گلچین
گلچينی از گل ها 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
طراح قالب
در عملیات « الی بیت المقدس» چند روز قبل از آزادی خرمشهر ، هنگامی که حمید با بولدوزر مشغول احداث خاکریز بود ، مورد اصابت موشک دشمن قرار گرفت و مجروح شد که البته پس از چند ساعت با بدن مجروح دوباره به خط مقدم نبرد بازگشت.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، حمید شمایلی به تاریخ 27 بهمن 1342 در بهبهان متولد شد. اواخر سال 1356 که اندک اندک شعله های انقلاب اسلامی از زیر خاکستر زبانه می کشید، حمید مشغول تحصیل در دوم راهنمائی بود اما مانند بسیاری از همسالان خود، در تجمعات انقلابی و تظاهرات ها شرکت کرده و افتخار حضور در تظاهرات خونینِ ماه  رمضان را که رژیم طاغوت برای اولین بار در بهبهان ، دست خود را به خون مردم رنگین نمود، در کارنامه خود ثبت نمود.
با پیروزی انقلاب اسلامی و همزمان با آغاز فعالیت های جهاد سازندگی حمید به این نهاد برخاسته از متن انقلاب پیوست. حمید پشت نیمکت های کلاس دوم دبیرستان نشسته بود که جنگ تحمیلی شروع شد .علی رغم مراجعات مکرر حمید به پایگاه های بسیج ، برای اعزام به جبهه ، به دلیل حضور دو برادر بزرگش در میادین نبرد ، از اعزام او ممانعت به عمل می آمد. با این حال حمید به ترفندی ، خود را به سپاه سوسنگرد رساند و مدتی را در کنار مدافعان این شهر به نبرد با متجاوزان بعثی پرداخت.او پس از بازگشت از جبهه به تحصیل خود در مقطع سوم دبیرستان ادامه داد.
پس از عملیات ثامن الائمه(ع) حمید به آبادان رفت و به واحد مهندسی رزمی جهاد استان فارس ملحق شد. این جوان ، در کسوت سنگر سازان بی سنگر ، در عملیات طریق القدس حضوری فعال داشت و زیر سنگین ترین آتش دشمن به کار احداث خاکریز و جاده مشغول بود و پس از آن نیز در عملیات فتح المبین به وظایف جهادی خود عمل نمود.
در عملیات « الی بیت المقدس» چند روز قبل از آزادی خرمشهر ، هنگامی که حمید با بولدوزر مشغول احداث خاکریز بود ، مورد اصابت موشک دشمن قرار گرفت و مجروح شد که البته پس از چند ساعت با بدن مجروح دوباره به خط مقدم نبرد بازگشت.
پس از شرکت در عملیات رمضان ، حمید، خرقه ی سبز پاسداری از انقلاب اسلامی را بر تن نمود و در فروردین ماه 1362 به عضویت واحد مهندسی رزمی تیپ 15 امام حسن مجتبی(ع) درآمد و به فاصله کوتاهی، به «معاونت واحد مهندسی رزمی تیپ 15 امام حسن مجتبی(ع) »منصوب گردید.هر زمان مأموریت و کاری به او محول می شد با وجود مشکلات و کمبودهای موجود نه نمی گفت و با توکل بر خداوند متعال کارش را شروع می نمود.
سرانجام در روز جمعه ، دهم فروردین ماه سال 1363 ،در منطقه عملیاتی جزیره مجنون شمالی ، پس از ادای فریضه نماز ظهر و عصر ، همراه برادران همرزمش بهروزی،اندامی،موسویون،آبرومند و حاج عبدالخالق اولادی ، مورد اصابت راکت های صدامیان قرار گرفت و بال در بال ملائک گشود.
روحمان با یادش شاد 


شهید حمید شمایلی ، معاون مهندسی رزمی تیپ امام حسن(صلوات الله علیه)


شهید حمید شمایلی ، معاون مهندسی رزمی تیپ امام حسن(صلوات الله علیه)

شهید حمید شمایلی ، در جمع تظاهر کنندگان بهبهانی(با مشت گره کرده)

شهید حمید شمایلی ، اولین ماه های پس از پیروزی انقلاب اسلامی


شهید حمید شمایلی(با لباس سفید) و برادر بزرگش شهید حبیب الله شمایلی (نفر اول از چپ)

شهید حمید شمایلی در کنار پدر و اقوام
شهید حمید شمایلی ، در نخستین روزهای پیوستن به جهاد سازندگی

شهید حمید شمایلی ، در نخستین روزهای پیوستن به جهاد سازندگی


شهید حمید شمایلی در گرماگرم نبرد برای آزادی خونین شهر (در حال شلیم آرپی جی)


حمید شمایلی پس از مجروح شدن در عملیات «الی بیت المقدس»


 شهید حمید شمایلی هنگام کمک به انتقال اسرای بعثی در عملیات «الی بیت المقدس»


شهید حمید شمایلی در مقابل مسجد جامع خرمشهر ، پس از پایان عملیات «الی بیت المقدس»


شهید حمید شمایلی ، معاون مهندسی رزمی تیپ امام حسن(صلوات الله علیه)

شهید حمید شمایلی در جمع همرزمان جهادگرش


شهید حمید شمایلی و عکس یادگاری با موشک عراقی ساخت شوروی

شهید حمید شمایلی(نفر دوم از راست)
شهید حمید شمایلی ، معاون مهندسی رزمی تیپ امام حسن(صلوات الله علیه)


شهید حمید شمایلی در جمع همرزمان

شهید حمید شمایلی ، معاون مهندسی رزمی تیپ امام حسن(صلوات الله علیه)

شهید حمید شمایلی در مهندسی رزمی در تیپ امام حسن(صلوات الله علیه) (نفر دوم از چپ)


شهید حمید شمایلی  (نفر دوم از چپ)

پاسدار شهید حمید شمایلی ، معاون مهندسی رزمی تیپ امام حسن(صلوات الله علیه)


شهید حمید شمایلی در کنار شهید ناشناخته


شهید حمید شمایلی (نفر سوم از راست)


برادران شهید شمایلی ؛ حاج حبیب الله (جانشین فرماندهی لشکر 7 ولی عصر(صلوات الله علیه) و
حمید معاون مهندسی رزمی تیپ امام حسن(صلوات الله علیه)

شهید حمید شمایلی ، معاون مهندسی رزمی تیپ امام حسن(صلوات الله علیه)

مقتل شهید حمید شمایلی در جزایر مجنون شمالی


تربت پاک برادران شهید شمایلی در گلزار شهدای بهبهان

سلام بر آنان در روزی که زاده شدند ،
 سلام بر آنان در روزی که به دیدار خالق خود شتافتند

و سلام بر آنان در روزی که دیگر بار زنده برانگیخته خواهند شد




برچسب‌ها: شهید, حمید شمایلی, جهاد سازندگی, تیپ امام حسن, دفاع مقدس
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 21:35 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
می گفت: حاجی! جایی سراغ داری در میدان جنگ، پشت خاکریز، من سرم را خم کرده باشم؟ جایی سراغ داری که وقتی توپی، گلوله ای میخورد و همه تان می نشستید زمین، من جایی نشسته باشم؟

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، شهید محمد حسن نظرنژاد به سال 1325 در  روستای «بوته مرده» در حومه مشهد متولد شد.43 سال بعد ، زمانی که جنگ 8 ساله میان ایران و رژیم یعثی حاکم بر عراق به پایان رسید، محمد حسین که در میادین نبرد به «بابا نظر» معروف شده بود ، تقریبا از تمامی عملیات های سال های دفاع مقدس یادگاری در پیکر خود داشت . به طوری که برابر نظریه متخصصین رادیو گرافی در عکسبرداری های مختلف بیش از 108 تیرو ترکش بزرگ و کوچک در بدن او مشاهده می شد و مطابق نظر کمیسیون پزشکی ، دارای بیش از 92 در صد مجروحیت بود . مقدر اما این بود که «بابا نظر» 8 سال دیگر ، دنیای خاکی را تحمل کند ..

آنچه خواهید خواند روایتی است کوتاه اما خواندنی از آن شهید عزیز:

روحمان با یادش شاد

روز پنجم مرداد 1375، در منزل شهید نظر نزاد در تهران، جلسه ای استثنایی داشتیم. سهنفر بودیم. من، سردار حسین موسوی و شهید نظر نژاد.

 ایشان در مقطعی از جلسه حال عجیبی پیدا کرد در اتاق قدم میزد و زار زار به پهنای صورت، اشک می ریخت. می گفت: حاجی!  جایی سراغ داری در میدان جنگ، پشت خاکریز،  من سرم را خم کرده باشم؟ جایی سراغ داری که وقتی توپی، گلوله ای میخورد و همه تان می نشستید زمین،  من جایی نشسته باشم؟ حاجی! تو را به خدا جایی در میدان جنگ دیدی که ترس بر من غلبه کند؟

گفتم نه.

 

 گفت: امروز من درد و دلم با خداست

و دستاش رو به سمت آسمان گرفت:

 

من که اینگونه همه چیزم رو برای تو گذاشتم، حقم شهادت نیست؟!

36درست  ساعت بعد ، در اشنویه ، بابا نظر حقش را از خدا گرفت.


راوی: فرمانده سابق لشکر 5 نصر




شهید محمد حسن نظرنژاد


                                                                   شهید محمد حسن نظرنژاد(نفر اول از چپ)


شهید محمد حسن نظرنژاد و آقا زاده هایش


شهید محمد حسن نظرنژاد








برچسب‌ها: بابانظر, نظرنژاد, شهید, دفاع مقدس
[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 11:29 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
نمی دانیم چند نفر از حاظران در این عکس امروز در این عکس ، نوروز 1391 را درک کرده اند اما بی شک ، نوروز حقیقی برای آنان ، همان روزهایی بود که دل هایشان با صیقل آتش و خون ، آیینه ی خورشیدِ اسلام ناب محمدی(صلوات الله علیه) گشت.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، سال های دفاع مقدس ، هفت بار ، نوروز را تجربه کرد.از این «هفت نوروز» بدون شک ، نوروز سال 1360 و نوروز 1367 ، حال و هوای عیدانه در میان رزمندگانِ حاضر در میادین نبرد وجود نداشت. در اولی به دلیل تجربه تلخ اولین ماه های اشغالِ خاک میهن ، و در دومی ، به دلیل شوکِ ناشی از جنایت هولناک صدامیان در حلبچه. تصویر زیر مربوط به نوروز سال 1363 می باشد. چند روزی از پایان عملیات خیبر گذشته است و رزمندگان ، خسته از نبردی سخت و پر شهید ، سال خود را با پیام امام امت ، نو کرده اند. گوارای وجود حیدری شان.
نمی دانیم چند نفر از حاضران در این عکس امروز در این عکس ، نوروز 1391 را درک کرده اند اما بی شک ، نوروز حقیقی برای آنان ، همان روزهایی بود که دل هایشان با صیقل آتش و خون ، آیینه ی خورشیدِ اسلام ناب محمدی(صلوات الله علیه) گشت. یاد باد آن روزگاران یاد باد





برچسب‌ها: نوروز, هفت سین, دفاع مقدس, عید
[ چهارشنبه دوم فروردین 1391 ] [ 9:18 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
وي با شروع جنگ تحميلي در جبهه هاي جهاد اصغر حضور یافت و همزمان در دانشگاهِ نهضت روح الله ، مدارج جهاد اکبر را نیز طی کرد و سرانجام مدرکِ قبولی خود را با سرفرازی از خالق خویش دریافت نمود و در جریان بمباران شیمیایی شهر حلبچه ، بال در بال ملائک گشود.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ،خیرالله ، به سال 1338 در بهبهان متولد شد .انقلاب که به اوج خود رسید ، خیرالله به تازگی خدمت سربازی اش را تمام کرده بود. مثل اکثر هم سن و سالانش ، به جمع انقلابیون پیوست و در این مسیر سابقه دستگیری هم پیدا کرد.
انقلاب اسلامی که پیروز شد ، خیرالله لباس پاسداری از انقلاب پوشید و رو در روی اولین دشمنانِ انقلاب ، یعنی منافقین ایستاد و در این رویارویی جراحت سختی نیز برداشت.
وي با شروع جنگ تحميلي در جبهه هاي جهاد اصغر حضور یافت و همزمان در دانشگاهِ نهضت روح الله ، مدارج جهاد اکبر را نیز طی کرد و سرانجام مدرکِ قبولی خود را با سرفرازی از خالق خویش دریافت نمود و به تاریخ  26/12/66 بر اثر بمباران شیمیایی شهر حلبچه ، بال در بال ملائک گشود. حاج خیرالله صفری زاده در زمان شهادت مسئولیت حفاظت اطلاعات قرارگاه مقدم جنوب را بر عهده داشت .ثمره ی ازدواج این سردار پاک سرشت 3 فرزند بود.در سالگرد شهادتش ، یاد با یاد او ، دل های خود را منور می کنیم. روحمان با یادش شاد
هدیه به روح پاکش ، صلوات
شهید خیرالله صفری زاده


شهید خیرالله صفری زاده

شهید خیرالله صفری زاده

پاسدار شهید خیرالله صفری زاده

شهید خیرالله صفری زاده(نفر اول از راست)

شهید خیرالله صفری زاده


شهید خیرالله صفری زاده(ایستاده ، نفر سوم از چپ)

شهید خیرالله صفری زاده(نفر سمت چپ)

شهید خیرالله صفری زاده


شهید خیرالله صفری زاده (ایستاده ، نفر سوم از راست)

سردار شهید حاج خیرالله صفری زاده

شهید خیرالله صفری زاده(نفر اول از راست)

شهید خیرالله صفری زاده و یادگارش


شهید خیرالله صفری زاده (ایستاده ، نفر دوم از چپ)


پاسدار شهید خیرالله صفری زاده

شهید خیرالله صفری زاده (نفر اول از راست)


شهید خیرالله صفری زاده (نفر سوم از راست)

سردار شهید حاج خیرالله صفری زاده در کنار سردار شهید حبیب الله شمایلی

شهید خیرالله صفری زاده در کنار شهید علی هاشمی

شهید حاج خیرالله صفری زاده(نفر پنجم از راست) - شهید حاج حبیب الله شمایلی نیز در تصویر دیده می شود


پاسدار شهید حاج خیرالله صفری زاده - هورالعظیم


پاسدار شهید حاج خیرالله صفری زاده(نشسته ، نفر دوم از راست)

شهید حاج حاج خیرالله صفری زاده (نفر سمت راست)


پاسدار شهید حاج خیرالله صفری زاده در تشییع پیکر پاک سردار شهید مجید بقایی


سردار شهید حاج خیرالله صفری زاده


سردار شهید حاج خیرالله صفری زاده(یک ردیف مانده به آخر)


سردار شهید حاج خیرالله صفری زاده ، فرمانده حفاظت اطلاعات قرارگاه مقدم جنوب


سردار شهید حاج خیرالله صفری زاده، فرمانده حفاظت اطلاعات قرارگاه مقدم جنوب (سوار بر موتور)


تشییع پیکر پاک سردار شهید حاج خیرالله صفری زاده در اهواز


مرقد مطهر سردار شهید حاج خیرالله صفری زاده در گلزار شهدای بهبهان


سلام بر او در روزی که زاده شد
و در روزی که شهید شد
و در روزی که زنده برانگیخته خواهد شد

برچسب‌ها: صفری زاده, خوزستان, دفاع مقدس, شهید
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 15:0 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
اسماعیل احمدی مقدم ، دارای مدرک دکترای مدیریت استراتژیک از دانشگاه عالی دفاع ملی است و سوابق درخشانی در طول سال های دفاع مقدس و پس از آن در جبهه های مختلف دفاع از نظام جمهوری اسلامی می باشد.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، اسماعیل احمدی مقدم ، به سال 1340 در تهران متولد شد. او از سال 1384 فرماندهی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی را بر عهده دارد. سردار اسماعیل احمدی مقدم ، دارای مدرک دکترای مدیریت استراتژیک از دانشگاه عالی دفاع ملی است و سوابق درخشانی در طول سال های دفاع مقدس و پس از آن در جبهه های مختلف دفاع از نظام جمهوری اسلامی می باشد. تصاویر زیر که برای نخستین بار توسط گروه جهاد و مقاومت مشرق منتشر می شود ، به سال های دفاع مقدس باز می گردد:


سردار اسماعیل احمدی مقدم(نفر اول از چپ) شهید غلامرضا صالحی نیز در تصویر دیده می شود(نفر دوم از چپ)




شهید محمود ایمانجانی (نفر اول از سمت راست)سردار اسماعیل احمدی مقدم - شهید غلامرضا آزادی نیز در تصویر دیده می شود(نفر دوم از چپ)


سردار اسماعیل احمدی مقدم(نفر دوم از راست) شهید غلامرضا صالحی نیز در تصویر دیده می شود(نفر اول از راست، با عصا)

اسماعیل احمدی مقدم و نفر سمت چپ احتمالا سید مهدی هاشمی(فعال سیاسی فعلی) می باشد
برچسب‌ها: احمدی مقدم, دفاع مقدس, سردار, شهید
[ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 5:37 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]

برادر مذاکره‌کننده! برادری که می‌خواهی کار فرهنگی کنی! برادری که می‌خواهی صنعت کشور را بگردانی! بیا این سه ویژگی اساسی را که بسیجی‌های جبهه داشتند، داشته باش، ببین وزیر موفقی هستی یا نه. قطعاً مسؤولی که بر مبنای تکلیفش عمل کند و از همان امکانات موجود، به نحو احسن بهره ببرد و بر خدای متعال توکل کند...

برچسب‌ها: قاآنی, دفاع مقدس, مدیریت, امام, فرماندهان
ادامه مطلب
[ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 4:47 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
بازگشت پیکر شهدای دوران دفاع مقدس به میهن اسلامی در مرز شلمچه.

برچسب‌ها: بازگشت, پیکر, شهدا, دفاع مقدس, مشرق
ادامه مطلب
[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 17:35 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
تا انتها حضور بود و گردن فرازی و عزت. تا آخرین ایستگاه فریاد زد : «ماشا الله حزب الله» . حاج بخشی داغ یک اخمِ ملایم به آرمان هایش را بر دل همه ی دشمنان گذاشت و رفت و اینک ، چهل روز است که نیست.

برچسب‌ها: حاج بخشی, بهشت زهرا, دفاع مقدس, مزار
ادامه مطلب
[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 5:46 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
آن روز ها حاج ذبیح الله بخشی ، جواهرِ واحد تبلیغات لشکر 27 بود و بین بچه های بسیجی محبوبیت فراوانی داشت. حاج عباس کریمی هم بسیجی ترین بسیجی لشکر بود و همین باعث شد که قلبش با قلب حاج بخشی گره بخورد.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، حاج عباس کریمی قهرودی با این که کاشانی است اما از بنیانگذاران یگان خط شکنِ تهران به شمار می رود. از همان بچه هایی که همراه با شهید حاج احمد متوسلیان ، از مریوان به خوزستان رفتند و پادگان دوکوهه را قبضه کردند و روی در ورودی اش نوشتند: تیپ محمد رسول الله(صلوات الله علیه).
اسفند ماه سال 1362 ، وقتی که حاج همت بر ایوان عرش نشست ، همه متفق بودند که کسی جز حاج عباس نمی تواند فرمانده لشکر شود و شد آن چه شد.
آن روز ها حاج ذبیح الله بخشی ، جواهرِ واحد تبلیغات لشکر 27 بود و بین بچه های بسیجی محبوبیت فراوانی داشت. حاج عباس کریمی هم بسیجی ترین بسیجی لشکر بود و همین باعث شد که قلبش با قلب حاج بخشی گره بخورد.
تقدیر چنین بود که در عملیات بدر ، حاج عباس کریمی به میهمانی حاج همت برود و پیرِ علمدارِ لشکرِ حضرت رسول ، بر بالین غرق در خون او حاضر شود.
تصاویری که می بینید ، بادگارهایی است از حاج بخشی و فرمانده لشکر 27 محمد رول الله(ص) که به مناسبت اربعین این پیر دلاور ، از سوی مشرق به علاقمندان آن سفرکرده تقدیم می شود.
 این تصاویر ساعاتی پس از توقف عملیات بدر برداشته شده است. آثار حزنِ عدم الفتح و عروج سردار پرسابقه ی لشکر ، در چهره تمام حاضران در تصاویر محسوس است.


شهید حاج عباس کریمی قهرودی بر روی دستان حاج ذبیح الله بخشی- شهید سید محمدرضا دستواره نیز در تصویر دیده می شود

شهید حاج عباس کریمی قهرودی در کنار حاج ذبیح الله بخشی- شهید حاج مجید رمضان نیز در تصویر دیده می شود


انتقال تابوت حامل پیکر پاک حاج عباس کریمی قهرودی به پشت جبهه
انتقال تابوت حامل پیکر پاک حاج عباس کریمی قهرودی به پشت جبهه


حاج بخشی بر بالین حاج عباس کریمی قهرودی


حاج بخشی در حال انتقال تابوت حامل حاج عباس کریمی به پشت جبهه - ساعاتی پس از توقف عملیات بدر


حاج بخشی در حال انتقال تابوت حامل حاج عباس کریمی به پشت جبهه - ساعاتی پس از توقف عملیات بدر


انتقال تابوت حامل پیکر پاک حاج عباس کریمی قهرودی به پشت جبهه



روحمان با یادشان شاد
برچسب‌ها: بخشی, عباس کریمی, شهید, دفاع مقدس
[ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 0:3 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
تصویری که مشاهده می کنید در 22 فروردین 1378 در قطعه 29 بهشت زهرای تهران به ثبت رسیده است.در این تصویر حاج ذبیح الله بخشی درون قبری که برای تدفین شهید مهیا شده بود ایستاده و انتظار رسیدن پیکر مطهر شهید را می کشد
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، نزدیک به یک اربعین از عروج حاج بخشی می گذرد. گر چه علم سبز و سیمینوف غنیمتی حاج بخشی به خاطراتی ماندگار در تاریخ این سرزمین بذل گشته است اما چهل روز است که پیر دلاور جبهه های جهاد، پدر دو شهید و همرزم و همراه هزاران شهید، حاج ذبیح الله از میان امت حزب الله رخت سفر بربسته و راه پیمایی 22 بهمن 1390 از غریو «ماشاءالله- حزب الله» او خالی بود.
تصویری که مشاهده می کنید در 22 فروردین 1378 در قطعه 29 بهشت زهرای تهران به ثبت رسیده است. در این تصویر حاج ذبیح الله بخشی درون قبری که برای تدفین شهید علی صیاد شیرازی مهیا شده بود ایستاده و انتظار رسیدن پیکر مطهر شهید را می کشد تا آیین تلقین و تدفین ایشان را به جا آورد.
 روحمان با یادشان شاد


برچسب‌ها: بخشی, صیاد, شهدا, دفاع مقدس
[ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 13:17 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
[ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 11:41 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
مجید باید در فکر شمع تولد برای 20 سالگی خود می بود که حضرت روح الله به ایران بازگشت . دانشجوی ممتاز بهبهانی ، همان دم چار تکبیر زد یکسره بر هرچه که هست و لباس سفید پزشکی را با خرقه ی پاسداری از انقلابِ حزب الله عوض کرد.
مجید بقایی


برچسب‌ها: مجید بقایی, قرارگاه کربلا, شهید, دفاع مقدس
ادامه مطلب
[ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ] [ 17:25 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ

* وبلاگ گلچین *
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد ؟
چه کسی با دشمن بستیزد ؟
چه کسی
پنجه در پنجه هر دشمن دون
آویزد
دشت ها نام تو را می گویند
کوه ها شعر مرا می خوانند
کوه باید شد و ماند
رود باید شد و رفت
دشت باید شد و خواند
در من این جلوه ی اندوه ز چیست ؟
در تو این قصه ی پرهیز که چه ؟
در من این شعله ی عصیان نیاز
در تو دمسردی پاییز که چه ؟
حرف را باید زد
درد را باید گفت
من چه می گویم ، آه
با تو کنون چه فراموشی ها
با من کنون چه نشست ها ، خاموشی است
تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
و چه خواهد شد آن
شعرازحمیدمصدق

درج لینک ها به معنی تایید همه آنها نمی باشد و صرفا یک امر اطلاع رسانی می باشد .

در کوی نیک نامان ما را گذر نباشد
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را


سامانه دریافت پیامک:
2613-149-0935


***
جهت استفاده بهتراز مطالب وبلاگ به آرشیو هم سری بزنید!

***
ثبت شده در سایت ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

***
WWW.MAJID14.IR
حمایت میکنیم
امکانات وب