست قدیمی «ارائه مشوق برای پیش بردن به سوی هدف و ارائه تنبیه برای رفتار بد» یا همان استراتژی نخ نما شده «چماق و هویج» (Carrot and Stick Strategy) قابل ارزیابی است. غرب در این مرحله از تحریم ها کوشیده تا با دخالت دادن شورای امنیت سازمان ملل در وضع تحریم ها علیه ملت ایران، وجهه ای قانونی! به تروریسم مالی خود ببخشد و از سوی دیگر با مطالعه در نقاط آسیب پذیر اقتصاد ایران، تحریم های یکجانبه خود علیه ملت ایران را هدفمندتر سازد.
با مراجعه به اصول ایدئولوژیک انقلاب اسلامی، درمی یابیم که از ابتدای شکل گیری و استقرار جمهوری اسلامی، ایستادگی در برابر ظالم و قدرتهای استکباری زورگو، بخشی از سیاست تغییر ناپذیر ایران در تمامی بخش های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و غیره بوده است که نقشی اساسی نیز در ناکامی استکبار جهانی در مقابله با کشورمان داشته است. این ایدئولوژی آنچنان موثر واقع شد که اصلی ترین مولفه نهضت بیداری اسلامی و بیداری انسانی در سی سال گذشته به شمار می رود و به عنوان اکسیری حیاتبخش و مدلی باورپذیر، سایر ملل مظلوم و آزاده جهان را نیز تحت تاثیر قرار داد و زنده کرد و معادلات جهانی را تحت تاثیر خود قرار داد.
در طول این سال ها، جمهوری اسلامی ایران در حوزه اقتصادی با برگزیدن استراتژی «مقاومت اقتصادی» کوشید تا در سایه خودکفایی در تولید محصولات استراتژیک و دستیابی به فن آوری های نوین، دور زدن هوشمندانه برخی از تحریم ها و گسترش مناسبات سیاسی و اقتصادی خود با کشورهای همسایه و مسلمان، به بی اثر ساختن تروریسم مالی غرب بپردازد که با موفقیت های خوبی نیز روبه رو شد.
اما با تغییر استراتژی غرب در وضع تحریم ها و به زعم مقامات غربی «هدفمند کردن تحریم ها»، باید اذعان کرد که جنگ اقتصادی از طریق وضع تحریم های اقتصادی، به محور اصلی برخورد غرب با جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. نظام سلطه تاکنون در اجرای تحریم ها برای جلوگیری و کندسازی روند توسعه کشور که یکی از لوازم اساسی آن، تامین مالی و قسمت دیگرش تکنولوژی است، سعی کرده که در این دو محور برای نظام مانع تراشی کند و آن را با مشکلات عدیده رو به رو سازد. تجربه سی و دو ساله تحریم ها موید این نکته است که در هر زمان و مقطع که به شکل صحیحی، سیاستگذاری شده و منابع به صورت بهینه به اقتصاد کشور تزریق شده است، توانسته ایم اثرات تحریم ها را خنثی کنیم.
رهبر معظم انقلاب با درایت و اشراف کامل به این موضوع، پس از آنکه در سالهای گذشته، شاخص های تعیین کننده اقتصادی را در اسناد بالادستی نظام از جمله برنامه های توسعه ای، سند چشم انداز و سیاست های اصل 44 مشخص فرمودند، در این مقطع خواستار گذر از مرحله «مقاومت اقتصادی» و ایجاد یک «اقتصاد مقاومتی» در کشور و تبدیل آن به خط مشی اساسی کشور شدند. به اعتقاد رهبر معظم انقلاب با توجه به تحولات جدید در عرصه بین المللی، ضرورت دارد تا با استقرار یک اقتصاد مقاومتی و مدیریت صحیح منابع مالی و انسانی کشور، تهدیدهای جهانی علیه جمهوری اسلامی به فرصت های اقتصادی تبدیل شود.
نخستین تفاوت اصلی استراتژی «اقتصاد مقاومتی» با «مقاومت اقتصادی» که تاکنون مورد استفاده بوده و هست، تدوین شاخصه ها، ابعاد و لایه های فراوان و مختلفی است که تاکنون به صورت مقطعی و در برخی از سطوح تصمیم گیری اجرا می شد و هم اینک باید به صورت جامع و دائمی به دنبال رفع آثار سوء آفند دشمن در حوزه اقتصادی باشد. همچنین «اقتصاد مقاومتی» علاوه بر آنکه همانند «مقاومت اقتصادی»، راههای آسیب رسان به اقتصاد را مسدود می کند، با تهاجمی کردن اقتصاد به جای تدافعی بودن آن و تنظیم نقشه ای جامع و علمی در مدیریت منابع مالی و انسانی و مهم تر از همه، بهبود شاخص فضای کسب و کار که رهبری بر آن تاکید ویژه ای دارند، شرایط رقابت پذیری اقتصاد ایران در عرصه های جهانی و در برابر شوک های اقتصادی را فراهم می آورد.
از سوی دیگر، در شرایطی که وضعیت اقتصادی کشورها با مولفه هایی نظیر رشد اقتصادی، ضریب جینی، نرخ تورم، بیکاری و بهره وری ارزیابی می شود، در مدل «اقتصاد مقاومتی»، شاخصه ها و ضرایب جدیدی همانند ضریب خودکفایی در تولید ملی، ضریب استفاده از فن آوریهای نوین و نرخ هایی چون کار مضاعف و همت مضاعف باید تعریف و مورد ارزیابی قرار گیرد.
در حال حاضر، اقتصاد به عنوان یکی از رشته های مادر در شاخه علوم انسانی و به عنوان یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین رشته ای که مسیر پیشرفت اقتصادی و حتی سیاسی- اجتماعی کشور را مشخص می کند، از وضعیت نامناسب تری نسبت به سایر علوم این حوزه برخوردار است که مقام معظم رهبری نیز بارها در بیاناتشان بر لزوم اصلاح وضع موجود تاکید کرده اند. این تاکید معظم له و بیانات چندی پیش ایشان در خصوص تشکیل یک «اقتصاد مقاومتی» برای تبدیل تهدید تحریم ها به یک فرصت تاریخی و توجه به این نکته که «اقتصاد مقاومتی» در این برهه زمانی به عنوان یکی از بنیادی ترین مولفه های مکتب اقتصادی اسلام است، شاه کلید تدوین مدل و الگوی اقتصاد اسلامی- ایرانی است که باید با توجه به اقتضائات زمانی عصر حاضر هرچه سریعتر عملیاتی شود.
بی تردید استقرار این الگوی پیشرفت نیازمند تدوین شاخصه ها و مولفه هایی است که باید توسط اندیشمندان اقتصادی حوزه و دانشگاه به بحث گذاشته شود و با توجه به آگاهی همگانی بر ناکارآمدی اقتصاد سرمایه داری و تبدیل شدن اقتصاد اسلامی به یک جریان فکری غالب و یک دغدغه عمومی در جامعه علمی کشور، با توجه به فرمایشات پی در پی مقام معظم رهبری در قالب های خاص خود اجرایی شود. فراموش نکنیم که بومی شدن نظریات اقتصادی در کشور و تدوین مدل اقتصاد مقاومتی اسلامی- ایرانی مبتنی بر عدالت خواهی تنها نسخه قابل اعتماد و شفابخش وضع موجود به حساب می آید.
منبع: روزنامه کیهان


برچسب‌ها: از مقاومت اقتصادی تا اقتصاد مقاومتی
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 10:59 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

587

نگاهی به آثار اقتصادی سبک زندگی اسلامی

مفهوم سبک زندگی در غرب متفاوت از آن چیزی است که مقام معظم رهبری در سخنان خود بیان نموده‌اند. می‌توان گفت «سبک زندگی» در اندیشه غربی حالتی خاص از تعریف رهبری از سبک زندگی است. چرا که سبک زندگی از دیدگاه غربی بر یک سری مفاهیم فردی تکیه دارد که محدود در بهداشت، اجتماعات، غذاخوردن و … می‌باشد. این تلقی از سبک زندگی تمامی شئون زندگی فرد را در بر نمی‌گیرد. به عنوان مثال شامل نحوه رفتار در بازار و کسب و کار نخواهد شد و در مورد آنها بحث نمی‌کند حال آنکه رهبری تقریبا تمامی شئون معیشتی انسان را در سخنان خود مدنظر قرار دادند و دامنه این مفهوم را به بخش نرم افزاری تمدن گسترش داده اند. می‌توان ادعا کرد که دو بخش سخت افزاری و نرم افزاری تمدن متاثر همدیگر می‌باشند و تصحیح هر یک می‌تواند زمینه تغییر و تحول در دیگری را ایجاد کند. در ادامه به تاملاتی در باب سبک زندگی و اثرات آن بر اقتصاد اسلامی می‌پردازیم.

معنای سبک زندگی در بیان رهبری:

با تاملی در بیانات رهبری می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که سبک زندگی به معنی اصول و الگوهای حاکم بر رفتار فردی و خانوادگی در درون خانواده و اجتماع می‌باشد. به عبارت دیگر ما در رفتارهایمان در مورد زندگی خودمان، خانوده‌مان و یا اجتماعمان از چه ارزشها و الگوهایی تبعیت می‌کنیم. این اصول و الگوها می‌توانند بخش حقیقی یک تمدن را تشکیل دهند. تغییر در این الگوها و اصول است که رفتار اقتصادی مردم را تغییر می‌دهد و نوع تحلیل ها درباره عوامل مختلف اقتصادی و اجتماعی نیز تغییر می‌کند.

جایگاه رزق در سبک زندگی اسلامی:

 رزق در زندگی از یک منظر مهم‌ترین مسئله و از منظری دیگر ساده‌ترین مسئله زندگی می‌باشد، و به همین علت است که اگر نگاه خود را نسبت به رزق تصحیح نکنیم ممکن است طلب رزق، تمام زندگی ما را اشغال کند و امری که باید برای هدفی بسیار بزرگ‌تر در کنار زندگی باشد، هدف زندگی گردد. از این رو برای نجات از چنین مهلکه‌ای باید با دقت هرچه تمام‌تر جایگاه رزق را در زندگی و معیشت خود بشناسیم و وظیفه خود را نسبت به آن به درستی انجام دهیم. مساله معیشت و تامین مالی زندگی در غرب یکی از دغدغه های اصلی مردم می‌باشد و این مساله در زندگی انسانی بسیار موثر واقع شده است. به همین دلیل مسایل اقتصادی به یکی از شالکه های اصلی زندگی تبدیل شده و بسیاری از علوم را متاثر کرده است. صنایع جدید برای کاهش هزینه ها و کاهش دغدغه های بشر ایجاد شده اما هنوز نتوانسته اند آرامشی برای هزینه ها و زمان های از دست رفته ایجاد کنند. یکی از عمده مسایل این نگرانی، دور شدن از مفاهیمی نظیر رزق و عدم فهم واقعی معیشت انسانی می‌باشد.

سبک زندگی و ربا:

مروری بر آداب و رسوم مختلف مردم کشور نشان می‌دهد که روح حاکم بر بسیاری از رفتارها نشات گرفته از سبک زندگی غربی می‌باشد. سبک لباس پوشیدن، سبک غذا خوردن، سبک بهداشت و علم بهداشت، پیروی از فرهنگ غربی در کاهش هزینه های زمانی از طریق وسایلی چون اتومبیل، ماشین ظرفشویی، لباسشویی، یخچال های گران قیمت و …. ،‌سبک کار( انسانها به جای بیدار بودن در بین الطوعین و کار در روز و استراحت در ساعات آغازین شب، تا ساعتهای بسیاری از شب را بیدار می‌نشیند و فرهنگ شب نشینی به علت رشد تکنولوژی رشد بسیاری داشته است) همه این مسایل سبب شده است که سبک زندگی مردم در کشورمان زیاد نزدیک به سبک زندگی اسلامی ‌نباشد.

در چنین شرایطی و حاکم بودن چنین سبک زندگی آمیخته ای نباید انتظار داشت که مردم خودشان علاقه چندانی به اجرایی شدن بانکداری اسلامی و حل مساله ربا داشته باشند. اما سوالی که می‌ماند آن است که چرا در سبک زندگی غربی ربا پذیرفته شده است؟ عامل پذیرش ربا چیست؟

می‌توان گفت که ربا در زندگی معنا می‌دهد که رزاقیت خداوندی را قبول ندارد و تحقق سنن الهی را امری غیر قابل پذیرش می‌داند یا ایمان کافی به آنها ندارد. به عبارت دیگر در زندگی غربی که این سنن پذیرفته شده نیست ، زمانی که یک فرد می‌خواهد پول خود را در اختیار دیگران بگذارد به هیچ عنوان از آیه من ذاالذی یقرض الله قرض حسنا و یضاعف له اضعافا کثیرا تبعیت نمی‌کند زیرا اعتقادی ندارد که خداوند چندین برابر پول او را به او باز خواهد گرداند. یا آنکه زمانی که پولی را برای کسب سود به کسی می‌دهد برای آنکه میزانی را برای خود اطمینان ببخشد و امید داشته باشد که عایدی دارد حتما میزان مشخصی نرخ بهره وضع خواهد کرد تا تضمینی برای او باشد و عقد مضاربه و مشارکت در سود و زیان برای او معنا ندارد. اما انسانی که از سنن الهی آگاهی دارد و برای او پذیرفته شده است با تمایل زیاد پول خود را به صورت قرض الحسنه د راختیار سایرین قرار می‌دهد و خداوند وعده خویش را در خصوص این فرد عملی خواهد کرد. یا زمانی که بخواهد در مضاربه مشارکت کند می‌داند که اگر سود و عایدی از این معامله( در صورت آنکه تحقیقات کامل را در مورد عملیاتی شدن کار انجام داده باشد) رزق او و به صلاح او باشد ، به او می‌رسد و اگر به صلاح او نباشد احتمال زیان خواهد بود. از این رو در هر دو حالت برای او مساله ای وجود ندارد و به راحتی به چنین عملی دست می‌زند اما تازمانی که این برداشت از رزاقیت الهی تصحیح نشود نمی‌توان انتظار داشت که تضمین خداوندی را قبول کند بلکه به دنبال یک تضمین از طرف بنده و تضمین مادی برای خود خواهد بود.

جایگاه پس انداز و رزق در سبک زندگی اسلامی:

در نظام غربی خدا مرده است و خداوند در زندگی عادی مردم جایگاهی ندارد و بنای اقتصاد غرب بر فرد، فارغ از خدا بناشده است حال آنکه شالکه تمامی اجزاء زندگی اسلامی متاثر از خداوند و وابسته به اراده و تجلی خداوند است. مساله پس انداز یکی از اختلافات موجود در اقتصاد غربی و اقتصاد اسلامی است، که از سبک زندگی اسلامی و غربی نیز نشات می‌گیرد. اساسا تقسیم درامد انسان به پس انداز و مصرف و به عبارتی تقابل میان پس انداز و مصرف از نخستین تفاوت ها در میان اسلام و غرب در مساله مصارف و سبک مصرف مردم می‌باشد. مطابق با نگاه اسلامی بسیاری از مصارف به عنوان پس اندازی برای انسان به شمار می‌آیند مثل صدقه، خمس، زکات، نذورات و … و بسیاری از پس اندازها از رزق و روزی انسان کم می‌کند مثل کنز مال و یا عدم پرداخت خمس و … . این سخن نشان می‌دهد که در اندیشه اسلامی با وجود آنکه تفاوت میان مصرف کردن و ذخیره پول و درامد می‌باشد اما تقابلی میان این دو نمی‌باشد.

در مجموع باید بیان کرد که سبک زندگی اسلامی اثرات بسیاری در زندگی انسان دارد و می‌تواند شاکله اقتصاد اسلامی را تعیین کند و موجب رشد و اجرایی شدن اهداف گسترده نظام اسلامی بشود. سبک زندگی اسلامی با تصحیح رفتارها و الگوهای حاکم بر زندگی اسلامی موجب می‌شود تا زمینه های پذیرش احکام اسلامی گسترده شود و نوع رفتارها و کنش های اقتصادی و اجتماعی مردم در قبال مسایل مختلف نیز تغییر کند و در عین حال معنای متفاوتی به علومی اسلامی و انسانی بدهد. سبک زندگی غربی هم اکنون ساختارهای علوم انسانی واجتماعی را متاثر کرده است از این رو سبک زندگی اسلامی نیز می‌تواند ساختار علوم اسلامی و انسانی را نیز متحول کند.


برچسب‌ها: اقتصاد اسلامی و الگوی مصرف در سبک زندگی
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 10:58 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

الزامات اقتصاد مقاومتی و ارتباط آن با الگوی سبک زندگی

 





 

مقدمه

با توجه به تحریم‌های گسترده اقتصادی، نفتی، مالی، بانکی، دارویی و بهداشتی از سوی مستکبرانی چون آمریکا و کشورهای غربی که به ظاهر مدعی دفاع از حقوق بشر و برقراری امنیت و صلح در جهان هستند، باید با عزم و اراده ملی، و درایت و مدیریت عقلانی و مسئولانه بیش از پیش دولت و دستگاه‌های مربوطه، بار دیگر با پیروزی و سربلندی از این توطئه و دسیسه دشمنان قسم خورده اسلام، انقلاب و مردم شریف ایران، سربلند بیرون بیاییم.
رسانه‌های گسترده دشمنان در سراسر جهان با شگردهای مختلف رسانه‌ای درصدد منزوی کردن و تحت فشار قرار دادن ملت ایران به منظور کوتاه آمدن از مواضع و حقوق خود در بهره‌گیری از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای هستند و متأسفانه نابخردی و ضعف برخی مسئولان در عدم برنامه‌ریزی مناسب اقتصادی و مدیریت هوشمندانه در خنثی کردن این توطئه‌ها، سبب شده است تا بار بیشتری بر دوش مردم عزیز تحمیل شود.
اقتصاد ایران دارای بخش‌ها و ظرفیت‌های اقتصادی بالقوه‌ای است که نیازمند یک برنامه بلندمدت و همه جانبه‌نگر در بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها، موهبت‌های الهی و منابع انسانی کارآمد است تا با تخصیص بهینه این منابع، آینده اقتصادی ایمن‌تر و پررونق‌تری را برای نسل‌های بعدی رقم زند و آنچه مسلم است آن است که تحریم‌ها به هیچ وجه تهدیدی برای اقتصاد ایران نیست مگر آنکه با مدیریت شتابزده و غیرمسئولانه و عدم توجه به ظرفیت عظیم اقتصاد ایران این امر رخ دهد.
این مقاله با محوریت بررسی رهنمودها، بیانات و سیاست‌های مورد نظر رهبر فرزانه انقلاب در خصوص اقتصاد مقاومتی و الگوی سبک زندگی به عنوان سند راهبردی حرکت کشور، تدوین شده است.

الزامات اقتصاد مقاومتی

در نگاه راهبردی رهبر معظم انقلاب، اقتصاد مقاومتی یک شعار نیست، یک واقعیت اقتصادی است، اقتصاد مقاومتی یک بحث کاربردی است و شاخص‌های آن ریشه در عمل دارد.
القای تفکر اقتصاد مقاومتی یک تدبیر هوشمندانه است تا مدیران ارشد اقتصادی را از غفلت ایجادشده در بخش اقتصادی برهاند و رشد و توسعه و شکوفایی و تولید ملی و قطع وابستگی اقتصادی را حتی در سخت‌ترین تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی دشمنان به بار بیاورد. اقتصاد مقاومتی مکمل جهاد اقتصادی است و سبب امنیت و ثبات در اقتصاد و عدم تزلزل در برابر شوک‌های خارجی اقتصادی یا همان استقلال اقتصادی از شاخصه‌های بارز اقتصاد مقاومتی است.
دشمن در طول چند دهه اخیر، تمام ابزارهای مبارزه با تفکر جمهوری اسلامی را مورد آزمون قرار داده است، و ابزاری که همواره دشمنان از ان بهره می‌جویند، مبارزه اقتصادی و تحریم‌های همه جانبه است که امروز تبدیل به آخرین و مؤثرترین ابزار دشمن شده است. ضعف اقتصاد ایران در وابستگی به اقتصاد تک محصولی نفت راه حل تحریم نفتی را پیش پای غرب قرار می‌دهد.
نفت که می‌توانست ابزار فشار ما بر غرب باشد امروز ابزار فشار غرب بر اقتصاد ایران شده است و اینجاست که جای خالی اقتصاد مقاومتی احساس می‌شود. اقتصاد مقاومتی به دنبال پیش‌بینی مشکلات این چنینی و ارائه راه حل لازم است و مقام معظم رهبری به درستی کاهش وابستگی به صنعت نفت را یکى از الزامات اقتصاد مقاومتى بیان کردند و توجه مسئولان و دستگاه‌ها به این مسئله مهم می‌تواند آینده اقتصادی مناسبی را که در چشم‌انداز 20 ساله ایران ترسیم شده است را به ارمغان بیاورد. اقتصاد مقاومتی تنها مربوط به زمان تحریم و جنگ نیست، بلکه یک چشم انداز بلندمدت پیش روی اقتصاد ایران است، زیرا اقتصاد ایران در سایه تفکر مقدس و آرمان‌های والای جمهوری اسلامی همیشه آماج حملات دشمنان خواهد بود. اقتصاد مقاومتی به معنای ریاضت اقتصادی نیست، بلکه مفهوم شکوفایی اقتصاد و رفع مشکلات موجود در زیربخش‌های اقتصادی به منظور جلوگیری از امتیازدهی به دشمنان و بهبود سطح رفاه عموم مردم است.

اقتصاد مقاومتی و الگوی سبک زندگی

از طرفی اقتصاد مقاومتی نیازمند بازنگری در شیوه و سبک زندگی مدرن به سبک اسلامی و ایرانی است به طوری که موضوع توجه به سبک زندگی اسلامی ایرانی با فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری وارد فاز تازه‌ای شده است.
رهبر معظم انقلاب در یکی از دیدارهای خود با جوانان بحث کاملی را در خصوص سبک زندگی ارائه فرمودند که این فرمایشات باید به عنوان یک سند فرهنگی برای تحول در جامعه چه از سوی مسئولان و چه از سوی مردم، مورد توجه و عنایت ویژه قرار داد.
مقام معظم رهبری در سفر خود به استان خراسان شمالی همچون طبیبی حاذق به درستی علت اصلی بیماری مبتلا به جامعه را تشخیص دادند و آن الگوی سبک زندگی است.
الگویی که متأثر از آداب و اصول اسلامی و ایرانی است و سبک زندگی یک انسان مسلمان ایرانی را از یک فردی که تحت تأثیر فرهنگ غربی است متمایز می می‌کند.
با توجه به تحریم‌های گسترده اقتصادی، بانکی، دارویی و ... از سوی آمریکا و کشورهای غربی به نظر می‌رسد که در مقطع فعلی نیازمند یک رویکرد انقلابی و جهادی نیز در سبک زندگی هستیم.
رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها بر ضرورت دستیابی به اقتصاد مقاومتی تأکید فرموده‌اند و بسیاری از صاحب نظران و اقتصاددانان نیز معتقدند که بنای اقتصاد مقاومتی از دل رفتارهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مردم بیرون می آید، بنابراین رابطه مستقیم و مثبتی میان اجرا اقتصاد مقاومتی در کشور و نحوه و سبک زندگی و فرهنگ اقتصادی و الگوی ذهنی و رفتاری جامعه وجود دارد و ریشه اصلاح مسائل اقتصادی در اصلاح فرهنگ اقتصادی، سبک زندگی مردم، الگوی مصرف و توسعه فرهنگ کار و تلاش و تولید ملی است.
بنابراین همان گونه که بسیاری از اقتصاددانان ریشه اقتصاد را در فرهنگ می‌دانند ، به درستی رهبر فرزانه انقلاب مسیر را برای مردم و مسئولان معین فرمودند و ریشه اقتصاد مقاومتی در اصلاح الگوی سبک زندگی بر اساس الگوی اسلامی و ایرانی است که اندیشمندان، نخبگان و اساتید و دانشجویان باید عزم خود را جزم کنند تا الگویی کارآمد را برای سبک زندگی اسلامی و ایرانی مردم ارائه کنند.
خلاصه مهمترین محورهای بیانات مقام معظم رهبری در خصوص اقتصاد مقاومتی:
به منظور آن که اهم دیدگاه‌ها و برنامه‌های راهبردی رهبر معظم انقلاب در خصوص اقتصاد مقاومتی و الزامات اجرای آن در جامعه مشخص شود، بخشی از مهمترین بیانات و رهنمودهای معظم له در زیر به صورت خلاصه بیان شده است:
محورهای اصلی الزامات و اهمیت اقتصاد مقاومتی در بیانات مقام معظم رهبری عبارتند از:
1ـ اقتصاد مقاومتی یک شعار نیست، بلکه یک واقعیت است و باید محقق شود
2ـ وجود عزم ملی و اراده راسخ در عبور از تحریم‌ها و تنگناهای اقتصادی دشمن
3ـ به هیچ وجه ملت ایران در بن‌‌‌بست نیست و به هیچ وجه با مشکلاتى که ما را از تصمیم به ادامه‌‌‌ راه باز بدارد، مواجه نیستیم.
4ـ ما باید هر کدام نقش خودمان را بشناسیم و آن را ایفا کنیم.
5ـ اقتصاد مقاومتی، مقاومت در مقابل کارشکنى و خباثت دشمنان کشور و هدف دشمن، فشار اقتصادى بر کشور و تمرکز بر اقتصاد کشور است.
6ـ شرکت‌های دانش بنیان، یکى از مؤثرترین مؤلفه‌‌‌هاى اقتصاد مقاومتى هستند.
7ـ اصلاح الگوى مصرف، جلوگیرى از اسراف، همت مضاعف و کار مضاعف، جهاد اقتصادى، تولید ملى و حمایت از کار و سرمایه‌ ایرانى و جهاد اقتصادی حلقه‌هایى براى ایجاد یک منظومه‌ کامل در زمینه‌ مسائل اقتصادی کشور است.
8ـ کاهش وابستگی به صنعت نفت یکى از الزامات اقتصاد مقاومتى است.
9ـ مردمى کردن اقتصاد، جزو الزامات اقتصاد مقاومتى است.
10ـ دولت، قوه‌ مقننه و قوه‌ قضائیه کمک کنند که مردم وارد میدان اقتصاد شوند.
11ـ مسئله‌ى مدیریت مصرف، یکى از ارکان اقتصاد مقاومتى است، مصرف متعادل و پرهیز از اسراف و تبذیر، در دستگاه‌هاى دولتى، غیردولتى، آحاد مردم و خانواده‌ها.
12ـ استفاده از تولیدات داخلی توسط دولت و نهادهای حاکمیتی و هم آحاد مردم و پرهیز از مصرف کالاهای خارجی.
13ـ یکى از کارهاى اساسی حرکت بر اساس برنامه است، تصمیم‌هاى خلق‌الساعه و تغییر مقررات، جزو ضربه‌هایى است که به «اقتصاد مقاومتى» وارد می‌شود و لزوم توجه دولت و مجلس به این مسئله که نگذارند سیاست‌هاى اقتصادى کشور در هر زمانى دچار تغییرهاى بى‌مورد شود.
14ـ استفاده‌ حداکثرى از زمان و منابع و امکانات.
15ـ حفظ وحدت و همبستگى میان مردم و همچنین میان مسئولان و عدم انعکاس اختلافات میان خود به سطح رسانه‌ها.
16ـ همه‌ مسئولان و دلسوزان کشور باید خود را موظف و مکلف بدانند به ایجاد کار، تولید، کارآفرینى، و پررونق کردن روزافزون این کارگاه عظیم (کشور ایران(
بنابراین می‌توان بر طبق فرمایشات مقام معظم رهبری به چند نکته اصلی اشاره کرد:
•حرکت مداوم و پویا در رشد اقتصادی
• وظیفه‌شناسی افراد جامعه
• رشد و توسعه شرکت‌های دانش بنیان
•حرکت به سمت اقتصاد مردمی
• کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی
• مدیریت بهینه در مصرف و اصلاح الگوی مصرف
•حمایت از تولید داخلی با مصرف کالای داخلی
• رشد و توسعه اقتصادی بر مبنای کارآفرینی
•حفظ وحدت و همبستگی میان مسئولان کشور و آحاد مردم
• استفاده حداکثری از زمان، منابع و امکانات
• حرکت بر اساس برنامه و پرهیز از تصمیمات عجولانه در عرصه اقتصاد
• شناخت عزم دشمن و ناتوان‌سازی حربه دشمنان با هوشیاری و عزم و اراده ملی و خنثی کردن تمام تحریم‌ها‌
در نتیجه می‌توان بر طبق بیانات حکیمانه مقام معظم رهبری به چند نکته اصلی مورد تأکید معظم له در این باره اشاره کرد:
حرکت مداوم و پویا در رشد اقتصادی، وظیفه‌شناسی افراد جامعه، رشد و توسعه شرکت‌های دانش بنیان، حرکت به سمت اقتصاد مردمی، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، مدیریت بهینه در مصرف، حمایت از تولید داخلی با مصرف کالای داخلی و رشد بر مبنای کارآفرینی، حفظ وحدت و همبستگی میان مسئولان کشور و آحاد مردم، استفاده حداکثری از زمان، منابع و امکانات، حرکت بر اساس برنامه و پرهیز از تصمیمات عجولانه در عرصه اقتصاد، شناخت عزم دشمن و ناتوان‌سازی حربه دشمنان با هوشیاری و عزم و اراده ملی.
منبع:خبرگزاری فارس


برچسب‌ها: الزامات اقتصاد مقاومتی و ارتباط آن با الگوی سبک زن
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 10:58 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


ضرورت پرداختن به مسئله‌ی سبک اقتصادی زندگی اسلامی






 

نویسنده: مرتضی غضنفرنژاد

در این تحقیق، با بررسی جایگاه انسان در نظام اسلامی و اقتصاد اسلامی، بیان خواهد شد که آموزش اقتصادی افراد در جامعه مطابق با الگوها و اصول حاکم بر اقتصاد از دیدگاه اسلام، یکی از ضروریات ترویج سبک زندگی و گسترش تمدن اسلامی است. به عبارت دیگر، تبیین وجه پرداختن به اصول اقتصادی حاکم بر زندگی اسلامی یکی از لوازم اجرایی‌سازی سبک زندگی اسلامی مطابق با بیان رهبری است که بدون توجه به این شئون، تحقق کامل زندگی و تمدن اسلامی میسر نخواهد بود.

1. جایگاه انسان در اندیشه‌ی اسلامی

در اندیشه‌ی اسلامی، انسان دارای جایگاهی اساسی و متعالی است. این اهمیت به حدی است که هدف تمامی انبیا تعالی و تربیت انسان و جامعه‌ی انسانی بوده که ساخته‌شده‌ی این افراد است.

1-1. مدنی بالطبع بودن انسان

خداوند با قرار دادن نشانه‌های هدایت در مسیر زندگی فرد و ارسال رسل ظاهری، راه سعادت را برای او هموار کرده است. فطرت و عقل انسانی به عنوان ابزار دیگر و به عنوان رسول باطنی، جهت هدایت و تکامل انسان، آفریده شده است. عقل و فطرت، انسان را به سمت شرکت در اجتماع و رشد خود و تلاش در جهت سعادت جامعه وامی‌دارد؛ به گونه‌ای که انسان را مدنی بالطبع ساخته است. اهمیت انسان در جامعه به حدی است که می‌توان گفت سعادت جامعه از مسیر سعادت فرد می‌گذرد، ولی سعادت فرد لزوماً از مسیر سعادت جامعه نخواهد بود. زمانی که آحاد یک جامعه نسبت به مبانی احکام و آموزه‌های دینی آگاهی نداشته باشند، این مسئله موجب می‌شود که جامعه نتواند مسیر رشد خود را طی کند. البته این به معنی رد اصالت جامعه نیست، اما مطمئناً عدم آگاهی و بصیرت آحاد یک امت موجب عدم رشد و تعالی دنیوی و اخروی آن جامعه خواهد شد.

1-2. تأثیر ارزش‌ها و بینش‌ها در رفتارسازی انسان

هر نظام و مکتبی با توجه به مبانی بینشی و ارزشی ویژه‌ای پایه‌گذاری می‌شود و سازوکارها و سامانه‌های آن با توجه به اهداف، مبانی ارزشی و بینشی شکل می‌گیرد. انسان نیز تحت این آموزه‌ها به انجام رفتارها و کنش‌هایی دست می‌زند که این عملکرد، زندگی او را شکل می‌دهد. در این میان، مبانی ارزشی و بینشی حاکم بر رفتارهای اقتصادی است و به این رفتارها، جهت و سمت‌وسو می‌بخشد.

1-3. همه‌جانبه بودن رشد از دیدگاه اسلام و تأثیر آموزش ارزش‌های اقتصادی در جامعه و فرد

اسلام مکتبی انسان‌ساز است. لذا تمامی ابعاد انسان را جهت رشد و تعالی مد نظر قرار می‌دهد و با ارائه‌ی دستوراتی کامل و همه‌جانبه، سعی در رشد تمامی پتانسیل‌ها و امکانات انسانی دارد؛ ابعاد انسانی که هم در زندگی دنیایی فرد مهم است و هم در زندگی اخروی او و هر دو کمال دنیوی و اخروی از این دیدگاه اهمیت دارد. اقتصاد و معیشت به عنوان یکی از این شئون اساسی انسان، جایگاهی مهم در رسیدن او به کمال دارد؛ تا جایی که در حدیث داریم «اکمال کل الکمال... تدبیر فی المعیشه» لذا این نشان می‌دهد که شئون زندگی دنیوی انسان به چه میزان در مسیر رشد و تعالی او اهمیت دارد.
اسلام به عنوان یک کل مسنجم، با اصلاح نفسانیات و تمایلات دون انسانی و بر اساس فطرت انسانی، سعی در تربیت و تعالی انسان در مسیر سعادت دنیوی و اخروی دارد. امور مرتبط با معیشت و نیازمندی‌های اولیه‌ی انسان و... که در چارچوب اقتصاد می‌توان آن‌ها را تعریف کرد، یکی از شئون این رشد و تعالی است. لذا لازم است که مؤلفه‌ها و رهنمودهایی که اسلام جهت رشد اقتصادی انسان مد نظر قرار داده است استخراج شود تا بتوان این راه را با توجه به ساختار اقتصادی اسلام برای وی هموار کرد.

1-4. جایگاه انسان در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی

اهمیت انسان در جامعه فقط محدود به کمال فردی او نیست. از نگاهی دیگر و از نظرگاه کلان اقتصادی و بر اساس تئوری‌های جدید علمی، که به اهمیت رفتارهای اجتماعی و اقتصادی و تأثیر آن در موفقیت یا عدم موفقیت سیاست‌های دولت می‌پردازند، تنها آن دسته از سیاست‌های اقتصادی مؤثر و کارا هستند که با رفتارهای متناسبی از سوی مردم مواجه شوند. در غیر این صورت، سیاست‌های مقابله با تورم یا بیکاری چه بسا به نتایج عکس خود منجر ‌شوند.
شکل‌گیری انتظارات و عکس‌العمل متناسب در برابر سیاست‌های اقتصادی از سوی مردم، خود مستلزم برخورداری ذهن جمعی عامه از چارچوبی سازگار و منطقی است که این مهم نشان از جایگاه و اهمیت انسان در جهت ثمربخشی اهداف دولت دارد. بدیهی است در بستری آشوبناک و با وجود عکس‌العمل‌هایی که فاقد هر گونه نظم منطقی و معنادار عقلایی هستند، مدیریت کلان اقتصادی به اصطلاح از هر گونه علامت‌دهی سیاستی عاجز و درمانده خواهد شد. لذا دولت اسلامی، جهت ثمربخشی سیاست‌های خود، باید ضمن شناخت انسان اقتصادی، که برای او برنامه‌ریزی می‌کند، به آموزش و تربیت انسان بر اساس موازین و اهداف شریعت، اقدام کند.
انسان از یک طرف قدرت مدیریت نظام و تخصیص منابع را در اختیار دارد و از طرف دیگر، با نیروی کار خود، به تصمیم‌های اتخاذ‌شده جامه‌ی عمل می‌پوشاند. لذا پیشرفت و موفقیت یا انحطاط و شکست جوامع بستگی تام به کم‌وکیف نیروی انسانی آن جامعه دارد؛ به طوری که به جرئت می‌توان گفت در صورت تربیت صحیح و تحول فکری مطلوب، عامل انسانی عوامل دیگر را علی‌رغم وجود کاستی‌ها و دشواری‌ها فراهم می‌سازد و مسیر توسعه و پیشرفت جامعه را مدیریت خواهد نمود.
از این رو، کشف عوامل مهم در شکل‌دهی رفتار انسان از دیدگاه اسلامی و جهت‌دهی برنامه‌ی زندگی افراد در جامعه بر اساس اهداف و اغراض نظام اسلامی، یکی از مراحل تدوین اقتصاد اسلامی خواهد بود. از سوی دیگر، تقدیر معیشت به عنوان یکی از مفاهیم اساسی مد نظر اسلام (همان طور که در حدیث فوق‌الذکر نیز اشاره شد)، که هم در تعالیم اسلامی از آن بسیار یاد شده است و هم در متون قدما بسیار از آن سخن رفته است، در مقام تربیت انسانی و شکل‌دهی زندگی فردی و اجتماعی انسان جایگاه بسزایی دارد. اهمیت سبک اقتصادی زندگی اسلامی، تقدیر معیشت و برنامه‌ریزی اسلامی جهت معاش انسانی به حدی است که تقدیر معیشت یکی از شرایط رسیدن به کمال انسانی در احادیث شناخته شده است و در سیاست‌گذاری‌های کلان و هدایت آن‌ها نیز اثر بسیاری خواهد داشت.

2. ضرورت طراحی الگوی اسلامی بر رفتارسازی انسان

توجه به تحولات سریع اجتماعی و اقتصادی دنیای امروز و اقتضائات و الزامات اجتماعی و اقتصادی حاکم بر زندگی بشر امروزی و نقش آن در نظام اسلامی، جایگاه انسان را در جهت رشد و تکامل جامعه نشان می‌دهد. لازمه‌ی پیشرفت و رشد اقتصادی و فرهنگی جامعه، برخورداری از مردمی است که هر یک به عنوان جزء کوچکی از نظام اقتصادی و فرهنگی دارای شناخت‏ها، گرایش‌ها و رفتارهایی باشند که همسو با اهداف آن نظام و متناسب با منابع و سرمایه‏های مادی و معنوی و ویژگی‏های بومی و ارزشی کشور باشد.
با عنایت به همین مطلب بوده و هست که اکنون سبک زندگی، فرهنگ‌سازی اقتصادی و اقدامات فرهنگی و تربیتی در حوزه‌ی رفتارهای اقتصادی مورد توجه قرار گرفته ‏است. در واقع بر خلاف تصور بعضی، دانش اقتصادی تنها در مجموعه‎ای از مفاهیم انتزاعی خلاصه نمی‎شود، بلکه یک منطق عملی و شیوه‎ای برای تفکر عقلایی و چارچوبی برای رفتارهای انسانی در دنیایی از تحولات و ارزش‏های گوناگون است که شیوه‌ی زندگی جدیدی را برای فرد و جامعه تعریف می‌کند. در بیان علت انجام چنین فعالیت‌هایی، بیان شده است که «کاهش فاصله بین الگوهای هنجاری اقتصادی افراد جامعه با انسان اقتصادی تصویرشده توسط عالمان اقتصادی» از طرفی سبب رشد و توسعه‌ی اقتصادی خواهد شد و از طرفی مدیران اقتصادی جامعه، سیاست‌گذارانی خواهند بود که اولاً بر اساس علم منطبق با واقعیت جامعه تصمیم‌گیری می‌کنند و ثانیاً از قدرت پیش‌بینی بیشتری در اجرای سیاست‌های اقتصادی خود برخوردارند.
در جامعه‌‌ی ما به جرئت می‎توان ادعا کرد افراد جامعه، که اغلب فارغ‌‎التحصیلان نظام آموزش و پرورش کشور نیز هستند، هنگامی که وارد زندگی خانوادگی‌ـ‌اجتماعی می‌شوند و عهده‎دار مسئولیت‌های مختلف می‎گردند، فاقد هر گونه اطلاعی از مفاهیم و اصول اولیه‌ی اقتصادی، از جمله مصرف هستند و مدیریت خانواده و معیشت آن‌ها بسیار متأثر از آموزه‌های غلط غربی است. آموخته‎های قبلی آن‌ها، چه رسمی و از طریق برنامه‏های آموزش‌وپرورش و چه غیررسمی و از طریق برنامه‌های پنهان خانواده، نهادهای فرهنگی‌ـ‌آموزشی و رسانه‎های مختلف، به طور معمول، ارتباطی به مسائل و مفاهیم اقتصادی، خصوصاً از دیدگاه اسلامی ندارد.
این آسیب به دو مشکل اساسی اشاره دارد؛ نخست آنکه الگویی منسجم و مشخص از آموزه‌های اقتصادی و حتی سیاسی و اجتماعی مستخرج از وحی و آموزه‌های شریعت وجود ندارد و نظام تربیتی نیز قدمی در جهت چنین آموزش‌هایی برنداشته است.
مطلب دیگر آن است که انسان اقتصادی جایگاه اساسی در ساخت نظام اقتصادی اسلامی و نظام‌سازی‌های مرتبط با آن دارد. انسان به بیانی زیرساخت هر نظام اجتماعی است که اندیشمندان در مورد آن نظریه‌پردازی خواهند کرد و بر اساس آن است که هر تئوری دیگری بنا می‌شود. لذا این نشان می‌دهد که این مؤلفه‌ها در جهت‌دهی و ساخت نظام اقتصاد اسلامی نیز مؤثر خواهد بود؛ اما مهم آن است که نحوه‌ی عملکرد چنین عاملی در نظام‌سازی مرتبط مشخص شود که نیازمند تحقیقی مفصل در این زمینه است.
لذا در صورت نبود الگویی منسجم از انسان اقتصادی از دیدگاه اسلام در تقدیر معیشت، سبک زندگی و تربیت اقتصادی و رفتارسازی مطلوب آحاد جامعه در این زمینه، نه تنها آن میزان از رفتارهای اقتصادی که در نگاه دینی لازم یا ممدوح است به صورت نظام‌مند شکل نخواهد گرفت، بلکه لوازم تربیتی شهروند خوب بودن از نظر اقتصادی نیز فراهم نمی‌شود و در نتیجه، نظام اقتصادی و نهادهای مربوطه به شکلی متناسب و مطلوب عمل نخواهند کرد.

تبیین نوع نگاه اسلام به مسئله‌ی تقدیر معیشت و سبک زندگی

مطالعه‌ی احادیث و استدلالات آیات قرآن بر این دلالت دارد که نوع نگاه اسلام به معیشت و زندگی انسان این آموزه را نشان می‌دهد که نگاه اسلام به اقتصاد اساساً متفاوت از نگاه موجود است. ظاهرگرایی و توجه بیش از حد به عوامل مادی در تقدیر معیشت، در مباحث اخیر اقتصادی بسیار گسترده شده است و مسائل ماورایی و غیرمادی زیادی مورد توجه نیست. در دیدگاه اسلامی، اساساً نوع نگاه به انسان متفاوت است و این امر سبب شده است تا انسان اقتصادی نیز از انسان اقتصادی غرب بسیار متفاوت باشد. دیدگاه اسلامی تعریف دیگری از انسان دارد و این امر موجب می‌شود که مسائل غیرمادی مثل صله‌ی رحم و نخوابیدن در بین‌الطلوعین و... در گسترش فقر یا توسعه‌ی رزق مؤثر است و محدود به توجه به دخل‌وخرج تنها نیست.
در طرف دیگر، مطابق با بیان اسلامی که فطرت ام‌المعارف است، شاکله و بنای همه چیز بر اساس فطرت است و یکی از ریشه‌های این توجهات، توجه به فطرت انسانی است و اساس خلقت نیز بر همین بنیه استوار شده است. لذا اقتصاد اسلامی نیز زمانی از انحرافات و آسیب‌ها مصون خواهد بود که به فطرت انسانی توجه داشته باشد. در این پژوهش، یکی از ریشه‌های این نوع نگاه اسلام به انسان و دخول عوامل غیرمادی در اقتصاد، ناشی از توجه به فطرت است. به عبارت دیگر، از آنجا که اساس اسلام بر فطرت بنا شده است، معیشت انسان زمانی بسامان و در جهت کمال خواهد بود که از فطریات در زندگی انسانی تبعیت شود. می‌توان گفت یکی از نتایجی که ترک صله‌ی رحم موجب می‌شود آن است که چون اساس خلقت بر فطرت است و انسان فطرتاً اجتماعی است و نیاز به ارتباط با دیگران دارد و صله‌ی رحم نیز شامل نزدیک‌ترین افراد به انسان است، لذا عدم انجام آن به معنی بروز ناکارآیی در سیستم انسانی است و یکی از تبعات این ناکارآیی، فقر خواهد بود. چون انسان معیشت را به درآمد محدود نمی‌کند، کمبود ارتباط با افرادی که انسان با آن‌ها اشتراک، محبت و... دارد سبب می‌شود تا رغبت بیشتری به آن داشته باشد.

جایگاه تقدیر معیشت در رفتارسازی انسان

معیشت یکی از اصلی‌ترین آموزههای دین مبین اسلام است که متأسفانه در ادبیات اقتصاد اسلامی، توجه چندانی به آن نمی‌شود. حدیث شریف «الْکَمَالُ کُلُّ الْکَمَالِ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ وَ تَقْدِیرُ الْمَعِیشَةِ»[1]با ساختار مشابه، بر این مطلب تأکید می‌کنند که یکی از سنجه‌های کمال یا معیارهای کمال، تقدیر معیشت است. البته در میان احادیث، حدیثی که به بسط موضوع تقدیر معیشت پرداخته باشد موجود نیست، اما اغلب از ثمرات و نتایج آن بحث می‌کنند. حجم انبوه احادیث با چنین ساختاری، آن هم در کتب اربعه‌، ادعای فوق را که تقدیر معیشت یکی از جنبه‌های اصلی زندگی انسانی است تأیید می‌کند. از امام باقر (علیه السلام) و احادیث بسیاری که اساساً در ادبیات اسلامی، که به بسیاری از شئون زندگی انسان توجه می‌کند، امر معیشت و نحوه‌ی زندگی از مهم‌ترین معیارهای انسان است؛ تا حدی که در آیه‌ی شریفه می‌فرماید: «من اعرض عن ذکری فان له معیشتا ضنکی» حضرت علامه طباطبایی، در کتاب شریف المیزان می‌فرمایند که «معیشت ضنک» به شکلی از زندگی گفته می‌شود که در آن، فرد احساس آرامش نداشته باشد و مدام به دنبال افزایش ثروت و دارایی خود باشد. به عبارت دیگر، ممکن است که فرد وضع مالی خوبی داشته باشد، اما احساس آرامش و راحتی در صورتی است که به ذکر خدا توجه کند. مطالعات تفسیری نشان می‌دهد که یکی از مصادیق اصلی این موضوع، ذکر قرآن و اهل بیت است که باید در تمامی قسمت‌های زندگی به آن توجه کرد. این مسئله نشان می‌دهد که نوع نگاه به زندگی و نحوه‌ی فعالیت در زندگی و فعالیت‌های اقتصادی بسیار مهم است و بدون در نظر گرفتن دیدگاه اسلام در خصوص بسیاری از مفاهیم، از جمله تقدیر معیشت، تحقق اهداف نظام اسلامی و تربیت انسانی میسر نخواهد بود. از این رو، ضروری است بر این بُعد رفتار انسانی، که ناظر بر بسیاری از ابعاد دیگر انسان است، مداقه‌ی بیشتری شود.
بر همین اساس، می‌توان ادعا کرد که در صورت نپرداختن به این قسمت از سبک زندگی، یعنی اصول حاکم بر تقدیر معیشت از دیدگاه اسلام، تحقق تمدن اسلامی و اهداف نظام اسلامی بر اساس نگاه‌های اصیل اسلامی میسر نخواهد بود. لذا در یادداشت‌های بعد، بر این نگاه اسلامی تأکید بیشتری خواهیم داشت.
ادامه دارد ...

پی نوشت ها :

[1]. الکافی (ط‌ـ‌الإسلامیه)، ج ‏1، ص 32.

منبع: برهان


برچسب‌ها: ضرورت پرداختن به مسئله‌ی سبک اقتصادی زندگی اسلامی
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 10:57 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


 نظریه های اقتصاد سیاسی رسانه

نویسنده: سید محمد مهدی زاده




 

نظریه ی اقتصاد سیاسی، صنعت فرهنگ و مطالعات پسااستعماری
نظریه ی اقتصادی سیاسی(1) رسانه ضمن تأکید بر وابستگی فرهنگ و جهان بینی به زیرساخت اقتصادی، به تحلیل تجربیِ ساختار و مالکیت رسانه ها و شیوه ی عملکرد آن ها در بازار توجه می کند و باور دارد که ویژگی بارزِ اطلاعاتی که رسانه ها برای جامعه تولید می کنند از طریق ارزش مبادله ی پیام های مختلف و منافع اقتصادی مالکان و تصمیم گیرندگان قابل تبیین است. پیامد چنین وضعی، کاهش منابع رسانه ای مستقل، تمرکز بر بازارهای بزرگ تر و نفی بخش های ضعیف تر و فقیرتر مخاطبان بالقوه می باشد. این نظریه، ابداع و گسترش فناوری های اطلاعات و ارتباطات را ناشی از فشارها و الزام های نظام سرمایه داری و متقابلاً بنیانی برای تکامل و پیشرفت تاریخیِ این نظام می داند.
در مقایسه با نظریه ی اقتصاد سیاسی که بر وجه اقتصادی سلطه تأکید می کند، اندیشمندان نئومارکسیستِ مکتب فرانکفورت چون آدورنو و هورکهایمر، با طرح مفهومِ «صنعت فرهنگ و فرهنگ توده»(2) ضمن تأکید بر سلطه ی فرهنگی و سرکوبیِ ناشی از عقلانیت ابزاری در جهان جدید، فعالیت مؤسسات رسانه ای و اطلاع رسانی چون رادیو، سینما، تلویزیون و مطبوعات را تولید تخدیرکننده ی‌ محصولات فرهنگی، ایجاد بازارهای وسیع تر تجاری و سازگاری سیاسی می دانند. به باور آنان، صنعت فرهنگ مدرن، محصولات بی خطر و استانداردی تولید می کند که متناسب با تقاضای وسیع تر اقتصاد سرمایه داری است. فرهنگ توده ای که توسط صنعت فرهنگ تولید می شود از سوی این مکتب به عنوان فرهنگ جهت داده شده، غیر خودجوش، تحمیلی و شیء واره تعریف می شود که تأثیرات ساکت کننده، سرکوبگرانه و بی حس کننده بر مردم دارد.
مطالعات پسااستعماری(3) نیز با بهره گیری از اندیشه های متفکرانی چون ادوارد سعید(4)، گایاتری اسپیواک(5) و هومی بابا(6)، ضمن توجه به رابطه ی فرهنگ و امپریالیسم و نقد سلطه ی فرهنگی در جهان جدید، نوعی آگاهی بر مناسبات قدرت میان فرهنگ های غربی و جهان سوم را به همراه می آورد. از دیدگاه متفکرانِ مطالعات پسااستعماری، ارزش ها و سنت های فکری غرب، به دلیل هواداری از نوعی قوم مداریِ سرکوب گر مقصرند؛ [زیرا] سُنت و صُور فرهنگی زندگی و بیان غیرغربی را به حاشیه می رانند یا نادیده می گیرند. سعید چهره ی شاخص مطالعاتِ انتقادی پسااستعماری، با اشاره به مناسبات قدرت و سلطه ی میان غرب و شرق، سیاستِ بازنماییِ شرق در متون ادبی، فرهنگی و رسانه ای[غرب] در قالب گفتمان شرق شناسی را به عنوان نشانه ای از اقتدار اروپا و آمریکا در شرق به نقد می کشد.

نظریه ی اقتصادِ سیاسیِ رسانه

نظریه ی اقتصاد سیاسی رسانه با تأکید بر وابستگی جهان بینی به زیرساخت اقتصادی، چارچوب تحلیل رسانه ها را از تجزیه و تحلیل «مصرف»(7) به تجزیه و تحلیل «تولید»(8) معطوف می سازد. «اقتصاد سیاسی بیانگر این واقعیت است که تولید و توزیع فرهنگ، متناسب با ویژگی های نظام سیاسی و اقتصادی و مبتنی بر روابط و مناسبات بین دولت، اقتصاد، رویه ها و نهادهای اجتماعی، فرهنگ و رسانه هاست(کلنرو دورهام، 18:2001).
براساس این نظریه، جوامع سرمایه داری متناسب با شیوه ی تولید مسلط سازماندهی می شوند و نهادها و رویه ها نیز منطبق با کالایی سازی و انباشت سرمایه شکل می گیرند. اقتصاد سیاسی با نظریه ی مارکسیسم کلاسیک و این عبارت مارکس که آگاهی اجتماعی نه به وسیله ی مجموعه ی افراد، بلکه به وسیله ی طبقات مسلط و مالک ابزارهای تولید سرمایه داری شکل می گیرد، متناسب است. مارکس در مقدمه ی نقد اقتصاد سیاسی(1859) می نویسد: «انسان ها در تولید اجتماعی به طور قطع به مناسبات خاصی وارد می شوند که بسیار مهم است و به اراده ی آن ها بستگی ندارد. این مناسبات با مرحله ی خاصی از رشد قدرت های مادی آن ها در تولید مطابقت دارد. شیوه ی تولید زندگی مادی، ماهیت کلی فرایندهای اجتماعی، سیاسی و معنوی زندگی را تعیین می کند؛ این آگاهی انسان ها نیست که هستی اجتماعی آن ها را تعیین می کند، بلکه هستی اجتماعی آن هاست که آگاهی شان را تعیین می کند» (مارکس، 1963 به نقل از استریناتی، 184:1380).
مارکس با تحلیل مادّی و طبقاتی تاریخ و تفکیک جامعه به زیربنای اقتصادی و روبنای فرهنگی و اجتماعی، بر این باور است که معرفت، بازتاب معیشت است و اندیشه ی حاکم در جامعه، اندیشه ی طبقه ی حاکم در جامعه می باشد. مارکس معتقد است طبقه ای که مالکیت ابزار تولید مادی را در اختیار دارد، مالکیت ابزار تولید فکر را هم در اختیار دارد و بر این اساس، اندیشه های متناسب با منافع طبقاتی خود را تولید و شرایط و مناسبات نابرابر اقتصادی و اجتماعی را بازتولید می کند. مارکس با تأکید و برجسته کردن تضاد طبقاتی در جوامع سرمایه داری، عملکرد رسانه های جمعی را پنهان کردن تضاد طبقاتی یا همچون مدافع طبقه ی حاکم در جهت جلوگیری از مبارزه ی طبقاتی و تغییر نظام سیاسی می داند. رسانه ها مناسبات نابرابر در ثروت و قدرت را برای کسانی که از محرومیت و ستم رنج می برند، طبیعی و اجتناب ناپذیر جلوه می دهند و به عنوان حلقه ی اتصال اساسی میان نهادهای جامعه و آگاهی های فردی، آگاهی کاذب و دروغین را در قالب عقل سلیم و شعور متعارف جامعه، تولید و توزیع می کنند.
نظریه ی اقتصاد سیاسی در مقایسه با سنت ساختارگرایی در مارکسیسم، بر تحلیل ساختارهای اقتصادیِ نهادهای رسانه ای و نه بیان این ساختارها در زبان و ایدئولوژیِ متون رسانه ای تأکید می کند. به عبارتی «تأکید رویکرد اقتصاد سیاسی، بر فرایندهای اقتصادی و سیاسیِ مالکیت و کنترل رسانه هاست، در حالی که رویکرد ساختارگرا بر فرایندهای اجتماعی و فرهنگیِ قدرت ایدئولوژیک و هژمونیک(9) در متون رسانه ای تأکید می کند (لافی، 122:2007).
این توجه به اقتصاد، در مقابل نظریه ی ساختارگرایانه ی رسانه ها مانند کار استوارت هال درباره ی ایدئولوژی و هژمونی قرار می گیرد. درحالی که مفاهیم ایدئولوژی و هژمونی عمدتاً به این پرسش پاسخ می دهند که چگونه ایده ها و ارزش های فرهنگ مسلط (نخبگان حاکم)، در متون رسانه ای مانند اخبار رمزگذاری می شود، اقتصاد سیاسی انتقادی استدلال می کند که این فرایند بازتولید ایدئولوژیکی، بدون تحلیل بافت و زمینه ی اقتصادی که متن در آن تولید و توزیع می شود و فشارها و الزام هایی که این بافت اعمال می کند، قابل فهم نیست.
این تضاد بین مفاهیم فرهنگیِ ایدئولوژی و مفاهیم اقتصادی قدرت، مبتنی بر تمایز کارل مارکس میان روبنای فرهنگی و زیربنای اقتصادی است. لذا اقتصاد سیاسی به معنای گسترده، مطالعه ی روابط اجتماعی به ویژه روابط قدرت است که به طور متقابل تولید، توزیع و مصرف منابع را شکل می دهند.
اقتصاد سیاسی تأکید می کند که مناسبات قدرت به عنوان نیروها و فرایندهای بنیادین و تعیین کننده در بازار، باید در تحلیل ها مورد توجه قرار گیرد و برجسته شود. چشم پوشی از روابط قدرت در تحلیل های اجتماعی، سیاسی یا هر نوع تحلیل دیگری، به هیچ وجه توجیه پذیر نیست(مسکو و لوین، 4:2007).
وینسنت مسکو(10) و دیوید لوین(11)، رویکرد اروپایی اقتصاد سیاسی ارتباطات را از رویکرد امریکایی تفکیک می کنند. آن ها بر این باورند که اندیشمندان اروپایی بیشتر به مواجهه ی نظری با نحوه ی عملکرد سیستم ارتباطات و فرهنگ می پردازند. پژوهش در اروپا بیشتر مبتنی بر آراء نیکلاس گارنهام(12)، پیتر گولدینگ(13) و گراهام مُرداک(14) و در امریکای شمالی مبتنی بر آراء ادوارد هرمان(15)، نوآم چامسکی(16)، دالاس اسمایت(17) و هربرت شیلر(18) است. گارنهام، تولیدمادی را عامل تعیین کننده در نظام سرمایه داری می داند. به زعم وی، اقتصاد سیاسی رسانه های جمعی تلاش می کند تا توجه ما را از رسانه های جمعی به عنوان ابزاری ایدئولوژیک، به سمت رسانه های جمعی با ماهیتی اقتصادی جلب کند، که نقش مستقیم آن در اقتصاد، ایجاد ارزش افزوده در تولید و مبادله ی کالا و نقش غیرمستقیم آن، در تبلیغات نهفته است. گارنهام با اذعان به نقش سرمایه داری در صنعتی ساختن فرهنگ، معتقد است که تجزیه و تحلیل فرهنگ باید حول محور صنایع فرهنگی صورت گیرد.
او می نویسد: «اقتصاددانان سیاسی همراه با مارکس این مسئله را اذعان می کنند که تمامی اشیا و کالاها باید ارزش استفاده داشته باشند؛ باید نیازی را برآورده سازند یا مایه ی لذت و خوشی شوند. میان مناسبات نابرابر قدرت در تولید، توزیع مصرفِ اشکال فرهنگی به عنوان یک کالای اقتصادی از یک سو، و ارزش استفاده ی‌ آن کالا برای مصرف کننده از سوی دیگر، هیچ گونه رابطه ی ساده ای وجود ندارد؛ اما در عین حال رابطه ای وجود دارد. یک گروه اجتماعی مشخصی که به دنبال اهداف اقتصادی یا سیاسی است، تعیین می کند که کدام معانی منتشر شوند و کدام نشوند؛ چه روایت هایی و با چه مضامینی گفته شوند، چه مباحثی اولویت پیدا کنند و کدام منابع فرهنگی در دسترس چه کسانی قرار گیرند. تحلیل این روند در درک مناسبات قدرتِ درگیر در فرهنگ و رابطه ی این مناسبات با ساختارهای گسترده تر سلطه، از اهمیت بسیاری برخوردار است» (گارنهام، 182:1383).
گارنهام با تأکید بر تعیین کنندگی شیوه ی تولید سرمایه داری در قلمرو فرهنگ و ارتباطات و نقد مواضع مطالعات فرهنگی در تمرکز بر مرحله ی «مصرف» و خوانش و معناسازی مخاطب، می افزاید: «درک این موضوع برای اقتصاددانان سیاسس دشوار است که در چارچوب صورت بندی اجتماعی نظام سرمایه داری، چگونه فرد بدون توجه به چگونگیِ در دسترس قرار گرفتن منابع فعالیت فرهنگی و منابع مادی و نمادین آن به روش هایی از نظر ساختاری معین از طریق نهادها و مدارهای تولید و توزیع و مصرف فرهنگی کالایی شده، می تواند فعالیت های فرهنگی و تأثیرگذاری سیاسی آن ها را- یعنی روش هایی را که به واسطه ی آن ها مردم به زندگی خود معنا می دهند و سپس براساس این درک عمل می کنند- مطالعه و بررسی کند. چگونه می توان سریال های آبکی تلویزیون را بدون مطالعه نهادهای پخش کننده ای که آن ها را تولید و توزیع، و تا حدودی هم بینندگان آن ها را خلق می کنند، به عنوان فعالیت های فرهنگی شناخت و درک کرد؟ چگونه می توان تبلیغات یا خرید را بدون مطالعه ی روندهای تولید، فروش و بازاریابی که این فعالیت های فرهنگی را ممکن می سازند، مطالعه کرد، چه رسد به تحسین پتانسیل رهایی بخش آن ها؟ دراین مجموعه، در بررسی های مختلف فرهنگ و پتانسیل سیاسی آن، چگونه می توان شکل گیری بازارهای فرهنگی جهانی و روندهای فنی و نظارتی و جریان های سرمایه ای را که شرایط تحقق چنین بازارهایی هستند، نادیده انگاشت؟ چگونه می توان روش هایی را که به واسطه ی آن ها تغییرات در ماهیت سیاست و مبارزه کاملاً با تغییرات ناشی از مسائل اقتصادی در رابطه ی سیاست و نهادهای ارتباطات اجتماعی همچون روزنامه ها و کانال های رادیویی و تلویزیونی و با فروپاشی گروه های اجتماعی و مصرف کنندگان فرهنگی در نتیجه ی مسایل اقتصادی، مرتبط می شوند، نادیده انگاشت» (همان: 2-191).
گلدینگ و مرداک، نقش رسانه ها در نظام سرمایه داری را بازتولید نابرابری طبقاتی می دانند و با اشاره به مالکیت و کنترل رسانه ها توسط طبقه حاکم، می نویسند: «تمرکز بر پایه ی اقتصادی به این معنی است که کنترل بر تولید مادی و توزیع متغیر آن ها، در نهایت قدرتمندترین روش هایی هستند که در تولید فرهنگ به کار می روند. مهم ترین روایت گلدینگ و مرداک، در مقاله ی فرهنگ، ارتباطات و اقتصاد سیاسی(19) آمده است:
رویکرد اقتصاد سیاسی که در این نوشته مدنظر می باشد، اقتصاد سیاسی انتقادی است. اقتصاد سیاسی انتقادی دارای ویژگی هایی است که آن را از اقتصاد رایج و مرسوم متمایز می سازد: 1. کل نگر است، 2. تاریخی است، 3. به موازنه ی بین مؤسسات سرمایه داری و مداخله ی عمومی توجه دارد، 4. از مسائل فنی صرف فراتر می رود تا به مسائل اخلاقی اساسی یعنی عدالت، برابری و مصلحت عمومی بپردازد. به عبارتی اقتصاد سیاسی خود را متعهد به فلسفه ی اخلاق می داند.
کل نگری به این معناست که اقتصاد سیاسی انتقادی به تأثیر متقابل میان سازمان اقتصادی و حیاتِ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می پردازد. به لحاظ نقطه ی شروع تحلیل، اقتصاددانان سیاسی لیبرال توجه خویش را روی مبادله در بازار متمرکز می سازند و آن هنگامی است که مصرف کنندگان، میان کالاهای رقیب بر مبنای منفعت و رضایتی که به دست می آورند گزینش می کنند. هر چه بازی عوامل بازار گسترده تر و وسیع تر باشد، «آزادی» گزینش مصرف کننده بیشتر خواهد بود. درمقابل، اقتصاددانان سیاسیِ انتقادی در برداشتن توجه از قلمرو مبادله و قرار دادن آن روی سازمان مالکیت و تولید، آن هم در داخل صنایع فرهنگی، دیدگاه های مارکس را دنبال می کنند. آن ها ضمن پذیرشِ گزینش و انتخاب مداوم مصرف کنندگان و تولیدکنندگان، معتقدند این گزینش و انتخاب
در چارچوب ساختارهای گسترده تر صورت می گیرد. درحالی که علم اقتصاد رایج، توجه خود را روی افراد مستقل سرمایه داری متمرکز می سازد، اقتصاد سیاسی انتقادی با مجموعه ای از روابط اجتماعی و بازیِ قدرت آغاز می کند؛ چرا که ساختار و روابط مبتنی بر قدرت، گزینش فرد را محدود می کند.
اقتصاد سیاسی انتقادی الزاماً تاریخی است، اما تاریخی از یک جنبه ی خاص. این اقتصاد ضمن برجسته نشان دادن تغییرات اجتماعی و تاریخی، آن را در پیوند با صورت بندی های اقتصادی و نظام های مسلط تحلیل می کند. چهار فرایند تاریخی که در یک اقتصاد سیاسی انتقادی فرهنگ و ارتباطات نقش عمده دارند، عبارتند از: رشد رسانه ها، گسترش دسترسیِ شرکت ها، کالایی سازی(20) و نقش متغیر مداخله ی حکومت و دولت.
رشد و گسترش رسانه ها و افزایش تولیدات رسانه ای، بنا به خواست شرکت های بزرگ و مطابق منافع و راهبردهای آن ها بوده است. به عبارتی، رشد و توسعه ی رسانه ها، نه پروسه ای طبیعی، بلکه پروژه ای تجاری و اقتصادی تحت تأثیر الزامات و نیازهای سرمایه داری و شرکت های بزرگ تجاری بوده است.
در خصوص دسترسی شرکت ها باید گفت در سال های اخیر به واسطه ی وجود فشارهایی در راستای خصوصی سازی و کاهش ماندگاریِ نهادهای فرهنگیِ برخوردار از بودجه دولتی، این دسترسی گسترش یافته است. شرکت ها از دو طریق، چشم انداز فرهنگی را تحت سلطه و نفوذ خود قرار می دهند: اولاً، بخش فزاینده ای از تولید فرهنگی مستقیماً توسط شرکت های چند گانه ی عظیم فعال در زمینه های متعدد از روزنامه و مجله گرفته تا تلویزیون، سینما، موسیقی و... عرضه می شود. ثانیاً، شرکت هایی که به عنوان تولیدکننده، مستقیماً با صنایع فرهنگی مرتبط نیستند، می توانند از طریق نقش خود به عنوان آگهی دهندگان و حمایت کنندگان، بر مسیر فعالیت فرهنگی به میزان قابل توجهی نظارت داشته باشند.
گسترش دسترسیِ جمعی شرکت ها، یک فرایند عمده ی سوم یعنی «کالایی سازیِ» حیات فرهنگی را تقویت می کند. یک کالا، جنسی است که برای مبادله با قیمتی خاص تولید می شود. «شیوه ی تولید سرمایه داری «هر چیزی» را جذب معادل آن در نظام ارزش های مبادله می کند(اینگلیس، 188:1377).
شرکت های ارتباطیِ تجاری همواره دست اندر کار تولید کالا بوده اند. در آغاز فعالیت های آن ها محدود به تولید کالاهای نمادینی چون رُمان، نشریه یا اجرای نمایشنامه بود، بعدها پیدایش فناوری های بومی تازه مثل گرامافون، تلفن و رادیو، مصرف کنندگان را بر آن داشت تا دستگاه(سخت افزار) را به عنوان یک شرط قابل دسترسی، خریداری کنند. این امر، تأثیر قابل ملاحظه نابرابرهای از قبل موجود در مورد درآمد قابل هزینه را شدت بخشید و وابستگی فعالیت ارتباطی به توان پرداخت [مالی] را افزایش داد.
در نگاه نخست، تلویزیون که از طریق پخش آگهی، هزینه های خود را تأمین می کند، ظاهراً از این امر مستثنی است؛ چرا که هر کس دارای یک دستگاه گیرنده ی تلویزیونی باشد، به همه برنامه های آن دسترسی پیدا می کند. مصرف کنندگان دیگر نیازی به پرداخت مجدد ندارند. اما این تحلیل، دو نکته ی مهم را نادیده می گیرد: اولاً، مخاطبان از طریق خرید کالاهایی که در سطح وسیعی تبلیغ می شود، به طور غیرمستقیم به تأمین هزینه تولید برنامه کمک می کنند. ثانیاً، در درون این نظام پخش، مخاطبان خودشان کالاهای اصلی محسوب می شوند. علم اقتصاد پخش تلویزیونیِ بازرگانی، حول محور مبادله ی مخاطبان با درآمدهای تبلیغاتی دور می زند. قیمتی که شرکت ها برای پخش آگهی در ضمن پخش برنامه های خاص می پردازند، طبق اندازه و ترکیب اجتماعی مخاطبانی که جذب می کنند تعیین می شود.
در خصوص موازنه ی بین مؤسسات سرمایه داری و مداخله ی عمومی، اقتصاد سیاسی از همان آغاز به تعیین حوزه ی مناسب مداخله ی دولت بسیار علاقه داشت. به همین دلیل، این اقتصاد به ناچار در ارزیابی سیاست های رقیب، مشارکت کرد. این اقتصاد به دگرگون ساختن جهان و نیز به تحلیل آن علاقه مند است. کارشناسان اقتصاد سیاسی کلاسیک و طرفداران امروزی شان، از این فرض آغاز می کنند که مداخله ی دولت باید به حداقل کاهش یابد و عوامل بازار از گسترده ترین آزادی عمل ممکن برخوردار باشند. در مقابل، کارشناسان اقتصاد سیاسی انتقادی به تحریف ها و نابرابری های نظام بازار اشاره و استدلال می کنند که این کاستی ها و نارسایی ها با مداخله ی دولتی اصلاح می شود؛ هر چند آنان در خصوص اَشکالی که این مداخله خواهد داشت، اختلاف نظر دارند. استدلال ها در چارچوب اقتصاد سیاسی پیرامون توازن مناسب میان همکاری دولت و بخش خصوصی، هیچ گاه صرفاً فنی نبوده است. این استدلال ها همواره به واسطه ی تصورات متمایز از آن چه «مصلحت عمومی» را به وجود می آورد، تحکیم می یابند.
اقتصاد سیاسی همچنین خود را متعهد به فلسفه ی اخلاق می داند. «این امر هم در علاقه به ارزش هایی که به شکل گیری رفتار اجتماعی کمک می کند، مشاهده می شود و هم در آن دسته از اصول اخلاقی که تلاش ها برای تغییر رفتار اجتماعی را هدایت می کنند. برای مارکس، فلسفه ی اخلاق به معنای کشمکش دائمی میان نیروهای سوق دهنده برای پذیرش ارزش فردی و اجتماعی کار انسانی و فشار برای تنزل کار انسانی به کالای مبادله ای است. اقتصاد سیاسی معاصر نیز بیشتر متمایل به پذیرش دیدگاه هایی در فلسفه اخلاق دارد که می کوشند دموکراسی را در تمام جنبه های زندگی اجتماعی گسترش دهند. دامنه ی عملکرد این موضع که در پی تضمین حق مشارکت در دولت است، فراتر از حیطه ی سیاسی می رود و حوزه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را نیز شامل می شود. حوزه هایی که هواداران دموکراسی در آن خواستار درآمد برابر، دسترسی به آموزش و پرورش و مشارکت کامل عموم مردم در تولیدات فرهنگی و تضمین حق ارتباطات آزاد هستند» (مسکو ولوین، 3:2007-2).
گولدینگ و مرداک، سه زمینه ی تحلیل در اقتصاد سیاسی ارتباطات را چنین برمی شمارند: «اقتصاد سیاسیِ تولید کالاهای فرهنگی»، «اقتصاد سیاسی متونِ فرهنگی و ارتباطی» و «اقتصاد سیاسی مصرف فرهنگی».
اقتصادِ سیاسیِ تولید کالاهای فرهنگی، تولید معنا را به منزله ی اعمال قدرت می داند. این رویکرد با توجه به ساختار مالکیت حاکم بر تولید و توزیع کالاهای فرهنگی، میان این اندیشه که رسانه ها باید به عنوان یک حوزه ی عمومی عمل کنند و واقعیت مالکیت خصوصی متمرکز، تضاد می بیند. چرا که مالکان نهادهای فرهنگی و رسانه ای، از حقوق مالکیت خویش در راستای محدود ساختن «جریان اطلاعات و بحث آزاد» که ماندگاری دموکراسی به آن بستگی دارد، استفاده می کنند.
غول های رسانه ای می توانند از طریق دست زدن به اقدامات تبلیغاتیِ گسترده تر، قائل شدن تخفیف هایی برای آگهی دهندگان، یا خرید افراد خلاق کلیدی، از قدرت مالی برتر خود برای بیرون راندنِ تازه واردها از بازار استفاده کنند. امروزه نگرانی ها به واسطه ی پیدایش شرکت های چند رسانه ای که در بخش های اصلی ارتباطات فعالیت گسترده دارند، تشدید شده است.
از لحاظ تاریخی، وقفه های ایجاد شده در این فرایند، ناشی از مداخله ی دولت از طریق اداره ی شرکت های بازرگانی با هدف تضمین تنوع تولید فرهنگی و نیز پرداخت یارانه های دولتی بود؛ اما طی سه دهه ی گذشته، این اقدام تحت تأثیر سیاست های خصوصی سازی و مقررات زدایی به شدت دگرگون شده است. سیاست آزادسازی، گردانندگان بخش خصوصی را متوجه بازارهایی کرده است که پیش از این، امکان رقابت در آن ها وجود نداشت. بازارهایی چون نظام های پخش تلویزیونی تعدادی از کشورهای اروپایی و رژیم های نظارتی، به نفع آزادی فعالیت مالکان و آگهی دهندگان تغییر یافته است. تأثیر ناب این تحولات، افزایش قابل توجه دسترسی و قدرت بالقوه شرکت های ارتباطیِ بزرگ و لذا افزایش این خطر بوده است که فرهنگ عمومی تحت کنترل و هدایت منافعِ خصوصی قرار خواهد گرفت.
رابرت مک چسنی(21) در مقاله ی مبارزه ی جهانی برای ارتباطات دموکراتیک، با اتخاذ رویکرد انتقادی به رشد و گسترش فعالیت های مؤسسات سرمایه داری و شرکت های چند ملیتی در قلمرو ارتباطات، می نویسد: «آن چه رشدِ شرکت های جهانیِ رسانه ایِ
حال و آینده را رقم زده است، تجاری شدنِ گسترده، حذفِ نظارت و خصوصی سازی سیستم های تلویزیونیِ داخلی است. تا دهه ی 1970 میلادی، اکثر کشورها سیستم تلویزیونی را غیرانتفاعی و فاقدِ آگهی های تبلیغاتی تلقی می کردند و این امر امکانِ ظهورِ یک بازار جهانیِ رسانه ای را محدود می کرد. اما اینک، افزایش سرسام آورِ تلویزیون دیجیتالیِ ماهواره ای، شالوده ای را برای تلویزیون جهانیِ ارزان قیمت و تجاری فراهم ساخته است که بر پایه ی تجاربِ اخیر، احتمالاً در اکثر نقاط جهان به یک انحصار یا یک انحصار دوقطبی بدل خواهد شد... به طور خلاصه، دورانِ حاضر دورانی است که در آن، بیشتر برنامه های تفریحی و خبری را تعدادِ انگشت شماری از شرکت های بزرگ، که مواضع سیاسی سودجویانه و جهان مدارانه ای درباره ی مسایل مهم اجتماعی دارند، تهیه می کنند. پیامدهای این امر برای دموکراسیِ سیاسی، نگران کننده است» (مک چسنی، 3:1379-32).
دومین زمینه ی تحلیل در اقتصاد سیاسی یعنی تحلیل متن، به این نکته اذعان دارد که بیرون از گفتارهای سیاسی منتشر شده از رسانه ها، گفتمان ها در وضعیت خام خود به ندرت برای مصرف عمومی در دسترس هستند. بنابراین، اقتصاد سیاسی انتقادی خود را مکلف می داند توضیح دهد که چگونه پویایی اقتصادی تولید، از طریق پیشبرد برخی اَشکالِ فرهنگی نسبت به بقیه، گفتمانی عمومی را به وجود می آورد. این چشم انداز کلی، دو مزیت عمده دارد: اولاً به ما امکان می دهد ارتباط موجود میان تأمین مالی و سازمان تولید فرهنگی و تحولات پدید آمده در زمینه ی گفتمان عمومی را ردیابی کنیم. ثانیاً این چشم انداز با تأکید بر این واقعیت که متون رسانه ای از لحاظ میزان گشودگیِ گفتمانی شان تفاوت بسیار دارند، رویکردی به فعالیت مخاطب ارائه می دهد که روی تنوعات شکل گرفته در پاسخ، متمرکز است. اقتصاد سیاسی انتقادی می کوشد تا تنوعات موجود در پاسخ های مردم را به موقعیت کلی شان در نظام اقتصادی ربط دهد.
اقتصاد سیاسیِ مصرف فرهنگی، با به چالش کشیدن استدلال های طرفداران فلسفه ی بازار آزاد و نیز ایده ی قرائت متکثر اصحاب مطالعات فرهنگی، استقلالِ مصرف کننده را غیرممکن می داند. از نظر طرفداران فلسفه ی بازار آزاد، کالاهای ارتباطی نیز مثل دیگر کالاها هستند و از آن جا که بهترین راه برای تضمین تولید و توزیع کالاهایی که مردم می خواهند، راه بازار است، این امر در مورد کالاهای فرهنگی نیز صدق می کند. از طرف دیگر، در بسیاری از آثار مربوط به مطالعات فرهنگی، روایت مؤثری از این فلسفه بازار آزاد دیده می شود. عده ای از نویسندگان با تأکید بر چند معنایی بودن متون فرهنگی و رسانه ای و امکان خوانش و قرائت متکثر توسط مخاطبان، به استقلال مصرف کنندگان اذعان می کنند. از نظر نویسندگان دارای تمایلات انتقادی تر، دیدگاه فوق خیال پردازیِ
کثرت گرایانه ای را مطرح می کند که در آن، قربانیان ستمدیده و محروم که توسط جبرگرایان اقتصادی خشن نادیده گرفته می شوند، به صورت جنگاوران و قهرمانان مقاومت در جنگ علیه فریبکاری فرهنگی، جلوه گر می شوند.
اقتصاد سیاسی انتقادی، استقلال مصرف کننده را از جنبه ی کلی قطعاً غیرممکن می داند، چرا که هیچ کس هر گاه که اراده کند به مجموعه ی کاملِ کالاهای فرهنگی دسترسی بدون قید و شرط ندارد. موانعی که این آزادی را محدود می سازند بر دو گونه اند: 1. موانع مادی 2. موانع فرهنگی
موانع مادی به این معناست که هرگاه کالاها و امکانات ارتباطی فقط از طریق مبلغی پول در دسترس باشد، ظرفیت محدودی برای دسترسی به آن ها وجود دارد؛ محدود به واسطه ی مقدار پولی که افراد و خانواده ها می توانند به این امر اختصاص دهند. همچنین این قبیل کالاها مستلزم جایگزینی و روزآمد شدنِ منظم هستند که این امر به زیانِ گروه های محروم و به نفع کاسنی است که وضعیت مال بهتری دارند. به همین خاطر، اقتصاد سیاسی مصرف فرهنگی، به نابرابری های مادی توجه ویژه دارد. اقتصاد سیاسی انتقادی فقط به موانع مادی موجود بر سر راه مصرف فرهنگی نمی پردازد، بلکه به شیوه هایی نیز توجه دارد که طبق آن، موقعیت اجتماعی، میزان توانایی های فرهنگی لازم برای استفاده و تفسیر محتوای رسانه ای را تعیین می کند. یکی از قوی ترین سنت های تجربی موجود در زمینه مطالعات فرهنگی، به این امر مربوط است که موقعیت های اجتماعی چگونه دسترسی به منابع نمادین و ذخایر فرهنگی ای را فراهم می سازند که دارای تفاوت هایی از بابت تفسیر و تبیین هستند(گولدینگ و مرداک، 72:1383-55).

پی نوشت ها :

1. Political economy
2. cuture industry and mass culture
3. Postcolonial studies
4. E. Said
5. G. Spivak
6. H. Bhabha
7. Consumption
8. Production
9. Hegemonic
10. V. Mosco
11. K. Lavin
12. N. Garnham
13. P. Golding
14. G. Murdock
15. E. Herman
16. N. Chomsky
17. D. Smythe
18. H. Schiller
19. Culture, communication and political economy
20. Commodification
21. R. Mcchesney

منبع : مهدی زاده، سید محمد، (1389)؛ نظریه های رسانه: اندیشه های رایج و دیدگاه های انتقادی، تهران: نشر همشهری، چاپ اول 1389.


برچسب‌ها: نظریه های اقتصاد سیاسی رسانه
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 10:57 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

نقش رسانه ها و مردم در جهاد اقتصادي


 

نويسنده : حسين سميعيان




 
اشاره
هدف اصلي اين مقاله بررسي نقش رسانه ها و مردم در جهاد اقتصادي است، به گونه اي كه بتوان از ويژگيهاي آن مرتبط با اوامر حكومتي بهره جست. اين بررسي اقدامي به منظور مطالعه سودمند از منابع معتبر و مطالعات كتابخانه اي و گردآوري اطلاعات موجود در خصوص چگونگي تأثير رسانه ها و مردم در جهاد اقتصادي است. به طوري كه بتوان در راستاي اقتصادي پويا و بالنده، تحقق درآمدهاي عمومي را آسان تر و توزيع مجدد عادلانه ثروت را برقرار كرد و ساز و كار مصرف درآمدهاي دولت را نظام مند نمود.
ابزارهاي وصول به كمال اقتصادي عمدتا در واگذاري دارائيهاي سرمايه اي، استقراض، چاپ اسكناس و ماليات خلاصه مي شود.
در مورد "استقراض " اشاره به اين نكته حايز اهميت است كه قرض گرفتن دولت در درازمدت، يعني انتقال قدرت خريد بخش خصوصي به دولت، در واقع دولت وام دار بخش خصوصي مي شود. پيرامون "پول آفريني " نيز اين مهم وجود دارد كه، چاپ اسكناس بدون پشتيباني كافي، يعني افزايش هزينه كل، تورم، افزايش واردات و به حداقل رساندن صادرات و سرانجام ايجاد بحرانهاي اقتصادي و تزلزل ثبات سياسي كشور را در پي دارد. در اين بخش مشكلات اقتصادي را مورد بررسي قرار داده تا مشخص شود به چه سؤالات يا به چه ابهامهايي بايد پاسخ داده شود. عدم پرداخت ماليات از طرف ثروتمندان، فقدان مديريت مستقل و كارآمد براي تامين هزينه هاي جاري كشور، دولت را مجبور مي كند براي تامين هزينه هاي جاري متوسل به استفاده از سه ابزار مذكور (پول آفريني بدون پشتيباني، استقراض در درازمدت و واگذاري داراييهاي سرمايه اي بدون تملك دارائيهاي سرمايه اي) شود، در اين صورت اقتصاد كشور با مشكل مواجه مي گردد، بعلاوه اجراي سيستم اقتصادي، نيز علي رغم قدمت هزاران ساله، هنوز به يك سيستم مدرن منتج نشده است حتي به صورت معضل ديرينه نيز خودنمايي مي كند. شايد علت اصلي بي تاثير بودن رسانه ها و مردم در جهاد اقتصادي باشد، زيرا تاكنون اين مهم در ادبيات اقتصادي هزارساله كشورهاي دنيا وجود نداشته و ندارد. يا اينكه عدم موفقيت، نامأنوس بودن برنامه ريزي اقتصادي با فرهنگ عمومي جامعه است، يا اينكه اهداف و سياستهاي كلان با فرهنگ عمومي، مذهبي و ديني همخواني ندارد. ممكن است نبودن آگاهي در كاربرد تكنيك ها موجب شكست و تأخير در موفقيت مي شود. يا اينكه وظايف و اختيارات مراجع تصميم ساز با برنامه ريزي، فرهنگ سازي نشده است و همين موضوع آمادگي سازمان اقتصاد كشور را براي اجراي برنامه ها، بخشنامه ها و ضوابط متزلزل نموده، يا عدم آگاهي، موجب دور بودن بعضي مديران اجرايي از نظام هدفمند اقتصادي كشور شده است. هدايت افكار عمومي هم مفهومي جامع و كلي است كه به آن توجه نشده است احتمالا با عنايت به مجموعه اي از آنچه بيان شد، مقام معظم رهبري اراده فرمودند تا زمينه شركت گسترده آحاد مردم را براي ورود به انجام تكليف كه همانا جهاد اقتصادي است. مهيا كنند تا از اين طريق بهترين راه برون رفت از بحران آينده را رصد كرده و آن را كه به جهاد اقتصادي معروف و مشهور گرديده به همگان بنمايانند كه در اين راه علاوه بر وجود اقتصاد بالنده و پويا، سعادت دنيا و آخرت نيز نهفته است و مهم ترين انديشه اي است كه به بايدها و نبايدها و نيز به ابهامات و سؤالات پيش آمده مي تواند بخوبي پاسخگو باشد.


در پيشينه آن با تكيه بر منابع معتبر ضروري است عنوان شود، موضوع جهاد و همچنين موضوع اقتصاد در ادبيات كشورداري اسلامي يافت مي شود: حاكميت اسلامي مسئوليت هدايت، راهنمايي جامعه، پيشگيري و مبارزه با انحراف و مفاسد را برعهده دارد، به گونه اي كه از طريق آموزه هاي اسلامي (تعليم و تربيت) مصالح اجتماعي را بنوعي با منافع فردي مرتبط مي سازد .در اين صورت ، فرد احساس مي كند كه حفظ منافعش در گرو حفظ منافع اجتماعي است و بدين طريق حافظ منافع اجتماعي نيز مي باشد. اين موضوع قسمتي از واقعيت اولين حكومت نبوي در مدينه است به طوري كه به نقاط مشترك و مفاهيم مشتركي چون ايثار، انفاق، صدقه، تعاون، اخوت اسلامي و تكافل عام اجتماعي رسيده بودند، بدين وسيله مشكلات اقتصادي و اجتماعي آن روز را مرتفع مي كردند. آنها معتقد بودند انتهاي راهي كه در آن قرار گرفته اند به سعادت دنيا و آخرت فرد و اجتماع ختم مي شود. اما آنچه كه تداوم اين حركت در پرتو عدالت اجتماعي را تضمين مي كرد درآمد حكومت اسلامي و هزينه هاي برنامه اي آن در سال هشتم هجري بود كه به صورت قانون اقتصاد شكل گرفت تا از اين طريق هزينه هاي فقرزدايي، امنيت داخلي و خارجي، توليدات موادغذايي، نيازهاي بهداشت و درمان، تعليم و تربيت، محيط زيست، آباداني و عمراني، رونق اقتصادي، تامين و موانع كسب و كار و نابسامانيهاي آن روز مرتفع گردد. در اين ميان ضرورت وجود جهاد اقتصادي است كه مسئوليت بار سنگين پاسخگويي را بر دوش دارد: در كليه موارد، تأمين هزينه هاي عمومي دولت با مشاركت مردم ارتباط مستقيم و دوسويه دارد، دولت مي تواند در تامين نيازهاي عمومي زمينه هاي مشاركت داوطلبانه مردم را فراهم كند. مثل جاده سازي، پل سازي، مدرسه سازي و امور عام المنفعه ديگر، بنابراين بخشي از خدمات دولت هم به عموم مردم عرضه مي شود كه مردم به صورت غيرمعين و غيرقابل محاسبه از آن بهره مند مي شوند مثل امنيت داخلي و امنيت جاده ها و راه ها، حفظ مرز و ثغور كشور، ايجاد عمراني و آباداني، احداث راه ها، خيابان ها، پاركها، راه اندازي و اداره رسانه هاي گروهي (راديو، تلويزيون و...) ايجاد و حفظ زيبايي، نظافت و بهداشت محيط زيست و... كه هزينه هاي تمامي آنها نياز به منابع تامين هزينه دارد. اين ضرورت در مورد حكومت اسلامي ضروري تر به نظر مي رسد. زيرا حكومت اسلامي، خود را مقيد به خدمات عادلانه مي داند و براي انجام اين مسئوليت هاي خطير نياز به اقتصاد پويا دارد. به همين دليل در اسلام اقتصاد مشخص و معين گرديده است تا هزينه هاي دولت را تامين كند علاوه بر آنچه ذكر شد، ضرورت وجود جهاد با تقدم و تاخر نسبت به اقتصاد پيرامون دين را از كلام رسول خدا(ص) در مي يابيم (فروع دين) كه به ترتيب اقتصاد "خمس و زكات " و عمل عبادي جهاد در آن ديده شده است. لذا انگيزه اسلامي يكي از قواي محرك آن است و انگيزه هم به وسيله دوعنصر تفكيك ناپذير اطلاعات و فرهنگ و تخصصي ايجاد مي گردد. بافت فرهنگي و ساختار اجتماعي به علل عدم آگاهي از راهكارهاي تقويت حكومت در بعضي موارد مجبور به اقدامي شده اند كه در مورد آن اطلاعي نداشته اند و به همين دليل وضعيت بازار (پول، سرمايه، توليد) را تحت تاثير خود قرار داده اند. احتمالا عدم موفقيت دراين خصوص عدم بهره برداري از اطلاع رساني موثر و يا عدم آشنايي در كاربرد تكنيك هاي آن "اطلاع رساني موثر " است. لذا ايجاد و برقراري رسانه "اطلاع رساني موثر " و مشاركت مردم در جهاد اقتصادي نقش بسزايي دارد. در نتيجه وجود آنها ضروري است. بيان "مزاياي جهاد اقتصادي " نياز به تبيين اين موضوع دارد كه، حكومت اسلامي كليه هزينه هاي اقتصادي را با شفافيت فعاليت هاي اقتصادي براي مسلمانان به ارمغان آورده است. زيرا شفافيت اقتصادي، نوعي خود كنترلي و خود ارزيابي از ميزان پيشرفت اقتصادي محسوب مي گردد. زيرا اولا موجبات برنامه ريزي كلان كشور را فراهم مي سازد. ثانيا درآمد دولت را افزايش مي دهد، به گونه اي كه خزانه كل كشور هميشه موجودي لازم را در اختيار دارد و بدين طريق رقابت سالم اقتصادي شكل مي گيرد و مديريت راهبردي كشور بوجود مي آيد. اقتصاد مدرن جاي اقتصاد سنتي را مي گيرد و مديريت فعال اقتصادي، توليد و توزيع ملي شكل مدرن و پيشرفته را به خود مي گيرد و از آن پس مشكلات موجود مرتفع مي گردند. بنابراين سرمايه گذار از خدمات به توليد ترغيب و تشويق مي شود و بدين طريق انگيزه توليد و سرمايه گذاري مولد افزايش مي يابد. اين نوع سيستم ايده و الگوي خود را از اقتصاد اسلامي مي گيرد لذا ضمانت اجرايي كه همانا پشتيباني قاطبه مردم كشور مي باشد را به همراه دارد. بدين طريق خواسته هاي نيل به اهداف برنامه هاي توسعه به منظور كاهش اتكاي بودجه جاري كشور به منابع نفتي تامين مي شود، مقبوليت و مشروعيت را در جامعه ترويج و بركارايي و اثربخشي و در نهايت بر بهره وري اثر مستقيم دارد،اولويت ها را در جامعه مشخص مي سازد، مفاسد را ريشه كن كرده و گلوگاه هاي فساد را نشان داده و فساد را از بين مي برد و عدالت در توزيع ثروت كشور را پايدار مي سازد و براي اقتصاد كشور الگوسازي مي كند. در اين قسمت به "ويژگي هاي جهاد اقتصادي " مي پردازيم. عبادي بودن از ويژگي هاي آن است كه ميل و رغبت مسلمانان را براي انجام اين فريضه الهي به طور داوطلبانه به همراه دارد. بسترسازي مي كند، تا ورود آن را به بودجه هاي عمومي دولت آسان تر كند. ضمانت اجرايي هم در شمار ويژگي هاي آن محسوب مي گردد. بايد گفت: كلام خداوند بهترين ضمانت اجرايي آن است در جايي كه مي فرمايد كساني كه از دادن زكات خودداري كنند جزء منافقان خواهند بود. اكنون بررسي اين موضوع حايز اهميت است كه چگونه و به واسطه چه ابزاري مردم بر وظايف شرعي و ملي مرتبط با جهاد اقتصادي آشنا مي شوند، آيا هر پيامي اين ويژگي را دارد يا اينكه پيام هاي ويژه اي هستند كه داراي اين شاخصه اند:
ويژگي هاي اطلاع رساني موثر بر نگرش مردم و تاثير آن در جهاد اقتصادي، فرهنگ سازي و اطلاع رساني به عنوان دو عنصر تفكيك ناپذير درهر شرايطي مكمل يكديگرند زيرا اطلاع رساني اثربخش داراي قدرت فوق العاده اي است. در صورتي كه بكار گرفته شود آنگاه، تغيير ذهن بوسيله ميثاق اقتصادي مشروط بر تأمين منافع طرفين "دولت و مردم " و با رويكرد به دوطرفه بودن آن، حاصل مي گردد. يعني به دست آوردن يك امتياز در قبال گذشت و ايثار بخشي از منافع، پايگاه ذهن يك سازش فراگير ايجاد مي كند كه نتيجه آن تغيير رفتار مي شود. بديهي است مرور زمان و تكرار و استمرار تغيير ذهن و تغيير رفتار منجر به تغيير عقيده مي گردد. در نتيجه تغيير ذهن و بعد تغيير رفتار و بعد تغيير عقيده فرايند نگرش مثبت را براي ورود به "جهاد اقتصادي " بوجود مي آورد.
منابع و مأخذ
1- قرآن كريم
2- نهج البلاغه
3- امام خميني؛ تحرير الوسيله
4- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در آستانه سال 1390
5- قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
6- مباني اقتصاد اسلامي؛ دفتر همكاري حوزه دانشگاه
7- معاونت امور اقتصادي وزارت امور اقتصادي و دارائي؛ نظام مالياتي اسلام
8- مطهري، مرتضي، بيست گفتار، انتشارات صدرا، 1385
منبع:روزنامه كيهان


برچسب‌ها: نقش رسانه ها و مردم در جهاد اقتصادي
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 10:57 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


 
راهبرد، اهداف و محورهای برنامه سازی رسانه ملی در راستای تحقق حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی (ناظر بر خنثی سازی عملیات روانی دشمن)
ایران به دلیل برخورداری از فرهنگ و تمدن کهن اسلامی ـ ایرانی، موقعیت استراتژیک، مشروعیت نظام سیاسی، نفوذ منطقه‌ای و بین‌المللی، منابع حیاتی، سرمایه اجتماعی و پای‌بندی به اصول و ارزش‌های اسلامی که موجب شده کانون توجه خزش‌های اسلامی قرار گیرد همیشه کانون توجه کشورهای سلطه‌گر و امپریالیسم فرهنگی و مورد تهدید در جنگ نرم بوده است. که البته علاوه بر قابلیت رفع و مقابله با تهدیدهای نرم به دلیل درایت و توامندی رهبران فرهنگی و سیاسی، قدرت مردمی و یکپارچکی انسجام ملی بهره‌مندی از فرهنگ اهل بیت علیهم السلام از توان بالقوه‌ای در برابر دشمن برخوردار بود و حتی نسبت به آنها پیش‌دستی نیز داشته است.
از از آن جا که جنگ نرم و عملیات روانی «سلسله اقدامات برنامه‌ریزی شده و هماهنگی است که در ابعاد مختلف (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی) با هدف تأثیرگذاری بر نگرش یک جامعه خاص درباره موضوع همین طراحی و اجرا می‌شود.» (ابراهیمی خوسفی و همکاران، 1386:‌ 222) و یا به عبارتی استفاده از رسانه‌ها برای تضعیف کشور هدف و بهره‌گیری از توان و ظرفیت رسانه (اعم از مطبوعات، خبرگزاری‌ها، رادیو تلویزیون، اینترنت و اصول تبلیغ) به منظور دفاع از منافع ملی است.(ضیایی‌پرور، 1386: 11) مسئله رسانه و قدرت آن در شکل‌دهی به افکار و استفاده از آن در پیشبرد مقاصد و نیز بهره‌گیری از ابزارهای صحیح کارآمد در این مبارزه غیرمستقیم بسیار مهم است «جنگ روانی» جنگی فکری است که اسلحه اصلی آن، دیدگاه‌ها و لحن بیان آنهاست. سلاح این جنگ چگونگی انتقال پیام نیست، بلکه پیام و چگونگی تأثیر آن بر مخاطب است.(ابراهیمی خوسفی و همکاران، 1386: 32) از این روست که مقام معظم رهبری در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی از مفاهیمی همچون جهاد و حماسه که دارای بار ارزشی هستند و از طرفی گواه بر وجود دشمن و ضرورت رویارویی در این عرصه است استفاده می‌فرمایند چرا که در پشت صحنه جنگ نرم، سیاست رسانه‌ای قدرت‌ها و نظام سلطه به صورت پنهان با اختصاص بودجه‌ای سری به وسیله سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی و سرویس‌های جاسوسی نهفته است. لذا ضرورت ایجاد آرایش رسانه‌آی به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای انتقال مفاهیم نمایان می‌گردد که لازم آن تدوین راهبردها، سیاستها و راه‌کارهای حضور در این عرصه است.
تحقق حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی اصلی‌ترین راهبرد رسانه در رویارویی با دشمن در عرصه جنگ رسانه‌آی و مقابله با فعالیت رسانه‌ای کشورهای سلطه‌گر در عرصه سیاسی و اقتصادی در تقابل با نظام جمهوری اسلامی است.
رسانه ملی در شرایط کنونی و در عرصه جنگ رسانه‌ای به عنوان چشم و زبان انقلاب اسلامی. باید تلاش مضاعف و گسترده‌ای برای انتشار پیام انقلاب به اقتضای مقابله با تهاجم تبلیغی و فرهنگی استکبار در عرصه تبیین و تعمیق بنماید که در این راستا نیازمند تبیین اهداف و محورهای ناظر به جنگ رسانه ای دشمن است تا برنامه‌سازان بتوانند انتظارات رسانه ملی را به سادگی و روشی دریابند.

ارتقا و تعمیق باور عمومی نسبت به کارآمدی نظام

محورها:

تبیین ، تحلیل و بررسی در خصوص اخبار و آمارهای آلوده به دروغ از وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور و فاجعه آمیز نشان دادن آن.
دفاع از شخصیت‌های سیاسی مورد وثوق در مقابل اهریمن سازی و انسانیت‌زدایی رسانه‌های بیگانه از ایشان
تبیین سیاست‌های رسانه‌های بیگانه در انگاره‌سازی و تغییر مفاهیم و تصاویر خبری برای تغییر نگاه مخاطب؛
کاهش اثرپذیری مخاطب و پرهیز دادن مخاطب از غفلت از هسته مرکزی پیام در مقابل ترفندهای تبلیغی رسانه‌های بیگانه؛
مقابله با کلی‌گویی رسانه‌های دشمن با تبیین ابعاد مختلف پیام و ایجاد حساسیت و توجه دادن مخاطب به هسته مرکزی پیام؛
تبیین کارآمدی نظام جمهوری اسلامی در بسترسازی برای رشد و تعالی جامعه؛
به چالش کشیدن الگوی لیبرال دموکراسی با معرفی الگوی حکومت اسلامی؛
تأکید بر ارتباط نخبگان و تصمیم سازان جامعه و نشان دادن توانایی تصمیم‌گیری؛
اعتمادسازی نسبت به ارکان نظام؛
جلوگیری از تقویت اپوزیسیون؛
تعمیق علایق و تشدید احساسات نسبت به شخصیت‌های دینی و سیاسی؛
امید دادن و ایجاد شور و روح حماسی در مخاطب در مقابل القاء خطرات و صدمات بر سر راه جامعه؛‌
ارائه تصویری روشن از آینده در برابر تصویرسازی مبهم و توام با مشکلات از جامعه توسط رسانه‌های دشمن؛
تبیین و بازشناسی ترفندهای دشمن در ایجاد تفرقه در جامعه هواداران و حامیان نظام که هدف آن ایجاد گسست بین مردم و نظام سیاسی است.
ترسیم نظام مردم‌سالاری به عنوان تنها بستر تأمین کننده استقلال، آزادی و پیشرفت؛
بیان استدلال‌ها و شواهدی که رسانه‌های دشمن از آن طفره می‌روند.
توسعه بینش و سطح آگاهی مردم نسبت به دشمنان
تبیین و معرفی سیاست‌ها، برنامه‌ها و ترفندهای کشورهای استعمارگر؛
تشریح مواضع کشورهای سلطه‌گر در برابر کشورهای منطقه و تبیین اهداف و انگیزه‌های آنان؛
تشریح تناقضات و برخورد دوگانه کشورهای سلطه‌جو در برخورد با سایر کشورها و مقایسه و ارزیابی حرف‌ها و ادعاهای آنان با واقعیت‌ها و عملکرد آنان؛
تبیین و تشریح خطرات حاکمیت استکباری بر جهان؛
تبیین نقش استکبار در توسعه سلاح‌های کشتار جمعی؛
تشریح جنایت‌های استکبار در کشورها و ملل مظلوم و محروم؛
به تصویر کشیدن رنج‌ها و ناکامی‌های شهروندان حکومت‌های مادی؛
تقویت هوشیاری و حساسیت جامعه نسبت به وقام مهم و توطئه‌های دشمنان؛
تقویت و تعمیق قدرت ارزیابی مخاطبان در تحلیل وقایع و حوادث حاصل از توطئه‌های دشمنان و استعمارگران؛

جلب مشارکت مردم در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی

محورها:

انعکاس نظرات و دیدگاه‌های مردمی؛
ایجاد انگیزه برای سرمایه‌گذاری (داخلی و خارجی)؛
تشویق و ترغیب کارآفرینان برای ارتقای کیفیت تولید به منظور نفوذ درباره راهکاری جهانی؛
معرفی بازارهای مناسب جهانی برای عرضه محصولات کشور؛
زمینه‌سازی برای ارتقاء سطح مبادلات اقتصادی با کشورهای دوست؛
حمایت و تشویق مردم به مصرف کالای داخلی؛
ترغیب مردم به حمایت از نظام و حضور در انتخابات؛
ترغیب و تشویق مردم به فداکاری، حماسه آفرینی و جان فشانی برای اعتلای کشور و جامعه؛
تقبیح رد فکر و اندیشه بدون بررسی شواهد مورد استفاده در برچسب زنی از طریق رسانه‌های دیگر؛
ایجاد امکان ارتباط بین نخبگان، رهبران فکری و مردم؛
جلوگیری از تمرکز قدرت؛
ایجاد نشاط و امید سیاسی در جامعه؛

مقابله با تهاجم فرهنگی

محورها:

نقد و ارزیابی عملکرد دستگاه‌های فرهنگی؛
تضیح فرهنگ تقلید از پوشش و آرایش غربی؛
تقبیح فرهنگ مدگرایی ، مارک گرایی و برندگرایی؛
تشریح آثار شوم هضم شدن در بازار جهانی؛
تقبیح عادات مصرف و ترویج فرهنگ مصرف هدفمند؛
تلاش برای گسترش رفتارها، آداب، عادات و سنن اسلامی؛
تقویت روحیه آزاد اندیشی و تقبیح وابستگی فرهنگی.

ارتقای آگاهی سیاسی مخاطبان جهت مقابله فعالیت‌های مخرب رسانه‌های دشمن

محورها:

تقبیح رد فکر و اندیشه بدون بررسی شواهد مورد استفاده در برچسب‌زنی از طریق رسانه‌های دیگر
تبیین مفاهیم تولید رسانه‌های غربی در حوزه سیاست داخلی و خارجی؛
تبیین مسائل مبهم و مهم برای جلوگیری از شایعه‌سازی دشمن؛
تبیین ابعاد و زوایای مختلف موضوع شایعه شده؛
تحلیل و بررسی بخش‌های مستور در پیام رسانه‌های غربی که متناسب با جایگاه و جناح سیاسی متمایل به آن نقل شده است؛
تداوم و پیگیری موضوعات از راه تکرار دربازه‌ها زمانی مختلف در مقابل تاکتیک تکرار و در جنگ رسانه‌ای.
منابع:
1. ابراهیمی خوسفی، منصور و همکاران. 1386. جنگ‌نرم‌ها (عملیات روانی و فریب استراتژیک). تهران: اسرار معاصر.
2. ضیایی پرور، حمید. 1386. جنگ نرم 2 (ویژه جنگ رسانه‌ای). تهران: اسرار معاصر.

  نویسنده: علی رضا رنجبر
www. irc.ir


برچسب‌ها: رسالت رسانه ملی در تحقق حماسه سیاسی و حماسه اقتصاد
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 10:56 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

الک دولک,اتل متل توتوله,هفت سنگ,لی لی ,تیله بازی,نون بیار کباب ببر و…بازیهای نسل ماست.بازیهایی که با ابزاری ساده و به صورت ...

رسول اکرم اسلام صلی الله علیه و اله و سلم و سایر ائمه معصومین علیه السلام فرموده اند: «در هفت سال اول زندگی محور فعالیت های ...

1. شرط اصلی، جذاب و سرگرم‌کننده بودن اسباب‌بازی است. 2. اسباب‌بازی مناسب، براساس توانایی‌های جسمانی کودک انتخاب می‌شود و مثلا خرید یک ...

تصمیم دارید برای کودک دلبندتان اسباب بازی بخرید؛ اما سلامت کودک هم برایتان خیلی اهمیت دارد و می خواهید بدانید چه معیارهایی برای خرید ...

اسباب‌بازی‌ها، وسایل دوست‌داشتنی و جذابی هستند. کوچک و بزرگ ندارد، برای همه! اما خریدن این اجسام دوست‌داشتنی مسوولیتی است ...

می خواهم مطلب را با یک سوال هر چند رایج و کلیشه ای شروع کنم. اما بیایید یک قرار حتمی بگذاریم ، چیزی شبیه قول دادن، قبل از ...

برای این که مدل رفتاری در جامعه ای پایدار و ماندنی شود باید در قالب و طرح یک مدل فرهنگی درآید به صورتی که تقریبا خود به خود...

شبیه سازی در دنیای کودکان امری طبیعی است. بارها دیده شده که دختران کوچک، دوست دارند لباسی شبیه عروسکشان ...

خانم دکتر! اصلا چرا باید در خرید اسباب بازی برای بچه ها حساسیت به خرج داد و دقت کرد؟ مگر اسباب بازی هم در تربیت و شکل‌گیری شخصیت ما نقش دارد؟ ....

عروسک باربی بر خلاف سایر عروسک‌ها که تداعی کنندة کودک بوده و دارای چهره‌ای معصومانه می‌باشند، یک زن بیست سالة آمریکایی با تمام مشخصات اندامی آن است...

زندگی بازی ای است که همچنان ادامه دارد، ولی این بازی با گذشت زمان و شرایط روز جامعه ، رنگ و شکلش تغییر می کند و امروز بخوبی می توانیم شاهد این تغییرات در ...

در این دوره و زمانه‌ای که انواع اسباب‌بازی‌ها در شکل‌ها و رنگ‌های مختلف و طرح‌ها و مدل‌های متنوع در بازار وجود دارد، ممکن است خیلی‌ها...

«دختر 6 ساله من یک خرس عروسکی دارد که از دوران کودکی با آن مانوس بوده و هنوز هم طوری به آن وابسته است که بدون آن، نه از خانه خارج ...

در حالیکه همچنان بازار اسباب بازی کشور در اختیار اسباب بازی های خارجی قرار دارد، مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ...


برچسب‌ها: اسبابی برای انتقال فرهنگ, ویژه نامه اسباب بازی
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 10:55 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

 

پانزده سال پیش مقام معظم رهبری هشداری را به مسئولین و ملت ایران دادند که بسیاری را به شگفت انداخت؛ ایشان فرمودند: تهاجم فرهنگی دشمن در حال شکل گیری است و دشمن به اشکال مختلف تهاجمی را بر مردم ما آغاز نموده که شکل فرهنگی دارد. در آن روزها برخی از مسئولان و دولت‌مردان که خود را . ادامه ...

 

بدون شک، یکی از دغدغه های دیرینه و مهم مقام معظم رهبری که همواره مورد تأکید و توجه ایشان بوده، مقوله تهاجم فرهنگی است. با وجود بحث های گوناگون ...

واژه و مفهوم «فرهنگ» همواره آشناترین و در عین حال پر ابهام ترین مفاهیم مورد استفاده در متون علوم اجتماعی و بویژه جامعه شناسی و مردم شناسی بوده است....

مجموعه دستاوردهای مادی و معنوی بشر در طول تاریخ را فرهنگ می نامند. تبادل فرهنگی ملت ها نیز که در طول تاریخ در بستری طبیعی ادامه داشته ...

وقتی سخن از عوامل مؤثر فرهنگ در میان است، مراد عواملی است که می تواند باعث پویایی و ادامه ی حیات و موجودیت و به اصطلاح تثبیت یک فرهنگ گردد، یا بالعکس، ...

مسئله ناتوی فرهنگی پدیده ای قرن بیستمی است که در واقع شکل جدیدی از جهان گشایی غربی است. نظریه پردازان در کشورهای مختلف در حال پیشرفته یا جهان...

عروسک باربی بر خلاف سایر عروسک‌ها که تداعی کنندة کودک بوده و دارای چهره‌ای معصومانه می‌باشند، یک زن بیست سالة آمریکایی با تمام مشخصات اندامی آن است...

از آنجایی که علمای تشیع در تاریخ معاصر ایران نقش محوری را داشته اند، در این مقاله ابتدا ضمن بررسی اهمیت روحانیون در پیوند...

گونه هاى مختلف تهاجم یا زمینه هاى تسلط کفار بر مسلمین به طور کلى مى توان زمینه هاى تسلط کافران را بر مسلمین، در موارد چهارگانه زیر خلاصه کرد سلطه...

فرهنگ والای ایرانی اسلامی به عنوان برجسته ترین هویت مردمان مشرق زمین و فلات ایران ار روزگاران بسیار دور مورد هجمه های مختلفی....

ورود به این وادی، آن هم با بضاعتی اندک، کار دشواری است ولی هر کس به قدر فهمش و هر مجموعه ای به اندازه همت و امکاناتش باید رسالت فرهنگی...

اگر قبول داریم ملت ما و اسلام در معرض شدید تهاجم فرهنگى غرب قرار دارد; مى دانیم غرب و استکبار جهانى در این تهاجم از همه امکانات موثر برخور دار است....

ستیز بـا مذهب و جلوگیرى از اشاعه مذاهب آسمانى حکایتى دیرین دارد که به روایت قرآن کریم و شهادت تاریخ , این ستیز بى وقفه ...

عصر امام باقر و امام صادق (ع) را می توان به حق عصر تهاجم فرهنگی نامید که هویت جامعه اسلامی و تمدن اسلامی را در معرض نیستی ...

در کنار عوامل متعدد و متنوع سخت‌افزاری، عوامل غیرمادی و به اصطلاح "نرم"، همواره تأثیری تعیین‌کننده در نتیجه رقابت‌ها و چالش‌ها دارند. تشخیص صحیح ...


برچسب‌ها: مرگ تدریجی یک ملت, ویژه نامه تهاجم فرهنگی
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 10:55 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

 

 

 

 

 

نویسنده: محمد امین سعیدی

شکی نیست که جنگ دشمنان انقلاب اسلامی ایران در مقطع کنونی، جنگ اقتصادی است و اعلام تحریم‌های اقتصادی پی‌درپی و صدور قطعنامه علیه ایران نیز گواه روشن بر موضوع و مسئله می‌باشد. قدرت‌های ظالم جهانی از راه‌های سیاسی و نظامی نتوانسته‌اند اراده ملت ایران را از پا درآورند، لکن آنان در آسیب‌شناسی وضعیت ایران به این نتیجه رسیده‌اند که با گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، مردم ایران نتوانسته‌اند آرمان اقتصادی مطلوب و تصریح‌شده در قانون اساسی خود را محقق سازند. وابستگی اقتصاد ایران به نفت و دولتی بودن آن مانع از تحقق اقتصاد تولیدی و جهش در فضای کسب‌وکار می‌باشد. دشمن می‌داند این وضعیت نقطه تهدیدی برای کشور و نظام ماست. راه برون‌رفت از وضع موجود، رسیدن به اهداف سند چشم‌انداز بیست ساله کشور و حماسه اقتصادی است.

حماسه برخورد پر صلابت و برخاسته از نوعی قدرتمندی است و تا جامعه اسلامی سطحی از قدرتمندی را نداشته باشد قادر به تغییر وضع موجود نمی باشد. پیامبر گرامی اسلام (ص) به دلیل عدم توانایی و قدرتمندی در شرایط زمانی و مکانی خود سه سال اول بعد از بعثت مردم را به‌طور مخفی دعوت می کرد و سپس به صورت علنی و بعد از مهاجرت از موضع قدرت در قالب جهاد و حماسه دعوت به اسلام می نموند.‏
لذا نپذیرفتن و تغییر وضع موجود مستلزم داشتن سطحی از قدرت است. زمانی که این قدرت حاصل شد می‌توان گفت: " وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّ ه1" در حماسه اقتصادی نیز تا اقتصاد جامعه مراحل مختلف ارتقاء و توانمندی را طی نکرده و پایه‌های اقتصادی کشور استوارتر نگردد، به یک باره نمی تواند به حماسه و جهش بزرگ اقتصادی نایل شود و در جنگ اقتصادی و تحریم های موجود منطقه و بین‌الملل با شکست و چالش جدی مواجه خواهد شد.‏
اقتصاد ایران طی سه دهه فراز و فرود و کسب تجربیات بسیاری از مدیران ارشد اقتصادی و مدل های اقتصادی مختلف به حدی از اقتدار اقتصادی رسیده است. مانند کاهش وابستگی کشور به نفت و صادرات کالاهای غیر‌نفتی، کاهش حجم دولت و... لذا می تواند وارد جهش بزرگ و حماسه اقتصادی شود و مهم ترین نتیجه این جهش بزرگ، اشتغال زایی (بزرگترین دستاورد اقتصادی- اجتماعی) است. زیرا بیکاری که عامل بسیاری از آسیب های جامعه از قبیل طلاق، ازدواج پایین، اعتیاد، فقر و غیره است.
با بررسی سیر تاریخی اقتصاد ایران، مسیر رشد و توسعه را بخش های مختلف آن مشاهده می کنیم. لذا در موضعیت کنونی، یکی از نقاط قوت آن، بهینه سازی ظرفیت های معادن و انجام عملیات تبدیلی در مواد اولیه و معادن است. همچنین حوزه دیگر که کشور ما مزیت نسبی دارد، کشاورزی و دامداری است.‏
باتوجه به نعمت های خدادادی کشورمان در این دو حوزه، باید با اجرای طرح های آبیاری صنعتی و با صنعتی کردن کشاورزی کوشید. لذا می‌توان در کشاورزی و دامداری تحول اساسی ایجاد کرد و ایران از صادر کنندگان عمده محصولات کشاورزی و دامداری باشد. پس اقتصاد ایران با توانایی تغییری که دارد، می تواند طرح های عظیم کالبد شکافی و اصلاح و تحول اقتصادی را پذیرا باشد. ‏
نکته دیگر تجربیاتی است که مدیریت بحران جنگ تحمیلی و برنامه ها و مدل های اقتصادی دوران سازندگی و بعد آن به‌دست آورده است. این دستاوردهای ذی قیمتی است که بهای سنگینی اقتصاد ما برای به‌دست آوردنش پرداخت نموده است. لذا ایجاد انگیزش برای تولید ثروت و پرهیز از سستی و تنبلی، تشویق به خلاقیت و ابتکار، استفاده از تخصص، مهارت و تجربه علمی و عملی دیگر ملت‌ها برای رونق اقتصادی، بهره‌وری صحیح از مواهب طبیعی و خدادادی، تنظیم درست رابطه کارگر و کارفرما، دریافت مالیات از ثروتمندان در جهت استیفای حقوق دولت و ملت، رعایت الگوی مصرف و انضباط اقتصادی، رعایت وجدان کاری و بسیاری از امور دیگر، چیزهایی است که در طراحی اندیشه اقتصاد اسلامی منظور شده است.
دولت و ملت ایران می‌دانند که مکاتب مادی جواب گوی این امر نبوده و بن‌بست پیش‌آمده در اقتصاد کمونیستی و ابهامات فراوان در اقتصاد سرمایه‌محور غربی گواه روشنی بر این مدعاست. راه درست و نجات‌بخش، محور قرار دادن الگوی اقتصاد اسلامی است که پیشرفت و عدالت را به همراه دارد و تحقق آن از راه حماسه اقتصادی امکان‌پذیر است. امری که در رهنمودهای امامان معصوم علیهم السلام بر آن تأکید شده است. بر این اساس است که در سیاست گذاری ها نهایت دقت را می نمایند تا مبادا از اصول اساسی نظام اقتصادی اسلام فاصله گیرند.‏ رسیدن به این نکته که تنها مدل هایی که در راستای توسعه عدالت محور و همگام با نظام اقتصاد اسلامی است قادر به تعالی جامعه ما است، راه را برای تسریع حماسه اقتصادی برای صیانت نظام اقتصادی کشور در برابر جنگ های اقتصادی و مالی منطقه و بین المللی هموار می سازد و مداخله و امید دشمن به شکست ملت و نظام را تبدیل به یأس می‌نماید.‏

پی‌نوشت:

1. و آماده کنید براى (کار زار با) ایشان هر چه را مى‏توانید از نیرو و از اسبان بسته شده که بترسانید با آن دشمن خدا و دشمن خود را-انفال 60- ترجمه المیزان، ج‏9، ص: 146.

منبع: سایت حرف آخر


برچسب‌ها: حماسه اقتصادی علیه جنگ اقتصادی
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 10:54 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]


 

روز نهم دی روز حضور گسترده مردم ایران در دفاع از کیان ولایت و خروشی در جهت پاسداشت امامت ائمه هدا علیهم‌السلام بود؛ چرا که مردم جسارتِ خائنین را به عاشورا و امام حسین دیده و مظلومیت ولی امر خود را ماه‌ها شاهد بودند. ادامه ...

 

با یاد و نام خدای یکتا بر آنم دراین تحقیق در باره ی عوامل و موانع بصیرت در قرآن در حد توان سخن بگویم . چه عواملی ...

تاکنون از خود پرسیده‌ایم چه عواملی باعث میشود برخی افراد دچار بی بصیرتی شده، نتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند؟ ....

جامعه به دو گروه ،خواص وعوام دسته بندی شده است .خواص اهل تحلیل وتجزیه مسائل اند وعوام در مقابل ،بدون آگاهی ...

در بررسی نهضت ها و انقلاب های عصر حاضر جهان متوجه می شویم که هر یک ازآنها ویژگی متمایزکننده ای دارد که می توان ...

موضوعی که به نظر می‌رسد لازم است مطرح کنم موضوعی است که : چه علمی در اسلام مورد قداست و عظمت است؟...

بصیرت در حقیقت، حاصل بررسی موشکافانه همه ابعاد دور و نزدیک یک مسئله و فراهم آوردن یک معرفت ...

عاشورا پیامها و درسهایی دارد. عاشورا درس می دهد که باید برای حفظ دین فداکاری کرد. در راه قرآن باید از همه چیز گذشت. ....

همه می‌دانیم بصیرت با "بصر " هم‌ریشه و در اصل به معنای بینش است؛ مفهومی اسلامی است و ریشه‌اش ...

سراسر زندگى مولا یکپارچه روشن بینى است: سبقت حضرت در ایمان؛ سبقت حضرت در نماز، پیشگام بودن مولا در فداکارى...

یکی از پرسش‌های اساسی در مورد «عصر ظهور»، امکان اصلاح اخلاقی و تغییر و تحولات روحی و معنوی در انسان‌ها ...

ویژه نامه مرتبط


برچسب‌ها: تجلی بصیرت و ولایتمداری, ویژه نامه روز بصیرت و میثاق با ولایت
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 10:54 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
در سندی در سال 2008 به طور خاص به بازی World of Warcraft، بازی زندگی دوم و ایکس باکس زنده به عنوان اهداف بالقوه برای جاسوسی، ردیابی ID، ردیابی محل، و دیگر فعالیت‌های ضد تروریستی اشاره شده است.

گروه جنگ نرم مشرق- سازمان NSA در شکار فعالیت‌های تروریستی، جاسوسان آمریکایی و بریتانیایی به بازی‌های آنلاین مانند World of Warcraft نفوذ کردند و آنها را به عنوان زمین‌های حاصلخیزی برای جمع آوری اطلاعات در نظر گرفته اند.

اسناد طبقه‌بندی شده نیویورک تایمز، گاردین و ProPublica توسط پیمانکار سابق NSA ادوارد اسنودن، نشان می‌دهند که سازمان‌های جاسوسی آمریکا و انگلستان بازی‌های آنلاین را مورد هدف جاسوسی خود قرار داده اند.
در سندی در سال 2008 به طور خاص به بازی World of Warcraft، بازی زندگی دوم و ایکس باکس زنده به عنوان اهداف بالقوه برای جاسوسی، ردیابیID، ردیابی محل، و دیگر فعالیت‌های ضد تروریستی اشاره شده است. این اسناد همچنین نشان می‌دهد که سازمان‌های جاسوسی، بازی‌های آنلاین را برای استخدام خبرچینان مورد استفاده قرارداده‌اند.
شرکت سرگرمی بلیزارد ، انتشار دهنده بازیWorld of Warcraft، می‌گوید که هیچ اطلاعی از این نظارت ندارد و مایکروسافت و آزمایشگاه لیندن نیز که بازی زندگی دوم را ارائه کرده‌اند این نظر را رد کردند.
این ایده که دولت‌ها می‌توانند هر یورش شما را مشاهده کنند نگران کننده است، اما روشن نیست که چگونه بسیاری از این جاسوسی‌ها در بازی‌های آنلاین امروز اتفاق می‌افتد. اسناد فاش شده از جاسوسی گسترده در بازی زندگی دوم به حدی است که سازمان‌های دولتی یک گروهی را برای جلوگیری از اجرای آن برای یکدیگر ایجاد کرده اند.
علی رغم تمام تجسس‌ها، اسنادی وجود ندارد که در آن بازی کردن آنلاین به فعالیت‌های تروریستی کمک کرده باشد. بازی زندگی دوم، پلیس لندن را درکشف یک حلقه از جرم و جنایت که در به سرقت رفتن اطلاعات کارت اعتباری دست داشتند، هدایت کرد. اما این تنها یک مثال خاص از موفقیت از تلاش و کوشش است و مرتبط با تروریسم نیست. همانطور که نیویورک تایمز اشاره کرد، میزان تهدید تروریستی در جوامع بازی‌های آنلاین ممکن است رو به رشد باشد.

با این حال، اسناد و مدارک نشان می‌دهد که تا چه حد سازمان‌های جاسوسی برای جمع‌آوری اطلاعات از اینترنت تا حد امکان پیش رفته‌اند. با توجه به تمام مواردی که ما در ماه‌های اخیر در مورد تلاش‌های جاسوسی NSA فرا گرفته‌ایم، خبر جاسوسی در محافل بازی‌های آنلاین تعجب‌آور به نظر نمی‌رسد.

طبق این گزارش، شرکت مایکروسافت اعلام کرد، امکانات جدیدی را برای افزایش سطح امنیت حساب کاربران Xbox Live در نظر گرفته است.
از این قابلیت‌ها می‌توان به لیست فعالیت‌های اخیر و sign-in ها اشاره کرد. با اضافه شدن کلید "this wasn’t me” شما می‌توانید به مایکروسافت گزارش کنید. کدهای بازیابی (recovery codes) جدید به کاربران این امکان را می‌دهد تا در صورت گم کردن اطلاعات ثبت نام، آن را مجددا بدست بیاورند. همچنین می­توانید مکانی که بابت reset کلمه عبور به آنجا اطلاع داده می‌شود را انتخاب کنید.

اتفاقات اخیر و بحران به وجود آمده برای NSA، باعث اتفاقات زیادی در عالم سیاست، فناوری و سرگرمی شده؛ این اتفاقات ابتدا شرکت­های نرم ­افزاری در حوزه­ فناوری و سرگرمی را در میدان انکار کردن همه چیز انداخت و بعد که کار به جاهای باریک‌تر و حیاتی­ تر رسید، این شرکت­ها و کمپانی­ های بزرگ سعی کردند با معرفی امکاناتی مثل کلید روشن و خاموش کردن حریم خصوصی و از این دست امکانات عوام فریبانه فضای متشنج کنونی را آرام کرده و مجدداً مخاطبین را بفریبند.

غافل از اینکه، کشور و سازمانی که خود هزینه­ گسترش اینترنت را می­ دهد و خود این امکانات را به وجود آورده، زیر مجموعه آن تا هر اندازه که اطلاعات خود را مخفی و پنهان کند باز هم چون این امکانات در دست سازمان NSA است، پس امکان دستیابی به اطلاعات برای این سازمان امری ساده خواهد بود.


برچسب‌ها: جاسوسی NSA از بازی‌های آنلاین و کاربران اینترنتی
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 10:53 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

در سال 1995، پنتاگون طی نامه­ ای به هالیوود اعلام کرد در صورتی که تهیه­ کنندگان و فیلمسازان اجازه­ تغییراتی در فیلمنامه را بدهند، پنتاگون تسهیلات ویژه­ ای برای تولیدات سینمایی آن­ها مد نظر قرار خواهد داد.

گروه جنگ نرم مشرق- شواهد و قراین نشان می‌دهند که هالیوود، صنعت فیلم‌سازی پرزرق و برق آمریکا، هنوز هم به عنوان یکی از اهداف اصلی نفوذ و دستکاری بسیاری از سازمان‌های دولتی آمریکا،‌ بالاخص سیا، مطرح است. اغلب مباحثی که در مورد تبلیغات سینمایی در جریان هستند به بحث در مورد گذشته‌ها می‌پردازند و در حالیکه تعدادی از کارشناسان امر توجهات را معطوف به روابط طولانی‌مدت و علنی هالیوود با پنتاگون نموده‌اند اما مطالب کمی در مورد تأثیرگذاری پنهانی بر هالیوود پس از واقعه 11 سپتامبر به رشته تحریر درآمده است. پیش از این 14 قسمت از فصلهای کتاب «عملیات هالیوود» در مشرق ترجمه و منتشر شد. آنچه در ادامه می آید فصل پانزدهم از این کتاب است.

در اینجا می توانید شماره های 11، 12، 13 و 14 را مطالعه کنید

***

اقتدار آمریکا نه به پنتاگون که به هالیوود است. تمام تصور ما از آمریکا، در ساختمان پنتاگون و از سلاح­های پیشرفته تولید آمریکا ساخته نمی­ شود؛ بلکه این اقتدار در نمایش این سلاح ها و مردان جنگجوی امریکایی در سینمای هالیوود خود را به رخ می­ کشد. در سال 1995، پنتاگون طی نامه­ ای به هالیوود اعلام کرد در صورتی که تهیه­ کنندگان و فیلمسازان اجازه­ تغییراتی در فیلمنامه را بدهند، پنتاگون تسهیلات ویژه­ ای برای تولیدات سینمایی آن­ها مد نظر قرار خواهد داد. این نامه­ نگاری بین پنتاگون و هالیوود حاکی از آن است که پنتاگون برای تغییر ذائقه جهان و انحراف مسیر توجه آن از ترس شوروی، به فوبیای اسلام محتاج هالیوود بود و با پذیرش این درخواستِ پنتاگون، جهان جدیدی خلق شد که 11 سپتامبر عینی شدن این جهان سینمایی در واقعیت بود. «ویم وندرس»کارگردان مطرح فرانسه در این راستا می­گوید: «ذهن مردم جهان سال­هاست که به مستعمره هالیوود تبدیل شده است».

آمریکا با استفاده از قدرت هالیوود، اقتداری هژمونیک یافته و با آن، جایگاه خود را در اذهان مردم جهان تثبیت کرده است و مردم بدون اینکه دستکاری پنتاگون را در محتوای فیلم­هایی که تماشا می­کنند، دریابند، تحت تأثیر پیام آن قرار می­گیرند. پیامی که آمریکا را حامی صلح و دشمن تروریست دست­ ساختش نشان می­دهد و از هر صحنه­ ای حاوی شائبه در نقض این امر و حتی نشان دادن واقعیت خشن تفنگداران آمریکایی پرهیز می­کند.

فصل 16

کمی پس از اینکه آمریکا به افغانستان حمله کرد، سرگرد تفنگدار دریایی مایک هلمستاد هشت گلوله از اسلحه برتای 9 میلیمتری اش را در صورت اسامه بن لادن خالی کرد. البته طی تمرین تیراندازی. سرگرد هلمستاد به تصویر تروریست معروف که روی سیبل در میدان تیراندازی چاپ شده بود شلیک کرده بود. اما هلمستاد که زمانی در بخش خصوصی به عنوان محافظ بازیگرانی مانند تام کروز و ویل اسمیت کار کرده بود اگر می توانست خود بن لادن را هم همینطور می کشت.

وی می گوید «فقط بگذارین نزدیکش بشم.»

اما سرگرد هلمستاد فاصله زیادی با خط مقدم دارد؛ وی در دفتر روابط عمومی تفنگداران دریایی در وست وود، کالیفرنیا کار می کند. پس از اینکه چند گلوله دیگر از سی متری به بن لادن شلیک کرد، تصویر سوراخ سوراخ را به دفترش برد و روی دیوار آویزان کرد.

چند سال پیش، مافوق سرگرد یعنی کاپیتان مت مورگان به تهیه کنندگان JAG - سریال محبوب CBS درباره بخش عدالت کیفری نیروی دریایی و تفنگداران دریایی - گفته بود اشاره به تمرین تیراندازی را در یکی از قسمتهای مربوط به تروریسم حذف کنند. و تهیه کنندگان سریال که به شدت به حمایت تفنگداران دریایی نیاز دارند بدون هیچ مقاومتی صحنه را حذف کردند.

سریال JAG

در سال 1998 تهیه کنندگان JAG روی قسمتی به نام «حمله تروریستی» کار می کردند که داستان آن درباره عربهای تروریستی بود که قایق کوچکی را به نزدیک ناو آمریکایی در خلیج فارس می برند و بدنه آن را با بمب منفجر می کنند. این قسمت روز 27 اکتبر 1998 پخش شد، و دو سال بعد هنگامی که تروریست ها به ناو USS Cole در بندر یمن حمله کردند، هفده دریانورد کشته شدند.

ناو USS Cole که در بندر یمن مورد حمله قرارگرفت

در آن زمان اسامه بن لادن هنوز شهرت شومی را که پس از حمله به برجهای دوقلو و پنتاگون در روز یازده سپتامبر بدست آورد را کسب نکرده بود، اما با اینحال بسیاری معتقد بودند مسبب چندین حمله تروریستی شناخته شده دیگر، مانند حمله 7 آگوست 1998 به سفارت خانه های آمریکا در کنیا و تانزانیا و بمب گذاری در برجهای خبر در عربستان سعودی بوده است.

در فیلمنامه اولیه قسمت «حمله تروریستی» سریال JAG، گروهی از تفنگداران عضو تیم امنیتی ضدتروریسم فلیت (FAST) در حال تمرین با سلاحهای سبک و شلیک اسلحه های کمری 9 میلیمتری به اهداف مقوایی نشان داده می شوند. طبق فیلمنامه نمای نزدیکی باید از اهداف نشان داده می شد و «عکس سوراخ سوراخ روی هدف شبیه اسامه بن لادن بنظر می رسد.»

اما تفنگداران دریایی به استفاده از عکس اسامه برای تمرین تیراندازی اعتراض کردند و به تهیه کنندگان گفتند اگر صحنه را تغییر ندهند افراد و تجهیزات لازم برای ساخت اپیزود را در اختیار آنها نخواهند گذاشت.

کاپیتان مورگان در یادداشتی به تهیه کنندگان در تاریخ 9 سپتامبر 1998 نوشت «آقایان، این ها یادداشت های تفنگداران دریایی آمریکا USMC درباره حمله تروریستی هستند. اکثراً نظرات فنی/تاکتیکی برای افزایش دقت تصویر ارائه شده از تفنگداران FAST هستند. اما تعدادی از آنها تغییراتی هستند که باید اعمال شوند تا همکاری وزارت دفاع/تفنگداران امکان پذیر شود.»

نشان تفنگداران دریایی آمریکا USMC

مورگان، که در جولای 2002 دفتر فیلمسازی تفنگداران را ترک کرد و هنگامی که به عنوان رئیس دفتر روابط عمومی تیپ چهارم اعزامی یعنی واحد ضدتروریسم جدید تفنگداران دریایی انتخاب شد به مقام سرگردی ارتقا پیدا کرد، نامه ای به تهیه کنندگان نوشت که «استفاده از تصویر اسامه بن لادن باعث می‌شود این تفنگداران مانند آدمکش ها بنظر برسند. من ترجیح می دهم به اهداف دیگری شلیک کنند.»

تهیه کنندگان که از پنتاگون برای ساخت اپیزود مورد نظر یک هلیکوپتر CH-46 و خدمه پرواز درخواست کرده بودند، به سراغ نویسندگان رفتند تا مطمئن شوند تغییرات درخواستی تفنگداران حتما در فیلمنامه اعمال شود.

هلیکوپتر CH-46

طبق یکی از اسناد داخلی تفنگداران دریایی، بنظر می رسید فیل استراب رابط اصلی پنتاگون با صنعت تلویزیون و فیلمسازی «تمایل داشته باشد با توجه به تغییرات کنونی اعمال شده در فیلمنامه همکاری وزارت دفاع را تصویب کند.»

در آخر تهیه کنندگان تصویر اسامه بن لادن را از صحنه تمرین تیراندازی حذف کردند و هلیکوپتری که می خواستند را بدست آوردند. در فیلمنامه نهایی «حمله تروریستی» که بطور جالبی روز 11 سپتامبر 1998 ، یعنی سه سال پیش از حمله تروریستی بن لادن به برجهای دوقلو و پنتاگون، به پایان رسید اهداف تنها به صورت «اهداف تاریک سوراخ سوراخ شده» توصیف شده اند. تصویر اسامه بن لادن حذف شده بود.

لری ماسکوویتز نویسنده قسمت «حمله تروریستی» می گوید «ما گفتیم که شلیک کردن به تصویری مشابه بن لادن نکته مهمی در داستان نیست، و اگر تفنگداران دریایی مصمم هستند که در این زمینه از نظر سیاسی رفتار درستی داشته باشند می توانیم با آنها همکاری کنیم. اما من هیچگاه به عنوان سانسور به این قضیه نگاه نکردم. البته می توان از جهاتی آن را سانسور دانست زیرا آن