ماجرای تنها عکس منتشر شده از آیت الله ملکی تبریزی

امام خمینی(ره) خطاب به استاد مطهری فرموده بود: در قبرستان قم یک مرد خوابیده و او حاج میرزا جواد آقا تبریزی است. امام آنچنان به میرزا جواد ارادت داشت که پس از بازگشت از فرانسه به زیارت قبر ایشان رفت و با تحت الحنک عمامه خویش غبار سنگ قبر استاد را زدود.
به گزارش سرویس فرهنگی مشرق به نقل از فارس، در ادامه معرفی مفاخر و بزرگان شیعه، در این شماره به معرفی «میرزا جواد ملکی تبریزی» می‌‌‌‌پردازیم.

در شماره‌‌های پیشین 1. «ابن‌فهد حلی»، 2. «سیدبن طاووس»، 3. «سید بحرالعلوم»، 4. «شیخ مفید»، 5. «شیخ صدوق»، 6. «شیخ کلینی»، 7. «علامه حلی»، 8. «سید مرتضی»، 9. «سید رضی»، 10. «شیخ طوسی»، 11. «امین الاسلام طبرسی»، 12. «خواجه نصیر‌الدین طوسی»، 13. «قطب‌الدین راوندی»، 14. «محقق حلی»، 15. «شهید اول»، 16. «شهید ثانی»، 17. «شیخ بهایی»، 18. «مقدس اردبیلی»، 19. «شهید ثالث»، 20. «ملاصدرا»، 21. «فیض کاشانی»،  22. «علامه مجلسی»، 23. «آیت الله نجفی، صاحب جواهر» 24. «شیخ مرتضی انصارى»، 25. «ملا هادی سبزواری‏» و 26. «ملا حسینقلی همدانی» معرفی شدند.

ولادت

آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی؛ ‌عارف، حکیم، استاد اخلاق و فقیه بزرگ شیعه و اسلام در تبریز به دنیا آمد. تاریخ تولدش به طور دقیق معلوم نیست ولی از کتابی در «فقه» که یکی از فضلای معاصر به آن دست یافته و از مؤلفات ایشان و در پایان آن نوشته شده معلوم می‌شود که به سال 1312 هـ . ق مؤلف در عنفوان جوانی بوده است.

وی فرزند «حاج میرزا شفیع» بود و به دلیل نسبتش با خانواده ملک التجار تبریزی به ملکی معروف شد.

تحصیلات

آیت الله ملکی تبریزی، علوم صرف، نحو،‌ منطق، معانی بیان و دروس مقدّماتی دیگر را در تبریز فرا گرفت و پس از مدّتی «سطح» را به پایان رساند و برای استفاده بیشتر به نجف اشرف مشرف شد.

در نجف اشرف از درس محدّث محقق،‌ میرزا حسین نوری، فقیه وارسته آیت‌الله حاج آقا رضا همدانی، و اصولی معروف آخوند خراسانی استفاده کرد.

اما مهمترین استادش، عارف بالله آخوند مولی حسینقلی همدانی بود که میرزا جواد ملکی را از ملک به ملکوت رساند. مرحوم ملکی تبریزی مدت 14 سال ملازم آخوند همدانی بود.

آیت الله ملکی تبریزی بیشترین ارادت را به آخوند همدانی داشت.

وی درباره استادش در کتاب اسرار الصلاة می‌‌نویسد: حکیم عارف و معلم خبیر و طبیب کاملی بسان او ندیدم...

در جای دیگر از آن کتاب می‌‌‌نویسد: مرا شیخی بود جلیل‌القدر، عارف، عامل، کامل – قدس الله تربته - که کسی نظیر او در این مراتب را ندیدم ....

میرزا جواد آقا ملکی تبریزی از شدت علاقه به استادش (آخوند ملا حسینقلی همدانی)، نام فرزندش را حسینقلی گذاشت. 

بازگشت به ایران

آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در سال 1321 قمری / 1270 شمسی به ایران بازگشت و به زادگاهش تبریز رفت.

جاذبه معنوی او روشن ضمیران پاک را بسان پروانه‎‌هایی عاشق گرداگردش به پرواز درآورد و از محضر پر فیض وی آنان را سیراب ساخت.

در این سالها بود که واقعه مشروطه پدید آمد و ارتش روسیه بخشی از آذربایجان را اشغال کرد، مردم بی‌‎‌پناه آن خطه به خاک و خون کشیده شدند و شهر تبریز محاصره شد.

راهی غیر از ترک دیار باقی نماند. از این رو حاج میرزا جواد آقا به دور از چشم متجاوزان رو به سوی تهران گذارد و از آنجا به زیارت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام شتافت. سپس به قم مهاجرت کرد و این شهر را وطن خویش قرار داد.

ارمغان ارزشمند دوران تحصیل و تدریس حاج میرزا جواد آقا، ژرف‌‌‎نگری و اندیشمندی بسیار نسبت به اوضاع جهان بود.

وی صاحب سیرتی سیاسی شده بود و هماره حوادث را با دیده بصیرت و بینش می‌‌‎نگریست. حکومت زمان خود را مردود می‌‌‎دانست و صاحب منصبان را افرادی ناپاک و غاصب می‎‌‌شمرد. هیچ گاه روی خوش به آنان نشان نمی‌‌‎داد و با زبان دعا، ناخرسندی خویش را نسبت به اوضاع ابراز می‌‌‎کرد.

افرادی که برای مشورت به حضورش می‌‎‌شتافتند از قبول کارهای دولتی منصرف می‌‌‎ساخت و سردمداران حکومت را همچون ستمگران بنی امیّه و بنی عباس قلمداد می‌‌‎کرد.

تدریس و تهذیب در قم

سال 1329 ق. قم پذیرای وجود حاج میرزا جواد آقا شد. در آن ایّام این شهر از حداقل امکانات محروم بود، جمعیتی اندک داشت و هنوز حوزه علمیّه کنونی تأسیس نشده بود.

این عارف فرزانه اندکی پس از ورود، به درخواست برخی از افراد پارسا، جلسات درس و محافل اخلاق برپا کرد.

درس «فقه» که متن آن مفاتیح فیض کاشانی بود و در پی آن درس «اخلاق و عرفان» برای عموم مردم که در مدرسه فیضیه تشکیل می‌‎شد.

درس دیگری برای بعضی از خواص در منزل حاج میرزا برقرار می‎‌شد که اخلاق و عرفان بود.

علاوه بر این، نماز جماعت در مسجد بالا سر حرم مطهر حضرت معصومه علیهاالسلام نیز از سوی ایشان اقامه می‌‎‌شد؛ که امام خمینی و آیه الله بهاء‌‌الدینی از جمله افرادی بودند که در نماز حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی شرکت می‌‎‌کردند.

برخی از حالات میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

آنان که با حالات ملکوتی و عبادی این فرزانه عارف آشنا بودند ایشان را از بکّائون می‎شمردند. عالمی که از خوف و شوق خداوند بسیار گریه می‌‌کرد و از بسیار گریه کنندگان عصر بود.

سه ماه رجب، شعبان و رمضان را پی در پی روزه می‌‌‎گرفت و در قنوت نمازهای نافله این بیت حافظ را مکرر می‎‌‌خواند:

ما را ز جام باده گلگون خراب کن / زان پیشتر که عالم فانی شود خراب

استادان آیت الله ملکی تبریزی

مهمترین استادان مرحوم ملکی تبریزی عبارت بودند از:

1. آخوند ملا حسینقلی همدانی

2. حاج آقا رضا همدانی

3. آخوند خراسانی

4. میرزا حسین نوری

شاگردان درس اخلاق

برخی از شاگردان مرحوم ملکی (ره) عبارتند از:

1. امام خمینی - قدس سره الشریف -

امام راحل (ره) در کتاب «معراج السالکین»، چون سخن از عرفان می‌‎شود، استاد خود را «شیخ جلیل القدر» لقب داده و «عارف بالله» می‎‌خواند و علاقه‌مندان به تهذیب و وارستگی را به مطالعه کتابهای ایشان راهنمایی می‎‌کند.

و در کتاب «چهل حدیث»، بیدار دلان را به «رساله لقاء الله» آن بزرگوار رهنمون می‎‌شود.

آن فرزانه کبیر، در جای دیگر که از قم و قبرستان شیخان سخن به میان می‎‌آید خطاب به استاد شهید مطهری می‌‎فرماید: «در قبرستان قم یک مرد خوابیده است و او حاج میرزا جواد آقا تبریزی است.»

امام خمینی آن چنان به مرحوم ملکی تبریزی ارادت می‌‌‌‌ورزید که هنگام بازگشت از پاریس به ایران، در قم به قبرستان شیخان رفته و با کمال تواضع با تحت الحنک عمامه خویش ـ با آن که همیشه دستمال همراه داشت ـ غبار سنگ قبر استاد را زدود و به قرائت فاتحه و تلاوت قرآن پرداخت.

2. حاج آقا حسین فاطمی قمی

دانشمندی الهی و پر مهر که سالیان بسیار خوشه چین گستره دانش استاد خود بود و تدریس اخلاق و تربیت نفوس بسیاری را به عهده داشت.

3. آخوند ملا علی همدانی

عالم ربانی و فرزانه‌‎ای شایسته که از همدان به قم هجرت کرد و طوبای وجود خود را با انبوه معارف الهی از حاج میرزا جواد آقا برکت بخشید و تأثیری جاودان در روح خود ایجاد کرد.

4. حاج شیخ عباس تهرانی

5. سید محمود مدرّسی

6. حجه الاسلام سید محمود یزدی

7. محمود مجتهدی

8. شیخ اسماعیل بن حسین «تائب»

9. حاج میرزا عبدالله شالچی

تالیفات آیت الله ملکی تبریزی

بیان تالیفات مرحوم ملکی تبریزی را با کلام امام خمینی شروع می‌کنیم که فرمود: « ... از علمای معاصر کتب شیخ جلیل القدر، عارف بالله حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی را مطالعه کن».

1. «اسرار الصلاة»

کتابی که حاوی هزار نکته از اسرار نماز است و بسان استاد اخلاق برای انسانهای آماده خودسازی محسوب می‎‌شود. برخی از اسرار طهارت و عبرت و تفکّر را گوشزد می‌‎کند و به معانی وسوسه و الهام می‌‎پردازد. با بحث از گناهان کبیره اشاره‎‌ای به توبه نموده و حضور قلب و حالات ملکوتی آدمی را توضیح می‎‌دهد.

2. «المراقبات» یا «اعمال السنّه»

در این اثر پربها، مقدّمه‌‎‌ای کوتاه پیرامون دعا و راز و نیاز به چشم می‌‎خورد و سپس با قلمی زیبا و گویا، اعمال ماههای مختلف، آثار و برکات روحی و معنوی آنها توضیح داده شده است.

علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان، تقریظی بر این کتاب نوشته است که در ادامه می‌آید.

3. «رساله لقاء الله»

کتابی لبریز از نورانیت و معنویت که ره‎‌‌پویان راه تهذیب و وارستگی را به قلّه قداست و طهارت روح می‎‌رساند. معنای «لقاء الله» و آیات مربوط به آن را توضیح داده، از اسم اعظم گفتگو می‌‌‎کند و سپس راه موفقیت الهی را برای سالکین بیان می‌‌‎نماید.

4. کتابی در فقه

5. رساله‎‌‌ای در حج

6. حاشیه فارسی بر «غایة القصوی»

آیت‌الله ملکی تبریزی در بیان بزرگان 

امام خمینی (ره)

عبارات امام خمینی را در قسمت شاگردان، نقل کردیم.

علامه طباطبایی

مرحوم علامه طباطبائى صاحب کتاب المیزان، بر کتاب المراقبات آیت الله ملکی تبریزی تقریظی نوشته‌‌اند که بخشی از آن چنین است:  ‏

«... چند سطرى درباره کتاب اعمال سال، تألیف پیشواى طایفه، حجت حق، آیت الله، مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکى تبریزى - قدس اللّه روحه – مى‌نویسم نه با این هدف که این کتاب گرانسنگ یا مؤلف بزرگ آن را بستایم، زیرا این کتاب دریاى لبریزى است که در سنگ و پیمانه نگنجد و مؤلف آن پیشواى والا مقامى است که بلنداى زیاد شخصیت او با هیچ مقیاسى قابل اندازه‌‏‌گیرى نیست، و ناتوانى، عذرى موجّه، و یأس از رسیدن به مقصد، براى استراحت کافى است، بلکه با هدف تذکر به برادران و دوستان و سروران صادق و با صفا که تذکر براى مؤمنین سودمند است....

کتابى که پیش رو دارید از بهترین کتابهایى مى‌‏باشد که در این زمینه نگارش یافته است. در این کتاب لطایفى که اهل ولایت خدا از آن مراقبت نموده و نکات ظریفى که در دل سرگشتگان محبت خدا خطور نموده و تمام مطالبى که مربیان درباره عبادت خدا فهمیده‌‏اند، وجود دارد. خداوند مرقد مؤلف بزرگ آن را نورانى، از بارانهاى رحمت و بخشش خود بر آن سیراب و او را به پیامبر و آل پاک او ملحق نماید.»

مقام معظم رهبری

ایشان می‌فرماید: «ما قله‌‌‌هاى تهذیب داریم. در همین قم، مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملکى، مرحوم علامه‌ طباطبائى، مرحوم آقاى بهجت، مرحوم آقاى بهاءالدینى (رضوان اللَّه تعالى علیهم) قله‌‌‌هاى تهذیب در حوزه بودند. رفتار اینها، شناخت زندگى اینها، حرفهاى اینها، خودش یکى از شفابخش‌‌‌ترین چیزهائى است که می‌تواند انسان را آرام کند؛ به انسان آرامش بدهد، روشنائى بدهد، دلها را نورانى کند. در نجف بزرگانى بودند؛ سلسله‌ شاگردان مرحوم آخوند ملاحسینقلى تا مرحوم آقاى قاضى و دیگران و دیگران؛ اینها برجستگانند.»

در جای دیگر می‌فرماید: « ... میرزا جواد آقاى تبریزى معروف - که از بزرگان اولیا و عرفا و مردان صاحب‌‌دلِ زمان خودش بوده است ...»

علامه حسن زاده آملی

عارف الهى، سالک مستقیم، محقق ربانى، فقیه صمدانى، و مربّى نفوس آیة الله حاج شیخ میرزا جواد آقاى ملکى تبریزى (رضوان الله تعالى علیه) از اعاظم علماى الهى عصر أخیر، و به حق از علماى فقه و اصول و اخلاق و حکمت و عرفان بوده است‏.

آیت‌الله شهید مرتضی مطهری

استاد شهید می‌گوید: مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکى تبریزى از بزرگان اهل معرفت زمان ما- که پنجاه و دو سال پیش از دنیا رفته است و قبر او در قم است و من هر وقت به قم مشرّف مى‌‏‌شوم آرزو دارم قبر این مرد بزرگ را زیارت کنم- در یکى از نوشته‌‌‌هاشان درباره استاد بزرگوارشان مرحوم آخوند ملّا حسینقلى همدانى که از اعاجیب اهل معنا بوده مى‌‏‌نویسد که یک آقایى آمد پیش مرحوم آخوند و مرحوم آخوند او را توبه داد. چهل و هشت ساعت بعد وقتى آمد، ما او را نشناختیم. آنچنان از نظر چهره و قیافه عوض شده بود که ما باور نمى‏‌کردیم که این همان آدم چهل و هشت ساعت پیش است.

آیت‌الله حاج سید حسین فاطمی

وی می‌گوید: «او خودش دستورالعمل اخلاقی بود. شب که می‌‎شد در صحن خانه دیوانه‌‎وار قدم می‎‌زد و مترنم بود که:

گر بشکافند سراپای من /  جز تو نیابند در اعضای من

آخرین حرفش در بیماریش این بود که گفت «الله اکبر» و جان تسلیم کرد.»

شیخ محمد رازی

وی می‌گوید: ایشان ماههای رجب و شعبان را روزه بودند و در مدرسه فیضیه درس اخلاق عمومی می‎‌گفتند. اکنون که سی سال از رحلت آن عالم ربّانی می‌‌‎گذرد، در و دیوار مدرس و فضای مدرسه، صدای حزین و گریان و ناله‌‌‎های شوق و سوزان او را به گوش هوش می‎‌‌رساند که می‌‌‎گوید: «اللهم ارزقنا التجافی عن دار الغرور و الانا به الی دارالخلود والاستعداد للموت قبل الفوت».

ارتباط وی با حضرت بقیه الله ارواحنا له الفداء بسیار و ملازمتش به تقوا و ورع فراوان بود. مراقبتی بسیار به نوافل و حضور و توجه دایمی فراوان داشت و لحظه‎‌ای از یاد خداوند بیرون نمی‌‌‎رفت.

حاج میرزا عبدالله شالچی

وی می‌‌گوید: «مرحوم استادم، آیت الله ملکی، اجتهاد فکری و درونی داشت. در برداشتهای درونی قوی بود. ایشان دستورهایی در خوردن، خوابیدن و اعمال و رفتار ارائه می‌‎‌دادند که بسیار مؤثر بود و شخصی را پاک و پیراسته کرده، به سوی الله رهنمون می‌‎‎نمود.

... الان نیز مرقد ایشان - در قبرستان شیخان قم - محل حوایج است. من هر وقت حاجتی داشته باشم بر سر قبر ایشان می‌‌‎‎روم.»

ماجرای تنها عکس منتشر شده از آیت الله ملکی تبریزی

یکی از شاگردان آیت الله ملکی تبریزی می‌گوید: «آن جناب اجازه نمى‌‏فرمود که از او عکس بگیرند و بعضى از دوستان و ارادتمندانش این نقشه را طرح کردند که در حال نماز از او عکس بگیرند که نتواند مانع بشود و در حالى ‏که از عکس گرفتنش بى‌‌‏خبر بود از او عکس در حال قنوت نماز  گرفتند.»

ماجرای عنایت آیت الله ملکی تبریزی به علامه حسن زاده آملی

علامه حسن زاده آملی می‌‌نویسد: راقم سطور پس از آنکه از مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملکى آگاهى یافت، تا مدّت مدیدى مى‌‌‏پنداشت که قبر آن جناب در نجف اشرف است. تا اینکه در شبى از نیمه دوم رجب هزار و سیصد و هشتاد و هشت هجرى قمرى در حدود سه ساعت از شب رفته، با جناب آیة الله آقا سید حسین قاضى طباطبائى تبریزى‏ برادر زاده مرحوم آقاى حاج سید على آقاى قاضى، در کنار خیابان ملاقات اتفاق افتاد. با جناب ایشان در اثناى راه از مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملکى سخن به ‏میان آوردم و سؤال از تربتشان کردم، فرمودند: قبر ایشان همین شیخان قم نزدیکى قبر مرحوم میرزاى قمى صاحب قوانین است و لوح قبر دارد.

من به محض شنیدن اینکه لوح قبر دارد از ایشان نپرسیدم که در کدام سمت قبر میرزاى قمى و چون با جناب آقاى آسید حسین قاضى خداحافظى کردم شتابان به سوى شیخان قم رفتم که مبادا در را ببندند، رفتم به شیخان و بسیارى از الواح قبور را نگاه کردم که بعضى را تا حدّى تشخیص دادم و بعضى را چون شب بود و برق‌هاى آنجا هم بسیار ضعیف بود تشخیص دادن بسیار دشوار بود؛ با خود گفتم حالا که شب است و تاریک است باشد تا فردا، داشتم از شیخان به در مى‌‏آمدم ولى آهسته آهسته که باز هم نظرم به الواح قبور بود که دیدم شخصى ناشناس از درب شرقى شیخان وارد قبرستان شده است و مستقیم به سوى من مى‌‌‏آید تا به من رسیده گفت: آقا قبر آمیرزا جواد آقاى ملکى را مى‌‏‌خواهید؟ و مرا در کنار قبر آن مرحوم برد و از من جدا شد و به سرعت به سوى درب غربى شیخان رهسپار شد که از قبرستان بدر رود، من بى‌‏اختیار تکانى خوردم و مضطرب شدم و ایشان را بدین عبارت صدا زدم و گفتم آقا من که قبر ایشان را مى‏‌‌خواستم اما شما از کجا مى‌‌‏دانستید؟ آن شخص در همان حال که به سرعت به سوى درب غربى شیخان مى‌‌‏رفت، صورت خود را برگردانید و نیم‌‌‏رخ به سوى من نموده گفت: ما مشتری‌‌هاى خود را مى‌‏‌شناسیم!

مکاشفه‌ای درباره آیت‌الله ملکی تبریزی

علامه حسن زاده آملی می‌‌نویسد: حکایت کرد براى ما جناب حجت‌الاسلام حاج سید جعفر شاهرودى که از علماى عصر حاضر طهران است دو مکاشفه را که مفصّل است مجمل آن را براى یافتن مقام و منزلت صاحب ترجمه مى‌‏‌نگارم:

فرمود شبى در شاهرود خواب دیدم که در صحرائى حضرت صاحب الامر (عجل الله تعالى له الفرج) با جماعتى تشریف دارند و گویا به نماز جماعت ایستاده‌‌‏اند، جلو رفتم که جمالش را زیارت و دستش را بوسه دهم، چون نزدیک شدم شیخ بزرگوارى را دیدم که متصل به آن حضرت ایستاده و آثار جمال و وقار و بزرگوارى از سیمایش پیداست، چون بیدار شدم در اطراف آن شیخ فکر کردم که کیست تا این حدّ نزدیک و مربوط به مولاى ما امام زمان است، از پى یافتن او به مشهد رفتم نیافتم، در طهران آمدم ندیدم، به قم مشرف شدم او را در حجره‏‌اى از حجرات مدرسه فیضیه مشغول به تدریس دیدم، پرسیدم کیست؟ گفتند عالم ربانى آقاى حاج میرزا جواد آقاى تبریزى است؛ خدمتش مشرف شدم تفقد زیادى کردند و فرمودند: کى آمدى گویا مرا دیده و شناخته از قضیه آگاهند. پس ملازمتش را اختیار نمودم و چنان یافتم او را دیده بودم و مى‌‏خواستم.

تا شبى که نزدیک سحر در بین خواب و بیدارى دیدم درهاى آسمان به روى من گشوده و حجاب‌ها مرتفع گشته تا زیر عرش عظیم الهى را مى‌‏بینم پس مرحوم استاد حاج میرزا جواد آقا را دیدم که ایستاده و دست به قنوت گرفته و مشغول تضرع و مناجات است به او مى‌‏نگریستم و تعجب از مقام او مى‌‏نمودم که صداى کوبیدن در خانه را شنیده و متنبه گشته برخاستم در خانه رفتم، یکى از ملازمین ایشان را دیدم که گفت بیا منزل آقا گفتم چه خبر است گفت سرت سلامت خدا صبرت دهد آقا از دنیا رفت.

تاثیر نفس آیت الله ملکی تبریزی

استاد فاطمی نیا: در مورد جمال السالکین، آیة الله آقا میرزا جواد آقای تبریزی می‌نویسند که وقتی در مجلسی می‌نشست می‌فرمود: ای مردم! یکی از نام‌های خدا «غفار» است! همین را که می‌گفت، چند نفر غش می‌کردند و آنان را از مجلس بیرون می‌بردند!

آیت الله شیخ علی پناه اشتهاردی هم فرمودند: میرزا جواد آقا تبریزی در مدرسه فیضیه درس اخلاق داشت و آن چنان تأثیر آتشین بر دل‌ها می‌گذاشت که در درسش از اثر صحبت ایشان، غش می‌کردند و بی هوش می‌شدند.

روزی به میرزا جواد آقا عرض کردند که تأثیر صحبت شما چنان است که یکی از تجار در این جلسه حضور داشته بی هوش بر زمین افتاده است!

فرموده بودند: این که چیزی نیست مولایشان امیرالمؤمنین همیشه از خوف خدا چنین حالتی بهش دست می‌داد!

خبر از وفات خود/ خواب‌های متعدد درباره وفات آیت الله ملکی تبریزی

استاد فاطمی نیا: ... اینها حیف است، اینها سینه به سینه است، اگر ناقلش مثل من بیافتد و بمیرد دیگر کسی پیدا نمی‌شود بگوید، هی منتظر شوی که رادیو خواهد گفت، یا تلویزیون. دیگر تمام شد!

... آقا شیخ محمد حسین بهاری خودش به من فرمود که آقا میرزا جواد آقا تبریزی ـ رضوان الله علیه ـ روی منبر نشسته بود و من پای درس ایشان بودم.

شیخ محمد حسین تا سه چهار سال پیش زنده بود خیلی مرد بزرگی بود منتهی دیگر چون آسم شدیدی داشت آن هم در یک گوشه شهرستان! ایشان مجهول القدر مانده بود...

ایشان می‌فرمود جوان بودم میرزا جواد آقا روی منبر درس می‌گفت، می‌گوید یک دفعه دیدم این دو چشم‌های نورانی را متوجه ما کرد گفت: اهل کجایی؟ ـ من خلاصه عرض می‌کنم ـ گفتم: اهل بهار!

تا گفتم اهل بهار، به پُری صورتش اشک ریخت!

سپس گفت: شیخ محمد بهاری (آیت الله شیخ محمد بهاری از شاگردان آخوند ملا حسینقلی همدانی)، قبرش زیارتگاه شده یا نه؟ قبر شیخ محمد مزار شده یا نه؟

بعد گفت: ان شاء الله من در پنجشنبه هفته آینده مهمان ایشان هستم! ـ یا گفت: به او ملحِق می‌شوم ـ این حرفی که می‌زد مثل اینکه پنجشنبه بوده می‌فرمود: پنجشنبه آینده!

یک شاگردی داشت آن شاگرد بی قرار شد، گریه کرد، آمد خودش دست به ضریح حضرت معصومه علیها السلام شد.

گفتیم: چه خبر است؟

گفت: والله! من این آقا را می‌شناسم اینکه گفت: من پنجشنبه آینده مهمان شیخ محمد بهاری هستم، دیگر تمام شد!

گفتیم: حالا امام نیست، پیامبر نیست که حرفش را این قدر زود باور می‌کنید. حالا که آقا میرزا جواد آقا سر حال است.

به هر حال، گفت: پنجشنبه آینده جنازه آقا میرزا جواد آقا تبریزی تشییع شد.

مهم این است که ایشان  می‌گفت: طلبه‌های دارالشفاء، فیضیه و جاهای  دیگر، ـ ببینید اینها مهم است، قریب به دویست و پنجاه طلبه، قریب به دویست و پنجاه طلبه! - از حوزه علمیه خواب دیده بودند صبح که پا شده بودند برای نماز، به همدیگر می‌گفتند: خواب دیدیدم! یک الف این خواب‌ها با هم فرقی نداشت. خیلی حرف است! 250 نفر خواب ببینند یک الف هم با هم فرق نداشته باشد!

خلاصه؛ که در شب پنجشنبه خواب دیده بودند که جنازه آقا میرزا جواد آقا تبریزی روی تابوت حرکت می‌کند، حضرت سید انبیاء صلی الله علیه و آله و سلم جلوی جنازه حرکت می‌کند!

تاریخ و چگونگی وفات آیت الله ملکی تبریزی

سرانجام خورشید عرفان و مناجات، روز یازدهم ذی‌حجه سال 1343 قمری از دنیا رفت به لقای محبوبش رسید.

چگونگی حضور آن عارف فرهیخته را در ملکوت از زبان فرزانه وارسته، حاج آقا حسین فاطمی آگاه می‌‎‌شویم:

روز پنجشنبه، عید قربان بود. صبح، مسجد جمکران رفتم و قبل از ظهر به منزل برگشتم.

چون وارد شدم خبر دادند که حاج میرزا جواد آقا جویای احوال شما شده‎‌اند. چون از کسالت وی اطلاع داشتم بدون هیچ معطلی به خدمتشان رفتم.

ایشان به حمام رفته، خضاب بسته و پاک و مطهر در بستر نشسته بودند. در ظاهر منتظر اذان بودند اما انتظار بیش از این مقدار بود. چون ظهر فرا رسید در بستر شروع به اذان و اقامه کردند. با گفتن هر جمله‎‌ای بهجت بیشتر و آرامش فراوان‌‎‌تری سراغ او می‌‎‌آمد.

پس از اذان، دعای تکبیرات افتتاحیه را ترنم کردند. سپس دو دست را بالا برده تا تکبیرة‌الاحرام بگویند که گویی درهای آسمان برای ورود او گشوده شد لبهایش حرکت کرد و دستها به لرزش افتاد و با آخرین کلام اولین دیدار حاصل شد؛ «الله اکبر»

مرغ روحش از بدن پاکش به سوی عالم قدس پرواز کرد و به سوی یار و محبوب دیرینه خویش، پر کشید.

مردمان وارسته و رادمردان عرصه تهذیب و اخلاص، پیکر معطر وی را تشییعی باشکوه نمودند و در جوار حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه علیها‌السلام در قبرستان شیخان به خاک سپردند.

... اینک دهها سال است که مرقد آن عارف فرزانه، و مرد ملکوتی در قبرستان شیخان قم، محل زیارت مشتاقان معارف الهی است.

ماجرای یک دیدار در روستای ایرا؛ نصیحت علامه حسن‌زاده آملی به نادر طالب‌زاده


مهندس نوري آقاي طالب‌زاده را معرفي مي‌کند و مي‌گويد که براي حضرت مسيح(ع) سريال ساخته. آقاي طالب‌زاده هم توضيح مي‌دهد که براي ساختش از قرآن و انجيل برنابا استفاده کرده. علامه احسنتي مي‌گويد. مهندس نوري مي‌گويد "قرار است فيلم شما را هم بسازند!" علامه مي‌گويد: "نخير، من آدم خطرناکي هستم. اجازه نمي‌دهم!" حرف مهندس نوري هم شوخي بود.
گروه فرهنگی مشرق - پنجشنبه گذشته فرصتي دست داد تا با نادر طالب‌زاده و جواد رمضان‌نژاد راهي منطقه‌اي شويم که به‌قول آقاي طالب‌زاده آب و هوايش ما را هم عارف و فيلسوف و منجم و رياضي‌دان و فقيه مي‌کند! روستاي ايرا زادگاه استاد علامه آيت‌الله حسن‌زاده آملي است؛ دو هزار و ۱۶۰ متر بالاتر از سطح دريا و دقيقا روبروي جبهه جنوبي دماوند. بين اين روستا و دماوند، دره هراز است.

ايرا را از آن سوي دره هراز -از رينه و آبگرم لاريجان و از فراز ديو سپيد پاي‌دربند- زياد ديده بودم. حالا اولين بار بود که از ايرا، آن سوي دره را مي‌ديدم: رينه و قله دماوند را. سفر، غافلگيرانه بود. از فرصت مسير استفاده مي‌کنم. سؤالاتم را مرور مي‌کنم که اگر شد، بپرسم. سعي مي‌کنم که سؤالاتم به‌اندازه کافي مهم باشد! آنقدر مهم که بشود به‌خاطرش وقت علامه را گرفت. جلوي خانه علامه که مي‌رسيم، دو برادر هم منتظر ما ايستاده‌اند. نامشان يادم نيست. با جواد سلام و عليک مي‌کنند. يکي‌شان گلکار خانه علامه در آمل است.
کنار ورودي خانه، اتاقي هست که از بيرون هم در دارد. آرامگاه همسر علامه است که چند سال پيش مرحوم شده. مردم دِه -خانمها بويژه- منتظر فرصت‌اند که در باز شود و فاتحه‌اي بخوانند.

منتظريم که در خانه به روي ما باز شود. دوربين آورده‌ايم تا اگر اجازه دادند، ببريم. چند دقيقه بعد، مهندس نوري -داماد علامه- در را باز مي‌کند. تا دوربين را مي‌بيند، از همان دور اشاره مي‌کند که نه! داماد ديگر علامه، آقاي دکتر باقر لاريجاني است؛ برادر علي و صادق و محمدجواد لاريجاني و رئيس دانشگاه علوم پزشکي تهران. مهندس نوري خودش را وقف علامه کرده. هم به‌نوعي منشي ايشان است؛ هم راننده و دست آخر داماد! دو سال پيش هم که اولين بار علامه را در مراسم تشييع آيت‌الله بهجت ديده بودم، همين مهندس نوري همراه علامه بود و ايشان را آورده بود.

وارد خانه که مي‌شويم، صفاي خانه ما را مي‌گيرد؛ صفاي معنوي‌اش مانده. به سمت راست خانه هدايت مي‌شويم؛ جايي که علامه دم در ورودي‌اش منتظر ماست. "تابستاني آمده‌ايد! اينجا سرد است." اين، اولين جمله‌اي است که علامه حسن‌زاده آملي بعد از سلام به ما مي‌گويد.

وارد اتاق مي‌شويم. علامه و آقاي طالب‌زاده روي صندلي مي‌نشينند. ما ترجيح مي‌دهيم روي زمين -اما نزديکتر- بنشينيم. از همان لحظه است که صفاي علامه حواس ما را از صفاي بيرون پرت مي‌کند. به ما که دو زانو نشسته‌ايم، مي‌گويد راحت بنشينيد. مي‌گويم راحتيم. مي‌گويد: حرف گوش کن و چهار زانو بنشين! مي‌گوييم چشم.

شوخي‌هاي علامه شروع مي‌شود؛ شوخي‌هايي که اصلا نگذاشت فضاي ديدار جدي شود و نگذاشت سؤالات مهم‌ام(!) را بپرسم؛ شوخي‌هايي که قرار نبود قهقه‌اي بلند کند. اما حتي يک لحظه لبخند را از لب مهمانان برنداشت و از دايره اخلاق هم فراتر نرفت.

مي‌پرسد: "براي پذيرايي چيزي داريم؟" مهندس نوري مي‌گويد: "بله، چاي و ميوه و شيريني." مي‌گويد: "چاي بزرگ بياوريد که زودتر پر شوند!"

از يک‌يکمان مي‌پرسد که از کجا آمده‌ايم و اهل کجاييم. جواد که مي‌گويد اصالتاً بابلي است، علامه مي‌گويد: پس همشهري هستيم. مي‌گويم: آقا، بابلي‌ها و آملي‌ها که از قديم باهم مشکل داشتند! مي‌گويد نه؛ تو ذهنت مشکل دارد که فکر مي‌کني ما باهم مشکل داريم!

مهندس نوري آقاي طالب‌زاده را معرفي مي‌کند و مي‌گويد که براي حضرت مسيح(ع) سريال ساخته. آقاي طالب‌زاده هم توضيح مي‌دهد که براي ساختش از قرآن و انجيل برنابا استفاده کرده. علامه احسنتي مي‌گويد. مهندس نوري مي‌گويد "قرار است فيلم شما را هم بسازند!" علامه مي‌گويد: "نخير، من آدم خطرناکي هستم. اجازه نمي‌دهم!" حرف مهندس نوري هم شوخي بود.

علامه خوشامد مي‌گويد و مي‌پرسد: چي شد که گذارتان به اين طرفها افتاد؟! دامادشان به شوخي مي‌گويد: آقاجون، بيکار بودند! علامه مي‌گويد "نه، اينطور نيست. از بين اينهمه خانه، چي شد که در اين خانه را زديد!؟ حتما بين ما و شما تجانسي هست."

از شغل من و جواد و دو ميهمان ديگر هم مي‌پرسد. رو مي‌کند به حاج‌نادر (به‌قول جواد) و مي‌گويد: "حيف که طلبه نشدي! آدم ناقلايي هستي!" صداي خنده بلند مي‌شود. يکي از جمع مي‌گويد: يعني ناقلاها بايد طلبه شوند!؟ چند دقيقه بعد از من مي‌پرسد: "يک چيزي بگويم، جسارت نيست؟" دلهره ورم مي‌دارد. مي‌گويم "نه، بفرماييد". مي‌گويد: "حيف که طلبه نشدي!" دوباره لبخندي بر لبها مي‌نشيند. نفسي مي‌کشم و مي‌گويم "البته طلبه‌زاده‌ام. پدربزرگم هم روحاني بوده‌اند". متبسم مي‌گويد: "ولي طلبه بودن پدر و پدربزرگت به تو ربطي ندارد". از پدرم مي‌پرسد که کجا هستند. فاميلم را مي‌پرسد و بعدش اسمم را. وقتي مي‌گويم، مي‌گويد: "قدسي فاميل بزرگي است. اما اسمت (ياسر) به بزرگي فاميلت نيست. مثلا محمد خوب بود." مي‌گويم که نام پدرم محمد است.

کمي بعد، با جواد هم همان جمله را تکرار مي‌کند که: "حيف شد طلبه نشدي!"

آقاي طالب‌زاده مي‌گويد: نصيحتي بفرماييد. علامه مي‌گويد: "چه نصيحتي؟ بگويم که عبادت خدا بکنيد و معصيت نکنيد!؟" ياد آيت‌الله بهجت مي‌افتم که هربار ازش نصيحت مي‌خواستند، مي‌گفت: آنچه را که مي‌دانيد، عمل کنيد؛ ندانسته‌ها را ياد مي‌گيريد. هفتمين «هزار و يك كلمه» علامه حسن زاده آملي به بازار آمد.

ميزبان ۸۳ساله هر دو سه دقيقه مي‌گويد: "خيلي لطف کرديد؛ صفا آورديد. از بين اينهمه خانه، در اين خانه را زديد. حتما بين ما قرابتي هست." از پيري‌اش مي‌گويد. و آن جمله حکيمانه را بازگو مي‌کند که: "در جواني فکر مي‌کردم شير اگر پير هم بود، شير است. وقتي پير شدم، فهميدم پير اگر شير هم بود، پير است!" نصيحت مي‌کند که قدر جواني را بدانيم.

مرتب، ميوه و شيريني تعارفمان مي‌کند. به من که سيب را با چاقو بريده‌ام، مي‌گويد: "مگر دندان نداري که سيب را گاز نمي‌زني!؟" دوباره و دوباره مي‌گويد که باز هم ميوه و شيريني ميل کنيد. اشاره مي‌کند که ديس سيب را به سمتش ببريم. چند سيب بر مي‌دارد و به ما مي‌دهد. يکي از حاضران از علامه مي‌خواهد که به سيبها دعايي بخوانند تا براي خانم حامله‌اي ببرد. علامه مي‌پرسد: کي هست ايشان؟ مي‌گويد خانمم. علامه مي‌گويد: "پس چرا مي‌گويي خانم حامله‌اي!؟ بگو خانمم." جمع، سيبها را برمي‌گردانند تا به همه‌اش دعا بخوانند. علامه ديس سيب را مي‌گيرد و شروع مي‌کند خواندن و تکرار کردن. به‌نظرم مي‌گفت: "بسم‌الله رب". تمام که شد، به همه سيبها فوت کرد و داد دستمان. به بعضي‌ها دو تا رسيد. بعد مي‌گويد: به عدد حروف بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم اگر بسم‌الله بخوانيد و فوت کنيد، خوب است.

در بين، دو سه بار هم جملاتي مي‌گويد که از خودمان خوشمان مي‌آيد. مي‌گوييم: "ان شاء الله، الحمد لله". با خودم مي‌گويم: "يعني باور کنم؟" علامه مي‌گويد: "من اهل تملق نيستم".

دو بار به من اشاره مي‌کند و مي‌گويد: "سرت را بيار نزديک". با خوف و رجا سرم را پيش مي‌برم. "آيا سرّي را با من در ميان خواهد گذاشت؟ يا قرار است تذکري اخلاقي به خودم بدهد؟" اينها توي کمتر از يک ثانيه از ذهنم گذشت. سرم را که نزديک مي‌برم، خودکارم را از جيب پيراهنم بر مي‌دارد و به خودم بر مي‌گرداند! مي‌گويد: "اين، هديه من به شما!" صداي خنده جمع بلند مي‌شود به شوخي آيت‌الله.

وقتي صحبت از رفع زحمت مي‌شود، مي‌گويد: "نخير، زحمت نيست. اگر هم خواستيد بمانيد، پايين، رستوران هست. مي‌گوييم غذا بياورند. البته هر کسي دُنگ خودش را مي‌دهد!" وقتي بلند مي‌شويم، او هم بلند مي‌شود که ما را بدرقه کند. خواهش مي‌کنيم که زحمت نکشد. مي‌گويد: "مي‌خواهم مطمئن شوم که مي‌رويد!" به‌اندازه استحباب، تا روي ايوان مي‌آيد.


از خانه که بيرون مي‌آييم، تجمع خانمهاي روستا را جلوي در مي‌بينيم که منتظرند در آرامگاه همسر علامه باز شود و بروند فاتحه بخوانند.

از ايرا که به‌سمت جاده و دره هراز سرازير مي‌شويم، داريم فضاي ديدار و صحبتها و شوخي‌هاي علامه را تفسير مي‌کنيم؛ مخصوصا آن جملاتي را که خوشمان آمده بود! يکي‌مان مي‌گويد: "يعني علامه اينها را از روي علم مي‌گفت يا از روي تعارف؟" يکي مي‌گويد: "خودش گفت که اهل تملق نيست." جواد تعريف مي‌کند يکي از مسئولين که ريش انبوهي دارد، چندي قبل، پيش علامه آمده بود. علامه ريشش را گرفته بود و پرسيده بود: "علمت هم به‌اندازه ريشت هست!؟" با همه اينها مي‌دانستيم که آن يکي دو جمله تملق نيست؛ اما همه حقيقت هم نيست؛ شايد يک خوش‌بيني مؤمنانه است.

با خودم فکر مي‌کنم چگونه مي‌شود کسي ساعتي لبخند بر لبان ديگران بنشاند؛ بدون آنکه يک نفر برنجد يا يک کلمه زشت توي حرفها باشد.کمتر از نيم ساعت بعد، به پيشنهاد من، از آن سوي دره سر درآورديم؛ از رينه و آبگرم لاريجان. حالا از وراي مادّيت به ايرا نگاه مي‌کرديم!

 وبلاگ شقایق‌های وحشی

ویژه نامه طلایه دار استقلال- یادمان آیت الله کاشانی




 

مقالات ویژه نامه
اندیشه و کارنامه مبارزاتی آیت الله کاشانی...

اندیشه و کارنامه مبارزاتی آیت الله کاشانی حضور محترم حضرت مستطاب حجه الاسلام و المسلمین آقای آیت الله کاشانی دامت برکاته بسم الله الرحمن الرحیم به عرض عالی می رساند، ...

مجاهدات آیت الله کاشانی ...

مجاهدات آیت الله کاشانیآنچه در پی می آید، مقاله ای است که در خردادماه 1341 به نیت بزرگداشت و خاطره مرحوم آیت الله کاشانی و پس از رحلت ایشان، توسط آیت الله اکبر هاشمی ...

آیت الله کاشانی، زمینه ساز انقلاب اسلامی

آیت الله کاشانی، زمینه ساز انقلاب اسلامی من معتقدم که انقلاب اسلامی پدیده ای است که ریشه در اعماق تاریخ شیعه دارد و به مرور زمان وبا مجاهدات علمای مبارز به تکامل رسیده...

خاطرات شنیدنی از دیدار با آیت الله کاشانی

خاطرات شنیدنی از دیدار با آیت الله کاشانیپس از کودتای 28 مرداد 32 بود که به علت فوت پدرم، آیت الله سیدمرتضی خسروشاهی، برای ادامه تحصیل به قم آمدم. هنوز دروس سطح...

سیری در مناسبات سیاسی آیت الله کاشانی

سیری در مناسبات سیاسی آیت الله کاشانی در مجلس دوره شانزدهم که انتخابات آن در فضایی نسبتا آزاد انجام شد، چند تن از نمایندگان واقعی مردم توانستند به مجلس راه بیابند که در راس آنان آیت الله کاشانی ...

جلوه هائی از سلوک اخلاقی آیت الله کاشانی(1)

جلوه هائی از سلوک اخلاقی آیت الله کاشانی(1)هنوز بسیار خردسال بود که جان و دلش با مهر آن روحانی مهربان و شجاع آشنا شد. هنوز کلمات اذان و آیات قرآن را نمی توانست با درستی ادا کند...

آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام (1)

آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام (1)دقت و نکته بینی محمد مهدی عبدخدائی هنگامی که با نگاه بی طرفانه او در هم می آمیزد، تصویری کارآمد و محققانه را درباره وقایع تاریخی در اختیار مخاطب قرار می دهد...

آیت الله کاشانی و روحانیت (1)

آیت الله کاشانی و روحانیت (1) بی تردید نقش آیت الله کاشانی در ارتقای بینش سیاسی روحانیت وقت، از فصول برجسته و در خور بررسی در تاریخچه زندگی اوست...

مجاهدتی به گستره سه ربع قرن(1)

مجاهدتی به گستره سه ربع قرن(1)مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم مصطفوی کاشانی، فرزند سید مصطفی کاشانی، از مراجع تقلید عتبات و از خاندانی شریف و روحانی بود و نسبش با چند واسطه ...

آیت الله کاشانی و رویداد خلع ید(1) ...

آیت الله کاشانی و رویداد خلع ید(1)مظلومیت آیت الله کاشانی در سالهای قبل و بعد از پیروزی انقلاب وعدم اهتمام دستگاههای فرهنگی کشور به بازشناسی و معرفی این شخصیت بزرگ به عموم، ...

 
پیامک

نقش آیت الله کاشانی در ملی شدن نفت

 
 
صوت و فیام

افکار مترقی آیت الله کاشانی

نقش آیت الله کاشانی در ملی شدن نفت

 
 
بانک مقالات
   
  آیت الله کاشانی از عراق تا ایران(1)
   
  آیت الله کاشانی از 30 تیر تا 28 مرداد(1) ‌شناسی شیوه‌های ترویج فرهنگ ایثار و شهادت
   
  آیت الله کاشانی و رویداد 28 مرداد(1)
   
  ناگفته هایی از سلوک سیاسی آیت الله کاشانی(1)

آیت الله کاشانی و روحانیت (2)

مجاهدتی به گستره سه ربع قرن(2)

آیت الله کاشانی و رویداد خلع ید(2)

ناگفته هایی از سلوک سیاسی آیت الله کاشانی(2)

ناگفته هایی از سلوک سیاسی آیت الله کاشانی(3)

ناگفته هایی از سلوک سیاسی آیت الله کاشانی(4)

ناگفته هایی از سلوک سیاسی آیت الله کاشانی(5)

ناگفته هایی از حیات سیاسی آیت الله کاشانی

آیت الله کاشانی از عراق تا ایران(2)

آیت الله کاشانی از عراق تا ایران(3)

آیت الله کاشانی از 30 تیر تا 28 مرداد(2)

آیت الله کاشانی از 30 تیر تا 28 مرداد(3)

خاطراتی از آیت الله کاشانی (1)

خاطراتی از آیت الله کاشانی (2)

خاطراتی از آیت الله کاشانی (3)

آیت الله کاشانی و رویداد 28 مرداد(2)

آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام (2)

آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام (3)

جلوه هائی از سلوک اخلاقی آیت الله کاشانی(2)

بیانات پیرامون ملی شدن نفت

 
 
 

شکار تانک در ماه رمضان+نقشه

حجم بالای تانک و نفربرهای دشمن متجاوز که در این عملیات منهدم شدند (حدود 1100 دستگاه) و تصرق قرارگاه «تیپ 10 زرهی عراق»باعث شد که از آن با عنوان «عملیات شکارتانک» یاد شود.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، پس از پایان پیروزمندانه ی عملیات «الی بیت المقدس» و آزادسازی «خرمشهر» ، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، استراتژی «تعقیب و تنبیه متجاوز» را در پیش گرفتند. عملیات «رمضان» با هدف تحقق این استراتژی طراحی و اجرا شد. عبور از مرز و داخل شدن در خاک عراق، تامین منابع جدید و تبیین روش های نوینی را می طلبید در حالی که «عملیات رمضان» با همان مقدورات و روش های گذشته طراحی شد که برای ماشین جنگی صدام، شناخته شده بود. هدف نهایی از اجرای این عملیات، آزادسازی «بصره» به عنوان شاهرگ حیاتی جنوب عراق و یا حداقل حضور در ساحل شرقی «شط العرب» و تسلط  جاده های منتهی از شمال عراق به «بصره» بود که موجب جدا شدن جنوب عراق (به عنوان کانون حضور شیعیان) از شمال آن می گردید و با فرض تحقق چنین  هدفی، پایان پیروزمندانه ی جنگ، بسیار محتمل و نزدیک به نظر می رسید.
از هفت ماه پیش از آغاز «عملیات رمضان»، اخباری از داخل عراق می رسید مبنی بر تشکیل خطوط پدافندی مستحکم در مناطق استراتژیک، اما در عین حال، اطلاعاتِ به دست آمده از عمق دشمن، کم تر به دست می آمد. زیرا ایران از اطلاعات ماهواره ای به کلی محروم بود و عکس برداری هوایی با امکاناتی که در اختیار سپاه و ارتش بود، نیازهای عملیاتی را تامین نمی کرد. تنها اطلاعات خودی، با شناسایی از نزدیک و به وسیله ی نیروی انسانی به دست می آمد که شناخت کافی از آرایش و استحکامات نیروهای دشمن را به دست نمی داد. در حالی که تغییر آرایش نیروهای بعثی و روش های جدید دفاعی آن ها، حکایت از استراتژی جدید ارتش عراق می کرد که نبود شناخت کافی از این وضعیت تازه ، آثار نامطلوبی بر عملکرد خودی گذاشت.
«عملیات رمضان» با طراحی و فرماندهی مشترک سپاه و ارتش، در چهار محور و در پنج مرحله اجرا شد. گرچه رزمندگان، در خیز ابتدایی، خطوط دفاعی دشمن را در هم شکستند اما به زودی نداشتن شناخت دقیق از وضعیت و استحکامات جدید نیروهای بعثی، به اختلال در اجرای عملیات منجر شد. یگان های تحت امر «قرارگاه فتح»(تیپ 25 کربا، تیپ14 امام حسین(ع)، تیپ 8 نجف اشرف، تیپ27 محمد رسول الله(ص))  توانستند با نفوذ به عمق خاک عراق، تا نهر «کتیبان» پیش بروند و به «قرارگاه فرماندهی تاکتیکی تیپ 10 زرهی عراق» ، دست یابند (و منطقه ای به وسعت 250 کیلومتر مربع را از وجود بعثیان پاک نمایند) اما ، نیروهای پیش تاز که از جناح چپ، با اتکا به «کانال پرورش ماهی» وضعیت قابل دفاعی داشتند، از جناح راست، در برابر هجوم یگان های زرهی عراق آسیب پذیر بودند. قرارگاه های مجاور نیز که با تسلیح زمین و موانع پیچیده ی عراق رو به رو شده بودند، نتوانستند جناح راستِ یگان های «قرارگاه فتح» را تامین کنند. لذا یگان های تحت امر «قرارگاه فتح»، راهی برای تثبیت پیشروی های وسیع خود در عمق خاک عراق نداشتند و با هدف جلوگیری از دور خوردن و محاصره شدن توسط  ارتش بعث، اقدام به عقب نسینی نمودند و تنها محدوده ی «پاسگاهِ مرزی زید» در تصرف قوای اسلام باقی ماند. در عین حال، دشمن بعثی، در جریان «عملیات رمضان» متحمل خسارات سنگینی شد که انهدام کامل «لشکر9 زرهی از سپاه سوم عراق» از آن جمله بود. حجم بالای تانک و نفربرهای عراقی که در این عملیات منهدم شدند (حدود 1100 دستگاه) باعث شد که از آن با عنوان« عملیات شکارتانک» یاد شود.

نام عملیات: رمضان
 زمان: سه شنبه 22 تیر  تا پنجشنبه 7 مرداد  1361 شمسی
رمز عملیات: یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی
نوع تک: گسترده
فرماندهی: مشترک
سازمان: مشترک
تلفات وارده بر عراق: 6400 کشته و زخمی - 1315 اسیر

نقشه را پس از ذخیره با کیفیت مناسب مشاهده نمایید

نقشه ی عملیات رمضان


راهنمای گویاسازی نقشه
پس از ذخیره کردن استفاده شود

گلچيني از بيانات فرمانده كل قوا در مورد قطعنامه ي 598




كاسه ي شهد و شيريني به جاي جام زهر...

نويد شاهد: هر كسي در اين ايام، اظهارات مخالفان ما را در دنيا گوش كرده يا خوانده باشد، مي فهمد كه دشمنان نظام ما، چه طور از عزت امروز جمهوري اسلامي، از ته دل ناراحتند. پيروزي ملت ايران، به كام اينها تلخ آمد. خداي متعال، همه ي كارها را با حساب انجام مي دهد

به گزارش نويد شاهد به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيدعلي خامنه اي (مد ظله العالي) - مؤسسه پژوهشي فرهنگي انقلاب اسلامي ،گلچين بيانات فرمانده كل قوا در مورد قطعنامه ي 598 به مناسبت سالگرد پذيرش آن بدين شرح آمده است:

هر كسي در اين ايام، اظهارات مخالفان ما را در دنيا گوش كرده يا خوانده باشد، مي فهمد كه دشمنان نظام ما، چه طور از عزت امروز جمهوري اسلامي، از ته دل ناراحتند. پيروزي ملت ايران، به كام اينها تلخ آمد. خداي متعال، همه ي كارها را با حساب انجام مي دهد. يك روز بنده ي صالح خدا، آن انسان بزرگ و مخلص كه هيچ چيز را براي خودش نمي خواست و همه ي كارها را براي خدا مي كرد و همه چيز را براي او مي خواست، در قضيه ي قطعنامه گفت: كاسه ي زهر را نوشيدم. اين تلخي را او تحمل كرد؛ ولي خداي متعال به آن بنده ي صالح عوض داد و هنوز دو سال و اندي نگذشته كاسه ي شهد و شيريني پيروزي را به ملتش چشاند و كامشان را شيرين كرد. آن فداكاري، اين ثمره را داشت. «اللهم ما بنا من نعمة فمنك لا اله الا انت». همه چيز متعلق به او و به اراده ي اوست.
سخنراني در ديدار با گروه كثيري از آزادگان و اقشار مختلف مردم، در اولين روز از هفته ي وحدت 11/07/1369

خصوصيت ملي مردم ايران
ما در جنگ فهميديم كه ملت ما يك فرصت فوق العاده دارد؛ يك فرصت ملي و آن اين است كه مردم احساس مسؤوليت دارند. مردم ايران اين گونه اند. شايد همه ي مردم دنيا اين طور نباشند. بعد از قضيه ي قبول قطعنامه، كه دشمن فرصت طلبي مي كرد و مي خواست از موقعيت سوء استفاده كند، ناگهان شما ديديد آن چنان جبهه ها پر شد كه در طول جنگ، كمتر سابقه داشت، يا هيچ سابقه نداشت. بعد از قطعنامه، اين گونه شد. قطعنامه را كه قبول كرديم، عراق حمله كرد. مردم ديدند دشمن نارو مي زند و فرصت طلبي مي كند. ناگهان، همه احساس مسؤوليت كردند. نگفتند: «ديگر كار از كار گذشته است. مي خواستند قبول نكنند! چرا امام قبول كرد؟!» مي توانستند اين گونه بگويند؛ اما نگفتند. اين، يك خصوصيت ملي است و ما اين را در جنگ مي فهميم؛ كمااين كه در انقلاب مي فهميم و در ديگر قضاياي بزرگ مي فهميم. هيچ صحنه اي مثل صحنه ي جنگ، براي گزارش خصوصيات يك ملت و همه ي چيزهايي كه در گزاره ي تاريخي مورد نظر است، مناسب نيست.
بيانات در ديدار مسؤولان برگزاركننده «هفته ي دفاع مقدس» 29/06/1372
http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1388/13880424204777b9a.jpg

پذيرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود
قطعنامه را هم كه امام قبول كرد، به خاطر اين فشارها نبود. قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشكلاتي بود كه مسؤولين آن روزِ امورِ اقتصادي كشورْ مقابلِ رويِ او گذاشتند و نشان دادند كه كشور نمي كِشد و نمي تواند جنگ را با اين همه هزينه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذيرفت. پذيرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهديد امريكا نبود؛ به خاطر اين نبود كه امريكا ممكن است در امر جنگ دخالت كند. چون امريكا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت مي كرد. وانگهي؛ اگر همه ي دنيا در امر جنگ دخالت مي كردند، امام رضوان اللَّه عليه، كسي نبود كه رو برگرداند. بر نمي گشت! آن، يك مسأله ي داخلي بود؛ مسأله ي ديگري بود.

در تمام عمر ده ساله ي حيات مبارك امام رضوان اللَّه تعالي عليه، پس از پيروزي انقلاب، يك لحظه اتّفاق نيفتاد كه او به خاطر سنگينيِ بارِ تهديدِ دشمن، در هر بُعدي از ابعاد، دچار ترديد شود. اين، يعني همان برخورداري از روحيه ي حسيني.

جنگ، تلفات دارد. جان يك انسان، براي امام خيلي عزيز بود. امام بزرگوار، گاهي براي انساني كه رنج مي بُرد، اشك مي ريخت و يا در چشمانش اشك جمع مي شد! ما بارها اين حالت را در امام مشاهده كرده بوديم. انساني رحيم و عطوف، داراي دلي سرشار از محبّت و انسانيت بود. اما همين دل سرشار از محبّت، در مقابل تهديد شهرها به بمباران هوايي، پايش نلرزيد و نلغزيد. از راهْ برنگشت و عقب نشيني نكرد. همه ي دشمنان انقلاب در طول اين ده سال، فهميدند و تجربه كردند كه امام را نمي شود ترساند. اين، نعمت بسيار بزرگي است كه دشمن احساس كند عنصري چون امام، با ترس و تهديد از ميدان خارج نمي شود. امام، با منش و شخصيت درخشان خود، كاري كرد كه همه در دنيا، اين نكته را فهميدند. فهميدند كه اين مرد را از ميدان نمي شود خارج كرد؛ تهديد نمي شود كرد؛ با فشار و با تهديدهاي عملي هم نمي شود او را از راه خود منصرف كرد. لذا مجبور شدند خودشان را با انقلاب تطبيق دهند.
بيانات در اجتماع پرشكوه زائران مرقد امام خميني(ره) 14/03/1375

خانواده هاي شهدا، از مهمترين ابزارهاي الهي براي استمرار جهاد ملت ايران بودند
حتما خوانده ايد كه اميرالمؤمنين يا خود پيغمبر در مراحل اعزام نيرو به جبهه ها، چه كشيدند! قرآن مي گويد: «يقولون ان بيوتنا عورة و ماهي بعورة ان يريدون الا فرارا»؛ به آنان مي گويي عازم جبهه ي نبرد شويد، اما هر كدامشان بهانه اي مي آورند. مي گويند: «خانه مان خراب است. گرفتاري داريم. فصل تابستان است و هنگام چيدن خرما و برداشت محصول. كار و كسبمان كساد مي شود.» نفس پيغمبر بود، اما نمي توانست آنان را به جبهه بكشاند! بعد از جريان قطعنامه كه مجددا عراق حمله كرد و حضرت امام پيام دادند و بنده هم چيزي نوشتم، به منطقه رفتم. در آن فصل از سال ديدم سراسر كوه و دشت و بيابان، پوشيده از مردم است. آيا اينها كار نداشتند؟ كشاورزي نداشتند؟ بيوتشان «عوره» نبود؟ عجيب است! اين چه حركت و چه قدرتي بود؟ البته جز قدرت خدا هيچ چيز ديگر نبود و عاملش هم امثال شما بوديد. مي خواهم اين را عرض كنم كه پدران و مادران شهدا، از مهمترين ابزارهاي الهي بودند براي اين كه جهاد استمرار پيدا كند؛ براي اين كه ملت شكست نخورد؛ براي اين كه انقلاب در قمار جهاني نبازد و در اين مقابله ي جهاني نتوانند آن را از ميدان خارج كنند. شما بزرگترين ابزار بوديد. نفس امام در شما، در ملت و در جوانان اثر كرد.
بيانات در ديدار با خانواده هاي شهداي مشهد 25/01/1371

دليل رد قطعنامه ي اول
جنگ را چه كسي به وجود آورد؟ نمي شود گفت جنگ را فقط عراق به وجود آورد. همه ي قراين از اول كار نشان مي داد كه استكبار پشت سر عراق است؛ او را كمك نظامي كردند؛ از لحاظ تبليغاتي به او كمك كردند و شوراي امنيت را در خدمت متجاوز قرار دادند. با اين كه جنگ به اين اهميت در اين نقطه ي حساس واقع شده بود، اما روزهايي گذشت كه سازمان ملل در آن روزها، هيچ عكس العملي نشان نداد؛ اين عادي نيست. در حمله ي عراق به كويت، بعد از چند ساعت شوراي امنيت موضعگيري كرد؛ اما در حمله ي عراق به ايران، تا وقتي كه تانكهاي عراقي پيشروي مي كردند، شوراي امنيت ساكت و تماشاچي نشست؛ بعد از آن كه هزاران كيلومتر را تصرف كرده بودند، شوراي امنيت يك كلمه حرف زد، كه آن هم تقبيح تجاوز نبود؛ عراق را ملامت نكرد كه چرا تجاوز كرده و جنگ را شروع كرده است؛ به دو طرف گفت كه حالا بياييد دست از جنگ بكشيد و آتش بس كنيد! يعني درحقيقت، تثبيت عراق در اراضي اشغالي ما. البته ما قبول نكرديم و آن قطعنامه را رد كرديم.
خطبه هاي نماز جمعه ي تهران 05/07/1370

تكليف و مصلحت اسلام اين است
مي بينيد آنچه كه امام مي كند در دلهاي جا باز مي كند اين مردمي كه هشت سال گفته بودند جنگ جنگ، امام عزيزمان آن وقتي كه مصلحت دانست قطعنامه را قبول كرد گفت نه آتش بس، ملاحظه نكرد كه حالا من هفته ي قبل يا ده روز قبل يا يك ماه قبل، خود من چي گفتم نه تكليف اين است مصلحت اسلام اين است، كي چه خواهد گفت براي امام مطرح نيست و چون براي خدا كار مي كند خدا هم براي او همه ي مقدمات را فراهم مي آورد، «من كان لله كان الله له» دلهاي مردم مجذوب سخن امام مي شود همان مردمي كه تا ديروز شعار مي دادند به جنگ جنگ آنچنان صداقت و صراحت و خلوص امام در دلهاي آنها كارگر مي شود كه آنها بر مي گردند راهپيمايي مي كنند شعار مي دهند كه نخير امروز بايد آتش بس باشد؛ اين نشانه ي خلوص است.
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه تهران 11/01/1368
قبول قطعنامه ي 598، توطئه ي وسيع دشمن را بار ديگر با هدايت الهي به خود او برگرداند
اين قطعنامه كه زير فشار سهمگين رزمندگان اسلام بر پيكر دشمن صادر شد، سندي است كه شعار دفاع مقدس ما در آن تأمين گرديده بود و اجراي كامل آن، دشمن را به شكست قطعي مي رسانيد و لذا هرگز جمهوري اسلامي آن را رد نكرد. آنچه براي ايران اسلامي مطرح و موجب عدم شتاب در قبول آن مي شد، اصرار بر تنبيه متجاوز به قدر كافي در ميدانهاي نبرد و نيز بي اعتمادي در اجراي ميثاقهاي بين المللي توسط قدرتهاي بزرگ بود.

از صدور قطعنامه تا قبول رسمي آن از سوي جمهوري اسلامي، دنيا شاهد سنگينترين ضربات نيروهاي اسلام بر دشمن و فتوحات بزرگ رزمندگان ما بر دشمن در جبهه هاي جنگ از سويي و فشارهاي همه جانبه از سوي حاميان رژيم عراق عليه ايران اسلامي از سوي ديگر بود. حصر اقتصادي، حمله به تأسيسات ما در خليج فارس و تمركز بي سابقه ي نيروهاي نظامي امريكا و ناتو در اطراف مرزهاي آبي و هوايي و حتّي تجاوز به آنها، بخشي از اين فشارها بود؛ به طوري كه تقريباً هيچ فشار ممكن باقي نماند، مگر آن كه بر ملت ايران وارد شد و رژيم امريكا تقريباً به طور مستقيم وارد صحنه شد. تهديدها، بمبارانهاي وسيع شيميايي و جنايت حمله به شهرها و هواپيماي مسافربري و كشتي غيرنظامي و اثبات اين كه استكبار در حمايت از عراق آمادگي براي دست يازيدن به هر جنايتي دارد، بخشي از حوادث اين دوران است و جا دارد در موقع مقتضي، اين حقايق هشداردهنده براي ملت ايران شكافته و بر ملا گردد.

قبول قطعنامه ي 598 از سوي جمهوري اسلامي و رهبر عظيم الشّأن فقيد آن، توطئه ي وسيع دشمن را بار ديگر با هدايت الهي به خود او برگرداند و دشمن را كه تحت شعار صلح طلبي، به هر جنايتي دست مي زد، خلع شعار كرد. شايد مشيت الهي بر اين بود كه با قبول قطعنامه، حقانيت جمهوري اسلامي بيش از پيش در جهان آشكار شود و ملت ايران به هدفهاي اساسي خود در سطح بين المللي نزديكتر گردد.

با اين ابتكار جمهوري اسلامي، دشمن در دو راهي شكست قرار گرفت: اگر اجرا شود، ايران اسلامي به خواسته هاي خود رسيده است و اگر اجرا نشود، داعيه ي هميشگي جمهوري اسلامي مبني بر لزوم قطع ريشه ي تجاوز و رابطه ي ميان تجاوزِ عراق و حاكميت سلطه در جهان و اين كه رژيم عراق در ادعاي صلح طلبي صداقت نداشته است، به اثبات مي رسد و بي اعتمادي به قرارهاي ساخته ي قدرتها كه جمهوري اسلامي همواره مدعي آن بوده است، در ميان ملتها رايج خواهد شد و آنها را بر تكيه ي فقط به نيروي خويش، تشويق خواهد كرد.

حكام سبكسر عراق كه در طول جنگ عملاً نشان داده اند از تشخيص مصالح عاجزند، اين بار نيز زيانبارترين راه را گزيدند؛ يعني ابتدا با حمله به ايران و نديده گرفتن شعارهاي خود در قبول قطعنامه، بي اعتباري سخن و عمل خود را به ديرباورترين اشخاص هم ثابت كردند و البته وقتي با حضور بي نظير رزمندگان در جبهه، مجبور به عقب نشيني در بخش عظيمي از مرزها شدند، يك بار ديگر آزموده را آزمودند. با تعلل در اجراي قطعنامه، باز هم اقدامي ديگر در جهت عكس منافع سياسي و اقتصادي و نظامي و حيثيتي خود انجام دادند و جهالت و آزمندي خود را به اثبات رساندند.

نگهداشتن بخشي از اراضي ايران اسلامي كه عمدتاً دزدانه و پس از آتش بس تصرف شده، به قيمت تعطيل قطعنامه يي كه مدتها دم از اجراي آن مي زده اند، جز نكبت و پشيماني، چيزي براي آنها به ارمغان نخواهد آورد و اين حيله ي شيطاني نيز به خود آنان بر خواهد گشت: «ولايحيق المكر السّيئي الّا باهله». آنان دير يا زود، مجبور به تخليه ي اين اراضي خواهند شد و همه مي دانند كه ايران انقلابي، حضور متجاوز غاصب پليد را در مرزهاي خود، زمان درازي تحمل نخواهد كرد و به طور حتم خسارتي كه در اين مرحله نصيب متجاوز و منطقه خواهد شد، مانند گذشته خسارتي سنگين خواهد بود. اگر يك سال پيش، صدام به اجراي قطعنامه تن داده بود، اينك اسرا برگشته، اروند لايروبي شده و صلح مستقر گرديده و پيشرفت بازسازيها چشمگير بود. آنچه از تعلل رژيم عراق در عمل به قطعنامه، تا كنون بر دو كشور وارد شده، و آنچه از اين پس وارد شود، مسؤوليتش بر دوش رژيم عراق و شخص صدام است.
پيام به مناسبت نهمين سالگرد جنگ تحميلي 30/06/1368

سیده بطحا - ویژه نامه وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها


مقالات ویژه نامه
فرزانه ی قریش (1)

فرزانه ی قریش (1) وقت است که سکوت فرو شکنیم و لب باز گشاییم به ناگفته های خدیجه ی کبری، بانوی بطحا، همسر و همدوش پیامبر(ص)؛ بزرگ بانویی که در آینه ی ...

ویژگی های معنوی حضرت خدیجه (سلام الله علیها)(1)

ویژگی های معنوی حضرت خدیجه (سلام الله علیها)(1)همه ما در زندگی نیازمند به داشتن الگوی مناسب هستیم تا در سایه عمل کردن به تعالیم آن الگو زندگی موفقی داشته باشیم، یکی از زنان نمونه

ویژگی های شخصیتی حضرت خدیجه (س) (1)

ویژگی های شخصیتی حضرت خدیجه (س) (1)یکی از برترین زنان با شخصیت در جهان اسلام حضرت خدیجه (سلام الله علیها) هستند، بر آن شدیم هر چند مختصر برخی از این ویژگی‌های شخصیتی....

مقام بلند برای بانویی بزرگ

مقام بلند برای بانویی بزرگابوسعید خدری می گوید: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: وقتی که در شب معراج، جبرئیل مرا به سوی آسمان ها برد و سیر داد،...

خدیجه (س) در قرآن

خدیجه (س) در قرآندر این مقاله به آیاتی از قرآن پرداخته می شود که از نگاه احادیث و مفسران در باره حضرت نازل شده و یا در ارتباط با ایشان می باشند . خدیجه پاک و برگزیده...

پیامک های وفات حضرت خدیجه علیها السلام

پیامک های وفات حضرت خدیجه علیها السلامسلام ما به تو باداى خدیجه کبرى نخست همسر خوش طینت رسول خدا هزار رحمت حق بر راوان پاک تو باد درود ما به تو باد، به جنت الماوى وفات حضرت خدیجه (س) تسلیت باد...

خدیجه (س) در تاریخ

خدیجه (س) در تاریخدر کلامی از نخستین امام , علی بن ابی طالب صلوات الله علیه در تبین جایگاه و رابطه ی ویژه حضرت , با رسول الله صلوات الله علیه , چنین می خوانیم : ...

حضرت خدیجه ؛ مادر ام ابیها

حضرت خدیجه ؛ مادر ام ابیهاخدیجه این بانوى آگاه و پاک‏سرشت، و این دلباخته‏ى فضیلت و معنویت، که اعتقاد به حق و حقیقت و تمایل به فضایل و کمالات، از خصایص ذاتى او بود،...

فرشته ای در کنار پیامبر

فرشته ای در کنار پیامبرهر ایده و مکتبی برای گسترش فکر خود از ابزارهای گوناگونی استفاده می کند . در میان این ابزارها نیروی انسانی نقش عمده ای بر عهده دارد،...

نگاهى به آموزه‏هاى تربیتى در زندگى حضرت خدیجه علیها السلام

نگاهى به آموزه‏هاى تربیتى در زندگى حضرت خدیجه علیها السلامحضرت خدیجه همسر گرامى رسول اکرم صلى الله علیه و آله، 68 سال پیش از هجرت نبوى صلى الله علیه و آله در شهر مکه به دنیا آمد ...

 
بانک پرسش و پاسخ
 
  پرسمان ویژه حضرت خدیجه علیها السلام- وفات حضرت خدیجه(سلام الله علیها )
 
 
 
بانک صوت و فیلم

روضه ی حضرت خدیجه علیهاالسلام

روضه حضرت خدیجه علیها السلام 1

روضه حضرت خدیجه علیها السلام 2

ازدواج با خدیجه

پیامبر و فوت خدیجه

 
 
 
کارت پستال
 
  وفات حضرت خدیجه...
 
  وفات حضرت خدیجه...
 
 
 
تلفن همراه

روضه حضرت خدیجه

روضه حضرت خدیجه2

 
 
بانک مقالات
   

سیمای حضرت خدیجه سلام الله علیها

پاسخ به یک شبهه

این گونه بود خدیجه (س)

... و کجاست مثل خدیجه

فرزانه ی قریش (2)

درگذشت حضرت خدیجه علیها‏السلام

خدیجه طاهره ، به روایتی دیگر

فضائل خدیجه علیها السلام

مقام حضرت خدیجه در پیشگاه خدا و رسول اکرم (صلی الله علیه واله)

شمه‏ اى از فضایل حضرت خدیجه سلام الله علیها

اولین شیعه علی (علیه السلام)

ویژگی های شخصیتی حضرت خدیجه (س) (2)

بر کرانه فضائل خدیجه علیهاالسلام

سیری در سیره حضرت خدیجه (سلام الله علیها)(2)

بانوی نمونه تاریخ

"همسر خوش طینت"

 
 
   

جام زهر - ویژه نامه پذیرش قطعنامه 598



 

مقالات ویژه نامه
 
 

رویکرد حقوقی جنگ و علل پذیرش قطعنامه 598 (1) هدف عمده ایران از سلسله عملیات برون‌مرزی، اعتراف دولت‌ها و مجامع جهانی به قدرت مادی و معنوی ایران، و تصمیمی عادلانه از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد ...

 
 

نقش نخبگان در پذیرش قطعنامه 598برای بررسی این موضوع با نگاه جامعه شناسی سیاسی فرهنگی، باید به زمینه ای که در آن این واقعه رخ داده است، توجه کرد و بر اساس مبانی و ویژگی های فرهنگی محیط پیرامونی...

 
 

موقعیت بین‌المللی پایان جنگ ایران و عراق با آغاز دهه هشتاد، ارکان و عناصر نظام دو قطبی با تشدید دو عامل تحول ساختاری در سیستم بین‌الملی و افول قدرت دو بازیگر اصلی آن - ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی...

 
 

آتش بس در جنگ تحمیلی از ساعت 30/6 صبح روز دوشنبه 29 مرداد 1367 (بیستم اوت 1988) به درخواست «خاویر پرز دکوئه‌یار» دبیرکل وقت سازمان ملل متحد در تمام طول مرزهای دو کشور عراق...

 
 

نامه‌های متقابل - اسناد افتخار (1)با پیشنهاد شما در مورد مبنا قرار دادن عهدنامه 1975 موافقت می‌شود... ما عقب‌نشینی خود را از روز جمعه هفدهم اوت 1990 آغاز و نیروهای خود را از مناطق رویاروی شمال...

 
 

هشت سال دفاع مقدس؛ از آغاز تجاوز تا پذیرش قطعنامه عراق از همان ابتدای پیروزی انقلاب،‌ سازماندهی و آموزش کلیه اقدامهای مقدماتی را برای شروع یک تهاجم، آغاز و تمهیدات لازم برای ورود به خاک ایران و ...

 
 

حمله پس از قطعنامه روزهای آخر جنگ، دشمنان خارجی، عراق را بسیار تجهیز کرده بودند؛ سلاح های شیمیایی، مدرن ترین مهمات و کمک های مالی بسیار ، باعث شده بود که فشار ....

 
 

دفع تجاوز (1) هجوم سراسری ارتش رژیم عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران و اشغال مناطق مرزی و تثبیت مواضع و تغییر ساختارهای شهری، این باور را در اذهان جهانی پرورش داد که خروج عراق..

 
 

اولین خطبه نماز جمعه پس از پذیرش قطعنامه 598 هنگام پذیرش قطعنامه 598 مقام معظم رهبری علاوه بر مسئولیت ریاست جمهوری، امامت جمعه تهران را نیز بر عهده داشتند(که هنوز هم ایشان به به طور رسمی......

 
 

بررسی سوابق مناقشات مرزی ایران و عراق (1) اختلافات مرزی ایران و عراق به دوران حکومت سلسله صفوی در ایران و دولت عثمانی که عراق بخشی از خاک آن بوده است، باز می‌گردد. سلطان محمد دوم پادشاه عثمانی....

 
 

از تهاجم استکبار تا جام زهر بعد از ظهر روز سه‌شنبه سی‌ و یک شهریور ماه سال 59 بود که ارتش عراق با حمایت همه جانبه کشورهای غربی و آمریکا به خاک ایران تجاوز نظامی کرد؛ از آغاز این تهاجم امام خمینی....

۶ شرط پذیرش توبه در نهج البلاغه


حجت الاسلام رستمی، استاد اخلاق گفت: توبه شش شرط دارد و طبق مستندات در نهج البلاغه دو شرط آن اکمالی و دو شرط دیگر الزامی است. کسی که قصد توبه دارد نباید حق الناس گردنش باشد، زیرا خداوند از حق دیگران که بر گردن بنده اش باشد نمی گذرد.
به گزارش مشرق به نقل از تسنیم، نشست تخصصی بخش «قرآن، دانشجو و دانشگاه قرآنی»، شب گذشته 26 تیرماه با موضوع «توبه از منظر قرآن و عترت(ع)» در بیست و یکمین نمایشگاه قرآن برگزار شد. در این نشست حجت الاسلام رستمی، استاد اخلاق به تشریح راه‌ها و تاثیرات توبه و هم‌چنین توبه‌پذیری خداوند سخنانی ارائه کرد.
وی توبه را این گونه تعریف کرد و گفت: توبه یعنی آنچه که در گذشته انجام داده ایم را تکرار نکنیم و تصمیم به کارهای خوب و نیکو بگیریم و از این نکته غافل نشویم که خداوند همیشه در رحمت خود را به روی بندگان گشوده است و هرگز انسان توبه گر را سرزنش نمی کند.
وی با اشاره به شرایط توبه، اذعان داشت: توبه کردن شش شرط دارد و طبق مستندات در نهج البلاغه دو شرط آن اکمالی و دو شرط دیگر الزامی است. کسی که می خواهد توبه کند نباید حق الناس برگردنش باشد، زیرا خداوند از حق دیگران که بر گردن بنده اش باشد نمی گذرد. همچنین حق الناس تنها به پول منتهی نمی شود ترویج افکار انحرافی، کم گذاشتن در تدریس به شاگردان، آویزان شدن میز مدیریت با آنکه انسان می داند پیشرفتی در آن مجموعه حاصل نمی شود، غیبت و تمسخر دیگران حتی در زمان نا بالغ بودن نیز مصادیق حق الناس هستند.
وی صفت توبه‌پذیری خداوند را نیز اینگونه تشریح کرد و افزود: خداوند یک گناه را یک گناه حساب می کند ولی یک حسنه 700 برابر در نظر گرفته می شود تا بندگان در هر حال از بخشش خداوند مأیوس نشوند. خداوند به هر بهانه ای به دنبال بخشش گناهان بندگانش است.
حجت اسلام رستمی در ادامه افزود: زمانی که حضرت موسی(ع) برای عبادت و راز و نیاز به درگاه الهی حاضر می شد خداوند یک بار پاسخش را داد، ایشان علت این موضوع را جویا شد. خداوند در پاسخ گفت: ای موسی این پیام را به بندگانم برسان که من شخص گناهکار را با یکبار دعا کردن سه بار لبیک می گویم.
او با اشاره به فضای روحانی ماه مبارک رمضان و گشایش درهای رحمت خداوند، تصریح کرد: خداوند می‌فرماید من از مادر با شما مهربانتر هستم و بر ماست که در این ماه از اشتباهات خود توبه کنیم.
وی هم‌چنین در پایان نشست با اشاره به انجام واجبات به عنوان ضرورتی برای پذیرش توبه نزد خداوند، اذعان داشت: نماز و روزه مواردی از حق الله هستند که اگر بر گردن کسی باشد توبه آن شخص مورد رضایت خداوند مقبول واقع نمی‌شود.

رهبر معظم انقلاب: به هیچ بهانه‌ای نمازاول وقت را ترک نکنید


توجه به نماز، اهتمام به نماز، خيلى تأثير دارد. نماز را با توجه خواندن، اول وقت خواندن، با حضور قلب خواندن، با تمركز خواندن، خيلى خيلى اثر دارد.
به گزارش مشرق به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در ایام ماه مبارك رمضان، به صورت روزانه توصیه‌های كاربردی رهبر انقلاب درباره نماز، قرآن و نهج البلاغه كه در بیاناتشان به آن پرداخته‌اند را به ترتیب در سه دهه ایام ماه مبارك رمضان منتشر می‌کند.

 
*** دل را به خدا پيوند بزنيد. راهش هم در شرع مقدس باز است؛ يك كار رمزآلود پيچيده‌اى نيست. شما قله‌ى كوه را از پائين نگاه مي‌كنيد، مى‌بينيد كسانى آنجا هستند؛ اينجور نيست كه تصور كنيد اينها بال زدند رفتند آنجا؛ نه، اينها از همين مسيرى كه جلوى پاى شماست، جلو رفتند و به آنجا رسيدند. دچار توهم نشويم، خيال نكنيم كه با يك نوع حركت غيرعادى و غيرمعمولى ميتوان به آن قله‌ها رسيد؛ نه، آنهائى كه در آن قله‌ها مشاهده مي‌كنيد، از همين راهها عبور كردند. اين راهها چيست؟ در درجه‌ى اول، ترك گناه. گفتنش آسان است، عملش سخت است؛ اما ناگزير است. دروغ نگفتن، خيانت نكردن، از لغزشهاى گوناگون جنسى و شهوانى پرهيز كردن، از گناهان پرهيز كردن؛ قدمِ مهمترينش اين است. بعد از ترك گناه، انجام واجبات، و از همه‌ى واجبات مهمتر، نماز است. «و اعلم انّ كلّ شى‌ء من عملك تبع لصلاتك»؛ همه‌ى كار انسان تابع نماز است. نماز را به وقت بخوانيد، با توجه و با حضور قلب بخوانيد. ۱۳۸۹/۰۵/۳۱


*** مؤمن هيچ كار خيرى را هم از روى خجالت و حيا ترك نمى‌كند. به بعضيها مى‌گويند: آقا! چرا فلان جا نماز يا نافله يا نماز اوّل وقتتان را نخوانديد؟ مى‌گويند خجالت كشيديم! نه؛ از روى حيا، هيچ كار نيكى را ترك نكنيد. خواهند گفت متظاهر است؟ بگويند. خواهند گفت خودشيرينى مى‌كند؟ بگويند. اگر حرفى حقّ است و اگر كارى خوب است، آن را به‌خاطر ملاحظه ديگران ترك نكنيد. ۱۳۷۸/۰۵/۰۸


*** كار كردن در يك كارگاه علمى، كارگاه آموزشى، مركز تحقيقات، فلان كلاس درس و فلان دانشگاه، هيچ منافاتى با اين ندارد كه انسان نمازش را اول وقت، با توجه و با احساس حضور در مقابل خداوند بجا آورد. اين، دل شما را شستشو ميدهد. شماها جوانيد و دلهاى شما نورانى است. ۱۳۸۵/۰۶/۲۵


*** در محيط دانشجويىِ جوان، پرداختن به معارف دينى، پرداختن به الگوهاى دينى، توسلات به پروردگار، توسلات به ائمه (عليهم السلام)، خواندن دعاى عرفه، برگزارى مراسم اعتكاف و خواندن نماز جماعت، بسيار خوب است. البته اين را هم عرض بكنم؛ در مراسم مذهبى به روح مراسم توجه كنيد؛ فقط صورت سازى نباشد؛ انسان شعرى بخواند، اشكى بگيرد يا بريزد. روح دعا و نماز عبارت است از ارتباط با خدا، آشنا شدن با خدا، بهره بردن از معنويت، پاكيزه كردن و پيراستن روح، و پالايش كردن ذهن از وسوسه ها. نماز را با توجه و اول وقت بخوانيد. تحجر بد است؛ فكر نكردن در لايه هاى زيرين ظواهر، عيب بزرگى است؛ مواظب باشيد به اين عيب دچار نشويد. ۱۳۸۴/۰۲/۱۹


*** شما مي‌توانيد خودتان را متوجه به معانى مترقى و متعالى معنوى كنيد؛ اين را براى خودتان در نظر بگيريد. توجه به نماز، اهتمام به نماز، خيلى تأثير دارد. نماز را با توجه خواندن، اول وقت خواندن، با حضور قلب خواندن، با تمركز خواندن، خيلى خيلى اثر دارد. ۱۳۹۱/۰۷/۱۲

نزدیک‌ترین گروه به انقلاب‌ اسلامی در فلسطین کیست؟

از جنبش جهاد اسلامی فلسطین چه می‌دانید؟ رهبران و بانیان آن چه کسانی هستند؟ ایدئولوژی و مشی مبارزاتی آن چیست؟ شخصیت‌های برجسته آن چه کسانی هستند؟ برای یافتن پاسخ این پرسش‌ها با گزارش ویژه مشرق همراه شوید.
گروه گزارش ویژه مشرق؛ پیدایش جنبش جهاد اسلامی ثمره تلاش‌های فکری و سیاسی برخی چهره‌های اسلامی فلسطین در اواخر دهه نود به رهبری گروهی از دانشجویان جوان فلسطینی در مصر و در رأس آنها دکتر فتحی شقاقی، مؤسس آن بود.

در آن زمان عده‌ای مبارزات را در چارچوب دین و عده‌ای نیز پیکار را بر اساس اصول ملی‌گرایی محض تفسیر می‌کردند. در چنین شرایطی جنبش جهاد اسلامی با محوریت قرار دادن مسئله فلسطین و اعتقاد به اینکه جهان غرب ورژیم صهیونیستی برای مبارزه با جهان اسلام و عرب، فلسطین را کانون تهاجمات خود قرار داده‌اند شعار اتحاد همه فلسطینیان برای بیرون راندن اشغالگران را سر داد.

در اوایل دهه هشتاد و بازگشت دکتر فتحی شقاقی و دوستانش به فلسطین، ساختار تشکیلاتی این جنبش شکل گرفت و بانیان آن تلاش نمودند با بسیج مردمی و سیاسی با جهاد مسلحانه، فلسطین را آزاد نمایند.

برخی از منابع اسرائیلی و بیگانه، موسس این جنبش را شیخ عبدالله نمر درویش، رهبر حرکت اسلامی فلسطین در سال 1948 می‌دانند. او کسی است که گروه" خانواده جهاد" را از بین فلسطینیان داخل تشکیل داد که ارتباطی با جهاد اسلامی نداشت و درواقع گروهی بودند که از اخوا‌ن المسلمین جدا شدند.

منابع اسرائیلی همچنین بر این باورند که جنبش جهاد اسلامی با یکی از افسران ارشد خود در سودان که از حامیان شیخ اسعد بیوض التمیمی یکی از رؤسای جهاد اسلامی اردن است ارتباط دارد.

منابع امنیتی رژیم صهیونیستی براین باوند که دکتر رمضان عبدالله بعد از شهادت دکتر فتحی شقاقی توانست این جنبش را از گرفتاری بزرگی که در پی شهادت مؤسس آن ایجاد شده بود نجات دهد و دوباره آن را ساماندهی کرده و بسیاری از  نیروهای فلسطینی موجود در گروه‌های دیگر را جذب نماید.

 

لوگوی جنبش جهاد اسلامی فلسطین


    
اصول کلی:
*جنبش جهاد اسلامی به اسلام به عنوان عقیده، شریعت و نظام زندگی و اصلی برای تحلیل و فهم طبیعت جهاد امت اسلام بر ضد دشمنان و مرجع اساسی تدوین برنامه بسیج و  دعوت عموم به پیکار  نگاه می‌کند.

*فلسطین سرزمینی است از نهر تا بحر و نادیده گرفتن یک وجب از خاک آن شرعاً حرام بوده کما اینکه به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی نیز به هیچ وجه قبول نبوده و حرام می‌باشد.

*رژیم صهیونیستی نیروی پیشگام استعمار معاصر غرب در مسیر مبارزه با امت اسلام به شمار می‌رود واستمرار حضور آن در خاک فلسطین و قلب جهان اسلام، به معنای ادامه تحمیل سیطره غرب بر امت اسلام و به وجود آوردن ضعف، تجزیه و عقب ماندگی برای آن است.

*فلسطین با استناد به شواهد قرآنی، تاریخی و واقعیات امروز، پاشنه آشیل جهان اسلام به شمار می‌رود و از همین رو می طلبد تا با ایجاد نهضتی فراگیر در جهان اسلام این غده سرطانی را از بین برد.

*جهان اسلام باید با به کارگیری تمام ظرفیت‌هایش در جهت بیرون راندن دشمن صهیونیستی از خاک فلسطین اقدام نماید. شکی نیست که در این میان ملت و مجاهدان فلسطین پیشگام هستند و بیشترین بار مبارزه بر دوش آنهاست آنها باید این راه را ادامه دهند تا اینکه تمام جهان اسلام بسیج شود و به مأموریت تاریخی خود جامعه عمل بپوشد.

*اتحاد نیروهای اسلامی و ملی و حضور آنها در میدان مبارزه شرط اساسی استمرار مشی جهادی امت بر ضد دشمن به شمار می‌رود
*هر نوع طرح سازش که حق ملت فلسطین را نادیده بگیرد باطل وحرام است.

اهداف :
*آزادی کامل فلسطین و بیرون راندن رژیم صهیونیستی و برقرای حکومت اسلامی در این کشور به منظور ایجاد حاکمیت عدل، آزادی، مساوات و شوری

*بسیج توده‌ها و جذب آن‌ها و فراهم آوردن ابزار ارتباط و همکاری با جنبش‌های مردمی و اسلامی وآزادیخواه در جهان به منظور حمایت از جهاد بر ضد صهیونیسم جهانی

*دعوت به روی آوردن به عقاید، شریعت و تعالیم پاک اسلام و احیای رسالت تمدنی و انسانی امت اسلام.

 ابزار دستیابی به اهداف:
 این جنبش، جنبشی جهادی است که در پی به کارگیری تمام ظرفیت های انسانی، تربیتی، دینی، آموزشی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی و تکنولوزی های نوین ارتباطی برای نجات فلسطین است.

 این جنبش در مشی مبارزاتی خود از سیاست تا آن اندازه که در مسیر آزادی این کشور موثر بیفتد استفاده می‌کند و از همین رو به در بخش‌های نظامی بیشتر از توسعه سیاسی فعال بوده است.

در نگاه مبارزاتی این جنبش موارد زیر مورد توجه واقع شده است:

*به رژیم صهیونیستی نه به چشم قوم یهود که به چشم اشغالگر نگریسته می‌شود که باید با مبارزه مسلحانه با آن روبرو شد.
 

نشانه روی نیروی گردان‌های قدس به سمت سربازان اسرائیلی

*خودداری از درگیری با برخی جناح‌ها و گروه‌های فلسطینی به منظور کاهش اختلافات و گذر از بحران‌ها برای توسعه فعالیت مبارزاتی و ایجاد پایگاه‌های مبارزاتی در خارج و دستیابی به حمایت مادی و معنوی و سیاسی .

*به رسمیت شناختن دیگر گروه های فلسطینی منوط به عدم خروج از خط مقاومت است.

*همراهی با شیعه به خاطر بسیج تمام ظرفیت‌ها برای بیرون راندن دشمن اشغالگر و عدم ورود به اختلافاتی است که تنها دشمنان از آن بهره می برند.

*استفاده تشکیلات و نهادهای  این جنبش از روش‌های مطالعاتی و برنامه ریزی و نظارتی به منظور دوام
و پیشرفت جنبش.  



 عملیاتها:
نخستین عملیات شهادت‌ طلبانه در فلسطین در دسامبر 1993یعنی چند ماه قبل از ورود دولت فلسطین به نوار غزه توسط یکی از جوانان این جنبش به نام انور عزیز ساکن اردوگاه جبالیا شکل گرفت.

این جنبش عملیات شهادت طلبانه بسیاری چون ديزنقوف، نتساريم، شرق جباليا و موراج در نوار غزه و کرانه باختری انجام داده که مهمترین آنها عملیات بیدلید است که 23 سرباز اسرائیلی در آن کشته شدند. عملیات دیگر  کفار داروم در سال 1995 می‌باشد که در آن 10 اسرائیلی در طی انتفاضه اول- کشته شدند.

با شروع انتفاضه اقصی نبیل العرعیر از اعضای این جنبش نخستین عملیات شهادت طلبانه را به انجام رساند . علاوه بر این جنبش جهاد شهادت طلبانه دیگری را نیز انجام داد.

 گروهان قدس شاخه نظامی این جنبش در فاصله زمانی 2000 تا 2005 به همراه برخی دیگر از گروه‌ها 69 عملیات انجام داده است که شرح آن در جدول ذیل آمده است.


رویکردها و دستاورد جنبش:

1-مقاومت:
در اعتقاد جنبش جهاد قدرت رژیم صهیونیستی قدرتی پوشالی است و در صورت اتحاد دنیای اسلام     می‌توان آن را از بین برد.

اين جنبش با استناد به آیه های قرآن (آیه 4 سوره اسرا) و پیشینه تاریخی حضور یهودیان در فلسطین که امروز با حضور صهیونیست‌ها همراه شده است تنها راه نجات این کشور را در مبارزه مسلحانه جستجو  کرده و از سازش بیزار است. این جنبش به تأسی از انقلاب اسلامی ایران و آزادگان تاریخ از جمله نلسون ماندلا مبارزه را به عنوان راهبرد استراتژیک خود برگزیده و از شهادت به عنوان قدرت بازدارنده یاد می‌کند.

به اعتقاد این جنبش رژیم اسرائیل نمی‌تواند با دیوار حائل  کرانه باختری و نوار غزه راجدا کرده و ضمیمه سرزمین‌های اشغالی کند چرا که نگران است اغلب ساکنان را فلسطینی‌ها تشکیل دهد و از طرفی نمی‌تواند همه ساکنان این دو منطقه را از آنجا بیرون کند از همین رو تنها راه پیش روی این رژیم تحمل آتش مقاومت است که در نهایت نیز باید همچون جنوب لبنان، از این مناطق خارج شود. به اعتقاد این جنبش، رژیم صهیونیستی به دلیل  کوچک بودن ساختار جغرافیایی و جمعیتی نخواهد توانست برای مدتی طولانی به جنگ بپردازد از همین رو در صورتی که اراده مبارزه در بین  فلسطینی‌ها به دلیل بهره‌مندی از ظرفیت‌های انسانی و محیطی وجود داشته باشد توانایی رویارویی را نخواهد داشت .

رهبران این جنبش معتقدند تاریخ ثابت نموده است که هیچوقت امپراطوری‌ها و تمدن‌های بزرگ بقای طولانی نداشته‌اند از همین رو این رژیم نمی‌تواند مدتی طولانی از حمایت دولتمردان آمریکا بهره‌مند باشند.

 نکته‌ای دیگر که رهبران این جنبش بر آن تأکید دارند عدم بزرگنمایی قدرت این رژیم و نترسیدن از هیاهوهای آن است چرا که حزب الله و محور مقاومت نشان داده‌اند که قدرت پوشالی این نظام در صورتی که ارتش جهان اسلام بسیج شود کاری از پیش نخواهد نبرد و سلاح‌های هوشمند و زرادخانه هسته‌ای آن بی‌اثر خواهد بود.  
 

نمایی از توان موشکی رزمندگان جهاداسلامی

این در حالی است که «خالد مشعل» رئيس دفتر سياسی جنبش حماس در نشست‌های آشتی ملی اعلام کرد که اين جنبش در راستای تحقق آشتی ملی، مقاومت مسلحانه را متوقف کرده و به مقاومت مسالمت‌آميز روی خواهد آورد. رهبران جنبش جهاد اسلامی در واکنش به اين اظهار موضع حماس اعلام نمودند: «مقاومت در هر نوع و شکلی از حقوق قانونی ملت فلسطين و گروه‌های مقاومت است و مقاومت مسلحانه، موفق‌ترين نوع آن به شمار مي‌رود.» جنبش جهاد معتقد است که مبارزه مسلحانه اين جنبش، مانعی بر سر راه آشتی فلسطينيان نخواهد بود و جنبش، تبعات حمايت از آشتی ملی را در کنار نکات مثبت آن تحمل خواهد کرد. همچنين دبيرکل جنبش پس از نشست شورای رهبری موقت ساف تأکيد نمود که هيچ‌کس نمی‌تواند بگويد که مقاومت مسلحانه، مشروع نيست و ملت فلسطين نمي‌تواند آن را به کار گيرد.

2-آشتی ملی:
موضع این جنبش در خصوص آشتی ملی این است که ما به عنوان بخشی از ساختار سياسی فلسطين در آشتی ملی حضور خواهيم يافت، اما در حکومت آينده سهيم نخواهيم بود .

آشتی ملی، پروژه‌ای برای پايان دادن به اختلافات داخلی فلسطين در مسير تحقق آرمان‌های ملت فلسطين است. اين اختلافات و اين پروژه، متشکل از مسائلی است که در صورت حل آنها، تشکيل يک دولت متحد و قدرتمند فلسطينی محقق خواهد شد. جنبش جهاد اسلامی فلسطين بنا به رسالت خود در خصوص وحدت تمامی امت فلسطين برای آزاد‌سازی فلسطين از بند اشغالگری رژيم صهيونيستی، پا به عرصه آشتی ملی گذاشت. پاسخ اين جنبش به درخواست‌های هواداران خود اين بود که ما به عنوان بخشی از ساختار سياسی فلسطين در آشتی ملی حضور خواهيم يافت، اما در حکومت آينده سهيم نخواهيم بود .

با نگاهی به عملکرد جنبش جهاد اسلامی در عرصه آشتی ملی مي‌توان نتيجه گرفت که جنبش جهاد اسلامی از طرفی به دنبال پايبندی به ميثاق خود در به رسميت نشناختن رژيم صهيونيستی و مبارزه با آن است و از طرف ديگر به دنبال تأثيرگذاری در عرصه سياسی فلسطين و پيشرفت مسئله فلسطين مي‌باشد. تعارض اين دو عرصه موجب شده است که رهبران جنبش تلاش نمايند با دخالت خود بر جهت‌گيري‌های پرونده آشتی ملی تأثير گذارند اما عدم هماهنگی دو طرف اختلاف با جنبش، موجب دور ماندن جهاد اسلامی از جزئيات ديدارهای دوطرفه شد و جهاد اسلامی را مجبور به پذيرفتن توافقات دو جنبش فتح و حماس تحت هر شرايطی قرار داد. اوج اين تبعيت در پذيرش گزينه سازشگر «ابومازن» به عنوان نخست وزير دولت وحدت ملی است .

 افزون بر آنچه گفته شد رهبران جهاد اسلامی، تحقق آشتی ملی را در سايه بازداشت مبارزان غيرممکن مي‌دانند.  به نظر رهبران جهاد اسلامی، سياست بازداشت و تشديد فضای امنيتی از موانع هميشگی آشتی ملی بوده و تنها راه اجرايی شدن آشتی ملی، آزادی زندانيان سياسی در کرانه باختری و نوار غزه است .

3-انتخابات:
توقف بازداشت‌های سياسی، آزادی زندانيان سياسی، توقف تهاجمات رسانه‌ای و برچيده شدن تمامی معاهدات با رژيم صهيونيستی شروط جنبش جهاد اسلامی برای شرکت در انتخابات است.

جنبش جهاد اسلامی، جنبشی جهادی و مبارز است که مشروعیت خود را در باقی ماندن در خط مقاومت می‌داند وتاکنون هیچ حزب سیاسی تشکیل نداده است چرا که لازمه ایجاد آن را داشتن حاکمیت ملی می‌داند که هنوز محقق نشده است از همین رو سعی نموده است به منظور حضور در صحنه مبارزاتی با دیگر گروه‌های فلسطینی از جمله دولت محمود عباس وارد نزاع نشود و بیشتر نقش میانجیگرانه، مصلحانه و حافظ وحدت ملی باشد. البته این به معنای مقبولیت طیف محمود عباس و به طور کلی نهادهای برگرفته از قرارداد اسلو (تشکيلات خودگردان و مجلس قانونگذاري) در نزد آن نیست و اين اصل هنوز هم مورد احترام رهبران جنبش است چراکه آنها معتقدند حضور در این نهادها به معنای پذيرش دشمن اشغالگر صهيونيستی است و اين امر با آرمان‌های آزاديخواهانه فلسطين و جنبش در تعارض است. از منظر سران جنبش جهاد، تنها نهادی که حضور جهاد اسلامی در آن به شرط تحقق شرايطی امکان دارد، شورای ملی فلسطين است. به نظر رهبران جنبش، «شورای ملی فلسطين» مرجعيتی حقيقی و نماينده‌ای واقعی برای ملت فلسطين و مسيری صحيح در بازسازی سازمان آزاديبخش فلسطين است. جهاد اسلامی پس از آنکه در سال 2006 انتخابات را تحریم و در آن شرکت ننمود برای حضور در انتخابات شورای ملی فلسطين شروطی را قائل شد که عبارتند از: توقف بازداشت‌های سياسی، آزادی زندانيان سياسی، توقف تهاجمات رسانه‌ای و برچيده شدن تمامی معاهدات با رژيم صهيونيستی است. از طرف ديگر، برخی رهبران جهاد، برگزاری انتخابات با وجود توطئه‌های صهيونيستیرا غيرممکن مي‌دانند .

از مهمترین چهره های این جنبش که در قید حیات هستند باید به افراد زیر اشاره کرد:
  دکتر رمضان عبدالله دبیرکل، شيخ زياد النخاله"ابو طارق"جانشین دبیرکل، شيخ عبدالله الشامي "أبو حسام، شيخ أنور أبو طه "أبو هادي، شيخ ابراهيم النجار "ابو حازم"، اكرم العجوري "ابو محمد"، دكتر محمد الهندي "ابو عمر"و شيخ نافذ عزام" ابو رشاد" اعضای دفتر سیاسی، شيخ احمد بركه " نماینده جنبش در يمن"،  شيخ ابو عماد الرفاعي "نماینده جنبش در لبنان"، شيخ ناصر ابو شريف "نماینده جنبش در ایران" ، شيخ خضر عدنان "ابو عبدالرحمن"، خالد البطش"أبو عاشور" مسئول روابط خارجی جنبش، داوود شهاب "سخنگوی جنبش"، دكتر جميل يوسف "ابو فتحي"، شيخ بسام السعدي "ابو ابراهيم" و شيخ خضر حبيب "ابو محمد"

 از مهمترین شهدا نیز باید به دکتر فتحی شقاقی، محمود الخواجه، محمد مرشد ابو عبدالله، محمد شحاده، رامز حرب و محمد فؤاد عبيد اشاره کرد.

ما در اینجا به شرح زندگی و سوابق مبارزاتی تنی چند از آنها خواهیم پرداخت:

1- فتحی شقاقی:
وی در سال 1951 در اردوگاه رفح به دنیا آمد و بعد از تحصیلات دوره متوسطه در سال 1968وارد دانشگاه زقازیق مصر شد و در آنجا با اندیشه‌های اخوان‌المسلمین آشنا شد. این چهره مبارز از همان آغاز انقلاب اسلامی ایران در پی تبیین این انقلاب برآمد و با تألیف کتاب" امام خمینی راه حل جایگزین" راه انقلاب اسلامی را ادامه داد..
 

صراحت لهجه و آگاهی شقاقی از نیات واقعی رژیم صهیونیستی،  باعث شد تا این رژیم جز با حذف وی از صحنه مبارزات، راه دیگری نیابد.
در سال 1979 به دلیل تألیف این کتاب در مصر بازداشت شد و در نیمه دهه هشتاد با شاخ‌ های جهادی جنبش اسلامی جنوب لبنان و رهبران آن ابراهیم غنیم، حامد ابو ناصر، محمود حسن و کمال قزاز و نیز چهره‌های اسلامگرای جنبش فتح یعنی منیر شفیق، محمد بحیص و حمدی سلطان ارتباط برقرار کرد. از دیگر افرادی که وی با آنها آشنا شد رهبر جنبش جهاد بیت المقدس اسعد بیوض تمیمی بود . وی در سال های 1983 و1986 بارها در فلسطین بازداشت و در آگست سال  1988 به دلیل مدیریت انتفاضه به لبنان تبعید شد. از آن سال به بعد وی در کشورهای مختلف عربی و اسلامی در تردد بود تا اینکه در جزیره مالت و در حالیکه نام ابراهیم شاویش در گذرنامه اش ثبت شده بود و عازم سوریه بود با شلیک 5 گلوله توسط مأموران موساد به شهادت رسید.

2- رمضان عبدالله شلح:
رمضان عبدالله در سال 1958در منطقه شجاعیه نوار غزه چشم به جهان گشود. وی که از مؤسسین جنبش جهاد اسلامی به شمار می‌آید فارغ التحصیل مقطع لیسانس رشته اقتصاد از دانشگاه الزقازیق مصر در سال 1981و دکترای اقتصاد از دانشگاه دارام بریتانیا در سال 1990و استاد اقتصاد دانشگاه اسلامی غزه می‌باشد.

وی در سال 1977 وارد دانشگاه مصر شد و در آنجا با فتحی شقاقی آشنا و به عضویت جنبش اخوان المسلمین درآمد. شقاقی با تقدیم کتاب‌های سید قطب، مولودی و حسن البنا و دیگر چهره‌های اسلامی، وی را با اسلام سیاسی آشنا نمود. ثمره این آشنایی  شکل گیری جنبش جهاد اسلامی در هفت سال بعد بود.

وی بعد از ترور فتحی شقاقی از طرف اعضای شورای جنبش جهاد به سمت دبیرکل انتخاب شد و از آن زمان   تاکنون بر مواضع اصولی این جنبش پافشاری نموده و بارها از نشست شرم الشیخ و قرارداد اسلو به عنوان یک حادثه بزرگ برای فلسطین یاد کرده است.
 

رمضان عبدالله در27 نوامبر 1995 در لیست سیاه آمریکائیها قرار گرفت و در 24 فوریه 2006  از وی به عنوان یکی از خطرناک ترین افراد تحت تعقیب یاد کردند.

دکتر رمضان عبدالله از دارام راهی لندن شد و در مراکز اسلامی آنجا به انجام فعالیت‌های پژوهشی پرداخت و از آنجا راهی کویت گردید. در آنجا ازدواج نمود و دوباره به لندن بازگشت. وی این شهر را به مقصد شهر تامبا در ایالت فلوریدای آمریکا ترک گفت و در آنجا مدیر مرکز پژوهشی"اسلام و جهان" و سردبیر نشریه"نگاه اسلامی" شد.

وی با اینکه سالهای بسیاری را در غرب گذارند اما همجنان به فتحی شقاقی و راه وی وفادار ماند و از همین رو اسرائیلی ها سعی نمودند وی را ترور کنند.

3-زیاد نخاله
وی که قائم مقام دبیرکل این جنبش به شمار می‌رود در سال 1951 در نوار غزه به دنیا آمد و در سال 1985 با فتحی شقاقی آشنا گردید و در سال 1985 نقش مهمی را را در شکل‌گیری گردان‌های قدس، شاخه نظامی جنبش جهاد ایفا کرد. در سال 1992 اسرائیلی‌ها وی را به همراه فتحی شقاقی به جنوب لبنان تبعید نمودند که تا سال 1994 در آنجا ماند و در سال 1995 به عنوان معاون دبیرکل انتخاب شد
 

زیاد نخاله مرد دوم جنبش جهاد



        
4-خالد البطش
وی که در زمره رهبران میدانی جنبش به شمار می‌رود مردی با تجربه و فعال و مسئول روابط خارجی جنبش به شمار می رود. اهم فعالیت‌های وی در زمینه تقویت و استحکام پایه‌های شاخه نظامی جنبش بوده و هرنوع گفتگو و سازش پذیری با رژیم صهیونیستی را رد کرده است. از جمله فعالیت‌های وی تغذیه شاخه نظامی جنبش از ده ها هزار موشک با برد کوتاه و بلند وضد ذره بوده و بواسطه تلاش‌های وی، بسیاری از جوانان مبارز فلسطینی به ساختن پایگاه‌ها و تونل‌های زیر زمینی برای مبارزه با نیروهای فلسطینی اقدام نمودند.
 

خالد البطش مسئول روابط خارجی جنبش
5- شیخ عبدالله شامی
وی در سال 1957 در غزه و در خانواده ای مؤمن و تنگدست به دنیا آمد و پس از پایان تحصیلات ابتدایی و راهنمایی در سال 1976 وارد دانشگاه زقازیق مصر شد. وی علاوه بر تدریس در مدارس راهنمایی غزه خطبیب و امام جماعت مسجد شهدای این بخش بوده است. 


عبدالله شامی مبارز نستوه و مسئول تربیت نسل آینده فلسطین

وی که در فاصله سال های 1980 تا 1981 م به انجام فعالیتهای تبلیغی و جهادی مشغول بوده است با آغاز انتفاضه 1987م چندین بار بازداشت و به مروج الزهور تبعید شد. وی در این منطقه به عنوان سخنگوی تبعید شده گان جنبش جهاد انتخاب شد و در طی سال های 1994تا2000م حدود 10 با توسط صهیونست ها اسیر و بازداشت شد.    


6- رامز حرب
وی یکی از فرماندهان میدانی برجسته جنبش جهاد و از تربیت یافتگان راه و مسیر شقاقی و مسئول اطلاع رسانی نبرد در غزه هاشم  بود که در نبرد " آسمان آبی" به شهاد رسید. وی بیشترین وقت خود را به مبارزه با صهیونیست‌ها اختصاص می‌داد طوری که روزها روی خانواده خود را نمی‌دید.
 

رامز حرب مبارزی که نبرد و شهادت را بر حضور در خانواده ترجیح داد.

7- محمد شحاده
وی متولد سال 1963 در بیت لحم و یکی از رهبران جنبش جهاد است که در طی انتفاضه سال 1992 به مروج الزهور در جنوب لبنان تبعید شد، در آنجا با مبارزان حزب‌الله آشنا شد و به یکی از اعضای ارشد گردان‌هاي القدس (بخش نظامی جهاد اسلامی) بدل شد. این شخص که در 16 سالگی یکی از مبارزان جنبش فتح بود در سال 2006 کاندیدای شرکت در انتخابات شورای قانونگذاری فلسطین شد. او در سال 1980 بازداشت و به 25 سال حبس محکوم شد تا اینکه در فرایند مبادله اسرا در سال 1985 آزاد شد. بعد از این تاریخ نیز چندین سال به جرم فعالیت در جنبش جهاد اسلامی بازداشت شد.  
 

شحاده در اواخر اسفند سال 1386 به همراه سه تن از همراهانش «عيسى مرزوق»، «عماد الكامل» و «أحمد البلبول» ـ در شهر "بيت لحم" واقع در کرانه باختری مورد هجوم نظامیان اشغالگر قرار گرفتند و در دم به شهادت رسیدند.

8- محمد فؤاد عبید
وی در تاریخ 18/12/1989م در اردوگاه جبالیا در خانواده‌ای مجاهد که از روستای اشغال شده بریر مهاجرت کرده بودند به دنیا آمد. او که برادر شهید احمد عبید نیز می باشد دوران ابتدایی و راهنمایی را در مدارس آوارگان اردوگاه جبالیا در شمال غزه گذراند و به دلیل مشکلات اقتصادی خانواده وارد چرخه تأمین رزق آن شد.
 


پدر ابوجعفر در مصاحبه با خبرنگار سایت اطلاع رسانی گردان‌‌های قدس از ویژگی های فرزندش می گوید.

وی که از رهبران میدانی و یکی از مبارزان واحد توپخانه‌ای شاخه نظامی قدس به شمار می‌رود صبح یکشنبه 2012 در حمله بالگردهای اسرائیلی به شهات رسید.



منابع و ماخذ:
***************************************

www.aljazeera.net/specialfiles/pages/feee  
amlyat.htm/WWW.sarayaalquds.org
falestiny.net/mhdrt-01.htm
http://muhandes.net/qudes/05-d-p.html
www.alalamalislami.com/models-resistance/report
http://www.12allchat.com/forum/viewtopic.php

www.almoslim.net/node/86653
http://www.ebnmisr.com/forum/t51622.html
pngo.Ir
scholar.nagah.edu
ایاد برغوثی، اسلام و سیاست در سرزمی نهای اشغالی فلسطین,ص66

پناهیان:نماز رابی‌توجه بخوانید اماترک نکنید

مشاورعالی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها گفت: چرا نفرموده‌اند اگر نمازِ بی‌توجه می‌خوانید، اصلاً نماز نخوانید؟! چون همین نمازِ بی‌توجه نیز مورد نیاز روح انسان است.

به گزارش مشرق به نقل از فارس، حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان بعد از اقامه نماز ظهر و عصر توسط حجت‌الاسلام ابوترابی در مسجد امام حسین(ع) در دهه اول ماه مبارک رمضان با موضوع «نقش عبادت در سبک زندگی» سخنرانی می‌کند. گزیده‌ای از دومین جلسه سخنرانی این استاد حوزه و دانشگاه را در ادامه می‌خوانید:

انسان به سبک زندگی خودش انس می‌گیرد/ بی‌ثباتی در سبک زندگی آثار منفی زیادی در روح انسان به جای خواهد گذاشت

• انسان به سبک زندگی خودش انس می‌گیرد و گاهی این‌قدر انس پیدا می‌کند که وقتی او را از این سبک زندگی جدا کنید، اختلالات روحی و عصبی فراوانی برایش پیش می‌آید. مثلاً برخی می‌گویند، کسانی که در سنین بالا هستند اگر به صورت ناگهانی محله و منزل خود را تغییر دهند چون به محل زندگی‌شان خو پیدا کرده‌اند، معمولاً موجب ناراحتی‌هایی برای آنها می‌شود که یکی از آنها بیماری «آلزایمر» است.

• چند سال قبل از بازنشستگان یکی از مشاغل آماری گرفته شد که نشان می‌داد درصد بالایی از آنها (بیش از 50 درصد) در همان سالی که بازنشسته شدند از دنیا رفته بودند و این می‌تواند نشان‌دهنده انس گرفتن انسان به سبک زندگی‌اش باشد.

• اگر کسی دائماً محل زندگی خود، یا محل کار و شغل خود را عوض کند طبیعتاً برایش مشکل ایجاد می‌شود. اگر انسان ثبات شغلی، ثبات در زندگی، ثبات در معاشرت‌ها و در یک کلمه ثبات در بخشی از سبک زندگی نداشته باشد، این بی‌ثباتی به خصوص در سنین بالا، در روح او آثار منفی بسیاری به جای خواهد گذاشت.

ما طبیعتاً اُنس پیدا می‌کنیم لذا باید از قبل برنامه‌ریزی کنیم که با چه چیزهایی می‌خواهیم اُنس بگیریم

• اینکه نام ما را «انسان» گذاشته‌اند، یکی از دلایلش این است که ما اهل اُنس هستیم یعنی به اشیاء اطراف خود و به عادات رفتاری خودمان انس پیدا می‌کنیم و جدا شدن از آنها برایمان سخت است. لذا از قبل باید برای اُنس پیدا کردن خودمان برنامه‌ریزی کنیم که ما به چه چیزهایی می‌خواهیم انس پیدا کنیم.

• چه خوب است که انسان به این چیزها اُنس پیدا کند: به زود بیدار شدن از خواب، وضو گرفتن بلافاصله بعد از بیداری، خواندن نماز صبح در اول وقت، رفتن به مسجد و... اینها ضروری‌ترین داروهای روح انسان برای از بین بردن همه بیماری‌هاست.

• روز قیامت یا بعد از ظهور که علم به صورت تصاعدی رشد می‌کند، معلوم خواهد شد این برنامه نماز روزانه‌ای که خداوند برای ما واجب کرده و تأکید کرده به مسجد بروید و نماز جماعت بخوانید، چقدر برای روح ما مفید و لازم است. معلوم خواهد شد که جدای از بحث ارتباط با خدا، این برنامه برای سلامت روح و روان ما بسیار مؤثر است.

برای سلامت روح نیز باید یک ورزش «مداوم» و متناسب با نیازهای روحی خود داشته باشیم

•  همان‌طور که ما به خاطر سلامت جسمی خودمان باید ورزش روزانه انجام دهیم و همان‌طور که اگر ورزش بخواهد بر جسم ما تأثیر بگذارد باید مداوم و متناسب با جسم ما باشد، برای سلامت روح خود نیز باید یک ورزش مداوم و متناسب با نیازهای روحی خود داشته باشیم.

• اگر می‌توانستیم یک فیلم سینمایی یا سریال بسازیم و به جامعه نشان دهیم که روح انسان نیاز دارد که به عبادتی مثل نماز اُنس بگیرد و نیاز دارد که به یک مسجد وابسته شود و به صورت منظم و مداوم در مراسم نماز جماعت شرکت کند، خیلی زود نمازخوان‌های جامعه تعدادشان افزایش پیدا می‌کرد.

چرا نفرموده‌اند اگر نمازِ بی‌توجه می‌خوانید، اصلاً نماز نخوانید؟!/چون همین نمازِ بی‌توجه نیز مورد نیاز روح انسان است

• یکی از دلایل اینکه سبک زندگی خیلی اهمیت پیدا می‌کند این است که انسان خود به خود به سبک زندگی خودش اُنس پیدا می‌کند و به آن وابسته می‌شود. چرا نفرموده‌اند اگر نماز بی‌توجه می‌خوانید، اصلاً نماز نخوانید؟! یکی از دلایلش این است که همین نمازِ بی توجه و بدون حضور قلب هم مورد نیاز روح انسان است.

• آیا خدا نماز را فقط برای ارتباط با خودش قرار داده است و دیگر هیچ خاصیتی برای روح ما ندارد؟ شاید بتوان گفت خاصیت‌های اجتماعی، روحی و جسمی نماز کمتر از خاصیت نماز در برقراری ارتباط با خدا نیست. آثار روحی و روانی نماز بسیار مهم و قابل توجه است؛ ولی ما غالباً به این آثار مثبت نماز بی‌توجه هستیم.

اگر عادت مانع سقوط انسان بشود نه تنها بد نیست بلکه از اوجب واجبات است

• یکی از اشتباهات رایج این است که می‌گویند: «عادت چیز بدی است و آدم نباید عادت کند!» بله، اگر این عادت مانع رشد انسان بشود چیز بدی است، اما اگر عادت مانع سقوط انسان بشود نه تنها بد نیست بلکه از اوجب واجبات است. مثلاً اگر کسی به روضه امام حسین(ع) عادت کرده باشد به حدّی که اگر یک مدتی به روضه نرود پریشان می‌شود، این عادت موجب می‌شود که سقوط نکند. همین عادت به نماز موجب می‌شود که انسان نمازش را ترک نکند و لااقل از فواید روحی و جسمی نماز بهره ببرد؛ یعنی حتی اگر نمازش نماز بدون توجهی باشد، او از فواید حداقلی نماز بهره خواهد برد.

• امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «خودتان را به کارهای خوب عادت بدهید؛ عَوِّدُوا أَنْفُسَکُمْ‏ الْخَیْرَ»(الخرائج و الجرائح/ج2/ص596) وقتی انسان به یک کار خوب عادت کند، حُسنش این است که دیگر آن کار خوب را ترک نمی‌‌کند. ضمن اینکه این عادت رفتاریِ درست، به طور مدام در روح او تأثیر مثبت می‌گذارد.

سبک زندگی شاکله روحی ما را شکل می‌دهد و این شاکله روحی در اصل به درد زندگی بی‌نهایت آخرتی می‌خورد

• این مدت محدودی که ما در این دنیا زندگی می‌کنیم یک مقدمه‌سازی و یک شکل دادن به روح و روان و شخصیت خودمان است برای زندگی بی‌پایانی که در عالم آخرت خواهیم داشت. لذا بیش از اینکه بخواهیم دنبال آثار شخصیتی و روانی رفتارهای خودمان در دنیا باشیم، باید به فکر آثار ماندگاری باشیم که این رفتارها در روح ما برای زندگی عالم آخرت دارد چون اصلِ زندگی در آن عالم جاودان است و همه اینها برای آن زندگی جاودانه است.

• اینکه صبح‌ چه ساعتی از خواب بلند می‌شویم، چگونه سخن می‌گوییم، چه لباسی می‌پوشیم همگی اثر واقعی خود را در عالم آخرت نشان خواهند داد. چون سبک زندگی شاکله روحی ما را می‌سازد و شکل می‌دهد و تأثیر عمیقی بر روح ما دارد و این شاکله روحی در اصل به درد زندگی بی‌نهایتِ آخرتی ما می‌خورد. مثلاً بر اساس روایتی از امیرالمؤمنین(ع) اگر کسی در این دنیا عادت داشته باشد اذان بگوید، در عالم آخرت و در آن زندگی ابدی قدبلند خواهد بود(محاسن/ص48) و این یک امتیاز ویژه برای عالم آخرت است.

• یکی از دلایل اینکه خداوند نسبت به جزئیات رفتارهای ما در عبادات حساس است، آثار عمیق و ماندگاری است که این رفتارها در روح انسان به‌ جای می‌گذارد. مثلاً اینکه در وضو اول دست راست شسته شود و بعد دست چپ، یا اینکه آب را از بالای آرنج باید بریزیم و ... اینها چه اهمیتی دارد؟ همه اینها جزئی از سبک زندگی و عادات رفتاری انسان را شکل می‌دهد آثاری بر روح و جسم ما خواهد داشت.

• روح انسان خواه ناخواه به یک چیزهایی عادت پیدا می‌کند لذا باید مواظب باشیم که به چه چیزهایی عادت می‌کنیم. حالا تصور کنید اگر کسی به قرآن خواندن عادت کند، چه اتفاقِ زیبایی برایش می‌افتد؟! مثلاً دکتر حسابی عادت داشت هر روز قرآن بخواند و حتماً آثار روحی و روانی ناشی از این قرآن خواندن را در روح خود می‌دید.

• کسی که به نماز خواندن عادت ندارد و روحش با قرآن اُنس پیدا نکرده است طبیعتاً روحش زشت می‌شود و بعد می‌خواهد میلیاردها سال با این روحِ زشت در عالم آخرت زندگی کند.

تداوم در انجام یک رفتار، یکی از ارکان اصلی سبک زندگی است/ اثر واقعی و کامل سبک زندگی در زندگی آخرتی ما دیده می‌شود

• تداوم در انجام یک رفتار، یکی از ارکان اصلی سبک زندگی است و اگر انسان عملی را مداوم انجام دهد در روحش تأثیرات عمیقی می‌گذارد که فقط بخشی از این تأثیرها در دنیا دیده می‌شود ولی تمام این تأثیرها در آخرت دیده خواهد شد.

• چرا باید به سبک زندگی خودمان اهمیت بدهیم؟ دلیل اصلیش این است که سبک زندگی ما اثر واقعی خود را در زندگی آخرتی ما نشان خواهد داد، هرچند در زندگی دنیایی ما هم اثر دارد ولی این اثر دنیایی در مقایسه با اثر اخرویِ آن ناچیز است و اصلاً به حساب نمی‌آید، چون در این دنیا حداکثر صد سال (یا خیلی خوش‌بینانه‌اش، هزار سال) زندگی کنیم ولی در عالم آخرت میلیارها میلیار سال (تا بی‌نهایت) زندگی خواهیم کرد.

خداوند با واجب کردن اعمال عبادی به ما لطف کرده/اگر به خودمان بود، ضرورت اینها را درک نمی‌کردیم

• در واقع خداوند با واجب کردن اعمال عبادیِ ویژه مانند نماز، روزه و حجّ به ما لطف کرده است و سبک زندگی ما را سامان داده است، چون اگر به خودمان بود، ضرورت این اعمال و عبادات را برای روح خودمان درک نمی‌کردیم و تأثیر عمیقی که در روح ما دارد را نمی‌فهمیدیم و لذا آنها را انجام نمی‌دادیم.

این دنیا یک دوره تمرینی و پادگانی است برای اینکه در عالم آخرت زندگی بهتری داشته باشیم

• در پادگان‌ها سبک زندگی سربازها را به شیوه خاصی اصلاح می‌کنند و اگر کسی سؤال کند می‌گویند «ارتش چرا ندارد». آنها را مجبور می‌کنند به دویدن، انواع خیزها، تیراندازی، رزم شبانه، خشم شب و زندگی در شرایط سخت، برای اینکه وقتی به میدان واقعی جنگ رفتند آمادگی لازم را داشته باشند.

• کسی که قبلاً در جبهه حضور داشته و الان دارد جوان‌ها را تمرین می‌دهد و در مراحل آموزش به آنها سختگیری می‌کند، اگر جوان‌ها از او بپرسند این‌همه آموزش و حرکات مختلف مانند خیز سه ثانیه و ...برای چیست؟ او خواهد گفت: شما میدان واقعی جنگ را ندیده‌اید، و الا می‌فهمیدید که به همه این کارها در میدان جنگ احتیاج پیدا خواهید کرد. بعداً اگر این جوان‌ها به جنگ بروند، خواهند گفت: ای کاش آن حرکات را بیشتر تمرین کرده‌ بودیم و جدّی‌تر می‌گرفتیم.

• همه دنیای ما یک دوره تمرینی و پادگانی است و این پادگان هم محل خوش‌گذرانی نیست، بلکه برای این است که آمادگی و ظرفیت لازم را کسب کنیم و در عالم آخرت زندگی بهتری داشته باشیم. چون اصل زندگی آنجاست. همه رفتارها و اعمال ما مخصوصاً اعمال مداوم ما که سبک زندگی ما را شکل می‌دهد در بهبود وضعیت زندگی اُخروی ما تأثیر خواهد داشت و به همین خاطر است که در دین این‌قدر بر آنها تأکید شده است.

اگر سبک زندگی ما در این دنیا خراب باشد، در بهشت و در آن زندگی واقعی، سقف پروازی ما محدود خواهد بود

• تصور بعضی‌ها از عالم آخرت و بهشت این است که در بهشت فقط بر روی تخت‌ها می‌نشینند و مدام از آنها با شیر و عسل و میوه و ... پذیرایی می‌شود! یعنی فکر می‌کنند ما در آنجا می‌نشینیم و مدام پاداش می‌گیریم و کار دیگری نداریم. در حالی که ما در بهشت به معنای واقعی زندگی خواهیم کرد، فعالیت‌های مختلفی خواهیم داشت و با دیگران ارتباط خواهیم داشت، فقط «تکلیف» نداریم. لذا به تک تک ویژگی‌های یک انسان برای یک زندگی فوق‌العاده احتیاج داریم ولی ممکن است در عالم آخرت سقف پروازی ما محدود باشد چون سبک زندگی ما در این دنیا خراب بوده است.

• هر گوشه‌ای از سبک زندگی خودمان را که خداوند دستور داده است، اگر درست کنیم در عالم آخرت بهره‌اش را خواهیم بُرد. به همین خاطر است که بزرگان و اولیاء خدا این‌قدر به سبک زندگی دینی مقید بوده‌اند و جزئیات را رعایت می‌کردند.

خاطره آیت الله بهجت(ره)/خواستم سفره بدون رعایت سنّت پیامبر(ص) برقرار نشود

• حضرت آیت الله بهجت در خصوص اهمیت رعایت جزئیات سبک زندگی اسلام، نقل می‌کنند که یکی از اساتید بزرگ اخلاق در نجف (مرحوم حاج شیخ مرتضی طالقانی) با عده‌ای از علما به افطار دعوت بودند. وقتی غذا آماده می‌شود و همگی سر سفره می‌نشینند، این استاد اخلاق می‌فرماید: نمک در سفره نیست و دست به غذا دراز نمی‌کند و دیگران هم به احترام ایشان غذا را شروع نمی‌کنند و کمی طول می‌کشد تا نمک را بیاورند. بعد از ختم جلسه و هنگام رفتن، یکی از علما خطاب به ایشان می‌فرماید: «حضرت آقا، اگر شما به این اندازه به ظاهر سنت مقید هستید که اگر کمی نمک تناول نکنید غذا نمی‌خورید، پس در این گونه مجالس کمی نمک با خود همراه داشته باشید تا مردم را منتظر نگذارید.» این استاد اخلاق فوراً دست به جیب برده و کیسه کوچکی را درآورده و می‌فرماید: «با خودم نمک داشتم ولی می‌خواستم سنت اسلامی پیاده شود و متروک نباشد.»

۱۸ تیر چگونه با فتنه ۸۸ پیوند خورد؟ +اینفوگرافیک

18-تیر-1387-فتنه-88-اغتشاش-درگیری-دانشگاه-تهران-خوابگاه-دولت-اصلاحات-خاتمی-قتل-زنجیره ای-توقیف-روزنامه-سلام-رهبری-تظاهرات-مردم-کودتا-نیروی انتظامی-زنجان سحردر غائله کوی دانشگاه و آشوب‌های بعد از آن، افرادی شناخته شده ای از اصلاحات، مشارکت و کارگزاران در جمع دانشجویان معترض حاضر شدند. ناگفته نماند که بهانه این امر، تلاش برای آرام کردن اوضاع بود؛ اما بعدها مشخص شد که این اقدامات تنها در جهت تحریک دانشجویان بوده است. تمامی این عناصر بعدها به فعالان فتنه۸۸ تبدیل شدند.

همیشه اتفاقات و حوادثی که در زندگی آدمی بروز می‎کند، لزوماً بد یا منفی نیست. انسان گاه با اتفاقاتی روبرو می‌شود که در عمل یک "نعمت" هستند هرچند ظاهراً اینگونه نباشد.

غائله ۱۸تیر که به‌حق از سوی برخی تحلیلگران تحت عنوان "کودتای ۱۸ تیر" قرار گرفت، اگر چه نتیجه بروز فتنه‌گری عوامل خاص و شناخته شده بود اما برکات فراوانی داشت.

۱۸ تیر روز کودتاها (ماجرای نوژه)

«کودتای نوژه»،‌ که نمونه‌های بسیار کوچکتر آن رژیم‌های بسیاری را در سراسر جهان سرنگون کرده بود و به جرأت می‌توان ادعا کرد که کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در مقایسه با آن بازی کودکانه‌ای بیش نبود، در تاریخ ۱۸ تیر ماه ۱۳۵۹ خنثی شد.

عملیات کودتا قرار بود به طور هم زمان در تهران و سایر شهرهای بزرگ به اجرا درآید و اماکنی مانند مدرسه فیضیه، اقامتگاه امام، کمیته مرکزی، نخست‌وزیری، میعادگاه‌های نماز جمعه و... توسط هواپیماها بمباران شود. بنا بود کودتاگران در این بمباران از بمب‌‌های خوشه‌ای و آتش‌زا استفاده کنند. آنان در حدود ۳۰ فروند هواپیما، ۶۰ نفر خلبان و حدود ۵۰۰ نفر افراد فنی و نظامی را برای شرکت در عملیات آماده کرده بودند. (۱)

کودتا سه روز قبل از وقوع ، به علت تشویش و نگرانی یکی از عناصر شرکت کننده در آن و اطْلاع یافتن خانواده وی ، از موضوع ماجرا فاش می شود . اعضای خانواده بخصوص مادر وی این خلبان که وفادار به انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) بودند ، او را ملزم به افشای اطلاعات خود در مورد کودتا کرد.

به این ترتیب ، صبح روز چهارشنبه ۱۸/۴/۱۳۵۹ طرح کودتا توسط این فرد ، لو می رود . چند ساعت پس از افشای کودتا ، یکی از درجه داران تیپ نوهد نیز به کمیته مستقر در اداره دوم ستاد مشترک مراجعه می کند و یک پاکت در بردارنده بخشی از طرح عملیاتی کودتا را در اختیار کمیته فوق قرار می دهد و عملیات ضد کودتا از همین جا آغاز می شود .

غائله کوی دانشگاه و روزنامه سلام

18-تیر-1387-فتنه-88-اغتشاش-درگیری-دانشگاه-تهران-خوابگاه-دولت-اصلاحات-خاتمی-قتل-زنجیره ای-توقیف-روزنامه-سلام-رهبری-تظاهرات-مردم-کودتا-نیروی انتظامی-زنجان سحر

مجلس پنجم در اوایل سال سوم دوره فعالیت خود، با علم به اين واقعيت كه بخش مهمي از ناهنجاري ها ناشي از نقاط ضعف و وجود نواقص فراوان در قانون مطبوعات مصوب ۱۳۶۴ است، تصميم به اصلاح آن گرفت كه اين تصميم به بهانه تحديد آزادي مطبوعات، با مخالفت مهاجرانی وزير ارشاد وقت، به عنوان موضع رسمي دولت اصلاحات روبرو شد.

در همین راستا، مطبوعات زنجيره اي نيز با به راه انداختن هياهو و جنجال، سعي در وادار نمودن مجلس به عقب نشيني از تصميم خود داشتند و روزنامه سلام در اقدامي غیرقانونی دست به انتشار يك خبر كاملاً سري و محرمانه به نقل از یکی از مقامات ارشد وزارت اطلاعات زد كه اين امر بر شدت التهابات سياسي در كشور افزود.


روزنه ۵۹ - ۱۸ تیر چگونه به وقوع پیوست | دانلود فیلم

اين روزنامه، يك روز قبل از به بحث گذاشته شدن «طرح اصلاحيه قانون مطبوعات» در مجلس، در تاريخ ۱۵ تير ۱۳۷۸ نامه ای كاملاً سرّي و طبقه بندي شده را منتشر كرد كه در آن از طرح اصلاح قانون مطبوعات و ارتباط آن با سعيد امامي (اسلامي)، سخن به ميان آمده بود. اين روزنامه در تيتر نخست خود نوشته بود: «سعيد اسلامي پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است»

18-تیر-1387-فتنه-88-اغتشاش-درگیری-دانشگاه-تهران-خوابگاه-دولت-اصلاحات-خاتمی-قتل-زنجیره ای-توقیف-روزنامه-سلام-رهبری-تظاهرات-مردم-کودتا-نیروی انتظامی-زنجان سحر

*** جهت دریافت اینفوگرافیک در ابعاد بزرگ روی آن کلیک نمایید ***

شکایت وزارت اطلاعات و توقیف سلام

در پي اين اقدام، وزارت اطلاعات دولت اصلاحات شكايتي را عليه روزنامه اصلاح طلب سلام تنظيم و آن را تسليم قوه قضاييه نمود، تا قوه قضاييه عاملين اين اقدام غير قانوني را مورد پيگرد و مجازات قرار دهد.

18-تیر-1387-فتنه-88-اغتشاش-درگیری-دانشگاه-تهران-خوابگاه-دولت-اصلاحات-خاتمی-قتل-زنجیره ای-توقیف-روزنامه-سلام-رهبری-تظاهرات-مردم-کودتا-نیروی انتظامی-زنجان سحر

دادگاه ويژه روحانيت نيز در پي اين شكايت، روزنامه سلام را به جرم انتشار اسناد طبقه بندي شده توقيف نمود. البته در همان روز وزارت اطلاعات در پي فشارهاي سياسي تعدادی از اصلاح طلبان تندروی وابسته به حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب، ناچار به پس گرفتن شكايت خود شد ولی هيچگاه محرمانه بودن اين نامه را انكار نكرد، بلكه يونسي وزیر اطلاعات وقت، بارها پس از آن ماجرا بر محرمانه بودن نامه تأكيد كرد. وي چند ماه پس از انتشار نامه و توقيف روزنامه سلام، در مصاحبه اي تصريح كرد: «نامه، مربوط به سعيد امامي نبوده بلكه از حوزه‌ مشاورين وزير، خطاب به وزير ارسال شده و موضوع نامه نيز مربوط به اصلاح قانون مطبوعات نيست» بنا به گفته‌ وزير اطلاعات روزنامه‌ سلام با حذف صدر و ذيل نامه صرفاً استفاده‌ جناحي و سياسي نموده است. (۲)

يونسي چندي بعد نیز در جمع خبرنگاران اين اقدام را سرقت اطلاعات خواند و گفت: «سندي كه روزنامه سلام چاپ كرد، در حقيقت يك نوع سرقت بود كه نبايد چنين كاري صورت مي گرفت» (۳)

راهپیمایی غیرقانونی در کوی دانشگاه

بعد از این اتفاق، کوی دانشگاه تهران (مجتمع بزرگی که محل اسکان دانشجویان دانشگاه تهران است) كه مدت ها در اثر تحريكات عوامل افراطي، خصوصاً گروهك نهضت آزادي و نيز اتفاقات سياسي پياپي در تب و تاب به سر مي برد، پس از توقيف روزنامه سلام و با انگيزه مخالفت با تصويب كليات طرح اصلاح قانون مطبوعات، در شامگاه هفدهم تيرماه به صحنه تجمع هاي اعتراض آميز و درگيري هاي خشونت بار تبديل گرديد. دفتر تحكيم وحدت در روز پنجشنبه ۱۷ تير ۱۳۷۸ بنا بر گزارش كميته تحقيق شوراي عالي امنيت ملي، يك ميتينگ اعتراض آميز را در دانشگاه تهران برگزار مي كند. پس از آن واقعه در ساعت بیست و دو و چهل و پنج دقیقه حدود یکصد و پنجاه نفر که ظاهرا از دانشجويان کوی بودند، اقدام به راهپيمايي غير قانوني كرده و سپس با تحريكات اشخاص افراطی از كوي دانشگاه خارج مي شوند و با سر دادن شعارهايي تند اعتراض خود را ابراز مي دارند.

چندي بعد با ملحق شدن تعدادي از عناصر ضد انقلاب و فرصت طلب در خيابان هاي اطراف دانشگاه، فضا براي اعمال خرابكارانه و خلاف قانون، نظير تعرض به عابران و اشخاص در حال گذر، ضربه زدن به اموال عمومي و خصوصي و اهانت و هتاكي عليه مسوولين بلند پايه نظام فراهم مي شود.

18-تیر-1387-فتنه-88-اغتشاش-درگیری-دانشگاه-تهران-خوابگاه-دولت-اصلاحات-خاتمی-قتل-زنجیره ای-توقیف-روزنامه-سلام-رهبری-تظاهرات-مردم-کودتا-نیروی انتظامی-زنجان سحر

مقابله نیروی انتظامی با آشوبگران

نیروی انتظامی هم بعد از تشديد تشنجات و هرج‌ومرج، با دريافت مجوز از وزير كشور، مبني بر لزوم برخورد با تحركات غير قانوني از جمله راهپيمايي هاي بدون مجوز دانشجويان كه به بروز آشوب انجاميد وارد عمل مي شود. ورود نیروی انتظامی به عرصه مقابله با آشوب با مقاومت اغتشاشگران روبرو مي گردد. با تشديد درگيري ها و آشوب ها پليس ضد شورش براي دستگيري تعدادي از آشوبگران و آزادي سه نفر از پرسنل خود كه توسط دانشجونمايان به گروگان گرفته شده بودند، وارد محوطه كوي دانشگاه مي شوند كه اين امر بر دامنه فاجعه مي افزايد و ماجرا را پيچيده تر مي سازد.

18-تیر-1387-فتنه-88-اغتشاش-درگیری-دانشگاه-تهران-خوابگاه-دولت-اصلاحات-خاتمی-قتل-زنجیره ای-توقیف-روزنامه-سلام-رهبری-تظاهرات-مردم-کودتا-نیروی انتظامی-زنجان سحر

هجوم نیروهای سازمان یافته به کوی دانشگاه

در این مرحله نیروهای سازماندهی شده ضدانقلاب به دانشگاه هجوم آوردند و تحريك كنندگانی وابسته به احزاب نزدیک به اصلاحات نيز هر از گاهي با سخنراني ها و شايعات و جعل اخبار صد درصد كذب نظير به خاك و خون كشيده شدن تعدادي از دانشجويان كوي دانشگاه، اقدام به تحرریک احساسات آنها کردند.

از روز هجدهم تير ماه ۷۸ به بعد، نقشه  تشنج‌آفرینی و گسترش خشونت كه جرقه آن از كوي دانشگاه زده شده بود، از سوی عده‌اي اوباش با عنوان جعلی دانشجو و به بهانه حمايت از جنبش دانشجويي و انتقام و پس گرفتن خون شهداي دروغين اين حادثه، دست به آشوبي فراگير در سطح شهر زدند.

18-تیر-1387-فتنه-88-اغتشاش-درگیری-دانشگاه-تهران-خوابگاه-دولت-اصلاحات-خاتمی-قتل-زنجیره ای-توقیف-روزنامه-سلام-رهبری-تظاهرات-مردم-کودتا-نیروی انتظامی-زنجان سحر

شواهدی بر اغتشاش سازمان یافته

شواهد فروانی حتی قبل از آغاز تشنجات وجود داشت که غائله ۱۸ تیر، برنامه ای حساب شده جهت بحران سازی ومظلوم نمایی افراطیون است. پنج روز قبل از سناريوي كوي دانشگاه، روزنامه‌ صبح امروز، وابسته به حزب مشاركت، پا را از تهديدات تلويحي فراتر گذاشته بود و در يادداشت روز ۱۳ تير ۱۳۷۸ خود، مسئولان را به ايجاد شورش و آشوب تهديد كرده و یادآور شده بود كه «اگر طرح تصويب گردد، اغتشاش ايجاد مي‌شود» و محمد قوچاني، نويسنده‌ مشهور روزنامه‌هاي زنجيره‌اي نیز چند روز پس از توقيف سلام، گفت که قرار بود روزنامه‌ صبح امروز نامه‌ منتسب به سعيد امامي را به چاپ برساند اما سعيد حجاريان با زيركي اين دام را فقط براي روزنامه‌ سلام پهن كرد: «موسوي‌خوئيني‌ها با انتخاب تيتر روز سه‌شنبه خود كوشيد، يكبار ديگر از كارآيي سوابق خود در ايجاد حاشيه‌ امنيتي براي روزنامه‌اش مطمئن شود... (موسوي‌خوئيني‌ها) كوشيد به يك ريسك بسيار خطرناك دست بزند، خطر اين ريسك به اندازه‌اي بود كه حتي سعيد حجاريان نيز صلاح را در آن دانست كه چنين بازي خطرناكي را به موسوي‌خوئيني‌ها بسپارد.» (۴)

18-تیر-1387-فتنه-88-اغتشاش-درگیری-دانشگاه-تهران-خوابگاه-دولت-اصلاحات-خاتمی-قتل-زنجیره ای-توقیف-روزنامه-سلام-رهبری-تظاهرات-مردم-کودتا-نیروی انتظامی-زنجان سحر

بازهم مردم و باز هم حماسه‌ای از جنس ۹دی

در نهایت پس از گذشت چند روز از آغاز این آشوب ها، مقام معظم رهبري در پيامي مهم خطاب به ملت ايران خواستار حفظ هوشياري و آمادگي لازم براي فرو خواباندن اين فتنه بزرگ شدند.

معظم له در قسمتی از اين پيام كه در تاريخ ۲۲ تير ۱۳۷۸ صادر شده بود، فرمودند: «دو روز است كه جمعي از اشرار با كمك و همراهي برخي از گروهك هاي سياسي ورشكسته و با تشويق و پشتيباني دشمنان خارجي در سطح تهران به فساد و تخريب اموال و ارعاب و عربده جويي پرداخته و موجب سلب امنيت و آسايش مردم شده اند. دشمنان زبون و حقير اسلام و انقلاب گمان كرده اند، انقلاب و مردم مؤمن و انقلابي به آنان اجازه خواهند داد كه با فتنه انگيزي خود راه سلطه آمريكاي جنايتكار را بر ميهن عزيز ما هموار كنند. گروهك هاي وابسته و معاند، طبق تحليل اربابان و معلمان خود، گمان كرده اند مردم ايران از اسلام و انقلاب، دست برداشته اند و به خيال باطل خود مي خواهند از انقلاب اسلامي انتقام بگيرند. ولي غافل از اين كه ملت مؤمن و شجاع و هوشيار به آنان و اربابان و پشتيبانان آنان اجازه ادامه شرارت را نخواهند داد و نظام مقتدر اسلامي، آنان را به شدت منكوب خواهد كرد. به مسئولان در دولت و به خصوص مسئولين امنيت عمومي تاكيد شده است كه با درايت و قدرت، عناصر مفسد و محارب را در جاي خود بنشانند و بي شك كساني كه چشم به فتنه انگيزي هاي اين روسياهان دوخته اند، مأيوس خواهند شد. ملت بزرگ ايران مخصوصاً جوانان عزيز بايد در كمال هوشياري مراقب حركات دشمن باشند و به طور كامل با مأموران، همكاري كنند و عرصه را بر عناصر مزدور و خود فروخته دشمن، تنگ نمايند و به خصوص فرزندان بسيجي ام بايد آمادگي هاي لازم را در خود حفظ كنند و با حضور خود در هر صحنه اي كه حضور آنان در آن لازم است، دشمنان زبون را مرعوب و منكوب سازند»

18-تیر-1387-فتنه-88-اغتشاش-درگیری-دانشگاه-تهران-خوابگاه-دولت-اصلاحات-خاتمی-قتل-زنجیره ای-توقیف-روزنامه-سلام-رهبری-تظاهرات-مردم-کودتا-نیروی انتظامی-زنجان سحر
عکس تاریخی راهپیمایی مردم در حمایت از رهبر معظم انقلاب
و دفع توطئه فتنه گران در ۲۳ تیر ۱۳۷۸

اینگونه بود که مردم مسلمان و غیور ایران اسلامی، در روز ۲۳تیرماه سال ۷۸ اقدام به برگزاری راهپیمایی مردمی در دفاع از انقلاب اسلامی کردند. این حضور که از جنس عشق به انقلاب و اسلام بود، نمونۀ کوچک از آن حماسه‌ای بود که در روز ۹دی سال ۱۳۸۸ به‌وقوع پیوست و بساط فتنه۸۸ را برچید.

رسوایی فتنه‌گران آتی

در غائله کوی دانشگاه و آشوب‌های بعد از آن، افرادی مانند فاطمه کروبی، معین(وزیر آموزش عالی دولت اصلاحات)، موسوی لاری وزیر وقت کشور، انصاری (که در سال۸۸ از فعالان ستاد موسوی و فتنه بود) و فائزه هاشمی در جمع دانشجویان معترض حاضر شدند. ناگفته نماند که بهانه این امر، تلاش برای آرام کردن اوضاع بود اما بعدها مشخص شد که این اقدامات تنها در جهت تحریک دانشجویان بوده است. تمامی این عناصر بعدها به فعالان فتنه۸۸ تبدیل شدند.

با نگاهی به فهرست این اشخاص که البته بسیار بیشتر از موارد یاد شده هستند در می‌یابیم که فتنه‌گران سال۸۸، مدت‌ها قبل یعنی در سال۱۳۷۸، خود را رسوا کرده بودند.

 

از ۱۸تیر ۷۸ تا ۱۸تیر ۸۸

نکته جالب اینجاست که ادعای مضحک بروز تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال۸۸ دستاویز اغتشاش در ۱۸تیر این سال شد. اینکه فتنه‌گران چرا این روز را برای آشوب انتخاب کردند، کاملاً واضح و مشخص است اما هرگز به این سوال مردم از سوی آنان پاسخ داده نشد که چرا برای تسویه حساب با مردم، انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی، دستاویزی همچون تقلب در انتخابات را مطرح کردند در حالی که خود آنها در نهایت مجبور شدند به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم، مشروعیت انتخابات و سلامت برگزاری آن را تأیید نموده و عموماً د رانتخابات سال۹۲ وارد میدان حمایت از کاندیدایی خاص شوند.

دفتری که به پایان نرسید و حکایتی که همچنان باقیست

حکایت حضور انقلابی مردم مسلمان ایران در عرصه دفاع از دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، برگرفته از دفتری است که همچنان در پیش چشم جهان، گشوده است.

یقیناً امروز هم حکایت همچنان باقیست و مردمی که خالق حماسخ سیاسی سال۱۳۹۲ بوده و حضوری پرشور در راهپیمایی ۲۲بهمن سال۱۳۹۱ داشتند، همچنان برای دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی در تمامی صحنه‌ها حضور دارند.

دانلود مستندی در این باره : دانلود کنید

مطالب مرتبط : عوامل پشت پرده انحراف پرونده 18 تیر + اسناد

طراحان 18 تیر چه اهدافی را دنبال می‌نمودند؟

پی‌نوشت:

۱)      سید علی موسوی، کودتا و ضد کودتا، تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۳، ص ۱۸۹

۲)      روزنامه‌ كيهان، ۱۳۷۸.۴.۱۶

۳)       روزنامه‌ بيان، ۱۳۷۹.۲.۲۲

۴)      روزنامه‌ نشاط، ۱۳۷۸.۴.۱۹

دانلود مفاتیح الجنان برای رایانه شما

با استفاده از نرم افزار "مفاتیح الجنان" می توانید رایانه خود را به یک منبع ادعیه تبدیل کنید.
به گزارش مشرق به نقل از باشگاه خبرنگاران، مفاتیح الجنان مجموعه‌ای از دعاها، مناجات، زیارات، اعمال مخصوصه ایام سال و ماه و روزها است که از طرف پیامبر اسلام و ائمه شیعیان صادر شده و توسط شیخ عباس قمی جمع آوری و تدوین شده‌است.این کتاب ارزشمند به صورت یک نرم افزار مخصوص سیستم عامل ویندوز به شما کاربران تقدیم می شود.

این نرم افزار كه حجم آن در یك فایل فشرده به 13 مگابایت می رسد دارای بخش های مختلفی می باشد که به شرح زیر است:

مقدمه

باب اول :
تعقیبات نماز
دعای روزهای هفته
مناجات خمس عشر
خواص آیات و ادعیه ایمنی از بلا و ...
دعاهای مشهور مانند دعای كمیل ، دعای سمات ، دعای ندبه ، دعای توسل و ...

باب دوم :

در بیان فضیلت و اعمال مربوط به ماه های سال ( ماه رجب ، ماه شعبان ،‌ماه رمضان ، ماه محرم و ....
اعمال ماه های رومی

باب سوم :

خاتمه
آداب سفر
ملحقات اول :
بخشهای مختلفی از قبیل :
دعای وداع با ماه رمضان
خطبه عید فطر
زیارت جامعه اهل بیت علیهم السلام
آداب زیارت نیابت

ملحقات دوم :

شامل سایر ادعیه مانند مكارم الاخلاق و زیارت امام زادگان و حدیث كساء ...
سوره های قرآن كریم مثل سوره عنكبوت ، سوره دخان ، سوره یاسین و ...
ذكر خواص بعضى از سور و آیات و بعضى اءدعیه و متفرقات
نمازهای مستحبی

برای دانلود اینجا کلیک کنید

آیت‌الله مجتبی تهرانی در باب اهمیت ماه مبارک رمضان؛ دو مناجاتی که همه ائمه(ع) می‌خواندند


در مناجات‌هایی که از ائمه اطهار(ع) نقل شده است، دو مناجات را دیده‌ام که همه ائمه(ع) آن را می‌خواندند؛ یکی مناجات شعبانیه است که در مفاتیح هست، یکی هم مناجاتی است که با این جملات شروع می‌شود: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ...»؛ مرحوم مجلسی در بحارالأنوار نقل می‌کند که این مناجات از علی(ع) است و همه ائمه هم آن را می‌خواندند.
ویژه نامه ضیافت مشرق -  آیت‌الله مجتبی تهرانی از اساتید برجسته اخلاق به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، سخنانی درباره اهمیت این ماه و منازل سیر و سلوک به سوی خدا بیان کرده است که مشروح آن در پی می‌آید:


أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ... (بحارالأنوار جلد 91 صفحه 96)

در مناجات‌هایی که از ائمه اطهار(ع) نقل شده است، دو مناجات را دیده‌ام که همه ائمه(ع) آن را می‌خواندند؛ یکی مناجات شعبانیه است که در مفاتیح هست، یکی هم مناجاتی است که با این جملات شروع می‌شود: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ...»؛ مرحوم مجلسی در بحارالأنوار نقل می‌کند که این مناجات از علی(ع) است و همه ائمه هم آن را می‌خواندند.

برای اینکه این جملات دعا را کمی توضیح دهم، به طوری که مرتبط با ایام ماه مبارک رمضان هم باشد، یکی دو نکته را مقدمتاً عرض می‌کنم.

 
ماه رمضان، ماه تقرب به خدا

مطلب اول اینکه درباره ماه مبارک رمضان اهل معرفت این تعبیر را دارند که این ماه، دار ضیافت الهی و یکی از منازل سالکین إلی‌الله است. «سلوک إلی‌الله» یعنی سیر معنوی روح به سوی خدا و تقرّب به او که البته این سیر و این تقرّب، دارای درجات و مراتب است.

منازل سیر و سلوک به سوی خدا

گام اوّل، تجلیه

این سیر و سلوک چهار قدم دارد؛ اهل معرفت از قدم اوّل تعبیر می‌کنند به «تجلیه»، یعنی آراستن ظاهر به آداب شرع و عمل کردن به دستورات شارع مقدس در این ماه مبارک رمضان؛ یعنی همین روزه گرفتن و آداب ظاهریه. پس گام اول، قدم اول تجلیه است.

گام دوم، تخلیه

گام دوم و قدم دوم در این سیر «تخلیه» است. تخلیه پیراستن است نه آراستن؛ پیراستن باطن از رذائل اخلاقی و چه بسا پاک کردن و منزه کردن نفس از آثار آثام ـ‌یعنی سیئات و گناهان‌ـ است. چه بسا اولین دعایی که نسبت به اولین روز ماه مبارک رمضان وارد شده که شخص روزه‌دار می‌خواند، اشاره به همین مسأله تخلیه دارد. چون خود را تجلیه کرده، یعنی روزه گرفته و به آداب ظاهریه عمل کرده است و حالا از خدا می‌خواهد که او باطنش را از این آثار پیرایش کند.

لذا در روز اول ماه مبارک رمضان این دعا را می‌خوانیم: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیَامِی فِیهِ صِیَامَ الصَّائِمِینَ وَ قِیَامِی قِیَامَ الْقَائِمِینَ وَ نَبِّهْنِی فِیهِ عَنْ نَوْمَةِ الْغَافِلِینَ وَ هَبْ لِی جُرْمِی یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ وَ اعْفُ عَنِّی یَا عَافِیاً عَنِ الْمُجْرمِینَ». این دعا به همین قدم دوم، یعنی تخلیه اشاره دارد.

گام سوم، تحلیه

گام سوم که از آن تعبیر به «تحلیه» می‌کنند، این است که انسان روح را به صفات ملکوتیه کمالیه آرایش دهد و خودش را متخلِّق به اخلاق الهیّه کند، که این هم دارای مراتبی است.

گام چهارم، فناء فی الله

گام چهارم مرحله‌ای است که اهل معرفت از آن به «فناء فی‌الله تعالی» تعبیر می‌کنند و مرادشان این است که روح سالک یعنی همان شخصی که سیر معنوی می‌کند، از إنّیّت در شهود حق فانی شود؛ چه در رابطه با فعلش، چه صفتش و چه ذاتش. این تعبیر را به کار می‌برند که فناء فی الله عبارت است از: «فانی شدن روح از إنّیّت در شهود حق». از نظر مسیر معنوی، این آخرین منزل سیر و سلوک است.

ماه رمضان، ماه نزول قرآن و صعود انسان

اما مطلب دوم؛ ماه مبارک رمضان اینطور است که هم ماه «نزول» است و هم ماه «صعود» است. اینکه ماه نزول است را شما خوب می‌توانید بفهمید؛ چون در قرآن و در دعاهای ماه مبارک رمضان مطرح است که کلام الهی-قرآن کریم- در این ماه، از مصدر وحی بر نبی مکرم اسلام6 نازل می‌شود که خداوند به وسیله¬ی همان کلمات، انسان‌ها را در جمیع ابعاد پرورش می‌دهد و می‌سازد. در سوره دخان می‌فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ»  و در سوره قدر می‌فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْرِ». در سوره بقره هم می‌فرماید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ».

«قوس نزول» در ماه مبارک

همین تعبیر در دعای روزانه ماه رمضان هم هست. در اکثر دعاهای ماه رمضان به این «قوس نزولی» اشاره شده است که ماه مبارک رمضان، ماه نزول کلام الهی است. به تعبیر دیگر، ماه رمضان ماه سخن گفتن ربّ است با عبدش؛ یعنی ماهی است که ربّ، برای ساختن عبدش و راهنمایی او به سوی قربِ خویش، با او سخن می‌گوید و سخن گفته است.

بنابر این قرآن در ماه مبارک رمضان نازل شد و به تعبیر اهلش به صورت «جُملةً واحده» -به طور کلی و یک‌پارچه- در شب قدر، بر قلب پیغمبر اکرم(ص) فرود آمد. این همان قوس نزولی این ماه است. تا اینجای مطلب شبهه‌ای نیست؛ این آیات قرآن است و این هم دعا‌هایی که شما در ماه رمضان می‌بینید و این مطلب در همه آن‌ها هست.

«قوس صعود» در این ماه

اما ماه مبارک رمضان همچنین ماه صعود است؛ یعنی چه؟ درست برعکس آن «قوس نزولی» که گفتیم، اینجا «قوس صعودی» مطرح است. یعنی این ماه، ماه کلام عبد با ربّ است. بله، در همه اوقات عبد می‌تواند با ربّ خودش سخن بگوید، ولی یک موقعیت خاصی هست که این سخن گفتن، از نظر سازندگی، بُرد بیشتری پیدا می‌کند.

دعا، الهام خداست

در اینجا یک بحث مطرح می‌شود و آن بحث این است که عبد در چه قالبی می‌تواند با ربّ خود سخن بگوید. این را بدانید که این هم در ارتباط با ربّ است. یعنی خودِ ربّ به اولیاء خود الهام می‌کند و اولیاء الهی آن الهامات را در قالب خاصی می‌ریزند و نحوه سخن گفتن با ربّ را به عبد می‌آموزند که «چگونه با ربّ خودت حرف بزن!» همانطور که او با تو حرف زده است، تو هم با او حرف بزن؛ اما اینگونه که به تو می‌آموزیم با او حرف بزن.

قرآن خطاب به توست؛ نمی‌خواهی پاسخ دهی!؟

خدا در ماه مبارک رمضان با تو صحبت کرده و کلامش را بر پیغمبر فرو فرستاده و پیغمبر هم قرآن را به شما تحویل داده و گفته است که این‌ها حرف‌هایی است که خدا با شما زده است. خدا در این خطاب‌هایی که در قرآن هست، مثل «یا أَیُّهَا النَّاس‏» و «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا»، دارد حرف می‌زند و به من و تو خطاب می‌کند. قرآن را نگاه کن؛ از اول تا آخر او دارد با تو حرف می‌زند. خوب، تو نمی‌خواهی جوابش را بدهی؟ او در ماه مبارک رمضان با تو سخن گفته است، تو هم باید در همین ماه با او سخن بگویی؛ هم قوس نزول است و هم قوس صعود. ماه رمضان ماه کلام ربّ و عبد است. لذا شما اگر به روایاتی که در باب ماه مبارک رمضان وارد شده است، مراجعه کنید، همین مطلب را می‌بینید.

سفارش به «زیاد دعا کردن» در این ماه

من حالا یکی دو تا روایت می‌‌خوانم که اصل این روایات در فروع کافی است ولی من از وسائل‌الشیعه نقل می‌کنم. روایت از امام صادق(ع) است که «قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(ع) عَلَیْکُمْ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ بِکَثْرَةِ الِاسْتِغْفَارِ وَ الدُّعَاء»؛ یعنی علی(ع) فرمود: «بر شما باد در ماه رمضان، به کثرت دعا و استغفار».

در روایت دیگر آمده است: «کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ(ع) إِذَا کَانَ شَهْرُ رَمَضَانَ لَمْ یَتَکَلَّمْ إِلَّا بِالدُّعَاءِ»؛ یعنی حضرت امام سجاد(ع) در ماه مبارک رمضان اصلاً صحبت نمی‌کرد، مگر اینکه تمام جملاتی که از ایشان صادر می‌شد مضامین دعایی داشت. ما در این زمینه روایات بسیاری داریم. بنابر این آنچه که در ماه مبارک رمضان وظیفه عبد است، سخن گفتن با ربّ خود است.

«تجلیه، تخلیه و تحلیه» زمینه‌ساز سخن گفتن بنده با خدا

در باب ماه مبارک رمضان روایات زیادی داریم که ناظر به آن مطلب اول، یعنی بحث مراحل سیر و سلوک است. از نظر ظاهری که خودت را آراسته کرده‌ای به همین آداب ظاهری و دهانمان را از خوردن و آشامیدن بسته‌ایم. این همان قدم اوّل یعنی تجلیه است؛ اما آنچه مهم است گام‌های دوم و سوم، یعنی تخلیه و تحلیه است. این‌ها است که زمینه را فراهم می‌کند برای اینکه بتوانی با خدای خودت حرف بزنی. از الطاف الهیه این بوده که آنچه که مایحتاج عبد است تا بتواند با خدای خودش حرف بزند، آنها را پیشاپیش خودش عنایت کرده است.

سر ریز شدن رحمت الهی در این ماه

حالا یکی دو تا روایت می‌خوانم؛ در یک روایت دارد: «إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کُلِّ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ عِنْدَ الْإِفْطَارِ سَبْعِینَ أَلْفَ أَلْفِ عَتِیقٍ مِنَ النَّارِ کُلٌّ قَدِ اسْتَوْجَبَ النَّارَ فَإِذَا کَانَ آخِرُ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَعْتَقَ فِیهَا مِثْلَ مَا أَعْتَقَ فِی جَمِیعِهِ».  یعنی خداوند در ماه رمضان هنگام افطار هفتاد هزار هزار نفر از افرادی را که مستحق آتش هستند نجات می‌دهد و در شب آخر از این ماه به اندازه تمام کسانی که در طول این یک ماه نجات داده است، از آتش جهنم نجات می‌دهد. همه این‌ها نشانه سرریز شدن فضل و رحمت الهی در این موقعیت زمانی است.

در روایت دیگری دارد: «إذَا کَانَ أوَّلَ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ غَفَرَ اللهُ لِمَنْ شَاءَ مِنَ الْخَلْقِ فَإذَا کَانَتْ اللَّیْلَةَ الَّتِی تَلِیهَا ضَاعَفَهُمْ فَإذَا کَانَتْ اللَّیْلَةَ الَّتِی تَلِیهَا ضَاعَفَ کُلَّمَا أعْتَقَ حَتَّى آخَرَ لَیْلَةٍ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ تَضَاعَفَ مِثْلَ مَا أعْتَقَ فِی کُلِّ لَیْلَةٍ».  یعنی همین‌طور هر شب با ضریب بالاتر نسبت به شب قبل، تعداد بیشتری از بندگانش را تطهیر می‌کند، تا این حجاب‌های ظلمانیه آن‌ها برطرف شود. اینها همه مقدمه این است که این عبد بتواند با او حرف بزند.

ماهِ مخصوصِ ارتباطِ دو طرفه خدا و بنده‌اش

لذا اهل معرفت گفته‌اند که یک «قرآن نازل» داریم و یک «قرآن صاعد» داریم؛ آن هم کلام است، این هم کلام است؛ آن کلام ربّ است با عبد، این کلام عبد است با ربّ؛ هر دو هم قرآن است. بنابر این اصلاً این ماه اختصاص به این ردّ و بدل شدن سخنان بین «ربّ و عبد» و «عبد و ربّ» دارد. از آن طرف، قرآن نازل شده است و از این طرف هم قرآن صاعد -بالا رونده- را داریم که عبارت است از آن راز و نیازهایی که بندگان صالح خداوند و اولیاء خاصّ حق -به اذن ربّ- با او داشته‌اند و سخن گفته‌اند.

آداب ظاهری ماه رمضان، زمینه ساز ارتباط با خدا

ما از آن سخن گفتن‌ها، به «ادعیه ماثوره» ائمه اطهار: تعبیر می‌کنیم. اصلاً ماه رمضان ماه «قرآن» و «دعا» است و این آداب ظاهری که در این ماه داریم، همه برای فراهم کردن زمینه همین رابطه «ربّ و عبد» و «عبد و ربّ» است تا اینها با هم حرف بزنند؛ که از پایین به بالا، یعنی از طرف عبد به سوی ربّ، تقاضا و طلب و سؤال و درخواست است که ما از آن تعبیر می کنیم به «دعا». پس دعا سخنی بین عبد و ربّ است. یعنی بنده با پروردگارش صحبت می‌کند و از او درخواست می‌کند.

ندا، دعا، نجوا

به این تعبیراتی که علی(ع) در این مناجات به کار برده است نگاه کنید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ». اول صلوات می‌فرستد و بعد شروع می‌کند به گفتن آن جملات تا به اینجا می‌رسد که «وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ». اینجا دیگر بحث «مناجات» است. «ندا» یعنی اینکه انسان کسی را با صدای بلند فرا بخواند. «دعا» هم با صدا است، اما صدای بلند نیست. «مناجات و نجوا» بی‌صدا است.

لذا اینجا تعبیر می‌کند «وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ»، دیگر نمی‌گوید «وَ اسْمَعْ»؛ چون مناجات جنبه صوتی ندارد و صدا و آهنگ ندارد؛ بلکه یک امر درونی و قلبی است. این از تعبیرات زیبا و لطیف علی(ع) است. البته هم دعا و هم ندا و هم نجوا، نوعی رابطه «بین اثنینی» و دو طرفه هستند، ولی این تفاوت‌ها را با یکدیگر دارند.

عدم اجابت دعا، به خاطر وجود حجاب‌ها

بحث دیگری که در اینجا مطرح می‌شود، بحث حُجُب و موانع دعا است. ممکن است من با شما صحبت کنم، شما هم با من صحبت کنید، اما به تعبیر ساده ممکن است مانعی در کار باشد که موجب شود شما سخنان من را نشنوید یا به آن اعتنا نکنید ـ‌که این اعتنا نکردن هم، مثل نشنیدن است‌ـ و برعکس ممکن است شما بگویید و من نشنوم. اگر اینطور باشد، این سخن گفتن‌ها و این ردّ و بدل کردن‌ها، بی‌فایده است. آیا این‌طور نیست؟ چه زمانی این گفت‌وگوها فایده دارد؟ آن زمانی که شما حرف من را بشنوید و به خواسته‌های من اعتنا کنید و همچنین برعکس.

لذا من عرض کردم که ندا، دعا و مناجات، همه اینها «بین اثنینی» است و ممکن است گاهی اوقات چیزی مانع از این رابطه دو طرفه شود.

گناه، حجاب دعا

یک وقت هست که یک سنخ از اعمال، حجاب می‌شوند برای اجابت دعا؛ مثل گناه. یعنی معصیت‌هایی که از ناحیه اعضا و جوارح من و شما صادر می‌شود، مانع اجابت دعا است. لذا گفتیم که «اطاعت» با «اجابت» رابطه دارد؛ اگر مطیع خدا شدی، آنجا است که خداوند هم درخواست تو را اعتنا می‌کند و می‌پذیرد. از آن طرف، معصیت مانع اجابت دعا می‌شود. این مربوط به اعضا و جوارح من و شما است. اگر دروغ بگویی، غیبت کنی، مال مردم را بخوری و امثال این محرمات را انجام دهی، این‌ها مانع اجابت دعا است. می‌بینی چرا وقتی می‌گویم: «خدا! خدا! خدا!» خدا اصلاً به من اعتنا نمی‌کند؛ چون این گناهان مانع اجابت دعاهای من است.

حجاب‌های باطنی دعا

یک وقت هم هست که یک سنخ ملکات و امور درونی هستند که مانع اجابت دعا می‌شوند. این موانع مربوط به ملکات سیّئه درونی عبد است که موجب می‌شود که این گوش دل راز الهی را نشنود. چون گفتیم که ماه مبارک رمضان ماه «راز و نیاز» است؛ امّا گاهی راز از ربّ است و اظهار نیاز از عبد است. خوب، اگر راز از ربّ است، در اینجا این بحث مطرح می‌شود که باید حُجُبی که در ارتباط با باطن است هم برطرف شود. اما حجابی از ناحیه ربّ نیست. حجاب از ناحیه عبد است و باید این حجاب را برطرف کند. اما این حجاب‌ها و موانع با چه مقامی از مقام‌های معنویه بر طرف می‌شود؟

باز شدن درهای آسمان و رفع تمام موانع ارتباط ربّ و عبد

روایت از پیغمبر اکرم(ص) است؛ «إِنَّ أَبْوَابَ السَّمَاءِ تُفَتَّحُ فِی أَوَّلِ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَا تُغْلَقُ إِلَى آخِرِ لَیْلَةٍ مِنْهُ».  حضرت فرمود درهای آسمان در اولین شب از شبهای ماه مبارک رمضان باز می‌شود و تا آخرین شب از شب‌های این ماه هم بسته نمی‌شود. این یعنی چه؟ منظور از «سماء» در اینجا آسمان نیست! اشتباه نکنید. «سماء» اشاره به آن جهت عِلوی از عوالم وجودی و آن نشئه برتر عالم وجود است. ما در این «دنیا» در عالم ناسوت هستیم. این عالم دنیا پست‌ترینِ عوالم وجود است.

اینکه در روایت فرمود که خدا شب اوّل ماه مبارک رمضان درهای آسمان را باز می‌کند، یعنی چه؟ یعنی می‌خواهد بگوید از ناحیه آن عوالم برتر وجودی هیچ مانع و حاجبی در کار نیست. پس هر چه حجاب و مانع هست، از طرف من است. او دارد راز می‌گوید، اما گوش من نمی‌شنود. حالا من چه کار کنم تا این حجاب‌ها را بتوانم رفع کنم؟ در مقامات معنویه مقامی هست که آن را باید به دست بیاوریم؛ لذا می‌رویم سراغ روایت دوم تا ببینیم چه کار باید بکنیم.

«مقام رضا»، ثمره نهایی روزه

در حدیث معراج داریم که پیغمبر اکرم(ص) وقتی به معراج رفت، در آنجا خطاب شد «یَا أحْمَدُ هَلْ تَعْلَمُ مَا مِیرَاثُ الصَّومِ»؛ ای احمد، می‌دانی روزه چه اثری در پی دارد و چه چیزی به ارث می‌گذارد؟ «قَالَ: لَا. ثُمَّ قَالَ: مِیرَاثُ الصَّومِ قِلَّةُ الْأکْلِ وَ قِلَّةُ الْکَلَامِ وَ مِیرَاثُ الصَّمْتِ أنَّهَا تُورِثُ الْحِکْمَةَ وَ هِیَ تُورِثُ الْمَعْرِفَةَ وَ تُورِثُ الْمَعْرِفَةُ الیَقِینَ فَإذَا اسْتَیْقَنَ الْعَبْدُ لَا یُبَالِی کَیْفَ أصْبَحَ بِعُسْرٍ أمْ بِیُسْرٍ فَهَذَا مَقَامُ الرَّاضِینَ»؛ روزه دو اثر دارد؛ یکی اثر ظاهری است که همان کم خوردن است و دومی که بالاتر است، کم صحبت کردن و سکوت است که ما به آن «صومِ صمت» می‌گوییم. اگر جلوی زبانت را بگیری و مراعات زبانی داشته باشی، این موجب می‌شود که حکمت پیدا کنی. آن وقت میراث حکمت، معرفت است و معرفت هم یقین را از خود به ارث می‌گذارد و ثمره یقین هم «مقام رضا» است و این همان مقامی است که با آن می‌توانی حجاب‌ها را برطرف کنی.

روزه‌ای برای همه؛ حتی ناتوان‌ها و پیرها

من به آن کسانی که از نظر شرعی معذورند و نمی‌توانند روزه بگیرند و غصه می‌خورند که من محروم شدم از برکات صوم و ماه مبارک رمضان، می‌خواهم بگویم که این دیدگاه و نگرش تو یک نگرش مادی است. شما خیال کرده‌اید که روزه نخوردن و نیاشامیدن است؟ برای تو هم روزه وجود دارد. آنچه بالاتر از «قلّت اکل» و کم خوردن است؛ آن چیست؟ جلوی زبانت را بگیر؛  یک ماه رمضان، از اول تا آخر غیبت نکن، دروغ نگو، تهمت نزن، ایذاء مومن نکن، برو جلوی آفات زبانت را بگیر؛ روزه اینجا هم هست. میراث الصوم این است. بله، اگر صحت مزاج داری و عذر شرعی نداری، قلّت اکل هم در کنارش هست تا درد و اِلم گرسنگی و تشنگی را بچشی که آن هم آثاری دارد.

«روزه شکمی» و «روزه معنوی»

در روایات داریم که فردی خدمت پیغمبر اکرم(ص) آمد و گفت: «من روزه هستم.» حضرت به او فرمود: «استفراغ کن!» دید همین‌طور دارد تکه‌تکه گوشت از حلقش بیرون می‌آید. پرسید: «این چیست؟» حضرت فرمود: «غیبت کرده‌ای! این روزه نیست.» روایت می‌خواهد همین را بگوید که من اشاره کردم. این اصلاً روزه نیست. روزه شکمی هست، ولی روزه معنوی نیست.

«صمت» اصلاً حرف نزدن نیست!

پیغمبر اکرم(ص) فرمود «وَ مِیرَاثُ الصَّمْتِ أنَّهَا تُورِثُ الْحِکْمَةَ»؛ یعنی میراث سکوت، حکمت است. پس معلوم می‌شود منظور از این «صوم صمت» که در روایات هست، «حرف نزدنِ» مطلق نیست، بلکه مراد همان «قلّت کلام» و پرهیز از بیهوده‌گویی است. اتفاقاً بعضی جاها باید حرف بزنی؛ با خدا باید حرف بزنی؛ باید دعا بخوانی. نه اینکه هر چیزی که از دهانت بیرون بیاید را بگویی. آن چیزی که برای تو حُجُب را برطرف می‌کند و تو را به «مقام رضا» می‌رساند، آن را مراقبت کن!

سفارش پيامبر به امام علی هنگام افطار

از مهمترين امور در افطار و سحرى ، قبل از شروع و بعد از گفتن بسم الله ...، خواندن سوره قدر است ؛ و بهترين چيزى كه قبل از افطار خوانده مى شود دعايى است كه در اقبال آمده و مفضل بن عمر، آن را روايت كرده است .
ویژه نامه ضیافت مشرق - «امام صادق فرمودند: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود: اباالحسن ! ماه رمضان نزديك شده است ؛ قبل از افطار دعا كن ؛ جبرئيل پيش من آمد و گفت : يا محمد! كسى كه در ماه رمضان ، با اين دعا، قبل از افطار، دعا كند، خداوند دعاى او را مستجاب ، نماز و روزه او را قبول و ده دعاى او را مستجاب مى كند؛ گناه او را بخشيده ، غم و غصه او را از بين برده ، گرفتاريهايش را بر طرف كرده ، حاجات او را برآورده نموده ، او را به مقصودش رسانيده ، عمل او را با عمل پيامبران و صديقين بالا برده و در روز قيامت چهره او درخشانتر از ماه شب چهارده خواهد بود.

گفتم : چه دعايى است ؟ جبرئيل ! گفت:

اللَّهمَّ ربَّ النُّورِ العَظيم، ورَبَّ الکُرسيِّ الرَّفيع، ورَبَّ البَحرِ المَسجور، ورَبَّ الشَّفعِ الکَبير، والنُّور العَزيز، ورَبَّ  التَّوراهِ والإنجيلِ والزَّبورِ، والفُرقانِ العَظيمِ. أنت إلهٌ مَن في السَّمواتِ وإلهُ مَن في الأرضِ لا إلهَ فِيهِما غَيرُکَ، وأنتَ جَبّارُ مِن في السِّموات وجَبّار مَن في  الإرضِ لا جَبّار فيهِما غَيرُکَ، أنت مَلِکُ مَن في السَّموات، ومَلِکُ مَن في الأرضِ، لا مَلِکَ فيهما غَيرُکَ، أسألُکَ  بِاسمِکَ الکَبيرِ، و نُور وَجهِکَ المُنيرِ، وبمُلکِکَ القَديمِ. يا حَيُّ يا قَيِّومُ، يا حَيُّ يا قَيُّوم يا حَيُّ يا قَيّوم، أسألُکَ بِاسمِکَ الّذي أشرَقَ بِهِ کُلِّ شَيءٍ، وبِاسمِکَ الّذي أشرَقَت  بِهِ السّمواتُ والأرضُ، وبِاسمِکَ الّذي صَلُحَ بِهِ الأوَّلونَ، وبِهِ يَصلُحُ الاخِرونَ.
يا حَيّاً قَبلَ کُلِّ حَيّ، ويا حَيّاً بَعدَ کُلِّ حَيّ، ويا حَيُّ لا إلهَ إلا أنت صَلِّ علي مُحَمّدٍ وآلِ مُحَمَّد، واغفِر لي ذُنُوبي،  واجعَل لي مِن أمرِي يُسراً وفَرَجاً قَريباً، وثَبِّتني علي دينِ مُحَمَّدً وآل محمد و وعلي هُدي مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّد،  وعلي سُنَّهِ مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّد، عليه وعليهِمژُ السَّلام.

واجعَل عَملِي في المَرفوعِ المُتَقَبِّلِ، وهَب لي کما وَهَبتَ لأوليائِکِ وأهلِ طاعَتِکَ، فانّي مُؤمِنٌ بِکَ، ومُتَوَکِّلٌ عَليک،  مُنيبٌ اليکَ، مَعَ مَصيري إليکَ، وَتَجمَع لي ولأهلِي وَلوِلَدَي الخَيرَ کُلَّهُ، وتَصرِف عَنّي وَعَن وَلَدي وأهلِي الشَّرَّ کُلَّهُ. أنتَ الحَنّانُ المَنّانُ بَديعُ السّمواتِ والأرضِ، تُعطِي الخَيرَ مَن تَشاءُ، وتَصرِفُهُ عَمَّن تَشاءُ، فَامنُن علي بِرَحمَتِکَ يا  أرحَمَ الرّاحِمِينَ.
 - المراقبات - مرحوم آيت الله حاج ميرزا جواد ملكى تبريزى (ر ه)
-صحيفه علويه، متن‏عربى، ص: 219

ضربه جبران ناپذیر - ویژه نامه روز جهانی جمعیت


مقالات ویژه نامه
مهم‌ترین علل کاهش فرزندآوری در جامعه‌ی ایرانی

مهم‌ترین علل کاهش فرزندآوری در جامعه‌ی ایرانیخانواده یکی از اصلی‌ترین و مؤثرترین نهادهای اجتماعی است و اولین هسته‌ی زندگی اجتماعی بشر از خانواده آغاز می‌گردد. از این رو، تغییرات ارزشی در حوزه‌ی خانواده در ...

ایران در صدر کشورهای مواجه با کاهش باروری

ایران در صدر کشورهای مواجه با کاهش باروریاندیشکده آمریکایی بلفر در مطلبی به اتفاق خاموشی پرداخته است که در دنیای اسلام در حال وقوع است... اتفاقی که نه بهار عربی‌ است و نه افزایش بنیادگرایی اسلامی...بلکه بنا به گفته ...

آمار تلفات‌ در اثر توبکتومی‌ و وازکتومی‌

آمار تلفات‌ در اثر توبکتومی‌ و وازکتومی‌ آمار تلفات‌ زنان‌ و مردان‌ در خصوص‌ بستن‌ لوله‌ (توبکتومی‌ و وازکتومی‌) فقط‌ در کشور ایران‌ در زنان‌ به‌ یک‌ میلیون‌ و در مردان‌ به‌ هشتاد هزار نفر رسیده‌ است‌. ...

پشت پرده حمایت دشمن از کاهش جمعیت

پشت پرده حمایت دشمن از کاهش جمعیتپیشنهاد و کمک‌ و مساعی‌ و کوششهای‌ بی‌وقفه‌ و خستگی‌ ناپذیر و دلسوزیهای‌ پدرانه‌ و مادرانه‌ از سازمان‌ ملل‌ و صندوق‌ جهانی‌ جمعیّت‌ برای‌ قتل‌ عامّ نفوس‌ مسلمین‌ بالاخصّ...

تبلیغ کاهش جمعیت با بی اعتنایی به نظر مراجع معظم تقلید

تبلیغ کاهش جمعیت با بی اعتنایی به نظر مراجع معظم تقلیدمالتوس‌ گرایان‌ حتّی‌ از فتوای‌ آیت‌ الله‌ العظمی خمینی‌ (ره‌) در «رسالۀ نوین‌» نیز اعراض‌ کرده‌اند در این‌ مسأله‌ نه‌ رجوع‌ به‌ مجتهدی‌ و فقیهی‌، و نه‌ رجوع‌ به‌ رساله‌ و فتوائی‌ شده‌ است‌، ...

چرا سقط جنین حرامه؟

چرا سقط جنین حرامه؟رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ فرمودند‌: وَ لاتَقْتُلْنَ أَوْلدَکُنَّ ! «شما فرزندان‌ خود را نباید بکشید!» هند گفت‌: قَدْ رَبَّیْناهُمْ صِغارًا وَ قَتَلْتَهُمْ یَوْمَ بَدْرٍ کِبارًا، فَأنْتَ وَ هُمْ أعْلَمُ ! «ما آنها...

حتما بچه دار شوید

حتما بچه دار شوید بچّه‌، شاداب‌ترین‌ میوه‌ خوش‌ زندگی‌ است‌؛ و عالی‌ترین‌ ثمره‌ حیاتی‌ از بوستان‌ انسانیّت‌، و معطّرترین‌ گل‌ از گلستان‌ بشریّت‌ است‌. زن‌هائی‌ که‌ بجای‌ بچّه‌داری‌ و تکثیر این‌ نوباوۀ...

حتما حامله شوید

حتما حامله شویدتأکید و ترغیب‌ أکید اسلام‌ بر کثرت‌ اولاد و آبستن‌شدن‌های‌ عدیده‌ زنان‌ و به‌ عرصه‌ آوردن‌ فرزندان‌ ، نه‌ تنها معارض‌ و مزاحم‌ با کمالات‌ نفسانی‌ و طیّ معارج‌ ...

عمل جاهلانه

عمل جاهلانه کشورهای‌ کفر در ضَلالت‌ و منهاج‌ پست‌ و زندگی‌ نکبت‌ بار و ذلّت‌زا فرو رفته‌اند؛ که‌ حکم‌ إسقاط‌ جنین‌ را در محاکم‌ و قوانین‌ خود مشروع‌ نموده‌اند و علناً حکم‌ به‌ امضا آدم‌کشی‌ می‌نمایند، ...

نقشه استکبار برای کاهش جمعیت شیعیان

نقشه استکبار برای کاهش جمعیت شیعیان هنوز آب‌ غسل‌ بر بدن‌ و کفن‌ قائد عظیم‌ الشّأن‌ رهبر کبیر و معظّم‌ انقلاب‌ اسلامی‌ حضرت‌ آیة‌ الله‌ خمینی‌ قدّس‌ الله‌ سرّه‌ الشّریف‌، خشک‌ نشده‌ بود که‌ دیو استکبار جهانی‌ ...

کاهش‌ جمعیّت‌، ضربه‌ای‌ سهمگین‌ بر پیکر مسلمین (1)‌

کاهش‌ جمعیّت‌، ضربه‌ای‌ سهمگین‌ بر پیکر مسلمین (1)‌در این‌ مسأله‌ سزاوار بود آرا علماء را اعمّ از موافق‌ و مخالف‌، و انظار متخصّصین‌ و اهل‌ خبره‌ و پزشکان‌ را اعمّ از موافق‌ و مخالف‌، و نتائج‌ مثبت‌ و منفی‌ این‌ امر را توسّط‌ مجلت‌ و جرائد و رسانه‌ها،...

 
 

اینفوگرافی: جامعه ی ما پیر خواهد شد

  کاهش‌ جمعیّت‌، ضربه‌ای‌ سهمگین‌ بر پیکر مسلمین (2)‌
 
 
 
بانک پرسش و پاسخ

حکم عمل وازکتومی

 
 
 
بانک احادیث

ازدواج در آیینه حدیث

 
 
 
بانک صوت و فیلم

پزشکی و سلامت -ناباروری

 
 
 
بانک مقالات
 
  کاهش‌ جمعیّت‌، ضربه‌ای‌ سهمگین‌ بر پیکر مسلمین (2)‌

کاهش‌ جمعیّت‌، ضربه‌ای‌ سهمگین‌ بر پیکر مسلمین (2)‌

 
  کاهش‌ جمعیّت‌، ضربه‌ای‌ سهمگین‌ بر پیکر مسلمین (3)‌

کاهش‌ جمعیّت‌، ضربه‌ای‌ سهمگین‌ بر پیکر مسلمین (3)‌

 
  کاهش‌ جمعیّت‌، ضربه‌ای‌ سهمگین‌ بر پیکر مسلمین (4)‌

کاهش‌ جمعیّت‌، ضربه‌ای‌ سهمگین‌ بر پیکر مسلمین (4)‌

 
  کاهش‌ جمعیّت‌، ضربه‌ای‌ سهمگین‌ بر پیکر مسلمین (5)‌

کاهش‌ جمعیّت‌، ضربه‌ای‌ سهمگین‌ بر پیکر مسلمین (5)‌

 
  کاهش‌ جمعیّت‌، ضربه‌ای‌ سهمگین‌ بر پیکر مسلمین (6)‌

کاهش‌ جمعیّت‌، ضربه‌ای‌ سهمگین‌ بر پیکر مسلمین (6)‌

 
 
 

یوم الله 5 رمضان - ویژه نامه حماسه 5 رمضان اصفهان


مقالات ویژه نامه
 
 

رمضان 57 ، اصفهان ، اولین حکومت نظامی اولین مقررات حکومت نظامی در سال 1357 که سال اوج گیری انقلاب بود، در شهر اصفهان و در ماه مبارک رمضان به اجرا گذارده شد. بهانه‌ای که سبب برقراری حکومت نظامی در اصفهان شد ، حوادثی بود که پیرو شکسته شدن تحصن ...

 
 

ماه رمضان و اولین حکومت نظامی در اصفهان اولین حکومت نظامی در دوران انقلاب اسلامی، در شهر اصفهان شکل گرفت. مقررات حکومت نظامی پیرو نشست شورای تأمینی استان اصفهان در روز 20 مرداد 1357 مصادف با ششمین روز از ماه مبارک رمضان

 
 

اصفهان، نخستین قربانی حکومت نظامیحوادث بزرگ انقلاب اسلامی اصفهان در روزهای هفدهم تا نوزدهم ماه مبارک رمضان از چنان گستردگی و صراحتی در مخالفت با رژیم پهلوی برخودار بود، که به جد موجب نگرانی و احساس خطر دولت و مسوولین محلی گردید....

 
 

اصفهان در دهه سوم مرداد 57حوادث بی سابقه و خونین روز بیستم مرداد ماه، در میان بهت و حیرت مردم اصفهان به وقوع پیوست. به کارگیری آشکار ارتش علیه قیام مردم و استقرار انواع توپ های غول پیکر در سطح شهر، امری غیر منتظره و باور نکردنی ...

 
 

انقلاب اسلامی در اصفهان به روایت اسناد ساواکساعت 10:30 روز 37/5/20 که جلسه هماهنگی در استانداری تشکیل شده بود از شهربانی به معاون شهربانی اطلاع دادند که وضع شهر غیرعادی است ودر بسیاری از خیابان ها مردم اجتماع نموده و در حال جمع شدن می باشند ...

 
 

نوای انقلاب برفراز گلدسته ها قبل از انقلاب در مسجد اعظم حسین آباد نماز جمعه اقامه می شد و سخنرانان با بیان مطالب روشنگرانه و انقلابی این مسجد را به پاتوق بچه های انقلابی مبدل کرده بود و ماموران مخفی ساواک نیز معمولاً در جلسه حضور داشتند....

 
 

زندگینامه حضرت آیت الله سید حسین خادمیحضرت آیة الله سید حسین خادمى در سوم شعبان سال 1319 هـ .ق. (زاد روز تولد امام حسین(علیه السلام)) در شهر اصفهان و در خاندان علم و تقوا چشم به جهان گشود. پدرش به میمنت روز تولد امام حسین(علیه السلام)، ...

 
 

زندگی نامه آیت الله خادمی (1) حضرت آیت الله سید حسین خادمی در سوم شعبان سال 1319 هـ . ق. (زادروز تولد امام حسین ـ علیه السلام ـ) در شهر اصفهان و در خاندان علم و تقوا چشم به جهان گشود. پدرش به میمنت ...

 
 

زندگی نامه آیت الله خادمی (2) پس از دستگیری، آیت الله طاهری، بازار اصفهان تعطیل شد. مردم برای کسب تکلیف به سوی منزل آیت الله خادمی روان شدند. این حرکت مردم به تظاهرات و سپس به تحص در منزل ایشان بدل گشت و در مدت 10 روزی که این تحصن ...

 
 

سرای ستم ستیزی عالم فرزانه حضرت آیت الله خادمی درسوم شعبان سال 1319 و در زاد روز تولد امام حسین(ع) در شهر اصفهان و در خاندان علم و تقوا چشم به جهان گشود. پدرش به میمنت روز تولد امام حسین(ع)، نام حسین بر او نهاد ...

 
 

خادم شریعت
«خادم شریعت» عنوان نوزدهمین کتاب از مجموعه آثار « یاران امام به روایت اسناد ساواک » است که به بررسی سوابق مبارزاتی مرحوم آیت الله سید حسین خادمی پرداخته است. این کتاب که به تازگی در تیراژ 3000 نسخه به دست چاپ سپرده شده است، ....

 
 

اوج گیری مبارزات انقلاب اسلامی در سال 57هرچند ایران در طول تاریخ چند هزار ساله،حوادث و فراز و نشیبهای زیادی به خود دیده است،اما سال 57 از ویژگی خاصی برخوردار بوده و با هیچ سال دیگری قابل مقایسه نیست،چرا که ملت قهرمان ایران ....

ماه وصال - ویژه نامه حلول ماه مبارک رمضان


مقالات ویژه نامه
 
 

نور رمضان (1) اگر ماه مبارک رمضان را «مکتب رمضان» بنامیم، سخن به گزاف نگفته ایم؛ زیرا سرشار از آموزه های اخلاقی، لبریز از درس چگونه زیستن و چگونه بودن و چگونه مردن و آکنده از پیام های ...

 
 

آمادگی برای ورود به میهمان سرای الهی«رمضان ماه بزرگ الهی است ماهی است که ایام و لیالی آن بسیار زیبا و دلگشا می باشد و نسیم آن جان و روح را می نوازد و غرق در لذات معنوی می کند. عظمت و شرافت ...

 
 

دعای امام سجاد (ع) هنگام حلول ماه رمضان به نام خداوند بخشنده مهربان. سپاس خدایی را سزاست که ما را برای سپاسگزاری خود راهنمایی نمود و از سپاسگزاران قرار داد تا برای احسان و نیکی‌اش از ...

 
 

آداب ماه ضیافت الهی ماه خیر و برکت، ماه نزول رحمت، ماه میهمانی و ضیافت الهی، بار دیگر ما را به یک فضای معنوی غیرقابل وصفی می کشاند، فضایی آکنده از عشق به خدا، و دنیایی از صفا و صمیمیت ....

 
 

به ماه روزه مهمان خداییم ماه مبارک رمضان ماه ضیافت خداست. انسان در این ماه مهمان الهی است. معلوم می شود گذشته از آن رزق ظاهری که ان الله هو الرزاق ذوالقوه`المتین(ذاریات، 58) و گذشته از آن ...

 
 

اثربخشى ماه رمضان بر روح و روان آدمىماه رمضان فرا رسید ماه خدا ماه رحمت و آمرزش، ماه خودسازى، ماه قرآن، ماه عبادت و ماه رستگارى، ما باید خنود را براى ورود ماه مبارک آماده سازیم و در این ماه خدا به پرورش هر چه ...

 
 

توصیه های مقام معظم رهبری در ماه رمضانبرنامه غذایی ما در ماه مبارک رمضان نباید نسبت به قبل خیلی تغییر کند و در صورت امکان باید ساده باشد. دهمچنین باید طوری تنظیم شود که بر روی وزن طبیعی...

 
 

سیره عملی علما در ماه رمضان (1) این عالم جلیل القدر از بستگان مرحوم شیخ مرتضی انصاری و از مراجع نامدار خوزستان و حافظ قرآن مجید بوده است. درباره ی او نوشته‌اند: او با آن همه مشاغل درسی و...

 
 

ویژگی ها و آداب ماه رمضان « در بین ماه های سال قمری، ماه مبارک رمضان، از قداست و جایگاه ویژه ای برخوردار است چنانکه در دعای مخصوص آن می خوانیم:« .. وهذا شهر عظمته و کرمته و شرفته و فضلته...

 
 

رمضان نسیم رحمت (1) «مبارک باد، ماه رمضان از زبان شمس تبریزی» مبارک باد آمد ماه روزه رهت خوش باد ای همواره روزه شدم بر بام تا مه را ببینم که بودم من به جان دلخواه روزه ...

 
 

رمضان و جاذبه ها و دافعه های اجتماعی و سیاسی ماه مبارک رمضان و لحظات پاک و نورانی آن اگر چه فضای معنوی خاصی ایجاد می کند تا خودسازی های اخلاقی رونق گیرند و درون نگری ها و مقابله با صفات نکوهیده شدت یابند...

 
 

رمضان فصل آمرزش انسان موجودی است که از روز ازل به خطاکاری شهره آفاق شده و از آغاز خلقت و آفرینش مهر «جایز الخطا بودن» بر پیشانی اش خورده و درست از همین ...

 
 

سیره‏ عملی امام خمینى (ره) در ماه رمضانارادت صاحب این قلم به شهید بزرگوار، برادر حسن باقری (غلامحسین افشردی)، نوشتن را برایم سخت می کند، غلامحسین در بهمن ماه (ماه پیروزی خون بر شمشیر) به شهادت رسید. سرگذشت این شهید

 
 

رمضان خواستن و شدن رمضان ، ماه خدا، ماه سخن گفتن خدا، ماه مردم ، ماه بیدار شدن مردم ، ماه بیدار کردن آنان ، ماه آگاه کردن انسان ها که نمی دانند و ماه تذکر دادن به ایشان که می دانند.

 
 

سیره بزرگان در ماه مبارک رمضان میرزا محمد جعفر انصاری، از مراجع نامدار خوزستان و از بستگان مرحوم شیخ مرتضی انصاری است. در باره وی نوشته اند: او با آن همه مشاغل درسی، عبادات موظفه خود

 
 

ماه رمضان؛ شروعی دوباره یه شروع برای سفره هایی که به رنگ نان و خرما! شروع شنیدن نجوای زیبای «ربنا» سرسفره هامون! یه شروع برای شب های استجابت دعا! یه شروع برای...

 
 

معنى برکت و مبارکعلماى لغت واژه «برکت» را به فزونى و رشد(1) همراه با ثبات و دوام معنى کرده اند. در کتاب لسان العرب به نقل از ابن عباس آمده است: «معنى برکت فراوانى در هرچیز خیر است»...

 
 

توصیه های سلامتی در ماه رمضان برنامه غذایی ما در ماه مبارک رمضان نباید نسبت به قبل خیلی تغییر کند و در صورت امکان باید ساده باشد. همچنین باید طوری تنظیم شود که بر روی وزن طبیعی تأثیر زیادی نداشته باشد....

 
 

ویژه نامه روز اول ضیافت الهی اَللّهُمَّ اجْعَلْ صِیامى فیهِ صِیامَ الصّاَّئِمینَ وَقِیامى فیهِ خدایا قرار ده روزه ام را در این ماه روزه روزه داران واقعى و شب زنده داریم را قیامَ الْقاَّئِمینَ وَنَبِّهْنى فیهِ عَنْ نَوْمَةِ الْغافِلینَ وَهَبْ لى جُرْمى فیهِ...

 
 

ویژه نامه روز دوم ضیافت الهی اَللّهُمَّ قَرِّبْنى فیهِ اِلى مَرْضاتِکَ وَجَنِّبْنى فیهِ مِنْ سَخَطِکَ وَنَقِماتِکَ خدایا نزدیکم کن در این ماه بسوى موجبات خوشنودیت و دورم ساز در آن از خشم و عذابت...

 
 

رمضان نسیم رحمت (1) اَللّهُمَّ ارْزُقْنى فیهِ الذِّهْنَ وَالتَّنْبیهَ وَباعِدْنى فیهِ مِنَ السَّفاهَةِ خدایا روزیم کن در این ماه تیزهوشى و بیدارى و دورم گردان در آن از بیخردى وَالْتَّمْویهِ وَاجْعَلْ لى نَصیباً مِنْ کُلِّ خَیْرٍ تُنْزِلُ فیهِ بِجُودِکَ یا اَجْوَدَ الاْجْوَدینَ ...

"معمار اعظم فراماسونرها" و معاون ایرانی‌اش کيستند؟


موژان مجيدي، قائم‌مقام و دستيار ويژه لُرد "نورمن فاستر" (معمار اعظم فراماسونرهاي جهان و عضو شورای راهبردی جایزه معماری بنیاد ضداسلامی آقاخان) است و با مدیریت پروژه‌های شرکت بین‌المللی فاستر، تلاش فراواني براي پيشبرد اهداف شيطاني معماران ماسون در کشورهاي مختلف دارد.
گروه فرهنگی مشرق - فراماسونری یکی از بحث برانگیزترین پدیده های قرون اخیر بوده است. این ویژگی به دلیل ماهیت بسته و گرایش‌هاي صوفیانه موجب جلب توجه بسیاری از افراد شده است. جریان دین‌زدایی و فراماسونری، جریانی تدریجی است و همان گونه که طی‌کردن مراتب ماسونی یک امر تدریجی است و در قالب سیر صورت می‌گیرد. مکانیسم این جریان بدین‌گونه است که ابتدا عنوان می‌شود مراد از معمار بزرگ جهان، همان خداوند است، سپس اعلام آزادی مذهب در مرام ماسونی و ترویج تساهل در زمینه اعتقادات مذهبی، و مرحله بعد، ترویج نظریه اعتقاد به خداوند بدون اعتقاد به انبیاء و ادیان است که همزمان با آن، آیین مسخ‌شده یهودیت و مسیحیت نیز در بین افراد بهشکل غیرمستقیم و در قالب رمز و برخورد سمبلیک ترویج می‌شود.

استناد به مذاهب تحریف‌شده، حرکتی زیرکانه است برای نفی تدریجی ادیان و سست‌نمودن پایه اعتقادات. در مرحله آخر، نوبت به اعتقاد به خداوند می‌رسد که با ارائه آرا و نظریاتی مغشوش در این زمینه، عباراتی نظیر طبیعت و انرژی جایگزین واژه مقدس خداوند می‌شود. البته حتی رسیدن به این مرحله نیز، که عملاً صورت می‌پذیرد، باعث نمی‌شود آنان در ملأ عام اعلام کفر و الحاد کنند. بدین ترتیب می‌بینیم که اساسی‌ترین وجه فرهنگی هر قوم که همان دین باشد در قدم اول مورد هجوم قرار می‌گیرد. برای روشن‌تر شدن این بحث، که اساس و پایه اول هجوم فرهنگی غرب به کشورهای اسلامی و دیگر کشورها می باشد، سیر دین زدایی را از اسناد و آراء فراماسونری پی می گیریم.

  نورمن فاستر،معمار مشهور بریتانیایی و فعالترین معمار فراماسونر
 
 
موژان مجیدی،معمار ایرانی تبار؛ وی قائم مقام نورمن فاستر است
 
***سیر استحاله فرهنگی اعضای تشکیلات فراماسونری
در کتاب دیالوگ ماسونی اثر دکتر ایشین داغ، فراماسونر ترک، در خصوص آزادی مذهب در فراماسونی و سیر تغییر افکار دینی اعضاء چنین می خوانیم: "ماسونی به ایمان و عقاید شخصی هیچ برادری مداخله نمی کند. هر ماسون برابر تمنیات روحی خود، دینی را پذیرا می شود. در این خصوص آزادی کامل دارد. در افکار سیاسی نیز وضع به همبن منوال است. ما در فراماسونری این طرز شروع را قبول داریم. ولی در مراحل بعدی و با گذشت زمان و پیشروی درجات فراماسونی موافق با تکامل تدریجی و احراز هویت فراماسونری در رسیدن به عقاید مشترک هستیم. از نظر ما، فراماسونری، نمونه های گوناگون انسانی را در بر می گیرد و با القای اصول و پرنسیب های اصلی آنان را پرورش داده و بار می آورد، می تراشد و صیقل می دهد، متحول می کند، و آنان را برای رسیدن به حکمت و عرفان یاری می کند.

با این اوصاف، فراماسونری فعلی، جدا از بیگانه اولیه، به صورت شخصیت دیگری درآمده و به عرفان می رسد. فراماسونری از طریق علم و حکمت و عقل موجبات تحول افکار و عقاید انسان را فراهم می آورد. می توان گفت فراماسونری یک موسسه آدم سازی است.ابتدا فراماسونری به مسائل دینی، نژادی، ملی و فلسفی و برداشت های سیاسی هم مسلکان نمی پردازد. فقط بعد ها قسمت های مغایر با اصول و دکترین فراماسونری، مانند تراشیده شدن سنگ خام، تراشیده شده و با دور ریخته شدن ناهمواری ها و مغایرت ها و انطباق فرد با عقل و حکمت و عرفان، موجبات ظهور حکما را فرام می سازد. در اینجا آزادی وجدان و افکار جاکم است. فعالیت های معموله صرفا به علت جرح و تعدیل عقاید هم مسلکان انجام می پذیرد. هدف ایجاد کاراکتری مطابق با دکترین فراماسونری در هم مسلک ها است. فراماسونری دارای نظام، آداب و عصاره ای است که در نتیجه دکترین فراماسونری حاصل می شود. برای کسانی که به ساحل عرفان رسیده اند، دیگر عبارت تولد ادیان مفهومی ندارد. آن ها بر ماورای دین مسلط شده اند. از نظر آنان وابستگی به دین و مذهب خاصی بی مورد است".

مطالب نقل شده از کتاب دیالوگ فراماسونری، سیر استحاله فرهنگی اعضای تشکیلات فراماسونری را آشکار می کند. همانطور که ملاحظه می شود، این سیر از ادعای آزادی مذهب آغاز می شود، با رسیدن به عقاید مشترک تداوم می یابد و با نفی مذهب و جایگزینی عقل و علم گرایی به جای آن به پایان می رسد.

 
موژان مجیدی در کنار نورمن فاستر
 
 
***تشکیلات فراماسونری در شهر لندن و فرقه های یهودی- صلیبی
عده ای از فراماسون ها معتقدند که زمینه های تشکیل مجامع ماسونی  در بین صاحبان  فن معماری شکل گرفت و دوره ساختن ساختمان های کاتدرال ها-کلیساهای جامع- را که سال های بین 900 الی 1600 میلادی را در بر می گیرد، دوران رشد این اجتماعات قلمداد می کنند.
آنان مدعی هستند که در اواخر قرن 12 و اوایل قرن 13 میلادی اولین اتحادیه "کارگران بناخانه" در آلمان به وجود آمد. آلمان های متعصب برای ارضای تمایلات مذهبی خود دست به ساخت کلیساهای بزرگی زدند که مستلزم صرف هزینه، زمان و به کارگیری درازمدت هزاران کارگر و هنرمند در کنار یکدیگر بود. کارگران، استاد کاران و معماران قواعد خاصی را در بین خود برای دفاع از منافع یکدیگر برقرار کردند، محل نگهداری وسایل بنایی و گفتگو در مورد مسائل و معضلات حرفه، لژ نامیده می شد. طرفداران این نظریه می گویند که تشکیلات صنفی بنایان در انگلستان در نیمه اول قرن سیزدهم تأسیس شد. با زوال سبک گوتیک در معماری اروپا، تشکیلات بنایان رفته رفته اهمیت خود را از دست داد. برای نجات تشکیلات مذبور از نابودی، در سال 1600 میلادی ورود افراد غیر بنا به لژهای فراماسونری آزاد شد و اولین فرد غیر بنا به نام "جان بوزول" در همین سال وارد تشکیلات بنایان آزاد گردید و به عضویت لژ ادینبورگ پذیرفته شد. به تدریج اشراف انگلستان برای دستیابی به اهداف سودجویانه خود وارد تشکیلات بنایان آزاد شدند. با ورو افراد غیر بنا به نشکیلات مذبور، واژه "ماسون" پذیرفته شده در بین بنایان متداول شد. حریق بزرگ شهر لندن که در 1666 میلادی به وقوع پیوست باعث تمرکز بنایان از سراسر اروپا در این شهر شد. همین امر باعث رونق گرفتن لژهای فراماسونری گردید.

پایان یافتن بازسازی شهر لندن سبب فروکش کردن فعالیت آن ها و تفرقه بنایان شد. بروز شورش های گسترده در سال 1717 در لندن باعث شد تمایل زیادی برای ایجاد  جمعیتی میانه رو که بتواند بر اوضاع ناآرام آن دوره لجام بزند در بین طبقه متوسط و اشراف متمایل به بورژوازی به وجود آمد. هدف این جمعیت این بود که با دعوت مردم به اصول اخلاقی از بروز هرج و مرج جلوگیری کند. نکته ای که در تمامی منابع فراماسونری از آنان تعمدا غفلت می شود، توضیح این نکته است که در صورت صحت ادعاهای آنان درخصوص تاریخچه کهن فراماسونری و حضور معماران و بنایان در آن، چگونه این تشکل صنفی تبدیل به یک جمعیت پنهانی سیاسی-فرهنگی شد که در اندک مدتی توانست مرزهای اروپا،آمریکا، آفریقا و آسیا را در نوردد. نکته دیگری که بسیار حائز اهمیت می باشد عدم پرداختن منابع فراماسونری به تحولات سیاسی انگلستان در آستانه تشکیل لژ بزرگ انگلستان است. "محمد عبدالله عنان" محقق جمعیت های سری و جنبش های تخریبی از این موضوع به عنوان شورش های گسترده در سال 1717 در لندن یاد می کند. پاسخ به برخی سوالات درخصوص منشأ جمعیت فراماسونری و جواب چرایی رسوخ مفاهیم، شعارها و علائم یهودی- صلیبی در این جمعیت را می توان از بررسی تحولات انگلستان در خلال سال های 1717-1714 میلادی. و روی کار آمدن خاندان هابسبورگ با حمایت کانون های یهودی- صلیبی به دست آورد.

لازم به ذکر است که اولین لژ فراماسونری، 3 سال بعد از صعود خاندان آلمانی هابسبورگ به سلطنت انگلستان در لندن تأسیس شد، این تقارن و حضور موسسین لژ فراماسونری در بین برکشندگان خاندان هابسبورگ در انگلستان از یک سو ارتباط گسترده لژ انگلستان با دربار لندن، از سوی دیگر نشان می دهد که لژ فراماسونری برای استقرار و تثبیت این خاندان که ارتباطی مرموز و ویژه با کانون های زرسالار جهانی داشت در انگلستان تأسیس شد و با بسط حوزه نفوذ خود، مانع آن کانون ها را در سراسر جهان تأمین نمود، و به عنوان بازوی تشکیلاتی استعمار و کانون های استعماری عمل نمود. دکتر جیمز اندرسون و جان تئوفیل دزاگولیه از پیشقدمان این جریان بودند و نقشی اساسی در این زمینه ایفا کردند. نقش موثر این دو تن به حدی بود که عده ای معتقدند تشکیلات فراماسونری را این دو ایجاد کردند. تهیه قانون اساسی فراماسونری توسط جیمز اندرسون و وارد کردن خاندان سلطنتی انگلستان در این تشکیلات توسط دزاگولیه در واقع تحولی اساسی در کارکرد جمعیت بنایی ایجاد کرد. به همین دلیل این دو تن را می توان موسس سازمان فراماسونری تلقی کرد که دیگر کارکرد آن، تعلیم اصول معماری و فنون آن نبود، بلکه تبدیل به نهادی شده بود برای ترویج و تبلیغ بورژوازی و لیبرالیسم. براساس واقعیت های تاریخی، واژه فراماسونری تا قبل از سال 1717 – سال تشکیل لژ بزرگ لندن- به هیچ وجه مرسوم نبوده است.


آنچه تا قبل از این تاریخ مرسوم بوده، واژه ماسونری است که به صنف بنایان اطلاق می شده است. دزاگولیه با افزودن صفت "آزاد" به ابتدای این نام در واقع سعی کرد با جعل واژه "فراماسونری" ضمن ساختن پیشینه ای کهن برای تشکیلات جدید خود، اهداف و ماهیت این سازمان را نیز پنهان نماید. با توجه به رسوخ آیین مسخ شده ی یهودیت در فراماسونری، آنچه در روایت رایج به وجود آمدن تشکیلات فراماسونری- یعنی به وجود آمدن فراماسونری از بقایای جمعیت صنفی بنایان- مجهول می ماند، چگونگی و چرایی تأثیرپذیری شدید آیین فراماسونری از فرقه های یهودی-صلیبی به ویژه آیین رازآلود کابالیسم است که در قرون 16و 17 در اروپا به شکل گسترده ای رایج بود. ارتباط ژان تئوفیل دزاگولیه با خانواده "لافی" و سایر سرمایه اندوزان یهودی که در اوایل قرن 18 حضور شایان توجهی در لندن داشتند، محل مناسبی برای ارائه اندیشه های جهان وطنی یهود در قالب تشکیلاتی به ظاهر بی خطر به نام فراماسونری شد که آلات و ادوات بنایی و آیین رازآلود کابالا، جاذبه های فریبنده آن را تشکیل می دادند.
 
***نورمن فاسترِ بریتانیایی، معمار اعظم فراماسونرها
نورمن فاستر، معمار مشهور بریتانیایی،در حال حاضر به فعالترین معمار فراماسونر تبدیل شده است. وی با ساخت 200 ابلیسک در سراسر جهان، رکوردی قابل توجه را برای خود ثبت کرده است. فاستر در سال 1935 میلادی، در شهر منچستر انگلستان بدنیا آمد. به سال 1956 میلادی ، وارد دانشگاه منچستر و به سال 1961 از این دانشگاه فارغ التحصیل شد و در همین سال ، با قبولی در بورسیه ی  تحصیلی انجمن ساختمان سازان، به فلوشیب هنری نائل شد. پس از آن،برای گذراندن دوره دو ساله تخصصی در دانشگاه ییل، به آمریکا رفت. وی در آنجا تحت تأثیر "پل رادولف" و "وینسنت اسکالی" قرار گرفت و در همین زمان با "ریچارد راجرز" که مانند خود او دانشجوی بورسیه بود و "جیمز استرلینگ" که برای مدت کوتاهی در همان مدرسه تدریس می‌کرد، ملاقات کرد. او به سال 1962 میلادی، از دانشگاه ییل فارغ‌التحصیل شد و در سال 1963 با همکاری راجرز، گروه طراحی با عنوان "گروه 4" را در لندن نشکیل داد. او به سال 1967 میلادی، دفتر معماری فاستر و همکاران را تأسیس کرد. به سال 1980 میلادی ،به عضویت انجمن معماران آمریکایی درآمد و در همین سال، دکترای افتخاری دانشگاه آنجلیای شرقی به او اعطاء شد . به سال 1983 میلادی، مدال طلای سلطنتی رشته معماری را از آن خود کرد و به سال 1986 میلادی، مفتخر به دریافت دکترای افتخاری علوم از دانشگاه بت شد. او در سال 1999 میلادی، از طرف ملکه انگلستان، به مقام "سِر" مفتخر شد و در همان سال، بیست و یکمین جایزه صهیونیستی پریتزکر(نوبل معماری) را دریافت کرد.. فاستر بعدها لقب لرد را نیز دریافت کرد.   
 
  
نورمن فاستر طراح اصلی پروژه هویت زدایی از شهر مکه
 
حضور نورمن فاستر در شورای راهبردی جایزه معماری بنیاد ضداسلامی آقاخان نیز از فعالیت گسترده این معمار فراماسون در کشورهای مختلف حکایت می کند. فاستر" طراح اصلی پروژه "هویت زدایی از شهر مکه" نیز می باشد. چند سالی است که دولت سعودی در قالب "طرح توسعه مسجد الحرام" اقدام به احداث ساختمان بلندی با نام "ابراج البیت" نموده است . این روند هرچند در راستاي رفاه زائران بیت‌الله الحرام است ولی باطنی پلید در خود جای داده است که از جمله آن می توان به حذف جمره از نماد شیطان و تبدیل آن به یک دیوار بدون هویت و ساخت برج با نمادهای معماری اُبلیسکی در حریم پیرامونی بیت الله الحرام اشاره داشت. اقدامی که از بزرگترین اهداف فراماسون ها در تقابل با دین و مقدسات مسلمانان است و هر روز پر رنگ تر می شود.اما نکته ای که درخصوص این معمار مشهور، در رسانه های ایرانی کمتر مورد توجه قرار گرفته، دستیار ویژه و به عبارتی، قائم مقام وی می باشد. موژان مجیدی یک معمار ایرانی است که به عنوان نفر دوم، دستِ راست نورمن فاستر مطرح است.
 
 
در سال‌های اخیر و طی تصمیم آل سعود به بازسازی مکه، علاوه بر تخریب‌هایی که در بافت تاریخی کعبه روی داد و نیز ساخت و سازهای مشکوکی که پیرامون اطراف مسجدالحرام انجام گرفتند، ستون شیطان نیز با یک دیوار جایگزین گردید. طراحی دیوار مراسم رمی جمرات بر عهده نورمن فاستر و همکارانش بود
 
 
موزه هنر داتونگ- چین
 
 
کاخ صلح- قزاقستان
 
 
برج روسیه-مسکو
 

 
"موژان مجیدی"  در 9 ژوئن 1964 در تهران به دنیا آمد. وی تحصیلات آکادمیک خود را در دانشگاه استراتکلاید در انگلستان سپری کرد. مجیدی پس از فارغ التحصیلی به گروه نورمن فاستر و شرکا پیوست. وی در سال 1992 به هنگ کنگ رفت و به عنوان مدیر طراحی فرودگاه بین المللی هنگ کنگ مشغول به کار شد. موژان مجیدی در بازگشت به لندن، مدیر پروژه ورزشگاه ومبلی شد. وی در حاضر در کسوت مدیر اجرایی و قائم مقام نورمن فاستر، مدیریت پروژه‌های این شرکت بین المللی را بر عهده گرفته و تلاش فراواني براي پيشبرد اهداف شيطاني معماران ماسون دارد.

 ویژه نامه باربی، شوالیه فرهنگی


مقالات ویژه نامه
 
 

باربی(1): سیر تاریخی باربی چیزی که در تجربه تاریخی اندلس ثبت شده بود و موجب شکست تدریجی مسلمانان با استفاده از اهرم افساد زنان و دختران گردیده بود. عروسک باربی ...

 
 

باربی(2): باربی و هویت زن غرب برای رسوخ به فکر و اندیشه و سپس رفتار انسانها به صورت گری و تصویر سازی می پردازد. تصویری که می تواند به خاطر جاذبه هایش

 
 

باربی(3): سرگردان بین فمینیسم و سنت‌گرایی جنسی «آیا باربی یک نماد فمنیستی است و به کار مدافعان حقوق زنان می‌آید؛ یا برای زنان مدرن بهتر است که از صفحه روزگار محو شود؟» این سوال نظر سنجی گاردین است که در آستانه...

 
 

باربی(4): باربی و تهاجم فرهنگیعروسک ها اسباب بازی هایی هستند در هیات انسانی و به طور عمده به شکل یک دختر طراحی و ساخته می شوند. عروسک ها به دلیل شکل انسانی خود توانایی ...

 
 

باربی(5): باربی و رقبای آن سال گذشته حکم "خطرناک" بودن باربی توسط دادستان کل کشور صادر شد.البته این عروسک مدرن و شیک‌پوش در همه‌ی کشورها مهمان عزیزی نبوده، تا آنجا که ...

 
 

عروسک باربی و تهاجم فرهنگی عروسک باربی بر خلاف سایر عروسک‌ها که تداعی کنندة کودک بوده و دارای چهره‌ای معصومانه می‌باشند، یک زن بیست سالة آمریکایی با تمام مشخصات اندامی آن است....

 
 

شوالیه ی فرهنگی
برای این که مدل رفتاری در جامعه ای پایدار و ماندنی شود باید در قالب و طرح یک مدل فرهنگی درآید به صورتی که تقریبا خود به خود توسط هر یک از اعضای آن اجتماع پذیرفته و اجرا ...

 
 

دخترها عروسک کودکی هایشان هستند در یکی از مسافرت ها دختری را دیدم که چهره اش نشان می داد از ساکنان شهرهای شمال شرقی کشور است، اما با چشمان آبی! رنگ چشم های دختر جوان نه به دلیل دو نژاده بودن ...

 
 

اسباب بازی ها و فرهنگ غربی الک دولک,اتل متل توتوله,هفت سنگ,لی لی ,تیله بازی,نون بیار کباب ببر و…بازیهای نسل ماست.بازیهایی که با ابزاری ساده و به صورت گروهی انجام می شد تا از همان کودکی...

 
 

یهود در عرصه رسانه و تبلیغات «... برای آنکه توده ها همیشه در گمراهی بمانند، و ندانند در اطرافشان چه می گذرد و با آنها چه می شود، با ایجاد وسایل تفریح و سرگرمی و بازیهای خنده آور و انواع ورزش ها....

 
 

عروسک، رسانه ی همراه کودک می خواهم مطلب را با یک سوال هر چند رایج و کلیشه ای شروع کنم. اما بیایید یک قرار حتمی بگذاریم ، چیزی شبیه قول دادن، قبل از خواندن پاسخ کمی تأمل کرده...

 
 

باربی (داستان) با احتیاط ماشین ها را رد کرد. از جدول گذشت. به طرف پیاده‌رو به مغازه نزدیک شد. ویترین را نگاه کرد. عروسک سیاهه چشمای سفیدش زیر نور مغازه برق می‌زد. ...

ن و القلم - ویژه نامه روز قلم



مقالات ویژه نامه
 
 

جایگاه قلم در قرآن کریم ‌ قلم دانشمندان در طول تاریخ پس از اسلام در راه معرفت و شناخت هرچه بیشتر آیات الهی گام بر داشته و حلقه‌ وصلی میان فرهنگ‌ها و اندیشه‌ها بوده است . ...

 
 

و القلم و ما یَسْطُرونبه پیشنهاد انجمن قلم ایران و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، روز چهاردهم تیرماه، به عنوان «روز قلم» در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران...

 
 

راز ماندگاری بخش بزرگی از هنر، سوای آنچه به معماری و نقاشی، طراحی و خط، مجسمه سازی، بافندگی و صنایع دستی و نیز فیلم و نمایش مربوط می‏شود، در ارتباط با قلم است. ...

 
 

قلم، معجزه جاویدروز قلم در تقویم ایران، به عنوان نمادی برای تجلیل از صاحب‏قلمان و آثار ایشان انتخاب شده است. در این نوشتار، به ابعاد تربیتی، رسانه‏ای و ارزشی تألیف و نگاشتن...

 
 

زکات دست«... و اگر همه درختان روی زمین قلم شود و دریا برای آن مرکب گردد و هفت دریاچه به آن افزوده شود، اینها همه تمام می شود؛ ولی کلمات خدا پاینا نمی گیرد، خداوند عزیز و حکیم است»...

 
 

قلم از منظر امام خمینی (ره) - قلم شما اگر ارشادی باشد، ملت را به راه راست هدایت می‏کند و می‏تواند مردم را ازانحرافات نجات دهد. - اگر قلم‏ها و بیان‏ها و علم‏ها و تعلیم‏ها و آموزش‏ها برای خدا باشد...

 
 

قسم به شأن قلمدر صفحات تقویم، چهاردهم تیرماه با عنوان «روز قلم» به خود جلوه ‏ای دیگر بخشیده است. نام‏گذاری این روز به نام قلم، بی ارتباط با تاریخ کهن متمدن و فرهنگ ‏ساز این سرزمین نیست....

 
 

قلم ؛ سمبل تفکّر و آگاهى قلم از منظر قرآن، سمبل تفکر و آگاهى بشر است و تقدیسش آن گاه کامل می گردد که خداوند بدان قسم یاد می نماید. جنگ جویان با افتخار به شمشیر خویش قسم می خورند...

 
 

اگر قلم نبود ! سکوت را اگر نمی‏توان زمزمه کرد؛ اشک را اگر نمی‏توان به زبان آورد؛ بغض را اگر نمی‏توان فریاد زد؛ می‏توان زمزمه نکرد و نوشت، به زبان نیاورد و نوشت، ......

شیدای ولایت - ویژه نامه روز بزرگداشت علامه امینی (رحمة الله علیه)


مقالات ویژه نامه
 
 

علامه امینی ؛ شیدای ولایت علامه امینی، ستاره پرفروغی است که در تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلامی می‏درخشد. او جرعه نوش غدیر عشق علی علیه‏السلام و سیراب شده کوثر ولایت بود. ...

 
 

علامه امینى(ره) و میراث گرانسنگ شیعهشیخ عبدالحسین امینى، معروف به علامه امینى صاحب اثر گرانسنگ الغدیر در سال ۱۳۲۲(هـ.ق)- به روایت فرزندش مرحوم دکتر هادى امینى- در روستاى «سردها» از توابع ... .

 
 

علامه امینى (ره) غواص غدیر زمین و آسمان تبریز نورباران بود، بوى گل محمدى در فضاى شهر پیچیده بود، بوى بهار مى‏آمد، تبریز در شبى رؤیایى به سر مى‏برد و صداى حمد، تهلیل و تکبیر از همه‏جا بلند بود؛ ......

 
 

مسافر کتابخانه ها سال 1281 شمسی؛ تبریز؛ منزل شیخ احمد امینی. این خانه را خانه امین الشرع می گویند. امین الشرع لقب ملا نجف قلی است که بعدها به اعتبار همین لقب، نام خانوادگی ...

 
 

علامه امینی، زمان اندیشه تکاپوسخن گفتن پیرامون وجوه گوناگون شخصیت علامه امینی و شاهکار جاودانه‌اش: الغدیر، کاری بس دشوار می‌نماید و در این مجال محدود و اندک نیز غیرممکن به نظر می‌رسد....

 
 

امین درخشان شریعت در سال 1320 ه. ق برابر با 1281 ه. ش ستاره‌ای در شهر تبریز، در خانه‌ای سرشار از علم و تقوا درخشید و افراد خانواده‌ را سرشار از شادی و شعف نمود. .......

 
 

الغدیر و فقه التاریخ(1)آنچه در کار کتاب«الغدیر» مهم است، فقه التاریخ است.مورخان ما کمتر به فقه تاریخ پرداخته‏اند و بیشتر کار آنان منحصر به جمع و تدوین بوده است نه نقد و تطبیق.لیکن در«الغدیر»، به مباحث...

 
 

ویژگیهای الغدیر(1) بحث از علامه امینی(ره) و اثر پر مغز و جاودانه‏اش، کتاب «الغدیر» و نمایاندن عظمتهای این اثر و پدید آورنده آن، آنچنانکه نه حقی از این اثر بی‏نظیر......

 
 

علامه امینی (ره) صاحب «الغدیر» شیخ عبد الحسین امینی معروف به علامه امینی صاحب اثر پر ارج «الغدیر» در سال 1320 ه‍. ق، مطابق به 1281 ه‍. ش در روستای «سردها» از توابع شهرستان سراب به دنیا آ‌مد....

 
 

علامه امینی، جرعه نوش ولایت (1)ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد دل رمیده ما را انیس و مونس شد آسمان تبریز سرشار از ستاره‌های درخشان بود واز زمین و زمان، نور می‌بارید؛ گویا همه می‌دانستند شیخ احمد....

محور انقلاب - ویژه نامه شهادت آیت الله صدوقی (رحمة الله علیه)



 

مقالات ویژه نامه
 
 

زندگی و مبارزات دکتر بهشتی
به سال 1327 هجری قمری در یزد و در خانواده ای روحانی ، کودکی زاده شد که او را محمد نام نهادند . پدرش ، مرحوم آقا میرزا ابوطالب ، از عالمان وارسته آن سامان بود...

 
 

آیت صدق و صفا«شهید آیت اللّه‏ محمد صدوقی، همواره در زندگی شخصی خویش، پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را الگو و مقتدای خویش قرار داده بود. او در محراب عشق،...

 
 

خاطراتی از مبارزات شهید صدوقی آیت الله صدوقی رحمه الله، در هشتم صفر 1327 (ه . ق) در شهر یزد متولد شد . پدرش میرزا ابوطالب، فرزند محمدرضا و او فرزند آخوند ملا مهدی بود ..

 
 

آیت الله شهید محمد صدوقیاینجانب دوستی عزیز که بیش از 30 سال با او آشنا و روحیات عظیمش را از نزدیک درک کردم از دست دادم و اسلام خدمتگزاری متعهد و ایران فقیهی فداکار و استان یزد....

 
 

شهید صدوقی محمد صدوقی به سال 1284 خورشیدی در یزد و در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد، پدرش مرحوم آقا میرزا ابوطالب از روحانیون معروف شهر در مسجد روضه ...

 
 

شهید آیت الله صدوقی در آئینه توصیف امام راحلطبع یک انقلاب، فداکاری است. لازمه یک انقلاب، شهادت و مهیا بودن برای شهادت است. قربانی شدن و قربانی دادن در راه انقلاب و پیروزی آن اجتناب ناپذیر است، به ویژه انقلابی ...

 
 

آیت بصیرت و مدیریتوقتی آخرین بارتاریخ بالنده تشیع، همواره مفتخر به عناصر آگاه و هدایتگری بوده است که در امور دنیوی و اخروی مورد رجوع مردمان بوده اند. یکی از این قلل ...

 
 

جلوه هایی از سلوک فردی و اجتماعی شهید صدوقی علاقه وافر شهید صدوقی به مقام معظم رهبری تا بدان پایه بود که نخستین بار ایشان را به رغم جوانی، حضرت آیت الله خطاب کردند و پیوسته بر شان و قدرت علمی ...

 
 

حیات آیت الله صدوقی در آیینه روایت خودبنده محمد صدوقی در سال 1327 هجری قمری، در خانواده ای روحانی در یزد متولد شدم. پدرم مرحوم آقا میرزا ابوطالب، یکی از روحانیون معروف این استان بودند و در مسجد روضه ...

 
 

وجود سراسرخیر و برکت « بیانات منتشر نشده مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی در تبین مکانت علمی و عملی شهید آیت الله صدوقی بحمدالله فرصتی پیش آمد که درباره شهرستان یزد...

 
 

شهید آیت الله صدوقی و علما و مراجع (1)انتصاب آیت الله خاتمی پس از شهادت آیت الله صدوقی به امامت جمعه یزد، تسکینی بر رنج و درد ناشی از فقدان آن شهید همام بود. رابطه دیرپای این دو عالم ربانی و یار قدیمی، ......

 
 

شهید صدوقی در قامت یک پدر(1)نگاه پدرانه و دلسوزانه شهید صدوقی نسبت به همه مردم، به ویژه نسل جوان، در ذهن تمام کسانی که با ایشان آشنا می شدند، تصویری از یک پدر رئوف، حکیم، عالم و گره گشا ...

 
 

شهید صدوقی در آئینه توصیف یارحجت الاسلام راشد یزدی یکی از نزدیکان شهید آیت الله صدوقی بوده است. در روز حماسه دهم فروردین ماه 1357، شهید محراب، ایشان را برای ایراد سخنرانی دعوت کردند....

 
 

شهید آیت الله صدوقی و سازندگی (1) در میان ویژگی های شهید آیت الله صدوقی، مدیریت اقتصادی ایشان از برجستگی خاصی برخوردار است و خودکفائی منحصر به فرد یزد و نادربودن تنش های اجتماعی در آن خطه

شاخ شیطان - ویژه نامه شناخت وهابیت


شاخ شیطان - ویژه نامه شناخت وهابیت
 

مقالات ویژه نامه
 
 

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیان با سائرمسلمینوهابیان با دیدگاه خاصی که درمسئله خدا شناسی و میزان شرک و توحید دارند ،بسیاری از اعمال و عقاید مسلمین ؛ از قبیل شفاعت ، تبرک ، زیارت قبور اولیای الهی و.... را شرک و...

 
 

خواستگاه و پیداییش وهابیت وهابیت نام فرقه‌ای است که ریشه‌ای آن به قرن چهارم و اعلام آن رسماً در قرن دوازدهم توسط محمدابن عبدالوهاب صورت پذیرفت. این فرقه خود را سلفی خوانند...

 
 

بررسی شبهات وهابیت (1) توسلتوسل به عزیزان درگاه الهی از جمله مسائلی است که میان مسلمانان جهان رواج کامل دارد، و از روزی که شریعت اسلام به وسیله پیامبر (صلی الله علیه و آله) ابلاغ شد...

 
 

بررسی شبهات وهابیت (2) تبرک تبرک در لغت به معنای طلب برکت است و برکت به معنای زیادت و رشد یا سعادت است.[1] تبرک به چیزی؛ یعنی طلب برکت از طریق

 
 

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1) هرچند دولت های استعماری در پیداییش فرقه وهابیت و همچنین استمرار و گسترش این تفکر بسیار تاثیر گذار بوده است امّا عواملی دیگری نیز وجود داشته است که در این مو ضوع نقش ....

 
 

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)اشتراک قومی وفرهنگی وهابیت را با کشور های عربی با در دست داشتن منابع عظیم نفت وگاز می توان عامل مؤثری درتوسعه وگسترش وهابیت در منطقه دانست ...

 
 

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت گرچه وهابیت امروز نسبت به وهابیت قرن دوازدهم در برخی مسائل دارای تعادل نسبی به نظرمی رسد و نظریات رهبران شان را کنار گذاشته اند ولی از ان لحاظ که ...

 
 

روش های تبلیغی وهابیتوهابیون که در حال حاضر حکومت را در عربستان کاملا در دست دارند وخود شان را خادم الحرمیین معرفی می نمایند برای گسترش تفکر واندیشۀ وهابیت ...

 
 

شفاعت از منظر وهابیّت ونقد آن (1)یکی از اعتقادات عموم مسلمانان ومعتقدان به ادیان مسئله ی شفاعت است یعنی روز قیامت اولیای الهی در حق گروهی ازگناه کاران شفاعت کرده وآنان رااز عقاب جهنم نجات می دهند ...

 
 

شفاعت از منظر وهابیّت ونقد آن (2)درباره نتیجه و اثر شفاعت دو نظر وجود دارد: 1 - شفاعت به معنای از بین رفتن گناهان و عقاب است. 2 - شفاعت؛ یعنی زیادی ثواب و ترفیع درجات. بیشتر مسلمانان معتقد به قول اوّلند....

 
 

علل انحطاط و عقب ماندگی وهابیت (1)علل وعواملی که انحطاط و عقب ماندگی فرقه وهابیت تأثیر گزار بوده است را می توان بطور خلاصه به دودسته عوامل درونی و برونی تقسیم کرد : عوامل درونی عبارت است از عامل های...

 
 

علل انحطاط و عقب ماندگی وهابیت (2) 2)آ شکارشدن چهره پنهان وهابی ها وهابیت با سردادن شعارهای مذهبی وداعیه نجات اسلام به اعمال ورفتار شان رنگ مذهبی می دادند و دل عده ای از ساده لوحان را با این رنگ بازی ها بردند...

 
 

علل انحطاط و عقب ماندگی وهابیت (3) 8) نا ساز گاری با تکنولوژی و پیشرفت های علمی روز تفکر وهابیت نشأت گرفته ازهمان تفکر سلفی قرن چهارم است . این جریان (سلفی)دارای تفکرات خشک وبی روح ومخالف با استدلال عقلی بود وبا معتزله عقل گرا به نزاع پرداخت ....

 
 

چند سؤال از وهابیت (1) 8) و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ،واقعیت این است که بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امت اسلام به فرقه های متعدد تقسیم شد و هر کدام از این فرقه ها در مسیری ....

 
 

چند سؤال از وهابیت (2) سؤال. قرآن با صراحت می گوید کتاب خدا به تنهایی کافی نیست و احتیاج به مبین و مفسر دارد و آن مبین و مفسر شخص پیامبر صلی الله علیه و آله است؛ ....

 
 

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت گرچه وهابیت امروز نسبت به وهابیت قرن دوازدهم در برخی مسائل دارای تعادل نسبی به نظرمی رسد و نظریات رهبران شان را کنار گذاشته اند ولی از ان لحاظ که خشونت جزو لاینفک اندیشة وهابیت است، ....

 

وقتی ژنرال به زانو درآمد


هرم آتش نمی گذاشت کسی بیشتر از دو- سه متر نزدیک شود. از داخل شعله ها، سر و صدای می آمد. فهمیدیم یک نفر داخل آتش گرفتار شده و دارد زنده زنده می سوزد. من و حسین آقا هم برای نجات آن بنده ی خدا با بقیه همراه شدیم.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «علی مسجدیان» از رزمنده گان پرسابقه ی لشکر14 امام حسین(صلوات الله علیه) چنین روایت می کند:

اواسط اردیبهشت ماه 61، مرحله ی دوم «عملیات الی بیت المقدس»، «حسین خرازی»، نشست ترک موتورم و گفت: «بریم یک سر یه خط بزنیم». بین راه، به یک نفربر پی ام پی برخوردیم که در آتش می سوخت و چند بسیجی هم، عرق ریزان و مضطرب، سعی می کردند با خاک و آب، شعله ها را مهر کنند. حسین آقا گفت:« اینا دارن چی کار می کنن؟ وایسا بریم ببینیم چه خبره».

هرم آتش نمی گذاشت کسی بیشتر از دو- سه متر به نفربر نزدیک شود. از داخل شعله ها، سر و صدای می آمد. فهمیدیم یک بسیجی داخل نفربر گرفتار شده و دارد زنده زنده می سوزد. من و حسین آقا هم برای نجات آن بنده ی خدا با بقیه همراه شدیم. گونی سنگرها را برمی داشتیم و از همان دو – سه متری، می پاشیدیم روی آتش. جالب این بود که آن عزیزِ گرفتار شده، با این که داشت می سوخت، اصلا ضجه و ناله نمی زد و همین پدر همه ی ما را درآورده بود. بلند بلند فریاد می زد: «خدایا ! الان پاهام داره می سوزه، می خوام اون ور ثابت قدمم کنی. خدایا! الان سینه ام داره می سوزه، این سوزش به سوزش سینه ی حضرت زهرا نمی رسه. خدایا! الان دست هام سوخت، می خوام تو اون دنیا دست هام رو طرف تو دراز کنم، نمی خوام دست هام گناه کار باشه. خدایا! صورتم داره می سوزه، این سوزش برای امام زمانه، برای ولایته، اولین بار حضرت زهرا این طوری برای ولایت سوخت.»

اگر به چشمان خودم ندیده بودم، امکان نداشت باور کنم کسی بتواند با چنین وضعی، چنین حرف هایی بزند. انگار خواب می دیدم اما آن بسیجی که هیچ وقت نفهمیدم کی بود، همان طور که ذره ذره کباب می شد،این جمله ها را خیلی مرتب و سلیس فریاد می زد.

آتش که به سرش رسید، گفت: «خدایا! دیگه طاقت ندارم، دیگه نمی تونم، دارم تموم می کنم. لااله الا الله، لا اله الا الله. خدایا! خودت شاهد باش. خودت شهادت بده آخ نگفتم»

به این جا که رسید، سرش با صدای تقی ترکید و تمام.

آن لحظه که جمجمه اش ترکید، من دوست داشتم خاک گونی ها را روی سرم بریزم. بقیه هم اوضاعشان به هم ریخت. یکی با کف دست به پیشانی اش می زد، یکی زانو زده و توی سرش می زد، یکی با صدای بلند گریه می کرد. سوختن آن بسیجی، همه ما را سوزاند.حال حسین آقا از همه بدتر بود. دو زانویش را بغل کرده بود و های های گریه می کرد و می گفت:«خدایا! ما جواب اینا را چه جوری بدیم؟ ما فرمانده ایناییم؟ اینا کجا و ما کجا؟ اون دنیا خدا ما رو نگه نمی داره، بگه جواب اینا رو چی می دی؟» حالش خیلی خراب بود. آشکارا ضعف کرده بود و داشت از حال می رفت. زیر بغلش را گرفتم و بلند کردم و هر طوری بود راه افتادیم. تمام مسیر را، پشت موتور، سرش را گذاشت روی شانه ی من و آن قدر گریه کرد که پیراهن کره ای و حتی زیر پوشم خیسِ اشک شد. دو ساعت بعد، از همان مسیر برمی گشتیم، که دیدیم سه – چهر نفر دور چیزی حلقه زده و نشسته اند. حسین گفت:« وایسا به اینا بگو از هم جدا بشن. یه چیزی بیاد وسطشون، همه با هم تلف می شن. همون یکی بس نبود؟»

نزدیکشان ترمز زدم. یکی شان باند شد و گفت:«حسین آقا! جمعش کردیما» . حسین گفت:«چی چی رو جمع کردین؟» طرف گفت: «همه ی هیکلش شد همین یه گونی». فهمیدیم، جنازه ی همان شهید را می گوید که دوساعت قبل داخل نفربر سوخت. دور گونی نشسته بودند و زیارت عاشورا می خواندند. حسین آقا، از موتور پیاده شده و گفت: «جا بدید ما هم بشینیم، با هم بخونیم. ایشالا مثل این شهید،معرفت پیدا کنیم».  

روایتی از شهادت‌ شیعیان‌ پاکستان +عکس


در انفجار دو عامل انتحاری در "بلخی چوک" کویته، سه کودک، 9 زن و 13 مرد مظلومانه به شهادت رسیده و 65 تن دیگر به شدت زخمی شدند. افزایش تلفات فقط به این دلیل بوده که بیمارستان های دولتی از پذیرفتن زخمی‎ها خود را معذور کردند.
 به گزارش مشرق به نقل از ابنا، روز یکشنبه ـ نهم تیرماه ـ انفجار مهیبی در "بلخی چوک" واقع در منطقه کویته رخ داد که در این فاجعه تروریستی ده ها مرد و زن و کودک به خاک و خون کشیده شدند.

این انفجار دقیقا بلافاصله پس از اذان مغرب روز یکشنبه در نزدیکی مسجد علی بن ابی طالب(ع) اتفاق افتاد و این زمان به این خاطر انتخاب شده که در محل ذکر شده، رفت و آمد به اوج خود می‎رسد.

عاملان انتحاری دو نفر بودند که قصد آنها به جز قتل عام شیعیان منطقه، تخریب مسجد علی بن ابی طالب(ع) بود که خوشبختانه آسیب جدی به مسجد نرسید.


آخرین و دقیق ترین اطلاعات از شمار تلفات این فاجعه تروریستی بر عدد 93 تاکید دارند.

در میان دو انفجار عاملان انتحاری، انفجار دوم تلفات بیشتری در پی داشت که آسیب جدی به مسجد، ساختمان‎ها و فروشگاه‎های اطراف نرسید.


در این انفجار 28 نفر شهید شدند که در این میان سه کودک، 9 زن و 13 مرد مظلومانه جان خود را از دست دادند.

زخمیان این حادثه نیز 65 نفر گزارش شده که در وضعیت بدی به سر می‎برند و احتمال افزایش تلفات وجود دارد.


در لحظه انفجار افراد زیادی به شهادت نرسیدند و افزایش تلفات فقط به این دلیل بوده که بیمارستان های دولتی از پذیرفتن زخمی‎ها خود را معذور کردند.

این انفجار نیز همانند دیگر انفجارهای پر تلفات دیگر پاکستان که هدف اصلی آن قتل عام شیعیان و از بین بردن اماکن مذهبی‎ است؛ توسط گروه تروریستی "لشکر جنگوی" طراحی و اجرا شد که آنان نیز بر این امر معترف‎اند.

نگاهی به سریال "فرد تحت نظر"؛ سریالی درباره احاطه اطلاعاتی آمریکا بر محیط سایبر + تصاویر


سریال فرد تحت نظر، ماهیت آژانس امنیت ملی آمریکا یا همان NSA را بیش از سایر سریال ها و فیلم هایی که در این زمینه ساخته شده اند از جمله "دشمن ملت(Enemy of the State)" و "توطئه اشلون (Echelon Conspiracy)" نشان می دهد.
مشرق؛"شما در حال تماشا شدن هستید. دولت یک سیستم مخفی دارد: یک ماشین که از شما در هر ساعت از هر روز جاسوسی می کند. من می دانم چرا که خودم آن را ساخته ام. من دستگاه را برای تشخیص اعمال ترور طراحی کرده ام، اما آن همه چیز را می بیند. جرایم خشونت آمیز که  مردم عادی را درگیر می کند، مردمی که شما را دوست دارند. جنایاتی که دولت آن ها غیرضروری در نظر گرفته است. آن ها نمی خواهند عمل کنند، بنابراین من تصمیم گرفتم که خود وارد عمل شوم. اما من به یک نیاز شریک دارم، کسی که مهارت های لازم برای مداخله کردن را داشته باشد. ما در خفا کار می کنیم چرا که مقامات در جستجوی ما هستند. شما هرگز ما را پیدا نمی کنید، اما قربانی یا مجرم، اگر شماره شما بالا بیاید ... ما شما را پیدا می کنیم." فینچ در ابتدای فصل اول.

 

نام سریال: Person Of Interest (فرد تحت نظر)
تعداد فصول: ۲ (در حال پخش)
کارگردان: جاناتان نولان (Jonathan Nolan)




سریال فرد تحت نظر(Person of Interest) در سال 2011 در کانال CBS تهیه و در همان سال نیز سری اول آن پخش گردید. سری دوم این مجموعه در سال 2012 به نمایش درآمد و به نسبت سری اول مجموعه در رتبه بندی سریال ها در مقام بالاتری جای گرفت. این سریال یک مجموعه اکشن – درام و علمی-تخیلی(Science Fiction) است.

داستان این سریال پیرامون ماشینی است که یک نابغه  کامپیوتر به نام هارولد فینچ(Harold Finch) آن را به منظور پیش بینی عملیات های تروریستی طراحی کرده است. فینچ به همراه دوست و همکارش ناتان اینگرام(Nathan Ingram) این دستگاه را به دولت امریکا می فروشد که پس از مدتی اینگرام توسط دولت کشته می شود. ماشینی که فینچ طراحی کرده از طریق مانیتورینگ سراسر جهان بوسیله ی تلفن های همراه، ایمیل، دوربین ها و .... اطلاعات را دریافت و مورد پردازش قرار می-دهد و انگیزه ی ساخت آن نیز جلوگیری از عملیات های تروریستی همچون حملات 11 سپتامبر 2001 می باشد(هر دو سری مجموعه در ماه سپتامبر به نمایش در آمدند).

در واقع این برنامه با استفاده از منابع اطلاعاتی NSA (آژانس امنیت ملی امریکا National Security Agency ) به تحلیل اطلاعات پرداخته و جنایات برنامه‌ریزی شده را تشخیص می دهد یعنی این ماشین به تمام دوربین ها (حتی دوربین وب کم لپتاپ یک فرد که از طریق وایرلس رایگان در یک کافی نت جستجو می کند) میکروفن ها، ماهواره ها، تجهیزات شبکه و در کل ارتباطات الکترونیکی، دسترسی دارد و از اطلاعات آن ها استفاده می کند.

در حین کار با سیستم فینچ متوجه می شود از آن جا که دستگاه قادر است همه چیز را ببیند، می تواند علاوه بر عملیات های تروریستی برنامه ریزی شده، سایر خشونت ها و جنایت هایی که مردم عادی مرتکب می شوند را نیز شناسایی و در واقع پیش بینی کند. چون دولت به این بخش از ویژگی های ماشین علاقه نشان نمی دهد، فینچ یک در پشتی در سیستم طراحی می-کند تا به او یک کد امنیت اجتماعی(social security number) از فردی(یا افرادی) که در آینده درگیر یک جنایت خشن می شود را بدهد.

البته ماشین درباره اینکه فردی یا افرادی که پیرامون یک جرم معرفی می شوند چه نقشی در وقوع آن دارند را مشخص نمی کند، مثلاً اینکه فرد قاتل است یا مقتول و یا شاهد ماجراست، همچنین درباره ی نوع جنایت، زمان و مکان آن نیز اطلاعاتی نمی دهد.

 فینچ به علت محدودیت جسمانی خویش نمی تواند به تنهایی درگیر حوادث و پیگیری پیش بینی های ماشین شود، بنابراین یک مأمور سابق سیا به نام جان ریس(John Reese) را به استخدام در می آورد تا از وقوع جنایت ها جلوگیری کنند.

     
ریس که مأمور سابق CIA است در آخرین عملیاتش به همراه هم تیمی اش شامل عملیات پاکسازی شده است. او و هم تیمی اش ماموریت گرفتند که یکدیگر را بکشند اما هر دو جان سالم به در بردند، از آن پس ریس به عنوان یک مرده زندگی می کند. در نیمه سریال مشخص می‌شود فینچ از مدتی قبل به دنبال ریس بوده و حتی عملیات پاکسازی را هم او طراحی کرده تا ریس را از CIA  خارج و به خود جذب کند. همکار ریس به دست مامورین اطلاعاتی چین می‌افتد تا در قبال تزریق یک ویروس به شبکه اینترنت، نام شخصی که عملیات پاکسازی را طراحی کرده به او بگویند. در نهایت او کشته می‌شود و فقط از قول مأمور چینی گفته می شود که او فردی است که فقط یک نام از او وجود دارد و هیچ اطلاعاتی در هیچ دیتابیسی از او موجود نیست و سپس نام فینچ نمایش داده می شود.

 
فینچ شخصیتی مرموز دارد؛ او یک هکر، یک نابغه کامپیوتر، یک تاجر بورس و بسیار ثرونمند است. نام اصلی او مشخص نیست و طی تحقیقاتی که جان ریس انجام می دهد تا او را شناسایی کند مشخص می شود حتی هویت او در زمان مدرسته نیز جعلی بوده است. او توانایی نفوذ به هر سیستم و شبکه ای حتی خود NSA را دارد.
آنطور که فینچ می گوید ماشین را طوری طراحی کرده که نیاز به هیچ تعمیری ندارد و می تواند خود را بازسازی یا رفع اشکال کند و این کار را به این خاطر انجام داده که انسان‌ها قایل اعتماد نیستند و نباید به چنین ماشینی دسترسی داشته باشند و این ماشین باید خودکار عمل کند. در داستان فینچ به ریس می گوید شبکه‌های اجتماعی توسط او و برای NSA  طراحی شده تا NSA بتواند اطلاعات شخصی افراد را به دست آورد. همچنین به طور ضمنی اشاره می‌شود که تشکیل اینترنت و تبدیل شبکه داخلی ARPANET به اینترنت که توسط یک هکر انجام شده را نیز فینچ انجام داده است.
 
 



تمام افراد جامعه تحت کنترل اند.

فعالیت های آن ها موجب می شود تا در نهایت توسط پلیس نیویورک تحت تعقیب قرار بگیرند. یک هکر به نام روت (Root) به دنبال دستیابی به ماشین فینچ است و از طرف دیگر مأموران دولتی نیز می خواهند تمام دانش مربوط به ماشین را به عنوان یک راز نگه دارند.


    

هارولد فینچ یکی از دو شخصیت اصلی فیلم است. او یک هکر و نابغه کامپیوتر و بسیار ثروتمند است. دست او در اکثر اتفاقات بزرگ کامپیوتری (ایجاد اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و …) دیده می شود.بسیار مرموز است و هنوز نام و سابقه واقعی او مشخص نیست. حتی سازمان های اطلاعاتی از او چیزی جز یک نام ندارند.او سرپرستی عملیاتی که برای نجات افراد در معرض قتل ایجاد کرده را بر عهده دارد.



     

جان ریس یک مامور ویژه سابق CIA است که بعد از فرار از پاکسازی خود توسط فینچ جذب شده و عملیات میدانی برای نجات افراد در معرض قتل را انجام می دهد.

 

جاس کارتر یک کارآگاه سالم پلیس نیویورک است که قبلاً به عنوان بازجوی ارشد ارتش آمریکا در عراق فعالیت می کرده است. او در ابتدا به دنبال دستگیری جان ریس است اما در چند قسمت ابتدایی سریال به عنوان کمک به تیم فینچ و ریس می‌پیوندد.

    
لایونل فاسکو یک کارآگاه فاسد پلیس نیویورک است که بعد از درگیری با جان ریس ابتدا به صورت اجباری و سپس با تغییر شخصیت فاسد خود به تیم می‌پیوندد.

     

ناتان اینگرام دوست و همکار قدیم فینچ و رابط او با دولت آمریکا و سازمان NSA و عامل اصلی ایجاد راه برای دسترسی به ماشین طراحی شده فینچ است. او پس از فروش ماشین به دولت توسط NSA کشته می شود.

 


رووت (ریشه) یک هکر است که با توجه به اتفاقات کودکی‌اش انسان‌ها را اشتباهات طراحی می داند و در طول فیلم اصل ترین روش اش برای رسیدن به اهدافش باج گیری با استفاده از اطلاعات از افراد مختلف است. او در صدد به دست آوردن ماشین طراحی شده توسط فینچ است.


    
زویی مورگان زنی با ارتباطات پیچیده با افراد قدرتمند آمریکاست، تقریباً هر فرد قدرتمندی را می شناسد و با او رابطه دارد.این فرد در تعداد زیادی از عملیات ها به ریس کمک می کند.

     
 
کارل الیاس پسر نامشروع یکی از سران مافیا است که کنترل تمام گروه های خلافکار شهر را در دست گرفته و بعد از کشتن پدر خود سعی در یکی سازی سازمان مافیا دارد. این فرد یک بار توسط ریس نجات داده می‌شود و بار دیگر به زندان انداخته می شود. او حتی در زندان هم قوی‌ترین فرد شهر است.

سریال POI یا همان فرد تحت نظر از جمله آثاری است که تحت شرایط امنیتی پس از سپتامبر 2001 ساخته شده است. بعد از آن واقعه بود که تعداد زیادی دوربین در مناطق مختلف شهر نیویورک به منظور رصد رفت و آمد و عملکرد مردم امریکا نصب شد. نمونه هایی از این دست که کنترل و نظارت گسترده دولت امریکا بر کلیه مکالمات و ارتباطات الکترونیکی اعم از تلفنی یا اینترنتی را با هدف جلوگیری از وقایعی مانند 11 سپتامبر را توجیه می کنند، در سینما و تلویزیون این کشور جدید نیست.

چهره های مشهوری از سینمای هالیوود در ساخت این اثر شریک بوده اند. جاناتان نولان فیلم نامه‎ فیلم‌های بتمن می‌آغازد (۲۰۰۵)، پرستیژ (۲۰۰۶)، و شوالیه تاریکی (۲۰۰۸) را نوشته که همه آن ها را کریستوفر نولان کارگردانی‎ کرده است. جی‌جی آبرامز نیاز به معرفی ندارد، مجموعه آثار او بیش از یک دهه است که در سراسر جهان میلیون ها نفر را مجذوب نموده است. در میان سایر عوامل سریال نیز چهره های شناخته شده دیگری از جمله بازیگران وجود دارند.

 
این سریال در کل احاطه اطلاعاتی آمریکا بر محیط سایبر را نمایش داده و امن بودن خیلی از سیستم‌های سایبر را زیر سؤال می برد. همینطور احتمالات ممکن در محاسبات اطلاعاتی مبتنی بر اتفاقات بسیار کوچک و بی‌اهمیت را توجیه می کند. تاکنون درباره ی سیطره ی اطلاعاتی – امنیتی ایالات متحده بر زیرساخت های ارتباطی سرتاسر جهان و کنترل آن ها از جمله ماهواره ها، زیرساخت ها و شبکه های مخابراتی، شبکه های کامپیوتری و ... سخن گفته شده است. بسیاری از مردم عوام و بعضاً نخبگان ساده اندیش این پدیده را امری نشدنی می دانند، و تصور نمی کنند دولتی بتواند بر تمام مکالمات و ارتباطاتی که در هر لحظه در هر نقطه از کره زمین صورت می گیرد احاطه داشته باشد، در حالیکه این امر یک تصور یا خیال نبوده و واقعی است. در عالم واقعی امریکا از طریق آژانس امنیت ملی خود که یکی از سازمان های تابعه وزارت دفاع این کشور به حساب می آید، بر پیام های رد و بدل شده از طریق ابزارهای الکترونیکی و دیجیتال تسلط دارد.
 

سازمان های امنیتی – اطلاعاتی ایالات متحده امریکا
سریال فرد تحت نظر ماهیت آژانس امنیت ملی امریکا یا همان NSA را بیش از سایر سریال ها و فیلم هایی که در این زمینه ساخته شده اند از جمله "دشمن ملت(Enemy of the State)" و "توطئه اشلون (Echelon Conspiracy)" نشان می دهد.
     



شعارفیلم: «این دیگر سوءظن نیست، اگر آنان واقعاً در تعقیب تو باشند»
اینترنت بزرگترین شبکه ای است که در آن پیام ها و مکالمات افراد از اقصی نقاط جهان رد و بدل می شود. امروزه افراد آنقدر به زندگی در فضای مجازی وابسته شده اند که مقوله ای به نام "زندگی دوم" به بحث رایج مجامع علمی و حوزه های مرتبط با علوم انسانی بدل شده است. افراد آزادانه در اینترنت به فعالیت های متنوع و گوناگونی می پردازند، تبادل پیام، جستجو، قرار دادن پست و ... از جمله این فعالیت هاست که در قالب استفاده از ایمیل، شبکه های اجتماعی، فروم ها و سایر رسانه های اجتماعی و ابزارهای اینترنتی مانند موتورهای جستجو صورت می گیرد.

در مواجهه با فضای مجازی بسیاری از نخبگان فکری و مردم عادی معتقدند این فضا به لحاظ اینکه فضایی باز و غیرقابل کنترل و نظارت بوده و به انسان امکان گمنامی و ساخت هویت(های) جدید و بازآفرینی خویشتن را می دهد، افق های روشنی را در پیش چشم بشر گذاشته که باید از طریق استفاده ی مناسب از فرصت ها و امکانات آن به سمت این افق ها حرکت نمود. در مناسبات اجتماعی مجازی چون هویتی که فرد از خود ارائه کرده خودِ مطلوبِ مورد نظر اوست در نتیجه دوستی ها و روابط شکل گرفته بر مبنای این هویت ها صمیمی تر و صادقانه تر است. در نگاه این عده در فضای مجازی روابط نوین اجتماعی شکل خواهد گرفت و فعالیت ها و کنش های کاربران اثر مطلوبی بر جهان واقعی و مناسبات آن خواهد گذاشت.




          
در کنار نگاه فوق دسته ای دیگر از دانشمندان معتقدند فضای مجازی، فضایی مطلقاً آزاد و رها نیست بلکه هم اصول، قواعد و چارچوب های فعالیت در آن توسط کاربران حرفه ای تر، از قبل مشخص شده است و هم در سطوح مختلف ملی و بین المللی سیستم نظارت و کنترل دارد، در نتیجه افراد نمی توانند برای خود هویت های گوناگون و متفاوت داشته باشند چرا که از طریق ابزارهای کنترلی می توان هویت واقعی آن ها بدست آورد. مبتنی بر این نگاه امروز زندگی و هویت افراد نه تنها پنهان نیست بلکه برعکس تکنولوژی باعث شده حتی جزئی ترین علایق، سلیقه ها و نظرات نیز برای دیگران قابل مشاهده باشد. برخی از صاحبنظران این دسته عقیده دارند به علت ادغامی که به مرور زمان جهان واقعی و جهان مجازی با یکدیگر خواهند داشت، افراد از داشتن هویت های گوناگون خسته شده و شاید دیگر علاقه ای به پنهان سازی هویت خود نداشته باشند.
          


پنهان سازی هویت با وجود کنترل ها امکان پذیر نیست. یک توهم توافقیِ دیگر!
برخی از مزیت های فضای مجازی همچون از میان برداشتن مرزهای فیزیکی، جبران محدودیت های زمانی، دسترسی آسان و سریع به منابع، افراد و اخبار، تنوع و تکثر ارتباطات و تعاملات را نمی توان نادیده گرفت، به همین جهت عاقلانه تر آن است که با چشمانی باز وارد این دنیا شده و فعالیت صورت داد. اینکه برخی مطرح می کنند هیچ شخص حقیقی یا حقوقی صاحب اینترنت (بزرگترین فضای مجازی) نبوده و در این فضا هیچ شخص یا گروهی نمی تواند اراده ی خویش را بر دیگران تحمیل کند نشان دهنده عمق و ظرفیتِ کم اندیشه ی آن هاست، چرا که با  اندکی جستجو، هم می توان صاحب اینترنت را پیدا کرد و هم مثال های بی شماری از جهت دهی و موج سواری بر افکار عمومی را.

در این سریال دلایلی غیر از گسترش ارتباطات و یا کسب سود و منافع تجاری برای ایجاد شبکه های اجتماعی توسط فینچ که آن ها را ساخته است، عنوان می شود. دلایلی که با علت برپایی و عملکرد سازمانNSA  انطباق دارد.
     

ان اس ای(NSA) – سازمانی که مغز تصمیم گیرنده اینترنت است.
 


تمام ارتباطات و مکالمات قابل شنود و ردیابی هستند.
اما چرا در کنار ساخت فیلم های سینمایی این بار ایالات متحده سیطره امنیتی و اطلاعاتی خود را در قالب سریال عرضه می کند؟

پاسخ این سوال به گسترش روزافزون ابعاد زندگی مجازی و کوچ کردن افراد از زندگی واقعی به این زندگی است. بطوری که گفته شده: «فضای مجازیِ امروز القای واقعیت مجازی نیست، ایجاد مجاز واقعی است.». این جمله به خوبی وضعیت حال حاضر جامعه و بشر غربی را مشخص می کند، وضعیتی که به گونه ای فزاینده در جوامع و کشورهای دیگر در حال تکثیر است.

بشر غربی در جامعه ای زندگی می کند که از حیث تمدنی به منتهی الیه خود رسیده و حرف جدیدی برای گفتن ندارد، تنها حوزه ای که روبروی انسان غربی اعم از روشنفکر، مهندس، فیلسوف، نخبه ی فرهنگی، متفکر علوم انسانی و غیره باز است دامن زدن به ابعاد زندگی تکنولوژیکی در بعد مهندسی و تحلیل و تفسیر آن در حوزه ی علوم انسانی است، در واقع انسان غربی پس از آنکه جهان واقعی را برای خود از دست رفته دیده، به جهان سایبری و زندگی دوم روی آورده است، علمای شاخه های مختلف علوم انسانی و علوم اجتماعی نیز به جای تولید محتوای جدید، به تفسیر و توصیف ابعاد زندگی سایبری پرداخته اند.

سردمداران تمدن امروز غرب هم با به بن بست رسیدن نظریه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خویش، برای جلوگیری از فروپاشی جوامع شان بیش از پیش به سازماندهی و نظارت بر فضای سایبر روی آورده اند، چرا که فعالیت در این فضا نیرو و زمان افراد جامعه همچنین فرصت و امکان اعتراض مؤثر را از آن ها می گیرد.

 
در واقع شاید اداره کنندگان تمدن غرب با عرضه کردن این سریال قصد دارند مردم را در کشور خود و سایر کشورهای دنیا برای ورود به یک دنیای امنیتی و یک زندگی کنترل شده و تحت نظارت آماده کنند. دنیایی که در آن ماشین ها و سیستم-های کامپیوتری حتی می توانند درباره فردی که در انتهای خیابان در حال قدم زدن است پیش بینی کنند.
 



زندگی ای که در آن افراد نه تنها به ابزارهای دیجیتالی وابسته اند، بلکه خودشان نیز کدهای دیجیتالی خواهند بود که از طریق سیستم های هوشمند کنترل شده و باید به این چشم بزرگ که آن ها را می بیند، عادت کرده و بدانند که نمی توان از دید آن فرار کرد.

دو شهیدی که عقدشان در آسمان بسته شد+تصاویر

در سپاه بانه مسئول آموزش اسلحه به خانومها بود.علاوه بر آن مخابرات سنندج نیز محل فعالیت او به شمار می رفت.آنقدر فعال بود که یکی دوبار منافقین برایش پیغام فرستادند که اگر دستمان به تو بیفتد، پوستت را از کاه پر می کنیم.
به گزارش مشرق، شهید صدیقه رودباری در هجدهم اسفند سال 1340 در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد.روزهای نوجوانیش در سالهایی سپری شد که سرزمینمان در پیچ وتاب روزهای منتهی به پیروزی انقلاب بود.در ان روزها او خود را به به خیل عظیم وخروشان ملت می رساند ودر تظاهراتها شرکت می کرد وتا صبح نیز به مداوای مجروهان می پرداخت.آنقدر فعال بود که در زمان درس وتحصیل بارها اورا در پشت بام مدرسه ودر حال فعالیتهای انقلابیش می یافتند.روح نا ارامش همواره در پی چیزی ورای خواست ها وآرزوهای یک دختر معمولی بود...

انقلاب که شد در مدرسه شان انجمن اسلامی را راه انداخت  وفعالیتهایش را منسجم تر کرد.خانواده ودوستانش صدیقه را آخر هفته ها در کهریزک ویا معلولین ذهنی نارمک پیدا می کردند.صدیقه آنها را شستشو می داد وبهشان رسیدگی می کرد.بسیار پر دل وجرات بود.شجاعت ودلیریش به گونه ای بود که نشان می داد به زودی "مهر شهادت بر روی شناسنامه اش خواهد خورد"...

پس از انقلاب ،هیجان واحساس وصف ناپذیری پیدا کرده بود.احساسی که تا آن زمان مثل خون در رگهایش جاری بود،حالا پر خروش گشته بود واو را اززندگی عادی وروزمره دور می کرد.از تعلقات دنیوی فاصله گرفته بودومدام می گفت که"نباید در خانه بنشینیم وبگوییم که انقلاب کرده ایم .باید که در بین مردم باشیم وپیام انقلاب را به مردم برسانیم..".

5 خرداد سال 59، از طرف جهاد سازندگی برای انجام فعالیتهای جهادی به شهر بانه کردستان اعزام شد.در بانه هر کاری که از دستش بر می آمد انجام می داد.در روستاهایی که پاکسازی می شدند،کلاسهای عقیدتی وقرآن بر گزار می کرد.با توجه به شرایط بسیار سخت آن روزهای کردستان ،دوشادوش پاسداران بانه فعالیت می کرد در حالی که هیچ گاه اظهار خستگی نکرد...

در سپاه بانه مسئول آموزش اسلحه به خانومها  بود.علاوه بر آن مخابرات سنندج نیز محل فعالیت او به شمار می رفت.آنقدر فعال بود که یکی دوبار منافقین برایش پیغام فرستادند که "اگر دستمان به تو بیفتد ،پوستت را از کاه پر می کنیم".خواهرش در ان روزها خواب دیده بود که اقایی نورانی وارد جمع می شود و صدیقه را صدا می کند وبا خودش می برد .از حاضرین سوال کرده بودند که این آقا چه کسی بود که گفتمد ایشان امام زمان بودند..تعبیر این خواب را که پرسیدند گفتند این دختر سربازی اش در راه اسلام قبول می شود...

 

شهید صدیقه رودباری

 در روزهای حضورش در سپاه بانه، فرمانده اطلاعات سپاه بانه ،شهید محمود خادمی کم کم به او علاقه مند شد.محمود که قبل از آن در جواب به دوستانش که پرسیده بودند که "چرا ازدواج نمی کنی؟"گفته بود:"هنوز همسری را که می خواهم برای خودم انتخاب کنم پیدا نکرده ام .من کسی را می خواهم که پا به پای من در تمام فراز ونشیب ها ،حتی در جنگ با دشمن هم رزم من باشد ومرا در راه خدا یاری دهد..."ولی محمود بعد از آشنایی با صدیقه رودباری تصمیم خود را گرفت وهمسر آینده خود را انتخاب کرد...

28 مرداد سال 59، روزی بود که صدیقه  ودوستانش خسته از مداوای مجروحین ودر حالی که پا به پای پاسداران دویده بودند،در اتاقی دور هم نشسته واستراحت می کردند.در همین هنگام دختری وارد جمع 3 نفره شان شد.صدیقه او را می شناخت.گاهی او را در کتابخانه دیده بود.آن دختر به بهانه ای اسلحه صدیقه را برداشت ومستقیم گلوله ای به سینه اش شلیک کرد.پاسداران با شنیدن صدای شلیک گلوله به سرعت به سمت اتاق دویدند.محمود خادمی خود پیکر نیمه جان صدیقه را به بیمارستان رساند.او بیشتر از 3 ساعت زنده نماند و بالاخره به آرزوی خود که شهادت بود رسید.همانطور که در آخرین تماس تلفنی اش با خانواده اظهار داشت که "هیچ گاه به این اندازه به شهادت نزدیک نبوده است..."

پس از چند ساعت که از ان اتفاق دلخراش می گذشت،محمود با چهره ای غمگین وبرافروخته به جمع سپاهیان برگشت وبا حالت خاصی خبر شهادت او را اعلام کرد ودر آن جمع اظهار داشت"بچه ها من هم دیگه عمری نخواهم داشت.شاید  خواست خدا بود که عقد ما در دنیای دیگری بسته شود..."

 

شهید محمود خادمی

 حدود 2 ماه بعد،در 14 مهر سال 59 ،محمود خادمی فرمانده اطلاعات سپاه بانه در حالی که داوطلب شده بود که دوست بیمارشان را به بیمارستان برساند،ماشینش توسط ضد انقلاب مورد حمله قرار گرفت .او تا اخرین گلوله خود مقاومت کرد.افراد مهاجم، غافل از این که او راننده ماشین نیست ،بلکه محمود خادمی  فرمانده اطلاعات سپاه بانه است،پس از به شهادت رساندن وی برای خاموش کردن آتش خشم وکینه خود،قسمتی از صورت او رانیز با شلیک گلوله های تخم مرغی از بین بردند.وبه این ترتیب بود که محمود خادمی نیز پس از 2 ماه جدایی از صدیقه به او پیوست تا همانطور که خود گفته بود"عقدشان در دنیایی دیگر ودر آسمانها بسته شود..."

 

مزار شهید صدیقه رودباری،قطعه 24/ردیف32/شماره8 بهشت زهرا(س)

 مردم در این دوره از تاریخ، یخ بسته اند/در این رنج واسارت/دست وپارا بسته اند/نه بوی خون،نه بوی دود ،نه بوی مسلسل/پس من به کجا می روم؟من کیستم؟/تو باید حماسه بیافرینی/همچنان که حسینیان آفریده اند/دستهای کوچکمان/صدای دشمنان را در گلو خفه می کند/به یادم داشته باش/من شهیدم...(سروده شهید صدیقه رودباری)

منبع: گلزار شهدای تهران

تصاویر/کالبدشکافی گلوله‌ها

کالبدشکافی گلوله‌ها
به گزارش مشرق،سابین پرلمن عکاس سرشناس اتریشی،نمایی جالب از برش مهمات و گلوله‌های مختلف را عکاسی کرده است.

نگاهی به فیلم "بازي‌ گرسنگي" ؛ عبور از خط قرمزهای هالیوود با تزریق وحشي‌گري به نوجوانان


فيلم بازي‌هاي گرسنگي كه با تبليغات گسترده بر روي پرده سينما اكران شد، چندان طول نكشيد تا به موضوع بحث‌انگيزي در سراسر جهان بويژه در ميان نوجوانان و جوانان تبديل شود. در این گزارش به بررسی مفاهیم پنهان و نمادهای استفاده شده در ابن فیلم می پردازیم.....
گروه گزارش ویژه مشرق؛ فيلم موفق و پرفروش "بازي‌هاي گرسنگي" در زمان آينده يك ناکجاآباد اتفاق مي‌افتد كه در آنجا مردمي فقير و بدبخت تحت ظلم و استبداد يك حاكم ثروتمند مجهز به تكنولوژي پيشرفته زندگي مي‌كنند. آيا اين فيلم جامعه‌اي را به تصوير مي‌كشد كه حاكم آن تلاش دارد تا يك نظم نوين جهاني را برپا دارد؟ در اين مقاله به ويژگي‌هاي مدلي از جهان اشاره خواهيم نمود كه در فيلم "بازي‌هاي گرسنگي" به تصوير در آمده است و اينكه آنها چگونه با پروژه‌هاي نظم نوين جهاني ارتباط پيدا مي‌كنند.

 

فيلم بازي‌هاي گرسنگي كه با تبليغات گسترده بر روي پرده سينما اكران شد، چندان طول نكشيد تا به موضوع بحث‌انگيزي در سراسر جهان بويژه در ميان نوجوانان و جوانان تبديل شود. فيلم بازي‌هاي گرسنگي كه برخي اوقات از آن به عنوان نسخه جديدي از فیلم گرگ و میش ياد مي‌كنند، مولفه‌هاي مشابه با داستان فیلم‌هاي اقتباسي از کتاب در خود نهفته دارد اما در شرايط كاملاً‌ متفاوتي اتفاق مي‌افتد.

فيلم بازي‌هاي گرسنگي كه در زمان آينده يك ناکجاآباد اتفاق مي‌افتد(چرا آينده هميشه "به صورت كابوس‌وار و در يك ناكجاآباد" رخ مي‌دهد؟)، اغلب تصوير هولناكي از جهان فردا خواه از لحاظ اجتماعي، ‌اقتصادي يا سياسي را به نمايش مي‌گذارد. خلاصه اينكه، اين فيلم شبيه كابوس برادر بزرگ است زيرا كه اين حاكم ثروتمند تحت لواي زندگي مردم گرسنه و قحطي زده به كاميابی مي‌رسد. ضمن اينكه، در اين فيلم با هدف تضعيف قدرت تفكر و منطق اقشار جامعه تصاوير شهوت‌انگيز و مبتني بر انحراف و نابهنجاری در رسانه‌هاي جمعي به نمايش گذاشته مي‌شود و دولت حاكم از آن به عنوان ترفندي براي حفظ یک نظام اجتماعي ظالم و ناعادلانه بهره‌برداري مي‌نمايد. آيا فيلم بازي‌هاي گرسنگي چشم‌اندازي از آينده نه چندان دور را در مقابل نگاه نوجوانان قرار مي‌دهد؟ براي درك اين مسئله كه نخبگان حاكم در تلاشند تا از اين طريق كنترل جهان را در قبضه قدرت خود بگيرند، به گوي بلورين  نيازي نيست.

آيا "سوزان كالينز"(Suzanne Collins) نويسنده داستان با نشان دادن خطرات موجود در حال انتقال يك پيام رسا و كوبنده عليه نظم نوين جهاني به جوانان است و يا اينكه فيلم بازي‌هاي گرسنگي جوانان را وادار مي‌سازد تا به اين تفكر پايبند بماند؟ حال بيائيد نگاه اجمالي به جهان تخيلي اما احتمالي آينده در فيلم بازي‌هاي گرسنگي بياندازيم.

نكته: اين مقاله درباره فيلم بازي‌هاي گرسنگي است نه سری كتاب‌های مشابه. طراحي اين فيلم با روش متفاوتي تنظيم شده است و پيام نسبتاً متفاوتي را به مخاطب انتقال مي‌دهد.

نظم نوين جهاني براي نوجوانان
فيلم بازي‌هاي گرسنگي در شرايطي اتفاق مي‌افتد كه به نحو قابل توجهی منطبق بر ويژگي‌هاي نظم نوين جهاني است كه توسط حاكم جهاني امروز طرح‌ريزي شده است. يكي از خصوصيات نظم نوين جهاني فروپاشي دولت‌– ملت‌هاي واقعي براي تاسيس يك دولت جهاني خاص است تا يك قدرت مركزي بر آن حكومت كند. در فيلم بازي‌هاي گرسنگي، اين مفهوم مبتني بر رويدادي است كه در "پنم"(Panem) رخ مي‌دهد،‌كشوري با حكومت توتاليتر و اقتدارگرا كه كل سرزمين شمال آمريكا را تحت كنترل خود دارد. بنابراين، آمريكا و كانادا در يك هويت واحد ادغام شده‌اند، مرحله‌اي كه بسياري از افراد پيش‌بيني مي‌كنند قبل از شكل‌گيري كامل نظم نوين جهاني به وقوع خواهد پيوست.



رئيس‌جمهور پنم در حال سخنراني براي ملت

در كشور پنم، مفاهيم دموكراسي و آزادي در آمريكا به فراموشي سپرده شده و يك حكومت ديكتاتوري مجهز به تكنولوژي پيشرفته براي جاسوسي، ‌نظارت، تلقين رسانه‌اي، ‌سركوب مردم توسط نيروهاي پليس و ايجاد اختلاف و تفرقه شديد بين طبقات اجتماعي جايگزين آن مي‌شود. اكثريت قاطع شهروندان پنم تحت شرايط حاكم بر كشورهاي جهان سوم زندگي مي‌كنند و همواره در معرض خطر تهديد فقر، قحطي و بيماري قرار دارند. از قرار معلوم، اين شرايط دشوار حاصل رويداد مخرب و تکان دهنده‌ای است كه فروپاشي كامل اقتصادي در شمال آمريكا را رقم زده است. اهالي ساكن در ناحيه 12، محل زندگي "كتنيس اوردين"( Katniss Everdeen) قهرمان فيلم، در شرايط مشابه با دوران قبل از انقلاب صنعتي به سر مي‌برند، جائيكه خانواده معدنچيان به طور موقت در كلبه‌هاي چوبي سكونت دارند و از جوندگان تغذيه مي‌كنند.

هرچند به نظر مي‌رسد عامه مردم در دهه 1800 زندگي مي‌كنند اما تحت سلطه حاكم مجهز به تكنولوژي پيشرفته در شهر "كاپيتول"(Capitol) هستند كه از اين تكنولوژي براي نظارت، كنترل و القاء خواسته‌هاي خويش به شهروندان بهره مي‌گيرد. دولت براي تضعيف اراده افراد ناتوان و بي‌سواد از دوربين‌هاي مخفي، تراشه‌هاي ویژه شناسایی از طریق فرکانس رادیویی و هولوگرام‌هاي سه بعدي در سطح گسترده استفاده مي‌كند(اگرچه اينها علائم وجود اتحاد و وحدت بين رعايا و احتمال عصيان و سرکشی آنهاست).



شهر کاپیتول براي حفظ اين نظام اجتماعي آسیب‌پذیر به نيروي پليس بزرگي اتكا دارد كه همواره آماده است تا طغيان و شورش مردمي را سركوب كند. كارگران اغلب اوقات در اردوگاه‌هاي غيرنظامي گرد هم مي‌آيند كه در آنجا فيلم‌هاي تبليغاتي با حمايت دولت پخش مي‌شود. بنابراين، پنم يك كشور پليسي با تكنولوژي پيشرفته است كه توسط يك حاكم قدرتمند اداره مي‌شود و در تلاش است تا توده مردم را در فقر و انقیاد همچنان نگاه دارد. همانطور كه در مقاله‌هاي پيشين ديده‌ايم، همه اين مفاهيم در اشكال ديگري از رسانه‌هاي جمعي نيز مطرح مي‌شوند بطوريكه به نظر مي‌رسد تلاش آگاهانه‌اي براي عادي جلوه دادن ديدگاه‌هاي يك كشور پليسي پيشرفته به عنوان تنها گزينه روند عادي تكامل نظام سياسي كنوني در جريان است.

حاكم نخبه در فيلم بازي‌هاي گرسنگي با وجوديكه در شهر كاپيتول سكونت دارد اما زندگي كاملاً متفاوتي با طبقه كارگر جامعه داشته و در تجملات و مد زیاده‌روی و افراط می‌کند. طبقه بالاي جامعه ساير افراد را به چشم نژادي پست مي‌نگرند كه آنها را مورد استهزاء قرار مي‌دهند، مهار نموده و تحت كنترل دارند. منابع ارزشمند در اين نواحي به اهالي محل تعلق نداشته و در راستاي منافع كاپيتول مورد بهره‌برداري قرار مي‌گيرد كه اين مسئله حدفاصل و مرز شفاف و غيرقابل نفوذي بين توده مردم و حاكم نخبه ايجاد مي‌كند.

مفهوم حاكم ثروتمند كه بر توده مردم فقير و فرمانبردار حكومت مي‌كند(اين مسئله باعث مي‌گردد بتوان آنها را به راحتي كنترل نمود) جنبه مهم نظم نوين جهاني است كه به صراحت در فيلم بازي‌هاي گرسنگي به تصوير در آمده است. اتكاي دولت بر سيستم پيشرفته جاسوسي و رسانه‌هاي جمعي براي تحت كنترل نگاه داشتن توده مردم همان موضوعي است كه در فيلم مي‌توان آن را مشاهده كرد و اگر به همين منوال ادامه يابد، جهان درون فيلم بازي‌هاي گرسنگي ظرف مدت كوتاهي به واقعيت بدل مي‌شود. مفهوم ديگري در درون فيلم بازي‌هاي گرسنگي وجود دارد كه براي اين نخبه اسرارآميز مهم است: بايد خوني ريخته ‌شود تا ترس در همه جا ريشه دوانيده و قدرت حاكم فزوني يابد.

ذبح انسان براي حاكم نخبه

 
كتنيس به عنوان خراج و ماليات رعاياي ناحيه 12 براي مبارزه انتخاب مي‌شود

دولت پنم بازي‌هاي گرسنگي را با هدف يادآوري "شورش و خیانت بزرگ" توده مردم به راه انداخت. 12 ناحيه پنم در ازاي مجازات نافرماني بايد يك پسر و يك دختر بين 12 تا 18 سال را به عنوان شركت‌كنندگان در بازي گرسنگي به كاپيتول پيشنهاد كنند. نوجوانان بايد در محوطه روباز و به سبك مبارزه گلادياتورهاي زمان روم باستان تا سر حد مرگ با يكديگر بجنگند كه صحنه‌هاي آن از طريق تلويزيون براي همه ملت پخش مي‌شود. قوانين بازي بيانگر حس حقارت و بي‌احترامي نخبه حاكم به توده مردم است. نام اين بازي به خودي خود يادآور شرايط گرسنگي دائمي اقشار پايين جامعه است كه حاكمان عمداً و با هدف كنترل بهتر افراد را در اين وضعيت نگه مي‌دارند.

پسران و دختراني كه براي شركت در بازي‌هاي گرسنگي انتخاب مي‌شوند، تحت عنوان "ماليات و خراج" ناميده مي‌شوند، اصطلاحي كه معمولاً به پرداخت وجوهي اطلاق مي‌گردد كه يك رعيت به ارباب خود مي‌دهد، از اينرو عبارت فوق را حتي مي‌توان نشانه بندگي توده مردم به حاكمان تلقي كرد. از دوران باستان، ريختن خون به عنوان والاترين شكل "ماليات و خراج" به خدايان تلقي مي‌گرديد.

به زبان رمزي، گفته مي‌شود كه حاكمان و جادوگران براي اعمال حداكثر قدرت از اين سنت و آئين بهره‌برداري مي‌كردند. همانگونه كه ساكنان شهر باستاني "كارتاژ"(Carthaginians) كودكان خود را به همين شيوه در پاي سنگ بناي خداي خود ملقب به Moloch قرباني مي‌كردند، ساكنان پنم نيز كودكان خود را براي حاكم كاپيتول قرباني مي‌كنند. از اينرو، بازي‌هاي گرسنگي نسخه جديدي از رسوم كهن است كه توده مردم براي اجتناب از بروز خشم اربابان خود بايد در آن شركت جويند. همه اهالي شهر پنم بايد مراسم قرباني كردن فرد برگزيده را كه در شهر كاپيتول اتفاق مي‌افتد، تماشا كنند كه در اين صورت احساس ترس، خشم، عطش مبارزه و ميل به خونريزي در آنها برانگيخته مي‌شود. در مقالات پيشين ديديم كه مرگ افراد خاص(ويتني هيوستون، هيث لژر، ايمي واين هاوس) به يك رويداد رسانه‌اي تبديل مي‌شود كه در واقع آئين‌هاي بزرگي بوده و همه مردم در آن شركت دارند. بازي‌هاي گرسنگي بر اين مفهوم از آئين‌هاي بزرگ دلالت دارد كه در مورد آنها به شدت تبليغ مي‌شود.

 

"ماليات و خراج" در بازي‌هاي گرسنگي جزو حقوق دولت بوده و سايرين نيز حق و حقوقي نسبت به آن ندارند.

در فيلم بازي‌هاي گرسنگي، مرگ جوانان در اين مراسم و آئين به عنوان يك رويداد ورزشي و يك جشن ملي به مردم قبولانده مي‌شود كه در قالب يك نمايش واقعي براي آنها به تصوير كشيده مي‌شود. افراد فقير نه تنها در اين رويداد پست و تحقيرآميز شركت مي‌كنند، بلكه حتي آنها بواسطه امید پيروزي در اين مسابقه شادي مي‌كنند. چرا همه اين مسائل براي آنها پذيرفتني است؟ يكي از دلايل اينست كه رسانه‌هاي جمعي مي‌توانند افراد را به پذيرش هر مسئله‌اي وادار بكنند... البته به شرط آنكه جالب باشد.

توسل به غرايز حیوانی
بازي‌هاي گرسنگي به صورت زنده و با حضور مجريان تلويزيوني براي همه مردم پخش مي‌شوند. مجري روند بازي را تحليل كرده، با شركت‌كنندگان مصاحبه نموده و عملكرد آنها را ارزيابي مي‌كند. مسابقه‌دهندگان يا به قولي همان خراج‌ها در اين فرهنگ آنقدر غرق مي‌شوند كه قوانين بازي را مي‌پذيرند و با ميل و اراده خويش مسابقه را آغاز مي‌كنند تا با كشتن رقيب خود پيروز اين ميدان گردند. عامه مردم نيز به طور فعال در اين رويداد شركت نموده و نماينده ناحيه خود را تشويق مي‌كنند، حتی اگر در پايان مجبور شوند قرباني شدن نماينده خود را جشن بگيرند.

اين مسئله بيانگر حقيقتي تلخ اما واقعي درباره رسانه‌هاي جمعي است: هر نوع پيامي را مي‌توان به افراد انتقال داد به شرط آنكه بتواند توجه آنها را جلب كند. دو مسئله وجود دارد كه به طور خودكار و تقريباً غيرقابل مقاومت توجه ما را خود جلب مي‌كند: خون و سكس، يعني نشانه‌هاي غرايز اصلي. خشونت شديد در اين رويداد توجه عوام را جلب مي‌كند تا آنجا كه فراموش مي‌كنند بازي‌هاي گرسنگي در راستاي تاكيد بر حس بندگي افراد به حاكم است. اين مفهوم كاملاً شناخته شده است و امروزه از سوي رسانه‌هاي جمعي مورد استفاده قرار مي‌گيرد تا آنجا كه اين پيام كه آنها فقط "جنبه سرگرمي" براي او دارند، دائماً به گوش مخاطب هدف مي‌رسد. از اينرو، فيلم بازي‌هاي گرسنگي به نحو زيركانه‌اي نقش رسانه‌ها را در انحراف افكار عمومي به تصوير مي‌كشد. آيا اين فيلم به جوانان كمك مي‌كند تا اين حقيقت را درك كنند؟

در صحنه‌اي از فيلم بازي‌هاي گرسنگي، مرگ يك دختربچه اهالي شهر را آنقدر شوكه كرد كه براي مدت كوتاهي واقعيت و حس وحدت و همدلي را براي آنها به ارمغان آورد زيرا كشته شدن اين دختربچه قساوت و سنگدلي اين بازي را براي همگان روشن ساخت. پخش زنده صحنه مرگ اين دختربچه به شورش و قيام خشونت‌آميزي در ناحيه محل زندگي او منجر شد. اما اين قيام مردمي توسط نيروهاي آماده پليس بلافاصله سركوب شد. به علاوه،‌ دست‌اندركاران برنامه در راستاي جلوگيري از بروز مشكلات اجتماعي بيشتر عنصر جديدي را به اين نمايش اضافه كردند: عشق بين "كتنيس اوردين"(Katniss Everdeen) و "پيتا ملارك" (Peeta Mellark)، دختر و پسري از ناحيه 12. با اضافه شدن عنصر عشق (و تا حدودی سكس) به اين نمايش، سازندگان برنامه توانستند خشم توده مردم را فرو نشانده و آنها را دوباره به حالت بي‌تفاوتي و خونسردي سابق بازگردانند. اين بخش از فيلم نشان مي‌دهد كه رسانه‌هاي جمعي چگونه از سوي مراكز قدرت مورد سوءاستفاده قرار مي‌گيرند.

دسترسي مردم اقصي نقاط جهان به سري فيلم‌هاي بازي گرسنگي ثابت مي‌كند كه افزودن زيركانه عناصري همچون سكس و خشونت به فيلم، مخاطب را مجبور مي‌كند تا از پاي تلويزيون تكان نخورند. هرچند به نظر مي‌رسد كه فيلم بازي‌هاي گرسنگي نابهنجاری و عامل خشونت را در رسانه‌هاي جمعي تقبيح نموده و مردود مي‌شمارد اما كارگردان‌ها قطع به يقين تصاوير بيشتري از اين عوامل را در فيلم‌هاي خود بكار مي‌برند.

حساسيت‌زدايي نوع جديدي از خشونت
اگرچه عامل خشونت به وفور در فيلم‌هاي هاليوودي ديده مي‌شود، اما فيلم بازي‌هاي گرسنگي خط قرمزي را پشت سر مي‌گذارد كه به ندرت در ساير فيلم‌ها ديده مي‌شود: خشونت بين افراد كمتر از سن قانوني. در اين فيلم تين‌ايجري ما شاهد حضور نوجوانان بين 12 تا 18 سال هستيم كه به طرز خشني به رقيب خود چاقو مي‌زنند، شلاق مي‌زنند، او را با دست خفه كرده يا گردن او را مي‌شكنند- صحنه‌هايي كه به ندرت در فيلم‌هاي هاليوودي ديده مي‌شوند.



هرچند مطمئناً اين راهي براي جلب نظر مخاطبان فيلم است(كه نوجوانان 12 تا 18 سال است)، اما فيلم بازي‌هاي گرسنگي در خط مقدم نوع جديدي از خشونت قرار مي‌گيرد كه تا قبل از اين پخش چنين صحنه‌هايي در فيلم‌ها بسيار آزاردهنده و اضطراب‌آور بود. اما در سناريو كشتن يا كشته شدن فيلم بازي‌هاي گرسنگي مخاطب هدف به سادگي فراتر از اين مانع رواني قدم گذاشته و خود را در حال فرياد زدن پيدا مي‌كند كه "يالا! بجنب، كتنيس، كمانت رو بردار و به طرف سر اون حرومزاده وحشي و خبيث نشانه بگير!"


نتيجه‌گيري

فيلم بازي‌هاي گرسنگي در دنيايي اتفاق مي‌افتد كه دقيقاً توصيفي از نظم نوين جهاني است: يك حاكم ثروتمند و پرقدرت، توده مردم تحت استثمار و مطيع، ادغام دموكراسي در هويت يك كشور پليسي، جاسوسي با تجهيزات پيشرفته، استفاده از رسانه‌هاي جمعي براي تبليغات، آئين و رسوم خونين. در واقع، در آينده اين ناكجاآباد هيچ نكته خوشبينانه‌اي در فيلم بازي‌هاي گرسنگي وجود ندارد.

در اين فيلم جايگاه و شان انساني از بين رفته است زيرا عامه مردم مجبورند صحنه‌هاي رقت‌انگيز كشته شدن نوجوانان خود را تماشا كنند انگار كه آنها شبيه حيواناتي در قفس بودند. از قرار معلوم، بين كساني كه براي تماشاي فيلم بازي‌هاي گرسنگي به سينما مي‌روند و شهروندان عادي در اين فيلم كه شاهد وحشي‌گري و قساوت حاكم بر فضاي اين بازي هستند، تفاوت چنداني وجود ندارد. هر دو گروه مايلند در رويدادي شركت كنند كه ذبح و ريختن خون نوجوانان آنها را در جلوي چشمان هيجان‌زده حاكم به تصوير مي‌كشد. به علاوه، مي‌توان ادعا كرد كه اين فيلم همان هدف بازيهاي درون فيلم را دنبال مي‌كند: يعني، پرت كردن حواس عامه مردم  حال آنكه اين صحنه‌ها در اصل يادآور قدرت حاكم نخبه است.


در حال طرح‌ريزي براي نمايش اجتناب‌ناپذيري فرا رسیدن نظم نوين جهاني است؟

آيا فيلم بازي‌هاي گرسنگي در تلاش است تا به جوانان بي‌تفاوت خطر احتمال تغيير نظام كنوني جهان به كابوس نظام استبدادي و ديكتاتوري را هشدار دهد؟ يا اينكه به سادگي در حال طرح‌ريزي براي نمايش اجتناب‌ناپذيري فرا رسیدن نظم نوين جهاني است؟ اين پرسش همچنان جاي بحث دارد. اما با بررسي آنچه كه در رسانه‌هاي جمعي درباره فيلم بازي‌هاي گرسنگي مطرح مي‌شود، به نظر مي‌رسد كه حتي سوال مهم‌تري به ذهن خطور مي‌كند: اينكه‌ آيا شما در تيم "پيتا"(Peeta) هستيد يا تيم "گيل"(Gale)؟

الگو سازی برای زنان جهان با کمک جیمزباند+ تصاویر

باند گرل به عنوان یکی از مولفه های اصلی سری فیلم های باند کاراکتری است که در فیلم، داستان و یا بازی ویدئویی عاشق مأمور 007 می شود. Bond Girl یکی از نمادهای فرهنگی(cultural icons) شناخته شده و مشهور 50 سال گذشته است.
مشرق؛ در کتاب رکوردهای گینس «داستان های جیمزباند» به عنوان سودآورترین فیلم چند قسمتی در ژانر اکشن معرفی شده است. کارگردانان و بازیگرانی مختلفی در بیش از نیم قرن جیمز باند را زنده نگه داشته اند. تا کنون 25 فیلم بلند سینمایی پیرامون جیمز باند ساخته شده است. بازیگرانی همچون شون کانری شش بار، راجر مور هفت بار، تیموتی دالتون دو بار، پیرس برازنان چهار بار و دنیل کریگ سه بار در نقش جیمز باند ظاهر شده اند.



جیمز باند یک مأمور سرویس امنیتی انگلستان (MI6) است که نخستین بار توسط یک نویسنده ی انگلیسی به نام «یان فلمینگ(Ian Fleming)» در سال 1952 میلادی (همان سالی که ملکه الیزابت به سلطنت رسید) تحت داستانی با نام "کازینو رویال" شخصیت پردازی شد.
 

یان فلمینگ (Ian Lancaster Fleming)
(۲۸ مه  ۱۹۰۸میلادی - ۱۲ اوت ۱۹۶۴ میلادی)
خالق داستان‌های جیمز باند
کْد سازمانی باند، 007 است، از این رو او را با نام "مأمور 007" نیز می شناسند. اولین فیلم سینمایی جیمز باند با نام دکتر نو" در سال 1962 ساخته شد. اکثر فیلم های جیمز باند توسط شرکت Eon Productions که یک کمپانی انگلیسی است، ساخته شده است. حق کپی رایت کاراکتر باند در اختیار کمپانی بالادستیِ Eon Productions است.

 
جیمز باند تنها جاسوسی است که توانسته بیش از نیم قرن بر پرده ی سینما دوام آورده و در هر دوره ای مخاطبان را جذب کند. درباره این موضوع بسیار صحبت شده که براستی چرا باند هنوز یک کاراکتر زنده است؟

باند یک جاسوس انگلیسی در دوران جنگ سرد است، وی شیک پوش و خوش برخورد بوده و به راحتی اطرافیان به خصوص زنان را جذب خود می کند. در واقع باند با قهرمانان خشن و شلخته امریکایی تفاوت دارد، او قهرمانی انگلیسی است. برای همین است که سال ها توانسته مخاطبان را سرگرم کند چرا که او به شیوه اصیل انگلسی انسان را فریب می دهد. همچنین باند در هر دوره ای متناسب با رویدادهای و زندگی در همان زمان ظاهر می شود.
 

جیمز باندی که فلمینگ شخصیت پردازی کرده بود.

انگلیسی ها در طول زمان اجازه تغییر در شخصیت باند را نداده اند، اگرچه بازیگران مختلف چاشنی های متفاوتی به این کاراکتر افزوده اند اما مولفه های اصلی باند و فیلم های او در گذر زمان حفظ شده است و این یعنی باند یک جاسوس معمولی مانند سایر جاسوس های عالم هنر هفتم نیست. باند مأموریت ویژه ای از طرف روباه پیر بر عهده دارد، مأموریتی که کابوی های هالیوودی قادر به انجام آن نیستند. فیلم های جیمز باند اشتراکات زیادی دارند، تیتراژ خاص، موسیقی و طراحی صحنه منحصر به فرد، داستان خطی معین که روزگاری تقابل غرب و شرق بود و پس از پایان جنگ سرد، تبدیل شد به قصد اشرار برای تصرف و یا نابودی دنیا. در کنار این ها در فیلم های باند اغلب نقش نیروهای شر را بازیگران غیر انگلیسی زبان بازی می کنند. اما مهمترین وجوه اشتراک فیلم های باند سه عنصر قمار، شراب و روابط جنسی آزاد است. باند القای مسائل سیاسی و سبک زندگی را توأمان رقم می زند.




جیمز باند مأمور است در کنار ملکه، جهان را از دست نیروهای شر نجات دهد، همان گونه که او را تا محل افتتاح المپیک همراهی می کند. در واقع جیمز باند اسطوره ای انگلیسی است که امروز وظیفه دارد تمدنی که تاریخ آن در مراسم افتتاحیه ی المپیک 2012 لندن به نمایش درآمد را از شر تروریست ها حفظ کند. تروریست هایی که بر طبق روایت آخرین جیمز باند اکران شده، "اسکای فال(Skyfall)"(2012میلادی) مذهبی شده اند و بر تکنولوژی های نوین و ابزارهای ارتباطی عصر حاضر تسلط دارند. به پاس سال ها تلاش باند برای نجات جهان، روز پنجم اکتبر 2012 میلادی به نام "روز جهانی جیمز باند" نامگذاری شد.

 
در طول زمان باند تغییراتی کرد، وی قدری خشن تر شد و به تبع آن از ویژگی رمانتیک بودنش کاسته شد. همچنین پوشش و نحوه تعامل او با زنان نیز متفاوت از گذشته است همچنان که میزان روابط جنسی و نمایش آن نیز بیشتر شده است، البته به جز آخرین جیمز باند که صحنه های مستهجن آن بسیار کاهش یافته و کارگردانش معتقد است این جیمز باند بر خلاف جیمز باندهای دیگر فرصت چندانی برای عشق و عاشقی و روابط جنسی ندارد. جیمز باند فیلم اسکای فایل برخلاف مأمور روئین تن پیشین معمولی تر شده و زخمی می شود، وی همچنین جنبه های انسانی بیشتری دارد.






Bond girl کیست؟
"Bond girl" به عنوان یکی از مولفه های اصلی سری فیلم های باند کاراکتری است که در فیلم، داستان و یا بازی ویدئویی  عاشق مأمور 007 می شود. Bond Girl یکی از نمادهای فرهنگی(cultural icons) شناخته شده و مشهور 50 سال گذشته است. اولین بار در رمان ها و داستان های کوتاه فلمینگ معرفی شد، تهیه کنندگان آلبرت بروکلی(Albert "Cubby" R. Broccoli) و هری سالزمن(Harry Saltzman) به آن جان بخشیده و حضور سینمایی اش پا به پای باند و با دکتر نو(Dr. No) در سال 1962 آغاز شد. پس از آن بودکه جهان غرب مسحور Bond Girl  گشت.

درباره شخصیت و اینکه چه نقشی باید در فیلم داشته باشد، قانون مشخصی وجود ندارد. او ممکن است از جناح خودی و متحدین باند باشد و یا از دشمنان او، نقش محوری در مسیر انجام مأموریت داشته باشد و یا صرفاً یک ابزار جنسی باشد. البته در فیلم های باند کاراکترهای مؤنث دیگری هم وجود دارند که چون رابطه ی عاشقانه با باند ندارند، Bond girl محسوب نمی شوند، کاراکتر هایی مانند جودی دنچ(Judi Dench) به عنوان ام(M) و میس مانی پنی(Miss Moneypenny). هرچند شاید بتوان دو نفر را به عنوان Bond girl ویژه در اسکای فال محسوب کرد.
           
 

جودی دنچ، رئیس باند


چه چیز یک باند گرل (Bond girl) را می سازد؟
زمانی که اُرسولا اَندرس(Ursula Andress) در نقش Honey Ryder ، حدودا پنجاه سال قبل در دکتر نو (اولین فیلم جیمز باند) از اقیانوس خارج شد (یکی از صحنه های محبوب تاریخ سینما در غرب)، این واژه معنای یک استقلال جنسی را می داد؛ زن جذابی که با 007 لاس زنی می کرد.
 

اُرسولا اَندرس (Ursula Andress)
بر این اساس در هر یک از فیلم های جیمز باندکه تا کنون اکران شده است، باند حداقل با یک Bond girl همراه بوده است. در حالی که باند همواره باند بوده است، زنان در هر دوره متناسب با آن زمان تکامل یافته و کارهایی را انجام دادند که یک زن می توانست انجام دهد.

      
Bond girl  به عنوان یک مولفه ی فرهنگی در حوزه مسائل زنان، در طول نیم قرن یک استاندارد برای زیبایی تعریف کرده است. آن ها دارای شخصیت های جذاب پر زرق و برق هستند، کمی مردانه لباس می پوشند، جواهرات کمی دارند، در کنار کمربند چرمی و کفش چرمی پنجه مربعی.(البته تغییراتی نیز در لباس های Bond girl روی داده است، Bond girl در ابتدا با لباس شب و لباس زیر تعریف می شد که در زمان لازم برهنه بود.) اغلب سبک وزن بوده و در مواردی نیز برنزه اند. همچنین عموماً آرایش کمی داشته و یا بدون آرایش اند.
          
همیشه این Bond girl ها هستند که مجذوب و عاشق باند می شوند، تنها در دو فیلم(On Her Majesty's Secret Service - (2006) Casino Royale ) است که باند عاشق می شود. Bond girl ها ثابت نیستند و از فیلمی به فیلم دیگر تغییر می کنند. در سال های گذشته بعضاً این سوال مطرح شده که چرا Bond girl ها از فیلمی به فیلم دیگر تغییر می کنند و چرا هیچ گاه در فیلم های بعدی از آن ها یادی نمی شود؟ پاسخ این سوال را می توان با در نظر گرفتن این نکته داد که زن در هنر سمبلی است از سرزمین و عقیده، Bond girl ها نیز اغلب از زنان بومیِ کشوری هستند که باند در آن مشغول انجام ماموریت است.

در نتیجه این کاراکتر با وجود آنکه همیشه وجود دارد اما از فیلمی به فیلم دیگری متفاوت است چرا که کشورها، فرهنگ ها و دشمنان متفاوت اند. مورد دیگری که مبتنی بر این نکته می توان به آن اشاره کرد و اغلب در فیلم های قدیمی تر باند دیده می شود این است که تسلیم شدن یک زن بومیِ کشور و یا گروه دشمن در برابر این جاسوس بریتانیایی و خود را در اختیار وی گذاشتن، تلویحی است از تسلیم شدن عقیده، سرزمین و در واقع هویت دشمن در برابر او. البته فیلم های باند با سیاست جنسی تصاعدی شان(progressive sexual politics) شناخته نمی شوند.


نکته قابل توجه دیگری که در این میان وجود دارد این است که Bond girl ها پیکره هایی(feminist icons) فمینیست هستند، همچنان که به عنوان یک بخش فریبنده و تمثالی(iconic part) در سری فیلم های جیمز باند در نظر گرفته می شوند. این دختران از اعضای یکی از منحصر به فردترین گروه های کسب و کار در حوزه ی فیلم شده اند.برخی فیلم اسکای فال را فمینیست ترین فیلم باندی می دانند.
  Bond girl ها در دوره های اخیر زن مدرن را به نمایش می گذارند، آن ها بسیار با استعداد و منعطف هستند، در رشته ی خود پیشتاز بوده و می توانند هر کاری را انجام دهند.
نائومی هریس (Naomie Harris) که Bond girl فیلم اسکای فال است، در این باره می گوید: «آن ها(Bond girl) با مردان مساوی هستند و ما باید این را در فیلم ها نشان دهیم.»
      

نائومی هریس (Naomie Harris)



   Bond girl  های اسکای فال
یکی از کاراکترهای زنِ اسکای فال سورین(Sévérine) یک دوشیزه ی مدل پایبند! و در خطر تجاوز است که از باند می خواهد او را از دست یک تبه کار وحشتناک نجات دهد. اما ایو(Eve) که نائومی هریس نقش آن را بازی می کند یکی از همکاران 007 در ام.آی.سیکس است و گرچه شبیه یک Bond girl با مأمور ام.آی.سیکس ارتباط داشته، اما احتیاج به نجات دادن ندارد.

او می تواند در خیابان های شلوغ رانندگی کند، به اطلاعات محرمانه رسیدگی کرده و به خوبی تیراندازی کند. هریس به مجله تایم گفته است که از تهیه کنندگان خواسته به او نقش یک توئیست مدرن(modern twist) را بدهند. هریس همچنین ادامه می دهد: «من کاملاً درباره ی آن خوشحالم(به عنوان Bond girl صدا زده شدن)، من آن را توهین آمیز یا چیزی شبیه آن نیافتم. این فقط یک عنوان است که به زنانی که در فیلم های باند بازی می کنند داده می شود. اگرچه امروز ما از کلیشه های این واژه فاصله گرفته ایم، Bond girl می تواند هر کاری انجام دهد.». این نکته تایید این است که Bond girl های سال های اخیر بیشتر به سمت الگوهای فمینیستی حرکت کرده و از صرفاً ابزارجنسی بودن قدری فاصله گرفته اند، البته در غرب از Bond girl های دهه ی 60 به عنوان سمبل استقلال جنسی یاد می شود!.
      
      

سورین                                                                 ایو
نویسنده ی گاردین در این باره می گوید: «این انتقال جایگاه زنان بخشی از چراییِ اینکه اسکای فال بزرگترین افتتاحیه باند تاکنون را داشته و حتی از کازینو رویال(2006) با 586 میلیون دلار سبقت گرفته است، می باشد.»  نویسنده ای دیگر نیز چنین می نویسد: «... شاید دلیل بدبینانه ی دیگری نیز وجود داشته باشد، موفقیت تجاری. پس از سر و صدای سال گذشته "بریدزمیدز" به نظر میرسد هالیوود از این حقیقت که زنان واقعاً می توانند فیلم ها را بفروشند، استفاده کرده است. و اثرات آن در عرصه عمل نیز در حال اتفاق افتادن است....»
 
این موضوع علل مختلفی دارد اما شاید بطور کلی بتوان گفت چون سری فیلم های باند قرار است هم سیاست و هم سبک زندگی، آن هم به شیوه ی انگلیسی، را برای جهانیان تعریف کند، و با توجه به اینکه هم اکنون استفاده از جاذبه های زنانه در بسیاری از فیلم ها و سریال ها و بطور کل آثار هنریِ! رشته های مختلف رواج دارد و از طرف دیگر فضای سایبر نیز مملو است از تصاویر مستهجن و سایت های این حوزه، به علاوه ی این مورد که جنگ سرد پایان یافته و لازم نیست برای تسلط بر کشوری و یا سیستم امنیتی اش، یک زن به عنوان نماد سرزمین و عقیده ی کشور هدف تسلیم باند شده و به رابطه ی جنسی با او تن دهد، بنابراین دیگر لازم نیست از زنان به صرف ابزاری جنسی برای ترویج بی عفتی در جوامع استفاده کرد، جوامعی که در آن ها زنان عاشق کاراکتر باند شده و در ناخودآگاه ذهن خود تسلیم وی و در واقع تسلیم بریتانیای کبیر می شوند. در نتیجه Bond girl های جدید باید فمینیسم را در سراسر جهان پیاده کنند و در کنار باند گام به گام زنان جوامع مختلف را به برابر شدن با مردان تشویق نمایند.

      
در میان جوامع غربی و غرب دوستان اغلب Bond Girl را به عنوان یک زن آزاد شده و الگوی اصیل فمینیست ستایش می کنند، درنتیجه وی به جز موارد بسیار معدود مورد مطالعه ی انتقادی قرار نگرفته است. کتاب "متزلزل و مخلوط: فمینیسم جیمز باندی(Shaken & Stirred: The Feminism of James Bond)" نمونه ی یک اثر نقادانه به پدیده ی Bond Girl است. این کتاب Bond Girl سینمایی را تحلیل کرده و درباره ی اینکه این کاراکتر در ابتدا به عنوان یک الگوی متفاوت ظاهر شده است، بحث می کند. الگویی که یک مقوله ی سنتی را تقویت کرده، زنان ایده آلی که به عنوان یک نماد مرتجع قدرتمند(powerful reactionary symbol) در برابر جنبش برابری جنسیتی(gender equality movement) که امتیازاتی را در دهه های 1960 و 1970 در ایالات متحده بدست آورده بود، خدمت کردند.

در ادامه این کتاب نظری اجمالی به موج دوم فمینیسم، جنبش آزادسازی زنان (second wave feminism, the Women's Liberation Movement) و بازنمودهای فرهنگی زنان در طول نیمه ی دوم قرن بیستم امریکا از درون یک لنز باندی(جیمز باند - Bondian) دارد. کتاب سیر تکاملی Bond Girl سینمایی و دستیابی او به تأثیرات فرهنگی و اینکه او کیست و چه چیز به نمایش می گذارد را در 11 فیلم اول سری جیمزباند(James Bond franchise) بررسی می کند، یک دوره ی هفده ساله که تحت عنوان عصر طلائی Bond Girl شرح داده می شود.

در کتاب رابرت ای کاپلن (Robert A. Caplen)  خواننده در پایان یک آنالیز جزئی شده از تکامل پیچیده ی کاراکتر Bond Girl در دست دارد.

به عقیده یک نویسنده این کتاب یک پرسپکتیو فمینیستی کامل را تعریف می کند.

      

حمایت از حقوق زنان به سبک باند، جیمز باند!
در سال 2011 ویدئویی 2دقیقه ای از جیمز باند به مناسب روز بین المللی زنان منتشر شد. این ویدئو با همکاری جودی دنچ و دنیل کریگ ساخته شد. ابتدا کریگ به سمت دوربین جلو آمده و به دوربین نگاه می کند، در همین حال دنچ درباره ی وضعیت زنان و مردان صحبت می کند، کریگ از صحنه خارج شده و سپس با لباس و آرایش زنانه مجدداً جلوی دوربین ظاهر می شود. در انتها نیز با نگاهی غم آلود به دوربین نگاه می کند. روزنامه ی گاردین دراین باره می نویسد: «... (باند) برای بیش از نیم قرن با زنان خوابیده، آن ها نجات داده، دوست داشته و سهم عادلانه ی خود را از دست داده است، اما آیا باند توانسته حمله های جنسی به دختران جوانی که در کشورهای در حال توسعه به مدرسه می روند را متوقف کند؟...»
     


      
نکته ای که نویسنده گاردین به آن اشاره نمی کند نقش باند در دامن زدن به بی عفتی و بی حیایی و در نتیجه افزایش آمار هتک حرمت زنان و دختران است. همان طور که مشخص شد کاراکتر Bond girl صرفاً یک ابزار جنسی برای دامن زدن به بی عفتی جهانی و بسط و گسترش روابط جنسی آزاد و بی قید و شرط است. به راستی چه میزان از پرده دری ها و هتاکی های صورت گرفته در سراسر جهان می تواند محصول حضور این جاسوس انگلیسی باشد؟ برای بدست آوردن برآورد کافی است نگاهی دوباره به پوستر فیلم های باند داشته باشیم.

 
روابط جنسی مفرط و بی قید و بند باند به حدی است که حتی بی.بی.سی به عنوان کانال رسمی حکومت بریتانیا نیز به آن اعتراض کرده و این حد از روابط را فقط در یک دنیای خیالی امکان پذیر می داند. بی.بی.سی در این باره می نویسد: «... برآورد وضعیت سلامتی(The Health Survey) انگلستان که در سال 2011 منتشر شد، می گوید که مردان به طور میانگین 9.3 شریک جنسی زن در طول زندگی شان دارند. ... مطالعه ای که در سال 2009 بر روی سری فیلم های باند صورت گرفت، این نتیجه را بدست آورد که در 20 فیلم، باند از تماس جنسی با 46 زن لذت برده است. ... بعد از هم این ها آیا 007 می تواند یک تک همسر، متعهد و قابل اطمینان باشد؟ ... برای 50 سال مخاطبان خواستار این بودند که قهرمانشان یک نوع خاص از مجردی که روابط جنسی بی قاعده دارد، باشد. نام او باند است، جیمز باند.»
 

البته عجیب نیست که باند به این شیوه از حقوق زنان دفاع کند چرا که اساساً تمدن غرب حق زن را در آزادی جنسی خلاصه می کند، بلکه عجیب این است که چرا فمینیست ها کوچکترین اعتراضی به این سبک بی بند و باری باند و تمتع او از Bond girl های مختلف ندارند و تازه اقدام  او در حمایت از حقوق زنان را نیز ارج می نهند!!!

 
به علت چند وجهی بودن Bond girl است که نمی توان برای آن معنای مشخصی در زبان فارسی در نظر گرفت، Bond girl صرفاً یک فاحشه یا معشوقه نیست، نقش ثابتی نیز در روند داستان فیلم های باند نیز ندارد، گاه توانایی های تکنیکی دارد و گاه صرفاً یک مانکن است. اما این کاراکتر در طول سال ها روند حساب شده ای را طی کرده، همچنان که باند نیز از یک جاسوس دوران جنگ سرد فاصله گرفته و چهره امروزی پیدا کرده است.

اهمیت Bond girl به عنوان یک مولفه فرهنگی از اینجا روشن می شود که بدون آن حتی المپیک نیز افتتاح نمی شود. باند برای افتتاح المپیک باید Bond girl را در کنار خود داشته باشد و چون نمی توان از Bond girl های رایج سینمایی استفاده کرد و هم اینکه پیام های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی افتتاحیه ی المپیک لندن، پیام هایی ساده و دم دستی نیستند، در نتیجه ملکه باید نقش Bond girl را بازی کند. اما در اینجا Bond girl یک نقش فرعی را بر عهده ندارد بلکه در جایگاه نقش اول ظاهر می شود. اینجا باند است که زندگی خود را به Bond girl مدیون است، اولین داستان باند در سال 1952 میلادی نوشته شد و ملکه نیز همین سال به سلطنت رسید، پس عمر باند به اندازه ی طول مدت سلطنت ملکه الیزابت دوم است. باند سال ها حضور و اوج گرفتنش بر پرده سینما را مدیون ملکه است. در فیلم افتتاحیه ی المپیک 2012 میلادی نیز ملکه با سپردن مأموریتی سنگین به باند اعتماد خود به او را نشان می دهد. اگر حمایت های وی نبود هیچ گاه باند آن چنان محبوب نمی شد تا روز جهانی داشته باشد.

 
پنجم اکتبر 2012 میلادی روز جهانی جیمز باند بود، روزی که طرفداران این جاسوس انگلیسی در سراسر جهان پنجاهمین سالگرد تولد این کاراکتر را گرامی داشتند! برخی رسانه های داخلی نیز این گرامیداشت جهانی را حمل بر این کردند که اصالت نژادی این مأمور 007 برای طرفدارانش اهمیت چندانی ندارد، این حرف بدین معناست که انگلیسی بودن این جاسوس و در کل سیاست های استعماری روباه پیر برای سینما دوستانِ سراسر جهان اهمیتی ندارد، تعجب نباید کرد، هنگامی که افراد خود را بی قید و شرط در اختیار رسانه های مختلف از جمله سینما می گذراند، باید هم دنیای واقعی را فدای زرق و برق دنیای دروغین و خیالی سینما کنند، و القاییات فیلم هایی مانند سری جیمز باند را نادیده گرفته و تنها از اکشن و ماجراجویی و صحنه های محرک آن لذت ببرند.
      

در پوسترهای گرامیداشت 50 مین سالگرد تولد باند،
 Bond girl حتی کفش نیز به پا ندارد.

درباره حمایت ملکه الیزابت از سینمای بریتانیا و در نتیجه رشد و نمو پدیده ای به نام جیمز باند در حوزه فرهنگ جهانی می توان به این گفته جرج لوکاس در مراسم تقدیر از ملکه توجه کرد: «... من از سال 75 اینجا بوده ام، بنابراین اینجا سرزمین دوم من است. من تعداد زیادی فیلم اینجا گرفته ام، نه فقط 4 قسمت از جنگ ستارگان، بلکه ایندیانا جونز و همه نوع فیلم  این یک جاده ی طولانی است. ... سال های خیلی دور بریتانیا از صنعت فیلمسازی پشتیبانی نمی کرد و وقتی من به اینجا آمدم در مراحل پایانی عمر خود بود اما خوشبختانه امروز بسیار استوارتر شده است.»

در مجموع این انتخاب بشر غربی است، اصالت را در یک خانم مسن انگلیسی با آداب معاشرت انگلیسی ببیند، مسحور Bond girl شود، برای افتتاح المپیک به انتظار آمدن باندِ خیالی و خود ساخته بنشیند، اما پیامبران الهی را تنها باور ابراهیمیان دانسته و حکومت شان را دیکتاتوری بنامد. نتیجه آن که به کمک فحشای گسترش یافته توسط باند و دیگر اسطوره ها و قهرمانان خیالی روز به روز خود، خانواده و جامعه اش در باتلاقی از جهالت و پلیدی فرو خواهند رفت در حالی که چشم به شکوه ملکه و جذابیت Bond girl دارند.

بازخوانی فاجعه هفتم تیر+ زندگینامه شهدا


حزب جمهوری اسلامی، جلسات هفتگی خود را یکشنبه‌ها برگزار می‌کرد. روز یکشنبه هفتم تیرماه 1360 نیز یکی از جلسات هفتگی حزب در دفتر مرکزی حزب واقع در سرچشمه تهران با حضور جمعی از اعضای حزب، نمایندگان مجلس و وزرای دولت برگزار شد.
به گزارش 598 به نقل از ایسنا، منافقین سعی کرده بودند تا توسط عامل نفوذی خود «محمدرضا کلاهی» تا آن‌جا که ممکن است، مسوولان و شخصیت‌های برجسته نظام جمهوری اسلامی را به این قتلگاه بکشانند و در این انفجار از بین ببرند. اما برخی از مسوولان و شخصیت‌های برجسته نظام از جمله محمدعلی رجایی (نخست وزیر)، دکتر محمد جواد باهنر، آیت الله هاشمی رفسنجانی، حجت‌الاسلام علی‌اکبر ناطق‌نوری، آیت‌الله مهدوی‌کنی، آیت‌الله علی قدوسی، حبیب‌الله عسگر اولادی و ... به دلایلی در جلسه حضور نداشتند یا قبل از انفجار جلسه را ترک کرده بودند.
 
حدود ساعت 21 درحالی که دکتر بهشتی در حال سخنرانی بود، دو بمب بسیار قوی در دفتر مرکزی حزب منفجر شد که بر اثر شدت انفجار قسمت‌هایی از ساختمان فرو ریخت و یک محوطه به ابعاد 10 در 10 متر در هم ریخت و آوار 2 متر از سطح زمین برجسته بود. شیشه‌های ساختمان‌های اطراف نیز کاملاً خرد شد. در نخستین ساعت پس از انفجار، صدها نفر از مردم تهران در خیابان‌های اطراف دفتر مرکزی حزب اجتماع کردند و آمبولانس‌ها بی‌امان در رفت و آمد بودند. سقف بتونی دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی بر اثر انفجار بمب به کلی فرو ریخته بود و ده‌ها نفر زیر آوار مدفون شده بودند. اکثر مجروحین و شهدا که به آمبولانس‌ها حمل می‌شدند، غرق در خون بودند و به هیچ وجه شناخته نمی‌شدند.
 
کلیه بیمارستان‌هایی که شهدا و مجروحین این حادثه به آن‌ها انتقال یافته بود، به شدت از طرف مامورین کمیته‌ها کنترل می‌شد.
 
ساعت 30 /22 از بیمارستان طرفه خبر رسید: تا این ساعت هشت شهید که پیکر آن‌ها به کلی متلاشی شده به این بیمارستان برده شده‌اند و یکی از شهدا آقای طباطبایی نماینده مجلس شورای اسلامی است و هویت هفت نفر دیگر هنوز مشخص نشده است. در این بیمارستان همچنین 20 مجروح بستری است که حال مزاجی هشت نفر از آنان وخیم است.
 
در فاصله ساعت 23 تا 24، بیست و چهار جسد از زیر آور خارج شدند و ساعت 24 در حالی که نیروهای امدادگر مرکب از ارتش، سپاه، پلیس و کمیته در محل حادثه بودند. محوطه دفتر حزب پر از افرادی بود که برای امداد و کمک رسانی از لحظات اول حادثه خود را به محل رسانده بودند و این ازدحام سبب ناهماهنگی هایی در امر کمک رسانی شده بود.
 
ساعت 24 با اعلام نیاز به خون از سوی بیمارستان‌های تهران که مصدومین و مجروحین را پذیرفته بودند، عده‌ای از مردم در مقابل بیمارستان‌ها اجتماع کردند تا خون اهداء کنند.
 
در عملیات نجات مجروحین و مصدومین، اورژانس تهران حدود یکصد نفر از مجروحین را به بیمارستان‌های سینا،انقلاب، طرفه و فیروزگر انتقال داد و نیز عده‌ای توسط سایر ارگان‌ها به دیگر بیمارستان‌ها انتقال یافتند. عده‌ای از مجروحین هم به بیمارستان‌های دیگری چون جرجانی، نجمیه، بازرگانان، شفا، یحیائیان، سوانح شماره 5 و امیراعلم انتقال داده شدند.
 
ساعت نیم بامداد هشتم تیر ماه، ده‌ها تن از ماموران کمیته‌های انقلاب اسلامی 9 و 10، سپاه پاسداران، ارتش، دژبان و ماموران نجات و امداد آتش نشانی به همراه گروهی از مردم با تلاش زیادی و با بیل و کلنگ و حتی دست، مشغول کنار زدن خروارهاخاک و تیرآهن و تکه‌های بتون و آسفالت سقف بودند تا اجساد شهیدان راه انقلاب اسلامی و مجروهان را بیرون بیاورند.
 
ضمن این تلاش کسانی که مربوط به ارگان‌ها و نهادهای مختلف بودند، سعی می‌کردند که بتوانند آیت‌الله بهشتی را پیدا کنند. خیلی‌ها برای اطلاع از سرنوشت این مرد بزرگ، بی‌تاب بودند. حتی آن‌ها که مجروح بودند و تنشان زیر آوار بود، در همان حال اولین سوال‌شان از کسانی که به کمک آن‌ها آمده بودند، وضعیت دکتر بهشتی بود.
 
با تمام تلاشی که شده بود تا ساعت 5 /1 بامداد هشتم تیر، اطلاعی از وضعیت آیت‌الله بهشتی در دست نبود. عده‌ای می‌گفتند ایشان جان سالم به در برده است و فقط قسمتی از سرشان مجروح شده که به بیمارستان منتقل شده است و عده‌ای عقیده داشتند که ایشان قبل از انفجار از محل سالن خارج شده است، اما هشت صبح، رادیو خبر شهادت آیت‌الله بهشتی را اعلام کرد.
 
مردم تهران در ساعت هشت صبح، پزشکی قانونی را چون نگینی در میان گرفته بودند و پاسداران و افراد کمیته‌ها حفاظت از پزشکی قانونی را به عهده داشتند و کنترل عبور و مرور خیابان‌های اطراف را زیر نظر داشتند. جمعیت انبوه نوحه‌خوان و سینه‌زنان شعار می‌دادند که « عزا، عزاست، امروز – روز عزاست امروز – خمینی بت شکن، صاحب عزاست امروز». « می‌کُشم، می‌کشم، آن‌که برادرم کشت»، «مرگ بر آمریکا،مرگ بر اسرائیل، مرگ بر منافق».
 
ساعت 9 صبح (8 /4 /1360) اطراف پزشکی قانونی تا میدان سپه و از خیابان امیرکبیر تا میدان بهارستان مملو از مردمی بود که ناباورانه رادیوهای ترانزیستوری خود را به گوش چسبانده و یا گروه گروه دور یک روزنامه صبح حلقه زده و مشغول شنیدن و یا خواندن خبر این فاجعه دلخراش بودند.
 
در ساعت 5 /9 صبح، گروهی از پاسداران انقلاب، در حالی که مچ پای آیت‌الله بهشتی را روی دست‌های خود بلند کرده بودند، خود را به موج جمعیت عزادار و گریان رساندند و غریو شیون ده‌ها هزار نفر از حاضران در خیابان‌های اطراف پزشکی قانونی با دیدن مچ پای این مرد بزرگ که در جریان حادثه انفجار قطع شده بود، بلند شد.
 
روز سه‌شنبه 9 تیرماه 1360، مراسم تشییع پیکرهای پاک شهدای واقعه بمبگذاری دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی از مقابل مجلس شورای اسلامی آغاز شد. دیوارهای مجلس با پارچه سیاه پوشیده شده بود و مزین به شعار و تصاویر شهدا و امام خمینی بود. از نخستین ساعات بامداد جمعیت عزادار در مقابل مجلس گرد آمده و این عمل غیرانسانی مزدوران آمریکایی را محکوم کردند. انبوه مردم به حدی بود که گذر به سوی مجلس امکان نداشت و تعدادی از وزراء و نمایندگان که می‌خواستند به مجلس بروند، موفق نشدند. لحظاتی پس از ساعت 8 صبح، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی رییس مجلس شورای اسلامی به یکی از بالکن‌های ساختمان مجلس آمد. جمعیت با دیدن او یکپارچه شور شد و شعار « عزا، عزاست امروز، روز عزاست امروز، بهشتی قهرمان پیش خداست امروز»، « هاشمی، هاشمی، بگو برادرت کو» و...سر دادند و رییس مجلس ضمن تبریک و تسلیت این فاجعه به خانواده‌های شهدا و عموم مردم عزادار، گوشه‌ای از خصوصیات شهیدان از جمله شهید بهشتی را برشمرد. پس از اتمام سخنان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، مراسم تشییع آغاز شد. دسته موزیک که از قبل در جلوی مجلس قرار گرفته بود، شروع به نواختن مارش عزا کرد و جمعیت گریه‌کنان و بر سر زنان شروع به شعار دادن کردند و جمعیت داغدار همراه آمبولانس‌ها رهسپار بهشت زهرا شدند.
 
مردم از ساعت‌ها قبل در بهشت زهرا حضور پیدا کرده بودند و در سوگ عزیزان از دست رفته عزاداری می‌کردند. با ورود ماشین‌های حامل پیکرهای شهیدان، غریو یا حسین، یا حسین، بهشت زهرا را پوشاند. پیکرهای شهیدان را به غسالخانه بردند و هر لحظه بر شدت شیون و زاری جمعیت افزوده می‌شد و مردم در دسته‌های مختلف به عزاداری و سینه‌زنی پرداخته بودند و شعار می‌دادند برای دفن شهدا، مهدی بیا، مهدی بیا. در قطعه 24 بهشت زهرا، 81 قبر کنده شده بود که جایگاه شهید آیت الله بهشتی در وسط قرار داشت. پیکرها را در حالی که ده‌ها تن زیر هر کدام « لا اله الا الله » گویان حرکت می‌کردند به طرف قطعه 24 آوردند. فشار جمعیت هر لحظه بیشتر می‌شد و جمعیت مانند دریای خروشانی به حرکت درآمده بود. همه می‌خواستند برای آخرین بار با یاران امام و امت دیدار کنند. فشار بیش از حد جمعیت، امکان دفن پیکرهای شهدا را نمی‌داد و این مساله به روز بعد موکول شد.
 
روز چهارشنبه 10 تیر 1360، با آن که اعلام قبلی نشده بود از صبح زود صدها هزار نفر از مردم تهران در بهشت زهرا حضور پیدا کردند و در میان شدیدترین تاثرات و اندوه مردم، پیکرهای شهدای مظلوم فاجعه هفتم تیر به خاک سپرده شد.
 
روز چهارشنبه 10 تیرماه، در فضایی آکنده از تاثر و تالم و در حالی که گل‌های سرخ در صندلی‌های 27 نماینده شهید قرار داشت، مجلس تشکیل جلسه داد. وجود تعدادی از نمایندگان مجروح بر روی برانکاد و صندلی چرخدار در مجلس به تمام ایادی و دشمنان انقلاب ثابت کرد که هیچ جنایت و خدعه‌ای از جانب آنان مانع حرکت امت انقلابی ایران نمی‌شود.
 
در رابطه با شهادت آیت الله بهشتی و 72 تن از یاران با وفای امام شخصیت‌ها، احزاب و گروه‌ها و نهادهای انقلابی، تلگرام‌ها و اطلاعیه‌هایی صادر کردند. همچنین مجالس متعدد سوگواری از سوی جمعیت‌های مختلف در سراسر کشور برپا شد. روز 13 تیرماه نیز از سوی امام خمینی مجلس ترحیم و تحلیل از شهید آیت‌الله بهشتی و 72 تن از یارانش با حضور نخست‌وزیر و اعضای دولت، فرزند امام، نمایندگان مجلس و هزاران تن از مردم در مدرسه عالی شهید مطهری برگزار شد.
 
انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در تاریخ هفتم تیرماه 1360 منجر به شهادت آیت‌الله دکتر محمد حسینی بهشتی دبیرکل حزب و 72 تن از یاران امام که اکثر آن‌ها مسوولیت‌هایی را در اداره امور کشور بر عهده داشتند به شهادت رسیدند که از آن جمله 4 وزیر و 27 نماینده مجلس بودند. عده‌ای نیز مجروح شدند.
 
در این بخش به معرفی مختصری از شهدای این فاجعه خواهیم پرداخت.
 
1- علی اصغر آقازمانی: در سال 1331 در قصبه نراق محلات متولد شد . فوق لیسانس حسابداری را از دانشگاه صنعت نفت اخذ کرد و با مطالعات مذهبی که داشت، مبارزاتش را شروع کرد. کلاس‌های درس شناخت شهید بهشتی در منزل ایشان دایر شد و در پیروزی انقلاب نقش فراوانی داشت و در همان روزهای اول به سازماندهی کمیته‌ها پرداخت و سپس جهاد سازندگی و نهضت سواد آموزی را نیز همراهی کرد. اندکی بعد مسوول دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی شد و هماهنگی‌های ایشان را با مسوولین نظام و مجلس شورای اسلامی به انجام می‌رساند. وی در هفتم تیرماه 1360 در انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید.
 
2- جواد اسدالله‌زاده: در سال 1329 در مشهد به دنیا آمد. فوق لیسانس و دکترای مدیریت را در آمریکا دنبال کرد. با اعلان عزیمت امام به ایران رساله دکترای خود را نیمه تمام رها کرد و به فرانسه رفت. تا رهبرش را همراهی کند. در دوران اقامتش در آمریکا در پنج شهر، انجمن اسلامی دانشجویان را پایه گذاری کرد. پس از بازگشت امام به ایران او اقامت کوتاهی در سوریه داشت و به همراهی چند دانشجو و یک روحانی، سفارت ایران را در سوریه پاکسازی کرد.
 
پس از ورود به ایران به تدریس اقتصاد اسلامی در دبیرستان‌های مشهد پرداخت و اندکی بعد به مدیریت عالی صندوق ضمانت صادرات برگزیده شد و به تهران آمد و همزمان در مدرسه عالی بازرگانی تدریس را شروع کرد. در پی فعالیت‌های ارزنده‌اش به معاونت بازرگانی خارجی در دولت شهید رجایی منصوب شد و عاقبت در هفتم تیر 1360 به دیار جاودانه شتافت.
 
3- رحمان استکی: در سال 1329 در شهرکرد به دنیا آمد. در رشته علوم تربیتی فارغ التحصیل شد و در جلسات درسی استاد محمد تقی جعفری و درس خصوصی شهید بهشتی حضور یافت. سازماندهی راهپیمایی زادگاهش با نظارت و هدایت او صورت می گرفت و طی یک سند محرمانه به عنوان عامل تحریک دانش‌آموزان استان به ساواک معرفی شد.
 
پس از پیروزی انقلاب به عنوان معاون آموزش و سرپرست اداره کل آموزش و پرورش استان چهارمحال و بختیاری انتخاب شد و اندکی بعد با رای قاطع مردم به مجلس شورای اسلامی راه یافت و سرانجام در فاجعه هفتم تیر به شهادت رسید.
 
4- هادی امینی: در سال 1332 در تهران متولد شد. مهندسی مکانیک و تاسیسات را از دانشگاه تهران اخذ کرد. با پیروزی انقلاب و در پی عضویت در حزب جمهوری اسلامی، یکی از سرپرستان بنیاد مستضعفان شد و پس از آن فعالیت وسیعی را برای آبرسانی به دهات اطراف تهران آغاز کرد. مدتی را در واحد مهندسین استانداری تهران خدمت کرد. در افشای منافقین و بنی‌صدر کوشش فراوانی داشت و یک بار نیز تا مرز شهادت پیش رفت اما عاقبت نام او در کنار شهید بهشتی و در هفتم تیر 1360 در دفتر شهادت ثبت شد.
 
5- حسن اجاره‌دار: در سال 1329 در تهران متولد شد. کار و تحصیل را با هم انجام می‌داد و موفق به گرفتن دیپلم ریاضی شد. مبارزه را از سال 1349 آغاز کرد و در سال 1355 دستگیر شد. وی که از یاران شهید بهشتی و دکتر مفتح بود، با پیروزی انقلاب به گسترش کتابخانه‌های مساجد تهران پرداخت و فعالیت‌های قوی سیاسی خود را در سطوح دانشجویی پی‌گرفت. در اسفند ماه 1357 به عضویت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی درآمد و در 7 تیر 1360 به جمع شهیدان پیوست.
 
6- عباس ابراهیمیان: پس از پیروزی انقلاب، نخستین کارش را در کمیته امداد خمینی آغاز کرد و سپس به عضویت حزب جمهوری اسلامی درآمد. در روابط عمومی حزب و واحد شهرستان‌ها نهایت همت خود را صرف کرد و از آن‌جا به واحد تشکیلات رفت.
 
از آن‌جایی که بعضی از اعضاء خانواده‌اش جذب گروهک منافقین شده بودند با آن‌ها قطع رابطه کرد و به همین علت سخت مورد آزار و اهانت واقع شد و سرانجام در فاجعه هفتم تیرماه 1360 به شهادت رسید.
 
7- محمدصادق اسلامی: در سال 1311 در تهران متولد شد. کار و تحصیل را با هم دنبال کرد و در سال 1330 به همراه حاج صادق امانی، گروه شیعیان را بنیاد نهاد. پس از اعدام انقلابی حسنعلی منصور، 2 سال در زندان ماند و در سال 1355 با شهید اندرزگو، یک گروه ضربت علیه رژیم شاه را سامان داد. با شهادت اندرزگو، مجدداً زندانی شد و بعد از آزادی برای نخستین بار در یک سخنرانی در حرم حضرت عبد العظیم از بنیانگذار جمهوری اسلامی به عنوان امام خمینی یاد کرد. وی از رهبران راهپیمایی‌های بزرگ و از مسوولین کمیته استقبال و حفاظت اقامتگاه امام بود. در دولت شهید رجایی به عنوان معاون هماهنگی و پارلمانی وزارت بازرگانی برگزیده شد و در هفتم تیر 1360 به شهادت رسید.
 
8- علی اکبر اژه‌ای: در سال 1331 در اصفهان به دنیا آمد. پدرش آیت‌الله اژه‌ای از مجتهدین عالیقدر اصفهانی بود. وی در حوزه و دبیرستان تحصیلاتش را ادامه داد و لیسانس روانشناسی و فلسفه از دانشگاه اصفهان دریافت کرد. یکی از شاگردان خصوصی شهید بهشتی بود و بعدها در کانون علمی تربیتی جهان اسلام و مسجد امام علی(ع) اصفهان به فعالت پرداخت. «فرصت در غروب» و «نقد گزارشی بر شناخت» از دستاوردهای همین فعالیت‌هاست.
 
وی به اتفاق علی‌اکبر پرورش، شهید هاشمی‌نژاد و شهید محمد منتظری به لیبی سفر کرد و با معمر قزافی و چهره‌های انقلاب لیبی آشنا شد.  از آثار علی‌اکبر اژه‌ای، «ایمان از دیدگاه قرآن»، «صبر از دیدگاه قرآن»، «انسان از دیدگاه قرآن»، «دومین رمضان»، «شب قدر»، «فقه از دیدگاه اسلام»، «توحید برای جوانان»، «روانشناسی و فلسفه» و ... را می‌توان نام برد. وی در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به جمع شهدای انقلاب پیوست.
 
9- حسین اکبری: در سال 1323 در تهران متولد شد. در رشته دامپروری از دانشگاه تهران، دانشنامه گرفت و به استخدام بانک تعاون کشاورزی در آمد. در حادثه 17 شهریور به همراه پسر کوچکش به طرز معجزه آسایی از مرگ نجات یافت.
 
پس از پیروزی انقلاب، در اکثر ارگان‌ها از جمله جهاد سازندگی، دادستانی انقلاب، حزب جمهوری اسلامی و ستاد تبلیغات شورای عالی دفاع همکاری داشت. وی از بانیان انجمن‌های اسلامی کارکنان دولت و جامعه اسلامی فارغ التحصیلان دانشگاه‌های کشور بود. وی در فروردین 1360 به سمت مدیر عامل بانک کشاورزی منصوب شد و چند ماه بعد در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در 7 تیر ماه به شهادت رسید.
 
10- مهدی امین‌زاده: در سال 1328 متولد شد و خیلی زود به مدارج عالی تحصیل دست یافت. او پس از اخذ درجه فوق لیسانس در رشته اقتصاد، تحصیلات خود را در رشته دکترای برنامه‌ریزی اقتصاد در تگزاس دنبال کرد و با ورود امام به پاریس، عازم آنجا شد.  با ورود به ایران ابتدا در کمیته‌های مشهد شروع به کار کرد و در مهر ماه 1358 به عضویت هیات مدیره شرکت گسترش خدمات بازرگانی منصوب شد. در بهمن 1358 به معاونت بازرگانی داخلی وزارت بازرگانی برگزیده شد و همت خود را صرف رفع تنگناهای اقتصادی کشور کرد و در هفتم تیر 1360 به کاروان شهدای سرچشمه پیوست.
 
12-حسن بخشایش: در سال1366 درتهران متولدشد. درسال1355 به دانشگاه علوم تبریز راه یافت و مبارزاتش را در تبریز و همزمان با انقلاب اسلامی شروع کرد و کانون نهضت اسلامی را در آن‌جا بنیان گذاشت.
 
در آشوب حزب منحله خلق مسلمان به سختی مقاومت کرد و برنامه‌های فراوانی برای رادیو و تلوزیون تبریز ساخت. دفتر جهادسازندگی تبریز به همت او راه‌اندازی شد. سپس دردانشگاه تبریز فعالیت‌های فرهنگی را آغاز کرد و در مهرماه 1359 عضوحزب جمهوری اسلامی شد و در فاجعه هفتم تیر به شهادت رسید.
 
13- محمد بالاگر: در سال 1328 در اراک متولد شد. خانواده‌ای مستضعف اما پایبند داشت. زندگی سیاسی‌اش را در سال آخر دبیرستان و با پخش اعلامیه‌های حضرت امام خمینی، شروع کرد.  در روزهای پیروزی و تسخیر پادگان‌های ارتش با فریادهای الله‌اکبر پیشاپیش فاتحان می‌جنگید. بعد از پیروزی به خدمت سربازی در سومار و قطور رفت، سپس به عضویت حزب جمهوری اسلامی درآمد و مسوول واحد سمعی و بصری حزب شد و در فاجعه هفت تیر به جمع شهدا پیوست.
 
14- آیت‌الله سیدمحمد حسینی بهشتی: در سال 1307 در اصفهان و یک خانواده روحانی به دنیا آمد. از چهار سالگی، تحصیلاتش را در مکتب خانه آغاز کرد. در سال 1321 تحصیلات دبیرستانی را رها کرد و در مدرسه صدر اصفهان مشغول تحصیل علوم دینی شد. در سال 1325 عازم تهران شد و به تحصیل در دانشکده معقول و منقول مشغول گردید و در سال 1330 موفق به اخذ لیسانس از این دانشکده شد. از سال 1333 تا 1342 با تاسیس دبیرستان دین و دانش در قم به نزدیک ساختن حوزه و دانشگاه پرداخت و طی همین سال‌ها در تاسیس و فعالیت هیات‌های مؤتلفه نقش مهمی ایفا کرد. پس از ترور حسنعلی منصور، نخست وزیر وقت ایران، به وسیله این گروه، با استفاده از این موقعیت دعوتی که آیات عظام قم از ایشان برای هدایت مسجد هامبورگ به عمل آوردند، عازم آلمان شد و در سال 1349 به ایران بازگشت اما رژیم پهلوی مانع مسافرت مجدد وی به آلمان شد. دکتر بهشتی در سال 1354 به دلیل اشاعه مفاهیم سیاسی قرآن طی جلساتی که از چهار سال پیش از آن شروع شده بود، بازداشت شد اما پس از مدتی آزاد شد و در تشکیل جامعه و روحانیت مبارز به همراه آقایان مطهری، مفتح، ملکی، امامی کاشانی و جمعی دیگر از علمای مبارز، نقش فعالی ایفا کرد. او همچنین نقش موثری در هدایت انقلاب اسلامی در داخل کشور داشت و پس از عاشورای 1357 مدتی دستگیر شد. با عزیمت امام خمینی(ره) به فرانسه، وی نیز عازم پاریس شد و به امر امام(ره) هسته اولیه شورای انقلاب را با همکاری افراد دیگری چون آیت‌الله مطهری و آیت‌الله موسوی اردبیلی و حجج الاسلام رفسنجانی و باهنر تشکیل داد.
 
پس از پیروزی انقلاب، آیت‌الله بهشتی به ترتیب سمت‌های ریاست شورای انقلاب، نیابت رییس مجلس خبرگان و ریاست دیوان عالی کشور را بر عهده داشت. وی از موسسان حزب جمهوری اسلامی و اولین دبیرکل این حزب بود. از آثار وی می‌توان کتاب‌های «خدا از دیدگاه قرآن»، «نماز چیست؟»، «روحانیت در اسلام»، « شناخت دین»، «مالکیت» و ... را نام برد.
 
آیت‌الله بهشتی سرانجام در هفتم تیر 1360 به همراه 72 تن از یارانش در جریان انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید.
 
15- محمد پورولی: در سال 1335 در تهران متولد شد. خانواده مستضعف اما متدین او در جنوب شهر تهران سکونت داشتند. وی در سال 1355 در رشته بازرگانی و مدیریت دانشگاه غزالی قزوین پذیرفته شد و انجمن اسلامی این دانشگاه را بنیان نهاد. بعد از پیروزی انقلاب به عضویت بخش سیاسی و سپس دانش‌آموزی حزب جمهوری اسلامی درآمد و تمام همت و تلاش خود را صرف گسترش سلاح عقیدتی و سیاسی دانش آموزان کرد. وی در شامگاه هفتم تیر 1360 به جمع شهیدان انقلاب پیوست.
 
16- سیدرضا پاک‌نژاد: در سال 1303 در شهرستان یزد متولد شد. پس از اخذ دیپلم به مکه مشرف شد و سپس به دانشکده پزشکی دانشگاه تهران راه یافت. رساله دکترای خود را با عنوان «تمام برنامه‌های دانشکده پزشکی در اسلام» نوشت و با درجه ممتاز فارغ التحصیل شد. وی به زبان عربی آشنا بود؛ لذا مقدمات را نزد اساتید حوزوی آموخت و بیش از صد و ده جلد کتاب در معارف و پزشکی تحریر کرد که معروفترین آن‌ها، «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» بود. ایشان علاوه بر مکه و عراق به سوئیس، پاریس، لندن و برلین سفر کرد و تحقیقات فراوانی در این سفرها انجام داد.
 
او پس از انقلاب، به عنوان نماینده مردم یزد به مجلس شورای اسلامی راه یافت و همراه برادرش سید محمد در 7 تیر 1360 به شهادت رسید.
 
17- سیدمحمد پاک‌نژاد: در سال 1318 در یزد متولد شد. اجدادش از علمای طراز اول شهر و حوزه علمیه یزد بودند. وی دوره ابتدایی را در دبستان ملی اسلام و تحصیلات متوسطه را در یزد و تهران طی کرد. پس از اخذ دیپلم با توجه به علاقه‌ای که به مذهب داشت، لبنان را برای ادامه تحصیل و گذراندن دوره دانشگاهی انتخاب کرد. در لبنان همچنین از محضر امام موسی صدر کسب فیض کرد و برای ادامه تحصیل به آلمان و سوئیس رفت. دکترای خود را در رشته اقتصاد و پایان نامه ای تحت عنوان «مسائل اقتصادی در اسلام» اخذ کرد.
 
پس از پیروزی انقلاب به عنوان عضو هیئت مدیره کاغذ و چوب منصوب و خدمات صادقانه‌ای در جهت تهیه طرح‌های اقتصادی برای وزارت بازرگانی انجام داد و در فاجعه هفت تیر 1360 به شهادت رسید.
 
18- رضا ترابی: در سال 1336 در تهران متولد شد. خانواده‌ای فقیر در یکی از محلات جنوب شهر داشت و هنوز بیش از 13 سال نداشت که پدرش را از دست داد. در سال 1356 به دانشگاه صنعتی شریف راه یافت و در رشته برق به تحصیل پرداخت و عضو انجمن اسلامی دانشگاه شد.
 
پس از پیروزی انقلاب عضو حزب جمهوری اسلامی شد و مسوولیت تبلیغات شاخه دانشجویی حزب را بر عهده گرفت و در شامگاه هفتم تیر در انفجار دفتر مرکزی حزب به شهادت رسید.
 
19- محمود تفویضی: در سال 1326 در تهران متولد شد. خانواده‌ای متدین داشت و در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشکده پلی تکنیک فارغ‌التحصیل شد. در دوران رژیم طاغوت، از استخدام در دستگاه‌های دولتی اجتناب کرد و همگام با امت مسلمان ایران در جریانات انقلاب شرکت می‌کرد.  پس از پیروزی انقلاب به خدمت وزارت راه و ترابری درآمد و در استان خوزستان انجام وظیفه کرد و در دی‌ماه 1358 به معاونت وزارت راه و ترابری انتخاب شد. وی در هفتم تیر 1360 در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید.
 
20- عباس جهانبخشی: در سال 1323 در تهران متولد شد. پس از 17 شهریور خونین، به همراه چند تن از همفکرانش، انجمن اسلامی مددکاران را به وجود آورد و رسیدگی به امور خانواده‌های شهدا، مجروحین و معلولین را دنبال کرد و در افشاگری علیه رژیم پهلوی، عزمی راسخ داشت.
 
پس از پیروزی انقلاب به ریاست دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران منصوب شد و به دعوت سازمان بهزیستی کشور، معاونت آموزش آن سازمان را بر عهده گرفت. وی سرپرستی ستاد تداوم امداد جبهه را نیز به عهده داشت و سرانجام در جمع شهدای هفت تیر، دعوت حق را لبیک گفت.
 
21- علیرضا چراغزاده دزفولی: در سال 1332 در اهواز به دنیا آمد. پدرش درودگری ساده بود و او کار و تحصیل را با هم دنبال کرد. پس از اخذ لیسانس در رشته حسابداری به استخدام شرکت نفت درآمد و یک سال بعد استعفاء نمود. نخستین مسوولیت او پس از انقلاب، بخشداری هفتگل بود و یک سال بعد در 27 سالگی به عنوان نماینده مردم هفتگل و رامهرمز به مجلس شورای اسلامی راه یافت. مقالات فراوانی در زمینه روش مطالعه و برداشت و روش سخنرانی از او را در دست است که یادگار دوران تحصل و تحقق اوست. وی در هفتم تیر 1360 در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید.
 
22- حجت‌الاسلام غلامحسین حقانی: در سال 1320 در شهر قم متولد شد. همراه علوم دینی، تحصیلات متوسطه را به پایان برد و به قصد افشای رژیم و بیداری مردم عازم شهرها و روستاهای کشور شد. بعد از رسیدن به اجتهاد، موسسه فرهنگی «در راه حق» و «اصول دین» را بنیان گذارد و کتاب «اسلام پیشرو نهضت‌ها» را در همین ایام تالیف کرد. سپس به سازماندهی هسته‌های مبارزه در شهرهای مختلف کشور پرداخت و ساواک را از این کار به وحشت انداخت. مخفیانه به عراق و به دیدار امام شتافت و در بازگشت توسط ساواک دستگیر و ابتدا به اعدام و سپس به 12 سال زندان محکوم شد. او در طول زندان هرگز تقاضای ملاقات با خانواده‌اش را نکرد و عاقبت با اوج‌گیری انقلاب از زندان آزاد شد.
 
وی از جمله روحانیونی بودکه در دانشگاه تهران تحصن کرد و کمیته استقبال از امام را همراهی نمود، با ورود امام به ایران، دفتر تبلیغات اسلامی قم را تاسیس کرد و در اسفند1357به عنوان نماینده امام و ریاست دادگاه و حاکم شرع استان‌های هرمزگان و سیستان و بلوچستان عازم جنوب شد و به درخواست مردم از سوی امام(ره) امامت جمعه بندرعباس را پذیرفت. چندی بعد، طی حکمی از سوی امام، عضو شورای عالی تبلیغات اسلامی شد و اولین سرپرست و بنیانگذار سازمان تبلیغات اسلامی گردید. و عاقبت به همراه شهید مظلوم بهشتی در 7 تیر1360 به شهادت رسید.
 
23- سیدمحمد باقر حسینی لواسانی: در سال 1322 در تهران متولد شد. خانواده‌ای روحانی ساکن یکی ازمحلات جنوب تهران – سنگلج – داشت. اجدادش از علما و مدرسین حوزه‌های علمیه بودند و مادرش او را حسین صدا می‌زد. در سال 53 بود که تخصص گوش و حلق و بینی را به پایان رساند و در شمیرانات به طبابت پرداخت. همزمان با تحصیل طب، دوره تربیت معلم را گذراند و علوم فقهی و فلسفه را نزد علمای بزرگ آموخت. از محل کار به علت فعالیت‌های مذهبی به دادگاه اداری فراخوانده شد و تا پیروزی انقلاب از کار منفصل گردید. وی همراه با دکتر واعظی به درمان مجروحین 17 شهریور پرداخت و اندکی بعد در 21 بهمن 1357 عازم تسخیر کلانتری‌ها شد. در 22 بهمن به اتفاق برادرش دکتر جعفر حسینی لواسانی، به بیمارستان رویال رفت و مداوای مجروحین نبردهای خیابانی را به عهده گرفت.
 
پس از پیروزی انقلاب به معاونت بهزیستی وزارت بهداشت برگزیده شد و با شهید فیاض بخش طرح سازمان بهزیستی را پی‌ریزی کرد و عاقبت در حالی که نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بود، در فاجعه هفت تیر به شهادت رسید.
 
24- حجت الاسلام محمدعلی حیدری: در سال 1315 در قم به دنیا آمد. پدرش از علمای برجسته و مورد احترام منطقه غرب بود. در سن سی سالگی به درجه اجتهاد رسید و همگام با روحانیون در خرداد 1342 مبارزاتش را شروع کرد و دستگیر شد و به زندان قزل قلعه منتقل گردید. پس از فوت پدرش، به نهاوند رفت و در سال 1355 از سوی امام ماموریتی به لبنان داشت و با امام موسی صدر ملاقات کرد. در بازگشت دستگیر شد و به شهر بابک تبعید گردید.
 
در بازگشت از تبعید، با استقبال بی‌سابقه مردم نهاوند مواجه شد و مجدداً دستگیر و به زندان افتاد. در زمان بختیار در دانشگاه تهران تحصن کرد و پس از پیروزی انقلاب از سوی امام به عنوان امام جمعه نهاوند برگزیده شد. همزمان سرپرستی کمیته‌های انقلاب و حاکمیت شرع دادگاه‌های همدان را بر عهده گرفت. کمی بعد با آرای قاطع مردم همدان به مجلس رفت و عاقبت در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در 7 تیر 1360 به شهادت رسید.
 
25- عباس حیدری: در سال 1323 در یکی از روستاهای شیراز به دنیا آمد. با پایان بردن دوره دبیرستان به عنوان تکنسین مخابرات در وزارت پست و تلگراف استخدام شد. مبارزاتش را علیه رژیم پهلوی از همان روستا شروع کرد و با تعقیب و آزار ساواک به بوشهر منتقل شد.  در دوران پیروزی انقلاب، نقش مهمی در مخابره پیام‌های امام خمینی داشت و پس از پیروزی از سوی مردم بوشهر به نمایندگی مجلس شورای اسلامی برگزیده شد. وی در هفتم تیر 1360 به شهادت رسید.
 
26- دکتر سیدشمس‌الدین حسینی نائینی: در سال 1312 در سلطان نصیر نائین متولد شد. تحصیلاتش را در حالی که از نعمت پدر محروم بود، ادامه داد و فوق لیسانس خود را از دانشکده الهیات و معارف اسلامی گرفت. برای نگارش رساله خود به هندوستان رفت و موضوعی تحت عنوان «فلسفه دعا و مقایسه ادعیه اسلام با سایر ادیان» را انتخاب و نوشت. وی با شهید رجایی و دیگر مبارزین در دبیرستان قدس آشنا شد و فعالیت‌های فرهنگی خود را با موسسه رفاه آغاز کرد. سپس با دکتر باهنر و شهید بهشتی در سازمان تحقیقات و برنامه‌ریزی آموزش و پرورش همکاری داشت و موسسه خیریه ولی‌عصر، صندوق جاوید و جلسات تفسیر قرآن را راه‌اندازی کرد.
 
پس از پیروزی انقلاب به عنوان کارشناس امور دینی در وزارت آموزش و پرورش آغاز به کار کرد و سپس با رای قاطع مردم نتئین به مجلس شورای اسلامی رفت و سرانجام در شامگاه هفتم تیر 1360 به جمع شهدای انقلاب پیوست.
 
27- حجت‌الاسلام سیدمحمدتقی حسینی طباطبایی: در سال 1307 در زابل به دنیا آمد. پس از تحصیلات ابتدایی به قم و نجف مشرف شد و از محضر علمای بزرگ بهره گرفت. آنگاه به زابل بازگشت و اداره مدرسه علمیه امامت جماعت مسجد آن‌جا را پذیرفت. وی تلاش‌های فراوانی برای وحدت شیعه و سنی کرد و نقش مهمی در فرار مبارزان متعهد داشت. بارها ساواک به ضرب و شتم و اهانت نسبت به ایشان پرداخت و به تهران احضارش کرد.
 
وی در پیروزی انقلاب و هدایت مردم زابل، نقش ویژه‌ای داشت و پس از پیروزی به نمایندگی از مردم زابل به مجلس شورای اسلامی رفت و در آن‌جا یکی از ائمه جماعت مجلس بود و در هفتم تیر 1360 به شهادت رسید.
 
28- مهندس حاجیان مقدم: در سال 1333 در تهران متولد شد. در خانی‌آباد در خانواده‌ای متدین و مبارز بزرگ شد. پدرش از همرزمان نواب صفوی بود. لیسانس مدیریت اقتصاد را از ایران و کارشناسی مدیریت مهندسی را از آمریکا گرفت. همراه با دانشجویان مسلمان در ایران و آمریکا بر علیه رژیم پهلوی فعالیت داشت، به طوری که در آمریکا دستگیر و در زندان اعتصاب غذا کرد. در سال 1359 در حالی که تحت تعقیب بود به کمک سازمان‌های آزادیبخش به میهن برگشت و خدمات خود را در ستاد کمک به مناطق جنگ زده آغاز کرد. بسیج اقتصادی کشور و دفتر طرح‌ها و بررسی‌های نخست‌وزیری از دیگر مراکز فعالیت او بودند. در حزب جمهوری اسلامی، مسوول آموزش واحد مهندسین حزب جمهوری اسلامی بود و همراه با شهید بهشتی و دیگر یاران امام در هفتم تیر 1360 جاودانه شد.
 
29- محمد خوش زبان: در سال 1340 در تهران متولد شد. در یک خانواده مذهبی بزرگ شد و تحصیلاتش را تا دیپلم ادامه داد و از دانش‌آموزان ممتاز و صاحب مطالعه دبیرستان بود. زندگی سیاسی اش را از همان زمان آغاز کرد و بعدها در جریان پیروزی انقلاب نقش پرشوری را عهده دار شد و در درگیری های بهمن 1357 به رزمندگان انقلاب، مهمات می رساند و در سقوط کلانتری‌ها مؤثر بود. بعد از پیروزی انقلاب به عضویت حزب جمهوری اسلامی درآمد و به ترتیب سرپرستی منطقه، سرپرستی تبلیغات استان و مسوولیت انتظامات نماز جمعه و راهپیمایی را پذیرفت و در فاجعه هفتم تیر 1360 به جمع شهدای انقلاب پیوست.
 
30- عبدالحمید دیالمه: در سال 1332 در تهران متولد شد. فلسفه و منطق را نزد استاد شهید مطهری و تحصیلات جدید را در رشته پزشکی دانشگاه مشهد ادامه داد. در دوران دانشجویی، کتابخانه اسلامی خوابگاه دانشگاه مشهد را راه‌اندازی کرد و برای نخستین بار جلسات دعای کمیل را در کنار مبارزات سیاسی رایج ساخت. او جلسات سخنرانی پر باری با عنوان «صراط مستقیم» داشت که دانشجویان و مردم عادی با اشتیاق از آن استقبال می‌کردند.
 
بعد از اخذ دکتری، «مجمع تفکرات شیعی» را در تهران پایه‌گذاری کرد و مبارزات مؤثری را در برابر خطوط و تفکرات انحرافی پی‌گرفت. فعالیت‌های سیاسی‌اش در مشهد، او را به عنوان یک چهره مبارز و محبوب در میان مردم مشهور کرد و در حالی که تنها 29 سال داشت با اکثریت قاطع آراء مردم مشهد به مجلس شورای اسلامی راه یافت. او در شامگاه هفتم تیر 1360 به جمع شهدای انقلاب پیوست.
 
31- حجت الاسلام سید محمد کاظم دانش: در سال 1318 در دزفول متولد شد. در خانواده‌ای روحانی بزرگ شد و بعد از تحصیلات ابتدایی به قم رفت. از آن‌جا برای تبلیغ تفکر سرخ شیعی به سراسر کشور سفر کرد. بارها به علت افشاگری‌هایش علیه رژیم ممنوع‌المنبر شد. با گروه‌های مبارز ارتباط تنگاتنگ داشت و دو کتاب «سیمای فداکاران» و «غازهای مهاجر» را به تحریر درآورد. پس از پیروزی انقلاب به شوش رفت و سرپرست کمیته و امام جمعه آن‌جا شد. با درایت و توان مدیریتی خاص در آن منطقه مرزی تفاوت‌های قوی و اختلافات گروهی مردم را حل و فصل کرد و سلاح‌هایی که در جریانات انقلاب به دست مردم افتاده بود، جمع آوری و در خدمت توان نظامی سپاه و کمیته در آورد. پس از مدتی از سوی مردم شوش و اندیمشک به مجلس شورای اسلامی راه یافت و در شامگاه 7 تیر 1360 به فیض شهادت نائل آمد.
 
32- حجت‌الا سلام دکتر غلامرضا دانش: در سال 1309 در آشتیان به دنیا آمد. دروس حوزوی و دانشگاهی را باهم ادامه داد و در حوزه در حجره شهید بهشتی و دکتر مفتح اقامت داشت. دکترای خود را در الهیات تحصیل کرد و پس از آن به معلمی مشغول شد. وی از بنیانگذاران موسسه فرهنگی قدس و مدیر دبیرستان جهان‌آرا بود. مبارزاتش را از همان دوران طلبگی شروع کرد و بارها توسط ساواک دستگیر و تعقیب شد. پیش از پیروزی انقلاب و در 17 شهریور، دخترش محبوبه دانش، در جریان تظاهرات به شهادت رسید.
 
او بعد از پیروزی انقلاب برای ایجاد تغییر و دگرگونی در مدارس ایرانی خارج از کشور به ترکیه و سپس امارات متحده عربی سفر کرد و در بازگشت، از طرف مردم تفرش و خلجستان به مجلس شورای اسلامی راه یافت. وی عاقبت در شامگاه هفتم تیر 1360 به فیض شهادت نائل آمد.
 
33- علی اکبر دهقان: در سال 1327 در تربت جام زاده شد. در خانواده‌ای کارگر و مهاجر که از یزد به آن‌جا آمده بود، بزرگ شد و دیپلم طبیعی و فوق دیپلم ریاضی را اخذ و بلافاصله به تدریس در دبیرستان‌های شهرش پرداخت. در همان ایام انجمن مبارزه با بهائیت را پایه‌گذاری کرد و در کنار آن صندوق قرض الحسنه المهدی(عج) را به گونه‌ای آبرومند تاسیس و اداره کرد.
 
بارها از سوی ساواک مورد هجوم واقع شد و در جریانات انقلاب به عنوان پیشرو و خط دهنده شهرت یافت. با برگزاری نخستین دوره مجلس شورای اسلامی به نمایندگی از مردم تربت جام به مجلس رفت و در شامگاه هفتم تیر 1360 به شهادت رسید.
 
34- علی درخشان: در سال 1319 در تهران متولد شد. پس از تحصیلات ابتدائی و متوسطه به ضرورت مبارزه علیه رژیم پی برد و از با سابقه‌ترین مبارزین انقلاب بود. سی سال در کار تدارکات و تهیه امکانات برای مبارزین متعهد و تامین هزینه اقدامات علیه حکومت پهلوی بود. بخش اعظم مخارج راهپیمایی‌های عظیم سال 1357 و اغلب خیریه‌های سیای و خدماتی اجتماعی را به عهده داشت و بسیار مورد اعتماد شهید بهشتی، استاد مطهری و آیت‌الله طالقانی بود. با این همه تمکن مالی، هرگز خانه‌ای برای خود تهیه نکرد و با شروع فعالیت حزب جمهوری اسلامی، انجام مسوولیت امور مالی حزب را بر عهده گرفت. وی سرانجام در فاجعه هفت تیر به جمع شهدا پیوست.
 
35- حجت الاسلام سیدفخرالدین رحیمی: در سال 1323 در شهر خرم‌آباد به دنیا آمد. جدش از علمای بزرگ شهر بود و او به همراه برادرش برای کسب علوم حوزوی به قم رفت. در سال 1341 و در ماجرای فیضیه قم در حالی که مشغول چسباندن اعلامیه بود، دستگیر و به زندان رفت. پس از آزادی مبارزاتش را پی‌گرفت و برای بار دوم به جرم کندن تابلوی خیابان ششم بهمن، به زندان رفت. او یک بار دیگر نیز به جرم اهانت به اشرف پهلوی زندانی شد و مجموعاً 18 ماه در حبس به سر برد. او هر بار پس از آزادی، کار مبارزه را جدی‌تر آغاز می‌کرد و عاقبت ممنوع‌المنبر و از آنجا به ایرانشهر و از آن‌جا به اقلید فارس تبعید شد. در بازگشت از تبعید فعالیت‌های مذهبی و مبارزاتی را در مسجد علوی ادامه داد که بعدها آن‌جا مقر کمیته‌های انقلاب شد.
 
در اولین دوره مجلس شورای اسلامی به نمایندگی از مردم ملاوی به مجلس راه یافت و در هفتم تیر 1360 به فیض شهادت نائل آمد.
 
36- محمد رواقی: در سال 1328 در شهر مقدس مشهد به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات متوسطه، وارد مدرسه عالی بازرگانی شد. در اوج خفقان و حکومت زور، انجمن اسلامی دانشکده را تاسیس کرد و تحت تعقیب ساواک قرار گرفت. بر اثر شکنجه‌های فراوان، شنوایی‌اش مختل شد و در همان حال و به محض آزادی برای اخذ فوق لیسانس مدیریت و بازرگانی به دانشگاه ایالتی ادموند آمریکا رفت.
 
پس از پیروزی انقلاب به ایران آمد و نخست عضو هیات مدیره و سپس مدیر عامل شرکت فرش ایران شد. وی سرانجام در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر 1360 به شهادت رسید.
 
37- مهندس توحید رزمجومین: در سال 1330 در تهران متولد شد. در حالی که خانواده‌اش از نظر اقتصادی در تنگنا بود، کار و تحصیل را با هم دنبال کرد و در سال 1356 موفق به اخذ لیسانس صنایع شد. به علت عقاید و مبارزاتی که داشت به عنوان سرباز صفر به «چهل ذختر» تبعید شد و در دوران انقلاب از پادگان فرلر کرد.
 
پس از پیروزی انقلاب، مدیر داخلی شرکت سار اول شد و با سمت عضویت در هیات مدیره گروه صنعتی ملی به آن‌جا رفت. او بر اثر یک طرح از پیش تعیین شده توسط گروهک‌ها به گروگان گرفته شد اما با دخالت کمیته و سپاه آزاد گردید و سرانجام در شامگاه هفتم تیر 1360 به جمع شهدای انقلاب پیوست.
 
38- حجت الاسلام حسن سعادتی: در سال 1335 در نیشابور متولد شد. در یک خانواده روحانی پرورش یافت و برای کسب علوم حوزوی ابتدا به مشهد و سپس به قم عزیمت کرد. در مشهد با روحانیون جوان و مبارز آشنا گشت و در اعتراض به تعطیل کردن حوزه درسی آیت‌الله خامنه‌ای، دستگیر شد.
 
در روزهای پیروزی انقلاب، با رژیم به مبارزه پرداخت و از اعضای کمیته استقبال از حضرت امام بود. در تابستان 1358 به حزب جمهوری اسلامی پیوست و برای مدتی به مازندران رفت و در بهمن 1359 به همراه هیاتی از ایران به کشورهای فیلیپین و مالزی سفر کرد. وی عاقبت در هفتم تیرماه 1360 در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید.
 
39- جواد سرحدی: در سال 1317 در سنقر کلیائی متولد شد. پدری کاسب و خانواده ای مذهبی داشت. او کار و تحصیل را با هم دنبال کرد و پس از اخذ دیپلم مبارزاتش را علیه رژیم آغاز کرد. وقتی تحت تعقیب قرار گرفت به خارج از کشور رفت و در آن‌جا تهدید به مرگ شد. ساواک تمام اموال و دارایی‌اش را در داخل ضبط کرد. به سختی و در حالی که به شدت محدود شده بود، لیسانس اقتصاد را از دانشگاه هوستون آمریکا گرفت و پس از پیروزی، امین دولت جمهوری اسلامی در کنسولگری آنجا شد.
 
در مراجعت به ایران، طی حکمی از سوی نخست وزیر، شهید رجایی به سمت مدیر عامل سازمان تعاون شهر و روستا منصوب شد و سرانجام در 7 تیرماه 1360 در فاجعه هفت تیر به شهادت رسید.
 
40- جواد سرافراز: در سال 1332 در تهران متولد شد. پدرش مؤسس دبستان اسلامی ولی عصر و دبیرستان جهان آراء و از روحانیون مبارزی بود که سالها در زندان رژیم شکنجه و مورد اهانت واقع شده بود.  سرافراز در دانشگاه‌های انگلیس و هند در رشته جامعه‌شناسی ادامه تحصیل داد و انجمن‌های اسلامی را در آن‌جا پایه‌گذاری کرد و به عنوان نماینده انجمن‌های اسلامی مقیم بنگلور هند به خدمت امام در پاریس رسید. در سال 1357 همراه با مردم در نبردهای خیابانی علیه رژیم شرکت کرد و در تسخیر کلانتری ها نقش برجسته‌ای داشت.
 
بعد از پیروزی انقلاب، عضو حزب جمهوری اسلامی شد و همچون بازویی برای شهید بهشتی بود. وی سرپرستی منطقه 11، ریاست و مسوولیت آموزش و عضویت شورای مرکزی حزب جمهوری را بر عهده داشت. به علاوه، مدیر مسوولی شرکت رایانه و مسوولیت روابط عمومی شرکت «ایزایران» وابسته به وزارت دفاع را نیز بر عهده گرفت و سرانجام در هفتم تیرماه 1360 به شهادت رسید.
 
41- علی‌اکبر سلیمی جهرمی: در سال 1317 در جهرم به دنیا آمد. پس از اخذ دیپلم، به معلمی پرداخت و کمی بعد لیسانس زبان انگلیسی خود را از دانشگاه تهران اخذ کرد. در تظاهرات معلمان و اعتصابات معلمان (به رهبری شهید دکتر خانعلی) شرکت نمود و در همین رابطه از طرف ساواک به دزفول تبعید شد و سال‌ها مجبور بود برای ادامه تحصیل در دانشگاه تهران، هر هفته سه روز به تهران بیاید. وی مبارزات سیاسی خود را همراه با گروه شهید رجائی، دستغیب و دکتر اسدی لاری ادامه داد و در سال 1357 در سفری به پاریس، توفیق ملاقات با امام (ره) را پیدا کرد.
 
بعد از پیروزی به عنوان مدیر کل آموزش و پرورش تهران و ریاست سازمان پژوهش و برنامه‌ریز، شروع به خدمت کرد و بعد به عنوان دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور برگزیده شد. وی عاقبت در هفتم تیر ماه 1360 به جمع شهدای انقلاب پیوست.
 
42- سیدمحمد جواد شرافت: در سال 1306 در شوشتر و در خانواده‌ای متدین به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات به معلمی و تدریس مشغول شد و به دنبال درگیری و مبارزه با رژیم به اهواز تبعید شد و در 15 خرداد 1342 و در پی یک سخنرانی دستگیر و به تهران فرستاده شد. پس از ورود به دانشگاه تهران، در سال 1345 با همکاری جمعی از معلمان متعهد آموزش و پرورش همچون شهید رجائی، برنامه تظاهرات و اعتصابات معلمان ایران را تدارک دید که باعث تبعید وی به بیدخت گناباد و سپس چالوس، کرج و دوباره تهران شد. یکبار هم ساواک نقشه قتل او را طرح ریزی کرد که با بیماری او عقیم ماند.
 
پس از پیروزی انقلاب، ابتدا مشاور وزیر آموزش و پرورش و عضو هیات رییسه بنیاد فرهنگی البرز و سپس از سوی مردم شوشتر به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب شد. دو کتاب «فاطمه (ع)» و «مردگان با ما سخن می‌گویند» از او به یادگار مانده است. وی سرانجام در فاجعه هفت تیر 1360 به شهادت رسید.
 
43- مهندس عباس شاهوی: در سال 1332 در محله قنات آباد تهران متولد شد. با علاقه و استعداد فراوانی تحصیل را شروع کرد و پس از اخذ دیپلم، ابتدا تصمیم گرفت به حوزه علمیه برود اما بعد به دانشگاه رفت و سرانجام فوق لیسانس مدیریت بازرگانی را از آمریکا اخذ کرد.پس از پیروزی انقلاب، ابتدا در کمیته‌های انقلاب و بعد مدیریت گروه صنعتی فولاد ایران و نیز مدیرعامل مرکز تهیه و توزیع فلزات، خدماتش را آغاز کرد. کنترل شدید ارز و کمک به تحقق عصل 44 قانون اساسی از جمله خدمات ارزنده او بود. وی سرانجام در هفتم تیر 1360 به همراه 72 تن از یاران امام جاودانه شد.
 
44- میربهزاد شهریاری: در سال 1333 در بهشهر متولد شد. در خانواده‌ای روحانی پرورش یافت. تحصیلات عالی خود را در دانشگاه مشهد و در رشته الهیات و معارف اسلامی پی گرفت. همزمان در حوزه از محضر اساتیدی چون حضرت آیت‌الله خامنه‌ای استفاده کرد و در دوران سربازی نقش ویژه‌ای در ارشاد افسران و سربازان داشت و همراه عده‌ای از پادگان فرار کرد و به قم رفت. در بازگشت به زادگاهش، راهپیمایی عظیمی را ترتیب داد.
 
پس از پیروزی به آموزش و پرورش رفت و اندکی بعد به عنوان نماینده مردم رودباران به مجلس راه یافت. وی سرانجام در هفتم تیر 1360 در حالی که تنها 27 سال داشت به جمع شهدای انقلاب پیوست.
 
45- ایرج شهسواری: در سال 1325 در بیجار متولد شد. تحصیلات خود را در بیجار و سنندج تا پایان سیکل ادامه داد و بیجار به عنوان معلم روزمزد به تدریس مشغول شد. پس از اخذ دیپلم، تحصیلات دانشگاهی را تا اخذ فوق لیسانس زبان و ادبیات فارسی ادامه داد.  پس از پیروزی انقلاب و در شهریور 1358 ابتدا معاون آموزش و پرورش منطقه 12 و سپس رییس ناحیه 13 شد. اندکی بعد به معاونت اداری مالی وزارت آموزش و پرورش منصوب شد و در هفتم تیر 1360 در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید.
 
46- حجت الاسلام دکتر قاسم صادقی: در سال 1315 در گرمه بجنورد متولد شد. در 12 سالگی به حوزه علمیه مشهد رفت و همزمان تحصیلات کلاسیک را تا دکترای فقه و حقوق اسلامی ادامه داد و سپس به عنوان استاد در دانشگاه تدریس را شروع کرد. بارها به مکه، عتبات عالیات، سوریه و لبنان رفت و دو کتاب «مبداء» و «معاد» از آثار به جای مانده از اوست.  با پیروزی انقلاب اسلامی، به نمایندگی از سوی مردم مشهد به مجلس شورای اسلامی راه یافت و در هفتم تیرماه 1360 به همراه 72 تن از یاران امام به شهادت رسید.
 
47- حجت الاسلام محمدحسین صادقی: در سال 1302 در لرستان متولد شد. در 18 سالگی به حوزه علمیه قم رفت و در قیام 15 خرداد 1342، شرکت فعالانه داشت. فریادهای «ما پیرو قرآنیم – رفراندوم نمی‌خواهیم» او و نطق پرشوری که ایراد کرد، سبب شد، همان روز دستگیر و راهی زندان شود. پس از آزادی از زندان، پیام‌های امام خمینی(ره) را به روستاهای اطراف می‌برد و همین باعث دستگیری مجدد وی شد.
 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مسوولیت کمیته‌های ازنا را بر عهده گرفت و به ریاست دادگاه انقلاب انتخاب شد. در انتخابات مجلس شورای اسلامی با کسب آرای مردم ازنا به مجلس راه یافت و عاقبت در هفتم تیر 1360 به شهادت رسید.
 
48- حجت‌الاسلام محمدحسن طیبی: در سال 1310 در روستای روئین اسفراین به دنیا آمد. در ده سالگی پدرش را که یک روحانی بود، از دست داد و به مشهد عزیمت کرد. پس از طی مراحل سطح به اسفراین برگشت. مبارزاتش را از سال 1356 گسترش داد و ساواک به شدت برنامه‌های او را تحت کنترل گرفت و یک بار هم بطور مسلحانه به او حمله کرد.  پس از پیروزی انقلاب، به نمایندگی از طرف مردم اسفراین به مجلس شورای اسلامی راه یافت و در هفتم تیر 1360 به فیض شهادت نائل آمد.
 
49- حجت‌الاسلام حاج سیدنورالله طباطبائی‌نژاد: در سال 1319 در ظفرقند اردستان متولد شد. پدرش از علمای حوزه بود و او معارف و علوم اولیه را نزد ایشان آموخت. سپس به قم رفت و در آن‌جا بیش از بیست سال به تحصیل و تدریس پرداخت، حاصل این ایام هشت جلد تفسیر نمونه بود که به اتفاق جمعی از طلاب فاضل به چاپ رساند. در سال 1349 ممنوع‌المنبر شد و یک سال قبل از انقلاب دستگیر و به زندان افتاد. آزادی او همزمان با اوج تظاهرات و قیام مردم بود. وی به شهرهای مختلفی سفر و سخنرانی‌های پرشوری ایراد کرد.
 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از سوی مردم اردستان به نمایندگی مجلس شورای اسلامی برگزیده شد و سرانجام در هفتم تیر 1360 به فیض شهادت نائل شد.
 
50- سیف‌الله عبدالکریمی: در سال 1312 در کومله متولد شد. خانواده‌ای کشاورز و متدین داشت از همین رو، پس از دبستان به قم رفت و علوم حوزوی را پی گرفت. همزمان تحصیلات دبیرستانی و سپس دانشگاهی را دنبال کرد و درجه فوق لیسانس در رشته فلسفه و حکمت اخذ کرد. به علت نپذیرفتن بورسیه رژیم به بدترین نقاط کشور به عنوان سرباز فرستاده شد. بعد از خدمت دو سال در مدرسه عالی مدیریت گیلان، معارف اسلامی و تاریخ فرهنگ و تمدن ایران را تدریس کرد و سپس به مشهد انتقال یافت و در آن‌جا به علت مبارزات سیاسی‌اش از دانشگاه اخراج شد.
 
در روزهای پیروزی انقلاب و با سقوط کلانتری‌ها، از سلاح و تجهیزات شهربانی حفاظت کرد و پس از پیروزی انقلاب، مسوول کمیته شهر لنگرود شد. چندی بعد از طرف مردم لنگرود به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب شد و در فاجعه هفتم تیر 1360 به فیض شهادت نائل شد.
 
51- دکتر حسن عباسپور: در سال 1323 در تهران متولد شد. پس از اتمام تحصیلات متوسطه و لیسانس، فوق لیسانس الکترومکانیک را از دانشگاه تهران و دکترای برنامه‌ریزی و مدیریت سیستم‌های انرژی زا را از دانشگاه لندن اخذ کرد. پس از بازگشت به ایران، شبکه ارتباطی میان اساتید متعهد دانشگاه‌ها و مدارس عالی را به وجود آورد و به همراه دانشجویان مسلمان، مبارزاتش را علیه رژیم آغاز کرد. وی از استادان هسته اولیه سازمان ملی دانشگاهیان و موسس جامعه اسلامی دانشگاهیان بود. با پیروزی انقلاب، از سوی شورای انقلاب به سمت وزارت نیرو منصوب شد و اعضاء حزب جمهوری اسلامی بود که در هفتم تیر ماه 1360 به شهادت رسید.
 
52- دکتر حسن عضدی: در سال 1325 در رشت متولد شد. عالی‌ترین مدارج علمی را در دانشگاه‌های معتبر دنیا کسب کرد به گونه‌ای که لیسانس روزنامه‌نگاری، روابط عمومی و تبلیغات، فوق لیسانس دانشکده علوم سیاسی، لیسانس مدیریت بازرگانی با تخصص مدیریت بین‌المللی از دانشگاه داگلاس آمریکا و دکترای اقتصاد سیاسی همان دانشگاه را اخذ کرد و عضو افتخاری انجمن مدیران شد.
 
پس از پیروزی انقلاب، در دانشگاه گیلان به تدریس مشغول شد و به عنوان نماینده استان گیلان در مجلس خبرگان انتخاب شد و در آن‌جا عضو هیات رییسه بود. شاخه گیلان حزب جمهوری اسلامی را پایه‌گذاری کرد و سرپرستی مدرسه عالی ترجمه را به عهده گرفت و سپس سرپرست مجتمع دانشگاهی ادبیات و علوم انسانی شد. او همچنین مسوولیت‌های فرهنگی و آموزشی فراوانی را به طور همزمان عهده‌دار شد و شورای وحدت حوزه و دانشگاه را فعال کرد. معاونت وزارت فرهنگ و آموزش عالی از دیگر مسوولیت‌های او بود و سرانجام در شامگاه هفت تیر 1360 به شهادت رسید.
 
53- علی اکبر فلاح: در سال 1319 در قزوین به دنیا آمد. در خانواده‌ای متدین پرورش یافت و پس از تحصیلات متوسطه، فوق دیپلم تاسیسات گرفت و مبارزات سیاسی خود را در واقعه 15 خرداد 1342 آغاز کرد و در تمام سال‌های اختناق رژیم پهلوی به اعتراض و ابراز حقایق می‌پرداخت.  پس از پیروزی انقلاب، دبیر دبیرستان کامران شد و در تعطیلات نوروزی 1360به جبهه رفت و در بازگشت از جبهه، در هفتم تیر 1360 در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید.
 
54- دکتر محمدعلی فیاض بخش: در سال 1316 در تهران به دنیا آمد. خانواده‌ای خیر و مذهبی داشت. و پس از اتمام تحصیلات متوسطه، تحصیلات عالی خود را تا اخذ دکترا در تخصص جراحی ادامه داد و چهار سال رایگان طبابت کرد. پیش از 17 شهریور کمک‌های اولیه پزشکی را به انقلابیون آموزش می‌داد و در جمعه خونین به مداوای مجروحین می‌پرداخت.
 
پس از پیروزی انقلاب، در آبان 1358 کمیته آسایشگاه معلولین انقلاب را تاسیس کرد و مدتی بعد مدیرکل توانبخشی وزارت بهداری شد و لایحه سازمان بهزیستی را به کمک شهید لوسانی به شورای انقلاب برد. کمیته امداد امام خمینی از دیگر یادگارهای اوست. وی یکی از سه پزشک گروه هفت نفره منتخب و رابط امام در انقلاب فرهنگی بود و سرانجام در فاجعه هفتم تیر 1360 به شهادت رسید.
 
55- دکتر محمود قندی: در سال 1323 در تهران متولد شد. تحصیلات خود را تا درجه دکترای مهندسی برق و الکترونیک و با رتبه عالی از آمریکا ادامه داد و از موسسین انجمن اسلامی دانشجویان در آمریکا و کانادا و یکی از شاگردان علامه طباطبایی و استاد مطهری بود. وی دروس حوزوی را نیز تا خارج از فقه دنبال کرد. در بازگشت به ایران، تدریس در دانشگاه تهران و دانشکده مخابرات را شروع کرد هنگام اوج‌گیری انقلاب به علت پخش اعلامیه‌های حضرت امام دستگیر و به زندان افتاد.
 
پس از پیروزی انقلاب به ریاست دانشکده مخابرات منصوب شد و سپس از سوی شورای انقلاب به وزارت پست و تلگراف انتخاب شد و سرانجام در هفتم تیر 1360 به جمع شهدای انقلاب پیوست.
 
56- حجت‌الاسلام عبدالوهاب قاسمی: در سال 1312 در سوادکوه به دنیا آمد. پدرش روحانی بود و علوم حوزوی را از همان جا آغاز کرد. سپس در محضر اساتید بزرگتحصیل کرد و به درجه اجتهاد رسید. نطق‌های کوبنده او در زمان انقلاب و پیش از آن به سبکی خاص و جاذب مشهور بود. در 15 خرداد 1342 دستگیر شد و به خدمت اجباری فرستاده شد. در پادگان یک افسر پزشک به علت ضعف چشم معافش کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به نمایندگی از طرف مردم‌ساری به مجلس شورای اسلامی راه یافت و سرانجام در هفتم تیر 1360 به شهادت رسید.
 
57: موسی کلانتری: در سال 1327 در مرند متولد شد. با پایان دوره متوسطه به دانشگاه راه یافت و فوق لیسانس راه و ساختمان را از دانشگاه تهران اخذ کرد. درسال 1357 در حالی که تظاهرات و اعتراض مردم در اوج خود قرار داشت، کار را رها کرد و به مبارزه مسلحانه علیه رژیم پرداخت.  پس از پیروزی انقلاب، در کمیته‌های شهر، عهده‌دار حراست و نگهبانی از دستاوردهای نهضت شد و در سال 1358 اداره راه خوزستان و سپس آذربایجان غربی را فعال کرد. اندکی بعد از سوی شورای انقلاب به وزارت راه و ترابری برگزیده شد و سرانجام در هفتم تیر 1360 در جمع یاران امام به شهادت رسید.
 
58- حجت الاسلام عماد الدین کریمی: در سال 1311 در حوالی نوشهر به دنیا آمد. پدرش روحانی بود و او پس از اخذ دیپلم به حوزه‌های مشهد و قم رفت و مدارج علوم اسلامی را به سرعت گذراند. ارشاد و افشاگری‌های او مردم نوشهر را به اعتراض و شورش علیه رژیم فاسد آن‌ها وا داشت، لذا ساواک او را تعقیب، دستگیر و بازجوییکرد و او ناگزیر شبانه از منطقه هجرت کرد.  پس از پیروزی انقلاب، از سوی مردم نوشهر به نمایندگی اولین دوره مجلس شورای اسلامی انتخاب شد و سرانجام در هفتم تیر 1360 به شهادت رسید.
 
59- محسن مولائی: در سال 1339 در تهران متولد شد و در خانواده‌ای مذهبی و ساکن جنوب شهر پرورش یافت. تحصیل و کار را با هم دنبال کرد و از همان آغاز به ضرورت مبارزه با رژیم وقوف یافت. فعالیت‌های فرهنگی‌اش را با ایجاد نمازخانه در دبیرستان و راه‌اندازی گروه تئاتر و نمایشگاه عکس آغاز کرد.  پس از پیروزی در کمیته‌های انقلاب فعالانه شرکت کرد و با عضویت در حزب جمهوری اسلامی، دفتر منطقه هشت را تاسیس نمود. وی سرانجام در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیرماه 1360 به شهادت رسید.
 
60- حجت الاسلام محمد منتظری: در سال 1323 در نجف‌آباد اصفهان به دنیا آمد.از محضر اساتیدی چون آیت‌الله داماد، آیت‌الله مشکینی و حضرت امام بهره گرفت و در سال 1344 به خاطر مبارزاتش علیه رژیم به زندان قزل قلعه رفت و پس از آزادی به تدریس در حوزه پرداخت. در یک رویارویی با ماموران حکومت از دست آن‌ها گریخت و از ایران خارج شد. ده سال دور از ایران بود و در نجف به محضر امام(ره) رسید و از آن‌جا به لبنان رفت و در پایگاه الفتح، آموزش‌های مدرن چریکی دید سپس با امام به پاریس رفت و از آن‌جا به ایران بازگشت. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از ابتکارات اوست. وی مجله عربی زبان «الشهید» را برای صدور انقلاب به کشورهای خلیج فارس منتشر کرد. در اولین دوره مجلس شورای اسلامی به نمایندگی از مردم نجف آباد انتخاب شد و سرانجام در فاجعه هفت تیر 1360 به شهادت رسید.
 
61- مهندس علی محمد مجیدی: در سال 1325 در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. در پنج سالگی پدرش را از دست داد. تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در شهرهای کرمانشاه و خرم‌آباد به پایان رساند و در سال 1349 از دانشگاه تهران، مهندسی راه و ساختمان خود را اخذ کرد. در سال 1357 در تظاهرات مردمی شرکت کرد و با پیروزی انقلاب به عضویت حزب جمهوری اسلامی در آمد. در مهر ماه 1358 معاون عمرانی استاندار تهران شد و در شهریور 1359 مدتی به جبهه‌های غرب رفت و پس از مراجعت به تهران از تاریخ 13 /2 /60 به عنوان مشاور عمرانی وزارت کشور مشغول به کار شد و سرانجام در فاجعه هفت تیر 1360 به جمع شهدای انقلاب پیوست.
 
62- حبیب‌الله مهدیزاده طالعی: در سال 1330 در یک خانواده متوسط مذهبی در تبریز به دنیا آمد. دوران ابتدایی خود را در مدرسه ایرانشهر و دوره دبیرستان را در دبیرستان‌های ثقة الاسلام و فردوسی تبریز به پایان رساند و در سال 1350 در رشته مدیریت اقتصاد از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. پس از فاجعه 17 شهریور تنفرش نسبت به رژیم پهلوی بیشتر شد و با دوستانش شروع به فعالیت‌هایی علیه رژیم کرد.  پس از پیروزی انقلاب، مدتی در کمیته جمشیدآباد فعالیت کرد و سپس به جهاد سازندگی رفت و سرانجام در هفتم تیرماه 1360 به شهادت رسید.
 
63- غلامعلی معتمدی: در سال 1327 در شیراز متولد شد. در خانواده ای مذهبی پرورش یافت. وی نوه دختری آیت‌الله سیدعبد الحسین آیت‌اللهی از علمای بزرگ فقاهت بود. تحصیلات خود را تا اخذ مهندسی مکانیک از دانشکده فنب دانشگاه تهران ادامه داد و در تمام دوران تحصیل مبارزه علیه رژیم را دنبال کرد.
 
پس از پیروزی انقلاب، به عنوان مشاور اقتصادی استانداری اصفهان منصوب شد . بعد به سرپرستی وزارت کار رسید. بنی صدر با وزارت او مخالفت کرد و سرانجام به معاونت رفاه و تعاون وزارت کار منصوب شد و بلافاصله طرح رفاه کارگران را تهیه و به وزارتخانه پیشنهاد داد. در هفتم تیرماه 1360 وی نیز همراه 72 تن از یاران امام به شهادت رسید.
 
64- جواد مالکی: در سال 1315 در تهران متولد شد و در خانواده‌ای مذهبی در جنوب تهران پرورش یافت. پس از اتمام تحصیلات متوسطه، در سال 1350 وارد دانشگاه تربیت معلم شد و در رشته فیزیک به تحصیل پرداخت. در مبارزاتش علیه رژیم پهلوی، همراه شهید دکتر مفتح در مسجد جاوید به فعالیت های مذهبی و روشنگرانه پرداخت و در برگزاری نماز عید فطر 1357 نقش مؤثر و اساسی داشت. در کمیته استقبال از امام نیز عضویت داشت.
 
پس از پیروزی انقلاب در ایجاد هسته های اولیه کمیته های شهری، تلاش فراوانی کرد. اندکی بعد عضو حزب جمهوری اسلامی شد و به شورای مرکزی حزب راه یافت و سرانجام در شامگاه هفتم تیر 1360 به شهادت رسید.
 
65- حبیب الله مالکی: در سال 1334 در تهران متولد شد. خانواده مذهبی وی در محله قدیمی و معروف بازارچه نایب السلطنه سکونت داشتند. وی پس از اخذ دیپلم به مراکز مذهبی و جلسات درسی شهید بهشتی قدم گذاشت و از آن پس با جریان مبارزه آشنا شد.
 
در نماز عید فطر 1357 و کمیته استقبال از امام(ره) فعالیت مستقیم داشت و بعد از پیروزی انقلاب و در جریان انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری بازوی توانایی برای وزارت کشور بود. اندکی بعد به فرمانداری ایرانشهر منصوب شد و حدود شش ماه در این مسوولیت خدمت کرد و عاقبت در کنار 72 تن از یاران امام در فاجعه هفتم تیر 1360 به شهادت رسید.
 
67- سید محمد موسوی فر: در سال 1337 در نیشابور متولد شد. پدری روحانی و متقی داشت و نخستین درسهای علمی و اخلاقی را از او آموخت. در 13 سالگی وارد حوزه علمیه مشهد شد و کمی بعد به صف طلاب مبارز پیوست. در تظاهرات روزهای نخست انقلاب شرکت داشت و خطابه های فراوانی در روستاهای اطراف مشهد ایراد کرد.  پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عضویت حزب جمهوری اسلامی در آمد و فعالیتهای ارزنده ای در این تشکیلات ارائه داد و سرانجام در انفجار دفتر مرکزی حزب در هفتم تیرماه 1360 به شهادت رسید.
 
68- محمدحسین محمد عینی: در سال 1330 در قم متولد شد. در خانواده ای کم درآمد پرورش یافت و کار و تحصیل را با هم دنبال کرد و دیپلم گرفت. با مشاهده سیاستهای جابرانه رژیم، به مبارزه روی آورد. در کمیته استقبال از حضرت امام عضویت داشت و انتظامات بهشت زهرا را به عهده گرفت. سپس حفاظت و نگهداری از انبارهای اسلحه زمان انقلاب را به خوبی انجام داد.  پس از پیروزی انقلاب، به استخدام سازمان گسترش صنایع و معاون در آمدو از آنجا به بخش اداری مجلس شورای اسلامی رفت و در آنجا به خدمت پرداخت. سرانجام در شامگاه هفتم تیر 1360 به همراه دیگر یاران امام به شهادت رسید.
 
69- حجت الاسلام سید کاظم موسوی: در سال 1314 در حسین آباد میامی از توابع شاهرود به دنیا آمد. نخستین دروس حوزه را نزد جدش اموخت و در 13 سالگی برای ادامه تحصیل به مشهد رفت و در محضر آیت الله میلانی حضور یافت. در 24 سالگی به تصحیح و تحشیه «بهار الانوار و ارشاد» شیخ مفید و «مقنیات الدور و ادب الغس و شواهد» و «مجمع البیان» پرداخت. از سال 1342 مجلات «عربی آسان» برای طلاب و دانشجویان منتشر کرد و در سال 1350 فوق لیسانس زبان عربی را گرفت و همان زمان مدرسه راهنمایی و دبیرستان دخترانه روشنگر را تاسیس کرد.
 
پس از پیروزی انقلاب، نماینده امام در وزارت آموزش و پرورش و مشاور عالی این وزارت خانه و عضو دادگاه تجدید نظر اداری شد و سرانجام به معاونت پژوهش وزارت آموزش و پرورش انتخاب شد و شامگاه هفتم تیر 1360 در جمع یاران امام به شهادت رسید.
 
70- حبیب الله مهمانچی: در مرداد 1329 در تهران متولد شد. در خانواده ای مذهبی و متعهد پرورش یافت و تحصیلات خود را تا گرفتن فوق لیسانس مدیریت بازرگانی از آمریکا دنبال کرد. در آنجا با دانشجویان مذهبی ارتباط نزدیک داشت و در مبارزاتش علیه رژم شرکت می کرد.  پس از بازگشت به ایران و پیروزی انقلاب در بنیاد مستضعفان شروع به کار کرد و سپس به نهادهای دیگر در امور فرهنگی کمک رساند. اندکی بعد به عنوان معاون پارلمانی و هماهنگی وزارت کار برگزیده شد و سرانجام در هفتم تیر ماه 1360 به همراه جمعی از یارن امام به شهادت رسید.
 
71- عباسعلی ناطق نوری: در سال 1314 متولد شد. اگرچه مدتی از آموختن علم به دور بود اما عاقبت به علوم حوزوی و تحصیل در امور دینی رو آورد و مدرس قرآن شد. با گروه های موتلفه و همراه شهید بهشتی و استاد مطهری فعالیت سیاسی اش را شروع کرد و با برادرش در راه اندازی شبکه های ده نفره نقش موثر داشت.
 
بارها با اسم مستعار سخنرانی کرد و عاقبت توسط ساواک دستگیر و زندانی شد. در سال 1357 به یکی از مخفیگاه های گروهی که با آنها کار می کرد، حمله کردند و عده ای از جمله فرزندش را به زندان بردند که مدتی بعد از زندان گریخت و رژیم حکم تیرش را صادر کرد.  پس از پیروزی انقلاب، از سوی مردم نور به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب شد و سرانجام در هفتم تیرماخ 1360 به شهادت رسید.
 
72- مهدی نصیری لاری: در سال 1312 در سیرجان متولد شد. با از دست دادن پدر تحصیلات را به سختی دنبال کرد و از دانشسرای عالی تربیت معلم فارغ التحصیل شد. با پایان تحصیلات به تعلم و تدریس در مساجد و مدارس پرداخت و مبارزاتش را از همان زمان آغاز کرد. رژیم او را به اصفهان تبعید و عاقبت بازنشسته‌اش کرد.  پس از پیروزی انقلاب، فرماندار سیرجان شد و اندکی بعد در اولین دوره مجلس شورای اسلامی به نمایندگی از مردم لارستان انتخاب شد و سرانجام در هفتم تیر 1360 به جمع شهدای انقلاب پیوست.
 
73- حجت الاسلام علی هاشمی سنجابی: درسال 1290 در سنجان متولد شد. پدرش کشاورز بود. او از کودکی به حوزه علمیه روی آورد و به عالمی متفکر، دانشمندی متعهد، عارفی کامل و شاعری توانا تبدیل شد.
 
از آیات عظام حجت، ابوالحسن اصفهانی، بروجردی، حکیم، شیرازی، گلپایگانی و امام خمینی اجازه اجتهاد گرفت و به تدریس در حوزه های علمیه پرداخت. مبارزاتش با رژیم سبب شد تحت تعقیب ساواک قرار گیرد و چند سال از منبر رفتن منبع شود. با پیروزی انقلاب از طرف مردم اراک به نمایندگی انتخاب شد و در هفتم تیر 1360 همراه شهید بهشتی و دیگر یاران امام به شهادت رسید.
 
در فاجعه هفتم تیر ماه علاوه بر شهدایی که ذکر شد، تعدادی از حاضران در جلسه هفتم تیر ماه حزب جمهوری اسلامی، مجروح شدند که اسامی آنها به این شرح می باشد: ابوالفضل اجاره دار، حجت الاسلام علی اصغر باغانی، ابراهیم تاج گردون، علی موسی رضا، سید منصور رضوی، ایرج صفاتی دزفولی، سید جلال ساداتیان، سید محمد سجادی، محمد حسن اصغرنیا، حسین صادقی، مسعود صادقی آزاد، حجت الاسلام اسماعیل فردوسی پور، مرتضی فضلعلی، جعفر لواسانی، عبد العظیم هاشمی نیک، محمد شجاعیان، ناصر آقا علیخان، حسین کاظم پور اردبیلی، دکتر محمد خان، حجت الاسلام قدرت الله نجفی، حجت الاسلام محمود مروی (سماورچی)، مرتضی محمودی، حجت الاسلام مسیح مهاجری، سید محمد کیاوش، مهدی فاضلی، مسعود موسوی، علی موسوی، محمود جمالی، زین العابدین رئیسی، حیدرعلی علیزاده، هدایت عبدی، دانش مهر، ابراهیم عبدی، فتوت، محمد غریب، مهدی فاضلی، ابراهیم فردوسی، عباس شاهوری.

جزئیات آرای نامزدهای ریاست جمهوری در ۱۱۰۰ شهر + نقشه

وب سایتی با نام «ایران ۲۰۱۳» جزئیات آرای نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری را به شکل گرافیکی منتشر کرده است.
به گزارش مشرق، اخیراً وب سایتی با نام «ایران ۲۰۱۳» اقدام به انتشار جزییات رأی ۶ کاندیدای رقیب در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری نموده است.

در اقدام ابتکاری این وب سایت جزییات مربوط به آرای کل و آرای هریک از کاندیداها به تفکیک هر استان و شهرستان به شکلی زیبا و گرافیکی ارائه شده است.

برای مشاهده جزئیات آرای نامزدهای ریاست جمهوری در ۱۱۰۰ شهر روی عکس زیر کلیک کنید.


شهادت یک ملت - ویژه نامه شهادت آیت الله بهشتی و 72 تن


مقالات ویژه نامه
 
 

زندگی و مبارزات دکتر بهشتی
محمد حسینی بهشتی که گاهی به اشتباه محمدحسین بهشتی می نویسند در یک خانواده روحانی در آبان 1307 در محله لومبان ( لبنان ) – از محله های قدیمی اصفهان، ...

 
 

راست قامتی جاودانه«اشخاصی بودند که آنقدری که من از آنها می شناسم از ابرار بوده اند از اشخاص متعهد بوده اند که در رأس آنها مرحوم شهید بهشتی است.» «امام خمینی(ره)» وقتی نام بهشتی در مقابل ...

 
 

مدیریت کارآمد در سیره شهید بهشتی
در درس‌های مدیریت و الگوهای رفتاری مدیران موفق، کتاب‌ها و نوشته‌های فراوان را می‌توان دید و خواند. اما گویا رسم برآن بوده و هست که عمدتاً اصول و الگوها در نمونه‌های ...

 
 

آیت الله دکتر بهشتی2 آبان 1307 تولد در محله لومبان اصفهان در یک خانواده روحانی (پدر: حجت الاسلام سید فضل الله حسینی بهشتی. مادر: معصومه بیگم خاتون آبادی. پدر بزرگ مادری : آیت الله العظمی....

 
 

هم حسینى بود هم بهشتى‏ خیلى‏ها فقط پشیمانند و افسوس مى‏خورند. خیلى‏ها هم دوست دارند باز هم برایشان تکرار شود؛ مى‏خواهند باز هم آن چهره آسمانى، با نگاهى که در آن دوردست‏ها به آسمان گره‏خورده است...

 
 

قربانی نفاق پیچیدهبیش از یک ربع قرن ازعروج ملکوتی راست قامت جاودانه تاریخ، سردار کشور، کوه کوهان، مرد مردستان، آن عماد تکیه و امید ایرانشهر، شیرمرد عرصه های هول، آن که هرگز چون کلید ...

 
 

عقل ملکوتیوقتی آخرین باربه گواه تاریخ ، اندیشه هاى بزرگ همواره در هاله اى از غربت به سر برده اند و بر قله بلند تنهایى جاى گرفته ، در افق بالایى بر انسانها تابیده اند. به همین سبب وجودشان ...

 
 

بهشتی در آئینه توصیف امام راحل دست آمریکا از آستین این خائن ها بیرون آمد و یک همچو جنایتی به مسلمین وارد کردند و کسانی که جز به مصلحت مسلمین اندیشه نمی کردند از وکلای مجلس و از ...

 
 

کارنامه علمی و عملی شهید بهشتی (1)«پیشینیه مؤانست و تعامل رهبر معظم انقلاب با آیت الله بهشتی در عرصه های مختلف، موجب گشته است تا تحلیل ایشان از ره آورد علمی و عملی آن شهید گرانمایه از جامعیت ...

 
 

شور شگرف حق باوری... «بی تردید مستندترین منبع در بازشناسی حیات علمی و عملی شهید آیت الله بهشتی، روایتی است که وی در گفت و شنود ماهنامه شاهد در اردیبهشت ماه 1360 بیان داشت....

 
 

«شهید بهشتی و مدرسه ی حقانی قم» «سالها رابطه استاد و شاگردی و سپس همکاری با شهید آیت الله شهید بهشتی، از حجت الاسلام والمسلمین روح الله حسینیان چهره ای پدید آورده است که با اشرافی همه...

 
 

آمیزه ای از لطافت و ابهت«آن روز، هنگامی که در دفتر دادسرای عالی انتظامی قضات، برای گفت و گو با آقای مروی، بیش از یک ساعت و نیم پس از موعد تعیین شده معطل شدیم، چیزی نمانده بود که عطای ...

 
 

شهید بهشتی و جریان نفاق به حق، ابعاد شخصیت آیت الله شهید بهشتی و سیر زندگی، تلاشها و نقش آفرینیهای او در نهضت و انقلاب اسلامی و شکل گیری آن، خود به خود این نکته را روشن می کند ...

 
 

« شهید بهشتی و اندیشه تشکل»ارادت صاحب این قلم به شهید بزرگوار، برادر حسن باقری (غلامحسین افشردی)، نوشتن را برایم سخت می کند، غلامحسین در بهمن ماه (ماه پیروزی خون بر شمشیر) به شهادت رسید. سرگذشت این شهید

ویژه نامه سینمای استراتژیک


مقالات ویژه نامه
 
 

از جنگ های صلیبی تا 11 سپتامبر در میان متفکران غربی، دو رویکرد عمده در مورد جهان اسلام وجود دارد: اکثر انسان شناسان و جامعه شناسان نگرش برساخته گرا دارند. اینان معتقدند اسلام در محیط های مختلف ...

 
 

من خوبم، تو بدی!نحوه ی بازنمایی تصویر خاورمیانه، جهان اسلام و کشورهای اسلامی در رسانه های آمریکایی، مدت زیادی است که مورد توجه محققان علوم ارتباطات در نقاط مختلف جهان قرار گرفته است. .

 
 

شن و شمشیر و شتر در ابتدای قرن بیستم، خاورمیانه در تلاطم جنبش های استقلال بود با فروپاشی امپراتوری عثمانی، بخش عمده ی خاورمیانه- به جز ایران و تا حدی مصر- که تا پیش از این زیر سایه ی ...

 
 

خوب می دانید که بربر هستید!کلیشه های فرهنگی سینمای هالیوود در مورد خاورمیانه و ایران بیشتر در تصاویر و پیرنگ ها متجلی شده اند؛ در بدمن هایی که در قامت تروریست های مسلمان یا شاهان...

 
 

کارخانه ی کلیشه سازیدو سال بعد از آن که لئون یوریس، نویسنده ی یهودی- آمریکایی، رمان پرفروش اکسودوس را درباره ی تاریخچه ی تشکیل رژیم صهیونیستی نوشت، اتو پره مینجر کارگردان...

 
 

خیالات شرق شناسانه بدون دخترم هرگز با توجه به حجم عظیم کلیشه های فرهنگی موجود در آن، بیشتر در حکم یک شکست هنری است! فیلم از مبنای واقعی داستانش، یک کابوس می سازد.....

 
 

ایران، از چشم ایرانی مجموعه فیلم هایی که در سه دهه ی گذشته علیه شرایط سیاسی- اجتماعی ایران امروز ساخته شده اند، از یک منظر به دو بخش عمده تقسیم می شوند؛ آنها که توسط ایرانی ها ...

 
 

آنها از تاریکی آمدند
از همان آغاز کار هالیوود، فیلمسازان، جهان عرب و مردم خاورمیانه را به شکل اقوامی غریب و اسرارآمیز نمایش می دادند. شخصیت های منفی ای که نقش مقابل «آدم خوب»...

 
 

آزادیفیلم 300 در زمان پخش نقدهای منفی زیادی دریافت کرد که آن را به خاطر نحوه ی روایت تاریخ- چه در داستان و چه در تصویر- سرزنش کردند و فیلم را یک اکشن سطحی و شعاری...

 
 

چگونه هالیوود ملتی را بدنام می کند در بین محققانی که به بررسی تصویر خاورمیانه در رسانه های غربی پرداخته اند. جک شاهین جایگاه ویژه ای دارد. شاهین در کتاب معروفش «اعراب بد روی پرده سینما»....

 
 

مردم در ریگ روان از همان آغاز که سینما به عنوان رسانه ای عامه پسند و پرطرفدار شناخته شد. خاورمیانه با مردم و رنگین پوست و حال و هوای نمایش خاورمیانه در هالیوود و سینمای هنری اروپا...

 
 

مرد سفید آمریکایی معیار انسانیتمجید شاه حسینی: آسیایی ها و به خصوص خاورمیانه ای ها، روی پرده ی سینمای آمریکا، شخصیت های جذابی نیستند. اصولاً خاورمیانه از ابتدا روی پرده ی سینما معوج ...

 
 

جهان آینده از آن مسلمانان است حسین کچوییان: من رفتار غربی ها را در رابطه با جهان از نوع تصویر و انعکاسی که از ملل مختلف در دستگاه رسانه ای شان می دهند می فهمم. از این راه است که آدم می فهمد...

 
 

قصه تازه شروع شده است دوشنبه 12 دی ماه، تصویر ناو هواپیمابر نیمیتس، عکس یکِ صفحه ی جهانی یاهو است. ذیل خبری مربوط به هشدار ایران به این ناو عظیم در جریان یک مانور نظامی. هشداری...

 

رهبر انقلاب در دیدار رئیس، قضات و مسئولان دستگاه قضایی: آنچه درانتخابات اتفاق افتاد 180درجه مخالف خو


رئیس، قضات و کارکنان دستگاه قضایی صبح امروز با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند.
به گزارش مشرق، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار رئیس، مسئولان و قضات دستگاه قضایی، با تشکر از اقدامات دستگاه قضا، حماسه عظیم و حقیقی ملت بصیر و هوشمند ایران را در انتخابات 24 خرداد، کاری کارستان خواندند و با تأکید بر ضرورت کمک به رئیس جمهور منتخب افزودند: شکست همه جانبه برنامه ها و اهداف دشمنان، تجلی اعتماد عمومی ملت به نظام اسلامی و مجریان و ناظران انتخابات، وجود امنیت پایدار به عنوان زیر ساخت پیشرفت و آبادانی، نجابت و قانون پذیری نامزدهای دیگر در قبال رئیس جمهور منتخب، و استحکام و اقتدار جمهوری اسلامی در دفاع از منافع ملت از نکات مهم انتخابات اخیر بود.

در این دیدار که در آستانه سالگرد حادثه هفتم تیر 1360 و شهادت شهید بهشتی و 72 تن از یاران انقلاب برگزار شد، حضرت آیت الله خامنه ای با تجلیل از شخصیت برجسته و نورانی آیت الله بهشتی افزودند: در آن جنایت خبیثانه، شخصیتهای برجسته، علمای بزرگ و خدمتگزاران صادق به شهادت رسیدند اما چهره پلید منافقین و حامیان مستکبر آنها نیز برای ملت افشا شد و این دستاورد بزرگی بود که عملاً امکان حیات منافقین را در کشور از بین برد و برای جمهوری اسلامی سرنوشت ساز شد.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با تشکر از سخنان مفید و روشنگر آیت الله آملی لاریجانی رئیس قوه قضاییه در این دیدار افزودند: باید از اقدامات و تلاشهای ارزنده مسئولان و کارکنان شریف دستگاه قضایی حقیقتاً تشکر کرد.


حضرت آیت الله خامنه ای «سلامت» و «کارآمدی» قوه قضاییه را دو هدف راهبردی و همیشگی دستگاه قضا خواندند و تأکید کردند: این دو هدف عالی، باید در تمام برنامه ها و اقدامات مورد توجه کامل قرار داشته باشد تا دستگاه قضایی به مجموعه ای کاملاً کارآمد و سالم تبدیل شود.

ایشان کارآمدی و سلامت دستگاه قضا را موجب رضایت و احساس امنیت مردم برشمردند و افزودند: دستگاه قضا باید به جایی برسد که هر مظلومی بتواند خود را به ساحل امن آن برساند و در مقابل ظلم بایستد.

رهبر انقلاب مراقبت دائم و پیگیری مستمر را زمینه ساز تحقق اهداف قضایی خواندند و خاطرنشان کردند باید با صیانت و هوشیاری، فاصله فعلی تا قوه قضاییه مطلوب اسلامی را پر کرد.

ایشان افزودند: البته پیمودن این راه سخت، به زمان نیاز دارد اما مهم این است که همه حرکتها در جهت پر کردن خلاء ها و رسیدن به نتیجه مطلوب باشد.

رهبر انقلاب، آگاهی مسئولان قضایی از خلاءها موجود این دستگاه را، امری مثبت دانستند و افزودند همه کارها باید براساس برنامه های مصوب انجام شود تا در پرتو همت و تلاش امیدوارانه، نقائص موجود برطرف و دستگاه قضایی روز بروز بهتر و شکوفاتر شود.

حضرت آیت الله خامنه ای همچنین در سخنان مهمی درباره انتخابات 24 خرداد با تجلیل و تشکر از ملت بزرگ و موقع شناس ایران، افزودند: حقایق و نکات برجسته این انتخابات باید همچنان در دایره تحلیل و توجه قرار داشته باشد.

رهبر انقلاب با اشاره به برنامه ریزی یکساله، پیچیده و چند وجهی جبهه مخالف ملت ایران خاطرنشان کردند: دشمنان و مخالفان جمهوری اسلامی تلاش کردند یا انتخابات برگزار نشود و یا با سردی و بی اعتنایی ملت روبرو شود.

ایشان افزودند: آنها برای بعد از انتخابات هم برنامه داشتند تا به بهانه های مختلف مقاصد شوم خود را پیگیری کنند اما به فضل الهی ملت، مهارت و عظمت خود را در روز رأی گیری نشان داد و آنچه اتفاق افتاد 180 درجه خلاف خواسته های دشمنان بود.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تلاش بیگانگان برای القای تحلیلهای سست و بی پایه درباره حضور شوق آفرین ملت در انتخابات خاطرنشان کردند: شبهه افکنی و تردیدآفرینی درباره صحت انتخابات از جمله روشهای دشمنان برای دلسرد کردن مردم بود اما ملت به گونه ای عمل کرد که دستگاههای تبلیغاتی استکبار، در همان روز انتخابات مجبور شدند به حضور پرشور و عظیم مردم اعتراف کنند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: رمز حضور عظیم ملت در انتخابات امسال، اعتماد و علاقه عمومی به نظام جمهوری اسلامی، اعتماد به ناظران و مجریان انتخابات و امیدواری ملت به حرکت مستمر و پیش رونده ایران عزیز بود و این، حقیقتی بسیار مهم و انکارناپذیر است.

ایشان در همین زمینه به سخنان خود در چند روز قبل از انتخابات اشاره و خاطرنشان کردند: آن روز گفته شد اگر احیاناً کسانی هستند که دلشان با نظام خیلی صاف نیست اما برای ایران و منافع ملی اهمیت قائلند در انتخابات شرکت کنند که لابد برخی از رأی دهندگان در زمره این افراد هستند.

ایشان افزودند: این واقعیت نشان می دهد حتی کسانی که طرفدار نظام نیستند به نظام و انتخابات آن اعتماد دارند چرا که می دانند جمهوری مستحکم اسلامی، مثل شیر در مقابل طمع ورزان ایستاده و از کشور، منافع ملی و عزت ملی، بخوبی دفاع می کند.

رهبر انقلاب اسلامی در تبیین نکته برجسته دیگری از انتخابات یعنی «امنیت کامل در سراسر کشور»، همزمانی دو انتخابات ریاست جمهوری و شوراها را یادآور شدند و گفتند: در انتخابات شوراها به علت زمینه های پیچیده طایفه ای، منطقه ای و قومی معمولاً امکان بروز درگیری و ناامنی وجود دارد اما به فضل الهی و در پرتو همراهی ملت و تلاش مسئولان و دستگاههای ذیربط، در انتخابات اخیر هیچ نشانی از ناامنی وجود نداشت.

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه تبیین برخی نکات برجسته انتخابات 24 خرداد، رفتار نجیبانه و قانون پذیری نامزدهای دیگر انتخابات را، بسیار مهم و موجب شکرگذاری به درگاه پروردگار دانستند.

ایشان گفتند: دیدار نامزدهای دیگر با رئیس جمهور منتخب و تبریک و ابراز خرسندی از انتخاب وی، موجب شیرینی کام مردم شد و جای تشکر دارد.

رهبر انقلاب با اشاره به حوادث تلخ سال 88 و تأکید مکرر خود بر قانونگرایی افزودند: در این انتخابات نیز می شد بهانه گیری کرد و با راه اندازی اختلاف و دعوا، عظمت و شکوه حضور ملت را نادیده گرفت و کام مردم را تلخ کرد اما رفتار با نجابت و قانونمدارانه دیگر نامزدها، برای مردم احساس آرامش و شادی به همراه آورد و این قانونگرایی باید برای همیشه و برای همه درس باشد.

رهبر انقلاب ورود نیروی عظیم مردم به عرصه انتخابات را ناشی از هدایت دلهای ملت به دست توانای پروردگار برشمردند و افزودند: در پرتو این لطف الهی، انتخابات حقیقتاً حماسه شد و آرزوی خیرخواهان تحقق یافت.

حضرت آیت الله خامنه ای کمک به رئیس جمهور منتخب را مورد تأکید قرار دادند و افزودند: اداره کشور، واقعاً کارسختی است و همه افراد و همه دستگاهها باید رئیس جمهور برگزیده مردم را یاری کنند.

ایشان افزودند: ایراد و انتقاد و اعتراض سالم، قطعاً برای پیشرفت کشور مفید است اما همه به یاد داشته باشیم که «در حاشیه بودن و ایراد گرفتن» آسان است اما کار اجرایی، دشوار و سخت است بنابراین همه باید به رئیس جمهور منتخب  کمک کنیم.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ضرورت پرهیز از دامن زدن به توقعات و یا برخوردهای شتابزده خاطرنشان کردند: نباید به سرعت قضاوت کرد بلکه باید با همکاری و همدلی، کارهای کشور را به جلو برد.

ایشان در پایانِ بخش انتخاباتی سخنانشان با گلایه از برخی حرفهای نامزدهای انتخاباتی در برنامه های دوران تبلیغات افزودند: دولت کنونی در کنار نقاط ضعفش، نقاط قوت فراوانی نیز دارد و چقدر خوب بود که نامزدهای محترم با نگاهی منصفانه در کنار بیان نقاط ضعف، به خدمات مهم دولت و کارهای زیربنایی و سازندگی آن نیز اشاره می کردند.

رهبر انقلاب اسلامی در ادامه سخنانشان به موضوع هسته ای پرداختند.

ایشان تأکید کردند: همانگونه که در اولین روز سال نو گفته شد چند کشور که جبهه مخالف ایران را تشکیل می دهند و خود را به دروغ جامعه جهانی می خوانند با لجبازی نمی خواهند موضوع هسته ای حل شود اما اگر لجبازی را کنار بگذارند حل مسئله ی هسته ای ایران، کاری سهل، آسان و روان است.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: موضوع هسته ای بارها تا لحظه حل، پیش رفته است اما امریکایی ها بهانه های جدیدی پیش کشیده اند.

ایشان با اشاره به سند مکتوبی که آژانس بین المللی هسته ای امضا کرده است افزودند: در این سند آژانس اذعان کرده که اشکالاتی که درباره هسته ای ایران داشته است برطرف شده بنابراین پرونده هسته ای ایران باید بسته می شد اما امریکایی ها بلافاصله مسائل جدیدی را مطرح کردند چرا که موضوع هسته ای را نقطه مناسبی برای تهدید و فشار بر ایران می دانند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تحریکات صهیونیستها خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی در بحث هسته ای، قانونی و شفاف عمل کرده و از لحاظ استدلالی دارای منطقی محکم است اما هدف دشمنان، استمرار فشار، خسته کردن ملت و تغییر نظام است بنابراین نمی گذارند مسئله حل شود.

ایشان افزودند: البته دشمنان در حرفهای خصوصی و نامه ها می گویند نمی خواهیم نظام را تغییر دهیم اما عملکردشان خلاف این حرف را نشان می دهد.

رهبر انقلاب تأکید کردند: برای آنها، هسته ای، حقوق بشر، دمکراسی و هیچ چیز دیگر اهمیتی ندارد آنها دنبال سد کردن پیشرفت ملت و سلطه مجدد بر ایران عزیز ما هستند اما جمهوری اسلامی با اقتدار، استقلال، تکیه بر مردم و اعتماد به پروردگار، ایستاده است و از منافع ایران دفاع می کنند.

ایشان خاطرنشان کردند: تجربه نیز نشان داده است هرکسی در راه حق استقامت ورزد پیروز است و بدون تردید ملت ایران در این زمینه نیز به دشمنان سیلی خواهد زد.

در ابتدای این دیدار آیت الله آملی لاریجانی رئیس قوه قضاییه گزارشی از اهم اقدامات دستگاه قضایی در یک سال گذشته بیان کرد.
رئیس دستگاه قضا تدوین و ابلاغ برنامه پنجساله توسعه قوه قضاییه، بازسازی کمی و کیفی نیروی انسانی سیستم قضایی، اهتمام به آموزش و پژوهش، تقویت برنامه های فرهنگی، بکارگیری فناوری های نوین در دستگاه قضایی از جمله سامانه های خدمات الکترونیکی، تحول در نگاه به مسائل زندان و مجازات و همچنین قاطعیت در برخورد با اشرار سازمان یافته، متجاوزین به حریم اشخاص و قاچاقچیان مواد مخدر را از مهمترین برنامه ها در زمینه ی ایجاد تحول و توسعه در دستگاه قضایی کشور معرفی کرد.

عکس/اقتدای شهید بهشتی به آیت‌الله خامنه‌ای

امارات متحده عربی از منظر تاریخ؛ بلایی که انگلیس بر سر اماراتی‌ها آورد + عکس


دولت جدید امارات متحده عربی بدون عضویت راس الخیمه در دوم سپتامبر 1971 موجودیت رسمی خود را اعلام نمود. ریاست امارات به عهده شیخ زاید(رهبر ابوظبی)، معاونت آن در دست شیخ دبی و نخست وزیری در اختیار فرزندش قرار گرفت. راس الخیمه نیز در سال 1972 به عنوان هفتمین و آخرین امارت به این فدراسیون پیوست و پایتخت فدراسیون ابوظبی تعیین شد.
گروه گزارش ویژه مشرق؛ امارات متحده عربی، که در سال 1971 در پی خروج نیروهای نظامی انگلیس از شبه جزیره عربستان بنیان نهاده شد٬ مجموعه هفت شیخ نشین ابوظبی٬ دوبی٬ عجمان٬ فجیره٬ رأس الخیمه، شارجه و ام القوین می باشد که با  فدراسیونی سست و ناپایدار به هم پیوسته اند. شیخ نشین های امارات که در گذشته تروشال استیتز  یا امارات متصالحه خوانده می شدند. از همان ابتدای تشکیل امارات متحده عربی، امیر نشینان عرب منازعاتی بر سر میزان تمرکز٬ تشکیلات اداری (بوروکراسی) و نیروهای مسلح و ترکیب بودجه داشته اند که همین امر پیوند این شیخ نشین ها را تحت فشار قرار داد.

تلاش های شیخ زاید، رئیس سابق این کشور، برای تحکیم کنترل مرکزی و توزیع بار بودجه فدراسیون به طور متساوی به علت گرایش دیگر شیخ ها به سوی استقلال عمل و همچنین به علت ناهماهنگی در اعمال قدرت توسط خود شیخ زاید بی نتیجه ماند.

با این اوصاف مشخص می گردد که امارات متحده عربی در طی حدود40 سال حاکمیت خود، در زمینه تقسیم قدرت در میان سران و حرکت به سمت فدرالیسم حقیقی، با مشکلات گوناگونی دست و پنجه نرم کرده است؛ مشکلاتی که ریشه تاریخی آن بسیار برجسته می نماید. شناخت سیر تاریخی و مسیر تشکیل امارات متحده ما را در فهم اختلافات داخلی امروز این کشور یاری می کند. لذا در این نوشتار برآنیم تا به اجمال و با استناد به کتب تاریخی، گذشته کشور امارات را تورق کنیم. در ابتدا به امارات قبل از سال 1971 یعنی امارات متصالحه اشاره می شود و از حضور استعمارگران در این منطقه سخن گفته خواهد شد.


شیخ زاید

سپس به خروج نظامی استعمار از این کشور و استقلال این شیخ نشین از استعمار انگلیس توجه می شود. شکل گیری کشور امارات متحده عربی و برخی رخدادهای مهم این کشور از دیگر موضوعاتی است که تلاش می شود تا بدان پرداخته شود.  


امارات از ورود استعمار  تا  خروج استعمار انگلیس
ساکنان سرزمین های حاشیه جنوبی خلیج فارس را گروه هایی کوچک سیاه پوست که از صدها سال قبل از هخامنشیان به این سرزمین روی آورده بودند، تشکیل می داد و طبق شواهد تاریخی اعراب تا این زمان در داخل جزیره العرب سر می کردند و تنها از زمان اردشیر ساسانی تا دوره شاهپور ذوالاکتاف که سراسر عربستان عرصه نبرد ایران و روم بود، دسته هایی از اعراب توانستند به سواحل خلیج فارس راه یابند.  این ها اولین مجتمعات بشری شناخته شده ساکن در سواحل جنوبی خلیج فارس بوده اند. 


اما در قرون بعد اهمیت منطقه خلیج فارس چنان فزونی یافت که کشورهای استعمارگر نتواست از منابع سرشار این منطقه چشم بپوشند. اهمیت این منطقه برای استعماگران به دو دلیل عمده بود. نخست از این جهت که در سر راه هندوستان قرار داشت و کشورهای استعمارگر اروپایی، این کشور را انبار ثروت های بی کران، اعم از طلا و کالا به شمار می آودند.


دیگر اینکه، تسلط بر خلیج فارس برای تسلط بر راه های آبی منطقه وسیعی از آسیا و آفریقا، نقش منحصر به فردی داشت. از سال 1507 تا 1622، یعنی به مدت 115 سال، پرتغالی ها بر خلیج فارس تسلط داشتند. هنگامی که دولت پرتغال رو به افول گذاشت، این انگلیسی ها بودند که بر دریا ها مسلط شدند.

پس از خروج نیروهای پرتقالی و اسپانیانی در سال 1622 میلادی از سرزمین مسندم و جزایر هرمز و بحرین و جاسک، انگلیس توانست با استفاده از خالی بودن میدان خلیج فارس، این منطقه سوق الجیشی و تجاری که کلید رسیدن به هندوستان به حساب می آمد را دست گیرد.  بسط نفود انگلیس در حوزه جنوبی خلیج فارس باعث شد تا  انگلیسی ها ابتدا در سال 1797، جای پایی در مسقط به دست آوردند. 

این حضور مستقیم مقدمه ای شد بر تسلط همه جانبه استعمار پیر بر آنچه که بعدها امارتهای عربی جنوب خلیج فارس خوانده می شد. لازم به ذکر است که از اوایل قرن نوزده میلادی بود که اندک اندک امارت های کوچک جایگزین حکومت های یاغی سابق در سواحل جنوب خلیج فارس شد؛ قبایلی مانند عقوب و جواسم  یا قواسم در کرانه های جنوبی خلیج فرود آمدند و توانستند در اندک زمان قسمتهای مهمی از سواحل جنوبی را تحت تسلط و سکونت خود در آوردند.


بین سال های 1810 و 1820، مقاومت تجار، مردم وشیوخ منطقه در هم شکسته شد و انگلیسی ها بر سلطان نشین عمان و اراضی تحت سلطه امیرنشین ها مسلط شدند. عهدنامه ای که در سال 1820 با حاکم راس الخیمه منعقد شد، تسلط بریتانیا بر این منطقه را تثبیت کرد. انگلیسی ها در سال 1839، عدن را تصرف کردند. تمام این حوادث باعث شد تا در مدتی کوتاه، همه شیوخ منطقه تسلیم شده و با انگلیس عهدنامه "متارکه دایمی" امضا کنند.  اما علت اصلی امضای این عهدنامه از سوی انگلیسی ها را باید در تحرکات دیگر استعمارگران جستجو کرد.

در اواخر قرن نوزدهم دولت های فرانسه و آلمان و روس نیز نسبت به خلیج فارس و منافع و موقعیت آن چشم طمع دوختند. اقدامات این کشورها سبب هراس انگلیس شده و برهوشیاری این دولت افزود. این جریانات سبب شد تا انگلیس به فکر تحکیم موقعیت خود افتاده، در مقام چاره جویی بر آید لذا با یک یک امارات خلیج فارس قرداد هایی جداگانه منعقد کرد که به موجب آنها تا حدود زیادی منظور خود را عملی نمود و به هدف غایی نائل آمد.  انگلیس در این قراردادها مسئولیت اداره امور داخلی شیخ نشین ها را به خود آنان واگذار نمود.شیوخ در این قرار دادها متقبل شدند تا :

*از  واگذاری هر قسمت از خاک خود به هر دولت خارجی جز دولت بریتانیا خودداری کنند

*از عقد هر گونه قرار داد و یا هرگونه روابط با ممالک خارجی جز مملکت انگلیس تا زمان استقلال خودداری نمایند

*حق تحدیدی حدود و بسیاری دیگر از حقوق به انگلیس داده شد.

*انگلیس نیز متعهد شد تا علاوه بر قبول امور خارجی آنان، حمایت نظامی از شیخ نشین ان را نیز تقبل کند.

  
انگلیس با بستن قراردادهایی، این چنین امارات سراسر جنوب خلیج فارس را تحت حمایت و نفوذ انحصاری خود در آورد و با ایجاد پایگاه هایی در منطقه خلیج فارس، به نیروهای خود عنوان"پلیس امنیتی خلیج" بخشید.  


در این سال ها انگلیس برنامه ها و اقدامات مختلفی را در منطقه به ویژه در سرزمین های امارت های عربی عملی نمود. شاخص های تاریخی حاکی از آن است که نوک پیکان این اقدامات در جهت اتحاد امارت های عربی بود. برای مثال می توان به طرح شورای انگلیسی ها در سال 1952 اشاره کرد. در سال 1952 انگلیس پیشنهاد تشکیل یک شورا را ارائه نمود. انگلیسی ها مدعی بودند که هدف از تشکیل چنین شورایی در منطقه پیشرفت کشورهای عربی است لذا مقرر شد هر سال سه بار یا حداقل دوبار تحت ریاست نماینده انگلیس در دبی جلسه داشته باشد.

چنین به نظر می رسد که هدف از تشکیل این شورا واداشتن شیوخ و حکام ساحل صلح براتخاذ سیاست اداری واحد و در نهایت آماده کردن زمینه برای تشکیل فدراسیونی بود که نظریات تازه اش را با ایجاد آن عملی نماید.

اما پس از جنگ جهانی دوم، سر انجام نوبت به استعمار پیر رسید تا خود افول امپراطوری اش را نظار گر باشد؛ در نتیجه انگلیس مجبور شد تا در اواخر سال 1967 و اوایل سال 1968میلادی رسما اعلام نماید که قوای نظامی خود را تا اواخر سال 1971 میلادی از شرق کانال سوئز خارج خواهد ساخت. این اقدام صفحه ای جدید از تاریخ امارات را ورق زد و این سرزمین را آماده آن نمود تا یک نظام سیاسی جدید را برای خود برگزیند. 


نقشه امارات متحده امارات

امارات و  تلاش برای تشکیل یک فدراسیون
اما خروج نیروهای نظامی انگلستان، شیوخ منطقه را با مسائل متعددی روبرو می کرد که مهمترین آنها عبارت بود از : امکان اوج گیری اختلافات مرزی در شبه جزیره عربستان و دیگری رشد و سلطه جنبش های کمونیستی، نظیر آنچه در عمان واقع شد. برای رفع این نگرانی ها از یک سو و تضمین منافع آتی انگلستان، دو اقدام اساسی قبل از خروج انگلستان انجام شد، اولا شیوخ هفتگانه به صورت کشورهای مستقل درآمدند و ثانیا شش شیخ نشین استقلال یافته در تاریخ 13 آبان 1350(1971م)به یکدیگر پیوسته و کشور امارات متحده عربی را تشکیل دادند.  تشکیل کشور امارات از سوی شیوخ عرب با نیات و اهداف مختلف و بتدریج  صورت پذیرفت.


پس از اعلام تصمیم بریتانیا، در میان شیوخ خلیج فارس جنبش زیادی ایجاد شد و آنان شروع به فعالیت نمودند تا ایده بریتانیا را دایر بر تشکیل فدراسیونی از امارات خلیج به مرحله اجرا درآورند و از ترکیبی تقریبا نا هماهنگ واحدی بسازد.
 
یک ماه پس از اعلام نظر دولت بریتانیا مبنی بر خروج  سربازانش از منطقه در 17 فوریه 1968، شیوخ ابوظبی و دبی با هم ملاقاتی انجام دادند. در این ملاقات اختلاف مرزی بین دو امیر نشین برطرف گردید و متفقا طرح ایجاد اتحادیه ای را پی ریزی کردند. این اتحادیه در واقع فدراسیونی بین دو امیر نشین بود که صاحب پرچم، سیاست خارجی، دفاع، امنیت، آموزش و پرورش و بهداشت واحدی شدند.


این دو از 7 امیرنشین دیگر دعوت کردند که به فدراسیون آنان بپیوندند. روز 25 ژانویه 1968 کنفرانسی با حضور 9 شیخ نشین در دبی برگزار شد. در همین کنفرانس طرح تشکیل "فدراسیون امارات متحده عربی" مورد تصویب قرار گرفت.  سران امارات خلیج فارس "ظاهرا داوطلبانه" آمادگی خود را برای تشکیل اتحادیه یا فدراسیونی از امارات خلیج فارس اعلام داشتند. انگلستان نیز مکرر اعلام می کرد که اقدام سران امارات ناشی از تمایلات درونی خودشان و تشخیص منافع ملی شان بود و حکومت انگلیس در میان نقشی ندارد.

اما تکوین یک امارات واحد از شیخ نشین های خلیج فارس امری دشوار و غیر ممکن می نمود ولی جبر سیاسی ناشی از تصمیمات پانزدهمین اجلاسیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد و مشکلاتی که در راه دولت انگلیس برای حفظ موجودیت و منافع او در خلیج فارس وجود داشت عواملی بودند که راه تکوین اتحادیه امارات را هموار می ساختند. 

فدراسیون عملا فعالیت خود را از 30 مارس 1968 آغاز کرد. بعد از کنفرانس دبی ، شورای عالی فدراسیون چندین مرتبه طی ماه های آخر سال 1968 و تمامی سال 1969 به منظور به اجرا درآوردن تصمیمات کنفرانس، تشکیل شد. اما در طول همین جلسات بود که به اختلافات بر سر مسائل بین شیوخ رخ داد. اختلافات ظاهرا برسر مسائلی همچون تعیین رئیس فدراسیون، مقر فدراسیون ، تعداد نمایندگان هر امارت و نحوه تصمیم گیری نهایی بود. چهارمین آخرین جلسه شورای عالی در 24 اکتبر 1969 در ابوظبی تشکیل گردید و به همان دلایلی که ذکر به ناکامی انجامید.  اما در پایان فدراسیون  متشکل از 9 امیر شکست خورد و سه شیخ نشین به شرح زیر مستقل شدند:

اوت 1971 بحرین مستقل شد و با انگلیس یک قرارداد دوستی 10 ساله امضا کرد.

ژوئیه 1971 قطر نیز به استقلال دست یافت.

ژوئیه 1971 راس الخیمه از اتحادیه جدا شد.


دولت جدید امارات متحده عربی بدون عضویت راس الخیمه در دوم  سپتامبر 1971 موجودیت رسمی خود را اعلام نمود. ریاست امارات به عهده شیخ زاید(رهبر ابوظبی)، معاونت آن در دست شیخ دبی و نخست وزیری در اختیار فرزندش قرار گرفت.  راس الخیمه نیز در سال 1972 به عنوان هفتمین و آخرین امارت به این فدراسیون پیوست و  پایتخت فدراسیون ابوظبی تعیین شد.

 فدراسیون  امارت متحده عربی
پس از تشکیل فدراسیون امارات شرایط چگونه پیش رفت؟ ابوظبی و دوبی تولیدکنندگان ثروتمند نفت بوده و بقیه نسبتاً فقیر بودند. شیخ زاید از ابوظبی از ابتدای تشکیل حکومت مرکزی رئیس جمهور آن بود. شیخ راشدالمکتوم از دوبی نایب وی شد. زاید به همراه ” شورای عالی حکام" ( هیئتی متشکل از هفت شیخ) که به عنوان عالی ترین مقام قانونگذاری و اجرائی عمل می کند٬ حکم راند.

در ابتدا نهادهای رسمی حکومت مرکزی ضعیف بود. همه حکام از قدرت مع تنابهی در شیخ نشین های خود برخوردار بودند و زاید(حاکم امارت ابوظبی)و راشد(حاکم امارت دبی) پرنفوذترین ایشان در حکومت فدرال هستند. سیاست در امیرنشین ها تحت سلطه یک طبقه برگزیده به نمایندگی از سوی خاندان های حاکم و همدستان ایشان می باشد.

شخصیت های برجسته صنف تجار و رؤسای قبایل نیز به عنوان شرکای پایین رتبه مطرح بوده و عمدتاً نقش مشاور و همکار را بر عهده دارند.  حکومت مطابق سنتهای قبیله ای اداره می گردد. تصمیمات مملکتی نشانگر توافق خاندانی و قبیله ای و عرف مذهب به نسبت های مختلف می باشند. تکیه بر سنن و فقدان مخالفت فعال با حکومت شیخ ها این شبه را ایجاد نموده است که نظام به خوبی عمل کرده و مرکز قدرت برای همه به آسانی قابل دسترس می باشد. طبقات بالای جامعه قادرند مستقیماً با حکام تماس بگیرند.

اما اساسی ترین خطر داخلی که امارات را تهدید می نمود٬ رقابتهای کهن سلطنتی در میان شیخ نشین بود. شیخ ها هنوز نمی توانستند بپذیرند که قدرت و امتیازات در اختیار گروهی قرار داشته باشد که استقلال سنتی اشان را تهدید نموده و احتمالاً منافع شخصی آنان را تأمین ننماید. اختلافات فراوانی در ارتباط با مسائلی چون محل پایتخت حکومت فدرال٬ توزیع پستهای هیئت دولت ٬نمایندگی شیخ نشینهای فقیرتر٬ بودجه فدرال و مرزهای نامشخص٬ وجود دارد.

اختلاف میان زاید که طرفدار اصلی فدراسیون و یک حکومت مرکزی مقتدر بود و راشد که حامی اصلی حقوق سران شیخ نشین هاست هسته مرکزی این مشاجرات را تشکیل می داد. نزاع این دو در ارتباط با چگونگی تقسیم قدرت و اعمال آن و کیفیت توزیع طرح های توسعه در میان یکایک امیرنشین ها بزرگترین خطری است که آینده فدراسیون را تهدید می نمود.

در واقع تشکیل امارات متحده عربی آغازی بود بر رقابت میان امیرنشین ها. این مسئله با طرح هایی که تنها به منظور کسب شهرت پیشنهاد شد، کاملا قابل فهم بود. چهار فرودگاه بین المللی که فاصله میان هر یک برابر با چهار ساعت رانندگی است ساخته شد و ساختن سه فرودگاه دیگر نیز جزء برنامه بود.


در جنگ ايران و عراق، امارت‌هاي اين كشور، به ويژه شيخ‌نشين دبي، ساليانه حجم معاملاتي بيش از هشتاد ميليارد دلار از طريق جنگ ايران و عراق و ترانزيت كالاهاي ايراني براي دو كشور در حال جنگ ارسال مي‌كردند. آنها به تدريج كه داراي وضعيتي مناسب‌تر در منطقه شدند، صلاح خود را بر اين ديدند كه علاوه بر توجه به نفت ايران، به خاك ايران هم دست درازي كنند.

شيخ‌نشين ابوظبي كه از ابتداي حكومت امارات حاكم بوده است، تلاش كرده تا اين موضوع را سياسي نشان دهد و او بوده كه به خاك ايران نگاه تجاوزگرانه داشته است. با اين حال از سوي ديگر، امارت دبي كه تاكنون بيشترين حجم فعاليت تجاري را با ايران داشته، عمدتا از سياست‌هاي ابوظبي در مورد ايران به صورت محدود انتقاد مي‌كرده و سعي داشته حجم مبادلات اقتصادي را در قالب جاده‌ يكطرفه صادرات به تهران نگه دارد.

شيخ‌نشين‌ها داراي اختلافات زيادي با يكديگرند. شكل‌گيري يك ارتش واحد در زمان تشكيل امارات متحده يكي از مشكلات آنها بود، چراكه امارت‌هاي بزرگ مي‌خواستند نيروهاي دفاعي خود را حفظ كنند، اما امارات كوچك تمايل به شكل‌گيري ارتش واحد داشتند. با اين حال ابوظبي از اين امر تخطي كرد و نيروي خود را به پنج برابر نيروهاي نظامي ديگر امارات رساند كه نهايتا اين مسئله در سال 1976 به تشكيل يك ارتش فدرال منجر شد. به اين ترتيب سه ارتش مجزا با فرماندهي جداگانه در غرب و مركز و شمال و زير نظر فرزندان ارشد اميران ابوظبي، دبي در رأس‌الخيمه هستند.

در نهایت باید گفت اختلاف ريشه‌اي در قانون اساسي امارات متحده عربي است. از سال 1971 كه قانون اساسي موقت نوشته شد، قرار بود پس از پنج سال از شكل‌گيري امارات در اين قانون تجديدنظر شود، ولي به دليل اختلافات فراوان، هر پنج سال فقط به تمديد همان قانون پيشين اكتفا مي‌شود و اگر روزي قرار باشد كه در قانون جديد، اختيارات هر يك از اين امارات كم شود، شرايط كاملا تغيير خواهد كرد. اختلافات شديد سنتي، قبيله‌اي، نژادي و حسادت و رقابت بين شيخ‌نشين‌ها نيز وجود دارد كه در عملكرد تجاري آنها وقتي كه بندر دبي در حال شكوفايي بود، آنها قصد ضربه زدن به آن را داشتند، نمود يافت. آنها هميشه براي بقاي خود احتياج به يك دشمن فرضي خارجي دارند كه شرايط آنها را تغيير دهد.  

مهمترین وقایع امارات پس از تشکیل فدراسیون :
اشغال کشور کویت در سال 1990 و آزاد سازی آن در سال 1991: امارات متحده عربی با نیروهای نظامی خود در آزادسازی مشارکت کرد.

پایان جنگ داخلی در لبنان در سال 1990و آغاز کمک های امارات در جهت بازسازی لبنان.

مشارکت نیروهای امارات با نیروهای حافظ صلح بین المللی در کوزوو و بازگشایی تمام بیمارستان های دولتی به منظور پذیرش افراد غیر نظامی زخمی شده در جنگ.

مشارکت امارات با 700 نیروی نظامی به همراه نیروهای حافظ صلح بین المللی در سومالی در سال 1993

مرگ شیخ زاید بن سلطان آل نهیان ، حاکم ابوظبی و رئیس جمهور امارات در سال 2005 ، جانشینی پسر او شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان؛که از سوی شورای عالی فدراسیون انتخاب شد.

وقتی شهدا گردو بازی می کنند! + عکس


یک روز که بهنام رفت برای دریافت سهمیه ی صبحانه، مقداری هم گردو تحویلش دادند که آورد.پایش را که داخل چادر گذاشت و چشم «میر یعقوب» افتاد به گردوها، گفت: «آخ جون بچه ها! امروز تیله بازی می کنیم».
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، تصویری که مشاهده می کنید، چهار نفر از رزمنده گان «گردان قاسم(علیه السلام)» (از لشکر 31 عاشورا) را ثبت کرده است. اولین نفر که از سمت راست روی زمین نشسته و کلاه کاموایی مشکی بر سر دارد، شهید«حسن مهرآسا» است. شخص ایستاده که بادگیر مشکی بر تن دارد، برادر «محبوبی» یکی از کمک بی سیم چی های گردان است. دومین نفری که روی زمین نشسته و کلاه کاموایی خاکستری بر سر دارد، شهید «میریعقوب ریحانی» است. نفر سوم که چفیه بر گردن داشته و روی زمین دراز کشیده است، برادر«فلاح»  از نیرویهای واحد پرسنلی «گردان قاسم(علیه السلام)» است.
در شرح این عکس، یک شاهد عینی چنین نوشته است:

«یک روز که بهنام رفت برای دریافت سهمیه ی صبحانه، مقداری هم گردو  تحویلش دادند که آورد. پایش را که داخل چادر گذاشت و چشم «میر یعقوب» افتاد به گردوها، گفت: «آخ جون بچه ها! امروز تیله بازی می کنیم».
 بعد از صرف صبحانه، بهنام گردوها را تقسیم کرد و میر یعقوب میدان بازی راه انداخت. خودش تبحر خاصی داشت و در عرض چند دقیقه همه ی گردوها را برد. این عکس را وسط بازی انداختند.
 بعداز بازی، «میریعقوب» جار زد که این ها را می فروشم. گفتیم:« سید جان! پول از کجا بیاریم؟» جواب داد:« دونه ای صد تا صلوات».
 ده دقیقه ای طول می کشید تا صلوات ها را بفرستیم ولی باز یک دقیقه ای طول نمی کشید که دوباره همه را برنده می شد.»

چگونه هالیوود ملتی را بدنام می کند


 چگونه هالیوود ملتی را بدنام می کند

نویسنده: دکتر جک شاهین، استاد ارتباطات دانشگاه ایلی نوی
مترجم: مرتضی سامان پور



اعراب بد روی پرده ی سینما

در بین محققانی که به بررسی تصویر خاورمیانه در رسانه های غربی پرداخته اند. جک شاهین جایگاه ویژه ای دارد. شاهین در کتاب معروفش «اعراب بد روی پرده سینما» (Reel Bad Arabs) که در سال 2001 منتشر شد. حدود 900 فیلم هالیوودی را که در آنها مستقیم یا غیرمستقیم به اهالی خاورمیانه و به ویژه اعراب اشاره شده بررسی کرده و این اشارات را که غالباً منفی هستند و در دیالوگ ها، شخصیت ها، سکانس ها و داستان فیلم برشمرده است. در سال 2006 مستندی 50 دقیقه ای بر اساس این کتاب و با حضور خود شاهین ساخته شد که توجهات زیادی را به خود جلب کرد. متن پیش رو خلاصه ی مقدمه ی شاهین بر ویرایش 2003 کتاب است که در آن به بررسی مهم ترین کلیشه های هالیوودی خاورمیانه پرداخته است.
با تکرار حتی خر هم یاد می گیرد.
این ضرب المثل عربی به طور خلاصه بیان می کند که تکرار تا چه حد می تواند در آموزش مؤثر باشد: این که چگونه با چندین و چند مرتبه تکرار کردن یک تمرین در نهایت قادر می شویم تقریباً به نحوی غیرارادی پاسخ دهیم. کودکان برای تسلط بر اعداد و حروف الفبا از تکرار استفاده می کنند و دانش آموزان بزرگ تر برای به خاطر سپردن زمانِ رویدادهای تاریخی و فرمول های ریاضی. هالیوود رویدادهای تاریخی و فرمول های ریاضی.
هالیوود نیز بیش از یک قرن است که از تکرار به عنوان ابزار آموزش استفاده می کند؛ آموزش و انتقال تصویر موذیانه ی مردم خاورمیانه به مخاطبان فیلم از طریق تکرار پیاپی آن در فیلم های گوناگون. از خواننده می خواهم که در صفحات پیش رو به این تهمت و افترا که از زمان های گذشته تا حال حاضر تداوم داشته است، توجه کند و این مسئله را در نظر بگیرد که چطور این کلیشه های تهمت آمیز بر گفتمان صادقانه و سیاست گذاری عمومی تأثیر می گذارند.
من بیش از 900 فیلم بلند را که در آن شخصیت های عرب به تصویر درآمده اند، بررسی و متأسفانه اعراب قهرمانی که پیدا کرده ام انگشت شمارند. سر و کله ی آنها در سناریوهای دهه ی 1980 و 1990 پیدا می شود. در فیلم شیر صحرا (1981)، اعراب درستکار، فاشیست های متجاوز را ساقط می کنند. فلسطینی های مهربان در فیلم های آناک (1983) و هفتمین سکه (1992) ظاهر می شوند. در رابین هود، شاهزاده ی دزدان (1991)، مسلمان متدینی که «بهتر از بیست شوالیه ی انگلیسی شمشیر می زند» در به دام انداختن نماینده ی شرور قانون به رابین هود کمک می کند. در سیزدهمین سلحشور (1991)، دانشمند مسلمانی که به جنگجویان شمال دست دوستی داده است، به آنها کمک می کند تا غارنشینان بدوی را شکست دهند و در سه پادشاه (1999)، فیلمی که به تمجید از مشترکات و تفاوت های ما می پردازد، عرب ها در مقام آدم هایی عادی ظاهر می شوند که دارای عواطف و احساسات اند. فیلمی ضد جنگ که به عراقی ها جنبه ی انسانی می بخشد، یعنی همان مردمی که مدت ها به صورت کاریکاتورهای اهریمنی و شریر ترسیم شده بودند.
اما فیلمسازان در اکثر مواقع بازار را با انواع و اقسام شخصیت های منفیِ خاورمیانه ای اشباع می کنند و در هر نوع فیلمی که تصور کنید اعراب را زیر سوال می برند؛ مخاطبان بزرگ سال را در فیلم های مشهور و پرهزینه نظیر اکسودوس (1960)، یکشنبه ی سیاه (1977)، ایشتار (1987) و محاصره (1998) هدف قرار می دهند و با فیلم های نازل اما پرفروشی نظیر پنج هفته در یک بالن (1962)، همه چیز همه جا دشوار است (1982)، صحرا (1983) و عملیات کُندر (1997) سراغ نوجوانان می روند. منظورم این نیست که نباید به هیچ عنوان خاورمیانه ای ها را در هیئت شخصیت منفی به تصویر درآورد؛ منظورم این است که تقریباً تمام توصیفاتی که هالیوود از خاورمیانه ای ها- بالاخص اعراب- ارائه می دهد بد و نادرست است و این بی عدالتی آن چنان جدی و مهم است که نباید از آن غافل شد. تکرار تصاویر منفی از اهالی خاورمیانه در فیلم ها باعث می شود چهره ی بد و نامطلوبی از آنها در تمام نسل ها انتشار و ادامه پیدا کند. واقعیت این است که بیش از یک قرن است تهیه کنندگان فکر می کنند مردم خاورمیانه همگی از یک قماش اند.

بدمن ها

از فیلم خدمتکار عمّار (1914) تا بازگشت مومیایی (2001)- و آثار بعد از آن- فیلم ها دست به دست هم داده اند و همه ی اعراب را از سوریه گرفته تا سودان مظهر شر و پلیدی گرفته اند. ما معمولاً آنها را در هیئت متجاوزانی می بینیم که تقریباً به هر دشمن قابل تصوری، آمریکایی ها، اروپایی ها، اسرائیلی ها، لژیونرها، آفریقایی ها و اعراب، یورش می برند و به خاطر بهشت حتی به هرکول و سامسون هم حمله می کنند. بسیاری از فیلم های کمدی هم آنها را دلقک هایی نشان می دهند که همه جا در حال لودگی اند.
برخی از محبوب ترین و مشهورترین ستاره های سینما اعراب را مسخره کرده اند: ویل راجرز در تجارت و لذت (1931)، لورل و هاردی در بیوهانکز (1931)، باب هوپ و بینگ کزاربی در جاده ی مراکش (1942)، برادران مارکس در شبی در کازابلانکا (1946)، ابوت و کاستلو در ابوت و کاستلو در لژیون خارجی (1950)، باوری بویز در باوری تا بغداد (1955)، جری لوئیس در هالو (1957)، فیل سیلورز در آن شتر را دنبال کن (1967)، مارتی فلدمن در آخرین بازسازی بوژست (1977)، هاروی کورمن در آمریکاتن (1979)، باگزبانی در 1001 داستان شکار خرگوش (1982)، داستین هافمن و وارن بیتی در ایشتار (1987)، پائولی شور در هم اکنون در ارتش (1994) و جیم وارنی در ارنست در ارتش (1997). حتی بعضی از شخصیت های اصلی فیلم ها از اعراب به عنوان «سگ ها» و «میمون ها» یاد می کنند.
در فیلم های درام به خصوص ستاره های هالیوود با اعراب مبارزه می کنند و شکستشان می دهند. نگاه کنید به اِموری جانسون در دختر هدیه (1917)، گری کوپر در بیو سبریور (1928)، جان وین در جنگ را پوشش می دهم (1937)، برت لنکستر در ده مرد قدبلند (1951)، دین مارتین در دام گذار (1967)، میشل کین در آشانتی (1979)، شون کانری در دیگر هرگز نگو هرگز (1983)، هریسون فورد در فرانتیک (1988)، کرت راسل در تصمیم اجرایی (1996)، و براندن فریزر در مومیایی (1999). در اواسط دهه ی 1980 در راستای تلاش برای مشروعیت دادن به کلیشه ها و همین طور جذب تماشاچی بیشتر، استودیوها بازیگران برجسته ی سیاه پوست را به جنگ اعراب فرستادند. در میان این بازیگران، ادی مورفی، ساموئل جکسون، دنزل واشنگتن و شکیل اُنیل دیده می شوند.
در 30 نوامبر سال 2000 ستاره های برجسته ی هالیوود مهمان وزیر دفاع آمریکا، ویلیام کوهن بودند. این مراسم که هزینه ای نزدیک به 295 هزار دلار برای پنتاگون داشت، به افتخار جک والتنی مدیر عال موشن پیکچرز برگزار شده بود. سخن گوی وزارت در توضیح کل مراسم و این که چرا وزارت دفاع باید چنین بودجه ای برای مهمانی پر زرق و برق بِوِرلی هیلز اختصاص بدهد، گفت: «اگر بتوانیم برنامه ها و فیلم های تلویزیونی ای بسازیم که شور و هیجان و اهمیت زندگی نظامی را نشان دهد، کمک خواهد شد تا جو مطلوبی برای جذب سرباز و نیروی نظامی ایجاد شود». وزارت دفاع بعضاً دغدغه ی خدشه دار شدن حیثیت افراد در فیلم را داشته است. به عنوان مثال، در اواخر دهه ی 1950، مقامات این وزارت خانه تمایلی نداشتند با فیلمسازانی که تلاش می کردند کلیشه های ژاپنی را پیش ببرند، همکاری کنند. هنگامی که فیلم پل رودخانه ی کوای (1957) ساخته شد، دونالد باروچ، مدیر دفتر تولید فیلم و وزارت دفاع، به تهیه کنندگان هشدار می دهد که بیش از حد بر ترور و شکنجه ی ژاپنی ها تأکید نکنند. اعراب اما اغلب در فیلم های جنگی به راحتی سوژه می شوند. از همان سال 1912، ده ها سال پیش از جنگ خلیج در 1991، ده ها فیلم این قصه را به نمایش درآورده اند که چگونه عرب ها به دست نماینده های متفقین و نیروهای نظامی آمریکایی، بریتانیایی، فرانسوی و اخیراً اسرائیلی نابود می شوند. در درامی مربوط به جنگ جهانی اول به نام آخرین پاسبانی (1934)، گروهبان شجاع بریتانیایی (ویکتور مک لاگلن) «عرب های موذی یا همان خوک های لجن و کثیف» را با تفنگ از پا درمی آورد. در فیلم جنگ را پوشش می دهم (1937) یک فیلمبردار خبری آمریکایی (جان وین) کمک می کند تا «گله ی قبایل [عرب]» قلع و قمع شوند. فیلم سیروکو (1951) که در آن «متعصبان» سوری به سربازان فرانسوی و دلال آمریکایی تسلیحات هری اسمیت (همفری بوگارت) حمله می کنند، شاید اولین فیلم هالیوودی است که عرب ها را به عنوان تروریست نمایش می دهد. فیلم فرمان گم شده (1966) نشان می دهد که سربازان سرهنگ فرانسوی رسپگای (آنتونی کوئین) الجزایری ها را می کشند و اسرائیلی ها در دو فیلمی که در اسرائیل ساخته شده است یعنی چریک های سینا (1960) و کماندوهای سینا (1968) عرب های بادیه نشینِ موذی را با تفنگ از پا در می آورند. این که عرب ها تلاش می کنند تا به زن های خوش سیمای غربی تعرض کنند، آنها را بدزدند یا به قتل برسانند، مضمونی است که در تمام سناریوها از فیلم اسیر به دست بادیه نشینان (1912) گرفته تا پرونده ی پلیکان (1993) غالب است. در فیلم پرونده ی پلیکان، یک آدم کش عرب تلاش می کند قهرمان قصه را که جولیا رابرتز نقشش را بازی می کند به قتل برساند. در تسخیر شده، راهزنان صحرا دوشیزه ی زیبای آمریکایی را می دزدند اما سرانجام یک افسر بریتانیایی او را نجات می دهد و آدم رباهای بادیه نشین را هم ارتش سواره نظام آمریکا نابود می کند. عرب های مسیحی ستیز هم در چندین فیلم ظاهر شده اند. زمانی که از افسر آمریکایی در سپیده دمی دیگر (1937) می پرسند که چرا اعراب از غربی ها بدشان می آید، او با فریاد می گوید: «مسلمانان از مسیحیان نفرت دارند». در لژیون نفرین شده (1959) هم اسلام دینی خشن تصویر شده است. در این فیلم، یکی از اعراب می گوید: «او را بُکش پیش از آن که او تو را بکشد» و در حین فرو بردن چاقوی خود در شکم دشمن می گوید: «تو کلمات خداوند را بر زبان می آوری.»
از همان سال 1912 تا الان ده ها فیلم در مورد نماینده های متفقین و نیروهای نظامی که اعراب را نابود می کنند نمایش داده شده... در فیلم های دستان طلایی کوریگال (1949)، میدان ترور (1988)، دروغ های حقیقی (1994) و محاصره (1998) اعراب به ایالات متحده حمله می کنند و انسان های بی گناه را ترور می کنند. بالاخص فیلم محاصره رعب آور و هشداردهنده است. در این فیلم، یک عرب به شکلی روشمند به منهتن مهاجرت می کند تا آن را به طور کامل تخریب کند. او به کمک مکانیک های اتومبیل، دانشجویان دانشگاه و یک استاد دانشگاه، ساختمان اف بی آی منهتن را منفجر می کنند و تعداد زیادی از نماینده های دولت را می کشند و تماشاچیان تئاتر را نابود می کنند و بمبی را در اتوبوسی پر جمعیت منفجر می کنند... سروکله ی عرب های چاپلوس و تبهکاران عباپوشی هم که سخت در فکر دست یافتن به سلاح اتمی هستند کم کم پیدا می شود. حداقل ده ها فیلم که در رژیم صهیونیستی ساخته شده و فیلم های «گو- گلوبوس» ای مثل عقاب ها در سپیده دم حمله می کنند (1970)، عقاب آهنی (1986) و سلسله دستورات (1993) آمریکایی و صهیونیست ها را نشان می دهد که اعراب شرور را له می کنند؛ جالب است که نقش بسیاری از این عرب ها را صهیونیست ها بازی کرده اند.
ویلیام گرایدر زمانی در واشنگتن پست نوشت: «بیشترین چیزی که غربی ها در مورد اعراب به ما آموخته اند شبیه به همانی است که آمریکایی ها در مورد سرخ پوستان در این قاره کشف کردند... وجود شخصیت های منفی از اقوام دیگر کمک می کند ما بهتر به مشکلات خودمان بپردازیم.» در گذشته هم فیلمسازها خصوصیات خشن این مردم غریب (سرخ پوستان آمریکا) را نشان می کردند و آنها را وحشی هایی که مشابه ما فکر نمی کنند و سهمی در آرزوهای ما ندارند بازنمایی می کردند. وقتی به این نتیجه برسیم که سرخ پوست ها از خشونت، آشوب و دزدی لذت می برند، پذیرش چهره ی «غیر عقلانی» آنها راحت تر می شود. گریدر می گوید بسیاری از کلیشه های اعراب که توسط استعمارگران فرانسوی و بریتانیایی خلق شده اند هنوز با ما همراه اند. آنچه در محصولاتی که از صافی تهیه کنندگان فیلم، خبرنگاران و رهبران نظامی می گذرد، می بینیم همگی مقایسه ی گرایدر بین عرب ها و سرخ پوستان را تأیید می کند.

شیخ ها

معنای تحت اللفظی واژه ی «شیخ» عبارت است از فرد سال خورده و دانایی که در رأس خانواده است و در سر تا سر جهان عرب، برای نشان دادن احترام، رهبران مذهبی را شیخ خطاب می کنند. اما با دیدن «شیخ» فیلم های هالیوودی بعید است چنین چیزی استنباط کنید. فیلمسازان معنای کاملاً متفاوتی را به کلمه ی شیخ نسبت می دهند. همان طور که متیو سوئیت متذکر می شود «عرب سینمایی هرگز چهره ی جذابی نداشته است.... در دهه ی 1920 او یک شیخ سیه چرده است که ابروهایش را تکان می دهد و در حیاط سنگفرش شده زن قهرمان [غربی] را دنبال می کند. پس از بحران نفتی 1973 تهیه کنندگان، تصویر شیخ سپه چرده، کاهل و شهوت پرست را احیا کردند، با این تفاوت که این دفعه او به بهای بازی با زندگی آمریکایی ها ثروتمند، گردن کلفت و مرموز شده است و بیشتر شبیه یهودی نزول خوری است که عینک ریبن به چشم زده». فیلمنامه نویسان آمریکایی به جای نشان دادن شیوخ در مقام افراد سال خورده ای که دانا هستند، ملودرام های رمانتیکی رو کردند که آنها را فردی دلقک و ولنگار با بینی عقابی تصویر می کرد که سخت در فکر تسخیر بلوندهای سفید پوست برای حرم سراهایشان هستند. اعراب کاهل در تقلید از رفتار کلیشه ای اسلافشان، همان آسیایی های «ددمنش» و آمریکای لاتینی های «شهوت پرست»، بی درنگ و با خشونت به دوشیزه های غربی حمله می کنند. ادوارد سعید توضیح می دهد که «شیخ در فیلم ها اغلب در حالی دیده می شود که دارد دندان هایش را از خشم یا لذت به هم می ساید و رو به قهرمان غربی یا دختر بلوندی که اسیر اوست، می گوید: «افراد من تو را خواهند کشت اما پیش از آن دوست دارند کمی تفریح کنند.» فیلم های صامت اولیه، نظیر اُدالیسک بی وفا (1903)، عرب (1915) و شیخ (1921) همگی حاکمان عباپوش و ریش دار عرب را فرد رذلی نشان داده اند که تمام کلیشه های مربوط به شهوت پرستی در او جمع شده است.
در فیلم شیخ، شیخ احمد (رودلف والنتینو) با خشونت به دیانا، دختربچه ی زیبای دزدیده شده ی بریتانیایی نگاه می کند و در ستایش از خود می گوید: «هنگامی که یک عرب به یک زن نگاه می کند، یعنی زن را می خواهد و او را به چنگ خواهد آورد!» 33 سال بعد، در ماجراجویی های حاجی بابا (1954) شیخ به صراحت می گوید: «او را به من بده یا این که خودم می گیرمش!» شیخ دست و پاچلفتی و ثروتمند تمام تلاش خود را می کند تا قهرمان زن [غربی] را برباید یا اغفال کند؛ این مسئله در بیش از 60 فیلم صامت و ناطق دیده شده است، از آتش و شمشیر (1914) گرفته تا پروتکل (1984). شیوخ به زنان عرب بی اعتنایند، در عوض ترجیح می دهند مجذوب یک زن غربی شوند. سانسورچی های فیلم های آمریکایی مخالف صحنه ی عاشقانه میان غربی ها و اعراب بودند. بقیه ی سناریوهای صحرایی هم به خوبی از این روند تبعیت کردند. این سناریوها فقط زمانی به قهرمان مرد و زن اجازه ی دوست داشتن یکدیگر را می دادند که معلوم می شد عملاً مسیحیان غربی هستند! توهین به اعراب در تولیدات هالیوود خیلی سریع به شخصیت های کارتونی هم سرایت کرد. قهرمانِ دوران کودکی من، باگزبانی، در 1001 داستان شکار خرگوش دمار از روزگار اعراب در می آورد. باگز یک شیخ کریه و احمق را به شدت تنبیه می کرد. در اوایل دهه ی 1930، کارتون های طولانی ملوان زبل متعلق به استودیوی فلیشر قهرمانان مردم عرب را به شکل ولگرد و نه قهرمان نشان می دادند. ملوان زبل در فیلم های ملوان زبل به جنگ چهل دزد علی بابا می رود و ملوان زبل به جنگ ملوان سندباد می رود، به جای دوستی با علی بابا و سندباد، دمار از روزگارشان در آورد.
در میانه ی دهه ی 1970، کارگردانان تازه به میدان آمده رهبران اعراب را از دریچه ای اشتباه نشان دادند. فیلم های مدلِ شب های عربی مثل علی بابا به شهر می رود (1937) و علاءالدین و گوسفندش (1952) شیوخ کاهل و تنبلی را نشان می دادند که بر تخت هایشان لم داده اند اما فیلم های معاصر، شیخ های خودنما، چاپلوس و جنگ طلب را معرفی می کنند که در رولزرویس ها لم داده اند و آرزوی خرید بخش هایی از آمریکا را در سر دارند. فیلم های امروزی، سلطان های عرب ضدمسیحی- یهودی را معرفی می کنند که بالای یک پایگاه موشکی مستقر شده اند و مسلح به سلاح هسته ای اند و مقادیر زیادی نفت و پول در اختیار دارند. این سناریوها از اسلام سوء استفاده می کنند تا خشونت را توجیه کنند. می توان چند نمونه از این رویکرد را در فیلم های چرخش (1981)، دروغ راست است (1982)، جواهر نیل (1985) و نینجای آمریکایی 4: نابودی (1991) دید.
واقعیت این است که چیزی که تا این حد به کلیشه ها قدرت می دهد و محو کردنشان را دشوار می کند، این است که آنها خودشان، خودشان را باز تولید می کنند. به عبارتی قائم به ذات اند. اغلب تولیدکنندگان، واقعیت های مربوط به جغرافیای سیاسی را تحریف می کنند و در آنها دست می برند. در خلال جنگ جهانی دوم بسیاری از ملت های عرب فعالانه از متفقین حمایت کردند. برای مثال، سربازان مراکشی، تونسی و الجزایری در کنار ارتش فرانسه در شمال آفریقا، ایتالیا و فرانسه جنگیدند. همین طور گروه های نظامی اردن و لیبی به نیروهای مسلح بریتانیایی پیوستند و بعدها مصر، عربستان سعودی و عراق هم علیه آلمان وارد جنگ شدند. اما اغلب فیلم ها این عرب ها را که در کنار آدم خوب ها می جنگیدند نشان ندادند. در عوض آنها را به هیئت حاکمان رداپوش طرفدار نازی ای درآوردند که بعضی هایشان عضو یک جور «گشتاپوی عربی» بودند؛ فیلم های یک آمریکایی در لیبی (1942)، عملیات در عربستان (1944) و بانوی پولادین (1953) چند نمونه از همین تصویرند. از همان سال 1943، حدوداً 50 سال پیش از جنگ خلیج فیلم ماجراجویی در عراق (1943) نیروهای هوایی آمریکا را تصویر کرد که حاکمِ عراقیِ «شیطان پرست» طرفدار نازی را بمباران می کند؛ حاکمی که فقط نوچه ی آلمانی ها محسوب می شود. از ابتدا شخصیت های اصلی فیلم ها از سامسون گرفته تا جیمزباند با رؤسای رداپوشِ قبایل جنگیده اند.

دوشیزگان

می توان گفت زنان عرب در بیش از 50 فیلم داستانی بلند تحقیر شده اند، شرور نشان داده شده اند و به شکل اروتیک تصویر شده اند. قهرمان زن نیمه عرب و همین طور زن عرب اسیر شده و ساکت هم نمونه های بعدی هستند که در انواع بسیار زیاد فیلم های آمریکایی گرفته تا فانتزی های شب های عربی می توان آنها را دید. ویلیام زینسر می نویسد: «شب های عربی هیچ گاه تمامی ندارد.» شب های عربی آنجاست که دختران جوان برده ی لمیده بر تخت آماده اند که هر غریبه ای را اغوا کنند. چند کلیشه ی تکرارشونده درباره ی زنان عرب وجود دارد:
• این زنان به شکل رقاصه هایی ظاهر می شوند که لباس های حریر به تن دارند یا به عنوان دختران جوانی که در حرم سراهای کاخ ها پنهان شده اند.
• به شکل تصاویری در پس زمینه و به عنوان موجوداتی که در حد حیوانات باربر تقلیل پیدا کرده اند و کوزه هایی را روی سرشان حمل می کنند. بعضی هایشان آن قدر چاق اند که نمی توانند نظر کسی را جلب کنند.
• فیلم هایی مانند آسمان سرپناه (1990) آنها را به شکل لکه هایی سیاه نشان می دهد، دریایی یکدست از زنان پوشیده ی سیاه که به آرامی پشت سر همسرانشان راه می روند.
• در سال 1917 اولین بار در فیلم صامت کلئوپاترا متعلق به شرکت فاکس، با بازی تدا بارا، استودیوها زنان عرب را «شیطان» و «خون آشام» خواندند. بعد از آن بود که کلمه ی (vamp) [به معنای زنِ عشوه گر] که یکی از مشتقات vampire بود، به فرهنگ های لغت انگلیسی اضافه شد. فیلم هایی مانند سادیا (1953) و بهترینِ مراکش (1966) تصویر خون آشام را یک پله بالا بردند. هر دوی این فیلم ها زنان عرب را به عنوان زنان جادوگر سیاه پوش یا افسونگرانی که «توسط شیطان تسخیر شده اند» به نمایش گذاشتند.
جای تأسف است که تنها چند فیلم، آنا قیام می کند (1922)، پرنسس تام تام (1935)، بغداد (1949)، شعله ی عربی (1951) و پرواز از اشیا (1964) زنان عرب را شجاع و مهربان معرفی می کنند؛ زنانی که قهرمانانی اصیل اند. اما زنان عربِ فیلم ها در اغلب موارد نه تنها زبان حرف زدن ندارند، در مکان های کاری هم اثری از آنها نیست؛ این که مثلاً به عنوان دکتر، متخصص کامپیوتر، معلم مدرسه، روزنامه نگار و خبرنگار جایی در حال فعالیت باشند. فیلم های سینمایی زنانِ عرب نیکوکاری را که میلیون ها دلار به بیمارستان های آمریکایی اهدا کرده اند نشان نمی دهند، این را که امروزه زنان نزدیک به یک سوم مجلس مصر را تشکیل می دهند نشان نمی دهند. هیچ گاه با تصویری که هالیوود از زنان عرب به دست می دهد نمی توانید حدس بزنید که آنها مثل بقیه ی زنان دنیا آدم هایی گوناگون و با استعدادند.

فلسطینی ها

مارک تواین گفته است: «ما همه جاهل هستیم، فقط موضوع جهالت هایمان فرق می کند.» وقتی موضوع، خاورمیانه باشد بسیاری از آمریکای ها در مورد تاریخ و مخمصه ای که مردم فلسطین گرفتار آن اند جاهل و نادان اند. یکی از دلایل این امر این است که سینماروها به اشتباه فکر می کنند فلسطینی هایی که در فیلم ها نشان داده می شوند، یعنی آن «تروریست» های کریه و ساختگی هالیوود، همان فلسطینی های واقعی هستند. اگر این طور باشد، آن وقت آدم ها بعد از بیرون آمدن از سالن سینما چه فکری راجع به فلسطینی ها می کنند؟
این فرض که بینندگان می توانند بعد از دیدن 45 فیلم داستانی درباره ی فلسطینی ها اطلاعات درستی در مورد آنها به دست آورند، فیلم هایی که نشان دادم خطرناک و منحرف کننده اند، درست مانند این است که فرض کنیم می توان با دیدن فیلم های تارزان، اطلاعات دقیقی در مورد آمریکایی ها به دست آورد یا مثل این است که فرض کنیم شما همه ی خصوصیات آمریکایی ها را بعد از تماشای فیلم های قاتل های زنجیره ای خواهید شناخت. بیش از نیمی از فیلم های فلسطینی که تاکنون پخش شده اند متعلق به دهه های 1980 و 1990 هستند؛ عنصر غایب در فیلم های اسرائیلی- فلسطینی هالیوود درام های انسانی است که فلسطینی ها را به عنوان یک ملت معمولی نشان دهد- یعنی همان متخصصان کامپیوتر، مهندسان زبده، کشاورزان، معلمان و هنرمندان. هیچ وقت فیلم ها فلسطینی ها را قربانیان بی گناه و صهیونیست ها را ظالمان وحشی نشان نمی دهند. هیچ فیلمی سربازان و مهاجران صهیونیست را در حال ریشه کن کردن باغستان های زیتون و گرفتن سر اسلحه به سمت شهروندان فلسطینی در شهرهای فلسطینیان نشان نمی دهند. هیچ فیلمی خانواده های فلسطینی را نشان نمی دهد که برای زنده ماندن در اشغال و زندگی در اردوگاه های پناهندگان دست و پا می زنند و نشان نمی دهد که آنها برای داشتن کشوری از آنِ خود و داشتن گذرنامه ای که در آن نوشته شده باشد «فلسطینی» در تلاش اند. تنها دو سناریوی مخدوش کننده برای نشان دادن خانواده های فلسطینی وجود دارد.
درست یک سال بعد از این که دولت اسرائیل تشکیل شده فیلم شمشیر بیابان (1949)، فلسطین را مطابق با این شعار صهیونیستی عامیانه نشان داد؛ این شعار که فلسطین سرزمینی است که ملت ندارد، هر چند این نکته را در نظر گرفته بود که جمعیت کثیری که در آن هنگام در فلسطین زندگی می کردند به واقع فلسطینی بودند. این افسانه که هیچ فلسطینی ای مقیم فلسطین نیست در فیلم های گرفتن یک سایه ی بزرگ (1966) و جودیس (1966) به کار گرفته شد. یک دهه بعد از شمشیر بیابان پل نیومن جنگ با فلسطینی ها را در فیلم مهاجرت (1960) نشان داد. قهرمانان هالیوود به این درخواست پاسخ مثبت دادند. در فیلم زندانی در میانه (1977) دیوید جانسون به نیروهای صهیونیستی می پیوندد و همه با هم تروریست های هسته ای فلسطینی را به ضرب گلوله از پا درمی آورند. فیلم هایی مثل نیروی دلتا (1986) و وانتت: مرده یا زنده (1987) لی ماروین، چاک نوریس و راتگر هاوئر را نشان می دهند که فلسطینی ها را در میدست و لس آنجلس نابود می کنند. در دهه ی 1990 در فیلم های ناوی سیلز (1990) و تصمیم اجرایی (1996) چارلز شین و کرت راسل لبنان را از وجود فلسطینیان پاک می کنند، سوار یک جت مسافربری می شوند و به وطن برمی گردند. در وزارت انتقام (1989) هم فلسطینی ها و هم کشیش های نظامی آمریکایی رسوا و بی آبرو می شوند. در این فیلم یک کهنه سرباز جنگ ویتنام، در مقام فردی مذهبی، فردی عاری از خشونت، فلسطینی ها را قلع و قمع می کند. اهالی آن بخش کشتار را می پذیرند و او را تحسین می کنند.
یکشنبه ی سیاه (1977) از این نظر شاید توجه خاص می طلبد؛ اولین فیلم بزرگ هالیوودی که نشان می دهد فلسطینیان، آمریکایی ها را در خود خاک ایالات متحده ترور می کنند. هر ساله در هفته ی جام سوپربال [جام فوتبال آمریکایی] فیلمی پخش می شود که داهلیا، یک تروریست زن فلسطینی و همکارش فیصل را معرفی می کند. هدف آن دو قتل عام 80 هزار تماشاچی جام سوپربال است که در میان آنها رئیس جمهور آمریکا که شبیه جیمی کارتر است حضور دارد. بیشتر سناریوهای دیکته شده ای که فلسطینی ها را به شکل تروریست به تصویر می کشند به رژیم صهیونیستی ربط پیدا می کنند. بیش از نیمی از فیلم های فلسطینی (28 عدد) توسط رژیم صهیونیستی ساخته شده اند. تقریباً همه ی فیلم های ساخته شده توسط رژیم صهیونیستی مخصوصاً فیلم های هفتگانه ی کانن (Cannon، مؤسسه ای که بعداً توسط دو پسر عموی یهودی خریداری شد)، فلسطینی های «بدجنسِ حیوان» را نشان می دهند که آدم های غربی، صهیونیست ها و اعراب را مورد تعرض قرار می دهند.
معتقدم که سناریوهای مسمومِ کانن اتفاقی نیستند بلکه بیشتر پروپاگاندا یا تبلیغات دولتی هستند که در قالب سرگرمی استتار شده اند. حتی در بدو تولد سینما، در اوایل دهه ی 1900 هم استودیوهای با نفوذ می دانستند که تصاویر متحرک یا به عبارتی همان سینما می تواند در خدمت اهداف تبلیغی یا پروپاگاندایی باشد. آدولف زوکر، مؤسس کمپانی پارامونت که تا اواخر دهه ی 50 ریاست آن را هم بر عهده داشت، جایی می گوید: «ساده لوحانه است که به فیلم های داستانی به شکل «سرگرمی و تفریح» نگاه کنیم. سال های جنگ این واقعیت بی چون و چرا را نشان داده اند که فیلم ها به عنوان کانال هایی برای پروپاگاندا و انتقال عقاید و نظرات، غیرقابل قیاس با هر رسانه ی دیگرند».

چرا کلیشه؟

اگر از یک مدیر اجرایی، کارگردان یا نویسنده ی سینمایی بپرسید آیا جاودانه کردن کلیشه های نژادی و قومی، اخلاقی است؟ می توانید مطمئن باشید که جوابش منفی است. پس چطور می توان این مسئله را توضیح داد که از 1970 به این طرف، این متخصصان بیش از 350 فیلم ساخته، کارگردانی کرده و نوشته اند که در آن خاورمیانه ها در مقام «دیگران» ای که خائنان فرهنگ هستند به تصویر درآمده اند؟ »فیلمسازان یا ناآگاهانه در حال نهادینه کردن کلیشه ها هستند که وقتی از آن آگاه شوند، لابد دست از چنین فعالیت هایی می کشند یا از کاری که می کنند آگاه اند و تنها زمانی به آن پایان می دهند که به اندازه ی کافی تحت فشار باشند. نمی شود تصور کرد فیلنامه نویس هایی که پیش نویس صحنه هایی با حضور شیوخ عرب چاق و شهوت پرست یا تروریست های دیوانه ی عرب در حال تهدید آمریکا با سلاح های هسته ای را می نویسند، دقیقاً از کاری که می کنند آگاه نباشند اما گاهی فراموش می کنیم یکی از عناصری که به کلیشه قدرت می بخشد و باعث می شود از بین بردن در آن این قدر سخت باشد این است که آنها قائم به ذات اند. فیلمسازان با تماشای قهرمانان غربی در حال نابود کردن صدها خاورمیانه ای «بد» [معرفی شده در فیلم] بزرگ شده اند. بنابراین بعضی از آنها ذاتاً کلیشه را تکرار می کنند بدون این که بدانند با چنین کاری، ناآگاهانه به صف تولیدکنندگان کلیشه پیوسته اند.
تلاش هایی در جهت نابود کردن کلیشه های نژادی و قومی در سینما انجام شده اما کلیشه ی هالیوود از خاورمیانه همچنان باقی مانده است. در طی سه دهه ی اخیر تصویرسازان کلیشه ای عملاً به لحاظ تعداد و میزان خصومت بیشتر شده اند. فکر می کنم کلیشه ی عرب که این دوام غیرعادی را داشته است، نتیجه ی مجموعه ای از عوامل است. تولیدکنندگان فرهنگ عامه، رمان نویسان، کاریکاتوریست ها و فیلمسازان، مثل اغلب آمریکایی ها، نظرشان راجع به یک ملت، تا حدی بر اساس آنچه می خوانند، در رادیو می شنوند و در تلویزیون می بینند شکل می گیرد. آنها هم مثل مردم عادی، ذهنشان توسط جریان مداومِ «مشت نمونه ی خروار است»، یعنی این اصل که اعراب نشان داده شده در اخبار و فیلم ها همان ملت عرب در سراسر جهان هستند، تسخیر می شود. تصویرها در اواخر دهه ی 1940 وقتی رژیم صهیونیستی در سرزمین فلسطین بنیان گذاشته شد شدت پیدا کردند. از آن مرحله ی خاص به بعد و در خلال جنگ اعراب- صهیونیست ها در سال های 1948، 1967 و 1973 در جریان هواپیماربایی های سازمان آزادی بخش، ضبط کشتی حامل نفت اعراب و روی کار آمدن معمر قذافی در لیبی، کم کم تمام خاورمیانه اولین «دشمن ملت» شدند و این تصویر «آدم های بد» در طول انتقاضه ی فلسطینی ها و تهاجم رژیم صهیونیستی به لبنان و بعد از آن در دهه ی 90 بی رحمانه تر هم شد.
در دهه ی 1990 دو اتفاق عمده، حمله ی عراق به کویت که منجر به جنگ خلیج شد و انفجار مرکز تجارت جهانی در نیویورک، دو ایده ی انحرافی را در ذهن مردم فرو کرد: این که تمام خاورمیانه ای هاتروریست هستند. این که آنها به اندازه ی ما برای حیات بشری ارزش قایل نیستند کار به جایی رسید که بعضی از ما، آن دوستان آمریکایی خودمان را که نژاد عرب داشتند با صدام حسینِ عراقی و اسامه بن لادنِ تروریست یکی دانستیم.
تصاویر خبری این رویدادهای خشونت بار و افراط گرایانه نه تنها کلیشه هایی را که از پیش رایج شده بودند تشدید و تقویت کردند بلکه بهانه و دستاویزی شدند در دست فیلمسازانی که مشتاق اند از هر فرصتی به نفع چیزی استفاده کنند. مشخصاً برنامه های خبری سندی شدند برای بعضی تولیدکنندگان و کارگردان ها، تا به واسطه ی آنها کلیشه پرداز بودن خودشان را انکار و اعتراض کنند که «ما کلیشه ساز نیستیم. فقط کافی است به تلویزیونتان نگاه کنید. آنها اعراب واقعی هستند.» همان طور که می دانیم، گزارش های خبری به واسطه ی ماهیتشان وقایع غیرعادی را پوشش می دهند. ما نباید توقع داشته باشیم که گزارشگرها برنامه های رادیو و تلویزیون را به زندگی عادی اعراب اختصاص دهند. اما وظیفه ی اخلاقی فیلمسازان این است که گناه و خطای رسانه های خبری را در مورد غفلت ها و چشم پوشی ها ادامه ندهند و درباره ی کل یک ملت بر اساس جنایت های عده ای معدود قضاوت نکنند.
چطور می شود که یک نفر آگاهانه در بدنام کردن یک ملت سهیم می شود؟ به نظر می رسد یکی از جواب ها تعارض اعراب - صهیونیست ها باشد. با این که فیلمسازان آدم های حرفه ای بی غرضی هستند اما افرادی هم هستند که تمایل دارند امیال شخصی یا سیاسی خود را دنبال کنند و نفرت را انتشار بدهند. می توان انتظار داشت که این افراد تا زمانی که تصاویر نادرست و غیرمنصفانه در مورد خاورمیانه تحمل می شود همچنان به محکوم کردن این ملت بر پرده ی نمایش ادامه دهند. ستون نویس نیویورک تایمز، مائورین دود، جواب دیگری پیشنهاد می کند: «کلیشه ها صرفاً تهاجمی نیستند بلکه تسکین دهنده هم هستند. آنها مردم را از هر گونه تقلا و کوشش احساسی و ذهنی دیگری معاف می کنند. زندگی را در آمیزه ای از داستان پریان و اسطوره می پیچند. لزوم درک و فهم پیچیده را از بین می برند». کلیشه ها کار هر کسی را راحت تر می کنند. نویسنده به جای این که طنز خوبی طراحی و ارائه کند، یک شیخ تلوتلوخوران و وزوزکنان را وارد فیلم می کند. به دنبال یک شخصیت تبهکار هستید؟ لازم نیست هیچ فکری بکنید. یک عرب تروریست را بگذارید داخل فیلم، همه ی ما می دانیم آنها چه تیپ و قیافه هایی در سینما و تلویزیون دارند... آیا برای مخاطبان نیز وضع به همین منوال است؟ معمولاً وقتی می بینیم که خودمان برتر از دیگرانیم حس خوبی پیدا می کنیم. اگر دیگر کسی حق نداشته باشد نسبت به آسیایی ها، یهودیان، مردمان آمریکای لاتین یا سپاهیان حس برتری داشته باشد، آن وقت حداقل می توانیم نسبت به اعراب رنجور و بدبخت حس برتری داشته باشیم... مطمئناً تأییدیه وزارت دفاع نقش مهمی در تولید فیلم هایی که به اعراب توهین می کنند، دارد. واقعیت این است که حکومت، پیشینه ای طولانی در دخالت در فیلم ها دارد، یعنی این که چه چیزی را نشان دهند و چه چیزی را نشان ندهند. از همان سال 1917، حکومت فدرال نه تنها قدرت فیلم را در تأثیر بر اندیشه ی سیاسی تصدیق کرد، بلکه نقش بسیار زیبای سانسور را به عهده گرفت! از همان دورانی که ایالات متحده وارد جنگ با آلمان شد، حکومت تعیین کرد که هیچ فیلمی نباید علیه ملت های دوست ساخته شود. فیلم روح 76 در سال 1917 انقلابیون آمریکایی قهرمان مانند پاتریم هنری و پائول ویوری را به نمایش می گذاشت. اما بعضی از صحنه ها سربازان بریتانیایی را نشان می داد که مرتکب اعمال خشونت آمیز می شدند. از آنجا که انگلستان در جنگ جهانی اول متحد آمریکا بود، حکومت به این مسئله اعتراض کرد؛ یکی از قضات، سازنده ی فیلم، رابرت گلداستاین را متهم به برانگیختن احساسات ضد بریتانیایی کرد. فیلم را «دارای پتانسیل تبلیغاتی برای آلمان ها» توصیف کرد و در نهایت قاضی دادگاه، گلداستاین را به زندان محکوم کرد.
کلیشه های قومی به خودی خود از میان نمی روند اما کسانی که قربانی کلیشه ها شده اند می توانند آنها را دنبال و نابود کنند. گروه های دیگر، آفریقایی- آمریکایی ها، آسیایی- آمریکایی ها و یهودی- آمریکایی ها به طرزی پرخاشگرانه در مقابل تصویرسازی های تبعیض آمیز واکنش نشان داده اند اما عرب- آمریکایی ها به عنوان یک گروه همیشه خیلی ناهماهنگ و کند رفتار کرده اند و در نتیجه اعتراض آنها به ندرت در هالیوود شنیده شده است و حتی اگر شنیده شده، آن قدر ضعیف بوده که نتوانسته متجاوزان را به عقب براند.
منبع: تصویر شکسته ضمیمه ی همشهری ماه سینما 24

آفتاب مهربانی- ویژه نامه میلاد حضرت مهدی موعود علیه السلام


 
 
 
 
پس زمینه کلیپ صوتی کلیپ تصویری
همراه شعبان
 
 
 
 
 
 
 

 

ویژه نامه هالیوود و آخر الزمان


مقالات ویژه نامه
 
 

آرمگدون و آخرالزّمان در سینمای هالیوود چنان که می دانیم بنیادگرایان انجیلی آمریکا با ایوانجلیست ها یک پنجم مردم آمریکا را تشکیل می دهند، آنها مسیحیت را، با صهیونیسم درآمیخته و اعتقاد دارند که مسیح(ع) ...

 
 

پایان جهان در فیلم های سینمایی هالیوود برای نخستین بار در سال 1910م. فیلمی به نام ستاره ی دنباله دار، فاجعه و فروریختن جهان رانشان داد. برخورد این پدیده با زمین موجب انفجار اتومبیل ها، آتش گرفتن منازل مسکونی..

 
 

چگونه بمب اتمی در جهان، همگانی شد؟ ژاپن تنها کشوری در جهان بود که به وسیله ی آمریکا بمباران اتمی شد. از 1945م. به بعد آمریکا به تنهایی دارای بمب اتمی بود و به صورت نیرومندترین قدرت نظامی در سراسر جهان مبدّل شد. ...

 
 

دهه ی هفتاد میلادی و تأثیر آن در سینمای جهاناز اوایل دهه ی هفتاد میلادی جنبش های اعتراض آمیز که از سوی نسل جوان کشورهای مختلف ارائه می شد، موجب نوعی اختلال و اغتشاش در جوامع صنعتی گردید. نخستین چهره ی...

 
 

سینمای آمریکا در دهه ی 20 میلادیدهه ی آخر قرن بیستم میلادی تنوّع در عرصه های کارگردانی فیلم همراه با برجسته تر شدن نقش فیلم آمریکایی در زندگی معاصر، وضعیت جدیدی به وجود آورد. شبکه های تلویزیونی ...

 
 

سینمای هالیوود در دهه های 1980-1990 میلادی هالیوود در دهه ی هفتاد میلادی در شرایط ویژه ی زمانی قرار داشت. کساد اقتصادی اواخر دهه ی 1970م. در هالیوود، با افول فعالیت بسیاری از کارگردان های نسل گذشته مصادف شد....

 
 

فعالیت ایوانجلیست ها در دهه ی 1990 در سال 1980م. تقریباً 90 درصد کشیشان آمریکایی اظهار نمودند که کلیسا مناسب ترین محل برای بیان مسائل اجتماعی و سیاسی است و این امر برای تمام کشیشان ضروری است....

 
 

نگرش هالیوودی به پایان تاریخ «فیلم سازی» یکی از مهمترین قالب ها و روش های غرب برای زمینه سازی و جا نداختن فرهنگ و ایدئولوژی غربی و از جمله طرح موضوع «پایان دنیا» است. در این زمینه تمامی امکانات ...

 
 

هالیوود در دهه 50 و 60 میلادییکی از درونمایه های مورد علاقه ی فیلم سازان علمی - تخیّلی وجود موجودات عظیم الجثّه و عجیب در سایر کرات بود که به زمین حمله می کردند و هدف آنها نابودی مردم...

 
 

هالیوود، صنعتی برای تئوریزه کردن جنگ در جهان کشور ایالات متّحده در فاصله ی سال های 1930 و 1949 میلادی ابتدا با یک رکورد اقتصادی حادّ مواجه شد و سپس در سال های جنگ جهانی دوم بهبود اقتصادی درخشانی را شاهد بود.....

 
 

هالیوود و پیش گویی های آینده سیاست گذاری مسیحیت صهیونیستی بالاترین نقش خود را در قضیه ی پیش گویی های درباره ی آینده ی جهان و بشریّت دارد. هدف آنها تأثیرگذاری بر مردم آمریکا از نظر جدّی و حتمی ،...

 
 

بررسی مؤلفه های آخرالزمانی در سینمای هالیووداندیشمندان از دو بعد و جنبه به منابع قدرت توجه کرده اند. بخش شناخته شده ی آن عبارت است از منابع سخت که در اعمال قدرت فیزیکی مورد استفاده قرار می گیرد؛ و بخش ناملموس...

 
 

سینماى آخرالزمانى و مهدویت موعودگرایى و مفاهیم آخرالزمانى، بستر دراماتیکى براى سینماى هالیوود است. تعداد فیلم‏هایى که مستقیماً یا ضمناً با این تم‏ها ساخته شده‏اند، فوق انتظارند. جاذبه‏هایى که دنیاى نادیده...

 
 

هری پاتر؛ موعودی بر آستانه آرماگدوندر ششمین قصه از ماجرای جادوگرهای جوان مدرسه عجیب و غریب هاگوارتز، به حساس ترین بخش های روایت جنگ مابین سپاه ساحران نیک به سرکردگی هری پاتر و ارتش...

زیر باران انتظار - ویژه نامه انتظار و وظایف منتظران


مقالات ویژه نامه
انتظار حضرت مهدى (عج) در قرآن

انتظار حضرت مهدى (عج) در قرآنبیش از 120 آیه قرآن براساس روایات معتبر به وجود نازنیـن حضرت امـام مهدى(عجل الله تعالـى) و ویژگیهاى آن شخصـى(ع)بــاعظمت و همچنیـن قیام و انقلاب جهانـى آن حضرت ...

فرهنگ انتظار

فرهنگ انتظار یکی از راه‌های به یاد امام بودن، تجدید عهد با آن بزرگوار است؛ بلکه از زیباترین جلوه‌های یاد امام مهدی(ع) در زندگی منتظران، آن است که هر روز با او تجدید عهد کرده، پیمان وفاداری ببندند...

هم سازنده، هم ویرانگر

هم سازنده، هم ویرانگردر روزگاری که نگاه به مفهوم مهدویت و انتظار نتیجه اش کارهایی مثل ساختن هستند« ظهور بسیار نزدیک است» است که صدای اعتراض علما و مراجع را هم در می آورد ...

عناصراخلاقی تشکیل دهنده انتظار

عناصراخلاقی تشکیل دهنده انتظار انتظار، فضیلتی اخلاقی ـ عرفانی است که روح را تعالی می‌بخشد و تحوّل‌آفرین و تربیت‌کنندة انسان است. این فضیلت اخلاقی در زندگی فردی و جمعی بشر، آثار و برکات فراوانی خواهد داشت.

ادب انتظار

ادب انتظار ببهروری انسان ها در زمان غیبت امام زمان (علیه السلام ) به گونه ای است که منتظران واقعی را به ارزشی میرساند که امام صادق (علیه السلام ) فرمودند: مانند کسی هستند که به همراه حجت...

زنان منتظر در جهان معاصر

زنان منتظر در جهان معاصر از طرفی مقوله انتظار فرج، در روایات معصومین، راهبرد عصر غیبت شمرده و از طرف دیگر، نقش زنان به عنوان نیمی از جامعه اسلامی و شیعه، غیر قابل انکار است....

مهدویت و انتظار در اندیشه شهید مطهری

مهدویت و انتظار در اندیشه شهید مطهریبحث انتظار و ظهور مهدی موعود ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ از ابعاد گوناگونی مورد چالش قرار گرفته‌ است؛ از جمله: 1. مهم‌ترین فلسفه‌ای که برای تحقّق قیام مهدی...

زمینه سازی ظهور(1)

زمینه سازی ظهور(1) با غیبت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف،شیعیان،مسلمانان و همه جهانیان دچار محرومیتی جانکاه و عمیق شدند. شیعه در این عصر با پذیرش مسئولیت تاریخی ...

انتظار ظهور ، حرکت به سوی عدالت

انتظار ظهور ، حرکت به سوی عدالت انتظار نوعی حرکت است که وظیفه ما در عصر غیبت برای رسیدن به نقطه نورانیِ ظهور را تعیین می کند. برای آنکه از جهتی که در آن حرکت می کنیم منحرف نشویم، باید هر لحظه به مقصد خود،...

وظایف منتظران در زمان غیبت

وظایف منتظران در زمان غیبتدر نوشتاری که پیش روی شماست نگارنده تلاش نموده برخی از مهمترین وظایف منتظران ظهور امام زمان علیه السلام رابا محوریت کتاب شریف مکیال المکارم وبا استناد به روایات معصومین علیهم السلام بیان کند ...

مهدی‏انکاری، انتظارستیزی

مهدی‏انکاری، انتظارستیزیاشاره: اعتقاد به مهدویت و انتظار منجی مصلح، تحرک بخش و مقاومت آفرین است; زیرا فرد منتظر از احساس حضور امام، امید و نشاط می‏گیرد و برای برپایی حق، مبارزه و مجاهدت می‏کند ....

به سوی یک آخرالزمان مصنوعی و جعلی

به سوی یک آخرالزمان مصنوعی و جعلی رابینو فتیش خاخام یهودیان در سال 1952 در کنگره خاخام های دنیا گفت :"...اما امروز خیانتکاریها و فتنه‌انگیزیهای این عده ، ابعاد به‌مراتب‌گسترده‌تر و جدی‌تری به‌خود گرفته است. ...

زمینه‌سازی برای ظهور؛ آرمان انقلاب اسلامی

زمینه‌سازی برای ظهور؛ آرمان انقلاب اسلامی یکی از پرسش‌های مطرح درباره انقلاب جهانی امام مهدی(ع) این است که آیا ما افزون بر انتظار فرج و چشم به راه بودن برای ظهور آن حضرت وظیفه‌ای در زمینه آماده‌سازی ...

مقدمه اى بر آثار تربیتى و روان شناختى انتظار

مقدمه اى بر آثار تربیتى و روان شناختى انتظار انتظار در مکتب اسلام, تنها یک رویکرد عاطفى نیست; بلکه رویکردهاى معرفتى, اجتماعى, اخلاقى و فردى را نیز شامل مى شود. از این روى مى توان, ...

آداب انتظار، اخلاق منتظر

آداب انتظار، اخلاق منتظر در دوران غیبت امام عصر(ع) و در دورة انتظار ظهور حضرتش، آداب و اخلاقی برای پیروان اهل بیت(ع)‌ در قرآن و روایات ترسیم شده است که آشنایی و انجام آنها، ...

انتظار صحیح حضرت حجت و آثار آن

انتظار صحیح حضرت حجت و آثار آن انتظار صحیح و سازنده «بهترین عمل نزد خداوند»[1] و «با فضیلت ترین عبادت است»[2] و انسان منتظر «از اهل هر زمان فاضل ترند».[3] انتظار صحیح و سازنده انواع فراوانى دارد که به ذکر چند نمونه آن، بسنده مى شود:...

زمینه سازی ظهور (2

زمینه سازی ظهور (2 سوم -شرط ظهور بنابر تصریح این توقیع،یک دل شدن شیعیان در وفای به عهد و پیمان هایی است که بر عهده دارند. به راستی این عهد و پیمان چیست

 
بانک احادیث

کلام گهربار امام زمان (علیه السلام)

شناخت امام زمان (علیه السلام)

 
 
 
بانک صوت و فیلم

میلاد امام زمان علیه السلام

امام زمان علیه السلام در قرآن

دیدار با امام زمان علیه السلام

مناجات با امام زمان(عج)

مداحی امام زمان (عج)

امام مهدی علیه السلام

شرح دعای وارده از امام زمان علیه السلام

وظائف شیعه در زمان غیبت امام زمان(عج)

جلسه نقد و بررسی مستند ظهور بسیار نزدیک است

برنامه رادیویی تا جمعه ظهور

مستند ظهور

آخرالزمان

مهدویت - سخنرانی ها

دعای ندبه

ندبه - حجه الاسلام پناهیان و حجت الاسلام مؤمنی

دعای مخصوص امام زمان علیه السلام

ابا صالح التماس دعا - فیلم

 
 
 
تلفن همراه
آشنایی کوتاه با امام زمان
                                                   کرامات حضرت مهدی
     
  زندگانی حضرت ابوالفضل (ع)
                                                  تم امام زمان (عج)
     
تصاویر منجی بشریت
                                                  تصویر امام زمان
     

نرم افزار موعود نامه

کتاب مسجد مقدس جمکران

مناجات با امام زمان- زنگ

دعای فرج

دعای فرج

دعای فرج

 
 
بانک پرسش و پاسخ
 
  پرسمان مهدوی-ویژه نامه پرسش و پاسخ مهدویت
 
 
 
 
پیامک

پیامک های مهدوی

 
 
کارت پستال

کارت پستال های امام زمان عجل الله

 
 
بانک مقالات

انتظار صحیح حضرت حجت و آثار آن

زمینه سازی ظهور (2

مراقبه‌های زمینه‌سازان ظهور

انتظار، بدون صبر و بصیرت!

صدقه برای وجود مقدس ولی‌عصر(ع)

دعا برای امام عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ

رابطه ی بین شیعیان و حضرت مهدی (عج)، یک رابطه ی دایمی و قلبی است

وظایف انسانها در دوران غیبت

نقش زن در عصر غیبت

مراتب انتظار فرج

زمینه‌شناسی سیاسی انقلاب جهانی مهدوی (1)

زمینه‌شناسی سیاسی انقلاب جهانی مهدوی (2)

زمینه‌شناسی سیاسی انقلاب جهانی مهدوی (3)

انتظار و دعا

وظایف شیعیان در دوره غیبت (1)

وظایف شیعیان در دوره غیبت (2)

وظایف شیعیان در دوره غیبت (3)

گنج انتظار

تکالیف منتظران راستین

آیا ما منتظریم؟

 
 
 
بانک پرسش و پاسخ
 
   ویژه نامه فروغ تابان ولایت-یا قائم ال محمد
 
   آفتاب مهربانی- ویژه نامه میلاد حضرت مهدی موعود علیه السلام
 
  ویژه نامه ظهور موعود