یاد دکتر علی شریعتی :

باید  دیگر شد تا به یکدیگر شدن رسید، یکدیگر شد تا به همدیگر شدن رسید و همدیگر شد تا معنی راستین و طعم راستین و رنگ و بو و گرمی و نور راستین عشق را که ودیعه گرانبهای خدا است در گنجینه نهاد آدمی دریافت.

 

غروب است و نگاه سرخ خورشید، دلم آتش در آتش میگدازد!

غروب است و من و گاه مناجات،کسی چنگ دلم را مینوازد!

 

غروب است و غریبی و غم ودرد، غروب است وطلوع یک شب سرد

غروب است و غریبی من و یار،کسی با یاد می ، نی مینوازد!

 

غروب است و صدای نرم باران،و گاه خلوت شب زنده داران

غروب است و سرشک آه و افسوس،ونی العفوگویان مینوازد!

 

غروب است و رهایی از هوسها،غروب و گاه تطهیر نفسها

غروب است و نگاه شرمساران،نگاهی کآسمان را مینوازد!

 

ومن سجاده ای بی توبه دارم،غروب است ودلی آزرده دارم

هم امشب میسپارم دل به یاری،که میدانم دلم را مینوازد!