آیا بازی‌های رایانه‌ای بلوغ زودرس می‌آورند +جداول

بلوغ زودرس کودکان و نونهالان را نمی‌توان با دلایلی کوچک محدود کرد زیرا این اتفاق در بیشتر اشخاص به‌صورت متفاوت رخ می‌دهد امّا امروزه با وجود سازمان‌ها و نظام‌های ناظر بر درجه‌بندی، آثار هنریِ آلوده به‌وفور درحال تزریق به جامعه‌اند و نقشی اساسی را در این روند ایفا می‌کنند.
مشرق؛ در  بخش اول این گزارش سعی شد به بلوغ زودرس و تاثیر این اتفاق بر نوجوانان در بروز مشکلات روحی و جسمی پرداخته شود. علاوه بر این سن بلوغ از منظر اسلام و از منظر علمی مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه به نظام‌های درجه‌بندی بازی‌های ویدئویی به عنوان مطالعه‌ موردی و تاثیر آن بر بلوغ زودرس خواهیم پرداخت.

یکی از اصلی‌ترین ارگان ها و نهاد‌ها در این زمینه نظام‌های درجه بندی در قاره‌ها و کشورها هستند که این وظیفه را بر عهده دارند. این نظام‌ها تصمیم می‌گیرند یک بازی منتشر شود یا خیر و اصلاً راه ورود یک بازی به فروشگاه‌های زنجیره‌ای همین نظام‌ها هستند زیرا در غیر این صورت صاحبان این فروشگاه‌ها اجازه‌ی فروش و عرضه‌ی این محصولات را نخواهند داشت.

این نظام‌ها فقط در بعضی کشورها به ارزش‌یابی محتوای این آثار برای جامعه‌ی خودشان می‌پردازند و در بعضی دیگر مانند کشور چین عرضه‌ی کنسول‌ها و بازی‌های خارجی به کلی ممنوع اعلام می‌شود.

نظام درجه بندی ESRB

                   
    این نظام، نظام درجه بندیِ آمریکا محسوب می‌شود.
 
نظام درجه بندی نرم‌افزارهای سرگرم‌کننده (Entertainment Software Rating Board) یا ESRB، یک سازمان خصوصی به منظور تنظیم بازار است، که در سال 1994 توسط انجمن سرگرمی نرم افزار(ESA)، که قبلاً به عنوان نرم افزار تعاملی دیجیتال(IDSA) شناخته می‌شد، تاسیس شده است. این سازمان، اختصاصاً به رتبه بندی محتوای آثار کامپیوتر و بازی‌های ویدیویی، اجرای دستورالعمل‌های تبلیغات این صنعت، تشکیل شده و به اطمینان از حفظ حریم خصوصی آنلاین برای صنعت سرگرمی و نرم افزار‌های تعاملی کمک می کند.

به طور معمول این سازمان سالیانه به بیش از هزار بازی رتبه می‌دهد. در سال 2010، ESRB امتیاز دهی به بیش از 1638 بازی را به پایان رساند.

 
این سازمان دلیلِ این که چرا بازی‌ها به درجه بندی نیاز دارند را این گونه بیان می‌کند:" سیستم درجه بندی داوطلبانه است، امّا تقریباً تمام بازی‌هایی که در خرده فروشی های ایالات متحده و کانادا وجود دارد و به فروش می‌رسد توسط ESRB درجه‌بندی شده است. بسیاری از فروشندگان، از جمله فروشگاه‌هایِ زنجیره‌ای، سیاست‌شان در فروشِ بازی، در عرضه‌ی آثارِ با درجه-‌بندی ESRB است، و اکثر تولید‌کنندگان کنسول‌های بازی آثاری که توسط ESRB درجه بندی شده را اجازه‌ی انتشار می‌دهند. "


 
ESRB برای پیدا کردن اطلاعات مربوط به درجه بندی بازی، چندین ابزار که در آن ها خلاصه‌ی درجه بندی وجود دارد را ارائه می دهد. والدین می‌توانند با استفاده از موبایل از طریق وب سایتِ این سازمان (m.esrb.org) و یا با استفاده از برنامه‌های اختصاصی تلفن همراه، درجه بندی یک بازی و خلاصه درجه آن بازی  را درست زمانی که به این اطلاعات نیاز دارند متوجّه شوند. هم چنین ESRB برای جستجوی رتبه بندی توسط نرم‌افزارهای کاربردی (Widget) توسعه داده شده است که می تواند در وب سایت‌های مشترکین یا بر روی صفحه شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های شخصی برای دانلود قرار داده شود و یا از طریق ایمیل به دوستان و مخاطبان ارسال شود.

انجمن اولیا و مربیان(Parent Teacher Association)


در آوریل سال 2008 میلادی، ESRB وParent Teacher Association (PTA) به منظور توسعه و توزیع، جزوه‌ای مربوط به اطلاعات درجه بندیESRB  و دستورالعمل گام به گام برای چگونگی کنترل والدین بر همه‌ی کنسول‌های  بازیِ جدید، تولید کردند. هم چنین این جزوه ها راهنمایی برای بحث و گفت وگوی یک خانواده در مورد بازی‌های ویدئویی و بازی های آنلاین بوده و آن چه را که والدین می توانند انجام دهند تا اطمینان حاصل کنند که تجربه فرزند خود در هنگام بازیِ بازی‌های آنلاین، سالم و مطمئن است. جزوات به تعداد 26000 نسخه توسط این انجمن تهیه و توزیع شده، و به هر دو زبان انگلیسی و اسپانیایی در هر دو وب سایت ESRB و PTA در دسترس هستند.

نظام درجه بندی pegi


این نظام، نظام درجه بندی قاره‌ی اروپا محسوب می‌شود.
 
The Pan-European Game Information(PEGI)، سیستم درجه بندی است که برای کمک به تصمیم گیری آگاهانه والدین در خرید بازی‌های ویدئویی‌ در اروپا تاسیس شده است. این نهاد در بهار سال 2003 تاسیس و تعدادی از سیستم‌های درجه‌بندی ملّی، به وسیله‌ی یک سیستم واحد، در حال حاضر در بیش تر کشورهای اروپایی، مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ بیش از 30 کشور (دانمارک، اتریش، مجارستان، لتونی، نروژ، اسلوونی، بلژیک، استونی، ایسلند، لیتوانی، لهستان جایگزین، اسپانیا، بلغارستان، فنلاند ، ایرلند ، لوکزامبورگ ، پرتغال ، سوئد، قبرس، فرانسه، اسرائیل ، مالتا، رومانی، سوئیس ، جمهوری چک، یونان، ایتالیا، هلند، جمهوری اسلواکی و انگلستان) در سر تا سر اروپا این نظام درجه بندی را تایید و مورد استفاده قرار می‌دهند.

درجه بندی سنی، سیستمِ مورد استفاده‌ای است برای اطمینان حاصل کردن از محتوای سرگرمی‌ها، از جمله فیلم، دی‌وی‌دی‌، و بازی‌های ویدئویی با دقّت از نظر سن که با توجه به محتوای آنها برچسب خورده است.  رتبه بندی سن، ارائه راهنمایی به مصرف کنندگان (به ویژه والدین) محسوب می‌شود، که آیا این محصول را بخرند یا خیر.

 
در حال حاضر میلیون‌ها نفر از بازیکنان در سراسر اروپا از رایانه و بازی‌های ویدئویی لذت می‌برند. در بریتانیا، 37 درصد از جمعیت بین 16 و 49 ساله خود را به عنوان " بازی‌باز دائم " (به این معنی که همواره در حال بازی کردن بازی‌ها بر روی یک کنسول و یا رایانه هستند) توصیف می‌کنند. در حالی که، در اسپانیا و فنلاند 28 درصد از جمعیت 16 و 49 ساله به عنوان " بازی‌باز دائم " (گزارش نیلسن 2008) تعریف شده است. در حالی که اکثر بازی‌ها ‌(49 درصد) برای همه‌ی بازی‌بازان در تمام سنین مناسب هستند، بسیاری در بین این آثار وجود دارد که تنها مناسب برای نونهالان، نوجوانان و جوانان هستند. باز‌ی هایی نیز وجود دارد(4 ٪)، که برای بزرگسالان تنها (بیش از 18 سال) ساخته شده است.


 
درجه‌بندی در بازی‌ها مشخص می‌کند که این اثر برای بازی‌بازان بیش از یک سن خاص مناسب است. بر این اساس، بازی PEGI 7 تنها مناسب برای افراد هفت سال و بزرگتر از آن مناسب است و بازی 18 PEGI فقط برای افراد بزرگتر از هجده سال مناسب است. رتبه بندیPEGI  براساس مناسب بودن اثر برای سنین مختلف و محتواست و از نظر سطح دشواری مورد بررسی قرار نمی گیرد.

PEGI در سراسر اروپا به رسمیت شناخته شده و استفاده می شود و مشتاقانه توسط کمیسیون اروپا حمایت می‌شود. این نظام به یک مدل هماهنگ اروپا در زمینه حفاظت از کودکان در نظر گرفته شده است.

این سیستم توسط تولیدکننده‌گان کنسول‌ها از جمله سونی، مایکروسافت و نینتندو و هم چنین توسط ناشران و توسعه دهندگان بازی‌های تعاملی در سرتاسر اروپا پشتیبانی می‌شود.

سیستم درجه‌بندی و رده گذاری سنی در مورد نرم افزارهای تعاملی در فدراسیون اروپا (ISFE) توسعه داده شده است.


 
نظام درجه بندی اسرا (ESRA)
سازمان رده‌بندی نرم افزارهای سرگرم کننده (اسرا)، سیستم رده‌بندی سنی بازی‌های رایانه‌ای است که محتوای رده‌بندی و سن مناسب را تعیین می‌نماید. این سازمان در سال 1386 توسط بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای که یک نهاد نیمه دولتی است، تأسیس گردید. این سازمان که در ابتدا فقط و فقط برای داخل کشور طراحی شده بود، امّا پس از نمایشگاه دوبی گیم اکسپو (Dubai World Game Expo) و معرفی شدن ایران به عنوان بهترین تولید کننده‌ی بازی در خاورمیانه، این نظام درجه بندی بنا به درخواست بعضی کشورهای عربی و با امضای توافق نامه به اشتراک گذاشته شد.


 
تیم اسرا
پروژه تحقیقاتی اسرا به مدیریت آقای مجد، توسط یک تیم تحقیقاتی متشکل از 17 روانشناس و 8 جامعه‌شناس اجرا می‌شود. این پروژه تحقیقاتی که شامل 5 فاز مجزا می‌باشد، از سال 1386 در بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای در حال اجراست.

در تعیین رده‌بندی بازی‌های رایانه‌ای، اسرا 4 ویژگی را در نظر می‌گیرد:

1. خصوصیات جسمی - حرکتی

2. خصوصیات ذهنی - روانی

3.خصوصیات عاطفی
                                                                                                     
4. خصوصیات اجتماعی

گروه‌های سنی عبارتند از:

 
•    بالای 3 سال (خردسالی)

•    بالای 7 سال (کودکی)

•    بالای 12 سال (ابتدای دوران نوجوانی)

•    بالای 15 سال (نیمه دوم نوجوانی)

•    بالای 18 سال (بزرگسالان، مجرد)

•    بالای 25 سال (بزرگسالان، متأهل)

چشم‌انداز:
خواسته اسرا یا به بیان بهتر، هدف نهایی اسرا رسیدن به نقطه‌ای است که قادر باشد بهترین سن را برای هر بازی رایانه‌ای تعیین نماید. بهترین سن یعنی سنی که در آن، بازی هیچ آسیب روانی و رفتاری نداشته و به ارتقاء و رشد مخاطب کمک ‌نماید.

سازمان اسرا واقع در بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای درصدد است فعالیت های خود را با دو هدف دنبال نماید:

اولین هدف، ادامه تحقیقات و پژوهش ها می‌باشد. استفاده از چشم‌اندازهای جدید نظیر علوم ارتباطی، علوم تربیتی و روانشناسی اجتماعی، طراحی محتوا و صحنه‌های آسیب رسان جدید، طبقه‌بندی و تفکیک آن ها، صرف نظر از بهره‌گیری از دانش روز که در فاز پنجم تحقیقات اسرا طراحی و برنامه‌ریزی شد، از فعالیت های تحقیقاتی مهم اسرا به‌شمار می‌روند.

هدف بعدی، اداره سازمان اسرا و اجرای سیستم آن می‌باشد. تهیه فیلم و استخراج محتواهای بازی، تحلیل گیم پلی، تشخیص و تعیین گروه سنی مناسب برای هر بازی از جمله فعالیت های این فاز به‌شمار می‌روند. تربیت نیروی متخصص که مسؤلیت این هدف را بر عهده داشته باشند، امری مشکل و پرهزینه است که دستیابی به آن ملزم به استفاده از کلیه ظرفیت‌ها می‌باشد.


در زیر انواع محتوا توصیف شده‌اند:

*خشونت: نمایش خشونت، یعنی نمایش رفتاری که برای آسیب‌رساندن به دیگری از کسی سر‌می‌زند و دامنه آن از تخریب اموال و دارایی و آسیب رساندن، نابود کردن، از کار انداختن غیر جاندار و....گسترده است.

*استفاده از تنباکو و مواد مخدر: مشاهده مصرف تنباکو و یا مواد مخدر در بازی ها می‌تواند تابوی درونی ـ اجتماعی مصرف نکردن آن ها را برای مخاطب شکننده کند.

*محرک های جنسی: تنوع‌طلبی جنسی، روابط جنسی خارج از هنجارهای اجتماعی و غیره در بازی‌ها می‌تواند منجر به آسیب های روحی و جسمی مرتبط با نیاز جنسی مخاطب و موقعیت اجتماعی او گردد.

*ترس: ترس، نوعی احساس درونی مبنی بر عدم امنیت و نیز بی‌اعتمادی به فضای موجود است. این احساس درونی می‌تواند در سنین مختلف منجر به آسیب هایی نظیر استرس های مزمن، لکنت زبان در کودکی و بیماری های قلبی‌ ـ ‌تنفسی و هم چنین حس بدبینی و رفتارهای محافظه کارانه در محیط اجتماعی گردد.

*نقض ارزش های دینی: نقض ارزش های دینی منطبق با اصول اسلامی در نظر گرفته خواهد شد که مؤلفه دو مهم آن عبارت است از:

_نقض اصول اساسی یا باورهای دینی (چگونگی نمایش بهشت و جهنم)

_توهین به اماکن مقدس( توهین به مسجد، کلیسا)


*نقض هنجارهای اجتماعی: استفاده از کلمات رکیک و رفتارهای ناشایستی که منجر به هنجارشکنی اجتماعی می‌شود، از آسیب های اجتماعی است که کودکان و نوجوانان در بازی ها با آن آشنا می‌شوند.

* ناامیدی: معیار ناامیدی در بازی ها مرتبط با احساسی است که بازیکن بر خلاف میل خود مجبور است عملی را انجام داده و یا انجام ندهد. این اتفاق باعث ایجاد نوعی عذاب وجدان و احساس گناه در او می شود.

مقایسه:
برای اینکه وضعیت این 3 سازمان و نظام درجه‌بندی مشخص شود نیاز داریم تا چند بازی را به عنوان مثال بررسی کنیم تا متوجه شویم در این نظام‌ها بازی‌ها چگونه درجه بندی و ارزیابی می‌‌شود. این بازی‌ها از ژانرهای مختلف و از سال‌های مختلفی انتخاب شده است:




مخلص کلام
بلوغ زودرس کودکان و نونهالان را نمی‌توان با دلایلی کوچک و محدود همانطور که جان مطلب نیاز دارد بیان کرد به این دلیل که این اتفاق در بیش تر اشخاص به صورت متفاوت رخ می دهد. امّا امروزه با وجود سازمان ها و نظام های ناظر بر درجه بندی، آثار هنریِ آلوده به وفور در حال تزریق به جامعه هستند و نقش اساسی ای را در این رخداد ایفا می کنند. اتفاقی که نمی‌توان با دیدن این تغییرات، با چشم پوشی از کنار این آثار گذشت.

عملیات روانی اسراییل علیه ایران با یوتیوب+ تصاویر


رژیم صهیونیستی با انتشار فیلم هواپیماهای دور پرواز در صدد ارسال پیام به ایران بوده است. این فیلم هواپیماهای رژیم صهیونیستی را در حال سوخت گیری مجدد در آسمان نمایش می دهد.
به گزارش مشرق، چند رسانه غربی مدعی شدند رژیم صهیونیستی با انتشار فیلم جدیدی از تمرین هواپیماهای خود در یوتیوب در نظر داشته پیامی را برای ایران در آستانه مذاکرات این کشور با 5+1 ارسال کند.
روزنامه نشنال پست با انتشار عکسی  مدعی شد رژیم صهیونیستی با انتشار فیلم تمرین هواپیماهای دور پرواز در صدد ارسال پیام به ایران بوده است. این فیلم هواپیماهای رژیم صهیونیستی را در حال سوخت گیری مجدد در آسمان نمایش می دهد.


این نشریه همچنین زمان انتشار این فیلم را که دقیقا قبل از آغاز  دور جدید مذاکرات هسته ای ایران بوده در ارسال پیام به ایران موثر دانسته است.
همچنین شبکه تلویزیونی مسیحیان آمریکا نیز با تحلیل ارسال پیام به ایران از این رویداد یاد کرد. این شبکه در گزارش خود اضافه کرد که این تهدید اسراییل علیه ایران در حالی است که ایران به تازگی کنفرانس ضد صهیونیستی خود را تعطیل کرده است.



شبکه فاکس نیوز نیز در گزارشی به بررسی تصمیم ایران برای ارسال سه ماهواره به فضا و اقدام رژیم صهیونیستی در یوتیوب برای فضا سازی علیه ایران پرداخت.


این اتفاقات در حالی است که اخیرا نخست وزیر رژیم صهیونیستی در مصاحبه ای با بی بی سی  کم اطلاعی و ضعف تحلیل خود را درمورد ایران به نمایش گذاشت و مورد انتقاد گسترده قرار گرفت.

20 سال پیاده‌روی مادرانه + عکس


فاطمه شاهوردی مادر شهید پرویز شهیکی برای زیارت مزار مطهر فرزندش هر هفته ۱۰ کیلومتر راه را در کویر سوزان ریگان طی می‌کند تا عشق مادرانه‌اش را اثبات کند.

به گزارش مشرق به نقل از فارس، فاطمه شاهوردی مادر شهید پرویز شهیکی ساکن روستای علی‌آباد پشت‌ریگ شهرستان ریگان است که فرزند شهیدش در روستای محمدآباد دهگاوی شهرستان فهرج دفن شده است.

این مادر شهید با توجه به عشق و علاقه‌ای که به فرزند شهیدش دارد هر پنجشنبه از مسیری ریگ‌زار و سخت‌گذر در گرمای طاقت‌فرسای تابستان  و در سرمای سوزناک زمستان به مدت 20 سال به سمت قبور مطهر فرزند شهیدش می‌رود.

مادر شهید شهیکی مسیر 10 کیلومتری را در سخت‌ترین شرایط در آب و هوای گرم و یا سرد، توفان‌های شدید شن و مسیر صعب‌العبور تنها به عشق فرزند شهیدش به مدت پنج ساعت طی می‌کند.

 

این مادر بزرگوار در این مسیر طولانی عکس شهید، مقداری آب و آذوقه را به همراه خود دارد و هر کجا خستگی راه وی را خسته کند، استراحتی اندک می‌کند و سپس به راه خود ادامه می‌دهد.

مادر شهید پرویز شهیکی به همراه خود تسبیحی دارد و با شمردن دانه‌های آن ذکر صلوات و دیگر ذکرها را زمزمه می‌کند.

عکس پسر شهیدم خستگی را از تنم بیرون می‌کند

این مادر شهید هدف از این کار را عشق و علاقه به فرزند شهیدش ذکر کرد و اظهار داشت: به مدت 20 سال است که این مسیر را هر هفته طی می‌کنم و با توجه به اینکه عکس شهید همیشه همراهم است، خسته نمی‌شوم. 

فاطمه شاهوردی بیان داشت: بلندترین تپه‌های شنی دنیا در مسیرم وجود دارند، اما هر هفته از این تپه‌ها عبور می‌کنم و به مزار مطهر فرزند شهیدم می‌روم.

توصیه شهید شهیکی به برادران و خواهرانش

وی افزود: هر زمان فرزندم از جبهه می‌آمد به برادران و خواهران خود می‌گفت به عبادت خدا بپردازند و نمازتان را اول وقت به جا آورید. مادر شهید شهیکی تنها آرزویش را دیدار با مقام معظم رهبری بیان کرد. 

 مادر شهید شهیکی رسیدن به فرزندش را با پای پیاده ترجیح می‌دهد

دهیار علی‌آباد پشت‌ریگ ریگان به خبرنگار فارس گفت: چندین مرتبه به این مادر شهید گفتیم که با وسیله نقلیه ایشان را ببریم، اما قبول نکردند و همیشه با پای پیاده این مسیر 10 کیلومتری را طی می‌کنند. 

علی ابراهیم‌پور ابراز داشت: با توجه به اینکه این مادر شهید علاقه زیادی به فرزند شهیدش دارد هر پنجشنبه این مسیر را پنج ساعته طی می‌کند. پاسدار شهید پرویز شهیکی در سال 48 در روستای علی‌آباد پشت‌ریگ متولد شد، وی با آغاز جنگ تحمیلی وارد جبهه‌های حق علیه باطل شد در چند عملیات زخمی شد، اما مجدا وارد جبهه شد و در  تاریخ 26 آبان ماه سال 64 در منطقه فاو به درجه رفیع شهادت نائل آمد. 

 

جامعه مدرن و پدیده کارتن خوابی+ تصاویر

از آنجا که کارتن خوابی از دید اذهان عمومی از نشانه های اقتصاد بیمار و مدیریت نا کارآمد است، فلذا افزایش آن در سطح اجتماع باعث القای ناامیدی به مردم و نتیجه پیدایش بدبینی به دولت می شود، در حقیقت مردم کارتن خوابی را به طور ناخداگاه نتیجه مدیریت بد دولت می دانند و ...

 مشرق؛ با صنعتی شدن جوامع، رقابت بین طبقات مختلف جهت کسب مزایا شدت می یابد، رقابتی که در آن تعادل چندان قدرتمندی به چشم نمی خورد، در حقیقت در این رقابت یکی غنی و دیگری فقیر است. در واقع صنعتی شدن جوامع هر چند مزایای مثبتی همچون توسعه نظام های آموزشی، پزشکی و... را در خود دارد، اما در نیمه دیگر خود فقر، اعتیاد، فحشاء و سایر معضلات را نیز به همراه خواهد داشت.

نباید فراموش کرد که اوج استثمار افراد و طبقه فقیر در غرب در عصر انقلاب صنعتی پدید آمد، در حقیقت جوامع در چند حالت بیشتر دچار زخم های زشت اقتصادی نمی شوند. حالت اول، حالتی است که یک جامعه در آستانه صنعتی شدن به سر می برد و دارد به سوی توسعه یافتگی قدم بر می دارد. حالت دوم، زمانی که جامعه دچار رکود اقتصادی و بیکاری است. و حالت سوم که بدترین حالت متصور است آمیزه ای از دو وضعیت فوق می باشد. در جوامعی که در یکی از این سه دسته قرار دارند، معضلات اقتصادی- اجتماعی همچون غرور جوانی است که پیدایش آن قطعی و غیر قابل اجتناب اما قابل التیام و ترمیم است.

یکی از این معضلات اقتصادی که نمایه اجتماعی پیدا می کند، پدیده کارتن خوابی است، که یا در جوامع در حال صنعتی شدن بدلیل از بین رفتن کارهای سنتی و یا در جوامع در حال رکود پدید می آید و یا هر دو حالت توأمان با هم سبب پیدایش آن می-شوند.

تعریف کارتن خوابی و کارتن خواب

کارتن خوابی یک پدیده و یک مساله شهری بوده و به طور خاص در کلان شهرها محسوس است. این پدیده یک معضل اجتماعی است که تالی فاسد آن در حوزه های دیگر مانند بهداشت، اعتیاد و... نما پیدا می کند. در حقیقت آنچه که تحت عنوان پدیده کارتن خوابی در جوامع پدید آمده است، ولد معضل شایع تری با عنوان ولگردی یا همان بی خانمانی است.

بی خانمان به کسانی اطلاق می شود که به علت شرایط ویژه جسمی، روانی یا اجتماعی، جایگاه و مسکن ثابت، درآمد و شغل مناسب ندارند، حتی از حمایتهای اجتماعی و حمایت های خانواده نیز برخوردار نیستند. وضعیت کارتن خواب ها را می توان بسیار خطرناک تر یافت زیرا کارتن خواب ها علاوه بر اینکه شرایط قابل قبول اجتماعی – اقتصادی را ندارند، اغلب از مطرودان جامعه هم چون معتادان بوده که به بیماری های عفونی چون ایدز و هپاتیت نیز مبتلا هستند.

معمولاً کارتن خواب ها جرائم کوچک و بزرگی را مرتکب می شوند، البته برخی از آنها متکدی هستند و یا با کارهایی مثل پاک کردن شیشه اتومبیل ها، دستفروشی و... پولی در می آورند. اما در نهایت اینکه مبتلایان این پدیده به چه کاری مشغواند به خودی خود باعث تعدیل و تخفیف اثرات سوء این معضل نخواهد شد، زیرا  نفس عمل کارتن خوابی دارای تاثیرات سوء بر امنیت روانی و اجتماعی جامعه است.

معضلات اجتماعی ناشی از کارتن خوابی

کارتن خوابی همچون هر معضل اجتماعی، تالی فاسد خواهد داشت، از این رو در ذیل به پاره ای از آثار سوء کارتن خوابی اشاره می شود:

1. تلقین حس بدبینی و ناامیدی به جامعه

از آنجا که کارتن خوابی از دید اذهان عمومی از نشانه های اقتصاد بیمار و مدیریت نا کارآمد است، افزایش آن در سطح اجتماع باعث القای ناامیدی به مردم و نتیجه پیدایش بدبینی به دولت می شود، در حقیقت مردم کارتن خوابی را به طور ناخداگاه نتیجه مدیریت بد دولت می دانند و به آینده کشور نا امید می شوند، که نتیجتا این نامید اثرات خود در کاهش مشارکت های سیاسی و مدنی به رخ خواهد کشید.


2. ایجاد فضای مشخص برای ارتکاب جرائم مختلف

کارتن خواب ها غالباً به طور پراکنده زندگی نمی کنند بلکه آنان منطقه ای خاص را مشخص می کنند تا دور هم جمع شوند و یا در گرمخانه های دولتی و غیر دولتی به سر می برند که هر دوی این موارد حواشی منفی مخصوص به خود را به همراه دارد. از آنجا که بسياري از كارتن خواب ها از بيماري هاي جسمي و رواني رنج مي برند و دارای ظاهر و ثبات روانی مطلوب نیستند، مضاف براین تعدادی از آنها به مواد مخدر و مشروبات الکلی مبتلا بوده و از این رو بخشی از ایشان مبتلا به بیماری های ايدز، هپاتيت و سایر بيماري هاي واگيردار می باشند، بنابراين طبيعي است که وجود گرمخانه ها در محدوده هاي شهري، عاملي براي ايجاد ناامني رواني و ذهني شهروندان و مولد حاشيه هاي شهري باشد. طرز برخورد مردم با گرمخانه ها مؤيد اين ادعا است.


3. اشاعه فحشاء و افزایش اعتیاد

همانطور که گفته شد بخشی از کارتن خواب ها اعتیاد به انواع مواد مخدر و مشروبات الکلی دارند و از آنجا که تمامی کارتن خواب-ها از نظر روانی در وضعیت مساعدی به سر نمی برند طبیعتاً پتانسیل اعتیاد را دارند و ممکن است با قرار گرفتن در چنین محیط-هایی این دسته اخیر نیز مبتلا به اعتیاد شوند.

از سوی دیگر از آنجا که کارتن خواب ها از بین صفوف مختلف جوامع هستند پس مسلّماً بین آنان زنانی نیز حضور دارند که این خود باعث افزایش تن فروشی و جرائمی همچون تجاوز می شود.


4. افزایش نا امنی اجتماعی

همانطور که گفته شد جامعه کارتن خواب ها از نظر روانی دارای ثبات نیستند و برخی از آنان نیز اعتیاد دارند، از این رو از این افراد انتظار هر عملی جهت ارتزاق و تأمین هزینه مواد مخدر را می شود داشت.


5. ترویج تکدی گری

متأسفانه طرز برخورد برخی نهادهای مدنی و دولتی به نوعی باعث ترویج تکدی گری می شود، این نهاد ها که از روی دلسوزی فقط به فکر جمع آوری کارتن خواب ها و اسکان آنان هستند، در دراز مدت زمینه تکدی گری و تن پروری را برای کارتن خواب ها پدید می آورند.

6. کاهش نیروی کار و مفید جامعه

مع الوصف کارتن خوابان از بین اعضای جامعه هستند، آنها قبل از این که به این وضع بیافتند هر کدام در صنفی مشغول به کار بوده و نیروی کار آن کشور محسوب می شدند، اما با سقوط آنان جامعه از این نیروی انسانی محروم گشته است. محرومیتی که بسته به واکنش ها نسبت به کارتن خوابی می تواند موقتی یا ابدی باشد.


نتیجه گیری و راه های درمان کارتن خوابی

پدیده کارتن خوابی به طور کلی یک معضل همیشگی نیست، بلکه می توان با اتخاذ درمان های مناسب این نیروی کار را مجدد به جامعه بازگرداند که در ذیل به پاره ای از آنان اشاره می شود:

1. آماده سازی کارتن خواب ها برای بازگشت مجدد آنان به جامعه

یکی از معضلات در برخورد با کارتن خواب ها این است که در اکثر جوامع فقط آنان را اسکان می دهند و برایشان غذا تهیه می-کنند، درحالیکه نفس این عمل خود به کارتن خوابی دامن می زند، به کارتن خواب بهتر است یاد داده شود که چگونه می تواند نان در بیاورد به جای آنکه به او نان بدهند.

در جوامع مختلف بسته به توانایی مالی کشور فرایند بازپروری کارتن خواب ها طی می شود. جوامعی که از ثبات مالی برخوردارند می توانند از برپایی کلاس های گروهی و کارگاه های آموزشی بهره ببرند، جوامعی نیز که امکانات مالی شان محدود است می توانند به برپایی اردوگاه های کار اجباری دست بزنند و در آن از کارتن خواب ها بعنوان نیروی کار اجباری استفاده کنند تا در جریان آن هم برای دولت فایده مالی داشته باشند هم در طی این پروسه خودشان نوعی حرفه یاد بگیرند.

2. قائل شدن تسهیلات مالی

در صورت امکان و توان مالی، بهتر است برای کارتن خواب هایی که توانستند فرآیند بازپروری را طی کنند، تسهیلات مالی قائل شد تا بتوانند بر پایه آن زندگی جدید خود را آغاز کنند.


3. اسکان آنان در خارج از شهر

همانطور که گفته شد وجود گرمخانه ها و پاتوق کارتن خواب ها باعث القای حس نا امیدی و وحشت به جامعه است فلذا بهتر است این افراد در خارج از شهرها اسکان داده شوند تا موجب خدشه دار شدن روحیه اذهان عمومی نشوند.


4. تحدید دوره اسکان

از آنجا که پاره ای از واکنش های مهرآمیز به کارتن خواب موجب رواج روحیه تکدی گری می شود بهتر است برای کارتن خواب ها یک پروسه زمانی محدود و مشخص را تعیین کرد.

5. اقدامات تأمینی جهت جلوگیری از "پاتوق سازی"کارتن خواب ها

همانطور که اشاره شد، جمع شدن کارتن خواب ها در کنار یکدیگر از یک سوء موجب اشاعه فحشاء می شود و از سوی دیگر به نا امنی ها دامن می زند پس بهتر است که با این دسته از پاتوق ها به طور قهر آمیزی برخورد کرد تا از تشکیل حریم امنی برای مجرمان بالقوه جلوگیری گردد.


6. برخورد تأمینی و انتظامی با ولگردان و اراذل

از آنجا که ولگردی خود از عوامل ابتدایی پیدایش صنف کارتن خواب است و در حقیقت به چنین روحیاتی دامن می زند، با برخود تأمینی و علنی با این افراد می شود نوعی بازدارندگی اجتماعی پدید آورد.

7. تشدید اعتقادات مذهبی

مشخص است که کارتن خوابی نتیجه مستقیم زوال روانی است، در حقیقت کارتن خوابی یکی از شدیدترین مراحل "گناه کبیره" نا امیدی از رحمت باری تعالی است پس با تشدید اعتقادات مذهبی و یادآوری رحمت خداوند می توان نوعی بازدارندگی عقیدتی برای مبارزه با کارتن خوابی پدید آورد.

8. تغییر دید جامعه نسبت به کارتن خواب با فرهنگ سازی

بطور کلی یکی از مجموع عواملی که باعث می شود بخشی از کارتن خواب ها هیچ وقت وضعیت گذشته خود را پیدا نکنند، دید جامعه به آنان است.

خیلی از جوامع شاید سوء پیشینه کیفری را در اسناد  پاک کنند اما از حافظه خود محو نخواهند کرد، کارتن خوابی و سبک زندگی کارتن خوابی از آنجا که از دید جامعه وجه خوبی ندارد، افراد مبتلا به آن، حتی پس از ترک این سبک از زندگی باز در جامعه با واکنش اجتناب گر روبرو می شوند که از این رو یا به سوی خلاف می روند یا همان زندگی سابق خود را بر می گزینند. علی ای حال بهتر است که با فرهنگ سازی در جوامع، این مسئله را باب کرد که کارتن خواب ها می توانند دوباره پرورش بیابند.


 باید متذکر شد که پدیده کارتن خوابی از یک سو به وجه اجتماعی حکومت لطمه می زند و از سوی دیگر استمرار آن موجب اشاعه فحشاء و ناامنی خواهد شد، همچنین برخورد صرفاً سیر کننده با آن به رواج تکدی گری می انجامد، به این ترتیب بهتر است که به کارتن خواب به دیده یک شاگرد رفوزه نگاه کرد و فرصت مجدد آموزش را به او داد.

وصیت بی‌سابقه امام باقر(ع) در کلام رهبر انقلاب/صوت؛ بیان حالات امام پنجم توسط آیت الله مجتهدی/ نوا؛س


گروه معارف – رجانیوز:

هنگام ورود به خاک بقیع، کفشهایت را که درمی‏آوری و پایت خاک این مزار را لمس می‏کند، دلت هم می‏شکند. قبور بی‏سایبان مانده در برابر آفتاب، داغت را تازه می‏کند و بر غمی کهن و دیرین، اشک می‏ریزی و بغض مانده در گلو را در هوای بقیع، رها می‏کنی. رنج‌نامه‌ی نانوشته شیعه، بر خاک و سنگ این مزار، گویاتر از هر زمان است.

 

یک طرف جمعی به دعای توسّل مشغولند و زمزمه‏کنان، طرف دیگر، دل‌هایی با آهنگ نوحه و مرثیه، به عمق مظلومیت «آل اللّه‏»، راه می‏یابند و می‏گریند. دل‌ها، به خاکبوسی این چهار امام معصوم (ع) آمده‏اند.

 

در کناری، کسی آرام آرام، اشک می‏ریزد و در سوگ شهادت امام باقر(ع) مرثیه‌ای می‏خواند. و اینجا، اشکها سخن می‏گویند. سکوتِ زبان را هم زلال اشک، جبران می‏کند. چشم‌های اشکبار، ترجمانِ دل‌های داغ‌دار و بی‏قرار است.

 

حرفی هم که نزنی، کلامی و سلامی هم که نگویی، چشمها و قطرات جاری اشک، هم روضه‏خوان مجلس است، هم گریه‏کنِ محفل... لازم نیست کسی مرثیه بخواند، بقیـع، خودش «مرثیه مجسّم» است.

 

اما شبِ بقیع همچنان خاموش است و تاریک... مدینه و خیابان‌ها و بازارهایش، گرچه غرق نور است، اما وادی بقیع، در موج ظلمت و غربت فرو رفته است... گویا اصلاً خورشیدی بر این خاک نخفته است. خورشیدی همچون امام باقر(ع)...

 

اما، روشنایی این وادی، از نور امامت سرشار است. السلام علیك یا امام محمد باقر(علیه‌السلام)...

 حسینیه رجانیوز را به یاد یادگار کربلا حضرت باقرالعلوم امام محمد بن علی علیه الصلاه و السلام با آرزوی شفاعتش به پا می‌کنیم.

 

 

 

 

 

پای درس رهبر//

منتخبی از بيانات رهبر انقلاب در مورد حضرت امام محمد باقر عليه‌السلام

 

 

 

 

وصیت بی سابقه امام باقر(ع)

از لحاظ تاريخى، اين روزها روزهاى نشاندار و بزرگى است: شهادت امام باقر (عليه‌السّلام) كه يك شهادت داراى پيام بود؛ لذا خود امام باقر وصيت كرد كه بعد از او تا ده سال در منا به مناسبت اين رحلت، يادبود برپا شود. در ميان ائمه‌ى ما اين بى‌سابقه است، بى‌نظير است. ياد امام باقر، يعنى ياد سر برآوردن حيات دوباره‌ى جريان اصيل اسلامى در مقابله‌ى با تحريفها و مسخهائى كه انجام گرفته بود.  (بيانات در ديدار جمع كثيرى از بسيجيان كشور 04/08/1388)

 

الگوی كامل مجاهدت خستگی ناپذیر در راه دین

اين بزرگوار كه حدود هجده سال دوران امامتشان طول كشيد، الگوى كامل تلاش و مبارزه و مجاهدت خستگى‌ناپذير و پر از مشكلات براى اشاعه‌ى دين و كلمه‌ى حق و راه انداختن جريان فكرى درست در دنياى آن روز بودند. هدفى كه امروز ملت ايران براى آن تلاش مى‌كند - يعنى زنده كردن سخن حق در دنياى مادى و منحط و گمراه كننده و غرق در فساد - كارى است كه امام باقر(عليه‌السلام) يك‌تنه به كمك معدودى از اصحاب خود، در دنياى بزرگ آن روز اسلام انجام مى‌داد. (سخنرانى در مراسم بيعت جمع كثيرى از اقشار مختلف مردم شهرهاى قم، رفسنجان و كهنوج  19/04/1368)

 

  

 

نوا//


صلوات بر محمّد بن على علیهماالسلام به روایت امام حسن عسگری (ع ) با نوای استاد حسن زاده

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی باقِرِ الْعِلْمِ وَاِمامِ الْهُدى وَقآئِدِ اَهْلِ التَّقْوى وَالْمُنْتَجَبِ مِنْ عِبادِکَ اَللّهُمَّ وَکَما جَعَلْتَهُ عَلَماً لِعِبادِکَ وَمَناراً لِبِلادِکَ وَمُسْتَوْدَعاً لِحِکْمَتِکَ وَمُتَرْجِماً لِوَحْیِکَ وَاَمَرْتَ بِطاعَتِهِ وَحَذَّرْتَ مِنْ مَعْصِیَتِهِ فَصَلِّ عَلَیْهِ یا رَبِّ اَفْضَلَ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَدٍ مِنْ ذُرِّیَةِ اَنْبِیآئِکَ وَاَصْفِیآئِکَ وَرُسُلِکَ وَاُمَنآئِکَ یا رَبَّ الْعالَمینَ

 

خدایا درود فرست بر محمد بن على شکافنده علم و پیشواى هدایت و رهبر مردم با تقوى و برگزیدگان از میان بندگانت خدایا چنانچه او را قرار دادى نشانه و دلیلى براى بندگان تو مشعل هدایتى براى بلاد و شهرهایت و ودیعه نگهدارى براى حکمتت و ترجمان و مفسرى براى وحیت و دستور دادى (ما را) به فرمانبرداریش و برحذر داشتى از نافرمانیش پس درود فرست بر او پروردگارا بهترین درودى را که بفرستى بر یکى از فرزندان پیامبران و برگزیدگان و رسولان و امینهایت اى پروردگار جهانیان

  


نوا//

 

 

بیان امام خمینی(ره) درباره علت وصیت امام باقر(ع) مبنی بر نوحه‌سرایی برای ایشان در منی

 


 

در بوستان معرفت//

 

حالات امام باقر (ع)  در کلام آیت الله مجتهدی


 

 روایتی در جلد ششم بحار الانوار است در باب حالات امام پنجم / روزی به ایشان فرمودند : شما ذریه پیامبرید؟ فرمودند: بله و پرسیدند: آیا شما وارث انبیا هستید همانگونه که پیامبر بود؟ و ایشان فرمودند: بله  و پرسیدند: پیغمبر علم همه علما دنیا را داشتند، شما هم دارید؟  و ایشان فرمودند: بله؛ و ائمه ما همان وارثان علم و دانش تمام انبیاء الهی هستند زیرا علمشان مانند علم پیامبر است

و حضرت فرمودند: پیامبر علم تمام انبیاء الهی را داشتند و ایمان داشتن و باور بسیار به ما کمک کننده و راهنمایی دهنده است آن قدر که حدیث است : کوری به امام رسید و خواست بینا شود ، امام فرمودند : تو را بینا می کنم اما اگر بینا شوی و نور چشمانت برگردد خداوند با حساب و کتاب با تو برخورد خواهد کرد اما اگر کور بمانی ، بی حساب و کتاب به بهشت می روی و ثواب کوری تو رفتن به بهشت است  و آن فرد که ابا بصیر بود گفت : من با ایمان کوری را انتخاب می کنم تا خداوند مرا به بهشت بفرستد چون بهشت برای من محبوب تر است و من حال حساب و کتاب ندارم که بندگان از گناه و خطا دور نیستند .

و بحارالانوار چند جلد است که در زمان ناصرالدین شاه برای بار اول چاپ شد که 25 جلد بود و چندین کیلو وزن دارد روی کاغذ ترمه و با جوهر قرمز / و بسیار قیمتی است / و امام شناسی باعث می شود بچه شیعه ها نگویند که عُمر خوب بود / بله / عُمر به اسلام خیلی خدمت کرد و کشور گشایی کرد و حتی ایران را عمر فتح کرد و اسلام را به ایران آورد اما عمر کجا و علی کجا / عمر برای دنیا کرئد و علی برای آخرت و اگر امام شناسی در خون ما باشد می توانیم خوب و بد را تشخیص دهیم و به امامان دخیل ببندیم و آنها را با علم و دانایی صدا کنیم تا صدای ما را بشنوند و ما را پاسخ دهند که اگر با دانش به آنها بپردازیم / ایمان بیشتری پیدا خواهیم کرد .

انبیاء الهی هر کدام علم و علومی داشته اند که در جای خود از منبع الهی و حق بوده اند و هر کدام از آنها علم خود را از طریق خدا به آخرین پیامبر به ایشان سپرده اند و از جهت آنکه ایمان انسان ها به دل آنها است و نه کلام آنها / دل سپردنن به تقوای دل ، بندگان را به خدا نزدیک خواهد کرد / و نزدیکی به خدا ایمان را در دلها و محبت را به ائمه زیاد خواهد کرد و صورت را درخشان و روشن خواهد نمود / و اگر خداوند بخواهد به بنده ای علم بدهد دل او را به سمت عشق به والدین و ائمه راهنمایی خواهد کرد و در باب فضایل امام پنجم در بحارالانوار بسیار صحبت است که برای خواندن و مطالعه به علاقه مندان سفارش می شود .

 

 

نوا//

سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی در روز شهادت امام باقر علیه السلام

 

 

 

 

ذکر مصیبت//

 

 روضه و سينه زني شهادت امام باقر عليه‌السلام در سال 91 با نواي حاج محمود كريمي

 

 روضه امام باقر علیه‌السلام با نوای حاج منصور ارضی 

 

 

ویژه‌ها//

یادگار نینوا

در سوگ چشمه جوشان دانش

سوگواره

گلچین روضه و عزاداری

به مناسبت شهادت آخرین یادگار کربلا؛ پاكسازي اسلام از غبار تحريف و احياي فقه+ روضه‌خوانی


امام باقر (ع) با اين كه توجه به استغناي نفس و لزوم تلاش براي كسب معاش داشت و عملا در اين راستا گام مي نهاد، اما هرگز زندگي خود را وقف تأمين معاش نكرده بود، بلكه همت اصلي آن حضرت، حضور سازنده و مؤثر در جامعه بود.
گروه فرهنگی مشرق- از همان لحظه شروع شد روزگار توأم با اندوه و رنج تو؛ از همان لحظه که کودکی ات را با هفتاد و دو پروانه سرخ، بدرقه کردی، از همان لحظه که مصیبت را در بالاترین درجه در پنج سالگی، به نظاره ایستادی، از همان لحظه که پا به پای غل و زنجیرهای بسته بر دست و پای پدر، خون گریستی.

از همان لحظه، تو در مصیبت کربلا بزرگ شدی و رنج هایت همیشگی شد تا راوی دردهای بهترین بندگان خدا باشی. تا قصه عشق، فراموش نشود. تو را که «محمد» نام داشتی و شکافنده علوم نبوی بودی، تمام خانه های مدینه خشت خشت و کوچه به کوچه می شناسند!

تو را می شناسند؛ از عطر قدم هایت که نسیم وار از کوچه ها می گذرد و بوی عرش را می پراکند در رگه های شهر؛ از طنین صدایت که به گفت وگوی فرشته ها می ماند؛

از عطر شناورت که بی دریغ می پراکنی در شریان های زمین، تا خاک، اجازه یابد که یک بار دیگر نفس بکشد رایحه بهشت را؛

من جامه سیاه خود را هرگز از تن بیرون نخواهم آورد؛ که بعد از غروب غم انگیز ستاره روشن چشمانت، تا همیشه، سرزمین دلم، میهمان اندوه و درد است.

تاب نیاوردند شور خطابه هایت را که لرزه می افکند بر ارکان قدرت های پوشالی شان.

تاب نیاوردند وجودت را که هر لحظه ات، رستاخیزی به پا می کرد در جان های آشفته.

هشام، نتوانست تو را بفهمد. سنگ دلی و تیره بختی هشام، تو را تاب نیاورد؛ تو را که پژواک رسایی بودی از فریادی که از خنجر بریده خون خدا، بر خاک تفتیده نینوا جاری شد، تو را که تفسیری بودی از اشک های سی ساله «زین العابدین»، تو را که غم نامه ای بودی از سرگذشت جان گداز دختری سه ساله در کنج خرابه های شام.

بعد از تو، داغ، سهم همیشگی من است و اشک، میهمان دائمیِ چشمانم. بعد از تو، اندوه و غربت من پایانی ندارد.



حاج محمود کریمی

دانلود

تولد
امام پنجم، امام محمد باقر (عليه السلام) در روز دوشنبه سوم صفر و بنابه قولى، اول رجب سال 57 هجرى در مدينه متولد شدند .و الده آن حضرت، فاطمه دختر امام حسن مجتبى (عليه السلام) بود و از زنان باكمال محسوب مى شد.

از امام صادق (عليه السلام) روايت شده است كه درشأن آن بانوى بزرگوار فرمود: جده ام زن بسيار راستگويى بود و در خاندان امام حسن (عليه السلام) زنى به درجه و مقام او نرسيد.

نام آن حضرت محمد ، كنيه ايشان ابوجعفر و القاب ايشان باقر ، شاكر و هادى است .

شرایط اجتماعی امام باقر(ع)
ساير امامان به جز امام علي(ع)، از آنجا كه مسؤوليت حكومت را بر عهده نداشته اند و در شرايط اجتماعي ويژه اي زندگي مي كرده اند، كه چه بسا استفاده از لباسهاي كم بها و وصله دار موجب تضعيف موقعيت اجتماعي آنان و توهين به شيعه مي شد، و بازتاب منفي داشته است، بر اساس وظيفه، آداب صحيح اجتماعي را رعايت كرده، به جمال و زي شرافتمندانه در جامعه اهتمام مي ورزيده اند.

امام باقر  حتي در مورد چگونگي اصلاح محاسن خويش به مرد پيرايشگر رهنمود مي دهد. و در انتخاب لباس براي خويش، عزت و شرافت و زي شايسته را در نظر دارد! چنان كه گاه لباس فاخر و تهيه شده از خز مي پوشد. و براي لباس رنگهاي جذاب و پر نشاط انتخاب مي كند.
امام باقر  از اين كه در اندام او آثار رخوت و كسالت و پژمردگي ظاهر باشد، متنفر بود.

حكم بن عتيبه مي گويد: امام باقر  را ديدم كه حنا بر ناخنها نهاده است.

اين احاديث در مجموع مي رساند كه امام باقر  به چگونگي وضع لباس و زي خويش در جامعه توجه داشته، بي قيدي و بد منظري و بي مبالاتي را نمي پسنديده است.


مهدی سلحشور

دانلود

حضور فعال امام باقر  در جامعه    
امام باقر  با اين كه توجه به استغناي نفس و لزوم تلاش براي كسب معاش داشت و عملا در اين راستا گام مي نهاد، اما هرگز زندگي خود را وقف تأمين معاش نكرده بود، بلكه همت اصلي آن حضرت، حضور سازنده و مؤثر در جامعه بود.

امام باقر  در روزگار خود، بزرگترين تأثير علمي و عملي را براي جامعه خويش داشت.

حضور در مجامع علمي و تأسيس جلسات فرهنگي، يكي از بهترين و ارزنده ترين نوع حضور در جامعه و خدمت به اجتماع مسلمانان بوده و هست، زيرا هر گونه تكامل اجتماعي در ابعاد اخلاقي و معنوي و اقتصادي و...منوط به تكامل فكري و فرهنگي است.

براي تبيين نقش حياتي امام باقر  در جامعه اسلامي، ياد همين نكته كافي است كه:

جمع عالمان بر اين عقيده اتفاق دارند كه فقيه ترين مردم در آغاز سلسله فقيهان شش نفرند و آن شش نفر از اصحاب و شاگردان امام باقر  و امام صادق  بشمار مي آيند. و سخن حسن بن علي الوشاء كه از معاصران امام رضا  مي باشد، خود گواهي روشن بر مدعاي ماست كه مي گويد: نهصد شيخ و بزرگ راوي حديث را در مسجد كوفه مشغول تدريس يافتم كه همگي از امام صادق  و امام باقر  نقل حديث مي كردند.


سلحشور

دانلود

خط مشی امام محمد باقر(ع)
با همه مهربان بود. حتي با کساني که نسبت به او رفتار بدي داشتند. اگر نيمه شبي مهماني مي رسيد، با مهرباني در به رويش مي گشود و در باز کردن بار و بنه به او کمک مي کرد. در تشييع جنازه ي مردم عادي شرکت مي کرد. ظاهري آراسته داشت. خوردن غذا را با نام خدا آغاز و با حمد خدا ختم مي کرد. آن چه را در اطراف سفره ريخته بود، اگر در خانه بود، بر مي داشت و اگر در بيابان بود، براي پرندگان وا مي نهاد. غذا دادن به مؤمنان به ويژه شيعيان را بسيار مهم مي شمرد و به ياران خود سفارش مي کرد دوستان و هم کيشان خود را ميهمان کنند.

يارانش را به کارو کسب تشويق مي کرد. آن گرامي تنها و تنها سفارش به کار نمي کرد؛ بلکه خود نيز به باغ و مزرعه ي خويش مي رفت وحتّي در هواي گرم تابستان، عرق ريزان کار مي کرد. با آن که در آمدش کم، خرجش بسيار و عيال‌وار بود، درعين حال بخشندگي اش بين خاص و عام، آشکار و بزرگواري اش مشهور و فضل و نيکي اش معروف بود. بخشش او به حدّي بود که مورد اعتراض نزديکان قرار مي گرفت. آن حضرت ياور بيچارگان، يار درماندگان و دستگير در راه ماندگان بود. بدين سبب، نيازمندان زيادي به منزلش مراجعه مي کردند و آن حضرت به غلامان و کنيزانش سفارش مي کرد که آن ها را تحقير نکنند و گدا ننامند، بلکه آن ها را به بهترين نامهايشان صدا بزنند. پيوسته يارانش را به همدردي و دستگيري يکديگر سفارش مي کرد و مي فرمود: «چه بد برادري است، برادري که چون غني باشي همراهت باشد و چون فقير شوى، تو را تنها بگذارد.»

پاكسازي اسلام از غبار تحريفات و احياي فقه
پس از آن‌كه امام محمد باقر (ع) امر امامت را عهده دار شدند, زماني بود كه نارضايتي مردم باعث قيام‌هايي در گوشه و كنار كشور پهناور اسلامي شده بود و اين موقعيت براي احياي سنت فراموش شده نبوي فرصت مناسبي بود. حضرت از اين مجال بيشترين و بهترين استفاده را بردند و پاكسازي اسلام از غبار تحريفات بني اميه و همچنين خرافات يهود و اسرائيليات را در صدر فعاليت‌هاي خويش قرار دادند.

سالهاي (94-114) زمان پيدايش مشرب‌هاي فقهي و اوج گيري نقل حديث درباره‌ي تفسير مي‌باشد. از علماي اهل سنّت كساني مانند ابن شهاب زهري، مكحول،‌قتاده، هشام بن عروه و ... در زمينه‌ي نقل حديث و ارائه‌ي فتوا فعاليت مي‌كردند.

وابستگي عالماني مانند زهري، ابراهيم نخعي، ابوالزناد، رجاء بن حياة كه همگي كم و بيش به دستگاه حاكميت اموي وابستگي داشتند، ضرورت احياي سنت واقعي پيامبر (صلي الله عليه و آله) را به دور از شائبه‌هاي تحريف عمده‌ي خلفا و علماي وابسته به آنان مطرح مي‌كرد.
با نگاهي به فراواني روايات نقل شده در اين دوران و شهرت علم فقه در ميان محدثان اين زمان، مي‌توان گفت كه علم فقه نزد اهل سنّت از اين دوره به بعد وارد مرحله تدوين خود شده است.

اولين بار در سال 100 هجري عمر بن عبدالعزيز فرمان تدوين احاديث را خطاب به ابوبكر بن حزم صادر كرد. اين خود بهترين شاهد است بر شروع تكاپوي فرهنگي اهل سنت در آغاز قرن دوم، مقارن با دوران امامت امام باقر (عليه‌السلام). از اين رو امام احساس مي‌كرد كه مي‌بايست با ابراز و اشاعه‌ي نظرات فقهي اهل بيت در برابر انحرافاتي كه به دلايل مختلفي در احاديث اهل سنت رسوخ كرده بود، موضعگيري نمايد. نقطه نظرات فقه شيعه گرچه تا آن زمان به طور محدود و در حد اذان و تقيه، نماز ميت و ... روشن شده بود، اما با ظهور امام باقر (عليه‌السلام) قدم مهمي در اين راستا برداشته شد و يك جنبش فرهنگي تحسين برانگيزي در ميان شيعه به وجود آمد. در اين عصر بود كه شيعه تدوين فرهنگ خود ـ شامل فقه و تفسير اخلاق ـ را آغاز كرد.

پيش از اين در جامعه‌ي اسلامي، فقه و احاديث فقهي در حد گسترده‌ و به طور كامل مورد بي اعتنايي قرار گرفته بود. درگيري‌هاي سياسي و انديشه‌هاي ماديگرايانه‌ي شديدي كه دامنگير دستگاه حكومت شده بود، باعث غفلت از اصل دين و به خصوص فقه در ميان مردم گشته بود.
جلوگيري از تدوين حديث كه به دستور خليفه‌ي اول و دوم انجام گرفت، از عوامل عمده‌ي انزواي فقه بود، فقهي كه حداقل 80 درصد آن متكي به احاديث روايت شده از پيامبر (صلي الله عليه و آله) بود.

ذهبي از ابوبكر نقل مي‌كند كه گفت: « فلا تحدّثوا عن رسول الله (صلي الله عليه و آله) شيئاً، فمن سألكم فقولوا: بيننا و بينكم كتاب الله فاستحلوا حلاله و حرّموا حرامه؛ از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) چيزي نقل نكيند و در جواب كساني كه از شما درباره‌ي حكم مسأله‌اي پرس و جو مي‌كنند بگوييد: كتاب خدا (قرآن) ميان ما و شما است، حلالش را حلال و حرامش را حرام بشماريد.»
در اين زمينه از عمر نيز چنين نقل شده: « أقلّوا الرّواية عن رسول الله و أنا شريككم؛ از رسول (صلي الله عليه و آله) كمتر حديث نقل كنيد كه در اين كار من هم شما را همراهي مي‌كنم. »

و از معاويه نقل مي‌كنند كه گفت: عليكم من الحديث بما كان في عهد عمر،‌فانّه كان قد أخاف الناس في الحديث عن رسول الله (صلي الله عليه و آله).

به رواياتي كه در عهد عمر از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) روايت شده است اكتفا كنيد؛ زيرا عمر مردم را در مورد نقل حديث از پيامبر بر حذر مي‌داشت. »


سید مهدی میرداماد
دانلود

 مطالبی خواندنی از زندگی امام باقر(ع)

برای ابن عطا در را باز کن
عبد الله بن عطاى مكى گفت: خيلى مايل به زيارت حضرت باقر شدم آن روزها در مكه بودم. به طرف مدينه رهسپار شدم، فقط براى ديدار ايشان آن شب گرفتار باران شديد و هواى سردى شدم، همين كه به در خانه امام رسيدم، نيمه شب بود. با خود گفتم در نمي زنم در اين وقت شب ،همين جا هستم تا صبح شود در همين فكر بودم كه شنيدم فرمود، كنيز در را براى ابن عطا باز كن! كه امشب دچار سردى و ناراحتى شده، كنيز آمد و در را باز كرد، خدمت ايشان رسيدم.

نام امام باقر (ع) در تورات
پيغمبر روزى به جابر بن عبد الله انصارى فرمود: جابر تو زنده خواهى بود تا يكى از فرزندان من بنام محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب را كه در تورات معروف به باقر است ملاقات كنى وقتى او را ديدى سلام مرا برسان. روزى جابر خدمت زين العابدين عليه السلام رسيد، پسركى را در آنجا ديد، گفت: چند قدم جلو بيا. آمد باز گفت چند قدم عقب برو رفت. گفت به خدا سوگند، اين شمائل پيامبر است.

به حضرت زين العابدين عرض كرد اين پسرك كيست؟ فرمود اين فرزندم محمد باقر و امام بعد از من است جابر خود را به قدم‌هاى آن جناب افكند و شروع به بوسيدن نموده گفت: جانم فدايت باد يا ابن رسول الله، سلام پدرت را بپذير پيامبر اكرم به تو سلام رسانده.

در اين موقع ديدگان حضرت باقر (ع) پر از اشك شده، گفت: جابر سلام بر جدم پيامبر تا انقراض آسمان ها و زمين و سلام بر تو كه سلام پيامبر را رساندى.

پناهندگی کبوتر به امام باقر (ع)
حضرت باقر عليه السلام با ابو اميه انصارى در محمل نشسته بودند؛ به مکانی بنام هجين رسیدند در آنجا ابو اميه متوجه شد كبوترى روى محمل در طرف حضرت باقر (ع) نشسته، دستش را بلند نمود تا كبوتر را دور كند، امام عليه السلام فرمود ابواميه! اين پرنده به اهل بيت پيغمبر پناهنده شده مارى است كه هر سال جوجه‏هاى او را مي‌خورد من از خدا خواستم كه شر آن مار را از او دفع كند و ديگر به او كارى نخواهد داشت.


بنيانگذار نهضت فرهنگي شيعه
بنابر آن‌چه به اختصار بيان شد, مي‌توان گفت: امام باقر (عليه‌السلام) بنيانگذار حوزه‌ي علميه‌ي شيعه و نهضت فكري و انقلاب فرهنگي تشيع مي‌باشد. برپايى كلاس‌هاى درس و تبيين احكام و معارف ناب اهل بيت (عليهم‌السلام) در مسجد مدينه سبب شد تا در اثر آن صدها تن از شيفتگان علم و معرفت را همچون پروانه بر گرد شمع وجودش جمع گردد.

برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید
برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید

برگزارى مناظرات علمى مختلف، پاسخ گويى به شبهات دينى، تبيين مسايل كلامى و معارف اصول دين، آوازه حضرت را نه تنها در حجاز بلكه در ساير بلاد اسلامى بلند كرد و موجب شد تا نخبگان آن سرزمين ها براى كسب فيض و آشنايى با فقه اصيل و علوم ناب نبوى (ع) حتى از عراق و خراسان به محضر امام (عليه‌السلام)، شرف ياب شوند و خاضعانه در مقابل حضرت زانوى شاگردى بزنند.

تا جايي كه عبدالله بن عطاء مكي مي‌گفت: «ما رأيت العلماء عند احد قط منهم عند ابي جعفر ولقد رأيت الحكم بن عتيبه مع جلالته في القوم بين يديه كأنّه صبي بين يدي معلمه؛ علما را در محضر هيچ كس كوچكتر از محضر ابو جعفر نديدم. حكم بن عتيبه با تمام عظمت علمي‌اش در ميان مردم، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزي در مقابل معلم خود به نظر مي‌رسيد.»

امام باقر (عليه‌السلام) در سخنان خود، اغلب به آيات قرآن مجيد استناد مي‌نمود و مي‌فرمود: « هر مطلبي گفتم، از من بپرسيد كه در كجاي قرآن است تا آيه‌ي مربوط به آن موضوع را معرفي كنم.»

تلاش در تحصيل معاش
شيخ مفيد از امام صادق (ع) روايت مي‌كند: « محمد بن منكدر مي‌گفت: گمان نمي‌كردم كه همانند علي بن حسين (عليهماالسلام) بزرگواري، خلفي چون خود به يادگار گذارد؛ آن هنگام كه محمد بن علي (ع) را ملاقات كردم مي‌خواستم وي را پندي دهم كه ايشان مرا موعظتي فرمودند: اصحابش گفتند: به چه تو را پند داد؟

محمد بن منكدر گفت: روزي به سمت يكي از نواحي مدينه در حركت بودم هوا به شدت گرم بود. در ميان راه محمد بن علي (ع) باقرالعلوم را ديدم. ايشان بر دوش غلامان خود تكيه كرده بود و خرامان خرامان پيش مي رفت. با خو د گفتم: بزرگي از شيوخ قريش، در اين ساعت و چنين حالت، در طلب دينا بيرون شده است؟! بايد كه او را نصيحت نمايم.

به حضرت سلام كردم و ايشان نفس زنان در حالي كه عرق بر سر و رويشان جاري بود، سلام مرا پاسخ گفتند. گفتم: چرا بايد بزرگي چون شما با چنين حالت در طلب دنيا باشد؟ اگر مرگ به سراغتان بيايد و شما در اين حال باشيد،‌چه مي‌كنيد؟

ايشان دست از دوش غلامان برداشتند و فرمودند: به خدا سوگند اگر مرگ در اين حال به سراغم آيد من در حال انجام طاعتي از طاعات الهي بوده‌ام چرا كه خود را از احتياج به تو و مردم بي‌نياز كرده‌ام. زماني از مرگ هراسناكم كه در حال انجام معصيتي از معاصي الهي باشم.

گفتم: « يرحمك الله» خواستم شما را موعظه نمايم. شما مرا پند و اندرز داديد.


سيره‌ عبادي امام(ع)
هر چند ائمه (ع) در مقام عبادت و ذكر در راز و نياز با پروردگار بي‌نياز در ديدگان عاشقان اهلبيت روشن و واضح است و تمام زواياي زندگي و هر لحظه در حال عبادت و بندگي حضرت حق بودند ولي،.به بيان پاره‌اي از حالات عبادي آن امام همام مي‌پردازيم تا چراغ هدايتي براي پيروان مكتب ايشان باشد:

يكي از خدمتكاران حضرت نقل مي‌كند: به همراه امام باقر (ع) براي انجام حج به مسجدالحرام وارد شديم. امام با مشاهده كعبه از خود بي خود شده و با صداي بلند شروع به گريه نمود.

عرض كردم: مردم به شما نگاه مي‌كنند: اگر ممكن است قدري آهسته‌تر گريه كنيد!

امام فرمودند: واي تو! صدايم را به گريه بلند مي‌كنم شايد مورد رحمت الهي قرار گيرم و فرداي قيامت رستگار شوم.

سپس امام (ع) طواف نمودند و پشت مقام به نماز ايستادند. چون نماز ايشان به پايان رسيد جايگاه سجده‌اش از اشك ديدگان, تر شده بود.
امام صادق (عليه‌السلام) مي فرمايند: هماره ياد خدا بر دل و زبان پدرم جاري بود؛ به گونه‌اي كه وقتي همراه ايشان راه مي‌رفتيم مشغول ذكر خدا بود، در ظاهر با مردم سخن مي‌گفت، ‌ولي اين نيز او را از ياد الهي غافل نمي‌كرد و پيوسته زبانش به گفتن «لا اله الا الله» مترنم بود.

عبادت و تهجّد حضرت زبانزد خاص و عام بود، امام دائم الذّكر بودند و در هر شب 150 ركعت نماز بجا مى‌آوردند.

كرامتي از امام باقر (عليه‌السلام)
ابوبصير كه از شاگردان برجسته امام باقر (ع) بود، و هر دو چشمش نابينا شده بود به حضور امام باقر (ع) آمد و چنين گفت: آيا شما وارث پيامبر (ص) هستيد؟امام باقر (ع) فرمودند: بله.

ابوبصير گفت: آيا پيغمبر اسلام وارث پيامبران پيشين بود و هر چه آن‌ها مي‌دانستند مي‌دانست؟ امام باقر (ع) پاسخ دادند:آري.

ابو بصير پرسيد: بنابراين، آيا شما مي‌توانيد( مانند بعضي از پيامبران) مرده را زنده كنيد، و كور مادرزاد را بينا نماييد، و مبتلا به بيماري پيسي را درمان نماييد؟ امام باقر (عليه‌السلام) فرمودند: آري، مي‌توانم به اذن خدا.

آن‌گاه امام باقر به ابوبصير فرمود:«جلو بيا».

ابوبصير مي‌گويد: نزديك رفتم، امام باقر (ع) دست بر چهره و ديده‌ام ماليدند، همان دم خورشيد و آسمان و زمين و خانه‌ها و هرچه در شهر بود همه را ديدم، آن‌گاه به من فرمود: « مي‌خواهي اين گونه باشي و در روز قيامت در سود و زيان با مردم شريك گردي؟ يا آن‌كه به حال اول برگردي و بدون بازداشت به بهشت روي؟» گفتم: مي‌خواهم، همان‌گونه كه بودم برگردم.

امام باقر (عليه‌السلام) بار ديگر دست بر چشم او كشيد، و چشمان او به حال اول بازگشتند.

ابوبصير، اين جريان را براي «ابن ابي عمير» يكي از شاگردان ممتاز امام (ع) نقل كرد، ابن ابي عمير گفت: « من گواهي مي‌دهم كه اين حادثه حق و راست است، چنان‌كه روز، حق است.»


همسران و فرزندان امام باقر (ع)
امام باقر (ع) داراي هفت فرزند (پنج پسر و دو دختر از چهار همسر) بود، به نام‌هاي:

1ـ امام صادق (ع)

2ـ عبدالله بن محمد ( كه مدرشان « ام فروه» دختر قاسم بن محمد بن ابي‌بكر است.)

3ـ ابراهيم

4ـ عبدالله ( مادرشان «ام حكيم» دختر اسيد بن مغيره ثقفي است، اين دو برادر در دوران كودكي از دنيا رفتند.)

 5ـ علي

6ـ زينب( كه مادرشان كنيز بود.)

7ـ ام سلمه ( كه مادر او نيز كنيز بود.)

کتاب هایی که باید بخوانید

ردیف

حضرت امام محمد باقر(علیه السلام)

دانلود کتاب

مؤلف

1

با امام باقر علیه السلام در سایه قرآن ------------------

2

  تاریخ زندانی ائمه (امام محمد باقر علیه السلام)

احمد حیدری

3

  چهل داستان و حدیث از زندگانی باقر العلوم(علیه السلام)

عبدالله صالحی

4

 سیره پیشوایان - زندگانی امام باقر علیه السلام

مهدی پیشوائی

5

  زلال معرفت (پژوهشى در زندگانى امام محمد باقر عليه السلام )

محمد باقر طاهرى

6

  با امام باقر عليه السلام در سايه قرآن

  سيد عليرضا جعفري

7

  عصر ظهور در كلام امام باقر علیه ‏السلام

----- كریم حیدرى نهند

8

  شکافنده حقیقی علوم ------------------

وصيت امام(ع)

شيخ كلينى در كتاب كافى به سند خود از امام رضا (ع) روايت كرده است كه امام باقر (ع) به هنگام احتضار فرمود: هنگامى كه به‏‌درود حيات گفتم زمين را برايم بشكافيد و قبرى مهيا كنيد پس اگر به شما گفتند براى رسول خدا (ص) لحد بوده است، تصديق كنيد.

نگارنده: اين فرمايش بدان دليل بوده است كه امام باقر (ع) شكافتن زمين را از برخى جهات بهتر مى‌‏دانسته اگر چه فضيلت لحد بالاتر بوده است.

كلينى به سند خود از امام صادق (ع) نقل كرده است كه فرمود:

پدرم هر آنچه از كتب و سلاح و آثار و امانات انبياء در نزد خود داشت، به من به وديعت ‏سپرد. پس چون لحظه وفاتش فرارسيد به من گفت: چهار شاهد فرابخوان. من چهار تن از قريش را دعوت كردم كه يكى از آنان نافع مولاى عبد الله بن عمر بود. پس به من فرمود:

«بنويس اين چيزى است كه يعقوب فرزندانش را بدان وصيت كرد كه اى فرزندانم خداوند دين را براى شما برگزيد، پس نميريد مگر آنكه تسليم رضاى خداوند باشيد. »و وصيت كرد محمد بن على به جعفر بن محمد و به وى فرمان مى‏‌دهد كه او را به جامه بردى كه هر جمعه در آن نماز مى‌‏خواند كفن كند و عمامه‏‌اش را بر سرش بندد و قبر او را چهار گوش و با فاصله چهار انگشت از زمين بلندتر قرار دهد و در موقع دفن بندهاى كفن او را باز كند. سپس به شهود فرمود: بازگرديد خداوند شما را رحمت كند!امام صادق (ع) گفت: به پدرم گفتم: اى پدر!در اين وصيت چه بود كه بر آن شاهد طلب كردى؟فرمود: پسرم!خوش نداشتم پس از من با تو به نزاع برخيزند به اين بهانه كه به تو وصيت نكرده‏‌ام و مى‏‌خواستم بدين وسيله حجت و دليلى براى تو قرار داده باشم. در حقيقت امام (ع) مى‏خواست به اين وسيله همگان بدانند كه جعفر بن محمد (ع) ، وصى و جانشين و امام بعد از اوست.

كلينى در كافى به سند خود از امام صادق (ع) روايت كرده است كه فرمود: پدرم روزى در ايام بيماريش به من گفت: پسرم گروهى از قريشيان ساكن مدينه را بدينجا فراخوان تا آنها را گواه بگيرم. من نيز چنين كردم. پس امام در حضور آنان به من فرمود: اى جعفر هنگامى كه من دنيا را وداع گفتم مرا بشوى و كفن كن و قبرم را چهار انگشت‌‏بالاتر از زمين قرار ده و بر آن آب بپاش. چون گواهان رفتند به پدرم عرض كردم: اگر مرا (در خلوت هم) به اين كارها امر مى‏‌كردى، انجام مى‌‏دادم. چرا درخواستى تا عده‏اى را به عنوان شاهد به نزدت بياورم؟ فرمود: پسرم مى‏‌خواستم با تو نزاع نكنند. (يعنى در امامت و خلافت از پس من با تو نزاع نكنند و بدانند كه تو وصى منى) .

كلينى در كافى به سند خود از امام صادق (ع) نقل كرده است كه فرمود: پدرم در وصيتش نوشته بود كه وى را در سه جامه كفن كنم. يكى رداى جمره‏اى او بود كه در روز جمعه با آن نماز مى‏‌خواند و دو پيراهن ديگر. پس به وى عرض كردم: چرا اينها را مى‏‌نويسى؟فرمود: مى‌‏ترسم مردم با تو از در نزاع وارد شوند و بگويند او را در چهار يا پنج جامه كفن كن اما تو به گفتار آنان راه مرو. عمامه خودم را بر سرم بند و البته عمامه را جزو كفن محسوب مكن بلكه عمامه از چيزهايى است كه بدن را به آن مى‏‌پوشانند.

شيخ كلينى در كافى به سند خود نقل كرده است كه امام باقر (ع) وصيت كرد كه هشتصد درهم براى برگزارى مراسم سوگوارى او اختصاص دهند و اين كار را از سنت مى‏‌دانست. زيرا پيامبر(ص) مى‏‌فرمود: براى خاندان جعفر طعامى فراهم آريد، آنان نيز به وصيتش عمل كردند.



سید مهدی میر داماد- سینه زنی

دانلود


شهادت امام باقر (ع)

امام باقر (ع) پس از عمرى تلاش در ميدان بندگى خدا و احياى دين و ترويج‏علم و خدمات اجتماعى به جامعه اسلامى، در روز هفتم ماه ذو الحجه سال 114 رحلت كرد.

در سال رحلت و شهادت آن حضرت آراى ديگرى نيز وجود دارد.دسته‏اى از مورخان سال 117  و بعضى سال 118  و گروه اندكى سالهاى 116  و 113  و 115 و 111  را ياد كرده‏اند، اما بيشترين منابع تاريخى سال 114 را متذكر شده‏‌اند.

منابع روايى و تاريخى علت وفات آن حضرت را مسموميت دانسته‏اند، مسموميتى كه دستهاى حكومت امويان در آن دخيل بوده است.

از برخى روايات استفاده مى‏شود كه مسموميت امام باقر (ع) به وسيله زين آغشته به سم، صورت گرفته است، به گونه‏اى كه بدن آن گرامى از شدت تأثير سم ‏به سرعت متورم گرديد و سبب شهادت آن حضرت شد.

در اين كه چه فرد يا افرادى در اين ماجراى خائنانه دست داشته‌‏اند، نقل‌هاى روايى و تاريخى از اشخاص مختلفى نام برده‌‏اند.

بعضى از منابع، شخص هشام بن عبد الملك را عامل شهادت آن حضرت دانسته‌‏اند.

بخشى ديگر، ابراهيم بن وليد را وسيله مسموميت معرفى كرده‏‌اند.

برخى از روايات نيز زيد بن حسن را كه از دير زمان كينه‏‌هاى عميق نسبت به امام باقر (ع) داشت، مجرى اين توطئه به شمار آورده‏اند.

به طور مسلم وفات امام باقر (ع) در دوران خلافت هشام بن عبد الملك رخ داده است،  زيرا خلافت هشام از سال 105 تا سال 125 هجرى استمرار داشته، و آخرين سالى كه مورخان در وفات امام باقر (ع) نقل كرده‏اند 118 هجرى مى ‏باشد.

با اين كه نقل‌ها بظاهر مختلف است، اما با اندكى تأمل در منابع روايى و تاريخ، بعيد نمى‏نمايد كه همه آنها به گونه‏اى صحيح باشد زيرا عامل شهادت آن حضرت لازم نيست يك نفر باشد بلكه ممكن است افراد متعددى در شهادت امام باقر (ع) دست داشته‏اند كه هر روايت و نقل، به يكى از آنان اشاره كرده است.

با توجه به برخوردهاى خشن و قهر آميز هشام با امام باقر (ع) و عداوت انكار ناپذير بنى اميه با خاندان على (ع) شك نيست كه او در از ميان بردن امام‏باقر (ع) ـ اما بشكلى غير علنى ـ انگيزه‏اى قوى داشته است.

بديهى است كه هشام براى عملى ساختن توطئه خود، از نيروهاى مورد اطمينان خويش بهره جويد، از اين رو ابراهيم بن وليد را كه عنصرى اموى و دشمن اهل بيت (ع) است به استخدام مى‏‌گيرد و او امكانات لازم را در اختيار فردى كه از اعضاى داخلى خاندان على (ع) بشمار مى‌‏آيد و مى‏‌تواند در محيط زندگى امام باقر (ع) بدون مانع راه يابد و كسى مانع او نشود، قرار دهد، تا به وسيله او برنامه خائنانه هشام عملى گردد و امام به شهادت رسد.

امام باقر (ع) اين چنين به شهادت رسيد و به ملاقات الهى شتافت و در بقيع، كنار مرقد پدر بزرگوارش امام سجاد (ع) و عموى پدرش حسن بن على (ع) مدفون گشت.

ناصرالعمر؛ از صدور فتواي ذبح شيعيان تا جهاد نكاح با محارم +فیلم و تصاویر

ناصر عمر در جسارتي آشكار، شيعيان را متهم مي‌كند كه عاشورا را تبديل به روز عزا و ماتم كرده‌اند در حالی که عاشورا روز پيروزي و شادماني است! این شیخ وهابی معتقد است فهماندن مسلمان‌نبودن ایرانی‌ها به امت اسلامی، وظیفه علما و طلاب علوم دینی است.
گروه گزارش ویژه مشرق- در ادامه‌ی بررسي شخصيت‌ها وعلماي وهابي و تكفيري كه در راستاي آتش‌افروزي ميان مسلمانان و در راستاي نقشه‌هاي شوم دشمنان گام بر مي‌دارند، اين بار به سراغ بررسي نظرات و ديدگاه‌هاي يكي از دشمنان سرسخت شيعيان و از مخالفان تندروي حزب الله و ايران به نام شيخ «ناصر العمر» مي‌رويم.

بيوگرافي شیخ ناصر بن سلیمان العمر
شيخ "ناصر بن سليمان العمر"، دبيركل بنياد مسلمانان عربستان سعودي و از چهره‌هاي سرشناس تندرو و افراطي وهابي است.
ناصر بن سليمان بن محمد العمر (متولد 1373ه/ 1952) در روستاي مريدسية وابسته به شهر بريده در منطقه القصيم به دنيا آمد. دوران دبيرستان خود را در سال 1390 هجري قمري در مركز علمي رياض به پايان رساند سپس در سال 1394 ه تحصيلات دانشگاهي خود را در دانشكده شريعت به پايان برد و سپس به عنوان مربي در دانشكده اصول دين – بخش علوم قرآني- در دانشگاه اسلامي امام محمد بن سعود انتخاب گرديد.

 
در سال 1979 فوق ليسانس خود را از دانشكده اصول دين – بخش علوم قرآني- و در سال 1984 دكتراي خود را از همين دانشكده اخذ نمود. در سال 1404 ه به عنوان استاديار و در سال 1410 به دانشياري ارتقا يافت و در سال 1414 به درجه استاد تمامي نائل گرديد. تاكنون تاليفات متعددي داشته است كه مهم‌ترين آنها عبارتند از: «اعتدال در اسلام»، «عهد و پيمان در قرآن كريم»، «سعادت بين توهم و حقيقت»، «نگاهي راهبردي به مسأله فلسطين» همچنين سخنراني‌هاي زيادي از وي در اينترنت وجود دارد. وي هم اكنون در سمت ناظر كلي پايگاه اينترنتي مسلم نت فعاليت مي كند.

به لحاظ سياسي شيخ ناصر العمر به جريان الصحوه نزديك است؛ جريان الصحوة جرياني است كه تلاش مي‌كند ميان وهابيت و اخوان المسلمين پيوند برقرار سازد. مسئولان قطری از وي به شدت حمایت می‌کنند.

جریان دینی در عربستان سعودی به سه دسته تقسیم می شود: نخست علمای درباری، دوم علمای الصحوة مانند محمد العریفی، سلمان العوده، سفر الحوالی و ناصر العمر که دارای پایگاه مردمی هستند اما تمایلی به درافتادن با رژیم ندارند و حتي بعضاً مخالفت خود با هرگونه تظاهرات در عربستان را اعلام مي‌دارند و دسته سوم شیوخ انقلابی شامل سلیمان العلوان، عبدالعزیز الطریفی، خالد الراشد و ناصر الفهد هستند.


نكته ديگر آنكه ناصر عمر در جايي تدريس و تحصيل كرده است كه مهد تكفير و افراط‌گري در عربستان است. دانشجويان و اساتيد دانشکده‌هاي شريعت در عربستان سعودي بويژه دانشگاه "محمد بن سعود" (مخصوصاً دفتر وعظ و ارشاد اين دانشگاه) که ناصر عمر در آنجا تحصيل و تدريس كرده، همه مسلمانان به جز مؤمنان به مذهب وهابي تكفيري را کافر مي‌پندارند و مراکز خطرناكي هستند که در خون‌ريزي کشتار بي‌گناهان در عراق و پاکستان و اخيراً نيز سوريه دست داشته‌اند.

پايگاه مسلم نت و توهين به مقدسات شيعيان
ناصر بن سليمان العمر دارای سایتی به نام المسلم نت (http://almoslim.net/)  می باشد که در آن به تمامی مقدسات شیعه اهانت کرده و با عباراتی بسیار سخیف سعی در تشویش اذهان و تخریب وجهه شیعیان در میان دیگر مذاهب اسلامی دارد.

وی که به تندروی مشهور است ادعا كرده است: دو موضوع مهم و خطرناك در جهان اسلام وجود دارد كه مسلمانان بايد با تأمل بيشتري به آنها بنگرند، يكي افكار ليبرالي و لائيك مي‌باشد و دومي كه بسيار خطرناكتر است، نفوذ ايراني‌ها در بين مسلمانان جهان اسلام مي‌باشد كه بايد با اين دو مبارزه شديد و فقيهانه‌اي صورت گيرد! وي در ادامه تاكيد كرده است كه ايران كشوري مجوسي است نه شيعه!!!
 

دشمني شديد با انقلاب اسلامي/ انقلاب ايران، اسلامي نبود چون امام خميني (ره) از فرانسه وارد ايران شد!!!
شيخ ناصر با حمله به انقلاب اسلامي ايران و بنيانگذار آن، ايرانيان را متهم مي‌كند كه تشيع را بهانه‌اي براي فريب دادن مسلمانان قرار داده‌اند، همانگونه كه شيعيان، عشق به اهل‌بيت عليهم السلام را بهانه‌اي براي نشر افكارشان مورد استفاده قرار مي‌دهند! وي در سخناني عجیب مي‌گويد انقلاب ايران، اسلامي نبود چرا كه امام خميني (ره) با هواپيما از فرانسه به عنوان يك كشور كافر وارد ايران شد و ايران در واقع مزدور غرب و آمريكا است!!!

عاشورا روز جشن و سرور است
ناصر عمر در جسارتي آشكار به شيعيان، آنها را متهم مي‌كند كه عاشورا را تبديل به روز عزا و ماتم كرده‌اند، اما در واقع عاشورا روز پيروزي و شادماني است!!! این شیخ افراطی وهابی معتقد است فهماندن این موضوع (مسلمان نبودن ایرانی‌ها) به تمام امت اسلامی، وظیفه علما و طلاب علوم دینی می باشد و تمام افراد امت اسلامی چه زنها و چه مردها این وظیفه را بر دوش دارند و باید برای وضوح این امر برای سایر ملت‌های مسلمان تلاش کنند!

فراتر از جهاد نكاح‌؛ جهاد نكاح با محارم
ناصر عمر در شبکه ماهواره ای وصال که نزدیک به گروه های تکفیری تندرو در سوریه است، از انتقادات وارده به فتوای "جهاد نکاح" گله کرد و گفت: برخی افراد انتقادات شدیدی را به فتواهایی دارند که به برادران مجاهد اجازه جهاد نکاح می‌دهد، اما جالب است که کسی کشتار صورت گرفته توسط سوریه را به یاد نمی‌آورد و از آن گله ای نمی‌کند.

 وی همچنين ایران و سوریه را به جنایات اخیر در سوریه متهم کرد و گفت که این دو کشور در تلاش برای تشکیل و پر رنگ کردن هلال شیعی هستند و تمایلی ندارند که سنی ها در منطقه نقشی را ایفا کنند.  ناصر العمر در ادامه اظهار داشت که مجاهدین در سوریه می توانند در غیاب زنان مجاهد نامحرم با محارم خود ازدواج کنند.

 او اعلام کرد اگر دسترسی به نامحرم آسان نباشد، مجاهدین می توانند با محارم و خواهران خود "عقد نکاح" داشته باشند. پیش از این او از اسارت زنان شیعی و توزیع آنها بین مجاهدین سخن گفته بود.
 

الاهرام به نقل از ناصر عمر: مبارزين مي‌توانند با خواهران خود جهاد نكاح داشته باشند


فتواي ناصر عمر در جهاد نكاح با محارم كه در سايت‌هاي وابسته به گروه‌هاي جهادي منتشر گرديد

گفتني است پس از صدور اين فتوا جهاد با محارم به شکل وسیعي از سوی جبهه النصره در حال اجراست. بر اساس برخي گزارش‌ها، در تعدادی از مناطق تحت تسلط تروریست‌ها، این افراد مرتکب جنایات و رسوایی‌هایی بسیاری با خواهران و مادران خود شده‌اند به نحوی که هیچ کس آن را باور نمی‌کند؛ دلیل آنها این است که بیشتر زنان جهاد نکاح از این مناطق فرار کرده اند و با شدت گرفتن جنگ و افزایش قتل و کشتار دیگر زنی به این مناطق نمی آید.

متن فتوای شرم آور ناصر العمر در برخورد با شیعیان
شیخ ناصر العمر در پاسخ به یک استفتا مبنی بر راهکارهای مقابله با شیعیان، مطالبی دهشتناک بیان نمود که حکایت از اوج توحش مکتب تکفیری وهابیت و اوج دشمني و خصومت و كينه وي نسبت به تشيع دارد.

 در اين استفتاء آمده است: «همانطور که می دانید خطر رافضی‌ها از خطر یهودی ها و نصرانی‌ها برای اسلام بیشتر است و ما چگونه می توانیم برای نجات اسلام، خطر رافضی‌ها را کنترل نماییم؟» شيخ عمر در پاسخ مي‌نويسد:

درابتدا باید بدانیم که شیعیان جز با یک حکومت اسلامی جهادی ریشه کن نمی‌شوند، شیعیان بعد از برپایی حکومت اسلامی دو راه دارند: یا اینکه اسلام را بپذیرند! یا اینکه سر بریده شوند، اگر اصرار کردند بر مذهب خود باقی بمانند با آنها باید این چنین برخورد کنید:

اول: همه‌ی شیعیان را چون سر بریدن گوسفند، سر ببرید تا خون سر تا پای آنها را فرا بگیرد، و چه منظره ی بدیعی است زمانیکه تو می بینی اجساد شیعیان در دریایی از خون شناورند و صدای امواج خون رافضی گوشهایت را نوازش میدهد و جنازه هایشان، چشم هایت را به وجد می آورد.

دوم:
زنان آنها را به اسارت ببرید و در میان رزمندگان به صورت عادلانه تقسیم کنید .

سوم: کودکان شیعه را به فراگیری تعلیمات اسلامی صحیح وا دارید و توحید و عقیده را به آنها آموزش دهید، و به آنها آموزش های نظامی دهید تا در فتوحات اسلامی از آنها استفاده شود.

چهارم: معابد و ضریح های شرک آلود شیعه را نابود و ویران کنید.

پنجم: خانه های آنها را تفتیش کنید وکتاب های شرک آلود آنها را از بین ببرید.

ششم: روز عاشورا را جشن بگیرید و شیعیان را مجبور کنید درآن شرکت کنند.

هفتم: آنها را مجبور کنید کودکان خود را با اسمائی مانند معاویه، یزید و عائشه و حفصه و... نامگذاری کنند

هشتم: باید به امامانی که ادعا می‌کنند رهبرشان هستند مانند خمینی و سیستانی و … توهین نموده و از آنها بیزاری جویند.


شیعیان از انفولانزای خوکی خطرناکترند !
پایگاه الکترونیکی "مسلم" که ریاست آن را "ناصر عمر" از شیوخ وهابی و تکفیری عربستان سعودی برعهده دارد، همواره مقالات تندي عليه شيعيان منتشر مي‌كند كه از جمله اين مقالات مي‌توان به مقاله‌ای توهین آمیز تحت عنوان "إبن جبرین و رافضه و آنفولانزای خوکی!" منتشر شده در اين پايگاه اشاره نمود.

 نويسنده اين مقاله پیروان مذهب تشیع را به دلیل شکایت از "إبن جبرین"، از ویروس آنفولانزای خوکی خطرناک‌تر مي‌داند. "إبن جبرین" از چهره های سرشناس وهابیت در عربستان سعودی چند سال پیش با صدور فتوایی جنجال برانگیز، به قتل رساندن شیعیان را به دلیل کافر بودن، جایز دانسته بود، از همین رو وی زماني كه براي درمان به آلمان سفر کرده بود، از سوی تعدادی از شیعیان عراقی مقیم آلمان مورد شکایت و اعتراض قرار گرفت.

در واکنش به این شکایت از "إبن جبرین"، نويسنده مقاله، پیروان مذهب تشیع را رافضی و کافر خوانده و آنان را از ویروس آنفولانزای خوکی خطرناک‌تر معرفی کرد. وی شیعیان را "اربابان ترور"خواند و آنان را به "نسل کشی پیروان واقعی اسلام" متهم نمود. نويسنده اين در ادامه مقاله توهین آمیز خود شیعیان را افرادی نادان خوانده و گفت: رافضی ها اهل کذب و دروغ و خیانت و فسق و فجور هستند.

 آنان مانند منافقین‌اند. وی در ادامه بدون اشاره به ظلم و ستم و سرکوب شیعیان توسط خاندان آل سعود و رفتار نیروهای امنیتی عربستان سعودی و اعضای هیئت امر به معروف و نهی از منکر سعودی گفت: ما چندي پیش در شهر مدینه منوره شاهد آشوبگری های آنان در نزدیکی قبر پیامبر(ص) و در نزدیکی بقیع بودیم. آنان همیشه به دنبال آشوب و خرابکاری هستند.

تبريك انهدام حرمين عسكريين (عليهما السلام)
شيخ ناصر العمر از جمله مفتي‌هايي بود که پس از انهدام حرم امامين عسکريين(ع) در سامرا، اين جنايت را به ديگر مفتيان سعودي و اهل سنت تبريک گفت.

 پس از انفجار حرمين شريفين امام هادي و امام حسن عسکري (ع)، دفتر وعظ و ارشاد وابسته به دانشکده امام بن سعود وهابي نيز كه به شيخ عمر نزديك است، به ترويج فتواهاي ابن حبرين، ناصر العمر، سفر الحوالي، بارک و الحربي و علماي ديگر وهابي براي نابودي ساير ضريح‌ها و مرقدهاي مقدس شيعيان پرداخت. همچنين گفته مي‌شود عوامل اين دفتر تاکنون در ده‌‌ها عمليات وهابيون تکفيري در شهرهاي عراق که به نابودي و انفجار مرقدهاي اوليا و فرزندان رسول اکرم(ص) منجر شده، دست داشته‌اند.

منابع آگاه نزديک به دانشگاه «محمد بن سعود» كه ناصر عمر نيز در همانجا درس خوانده و استاد مي‌باشد، مي‌گويند، شماري از طلاب در طول چند سال گذشته از کلاس‌هاي درس غيبت کرده و اقدام به پيوستن به مجموعه‌هاي تروريستي در عراق کرده‌اند. به گونه‌اي که نام تعدادي از آنها در ليست کشته‌هاي درگيري‌هاي عراق به چشم مي‌خورد.


نبايد به شيعيان اجازه داد تا در مساجد نماز بخوانند، بايد با آنان برخورد شديد داشت!

فتوای شیخ ناصر عمر در وجوب دشمنی با حزب الله
العمر در فتوايي اعلام كرده است كه دشمنی با حزب الله بر همگان واجب است، زیرا آنها دشمنان همیشگی اهل سنت بوده اند. وی همچنین از عملیات مستمر تروریست ها و افراد مسلح علیه آنچه آن را ماشین کفر و ظلم نظام های سوریه و ایران خواند، ستایش کرده است.

ناصر عمر خصومت و كينه شديدي نسبت به ايران و حزب الله دارد

رد هرگونه سازش با شيعيان
شيخ ناصر العمر، از سلفي هاي تندرو مشهور با تاكيد بر سازش ناپذيري تشيع و تسنن، بشدت سازش و مصالحه شيعه و سني را مورد حمله قرار مي‌دهد.

وي در اين رابطه اظهار داشته است كه «اختلافات ما با روافض (شيعيان) فقط به مباحث فرقه اي محدود نمي‌شود. اختلاف ما در موردمسائل بنيادين و اساسي ديني است، نه بخشهايي از دين. در واقع هيچ نقطه مشتركي بين ما و شيعيان وجود ندارد.» العمر همچنين در همايش گفتگوي مذاهب كه در ژوئن 2003 دررياض برگزار شد از شركت كنندگان خواست روافض (شيعيان) را به اسلام واقعي و پيروي از شيوه اهل سنت دعوت كنند.

مخالفت با قيام حوثي‌ها/ ايران مسئول اصلي درگيري‌ها در يمن!
العمر از جمله علماي وهابي بود كه به مخالفت با قيام حوثي‌ها عليه دولت يمن در سال 2009-2010 برخاست و به همراه برخي علمای وهابی در بیانیه‏ای فتنه انگیز با حمله به شیعیان یمن، از درگیری مبارزان الحوثی با دولت یمن انتقاد کرد. در این بیانیه ایران به عنوان مسئول این درگیری‏ها معرفی گرديد.

اين در حالي بود كه عربستان براي فروخواباندن قيام حوثي‌ها در يمن مداخله نموده و از دولت يمن پشتيباني به عمل آورد و اين علماي وهابي نه به ايران بلكه بايد به آتش‌افروزي‌هاي سعودي‌ها اعتراض مي‌كردند. در این بیانیه همچنین از مسلمانان خواسته شده بود كه جلوی انتشار مذهب رافضی گرفته شده و تدابیر امنیتی، رسانه‏ای و تبلیغی مورد نظر جهت این کار پیش‏بینی شود.

ناصر العمر: مساجد و حسينيه‌هاي شيعيان را تخريب كنيد
ناصر العمر از چهره‌هايي است كه در عمده همايش‌هاي ضد ايراني و ضد شيعي در عربستان شركت كرده و از برگزار كنندگان و حاميان چنين همايش‌هايي است.

در همايشي ضد شيعي كه چندي پيش در رياض با عنوان «مملکت ما ... وحدت ما» با حضور اميران برخي از مناطق عربستان، چهره هاي سياسي و مفتيان سلفي از جمله صالح الفوزان، عبدالله بن جبرين و برخي از چهره هاي مشهور ضد شيعي ديگر برگزار شد، ناصر عمر نيز حضور داشت و به سخنراني عليه شيعيان پرداخت. اين علماي تندروي وهابي در اين همايش به چند جمع‌بندي رسيدند:

اول: نبايد به شيعيان اجازه داد تا سمت هاي مهمي را در کشور به دست گيرند

دوم: بايد قربة الي الله! با فرزندان شيعه در دانشگاهها سختگيري کرد .

سوم: در صورت لزوم حتي کشتار شيعيان واجب است!

چهارم: لزوم دوري از شيعيان و شيعيان خطر اصلي براي عربستان.

پنجم: هيئت حاکمه کشور عربستان، شيعيان مقيم مناطقي چون القطيف، مدينه منوره و نجران را به اسلام (انديشه سلفي) دعوت کنند و در صورتي که نپذيرفتند آنان را براي پذيرش انديشه سلفي مجبور نمايند!

ششم: نبايد به شيعيان اجازه داد تا در مساجد نماز بخوانند، بايد با آنان برخورد شديد داشت!

ناصر العمر در اين همايش به طور مشخص خواستار برخورد با شيعيان عراق، ممانعت از حج شيعيان، تخريب مساجد و حسينيه هاي شيعيان و هم چنين جلوگيري از انتشار كتاب‌، روزنامه و يا مجلاتي که شيعيان در نگارش آن نقش دارند، تعطيلي دادگاه شيعيان در منطقه القطيف و جلوگيري از مشغول شدن شيعيان در مشاغلي چون مشاغل امنيتي، بهداشت و درمان شد. وي در پايان اظهار داشت: نبايد اجازه داد، شيعيان در هيچ مقطعي به تدريس مشغول باشند.
 

فتواي وجوب انهدام حرم امام حسين (ع)، حضرت ابالفضل (ع) و حضرت زينب (س)
ناصر العمر به همراه برخي مفتيان مهم ديگر وهابي با صدور فتاوايي خواستار انهدام مراقد مطهره امامان شيعه(ع) شده بودند. اين فتاوا که در پي استفتاي جمعي از دانشجويان دانشگاه وهابي "محمد بن سعود" صادر شد پس از حمله به بارگاه عسکريين(ع) در سامرا، در سطح گسترده‌اي توزيع و در آن از هر اقدامي براي محو آنچه آثار شرک بويژه در کشور عراق و شهر کربلا خوانده شده، استقبال شده بود. در بخشي از اين فتاوا که از حرم امامان شيعه(ع) به عنوان بت‌هايي ياد کرده که بايد با خاک يکسان شود، آمده است: حسين از شرک شيعيان به دور است اما حرم او بايد به عنوان اصلي‌ترين نماد شرک در عراق ويران شود. در همين راستا نيروهاي امنيتي عراق نقشه‌هاي تروريستي براي تعدي به ضريح امام حسين (ع) و حضرت عباس بن علي (ع)، ضريح امام علي (ع) کشف كردند. گفته مي‌شود حمله به مقبره حضرت زينب (س) نيز در دستور كار تروريست‌ها بوده است.

رانندگي حق زن نيست؛ هر كس جز اين بگويد منافق و بي‌دين است
ناصر عمر در ویدیویی که در اینترنت نيز منتشر شد، همه کسانی را که خواستار صدور مجوز برای رانندگی زنان هستند و آن را ترویج و تشویق می کنند، به بی دینی و نفاق متهم كرد. شیخ ناصر العمر در اين ويدئو همه کسانی که صدور مجوز برای رانندگی زنان را ترویج و تشویق می کنند، به جریان های سکولار منسوب می کند و آنان را منافق می نامد.
 
 

این در حالی است که دکتر یوسف القرضاوی، دکتر سلمان العوده، دکترمحسن العواجی، دکتر عائض القرنی و محمد القحطانی  ودکتر محمد آل زلفه (که همگی از مبلّغان و شیوخ مشهور وهابی هستند) برای زنان حق رانندگی قائل هستند و این کار را حق زنان می دانند، اما ناصر العمر معتقد است هر کس خواستار صدور مجوز رانندگی برای زنان سعودی باشد وابسته به جریان های بی دین و لیبرالیسم و منافق است.

ناصر عمر ليبرال‌ها را منافق مي‌داند و رانندگي را براي زنان حق نمي‌داند

شيخي كه حزب الله را حزب اللات ناميد
پس از پيروزي حزب الله در جنگ 33 روزه عليه رژيم صهيونيستي در سال 2006 هرچند كه اين پيروزي حتي بسياري از مخالفان حزب الله بويژه از ميان سلفي‌ها را به تحسين و يا دست كم سكوت واداشت اما العمر همچنان بر طبل مخالفت با حزب الله كوبيد.

 وي كه حزب الله را «حزب اللات/ حزب الشيطان» ناميد، گفت: «حزب الله به نمايندگي از اهل سنت در فلسطين مقاومت نمي‌كند، بلكه حزب الله ابزاري است در دست سپاه پاسداران ايران». وي در شبكه الجزيره تصريح كرد: «اسرائيل، آمريكا و ايران دشمنان امت اسلامي هستند»
 

 

 


براي پيروزي حزب الله دعا نكنيد
در جنگ 33 روزه حزب الله عليه دشمن صهيونيستي، ناصر العمر فتوا داد كه «دعا براي پيروزي حزب الله يا ارائه هرگونه كمك به اين حزب در جنگ با اسرائيل حرام است».



تظاهرات‌ در عربستان سعودي حرام است
پس از آغاز بيداري اسلامي در جهان عرب و سرنگوني چندين حاكم خودكامه، شعله‌هاي تظاهرات و اعتراض به عربستان سعودي نيز كشيده شد و مي‌رفت كه پايه‌هاي اين حكومت استبدادي را دچار فروپاشي نمايد. اما در اين ميان برخي علماي درباري با دادن فتوا هرگونه تظاهرات در عربستان سعودي را حرام دانستند.

 در اين ميان ناصر العمر چهره‌ي برجسته اي بود كه فتوا داد «تظاهرات‌ها در عربستان سعودي به دليل مفاسدي كه به همراه دارد حرام است، بويژه آنكه سكولارها و روافض (شيعيان) از آن سوء استفاده مي‌كنند... عربستان بر كلمه توحيد اجتماع كرده است و سكولارها و روافض مي‌خواهند اين اجماع را بر هم زنند».


حرمت تظاهرات‌ها در عربستان سعودي

به ماه عسل نرويد
ناصر عمر زن و مردي را كه تازه ازدواج كرده‌اند، از رفتن به ماه عسل براي تفريح و گردش بر حذر مي‌دارد چرا كه معتقد است زن و مرد در اين سفر گناهاني را متركب مي‌شوند كه زيان‌آور و خطرناك است و اين يك بدعت عجيب محسوب مي‌شود.

با ايران رابطه برقرار نكنيد
شيخ ناصر عمر عادي‌سازي روابط برخي كشورهاي عربي با حكومت مجوسي ايران كه اهل سنت را مي‌كشد، رد كرد. وي در كلاس درس خود كه در مسجد خالد بن الوليد در رياض برگزار مي‌شود نسبت به خطر ايران بر اسلام و مسلمانان هشدار داد و گفت ايران تلاش مي‌كند به كشورهاي عربي و اسلامي نزديك شده و براي تحقق اهداف استعماري خود مذهب تشيع را گسترش دهد. وي اشاره نمود: ايجاد روابط با ايران به بهانه‌هاي سياسي مسأله باطلي است.  

تظاهرات‌كنندگان بحريني خائن هستند
شيخ عمر انقلاب بحرين را يك «حركتي رافضي» مي‌داند. وي تظاهرات‌كنندگان را خائناني و مزدوراني مي‌داند كه مي‌خواهند بحرين را به ايران واگذار كنند. وي از موضع تركيه در قبال حوادث بحرين تشكر مي‌كند چرا كه معتقد است تركيه يك كشور اهل سنت است و در نتيجه پيشنهاد مي‌كند كه ما بايد روابط خود با كشورهاي سني را افزايش دهيم. وي همچنين حزب الله را مورد انتقاد شديد قرار مي‌دهد. ناصر عمر تلاش مي‌كند تا انقلاب بحرين را انقلابي فرقه‌گرايانه و محدود به شيعيان معرفي نمايد.


سخنان تند ناصر عمر علیه انقلابیون بحرینی


منابع

http://vahabiat.porsemani.ir/content/%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A8%D9%86-%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%85%D8%B1-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-0
http://www.mohakeme.com/index.php.
http://www.shia-news.com
http://bootorab.org/?p=3663
http://www.yjc.ir/fa/news/4488352/%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D9%88%D8%AE-%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA
http://syrianarmyfree.com/vb/showthread.php?t=48607
http://ar.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%85%D8%B1
http://www.alhejazi.net/qadaya/0312202.htm
http://www.aawsat.com/details.asp?section=39&article=734662&issueno=12635#.UkO0M9I_vHw
https://www.paldf.net/forum/showthread.php?t=542590&page=3
http://www.alsharq.net.sa/2012/03/25/183084
http://travel.maktoob.com/vb/travel22979/
www.youtube.com

واكاوي زندگي عواديا يوسف؛ خاخام نفرت +فیلم و تصاویر

«خاخام نفرت» چگونه فردی بود؟ استاد معنوی نتانیاهو و پرز چگونه شخصیتی داشت؟ این خاخام شیک پوش چگونه به راحتی فتوای قتل فلسطینیان را صادر می کرد؟ آیا او در قاچاق اعضای مردم فلسطین دست داشت؟ با گزارش ویژه مشرق همراه باشید تا با رهبر معنوی نفرت پراکنی بیشتر آشنا شوید.

گروه گزارش ویژه مشرق - عوادیا یوسف (Ovadia Yosef در عبري: עובדיה יוסף و به زبان مادري عبدالله يوسف)، خاخام ارشد یهودیان سفاردی در رژیم صهیونیستی و پژوهشگر تلمود و تورات بود که در 23 دسامبر 1920 در بغداد، پايتخت کشور عراق متولد شد و چند روز پيش در هفتم اکتبر 2013 ميلادي در سن 93 سالگي مرد.

وی از حدود یک ماه قبل در بیمارستان «هداش» منطقه «عین کرم» بستری بود و نهایتاً بعد از وخیم‌شدن اوضاع جسمانی‌اش، جان داد.

مراسم تشييع جنازه عواديا يوسف (لینک)

بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي، عواديا يوسف را «غول تورات و قوانين يهود و معلم ده‌ها و صدها نفر» توصيف كرده و گفته است كه «مردم يهود يكي از خردمندترين مردمان عصر كنوني خود را از دست داده‌اند». يوسف از تأثیرگذارترین چهره‌های مذهبی اسرائیل به شمار می‌رفت که «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی و رهبر حزب لیکود، در انتخابات سال گذشته به ملاقات وی رفته و تلاش کرد حمایت او را به دست آورد.

نتانياهو در حال گوش دادن به سخنان عواديا يوسف

وي بين سال‌هاي 1972 تا 1983 به عنوان خاخام ارشد سفاردي‌هاي اسرائيل فعاليت كرده است. منتقدان وي را متهم مي‌كنند كه وي در اين دوره به درگيري‌هاي نژادي ميان اشكنازها و سفاردي‌ها دامن زد (براي مطالعه بيشتر درباره اختلافات اشكنازها و سفاردي‌ها به گزارش مشرق دراين باره مراجعه كنيد).

وی هرچند که خودش عراقی و جزو یهودیان ميزراخی و نه سفاردی بود، اما توانست به سمت خاخام ارشدي یهودیان سفاردی برسد. وي بويژه در محافل سفاردي و ميزراخي از جايگاه ويژه‌اي برخوردار بود و بسياري او را مهم‌ترين شخصيت ديني يهودي در دوره كنوني مي‌دانستند كه منبع فتاواي ديني زيادي بوده است. عواديا يوسف تلاش كرد تا اوضاع يهوديان سفاردي و ميزراخي را در سرزمين‌هاي اشغالي و رژيم صهيونيستي كه عمده قدرت در دست يهوديان اشكنازي يا همان اروپايي- بود، بهبود ببخشد. وي اعتقاد داشت كه رأي دادن در انتخابات‌هاي پارلماني و مشاركت در زندگي سياسي كليد بهبود اوضاع اين يهوديان است.

مراسم تشييع جنازه عواديا يوسف با حضور نتانياهو و شيمون پرز

پيشينه عواديا يوسف

عواديا يوسف در سال 1924 با خانواده خود از بغداد جايي كه زاده شده بود، به قدس كه تحت قيموميت انگليس قرار داشت، نقل مكان كرد و در آنجا از سوي خاخام عزار عطيه تعليمات ديني را فرا گرفت. در سن 24 سالگي با مارگاريت فاتال دختر خاخام سفاردي سوريه، ازدواج نمود و از وي صاحب 11 فرزند شد. وي ده‌ها نوه و نتيجه دارد.

يوسف به همراه همسرش

فاتال در سال 1994 از دنيا رفت. عواديا يوسف در سال 1947 از سوي خاخام اهارون شويخا براي تدريس در مدرسه ديني يهوديان به قاهره دعوت شد سپس رياست دادگاه خاخامي در قاهره را بر عهده گرفت.

عواديا يوسف به همراه همسر و فرزندانش


يوسف معتقد بود كه پايبندي ديني در ميان جامعه يهوديان مصر چه اعضاي جامعه و چه رهبران و حتي برخي خاخام‌هاي محلي ضعيف است. برجسته‌ترين نمونه آن نیز فقدان وجود هر گونه سیستمی برای غذاي حلال يهودي بود. همین مسأله منجر به درگيري ميان وي و ساير اعضاي جامعه يهوديان گرديد. پس از اين حوادث يوسف از سمت خود استعفا داد و پس از دو سال به اسرائيل بازگشت.

پس از بازگشت به اسرائيل در دادگاه خاخامي در «بتاح تيكوا» مشغول به فعاليت شد. در 1951-1952 كتاب خود پيرامون قوانين عيد فصح يهودي به عنوان «عوادیا تشازون» را منتشر نمود. این کتاب مورد تجلیل فراوان قرار گرفت و به تایید خاخام‌های بزرگ وقت رسيد. در سال 1970 جایزه اسرائیل برای ادبیات تورات را به دست آورد.

وي در بين سال‌هاي 1953 تا 1956 در دادگاه استیناف یهودیان درقدس اشتغال داشت سپس در سال 1968 به خاخام ارشدي سفاردی‌ها در تل آویو منصوب گردید و سپس در سال 1973 به عنوان خاخام ارشد سفاردی‌ها در اسرائیل انتخاب شد. وي در سال 1973 با كسب 68 رأي از 81 راي توانست با اكثريت آراء جايگزين اسحاق نيسيم شود.

انتخاب وی به عنوان خاخام ارشد سفاردی با انتقادات زیادی رو به رو شد. وی با خاخام اسحاق نسیم برای تصدی این سمت رقابت می‌کرد. فرآیند انتخاباتی با تنش و درگیری‌های سیاسی فراواني همراه بود. يكي از دلايل اين تنش‌ها به اختلاف وي با خاخام نيسيم مربوط مي‌شد. این تنش به دهه چهل قرن گذشته زمانی که خاخام یوسف، انقلابی علیه برخی آموزه‌های دینی به راه انداخت، باز می‌گشت. از سوی دیگر خاخام شولومو گورن به عنوان خاخام ارشد اشکناز در اسرائیل انتخاب گردید. روابط بين گورن و يوسف بسيار تیره بود. خاخام گورین ریاست شورای عالی خاخام‌ها در ژیم صهیونیستی را برعهده داشت و همین باعث شد که خاخام یوسف بعضاً در جلسات این شورا شرکت نکرده و آن را تحریم نماید. در دوره‌ای که عوادیا یوسف به عنوان رئیس ارشد خاخام‌های سفاردی فعاليت مي‌كرد با مجموعه متنوعی از مسائل مهم اجتماعی درگیر بود. از مهم‌ترین فتواهای وی در این دوره كه با فتواهاي خاخام‌هاي اشكنازي تفاوت آشكاري داشت و همين بسترساز اختلافاتي بين آنها شد، مي‌توان به موارد زير اشاره نمود:

· جایز است که اسرائیل به منظور حفظ خود از بخشی از سرزمین اسرائیل چشم پوشی نماید. البته پس از توافقنامه اوسلو از این نظر خود عدول نمود.

· برای یک فرد یهودی جایز است که با كرائيت‌ها ازدواج نماید. (كرائيت‌ها يهودياني هستند كه تلمود را رد مي‌كنند.)

· همسران سربازان ارتش اسرائیل که مدت‌هاست مفقود الاثر شده‌اند، می‌توانند بار دیگر ازدواج نمایند.

· زنان نمی‌توانند موی مصنوعی به عنوان شکلی از اشکال پوشاندن سر استفاده نمایند اما به جای این باید حجاب داشته باشد (اين بر خلاف نظر اشكنازهاست).


شخصيت عواديا يوسف؛ پادشاهي جبار در پوشش خاخامي شيك‌پوش

هارون يشايايي دبیر سابق انجمن کلیمیان ایرانی که خود از نزدیک وی را دیده است، درباره این خاخام تندروی یهودی چنین می‌نویسد: «من عواديا يوسف را در سال 1356 كه به تهران آمده بود و اينجا و آنجا سخنراني مي كرد، از نزديك ديدم. رفتار او نه مثل يك روحاني يهودي كه ما در ايران ديده‌ايم و مي شناسيم بود، بلكه او خود را در مقام يك پادشاه مي‌دانست. ظاهر او با كلاهي تاج مانند و گفتارش به روايت مزامير حضرت داوود «چون پادشاهي جبار» بود.


نگاه او آشوبگرانه و آشكارا نژادپرست است. جالب اينكه اين نگاه نژادپرستانه به نگاهي ضديهودي هم تبديل مي شد و مي شود. اگر او امروزه براي دومين بار در فاصله اي اندك با ادبياتي خشن و بي پروا فرمان نسل كشي مردم فلسطين را صادر مي كند، همان كسي است كه در سال هاي اخير چندين مرتبه تكرار كرده كه كشتار يهوديان در اروپا و در جريان جنگ دوم جهاني به وسيله فاشيست هاي هيتلري مشيت الهي بوده است و يهوديان كفاره گناهان خود را داده‌اند. با اين طرز تفكر و در گير و دار حوادث خاورميانه با تشكيل حزب «شاس» عملاً از كسوت يك روحاني و رهبر مذهبي به يك سياستمدار فرصت طلب و سودجو تبديل شد و با فرستادن چند نماينده به مجلس اسرائيل جوسازي نژادپرستانه و عوام فريبي خود را شدت بخشيد و از گروه هاي مختلف سياسي در اسرائيل و لابي‌هاي يهوديان در اروپا و امريكا باج خواهي كرد و كار و بار خود را رونق داد»

عواديا يوسف؛ پادشاهي جبار در پوشش خاخامي شيك‌پوش



فعالیت سیاسی

عواديا يوسف در طول ساليان گذشته خود را به عنوان يك چهره فعال در دو حوزه سياسي و مذهبي مطرح كرد. وي از يك سو خود را به عنوان رهبر معنوي حزب سياسي شاس جا زد و از سوي ديگر جلسات وعظ هفتگي خود را تعطيل نكرد. در طول اين جلسات وي به موضع‌گيري عليه رقباي سياسي و دشمنان اسرائيل پرداخت. وي توانست در طول 30 سال گذشته حزب خود را وارد ائتلاف با دولت‌هاي گوناگون نمايد و در مقابل ميليون‌ها دلار را براي پيشبرد پروژه‌ها و نهادها و مؤسسات و مدارس شاس دريافت كند. اين مدارس و موسسات به جذب صدها نفر پيرو پرداختند. منتقدان مي‌گويند سيستم مالي شاس در جامعه شكاف ايجاد كرده و باعث فقر و فاصله طبقاتي فراواني شده است.

عواديا يوسف در حال نوشيدن شراب به همراه نتانياهو و شيمون پرز

در سطح اجتماعي ديدگاه وي آن بود كه بايد تلاش كرد تا يهوديان ميزراخي و سفاردي در جامعه اسرائيل به شكوه گذشته خود دست پيدا كنند. به باور وي اين يهوديان به طور تاريخي از تبعيض رنج برده و همواره به لحاظ اجتماعي و اقتصادي در جايگاه پايين‌تري از همتايان اشكناز خود قرار داشته‌اند. به همين خاطر بود كه وي دست به تاسيس حزب سياسي شاس زد تا سفاردي‌ها را وارد عرصه سياست نمايد؛ حزبي كه در بسياري از دولت‌ها به مثابه پادشاه ساز بوده و بسياري از دولت‌ها به دست اين حزب ايجاد و يا ساقط شده است. البته در طول چندين سال گذشته شاس دچار اختلافات و درگيري‌هاي داخلي شده و قدرت آن كاهش يافته است و احتمالا پس از مرگ عواديا اين شكاف بيشتر هم خواهد شد.

از دهه هشتاد خاخام یوسف با مشارکت شاس در اکثر دولت‌های اسرائیلی موافقت نمود. در انتخابات ریاست جمهوری رژیم صهیونیستی در سال 2007 خاخام یوسف از دوست صمیمی و شاگرد خود یعنی شیمون پرز كه نزد وي علوم ديني را فراگرفته است، حمایت کرد. پرز پس از حمایت دوازه عضو شاس در کنست در انتخابات رياست جمهوري پیروز شد.

پرز شاگرد او بوده است

در سال 2004 روزنامه معاریو خاخام یوسف را به عنوان یکی از خاخام‌های یهودی نام برد که بیشترین تاثیر را در افکار عمومی یهودیان در اسرائیل دارد.


زبان تند عواديا يوسف در قبال مخالفان

عواديا يوسف به داشتن زبان گزنده عليه مخالفان خود شهرت داشت. وي همچنين بعضاً مسائلي را مطرح مي‌كرد كه با انتقادات تند جامعه يهودي روبه رو مي‌شد. یکی از اظهارات «عوادیا یوسف» که اسرائیلی‌ها را نیز به انتقاد از وی واداشت، به سال 2000 بازمی‌گردد، زمانی که وی گفت «قربانیان هلوکاست روح بازمتولد شده گناهکاران بودند. آن‌ها کسانی بودند که قوانین خدا را زیرپا گذاشته بودند. آن‌ها برای تاوان دادن حیات دوباره یافته بودند».

او همچنين در سال 2007 گفت سربازان اسرائيلي كه در جنگ مرده‌اند بدان خاطر بوده است كه به اندازه كافي مذهبي نبوده‌اند. وی در سال 2005 بعد از طوفان مهیب «کاترینا» در آمریکا که به مرگ صدها نفر منجر شد، این طوفان را انتقام خدا از سیاه‌پوستانی که از تورات دور شده‌اند دانست. وی همچنین گفت این طوفان پاسخ خدا بود به حمایت دولت «جورج بوش» از عقب‌نشینی نیروهای اسرائیل از نوار غزه.

«عوادیا یوسف» ید طولانی‌ای هم در اظهارات نژادپرستانه در مورد غیریهودیان داشته است. وی اغلب از عبارت «جنتیل» برای اشاره به غیریهودیان استفاده می‌کرد. این عبارت لاتین هرچند معنایی مشابه «غیریهودی» دارد، اما بسیار آن را عبارتی تحقیرآمیز می‌دانند.

وي كه ده‌ها كتاب درباره قوانين و اعمال يهوديت دارد توانسته بود با توده‌هاي مردم ارتباط خوبي برقرار كند و جلسات هفتگي وي در كنيسه‌اي نزديك منزلش برگزار مي‌شد و حتي سخنراني هاي وي اخيرا از تلويزيون رژيم صهيونيستي هم پخش مي‌شد.

عواديا براي خود پيرواني دست و پا كرده بود

عواديا بعضا به مخالفان خود شديدا حمله مي‌كرد. وي درباره شولاميت آلوني رئيس حزب سكولار مرتز گفته بود كه انتظار رسيدن آن روزي را مي‌كشد كه بر سر قبر وي برقصد! يا زماني كه دو حزب «يش عاتيد» (آينده اي هست) به رهبري يائير لاپيد و «هبيت هيهودي» (خانه يهود) به رهبري نفتالي بنت از قبل از انتخابات پارلماني اخير رژيم صهيونيستي با يكديگر هم پيمان شده بودند كه مانع از ورود احزاب مذهبي مانند «شاس» به دولت شوند. عواديا يوسف، رهبر روحاني «شاس» لاپيد و بنت را علنا «نفرين» كرده و حتي لاپيد را «حرام زاده» ناميد.


حمايت كامل از رژيم صهيونيستي

هرچند كه بسياري از حريدي‌ها موضع مبهمي در قبال صهيونيسم دارند و حتي شاخه‌هايي از آن رژيم صهيونيستي را به رسميت نمي‌شناسد و آن را بر خلاف آموزه‌هاي دين يهود مي‌داند اما يوسف خود و حزبش را يك صهيونيست تمام عيار مي‌دانست. وي در مصاحبه با يك روزنامه اسرائيلي كه شاس را متهم به ضد صهيونيست‌بودن كرد، گفت: «اين يك دروغ است. من خودم به مدت ده سال به عنوان خاخام ارشد براي اسرائيل كار كرده‌ام و اين جايگاه بالايي در دولت اسرائيل است. ما به صهيونيسم افتخار مي كنيم ما به اورشليم و ساكنان آن و به اسرائيل و خاخام‌هاي آن افتخار مي‌كنيم. يك فرد صهيونيست كسي است كه صهيون را دوست دارد و با ساكن شدن در اين سرزمين به فرامين عمل مي‌كند.» در همين راستا در سال 2010 يوسف و شوراي حكماي تورات با عضويت شاس در سازمان جهاني صهيونيسم موافقت كردند تا به اين ترتيب شاس اولين حزب حريدي در اسرائيل باشد كه به صورت رسمي به سازمان صهيونيسم مي‌پيوندد.

حمايت كامل عواديا يوسف از رژيم صهيونيستي

مخالفت با خدمت نظامي دانشجويان مذهبي

يوسف جنگ‌هاي رژيم صهيونيستي را محترم مي‌شمارد و آن را جزو ثابتات دين يهود مي‌داند. با اين وجود وي دانشجويان جوان را تشويق مي‌كند كه به جاي رفتن به خدمت سربازي، در مراكز ديني باقي بمانند و به فراگيري آموزه‌هاي يهوديت بپردازند. علي رغم حساسيتي كه وي نسبت به ارتش اسرائيل داشت و آن را ارج مي‌نهاد، اما اعتقاد داشت كه دانشجويان ديني نيز وظيفه‌ي مهمي در فراگيري و ترويج آموزه‌هاي يهوديت دارند. لذا وي با ادغام اين افراد در ارتش مخالفت مي‌كرد. خاخام آبراهيم يوسف فرزند عواديا يوسف خود به مدت 13 به عنوان خاخام نظامي در ارتش رژيم صهيونيستي خدمت كرده است. وي هم اكنون رئيس خاخام‌هاي اشكنازي سرزمين‌هاي اشغالي مي‌باشد.

موضع وی درقبال درگیری اعراب و اسرائیل

علی رغم اظهارات جنجال برانگیزش، عوادیا یوسف در اواخر دهه هشتاد از مذاکرات صلح با فلسطینی‌ها حمایت کرد. وی این نظر خود را اصل «حفظ نفس» كه در آيين يهوديت آمده است، مستند می‌ساخت. اولین بار که این اصل در اسرائیل پیاده شد، به درگیری‌های این رژیم با همسایگانش در سال 1979 بر می‌گردد که طی آن شبه جزیره سیناء به مصر باز گردانده شد. برخی‌ها مدعی‌اند که خاخام یوسف در مخالفت با همکار اشکنازی‌خود خاخام شولو گورین از این گزينه حمایت کرده است. البته بعدها وي نظر خود راجع به صلح با فلسطيني ها را تغيير داد و هرگونه طرح صلح با فلسطيني‌ها را رد نمود. حزب شاس از رأی دادن به توافقنامه نخست اوسلو خودداری کرد و بر ضد توافقنامه دوم اوسلو رای داد. پس از آن روابط میان صهیونیست‌ها و فلسطینی‌ها رو به وخامت گرایید. بویژه پس از آغاز انتفاضه الاقصي كه طي آن شاس از ائتلاف دست كشيد و از حزب ليكود حمايت نمود.

عواديا بزرگترين موج سياسي و مذهبي خود را زماني به راه انداخت كه گفت اسرائيل مي تواند در مقابل صلح بخش‌هايي از كرانه باختري را به فلسطيني‌ها بدهد. اما در سال‌هاي اخير از اين موضع خود عقب نشيني نمود و تاكيد كرد كه كرانه باختري متعلق به اسرائيل است و از گسترش شهرك‌نشيني در اين منطقه به شدت حمايت نمود. در سال 2005 طرح قطع ارتباط با غزه را محكوم و بار ديگر به اصل «حفظ اصل نفس در آيين يهوديت» اشاره نمود و اعلام كرد كه «قدرت‌يابي فلسطيني‌ها بدون پايبندي‌شان به پايان تروريسم به نوبه خود مي‌تواند حيات يهود را به مخاطره بياندازد، بويژه در مناطق نزديك به نوار غزه و مخصوصاً در مناطقي كه در تيررس موشك‌هاي قسام قرار دارد» يوسف همچنين ايده برگزاري همه پرسي عمومي براي قطع ارتباط با غزه را رد كرد و به اعضاي شاس در كنست دستور داد تا عليه اين طرح راي دهند.

تلاش ناكام براي ترور يوسف

در آوريل 2005، دستگاه امنيت رژيم صهيونيستي سه تن از اعضاي جبهه مردمي براي آزادي فلسطين را دستيگر كرد كه سعي داشتند خاخام يوسف را ترور نمايند. موسي درويش در 14 دسامبر 2005 به اتهام تلاش براي قتل اين خاخام صهيونيستي به ده سال زندان و سه سال بازداشت خانگي محكوم گرديد.

مواضع جنجالي خاخام عواديا يوسف

خاخام عواديا يوسف مواضع جنجال‌برانگيز و نژادپرستانه فراواني درباره فلسطيني‌ها، ايران،‌ حزب الله، نظام حسني مبارك، غير يهوديان و برخي مسائل جديد داشته است كه در ادامه آنها را بررسي مي‌كنيم:

برای نابودی ایران و حزب الله دعا کنید

عواديا يوسف همچنين دشمني شديدي با ايران و حزب الله دارد. وي با اثبات ناتواني رژيم صهيونيستي در مبارزه با جمهوري اسلامي ايران، در جمع هواداران خود اعلام كرده بود كه براي نابودي و حذف ايران مي بايست نماز و دعا بخوانيم و براي حمله به ايران آماده بشويم. عواديا يوسف همچنين در ادامه نظراتش، حزب‌الله لبنان يكي ديگر از شبكه هاي دشمن رژيم صهيونيستي معرفي كرده و درباره آن گفته بود: شبكه حزب‌الله لبنان نيز يكي از دشمنان و تهديدهاي رژيم صهيونيستي محسوب مي‌شود كه زير نظر ايران عليه اسرائيل اقدامات خصمانه انجام مي‌دهد و ما بر اساس گفته هاي كتاب مقدس بايد براي نابودي اين دشمنان كه از منطقه پارس هستند، دعا كنيم. عواديا درباره مردم ايران نيز گفت:در ایران، مردم شروری هستند که می خواهند ما را نابود کنند. پس لازم است که ما برخاسته و با تمام قلبمان به درگاه خدا دعا کنیم.


بشريت براي خدمت به يهوديت آفريده شده‌اند

روزنامه صهيونيستي "هاآرتص "، در گزارشي به انعكاس سخنان"عواديا يوسف " پرداخت كه گفته بود: گوئيم‌ها (غير يهوديان) جايگاهي در جهان ندارد و فقط شايسته خدمت به مردم اسرائيل هستند. عواديا باور داشت كه خلقت غير يهوديان فقط براي خدمت كردن به يهوديان بوده است.

عوادیا : بشريت براي خدمت به يهوديت آفريده شده‌اند

آنها كار كنند، شخم بزنند، درو كنند و ما همانند يك "آقا " بنشينيم و بخوريم.

اين خاخام نژادپرست در ادامه تفسير اين سخنان خود گفته بود: " دليل نياز به غير يهوديان چيست؟ [براي اينكه] آنها كار كنند، شخم بزنند، درو كنند و ما همانند يك "آقا " بنشينيم و بخوريم. " بر اساس گفته‌هاي خاخام "عواديا يوسف "، مرگ هيچ سيطره‌اي بر غير يهوديان در اسرائيل ندارد. وي در تفسير اين سخن خود گفت: غير يهوديان نيز همانند هر شخص ديگري بايد بميرند اما خداوند به آنها عمري طولاني مي‌دهد، چرا؟ تصور كنيد خر يك انسان بميرد، در اين صورت اين فرد پول خود را [كه بابت خريد خر پرداخته بود] از دست مي‌دهد، اين دليل عمر طولاني غير يهوديان است تا براي يهوديان به خوبي كار كنند.

غير يهوديان آفريده شده اند تا به يهوديان خدمت كنند (لینک)

عواديا يوسف به همين اكتفا نكرد و در جديدترين نظرات خود درباره غير يهود گفت: به طور كلي خوردن و يا نوشيدن تمام محصولاتي كه توسط غير يهوديان توليد مي‌شود حرام است، وي همچنين در قسمت ديگري از نظرات خود درباره غيري يهوديان مي‌گويد: رفتن به مكان‌هاي مذهبي غير يهوديان اعم از مسجد و كليسا به طور مطلق حرام است.


مبارک گنج راهبردی اسرائیل است/ مبارك با دعاي من 30 سال حكومت كرد

عوادیا یوسف خاخام نژاد پرست صهیونیست ها که از نزدیکان حسنی مبارک بود، بارها او را گنج استراتژیک اسرائیل خطاب کرد و پس از سرنگوني مبارك نیز از شیخ الازهر خواست تا حکمی برای عفو وي صادر کند. خاخام «عواديا يوسف» پس از مشاهده اولين جلسه محاكمه ديكتاتور مصر از احمد الطيب شيخ الازهر خواستار صدور فتواي ديني براي عفو مبارك شد.

عواديا يوسف همچنين از دولت آمريكا خواست براي نجات مبارك از حكم اعدام وارد عمل شود. وي در سخنان هفتگي خود از حسني مبارك به عنوان "مرد صلح طلب و دوست اسرائيل" نام برده و گفته بود: من براي نجات او از دست دشمنانش دعا مي كنم. اين خاخام صهيونيستي با بيان اينكه با مبارك همواره مكاتبه داشته است، مدعي شده بود: مبارک موجب اقتدار و احترام دولت مصر شد، او مورد احترام پادشاهان و ریيسان‌جمهور ديگر كشورها بود از مردي صلح طلب و دوست اسرایيل بود. من دعا مي‌كنم كه خداوند تا قلب قضات دادگاه با فهم و معرفت روشن شود و او را از اتهامات مطرح شده تبرئه و آزاد شود؛ از آنجا كه او دوست اسرائيل بود براي سلامتي و بهبود كاملش دعا مي‌كنم.

عواديا يوسف؛ مبارك گنج راهبردي اسرائيل بود

در سال 2009 زمانيكه مبارك در آلمان تحت معالجات پزشكي قرار گرفت عواديا براي وي يك نامه با مضمون دعا براي سلامتي‌اش ارسال كرد و مبارك نيز در پاسخ وي را به عنوان "دوست عزيز و خاخام بزرگ، ریيس شوراي خاخام‌ها" خطاب قرار داد.

بر اساس گزارش روزنامه يديعوت آحارونوت، عواديا با افشاي جزیيات ديدارش در 28 سال قبل با مبارک و هنگامي که خاخام ارشد رژيم اشغالي بود، گفت: "هنگامي که دريافتم مهندسان مصري تصميم دارند جاده‌اي جديد را در مصر ايجاد کنند که از مقبره‌اي يهودي مي گذشت، به همراه خاخام اريه درعي به مصر رفتم؛ مبارک در آنجا از ما به صورت رسمي و با احترام استقبال کرد؛ ما مشکل خود را مطرح کرده و پيشنهاد کرديم که مسير آن جاده تغيير کند تا به مقبره توهين نشود، مبارک با اين پيشنهاد مخالفت نکرد و با احترام کامل آن را پذيرفت. پس از پايان نشست و توافق درباره همه مسایل، من و مبارک در دفتر او در کاخ رياست جمهوري قاهره تنها مانديم؛ مبارک پس از آن به من گفت که اي خاخام من را دعا کن، من به دعاي تو اعتقاد دارم." عواديا در ادامه گفته بود: «من دست خود را بر سر مبارک گذاشته و براي او دعا کردم؛ اين موضوع مربوط به 28 سال قبل بود؛ باقي ماندن يک نفر در مقام رياست جمهوري مصر براي مدت 30 سال غيرعادي است، و بسيار نادر است، و اين به فضل دعايي بود که براي او خواندم.»


اهدای عضو گناه بزرگی است اما ربودن اعضای بدن فلسطینیان نه!!

خاخام "عواديا يوسف " در آخرين قوانين مذهبي كه براي يهوديان منتشر كرد اعلام نمود يهودياني كه اعضاي خود را براي كارهاي تحقيقاتي هديه مي‌كنند و يا خودكشي كرده سزاوار برگزاري مراسمي عزاداري به شيوه يهودي نيستند. عواديا يوسف كتاب جديد خود درباره قوانين مذهبي يهوديان در زمينه قوانين روز شبات [روز شنبه كه در آئين يهوديت تعطيل است]، دارو، مراسم خاكسپاري، تعطيلات و ديگر موضوعات منتشر كرد. در اين كتاب آمده است: «كساني كه اعضاي خود را براي كارهاي تحقيقاتي اهدا مي‌كنند تا اعضاي آنها كالبدشكافي شود، اگر چه اين اقدام آنها باعث پيشرفت تحقيقات علمي ميشود، اما گناه بزرگي مرتكب شده‌اند و ممكن است شانس زنده شدن روح و جسد خود در روز رستاخيز را از دست بدهند و بنابراين نبايد براي مرگ آنها عزاداري كرد» اين در حالي است كه بر اساس تعاليم "تلمود " كتاب مقدس يهوديان، ربودن اعضاي حياتي بدن غير يهوديان جائز است. در همين راستا "دونالد بوستروم " خبرنگار روزنامه سوئدي "افتون‌بلادت " ‌چندي پيش فاش كرد كه نظاميان صهيونيست اعضاي حياتي فلسطينيان را مي‌ربايند. اين روزنامه‌نگار شواهد انكار ناپذيري را در اين اقدام صهيونيست‌ها ارائه كرده بود

.

عواديا يوسف و پسرش قاچاقچيان اعضاي بدن فلسطيني‌ها

در سال 2009 خبرهايي تكان دهنده از كشف باندي بزرگ از سياستمداران و خاخام‌هاي صهيونيستي متهم به پولشويي و تجارت ضد انساني در ايالت معروف نيوجرسي درز كرد. ايالتي كه گفته مي‌شود يكي از پايگاه‌هاي قدرت لابي يهوديان است. چندي بعد شبكه‌هاي خبري امريكا چهره چند خاخام پرنفوذ را به نمايش گذاشتند كه به عنوان سر رشته داران پولشويي و قاچاقچيان اعضاي بدن انسان تحويل محاكم شده بودند. عمق فاجعه در گزارشي كه لس آنجلس تايمز و نيز يك روزنامه سوئدي به نام «افتون بلادت» از ابعاد فعاليت سياه اين به ظاهر رهبران مذهبي يهوديان منتشر كردند، هويدا شد.

طبق گزارش پليس فدرال امريكا يك جنبه از فعاليت اين افراد خريدن مقام‌هاي ذينفوذ مانند شهرداران و فرمانداران بود، در همين گزارش تأكيد شده بود كه حرفه و فعاليت آنها بيش از آنكه با كار گروه‌هاي فشار يا دلالان سياسي شباهت داشته باشد با نقش گروه‌هاي تبهكار سنخيت دارد. خبر‌ها و تصوير‌هايي كه صفحه نخست رسانه‌هاي امريكا را تسخير كرد به اندازه كافي گويا بود؛ عكس دسته جمعي خاخام‌ها و اين عبارت در شرح تصوير كه «آنها سررشته دار قاچاق اعضاي بدن فلسطيني‌ها به خارج بودند.»

عواديا و پسرش در قاچاق اعضاي بدن فلسطيني‌ها دست داشته‌اند

دو جنبه از فعاليت خاخام‌ها موجب شد كه در اين پرونده بيش از اسرائيل، ايدئولوژي صهيونيسم در كانون انزجار عمومي قرار گيرد : اول اين كه آنها در پوشش مؤسسات انساندوستانه در بروكلين، نيوجرسي و اسرائيل در حال فعاليت بودند. شبكه خاخام‌ها چندين مؤسسه خيريه يهودي تحت كنترل داشتند كه با استفاده از اعتماد نظام بانكي ميليون‌ها دلار پولشويي كرده‌اند.

جنبه دوم از حقايق را هاآرتص ناگزير شد فاش كند. اين منبع در توضيح خبر تكان دهنده دستگيري خاخام‌هاي متهم به تجارت مرگ گفت كه اين خاخام‌ها با رهبر معنوي حزبي كه به عنوان نماد صهيونيسم شناخته مي‌شود پيوند داشته‌اند. طبق گزارش اين روزنامه، پليس اسرائيل بعد از تحقيقات درباره سوابق خاخام‌هاي متهم به قاچاق اعضاي بدن انسان و پولشويي، به اين نتيجه رسيد كه اين افراد با «عواديا يوسف» رهبر معنوي حزب شاس و خاخام ارشد اسرائيل، مرتبط بوده‌اند.

نكته جالب‌تر در گزارش هاآرتص اين بود كه خاخام‌هاي مرتبط با رهبران ايدئولوژيك در فلسطين اشغالي چندين مدرسه تعليم آموزه‌هاي يهود را اداره مي‌كردند و علاوه بر اين، آنها مسئوليت جمع آوري كمك‌ها و موقوفات بسياري را از مردم و ثروتمندان يهودي در امريكا را بر عهده داشتند. گزارش‌ها آرتص درباره ارتباطات هرمي خاخام‌هاي امريكا با اربابان كنيسه‌هاي تل آويو جايي براي تكذيب باقي نمي‌گذاشت. در صدرحلقه خاخام‌هاي امريكا «الياهو بن هيم» و خاخام «ادموند ناحوم» قرار دارند كه طبق گزارش پليس فدرال امريكا امضاي آنها پاي چندين معامله قاچاق اعضاي بدن انسان و پولشويي، ثبت شده است. آنها دوست مورد اعتماد «ديويد يوسف» پسر عواديا يوسف رهبر مذهبي ساكن تل آويو هستند.

ديويد عواديا

عمق فاجعه آنجا بود كه با اين گزارش هاآرتص بسياري از ژنرال‌ها مراكز تعليم و ترويج صهيونيسم وكنيسه‌هاي اسرائيل در مظان ارتباط با پرونده پولشويي و قاچاق اعضاي بدن انسان قرار گرفتند. حزب شاس و آموزشگاه‌هاي آن نهادي است كه انديشه‌هاي نيل تا فرات يا اسرائيل (ارض موعود) را در متون سياسي و درسي ساكنان فلسطين اشغالي رواج مي‌دهد.

مادر حضرت یوسف در جنگ غزه به ما کمک کرد!

در گزارشي كه روزنامه یدیعوت آحارونوت منتشر كرده آمده است: «عواديا یوسف که پدر معنوی حزب شاس محسوب می شود، در سخنراني روز شنبه خود گفت بانو راحیل، مادر حضرت یوسف در جنگ به کمک سربازان ما آمد!». این خاخام با توصیف دقیق وظیفه ای که راحیل در این جنگ به عهده داشته{!} توضیح می دهد: «وقتی سربازان اسرائیلی به منزلی رسیدند و می خواستند وارد آن شوند ناگهان زن زیبایی را دیدند که به آنها هشدار داده و می گوید داخل این خانه نیروهای مقاومت که وی از آنها به عنوان تروریست اسم می برده {!} حضور دارند! سربازان می پرسند تو کیستی؟ و پاسخ می دهد چه اهمیتی دارد که من کیستم؟ و نجوا می کند که من راحیل هستم!»

البته گویا علاوه بر اینکه با وجود کمک این راحیل خیالی بازهم اسرائیل شکست خورد، راحیل ادعایی این خاخام ها چندان هم اطلاعات کاملی نداشته است و مثلا محل اسیر اسرائیلی گلعاد شالیت را بلد نبوده که دژخیمان این رژیم بعد از این همه زحمت دست از پا درازتر برنگردند! گفتنی است راحیل همسر دوم حضرت یعقوب است که به اعتقاد یهود قبرش در بیت لحم قرار دارد.

تناقض‌گویی ‌عواديا: اوباما نوکر سیاه یهود یا حضرت داوود!!

پايگاه خبري عبري زبان "نيوزوان " در سال 2009 نوشت: «خاخام "عواديا يوسف " رهبر معنوي حزب شاس براي اولين بار در واکنش صريح و عمومي به تقاضاي آمريکا براي توقف شهرک‌سازي در شرق بيت‌المقدس، به "باراک اوباما " رئيس جمهور آمريکا حمله لفظي شديدي انجام داد. وي در سخنراني در بيت‌ا‌‌لمقدس گفت: "مي‌گويند اينجا ساخت و ساز نکنيد، آنجا ساخت و ساز نکنيد، مثل اينکه ما نوکر آنها هستيم." رهبر معنوي حزب شاس در حاليکه به سياهپوست بودن اوباما اشاره مي‌کرد، اوباما و تمام سياهان را نوکر خطاب کرد و افزود: "نوکرها بر ما حاکم شده‌اند ".

اما وي چندي بعد زماني كه قرار بود باراك اوباما در سال 2013 از سرزمين‌هاي اشغالي ديدن كند، در اظهاراتي متناقض گفت باید از «باراک اوباما» رییس جمهور آمریکا در جریان سفرش به اراضی اشغالی جوری استقبال شود که گویی وی حضرت داوود (ع) است! وی در ادامه عنوان داشت که بعید نمی‌داند ماشیح در دوره ریاست باراک اوباما ظهور کند! این خاخام صهیونیست همچنین با اشاره به بخش‌های از تورات عنوان داشت که ماشیح در دوره فردی ظهور می‌کند که مدافع یهودیان است. وی خطاب به شاگردان عنوان داشت: در روزگار کنونی سخت است یک پادشاه پیدا کنیم، اما باراک اوباما پادشاه زمانه ما است و به داوود بسیار نزدیک است. یوسف همچنین عنوان داشت که باراک اوباما اختیار اعلام جنگ علیه یک کشور و یا بخشیدن کشور دیگر را دارد و این از ویژگی‌های داوود (ع) است.

بايد فلسطيني ها از صحنه روزگار محو شوند

خاخام عواديا يوسف در اظهاراتي نژادپرستانه كه از راديو اسرائيل نيز پخش شد، ابراز اميدواري كرده بود كه تمام فلسطيني‌ها از صحنه روزگار محو شوند، چون از اسرائيل متنفر هستند. يوسف در اين سخنان گفته بودند: تمامي اين اشرار كه از اسرائيل متنفر هستند، بايد طاعون بگيرند و از روي زمين محو شوند.

يوسف حكم به قتل تمامي فلسطينان مي‌داد

البته اين تنها سخن افراطي اين خاخام ارشد صهيونيست‌ها نبود و وي در بحبوحه مذاكرات سازش مقامات رژيم‌صهيونيستي با مقامات تشكيلات خودگردان فلسطين نيز مردم فلسطين را شيطان و دشمني زهرآگين براي اسرائيل توصيف كرده و براي "محمود عباس " رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين نيز آرزوي مرگ كرده بود. وي همچنين‌ها عرب‌ها را «مار» خوانده بود.

عودايا يوسف آروزي مرگ فلسطينيان را مي‌كند (لینک)

همچنين دختر وي به همراه دختران و همسران 27 خاخام اسرائيلي كمپيني نژادپرستانه در جهت ممنوعيت ازدواج با دختران و پسران فلسطيني به راه انداخت. به گزارش روزنامه انگليسي "ديلي‌تلگراف "، نامه‌اي كه به امضاي 27 همسر خاخام‌هاي اسرائيلي رسيده است از دختران يهودي مي‌خواهد تا با فلسطيني‌هاي عرب ازدواج نكنند در اين نامه همچنين از يهوديان خواسته شده است كه در مكان‌هايي كه اعراب كار مي‌كنند، حاضر نشوند. در ميان زناني كه نامه فوق را امضا كرده‌اند همسران و دختران خاخام‌هاي ارشد صهيونيست از جمله دختر "عواديا يوسف " رهبر معنوي حزب شاس و از خاخام‌هاي افراط گراي يهودي ديده مي‌شود.


پدر معنوی حزبی که در فساد غوطه ور است

عواديا يوسف پدر معنوي حزبي بود كه به فساد شهرت داشت. در همين راستا يوسف در پي تشديد حكم يكي از اعضاي حزب شاس كه به اتهام رشوه‌گيري دستگير شده بود اعلام كرده بود دادگاه اسرائيل كاملا فاسد و قضات در اين دادگاه بي دين هستند. روزنامه عبري زبان "يديعوت آحارونوت "، "عواديا يوسف " خاخام ارشد و رهبر معنوي حزب شاس، به دنبال تشديد مجازات عليه "اشلمو بنيزري" عضو حزب شاس و وزير سابق رفاه گفت: تشديد مجازات بنيزري نشان دهنده فساد سيستم قضايي است و ديگر اينكه قضاتي كه در اين سيستم قضاوت مي‌كنند، به هيچ چيزي اعتقاد ندارند و كاملا بي دين هستند

اين وزير سابق رژيم صهيونيستي يكسال پيش در دادگاه بيت المقدس به 18 ماه حبس محكوم شده‌ بود. در حالي كه بنيزري پيشتر خواستار كاهش مدت حبس خود شده بود، دادستاني بر تشديد آن تاكيد كرد. بنيزري 49 ساله به جرم فساد مالي و رشوه‌گيري محكوم شده است. وي در مدت پنج سالي كه به عنوان وزير امور رفاه اسرائيل مشغول بكار بود، صدها هزار دلار رشوه دريافت كرده بود.عواديا در دفاع از بنيزري گفته بود: ما عميقاً از حكم اين دادگاه شيطاني متأسفيم، زيرا آنها يكي از دوستان ما را كه در تدريس تورات فعال بود را محاكمه كرده‌اند.

اينترنت نجس و ایفون حرام است

«عوادیا یوسف» که به مواضع بسیار افراطی مشهور است، اینترنت را نيز ریشه تمام ناپاکی‌ها دانسته بود.خاخام‌هاي افراطي صهيونيسيت معتقدند که هرکس که به اینترنت وصل شود، نجاست را به خانه خود آورده است. علاوه بر اين در مراسمی كه به مناسبت ختم «تلمود» (مجموعه تحریفاتی که تحت تاثیر آموزه‌های شرک‌آلود بابلیان وارد دین یهود شده و صهیونیست‌ها آن را تورات شفاهی می‌نامند) در بیت‌المقدس برگزار شده بود، چند تن از خاخام‌های حزب «شاس» (شاخه سیاسی ارتودوکس‌های افراطی در اسرائیل به رهبری خاخام «عوادیا یوسف») استفاده از آیفون (تلفن‌های همراه هوشمند) را محکوم كرده بودند.


منابع و مآخذ:

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2157207

http://www.sarkhat.com/fa/news/135148335/

http://www.islamtimes.org/vdca06n6.49nwu15kk4.html

http://maerefat-ksh.blogfa.com/post-333.aspx

http://www.mashreghnews.ir

http://www.shia-news.com

http://www.zohoor-news.ir/1392/01/1

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8906080501

http://www.fardanews.com

http://shafaqna.com

http://www.islamtimes.org/vdcg3t9q.ak9qn4prra.html

http://ar.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%8A%D8%A7_%D9%8A%D9%88%D8%B3%D9%81

http://www.haaretz.com/blogs/the-axis/two-decades-later-israel-s-rabbi-ovadia-could-stop-another-war-1.459747

http://www.bbc.co.uk/news/world-middle-east-24429733

http://en.wikipedia.org/wiki/Ovadia_Yosef

http://news.yahoo.com/ovadia-yosef-rabbi-israeli-kingmaker-dies-104420155.html

http://www.haaretz.com/news/national/.premium-1.550973

http://www.jewishpress.com/news/rabbi-ovadia-yosef-one-of-todays-giant-torah-sages-dies-at-93/2013/10/07/

http://www.israelnationalnews.com/News/News.aspx/172597

http://www.telegraph.co.uk/news/obituaries/10361625/Rabbi-Ovadia-Yosef.html

ویژه نامه هفته حج


قرن‏ها پیش مرد و زن و کودکی تنها، چند قطعه سنگ سیاهِ ساده را از دل کوهی در کنار مکه بریدند و بی‏هیچ ترکیب و تزئینی...

در سفر حج، عبادت، هجرت، سیاست، ولایت، برائت، اخوّت، قدرت و... نهفته است. امام رضاـ ع ـ مى فرماید: در حج، علوم اهل بیت ...

برخى از سالها، در ایام حجّ، «روز عرفه» با «روز جمعه» مصادف شده، و آن سال در میان حجاج، خصوصاً اهل سنّت، به «حج اکبر» معروف مى ...

«حج»، در مقایسه با برنامه هاى تربیتىِ دیگر; چون «نماز» و «روزه»، دو قید زمان و مکان به همراه دارد; به بیان دیگر، در هر روز و هر ماه ...

روح حج، ولایت است و در عصر غیبت‏بین این عمل عبادى سیاسى و امام مهدى (علیه‏السلام) پیوندى عمیق وجود دارد . در این نوشتار، ضمن بررسى پیوند...

«همانا نخستین خانه اى که براى مردم نهاده شد، همان است که در بکّه است، فرخنده و هدایت براى جهانیان است». «و این کتابى است فرخنده که نازلش کردیم،...

حج، از فروع دین اسلام است و فرموده خدای چنین است که: چون مسلمانی به استطاعتی در خور ـ که چند و چونش مقرر است ـ رسید...

جعل الله الکعبة البیت الحرام قیاماً للنّاس حجّ میثاق میان بنده و پروردگار است و از بزرگترین فریضه هاى الهى ...

حج در اسلام، ذخیره اى ارزشمند، بلند پایه و جاوید و چشمه اى همیشه جوشان با جویبارهاى گوارا، زلال و یک مکتب سازنده ....

حج از دیرباز تاکنون از اهمیّت ویژه اى در بین مسلمانان برخوردار بوده است، همه ساله صدها هزار مسلمان مشتاق از گوشه و کنار جهان، ...

بلوغ زودرس؛ ارمغانی از مدرنیته +تصاویر

بلوغ زودرس با ایجاد اختلالات جسمی و روحی شدید در فرد باعث بروز صدمات جبران ناپذیر خواهد شد. صدماتی که شاید به چشم نیایند امّا در آینده‌ی فرد تاثیر به سزایی می‌گذارند.
مشرق؛ تقریباً امروزه تمامی آثارِ هنری غربی، به صورتِ مستقیم و غیر مستقیم رابطه‌های غیر شرعی و مهم تر از آن رابطه‌های آزاد را تبلیغ می‌کنند. آثاری که با وجود عدم تناسب  برای سنین کودک و نوجوان ، توسط آنها مصرف می شود. این اتفاق حتّی با راه‌اندازی سازمان‌ها و نظام‌های درجه بندی نیز سر و سامان نگرفت. نظام‌هایی مثل ESRB در آمریکا و PEGI در اروپا این وظیفه را بر عهده دارند. در کشور ما هم ESRA اعلام وجود کرد، که کم و بیش، تاثیر گذار بود امّا بیش تر در زمینه نصب هولوگرام بر روی بازی‌ها و تایید کردن بازی‌هایی که هیچ یک مناسب مخاطب داخلی نبودند. 
با این حال این نظام درجه بندی با معرفی در بعضی جشنواره‌های حوزه‌ی خاورمیانه در برخی کشورهای این حوزه مورد تایید قرار گرفت و قرارداد استفاده از آن در نشر این آثار در آن کشورها به امضا در آمد.

سازمان‌ها و نظام‌های درجه بندی به عنوان تنها بازدارنده و تصمیم‌گیر در مقابلِ سیل عظیمی از عرضه، ذائقه‌سازی و تقاضا در کشورهای غربی در بهترین حالت تنها نقش محدود کننده را داشتند.این درجه بندی هیچ‌گاه به صورت‌ مطلق بازدارنده کسی که مایل به انجام بازی است نبوده است. پس ایفای نقش این سازمان ها در این موج، بسیار کم‌رنگ است.

به جز خانواده‌ امروزی دیگر بازدارنده‌ای وجود ندارد و مخاطب کم سن و سال، نوجوان و جوان می ماند و سیل عظیم محصولات فرهنگی که برای او عرضه می‌شود.
 بلوغ زودرس با ایجاد اختلالات جسمی و روحی شدید در فرد باعث بروز صدمات جبران ناپذیر خواهد شد. صدماتی که شاید به چشم نیایند امّا در آینده‌ی فرد تاثیر به سزایی می‌گذارند. بروز چنین اتفاقاتی به صورت متناوب در افراد جامعه، جامعه را مملو از افرادی مریض و دچار اختلالات جسمی و روحی می‌سازد. در این گزارش سعی شده به بلوغ زودرس و تاثیر این اتفاق بر نوجوانان در بروز مشکلات روحی و جسمی پرداخته شود. علاوه بر این سن بلوغ از منظر اسلام و از منظر علمی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در انتها نیز به نظام‌های درجه‌بندی بازی‌های ویدئویی به عنوان مطالعه‌ی موردی و تاثیر هنر هشتم بر بلوغ زودرس خواهیم پرداخت.

بلوغ زودرس چیست؟
بلوغ زودرس، یک پدیده فیزیولوژیک است که در هر دوجنس پسر و دختر رخ می‌دهد. در این مورد، فرد زودتر از هم سالان خودبه بلوغ می‌رسد.

 
شایع ترین سن بلوغ زودرس در دختران قبل از هشت سالگی و در پسران ده تا یازده سالگی است. در این حالت، علایم بلوغ در فرد زودتر از هم سالانش ظاهر می‌شود. به طور قابل ملاحظه‌ای مشخص می‌شود که فرد با افراد هم سن خود فرق دارد به علاوه این که رشد سریع جسمانی در فرد دیده می‌شود اما تناسب ظاهری که در افراد بالغ طبیعی به چشم می‌آید، در این افراد دیده نمی‌شود.

تحقیقات نشان داده است که ۷۵% این افراد از نظر هوشی با افراد هم سن خود تفاوتی ندارند. امّا نوجوانانی که دچار این حالت می‌شوند زود‌رنج، حساس، مضطرب، افسرده، کم رو، خجالت زده و گوشه‌گیر می‌شوند.


عوامل ایجاد بلوغ زودرس:

*عوامل تربیتی و محیطی

*ثوارث و ژنتیک

*اختلالات غدد داخلی و هورمونی

*بیماری های عصبی و وجود تومورهای مغزی

که در این جا بیشتر به عوامل تربیتی و محیطی خواهیم پرداخت که به موضوع گزارش مربوط است.

علاوه بر این بلوغ زودرس بیشتر در دختران دیده می‌شود. قاعدگی در آنها ایجاد می‌شود ولی چندان منظم نیست. امّا در معدودی از آنها تخمک‌گذاری صورت می‌گیرد و امکان باروری و زایمان وجود دارد.

سن بلوغ از منظر اسلام
اهل سنت با شیعه در سن بلوغ اختلاف دارند، همان طور که در میان مذاهب اهل سنت نیز این اختلافات به وضوح دیده می شود.

تمام مذاهب اهل سنت و شیعه در این مسئله، در صورتی که دختر حائض شود به سن بلوغ می رسد، اتفاق نظر دارند. بنابراین؛ چنین نیست که اهل سنت، سن تکلیف دختران را از شروع بلوغ طبیعی بدانند در حالی که شیعه فقط اکتفا به ۹ سالگی دختران دارد(البته در برخی از محیط‌ها، دختران در همان سن ۹ سالگی به بلوغ طبیعی هم می رسند)، بلکه اگر دختر حیض ببیند یا حامله شود بنا بر همۀ مذاهب بالغ شده است، اگرچه به سِنی که اهل سنت برای شروع تکلیف دختر ذکر کرده‌اند نرسیده باشد. پس از نظر نشانه‌های بلوغ فرقی بین اهل تسنن و شیعه نیست. تنها فرقی که وجود دارد در سن بلوغ دختران است.

قول مشهور فقهاء شیعه در سن بلوغ دختران، ۹سال قمری و سن بلوغ پسران، ۱۵ سال قمری است.



 
نظر مذاهب اهل سنت درباره سن بلوغ دختران:
حنفیه: سن بلوغ دختر و پسر را ۱۵ سال قمری می دانند اگرچه ابو حنیفه سن بلوغ پسر را ۱۸ سال و دختر را ۱۷ سال می داند.

مالکیه: اتمام ۱۸ سال برای پسر و دختر.

شافعیه: اتمام ۱۵ سال قمری برای پسر و دختر.

حنابله: اتمام ۱۵ سال قمری برای پسر و دختر.


سن بلوغ از نظر علمی
سن رسيدن به بلوغ متفاوت است؛ بلوغ مي‌تواند بين 10 تا 19 سالگي اتفاق افتد، ولي متوسط سن بلوغ در دختران از 8 تا 12 سالگي است و پسران يك يا دو سال بعد از آن به سن بلوغ مي‌رسند.

 بلوغ معمولاً به سه مرحله تقسيم مي‌شود:
1. بلوغ جسمي: از 10 تا 12 سالگي بلوغ جسمي آغاز مي‌شود.

2.بلوغ رواني یا عقلی: تقريباً 2 تا 4 سال بعداز بلوغ جسمي بلوغ رواني یا عقلی به‌وجود مي‌آيد.

3.بلوغ اجتماعي: دو سال بعداز بلوغ رواني بلوغ اجتماعي ايجاد مي‌شود.

دوره‌ آغاز:
سنین استفاده از وسایلی مثلِ تلویزیون، کامپیوتر و کنسول بازی به دلیل حساسیت نیاز به بررسی بیش تری دارند. از این رو قصد داریم در این مقاله برای رویکرد علمی از آمارهای بدست آمده و منتشر شده استفاده کنیم تا از سنینی که کودکان به این آثار دسترسی پیدا می‌کنند، هم آگاه شویم.

دریک تحقیق گسترده که از 1384 خانوداده در آمریکا که دارای کودکان 0 تا 8 سال بوده اند نتایج شگفت انگیزی منتشر شده است.


 
در گزارش این تحقیق که توسط مرکز مطالعاتی Common Sense Media جهت بررسی بازی‌های ویدئویی و کودکان انجام شده است، آمده است :

1.حدود 51 درصد از کودکان خانواده ها، بازی‌های ویدئویی را انجام می‌دهند .

2.از بین کودکان 2 تا 4 سال حدود 44 درصد نیز بازی‌های ویدئویی را انجام می‌دهند .

3.از بین کودکان 5 تا 8 سال نیز حدود 81 درصد بازی‌های ویدئویی را انجام می‌دهند .

4.درمیان کودکان 5 تا 8 سال حدود 17 درصد هر روز، بازی‌های ویدئویی انجام می‌دهند، همچنین حدود 36 درصد دیگر نیز هفته ای یک بار بازی‌های رایانه‌ای را انجام می‌دهند .

5.تمام این کودکان با مشکلات رژیم غذایی مواجه هستند و برنامه غذایی مرتبی ندارند، میزان مصرف قند ها، مواد چاق کننده و شیرین در این کودکان بسیار بالاست .


برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید
 
سن متوسط شروع برای بازی های رایانه‌ای نیز 3 سال و 11 ماه مشخص شده است، در واقع این گزارش نشان می دهد که علاقه کودکان به بازی‌های ویدئویی بعد از خوردن پیتزا در جایگاه دوم قرار دارد .

بعلاوه این گزارش مشخص شده کرده که حدود 29 درصد از این کودکان از رایانه به عنوان مرجع بازی و حدود 52 در صد دیگر نیز از موبایل ها و تبلت ها استفاده می کنند .

 
عوامل تربیتی و محیطی
از میان عواملی که سبب بروز بلوغ جنسی می‌شود، عوامل تربیتی و محیطی مربوط به صنعت سرگرمی(Entertainment) است که در ادامه به تفصیل به صورت تخصصی درباره ی ارتباط این مقوله و بازی‌های ویدئویی خواهیم پرداخت.

عوارض بلوغ زودرس
اختلال پرخاشگری، ریشه بسیاری از مشکلات روانی و رفتاری نوجوانان می‌باشد. این رفتارها در صورت بروز می توانند سبب مشکلات بین فردی، جرم، بزه و تجاوز به حقوق دیگران شده و در صورت درونی شدن، قادر به ایجاد انواع مشکلات جسمی و روانی می‌باشند. از طرف دیگر، اتلاف وقت کودکان و نوجوانان در برابر این دستگاه‌ها، ضرورت توجه به این اصل مهم را بیش از بیش نشان می دهد. خشونت، بزهکاری، جنایت و از بین بردن هر آن چه فرا روی آدمی است یکی از اساسی ترین موضوع های مطرح شده در بازی‌های ویدئویی و رایانه‌ای است، به طوری که بررسی‌های مختلف حاکی از آن است که مضامین اکثر این بازی‌ها به مواردی چون تخریب، کشتن و پرخاشگری علیه دیگری اختصاص دارد.

بسیاری از تحقیقات حاکی از آن است که پرداختن به این بازی‌ها و پاداشی که رفتارهای پرخاشگرانه در طی بازی دریافت می‌دارند، سبب می‌شود کودکان انجام این رفتارها را پیشه خود ساخته و با گذشت زمان، حساسیت خود را به مسئله خشونت از دست بدهند. در پژوهشی که با هدف بررسی اینکه آیا بین رویارویی با خشونت رسانه‌ای و زندگی واقعی و حساسیت زدایی که در ویژگی‌ها و خصوصیات مربوطه منعکس شده رابطه‌ای وجود دارد یا نه، انجام شده بود، مشخص شد که فقط رویارویی با بازی‌های ویدئویی خشن، با همدلی پایین همبستگی دارد. به علاوه، بازی‌های ویدئویی و فیلم های سینمایی خشن، هر دو با نگرش‌های پرخاشگرانه‌‌ی شدید، همبستگی داشتند.
 


اکثر مطالعات تایید کرده‌اند که پاسخ‌های رفتاری غالب در اکثر بازی‌های ویدئویی و رایانه‌ای، ابراز هیجان هایی نظیر پرخاشگری، خشم و خصومت است. از سویی دیگر اغلب هیجان‌ها با فعالیت یکی از محورهای عصب کالبد شناختی، یعنی محور هیپوتالاموس هیپوفیزی قشر فوق کلیوی و ترشح هورمون کورتیزول همراه است. در پژوهشی اثر بازی‌های رایانه‌ایی که می‌توانند هیجان‌های مفرطی به کودکان تحمیل کنند، بر مقادیر کورتیزول صبحگاهی و شامگاهی آنان بررسی شد و مشخص شد که تجربه طولانی مدت هیجان‌های شدید ناشی از بازی‌های رایانه‌ای، احتمالاً از طریق افزایش کورتیزول، موجب ضعف ایمنی ارگانیزم در مقابل هجوم آسیب زاهای محیطی خواهد شد.

از طرفی، چون افزایش کورتیزول باعث اختلالات آشکار در سوخت و ساز چربی‌ها می‌شود، برخی از دشواری‌های قلبی عروقی را نیز می‌توان به تجارب هیجانی شدید استناد کرد. این نتایج با نتایج گزارش شده از سوی محققان دیگری همچون بوخمن و فونک همسو بود. یک مطالعه نشان می دهد تنها ۲ درصد بازی‌بازان مایلند با برنامه‌هایی بازی کنند که به موضوعات تربیتی و حل مساله اختصاص دارند. همچنین یک بررسی جدید نشان داد که حدود ۸۰ درصد بازی کنندگان، برنامه‌هایی را برای بازی انتخاب کردند که از سوی سازمان‌های رسمی ارزیابی برنامه‌های رایانه‌ای، بسیار خشونت آمیز ارزیابی شده بود.

از آنجا که بازی‌های خشونت‌آمیز معمولاً با هیجان‌های منفی توام هستند، و تجربه این قبیل هیجان‌ها، به ویژه به صورت طولانی مدت قادرند تغییرات فیزیولوژیکی منحصر به فردی را موجب شوند، پس این بازی‌ها نه تنها می‌توانند میزان هیجانی بودن معمول بازی‌بازان را بیشتر کنند، بلکه قادرند در آینده نیز ترجیح کودکان را به نفع خود، بیش از پیش تغییر دهند، زیرا بازی فزاینده با برنامه‌های خشونت آمیز، میل به خشونت، برانگیختگی‌های هیجانی، احساس خصومت نسبت به دیگران و همچنین ارتکاب به خشونت را در موقعیت‌های واقعی زندگی، به طور معنادار افزایش می‌دهد. در رابطه با تاثیر بازی‌های رایانه‌ای بر برانگیختگی نوجوانان پسر، پژوهشی صورت گرفت که روشن شد، بازی رایانه‌ای خشن موجب افزایش معنی داری در برانگیختگی فیزیولوژیکی افراد، شامل فشار خون سیستولیک و دیاستولیک ضربان قلب و تعداد تنفس می‌شود، اما بر روی درجه حرارت بدن تاثیر معنی داری ندارد.

 در حالی که بازی رایانه‌ای غیرخشن بر روی هیچ کدام از متغیرهای انگیختگی تاثیر معنی داری نداشته و سبب افزایش انگیختگی فیزیولوژیکی نمی‌شود. همچنین در پژوهشی که با هدف بررسی اثر هیجان‌های ناشی از بازی‌های رایانه‌ای بر فعالیت‌های ذهنی و شاخص‌های ایمنی کودکان به اجرا در‌آمد، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که هیجان ناشی از بازی‌های رایانه‌ای موجب افزایش معنادار خطاهای آزمودنی‌ها در آزمون کهس(آزمون هوشی مکعب‌های کهس) و تغییرات معنادار شاخص‌های مربوط به درصد لنفوسیت‌ها، ایوزینوفیل‌ها و نوتروفیل‌های خون آنان می‌شود.



ادامه دارد......

نگاهی به فیلم سورس کد+ تصاویر

در اين­گونه فيلم­ ها اغواگری به طور ماهرانه­ ای به نمايش در می­ آيد و مخاطب به خوبی به سمت اهداف مورد نظر هدايت می­ شود. اغواگری اين فيلم­ ها که در آثاری نظير سرآغاز و ماتريکس متبلور شده­، از اولويت­ های اصلی سازندگان آن می­ باشد. پروار نمودن ذهن و تمرکز بسيار زياد بر روی اين مقوله در فيلم "سورس کد" به وضوح قابل مشاهده است.

گروه جنگ نرم مشرق - يکی از اساسی ­ترين تهديداتی که قوای فکری ­- فرهنگی يک کشور را با چالش روبرو می­ سازد، نبردی است ناهمگون و پنهان که با حرکت خزنده خود پيکره اصيل و بومی يک جامعه را از هم می­ گسلد، اين تهديد پنهان که عنوان جنگ نرم را بر پیشانی خود دارد، به تعبير تئوريسين معروف آمریکايي، جوزف نای نويسنده کتاب "قدرت نرم" چنين است­:

«وقتی بتوانيد ديگران را وادار کنيد ايده­ هايتان را بپذيرند و آنچه را بخواهند که شما می­ خواهيد، در اين صورت مجبور نخواهيد بود برای هم جهت کردن آنها با خود، هزينه زيادی صرف سياست هويج و چماق کنيد. اغواء هميشه مؤثرتر از اکراه است و ارزش ­های زيادی مانند دموکراسی، حقوق بشر و فرصت های فردی وجود دارند که به شدت اغواء کننده­ اند...».

از قرون هجدهم و نوزدهم ميلادی که ماترياليسم(مکتب اصالت ماده) به عنوان يک مکتب نمود يافت؛ غربی­ ها با برنامههای از پيش طراحی­ شده آن را در مقابل مکتب ايده­ آليسم قرار دادند.

بر مبنای فلسفه ماترياليسم تنها وجود ماده پذيرفتنی است و انسان توده‌ای از ماده است که به عنوان يک حيوان، پيشرفت نموده و تنها قانون حاکم بر آن، قانون زد و خورد و به عبارتی تنازع بقاء است.

ريشه ماترياليسم را بايد در داروينيسم جستجو نمود. پس از شکل ­گيري اين مکتب، کشور­های استعمار­گر از آن به عنوان شالوده جوامع بشری و پايه­ شکل­ گيری اجتماع استفاده کردند.

در سده بيستم، تفکر کارل مارکس، طرفدار انديشه داروين و بنيان­گذار مکتب کمونيسم، منجر به کشته شدن بيش از 120 ميليون انسان شد و دليل آن چيزی جز فلسفه ماترياليسم نبود. گسترش و نفوذ مکتب ماترياليسم در تار و پود زندگي بشر با هدف مقابله با خدا­گرايی، از اولويت­ های اصلی کشورهای مستکبر بوده و هست. اين کشورها با کنترل رسانه­ و تسلط بر تمامي کمپانی­ ها و بنگاه­ های بزرگ خبر پراکنی در دنيا توانسته­ اند تفکر خدامحور را از بطن جامعه­ شان حذف کنند و با سرعت هر چه تمام­تر به سمت ماده­ گرايی حرکت نمايند.

در دنيای امروز پيش ­قراول اين لوکوموتيو هاليوود است که با کثرت توليدات خود، انديشه  انسان­ محوری را به جهانيان القاء می‌کند. امروزه  مشکلات بشر ريشه در نهادينه ­شدن اين انديشه­ ضد الهی در قلوب و اذهان انسان­ها دارد. فيلم Source Code (منبع کد) يکی از آثار هالیوودی است که تلفيقی از فيلم­ های ماتريکس(Matrix)، آواتار(Avatar) و سرآغاز(Inception) می­ باشد.

فيلم "منبع کد" در بستر جهان موازی و آواتاريسم حرکت می‌کند. سفر در زمان آن هم در کالبد شخصی ديگر، جان­ مايه فيلم مذکور است و برای فهم دقيق­تر داستان بايد آن را با نگاهی عميق مورد بررسی قرار داد.


نگاهي به عوامل توليد فيلم:


خلاصه داستان فيلم:

داستان فيلم از جايي شروع مي‌شود كه "سروان كالتر استيونز" خلبان بالگرد ارتش آمريكا در افغانستان­، ناگهان خود را بر روي صندلي­ قطار مي­ بيند كه در مقابل زنی نشسته است.

آن زن او را "شان" صدا مي­ كند و شروع به صحبت با او مي‌­نمايد. سروان با حالتي شوكه و سردرگم اطرافش را نگاه مي­ كند ولي متوجه اتفاقاتي كه در حال وقوع است، نمي‌شود.

او به طور اتفاقي خود را در شيشه قطار نگاه مي‌كند و چهره ­اي متفاوت را مي‌بيند. بعد از چند دقيقه قطار توسط بمبي منفجر شده و بعد از آن سروان استيونز خود را در جايي به نام "قلعه بليگارد" مي­ يابد.

او متوجه مي­ شود كه دو ماه پيش در عمليات نظامي كشته شده و در حال حاضر در دستگاهي به نام «سورس كُد» نگهداري می­ شود و با آن دستگاه بخشي از مغزش فعال مانده است.

او توسط اين دستگاه به گذشته فرستاده می­ شود تا در هشت دقيقه فرصت خود بمب­ گذار را پيدا كند. اين عمليات چندين مرتبه تكرار مي­ گردد تا او عامل بمب گزاري را پيدا کرده و به سازمان عملياتي اين پروژه معرفي می­ نمايد. رئيس پايگاه بليگارد شخصي است به نام "دكتر راتلج" پشت سر "سروان گودوين" ظاهر شده و دستورات لازم را مي ­دهد.

در سكانسي از فيلم "استيونز" در "قلعه بليگارد" از "گودوين" درباره اتفاقاتی که در حال افتادن است، سوال مي‌نمايد و "راتلج" در جواب درباره­ مكانيزم­ هاي كوانتومي و جبر سهمي صحبت مي­ كند.

نمودار زمانی (Time Line) فوق برای درک بيشتر فيلم به تصوير کشيده شده است.

در واقع رفت و برگشت­ ها در اين ريل زمانی که به خوبی توسط حرکت يک قطار به نمايش درآمده، نشان­ دهنده سير بين دو زمان مي­ باشد و طبق ديالوگ­ های فيلم، سروان کالتر مانند يک عقربه ساعت است که به اندازه هشت دقيقه به عقب برگردانده می­ شود؛ در واقع اين نمودار نمايشگری است از سفر­های رفت و برگشت سروان استيونز بين دنيای واقعی و دنيای ذهنی.

سپس "راتلج" درباره "منبع كد" به او توضيح مي‌دهد. وی مي ­گويد: «وقتي يك لامپ خاموش مي‌شود تا مدتي بعد هنوز نور دارد چرا که با يك تأخير، اثري از هاله نور است.

مغز هم همين طور است، قسمت الكترومغناطيس ­اش حتي بعد از مرگ مقداري شارژ دارد و مدار­ها همچنان باز هستند. در عين حال خاطرات كوتاه مدت مغز تقريباً هشت دقيقه به طول مي ­انجامند؛ مثل دوربين­هاي امنيتي در فروشگاه­ ها كه فقط قسمت آخر فعاليت­شان را روي هارد ضبط مي­ كنند. حالا در تركيب اين دو پديده، يعني مدارهايي كه در مغز فعال هستند و بانك اطلاعاتي خاطرات كه هشت دقيقه­ اي­اند، "منبع كد" ما را قادر مي­ سازد كه اين دو را روي هم بياندازيم.

در ادامه به او يادآور مي ­شود كه: «تو در جسم "شان فنترز" هستي كه در قطار كشته شده است.»

بعد از اين "كالتر" متوجه مي­ شود که بدنی مرده و ذهني نيمه فعال دارد و در دنيای خيال به آن قطار باز می­ گردد و از اينجا به بعد تلاشش را برای پيدا کردن بمب گذار دو چندان می کند.

در این میان بازي "جيكوب بنجامين" يهودی، در نقش استيونز از نكات جالب اين فيلم است.

او در نقش يك سرباز آمريكايي شجاع و فداکار، جان ميليون­ها انسان را نجات مي­ دهد و شخصيتی مثبت و دوست­ داشتني از خود به جای می­ گذارد.

استيونز کسی است که چه به هنگام زنده بودنش و چه در زمان مرگش، نجات دهنده دنيا است.

شخصیت دیگر فیلم "دكتر راتلج" است که جفري رايت نقش آن را ایفا می­ کند.

انتخاب نام "دكتر راتلج" در فيلم براي "جفري رايت" را مي­ توان در چند مورد بررسي نمود:

1. "ادوارد راتلج"؛ وی متولد 23 نوامبر، 1749 (تاريخ مرگ 23 ژانويه 1800) سياست­مدار آمریکايی و جوان ترين امضاء کننده اعلاميه استقلال ايالات متحده آمریکا بود .

2. "جان راتلج"؛ برادر ادوارد راتلج (متولد 17 سپتامبر، 1739 تاريخ مرگ 23 جولای1800) سياست­مدار آمریکايی، قاضی و اولين فرماندار کارولينای جنوبی پس از امضای اعلاميه استقلال بود.

3. در تاريخ فلسفه، دايرة المعارفي به نام "دايرة المعارف فلسفی راتلج" وجود دارد كه در آن به تمام فلاسفه پرداخته شده است. تاريخ فلسفه "راتلج" چکيده تاريخ فلسفه غرب، از قرن ششم قبل از ميلاد تا زمان حاضر است و هدفش بحث و بررسی پیرامون تمام پيشرفت­ های اصلی و مهم فلسفی است و در همین جهت صفحات زیادی از این مجموعه به دانشمندانی از بزرگان فلاسفه اختصاص داده شده است.

تاریخ فلسفه غرب "راتلج" شامل ده جلد می­ باشد و موضوعات و نویسندگان آن به این قرار است:

· از آغاز تا افلاطون (س. س. و. تيلِر)

· فلسفه يونانی ‏مآبی و آغاز قرون وسطی (ديويد فورلی)

· فلسفه قرون وسطی(جان مارنبو)

· رنسانس و عقل‏گرايی قرن هفدهم(ج. ه. ر. پارکينسن)

· فلسفه انگليسی و عصر روشنگری(استوارت براون)

· عصر ايده ‏آليزم آلمانی(رابرت سالمن و کاتلين هيگينز)

· فلسفه قرن نوزدهم(س. ل. تِن)

· فلسفه قاره‏­ای(ريچارد کارنی)

· فلسفه علم، فلسفة منطق و فلسفه رياضی(س. ج. شنکر)

· فلسفه معنا، فلسفة شناخت و فلسفه ارزش(جان کنفيلد).

در مجموع انتخاب نام "راتلج" برای هنرپيشه مذکور را می­ توان به موارد فوق الذکر مرتبط دانست.

"دکتر راتلج" در فيلم، مسئول اصلی پروژه "سورس کد" است و اين ماموريت را به نمايندگی از وزارت دفاع آمریکا بر عهده دارد.

با توجه به گزاره­ های بالا می ­توان "دکتر راتلج" را يک سياست­مدار و نخبه سياسی ناميد که با اختراع دستگاه "سورس کد" امنيت کشورش را تضمين نموده است.


مؤلفه­ های استراتژيک فيلم:

می­ توان از هسته­ اصلی فيلم به سه مؤلفه مهم "جهان موازي"، "آواتاريسم" و "اتوپيای ذهنی" در ذيل انديشه ماترياليسم و داروينيسم اشاره نمود:

1. جهان موازی(Parallel Universe)

"سورس كد" همچون فيلم­ های سرآغاز(Inception) و آواتار(Avatar) در راستاي ایده جهان موازي و به دست گرفتن و کنترل اذهان ساخته شده است.

در اين­گونه فيلم­ ها اغواگری به طور ماهرانه­ ای به نمايش در می­ آيد و مخاطب به خوبی به سمت اهداف مورد نظر هدايت می­ شود. اغواگری اين فيلم­ ها که در آثاری نظير سرآغاز و ماتريکس متبلور شده­ است، از اولويت­ های اصلی سازندگان آن می­ باشد. پروار نمودن ذهن و تمرکز بسيار زياد بر روی اين مقوله در فيلم "سورس کد" به وضوح قابل مشاهده است.

استفاده از عناصر و سيستم­هاي موجود براي اتوپياسازي ذهني در مقابل عالم آخرت از اهداف ساخت اين قبيل فيلم­ هاست. ژنرال "دوايت آيزنهاور"، رئيس جمهور ايالات متحده آمریکا در سال­ های اوليه جنگ سرد در یک سخنرانی چنين اعلام می­ کند: «ما به هيچ وجه قصد نداريم که در جنگ از طريق فشار و اعمال زور بر قلمرو يا ناحيه­ ای مسلط گرديم. هدف ما به مراتب عميق­ تر، فراگيرتر و کامل ­تر است. ما در تلاشيم تا جهان را از راه­ های مسالمت آميز از آن خود گردانيم... ابزارهايی که برای گسترش اين واقعيت استفاده می­ کنيم، به ابزارهای روانی مشهورند، اما از لحاظ اين­که اين کلمه چه کاری قادر است انجام دهد، هيچ نگرانی به خود راه ندهيد. جنگ نرم در واقع اذهان و اراده­ های افراد را مورد هدف قرار می دهد...».

بايد يادآور شد كه غرب با ساخت آثار متعدد سينمايی و تلويزيونی از جمله سريال فرينج(Fringe) و فيلم سينمايی سرآغاز(Inception) ساخته كريستوفر نولان  به دنبال تئوريزه­ كردن مفهموم جديدي به نام "جهان موازي(Parallel Universe)" است.

بر این اساس نگاه غرب بر مبناي مفهوم جديدی به نام دنياسازي(World Building) بنا شده است و در چهارچوب "جهان موازي" و "جهان نخست" در پي ساختن اتوپيای ذهني با توسل به ابزارهايي نظير خواب، توهم، تخيل و رويا است.

موضوعی که به خوبی در آثار جديد نمايشي قابل رويت می­ باشد؛ جهان موازي يا عالمي كه در ذهن انسان­ها شكل مي­ گيرد، در واقع نمودي از قدرت نرم است كه پيش از اين توسط تئورسين معروف آمریکايي، "ژوزف ناي" مطرح شده است.

به واقع فيلم سه ­گانه ماتريکس اولين نمونه در اين ژانر است که با آغاز قرن بيست و يک ميلادی انديشه پست مدرن "جهان موازي" را به طور جدي مطرح نمود.

از سال 1999 میلادی ساخت سيل­ گونه اين نوع فيلم­ ها در دستور کار قرار گرفت و فيلم «سورس كد» يکی از اين دست فيلم ­هاست؛ در اين فيلم منازعه فکری(قدرت نرم) برای بقاي تمدن و نجات بشر از تروريست­ها به خوبی به تصوير كشيده شده است.

کارکرد مقوله جهان موازی در اين آثار رسانه­ ای، از بين بردن باور به غيب و عالم آخرت است. به همين جهت تاکيد بيش از حد بر ماده ­گرايي و مادی ­انگاشتن روح سبب می­ شود تا بشر غيب ­ستيز به هر پديده­ ای رنگ دنيوی ببخشد و ذهن را به عنوان تنها ابزار سعادت و مسير خوشبختی بشناسد؛ موضوعی که در تمامی فيلم­هايي كه موضوع آن معطوف به "جهان موازي" و "انتقال در زمان" است، مي‌توان اين جريان از پيش طراحي­ شده را مشاهده نمود.

"سروان كالتر" در اين فيلم همچون "ماتريكسی­ ها" به "جهان موازي" سفر کرده و در آن سفر هشت دقيقه­اي ماموريت خود را به سرانجام می­ رساند و در نهايت جلوي عمليات تروريستي را می­ گيرد. در بخشي از فيلم، "دكتر راتلج" به "كالتر" مي­ گويد: «"منبع کد" سفر زماني نيست بلكه بالاتر از آن، يك انتقال زماني است».

او در اين سكانس به خوبي انتقال يك انسان از جهان را توضيح مي دهد و آن را ساخته و پرداخته ذهن مي‌داند.

تفكر ماترياليسم و ماده ­گرايي در جهان موازي در پي القاي عدم وجود معاد است كه در اين جمله به خوبي مي­ توان آن را مشاهده نمود.

انساني كه در اسارت ماترياليسم قرار بگيرد چون روح را نمي‌بيند _ به دليل آنكه اين مكتب اصالت را به ديده­ ها و محسوسات مي‌دهد و هر آنچه را که قابل رويت نيست، نمی­ پذيرد _ معاد را نفي مي­ کند و مبتني بر اين انديشه رفته رفته وجود خداوند را نيز منکر می­ شود.

در مجموع مي توان فيلم "سورس كد" را فيلم شاخص سال 2011 میلادی در حوزه "ذهن" نام برد؛ موضوعی كه نه تنها يك کشور بلکه نجات جان ميليون­ها انسان را در گرو ذهن "كالتر" که يك سرباز آمريكايي و هنرپيشه­ ای يهودي الاصل است، قرار می­ دهد.

2. آواتاريسم(Avatarism):

موضوع ديگر فيلم، آواتارسازي است؛ "سروان كالتر" بعد از بيدار شدن از خواب، خود را در مقابل زنی به نام "كريستينا" مي‌بيند و زن مدام او را "شان" صدا مي­ كند. هر چند كه آواتارسازي در اين فيلم ضعيف به تصوير كشيده شده­ است، اما لازم است به آن پرداخته شود. "سروان كالتر" در جسم "شان" بايد بمب­گذار را پيدا كند، به همين جهت سازمان امنيت ملی آمریکا "کالتر" را مامور يافتن آن می­ کند، اما در اين ميان به دليل ايجاد فضاي دراماتيك در فيلم، ميان "شان" و "كريستينا" رابطه عاطفي شکل مي­ گيرد و بنابراين "شان" ماموريت خود را براي نجات "کريستينا" تغيير مي­ دهد.

"استيونز" در كالبد "شان" همچون زندگي ديگرش نقش آفريني می­ كند، او مي­ تواند عاشق شود، نوشيدني بخورد و هر كار ديگري را انجام دهد. با توجه به اينكه او با نيم تنه­اي در دستگاه نگهداري مي ­شود و در آن لحظات زندگي دومي دارد. "کالتر" بعد از پيدا كردن بمب­گذار و دادن مشخصات او به "قلعه" از "سروان گودوين" خواهش مي­ كند كه او را دوباره به قطار برگرداند و با برگشتن دوباره به قطار بمب را خنثي كرده و جلوي انفجار قطار در عالم موازي را مي ­گيرد.

او بعد از موفقيت عمليات در عالم موازي در يك مكث كوتاه زماني به قبل از انفجار قطار باز مي­ گردد و پس از نجات قطار به زندگی در جهان موازی و در کالبد "شان" ادامه می­ دهد.

3. اتوپيای ذهنی(Mental Utopia):

سومين مؤلفه استراتژيک فيلم مفهومی است به نام "اتوپيای ذهنی" که در آن قهرمان داستان با نجات جهان آن هم در ذهن خود، سبکی از زندگی عاری از زشتی­ ها و پلشتی ­ها را تجربه می­ کند. القايي که در سکانس پايانی فيلم با به تصوير کشيدن شادی مسافران قطار و بوسه عاشقانه "شان" و "کريستينا" به مخاطب حقنه می­ شود و ادامه يافتن حيات انسان پس از مرگ مادی، در دنيا و يا مدينه فاضله­ ای است که خود در ذهن خويش ترسيم کرده است. فلذا آينده سرشار از سعادت و نيک­بختی از آن کساني است که ذهنی فعال و پويا داشته و خود را در رفت و آمد ميان دنياهای متعدد می­ يابند.

خط تعليق فيلم:

خط تعليق اصلي فيلم: تبيين سرنوشت سروان كاتلر استيونز.

خط تعليق فرعي1- موفقيت يا شکست سروان کاتلر استيونز در شناسايي بمب­گذار.

خط تعليق فرعي2- موفقيت يا شکست پروژه سورس کد.

خط تعليق فرعي3- تبيين سرانجام رابطه عاطفی "شان" و "کريستينا".

بستر تعليق فيلم:

بستر تعليق فيلم، جهان موازي يا همان جهان ساخته و پرداخته ذهن است که در آن ذهن استيونز هر هشت دقيقه به عالم موازی رفته تا بتواند بمب­ گذار را پيدا کند. او بعد از موفقيت در مأموريت خواهش می­ کند که دوباره برای نجات آن قطار بازگردد اما ابتدا اين اجازه به او داده نمي­ شود، چرا كه قطار منفجر شده و آن چيزهايي كه وی ديده است، فقط در ذهن اوست و قطار منفجر شده قابل برگشت دادن نيست. البته او در نهايت با همکاری "سروان گودوين" موفق مي­ شود به قطار بازگردد و بمب را خنثي كند. بعد از آن "كالتر" پيامي به "گودوين" ارسال می­ کند که قبل از انفجار قطار به "گودوين" مي رسد و چنين است: «اين دستگاه، بسيار پيشرفته ­تر از آن چيزي­ است كه شما فكر مي­ كنيد، شما الان مي­ خواهيد مرا براي ماموريتي آماده كنيد، اما من و تو توانستيم جلوي يك فاجعه را بگيريم.»

بر این اساس می­ توان جابجايی دائم بين دو دنيای واقعی و ذهنی را بستر اصلی فيلم دانست؛ بستری که به واسطه­ حرکت­ های متناوب بين دو دنيا و يا دو بازه زمانی متفاوت برای نجات دنيای نخست و همچنين واقعيت بخشيدن به دنيای دوم يعنی دنيای ذهنی به خوبی به نمايش در آمده است.

به این ترتیب پروژه عالم موازی و اتوپیای ذهنی در قالب فيلم­هايي نظير "سورس کد" در صدد از بين بردن حيات طيبه و غايي انساني است و از اين رهگذر تمامی باورهای معنوی انسان را نشانه رفته ­است. چرا که پاي­بندی به انديشه الهی و آگاهی نسبت به اعمال، از لوازم سبک زندگی اسلامی است و نگاه عقبی نگر راهی است برای تجلی اراده حق بر حيات و ممات انسان­ها، در حالی که دنيای مدرن لوازم تحقق خود را در جدايي از خدامحوری و غيب باوری می­ بيند.

از این رو بشر مدرن با تحديد نهايت خود در دنيا، به جهت کاستی­ های موجود در آن، به دنبال حربه­ ای است تا سعادت و خوشبختی غايي را به زعم خود رقم زند و چون از باور به غيب بازمانده، دنيايي خيالی و وهم ­گونه برای خود متصور است تا در سايه آن به آرامش دست يابد.

فيلم "سورس کد" به کارگردانی "دانسن جونز" يکی ديگر از کارهای شبه ماتريکسی و اينسپشنی است که در جهت مدينه فاضله يا همان اتوپيای خيالی مدرن تصوير شده است. البته اين فيلم را نبايد با نام کارگردان آن شناخت زيرا او سابقه درخشانی در سينمای هاليوود ندارد؛ به این ترتیب مغز متفکر ساخت اين فيلم را بايد "مارک گوردون" تهيه­ کننده فيلم دانست که سابقه­ ای طولانی در ساخت اين قبيل فيلم­ ها دارد که البته مهم­ترين آنها، فيلم جنجالی"2012" است.

نزديک­ترين فيلم به "سورس کد"، فيلم "اينسپشن" است؛ به دليل آن که هر دوی اين فيلم­ها از خواب شروع شده و در نهايت به يک دنيای ذهنی می­ رسند.

فيلم­ هایی که با هدف قرار دادن ذهن و قلب جهانيان برآنند تا با فرو بردن چنگال­ های جهل و نابخردی بر پيکره باورهای الهی و فطری، کارکرد متفکرانه و متدبرانه را از انسان بازستانند و در بستر اين تاريک ­سازی ذهنی و قلبی، حيات خبيثه يعنی سبک زندگی آمریکايي را محقق سازند.

در مجموع جهت دهی به انديشه­ ها برای لائيسيته کردن سبک زندگی تمامی بشر و گستردگی روز افزون آن توسط فيلم­ها و سريال­ های پرهيجان با تکنيک­ های سمعی و بصری پيچيده، از تاکتيک­ های جهانی برای بی ­تفاوت کردن مردم نسبت به اعتقادات دينی و مذهبي­شان است.

در این راستا از آنجا که امپراطوری عظيم رسانه­ ای برای رسيدن به هدف خود از هر حربه­ ای استفاده می­ کند، اين جبهه ضد الهی با زدودن هرگونه تفکر و تعقل از ذهن بشر و جايگزين ساختن آن با توهم و تخيل، اعتقاد و باور به غيب و عالم آخرت را از انسان می­ گيرد.

11 دستور از آیت الله بهجت


مرحوم آيت الله العظمي بهجت (ره)
دستورالعمل اولبسمه تعالی
الحمدلله رب العالمین، و الصلاة علی سید الأنبیاء و المرسلین، و علی آله سادة الأوصیاء الطاهرین و علی جمیع العترة المعصومین، واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.

جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می کنند؛ اگر مقصودشان این است که بگوئیم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست.

و اگر بگویند کلمه ای می خواهیم که امّ الکلمات باشد و کافی برای سعادت مطلقه دارین باشد، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر، آن را کشف فرماید و به شما برساند.

پس عرض می کنم که غرض از خلق، عبودیت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. سوره ذاریات/56 ) و حقیقت عبودیت؛ ترک معصیت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح.

و ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه ».

ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست می داریم، چون امیر نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسیله او به ما می رسد؛ و او را پیغمبر صلوات الله علیه برای ما امیر قرار داده؛ و پیغمبر را دوست داریم، چون خدا او را واسطه بین ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داریم، برای اینکه منبع همه خیرات است و وجود ممکنات، فیض اوست.

پس اگر خود و کمال خود را خواهانیم، باید دوست خدا باشیم؛ و اگر دوست خداییم، باید دوست وسائط فیوضات از نبیّ و وصیّ، باشیم؛ وگرنه یا دوست خود نیستم، یا دوست واهب العطایا نیستیم، یا دوست وسائط فیوضات نیستیم.
پس کیمیای سعادت، یاد خداست، و او محرّک عضلات به سوی موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خیرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. باید اهتدا به هدایات آنها نماییم و رهروی به رهبری آنها نماییم تا کامیاب شویم.

دیگر توضیح نخواهید و آنکه عرض شد، ضبط نمایید و در قلب ثبت [کنید]، خودش توضیح خود را می دهد.
اگر بگویید چرا خودت عامل نیستی؟! می گویم: « اگر بنا بود که باید بگوییم ما عاملیم به هر چه عالمیم، شاید حاضر به این حضور و بیان نمی شدیم »؛ لکن دستور، بذل نعمت است، شاید به مقصود برساند؛ « ما أخذ الله علی العباد أن یتعلّموا حتی أخذ علی العماء أن یعلّموا ».

مخفی نماند اگر میسور شد برای کسی، نصیحت عملّیه بالاتر است از نصایح قولیه « کونوا دعاة إلی الله بغیر أاسنتکم »
وفقّنا الله و ایاکم لما یرضیه و جنبنا جمیعاً عن ما یسخطه و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علی محمد و آله الطاهرین واللعن علی أعدائهم أجمعین.
مشهد، ربیع الثانی 1420

دستور العمل دوممشهد ربیع الثانی 1420.
بسمه تعالی
کوچک و بزرگ باید بدانیم: راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است؛ و بندگی، در ترک معصیت است در اعتقادیات و عملیات.
آنچه را که دانستیم، عمل نماییم و آنچه را که ندانستیم، توقف و احتیاط نماییم تا معلوم شود، هرگز پشیمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ این عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اولی به توفیق و یاری خواهد بود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین، واللعن علی أعدائهم أجمعین.

دستور العمل سوم
بسمه تعالی
گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هیچ
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است
بارها گفته ام و بار دگر می گویم: « کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد، و در آنچه که نمی داند، باید احتیاط کند. »
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
الاقل محمد تقی البهجة

دستور العمل چهارمالأقل محمد تقی البهج
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله وحده، و الصلاة علی سید انبیائه و علی آله الطیبین، و اللعن أعدائهم اجمعین.
جماعتی از مؤمنین و مؤمنات، طالب نصیحت هستند؛ بر این مطالبه، اشکالاتی وارد است، از آن جمله:
1. نصیحت در جزئیات است، و موعظه، اعمّ است از کلیات و جزئیات؛ ناشناسها و همدیگر را نصیحت نمی کنند.
2. « من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم یعلم »؛ « [ من عمل بما علم] کفی ما لم یعلم » ؛ ( والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا ).

آنچه می دانید، عمل کنید؛ و در آنچه نمی دانید؛ احتیاط کنید تا روشن شود؛ و اگر روشن شد، بدانید که بعض معلومات را زیر پا گذاشته اید؛ طلب موعظه از غیر عامل، محل اعتراض است؛ و قطعاً مواعظی را شنیده اید و می دانید، عمل نکردید، و گرنه روشن بودید.

3. همه می دانند که « رساله عملیه» را باید بگیرند و بخوانند و بفهمند، و تطبیق عمل بر آن نمایند، و حلال و حرام را با آن تشخیص بدهند؛ و همچنین مدارک شرعیه [را] اگر اهل استنباط باشند؛ پس نمی توانند بگویند:
« ما نمی دانیم چه بکنیم و چه نکنیم. »

4. کسانی که به آنها عقیده دارید، نظر به اعمال آنها نمایید، آنچه می کنند از روی اختیار، بکنید، و آنچه نمی کنند از روی اختیار، نکنید؛ و این، از بهترین راه های وصول به مقاصد عالیه است؛ « کونوا دعاة إلی الله بغیر ألسنتکم »؛
مواعظ عملیه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قولیه است. 5. از واضحات است که خواندن قرآن در هر روز، و ادعیه مناسبه اوقات و امکنه، در تعقیبات وغیرآنها؛ و کثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛ و زیارت علما و صلحاء و همنشینی با آنها، از مرضیات خدا و رسول(ص) است و باید روز به روز، مراقب زیادتی بصیرت و انس به عبادت و تلاوت و زیارت باشد.

و بر عکس، کثرت مجالست با اهل غفلت، مزید قساوت و تاریکی قلب و استیحاش از عبادت و زیارات است؛ از این جهت است که احوال حسنه حاصله از عبادات و زیارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفا در ایمان، به سوء حال و نقصان، مبدل می شوند؛ پس، مجالست با ضعیف الایمان- در غیر اضطرار و برای غیر هدایت آنها- سبب می شود که ملکات حسنه خود را از دست بدهد، بلکه اخلاق فاسده آنها را یاد بگیرد:
« جالسوا من یذکرکم الله رؤیته، و یزید فی علمکم منطقه، و یرغبکم فی الاخرة عمله. »

6. از واضحات است که ترک معصیت در اعتقاد و عمل، بی نیاز می کند از غیر آن؛ یعنی غیر، محتاج است به آن، و او محتاج غیر نیست، بلکه مولد حسنات و دافع سیئات است:
( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. )
عبودیت ترک معصیت در عقیده و عمل.

بعضی گمان می کنند که ما از ترک معصیت عبور کرده ایم!! غافلند از اینکه معصیت، اختصاص به کبائر معروفه ندارد، بلکه اصرار بر صغائر هم، کبیره است؛ مثلاً نگاه تند به مطیع، برای تخویف، إیذاءِ محرم است؛ [و] تبسم به عاصی، برای تشویق، اعانت بر معصیت است.

محاسن اخلاق شرعیه و مفاسد اخلاق شرعیه، در کتب و رسائل عملیه، متبین شده اند. دوری از علما و صلحا، سبب می شود که سارقین دین، فرصت را غنیمت بشمارند و ایمان و اهلش را بخرند به ثمنهای بَخس و غیر مبارک، همه اینها مجرب و دیده شده است.

از خدا می خواهیم که عیدی ما را در اعیاد شریفه اسلام و ایمان، موفقیت به
« عزم راسخ ثابت دائم بر ترک معصیت » قرار بدهد که مفتاح سعادت دنیویه و اخرویه است، تا اینکه ملکه بشود ترک معصیت؛ و معصیت برای صاحب ملکه، به منزله زهر خوردن برای تشنه است، یا میته خوردن برای گرسنه است.
البته اگر این راه تا آخر، مشکل بود و به سهولت و رغبت، منتهی نمی شد، مورد تکلیف و ترغیب و تشویق از خالق قادر مهربان نمی شد.
« و ما توفیقی إلا بالله، علیه توکلت، و إلیه انیب». و الحمدلله أولاً و آخراً، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی
أعدائهم أجمعین »
17 ربیع المولود 1419

دستور العمل پنجم
بسمه تعالی
کسی که به خالق و مخلوق، متیقن و معتقد باشد، و با انبیاء و اوصیاء صلوات الله علیهم، جمیعاً مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادی و عملی به آنها داشته باشد، و مطابق دستور آنها حرکت و سکون نماید، و در عبادات، «قلب» را از غیر خدا، خالی نماید، و فارق القلب، نماز را که همه چیز تابع آن است انجام دهد، و با مشکوکها، تابع امام عصر عجل الله له الفرج باشد، و هر که را امام، مخالف خود می داند با او مخالف باشد، و هر که را موافق می داند با او موافق، [و] لعن نماید ملعون او را، و ترحم نماید بر مرحوم او و لو علی سبیل الاجمالی؛ هیچ کمالی را فاقد نخواهد بود و هیچ وِزر و بالی را واجد نخواهد بود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
العبد محمد تقی البهجة


دستور العمل ششم
العبد محمد تقی البهجه
بسمه تعالی
هیچ ذکری، بالاتر از «ذکر عملی» نیست؛ هیچ ذکر عملی، بالاتر از « ترک معصیت در اعتقادیات و عملیات نیست. »
و ظاهر این است که ترک معصیت به قول مطلق، بدون « مراقبه دائمیه »، صورت نمی گیرد.
والله الموفق
العبد محمد تقی البهجة

دستور العمل هفتم
بسمه تعالی
من کلام علی علیه السلام:
« إعلم أن کل شیء من عملک تبع لصلاتک: بدان که هر چیزی از عمل تو تابع نماز توست »؛
علیکم بالمحافظة علی الصلوات الخمس فی اوائل أوقاتها و بالإقبال بالکل إلیه تعالی فیها، لا تفوتکم السعادة إن شاء الله تعالی: بر شما باد به محافظت بر نمازهای پنج گانه در اولین وقتهای آنها؛ و بر شما باد به روی نمودن و توجّه با تمام وجود بسوی خدای تعالی؛ { در این صورت } سعادت را از دست نخواهید داد إن شاء الله تعالی.
وفقنا الله و ایاکم لمراضیه و جنبنا سخطه بمحمد و آله الطاهرین صلوات علیهم أجمعین.

دستور العمل هشتم
بسمه تعالی
جماعتی هستند که وعظ و خطابه و سخنرانی را که مقدمه عملیات مناسبه می باشند، با آنها معامله ذی المقدمه می کنند، کأنه دستور این است که « بگویند و بشنوند، برای اینکه بگویند و بشنوند! » و این اشتباه است.
تعلیم و تعلم، برای عمل، مناسب است و استقلال ندارند. برای تفهیم این مطلب و ترغیب به آن فرموده اند: « کونوا دعاة إلی الله بغیر ألسنتکم » با عمل بگویید و از عمل یاد بگیرید و عملاً شنوایی داشته باشید.

بعضی می خواهند معلم را تعلیم نمایند، حتی کیفیت تعلیم را از متعلمین یاد بگیرند.
بعضی « التماس دعا » دارند، می گوییم « برای چه؟ » درد را بیان می کنند، دوا را معرفی می کنیم، به جای تشکر و به کار انداختن، باز می گویند: « دعا کنید! »
دور است آنچه می گوییم و آنچه می خواهند؛ شرطیت دعا را با نفسیت آن مخلوط می کنند. ما از عهده تکلیف، خارج نمی شویم، بلکه باید از عمل، نتیجه بگیریم و محال است عمل، بی نتیجه باشد و نتیجه، از غیر عمل، حاصل شود؛ این طور نباشد:
پی مصلحت، مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند!

خدا کند قوال نباشیم، فعّال باشیم؛ [مبادا] حرکت عملیه بدون علم بکنیم [و] توقف با علم بکنیم.
آنچه می دانیم بکنیم، در آنچه نمی دانیم، توقف و احتیاط کنیم تا بدانیم؛ قطعاً این راه پشیمانی ندارد.
به همدیگر نگاه نکنیم، بلکه نگاه به « دفتر شرع » نماییم و عمل و ترک را مطابق با آن نماییم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

دستور العمل نهم
بسمه تعالی
آقایانی که طالب مواعظ هستند، از ایشان سؤال می شود: آیا به مواعظی که تا حال شنیده اید، عمل کرده اید، یا نه؟
آیا می دانید که: « هر که عمل کرد به معلومات خودش، خداوند مجهولات او را معلوم می فرماید. »؟
آیا اگر عمل به معلومات - اختیاراً ـ ننماید، شایسته است توقع زیادتی معلومات؟

آیا باید دعوت به حق، از طریق لسان باشد؟ آیا نفرموده: « با اعمال خودتان، دعوت به حق بنماید »؟
آیا طریق تعلیم را باید یاد بدهیم، یا آنکه یاد بگیریم؟
آیا جواب این سؤالها از قرآن کریم:
( والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا )، و از کلام معصوم:« من عمل بما علم، ورثه الله علم ما لم یعلم » و « من عمل بما علم، کفی ما لم یعلم »، [ روشن نمی شود؟]

خداوند توفیق مرحمت فرماید که آنچه را می دانیم، زیر پا نگذاریم و در آنچه نمی دانیم، توقف و احتیاط نمائیم تا معلوم شود.
نباشیم از آنها که گفته اند:
پی مصلحت مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند!
نشستند و گفتند و برخاستند
وما توفیقی إلا بالله، علیه توکلت و إلیه انیب.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
الاقل محمد تقی البهجة
مشهد مقدس
یکشنبه 1375 هـ.ش.
مطابق با ربیع الاول 1417 هـ.ق.

دستور العمل دهم
بسمه تعالی
همه می دانیم که رضای خداوند اجّل، با آنکه غنی بالذات [است] و احتیاج به ایمان بندگان و لوازم ایمان آنها ندارد، در این است [ که]:
بندگان، همیشه در مقام تقرب به او باشند، پس می دانیم که برای حاجت بندگان به تقرب به مبدأ الطاف و به ادامه تقرب، [ خداوند] محبت به یاد او و ادامه یاد او دارد.

پس می دانیم به درجه اشتغال به یاد او، انتفاع ما از تقرب به او، خواهد بود؛ و در طاعت و خدمت او، هر قدر کوشا باشیم به همان درجه، متقرب و منتفع به قرب خواهیم بود؛ و فرق بین ما و سلمان سلام الله علیه، در درجه طاعت و یاد او که مؤثر در درجه قرب ما است، خواهد بود.
و آنچه می دانیم که اعمالی در دنیا محل ابتلاء ما خواهد شد، باید بدانیم؛ که آنها هر کدام مورد رضای خداست، ایضاً خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است.

پس باید بدانیم که هدف باید این باشد که تمام عمر، صرف در یاد خدا و طاعت او و عبادت، باید باشد، تا به آخرین درجه قرب مستعد خودمان برسیم، و گرنه بعد از آنکه دیدیم بعضی، به مقامات عالیه رسیدند و ما بی جهت، عقب ماندیم، پشیمان خواهیم شد.
وقفنا الله لترک الاشتغال بغیر رضاه بمحمد و آله صلوات الله علیهم اجمعین.
الأقل محمد تقی بهجة
مشهد مقدس
چهارشنبه 1375 هـ ش
مطابق با ربیع الاول 1417 هـ ق

دستور العمل یازدهم
بسمه تعالی
الحمدلله وحده و الصلاة علی سید الانبیاء محمد و آله سادة الأوصیاء الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم من الأولین و الآخرین.
و بعد، مخفی نیست بر اولی الألباب که اساسنامه حرکت در مخلوقات، شناختن محرّک است که حرکت، احتیاج به او دارد، و شناختن ما منه الحرکه و ما إلیه الحرکه و ما له الحرکه، یعنی بدایت و نهایت و غرض، که آن به آن، ممکنات، متحرک به سوی مقصد می باشند.

فرق بین عالم و جاهل، معرفت علاج حوادث و عدم معرفت است؛ و تفاوت منازل آنها در عاقبت، به تفاوت مراتب علم آنها است در ابتدا.
پس، اگر محرک را شناختیم و از نظم متحرکات، حسن تدبیر و حکمت محرّک را دانستیم، تمام توجه ما به اراده تکوینیه و تشریعیه اوست، خوشا به حال شناسنده، اگر چه بالاترین شهید باشد؛ و وای به حال ناشناس، اگر چه فرعون زمان باشد.

در عواقب این حرکات، جاهل می گوید: « ای کاش خلق نمی شدم »، عالم می گوید: « کاش هفتاد مرتبه، حرکت به مقصد نمایم و باز بر گردم و حرکت نمایم و شهید حق بشوم ».
مبادا از زندگی خودمان، پشیمان شده بر گردیم؛ صریحاً می گویم: ـ مثلاًـ اگر نصف عمر هر شخصی در یاد منعم حقیقی است و نصف دیگر در غفلت، نصف زندگی، حیات او محسوب و نصف دیگر، ممات او محسوب است، با اختلاف موت، در اضرار به خویش و عدم نفع.

خداشناس، مطیع خدا می شود و سر و کار با او دارد؛ و آنچه می داند موافق رضای اوست، عمل می نماید؛ و در آنچه نمی داند، توقف می نماید تا بداند؛ و آن به آن، استعلام می نماید و عمل می نماید، یا توقف می نماید؛ عملش، از روی دلیل؛ و توقفش، از روی عدم دلیل.
آیا ممکن است بدون اینکه با سلاح اطاعت خدای قادر باشیم، قافله ما به سلامت از این رهگذر پر خطر، به مقصد برسد؟ آیا ممکن است وجود ما از خالق باشد و قوت ما از غیر او باشد؟ پس قوت نافعه باقیه نیست، مگر برای خداییان، و ضعفی نیست مگر برای غیر آنها.

حال اگر در این مرحله، صاحب یقین شدیم، باید برای عملی نمودن این صفات و احوال، بدانیم که این حرکت محققه از اول تا به آخر، مخالفت با محرّک دواعی باطله است، که اگر اعتنا به آنها نکنیم، کافی است در سعادت اتصال به رضای مبدأ اعلی:
« أفضل زاد الراحل إلیک عزم إرادة ».
والحمدلله اولاً و آخراً، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
مشهد مقدس
چهارشنبه مرداد ماه هـ.ش.
مطابق با ربیع الاول 1417 ه. ق.

پیام انیمیشن"ظهور نگهبانان" به کودکان چیست؟ + تصاویر

این انیمیشن با تلفیق افسانه ها و اعتقادات دینی در مسیحیت، وجود منجی را زیر سوال برده و اساس وجود او را نوعی وهم به مخاطب خود معرفی کرده است.

گروه جنگ نرم مشرق - صنعت هالیوود، سالانه با ساختِ نزدیک به هزار فیلم  توانسته است هیمنه فرهنگی و رسانه ­ای وصف ناپذیری را بر جهانیان تحمیل کند؛ این روند اغواگری، در لوای سرگرمی و غفلت تا کنون آثار مخربی را در میان تمامی مخاطبان و بلاخص کودکان و نوجوانان به جا گذاشته است.

در این میان انیمیشن­ ها، علی رغم محدود بودنشان در نسبت با کل محصولات هالیوود جایگاه ویژه ­ای دارند؛ به مرور زمان و به مدد تکنولوژی­ها و پیشرفت­ های چشمگیر در این عرصه انیمیشن­ ها توانسته اند نفوذ خود را در میان تمامی مخاطبان هالیوود بسط دهند و با ایجاد جذابیت­ های بصری و کیفی لحظاتی سرگرم کننده تر از دیگر فیلم های هالیوودی را برای مخاطب رقم بزنند.

در انیمیشن، همانند دیگر فیلم­ های هالیوود بزرگترین خطر را می‌توان در بْعد سرگرمی آن جستجو کرد؛ انیمیشن در ظاهری سرگم کننده تر از دیگر فیلم های هالیوود به خوبی توانسته است با اغواگری شدید و ذائقه سازی هوشمند و هم چنین باور مند سازی مخاطب، خواسته های خود را در غالب سرگرمی و تفریح به مخاطب القا کند.

یکی از ویژگی­­­ های انیمیشن­ ها که موجب نگرانی­ های زیادی شده است مخاطب آن می‌باشد، طیف وسیعی از بینندگان انیمیشن­ های هالیوودی کودکان و نوجوانان هستند.انیمیشن­ ها به دلیل ذات سرگرم کننده تر خود در نسبت با فیلم های رئال موجب غفلت بیشتر و اغواگری دو چندان خواهند شد، به این دلیل انیمیشن از حساسیت به مراتب بیشتری برخوردار است چرا که در ظاهر آن هیچ گونه پدیده­ اغوا کننده­ ای وجود ندارد و مخاطب صرفا برای گذراندن وقت و لذت بردن به تماشای آن انیمیشن می‌نشیند  غافل از آنکه سرگرمی با تلفیقی سرشار از پیام های تصویری در ضمیر ناخودآگاه مخاطب همراه خواهد بود و دقیقا همین مسئله در حوزه فیلم ها و سریال ها و انیمیشن تبدیل به پاشنه آشیلی درحوزه تربیتی شده است.

از واژه انیمیشن در ادبیات فارسی تا کنون تعابیری نظیر،"پویانمایی"، "متحرک سازی"، "جان بخشی"و "زنده نگاری" به کار رفته ‌است؛ جدای از بررسی این تعابیر که هر یک در جای خود قابل تامل می‌باشد می‌توان انیمیشن را تخیلی دانست که با استفاده از کامپیوتر ها به تصویر کشیده می‌شوند و توسط خالق آن ها که انسان می‌باشد به آن­ها جان بخشی می‌شود.

محصولات انیمیشنی هالیوود نیز، دقیقا در همین چارچوب تعریفی می‌گنجد، با این تفاوت که آن تخیل پایه هایی در تفکر دارد، به واقع انیمیشن­ های هالیوودی با ظاهری تخیلی و سرگرم گونه پیام خود را که در بستر تفکر قراردارد به مخاطب خود القا می‌کند، به این جهت پیام غیر مستقیم آن انیمیشن اگر از تفکر اومانیسم محور نشات گرفته باشد به طور قطع پیام کفرآمیز را به مخاطب خود القا خواهد کرد و بر عکس آن اگر انیمیشنی بر مبنای تفکر تئویسم ساخته شود می‌تواند به ارشاد مخاطب خود بپردازد.

هالیوود زاییده تفکر لیبرالیسم نیز، در طول چند ده سال گذشته با ساخت انواع و اقسام انیمیشن ها که همگی در راستای سرگرمی و اغواگری بوده، توانسته نسلی از کودکان را به سمت و سوی دلخواه خود هدایت کند.

انیمیشن ­ها نیز در ظاهری سرگرم کننده و پرمحتوا از جمله ابزارهای اغوا گری می‌باشد که کمتر به آن توجه شده است؛ در طول سال های گذشته نیز هالیوود و در ذیل آن کمپانی های انیمیشن سازی نظیراستودیو های انیمیشن پیکسار و والت دیزنی، با ساخت انیمیشن­ هاي چند ده میلیون دلاری پیام رسانی ه­ای خود در غالب سرگرمی را به جهانیان القا کرده اند.

از کمپانی­­ های جوانی که در سال های اخیر با ساخت انیمیشن­ های خوش ساخت و پرفروش در میان جهانیان نامی شده است استودیوهای دریم ورکس می‌باشد.

این کمپانی آمریکایی در سال 1994 میلادی توسط سه یهودی معروف به نام­ های "استیون آلن اسپیلبرگ" ، "دیوید گفن" و "جفری "کاتزنبرگ" بنیانگذاری شد.

در سال ۲۰۰۵ میلادی نیز طی قراردای به مبلغ ۱٫۶ میلیارد دلار کلیه امتیاز استودیوی "دریم ورکس" به "پارامونت" واگذار شد.

در کارنامه این کمپانی، فیلم های شاخصی نظیر "صلح جو" با بازی "جورج کلونی"(George Clooney) و "نیکول کیدمن" (Nicole Kidman فیلم "گلادیاتور" با کارگردانی "ریدلی اسکات" (Ridley Scott)‏ و فیلم های شاخص دیگری وجود دارد.

این کمپانی در حوزه انیمیشن سازی سابقه طولانی و درخشانی دارد و تا کنون با ساخت نزدیک بیش از 30 انیمیشن خود را به یکی از پیشتازان انیمیشن سازی تبدیل کرده است که به طور نمونه به آثاری نظیر "ماداگاسکار" (Madagascar)‏، "پاندای کونگ‌فوکار"(Kung Fu Panda) و "شرک(Shrek)" می‌توان اشاره کرد.

در سال 2012 نیز، این کمپانی با ساخت انیمیشن "ظهور نگهبانان" موفقیتی جدید در کارنامه خود را ثبت کرد. این انیمیشن با بودجه ای معادل 145 میلیون دلار که معادل کل بودجه بخش سینمای کشورمان می‌باشد انیمیشنی کم نظیر را در تاریخ سینمای هالیوود رقم زد.

این انیمیشن بر اساس مجموعه کتاب‌هايي از "ويليام جويس" به نام "نگهبانان دوران کودکي" ساخته شده است.

کارگردانی این انیمیشن نیز بر عهده "پيتر رمزي" بوده، که در گذشته سابقه چندانی در حوزه کارگردانی نداشته است.

این انيميشن نیز در مراسم سال 2013 میلادی گلدن گلوب نامزد جایزه بهترین انیمیشن را از آن خود کرد.


 نگاهی به داستان فیلم:

داستان این انیمیشن مربوط به محافظانی می باشد که وظیفه نگهبانی از کودکان جهان را بر عهده دارند، شخصیت های اصلی این انیمیشن همگی از افسانه­ های گذشته می‌باشند که تبدیل به قهرمانانی برای نجات کودکان می‌شوند،

جک قهرمانی بی میل و با روحی زمستانی می‌باشد که نقش اصلی در این انیمیشن را ایفا می‌کند، در این انیمیشن مرد اهریمنی در نقش "پیچ" (Pitch) برای ناامید کردن کودکان و ایجاد هول و هراس در میان آنان نقشه ای شوم دارد که گروه محافظان به کمک جک در برابر او ایستادگی می‌کنند.

تمامی کاراکتر های این انیمیشن، از شخصیت‌های افسانه­ ای و آشنا برای مردم جهان غرب شکل گرفته است که با بررسی پس زمینه هر یک از آن ها می‌توان از القائیات و خطوط استراتژیک فیلم پرده برداشت و به محتوا و عمق آن پی برد.


 نگاهی به کاراکتر های انیمیشن:

اگر چه ظاهر این انیمیشن کاملا سرگرم کننده است اما با کمی تعمق در آن به خوبی می‌توان تلفیق اسطوره های افسانه ­ای با تم دینی و اعتقادی را در آن مشاهده کرد.

جک فراست (Jack Frost):

درافسانه های قدیمی و قومی از او به عنوان تجسم آب و هوای سرد و یخ زدگی زمستانی یاد می‌شود، اما در حوزه ادبیات نیز، آغاز جک فراست را از قرن 19هم می‌دانند، و وی را از نژاد آنگلاساکسون‌ها معرفی می‌کنند، هر چند در اساطیر روسیه و آلمان از وی در شکل­ های مختلف یاد شده است.

در آمریکا نیز در قرن 19 و مقارن با جنگ های داخلی از جک فراست به عنوان قهرمان و سرلشگر ارتش آمریکا نام برده می شد که از این شخصیت افسانه­ ای تصاویری در آن دوران وجود دارد.

در این انیمیشن جک فراست با شمایلی نظیر آنچه از شخصیت افسانه ای او ذکر شده به تصویر درآمده است وی دارای موهای سفید و چهره ای سرد می‌باشد که روح زمستانی او به خوبی به مخاطب القا می‌شود.

هیچ کس نمی‌تواند جک را ‌بیند، چرا که کسی او را نمی‌شناسد و به او ایمان ندارد، او بیش از سیصد سال است که به این شکل سپری می‌کند و خود از گذشته اش نا آگاه است.

جک فراست پسری بازی گوش است که تنها به فکر سرگرمی خود بوده و هیچ پایبندی به قوانین و مقرارت ندارد و با عصای جادویی خود روح زمستانی را بر نقاط دلخواه آشکار می‌کند و تمامی لحظات خود را به تفریح سپری می‌کند.

در سکانس اول فیلم به تصویر درآمدن او با چوب پیامبر گونه اش که شباهت زیادی با چوب چوپانان و پیامبران دارد به مخاطب معرفی می‌شود، چوبی معجزه آسا که در میان پیامبران منصوب به حضرت موسی علیه السلام می‌باشد.

جک فراست افسانه ای، در انیمشن ظهور نگهبانان به عنوان یک منجی قرار دارد و با چوب خود که از آن اعمال خارق العاده ای سر می‌زند توانایی مقابله با دشمنانش را دارد.

به واقع جک فراست در این فیلم منجی نهایی است که از سوی خداوند، که در این انیمیشن مرد ماه نشین معرفی می‌شود به مبارزه با پیچ، مرد تاریکی انتخاب می‌شود.

در سکانسی از انیمیشن به هنگامی که دیگر نگهبانان از حضور پیج نگران می‌باشند ماه خود را نمایان کرده و با تابش بر روی کریستالی که در قلعه بابا نوئل وجود دارد، جک فراست را برای مبارزه با پیج انتخاب می‌کند که این موضوع مورد تعجب دیگر نگهبانان واقع می شود.

 هنگامی که جک از این موضوع با خبر می‌شود ناراحت شده و چرایی انتخاب شدن خود توسط او را نمی‌تواند درک کند.

جک فراست در طول انیمیشن، گذشته تاریک و گنگ دارد او نمی‌داند از کجا آمده و تنها اسم خود را می‌داند و بر این باور است که نام او را ماه انتخاب کرده، در سکانس هایی از فیلم او با نگاه کردن به ماه دلیل وجود خود و ندیدنش  توسط مردم را سوال می‌کند.

جک فراست یک منجی است که سازندگان فیلم از آن به عنوان نگهبان یاد می‌کنند، نگهبانی که به هنگام ایجاد خطر برای جهانیان ظهور می‌کند.

گویندگی جک فراست نیز بر عهده "کریس پاین" بوده است.


بابانوئل:

ریشه تاریخی بابا نوئل مربوط به یکی از کشیشان مسیحی به نام سن نیکولاس می باشد، وی از اهالی بیزانس و منطقه آناتولی در ترکیه فعلی بوده و در قرن چهارم میلادی می‌زیسته است؛ دلیل شهرت وی نیز به دلیل کمک کردن و هدیه دادن به فقرا بوده است.

در این انیمیشن از اصلی ترین اِلمان های تفکر مسیحیت بابانوئل است.

در ظهور نگهبانان، نمادهای دینی و اعتقادی، در مسیحیان به خوبی نشان داده می‌شود، از اعتقاد مسیحیان درباره بابانوئل خانه وی در قطب شمال، داشتن سورتمه، ورود به خانه ها از طریق شومینه و یا داشتن کارخانه­ ای در قطب شمال که در آن با کمک کوتوله ها اسباب بازی ساخته می‌شود، همگی در این فیلم به تصویر آمده است.

 سازندگان فیلم با تلفیق جنبه افسانه­ ای و اعتقادی بابانوئل، یکی از نگهبانان و و منجیان را به خوبی در داستان انیمیشن به تصویر کشیده است.

گویندگی این شخیصیت انیمیشنی نیز برعهده "الک بالدوین" بوده است.

در ابعاد تاریخی و اعتقادی عيد پاک به زبان انگلیسی (Easter) يا به انگليسی قديمی (Ēostre) و به يونانی Πάσχα)) با تلفظ (Paskha) و برگرفته از واژه‌ي عبری (פֶּסַח) با تلفظ (Pesakh) يا "پسح" می­باشد.

عید پاک یا عید قیام، یکی از مقدس ­ترین عید های مسیحیان و یهودیان است و هم اکنون این عید یکی از روزهای تعطیل در سال مسیحی است، زیرا مسیحیان معتقدند در این روز حضرت عیسی علیه السلام بعد از به صلیب کشیدن به آسمان عروج کرد.

اما ریشه این عید در تاریخ یهودیان نیز قابل توجه است، عنوان پاک که نام این عید می‌باشد، ترجمه فرانسویِ عید قیام است که ریشه‌ واژه عبریِ پسَح یا فصح است. از دیدگاه یهودیان حضرت عیسی در زمانی به صلیب آویخه شد که یهودیان از اسارت فرعون مصر نجات پیدا کرده و از آنجا خروج کردند که مقارن با به صلیب کشیدن حضرت عیسی است و  به این دلیل این روز برای یهودیان نیز یکی از بزرگترین اعیاد محسوب می‌شود.

خرگوش عيد پاک - بانی(Bunny):

در این عید خرگوش و تخم­ مرغ­ های رنگی نمادی ازعيد پاک هستند و طبق افسانه­ ها خرگوش اساطیری با رنگ کردن تخم مرغ آن را به کودکان هدیه می‌دهد.

در انیمیشن نیز خرگوش عید پاک بانی نام دارد، وی که تلفیقی از اعتقادات دینی و افسانه­ ای ‌مي‌باشد از دیگر نگهبان این انیمیشن است، صدا گذاری این کاراکتر انیمیشنی نیز توسط "هیو جکمن" بازیگر معروف سری فیم های "ایکس من" (X-MEN) است.

بانی در این انیمیشن وظیفه برگذاری عید پاک و همچنین دادن تخم مرغ‌های رنگ شده به کودکان را دارد که به دلیل حضور پیج با مشکلاتی روبرو می‌شود.


پری دندان‌ها(Tooth Fairy):

پری دندان در افسانه­ های بسیاری از ملت ها جایگاه ویژه ای داشته و در میان مردم آمریکا شهرت بسیار زیادی دارد؛ طبق این افسانه گفته می­ شود که یک پری در نيمه های شب به خانه های کودکان آمده و دندان افتاده­  بچه ها را كه زير بالش آنها است با هدیه­ ای ماندند پول، اسباب بازی و یا شکلات تعویض می­ كند.

طبق اسناد ذکر شده پری دندان بعد از چاپ کتاب "پری دندان" نوشته­ "لی­روگو" در سال ۱۹۴۹ میلادی، به یک باره محبوبیت زیادی پیدا کرد و طی گذر زمان به بخشی از زندگی خانواده ها تبدیل شد.

دراین کارتون، پری دندان که شبیه فرشته ها به تصویر کشیده شده است شباهت زیادی به اعتقاد مسیحیان در داشتن دو بال برای فرشته ها دارد که دراین انیمیشن موظف به جمع آوری دندان­ های کودکان بوده و هدف از ان نگهداری خاطرات کودکان است، تا در موقع لزوم به آن ها بازگردانده شود.

پری دندان نیز به عنوان یکی دیگر از نگهبانان کودکان تلفیقی از اسطوره های افسانه ای و اعتقادی می‌باشد که  توسط سازندگان انیمیشن به تصویر آمده است.

گویندگی پری دندان نیز بر عهده "ایزلا فیشر" می‌باشد که تنها گوینده زن در این انیمیشن محسوب می‌شود.


مرد شنی(Sandman):

مرد شنی، شخصیت افسانه­ ای در شمال اروپا است که با پاشیدن شن های جادویی بر چشمان کودکان آن ها را به خواب شیرین فرو می‌برد؛ از عقبه اعتقادی و افسانه ای مرد شنی اسناد چندان زیادی در دسترس نیست آما آنچه که از شخصیت وی در این جا مشخص است نشان دهنده یک نگهبان خردمند می باشد که هیچ گاه توان صحبت کردن ندارد و تنها با تصاویری که در بالای سرش ظاهر می‌شود پیام خود را منتقل مي‌کند او محافظ رویاها است و طبق گفته نویسنده آن  ترکیبی از چاقی هاردی و مهربانی لورل می‌باشد.


پیچ(Pitch):

"پیچ" یا "مرد کابوس­ها"( Boogie Man) که در فارسی از آن لولو خورخوره یا لولو یاد می‌شود، موجودی تخیلی است که در اغلب فرهنگ ها و تمدن های مختلف وجود دارد.

لولو در هیچ فرهنگی از شکل خاصی برخوردار نیست و صرفا برای ترساندن کودک برای کنترل اعمال و رفتار او می‌باشد.

در انیمیشن ظهور نگهبانان، پیچ کاراکتری ضد قهرمان محسوب می‌شود، که قصد ایجاد ترس و رعب در میان کودکان را دارد تا بتواند باور آن ها را نسبت به نگهبانان از بین ببرد.

اما حضور پیچ از دیدگاه تحیلی در انیمیشن نه صرفا دشمنی برای قهرمانان، بلکه وی موجودی طرد شده از سوی ماه یا همان خداوند می‌باشد که در مبانی دینی چنین موجودی شیطان معرفی شده است.

وی در سکانسی از فیلم با نگاه کردن به ماه و اعلام جنگ با او تقابل خود با ماه را به خوبی نشان می‌دهد.

صدا گذاری بر روی این کاراکتر منفی نیز بر عهده "جود لاو" بوده است.


تحلیلی بر مولفه های استراتژیک انیمیشن:

1. نبرد بین خیر و شر:

انیمیشن ظهور نگهبانان را می‌توان جز آثار سینمای استراتژیک معرفی کرد که با قرار دادن اِلمان های متعدد دینی و اعتقادی و همچنین تلفیق آن با افسانه ها و ایجاد جلوه های بصری توانسته به یک انیمیشن موثر تبدیل شود.

ابعاد مولفه های استراتژیک در انیمیشن به مراتب پیچیده تر از فیلم های واقعی است چرا که مخاطب این انیمیشن ها علاوه بر بزرگسالان عمدتا از کودکان و نوجوانان شکل می‌گیرد و القای پیام های غیر مستقیم به این رده سنی آثار دو چندانی در باورسازی برای یک کودک خواهد داشت.

وجه پر رنگ انیمیشن ظهور نگهبانان را می توان در نام آن جستجو کرد، نامی که خود نشان دهنده روز موعود و ظهور منجیانی است تا بتوانند از مردم محافظت کنند.

ظهور نگهبانانی با پرستیژ آپولون در مقابل پیچ، مرد تاریکی با پرستیژ دیونیزوس، خود یک ترژادی به مثابه جنگ آرماگدون مابین خیر و شر را رقم می‌زند.

2. جک فراست نماینده خداوند بر زمین:

جک نماینده ماه یا همان خدا بر روی زمین، به طور مستقیم توسط مرد ماه نشین انتخاب می‌شود؛ جک که سال ها در ندانستن به سر می‌برد به یک باره منجی شده و برای نجات کودکان انتخاب می‌شود، وی از اینکه چرا او توسط ماه انتخاب شده در تعجب است اما همانطور که بابانوئل به او گفته است ویژگی درون او وجود دارد که دلیل انتخاب شدنش توسط ماه، توجیه می‌‌شود که در انتها مشخص می شود فداکاری او برای نجات خواهرش موجب انتخاب  او بوده است.

3. تجلی اراده های غیبی بر دنیای واقعی:

از دیگر مقولاتی که در این انیمیشن به خوبی قابل مشاهده است، به تصویر کشیدن مولفه های استراتژیک درباره مسئله مهدویت، ظهور منجی و همچنین ابعاد اثر گذاری مقدسات بر زندگی ساری و جاری مردم است که با نگاه تحریف شده در آیین مسیحیت به خوبی در این انیمیشن گنجانده شده است.

جک فراست قهرمانیست که هیچ کودکی او را باور ندارد، زیرا هیچ نشانه ای از او وجود ندارد، وی تنها با چوب پیامبر گونه اش از روح زمستانی خود اشکال درست کرده و یا با آن به آزردن مردم می‌پردازد.

در صحنه­ ای از فیلم، القای حوادث ماورایی و غیبی و حضور افرادی در پس پرده غیب که بدون دیدنشان حوادثی را در زندگی افراد رقم می‌زنند به مخاطب القا می شود.

در سکانسی، جک با جیمی یکی از کودک های انیمیشن بازی می‌کند، سورتمه او را هدایت کرده و در نهایت او را از خطر حفظ می‌کند اما کسی نمی تواند او را ببیند. که این صحنه به خوبی یکی از اِلمان های اعتقادی و دینی در آیین مسحیت را به مخاطب القا می ­کند.

4. منجیِ گمگشته:

تصویر ارائه شده از منجی در انیمیشن ظهور نگهبان در نوع خود قابل تامل است؛ جک فراست منجی است که خود را هنوز به خوبی نشناخته و حتی از خدای خود یا همان ماه درک چندانی ندارد وی منجی می‌باشد که در گنگی به سر می‌برد و خود به تنهایی نیز توان مقابله با دشمنش را ندارد.

به تصویر کشیدن منجی در این انیمیشن با وصفی که از منجی بشریت در ادیان ابراهیمی آمده است به خوبی مشخص می‌کند تنها انسانی می‌تواند خدا شناس باشد که ابتدا به خود شناسی رسیده باشد که در این انیمیشن کاملا در تضاد با مقولات دینی است.

5. القای پوزیتیویسم:

از دیگر نکات ویژه و قابل تامل در ظهور نگهبانان، نقش کودکان به عنوان بخشی از جامعه برای مبارزه با پیچ است؛ از مولفه­ های استراتژیک که در این انیمیشن بر روی آن تاکید شده ، مسئله باور و اعتقاد به ندیده ها است  و این القا به مخاطب صورت می‌گیرد که تنها یاید چیزی را بپذیری و یا باور کنی که آن را بتوانی ببینی و یا نشانه­ ای از آن وجود داشته باشد.

کودکان تنها در زمانی به پری دندان اعتقاد دارند که به جای دندان خود، هدیه­ ای از طرف او را ببینند، و یا در زمانی به بابانوئل ایمان دارند که نشانه­ ای از او ببینند، درباره جک فراست نیز همین مسئله صادق است، در سکانسی، جیمی توانایی دیدن دیگر نگهبانان را دارد اما نمی‌تواند فراست را ببیند زیرا به او باور ندارد و تا کنون از وی نشانه ای ندیده است.

در این انیمیشن هیچ انسان بالغی وجود ندارد که در ارتباط با این مسئله درگیر باشد و قصد سازندگان فیلم نیز از به تصویر کشیدن کودکان در این نبرد خیر و شر باور پذیر تر بودن آنان در نسبت با انسان بالغی می باشد که به این اشخاص افسانه ای هیچ گونه اعتقادی ندارد.

سازندگان انیمیشن به خوبی توانستند این القا را به مخاطبان خود کنند که تنها چیزی واقعیت دارد که نشانه­ ای از او وجود داشته باشد.

6. القای اومانیسم:

پیچ، مرد تاریکی یا همان شیطان به دنبال از بین بردن نشانه‌های نگهبانان است تا کودکان را از حضور آن­ها ناامید کند و در نهایت بتواند جهان را در در تاریکی و سردی فرو ببرد.

در این بین حضور جک فراست به عنوان نماینده خدا بر روی زمین به تنهایی نمی‌تواند مانع پیج شود چرا که او قدرت زیادی به دست آورده است، به این دلیل جک با به میدان آوردن جیمی و دوستانش که باور قلبی به نگهبانان دارند آن ها را وارد مبارزه با پیچ می کند، و در جایی که از دست هیچ کدام از نگهبانان کاری بر نمی‌آید کودک عادی اما باورمند تنها با اشاره دست خود به سمت سایه تاریکی، پیج را نابود می­ کند.

از گزاره­ هایی که در میان جهانیان و ایرانیان فرض شده این باور که روزی یک منجی خواهد آمد و تمامی مشکلات بشری را به سادگی بر طرف می‌کند؛ حال آنکه طبق نص قران کریم «انّ الله لا يُغيِّرُ ما بقوم حتّي يغيّرو ما بانفسهم» خداوند سرنوشت هيچ قومي و ملّتي را تغيير نمي دهد مگر آنكه آنها خود تغيير دهند.

حال کارگردان در این انیمیشن این آیه را با دیگاه اومانیستی و فرد گرایی به نفع دیدگاه خود استحاله کرده است، سازنده فیلم جک فراست را به عنوان یک قهرمان و منجی به میدان آورده، اما برای غلبه بر پیچ به باور کودکان نیاز دارد و در غیر این صورت او هیچ توانی در برابر پیچ نخواهد داشت. در سکانسی جیمی به عنوان کودکی شجاع و باور مند یک تنه در برابر تاریکی می ایستد.

به واقع در این صحنه جیمی به همراه چند تن از دوستانش که تعدادی انگشت شمار می‌باشند با سرنوشت سیاه خود مبارزه می‌کنند و بار دیگر نور و امید را برای خود قم می‌زنند.

این سکانس نشان دهنده حکم فرما بودن رویکر اومانیسم در این انیمیشن بوده و علی رغم آن که تمامی فیلم بر روی نگهبانان خارق العاده مانور می‌دهد، نتیجه نهایی به نفع انسان مصادره می‌شود.

7. جک فراست، نقدی بر سوپر من:

جک فراست، علی رغم سوپر من به تنهایی نمی‌تواند از سد مشکلات عبور کند و برای پیش برد اهدافش به کمک دیگر انسان‌ها نیاز دارد، مسئله ای که در مجموعه های سوپر من وجود ندارد و تنها نقش موثر مردم در آن دست تکان دادن به نشانه­  علاقه برای سوپر من می‌باشد حال آنکه نقش جک فراست به عنوان منجی از دیدگاه اومانیسم برای کودکان اومانیسم شده قابل پذیرش ­تر است چرا که به کودک انگیز فعالیت و مبارزه با مشکلات را می‌دهد.

8. منجی کسی نیست جز تو:

کودکی که امروز این انیمیشن را می‌بیند، با شخصیت های تخیلی و داستانی همذات پنداری می کند و آن ها را برای خود موجوداتی دوست داشتنی تصور می‌کند، اما به مرور زمان و بزرگ شدن کودک به خوبی برای او عیان خواهد شد که تمامی این موجودات تخیلی بوده­ اند، اما کودک هیچگاه نقش جیمی، کودک پنج یا شش ساله در فیلم را فراموش نمی‌کند؛ کودک بزرگ شده، اگر تمامی کاراکتر ها را افسانه ای بپندارد که قطعا همین اتفاق خواهد افتاد، نمی‌تواند خود و جیمی قهرمان را دروغین بداند.

کودکی که هم اکنون با دیدن جیمی به او اعتقاد پیدا می‌کند و از او یاد می‌گیرد که بر ترس خود غلبه کند و برای پیروزی بر مشکلات باور و ایمان داشته باشد در نهایت نه به بابانول و نه به جک فراست احتیاجی نخواهد داشت، بلکه خود را منجی می‌داند و برای برطرف کردن تاریکی‌های موجود در زندگی و دنیا خود را منجی عالم می‌گیرد، القای اومانیسم در این فیلم و محور قرار گرفتن انسان به قدری حرفه ای در تاروپود انیمیشن بافته شده است که تا عمق وجود هر کودک و نوجوانی اثر خواهد کرد.

به واقع این انیمیشن با تلفیق افسانه ها و اعتقادات دینی در مسیحیت، منجی را زیر سوال برده و اساس وجود او را نوعی وهم به مخاطب خود معرفی کرده است.

و شاید بتوان پیام این انیمیشن را به کودکان جهان در یک جمله این چنین عنوان کرد:

حدیث روز/ ویژگی یازده برگزیده خدا از زبان پیامبر(ص)

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در حدیث گهرباری یکی از ویژگی‌های مهم یازده امام معصوم علیهم السلام را نسبت داشتن با "رسول الله(ص)،امام علی(ع) و حضرت زهرا(س)" دانسته‌اند.
مشرق- امام محمد باقر عليه ‏السلام به نقل از پدرش به نقل از امام حسين عليهم‌‏السلام فرمود: من و برادرم خدمت جدّم رسول اللّه‏ صلي الله عليه و آله رسيديم، پيامبر صلي الله عليه و آله مرا بر ران خود و حسن را بر ديگر ران خود نشاند، سپس ما را بوسيد و گفت: پدرم فداى شما دو امام نيكو گردد، خداوند شما دو تن را از من و پدر و مادرتان برگزيده است و از پشت تو اى حسين نُه امام برگزيده كه نهمين آنها قائم ايشان است و همه شما در فضيلت و منزلت نزد پروردگار متعال يكسانيد.


متن حدیث:

الإمام الباقر عَن أبيهِ عَنِ‏ الحُسَينِ عليهم ‏السلام : دَخَلتُ أنَا وأخي عَلى جَدّي رَسولِ اللّه‏ِ صلي الله عليه و آله ، فَأَجلَسَني عَلى فَخِذِهِ ، وأجلَسَ أخِيَ الحَسَنَ عَلى فَخِذِهِ الاُخرى ، ثُمَّ قَبَّلَنا وقالَ : بِأَبي أنتُما مِن إمامَينِ صالِحَينِ ، اختارَكُمَا اللّه‏ُ مِنّي ، ومِن أبيكُما واُمِّكُما ، واختارَ مِن صُلبِكَ يا حُسينُ تِسعَةَ أئِمَّةٍ ، تاسِعُهُم قائِمُهُم ، وكُلُّكُم فِي الفَضلِ والمَنزِلَةِ عِندَ اللّه‏ِ تَعالى سَواءٌ

«کمال الدین،269/12»

"گفتمان تاراج" یا "حرکت نمادین فرهنگی" لبخند ژکوند به غارت میراث فرهنگی+ تصاویر


موزه‌هاي آمريکا از سوي دولت‌ مصر، ايتاليا و يونان زير فشارهاي شديد قضايي براي استرداد آثار باستاني مسروقه قرار گرفته‌اند. در فوريه 2006 موزه متروپوليتن مجبور شد بيست قطعه از آثار باستاني ايتاليا را بازگرداند.با این توصیف آیا بلوکه کردن میراث فرهنگی ایران و سرپیچی از پروتکل‌های بین‌المللی نشانه حسن نیت است؟
گروه فرهنگی مشرق - سالیان درازی است که غرب، برای توسعه ی تمدنی خود به پروژه "دیگر سازی" روی آورده و علی رغم ادعای بی طرفی در خدمت به اهداف علمی و دانش پژوهی، همواره بازنمایی های غلطی را نسبت به شرق داشته است و راه را برای سلطه ی نظامی، جایگزینی فرهنگی و بهره برداری اقتصادی هموار کرده است. یکی از مصادیق این رفتار، غارت میراث فرهنگی کشورهای شرقی است که در چندین دهه گذشته به مسابقه ای نفس گیر میان کشورهای غربی تبدیل شده بود. 

 
بر طبق پروتکل‌های بین المللی میراث فرهنگی، در هنگام تبادل آثار تاریخی می بایست آزمایشات دقیق کارشناسی توسط طرفین انجام شده و طرف تحویل گیرنده پس از تأیید نهایی و کسب اطمینان کامل، اصالت اثر را به افکار عمومی اطلاع رسانی کند و صد افسوس اینکه طبق اظهارنظر مسئولین ایرانی، از زمان تحویل تا زمان مراسم رونمایی جام شیردال، هیچ آزمایش کارشناسی توسط طرف ایرانی انجام نشده است.
طي سال‌هاي 1357-1333، که روابط ايران و آمريکا در عالي‌ترين سطوح بود، هیچگاه آثار باستانی به یغما برده شده از کشورمان توسط دولت آمریکا بازپس داده نشد. اکنون قریب به هفتاد سال است که ده ها هزار اثر تاریخی و میراث فرهنگی ایرانی  در موزه های آمریکایی، به بهانه پژوهش از کشور خارج شده و به عنوان امانت نگهداری می شود و امروز، دولت آمریکا با خیانت در امانت، این آثار را غصب کرده و از عودت آن امتناع می کند. این آثار در موزه هایی چون موزه هنر متروپولیتن نیویورک، موزه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو، موزه هنرهای زیبای بوستون، موزه هنرهای زیبای فیلادلفیا و موزه هنرهای زیبای کانزاس سیتی موجود است. دکتر محمد قلی مجد، از پژوهشگران ایرانی مقیم آمریکا در توصیف غارت آثار باستانی ایران و انتقال آن به آمریکا چنین می گوید: "من از موزه‏هایی مانند موزه هنر نیویورک و موزه‏های متعدد اسمیتسونیان در واشنگتن دیدن‏ کرده‏ام.امری که در همه آنها مرا بی‏ نهایت به حیرت انداخت این بود که موزه‏های مذکور تقریبا تمام آثار باستانی و مصنوعات هنری ایران را در فاصله زمانی 1925 تا 1941 تصاحب کرده‏ بودند.به ویژه متوجه شدم موجودی عظیم اشیاء دوران ساسانی و اسلامی از جمله سفالینه‏های به‏ غایت منحصر به فرد و ارزشمند نیشابور در موزه متروپولیتن همگی در دهه 1930 به تملک این‏ موزه درآمده ‏اند.

 
محمد علی نجفی پس از بازگشت از آمریکا گفت: موزه داران آمریکایی به بنده گفتند: "اگر آثار ایرانی را از موزه هایمان خارج کنیم، دیگر چیز قابل توجهی برای ارائه به مخاطب باقی نمی ماند". یک سوال: آیا بلوکه کردن میراث فرهنگی ایران، و سرپیچی از پروتکل های بین المللی و بیان ادعا های بی اساس (همانند ادعای این موزه داران) نشانه حسن نیت است؟!
روزنامه شيکاگو ساندي تايمز در سال 1383، در ادعایی مضحک اعلام کرد که به دليل وقوع انقلاب اسلامي و «بسته شدن درهاي رابطه بين دو کشور ايران و آمريکا در سال 1979» دانشگاه شيکاگو نتوانست اين الواح (در این سال، تنها سیصد لوح گلی از میان ده ها هزار اثر تاریخی موجود در آمریکا، به ایران تحویل داده شد)را زودتر به ايران بازگرداند. اما اين روزنامه آمریکایی، این پرسش را مطرح نکرد که چرا دانشگاه شيکاگو طي سال‌هاي 1357-1333، که روابط ايران و آمريکا در عالي‌ترين سطوح بود، باقيمانده الواح را به ايران بازنگرداند و چرا اکنون به ‌ناگاه امانت‌دار شد؟  
 
"شیردال" آمد و ما باز هم از حسن نیت آمریکایی ها شرمنده شدیم
هواپیمای حامل دکتر حسن روحانی و هیات همراه در فرودگاه مهرآباد به زمین نشست و آقای محمد علی نجفی، رئیس سازمان میراث فرهنگی، در فرودگاه از سفیر حسن نیت(لقبی که رسانه های اصلاح طلب برای جام شیردال انتخاب کردند) رونمایی کرد و گفت: این جام، هدیه ای از سوی ملت آمریکا و نشانه ای از حسن نیت دولت آمریکا می باشد. حال 2 نکته در خصوص این جام وجود دارد:

1) طبق مقررات بین‌المللی، دولت آمریکا "موظف و متعهد" است که این اثر و ده ها هزار اثر تاریخی دیگر را که از سال ۱۹۷۰ از ایران خارج شده، فوراً به ایران بازگرداند. در نتیجه نمی‌توان اصطلاحات و تعابیری همچون  بخشش و هدیه را برای اقدامی به کار برد که انجام آن، وظیفه بوده است.
2) بر طبق پروتکل‌های بین المللی میراث فرهنگی، در هنگام تبادل آثار تاریخی می بایست آزمایشات دقیق کارشناسی توسط طرفین انجام شده و طرف تحویل گیرنده پس از تأیید نهایی و کسب اطمینان کامل، اصالت اثر را به افکار عمومی اطلاع رسانی کند. این در حالی است که آقای نجفی در مراسم رونمایی از جام شیردال تنها به اقدامات کارشناسی طرف آمریکایی اشاره کرده است و صد افسوس اینکه طبق اظهارنظر مسئولین ایرانی،از زمان تحویل تا زمان مراسم رونمایی، هیچ آزمایش کارشناسی توسط طرف ایرانی انجام نشده است و این ترفند مسئولین آمریکایی در کنار سهل انگاری مسئولین ایرانی، موجب شده است تا برخی از کارشناسان، بر تقلبی بودن این جام تاکید کنند.

  وقتی "گفتمان تاراج"، در یک اقدام منفعلانه، "حرکت نمادین فرهنگی" نامیده می شود و یک "متهم"(دولت آمریکا)، به "منجی" تبدیل می شود
 
ماجرای انفجار در بازار "بن یهودا"؛ سرپیچی از یک پروتکل بین المللی و حسن نیت آمریکایی
خیلی عجیب و مضحک است اگر بخواهیم حسن نیت را جزیی از ادبیات دولت آمریکا بنامیم.چرا؟ دلیل بسیار است. یکی از آن دلایل، ماجرای بمب گذاری سال 1997 و حواشی آن است.  
بر طبق پروتکل های بین المللی باستان شناسی، تمامی کشورهای دنیا موظف و متعهد هستند که آثار باستانی دیگر کشورها را که در موزه های خود نگهداری می کنند، به کشور مبدأ بازگردانند.تصویب این قانون در مجامع بین المللی موجب وحشت دولت آمریکا شد چون عودت ده ها هزار اثر تاریخی و میراث فرهنگی، ضربه بزرگی بر موزه های متعدد آمریکایی و منافع اقتصادی ناشی از آن وارد می کرد. بنابراین دولت آمریکا در اقدامی سخیف، ماجرای بمب گذاری سال 1997 در بازار بن یهودا در بیت المقدس(اورشلیم) را بدون هیچ مدرک و سندی، به گردن ایران انداخت و در یک دادگاه نمایشی، ایران را به پرداخت پنج میلیون دلار غرامت محکوم و موزه داران آمریکایی را( که هیچ ارتباطی به این موضوع نداشت) به عدم ارجاع آثار باستانی ایران موظف کرد. آیا این رفتار نیز نشانه ای از حسن نیت دولت آمریکاست؟ حال آن گروهی که از هول حلیم به داخل دیگ افتاده اند، در خصوص این ماجرا و محکومیت اقدام شنیع دولت آمریکا هیچ صحبتی نمی کنند. 

 
بر طبق پروتکل های بین المللی باستان شناسی، تمامی کشورهای دنیا موظف و متعهد هستند که آثار باستانی دیگر کشورها را که در موزه های خود نگهداری می کنند، به کشور مبدأ بازگردانند. در تصویر فوق، بخشی از میراث ارزشمند فرهنگی کشورمان که در موزه های آمریکایی بلوکه شده اند، نمایش داده شده است.
 
  مهدی حجت، قائم مقام سازمان میراث فرهنگی: ما این هدیه را به عنوان نماد فرهنگی قبول می کنیم. حتی اگر این شی تقلبی هم باشد برای ما ارزش دارد. اصلا اگر فقط یک گل هم می دادند بازهم یک نماد بود".
 
 مهدی حجت، قائم مقام سازمان میراث فرهنگی، ضمن بی توجهی کامل به سرپیچی دولت آمریکا از پروتکل های بین المللی باستان شناسی و ماجرای انفجار سال 1997و بلوکه کردن میراث فرهنگی کشورمان،در حرکتی منفعلانه، وارد شدن به بحث‌های حاشیه‌ای و انحرافی در ارتباط با بازگشت جام شیردال را به دور از ادب فرهنگی دانسته و می گوید:  "نباید به این حرکت نمادین فرهنگی خدشه وارد کرد. ما این هدیه را به عنوان نماد فرهنگی قبول می کنیم. حتی اگر این شی تقلبی هم باشد برای ما ارزش دارد. اصلا اگر فقط یک گل هم می دادند بازهم یک نماد بود".  
آیا اظهارات آقای حجت و تبدیل یک "متهم" به "منجی"، توهین به شعور و فرهنگ ایرانی نیست. آیا شما به تاریخ رجوع نکردید و ندیده اید که در طی سال های 1333 تا 1357، که روابط ایران و آمریکا در بهترین سطح دیپلماتیک بود، دولت آمریکا هیچگاه از رفتار دوستانه طرف ایرانی استقبال نکرد و همواره گفتمان استعمار و تاراج را در برخورد با کشورمان انتخاب می کرد. شما که اینقدر از هدیه صحبت می کنید، خاطرتان هست که در گذشته ی نه چندان دور، دولت آمریکا یک "هدیه داغ" به هموطنانمان داد و آن را بین 290 مسافر هواپیمای ایرانی تقسیم کرد؟  
 
نيويورک تايمز و ساير منابع آمريکايي خبر مي‌دهند که موزه‌هاي آمريکايي از سوي دولت‌هاي مصر، ايتاليا و يونان در زير فشارهاي شديد قضايي براي استرداد آثار باستاني مسروقه قرار گرفته‌اند. در ماه فوريه 2006 موزه متروپوليتن نيز مجبور شد بيست قطعه از آثار باستاني ايتاليا را، که به‌طور اماني در اين موزه نگهداري مي‌شد، به کشور فوق بازگرداند.
 
عده ای از دوستان به ظاهر روشنفکر می گویند : وقتی خودمان توانایی نداریم، همان بهتر که در موزه های کشورهای غربی نگهداری شود. پاسخ نگارنده : چرا صورت مسأله را پاک می کنید و از یک وظیفه ملی شانه خالی می کنید؟
بعضی از دوستان می گویند که وقتی خودمان توانایی نگهداری آثار تاریخی کشورمان را نداریم، همان بهتر که در موزه های کشورهای غربی نگهداری شود. هم سالم می ماند و هم اینکه با توجه به وضعیت گردشگری ایران، وجود این آثار در آنسوی مرزها، به معرفی ایران به مردم جهان کمک شایانی می کند. این اظهارنظر دوستان دقیقا پاک کردن صورت مساله است. چرا؟ یک مثال: در سالیان پیش،یکی از بازدیدکنندگان ایرانی موزه لوور پاریس پس از بازدید از این موزه چنین گفت: "موزه لوور پاریس در بخش جنبی خود نمایشگاهی با عنوان"راه عرب" برگزار کرده بود. با توجه به سابقه لوور در تحریف نام خلیج فارس و شایعاتی که همیشه درباره نحوه همکاری آن با کشورهای عربی وجود دارد من هم در دیدار از موزه لوور تنها برای ارضای حس کنجکاوی خود تصمیم گرفتم به این نمایشگاه جانبی سری بزنم. اما دیدن نام تحریف شده خلیج فارس در ورودی این نمایشگاه فکر بازدید را از خاطرم برد و باعث شد بدون توجه به اشیای موجود در نمایشگاه فقط به دنبال نحوه انعکاس نام خلیج فارس در نقشه‌ها باشم تا مطمئن شوم این فقط یک اشتباه در یک نقشه خاص نبود.

بعد از نگاه سریع به نقشه‌ها و راهنماها با شگقتی دیدم در تمامی آنها هرجا نامی از خلیج فارس به زبان عربی آورده شده بود «الخلیج العربی» بود و ترجمه انگلیسی آن (Arabian Gulf) این بار بر خلاف چهار سال قبل (که از نام خلیج استفاده کرده بودند)، نه تنها نام فارس را از دنباله خلیج حذف کرده‌اند، بلکه از خلیج عربی در توضیحات نمایشگاه و دفترچه راهنمای آن استفاده کرده بودند". این مثال، دلیل روشنی است بر عدم تعهد کشورهای غربی در معرفی صادقانه کشور ایران و همچنین عدم تعهد در حفظ و نگهداری آثار تاریخی و فرهنگی کشورمان. باید گفت که اظهارنظر این دوستان، شانه خالی کردن از وظیفه ملی در پاسداری و حفظ میراث فرهنگی کشورمان است.

اقدام صحیح این است که ضمن توجه جدی به نواقص عدیده فعلی، در حفظ و نگهداری میراث فرهنگی موجود در کشور یک تجدید نظر کلی صورت گیرد و در کنار آن، در مجامع حقوقی بین المللی، با جدیت و نه از موضع ضعف و انفعال و نه افراط و تندروی، موضوع بازپس گیری میراث فرهنگی غارت شده ی کشورمان به صورت جدی پیگیری شود و بتوانیم با عزت، این آثار را به سرزمینمان بازگردانیم.

به مناسبت شهادت جواد الائمه(ع)؛ امامی که از خردسالی مبتکر کرسی‌های آزاداندیشی بود+ روضه‌خوانی


بحث آزاد كار خوبى است، من موافقم با بحث آزاد؛ از اول هم موافق بودم. اين نكته‌ى اول كه بحث آزاد را ما رد نمى‌كنيم بلكه استقبال هم مى‌كنيم .مبتكر بحث آزاد اجتماعى امام جواد صلوات‌الله‌عليه است. البته قبل از امام جواد هم در زمان ائمه بحث زياد مى‌شد، اما اينى‌كه حالا بنشينند جمعا صحبت كنند امام جواد اول بار اين كار را كردند.
گروه فرهنگی مشرق-  آخرین روز ماه ذی‌القعده سال 220 هجری قمری یادآور سالروز شهادت امام همامی است که در عنفوان جوانی با ظلم و ستم خلیفه عباسی شربت شهادت را نوشید و دعوت حق را لبیک گفت و همان امامی که مادرش گفت: من داراى پسرى شده‌‏ام که همچون موسى شکافنده دریاهاى علم است و مانند عیسى مادرى پاک دارد. حضرت امام محمد تقى، دهم ماه رجب سال 195 هجری قمری در مدینه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت رضا(ع) و مادر ارجمندش بانویى مصرى تبار به نام سبیکه بود . ریحانه و خیزران از دیگر نام‌هاى مادر امام جواد(ع) است.

نگاهی به زندگانی امام جواد علیه السلام
آگاهی‌های تاریخی درباره زندگی امام جواد علیه السلام چندان گسترده نیست؛ زیرا افزون بر آن که محدودیت‌های سیاسی همواره مانع از انتشار اخبار مربوط به امامان معصوم علیه السلام می گردید، تقیه و شیوه های پنهانی مبارزه که برای " حفظ امام و شیعیان از فشار حاکمیت" بود، عامل مؤثری در عدم نقل اخبار در منابع تاریخی است. افزون بر آن، زندگی امام جواد علیه السلام چندان طولانی نبوده است که اخبار فراوانی هم از آن در دسترس ما قرار گیرد.


دانلود
حاج حسن خلج

و نیز گفتنی است، زمانی که امام رضا علیه السلام به خراسان برده شد، هیچ یک از اعضای خانواده خود را به همراه نبرد و در آنجا تنها زندگی می کرد. و از اخبار مربوط به شهادت امام رضا علیه السلام چنین بر می آید که امام جواد علیه السلام آن هنگام در مدینه اقامت داشت و تنها برای غسل پدر و اقامه نماز به آن حضرت در طوس حضور یافت.

هنگامی که مأمون بعد از شهادت امام رضا علیه السلام در سال 204 به بغداد بازگشت، از ناحیه حضرتش اطمینان خاطر پیدا کرده بود، ولی این را می دانست که شیعیان پس از امام رضا علیه السلام فرزند او را به امامت خواهند پذیرفت و در این صورت خطر همچنان بر جای خود خواهد ماند. او سیاست کنترل امام کاظم علیه السلام توسط پدرش را- که او را به بغداد آورده و زندانی کرده بود- به یادداشت و با الهام از این سیاست، همین رفتار را با امام رضا علیه السلام در پیش گرفت، ولی با ظاهری آراسته و فریبکارانه، به گونه ای که می کوشید نه تنها در ظاهر امر مسأله زندان و مانند آن در کار نباشد، بلکه با برخورد دوستانه، چنین تبلیغ شود که او علاقه و محبت ویژه نیز به ایشان دارد. اینک نوبت امام جواد علیه السلام فرا رسیده بود تا به نحوی کنترل شود. مأمون برای انجام این هدف، دختر خود را به عقد وی درآورد و او را داماد خود کرد. از همین رهگذر بود که مأمون به راحتی می توانست از طرفی امام را در کنترل خود داشته باشد و از طرف دیگر آمد و شد شیعیان و تماس های آنان را با آن حضرت زیر نظر بگیرد.

بر اساس برخی نقلها، مأمون پس از ورود به بغداد- در سال204- بلافاصله امام جواد علیه السلام را از مدینه به بغداد فراخواند. افزون بر این، مأمون متهم بود که امام رضا علیه السلام را به شهادت رسانده است. اکنون می بایست با فرزند وی به گونه ای رفتار کند که از آن اتهام نیز مبرّی شود.

از روایتی که شیخ مفید از ریان بن شبیب نقل کرده، چنین بر می آید: موقعی که مأمون تصمیم به ازدواج ام فضل با امام جواد علیه السلام گرفت، عباسیان برآشفتند؛ زیرا ترس آن داشتند که پس از مأمون، خلافت به خاندان علوی برگردد، چنانکه درباره امام رضا علیه السلام هم به سختی دچار همین نگرانی شده بودند. ولی به طوری که از دو روایت فوق برمی آید، آنان مخالفت خود را به گونه دیگری وانمود کرده و گفتند: دختر خود را به ازدواج کودکی درمی آورد که :" لَم یتَفَقَّهُ فی دینِ الله ولا یعرف حلاله من حرامه ولا فرضاً من سنّته"؛ کودکی که تفقه در دین خدا ندارد، حلال را از حرام تشخیص نمی دهد و واجب را از مستحب باز نمی شناسد.

مأمون در مقابل این برخورد، مجلسی برپا کرد و امام جواد علیه السلام را به مناظره علمی با یحیی بن اکثم، بزرگترین دانشمند و فقیه سنی آن عصر، فراخواند تا بدین وسیله مخالفان و اعتراض کنندگان عباسی را به اشتباه خود آگاه کند. این در حالی بود که بنا به این دو روایت، هنگام عقد ازدواج ام فضل با امام جواد علیه السلام هنوز به آن حضرت " صبی" اطلاق می شده است.

 مكتب علمى امام جواد علیه السلام
مى‏ دانیم كه یكى از ابعاد بزرگ زندگى ائمه ما، بعد فرهنگى آنها است. این پیشوایان بزرگ هركدام درعصر خود فعالیت فرهنگى داشته در مكتب خویش شاگردانى تربیت مى‏ كردند و علوم و دانش هاى خود را توسط آنان در جامعه منتشر مى‏ كردند، اما شرائط اجتماعى و سیاسى زمان آنان یكسان نبوده است، مثلا در زمان امام باقرعلیه السلام و امام صادق علیه السلام شرائط اجتماعى مساعد بود و به همین جهت دیدیم كه تعداد شاگردان و راویان حضرت صادق علیه السلام بالغ برچهار هزار نفر مى‏ شد، ولى از دوره امام جواد تا امام عسكرى علیه السلام به دلیل فشارهاى سیاسى و كنترل شدید فعالیت آنان از طرف دربار خلافت، شعاع فعالیت آنان بسیار محدود بود و ازاین‏ نظر تعداد راویان و پرورش یافتگان مكتب آنان نسبت ‏به زمان حضرت صادق علیه السلام كاهش بسیار چشمگیرى را نشان مى ‏دهد.

بنابراین اگر مى‏ خوانیم كه تعداد راویان و اصحاب حضرت جوادعلیه السلام قریب صد و ده نفر بوده‏اند  و جمعا 250 حدیث از آن حضرت نقل شده، نباید تعجب كنیم، زیرا از یك سو، آن حضرت شدیدا تحت مراقبت و كنترل سیاسى بود و از طرف دیگر، زود به شهادت رسید و به اتفاق نظر دانشمندان بیش از بیست و پنج‏ سال عمر نكرد!

درعین حال، باید توجه داشت كه در میان همین تعداد محدود اصحاب و راویان آن حضرت، چهره‏هاى درخشان و شخصیتهاى برجسته‏اى مانند: على بن مهزیار، احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى، زكریا بن آدم، محمد بن اسماعیل بن بزیع، حسین بن سعید اهوازى، احمد بن محمد بن خالد برقى بودند كه هر كدام در صحنه علمى و فقهى وزنه خاصى به شمار مى‏رفتند، و برخى داراى تالیفات متعدد بودند.

از طرف دیگر، روایان احادیث امام جوادعلیه السلام تنها در محدثان شیعه خلاصه نمى‏شوند، بلكه محدثان و دانشمندان اهل تسنن نیز معارف و حقایقى از اسلام را از آن حضرت نقل كرده‏اند. به عنوان نمونه «خطیب بغدادى‏» احادیثى با سند خود ازآن حضرت نقل كرده است. (6) هم چنین حافظ «عبد العزیز بن اخضر جنابذى‏» در كتاب «معالم العترة الطاهرة‏» (7) و مؤلفانى نیز مانند: ابو بكر احمد بن ثابت، ابواسحاق ثعلبى، و محمد بن مندة بن مهربذ در كتب تاریخ و تفسیر خویش روایاتى از آن حضرت نقل كرده‌اند.

صحنه‌ای شگفت‌آور از امام جواد (ع)
حكیمه - دختر حضرت موسى بن جعفر و خواهر امام رضا علیهم السلام – حكایت می كند:
وقتی زمان ولادت حضرت جواد الائمّه علیه السلام نزدیك شد، حضرت ابوالحسن، امام رضا علیه السلام مرا به همراه همسرش، خیزران - مادر حضرت جواد علیه السلام - با یك نفر قابله (ماما) داخل یك اتاق قرار داد و درب اطاق را بست. وقتى نیمه شب فرا رسید، ناگهان چراغ خاموش شد و اتاق تاریك گشت ؛ و ما ناراحت و متحیّر شدیم كه در آن تاریكى، در چنین موقعیّتى حسّاس چه كنیم؟

در همین تشویش و اضطراب به سر مى بردیم كه ناگاه درد زایمان خیزران شروع شد؛ و اندكى بعد وجود مبارك و نورانى حضرت ابوجعفر، محمّد جواد علیه السلام از مادر تولّد یافت و با ظهور طلیعه نورش تمام اتاق روشن گشت.

حكیمه می گوید: به مادرش، خیزران گفتم: خداوند كریم به واسطه وجود مبارك و نورانى این نوزاد عزیز، تو را از روشنائى و نور چراغ بى نیاز گردانید.

پس چون نوزاد بر زمین قرار گرفت، نشست و نور تشعشع انوار الهى، تمام اطراف بدنش را فرا گرفت، تا آن كه صبح شد و پدر بزرگوارش حضرت ابوالحسن، علىّ بن موسى الرّضا علیهماالسلام تشریف آورد؛ و با لبخندى نوزاد عزیز را در آغوش گرفت؛ و پس از لحظه اى او را در گهواره نهاد و به من فرمود: اى حكیمه! سعى كن كه همیشه كنارش باشى.

حكیمه در ادامه حكایت چنین می گوید: وقتی روز سوّم مولود فرا رسید، آن نوزاد عزیز چشم هاى خود را به سوى آسمان بلند نمود و بعد از آن نگاهى به سمت راست و سمت چپ كرد و سپس با زبان صریح و فصیح اظهار داشت:

«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه، وحده لا شریك له، و أنّ محمّدا عبده و رسوله».

و هنگامى كه شهادت بر یگانگى خداوند متعال و رسالت حضرت محمّد رسول اللّه صلى الله علیه و آله بر زبان جارى كرد، بسیار تعجّب كردم و در حیرت قرار گرفته و با همان حالت از جاى خود برخاستم و به حضور حضرت رضا علیه السلام آمدم و گفتم: صحنه اى بسیار عجیب و شگفت آورى را دیدم!

امام علیه السلام فرمود: چه چیزى را مشاهده كرده اى؛ كه باعث شگفتى تو گشته است؟

در جواب حضرت گفتم : این نوزاد كوچك چنین و چنان گفت، و تمام جریان را برایش بازگو كردم.

همین كه امام رضا علیه السلام سخن مرا شنید، تبسّمى نمود و سپس فرمود: چیزهاى معجزه آسا و حیرت انگیز بیشترى را نیز مشاهده خواهى كرد.

ابن تیمیه؛ سرچشمه خباثت‌های وهابیت و دشمن امیرالمؤمنین(ع) + فیلم و تصاویر

ابن‌ تيميه در سال 704 قمری در قتل ‌عام شيعيان كسروان، در امتداد اقدام‌هاي سركوبگرانه ايوبيان و مماليك براي قتل ‌عام شيعيان و راندن آنان از مصر و شام و سپس مدينه و لبنان، نقشي مهم داشت. دامنه اين كشتار تا قتل عام علويان شمال لبنان، قنيطره، عاقوره، بترون و عكا نيز امتداد يافت.
گروه گزارش ویژه مشرق - جریان وهابیت جریانی دست ساخته انگلستان در دل کشورهای اسلامیست که این روزها آتش تمام فتنه ها و خون ریزیهای جهان اسلام را از جهنم فکری و اعتقادی پیروانش درمی آید. انحراف دست ساز مستر همفر انگلیسی با سوء استفاده و آلت دست  قرار دادن محمدبن عبدالوهاب رقم خورد و آراء و عقاید خشک و خشن ابن تیمیه حرانی را به عنوان پشتوانه فکری این انحراف خطرناک برگزید.

 اینکه چطور در میان مجموعه فقها و دانشمندان جهان اسلام انگلستان فردی را با گذشت قرنها از مرگش باشناختی دقیق برای اهداف سوءش برمی گزیند در مجال مفصل دیگری باید بررسی شود و موضوع بسیار مهم و در عین حال مغفولی برای ماست و مصداق این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام هستیم که َ مَنْ نَامَ لَمْ يُنَمْ عَنْه (نهج البلاغة، ص: 452) هر آن كس كه به خواب رود، دشمن او نخواهد خوابيد. در نوشتار حاضر نگاهی بسیار گذرا و اجمالی به زندگینامه ابن تیمیه خواهیم انداخت.

 

ولادت و نسب ابن تیمیه

تقی الدین ابوالعباس احمدبن شهاب الدین عبدالحلیم بن مجدالدین عبدالسلام بن عبدالله بن ابی القاسم محمد بن الخضر بن محمد بن الخضر الحرّانی الدمشقی الحنبلی دوشنبه 10 ربیع‌الاول سال 661 در شهر حرّان ترکیه امروزی به دنیا آمد . حرّان در تركيه كنوني قرار داشته و به‌ رغم پيشينه درخشان، به گفته ابن جبير (614م.ق.) در آن سال‌ها در وضع جغرافيايي خشك و خشن و دور از مظاهر تمدن بوده است.
شهرحران در زمان ابن تیمیه مرکز صابئه و بت پرستان و فلاسفه بود. ابن تیمیه در خانواده ای که یک قرن پرچمدار جریان حنبلی این شهر بود به دنیا آمد و رشد یافت.

ابن تیمیه در یک نگاه

ابن تيميه به سبب كثرت و تنوع فعاليت‌ها و شيوه رفتار خاصش در امور سياسي و برخورد سختگيرانه با پيروان مذاهب اسلامي، شخصيتي چالش برانگيز به شمار رفته و دو مواجهه كاملاً متفاوت پديد آورده است؛ از طرفداري سرسختانه كساني مانند ابن كثير دمشقي، ابن قيم جوزيه و وهابيان در دوره معاصر تا مخالفان سرسخت از علماي بارز مذاهب اسلامي.

افزون بر اين، آراي او درباره زيارت قبور و تبرك و توسل و شفاعت، مبناي نگرش وهابيان در اداره امور حرمين قرار گرفته است. هر چند آراي تندروانه ابن‌ تيميه درباره موضوعات پيش گفته و نيز نگرش تعصب آميزشبه مذاهب اسلامي، نقش يك مؤسس را در جريان سلفي به وي داده است. پيش از وي نيز شخصيت‌هايي چون عز بن عبدالسلام و محمد بربهاري (م.329ق.) و برخي حنبليان تندرو چنين ديدگاه‌هايي داشته‌اند.

 وي را با القابي چون مفسّر، رجالي، حافظ، مفتي، اديب و لغت‌شناس و آگاه از كلام، ملل و نحل، تاريخ و اصول در كنار اوصافي چون زاهد و شجاع ستوده‌اند. وي تندخو بود و در برابر مخالفان خود پرخاش مي‌كرد.از قريحه شعرو حافظه قوي برخوردار بود. محمد بن خضر (م.622ق.) جدّ اعلاي وي از دانشمندان حنبلي مذهب و نخستين فرد ملقب به ابن‌ تيميه بود كه سبط بن جوزي (م.654ق.) او را فردي انحصارطلب خوانده كه در آن خطه مجال فعاليت به هيچ دانشوري نمي‌داد.
 

کوچ به دمشق

از جمله اتفاقات مهم آن مقطع تاریخ جهان اسلام حمله هماهنگ شده مغول از شرق و صلیبیون از غرب بود.  این جنگهای ویران کننده و خانمان برافکن تحت فرماندهی پنهان جریان یهود قرار بود همانند دولبه یک قیچی اسسلام و جهان اسلام را از صحنه گیتی محو کند که به لطف الهی در تحقق این امر موفق نشدند.

در سال‌ 667/1269 وقتي‌ كه‌ ابن‌ تيميّه‌ به‌ سن‌ شش سالگي‌ رسيد، مغولان‌ شهر حران‌ را ويران‌ كردند؛ و پدر او عبدالحليم‌ به‌ اتفاق‌ همه‌ي‌ افراد خانواده‌اش‌ به‌ دمشق‌ رفت‌ و در آنجا اقامت‌ گزيد. در اينجا بود كه‌ ابن‌ تيميّه‌ از پدر خويش‌، كه‌ خود استاد بزرگي‌ در مذهب‌ حنبلي‌ بود، تعليم‌ و تربيت‌ بسياري‌ فرا گرفت‌.

 همين‌ طور پيش‌ علي‌ بن‌ عبدالقوي‌ درس‌ خواند و در زبان‌ عربي‌ كتاب‌ سيبويه‌ را ممارستِ بسرا كرد؛ و حديث‌ را با بيش‌ از دويست‌ شيخ‌ خواند. اين‌ نكته‌ قابل‌ ذكر است‌ كه‌ در ميان‌ استاداني‌ كه‌ ابن‌ تيميّه‌ در كتاب‌ اربعون‌ از آنها ياد مي‌كند، نام‌ چهار زن‌ نيز ديده‌ مي‌شود.

ابن کثیر می نویسد: به سال 667 هـ ق ابن تیمیه شش ساله، مردم حران از جمله پدر او ، که از علمای بزرگ شهربود از ترس حمله مغول شهر را ترک کردند و شهاب الدین عبدالحلیم پدر ابن تیمیه به همراه خانواده روانه دمشق شد(البدایه و النهایه ج13/255)

دفاع شبکه وهابی از ابن تیمیه
(لینک دانلود)
آغاز تدریس و سخنرانی
شهاب الدین (پدر ابن تيميه) در شهردمشق رئیس دارالحدیث السکریه و در مسجد جامع این شهر صاحب کرسی شد و روزهای جمعه در آنجا سخنرانی می‌کرد.

در سال 682 هـ ق با مرگ پدر ، ابن تیمیه 19ساله  در دارالحدیث السکریه به تدریس پرداخت (البدایه و النهایه ج13/303) وسال بعد در جامع اموی دمشق پس از نماز برای اولین بار به طور رسمی به منبر رفت و  از 17 شعبان همین سال بعد از وفات زین الدین ابن المنجّا به جای او که شیخ الحنابله بود، متصدی تدریس مدرسه «الحنبلیه » دمشق شد.(البدایه و النهایه ج13/344)   

شخصیت پرخاشگر و فتنه جوی ابن تیمیه
 ابن تيميه شخصی عصبی، تندخو و پرخاشگر بود و شاگردانش را هم به این وصف می شناختند. او شخصيتي واقع بين نداشت و به مسائلي که مسلمانان در آن دوران سخت بدان توجه داشتند و براي آنها حساس بود، اهميتي قائل نمي شد؛ زيرا در دوراني که مسلمين بيش از هر چيز ديگر نياز شديد به وحدت داشتند، وي با افشاندن بذر فتنه و درگيري، اوضاع مردم را هر از چندگاهي متشنّج مي کرد و بخش وسيعي از توان حکومت و قضاوت را که مي بايست صرف دفاع در برابر کفار شود، به خود مشغول مي کرد و با تشويق افکار و نشر عقايد باطل، آنها را هدر مي داد.

 

سرآغازهجوم به فرق مختلف اسلامی

یکی از روزهای سال698 هـ‌.ق  بین نماز ظهر و عصر سوالاتی از او می شود و او در پاسخ سؤالات کتاب «العقیدة الحمویه الکبری» را می نویسد و ضمن آن، با جمله‌ای به عقاید اشعریون حمله کرد و در نتیجه جنجال بزرگی بپا می کند. ابن‌تیمیه به دادگاه احضار می کنند و او در دادگاه حاضر نمی شود.

اولین تکفیر مسلمانان با حمله به ابن عربی
ابن تیمیه در سن42 سالگی فصوص‌الحکم محیی‌الدین ابن عربی را مطالعه کرد و بعد از آن  به لعن و سب محیی‌الدین و پیروان پرداخت و کتابی به نام «النصوص علی الفصوص» در رد آن نوشت.

  سپس در نامه ای به شیخ کریم‌الدین ، شیخ خانقاه سعیدالسعداء در قاهره از پیروان ابن عربی به عقاید محیی‌الدین ، صدرالدین قونوی و عفیف تلمسانی و ابن سبعین سخت تاخته و آنان را کافر خواند.  (مجموعةالرسائل و المسائل 1/169-190 متن نامه در کتاب موجود است.)

اولین تخریب آثار اسلامی

ابن تیمیه  سال 704هـ.ق به مسجد نارنج ( یا مسجد تاریخ) در جوار مصلای شهر دمشق رفت و سنگی را که می‌گفتند : اثر پای حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم بر آن هست و مردم به آن تبرک می‌جستند شکست و گفت تبرک و بوسیدن آن جایز نیست . ( مقریزی،2 (1)/908 ، البدایه و النهایه ج14/34، دائرةالمعارف ج3/ص173. )

منفجر کردن قبر صحابه
توسط وهابیون تکفیری (لینک)


مشارکت و تشویق به شیعه کشی

ابن‌ تيميه به سال 704ق. در قتل ‌عام شيعيان كسروان، در امتداد اقدام‌هاي سركوبگرانه ايوبيان و مماليك براي قتل ‌عام شيعيان و راندن آنان از مصر و شام و سپس مدينه و لبنان، نقشي مهم داشت.

 به گزارش ابن فضل‌ الله عمري (م.749ق.) گاه خود نيز در جنگ شركت مي‌جست و گاه جنگجويان را بدين كار تشويق مي‌كرد و گاهي براي تدارك نيرو به نزد مهنّا بن عيسي (م.735ق.) از امراي قبايل ايلاتي شام مي‌رفت و با تعابير خشم‌آلود آنان را به لشكركشي وامي‌داشت. به گفته ابن كثير (م.748ق.) او براي توجيه كشتارهايش شيعيان را كافر و گمراه ناميد.

دامنه اين كشتار تا قتل عام علويان شمال لبنان، قنيطره، عاقوره، بترون و عكا نيز امتداد يافت. در پي اين تاراج، كساني كه جان به در بردند، به مناطق ديگر كوچ كردند.
 

زندانی شدنهای مکرر

در رجب این سال درباره العقیدة الواسطیه (یکی دیگر از کتب ابن تیمیه) بحث و مناقشه پیش آمد و کار چنان بالا گرفت که نایب السلطنه فرمان داد کسی درباره عقاید سخن نگوید.

بعداز آن ابن تیمیه را برای محاکمه به مصر احضار کردند و در قلعه جبل قاهره مجلس محاکمه برپا شد، قاضی او را به دلیل پاسخ ندادن به زندان محکوم کرد و او را در حارة الدیلم زندانی کردند. ابن رجب‌ در ذیل‌ طبقات‌ الحنابله‌ آورده‌ است‌ که‌ ۱۸ تن‌ از اهل‌ هوی‌ و هوس‌ در مصر بر ضد ابن تیمیه‌ فتوا دادند که‌ در رأس‌ آنان‌ قاضی‌ القضات‌ مالکی‌، تقی‌الدین‌ محمد بن ابی‌ بکر بن عیسی‌ بن بدران‌ اخنائی‌ بود. هر ۴ قاضی‌ مذاهب‌ چهارگانه مصر نیز به‌ حبس‌ او فتوا دادند. وی در سالهای بعد حتی با وساطت نایب السلطنه حاضر به خروج از از زندان نشد.
(البدایه و النهایه ج14/43).

هرچند در ربیع‌الاول سال 706امیرحسام الدین مهنا بن ملک عیسی به زندان رفت و او را سوگند داد تا با او از زندان بیرون بیاید و او از زندان خارج شد اما در شوال همین سال بزرگان صوفیه به سبب حملات ابن تیمیه به ابن عربی از او شکایت کردند و او را در زندان قضات زندانی کردند.

نویسنده پرکار سلفی سازی
ابن‌ تيميّه‌ نويسنده‌اي‌ پر كار بود. هيچ‌ كس‌ نتوانسته‌ است‌ تعداد قطعي‌ كتابهاي‌ او را به‌ دست‌ آورد. او كتابها، فتاوي‌، مكاتبات‌ و يادداشتهاي‌ بي‌شماري‌ باقي‌ گذاشت‌؛ و اغلب‌ آنها را زماني‌ تصنيف‌ كرد كه‌ زندانی  بود. ذَهَبي‌ شماره‌‌ تأليفات‌ ابن‌ تيميّه‌ را به‌ طور تقريبی‌ پانصد مورد مي‌داند.

لجبازی با سلطان و زندانی شدن مجدد
ابن تیمیه پس از طی شدن مدت محکومیت خود، سال709 هـ . ق به اسکندریه رفت و بعد از 8 ماه اقامت دوباره به قاهره برگشت. و چهارسال بعدوقتی خبر رسید که اولجایتو ايلخان مغول قصد حمله به بلاد شام را دارد ، با سطان رهسپار دمشق شد و پس از هفت سال دوری وارد دمشق شد.

 بعد از مدتی وقتی از او خواستند در مساله حلف به طلاق فتوی ندهد و سطان ملک ناصر نیز در نامه‌ای به او حکم کرد که فتوی ندهد اما ابن تیمیه فتوی داد و از همین رو سال 720 هـ . ق به خاطر لجبازی با سلطان، توبیخ و او را در قلعه دمشق زندانی کردند. در عاشورای 721 هـ . ق با فرمان سلطان آزاد شد.

بازهم زندان این بار به جرم شاگرد
ابن تیمیه سال 726 هـ . ق بار دیگر در قلعه دمشق زندانی شد و ماجرا از این قرار بود که ابن قیم جوزیه شاگردش در شهر قدس شفاعت و توسل به انبیاء را به فتوای ابن تیمیه جایز نشمرد و بلوایی به پاکرده بود. ابن قيم جوزي تنها کسي است که به ترويج افکار و اوهام استادش ابن تيميه پرداخت.

دوسال بعد کتاب و کاغذ و قلم را در زندان به این سبب از او گرفتند که ابن الاخنایی قاضی القضات مالکی قاهره کتابی در مساله زیارت نوشته بود و ابن تیمیه در زندان ردی بر آن نوشت و او را جاهل خواند.


 ابن تیمیه و تبرک پیروانش به شپش های او (لینک)

مرگ در زندان
ابن تیمیه در شب دوشنبه 20 ذیقعده همان سال در زندان قلعه دمشق مرد و ابن کثیر از شاگردانش بر جنازه‌اش حاضر شد. گفته‌اند كه‌ متجاوز از دويست‌ هزار تن‌ مرد و زن‌ در مراسم‌ تدفين‌ او شركت‌ كردند به‌ جز سه‌ تن‌، كه‌ از ترس‌ سنگسار شدن‌، به‌ سبب‌ خصومت‌ با او، در مراسم‌ شركت‌ نجستند، همه‌ در تشييع‌ جنازه‌ي‌ او شركت‌ كردند و لازم‌ آمد كه‌ از نيروي‌ نظامي‌ براي‌ حفظ‌ توده‌ي‌ مردم‌ كمك‌ خواسته‌ شود.

فیلم : تبرک جستن به آب غسل ابن تیمیه! (لینک)

دیدگاه علمای اهل سنت درباره ابن تیمیه
اهل سنت که در طول قرون متمادی برادرانه با شیعیان در مناطق مختلف دنیا زیسته اند از ابن تیمیه و پیروانش به مانند شیعیان دل خونی دارند و اساسا آنان را مسلمان نمی دانند چه رسد به آنکه بخواهند دامن اهل سنت را به نسبت دادن او به اهل سنت لوث کنند:
  • محمد بن محمد بخاري
وی به عنوان يک عالم حنفي مذهب  ، (متوفاي 841) فرياد مي زند که هر کس به ابن تيميه شيخ الاسلام بگويد ، کافر است .(البدر الطالع: 2/260 .)
  • ابن حجر عسقلاني
ابن حجر عسقلاني درکتاب درر کامنه مي نويسد که قضات اهل سنت در زمان ابن تيميه اعلام کردند :
هر كس معتقد به عقايد «ابن تيميّه» باشد، خون و مالش حلال است.(الدرر الكامنة: 1/147، البدر الطالع: 1/67، مرآة الجنان لليافعي، ج 2، ص 242.)


حمله قرضاوی به سران وهابیت (لینک)

  • ابن حجر مکي
وی در کتابي که حتي بر عليه شيعه نوشته است ، وقتي به ابن تيميه مي رسد مي گويد :
ابن تيميّة کسی است که خدا اورا خوار و گمراه و كور و كر كرده است، و پيشوايان اهل سنّت و معاصرين وى از شافعيها، و مالكيها، و حنفيها، بر فساد افكار واقوال او تصريح دارند.( الفتاوى الحديثة،ص 86 ).
  •  شیخ یوسف نبهانی  در کتاب (الشواهد الحق فی الاستغاثة بسید الخلق) در معرفی ابن تیمیه ونظر علمای بزرگوار اهل سنت در باره ابن تیمیه می گوید:
همچون خورشید در وسط آسمان روشن و مسلم است که علمای مذاهب چهار گانه  بر ردّ بدعتهای ابن تیمیه به توافق رسیده اند و برخی از آنها صحت مطالب نقل شده  به وسیله او را مورد اشکال قرار داده اند ، همانگونه که صحت عقل او را نیز مورد تردید دانسته اند . صرف نظر از توبیخ شدید ایشان در مورد اشتباه آشکار او در مسائلی که در آنها به مخالفت با دین و اجماع مسلمین پرداخته است .خصوصاً مطالبی که در باره سرور پیامبران گفته است .

همانگونه که گذشت ، در زمره کسانی که صحت مطالب نقل شده از او را مخدوش دانسته اند ، از میان حنفیان ، شهاب الدین خفاجی در شرح الشفاء واز میان مالکیان، امام زرقانی  در کتاب شرح المواهب  واز میان شافعیان، امام سبکی است ،انگونه که در کتاب او با نام شفاء السقام  یاد شده است .

او در این کتاب همراه با توضیح خطای (ابن تیمیه) در اندیشه هایش، روشن ساخته است که احکام شرعی ای که او  برای اثبات بدعت خود نقل می کند  وآنها را به دانشمندانی از مذاهب چهارگانه نسبت  می دهد  صحیح نیست وآن دانشمندان چنین نگفته اند .

 


ابن تیمیه،همه اهل سنت را مرتد می داند (لینک)

ابن تیمیه و دشمنی های مکرر با اهل بیت علیهم السلام
يكي از خصلت‌هاي بارز ابن تيميه ، مخالفت و دشمني جدی با اهل بيت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم و به ويژه با امير المؤمنين عليه السلام است . وي در موارد بسياري به امير المؤمنين ، حضرت زهرا و ساير اهل بيت علیهم السلام توهین كرده که برخی از آنها را با هم مرور می کنیم:

پایین آوردن مقام پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله
ابن تیمیه در عادى جلوه دادن مقامات پيامبران و اولياى الهى تلاش می کرد و مدعی بود آنان پس از مرگ كوچكترين تفاوتى با افراد عادى ندارند، او در اين راستا، مسائلى را در تعارض با دیدگاه علمای جهان اسلام می گويد:

1 - سفر براى زيارت پيامبر حرام است.

2 - كيفيت زيارت پيامبر، از كيفيت زيارت اهل قبور تجاوز نمى‏كند.

3 - هر نوع پناه و سايبان بر قبور حرام مى‏باشد.

4 - پس از درگذشت پيامبر هر گونه توسل به آن حضرت بدعت و شرك است.

5 - سوگند به پيامبر و قرآن، و يا سوگند دادن خدا، به آنها شرك مى‏باشد.

6 - برگزارى مراسم جشن و شادى در تولد پيامبر، بدعت‏به شمار مى‏رود.

دشمنی با فضائل اهل بیت علیهم السلام
ابن تیمیه فضائل اهل بیت علیهم السلام را چنین انکار می کرد که:
شيعيان گفته اند امامت درست نمي باشد مگر در فرزندان علي و يهود گفته اند پادشاهي درست نمي باشد مگر در ذريه داوود منهاج السنّة ، ج1  ، ص6..  
و با این تعبیر شیعیان مانند یا پیرو یهودیان می خواند. وی در کتاب منهاج السنه خود روایات متعدد و معتیر و مسلمی را که در تمجید اهل بیت علیهم السلام حتی در منابع اهل سنت آمده رد کرده و آنان را ساخته دروغپردازان می خواند.

 افراط در دشمنی با امیرالمؤمنین علیه السلام و تعظیم ابن ملجم!!
ابن حجر عسقلاني ، بزرگترين عالم اهل سنت در علم حديث و رجال در كتاب معروف لسان الميزان كه از معتبرترين كتاب‌هاي رجالي اهل سنت است ، مي‌نويسد :
ابن تيميّه ، در پاسخ به رافضی(علاّمه حلّى) به قدرى زياده روى كرده كه منجرّ به تنقيص(پایین آوردن) مقام على بن ابى طالب (عليه السلام) گرديده است .
لسان الميزان ، ج 6 ، ص319.

همو در الدرر الكامنة في أعيان المائة الثامنة ، ج 1 ، ص155 مى نویسد :
ابن تیمیه درباره نوشته على (نستجير باللّه) در 17 مورد دچار اشتباه شده و با نص قرآن مخالفت نموده است .

ابن حجر سنی سپس درباره دیدگاه علمای جهان اسلام دراثبات کفر ابن تیمیه ادامه می دهد:
و بعضى به سبب مخالفت او با توسل و استغاثه به رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) كه خود تنقيص مقام نبوت ، و مخالفت با عظمت حضرت ، به حساب مى آيد ، وى را زنديق و بي دين مى دانند .

و بعضى بخاطر سخنان زشتى كه در باره امير مؤمنان (عليه السلام) بيان داشته وى را منافق دانسته اند .
چون وى گفته است : على بن أبي طالب بارها براى به دست آوردن خلافت تلاش كرد ؛ ولى كسى او را يارى نكرد ، جنگ هاى او براى ديانت خواهى نبود ؛ بلكه براى رياست طلبى بود ، اسلام ابوبكر ، از اسلام على كه در دوران طفوليت صورت گرفته با ارزشتر است و همچنين خواستگارى على از دختر أبو جهل نقص بزرگى براى وى بود .

تمامى اين سخنان « ابن تيميّه » نشانه نفاق او است ؛ چون پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) به على (عليه السلام) فرموده است : جز منافق كسى تو را دشمن نمى دارد .

گستاخی ابن تیمیه درباره امیرالمؤمنین علیه السلام تا آنجا پیش می رود که می نویسد:
راه و روش اهل سنت راه درست و مستقيم در اين باب است (اکثر فرقه ها نظر ايشان را قبول دارند) ؛ اما شما ( شيعه ) پس باهم تناقض داريد ؛ و دليل آن اين است که خوارج و غير ايشان از کساني که علي را کافر مي دانند يا فاسق مي دانند ، يا معتزلي ها و مرواني ها که در عدالت او شک مي کنند ، و غير ايشان ، اگر به شما بگويند که دليل بر ايمان علي و امام بودن او و عدالت او چيست ، دليلي نخواهيد داشت.

وی در منهاج السنه با زیرپاگذاشتن منابع تاریخی،حدیثی و تفسیری اهل سنت هتاکیهای خود را چنین ادامه می دهد:
و خداوند متعال در مورد علي نازل کرده است که :"اي کسانيکه ايمان آورده ايد ، در حال مستي به نماز نزديک نشويد ، تا زماني که بدانيد چه مي گوييد" ؛ زيرا هنگامي که نماز خواند ، در نماز خود اشتباه كرد منهاج  السنة ،  ج 4 ،‌ ص65 .

وی ابوبکر را معلم امیرالمؤمنین علیه السلام می خواند(منهاج السنّة ، ج 5 ، ص513 .) و در جایی دیگر نوشت:
و اما کلام رسول خدا (که فرموده اند): علي قاضي ترين شما است ؛ و قضاوت لازمه اش علم و دين است ؛ پس اين حديث درست نيست و سند ندارد و نمي توان به آن استدلال کرد(منهاج السنّة، ج4 ص 138.) .

و در تمجید قاتل امیرالمؤمنین علیه السلام می نویسد:
على بن ابى طالب  را يكى از خوارج به نام عبد الرحمن بن ملجم در حالى كه از عابدترين انسان ها و داراى مقام علمى بود به قتل رساند(ج5،ص47).

هتاکیهای ابن تیمیه در منهاج السنه به امیرالمؤمنین علیه السلام از حد و شماره بیرون است:
و علي جنگيد تا از او اطاعت کنند و بتواند در جان و مال مردم تصرف کند ؛ پس چگونه اين را جنگ براي دين قرار مي دهيد ؟ و ابوبکر با کساني جنگيد که از اسلام مرتد شده بودند و نيز با کسانيکه آن چه را خدا واجب کرده بود ترک کرده بودند ؛ تا فقط خدا و رسولش اطاعت شوند ؛ و اين جنگ (جنگ‌هاي امام علي ) براي دين نيست (منهاج السنّة ، ج 8 ، ص 330 .)


ابن تیمیه میگوید اکثر صحابه علی (ع) را سب میکردند!!! (لینک)


توهین به حضرت زهرا سلام الله علیها
وی درباره حضرت زهرا سلام الله علیها که آیه تطهیر درباره اش نازل شده بود و خداوند ایشان را از هر ناپاکی مبرا و مطهر خوانده بود در نهایت گستاخی می نویسد:
در او ـ نستجير باللّه ـ شعبه اى از نفاق وجود داشت (منهاج السنة ، ج 4 ، ص 245.)

دیگر توهینهای او را می توانید دراین آدرس ببینید: منهاج السنة ، ج2 ، 171 .
و نیز می نویسد:
اما اين كه وي (علامه حلي) گفته است : تمامي محدثان نقل كرده‌اند كه پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم  فرمود : "اي فاطمه ! خداوند عزّ و جلّ براى خشم فاطمه غضب مى‏كند و به رضايتش خشنود مى‏گردد " دروغ است و از پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم  نقل نكرده‌اند و نمي‌شناسم كتابي از كتاب‌هاي معروف حديثي كه آن را آورده باشد ، سند معروفي از پيامبر ندارد ، نه سند صحيح و نه سند حسن (منهاج السنة ج4 ،ص 248 .).
و این در حالي است كه عده بسياري از علماي اهل سنت اين روايت را با سند صحيح نقل كرده‌اند.


نماز خواندن وهابی ها
(لینک)


توهین به سیدالشهدا علیه السلام و تمجید از یزید!!
وی هتاکی به اهل بیت علیهم السلام را با نسجیربالله فسادانگیز خواندن قیام امام حسین علیه السلام چنین ادامه می دهد:
و در قيام (حسين) ، نه مصلحت دين بود و نه مصلحت دنيا ؛ بلکه اين ظالمين سرکش بر ضد نوه رسول خدا قدرت پيدا کردند تا اين که او را مظلوم و شهيد کردند ؛ و در قيام او و کشته شدن او آن قدر فساد بود که اگر در شهر خود نشسته بود آن قدر فساد نمي شد !!! پس آن چيزي که او قصد آن را داشت از به دست آوردن نيکي و دفع بدي ، اصلاً حاصل نگشت ؛ بلکه بدي به سبب قيام او زياد شد و خير کم گرديد ؛ و اين سبب شرّ بزرگي شد ؛ و کشته شدن حسين سبب فتنه هاي بسيار گشت ؛ همان طور که کشته شدن عثمان سبب فتنه هاي بسيار گشت (منهاج السنة ، ج4 ، ص 530 .).

و مدعی بخشیده شدن گناه یزید می شود که:
از کجا معلوم که يزيد يا غير او از ظالمان ، از اين کارش توبه نکرده باشند ؛ يا کار نيکي نداشته است که اين ظلم هاي او را از بين ببرد ؛ و مصيبت هايي نديده است که کفاره آن ظلم ها شود ؟( منهاج السنة ، ج 2 ،‌ ص252 .)

 وی تاریخ را چنین از نو می سازد:
يزد دستور کشتن حسين را نداده است ؛ و راضي به آن نبوده است ؛ بلکه از کشته شدن او اظهار درد نمود و سر حسين به سوي او حمل نگرديد ؛ بلکه به سوي ابن زياد حمل شد (مجموع الفتاوي ، ج4 ، ص 486).

شیعه ستیزی ابن تیمیه منشأ شیعه ستیزی وهابیان
وي‌نسبت‌ به‌ شيعه‌ تعصب‌ خاصي‌ از خود نشان‌ داده‌ و عناد آشتي‌ ناپذيري‌ را نسبت‌ به‌مذهب‌ تشيع‌ و اعتقادات‌ شيعه‌ ابراز كرده‌ است‌.
وي‌ شیعه را خشبيه‌ می خواند و دليل‌ اين‌ نام‌ گذاري‌ رااين‌گونه‌ عنوان‌ مي‌کرد:
«شيعيان‌ را به‌ اين‌ دليل‌ خشبيه‌ مي‌نامند كه‌ آنان‌ معتقدند ما با شمشير جهادنمي‌كنيم‌، جز اين‌كه‌ در ركاب‌ امام‌ معصوم‌ باشيم‌.»
ابن‌ تيمه‌، شيعه‌ را غالي‌ و نيز دروغ‌گويان‌ معروف‌ مي‌خواند.


هتک حرمت جسد شیخ حسن شحاتة در مصر (لینک)

او شيعه‌ را به‌ نقل‌ روايت‌ از ابي‌ مخنف‌ لوط‌ و سيروي‌ از او متهم‌ مي‌كرد. او شيعه‌ راكه‌ معتقد به‌ امامت‌ ائمه‌ اهل‌ بيت‌ مي‌باشند، از پيروان‌ يهود ناميده‌ مي‌گفت: اعتقاد به‌امامت‌ اهل‌ بيت‌ از انديشه‌هاي‌ يهود است‌.

ابن‌ تيميه‌، به‌ علماي‌ صاحب‌ فضيلت‌ و دانشمند شيعه‌ اهانت‌هاي‌ فراواني‌ كرده‌ وآنان‌ را ترويج‌ كنندگان‌ آيين‌ يهود شمرده‌ است‌. او اعتقاد به‌ عصمت‌ اهل‌ بيت‌ را كفرمي‌شمرد.


خرید روستاها توسط وهابیت
(لینک)


ابن تیمیه و جهان امروز
همان گونه که گفته شد جریان وهابیت و حاکمیت مملو از خشونت و تنفر عربستان، ریشه تمام آراء و ظلمهای خود را به ابن تیمیه و شاگردش ابن جوزی باز می گردانند که انشالله خداوند شر این انحراف بزرگ را از جهان اسلام کم کند و شیعه و اهل سنت را از دست آنان رها سازد.
 



منابع

1.    http://www.shia-leaders.com/%D8%A7%D8%A8%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%8A%D9%85%D9%8A%D8%A9-%D9%88-%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%A3%D9%8A-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D9%85-%D9%81%D9%8A%D9%87/
2.    http://www.ibntaymiyyah.com/
3.    http://sunnahonline.com/library/biographies/154-taymiyyah
4.    http://spa.qibla.com/issue_view.asp?HD=7&ID=4851&CATE=22
5.    http://www.fatwa-online.com/scholarsbiographies/8thcentury/ibntaymiyyah.htm
6.    http://www.a2youth.com/articles/history_and_biographies/short_biography_of_imam_ahmad_ibn_taymiyyah/
7.    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=90
8.    http://traway.ir/article.asp?id=2877&cat=118
9.    http://www.hawzah.net/Per/E/do.asp?a=EDBBBA2.htm
10.    http://www.ido.ir/a.aspx?a=1389102005
11.    http://www.iptra.ir/vdcann0694.html
12.    http://bonyanejihad3.com/?p=4109
13.    http://www.vahhabiyat.com/showdata.aspx?dataid=5553&siteid=1
14.    http://hajj.ir/99/2975
15.    http://library.tebyan.net/newindex.aspx?pid=19667&BookID=50557&Language=1
16.    http://www.salaamtv.org/fa/EventsComment.aspx?i=169

نگاهی تحلیلی به جدال یهودیان سفاردی و اشکنازی

شابتاي زوي (اولين ماشيح دروغين در عصر جديد)‌ فردي سفاردي به شمار مي‌رفت اما پس از وي فردي به نام «ژاکوب فرانک» که او را اشکنازي مي‌دانند رهبري جريان منجی گرایی را برعهده گرفت. برخي از يهوديان معتقدند که وي ماشيح واقعي است و بايد او را از گزند کليساي مسيحيت که خواهان نابودي اوست در امان نگه دارند.
گروه گزارش ويژه مشرق - علي رغم اينکه هر يک از دو گروه اشکناز و سفاردين به طور کلي جزو يهوديت قرار مي‌گيرند و علي رغم اينکه هر يک از دو گروه، تلمود بابلي (نه تلمود فلسطيني) را تنها مرجع مسائل ديني خود مي دانند،‌ همچنان بعضي از نقاط اختلاف بين اين دو گروه وجود دارد که برخي از آنها سطحي و برخي عميق مي باشد و اين اختلاف به محيط‌هاي فرهنگي که اعضاي هر يک از گروه هاي يهودي-سفاردين و اشکناز- در آن زيسته اند، برمي‌گردد. براي يهوديان اسپانيايي که سفاردي هستند_ شيوه خاصي در نماز خواندن و برپايي شعار ديني وجود داشته است که ادامه رسوم ديني يهودياني به شمار مي رود که در بابل حضور يافتند  و در آنجا پيشرفت کردند.
 
پراكندگي يهوديان: خط سبز مناطق يهوديان اشكنازي، خط قرمز يهوديان سفاردي، خط زرد يهوديان ميزراخي

اما اشکناز،‌ اساساً عبادت‌هايشان به اصول يهوديت فلسطيني بر مي‌گردد. اختلافات بين دو گروه -‌اشکناز و سفاردي- در طول قرن‌ها عمق بيشتري يافته است و اين  در نتيجه اثر پذيرفتن سفارد در عبادت، تلاوت، ترتيل و سرودهايشان از ذوق عربي است. سفاردين‌ها با متون ديني، شعر، نثر، دعا و نمازهاي خود _که نزديکي زيادي با فرهنگ مسلمانان دارد_ از اشکنازها متمايز مي شوند. از سوي ديگر اشکنازها در ميان تمدن غرب و فرهنگ آن رشد و نمو يافته‌اند و اين به اختلافات آنها بيشتر دامن مي‌زند.
 

دو يهودي
 سفاردي (ايستاده) و يك يهودي اشكنازي (نشسته)
 اورشليم 1895

در اينجا به مهمترين نقاط اختلاف بين اين دو گروه اشاره مي‌کنيم:

1-    بعضي از اختلافات کلي:
الف- سفاردين‌ها به علت بالا بودن سطح فرهنگي، به وسعت ديد معروفند. اما اشکنازها در تمدن‌هايي که بين آنها زندگي کرده اند، پراکنده نشدند و علي رغم اثرپذيري از فرهنگ‌هاي بيگانه نتوانستند از نقاط مثبت اين فرهنگ‌ها بهره کافي ببرند و تنها به کتاب مقدس، تلمود و تفسير نصوص جزئي اکتفا کردند.

ب- اشکنازها کوششي براي پيوند بين شريعت و قانون‌گذاري آن و دستيابي به اصول کلي نداشته‌اند، اما بر عکس سفاردين‌ها کساني هستند که اين کار را به سبب نزديکي و تماس با تمدن اسلامي انجام دادند و مفهوم اصول دين را پايريزي کردند.

ج- ديده مي‌شود که تاثير فکري سفارد بر اشکناز بسيار زياد است. علي رغم اينکه آغاز عرفان يهودي (كابالا ) به دست اشکنازها بود اما تغيير و دگرگوني آن به شيوه‌اي تکامل يافته در عرفان "زوهار" و سپس در عرفان"لورياني" به دست سفاردين‌ها انجام گرفت.
 
عرفان كابالا هرچند به دست اشكنازها ايجاد گرديد
 اما توسعه آن توسط سفارديها صورت گرفت.


 بلکه مي توان گفت طريق عرفان يهودي به فکر سفاردي نزديک‌تر است و مي‌توان آن را فکري سفاردي ناميد و اين همان فکري است که فکر خاخامي اشکنازي را تحت الشعاع خود قرار داد. به عنوان نمونه مي توان به کتاب"شولخان عاروخ"به معناي آب آراسته اشاره نمود که مهمترين کتاب آيين يهوديت به شمار مي‌رود و براي اولين بار آن‌را فردي سفاردي به نام "يوسف کارو" در اسپانيا به عنوان کتابي سفاردي به رشته تحرير در آورد و بعد از مدتي يکي از اشکنازها شرح و تعليقاتي به آن افزود.

 
كتاب شولخان عاروخ؛ مهم‌ترين كتاب آيين يهوديت
د- يکي از متفکرين، اثر فکر مسيحي بر فکر ديني اشکنازها را مورد توجه قرار داده و مي‌گويد: پديده " سوگند نامه " که اصطلاحاً "مقدس کردن نام" شناخته مي شود پديده اي اشکنازي است که شايد نتيجه‌ي تاثير حادثه به صليب کشيده شدن حضرت عيسي(ع) بر آيين يهوديت باشد.
اما "مارانيت " شکلي از اشکال تقيه است که نوعي پديده سفادري به شمار مي رود. همچنين مي‌توان رد پاي تفکر مسيحيت در "حسيديه " را نيز مشاهده کرد. اين بر خلاف تفکر سفاردي است که در بعضي از قسمت‌ها از تفکر ديني اسلامي اثر پذيرفته است.

ه- از پديدهاي ديگر که بايد به آن اشاره کرد مي‌توان به "منجي‌گري" اشاره کرد که همان بازگشت مسيح مخلص يهودي (ماشيح) در آخر الزمان است تا مردمش را به صهيون هدايت کند و بر جهان حکمراني نمايد. اين در واقع پديده اي است که خواستار نابودي ساير مردم و حکومت بر آنها است. هر چند که اين پديده يک حرکت اشکنازي محسوب مي‌شود اما بايد توجه داشت که ريشه فکري آن برگرفته از عرفان سفاردي است.
 
يهوديان منتظر بازگشت مسيح يهودي براي سلطه يافتن بر جهان هستند.
شبتاي زوي (اولين ماشيح دروغين در عصر جديد)‌ فردي سفاردي به شمار مي‌رفت اما پس از وي فردي به نام «ژاکوب فرانک »  که او را اشکنازي مي‌دانند رهبري اين جريان را برعهده گرفت. برخي از يهوديان معتقدند که وي ماشيح واقعي است و بايد او را از گزند کليساي مسيحيت که خواهان نابودي اوست در امان نگه دارند. اين در حالي است که برخي ها او را سفاردي مي‌دانند حتي دشمنانش به او لقب "فرانک " را داده اند که در زبان يديشي به معناي "سفاردي" است. شايد کثرت ماشيح‌هاي دروغين در بين اشکنازها به وضيعت اعضاي گروه هاي مخفي يهود در غرب برگردد و اين برخلاف وضعيت اعضاي گروه‌هاي يهودي سفاردي در جهان اسلام است.
با گذشت سال‌ها پيروي از فکر سفاردي، اشکنازها شروع به نوآوري در زمينه‌ي فکر ديني و دنيوي کردند که اين باعث پيدايش جنبش روشنگري  در ميان يهوديان شد. اشكنازها پرچم يهوديت را متفاوت از گذشته دوباره علم کردند؛ اين چنين بود که تمام جنبش‌هاي ديني در يهوديت از جمله اصلاح طلبان، محافظه کاران، ارتودکسي ها و نوگراها به منصه ظهور رسيدند.
 
اشكنازها يهوديت متفاوتي را تئوريزه كردند

و- اصطلاحات ديني ميان اشکناز وسفارد به اشکال زير تفاوت دارد:

اصطلاح

سفاردي

اشکنازي

نماز عشاء

عربت

معاريف

تابوت قديمي

هيکل

آرون

نماز عيد فصح

هاگاداه

سدر

روز غفران

کيپور

يوم کيپور

خاخام

ربي/ راف

رباي

کتاب نماز

تيفيلوت

سيدور



ز- سفاردين ها در عيد فصح از کاهو استفاده مي‌کنند. به اعتبار اينکه  خوردن سبزي کاهو راحت‌تر است. در حالي که  اشکنازها در اين روز به جاي کاهو «تربچه» مصرف مي‌كنند.

2-
نماز يهوديان شرقي (سفاردين) و يهوديان غربي (اشکناز)
شکل نماز سفاردين‌ها با اشکنازها متفاوت است. به همين دليل هر يک از اين دو گروه نماز خواندن در معبد ديگري را باطل مي‌داند و از آن دوري مي جويند. به نظر من برخي از اين اختلافات ناچيز و بي ارزش است اما همين اختلافات ناچيز سبب بروز  مشکلات و درگيري هاي عمده در بين اين دو گروه مي شود. معماري معابد سفاردين ها در برخي از ويژگي ها با معابد اشکناز تفاوت دارد و اين اثر خود را در چگونگي به جا آوردن نماز، بر جاي مي‌گذارد. سفاردين‌ها تورات را قبل از  شروع به خواندن، بالا نگه مي دارند؛ بر عکس اشکنازها که بعد از خواندن تورات، آن‌را بالا مي برند. همچنانکه خط مورد استفاده در نوشتن تورات متفاوت است.
روزنامه"هاآرتص" در تحقيقي که پيرامون اختلافات فقهي بين سفاردين و اشکناز انجام داده چنين مي نويسد: "هر يک از گروه هاي اشکناز و سفارد داراي اشکال خاصي از نماز خواندن هستند که بصورت کامل با گروه ديگر تفاوت دارد و اين باعث مي‌شود که يهودي شرقي در معابد يهوديان غربي نماز نخواند. اين در حالي است که آيين يهوديت، دين واحدي بوده است و مردم يهودي نيز واحد بوده اند!! حتي تورات نيز در ايجاد وحدت بين يهوديان متشرع و دين دار از دو طائفه و جمع کردنشان در معبدي واحد و بر يک شکل يکسان از نماز، موفق نبوده است.
 
اشكنازها و سفاردين‌ها فاقد معبدي واحد براي انجام عبادت‌هايشان هستند.
تلاش‌هاي فراواني براي يکسان‌سازي اشکال متفاوت نمازها صورت گرفت اما تمامي اين تلاش‌ها با مقاومت خاخام هاي سفاردي واشکنازي به شکست انجاميد. از بارزترين اين تلاش ها مي توان به اقدام خاخام اعظم-شلومو جورن_که در ارتش اسرائيل خدمت مي‌کرد، اشاره کرد. وي شکل يکساني از نماز را براي افراد ارتش اسرائيل – چه اشکناز و چه سفاردين-  معين کرد. پس از گذشت مدت زماني خاخام اعظم اشکنازها در سال 1971 انتخاب گرديد

 
يوناميتز گر حاخام بزرگ فرقه اشكناز

پس از وي نيز خاخام اعظم سفاردين‌ها، ‌عوفديا يوسف به اين سمت منصوب شد. بلافاصله بين اين دو خاخام در‌گيري شديدي پيرامون شکل يکساني از نماز که در بين نظاميان اسرائيلي رايج شده بود، در گرفت.
 
عوفاديا يوسف خاخام اعظم سفاردين‌ها با شكل يكسان نماز بين اشكنازها و سفاردين‌ها مخالفت كرد

خاخام يوسف گفت که شکل يکسان نماز که جودن آنرا واجب کرده است چيزي نيست جز شکل اشکنازي نماز که تنها تغييرات اندک و ناچيزي که فاقد ارزش است، در آن صورت گرفته است. خاخام يوسف از سربازاني که به يهوديان شرقي وابسته بودند خواست تا نمازهايشان را بر اساس اشکال قبلي که در گروه هايشان رايج بوده، بخوانند. خاخام يوسف در از بين بردن شکل يکسان نماز که داخل ارتش اسرائيل رايج شده بود موفق شدرو به جاي آن خودش شکل جديدي از نماز را ارائه کرد که هوادارانش آن را داخل پادگان هاي نظامي رواج دادند!!!
 
سربازان ارتش رژيم صهيونيستي از فقدان يك نماز واحد رنج مي‌برند

2-    ازدواج
از بارزترين و عمده ترين موضوعات اختلافي بين اشکناز و سفارد، موضوع ازدواج است. کما اينکه هنوز بر يک سفاردي "حريدي"-فرد متشرع و پايبند به دين_ ازدواج با يک زن اشکنازي حرام است و عکس اين موضوع نيز صادق است. روزنامه ي هاآرتص از نوشته ناشناسي که 9 سال پيش در «قدس» و شهر «بني باراک» -که سفاردي هستند- توزيع شد پرده بر داشت. در قسمتي از اين نوشته چنين آمده است: "براستي که فرزندان کساني که با سفاردين ها ازدواج مي کنند، حيض زاده اند و به اين ترتيب تمامي سفاردين‌ها نجس و فرزندان آنها حيض زاده اند."
 
سفارديها و اشكنازها يكديگر را نجس‌زاده دانسته و ازدواج با يكديگر را ممنوع مي‌دانند

اين نوشته که حامل اين فتوا بود بعد از صدور فتوي خاخام يوسف سفارديني که در آن زمان درباره چگونگي طهارت خانواده فتوا داده بود، منتشر شد. خاخام يوسف دراين فتوا زنان سفاردي را درپايبندي به آنچه که در کتاب شولخان عاروخ آمده، فرمان مي‌داد. زنان بايد در زمان حيض، عده نگه دارند و از آميزش خودداري کنند و کتاب شولخان عاروخ، مدت زمان حيض را از سه روز تا چهار روز صريحاً بيان کرده است. (تا زماني که خون قطع شود يا اثري از خون حيض ديده نشود) اين علاوه بر هفت روزي است که زن سفاردي بايد احتياط کند تا اينکه به طور کامل اثري از خون حيض وجود نداشته باشد. در اين هفت روز،‌ آميزش جنسي حرام است. به طور خلاصه مي‌توان گفت، مدت زمان حيض نزد سفاردها به ده تا يازده روز مي‌رسد. اما نزد اشکنازها بر خلاف سفاردها مدت  اصلي عده بدون در نظر گرفتن احتياط حداقل پنج روز مي باشد – تا زماني که آثار خون به کلي از بين برود_  سپس يک زن اشکنازي بايد 7 روز ديگر نيز احتياط کند تا ديگر هيچگونه اثري از وجود خون باقي نمانده باشد و در اين مدت نيز آميزش جنسي حرام است. به عبارت ديگر مدت زمان حيض نزد يک زن اشکنازي حداقل به 12 روز مي رسد و به همين علت اشکنازها،‌ سفاردين ها را¬_ که تا قبل از فتواي خاخام يوسف در مجموع کمتر از ده يا يازده روز عده نگه مي داشتند- به نقض طهارت وکساني که طهارت را بصورت ناقص انجام مي‌دهند، متهم مي‌کنند.
هرچند که اشکنازها نيز به مرجعيت کتاب شولخان عاروخ اعتراف مي کنند اما آنها در عمل از تفسيرها و شروح خاخام معروفشان "موسي اسيراليز "تبعيت مي‌کنند و بر طبق آن رفتار مي‌کنند. در مقابل ريشه‌هاي احکام و فتاواي سفاردين‌ها نيز به خاخام يوسف کارو، موسي بن ميمون و اسحاق فاسي بلکه حتي به خاخام هاي عصر بابلي و حکماي تلمود باز مي‌گردد. سفاردين ها، آيين اشکناز را صرفا شاخه اي از انشعابات تنه اصلي آيين يهود که خود باشند، مي دانند.
اختلافات در موضوع ازداوج تنها در مدت زمان عده خلاصه نمي شود. اختلافات ديگري پيرامون موضوع پوشاندن سر بين اين دو گروه وجود دارد. زنان سفارديني با تکيه بر فتواي خاخام يوسف، بر طبق قاعده ي اصولي موجود در کتاب شولخان عاروخ که مي‌گويد " موي زن عورت اوست" مبني بر حرمت استفاده از موي مصنوعي و تاکيد بر پوشاندن موي سر، التزام بيشتري نسبت به پوشاندن سر دارند اما زنان اشکنازي موهاي خود را نمي‌پوشانند و از موهاي مصنوعي نيز استفاده مي‌کنند.

پوشش يك زن سفاردي                                         پوشش زنان اشكنازي

همچنين تعصب در موضوع ازدواج، موضوع ثبت ازدواج ها را نيز در بر مي‌گيرد. ثبت ازداوج نزد سفاردين ها و اشکنازها بايد به دست خاخام هاي خود صورت گيرد.

 
خاخام‌ها ثبت ازدواج‌ها را برعهده دارند.
سپس هاآرتص به شکل چالش برانگيزي به موضوع «تعدد زوجات» مي پردازد. اين روزنامه بيان مي کند که ‌خاخام اشکنازي به نام"جرشوم" که در قرن 10 ميلادي در آلمان به دنيا آمد و در آنجا مي زيست حکم به تحريم تعدد زوجات داد و گروه هاي اشکنازي موجود در اروپا اين تحريم را پذيرفتند. اما گروه هاي سفارديني عموما – و گروه يهوديان يمني خصوصا – آنرا رد کرده‌اند. خاخام هاي سفاردي موجود در کشورهاي اسلامي با توجه به نزديکي به تمدن و فرهنگ اسلامي  به تعدد زوجات خو گرفته بودند و اين مساله تا قرن گذشته به همين ترتيب ادامه يافته است _ و اين از جمله تاثيرات ديگر فرهنگ اسلامي بر يهوديت به شمار مي رود-.
 
يك يهودي سفاردي با دو همسرش
با برپايي "خاخاميت بزرگ" در سال 1921 در فلسطين در دوران قيموميت انگليس بر فلسطين، ‌خاخام‌هاي اشکنازي به تعليمات خاخام جرشوم مبني بر تحريم تعدد زوجات تمسک جستند، آيين اشکناز بر عدم اعطاي اجازه به ازدواج دوم تاکيد کرده است مگر اينکه موافقت وامضاي 100 خاخام از سه کشور مختلف را به همراه داشته باشد.
 
سفارديها و اشكنازها در مسأله تعدد زوجات اختلاف نظر دارند.
بعد از برپايي دولت عبري، مخالفت خاخام‌هاي سفارديني با اين موضوع گسترش يافته است مخصوصا بعد از اينکه صدها هزار نفر از يهوديان سفارديني از کشورهاي عربي_ کشورهايي که تعدد زوجات مرسوم است_ به فلسطين مهاجرت کردند. تا اينکه خاخام اعظم اشکنازها اسحاق هرتزوگ – کسي که در سال 1939 با زور و فشار به اين سمت منصوب شد– مجبور شد تا موافقت کند که براي ازدواج دوم به جاي امضا و موافقت 100 نفر از خاخام ها تنها به امضاي دو نفر از آنها نياز است و طبعا خاخام اعظم سفاردين‌ها نيز با اين تصميم موافقت کرد. علي رغم مخالفت برخي ديگر از خاخام هاي اشکنازي با اين قانون جديد، امضاي اجازه نامه جديد همچنان ادامه دارد،‌ موضوعي که از عمق شکاف اختلافات بين سفارد واشکناز خبر مي دهد.

 ازدواج مجدد در ميان اشكنازها به تاييد 100 خاخام از سه كشور نياز داشت كه پس از اعتراضات گسترده به تاييد 2 خاخام تقليل يافت.

3-    اختلاف در مورد ذبح شرعي و ترکيب شراب
يهوديان متشرع – چه سفارد و چه اشکناز – گوشتي را که به دست خاخامي از گروه مقابل، ذبح شده باشد را نمي خورند. لذا پيروان هر يک از اين دو گروه مي بينند که نزدشان مشکلي در نحوه ذبح وجود دارد که به مشکلات ديگرشان افزوده مي شود.
هاآرتص همچنين به نقش مافياي اقتصادي در ابقاي دوگانگي طائفه اي و بلکه در عمق بخشيدن به آن، اشاره مي کند. امروزه براي هر يک از گروه هاي حسيديه اشکنازي کشتارگاهي وجود دارد که مخصوص خودش مي باشد. مانند طايفه ليتواني ها که خاخام "الياز شاخ "رهبري آنرا به عهده دارد.
 
سفارديها و اشكنازها كشتارگاه‌هاي جداگانه‌اي دارند

اختلافات بين اشکناز و سفاردين تنها به خوردن گوشت خلاصه نمي‌شود بلکه اين اختلافات پيرامون شراب نيز وجود دارد. علي رغم اينکه تورات خوردن شراب را حرام مي داند اما تمامي يهوديان متشرع و دين دار چه سفارد وچه اشکناز استفاده از شراب را مباح مي دانند اما پيرامون چگونگي ترکيب آن با هم اختلاف دارند. يکي از خاخام هاي يهودي تصريح کرده است شرابي که داراي اجازه شرعي باشد و در کارخانه هاي شرعي شراب سازي اشکنازها توليد شده باشد، همانند آب مي باشد و خوردن آن مجاز است.

 
علي رغم تحريم تورات اما يهوديان چه اشكنازها و چه سفارديها نوشيدن شراب را جايز مي‌دانند.
 از نظر اين روزنامه، ‌اختلاف بين اين دو گروه تنها به عادات، آداب، رسوم و ويژگي‌ها اين دو گروه منتهي نمي شود؛ بلکه اختلاف اصلي پيرامون قوانين و احکام آنها است.
اشکنازها کتاب شولخان عاروخ را که يگانه مرجع احکام ديني سفاردين‌ها به شمار مي رود، بي اعتبار قلمداد مي‌کنند. علاوه براين برخي از قوانين و فتواهاي شرعي آن را نيز رد مي‌کنند. همچنين برخي از فصول " الشمناست"را نيز رد مي کنند.
پراکندگي،‌ عيد، زنان، ضررها، مقدسات، طهارت، چيزهايي است که کليه بخش هاي تلمود حول محور اين موضوعات مي چرخد. اشکنازها احکام ديگري را به کتاب شولخان عاروخ اضافه کردند و به آن پيچيدگي و قيدهايي را افزودند که در ابتدا در آن وجود نداشت علاوه بر اين در برخي ازبخش‌ها اصلاحاتي انجام دادند و بر قسمت هاي ديگر احکام سختي را افزودند.
روزنامه‌ هاآرتص اين اختلاف موجود بين سفارد و اشکناز را به پيشينه تاريخي اين دو برمي‌گرداند. واقعيت امر اين است که هرکدام از اين دو گروه  داراي هويت ديني مخصوص به خود است که با گروه ديگر تفاوت دارد و هر گروه بر خود لازم مي داند که از اين هويت محافظت کند. همانطور که روزنامه مي‌گويد تفسير درگيري سفاردي – اشکنازي مبتني است بر اينکه سفاردين ها آنچه را که خود از آن به "تسلط آيين اشکناز بر اسرائيل " تعبير مي کنند، نمي پذيرند و آن را موجب بندگي خود مي دانند و مي خواهند از يوغ آن رها شوند و درپي بازگرداندن آنچه که از آن به "شکوه گذشته " تعبير مي کنند، هستند.

 اكنون قدرت اصلي در رژيم صهيونيستي در اختيار اشكنازها قرار دارد و سفاردي‌ها از منزلت اجتماعي پايين‌تري برخوردار هستند.
 هاآرتص اين چنين ادامه مي دهد که خاخام هاي اشکناز و سفاردي کنوني، درباره "حکومت ديني" و "بازگشت شکوه از دست رفته" چارچوب خاصي را انتخاب کرده‌اند. اينان در برخورد با اين قبيل موضوعات برداشت‌هاي متفاوتي ارائه مي‌دهند. اشکنازها حکومت ديني را وجوب استمرار تسلط آيين خود معنا مي کنند در حالي که سفاردين ها اين چنين برداشتي را نمي‌پسندند بلکه معتقدند که يهود بايد به دين خود بپردازد و به آيين يهوديت تمسک بجويد و کاري به تشکيل حکومت نداشته باشد همان حرفي که سکولارها مي زنند. سفاردين‌ها اين مسأله را چنين معنا مي‌کنند که بايد تسلط آيين سفاردين و سيطره ي آن به دوران هاي گذشته قبل از تشکيل حکومت اسرائيل، باز گردد - چرا که در آن دوران تسلط معنوي و ديني سفاردين ها بر آيين يهوديت  بسيار بيشتر از اشکنازها بوده است_ آنها اشکنازها را کساني مي دانندکه پيشگامي سفاردين‌ها بر قوم يهود را سلب کردند و جايگاه بالايي که سفاردين ها مستحق آن بودند را غصب کردند. سفاردها نمي‌خواهند با اشکنازها شريک باشند بلکه به تنهايي خواهان تسلط کامل هستند.

تظاهرات ده‌ها هزار اشكنازي و سفاردي در اعتراض به حكم دادگاه عالي رژيم صهيونيستي
 كه جدايي دانشجويان مراكز ديني اشكناز و سفاردي را ممنوع دانسته و خواستار يكپارچكي نظام آموزشي شده بود.

«صدق الله العلی العظیم» چه مشکلی دارد؟

بین اهل تسنن و شیعیان گاها اختلافاتی وجود دارد که عمده آنها برمی‌گردد به منابعی که ایشان استفاده می‌کنند. در فقه، عقائد، اصول و ... اختلافاتی که مشاهده می‌شود برگشت به منابعی می‎کنند که مورد اعتماد ایشان است.

عقیق: یکی از اختلافاتی که شیعیان و اهل تسنن دارند، نحوه پایان دادن به قرائت قرآن است. در همین ابتدا بایستی یادآور شویم که خیلی از اختلافات موجود، آن چنان مهم نیستند که کسی بخواهد با بزرگ‌نمایی آن‌ها بخواهد بگوید بین شیعه و سنی اختلاف عظیم است. این که قرائت قرآن را با "صدق الله العلی العظیم" پایان دهیم یا با "صدق الله العظیم"؛ امر زیاد مهمی نیست.

 

اما اینکه این اختلاف از کجا آب می خورد باید عرض کنیم:

اصراری که شیعیان بر خواندن "صدق الله العلی العظیم" دارند با توجه به روایاتی است که در منابع‎شان موجود است. نمونه ای از آنها این است:

دلیل اول: «ابن سلام از پیامبر(ص) سوالات متعددی كرد كه یكی از آنها این بود: ای محمد(ص) به من خبر ده شروع و ختم قرآن با چیست؟

پیامبر(ص) فرمود: شروع آن با «بسم الله الرحمن الرحیم» و پایان آن با «صدق الله العلی العظیم» است» .[1]


دلیل دوم: در اعمال ام داود است كه امام صادق(ع) فرمود: «بعد از خواندن قرآن در حالی‎كه رو به قبله هستی «صدق الله العلی العظیم» بگو».[2]


این دو حدیث است که شیعه  بر طبق آنها عمل می‎کند.

علامه مجلسی در شرح این عبارت گفته است: معنای کلام این نیست که: "صدق الله العلی العظیم" جزء قرآن است بلکه منظور این است که سزاوار می باشد تلاوت قرآن با این عبارت ختم شود.( علامه مجلسی ، بحارالانوار ، هشتم ، بیروت ، الوفا ، دفتر انتشارات اسلامی ، 1374 ش ، ج 57 ، ص 243)


بالاخره هر کلامی آداب خاص خود را دارد وقتی ما کلام خداوند متعال را با استعاذه آغاز می کنیم و در آغاز «بسم الله الرحمن الرحیم » می گوییم شایسته است با اتمام تلاوت نیز با ذکری از خداوند متعال به آن پایان دهیم .


«علی» از اسماء خداوند است و خداوند خود را با این نام یا صفت در قرآن مجید خوانده است. چنانکه در سوره بقره، آیه 257 آمده است «و هو العلی العظیم».


اما اهل تسنن دلیلی که برای گفتن "صدق الله العظیم" ارائه می‎کنند ظاهرا این است که (چون شیعیان علی را هم‎طراز خدا قرار می‎دهند و آن‎را در کنار نام خدا در "صدق الله العلی العظیم" می آورند، ما "العلی" را حذف می‎کنیم).


برای قضاوت در مورد دلیل اهل سنت، بد نیست به قرآن هم مراجعه‎ای داشته باشیم. وصف خدای متعال در قرآن در مورد اوصاف خدا، "هو العلی العظیم" آمده است[3] که باید اهل تسنن بدان جواب مناسبی داشته باشند. آیا خدا هم خواسته نام علی(علیه السلام) را هم‎طراز خود قرار دهد؟ یا وصف "العلی" به معنی بلند مرتبه، یکی از اوصاف خداست؟


می‎بینیم که شیعه با استناد به روایاتی که در منابعش آمده است، صدق الله را همراه وصف "العلی" می آورد. اما متأسفانه اهل تسنن که ادعای عمل به سنت رسول الله را می‎کنند، به دلایلی واهی و غیر حقیقی، "صدق الله العظیم" می‎گویند.


«وَمَا یَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إَنَّ الظَّنَّ لاَ یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا إِنَّ اللّهَ عَلَیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ» (یونس، 36)؛ و بیشترشان جز از گمان پیروى نمى‏كنند [ولى] گمان به هیچ وجه [آدمى را] از حقیقت بى‏نیاز نمى‏گرداند آرى خدا به آنچه مى‏كنند داناست.
 

این سوء ظن به شیعیان هرگز سودی به حال آنان نخواهد داشت ، تهمت شرک زدن به شیعیان عاقبت خوشی نخواهد داشت، شیعه هرگز امام علی(ع) را هم مرتبه خداوند متعال قرار نداده است، اگر کمی منصف باشند یک سند بیاورند در جایی از مستندات شیعه کوچکترین اشاره ای به این شده باشد که شیعیان چنین اعتقادی داشته باشند.


مگر نه این است که در اذان شیعیان امام علی(ع)  را «ولی» و «حجت» خداوند می دانند و هر روز این حقیقت را اذعان می کنند، چگونه است که در جایی ایشان را ولی خدا بدانند و در جایی دیگر هم مرتبه با خداوند جل جلاله .

بار دیگر هم متذکر می شویم آوردن نام بلند مرتبه خداوند با همان وصفی که در قرآن مجید برای ذات متعالش به کار برده است ، نه تنها شرک نبوده که ذکر بلند مرتبگی خداوند متعال است.

 

پی نوشت‎ها:

[1] علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 57، ص 243، باب 37، ص 241، چاپ بیروت.

[2] همان، ج 95، ص 400، باب 26.

[3] بقره/255 و شوری/4.

منبع: جام نیوز

نقد فیلم؛ "چکش عظیم" برای نابودی فطرت انسان غربی+عکس


در دنیای مدرن صنعت سینما جایگاه ویژه­ ای پیدا کرده­ و هالیوود سالانه با ساخت بیش از 900 فیلم سینمایی در جهت به دست گرفتن اذهان عمومی و پیش برد قدرت نرم خود میلیارد­ها دلار هزینه می­ کند. امروزه، ساخت فیلم­های سینمایی از ُبعد سرگرمی صرف خارج شده و به یک صنعت استراتژیک عظیم برای بقای تمدن غرب تبدیل شده است. در جهان امروز کسانی برنده مبارزات فکری هستند که بتوانند القائات فکری خود را به دیگر انسان ها خورانده و توسط سلطه بر قلب­ها، مدیریت جهان را به دست بگیرند.
 گروه جنگ نرم مشرق _ در دنیای مدرن صنعت سینما جایگاه ویژه­ ای پیدا کرده­ و هالیوود سالانه با ساخت بیش از 900 فیلم سینمایی در جهت به دست گرفتن اذهان عمومی و پیش برد قدرت نرم خود میلیارد­ها دلار هزینه می­ کند. امروزه، ساخت فیلم­ های سینمایی از ُبعد سرگرمی صرف خارج شده و به یک صنعت استراتژیک عظیم برای بقای تمدن غرب تبدیل شده است. در جهان امروز کسانی برنده مبارزات فکری هستند که بتوانند القائات فکری خود را به دیگر انسان ها خورانده و توسط سلطه بر قلب­ها، مدیریت جهان را به دست بگیرند.

اثرگذاری و آبستن کردن ذهن­ها توسط آثار سینمایی در کشور­های اسلامی بالأخص ایران، کاملاً محسوس است. تعداد انبوهی از این آثار مانند فیلم "ثور"، که با هزینه ساخت150 میلیون دلار یکی از پر هزینه ترین فیلم­ های تاریخ سینمای آمریکا محسوب می­ شود، به مسائل ماورالطبیعه اشاره دارند.

القائات انبوه این فیلم­ها در ذیل انکار ولایت الله و سرپرستی شیطان در دنیای امروز موضوعی کاملاً عادی قلمداد می‌شود، به طوری که در اکثر ساخته­ های هالیوود و یا شاید تمام ساخته­ هایش، هیچ نشانی از خدا وجود ندارد و درست در مقابل انکار وجود خداوند، بزرگ نمایی قدرت شیطان به خوبی به نمایش در می­آید.

نهادینه کردن مدیریت کسی بر این عالم جز خداوند و پروارسازی شدید تخیل و توهم در کودکان و نوجوانان و حتی بزرگان، باعث جلوگیری تفکر و تعقل نسبت به حقایق عالم می­ شود.

ادامه نوشته

از 'دکترین گالیوريسم' تا 'خاورميانه اسلام'

نیویورک‌تایمز از طرحي خبر داد که طبق آن، پنج‌کشور خاورمیانه به ۱۴کشور تقسیم‌مي‌شوند اما طبق دکترين گاليوريسم، خاورمیانه همان سرزمين 'لی‌لی‌پوت' است که از میان شش گالیور آن يعني ايران، مصر، عربستان، ترکیه، عراق و رژيم اسرائیل، پنج کشور اول باید تجزیه و قطعه‌قطعه شوند و تنها گالیور ششم که اسرائیل است بماند و لی‌لی‌پوت خاورمیانه را مديريت کند.
گروه جنگ نرم مشرق - روزنامه نیویورک‌تایمز در مطلبی با اشاره به اینکه نقشه خاورمیانه را می‌توان دوباره ترسیم کرد، به تشریح این تقسیم‌بندی پرداخت و نوشت: در مورد سوریه، رقبای فرقه‌ای و قومی می‌توانند حداقل به سه بخش تقسیم شوند.

این روزنامه در توضیح این تقسیم‌بندی نوشت: سوریه می‌تواند به سه بخش علوی، کردستان سوریه و سرزمین سنی‌ها تقسیم شود. علوی‌ها، اقلیتی هستند که به مدت چند دهه است، سوریه و مسیر ساحلی آن را تحت کنترل خود گرفته‌اند. کردستان سوریه می‌تواند از این کشور جدا شود و در نهایت با کردهای عراق یکی شود. سرزمین سنی‌ها نیز می‌تواند جدا شود و با استان‌هایی از عراق تلفیق شود تا سنی‌ستان را تشکیل دهد.

این روزنامه آمریکایی در بخش دیگری از مطلب خود به تقسیم‌بندی عراق پرداخت و نوشت: در میان امکان‌پذیرترین احتمالات، کردهای شمال می‌توانند به کردهای سوریه بپیوندند. بسیاری از مناطق مرکزی، که تحت کنترل سنی‌هاست، به سنی‌های سوریه بپیوندد و جنوب عراق نیز شیعه‌ نشین شود.

نیویورک‌تایمز در ادامه به توجیه خود برای تقسیم‌بندی لیبی پرداخت و افزود: به خاطر رقابت‌های منطقه‌ای و قبیله‌ای قدرتمند، لیبی می‌تواند به دو بخش تاریخی خود تقسیم شود؛ «طرابلس‌تا‌نیا» و «سیرنایسا» و احتمالا کشور سومی با نام «فزان» در جنوب غربی.

در بخش دیگری از این مطلب به تقسیم‌بندی عربستان سعودی پرداخته شده و آمده است: مدتهاست، عربستان سعودی با اختلافات داخلی روبروست که این مسئله می‌تواند در صورت انتقال قدرت به نسل بعدی پادشاهان از میان برود. در واقع، اختلافات قبیله‌ای، اختلافات شیعه و سنی و چالش‌های اقتصادی، اتحاد این پادشاهی را تهدید می‌کند. بنابراین عربستان می‌تواند به پنج منطقه تقسیم شود.

نیویورک‌تایمز همچنین به تقسیم‌بندی یمن اشاره کرد و نوشت: به دنبال برگزاری رفراندوم بالقوه‌ در جنوب یمن برای استقلال این بخش، این فقیرترین کشور عربی می‌تواند به دو کشور تبدیل شود.

به نوشته این روزنامه، در یک حرکت قدرتمند، همه یا بخشی از جنوب یمن می‌تواند بخشی از عربستان سعودی شود. تقریبا همه تجارت سعودی‌ها از طریق دریاست و دسترسی مستقیم به دریای عربی می‌تواند به کاهش وابستگی این کشور به خلیج فارس و نیز کاهش نگرانی از توانایی ایران برای بستن تنگه هرمز منجر شود.

اما سابق تجزيه‌گري آمريکايي مناطق بزرگ به کجا برمي‌گردد؟ با فروپاشي شوروي سابق و تأسيس جمهوري­‌هاي تازه‌استقلال‌يافته قفقاز (گرجستان، آذربايجان و ارمنستان) و آسياي مركزي (تركمنستان، ازبكستان، قرقيزستان، تاجيكستان و قزاقستان) و انقلاب­‌های غربگرای پس از آن در بخشی از این نواحی، ظن این می‌رفت که آمریکا به دنبال تغییر مرزبندی­‌های سیاسی موجود، براي آسان‌تر کردن مدیریت خود بر جهان است. روشی که لااقل بین اقتصاددانان امریکایی که شعار "کوچک‌تر، زیباتر" سر می­‌دهند، سنتی کهنه است و ظاهرا جامعه سیاسی- اطلاعاتی آمریکا چندان بي‌علاقه به استفاده از آن نیستند. از این روست که منطقه خاورمیانه نیز به عنوان قطب نفت و گاز جهان همواره در معرض خطر این زیباسازی به سبک آمریکایی است.

پيش از ورود به بحث بهتر است در باب جغرافیای این منطقه توضیحاتی داده شود:

واژه نادرست و مجعول خاورميانه در معنای اخص شامل ایران، تركيه و خاورمیانه عربی است، اما در قالب معنی اعم و خاور بزرگ، سودان، شاخ آفريقا، ماوراء قفقاز و آسياي مركزي را نیز در برمی­‌گیرد. با پيروزي آمريكا در جنگ خليج فارس در سال 1991میلادی، بوش پدر، رئيس جمهور وقت آمريكا، عزم کشورش برای برپايي نظام نوين جهاني را مبتنی بر نشر ارزش­‌هاي آمريكايي در سراسر جهان و آمريكايي نمودن آن اعلام كرد.

ابتدا ناظران می­‌پنداشتند که پروژه نظم نوین آمریکا فقط به صدور تفکر و سبک زندگی آمریکایی محدود می ­شود اما مدتی نگذشت که مشخص شد آمریکا در راستای صدور فرهنگ خود به دنبال بالکانیزه‌کردن جهان نیز هست. بر همین اساس نیروی هوایی ایالات متحده در سال 1995 میلادی با مشارکت هزار آینده‌پژوه، برنامه­‌ای را با هدف پیش‌بینی بدترین وضعیت­‌های احتمالی پیش روی آمریکا و جهان در سه دهه آینده، به اجرا در آورد. نتایج این پروژه در قالب چهار سناریو در اختیار پنتاگون قرار گرفت:

1. دنیای کینگ خان: در این دنیا چین پس از پیوند با ملت­‌های همسایه و هم­کیش به یک "ابرملت" تبدیل شده و ثقل مدیریت جهانی را از غرب به شرق منتقل می‌کند، بدین ترتیب تسلط غرب بر مدیریت جهانی پایان می­ یابد. این سناریو نظرات میرشایمر در مورد آینده چین را تأيید می­‌کند؛ وی معتقد است خیزش اقتصادی چین نمی­‌تواند صلح‌آمیز باشد و اگر رشد شتابان چین همچنان ادامه پیدا کند در چهار دهه آینده، آمریکا و چین وارد یک جنگ احتمالی خواهند شد.

2. دنیای زایباتسو: مجموعه­‌های غول‌پیکر فراملیتی قدرت جهانی را در دست گرفته و اثرگذاری "دولت ـ ملت‌ها" را به حداقل می­ رسانند. در این دنیا و با چنین وضعیتی نیروهای مسلح آمریکا وظیفه دارند امنیت آبراه­‌های بین المللی و مسیرهای اصلی حمل و نقل هوایی و زمینی را به منظور اطمینان از آزادی انتقال انرژی و کالا، حفظ کنند. قابل توجه آنکه آمريکا میزبان بیشترین کمپانی­‌های فراملیتی با مبدأ آمریکایی است.

3. دنیای دردسرهای گالیور: فقر، تبعیض و بی‌عدالتی مشخصه اصلی این دنیاست، چرا که تنها 15 درصد ملت­ها مالک 85 درصد ثروت جهانی هستند. تبعیض­‌های اعمال‌شده در حوزه علوم و فناوری­‌های نوین و عدم دسترسی جوامع فقیر به دانش، این وضعیت را تشدید خواهد کرد.

4. دنیای هرج و مرج‌های رایانه‌ای: در عصر اطلاعات، دشمنان آمريکا می­توانند با نفوذ و از کار انداختن شبکه‌ها، سیستم‌ها و سامانه­‌های اطلاعاتی، این کشور را فلج کنند. بدین ترتیب آمریکا از یک طرف باید پیشدستی کرده و دشمنان سایبری خود را نابود کند و از طرف دیگر با بازنگری در زیرساخت­ های اطلاعاتی، آن­ها را غیرقابل نفوذ نماید. از همین رو آمریکا با واگذاری کنترل اینترنت به سازمان ملل مخالف بوده و خواهان حفظ سلطه خود بر آن است.

در این پروژه برای خاورمیانه نیز یک نقشه نهایی در نظر گرفته شد بود که ثابت می­کرد آمریکا به دنبال برپایی مجموعه‌ای اقلیمی از ملت‌ها است که دارای بازار مشترک و هیأت‌های مرکزی با نظام اقتصاد جهانی به‌ویژه با جامعه غرب است؛ زیرا بر اساس برآوردهای موجود، بیشترین ظرفیت انرژی، بازار مصرف گسترده، نیروی کار ارزان و منابع انسانی کارآمد در برخی از علوم و فنون جدید، از مصادیق بالقوه منطقه است.

در حقیقت یکی از اصول اساسی نظم نوين جهاني آمریکا بر تغيير صورت بندي مرزهاي ملي و حكومت اسلامي استوار می­ باشد.

در همين راستا طرح هايي مانند نقشه جغرافيايي جديد براي خاورميانه ارائه شد كه مبتنی بر آن، بايد ايران به 7 كشور، عربستان به 5 كشور، عراق به 3 كشور، افغانستان به 3 كشور و تركيه به 2 كشور تقسيم شوند. نتایج پروژه سال 1995 و نقشه­ های مفروض منتشر شده برای منطقه حاکی از آن بود که آمریکا قصد دارد پیاده‌سازی دکترین گالیوریسم در خاورمیانه را جزء اولویت­‌های خود قرار دهد.

دکترین گالیوریسم در مورد خاورمیانه به دکترین گالیورششم معروف است. طراح این دکترین، جیمز بلک‌ول (James Blackwell) آن را این گونه تبیین می­‌کند: «خاورمیانه همان «لی‌لی‌پوت» است که از میان شش گالیور آن يعني ايران، مصر، عربستان، ترکیه، عراق و اسرائیل، پنج کشور اول باید تجزیه و قطعه‌قطعه‌شده و تنها گالیور ششم که اسرائیل است مانده و لی‌لی‌پوت خاورمیانه را سرپرستی کند.»

گالیور و گالیوریسم

در داستان گاليور، لي‌لي‌پوت شهر مردم كوتوله­ ای است که حتی در كف دست گاليور جا مي­ شوند. گاليور يك جوان انگليسي سفيد پوست و در اندازه­ یک انسان طبیعی است. در این داستان گالیور بر سر گنجی که در زير پاي مردم لي لي پوت قرار دارد با یک کاپیتان انگلیسی درگیر بوده، و این درحالی است که مردم لی لی پوت کاری به گنج ندارند.

غربی­ ها خاورمیانه را لی لی پوتی می­ دانند که در آن کشورها سه دسته اند:

  • کشورهای نگران همچون کویت، امارات، قطر، عمان، بحرین و تونس که همواره به آنها گفته می­ شود  ایران به زودی شما را می­ گیرد و یا عراق به زودی شما را می­ گیرد.
  • کشور­های آرزومند که دوست دارند گالیور منطقه باشند، مانند لیبی، یمن و عربستان. در داستان گالیور نیز پسر جوانی از اهالی لی لی پوت که خود را شوالیه لی لی پوت می­ نامد، پهلوان تخیلی است و خویش را در حد و توان گالیور تصور می­ کند. عربستان دوست دارد همانند ایران باشد ولی نمی­ تواند، معمر قذافی دوست داشت چون جمال عبدالناصر باشد، اما نتوانست.
  • کشور­های گالیور که شامل عراق، ایران، سوریه، ترکیه، مصر و اسرائیل هستند.

گالیورها باید به سود اسرائیل شکسته و تجزیه شده و به کشورهای آرزومند تبدیل شوند، کشورهای آرزومند باید به نگران­ها بپیوندند و در نهایت کشورهای نگران باید در حالت ترس دائمی از اسرائیل بسر ببرند. در واقع تنها اسرائیل است که باید به عنوان گالیور باقی بماند. گالیورهای دیگر باید کوچک تر و ضعیف شده و همواره در نگرانی باقی باشند چرا که کشور­های نگران که مانند مردم لی لی پوت در دستان گالیور جای می­ گیرند، راحت تر پذیرای قیمومیت اسرائیل خواهند بود. بدین ترتیب ضروری است در جهت منافع اسرائیل و امریکا ریخت شناسی جهان اسلام دچار تغییرات فراوانی گردد.

خاورمیانه معاصر و گالیوریسم

حادثه يازده سپتامبر به آمريكايي­ها فرصت پیاده سازی طرح خاورميانه بزرگ را داد. اولين بار کالین پاول وزير خارجه وقت آمريكا، پروژه تغيير جغرافياي خاورميانه را مطرح کرد و پس از آن به تدريج ساير مقامات آمريكایی ابعاد ديگر اين پروژه را علنی نمودند. با حمله به عراق و سقوط صدام، مقامات آمريكا بار ديگر خاورميانه نوين را يادآور شده و عراق را يكي از نقاط عطف تحقق اين طرح دانستند چرا که از نظر ایشان، عراق دروازه ورود به خاورميانه جديد بود. در همان زمان «ديك چني» معاون بوش اعلام كرد راه خاورميانه نوین از عراق مي‌گذرد. آن­ها تصور می­ کردند که در مرحله سوم پروژه سخت‌افزاري تحقق خاورميانه بزرگ قرار دارند و این مرحله چیزی جز تهاجم رژيم صهيونيستي به لبنان با حمايت و هماهنگي آمريكا نبود. در همین راستا كاندوليزا رايس وزیر خارجه وقت امریکا، در تل آويو از فرارسيدن زمان خاورميانه جديد خبر داد.

اما مقاومت حزب الله لبنان و شكست رژيم صهيونيستي در جنگ سی و سه روزه اكثر تحليلگران را به اين نتيجه رساند كه اين طرح آمريكایی مرده به دنيا آمده و تولد خاورميانه جديد به شكست آمريكا و رژيم صهيونيستي تبدیل شده است.

در واقع خاورميانه جديد تداوم پروژه خاورميانه بزرگ آمريكا است که در آن امریکایی­ها به دنبال روند تحولاتي كه با ماهيت اسلام‌گرايي در خاورميانه طي مي‌شد، حتی پیش از حادثه يازده سپتامبر به دنبال تغييراتي اساسی در منطقه بودند. اسلام گرایی که آمريكایی آن را يكي از تهديدات جدي و استراتژيك عليه منافع و امنيت ملي خود تلقي مي‌كردند عامل اتخاذ این سیاست­ها بود. اين موضوع در تدوين استراتژي امنيت ملي آمريكا در قرن 21 نیز مورد توجه قرار گرفته است.

امریکایی­ها برای تحقق خاورمیانه جدید دو استراتژی داشتند. تغيير رژيم با روش­ های سخت افزاری و اصلاح ساختار سياسي كشورهای دوست. در نتیجه کشورهای خاورمیانه به چند دسته تقسیم شدند:

  1. كشورهاي سرچشمه بيداري اسلامي مانند ايران.
  2. كشورهاي داراي گروه­ها و جنبش­هاي اسلامي تاثيرگذار و در عين حال متأثر از جمهوري اسلامي ايران مانند لبنان. الگوي حزب‌ا... لبنان در طول زمان در خاورميانه رشد و تعميق يافته است.
  3. كشورهاي متأثر از ايران که سازش پذیر نبوده و ضمن اينكه مانع تحقق طرح‌هاي آمريكا در خاورميانه هستند، امنيت اسرائیل را نيز تهديد مي‌کنند، مانند سوريه.
  4. كشورهايي كه ارتباطي با جنبش­هاي اسلامي نداشته اما به‌ جهت‌ قدرت‌طلبي تهديدي براي رژيم صهيونيستي و منافع آمريكا محسوب مي‌شدند، مانند رژيم سابق عراق.
  5. كشورهاي كاملاً سازگار با سياست­هاي آمريكا که تحولات داخلي شان آن ها را در معرض سقوط و خارج شدن از جرگه هم­پیمانان امریکا قرار داده است، مانند عربستان، اردن، مصر، كويت .

راهبرد اصلی امریکا برای مهار کشورهای مقاوم یا کشورهای بالقوه تهدید زا استفاده از پتانسیل اختلافات قومی و مذهبی است. با برهم زدن نظم و ایجاد هرج و مرج مسیر لی لی پوتی کردن خاورمیانه هموار می­ شود. طرحی که امریکایی­ها در این راستا دنبال می ­کنند، خطرات گسترده اي براي كشورهاي منطقه در پی دارد.

سلطه آمريكا ماهیت اصلی ساختار و نظم جدید را تشکیل خواهد داد، از همین رو فرهنگ زدايي در منطقه و ترويج فرهنگ غربي و سایر فرهنگ­ های مغایر با فرهنگ ناب اسلامی و فرهنگ­ های بومی تشدید می­ یابد.

رفتار کنونی امریکا نشان دهنده این است که کاخ سفید دومینوی مبتنی بر قاعده بازی مهره­ ها را دنبال می­ کند. این کشور قصد دارد پس از اشغال افغانستان و عراق سایر کشورهای منطقه بویژه ایران و سوریه را نیز تحت سلطه خود درآورد. به همین منظور است که امریکا خاورمیانه و از جمله ایران اسلامی را محاصره جغرافیایی، نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کرده است.

گالیوریسم در قبال ایران

در دو قرن اخیر استعمارگران بخش ­های زیادی از ایران را بواسطه­ بی لیاقتی شاهان قاجار و پهلوی جدا کردند. تجزیه همواره یکی از راه کارهای بریتانیا برای سلطه بر منطقه خاورمیانه بوده است، زیرا کشور­های کوچک هنگامی که با همسایگان خود مشکل پیدا کرده و احتیاج به حمایت و پشتیبانی داشتند، دست به دامان آن­ها شده و در نتیجه حضورشان تثبیت می­ شد. امپراتوری­ها به مرور زمان تجزیه و کم قدرت شدند، آخرین جداسازی در دهه 1340 روی داد، زمانی که بحرین از ایران جدا شد.

پس از فروپاشی شوروی، ایالات متحده در جایگاه ابرقدرت جهانی به پیروی از استعمارگران گذشته برای حفظ سلطه سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی خود به استفاده از تغییر رژیم (Regime change) و تغییر در ساختار دولت­ها در کنار دامن زدن به گرایشات تجزیه طلبانه روی آورد. به همین منظور:

  1. فلسطین دو پاره شد، برای محدود سازی مقاومت به غزه و جلوگیری از وحدت تشکل­ های فلسطینی که از ملزومات تشکیل کشور مستقل فلسطینی است.
  2. عراق دچار اختلافات فرق ه­ای گسترده شده است. مناطق کردنشین وضعیت شبه تجزیه پیدا کرده اند، سنی­ ها به دنبال تشکیل اقلیم خود هستند، و این­ها در حالی صورت می­ گیرد که امریکا از بدو ورود طرح تقسیم عراق به سه منطقه را اعلام کرده بود.
  3. سوریه گرفتار جنگ داخلی خونینی است که وارد سومین سال خود می ­شود. زیرساخت­ های کشور از بین رفته، میلیون­ها نفر آواره شده اند. بخشی از سنی­ ها نیز برای خود امارات اسلامی تشکیل داده اند.

شاید سوریه آخرین دومینویی است که سلسله دومینوهای قبلی را به لبنان و ایران وصل می­ کند. این کشور که در نقطه اتصال سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا و در بین اروپای صنعتی و خاورمیانه نفت خیز قرار گرفته است، به مثابه پل پیروزی برای طرفین نبرد بوده و محل تمرکز سیاستگذاری­ های جریانات معارض می­ باشد.

امریکا به این دلیل بطور پله پله و در جهت محاصره و تضعیف ایران قدم برمی داد که رابطه­ ایران و امریکا در شرایط فعلی شبیه رابطه­ شوروی و امریکا است. در حقیقت امریکا در حال تکرار مدل جنگ سرد در مواجهه با ایران است. بالکانیزاسیون و در نتیجه تجزیه ایران مبتنی بر دکترین گالیور ششم و قراردادن هر قطعه­ تجزیه شده نزدیک به خود نیز در همین راستاست.

همانطور که گفته شده دکترین گالیور ششم به دنبال قطعه قطعه کردن منطقه است، از این رو می­ توان مهمترین ابزار امریکا در این رویارویی را قومیت و قومیت­ گرایی در منطقه و ایران دانست.

قومیت گرایی

قوم(Ethnie) يا قوميت به تجمعات انسانی گفته می­ شود كه قبل از پيدايش دولت شهرها بصورت عشيره اي يا قبيله اي زندگي مي­ كردند. در جامعه شناسي سياسي موضوع اقليتهاي قومي و رابطه آنها با دولت مركزي بسيار مهم است. در حالت عادی اقليت­هاي قومي تمايلي به جدا شدن از كشور ندارند که البته اين به ميزان وفاداري آن­ها به دولت مركزي بستگي دارد. سياست دولت مركزي نسبت به اقليت­هاي قومي نيز متفاوت است.

ممكن است سياست دولت در جهت حفظ هويت فرهنگي اقليت­هاي قومي، جذب و يا ادغام آنها در درون فرهنگ و قوميت مركزي مانند اقدامات رضا شاه در ايران باشد. برخي از کشورها داراي جمعيت ناهمگون بوده و از چندين گروه زباني، نژادي و مذهبي تشكيل شده اند در حالیکه هر گروه نسبت به همگون شدن با گروه­هاي ديگر به مخالفت بر مي­خيزد و سعي مي­كند اصالت خود را حفظ نمايد. ايران نيز داراي اقليت­هاي قومي متفاوتي است كه در طول تاريخ عقب ماندگي­ هاي اقتصادي نواحي تحت سكونت اقوام نسبت به مناطق مركزي، جدايي فرهنگي، زباني و ديني آن­ها را تشديد كرده است. به همين علت پس از جنگ جهاني دوم به دليل آمادگي شرايط داخلي و دخالت نيروهاي خارجي، ايران شاهد خيزش­هاي قومي و قوم گرايي در آذربايجان و كردستان بود.

شكافهاي فرهنگي، قومي، زباني و مذهبي بر اثر روی­دادهای تاريخي و چگونگي ایجاد يك كشور در طول زمان بوجود آمده اند. به این ترتیب تنوعات قومي ناشي از عوامل گوناگونی است كه يكي از مهم­ترين آن­ها تاريخ كشور است. برخي كشورهاي امروزي كه سابقه تاريخي امپراتوري داشته اند، تركيب بيشتري از اقوام، مذاهب و گروه­هاي زباني را به خود گرفته اند. آنچه درباره اقلیت­ های قومی ايران حائز اهمیت است، استقرار آن­ها در حاشيه و نوار مرزي كشور و همسايگي شان با اكثريت قومي آن سوي مرز است. نباید از یاد برد که مرزهای ایران و سایر کشورهای منطقه با دخالت و نظارت بریتانیای کبیر ترسیم شده است تا با تقسیم اقوام و قرار دادن هر بخش در یک کشور، همواره آتش هرج و مرج و جدائی طلبی­ها شعله ور باشد.

عوامل تشديد كننده شكاف هاي قومي

  • زبان: زبان مهمترين عنصر تميز قومي و عامل اصلي پيوند انسان­ها با یکدیگر است.
  • مذهب: مذهب نیز از جمله عوامل تشديد كننده گرايشات قومي است.
  • ناسيوناليسم منفي و كاذب قومي: در اين حالت افراد با افسانه بافي و تحريف تاريخ، هويت جداگانه اي براي خود دست و پا کرده و از اين طريق حس ناسيوناليستي ساير افراد قوم را بر می­انگیزند.
  • نارضايتي اقتصادي و سياسي: زمانی که افراد یک قوم در دست يابي به منافع و مشاغل در نسبت با ساير گروه­هاي قومي ناكام بمانند و این موضوع با بي اعتنايي دولت مركزي همراه باشد، زمينه اعتراض و شورش ایجاد خواهد داشت. در مطالع ه­ای كه بر روي ساختارهاي چند قوميتي خاورميانه صورت گرفته است، سه نوع شكاف فرهنگي(قومي) دیده می­شود.
  1. يك گروه مسلط و يكه تاز و برخي اقليت­هاي پر دردسر (مثل اردن)
  2. يك گروه مركزي و چندين گروه دور از مركز (مثل مراكش و ايران)
  3. دو يا چند گروه تقريباً متوازن و حريف (نظير شیعيان و سني­ها در عراق، مسيحيان و مسلمانان در لبنان)

اقوام ايرانی

کشور ايران بواسطه شرايط گوناگونی كه در طول هزاران سال با آن­ها مواجه بوده است، دارای اقليت­هاي قومي و مذهبي مختلفي است. اقوامی که امروز در جمهوري اسلامي ايران زندگي مي ­كنند به مرحله خودآگاهي قومي رسیده و برای خود اختصاصات قومي مشخصی همچون زبان، پيشينه تاريخي، آداب و رسوم فرهنگي دارند.

جمهوري اسلامي 8731 كيلومتر مرز دارد كه 2700 كيلومتر آن آبي است. با توجه به محل استقرار قوميت­ها در مرزها می­توان گفت بخش عمده­ای از مرزهای خاکی نقاط آسيب پذير سياسي و امنيتي محسوب مي­گردند. قوم ترك در شمال غربي ايران استقرار داشته و با قوم و كشورهاي همزبان خود، يعني آذربايجان و تركيه همسايه است.

قوم كرد در غرب کشور با قوم هم زبان و هم مذهب خود، يعني كردستان عراق همسايه است. در ادامه نوار مرزي غرب، قوم عرب استقرار دارد كه با كشور عراق هم مرز و هم زبان است. در شرق نیز قوم بلوچ با قوم همزبان خود در پاکستان و افغانستان همسایه است. به این ترتیب روشن است که بهره گيري از احساسات قوم گرایانه همواره یکی از راه­ های ضربه زدن دشمنان به انقلاب اسلامی است.

برای اشراف تخصصی تر به بحث قومیت گرایی و بستر پیاده سازی دکترین گالیور ششم در ایران بهتر است تقسيم بندي استان­هاي كشور بر مبناي تركيب قومي آن­ها مورد توجه قرار بگیرد.

  • استان هايی که با وجود تاثیرپذیری از مهاجرت اقلیت­ های قومی، جمعيت قومي قابل توجهی ندارند. اين استان­ها در مركز كشور قرار داشته و بیشتر جمعيت آن­ها را فارس ­هاي شيعه مذهب تشكيل مي­ دهند. استان­ های تهران، سمنان، قم، مركزي، اصفهان و يزد از این دسته اند.
  • استان هایي که اکثر جمعیت آن­ها به اقوامی تعلق دارد که به لحاظ زباني و فرهنگي پيوند زيادي با قوم و زبان فارسي دارند، از جمله استان­ های خراسان، فارس، كهكيلويه و بويراحمد، چهارمحال و بختياري، قزوين، كرمان، گيلان، مازندران، لرستان، ايلام، هرمزگان و بوشهر.
  • استان هايی که عمده جمعیت آن­ها را گروه­هاي قومي تشکیل می­دهند. این استان­ها برحسب تبعات سیاسی و امنیتی بالقوه و بالفعلی که دارند به دو دسته تقسیم می­ شوند:

- دسته اول شامل استان­ های اردبيل، آذربايجان شرقي، خوزستان، كرمانشاه، زنجان و همدان، که شکاف قومی و زبانی آن­ها به علت پیوند مذهبی با اکثریت جامعه ایرانی، تهدیدی برای یکپارچگی و وحدت ملی نیست.

- دسته دوم شامل استان­ های سيستان و بلوچستان، گلستان، آذربايجان غربي و كردستان که شکاف قومی آن­ها به لحاظ تفاوت مذهب و به علت هم­جواری با هم قومی­ های خود در آن سوی مرزها مستعد تحریک، دامن زدن به احساسات قوم گرایانه و آسیب زدن به یکپاچگی کشور می­ باشد.



منافع کثیر القومه بودن ایران برای دنبال کنندگان دکترین گالیور ششم

استقرار و پراكندگي گروه­هاي قومي كرد، بلوچ، عرب، تركمن و آذري در مجاورت مرزهاي ايران باعث شده است تا گروه­هاي قومي مشابه که در آن سوي مرزها مستقر هستند، بتوانند به كشور ورود غيرقانوني داشته و براي تردد غيرمجاز در مناطق مرزي و حتي در عمق كشور مشكل چنداني نداشته باشند.

تفكرات قوم گرايانه، تجزيه طلبانه و ناسيوناليستي قوميت­هاي هم­جوار، گروه­هاي قومي ايران را متاثر مي­ سازد و مسايل امنيتي در داخل كشور پديد مي­ آورد. در مناطق مانند خوزستان، كردستان و آذربايجان غربي اين معضل به شكل جدي تهديدكننده است.

این تهدیدات احتمالی باعث حضور نيروهاي دولتي و نظامي در مناطق قومي نشين همراه با هزينه­ هاي سنگين سياسي و اقتصادي خواهد بود. انسداد و كنترل مرزها که مستلزم حضور نيروهاي غيربومي در منطقه قومي نشين است، با واكنش منفي اقوام مواجه مي­ گردد. به علاوه هزينه­ هاي سياسي كنترل اين گونه حركت­هاي بحران ساز، سياست خارجي كشور را در نسبت با ساير كشورها و نهادهاي بين‌المللي تحت تاثير قرار خواهد داد. هم اکنون نیز جمهوري اسلامي ايران از سوي جنبش­هاي شبه وهابي و برخي كشورها به افراطي گري شيعي و سركوب اهل سنت متهم شده است.

به طور کلی چند قومي بودن برای هر كشوری تهديدي بالقوه براي امنيت ملي آن قلمداد مي­ گردد که برای جمهوری اسلامی نیز به واسطه وجود دشمنان به همین ترتیب است. مساله حساس ديگر استقرار و سكونت اقوام در نوار مرزي كشور است، بويژه آن كه هر يك از این اقوام با اكثريت قومي آن سوي مرز نيز در همسايگي به سر برده و شايد مهمترين تهديد امنيتي از ناحيه قوميت­ها همين مساله باشد.

هم­نوايي اقوام با اكثريت قومي آن سوي مرز، در دراز مدت حس جدايي طلبي را در ميان ايشان تقويت خواهد نمود. نکته بعدي استقرار اقوام ايراني در نقاط حساس اقتصادي و حمل و نقل بازرگاني كشور است، به علاوه اينكه همين مناطق با بحران­هاي عدیده اقتصادي نيز دست و پنجه نرم مي­ كنند. خطر ناشي از اين نكته زماني بيشتر مي­ گردد كه با بيكاري  نيروهاي جوان این مناطق همراه باشد.

نتیجه آن که دشمنان به سادگی می­توانند با استفاده از علقه­ های قومی و نقاط مشترک فرهنگی و مذهبی اقوام دو طرف مرز، در کنار پررنگ کردن محرومیت و شرایط نابسامان اقتصادی، طیف ایرانی این اقوام را تحریک کرده و جدایی طلبی و تجزیه طلبی را در مناطق مرزی ایران دامن بزنند.

همچنین نباید از یاد برد که پس از فروپاشي شوروي سابق، نفوذ اسرائیل در جمهوري­ های تازه استقلال یافت ه­ای مانند تركمنستان و آذربایجان چشمگیر بوده و با توجه به رخنه این کشور در عراق اشغال شده و نیز حضور امریکا در کشورهای پاکستان و افغانستان، دامن زدن به تحرکات قومی در ایران یکی از جدی ترین گزینه­ های دشمنان انقلاب اسلامی برای تهدید و آسیب رساندن به امنیت ملی ایران است. نمونه­ بارز اقدامات صورت گرفته از سوی دشمنان را می­ توان در افشای استفاده اسرائیل از نواحی مرزی برخی از این کشورها برای جاسوسی از ایران و یا حمایت آن­ها از گروه­ های سلفی معاند ایران نظیر گروهک ریگی و فعالیت­ های خرابکارانه­ی آن مشاهده کرد.


راهکار­های ایران در نبرد با دکترین گالیور ششم

ایران از مدت­ها قبل با دکترین گالیور درگیر بوده است، از زمانی که هم­وطنان گالیور خطوط مرزی ایران و سایر کشورهای منطقه را ترسیم کردند. انگلیسی­ها برای مقابله با قدرت ایران و کاستن از توان آن ابتدا در طول چند قرن بخش های زیادی از آن را جدا کرده و یا زمینه ساز جدا کردن آن­ها شدند. سپس در دوره اخیر و زمان تعیین مرزهای بین المللی، مرزها را به گونه­ ای کشیدند که همواره نوار مرزی ایران دستخوش هرج و مرج باشد.

بدین ترتیب که مرزها را درست از میان اقوام کشیدند، تا بدین وسیله اقوامی که در گذشته همه به ایران تعلق داشتند، در کشورهای جداگانه قرار گرفته و بطور مداوم خواستار پیوستن به هم قومی­ های خود در کشور دیگر باشند.


به طور طبیعی محرومیت و نابسامانی شرایط اجتماعی، مردم عادی جامعه را به سوی یافتن جایگزین مناسب می­ کشاند که در این میان غرض ورزان فرصت می­ یابند مطالبات حقیقی و مشروع مردم این مناطق را به تمایلات جدایی طلبان و احساسات قوم گرایانه متصل سازند.

براي جلوگيري از وقوع اين گونه مسائل، بايد زمينه مشاركت عمومي در داخل جامعه فارغ از نوع قوميت مذهب، زبان، نژاد و فرهنگ فراهم شود.

در شرايط حساس كنوني، ايران شاهد تلاقي تقاضاها و مطالبات قومي است. اين مرحله يكي از حساس ترين و پيچيده ترين گذرگاه­هاي تاريخي است كه جز با فكر و انديشه، مديريت و تعديل ابهامات و القائات موجود قومي و مشاركت مردمي نمي توان از آن به خوبي گذشت و امنيتي مستدام را براي ايران تضمين نمود. با توجه به چنين مواردی مي­ توان پيشنهاداتي را البته با قابليت تعديل در موارد مختلف جهت سياستگذاري مناسب و مديريت قومي متكثر ارائه نمود:

  1. تقويت حس وفاداري ملي در فرهنگ سياسي جامعه
  2. ايجاد اعتماد و برابري در ميان خرده فرهنگ­هاي موجود جهت رشد و تعالي آن ها
  3. اهتمام جدي به توسعه و گسترش رفاه اقتصادي مناطق قومي نشين
  4. جاي گزيني شيوه­ هاي مديريت علمي به جاي شيوه ­هاي مديريت سنتي
  5. ترويج اصل احترام به حقوق قوميت­ها در نهادهاي مختلف
  6. اجراي طرح­هاي اشتغال زا در مناطق قومي


اگر سایبورگ هستید، بخوانید + نمودار

زندگی سایبر خود زیرمجموعه ای از زندگی دیجیتالی است، زندگی ای که در آن بشر با انواع و اقسام ابزارهای دیجیتالی احاطه شده است.
 مشرق؛ پیش تر بیان شد که برای روشن شدن نحوه ی تعامل انسان مسلمان با فضای مجازی ابتدا باید دو نوع زندگی را مورد بررسی قرار دارد، زندگی دوم(که بخشی از زندگی سایبری است) و زندگی سایبری(در حالت کلی). با توضیحات ارائه شده درباره ی زندگی دوم تا حدی نسبت انسان مسلمان با آن نیز مشخص شد، نسبتی که به اساس و ماهیت این زندگی مربوط می شود. حال نوبت به بررسی زندگی سایبری در بعد کلی آن می رسد. با روشن شدن ابعاد این زندگی نیز نسبت انسان مسلمان با آن مشخص خواهد شد.

زندگی سایبر همان طور که پیش تر اشاره شد در تعامل با فضای سایبر شکل می گیرد، و فضای سایبر به شکل توافقی فضای حاصل از ارتباط و اتصال کامپیوترها و شبکه های کامپیوتری و تجهیزات مخابراتی و محتوای آن هاست. بنا بر این تعریف از ارسال پیامک گرفته تا مطالعه ی مجلات آنلاین بخشی از زندگی سایبری است. اما زندگی سایبری به فضای سایبر محدود نمی شود، و می توان آن را به شکل دقیق تر به تعامل انسان با هر سیستمی که در آن ارتباط و کنترل موضوعیت دارد اطلاق نمود. یکی از این سیستم ها سیستم سایبورگ است. یک انسان سایبورگ زندگی سایبری دارد اگرچه ممکن است با فضای سایبر در ارتباط نباشد، برای مثال پیرزنی که به منظور ارتقاء شنوایی اش قطعه ای درون گوشش قرار داده شده، سایبورگ است اما در فضای مجازی حضور ندارد. زندگی سایبر خود زیرمجموعه ای از زندگی دیجیتالی است، زندگی ای که در آن بشر با انواع و اقسام ابزارهای دیجیتالی احاطه شده است.


 
نمودار فوق فضاها و زندگی هایی که در آن ها رقم می خورد را به شکلی ساده نشان می دهد. همان طور که ملاحظه می شود فضای سایبر فضایی است بین جهان واقعی و جهان مجازی، و بخشی از فضای مجازی که آنلاین است را شامل می شود. همچنین زندگی دوم جنبه های مختلفی از زندگی انسان را در بر می گیرد. دنیای دیجیتال نیز جهانی است که ابزارهای دیجیتالی برای انسان ایجاد کرده اند. البته در برخی موارد دنیای دیجیتال نیز مانند فضای مجازی یک جهان ذهنی و تصوری در نظر گرفته می شود که در اینجا برای جلوگیری از پیچیده شدن بحث دنیای دیجیتال به کلی در جهان واقعی ترسیم شده است. نکته ای که نباید آن را فراموش کرد این است که نمودار فوق ابعاد را نشان نداده و تنها ارتباط فضا هارا بیان می کند.

 

تاکنون آثار زیادی با محور زندگی و دنیای دیجیتال ساخته شده است. انیمیشن Digimon یکی از این آثار است.



 
در نمودار فوق دنیای دیجیتال در محدوده ی جهان واقعی، فضای سایبر بخشی در اشتراک با فضای مجازی، قسمتی مشترک با دنیای دیجیتال(که شامل دستگاه ها و ابزارهای عینی است) و بخشی نیز در نسبت با جهان واقعی نشان داده شده اند. فضای مجازیِ ساخته ی کامپیوتر نیز به صورت مجموع دو حالت آفلاین و آنلاین که هر دو هم در فضای مجازی و هم جهان واقعی نمود دارند، در نظر گرفته شده است. نواحی شماره دار را نیز می توان چنین بیان کرد:

نواحی شماره 1و2:
این نواحی بخشی از زندگی دوم را نشان می دهند که در قسمت های قبل توضیح داده شد. هنگامی که فرد برای هویت سایبری و مجازی خود اعتباری به اندازه و یا بیش از هویت واقعی اش قائل شود یعنی زندگی دوم برای او شکل گرفته است. زندگی دوم یک بعد آنلاین دارد که در آن فرد هویت خود را در قالب آواتار، اکانت شبکه ی اجتماعی و مانند اینها پرورانده و از فعالیت های روزمره ی خویش می کاهد تا نمود بیشتری در فضای مجازی داشته باشد. بعد دیگر حالتی است که فرد آفلاین است اما با خیال و رؤیای هویت مجازی اش در ذهن درگیر است. همچنین فردی که به صورت آفلاین و شبانه روزی به انجام بازی مشغول است نیز برای خود هویتی در قالب کاراکترهای بازی تعریف کرده است.

همان طور که پیش تر اشاره شد هر فردی که با فضای سایبر در ارتباط است زندگی سایبری دارد، ارسال اس ام اس، پژوهش،  مطالعه ی اخبار و ارتباط با دوستان در شبکه ی اجتماعی، مکالمه ی تلفنی، استفاده از شبکه ی داخلی مدرسه و یا اداره از جمله فعالیت های روزانه ی بسیاری از افراد هستند. زندگی سایبری با زندگی واقعی فرد در تعامل بوده و زندگی واقعی بر آن اشراف دارد. این بخش از زندگی سایبر در نمودار فوق، محدوده ی جداشده ی فضای سایبر از ناحیه ی 1 را شامل می شود. اما در زندگی دوم فرد هویتی منفک و مستقل از منِ واقعی اش را بروز می دهد. زندگی سایبری در حالت کلی در راستای زندگی واقعی است(البته صرف نظر از افراط و تفریط هایی که رخ می دهد.) اما زندگی دوم مسیری متفاوت از زندگی واقعی دارد. به عنوان مثال کاشت یک دستگاه برای بهبود شنوایی در بستر زندگی واقعی و برای آن است، در حالیکه برای زندگی دوم این چنین نیست، در زندگی دوم فرد دوستان، منزل، حیوان خانگی و بسیاری چیزهای دیگر دارد که در زندگی واقعی ندارد، البته می تواند با آواتار دوستانش در ارتباط بوده و یا آواتاری برای حیوان خانگی اش خریداری کند اما هیچ کدام از این ها قدرت اثرگذاری بر زندگی واقعی را ندارند. زندگی دوم به جز زمان و پولی که از زندگی واقعی فرد می گیرد هیچ ارتباطی با عالم واقع ندارد(البته در این زمان، در آینده شاید به گونه ای دیگر باشد.)

همچنین می توان گفت هرکس زندگی دوم دارد، حتماً سایبورگ نیز هست اما کسی که سایبورگ است لزوماً زندگی دوم ندارد.

ناحیه شماره 3:
هنگامی که انسان به روان پریشی مبتلا می شود ممکن است با هویت های ذهن ساخته اش زندگی کند، حالتی که در آن تماسش را با واقعیت از دست می دهد. این قسمت زندگی دوم را از این حیث نشان می دهد. زندگی دومی که فرد در آن با فضای مجازی و فضای سایبر در تعامل نیست.

ناحیه شماره 4:
زمان هایی که فرد آنلاین است را در بر می گیرد. بخشی از این ناحیه به جهت اتصال به اینترنت در فضای مجازی قرار دارد و بخش دیگر به علت استفاده از ابزارها و دستگاه ها در جهان واقعی ترسیم شده است.

ناحیه شماره ی 5:
این ناحیه  کلیه ی فعالیت هایی که در عدم اتصال به اینترنت روی می دهد را شامل می شود.

ناحیه شماره 6:
برخی از فعالیت هایی که توسط سیستم انجام می شوند(فارغ از آفلاین یا آنلاین بودن) اگرچه مجازی هستند اما اثر واقعی دارند به طوریکه کاربر اگرچه آن اثر را نمی بیند اما درک می کند.

حرمتِ مویِ سپید -ویژه نامه روز جهانی سالمندان


سالمندی، مصیبتی جانکاه نیست که به آن با دیدی منفی بنگریم و برایش متأسف باشیم. این دیدگاه که آدمی، پیری و سالمندی را تنها از دید ...

ای سالمند، موهای سپید و کمر خمیده‏ات، حکایت از پیری وجودت دارد، ولی دلت زنده است و امیدوار از پیمودن موفقیت‏آمیز راه‏های...

پوست ما با افزایش سن، به سه دلیل عمده، پیر می‌شود . 1) ارتجاعی خود را از دست داده و رشته‌های کلاژن و الاستین آن ضعیف می‌شود....

نهم مهر مصادف با روز جهانی سالمند است. در فرهنگ ما وجود بزرگ‌ترها در خانه نشانه برکت در خانه است. اما نگهداری ...

با شنیدن کلمه آلزایمر همه ما به یاد فراموشی می‌افتیم، که در بیشتر فیلم‌ها با فراموشی نام و نشانی به تصویر کشیده شده‌های ...

اشاره در اطرافمان هر روز آدم‏های بسیاری را می‏بینیم که ورق تقویم‏ها، حسابی از سروصورتشان رد شده است. گویا چهره خسته‏شان ...

سه روز بود که برف می‌بارید. سرما تا مغز استخوان نفوذ می‌کرد و مادر مجبور بود در خانه بماند. آخر استخوان‌هایش سال‌ها بود که پوک شده بود ...

بسیاری از سالمندان بر این باورند که مرحله میانسالی آخرین دوره از دوران زندگی سالم است و با رسیدن به سالمندی، دیگر هیچ ...

ولی دارد کتاب - ویژه نامه روز بزرگداشت مولوی


نامش محمد و لقبش جلال الدین است. از عنوان های او خداوندگار و مولانا در زمان حیاتش رواج داشته و مولوی در قرن های بعد در مورد او به کار رفته است. ...

ابتدای بحث امروز را به مبانی نظری و تئوروتیکال ساختارشناسی و تأویل متن، اختصاص می‌دهم. پس از آن برای نمونه اشاره‌ای به مثنوی معنوی...

متن پیش رو بخش اول سخنرانی دکتر سعید حمیدیان محقق ادبیات با عنوان سعدی و مولانا است که روز چهارشنبه 24 مرداد 86 درشهر...

زبان فارسی غنی‏ترین ادبیات را در دامن خود پرورش داده است. ایرانی و زبان فارسی و آداب و فرهنگ ایرانیان نزد پیشوایان معصوم ...

مسأله شرور در طول تاریخ همواره معضلی در برابر اعتقاد به خدایی قادر، دانا و توانا بوده است. خداباوران در برابر این معضل، راه های...

از مواضعی که بسیاری بر مولوی خرده گرفته اند، نگاه نقادانه او به مراسم عزاداری شیعه در ایام عاشوراست. در کتاب «مثنوی معنوی»...

مثنوی توحید نامه منظومی است که وصول به مقام فنا را از ره عشق به هدایت انسان کامل به تصویر می کشد. عشق وعلاقه مولوی به...

این حقیقت که وى نه تنها در میان هم کیشان مسلمان خود بلکه در میان مسیحیان و یهودیان قونیه محبوب بود و مقام والایى داشت ، به معناى ...

متن پیش رو مکتوب شده سخنرانی دکتر میر جلال الدین کزازی استاد زبان وادبیات فارسی دانشگاه تهران با عنوان حماسه و عرفان است که روز چهارشنبه ...

ابن عربی به لحاظ زمانی نمی توانسته از مولانا تاثیر بگیرد، ولی امکان دارد که مولانا از او تاثیر گرفته باشد و این مساله...

ویژه نامه نرمش قهرمانانه


بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب در خصوص رویکرد «نرمش قهرمانانه» در روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران، انعکاس وسیعی در محافل سیاسی و رسانه ای خارجی و داخلی پیدا کرد؛...

«نرمش قهرمانانه» می‌‌تواند به عنوان استراتژی جدید جمهوری اسلامی در سیاست‌خارجی تعبیر شود و یا دست‌کم به یک «حرکت فعالانه تاکتیکی»در تعامل با دنیای سلطه‌ قابل تفسیر باشد....

پائیز سال 1353 بود، آن سال‌ها برخی از اساتید دانشگاه که بعدها معلوم شد تعدادی از آنها «مأموریت ویژه»! داشتند، در کلاس‌های درس و به بهانه‌های مختلف، آموزه‌های اسلامی و باورهای دینی را زیر سؤال ...

«نرمش قهرمانانه» به معنای ارتقای دیپلماسی رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی(26/6/92)، درباره‌ی استفاده از تاکتیک: ...

این روزها که فضای سیاسی- گفتمانی جمهوری اسلامی، معطوف به مقوله مهم "نرمش قهرمانانه" است، صاحب نظران از زوایای مختلفی این رهنمود رهبر...

بی‌گمان عرصه‌ی اندیشه‌ی انقلاب اسلامی، عرصه‌ی تولید گفتمان و واژگان سیاسی متناسب با شرایط روز است؛ امری که توانایی گفتمان انقلاب اسلامی برای تولید معنا و به تبع آن، سیاست‌گذاری‌ها ...

سخنان مقام معظم رهبری در جمع فرماندهان سپاه پاسداران (26 /6/92) و به کار بردن اصطلاح «نرمش قهرمانانه» در بیانات ایشان که مرتبط با حوزه سیاست خارجی است، بازتاب‌های زیادی را در رسانه‌های...

رهبر معظم انقلاب، حضرت امام خامنه‌ای حفظه الله تعالی، دارای ویژگی‌های متعددی هستند که هرکدام، جایگاه سرآمد و ویژه ایشان را در بین سایر نخبگان به خوبی نشان میدهد و ...

ویژه نامه سبک زندگی اسلامی


زندگی روزمرّه و عادی مردم در نیم قرن گذشته بسیار مورد توجه جدی جامعه‌شناسان و اندیشمندان حوزه‌ی فرهنگ قرار گرفته است. قبلاً به نظر می‌آمد...

خداوند متعال در قرآن مجید هدف از خلقت انسان و همه موجودات هستی را عبودیت و توحیدمحوری بیان نموده است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ ....

سبک زندگی از نظریه نشأت می‌گیرد یا نظریه از سبک زندگی؟ نسبت هستی شناسی با سبک زندگی چیست؟ آیا می‌توان با «تزریق» یک انگاره‌ی ...

با نگاهی به آمار و ارقام مشارکت اجتماعی زنان می‌توان دریافت این مهم نیز همانند آمار قبولی دختران در دانشگاه سوار بر منحنی صعودی ...

متن پیش رو برگرفته از سخنرانی «حجت الاسلام مهدی همازاده» پیرامون سبک زندگی دانشجوی انقلابی می‌باشد که در نشست نوزدهمین

محققان اسلامی باید تحقیقات علمی خود را، بر پایه‌ی تعریف بومی از «سبک زندگی» ابتنا نمایند. و از تعریف سبک زندگی، حسب تعاریف...

با توجه به تحریم‌های گسترده اقتصادی، نفتی، مالی، بانکی، دارویی و بهداشتی از سوی مستکبرانی چون آمریکا و کشورهای غربی که به ...

یکی از مؤلفه های مهم سنجش یک دین، کارآمدی آن دین در مدیریت زندگی فرد و جامعه است و هر مکتب و نحله فکری در پی این است که خود...

رهبر معظم انقلاب در جمع جوانان استان خراسان شمالی در تاریخ 23/7/91 مطالب ارزشمندی حول محور «سبک زندگی» ایراد فرمودند که....

مفهوم «سبک زندگی» از جمله مفاهیم علوم اجتماعی و علم جامعه شناسی و مردم شناسی است که اخیراً و در دهه اخیر بسیار مورد...

ویژه نامه دولت اسلامی


دولت از مبانی تدبیر سیاسی در جوامع انسانی است که علاوه بر ساختار ویژه اش ، به اشکال گوناگون در جماعت های انسانی از قبیل ، امپراتوری ...

بدون شک، «انقلاب اسلامی» همچنان که از نام آن آشکار است، انقلابی است که از نظر ماهیت ایدئولوژیک، ریشه در آیین «اسلام» دارد و ....

مکتب حیات بخش اسلام ، جهان بینی و نگاهی که به انسان و جهان دارد ، برای نظام سیاسی و حاکمان جامعه ، اهداف و وظایفی در نظر ...

نویسنده با استفاده از دو روش مطالعاتی پهنانگر و ژرفانگر به کاوشی پیرامون شکل گیری یک جامعه ی متمدن بر روی جامعه ی جاهلی عربستان ...

دولت اخلاقی مانند بسیاری از اصطلاحات رایج امروزی از امور جدید است، اگرچه در منابع و متون دینی با برداشت ویژه امروزی بدان اشاره ...

این مقاله با رویکرد تحلیلی و با هدف بیان وظایف دولت دینی نگاشته شده است . عدالت هماره به مثابه ی ارزش فردی و اجتماعی ، ...

دراین مقاله، نظریه و دیدگاه خاصی در باب فرهنگ مطرح می شود که برخاسته از نوع نگاه انسان شناسی اسلامی است. با توجه به عرصه های ...

اجازه بدهید با این زمینه وارد بحث شویم که: در بحث تمایز بین دولت قدیم و جدید معمولاً بر نکات مهمی تأکید می کنند. معمولاً عقیده...

این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی و با روش کتابخانه ای، با هدف بررسی برخی از مهم ترین وظایف دولت دینی در برابر دین و اعتقادات مردم ....

عدالت و رابطه آن با پیشرفت در نوع خود، از اصلی ترین، پیچیده ترین و دشوارترین مسائلی است که در فلسفه سیاست، فلسفه حقوق ...

دراین مقاله ، با رویکرد نظری و تحلیلی و با هدف بیان نقش فرهنگی دولت دینی ، با اشاره به دو دیدگاه مارکسیسم و لیبرالیسم در...

دولت دینی، به عنوان نماد عملی مکتب اسلام، برای دستیابی به مقوله پیشرفت و توسعه، به راهبردهایی نیازمند است؛ پیشفتی که ...

اداره سرزمینى به گستردگى دنیا، کار دشوارى است که تنها با برخوردارى از رهبرى الهى و کارگزارانى دلسوز ومعتقد به نظام الهى و حاکمیت اسلام ...

این مقاله به روش تحلیل گفتمانی و با هدف آسیب شناسی گفتمان عدالت در سه قلمرو مفهوم تعامل دولت دین ، عدالت و آسیب شناسی ...

سایر مقالات

حدّ و مرز "نرمش قهرمانانه" در سیاست داخلی

رسانه‌ها داخلي و خارجي بعد از فرمايشات مقام معظم رهبري و استفاده ايشان از واژه نرمش قهرمانانه در ديدار با فرماندهان سپاه، تنها به بعد سياست خارجي و ديپلماسي استفاده از نرمش قهرمانانه پرداختن حال آنكه معناي نرمش قهرمانانه در سياست داخلي نيز مصاديقي دارد كه بايد به آنها توجه شود.
گروه سیاسی مشرق-  همزمان با سفر رئیس جمهوری کشورمان و هیئت همراه به «نیویورک» برای شرکت در «نشست سران مجمع عمومی سازمان ملل»، «سخنگوی دستگاه قضائی» کشور از عفو 80 تن از محکومان امنیتی و «فتنه 88» با موافقت رهبری معظّم انقلاب اسلامی؛ خبر داد.
حجّت الاسلام «محسنی اژه ای» در اینباره گفت: «به طور کل، کسانی که مشمول عفو شده بودند، 80 نفر هستند ... متّهمانی که از «فتنه 88» به بعد بازداشت شده اند، تاکنون در سه نوبت مشمول عفو قرار گرفتند؛ در سال 90 ، 91 و 92 که البتّه در سال 92 تعدادی در اردیبهشت مشمول عفو شدند ... محکومان امنیتی در سال 92 علاوه بر اردیبهشت اخیراً نیز طبق قانون، مشمول عفو شدند ... برخی از سایت ها مطالبی منتشر کرده بودند که این آزادی زندانیان در ارتباط با انتخابات اخیر و یا مسائل سیاسی روز است، در حالیکه به این قضایا ربطی ندارد بلکه طبق معمول، مشمول عفو شدند.»[1].

طبق گفته «سخنگوی دستگاه قضائی»، عفو اخیر که بعد از اردیبهشت ماه صورت گرفته؛ روال عادّی خود را گذرانده و به مسائل سیاسی روز ارتباطی نداشته است. گذشته از این مسئله صحیح امّا از آنجا که هر عمل سیاسی در شرایط منحصر بفرد زمانی و محیطی، معنا و مفهوم خاصّی پیدا می کند؛ باید دید این عملکرد، در شرایط جاری چه پیام هایی خواهد داشت؟

همانطور که حدس زده می شد، منتشر کردن خبر عفو 80 محکوم امنیتی، درست زمانی که هیئت دیپلماتیک کشورمان در «مقرّ سازمان ملل در نیویورک» حاضر بود؛ پیام های مهمّی برای طرف های خارجی داشت.
مهمترین پیام آن به کانال های دیپلماتیک این بود که نظام «جمهوری اسلامی»، «حسن روحانی» را با دستی گشاده و باز به میدان دیپلماسی متعهّدانه مورد نظر خویش؛ فرستاده است. پیامی که البتّه سریعاً توسّط محافل فکری و رسانه ای غرب و بویژه در آمریکا، بازتاب یافت[2].


"کلید دیپلماسی" تا چه حدّ راهگشا خواهد بود؟

تحلیل گران آمریکا بطور عُمده با ربط دادن آزادی این محکومین به سیاست مطرحیِ "نرمش قهرمانانه" – مفهومی که توسّط رهبری انقلاب اسلامی بیان شد- سعی کردند، آن را در نسبت با سیاست خارجی جدید ایران تعریف نمایند.
از نظر تصمیم سازان در غرب، یکی از اساسی ترین شعارهای انتخاباتی «دولت یازدهم» در حوزه سیاست داخلی به آزادی زندانیان امنیتی فتنه، رفع "حصر سران فتنه"؛ اختصاص داشته است. شعارهایی که هر چند از سوی «روحانی» در لفّافه بیان شدند ولی برای مخاطبان خارجی و اپوزیسیون بار معنایی مهمّی داشت.

بر این مبنا و از نظر آمریکایی ها، انتشار خبر عفو 80 محکوم امنیتی مقارن با آغاز اوّلین سفر دیپلماتیک «دولت روحانی»، آن هم از سوی دستگاهی که رئیس آن منصوب مستقیم رهبری معظّم انقلاب اسلامی است؛ نوعی همراهی و ایجاد دست باز برای تحقّق اهداف دولت به حساب می آید.
از سوي ديگر، در حال حاضر آمریکا احتیاج مبرم تری به اختیارات بالای «روحانی» در عرصه خارجی دارد، ترجیح می دهد این عملکرد نظام را در همین حوزه دیپلماسی قرائت کند، به هر حال در این میان آنچه در سایه مناسبات خارجی گُم شده؛ پیام های این عفو در عرصه داخلی است.

رأفت و عفو حکومت اسلامی، هر قدر هم که مسئله ای عادّی و مسبوق به سابقه باشد، در نهایت می تواند مصداق یک "نرمش" به حساب آید. از آنجا که این نرمش در اوج صلابت و قدرت نظام و با خواست اوّلیه آن شکل گرفته و امری برآمده از تحمیل بیرونی نبوده، مؤیّد "قهرمانانه" و عزّت مدارانه بودن؛ نیز می تواند باشد.
سخت نیست که مخاطب درونی پیام عفو بخشی از محکومین «فتنه 88» را "نرمش قهرمانانه" فرض کند، مخصوصاً اینکه رهبری انقلاب اسلامی که این سیاست را برای اوّلین بار در سال 1375 ه.ش[3] عنوان کرده و اخیراً طیّ دو دیدار آن را مطرح ساخته اند؛ آن را منحصر در سیاست خارجی ندانسته اند.
این همان جاییست که رهبری فرمودند: «در اين سال ها جبهه بندى هاى منطقه اى و جهانى آشكار شده. البتّه نرمش و انعطاف و مانور هنرمندانه و قهرمانانه در همه عرصه هاى سياسى، يك كار مطلوب و مورد قبولى است.»[4]


"نرمش قهرمانانه" در دیدار رهبری انقلاب اسلامی با جمعی از اعضای کادر و فرماندهی سپاه، مطرح شد

و همچنین: «ما مخالف با حركت هاى صحيح و منطقى ديپلماسى نيستيم؛ چه در عالم ديپلماسى، چه در عالم سياست هاى داخلى. بنده معتقد به همان چيزى هستم كه سال ها پيش اسم گذارى شد، "نرمش قهرمانانه".
نرمش در يك جاهايى بسيار لازم است، بسيار خوب است؛ عيبى ندارد، امّا اين كشتى گيرى كه دارد با حريف خودش كشتى مي گيرد و يك جاهايى به دليل فنّى نرمشى نشان مي دهد، فراموش نكند كه طرفش كيست؛ فراموش نكند كه مشغول چه كارى است؛ اين شرط اصلى است.»[5].

بلافاصله بعد از خبری شدن "نرمش قهرمانانه" اخیر (عفو برخی متّهمین امنیتی)، فتنه و حامیان سیاسی اش در تحلیل پیام های این اقدام، به القاء اهداف بعدی خویش پرداختند.
«شبکه سلطنتی B.B.C» در خلال دو گزارش جداگانه در تاریخ های 27/6 و 1/7 [6]به این موضوع پرداخت و در پاراگراف های پایانی هر دو گزارش مخاطب را به "حصر خانگی سران فتنه" ارجاع داد: ««موسوی» و «کرّوبی» نزدیک به ۱۰۰۰ روز است که در حبس خانگی به سر می برند.». همچنین «B.B.C» در یکی از این گزارش ها، تکذیب شایعه دیدار «علی شمخانی» (دبیر شورای عالی امنیت ملّی) و «موسوی» را مدّنظر قرار داد.
«وزارت خارجه آمریکا» در بیانیه ای از آزادی شماری از زندانیان امنیتی استقبال کرد. «سخنگوی وزارت خارجه آمریکا» از «روحانی» خواست تا به وعده های انتخاباتی خویش مبنی بر آزادی های سیاسی- اجتماعی عمل کند و گفت: «ما امروز بار دیگر دولت ایران را فرا می خوانیم که همه زندانیان سیاسی را از زندان آزاد کند.» [7].

چنین رویّه ای در دستور کار «هفته نامه آسمان» نیز قرار گرفت. این نشریه اصلاح طلب در خلال گزارشی از این ماجرا نوشت: «شایعاتی حاکی از سپرده شدن پرونده "حصر موسوی و کروبی" به «شورای عالی امنیت ملّی» مطرح شد. موضوعی که گمانه زنی هایی در مورد رفع حصر نزدیک به هزار روزه، را قوّت بخشید.
مرور سخنان «روحانی» در انتخابات طیّ نشستی دانشجویی در «دانشکده ادبیّات تهران» را نیز می توان از دلایل طرح این رفع محدودیت از کانال «شورای امنیت ملّی» خواند. آنجا که او از مصادیق دفاع از عملکرد خود در مقام «دبیر شورا امنیت» در دهه 80 را "رفع حصر ... منتظری" خوانده و گفته بود: با "اجماع سازی" می توان مصداق های فعلی حصر را هم برطرف کرد.
پس از آن بود که «محمّدتقی کرّوبی»، روز سه شنبه 19 شهریور 1392 در صفحه فیس بوک خود نوشت: «چند هفته پیش در محافل سیاسی خبری از دیدار آقای «هاشمی» با رهبری بیان شد که در آن موضوع پایان دادن به وضعیت حصر و حبس غیرقانونی رهبران «جنبش سبز» مورد توجّه «رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام» قرار گرفته بود. شنیده شد که رهبری موافقت خود با ارجاع این پرونده به «شورای امنیت» را اعلام کردند.». موضوعی که با تکذیب نشدن آن، احتمال آن را قوّت بخشید.»[8].
همین طور «رسول منتجب نیا» گفته بود: «مردم امیدوار هستند، همین طور که مشکلات اقتصادی شان حل می شود، زندانیان هم مورد عفو و لطف مسئولان قرار گیرند و آنهایی هم که در حصر خانگی هستند؛ ان شاءا... به زودی رفع حصر شوند.»[9]. «سعید لیلاز» می گوید: «اگر این فرآیند با آزادی زندانیان و رفع حصرها انجام شود، من شخصاً هیچ انتظار دیگری از مسئولان ندارم. این روزها از «شمخانی» که از گذشته تا امروز رویکرد اعتدالی، نرم و اصلاح طلبانه را در کارنامه خود دارد، به عنوان یکی از "کلیدهای رفع حصر" یاد می شود؛ که باید منتظر ماند.»[10].


اپوزیسیون و فتنه گران سعی دارند، چنین وانمود کنند که نظام در قبال انتخابات اخیر و مواضع انتخاباتی دچار دستپاچگی شده و عفو اخیر حاصل یک "محافظه کاری سیاسی" است! دقیقاً بر اثر همین گزاره توهّمی است که سریعاً، خبر آزادی برخی زندانیان فتنه را به "رفع حصر سران فتنه" گره می زنند؛ زیرا سعی دارند، فشارهای بیشتری برای این مطالبه به خرج دهند.

در کنار این تحلیل بی پایه، پیام های واقع بینانه تر و دقیق تری نیز وجود دارد. بی تردید، اوّلین و مهمترین برداشت این است که نظام کسانی را مورد عفو قرار می دهد که خود صلاح و قابل امکان بداند. از منظر نظام و مردم، درباره عفو محکومین امنیتی بویژه متّهمین «فتنه 88»، "نرمشی" اگر هست کاملاً "قهرمانانه" و به دور از نقض خطوط قرمز ملّت و نظام خواهد بود. شواهدی این فرضیه را تأیید می کنند:

اوّل: رسانه ها نام تعدادی از مشمولین عفو را منتشر کرده اند، دانه دُرشت ترین های آنها را می توان: «محسن امین زاده»[11] و «فیض ا... عرب سُرخی»[20]؛ دانست. ناشیانه است اگر کسی میزان گناه و سطح دخالت این دست افراد در فتنه را با كساني كه از نظر مردم سران فتنه هستند، مساوی فرض کند. در حالیکه رسانه ها و عناصر فتنه و اپوزیسیون، در جریان انتخابات و بعد از پیروزی دکتر «روحانی»، تمام فشار خود را بر "رفع حصر موسوی و کرّوبی" متمرکز کرده بودند؛ ناگهان کسانی مورد عفو قرار گرفتند که خود نظام می خواست. نظام برای این کار تحت فشارها و مشورت های بیرونی قرار نگرفته است.

دوم: به موازات اعلام خبر عفو 80 محکوم امنیتی و فتنه و اعلام استمرار عفوها توسّط «محسنی اژه ای»، شایعه ارجاع «پرونده بررسی حصر سران فتنه» به «شورای امنیت ملّی» و دیدار «شمخانی» با «موسوی»؛ به سرعت و قویّاً تکذیب شد. این شایعه در یک دوره زمانی ثابت از چندین کانال معتبر تکذیب شد؛ از سوی «سخنگوی قوّه قضائیه»[13]، از جانب «دبیرخانه شورای عالی امنیت ملّی»[14] و حتّی از طرف منابع خبری نزدیک به فرزندان «موسوی»[15]. تکذیب آن هم از این نوع، واقعاً تکذیبیّه ای محکم و قاطعی بود که نشان از حسّاسیت امر برای کشور دارد. همزمانی این دو واقعه، بخوبی اثبات می کرد که از نظر دستگاه های امنیتی- قضائی، احقاق نرمش درباره سران فتنه بسیار بعیدتر از عفو محکومین درجه پایین تر فتنه است. این یک پیام قاطع، روشن و از موضع بالا بود، اینطور نیست؟

دیدار «علی شمخانی» و «موسوی»، قویّاً توسّط ارگان مطبوعاتی دولت و «شورای عالی امنیت ملّی» تکذیب شد

و امّا برداشت ثانویه ای که از تحلیل پیام های عفو حاصل می شود. سیره عملی رهبر معظّم انقلاب اسلامی در تمامی دوره های ریاست جمهوری، یک نگاره مشخّص را تصویر می کند؛ این تصویر که رهبری نظام تا جاییکه فرصت باشد و اصول انقلاب اسلامی نقض نشود به رؤسای جمهور و دولت ها اجازه مانور و تغییر شیوه می دهند.
این موضوع واضح است: «لکن نرمش و انعطاف و مانور هنرمندانه و قهرمانانه در همه عرصه هاى سياسى، يك كار مطلوب و مورد قبولى است، لكن اين مانور هنرمندانه نبايستى به معناى عبور از خطوط قرمز، يا برگشتن از راهبُردهاى اساسى، يا عدم توجّه به آرمان ها باشد ... البتّه هر دولتى، هر شخصى، هر شخصیتی روش هايى دارند، ابتكاراتى دارند، اين ابتكارات را انجام خواهند داد و [كار] پيش خواهد رفت»[16]. تصدیق کنند اجرای این سیره نیز وجود تفاوت های عمیق رفتاری و شیوه ای بین چهار دولت «هاشمی رفسنجانی»، «خاتمی»، «احمدی نژاد» و «روحانی» است. به بیان بهتر، ورودهای عملی و نواهی حکومتی فقط وقتی حادث خواهد شد که پای عبور از منافع  ملّی، مصالح اسلامی و نقض قوانین و اصول در کار باشد.
به منوال گذشته، پیام عفو اخیر این است که احیاناً نظام تا آخرین نقطه ممکن از مفاهیم مورد نظر «رئیس دولت جدید» حمایت خواهد کرد. در این مورد به این دلیل که یکی از شعارهای ضمنی – غیر صریح- «روحانی» ایجاد گشایش درباره مسائل مربوط به سال 88 بوده؛ مجوّزها و همراهی های شرعی- قانونی مبذول داشته شده است. «دولت یازدهم» نیز که بر "اعتدال" اصرار دارد، بی شک از چنین رویّه استقبال می کند؛ چنانچه دولت محترم این امر را مورد استقبال قرار داده است[17].

مراسم تنفیذ حُکم ریاست جمهوری «حسن روحانی»

فتنه و رسانه های ضدّانقلاب خارجی و خارج نشین سعی دارند، مطالبه رفع "حصر سران فتنه" و حتّی مسائل پیش پا افتاده ای مانند "پخش ربّنای شجریان" را در حدّ یک "سمبل مبارزه" بالا ببرند.

سمبل سازی از رفع "حصر موسوی و کروبی"

بدین ترتیب، احقاق رؤیاهای شان را تعبیری از پیروزی مبارزه فرض خواهند کرد و با پمپاژ روحیه به "پیاده نظام فتنه"؛ اهداف بعدی را پُرقدرت تر دنبال خواهند کرد. بنابر این همه چیز روشن است، در داخل حاکمیت طَمعی برای عبور از خطّ قرمزها نبوده و نیست و لازم است که جریان های تُندرو و حاشیه ای و فتنه گران نیز بدانند که طَمع ها فایده ای ندارد؛ چرا که فشارهای فتنه گران داخلی و خارجی به "محافظه کاری" نخواهد انجامید.

 پی نوشت ها:
[1]  «واحد مرکزی خبر»- کنفرانس خبری سخنگوی قوّه قضائیه- 1/7/1392
[2]  برای مثال رجوع شود به: «Is the Iranian President Sincere in Wanting a Nuclear Deal?»- «Stephen M. Walt»- «Foreign Policy»- September20,2013- ترجمه از «روزنامه شرق» و «On Iran, Would U.S. Take "Yes” for an Answer?»- «Justin Logan»- «CATO Institute»-September 19,2013- ترجمه از «پایگاه رصدی اشراف»
[3]  «آن چيزى كه اين نظام را عظمت مى بخشد و قدرت مى دهد ... و موجب مى شود راه ها روى نظام باز شود، کوشش و حضور انقلابى و تمسّك به انديشه هاى انقلابى است ... اين را بايد در همه كارهاى ديپلماسي مان، حتّى در حرف زدن ها و مصاحبه كردن ها، حفظ كنيم ... من مى‌گويم: شما تيزتر از شمشير و نرم تر از حرير و سخت تر از سنگ و پولاد باشيد. واقعاً ديپلماسى، ديپلماسىِ ميدان "نرمش هاى قهرمانانه" است. نرم باشيد؛ منتها نرمشى كه تيز است.»- دیدار با مسئولان «وزارت‌ امور خارجه» و نمايندگان‌ سياسی‌ جمهوری‌ اسلامی‌- «پایگاه اطّلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای»- 17/5/1375
[4]  دیدار با «اعضای مجلس خبرگان رهبری»- «پایگاه اطّلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای»- 14/6/1392
[5]  دیدار با «کادر و فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی»- «پایگاه اطّلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای»- 26/6/1392
[6]  «آزادی شماری از زندانیان سیاسی در ایران» و «رهبر ایران هشتاد 'محکوم امنیتی' را عفو کرده است»- «پایگاه مجازی شبکه سلطنتی B.B.C فارسی»
[7] «استقبال جهانی از آزادی شماری از زندانیان سیاسی ایران»- «پایگاه مجازی شبکه خبری دویچه وله فارسی»- 27/6/1392
[8] «بازتاب آزادی»- «سرویس خبرگزاری»- «هفته نامه آسمان»- شماره 61- 6/7/1392
[9] مصاحبه با «خبرگزاری ایسنا»- 28/6/1392
[10] نقل از «هفته نامه آسمان/ شماره 61»- «روزنامه شرق»
[11]  «عضو مؤسّس جبهه منحلّه مشارکت ایران اسلامی» و «معاون وزارت خارجه دولت اصلاحات»
[12]  «عضو شورای مرکزی سازمان منحلّه مجاهدین انقلاب اسلامی ایران» و «معاون وزارت بازرگانی دولت اصلاحات»
[13]  «واحد مرکزی خبر»- کنفرانس خبری سخنگوی قوّه قضائیه- 1/7/1392
[14]  «در پی انتشار اخبار دیدار «شمخانی» با «موسوی» و ارجاع «پرونده موسوی و کروبی» به «شورای امنیت» یکی از نزدیکان «شمخانی» گفت: هنوز اتّفاقی نیفتاده و اصلاً چنین چیزی نیست و خبر وقوع چنین دیداری را تکذیب می کنیم.»- «خبرگزاری فارس»- 1/7/1392
[15]  «پس از آنکه «دبیر شورای عالی امنیت ملّی» هر گونه دیداری با «موسوی» و «کرّوبی» را رد کرد، «موسوی» هم خبر دیدارش با دریادار «شمخانی» را تکذیب کرد. «خبرگزاری ایسنا» به نقل از منابع خبری نزدیک به خانواده «موسوی» این خبر را اعلام کرد.»- «روزنامه ایران»- «ستون دیگه چه خبر؟»- 3/7/1392
[16]  دیدار با «اعضای مجلس خبرگان رهبری»- «پایگاه اطّلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای»- 14/6/1392
[17]  «حجّت الاسلام محمود علوی: در گذشته نیز عفو زندانیان انجام شده و مسبوق به سابقه بوده و در آینده نیز شاهد این مسئله خواهیم بود ... مقام معظّم رهبری حُکم پدر جامعه را دارند و قطعاً همه به دنبال استمرار نگاه امیدوارانه در میان مردم هستند.»- «خبرگزاری تسنیم»- در حاشیه جلسه هیئت دولت- 3/7/1392

چگونه آوینی بخوانیم؟


راهنمایی‌ برای آَشنایی و مطالعه کتب شهید آوینی
اشاره:
متن زیر برای معرفی و آشنایی با آثار مکتوب آقا مرتضاست.
خواندن کتاب‌های شهید آوینی آداب دارد. نمی‌شود پا برهنه دوید وسط کتابفروشی و یکی از چند کتاب او را برداشت و شروع کرد به خواندن. نه اینکه سخت باشد کتاب‌هایش، نه! ماجرا از این قرار است که از میان کتاب‌هایی با این تنوع موضوعی – که از ولایت فقیه تا گرافیک، از ژاپن تا کربلا و از سینما گرفته تا خرمشهر را شامل می‌شود- باید سراغ کتابی رفت که خواننده از کلیت محتوای آن اطلاع داشته باشد. مخصوصا آنکه غالب کتاب‌ها مشتمل بر مجموعه مقالاتی است که الزاماً توالی نگارش آنها مانند ترتیب قرار گرفتنشان در کتاب نیست و ممکن است هر کدام در فضا و زمانی متفاوت نوشته شده باشند. دانستن موضوع کتاب‌های این سید بزرگوار و آگاهی از سطح آن می‌تواند مانع شود که از آن شود که با مشاهده یک تفاوت لحن توی ذوقمان بخورد و یا اینکه اگر جملاتی و عباراتی از یک کتاب را متوجه نشدیم سرخورده شویم.


گنجینه آسمانی؛ این بار روایت فتح را نبینید، بخوانید

صدای لطیف و آرامش بخش راوی روایت فتح را یادتان هست؟ اگر مجذوب جملات و ادبیات به کار رفته در آن هستید می توانید با ورق زدن کتاب «گنجینه آسمانی» با آنها دیداری تازه کنید. شهید آوینی قریب صد و هفتاد اثر مستند ساخته است که ۶۳ تای آنها مجموعه روایت فتح است. اما گنجینه آسمانی که متن گفتارهای فیلم‌های مجموعه روایت فتح است، متن گفتارهای چند برنامه دیگر را نیز در خود دارد. این برنامه‌های مرتبط با جنگ از اواخر سال ۱۳۷۰ و پس از فرمان مقام معظم رهبری مبنی بر تأسیس مؤسسه فرهنگی روایت فتح، ساخته شدند و سیدمرتضی آوینی حین ساختن یکی از همین برنامه‌ها بود که در فکه به شهادت رسید.

شاید اگر راوی روایت فتح هم در برنامه اش فقط به توصیف صحنه‌ها و بیان ارتباط آنها با یکدیگر پرداخته بود، خواندن دوباره‌شان لطفی نداشت اما اینچنین نیست. راوی سعی می‌کند با ذکر ماهیت تاریخی اتفاقات و ارزش آن در جهت اقامه قسط و عدل در سراسر جهان، عمق تاریخی صحنه‌ها را ارایه کند و مخاطب خویش را همواره ناظر بر این اعماق نگاه دارد و با ذکر معانی اعتقادی اعمال و اتفاقات، همواره ارزش اعتقادی ماجرا را به مخاطب خویش گوشزد کند.

این کتاب شاید خوشخوان‌ترین و ساده‌ترین کتابی باشد که با نام سید شهیدان اهل قلم منتشر شده است. ضمناً بخشی از این کتاب با عنوان »شهری در آسمان» و» با من سخن بگو دوکوهه»، به صورت جداگانه منتشر شده اند.
 

مبانی توسعه و تمدن غرب؛ شهید آوینی و فساد سه هزار میلیارد تومانی!
شهید آوینی در کتاب «مبانی توسعه و تمدن غرب» ابتدا به ارائه تعریفی از توسعه می پردازد و در ادامه آراء متفکران غربی را در این زمینه نقد می‌کند. او با آوردن شاهد مثال‌هایی از انحطاط خانواده و محیط زیست و… در تمدن غرب، پنبه توسعه یافتگی این جوامع را می زند. شهید آوینی در فصل هایی با عنوان «از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی» و «و ما ادریک ما البانک؟» به بیان مباحثی درباره اقتصاد می‌پردازد. داشتن گوشه چشمی به سیستم آموزشی و نسبت آن با توسعه یافتگی و همچنین نقد مندرجات کتب تاریخ رسمی را که بر اساس اعتقادات غیرواقعی مورخان عصر جدید نگارش یافته از دیگر مباحث این کتاب است.

این کتاب برای آشنایی با نگاه شهید آوینی به غرب و تمدن آن بسیار مفید است و از طرفی به نوعی غایت و هدفی را که او برای جامعه اسلامی متصور است بیان می کند. با خواندن چند خط بالا و موضوعات مطرح شده در این کتاب احتمالا متوجه شده اید که مباحث مطرح شده توسط آقا مرتضی تا چه حداز مسائل مبتلابه امروز ماست. شاید فساد سه هزار میلیارد تومانی باعث شود تا نگاه این شهید به بانک و شرکت‌های چند ملیتی بیشتر به چشم بیاید!


آغازی بر یک پایان؛ و اما ناگهان امام خمینی(ره
(
خواندن نظرات شهید آوینی درباره غرب وقتی تکمیل می‌شود که آراء او درباره انقلاب اسلامی را به عنوان حرکتی تمدنی در برابر غرب بدانید. «آغازی بر یک پایان» مجموعه مقالات شهید آوینی درباره انقلاب اسلامی است. نویسنده در بخش اول به امام خمینی(ره) و ولایت فقیه می پردازد و در بخش دوم مسایل فرهنگی و اجتماعی مبتلا به انقلاب و نظام اسلامی را طرح و بررسی می‌کند. بخش سوم کتاب دو مقاله در مورد بوسنی و هرزگوین است. اما بخش چهارم در پنج مقاله به وضعیت معنوی جهان معاصر و حرکت باطنی انقلاب اسلامی در آن می‌پردازد.

کتاب آغازی بر یک پایان یکی از بهترین منابعی است که می‌توان برای شناخت ریشه تحلیل‌ها و نظریات شهید آوینی در باب غرب خواند. با خواندن آغازی بر یک پایان، به وضوح می‌توانید از آبشخورهای نظریه های سینمایی این متفکر آگاهی پیدا کنید. همان نگاهی که شهید آوینی به انسان و جایگاه او در تناسبات امام و امت دارد و همچنین غایتی که برای انسان انقلابی و مومن متصور است، بن مایه تحلیل ها و نظریات هنری اوست.


آیینه جادو؛ آنچه مرتضی در خشت خام دید

اگر تشنه نگاهی جدید، ناب و الهی به سینما هستید سه گانه آیینه جادو را از دست ندهید. شاید عجیب باشد که کتابی را که دو دهه پیش چاپ شده دارای نگاه نو و جدید بدانیم اما این حقیقتی است که با خواندن این سه کتاب شما هم آنرا تصدیق خواهید کرد. شهید آوینی در جلد اول این کتاب –که در زمان خود او منتشر شد- به تامل درباره ماهیت سینما می پردازد و به دور از نگاه غربزده رایج، مسائل جدیدی را مطرح می کند. طرح مباحثی درباره جذابیت در سینما، زبان سینما، سینما و اوقات فراغت و همچنین مقالاتی درباره سینما و تلویزیون مطالبی است که جلد اول آیینه جادو را تشکیل می‌دهد. از خصوصیات این کتاب این است که هم به درد عموم علاقه‌مندان سینما می خورد تا طعم نگاه خاص آوینی را بچشند و هم برای مخاطبان حرفه ای سینما مفید است تا با خواندن مطالبی درباره مونتاژ و یا یک بحث مفصل در باب جنبه‌های گوناگون و ابعاد زیبایی‌شناسانه فیلم‌سازی با نظر به جوهر و ذات سینما، راهی نو را در مسیر فیلم سازی خود بیابند.

تمام نقد‌هایی که سیدمرتضی آوینی در فاصله سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ بر فیلم های سینمایی نوشته به اضافه دو سه مقاله سینمایی دیگر، جلد دوم کتاب آیینه جادو را تشکیل می‌دهد؛ کتابی که اولین بار در سال پس از شهادت او به چاپ رسید. این نقدها شامل اغلب فیلم‌های مهم جشنواره نهم، دهم و یازدهم فجر می‌شوند. ضمن آنکه دو مقاله ابتدای کتاب هم با تأکید بر فیلم‌های جنگی به نمایش درآمده در جشنواره هفتم نوشته شده‌اند. البته در این کتاب نباید انتظار ساختار و حجم نقدهای سینمایی رایج را داشته باشید.

شاید یکی از جالب‌ترین بخش‌های این کتاب مقاله‌ای با عنوان عالم هیچکاک است که نویسنده با ارائه تفسیری جامع و استثنایی درباره ویژگی فیلم‌های آلفرد هیچکاک، نسبت سینما و ادبیات در آثار او، معنای راز در قصه‌هایی که او تعریف می‌کند و مفهوم گناه، ترس، وسوسه و معما در آثار او را بیان می‌کند.

جلد سوم آیینه جادو برای اولین بار در سال ۱۳۷۸ به چاپ رسید و با انتشار آن کار گردآوری و تنظیم نوشته‌ها و گفته‌های سینمایی مرتضی آوینی به پایان رسید. این کتاب باقیمانده آثار تألیفی، همچنین سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های مؤلف را دربردارد.
»سینما، مخاطب» عنوان مطلبی از این کتاب است که حاوی متن سخنرانی مؤلف در سمینار بررسی سینمای پس از انقلاب و پاسخ‌های کتبی به نامه‌های اعتراض‌آمیزی است که از سوی جریان غربزده سینما در همان سمینار خطاب به سخنران نوشته شده بودند. این پرسش و پاسخ‌ها علاوه بر آنکه جذاب‌اند نوعی جمع‌بندی آخرین عقاید آن شهید درباره سینما، روشنفکری، عرفان‌زدگی و هنر مدرن محسوب می‌شوند.


حلزون های خانه به دوش؛ آب در لانه روشنفکرها

لحن شهید آوینی در مقالات کتاب حلزون‌های خانه به دوش کمی متفاوت است و کلمات و عبارات هم پیچدگی برخی کتاب‌ها را ندارد. همین امر هم موجب شده است تا این کتاب یکی از پر مخاطب ترین آثار این شهید باشد که البته در این امر نباید موضوع کتاب را نیز کم اثر دانست. نویسنده در این کتاب به جنگی تمام عیار با روشنفکران وادی فرهنگ و هنر برخاسته و با مقالات و یا جوابیه هایی که به برخی نوشته‌های آنها داده این قشر را رسوا کرده است. شهید آوینی خودش می‌گوید» :من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران و روشنفکران آشنا نیستم؟! خیر من از یک راه طی شده با شما حرف می زنم. من سال های سال در یکی از دانشکده های هنری درس خوانده ام، به شبهای شعر و گالری‌های نقاشی رفته‌ام، موسیقی کلاسیک گوش داده‌ام.ساعت‌ها از وقتم را به مباحث بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه‌فروشی و تظاهر به دانایی زیسته‌ام. ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام«. پس عجیب نیست کسی که با ادا و اطوارهای روشنفکری آشناست و چم و خم رفتارهایشان را می‌شناسد بتواند نقدی جانانه بر آنان داشته باشد. نقدهای شهید آوینی در این کتاب به شدت خواندنی است چرا که هنوز هم با همین مطالب می‌توان جواب روشنفکرها را داد و به ریش نداشته‌شان خندید!


رستاخیز جان و انفطار صورت؛ دستگیری از سایر هنرها

اگر کسی خیلی اهل سینما نباشد شاید کمی دلگیر شود که چرا شهید آوینی فقط به سینما پرداخته است. اما اینطور نیست و کتاب «رستاخیز جان» دلیلی بر این مدعاست. این کتاب از میان مجموعه مقالاتی است که در سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۱ در حوزه هنر و ادبیات و فرهنگ نگارش یافته و در مطبوعات به چاپ رسیده‌اند، گزینش شده است. این کتاب شامل چهار بخش است. بخش اول به ادبیات و زبان فارسی اختصاص یافته است. بخش دوم کتاب، سه مقاله در حوزه فرهنگ را در خود جای داده است. شهید آوینی طی دو مقاله این بخش به بحث تهاجم فرهنگی پرداخته است. بخش سوم شامل سه مقاله در مورد همه‌گیرشدن رسانه‌های جمعی جدیدتر نظیر ویدئو و ماهواره است و مقاله معروف» انفجار اطلاعات» در این بخش قرار دارد. بخش چهارم، دو مقاله متفاوت را در خود جای داده است؛ یکی در مورد وضع تئاتر در مواجهه با سینما و تلویزیون، آیا تئاتر زنده می‌ماند و دیگری که کتاب با آن به پایان می‌رسد منشور تجدید عهد هنر؛ پیام امام خمینی در تجلیل از هنرمندان متعهد.

شهید آوینی در کتابی دیگر هم به هنرهایی غیر از سینما پرداخته است» .انفطار صورت» شامل شش مقاله همراه با دو یادداشت ناتمام درباره هنرهای تجسمی است و احتمال به مذاق دوست داران گرافیک خوش خواهد آمد. دید کلی که بر تمام مقالات کتاب سایه انداخته، نگاهی تأویلی بر هنر گرافیک، مبانی، سیر تاریخی و ماهیت آن است. نویسنده معتقد است هنر با سفارش می‌میرد و در عین حال بر آن است که هنر گرافیک ماهیتاً سفارش‌پذیر است. توضیح این پارادوکس، در مقاله دوم کتاب آمده است که عنوان آن گرافیک و انقلاب اسلامی است. آخرین و مفصل‌ترین مقاله کتاب، نقاشی برای نقاشی است که در آن، نویسنده به تبیین آفاق نقاشی نوین می‌پردازد. بدیهی است که این کتاب بیشتر به درد مخاطبان حرفه‌ای هنرهای تجسمی می‌خورد.


حکومت فرزانگان؛ کدام رای؟ کدام مشروعیت؟

شهید آوینی در این کتاب مرورى بر مبانى حاکمیت سیاسى در اسلام دارد. کتاب حاصل گردآورى پاره‏اى دست نوشته‏ ها از شهید سید مرتضى است که پیرامون موضوع ولایت فقیه و حاکمیت سیاسى در اسلام به رشته تحریر درآمده است. این مقالات در زمان حیات شهید، در مجله اعتصام منتشر شده است و براى اولین بار توسط مؤسسه فرهنگى هنرى شهید آوینى به صورت این کتاب به چاپ رسیده است.
بخش اول به بحث رای اکثریت، بخش دوم به آزادی عقیده و بخش سوم به مساوات اختصاص دارد. نویسنده در خلال این مباحث یک دوره مبانی مشروعیت در حکومت اسلامی را مرور می کند و برخی شبهات موجود را جواب می­ دهد. حتما تعجب نخواهید کرد اگر بگوییم که متن کتاب کمی سنگین است و خیلی مناسب خواندن جلوی تلویزیون یا در مترو و اتوبوس نیست!


فردایی دیگر؛ آخرین میخ‌ها بر تابوت غرب

این کتاب از آن جهت اهمیت دارد که شهید آوینی خود از میان نوشته هایش آن را گلچین کرده و به دست انتشار سپرده است. از لحاظ موضوعی نیز گرچه مقالات به ظاهر پراکنده می‌نمایند اما می‌توان آنها را در دو بخش دسته‌بندی کرد. بخش نخست، مجموعه سه مقاله است که به فهم و تفسیر عالم غربی در وجوه گوناگون آن پرداخته و بخش دوم، از چهار مقاله با موضوع شعر تشکیل شده است و در آن، عالم اشراقی و دینی که در این عرصه از ادبیات جلوه‌گر است، تبیین گردیده است.
کسانی که سنشان قد می‌دهد حتما به خاطر دارند که چطور در سال های ابتدایی دهه هفتاد کشور ژاپن به عنوان یک الگوی دست یافتنی از توسعه یافتگی مطرح و حتی عبارت ژاپن اسلامی نقل محافل بود. شهید آوینی در مقاله سرزمین آفتاب که در کتاب فردایی دیگر منتشر شده است به تحلیل ویژگی‌های قومی مردم ژاپن که آنها را برای بسط تمدن غربی در سرزمین خود و پذیرش همه‌جانبه آن آماده کرده و موجبات توسعه شگفت‌انگیز اقتصادی و تکنولوژیک آن را فراهم آورده است می‌پردازد.

باید بر این نکته تاکید کرد که مقالات بخش اول این کتاب دارای عبارات و اصطلاحاتی ثقیل است که چون نویسنده در این کتاب به آرای متفکران غربی –مثل یونگ- اشارات و نقدهایی داشته است، ناگزیر می­ نماید. به هر حال این کتاب برای خواندن نیاز به کمی ورزش و آمادگی ذهنی دارد.

فتح خون؛ امضاء با خون
فتح خون شهید آوینی فضایی کاملا متفاوت با دیگر آثار او دارد و تنها کمی به متن‌های او در روایت فتح –کتاب گنجینه آسمانی- پهلو می زند. نویسنده که در این کتاب خود را راوی می خواند هم حوادث و اتفاقات را روایت می‌کند و هم با عبور از ظاهر سعی می‌کند به باطن حوادث هم نقبی بزند. در ده فصل، از هنگام شهادت امام حسن مجتبی (ع) در چهل و نهمین سال هجرت رسول الله تا دهم محرم شصت و یک هجری و عجیب است که نوشته با شهادت عباس بن علی (ع) نیمه تمام مانده است. شهید آوینی فصل آخر کتاب را با شهادتش نوشت.
فتح خون این فرصت را به خواننده می دهد که از منظری جدید و با روایتی عاشقانه و عارفانه نگاهی دوباره به حماسه کربلا بیاندازد. کتاب خوشخوان و روان است و می تواند برای همه خوشایند باشد

انتشار ویژه‌نامه انتصابات دولت یازدهم

پایگاه خبری - تحلیلی مشرق ویژه‌نامه‌ای را شامل لیست کامل انتصاب‌های دولت یازدهم، به تفکیک دستگاه‌های مختلف دولتی تهیه کرد.
مشرق - همزمان با 12 مرداد و آغاز به کار دولت یازدهم؛ موجی از عزل و نصب‌ها در سطوح بالا و میانی قوه مجریه آغاز شد.

در همین راستا پایگاه خبری - تحلیلی مشرق با جست‌وجو در تارنماهای وزارتخانه‌ها و همچنین اخبار منتشرشده در رسانه‌ها  ویژه‌نامه ای را شامل لیست کامل انتصاب‌های دولت یازدهم، به تفکیک دستگاه‌های مختلف دولتی تهیه کرد.


این ليست‌، شامل انتصاب‌ در سطوح بالای مدیریتی (مدیرکل، مشاور، معاون ...) است که به‌روز شده و تمامی انتصاب‌ها در دولت یازدهم را در بر خواهد گرفت.

از خوانندگان محترم و همچنین مدیران روابط عمومی دستگاه‌ها می‌خواهیم در مسیر شفاف‌سازی، ما را در تکمیل این ليست یاری کنند.

برای مشاهده این ویژه نامه اينجا را کليک کنيد.

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع)؛ زیارت‌ نامه و صلوات خاصّه امام رضا(ع) + صوت و ترجمه

  هر كه مرا زيارت كرده است و براي او پاداش هزار حج مقبول و هزار عمره مقبول نوشته خواهد شد و من و پدرانم روز قيامت شفاعت كننده او خواهيم بود. مشرق - جناب شيخ طوسي از حضرت رضا(عليه‌السلام) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: «در خراسان بقعه ‏اي است و زماني خواهد آمد كه آن بقعه همواره محل رفت و آمد و مطاف فرشتگان مي ‏شود تا روز قيامت كه در صور دميده مي‏ شود و قيامت فرا مي‏رسد.»
پرسيدند: اي پسر رسول خدا! اين بقعه كدام بقعه است؟ فرمود:
«اين بقعه در سرزمين طوس است، به خدا سوگند! آن زمين باغي از باغهاي بهشت است. هر كه مرا دراين بقعه زيارت كند مانند كسي است كه رسول خدا را زيارت كرده است و براي او پاداش هزار حج مقبول و هزار عمره مقبول نوشته خواهد شد و من و پدرانم روز قيامت شفاعت كننده او خواهيم بود.»

به مناسبت 23 ذیقعده روز مخصوص زیارتی امام رضا(ع) زیارتنامه و صلوات خاصه این امام بزرگوار را منتشر می کنیم:



بدان كه براى آن بزرگوار زيارات چندى نقل شده و زيارت مشهور آن حضرت زيارتى است كه در كتب معتبر مذكور است و به شيخ جليل القدر محمّد بن حسن بن وليد كه از مشايخ جناب صدوق است منسوب كرده ‏اند و از كتاب«مزار»ابن قولويه معلوم مى‏ شود كه از ائمه عليهم السّلام روايت شده و كيفيّت آن موافق كتاب من لا يحضره الفقيه چنان است كه:

چون زيارت قبر امام رضا عليه السّلام را در طوس قصد كنى،پيش از آنكه از خانه بيرون روى غسل كن،و وقتى كه غسل مى‏كنى بگو:


اللَّهُمَّ طَهِّرْنِي وَ طَهِّرْ لِي قَلْبِي وَ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ أَجْرِ عَلَى لِسَانِي مِدْحَتَكَ وَ الثَّنَاءَ عَلَيْكَ

فَإِنَّهُ لا قُوَّةَ إِلا بِكَ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِي طَهُورا وَ شِفَاءً


خدايا مرا پاک كن،و دلم را پاك گردان،و سينه‏ام را بگشا،و مدح و ثناى خودت را بر زبانم جارى‏ ساز،كه نيرويى نيست جز به تو.خدايا اين غسل را برايم پاك كننده و شفابخش قرار ده.

 و در وقت بيرون رفتن از خانه مى‏گويى:

بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى ابْنِ رَسُولِ اللَّهِ حَسْبِيَ اللَّهُ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ اللَّهُمَّ إِلَيْكَ

 تَوَجَّهْتُ وَ إِلَيْكَ قَصَدْتُ وَ مَا عِنْدَكَ أَرَدْتُ


به نام خدا و با خدا و به سوى خدا،و به جانب فرزند رسول خدا خدا مرا بس است،بر خدا توكّل نمودم.خدايا به سوى تو رو نمودم،و به جانب تو قصد كردم،و آنچه را نزد توست‏ خواستم.

 چون بيرون رفتى بر در خانه خود بايست و بگو:

اللَّهُمَّ إِلَيْكَ وَجَّهْتُ وَجْهِي وَ عَلَيْكَ خَلَّفْتُ أَهْلِي وَ مَالِي وَ مَا خَوَّلْتَنِي وَ بِكَ وَثِقْتُ فَلا تُخَيِّبْنِي

يَا مَنْ لا يُخَيِّبُ مَنْ أَرَادَهُ وَ لا يُضَيِّعُ مَنْ حَفِظَهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ [وَ آلِهِ‏] وَ احْفَظْنِي

 بِحِفْظِكَ فَإِنَّهُ لا يَضِيعُ مَنْ حَفِظْتَ


خدايا رويم را به سوى تو كردم،و به اميد تو پشت‏ سر گذاشتم خاندان و مال و آنچه را به من بخشيدى،و به تو اعتماد كردم،پس مرا محروم مكن،اى آن‏كه هركه او را قصد كند محرومش‏ نسازد،و كسى را كه حفظ كرد تباهش نسازد،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا به نگهدارى‏ات نگاهدار،كه هركه را تو حفظ كردى‏ تباه نشود.

 چون به سلامت رسيدى ان شاء اللّه،هرگاه خواستى به زيارت بروى غسل كن و وقتى كه غسل مى‏كنى بگو:

اللَّهُمَّ طَهِّرْنِي وَ طَهِّرْ لِي قَلْبِي وَ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ أَجْرِ عَلَى لِسَانِي مِدْحَتَكَ وَ مَحَبَّتَكَ وَ

الثَّنَاءَ عَلَيْكَ فَإِنَّهُ لا قُوَّةَ إِلا بِكَ وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ قِوَامَ دِينِي التَّسْلِيمُ لِأَمْرِكَ وَ الاتِّبَاعُ لِسُنَّةِ نَبِيِّكَ

 وَ الشَّهَادَةُ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِكَ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِي شِفَاءً وَ نُورا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ


خدايا مرا پاك كن،و دلم را پاك گردان،و سينه‏ام را بگشا،و مدح و و محبّت و ثنايت را بر زبانم جارى ساز،كه نيوزيى جز به تو نيست،به يقين دانستم كه پايه‏ و اساس دين من تسليم بودن به فرمان تو،و پيروى از راه و رسم پيامبرت،و گواهى بر تمام خلق توست.خدايا اين‏ اين غسل را براى من شفا و نور قرار ده،كه تو بر چيز توانايى

 پس پاكيزه ‏ترين جامه‏ هاى خويش را بپوش و با پاى برهنه به آرامى و وقار راه برو، و دلت به ياد خدا باشد، و اللّه اكبر و لا اله الاّ اللّه و سبحان اللّه و الحمد للّه بگو، و گامهاى خود را كوتا بردار،و زمانى‏كه وارد روضه مقدّسه شوى بگو:

بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا

شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّ عَلِيّا وَلِيُّ اللَّهِ


به نام خدا،و با خدا،و بر آيين رسول خدا،درود خدا بر او و خاندانش،گواهى مى‏دهم كه‏ معبودى جز خدا نيست،و شريكى براى او نيست،و گواهى مى‏دهم كه محمّد بنده و فرستاده اوست،و اينكه على ولىّ خداست‏

 آنگاه به نزد ضريح برو و قبله را پشت سر خود قرار بده و روبروى آن حضرت بايست و بگو:

أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنْ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّهُ سَيِّدُ الْأَوَّلِينَ

 وَ الْآخِرِينَ وَ أَنَّهُ سَيِّدُ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ

سَيِّدِ خَلْقِكَ أَجْمَعِينَ صَلاةً لا يَقْوَى عَلَى إِحْصَائِهَا غَيْرُكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ

 بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَبْدِكَ وَ أَخِي رَسُولِكَ الَّذِي انْتَجَبْتَهُ بِعِلْمِكَ وَ جَعَلْتَهُ هَادِيا لِمَنْ شِئْتَ مِنْ

 خَلْقِكَ وَ الدَّلِيلَ عَلَى مَنْ بَعَثْتَهُ بِرِسَالاتِكَ وَ دَيَّانَ [دَيَّانِ‏] الدِّينِ بِعَدْلِكَ وَ فَصْلَ [فَصْلِ‏] قَضَائِكَ

بَيْنَ خَلْقِكَ وَ الْمُهَيْمِنَ [الْمُهَيْمِنِ‏] عَلَى ذَلِكَ كُلِّهِ وَ السَّلامُ عَلَيْهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.


گواهى مى‏دهم كه معبودى جز خدا نيست،يگانه است و شريكى برايش نمى‏باشد،و گواهى مى‏دهم كه محمّد بنده و رسول اوست،و اينكه او آقاى پيشينيان و پسينيان،و آقاى پيامبران و رسولان است.خدايا درود فرست بر محمّد بنده و رسول و پيامبر و آقاى تمام آفريدگانت،درودى كه نيروى شمردن آن را كسى جز تو نداشته باشد.خدايا درود فرست بر امير مؤمنان على بن ابيطالب بنده‏ات و برادر رسولت،آن وجود مباركى كه او را به علم خود برگزيدى،و براى هركه از بندگانت خواستى او را راهنما قرار دادى،و دليل بر وجود پيامبرى كه او را با رسالتهايت برانگيختى‏ و او را به عدالتت داور دين و فيصله‏بخش حكم خود در ميان بندگانت نهادى،و بر تمام اينها مسلّط نمودى،سلام‏ و رحمت و بركات خدا بر او باد.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى فَاطِمَةَ بِنْتِ نَبِيِّكَ وَ زَوْجَةِ وَلِيِّكَ وَ أُمِّ السِّبْطَيْنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ

 شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الطُّهْرَةِ الطَّاهِرَةِ الْمُطَهَّرَةِ التَّقِيَّةِ النَّقِيَّةِ الرَّضِيَّةِ الزَّكِيَّةِ سَيِّدَةِ نِسَاءِ أَهْلِ

الْجَنَّةِ أَجْمَعِينَ صَلاةً لا يَقْوَى عَلَى إِحْصَائِهَا غَيْرُكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ

سِبْطَيْ نَبِيِّكَ وَ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْقَائِمَيْنِ فِي خَلْقِكَ وَ الدَّلِيلَيْنِ عَلَى مَنْ بَعَثْتَ

[بَعَثْتَهُ‏] بِرِسَالاتِكَ وَ دَيَّانَيِ الدِّينِ بِعَدْلِكَ وَ فَصْلَيْ قَضَائِكَ بَيْنَ خَلْقِكَ.


خدايا درود فرست بر فاطمه دختر پيامبرت،و همسر ولىّ‏ات،و مادر دو فرزندزاده پيامبره،حسن و حسين،دو سرور جوانان اهل بهشت،آن بانوى پاك و پاكيزه و پاك گشته‏ و بى‏عيب و پسنديه و زكيّه،سرور بانوان همه اهل بهشت،درودى كه توان شمردن آن را كسى جز تو نداشته باشد.خدايا درود فرست بر حسن و حسين،دو فرزندزاده پيامبرت،و دو سرور جوانان اهل بهشت،دو قيام كننده در ميان بندگانت،و دو راهنما بر وجود پيامبرى كه او را به رسالتهايت برگزيدى‏ و دو داور دين به دادگرى و دو فيصله‏بخش حكم خود در ميان بندگانت.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَبْدِكَ الْقَائِمِ فِي خَلْقِكَ وَ الدَّلِيلِ عَلَى مَنْ بَعَثْتَ

بِرِسَالاتِكَ وَ دَيَّانِ الدِّينِ بِعَدْلِكَ وَ فَصْلِ قَضَائِكَ بَيْنَ خَلْقِكَ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ

بْنِ عَلِيٍّ عَبْدِكَ وَ خَلِيفَتِكَ فِي أَرْضِكَ بَاقِرِ عِلْمِ النَّبِيِّينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ

 الصَّادِقِ عَبْدِكَ وَ وَلِيِّ دِينِكَ وَ حُجَّتِكَ عَلَى خَلْقِكَ أَجْمَعِينَ الصَّادِقِ الْبَارِّ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى

 مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَبْدِكَ الصَّالِحِ وَ لِسَانِكَ فِي خَلْقِكَ النَّاطِقِ بِحُكْمِكَ [بِحِكْمَتِكَ‏] وَ الْحُجَّةِ

 عَلَى بَرِيَّتِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى عَبْدِكَ وَ وَلِيِّ دِينِكَ الْقَائِمِ

 بِعَدْلِكَ وَ الدَّاعِي إِلَى دِينِكَ وَ دِينِ آبَائِهِ الصَّادِقِينَ صَلاةً لا يَقْوَى عَلَى إِحْصَائِهَا غَيْرُكَ اللَّهُمَّ

 صَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَبْدِكَ وَ وَلِيِّكَ الْقَائِمِ بِأَمْرِكَ وَ الدَّاعِي إِلَى سَبِيلِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى

 عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ وَلِيِّ دِينِكَ .


خدايا درود فرست بر على بن الحسين‏ بنده قيام كننده در ميان بندگانت،و راهنما بر پيامبرى كه او را به رسالتهايت برگزيدى،و داور دين به دادگرى‏ و فيصله‏بخش حكم خود در ميان بندگانت،سرور بندگى‏كنندگانت.خدايا درود فرست بر محمّد بن على بنده و خليفه‏ات در زمين،شكافنده دانش پيامبران.خدايا درود فرست بر جعفر بن محمّد صادق،بنده‏ و ولى دينت،و حجّت بر همه بندگان،آن راستگوى نيكوكار.خدايا درود فرست بر موسى‏ بن جعفر،بنده‏ش ايسته‏ات،و زبانت در بين بندگانت،آن گوياى به قانون و فرمانت و حجّت بر مخلوقاتت.خدايا درود فرست بر على بن موسى الرضا،آن پسنديده پيشگاهت و بنده و ولىّ دينت،قيام كننده به‏ دادگرى و دعوت‏كننده به سوى دين تو،و دين پدران راستگويش،درودى كه توان شمردن آن را كسى جز تو نداشته باشد.خدايا درود فرست بر محمّد بن على بنده و ولىّ‏ات قيام كننده به امرت،و دعوت كننده به راهت‏ خدايا درود فرست بر على بن محمّد بنده و ولىّ دينت.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْعَامِلِ بِأَمْرِكَ الْقَائِمِ فِي خَلْقِكَ وَ حُجَّتِكَ الْمُؤَدِّي عَنْ نَبِيِّكَ

وَ شَاهِدِكَ عَلَى خَلْقِكَ الْمَخْصُوصِ بِكَرَامَتِكَ الدَّاعِي إِلَى طَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِكَ صَلَوَاتُكَ

 عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّتِكَ وَ وَلِيِّكَ الْقَائِمِ فِي خَلْقِكَ صَلاةً تَامَّةً نَامِيَةً بَاقِيَةً

تُعَجِّلُ بِهَا فَرَجَهُ وَ تَنْصُرُهُ بِهَا وَ تَجْعَلُنَا مَعَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِحُبِّهِمْ وَ

أُوَالِي وَلِيَّهُمْ وَ أُعَادِي عَدُوَّهُمْ فَارْزُقْنِي بِهِمْ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّي بِهِمْ شَرَّ الدُّنْيَا وَ

الْآخِرَةِ وَ أَهْوَالَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ.


خدايا درود فرست بر حسن بن على‏ عمل كننده به فرمانت،قيام كننده در ميان بندگانت،و حجّت كه ادا كننده بود از طرف پيامبرت،و گواهت بر بندگانت اختصاص يافته به كرامتت،دعوت كننده به طاعتت و طاعت رسولت،درودهايت بر همه آنان باد خدايا درود فرست بر حجّت و ولىّ‏ات،قيام كننده در ميان بندگانت،درودى كامل،روينده،پايدار كه به آن درود در گشايش امرش شتاب كنى،و به آن يارى‏اش نمايى،و ما را در دنيا و آخرت با او قرار دهى.خداى من به محبّت ايشان به تو تقرّب مى‏جويم‏ و دوست دارم دوست ايشان را،و دشمن دارم دشمن آنان را،پس به حق آنان خير دنيا و آخرت را نصيبم كن،و شرّ دنيا و آخرت و هراسهاى روز قيامت را از من بازگردان.
 
سپس نزد سر آن حضرت مى‏ نشينى و مى‏ گويى:

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ

 السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَمُودَ الدِّينِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ آدَمَ صِفْوَةِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِيِّ

اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ إِسْمَاعِيلَ ذَبِيحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ

يَا وَارِثَ مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عِيسَى رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ رَسُولِ

 اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ وَلِيِّ اللَّهِ وَ وَصِيِّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا

 وَارِثَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ،


سلام بر تو اى ولىّ خدا،سلام بر تو اى حجّت خدا،سلام بر تو اى نور خدا در تاريكيهاى زمين،سلام بر تو اى ستون دين،سلام بر تو اى وارث آدم برگزيده‏ خدا،سلام بر تو اى وارث نوح پيامبر خدا،سلام بر تو اى وارث ابراهيم دوست خدا سلام بر تو اى وارث اسماعيل قربانى خدا،سلام بر تو اى وارث موسى همسخن خدا سلام بر تو اى وارث عيسى روح خدا،سلام بر تو اى وارث محمّد فرستاده خدا سلام بر تو اى وارث امير مؤمنان على ولّى خدا،و جانشين فرستاده پروردگار جهانيان‏ سلام بر تو اى وارث فاطمه زهرا،سلام بر تو اى وارث حسن و حسين‏

سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ السَّلامُ

عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ بَاقِرِ عِلْمِ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ جَعْفَرِ بْنِ

 مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ الْبَارِّ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ

الشَّهِيدُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَصِيُّ الْبَارُّ التَّقِيُّ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ

أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ عَبَدْتَ اللَّهَ [مُخْلِصا] حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا

 أَبَا الْحَسَنِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.


دو سرور جوانان اهل بهشت،سلام بر تو اى وارث على بن الحسين زيور پرستندگان سلام بر تو اى وارث محمّد بن على،شكافنده دانش پيشينيان و پسينيان،سلام بر تو اى وارث‏ جعفر بن محمّد،راستگوى نيكوكار،سلام بر تو اى وارث موسى بن جعفر،سلام بر تو اى راستگوى شهيد،سلام بر تو اى جانشين نيكوكار پرهيزگار.گواهى مى‏دهم كه تو نماز را بپا داشتى،و زكات دادى،و امر به معروف و نهى از منكر نمودى،و خدا را(خالصانه)عبادت‏ كردى،تا مرگ تو را دررسيد،سلام بر تو باد اى ابا الحسن و رحمت و بركات خدا.

 بعد خود را به ضريح مى‏ چسبانى‏ و مى‏ گويى:

اللَّهُمَّ إِلَيْكَ صَمَدْتُ مِنْ أَرْضِي وَ قَطَعْتُ الْبِلادِ رَجَاءَ رَحْمَتِكَ فَلا تُخَيِّبْنِي وَ لا تَرُدَّنِي بِغَيْرِ قَضَاءِ

 حَاجَتِي وَ ارْحَمْ تَقَلُّبِي عَلَى قَبْرِ ابْنِ أَخِي رَسُولِكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا

 مَوْلايَ أَتَيْتُكَ زَائِرا وَافِدا عَائِذا مِمَّا جَنَيْتُ عَلَى نَفْسِي وَ احْتَطَبْتُ عَلَى ظَهْرِي فَكُنْ لِي

 شَافِعا إِلَى اللَّهِ يَوْمَ فَقْرِي وَ فَاقَتِي فَلَكَ عِنْدَ اللَّهِ مَقَامٌ مَحْمُودٌ وَ أَنْتَ عِنْدَهُ وَجِيهٌ.


خدايا از وطنم آهنگ تو كردم،و به اميد رحمتت شهرها را پشت سر گذاشتم،پس‏ نااميدم مكن،و بدون برآوردن حاجتم،بازم مگردان،و رفت‏وآمدم را بر قبر برادر فرزند فرستاده‏ات،(درود تو بر او و خاندانش)رحم كن،پدر و مادرم فدايت اى مولايم،به سوى تو براى زيارت آمدم،بر تو واردم،از آنچه خود جنايت‏ كرده‏ام،و بر پشتم بار كرده‏ام به تو پناه آوردم،به درگاه خدا شفيع من باش در روز تهيدستى و ندارى،براى تو نزد خدا مقامى بس‏ ستوده است،و تو نزد او بس آبرومندى.

 پس دست راست را بلند مى‏ كنى و دست چپ را بر قبر مى‏ گشايى و مى‏ گويى‏:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِحُبِّهِمْ وَ بِوِلايَتِهِمْ أَتَوَلَّى آخِرَهُمْ بِمَا تَوَلَّيْتُ بِهِ أَوَّلَهُمْ وَ أَبْرَأُ مِنْ كُلِّ

وَلِيجَةٍ دُونَهُمْ اللَّهُمَّ الْعَنِ الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَكَ وَ اتَّهَمُوا نَبِيَّكَ وَ جَحَدُوا بِآيَاتِكَ وَ سَخِرُوا بِإِمَامِكَ وَ

حَمَلُوا النَّاسَ عَلَى أَكْتَافِ آلِ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ فِي

الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ يَا رَحْمَانُ.


خدايا به سوى تو تقرب مى‏جويم با دوستى و ولايت ايشان،آخرين آنها را دوست دارم،آنگونه كه دوست داشتم اولين آنها را،و بيزارى مى‏جويم از هر يارى غير ايشان.خدايا لعنت كن كسانى را كه نعمتت را دگرگون كردند،و پيامبرت را متهمّ نمودند،و آياتت را منكر شدند،و امام برگزيده‏ات را ريشخند زدند،و مردم را عليه خاندان محمّد مسلط كردند،خدايا من با لعنت بر آنان و بيزارى از ايشان در دنيا و آخرت به تو تقرّب مى‏جويم اى مهربان.

 آنگاه بازمى‏ گردى،و به نزد پاى‏ آن حضرت مى‏ روى و مى‏ گويى:

صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رُوحِكَ وَ بَدَنِكَ صَبَرْتَ وَ أَنْتَ الصَّادِقُ الْمُصَدَّقُ

 قَتَلَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ بِالْأَيْدِي وَ الْأَلْسُنِ.


درود خدا بر تو اى ابا الحسن،درود خدا بر روح و پيكرت‏ شكيبايى نمودى،تويى راستگوى تصديق شده،خدا بكشد كسانى را كه تو را با دستها و زيانهايشان كشتند.

 سپس زارى كن و در لعنت بر قاتل امير مؤمنان عليه السّلام و قاتلان حسن و حسين عليهم السّلام و قاتلان همه اهل بيت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله‏ بيفزاى،آنگاه از پشت قبر برو،و بالاى سر آن حضرت دو ركعت نماز بجا آر،در ركعت اول سوره يس،و در ركعت‏ دوم سوره الرّحمن را بخوان و در دعا و زارى بكوش و براى خود و پدر و مادرت و همه برادران اهل ايمان خويش،بسيار دعا كن و آنچه خواهى نزد سر آن حضرت توقف كن،و توجه داشته باش كه بايد نمازهاى خود را نزد قبر بجا آورى. مولّف گويد:اين زيارت،بهترين زيارات آن حضرت است.در كتاب«فقيه»و«عيون»و كتب علاّمه مجلسى و غير ايشان و سخروا بامامك كه در آخر زيارت است با دو ميم است،يعنى خدايا لعنت كن،كسانى را كه استهزا نمودند به امامى كه براى ايشان قرار دادى،ولى در كتاب مصباح الزائر؛سخروا بايّامك است،كه اين نيز صحيح است،بلكه‏ شايد از جهتى اولى باشد،چه آن‏كه مراد از ايّام ائمه عليهم السّلا هستند،همان‏طور كه در روايت صقر بن ابى دلف در فصل پنجم از باب اول گذشت اين را هم بدان،كه لعنت كردن بر قاتلان ائمه عليهم السّلام به هر زبانى انجام گيرد خوب است‏ و اگر زائرين اين عبارت را كه از بعضى دعاها گرفته شده بخواند،شايد مناسب‏ تر باشد:

اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ قَتَلَةَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ وَ قَتَلَةَ أَهْلِ بَيْتِ

 نَبِيِّكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ أَعْدَاءَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ قَتَلَتَهُمْ وَ زِدْهُمْ عَذَابا فَوْقَ الْعَذَابِ وَ هَوَانا فَوْقَ هَوَانٍ وَ ذُلا

 فَوْقَ ذُلٍّ وَ خِزْيا فَوْقَ خِزْيٍ اللَّهُمَّ دُعَّهُمْ إِلَى النَّارِ دَعّا وَ أَرْكِسْهُمْ فِي أَلِيمِ عَذَابِكَ رَكْسا وَ

احْشُرْهُمْ وَ أَتْبَاعَهُمْ إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرا.


خدايا قاتلان امير مؤمنان،و قاتلان حسن و حسين(درود بر ايشان)و قاتلان اهل بيت‏ پيامبرت را لعنت كن.خدايا دشمنان و قاتلان خاندان محمّد را لعنت كن،و بر آنان بيفزا عذابى بر عذاب،و خوارى‏ بر خوارى،و زبونى بر زبونى،و رسوايى بر رسوايى.خدايا آنان را به سوى آتش پرتاب كن،پرتابى سخت و در عذاب دردناكت نگونسارشان گردان نگونسارى شديد،و ايشان و پيروانشان را گروه‏گروه به سوى دوزخ محشور كن.

************************
رَحِمَ الله مَن یَقرأ فاتِحةَ مَعَ صَلوات

مسجد شیخ لطف‌الله در 'دبی' و غفلت تاریخی ما +تصاویر

قرار نیست معماری گذشته‌مان را تکرار کنیم اما می‌توان هویت معماری ایرانی را با مقتضیات زمان و فناوری معاصر تلفیق و معماری غنی اسلامی ایرانیِ شایسته را در ابعادی وسیع بازتولید کرد. در حال حاضر، مطالعات گسترده‌ای روي فناوری بادگیر ایرانی در انگليس در حال انجام است که به مرحله اجرای طرح‌های کاربردی هم رسیده است.
گروه فرهنگی مشرق - چهره ناهمگون و هزار رنگ ساختمان ها در تهران و دیگر کلانشهرهای کشورمان، ظاهری پر وصله و پینه از معماری معاصر ایران در خاطره ی نسل امروز به یادگار گذاشته است. ظهور ساختمان های سر به فلک کشیده، برج های شیشه ای و مجتمع های عظیم مسکونی در کوچه های باریک شهر، تنها بخشی از این ناهنجاری را تشکیل می دهد. اگر نگاه تاریخی به این موضوع داشته باشیم، ریشه ی این ماجرا به 100 سال پیش بازمی گردد. در اواخر دوران قاجاریه و اوایل دوران پهلوی اول با توجه به روابط نزدیک میان ایران و اروپا، فضای شهری و به ویژه تهران به عنوان پایتخت ایران تحت تاثیر معماری غرب قرار گرفت.

در تهران این شکل از ساخت و ساز به دلیل سرعت سرمایه گذاری، تغییرات اجتماعی و سیاسی نمود بیشتری داشت در واقع شکل سنتی ساخت و ساز ایران در دوران مدرن ریشه در معماری غرب دارد، چرا که شیوه آموزش مدارس معماری کشورمان(برای مثال دانشگاه تهران به عنوان اولین دانشکده آموزش معماری در ایران) بر اساس الگوی دانشگاه های معماری فرانسه شکل گرفت و آموزش و ساخت و ساز در کشور ما با الگو برداری از سیستم های غرب متداول شد. در 100 ساله اخیر بسیاری از معماران سعی در انکار خود و توجه به تجدد طلبی بعضاً سطحی کرده و گمان می کنند توجه به معماری اصیل نوعی تحجر به حساب می آید. امروز معماران ایرانی نسبت به تاریخ معماری گذشته شان بی مهر شده و شاهد هستیم که معماری امروزی شهرهای ما ناشی از شیفتگی نگاه معماران در پیروی از فرهنگ غرب است که نه برای خودشان معنا دارد و نه برای شهروندان.

نکته قابل تأمل در این خصوص این است که دیگر کشورهای جهان، بیشتر از ما ایرانیان، به ارزش های معماری کشورمان پی برده اند. ما در یادداشت به سه نمونه از این موارد اشاره می کنیم.
 

مرکز تجاری "ابن بطوطه" در امارات و الهام گیری از معماری اسلامی- ایرانی در بخش هایی از این مجتمع
 
 

در سالن ایران مرکز خرید ابن بطوطه، گنبد مسجد شیخ لطف الله به عنوان نقطه عطف این سالن در نظرگرفته شده است و تزئینات آن پس از طی مراحل ترسیمی بسیار دقیق پیاده سازی شده است

***نمونه اول: مرکز تجاری "ابن بطوطه" در امارات 
مرکز تجاری "ابن بطوطه" در امارات و در شهر دبی احداث شده است. نام این مرکز از نام جهانگردی به نام "ابن بطوطه"، برداشت شده است. این جهانگرد معروف حدود شش مرتبه به ایران سفر نمود و در تمام سفرهای شرقی خود از زبان فارسی برای ارتباط با غیرعرب ها استفاده می کرد. سفرنامه های او در دو سوی سواحل دریای فارس (خلیج فارس کنونی) و شهرهای فارس از جمله شیراز، خوزیه (خوزستان)، تُستر(شوشتر)، تبریز و خراسان خواندنی است. سفرنامه ابن بطوطه از کتاب های با ارزش جغرافیایی سده‌های میانه‌ است. 

مرکز خرید ابن بطوطه دارای ۶ بخش است که معماری هر کدام از این بخش ها با الهام از ۶ کشوری است که ابن بطوطه به آن سفر کرده است: چین، شبه‌قاره هند، ایران، مصر، تونس و آندلس. این بازار که در سال ۲۰۰۵ گشایش یافته است. با مساحت ۱،۲۰۰،۰۰۰ فوت مربع بزرگ‌ترین مرکز خرید اقتباسی جهان می باشد.
 

در سالن ایران، دیوارها با طرح کاشی های ایرانی در سبک های مختلف طراحی و با تکنولوژی روز تلفیق شده است
 

مرکز تجاری ابن بطوطه در امارات




 
معماری بخش های مختلف این مرکز تجاری با مطالعه‌ای گسترده و دقیق انجام گرفته است. این مطالعات شامل بررسی تاریخ معماری کشورهای مذکور، انواع تزئینات معماری در دوران مختلف و فن شناسی معماری این کشورها می‌باشد. در این تحقیقات در خصوص معماری کشور ایران با توجه به غنای معماری و تزئینات وابسته به آن در دوران صفوی و شیوه اصفهان، اساس کار و شیوه های ترسیمی از معماری دوران صفویه الگوبرداری شده است. در سالن ایران مرکز خرید ابن بطوطه، گنبد مسجد شیخ لطف الله به عنوان نقطه عطف این سالن در نظرگرفته شده است و تزئینات آن پس از طی مراحل ترسیمی بسیار دقیق پیاده سازی شده است. در سالن ایران، دیوارها با طرح کاشی های ایرانی در سبک های مختلف طراحی و با تکنولوژی روز تلفیق شده است. 

این روش در طراحی بخش های مصر، چین، هند، تونس و آندولس نیز به همین شیوه اجرا شده است. از هر یک از ورودی ها که وارد می شوید گویی پا به شهر جدیدی گذاشته اید که در سال های دور، در مسیر سفر یک جهانگرد بوده و به سبک بازارهای سنتی در امتداد هم، با دالان هایی که پیوند میان کشورهاست، به یکدیگر متصل شده اند.
 

مرکز تجاری ابن بطوطه

مسجد شیخ لطف‌الله یکی از مسجدهای تاریخی و شناخته شده شهر اصفهان است که در دوران صفویه بنا شده‌است. این مسجد شاهکاری از معماری و کاشی‏‌کاری قرن یازدهم هجری است که توسط استاد محمدرضا اصفهانی از معماران نامدار آن دوره ساخته شده‌است. مسجد شیخ لطف‌الله به فرمان شاه عباس اول در مدت هجده سال بنا شده‌است. این مسجد در ضلع شرقی میدان نقش جهان و مقابل عمارت عالی‌قاپو و در همسایگی مسجد امام واقع شده‌است. مسجد شیخ لطف‌الله داراى‌ گنبدى‌ است‌ که‌ از درون‌ و بیرون‌ با کاشى‌‌کارى‌هاى‌ زیبا پوشیده‌ شده‌ است‌. این‌ گنبد روى‌ چندین‌ طاق‌ کنگره‌ دار مرتفع‌ استوار است‌ و با آیات‌ قرآنى‌ آراسته‌ شده‌ است‌.در فراز مسجد شیخ لطف‌الله دایره‌اى‌ وجود دارد که‌ داراى‌ منافذى‌ است‌ که‌ با تزیینات‌ فلزى‌ آراسته‌ شده‌ است‌ و براى‌ روشنایى‌ و تهویه‌ به‌ کار مى‌رود.این‌ گنبد به‌ نقوش‌ اسلیمى‌ بسیار ظریفى‌ تزیین‌ شده‌ که‌ در قشر خارجى‌ به‌ یک‌ ستاره‌ هشت‌گوش‌ ساخته‌ شده‌ از کاشى‌هاى‌ معرق‌ رنگارنگ‌ منتهى‌ مى‌شود. نکات فنی بسیاری در طراحی این مسجد لحاظ شده است.
 

مسجد شیخ لطف الله در اصفهان
 
***نمونه دوم: تحلیل دِرِک کاپلِن(معمار غربی) از ویژگی های منحصر به فرد مسجد شیخ لطف الله
دِرِک کاپلِن(Derek Kaplan ) معمار غربی در مورد ویژگی های منحصر به فرد مسجد شیخ لطف الله چنین می گوید: سال ها قبل از اینکه هیچ بحث و سخن علمی، حتی در ابتدای ترین شکل آن، در مورد پیچیدگی های خلقت در مغرب زمین مطرح شده باشد، معماران این بنا ایده ای مذهبی و جهان بینی خود را در قالب یک تصویر گسترده گرافیکی بیان می کنند و به طرز استادانه ای این فلسفه به کار گرفته و خداوند را به عنوان مبداء این پیچیدگی نشان داده اند. چیزی که من در کلیسا ها هرگز ندیده ام. تمام این تغییرات دقیق در روی سطوح منحنی از قطغات کاشی برش خورده به وجود آمده اند که بدون وجود تکنولوژی های جدید و کامپیوتر تعریف و ساخته شده اند. تنها چیزی که می توانیم تصور کنیم این است که آنها از طریق تکرار آزمون و خطا به آن دست یافته‌اند. درک کاپلن می گوید: شگفتی من از این است که فرم ها و نقوش مسجد شیخ فضل الله به گونه ای است که حتی با پیشرفته ترین نرم افزارهای معماری، به سختی می توان از تکنولوژی آن نمونه برداری کرد.  
 

نمونه ای از یک مرکز تجاری و هایپرمارکت در ایران
 
***نمونه سوم: شگفتی لویی کان( از معماران صاحب سبک غربی) از معماری مسجد شیخ لطف الله
"لویی کان"، از مشهورترین معماران غربی در اواخر عمر خود به اصفهان سفر می کند. هنگامی که  وی در میدان نقش جهان برای نخستین بار، با مسجد شیخ لطف الله روبرو می شود، بهت زده و حیران به این مسجد خیره شده و پس از مدتی شروع به گریستن می کند. همراهان وی، علت گریستن وی را جویا می شوند ولویی کان در پاسخ می گوید: من چنین معماریِ باشکوهی را حتی در رؤیاهای خود نمی دیدم!
یعنی. آنکه لویی کانِ مشهور، مسحور معماریِ معمارِ نامشهور و گمنام مسجد شیخ لطف الله می شود. تفاوت این شهرت در تفاوت میان معماری غربی و معماری ایرانی است.

قرار نیست که ما، معماری گذشته مان را عین به عین تکرار کنیم
اکنون زمان آن فرا رسیده که به معماری ایران، نه صرفا به مثابه آثاری تاریخی و باستانی، بلکه در حکم آثاری نگریست که روح زنده و پایدار درون آنها می تواند الهام بخش هنرمندان معاصر باشد. متاسفانه معماری معاصر ایران فاقد ارزش واقعی است، زیرا اولا تقلید بی عمق است و ثانیا با شرایط بومی هیچ تناسبی ندارد. همت و تفکر پیشینیان ما که توانستند در طبیعت ناسازگار فلات ایران، از زمین به عنوان یک موهبت بهره گرفته و معماری را براساس (نور، باد، آب و خاک) با پیشرفته ترین تکنولوژی زمانه خود ایجاد کنند و فضایی را پدید آورند که متناظر با انسان خاکی-آسمانی است، مورد توجه جدی جریانات نوین معماری معاصر جهان (همانند معماری پایدار) قرار گرفته است و این گروه از معماران، به الگوبرداری و معاصرسازی معماری ایرانی در کشورهای خود پرداخته‌اند. به گونه ای که در حال حاضر، مطالعات گسترده ای درخصوص تکنولوژی بادگیر ایرانی در انگلستان در حال انجام است و این مطالعات به مرحله اجرای پروژه های کاربردی نیز رسیده است. قرار نیست که ما، معماری گذشته مان را عین به عین تکرار کنیم بلکه بایستی با ایجاد یک پیوستگی، هویت معماری ایرانی و رفتار هوشمندانه با طبیعت را با مقتضیات زمان و تکنولوژی معاصر تلفیق کرده و معماری غنی اسلامی ایرانیِ شایسته کشور عزیزمان را در ابعادی وسیع بازتولید کنیم.

مدیران صادراتی سپاه/ چه کسانی مدیران برخاسته از سپاه هستند؟


مقام معظم رهبری در 26 شهریور 92 به مدیرانی که صادرات سپاه به عرصه مدیریتی کشور هستند اشاره فرمودند و آنان را مدیران موفق دانستند. متن زیر به معرفی و بررسی سوابق این مدیران می پردازد.

دیدبان: رهبر انقلاب در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که در 26 شهریور ماه برگزار شد، به نکته ای درخشان در کارنامه سپاه اشاره کردند؛ آن هم صادرات انسانی سپاه به مجموعه دستگاه​های حاکمیتی نظام جمهوری اسلامی است؛ رهبر انقلاب این امر را فهرستی طولانی و افتخار آمیز برای سپاه دانستند؛ ایشان در این باره همچنین فرمودند که باتدبیرترین و قوی ترین و بهترین مدیران کشور، در زمینه غیر نظامی، توسط سپاه تربیت شده​اند. این نکات مهم رهبر انقلاب، باعث شد تا نگاهی داشته باشیم به صادرات انسانی سپاه به دستگاه​های حاکمیتی نظام مقدس جمهوری اسلامی.

 

صادرات انسانی سپاه

رهبر انقلاب در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران، صادرات انسانی سپاه به دستگاه​های حاکمیتی نظام را از افتخارات سپاه و یک فهرست طولانی و افتخار آمیز توصیف کردند.

نگاه گذرا به سابقه برخی مدیران در سطوح بالای نظام، در می​یابیم که بسیاری از آنان، در سابقه خود، عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به عنوان یک افتخار در کارنامه دارند. البته در این میان مدیرانی در سطح کلان نیز وجود دارند، که از مدیران موفق نظام محسوب شده و آنان نیز افتخار عضویت در سپاه را در کارنامه خویش دارند. رهبر انقلاب در سخنرانی خود به این امر اشاره کردند که « باتدبیرترین و قوى‌ترین و بهترین مدیران کشور را هم در زمینه‌ى غیر نظامى»، سپاه تربیت کرده است. در این مقال نگاهی خواهیم داشت به برخی از مدیران موفق و با تدبیر و قوی نظام، که در سابقه خود افتخار عضویت در سپاه پاسداران را در کارنامه خویش دارند؛ مدیرانی که باید آنان را تربیت شده سپاه پاسداران دانست.

 

علی لاریجانی

علی لاریجانی را بدون شک باید یکی از مدیران موفق تربیت شده سپاه در جمهوری اسلامی دانست. لاریجانی که در روزهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی ، بدلیل حساسیت سازمان صدا و سیما، با رایزنی آیت الله مطهری به آن سازمان وارد شد و یک دوره از فعالیت را در آن سازمان آغاز کرده بود، در روزهای تحرکات ضد انقلابی بنی صدر و منافقین با همکاری و همفکری نزدیک شهید بهشتی، در جهت روشنگری افکار عمومی اهتمام خاص داشت.

حضور لاریجانی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در سالهای ابتدایی جنگ رقم خورد؛ وی در دوران دفاع مقدس و از سال 1361 به سپاه پاسداران پیوست و در سمت معاونت سپاه و جانشین ستاد کل سپاه پاسداران تا سال 71 خدمت کرد.

«سپس با رهنمود رهبر معظم انقلاب اسلامی، مسئولیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را پذیرفت و در سال 1371 با حکم معظم له رئیس سازمان صدا و سیما شد.

فعالیت پنج سال نخست دکتر لاریجانی و بدنبال آن دوره پنج ساله دوم، حرکتی چشمگیر در بعد کمی و کیفی در صدا و سیما را نشان دا د . شبکه های استان ی (از جمله شبکه رادیوئی و تلویزیونی استانی قم) رادیو معارف، شبکه قرآن، العالم، الکوثر، شبکه خبر، شبکه های جهانی جام جم و... سریالهای با کیفیت » از جمله اقدامات لاریجانی در آن روزهاست. عملکرد لاریجانی در سازمان صدا وسیما به گونه ای بود که در پایان دوره ده ساله​اش مورد تقدیر ویژه رهبر انقلاب قرار گرفت.[1]

لاریجانی حدود 10 سال نیز نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی و 2 سال نیز دبیری این شورا را بر عهده داشت؛ لاریجانی در ایام دبیری شورا، مسئولیت پرونده هسته​ای کشور را نیز بر عهده داشت که به اعتقاد برخی از کارشناسان، دوره مسئولیت وی در پرونده هسته​ای، درخشان​ترین مدیریت بر این پرونده بوده است. لاریجانی سپس از شهرستان قم به مجلس شورای اسلامی راه یافت و در دوره هشتم و نهم، ریاست این مجلس را نیز عهده دار شد؛ عملکرد لاریجانی در مجموع مدیریت این دو دوره مجلس نیز موفق ارزیابی می​شود.

 

محمدباقر قالیباف

بسیاری معتقدند قالیباف را باید قوی ترین مدیر اجرایی پس از انقلاب دانست؛ این نظر هم نه از روی تعصب یا حدس است، که رفتار و عملکرد دکتر محمدباقر قالیباف این اعتقاد را برای بسیاری بوجود آورده است که او قدرتمندترین مدیر پس از انقلاب است.

دوران حضور قالیباف در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز به روزهای نخست آغاز جنگ تحمیلی بر می​گردد؛ قالیباف نوجوان در سن ١٨ سالگی وارد جبهه و سپاه پاسداران شد و به دلیل قابلیتهایی که از خود نشان داد در سال ١٣٦١به عنوان فرمانده تیپ امام رضا(ع) و یک سال بعد در جایگاه فرمانده لشکر ٥ نصر خراسان انتخاب شد.

در سال ١٣٧٣مسئولیت قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) را پذیرفت. پروژه هایی همچون راه آهن ١٦٥ کیلومتری مشهد سرخس که ایران افغانستان، آذربایجان، قرقیزستان، قزاقستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، پاکستان و ترکیه را به هم وصل می کند، گازرسانی به ٥ استان مرکزی و غربی، ساخت سازه عظیم دریایی خلیج فارس و سد بزرگ کرخه از جمله توفیقات قالیباف در این دوره مدیریت است.

در سال ١٣٧٦ محمدباقر قالیباف، به دستور مقام معظم رهبری عهده دار فرماندهی نیروی هوایی سپاه شد و باور بر تخصص گرایی باعث شد تا با گذراندن دوره های فشرده خلبانی در ایران و فرانسه مجوز پرواز با ایرباس را بدست آورد.قالیباف در سال ۱۳۷۹ مجدداً با حکم حضرت آیت الله خامنه ای، فرماندهی نیروی انتظامی ایران را عهده دار شد؛ این دوران را نیز از مصادیق مدیریت موفق قالیباف می​دانند؛ در دوره فرماندهی وی در نیروی انتظامی، سامانه ۱۱۰ راه اندازی و تاسیس شد که ابتکار او محسوب می شود. از جمله دیگر دستاوردهای ایشان در این دوره می‌توان به گسترش استفاده از عنوان پلیس، تجهیز نیروی انتظامی به خودروهای روز دنیا مانند مرسدس بنز و تویوتا، ایجاد دفاتر خدمات دولت الکترونیک یا پلیس ۱۰+ و مرکز نظارت همگانی مردمی ١٩٧ نام برد.  قالیباف در سال ۱۳۸۳ به عنوان نماینده سیدمحمد خاتمی (رییس جمهور وقت) و رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز منصوب گردید.

قالیباف در سال 1384 به عنوان شهردار تهران برگزیده شد؛ این انتخاب برای سه دوره متوالی نیز ادامه یافت و وی هم اکنون نیز شهردار پایتخت است. مدیریت موفق قالیباف باعث شد، در سال ۱۳۸۷ برابر با سال ۲۰۰۸ میلادی از طرف سایت شهرداری‌های جهان به عنوان هشتمین شهردار برتر دنیا معرفی شود. « در سال ٢٠١٠ میلادی کلانشهر تهران برای اولین بار در یکی از شاخصهای توسعه شهری مفتخر به کسب رتبه، از یک سازمان معتبر بین المللی شد. تهران در آن سال در حوزه حمل و نقل به عنوان یکی از پنج شهر برتر دنیا از نظر حمل و نقل از سوی موسسه سیاست‌های حمل و نقل و توسعه موسوم به ITDP گردید. همچنین در سال ٢٠١١ میلادی و در دهمین اجلاس متروپلیس (اتحادیه کلانشهرها و پایتخت های جهان)، تهران از بین ١٦٢ کلانشهر دنیا به عنوان شهر برتر جهان در زمینه ارتقای کیفیت زندگی شهروندان مورد تقدیر قرار گرفت. این جایزه که معتبرترین جایزه بین المللی در زمینه مدیریت شهری در دنیاست به دلیل تلاش برای ارتقای کیفیت زندگی شهروندان به ویژه در زمینه توسعه حمل و نقل عمومی و بهره گیری از روش های مناسب نظیر سامانه BRT، دوچرخه های عمومی و … به تهران تعلق گرفت.»[2]

 

سید پرویز فتاح

پرویز فتاح را بیشتر با عنوان وزیر نیرو در دولت نهم می​شناسند؛ وزیری محجوب و متعهد، که مدیریتی موفق را نیز از خود به یادگار گذاشت؛ فتاح نیز از تربیت شدگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. سید پرویز فتاح مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه صنعتی شریف و در رشته عمران دریافت کرد؛ سپس مدرک کارشناسی ارشد سیستم را از دانشگاه امام حسین (ع) و امیر کبیر اخذ کرد.

فتاح در دوران جنگ تحمیلی حضور چشمگیری در عرصه​های جهادی در کشور داشت؛ حضور وی در جهاد سازندگی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از این جمله اند؛ فتاح را باید از مؤسسین جهاد در استان آذربایجان غربی دانست. فتاح در تمام طول دوران جنگ در زمینه​های مختلف در خدمت سپاه و جهاد بود؛ حضور در عرصه​های مدیریتی و مهندسی از این موارد است.

فتاح از سال 68 تا 70 نیز مسئول ستاد نیروهای سازمان ملل در ایران بود. مهندس پرویز فتاح حضورش در سپاه اما همچنان ادامه داشت. وی به مدت 11 سال معاون فنی و قائم مقام شرکت مهندسی سپاسد بود. وی همچنین مدیر پروژه های سد کرخه و گتوند بود.[3] با آغاز به کار دولت نهم، به یاری احمدی نژاد رفت و مسئولیت خطیر وزارت نیرو را بر عهده گرفت؛ دوره مسئولیت وی در این وزارت نیز به عقیده بسیاری، از دوره​های موفق این وزارت و کارنامه پرویز فتاح محسوب می​شود. فتاح اما به دلایلی در دولت دهم حضور نداشت و بار دیگر به جمع یاران سپاهی​اش پیوست؛ وی اکنون مسئول بنیاد تعاون سپاه است.

از نکات قابل توجه در رفتار و عملکرد فتاح باید به سنت شکنی​های وی در عرصه​های مدیریتی اشاره کرد؛ وی هر جا که مدیر موفقی را در مسئولیتی که خود برعهده گرفته بود، می​دید به شدت از او حمایت می​کرد؛ به عنوان نمونه وی هنگامی که نمایندگان مجلس قصد استیضاح وزیر نیروی دولت دهم را داشتند، به آنان نامه نوشت و از توانایی های وزیری که جایگزین خود او شده بود، دفاع کرد؛[4] او همچنین از مجلسی​ها خواست به وزیر پیشنهادی دولت یازدهم رای بالایی بدهند چرا که او مدیر توانمندی است؛[5] این موارد از جمله رفتارهای نیکو و پسندیده این پاسدار انقلاب است.

 

رستم قاسمی

رستم قاسمی سردار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزیر سابق وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران است؛ قاسمی 49 ساله فارغ التحصیل مهندسی عمران است و سوابق مهندسی و مدیریتی بسیاری در دوران 8 ساله دفاع مقدس دارد؛ قاسمی را به حق باید یکی از تربیت شدگان ویژه سپاه پاسداران دانست. قاسمی که در سال 60 وارد سپاه شد، افتخار جانبازی را نیز در کارنامه خود دارد.

بررسی اجمالی سوابق حضور و فعالیت قاسمی در سپاه پاسداران، جایگاه و توان مدیریتی و اجرایی وی را به خوبی روشن می​سازد:

فرماندهی یگان‌های رزمی در دوران دفاع مقدس

فرمانده مهندسی قرارگاه دریایی عملیاتی خاتم الانبیاء (ع)

فرمانده مهندسی نیروی دریایی سپاه

فرمانده قرارگاه سازندگی نوح (ع)

فرمانده قرارگاه مرکزی سازندگی خاتم الانبیاء (ع)[6]

قاسمی با این تجربه مدیریتی موفق، برای تصدی وزارت نفت به مجلس معرفی شد که توانست با بیش از 215 رأی موافق، بر صندلی وزارت نفت بنشیند. قاسمی در ایام حضورش در وزارت نفت نیز اقدامات مهم و ماندگاری را انجام داد. تنها به عنوان نمونه به این موارد می​توان اشاره کرد:

مجری پروژه‌های مهم پارس جنوبی در فازهای مختلف

خط انتقال گاز (خط هفتم گاز) از عسلویه به ایرانشهر (خط صلح)

مدیر پروژه فازهای ۱۵-۱۶ پارس جنوبی

خط انتقال گاز از اهواز به ایلام (خط ۶)

مجری الفین پنجم (۵۰۰ هزار تنی اتیلن) عسلویه

قاسمی در سال​های اواخر وزارتش، مسئولیت اوپک را نیز بر عهده داشت؛ عملکرد مدیریتی قاسمی در روزهایی که نفت ایران نیز توسط امریکا تحریم شده بود، اهمیت ویژه ای یافت و تا حدودی نیز موفق ارزیابی می​شود. نشریه معتبر «فوربس» نام رستم قاسمی را در سال 2012 در بین 10 مرد تاثیرگذار جهان قرار داده بود.[7]

 

محمدباقر ذوالقدر

سردار محمدباقر ذوالقدر در سال 1333 متولد شد؛ در سال​های پیش از انقلاب وارد فعالیت​های سیاسی و مبارزاتی علیه رژیم شاه شد. او در جریان نهضت امام خمینی علیه رژیم پهلوی، به همراه چند تن دیگر از انقلابیون گروه منصورون را راه انداخت؛ گروهی که پس از پیروزی انقلاب و در اتحادی با 6 گروه مبارز و انقلابی دیگر، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را به راه انداختند.

ذوالقدر اما حضورش در این سازمان چندان دوام نیافت. در روزهایی که اختلاف بر سر نظرات آیت​الله راستی کاشانی در سازمان بالا گرفت، ذوالقدر از حامیان نظرات آیت​الله بود. او پاسداری از انقلاب را از همان روزهای نخست انقلاب آغاز کرد؛ ابتدا کمیته​ها و بعد هم سپاه پاسداران؛ بعد هم که حضرت امام اعلام کردند که افراد یا باید در احزاب سیاسی حضور داشته باشند یا در ارگان​های نظامی؛ وی حضور در سپاه را به عضویت در سازمان ترجیح داد؛ در نتیجه ذوالقدر لباس سبز پر افتخار سپاه را برای چندین سال بر تن کرد.

در دوران جنگ تحمیلی عراق به ایران، محمدباقر ذوالقدر مسئولیت آموزش سپاه را برعهده داشت و سپس فرمانده قرارگاه جنگ‌های نامنظم سپاه شد.

ذوالقدر اما پس از جنگ نیز خدمت خود را در سپاه ادامه داد؛ ذوالقدر که در ایام دفاع مقدس قدرت مدیریتی خود را نشان داده بود، پس از جنگ و به مدت 8 سال رئیس ستاد مشترک سپاه شد و با قدرت در این مسند، طی طریق کرد. پس از آن رهبر انقلاب، بنا به پیشنهاد فرمانده وقت سپاه پاسداران، ذوالقدر را به سمت جانشینی فرمانده کل سپاه منصوب کردند. رهبر انقلاب در حکم خود نوشتند که «​براساس معرفت به تعهد و تقوا و کاردانى و تجربه » ذوالقدر، وی را به این سمت منصوب می​کنند.[8] حضور وی در این سمت با مدیریت و موفقیت همراه بود؛ کنترل و عملکرد وی در بحران کوی دانشگاه در سال 78 از مواردی است که باعث شد ضد انقلاب کینه سختی از او به دل بگیرند.

ذوالقدر همچنین در دوران دبیری علی لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی به عنوان قائم مقام وی فعالیت می​کرد؛ او همچنین به عنوان معاونت سیاسی وزارت کشور در دوره مصطفی پورمحمدی بود که البته 2 سال بیشتر طول نکشید. ذوالقدر اکنون به عنوان معاون راهبردی و همچنین حفاظت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه فعالیت می​کند. ذوالقدر را پس از اجرای این همه مسئولیت خطیر، باید یکی از تربیت شدگان موفق سپاه در عرصه مدیریتی کشور دانست.

 

سید عزت الله ضرغامی

سید عزت الله ضرغامی متولد 1338 در شهر دزفول است. همگان او را با نام رئیس سازمان صدا و سیما می​شناسند؛ حال آنکه ضرغامی سابقه فراوانی در عرصه​های مدیریتی دارد؛ او از سابقه مبارزاتی در سالهای پیش از انقلاب را نیز در کارنامه خود دارد. ضرغامی فارغ التحصیل مهندسی عمران از دانشگاه امیرکبیر و دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت است.

ضرغامی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فعالیت انقلابی خود را ادامه داد؛ وی در جمع دانشجویانی بود که به تسخیر لانه جاسوسی پرداختند. او  در آغاز جنگ تحمیلی، آموزه های علمی خود را در خدمت مدافعان انقلاب به کار گرفت؛ او در همین روزها بود که وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و مدیریت پروژه های حساس تحقیقاتی و تولیدی در صنایع دفاعی را عهده دار شد. ضرغامی فعالیت خود در سپاه را اینگونه توصیف می​کند:

« یک بخش مهم از سابقه من در سپاه؛ حضور در صنایع نظامی و تولید انواع راکت‌های جنگی مورد نیاز جبهه‌ها بود. مجموعه کارخانجات شهید حسن باقری که از نقطه صفر آغاز شد و امروز سرمایه ارزشمندی برای صنایع نظامی کشور است.

 

اولین پروژه تولیدی؛ نمونه‌سازی و تولید آزمایش و نهایتاً تولید انبوه موشک مینی کاتیویی (107) م.م. بود که به صورت انبوه در جبهه‌ها استفاده می‌شد...

برای تولید انبوه این راکت‌ها در سطح بسیار وسیع، هم از کارخانجات دولتی و هم بخش خصوصی حتی در شهرستان‌ها و شهرهای دور سازماندهی و به‌کار گرفته شدند. امکانات تولیدی در اختیارشان قرار گرفت و تجهیزات کنترل دقیق قطعات برای آنها ارسال شد. جمع‌آوری مرتب تولیدات؛ کنترل کیفی‌ آنها و رساندن قطعات پای مونتاژ آن هم با خطراتی که مواد انفجاری از قبیل TNT، سوخت و... داشت، کار بزرگی بود که با همت جوان‌ها به خوبی صورت گرفت و ما از این لحاظ در آن مقطع خودکفا شدیم. به تدریج راکت‌های دیگر نیز در زمره پروژه‌های این مجموعه درآمد که خوشبختانه امروز همه آنها با موفقیت تولید و تحویل نیروهای مسلح می‌شود.

در جریان تحقیق و تولید این راکت‌ها، بسیاری از صنایع و قابلیت‌های تحقیقاتی کشور که شناخته شده نبود و راکد مانده بود، فعال شده و بعدها نیز جزو فعال‌ترین مجموعه‌های تولیدی و تحقیق و پژوهشی کشور شدند.»[9]

ضرغامی سپس از سپاه راهی وزارت ارشاد و سازمان صدا و سیما بود. ضرغامی که از سال 65 به عنوان مشاور در شورای عالی انقلاب فرهنگی فعالیت داشت، از سال 71 تا 76 به عنوان مشاور عالی وزیر ارشاد و معاون امور مجلس و استانهای این وزارت خانه فعالیت کرد. او مدتی را نیز عضو شورای عالی سیاستگذاری بر صدا وسیما بود. ضرغامی از از 76 تا 79 نیز معاون امور مجلس وزارت دفاع بود و سپس برای مدت 4 سال به عنوان معاون امور مجلس و استانهای سازمان صدا و سیما به فعالیت پرداخت.[10]

در سال 83 و با خداحافظی لاریجانی از صدا و سیما، رهبر انقلاب طی حکمی ضرغامی را به مدت 5 سال به ریاست سازمان صدا و سیما منصوب کردند که این حکم برای یک دوره دیگر نیز تمدید شد. عملکرد ضرغامی در صدا و سیما نشان از مدیریت قدرتمند وی دارد؛ او سلسله مراتب را به ترتیب طی کرد و هر بار با نشان دادن لیاقت و شایستگی مدیریتی خود، به مناصب بالاتر رسید تا جایی که به مدت 10 سال توسط رهبر انقلاب به ریاست سازمان صدا  وسیما رسید.

 

محمدحسین صفار هرندی

صفار هرندی با سردبیری کیهان بیشتر مشهور شد و بعد هم در وزارت ارشاد نامش بیشتر بر سر زبان​ها افتاد. صفار که این روزها به سن 60 سالگی رسیده است، در سال 52 در رشته راه و ساختمان دانشگاه علم و صنعت پذیرفته شد. او تحصیلات خود را در سال 1372 ادامه داد؛ وی در این سال دوره دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه معادل کارشناسی ارشد را پایان داد و سال 1373 دوره نظری مدیریت استراتژیک (بدون ارائه پایان‌نامه دکتری) را به پایان رساند.

حضور صفار در سپاه پاسدران اما بسیار پررنگ است. او از همان روزهای آغازین جنگ وارد سپاه شد و تا سال 1372 به طور تمام وقت در این نهاد انقلابی فعالیت داشت. سپس به عنوان مامور به روزنامه کیهان رفت و تا سال 84 که از سوی محمود احمدی نژاد به وزارت ارشاد منصوب شد، در این روزنامه فعالیت می​کرد. صفار پس از دوره 4 ساله در وزارت ارشاد، به دلایلی مجبور به کناره گیری شد و پیش از آنکه دوره 4 ساله وزارتش کامل به پایان برسد، به خاطر اختلاف با رئیس دولت وقت، از مسئولیت خود استعفا داد ولی برای آنکه کابینه به مشکل برنخورد و بحث رای مجدد تمام کابینه دوباره مطرح نشود، علیرغم استعفا در محل کار خود حاضر می​شد تا لطمه ای به کابینه وارد نشود، و سپس در آخرین روز قانونی از این وزارت خانه رفت، تا در عین اختلاف با رئیس دولت باعث ایجاد اختلاف و چالش در مسیر حرکت دولت نگردد.

حضور صفار در سپاه پاسداران سبب شده بود که مسئولیت​های مختلفی را به واسطه قدرت مدیریتی خود بر عهده بگیرد:

قائم‌مقام فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان هرمزگان 1359 - 1360

قائم‌مقام فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منطقه کشوری 1360 - 1362 

قائم‌مقام دفتر سیاسی سپاه انقلاب اسلامی 1362- 1368

رئیس اداره سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 1368 - 1372

صفار سپس به عنوان مسئول دفتر سیاسی نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‏ها به فعالیت پرداخت و در سال 72 به عضویت در شورای تعیین خط مشی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران نیز منصوب شد.[11]

صفار هرندی پس از دوره چهار ساله وزارتش بار دیگر به سپاه پاسدران برگشت. بسیاری معتقدند وزارت ارشاد در دروه صفار از لحاظ اعتقادی و فرهنگی نسبت به دوره پیش از آن موفق​تر عمل کرده و جلوی انحرافات و فساد بسیاری نیز گرفته شده است. صفار پس از ترک وزارت ارشاد، به عنوان مشاور فرمانده کل سپاه مشغول به فعالیت شد. صفار را باید از نیروهای فکری و مدیر تربیت شده در سپاه دانست.

 

مصطفی محمد نجار

مصطفی محمدنجار تنها وزیری بود که در هر دو دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در کابینه وی حضور داشت. نجار در سال 1335 در تهران به دنیا آمد. روحیه انقلابی وی سبب شد از همان نخستین روزهای آغاز تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد این نهاد انقلابی شد. محمد نجار « دارای مدرک مهندسی مکانیک با گرایش طراحی جامدات از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی و مدرک فوق لیسانس در رشته  اجرایی با گرایش مدیریت استراتژیک از سازمان مدیریت صنعتی می باشد.»

نجار پس از ورود به سپاه پاسدران در روزهای نخست تشکیل این نهاد انقلابی، تا سال 84 که وارد کابینه دولت احمدی نژاد شد همواره در این نهاد حضور داشت. وی در دوره نخست حضور در دولت احمدی نژاد نیز همچنان در لباس سبز سپاه باقی ماند. او وزیر دفاع این دولت بود؛ اما در دولت بعدی وی، مسئولیت خطیر وزارت کشور را بر عهده گرفت.

نجار در روزهای حضورش در سپاه مسئولیت​های مختلفی را برعهده داشت:

1- مسئول ارزشیابی استان سیستان و بلوچستان‌در فرماندهی کل و ستادمرکزی سپاه

2-مسئول تعاون کل سپاه 1360

3- قائم مقام گروه جنگ‌افزار وزارت سپاه

4- مدیریت صنایع حدید

5- مسئول گروه تجهیزات و پشتیبانی- فنی صنایع، کلاهدوز، امام علی (ع)، شهید رجایی

6- معاون اجرائی مدیر عامل سازمان صنایع دفاع در گروه صنایع تسلیحاتی و مهمات‌سازی و متالوژی ساصد 1365-1386

7- رئیس هیئت اجرائی گروه صنایع تسلیحاتی ساصد

8- رئیس گروه صنایع تسلیحاتی ساصد[12]

نجار وزیر دفاع در سال​های 84 تا 88 و وزرات کشور در سال​های 88 تا 92 را بر عهده داشت. دوره وزارت کشور وی را نیز باید از موفق ترین دوره​های مدیریتی وی محسوب کرد. برگزاری انتخابات مجلس یازدهم با سلامت کامل، که حتی دشمنان نیز بدان اعتراف کردند، تنها یک نمونه از نحوه عملکرد موفق وی در این 4 سال است.

 

هر چند فهرست مدیران تربیت شده سپاه بسیار بیشتر از این تعداد است، اما این لیست تنها نمونه کوچکی از مدیران موفق و با تدبیری است که توسط سپاه تربیت شده اند و مردم نیز بیشتر آنان را می​شناسند. فهرست صادرات انسانی سپاه، فهرستی بلندبالاتر و طولانی تر بود، که به همین تعداد اکتفا می​شود.

 

 

اختراعات بی‌نظیر در جنگ تحمیلی +عکس

در این شرایط ابتکارات نظامی و مهندسی می توانست نتیجه عملیات های ضد دشمن را جور دیگری رقم بزند. کم کم قدرت مهندسی جنگ آشکار شد. جهاد سازندگی در راس پروژه های مهندسی را برای تهیه امکانات مورد نیاز برعهده گرفت. 598 به نقل از باشگاه خبرنگاران، روزهای زیادی از پیروزی انقلاب نگذشته بود. انقلاب نو پای ایران روزهای سختی را به خود دیده بود هنوز آرامش کامل در کشور برقرار نشده بود مردم و مسئولان سعی می کردند تا شرایط را به گونه ای مساعد به پیش ببرند. همه چیز به خیال صدام محیا بود تا پیروزی غلبه بر سرزمین ایران را جشن بگیرد قدرت نظامی و حمایت ها از صدام به گونه بود که او را در موضع قدرت یک برنده واقعی می دانست. اما از همان روزهای اولیه جنگ و ساعتهایی که توپ های دشمن مردم بی دفاع شهرها را نشانه رفته بود هسته های اولیه مقاومت برای دفاع از شهرها شکل گرفت و این خود نشانه ای بود برای دشمن که ایرانی با تمام توان خود خواهد ایستاد.جنگ شروع شده بود و امکانات ایران برای دفاع کم بود. کشورهای غرب و شرق با تحریم اقتصادی ایران و کمک به صدام جبهه سومی را برای ضربه زدن به ایران شکل داده بودند. حتی معمولی ترین تجهیزات دفاعی مثل سیم خاردار تحریم شد و این فشارها و دست خالی، جنگیدن را سخت می کرد. ایران تمام توان خود را می بایست به کار بگیرد. جنگ نابرابر بود و قدرت نیروهای مقابل جای مقایسه را با نیروی نظامی ایران نمی گذاشت. تنها قدرتی که جبهه ما را امیدوار می کرد توکل بر خدا و قدرت ایمان بچه ها بود.در این شرایط ابتکارات نظامی و مهندسی می توانست نتیجه عملیات های ضد دشمن را جور دیگری رقم بزند. کم کم قدرت مهندسی جنگ آشکار شد. جهاد سازندگی مسئولیت پروژه های مهندسی را برای تهیه امکانات مورد نیاز برعهده گرفت. در هر بازه زمانی متناسب با شرایط پیشروی جنگ نیروهای مهندسی دست به ابتکارات جدیدی در این حوزه می زدند. ساخت پلها بر روی رودخانه های جنوب کشور که همواره از نظر دشمن به عنوان سد تلقی می شدند به ایران در رسیدن به پیروزی های بعدی جنگ کمک کرد. ساخت پل بشکه ای بر روی رودخانه بهمنشیر در جهت شکستن حصر آبادان تلاشی بود که زمینه دستاوردهای بزرگی را در ساخت پل و پیشرفت های بعدی در این حوزه ایجاد نمود. پل بشکه ای عملیات ثامن الائمه (ع) با استفاده از بشکه های 220 لیتری و متصل کردن آنان به هم ساخته شد تا کار جابه جایی نیروها و امکانات را برای انجام عملیات شکست حصر آبادان محیا سازد.پل خیبر که به عنوان شاهکارهای مهندسی جنگ در دنیا از آن یاد می شود بزرگترین پل شناور دنیا به طول 14 کیلومتر بود که بر روی هور زده شد. برای شناور ماندن پل از مواد پلیمری استفاده شد تا در صورت حمله هوایی دشمن به سرعت قابل تعمیر و تعویض باشد و در طول مسیر به پل اصلی قطعات یدکی نصب شد تا در صورت نیاز به سرعت عوض شود.ساخت پل بعثت بر رودخانه وحشی اروند در عملیات والفجر 8 اتصال ایران را به فاو امکان پذیر کرد. با وجود مخالفت های اکثر نظامیان نیروهای جهاد با محاسبات دقیق و در گرمای طاقت فرسای جنوب این پل را در ماه رمضان ساختند و با لوله هایی با قطر 156 اینج دو ساحل اروند را به هم متصل کردند.باتلاق های موجود در دشت های جنوب و نهرها و رودخانه های کوچک کار عبور دادن نیروها را با مشکل مواجه می کرد هر کدام از این موانع تاکتیک مخصوص به خود را می طلبید که نیروها با ساخت پلهای فایبرگلس، پل های شناور، پلیکا، فرشهای باتلاقی نیروها را در شبهای عملیات با کمترین تلفات جابه جا می کرد.قایق مرداب رومهندسان برای رفع مشکل پروانه موتور قایقهایی که در مرداب به دلیل حجم زیاد نی و گیاهان مردابی از کار می افتاد دست به ابتکاری نو زدند و قایقهایی را طراحی کردند که با ملخ چوبی و از طریق جابجای هوا هم روی نی و هم روی آب با سرعت پیش می رفتند جالب اینجاست که موتور متحرک این قایقها موتور فولکس بود که برای خنک شدن احتیاج به آب نداشت و با هوا خنک می شد و بعدها نمونه بزرگتر این نوع قایقها با نصب موتور هواپیما ساخته شد.بعد از فتح فاو عراق بارها سعی کرد راههای پشتیبانی رزمندگان را ببندد به همین دلیل تمام پلهای بهمنشیر که راههای ورود به جزیره آبادان و از آنجا به فاو بود را از بین برد و هر تلاشی از سوی ایران را با حملات شدید دشمن از بین می برد. جهادگران برای حل این مسئله دست به ابتکار عجیبی زدند و آن هم ساخت سد بر روی بهمنشیر بود. برخی که فکر می کردند با ساخت این سد خاکی آبادان غرق می شود با آن مخالفت کردند اما جهادگران با محاسبات دقیق، محلی را انتخاب کردند که با احداث سد، آب تا حدی در آنجا بالا می آمد و دوباره به کارون بر می گشت و از طریق کارون به اروند می ریخت. سد بهمنشیر ساخته شد و هواپیماهای دشمن هم در از بین بردن آن عاجز شدند.یکی دیگر از ابتکارات ویژه جهاد در دوران جنگ تحمیلی "سازه منحرف کننده موشک" نام دارد؛ در اواخر جنگ فرانسه موشکهای اگزوسه رادار گریز را به رژیم بعثی عراق داد. این موشکها قادر بود در ارتفاع 4 متری سطح آب پرواز کرده و کشتی ها را هدف قرار دهد. مهندسان جهاد جنگ برای منحرف کردن رادار این موشکها صفحه های عمود بر هم فلزی طراحی کردند که امواج فرستاده شده از طرف موشک را به سمت خود موشک بازتاب می داد و موشک در انتخاب هدف به اشتباه می افتاد و به جای کشتی ها به این صفحات اصابت می کرد. با این طرح، صنایع نظامی فرانسه دچار مشکل شد چراکه دیگر هیچ کشوری حاضر به خریدن این موشکها نبود.پل شناور خضرپس از جنگ نیز بسیاری از دستاورد های مهندسی نظامی و ساخت ادوات و تجهیزات جنگی مرهون تلاش ها و زحمت های گروه های مهندسی جهاد در 8 سال دفاع مقدس بود. اگرچه سختی کار و کمبود امکانات مانعی بود برای نرسیدن به اهداف مهندسی جنگ ولی ایمان و پشتکار بچه های مهندسی جنگ توانست موانع و کمبودها را از سر راه بردارد و زمینه ای باشد برای بروز نبوغ و دستاورهای بعدی در نظام جمهوری اسلامی.

شعری از میرشکاک؛به آمریکا سپردن سر،شما را/ شما را زندگانی، مرگ ما را


یوسفعلی میرشکاک در شعری ه مساله تلاش برخی سیاسیون برای برقراری رابطه با آمریکا اشاره کرد که خواندن دوباره آن در این زمان، خالی از لطف نیست.
به گزارش 598 به نقل از رجانیوز، یوسفعلی میرشکاک در شعری که در جریان برگزاری همایش انتخاباتی سعید جلیلی در ورزشگاه شهید افراسیابی خواند، به مساله تلاش برخی سیاسیون برای برقراری رابطه با آمریکا اشاره کرد که خواندن دوباره آن در این زمان، خالی از لطف نیست:

الا شیر-اوژنان دشت ناورد

ز جا خیزید دشمن سر برآورد


ز نو هنگامه‌ی شهد و شرنگ است

دوباره آزمون نام و ننگ است

*

ز خودبنیادی مشتی خس و خار

سیاست پیشه غولان تبهکار


ز نام افتاد با نان کار ما را

مسلمانان مسلمانی! خدا را


*

ز بام دین به دام نان فتادن

دکان عشوه چیدن، وعده دادن


ز دشمن آشتی جستن پی نان

زهی مردم فریب نامسلمان


ز ایمان فلک فرسا بریدن

به زیر سایه‌ی دشمن خزیدن


کدامین عزت است این غیر خواری؟

بجز این وعده‌ها دیگر چه داری؟


*

کرا از دشمنان بیم است؟ هیهات

کرا آهنگ تسلیم است؟ هیهات


الا دنیاپرستان ! خاکبازان!

فروشی نیست خون پاکبازان!


*

به دست خود نهادن بند بر دست؟

چنین کاری پدرداری نکرده است


به آمریکا سپردن سر، شما را

شما را زندگانی، مرگ ما را


خوشا روزی که سالار شهیدان

ز روی لطف بر ما ناامیدان


دری بگشاید از باغ شهادت

که دارد جان ما داغ شهادت


*

نه عقل از عشق غافل کرد ما را

نه دنیا رخنه در دل کرد ما را


به دنیا دل نبندد هر که مرد است

که دنیا سر به سر اندوه و درد است


*

بسیجی جان مرگ آگاه دارد

از این زندان به بیرون راه دارد


به بوی کاروان کربلا مست

به عشق حیدر کرار پابست

*

الا ای پایمردان خمینی!

جوانمردان آیین حسینی


پرستوهای بال و پر شکسته

که می خواهد شما را سر شکسته؟


به میدان از شما پایی که جا ماند

گواه بازگشت کربلا ماند

*

به میدان سراندازی درآیید

به قصد مرگ و جانبازی درآیید


که با ناهمرهان این کار خام است

فراروی شما داوی تمام است


در آن همراه با هم دشمن و دوست

به قصد کندن از ایمان ما پوست

*

ز دزدان بر حذر باشید یاران

ز یزدان با خبر باشید یاران


شهید زنده، مرد دین و ناورد

امام و رهبری را یار و همدرد


ز مردی گر نشانی باشد او راست

در این ره هیچ ناید جز نکو راست


در این ره هیچ می ناید ز دزدان

به غیر از همدلی با زن بمزدان

*

الا ای دشمنان دین، خدا را

ز جان دادن مترسانید ما را


شهادت بوده عمری آرزومان

چه باک از کربلای پیش رومان

تلخ و شیرین‌های سفر روحانی به نیویورک از نگاه حسین شریعتمداری

حسین شریعتمداری نوشت: اگر درخواست مکالمه از سوی آقای روحانی بوده است، آیا نسبت دادن آن به آمریکایی‌ها با شعار «دولت راستگویان» در تناقض نیست؟! و چنانچه این درخواست از سوی آمریکایی‌ها بوده است، نشان‌دهنده آن است که دولت آمریکا حتی در حد و اندازه اعلام‌نظر درباره یک مکالمه تلفنی هم صداقت نداشته و قابل اعتماد نیست،
به گزارش مشرق، مدیر مسوول کیهان در سر مقاله امروز این روزنامه نوشت: پرسیدن که عیب نیست. مخصوصا از کسانی که «دانستن را حق مردم» می‌دانند! و طی سه دهه گذشته بارها بر این «حق» اصرار ورزیده‌اند. از این روی، پرسشی که در پیش است و آنچه این نوشته در پیوست خود دارد، نباید دولتمردان محترم را آزرده‌خاطر کند و یا این تلقی را پدید آورد که قرار است زحمات متراکم و روزهای پرکار آنها نادیده گرفته شود. پرسش درباره سفر نیویورک است، سفری که طی چند روز گذشته پیرامون دستاوردهای آن تبلیغات پرحجم و گسترده‌ای شده و این تبلیغات کماکان ادامه دارد. پرسش اما، این است که جناب رئیس‌جمهور محترم و هیئت همراه ایشان در سفر نیویورک و در تعامل با آمریکا و متحدانش «چه داده‌اند و چه گرفته‌اند»؟ و در این‌باره گفتنی‌هایی هست؛
1- سخنرانی آقای دکتر روحانی رئیس‌جمهور محترم کشورمان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و مصاحبه‌های بعدی ایشان با رسانه‌های آمریکایی، اگرچه در برخی از موارد که به آن اشاره‌ای گذرا خواهیم داشت، خالی از کاستی نبود ولی در مجموع می‌توان اظهارات جناب روحانی را در تاکید بر سیاست‌های کلان نظام، حمایت و دفاع از حقوق مردم شریف ایران و استدلال‌ها و مستنداتی که برای این منظور ارائه کرده بودند، مثبت ارزیابی کرده و مخصوصا بخش‌هایی از آن را شایسته تقدیر دانست.
این بخش از سخنان رئیس‌جمهور محترم کشورمان با عصبانیت دشمنان تابلودار ایران اسلامی، مخصوصا رژیم صهیونیستی روبرو شد تا آنجا که نتانیاهو با شتابزدگی به اوباما و دولتمردان آمریکایی هشدار داد «فریب لفاظی‌های روحانی را نخورند»! لحن آرام و اظهارنظرهای آمیخته به آرامش‌ آقای روحانی در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها، مخصوصا آنجا که با استدلال منطقی و محکم همراه بود نیز - که نمونه‌های فراوانی از این دست را می‌توان آدرس داد- تحسین‌برانگیز بود.
 اما لحن ملایم رئیس‌جمهور محترم کشورمان و نشانه‌ها و پیام‌هایی که از خواست جدی ایشان برای فرو ریختن دیوار بلند بی‌اعتمادی میان ایران و آمریکا حکایت می‌کرد نه فقط غیر از «وعده‌های نسیه» و لفاظی‌های بی‌پشتوانه مقامات آمریکایی هیچ دستاورد دیگری به دنبال نداشت بلکه به گونه‌ای که اشاره خواهیم کرد کفه مواضع‌ طلبکارانه و خواسته‌های باج‌خواهانه حریف را نیز سنگین‌تر کرد.
2- متاسفانه نرمش رئیس‌جمهور محترم کشورمان در مقابل حریف، تنها به لحن ایشان در گفتار خلاصه نشده بود بلکه جناب روحانی - شاید بی‌آن که متوجه باشند و یا بخواهند - در برخی از مواضع خود به گونه‌ای سخن گفتند که از دیپلمات‌ کارکشته و پرسابقه‌ای نظیر ایشان دور از انتظار بود. آقای روحانی در پاسخ به خبرنگار سی.ان.ان که نظر ایشان را درباره «هولوکاست» پرسیده بود، به اظهارات قبلی خود دراین‌باره اشاره کرده و گفتند؛ من دیپلمات هستم و نه مورخ و دراین‌باره - هولوکاست - باید مورخان نظر بدهند. این در حالی است که جناب روحانی می‌توانست با استفاده از این پاس - به قول والیبالیست‌ها - آبشار محکمی بر زمین حریف بکوبد و در ادامه پاسخ خود اضافه کند «البته تعجب می‌کنم که چرا به هیچ مورخی اجازه تحقیق و بررسی در این زمینه داده نمی‌شود.» این پرسش می‌توانست توپ هولوکاست را در میدان حریف بیندازد و جناب روحانی باید می‌دانستند که ممنوعیت تحقیق درباره هولوکاست یکی از پاشنه آشیل‌های به شدت آسیب‌پذیر صهیونیست‌ها و غرب است.
و یا در سخنان دیگری به عنوان یک نظر تعیین‌کننده و برگ برنده! پیشنهاد دادند که اسرائیل (!) نیز باید به معاهده NPT بپیوندد. این پیشنهاد ایشان به نوشته روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» هیئت‌های سیاسی را «بهت‌زده» کرد. چرا، زیرا پیشنهاد آقای روحانی، «امتیاز» بزرگی بود که رژیم صهیونیستی به عنوان یک آرزو دنبال می‌کند و آن، به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل است!
3- مروری گذرا بر مواضع رسما اعلام شده مقامات آمریکایی به وضوح نشان می‌دهد که حریف نه فقط در مقابل نرمش‌ها و امتیازات ارائه شده از سوی رئیس‌جمهور محترم کشورمان هیچ امتیازی - تاکید می‌شود که هیچ امتیازی - نداده است، بلکه این نرمش و تسامح را به حساب نیاز جمهوری اسلامی نوشته و به روال بارها تجربه شده، به جای امتیاز در مقابل امتیاز، بر مطالبات باج‌خواهانه خود از جمهوری اسلامی ایران نیز افزوده است.
آقای ظریف بعد از مذاکره با وزرای خارجه 1+5 و گفت‌وگوی اختصاصی و جداگانه با وزیر امور خارجه آمریکا، از مذاکرات ابراز خشنودی کرد و توضیح داد که ظرف حداکثر یکسال همه مسائل حل شده و تحریم‌ها برداشته می‌شود. اما جان کری، بلافاصله بعد از این نشست در مصاحبه با خبرنگاران، فهرستی طولانی از مطالبات غیرقانونی آمریکا را مطرح کرد و بی‌آن که بگوید آمریکا در مقابل این مطالبات فراقانونی، غیر از لفاظی چه امتیازی را روی میز می‌گذارد گفت؛ اقدامات عملی ایران برای اعتمادسازی‌ می‌تواند شامل دسترسی سریع بازرسان به تأسیسات فردو، امضای پروتکل الحاقی، توقف داوطلبانه غنی‌سازی در حد بالا و... باشد.
خبرگزاری رویترز به نقل از اعضای کنگره آمریکا نوشت؛ «بیشتر اعضای کنگره، [آقای] حسن روحانی را فریبکار می‌دانند»! «ادر ویس» رئیس کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا اعلام کرد «ما می‌توانیم از طریق تحریم‌های فلج‌کننده به اعمال فشار بیشتر بر ایران ادامه دهیم! کاترین اشتون پس از پایان مذاکره با هیئت ایرانی گفت؛ در بسته پیشنهادی 1+5 تغییری ایجاد نشده است! رابرت منندز رئیس کمیته روابط خارجی سنا اعلام کرد که باید بر شدت تحریم‌ها علیه ایران افزوده شود، تعدادی از نمایندگان کنگره، از جمله «لیندسی گراهام» و «مک کین» با صدور بیانیه‌ای خطاب به اوباما، نوشته‌اند «ما نباید به ایران اجازه بدهیم از چانه‌زنی به عنوان ابزار فریب و خرید وقت استفاده کند»! و دهها نمونه دیگر که در گزارش‌ها و ستون اخبار ویژه امروز کیهان به مواردی از آنها - فقط به عنوان مشتی از خروارها - اشاره شده است.
و اکنون باید از رئیس‌جمهور محترم و هیئت‌ بلندپایه همراه ایشان پرسید که آیا می‌توانند فقط به یک نمونه از واکنش مثبت و حاکی از امتیاز مقامات رسمی حریف که در پاسخ به «نرمش»! جناب روحانی ارائه شده باشد اشاره کنند؟! اگر پاسخ منفی است - که منفی است - دستاورد سفر چیست؟!
4- آخرین بخش از سفر نیویورک که باید آن را تأسف‌بارترین پرده و بزرگترین امتیازی دانست که رئیس‌جمهور محترم کشورمان به حریف داده است، مکالمه تلفنی ایشان با رئیس‌جمهور آمریکاست که در آخرین دقایق حضور رئیس‌جمهور کشورمان در نیویورک و هنگام ترک آمریکا به سوی ایران صورت پذیرفته بود. این رخداد از دو زاویه قابل ارزیابی است؛
الف: خانم سوزان رایس، مشاور امنیت ملی آمریکا بلافاصله بعد از انجام مکالمه تلفنی یاد شده در مصاحبه با سی.ان.ان گفت؛ تماس تلفنی با اوباما به درخواست آقای روحانی صورت پذیرفته و تاکید کرد این درخواست برای ما تعجب‌آور بود. رایس می‌گوید؛ ما در اوایل هفته که اوباما در نیویورک بود تمایل خود را برای ملاقات وی با روحانی اعلام داشتیم اما طرف ایرانی نپذیرفت، ولی امروز - جمعه - در کمال تعجب از طرف آنها با ما تماس گرفته و اعلام شد که رئیس‌جمهور روحانی تمایل دارد در حالیکه می‌خواهد از نیویورک خارج شود با اوباما تماس تلفنی داشته باشد. از سوی دیگر‌ اما، آقای روحانی هنگام ورود به تهران اعلام کرد که درخواست مکالمه از سوی آمریکا بوده است.
و اکنون سوال این است که اگر درخواست مکالمه از سوی آقای روحانی بوده است، آیا نسبت دادن آن به آمریکایی‌ها با شعار «دولت راستگویان» در تناقض نیست؟! و چنانچه این درخواست از سوی آمریکایی‌ها بوده است، نشان‌دهنده آن است که دولت آمریکا حتی در حد و اندازه اعلام‌نظر درباره یک مکالمه تلفنی هم صداقت نداشته و قابل اعتماد نیست، بنابراین پرسش بعدی آن است که جناب روحانی و هیئت‌ بلندپایه همراه ایشان با چه تحلیل و تفسیری از ضرورت اعتماد به آمریکا یاد کرده و با آنهمه تبلیغات گسترده و پرحجم از تعامل اعتمادساز آمریکا به عنوان یکی از دستاوردهای سفر نیویورک یاد می‌کنند؟! و این چه «گام اعتمادسازی»! است که هیچیک از طرفین تماس حاضر نیستند مسئولیت آن را برعهده بگیرند؟!
ب: ممکن است گفته شود مگر یک تماس تلفنی صرفنظر از آن که کدام طرف در انجام آن پیشقدم شده است، چه امتیازی برای حریف تلقی می‌شود که در این‌باره باید گفت؛ آمریکا طی سی و چند سال گذشته و مخصوصا طی چند سال اخیر به مذاکره با ایران اسلامی نه برای حل و فصل مسائل فیمابین بلکه به «مذاکره برای مذاکره» نیاز مبرم و حیاتی داشته است، چرا که به وضوح می‌داند و بارها به صراحت اعتراف کرده است که انقلاب‌های اسلامی منطقه و نهضت‌های مقاومت از ایستادگی ایران اسلامی الگو گرفته‌اند بنابراین بلافاصله پس از مذاکره، می‌تواند انجام آن را با این پیوست برای دنیا و جهان اسلام - یعنی عقبه استراتژیک جمهوری اسلامی ایران - فاکتور کند که اگر الگوی شما ایران است، جمهوری اسلامی ایران نیز در نهایت و پس از سی‌ و چند سال مقاومت چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر آمریکا و متحدانش نداشته است! فقط نگاهی به انبوه تفسیرها و تحلیل‌ها و گزارش‌های منتشر شده از سوی رسانه‌ها و مقامات آمریکایی‌ و صهیونیستی بیندازید و ببینید که چگونه از مکالمه تلفنی مورد اشاره با عنوان «تسلیم ایران اسلامی»! و ضعف و ناچاری ناشی از فشار تحریم‌ها یاد کرده‌اند؟!
5- و بالاخره گفتنی است که انتظار گشایش اقتصادی از مذاکره و رابطه با آمریکا نهایت ساده‌لوحی است و به این نکته و مستندات آن خواهیم پرداخت.

حسین شریعتمداری

همه یاران هاشمی + افراد و تصاویر


هاشمی رفسنجانی، از مهم ترین و موثرترین رجال سیاسی ایران از ابتدای شروع مبارزات انقلاب اسلامی بوده است. در خصوص همراهان و تیم وی هموراره افراط و فریط های زیادی شده است. دیدبان در ادامه سلسله مطالب "تیم شناسی رجال سیاسی ایران" این بار به بررسی یاران هاشمی در عرصه سیاست می پردازد.

دیدباندیدبان">دیدبان در راستای مطالب "تیم شناسی رجال سیاسی ایران" که تا کنون 5 شماره آن را با عنوان های:«همه یاران احمدی نژاد» ، «همه یاران لاریجانی»، «همه یاران قالیباف» ، «همه یاران رضایی» و «همه یاران روحانی» منتشر نموده است؛ در پنجمین شماره از این سلسله مطالب خود، به بررسی تیم رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ آیت الله هاشمی رفسنجانی می پردازد.

اکبر هاشمی رفسنجانی از بدو انقلاب تاکنون در حساس­ترین پست­های جمهوری اسلامی حضور داشته است. او وزیر کشور، رئیس مجلس، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، جانشین فرمانده کل قوا، رئیس جمهور، رئیس مجلس خبرگان و امام جمعه موقت تهران بوده است. در این برهه حساس از تاریخ جمهوری اسلامی نیز نام هاشمی به مناسبت­های مختلف بر سر زبان­ها افتاده است و بسیاری از گروه­های سیاسی از جناح­های مختلف به دنبال رسیدن او به ریاست جمهوری هستند. در این میان، کسانی که در این 35 سال با هاشمی همکاری کرده­اند و از نزدیکان وی به شمار می­روند در این انتخابات نیز یار و همراه هاشمی هستند و سعی می­کنند تا به تقویت مواضع و بیان عملکرد هاشمی در طول انقلاب بپردازند. بر این اساس، در این مطلب به بررسی تیم­ها و یاران هاشمی در طول انقلاب اسلامی پرداخته­ایم. البته نکته مهمی که باید ذکر کرد این است که هر چند طی سالیان مختلف افراد زیادی با هاشمی همکاری کرده­اند، اما ما در این مطلب فقط به ذکر نزدیکان و افرادی که همکاری نزدیک با هاشمی داشته­اند پرداخته­ایم.  

 

تیم مجلس، اولین تیم

مجلس شورای اسلامی در سال 59 تشکیل شد و در اولین دوره بسیاری از روحانیون و انقلابیون وارد قوه مقننه شدند. هاشمی در همین سال به ریاست مجلس انتخاب شد. وی از حمایت حزب جمهوری و جامعه روحانیت مبارز تهران برخوردار بود و به همین دلیل توانست هر چهار سال به عنوان رئیس مجلس انتخاب شود. مجلس دوم نیز همین گونه بود و هاشمی هر چهار سال به ریاست مجلس رسید. حتی در مجلس سوم نیز که تعداد زیادی از کاندیداهای مجمع روحانیون مبارز وارد مجلس شدند، هاشمی با 187 رأی از 192 رأی به ریاست مجلس انتخاب شد.[1]ریاست او در مجلس تا سال 68 و انتخابش به عنوان رئیس جمهور ادامه یافت. او در مجلس با اغلب نمایندگان از جناح­های مختلف رابطه خوبی داشت و به واسطه اینکه از یکی از مبارزان اصلی انقلاب اسلامی بود مورد احترام گروه­های مختلف سیاسی بود.

حسن روحانی یکی از نزدیک­ترین یاران هاشمی در طول انقلاب بوده است که سابقه آشنایی او با هاشمی به مجلس اول برمی­گردد. روحانی رئیس کمیسیون دفاع در مجلس اول و دوم بود. او در سال 67 که هاشمی از سوی حضرت امام خمینی(ره) به جانشینی فرمانده کل قوا رسید معاون هاشمی در این ستاد شد. با تشکیل شورای عالی امنیت ملی در سال 68 روحانی از سوی هاشمی به دبیری این شورا برگزیده شد و تا سال 84 این سمت را برعهده داشت. وی از سال 1371 تاکنون نیز ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده دارد[2] و از نزدیک با هاشمی همکاری می­کند. از دیگر نزدیکان هاشمی در مجلس که البته نسبت فامیلی با وی دارد حسین هاشمیان است. وی در دوره­های اول تا چهارم و هشتم نمایندگی مردم رفسنجان را بر عهده داشت.[3]یکی از یاران هاشمی که در طی حضور او در مجلس ریاست دفتر وی را بر عهده داشت سید جمال ساداتیان است. ساداتیان در دولت هاشمی نیز حضور داشت و رئیس دفتر امور مشاوران ریاست جمهوری بود.[4] وی بعدها یکی از تهیه­کنندگان معروف سینما شد و فیلم­های مثل به رنگ ارغوان، چهارشنبه سوری، دایره زنگی و برف روی کاج­ها به تهیه­کنندگی او در سینما به نمایش درآمد.[5]   

به ترتیب از چپ: سید جمال ساداتیان، حسین هاشمیان، حسن روحانی

تیم دولت، نزدیک­ترین یاران هاشمی

هاشمی در سال 68 و با توافق اکثر گروه­های سیاسی وارد رقابت­های ریاست جمهوری شد و به پیروزی رسید و در سال 72 نیز، علی رغم وجود یک رقیب قوی به نام احمد توکلی، به ریاست جمهوری رسید. هاشمی در این هشت سال با وزرا و مدیران مختلفی کار کرد، اما نزدیک­ترین یاران هاشمی با عنوان کارگزاران سازندگی در سال 74 اعلام موجودیت کردند. بیانیه اول این حزب به امضای 16 نفر از کارگزاران و مدیران دولت هاشمی رسید. این 16 نفر عبارتند از: اسماعیل شوشتری، عطاءالله مهاجرانی، محسن نوربخش، محمد هاشمی رفسنجانی، محمدعلی نجفی، مرتضی محمدخان، عیسی کلانتری، اکبر ترکان، سیدمحمد غرضی، بیژن زنگنه، غلامحسین کرباسچی، رضا امراللهی، غلامرضا فروزش، مصطفی هاشمی‌طبا، غلامرضا شافعی، محمدرضا نعمت‌زاده.

به ترتیب از چپ: زنگنه، نعمت زاده، کرباسچی، حجه الاسلام شوشتری، مهاجرانی، مرحوم نوربخش و کلانتری

 

این افراد بعدها نیز جزء طرفداران اصلی هاشمی شدند و در مقاطع مختلف از مواضع هاشمی حمایت کردند. از دیگر افرادی که بعدها به حزب کارگزاران پیوستند می­توان به محمد عطریانفر، حسین مرعشی، هدایت الله آقایی، مرتضی الویری و فائزه هاشمی نام برد. مؤثرترین اعضای حزب در این مدت را می­توان مهاجرانی، کرباسچی، نوربخش، نجفی، محمد هاشمی و مرعشی دانست. این افراد در عرصه سیاسی و اقتصادی به تکنوکرات­هایی معروف شدند که اقتصاد لیبرالی را پذیرفته­اند. اغلب این افراد در انتخابات 84 از هاشمی حمایت کردند و در انتخابات 88 از موسوی و کروبی. تعدادی از اعضای فعال این حزب از جمله محمد عطریانفر، هدایت الله آقایی و مرتضی الویری در در جریان فتنه 88 دستگیر و محاکمه شدند[6]و مهاجرانی نیز سال­هاست که در خارج از کشور به فعالیت سیاسی علیه نظام جمهوری اسلامی مشغول است.

 

تیم مجمع تشخیص

هاشمی از ابتدای تشکیل مجمع تشخیص ریاست این شورا را بر عهده داشته است و در اداره آن از افراد زیادی کمک گرفته است. محمدباقر نوبخت، دبیر کل حزب اعتدال و توسعه، معاون پژوهش­های اقتصادی مرکز تحقیقات استراتژیک و از حامیان جدی هاشمی در انتخابات 84 است. علی آقامحمدی، نماینده سه دوره همدان، ریاست کمیسیون علمی راهبردی مجمع تشخیص را بر عهده دارد. او در سال 88 و پس از معاون اولی رحیمی در دولت، معاون نظارت و هماهنگی در سیاست‌های اقتصادی معاون اول رئیس جمهور شد، اما به دلیل اختلافاتی که با برخی از اعضای دولت داشت در سال 90 استعفا داد. اکبر ترکان، وزیر دفاع و نیروی دولت هاشمی، مدیر گروه پژوهشی امور زیربنایی مرکز تحقیقات استراتژیک را بر عهده دارد. علاوه بر این افراد، سیدمحمد میرمحمدی، رئیس دفتر هاشمی در زمان ریاست جمهوری و نماینده سابق مجلس، به عنوان پژوهشگر در مجمع تشخیص حضور دارد. همچنین محمد هاشمی به عنوان رئیس دفتر و حسن روحانی به عنوان رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص فعالیت می­کنند.

به ترتیب از چپ: اکبر ترکان، علی آقا محمدی، سید محمد میر محمدی، محمد باقر نوبخت، محمد هاشمی

تیم رسانه­ای

رسانه­های حامی هاشمی بیشتر جزء رسانه­های چاپی به شمار می­روند و چندین روزنامه، حامی جدی هاشمی به شمار می­روند. از جمله این روزنامه­ها می­توان به روزنامه جمهوری اسلامی و آرمان روابط عمومی اشاره کرد. در روزنامه جمهوری اسلامی که پس از انقلاب و به عنوان ارگان حزب جمهوری فعالیت خود را آغاز کرد مسیح مهاجری مهم­ترین حامی هاشمی است. مهاجری که از ابتدای تأسیس روزنامه در آن فعالیت می­کرده است اکنون به عنوان مدیرمسئول در این روزنامه انجام وظیفه می­کند. از دیگر روزنامه­های حامی هاشمی روزنامه آرمان روابط عمومی است. این روزنامه به مدیرمسئولی هوشمند سفیدی و سردبیری حسین عبداللهی منتشر می­شود و حمایت بسیار کلیشه­ای و شدیدی از هاشمی در روزنامه خود دارد. حسین سلطانی­فر، استاد دانشگاه آزاد و مدیر مسئول روزنامه صبح اقتصاد، از دیگر یاران رسانه­ای هاشمی است که مدیریت گروه پژوهش­های رسانه­ای مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص بر عهده اوست. در بین رسانه­های مجازی نیز می­توان به سایت خبری آفتاب اشاره کرد که مدیر مسئولان آن از جمله بابک دربیگی و غلامعلی دهقان از نزدیکان رسانه­ای هاشمی به شمار می­روند. علی غزالی دیگر حامی رسانه­ای هاشمی است که مدیر مسئولی سایت بازتاب امروز را برعهده دارد. در سایت بازتاب امروز نیروی دیگری نیز وجود  دارد که از مواضع هاشمی حمایت می­کند و آن سیدعمار کلانتری است. اما مهم­ترین یار هاشمی در عرصه رسانه­های مجازی فؤاد صادقی است. او سال­هاست در عرصه رسانه­ای کشور فعال است و در سایت­های آینده و بازتاب امروز حمایت بسیار زیادی از مواضع هاشمی داشته و دارد و هیچگاه این حمایت را پنهان نکرده است.[7]

 

 

 

به ترتیب از چپ: بابک دربیگی، علی غزالی، غلامعلی دهقان، هوشمند سفیدی و فواد صادقی

تیم خانوادگی، جنجالی­ترین تیم

خانواده هاشمی یکی از سیاسی­ترین خانواده­های جمهوری اسلامی است و اغلب اعضای این خانواده به گونه­ای در عرصه سیاسی فعال هستند. البته خود هاشمی خانواده­اش را سیاسی نمی­داند. او در سایت شخصی­اش می­نویسد: «خانواده من وارد سیاست نشدند. دخترانم یکی وارد کار ورزش و دیگری وارد بنیاد بیماران خاص شدند. پسرانم، محسن که در اروپا جز انجمن اسلامی بود که زمینه سیاسی داشت. به ایران آمد، مشغول کار در موشک‌سازی شد. رشته‌اش مربوط به بدنه موشک‌سازی بود و به همین خاطر تحصیلش را نیمه‌کاره رها کرد و آمد. چون به او نیاز داشتیم. کارش مخفی بود و بعد به بازرسی رئیس جمهوری آمد که آن­هم کاری مخفی بود. کسی را می‌خواستیم که از اطلاعات سوء استفاده نکند. بعد به مترو رفت که الان هم هست. مهدی به صنعت علاقه داشت و فهمید که وضع ما در دریا ضعیف است. صنایع دریایی ما خیلی ضعیف بود. او دنبال سکوسازی و لوله‌های کف آب و حفاری در دریا رفت که وابسته بودیم. آخرش به پارس جنوبی و عسلویه رسید و الان به CNG رفت که برای صرفه‌جویی و محیط‌زیست خوب است. یاسر هم با آقای فروزش وزیر سابق جهاد سازندگی درباره خود کفایی پنیر کار می‌کرد.»[8] البته همانگونه که از متن برمی­آید نوشته مربوط به چندین سال پیش و زمان حضور محسن هاشمی در مترو است و شاید در حال حاضر هاشمی به راحتی نتواند ادعا کند که خانواده­اش وارد سیاست نشده­اند، زیرا فائزه هاشمی در سال گذشته به دلیل فعالیت تبلیغی علیه نظام به شش ماه حبس محکوم شد[9] و پرونده مهدی هاشمی نیز به جرم­های امنیتی و مالی در جریان است.[10]از دیگر حامیان خانوادگی هاشمی همسر او، عفت مرعشی، است. وی که در چند سال گذشته مواضع سیاسی متعددی گرفته است جنجالی­ترین موضعش را در انتخابات 88 و در پس از رأی­گیری گرفت، زیرا هنگامی که از او پرسیدند اگر موسوی رای نیاورد مردم چه بکنند گفت: «بریزند توی خیابان­ها.»[11]محمد هاشمی نیز از جمله یاران خانوادگی هاشمی است که سابقه ریاست بر صدا و سیما و عضویت در مجمع تشخیص را در کارنامه خود دارد.

وجود دو خبر در صفحه اول در خصوص دادگاه های فرزندان هاشمی رفسنجانی

تیم دانشگاه آزاد

دانشگاه آزاد در سال 61 و با پیشنهاد هاشمی به امام خمینی (ره) تشکیل شد. این دانشگاه به صورت هئیت امنایی اداره می­شد و از سال 61 تا سال 90 ریاست آن بر عهده عبدالله جاسبی بود. در این سال و طی بحث­های فراوانی که در شورای عالی انقلاب فرهنگی درگرفت فرهاد دانشجو به ریاست این دانشگاه برگزیده شد. از جمله یاران هاشمی در دانشگاه آزاد، علاوه بر جاسبی، می­توان به بهمن یزدی صمدی و حمید میرزاده اشاره کرد. میرزاده که از اعضای هئیت مؤسس دانشگاه آزاد است در هنگام رأی­گیری برای ریاست دانشگاه آزاد در سال 90 از حامیان جدی جاسبی بود. او در زمان نخست وزیری موسوی معاون اجرایی نخست وزیر بود و در دولت دوم هاشمی نیز به ریاست سازمان برنامه و بودجه رسید.[12]

 

 تیم مشاوران

هاشمی در عرصه­های مختلف کاری از مشاوران مختلفی استفاده نموده است. او در حال حاضر و در مجمع تشخیص از مشاوره افراد زیر استفاده می­کند: قدرت الله علیخانی، نماینده سابق قزوین، مشاور پارلمانی. حسین کمالی، نماینده سابق مجلس و وزیر کار دولت هاشمی، مشاور اجتماعی. تیمور علی­عسگری، نماینده سابق مشهد، مشاور و رابط پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص. غلامعلی رجایی، نویسنده و پژوهشگر، مشاور.

به ترتیب از چپ: حجه الاسلام تیمور علی عسگری، حسین کمالی، حجه الاسلام قدرت الله علی خانی وغلامعلی رجایی

تیم از دیگران برگشته

در بین حامیان هاشمی برخی افراد وجود دارند که موضع ثابت سیاسی ندارند و در مقاطع مختلف از گروه­هایی با اندیشه­های متفاوت دفاع کرده­اند و به نظر می­رسد که حمایتشان از هاشمی نیز جنبه صوری و مقطعی داشته باشد. این افراد بیشتر در انتخابات­ها طرفدار هاشمی شده­اند. از جمله این افراد می­توان به صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، و علی مطهری اشاره کرد. علی مطهری که در سال 84 طرفدار احمدی نژاد بود اکنون به عنوان سخنگوی ستاد هاشمی انتخاب شده است!

 

نتیجه­گیری

در مجموع می­توان گفت که بیشترین و تأثیرگذارترین یاران هاشمی افرادی هستند که در دو دولت او به عنوان کارگزار خدمت کرده­اند و آنانند که امروز بیشترین حمایت را از وی انجام می­دهند. این افراد، در زمینه­های مختلف، زاویه زیادی با گفتمان اسلام ناب و انقلابی دارند. به طور مثال، در زمینه سیاست خارجی، کارگزاران سازندگی، از اصولی مانند تشنج زدایی، طرفداری از مذاکره و رابطه با آمریکا و جذب سرمایه‌های خارجی پیروی می‌کند و یا در حوزه اقتصاد، طرفدار سیاست تعدیل اقتصادی، اقتصاد آزاد و سرمایه‌داری است و برنامه‌های توسعه در دولت هاشمی رفسنجانی محصول تفکر همین افراد است.[13] از دیگر یاران مؤثر هاشمی خانواده وی هستند و در زمینه خانواده هاشمی بحث­های فراوانی وجود دارد. اظهارات جنجالی و مغرضانه خانم عفت مرعشی در طول سالیان گذشته باعث ضربه­زدن به اعتبار و حیثیت هاشمی شده است و فرزندان هاشمی -بخصوص فائزه و مهدی- در این مدت فعالیت­هایی را علیه نظام انجام داده­اند که برای هاشمی مشکلات زیادی را به وجود آورده است.

 

 


[1]. http://www.ical.ir/index.php?option=com_mashrooh&view=session&id=1167&Itemid=38

[2]. http://www.csr.ir/departments.aspx?lng=fa&abtid=09&&depid=45&&semid=29

[3]. http://rc.majlis.ir/fa/parliament_member/show/701987

[4]. کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی در سال 1368، صفحه 570.

[5]. http://www.boshrafilm.com/Default.aspx?PageName=AboutBoshra

[6]. http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=43081

[7]. http://www.baharnews.ir/vdcivuaz.t1az32bcct.html

[8]. http://www.hashemirafsanjani.ir/content/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87

[9]. http://www.mashreghnews.ir/fa/news/89821/%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%81%D8%A7%D8%A6%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF-6-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A8%D8%B3-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85

[10]. http://rasanews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=153815

[11]. http://www.bultannews.com/fa/news/137077/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AA%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA

[12]. http://www.fardanews.com/fa/news/113353/%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF

[13]. http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=2856

 

«فاتح» 500 تنی ایران آماده فتح دریاها شد +عکس

فاتح توان دریانوردی به مدت 35 روز را دارد که از این نظر بهبود چشمگیری نسبت به زیردریایی غدیر مشاهده می شود. سرعت سطحی فاتح 11 نات و در حالت غوطه ور 14 نات است و توانایی حمل موشک های زیرسطحی، موشک های دوش پرتاب سطح به هوا و همچنین امکان حمل نیروهای تکاور و رساندن آنها به نقاط مورد نظر را نیز دارد.
به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، فرماندهان نیروهای دریایی از دیرباز می دانستند با تمام مزایایی که کشتی ها برای تغییر نتیجه یک جنگ داشتند عیب بزرگ آنها که رویت پذیری از فواصل دور است همواره باقی خواهد بود. دیده شدن کشتی ها با چشم مسلح با توجه به انحنای کره زمین از حدود 30 کیلومتری میسر است و در طی روز این مشکل تنها در هوای مه آلود بود که برطرف می شد.

با اختراع زیردریایی و اثبات کارایی آن در سال 1775 اولین زیردریایی نظامی به کار گرفته شد و فصل جدیدی در تاریخ نبردهای دریایی رقم خورد. زیردریایی، مهمترین عیب کشتی ها را نداشت و این هم به دلیل توانایی غوطه ور شدن در آب و مخفی ماندن از دید چشم ها و برد مؤثر سلاح های معمولی بود. از آن پس توسعه زیردریایی ها برای مقاصد نظامی ادامه یافته و با پیشرفت فناوری در زمینه فیزیک و بعدها مکانیک دریایی کارایی این وسیله جنگی افزایش چشمگیری یافت.

زیردریایی ها در طول جنگ های جهانی بسیار مورد استفاده قرار گرفتند و با شروع جنگ سرد کم کم گونه ای جدید از این نهنگ های مصنوعی به نام زیردریایی اتمی ساخته شد. نیروی محرکه این زیردریایی ها از یک راکتور هسته ای کوچک تأمین  می شود و تا مدت چند سال و بعضاً تا آخر دوره عمر کاری نیاز به سوخت گیری ندارند و در نتیجه می توانند به طور نامحدود از نظر زمانی به دریانوردی بپردازند.

در دوران جنگ سرد زیردریایی های اتمی حامل موشک های قاره پیمای بالستیک به عنوان ابزار مهمی برای موازنه قوا عمل کردند و حتی شوروی سابق با این موشک های شلیک شونده از زیردریایی اقدام به قرار دادن ماهواره در فضا نمود.

با وجود توانایی های چشمگیر زیردریایی های اتمی، زیردریایی های دیزلی که بعدها با موتورهای الکتریکی نیز همراه شدند (زیردریایی های دیزل-الکتریک)  همچنان مشتری خود را در نیروهای های دریایی حفظ کردند که به دلیل نیازهای عملیاتی چون حرکت در آبهای کم عمق، سر و صدای کمتر(با به کارگیری موتور الکتریکی در زیر آب) و قابلیت های تهاجمی برای درگیری با زیردریایی های دشمن بود.

امروزه عمده زیردریایی های مورد استفاده در جهان همچنان از نوع دیزل الکتریک هستند هر چند که طرح هایی نیز برای زیردریایی های تهاجمی اتمی با دوره عمر 30 سال و بدون نیاز به سوختگیری ارائه شده است.

در ایران به عنوان یکی از قدیمی ترین تمدن هایی که از قدرت نظامی بالای دریایی برخوردار بوده است نیز تمایل به در اختیار گرفتن زیردریایی وجود داشت که پیش از انقلاب محقق نشده و پس از انقلاب اسلامی نیز تا چند سال پس از پایان جنگ تحمیلی این وسیله ارزشمند در اختیار نیروی دریایی کشورمان قرار نگرفت.

در دهه 1990 ایران در حالی که به گفته دریابان شمخانی فرمانده وقت نیروی دریایی ارتش امکان خرید ناوچه های موشک انداز با فناوری مناسب یا زیردریایی را از روسیه داشت با جمع بندی صاحبنظران، زیردریایی را انتخاب کرد که امروزه ارزش این انتخاب درست، بر کسی پوشیده نیست.

با ورود زیردریایی های روسی کیلو و لزوم  تسلط بر فناوری آنها توسط متخصصان کشور، همزمان با سعی در کشف و رفع عیوب این زیردریایی ها تلاش ها برای شروع مطالعه و ساخت زیردریایی در رده های مختلف متناسب با نیاز بومی آغاز شد. پس از حدود یک دهه جهاد علمی، زیردریایی غدیر یکی از نتایج مهم این جریان بود که به عنوان یک زیردریایی میدجت در اختیار رزمندگان دریادل نداجا قرار گرفت.

 
زیردریایی غدیر

در کنار ساخت زیردریایی های کوچک مانند نهنگ و همچنین زیردریای های مرطوب مانند السابحات برای طراحی و ساخت زیردریایی های بزرگتر نیز اقدام شد که تا کنون از دو نمونه در رده های وزنی حدود 500 و حدود 1000 تن صحبت شده است. این زیردریایی ها که فاتح و بعثت نام دارند در واقع انقلابی علمی در عرصه صنایع دریایی کشور را نوید می دهند که در اینجا به معرفی زیردریایی فاتح می پردازیم.

زیرسطحی 527 تنی فاتح به عنوان یک زیردریایی نیمه سنگین تلقی شده و تناژ آن در زیرسطح 593 تن است. این زیردریایی از نظر مشخصات عملیاتی بسیار برتر از غدیر بوده و توانایی حرکت در عمق 200 متر را به صورت عادی داشته و بیشینه عمق قابل دستیابی برای آن نیز 250 متر است.

به گزارش مشرق، در طراحی این زیردریایی متخصصان کشورمان سعی در حرکت به سمت بهینه ترین حالت ممکن برای دستیابی به توانمندی رزمی بیشتر داشته اند از این رو فاتح دارای 4 مقر پرتاب اژدرهای کالیبر 533 میلیمتری بوده (اژدر با قطر خارجی 533 میلیمتر) و توانایی حمل 8 مین دریایی را نیز دارد.

طبق اعلام، این زیردریایی دارای دو اژدر رزرو است که البته از این عبارت می توان دو گونه برداشت کرد بدین ترتیب که یا دو اژدر به همراه چهار اژدر موجود در پرتابگرها در این زیرسطحی وجود دارد و یا به ازای هر پرتابگر 2 اژدر ذخیره پیش بینی شده است که در حالت دوم باید اذعان کرد پایایی جنگ افزار فاتح واقعاً بالا است.

به گزارش مشرق، فاتح توان دریانوردی به مدت 35 روز را دارد که از این نظر نیز بهبود چشمگیری نسب به زیردریایی غدیر مشاهده می شود. سرعت سطحی فاتح 11 نات(20.35 کیلومتر بر ساعت) و در حالت غوطه ور 14 نات(25.9 کیلومتر بر ساعت) است. این زیردریایی توانایی حمل موشک های زیرسطحی، موشک های دوش پرتاب سطح به هوا و همچنین امکان حمل نیروهای تکاور و رساندن آنها به نقاط مورد نظر را نیز دارد.

با توجه به اینکه عمده قدرت زیرسطحی اعلام شده کشور تا امروز وابسته به زیردریایی های سنگین کیلو و سبک غدیر است مقایسه ای بین توانایی های آنها و فاتح که بین این دو قرار دارد می کنیم.

از نظر وزن روی آب، فاتح حدوداً 4.5 برابر سنگین تر از غدیر 115 تنی بوده و کیلوی 2350 تنی نیز حدوداً 4.5 برابر فاتح است. غدیر دارای 2 پرتابگر 533 میلیمتری برای شلیک اژدر است و از تعداد اژدرهای ذخیره آن اطلاعی در دست نیست اما برخی کارشناسان خارجی امکان حمل 2 اژدر ذخیره را برای آن تصور می کنند که احتمال آن با توجه به ابعاد این زیرسطحی پائین است؛ کیلو که به آن قاتل خاموش هم گفته می شود از 6 پرتابگر اژدر 533 میلیمتری برخوردار بوده و 18 اژدر نیز با خود حمل می کند که 12تای آن ذخیره است.


فاتح به عنوان برادر بزرگتر غدیر دارای 4 پرتابگر اژدر بوده و با توجه به اینکه اعلام شده 2 اژدر رزرو دارد می توان حدس زد کلاً دو و یا دو اژدر ذخیره به ازای هر پرتابگر(جمعاً 8 فروند) دارد.

بنابراین با افزایش تعداد محفظه شلیک اژدر در طراحی فاتح تمایل به امکان تعداد شلیک بیشتر در فواصل زمانی کوتاه و همچنین داشتن مهمات برای باقی ماندن در عرصه نبرد و تداوم درگیری مدنظر بوده است. نتیجه قابل استنتاج این است که توانایی تهاجمی فاتح در آغاز درگیری دو برابر غدیر و دوسوم کیلو است و هر سه فروند فاتح معادل دو فروند کیلو خواهند بود در حالی که هر 3 فروند غدیر می توانست کار یک زیرسطحی کیلو را آن هم در وهله اول انجام دهد.

هر چند که با اتمام مهمات، غدیر ناچاراً باید زودتر از صحنه درگیری عقب نشسته یا تنها به کار شناسایی و نظارت بپردازد. البته باید توجه کرد که تعداد بیشتری زیردریایی به معنی توانایی درگیری همزمان با تعداد بیشتری هدف و در گستره وسیع تری است که به مدد تولید انبوه و به خدمت گیری بیش از 12 فروند زیرسطحی غدیر ممکن شده. همچنین دسترسی به تعداد بیشتری کیلو شاید ناممکن بوده ولی هر سال تعدادی فاتح و غدیر قابل ساخت است.

برای توضیح بیشتر باید گفت از نظر ذخیره اگر برای غدیر دو اژدر در نظر بگیریم، تعداد اژدرهای ذخیره فاتح برابر با آن یا چهار برابر آن خواهد بود اما همچنان با تعداد کلی 12 اژدر به پای کیلو با 18 اژدر نمی رسد. در واقع کیلو می تواند دو بار دیگر 6 پرتابگر اژدر خود را پر کرده و به سمت دشمن آتش کند که اگر تعداد اژدر ذخیره فاتح 8 فروند باشد می تواند مثل کیلو دو بار پرتابگرهای خود را پر کند اما در مجموع 6 اژدر کمتر از کیلو دارد.

در مورد تعداد مین، قابلیت فاتح برای حمل 8 عدد برابر با یک سوم زیرسطحی های کیلو است که می تواند با استفاده از مین های دریایی کمتر اما پیشرفته و هوشمند جبران شود.


از جمله نکات قابل مقایسه دیگر بین فاتح و کیلو، سرعت آنها است که سرعت روی آب هر دو تقریباً یکی بوده ولی کیلو در آب به سرعت 17 نات(31.45 کیلومتر بر ساعت) دست می یابد در حالی که فاتح با 14 نات یعنی 82 درصد سرعت کیلو حرکت می کند. همچنین بیشینه عمق قابل دستیابی کیلو 300 متر و عمق عملیاتی آن 240 متر است که برای فاتح این مقادیر به ترتیب 250 و 200 متر است از اینرو زیرسطحی کوچکتر و بسیار سبکتر فاتح در این زمینه به 83 درصد توانایی کیلو رسیده است.

از نظر طول مدت مأموریت نیز منابع خارجی برای کیلو 45 روز را ذکر نموده اند اما زیردریایی فاتح تا 35 روز می تواند به دریانوردی بپردازد بنابراین در این کمیت فاتح به حدود 78 درصد یعنی بیش از سه چهارم توان کیلو دست یافته است در حالیکه بسیار سبک تر و از نظر ابعاد نیز کوچک تر از آن است.

به گزارش مشرق، با در نظر گرفتن سرعت حرکت فاتح با استفاده از لوله هوا که 8 نات(14.8 کیلومتر بر ساعت) اعلام شده می توان برد فاتح را بیش از 6700 کیلومتر تخمین زد که عدد قابل توجهی بوده و این زیردریایی را برای اجرای مأموریت های فراتر از آبهای نزدیک و حضور در شمال اقیانوس هند و حتی در صورت لزوم در خلیج عدن توانمند نشان می دهد.

برای جمع بندی این مقایسه باید گفت زیردریایی فاتح هر چند تنها 23 درصد وزن روی آب کیلو را دارد اما در عمده مشخصات فنی به بیش از 75 درصد(سه چهارم) تا بیش از 80 درصد(چهار پنجم) توانایی زیردریایی مطرح کیلو دست یافته است.

بخشی از این موفقیت مدیون بکارگیری تجهیزات پیشرفته در فاتح است که بسیار کوچکتر و سبکتر از نمونه های موجود در زیردریایی خارجی کیلو است و طراحان ایرانی بهترین استفاده ممکن با مقدورات فعلی را از فضای داخلی فاتح کرده اند. سامانه های بکارگرفته شده در فاتح مانند غدیر از انواع جدید و با فناوری های نوین هستند که ضمن کاهش خدمه مورد نیاز، کاهش احتمال بروز عیب، افزایش فاصله زمانی بین تعمیرات و همچنین سادگی عیب یابی و تعمیر را به دنبال داشته اند.

ویژگی مهم فاتح در عرصه موتوری و سامانه های الکترونیکی

فاتح با برخورداری از حسگرهای پیشرفته در عین کاهش اثرات راداری و صوتی خود و سامانه های ارتباطی امن برای تبادل داده با واحدهای سطحی و هوایی دیگر به جزئی از شبکه دفاعی دریایی ایران تبدیل شده و با توجه به ساخت بومی آن در قیاس با نمونه های خارجی هم رده، ارزانتر نیز خواهد بود.

زیرسطحی فاتح با برخورداری از 12 نوع سونار مختلف شامل انواع فعال(اکتیو) و غیرفعال(پسیو) امکان پویش محیط اطراف خود را داشته و می تواند عمق، سرعت و صوت را تشخیص داده و حتی علیه نیروهای غواص دشمن نیز به طور مؤثری عمل کند.

 
یکی از سونارهای زیردریایی فاتح

از سوی دیگر بنا بر اطلاعات رسمی منتشر شده از این زیردریایی، فاتح از ESM بهره می برد که این سیستم در زیردریایی ها، کار تشخیص، شناسایی و جهتیابی انواع امواج رادار و سیگنالهای مخابراتی منتشر شده از کشتیها، هواگردها، زیردریاییها و سایر منابع را بر عهده دارد. به کمک این سامانه آگاهی زیردریایی از موقعیت اطراف به منظور دفاع از خود یا تدارک یک درگیری ویا پشتیبانی اطلاعاتی از شناورهای خودی در صحنه نبرد افزایش مییابد.

سامانه پشتیبانی اقدامات الکترونیکی یا ESM شامل گیرندههای امواج و سیگنالها، نمایشگرها و تجهیزات تحلیل و پردازشگر است. ارتباط داده ای این سامانه با سامانه مدیتریت صحنه نبرد و سامانه کنترل آتش، حلقه تکمیل کننده کاربرد آن است.

همچنین موتور این زیردریایی نیز از نوع توربوژنراتور می باشد. ژنراتور در یک زیردریایی وظیفه تبدیل انرژی مکانیکی به الکتریکی را دارد. این انرژی الکتریکی میتواند از طرق مختلفی مانند موتور دیزل یا توربین بخار تأمین شود. توربوژنراتورها انرژی بخار را به انرژی الکتریکی تبدیل میکنند که برای تأمین انرژی الکتریکی لازم برای عملکرد زیردریایی مورد استفاده قرار میگیرد.

استفاده از این سامانه میتواند مزیتهای عملکردی نسبت به استفاده از موتور دیزلی برای زیردریایی به همراه داشته باشد از جمله ایجاد نویز و ارتعاشات کمتر، مقاومت بالاتر در برابر شوکهای وارده و هزینه کمتر در چرخه عمر.



این زیردریایی علاوه بر افزایش نفوذناپذیری دشمن در سواحل خودی دست نداجا را برای حضور در دو منطقه راهبردی تنگه مالاگا و تنگه باب المندب بازتر کرده و با حضور خود در آبهای سرزمینی و دریاهای آزاد نزدیک، امکان حضور زیردریایی های کلاس کیلو و همچنین زیردریایی 1000 تا 1200 تنی بعثت را در آبهای دوردست و برای حمل موشک هایی با مأموریت های متنوع تر مثلاً عملیات ضد اهداف سطحی باز می گذارد.

زیردریایی بعثت در واقع پرکننده فاصله زیرسطحی های غدیر و فاتح با زیردریایی بزرگ کیلو است و بنا بر اطلاعات منتشر شده مأموریتی متفاوت خواهد داشت و ناوگان زیرسطحی های کشور با ورود آن بیش از پیش تکمیل خواهد شد.
 
به آب اندازی طارق پس از تعمیرات

 
پوشش های جاذب نصب شده روی بدنه زیر دریایی طارق

موفقیت طراحی و ساخت این دو زیردریایی جدید بر پایه تلاش های شبانه روزی در دو دهه گذشته در راستای اکتساب فناوری و علوم دریایی بوده است که تعمیر زیردریایی پیچیده طارق (از رده کیلو) بدون حضور کارشناسان کشور سازنده، ارتقاء برخی قابلیت های آن در سال های گذشته و ساخت بومی بسیاری از اجزاء مهم و پرهزینه آن مانند باتری ها، پوشش های جاذب امواج نصب شده روی بدنه، قطعات و زیرسامانه ها نمونه هایی از نتایج این تلاش ها است.

ساخت شبیه ساز زیرسطحی های کیلو و غدیر نیز گام مهم دیگری است که به آموزش مؤثر و با هزینه کمتر برای تربیت نیروی متخصص منجر می شود.

امروزه کشورمان ایران چرخه فناوری زیرسطحی های نظامی را با طراحی، ساخت، آزمایش، تولید، آموزش خدمه، به کارگیری، تعمیرات و ارتقاء نمونه های داخلی و خارجی موجود در ناوگان تکمیل کرده است و با توجه به سخنان اخیر مسئولان نیروهای مسلح کشورمان از جمله وزیر دفاع، باید منتظر ماند و دید در چه روزی نیروی دریایی ارتش، فاتح دریاها را در یگان عملیاتی خود پذیرا خواهند بود.

کتاب برگزیده/ برش هایی از زندگی با فرمانده


گروه جهاد و مقاومت مشرق، در سی وسومین سالگشت آغاز دفاع مقدس، مطالعه ی این کتاب را به تمامی علاقمندان به تاریخِ جنگ هشت ساله، توصیه می کند. در این مجال، با مشاهده ی برش های از «زندگی با فرمانده» می توانید برای تهیه و خواندن آن، تصمیم بگیرید.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، کتاب ارزشمند و پربار «زندگی با فرمانده»، در اسفند سال 1391، توسط «نشر یا زهرا(س)»  راهی بازار کتاب شد. این کتاب، در 163 صفحه، توسط پژوهشگر جوان، «علی اکبری مزدآبادی» به نگارش درآمده است. این کتاب شامل 42 برش از حیات سردار شهید، حسین خرازی، فرمانده ی لشکر14 امام حسین(صلوات الله علیه) می باشد که با 80 قطعه عکس رنگی و کم تر دیده شده از آن عزیز همراه شده و مجموعه ای جذاب و خواندنی را تشکیل داده است. ساده نگاری و پرهیز از کبالغات و گزافه گویی های خسته کننده، از ویژگی های بارز این مجموعه خاطرات است. نوسنده در مقدمه ی کتاب تاکید کرده که طی سفری به اصفهان، با مراجعه به همرزمان شهید خرازی، موفق به گردآوری این خاطرات و عکس ها شده است.
گروه جهاد و مقاومت مشرق، در سی وسومین سالگشت آغاز دفاع مقدس، مطالعه ی این کتاب را به تمامی علاقمندان به تاریخِ جنگ هشت ساله، توصیه می کند. در این مجال، با مشاهده ی برش های از  «زندگی با فرمانده» می توانید برای تهیه و خواندن آن، تصمیم بگیرید. جای این کتاب در کتابخانه شما خالی نباشد.
علاقمندان برای تهیه کتاب «زندگی با فرمانده» می توانند با تلفن 66962116 - 66465375 - 021 تماس حاصل فرمایند. یا به فروشگاه مرکزی «نشر یا زهرا(س)» واقع در این نشانی، مراجعه فرمایند:

تهران - میدان انقلاب اسلامی - خیابان شهدای ژندارمری - پاساژ ناشران کوثر


طرح جلد چاپ اول کتاب «زندگی با فرمانده»


صفحات 73 و 74 از کتاب «زندگی با فرمانده»


صفحات 97 و 98 از کتاب «زندگی با فرمانده»


صفحات 146 و 147 از کتاب «زندگی با فرمانده»


طرح پشت جلد چاپ اول کتاب «زندگی با فرمانده»

آسان‌ترین شیوه محاسبه خمس+متن


«آسان‌ترین شیوه محاسبه خمس» نام کتابی است که به بهترین روش برای تعیین مبدأ سال خمسی، لیست اموال پانزده‌گانه مکلف، مؤونه زندگی و حکم خمس آن و شیوه تخمیس اموال کسی که تا کنون سال خمسی نداشته است، می‌پردازد.

خبرگزاری فارس: آسان‌ترین شیوه محاسبه خمس+متن

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حج،  «آسان‌ترین شیوه محاسبه خمس» عنوان کتابی در قطع جیبی است که مطابق با فتاوای آیات عظام امام راحل، اراکی، بهجت، تبریزی، خویی، خامنه‌ای، زنجانی، سیستانی، صافی، فاضل، گلپایگانی، مکارم، وحید خراسانی و نوری همدانی تنظیم شده است.

تخمیس اموال در فقه شیعه از فرائض و واجبات مالی است و در اهمیت آن همین مقدار بس که در فرهنگ غنی دین شناسان راستین عترت نبوی(ص)، به عنوان وسیله تطهیر اموال و پالایش نفس و جان مطرح شده است.

در اهمیت وجوب تخمیس از اموال از نگاه فقهی این دو مسأله قبل از هر چیز جلب توجه می‌کند که به اتفاق فقها و مراجع تقلید، تصرف در مالی که متعلق خمس است، هر چند با قصد دادن خمس، جایز نیست مگر به اذن حاکم شرع و همچنین مکلف شرعاً نمی‌تواند بدون مراجعه به مرجع خود، خمس را به ذمه بگیرد و خود را بدهکار اهل خمس بداند و در آن تصرف کند.

این کتاب که تعیین مبدأ سال خمسی، لیست اموال پانزده‌گانه مکلف، مؤونه زندگی و حکم خمس آن و شیوه تخمیس اموال کسی که تا کنون سال خمسی نداشته است، 4 فصل آن را تشکیل می‌دهند، بر آن است تا آسان‌ترین شیوه محاسبه خمس اموال را در راستای مسائل مورد ابتلاء با رعایت دقایق و ظرایف فتوایی بر اساس فتوای مراجع مشهور ارائه دهد.

در فصل دوم این کتاب از ارث، هدیه و بخشش، سرمایه، درآمد کسب و کار مصرف شده، درآمد کسب و کار پس‌انداز شده، قرض و وام مصرف شده، قرض و وام پس‌انداز شده، قرض و طلب، مهریه، دیه، صدقات و وجوه شرعیه، حقوق بازنشستگی، حق بیمه، باقی مانده آذوقه در آخر سال خمسی و مال حلال مخلوط به حرام به عنوان اموال پانزده‌ گانه مکلف نام برده شده است.

در بخش خمس مال حلال مخلوط به حرام آمده است: «مال حرامی که مخلوط به حلال شده از چند صورت برخوردار است، نخست اینکه هم مقدار حرام برای شخص معلوم است و هم صاحب آن در این صورت به اتفاق فقها، بر او واجب است همان مقدار معلوم را به صاحبش بدهد».

بر اساس این گزارش، کتاب «آسان‌ترین شیوه محاسبه خمس» به قلم عباس ظهیری در قطع جیبی، 90 صفحه، شمارگان 5000 نسخه و به قیمت ششصد و پنجاه تومان به تازگی از سوی مؤسسه فرهنگی هنری مشعر منتشر شده است.

علاقه‌مندان برای مشاهده متن کامل این کتاب می‌توانند از اینجا اقدام کنند.

زنجان معطر به عطر3000 شهید گلگون کفن



فارس گزارش می‌دهد/

هفته دفاع مقدس متعلق به شهدا و رزمندگانی است با تقدیم جان خویش نهال انقلاب اسلامی را آبیاری کرده‌اند.

خبرگزاری فارس: زنجان معطر به عطر3000 شهید گلگون کفن

به گزارش خبرگزاری فارس از زنجان، شهادت مهر تایید خدای رحیم بر پرونده بندگان خاص خود است، شهادت ضلعی از مختصات انسان کامل است، عشق به شهادت نسیمی است که از گلستان محبت و دلدادگی حضرت اباعبد‌الله (ع) می‌وزد و بویش گرمای این محبت را در دل عشاق شعله ور تر می‌نماید.

جوانان پاک این مرز و بوم‌،همان‌ها که الفبای عشق و دلدادگی را از کودکی آموخته‌اند، همان‌ها که خدای رحمان و رحیم در شب‌های قدر به العفو العفو گفتن‌های آنان پیش ملائکه‌اش مباهات می‌کند، همان‌ها که پروانه‌وار گرد شمع نورانی ولایت فقیه می‌گردند و ذکر لبشان دعا برای ظهور منتقم آل محمد است آشنای دیرینه شهادتند.

لبخند آن معشوق حقیقی و آن فرشته‌پرور و زیبایی‌گستر چیزی نیست که قلب‌های قفل انسان‌های مادی راهی به درک آن داشته باشد و همین لبخند است که جوان پاک و ملکوتی و مطلق‌گرای ایران زمین را مست می‌نماید و شهادت فهم اینهمه زیبایی است.

هفته دفاع مقدس اگر چه فرصتی محدود برای گرامیداشت یاد و خاطره شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی است، اما این فرصت محدود نیز غنیمتی است که باید به آن ارج نهاد.

استان زنجان به عنوان شهر غواصان دریا دل در کشور شناخته می‌شود، شهدای غواص استان زنجان مانند نگینی در میان شهدای کشور می‌درخشند و مباهات زنجانی‌ها به شهدایی است که در خط مقدم دفاع از نظام اسلامی حضور داشتند.

رشادت‌های غواصان زنجانی در دوران دفاع مقدس به قدری چشمگیر است که مقام معظم رهبری در دیدار با مردم شهر زنجان می‌فرمایند:"شهر زنجان را از دیرباز به عنوان یک شهر مؤمن و فرهنگى شناخته‌ام، از این شهر در دوران‌هاى مختلف و از جمله در دوران انقلاب اسلامى نمونه‌ها و نشانه‌هایى بروز پیدا کرده که براى هر مجموعه انسانى مایه مباهات و افتخار است،اوّلاً در جریان انقلاب اسلامى، این شهر نقش ایفا کرد و پس از پیروزى انقلاب، در دوران دفاع مقدّس هم غوّاصان دریا دلِ زنجانى در نیروهاى مسلّح نقشهاى برجسته‌اى ایفا کردند."

زنجان شهر دلاور مردان،ایثارگران و شهادت‌طلبان است که برای پایداری نظام اسلامی از هیچ کوششی فروگذار نکرده و از جان خود نیز در این راه گذشته‌اند، شهدای زنجان نشان داده‌اند که زنجانی عزت‌آفرین است.

بعد از گذشت 34 سال از پیروزی انقلاب اسلامی مردم زنجان در صحنه حضور دارند و با تقدیم فرزندان خویش راه انقلاب را ادامه می‌دهند، تا جاییکه باید گفت، در شهادت بر روی مردم زنجان همچنان باز است.

*3 هزار شهید استان زنجان

مدیرکل بنیاد شهید استان زنجان با اشاره به تقدیم نزدیک به 3 هزار شهید در طول 34 سال گذشته از سوی مردم به انقلاب اسلامی اظهار کرد: وجود 406 شهید دانش‌آموز و 34 شهید دانشجو بیانگر بصیرت بالای اسلامی و باور بر اطاعت از ولی‌فقیه زمان خود در بین جوانان و نوجوانان استان زنجان است.

این مسئول با بیان اینکه جوانان و نوجوانان امروز امتداد نسل همان ایثارگران و از جان گذشتگان هستند، افزود:  با بیان صریح و صحیح مسایل و تبیین اصول اسلامی و ملی می‌توان جوانان امروز را نیز همانند جوانان دوران دفاع‌ مقدس تربیت کرد.

وی ادامه داد: در سطح استان نیز امثال شهید احدی‌ها و شهید قامت بیات، علی‌رغم سن کم خود با نیروی بالای ایمان بزرگ‌ترین حماسه‌ها را خلق کردند.

وی با بیان اینکه جامعه امروز نیازمند ترویج و نهادینه کردن فرهنگ ایثار و شهادت است، تصریح کرد: تشییع  شهدای گمنام دوران دفاع‌ مقدس در استان، شاید گامی در این راه باشد تا شهدا را هر لحظه در کنار خود حس کنیم و بدانیم آرامش و امنیت امروز در سایه از خود گذشتگی همین شهدا به دست آمده است.

نیک بخش تصریح کرد: در کنار آثار و برکات دفاع‌ مقدس در جای‌جای کشور، شهدا، جانبازان و ایثارگرانی نیز بر جای ماندند که استان زنجان نیز با تقدیم 3 هزار شهید، 600 آزاده و 15 آزاده سیاسی، از این امر مستثنی نبوده است.

وی با اشاره به وجود 2 هزار و 400  مزار شهید، افزود:5 هزار جانباز و 570 آزاده از افتخارات این استان در جنگ تحمیلی است.

وی با بیان اینکه 120 شهید با هویت مشخص هنوز مفقودالجسد هستند، افزود: 17 شهید گمنام نیز در مکان‎های مختلف و دانشگاه‎های استان مدفون شده‌اند.

این گزارش، تنها یاد کوچکی از بزرگمردان تاریخ انقلاب اسلامی است.

اللهم الرزقنا الشهاده فی سبیلک

تصاویر/ عملیاتی که تشنگی در آن موج می‌زد


این تصاویر که شاخصه آن قمقمه و ظرف آب و در یک کلام عطش است و حماسه سازان این تصاویر رزمندگان گردان شهادت لشگر 27 محمد رسول الله(ص) هستند که در عملیات کربلای یک در محور عمومی شهر مهران گرفته شده است.

خبرگزاری فارس: تصاویر/ عملیاتی که تشنگی در آن موج می‌زد

به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، بی سیم‌ها از حالت سکوت رادیویی خارج شد و فرمانده‌ای که آن طرف، گوشی را به دست داشت مدام همه گردان‌ها را به گوش می‌کرد و وضعیت را جویا می‌شد و تک تک فرمانده‌هان اعلام وضعیت می‌کردند.

رمز عملیات اعلام شد؛ به نام نامی علمدار کربلا ابالفضل العباس (ع)به دشمن بعثی حمله کنید: یا اباالفضل... یا ابالفضل... یاابالفضل...

عملیات کربلای یک نیمه شب 9 تیر ماه سال 65 در محور عمومی شهر مهران آغاز شد.

شهر مهران دروازه رسیدن به کربلا بود و رمز عملیات نام سقای دشت کربلا ابالفضل العباس (ع) و این تصاویر در روز دهم تیرماه توسط عکاسان لشگر حضرت رسول(ص) به ثبت رسید.

تصاویری که شاخصه آن قمقه و ظرف آب و در یک کلام عطش است و حماسه سازان این تصاویر رزمندگان گردان شهادت لشگر 27 محمد رسول الله(ص) و چهره خاک آلوده فرمانده‌شان شهید جواد صراف که با کلاه قرمز مقابل دوربین فیگور گرفته.

جیب‌های فرماندهی که شهیدان دین شعاری و محمدرضا دستواره بر آن سوارند. و حاجی بخشی که با تنقلات و شیرینی و شکلات از راه رسید.

قابل توجه بینندگان این تصاویر، صبح عملیات امداد الهی به مدد آمد و طوفانی از گرد و خاک سراسر منطقه را گرفت و دید دشمن را کور کرد و آن غبارها بر روی سر و صورت این دلاورمردان جا خوش کرد.

 

رهبر انقلاب کدام کتاب را به فرماندهان سپاه توصیه کردند

رهبر انقلاب در تازه‌ترین توصیه خود برای مطالعه درباره کتاب نگاهی به تاریخ جهان نوشته جواهر لعل نهرو آورده‌اند: 3 ویژگی اصلی كتاب عبارتند از اینكه اولا تاریخی بومی است. دوم اینكه تحلیلی و توضیحی است و سوم آنكه به زبان ساده و برای جوانان و نوجوانان نوشته شده است. گو اینكه هیچ كتاب بدون اشكال در برداشت و نوشتار نیست، اما تمام آنچه ذكر شد از این كتاب یك پیشنهاد خوب برای مطالعه تاریخ ساخته است.
گروه فرهنگی مشرق- درست سه سال پیش رهبر انقلاب در دیدار نخبگان جوان فرمودند: من يقين دارم شما جوان‌ها كمتر هم به تاريخ و به اين چيزها اهميت می‌دهيد. يك‌هزارمِ آنچه را كه اتفاق افتاده را هم شما در تبليغات و در حرف‌ها نشنيده‌ايد. این سخن كه در ضمن بیان و توضیحی در مورد شرح جنایات انگلیسی‌ها در همین تاریخ معاصر ما مطرح شد، به یك نویسنده مستند شده بود: جواهر لعل نهرو. مردی انقلابی و ضدانگلیسی.

 
در تابستان سال ۱۹۲۸ ایندیرا، دختر نهرو كه در آن وقت ده ساله بود در شهری ییلاقی دور از پدرش به سر می‌برد. در آن تابستان نهرو یك سلسله نامه برای دخترش نوشت كه در آن‌ها با زبانی ساده داستان آفرینش زمین و پیدا شدن زندگی و تشكیل نخستین قبایل و اجتماعات بشری را نقل كرد. بعد مجموعه‌ی آن‌ها را كه ۳۰ نامه‌ی كوتاه بود به صورت كتابی منتشر نمود.نشیب و فراز زندگی اجتماعی و سیاسی نهرو كه اهداف بلند انقلابی اصیل را در سر داشت بارها و بارها به زندان كشاند. در سال ۱۹۳۰ كه نهرو یكی از دوران‌های متعدد زندانش را می‌گذراند درصدد برآمد از فرصت و فراغتی كه در زندان پیش می‌آید استفاده كند و نامه‌های تازه‌ای برای دخترش بنویسد. این نامه‌های تازه در مدتی نزدیك سه سال از اكتبر ۱۹۳۰ تا اوت ۱۹۳۳ در دو دوران مختلف زندان نوشته شد و در آن‌ها یك دوره تاریخ جهان منعكس می‌گشت. در اواخر سال ۱۹۳۳ كه نهرو زندان خود را به پایان رساند، نامه‌های خود را مروری كرد و آماده‌ی چاپ ساخت اما چون به زودی در ۱۲ فوریه ۱۹۳۴ یكبار دیگر زندانی شد، خواهرش ویجایالكشمی پاندیت مجموعه‌ی آن‌ها را تنظیم كرد، «نگاهی به تاریخ جهان» نامید و در دو جلد به چاپ رساند.


 
استقبال از این كتاب به حدی بود كه در سال ۱۹۳۸ نگاهی به تاریخ جهان نایاب شد. نهرو بار دیگر نوشته‌هایش را برای تجدید چاپ مورد بازنگری قرار داد و اصلاحاتی در آن به عمل آورد و یك فصل هم بر آن افزود. بدین ترتیب كتاب بار دیگر روانه بازار كتاب شد و آن قدر اعتبار یافت كه هنوز پس از گذشت ۷۵ سال همچنان جزو كتاب‌های خوب تاریخ به شمار می‌آید.

 
نهرو با مقاومت و پافشاری بر اهداف استقلال‌طلبانه و مبارزه برای ایجاد هندوستان بزرگ و پس از طی سال‌ها مرارت و سختی بعد از استقلال هند، اولین نخست وزیر و رهبر انقلابی هند نو شد. بنابراین بسیاری از تحلیل‌ها و توضیحات جواهر لعل نهرو برای كسانی كه می‌كوشند از تاریخ برای خود الهام و راهنمایی كسب كنند و برای آینده ای كه می‌سازند درس بیاموزند معنی و مفهوم بزرگ‌تری یافته است. نهرو در این كتاب خود را تاریخ نویس نمی‌داند. او یادداشت‌هایی را برای دخترش نوشته كه پر از توضیح و تعلیل و روشنگری درباره رخدادهای تاریخی است. در واقع نوعی تاریخ تحلیلی است با تاكید بر حفظ نگاه هند و آسیا.

 
مترجم كتاب مرحوم محمود تفضلی است. او مردی فرهنگی و كاردان بود كه سال‌ها در قامت رایزن فرهنگی ایران در كشورهای آسیایی از جمله هند خدمت كرده بود و نظر به دغدغه و شناخت خود از آثار مهم فرهنگی كشورها دست به ترجمه آثار بسیاری به زبان فارسی زد. «نگاهی به تاریخ جهان» در سه جلد ترجمه و بطبع رسیده است. بخش اول شامل ۹۵ نامه از «تاریخ باستان» آغاز و تا اواخر قرن هجدهم و تا آستانه انقلاب‌های بزرگ آن قرن دامه یافته است. بخش دوم ۶۰ نامه در خود دارد و تا جنگ اول جهانی را روایت كرده است. بخش سوم هم ۴۲ نامه شامل دنیای پس از جنگ می‌باشد. این تقسیم‌بندی از سوی مترجم صورت گرفته به جهات فنی و عملی كار انتخاب شده است و الا كتاب یك واحد متصل و به هم پیوسته است. ترجمه فارسی این كتاب از روی چاپ چهارم آن كه در ژانویه ۱۹۴۹ در لندن انتشار یافت صورت گرفته است و مستقیما از متن انگلیسی برگردانده شده است.

 
نكته جالب اینكه ترجمه كتاب در سال ۱۳۳۵ هجری شمسی پس از اینكه ترجمه كتاب قبلی نهرو تحت عنوان "زندگی من" از سوی محمود تفضلی آغاز شد. نهرو بعد از دریافت كتاب زندگی خود از تفضلی خواست كتاب تازه‌اش كه همین "نگاهی به تاریخ جهان باشد" را ترجمه نماید. نهرو كه در آن سال نوشته بود: خوشوقت خواهم شد كه شما كتاب "نگاهی به تاریخ جهان" مرا نیز ترجمه و منتشر كنید. سه سال بعد و در سال ۱۳۳۸ (ه ش) مرحوم تفضلی یك نسخه از ترجمه كتاب "نگاهی به تاریخ جهان" را به سفیر كبیر هند در تهران تحویل داد تا با حفظ مراتب احترام به دفتر نخست وزیری جایی كه جواهر لعل نهرو بر آن تكیه زده بود بفرستند. نهرو پس از دریافت كتاب برای مترجم كتابش در ایران نوشت:

 
آقای محمود تفضلی عزیز
سفیر كبیر ما در تهران یك نسخه از ترجمه فارسی كتاب "نگاهی به تاریخ جهان" را كه شما ترجمه كرده بودید را برایم فرستاده است. از شما سپاسگزارم و آن را تقدیر می‌‌كنم. چون زبان فارسی نمی‌دانم، شاید نتوانم درباره این ترجمه قضاوت كنم، اما شنیده‌ام كه این كتاب در ایران موقعیت خوبی كسب كرده است و استقبال شایانی از جانب دانشجویان و عموم مردم از آن شده است. امیدوارم این كتاب سبب تفاهم بیشتر میان ایران و هند بشود.

 
با احساسات صمیمانه. ارادتمند. جواهر لعل نهرو

 
كتاب همانطور كه سفیر كبیر هند به جناب نخست وزیر گفته بود در ایران به شدت مورد اقبال قرار گرفته بود و موفق شد برنده جایزه بهترین ترجمه سال ۱۳۳۸ انجمن كتاب ایران شود. ترجمه‌ای كه در پی گذشت پنج دهه از آن اكنون كمی قدیمی و كندخوان به نظر می‌رسد، اما هنوز قوت و استحكام بیانی خود را در نوشتن جملاتی كوتاه و با افعال و كلمات درست حفظ كرده است.

 
جواهر لعل و نهرو در ابتدای كتاب نوشته است:
در زندانی بودم كه كتابخانه‌ای وجود نداشت و كتاب هایی كه بتواند مورد رجوع قرار گیرد در اختیار زندانی نیست. در چنین وضعی كتاب نوشتن درباره هر موضوع و مخصوصا درباره تاریخ كاری گستاخانه و دشوار است. در زندان مقداری كتاب به دستم رسید اما نمی‌توانستم آن‌ها را با خود نگاه دارم. كتاب‌ها می‌آمدند و می‌رفتند. بنابراین خودم را عادت دادم كه از كتاب‌هایی كه می‌خوانم یادداشت بردارم. دفترچه‌های یادداشت من كه بعد از مدتی تعدادشان خیلی زیاد شده بود در هنگام نوشتن نامه‌ها به كمك من آمدند. در این زمان فقدان كتاب‌های خوب كه بتواند طرف مراجعه قرار گیرد كاملا محسوس بود و به همین جهت بعضی دوران‌‌ها از قلم افتاده و ناگفته مانده‌اند. نامه‌های من شخصی‌‌اند و در آن‌ها بسیاری مسایل خصوصی هست كه فقط برای دخترم معنی و مفهوم دارد. نمی‌دانم با آن‌ها چه باید كرد، زیرا بیرون كشیدن آن‌ها كاری نیست كه به آسانی امكان‌پذیر باشد. نهرو می‌نویسد: روش برخورد من با حوادث مثل كار یك تاریخ‌نویس نیست. اصولا من ادعای تاریخ‌نویسی ندارم. آنچه در این نامه‌ها هست مخلوط ناموزونی است از نوشته‌های ابتدایی برای جوانان با بحث و گفتگویی از منظر بزرگ‌سالان.

 
محور اصلی این كتاب سرزمین هند است. یعنی در كتاب "نگاهی به تاریخ جهان"، نگاه كننده در هند نشسته است. ابتدا به تاریخ دور می‌نگرد و در بستر زمان جلو می‌آید تا به تاریخ معاصر خود می‌رسد. روایت و تحلیل تاریخ از این نوع كه نهرو انجام داده است توجه ویژه‌ای به جغرافیای رخدادهای هم دارد. بنابراین آسیا و تقابل تاریخی شرق و غرب دیگر محور اصلی كتاب است. از دیگر ارزش‌های كتاب باید به توالی و ارتباط رخدادهای جهان با یكدیگر نام برد. رویكرد تاریخی اثر درس گرفتن از تاریخ است و در این بین نویسنده هرگز ادای بی‌طرفی و خنثی‌منشی ندارد. او یك هندی اصیل است كه در نقل تاریخ كشورش و جهان به استعمار و استبداد از همان ابتدا حساسیت ویژه‌ای نشان می‌دهد. می‌توان گفت "نگاهی به تاریخ جهان" یكی از واقعی‌ترین تاریخ‌هایی است كه نوشته شده است. تاریخی به زبان مردمی كه عادت كرده بودند حتی تاریخ‌شان را هم غربی‌ها بنویسند.


 
3 ویژگی اصلی كتاب عبارتند از اینكه اولا تاریخی بومی است. دوم اینكه تحلیلی و توضیحی است و سوم آنكه به زبان ساده و برای جوانان و نوجوانان نوشته شده است. گو اینكه هیچ كتاب بدون اشكال در برداشت و نوشتار نیست اما تمام آنچه ذكر شد از این كتاب یك پیشنهاد خوب برای مطالعه تاریخ ساخته است.

 
حضرت آیت الله خامنه‌ای در دیدار اخیر خود با فرماندهان سپاه پاسداران ذیل بحث استحكام ساخت درونی فرمودند: اين كتاب جواهر لعل نهرو ـ نگاهى به تاريخ جهان ـ را بخوانيد؛ در بخشى كه دخالت و نفوذ انگليس‌ها در هند را بيان ميكند، تصوير ميكند، تشريح ميكند ـ او آدمى است هم امين، هم مطّلع ـ مي‌گويد صنعتى كه در هند بود، علمى كه در هند بود، از اروپا و انگليس و غرب كمتر نبود و بيشتر بود. انگليسی‌ها وقتى وارد هند شدند، يكى از برنامه‌هايشان اين بود كه جلو گسترش صنعت بومى را بگيرند. خب، بعد كار هند به آنجا مي‌رسد كه ده‌ها ميليون آن وقت‌ها، صدها ميليون در دوره‌هاى بعد، فقير و گدا و خيابانْ‌خواب و گرسنه به معناى واقعى داشته باشد.

منبع: khamenei.ir

کتاب برگزیده/ «طولانی ترین جنگ» را بخوانید


گروه جهاد و مقاومت مشرق، در سی وسومین سالگشت آغاز دفاع مقدس، مطالعه ی این کتاب را به تمامی علاقمندان به تاریخِ جنگ هشت ساله، توصیه می کند. در این مجال، با مشاهده ی برش های از «طولانی ترین جنگ، رویارویی ایران و عراق» می توانید برای تهیه و خواندن آن، تصمیم بگیرید.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، کتاب ارزشمند و پربار «طولانی ترین جنگ، رویارویی ایران و عراق»، در سال 1390، توسط «نشر بوم و بر» راهی بازار کتاب شد. این کتاب، در 442 صفحه، توسط «دیلیپ هیرو» روزنامه نگار و مورخ پاکستانی به رشته ی تحریر درآمده است. . «طولانی ترین جنگ، رویارویی ایران و عراق» حاصل تحقیقات گسترده ی مولف است که توسط «علی رضا فرشچی»، «رضا فرید زاده» و «سعید کافی» به فارسی برگردانده شده و به لطفِ ویراستاری «ظهیر بیگجانی» و «زهرا گل محمدی» با متنی روان و یک دست، برای مطالعه ی علاقمندان آماده شده است.
کتاب مزبور، ترجمه ی«The Longest War: The Iran-Iraq Military Conflict» است و در سال 1991 منتشر شده است.متن انگلیسی کتاب، یازده فصل دارد که مباحث آن از ریشه ی اختلافات ایران و عراق آغاز می شود و موضوعاتی مانند شروع جنگ، نقش قدرت های خارجی، جنگ نفت کش ها و پیامدهای جنگ را مورد بررسی قرار می دهد.
کتاب «طولانی ترین جنگ، رویارویی ایران و عراق» به رغم کاستی هایی که دارد، از جمله تالیفاتی است که می کوشد تا ابعادی از این حادثه ی مهم را مورد وارسی قرار دهد و ابعادی از آن را روشن و گویا سازد. نویسنده ی کتاب، در مجموع با ارائه ی اسناد و مدارک متعدد و با یک رویکرد آکادمیک، تلاش کرده است مه به بررسی موضوع بپردازد. نکته ی حائز اهمیت آن است که نگارنده با اتکا به اسناد و مدارک مورد استفاده، حقانیت ایران را در جنگ (از شروع تا پایان، به تصریح و تلویح) پذیرفته و آن را به رسمیت شناخته است. اهمیت این موضوع به این دلیل است که چنین قضاوتی، حاصل یک بررسی علمی و آکادمیک است.


«دیلیپ هیرو» روزنامه نگار و مورخ پاکستانی
گروه جهاد و مقاومت مشرق، در سی وسومین سالگشت آغاز دفاع مقدس، مطالعه ی این کتاب را به تمامی علاقمندان به تاریخِ جنگ هشت ساله، توصیه می کند. در این مجال، با مشاهده ی برش های از  «طولانی ترین جنگ، رویارویی ایران و عراق» می توانید برای تهیه و خواندن آن، تصمیم بگیرید. جای این کتاب در کتابخانه شما خالی نباشد.
علاقمندان برای تهیه کتاب «طولانی ترین جنگ، رویارویی ایران و عراق» می توانند با تلفن 66497227 تماس حاصل فرمایند.


تصویری از جلدِ اولین چاپ از کتاب «طولانی ترین جنگ، رویارویی ایران و عراق»


تصویری از طرح جلدِ نسخه ی انگلیسی کتاب The Longest War: The Iran-Iraq Military Conflict


تصویر صفحه 218 از ترجمه ی فارسی کتاب «طولانی ترین جنگ، رویارویی ایران و عراق»
(فصل پنجم:«ناثیرات جنگ بر کشورهای خارجی»)



تصویر صفحه 300 از ترجمه ی فارسی کتاب «طولانی ترین جنگ، رویارویی ایران و عراق»
(فصل هشتم«عملیات فاو از سوی ایران و اوضاع پس از آن»)

تصویر صفحه 378 از ترجمه ی فارسی کتاب «طولانی ترین جنگ، رویارویی ایران و عراق»
(فصل نهم:«گسترش جنگ در سطح بین المللی»)



گزارش فارس از زندگی سردار و فرمانده شهید حمید احدی/ شهیدی که به مادرش خبر شهادتش را داد + تصاویر

بعد از بازگشت سالم به خانه مادرش گریه می‌کند که من در فردای قیامت جواب بی‌بی زینب را چه بدهم که چند پسر داشتم ولی یکی از آنها شهید نشد، جواب می‌دهد مادرجان! ناراحت نباش؛ من حتماً شهید می‌شوم.

خبرگزاری فارس: شهیدی که به مادرش خبر شهادتش را داد + تصاویر

به گزارش خبرگزاری فارس از زنجان، شهدای بسیاری در کشور هستند که هنوز ناشناخته‌اند و باید برای شناساندن آنها تلاش شود، که یکی از مجموعه‌هایی که باید در این زمینه تلاش کنند رسانه‌ها هستند.

استان زنجان در طول هشت سال دفاع مقدس سه هزار شهید را تقدیم انقلاب کرد و رزمندگان آن در بسیاری از عملیات‌های دوران دفاع مقدس به دلیل شجاعت و دلاورمردی‌هایشان نقش خط‌شکنی داشتند.

یکی از فرماندهان شهید استان زنجان شهید حمید احدی است که بسیاری از رزمندگان که در جبهه‌ها حضور داشتند، این شهید والامقام را به یاد دارند.

می‌گفت: حمید برایم گفت که بعد از بازگشت از عملیات فتح‌المبین وقتی سالم به خانه رفتم، مادرم شروع به گریه کرد و گفت: من فردای قیامت جواب بی‌بی زینب را چه بدهم که در خانه چند پسر داشتم و شهیدی ندادم، به مادر جواب دادم ناراحت نباش من حتماً شهید خواهم شد.

حمیـد ویژگی‌های بارز اخلاقی، معنوی، عشق به اهل بیت(ع)، اقامه نماز در اول وقت و احترام به خانواده‌های معظم شهدا و والدین و… را در این محافل کسب فیض کرده و پس از پایان دوره راهنمایی وارد دبیرستان شهید ارفعی شد و دوران تحصیلی‌اش در دبیرستان مصادف با اوج‌گیری انقلاب اسلامی بود، همراه با پدر و مادر و دیگر مردم شریف زنجان در همه تظاهرات‌هایی که علیه رژیم ستمشاهی برگزار می‌شد، حضوری فعال داشت به‌طوری که شهید بزرگوار یک بار نیز توسط ماموران شاه دستگیر شد.

پـس از اخذ دیپلم و فراهم شدن مقدمات تحصیل در مدرسه عالی قضائی، استخدام در دوایر دولتی را کنار زده و جذب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی زنجان شد و همزمان با آغاز جنـگ تحمیلی در مسئولیت‌های مختلف در جبهه‌های جنوب و غرب کشور و عملیات‌هایی از قبیل فتح‌المببـن، بیت‌المـقدس، محرم، رمضان، خیبر و والفجرها حماسه‌هایی بس عظیم آفرید و سرانجام در تاریخ 23 اسفند 1363 پس از وضو گرفتن در آب دجـله هدایت نیروهای گردان امام سجاد(ع) را به عهده گرفته و با همرزمان شهیدش به‌ویژه شهید محمد ناصر اشتری با شرکت در عملیات غــرور‌آفــریــن بــدر به فیض شـهـادت نائل آمد.

در فرازی از یادداشت‌های حمید احدی آمده است: جبهه آمدن کار سختی نیست، جبهه جای شادی و سرور خاطر است. جای آرامش وجدان و آسایش روح است. اما وقتی دلی برایت می‌شکند و یا قلبی به راهت تندتند می‌زند یا خاطره‌ای در ورایت می‌دود و محزونت می‌کند، تمام سختی‌ها و ناملایمات از یک سو و این حزن از یک سو و تفاوت این سوی و آن سوی، از زمین تا آسمان …

پدر شهید می‌گوید: روزی در منزل روضه داشتیم که ناگهان در زدند. چند تن از دوستان حمید با پریشانی پشت در ایستاده بودند. آنها را به داخل آوردم و متوجه شدم که از دست گاردی‌ها فرار کرده‌اند. آنها را زیر رختخواب‌ها مخفی کردم. چند لحظه بعد یکی از همسایه‌ها آمد و با حالت تمسخر گفت: در حالی بچه‌های مردم را پناه می‌دهی که فرزند خودت را دست بسته و خون‌آلود بردند.

بعد از مدتی پرس‌وجو متوجه شدم او را به کلانتری برده‌اند. فردای آن روز با صورتی خون‌آلود و لباسی کثیف به منزل آمد. حمید را به روستایی دور فراری دادیم. پس از رفتن او گاردی‌ها به خانه ما آمدند ولی حمید را پیدا نکردند. حمید بعدها مرا به خاطر این کار سرزنش می‌کرد و می‌گفت: در زمانی که جوانان ما جانشان را از دست می‌دادند، شما مرا از خانه دور کردید.

یکی از دوستان حمید برایم گفت: بعد از بازگشت از حمله فتح‌المبین وقتی سالم به خانه رفتم، مادرم شروع به گریه کرد و گفت: من فردای قیامت جواب بی‌بی زینب را چه بدهم که در خانه چند پسر داشتم و شهیدی ندادم. به مادر جواب دادم ناراحت نباش من حتماً شهید خواهم شد.

وصیت‌نامه

سلام به کسانی‌که این نوشته‌ها را می‌خوانند و می‌شنوند، بنا داشتم که چیزی به عنوان وصیت بنویسم چون نه برای دنیا کار کرده‌ام نه برای آخرت توشه‌ای دارم و نه ارثی به جا گذاشته‌ام ولی چون قبلاً هم یک یادداشتی نوشته بودم اگر به دستتان رسیده بنا به صلاحدید مادرم عمل کنید.

مادرم را از تمام جهات وصی خود قرار می‌دهم برای یادآوری تا حد توان مراسم مرا ساده برگزار کنید مادر و خواهر مهربانم مثل زینب باشید و پیام‌رسان شهدا، پدر عزیزم تو نیز حسین‌وار مقاوم باش صبر کن که خدا با صابران است، برادر بزرگوارم امیدوارم مرا ببخشی و حلال کنی و مانند امام سجاد(ع) پیام شهادت را به مردم برسانی. بدانید که خدا هر چه بخواهد آن خواهد شد و بس.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد...

گزارش فارس از دلاورمرد زنجانی جبهه‌ها/ «پهلوان جبهه‌ها» خانه خود را برای ساخت مسجد فروخت

حاج اسماعیل، اندامی ورزیده و تنومند داشت و با قدرت بدنی خود کمپرسورهای 30 تا 40 کیلویی را به تنهایی تا ارتفاعات بر دوش می‌کشید و ساعت‌ها در مناطق صعب‌العبور پیاده‌روی می‌کرد.

خبرگزاری فارس: «پهلوان جبهه‌ها» خانه خود را برای ساخت مسجد فروخت

به گزارش خبرگزاری فارس از زنجان، حدیث عاشقان خمینی(ره) حدیثی دیگر است از عشق راستین؛ که روزگاری به تمثیل، فرهاد و شیرین و مجنون و لیلی داستان‌ها بودند، امتی صادق و دلسوخته آتش عشق امامی استوار و پا بر جا چون کوه، که پهنه وسیع زمان و گستره پهناور زمین کمتر نظیر آن را دیده است.

عاشقان امام راحل هر جام بلای پیر و مرشدشان را، نه چون جام شوکران، که چون شراب طهور سر می‌کشیدند و پروانه‌وار به حول هاله زیبای شمع وصال دوست می‌گردیدند و بی‌مهابا به قربانگاه عشق می‌شتافتند و جسم و جان خود را سخاوتمندانه نثار می‌کردند.

از زمزه این پاکان «حاج اسماعیل حسنی» عاشق صادق و پاک باخته‌ای بود که سر از پا نشناخته، بی‌هوا و هوس و پر از هوای وصال یار، پا به این معبد پرنور عشق نهاد و شراب نوشین شهادت را مستانه سر کشید.

حاج اسماعیل ششم آبان ماه 1320، در خانواده‌ای مذهبی و کشاورز در روستای اسفجین، از توابع زنجان متولد و تعالیم روح بخش اسلام را از پدر و مادر آموخت و سپس برای طلب علم و دانش راهی مدرسه شد و به آموختن علوم روز پرداخت.

پیش از انقلاب، در فعالیت‌های اسلامی تا حد امکان مشارکت داشت و جزو نمازگزاران مسجد «پنج تن آل عبا» بود.

وقوع انقلاب اسلامی تقویت گرایش‌های اسلامی و انقلابی شهید حسنی را موجب شد، به طوری که برای سرنگونی رژیم پهلوی در کنار امت مسلمان فعالانه شرکت جست، حضور مداوم وی در مساجد، چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، سبب شد تا وی ادامه فعالیت‌های مذهبی خود را پس از انقلاب در این سنگر پی گیرد.

وی معتقد بود تا انقلاب با خطرات گوناگون مواجه است و خفاشان شوم نمی‌توانند نور انقلاب را تاب آورند. باید از این نهال نو پا حمایتی همه‌جانبه کرد و برای استواریش از هیچ کوششی دریغ نورزید.

اسماعیل با اخلاص و ایثار تمام به ترمیم و بازسازی مسجد محل مبادرت ورزید و همه روزه، از بامداد تا شامگاه با دل و جان تلاش می‌کرد. برای اثبات ایثار وی کافی است به فروش منزل مسکونی‌اش و خرج پول به دست آمده برای بازسازی مسجد، اشاره کنیم. مسجد برای او محل و مامنی بود که مسلمانان در آن جمع می‌شدند و پایبندی به اعتقاداتشان گسترش می‌یافت.

حاج اسماعیل با ایجاد پایگاه مقاومت بسیج در این مسجد، جوانان بسیاری را در این پایگاه تربیت و آنان را با مسائل نظامی و عقیدتی آشنا ساخت، تا این جوانان آینده‌سازان ایران اسلامی شوند.

سال 1361، حاج اسماعیل همکاری خود را با دفتر پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی استان زنجان آغاز کرد، پیش از آن در عملیات محرم (1361) شرکت داشت، اما از سال 1362 و پیش از عملیات خیبر به جمع جهادگران پیوست.

آغاز فعالیت وی در جهاد سازندگی، رانندگی با پایه یک بود. او علاوه بر این، در عملیات های بدر، کربلای 5، 4 و 10، شط علی، نصر 8 و 9 و بیت‌المقدس 2 شرکت داشت و با سمت‌های مختلفی در پیشبرد این عملیات‌ها نقش ایفا می‌کرد.

برای مثال در عملیات خیبر راننده ماشین‌های کمپرسی و تیرانداز دوشکا بود و در عملیات بدر به عنوان راننده کمپرسی خدمت می‌کرد. در منطقه هورالعظیم به عضویت گروه نجات درآمد و با جرثقیل 25 تنی، خودروهایی را که به داخل باتلاق سقوط کرده بودند، بیرون می‌کشید.

حاج اسماعیل اندامی ورزیده و پیکری قوی و نیرومند داشت، به طوریکه همرزمانش می‌گویند با وزنی بیش از 100 کیلو قادر بود، کمپرسورهای 30 تا 40 کیلویی را به تنهایی تا ارتفاعات بر دوش کشد و ساعت‌ها در مناطق صعب‌العبور پیاده‌روی کند.

وی مشهور به «پهلوان جبهه‌ها» بود، شجاعت جوانمردی آمیخته با تواضع و ادب، حاج اسماعیل چنان پرکار، چنان متعهد بود که در هر واحدی کار می‌کرد، تحولات عظیمی در آن واحد اتفاق می‌افتاد، عشق به معبود و پروردگار، پیوسته آرزوی زیارت خانه خدا را در سر می‌پروراند تا آنکه از طریق پشتیبانی جنگ جهاد استان زنجان به سفر روحانی حج اعزام شد.

پس از بازگشت از خانه خدا، مدتی را در روستای اسفجین به شغل شریف کشاورزی پرداخت، اما اشتیاق به جهاد در راه خدا، چنان در دل این مجاهد خدا لبریز بود که طولی نکشید، با حال آشفته، به سرعت خود را به جبهه‌ها رساند.

هنگامی که از حاج اسماعیل پرسیدند: «چرا چنین سراسیمه و با عجله خود را به جبهه رساندی؟» پاسخ داد: «حال عجیبی دارم، مانند این است که ندایی درونی به من می‌گوید حالا وقت غفلت نیست. احساس می‌کنم در موقعیتی هستم که امام حسین (ع) بی‌یاور شده و ندای «هل من ناصر ینصرنی» سر داده است و من باید همانند علی‌اصغر (ع) به ندای امام لبیک بگویم.»

24 دی ماه 1366 بود که هنگام وصال یار رسید، حاج اسماعیل حسنی، این مجاهد خستگی‌ناپذیر در ارتفاعات «گردش» منطقه «ماووت» پیش از عملیات بیت‌المقدس «2» با کمپرسور به چاله زدن برای ساخت جاده مشغول بود، که به وسیله ترکش گلوله خمپاره از ناحیه گردن و دست راست عمیقاً مجروح شد، به راحتی نمی‌توانستند او را به عقب و پشت جبهه منتقل سازند چراکه هم جاده بسیار ناهموار بود و هم خونریزی شدیدی داشت، مدت طولانی بدن مجروح حاج اسماعیل همان جا در حلقه یاران مانده بود که سرانجام به سبب خونریزی شدید به لقای حق شتافت و عمر پرثمرش با شهادت ختم به خیر شد.

سید فرهاد سیوانی از دوستان شهید بزرگوار می‌گوید: وقتی خبر شهادت حاج اسماعیل حسنی رسید، همگی را به شدت منقلب ساخت و قرار شد با چند تن از برادران جهادی، این خبر را به پدر و مادر پیر و مریض احوال وی در روستای اسفجین برسانیم.

وی ادامه می‌دهد: پدر پیر و نورانی این بزرگوار به محض دیدن ما از دور به دیوار تکیه زد و اشک در چشمانش نشست و با بغضی در گلو گفت: بالاخره خوابی که دیده بودم تعبیر شد و پسرم به شهادت رسید.

وی افزود: پدر حاج اسماعیل ادامه داد، دیشب خواب پسرم را دیدم، در حالیکه دو سیب در دست داشت. یکی از سیب‌ها را خورد و دیگری را به من داد و گفت پدر مواظب این سیب باش از او پرسیدم منظورت چیست؟ و او پاسخ داد: من شهید می‌شوم. از تو می‌خواهم مواظب فرزندانم باشید.

یاد حاج اسماعیل حسنی، این رزمنده با غیرت، شجاع، خوش‌رو، وفادار، پرکار و اخلاص همیشه در ذهن همرزمانش زنده است.

با تقدیر از کانون سنگرسازان بی‌سنگر استان زنجان

جزوه:خلاصه کتاب دغدغه های فرهنگی

راز۵۷ |کتاب دغدغه های فرهنگی که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۰ به چاپ رسیده شرح مزجی یکی از بیانات محوری مقام معظم رهبری در سال ۱۳۷۳ است که با استفاده از دیگر بیانات معظم له تکمیل شده. این کتاب در ۲۷۵ صفحه و با تیراژ ۵۰۰۰ نسخه به چاپ رسیده است.

جزوه حاضر خلاصه ی کتاب دغدغه های فرهنگی است که توسط انتشارات صحبا به چاپ رسیده و دوست عزیز ما آقای حسینی به تلخیص آن پرداخته.امیدواریم این جزوه شما را با دغدغه های فرهنگی مقام معظم رهبری بیش از پیش آشنا خواهد کند. پیشنهاد می کنیم کتاب را خریداری و بصورت کامل مطالعه فرمایید.
اشاره کتاب:

بسم الله الرحمن الرحیم هست کلید در گنج حکیم
 معمولاً گنج‌ها را یا از زیر زمین پیدا می‌کنند یا از زیر دریاها. آنهایی که از زیر زمین یافت می‌شوند، خاک گرفته و پوسیده هستند. آنهایی که از زیر دریاها یافت می‌شوند، زنگار گرفته و پوسیده. برای یافتن گنج باید زمین و دریا را وجب به وجب گشت و به عمق خاک‌ها و آب‌ها رفت. ما نیز گنجی یافته‌ایم. اما نه از زیر خاک و آب. نه با کندن و زیر و رو کردن و رفتن به اعماق. گنج را بر روی زمین یافتیم. برقی به چشمانمان خورد و دنبال برق را گرفتیم تا آن را یافتیم. گنج ما خاک گرفته و زنگار گرفته و پوسیده نبود. فقط غبار گرفته بود؛ غباری به سبب گذر زمان و بی‌توجهی رهگذران. ما گنج را بوییدیم و بوسیدیم و بر چشمانمان گذاشتیم. در حد وسع و توانمان غبار را از آن زدودیم و می‌خواهیم آن را در اختیار دیگران قرار دهیم تا همه از آن بهره ببرند. تنها دو توصیه به عنوان خواهش داریم. اول اینکه این گنج را با دقت ببینید و همه‌ی ظرایف و نکات آن را بررسی کنید. دوم، مراقب باشید این گنج، غبار دوباره نگیرد.
پنج سال پیش از نگارش این متن، در یک نشریه‌ی عمومی مطلبی دیدیم از بیانات مقام معظم رهبری، تحت عنوان دغدغه‌ی فرهنگی. مطلبی که بسیار تأمل برانگیز و عجیب بود. با توکل و جستجو، متنِ کاملِ آن بیانات را بدست آوردیم. کلامی که مسیر زندگی و سرنوشت ما را تغییر داد. پیرامون آن سخنرانی، همه‌ی بیاناتی که در آن سال توسط ایشان ایراد شده بود، بررسی گردید. اما هیچ‌یک ویژگی‌های متن اصلی را نداشتند. چرا که این متن از نظر حجم محتوا، جمع مخاطب بیانات و همین‌طور ابعاد مطلب، منحصر به فرد بود. اما به هر حال فرصت آن سخنرانی، کوتاه بوده و بعضی مباحث تنها اشاره‌ای به آن شده و به تفصیل بیان نشده‌اند. نوعی از سبکِ ارائه، در ذهن جوشید. «سبک شرح مَزجی». مَزجی به معنای ترکیب و آمیختگی است و وقتی متن با شرح متن، به گونه‌ای در هم بیامیزند که متنی جدید به وجود بیاید، به اینگونه شرح، مزجی می‌گویند. کتاب‌های زیادی وجود دارند که به روش شرح مزجی نوشته شده‌اند. معروف‌ترین آن، کتاب شرح لمعه است. کتاب لمعه‌ی شهید اول از مشهورترین کتب فقهی شیعه است. این کتاب بخاطر محدودیت زمانی، ظرف مدت یک هفته در زندان نوشته شده و پس از شهادت او، شهید ثانی شرحی بر این کتاب می‌نویسد به روش مزجی که معروف است به شرح لمعه. او در میان کلمات و جمله‌های کتاب، کلمات و جملات خود را می‌نویسد و برای آنکه تفکیکی ایجاد کند بین متن اصلی و شرح آن، کلمات و جملات متن اصلی را داخل پرانتز می‌گذارد. شرح با متن اصلی ترکیب شده است اما با این حال خودش را به گونه‌ای تفکیک می‌کند تا خدشه‌ای به متن اصلی وارد نشود. طلاب و عالمان دینی کاملاً با این روش مأنوس هستند. شاید کسانی که با این روش مأنوس نیستند، در آغاز مطالعه‌ی این‌گونه کتاب‌ها مرتب ذهنشان درگیر تغییر اندازه‌ی قلم شود، اما به مرور و با مطالعه‌ی بیشتر و توجه به معنی و عمق کلمات، این تغییر اندازه‌ی قلم عادی می‌شود.
برای انجام این سبک، کلیه‌ی کلمات کلیدی استفاده شده توسط معظم‌له، استخراج شد و در مورد بعضی کلمات تحقیق محتوایی انجام گرفت. تحقیق محتوایی همان شرح ترکیبی متن محوری را تشکیل می‌داد. برای شرح متن محوری، از بیانات خود ایشان استفاده شد. برای جمع‌آوری مطلب، به کتاب‌ها و سخنرانی‌های قدیمی نیز مراجعه شد و رزق‌های فراوانی یافتیم. کتاب‌هایی را بررسی کردیم که به صورت پراکنده، بیاناتی از ایشان را در دوران‌های قبل رهبری و حتی قبل از انقلاب شامل می‌شد. در این کتاب‌ها بیاناتی زیبا و جذاب پیرامون همین موضوع یافت شد. نکته‌ای که وجود داشت، بازتاب زمان سخنرانی در ادبیات ایشان بود. برای رفع این مسئله، بیانات ایشان تقطیع، و جملات غیر مرتبط که ناظر به مسائل جزئی و زمان و مکان سخنرانی بود، حذف گردید. البته اصلِ حفظِ ظاهرِ سند، رعایت شده است و متن صحبت محوری که تاریخ مشخصی دارد با قلم درشت‌تر و متونی که به عنوان شرح اضافه شده با قلم ریزتر و تاریخ هر سند نیز در پایان آن مشاهده می‌شود.
دایره‌ی بسیار وسیع معلومات معظمٌ‌له باعث گردیده است در بیانات ایشان، به اسامی، وقایع و اَعلام دیگری برخورد نماییم که از آنها بی‌اطلاع و یا کم‌اطلاع هستیم. لذا جهت فهم بیشتر متن، تحقیقاتی بر روی بسیاری از واژگان با استفاده از منابع متنوع و مطمئن و حتی‌المقدور منطبق بر دیدگاه ایشان انجام گرفت. به‌طور مثال پیرامون مرحوم سید جمال‌الدین اسدآبادی و مرحومدکتر شریعتی، مطالب متعدد و مختلفی در کتاب‌ها و دانش‌نامه‌ها بیان شده است، اما تحقیقات برای این کتاب با توجه به نوع نگاه معظم‌له به این دو بزرگوار انجام شده است. مجموعه‌ی مفصلی که در رابطه با اسامی و وقایع، جمع‌آوری و تنظیم شده، به صورت پی‌نوشت‌ در انتهای کتاب آمده است.
متن محوری کتاب، مربوط به دیدار مقام معظم رهبری با عناصر جبهه‌ی خودی در حوزه‌ی فرهنگ در تاریخ ۲۲/۴/۷۳ می‌باشد. در این جلسه هم مسئولان دولتی در حوزه‌ی فرهنگ حضور داشته‌اند و هم گروه‌های مستقل فرهنگی. عناصر جبهه‌ی خودی در حوزه‌ی فرهنگ در حال تکثیر هستند. این جمع ریزش‌ها و رویش‌هایی داشته است. چه بسا کسانی در این دیدار حضور داشته‌اند و هم‌اکنون عضو جبهه‌ی خودی نیستند و چه بسا کسانی که در هنگام این سخنرانی، هنوز متولد نشده‌ بودند، اما مخاطب این صحبت‌ها خواهند بود؛ چنان‌که امیرالمؤمنین بعد از جنگ جمل فرمود: «و لَقد شَهِدَنا فی عَسْکَرِنا هذا أَقْوامٌ فی أَصلابِ الرِّجالِ و أَرْحامِ النِّساءِ سَیَرْعَفُ بِهِمُ الزَّمانُ وَ یَقْوَى بِهِمُ الایمان‏» چه بسیار کسانی که هنوز به دنیا نیامده‌اند و در جنگ جمل همپای امیرالمؤمنین شمشیر زده‌اند. لذا همه‌ی کسانی که این کتاب را مطالعه می‌کنند، می‌توانند خود را حاضر در جلسه و ناظر به کلام مبارک ایشان ببینند. این کلماتِ راه‌گشا امروز چراغ راه رویش‌های مبارک جبهه‌ی فرهنگ است که همه باید این بیانات را تطبیق دهیم با شرایط فردی، جمعی و جامعه‌ی خودمان.
بیاناتی که به عنوان شرح در میان متن آمده، مخاطبان فرهنگی داشته‌اند، به جز برخی مسائل عمومی، مانند «دنیا»، «دعواهای خطی» و «مقایسه‌ی انقلاب‌ها». البته پیرامون مسائلی که مقام معظم رهبری در این دیدار مطرح می‌کنند قطعاً می‌شد مطالب بیشتری در این کتاب گردآوری کرد اما در این صورت، کتاب از حالت شرحی بر صحبت اصلی خارج شده و جلوه‌ی آن را تحت تأثیر قرار می‌داد.
بعد از فصل اول که «طرح دغدغه» مطرح می‌شود، سه فصل به عنوان پیشنیازِ ادامه‌ی بحث، آمده است. سه فصلِ «منشأ انقلاب اسلامی»، «فرهنگ و هنر ایران و انقلاب» و «جریان روشنفکریِ بیمار» در مجموع به شرح تاریخچه‌ی جریان فرهنگی ایران بعد از ورود اسلام تا زمان پیروزی انقلاب می‌پردازد. همه‌ی کسانی که با بیانات مقام معظم رهبری آشنا هستند می‌دانند که ایشان بیانات متعددی پیرامون انقلاب اسلامی داشته‌اند و از ابعاد مختلفی این موضوع را بررسی کرده‌اند. از میان بیش از پانصد سخنرانی، موردی انتخاب شد که به مقایسه‌ی انقلاب‌ها پرداخته و به ریشه و منشأ انقلاب می‌رسد. این سخنرانی اطلاعات جانبی به مخاطب می‌دهد که برای فصول بعد به آن نیاز داریم.
فصل «جریان روشنفکری بیمار» به بحث سه جریان روشنفکری بعد از پیروزی انقلاب می‌پردازد: جریان روشنفکری بیمار، جریان روشنفکری مذهبی و امتداد جریان روشنفکری بیمار. این فصل، ریشه‌های این جریان را بررسی کرده و اطلاعات لازم را پیرامون ارتباط این جریان با انقلاب اسلامی به مخاطب می‌دهد.
سپس به تهدیدات، توقعات و نتیجه‌گیری می‌رسیم. سیر این فصول بر اساس سیری است که در صحبت محوری تنظیم شده است و ترتیب متن محوری به هم نخورده است.

 

دانلود جزوه خلاصه کتاب دغدغه های فرهنگی

خاطرات رهبرانقلاب از دوران دفاع مقدس‏

راز۵۷| محل استقرار در این هشت نه ماهى که در منطقه عملیات بودم، «اهواز» بود، نه «آبادان» یعنى اواسط مهرماه به منطقه رفتم (مهرماه ۵۹ تا اواخر اردیبهشت یا اوایل خرداد ۶۰) یک ماه بعدش حادثه مجروح‏شدن من پیش آمد که دیگر نتوانستم بروم. یعنى حدود هشت نه ماه، بودن من در منطقه جنگى طول کشید. حدود پانزدهم روز بعد از شروع عملیات بود که ما به منطقه رفتیم، اول مى‏خواستم بروم «دزفول» یعنى از اینجا نیت داشتم. بعد روشن شد که اهواز از جهتى، بیشتر احتیاج دارد. لذا رفتم خدمت امام و براى رفتن به اهواز اجازه گرفتم که آن هم براى خودش داستانى دارد.

خاطرات رهبر معظم انقلاب (مدظله العالى) از دوران دفاع مقدس‏

تا آخر آن سال را کلاً در خوزستان بودم و حدود دو ماه بعدش هم تا اواخر اردیبهشت یا اوایل خرداد ۶۰ رفتم منطقه غرب و یک بررسى وسیع در کل منطقه کردم، براى اطلاعات و چیزهایى که لازم بود؛ تا بعد بیایم و باز مشغول کارهاى خودمان شویم که حوادث «تهران» پیش آمد و مانع از رفتن من به آنجا شد. این مدت، غالباً در اهواز بودم. از روزهاى اول قصد داشتم بروم «خرمشهر» و آبادان اما نمى‏شد. علت هم این بود که در اهواز از بس کار زیاد بود، اصلاً از آن محلى که بودیم. تکان نمى‏توانستم بخورم زیرا کسانى هم که در خرمشهر مى‏جنگیدند، بایستى از اهواز پشتیبانى‏شان مى‏کردیم چون واقعاً از هیچ‏جا پشتیبانى نمى‏شدند.

در آنجا، به‏ طورکلى، دو نوع کار وجود داشت. در آن ستادى که ما بودیم مرحوم دکتر «چمران» فرمانده آن تشکیلات بود و من نیز همان‏جا مشغول کارهایى بودم. یک نوع کار، کارهاى خود اهواز بود. از جلمه عملیات و کارهاى چریکى و تنظیم گروه‏هاى کوچک براى کار در صحنه عملیات. البته در اینجاها هم، بنده در همان حد توان، مشغول بوده‏ام… مرحوم چمران هم با من به اهواز آمد. در یک هواپیما با هم وارد اهواز شدیم. یک مقدار لباس آورده بودند توى همان پادگان لشکر ۹۲ براى همراهان مرحوم چمران. من همراهى نداشتم. محافظانى را هم که داشتم همه را مرخص کردم. گفتم من دیگر به منطقه خطر مى‏روم، شما مى‏خواهید حفاظت جان مرا بکنید؟! دیگر حفاظت معنى ندارد! البته چند نفرشان به اصرار زیاد گفتند: «ما هم مى‏خواهیم به‏عنوان بسیجى در آنجا بجنگیم.» گفتم: «عیبى ندارد» لذا بودند و مى‏رفتند کارهاى خودشان را مى‏کردند و به من کارى نداشتند. مرحوم چمران، همراهان زیادى با خودش داشت. شاید حدود پنجاه شصت نفر با ایشان بودند، تعدادى لباس سربازى آوردند که این‏ها بپوشند تا از همان شب اول شروع کنیم. یعنى دوستانى که آنجا در استاندارى و لشکر بودند، گفتند: «الان میدان براى شکار تانک و کارهاى چریکى هست.» ایشان گفت: «از همین حالا شروع مى‏کنیم.» خلاصه، براى آن‏ها لباس آوردند.

من به مرحوم چمران گفتم: «چطور است من هم لباس بپوشم بیایم؟» گفت: «خوب است، بد نیست.» گفتم: «پس یک‏دست لباس هم به من بدهید.» یک‏دست لباس سربازى آوردند، پوشیدم که البته لباس خیلى گشادى بود! بنده حالا هم لاغرم؛ اما آن‏وقت لاغرتر هم بودم. خیلى به تن من نمى‏خورد. چند روزى که گذشت، یک لباس درجه‏دارى برایم آوردند که اتفاقاً علامت رسته زرهى هم روى آن بود. رسته‏هاى دیگر، بعد از این‏که چند ماه آنجا ماندم و با من مأنوس شده بودند، گله مى‏کردند که چرا لباس شما رسته توپخانه نیست؟ چرا رسته پیاده نیست؟ زرهى چه خصوصیتى دارد؟ لذا آن علامت رسته زرهى را کندم که این امتیازى براى آن‏ها نباشد، به هر حال لباس پوشیدم و تفنگ هم خودم داشتم. البته حالا یادم نیست تفنگ خودم را برده بودم یا نه. همین تفنگى که اینجا توى فیلم دیدید روى دوش من است، کلاشینکف خودم است. الان هم آن‏را دارم. یعنى شخصى است و ارتباطى به دستگاه دولتى ندارد. کسى یک‏وقت به من هدیه کرده بود. کلاشینکف مخصوصى است که بر خلاف کلاشینکفهاى دیگر، یک خشاب پنجاه‏تایى دارد.

غرض؛ حالا یادم نیست کلاشینکف خودم همراه بود، یا آنجا گرفتم. همان شب اول رفتیم به عملیات. شاید دو سه ساعت طول کشید و این در حالى بود که من جنگیدن بلد نبودم. فقط بلد بودم تیراندازى کنم. عملیات جنگى اصلا بلد نبودم. غرض؛ این یک کار ما بود که در اهواز بود و عبارت بود از تشکل گروه‏هایى که به‏اصطلاح آن روزها، براى شکار تانک مى‏رفتند. تانک‏هاى دشمن تا «دو بحردان» آمده بودند و حدود هفده، هیجده یا پانزده، شانزده کیلومتر تا اهواز فاصله داشتند و خمپاره‏هایشان تا اهواز مى‏آمد. خمپاره ۱۲۰ یا کمتر از ۱۲۰ هم تا اهواز مى‏آمد.

به هر حال، این تربیت و آموزش‏هاى جنگ را مرحوم چمران درست کرد. جاهایى را معین کرد براى تمرین. خود ایشان انصافاً به کارهاى چریکى وارد بود. در قضایاى قبل از انقلاب، در فلسطین و مصر تمرین دیده بود. به خلاف ما که هیچ سابقه نداشتیم. ایشان سابقه نظامى حسابى داشت. از لحاظ جسمانى هم از من قوى‏تر و کارکشته‏تر و زبده بود. لذا وقتى صبحت شد که «کى فرمانده این عملیات باشد؟» بى‏تردید، همه نظر دادیم که مرحوم چمران فرمانده این تشکیلات شود ما هم جزء ابواب جمع آن تشکیلات شدیم.(۱)

بابایى آماده پرواز بود

سال ۶۱ شهید بابایى را گذاشتیم فرمانده پایگاه هشتم شکارى اصفهان. درجه این جوان حزب‏اللهى، سرگردى بود که او را به سرهنگ تمامى ارتقا دادیم. آن‏وقت آخرین درجه ما، سرهنگ تمامى بود. مرحوم بابایى سرش را مى‏تراشید و ریش مى‏گذاشت. بنا بود او این پایگاه را اداره کند. کار سختى بود. دل همه مى‏لرزید دل خود من هم که اصرار داشتم، مى‏لرزید، که آیا مى‏تواند؟ اما توانست. وقتى بنى‏صدر فرمانده بود، کار مشکل‏تر بود. افرادى بودند که دل صافى نداشتند و ناسازگارى و اذیت مى‏کردند، حرف مى‏زدند، اما کار نمى‏کردند؛ اما او توانست همان‏ها را هم جذب کند. خودش پیش من آمد و نمونه‏اى از این قضایا را نقل کرد. خلبانى بود که رفت در بمباران مراکز بغداد شرکت کرد، بعد هم شهید شد. او جزء همان خلبان‏هایى بود که از اول با نظام ناسازگارى داشت.

 

شهید عباس بابایى با او گرم گرفت و محبت کرد حتى یک شب او را با خود به مراسم دعاى کمیل برده بود؛ با این‏که نسبت به خودش ارشد هم بود. شهید بابایى تازه سرهنگ شده بود اما او سرهنگ تمام چند ساله بود، سن و سابقه خدمتش هم بیشتر بود. در میان نظامى‏ها این چیزها مهم است. یک روز ارشدیت تأثیر دارد؛ اما او قلباً و روحاً تسلیم بابایى شده بود. شهید بابایى مى‏گفت دیدم در دعاى کمیل شانه‏هایش از گریه مى‏لرزد و اشک مى‏ریزد. بعد رو کرد به من و گفت: عباس دعا کن من شهید بشوم! این‏را بابایى پس از شهادت آن خلبان به من گفت و گریه کرد. او الان در اعلى علیین الهى است؛ اما بنده که سى سال قبل از او در میدان مبارزه بودم، هنوز در این دنیاى خاکى گیر کرده‏ام و مانده‏ام! ما نرفتیم؛ معلوم هم نیست دستمان برسد. تأثیر معنوى این‏گونه است. خود عباس بابایى هم همین‏طور بود. او هم یک انسان واقعاً مؤمن و پرهیزگار و صادق و صالح بود.(۲)

پیشتازان شهادت‏

بچه‏ هاى شهید چمران در ستاد جنگ‏هاى نامنظم جمع مى‏شدند و هر شب عملیات مى‏رفتند و بنده را هم گاهى با خودشان مى‏بردند. یک شب دیدم، افسرى با من کار دارد؛ به نظرم سرهنگ ۲ یا سرگرد بود. چون محل استقرار ما لشکر ۹۲ بود لذا به این‏ها نزدیک بودیم. آن افسر پیش من آمد و گفت: من با شما یک کار خصوصى دارم. من فکر کردم مثلاً مى‏خواهد در خواست مرخصى بدهد، یک خرده لجم گرفت حالا در این حیص و بیص چه وقت مرخصى‏رفتن است. اما دیدم با حالت گریه آمد و گفت: شب‏ها که این بچه‏ها به عملیات مى‏روند، اگر مى‏شود من را هم با خودشان ببرند! بچه‏ها شب‏ها با مرحوم شهید چمران به قول خودشان به شکار تانک مى‏رفتند و این سرهنگ آمده بود، التماس مى‏کرد که من را هم ببرید! چنین منظره‏ها و جلوه‏هایى را انسان مشاهده مى‏کرد، این نشان‏دهنده آن ظرفیت معنوى است. بچه‏هاى بسیجى و بچه‏هاى سپاه و داوطلبان جبهه و آدم‏هایى از قبیل شهید چمران که جاى خود دارند. این یک بعد از ظرفیت این ملت عظیم است.(۳)

۱) مصاحبه توسط تهیه‏کنندگان مجموعه «روایت فتح» ۱۱/۶/۱۳۷۲

۲) بیانات در دیدار مسؤولان عقیدتى، سیاسى نیروى انتظامى ۲۳/۱۰/۸۳

۳) بیانات در دیدار جمعى از پیش‏کسوتان جهاد و شهادت و خاطره‏گویان دفتر ادبیات و هنر مقاومت ۳۱/۶/۸۴

تریبون مستضعفین +

گزارش تصویری / بازدید ژنرال از تیپ سیدالشهدا(ع)

آن چه پیش رو دارید، گزارشی است تصویری که از سینه ی تاریخ به امانت گرفته شده است. تمامی تصاویری که می بینید، در یک روز و توسط یک عکاس به ثبت رسیده است.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، آن چه پیش رو دارید، گزارشی است تصویری که از سینه ی تاریخ به امانت گرفته شده است. تمامی تصاویری که می بینید، در یک روز و توسط یک عکاس به ثبت رسیده است. یکی از اعضای واحد «تبلیغات و روابط عمومی لشکر10 سیدالشهدا(صلوات الله علیه)» هنگامی که «محسن رضایی» فرمانده ی وقت سپاه پاسداران، به دیدارِ جمعی از کادر تیپ مزبور رفته بود، عکس های زیر را به ثبت رسانده است. زمان تصویربرداری مشخص نیست اما با توجه به وجود شهید بهمن نجفی و شهید احمدرضا عراقی در جمع رزمنده گان، این دیدار باید قبل از تیر ماه سال 1365انجام شده باشد.


محسن رضایی، هنگام ورود به جمع رزمنده گان لشکر10 سیدالشهدا(صلوات الله علیه)
شهید بهمن نجفی، فرمانده ی محور لشکر در تصویر دیده می شود


نماز جماعت در قرارگاه  لشکر10 سیدالشهدا(صلوات الله علیه)
شهید احمدرضا عراقی، فرمانده ی واحد اطلاعات و عملیات لشکر در تصویر دیده می شود


صرف نهار در جمع اعضای کادر لشکر10 سیدالشهدا(صلوات الله علیه)


صرف نهار در جمع اعضای کادر لشکر10 سیدالشهدا(صلوات الله علیه)
شهید بهمن نجفی، فرمانده ی محور لشکر و سید رحیم صفوی در تصویر دیده می شود





محسن رضایی و اعضای کادر لشکر10 سیدالشهدا(صلوات الله علیه)

جمعی از اعضای حاضر در جلسه ی کادر لشکر10 سیدالشهدا(صلوات الله علیه) با فرمانده ی وقت سپاه


جمعی از اعضای حاضر در جلسه ی کادر لشکر10 سیدالشهدا(صلوات الله علیه) با فرمانده ی وقت سپاه
شهید احمدرضا عراقی، فرمانده ی واحد اطلاعات و عملیات لشکر در تصویر دیده می شود




جمعی از اعضای حاضر در جلسه ی کادر لشکر10 سیدالشهدا(صلوات الله علیه) با فرمانده ی وقت سپاه
شهید داوود آجرلو، فرمانده ی گردان، شهید بهمن نجفی، فرمانده ی محور و سردار کیانی در تصویر دیده می شوند


جمعی از اعضای حاضر در جلسه ی کادر لشکر10 سیدالشهدا(صلوات الله علیه) با فرمانده ی وقت سپاه


جمعی از اعضای حاضر در جلسه ی کادر لشکر10 سیدالشهدا(صلوات الله علیه) با فرمانده ی وقت سپاه
شهید احمدرضا عراقی، فرمانده ی واحد اطلاعات و عملیات لشکر در تصویر دیده می شود


نگاهی به بازی‌های دفاع مقدسی + عکس

"مسیرعشق، زیرصفر” که در سبک ماجرایی ساخته شده است، شاید موفق‌ترین بازی ساخته شده با موضوع دفاع مقدس محسوب می‌شود.
گروه جنگ نرم مشرق - پس از گذشت بیش از بیست‌ و پنج سال، از یکی بزرگ‌ترین اتفاقات مهم کشور مادری‌مان ایران، یعنی هشت سال جنگ تحمیلی، آثار هنری بسیاری در حوزه‌های مختلف برای پاسداشت و ادای دین به این رویداد بزرگ تولید و عرضه شده است. آثار بسیاری که بیش‌تر از زاویه دید هنرمندان به آن رویداد مهم و تاریخی روایت شده و کمتر به بطن ماجرای جنگ پرداخته است.

در هنرهای تجسمی، رمان و داستان، موسیقی و سینما این آثار از نظر کمیت در سال‌های گذشته خوب ولی همچنان از نظر کیفیت با سطح جهانی آثار هنری فاصله‌ی بسیار دارد. اگر این نگاه را در حوزه‌ی بازی‌های ویدئویی(کامپیوتری) بیاندازیم، به دلیل نوپا بودن این حوزه در کشورمان متوجّه خواهیم شد، از هر دو منظر کمّی و کیفی این حوزه مغفول مانده است.

در این مطلب سعی داریم تا نگاهی به بازی‌های تولید شده با موضوع دفاع مقدس بپردازیم و روند تولید آثار در این حوزه را با مدل تفاوت‌های جنگ نرم و جنگ سخت معرفی کنیم.

بازی‌ها

ساخت بازی‌های رایانه‌ای ایرانی از سال 1381 آغاز و با عرضه‌ بازی رانندگی در تهران در سال 1382 و فروش بسیار خوبی همراه شد. از همان ابتدا بازی‌هایی با موضوع جنگ ایران و عراق و هشت سال دفاع مقدس ساخته شد. یک از این بازی‌ها بازیِ والفجر 8 نام دارد.


والفجر 8

عملیات والفجر 8 از موفق‌ترین و مشهورترین عملیات‌های نظامی ایران در طول 8 سال دفاع مقدس محسوب می‌شود که از موفقیت‌های این عملیات می‌توان به تصرف جزیره " فاو" در خاک عراق اشاره کرد. موسسه فرهنگی و اطلاع‌رسانی " تبیان" ناشر و حامی مالی این بازی و با محوریت قرار دادن واقعیت‌های عملیات " والفجر 8 " اقدام به طراحی و ساخت این بازی در سبک استراتژیک نموده است.

در این بازی، بازی‌باز می‌بایستی گروهی از رزمندگان را به گونه‌ای هدایت و ماموریتهای متفاوتی را انجام دهد. این بازی با موتور گیم‌میکر ساخته شده که موتوری بسیار ابتدایی محسوب می‌شود و بازی‌ ساخته شده به دلیل ابتدایی بودن از ایرادات بسیار زیادی رنج می‌برد.

این بازی در پنج مرحله اصلي و 16 مرحله فرعی طراحي شده است. بازی‌باز در اين بازي نقش رزمنده را دارد که از زاویه‌ی استراتژی از طريق ارتباط با فرمانده گردان تفحص و عمليات، مأموریت‌ها را کنترل می‌کند.

مخاطب بازی می‌بایستی در اين بازي با شناسايي مواضع دشمن در منطقه‌‌ی اروند کنار رزمنده‌‌ی خود را با غواصي به عراق رسانده و درگيري آغاز مي‌شود.

"حبيب داستاني" توليدكننده بازي رايانه‌اي «والفجر8» در اظهارنظری بیان کرده: «60 درصد از بازي رايانه‌اي «والفجر8» به صورت مستند طراحي شده است و در طراحي و توليد اين بازي رايانه‌اي گروهي از كارشناسان نظامي بر مستند بودن بازي نظارت كرده‌اند».

اين بازي رايانه‌اي که در حدود دو سال طراحي‌اش به طول انجامیده و با حمايت بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس توليد شده است. این بازی با قیمتی در حدود 3 هزار تومان در فروشگاه های اینترنتی در دسترس است.


عملیات انهدام

بازي رايانه‌اي سه بعدي "عمليات انهدام" به پيشنهاد آقاي حبيب داستاني(سازنده‌ی بازی والفجر 8)، مديرعامل شركت رسانه گستر بنيسي و سفارش «بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدّس استان قم» به صورت مشاركتي تهيه و توليد گرديده است. سبک این بازی اوّل شخص تیراندازی محسوب می‌شود.

بازی‌باز در قالب رزمنده‌اي به نام كميل وظيفه دارد مأموریت‌های مختلف داستان عمليات والفجر هشت را به وسیله‌ی فرماندهان خود انجام دهد. اين بازي در پنج مرحله توسعه یافته؛ مرحله اول بررسي اروندكنار و وارد شدن مخفیانه به نخلستان ايران است.

مرحله دوم اروندرود است و که بازی‌باز وظيفه دارد به صورت غواص در اين مرحله عمليات شناسايي را انجام دهد و با شنا کردن از سمت رودخانه اروند به سمت ساحل عراق خط نخست دشمن را از بين ببرد.

مرحله سوم بازی معروف به پاكسازي كانال‌هاست و بازی‌باز بايد علاوه بر پاكسازي كانال‌ها و از بين بردن سنگرهاي دشمن، سنگر فرماندهان، اتاق رادار را هم پاکسازی کرده و خود را به جاده آسفالتي كه به سمت شهر فاو كشيده شده برساند.

مرحله چهارم در شهر فاو روی می‌دهد و بازی‌باز وظیفه دارد با ورود به اين شهر بندري پس از درگیری به دشمن خود را ابتدا به مسجد بزرگ فاو و سپس به منابع بزرگ نفت برساند.

در مرحله نهایی و پنجم بازی بازی‌باز پس از خروج از منابع نفتي می‌بایست وارد صحرا شده تا دو سايت موشكي بزرگ عراق را منهدم كند و با تانك‌هاي زيادي از دشمن مبارزه كرده و آنها را از بين ببرد و وارد كارخانه نمك شود.

به گفته‌ی مسئول پخش و فروش شركت عصر بازي، «عمليات انهدام» در بين بازي‌هاي عرضه شده در ايران، داراي سطح گرافيكي خوب و مناسبي است. که به نظر نمی‌رسد این صحبت‌ها واقعیت را بپوشاند. واقعیتی که نشان می‌دهد بازی‌های ساخته شده نظیر این بازی به نظیر نقاشی‌های کودکانه در مقابل آثار هنری هنرمندان روی بوم نقاشی می‌مانند. امّا از وجه دیگر هدف سازندگان در تولید این آثار پسندیده و شایان تقدیر است.


شکست حصر

"شکست حصر" نام بازی‌ اوّل شخص دیگری از موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان، که در تولید بازی‌های رایانه‌ای نه چندان قوی ید تولایی دارد، می‌باشد.

بازی‌باز در این بازی فضاهای متنوع و زیبایی را تجربه کرده و با استفاده از ادوات مختلف جنگی با دشمن مبارزه خواهد کرد. در داستان این بازی آمده، تعدادی از فرماندهان ایرانی در هتلی در مرکز آبادان در محاصره نیروهای عراقی قرار گرفته و منتظر دریافت نقشه‌هایی برای عملیات شکست حصر آبادان است، هستند. بازی‌باز در مرحله اول بازی نقش سربازی را که باید نقشه‌ها را به هتل و به دست فرماندهان برساند، ایفا می‌کند.

مردم تقریباً شهر را ترک کرده در تمام شهر نیروهای عراقی وجود دارند و به نیروهای دشمن برخورد می‌کنیم. در ادامه بازی، بازی‌باز می‌بایست نقش کماندویی ایرانی که همراه با یکی دیگر از هم‌رزمان خود در حومه شهر از هلیکوپتر پیاده می‌شوند تا خود را به شهر برسانند را بازی کند و نقش عملیات را دریافت کند.


مسیرعشق، زیرصفر

بازی ایرانی "مسیرعشق،زیرصفر” که توسط شرکت رسانا شکوه کویر در سبک ماجرایی ساخته شده است، شاید موفق‌ترین بازی ساخته شده با موضوع دفاع مقدس محسوب می‌شود. این بازی که هنوز به طور رسمی به بازار عرضه نشده است، توانسته در برنامه‌ریزی که برای عرضه در اردوی فرهنگی زیارتی”راهیان نور” داشت به رقم حیرت‌انگیز فروش ۲۰ هزار نسخه برسد که در نوع خود و برای یک بازی ایرانی رقمی بالا محسوب می‌شود.


از نکات جالب این بازی می‌توان به داستان آن اشاره کرد که بعد از دو بازیِ دیگری که به عملیات والفجر می‌پردازند، این بازی هم به عملیات والفجر پرداخته است.

داستان بازی به عملیات والفجر مقدماتی می‌پردازد که طی آن یکی از برجسته‌ترین خلبانان نیروی هوایی یعنی عاصف محمودی با مجموعه‌ای از اسناد بسیار حیاتی به دام عراقیان می‌افتد و هر حرکت دیپلماتیکی شک برانگیز و پر خطر خواهد بود. راه نجات، اعزام یکی از برجسته‌ترین نیروهای تکاور به منطقه است.

این نیرو رسول نام دارد، که باهوش و عاشق کارش است و بدون شک او بهترین گزینه ممکن است. اگر همه چیز بر اساس برنامه‌ریزی پیش رود و خیانتی اتفاق نیافتد او مأموریتش را به درستی به پایان خواهد رساند.

این بازی قرار است توسط شرکت "مدرن" در اواخر اردیبهشت برای کامپیوترهای شخصی در سراسر کشور منتشر شود.


مشکلات تولید بازی‌های ویدئویی در ایران

از ابتدای تأسیس بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای در ایران به مصوب سال 1385 توسط شورای انقلاب فرهنگی، بیش از هفت سال می‌گذرد و به عنوان مهم‌ترین نهاد سیاستی و حمایتی در تولید و حمایت از بازی‌ها، این نهاد از ابتدا تا به حال علاوه بر کمبود سیاست‌های درست و صحیح در تولید بازی‌ها که البتّه به دلیل نوپا بودن این حوزه، نمی‌توان ایراد بسیار زیادی هم وارد کرد، از کمبود شدید بودجه رنج می‌برد. بودجه‌ای که در سال ۹۱ مبلغ ۱۰ میلیارد تومان برای این بخش درنظر گرفته شده(که در مقایسه با سینما هزینه‌ی ساخت یکی از فیلم‌ها هم نمی‌شود)، در سال 90 تنها ۱٫۵ میلیارد تومان از این مبلغ تخصیص داده شد.

آقای دکتر بهروز مینایی مدیر عامل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای در اظهار نظری می‌گوید: "عدم تخصیص بودجه سالانه به بازی های رایانه ای این صنعت را به طور کلی نابود خواهد کرد".

وی با بیان اینکه بودجه تخصیص یافته به بازی های رایانه ای در سال ۹۱ حدود ۹۰ درصد کاهش را نسبت به سال ۹۰ نشان می‌دهد، گفته: "دولت در بودجه پیشنهادی سال ۹۲ به طور کل جدول بودجه بازی‌های رایانه ای را حذف کرده است".

این تصمیم دولت و مجلس بسیار عجیب و غریب است. درست در زمانه‌ای که بازی‌های ویدئویی یکی از پرخرج‌ترین و در مقابل پرسودترین صنایع، با نسبت رشد سرمایه یک به صد و بیست و سه، به شمار می‌رود و تمامی‌ کارگردانان و کمپانی‌های فیلم‌سازی غربی، اعم از دیزنی، فاکس قرن بیستم، دریم ورکز، مترو گلدن مایر، وارنر برادرز و ... به تولید بازی می‌پردازند تا سهمی از این بازار پر سود ببرند، اعضای دولت بدون هیچ کارشناسی بودجه‌ی این حوزه را ابتدا کاهش و سپس قطع کرده اند.

همه‌ این اتفاقات زمانی رخ می‌دهد که سازمان سینمایی و دولت از پروژه‌هایی نظیر "لاله" حمایت می‌کنند که هزینه‌های بیست میلیاردی و با موضوعاتی بسیار ضعیف ساخته می‌شود. بودجه‌ای که با مدیریت مناسب بر آن می‌توان بیش از بیست بازیِ بزرگ و موفق نظیر گرشاسب و سیاوش در حوزه‌ی بازی‌های ویدئویی ساخت.

حتّی اگر توجیه دولت و مجلس برای قطع بودجه، نبود برنامه و ارائه نکردن برنامه توسط بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای است، این نبود برنامه از اوایل انقلاب در تمامی هنرها نظیر موسیقی و سینما وجود دارد، آیا بودجه‌ این حوزه‌های تقلیل و کاهش یافته؟!


بازی‌های ویدئویی به عنوان ابزار قدرت نرم

تمامی بازی‌های ساخته شده در داخل از نبود، کارشناسان و افراد وارد به این حوزه رنج می‌برد. این موضوع در بازی‌های ساخته شده با موضوع دفاع مقدس هم دیده می‌شود، که سهم بسیار زیادی هم از این تولیدات دارد.

در میان بازی‌های تولید شده توسط غرب، به عنوان مثال نام بازی ندای وظیفه(Call Of Duty) را همه شنیده‌اند؛ این بازی تا شماره‌ی سوم فقط و فقط به موضوع جنگ‌های جهانی می‌پرداخت. به حدی این بازی پر فروش و مورد استقبال قرار می‌گرفت که دیگر بازی‌های هم سبک نظیر میدان‌ نبرد(Battlefield) هم به موضوع جنگ جهانی می‌پرداخت. تعداد بازی‌هایی که به این موضوع می‌پرداختند به حدی رشد کرد که مخاطب دیگر از این موضوع زده شد و ندای وظیفه موضوع خود را به جنگ‌های نوین تغییر داد و با توجّه به سابقه‌اش در ساخت این سری به پیشرفتی دست یافت، که تا به الان کسی نتوانسته رکورد فروش‌اش را در حوزه‌ی سرگرمی بزند.

نکته‌ مهم در این مثال این است که، بازی‌های شاخص غربی با مبنا و پایه قرار دادن جنگ‌های جهانی علاوه بر توفیق مخاطب و فروش توانستند به رکورد فروش در بین سایر سرگرمی‌ها هم دست پیدا کنند، امّا تولیدات داخلی ما هر چند مسیر را به طور اتفاقی درست انتخاب نموده، امّا در پیشروی و توفیق کاری از پیش نبرده، بلکه نگاه مخاطبین به تولیدات داخلی در حوزه‌ی بازی‌های ویدئویی را نیز نگاه حمایتی کرده، نه نگاه کیفی. چرا که مخاطب امروز فقط برای حمایت بازی‌ها را می‌خرد نه از روی کیفیت بازی‌ها. که در این میان بعضی از مدیران و سازندگان بازی‌ها فکر می‌کنند فروش محصولاتشان به دلیل مرغوبیت این آثار است.

امّا همان‌گونه که در میدان منازعه‌ی سخت، حجم گسترده‌ی نیروها، تجهیزات و مهمات بدون وجود تدبیر، استراتژی و طراحی عملیات بی‌فایده است، نمی‌توان پذیرفت که این حجم گسترده‌ از کنسول‌ها، بازی‌ها و سایر ادوات نرم در اختیار دشمن، بدون تدبیر و استراتژی در حال نفوذ به عمق قلب و ذهن نسل جوانِ ایرانی است.

در مقابل حجم بسیار زیادی از این جوانان نیازمند مهمات و اسلحه‌هایی هستند تا در مقابل دشمن از خود دفاع کنند. فرماندهانی که با چشمانی متحیر به نیروهای در اختیارشان نگاه می‌کنند و مردمان بی دفاعی که در پشت سرشان، بدون آگاهی در حال تلف شدنند.

همین طور باید گفت، افرادی که در جنگ نرم امروز در حال بارگذاری پیام‌های خود بر روی مهمات نرم‌، تا نسلِ آینده‌ی ایران را پرورش دهند، باید علاوه بر دقّت به پیام‌شان، بر این مهمات هم چیره باشند. نسل آینده‌ی ایران بیش‌ از پیش با این هنر- صنعت- رسانه دست به گریبان خواهد بود و اگر مسئولین فرهنگی کشور به فکر جهت‌دهی برای ساخت بازی­ هایی برای جلوگیری از اغوا و در نهایت ارشاد انسان ایرانی نباشند، به ژنرالِ نظامیِ 5 ستاره‌ای می‌مانند که به سلاح­های قدیمیِ جنگِ سخت، دل­خوش کرده و از تکنولوژی‌های روزآمد بی‌خبر است و با این وضع دیر یا زود کشورش را در تصرف بیگانگان خواهد دید.