یاد دکتر علی شریعتی :
یاد دکتر علی شریعتی :
باید دیگر شد تا به یکدیگر شدن رسید، یکدیگر شد تا به همدیگر شدن رسید و همدیگر شد تا معنی راستین و طعم راستین و رنگ و بو و گرمی و نور راستین عشق را که ودیعه گرانبهای خدا است در گنجینه نهاد آدمی دریافت.
غروب است و نگاه سرخ خورشید، دلم آتش در آتش میگدازد!
غروب است و من و گاه مناجات،کسی چنگ دلم را مینوازد!
غروب است و غریبی و غم ودرد، غروب است وطلوع یک شب سرد
غروب است و غریبی من و یار،کسی با یاد می ، نی مینوازد!
غروب است و صدای نرم باران،و گاه خلوت شب زنده داران
غروب است و سرشک آه و افسوس،ونی العفوگویان مینوازد!
غروب است و رهایی از هوسها،غروب و گاه تطهیر نفسها
غروب است و نگاه شرمساران،نگاهی کآسمان را مینوازد!
ومن سجاده ای بی توبه دارم،غروب است ودلی آزرده دارم
هم امشب میسپارم دل به یاری،که میدانم دلم را مینوازد!
+ نوشته شده در دوشنبه ششم فروردین ۱۳۸۶ ساعت 16:54 توسط مجيد پناهی (غريب)
|