عكس/كتاب امام(ره) در دستان نصرالله

سرلشگر دکتر فیروزآبادی: از یاوه‌گویی‌های سران صهیونیست احساس تهدید نمی‌کنیم


تحولاتی جدی در ساختار نیروهای مسلح در طراحی، تاکتیکها و سلاح‌ها به وجود آمده که همه نیروهای مسلح به موازات هم پیشرفت‌های جدی دارند.

"صراط" - سردار سرلشگر سیدحسن فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در حاشیه رژه 31 شهریور در جمع خبرنگاران گفت: نیروهای مسلح ایران، امروز غیرقابل پیش بینی و غیرقابل محاسبه هستند.

وی افزود: تحولاتی جدی در ساختار نیروهای مسلح در طراحی، تاکتیکها و سلاح‌ها به وجود آمده که همه نیروهای مسلح به موازات هم پیشرفت‌های جدی دارند.

رئیس ستاد کل نیروهای مسلح اظهار داشت: به همین منظور ما گزارش‌های سه ماهه از وضعیت هر نیرو را تهیه و در اختیار مقام معظم رهبری قرار می‌دهیم که همگی حاوی پیشرفت‌های نیروهای مسلح است.

فیروزآبادی در پاسخ به سؤالی در خصوص تهدیدات رژیم صهیونیستی گفت: ما از یاوه‌گویی‌های سران صهیونیست احساس تهدید نمی‌کنیم، بلکه آنها مثل موجوداتی هستند که به شدت به وحشت افتاده و دائما داد و فریاد می‌کنند. چون آنها می‌دانند پاسخ ایران به تهدیدات، آماده و بدون فاصله و توقف‌ناپذیر خواهد بود.

وی افزود: بنابراین مقامات نظامی رژیم صهیونیستی در محاسباتشان اعلام کردند عملیات نظامی علیه ایران نه کار اسراییل بوده و نه برای آنها مفید است.

رئیس ستاد کل نیروهای مسلح همچنین در پاسخ به سؤالی در خصوص وضعیت سوریه اظهار داشت: مسئولان سایر کشورها اگر به وظیفه نهی از منکر خود در این حادثه برادرکشی و مزدوری برای استکبار و صهیونیست‌ها عمل نکند، آنها هم در  آتش عذاب خواهند سوخت.

شهید فرانسوی دفاع مقدس که بود؟ + عکس


«ژوان کورسل» از شهدای فرانسوی جنگ است.

به گزارش رجانیوز، وی پس از این‎که در فرانسه به تشیع گروید، نامش را به کمال تغییر داد و برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم رفت. وی سپس به سپاه بدر پیوست و در عملیات مرصاد و در سن ۲۴سالگی در شهر اسلام‎آباد شهید شد.

او هم‎چنین دو کتاب «چهل حدیث» و «مسأله حجاب» را به زبان فرانسه ترجمه کرد. از او نقل شده  است که: «دعای کمیل باعث شیعه شدن من شد.»

چه کسانی مجریان جنگ نرم هستند؟ طیف بندی نئولیبرالیسم، سکولاریسم، تکنوکرات‌ ها و مدرنیسم هنری در جنگ


سیطرۀ جریان روشنفکری نفوذی نئولیبرالیست نقاب‎دار در وزارتخانه‏ و سازمان‏ها و تشکل‎های مرتبط با سیاست گزاری‏های سینمایی و تئاتری و هنری درسال‏های دهۀ 60 و چند سالی پس از آن، فرصت مناسبی برای مهاجمین فرهنگی در مسیر پیشبرد اهداف لیبرال، سکولاریستی‏شان فراهم آورده بودکه خوشبختانه در پی روی کارآمدن دولت اصولگرا و انجام خانه‏تکانی جدّی در چرخۀ نخبگان مرتبط با مدیریت فرهنگی، هنری کشور آن روند حرکت تأسف‏بار سابق‏الذکر متوقف گردید
سرویس سیاسی پایگاه 598، شهریار زرشناس/ حقیقت وجود یک جنگ نرم تمام عیار فرهنگی، سیاسی علیه اسلام و انقلاب اسلامی و هویت اسلامی جامعه و ملت ایران و نیز علیه هویت اصیل و صلابت اعتقادی نظام اسلامی که در اصل ولایت فقیه به عنوان یگانه منبع مشروعیت این نظام مقدس الهی متبلور و تجسم یافته است؛ امری انکارناپذیر است.

دربارۀ این جنگ نرم و شبیخون گسترده و کارزار بزرگ فرهنگی، سیاسی از جهات و زوایا و مناظر مختلف می‎توان و باید سخن گفت.در این مقال کوشیده‎ایم که ضمن ارائه بحثی فشرده و کوتاه، گزارش تحلیلی مختصری در خصوص دسته‎بندی نیروهای اصلی فعال دشمن در جنگ نرم علیه نظام  و انقلاب اسلامی در عرصه‎های مختلف فرهنگی ارائه دهیم. طیف نیروهای دشمن نئولیبرالیست، سکولاریست فعال در جنگ نرم علیه ایران اسلامی را می‎توان در این دسته‎بندی بازشناسی کرد:

الف ) روشنفکران تکنوکرات آکادمیک و جنگ نرم

روشنفکری ایران از ابتدای تولد خود نسبت به ایدئولوژی‎ها وایدئولوگ‎ها و روشنفکران مدرنیست غربی حالت یک مقلد کپی کار را داشته است. درواقع به نظر می‎رسد جهت نمای ایدئولوژیک بخش اصلی روشنفکری مدرنیست ایران[ چه در عرصه ژورنالیسم، چه در قلمرو داستان‎نویسی، چه در حوزۀ مباحث سیاسی و ایدئولوژیک و چه در پهنۀ فعالیت آکادمیک و دانشگاهی ] همیشه تابعی از تحولات و دگردیسی‎های تئوریک وایدئولوژیک روشنفکران کشورهای متروپل غربی بوده است.

کاست روشنفکری ایران از زمان تأسیس بیشتر تابع و مقلد شاخه‎های انگلیسی و فرانسوی کاست روشنفکری غرب بوده است وفی‎المثل توجه آن به شاخۀ آلمانی و یا ایتالیایی کمتر بوده است. وجه آکادمیک و تکنوکرات‎های فرهنگی روشنفکری ایران از زمان پیدایی  به سمت رویکردهای تحلیلی و پوزیتیویستی انگلیسی، فرانسوی بیشتر متمایل بوده است. به گونه‎ای که می‏توان بنیان‏گذاران رشته‎های اصلی علوم انسانی مدرن در نظام دانشگاهی ایران [از زمان تأسیس دانشگاه تهران در زمان رضاخان پهلوی و حتی قبل از آن] را مقلد  فلسفه‎های پوزیتیویستی و آمپریستی و ایدئولوژی‏های لیبرالیستی و در موارد نادری سوسیال، دموکراتیک انگلیسی وفرانسوی دانست.

به عنوان مثال به "محمدعلی فروغی" [فراماسونر یهودی تبار که نقش ویژه‎ای در تأسیس سلطنت سراپا وابسته و دست نشاندۀ پهلوی داشت] و نقش او در شکل‎گیری رشته‏های "حقوق" و "علوم سیاسی" در نظام دانشگاهی مدرنیستی ایران توجه نمایید. فروغی فارغ از آنکه استاد اعظم فراماسونری انگلیسی بود، به لحاظ تئوریک و به عنوان یک روشنفکر به تبار فکری لیبرالیزم مشروطه‎طلب انگلیسی تعلق داشت واز آن پیروی می‎کرد.

به عنوان نمونه‎ای دیگربه شخصیتی که مثل فروغی، فراماسونر و تابع و پیرو سیاست‎های استعماری دولت انگلستان بود و نقش مهمی در شکل‎گیری "مدرسه علوم سیاسی" در اواخر دوران قاجار و نیز رشته‏های دانشگاهی "حقوق" و "علوم سیاسی" در نظام دانشگاهی مدرن ایران دوران پهلوی داشت، توجه کنید. یعنی به "حسن پیرنیا" ، کسی که نقش مهمی در شکل‎دهی به "دیسکورس" (سخن ) ناسیونال، شووینیستی و ماسونی حاکم بر رشتۀ "تاریخ" در نظام آکادمیک ایران دوران پهلوی و پس از آن داشته است. حسن پیرنیا پیرو تبار ایدئولوژیک لیبرالیسم مشروطه طلب ماسونی انگلیس بود.

در پی‎ریزی بنیان‏های رشته درسی آکادمیک اقتصاد مدرن نیز رد پای پیروی از مدل  لیبرالیسم کلاسیک و علم اقتصاد سرمایه‎داری مدرن را با واسطه‏گری "حسین پیرنیا" و تا حدودی نیز محمدعلی فروغی می‎توان مشاهده کرد و این سیطرۀ میراث لیبرالیستی بر نظام آموزش آکادمیک اقتصاد در کشور ما در دهه‎های اخیر با غلبۀ دیسکورس (سخن) نئولیبرالی همچنان تداوم پیدا کرده است.

دررشتۀ جامعه‎شناسی نیز سیطرۀ فلسفۀ پوزیتیویستی از طریق لیبرال، پوزیتیویست متعصبی به نام "دکتر غلامحسین صدیقی" [ که نقش مهمی در پی‎ریزی رشتۀ علوم اجتماعی دانشگاهی در کشور ما داشت] و نسل هم‏فکران و بعدها شاگردان او کاملاً نهادینه گردید.

صدیقی، لیبرال مصدقی‎ای بود که در ماه‏هایآخر سلطنت محمدرضا شاه پهلوی کاملاً علیه انقلاب اسلامی ایران موضع گرفته بود و به گفتۀ "هوشنگ نهاوندی"، شاه را دعوت به ماندن درایران و عدم ترک کشور می‎کرد.

غلامحسین صدیقی در سال 1317 شمسی به تدریس جامعه‎شناسی پرداخت ودر سال1322 شمسی "یحیی مهدوی" به تألیف کتاب " جامعه‎شناسی یا علم‎الاجتماع" پرداخت.

رشتۀ دانشگاهی جامعه شناسی در ایران بر پایۀ رویکرد پوزیتیویستی متأثر از پوزیتیویسم فرانسه تأسیس گردید وبعدها اگر چه یک جریان غیر غالب مارکسیستی با محوریت "امیر حسین آریان‎پور" در فضای آکادمیک علوم اجتماعی ایران شکل گرفت، اما آن گرایش نیز مبنائاً متأثر از تفسیرهای پوزیتیویستی از جامعه‎شناسی مارکسیستی بود.

رشتۀ دانشگاهی "روان‎شناسی" در ایران نیز متأثر از یک نگرش پوزیتیویستی توسط دولتمرد فراماسونر دوران پهلوی اول و  دوم یعنی "دکتر علی اکبر سیاسی" پی‎ریزی گردید. دکتر سیاسی از فراماسون‎های مدرس در مدرسۀ علوم سیاسی بودکه در سنت دانشگاهی روان‎شناسی پوزیتیویستی در فرانسه تحصیل کرد و در دوران حکومت رضا خان پهلوی و محمدرضا شاه با رژیم همکاری نزدیک داشت و در سال 1321 شمسی به "وزارت فرهنگ" رسید. سیطرۀ دیسکوروس پوزیتیویستی و لیبرالیستی بر نظام آکادمیک روان‎شناسی ایران بسط یافت و در آثاری که "دکتر محمود صناعی"، " دکتر حسین عظیمی" و متأخرین از آثار "مان" و دیگران ترجمه و یا توسط ایشان تألیف گردید، تداوم یافت و در آثار و آموزه‎های متأخرین دنبال گردید.

اساساً و در یک جمع‎بندی کلی می‏توان گفت که نظام آکادمیک (دانشگاهی) علوم انسانی مدرن درایران که توسط رژیم پهلوی اول پی‎ریزی گردید و در دوران پهلوی دوم بسط و گسترش یافت و نهادینه گردید در رشته‏های اصلی خود به لحاظ معرفت‎شناختی ملهم از سخن پوزیتیویستی انگلیسی و فرانسوی وبه لحاظ سخن سیاسی و ایدئولوژیک ملهم از لیبرالیسم انگلیسی، فرانسوی(عمدتاً مقلد جهان‎بینی به اصطلاح عصر روشنگری) بوده است. البته در رشتۀ دانشگاهی "تاریخ" علاوه بر حضور پر رنگ سخن ملهم از "اندیشۀ ترقی" رگه‏هایی از شووینیسم ناسیونالیستی‎ای که طراحان و مبلغان و بانیان اصلی آن فراماسونرهای انگلیسی‏ای نظیر "سرهار فورد جونز" و "جیمز موریه" و "جی. بی فریزر" و "سرجان ملکم" بوده‎اند نیز به عنوان یک جریان بسیار تأثیرگذار و حاکم دیده می‏شود.همین رویکرد فکری است که از حسن پیرنیا آغاز می‎شود و در امتداد خود در آثار و طریقۀ تاریخ‎نگارانۀ " سعید نفیسی" [ با این که ظاهراً نفیسی فراماسونر نبوده] و "رشید یاسمی" و "ذبیح‎ا... صفا" و "حسن تقی ‎زاده" و "رضا زاده شفق" و "عبدالحسین زرین‎کوب" و برخی دیگر به اشکال و انواع مختلف بسط و تداوم می‎یابد.

سیطرۀ سخن لیبرال،مدرنیستی مبتنی بر زیربنای معرفت‎شناختی، روش‎شناختی پوزیتیویستی و ملهم از مشهورات سکولار، روشنفکرانه‎ای نظیر "اندیشۀ ترقی" که مروج کلیت تفکر و جهان‎بینی اومانیستی، سکولاریستی مدرن به طور اعم و ایدئولوژی لیبرالی به طور اخصّ می‎باشد، در تمامیت نظام دانشگاهی‎ای که توسط رژیم پهلوی تأسیس یافت و نهادینه گردید [و در تمامی رشته‎های آموزشی آن البته به مراتب و درجات مختلف ] ساری و جاری بوده است و همین امر موجب شده که بخش تأثیرگذاری از روشنفکر، تکنوکرات‎های آکادمیسین جامعه ما و فضای کلی نظام آموزشی رشته‎های دانشگاهی علوم انسانی، در آرایش کنونی جنگ نرم و صف‎بندی نیروها، دانسته یا نادانسته درخدمت جریان تهاجم و شبیخون فرهنگی درآیند. البته کوشش‎های چندساله دولت اصول‎گرا[که در پی تذکر حکیمانه مقام معظم رهبری در خصوص ضرورت ایجاد تحول در نظام آموزش ومحتوای دروس رشته‏های دانشگاهی علوم انسانی آغاز گردید]  در تعدیل وضع و ایجاد برخی تغییرات مناسب تا حدودی مؤثر بوده است، اما به هر حال در شرایط کنونی کلیت خطر ناشی از حرکت جریان مهاجم جنگ نرم از بستر نظام آکادمیک رشته‎های علوم انسانی همچنان پابرجاست که باید برای مقابله با آن تدبیری جدی اندیشید.

ب ) روشنفکران تکنوکرات مبلّغ ایدئولوژی‎های مدرنیستی

یکی از بسترهای تأثیرگذاردر جنگ نرم دشمن مستکبر علیه انقلاب اسلامی، ترویج ایدئولوژی‏های اومانیستی به ویژه ایدئولوژی لیبرالیسم از طریق ترجمه و تألیف کتب تئوریک در خارج از فضای دانشگاهی است. البته اکثر این آثار به طور مستقیم و غیر مستقیم درفضاهای آکادمیک رشته‏های مختلف دانشگاهی علوم انسانی مورد تدریس قرار می‏گیرد و یا محتوای سکولار، اومانیستی آنها به نحوی ترویج و تبلیغ می‏گردد. اگر چه پدیدآورندگان این آثار در حال حاضر ارتباط مستمر و تشکیلاتی با نظام آموزش دانشگاهی کشور در رشته‎های علوم انسانی ندارند، اما تأثیر حضور آراء آنها به صورت گسترده در این فضاها دیده می‏شود.

البته نویسندگان روشنفکر، تکنوکرات مبلغ ایدئولوژی‏های مدرنیستی [عمدتاً ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک و نئولیبرالیسم] در بیرون از نظام آکادمیک و در میان برخی اقشار و گروه‎های تحصیل‎کرده و کتابخوان طبقۀ متوسط مدرن نیز به دنبال مخاطب می‏گردند.

داریوش شایگان، داریوش آشوری، همایون کاتوزیان، یرواند آبراهامیان، جواد طباطبایی، حسین بشیریه، خشایار دیهیمی، عزت ا... فولادوند، مراد فرهادپور، رامین جهانبگلو، محمدرضا نیکفر، تورج اتابکی، مهرزاد بروجردی و عده‎ای دیگر طیفی از نویسندگان و مترجمان روشنفکر، تکنوکرات مبلغ ایدئولوژی‏های اومانیستی [به ویژه نئولیبرالیسم] هستند که از طریق تألیف و تئوری‏پردازی‏های نئولیبرالی و یا ترجمه آثار لیبرالیست‏ها، فمینیست‏ها، و درموارد اندکی سوسیالیست‏های لیبرال موسومبه چپ آمریکایی بخشی از فعالیت جریان جنگ نرم علیه آرمان‏های انقلاب اسلامی را فعال کرده‏اند.

دامنۀ فعالیت این طیف بسیار گسترده است و از تبلیغ و ترویج مدل‏های نئولیبرالی تاریخ‏انگاری برای ایران [در آثار امثال کاتوزیان و آبراهامیان وطباطبایی] تا ترویج اقتصاد نئولیبرالی [توسط مترجمانی چون: فولادوند از طریق ترجمه آثار فون هایک و یا ترویج تئوری‏ها و نسخه‏های اقتصادی نئولیبرالی برای ایران] و صور مختلف تبلیغ و ترویج لیبرال دموکراسی و شعارهای دروغین "عدم خشونت" و ترویج "حقوق بشر" اومانیستی آن و شبهه آفرینی‏های فلسفی در مسیر غایات لیبرالی [توسط امثال جهانبگلو و شایگان و آشوری و نیکفرو...] تا ترویج انقلاب ستیزی و آرمان‏گریزی و دعوت به تسلیم در برابر استکبار نئولیبرال [از طریق ترجمه آثار و یا کتب شرح و تبلیغ آراء کارل پوپر و هانا آرنت و آیزایابرلین و هابرماس...] و نیز ترویج مدل ادبیات تعهدگریز و آرمان ستیز نئولیبرالی و تکنیک‏زده و فرمالیست و بی‏اعتنا به محتوا و آبسوردیست و نقد ادبی منطبق با آن [از طریق ترویج آراء منتقدان ادبی ساختار شکن، پسارئالیست، پست مدرن، فرمالیست ونیز آثار داستانی نویسندگان سوررئالیست، پیرو رمان نو، هنر برای هنرو ...]  و برخی قلمروهای دیگر را در بر می‏گیرد.

مقابله با این جریان خزنده و خطرناک عمدتاً باید از طریق مبارزۀ تئوریک و روشنگری در حوزۀ مباحث نظری، حمایت از نویسندگان و تئوریسین‏ها و ایدئولوگ‏های خودی، گسترش کمی و کیفی پژوهشکده‏ها و پژوهش‏های عمیق تئوریک، کمک به گسترش ناشران انقلابی و متعهد و حمایت فعال و گسترده از آنها و کمک به نشر و توزیع گسترده آثار تئوریسین‏ها وایدئولوگ‏های خودی مسلمان متعهد به آرمان‏های انقلاب اسلامی وآموزش آراء وآثار آنها به عنوان مبانی کتب و جزوات درسی دانشگاهی ونیز آموزشکده‏ها وفرهنگ سراها و فضاها و مجاری آموزشی غیر رسمی به ویژه صدا وسیما صورت گیرد و تحقق این مهم از طریق انجام برنامه‏ریزی دقیق و تشکیل ستاد مشترک  فرماندهی فرهنگی [به معنای اعم کلمه] برای مبارزه با جنگ نرم و هماهنگی تمام عیار دستگاه‏ها و وزارتخانه‏ها ونهادهای دست‏اندرکار قلمرو‎های فرهنگی و هنری ممکن می‏شود.

ج ) روشنفکران داستان نویس و مترجمان آثار داستانی مبلغ سبک زندگی و فرهنگ و اخلاق و عادات مدرنیستی لیبرالی

بخش دیگری از تهاجم ویرانگر فرهنگی علیه نظام اسلامی و ارزش‏ها وآرمان‏های انقلاب اسلامی و نیز علیه کلیت جهان‏بینی و هویت اسلامی ملت ایران از طریق ترجمه گستردۀ آثار داستانی و نمایشنامه‏های با مضامین آبسوردیستی، اومانیستی، سکولاریستی و مروج مدل زندگی و نوع اخلاقیات و نظام ارزشی غربی (عمدتاً لیبرالی) و یا از طریق نگارش آثار داستانی و نمایشنامه‏هایی با درون مایه‏های اومانیستی، سکولاریستی و مروج نسبی‏انگاری، آبسوردیسم، تعهد گریزی، بی‎اعتنایی به احکام شرعی و اخلاقی، به سخره گرفتن ارزش‏ها و آرمان‎های اسلامی و انقلابی و موارد عدیده و متعدد دیگر توسط روشنفکران ادبی مبلغ مدرنیسم و فمینیسم و به ویژه نئولیبرالیسم صورت می‏گیرد . البته در دوران دولت اصولگرا مسئولان و متولیان حوزه‏های مرتبط با این مباحث با یک کار مجدانه نظارتی، انصافاً نقش بسیار تأثیرگذاری در کاستن از عوارض و آفات فعالیت مهاجمین در این عرصه‏ها داشته‏اند که شایستۀ تقدیر است. اما به موازات این امر بی تردید باید در خصوص  گسترش کمی و ارتقاء کیفی نگارش داستان‏های سالم و افزودن بر جاذبه و تأثیرگذاری آنها و نیز نشر گسترده و توزیع فراگیر و توانمند آنها و حمایت از پدید‎آورندگان این آثار ونیز تربیت نسل نوینی از داستان‏نویسان توانمند و متعهد به صورت سازمان یافته و با برنامه و نیز پیگیری آن از طریق نظام دانشگاهی کشور[البته به صورت سالم و ارزشی و متعهد به آرمان‎های انقلاب اسلامی و فارغ از حضور آفت‏زای عناصر و اراده و منفعل در برابر مدرنیست‏ها و یا مذبذب و معتقد به رویکردهای رایج مدرنیستی در داستان وفارغ از تأثیرپذیری از سیطرۀ پارادایم‏های ادبی نئولیبرالی] به منظور نهادینه و سیستماتیک کردن امر تربیت نیروی متعهد در عرصۀ داستان نویسی ملهم از دیسکورس انقلاب اسلامی در نظام دانشگاهی کشور

د) روشنفکران ژورنالیست مبلّغ نئولیبرالیسم و آبسوردیسم

روشنفکران ژورنالیست نئولیبرالیست با انتشار روزنامه‏ها و ماهنامه‏ها و هفته‎نامه‏ها و گاهنامه‏های عمومی وتخصصی کوشش گسترده‏ای را در عرصه‏های سیاسی، اقتصادی،اجتماعی، فلسفی و مباحث علوم انسانی، و ادبی و هنری به منظور پیشبرد جنگ روانی، تشویش آفرینی، تطهیر چهره‏هایلیبرال، کمک به کودتای نئولیبرالیستی فتنه سبز، تبیین و تبلیغ رسمی و غیر رسمی و مستقیم و غیرمستقیم خواست‏ها و شعارها و مطالبات جناح نئولیبرالیست و جذب نیرو برای آنها و نیز ترویج مشهورات نئولیبرالیستی و سکولاریستی و مفروضات علوم انسانی سکولار[ در رشته‏ها و حوزه‏ها ومباحث مختلف] و دریک عبارت کوتاه پیشبرد چند وجهی و همه جانبۀ شبیخون فرهنگی برای مخاطبان عام و خاص به کار برده‏اند.

اگر فقط بخواهیم به ذکر یک نمونه بسنده کنیم باید از نشریۀ "مهرنامه" نام ببریم که به گونه‏ای فراگیر، گسترده و نسبتاً صریح مأموریت مشخصی رادر زمینۀ ترویج جهان‏بینی سکولار، لیبرالیستی علوم انسانی مدرن و نیز ایجاد پل پیوند میان بخش تأثیرگذاری از روشنفکران سکولاریست خارج از کشور و مخاطبین داخلی آنها و جذب و تربیت نیرو در مسیر ترویج دیسکورس نئولیبرالیسم ایرانی بر عهده دارد.البته مهرنامه در این قلمرو تنها نشریه نیست و دامنۀ فعالیت روشنفکران ژورنالیست نئولیبرالیست ایران نیز صرفاً به ماهنامه تئوریک محدود نمی‏شود.

به موازات حرکت روشنفکران ژورنالیست نئولیبرالیست، بخشی از ژورنالیست‏های روشنفکر (که وجهه نظر وصبغۀ تئوریک و آکادمیک خیلی کمتری دارند) نیز در برخی روزنامه‏ها و به ویژه از طریق انتشار هفته‏نامه‎ها و ماهنامه‏ ها به ترویج نوعی آبسوردیسم زرد مبتذل می‏پرداختند.

ه) روشنفکران مدرنیست فعال در سینما و تئاتر و دیگر عرصه‏های هنری

یکی دیگر از عرصه ‏های بسیار مهم که سربازان و کارگزاران جنگ نرم دشمن از اوایل سال‏های دهۀ 1360 به شدت درآن فعال بوده‏اند، قلمرو سینما وتئاتر و برخی مقولات دیگر هنری است. سیطرۀ جریان روشنفکری نفوذی نئولیبرالیست نقاب‎داردر وزارتخانه‏ و سازمان‏ها و تشکل‎های مرتبط با سیاستگزاری‏های سینمایی و تئاتری و هنری [به معنای اعم آن] درسال‏های دهۀ 60 و چند سالی پس از آن، فرصت مناسبی برای مهاجمین فرهنگی در مسیر پیشبرد اهداف لیبرال، سکولاریستی‏شان فراهم آورده بودکه خوشبختانه در پی روی کارآمدن دولت اصولگرا و انجام خانه‏تکانی جدّی در چرخۀ نخبگان مرتبط با مدیریت فرهنگی، هنری کشور آن روند حرکت تأسف‏بار سابق‏الذکر متوقف گردید که حوصلۀ این مقال در پرداخت به آن بیش از این نیست.

در خصوص جنگ نرم استکبار نئولیبرالیست علیه هویت اسلامی جامعه و نظام اسلامی ایران و به منظور مبارزه با آرمان‏های انقلاب اسلامی و موجودیت نظام الهی ولایت فقیه در  ایران، گفتنی‏ ها و نکته های بسیار دیگری نیز هست که باید در فرصت‏های دیگری یکایک به آنها پرداخت. ان شاءا....

عکس/ بازدید ژنرال از قنادی

تاسیس لشکر 14 امام حسین (صلوات الله علیه) نتیجه زحمات حسین خرازی و مصطفی ردانی پور بود و سرانجام در کسوت فرماندهی همین لشکر بود که حسین خرازی در هشتم اسفند 1365، بال در بال ملائک گشود.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، در یکی از جمعه های ماه محرم ، به سال 1336 شمسی ، در يكي از محله‌هاي اصفهان به نام «كوي كلم» حسین خرازی متولد شد. او در سال 1355 پس از اخذ ديپلم طبيعي براي طي دوران سربازي به مشهد اعزام گشت. با پیروزی نهضت امام خمینی ، حسین ابتدا به کمیته های انقلاب ملحق شد و سپس لباس سبز پاسداری از انقلاب را برتن نمود. تاسیس لشکر 14 امام حسین (صلوات الله علیه) نتیجه زحمات او و شهید مصطفی ردانی پور بود و سرانجام در کسوت فرماندهی همین لشکر بود که حسین خرازی در هشتم اسفند 1365، بال در بال ملائک گشود.
عکس زیر در آشپزخانه ستاد لشکر 14 امام حسین(صلوات الله علیه) گرفته شده است. کسانی که اطلاعات بیشتری دارند، ما را بی خبر نگذارند.
روحمان با یادش شاد

بدهی یک هزار میلیارد دلاری دانشجویان آمریکایی؛ آیا دانشجویان اقتصاد آمریکا را ورشکست خواهند کرد + تص


در اواخر سال 2011 بدهی دانشجویان به یک تریلیون دلار رسید که مبهوت کننده است. در واقع این رقم با سرعتی در حدود سه هزار دلار در ثانیه در حال افزایش است و گوی سبقت را از بدهی کارت های اعتباری و وام های دیگر ربوده و فقط از بدهی های رهنی مردم آمریکا عقب مانده است!

مشرق- از زمان آغاز مشکلات اقتصادی آمریکا، کمک هزینه ‌های دولتی به دانشجویان کمتر شده و در نتیجه برای شرکت‌ها و بانک های خصوصی نظام سرمایه داری فرصت طلب، فرصت مغتنمی پدید آمده تا خلاء کمک های دولتی را با وام هایی با بهره بالاتر پر کنند که در هماهنگی با این فرصت سازی، شهریه های دانشگاه ها نیز روند صعودی پیدا کرده تا دانشجویان راه گریزی غیر از گردن نهادن به اسارت مالی دراز مدت در سال های آتی زندگی خود نداشته باشند.

سه هزار دلار در ثانیه!

هزينه تحصيلي ساليانه يك دانشجو در آمريكا چیزی در حدود 10 تا 40 هزار دلار است که گاهی در رشته هاي تخصصي اين رقم به 50 تا 100 هزار دلار نيز مي رسد. با کاهش درآمد خانواده هاي آمريكا در نتيجه بحران اقتصادي و با كاهش كمك مالي مؤسسات صنعتي و بازرگاني به دانشگاه ها، آموزش عالي آمریکا وارد یک دوره بحران شده است.

در اواخر سال 2011 بدهی دانشجویان به یک تریلیون دلار رسید که واقعا مبهوت کننده است. در واقع این رقم با سرعتی در حدود سه هزار دلار در ثانیه در حال افزایش است و گوی سبقت را از بدهی کارت های اعتباری و وام های دیگر ربوده و فقط از بدهی های رهنی مردم آمریکا عقب مانده است!


دانشجویان یک تریلیون دلار بدهکارند!


آنچه که نظام سرمایه داری برای دانشجویان طرح ریزی کرده است

استفان لندمن از فعالان مستقل صلح، فصلی از کتاب اخیر خود را که در مورد جنبش اشغال وال استریت است؛ به شرایط وام های پرداختی به دانشجویان آمریکایی اختصاص داده و مطالبی در مورد همکاری شرورانه شرکت ها و دولت نوشته و اشاره کرده است که دانشجویان آمریکایی برای دست یابی به سود و پول بیشتر از طرف نظام سرمایه داری امریکا استثمار می شوند و در نتیجه سرمایه گذاران غنی تر شده و دانشجویان با مشکلات فراوان طولانی مدت درگیر می شوند.

در حقیقت شرایط به نحوی است که در موارد بسیاری دست یابی به تحصیلات عالی به دلیل افزایش شهریه ها و هزینه ها نا ممکن شده و دانشجویان از عهده آن بر نمی آیند. گاهی این هزینه ها بالغ بر صد هزار دلار می شود که ضمانت پانصد هزاردلاری را برای سی سال نیاز دارد. این بدهی از بدهی های دیگر متمایز است به طوری که در صورت ورشکستگی بخشیده نمی شود و پرداخت آن در هر حل الزامی است. در واقع وام های دانشجویی برای جوانان محصل آمریکایی یک وضعیت بندگی و اسارت مالی دائمی ایجاد می کند. وام دهنده می تواند از محل حقوق، مستمری بازنشستگی و یا حتی مبلغ کمک هزینه دولتی که از طرف دولت به افراد بی بضاعت پرداخت می شود اقدام به برداشت نماید و در سایه وجود یک همکاری خائنانه بین سیستم وام دهنده، خدمات دهندگان و شرکت ها، عده ای از سیستم قرض دهی به دانشجویان درآمد کلانی به جیب می زنند.


بازپرداخت وام ها از عهده دانشجویان خارج است.

این در حالیست که بحران اقتصادی فعلی شرایط را بدتر هم کرده است و فرصت های شغلی نیز به ندرت پیدا می شود. از زمان شروع مشکلات اقتصادی آمریکا، سال ۲۰۰۸، کمک هزینه ‌های دولتی به دانشجویان کمتر شده و در نتیجه برای شرکت‌ها و بانک های خصوصی نظام سرمایه داری فرصت طلب، فرصت مغتنمی پدید آمده تا خلاء کمک های دولتی را با وام هایی با سود بالاتر پر کنند که در هماهنگی با این فرصت سازی، شهریه های دانشگاه ها نیز روند صعودی پیدا کرده تا دانشجویان راه گریزی غیر از گردن نهادن به اسارت مالی دراز مدت در سال های آتی زندگی خود نداشته باشند.

امروزه هزینه های آموزشی در آمریکا دیگر از حد توان دانشجویان فراتر رفته است. بهای بسیاری از سطوح آموزشی در حدی است که عملا برای دانشجویان دست نیافتنی محسوب می شوند. افراد زیادی هم که در تله های بدهی سیستم آموزشی افتاده اند برای روزهای باقی مانده زندگی آنها چیزی غیر از اعداد و ارقام بزرگ و در حال رشد نمانده است. در واقع غارتگران آنها را برای تمام عمر چاپیده اند! بهره متعلقه، اصل وام، سررسیدهای معوقه و جریمه های انباشته شده دیرکردها خروج از زیر بار این غارت را برای دانشجویان بسیار سخت کرده است. افتادن در این دام به طور ناگهانی و با چند امضا روی می دهد ولی فرار از آن به هیچ وجه آسان نیست و در صورت عدم بازپرداخت، زندگی آینده دانشجو در وضع اسفناکی قرار خواهد گرفت.


از سال 2008 بدهی دانشجویان رو به افزایش نهاده است.


كمپین تصرف بدهی دانشجویان

دانشجویان در برابر این نابسامانی و در اعتراض به افزایش هزینه های آموزشی کشور و فقدان بودجه آموزش عمومی که به افزایش شدید شهریه های دانشگاه های دولتی در سال های اخیر منجر شده است اقدام به تظاهرات گسترده ای کردند که پاسخ آن از سوی پلیس آمریکا برخورد شدید با باتوم و اسپری فلفل بود.


بدهی دانشجویان بعد از بدهی های رهنی مقام دوم در آمریکا را به خود اختصاص داده است.

بسیاری از دانشجویان دستگیر شده و مورد بازجویی قرار گرفتند. از سوی دیگر جنبش اعتراضی وال استریت نیز که به عنوان نماد مبارزه با سرمایه داری در جامعه کنونی آمریکا مطرح شده است، به این موضوع بی توجه نبوده و «كمپین تصرف بدهی دانشجویان» ازسوی فعالان این جنبش سر و سامان داده شد و در ماه می از دانشجویان دانشگاه ها خواست تا در اعتراض به این وضیت دست به اعتصاب سراسری بزنند.

غارتگران نظام سرمایه داری دانشجویان را برای تمام عمر چاپیده اند!

در پاسخ به این فراخوان در دانشگاه های ایالت کالیفرنیا تجمع بزرگی روی داد و دانشجویان در شش دانشگاه این ایالت اقدام به اعتصاب غذا کردند. نفس ورود جنبش وال استریت به موضوع بدهی دانشجویان خود نشانگر آن است که برنامه اصلی نظام سرمایه داری برای به اسارت درآوردن مردم آمریکا برای جوانان این کشور افشا شده است و در هر نمودی که روی دهد، چه در بدهی های رهنی، چه در وام های دانشجویی و چه در دیگر طراحی های بهره محور مالی، مورد اعتراض و بازخواست قرار خواهد گرفت.

دانشجویی اعلام می کند که با 25 هزار دلار بدهی عضوی از جامعه 99 درصدی آمریکاست.


مردم بدهکار، دولت متجاوز

آمریکایی ها از بدهکارترین ملت های جهان هستند. آنها هفتصد میلیارد دلار بابت اقساط خودرو بدهکارند. بدهی آنها از بابت کارت های اعتباری نیز به هشتصد میلیارد دلار می رسد. بدهی دانشجویی نیز با پشت سر گذاشتن این بدهکاری ها به رده دوم صعود کرده است. آیا ارتباطی بین بدهکاری و اسارت مالی بدهکارترین مردم جهان و جنگ افروزی و یغماگری متجاوزترین دولت جهان می تواند وجود داشته باشد؟ طبق اظهار نظر روانشناسان و مددکاران اجتماعی، بدهی از مهمترین علل نگرانی و افسردگی در میان جوانان فارغ التحصیل و مردم عادی در آمریکا محسوب می شود.

دانشجویان بدهکار معترض آمریکایی

در واقع وام های دانشجویی و بدهی ها تأثیری سر به راه كننده بر فعالیت های اجتماعی و سیاسی دارند و موجب انفعال سیاسی در بخش بزرگی از نیروی فعال کشور می شود و در نتیجه از سویی احتمال پذیرش این وام ها با هر شرایطی برای دانشجویان بیشتر شده و از سوی دیگر فارغ‌التحصیلان در شرایط سخت اقتصادی کنونی به كار در مشاغل سخت و غیر مرتبط روی می آورند تا بدهی‌های خود را پرداخت كنند.

تحصیلات جوانان به ابزار مهم انتقال ثروت به راس هرم مالی آمریکا تبدیل شده است.

در چنین شرایطی است که نظام متجاوز سرمایه داری فرصت می یابد به دور از دردسرهای اعتراض از سوی بدنه فعال کشور به اقصی نقاط جهان لشکر کشی کند، به غارت و کشتار ملت های دیگر بپردازد و بودجه آموزشی و بهداشتی مردم خود را برای تامین امنیت شکننده عده ای شارلاتان سیاسی بین المللی همچون صهیونیست ها صرف کند.


اوباما معنی بدهی دانشجویی را خوب می فهمد

امروز در آمریکا بدهی دانشجویان که مخاطرات فراوانی برای این نسل سوخته و بدهکار محسوب می شود به صورت تصاعدی در حال افزایش است. در واقع آنچه که روی می دهد بخشی از یک برنامه بزرگ است که هدف آن انتقال بخش اعظم ثروت به طبقه اشراف آمریکا است. این برنامه برای چندین دهه اجرا می شد که تحت مدیریت اوباما شتاب گرفته است.


اوباما به مشکل بدهی دانشجویان در حد یک فرصت تبلیغات انتخاباتی نگاه می کند.

باراک اوباما ادعا می کند که خود با مشکل پرداخت وام در دوران دانشجویی مواجه بوده است. در نتیجه او به خوبی می داند اسارت مالی چه نقشی می تواند در به انقیاد کشاندن نسل جوان داشته باشد. او تلاش دارد در انتخابات آینده رای دانشجویان را از دست ندهد به همین دلیل در اجتماع های دانشجویی از مشکلات مالی خود بعد از فارغ التحصیلی صحبت می کند و می گوید که با کوهی از بدهی روبرو بوده است و تنها هشت سال است که توانسته‌ بدهی ‌های خود را تسویه کند.



افزایش سریع شهریه ها

طی 10 سال گذشته شهریه برخی دانشگاه‌های دولتی آمریکا تا بیش از هفتاد درصد افزایش یافته است. تنها مابین سال های 2008 تا 2010 میانگین شهریه های تحصیلی در دانشگاههای آمریکا پانزده درصدافزایش داشته است که در برخی موارد از جمله دانشگاه های ایالت هایی از قبیل آریزونا و کالیفرنیا این افزایش تا چهل درصد بوده است.


درگیری با بدهی های سنگین فرصت اعتراض و بازخواست از نظام را از بدنه فعال جامعه آمریکا می گیرد.

بر اساس آمار های دولتی آمریکا، میانگین شهریه در موسسه های دولتی در سال تحصیلی ۲۰۰۹-۲۰۱۰ حدود ۱۳ هزار دلار بوده و در موسسه‌های غیر دولتی در همین مدت، تا ۳۳ هزار دلار نیز رسیده است. و از تابستان امسال نیز نرخ بهره های بانکی برای وام های دانشجویی در آمریکا دوبرابر خواهد شد که این مساله سبب دوچندان شدن مشکلات نزدیک به 8 میلیون دانشجویی می شود که به کمک این وام ها به تحصیل پرداخته اند. بسياري از دانشگاه هاي آمريكایی خصوصي بوده و با درآمد حاصل از شهريه دانشجويان اداره مي شوند. اکثر این دانشگاه ها در عرض يك سال 20 تا 50 درصد از دارائي خود را از دست داده اند و بانك ها و مؤسساتي که سرمايه بسياري از اين دانشگاه ها را در اختیار داشته اند اعلام ورشكستگي كرده اند.

بدهی های سنگین به صورت عامل به انقیاد کشاننده جامعه آمریکا درآمده است.


چیزی در حد خطر بدهی های رهنی برای اقتصاد آمریکا

دانشجویان آمریکایی هنگام فارغ التحصیلی به طور متوسط حدود 25 هزار دلار بدهکار هستند. این بدهکاری در مورد برخی دانشجویان بسیار بیشتر است؛ چنان که 10 درصد از دانشجویان آمریکایی بیش از پنجاه هزار دلار بدهکار هستند. تقریبا تمامی دانشجویان مقطع کارشناسی برای تامین هزینه های تحصیل خود اقدام به اخذ وام می کنند ولی اکثر آنها تصوری از بار مالی غیر قابل پیش بینی آن ندارند.

قوانین مربوط به وام های دانشجویی طوری تنظیم شده است که مطابق آن به محض خروج دانشجویان از دانشگاه به واسطه ترک تحصیل یا فراغت از تحصیل، دانشجو باید بازپرداخت اقساط این وام ها را آغاز کند. حال اگر فارغ التحصیلان بتوانند پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه، شغل مناسبی پیدا کنند شاید قادر به بازپرداخت باشند وگرنه با مشکلات فراوانی مواجه خواهند شد. گاهی بدهی دانشجویان آمریکایی سبب می شود یافتن کار برای آنها بسیار دشوارتر شود زیرا برخی کارخانه ها به علت این بدهی، حاضر به استخدام آنها نمی شوند.

دانشجویان به اسارت مالی خود معترضند.

در سال 1993 چهل و پنج درصد از دانشجویان سطح کارشناسی برای تامین هزینه های خود وام می گرفتند که این رقم در حال حاظر به 94 درصد افزایش یافته است. برخی کارشناسان خطر بدهی دانشجویان را در حد خطر بدهی های رهنی ارزیابی می کنند. شدت رشد این بدهی برای کارشناسان خیره کننده است. در حقیقت این موضوع ریشه های عمیقی دارد که دست های فراوانی در آن در گیرند. بازاریابی کالج ها، قانون گزاران ایالتی و فدرال، سرمایه گذاران و دولت دست در دست هم داده و در حال غارت آینده جوانان آمریکا هستند. جالب است که اعطای این وام ها به دانشجویان بسیار راحت انجام می گیرد. در حالی که برای دریافت انواع دیگر وام ها، همچون وام مسکن یا خرید خودرو، مشکلات زیادی وجود دارد. اما در مورد وام های دانشجویی اینطور نبوده و قوانین مربوط به آن که بسیار سختگیرانه نوشته شده است به راحتی دانشجو را برای تمام عمر درگیر خود می کند.


از روسپیگری تا چشم پوشی از بیمه

نیویورک تایمز در ماه می در این مورد مطلبی را به چاپ رساند که در آنجا در مورد یک دختر دانشجو آمده است: «برای اینکه قادر باشد بازپرداخت بدهی های مربوط به وام دانشجویی خود که 120 هزار دلار است را تامین کند از مدتی پیش در دو رستوران کار می کرده است و اکنون نیز آپارتمان خود را ترک می کند تا با والدین خود زندگی کند. مادر این دختر دانشجو که ضامن وام های او است مجبور به انصراف از بیمه عمر شده است.

زندگی آینده دانشجویان در خطر زیاده خواهی سرمایه داری

او هیچگاه تصور هم نمی کرد که پس از فارغ التحصیلی ماهی 900 دلار بدهکاری خواهد داشت و می گوید که که هیچ کس چیزی در این مورد به من نگفته بود». مجله آمریكایی آلترنت نیز از زبان یكی از این دختران دانشجویان می نویسد: «من ماهانه 1300 دلار برای اقساط وام دانشجویی بدهكاری دارم در حالی که اجاره خانه ام هم ماهانه 1300 دلار است. با این حال حقوق ماهانه ام بیش از 2600 دلار نیست و مجبورم برای تامین خوراك و سایر ضروریات خودم روسپیگری كنم».


افزایش ترجیح عدم تحصیلات و در نتیجه عدم اسارت مالی

والدین ترجیح می دهند به جای آنکه فرزندانشان با کوله باری از قرض فارغ التحصیل شوند قید تحصیلات را بزنند.

در صورتی که مخارج تحصیل با سرعت کنونی ادامه یابد هزینه آن در سال 2016 در دانشگاه های عمومی چیزی بیش از دو برابر پانزده سال قبل خواهد بود. این در حالیست که بودجه‌های دولتی و محلی صرف شده در سال 2012 برای تحصیلات عالی به پایین ترین میزان در 25 سال اخیر رسیده است. در شرایط اقتصادی کنونی آمریکا و نیز میزان بالای انواع بدهی‌ ها، رفتن به دانشگاه و داشتن تحصیلات عالی دیگر جذابیت خود را برای جوانان آمریکایی از دست داده است. والدین نیز به این نتیجه رسیده اند که نرفتن به دانشگاه بهتر از افتادن به دام وام است. البته این والدین نیز خود دچار انواع دیگری از وام ها بوده و چیزی برای بازپرداخت ندارند درنتیجه ترجیح می دهند فرزندشان یک شغل عادی که نیازی به تحصیلات عالیه ندارد داشته باشد ولی با خیالی آسوده و آزادانه زندگی کند.


منابع و مآخذ:

http://www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=31330

http://www.bankruptcylawnetwork.com/student-loans-the-next-financial-crisis/

http://www.dailyrepublic.com/opinion/ourview/student-loan-debt-may-be-next-financial-crisis/

http://thechaparral.com/2012/05/13/student-loan-debt-the-next-economic-crisis/

http://www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=30660

http://yubanet.com/usa/Report-Student-Loan-39-Debt-Bomb-39-America-s-Next-Mortgage-Style-Economic-Crisis.php#.T-SM7d0k3Q0

http://www.creditsesame.com/blog/the-student-loan-debt-bubble-crisis-or-politics-in-play/

http://www.rawstory.com/rs/2012/04/22/staggering-student-debt-the-next-financial-crisis/

http://www.cbsnews.com/8301-505268_162-57409131/could-$1t-student-loan-debt-derail-u.s-recovery/

http://www.asa.org/about-us/media/loannews/student-loans-in-the-news.aspx

http://patriotupdate.com/articles/student-loan-defaults-americas-next-economic-crisis

http://www.cnbc.com/id/39911910

http://www.dailycensored.com/2012/06/16/the-financialization-of-education-the-next-economic-crisis/


مجموعه ویژه نامه های دفاع مقدس


گزارش هزینه‌های اقدام نظامی آمریکا علیه ایران + دانلود

یک گروه دو حزبی شامل ژنرال ها، دیپلماتها و مقامات سابق دولت آمریکا با انتشار گزارشی به مخالفت با حمله نظامی به ایران پرداختند.
به گزارش مشرق ، یک گروه 30 نفره از مقامات پیشین دولت آمریکا با انتشار گزارشی تحت عنوان "سنجش فواید و هزینه‌های اقدام نظامی علیه ایران" به بررسی حمله نظامی امریکا به ایران پرداختند. در میان این مقامات نام افرادی چون برنت اسکوکرافت ، سناتور پیشین چاک هاگل و آنتونی زینی به چشم می خورد.

در این گزارش آمده است : رؤسای جمهور آمریکا بیش از یک دهه اعلام کرده‌اند که برای توقف ساخت بمب هسته‌ای توسط ایران "هیچ گزینه‌ای را از روی میز حذف نخواهند نمود" – و فضا را برای اقدام نظامی علیه ایران تحت شرایط خاص، باز نگه داشته‌اند.

در حالی که مباحث مطروحه در مورد این موضوع حیاتی اغلب دارای انگیزه‌های سیاسی بوده و بر اساس فرضیات امتحان نشده در مورد توانایی اقدام نظامی برای دستیابی به اهداف آمریکا طرح می‌گردند، گزارش حاضر سعی دارد تا بنیانی برای تفکر شفاف در مورد استفاده بالقوه از زور علیه ایران فراهم آورد. نویسندگان و امضاء کنندگان این گزارش، گروهی دو حزبی از متخصصین ارشد امنیت ملی، تصدیق می‌نمایند که این بحث بخشی از یک تغییر گسترده در خط‌مشی آمریکا در قبال ایران است. اما ما معتقدیم که ارزیابی منطقی نقش نیروی نظامی در هر استراتژی کلی در قبال ایران، بدون اینکه در ابتدا فواید و هزینه‌های احتمالی اقدام نظامی به دقت سنجیده شود، میسر نخواهد بود.

این گزارش از مجموعه بزرگی از تحلیل‌ها و نظرات آگاهانه نشأت گرفته که همگی در دسترس عموم قرار دارند (شامل گزارش‌های اطلاعاتی غیرمحرمانه). گزارش حاضر، هر جا که امکان داشته، بر واقعیات روی داده استوار بوده و به صورت بی‌پرده‌ای حوزه‌های مورد اختلاف و نیز غیرقطعی را بیان می‌دارد. این گزارش سندی حمایتی نیست و ما امیدواریم که بررسی متوازن این مسأله بسیار مهم به خوانندگان کمک نماید تا خود یک نتیجه‌گیری آگاهانه در مورد عقلانیت اقدام نظامی علیه ایران انجام دهند.

دیدگاه‌های مشترک

مؤلفین گزارش حاضر دیدگاه‌هایی مشترک را وارد این گروه کاری نموده‌ و یک چشم‌انداز مشترک را برای گروه متنوع ما فراهم نموده‌اند.

· ما تصدیق می‌نماییم که اقدام نظامی علیه ایران مد نظر سیاستگذاران قرار دارد زیرا یک ایران مسلح به بمب هسته‌ای چالش‌های خطرناکی را در قبال منافع و امنیت آمریکا و همچنین امنیت اسرائیل پدید خواهد آورد.

· ما توافق نمودیم که سؤالات فراگیر در مورد تعهد آمریکا به منع اشاعه هسته‌ای را مورد بررسی قرار ندهیم. این تعهدات با تصمیم آمریکا برای استفاده از زور به منظور جلوگیری از دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای مطرح خواهند شد. سؤالات پیرامون این تعهدات می‌توانند شامل این سؤال باشد که آیا آمریکا علیه هر کشور دیگری که تصمیم به توسعه تسلیحات هسته‌ای بگیرد متوسل به زور خواهد شد. بجای این کار، ما بر سؤالاتی که منحصرا در رابطه با ایران مطرح شده‌اند متمرکز شده‌ایم.

· ما معتقدیم که استفاده از نیروی نظامی باید به عنوان آخرین راه‌حل مطرح بوده و توأم با تحلیل دقیق فواید و هزینه‌های مربوطه باشد.

· ما تصمیم گرفتیم در این گزارش گزینه‌های جایگزین حمله نظامی را مطرح نسازیم اما در گزارش بعدی این کار را مورد توجه قرار خواهیم داد.

· ما تأیید می‌نماییم که توصیف خلاصه‌گونه فواید بالقوه اقدام نظامی علیه ایران از هزینه‌های چنین عملی آسان‌تر است – بالاخص هزینه‌های طولانی مدت، که بیشتر حدسی هستند، و نیز هزینه پیامدهای احتمالی ناخواسته.

· ما تصدیق می‌نماییم که در مورد برخی از مهمترین سؤالات مورد بررسی در این گزارش، اختلاف نظر وجود دارد. ما توافق نمودیم که این اختلافات را به صورت عینی تشریح نموده و قضاوت‌های خودمان را بر اساس بازبینی دقیق تحلیل‌ها و نظرات کارشناسی، انجام دهیم.



نگاه کلی

گزارش حاضر بر اساس سؤالاتی سازمان‌دهی شده که رهبران و شهروندان آمریکا باید حین بررسی هر نوع اقدام نظامی از خود بپرسند: استفاده از زور چه زمانی موجه است؟ اهداف اقدام نظامی چه چیزهای باید باشند؟ آیا ما ظرفیت دستیابی به این اهداف را داریم؟ استراتژی خروج ما چیست؟ فواید احتمالی استفاده از نیروی نظامی در این وضعیت چیست؟ هزینه‌های فوری و بلند مدت چه هستند؟ بخش پایانی مقاله را یک بحث مقدماتی در مورد برنامه هسته‌ای ایران تشکیل می‌دهد. در این ژزارش، ارزیابی‌هایی که در پایین مشخص گردید‌اند به صورت مشروح‌تر و با اشاره به منابع وسیع مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

موارد مشخص گشته

1. زمانبندی، اهداف، توانمندی و استراتژی خروج. آمریکا اعلام نموده اگر یا زمانی که علامت مشخصی دال بر تصمیم ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای به دست آمد، آماده است "تمام گزینه‌ها" – شامل استفاده از زور علیه ایران در صورت شکست دیپلماسی و تحریم ها – را بکار گیرد. پس از اینکه ایران تصمیم گرفت "حرکتی ناگهانی" برای ساخت بمب را آغاز نماید، به یک تا چهار ماه زمان برای تولید اورانیوم لازم برای تولید یک بمب هسته ای، نیاز خواهد داشت. برای ساخت یک کلاهک هسته‌ای که می توان آن را با اطمینان توسط یک موشک حمل نمود به زمانی بیشتر – بر اساس برآوردهای محافظه‌کارانه تا دو سال – نیاز خواهد بود. با توجه به بررسی و تجسس گسترده در مورد فعالیت‌های هسته‌ای ایران، نشانه های حاکی از تصمیم ایران برای ساخت یک بمب هسته‌ای احتمالا شناسایی خواهند شد و آمریکا حداقل یک ماه زمان برای اتخاذ اقدام مقتضی خواهد داشت.

بر اساس اظهارات مقامات رسمی، هدف اقدام نظامی آمریکا در آن زمان جلوگیری از تولید سلاح هسته‌ای توسط ایران خواهد بود. به نظر ما، دستیابی به این هدف از طریق اقدام نظامی که متکی به حملات هوایی در کنار حملات سایبری، عملیات‌های پنهانی و شاید عملیات‌های نیروهای ویژه می‌باشد، نامحتمل است. ما پس از مطالعه تحقیقات بسیار در مورد این سؤال مجادله‌برانگیز بدین نتیجه رسیده‌ایم که حملات نظامی توسط آمریکا یا با همراهی اسرائیل می‌تواند شش تأسیسات عمده هسته‌ای در ایران را نابود کرده یا دچار آسیب جدی نماید و برنامه هسته‌ای ایران را تا چهار سال به تأخیر اندازد. برآورد ما چنین است که حمله نظامی اسرائیل می‌تواند توانایی ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای را تا دو سال به تأخیر اندازد. به نظر ما، اسرائیل نمی‌تواند حملات دقیقی را که علیه یک رآکتور در عراق یا سوریه انجام داد تکرار نماید زیرا ایران دارای تأسیسات هسته‌ای متعدد و پراکنده‌ای است که یکی از آنها (فوردو) در اعماق زمین مدفون می‌باشد. اگر پس از حمله آمریکا و/یا اسرائیل، به یک راه‌حل دائمی در مورد تنش‌های ناشی از برنامه هسته‌ای ایران دست یافته نشود (همانگونه که در پایین گفته شده، ما معتقدیم که اقدام نظامی به احتمال زیاد دستیابی به این راه‌حل سیاسی را کاهش خواهد داد)، در این صورت شاید لازم باشد که حملات در آینده نیز تداوم داشته باشند.

ما بدین نکته اشاره می‌نماییم که در واشینگتن اجماع و شفافیتی در مورد اینکه هدف آمریکا از هر نوع اقدام نظامی علیه ایران باید چه باشد، وجود ندارد. برخی از مشاورین و کارشناسان امنیت ملی ممکن است هدف معتدل‌تر ایجاد تأخیر در توانایی ایران برای ساخت بمب هسته‌ای را به عنوان گامی به سوی ممانعت [از ساخت بمب] پذیرا گردند؛ اما برخی دیگر شاید اهدافی را مد نظر داشته باشند که بسیار گسترده‌تر از اهداف مندرج در بیانیه‌های رسمی کنونی هستند. حتی به منظور دستیابی به هدف رسمی اعلام شده یعنی تضمین اینکه ایران هرگز به بمب هسته‌ای دست نخواهد یافت، آمریکا باید یک جنگ هوایی و دریایی گسترده در یک بازه زمانی طولانی انجام دهد. اگر آمریکا تصمیم بگیرد که به یک هدف جاه‌طلبانه‌تر به مانند تغییر رژیم در ایران یا تضعیف نفوذ ایران در منطقه دست یابد، در این صورت به نیروهای بیشتری به منظور اشغال تمام یا بخشی از کشور نیاز خواهد بود. با توجه به اندازه و جمعیت بزرگ ایران و قدرت ملی‌گرایی ایرانیان، ما تخمین می‌زنیم که منابع و پرسنل مورد نیاز برای اشغال ایران بزرگتر از مجموع آنچه بود که در 10 سال گذشته در عراق و افغانستان به کار گرفته شده است.

هرچقدر که اهداف اقدام نظامی جاه‌طلبانه‌تر بوده و مناقشه بیشتر به طول انجامد، طراحی یک استراتژی خروج کارآمد نیز سخت‌تر خواهد بود.

2. منافع. ما تصدیق می‌‌نماییم که اهداف هر نوع اقدام نظامی علیه ایران باید شامل اهداف بسیار محدود تا اهداف بسیار گسترده باشند. در برآورد این امر که حملات پیشگیرانه آمریکا می‌تواند توانایی ایران برای ساخت بمب هسته‌ای را تا چهار سال به تأخیر اندازد چنین فرض گرفته‌ایم که اعزام نیروی هوایی،‌ پهپادها، موشک‌های دریایی، و شاید نیروهای عمليات‌هاي ويژه و حملات سایبری برای چندین هفته آسیب‌های سختی به چند هدف وارد می‌سازد.

اینچنین اقدام نظامی می‌تواند فواید زیر را حاصل نماید:

· تخریب یا آسیب زدن به تأسیسات اصلی غنی‌سازی ایران در نطنز؛ تأسیسات تبدیل اورانیوم در تهران و اصفهان؛ مجموعه تحقیقات هسته‌ای در تهران؛ رأکتور نیمه‌تمام آب سنگین و کارخانه تولید (که می‌تواند برای تولید پلوتنیوم به کار رود) در اراک؛ و برخی تأسیسات تولید سانتریفیوژ. نیروی هوایی آمریکا می‌تواند با اندکی سختی بیشتر، تأسیسات غنی‌سازی فردو (که در حدود 60 تا 90 متر زیر زمین قرار دارد) را تخریب نموده و یا دچار خسارت سازد.

· آسیب‌رسانی به توانمندی‌های نظامی ایران، شامل پدافند هوایی، رادار، یگان‌های نیروی هوایی، تأسیسات فرماندهی و کنترل، و بخش اعظمی از توانمندی‌های تلافی‌جویی مستقیم ایران، به مانند پایگاه‌های نظامی اصلی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی دریایی، زمینی و هوایی ارتش ایران. حملات همچنین می‌توانند تأسیسات غیرهسته‌ای که احتمالا برای تولید تسلیحات به کار می‌روند، به مانند سایت پارچین، را هدف قرار دهند.

· بیان جدیت و اعتبار آمریکا، تا به ایران نشان دهد که آمریکا مصمم است از دستیابی این کشور به تسلیحات هسته‌ای جلوگیری نماید و به دولت‌های خاورمیانه‌ای که نگران جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای ایران هستند نشان دهد که آمریکا متعهد به امنیت آنها است. اقدام نظامی آمریکا می‌تواند همچنین در قدرت کنترل دولت ایران اخلال ایجاد کرده، خزانه ایران را به تحلیل برد و تنش‌هایی در داخل ایجاد نماید – اگرچه ما باور نداریم که این اقدام منجر به تغییر، سرنگونی یا تسلیم رژیم خواهد شد.

· کمک به جلوگیری از اشاعه هسته‌ای. اقدام نظامی آمریکا علیه ایران همچنین می‌تواند احتمال اینکه دیگر کشورهای منطقه به دنبال تسلیحات هسته‌ای روند را نیز کاهش دهد. اگر برنامه هسته‌ای ایران به عقب رانده شود، بازیگران کلیدی منطقه به مانند عربستان سعودی، ترکیه و مصر فشار کمتری برای تعقیب برنامه‌های هسته‌ای احساس خواهند نمود. اقدام نظامی ایران همچنین ممکن است دیگران – داخل و خارج از منطقه – را از پیگیری جاه‌طلبی‌های هسته‌ای باز دارد زیرا در غیر این صورت ممکن است آمریکا را به واکنشی مشابه برانگیزند.

برآورد ما چنین است که با توجه به توانمندی‌های محدودتر اسرائیل، حمله این کشور می‌تواند برنامه هسته‌ای ایران را تا دو سال با تأخیر مواجه سازد. حملات اسرائیل می‌توانند تأسیسات غنی‌سازی نطنز؛ تأسیسات تبدیل اصفهان و تهران؛ و تأسیسات پارچین که مظنون به تولید سلاح هسته‌ای هستند را تخریب کرده و یا به آنها آسیب رسانند. اسرائیل نمی‌تواند بدون توسل به حملات زمینی خطرناک آسیب زیادی به تأسیسات غنی‌سازی فردو که در اعماق زمین قرار دارند وارد نماید.

3. هزینه‌ها. علاوه بر هزینه‌های مالی حمله علیه ایران، که می‌توانند بسیار چشمگیر باشند (بالاخص اگر آمریکا مجبور به انجام هزاران حمله هوایی بوده و همچنین در سال‌های بعدی نیز مجبور به استفاده مجدد از نیروی نظامی باشد)،‌ احتمالا هزینه‌های قریب الوقوعی در حوزه تلافی‌جویی ایران، به صورت مستقیم و نیز حملات نیابتی نامتقارن وجود خواهد داشت. ما معتقدیم با توجه به پیامدهای مسأله‌ساز حمله برای ثبات جهانی و منطقه‌ای، شامل ثبات اقتصادی، در بلندمدت نیز آمریکا شاهدهزینه‌هایی جدی خواهد بود. حرکت از تشدید بحران به کنش و سپس واکنش می‌تواند پیامدهای ناخواسته جدی به بار آورد که تمام این هزینه‌ها را به میزان زیادی افزایش داده و احتمالا به یک جنگ تمام عیار منطقه‌ای منجر گردد.

در میان هزینه‌های بالقوه بحث شده در این گزارش می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

· تلافی‌جویی مستقیم ایران علیه آمریکا. در حالیکه برخی معتقدند ایران ممکن است از نیروهای خود استفاده ننماید تا از بروز یک مناقشه بزرگتر پرهیز کند اما به نظر ما ایران دست به تلافی‌جویی خواهد زد که منجر به وارد آمدن تلافات به آمریکایی‌ها شده؛ به تأسیسات آمریکا در منطقه آسیب وارد کرده؛ و بر منافع آمریکا در عراق، افغانستن و جاهای دیگر تأثیر خواهد گذارد. ایران به توانمندی‌های موشکی متعارف و گسترده خود و نیز موشک‌های ضدکشتی، زیردریایی‌های کوچک، قابق‌های تندرو سپاه، و جنگ مین در خلیج فارس اتکاء خواهد نمود. ایران ممکن است سعی در بستن تنگه هرمز نماید که می‌تواند بازارهای جهانی را متلاطم ساخته و باعث افزایش چشمگیر قیمت‌های نفت (و همچنین مسدود شدن شریان اصلی صادرات نفت خود ایران) گردد.

· حملات ایران علیه اسرائیل. ایران تا حدی اسرائیل را در قبال هر نوع حمله مسؤول قلمداد خواهد کرد، بدون توجه به اینکه نیروهای اسرائیلی در این حمله شرکت داشته‌اند یا نه. در حالی که برنامه‌های ضد موشکی و نیز دفاع غیرنظامی اسرائیل قوی هستند اما حملات هوایی گسترده توسط ایران باعث وارد شدن تلفات و آسیب به تأسیسات اسرائیل خواهد شد که شاید در برگیرنده مجموعه هسته‌ای اسرائیل در دیمونا نیز باشد.

· تلافی‌جویی غیرمستقیم توسط ایران. حملات نیروهای نیابتی به خوبی مسلح به مانند حزب‌الله یا گروه‌های نظامی شیعه در عراق، همچنین نیروهای پنهانی ایران و نیروی قدس سپاه پاسداران، می‌‌توانند حتی بیش از حملات مستقیم به منافع آمریکا و اسرائیل آسیب وارد نمایند. این نوع تلافی‌جویی غیرمستقیم می‌تواند شامل استفاده از موشک‌ها و راکت‌ها توسط نیروهای نیابتی و نیز حملات تروریستی و عملیات‌های پنهانی به مانند خرابکاری و ترور باشند. اگر حزب‌الله تصمیم بگیرد که موشک‌ها و راکت‌های مستقر در جنوب لبنان را به صورت گسترده به کار گیرد، این امر می‌تواند مناقشه را گسترده‌تر ساخته و احتمالا منجر به یک جنگ منطقه‌ای در شرق دریای مدیترانه شود.

· فروپاشی احتمالی انسجام جهانی علیه برنامه هسته‌ای ایران که به سختی به دست آمده است. ما معتقیدم که اگر برنامه‌ هسته‌ای ایران در غیاب یک حکم بین‌المللی یا یک ائتلاف چند ملیتی توسط آمریکا و اسرائیل مورد حمله قرار گیرد، حمایت از تحریم‌ها علیه ایران می‌تواند به شدت کاهش یابد. فروش تسلیحات به ایران که هم‌اکنون ممنوع است می‌تواند تداوم یافته و شامل فروش موادی گردد که می‌توانند در ساخت سلاح هسته‌ای به کار روند.

· افزایش احتمال تبدیل ایران به یک دولت هسته‌ای. اگرچه این امر که حملات هوایی می‌توانند ایران را بر سر میز مذاکره بیاورند ناممکن نیست اما ما معتقدیم که اقدام نظامی احتمالا امکان دستیابی به یک راه‌حل سیاسی دائمی‌تر در مورد نگرانی‌های پیرامون برنامه هسته‌ای ایران را کاهش خواهد داد. در حقیقت، ما معتقدیم که حمله آمریکا علیه ایران انگیزه این کشور برای ساخت بمب هسته‌ای را افزایش خواهد داد، زیرا 1) رهبری ایران بیش از هر زمان دیگر معتقد خواهد شد که خط‌مشی آمریکا عبارت از تغییر رژیم است، و 2) ایجاد یک بمب به عنوان راهی برای ممانعت از حملات آتی و نیز التیامی برای تحقیر ناشی از حمله، قلمداد خواهد شد. ایران همچنین می‌تواند از معاهده منع اشاعه هسته‌ای (NPT) خارج شده و تمام همکاری‌ها با آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای را پایان بخشد و بدین ترتیب دانش جامعه بین‌المللی در مورد برنامه هسته‌ای ایران را کاهش دهد.

· بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی جهانی،‌ شامل اخلال در عرضه و امنیت انرژی. حمله آمریکا و/یا اسرائیل می‌تواند نیروهای اخلال‌آفرین سیاسی و اقتصادی را وارد منطقه‌ای سازد که از قبل دچار تحولات عمده‌ای است. یک مناقشه بزرگ علاوه بر تحمیل هزینه‌های سالیانه صدها میلیارد دلاری به اقتصاد آمریکا، قیمت نفت را افزایش داده و اقتصاد جهانی را که از قبل در حالت شکننده‌ای به سر می‌برد بیشتر دچار اخلال سازد.

· آسیب به اعتبار جهانی آمریکا و افزایش اعتبار گروه‌های افراط‌گرای ضدآمریکایی. اقدام نظامی آمریکا، بالاخص اگر یکجانبه باشد، می‌تواند باعث جدایی بیشتر مسلمانان و سایر ملت‌ها [از آمریکا] گشته و این دیدگاه را که آمریکا اغلب به نیروی نظامی متوسل می‌شود تقویت نماید. حمله به یک کشور اسلامی می‌تواند توانایی عضوگیری گروه‌های اسلامی رادیکال به مانند القاعده را افزایش دهد. اگرچه شاید برخی کشورهای سنی‌مذهب از حمله به ایران شیعی خوشنود گردند اما تأثیر احتمالی آن بر موقعیت آمریکا در جهان اسلام منفی خواهد بود.

در مورد این موضوع مجادله‌برانگیز که آیا اقدام نظامی باعث تقویت و یا تضعیف حمایت عمومی ایرانیان از رژیم کنونی خواهد شد، ما بدین نتیجه رسیدیم که حملات آمریکا و/یا اسرائیل احتمالا مردم را پشت دولت متحد خواهد کرد.


برای مطالعه کامل این گزارش به زبان اصلی اینجا کلیک کنید.

جای خالی عکس شهید بر کمد اتاق + تصاویر

خوب که دقت کردم یک جای خالی روی در کمدش بود، گفتم: محمد عکس یکی از شهدا رو بزن اینجا، این جای خالی قشنگ نیست. گفت آنجا، جای عکس خودم است.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، ارتفاعات جاسوسان در سردشت دیگر برای صابرین جای شناخته شده ای است.
جایی که تعداد زیادی از رزمندگان مظلوم این یگان، در درگیری با اشرار گروهک تروریستی پژاک برای دفاع از خاک شکور به شهادت رسیدند.
در این میان اما شهید محمد غفاری حکایتی دیگر دارد.

او 27 سال داشت و اهل همدان بود. از آن بچه های دوست داشتنی که هر پدری آرزوی آن را دارد.
مظلوم، متین، خوش رفتار، درسخوان و ... به تازگی هم ازدواج کرده بود.
هر سال در ایام محرم به مناسبت شهادت سرور و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین در منزل پدری‌اش مراسم عزاداری برپا میکردند تا اینکه بنا بر گفته خودش:
 یکی از همان روزها (محرم 1388)، بعد از مراسم خیلی خسته شده بودم آخرشب بود خوابیدم کمی قبل از اذان صبح بود که در خواب شهید علی چیت سازیان را دیدم، چند نفری هم همراه ایشان بودند که من نشناختم. ایشان رو به من کرد و گفت: حتما به مراسم شما می آیم و به شما سر می زنم.
 درحالیکه لبخند قشنگی روی لبانش نقش بسته بود که زیبایی و نورانیت چهره اش را دو چندان می کرد. دلتنگی شدیدی مرا احاطه کرد و دوست داشتم که با آنان باشم، موقع خداحافظی گفتم: علی آقا من میخواهم همراه شما بیایم ، گفت: شما هم می آیی اما هنوز وقتش نرسیده است!

برادرش می گوید:
محمد اصلا آدم گوشه نشین و اهل نشستن و یک جا ماندن نبود حتی اگر یک روز می آمد همدان، آن روز را هم مدام در جنب و جوش بود.
برای مثال همین آخرین بار، شب 21 ماه مبارک آمد همدان، با هم رفتیم گنج نامه و نشستیم چای خوردیم که شروع کرد به نصیحت کردن من که مواظب پدر و مادر باش. این آمدن و رفتن من به همدان فقط به خاطر پدر و مادر است اما این بار که دارم میرم ماموریت، دیگر پدر و مادر را به تو می سپارم.
عادت داشت می خواست داخل اتاق من بشود در می زد. این آخرین بار نیمه شب در زد و داخل شد و گفت: اگه میشه مقداری تنهام بزار تا توی حال خودم با شم.

من رفتم. شروع کرد به نماز شب خواندن. برگشتم و گفتم: محمد چقدر نماز می خوانی؟ کمرت درد می گیرد، خسته میشی. گفت: امیر می خواهم توی این ماه رمضان پاک شوم.
خانه شان را بنده رنگ کردم، در کمدش را باز کردم و دیدم تمام در کمدش را با عکس های شهدا پر کرده است و بالایشان نوشته بود: ای سر و پا! من بی سر و پا، خود را کنار عکس شهدا پیدا کردم.
خوب که دقت کردم یک جای خالی روی در کمدش بود، گفتم: محمد عکس یکی از شهدا رو بزن اینجا، این جای خالی قشنگ نیست. گفت آنجا، جای عکس خودم است.

شهید به روایت پدر:
محمد غیراز دانشگاه امام حسين(ع)، دو سه جای دیگر هم قبول شد. رد رشته دندان پزشکی و تغذیه هم قبول شد ولی این‌ها رو به من نگفت.
علاقه زیادی به نظام داشت و از بچگی هر چی اسباب بازی می‌خواست بخره اسلحه می خرید. از اینجا به عنوان دانشجوی همدان رفت تهران ولی نیروی همدان بود.
محمد در گروهش نفراول چتر بازی شد و توی راپل هم نفر اول بود و آموزش خلبانی هم دیده بود. طوری شده بود که دست راست فرمانده‌شان بحساب می‌آمد و ایشان روی محمد خیلی حساب باز کرده بود.

یک بار گفتم محمد شما رو می فرستن این ماموریت های سنگین، جانتان هم در خطره، چقدر حق ماموریت می‌گیرید؟ می گفت: روزي 14 تا 15 تومان می‌دهند...
حالا اگه ما به یک کارمند ساده بگیم برو ملایر 15 هزار تومن بگیر و ناهار را هم خودمان می دهیم و هیچ خطری هم تهدیدت نمی‌کند، نمی‌رود.
همیشه می گفت من در بین دوستانم اضافه ام. اینها در یک سطح بالایی از تقوا هستند. ولی من بهش می‌گفتم یه کاری بکن که اگر اتفاقی برات افتاد، پیش خدا روسفید باشی.
 

10 روز مانده به مراسم عروسی اش، تو یکی از عملیات های سیستان و بلوچستان تیر خورد زیر چشمش و گلوله گیر کرده بود. ما هم از اینجا پا شدیم رفتیم تهران برای هماهنگی های عروسی و برو بیاهای آن که حالا چی بخریم، چی نخریم. دیدم محمد زیر چشماش یک چسب بزرگ زده و صورتش باد کرده، خدایا چرا اینطوری شده؟ من را کشید کنار وگفت: بابا من تیر خوردم، تیرهم گیر کرده توی صورتم ولی به مامان نگو. گفت باید بگردیم دکتر پیدا کنیم . حالا کارت عروسی هم پخش کرده بودیم. من کار داشتم، امیر(برادرش) و مادرش را مامور کردیم بگردند یک دکتری پیدا کنند.
یکی می گفت باید صورتش را جراحی کنیم یکی دیگه می گفت فک بالایش را باید بشکافیم این را در بیاوریم تا اینکه خوشبختانه یک دکتری پیدا شد که از جانبازهای زمان جنگ بود ایشان گفت که من با لیزرعملش می کنم و فشنگ را خارج کردند.
این موضوع روی عصب بینایی اش هم تاثیر گذاشت و محمد، عینکی شد. همه جا می گفتین صورتش گیر کرده به شاخه درخت.
 
 
پدر و مادر شهید محمد غفاری
دفعه آخر که رفت، گفت من دارم می‌روم و این دفعه با دفعات دیگر فرق می کند اگر من بروم و نیایم چه می‌شود؟ خانومش گفته بود نه محمد تو برمی‌گردی انشاءالله، تو همه کارهات همینطوریه. محمد هم گفته بود به هر حال تو آماده باش شاید دیگر این دفعه برنگردم.
 

من اتفاقا روز شنبه باهاش تماس گرفتم (محمد روز یک شنبه شهید شد) در طول هفته قبل معمولا شب ها باهاش تماس می‌گرفتم چون روزها گوشیش قطع بود. دیگر نمی پرسیدم کجایی یا چکار میکنی؟ سرده یا گرمه؟ فقط احوال پرسی می کردیم. خلاصه اون روز همان طور اتفاقی حدود ساعت 9 تماس گرفتم، تا زنگ هم زدم گوشی را برداشت، سلام و علیک و احوال پرسی کردیم. گفتم کاری چیزی نداری؟ گفت بابا برای من یک دعای مخصوص بکن. شب یک شنبه هم این‌ها عملیات خودشان را شروع کردند و چیزی هم که دوستانش به ما می گویند، ساعت 4 و 28 دقیقه محمد شهید شد.
 

ساعت 20 دقیقه به هشت به من اطلاع دادند، خوشبختانه هیچ کس در خانه نبود و من تنها بودم. راستش من پنهان کردم و به خانمم نگفتم تا روز دوشنبه. دوشنبه عصر آهسته شروع کردم به گفتن. چون به من هم گفته بودند سه شنبه جنازه را می آورند و من هم دیدم روز سه شنبه خودشان می فهمند. گفتم یک دفعه مطلع بشوند، پس می افتند.
خلاصه آهسته آهسته شروع کردیم که همسرم هم بی تابی می‌کرد می‌گفت هرچه زنگ می زنیم گوشی را بر نمی دارد. به باجناقم بنده خدا زنگ زدم گفتم اینطور شده. گفت من نمي توانم به اينا بگم. گفتم خب بالاخره تهران با شما، همدان هم با من.
شروع كن 5 درصد، 5 درصد برو جلو تا برسيم به يه جايي خلاصه مثل اين عمليات ها. او مي گفت من 40  تا رو رفتم من مي گفتم من 60تا رو رفتم تا اينكه نهايتا رسيديم به اونجا كه فاميل كامل بهشان گفتند.
 

روز سه شنبه جنازه آمد تهران، تهران هم خودشان يك شب نگهش داشتند و چهار شنبه ساعت چهار و پنج صبح جنازه را فرستادند همدان كه ما رفتيم فرودگاه حدود ساعت نه جنازه را تحويل گرفتيم.
 

مردم هم آمدند به استقبال پیکر شهید. جنازه را آورديم خانه چند دقيقه اي مادرش درد دل كند و دوباره آن را برداشتيم برديم سردخانه. آنجا هم شلوغ شده بود. بحث روي غسل و كفن ايشان بود كه گفتند نه غسل داره نه كفن چون در معركه شهيد شده نيازي نيست، البته متاسفانه لباس نظامي‌اش را درآورده بودند كه وقتي گله كرديم گفتند وضع خيلي خراب تراز اين حرفا بوده و لباس ها را در آورده بودند خون ها را شسته بودند ولي گرد و خاك روي سرش بود. خلاصه دوستان روحاني بودند و گفتند كه شهيد معركه است و نيازي به غسل و كفن ندارد و جلوي آفتاب هم مانده بود و بدنش سوخته بود.
 

به حاج خانم و فاميل ها و دوست و آشنا گفتيم شما حالا تشريف ببريد تا ان شاءالله بعد از ظهر. خودم كه رفته بودم نجف از كنار حرم حضرت اميرالمومنين(عليه السلام) يك كفن براي خودم گرفته بودم گفتم این هم هديه محمد. يك بيست ليتري گلاب هم تهيه كردند، غسلش داديم و كفنش هم كرديم.

وصیتنامه شهید محمد غفاری
با عرض سلام و درود بر امام عزیز حضرت آیت الله خامنه‌ای(حفظه الله) و بر شما عزیزان و شهداء و خانواده شهداء
الذین آمنوا یقاتلون فی سبیل‌الله والذین كفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت فقاتلو اولیاء الشیطان، ان كید الشیطان كان ضعیفا                (نساء:76)
آنها كه اهل ایمان هستند در راه خدا و كافران در راه طاغوت جهاد می‌كنند. پس شما با یاران شیطان پیكار كنید و از آنها نهراسید زیرا مكر شیطان همانند قدرتش سست و ضعیف است. سوره نساء آیه 76

وصیتم پیامی است به امت و ملتی كه نایب بقیه الله(عج) آنان را ملت معجزه آسای قرآن می‌نامند. بر خلقی است كه مشتاقانه و جانانه از جان و مال خویش در راه خدای می‌گذرند. بر عزیزانی است كه عزیزپرور هستند و فرزندان گرامی خویش را به جهت آزادی و استقلال و اقتدار كشور اسلامی و انقلاب فدا می‌نمایند و هر آنچه در توان دارند.
و به همه شما كه اكنون به وصیتم گوش فرا می‌دهید.
سخنم چنین خلاصه می‌شود كه راه ما چیزی جز پیروی از ولایت فقیه به حق نیست.
 
 
در کنار شهید حسین رضایی
چشم و گوش بفرمان ولایت فقیه باشید و پشتیبانی از آن كنید و گفته‌های مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله خامنه‌ای عزیز را با جان و دل گوش كنید و به آن عمل كنید كه اگر در این راه قرار بگیرید به حمد خدا سعادتمند و رو سفید خواهید بود و از تمامی ملت و مسئولین عزیز و بزرگوار می‌خواهم كه در هر پست و مقامی كه هستند حداكثر تلاش و سعی خود را برای پیشرفت این انقلاب و میهن عزیز انجام دهند و هرگز در كشور امام زمانی اجازه خطا و كج روی به منافقین و احزاب و گروههای بی ولایت را ندهند تا چراغ سبزی برای دشمنان داخلی و خارجی ما شود.

از پدر و مادر عزیز و گرامی طلب بخشش می‌كنم هر چند كه آنها را در این دوران بسیار اذیت كردم و از برادرم و خواهرم خواستار پیروی از ولایت و اهل بیت می‌باشم.
همسر گرامی و بزرگوار! مرا ببخش و حلال كن كه در این مدت كم، مایه آرامش شما نبودم و از همه برادران و خواهرانم و دوستان طلب حلالیت می كنم.
بدانید امروز جسد خون آلوده‌مان را كه به خاك می‌سپارید، فدای راهمان شده است و گرچه جسمم راحت آرمیده است، روح من از شما گریه و شیون نمی‌خواهد. انتظارم چنین است كه سلاح به زمین افتاده‌ام را بردارید و همیشه از ولایت فقیه و كشور انقلاب اسلامی، علیه باطل دفاع كنید.
و من خدای را شكر می‌كنم كه مرا شامل آیه شریفه 207 سوره بقره نمود: "و بعضی از مردم از جان خود در راه رضای خدا درگذرند و خدا با چنین بندگان رئوف و مهربان است"
دوستانم! من سلام شما را به شهدا خواهم رساند، و از ایثار و از خود گذشتگی شماها برای آنها می‌گویم كه شما تعهد كرده‌اید تا آخرین قطره‌های خون خود [که] چكیده بر سنگ فرش بیابانهای نبرد حق علیه باطل است پیروی از اسلام و ولایت را ادامه خواهید داد.
والسلام علیكم
یا سید الشهدا(ع) قسم به مادر پهلو شكسته‌ات، من پاسدار را كه متعلق به تو هستم طوری وارد قیامت كن كه مایه شرمندگی شما نشوم.
بارالها از تقصیرات من بگذر و مرا عفو كن و پاكیزه بپذیر.
 

محمد غفاری در تاریخ سیزدهم شهریور 1390 در ارتفاعات جاسوسان منطقه سردشت و در درگیری مستقیم با گروهک تروریستی پژاک شهید و در گلستان شهدای همدان به خاک سپرده شد.

رهبر معظم انقلاب: جمهوری اسلامی به برکت حضور مردم حرف هیچ ابرقدرتی را قبول نمی کند


امروز هم جمهوری اسلامی به برکت حضور مردم در صحنه، حرف و خواست هیچ ابرقدرتی را قبول نمی کند و تنها براساس مصلحت کشور و ملت تصمیم می گیرد.

به گزارش مشرق ، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبر معظم انقلاب ، حضرت آیت الله خامنه ای ، سه شنبه شب در دیدار هزاران نفر از نیروهای مسلح منطقه شمال کشور و خانواده های آنان، با استناد به گسترش روزافزون ریشه ها، استحکام بدنه شجره طیبه انقلاب اسلامی، و پیشرفتهای مشهود در شاخ و برگهای مختلف آن تأکید کردند: استمرار این حرکت پرنشاط و رسیدن به افق روشن آینده، نیازمند کار و تلاش جدی و عزم و همت همگانی است.

ایشان در نگاهی تبیینی به مراحل مختلف مبارزات ملت و پیروزی انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: ایران عزیز و ملت بزرگ ما از ۳۳ سال پیش به برکت بیداری اسلامی در راهی پرافتخار و خوش عاقبت در حال حرکتند.

حضرت آیت الله خامنه ای، مسیر پرپیچ و خم اما پرنشاط و پرتحرک سه دهه اخیر را ترجمان آیاتی از قرآن کریم مبنی بر همراه بودن «گشایش و آسایش» با «سختی و دشواری» دانستند و افزودند: بیداری اسلامی در برخی کشورهای منطقه، پدیده بسیار مبارکی است اما انقلاب اسلامی ملت ایران، از لحاظ عمق، گسترش و آرمانخواهی، دارای ویژگی های استثنایی است.

ایشان، وحدت همه مردم حول شعارها و آرمانهای انقلاب، فراگیر بودن شور و نشاط انقلابی در سراسر کشور و حضور توده های مؤمن و جان برکف ملت در میدان مبارزه را از جمله این ویژگی ها خواندند و تأکید کردند: هر جا ملتها، با ایمان و فداکاری در میدان حضور یابند هیچ قدرتی، توان مقابله با آنها را ندارد چرا که براساس سنت الهی، خون بر شمشیر پیروز است.

رهبر انقلاب، حضور همه جانبه ملت در صحنه های مختلف را پشتوانه مستحکم مسئولان نظام در ایستادگی مقابل خواستهای نامشروع دشمنان برشمردند و افزودند: برخی کشورهای انقلاب کرده، این روزها بخاطر فشار امریکایی ها، مجبور به بعضی موضع گیریها می شوند در حالیکه مسئولان نظام اسلامی در تمامی ۳۳ سال اخیر مقابل اینگونه فشارها ایستاده اند.

ایشان تأکید کردند: امروز هم جمهوری اسلامی به برکت حضور مردم در صحنه، حرف و خواست هیچ ابرقدرتی را قبول نمی کند و تنها براساس مصلحت کشور و ملت تصمیم می گیرد ولو اینکه همه قدرتهای عالم از این تصمیم خشمگین شوند.

رهبر انقلاب اسلامی، روشن شدن هرچه بیشتر ابعاد مختلف آرمانهای انقلاب را، پیشرفتی بسیار اساسی دانستند و خاطرنشان کردند: با گذشت زمان، مفهوم آرمانهایی نظیر «جمهوری اسلامی، مردمسالاری اسلامی، استقلال و آزادی» برای مردم، نخبگان و سیاسیون، روشن تر و «بایدها و نبایدهای مسیر تحقق این اهداف» مشخص تر شده، ضمن اینکه در همه سالها حرکت «براساس همین آرمانها» ادامه یافته است که این مسئله، مهمترین پیشرفت است.

حضرت آیت الله خامنه ای، عمیق شدن ریشه ها و استحکام بدنه جمهوری اسلامی را از دیگر پیشرفتهای مشهود نظام اسلامی خواندند و خاطرنشان کردند: در مقایسه با سالهای اول انقلاب، امید دشمنان برای سرنگونی نظام منتخب ملت ایران، به مراتب ضعیف تر و در موارد بسیار به یأس و نومیدی تبدیل شده که این واقعیت، استحکام خدشه ناپذیر جمهوری اسلامی را نشان می دهد.

ایشان، پیشرفتهای شگفت آور در رشته های مختلف علم و فناوری را از نشانه های طراوت و تازگی شاخه های پربرکت نظام اسلامی دانستند و افزودند: پیشرفت در عرصه هایی نظیر هسته ای و سلولهای بنیادی، به گونه ای بوده است که حتی برخی دانشمندان محترم، برجسته و خدوم نسل گذشته کشور، آنها را باور نمی کردند.

ایشان افزودند: هم اکنون نیز جوانان دانشمند ایران در زمینه های علمی، اکتشافات و ساخت و سازهای علمی، در حال پیشرفتهایی هستند که برای برخی باور نکردنی است.

رهبر انقلاب پس از تبیین پیشرفتهای اساسی کشور تأکید کردند: حرکت همگانی و پرنشاط برای پیشرفت کشور باید ادامه یابد و این حقیقت، باوری همگانی شود که «کار و تلاش، بازنشستگی نمی شناسد و به پایان راه نمی رسد».

ایشان، سیاه نمایی و تاریک جلوه دادن اوضاع کشور را از روشهای شناخته شده دستگاه رسانه ای غرب و صهیونیزم برای متوقف کردن مسیر ملت ایران خواندند و خاطرنشان کردند: ملت ضمن بی اعتنایی به این سیاه نمایی ها، آگاه است که برای رسیدن به آینده تابناک کشور، نباید دچار غفلت شد و یا به خواب رفت.

رهبر انقلاب همچنین در بخش دیگری از سخنانشان، خانواده های نیروهای مسلح را شریک مجاهدتها و افتخارات آنان دانستند و افزودند: نیروهای مسلح در بنای رفیع و باشکوه نظام اسلامی، نقش حساسی دارند که ایفای این نقش مهم، بدون همراهی، قدرشناسی و احساس افتخار خانواده های آنان، ممکن نیست.

حضرت آیت الله خامنه ای، نظام اسلامی نوین را زمینه ساز تمدن نوین اسلامی خواندند و با تجلیل از صبر و بزرگواری خانواده های معظم شهیدان افزودند: اگر «صبوریِ ستایش برانگیز» این خانواده ها نبود، جریان شهادت، با این شکفتگی و طراوت در کشور جاری نمی شد و این حقیقت، منت بزرگ خانواده های سرافراز شهیدان بر ملت ایران است.

در ابتدای این دیدار، امیردریادار سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش اجتماع خانواده نیروهای مسلح در حضور فرمانده کل قوا را فرصتی برای نمایش برادری و همدلی خواند و افزود: بخش عمده ای از توفیقات نیروهای مسلح از زمان دفاع مقدس تاکنون مرهون  همدلی و همراهی خانواده های آنان بوده است.

تصاوير منتشرنشده از سردار باقرزاده


 

عكس: سید حسن نصرالله و فرزند شهید مغنیه


 

ننه! من «تکاور» شدم+تصاویر

موقع خواستگاری از من پرسید: ممکنه من یه روزی به شهادت برسم! شما با این موضوع مخالفتی ندارین و می توانی با آن کنار بیآیی؟! من چیزی نگفتم، فقط نگاهش کردم: دوباره پرسیدند و من گفتم : نه مخالفتی ندارم؛ از همانجا فهمیدم که او از جنس زمینی ها نیست.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، شهیدان: غلامعلی (جواد) نژاد اکبر، ناصر باباجانیان، کریم رجب پور، مهدی پور قربان، محمد رضا ابراهیمی، محمد علی معصومیان، صادق مبلغ الاسلام، محمدکاظم محمدقلی نیا، عباس محمدقلی زاده، محمد جعفر تبار جعفر قلی، علی بابائی، محمدباقر قمی بیشه، عین اله حمزه نسب، حسین ولی اللهی، رمضان ولی اللهی، هادی ولی نژاد، سیدعلی سادات تبار، حسن پنبه کار، مجید غلامحسین نژاد، جواد جانی رمی، ابراهیم جانی رمی، کاظم اکبر نتاج، یوسفعلی جعفری، عقیل آقاباباتبار، منوچهر آقاجانیان، محمدتقی مبلغ الاسلام، جواد گیلکی بیشه، عسکری معصوم نیاء، جمال نژاد رجبعلی، سعدی غلامی بیشه، فتحعلی رضانسب و هاشم آقاجانی سی و دو مردی بودند که شرف یک روستا در 5 کیلومتری بابل به آنها بود تا اینکه، پس از سالها، کمیل از خدا خواست سی و سومین شهید روستای «بیشه سر» باشد.
 

در تاریخ 9/3/1367 شمسی برابر با 14 شوال 1408 قمری در خانواده صفری تبار بیشه، فرزندی به دنیا آمد که پدرش به یاد روزهای دفاعِ مقدس و علاقه مندی به گروه های چریکی و جنگ های نامنظم دکتر شهید مصطفی چمران و هم بیاد دعای کمیل، فرزندش را در شناسنامه به مصطفی و در گفتار کمیل نام گذاری کرد.
 
مصطفی در تابستان 84 در رشته علوم تجربی فارغ التحصیل شد اما تحصیل در رشته کامپیوتر و قبولی در رشته مهندسی شیمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری و آمل نیز باعث نشد ذره ای از عشق و علاقه مصطفی برای پیوستن به دانشگاه امام حسین(ع) کم شود.

در تیرماه 84 دوره آموزش تکمیلی گردان های عاشورا را طی کرده وگواهی آن را دریافت می کند و همان سال با شرکت در رزمایش صحرایی یاوران حضرت مهدی(عج) از سوی فرماندهی وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بابل تقدیرنامه می گیرد.
 

زمان  سربازی برای او زمانی فرا می رسد که تلاشش برای خدمت در سپاه بی نتیجه مانده بود، بنابر این برای خدمت وظیفه به لشکر30 پیاده گرگان ملحق می‌شد، ضمن اینکه همزمان برای جذب رسمی در سپاه نام نویسی کرده بود.

هنوز 2 ماه از آموزش نظامی او نمی گذشت که نامه جذب او در سپاه پاسداران بدستش رسید، با گرفتن امضاهای متعدد از فرماندهان مافوق، بسختی از لشکر 30 گرگان تسویه حساب می گیرد و به علت قبولی درسپاه پاسداران از کسوت سربازی مرخص و برای ادامه آموزش بعنوان سرباز گمنام امام زمان (عج) بالاخره دراسفند ماه 86 وارد دانشگاه امام حسین (ع) می‌شود تا اینکه پس از دو سال تلاش وصف ناشدنی در بهمن ماه 88 از دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) با معدل 30/17 فارغ التحصیل می گردد.
 

مطابق دستنوشته‌ای که از او باقی مانده، در تاریخ 8/8/87 ساعت 50/11 صبح پوشه‌ای حاوی اطلاعات مهم و محرمانه کارکنان را در محوطه دانشگاه امام حسین(ع) می یابد، بی درنگ با حفاظت اطلاعات دانشگاه مکاتبه کرده و آن را جهت بررسی و اقدامات لازم به مسئول مربوطه تحویل می دهد تا خدای نکرده مورد سوء استفاده دشمنان قرار نگیرد.
 

کمیل داوطلبانه تعطیلات عید سال های87 و88 دوره دانشجویی را در غالب طرح سازندگی بسیج، اردوی جهادی به مناطق محروم کشور از جمله کرمان و چهار و محال و بختیاری  می رود.
 
 
 
 
در کنار شهید مسلم احمد پناه
مادرش می گوید: به محض اینکه اولین حقوقش را از سپاه گرفت دو دفترچه پس انداز برای خودش باز کرد، یکی مربوط به حقوق و مزایا، دیگری مربوط به هدایا؛ چرا که می گفت: « طبق فتوای مقام معظم رهبری، هدیه خمس ندارد» برای خودش، سال خمسی تعیین کرد تا اگر مازاد بر هزینه سالیانه، چیزی در حسابش مانده باشد، خُمس آنرا بدهد و یکسال مقداری پول به مستمندان داده بود و با خوشحالی می گفت: امسال خمس داده ام.
 

ماجرای خواستگاری او از همسرش در سال 89 نیز جالب است: «موقع خواستگاری از من پرسید: ممکنه من یه روزی به شهادت برسم! شما با این موضوع مخالفتی ندارین و می توانی با آن کنار بیآیی؟! من چیزی نگفتم، فقط نگاهش کردم: دوباره پرسیدند و من گفتم : نه مخالفتی ندارم؛ از همانجا فهمیدم که او از جنس زمینی ها نیست.»


او به‌اتفاق چند نفر از دوستانش، بالاترین جایگاه خدمتی را در یگان ویژه صابرین می بینند، گرچه سعی داشت، ثبت نام در یگان ویژه صابرین را از خانوده اش مخفی نگهدارد و یا اینکه خدمت در آن را سهل و آسان معرفی کند، اما برای رسیدن به آن، بسیار تلاش کرد. می دانست که خدمت در یگان ویژه صابرین، علاوه بر قدرت معنوی به قدرت جسمی هم احتیاج دارد.
 

کمیل برای جبران آن علاوه بر طی دوره های آموزش تکاوری و چتربازی به ورزش های رزمی روی آورد و در این رشته خیلی زود سرآمد شده و مطابق اسناد موجود دو مرتبه موفق به اخذ مدال طلا و نقره در جشنواره فرهنگی، ورزشی دانشجویان شد.
بهر حال پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه امام حسین(ع)، بسختی از پادگان آموزشی المهدی(عج) وابسته به تهران، تسویه حساب خدمتی می گیرد و خود را به یگان ویژه صابرین می رساند.
 

کمیل به همرزمانش گفته بود: «من سی و سومین شهید روستای بیشه سر هستم» و آخرین سفارش او به اطرافیان هم این بود که برای شهادتش دعا کنند و به همه سفارش می کرد تا در قنوت نمازشان، دعای فرج بخوانند و شهادت او را از خدا بخواهند.
 

شهید مصطفی (کمیل) صفری تبار بیشه در مصاحبه بجا مانده از خودش می گوید: «گرچه به کمتر از شهادت راضی نیستم؛ ولی از خدا می خواهم که اگر شهید نشدم، اجر شهید را به من بدهد.» 
 

در قواره ام القرای جهان اسلام باشید؛ وقتی رسانه ملی از مردم عادی خاورمیانه هم عقب ماند


اگر با خودمان تعارف نداشته باشیم و بخواهیم به توصیه آن حدیث "المومن مرآة المومن" عمل کنیم و اول بسم الله این مرآت را مقابل چهره ی خودمان بگیریم همین ما جماعت معتقدان به یا بهتر بگوییم مدعیان انقلاب اسلامی استاد خراب کردن مفاهیم مهم هستیم؛ اگر باز هم رو راست باشیم بخشی از این ماجرا کاسبی است و بخش دیگرش تنبلی.
گروه فرهنگی مشرق- مدت زیادی از واقعه گذشته است؛ در رسانه حتا دقایق، مدت زیاد محسوب می شود و البته بیش از دقایق هم گذشته بود. این که چطور می شود یک واقعه رخ داده باشد و به گوش مردم عادی خاورمیانه رسیده باشد و از آن طرف آنها به خیابان ها ریخته باشند و به هر صورتی که شده واکنش نشان داده باشند و بعد از آن طرف تازه این واکنش ها منجر به واکنش رسانه های ما شود معمایی است که نه ما بلکه مدیران رسانه ملی و دیگر رسانه های فراگیر باید به آن پاسخ گویند؛ اما چه بر سر ما آمده است که پس از سه دهه پرچمداری جهان اسلام حالا باید از اخبار خیابان های قاهره و بنغازی بفهمیم که چه بر سرمان آمده و چه شده تازه سر آخر زیرنویس نویس های شتابزده ی رسانه ملی مان "بنغازی" را در زیرنویس هایشان "بنغاذی" بنویسند و الی آخر...

جنگی به نرمی اسکناس های نفتی

اگر با خودمان تعارف نداشته باشیم و بخواهیم به توصیه آن حدیث "المومن مرآة المومن" عمل کنیم و اول بسم الله این مرآت را مقابل چهره ی خودمان بگیریم همین ما جماعت معتقدان به یا بهتر بگوییم مدعیان انقلاب اسلامی استاد خراب کردن مفاهیم مهم هستیم؛ اگر باز هم رو راست باشیم بخشی از این ماجرا کاسبی است و بخش دیگرش تنبلی.

از کاسبی اش شروع کنیم. گرای سر راست نمی دهیم که فردا نگویند گل به خودی است یا فلان است یا بهمان. چند سال پیش مقام معظم رهبری، در پیام عید نوروز نامی برای سال جدید گذاشتند که رویکردی استراتژیک داشت؛ از یک سو اهدافی بلند مدت برای کشور تعریف می کرد و از سوی دیگر بر روی وضعیت جهانی ایران موثر بود و احتمالا باید منجر به تصمیمات کلان می شد؛ چنین وضعیتی را در نظر بگیرید، درست چند روز بعد و در حالی که هنوز تعطیلات عید نوروز به پایان نرسیده بود یکی از خبرگزاری های داخلی گزارشی جالب منتشر کرد، ماجرا از این قرار بود که یک فعال فرهنگی و اندیشگی! خوش ذوق اعلام کرده بود که کتاب یا کتابهایی با موضوع نام آن سال به طبع رسانده!

رسانه های دنباله رو

دوستان روزنامه نگار حتما از این تعدد استفاده از علامت تعجب در فقره قبلی ناراضی خواهند بود؛ اما اگر اندکی تامل کنید شما بیش از نگارنده از این علایم استفاده خواهید کرد. انگار که عرصه فرهنگ و اندیشه بدجوری به بازار مکاره تبدیل شده است و ترسناک تر این وقتی است که این بازاری گری و بازار گرمی پایش به عقاید و ایدئولوژی باز شود. در این ماجرا نهادها یا بهتر بگوییم مدیران آنها ید طولایی دارند. همه چیز با تغییر سالانه سربرگ ها شروع می شود و بعد برنامه های بیلان کاری تهیه و تنظیم می شود مبادا ریالی از بودجه های ویژه ی اختصاصی به خزانه ی بیت المال مسلمین باز گردد که البته این وضعیت در نهادهایی که بعد فرهنگی و گاه خدای نکرده تبلیغاتی دارند بسیار اسف انگیز تر است.

زیاد بیراهه نرویم؛ ماجرایی که به نام جنگ نرم ابتدا از زبان رهبری مطرح شد و بعد تکرار آن به رسانه ها رسید مساله جدیدی نبود. رهبر معظم انقلاب تنها یک واقعیت را که پیش از این مصداق هایش را با عناوینی مانند "تهاجم یا شبیخون فرهنگی" مطرح کرده بودند به صورت کلی تببین کردند. لفظ جنگ نرم نیز برگرفته از "قدرت نرم" بود که سالها است و از بعد از جنگ جهانی دوم با مفاهیمی چون "داستان آمریکایی" و "زندگی به سبک آمریکایی" در باره آن گفته بودند و البته راهکارهای فراوانی را برایش عملیاتی کرده بودند. اما مساله تلخ اینجا بود که هیچ یک از مدیران فرهنگی و رسانه ای نظام اساسا ذهنشان به این بخش از ماجرا قد نمی داد و کار به جایی رسید که رهبر انقلاب مجبور شد مانند دیگر مفاهیم قبلی خود وارد گود شده و آن را با جزئیات تبیین کند.

از اینها درد ناک تر برخورد مدیران رسانه ای و فرهنگی با ماجرا بود؛ البته از مدیرانی که فکر می کنند "ذکر صلوات" در ابتدای بخش های خبری و ... به معنای تعظیم رسانه ای پیامبر اکرم (ص) است نباید توقع چندانی داشت اما وقتی چنین وضعیتی اپیدمی می شود. بعضی از این مدیران احساس می کنند که سوژه ی جدیدی را کشف کرده اند و آن وقت پروژه های رنگارنگ پشت سر هم تصویب می شود. در این میان یک منتقد هم پیدا نمی شود که بگوید اگر این نوع از پروژه سازی ها که شما دوباره و چند باره آنها را احیا می کنید به کار می آمدند که در مراحل قبلی یعنی تهاجم و شبیخون فرهنگی کاربرد داشتند و حالا کار به نبرد همه جانبه ی نرم افزاری نمی کشید.
با این همه باز هم قصه ی جدیدی ساز می شود و پیش از آنکه میدان چنین جنگی تشخیص داده شود سیل پروژه ها سرازیر می‌شوند. مدیران محترم فرهنگی و رسانه ای  هنوز از امکانات موجودشان در راندن رسانه و ابزار های دیگر ناتوان هستند و احساس ژنرالی در جنگ نرم به آنها دست می دهد.

آقایان وقتی در این رسانه های عریض و طویلشان نمی توانند یک جریان جدی و فراگیر خبری راه بیندازند و حتی اخبار مهم جهان بعد از ساعت ها پس از وقوعشان مورد توجه شان قرار می گیرد؛ معلوم نیست چگونه علم ژنرالی بلند می کنند.
در آن سوی ماجرا؛ فلان مدیر سینمایی باد در غبغب می اندازد و می خواهد هالیوود اسلامی راه بیندازد ولی تولیداتش یک دهم موج آفرینی یک فیلم بی ارزش آماتوری و توهین آمیز و سطحی فلان مثلا کارگردان آمریکایی را ندارد.
متاسفانه این روند در میان مدیران محترم فرهنگی، هنری و رسانه ای کشور تبدیل به رویه شده است که تنها تکرار یک کلمه می تواند حق مطلب را ادا کرده و مانند مصدر مطرح کننده ی مفهوم عمل کند.
از قیاسش خنده آمد خلق را/ کو چو خود پنداشت صاحب دلق را
کار نیکان را قیاس از خود مگیر/ گرچه باشد در نبشتن شیر شیر

با این وصف آیا نباید این سوال را مطرح کرد که خروجی رسانه های دنباله رو و منفعل و دستگاه تولیدی فرهنگی بی اثر چه تناسبی با اسکناس های نفتی خرج شده با آنها دارد؟

تصویر کدام شهید بر دیوار اتاق رهبر انقلاب است+ عکس

آقا با احترام و ادب خاصی آن را به دست گرفت و رو به ما نشان داد. همان طور که آن را جلوی چشم ما گرفته بود، فرمود: "شما به چهره این شهید نگاه کنید، چقدر معصوم و زیباست ... الله اکبر ... من این را در اطاق خودم گذاشته ام و به آن خیلی علاقه دارم."
به گزارش سرویس وبلاگستان مشرق، حمید داود آبادی در آخرین پست وبلاگ خاطرات جبهه نوشت: اوایل بهمن ماه 1377 بود و بعد از ماه مبارک رمضان. همراه "مسعود ده نمکی" و فرزندانم سعید و مصطفی - که آن موقع هفت – هشت سال بیشتر نداشتند – خدمت مقام معظم رهبری بودیم. نماز جماعت مغرب و عشا در جمع کوچک مان به امامت آقا خوانده شد و آقا همان جا روی سجاده برگشت رو به ما و حال و احوال و گپ و گفت شروع شد. تازه نشریه شلمچه، به ضرب و زور "عطاالله مهاجرانی" وزیر ارشاد اصلاحات تعطیل و قلع و قمع شده بود.
مسعود تقویم زیبایی را که در نوع خود در آن زمان بی نظیر بود، با خود آورده بود تا تقدیم آقا کند. سررسید جالب "یاد یاران" با تصاویر رنگی شهدا که در نوع خود اولین بود.
آقا، سررسید را گذاشت جلویش و شروع کرد به تورق. برای هر کدام از شهدا که تصویرش را می دید، خاطره یا نکته ای می گفت. از شهید "سیدمجتبی هاشمی" که فرمود: "آقا سید برای خودش در آبادان حال و هوایی داشت." تا شهید "عباس بابایی" که آقا خواب زیبایی را که چند شب قبل از آن شهید دیده بود، تعریف کرد.
شهید "محمود کاوه" که آقا از آشنایی اش با خانواده آن عزیز در مشهد گفت و شهیدان دستواره که چند روز قبل از آن، به سر مزار آن سه برادر شهید رفته بود و ...

هر کدام از تصاویر زیبا، احساس آقا را با خود همراه داشت. مثلا عکس شهید "علی اشمر" – قمرالاستشهادیین لبنان - برای آقا خاطره آخرین دیدار پدر آن شهید و برادر بزرگ تر او محمد را به همراه داشت، که حاج منیف گفته بود: "آقا، من حاضرم همین پسرم محمد را هم به راه اسلام و ولایت فدا کنم." و آقا که بر پیشانی محمد بوسه زده بود؛ و چندی بعد، محمد اشمر در عملیات مقاومت جنوب لبنان، با گلوله صهیونیست ها که بر پیشانی اش نشست، به شهادت رسیده بود.

از بقیه بگذریم.
همه اینها را گفتم تا به این جا برسم.
آقا در بین صحبت هایش فرمود:
"تصویر شهیدی در اطاق من هست که بسیار زیباست و خیلی به آن علاقه دارم."
وقتی پرسیدم متعلق به کدام شهید است؟ ایشان فرمود که نامش را نمی دانم. سپس به آقا میثم – فرزندش - گفت که برود و آن عکس را بیاورد.

دقایقی بعد که صحبت ها درباره عظمت شهدا گل انداخته بود، آقا گفت:
"حتما باید شما اون عکس رو ببینید."
سپس رو به میثم کرد و مجددا گفت: "شما برو اون عکس شهید رو از اطاق من بیار."
که آقا میثم رفت و سرانجام عکس را آورد.

کارت پستال کوچکی بود از شهیدی با بادگیر آبی، که بر زمین تفتیده شلمچه آرام گرفته بود.
آن عکس را قبلا دیده بودم. عکسی بود که "موسسه میثاق" منتشر و پخش کرده بود. زیر آن هم نام شهید را نزده بودند.

عکس را که آورد، آقا با احترام و ادب خاصی آن را به دست گرفت و رو به ما نشان داد. همان طور که آن را جلوی چشم ما گرفته بود، فرمود:
"شما به چهره این شهید نگاه کنید، چقدر معصوم و زیباست ... الله اکبر ... من این را در اطاق خودم گذاشته ام و به آن خیلی علاقه دارم."

ناگهان یاد کلامی از دوست عزیزم "حسین بهزاد" افتادم.
چندی قبل از آن، حسین همان عکس را نشانم داد و نکته بسیار مهمی را تذکر داد. آن شهید جوان با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته بود و ...
به آقا گفتم:
"آقا، یک نکته مهمی در این عکس هست که مظلومیت او را بیشتر می رساند."
آقا نگاه عمیقی به عکس انداخت و با تعجب پرسید که آن نکته چیست؟ که حرف حسین بهزاد را گفتم:
"این بسیجی، با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته که گردوخاک وارد لوله اسلحه نشود. یعنی این شهید هنوز به خط و صحنه درگیری نرسیده و با اسلحه اش هنوز تیر شلیک نکرده است."

با این حرف، آقا عکس را جلوتر برد و در حالی که نگاهش را به آن عزیز دوخته بود، با حسرت و با حالتی زیبا فرمود:
"الله اکبر ... عجب ... سبحان الله ... سبحان الله"
دست آخر، آقا مسعود زرنگی کرد و از آقا خواست تا اجازه دهد عکس آن شهید را به عنوان یادگار به او بدهد. آقا هم پذیرفت و روی دست راست شهید بر عکس، امضا کرد و به عنوان یادگار به مسعود داد.


دیدن این مطلب باعث شد تا این خاطره آقا را درباره شهید را ذکر کنم:

مزار اين شهيد كجاست؟
با دیدن تصاویر شهدا،به يك عكس خيره شد و ناگهان فرياد زد كه این «هادی» من است. من با دستان خودم این کلاه را برایش بافتم.
سالهاست عکسی از یک شهید را در صفحات مختلف اینترنتی، وبلاگ‌ها، سایت‌ها و حتی بر دیوارهای شهرها می‌بینیم. عکس شهیدی که با لباس بارانی آبی خود و کلاهی که به گفته مادرش او برای فرزندش بافته است، از مظلومیت شهدایمان در دل صحراهای جنوب سخن می‌گوید.
هادی ثنایی‌مقدم يازدهم تيرماه 1351 در شهرستان لنگرود بدنیا آمد. این نوجوان بسیجی روز 23 دي‌ماه سال 1365 در منطقه عملیاتی «شلمچه» به شهادت رسيد اما پيكرش هيچگاه بازنگشت. همرزمان او از نحوه شهادتش بر اثر اصابت مستقیم تير می‌گویند يادآور مي‌شوند كه هادی به همراه تعداد زیادی از شهدا به کنار جاده انتقال داده شد. پارچه سفید به همراه چوبی در کنار او قرار داده شد تا آمبولانس‌ها راحت او را پیدا کنند و به عقب برگردانند. آنها از آن محل دور شدند، آمبولانس‌ها تعدادی از شهدا را به سمت پشت خط آورد ولی خبری از پيكر هادی نبود.
تا به امروز کسی نفهمیده است بر سر پيكر شهيد هادی ثنايي‌مقدم چه آمده است؟. عده‌ای می‌گویند احتمال دارد گلوله خمپاره‌ای به کنار پيكرش خورده و او را در زير خاک پنهان كرده و همین امر باعث شده است كه آمبولانس‌ها او را پیدا نکنند.
سال‌ها از این ماجرا گذشت و از هادی تنها یک مزار خالی در شهرمان باقی ماند. در یکی از روزها مادر شهید به زیارت مزار فرزندش به گلزار شهدا می‌رود و پس از دعا و فاتحه از جای خود بلند می‌شود. ظاهرا در گلزار شهدا، نمایشگاه عکسی از شهدای کشورمان برپا بوده است. مادر شهید ثنايي‌مقدم به تصاویر شهدا نگاه می‌کند و به يك عكس خيره مي‌شود و ناگهان فریاد می‌زند این هادی منه.... این هادی منه... .
خانواده‌هاي شهدای حاضر در گلزار شهدا دور او جمع مي‌شوند. کسی نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده است. مادر شهید به سمت مسئول نمایشگاه می‌رود و می‌گوید این عکس را از کجا آورده‌اید؟، چه کسی این عکس را گرفته است؟ آنها نمی‌دانستند صاحب این عکس و عکاس آن کیست. اما مادر شهيد مي‌گويد:
- این هادی منه... من با دستان خودم این کلاه را برای او بافتم. این هادی منه...

تصاویر/ حضور سرزده سیدحسن نصرالله در میان مردم

سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در میان جمعیت تظاهرات کننده در بیروت حضور پیدا کرد و در یک سخنرانی شورانگیز از آنها به دلیل لبیک به درخواست تظاهرات تشکر کرد.

 

ادامه نوشته

فاطمه ای که معصومه بود - ویژه نامه ولادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها


 

مقالات ویژه نامه
 
 

از فاطمه ای که معصومه بود تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه (س) در فضای مدینه جاری می شود میلاد امام...

 
 

پگاه پاکی شهر قم که تربت پاکش گوهر گرانقدری را در دل خود جای داده و درخشندگی آن چشم همگان را مجذوب پاکی و قداست خویش نموده در طی قرون متمادی، حبل المتین اندیشمندان ...

 
 

فخرقم آگاهى به فرهنگ و روش زندگى پرافتخار خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و آل على (علیه السلام) و پناهندگى معنوى و عملى به این پناهگاه مطمئن و استوار، یکى از اصیل ترین راه هاى شناخت اسلام ناب و بهره مندى،...

 
 

آیینه رضویحدیث به معنای سخن معصوم است یا آنچه گویای سخن، کار یا سیره او باشد. و روشن است که نقل سخنان معصومین (علیهم السّلام) بیشترین خدمت را به حفظ روش و سیره و کردار آنان انجام می‏دهد...

 
 

کرامات حضرت معصومه علیها السلام از آنجا که فاطمه معصومه علیها السلام از خاندانی است که در زیارت جامعه خطاب به ایشان آمده است:«عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم» کرامات و عنایات آستان مقدسش بسیار فراوان...

 
 

راز ورود حضرت فاطمه معصومه (علیها سلام) به شهر قم راز ورود حضرت فاطمه معصومه علیها سلام به شهر قم در تاریخ آمده است که مأمون عباسی در سال دویست هجری قمری حضرت امام رضا علیه السلام را از مدینه به مرو طلبید ...

 
 

راز عدم ازدواج حضرت معصومه (س)حضرت فاطمه معصومه(س) در اول ذیقعده 173 در مدینه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر (ع) و مادر گرامی‌اش نجمه خاتون است. او از کودکی تا ...

 
 

پژوهشى در زیارتنامه فاطمه معصومه(س) قم حرم و حریم اهل بیت(علیهم السلام)مدینه فقه و فقاهت شیعه وشهر قیام و انقلاب در قلب خویش گوهر گرانبهایى دارد که چشم ودل دلدادگان آل رسول صلوات لله علیهم اجمعین را به خودجلب کرده است. ب...

 
 

مقام شفاعت حضرت معصومه (علیهاالسلام) مقام شفاعت، موهبتی است الهی که خداوند متعال به آنان که روحشان به جلوه قدسی مزیّن است، عنایت می‌کند. بر اساس بیان و دلالت روایات، عالی‌ترین مرتبه آن «مقام محمود» است ...

 
 

منزلت کریمه اهل بیت نزد علما و مراجع در زمینه مقام حضرت معصومه علیهاالسلام در بین علما گفته‎ها فراوان است که به صورت فهرست‎وار به نمونه‏هایی اشاره می‏کنیم: 1ـ صدرالمتألهین شیرازی: هر گاه شبهه‏ای برایم پیش می‏آمد کنار قبر حضرت ...

 
 

حضرت معصومه(س) در جمع بانوان محدّثه‏آیتى از خداست معصومه‏ لطف بى انتهاست معصومه(س) جلوه‏اى از جمال قرآن است‏ چهره‏اى حق نماست،معصومه(س) عطر باغ محمدى دارد زاده مصطفى است،معصومه(س) پرتوى از تلألو زهرا گوهرى پربهاست،معصومه(س) ...

 
 

اشعاری در مدح حضرت معصومه (س) اى ازلیت به تربت تو مخمّر وى ابدیّت به طلعت تومقرّر آیت رحمت زجلوه توهویدا رایت قدرت درآستین تومضمر جودت هم بسترا،به فیض مقدس لطف هم بالشا،به صدرمصدّر پرده کشدگرکه عصمت توبه اجسام ...

 
 

خواهر خورشید نزدیک دو ماه است که در راهیم(1). خیلی خسته شده ایم، ولی هرچه باشد، بهتر از مدینه است. آنجا شب و روز می ترسیدیم. وقتی بابا از خانه بیرون می رفت...

 
 

جایگاه علمی و معنوی حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام)(1)با ظهور و گسترش دین اسلام، رشد و بالندگی زنان در پرتو «قوانین الهی» آغاز گردید. خداوند، ارزش وجودی زنان را بیان کرد و پیامبر اسلام با آزاد ساختن زنان از قید و بندهای جاهلی ...

از کریمه تا کریم - ویژه نامه دهه کرامت (ولادت حضرت معصومه تا ولادت امام رضا علیهما السلام


 

 
 
بانک احادیث

 
 
 
 
 
 
پیامک

 
 
 
 
 
 
بانک احادیث

 
 
 
 
 
 
کارت پستال

 
 
میلاد امام رضا علیه السلام
 
 

 
 
کارت پستال میلاد حضرت فاطمه
 
 
 
 
بانک احادیث

 
 
میلاد امام رضا علیه السلام
 
 

 
 
کارت پستال میلاد حضرت فاطمه
 
 

 
 
 
 
 
 
پیامک

 
 
 
 
 
 
 
 

 
 
ادامه ی مقالات

 
 
پگاه پاکی

 
 

 
 
راز ورود حضرت فاطمه معصومه (علیها سلام) به شهر قم

 
 

 
 
خواهر خورشید

 
 

 
 
کرامات معصومیه (1)

 
 

 
 
کرامات معصومیه (2)

 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

فرمانده معظم کل قوا در دانشگاه افسری ارتش؛ خورشید اسلام تابناکتر از همیشه خواهد درخشید/ عقب‌ماندگی د


فرمانده معظم کل قوا صبح امروز در مراسم دانشگاه افسری ارتش با اشاره به جنایت اهانت به چهره منور خاتم پیامبران تاکید کردند: ملتها با شناخت سیاستهای اسلام ستیزانه استکباری و صهیونیستی، انگشت اتهام خود را به سمت امریکا و برخی کشورهای اروپایی گرفته اند
به گزارش مشرق به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای فرمانده معظم کل قوا صبح امروز (دوشنبه) در مراسم دانش آموختگی، تحلیف و اعطای سردوشی دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران با اشاره به جنایت اهانت به چهره منور خاتم پیامبران، حضرت محمد مصطفی (ص) تأکید کردند: ملتها با شناخت سیاستهای اسلام ستیزانه استکباری و صهیونیستی، انگشت اتهام خود را به سمت امریکا و برخی کشورهای اروپایی گرفته اند و سردمداران این کشورها باید با جلوگیری از اینگونه اقدامات جنون آمیز، عملاً ثابت کنند که در این جرم و جنایت بزرگ، شریک نیستند.

رهبر انقلاب اسلامی، با یادآوری احساس عقب ماندگی دشمنان اسلام در "رویارویی با ملت بزرگ ایران و حرکت جوشان و خروشان بیداری اسلامی "افزودند: این مسئله باعث شده است که دشمنان امت اسلامی به کارهای دیوانه واری همچون حادثه اخیر دست بزنند.

ایشان، این حادثه را از جمله عبرتهای ماندگار تاریخ دانستند و خاطرنشان کردند: سردمداران نظامهای استکباری، در حالیکه از محکوم کردن این جنایت خودداری می کنند و وظایف خود را در مقابله با این جرم بزرگ انجام نمی دهند، ادعا می کنند در این حادثه دخیل نبوده اند.

رهبر انقلاب افزودند: البته ما اصراری نداریم دست داشتن آنها را در این جنایت اثبات کنیم اما شیوه های سیاستمداران امریکا و برخی اروپاییها، آنان را در افکار عمومی ملتها، مقصر کرده است و آنها باید نه با زبان، بلکه با عمل، خود را از این جرم سنگین تبرئه کنند.

ایشان با یادآوری انگیزه های ضداسلامی در دستگاههای استکباری افزودند: به علت همین انگیزه هاست که مستکبران جلوی اهانت به اسلام و مقدسات را نگرفته اند و نخواهند گرفت.

حضرت آیت الله خامنه ای در اثبات دروغ بودن سخنان مقامات امریکایی و غربی مبنی بر «متعارض بودن جلوگیری از اهانت به اسلام با آزادی بیان»، چند واقعیت را مبنای استدلال قرار دادند.
وجود خطوط قرمز مشخص در غرب برای جلوگیری از هرگونه تعرض به اصول استکباری از جمله این واقعیت ها بود.

رهبر انقلاب این پرسش را مطرح کردند که آیا کسی باور می کند در کشورهایی که با شدت و خشونت تمام، جلوی تعرض به اصول استکباری گرفته می شود جلوگیری از اهانت به مقدسات شریف اسلام، مخالفت با آزادی بیان باشد؟

ایشان خاطرنشان کردند: در بسیاری از کشورهای غربی، کسی جرئت نمی کند واقعه مجهول الحال هولوکاست را زیر سؤال ببرد و یا در مورد سیاستهای زشت اخلاقی استکبار از جمله همجنس بازی مطلبی منتشر کند، چگونه است که در این مواقع، آزادی بیان محلی از اعراب ندارد اما اهانت به اسلام ومقدسات اسلام تحت عنوان دروغین آزادی بیان، آزاد است؟

رهبر انقلاب اسلامی امریکاییها را دیکتاتورپرور نامیدند و با اشاره به حمایتهای بیدریغ و دهها ساله امریکا از حسنی مبارک دیکتاتور مصر، محمدرضا پهلوی دیکتاتور ایران و دیکتاتورهای فعلی منطقه افزودند: با این کارنامه سیاه، امریکایی ها چگونه ادعای دمکراسی خواهی و حمایت از آزادی سر می دهند؟


حضرت آیت الله خامنه ای، تظاهرات اعتراض آمیز ملتها به سمت مراکز سیاسی- اجتماعی امریکا در کشورهای مختلف را نشانه تنفر عمیق آنها از سیاستهای استکباری و صهیونیستی خواندند و خاطرنشان کردند: دلهای ملتها از امریکا پر است به همین علت هنگامی که مثل حادثه اخیر، موردی و منفذی پیدا می شود، این خشم و نفرت بروز عمومی می یابد.

ایشان در پایان این بخش از سخنانشان تأکید کردند: بدون شک، خورشید اسلام در رویارویی مستکبران با این دین الهی، تابناکتر از همیشه خواهد درخشید و پیروزی از آن امت اسلامی خواهد بود.

فرمانده کل قوا در سخنان خود در مراسم دانش آموختگی، تحلیف و اعطای سردوشی دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران، همچنین حضور در نیروهای مسلح از جمله ارتش را راهی نورانی و پرافتخار برشمردند و افزودند: جوانان عزیزی که با «انگیزه و عشق و بصیرت»،  وارد این میدان می شوند، «ستایش ملت، سربلندی دنیوی و اجر الهی» را نصیب خود می سازند.

ایشان، ایران امروز را دریای موّاجی از «عشق به پیشرفت و میل به تحرک و ابتکار و نوآوری» دانستند و خاطرنشان کردند: هرچه می گذرد، اهمیت و ارزش تاریخی تلاش در بنای جمهوری اسلامی و استحکام بخشیدن به این بنا بیشتر آشکار می شود که در این زمینه، نیروهای مسلح، وظایفی بزرگ بر عهده دارند.

در این مراسم در ابتدای ورود رهبر انقلاب اسلامی، سرود ملی جمهوری اسلامی ایران نواخته شد
ایشان همچنین با حضور در یادمان شهدا، به شهیدان سرافراز اسلامی و انقلاب و ایران ادای احترام کردند.

فرمانده کل قوا، سپس از یگانهای حاضر در میدان سان دیدند.
رهبر انقلاب اسلامی، در این مراسم همچنین از خانواده معظم شهید ناوسروان ناصر مقدم تجلیل کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اعطای دانشنامه به نماینده دانش آموختگان دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر، به فرماندهان، استادان، پژوهشگران، دانش آموختگان و دانشجویان نمونه، جوایزی اهدا کردند.

نماینده دانشجویان جدید نیز از دست فرمانده کل قوا، سردوشی خود را دریافت کرد.
قرائت سوگند نامه دانشجویان جدید، اعطای پرچم به نمایندگان دانشجویان جدید، سرود دسته جمعی، و رزمایش میدانی از دیگر برنامه های مراسم امروز بود.مکث زیر صدا
در ادامه مراسم، یگانهای حاضر در میدان صبحگاه دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر از مقابل جایگاه رژه رفتند.

در این مراسم، همچنین امیر سرلشگر عطاءالله صالحی فرمانده کل ارتش، ضمن خیر مقدم تأکید کرد: ارتش در اوج توانمندی، همچون همیشه آماده دفاع از مرزهای مبارک جمهوری اسلامی و ملت قدرشناس ایران است.

امیر جعفری تهرانی فرمانده دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر نیز گزارشی از روند تحصیلی و آموزشهای تخصصی – علمی دانشجویان و دانش آموختگان این دانشگاه بیان کرد.
در ادامه این مراسم، دانشجویان دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر در حضور فرمانده کل قوا، تمرین دریایی انجام دادند.

انهدام یگانهای شناور دشمن فرضی از سطح و زیرسطح، آزادسازی کشتی ربوده شده، تصرف یگان شناور دشمن از هوا، پرش غواصی از بالگرد و «پاکسازی، مین ریزی و دفاع از ساحل» از جمله قسمتهای این تمرین دریایی دانشجویی بود.

در طول تمرین دریایی، دریادار سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش، توضیحات لازم را بیان می کرد.
رهبر انقلاب امروز همچنین از شبیه ساز زیر سطحی کلاس غدیر، بازدید کردند.
این شبیه ساز کاملاً بومی در سازمان جهاد خودکفایی نیروی دریایی ساخته شده است.
شبیه سازها نقش مهمی در آموزش علمی عملیاتی دانشجویان نیروی دریایی برعهده دارند.

ویژه نامه ولادت حضرت فاطمه معصومه (س)



پخش زنده حرم حضرت فاطمه معصومه(س)

 

 

مولودی های ولادت حضرت فاطمه معصومه (س)

السلام علیک یا بنت موسی ابن جعفر

شفیعه محشر

بارون بارون غرق ترنم / ولادت حضرت معصومه (س)

چشم های عاشق ما، چشمه ی امیده / ولادت حضرت معصومه (س)

یا معصومه ملیکه ارض و سمایی / ولادت حضرت معصومه (س)

نشسته ام بنویسم مرا به قم ببرید / ولادت حضرت فاطمه معصومه(س)

امشب جشن بانوی ایرانه / ولادت حضرت معصومه (س)

بانوی پاکی ها

در آسمان قم

در آسمان قم

نگین شهر قم

نگین شهر قم

شرح مختصری از زندگی حضرت معصومه (س)

شهرمدینه چشم به راه تولد کودکی از خاندان پاک پیامبر بود. خانه امام کاظم (ع) حال و هوای دیگری داشت. نجمه، همسر آن بزرگواربه امید تولد فرزندش روزشماری می کرد. شور و شادی درخانه امام موج می زد .

سرانجام انتظار به پایان رسید و در اول ذیقعده سال 173 هجری قمری، خداوند دختری به امام هفتم حضرت امام کاظم (ع) بخشید ونوزادی نورانی وخوش سیما در خانه با صفای امام، چشم به جهان گشود .

دل همه اهل خانه از تولد نوزاد جدید، غرق شادی شد.پس ازامام،شاید کسی به اندازه، نجمه همسرآن حضرت،خوش حال نبود؛ زیرا بعد ازگذشت25 سال این دومین فرزندی بود که پروردگار به او عنایت می کرد.25سال پیش درهمین ماه؛ نجمه پسری به دنیا آورد تا پس ازپدر، به امامت برسد.آری، درست درسال 148 هجری قمری بود که با تولد علی که بعدها به «رضا»شهرت یافت، نجمه،تولد نخستین فرزندش را جشن گرفت.اینک پس ازسال ها ،خداوند دختری به او و همسرش، امام کاظم(ع) وخواهری به رضا عطاکرد .

امام کاظم(ع) به سبب عشق و علاقه خاصی که به حضرت فاطمه زهرا(س) داشت،نام نوزادش را «فاطمه» گذاشت که به خاطر سرشت پاک و پرهیزکاری اش، پس ازمدتی «معصومه»خوانده شد؛ چون مانند پدرگرامی اش از گناه و بدی دور بود.

زیارت حضرت معصومه (س) از منظر روایات

درباره فضیلت زیارت حضرت معصومه (س) روایات فراوانی از پیشوایان معصوم رسیده است. از جمله، هنگامی که یکی از محدثان برجسته قم، به نام«سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفیاب می شود، امام هشتم خطاب به ایشان می فرماید: «ای سعد! از ما در نزد شما قبری است».سعد می گوید: فدایت شوم! آیا قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر (س) را می فرمایید؟ می فرماید: «آری، هر کس او را زیارت کند، در حالی که به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.

ثواب زیارت حضرت معصومه(س)

بعد از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگی شفاعت، هیج بانویی به شفیعه محشر، حضرت معصومه (س) نمی‌رسد، بر همین اساس است که امام جعفر صادق (ع) فرمودند: با شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می‌شوند.

حضرت فاطمه معصومه (س) اول ذیقعده سال 173 هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود. این بانوی بزرگوار از همان آغاز در محیطی پرورش یافت که پدر، مادر و فرزندان همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند.
حضرت معصومه (س) در خاندانی که سرچشمه علم و تقوا و فضایل اخلاقی بود پرورش یافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوی گرامی به شهادت رسید حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نیز بر عهده گرفت.

بدون تردید بعد از حضرت رضا در میان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه از نظر علمی و اخلاقی، والامقام ترین آنان است. این حقیقت از اسامی، لقبها، تعریفها و توصیفات آشکار است.

زیارت

زیارت مزار با صفای کریمه اهل بیت (س)، سبب می شود که زائر حرم خود را نیازمند پروردگار ببیند، در برابر او خضوع کند، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامی بدبختی ها و سیه روزی هاست- فرو آید و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالمیان قرار دهد.

در این باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: "هر کس عمه ام را در قم زیارت کند، بهشت از آن اوست."

ورود به قم

در مسیر ملحق شدن به برادر، پس از آنکه حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسید، بیمار شد. چون توان رفتن به خراسان را در خود ندید تصمیم گرفت به قم برود.

آن بزرگوار به مدت 17 روز در این شهر زندگى کرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود.

محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام "بیت النور" هم اکنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربیع الثانى سال 201 هجرى، پیش از آن که دیدگان مبارکش به دیدار برادر روشن شود در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند.

مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را به سوى محل فعلى که در آن روز بیرون شهر و به نام "باغ بابلان" معروف بود تشییع کردند.

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سایبانى از بوریا بر فراز مزار شریف آن حضرت قرار داد تا اینکه حضرت زینب فرزند امام جواد(ع) به سال 256 هجرى قمرى اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا کرد و بدین سان تربت پاک آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبیت (ع) و دارالشفای دلسوختگان عاشق ولایت وامامت شد.

القاب

به طور کلی سه زیارتنامه برای حضرت معصومه (س) ذکر شده که یکی از آنها مشهور و دو تای دیگر غیر مشهور است.

 

طاهره (پاکیزه)، حمیده (ستوده)؛ رشیده (حد یافته)؛ تقّیه (پرهیزگار)؛ رضّیه (خشنود از خدا)؛ مرضیّه (مورد رضایت خدا)؛ سیده صدیقه (بانوی بسیار راستگو)؛ سیده رضیّه مرضّیه (بانوی خشنود خدا و مورد رضای او). همچنین محدثّه و عابده از صفات و القابی است که برای حضرت معصومه (س) عنوان شده است.

شفاعت حضرت معصومه (س)

بالاترین جایگاه شفاعت از آن رسول گرامی اسلام است که در قرآن کریم از آن به "مقام محمود" تعبیر شده است. همین طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام، شفاعت گسترده ای دارند که بسیار وسیع و جهان شمول است و می تواند همه اهالی محشر را فرا گیرد.

این دو بانوی عالیقدر، صدیقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفیعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند.

مرا از قم به مشهد راه دور است***اگرچه خواهرت سنگ صبور است

فدای عصمت معصومه(س) گردم***که ایوانش سراپا غرق نور است

مرغ دلم راهی قم می شود***در حرم امن تو گم می شود

عمه سادات سلام علیک***روح عبادات سلام علیک

کوثر نوری به کویر قمی*** آب حیات دل این مردمی

عمه سادات بگو کیستی؟***فاطمه،یا زینب ثانی ستی

از سفر کرب و بلا آمدی***یا که به دنبال رضا آمدی

من چه کنم شعله داغ تو را***درد و غم شاهچراغ تو را

کاش شبی مست حضورم کنی***با خبر از وقت ظهورم کنی

جريان شناسي اهانت هاليوود به پیامبران + تصاویر

آیا مشکل هالیوود، اسلام و مسلمانان است؟ به نظر می رسد فرار از سبک زندگی دینی و دین مدارانه در غرب عامل اصلی در تخریب چهره پیامبران الهی باشد. این مطلب سعی دارد تخریب سایر پیامبران الهی توسط هالیوود را بررسی کرده و برای اولین بار این مسئله را کدگشایی کند.
 مشرق، مساله اهانت به اولياء‌ و پيامبران الهی و مقدسات اديان توحيدي امري تازه و جديد نيست. اهانت، استهزاء و تکذيب سه شيوه رايج در ميان اقوام سابق در مقابله با هدايت پيامبران بوده است. اهانت به پيامبران و دروغ‌گو، ساحر، مجنون، قدرت‌طلب و سفيه و... خواندن آنان از جمله روش‌هاي رايج در ميان امت‌هاي گمراه گذشته و دشمنان پيامبران بوده است.
در اين بين رسانه هاي غربي به خصوص سينما و تلويزيون نقش توهين و تحريف رسالت پیامبران را عهده دار بوده و هر از گاهي مصاديقي از اين كاركرد رسانه‌اي در غرب و حتي داخل جهان اسلام ديده مي‌شود.
تهيه فيلم های انحرافي مصائب مسيح (ع)، آخرين وسوسه هاي مسيح (ع)، مصاحبه با محمد (ص)، فتنه، ده فرمان و فیلم سراسر توهین آمیز "برائت از مسلمین" ... همه و همه نشان از رويكرد انحرافي، سياسي و شريعت زداي رسانه های غربی است.
در اين نوشتار به گوشه اي از سناريوهاي رسانه‌اي و تصويرسازي غرب عليه پيامبران به خصوص نبي اكرم صلي الله عليه و آله و سلم اشاره خواهيم كرد.

وجود صحنه های طولانی شکنجه مسیح
یکی از تم های ثابت فیلم های هالیوودی است. گویا لذتی وصف ناشدنی در ایذای پیامبران وجود دارد.
 
هاليوود آیینه تمام عیار تفکر اومانیستی نسبت به پیامبران
 
در كنار اهانت دولت های غربی، صنعت هاليوود نیز در برهه‌هاي مختلف با كمك حاميان صهيونيست و ضد دين خود، تقريبا تمامي پيامبران اولوالعزم را زير سؤال برده و با سناريوهاي مختلف چه در قالب انيميشن و چه در قالب فيلم سينمايي، اهانت‌هاي مختلفي را نسبت به اين فرستادگان الهي روا داشت است.
در واقع در اینگونه آثار تلاش شده است از آغاز با مخدوش کردن تاریخچه پیامبری، آنان را از سطح عالمان علوم الهی و مبلّغان شریعت به سطح انسانی عادی تنزّل دهند و بعد از القای این مقدمه، بنابر اهداف سياسي، اجتماعي و فرهنگي خود روايت‌هاي مختلفي نسبت به پيامبران الهي بیان داشته اند که از متن اصلی کتب مقدس دور بوده و حتی ضد آن بوده است. در يك فيلم شاهدیم که فرستاده خداوند انساني نادان و جاهل قلمداد مي شود، در فیلم دیگر رسول الهي در نقش يك نجار ساده و پير قلمداد مي‌شود، در جاي ديگر با پيامبري هوس ران و شهوت پرست روبروییم و حتی ریشه خشونت و اعمال تروریستی از زندگی پیامبران نشأت می گیرد.
 
برخی فيلم‌هاي توهين آميز نسبت به پيامبران الهی
 
در فیلم‌های ساخت آمریکا، ایتالیا و آلمان، زندگی و تاریخ پیامبران بیشتر از آنکه جنبه‌ای واقعی داشته باشند بر محور تحریفات انجیل و یا تحریفات آگاهانه جهان سیاست ساخته شده و ویژگی‌های شخصیتی و تاریخی پیامبران به وضوح دگرگون می‌گردند.
این فیلم‌ها معمولاً دچار تحریفات و ویژگی‌هایی چون عدم برنامه تبلیغی پیامبران، ساده‌لوحی و عرفی بودن آنان و شبهه افکنی در نظام دینی آنان است. شخصیت پیامبرانی چون حضرت موسی، حضرت ابراهیم، حضرت ارمیای نبی و حضرت نوح دچار نوعی شکاکیت دکارتی و تردید دینی است. اگرچه مسأله زنان و ماجرای عشق‌های زمینی نیز در این آثار خود بحث جداگانه و مفصلی را می‌طلبد؛ لکن آنچه در این فیلم ها به نظر مهم و انحرافی جلوه می کند، وجود نگاه تقدس زدا، شریعت زدا و غیرالهی معرفی کردن رسولان الهی است.
شخصیت پیامبران الهی در فیلم‌های ساخت هالیوود و دنیای غرب کاملاً منطبق با دیدگاه اومانیستی امروز است و در آثار آمریکائی از حدّ و اندازه یک انسان معمولی فراتر نمی‌رود.
 
فیلم ده فرمان: (1956) The Ten Commandments
فیلم ده فرمان با دو نسخه متفاوت ساخته شده است اما هردو اثر با کارگردانی مشترک یک فیلمساز و هدفی مشخص تولید شده است،
در فیلم ده فرمان ساخته "سیسیل بی دمیل" موسی يك انسان است پس بايد تمام ‌آرزوها و كنش‌هاي فردي يك انسان آن هم از نوع غربي را دارا باشد؛ موسای هاليوود در برابر فرعون تعظيم مي‌كند و بر دست او بوسه مي‌زند، او گرفتار عشق خواهرزاده فرعون شده، همچون ديگر انسان‌ها مجذوب زيبايي او مي‌گردد و بعدها دلباختة دختر بزرگ حضرت شعيب مي‌شود؛ او از دختران شعيب روي نمي‌گرداند و حياي ديني ندارد چون يك انسان است و در حوزة مدركات، احساسات،‌ جوشش عشق و تمنيات با ديگران تفاوتي ندارد، در واقع چرا خوشگذراني نكند در حالي‌ كه قلب و جسمش به اين كار رضايت مي‌دهند و مسلّماً بر طبق تفكر غربي حيا و ايمان مفاهيمي انتزاعي‌اند و موسي هم هنوز گرفتار شكاكيت خويش است.
 
نمایی از فیلم ده فرمان
 
پس هنوز معنويت و ايمان الهي بر او سايه‌گستر نگشته است. آنچه دنياي غرب به ويژه هاليوود، آشکارا از آن روي مي‌گرداند وجود نيروي وحي و خواست الهي در پرورش يك انسان خارق العاده است كه عصمت و طهارت او موجب تعالي‌اش مي‌گردد.
 
فیلم کتاب آفرینش: (1966) The Bible: In the Beginning...
فيلم كتاب آفرينش نيز اثري مطرح ساخته "جان هيوستون" درباره پيامبران است كه زندگي حضرت آدم، حضرت حوا، حضرت نوح، حضرت لوط، حضرت ابراهيم، حضرت اسماعيل و حضرت اسحاق (عليهم السلام) را با قرائت"هاليوودي توراتي"نشان مي دهد.
حضرت آدم  در كتاب آفرينش تنها اين ويژگي‌ را دارد كه اولين انسان است،‌ اما در اين‌كه او پيامبر نيز هست كاملاً ترديد است. او مردي ساده و منفعل است كه با اولين وسوسه شيطان، سيب را از دست حوّا گرفته و مي‌خورد و پس از تنزّل به سطح زمين، كشاورزي ساده مي‌گردد. آدم با ديدن كشته شدن قابيل حتي واكنش احساسي يك انسان را نيز از خود بروز نمي‌دهد. آدم در اين فيلم مظهر علم ربوبي نيست و چيزي بر تر از فرشتگان ندارد. او چهرة كشاورزي ساده و بي‌سواد را دارد كه در جهل و بي‌خبري به سر برده و تا حدي همچون اقوام اوليه «بربر» است. فيلم‌ساز با اين چهره پردازي و پرداخت شخصيتي غلط براي آدم با همان پيش فرض‌هاي قبلي شخصيت حضرت نوح را نيز مي‌كاود.
در واقع به عقيدة فيلم‌ساز ميان حضرت نوح  و يك پير مرد كشتي‌ساز فرقي نيست و چيزي فراتر در شخصيت او يافت نمي‌شود، نوح يك پيامبر است، اما سؤال اينجاست كه او چگونه پيامبري است كه هيچگونه مؤمني به دين خويش ندارد و حتي همسر و فرزندانش نيز با ديده ترديد به او مي‌نگرند و گاه اعمال او را انكار مي‌كنند؛ در این فیلم حضرت نوح، روزي از خانه بيرون مي‌آيد و صدايي مي‌شنود كه براي خودت و حيوانات يك كشتي نجات‌ بساز اما از كجا معلوم كه شنيدن اين نوا نوعي توهّم نبوده است؛ در فیلم کتاب آفرینش، نوح در برابر قوم خود هيچگونه نقش و تبشير يا انذاري برعهده ندارد.

فیلم کتاب آفرینش
 
در این فيلم همچنین تحقير عمدي حضرت اسماعيل جد بزرگ پيامبر اکرم (ص) پيداست، پس از تولد حضرت اسحاق که جد بنی اسرائیل محسوب می شود، جشن هاي مفصلي كه نوع به تصوير كشيدن
آن متناسب با شان حضرت ابراهيم نیست برگزار مي شود و در مقابل حضرت هاجر و حضرت اسماعيل علیهما السلام تبعيد شدگاني نمايش داده مي شوند كه به دليل اختلاف افكني به صحراي حجاز تبعيد شده اند.
 
فیلم ارمیای نبی: (Jeremiah (1998
ارمياي نبي ساخته "هري وينو" نيز با همين ديدگاه ساخته مي‌شود، فيلم با اين سؤال تقديري آغاز مي‌شود كه آيا ارميا، انساني برتر است؟ در واقع اين فيلم به نحوي نمايان در تضاد با تمام مفاهيمي است كه در اديان بزرگ الهي راجع به پيامبران آمده است؛ ارميا انساني ساده و معمولي است كه در بيابان سحر و جادو مي‌كند و حرف‌هايي غير عادي مي‌زند. در واقع فيلم مي‌خواهد بگويد او در سن پيامبري است و در حال پذيرش و القاي وحي است اما پس از كاشت اين اطلاعات، فيلم‌ساز روي شخصيت ارميا متمرکز می شود و مخاطب درمي‌يابد كه او مردي ساده و شیفته پیامبری است نه پیامبر!!!
 
 
فیلم ارمیای نبی
 
در ادامه درمی یابیم که ارميا نه تنها يك الگو و قهرمان توحيدی نيست، بلكه بشري است ترسو، فقير و ساده تر از حدّ معمول كه وحي بر او نازل مي شود، ولي او با شنيدن نواي الهي پا به فرار مي گذارد و از پذيرش كلام وحياني سر باز مي زند...!
 
غرب و هالیوود به پیامبر مسیحیت هم رحم نمی کند
 
هالیوود و سینمای غرب، به دنبال نسخه ضد دینی و ترویج نگاه اومانیستی خود حتی شخصیت پیامبر مسیحیت را در حد یک انسان فرومایه زمینی تنزل می دهد و ذهن مخاطب را با نکات انحرافی نوازش داده و جهت دهی می کند.
 
فیلم آخرین وسوسه های مسیح: (The Last Temptation of Christ (1988
این فیلم که به کارگردانی "مارتین اسکورسیزی" ساخته شده است، شخصیت مسیح را به صورت شخصیتی دوگانه و معلق میان دنیا و آخرت به تصویر می کشد و ابعاد زمینی بودن و هوس ران بودن مسیح را بیش از بعد معنوی او نشان می دهد. نام فیلم از آنجا اقتباس شده است مسیح فریب شیطان را می خورد و با زن بدکاره ای همبستر می شود. صحنه های زننده ای که بدون هیچگونه محدودیتی برای مخاطبان تهیه شده است.
 
 
نمایی از فیلم آخرین وسوسه های مسیح
 
مسیح اسکورسیزی دارای دوگانگی خاصی است و این دوگانگی هم در محتوا و هم در فرم فیلم نمایش داده می‌شود. در این فیلم‌ شاهد فردی هستیم که در عین دل‌بستن به خشونت یا رابطه جنسی با یک زن، تلاش می‌کنند برای ایجاد عدالت یا رستگاری زندگی کند و فدا شود(!) این فیلم‌ حس دوگانه‌ای در بیننده می‌آفرینند.
مسیح در آخرین وسوسه مسیح بین انسان و یا خدا بودن خود متلاطم است و از طرفی مکاشفات رحمانی او را به سوی فداء و تصلیب می‌کشاند و از طرفی وسوسه‌های شیطانی و زمینی او را به سوی قدرت و زن و دنیا می‌کشاند.
 
هالیوود صدای اعتراض مومنان مسیحی آمریکا را نیز درآورد.
تابلوهای "فریب ندهید" و "مسخره نکنید" در اعتراض به فیلم آخرین وسوسه های مسیح
 


هالیوود در محاصره!
عکسی از تجمع اعتراضی مسیحیان علیه هالیوود: صحنه های جنسی را حذف کنید
 
شخصیت مسیح در این فیلم کاملاً زمینی شده و بدون تقدس به نمایش درآمده است. انگار تقدس‌زدایی خود به یک بت جدید در هالیوود بدل گشته که حتی به مسیح هم رحم نمی‌شود؛ عیسای مجعول اسکورسیزی تمام تلاش خود را می‌کند تا خدا، مسئولیت پیامبری و فدا شدن را از دوشش بردارد و او راحت شود و به صلیب کشیده نشود ولی بالاخره می‌پذیرد و به تبشیر می‌پردازد ولی دینی صرفاً عشقی را تبلیغ می‌کند و نه دینی به همراه مبارزه‌ای علیه ظلم و ستم رومیان و یهودیان؛ امّا شیطان حتی بر روی صلیب هم مسیح را رها نمی‌کند و به شکل فرشته نجات او ظاهر می‌شود و وی را از صلیب پایین آورده و با فریب می‌گوید: تو در امتحانت پیروز شدی و اکنون می‌توانی با زن مورد علاقه‌ات مریم مجدلیه (فاحشة توبه کرده) ازدواج کنی، مسیح نیز اسیر حیله ابلیس شده، و با معشوقه‌اش ازدواج می‌کند و بچه‌دار می‌شود.
بعد از پیر شدن در هنگام مرگ، یهودا بر بالینش حاضر شده و به او گلایه می‌کند که: من به خود قبولاندم که تو را لو دهم تا تو به صلیب کشیده شوی (و مسیحیان به رستگاری برسند)، ولی تو اسیر شیطان شدی و زندگی معمولی و ازدواج را برگزیدی. در اینجا مسیح متوجه فریب شیطان شده و از خدا می‌خواهد که او را بر روی صلیب برگرداند تا فدای گناهان بشر شود و چنین می‌شود و مسیح بر روی صلیب فریاد می‌زند: "مأموریت من انجام شد"
 
 
اعتراض مسیحیان به آیین گشایش فیلم آخرین وسوسه های مسیح در سان فرانسیسکو
محتوای دست نوشته معترضان: غول های رسانه ای (یهودیان) از مسیح متنفر هستند
 
فیلم کد داوینچی: (2006) The Da Vinci Code
این فیلم به کارگردانی"ران هاوارد"، داستان دختری است که بنابر داستان فیلم، از نوادگان و نتیجه ارتباط میان مسیح ادعا شده هالیوود با مریم مجدلیه است که توسط محافظان معبد صهیون تا آن زمان پنهان نگه داشته شده است.
 
نوه ادعایی عیسی (ع) که از ترس کشته شدن توسط کلیسا،
نسل در نسل توسط محافظان معبد صهیون زنده و سالم نگه داشته شده است

در این فیلم ادعا می شود کلیسا قصد داشته تصویری مقدس و روحانی از مسیح ارائه دهد و برای همین از افشای وجود این دختر در هراس بوده است. دختری که اثبات کننده دین زمینی و زندگی شهوانی پیامبر خداست.
 
ماجرای داستان حول یک تئوری خاص در مورد تاریخ مسیحیت می‌گردد که پیش از این نیز در موردش صحبت شده است و تاریخ‌دانانی با آن موافقند. کتاب"خون مقدس، جام مقدس" منبع اصلی برای این تئوری‌ها بوده است. طبق این تئوری عیسی مسیح با مریم مجدلیه ازدواج کرده است و صاحب فرزند شده است و کلیسای کاتولیک و واتیکان با اطلاع از این قضایا قصد در پنهان کردن آن‌ها داشته‌اند. در ضمن "جام مقدس" نه یک شیئی بلکه خود مریم مجدلیه است.
آنچه در این فیلم زیر سؤال می رود، اعتراف فیلم به عمل اشتباه حضرت مسیح علیه السلام بر اساس تحریفات تاریخی است و بدتر آنکه ادعا می شود کلیسا برای اینکه اشتباه مسیح فاش نشود، تمامی بچه های تازه متولد شده را کشته تا این مسئله عیان نشود.
 
سناریوهای هالیوود برای تصویرسازی و اهانت به پیامبر اکرم (ص)
 
فارغ از سناریوها و تفکر لیبرال دموکراسی و اومانیستی غرب و هالیوود به مقوله دین و عالم وحی، قرار گرفتن همه جانبه غرب علیه دین مبین اسلام، به تنهایی یکی از عوامل زنده ماندن مکتب اومانیستی لیبرال دموکراسی است.
تفکرغربی بواسطه نفی دیگران قادر به احیای معلق خود است و در این بین، بعد از جنگ جهانی اول و دوم  و تغییرات در هندسه سیاسی جهان، کمونیسم به عنوان اولین خطر جهان در ذهن افکار عمومی به شمار می رفت و رسانه های غربی به خصوص هالیوود به خوبی این هدف را تشخیص داده و برای آن تلاش کردند، لکن بعد از فروپاشی شوروی و ایجاد خلا برای غرب در معرفی خود به دیگران بواسطه نفی رقیب، این بار و برای آخرین بار، دین مبین اسلام و خطر اسلامگرایی افراطی و یا به زعم غرب و هالیوود اسلام بنیادگرا بود که می بایست به عنوان دشمن بشریت و غرب معرفی شود و این پروژه با حوادث یازده سپتامبر وارد فاز عملیاتی شد و واژه "جنگ با ترور" و یا "مقابله با تروریسم" به افکار عمومی جهان به خصوص شهروند غربی مخابره و ایجاد شد.
در این بین بعد از حادثه یازده سپتامبر، هرازگاهی به بهانه سالگرد این حادثه ساختگی توسط دولتمردان آمریکا و صهیونیزم جهانی، اهانت هایی به ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص) دیده می شود، پروژه کاریکاتورهای دانمارکی، پروژه ساخت فیلم فتنه توسط کارگردان هلندی، آتش زدن قرآن توسط کشیش مسیحی آمریکایی و آخرین اهانت و بی سابقه ترین آن ساخت فیلم موهن "Innocence Of Muslims"، همه و همه نشان از پروژه ای حساب شده برای مقابله با گسترش دین مبین اسلام و مسلمین جهان است.
 
نمایی از فیلم موهن برائت از مسلمین
 
در این بین سناریوهای رسانه ای غرب به خصوص هالیوود علیه شخصیت پیامبر اکرم (ص) نیز دارای ابعاد مختلفی است که به آن اشاره می شود.
 
1- عرفی جلوه دادن پیامبر اکرم
 
یکی از سناریوهای پیگیری شده توسط غرب، عرفی نشان دادن پیامبر اکرم (ص) است، هالیوود همواره به دنبال تقدس زدایی و یا به عبارتی شریعت زدایی از پیامبر اسلام است، غرب در فیلم موهن و جدید خود به نام "برائت از مسلمین" به کارگردانی "سام باسیل" یهودی عملا این پروژه را به اجرا گذاشته و بازیگری را بدون پنهان کردن تصویرش به جای پیامبر عظیم الشان اسلام قرار داده است.
با نگاه جریان شناسانه به سینمای هالیوود، فیلم محمد رسول الله اگرچه در نوع خود فیلم مثبتی قلمداد می¬شود لکن در این فیلم پروژه عرفی کردن و تقدس زدایی از پیامبر اکرم (ص) کلید خورد.
در این فیلم اگرچه به زندگی پیامبر اشاره دارد، لکن هیچ تمرکزی بر چهره نورانی و معنوی پیامبر نشده است، هیچ بعدی از ابعاد عبادی پیامبر به مخاطب عرضه نشده است و تنها به جنگ ها و نبردهای پیامبر تا فتح مکه اشاره می کند و خبری از زندگی معنوی پیامبر اکرم (ص) نیست، از سوی دیگر، حامیان این فیلم به دنبال پروژه عرفی کردن چهره پیامبر اکرم (ص) در این فیلم بودند که با مخالفت گسترده از سوی علمای جهان اسلام مواجه شدند.
 
2- تحریف، جعل و نپرداختن به واقعیات تاریخی
 
 از دیگر سناریوهای غربی و هالیوودی برای مقابله با اسلام و پیامبر اکرم (ص)،  بحث پنهان نگه داشتن و نپرداختن به مسلمات تاریخی است که ما بین اهل سنت و تشیع مورد توافق است، به عنوان مثال عدم پرداختن به نقش بی بدیل حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در دوران صدر اسلام و  بزرگ کردن دیگر شخصیت ها به صورت غیر واقعی یکی از تحریفاتی است که در این فیلم دیده می شود و یا در فیلم فتنه که اسلام را به نوان نماد خشونت و تروریزم معرفی می کند همین سناریو دنبال می شود.
 
3- خشن نشان دادن اسلام و مسلمین در جهت نماد سازی برای تروریسم
 
یکی دیگر از سناریوهای غرب و هالیوود علیه شخصیت پیامبر اکرم (ص)، بحث خشن نشان دادن پیامبر و مسلمانان است که در فیلم موهن به برائت از مسلمانان ساخته شده توسط سام باسیل یهودی به وضوح دیده می شود.
این فیلم با صحنه‌هایی از حملات گروه‌های تندرو به یک داروخانه مربوط به پزشکی قبطی در مصر آغاز می‏شود. در این صحنه چند مسلمان با محاسن بلند با چوب و چماق به داروخانه این پزشک حمله می‏کنند و با حمله ناجوانمردانه به همسر وی، مغازه اش را ویران می کنند؛ اما پلیس مصر تنها نظاره گر این حادثه است.
 
 
نمایی از فیلم برائت از مسلمین
 
فیلم پس از این بخش، به حیات پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) در صدر اسلام منتقل می‌شود و با پخش صحنه های مبتذل، علاوه بر توهین به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، دین اسلام به عنوان "سرطان" و مسلمانان را افرادی خشن، عقب مانده و طرفدار خونریزی نشان می¬دهد.
 
4- تحریف سیما و زندگی پیامبر اکرم
 
یکی دیگر از سناریوهای غربی و هالیوودی علیه پیامبر عظیم الشان اسلام، تحریف سیما و زندگی پیامبر اکرم (ص) در میان مردم است به نوعی که هالیوود و غرب به مانند فیلم آخرین وسوسه های مسیح، به دنبال هوس ران معرفی کردن و زمینی جلوه دادن پیامبر اسلام هستند.
فیلم موهن برائت از مسلمین آخرین و جدیدترین تصویرسازی موهن غرب علیه پیامبر اکرم (ص) است که ایشان را فردی هوس ران، ضعیف النفس و ساده نشان می دهد.
در تصویر سازی دیگری به کارگردانی احسان فرجامی از هلند، فیلمی ده دقیقه به نام مصاحبه با محمد، بر روی خروجی رسانه ها قرار گرفت که گفتگویی میان فرجامی و پیامبر اکرم (ص) است.
مصاحبه در مورد  دوران کودکی حضرت محمد(ص) و والدینش آغاز می‏شود و به همسران متعدد وی می‏رسد؛در این مصاحبه، گرچه احسان جامی با كمال وقاحت و پررويي حضرت محمد را  در مورد برخی آیات به چالش می‏کشد، اما در واقع سعی می‏کند که نشان دهد که ايشان در حال تغییر و وفق دادن خود با شرایط "نوین" است.
در این فیلم، حضرت محمد معتدل و مدرن نمایش داده می‏شود. در این مصاحبه آن حضرت رهروانش را به اعتدال فرا می‏خواند و از آنها می‏خواهد که به مخالفین اسلام حمله نکنند.
 
نتیجه گیری:

آنچه در رسانه های غربی و هالیوودی علیه سیما و واقعیت دین مبین اسلام و پیامبر عظیم الشأنش دیده می شود چیزی جز مبارزه باطل علیه حق و حقیقت نیست، جهان کفر به خصوص سران غربی با احساس عدم مقابله و عدم توانایی برای شکست اسلام و گسترش مکتب اومانیستی لیبرال دموکراسی، هرازگاهی برای ایجاد موج و اختلاف افکنی میان مسلمانان و همچنین منفی کردن جلوه اسلام میان مسیحیان و مردم غرب، با استفاده از تکنیک های رسانه ای اقداماتی انجام می دهد که بنابر فرمایش خداوند: وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِين (54 - آل عمران)، نتیجه عکس و خلاف اهداف خود را می گیرند.

منبع اصلی این مطلب پایگاه تبیینی و تحلیلی دیدبان می باشد
جهت رعایت حق مولف نسبت به اصلاح منبع اقدام فرمایید
تشکر
گروه رصد دیدبان

نگاهی به پدیده "هرزه پردازی" در دنیای غرب + عکس

هرزه پردازی یکی از ابزارهای قدرتمند جنگ علیه خانواده است که قلب، روح و وجدان زنان و مردان جوامع مختلف از غرب گرفته تا شرق را هدف قرار داده است. با ظهور اینترنت و تلوزیون های ماهواره ای تمامی جوامع جهان هدف یک تهاجم هرزه پردازانه قرار گرفته که نتایج این هجمه روانشناختی و جامعه شناختی با توجه به آمارهای مربوط به «خانواده» در کشورهای مختلف با گذر زمان بیش از پیش آشکار می شود. عمدتا یهودیان در قالب توليدکنندگان، بازیگران و فروشندگان محصولات هرزه پردازانه مدیریت این کار کثیف را در جهان به عهده دارند.
گروه گزارش ویژه مشرق:  «خانواده هسته ای باید متلاشی شود و مردم باید راه های بهتری برای زندگی با هم پیدا کنند. از هم پاشیدگی خانواده ها هم اکنون یک فرایند انقلابی است. خانواده ها که پشتیبان ستمی مانند قرار دادن مردم در واحدهای کوچک جدا از هم بوده اند دیگر قادر به اتحاد برای مقابله با منافع همگانی نیستند». کارکردهای خانواده، لیندا گوردون، ژورنال وومن، پاییز 1969

«ما نمی توانیم بی عدالتی موجود بین مرد و زن را بدون نابود کردن ازدواج از بین ببریم». روبین مورگان، 1970.

«در سال 2000 آرزومندم که کودکانمان را به جای افراد باورمند به خدا معتقد به پتانسیل های انسانی بار بیاوریم». گلوریا استینم، ویراستار مجله MS


هرزه نگاری یا پورنوگرافی: تحقیر طبیعت انسان و ارزش خانواده

دست یابی به اهدافی که به صورت نمونه هایی در جملات بالا نشان داده شد از آرزوهای دیرینه زمینه سازان و برپاکنندگان نظم نوین جهانی است. برنامه ریزان این نظم شیطانی به خوبی می دانند که مهمترین چالش پیشروی آنها در پیشبرد بعد اجتماعی این نظم، «خانواده» و پیوستگی عاطفی انسان ها در درون آن به هم دیگر در زیر چتری از معیارهای اخلاقی- انسانی در جوامع مختلف است. از این رو طراحان دنیای جدید ابزراهای مختلفی را برای از بین بردن این سد بزرگ پیش بینی کرده و با تمامی قوای مالی، فکری و ایده پردازی سیاسی- اجتماعی و روانشناختی خود جنگ عظیمی را علیه «خانواده» به راه انداخته اند که از جبهه های مختلفی همچون فمینیسم، تحرکات ضد اجتماعی، تبلیغ انزوا و زندگی مجردانه، تبلیغ همجنس بازی، حیا زدایی، عادی نشان دادن عدم پایبندی به موازین اخلاقی، تبلیغ بی بندوباری و نیز هرزه پردازی هدایت می شود. در این گزارش به طور ویژه به این جنگ هرزه پردازانه علیه انسان، خانواده و جامعه می پردازیم.

هرزه پردازی یکی از ابزارهای قدرتمند جنگ علیه خانواده است که قلب، روح و وجدان زنان و مردان جوامع مختلف از غرب گرفته تا شرق را هدف قرار داده است. در دنیای ارتباطات دست یابی به محتواهای جنسی به راحتی از طریق تلوزیون، فیلم ها، کانال ها و سایت های اینترنتی مقدور شده است. به بیان دیگر با ظهور اینترنت و تلوزیون های ماهواره ای تمامی جوامع جهان هدف یک تهاجم هرزه پردازانه قرار گرفته که نتایج این هجمه روانشناختی و جامعه شناختی با توجه به آمارهای مربوط به «خانواده» در کشورهای مختلف با گذر زمان بیش از پیش آشکار می شود.

اصرار بر دم غنیمت شماری خودخواهانه برای لذت جویی به هر قیمتی، شاکله درونی و ذات پورنوگرافی را تشکیل می دهد. هرزه پردازی افکار معتقدین به نجابت و عفت و پاکی و مسئولیت اخلاقی در برابر خداوند را به مسخره می گیرد و زنان و مردان و کودکان را استثمار کرده جایگاه انسانی آنها را فروکاهیده و شرافت و حقوق آنها را چپاول می کند. هرزه پردازی تحقیر و تنزل احساسات و کنش های طبیعی جنسی انسان به یک پدیده شدیدا اعتیادآور، مخرب، اخلاق زدا، فساد آور و مهلک است که با فرصت طلبی عوامل فعال در پیاده سازی بخش اجتماعی نظم نوین شیطانی سامان داده شده تا راه زندگی اخلاقی و نجیبانه بر انسان عصر ارتباطات و رسانه بسته شود.


هرزه پردازی جسم، روح و ذهن را به آلودگی می کشاند.

هرزه پردازی نگاه و تصور طبیعی فرد نسبت به واقعیت و هدف روابط جنسی را تغییر داده و بذر گرایش های انحرافی جنسی را در روان بیننده می پراکند. بر اساس مطالعات محققین بنیاد ملی تحقیقات خانواده کانادا، تصورات غیر واقعی خطرناکی در ذهن فرد استفاده کننده از آثار هرزه پردازانه شکل می گیرد که موجب دست زدن به برخی رفتارهای زننده و ضد اخلاقی از جانب او می شود. برای مثال نتایج مطالعات نشان می دهد که در میان مردان معتاد به هرزه پردازی که اقدام به تجاوز به عنف به زنان کرده اند؛ باوری شایع بوده مبنی بر این که "زنان خود باعث و بانی مورد تجاوز قرار گرفتن می شوند زیرا که آنها از رابطه ای که شکل تجاوز داشته باشد لذت می برند و فرد متجاوز یک انسان عادی بوده و بدون مشکل است!" ریشه این تصور خطرناک که دروازه ورود به حریم جسمی افراد دیگر و ارتکاب کثیف ترین جنایات است در تصویر غیرواقعی ارائه شده از روابط جنسی در هرزه پردازی است که ذهن فرد را به صورت حق به جانبی برای ارتکاب جرایم جنسی قانع می سازد.


اعتیاد به هرزه پردازی خطرناک تر از اعتیاد به مواد مخدر

بر اساس مطالعات دکتر ویکتور کلاین که متخصص درمان اعتیاد به سکس است، استفاده مکرر از محنویان هرزه پردازی قابلیت احساس لذت در زندگی عادی زناشویی را از بین می برد و به تدریج منجر به کشیده شدن فرد به سوی محصولات حاوی اعمال خشونت آمیز و غیر انسانی جنسی می شود که در نهایت به انحراف جنسی و ارتکاب جرایم سکسی همچون تجاوز به عنف و تجاوز به کودکان می انجامد. با رسیدن فرد به این درجه احتمال گرایش به هرگونه انحراف جنسی وجود دارد و دیگر برگشتن از این گرایش ها گاهی حتی با به وجود آمدن "احساس گناه سنگین" در فرد نیز غیر ممکن می شود.

کارشناسان اذعان دارند که درمان اعتیاد به پورنوگرافی می تواند بسیار سخت تر از درمان اعتیاد به مواد مخدر باشد. درمان اعتیاد به مواد مخدر اکثرا با سم زدایی شروع می شود تا مواد از بدن خارج شوند. اما در اعتیاد به هرزه پردازی بنا به گفته دکتر لیدن، از اساتید دانشگاه پنسیلوانیا "تصورات ذهنی ایجاد می شود که به طور دائمی در ذهن کاربر جاگیری می کند و با سیستم شیمیایی مغز درگیر می شود." به همین دلیل است که معتادان به تولیدات مستهجن می توانند به طور واضح همه جوانب فیلم های مشاهده شده در مدت ها قبل را توضیح دهند. سم زدایی روانی این نوع اعتیاد بسیار سخت بوده و گاهی در حد غیر ممکن است که در این حالت دیگر فرد از شان انسانی خارج شده و در حالات مهلک روانی-جنسی قرار می گیرد.

مهمترین موضوع در این رابطه این است که افتادن در این مسیر به تدریج و در یک حالت غیر قابل تشخیص روی می دهد. به عقیده دکتر کلاین: «مانند سرطان رشد کرده و پخش می شود و بسیار به ندرت به خودی خود جمع شده و از بین می رود و درمان آن سخت است. مردان مبتلا به اعتیاد به هرزه پردازی اکثرا آن را انکار می کنند و درنتیجه قابل پیش بینی است که از مواجهه با آن خودداری می کنند که منجر به ناهماهنگی های زناشویی بین زوجین می شود و گاهی به طلاق منجر می گردد و گاهی نیز موجب از هم پاشیدن روابط عاطفی موجود بین افراد دیگر می شود».


هرزه پردازی به همه آسیب می رساند:

نهادهای مدافع اخلاق در اروپا و آمریکا در دفاع از خانواده با هرزه پردازی مبارزه تبلیغاتی انجام می دهند.


طبق مطالعات ارتباط اثبات شده ای بین اعتیاد به محصولات هرزه پردازی و تجاوز به عنف و دیگر خشونت ها نسبت به زنان و کودکان وجود دارد. بخش زیادی از افراد دستگیر شده در مورد خشونت های جنسی از تمایل شدید به استفاده از محصولات حاوی پورنوگرافی خشونت آمیز اعتراف می کنند. در اوایل مشاهده صحنه های خشونت آمیز جنسی فرد متوجه تاثیر آن بر کارکرد روانی خود نیست اما رفته رفته گرایش به خشونت جنسی و تخیلات مربوط به آن در فرد ایجاد شده و با تداوم استفاده از این محصولات این گرایش در مسیری کاملا تدریجی برای او عادی و لذت بخش می شود. پورنوگرافی سطح و اهمیت رابطه جنسی بین زوجین که به عنوان وجهی از عشق و ابراز عواطف محبت آمیز به صورتی کاملا اخلاق مدارانه بین زن و مرد روی می دهد را به عملی کاملا حیوانی تنزل می دهد که می تواند هرگونه گرایش حتی خشونت آمیز و ضد انسانی را شامل باشد. در واقع پورنوگرافی یک تفسیر و تعبیر ضد انسانی از یک واقعیت زیبا و مهم وجود انسان است که در آن روابط انحرافی هیجان انگیز و مطلوب جلوه داده می شود و بر کامجویی شخصی بدون در نظر گرفتن حرمت افراد دیگر تاکید شده و زن و مرد و کودک به صورت اشیایی برای لذت جنسی معرفی می شود.


طبق یافته های روانشناختی، هرزه پردازی زمینه ساز تجاوز به عنف و اقدامات ضد اخلاقی فراوانی است.


هرزه پردازی و نوجوانان

به عقیده برخی محققین، هرزه پردازی بر تکوین طبیعی مغز کودکان تاثیر منفی دارد. آمارهای جهانی نشان می دهد که پسربچه های 12 تا 17 ساله از گروه های عمده مراجعه کننده به محصولات حاوی هرزه پردازی هستند. در واقع برای اکثر آنها این محصولات اولین و ساده ترین مسیر برای کنجکاوی ها و آموزش های جنسی محسوب می شود در حالی که این سایت ها و فیلم ها از هرگونه آموزش و بیان واقعیت ها و مسائل بهداشتی خالی بوده و نوجوانان را در معرض بیماری های جنسی و روانی مختلف قرار می دهند.


تاثیر ناگوار هرزه پردازی بر کودکان همواره مورد توجه مدافعان کیان خانواده در سراسر جهان بوده است.


تصویری که هرزه پردازی در ذهن نوجوانان مذکر از جنس مونث می آفریند بسیار تحقیرآمیز است به طوری که تمامی وجود انسانی و تن دختران و زنان را در اذهان نوجوانان پسر در حد یک شئ که نسبتی با احترام و عواطف ندارد پایین می آورد. در نتیجه امکان ایجاد رابطه طبیعی حاوی نگاه انسانی و محترمانه بین دو جنس از بین رفته و زمینه ارتکاب به تجاوز و تعدی جنسی فراهم می شود. بدیهی است قربانیان جنایات جنسی تا مدت های مدید و گاه تا آخر عمر با یک رنج پنهان درونی دست به گریبان بوده و در نگاه طبیعی آنها به روابط اجتماعی و به خصوص روابط زناشویی و زندگی خانوادگی اخلال های بزرگی ایجاد خواهد شد.

دکتر جودیت رایسمن (Dr.Judith Reisman) مدیر انستیتو آموزش رسانه ای و یکی از مخالفان هرزه پردازی می گوید: «مشاهدات عصب شناختی در مورد پاسخ غریزی مغز به تصاویر و صداهای مستهجن نشان می دهد که تماشای این تولیدات یک رویداد بیولوژیک مهم است که آگاهی فردی برای تصمیم گیری را مختل می کند که این اتفاق برای مغز منعطف و تحت تاثیر قرار گیرنده کودکان مضر است زیرا که قدرت دریافت واقعیت از سوی آنها را از بین برده و در نتیجه تاثیرات نامناسبی بر سلامتی جسمی و روحی، آسایش و شادی آنها می گذارد».


فعالان فراوانی در سراسر جهان با تشکیل تجمع های اعتراضی نسبت به هرزه پردازی معترضند.


از هم پاشیدن خانواده

هرزه پردازی بر رفتار تاثیر گذاشته و گرایش ها را هدایت می کند. پیام های آن در ابتدا اغوا کننده هستند زیرا خیالی بوده و بنابراین بسیار هیجان آورتر از واقعیت نمایش داده می شوند. در اشخاصی که از هرزه پردازی استفاده می کنند انتظارات غیرواقعی اعجاب آوری در مورد روابط جنسی شکل می گیرد که منجر به آسیب دیدن روابط بین فردی و اجتماعی و خانوادگی آنها می شود. در واقع هدف اصلی اشاعه هرزه پردازی همین است که اعتماد و صداقت که دو رکن اصلی یک ازدواج است را از بین ببرد. از آنجا که ارتباط به سایت ها و تولیدات هرزه عمدتا به صورت مخفیانه انجام می گیرد؛ این مخفی کاری اکثرا منجر به رفتارهای فریب آمیز و دروغگویی می شود که در نتیجه در زوج ها احساس مورد خیانت واقع شدن و حس شک به وجود می آید. آنها نمی توانند بفهمند که چرا دیگر برای همسرشان خوشایند نیستند و یا چرا همسرشان برایشان جذابیت قبلی را ندارد. همانطور که در بالا تاکید شد هدف هرزه پردازی از هم پاشیدن خانواده است و دست یابی به این هدف بدون این که اعضای خانواده متوجه باشند به تدریج روی می دهد.


معرفی نماد روبان سفید و هفته مبارزه با هرزه پردازی

از اقدامات جهانی علیه این پدیده ضد انسانی

اینترنت و هرزه نگاری

در همایش سال 2003 وکلای خانواده در آمریکا، دو سوم وکلای شرکت کننده از نقش تاثیرگذار اینترنت در طلاق صحبت کردند. هزره پردازی آنلاین بیشترین تاثیر مثبت را در میان هرزه پردازی های اینترنتی بر رشد طلاق داشته است. این در حالیست که در نیمه نخست دهه نود که هنوز اینترنت توسعه و گسترش نیافته بود، تاثیر فیلم ها و مجلات هرزه بر طلاق چیز قابل توجهی نبود.

بیش از 75 درصد محصولات هرزه اینترنتی در آمریکا تولید می شود. نزدیک به 15 درصد در اروپا و مابقی در سایر مناطق. بیش از 70 میلیون نفر در طول هفته به سایت های هرزه سر می زنند که حدود 20 میلیون آنها از آمریکای شمالی هستند. آلمان، انگلستان، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا از بزرگرترین مشتریان هرزه پردازی آنلاین در اروپا هستند. در آلمان کاربران اینترنتی سایت های هرزه به طور میانگین در هر ماه 70 دقیقه صرف این سایت ها می کنند. در میان اروپاییان مراجعه کننده به این سایت ها افراد بالای 50 سال بیش ترین زمان را در این سایت ها می گذرانند. حدود 70 درصد از ترافیک سایت های مستهجن در طول روز روی می دهد. در میان محتویات حدود 100 هزار سایت، تصاویر و فیلم های مستهجن در مرود کودکان مشاهده می شود.


اینترنت و شبکه های اجتماعی نقش پر رنگی در گسترش و نفوذ هرزه پردازی در جوامع داشته است.


یکی از اساتید گروه انسان شناسی دانشگاه تهران در سال 87 در مورد ایران می گوید: "انفجار بزرگی است که در گسترش سایت‌های پورنوگرافی در ایران رخ داده است. روابط مبهم و متناقض بین جنسیتی، افزایش شدید ایدز، گسترش شدید سایت‌های پورنوگرافیک و پورنوگرافی زیر زمینی و محتوای آنها، خشونت علیه زنان و کودکان و سوء استفاده از آنان‌، از موارد آسیبی روابط بین جنسیتی محسوب می‌شوند. این قبیل سایت‌ها از پر بینده ‌ترین سایت‌ها در بین مخاطبان ایرانی می‌باشد." این گفته نشان می دهد که ایران یکی از اهداف اصلی جنگ بزرگ و ویرانگر هرزه پردازانه است و برنامه ریزان امنیت اجتماعی ایران نیز متوجه این موضوع می باشند.

سردار كمال هاديان‌فر، رئيس پليس فضاي توليد و تبادل اطلاعات ناجا در مردادماه سال جاری در گفتگو با ایسنا بر پاكسازي فضاي مجازي از محتويات غيراخلاقي تاكيد كرده است و از وجود برنامه هایی برای مقابله با رشد و توسعه خطرناک استفاده از محتویات هرزه اینترنتی خبر داده است؛ که به دنبال آن سايت خبري هافينگتون پست در تيتر خود "ايران با كمك غول شبكه‌هاي اجتماعي به جنگ پورنوگرافي مي‌رود" آشکارا به واژه جنگ اشاره کرده است.


اشاعه دهندگان اصلی هرزه پردازی در جهان

در این جا نیز همچون اکثر رویدادها و پدیده های ضد بشری و ضد انسانی در جهان رد پای یهود و صهیونیسم آشکار است. يهوديان در قالب توليدکنندگان و فروشندگان محصولات هرزه پردازانه و نیز بازيگری در فيلم هاي هرزه مدیریت این کار کثیف را در جهان به عهده دارند. در تاریخ آمریکا بين سالهاي 1890-1940 با يهوديان مهاجري مواجه می شویم که  در انتشار ادبيات، ترانه، لطيفه ها و رمان، مجله ها و نوشته هاي هرزه پردازانه فعالیت داشته اند.

معروف ترين توليد کننده و فروشنده محصولات هرزه در دوران پس از جنگ جهانی دوم، روبي استورمن یهودی بوده است که در دهه 70 میلادی کنترل بازار هرزه نگاري در آمريکا را در دست داشته است. او در پايان دهه 60 بزرگ ترين پخش کننده نشریات مستهجن در آمریکا بوده و با گسترش تجارت خود بيش از 200 فروشگاه کتاب مستهجن در سراسر آمریکا دایر نمود. او سینماهای مخصوص هرزه پردازی را در آمریکا برپا ساخت و پس از مرگش در اواخر دهه 90 پسرش ديويد به عنوان جانشین او کسب و کار خانوادگي را ادامه داد. اکنون يهودي 43دیگری به نام استيون هيرچ جای استورمن در این کار را گرفته است به گونه ای که او شرکت مايکروسافت هرزه پردازی جهان ناميده می شود که توليد کننده بيشترين فيلم هاي هرزه در آمريکا محسوب می شود.



منابع و مآخذ:

http://www.guardian.co.uk/lifeandstyle/2010/jul/02/gail-dines-pornography

http://www.deseretnews.com/article/700066752/New-initiative-sheds-light-on-pornographys-impact-on-families.html?pg=all

http://www.aftabnews.ir/vdcdjz05.yt05x6a22y.html

http://www.wecaretoo.com/Organizations/CAN/nffre.html

http://criminaljustice.state.ny.us/missing/i_safety/porn_dangers.htm

http://www.drjudithreisman.com/archives/2011/10/porn_numbs_body.html
http://www.focusonthefamily.com/marriage/divorce_and_infidelity/dealing_with_pornography.aspx

http://www.drjudithreisman.com/erototoxin.html
http://www.catholicculture.org/commentary/articles.cfm?id=134

http://www.drjudithreisman.com/archives/2005/12/the_sex-industr.html

http://www.americanhumanist.org/HNN/details/2012-04-a-humanist-argument-against-pornography

http://www.huffingtonpost.com/2012/07/24/iran-facebook-police-porn-cyber-crimes_n_1699632.html

اشعاری در وصف رسول مهربانی ها



 

 

 

 

 

 

 

اشعار نبوی (2)

  اشعار نبوی (1)

  اشعار نبوی (2)
                        شبی که جوشش صد مهر در گریبان داشت چنین حادثه ای در مشیمه پنهان داشت زمین، به خود ز تب التهاب می لرزید زمان، ز زایش نوری به خویش می پیچید ...

 

اشعار نبوی (1)اى بر همه انبیا, مقدم وى راهنماى ولد آدم منشور شریف امر و نهیت یک نکته نه بیش بوده, نه کم دستور تـو هرچه هست, متقن آیات تو هرچه هست, محکم در

اشعار نبوی (4)

  اشعار نبوی (3)

  اشعار نبوی (4)
                        جامه سیه کرد کفر، نور محمد(ص) رسید طبل بقا کوفتند، ملک مخلد رسید روى زمین سبز شد، جیب درید آسمان بار دگر مه شکافت روح مجرد رسید گشت جهان پر شکر...

 

اشعار نبوی (3)ای جلوه رخت زده آتش به جان گل نامت محمد است و نشانت، نشان گل میلاد باشکوه تو ای باغبان نور همزاد نغمه‌خوانی بلبل زمان گل قرآن تویی...

اشعار نبوی (6)

  اشعار نبوی (5)

  اشعار نبوی (6)
                        الا ساقی مستان ولایت بهار بی زمستان ولایت از آن جامی که دادی کربلا را به نوشان این خراب مبتلا را چنان مستم کن از یکتا پرستی که از آهم بسوزد کل هستی

 

اشعار نبوی (5)اى اصل قدیم و عقل اَقدم وى حادث با قدیم توأم در رتبه تویى حجاب اَقرب بودى تو نبى و در گِل آدم ملک و ملکوت در کف تست چون خاتمى اى نبىّ خاتم

اشعار نبوی (8)

  اشعار نبوی (7)

  اشعار نبوی (8)
                        شب گشت و تیرگی همه جا را فرا گرفت وز نور ماه دامن گیتی ضیا گرفت ماه رجب به شوق وصال خدای خویش جا در درون غار حرا مصطفی گرفت مهد صفا به غار حرا تا...

 

اشعار نبوی (7)محمد زینت نام جهان است چه خوشبوتر از آن اندر دهان است نزائیده کسی همچون محمد که نور روی وی رنگین کمان است محمد نور عالمتاب هستی است وجودش روشنی ...

اشعار نبوی (10)

  اشعار نبوی (9)

  اشعار نبوی (10)
                        و انسان هر چه ایمان داشت پای آب و نان گم شد زمین با پنج نوبت سجده در هفت آسمان گم شد شب میلاد بود و تا سحرگاه آسمان رقصید ...

 

اشعار نبوی (9)اى بر همه انبیا, مقدم وى راهنماى ولد آدم منشور شریف امر و نهیت یک نکته نه بیش بوده, نه کم دستور تـو هرچه هست, متقن آیات تو هرچه هست, محکم در

اشعار نبوی (2)

  طلوع محمد ( ص )

  اشعار نبوی (2)
                        تخته اول که الف نقش بست بر در محجوبه احمد نشست حلقه حى را کالف اقلیم داد طوق ز دال و کمر از میم داد لاجرم او یافت از آن میم و دال دایره دولت و خط کمال

 

طلوع محمد ( ص )
                        زمین و آسمان مکه آن شب نور باران بود و موج عطر گل در پرنیان باد می پیچید امید زندگی در جان موجودات می جوشید هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود

هر دم صلوات بر جمالش

  انوار عالم آرا

هر دم صلوات بر جمالش
                        به به که چه روز خرم آمد مبعوث نبى اکرم آمد بس عید فرا رسید بى شک عیدى نبود چنین مبارک از بعثت او جهان جوان شد

 

انوار عالم آرا
                        انتظار آمد به سر اى بیقراران تهنیت شد خزان سر، آمده فصل بهاران تهنیت جلوه گر گردیده حق اى حق شعاران تهنیت ساقى از ره مى‏رسد جمع خماران تهنیت

مقالات دیگر

•زیبا ترین مخلوق رب
•در مدح حضرت ختمی مرتبت
• خورشید آسمان نبوت
•مدح پیامبر خاتـم(ص)
•مدح خورشید
•رَحْمَهٌ لِلْعالَمین
• صبح سعادت
• نیمه شب، خورشید مى‏تابد
• در مدح حضرت محمد(ص)
• در مدح حضرت محمد(ص)
• رسول مهربانی
• در مدح سرور کائنات محمد بن عبدالله (ص)
• پیغمبر رحمت با ماست

کارت پستال پرسش و پاسخ بانک پیامک

کارت پستال

 بانک پرسش و پاسخ

 
بانک احادیث گالری تصاویر

کتابخانه

احادیث حضرت محمد(ص)

پیامبر اکرم (ص) در کلام معصومی (ع)

 بانک احادیث

آلبوم مدینه منوره

آلبوم حضرت محمد صلی الله علیه

 

داستان هایی از نبی رحمت (ص)



 

 

 

 

 

 

 

 

داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (2)

  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (1)

                  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (2) لوئى توماس، نویسنده معروف آمریکایى‏ کمتر خانواده‏اى در عربستان دیده مى‏شود که نام یکى از فرزندان خود را «محمد» نگذارد و اصولاً انتشار این نام در عالم، بیشتر از انتشار نام پطرس و یوحناست.

 

                  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (1)روزى پیامبر صلى الله علیه و آله با اصحاب خود نشسته بودند. پیامبر جوان نیرومندى را دید که اول صبح مشغول کار و تلاش مى باشد. بعضى از حاضران گفتند: این شایسته تمجید و ستایش بود...

داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (4)

  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (3)

                  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (4)مردى به خانه رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد و درخواست دیدار نمود، هنگامى که پیامبر صلى الله علیه و آله خواست از خانه خارج شود و به دیدار آن مرد برود، جلو آینه یا ظرف بزرگى از آب داخل اتاق

 

                  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (3)جابربن عبدالله گفت : ابوالهیثم غذایى پخت و رسول خدا صلى الله علیه و آله و یارانش را به خوردن آن دعوت کرد و چون اصحاب از خوردن غذا فارغ گشتند. رسول خدا صلى الله علیه و آله به ...

داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (6)

  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (5)

                  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (6)مردى به حضور رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد عرض کرد: یا رسول الله ، زنى دارم هر وقت مى خواهم از منزل بیرون روم ، مرا مشایعت مى کند و هر وقت مى خواهم بیایم ، مرا استقبال مى کند

 

                  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (5)پس از آنکه پیامبر صلى الله علیه و آله پیکر فرزندش ابراهیم را به خاک سپرد، چشمانش پر از اشک شد، فرمود: چشم اشک مى ریزد، و دل غمگین است ولى سخنى که موجب خشم...

داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (8)

  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (7)

                  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (8) عتاب بن اسید بعد از فتح مکه از سوى حضرت به عنوان والى مکه برگزیده شد، و مسئولیت امور سیاسى را به عهده گرفت ؛ در حالى که بیست و یک سال بیش نداشت و افراد ...

 

                  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (7)رسول الله صلى الله علیه و آله در سن هفت سالکى بودند که یهودیان گفتند ما در کتابهاى خود خوانده ایم که پیامبر اسلام از غذاى حرام و شبهه دار استفاده نمى کند و آنها را ...

داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (10)

  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (9)

                  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (10)ابومسعود انصارى گوید: من غلامى داشتم که را کتک مى زدم . از پشت سر خود صدایى شنیدم مى فرمود: ابومسعود، خداوند تو را بر او توانایى داده است (او را بنده تو ساخته )، برگشتم ، نگاه کردم

 

                  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (9)روزى پیامبر صلى الله علیه و آله با گروهى از مسلمانان در مکانى نماز مى گزارد. هنگامى که آن حضرت به سجده مى رفت ، حسین علیه السلام که کودک خردسالى بود، بر پشت رسول خدا ...

داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (12)

  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (11)

                  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (12)حضرت امام صادق (علیه السلام) مى فرماید : پیراهن رسول خدا (صلى الله علیه وآله) کهنه شده بود ، مردى خدمت رسول خدا (صلى الله علیه وآله) آمد و دوازده درهم به حضرت هدیه داد .

 

                  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (11)حاتم طایى از بزرگان عرب و مردى بسیار با سخاوت و بلند نظر و با مردم مهربان بود . او روزى یک شتر طبخ مى کرد تا هر کس از هر کجا برسد از سفره کریمانه اش بهره مند شود . این کار را ...

داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (14)

  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (13)

                  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (14)مرحوم شیخ کلینى مى‏نویسد: تیمم دارى و ابن بندى و ابن ابى ماریه با هم سفر مى‏نمودند و تمیم دارى مسلمان و آن دو نفر دیگر نصرانى بودند. تمیم دارى مریض بود، مرضش شدت پیدا کرد...

 

                  داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (13)حضرت امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوارش حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام)روایت مى کند : نیازمندى به محضر پیامبر خدا (صلى الله علیه وآله) آمد و از حضرت درخواست کمک کرد ...

مقالات دیگر

• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (15)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (16)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (17)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (18)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (19)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (20)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (21)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (22)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (23)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (24)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (25)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (26)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (27)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (28)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (29)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (30)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (31)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (32)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (33)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (34)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (35)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (36)
• داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (37)

کارت پستال پرسش و پاسخ بانک پیامک

کارت پستال

 بانک پرسش و پاسخ

 
بانک احادیث گالری تصاویر

کتابخانه

احادیث حضرت محمد(ص)

پیامبر اکرم (ص) در کلام معصومی (ع)

 بانک احادیث

آلبوم مدینه منوره

آلبوم حضرت محمد صلی الله علیه

 

فیلم «قلب شیطانی» با موضوع سلمان رشدی به مرحله پیش تولید رسید

فیلم «قلب شیطانی» با موضوع جریان شناسی اسلام ستیزی غرب و محوریت سلمان رشدی مرتد به مرحله پیش تولید رسید.

به گزارش خبرنگار فرهنگی مشرق، فیلم «قلب شیطانی» که توسط موسسه فرهنگی هنری پرانتز در دست تهیه می باشد مرحله تحقیق، پژوهش و نگارش فیلم نامه آن از خرداد سال 1390 آغاز شده که هم اکنون 70 درصد فیلمنامه آن به اتمام رسیده و مرحله پیش تولید آن آغاز شده است.

کریمی، مدیر این موسسه فرهنگی هنری در گفتگو با مشرق اظهار داشت: پیش از حرکت هتاکانه کشیش شیطان صفت آمریکایی ـ تری جونزـ طرح ساخت این فیلم تهیه شده بود و تحلیل این بود که این حرکتها در دوران معاصر از انتشار کتاب موهن«آیات شیطانی» سلمان رشدی مرتد آغاز شده است. وی افزود: پس از پیام مقام معظم رهبری در خصوص توهین کشیش آمریکایی به قرآن کریم، مطمئن شدیم که در مسیر صحیحی حرکت می کنیم و با قوت آنرا ادامه داده و پاسخ این جریان شیطانی و ضد دین را در فیلم «قلب شیطانی» خواهیم داد.

مدیر موسسه فرهنگی هنری پرانتز همچنین اظهار داشت: سال قبل طرح ایده اولیه با معاونت محترم سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح شد و ایشان نیز بر اولویت داشتن آن موضوع تاکید کرده و به تهیه خط داستانی مناسب راهنمایی کردند و در این زمینه دستور لازم جهت صدور مجوز های تحقیق و نگارش فیلم نامه و تولید آثار ویدئویی را به موسسه ما صادر نمودند.

کریمی اذعان نمود: ما در تحقیقات اولیه متوجه شدیم جریان اسلامی ستیزی یک جریان تاریخی بوده و حتی در دوران گسترش اسلام در اروپا نیز همین روشها و اسامی بکار رفته در اثر موهن«آیات شیطانی» مورد استفاده قرار می گرفته است و در شرایطی اتفاق افتاده است که نور اسلام در حال روشن نمودن فضای تاریک قرون وسطی بوده است.



کریمی ادامه داد: رویکرد ما در برخورد با این جریان رویکردی قرآن محور است. به نحوی که بر اساس نص قرآنی، هیچ پیامبری نیامده که بخواهد آیات قرآن را تلاوت کند و شیطان القای خودش را انجام ندهد اما خداوند القای شیطان را نسخ و آیات خود را تحکم می بخشد.

مدیر موسسه تهیه کننده فیلم «قلب شیطانی» تاکید نمود: کتاب سلمان رشدی مرتد خود مصداق آیه های شیطان ملعون است که بر قلب سیاه و شیطانی سلمان رشدی القاء شده تا نسبت به قرآن، پیامبر اعظم(ص) و ملائکه الهی آن توهین ها را در کتاب خود نوشت.

کریمی همچنین گفت: جریان دین ستیزی و دشمنی با انبیاء الهی و در ادبیات غرب مصداق های فراوانی دارد و حتی در همین فیلم موهنی که اخیرا علیه پیامبر اعظم(ص) از سوی کارگردان یهودی اسرائیلی ساخته و توسط کشیش شیطانی آمریکای تری جونز منتشر شده است، بازیگری که نقش پیامبر مسلمانان را بازی می کند، به لحاظ چهره و شمایل اصلا به پیامبر مسلمین شباهت ندارد بلکه جهره وی شبیه حضرت عیسی مسیح (ع) می باشد. بعبارتی فیلم ساز یهودی اسرائیلی می خواسته با یک تیر دو نشان بزند هم به لحاظ اسم و محتوی به پیامبر مسلمانان توهین نماید و به لحاظ چهره پیامبر مسیحیان عالم را مورد اهانت قرار دهد.

مدیر موسسه فرهنگی هنری تهیه کننده فیلم «قلب شیطانی» گفت: این یک جریان شیطانی است که البته وقتی حق به میدان بیاید مطمئنا نابود خواهد شد چرا که باطل اساسا نابود شدنی است.

کریمی در خصوص تولید فیلم «قلب شیطانی» نیز افزود: منتظریم گزارش کاملی از فیلمنامه آماده شود تا بلافاصله خدمت برخی علما و مراجع عظام ارسال شده و پس از اخذ راهنمایی ها و تاییدات آن بزرگواران جهت اخذ مجوز ساخت به سازمان سینمایی ارسال شود.

وی در خصوص هزینه های تهیه فیلم اظهار داشت: این فیلم در بخش خصوصی تهیه خواهد شد و با رایزنی های اولیه ای که صورت گرفته برخی سرمایه گذاران آمادگی خود را برای ورود به این پروژه اعلام کرده اند. البته بنا داریم فیلم در دو نسخه ویدئویی و سینمایی تهیه شود و با تکنیک بالایی ساخته شود. ضمنا لازم است یادآوری کنم برخی عزیزان کارگردان نیز برای ساخت این اثر اعلام آمادگی نمودند و یکی آز آنان حتی در جلسه به بنده گفت: من همه حیثیت و آینده هنری خودم را پای اینچنین فیلمی خواهم گذارد چراکه پای دین و قرآن و پیامبرم(ص) در میان است و معتقدم حتی نظافتچی صحنه آن هم باید با اعتقاد باشد تا این اثر تاثیر گذار ساخته شود.

پشت پرده فیلم موهن آمریکا و صهیونیست‏ها علیه اسلام و پیامبراعظم (ص)+محتوای فیلم

دولت آمریکا که اینک با خشم مسلمانان بیدارشده مواجه شده است تلاش می‏کند خود را از این اقدام موهن بری کند؛ اما آیا می‏توان باور کرد که ساخت فیلمی با سرمایه هنگفت 5 میلیون دلاری و نیز اقدامات مستمر کشیش دیوانه بدون اطلاع و رضایت مقامات کاخ سفید انجام شده باشد؟
به گزارش مشرق؛ در حالی که پخش فیلمی موهن موجب خشم مسلمانان، به ویژه در لیبی و مصر و حمله به سفارت آمریکا در این کشورها شده، محتوای این فیلم چیست؟
 
فیلم مذکور از سوی تری جونز، کشیش ضد اسلام اهل فلوریدای آمریکا، منتشر شده که اعلام کرده‌ است انتشار این فیلم  به مناسبت سالگرد حملات یازده سپتامبر صورت گرفته است.
 
در این فیلم دوساعته، شخصیت ارزشمند پیامبر اکرم (ص) به طنز گرفته شده و این چهره پاک، فردی ترسیم شده‌ است که گناهان بسیاری مرتکب می‌شود.
  «سَم باسیل»، نویسنده و کارگردان این فیلم، که «برائت از مسلمانان» نام دارد یک یهودی آمریکایی اهل کالیفرنیا و شاغل در بخش مستغلات است، اما پخش و توزیع فیلم را تری جونز برعهده دارد.
 
سم باسیل که هم‌اینک در مخفیگاه به‌ سر می‌برد به «وال‌ استریت جورنال» گفته‌ است که «بیش از ۱۰۰ یهودی با اعطای ۵ میلیون دلار» در تأمین مالی این فیلم کمک کرده‌اند و این فیلم با شرکت ۶۰ هنرپیشه و ۴۵ نفر پشت صحنه در سه ماه ساخته شده‌ است.
 
به گفته «سم باسیل»، این فیلم تاکنون تنها یک بار اکران شده که اوایل سال جاری در سالنی تقریباً خالی در هالیوود بوده است.
 
تری جونز، کشیش کلیسای گِینزویل فلوریدا، که شبکه خبری سی‌ان‌ان در وب‌سایت خود او را کشیشی «جویای نام» توصیف می‌کند پیشتر در اردیبهشت‌ماه امسال قرآن را آتش زده بود.
 
تری جونز روز ۲۰ مارس ۲۰۱۱ نیز یک نسخه از قرآن را در کلیسای خود به آتش کشید که این اقدام تظاهرات گسترده‌ای را در افغانستان به دنبال داشت که طی آن ده‌ها تن کشته و زخمی شدند.
 
 این فیلم موهن که با دو نام "برائت از مسلمانان" و "زندگی محمد[ص] رسول اسلام"معرفی شده یک فیلم یک فیلم آماتوری به کارگردانی «سام باسیل» است و حاوی صحنه‌ها و توهین‌هایی به پیامبر اکرم(ص) است که زبان از بیان آنها شرم می‌کند.
 
این فیلم پیش از این تنها یک بار در سالنی در هالیوود به شکل خصوصی نمایش داده شد و قرار بود در سالگرد حادثه 11 سپتامبر در کلیسای تری جونز (کشیش سفیه) به نمایش درآید؛ اما این نمایش لغو شد.
 این کشیش طبق اعلام قبلی، حرکت موهن دیگری به نام «محاکمه مردمی محمد[ص]» برگزار کرد و به زعم خود آن حضرت را محاکمه نمود. قرار بود این فیلم در کنار این محاکمه نمایش داده شود.
 اما علیرغم لغو پخش رسمی فیلم موهن، بخش‌هایی از این فیلم در فضای مجازی منتشر گردید و چون این کار از سوی قبطیان مهاجر مصری انجام شد، نخستین واکنش‌ها از مصر علیه این اقدام برخاست و سپس به لیبی، یمن و دیگر کشورها کشیده شد.
 شخصیت‏های مسلمان، مسیحی، قبطی و نیز کاخ سفید ساخت این فیلم را محکوم کردند؛ اما مسلمانان خشمگین در مصر و لیبی، با حمله به نمایندگی های سیاسی آمریکا در "قاهره" و "بنغازی"، سفیر آمریکا در لیبی را کشتند.
 
 دولت آمریکا که اینک با خشم مسلمانان بیدارشده مواجه شده است تلاش می‏کند خود را از این اقدام موهن بری کند؛ اما آیا می‏توان باور کرد که ساخت فیلمی با سرمایه هنگفت 5 میلیون دلاری و نیز اقدامات مستمر کشیش دیوانه بدون اطلاع و رضایت مقامات کاخ سفید انجام شده باشد؟

 زمان این فیلم 2 ساعت است اما بخش هایی چند دقیقه ای از آن (به زبان انگلیسی و نیز با دوبله به زبان مصری محلی) بر روی شبکه ویدئویی "یوتیوب" منتشر گردیده است.


 مشخصات فیلم

 نام فیلم: برائت از مسلمانان (زندگی محمد رسول اسلام)
 سناریست، تهیه کننده و کارگردان: سام باسیل (به انگلیسی: (Sam Bacile
 محصول: 2011 ـ ایالات متحده آمریکا
 زمان: 120 دقیقه
 حامیان مادی: صهیونیست‏ها.
 حامیان معنوی: «عصمت زقلمه» رییس دولت خودخوانده قبطی (هیئت عالی حکومت قبطیان مهاجر در آمریکا) ـ «موریس صادق» وکیل قبطی دادگستری ـ «تری جونز» کشیش قرآن‏سوز آمریکایی.

 داستان فیلم

 این فیلم با صحنه‌هایی از حملات گروه‌های تندرو به یک داروخانه مربوط به پزشکی قبطی در مصر آغاز می‏شود. در این صحنه چند مسلمان با محاسن بلند با چوب و چماق به داروخانه این پزشک حمله می‏کنند و با حمله ناجوانمردانه به همسر وی، مغازه اش را ویران می کنند؛ اما پلیس مصر تنها نظاره گر این حادثه است.
 فیلم پس از این بخش، به حیات پیامبر اعظم(ص) در صدر اسلام منتقل می‌شود و با پخش صحنه های مبتذل (که از بیان آنها معذوریم)، علاوه بر توهین به پیامبر اکرم(ص)، دین اسلام را به عنوان "سرطان" و مسلمانان را افرادی خشن، عقب مانده و طرفدار خونریزی نشان می دهد.



 
 گذشته از صحنه‏ های سخیفی که ارزش بیان ندارد، یکی از شیطنتهای فیلم آن است که مسلمانان را افرادی شکنجه‏ گر معرفی کرده است و در صحنه ای از فیلم یک زن سالخورده به نحو عجیبی شکنجه می شود؛ در حالی که در تاریخ اسلام چنین چیزی مشاهده نمی شود. در واقع، در این فیلم بسیاری از جنایت‏هایی که نظامیان آمریکایی، اسرائیلی و غربی در سال‏های اخیر در حق مردم فلسطین، عراق و افغانستان انجام داده و در "گوانتانامو" و "ابوغریب" مرتکب شده اند را بی‏شرمانه به اسلام و مسلمانان نسبت می‏دهد.

در این فیلم نقش پیامبر(ص) را یک بازیگر آمریکایی با رفتاری کمدی و توهین‌آمیز بازی می‌کند و در آن تلاش شده است تا نزول وحی بر پیامبر(ص) را دروغ معرفی کند.

 روزنامه وال استریت ژورنال در توصیف این فیلم نوشت: فیلم "برائت از مسلمانان" یک فیلم سیاسی و نه مذهبی است و در آن از اسلام به عنوان سرطان یاد شده است.

 آشنایی با کارگردان

 سام باسیل یک شهروند اسرائیلی ـ آمریکایی ایالات متحده است. وی یک مشاور املاک و مدیر شرکت‏های ساخمانی است که در کالیفرنیای جنوبی زندگی می‌کند . علیرغم عدم انتشار هیچ تصویری از وی، او یک شخص حقیقی است و سنی بین 52 تا 56 سال دارد. (یعنی سام باسیل، یک نام مستعار نیست).
 باسیل از روز سه شنبه (۱۱ سپتامبر 2012 ـ ۲۱ شهریور 1391) که با روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" و روزنامه آمریکایی "وال ستریت ژورنال" مصاحبه کرد ناپدید شد و از مکان اختفای وی اطلاعی در دست نیست.

 وی به روزنامه " وال استریت ژورنال" گفت: "برای این فیلم 5 میلیون دلار از یکصد صهیونیست اعانه جمع آوری شده است. این فیلم با استفاده از 59 بازیگر و تیمی 45 نفره در پشت صحنه، به مدت سه ماه در اواسط سال گذشته میلادی در کالیفرنیا تولید شد".
 با وجود این هزینه هنگفت، کیفیت فیلم بسیار پایین و دکورها و صحنه‏ ها بسیار آماتوری و پیش پا افتاده است.

اما پس از ابراز انزجار مسلمانان جهان رسانه های غربی سعی می کنند هویت واقعی سازنده فیلم را مخفی کنند.
دویچه وله در گزارشی ادعا کرد: یک فعال مسیحی‌مذهب که به گفته‌ی خود در جریان تهیه فیلم همکاری داشته، اما می‌گوید که "بسیل" نام مستعار است و فرد مورد نظر نه یهودی‌مذهب است و نه اسرائیلی. به گفته‌ی استیو کلین، گروهی از شهروندان ایالات متحده که در خاورمیانه متولد شده‌اند، فیلم را تهیه کرده‌اند.

دویچه وله مدعی شد: بنا بر اعلام منابع اسرائیلی نیز شخصی با نام "بسیل" در فهرست شهروندان این کشور ثبت نشده است. استیو کلین از هویت واقعی کارگردان اظهار بی‌اطلاعی کرده است.


 آشنایی با حامیان فیلم

 گروه موسوم به «قبطیان مهاجر»: دکتر عصمت زقلمة از شخصیت‏های قبطی مهاجر و ساکن در آمریکا، در سال گذشته میلادی با ادعای اینکه مسیحیان قبطی مصر در معرض ظلم و قتل هستند "حکومت قبطی در تبعید" را تشکیل داد و خود را رییس آن اعلام کرد. دیگر مقامات این دولت خودخوانده «مستشار موریس صادق» مدیر اجرایی، «مهندس نبیل بسادة» دبیرکل و «مهندس إیلیا باسیلی» هماهنگ کننده بین المللی آن هستند.
 اما رهبران قبطی مقیم مصر، با رد تشکیل این دولت، اعلام کردند که زقلمة و موریس را نماینده خود نمی دانند.

 «تری جونز» : کشیش یک کلیسای کوچکی در ایالت فلوریدا است. وی جایگاهی در بین مسیحیان آمریکا ندارد و در کلیسای محلی او تنها حدود 20 و حداکثر ۵۰ نفر حاضر می‏شوند.

وی از 11 سپتامبر سال 2001 تاکنون به همراه همسرش در کلیسایی کوچک در شهر "گینسویل" حمله علیه جهان اسلام را آغاز کردند. جونز در نهمین سالگرد حملات یازده سپتامبر خواستار برگزاری مراسم قرآن سوزی شد و سرانجام پس از غائله ‏های رسانه‏ ای فراوان و کسب شهرت منفی جهانی، در روز ۲۰ مارس ۲۰۱۱ این کار موهن را انجام داد.




عواقب این کار ابلهانه وی گریبانگیر آمریکائیان مقیم کشورهای اسلامی و کارکنان سازمان ملل شد؛ و فقط در "مزار شریف" افغانستان دست کم ۱۲ نفر از نیروهای سازمان ملل کشته شدند.

تری جونز از سوی رهبران دینی مسیحیت نیز مردود است و علاوه بر محکومیت رسمی وی از سوی "واتیکان" روحانیون مختلف مسیحی نیز کار وی را نفی کرده‏ اند. رهبران دینی شهر دیربورن نیز با موضع‌گیری در برابر این تصمیم ضددینی تری جونز اعلام کرده بودند که مقابل مرکز اسلامی دیربورن گرد هم خواهند آمد تا اعلام کنند مخالف اهانت به احساسات اقلیت‌های مسلمان هستند.

 وی پس از آنکه با سوءاستفاده از غائله سوزاندن قرآن در دو سال گذشته، از یک کشیش روستایی به یک چهره جهانی تبدیل شد پارسال نیز تبلیغات شدیدی را آغاز و سرانجام نسخه ای از قرآن را به آتش کشید. او امسال نیز نمایش مضحک "محاکمه مردمی پیامبر(ص)" را به راه انداخت.

اما سام باسيل واقعي کيست؟

نيکولا باسلي ناکولا(Nakoula Basseley Nakoula)

بنا به گفته مقامات آمريکايي، ناکولا نويسنده و کارگردان فيلم موهن است. در مصاحبه‌اي که آْسوشيتدپرس با اين فرد داشته است، وي خود را ناکولا ناکولا معرفي کرده است. وقتي که خبرنگار آسوشيتدپرس از او مي‌خواهد تا گواهينامه خود را براي تاييد هويت نشان دهد ناکولا انگشت خود را روي نام مياني خود " باسلي" مي‌گذارد تا شناخته نشود. Basseley  از لحاظ آوايي با نام "باسيل" شباهت زيادي دارد. در طول مصاحبه ناکولا داشتن هرگونه رابطه با باسيل را انکار کرده است.

به گفته ناکولا او تنها در بخشي از فيلم هم‌کاري داشته است. آسوشيتدپرس درپي تحقيقات محلي متوجه مي‌شود که شماره تلفن که مردي که خود را باسيل معرفي کرده دقيقا در همان آدرسي است که خبرنگار آسوشيتدپرس با ناکولا مصاحبه کرد.

گفتني است که ناکولا سابقه کيفري دارد. به گفته مقامات قضايي فدرال، او در يک کلاهبرداري از حساب‌هاي بانکي شرکت داشته است که شماره‌هاي تامين اجتماعي را به سرقت مي‌برده‌اند. سپس وي پول را از حساب‌هاي سرقتي برداشت کرده و به حساب‌هاي ديگر خود واريز مي‌کرده است.

بنابه گقته پليس وي نام‌هاي جعلي بسياري دارد از قبيل مارک باسلي يوسف، يوسف ام. باسلي، نيکولا باسلي(Mark Basseley Youssef, Yousseff M. Basseley, Nicola Bacily).

اگر نگاهي دقيق به نام‌ها بي‌اندازيم متوجه شباهت آن با نام BACILE مي‌شويم.

ناکولا در سال 2010  به کلاهبرداري محکوم و به پرداخت 790هزار دلار جريمه و 21 ماه زندان و محروم از استفاده از اينترنت به مدت 5 سال شد. گفتني است که وي داستان فيلم موهن را در زندان نوشته است.

 روز پنج‌شنبه مقامات پليس آمريکا تاييد کردند که ناکولا همان سام باسيل بوده و نويسنده و کارگردان فيلم موهن ضداسلامي است.

استيو کلين(Steve Klein)

کلين که گفته مي‌شود مشاور فيلم‌نامه بوده است، مي‌گويد او نام واقعي سام باسيل را نمي‌داند،‌اما ادعا کرده است که باسيل از وي براي همکاري در فيلم درخواست کمک کرده است. دليل انتخاب وي اين بوده است که استيو کلين با گروه‌هاي افراطي مسيحي در جنوب کاليفرنيا رابطه داشته است. او که يک نظامي در زمان جنگ ويتنام بوده است موسسه Courageous Christians United‌را تاسيس کرد، موسسه‌اي افراطي و ضد اسلامي. او هم‌اکنون رييس موسسه Concerned Citizens for the First Amendment است که اين گروه نيز در کاليفرنيا فعال بوده و افراطي و ضد اسلامي است. اين گروه به تازگي با کميته‌اي مسيحي افراطي همکاري داشته است که در مدارس کاليفرنيا حضور داشته و به پيامبر اسلام توهين مي‌كرده‌اند.

گفته مِي‌شود  وي به دنبال ترويج رعب و وحشت ميان جوانان آمريکايي از اسلام بوده و به مدارس کاليفرنيا مي‌رود و عليه اسلام صحبت مي‌کند. اين قبطي افراطي، مسيحيان خاورميانه و شمال آفريقا را تشويق به اقدامات نظامي عليه مسلمانان مي‌کند.

بنا به گزارشات، او به مناطق مختلف سفر مي‌کند و مردم را به اقدامات نظامي عليه مسلمانان وا مي‌دارد.کلين در يکي از سخنراني‌هاي ضد اسلامي خود در مارس 2011  گفت: " ‌چرا مابايد مثل زن‌ها رفتار کنيم؟ چرا بايد بترسيم؟ ما از خدا حکم داريم تا از شما حفاظت کنيم؟ چرا اجازه نمي دهيم ما کار خود را بکنيم( قتل مسلمان‌ها)؟

در مصاحبه‌اي با پايگاه تحليلي آتلانتيک، کلين به خود افتخار کرده که به دنبال شکار مسلمانان است:

" بعد از يازده سپتامبر من به دنبال تروريست‌ها گشتم و آن ها را نيز پيدا کردم، خيلي آسان بود. سام باسيل درباره من تحقيق کرد و به سراغ من آمد. مسيحيان خاور‌ميانه و جوامع يهودي به من اعتماد دارند.

او در صفحه فيس بوک خود در سال 2011 نوشت: ما با اسلام در حال جنگ هستيم، اين جنگ تا پاي مرگ ادامه دارد و ما بايد آماده باشيم".

او در يکي از پست‌هاي فيس بوک خود در اقدامي توهين آميز اسلام را به "سرطان تشبيه کرده و ادعا کرده است که جنگي مقدس در راه بوده که نشانه‌هاي آن را مي‌توان در همه جا پيدا کرد". او از سال 1997 آغاز جنگ مقدس خود را عليه اسلام شروع کرده است و دائما در بيرون مدارس اسلامي و مساجد پلاکاردهايي در دست داشته و به مسلمانان توهين مي‌کند.

به نظر مي‌رسد کلين به دنبال ايجاد خشونت و جنگ ميان مسلمانان مسيحيان است. او زماني که تري جونز اقدام به اتش زدن قرآن کرد از وي حمايت کرد. اين فرد افراطي در مدارس کاليفرنيا به دنبال تهييج دانش‌آموزان و ترس در ميان آن‌ها از اسلام است.

به گفته وي: اگر کودکان مي‌خواهند بجنگند، ان‌ها خطر اسلام را درک کرده‌اند. من مي‌توانم خون‌ريزي‌ها را ببينم، زمان بزرگي در راه است.

به گفته کلين، فيلم موهن در در سال 2012 فيلم‌برداري شده که مورد حمايت مسيحيان خاور ميانه نيز بوده است.

استيو در مصاحبه‌اي با روزنامه ديلي ميل انگليس گفت: کساني‌که سفر آمريکا را کشتند گناهکارند نه من، کساني که دست به تظاهرات زده و سفارت آمريکا را تسخير مي کند بايد احساس شرم کنند نه من.

موريس صادق(Moris Sadek)

فعال مصري مسيحي قبطي که فيلم موهن را در وب‌لاگ شخصي خود به نمايش گذاشت. اين افراطي مصري که در واشنگتن زندگي مي‌کند به آسوشيتدپرس گفت: اين فيلم را به نمايش گذاشته است تا مشکل قبطي‌ها و رنج آن‌ها از مسلمانان را  نشان دهد. صادق که يکي از دوستان نزديک تري جونز است ، قرار بود تا از طريق رابطه‌هاي خود اين فيلم را در تلويزيون‌هاي مصر به نمايش بگذارد. او فردي ضداسلامي بوده و عضو اصلي جامعه قبطيان آمريکا است. او در مصاحبه‌اي با رويترز هدف خود از نمايش فيلم را نشان دادن خطر اسلام براي مسيحيت اعلام کرده است. بعد از اينکه او فيلم را در وب‌لاگ خود به نمايش گذاشت آسوشيتدپري گزارش داد که قرار است مصري ها تظاهرات گسترده‌اي را برپا کنند. 

         وب‌لاگ شخصي صادق

شيخ خالد عبدالله

مجري تلويزيوني مصر که در شبکه النص مصر کار مي‌کند. عبدالله يک مصري افراطي است که هميشه افکاري ضد اسلامي داشته است. او در تاريخ 8 سپتامبر اقدام به پخش فيلم موهن ازتلويزيون خود مي‌کند که باعث موج اصلي تظاهرات‌ها مي‌شود. شيخ خالد از هر فرصتي استفاده مي‌کند تا به اسلام و مسلمانان حمله کند.

او از انقلاب مصر نيز بسيار اعتراض کرده بود و کساني که در زمان انقلاب در ميدان تحرير قاهره جمع مي‌شدند را "بچه‌هاي بي‌ارزش" خطاب کرده بود .

شيخ عبدالله در سخناني ايران را خطري به مراتب بزرگتر از يهوديان براي آمريکا خوانده بود.

                                                                             شيخ خالد عبدالله


جان والش

وبلاگ نويس اهل لس‌انجلس که درباره اعتراضات به اين فيلم هشدار داده بود. او حتي يک روز قبل از نمايش فيلم در مقابل شوراي شهر لس آنجلس صحبت کرده و از فيلم انتقاد کرده بود. او از اتحاديه رفع تهمت لس‌انجلس خواست تا درباره صحت فيلم تحقيق کنند اما آن‌ها ساکت ماندند.

نظر برخي از بازيگران فيلم موهن ضد اسلامي

سيندي لي گارسيا( Cindy Lee Garcia)

اين بازيگر خانم اهل بيکرفيلد که نقش کوتاهي در فيلم داشته است در مصاحبه‌اي با Gawker‌ گفت که فيلم‌نامه‌اي که او و ديگر بازيگران براي فيلم خوانده بودند نام آن " جنگ‌حويان بيابان" بود. در آن فيلم‌نامه هيچ نامي از حضرت محمد برده نشده بود و نام حضرت محمد  و ديگر منابع ديني بعد از مرحله توليد به فيلم اضافه شده است. وي از حضور در اين فيلم به شدت ابراز تاسف کرده است.

به گفته گارسيا، جنگ جويان بيابان درامي بود در خاور ميانه که قرار بود به کارگرداني آلن روبرتز فيلم برداري شود. قرار بود به مدت سه هفته در لس‌آنجلس اجرا شود . گارسيا که با ناکولا ملاقات کرده است به نقل از او مي‌گويد: "ناکولا ادعا کرد که يک مصري است نه اسراييلي".

تيم داکس( Tim Dax)‌

او نيز که ادعا مي کند گول خورده است، به گفته وي:‌او براي فيلم " طوفان بيابان" مصاحبه کرده بود و کاراکتر او کاملا با چيزي که در يوتوب پخش شد متفاوت است.

داکس مي‌افزايد؛ صداهاي فيلم ساختگي است و او شک دارد که صداي خودش در فيلم است.

گفتني است که داکس بازيگر فيلم‌هاي مستهجن آمريکايي است.

به نظر مي‌رسد کارگردان اين فيلم 80 بازيگر و عوامل فيلم را گول زده که در بيانيه‌اي اعلام کرده‌اند که گمراه شده‌اند. در اين بيانيه امده است که ما 100 پشت هيچ کدام از قضاياي اين فيلم نبوده و درمورد هدف و نيت آن گمراه شده‌ايم. ما از بازنويسي‌هاي فيلم‌نامه و دروغ‌هايي که در آن گفته شد بسيار متعجب هستيم. ما از اتفاقاتي که رخ داده است بسيار ناراحت هستيم‌.



سوء استفاده کارگردان از عوامل فیلم؟

 در همین حال یک بازیگر زن که در این فیلم ایفای نقش کرده است ادعا کرد که عوامل فیلم از آنچه سازنده آن دنبال می‌کرده است، مطلع نبوده‌اند. وی می‌گوید که به وی گفته نشده بود که این فیلم در نهایت به کجا خواهد انجامید؛ بلکه در زمان فیلمبرداری، فیلم مزبور «جنگجویان صحرا» نام داشته و زمان آن نیز مربوط به هزاران سال پیش از ولادت پیامبر اسلام(ص) بوده است.
 
این بازیگر که «سیندی لی گارسیا» نام دارد، تصریح کرد: «قرار نبود این فیلم هیچ کاری به مذهب داشته باشد، بلکه قرار بود نشان دهد که در گذشته شرایط در مصر چگونه بوده است؟ در این فیلم در رابطه با [حضرت] محمد(ص) و یا مسلمانان چیزی نبود.»

  یکی دیگر از اعضای گروه سازنده فیلم موهن هم که به دلایل امنیتی خواست تا نامی از وی برده نشود، روز چهارشنبه در پیامی به شبکه خبری سی‌ان‌ان ابراز داشت: «تمام عوامل فیلم بشدت ناراحت هستند و احساس می‌کنند تهیه‌کننده فیلم از آنها سوءاستفاده کرده است. ما از این فیلم حمایت نمی‌کنیم و درباره مقصود و منظور آن دچار گمراهی شدیم. ما از بازنویسی‌های کامل فیلمنامه و دروغ‌هایی که به عوامل فیلم گفته شد، شوکه شده‌ایم.»    

  همچنین بیانیه‌ای از سوی عوامل فیلم منتشر و در آن اعلام شده است که نام پیامبر اسلام(ص) و هرچه که مربوط به اسلام است، پس از پایان مراحل فیلمبرداری به فیلم مزبور اضافه شده است. همچنین دیالوگ‌های اهانت‌امیز فیلم مزبور در زمان فیلم‌برداری ضبط نشده‌اند بلکه آن نیز بعداً به‌وسیله دوبله تغییر داده شده و جایگزین دیالوگ‌های اصلی شده‌اند.
این بیانیه تأکید کرده است که سام باسیل کارگردان فیلم از عوامل سازنده آن سوءاستفاده کرده است.

پيام مهم رهبر معظم انقلاب در پي اهانت نفرت انگيز دشمنان اسلام به ساحت نوراني پيامبر اعظم(ص): متهم او


به گزارش مشرق به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، در پي اهانت نفرت انگيز دشمنان اسلام به ساحت نوراني پيامبر اعظم صلي الله عليه وآله و سلم حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به ملت ايران و امت بزرگ اسلام، پشت صحنه ي اين حركت شرارتبار را سياستهاي خصمانه ي صهيونيسم، امريكا و ديگر سران استكبار جهاني خواندند و با تشريح دلايل كينه ورزي صهيونيستها نسبت به اسلام و قرآن، تاكيد كردند: سياستمداران آمريكا اگر در ادعاي دخالت نداشتن خود صادقند بايد عاملان اين جنايت شنيع و پشتيبانان مالي آن را كه دل ملتهاي مسلمان را به درد آورده اند، به مجازات متناسب با اين جرم بزرگ برسانند.


متن پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله العزيز الحكيم: يُريدونَ لِيُطفِئوا نورَاللهِ بِاَفواهِهِم واللهُ مُتِمُّ نورِه وَلوكَرِهَ الكافِرون
ملت عزيز ايران؛ امت بزرگ اسلام
دست پليد دشمنان اسلام بار ديگر با اهانت به پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم كينه ي عميق خود را آشكار ساخت و با اقدامي جنون آميز و نفرت انگيز، خشم مجموعه هاي خبيث صهيونيستي را از تلألؤ روزافزون اسلام و قرآن در جهان كنوني نشان داد. در روسياهي عاملان اين جنايت و گناه بزرگ همين بس كه مقدسترين و نوراني ترين چهره ميان مقدسات عالم را آماج ياوه هاي مشمئز كننده ي خويش ساخته اند. پشت صحنه ي اين حركت شرارتبار، سياستهاي خصمانه ي صهيونيسم و امريكا و ديگر سران استكبار جهاني است كه به خيال باطل خود ميخواهند مقدسات اسلامي را در چشم نسلهاي جوان در دنياي اسلام از جايگاه رفيع خود فروافكنده و احساسات ديني آنان را خاموش كنند. اگر از حلقه هاي قبلي اين زنجيره ي پليد يعني سلمان رشدي و كاريكاتوريست دانماركي و كشيش هاي امريكايي آتش زننده قرآن حمايت نميكردند و دهها فيلم ضد اسلام را در بنگاههاي وابسته به سرمايه داران صهيونيست سفارش نميدادند، امروز كار به اين گناه عظيم و غيرقابل بخشش نمي رسيد. متهم اول در اين جنايت، صهيونيسم و دولت امريكا است. سياستمداران امريكا اگر در ادعاي دخالت نداشتن خود صادقند بايد عاملان اين جنايت شنيع و پشتيبانان مالي آن را كه دل ملتهاي مسلمان را به درد آورده اند، به مجازات متناسب با اين جرم بزرگ برسانند.

برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان نيز بدانند كه اين حركات مذبوحانه ي دشمنان در برابر بيداري اسلامي، نشانه ي عظمت و اهميت اين خيزش و مبشّر رشد روزافزون آن است، والله غالبٌ علي امره
سيدعلي خامنه اي
23/شهريور/1391

عکس/ آخرین حمام هستی این است

عکس/ کارگردان فیلم موهن علیه پیامبر (ص)

سام باسیل کارگردان فیلم توهین آمیز علیه اسلام و پیامبر اعظم (ص)


طنین ندای محمدرسول‌الله(ص) در میدان انقلاب؛ خروش مردم ایران علیه اسلام ستیزان/ عرض تسلیت به ساحت بقی


تجمع هزاران نفری مردم تهران در اعتراض به اهانت به ساحت مقدس پیامبر اعظم امروز بعد از اقامه نماز جمعه با به آتش کشیدن پرچم امریکا و اسرائیل توسط نماز گزارن برگزار شد.
به گزارش مشرق، آیت الله جنتی در واکنش به ساخت فیلم موهن علیه پیامبر اسلام گفت: مسلمانان یک و نیم میلیارد جمعیت جهان را تشکیل می دهند که در سطوح بالای اجتماعی قرار دارند اما آمریکا با این اقدام این جمعیت بزرگ را نادیده گرفته است.

دبیر شورای نگهبان در خصوص اهداف آمریکا از توهین به مقدسات اسلامی گفت: غرب موج اسلام گرایی را در دنیا به چشم خود می بیند و مردم غرب و آمریکا گرایش روزافزون به اسلام دارند و آمریکا با این اقدام می خواهد در برابر این موج اسلام خواهی بایستد.



پس از اقامه نماز جمعه، نمازگزاران تهرانی همراه با سایر هموطنانمان در سراسر کشور با حضور در تظاهراتي پر شور، اقدام آمريكايي ـ صهيونيستي توليدكنندگان يك فيلم موهن عليه پيامبر اسلام (ص) را به شدت محكوم كردند.

نمازگزاران در اين راهپيمايي با سر دادن شعارهاي «مرگ بر آمريكا»، «مرگ بر اسرائيل»، «سكوت در برابر اهانت، خيانت است، خيانت»، «اي امت محمد (ص)، به پا خيز» و «اي رهبر آزاده، آماده‌ايم آماده» و با در دست داشتن پلاكاردهايي با مضامين «مرگ بر آمريكا» و تصاويري از مقام معظم رهبري، اين اقدام موهن را محكوم كردند.

همچنین تظاهر کنندگان تهرانی در اعتراض به اقدامات آمریکایی‌ها در توهین به مقدسات اسلامی، پرچم این کشور را مقابل در اصلی دانشگاه تهران به آتش کشیدند.


در ادامه این مراسم حجت الاسلام رحیمیان نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید امور ایثارگران در سخنانی اظهار داشت: بیداری اسلامی و همچنین موفقیت های روز افزون مسلمانان وجمهوری اسلامی ایران یکی از دلایل خشم مستکبران و در نتیجه اهانت آنها به مقدسات مسلمانان است.

وی در ادامه افزود: آنها به حقیقت تاثیر اسلام و انقلاب اسلامی پی برده اند و به همین خاطر دست به چنین جنایاتی می زنند اما غافل از اینکه تاکنون این گونه اقدامات تنها به ضرر خودشان و به نفع اسلام و مسلمانان تمام شده است.


نمازگزاران تهرانی همچنین بارها در خلال صحبت های حجت السلام رحیمیان اعتراض و انزجار خود را از فیلم آمریکایی با شعار هایی از قبیل اسلام پیروز است امریکا نابود است و لا اله الا الله محمد رسول الله، نشان دادند.

رحیمیان همچنین در بخشی از صحبت ای خود خطاب به کسانی که درعاشورا سال 88 اتفاق تلخی را درایران رقم زدند و شعار نه غزه  نه لبنان سر می دادند و دل به مستکبرین بسته بودند، گفت: این افراد باید چهره و ماهیت اصلی آمریکا و صهیونیسم را دیده و فهمیده باشند.



در پايان اين راهپيمايي نيز بيانيه‌اي به شرح زير قرائت شد:

«مثلت شوم آمريکا، انگليس و صهيونيسم بين‌الملل، در تلاشي مذبوحانه و در ادامه سياست اسلام‌هراسي براي جبران حقارت‌هاي ناشي از شکست‌هاي پي‌ در‌ پي از جبهه عظيم بيداري اسلامي در کشورهاي منطقه و جهان، سرنگوني رژيم‌هاي وابسته‌ به قدرت‌هاي مستکبر و انزواي بيش از حد آمريکاي ام‌الفساد قرن و متحدانش در سراسر جهان و برپايي قيام‌هاي مردمي در کشورهاي مصر، ليبي، تونس و بحرين و به زير کشيدن حکام خودکامه و وابسته به غرب به‌دست مردم و به پا کردن حکومت‌هاي اسلامي و برخاسته از آرمان‌هاي بشريت و فطرت پاک انساني، مقدسات اسلام را بار ديگر مورد هجمه ناجوانمردانه و شنيع خود قرار داد و باعث جريحه‌دار شدن احساسات پاک و عواطف مقدس انسان‌هاي آزاده و مسلمانان در سراسر جهان شد.


دستان پليد و آلوده صهيونيسم به سرکردگي آمريکاي ام‌الخبائث، اين‌بار از آستين مزدوري آمريکايي ـ صهيونيستي بيرون آمده و با ساخت و پخش فيلمي سراسر توهين‌آميز عليه ساحت مقدس پيامبر اعظم صلي‌الله عليه و آله و سلم خباثت خويش را به ‌‌نهايت رسانده‌اند.

اينک ما مسلمانان ايران همگام و همصدا با ساير مسلمانان در بلاد اسلامي و تمام آزادگان جهان، به‌پامي‌خيزيم و در تظاهرات سراسري خود، ضمن محکوميت شديد اين اقدام وقيحانه و زشت نظام سلطه، نفرت و انزجار خود را از اين‌گونه اهانت‌هاي گستاخانه فرياد مي‌زنيم و اين ضايعه تاسف‌بار را محضر مبارک حضرت ولي‌عصر عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف و امت بزرگ اسلامي تسليت و تعزيت مي‌گوييم.

ما تظاهرکنندگان، انتشار فيلم‌‌هاي موهن و ضداخلاقي از اين دست را مايه ننگ عاملان و طراحان اصلي اين نقشه پليد يعني آمريکاي جنايتکار و متحدانش مي‌دانيم و به آنان گوشزد مي‌کنيم که اين‌گونه جسارت‌هاي غير اخلاقي و ضد انساني، نمي‌تواند جلوي صدور پيام مودت، رحمت و صلح و دوستي اسلام را بگيرد و ذره‌اي از عظمت و نورانيت مقام رفيع و جايگاه برجسته پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم بکاهد؛ بلکه اين‌گونه اقدامات ضد ديني، موجب اتحاد و انسجام هر چه بيشتر امت رسول‌الله (ص) مي‌شود و دستان تا مفرغ غرق در خون انسان‌هاي پاک و بي‌گناه را رو مي‌كند و چهره کريه‌المنظر دشمنان بشريت (صهيونيسم امريکايي) را افشا مي‌كند.


در پايان، ملت غيور و محمدي ايران اسلامي، ضمن محکوميت شديد اين‌گونه اقدامات خصمانه و غيرمنطقي از دولت آمريکا مي‌خواهد تا از تمام مسلمانان جهان عذرخواهي رسمي داشته باشد و از سازمان‌هاي بين‌المللي و حقوق بشر، به‌ويژه سازمان ملل متحد، سازمان همکاري‌هاي اسلامي و سران جنبش عدم تعهد مي‌خواهد تا موضعي واحد اتخاذ كنند و با اتخاذ تصميمات جدي و اقدامات کاربردي و اجرايي، اين اقدام شنيع را محکوم كنند، عاملان آن را تحت سخت‌ترين پيگيردهاي بين‌المللي قرار دهند و از تکرار چنين جنايت‌هايي جلوگيري كنند و همچنين از دستگاه ديپلماسي کشور مي‌خواهد تا با موضعي مشخص و روشن در واکنشي مناسب و به‌جا، اين موضع را در مجامع بين‌المللي تا حصول نتايج راهگشا در از بين بردن اين‌گونه اهانت‌هاي گستاخانه پيگيري كند.»


حضور مسئولان کشوری در تظاهرات امروز

جمعی از مسئولان کشوری و برخی از نمایندگان مجلس نیز همراه با سایر تهرانی‌ها در راهپیمایی امروز شرکت داشتند.

آیت‌الله خزعلی، عباس جعفری دولت‌آبادی دادستان تهران، حجت‌الاسلام مصباحی مقدم و برخی از نمایندگان مجلس از جمله مسئولان شرکت کننده در راهپیمایی امروز تهرانی‌ها بودند.

شفاعت یا پارتی بازی - ویژه نامه شفاعت


 

مقالات ویژه نامه
 
 

شفاعت از منظر وهابیّت ونقد آن (1)یکی از اعتقادات عموم مسلمانان ومعتقدان به ادیان مسئله ی شفاعت است یعنی روز قیامت اولیای الهی در حق گروهی ازگناه کاران شفاعت کرده وآنان رااز عقاب جهنم نجات می دهند...

 
 

شفاعت از منظر وهابیّت ونقد آن (2) درباره نتیجه و اثر شفاعت دو نظر وجود دارد: 1 - شفاعت به معنای از بین رفتن گناهان و عقاب است. 2 - شفاعت؛ یعنی زیادی ثواب و ترفیع درجات. بیشتر مسلمانان معتقد به قول اوّلند....

 
 

چه کسانی شفاعت می شوند؟ مسأله ی شفاعت از جمله مسائلی است که سابقه ی آن در عالم اسلام به عصر نزول قرآن باز می گردد. قرآن کریم به عنوان اصلی‌ترین مرجع و منبع جهان بینی اسلامی در آیات مختلفی به مسأله ی...

 
 

شفاعت از دیدگاه قرآن و روایات یکی از مزایایی که خداوند تبارک و تعالی به مؤمنان اختصاص داده است این است که اگر شخص مؤمن ، ایمان خودش را تا هنگام مرگ حفظ کند و مرتکب گناهانی نشود که باعث سلب توفیق و سوء

 
 

شفاعت در نهج البلاغهابتدا معنای شفاعت و انواع آن را به طور مختصر توضیح دادیم و پس از آن به پردازش یکی از انواع آن که شفاعت رهبری است در نهج البلاغه پرداختیم و نمونه هایی از آن را بیان کردیم.....

 
 

اقسام شفاعت در باورهای شیعه با توجه به معنای لغوی شفاعت، می توان برای آن اقسامی برشمرد؛ اگر چه پاره ای از آنها شفاعت اصطلاحی نیستند: 1. شفاعت تکوینی ...

 
 

شفاعت در آموزه های قرآنی شفاعت و شفیع گرفتن پیامبران الهی و ائمه اطهار(ع) از جمله مسایلی است که بسیاری از فرقه های اسلامی، به ویژه شیعیان به آن اعتقاد دارند....

 
 

پارتی که داریم، راحت گناه کنیم برخی بر این اعتقاد نادرست پافشاری می‌کنند که معصومین (علیهم السلام) شفاعت پیروانشان را بر عهده خواهند گرفت هر چند که غرق گناه باشند و این امر تا حدودی الهام گرفته...

 
 

شفاعت و توسل (1) خلیل بن احمد فراهیدی‌ ( متوفی ۱۵۰ ) در کتاب العین می گوید : الشافع : الطالب لغیره ، وتقول استشفعت بفلان فتشفع لی إلیه فشفعه فی . والإسم : الشفاعه . واسم الطالب : ...

 
 

شفاعت؛ اهرمی برای عبور از پل صراطشفع، در لغت به معنای منضم کردن چیزی به چیزی دیگر است. و شفاعت، ضمیمه شدن فردی به فرد دیگری است، برای کمک گرفتن از وی و عمدتاً در جایی به کار می‌رود که کسی که از مقام بالاتری برخوردار باشد ...

در آستانه يازدهمين سالگرد منتشر شد/  علمي ترين مستندات آشكاركننده حقايق ۱۱ سپتامبر + تصاوير

به گزارش پایگاه اینترنتی بسیج، از جمله مهمترین عواملی که می تواند برای اثبات صحّت واقعه‌ای که در مورد آن تردیدهایی وجود دارد، مورد استناد واقع شود، یکدست و هماهنگ بودن ادلّه و مستنداتی است که درباره واقعه مورد نظر، شکل وقوع آن و سایر جنبه‌هایش وجود دارد.

رویدادی که واقعاً رخ داده و وقوع آن به همان‌گونه‌ای بوده که نقل شده است، انطباق بی‌نظیری با مستندات، شواهد و مدارکش دارد به گونه‌ای که مجموعه مستندات چنین رویدادی، سامانه‌ای آنچنان هماهنگ تشکیل می‌دهند که هر شبهه بی‌مورد، ناخودآگاه از آن بیرون رانده شده و راهی برای رشد و نمو و در نتیجه تضعیف آن سامانه قدرتمند پیدا نمی‌کند.

بر عکس، رویدادهای مشکوک یا رویدادهایی که در آنها تلاش‌می‌شود بخشی از واقعیت یا همه آن پنهان شود راهی درست متضاد می‌پیمایند: در چنین وقایعی به جای آنکه سامانه‌ای قدرتمند متشکل از جنبه‌های مختلف یک رویداد اصیل شکل بگیرد که راه بر هر گونه شبهه و تردید غیر مستدل و مطرح شده از سوی مغرضان می‌بندد، سامانه قدرتمند دیگری تولد می‌یابد که اجزاء تشکیل دهنده‌اش را شواهد مخالف و مغایر با روایت جعل‌کنندگان آن حادثه تشکیل می‌دهد ـ تُفاله چنین سامانه‌ای هم معلوم است: حادثه جعلی، یا هر بُعدی از آن که برای پنهان نگاه داشتنش تلاش شده است. مخلص کلام اینکه، «حقیقت»، عاملی است که تعیین می‌کند چه سامانه‌ای نیرو می‌گیرد.

حادثه 11 سپتامبر را شاید بتوان بارزترین مصداق حالت دوّم دانست که در آن روایت‌های رسمی آمریکا ( که «کمسیون بررسی وقایع 11 سپتامبر»، «سازمان مدیریت بحران فدرال»، «موسسه ملّی استاندارد و فناوری» و «اف.بی.آی» آنها را ارائه کرده‌اند) در برابر تحقیقات مستقل محققان دیگری که تخصص‌های گوناگونی از فیلمبرداری گرفته تا فیزیک هسته‌ای داشتند، دوام نیاورد و به سرعت رنگ باخت.

آنچه دولت آمریکا در قالب کمسیون بررسی وقایع 11 سپتامبر و گزارش‌های سایر نهادهای رسمی آمریکا درباره علل وقوع این حادثه و ابعاد مختلف آن ارائه کرد، تفاوتهای آشکاری با مستنداتی داشت که محققان با روشهایی کاملاً علمی و به دور از جانبداری‌های سیاسی به دست آوردند.

مهندسان و معماران، کارشناسان تخریب، فیزیکدانان و خلبانان بخشی از مهمترین گروه‌هایی هستند که با ارائه مدارک و شواهد علمی گزارش رسمی آمریکا درباره 11 سپتامبر را زیر سوال برده‌اند. در زیر مهمترین شواهد علمی که از حقایق 11 سپتامبر پرده برمی‌دارند را مرور می‌کنیم.

• کشف شواهد ماده نانوترمیت در خرابه‌های برج‌های تخریب‌شده

پرفسور استیون جونز، استاد فیزیک هسته‌ای دانشگاه بیرمنگام بر اساس آزمایش‌هایی بر روی چهار نمونه متفاوت خاکروبه از خرابه‌های برج‌های دوقلو و ساختمان 7 تجارت جهانی انجام داد به این نتیجه رسید که از نوعی ماده منفجره «نانو ترمیت» برای تخریب برج‌های دو قلو استفاده شده بود.

 

پرفسور استیون جونز، دانشمند فیزیکدان آمریکاست که به خاطر  تحقیقات گسترده درباره یازده سپتامبر و افشاگری درباره پنهان‌کاری‌های آمریکا در این حادثه، از تدریس در دانشگاه منع شده است.

ماده نانوترمیت (سوپرترمیت) نوع بسیار قدرتمندی از ماده ترمیت است (اکسید آهن و آلمونیوم) که حداقل یک عنصر با اندازه‌ای بسیار ریز، در اندازه‌های نانو یا حتی ریزتر از آن، دارد. ماده سوپرترمیت از لحاظ قدرت تخریبی به اندازه‌ای بالاست که هر گرم آن، از هر ماده منفجره سنّتی دیگر که در عملیات‌های تخریب از آن استفاده می‌شود، انرژی بیشتری تولید می‌کند.

این عکس یک واکنش ترمیت را نشان می‌دهد که از منطقه واکنش آن، گرد سفید رنگ اکسید آلمونیوم برخاسته است ـ شباهت‌های زیاد در آتش‌سوزی برج‌های دوقلو با این واکنش، دانشمندان را متقاعد کرده است، واکنشی از این نوع عامل ریزش برج‌های دو قلو بوده است.

«استیون جونز» در مقاله‌ای علمی در همین‌باره، نتیجه‌گیری کرده است که لایه قرمز رنگ موجود در تراشه‌های قرمز و خاکستری رنگ کشف شده در خرابه‌های برج‌های تجارت جهانی، ماده ترمیت فعال و عمل‌نکرده است.

استیون جونز در هر کدام 4 نمونه متفاوت مخروبه‌های برج‌های دوقلو، تکه‌های ریز یا تراشه‌هایی متشکل از دو لایه، یکی به رنگ قرمز و دیگری به رنگ خاکستری یافت.

در آزمایش‌های پرفسور جونز مشخص شد لایه خاکستری شامل اکسید آهن بود، درحالی که لایه قرمز حاوی آهن، اکسیژن، آلمونیوم، سیلیسیوم و کربن بود ـ یعنی همه عناصری که نانوترمیت را تشکیل می‌دهند.

آزمایش‌های بیشتر بر روی این تراشه‌های قرمز و خاکستری نشان داد که این تراشه‌ها، به طرز عجیبی در دمای 430 درجه سلسیوس آتش می‌گرفتند و با راه‌اندازی یک واکنش انفجاری باعث ایجاد حلقه‌های آهن می‌شدند ـ یعنی دقیقاً همان اتفاقی که در ترمیت می‌افتد.

دکتر جونز توضیح می‌دهد این سوپرترمیت که محققان «آزمایشگاه ملی لاورنس لیومور» و سایر آزمایشگاه‌ها آن را شبیه‌سازی کرده‌اند دارای خصوصیاتی است که می‌توان آنها را به لایه سطحی یک مکان یا ساختمان اسپری کرد و یا حتی آن را مانند رنگ چسباند تا بدین ترتیب لایه‌ای به شدت انرژی‌زا و قابل انفجار روی سطح ساختمان ایجاد شود.


* جوی آهن مذاب در خرابه‌های 11 سپتامبر

پرفسور استیون جونز برای اثبات استفاده از ماده نانوترمیت برای تخریب برج‌های دوقلو به دلایل فراوانی استناد کرد که یکی از مهمترین آنها شواهدی از وجود جوی آهن مذاب در زیر خرابه‌های برج‌های تجارت جهانی بود که تا هفته‌ها بعد از ریختن ساختمان همچنان داغ بودند.

این فلزات داغ که بسیاری از شاهدان عینی و دانشمندان دیگر بررسی کننده ساختمان‌ها به آن اشاره کرده‌اند، شاهدی بر رخ دادن واکنش‌های ترمیتی در ساختمان‌ها بوده است.

 

این فلزات مذاب 6 هفته پس از ریزش برج‌ها در 11 سپتامبر در محل مورد نظر یافت شده‌اند

* حجم عظیم توده‌های گرد و خاک و سرعت انتشار آنها چه اسراری را فاش می‌کرد؟

اما شواهد علمی استفاده از مواد منفجره برای تخریب ساختمان‌های تجارت جهانی تنها به استیون جونز محدود نمی‌شود. محققان دیگری مانند «جیم هافمن» به حجم عظیم گرد و غبار ناشی از ریختن بر‌ج‌های دوقلو، سرعت انتشار و میزان پراکنده شدن آنها به محیط اطراف اشاره می‌کنند.

گزارش رسمی آمریکا این حجم گرد و خاک و پراکنده شدن آن را ناشی از انرژی پتانسیل ذخیره شده در ساختمان دانسته است؛ این در حالی است که انرژی پتانسیل ساختمان، کمتر از 50 هزار کیلووات بوده و برای پراکنده شدن آن در این حجم و با این سرعت 245 هزار کیلووات انرژی نیاز بوده است!

 

 

* «پیستون» مورد استناد دولت آمریکا از کار افتاده بود! 

از جمله شواهد عینی دیگری که کارشناسان علم تخریب برای اثبات تخریب انفجار این ساختمان‌ها به آن استناد می‌کنند، نحوه سقوط برج‌های دوقلو است.

به گفته کارشناسان، سقوط بخش‌های بالایی محل اصابت هواپیما در برج‌های دوقلو، قبل از فروپاشی بخش‌های دیگر ساختمان،  شاهد دیگری از استفاده از مواد منفجره برای تخریب برج‌هاست.

گزارش‌های رسمی دولت آمریکا برای سقوط برج‌های دوقلو، مدل «سقوط هدایت‌شده به وسیله جاذبه» برای برج‌های دوقلو را پیشنهاد می‌کند. در این مدل تأکید می‌شود که بخش بالایی ساختمان حکم پیستونی را دارد که طبقه‌های زیرین را پودر می‌کند، حال آنکه آنچه فیلم‌ها و تصاویر فرود برج‌ها نشان می‌دهند با این تبیین سازگار نیست.

برای اینکه در تخریب و سقوط هر ساختمانی مدل سقوط هدایت‌شده به وسیله جاذبه صدق کند، بخش بالایی ساختمان باید قابلیت ویژه‌ای داشته باشد، به این معنی که این بخش قبل از اینکه خودش بر اثر برخورد به زمین تخریب شود باید سالم بماند تا بتواند فشار لازم را بر بخش‌های زیرین و تخریب آنها وارد کند.

علی‌رغم این، چنانکه در فیلم‌ها و تصاویر برج‌ها به خصوص برج جنوبی دیده می‌شود، بخش بالایی زودتر از بخش‌های دیگر به عنوان یک واحد یکپارچه به یک سمت خم شده و می‌افتد و این یعنی اینکه نیرویی وجود ندارد که مانند پیستون بر بخش‌های زیرین ساختمان اعمال فشار کند و تخریب آنها را موجب شود؛ بر این اساس، تنها در صورت وجود عاملی مضاف می‌توان حرکت تخریبی ساختمان را توجیه کرد.


* زلزله‌های ثبت‌شده در 11 سپتامبر

یکی از مدارک مهم دیگر که بر وقوع انفجار در برج‌های دوقلو تأکید می‌کند، شواهد لرزه‌نگاری است که نزدیک‌ترین ایستگاه لرزه‌نگاری به برج‌های دوقلو ثبت کرده است.

لرزه‌های ثبت شده در برج جنوبی ساختمان تجارت جهانی

لرزه‌های ثبت‌شده در برج شمالی ساختمان تجارت جهانی

 

الگوهای لرزه‌نگاری ثبت‌شده برای برج‌ها ابتدا حرکت‌های پردامنه و سپس لرزه‌های ضعیف‌تر را نشان می‌دهند که تنها در صورت وقوع انفجار قابل توجیه است. لرزه‌های بزرگ‌تر مربوط به انفجار بمب و لرزه‌های ضعیف‌تر مربوط به برخورد خرابه‌های ساختمان به سطح زمین هستند.

  محققان این جهش عظیم در لرزه‌های ثبت‌شده همزمان با ریزش برج‌ها را وقایعی «عجیب» و «غیرمعمول» می‌دانند که به هیچ عنوان با روایت‌های رسمی دولت آمریکا که ادعا می‌کند این برج‌ها بر اثر حرارت ناشی از سوختن بنزین هواپیما ریخته‌اند، همخوانی ندارد. در روز 11 سپتامبر، به خاطر این دو انفجار دو زلزله با شدت بالای دو ریشتر ثبت شدند.

* روایت آمریکا از 11 سپتامبر با قوانین نیوتن گلاویز شد! 

یافته‌های علمی دیگری هم سقوط ساختمان‌های تجارت جهانی را به چالش می‌کشند. تحلیل‌های علمی دانشمندان علم فیزیک نشان می‌دهد برج‌های تجارت جهانی و ساختمان شماره 7 با سرعت سقوط آزاد فرو ریختند که این بر تمامی تحلیل‌های روایت رسمی آمریکا در این باره که ریزش ساختمان‌ها بر اثر آتش‌سوزی ناشی از سوختن بنزین هواپیما بوده، خط بطلان کشید.

اصل سوم قانون نیوتن تصریح می‌کند وقتی جسمی سنگین روی اجسام دیگر می‌افتد، یعنی وقتی دو جسم به هم برمی‌خورند، آنها به هم نیرویی در جهت عکس وارد می‌کنند. بنابراین وقتی یک شی سقوط می‌کند، اگر در مسیرش بر اجسام دیگری نیرو وارد کند، اجسام مورد نظر به خاطر نیروی متقابلی که بر جسم در حال سقوط وارد می‌کنند، آن را به عقب می‌رانند و از سرعت سقوط آن می‌کاهند.

بر این اساس، وقتی جسمی با سرعت سقوط آزاد فرود می‌آید ما نتیجه می‌گیریم که هیچ چیزی در مسیرش نیرویی بر آن وارد نمی‌کند تا از سرعتش بکاهد؛ ضمن اینکه بر اساس قانون سوم نیوتن، وقتی جسمی با سرعت سقوط آزاد سقوط می‌کند، می‌توان گفت جسم در حال سقوط بر چیزی در مسیرش هم نیرو وارد نمی‌کند.

اینکه ساختمان‌های تجارت جهانی با سرعت سقوط آزاد فرود آمدند به این معنی بود که هیچ عاملی برای مقاومت در مسیر آنها وجود نداشت زیرا بمب‌های جاسازی شده در ساختمان‌ها با انفجار راه را برای سقوط متوالی آنها فراهم می‌کرد.

* هواپیمایی که به پنتاگون برخورد کرد، دو بال 38 متری کم داشت

یافته‌های علمی دیگر بر حوادث دیگری از 11 سپتامبر غیر از برج‌های دوقلو و ساختمان شماره 7 نیز تمرکز کرده‌اند. جنجال‌برانگیزترین تلاقی یافته‌های فنّی با گزارش رسمی آمریکا در حادثه برخورد شی پرنده‌ای ـ که به ادعای دولت آمریکا هواپیمای بوئینگ بود ـ به ساختمان پنتاگون مشاهده می‌شود.

بررسی ساختمان آسیب‌دیده پنتاگون نشان می‌دهد حفره ایجاد شده در این ساختمان به هیچ عنوان به اندازه دماغه هواپیمای بوئینگ نبود، اثری از بال 38 متری هواپیما روی ساختمان مشاهده نمی‌شود و هیچ قطعه‌ای از لاشه هواپیمای مورد نظر در محل حادثه یافت نشد.  

 

 

اما در گزارش رسمی آمریکا یک اشکال بسیار بزرگ هم بود که نادرست بودن آن بدون نیاز به مدارک علمی هم اثبات‌پذیر بود، اما محققان و دانشمندان برای آنکه دست به محکم‌کاری بزنند، برای اثبات آن هم دست به انجام آزمایش‌های علمی بزنند.

 

 

گافی که اف‌بی‌آی را به اعتراف واداشت

در گزارش‌های رسمی آمریکا ادعا شده بود، برخی از مسافران هواپیمایی که به گفته مقامات آمریکا به ساختمان پنتاگون برخورد کرد، تماس‌هایی طولانی که گاه تا 12 دقیقه طول کشیده با خانواده‌هایشان داشته‌اند. 

دانشمندانی مانند «دیوید ری گریفین» و «الکساندر دودنی» با استدلال‌ها و آزمایش‌های علمی ثابت کرده‌اند این ادعا با توجه به تکنولوژی‌های آن زمان گوشی‌های موبایل، آن هم برای 12 دقیقه امکان‌پذیر نبوده است.

پرفسور «الکساندر دودنی» استاد علوم کامپیوتر دانشگاه «وسترن آنتاریو»، ریاضیدان و دانشمند محیط زیست که در زمینه‌های مختلف از جمله یازده سپتامبر پژوهش‌های برجسته‌ای دارد. «پرفسور دودنی» در سایت خود با عنوان «فیزیک 11 سپتامبر» استدلال‌های قدرتمندی درباره این واقعه ارائه کرده است.

پرفسور دودنی با انجام آزمایش‌های علمی احتمال درست بودن روایت رسمی آمریکا را «صفر» برآورد کرد.

پرفسور دودنی در سه آزمایش بسیار جالب با هواپیما در ارتفاعات مختلف پرواز کرد و ارتباط بین ارتفاع پرواز هواپیما و موفقیت در برقراری تماس با موبایل را آزمود. نتایج این آزمایش‌ها در مقاله‌ای در سال 2003 خلاصه شدند که نشان می‌داد احتمال موفقیت در برقراری تماس، تابعی از مقدار ثابت K ضربدر ارتفاع هواپیما از سطح دریا است.

«دودنی» دریافت در یک هواپیمای یک موتوره، احتمال موفقیت در برقرای تماس تنها در ارتفاع زیر دو هزار پایی امکان داشت. در ارتفاعات بالاتر از این، این احتمال به مرور کمتر می‌شد، چنانکه در ارتفاع 20 هزار پایی «احتمال اینکه یک تماس به زمین برسد و با یکی از ایستگاه‌های گوشی های همراه درگیر شود، کمتر از یک درصد است... احتمال اینکه در همین ارتفاع دو نفر موفق به برقراری تماس شوند، کمتر از یک در ده هزار است.»

دودنی در آزمایش‌های بعدی از هواپیمای دوموتوره با اندازه بزرگتر استفاده کرد و دریافت در ارتفاع 7 هزار پایی این احتمال به صفر می‌رسد.

«گرمار رودلف»، شیمیدان آلمانی، یکی دیگر از اساتیدی است که احتمال برقراری چنین تماس‌هایی در ارتفاعات بالا را به چالش کشیده است. وی که همکاری‌های علمی گسترده‌ای با پرفسور دودنی دارد نیز در آزمایشی جالب نشان داد روایت‌های رسمی آمریکا در این مورد با نقایص زیادی همراه بوده است.

مجموع این نقایص در گزارش رسمی باعث شد اف.بی.آی در سال 2006 و در گزارش دادگاه «زکریا موساوی» از متهمان 11 سپتامبر، تلویحاً به اشتباه خود اقرار کند، چرا که در این گزارش تنها به دو تماس تلفنی مربوط به پرواز 93 اشاره شده بود که در آنها ارتفاع هواپیما کمتر از 5000 فوت بود.

این یافته‌های علمی بخشی از مهمترین مستنداتی بوده‌اند که دانشمندان مستقل برای پرده برداشتن از حقایق 11 سپتامبر انجام داده‌اند. در سایه این تلاشهای مجدّانه است که امروز هر ذهن دوراندیش و استدلال‌گرایی حداقل به حادثه 11 سپتامبر به دیده شک و تردید نگاه می کند.

ويژه نامه حدیث حماسه - ویژه نامه هفته دفاع مقدس  


 

 
    جنگ تحميلى و هويت دفاعى ايران در نگاه امام راحل     پيامدها و دستاوردهاي دفاع مقدس (1)

جنگ تحميلى و هويت دفاعى ايران در نگاه امام راحل صدام گمان مى‏كرد كه با يك مملكت آشفته كه منزوى شده است و همه دولت‏ها پشت به او كرده‏اند يا او را در فشار اقتصادى گذاشته‏اند طرف شده است و ما نه قواى نظامى داريم

پيامدها و دستاوردهاي دفاع مقدس (1)دستاوردهاي داخلي دفاع مقدس فراوان است، ولي ما در اين نوشتار به مهم‌ترين آن‌ها مي‌پردازيم و تفصيل آن را به فرصتي ديگر و كتابي ديگر ـ ان‌شاءالله ـ وا مي‌گذاريم. مهم‌ترين دستاوردهاي داخلي دفاع مقدس عبارتند از:

    پيامدها و دستاوردهاي دفاع مقدس (2)     پيامدها و دستاوردهاي دفاع مقدس (3)

پيامدها و دستاوردهاي دفاع مقدس (2)يكي از خطرهايي كه به طور جدي، انقلاب اسلامي را تهديد مي‌كرد، افتادن انقلاب به دام ليبرال‌ها بود؛ چنان كه امام( رحمت الله علیه ) مي‌فرمايند: «من امروز بعد از ده سال از پيروزي انقلاب اسلامي،‌ همچون گذشته اعتراف مي‌كنم

پيامدها و دستاوردهاي دفاع مقدس (3) مساجد و ائمه‌ي جماعات، از بدو ظهور اسلام در نشر معارف اسلامي و استحكام حكومت اسلامي بسيار نقش آفرين بوده‌اند. در دوران پيروزي انقلاب اسلامي و هشت سال دفاع مقدس، شاهد تأثير شگرف مساجد در معرفي انقلاب اسلامي

    شرايط حاكم بر ايران قبل از شروع جنگ     جنگ از نگاه دیگران

شرايط حاكم بر ايران قبل از شروع جنگاگرچه اوضاع سياسي، جهان و منطقه خاور ميانه در زمان ظهور انقلاب اسلامي را به طور مستقل در نوشتاري ديگر، به طور مبسوط بررسي كرده‌ايم، امّا بيان اجمالي بعضي از مطالب خصوصاً نقش استكبار جهاني

جنگ از نگاه دیگران
                        جنگ عراق علیه ایران یكی از بزرگترین تراژدیهای بشری تاریخ معاصر خاورمیانه بود. شاید حدود یك میلیون نفر جان باخته و شمار بیشتری مجروح و میلیونها نفر آواره شده باشند. منابعی كه به خاطر این جنگ تباه شد،

    تاريخ جنگ تحميلي عراق عليه ايران     ضرورت پرداخت به تاريخ شفاهى دفاع مقدس

تاريخ جنگ تحميلي عراق عليه ايراندر اوايل قرن دهم هجري شاه اسماعيل صفوي موفق شد با كمك ايلات و عشاير شيعي مذهب آذربايجان و گيلان، حكومت‌هاي مستقل محلي و نظام ملوك‌الطوايفي را در گستره سرزمين ايران برانداخته

ضرورت پرداخت به تاريخ شفاهى دفاع مقدسمقاله زير بخشى از مقاله مبسوط دموكراتيك ترين شيوه تاريخ نگارى از آقاى ياحسينى است كه تنها بخشى از آن درباره ضرورت پرداختن به تاريخ شفاهى جنگ است در پى مى آيد .امروزه در مغرب زمين پديده اى

    چگونگى حفظ آثار مناطق عملياتى دفاع مقدس     هشت سال دفاع مقدس؛ از آغاز تجاوز تا پذيرش قطعنامه

چگونگى حفظ آثار مناطق عملياتى دفاع مقدسما ما در حوزه حفظ آثار در دو بخش علمى و عملى کار کرديم. در بخش علمي، مطالعات پايه و کارشناسى اى را که صورت گرفته در پنج مجلد آماده کرديم که بناى کارهاى تبليغاتى

هشت سال دفاع مقدس؛ از آغاز تجاوز تا پذيرش قطعنامهعراق از همان ابتداي پيروزي انقلاب،‌ سازماندهي و آموزش كليه اقدامهاي مقدماتي را براي شروع يك تهاجم، آغاز و تمهيدات لازم براي ورود به خاك ايران و اشغال قسمتهايي از آن را مهيا كرده بود.

    اولین‏های دفاع مقدس     آداب و رسوم جبهه و جنگ -1

اولین‏های دفاع مقدس اوّلین بار که امام خمینی (رحمت الله علیه) واژه دفاع مقدس را به کار بردند، در 22 بهمن سال 1360، مصادف با شانزدهم ربیع الثانی 1402 ق، به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بود که در بخشی از سخنان خود فرمودند:

آدابآرام سرفه کن! مبادا آدم برفي‏ها، صدايت را بشنوند! تو بايد زنده بماني؛ زندگي‏ات هر قدر هم که به مرگ نزديک باشد، بايد زنده بماني! زندگي‏ات هرقدر هم که سخت باشد، به مرگِ آنها نزديک است.

    آداب و رسوم جبهه و جنگ -2     آداب و رسوم جبهه و جنگ - 3

آداب و رسوم جبهه و جنگ -2آخرين نگهبان شب، از شركت در مراسم صبحگاه و ملحقات آن معاف بود. رسم بر اين بود كه پست آخر را به افرادي بدهند كه در روز بيشتر از ديگران كار كرده و خسته شده بودند تا بتوانند با استراحت بيشتر،

آداب و رسوم جبهه و جنگ - 3سعي مي شد تا حد امكان همه وسايل و امكانات و لوازم موجود در جابه جايي منتقل بشود. بنابراين عموماً از دور ريختن وسايل خراب، كثيف و مستعمل كه مي شد آنها را اصلاح و تعمير و نظافت كرد، خودداري مي كردند.

    دفع تجاوز (1)    دفع تجاوز (2)

دفع تجاوز (1)هجوم سراسري ارتش رژيم عراق به خاك جمهوري اسلامي ايران و اشغال مناطق مرزي و تثبيت مواضع و تغيير ساختارهاي شهري، اين باور را در اذهان جهاني پرورش داد كه خروج عراق جز با تصميم جدي مجامع بين‌المللي و امتيازگيري

دفع تجاوز (2)يكي از آثار مهم عمليات ‌بيت‌المقدس، واكنش كشورهاي منطقه و جهان در برابر پيروزي رزمندگان اسلام است. اگرچه پرداختن به تمامي مواضع كشورها از حوصله اين بحث خارج است، اما اشاره به مواضع كشورهايي كه خود

    دفع تجاوز (3)    

دفع تجاوز (3)1 ـ دليل عمده عمليات برون‌مرزي جمهوري اسلامي ايران چه بوده است؟ 2 ـ آيا سلسله عمليات برون‌مرزي مسئوليت ادامه جنگ را متوجه ايران نمي‌كند. 3 ـ آيا اقدامات برون مرزي ما مطابق موازين بين‌المللي بوده است؟

 

 

    بانک صوت و فيلم
    لينک هاي ديگر

 

هنر هفتم - ویژه نامه روز سینما


 

مقالات ویژه نامه
 
 

زندگینامه امام صادق (علیه السلام)(1)سینمای ایران سال‌هاست که با موضوع بحران فیلمنامه‌نویسی و قصه‌های جذاب روبه‌رو است، اما در سال‌های اخیر موضوع‌های دیگری چون سینمای مستقل، تناسب تولید فیلم با امکانات پخش فیلم، ...

 
 

سینمای معناگرا اصطلا‌ح سینمای معناگرا تقریباً از سال‌های82 و83 در حوزه معاونت سینمای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلا‌می، مطرح و بتدریج یکی از بحث‌برانگیزترین مسایل هنری و فرهنگی - چه در میان جامعه سینماگران ...

 
 

سینما و فرهنگ عامهیکی از عمده‌ترین خدماتی که تهیة فیلم‌های سینمائی به شکوفائی فرهنگ یک قوم می‌نماید، التفات به مضامین اجتماعی و فرهنگی جامعه و کاربرد « سینما » در قلمرو «فرهنگ مردم» و اقتباس...

 
 

غیبت امام زمان در سینما نمی‌دانم چرا برخی به این نظر رسیده‌اند، تو گویی جهان مشحون از اسم اعظم بقیه‌الله است و هنر سینمای کنونی از آن محروم؟! آیا انتظار آن است که در این عصر عسرت و غیبت،...

 
 

آخرالزمان در سینمای امروز (1) آپوکالیپس یا آخرالزمان از موضوعات قدیمی در عالم سینما به شمار می‌آید. می‌توان گفت از فیلم‌هایی مانند:«متروپلیس» (فریتز لانگ) در سال 1927 و «چیزهای آینده» (ویلیام کامرون منزیس) در سال ،...

 
 

تولد سینما در جهان تولد سینما در جهان تاریخ پر فراز و نشیبی دارد. اختراع سینمای جهان به نام برادران لومیر ثبت شده است. در 28 دسامبر 1895 میلادی برادران لومیر نخستین ساخته خود را در گراند کافه پاریس...

 
 

هنر و سینما در کلام مقام معظم رهبریهنر، عزیز و والاست، هنر، جاودانه است. هنر، عمومی و جهانی است و به قطعه‌ای از زمین و زمان منحصر نمی‌شود.[1] هنر، حقیقتی بسیار فاخر و عطیه‌ای از جانب پروردگار است که مانند هر موهبت دیگر الهی،...

 
 

سینما، ابزاری برای تبلیغ شیطان گراییبی گمان یکی از تاثیر گذارترین ابزارها برای نفوذ در افکار، رسانه های دیداری – شنیداری است که از آن به سینما نام می-بریم. می توان گفت که از میان هنرها سینما در مخاطب شناسی خود موفق ترین بوده است ...

 
 

جلال آل احمد و سینما (1) جلال آل احمد (1347-1302) بانفوذترین و تأثیرگذارترین چهره ی روشنفکری کشورمان در دهه ی 1340 شمسی بود. این روشنفکر رادیکال با قلم تیز و برای خود به نقد اساسی سکولاریسم ...

 
 

آینه‌ی جادودر فیلم هیچ تصویری نمی‌تواند «سهواً یا به طور تصادفی» درمیان مجموعه‌ی تصاویر فیلم قرار بگیرد؛ این یک اصل کاملاً بدیهی است که انسان را به یک خصوصیت جامع درباره‌ی «واقعیت سینمایی» راهبر می‌شود. ...

 
 

هویت دینی در قاب سینما در حال حاضر، در جامعه ما شرایطی وجود دارد که وقتی صحبت از سینمای دینی می شود، صرفاً پیوند و آمیختگی آن با مذهب و شعایر مذهبی به ذهن متبادر می شود، در حالی که مفاهیمی چون عرفان، اخلاقیات و آموزه های عاطفی- احساسی ...

 
 

سیمای جوان در سینمای ایران سینما، به عنوان رسانه‌ای تأثیرگذار و پرمخاطب، جایگاه والایی در ساختمان مهندسی فرهنگی یک کشور داراست. این امر در کشور ایران نیز یکی از پایه‌های فرهنگی محسوب می‌شود. در واقع این نقش ...

سفیران معشوق -ویژه نامه شناخت نبوت


 

مقالات ویژه نامه
 
 

عصمت پیامبران الهی وجوب عصمت انبیا و پاکى آنها از هر گونه آلودگى یکى از مهمترین مسائل علم کلام، و تقریبا مورد اتفاق علماى اسلام است. انبیا که مبلّغ احکام و آورنده شریعت از جانب پروردگارند...

 
 

نبوت و اعجاز پیامبران در حوزه مسائل اعتقادى، مبحث راهنماشناسى از اهمیتى ویژه و جایگاهى والا برخوردار است. از فروع مبحث راهنماشناسى، بحث طرق اثبات نبوت خاصه ...

 
 

پیغمبر شناسىدانه گندمى که در شکم خاک با شرایط مناسبى قرار مى‏گیرد، شروع به رشد و نمو کرده به شاهراه تحول مى‏افتد و هر لحظه صورت و حالت تازه‏اى به خود گرفته با نظم و ترتیب مشخصى راهى را مى‏پیماید...

 
 

نبوت ورسالت* (1) کشف ابعاد وجود شخصیت پیامبر اکرم(ص)، اگر چه بر ما ناممکن است ولی تلاش برای کشف عظمت و ژرفای آن، خود یکی از مراحل تکاملی بشر است زیرا که «چشیدن» از این دریا ـ بتعبیر مولاناـ بجبران «کشیدن» ناممکن آن،

 
 

نبوت ورسالت* (2) امامت در لغت عرب بمعنای پیشگامی و پیشاهنگی و پیشوایی است و در قرآن مجید هم امام بهمین معنا استعمال شده و علمای اسلام نیز این کلمه را بهمان معنای عرفی بکار برده‌اند....

 
 

نبوت ورسالت* (3) در سابقة تاریخی بکارگیری این کلمه، مورخین آورده‌اند که چون ابوبکر بر مسند حکومت اسلامی نشست خود را خلیفة رسول الله (ص) نامید و پس از وی هم سلسله‌های اموی و عباسی و ...

 
 

نبوت ورسالت* (4)
حاکمیت عبارتست از سلطة کامل بر شخص یا اشخاص، شیء یا اشیاء، و در دست داشتن حق تعیین سرنوشت آنها. بتعبیر دیگر، حاکمیت خاصه‌یی است که صاحب آنرا قادر می‌سازد که اراده و حکم...

 
 

بازاندیشى سنت معنوىِ نبى در دوره مدرن

معمولا در تعریف سنت نبوى گفته مى شود که آن عبارت است از قول و فعل و تقریر پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) . این تعریف از سنت در علم فقه نزد اصولیان به عنوان یکى از ادلّه...

 
 

ابعاد ایمان به پیامبر اعظم(صلی الله علیه و اله)در قرآن و روایات خداوند انسان را آفرید و او را گرامى داشت (1) و نیازهاى او را به لطف خویش عطا نمود تا مسیر کمال و عبودیت را بپیماید و به سعادت دنیوى و اخروى نایل گردد. از آنجا که انسان موجودى ...

 
 

تکامل انسان، هدف بعثت انبیاء یک سؤال اساسى در بحث از رسالت پیامبران، پرسش از هدف اصلى‏آنان است. آیا پیامبران براى آبادى دنیاى مردم آمدند یا سعادت اخروى‏ایشان؟! ...

دروغ بزرگ -ویژه نامه 11 سپتامبر


 

مقالات ویژه نامه
 
 

11 سپتامبر ، دروغ بزرگ در تاریخ یازدهم سپتامبر سال 2001 میلادی یکی از جنجالی ترین و مهمترین حوادث جهان در کشور آمریکا به وقوع پیوست که معادلات و مناسبات روابط بین ...

 
 

آیا هنری کیسینجر طراح حوادث 11 سپتامبر است؟ این نوشته توسط تیری میسان Tierry Meyssan روزنامه نگار، نویسنده و رئیس شبکه ولتر Roseau Voltaic تهیه گردیده است. تیری میسان، نویسنده و رییس شبکه اینترنتی «ولتر» زمانی ...

 
 

بازخوانی ریشه ها و پیامدهای 11 سپتامبر در آستانه چهارمین سالگرد حادثه «11 سپتامبر» به منظور واکاوی و بررسی دقیق تر ریشه های این واقعه مهم و تأثیرات متنوع آن بر سطوح روابط بین الملل گفت وگویی کوتاه ...

 
 

بن لادن و 11 سپتامبر پایگاه اینترنتی خانه شفاف سازی اطلاعات در مقاله‌ای به قلم "اد هاس " (Ed Haas)، با اشاره به موضوع حوادث 11 سپتامبر 2001، جوسازی 8 ساله مقامات

 
 

پیش بینی 11 سپتامبر در قرآن !آیا کسی که اساس کار خود را بر پایه تقوای خدا و رضایت او گذاشته کارش بهتر است یا کسی که اساس کار خود را بر کنار پرتگاهی نهاده که در حال فروریختن است و با آن در آتش جهنم می‌افتد؟ ....

 
 

جهان پس از فرو ریختن برج‌های دوقلو حوادث 11سپتامبر سرآغاز تغییراتی گسترده در صحنه بین المللی و بویژه افزایش جنگ افروزی‌های آمریکا بود. حملات منسوب به گروه تروریستی...

 
 

حملات ۱۱ سپتامبر چگونه رخ داد؟ حملات ۱۱ سپتامبر (که غالبا" به 9/11 که نهِ یازده خوانده می شود از آن یاد می شود) عبارت است از سلسله ای از حملات انتحاری که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، توسط گروه القاعده در خاک ایالات متحده آمریکا به وقوع پیوست....

 
 

دروغ بزرگ (1) هواپیمای خیالی پنتاگون کتاب دروغ بزرگ نوشته تیری میسان، Thierry Meyssan است.این کتاب در سال 2002 پرفروش ترین کتاب فرانسه شده است.کتاب فوق از جمله کتابهایی است که دارای یک نگاه انتقادی به حادثه یازده سپتامبر می باشد. ...

 
 

دروغ بزرگ (2) شاهکار خطوط هوایی آمریکاپس از فروریختن برج ها، آژانس مدیریت حوادث غیرمترقبه امریکا (FEMA) هیاتی مرکب از اعضای انجمن مهندسان عمران امریکا را مامور تحقیق تفحص پیرامون حادثه کرد....

 
 

دروغ بزرگ (3) لطف و بخشش یا انتقام ؟جرج دبلیو بوش، روزی پرخطر را پشت سر گذارده است و حالا نوبت آن رسیده که در مقام رئیس جمهور امریکا با پیام خود مردم را دلگرم و به آرامش دعوت کند....

گذري تاريخي بر پوشش و حجاب در ايران

پيدايش پوشاك را بايد بر مبناي تفكرات و نيازهاي اقليمي، مادي و معنوي اقوام دانست و آن را آينه ي تمام نمايي از تاريخ زندگي بشر برشمرد كه در طي قرون و اعصار، در سرزمين هاي گوناگون شكل گرفته و تحول يافته است.

تهيه ي لباس و پوشش همواره در دوره هاي مختلف تاريخي با ظرافت و دقت خاصي مورد توجه انسان ها بوده است و تمدن هاي ديرينه نيز بر امر طراحي و ايجاد پوشش مناسب تأكيد مي كرده اند و بايد گفت حجاب و داشتن پوشش مناسب به خصوص براي زنان، پيش از اسلام نيز در جوامع گوناگون وجود داشته است. زيرا پديده ي فطري شخصيت طلبي، هر انسان با شرافت را در هر زمان و مكان به سمت دست يابي به ارزش هاي متعالي مي كشاند و بدون شك، حجاب يكي از ارزش ها به حساب مي آيد. دين مبين اسلام نيز حجاب را مورد تأكيد و توجه قرار داده است.

بحث پوشش و لباس در ايران نيز همواره مورد توجه مردمان اين مرز و بوم بوده و در سير تاريخ كهن اين سرزمين چه در نگاره ها و آثار تاريخي به جا مانده و چه در نوشته هاي مكتوب، پوشش و لباس مناسب را متناسب با فرهنگ ايرانيان شاهد هستيم. در اين مقاله برآنيم تا تاريخي مختصر از تغييرات و دگرگوني هاي صورت گرفته در مبحث لباس و حجاب در ايران از صدر اسلام تا پايان دوره ي پهلوي مرور گردد و عوامل تأثيرگذار در اين زمينه معرفي شوند.

پوشش و فرهنگ

پوشاك به عنوان بارزترين نماد فرهنگي، مهم ترين مظهر انتقال نشانه هاي فرهنگي در ميان جوامع انساني مطرح است. بسياري بر اين باورند كه استيلاي فرهنگي و سلطه پذيري در وهله ي اول به وسيله ي انتقال پوشاك انجام مي پذيرد و حتي مي توان با تغيير پوشاك يك جامعه، نوع معيشت و شيوه ي توليد آن ها را نيز دگرگون كرد و تغييرات و تحولاتي در ساختار زندگي اجتماعي آن جامعه به وجود آورد. لباس انسان، نخست تابع فرهنگ جامعه ي او و سپس تابع سليقه ي خود او است.

در اين فرآيند منظور از فرهنگ عبارت است از كلي ترين بينش و نگرشي كه يك جامعه نسبت به جهان دارد. اين بينش و نگرش همان معنايي است كه آن جامعه براي هستي و انسان قائل است و به اندازه ي كلي است كه همه ي ارزش ها و روش هاي فرد و اجتماع را در بر مي گيرد. پوشاك در هر منطقه زمينه ي بسيار مناسبي جهت تعامل فرهنگي به حساب مي آيد. مي توان در شكل گيري و تركيب پوشاك محلي هر قومي عواملي چون مذهب، شرايط طبيعي، نوع معيشت، فعاليت هاي جنبي، توليد و منزلت اجتماعي را دخيل دانست. بدين معنا كه با نگاهي در لباس هاي سنتي ايراني خواهيم ديد كه خط مشي و دستورات اسلام در ارتباط با پوشاك افراد و به خصوص بانوان كاملاً مشخص است.

همچنين لباس هاي سنتي در قالب كاربردي آن ها عمدتاً ساده و بي پيرايه هستند و فقط جنبه ي كاربردي آن ها مهم بوده است. البته بايد توجه كرد كه جنس و نوع پارچه ي به كار رفته در پوشاك و حتي طرح و الگوهاي آن ها در هر منطقه اي با شرايط و عوامل طبيعي مطابقت دارد. معيشت، هم در كيفيت پوشاك مردم تأثير مي گذارد و هم در شكل ظاهري آن نقش بسياري دارد. بنابراين مردمي كه معيشت مسلط آن ها دامداري است، مواد اوليه ي پوشاك آن ها را پشم تشكيل مي دهد. در ضمن گشاد يا چسبان بودن لباس و ضخيم يا نازك بودن آن هم با شيوه ي معيشت مسلط هر منطقه تناسب دارد.

بحث بعدي مربوط، به جايگاه اجتماعي اين امر اشاره دارد كه پوشاك مردمان در ايران هميشه بيانگر جايگاه و مرتبه ي انسان ها بوده است. حتي تزيينات و طرح هاي به كار رفته در لباس ها، بيانگر نوعي سليقه و مهارت بوده است كه به دنبال اعتلاي مقام انساني بوده نه سخيف نشان دادن جايگاه انسان ها. در مورد زنان در مجموع پوشاك آن ها به صورت مجموعه اي هماهنگ با وقار خاص زنانه بوده است كه اين امر در مورد مردان نيز صادق بوده است.[ 1]

بدين ترتيب بايد گفت فرهنگ، پر رنگ ترين نقش را در نوع پوشش و كاربرد آن برعهده دارد و اگر به لحاظ فرهنگي برنامه ريزي پايه اي و درستي انجام گيرد، به طور حتم در زمينه ي تهاجم فرهنگي نيز مشكل چنداني پيش نخواهد آمد. توجه به نشانه ها و راز و رمزهاي نهفته در انواع پوشش و پوشاك در دوره هاي مختلف، اهميت مهمي دارد. اين پيام ها و نشانه ها در واقع برخاسته از بينش، باورها، آداب، سنن و جهان بيني مردمان هر منطقه با توجه به فرهنگ و حتي اعتقادات آن منطقه بوده است.

در مطالعات مربوط به پوشاك، نظريه هايي چند ارائه شده است. براي مثال نظريه ي «قومي» كه در آن انواع خاص لباس به عنوان شناسه ي گروه هاي قومي محلي و زباني خاص، در نظر گرفته مي شود و يا نظريه ي «انتشاري» كه اين نظريه، لباس هاي فعلي را بازمانده ي برخي انواع بنيادين مي داند. البته نظريه هاي ديگري مانند نظريه ي «تاريخ توسعه» نيز وجود دارد كه تكامل البسه در طي تاريخ و تأثيرات فرهنگي بيروني بر آن را بررسي مي كند.[2]

توجه به نشانه ها و راز و رمزهاي نهفته در انواع پوشش و پوشاك در دوره هاي مختلف، اهميت مهمي دارد. اين پيام ها و نشانه ها در واقع برخاسته از بينش، باورها، آداب، سنن و جهان بيني مردمان هر منطقه با توجه به فرهنگ و حتي اعتقادات آن منطقه بوده است.

نشانه شناسي در پوشاك

نشانه شناسي علمي است كه به مطالعه ي نظام هاي نشانه اي نظير زبان ها، رمزها و نظام هاي علامتي مي پردازد.[3] پوشاك نيز مجوعه اي است از نشانه ها و علايم كه در كنار هم، نظامي واحد را بر پايه ي تعاريفي خاص (ملي، ميهني، تاريخي، مذهبي، اسطوره اي و...) به منظور القاي تعريف شكل مي دهند و هر يك از اين نشانه ها را مي توان از لحاظ زيباشناختي و اجتماعي بررسي كرد. كاركرد اصلي نشانه ها، انتقال انديشه است.[4] هر قطعه اي از پوشاك نيز، در بردارنده ي انديشه اي است؛ انديشه اي كه عامل اصلي توليد و طراحي آن قطعه بوده است.

پيام مستتر در هر قسمت از لباس، ممكن است فقط جنبه ي كاركردي يا زيباشناختي داشته باشد يا آنكه مجموعه اي از رمزگان هاي نمادين جهت رساندن پيام هايي عميق با معاني بزرگ فرهنگي، اسطوره اي، مذهبي، اجتماعي و سياسي را در خود دارا باشد. استفاده ي اقشار مختلف زنان از انواع پوشش و حجاب اسلامي طي تظاهرات خياباني در دوران انقلاب اسلامي مثالي در اين زمينه است. گاهي نيز از پوشش براي بيان نوعي آرمان و هدف استفاده مي شود. پوشيدن لباس عزا در سوگواري ها و نمونه هايي از اين دست، از اين قبيل اند. همچنين مي توان به اصرار مبارزان فلسطيني در پيچاندن چفيه به دور سر و گردن، به منظور بيان ارزش هاي آرماني متجلي اشاره كرد.[4]

سير تحول تاريخي پوشاك و لباس ايرانيان در دوران اسلامي:

با ورود دين مبين اسلام به ايران و قبول آن توسط مردمان اين سرزمين و سفارش هاي اسلام مبني بر داشتن حجاب و پوشش مناسب فراخور مقام انساني، تحولاتي در نوع پوشش و لباس شكل گرفت و لباس ها به نحوي پوشيده تر گشت. اما آنچه در دوره هاي مختلف اسلامي مورد توجه بوده، الگوبرداري از نظام طبيعت و تناسب با محيط اجتماعي و جغرافيايي مناطق مختلف ايران بوده است.

به اين معنا كه ساخت كلي پوشش به مثابه پوشاندن و مصون ماندن در همه جا با توجه به فرهنگ خاص و موازين ديني و شرعي، يكي بوده است، اما در طرح، شكل و رنگ بندي به نحوي تلاش هارمونيك در جهت بومي كردن هر منطقه مد نظر بوده است و اين موضوع در عين حال كه تكاثري را به وجود آورده بود، اما تنوع و زيبايي خاص خود را داشت كه حتي امروزه هم ما در پوشش و لباس محلي هر منطقه از ايران به خوبي مي توانيم زيبايي و الگوبرداري از منطقه و طبيعت را درك كنيم. در ادامه نگاهي مختصر به تغيير تحول پوشاك در ايران از صدر اسلام تا دوره ي پهلوي مي اندازيم.

سبك پوشش دوره ي نخستين اسلامي به طور كلي امتداد دوره ي پيش از اسلام بوده است. با آنكه پيش از اسلام اعراب شبه جزيره ي عربستان سعي مي نمودند كه در موارد مختلف و از جمله پوشش، محافظ سنت عربي خويش باشند، اما از تأثير تمدن هاي پيرامون خود، يعني ايران و روم شرقي در امان نماندند. در اين ميان، نفوذ فرهنگ ايراني قابل توجه تر بوده است، چه به واسطه ي پادشاهي لخمي و چه از راه يمن كه ساسانيان پس از اخراج حبشي ها از اين سرزمين در سال 575م. موفق شدند در آنجا حكومتي برپا كنند كه بيش از 50 سال، يعني تا هنگامي كه «باذان» آخرين فرمانرواي ايراني در يمن، در سال 628م. اسلام آورد، در اين ديار فرمانروايي داشتند.[5]

اگرچه لباس عصر اسلامي تداوم بخش دوره ي قبل بوده است، ولي به خاطر حساسيت هاي اخلاقي كه اسلام در خود داشت، در اين دوران تغييراتي در پوشش به وجود آمد. نمونه اي از اين حساسيت در اين آيه ي قرآن تجلي يافته كه مي فرمايد: «اي بني آدم ما لباس زيبا و نرم و جامه اي كه ستر عورت كند بر شما فرستاديم، اما لباس تقوا نيكوترين جامه است.» [6] قرآن كريم متضمن اشاره هاي متعددي درباره ي لباس است، از جمله در جايي از خِمار كه جامه اي براي پوشش سر و گردن زنان بوده، سخن به ميان مي آورد.[7] يا در جايي ديگر به رَفرَف (پارچه اي ديباي نازك) كه نوعي لباس مجلسي بوده، اشاره مي كند.[8]

در آياتي هم واژه ي سرابيل كه مفرد آن سربال[8] به معناي جامه است، ذكر شده است.[9] همچنين در سوره ي يوسف 6 بار از قميص به معناي پيراهن بلند ياد شده است. آثار حديثي نيز موارد و مطالب سودمندي را درباره ي لباس دربردارند، از جمله «فروع كافي» در فصلي با عنوان «كتاب الزي و التجمل و المروه» احاديث زيادي را از قول پيامبر(صلي الله عليه وآله) و ائمه ي اطهار آورده كه در آن ها به انواع پوشش اسلامي اشاره شده است.

سبك پوشش دوره ي نخستين اسلامي به طور كلي امتداد دوره ي پيش از اسلام بوده است. با آنكه پيش از اسلام اعراب شبه جزيره ي عربستان سعي مي نمودند كه در موارد مختلف و از جمله پوشش، محافظ سنت عربي خويش باشند، اما از تأثير تمدن هاي پيرامون خود، يعني ايران و روم شرقي در امان نماندند.

در عصر اوليه ي اسلامي در ايران به گمان مورخان و همچنين از روي آثار به جا مانده و تصويرهاي حجاري شده، مردمان اين مرز و بوم داراي پوشش مناسب بوده و همواره لباس فاخر و قابل توجهي به تن مي كرده اند. به كل در دوره هاي پيش از اسلام و طي دوران امويان، عباسيان و حتي پس از حكومت عباسيان، ايران به دليل پارچه ها و منسوجات فاخرش مورد توجه بوده است.[10] به عنوان مثال «آمل» و «قومس» به خاطر طيلسان هاي پشمي، گرگان و ري به خاطر انواع قباها، بم به خاطر دستمال هاي سر و پارچه هاي عمامه اش، آذربايجان، ارمنستان و اران به خاطر شلوار بندهاي مرغوبشان و كاث مركز خوارزم نيز به خاطر نيم تنه هاي آجيده اش شهرت داشته اند.[11]

در قرون ميانه ي تاريخ ايران، تأثيراتي از هنر بومي مناطق آسياي مركزي و مردم آن منطقه در پوشش ديده مي شود. اما باز هم تأثيرات انديشه هاي اسلامي و ايراني نمود بسياري دارد. سلجوقيان در مجموع، براي ايرانيان پيام آور سبك جديدي از لباس آن گونه كه در شرق عربي رخ داد، نبودند؛ چرا كه خود آن ها متأثر از فرهنگ ايراني و اسلامي بوده اند. با اين حال برخي اشكال جديد به خصوص در زمينه ي پوشش سر، طي اين دوره مرسوم گشت. در اين دوره دست كم، 3 نوع كلاه متمايز كه خاستگاه همگي آسياي صغير و تركيه بود، مرسوم گشت.

مدارك موجود در خصوص پوشاك زنان در سده هاي سوم و چهارم هجري بسيار كمياب است؛ اما از روي همين منابع ناچيز شباهت هاي زياد آن را با پوشاك مردان مي توان ديد، از جمله خفتان هاي ضخيم و كمردار با آستين هاي تنگ و تن پوش هاي زيرين ساده. اين خفتان ها گريباني زبانه دار دارند كه از راست به چپ بسته شده است.[12] از مشخصات البسه ي سده هاي پنجم تا هفتم، خفتان هاي ضخيم تزيين شده است كه به طور مورب از سمت راست به چپ بسته شده و در سمت راست گريبان، فقط يه يقه برگردان دارند. اين خفتان ها توسط تسمه هاي چرمي كه از آن ها ابزارهايي آويزان مي شد، بسته مي گرديد.

شلوارهاي آن ها حجيم و چكمه هايشان بلند بود. در اين دوران انواع شلوار از نوع تنگ، نيمه فراخ و دمپا گشاد ديده مي شوند.[13] با تسلط مغولان بر ايران، بسياري از سبك هاي پوشش مخصوص به خاور دور به سرزمين ما آمد؛ به ويژه سبك هاي چيني كه آثار آن در رداهاي تزييني افراد عالي مقام و صاحب منصبان آن دوره نمايان است. سبك هاي چيني نه تنها بر لباس هاي درباري كه بر لباس نظامي نيز تأثير به سزايي نهادند. در اين ميان پوشاك زنان تغيير چنداني نكرد، مگر پوشش سر آن ها كه چيزي بود شبيه دستمال سر براي زنان غيرمغول و نيز نوعي كلاه ويژه مخصوص شاهزادگان مغول.[14]

به طور كلي از اين دوران به بعد تا دوره ي صفويه تغييرات چنداني در لباس هاي ايرانيان صورت نمي پذيرد. اندك تغييرات هم بيشتر در زمينه ي طرح و يا رنگ بندي است و پوشش مردمان در اين دوره براساس فرهنگ، مذهب و الگوهاي بومي است. عصر صفويه را بايد نقطه ي آغازين نفوذ فرهنگي اروپاييان در ايران دانست. هر چند ايرانيان در مقابل هجوم فرهنگي بيگانگان به شدت مقاومت كردند.

ايران دوره ي صفويه به دليل سنت و پيشينه ي فرهنگي خود زير يوغ استعمارگران نرفت و نساجي توليد لباس در دوره ي صفويه راه خود را فارغ از دسيسه هاي غربيان ادامه داد. سياحاني كه در عهد صفويه به ايران آمدند، در سفرنامه هاي خود از رواج نساجي و پويايي اين صنعت خبر داده و اشاره مي كنند كه پوشش ايرانيان در اين زمان برگرفته از فرهنگ و انديشه ي بومي و اعتقادي آنان است. «كروسينسكي» در گزارشي مي آورد: «دورانديشي شاه عباس كبير به تأسيس كارگاه هاي متعدد و چندكاره در پايتخت اصفهان و نيز در نواحي شيروان، قراباغ، گيلان، كاشان، مشهد و استرآباد انجاميد كه در آن ها منسوجات ابريشمي و شال براي استفاده ي عموم به طريقي باشكوه و شگفت آور و تحت نظارت دقيق ناظران بافته مي شود.[15]

«دن گارسيا وسيلوا فيگوئرا» سفير پادشاه اسپانيا كه در سال 1031هـ. به دربار شاه عباس آمد نيز توصيف دقيقي از لباس ايرانيان كرده است: «ايرانيان شلوار نازك بسيار بلندي مي پوشند كه تا روي پايشان مي رسد. گيوه و جوراب يك تيكه است به طوري كه به جاي جوراب شلواري به كار مي رود. اين جوراب شلواري ها را بلند و تنگ درست مي كنند تا هنگام سواري يا پياده رفتن مزاحم حركت آنان نباشد. اين جوراب شلوارها را به خصوص براي دو زانو نشستن روي زمين كه عادت بيشتر مشرق زميني و قاطبه ي مسلمانان است بسيار مناسب است. زنان نيز شلوار و بالاپوش مشابه مردان مي پوشند. كفش هاي مرد و زن چرمي و به رنگ هاي مختلف است با جنس بسيار سخت و سفت و رويه هاي كوتاه. زن ها از سرناف يا گردگاه خود را با لباس گشاد از پارچه هاي زيبا مي پوشانند و چنان در اين جامه فرو مي روند كه چشم هايشان به زحمت ديده مي شود. اين لباس شباهت تامي به پوشش زنان مسلمانان اسپانيا در دوران شاهان غرناطه دارد. [16]

«كمپفر»، «تاورنيه» و «جملي كاري» از ديگر سياحان اروپايي بودند كه درباره ي لباس صفويان مطالبي ارائه داده اند و در تمامي آن ها مي توان به خوبي سنت ايراني، پوشيده بودن بدن و سفارش هاي اسلام را درك كرد.[17] از ويژگي هاي پوشاك در دوره ي صفويه اين است كه پارچه هاي مجلل و پرنقش و نگاري براي تهيه ي تن پوش ها به كار مي رفت. تن پوش ها معمولاً در ميان تنه تنگ بودند و سپس به سمت خارج باز و گشاد مي شدند، شلوار گشاد بود كه در ناحيه ي قوزك پا تنگ مي شد. رداي بلند و جلو بازي ميز روي بقيه ي لباس پوشيده مي شد. جوراب هاي ساق بلندي به پا مي كردند كه تا زانو مي رسيد و با بند محكم مي شد.[18]

هر چه از عمر فرمانروايي سلسله ي صفويه مي گذشت، تلاش اروپاييان براي رخنه در بازار ايران گسترده تر و موفق تر مي گشت. زيرا كه شاهان صفوي احساس مي كردند كه براي تقويت قواي نظامي خود در مقابل هجوم عثماني و قبايل ديگر نياز دارند كه از فنون، تجهيزات و تجربيات نظامي اروپاييان مي بايست بهره برداري كامل را كرد. از اين رو در مقابل تسهيلات تجاري كه براي اروپاييان قائل مي شدند از آن ها مي خواستند تا به ارتش و نظاميان ايران سروساماني بدهند و اروپاييان هم از اين فرصت ها استفاده مي كردند و در اواخر اين دوره تأثيرات بسيار اندك و جزئي از غرب را مي توان در پوشش و لباس ديد كه البته با توجه به اين نكته كه بسيار كم و ناچيز است در فرهنگ پوشش ملي تأثيري نداشته است.

سياحاني كه در عهد صفويه به ايران آمدند، در سفرنامه هاي خود از رواج نساجي و پويايي اين صنعت خبر داده و اشاره مي كنند كه پوشش ايرانيان در اين زمان برگرفته از فرهنگ و انديشه ي بومي و اعتقادي آنان است.

وضعيت پوشش و حجاب در دوره هاي افشاريه و زنديه نيز به نحوي تداوم گذشته و يا بهتر بگوييم، دوره ي صفويه بوده است و تحول چنداني در شكل و طرح آن رخ نمي دهد و هنوز همان ويژگي هاي نجابت و وقار را مي توان در لباس مردان و زنان مشاهده كرد. اما با روي كار آمدن سلسله ي قاجاريه، تغييرات و تحولات چشم گيري در حوزه ي پوشش رخ مي دهد. هر چند اين تغييرات طولاني مدت روي مي دهد و بايد براي آن چندين دوره را در نظر گرفت. دوره ي اول آن هم زمان با سلطنت «آقا محمد خان» در مجموع لباس همان شكل و طرح قبلي را با اندك تغييراتي داراست. مردمان كلاه پوستي و بلندي بر سر مي گذاشتند كه از جنس ماهوت الوان بود و از وسط تا مي خورد و در نتيجه به صورت نوك تيز در مي آمد، شلوار در اين دوره داراي دم پايي فراخ بود و كمر ليفي داشت.[19]

بعد از اين دوره توجه به غرب و نوعي تمايل به سمت كشورهاي اروپايي گسترش مي يابد و پاي كشورهاي اروپايي از جمله انگليس، روسيه و فرانسه به كشور بازتر مي شود. صرف نظر از نتايج بدي كه حضور مستقيم و غيرمستقيم خارجي ها در ايران از خود به جاي گذاشت، ضربات شديدي در بحث فرهنگي به ايران وارد آمد و يكي از اين لطمه ها را بايد در زمينه ي پوشش و لباس دانست كه تغييرات بنياديني را در پوشش مردمان ايران به وجود آورد. اگرچه رواج غربي گرايي و توجه به غرب در امور نظامي و دانش جنگ افزاري آغاز شد اما تأثيرات خود را در حوزه هاي فرهنگي از جمله پوشش به جا نهاد.

از ديگر تأثيراتي كه ورود تكنولوژي غربي به ايران داشت، تحول نهادي و جابه جا شدن موقعيت اجتماعي برخي طبقات و اقشار، پا گرفتن نظام اداري جديد و طبقه ي نوظهور بوروكرات و تكنوكرات و طبقه ي روشنفكر بود كه هر كدام از آن ها به نوبه ي خود در زمينه ي تغيير پوشاك ايراني و غرب زدگي تأثير به سزايي داشتند.[20] در اين ميان شاهان قاجاري نيز به واسطه ي علاقه ي زيادي كه به اروپا داشتند، نوعي خودباختگي به اهل فرنگ از خود نشان مي دادند و اين نفوذ هر چه بيشتر فرهنگ خارجي را در پي داشت. از جمله ي اين سياست ها، اعزام جوانان ايراني به فرنگ بود كه در زمان عباس ميرزا وليعهد فتحعلي شاه صورت گرفت و در دوره هاي بعدي نيز ادامه يافت.

اين افراد كه به اروپا مي رفتند، تحت تأثير فرهنگ هاي اروپايي قرار مي گرفتند و طبق همان فرهنگ و مدرنيته رشد كرده و چهره اي روشنفكرانه به خود مي گرفتند. آن ها در دهه هاي بعدي پس از بازگشت از اروپا، آداب و رسوم و فرهنگ و حتي تفكر اروپايي را در ايران تبليغ مي كردند و اين افراد را بايد از پيشگامان تغيير و تحول در زمينه ي پوشش و لباس دانست و خود اين ها تا حد زيادي در آماده شدن جامعه براي پذيرش پوشش غربي نقش داشتند. از دوره ي محمد شاه قاجار، سومين پادشاه قاجاري، توجه به دانش غربي مخصوصاً در امور نظامي بسيار زياد شد و لباس هاي متحدالشكلي براي نظاميان طراحي و رواج گرديد.[21] به دنبال اين امر كارگاه هاي كوچك منطقه اي و نساجي ها محدود شدند و كالاهاي خارجي وارد كشور گشت.

صنايع ايران هيچ نوع پيشرفتي نكرد و تا حدي هم تنزل پيدا كرد و قاجارها در اين دوره براي توليد داخلي هيچ نوع ارزشي قائل نشدند و فروش مواد خام را به صرفه ديدند. از اين ها گذشته جنگ هاي طولاني داخلي، لطمه ي شديدي بر مراكز صنعتي اصفهان، يزد، كرمان وارد ساخت [22] و اين عوامل نيز در ركود صنعت نساجي تأثير بسيار زيادي داشت. از آنجا كه شبه اروپايي كردن ارتش ايران توسط محمد شاه و ميرزا آغاسي ادامه يافت، در لباس قشون ايران هم تغييراتي به وجود آمد. مؤلف كتاب «شرح زندگي من» در همين زمينه مي نويسد: «بر عده ي افواج جديدي كه با لباس چسبان بوده و مشق نظام مي كرده اند، افزون گشته است.

افراد اين قشون پياده نظام را سرباز مي ناميدند، در حقيقت قشون چريك قديم به نظام جديد منتقل شدند. [23] در دوره ي ناصرالدين شاه ميل به اصلاحات رو به فزوني يافت. اصلاحاتي كه اروپاييان براي آينده ي ايران ضروري مي دانستند. ناصرالدين شاه بعد از ديدن‏ لباس هاي شيك و زيباي زنان اروپايي‏ به خصوص پس از عقاله ي شديدي كه به‏ لباس رقاصان بالرين اروپا پيدا كرده بود، در بازگشت به ايران زنان را ترغيب كرد تا لباس هاي خود را شبيه‏ لباس زنان بالرين اروپا كنند و از آن به بعد طرح لباس «شليته و شلوار» به شيوه ي لباس زنان بالرين غرب در بين‏ زنان ايران رايج شد.

اگرچه هنوز به‏ اصل حجاب زن ها در بيرون از خانه‏ خدشه‏اي وارد نشده بود و زن ها تنها در اندروني از اين گونه لباس ها استفاده‏ مي‏كردند، اما كنار نهادن لباس هاي ملي‏ و سنتي، گام جديدي در پذيرش فرهنگ‏ غرب و اولين نرمش در مقابل باز شدن پاي ورود استعمار به ايران بود. در رابطه با تغيير پوشاك و اخذ فرهنگ پوشاك اروپايي، اعضا و افراد طبقه ي فرا دست خيلي سريع اين امر را پذيرفتند. از سويي اقشار مختلف اين طبقه در طول دهه هاي متمادي به نحوي با اروپايي ها در تماس بودند و اروپايي ها را مردماني متمدن و پيشرفته مي دانستند و خود و فرهنگ خويش را پست تر مي پنداشتند.

در همين ارتباط نگارنده ي كتاب «ايران در يك قرن پيش»، اشاره كرده است: «اما درباره ي مشروب خواري و ميگساري، تنها اعيان به خصوص شهرنشينان از جمله قشر نظامي و مستخدمين هستند كه در اين مورد از خود علاقه ي شديدي به خرج مي دهند و دست به افراط كاري مي زنند. زنان اين اقشار از مردم ايران نيز به محض آشنايي و هم صحبتي و برقراري معاشرت و مجالست با زنان اروپايي، سعي در آموختن طرز لباس، رفتار و آداب و اصول آنان مي كنند و از همه لحاظ در پي تقليد از آنان بر مي آيند و اين كار را يك نوع رشد شخصيت و روشنفكري براي خود به شمار مي آورند.[24]

ناصرالدين شاه بعد از ديدن‏ لباس هاي شيك و زيباي زنان اروپايي‏ به خصوص پس از عقاله ي شديدي كه به‏ لباس رقاصان بالرين اروپا پيدا كرده بود، در بازگشت به ايران زنان را ترغيب كرد تا لباس هاي خود را شبيه‏ لباس زنان بالرين اروپا كنند و از آن به بعد طرح لباس «شليته و شلوار» به شيوه ي لباس زنان بالرين غرب در بين‏ زنان ايران رايج شد.

البته چنين گرايش هايي در ميان طبقات بالاي جامعه وجود داشت و طبقه ي فرودست كه پاسداشت حفظ سنت هاي اجتماعي به شمار مي رفتند در مقابل دگرگوني هاي ناگهاني مثل تغيير لباس سنتي به لباس فرنگي، حساسيت نشان داده و مقاومت مي كردند. به خصوص كه اين طبقه تحت نفوذ روحانيون و عالمان ديني قرار داشتند. رابطه ي مرجعيت و كسب اجتهاد در مسائل مختلف بنيان گذار ثبوت و دوام يا تغيير و دگرگوني هاي مختلف به شمار مي رفت، به نحوي كه روحانيون، وعاظ و مراجع با روحيه ي ضد فرنگي كه داشتند، مانع مي شدند كه عامه ي مردم ملبس به لباس غربي شوند.

اما علي رغم تمامي اين مقاومت ها، جريان دگرگون سازي فرهنگ و عادات از جمله با اصطلاح مدرنيزه كردن پوشاك مردان و زنان، جريان داشت. روند مدرنيزه كردن ايراني ها در حوزه هاي مختلف دنبال شد و يكي از جريان هايي كه ارتباط بسياري با مسئله ي فرهنگ پيدا كرد، در امور آموزشي و تربيتي بوده است. تلاش اروپاييان در زمينه ي ايجاد اصلاحات آموزشي با خواست ايرانيان براي كسب دانش و پيشرفت تمدن منطبق گرديد و گام هايي در جهت اصلاحات آموزشي برداشته مي شد كه به تدريج درهاي مدارس جديد به سبك كشورهاي اروپايي از جمله فرانسه، انگليس و... در پايتخت قاجاريان به روي دختران و پسران باز شد.

با ورود دختران و پسران به مدارس جديد كه بيشتر از طبقه ي فرادست و از اقشار اعيان زادگان و اشراف زادگان و درباريان و خان زادگان بودند، پوشاك شان نيز متحول شد. در واقع مدارس اولين پايگاه نشر فرهنگ جديد پوشاكي به سبك اروپايي بود. يك نويسنده ي اروپايي در همين زمينه شرح داده است: «خوشبختانه از وقتي كه مدرسه ي آمريكايي و مدرسه ي ريشارد خان فرانسوي در تهران تأسيس شده است، پاره اي از دختران با روي باز در كلاس حاضر مي شوند. ولي در كوچه با همان چادر رفت وآمد مي نمايند.»[25]

در نتيجه ي اعتراض ها و فعاليت هاي‏ روحانيون نسبت به ورود اجانب به‏ ايران و اعمال غيراسلامي دولت، تشنج ها و درگيري هاي سياسي مردم به‏ رهبري روحانيون نسبت به كارهاي‏ دولت آغاز شد. به زودي روشنفكران‏ نيز كه اشتياق شديدي به اروپايي شدن‏ ايران داشتند به مخالفت‏هاي محافظه كارانه با شاه پرداختند و به ميان‏ مبارزه هاي مردم داخل شدند. اين‏ روشنفكران با حمايت هاي همه‏جانبه ي انگليس به زودي توانستند خط رهبري‏ جنبش را به دست بگيرند.

بدين ترتيب در دوره ي ناصرالدين شاه قاجار و در پي اصلاحاتي كه او انجام داد، به نحوي فرهنگ اروپايي به ايران راه پيدا كرد. نكته ي قابل ذكر در پوشاك زنان اين دوره كه بعدها تأثيرات زيادي از خود به جا مي گذارد، كوتاه شدن دامن هايي به نام شليته و افراط روز افزون در اين كوتاهي با پاهاي لخت يا جوراب سفيد است. ظاهراً اين سبك به تقليد از دامن بالدين هاي اروپايي كه نظر ناصرالدين شاه را به خود جلب كرده بود، رايج شده است. زنان اين جامه را با روسري سفيد و ساده اي كه روي سينه را مي پوشاند، به تن مي كردند.[26]

از اواخر سلطنت ناصرالدين شاه، تا وقوع مشروطه، تغيير محسوسي در لباس به وجود نيامد و عموماً اقشار بالاي جامعه را شامل مي شد. وقوع مشروطه و موج نويني كه با آن ايجاد شد، در زمينه ي پوشش خوانين نيز به نوبه ي خود تغييراتي به وجود آورد كه زمينه ساز تحولات بعدي شد. بعد از مشروطه كه تحولات مهمي از لحاظ سياسي و اجتماعي در زندگي ايرانيان پيش آمد، از طرف آزادي خواهان و روشنفكران به وضع زنان ايران توجهي معطوف گرديد و شعرا و نويسندگان و حتي برخي از خود بانوان با سواد درباره ي آزادي و حقوق زنان در جامعه اشعار و نوشته هايي پديد آوردند و بانوان ايراني را دعوت به برانداختن رسوم و تقليدهاي كهنه، خانه نشيني، خانه آرايي، ولخرجي و تفنن بازي نموده و آن ها را به شركت در امور اجتماعي ترغيب و تشويق كردند.

با گذشت زمان بر تعداد مدارس دخترانه در ايران افزوده شد و تغييراتي در البسه و ورود اجناس متنوع و فراوان اروپايي و تقليد خانم ها كم كم باعث شد كه تغييرات و تطورات مهمي در وضع لباس اين دوره پيش آيد. در اين تغييرات عامل مهم ديگري نيز واقع شد و آن ورود خياطان و طراحان اروپايي مخصوصاً فرانسوي به تهران بود كه به سبك اروپايي ها براي خانم ها لباس مي دوختند و مشتري فراواني داشتند.

به اين طريق پيراهن، شليته، شلوار و چادر كمري جاي خود را به پيراهن هاي بلند و يك تكه كه بر حسب مد روز بلندي آن ها تغيير مي كرد، دادند و كت، ژيلت و بلوز به طرز دوخت اروپايي معمول گرديد و پارچه هاي ترمه دوزي، مخمل، تور و حرير به كرپ ساتين، كرپ دوشين، وال، ژرژت، ساتين و غيره تغيير يافت و شلوار بلند، مشكي و شلوار كشي تبديل به تنكه ي كوتاه و جوراب هاي ساق بلند ماشيني شد. اين سبك و مدل به هر طريقي چه از طريق مجلات و روزنامه ها و چه از طرق ديگر تبليغ مي شد و مشتريان زيادي جمع مي كرد.[27]

بعد از قاجاريه اتفاق هاي نويني در پوشاك ايران رخ داد و اين تغييرات پيامدهاي گوناگوني از جمله فرهنگي، اجتماعي و سياسي را به دنبال داشت. علل اين دگرگوني ها، جوانان از اروپا برگشته بودند. آن ها كه با آداب و رسوم غرب آشنا شده بودند، زندگي سنتي پدران خود را متعلق به گذشته ها تلقي مي كردند. به سبك اروپاييان لباس مي پوشيدند و خانم ها را به عريان بودن تشويق مي كردند. از طرف ديگر در آن دوران، تضعيف اقتدار ملي و سياسي ايران، به فقدان اعتماد به نفس و خودباوري ملي، القاي حس حقارت و خود كم بيني و همچنين ضعف مذهبي و انديشه هاي اسلامي در اجتماع انجاميده بود. اما شايد بتوان گفت مهم ترين اقدام ها در زمينه ي تغيير پوشش در ايران با آمدن رضاخان صورت پذيرفت.

از اواخر سلطنت ناصرالدين شاه، تا وقوع مشروطه، تغيير محسوسي در لباس به وجود نيامد و عموماً اقشار بالاي جامعه را شامل مي شد. وقوع مشروطه و موج نويني كه با آن ايجاد شد، در زمينه ي پوشش خوانين نيز به نوبه ي خود تغييراتي به وجود آورد كه زمينه ساز تحولات بعدي شد.

دوران 16 ساله ي رضاشاه بر ايران، متضمن اقدام هاي‏ فرهنگي متعددي بوده است كه عمدتاً با تأكيد بر ترك سنت‏هاي‏ قديمي و روي آوردن به مظاهر تمدن غربي صورت گرفته است. از ميان تمام جريان هاي فرهنگي حكومت پهلوي اول، موضوع كشف‏ حجاب بيشتر مورد توجه واقع شده است؛ چرا كه از ديدگاه‏ رضاشاه، كشف حجاب برابر بود با «امكان بروز استعداد و لياقت‏ ذاتي زن» تحليل گران تاريخ معاصر ايران عموماً بر آنند كه كشف‏ حجاب يكي از اساسي‏ترين اقدام هاي حكومت رضاشاه براي غربي‏ كردن ظواهر كشور بوده است.

علي‏رغم آنكه كشف حجاب به طور رسمي در 17 دي 1314ه.ش. اعلام و اجبار به ترك حجاب از اول فروردين 1315ه.ش. آغاز شده است. اما به نظر مي‏رسد سال‏ها پيش از آن، فكر رفع حجاب، در ميان خاندان‏ سلطنتي وجود داشته است. يا پيش از سفر رضاشاه به‏ تركيه، در سال 1313ه.ش. مقدمات تهيه ي لباس‏هاي جديد براي بانوان‏ فراهم شده بود. از طرف ديگر زنان طبقات بالا نيز زمينه ي فكري و تبليغاتي به اصطلاح آزادي زنان را به برگزاري دومين كنگره ي زنان‏ شرق در ايران به سال 1311ه.ش. آماده كرده بودند.

سفر رضاشاه به كشور تركيه (12 تير 1313 تا 18 مرداد 1313) نقطه ي عطفي بود در تثبيت باورهاي قبلي او مبني بر لزوم كشف‏ حجاب. اثر عميقي كه مشاهده ي وضع بانوان ترك بر روحيه ي رضاشاه‏ گذاشت، تا آن حد بود كه خطاب به سفير كبير ايران در تركيه گفت: «هنوز عقب هستيم و فوراً بايد با تمام قوا به پيشرفت سريع مردم، خصوصاً زنان، اقدام كنيم.» سپس دولت پهلوي برنامه اي را در زمينه ي تغيير پوشش و ايجاد بي حجابي فراهم نمود.

براي مثال آنان به ايجاد كانون بانوان، در تاريخ 22 ارديبهشت 1314ه.ش. پرداختند. حركت ديگر آنان تشكيل تدريجي مجالس جشن و خطابه بود، طوري كه‏ دختران در آنجا با روي باز در صف دانشجويان قرار مي گرفتند و به‏ ايراد خطابه‏هاي اخلاقي و سرودهاي مخصوص مدارس مي پرداختند و رجال محترم را هم در آن مجالس دعوت مي كردند و بعد از آن دختران مانند پسران به ورزش و مشق بدني مشغول مي شدند.

بعد از قاجاريه اتفاق هاي نويني در پوشاك ايران رخ داد و اين تغييرات پيامدهاي گوناگوني از جمله فرهنگي، اجتماعي و سياسي را به دنبال داشت. علل اين دگرگوني ها، جوانان از اروپا برگشته بودند. آن ها كه با آداب و رسوم غرب آشنا شده بودند، زندگي سنتي پدران خود را متعلق به گذشته ها تلقي مي كردند. به سبك اروپاييان لباس مي پوشيدند و خانم ها را به عريان بودن تشويق مي كردند.

يكي ديگر از اقدام هاي سلسله ي پهلوي در زمينه ي از بين بردن حجاب، انتشار يك سلسله مقالات به نظم و نثر در جرايد بود كه همه‏ به زبان پند و اندرز از عادات معمولي نقاب و حجاب انتقاد مي كرد. در كنار اين اقدام ها سعي شد مدارس ابتدايي تا سال چهارم به صورت مختلط توسط زنان اداره شود [28] در ادامه همچنين سياست هاي نگيني دولت محمدرضا پهلوي نيز سياست هاي مشابهي را در اين زمينه اتخاذ كرد و در نيمه ي دوم اين دوران با دوستانه شدن روابط ايران و غرب، مدهاي اروپايي به ايران هجوم آوردند و جوانان كم كم از زندگي سنتي فاصله گرفتند و به مد و مدگرايي روي آوردند و جذب مدل هاي اروپايي شدند. با آسان شدن رفت و آمد طبقات مرفه به اروپا نيز اين روند سرعت گرفت.

البته بايستي گفت كه در سايه سار اسلام، طبقات اجتماعي متوسط و پايين هنوز پاي بند باورهاي مذهبي خويش بودند و در مقابل اين رسم هاي ناخوانده مقاوت گسترده نشان مي دادند. البته اين اقدام هاي دولت پهلوي با واكنش هاي شديد مردم و به خصوص علما مواجه شد و به بركت حضور و راهنمايي علما و روحانيون تا حد زيادي نقشه هاي شوم دولت هاي غربي و پهلوي در زمينه ي از بين رفتن عفاف و حجاب ناكام ماند.

تأثير اروپا بر پوشش ايراني:

انقلاب صنعتي در اروپا نتايجي را در پي داشت كه حتي تأثير آن متوجه فرهنگ جوامع و ملل غيراروپايي (به خصوص خاورميانه) شد. در پي پديد آمدن تغييرات اجتماعي در اروپا و به ويژه تمركز يافتن نيروي كار در يك مجموعه ي عظيم توليد صنعتي، شيوه ي سنتي توليد متحول شد و طبقه ي جديد سرمايه دار به طور بي سابقه اي رشد يافت و ماشين توانست پديده ي جديدي را به عنوان توليد انبوه به جوامع عرضه كند. اما توليد انبوه و در نتيجه سودهاي كلان ناشي از ارزش افزوده ي محصولات توليدي، سرمايه داران را به طمع واداشت تا به دنبال بازارهاي جديدي بگردند. بر اين اساس به سرزمين هاي ديگر وارد شدند و به دنبال بازارهاي جديد و مصرف كنندگان نو، روي آوردند.

جالب آن است كه اولين صنعتي كه توانست در قرون 18 و 19 ميلادي رشد چشم گيري كند، صنعت «نساجي» بود. پيدايش قوه ي بخار، رشد ارتباطات، توسعه ي حمل و نقل، اختراع تلگراف و تلفن و مهم تر از همه ي اين ها رشد ماشين سازي و به دنبال آن پيدايش قوه ي بخار، سرعت انقلاب صنعتي را دو چندان كرد و در نتيجه تمامي اين واقعيت ها بود كه روز به روز صنعت ابعاد جديدي مي يافت و صنعت نساجي نيز سهم عمده اي در بهره گيري از تمامي امكانات فني، اجتماعي و صنعتي پديد آورد.[29]

در اين ميان تحولاتي نيز در اروپا شكل گرفت كه بدون شك در نحوه ي زندگي و همچنين پوشش، بي تأثير نبوده است، از جمله ي آن انقلاب فرانسه در سال 1789م. بوده است. «ويل دورانت» مورخ انگليسي، تأثير انقلاب فرانسه در لباس مردم را چنين توصيف كرده است: «لباس به آهستگي بيشتري تغيير يافت.

مردان متمول از مدت ها پيش لباس اشرافي بر تن مي كردند كه عبارت بود از: كلاه بلند و سه گوش، پيراهن ابريشمي، دستمال گردن با گره گشاد، جليقه ي رنگي و گلدوزي شده، كتي كه تا زانو مي رسيد با نيم شلواري تا زير زانو با جوراب پشمي و كفشي داراي سگك با پنجه هاي چهارگوش. لباس زنان نيز تحت تأثير چنين عقيده ي انقلابي قرار گرفت و به لحاظي به حاشيه كشيده شد و شكل بازار فروش و در نتيجه تحولات بعدي اروپا در آمد. زنان جامه هاي كلاسيك خود را به دور انداخته و لباس هايي به تن كردند كه بيشتر جلوه نمايي مي كرد. يقه را پايين آوردند، خط كمربند را محكم بسته و به بالا بردند، آستين ها را به اندازه اي كوتاه مي ساختند كه بازوان فريبنده را آشكار سازد. به جاي كلاه، گيسوبند مرسوم شد و به جاي كفش هاي بلند، كفش هاي سرپايي و بي پاشنه رواج يافت.[30]

سپس با آغاز جنگ جهاني دوم، تكامل لباس شكلي انقلابي به خود گرفت، لباس كه بازتابي است از توان اقتصادي، نگرش سياسي، قابليت هاي فرهنگي و اجتماعي با مدهاي فلسفي و گاه مذهبي و پاي بندي هاي رسمي و سنتي، در روند تكامل خود زير نفوذ و سيطره ي نظام نقشه دار سرمايه قرار گرفت. در اين نظام، پوشاك جايگاهي ديگر يافت و به كالا تبديل شد و همانند ساير كالاها ارزشي دوگانه پيدا كرد. به عبارت ديگر، هم برآورنده ي نيازهاي بشري گرديد و هم محصولي شد براي فروش. پس مي بايست نظير هر كالاي ديگري حداكثر سودآوري را داشته باشد. در اين صورت همچنين اين كالا مي بايست وسيع ترين بازار، يعني بيشترين مصرف كننده و مشتري را دارا باشد.

به اين نيازها، طراحان و دوزندگان لباس اروپايي پاسخ گفتند و با بهره گيري از نظام سلطه، گرايش مردم به تنوع طلبي، عصر استعمار و همچنين سودجويي از جريان هايي چون جنگ، بحران هاي اقتصادي و تحولات فرهنگي و سياسي، طرح هاي تازه اي را ارائه دادند و بر خلاف سده هاي پيشين كه نوآوري ها بر اساس نظام فرهنگي و اعتقادات بود، اكنون به ياري رسانه ها گروهي چون سينما و تلويزيون و نشريات مد كه كاربردي جهاني دارند و با هدف سود زياد حتي به ارزش از ميان برداشتن فرهنگ هاي منطقه اي، طرح ها و الگوهاي خود را مورد پذيرش همگان قرار مي دهند و از اين راه سليقه اي جهاني در شيوه ي لباس پوشيدن پديد مي آورند.

غربيان تحت همين تفكر زمينه ي لازم براي تشويق زنان به كنار گذاشتن حجاب را فراهم كردند و به صورت سلاحي كارآمد براي مقابله با معنويت و اخلاق و سقوط جامعه ي ديني در كشورهاي اسلامي به كار گرفتند و استعمارگران در اين خصوص از هيچ تلاشي فروگذار نكردند. استعمارگران براي دست يابي به منابع اقتصادي بزرگ، زنان را بهترين وسيله يافتند و از وجود برهنه ي آن ها براي تبليغ كالاهاي خود بهره مي گرفتند و همواره برهنگي را تشويق مي كردند و تبليغات وسيعي برضد حجاب مي نمودند. همين امر موجب گرديد كه فرهنگ بي حجابي سير صعودي به خود بگيرد و آرام آرام بي حجابي به شكل يك فرهنگ درآيد. يكي از انديشمندان مي گويد:

«غرب براي تسلط بر كشورهاي مسلمان، به اين دستور قديمي كه زن ها را در دست بگيريم، همه چيز به دنبال آن ها خواهد آمد، عمل كرده است. كشفيات جديد جامعه شناسان فقط كاري كه كرده، به اين فرمول قديمي روش خاص علمي بخشيده است.»[31]

در يك جمع بندي بايد گفت بومي سازي و توليد وطني پوشاك و طرح هاي ملي در دوره ي قاجار و به خصوص در دوران پهلوي در ارتباط با اروپاييان دچار دگرگوني مي گردد و نوع لباس ها و طرح آن ها به نحوي تغيير مي كند. چيزي كه در آن عصر با عنوان «فرنگي شده» شناخته مي شد. پوشش هاي رواج يافته از دوران طاغوت كپي برداري از نظام اروپايي و جامعه ي صنعتي شده و بي بندوبار بود كه با نظام سنتي و در عين حال ارزشي جامعه ي ايراني در تعارض بود. بدين ترتيب مي توان چنين گفت كه جامعه ي ايران و مردمان اين مرز و بوم با تاريخ كهن، انديشه ي اسلامي غني و فرهنگ پوياي خود، الگوهاي مناسبي از پوشش و لباس را در دوره هاي مختلف ايجاد مي كردند ولي اين ميراث و سنت در اثر ارتباط با اروپاييان و غربي ها، رفته رفته فراموش شده است.

واجب است دلسوزان و مسئولين هوشيار باشند كه ايدئولوژي مصرف گرايي كه سوخت موتور سرمايه داري را تشكيل مي دهد، رواج يافته و هنجارهاي جوامع اسلامي مورد تهديد جدّي قرار گرفته و لباس و پوشش جوانان به خصوص مورد توجه غربيان و سرمايه داران سكولار است و نبايد اجازه داد كه جوانان ما در برابر عرضه ي سبك هاي مختلف لباس كه اكثراً غربي و در تضاد با فرهنگ و دين ما هستند، تنها و سرگردان بمانند و در نتيجه ي آن دست به انتخاب نحوه ي پوشش نامتعارف بزنند و به هنجارها پشت كنند و بايد دانست ارمغان فرهنگ بي حجابي فقط سستي نظام خانوادگي، تحقير شخصيت زن و امراض روحي و رواني است.

پس بر تصميم گيران در حوزه ي فرهنگ، هنرمندان و صنعت گران در حوزه ي پوشش و طراحي لباس واجب است كه در دنياي امروز همگام با نيازها و ارزش هاي تاريخي و فرهنگي كشور اقدام به ارائه ي طرح براي لباس و پوشاك ايرانيان كنند و از تاريخ موفق كشورمان در حوزه ي پوشش و لباس هاي سنتي و بومي كه نماد زيبايي و وقار، اصالت و پوشيدگي است، استفاده كنند تا پوشش ملت ايران بر پايه ي دين اسلام و فرهنگ كشور و توسط هنرمندان متعهد و خوش ذوق ايراني طراحي گردد و با گسترش فرهنگ اسلامي و روي آوردن به شخصيت والاي انساني راه رواج فرهنگ برهنگي و تبليغات مسموم بسته شود.

پي نوشت ها:

1- دانشنامه ي ايرانيكا، قوامي، 1382: 75 به نقل از پيمان متين، پوشاك ايرانيان، تهران: دفتر پژوهش هاي فرهنگي 1382، ص 6. براي اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به پوشاك آيينه ي فرهنگ يك جامعه، ماهنامه ي صنعت نساجي و پوشاك، شماره ي 327، ارديبهشت 90، ص 87

2- همان، ص 88

3- مريم مونسي سرخه، نمادها در پوشاك، ماهنامه ي ايرانا، شماره ي 28، آذر و دي 1388، ص 44

4- مسعودي، مروج الذهب، ج 2، ص 93؛ پيكولو سكايا، اعراب حدود مرزهاي روم شرقي و ايران... ترجمه ي عنايت الله رضا، صص 247- 249؛ محبوبه الهي، لباس به مثابه هويت، فصلنامه ي مطالعات ملي، شماره ي 42، تابستان 91، ص 31

5- اعراف: 26

6- نور: 31

7- الرحمن: 76

8- سربال به معناي لباس و معّرب واژه ي فارسي شروال است، در اصل واژه ي سربال مركب از سر يعني فوق و بال به معناي قامت است كه پوشش براي همه قامت و بدن انسان بوده است. معجم الالفاظ الفارسيه المعربه ص 88، نحل: 81، ابراهيم: 50

9- سرژان، 1972

10- دايره المعارف اسلام، 1986، ج 5، ص 748

11- همان، ص 764

12- شلومبرژه، 1952، ص 264؛ ضياء پور، 1349، ص 261

13- دايره المعارف اسلام، 1968، ج 5، ص 748

14- راجر سيوري، ايران عصر صفويه، ترجمه ي كامبيز عزيزي، تهران: سحر 1363، صص 125-123

15- دن گارسيا و سيلوا فيگوئرا، سفرنامه ي فيگوئرا، ترجمه: غلام رضا سميعي، تهران: نشر نو 1363، ص 157

16- براي مطالعه ي بيشتر بنگريد به: انگبرت كمپفر، سفرنامه، ترجمه ي كيكاوس جهان داري، تهران: خوارزمي 1360، ص 88؛ جملي كاري، سفرنامه ي كاري، ترجمه ي عباس نخجواني و عبدالعلي كارنگ، اداره كل فرهنگ و هنر آذربايجان شرقي، 1348، ص 136-134؛ تاورنيه، سفرنامه ي تاورنيه، ترجمه ي ابوتراب نوري، اصفهان: پروين 1336، صص 628- 627

17- ايرانيكا، 1992، ج 5، ص 787

18- ضياء پور، 1349، ص 404

19- علي تقوي، جامعه شناسي غرب گرايي، تهران: اميركبير 1361

20- كنت دوسرسي، ايران در 1839-1840م. ترجمه: احسان اشراقي، تهران: نشر دانشگاهي 1362، ص 107

21- يعقوب آژند، تاريخ اقتصادي ايران، تهران: گستره 1362، صص 414-415

22- مستوفي، شرح زندگي من، ص 53

23- دكتر ويلز، ايران در يك قرن پيش، ترجمه: غلام حسين قراگوزلو؛ تهران: اقبال 1368، صص 357-356

24- كلارا كوليوررايس، زنان ايراني و راه و رسم زندگي آنان، ترجمه اسدالله آزاد، مشهد: آستان قدس، ص 121

25- ايرانيكا، 1992، ج 5، ص 802

26- يحيي، ذكاء، لباس زنان ايران از سده ي سيزدهم هجري تا امروز، تهران: اداره ي موزه ها و فرهنگ عامه،1336، ص 40

27- كشف حجاب در آيينه ي اسناد، حسام الدين آشنا، گنجينه ي اسناد، صص 6-8

28- هنري وليتل فيلد، تاريخ اروپا از سال 1815 به بعد، ترجمه ي فريده قرچه باغي، تهران: علمي فرهنگي، 1366، ص 53

29- ويل دورانت، تاريخ تمدن، عصر ناپلئون، ج 11، صص 157- 156

30- نيم نگاهي به حجاب در اديان الهي، حبيبي، محمد اسحاق، مجله ي معرفت، ص 63

زیباترین جوان ایرانی در سال 1338+عکس

تصویر او در سال 38 به عنوان تصویر زیباترین جوان ایرانی، جلد مجله‌های آن روزها شد. سال‌ها بعد و با آغاز جنگ، این جوان زیبا که دیگر مبارزی کارکشته شده بود، با 70 ـ 80 نفر از اهالی جنوب شهر که زیرپیراهنی و شلوار کردی، لباس رزم‌شان بود، به خرمشهر رفت.

به گزارش مشرق به نقل از فارس تصویر زیر، عکس زیباترین جوان ایران در سال 38 است که بر روی جلد مجلات آن سال منتشر شد. این تصویر متعلق به شهید «سید مجتبی هاشمی» است. او که بعدها به عنوان فرمانده گروه چریکی فداییان اسلام، با نیروهایی که لباس رزم‌شان، شلوار کردی و زیرپیراهنی بود، نه تنها قدرت ابتکار عمل را در آبادان از دشمن گرفت، که خواب‌های شوم او را برای تصرف کامل اهواز به کابوس بدل کرد.

 

 

 

 

 

 

شهید سید مجتبی هاشمی، در شهریور 1319 در محله شاپور تهران به دنیا آمد. او سومین فرزند خانواده بود و در جوانی به سبب ظاهر، نظر هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کرد، به طوری که در سال 38 به عنوان زیباترین جوان ایران شناخته شد. او برای استخدام به ارتش رفت اما جو حاکم بر ارتش را مناسب حالش نمی‌بیند و از آنجا بیرون ‌آمد و به شغل آزاد روی آورد. او که در کنار کار، به ورزش‌های باستانی و کُشتی نیز مشغول بود، در سال 42 به هیئت‌های مذهبی پیوست و بارها به دلیل مبارزاتش، توسط نیروهای ساواک تحت تعقیب قرار گرفت.

آقا سید مجتبی، قبل از انقلاب، ازدواج کرد و با آغاز مبارزات مردم علیه شاه، کم کم زندگی‌اش رنگ و بوی سیاسی گرفت تا اینکه انقلاب به پیروزی رسید. در زمان ورود حضرت امام جزو نخستین افراد حلقه محافظان حضرت امام در کمیته استقبال قرار می‌گیرد؛ وی بعد از پیروزی انقلاب، جزو یکی از مؤسسین کمیته انقلاب اسلامی منطقه 9 بود.

او از سوی حجت‌الاسلام خلخالی مأمور به شناسایی و دستگیری ضد انقلاب شد و با آغاز غائله ضد انقلاب در غرب کشور، به پاوه رفت و اینجا بود که پایش به جنگ باز شد و با آغاز رسمی جنگ، جزو نخستین افرادی بود که خود را به جبهه‌های جنوب‌ رساند. اما در این مسیر حدود 80 نفر از بچه‌های انقلابی را که از اعضای بیرون زده از ارتش پیش از انقلاب، اعضای ستاد مبارزه با مواد مخدر و کمیته انقلاب اسلامی سابق بوده‌اند را نیز با خود همراه کرد.

یک بار خواست با نیروهایش به جبهه برود که اتوبوس پیدا نمی‌کند. موضوع را به حجت‌الاسلام خلخالی اطلاع دادند، وی می‌گوید خود را با دو اتوبوسی که با آنها مواد مخدر حمل می‌شده و الان توقیف است، به جبهه برسانید و بعد که به مقصد رسیدید، راننده را آزاد کنید.

سید مجتبی هاشمی در سال 59 گروه فداییان اسلام را تشکیل داد و تا سال 61 و شکست حصر آبادان، بیش از 10 هزار نفر نیروی مردمی از سراسر کشور در قالب فداییان اسلام به فرماندهی او وارد جنگ شدند.

سید مجتبی، در این مدت در دو محور عملیاتی، زیر پل خرمشهر و جبهه ذوالفقاریه آبادان با تشکیل دو خاکریز به عنوان خط اول (الله) و خط دوم (علی) نیروها را سازماندهی کرد و به مدت یک سال در سرما و گرمای بالای 50 درجه با کمترین امکانات و تحمل رنج و مشقت زیاد، توانست سدی مقابل ماشین مجهز جنگی ارتش عراق ایجاد کند و با همرزمانش 300 شهید و 400 جانباز تقدیم اسلام کرد.

بعد از شکست حصرآبادان، حضرت امام خمینی (ره) طی پیامی تشکرآمیز از زحمات رزمندگان فداییان اسلام تقدیر و تشکر کرده و گروه فداییان اسلام رسماً به کار خود در جبهه‌ها پایان داد.

 

 

 

فعالیت‌های مبارزاتی پیش و پس از انقلاب شهید هاشمی علیه منافقین و ضد انقلاب، موجب شده بود که کینه او را به دل بگیرند و به هر طریقی در صدد از سر راه برداشتن او باشند. تا آنجا که در دوران حضور شهید هاشمی در جبهه‌های جنوب، چندین بار تلاش کردند در آبادان او را مورد هدف قرار دهند اما نتوانستند.

سید مجتبی هاشمی و خانواده‌اش بارها از طرف منافقین، تهدید به مرگ شده بودند اما سید لحظه‌ای از عزم خود برای یاری رساندن به جبهه‌ها فروگذار نکرد. او بعد از مدتی از جبهه‌ها برگشت و مغازه لباس‌فروشی‌اش را دوباره دایر کرد.

بالاخره، بعد از پخش اعلامیه‌هایی که در آن نام آقا سید و چند تن دیگر از بچه‌های فداییان اسلام به نام افرادی که توسط منافقین اعدام خواهند شد،‌ ذکر شده بود، عاقبت در آستانه ماه مبارک رمضان سال 64 شهید سید مجتبی هاشمی، از پشت سر هدف گلوله‌ خشم منافقین قرار گرفت و به شهاد رسید.

نمازی به امامت یک نانوا+عکس

این جماعت جزو پیشگامان تفحص شهدا بودند. کسانی که پدرانه به دنبال کسانی می‌گشتند که اگر نگوییم از فرزندانشان برایشان عزیزتر بودند لااقل به اندازه فرزندانشان آنان را دوست داشتند.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، همه ساله در گوشه ای از میهن اسلامی ما اجلاس با برکتی با عنوان اجلاس نماز برگزار میشود.آقای قرائتی اصرار بر این داشت که همه برای اعتلای نماز کارکنند.عکسی داشتم که گفتم شما هم از دیدنش لذت معنوی ببرید.  
 
شاید این جماعت جزو پیشگامان تفحص شهدا بودند. کسانی که پدرانه به دنبال کسانی می‌گشتند که اگر نگوییم از فرزندانشان برایشان عزیز تر بودند لااقل به اندازه فرزندانشان آنان را دوست داشتند. ما جوان‌ها و نوجوان‌ها به دور از هرگونه تعلقی چه دنیایی و عاطفی و یا با حداقل تعلقات قدم به جبهه گذاشتیم و قطعا درک این را نداشتیم که بین پدر و فرزند چه روابط عاطفی وجود دارد. شاید یکی ازسوال‌هایی که بعد از سال‌ها از خاتمه جنگ در ذهن خیلی از رزمنده ها وجود دارد و به عنوان یکی از خطاهای جنگ به آن مینگرند حضور افرادی است که سن و سالی از آنها گذشته بود در کسوت حمل مجروح وحمل شهداست. اما امروز ناخوداگاه به رمز آن پی می‌بریم که این پدران آب‌دیده در مواجهه با زخم خورده ها و شهیدان آسمانی فرزندان خود را می‌دیدند که خلعت شهادت به تن کرده اند و با همه وجود ، هرچند به نگاه ما ناتوان بودند خود را به آب و آتش میزدند تا آلام پدر و مادر چشم انتظاری را تسکین بخشند .
 
شیرمردهای تعاون شهدای لشگرده سیدالشهدا(ع)

تصویر زیر شرحی است برگوشه ای ازاین تلاش ارزشمند

 
یک روز داغ در اواخر اردیبهشت سال 65 و آن هم در ماه مبارک رمضان، نماز ظهر و عصر و به جماعت بر روی زمین داغ فکه به امامت کسی که شهدا به او اقتدا می‌کردند.
 
حاج آقا مظفر پدر شهیدان مظفر حاج‌آقا رحم‌خدا مظفر صاحب یک نانوایی در تهران بود. خدا به  رحم‌خدا شش پسر داد. شاطر رحم‌خدا مظفر با عرق جبینش ، پشت تنور نانوایی ، شش پسر را به سر و سامان رساند و خدا قسمت کرد که سه تای آْن ها در عملیات مرصاد ، شربت شهادت نوشیدند.
 
این نمازگذاران از ساعت اولیه صبح در بیابان های فکه مشغول جمع آوری بدنهایی شهدایی بودند که دهها روز بر زمین مانده بود...
 
این ها بنی اسد بودند که به کربلای فکه رسیدند و با بدنهای پاره پاره مواجه شدند حالا هم برای نماز دست از کار کشیده اند پس باید گفت: درنمازم خم ابروی تو در یاد آمد...                                                                
 
راوی:جعفرطهماسبی

پیدا و پنهان «داود اوغلو» معمار ترکیه نوین + تصاویر

چه کسی طرح ترکیه نوین را ترسیم نمود؟ معمار روابط خارجی حزب حاکم ترکیه کیست؟آیامقامات ترک به دنبال احیای امپراطوری عثمانی هستند؟ دورنمای استراتژیک ترکیه در مورد جایگاه خود در آینده روابط بین‌الملل چگونه است؟برای رازگشایی از این سؤالات با گزارش ویژه مشرق همراه شوید.

گروه گزارش‌های ویژه مشرق: همانگونه که وزیر امور خارجه کنونی دولت ترکیه اظهار داشته است در زمان جنگ سرد ترکیه به مثابه "دولتی حاشیه‌ای" در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) فعالیت می‌کرد، دولتی در پیرامون که از مرکز محافظت می‌نمود. ترکیه تنها کشور عضو ناتو در کنار نروژ بود که با شوروی دارای مرز بوده و به همین علت اولین جایی بود که در آن دکترین ترومن، یعنی مهار کمونیسم، به اجراء گذارده شد. این نوع تابعیت غربی و نیز شاخصه نظامی آن خوشایند نخبگان حکومتی ترک بود و آنها به مدت 44 سال در ازای دریافت پول و تسلیحات، خود و گوشه جنوب شرقی اروپا را از گزند کمونیسم در امان نگه داشتند.

ترکیه در دوران 4 دهه‌ای جنگ سرد از مزایای خط اول نبرد با کمونیسم حداکثر بهره را برد.

سپس در اوایل دهه 1990 زمانی که دیوار برلین فروریخت و شوروی متلاشی گردید و ساموئل هانتینگتون، فرانسیس فوکویاما و روبرت کاپلان شروع به نوشتن نسخه‌های پس از جنگ سرد افکار جرج کنان، "پدر خط‌مشی مهار"، مشاور، دیپلمات و دانشمند علوم سیاسی نمودند، یک محقق دیگر در حوزه روابط بین‌الملل شروع به طرح‌ریزی نقشه خودش از چشم‌انداز جدید ژئوپولیتیکی جهان نمود.

داوداوغلو نیز در کنار افرادی چون فوکویاما و یا هانتینگتون نمایی از آینده روابط بین‌الملل ترسیم نمود.

زندگی‌نامه کوتاه داوود اوغلو

احمد داوداوغلو در 26 فوریه 1959 در قونیه متولد شد. وی دوران دبیرستان را در دبیرستان پسرانه استانبول (İstanbul Erkek Lisesi) گذراند. داوداوغلو در سال 1983 از دانشگاه بوغازچی (Boğaziçi University) در دو رشته علوم سیاسی و اقتصاد در دانشکده اقتصاد و علوم مدیریتی فارغ‌التحصیل شد. وی مقطع کارشناسی ارشد را در دانشکده مدیریت عمومی به اتمام رسانده و مدرک دکترای خود را از دانشکده علوم سیاسی و روابط بین‌المللی دانشگاه بوغازچی دریافت داشت. داوداوغلو در سال 1990 استادیار دانشگاه اسلامی بین‌المللی مالزی شده و در آنجا دانشکده علوم سیاسی را تأسیس نموده و تا سال 1993 ریاست آن را بر عهده داشت. داوداوغلو در سال 1993 به درجه دانشیاری ارتقاء یافت.

وی بین سال‌های 1995 تا 1999 در دانشگاه مرمره و در مؤسسه مطالعات خاورمیانه، مؤسسه بیمه و بانکداری و در مقطع دکتری در رشته‌ مدیریت محلی در دانشکده علوم سیاسی به تدریس پرداخت. او بین سال‌های 1998 و 2002 به عنوان استاد مدعو در دانشکده نظامی و دانشکده جنگ به تدریس پرداخت.

داوداوغلو، مشاور ارشد و نخست وزیر امور خارجه کابینه اردوغان

پس از انتخابات نوامبر 2002 مجلس ترکیه، داوداوغلو به سمت مشاور ارشد نخست‌وزیر و سفیر کبیر در دولت پنجاه و هشتم ترکیه فعالیت کرد.[1] وی خدمات خود را در دولت‌های پنجاه و نهم و شصتم ترکیه ادامه داد.

وی از سال 1995 تا 2004 در دانشگاه بی‌کنت استانبول به عنوان رئیس دانشکده روابط بین‌المللی و همچنین عضو سنای دانشگاه و نیز هیأت مدیره آن فعالیت کرده. داوداوغلو سمت استاد مدعو را در دانشگاه مرمره نیز بر عهده داشت.

پرفسور داوداوغلو چندین کتاب و مقاله در حوزه سیاست خارجی ترکیه به دو زبان ترکی و انگلیسی منتشر نموده است. کتاب‌ها و مقالات وی به چندین زبان منجمله ژاپنی، پرتقالی، روسی، عربی، فارسی و آلبانیایی ترجمه شده‌اند.

در 1 می 2009، وی به عنوان وزیر امور خارجه شصتمین دولت جمهوری ترکیه منصوب گشت.[2]

بسیاری او را معمار ترکیه نوین می‌دانند

داود اوغلو متأهل و دارای 4 فرزند می‌باشد. وی علاوه بر ترکی به سه زبان انگلیسی، آلمانی و عربی نیز تسلط کامل دارد.[3]

کتاب‌های وی عبارتند از: "پارادایم جایگزین: تأثیر جهان‌بینی اسلامی و غربی بر نظریه سیاسی"، "دگرگیسی تمدنی و جهان اسلام" به زبان انگلیسی و "عمق استراتژیک" و "بحران‌های جهانی" به زبان ترکی.[4] گفته می‌شود که سیاست‌های تحت نظارت وی در کتاب "عمق استراتژیک" تئوریزه شده‌اند و حتی ادعا می‌شود که وی در زمان آتش‌سوزی خانه‌اش جان خود را برای بیرون آوردن پیش‌نویس‌های این کتاب که آن را حاصل عمر خود می‌داند به خطر انداخت.


دکترین سیاست خارجی ترکیه در دوران داوداوغلو

همانگونه که قبلا نیز اشاره گردید سیاست خارجی ترکیه در دوران زمامداری حزب عدالت و توسعه با نام داوداوغلو عجین بوده است. وی دکترین سیاست خارجی خود را در چندین نوشته، منجمله کتاب "عمق استراتژیک" (2001) تشریح نموده است. بکارگیری دکترین سیاست خارجی داوداوغلو باعث گشته سیاست خارجی ترکیه متحول گشته و اهمیت نقش دیپلماتیک ترکیه بالاخص در منطقه خاورمیانه افزایش یابد.[5] البته این دکترین در برخی حوزه‌ها دچار چالش‌هایی جدی نیز گشته که مهمترین آنها را می‌توان موضوع سوریه دانست، رویدادی که در داخل نیز با انتقادهای گسترده‌ای مواجه بوده است.

داود اوغلو چهره‌ای آشنا در مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی ترکیه محسوب می‌گردد

مهمترین کتاب وی با عنوان "عمق استراتژیک" در سال 2001 منتشر شده و کتاب راهنمای سیاست خارجی ترکیه محسوب می‌گردد


آیا سیاستمداران ترکیه خواهان احیای عثمانی نوین هستند؟

اگرچه برخی دکترین داوداوغلو را مترادف نئوعثمانیسم می‌دانند اما استفاده از این واژه تاحدودی گمراه کننده خواهد بود. عثمانیسم یک جنبش سیاسی و لیبرال در قرن نوزدهم بود که هدف از آن ایجاد یک هویت ملی مدنی عثمانی بود که هویت‌های قومی، زبانی و مذهبی مختلف را در بر می‌گرفت. این عبارت به صورت "نئوعثمانیسم" در دوره کوتاهی برای توصیف سیاست خارجی تورگوت اوزال، رئیس‌جمهور فقید ترکیه، در دهه 1980 نیز بکار رفت. اگرچه این خط‌مشی‌ها نیز شامل درگیری فزاینده در خاورمیانه هستند اما دارای تشابهات اندکی با مفاهیم بکار رفته در دکترین داوداوغلو هستند. در حقیقت موقعیت جغرافیایی ترکیه ایجاب می‌نماید که در هر حالتی با کشورهای تشکیل دهنده امپراطوری عثمانی به صورت مستمر در ارتباط و تعامل باشد.

آیا سیاستمداران ترکیه خواهان احیای عثمانی نوین هستند؟

سیاست خارجی مدنظر داوداوغلو چیست؟

اگرچه جغرافیای سیاسی یکی از چارچوب‌های کلیدی اندیشه استراتژیک داوداوغلو است اما توسط عناصر دیگری چون قدرت نرم، حل و فصل منقشات و ترویج راه‌حل‌های "برد-برد" تکمیل می‌گردد. وی در "عمق استراتژیک" بیان می‌دارد که ترکیه بنا بر موقعیت تاریخی و جغرافیای خود دارای "عمق استراتژیک" بوده و بنابراین در زمره "قدرت‌های مرکزی" قرار می‌گیرد. وی معتقد است که ترکیه نباید تنها قانع به نقشی منطقه‌ای در بالکان یا خاورمیانه باشد زیرا نه تنها یک قدرت منطقه‌ای بلکه قدرتی مرکزی است. بنابراین باید نقشی راهبردی در چندین منطقه ایفاء نموده و بدین ترتیب اهمیت استراتژیک و جهانی خود را نیز ارتقاء بخشد.[6]


داودواوغلو و هسر اردوغان در دیدار با قربانیان حوادث میانمار

قدرت نرم از مهمترین ابزار سیاست خارجی مدنظر داوداوغلو است

در نظر داوداوغلو، ترکیه کشوری فعال در خاورمیانه، بالکان، قفقاز، آسیای مرکزی، منطقه خزر، مدیترانه، خلیج فارس و دریای سیاه است و می‌تواند با اعمال نفوذ همزمان در تمام این مناطق دارای یک نقش استراتژیک جهانی شود.با توجه بدین، وی مفهوم ترکیه به عنوان پلی بین اسلام و غرب را رد می‌نماید زیرا این امر نقش ترکیه را به ابزاری برای ارتقاء منافع استراتژیک دیگر کشورها تنزل می‌دهد.

داودو اوغلو در دیدار با مسلمانان ترک سینگ‌کیانگ چین

قدرت نرم از مهمترین ابزار سیاست خارجی مدنظر داوداوغلو است

دو عامل مدنظر داوداوغلو برای موفقیت ترکیه

داوداوغلو دو شرط برای موفقیت ترکیه در جاه‌طلبی‌های استراتژیک جهانی خود برمی‌شمارد. شرط اول اشاره به موقعیت داخلی ترکیه دارد، در حالیکه شرط دوم در حوزه روابط با همسایگان این کشور مطرح می‌گردد. در جبهه داخلی، ترکیه باید مسأله کردها را حل و فصل نماید و همچنین پلی بین شکاف فزاینده بین عناصر سکولار و اسلام‌گرا در جامعه ترکیه ایجاد نماید.

داوداوغلو حل مسأله کردها را یکی از شروط موفقیت ترکیه می‌داند

داوداوغلو خواهان حل و فصل هر دو موضوع بر اساس اصول لیبرال است: پتانسیل استراتژیک ترکیه در صورتی به منصه ظهور خواهد رسید که مسأله کردها به صورتی منصفانه و پایا حل و فصل گشته و حقوق اقلت کرد در داخل تکیه تضمین شود. همچنین به یک اجماع لیبرالی در مورد مسأله سکولاریسم بین تمام بخش‌های جامعه ترکیه دست یافته شود.

مسأله سکولاریسم یکی دیگر از چالش‌های درونی ترکیه است که داوداوغلو خواهان دستیابی به راه‌حلی در مورد آن است

در جبهه بین‌المللی وی بیان می‌داشت که ترکیه باید مسائل دوجانبه خود با تمام همسایگان را مرتفع نماید. وی بکارگیری مفهوم "مشکل صفر با همسایگان" بیان داشت که ترکیه در دهه‌های اخیر تلاش زیادی را صرف مناقشه با همسایگان خود نموده است. ترکیه باید برای دستیابی به رهبری منطقه‌ای و نقش جهانی روابط صمیمانه‌ای با همسایگان خود ایجاد نماید. سیاست خارجی ترکیه باید بر حل و فصل مناقشاتی باشد که دستگاه دیپلماتیک ترکیه با آنها رویارو بوده است.[7]

داوداوغلو در کنار مقامات سیاسی کشورمان

آیا ترکیه تبدیل به رهبر منطقه خواهد شد؟

پیروان دکترین سیاست خارجی ترکیه یعنی دکترین داود اوغلو می‌خواهند ترکیه تبدیل به ستاره درخشان منطقه گشته و به عنوان رهبر "بهار" منطقه‌ای عمل نماید. داوداوغلو اعلام نموده که "ترکیه تحولات خاورمیانه را به عنوان رهبر و خدمتگذار آن هدایت خواهد نمود."


سخنان داوداوغلو در مجلس ترکیه مبنی بر اینکه بیت‌المقدس هیچگاه پایتخت رژیم صهیونیستی نخواهد شد

برای دانلود اینجا کلیک کنید

با این حال تحولات سوریه و عراق نشان می‌دهند که این بهار عربی ممکن است تبدیل به زمستان داوداوغلو گردد. مشکلات با عراق بر سر موضوع طارق هاشمی و نیز دخالت‌های گاه و بیگاه ترکیه در امور داخلی این کشور و نیز مسأله کردهای مخالف دولت ترکیه که در عراق مستقر هستند، ادامه دارد. اخیرا سفر داوداوغلو به عراق و دیدار با مقامات کردستان عراق بدون هماهنگی‌های لازم با مقامات دولت مرکزی عراق انتقادهای تندی از جانب دولت نوری مالکی در پی داشته است. بدین ترتیب به نظر می‌رسد که روابط ترکیه و همسایه جنوبی‌اش دچار مشکلاتی گشته که هنوز برنامه مشخصی برای حل و فصل آنها وجود ندارد.

دیدار داوداوغلو با مقامات کردستان عراق انتقادهای تندی از جانب دولت مرکزی عراق در پی داشت

در سوریه،‌ داوداوغلو بر سرنگونی سریع بشار اسد شرط بندی نموده بود، قماری که ظاهرا خطرات آن روز به روز بیشتر می‌گردد.[8] این در حالی است که بر اساس خط‌ مشی "مشکل صفر با همسایگان" ترکیه و سوریه تحت حکومت بشار اسد طی سال‌های گذشته روابط نزدیکی را با یکدیگر پایه‌ریزی نموده بودند و حتی شنیده‌ها حاکی از آن است که بشار سعی داشت مدل دولت‌گردانی ترکیه را در سوریه پیاده نماید. ترکیه می‌توانست در راستای حفظ منافع خود با هر دو طرف درگیر در مسأله سوریه وارد گفتگو و تعامل شده و نقش یک میانجی خیرخواه را بازی نماید تا چه در صورت سقوط اسد و چه در صورت باقی ماندن وی بر مسند قدرت بتواند برنده این بحران باشد، اما ظاهرا داوداوغلو فریب گزارش‌های سازمان‌های اطلاعاتی غربی، اسرائیلی و برخی کشورهای عربی را خورده و با اطمینان از شکست زودهنگام بشار اسد وارد میدانی شده که به تدریج در حال تبدیل شدن به باتلاقی برای سیاست خارجی ترکیه است.

آیا سوریه تبدیل به باتلاقی برای اندیشه‌های سیاسی داوداوغلو گشته است

بالاخص مورد سوریه باعث گردیده روابط ایران با همسایه شرقی خود ایران نیز دچار تنش‌هایی گشته و حتی برخی از نبرد استراتژیک ایران و ترکیه در سوریه خبر دهند.[9] بدین ترتیب خط‌ مشی " مشکل صفر با همسایگان" دچار تناقضات بسیار شده و رهبری منطقه‌ای ترکیه در کنار آینده سیاست خارجی این کشور در هاله‌ای از ابهام فرو رفته است.

آینده سیاسی داوداوغلو در گرو قماری است که در مورد سوریه انجام داده

آیا شایعات موجود در مورد اینکه در صورت شکست دکترین داوداوغلو، اردوغان وی را بلافاصله برکنار ساخته و وی نیز در زمره تئوریسین‌های شکست خورده جای خواهد گرفت، واقعیت خواهد یافت؟ گذر زمان پاسخ این سؤال را مشخص خواهد نمود.



[1] http://rega.basbakanlik.gov.tr/eskiler/2003/01/20030118.htm#13

[2] http://en.wikipedia.org/wiki/Ahmet_Davuto%C4%9Flu

[3] http://www.mfa.gov.tr/ahmet‐davutoglu.en.mfa

[4] www.biyografi.net/kisiayrinti.asp?kisiid=2063

[5] http://www.jamestown.org/single/?no_cache=1&tx_ttnews[tt_news]=34754

[6] http://www.rferl.org/content/Turkeys_Kissinger_Leads_ForeignPolicy_Balancing_Act/1865343.html

[7] Grigoriadis, loannis N. (April 2010). "The Davutoğlu Doctrine and Turkish Foreign Policy". Hellenic Foundation for European and Foreign Policy (ELIAMEP).

[8] http://www.anatoliadaily.com/irst/index.php/main-subjects/turkish-foreign-policy/1161-turkish-foreign-policy-transformation-and-proactive-policies-in-the-past-decade

[9] http://www.balkanchronicle.com/index.php/world/world-news/world/2346-the-conceptual-architecture-of-turkish-foreign-policy-an-update-in-light-of-regional-turbulence

نسخه آقا در جماران تبدیل به «بنیان» ناوهای ایرانی شد +عکس

هنوز هم رسانه ها و افکار عمومی به خوبی مطلع نیستند آنچه که توانست نیروهای مسلح کشورمان را به«توانایی طراحی و تولید موتورهای دریایی با قدرت 5 هزار اسب بخار» برساند غیر از همت و دانش متخصصان متعهد ایرانی، تاکید و نقشه راه فرمانده معظم کل قوا در افتتاح ناوشکن جماران بود.
به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، مشخص است که هر وسیله نقلیه برای حرکت به یک سامانه پیشران برای تولید نیرو نیاز دارد و به همین دلیل بحث طراحی و ساخت موتور در دنیا تبدیل به یکی از زمینه های بسیار حساس در فرایند طراحی و تولید وسایل نقلیه زمینی، هوایی و دریایی شده است. در حقیقت یکی از دلایلی که امروزه باعث شده تا تولید سخت افزارهای نظامی به مانند ناوهای جنگی، هواپیماها و تانکها به تعداد خاصی از کشورهای جهان محدود شود دشواری طراحی و ساخت پیشرانه است.

حتی بسیاری از کشورهای سازنده این گونه وسایل نظامی نیز از نظر تأمین سامانه پیشران به کشورهای ابرقدرت نیازمند هستند و عمدتاً موتور و یا اصطلاحاً سامانه تأمین نیروی خود را از این کشورهای انگشت شمار تهیه می کنند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نیروهای مسلح ایران یکی از اولین بخش های کشور بودند که به طور تقریباً کامل با تحریم رو به رو و به فاصله بسیار کوتاهی پس از آن نیز درگیر یکی از طولانی ترین نبردهای قرن بیستم شدند. در طول سالهای جنگ تحمیلی یکی از واحدهای بسیار تخصصی و تجهیزات محور، نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود.

خوشبختانه به مدد برنامه ریزی های صحیح، نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران توانست در یک عملیات مشترک با همکاری تیزپروازان نیروی هوایی ارتش در آذر ماه 59 یک بار برای همیشه نیروی دریایی ارتش بعث عراق را به اعماق خلیج فارس بفرستد و به همگان نشان دهد که قدرت اول دریایی در خلیج فارس متعلق به کدام کشور است.

اما با طولانی شدن جنگ در جبهه زمین و لزوم تأمین مایحتاج کشور از طریق واردات دریایی و در همین حال مسلح شدن عراق به تسلیحات ضد کشتی، اوج گیری جنگ نفت کش ها و حضور قدرتهای فرامنطقه ای در آبهای منطقه، فشار بر روی واحدهای شناور نداجا بسیار زیاد شد.

با توجه به شرایط موجود در زمان دفاع مقدس و کمبود قطعات یدکی مهندسین جوان نیروی دریایی ارتش مشغول تعمیر شناورهای موجود شده و سعی کردند تا این شناورها را برای حضور در میدان کارزار آماده کنند. ذکر این نکته در این جا خالی از لطف نیست که تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران تقریباً کلیه شناورهای نیروی دریایی ایران برای تعمیر و آماده سازی مجدد به بنادر کشورهای اروپایی مثل فرانسه و یا ایتالیا اعزام می شدند.

یکی از مهمترین بخش ها در فرآیند آماده سازی مجدد این شناورها بحث تعمیرات سامانه های پیشران و موتورها بود که به نوعی یکی از پیچیده ترین بخش ها به شمار می رفتند. به هر صورت ایران توانست با وجود تمام کمبودها و مشکلات شناورهای خود را در طول 8 سال جنگ تحمیلی آماده و به میدان رزم گسیل کند.

با پایان جنگ تحمیلی و باقی ماندن تحریم های تسلیحاتی یک حقیقت برای فرماندهان و مسئولین ایرانی مشخص شد و آن هم این بود که با توجه به وضعیت سیاسی حاکم، شعارها و جهت گیری های سیاسی موجود در ایران و کشورهای صاحب صنعت امکان خرید تسلیحات از منابع خارجی وجود ندارد. پس ایرانیان آماده شدند تا ناممکنی را ممکن کنند.

تا قبل از این در بخش دفاع و امنیت مشرق به معرفی شناورهای رزمی ساخت صنایع دفاعی ایران پرداخته ایم، اما در این بخش قصد داریم تا شما را با خط سیر طراحی و ساخت موتورهای دریایی در داخل کشور بیشتر آشنا کرده و نگاهی به روند تجهیز قلبهای تپنده ایرانی برای "جماران"، "سینا" و "ولایت" داشته باشیم.

برنامه های ایران برای ساخت شناورهای رزمی با شناورهای موشک انداز رده سینا آغاز شد. این شناورها بر پایه ناوهای فرانسوی کلاس " Combattante " که در سالهای قبل از پیروزی انقلاب خریداری شده بودند طراحی و ساخته شدند. مشخص بود که ایران در گام اول برای ساخت یک شناور رزمی می بایست با یک طرح سبک وزن شروع کند. ناوچه های کلاس "سینا" با وزنی در حدود 300 تن از 4 موتور هر کدام با توان 3500 اسب بخار بهره می برند که در مجموع توانی در حدود 14 هزار اسب بخار را برای این شناور تامین می کنند.


ناوچه موشک انداز کلاس سینا

اما شناور رزمی بعدی ساخت ایران که در سال های اخیر توجه بسیاری را به سمت خود جلب کرده ، ناو جنگی "جماران" است. باید در همین جا متذکر شد که وزن جماران در مقایسه با کلاس سینا افزایشی 5 برابری را تجربه کرده و به چیزی در حدود 1500 تن رسید. پروژه "موج" که جماران، اولین حاصل آن به حساب می آید قدمتی نزدیک به یک دهه دارد.

در سالهای اولیه شروع این طرح جمهوری اسلامی ایران با تحریم های بسیار شدیدی که در چند سال اخیر به بهانه برنامه اتمی بر علیه ایران وضع شده است رو به رو نشده بود و امکان تهیه بخشی از نیازهای این شناور از خارج از کشور وجود داشت و به خاطر اینکه بخش داخلی هنوز به توانایی تولید سامانه های پیشرانه برای این تناژ از شناورهای رزمی نرسیده بود، از شرکت های خارجی کمک گرفته شد.

نکته جالب دیگر این است که غربی ها پس از آنکه متوجه شده بودند که دلیل اصلی خرید این موتورها چیست، از فروش میله های انتقال نیرو موسوم به "شفت" و پروانه های مربوط به موتور سرباز زدند اما البته مهندسین ایرانی موفق شدند این بخش ها را طراحی و پس از ساخت بر روی شناور نصب کنند.

حقیقت این است که در صورتی که این قطعات به صورت مستقیم تهیه می شد شاید "جماران" زودتر به آب می افتاد اما مشکلات پیش آمده در زمینه سامانه پیشرانه جماران زنگ هشداری برای مسئولین بود تا دریابند که دشمنان به نیت ایران برای تقویت نیروی دریایی خود پی برده اند و از این پس دسترسی به هر گونه قطعه ای از خارج از کشور برای ساخت شناورهای مشابه "جماران" و یا نمونه های سنگین تر و پیشرفته تر، تقریباً غیر ممکن است.


ناوشکن بومی جماران در حال تمرین در آبهای جنوبی کشور

به همین خاطر بود که رهبر معظم انقلاب در مراسم عملیاتی شدن ناوشکن جماران با اشاره به برخی اقدامات خصمانه دشمنان در راه افزایش توان دفاعی کشورمان اینگونه فرمودند: "بعضى از موتورها براى اورهال فرستاده شده، برنگشته - آنطور كه ميگويند - مثل موتورهاى اصلى ناوچه‌هاى كلاس پيكان." پس از این اشاره فرمانده کل قوا، معظم له بر ضرورت خودکفایی نیروهای مسلح و نیروی دریایی کشور از طریق تولید قطعات و ساخت مجموعه ها تاکید مجدد کردند.

این زنگ بیدار باش در سال 1390 هجری شمسی اولین اثر خود را نشان داد و در روز 31 مرداد ماه این سال و در روز صنعت دفاعی از موتور دریایی " بنیان 1 " رونمایی شد. بنا بر گفته های سردار وحیدی وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، تلاش ها  برای ساخت موتور دریایی بنیان 1 از سال 1388 شمسی، یعنی سال به آب اندازی ناو جماران، آغاز شد و در نتیجه در سال 1390 ما شاهد تولد اولین موتور دریایی بومی ایران با نام " بنیان 1 " با توان 850 اسب بخار بودیم.

ناگفته پیدا بود که این حرکت برای گام اول بسیار مثبت تلقی می شد اما نیاز شناورهای نظامی سنگین را برآورده نمی کرد. چیزی در حدود یک سال گذشت و متخصصین ایرانی توانستند در حرکتی خارق العاده و قابل تحسین موتوری دریایی با عنوان " بنیان 4 " را به ایرانیان معرفی کنند.


موتور دریایی بنایان 1 اولین موتور دریایی بومی ایران

با توجه به تازه بودن این دستاورد ارزشمند دفاعی و به احتمال زیاد نیاز به انجام آزمایشات بیشتر به منظور اطمینان از کیفیت و کارایی موتور مورد نظر اطلاعات آنچنان زیادی از آن به عموم عرضه نشده است اما آنچه پیداست آن است که این  سامانه پیشران با وزنی در حدود 18 تن می تواند نیرویی در حدود 5 هزار اسب بخار را تولید کند.با مقداری نگاهی دقیق و مقایسه ای تخمینی می توان ابعاد این سیستم پیشران را در بحث طول 4 متر و عرض نزدیک به 1.5 متر متر تخمین زد.

با توجه به فاصله یک ساله بین این دو دستاورد می توان شاهد یک پرش بیش از 5 برابر در توان موتورهای دریایی ایران بود که خود به دور از هر مسئله تکنیکی دیگر نشان از کار و تلاش بسیار در این زمینه و انشالله نشان دهنده آینده بسیار روشن در این حوزه از صنایع دفاعی است.

اما باید گفت با وجود این که موتور فوق شاید هنوز به توانی شبیه به موتور جماران دست نیافته باشد اما می توان از آن نیز در تأمین توان شناورهای بومی استفاده کرد. همان گونه که در بالا اشاره شد در شناور جماران از دو موتور که هر یک 10 هزار اسب بخار نیرو تولید می کنند، استفاده می شود.

مسلماً با وجود تحریم های موجود بر علیه کشور و با وجود تولید موتور دریایی "بنیان 4" در داخل با توان بومی می توان این احتمال را بسیار قوی دانست که در ادامه خانواده شناورهای کلاس "موج" با تغییری در آرایش موتورها از 4 پیشران بومی "بنیان" بهره ببرند تا توان 20 هزار اسب بخار مورد نیاز تولید شود.

با توجه به این که به صورت دقیق مشخص نیست که شناور جماران از چه نوع موتورهایی استفاده می کند و تنها قدرت آنها مشخص شده است، می توان با یک جستجوی ساده در بین موتورهای دریایی با این قدرت به تخمین هایی در این زمینه دست پیدا کرد. وزنی در حدود 45 تا 47 تن، طولی در حدود 6 متر و عرضی در حدود 2 متر دارد. می توان این احتمال را در بدترین شرایط ممکن نیز فرض کرد که حتی اگر برای تامین نیروی شناوری به مانند "ولایت" که شبیه به جماران است و احتمال به سیستمی شبیه به جماران نیاز دارد می توان با انجام یک تغییر در طراحی داخل شناور از موتور بنیان 5 برای تامین نیروی مورد نظر شناوری به مانند "ولایت" استفاده کرد.

در عین حال با توجه به فرمایشات رهبر معظم انقلاب مبنی بر نیاز به حضور نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در آبهای بین المللی به منظور حفاظت از منافع ملی مشخص است که شناورهای کلاس "موج" توان پاسخ گویی به نیاز بلند مدت نداجا را ندارند و در نتیجه نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به شناورهای سنگین تر به منظور پیمودن مسافتهای طولانی تر با ماندگاری بیشتر در دریا نیاز دارد.  ناگفته پیداست که شناور سنگین تر به سامانه پیشران نیرومندتری هم نیاز دارد.

بنا براین با توجه به اعلام مسئولان مبنی بر اینکه برنامه کشور برای ساخت موتورهای دریایی شامل چهار نمونه با توان های مختلف است احتمال معرفی موتوری با توان بیشتر در آینده برای ناوهای سنگین تر وجود دارد به خصوص که ساخت ناوشکن های 3هزار تنی هم در برنامه های صنعت دفاعی کشور وجود دارد.


موتور دریایی بومی بنیان 4 با توان 5 هزار اسب بخار

نباید فراموش کنیم که جمهوری اسلامی ایران در این بخش از صنایع دفاعی بسیار تازه وارد است و با وجود مسئله تحریم در مدت یک سال توانسته رشد بیش از 5 برابر را در توان تولیدی موتورهای بومی دریایی خود تجربه کند و در صورتی که بتواند با همین نرخ، با تصور حفظ این سرعت و نه افزایش آن، پیش رود می توان امیدوار بود که در حدود دو یا سه سال آینده شاهد نسل جدید موتورهای دریایی ایران با توانی در حدود 10 هزار اسب بخار یا بیشتر باشیم که نسل های پیشرفته تر و سنگین تر ناوشکن ها را نیز پاسخگو خواهد بود.

هنوز هم رسانه ها و افکار عموی ایران به خوبی مطلع نیستند آنچه که توانست نیروهای مسلح کشورمان را از «نیازمندی به بیگانگان برای تعمیر موتور یک ناوچه موشک انداز 300 تنی» به «توانایی طراحی و تولید موتورهای دریایی با قدرت 5 هزار اسب بخار» برساند غیر از همت و دانش متخصصان متعهد ایرانی، تاکید و نقشه راه فرمانده معظم کل قوا در افتتاح ناوشکن جماران بود؛ تاکیداتی که پیش از این نیز ساخت جنگنده، ناوچه های موشک انداز و ناوشکن و تانک های بومی را به ارمغان آورده بود.

گزارش ویژه مشرق از جشن کشتار ایرانیان؛جشن پوریم؛ رقص یهود در هولوکاست ایرانیان + تصاویر و فیلم

از جشن پوریم یهودیان چه می دانید؟ هولوکاست واقعی را یهودیان در کجا و علیه چه کسانی اجرا کردند؟ آیا از کشتار ده ها هزار ایرانی به دست یهودیان اطلاعی دارید؟ آیا روز "13 به در" نوروز و خروج از خانه ها ریشه در قتل عام ایرانیان باستان دارد؟ با گزارش ویژه مشرق از پایکوبی صهیونیست ها در سالروز کشتار ایرانیان همراه شوید...
گروه گزارش های ویژه مشرق: جشن «پوریم» یکی از سنت‌های قدیمی قوم یهود است که در دهه‌های اخیر و پس از تشکیل رژیم جعلی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است. این به اصطلاح جشن که همزمان با سیزدهمین روز از سال جدید خورشیدی برگزار می‌شود، در حقیقت جشن و پایکوبی بر خون ده‌ها هزار نفر از مردم ایران است که با توطئه و دسیسه دو یهودی نفوذی در دربار خشایارشاه کشته شدند.





نتانیاهو در جشن پوریم - 1999

در کتاب عهد عتیق درباره این داستان آمده است: «شاه ایران زمین که در پایان جشن ۱۸۰ روزه از باده نوشی بدمست شده بود، در هنگام بدمستی، شهبانو "وشتی" را می‌طلبد تا او را به اغیار بنمایاند. ملکه از این دستور گستاخانه شاه سر باز می‌زند و شاه خشمگین، او را از شهبانویی ساقط می‌كند و او را به دست جلاد می سپارد.

یهودیان که در سراسر ایران، نفوذ فراوان داشتند، جسارت‌شان به جایی رسیده بود که از دادن مالیات و خراج استنکاف می‌كردند و این استنکاف موجب شده بود که «‌هامان» صدراعظم خشایارشاه علیه آنان بشورد و آنان را در تنگنا قرار دهد و یا حتی دستور قتل برخی از آنان را صادر كند، البته یهودیان در برخی کتاب‌های خود می‌گویند: "مردخای" که پیشوای دینی یهودیان در عصر خشایارشاه بوده، وقتی حاضر به تعظیم در مقابل ‌هامان نمی‌شود، او و اتباعش مورد غضب‌هامان قرار گرفته و تهدید به مرگ می‌شوند.

یهودیان که به صورت غیررسمی در دربار شاه نفوذ داشتند، چاره می‌اندیشند و از این فرصت استفاده کرده و دخترکی یهودی به نام «اِستِر» را به عنوان ملکه و شهبانوی کشور به پادشاه معرفی می‌کنند و به او نیز توصیه می کنند که یهودی بودن خود را پنهان کند.



استر، دخترک یهودی که با پنهان کردن هویت یهودی اش، به دربار خشایارشاه راه یافت و مقدمات کشتار ایرانیان را فراهم کرد

 

فاحشه‌گری حلال در یهودیت

در سال ۲۰۱۰ یک خاخام یهودی در اسرائیل با اشاره به واقعه پوریم و استر، اعلام کرد جاسوسان زن سازمان موساد مجاز به انجام هر گونه عمل جنسی با دشمنان برای انجام ماموریت خود هستند؛ همانگونه که استر هویت یهودی خود را پنهان کرد و با یک دشمن ایرانی یعنی اخشورش (خشایارشاه) ازدواج کرد و با این کار ملت یهود را نجات داد.

 این مورد یکی از موفق ترین عملیات نفوذ زنان جاسوس یهودی در میان مقامات کشورهای دیگر به شمار می رود که با استفاده از زیبایی ظاهر و به خدمت گرفتن جذابیت های جنسی، توطئه های قوم یهود را اجرا کردند و می کنند.

شاه سست عنصر نیز وقتی زیبایی او را می‌بیند، شیفته او شده و او را به عنوان ملکه تمام ایرانیان برمی گزیند، بدون آنکه بداند او یهودی است و یا پسرعموی «مردخای» رهبر مذهبی یهودیان ایران است. اِستِر ملکه ایران می‌شود و با نقشه‌های «مردخای» عموی خود، صدراعظم خشایارشاه یعنی هامان را از تخت صدر اعظمی به زیر کشیده و بر دار می‌كند و به همراه ۱۰ پسرش به مرگ محکوم می‌کند.


ضیافت شام استر برای هامان در حضور خشایارشاه

در این ضیافت استر خواستار مجازات هامان بدلیل دشمنی با یهودیان شد

نقاش: ژان ویکتور (قرن 17)


یهودیان حاکم بلامنازع دربار هخامنشی می‌شوند و البته آنان در برخی کتب خود آورده‌اند که ‌هامان در نزد مردخای توبه كرده است که تواریخ دیگر گواهی قتل وی توسط یهودیان را می‌دهند. یهودیان چون بر بلاد ایران حاکم شدند، از پادشاه، سه روز مهلت خواستند تا مخالفان پارسی و ایرانی یهودیان را بکشند و در این سه روز، بیش از 77  هزار ایرانی توسط یهودیان قتل عام شدند و در برخی نقل‌ها، این تعداد تا 500 هزار نفر نیز عنوان شده است.

از آن زمان تا کنون، این روز به عنوان "عید یهودیان" زنده نگاه داشته شده و هر سال یهودیان سراسر جهان در این روز مراسم مختلفی از قبیل روزه گرفتن، برپایی جشن و پایکوبی، نوشیدن شراب و افراط در مستی، دادن هدیه به یکدیگر و ... گرامی می دارند.




عید پوریم 2012

تل آویو  - بیت المقدس

اما در سرزمین های اشغالی، پوریم رنگ و بوی دیگری دارد که در ادامه و به تفصیل به آن پرداخته خواهد شد.

واقعه تاریخی؛ هولوکاست ایرانیان به دست یهودیان

در زمان خشایارشاه، یهودیان جزء اقلیت های مذهبی ایران بودند و همواره سعی در نفوذ در دربار شاه ایران داشتند. هامان صدراعظم خشایارشاه بدلیل نافرمانی یهودیان از دستورات و قوانین پادشاهی، از عدم پرداخت مالیات و سرپیچی از فرمان پادشاه این قوم ابراز نگرانی می کند و پادشاه را در جریان توطئه های یهودیان قرار می دهد و  از پادشاه می خواهد تا پیش از آنکه این قوم علیه تاج و تخت شاه اقدامی کنند، با توطئه این قوم مقابله کند.

مردخای رهبر یهودیان آن زمان ایران سرانجام با دسیسه های فراوان و فرستادن یکی از دختران یهودی به دربار، او را جانشین شهبانوی ایران که به جرم سرپیچی از دستور گستاخانه خشایارشاه برای نمایان کردن زیبایی های خود برای حاضرین در دربار شاه برکنار شده بود، می کند.



 مردخای و استر

نقاش: آرنت دی گلدر (قرن 17)


با ورود "استر" دخترک جوان زیباروی یهودی به دربار، مردخای به راحتی نقشه های شوم خود را بوسیله استر و اغوای شاه ایران اجرا می کند. هامان نیز شاه را از توطئه مردخای آگاه می سازد و پادشاه دستور بر دار کردن مردخای را صادر می کند. اما استر که به شدت بر روی شاه سست عنصر تسلط یافته بود، با خائن جلوه دادن هامان و اینکه وی توطئه کشتن شاه را در سر دارد، هامان را بر دار می کنند.




وشتی، شهبانوی ایرانی
وشتی از دستور خشایارشاه برای نمایان کردن زیبایی هایش برای مهمانان شاه خودداری کرد و به دست جلاد شاه کشته شد


نقاش: ادوین لانگ (قرن 19)


توطئه استر و مردخای با کشتن هامان پایان نمی پذیرد و  آنها حکم قتل هر 10 پسر هامان را نیز از پادشاه ایران می گیرند و در قدم بعدی 10 پسر هامان نیز کشته می شوند.

اوج دشمنی یهودیان با ایرانیان پس از کشتن هامان و 10 پسرش آنجا بیشتر آشکار می شود که استر و مردخای با کشته شدن پسران هامان نیز راضی نشده و اجساد آن ها را در شهر بر دار می کنند تا میان ایرانیان رعب و وحشت ایجاد کرده و ناگفته سرنوشت دشمنان و مخالفان یهودیان را به نمایش بگذارند.

هامان به جز این 10 پسر، یک فرزند دختر نیز داشت که پیش از کشته شدن، خود کشی می کند.

کشتار نیمی از جمعیت ایران

پس از کشتن هامان، یهودیان مهاجر ساکن در ایران که اینک در دربار نیز راه یافته بودند، به هجوم به شهرهای ایران، دست به قتل عام گسترده ایرانیان می زنند. در 127 استان ایران آن زمان، طی دو روز بیش از 77 هزار ایرانی - و به روایتی دیگر 500 هزار نفر - کشته می شوند.

در کتب مربوط به یهودیان از جمله کتاب استر، یهودیان به کشتار 80 هزار ایرانی اعتراف می کنند اما محققان مستقل این رقم را تا 500 هزار نفر ذکر کرده اند.

در آن زمان ایران نزدیک به 800 هزار نفر جمعیت داشته و با احتساب 500 هزار نفر، بیش از نیمی از جمعیت آن روز ایران به دست یهودیان قتل عام می شوند.







حمله به منازل فلسطینیان و غارت اموال آن ها

کشتار و غارت اموال از آموزه های استر بوده و ریشه در تاریخ یهود دارد



 یهودیان با حمله به خانه های ایرانیان، مردان، زنان و کودکان را به قتل رسانده و بنا بر برخی از متون موجود اموال آن ها را نیز غارت می کنند. اما یهودیان در متون خود تنها به قتل عام ایرانیان اعتراف کرده و هرگونه غارت اموال آنان را تکذیب می کنند و آن را از افتخارات خود می دانند...!!

آیا پوریم با سیزده فروردین ایرانیان ارتباط دارد؟

گفته می شود این کشتار در روزهای 13 و 14 ماه آدار اولین ماه سال جدید انجام می شود و روز دوم کشتار به اصرار استر به خشایارشاه برای از بین بردن دشمنان قوم یهود ادامه پیدا می کند. براساس متون تاریخی، نحسی روز 13 فروردین در میان ایرانیان و بیرون رفتن مردم از خانه ها ریشه در کشتار تاریخی ایرانیان داشته است.

پس از این قتل عام ایرانیان، یهودیان جشن و پایکوبی بر پا کرده و به شکرانه غلبه بر ایرانیان و ریختن خون دشمنان قوم یهود، آن را عید اعلام کرده و روزه می گیرند. مردخای از آن زمان به پیامبر این قوم و استر - دخترک فاسد یهودی که با تکیه بر این حربه به دربار شاه راه یافته بود - نیز به شخصیتی مقدس که مورد لطف خداوند است تبدیل می شوند. استر پس از آن کتابی می نویسد که تمام این وقایع را لطف و رحمت الهی و با اراده خداوندی توصیف می کند. این کتاب اکنون به کتاب مقدس یهودیان تبدیل شده است.





مقبره استر و مردخای یهودی در همدان

پوریم به معنای قرعه بوده و به اعتقاد یهودیان، این سرنوشت و تقدیر الهی بوده است و "قرعه" ای از جانب پروردگار برای لطف به قوم برگزیده یهود و نابودی دشمنان آن ها.


پوریم؛ عید یهودیان سراسر جهان

متاسفانه برخی از این تصاویر که در ادامه نیز آمده است مربوط به جشن ایرانیان یهودی در آمریکا می باشد.








پوریم از جمله اعیاد مهم یهودیان در سراسر جهان است. از سرزمین های اشغالی تا آمریکا و حتی یهودیان داخل ایران، به شیوه های مختلفی در این دو روز جشن می گیرند.













اوج این جشن ها در اسرائیل است. جایی که صهیونیست سرمست از کشتار ایرانیان، تا حد جنون شراب نوشیده و بد مستی یکی از سنت های مرسوم آنان در این روز است.








خاخام های یهودی نیز در این جشن ها مراسم ویژه ای برگزار می کنند. خاخام های صهیونیست با برگزاری جشنی، در نوشیدن شراب و رقص و پایکوبی با یکدیگر رقابت می کنند. معمولا  افراط در نوشیدن شراب در این روز به حدی است که قادر به راه رفتن نبوده و در خیابان های تل آویو و دیگر اراضی اشغالی، بیهوش و بی رمق به زمین می خورند.





در آموزه های تلمود یهودیان در یکی از بخش ها به صراحت به نوشیدن شراب تا حد سرمستی توصیه شده است:

"در روز پوریم هر فرد - یهودی - مکلف است به حدی - شراب - بنوشد که تفاوت میان "نفرین بر هامان" و "درود بر مردخای" را تشخیص ندهد."

 Megillah (7b): Rava said: A person is obligated to drink on Purim until he does not know the difference between "cursed be Haman" and "blessed be Mordechai"







 کودکان اسرائیلی در جشن پوریم 2012 - بیت المقدس

خط و نشان صهیونیست های آدم خوار برای ایرانیان






از دیگر مراسمی که در عید پوریم اجرا می شود، رژه زامبی ها در اسرائیل است. در این رژه صهیونیست ها با گریم خود به شکل زامبی ها - آدم خوارها - اعضای مصنوعی از بدن انسان را به نشان خونخواهی و کشتار ایرانیان بر دهان می گیرند.

برخی از تصاویر این مراسم که قابل انتشار است در ادامه است.

 نوشیدن خون یا نوشیدنی به رنگ خون به عنوان نمادی از خونخواهی و خونخواری یهودیان نسبت به ایرانیان از جمله رسوم یهودیان در این روز است.












پوریم در لس آنجلس؛ پایکوبی ایرانیان به افتخار هولوکاست هموطنانشان


متاسفانه ایرانیان پیرو دین یهود نیز بدون توجه به ریشه تاریخی این واقعه و کشتار ایرانیان و اینکه زنده نگاه داشتن آن تا کنون بیش از هرچیز توهین به ایرانیان بوده، این روز را در نقاط مختلف جهان جشن می گیرند.

کنیسه "نصح"، کنیسه ایرانیان یهودی مقیم آمریکاست که جمعیتی حدود 20 هزار نفری در لس آنجلس را تشکیل می دهند. کنیسه نصح از جمله مکان هاییست که در عید پوریم، جشن برپا کرده و ایرانیان با جمع شدن در این کنیسه، با پختن شیرینی، غذا، تهیه شراب و هدیه دادن به هم، کشتار ایرانیان باستان را به شادی می نشینند.



ایرانیان یهودی در کنیسه نصح لس آنجلس نیز پوریم و کشتار ایرانیان را جشن می گیرند

لینک اعلام برگزاری جشن پوریم 2012 در کنیسه نصح

http://www.08.net/08event/EventDetail.aspx?eid=a1fe18d5-5efe-4398-9069-2dd1ba369884


"هامان سوزان" و شیرینی "گوش هامان"؛ نمادهای درنده خویی قوم یهود

از دیگر مراسمی که یهودیان در این روز برگزار می کنند، مراسم "هامان سوزان" است. آن ها هامان - و ده پسرش - را نماد دشمنان قوم یهود دانسته و بطور سمبلیک در مراسمی، نمادی و یادبودی از هامان، وزیر الوزاری خشایارشاه را در آتش می سوزانند.

همچنین یهودیان با پختن شیرینی به نام "گوش هامان"، بر دار کردن وزیر ایرانی را جشن می گیرند.




خمیر این شرینی سه گوش از بذر خشخاش است و میان این شیرینی با آلو یا مربا پر شده است. این شیرینی بیشتر توسط یهودیان اشکنازی درست می شود، البته تعدادی از کلیمیان ایران هم به این شرینی علاقه مند هستند. اسم این شرینی گوش هامان است. یهودیان در جشن قتل عام ایرانیان، این شرینی ها را می خورند و همراه خوردن این شرینی شعری اهانت آمیز نسبت به ایرانیان و وزیرالوزاری ایرانی خوانده می شود.




شیرینی معروف به "گوش هامان"


پوریم در ایران


در داخل ایران نیز، اقلیت های یهودی که همواره مورد لطف و میزبانی ایران بوده اند، در این روز روزه گرفته و با پختن غذا و خیرات و برگزاری محدود جشن، عید پوریم را جشن می گیرند.

مقبره استر و مردخای در همدان از جمله مکان هاییست که یهودیان آن را عبادتگاه و زیارتگاه خوانده و مدت ها جشن های خود را در آن برگزار می کردند که با اعتراض مردم به اهانت آمیز بودن این جشن ها برای ایرانیان و برگزاری تجمعاتی در برابر مقبره استر و مردخای، همراه بوده است.




مقبره استر و مردخای دومین مکان مقدس یهودیان جهان که پس از اعتراض مردم همدان، نام "زیارتگاه" آن حذف شد

مقبره استر و مردخای، به ادعای یهودیان، پس از غصب مسجد الاقصی، دومین مکان مقدس این قوم به شمار می رود.

نتانیاهو مردم ایران را به پوریمی دوباره وعده داد

اما به جز مقدس بودن این روز برای یهودیان، با ظهور پدیده منحوس صهیونیسم، پوریم وجهی سیاسی نیز به خود گرفته و سران رژیم صهیونیستی گاه با اشاراتی به آن واقعه، تلویحا ایران و ایرانیان را به تکرار کشتاری مشابه تهدید می کنند.





در روزهای پایانی سال 1390 اتفاقی جالب در عرصه سیاست رخ داد. در 7 مارس، نتانیاهو در دیدار با اوباما نسخه‌ای از کتاب اِستِر (Esther) را به او هدیه داد.  کتاب استر (מגילת אסתר) یکی از بخش‌های عهد عتیق یا همان تورات است و از دیدگاه تاریخی این هدیه بسیار پرمعناست.

خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام اسرائیلی نقل می‌کند: نتانیاهو به باراک اوباما گفته است: «آن‌ها (ایرانی‌ها)، آن زمان هم می‌خواستند ما را نابود کنند.» یکی از قسمت‌های این کتاب می‌گوید: «... و یهودیان تمام دشمنان را با تیغ شمشیر و کشتار و نابودی درهم کوبیدند و آنچه را انجام دادند که دشمنان‌شان با آنان می‌کردند.» به گزارش رویترز، نتانیاهو با این هدیه، تلویحاً ایران را به نازی ها تشبیه نموده که طی مدعی هستند در جنگ جهانی دوم 6 میلیون یهودی را کشته اند.

2500 سال تهدید و کشتار؛ رمز پوریم

بسیاری از اعمال و سیاست های صهیونیست ها پس از 2500 سال از واقعه پوریم، همچنان حاوی نمادهایی از این کشتار بوده و یادآور روزی است که از هر 11 ایرانی، یک نفر به دست قوم یهود کشته می شود.




ایهود اولمرت در جمع کودکانی که پوریم را جشن گرفته اند


تهدیدهای مقامات اسرائیل، اهدای کتاب استر به اوباما در هنگام مذاکره در مورد ایران، تهدید به حمله به ایران به بهانه اینکه ایران قصد دستیابی به سلاح کشتار جمعی و نابودی اسرائیل را دارد و این توهم که کشورهای اسلامی تلاش می کنند با دستیابی به سلاح کشتار جمعی یهودیان را نابود کنند...اینها همگی یادآور توطئه های مردخای و زمزمه های استر با خشایارشاه در مورد ایرانیان و دشمنان آن زمان یهودیان بود که در نهایت به هولوکاست ده ها هزار نفری تبدیل شد.

مقایسه رفتار یهودیان با هولوکاستی که خود رقم زده اند و استفاده از هولوکاستی جعلی که مدعی هستند 6 میلیون یهودی طی دو سال کشته شده اند، نمایانگر اوج فتنه گری و پلیدی صهیونیست ها در رسیدن به اهداف شومشان در تسلط بر جهان است. آن جا که اجازه سخن گفتن درباره یکی داده نمی شود و دیگری به عنوان عیدی مقدس بزرگ داشته می شود؛ و هر دو در راستای هدفی بزرگتر است.


رمز پوریم

یکی از رمزهای پوریم، پس از پایان جنگ جهانی دوم نمایان شد.



فیلم رمزگشایی از پوریم

لینک دانلود


و همچنان سکوت ایرانیان و مقامات ایرانی، برگزاری جشن های پوریم - حتی در ایران - و رقص و پایکوبی صهیونیست ها بر خون ایرانیان ادامه دارد. هولوکاستی حقیقی که در سایه هیاهوی هولوکاست ساختگی صهیونیست ها نه تنها نادیده گرفته شده، بلکه به شکرانه این کشتار، هرساله جشن برپا می شود و تهدید ها تکرار می شوند.





منابع و مآخذ:

http://www.nessah.org/index.shtml

http://www.iranjewish.com/Essay/Essay_37_poorim.htm

http://www.herealittletherealittle.net/index.cfm?page_name=Bible-Code-Ten-Sons-Haman

http://hezare3.com/cgi-bin/mt/mt-search.cgi?blog_id=1&tag=esther&limit=20

http://www.csmonitor.com/World/Backchannels/2012/0307/Netanyahu-gives-Obama-the-Book-of-Esther.-Biblical-parable-for-nuclear-Iran

http://www.reuters.com/article/2012/03/06/us-usa-israel-gift-idUSTRE82500O20120306

http://www.haaretz.com/jewish-world/israeli-rabbi-honey-pot-sex-is-kosher-for-female-mossad-agents-1.317288

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=120385

http://www.tabletmag.com/jewish-news-and-politics/63673/persian-gulf

http://www.iranjewish.com/essay/Essay82.htm

http://yahadut.persianblog.ir/post/51

http://www.chabad.org/holidays/purim/article_cdo/aid/2814/jewish/The-Purim-Drunk.htm

http://www.britannica.com/EBchecked/topic/483999/Purim

http://photoblog.nbcnews.com/_news/2011/03/18/6293692-jewish-holiday-of-purim-is-celebrated-in-israel?lite

http://www.biblegateway.com/passage/?search=Esther+8&version=NASB

http://www.biblegateway.com/passage/?search=Esther+9&version=NASB

http://www.08.net/08event/EventDetail.aspx?eid=a1fe18d5-5efe-4398-9069-2dd1ba369884

http://www.fardanews.com/fa/news/48142/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D9%BE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98%D8%AF%DB%8C-%D8%BA%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86

http://www.upi.com/News_Photos/gallery/Purim_Celebrations_in_Jerusalem/1646

http://sultanknish.blogspot.de/2012/03/ages-of-purim.html

آیا «آریل شارون» مرده است؟

شارون را چقدر می شناسید؟ از دیگر جنایت های قصاب صبرا و شتیلا تاکنون چقدر شنیده اید؟ آیا شارون مرده است و ادامه حیات اسرائیل به ادامه حیات نباتی شارون بستگی دارد؟ چرا مقامات اسرائیلی حاضر به پایان دادن به زندگی نباتی شارون نیستند؟ با گزارش ویژه مشرق همراه شوید...
 گروه گزارش ویژه مشرق:اسرائیل، فرزند نامشروع آمریکا و انگلیس تا کنون لکه های ننگ بسیاری بر تاریخ بشریت و حقوق انسانی بر جای گذاشته است. در بیش از 60 سال حیات این فرزند نامشروع و این موجودیت سراسر توهین به انسانیت، صفحات تاریخ، برگ های بیشماری از جنایات صهیونیست ها را ثبت کرده است. لکه های ننگی که نظیر آن را تاریخ کمتر به خود دیده و هرگز از حافظه ملت های آزاد و آزادی خواه جهان حذف نخواهد شد.

رژیم کودک کش اسرائیل تا به امروز در معرفی شخصیت های منفور و پلید به جهان، گوی سبقت را حتی از کشورهای بنیانگذار خود نیز ربوده و تا کنون برنده رقابت جنایت و توهین به انسانیت و حقوق انسانی بوده است.


از زندگی حیوانی تا حیات نباتی یک جنایتکار


آریل شارون، وزیر جنگ و نخست وزیر پیشین این رژیم که اکنون مرگ نیز از پذیرفتن وی شرم دارد و سالهاست به زندگی نباتی دچار شده است، از جمله دست پرورده های صهیونیسم است که کلکسیونی از جنایات به شیوه های مختلف را در پرونده افتخارات خود دارد. شارون طی حیات ننگین خود از هیچ جنایت و عمل ضد بشری علیه ساکنان سرزمین غصب شده فلسطین کوتاهی نکرده و افتخار قتل نوزاد چند روزه تا زنان و مردان کهنسال را از آن خود کرده است.

در این گزارش، به زندگی، جنایت ها و سرانجام قصاب صبرا و شتیلا پرداخته خواهد شد.


شارون؛ قاتل 13 ساله

آریل ساموئل مردخای شاینرمن، معروف به آریل شارون، در سال 1928 در خانواده ای یهودی و لهستانی الاصل بدنیا آمد. پس از مهاجرت از لیتوانی به فلسطین، در همان سنین نوجوانی روحیه قساوت و جنایت به خوبی در شارون به چشم آمد. در سن 13 سالگی وی به گروهی موسوم به هاگانا پیوست. وظیفه این گروه از سال 1920 تا 1948 در منطقه تحت تسلط انگلستان، بیرون کردن فلسطینیان از خانه ها و زمین هایشان با هدف تصرف مناطق فلسطینی نشین بود. شارون در این گروه و از همان سنین 13 - 14 سالگی، با آدمکشی آشنا شد. در روند غصب زمین های فلسطینیان، شارون فلسطینی هایی که مقاومت می کردند را به قتل می رساند.


شبه نظامیان هاگانا - هسته اصلی ارتش غاصب اسرائیل مأمور تخریب و تصرف خانه ها و زمین های فلسطینیان بودند


هاگانا گروه هایی از مهاجران یهودی بودند که با مسلح شدن توسط نیروهای انگلیسی حاضر در فلسطین، به تدریج تا زمان اعلام رسمی تشکیل دولت اسرائیل، وظیفه غصب اراضی فلسطینیان را بر عهده داشتند و بعدها پس از تشکیل این رژیم، بنیان ارتش اسرائیل، شبه نظامیان هاگانا بودند. پیش از هاگانا نیز از سال 1907، گروه هایی تحت عنوان "هاشومیر" و "برگیورا" برنامه ریزی و اشغال تدریجی فلسطین را کلید زده بودند.


آریل شارون در لباس گروه هاگانا در سنین نوجوانی

به جز عملیات اشغال، هاگانا وظیفه قاچاق انسان و ورود غیرمجاز یهودیان به فلسطین را نیز بر عهده داشت.

وی تا سن 19 سالگی در هاگانا عملیات تجاوز، غارت و غصب املاک ساکنان فلسطین را بخوبی انجام داد تا در سال 1947 و در سن 19 سالگی به عضویت نیروهای امنیتی شهرک های یهودی نشین در آمد.

در جنگ 1947 شارون فرمانده گروهان پیاده نظام اسرائیل در اسکندریه بود و در جریان این جنگ نیز مجروح شد اما جان سالم به در برد.



وی پله های ترقی در ارتش اسرائیل را به سرعت طی کرد و در سال 1952 به فرماندهی اطلاعات مرکزی ارتش منصوب شد.

شارون با تشکیل گردانی به نام گردان 101، متشکل از زندانیان یهودی خطرناک و عمدتا محکوم به مرگ، حمله به روستاهای فلسطینی و پاکسازی نژادی را آغاز کرد. حمله به روستای القبیه، 41 خانه را همراه با ساکنان آن منفجر کردند. در جریان این حمله 70 فلسطینی کشته شدند. شارون بعدها مدعی شد گمان می کرده که این خانه ها خالی از سکنه هستند.

روستای القبیه در شمال شرقی بیت المقدس و در 44 کیلومتری غرب رام الله واقع است. در ساعت 7 بعدازظهر 14 اکتبر 1953 مورد حمله شبه نظامیان هاگانا قرار گرفت. در این هجوم، صهیونیست ها با لباس مبدل و به رهبری آریل شارون، 70 زن و مرد و کودک فلسطینی را قتل عام کردند.




خود زنی برای فرار از پاسخگویی

در سال 1973 و در جریان جنگ یوم کیپور میان مصر و اسرائیل که به اشغال صحرای سینا و بحران کانال سوئز منجر شد، شارون و گردان های تحت امرش بارها از دستورات رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل در آن زمان سرپیچی کردند و بارها بدون اجازه از فرماندهان، به مواضع نیروهای مصری حمله کرد که منجر به کشته شدن ده ها نظامی اسرائیلی شد. اعمال خودسرانه شارون تا سال ها موجی از انتقاد علیه وی را به همراه داشت. وی پس از شکست اولیه از نیروهای مصری، برای تحت تاثیر قراردادن فرماندهان مافوق خود، وانمود کرد که در جریان درگیری مجروح شده است.


شارون برای فرار از مؤاخذه پس از شکست، وانمود به زخمی شدن می کرد


شارون پیش از این در جریان حمله نافرجام به بیت المقدس برای اشغال آن که از سوی نیروهای نظامی اردنی عقب رانده شده بود، شایعه مجروحیت شدید خود را مطرح کرد که باز هم نادرستی آن مشخص شد.

شارون در تمام عملیات هایی که با شکست همراه بوده، برای فرار از بازخواست و کاستن از انتقادات، زخمی می شد!



در زمان مناخیم بگین، شارون به وزارت شهرک سازی و کشاورزی منصوب شد. وی در سخنرانی خود و اعلام سیاست های اسکان خود خطاب به یهودیان گفته بود: "همه باید بروند و هرچه می توانند زمین ها و ارتفاعات (فلسطین) را تصاحب کنند تا بر وسعت سرزمین یهود افزوده شود. هر آنچه امروز تصاحب کردید برای شما خواهد بود و اگر تصرف نکنید سرزمین آن ها (فلسطینیان) باقی خواهد ماند."

مناخیم بگین در سال 1981، وی را به سمت وزارت دفاع این رژیم برگزید تا سکوی پرتابی باشد برای جنایت های هولناک بعدی شارون.


کلکسیون جنایات شارون

شارون بطور رسمی قتل و کشتار را از 13 سالگی آغاز کرد! در همان زمان عضویت در هاگانا شارون فلسطینیان بسیاری را در جریان تصرف زمین هایشان به قتل رساند.

منفجر کردن 41 خانه به همراه ساکنان آن در روستای القبیه و قتل عام 70 فلسطینی – عمدتا زن و کودک – از اولین قتل عام های شارون محسوب می شود.



اما این ننگ بشریت در ادامه حیات سیاسی خود در سمت های وزیر شهرک سازی و وزیر جنگ و در نهایت نخست وزیری، جنایتی را در تاریخ ثبت کرد که دیگر کشتارهای وی در زمان عضویت در ارتش و فرماندهی های متعدد نظامی اش چندان به چشم نمی آید.


کشتار دیر یاسین؛ جنایتی دیگر از شارون و هاگانا

دیر یاسین نام دهی کوچک در نزدیکی بیت المقدس می‌باشد. تعداد ساکنان این ده در سال 1948 نزدیک به 700 نفر بود. در روز 10 آوریل این سال، این ده شاهد هجوم 3 گروه مسلح به نام ارگون به سرکردگی مناخیم بگین، گروه شتیرن به سرکردگی اسحاق شامیر و گروه هاگانا به سرکردگی دیوید بن گوریون بود. در این یورش که با مقاومت ساکنان ده همراه بود 250 نفر که بیشتر آنها را زنان، کودکان و سالمندان تشکیل می‌داد کشته شدند. همچنین در این حمله فجایع دیگری از جمله تجاوز جنسی، مثله کردن، پاره کردن شکم زنان باردار و منفجر کردن منازل نیز رخ داد .



شارون در سال 1956 فرمانده تیپ زرهی ارتش اسرائیل شد و به درجه ژنرالی ارتقاء یافت. پس از جنگ شش روزه، با پیوستن به حزب لیکود، وارد عرصه سیاست شد و به عضویت کنیست – پارلمان – این رژیم در آمد. در زمان نخست وزیری اسحاق رابین، شارون به لطف سابقه درخشان کشتار و اشغال، مشاور نظامی وی شد.


کشتار صبرا و شتیلا ننگی ابدی برای شارون و اسرائیل

حادثه هولناک کشتار صبرا و شتیلا که عنوان "قصاب صبرا و شتیلا" را نیز برای شارون به همراه داشت، از تکان دهنده ترین جنایات وی است.



زنان و کودکان عمده ترین قربانیان نسل کشی صبرا و شتیلا بودند


پس از ناکامی تلاش صهیونیست ها برای واداشتن لبنان به صلح و خروج اعضای سازمان آزادی بخش فلسطین، اسرائیل بیروت را به خاک و خون کشید و بشیر جمایل، رهبر فالانژیست ها – مسیحیان مارونی لبنان- را به عنوان رئیس جمهور لبنان منصوب کردند. اما کمتر از 3 هفته، در انفجار دفتر حزب فالانژ، وی و بسیاری از مقامات این حزب کشته شدند.

پس از این انفجار، نیروهای رژیم صهیونیستی اردوگاه آورگان فلسطینی در جنوب بیروت که بیش از 30 هزار فلسطینی و لبنانی در آن سکونت داشتند، به محاصره خود در آورند.

نظامیان صهیونیست به فرماندهی آریل شارون به همراه شبه نظامیان مسیحی فالانژ، با محاصره این اردوگاه، سعی داشتند نیروهای سازمان آزادی بخش فلسطین را که دستاوردهای بسیاری را کسب کرده و تهدیدی برای اسرائیل بودند متلاشی کنند و لبنان را به منطقه امن اسرائیل تبدیل کنند.




حمله به اردوگاه روز 16 سپتامبر 1982 – 25 شهریور 1361 – آغاز شد. حمله ای که ظرف 38 ساعت فاجعه ای باور نکردنی رقم زد. 3300 آواره فلسطینی و لبنانی به وحشیانه ترین شکل ممکن به قتل رسیدند.

آغاز عملیات با ورود شبه نظامیان فالانژ به اردوگاه و حمایت نظامیان صهیونیست کلید خورد. سپس با ورود صهیونیست ها کشتارها به اوج خود رسید.

گفته های بازماندگان فاجعه صبرا و شتیلا بیانگر اوج خوی درندگی صهیونیست هاست.



به گفته برخی از این بازماندگان، ابتدا کشتارها با سلاح های سرد نظیر چاقو و تبر به فجیع ترین شکل ممکن آغاز شد. صهیونیست ها و فالانژیست ها با ورود به خانه های آورگان، به طرزی وحشیانه با بریدن سر و اعضای بدن فلسطینیان آن ها را به قتل می رساندند. به زنان و دختران پیش از کشتن آن ها بارها تجاوز می کردند و سپس آن ها را به قتل می رساندند.

کشتن زنان باردار و دریدن شکم های آن ها، زنده زنده سوزاندن کودکان و ذبح آن ها از جمله خاطرات تلخ بازماندگان این واقعه است.

دیوید هرست، نویسنده کتاب " تفنگ و شاخه زیتون؛ ریشه های ناآرامی ها در خاورمیانه" که به عنوان خبرنگار در زمان نسل کشی صبرا و شتیلا در بیروت حضور داشت، مشاهداتش را اینگونه در کتاب خود آورده است:


کتاب تفنگ و شاخه زیتون نوشته دیوید هرست

اولین واحد شامل 150 شبه نظامی فالانژیست از در اردوگاه شتیلا وارد شدند که گروهی از آنها علاوه بر سلاح، چاقو نیز به همراه داشتند. قتل عام به مدت 38 ساعت شروع شد و حتی در شب نیز با روشن کردن محوطه اردوگاه توسط اسرائیلی ها ادامه داشت: آنها به زور وارد خانه های مردم شده و فلسطینی های در خواب را به رگبار مسلسل بستند. فالانژ ها بعضاً قبل از کشتن آنان را شکنجه می دادند چشم هایشان را درمی آوردند، زنده زنده پوستشان را می کندند، شکم ها را می دریدند، به زنان و دختران گاه بیش از 6 بار تجاوز می کردند و بعد سینه هایشان را می بریدند و در آخر به ضرب گلوله آنها را از پا درمی آوردند. بچه ها را از وسط دو شقه می کردند و مغزشان را به دیوار می کوبیدند. در حمله به بیمارستان عکا تمام بیماران را بر روی تخت خود کشتند. دست بعضی را به ماشین می بستند و در خیابان ها می کشیدند، دست های فراوانی برای بیرون آوردن دستبند و انگشتر قطع شد. اجساد مردم تا چند روز بر زمین مانده بود و گربه ها از گوشت آنها می خوردند و آنقدر وحشی شده بودند که به مردم زنده نیز حمله می کردند زیرا به خوردن گوشت انسان عادت کرده بودند

.


مقامات ارتش اسرائیل، از جمله ژنرال آموس یارون فرمانده این نیروها در لبنان، بر بالای بام ساختمانی 7 طبقه در 200 متری اردوگاه مستقر شده بودند و از نزدیک بر این فاجعه نظارت می کردند. با وجود اعلام خبر قتل عامل به ژنرال رافائل ایتان رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل، وی دستور داد کشتار تا ساعت 8 صبح روز بعد نیز ادامه پیدا کند.

پس از ورود نظامیان به اردوگاه، تانکها و بلدوزرها نیز وارد اردوگاه شده و مناطقی را که نظامیان ترک کرده بودند به گلوله بسته و سپس با بولدوزر صاف می کردند. با نزدیک شدن به ساعات پایانی عملیات، بولدوزرها با حفر گورهای دسته جمعی، بسیاری از قربانیان را به همراه بسیاری دیگر که هنوز زنده بودند دفن کردند. به همین دلیل نمیتوان تعداد دقیق کشته ها را تخمین زد.



پس از حضور صلیب سرخ در اردوگاه، هیچ یک از کشته ها به عنوان اعضای سازمان آزادی بخش فلسطین شناسایی نشدند و همگی غیرنظامیان و آوارگانی بودند که در آنجا پناه گرفته بودند.

شارون پس از این نسل کشی، به عنوان مسئول غیر مستقیم در کشتار معرفی شد و مدتی بعد از وزارت جنگ اسرائیل استعفا داد.

وی سپس با رسیدن به پست نخست وزیری، به جنایات خود علیه فلسطینیان ادامه داد.

شارون پس از رسیدن به نخست وزیری، با رفتن به مسجد الاقصی و تحریک فلسطینیان، درگیری های خونینی را میان نظامیان اسرائیلی و فلسطینیان باعث شد که بعدها سرآغاز انتفاضه مسجد الاقصی شد.


کشتار پناهندگان در روستای قانا

روستای قانا در جنوب لبنان در سال 1996 و در جریان جنگ لبنان مقر نیروهای سازمان ملل بود. با حمله جنگنده های اسرائیلی به جنوب لبنان، بسیاری از زنان و کودکان برای در امان ماندن از این حملات به مقر نیروهای سازمان ملل در این روستا پناه بردند. اما نیروهای رژیم صهیونیستی با زیرپا گذاشتن تمام مقررات و حقوق بین المللی و انسانی، این منطقه و ساختمان مورد نظر را زیر آتش سنگین توپخانه ویران کردند. در جریان این عملیات که موسوم به "خوشه های خشم" بود، بیش از 100 نفر که 33 نفر از آن ها کودکان زیر ده سال بودند، به شهادت رسیدند.




قتل مستقیم دو کودک فلسطینی

"جرج اسلویتزر" کارگردان هلندی درباره جنایت صبرا و شتیلا گفته است هنگام حمله نظامی اسرائیل به بیروت، پایتخت لبنان در سال 1982، شارون را مشاهده کرده که با کلت کمری خود دو کودک فلسطینی را در اردوگاه صبرا و شتیلا به قتل رسانده است .

اسلویتزر در مصاحبه با روزنامه فولکس کرانت چاپ هلند گفت: در حالی که کنار وزیر جنگ وقت اسرائیل ایستاده بود مشاهده کرد که وی با کلت کمری خود دو کودک فلسطینی را در فاصله تقریبا 10 متری در بخش ورودی اردوگاه صبرا و شتیلا به قتل رساند.


قتل عام اسرای مصری

در جریان بحران کانال سوئز در سال 1956، نیروهای تحت امر شارون، نزدیک به 300 زندانی غیر مسلح مصری را قتل عام کرده و در گورهای دسته جمعی دفن کردند. روزنامه دیلی تلگراف انگلیس پس از 40 سال از این جنایت شاورن و نیروهای تحت امرش پرده برداشت که در آن زمان تنش های بسیاری در روابط مصر و اسرائیل ایجاد کرد.


ترور رهبران فلسطینی

در زمان نخست وزیری شارون تروریسم دولتی اسرائیل پر رنگ تر شد و ترور رهبران فلسطینی جدی تر در دستور کار این رژیم قرار گرفت.

وی با راه اندازی جوخه های مرگ، سیاست حذف رهبران مقاومت را کلید زد. شارون پس از کناره گیری از پست نخست وزیری نیز فعالیت در این جوخه ها را ادامه داد.


شهیدان شیخ احمد یاسین و عبدالعزیز الرنتیسی از رهبران مقاومت فلسطین


ترور شیخ احمد یاسین و عبدالعزیز رنتیسی از رهبران مقاومت اسلامی فلسطین، از جمله بارزترین عملیات ترور در زمان نخست وزیری شارون بوده است.

شارون که مدتها به عنون نماد توسعه طلبی در اسرائیل و اسطوره یهودیان نامیده می شد، به دلیل جنگ لبنان و سیاست های غلط بعدی در زمان وزارت شهرک سازی و وزارت جنگ، اکنون به یکی از متهمان اصلی در تضعیف اسرائیل و قدرت گرفتن حزب الله در لبنان تبدیل شده است.

وی در زمان پیوستن به حزب لیکود و برای جلب آرا در راه رسیدن به مقام نخست وزیری قول داده بود که در صورت انتخاب شدن به عنوان نخست وزیر، ظرف 100 روز کار فلسطین و فلسطینیان را یکسره کند و موقعیت اسرائیل را تثبیت نماید.


ترور اسحاق رابین

قساوت شارون تنها محدود به غیریهودیان نبوده و این ننگ بشریت به دوستان خود نیز رحم نکرده است. بسیاری در اسرائیل شارون را بدلیل نفرت از اسحاق رابین، عامل ترور وی معرفی می کنند.



آریل شارون، اسحاق رابین را به علت امضای پیمان صلح با یاسر عرفات، خائن خوانده بود.


فساد مالی و زمین خواری

در برابر کشتارهایی نظیر صبرا و شتیلا و دیگر قتل عام های شارون، سخن گفتن از فساد مالی شاید به طنز بیشتر شباهت داشته باشد. اما شارون در زندگی خود به جنایت علیه بشریت اکتفا نکرد و مجموعه ای از جنایت، نسل کشی، قتل عام، فساد مالی،رشوه، سوء استفاده از قدرت، فساد مالی فرزندان، دو بار ازدواج و دو بار طلاق، و ... را در کارنامه سیاه خود ثبت کرده است.


"عمری شارون"؛ شریک فساد مالی پدر


عمری شارون، فرزند ارشد شارون، در سال 2008 از سوی دادگاه عالی اسرائیل به جرم تقلب و رشوه در جریان انتخابات حزب لیکود به 9 ماه حبس محکوم و راهی زندان شد. وی و به همراه پدرش با سوء استفاده از نفوذ و قدرت سیاسی، شرکت هایی پوششی تاسیس کردند تا به کاندیداتوری آریل شارون برای رهبری حزب لیکود و نخست وزیری کمک مالی کنند.

خود آریل شارون نیز پس از ورود به کنیست اسرائیل، زمین های بسیاری را در اراضی اشغالی تصاحب کرده و به نام خود زده بود. با تصویب قانون امکان خرید و فروش سرزمین های اشغالی، شارون و دستیارانش وارد عمل شده و بسیاری از اراضی اشغالی را تحت عناوین مختلف به تصرف خود در آوردند.


پایان حیات حیوانی و آغاز حیات نباتی شارون

روز 5 ژانویه سال 2006 نقطه پایانی بود بر حیات آریل شارون که حیوانی خواندن آن نیز گویای عمق جنایات وی نیست.

آریل شارون با حمله مغزی به کما رفت و تا کنون تنها به کمک دستگاه های مراقبت پزشکی، غذا رسانی از طریق لوله و کپسول اکسیژن حیات نباتی دارد.

به گفته یکی از پزشکان معالج شارون که نخواست نامش فاش شود، مغز وی رو به زوال است و تنها بخش های کنترل کننده ارگان های حیاتی باقی مانده و باقی حجم مغز وی بصورت مایع درآمده است.

به گفته این پزشک حجم مغز شارون به اندازه یک پرتقال کوچک شده است.


مجسمه آریل شارون که مجسمه ساز اسرائیلی برای نصب در بیمارستان و در اتاق محل نگهداری وی ساخته است


شارون تا سال 2010 در مرکز درمانی شبا، در نزدیکی تل آویو تحت مراقبت بود. یک تیم از پرستاران به صورت 24 ساعته بدن شارون را برای جلوگیری از زخم بستر جابجا می کنند. یک پرستار نیز همواره شب ها بر عملکرد دستگاه ها نظارت دارد.

شارون که همواره به چاقی و اضافه وزن مشهور و مشهود بود، اکنون وزنی کمتر از 50 کیلو دارد.

هزینه نگه داری و مراقبت از شارون سالانه نزدیک به نیم میلیون دلار برآورد شده و رسانه ها همین هزینه بالا را یکی از دلایل انتقال شارون به خارج از بیمارستان به یک منزل مسکونی در جنوب اسرائیل اعلام کرده اند.


پسر شارون در توهم حضور پدر:

نگاه های پدرم همچنان مصمم و قوی است! او امسال به خانه باز خواهد گشت.

با وجود مرگ شارون و زندگی نباتی او به کمک دستگاه های پزشکی، پسرش سخنانی در توصیف وضعیت کنونی پدرش زده که رسانه ها با حالتی تمسخر آمیز به انعکاس این صحبت ها پرداخته اند.


عمری شارون: پدرم مانند پادشاهان خوابیده و نگاهش همچنان مصمم است


عمری شارون، یکی از پسرهای آریل شارون، وضعیت پدرش را غرور آمیز خوانده و نگاه وی را سرشار از امید و مصمم تفسیر کرده است. به گفته پزشکان، چشم های شارون گاهی بدلیل شوک های مغزی ناگهان باز می شود و تا ساعتها باز می ماند و دوباره بسته می شود. به همین دلیل عمری و گیلاد شارون، دو پسر وی، همچنان به بازگشت پدرشان امیدوار هستند.

با اینکه پزشکان هرگونه هوشیاری و امکان بازگشت شارون را غیرممکن خوانده اند، عمری شارون در مصاحبه با نیویورک تایمز گفته است پدرش به اون نگاه می کند و صدای او را می شنود. هرگاه که از او می خواهم او انگشتانش را حرکت می دهد.

وی در توصیف بدن نحیف و بی جان شارون گفته است: پدرم همانند یک پادشاه بر تخت خود به آرامی خوابیده است؛ مصمم، قوی و سالم. گونه های او نیز از سلامت به سرخی می زند. اندکی هم از گذشته چاق تر شده است! پدرم امسال به خانه باز خواهد گشت!


افسانه های یهودیان درمورد مرگ شارون

پت رابرتسون، از مسیحیان اوانجلیست اسرائیل، در مصاحبه ای، مرگ شارون را عذاب خداوند برای وی دانسته است. رابرتسون معتقد است شارون بدلیل سیاست های غلطی که منجر به تاخیر در شکل گیری سرزمین یکپارچه یهودی، از سوی خداوند مجازات شده و اکنون با مرگ دست به گریبان است. این صهیونیست تندرو به سایر نخست وزیران اسرائیل هشدار داد در صورتی که راه شارون را پیش بگیرند، سرنوشتی به مانند او در انتظار آن ها خواهد بود.





شارون در اواخر عمر سراسر جنایت خود بدلیل عقب نشینی از غزه و شکست از مقاومت فلسطین، مورد انتقاد صهیونیست ها قرار گرفته بود.


نفرین "تازیانه های آتش"، آموزه های کابالیست ها

شایعه و افسانه دیگری که در مورد مرگ شارون مطرح است، گرفتار شدن وی به نفرین یهودیان کابالا و نفرین معروف "پولسا دنورا" به معنای "تازیانه های آتش" است.

براساس آموزه های کابالیست ها، با انجام این مراسم فرشته های آسمانی تمام نفرین ها و صفات بد ذکر شده در  کتاب مقدس را برای فرد مورد نفرین فرود می آورند تا به خاطر گناهانی که انجام داده مجازات شود. در میان یهودیان این شایعه مطرح شده است که پیش از ترور اسحاق رابین، این مراسم برای وی برگزار شده و وی به این نفرین گرفتار شده است. همین مطلب در مورد آریل شارون نیز معروف است که پیش از سکته مغزی وی، مراسم مشابهی برای نفرین شارون برگزار شده است. براساس گفته های "آویگدور اسکیم" از خاخام های اعظم "هیکل امونیم"، شش ماه قبل از حملات مغزی شارون، مراسم نفرین او برگزار شده و در آن مراسم از فرشته مرگ خواسته شده تا نخست وزیر اسرائیل را به دلیل عقب نشینی از غزه بکشد و روح او را در عذاب نگه دارد.



اما شایعه ها در مورد مرگ شارون به اینجا ختم نمی شود.

یکی دیگر از افسانه های مطرح در مورد مرگ شارون، پیوند خوردن زندگی شارون با سرنوشت اسرائیل است. براساس این افسانه، گروهی از یهودیان معتقدند با مرگ شارون اسرائیل نیز نابود خواهد شد. به همین دلیل پس از شش سال از مرگ مغزی و زندگی نباتی شارون، تا کنون با جدا کردن دستگاه ها از بدن او موافقت نشده است. هرچند، به نظر می رسد این افسانه تا کنون بیش از شایعات دیگر به واقعیت نزدیک شده و با وجود ادامه حیات نباتی آریل شارون، اسرائیل به سرعت مسیر سقوط و نابودی را طی می کند.




منابع و مآخذ:

http://www.israelsite.net/achievements-of-israel-and-famous-israelis/israeli-leaders-famous-people-of-israel-ariel-sharon

http://www.haaretz.com/news/diplomacy-defense/i-saw-ariel-sharon-murder-2-palestinian-toddlers-in-lebanon-1.325540

http://judaism.about.com/od/politics/p/bio_arielsharon.htm

http://famous-relationships.topsynergy.com/Ariel_Sharon

http://www.wsws.org/articles/2002/feb2002/sab-f22.shtml

http://www.voicesofpalestine.org/ArielSharon.asp

http://www.larouchepub.com/pr/site_packages/2002/sharon/020430sharon_crime_hist.html

http://www.ariel-sharon-life-story.com

http://www.haaretz.com/opinion/the-height-of-ariel-sharon-s-folly-1.434336

http://www.jewishvirtuallibrary.org/jsource/biography/sharon.html

http://www.nytimes.com/2011/10/21/world/middleeast/6-years-after-stroke-ariel-sharon-still-responsive-son-says.html?pagewanted=all

http://aftabnews.ir/vdcjmaeuq8eit.html

http://www.jewishvirtuallibrary.org/jsource/History/haganah.html

http://www.hagana.co.il/show_item.asp?itemId=54&levelId=60321&itemType=0

http://www.nytimes.com/2006/08/06/weekinreview/06bronner.html?_r=1&ref=arielsharon

http://topics.nytimes.com/top/reference/timestopics/people/s/ariel_sharon/index.html

http://www.nydailynews.com/news/world/ariel-sharon-son-starting-jail-term-election-fraud-article-1.312338

http://news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/4719463.stm

http://www.niu.edu/phil/~kapitan/pdf/SabraandShatillaMassacre.pdf

Hirst, David The Gun and the Olive Branch, 2nd edition (London: Faber and Faber, 1984)

http://www.theage.com.au/world/sharon-will-never-recover-doctors-20100105-ls9c.html

http://fa.alalam.ir/node/89521

http://www.haaretz.com/news/white-house-criticizes-u-s-evangelist-remark-about-sharon-1.61899

http://www.pierretristam.com/Bobst/library/wf-265.htm

http://her0inchic.wordpress.com/2011/09/25/sabra-and-shatila-massacre-the-genocide-accelerated-by-brutality

http://en.wikipedia.org/wiki/Pulsa_diNura



کارگردان "شور شیرین" در گفت‌وگوی تفصیلی با مشرق؛ مدیران بی‌عرضه فضای بلبشوي فرهنگی به وجود آورده‌اند


ما بعضی وقت‌ها از این حرف می‌زنیم که آقا دارند چمدان دلار می‌فرستند، پول می‌دهند. خیلی خب. آن طرف این قدر برای شان مهم است که این طوری به میدان آمدند، شما چه کار کردید؟

گروه فرهنگی مشرق - جواد اردکانی، متولد 1341 در مشهد مقدس و فارغ‌التحصیل حقوق از دانشگاه آزاد است. اردکانی فیلمسازی را با مجموعه تلویزیونی آقای کفایت (1376) در تلویزیون آغاز کرد. شور شیرین پنجمین فیلم سینمایی او است که به بخشی از زندگی شهید محمود کاوه در کردستان پرداخته است. فیلم قبلی او با نام به کبودی یاس (1387) به زندگی شهید عبدالحسین برونسی (1363-1321) اختصاص داشت که ایده‌اش را زمانی که در خدمت رهبر انقلاب بوده و با استناد به فرمایش‌هاي ایشان گرفته است.
با او تماس گرفتیم اما بدون بهانه‌جویی‌های رایج در بین برخی از کارگردان‌ها، نخستین فرصت را برای ما فراهم کرد و در دفتر کار وی در خیابان ولی‌عصر(عج) قرار گذاشتیم.
با اردکانی مختصری درباره فیلم شور شیرین بحث کردیم و ضمناً نظرش درباره حاشیه‌های تمام نشدنی سینما و علل آن را جویا شدیم.
آنچه در ادامه از نظرتان می‌گذرد گفت‌وگوی 70 دقیقه‌ای ما با جواد اردکانی است که حالا علاقه زیادی برای ساخت فیلم‌هایی درباره سرداران و فرماندهان دفاع مقدس پیدا کرده است.


مشرق: جناب اردکانی از فروش "شورشیرین" راضی هستید؟
نه. خیلی کم است. نسبت به ظرفیت فیلم فروش خیلی کم است.

مشرق: چرا؟ فکر می‌کنید دلیلش چیست؟
خب دلیلش یکی، دوتا نیست، خیلی است. خب یک سری از دلایلش به فضای کلی سینمای ایرانی بر می‌گردد، یعنی، این که ما ناگهان در یک مقطع چند ساله می‌بینیم فیلم‌ها با فروش 200-300 میلیونی راضی می‌شوند و بیننده فیلم‌های پر فروش مان 3 درصد جمعیت کشور می‌شود، خب این ها آمارهای خیلی نومیدکننده‌ای است و نشان می‌دهد کلیت سینما در بخش ارتباط گیری با مخاطب و مردم، دچار بیماری و مشکل است. یک بیماری مضاعف آن این است که متأسفانه فیلم‌های ارزشی طی ریزش مخاطبی که ما در این سال‌های قبل داشتیم، خب این فیلم‌ها به ویژه مخاطب خودشان را خیلی بیشتر از دست دادند. یعنی مردمی که طی دو دهه قبل با سینما آشتی کرده بودند و می‌آمدند، سالن سینما دیگر برای شان محل امن و آرام و تفریح سالمی بود، الآن دیگر خیلی از مذهبی‌های ما، خیلی از نیروهای ارزشی و فرهنگی ما، متأسفانه جزء تماشاگران سینما نیستند.


یک مشکل دیگر ما این است که متأسفانه سیاست‌های اکران، سیاست‌های بسیار غلطی است. این سیاست‌های غلط این طوری نیست که به یکی دو فیلم لطمه بزند، به 90درصد فیلم‌های سینمای ایران در اکران لطمه می‌زند و تا این سیاست‌های عمومی اکران اصلاح نشود، این آسیب‌ها سر جای خودش است. حالا آن یک بحث جدی دارد که خب در مورد ساختار اکران اصلاً مبنا چیست؟ آیا مبنا این است که یک بخش دولتی تعیین کند که چه فیلمی کی و کجا اکران شود، چقدر اکران شود؟ این مدلی است که ما طی سال‌های قبل داشتیم؛ یا نه، اکران را به توافق بین صاحب فیلم و پخش‌کننده و صاحب سینما واگذار کنیم و دولت هم خودش را کنار بکشد و واقعاً آن که اقتضاء بازار است اتفاق بیفتد، یک سری از فیلم‌ها اکران شوند و خوب بفروشند، یک سری از فیلم ها اصلاً ارکان نشوند و این تابع رأی بخش خصوصی باشد و تابع منافع بخش خصوصی باشد. الآن نه این است و نه آن. الآن ما یک سیستمی داریم که ظاهراً دولتی نیست ولی واقعاً دولتی است و بخش خصوصی (چه پخش‌کننده‌اش و چه سینمادار) اصلاً این طور نیست که تصمیم‌گیرنده جدی باشند. آن گروهی هم که تصمیم‌گیرنده هستند، که معلوم نیست دولتی هستند یا غیردولتی هستند یا خصوصی هستند. آن جایی که بایستی تعهدات بخش دولتی را داشته باشند، می‌گویند ما دولتی نیستیم و از آن طرف دیگر آن جایی که لازم باشد از قدرت و دولت برای پیشبرد سیاست‌های شان استفاده کنند، دولتی می‌شوند.

این چندگانگی متأسفانه باعث شده که قدرت اکران به حربه‌ای در اختیار یک آدم های خاص تبدیل شود و در خدمت منافع آن آدم ها، منافع آن باندهایی که متأسفانه در سینما شکل گرفتند و ما می بینیم که این باعث می شود از یک طرف به ظرفیت ها و شرایط واقعی یک فیلم برای اکران توجه نشود. مثلا یک فیلم است که اصلا نباید در ایام تعطیلی مدارس اکران شود، چون بخش بزرگی از مخاطب آن را از مدارس می آورد. اتفاقا یک فیلم دیگر باید در ایام تعطیلی اکران شود، یک فیلم باید در محرم اکران شود، یک فیلم اصلا نباید در محرم اکران شود. فیلم ها ظرفیت ها و بضاعت هایی دارند که باید این ها در تایم اکران و شرایط اکران دیده شود. یک فیلم باید با سی سالن اکران شود، یک فیلم باید با ده سالن اکران شود. خب وقتی ما می بینیم آن گروه تحت عنوان شورای صنفی نشستند و زمان های گل اکران و شرایط گل اکران را برای خودشان و همفکران و فیلم های خودشان کنار می گذارند و آن زمان های پرت اکران را هم به بقیه فیلم های سینمای ایران می دهند، همین اتفاقی می افتد که یک نمونه خیلی روشن آن در اکران عید است.

مشرق: برخی زمزمه ها مبنی بر اکران نوروزی فیلم شما حکایت داشت. موضوع از چه قرار بود؟
فیلم ما مناسب اکران مهر ماه بود که همزمان با هفته دفاع مقدس بود. و از آن طرف دیگر فیلم مان را با این نگاه ساخته بودیم که مخاطب نوجوان هدف گیری جدی شده بود و فیلم هم این توانایی را دارد که وقتی نوجوان بیننده اش هست، به هیجان بیاید و او را جذب کند. در جهت محتوایی هم، خب واقعا اگر قرار است از امثال کاوه الگوسازی کنیم، این الگوسازی را باید برای نوجوان ها کنیم که در سن الگو گرفتن هستند و شخصیت آن ها در حال شکل گیری است. خب ما یک حساب ویژه ای باز کرده بودیم که در ایام مهر که مدارس هم باز است و مناسبت هفته دفاع مقدس هم است فیلم را اکران کنیم و از ظرفیت های آموزش پرورش استفاده کنیم، خب همه این ها در واقع با اکران تابستان از بین رفت، والا فیلم ما اصلا مناسب اکران عید نبود.


مشرق: پس چرا گفتند قرار است در ایام تعطیلات نوروزی اکران شود؟
نه اصلا فیلم ما هیچ وقت بحث اکران عید اش جدی نبود. این ها بازی است. یعنی ببینید اگر شما چینش عید را در نظر بگیرید، یک سری فیلم ها از یک سری دفاتر اکران شده که شد دیگر. خب کنارش آقایان لازم دارند که اسم چند فیلم مثلا ارزشی را هم با این ها بیاورند و یک مانوری بدهند. شما اگر دقت کنید در اکران عید فطر هم همین اتفاق افتاد، یک سری از اسم ها مطرح می شود، برای اینکه رقبا با این اسم ها کمی عقب نشینی کنند، ولی آن فیلم هایی که می خواهد اکران شود، فیلم هایی است که از قبل تصمیم گیری شده و این که حالا چقدر چینش اکران مناسب است یا مناسب نیست، یا اصلا چقدر آن فیلم ها ظرفیت های لازم را دارند یا ندارند، دیگر بحث های بعدی است. به هر حال شور شیرین در اکران خیلی آسیب دید و اگر در شرایط بهتر اکران می شد این طور نمی شد.
یا مثلا یک نکته ای که باعث می شود در اکران به فیلم آسیب بزند این است که دوستان ما در شورای صنفی انگار متوجه نیستند که اگر یک فیلم قرار است در یک تایم اکران شود، لااقل دو ماه قبل از آن باید همه بدانند که این فیلم در آن زمان می خواهد اکران شوند، که بروند مواد تبلیغی شان را آماده کنند، با یک سری جاها لازم است هماهنگی شود، مکاتبه شود و باید از یک سری ظرفیت ادارات استفاده شود، این ها زمان می خواهد. در خرداد ماه به ما یک تایمی گفتند که باید فیلم تان اکران شود که فقط سه روز وقت داشتید.


مشرق: یعنی سه روز قبل از اکران به شما گفتند؟
بله. سه روز قبل از اکران به ما گفتند از چهارشنبه باید اکران شود. که گفتیم که در سه روز چه کار می شود کرد؟ در حالی که فیلم ما ظرفیت خوبی داشت برای این که ما از تیزرهای تلویزیونی استفاده کنیم، از تبلیغات شهرداری استفاده کنیم، از همکاری که با سپاه داشتیم استفاده کنیم، اما همه این ها زمان می خواست که حالا در خردادماه تن به اکران آن ندادیم ولی در تیرماه ما را مجبور کردند که فیلم را اکران کنیم. اما این که یک شورای تخصصی متوجه نیست که هر فیلمی برای اکران اش زمان آمادگی لازم دارد جالب است.

این شورا وظیفه اش هست که لااقل بیاید جدول شش ماهه اکران ارائه بدهد، یعنی فیلم ها بدانند در چه زمانی اکران می شوند و از حالا آماده شوند. البته الان شروع کردند به هفته به هفته یا دو هفته به دو هفته فیلم معرفی می کنند، و اغلب این فیلم ها هم خودشان نمی دانند که چه زمانی قرار است اکران شوند. مثلاً به ماه رمضان می خورند، می گویند ما طرح اکران اذان تا اذان را داریم و یک سری فیلم را مطرح می کنند که فلان فیلم و فلان فیلم اکران می شود، آن فیلم ها می بینند که شرایط اکران مناسب نیست و کنار می کشند و یک فضایی خالی می شود و ناگهان سراغ سه فیلم دیگری می روند که اصلا قرار نبوده اکران شود برای اینکه آن ها فقط بتوانند چرخه اکران شان را پر کنند و پیش ببرند، حالا آن سه فیلم حرام می شود، حیف می شود، نابود می شود، دیگر برای شان مهم نیست.

شورای تخصصی معنایش این است که با نگاه تخصصی مقوله اکران را ببیند و واقعا به شکل کارشناسی و در نظر گرفتن منافع سینمای ایران و منافع همه فیلم ها و همه سالن های سینما و مصالح مردم به عنوان مخاطب ها به یک تصمیم گیری برسد، حداقل این است که باید جدول اکران آن ها باید معلوم باشد، حداقل این است که ظرفیت ها و تناسب های فیلم ها در چینش اکران باید لحاظ شود، حساسیت های سیاسی باید لحاظ شود و متأسفانه ما در این مجموعه نامنظم و شلخته منفعت گرا، فیلم های زیادی را حرام می کنیم.

مشرق: خب برویم سراغ فیلم شور شیرین. اصلا چرا به محمود کاوه پرداختید؟ چون مشهدی هستید؟
البته مشهدی بودن خیلی تأثیر داشت، ولی واقعا اگر به جای محمود کاوه شهید دیگری از شهر دیگری هم به من پیشنهاد می شد، حتما استقبال می کردم.


مشرق: کار محمود کاوه به شما پیشنهاد شد؟
بله. به من هم کار شهید برونسی و هم کار شهید کاوه پیشنهاد شد و من هم استقبال کردم و بعد از آن هم شهدای دیگری از شهرهای دیگری به من پیشنهاد شد که باز از آن ها هم استقبال کردم، حالا شد یا نشد بحث بعدی است. این که یک فیلم ساز مشهدی راجع به یک سردار مشهدی فیلم بسازد، البته از این حیث خیلی خوب است که بالاخره اطلاعات جزئی تر و دقیق تری آدم ها نسبت به آن محیط و آدم های آن محیط دارند که این اگر نباشد باید با تحقیق به آن رسید.

مشرق: افراد شاخصی که به شما کمک کردند در این کار چه کسانی بودند؟
هم آقای شاه مرادی زاده خیلی کمک کرد و هم آقای ایافت. این دو بزرگوار خب هم به جهت اینکه دوتای آن ها مشهدی هستند، هم دوتای آن ها بچه های جنگ هستند و سال ها در کردستان خدمت کردند و دوتای آن ها از رفقای نزدیک و کاملا مورد اعتماد محمود کاوه بودند، خب حضورشان در تیم نگارش غنیمتی بود.


مشرق: برای ساخت این فیلم احتمالاً شما احتیاج به اسناد زیادی داشتید. آیا توانستید این سندها را به دست بیاورید؟مشکلاتی که بعضا برخی فیلمسازان دفاع مقدس برای دستیابی به این اسناد  با آن مواجه هستند برای شما هم پیش آمد یا خیر؟
خب جدای از این بحث حضور آقای ایافت و آقای شاه مرادی و یک سری از همرزم های محمود کاوه که با ما همکاری داشتند، ما یک امکان خوب دیگری که داشتیم این بود که با همکاری خیلی جدی کنگره شهدای خراسان مواجه شدیم، مجموعه کاری که آن کنگره راجع به شهید کاوه انجام داده بود در اختیارمان قرار گرفت. که خود آن یک تحقیق بسیار کاملی بود، یعنی جدای از مصاحبه های متعددی که برای محمود کاوه گرفته بودند، یک مجموعه ای از اسناد (تصویری و مکتوب) هم فراهم کرده بودند، که اصلا خود آن مجموعه یعنی شاید اگر بخواهید با ریتم سینمایی حساب کنید، یعنی لااقل دو سال تحقیق که یک جا در اختیار ما قرار گرفت و اضافه بر آن کارهای دیگری هم که راجع به محمود کاوه به شکل کتاب شده بود، به شکل نرم افزاری ارائه شده بود، آن ها را هم ما در اختیار داشتیم.

مشرق: سی سال و اندی از انقلاب می گذرد، و فیلم های از نوع فیلم شما که به زندگی برخی از سرداران دفاع مقدس پرداخته به چند اثر محدود می‌شود. فکر می کنید چرا فیلمسازی در حوزه دفاع مقدس به معنای حقیقی رونق نمی گیرد؟ چه مشکلی هست؟
من از بحث کارگردانان شروع می‌کنم. ببینید به لحاظ علاقه مندی، من واقعا خیلی از بچه های سینما را می شناسم که به موضوع جنگ و دفاع مقدس و رزمنده ها و شهدا علاقه مند هستند، حتی بچه هایی که تا حالا فیلم دفاع مقدس نساختند، با احترام به موضوع نگاه می کنند. به شهدا که می رسند با احترام وارد حوزه می شوند، حتی بچه هایی که شاید خودشان اهل جنگ نبودند. یعنی الان مقوله جنگ و مقوله شهدا واقعا هم در مجموعه جامعه مان و هم در حوزه سینما یکی از محورهای وحدت ملی ماست، این از آن موضوعاتی است که مناقشه سیاسی روی آن نیست، سلیقه ای روی آن نیست، همه واقعا در این که شأن و ارزش بچه های جنگ و شهدای جنگ بایستی پاس داشته شود، مشترک هستند. پس آن علاقه مندی هست ولی شاید آمادگی نباشد. شاید خیلی از دوستان ما آمادگی و توانایی ساخت فیلم جنگی را نداشته باشند که این دیگر با علاقه مندی متفاوت است.

از آن طرف دیگر بالاخره این دو فیلمی که الان برای شهدا ساخته شد، یعنی فیلم به کبودی یاس و بعد فیلم شور شیرین، باعث شد که الحمدلله فیلم های بعدی هم شروع به کار شود. کما اینکه دوستان مان امسال فیلم شهید علم الهدی را ساختند، فیلم شهید علی هاشمی را ساختند، فیلم شهید بهنام محمدی را ساختند، فیلم شهید چمران را که آقای حاتمی کیا دارند می سازند و فیلم شهید شوشتری را هم که انشاء الله دوستان ما خواهند ساخت، یعنی ما همین امسال انشاالله برای دهه فجر پنج فیلم درباره شهدا داریم، خب خود این استقبال نشان می دهد که زمینه هایش هست و میل به کار کردن هم هست، همکاری هم کما بیش از طرف نهادهایی که باید شود، انجام می‌گیرد.

چیزی که ما طی این سال ها کم داشتیم، بحث مدیریت است. یعنی ما فاقد یک مدیریت جامع فرهنگی که بتواند مجموعه توانایی های حوزه سینما، فیلم سازها و امکانات را و توانایی نهادهای نظامی و جاهایی که متولی این کارها هستند، نهادهایی مثل بنیاد شهید که باز متولی این کار هستند، که بتواند این توانایی ها را به هم وصل کند و یک کاسه کند، هستیم. تا قبل از فیلم به کبودی یاس، واقعا این تصور وجود نداشت که می شود راجع به شهدا هم فیلم ساخت و این قدر کار برای مسئولین و فیلمسازها سخت و بعضاً ناممکن جلوه می کرد که اصلا امتحانش هم نمی‌کردند. در حالی که بالاخره ما بخش بزرگی از تجربه های دفاع مقدس مان، از فرهنگ دفاع مقدس مان، از ارزش هایی که بایستی برای آیندگان ثبت و ضبط کنیم، در دل زندگی همین شهدا قابل دستیابی است. یعنی این ها قله های جنگ ما هستند و متأسفانه ما هیج تلاش جدی در طی این سال ها نداشتیم برای این که از این فرصت و از این امکان بی نظیر که در اختیار مردم ما هست، شاید اگر ما آن طرف یعنی به عراق برویم که با ما می جنگید، چنین فضایی در مردم عراق نباشد، چنین فرصت و امکانی نباشد، چنین شخصیت هایی که بتوانند الگوی فردای جامعه شان باشد، نباشد. خب این فرصت در اختیار جامعه ما هست و امیدوارم انشاء الله طی این ده پانزده سال باقی مانده زمانی که ما داریم و می توانیم از این کارها کنیم، بهره برداری شود.


مشرق:چرا ده، پانزده سال؟
این نسل که از بین برود، خیلی سخت می شود. یعنی من واقعا معتقد هستم اگر ما بتوانیم راجع به شهید کاوه فیلم بسازیم، برای این که است که خب همرزم هایش در کنار ما هستند، آنهایی که مستقیما کاوه را می شناختند، به ما اطلاعات می دهند، نقایص کار را به ما گوشزد می کنند، یک متر و معیار برای ما هستند. اگر قرار باشد ما فقط با نگاه به ذهنیتی که از کاوه داریم، ذهنیتی که از برونسی داریم، بدون این که مستقیماً شناخت داشته باشیم، وارد تولید فیلم شویم معلوم نیست سر از کجا درمی آوریم.

مشرق: مدیریت فرهنگی را که فرموید ما باید داشته باشیم و نداریم ، الان منظورم این است که چطور می شود؟
نه انجام نمی شود. ببینید متأسفانه ما در مجموعه مدیریت کشورمان و از آن طرف در بخش مدیریت فرهنگی، گرفتار یک تشتتی هستیم که از زاویه های مختلف آسیب می زند، این خودش به نظرم اصلا موضوع و بحث مفصل است. یعنی شما از یک طرف می بینید که به دلیل بخشی نگری یک سری موضوعاتی که اصلا اولویت ندارد و اصلا دلیلی ندارد که به سمت آن برویم، به سمت آن می رویم و مکرر راجع به آن موضوعات کار می کنیم. مثلا شما تصور کنید یک وزارت خانه‌ای، یک بودجه ای دارد و می خواهید یک فیلم تولید کند، آن وزارت خانه نمی آید اولویت های فرهنگی کشور را در نظر بگیرد، آن وزارت خانه می گوید می گوید مثلاً ماموریت ما فلان چیز است. می روید می گویید بنیاد مستضعفان شما بیایید او می گوید ماموریت ما فلان چیز است و هر کسی در آن ماموریت خودش محدود می شود، بعد یک سری موضوعات جدی و کلان به کلی نادیده گرفته می شود. مثلا تاریخ انقلاب متولی ندارد، بنابراین اصلا جزو اولویت های هیچ نهاد فیلم ساز قرار نمی گیرد، بعد ما ناگهان چشم باز می کنیم می بینیم که راجع به انقلاب مان، تجربه های انقلاب مان، رخ دادهای بزرگی که در انقلاب داشتیم، شخصیت های بزرگی که در انقلاب داشتیم، طی این سی و چند سال چند فیلم ساختیم؟ چرا فیلم نساختیم؟
یک دلیلش همین است که شما گرفتار یک مجموعه مدیریت های پراکنده فرهنگی هستید که همه بخشی نگر هستند و این موضوع در اولویت های هیچ کدام شان نیست. یا راجع به خود بحث شهدای جنگ، چند فیلم ساختیم؟ خب یک بخشی از این به خاطر این است که این جزو ماموریت هیچ کجا نبوده، حتی بنیاد شهید که ظاهرا ماموریت این کار را دارد، ماموریت شان را شاید در کارهای سریالی بعضا انجام داده است ولی در سینما طی این همه سال! خب الان بنیاد شهید باید بتواند بگوید چرا راجع به شهدا فیلم نساخته؟ که حتما دوستان توجیهاتی دارند. فیلم به کبودی یاس هم که به عنوان اولین فیلمی که راجع به شهدای جنگ ساخته شد، واقعا اگر نظر حضرت آقا نبود، و پیگیری آقای صفار هرندی که آن موقع وزیر ارشاد نبود، باز ساخته نمی شد.

مشرق: آقا در مورد به کبودی یاس چه فرموده بودند؟
راجع به فیلم البته بعداً اظهارنظر فرمودند، ولی اصلا این که فیلم استارت خورد این طوری بود که ما چهار الی پنج سال پیش یک جلسه ای را با کارگردانان سینما خدمت آقا بودیم. ایشان در صحبت هایی که داشتند به موضوع دفاع مقدس اشاره کردند و حوزه هایی که شاید اصلا فیلمسازها به آن ورود پیدا نمی کنند، کتاب هایی که نمی خوانند. بعد در آن صحبت ها از عبدالحسین برونسی صحبت کردند و همه ما را به این شخصیت توجه دادند و راجع به او حرف زدند. آقا مستقیم دستور ندادند که راجع به عبدالحسین برونسی فیلم ساخته شود ولی خب همه ما را توجه دادند. که بعد از آن جلسه، دقیقا بعد از جلسه در حیاط بیت بود که آقای صفار هرندی به من گفت راجع به آقای برونسی به خاطر اینکه مشهدی هستی، کار کن و اصلا اساس کار آن جا ریخته شد. در حالی که اگر آقا نمی گفتند و آقای صفار پیگیری نمی کردند، من مطمئنم اگر ما فیلمنامه به کبودی یاس را به ارشاد می بردیم و به فارابی و این جا و آن جا می دادیم، این فیلم ساخته نمی شد، چون اصلا این باور وجود نداشت که باید این فیلم ها هم ساخته شود.

مشرق: نظر ایشان بعد از فیلم چه بود؟
والا بعد از اینکه فیلم را ما ساختیم و در جشنواره نمایش داده شد، من از آقای صفار خواهش کردم که شما که پیش آقا می روید، از ایشان خواهش کنید فیلم را ببینند، البته آقای صفار بعد به من گفتند من در جلسه که رفتم و به حضرت آقا گفتم این فیلم را ببینید، آقا فیلم را دیده بودند، همان موقع که آقا فیلم را دیده بودند، آقای حسین محمدی به من زنگ زدند و گفتند آقا فیلم را دیدند، تشکر کردند، خدا قوت گفتند، خلاصه خیلی به ما روحیه دادند و ما را تشویق کردند. من گفتم خیلی ممنون، اگر ایشان نقدی -  نظری یا اشکالی به فیلم داشتند آن را هم به ما بگوید، که آقای حسین محمدی گفتند فقط یک نکته ای را که آقا صحبت می کردند این بود که کاش به قصه فیلم بیشتر توجه می شد، که بعد همین نکته را آقای صفار هم به نقل از حضرت آقا فرمودند و باز خود ما در دیداری که شاید حدود سی الی چهل روز قبل با حضرت آقا داشتیم، مستقیما باز به خودمان گفتند، با این که از دیدن آن فیلم چند سال گذشته بود ولی جالب بود که آقا یادشان بود. باز همان صحبت ها را به نحوی از زبان خودشان را شنیدیم.

مشرق:شور شیرین را ندیده بودند؟
شور شیرین را هنوز ندیدند، یعنی حداقل تا آن سی چهل روز پیش که خدمت شان بودیم، آقا ندیده بودند، ولی به هر حال رهبر انقلاب به عنوان کسی که برونسی را کاملا می شناختند و سینما را هم کاملا می شناسند، خب اظهار رضایت کردند و اصلا همین احساس رضایت شان باعث شد که واقعا خود من تشویق بشوم و سراغ کار بعدی بروم و مسئولینی هم که باید حمایت می کردند خب جدی تر پای کار بعدی آمدند.

مشرق: راجع به خود فیلم صحبت کنیم. به نظر من و برخی دوستان می گویند که قصه فیلم کمی آشفته است، یعنی ما چند قصه داریم. قصه فیلم خیلی روی کاوه تمرکز ندارد، دو الی سه قصه داریم که بعضی جاها کاوه کاملا در حاشیه است، چرا این اتفاق افتاد، خودتان تعمداً این کار را کردید؟
قطعا تعمداً بود. ببینید شما وقتی دارید درباره یک شخصیت شناخته شده جهانی فیلم می سازید، مثلا شما تصور کنید قرار است راجع به حضرت امام فیلم بسازید، یا فیلم هایی که الان راجع به شخصیت هایی مثل گاندی، مثل چگوارا ساختند، مخاطب شما از همان اول آن قدر اشتیاق به دانستن درباره این شخصیت دارد که نیاز نیست اشتیاق او را برای این که از آن شخصیت به او بگویید، برانگیزید، هر چه شخصیت شما برای مخاطب ناشناخته تر می شود، و از به اصطلاح رده پایین تری برخوردار می شود، باید مراقب این باشید که آن مقدار از شخصیت بگویید، و طوری بگویید که تماشاگر حرفت را با اشتیاق گوش کند. یعنی من مطمئن هستم راجع به برونسی یا راجع به کاوه یا راجع به شخصیت هایی در این حد و حدود، اگر فیلمی بسازید که از اول تا آخر راجع به این آدم اطلاعات بدهید و این آدم محور وقایعت باشد، احتمالا جواب معکوس می گیرید.

نکته دوم این است که وقتی شما از یک شخصیتی صحبت می کنید، این شخصیت که در خلأ شخصیت نیست، محمود کاوه بدون کردستان کیست؟ شما الان بخش کردستان محمود کاوه را کنار بگذارید، یا برونسی بدون جنگ کیست؟ اگر شما موفق نشوید که در آن بستری که در این بستر اصلا این شخصیت، شخصیت می شود را درست تعریف کنید و به تماشاگرت نشان بدهید، باز شروع کنید فقط از این شخصیت گفتن و تعریف کردن، به نظر من به بیراهه رفتی. اگر بخواهید بگویید که کردستان یعنی چه؟ اگر بخواهید بگویید که اصلا چرا در کردستان جنگ بود، کی با کی می جنگید، اصلا امثال کاوه چرا باید می جنگیدند، اصلا چرا آن طرف مملکت بودند، آن را رها کردند و این طرف مملکت آمدند و اسلحه دستشان گرفتند، خب این ها همه نکاتی است که شما باید از آن تعریف کنید، و این تعریف دادن قصه خودش را می طلبد، زمان خودش را در فیلم می برد و به هر حال یک زمینه ای را باید فراهم کنید تا کاوه در دل آن زمینه بیرون بیاید.

مشرق: بنده به عنوان یک مخاطب فیلم متوجه نمی شوم چرا کردها با کاوه مشکل دارند و چرا این قدر کاوه برایشان اهمیت دارد، مثلا خلاقیت ویژه، کارهای خارق العاده از وی دیده اند یا چیز دیگری؟
یک وقت هست که شما کردستان را می شناسید و کاوه را هم می شناسید، بعد فیلم را که می بینید می توانید قضاوت کنید که این کردستانی که ما نشان دادیم چقدر درست است، یا کاوه ای را که نشان دادیم چقدر درست است. یک وقت است که شما کردستان را نمی شناسید، کاوه را هم مستقیما نمی شناسید، یک ذهنیتی از هر دوی اینها دارید، که روی پرده دنبال آن ذهنیت می گردی. اصلا این تصور که ما فکر می کنیم کاوه آدمی بوده با خلاقیتی عجیب و کارهای عجیب، این تصور، تصور افراطی است که متأسفانه نسل جوان تر ما الان گرفتار این تصورات هستند.

مشرق:منظور بنده این نبود که او بعنوان فرمانده باید حتما کارهای عجیب و غریبو محیر العقول انجام دهد ولی بالاخره کسی که مثلا در بیست سالگی فرمانده بود، بالاخره یک خلاقیت هایی داشته و فهم و درکش ویژه بوده، من این ها را می گویم.
ببینید راجع به کاوه مشخصا یک قصه هایی در ذهن مردم هست که کاملا ساختگی است، یک چیزهایی را به محمود کاوه نسبت می دهند که اصلا دروغ است و اصلا نباید منشی فیلم ساخت.

مشرق: چه قصه هایی؟
مثلا من با فردی صحبت می کردم که این بنده خدا از بچه هایی بوده که آن موقع زمان جنگ خودش در جنگ بوده است، تازه جوان هم نبوده، این بنده خدا می گفت من یک سال بعد از شهادت کاوه، البته خودش کاوه را مستقیم ندیده بود، داشتم از منطقه با قطار می آمدم، با چند نفر از همرزمان کاوه همسفر بودم، بعد آن ها راجع به کاوه شروع کردند تعریف کردن. مثلا یکی از قصه هایی که تعریف می کردند، این بود که کوموله ها کاوه را می گیرند، و چون کاوه خیلی آدم نابغه نظامی بوده، مسئول آموزش کوموله ها می شود، بعد شروع می کند به این ها آموزش نظامی می دهد، بعد وقتی به یک مرحله از آموزش نظامی به آموزش تیربار می رسد، کاوه ضمن آموزش تیربار فشنگ واقعی را می گذارد و همه این ها را به رگبار می بندد و می کشد و راهش را می کشد و می آید. یا مثلا باز می گفت شنیدم یک بار کاوه با یکی از سران ضد انقلاب روی قله یک کوه درگیری داشته، به لبه پرتگاه رسیدند، آن آدم خیلی آدم فلانی بوده، ولی کاوه با یک فن او را به پایین پرت کرده است. از این طور قصه ها می گفتند. این ها همش بیخود است. یعنی اصلا ذهنیت این طوری درباره امثال کاوه داشتن، خیلی سینمایی و چرت و پرت است.

الان آن چیزی که ما به عنوان بخشی از خلاقیت نظامی کاوه در فیلم از کاوه نشان دادیم، چیز کمی نیست، اتفاقی که در این معدن سنگ می افتد، اتفاقی که در عملیات سرا می افتد، این ها نمونه هایی از رفتار نظامی کاوه است، کافی نیست برای اینکه ما بگوییم این کاوه است، چون کاوه بیست ساله ای که ما نشان می دهیم، تا کاوه بیست و پنج ساله ای که شهید می شود، یعنی کل عمر کاوه در کردستان و جنگ پنج سال و نیم یا شش سال بوده، که ما یک سالش را نشان دادیم و آن هم یک سال اول را نشان دادیم. بنابراین کاوه بعد از این یعنی از سال شصت تا شصت و پنج خیلی اوج می گیرد و خیلی بزرگ می شود. ولی ما داریم کاوه بیست ساله را نشان می دهیم، کاوه بیست ساله ای که هنوز حتی در سپاه سقز، آن موقعی که ما می گوییم، حتی فرمانده سپاه سقز هم نیست، یعنی فرمانده سپاه آن چنگیز عبدی است که ما در فیلم نشان می دهیم که فرمانده کاوه است و کاوه یکی از نیروهای چنگیز عبدی است، و کاوه تازه شکل می گیرد. این که چرا در آن مقطع ضد انقلاب روی آن حساس است و برای سر او جایزه تعیین کرده، برای همین است که در جاهایی مثل سرا مثل معدن جنگ، مثل اتفاقات دیگر، کاوه هم شجاعت را دارد، هم خلاقیت دارد که ضربه های جدی به انقلاب زده و می زند. در همان مقطع قصه ما برای سر کاوه دو میلیون تومان جایزه تعیین کردند، برای سر چنگیز عبدی سه میلیون جایزه تعیین کردند، یعنی باز این طوری نیست که ما بگوییم یک کردستان بوده و یک کاوه بوده و ضد انقلاب. حتی می خواهم بگویم ما در فیلم، آن سکانس هایی که گذاشتیم که این ها میگویند ما دنبال کاوه هستیم، این ها را حالا ما کمی اغراق کردیم، چون واقعا این طوری نبوده، که فقط در آن محدوده این ها یک هدف داشته باشند و آن هم کاوه باشد، این به هر حال اقتضاء فیلم و سینما و ... این ها بوده است. یعنی این که ما آمدیم قصه را به شکل ترکیبی از قصه های فرعی پیش بردیم.

ببینید یک خطر دیگری هم وجود دارد که اگر من باز فیلم های مشابهی بسازم، باز از آن پرهیز می کنم. این که شما فکر کنید فیلمی بسازیم که به تبع اتفاقاتی که در آن محیط، و در آن زمان افتاده و اطراف شخصیت اصلی افتاده، فیلم وجه اکشن قوی دارد. از این طرف ما می آییم قهرمان مان را، حالا محمود کاوه یا هر کس دیگری را، این را به یکی از همان قهرمان های فیلم های اکشن که برای مردم شناخته شده است، تبدیل کنیم (شما می دانید سینمای اکشن قهرمان خاص خودش را دارد، ضدقهرمان خاص خودش را دارد) ما بیاییم یک دفعه محمود کاوه را قهرمان فیلم اکشن کنیم، این جدای از این که غلط است، چون اگر محمود کاوه قهرمان بوده به خاطر این بخش از شخصیتش  نبوده، یک خطر بزرگ تر هم دارد و آن هم این است که اگر ذهن مخاطب من، ذهن تماشاچی من به سمت مقایسه محمود کاوه با قهرمان های فیلم های اکشن برود، محمود کاوه باخته و ما باختیم.

ببینید یک واقع گرایی فارغ از ذهنیت هایی که نسبت به شخصیت وجود دارد، فارغ از توقعاتی که از  فیلم ساز می رود، باید در فیلم ها وجود داشته باشد. باید یک واقع گرایی وجود داشته باشد که تو در انتها موفق بشوی یک بخشی از زندگی (چون ما راجع به برونسی هم یک بخشی از شخصیتش را موفق شدیم نشان دهیم، بخش های بزرگی از برونسی ناگفته ماند، یا راجع به کاوه بخشی از شخصیتش را در یک مقطعی توانستیم نشان دهیم) را طوری به مخاطب نشان بدهی که اولا، به واقعیت وفادار باشی، به شخصیت وفادار باشی، و نهایتا این که در جمع بندی تاثیر مثبت روی مخاطب تو بگذارد. یعنی وقتی که مخاطب تو از سالن سینما بیرون می آید نسبت به کاوه و برونسی یک حس الفت و حس رفاقتی پیدا کند.

یک نکته ای دیگری هم که باز من این نکته را جاهایی گفتم و یک وقت فرصت باز کردن آن نبوده این است که ما واقعا در جنگ مان در کردستان، در جنوب، همه جا بیشتر قهرمان جمعی داشتیم تا قهرمان فردی. یعنی هیچ کدام از این آدم هایی که ما الان داریم اسم آن ها را می گوییم، یعنی نه همت، نه زین الدین، نه باکری، نه دیگری، نه دیگری این ها قهرمان فردی نبودند، اگر این ها قهرمان بودند، برای این بوده که در جمع یک عده قهرمان بودند، در جنگ آن آدمی که پیک گردان بوده، یک قهرمان است، چون کاری که می کند یک عمل قهرمانی است و آن آدمی هم که می ایستد و تک تیرانداز می شود، قهرمان است، آن آدمی هم که در میدان مین می رود و مین خنثی می کند، قهرمان است و آن فرمانده لشگر هم قهرمان است. حالا وقتی تو وارد دنیای فیلم سازی می شوی، اگر به تبع کلیشه قهرمان -  ضدقهرمان، ناگهان قهرمان فردی را در کار خود بگذاری و طوری آن را قهرمان کنید که اصلا دیگران نادیده گرفته شوند، تحریف جنگ است. تحریف واقعیت های دفاع مقدس است.

در کردستان و در سقز و در همین مقطعی که ما در فیلم نشان دادیم، حتی رفتارهای نظامی را بین کاوه و دیگران تقسیم کردم. یعنی همیشه این طور نیست که بهترین کار را کاوه کند، موثرترین کار را کاوه کند، نه یک جایی غیر کاوه آن کار را انجام می دهد. و این ها همه با انتخاب همراه بوده، یعنی با نگاه و با تحلیل همراه بوده است. ممکن است دوستی این نگاه و تحلیل را قبول نداشته باشد، ممکن است دوست فیلم ساز دیگری با نگاه دیگری برود یک کاوه دیگری و طور دیگری بسازد، این ها همه محترم و سر جای خودش است، ولی طبیعی است که من تابع نگاه و تحلیل خودم بایستی فیلمم را بسازم.

مشرق: شما یک فیلم راجع به محمود کاوه ساختید و بعد یک سال از پنج سالی که در جنگ بوده را نشان دادید، ولی فیلم شما فیلم کاوه است، این مشکلی مثلا برای من که اصلا شهید کاوه را ندیدیم و نشناختم و هیچ کتابی هم راجع به او نخواندم و پای هیچ صحبت همرزم کاوه ننشستم، پیش می آید، کلاً برداشت کاوه همین است. فکر نمی کنید این تصویر ناقصی از کاوه بوده، تصویر غلطی نبوده، ولی تصویر ناقصی بوده؟
قطعا ناقص بوده. اگر من می خواستم تصویر کامل کاوه را بسازم باید پنجاه قسمت سریال می ساختم تا بتوانم تصویر کامل او را بسازم. قطعا تصویر ناقصی است. من عرض کردم کاوه بعد از بیست سالگی اش که ما ساختیم، تا بیست و پنج سالگی اش خیلی اوج می گیرد که ما اصلا به آن اوج در فیلم مان نزدیک هم نمی شویم. این که می گویید کاملا درست است ولی اگر من قرار بود که بیایم و همه زندگی کاوه و همه ابعاد شخصیتی او را بسازم و همه این ها را در کار سینمایی بگنجانم، خب قطعاً دنبال سینمای مستند می رفتم. شما تنها و تنها لیست عملیات های محمود کاوه در کردستان را اگر جلویتان بگذارید، چون می دانید در کردستان مثل جنوب نبوده که سالی یک الی دو عملیات انجام شود، هفته ای دو الی سه عملیات داشتند، حالا یک سری از عملیات ها، عملیات های بزرگ بوده مثلا پیرانشهر - سردشت، یک علمیات بزرگ که مثلا سه الی چهار ماه طول می کشد ولی خودش هفده الی هجده مرحله عملیات است، یا عملیات سرا، یا سد بوکان و .... یک سری هم عملیات کوچک بوده است. یعنی اگر شما فقط لیست عملیات کاوه را جلویتان گذارید و فقط بخواهید از هر کدام از این عملیات ها چیزی بگویید خیلی زمان می برد.

مشرق: نمی شد گلچین یا گزیده ای از این اتفاقات را در فیلم گنجاند. یادم است آقای حاتمی کیا بعد از این که خاک سرخ را ساخت، به او گفتند اصلا مگر خرمشهر بدون جهان آرا معنی دارد، که تو ساختی. ما جهان آرا را در سریال شما ندیدیم. که وی پاسخ داد "من نمی خواستم شخصیتی مثل جهان آرا دست خورده شود."
ببینید آن صحبت آقای ابراهیم حاتمی کیا درباره سریال خودش است و درست هم هست. چون قصه سریال ایشان نمی طلبیده که جهان آرا را نشان دهد، ولی همان ابراهیم حاتمی کیا الان چمرانی را می سازد که 24 ساعت چمران را می سازد، ببینید ما یک حرف هایی را می زنیم، وقتی وارد عمل می شویم، اصلا قصه طور دیگری است. یعنی الان شما فکر می کنید ابراهیم حاتمی کیا اگر خودش را هم بکشد می تواند در بیست و چهار ساعت زندگی چمران، همه چمران را بگوید؟ قطعا نمی شود، بعد باید بگوییم که تو چمران پاوه را هم نساز، نه باید بسازد. چون یکی از اوج های چمران همان چمران پاوه است. شما کتاب کردستان چمران را بخوانید. احتمالا منبع اصلی ابراهیم هم همان کتاب کردستان خود چمران است. اصلا خود همان خاطرات دو الی چهار روزه چمران در پاوه خودش یک دنیاست. همه چمران نیست، همه کردستان هم نیست، ولی نباید بسازد؟ آقا ما آمدیم بیست سالگی کاوه را ساختیم و من معتقدم بیست سالگی کاوه را خیلی خوب ساختیم. آقای یک دوست دیگری بقیه کاوه را بسازد. اگر به ما می گفتند که این کاوه ای را که شما ساختید کاوه نیست؟ من می گفتم درست است، من خطای بزرگی را مرتکب شدم، ولی خانواده کاوه، همرزم های کاوه هیچ کدام نگفتند این همه کاوه است، ولی گفتند این کاوه است.

ما وقتی که برونسی را ساختیم، هیچ کس نگفت این همه برونسی است، ولی گفتند این برونسی است. ما اصلا این ادعا را نداشتیم که این همه برونسی یا همه کاوه است، ولی سعی کردیم آن چیزی که نشان می دهیم، خود آن آدم باشد. آیا این باعث می شود که اتفاق بدی بیفتد؟ اصلا من به شما عرض می کنم، یکی از دلایلی که در این سی سال فیلمسازهای ما سراغ این طور فیلم ها نرفتند، همین طور سوالات بود، همین طور توقعات بود، که شما می روید یک فیلم درباره همت بسازید، می دانید همت چطور آدمی است؟ آن بنده خدا شک می کند می گوید با این توقعاتی که از اوست اصلا بیخود می کند فیلم همت را بسازد. می رود یک فیلمی می سازد که راجع به یک شخصیت نباشد، کسی متولی آن نباشد، کسی مدعی آن نباشد، بعدا هم هزار سوال از او نشود، می رود و یک فیلم دیگری می سازد و بعد همین می شود. الان ببینید شهید علی هاشمی، شهیدعلم الهدی، شهید بهنام محمدی دارد ساخته می شود.

مشرق: می دانید چه کسی این فیلم ها را  می سازد؟
بله. شهید علم الهدی را خانم شاه حسینی ساختند، شهید علی هاشمی را آقای شادروان ساختند، شهید بهنام محمدی یک فیلمساز دیگر که من نام ایشان را فراموش کردم. شهید شوشتری را هم قرار بود من بسازم که کنار کشیدم، حالا دوستان دیگری انشاء الله خواهند ساخت. ولی واقعا از همین الان یادمان باشد که نمی رویم در سینما که همه شوشتری را ببینیم، همه علم الهدی را ببینیم، همه علی هاشمی را ببینیم.

مشرق:شما می خواهید بگویید که ناگزیر بودید چون کارتان یک کار سینمایی است نه سریال تلویزیونی؟
ببین این تفاوتی است که شما در یک کار سینمایی و یک سریال صد قسمتی دارید، وقتی به فیلم زندگی نامه ای می رسید، ظرفیت های کارهای سینمایی تو را به این سبک می برد که انتخاب کنید. مثلا من در مورد برونسی آمدم یکسال آخر زندگی اش را انتخاب کردم و تا شهادتش رفتم و در مورد کاوه آمدم آن یک سال اول کردستانش را انتخاب کردم. ممکن است هر فیلمسازی راجع به هر شخصیتی یک انتخاب دیگری کند، ولی ناگزیر به این انتخاب است. خب حاتمی کیا 24 ساعت چمران را انتخاب می کند، کاملا هم هوشمندانه است. من کاملا این رفتار حاتمی کیا را تایید می کنم چون اگر 24 ساعت چمران را خوب بسازد، بهتر از این است که همه زندگی چمران را از دوره دانشجویی و آمریکا و لبنان و مصر و بعد ایران و بعد انقلاب و..... خب چطور می شود این همه را در یک فیلم گفت. شاید یک آدم نابغه ای پیدا شود که بگوید، من اصلا نمی خواهم ردش کنم، ولی در نرم سینما و حتی در فیلم های خارجی زندگی نامه ای که ساخته شده، اگر مرور به زندگی شخصیت دارند، باز هم یک زاویه را انتخاب می کنند. مثلا می گویند این شخصیت، حالا از این زاویه ما او را می بینیم، ولی از همه زاویه ها و در همه زمان ها واقعا نمی شود.

مشرق: آقای احمدی نژاد در جشنواره گذشته یک فیلم را تماشا کردند و آن هم فیلم شما بود. شما خودتان از رییس جمهور دعوت کرده بودید یا وی بخاطر نسبتی که با شهید کاوه داشتند برای دیدن فیلم آمدند؟
من آن روز در سینما نبودم

مشرق: کمک ویژه ای به شما کردند؟
به هیچ وجه. اما به هر حال فیلم را بنیاد فارابی ساخته که بالاخره بخشی از دولت است، کمک ویژه اصلا. یعنی آن بودجه ای که بنیاد فارابی به ما داد، واقعا یک بودجه حداقلی برای این فیلم بود.

مشرق: نظرشان راجع به فیلم شما چه بود؟
ایشان خیلی خوششان آمده بود و خیلی راضی بودند.حالا چون من خودم مستقیما با آقای احمدی نژاد صحبت نکردم، حالا اجازه دهید نقل قول هم نکنم. ولی خوششان آمده بود؟
نظر آقای احمدی نژاد را هم از کانال خانواده شهید کاوه به ما منتقل کردند و خانواده ایشان که خیلی خوششان آمده بود با تهیه کننده این فیلم در سالن سینما صحبت کرده بودند. خب حالا اگر به جایی از فیلم هم انتقادی داشتند، که حتما هم داشتند دیگر نمی گویند، آنجا بالاخره روحیه می دهند.

مشرق:شما این سبک فیلم سازی را ادامه می دهید؟
اگر شهدا صدایم بزنند، کار می کنم، صدایم نکنند، کار نمی کنم. چون بسیار سخت است. واقعا اگر بخواهیم دونگی هم حساب کنیم می توانم بگویم دونگم را پرداختم دیگر! حالا به فیلم های دیگرمان برسیم. بسیار سخت است و بعد هم با پیامدهایی که بهتر است واردش نشویم... این که می گویم شهدا صدایم بزنند، به این معنی است که ببینم واقعا حالا یک زمینه ای پیش آمد که من راجع به یک شهید یک کاری را در شرایط مناسب انجام دهم، خب من واقعا دلم می خواهد و انجام می ‌دهم؛ اما این که خودم دنبال آن بدوم که زمینه ایجاد کنم، هرگز.

مشرق:حاشیه در سینما در این چند وقت خیلی زیاد شده است، فکر می کنید علت این حاشیه ها  چیست؟ بعضی ها از مشکلات اخلاقی می گویند؟ بعضی ها از باندبازی در سینما می گویند؟ کلا نظر شما در این باره چیست؟ چرا این حاشیه ها به وجود می آید، اصلا واقعا وجود دارد یا ندارد؟
متأسفانه این حاشیه ها وجود دارد و انگار تمامی ندارد. من یک تحلیلی دارم که این متأسفانه فقط مربوط به سینما نیست، بیماری فرهنگی است. وقتی که این بیماری فرهنگی در بعد مدیریتی ورود پیدا می کند، آثار و عواقب وحشتناکی دارد، چون مهم است این را من کمی توضیح می دهم. متأسفانه الان بیش از یک دهه است که ما در کشورمان گرفتار مدیریت منفی شدیم. به این معنی که وقتی ما وارد حوزه سیاست می شویم، وقتی به انتخابات نزدیک می شویم، و وقتی هدایت افکار عمومی مسئله سیاستمدارهای ما می شود، خب در یک مقطعی از انقلاب و مقطعی از تاریخ بعد از انقلاب خودمان، واقعا این طوری بود که سیاستمدارها می آمدند و خودشان را عرضه می کردند، برنامه هایشان را می گفتند، خیلی هم به این کار نداشتند که رقیب شان کی و چه است، هر کسی دنبال جلب آراء مثبت بود، یک نوع مدیریت مثبت در ساخت و ساز افکار عمومی جریان داشت.

بنابراین ذهن مردم ما از توانایی ها و نکات مثبتی پر می شد که کاندیدای مورد نظرش دارد، از یک جایی که این نقطه شروع اش دوم خرداد بود، ناگهان این جریان شکل گرفت که با مدیریت منفی می شود آراء بیشتری جلب کرد. یعنی قدرت های سیاسی به جای این که دنبال این باشند که رای مثبت برای خودشان ایجاد کنند، بیش تر دنبال این رفتند که رای منفی برای رقیب شان ایجاد کنند و بعد آن آراء منفی در کیسه این طرف ریخته می شد، خودش یک رقمی می شد. بخش بزرگی از رایی که آقای خاتمی در رقابت با آقای ناطق نوری آورد، آراء منفی آقای ناطق نوری بود، نه آراء مثبت آقای خاتمی. چون واقعا مردم چقدر آقای خاتمی را می شناختند. خیلی ها از ترس آقای ناطق نوری به خاتمی رای دادند. در حالی که اگر ترس ناطق نوری نبود، شاید اصلا نمی رفتند به خاتمی رای دهند.

ناگهان جریان سیاسی در کشور متوجه شد که آراء منفی چه قدرتی در سرنوشت انتخابات دارد. از آن جا به بعد متأسفانه به موازات اینکه دنبال تبلیغ خودشان رفتند، به دنبال تخریب حریف رفتند. به دنبال ایجاد رای منفی و بعد این که به موقع رای منفی ها در جیب این یا در جیب آن بیاید. حالا رای منفی هاشمی است که در جیب احمدی نژاد می رود یا رای منفی احمدی نژاد است که در جیب موسوی می رود، یا رای منفی موسوی است که در جیب احمدی نژاد می رود. نتیجه فرهنگی آن چه شد؟ نتیجه فرهنگی این شد که ذهن مردم ما، و دل مردم ما، به جای این که از سپیدی ها و نکات برجسته پر شود، از نکات منفی پر شد، به جای این که عشق در دل ها زیاد شود، نفرت زیاد شد. برای همین هم وقتی به جایی رسید که جنگ نفرت با نفرت بود، دیگر به کف خیابان کشید و به آتش سوزی کشید و به درگیری کشید و به این اتفاقات کشید. در حالی که اگر واقعا من و شما، اتفاقات سال 88 را بحث آراء منفی را از آن جدا کنیم، اگر تخریب رقیب را کنار بگذاریم، و اگر این زمینه ها را از اتفاقات سال 88 منها کنید، مطمئن باشید هرگز به درگیری های خیابانی منجر نمی شد.

الان مدیریت حاشیه ای به سیاست ما محدود نشده است. الان متأسفانه در خیلی از حوزه ها، واقعی یا غیرواقعی دشمن سازی می شود، واقعی یا غیرواقعی حاشیه سازی می شود، واقعی یا غیر واقعی مسئله سازی می شود. برای اینکه اولویت مسائل متوجه آن ها شود. مثلا من در حوزه سینما خدمت تان عرض می کنم.

الان ما با یک سینمایی پر از مشکلات روبرو هستیم، مشکلاتی که باید مدیریت فرهنگ بیاید و آنها را حل کند، پر از نارسایی است، پر از ظرفیت هایی که استفاده نشده است. یک وقت است که دعوا با خانه سینمایی نیست، دعوای با حوزه هنری هم نیست، دعوای با آن جای دیگر نیست، دعوا سر پروژه لاله هم نیست، نامه آقای شریعتمداری به شمقدری و شمقدری به شریعتمداری، شمقدری به عسگرپور، عسگرپور به شمقدری، سجادپور و ... هم نیست. وقتی این ها نیست، خیلی راحت می توان گفت آقای شمقدری دارید برای سینما چه می کنید؟ او هم باید بنشیند بگوید من دارم این کار را می کنم.
اما الان توان رسانه ای ما هم به گونه ای است که متأسفانه بازی حاشیه ها را می خورد. یعنی به جای این که رسانه های ما بیایند مدیر را در این ماموریت اصلی اش مورد سوال قرار بدهند، می آیند در حاشیه ها وارد می شوند، چون حاشیه ها جذاب است، حاشیه ها تیراژ ساز است، مشتری بیار است. بعد می بینید اصلا عمر مدیریتی این مدیر، با همین حاشیه ها تمام شد و با همین حاشیه ها رفت و آخرش هم معلوم نشد چه کردیم. اگر قرار بود ما مثلا فیلم توقیفی نداشته باشیم، چرا فیلم توقیفی داریم. اگر قرار بود خط قرمز نداشته باشیم، الان چه داریم، اگر قرار بود فیلم غیر اخلاقی نداشته باشیم، الان وضعیتمان چگونه است؟ مثلا بنا بودند تولیدات مشترک داشته باشیم، بازارهای جهانی را فتح کنیم، سینمای ارزشی را بسط دهیم، خب چه شد؟ من فقط منظورم شمقدری نیست. بعد متأسفانه این حاشیه ها و درگیری ها، می آید و اطمینان را از بین می برد.

مشرق: یعنی چه کار می کند؟
اطمینان از بین می رود یعنی این که من تهیه کننده هستم و در مدیریت آقایX  یک فیلم را می سازم که این فیلم فلان قدر خرجش می شود و بعد ناگهان در مدیریت نفر بعدی، فیلم توقیف می شود. یا مثلاً فیلم توقیفی آزاد می شود، بعد فیلم بعدی آن ساخته می شود، توقیف می شود. بعد کار به یک جایی می رسد که من تهیه کننده اصلا نمی دانم متر و ملاک چیست، خط قرمزها کجاست؟ امضای چه کسی اعتبار دارد. آقا من فیلم می سازم، وزیر ارشاد از فیلم من تعریف می کند، امام جمعه تهران از فیلم من بد می گوید. یک عده می آیند و شیشه سینما را می شکنند، یک عده ای فلان می کنند. ببینید این رفتارهای دوگانه یا چندگانه اطمینان را از بین می برد.

این آسیب به مراتب مهلک تر از این است که اسرائیل موشک بزند و یکی از سایت های هسته ای ما را نابود کند. چون جبران آن به مراتب از این ویرانی که ما در افکار عمومی نسبت به حاکمیت ایجاد می کنیم، از این عدم اطمینان، از این عدم امنیتی که ایجاد می کنیم، ساده تر است. و بعد باید همه به دهان آقای مدیر نگاه کنند، که ایشان می خواهد چه بگوید، بعد جالب است، آقای مدیر یک سال می آید، مثلا هر چه فیلم توقیفی در انبارها بوده، آزاد می کند و نمایش می دهد و فیلم هایی که بعضا یا اکثرا اصلا نباید نمایش داده می شد، با یک ژست خیلی روشن فکرانه، آزادخواهانه این کار را می کند. بعد سال بعد خودش پول می دهد فیلم می سازند، بعد خودش فیلم را توقیف می کند، بعد فیلمی را که خودش پول داده ساختند و توقیف کرده، دومرتبه خودش پول می دهد و آن فیلم را می خرد بعد در انبار می گذارد.

بعد در آن فضای بی اطمینانی، بی اعتمادی سینما می خواهد به کجا برود. حالا شما در نظر بگیرید که چرا این سوالات در رسانه ها از مدیران ما نمی شود؟ چرا از مدیران ما سوال نمی شود که آقا جان شما  اعلام کردید در هر سال ما می خواهیم 300 فیلم بسازیم، چه شد؟ ما می خواهیم 500 سالن سینما بسازیم، چه شد؟ ما می خواهیم با پنج قاره دنیا تولیدات مشترک داشته باشیم، چه شد؟ ما می خواهیم بازارهای منطقه ای را مثلا این طوری کنیم، ولی آقای رییس چهار سالت دارد تمام می شود. لااقل بگو چه کار کردی که آن مدیر بعدی که می آید مجبور شود ادامه بدهد دیگر. یا اگر کاری هم نکردی، بینی و بین الله معلوم شود کاری نکردی.

من واقعا آقای شمقدری را دوستش دارم، احترام می گذارم و به او ارادت دارم، ولی این روش مدیریتی حضرت عباسی نوبر است. یعنی من هیچ امیدی ندارم که این تیم اگر به جای چهار سال، چهل سال سینمای کشور را بخواهد اداره کند، آخرش به یک جایی برسد.
خب حالا شما در این فضا، در نظر بگیرید که دائما خودمان هم دنبال حاشیه سازی باشیم، یعنی من نمی فهمم که روزنامه کیهان یک روزنامه است، روزنامه آمده راجع به پروژه لاله یک مطلب زده، آخر چه دلیلی وجود دارد که ناگهان یک مقاله به شدت توهین آمیز و سراسر دفاع از آقای نیک نژادی که اصلا قرار نیست شمقدری خرج نیک نژاد شود، حالا نیک نژاد سر جای خودش، خوب یا بد، من کاری ندارم ولی نه قرار است شمقدری خرج نیک نژاد شود، نه قرار است شریعتمداری قربانی نیک نژاد شود، بابا یک پروژه لاله است دیگر.

مشرق: ببینید ایران به عنوان یکی از کشورهایی که از ابتدا با شعار نه شرقی نه غربی طی طریق کرده و بهای سنگینی بابت تن ندادن به خواسته های کشورهای مستکبر پرداخت کرده است. اگر روش های خصمانه و سخت دشمنان علیه ایران در این سالها را ندیده بگیریم، می شود فیلم های زیادی را لیست کرد که مستقیم یا غیر مستقیم از شیوه نرم خواستند ما تحقیر و تخریب کند. و نگذارند این انقلاب راه خود را ادامه بدهد. حال در این فضای غربت اسلام و انقلاب ما هر از چندی می بینیم مثلا فلان بازیگر یا فلان کارگردان برای خوش آمد دشمنان قسم خورده این کشور و نظام به دشمنی با انقلاب و اسلام می پردازد. سوال اینجاست که چرا فردی که تمام هویت خود را مدیون به انقلاب اسلامی و ایران است حاضر می شود اینگونه عمل کند؟چرا بازیگری که اصلاً بازیگری اش را بعد از انقلاب شروع کرده، اصلا بعد از انقلاب بازیگر شده، الان بقا و دوام خودش را در این می بیند که مثلا علیه انقلاب و اسلام  اسلامی موضع گیری کند؟

به دلیل ضعف مدیریت فرهنگی در داخل، فضای فرهنگی ما الان از خارج مدیریت می شود، برای این که فضای داخلی ما از خارج مدیریت می شود، من هزار دلیل دارم. و وقتی از خارج مدیریت می شود، این اتفاقاتی که شما می گویید کف آن است، یعنی اینکه چرا مثلا فلان شخص تمایل دارد دو تا تیکه بیندازد، این کف قصه است. سقف، خیلی وحشتناک تر از این حرف ها است. این را ما واردش نشویم دیگر چون خیلی مفصل است. به نظر من بازیگران ما و هنرمندان ما قربانی این بحث هستند. درست نیست که ما با متهم کردن این ها، قصه مان را بخواهیم ببندیم.
 
مشرق:پس بحث مدیریتی است؟
بحث فقط بحث مدیریتی است. این که می گویم فقط واقعا فقط بحث مدیریتی است. این مدیریت هم نه، اصلا مدیریت فرهنگی ما مشکل بنیان دارد. ولی واقعا فضای فرهنگی کشور از خارج مدیریت می شود که مصادیق فراوان دارد. یعنی اگر شما یک وقتی فرصت کنید و ریز شدید و خط استحاله را در سینمای ایران دنبال کنید ببینید مخلباف چرا این طوری شد؟ نوری زاد چرا این طوری شد؟ و خیلی های دیگر.  اگر دقت کنید در می‌یابید که یکی از نکات مهم، بی‌عرضگی مدیران فرهنگی ما و هوشمندی و دست به جیب بودن و پای کار بودن آن طرفی هاست.

ما بعضی وقت ها از این حرف می زنیم که آقا دارند چمدان دلار می فرستند، پول می دهند. خیلی خب. آن طرف این قدر برای شان مهم است که این طوری به میدان آمدند، شما چه کار کردید؟ در همین سینما خیلی از بچه های سینمای ما به لحاظ معیشتی لنگ یک چیزهایی هستند که برای ما شرم آور است، برای هر نظام سیاسی که هنرمندش لنگ این چیزها باشد شرم آور است. چه کسی به فکر اوست؟ بعد چطور توقع دارند که در این بلبشویی که الان مدیریت ما گرفتار آن است و حواسش به هیچ چیز نیست، بچه های ما طعمه طرح و برنامه های آن طرف نشوند، خب کشیده می شوند. بعد کار به آن جا می رسد که ما مثلا مراکز آموزشی فیلم سازی مان اصلا نیرو برای آن طرف تربیت می‌کند. یعنی شما در دانشگاه ها بروید، در مراکز سینمای جهان بروید، به جاهایی که نیرو تربیت می کنند، بروید، واقعا نیرو برای آن طرف تربیت می کنند. خب چه می خواهد اصلاح شود؟ چه کسی می خواهد اصلاح کند؟ مگر امام زمان(عج) ظهور بفرمایند.

*از فرصتی که در اختیار مشرق گذاشتید سپاسگزاریم

ازدواج حضرت مهدی از زبان آیت الله صافی

آیت الله صافی گفت: درباره ازدواج حضرت مهدی موعود(عج) اختلاف است، بعضی علما از جمله مرحوم محدث نوری بر این عقیده‌اند که آن حضرت ازدواج کرده و فرزندانی نیز دارد، عمده دلیل این گروه آن است که ازدواج، سنت مؤکد اسلامی است که مورد سفارش پیامبر مکرم(ص) بوده است و حضرت مهدی(عج) از هر شخصی شایسته‌تر است که به سنت پیامبر عمل کند.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، معارف عمیق مهدویت ضامن سلامت و سعادت جامعه و فرد فرد انسان‌هاست، اعتقاد به بشارت‌های پیامبران گذشته و ائمه دین(ع) افراد با انگیزه و پرتوانی را در جامعه می‌تواند پرورش دهد، باور به حضور امامی ناظر بر اعمال، از جنبه فردی موجب پاک نگاه داشتن روح و پیراستن اعمال از زشتی‌هاست و از جنبه اجتماعی باعث هم‌دلی مؤمنان و ایستادگی در برابر ظالمان می‌شود، کارکرد وسیع و عمیق آموزه‌های مهدوی، جذابیت خاص موضوع را نشان می‌دهد، به همین دلیل، قشرهای مختلف جامعه پرسش‌های بسیاری در این موضوع دارند که لزوم پاسخگویی صحیح به آن‌ها از راهی مطمئن بر کسی پوشیده نیست.

پژوهشکده مهدویت در کتاب «مهدویت، پرسش‌ها و پاسخ‌ها» به برخی از شبهات این گونه پاسخ می‌دهد:

آیا حضرت مهدی(عج)‌ ازدواج کرده‌اند و همسر و فرزند دارند؟

درباره ازدواج حضرت مهدی موعود(عج) اختلاف است، بعضی علما از جمله مرحوم محدث نوری (نویسنده کتاب نجم‌الثاقب) بر این عقیده‌اند که آن حضرت ازدواج کرده و فرزندانی نیز دارد، عمده دلیل این گروه آن است که ازدواج، سنت مؤکد اسلامی است که مورد سفارش پیامبر مکرم(ص) بوده است و حضرت مهدی(عج) از هر شخصی شایسته‌تر است که به سنت پیامبر عمل کند.

در پاسخ می‌گوییم: امام مهدی(عج) در حال حاضر در غیبت به سر می‌برد و این یک حالت استثنایی است که ارتباط ایشان را با مردم محدود می‌کند، بنابراین همین عذر می‌تواند مانع اجرای این سنت نبوی شود؛ زیرا به یقین گاه به دلیل شرایطی خاص، ممکن است حکم واجبی از عهده انسان برداشته شود، چه رسد به مستحبات و سنت‌ها، افزون بر این، ازدواج سنتی نبوی است که باید در طول زندگی انجام گیرد و هیچ اشکالی ندارد که حضرت مهدی(عج)‌ پس از ظهور اقدام به این عمل کند و در این صورت، ترک‌کننده سنت نبوی نیز نخواهد بود، از همین‌جا می‌توان استفاده کرد دعاهایی که در ‌آن‌ها به حضرت و خانواده ایشان اشاره کرده، می‌تواند به دوران ظهور آن بزرگوار مربوط باشد، نه زمان غیبت!

در مقابل این نظریه، دیدگاه دیگری مطرح است که قاطعانه ازدواج حضرت را نفی می‌کند، عمده دلیل ایشان هم این است که لازمه ازدواج حضرت، یا طولانی بودن عمر همسر اوست که دلیلی بر آن نداریم، یا آن که حضرت پس از رحلت همسر، مجبور است با دیگری ازدواج کند، یا به دلیل ازدواج باید فرزندانی داشته باشد که سرپرستی آنها موجب شناخته شدن حضرت شود و....

البته این مطالب هم، سست و بی‌اساس است. ممکن است حضرت در برهه‌‌ای از حیات‌شان - حتی در غیبت- همسری اختیار کنند و آن زن از دنیا برود، در این صورت، ایشان هم به سنت نبوی عمل کرده و هم مشکلات و پی‌آمدهایی برای آن حضرت پیش نمی‌آید.

آیت‌الله صافی گلپایگانی می‌گوید: باید متذکر بود که جواب این پرسش‌ در هاله قدس غیبت امام قرار دارد و خفا امر امام(ع) که یکی از نشانه‌ها و خصایص آن حضرت است، در این نواحی نیز اثر گذاشته است، لذا به طور تحقیق و یقین نمی‌توان به آن پاسخ داد؛ چون احادیث و روایات اطمینان‌بخش در دست نداریم. یا این که به نظر حقیر نرسیده است و اگر در عصر ائمه(ع) و در وقت صدور سایر روایات این گونه پرسش‌ها مطرح شده باشد، شاید بعضی روات احادیث، به حفظ و ضبط احادیث آن همت نگماشته‌اند.

بعضی روایات هم که در دسترس است، با چشم‌پوشی از وضع سند و متون آن‌ها، از جهت اختلاف نسخه ضعیفند، مانند روایت شیخ الطائفه شیخ طوسی که از مفضل بن عمر روایت می‌کند امام صادق(ع) فرمود: «هیچ یک از فرزندان او و دیگران از محل وی اطلاع ندارند».

اما «الغیبة» نعمانی این حدیث را این چنین روایت کرده است: «... و از جایگاهش هیچ کس از دوست و بیگانه آگاهی نمی‌یابد»، با وجود این اختلاف، یعنی روایت نعمانی به جای وُلده، وَلیِ است و استناد به نقل «الغیبة» شیخ طوسی اطمینان‌ بخش نیست، بلکه نقل «الغیبة» نعمانی از بعضی جهات مانند سند و لفظ حدیث اقرب به اعتبار است.

بعضی روایات دیگر مانند خبر کمال‌الدین انباری و خبر زین‌الدین مازندرانی قابل استناد نیست و بعضی دیگر مثل فقرات بعضی ادعیه و زیارات نیز صراحت ندارد و قابل حمل بر عصر ظهور است و علاوه بر فرض قبول دلالت، متعرض خصوصیات و تفصیلات نیست، فقط به طور اجمال اهل متزوّج بودن و فرزند داشتن آن حضرت را بیان می‌کنند.

خلاصه سخن آن که اگر چه همسر و فرزند داشتن آن حضرت محتمل است، اما در بررسی اخبار، به حدیث معتبری که موجب اطمینان باشد و خصوصیات متضمن تفاصیل این موضوع باشد، نرسیدیم و دنبال کردن و تعقیب این موضوع لزومی هم ندارد.

بنابراین ما نه دلیلی بر ازدواج حضرت داریم و نه سندی بر ازدواج نکردن ایشان، ضمن این که مبهم بودن این مسئله می‌تواند دارای حکمتی باشد؛ چون در هر صورت مشکلاتی پیش می‌آید.

امام زمان(عج) در قبل و بعد از ظهور چه نوع لباسی می‌پوشند؟ آیا لباس امام مثل لباس روحانیون است یا لباس عربی و شال سبز و عمامه سبز بر سر دارند؟

امام در زمان غیبت برای ناشناخته ماندن از لباس‌های مختلف استفاده می‌کنند و در لباس‌های متعددی دیده شده‌‌اند، لباس امام مهدی(عج) در زمان ظهور مثل لباس پدران بزرگوارش(ع) و پیامبر اکرم(ص) است. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «به خدا سوگند، گویی او را با چشم خود می‌بینم که وارد مکه شده، در حالی که بُرد پیامبر(ص) بر تن و عمامه‌ای زرد بر سر دارد. کفش‌های پیامبر(ص) اندازه پای اوست...».

آیا غذاهای امام زمان(عج) از دنیاست یا بهشت؟

در مورد خوراک ایشان، روایت خاصی نداریم، اما به طور عادی غذای ایشان طبیعی و از دنیاست؛ زیرا سنت و قانون الهی این است که غیر از موارد استثنایی، خلاف قانون عادی جهان آفرینش عمل نشود. پس امام بدن معمولی دارد و از غذای طبیعی استفاده می‌کند؛ هر چند ممکن است در بعضی مواقع، خداوند هدیه‌ای از بهشت برای آن حضرت بفرستد؛ چنان که لطفش شامل حضرت مریم(س) و دیگران نیز شده است.

جهنم حزب الله برای اسراییل/ متجاوزینی که تکه بزرگشان، گوششان شد + عکس


با انفجار مهیب چهار بمب، در همان لحظه اول جناب سرهنگ "یوسی گوراکین"، فرمانده گروه به همراه تعدادی دیگر از کماندوهای همراه در دم کشته و تعداد دیگری نیز مجروح شدند.
مشرق- 5 سپتامبر ۱۹۹۷، ساعت ۰۰:۱۰ بامداد، یک تیم ۱۶ نفره از کماندوهای دریایی ارتش اسراییل موسوم به "شیطت ۱۳" برای انجام عملیاتی که آن را "سرود سپیدار" نام گذاشته بودند، از طریق بندر صور وارد خاک لبنان شده و به روستای انصاریه می‌روند.
آنها ماموریت داشتند چند تن از فرماندهان مقاومت اسلامی را ربوده و با خود به سرزمین های اشغالی ببرند؛ ماموریتی که البته برای آنها بسیار گران تمام شد.
 
کروکی ورود کماندوهای اسراییل به جهنم انصاریه
۱- دریای مدیترانه  ۲- گروه چهارم از نیروهای مقاومت
۳- جاده صیدا - صور  ۴- گروه سوم از نیروهای مقاومت
۵- گروه اول از نیروهای مقاومت  ۶- گروه دوم از نیروهای مقاومت
۷- به طرف روستای لوبیه  ۸- به طرف باغ پرتقال

کماندوهای کارکشته صهیونیست هنوز سه کیلومتر از راه را طی نکرده بودند که خود را در میانه کمینی یافتند که رزمندگان حزب‌الله برای آنها تدارک دیده بودند.
سفره ای که مجاهدان حزب الله رای صهیونیستها تدارک دیدند، شامل 4 بمب قوی در مسیر آنها بود.
 
 
کروکی نبرد
۱- کماندوهای ارتش اسراییل  ۲- جاده خاکی
۳- باغ لیمو  ۴- باغ لوبیه
۵- مین های قدرتمند  ۶- به طرف روستا (انصاریه)

با انفجار مهیب این چهار بمب، در همان لحظه اول جناب سرهنگ "یوسی گوراکین"، فرمانده گروه به همراه تعدادی دیگر از کماندوهای همراه در هم کشته و تعداد دیگری نیز مجروح شدند.

۱۲ نفر از تیم کمادویی ۱۶ نفره اسراییل که تو نبرد انصاریه به هلاکت رسیدند.
شماره۱۱، سرهنگ "یوسی گوراکین"، فرمانده گروه است

آنهایی که هنوز نیمه جانی داشتند، مشغول درگیری با رزمندگان حزب الله می شوند در حالی که تنها یک نفر از آنها یعنی بیسیمچی گروه سالم مانده بود و توانست ماجرا را برای نیروهای پشتیبان مخابره کند.

چند ساعت بعد، نمایی از منطقه درگیری 

اسلحه سازمانی اسراییلی ها کلاشینکف نیست اما کلاشی که در تصویر می بینید، مخصوص ارتش اسراییل و سفارشی ساخته شده و قادر به شلیک در زیر آب هم هست و برای اولین بار در نبرد انصاریه مورد استفاده قرار گرفت.
 
به محض مخابره خبر، هلی کوپترهای اسراییلی به محل اعزام شده اما قادر به نشست در محل نبودند.


این عکس منحصر به فرد مربوط به یکی از همین کماندوهای واحد "شیطت ۱۳ " است که در نبرد انصاریه به این روز افتاد.
یکبار دیگر به نقشه نگاه کنید تا ببینید این متجاوزین وقتی به این روز افتادند، در چند کیلومتری عمق خاک لبنان بودند. این عکس در تاریخ اسراییل نمونه ندارد.
همزمان با این عملیات، در منطقه دیگری از جغرافیای نبرد حق و باطل یعنی درست در وسط سرزمین های اشغالی در خیابان "بن یهودا" در شهر قدس غربی، جهنم دیگری برای اشغالگران تدارک دیده شده بود.
"خلیل ابراهیم شریف" از استشهادیون یگان های فلسطینی شهید عزالدین قسام (شاخه نظامی حماس) با انفجار مهیبی، 15 صهیونیست را به کام مرگ کشاند تا نتیجه انسجام اسلامی مجاهدان شیعه حزب الله و مجاهدان سنی فلسطینی، هلاک 28 اشغالگر اسراییلی در یک روز باشد.
شاید بخشی از سخنان بنیامین نتانیاهو نخست وزیر این روزهای رژیم صهیونیستی در پی وقوع فاجعه انصاریه، عظمت این عملیات را روشن کند. او می گوید:
"حادثه پیش آمده خیلی اندوه برانگیز است...
این یکی از بدترین قجایعی است که ما با آن مواجه شدیم. مبالغه نمی کنم اگر بگویم ما بهترین نیروهایمان را در(این عملیات) از دست دادیم. چنین روزی همیشه برای ملت اسراییل یادآور اندوهی بزرگ است..."

اسحاق مردخای، وزیر جنگ وقت اسراییل هم گفت:
"این عملیات در جایی انجام شد که فرض می شد سطح آمادگی و حساسیت در آن پایین خواهد بود. همه احتیاط های لازم برای تضمین موفقیت عملیات اتخاذ شد اما من نمی دانم که مشخصا چرا چنین اتفاقی افتاد..."
حزب الله لبنان عملیات انصاریه را به ياد سردار شهيد سید عباس موسوی، "فخ العباس" (کمین عباس) ناميد که 6 سال قبل از این عملیات در منطقه ای نزدیک همین جا توسط هلی کوپترهای آپاچی ارتش اسراییل به شهادت رسید.
تمام اجساد تکه پاره صهیونیستها نیز بعدها با تعدادی از اسرای لبنانی و فلسطینی مبادله شد.

بازتاب بیانات رهبر معظم انقلاب در رسانه های جهان +عکس

اندکی پس از پایان سخنان رهبر انقلاب در اجلاس عدم تعهد، رسانه‌های جهان به بازتاب سخنان ایشان پرداختند.
* شبکه تلویزیونی خارجی از جمله شبکه‌های سی‌ان‌ان ، بی‌بی‌سی عربی، الجزیره و العربیه، سخنان رهبر معظم انقلاب را به صورت زنده پوشش دادند.


* شبکه تلویزیونی سی.ان.ان، تمامی برنامه های خود را برای پخش مسقیم بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم افتتاحیه اجلاس سران غیر متعهدها در تهران، قطع کرد.


* روزنامه صهيونيستي "يديعوت آحارانوت" : رهبر عالي ايران در افتتاحيه جنبش غير متعهدها در "يک سخنراني آتشين" عليه غرب گفت؛ زمان براي ايجاد نظم نوين جهاني مهيا است.




* خبرگزاری فرانسه: رهبر ایران در حضور بان کی مون نوع ساختار سازمان ملل را دیکتاتوری خواند.


* «نیوز انترنشنال» درباره سخنان رهبر انقلاب نوشت: رهبر انقلاب ایران بار دیگر تأکید کرد که ایران هیچ گاه به دنبال سلاح هسته ای نخواهد رفت و استفاده از سلاح کشتار جمعی و هسته ای، گناهی نابخشودنی است.


* پایگاه عربستانی 'الحیاه': آیت‌الله خامنه‌ای با اعلام اینکه 'ایران هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نیست'، مجددا بر حقوق هسته‌ای این کشور تاکید کرد.



* پايگاه 'اسلام اليوم': رهبر عالي ايران در سخنان خود، کشورهاي جهان را به مقابله و رويارويي با آمريکا فراخواند.



* خبرگزاری 'رویترز': رهبر عالی ایران در سخنرانی خود در اجلاس عدم تعهد اعلام کرد؛ایران از حقوق خود برای دستیابی به انرژی هسته‌ای دست نخواهد کشید/امریکا از سازمان ملل برای تحمیل قلدری به کشورهای جهان سو استفاده می کند


* پایگاه خبری 'یا لبنان': آیت‌الله خامنه‌ای در اجلاس عدم تعهد اعلام کرد؛ شعار ایران 'انرژی هسته‌ای برای همه، سلاح هسته‌ای برای هیچ‌کس' است


* خبرگزاری رسمی چین با اشاره به سخنرانی رهبر انقلاب در افتتاحیه شانزدهمین نشست جنبش عدم تعهد در تهران نوشت که رهبر ایران مواضع هسته‌ای این کشور را دقیقا در سخنرانی خود تشریح کرد.

شینهوا نوشت: «آیت الله علی خامنه‌ای» رهبر ایران در سخنرانی ابتدایی در افتتاحیه نشست گفت که جمهوری اسلامی ایران هرگز به دنبال سلاح‌های هسته‌ای نیست اما از حق خود برای انرژی هسته‌ای عقب نشینی نمی‌کند.


* روزنامه صهیونیستی 'جروزالم ‌پست': رهبر عالی ایران با بیان اینکه 'انرژی هسته‌ای برای همه، سلاح هسته‌ای برای هیچ‌کس' اعلام کرد؛‌ این کشور هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نیست. 


* تیتر اکثر رسانه های خارجی: رهبر ایران در حضور بان کی مون با انتقاد شدید از شورای امنیت، ساختار سازمان ملل را به چالش کشید.


* پايگاه اينترنتي روزنامه لوپاريزين فرانسه نوشت: آيت الله علي خامنه اي در آيين گشايش شانزدهمين نشست کشورهاي عضو جنبش غيرمتعهدها در تهران تاکيد کرد کشورش هرگز در صدد دستيابي به سلاح اتمي نخواهد بود.
لوپاريزين افزود: با اين حال، آيت الله خامنه اي بر چشم پوشي نکردن کشورش از حق مردم ايران براي استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي تاکيد کرد.


* روزنامه اماراتی الاتحاد: آیت الله خامنه ای در سخنرانی خود در افتتاحیه اجلاس ران عدم تعهد اعلام کرد که کشورش در صدد دست یابی به سلاح هسته ای نیست. وی در عین حال تاکید کرد که جمهوری اسلامی ایران و همه کشورها حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای را دارند.


* پایگاه هندی 'زی‌نیوز': آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ایجاد دوره جدید در نظم نوین جهانی اعلام کرد؛ جنبش عدم تعهد می‌تواند و باید نقش جدیدی در جهان ایفا کند




* پایگاه خبری الانتقاد با انعکاس سخنرانی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در افتتاحیه اجلاس سران عدم تعهد به نقل از ایشان نوشت که ما در دوره کنونی در جهان چند قطبی زندگی می‌کنیم و جنبش عدم تعهد باید نقش محوری در مقابله با سلطه طلبان ایفا کند.


* المنار نیز با اشاره به افتتاح اجلاس سران عدم تعهد در تهران نوشت که امام خامنه ای در سخنانی در مراسم افتتاحیه بر ضرورت خلع سلاح های کشتار جمعی و اهمیت آرمان فلسطین تاکید کرده و خواستار ایجاد آینده جدید برای جهان بر اساس مشارکت همگانی و مساوات حقوق ملت‌ها شدند.


* پایگاه بری عربی پرس نیز با انعکاس سخنرانی مقام معظم رهبری پیشنهاد ایشان در مورد همه پرسی در فلسطین را تیتر خبر خود در مورد بیانات مقام معظم رهبری قرار داده و افزود که با توجه به افزایش ابزارهای سلطه جویانه غرب نیاز مستمر به ادامه فعالیت جنبش عدم تعهد وجود دارد، ایشان افزودند: ما در اینجا جمع شده‌ایم تا بر اساس شرایط جهان کنونی و نیازهای آن فعالیت‌های خود را ادامه دهیم. این پایگاه خبری به نقل از مقام معظم رهبری افزود که طنز ناراحت کننده در جامعه ما این است که دولت آمریکا به عنوان بزرگترین دارنده سلاح های کشتار جمعی و تنها کشوری که مرتکب جنایت هسته ای شده، امروز عهده دار مقابله با اشاعه هسته ای شده است.


* روزنامه آمریکایی 'یو‌اس‌تودی' در واکنش به حضور سران کشورها در اجلاس غیر متعهدها نوشت: محمد مرسی، رئیس‌جمهور مصر پس از ده‌ها سال قطع رابطه دو کشور وارد ایران شد


* شبکه «یورونیوز» در بازتاب سخنان مقام معظم رهبری در اجلاس جنبش عدم تعهد «نم» به برنامه هسته‌ای ایران اشاره کرد و به نقل از رهبر ایران گزارش کرد که ایران هرگز پیگیری انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را کنار نمی‌گذارد.


* شبکه تلویزیونی تی اف 1 فرانسه: انتقادات امروز رهبرایران تیرهایی علیه آمریکا و سازمان ملل بود.


* بی بی سی فارسی نیز در اقدامی غیر حرفه ای، تنها به نقل بخش کوتاهی از صحبت های رهبر معظم انقلاب راجع به ساختار سازمان ملل و عدم قصد ایران برای ساخت تسلیحات هسته ای اشاره کرد و نوشت:" آیت الله خامنه ای در سخنان خود، با بازگو کردن مواضع جمهوری اسلامی در زمینه سیاست های داخلی و خارجی، ساختار شورای امنیت را غیر دموکراتیک و "دیکتاتوری آشکار" خواند و کشورهای غربی را متهم کرد که به بهانه مقابله با تروریسم و حمایت از دموکراسی و حقوق بشر، در کشورهای دیگر دخالت می کنند.رهبر جمهوری اسلامی تاکید کرد که ایران در صدد ساخت تسلیحات اتمی نیست اما برنامه های هسته ای خود برای تولید سوخت هسته ای را ادامه می دهد."


* خبرگزاری فرانسه: رهبر ایران امروز در سخنان خود بیشتر از هر وقت دیگر بر عدم تلاش تهران برای ساخت سلاح هسته‌ای تأکید کرد.


* الجزیره: آیت‌الله خامنه‌ای تاکید کرد ایران هرگز در پى تسلیحات هسته‌اى نیست.


* خبرگزاری آمریکایی 'یونایتدپرس': دعوت رهبر ایران از آمریکا برای عقب‌نشینی از حمایت اسرائیل و برگزاری انتخابات در فلسطین، قابل تأمل است


* سایت فارسی صدای امریکا درمطلبی با تیتر "حمله رهبر ایران به اسراییل در حضور بان کی مون"، بیانات و تاکیدات چندین باره ی رهبر معظم انقلاب را مورد توجه قرار داد و با تند خواندن آنها چنین نوشت: "رهبر ایران در سخنرانی خود، چندین بار از ایالات متحده آمریکا و اسراییل انتقاد کرد و بدون نام بردن از رهبران اسراییل، عنوان «گرگان درنده ی صهیونیست» را به کار گرفت.


* واشنگتن پست: آیت‌الله خامنه‌ای گفت که کشور ما داشتن سلاح‌های هسته‌ای را گناهی بزرگ و نابخشودنی می‌داند.


* نشریه «تایمز عمان» بخشی از سخنان مقام معظم رهبری را منتشر و بر سخنان ایشان، مبنی بر عدم تمایل ایران برای سلاح هسته ای تأکید کرده است.


* گلف نیوز سخنان رهبر انقلاب در مورد شورای امنیت ملل متحد را مورد توجه قرار داد. این سایت خبری اماراتی نوشته است که آقای خامنه ای ساختار شورای امنیت را غیر عادلانه ، غیر عقلایی و غیر دموکراتیک دانسته و آن را نوعی دیکتاتوری شورای امنیت تلقی کرده اند.

تصاویر/ شهیدی که چندبار پایش را عوض کرده بود

خاک ها را به آرامی کنار می زد تا پیکر دیگری را برای بازگشت تفحص کند. الا ای مردم شهر آیا این زمینی اهل آسمان را می شناسید؟
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، طلاییه، فکه، شلمچه، بستان، تنگه چزابه و بسیاری مناطق دیگر دست های مهربان علی محمودوند را حس کرده بودند که آرام آرام خاک ها را پس می زد و زمین را نوازش می داد. علی محمودوند صدفی بود برای گوهر وجود شهیدان. خاک ها را به آرامی کنار می زد تا پیکر دیگری را برای بازگشت تفحص کند. الا ای مردم شهر آیا این زمینی اهل آسمان را می شناسید؟
شهید علی (امیر) محمودوند به سال 1343 در روز هفدهم صفر در تهران به دنیا آمد. علی تابستان سال 1361 همزمان با شروع عملیات رمضان در هفده سالگی به جبهه رفت و کارش را در گردان تخریب لشگر 27 محمدرسول‌الله (ص) آغاز کرد، در عملیات والفجر مقدماتی همراه گردان حنظله به منطقه فکه رفت و از ناحیه دست مجروح شد. در عملیات والفجر 8 برای همیشه پایش را از دست داد و با وجود 70 درصد جانبازی (شیمیایی، موجی، قطع پا و 25 ساچمه در دست) باز هم جبهه را رها نکرد.
فرمانده دلیر گروه تفحص لشگر27 محمدرسول‌الله (ص) سرانجام در تاریخ 22/11/1379 در منطقه فکه بر اثر انفجار مین در جرگه شاهدان قرار گرفت و پیکر پاکش را در قطعه 27 بهشت‌زهرا طبق وصیت او به خاک سپردند.


جملات زیر سخنانی است از شهید که می گوید:
«چهار سال است که برای تفحص میام. حقیقتش من فقط به خاطر امر رهبرم اومدم. به خاطر اینکه ایشون فرمودند تفحص باید انجام شود و پیکر شهدا از منطقه خارج شوند ما وارد منطقه می شویم. و تا موقعی هم که ایشون صلاح ببینند که در منطقه کار کنیم، کار می کنیم و از این هم که شهید بشیم و یا روی مین بریم پامون قطع بشه هیچ واهمه ای نداریم. والسلام علیکم و الرحمه الله»

روحمان با یادش شاد



شهید علی محمودوند



شهید علی محمودوند



شهید علی محمودوند







شهید علی محمودوند در جمع دوستان











شهید علی محمودوند (سمت چپ تصویر، نفر اول)





شهید علی محمودوند در کنار شهید مجید پازکی





شهید علی محمودوند در کنار مرتضی شادکام





شهید علی محمودوند در حال سخنرانی





دوستان بر سر جنازه شهید علی محمودوند



شهید علی محمودوند در کنار سعید قاسمی

بيانات امام خامنه ای در دیدار سفرا و رؤسای نمایندگی‌های سیاسی ایران در خارج از كشور



به‌مناسبت برگزاری شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR متن بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار سفرا و رؤسای نمایندگی‌های سیاسی ایران در خارج از كشور را به همراه نمودار درختی آن منتشر می‌كند. رهبر انقلاب در بخش مهمی از سخنرانی‌شان كه در تاریخ ۱۳۹۰/۱۰/۷ انجام شد، به بررسی تغییر اساسی آرایش سیاسی دنیا می‌پردازند.

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌

خوشامد عرض ميكنيم به برادران عزيز؛ فعالان خط مقدمِ پيكار عظيمِ بين‌المللى در عرصه‌ى سياست خارجى و ديپلماسى. از خداوند متعال مسئلت ميكنيم كه توفيقات خودش را شامل حال شما، ما و همه بفرمايد؛ بتوانيم صراط مستقيم را در هر برهه‌اى پيدا كنيم و بر آن پاى بفشريم. از جناب آقاى دكتر صالحى هم تشكر ميكنم؛ مطالب خوبى را بيان كردند. آنچه كه ايشان به عنوان عملكردها و آرزوها بيان كردند، كاملاً درست است و چشم‌انتظاريم كه ان‌شاءالله آن آرزوها تحقق پيدا كند؛ و اين محتاج تلاشِ همراه با اخلاص و توكل به خداى متعال است. البته امروز دستگاه ديپلماسى ما بدون شك از اوائل انقلاب پخته‌تر و كاربلدتر و آماده‌تر است.

يك جمله عرض كنيم در زمينه‌ى توجه به عنصر معنوى در اين فعاليتها. در همه‌ى تلاشهاى ما، آن چيزى كه به تلاش ما بركت ميدهد و اراده و عزم ما را راسخ ميكند، توكل و توجه به خداى متعال و اخلاص است. در همه‌ى زمينه‌ها اين لازم است. شما كه در خارج از كشور زندگى ميكنيد، خودتان، خانواده‌هاتان، فرزندانتان به اين عنصر احتياج زيادى داريد. خب، خدا را شكر ميكنيم؛ وزارت امور خارجه از لحاظ عناصر مؤمن و داراى روحيه‌ى انقلابى، جزو وزارتخانه‌هاى خوب و غنى ماست؛ در اين هيچ ترديدى نيست. بنده هم با فعاليتهاى برادران آشنا هستم؛ تلاشهائى كه ميكنند، مجاهدتهائى كه ميكنند. هرچه توجه به خداى متعال بيشتر باشد، اخلاص انسان بيشتر باشد، توكل ما به خدا بيشتر باشد، كار بهتر پيش خواهد رفت. خطاست اگر تصور كنيم بدون تكيه‌ى به قدرت الهى، بدون استمداد از قدرت الهى، خواهيم توانست قدمى از قدم برداريم. كار بابركت، آن كارى است كه همراه باشد با روحيه‌ى اخلاص و توان‌طلبى و استغاثه‌ى به پروردگار. رابطه را با خدا بايد قوى كرد. شما دوستان و برادران عزيز، بخصوص در درون مجموعه‌ى خودتان به اين نكته توجه مضاعف كنيد. در درون مجموعه، يعنى هم خانواده‌ى بزرگ سفارت و عناصر مرتبط با دستگاه ديپلماسى شما - در هر كشورى كه مستقر هستيد - هم در رابطه‌ى با خانواده‌ى كوچك، يعنى همسران و فرزندان، ارتباط را با خداى متعال قوى كنيد.

 من اطلاع دارم كه در سفارتخانه‌هاى ما مراسم مذهبى گرفته ميشود؛ در ماه محرم، در ماه رمضان، حتّى روضه‌خوانى ميشود، بعضى جاها سينه‌زنى ميشود؛ اينها خوب است، اينها مظاهر و ظواهرى است كه چيزهائى را براى ما تأمين ميكند؛ اما بيش از اين لازم است: انس با معارف اسلامى لازم است، انس با دعا لازم است، انس با قرآن لازم است. كارى كه شما داريد ميكنيد، يك كار متعارف معمولى نيست. شما در يك جبهه‌اى داريد پيكار ميكنيد كه با جبهه‌ى ديپلماسى دنيا متفاوت است. عرصه‌ى ديپلماسى، همه‌جا عرصه‌ى هماوردى و مقابله است؛ چون منافع كشورها، منافع ملتها با يكديگر اصطكاك پيدا ميكند، تصادم پيدا ميكند؛ اين تصادمها در موارد زيادى خودش را در ميدان ديپلماسى نشان ميدهد؛ لذا همه جا اين درگيرى و هماوردى وجود دارد. ليكن مسئله‌ى شما فراتر از اين است. شما نماينده‌ى يك نظام الهى و معنوى هستيد. اين نظام اگر هيچ كارى هم با هيچيك از قدرتها و دولتهاى مستكبر دنيا نداشته باشد، آنها با او كار دارند؛ چون طبيعت اين نظام، طبيعت مقابله‌ى با استكبار، مقابله‌ى با ظلم و تجاوز است. الان شما در همين كشورهاى تازه‌به‌پاخاسته و ملتهاى بيدار شده ملاحظه كنيد؛ هر جائى كه گفته ميشود فلان جبهه‌ى اسلامى غلبه كرد - يا در انتخابات، يا در تظاهرات - دستگاه استكبار نگران ميشود و نگرانى خودش را بروز ميدهد؛ درحالى كه معلوم نيست اينهائى كه در انتخابات پيروز شدند، بعداً چگونه عمل خواهند كرد. آنچه كه آنها را متوحش ميكند، نفس گرايش اسلامى است؛ چون گرايش اسلامى در درون خود، ضد استكبارى است، ضد ظلم است، ضد اشغالگرى است، ضد تجاوز به حقوق انسانهاست؛ يعنى چيزهائى كه پايه‌هاى حكومت استكبار در دنياست. حكومت استكبارى در دنيا بدون دخالت در كشورها، بدون تجاوز به حقوق ملتها، بدون تعرض به منافع ملتها كه نميتواند سر پاى خود بايستد؛ چون اين پايه‌ها با اسلام، با نام اسلام، با شعار اسلام، با هويت اسلامى در تضاد طبيعى است؛ لذا هر جائى كه نامى از اسلام آورده ميشود، اينها نگران ميشوند.

 خب، حالا شما يك نظامى داريد، دولتى داريد، مجموعه‌ى كشورى داريد كه اساساً به نام اسلام ساخته شده، با نام اسلام رشد پيدا كرده، روزبه‌روز شعارهاى اسلامى در آن برجسته‌تر شده، پيشرفت زير سايه‌ى اين شعارها انجام گرفته. امروز ما در صنعت هسته‌اى‌مان، يا در صنعت نانو، يا در اين صنايع حساسِ پيشرفته‌ى مدرن، وقتى با مديران و سردمداران اينها مواجه ميشويم، افتخار ميكنند به اين كه ما بسيجى هستيم و بسيجى عمل ميكنيم. نظام جمهورى اسلامى يك چنين نظامى است. بنابراين طبيعى است كه شما يك چالش فوق‌العاده‌اى داريد؛ چالشى فراتر از چالشهاى متعارف ديپلماسى كه در عرصه‌ى ديپلماسى معمول است و همه جا هست. اين موضع، احتياج دارد به قوّت قلبى، به عزم راسخى كه جز با توكل به خداى متعال و اعتماد به قدرت الهى به دست نمى‌آيد.

 به خداى متعال بايد حسن‌ظن داشته باشيم. خداوند متعال ملامت ميكند آن كسانى را كه به او حسن‌ظن ندارند؛ سوءظن به خدا دارند. سوءظن به خدا چيست؟ سوءظن به خدا اين است كه انسان خيال كند اين كه فرموده است: «و لينصرنّ الله من ينصره»،(1) خلاف واقع است؛ يا اين كه فرموده است: «الّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا»،(2) وعده‌ى تخلف‌پذيرى است. آن وقت خداى متعال در سوره‌ى فتح ميفرمايد: «و يعذّب المنافقين و المنافقات و المشركين و المشركات الظّانّين بالله ظنّ السّوء»؛ خصوصيت مشركين و مشركات و منافقين و منافقات اين است كه به خدا سوءظن دارند. بعد ميفرمايد: «عليهم دائرة السّوء و غضب الله عليهم و لعنهم و اعدّ لهم جهنّم و سائت مصيرا».(3) نبايد به خدا سوءظن داشت. خداى متعال گفته است: اگر براى من، براى پيشبرد دين من، براى احياى ارزشهاى مورد قبول من حركت كنيد، اقدام كنيد، من به شما كمك ميكنم. اين راست است، اين وعده‌ى الهى است. فرموده است: «انّ الله يدافع عن الّذين ءامنوا»؛(4) هر كسى كه مؤمن به خداست، خدا از او دفاع ميكند. خب، خيلى از مؤمنين در دنيا هستند، خدا از آنها دفاع نكرده - مؤمنينى كه زير لگد مستكبرين دارند له ميشوند - چرا؟ اين به خاطر اين است كه به سنتهاى ديگر الهى عمل نشده است؛ به خاطر اين است كه حركت نشده، قيام نشده، اقدام نشده. بنابراين مجاهدت لازم است، تلاش لازم است. يك ملتى اگر مؤمن به خدا بود، اما تلاش نكرد، مجاهدت نكرد، البته لگدمال ميشود؛ آن «يدافع عن الّذين ءامنوا» ديگر اينجا را نميگيرد. اين ايمان بايد با مجاهدت همراه باشد، آن وقت خداى متعال آن وعده را عملى خواهد كرد. معناى «و الّذين هاجروا و جاهدوا فى سبيل‌الله»(5) اين است كه بايد حركت كرد، بايد اقدام كرد، بايد تصميم گرفت. اين همان مبارزه‌ى مقدسى است كه يك مؤمن عمر خود را وقف آن ميكند.

 خب، نقطه‌ى مقابلش هم ميل به راحت‌طلبى است. مبارزه دردسر دارد؛ شكى نيست. هر حركت دشوارى در راه هر آرمان بلندى، نفس راحت‌طلبِ عافيت‌جوى انسان را مى‌آزارد. انسان ميل به راحت‌طلبى دارد. اگر بر اين ميل فائق آمديم، اگر توانستيم همت خود را، نيروى خود را در راه اين آرمانها بسيج كنيم، البته سختى‌هائى دارد، اما رسيدن به قله، موفقيت را هم دارد.

 شما امروز را در جمهورى اسلامى مقايسه كنيد با سالهاى اول انقلاب: سالهاى غربت، سالهاى تنگدستى و تهيدستى، سالهاى سختىِ همه‌جانبه؛ اين طرف جنگ، آن طرف تحريمهاى بين‌المللى، آن طرف بستن همه‌ى راه‌ها به روى ما. اينها حرفهائى است كه تكرار شده، شماها هم ميدانيد. شماها خودتان هم آن روزها در همين عرصه‌ها و ميدانها بوده‌ايد - يا در سپاه يا در بسيج يا در مجموعه‌هاى فعال - سختى‌ها را ديده‌ايد. امروز را هم نگاه كنيد. امروز جمهورى اسلامى گردنى برافراشته دارد؛ در حالى كه شعارهائى كه سى سال پيش ميداده، امروز در كشورهائى كه سى سال با ما دشمنى كردند، دارد تكرار ميشود. اينها موفقيت نيست؟ اينها پيشرفت نيست؟

 من در آن جلسه‌ى بيدارى اسلامى گفتم كه اوائل انقلاب جزو چيزهائى كه ما تصور ميكرديم، اين بود كه بازتاب حركت انقلابى ما در كشورهاى گوناگون اسلامى و در درجه‌ى اول در مصر تحقق پيدا كند. از مصر هيچ صدائى بلند نميشد - حالا من آنجا يك شعر عربى خواندم؛ عربهائى كه در جلسه بودند، فهميدند كه من چه دارم ميگويم - اما امروز اين مصر، مصرِ حسنى مبارك، مصرِ انورالسادات، مصر پناه‌دهنده‌ى به محمدرضا شاهِ مطرودِ از همه جا حتّى از آمريكا، در اختيار مردمى است كه شعار الله‌اكبر ميدهند، نماز جماعت ميخوانند، شعار اسلامى ميدهند، حكومت اسلامى را مطرح ميكنند. پيشرفت يعنى اين، استحكام يعنى اين، قدرت يعنى اين. هيچ كار نداريم به اين كه بگوئيم آنها از كى ياد گرفتند؛ خوب است اين حساسيتها را اصلاً ايجاد نكنيم. چه لزومى دارد بگوئيم آنها از كى الهام گرفتند؟ نه، بحث الهام گرفتن نيست؛ بحث اين است كه حرفى كه ما سى سال است داريم ميزنيم، امروز در شمال آفريقا، در خاورميانه، در خليج فارس، اين حرف سبز شده. امروز ايران اسلامى اين است. همه‌ى اين تلاشى هم كه شما مشاهده ميكنيد عليه جمهورى اسلامى ميشود - تحريمهاى همه‌جانبه، كارهاى گوناگون، فشارهاى سياسى، تبليغات مختلف - به خاطر اين موفقيتى است كه جمهورى اسلامى به دست آورده. اينها معنايش همان «و الّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا» است، اينها معنايش همان «انّ الله يدافع عن الّذين ءامنوا» است، اينها تفسير و ترجمه‌ى «لينصرنّ الله من ينصره» است. ما ديگر در كتاب، اينها را نگاه نميكنيم؛ ما توى واقعيت زندگى‌مان داريم تفسير اين آيات را مشاهده ميكنيم. واقعيتهاى زندگى دارد اين را به ما نشان ميدهد.

 خب، بر اين اساس، ديپلماسى را بنا كنيم؛ كه خوشبختانه همين جور است. حركت ما در جبهه‌ى ظريفِ خطيرِ بسيار مؤثرِ ديپلماسى بايد حركتى باشد با اين ديد و با اين نگاه و با توجه به اين آرمانها. اين خطاست كه ما خيال كنيم اگر به مبانى ارزشى خودمان پابند بمانيم، در عالم ديپلماسى عقب ميمانيم؛ ابداً. در اين دوره‌هاى مختلف، بوده‌اند كسانى در عرصه‌ى دولتى خودمان، در بخشهائى از ديپلماسى و غير ديپلماسى و حتّى در بخشهائى از روحانيت خودمان، كه در اين مسائل ترديد پيدا كردند كه حالا پابندى‌هاى ارزشى ما چقدر اجازه ميدهد كه ما در زمينه‌ى ديپلماسى موفق باشيم. نه، ما تجربه كرديم، ديديم هرچه پابندى ما بيشتر باشد، هيبت جمهورى اسلامى در چشم طرف مقابل بيشتر خواهد شد؛ احترام جمهورى اسلامى در نظر طرف مقابل بيشتر خواهد شد.

 يك دوره‌اى بعضى از مسئولين خيال ميكردند كه اگر چنانچه در ملاقاتهاى بين‌المللىِ خودشان حرفهاى آنها را برايشان تكرار كنند، خوب است. و همين كار را هم ميكردند؛ مى‌نشستند همان حرفهائى را كه آنها صد سال است دارند ميزنند، براى آنها دوباره تكرار ميكردند. اين، شما را پيش او سبك ميكند؛ اين نشان ميدهد كه شما از خودتان هيچ چيزى نداريد؛ در حالى كه وقتى شما خودتان حرف داريد، خودتان مبنا داريد، بر روى مبناى خودتان مى‌ايستيد، بر روى تحليل خودتان از حوادث و ترسيم آينده مى‌ايستيد، و بعد با قدرت حوادث را مديريت ميكنيد، اين شما را در چشم طرف مقابلتان تقويت ميكند؛ و تقويت در چشم طرف مقابل، يكى از ابزارها و راه‌هاى پيروزى است. اين را توجه داريد كه پيروزى بر سر ميز مذاكره و استدلال طرف مقابل را از او گرفتن و استدلال خود را بر ذهن او تحميل كردن، مهمترين پايه‌ى پيروزى‌ها در صحنه‌ى عمل است. يك مذاكره كننده‌ى قوى آن كسى است كه ميتواند مبانى فكرى خودش را بر مبانى فكرى طرف مقابلِ مذاكره كننده تغليب كند، غلبه بدهد. البته اين كار با هاى و هو نميشود؛ اين با هوشمندى، ظرافت، استحكام عقلانى و اعتماد به نفس امكان‌پذير است؛ اين هم با توكل به خداى متعال، با انس بيشتر با قرآن، با انس بيشتر با ادعيه به دست مى‌آيد.

 من به شما عزيزان توصيه ميكنم كه با صحيفه‌ى سجاديه انس بگيريد، دعاى پنجم صحيفه‌ى سجاديه را مكرر در مكرر بخوانيد. اين دعاى پنجم صحيفه‌ى سجاديه مال ماست. همه‌ى ادعيه‌ى صحيفه‌ى سجاديه همين طور است. آنجائى كه ما را به ياد مرگ مى‌اندازد، آنجائى كه ما را از لغزشها برحذر ميدارد، آنجائى كه عظمت معنويت دستگاه الهى را، از پيغمبر و ياران و ملائكه‌ى الهى را به رخ ما ميكشد، اينها همه‌اش براى ما استحكام‌بخش است. در هر ميدانى، استحكام درونى براى ما تعيين كننده است. اگر ساخت درونى - چه درون شخصىِ خود ما، درون روحى و فكرى خود ما، چه درون كليت جامعه‌ى ما - ساخت مستحكمى بود، هيچ چيز نميتواند در مقابلش بايستد. اين، مهمترين و اولين توصيه‌ى من به شماست.

 دستگاه ديپلماسى مهم است. عرصه‌ى ديپلماسى، عرصه‌ى مبارزه است؛ در اين مبارزه بايد قوى باشيد. اگر ميخواهيد قوى باشيد، ارتباط با خدا را مستحكم كنيد؛ هم خودتان، هم خانواده‌تان. خانواده را مهم بشمريد؛ چه خانواده‌ى بزرگ ديپلماسى، چه خانواده‌ى شخصى خودتان. گاهى اوقات يك رخنه‌ى كوچك در درون خانواده، ما را تغيير ميدهد. اميرالمؤمنين فرمود: زبير با ما بود، از ما اهل‌بيت بود. واقعاً هم همين جور بود. ميدانيد بعد از رحلت پيغمبر، در مسجد، در پاى منبر خليفه‌ى اول - جناب ابوبكر - حدود ده نفر از صحابه بلند شدند و صريحاً از اميرالمؤمنين دفاع كردند؛ گفتند اينجائى كه شما نشسته‌اى، حق على‌بن‌ابى‌طالب است. يكى از آن ده نفر، زبير بود! زبير، رفيق دوران عشرت نبود؛ رفيق دوران محنت بود. اميرالمؤمنين فرمود: زبير همواره با ما بود، «حتّى شبّ ابنه عبدالله»؛(6) تا پسرش عبدالله بزرگ شد، آمد توى عرصه، در تصميم‌گيرى‌ها دخالت كرد؛ آن وقت او عوض شد. زبير همانى شد كه آمد در مقابل اميرالمؤمنين شمشير كشيد! گاهى اوقات يك رخنه‌ى كوچك در درون خانواده، يك چنين اثر بسيار مهمى ميگذارد. لذا بايد جلوى اين رخنه را گرفت؛ و اين هم جز با توكل به خداى متعال، جز با ذكر، جز با توجه، امكان‌پذير نيست.

 يك نكته‌ى ديگر اين است كه امروز - همان طور كه در صحبتهاى جناب آقاى صالحى هم واضح بود - وضع آرايش سياسى دنيا در حال يك تغيير اساسى است. يك كار بزرگى دارد در دنيا انجام ميگيرد. من الان نميتوانم اين را درست تعريف كنم؛ شايد هيچ كس نتواند درست تعريف كند. يك حادثه‌اى در دنيا دارد اتفاق مى‌افتد. بخشى از اين حادثه مربوط است به همين كشورهاى اسلامى و عمدتاً عربى و اين انقلابهائى كه در اين كشورها اتفاق افتاد. اينها واقعاً انقلاب است. با يك تفسير و تحليل درست، اينها همه‌اش به معناى حقيقى كلمه انقلاب است؛ البته در قد و اندازه‌ها و قواره‌هاى مختلف. اين يك بخش از قضيه است، يك بخش از قضيه هم اين حوادث عجيبى است كه در دنيا دارد اتفاق مى‌افتد و من برايش شبيهى سراغ ندارم. حالا شما به حافظه‌ى تاريخىِ خودتان مراجعه كنيد، ببينيد شبيهى براى اينها ميشناسيد؟

 البته در قضاياى بيدارى اسلامى، چرا؛ در مواردى شباهتها و نيز تفاوتهاى اساسى‌اى با انقلابهاى گذشته‌ى اين منطقه وجود دارد؛ هرچند نه به اين عظمت و نه به اين عمق. مثلاً فرض بفرمائيد در اواخر دهه‌ى 50 و اوائل دهه‌ى 60 ميلادى در همه‌ى اين كشورهائى كه شما مشاهده ميكنيد، انقلاب رخ داد. در مصر انقلاب رخ داد، در تونس انقلاب رخ داد، در مغرب انقلاب رخ داد، در الجزائر انقلاب رخ داد؛ همه‌ى اينها حركت كردند، منتها با يك تفاوت اساسى. اولاً اين انقلابها عمومى نبود - بيشتر مجموعه‌اى و محدود بود - يك جاهائى فقط كودتا بود؛ مثل مصر كه كودتا بود، يك گروه افسر جوان آمدند سر كار؛ يك جاهائى مثل الجزائر كودتا نبود، حركت مردمى بود، منتها تحت اِشراف احزاب؛ احزاب بودند كه مسلط بودند؛ كار در اختيار مردم به معناى خاص خودش نبود. بنابراين يك تفاوت اينجورى وجود دارد و الان بكل وضعيت جور ديگرى است.

 يا اگر بخواهيم شبيه ديگرى براى اين انقلابها فكر كنيم، ميتوانيم به حوادث دهه‌ى 90 اروپاى شرقى اشاره كنيم، كه نظام اين كشورها يكى پس از ديگرى فرو ميريخت. البته تفاوت اساسى‌اش اين است كه در آن حوادث، رشته‌ى اصلى به دست آمريكا و غرب بود. مثلاً وقتى اين حوادث در لهستان شروع شد، از يك عنصر دست‌پرورده‌ى غربى - ولو حالا از طبقه‌ى كارگر - استفاده كردند؛ كه اين بعدها روشن شد. اوائلى كه حوادث اتفاق مى‌افتاد، ماها نميفهميديم چه دارد اتفاق مى‌افتد؛ ليكن بعد معلوم شد كه اين، ساخته و پرداخته‌ى غرب بوده؛ كمك كرده‌اند، چه كرده‌اند. تفاوت آن حوادث و اين انقلابها اين است كه اينجا درست نقطه‌ى مقابل آن قضاياست؛ يعنى اينجا آنچه كه دارد اتفاق مى‌افتد، على‌رغم آمريكاست كه دارد اتفاق مى‌افتد. البته تفسيرهاى وهم‌آلودى وجود دارد - شما هم ميدانيد، من هم ميدانم - كه تصور ميكنند آنچه كه در مصر يا در ليبى يا در تونس اتفاق افتاد، پشت سرش آمريكاست كه دارد مديريت ميكند. اينجور نيست، اينها توهم است. بله، آمريكائى‌ها بدشان نمى‌آمد كه به جاى عنصرى مثل مبارك، يك عنصر دموكراتِ مردمى‌اى داشته باشند كه به قدر مبارك تابع آنها باشد - اين برايشان بهتر بود - اما چنين چيزى امكان نداشت و ندارد. اگر يك عنصر دموكراتِ ميهن‌دوستى باشد، مثل مبارك امكانات كشور را در اختيار آمريكا نميگذارد؛ موضعش در مقابل اسرائيل، موضع يك صهيونيست نميشود. بنابراين، اين عملى نبود.

 اين كه ما تصور كنيم اينها براى آنكه وجهه‌ى خودشان را درست كنند، مبارك را كنار زدند تا يكى ديگر را سر جايش بياورند، يك توهم محض است. آمريكائى‌ها اگر مديريت اين حركتها را به عهده داشتند، نميگذاشتند مبارك به اين وضع رقتبار دچار شود - اين براى آنها خيلى ضرر داشت - نميگذاشتند مردم بيايند توى ميدان. مگر وقتى مردم آمدند توى خيابان، ديگر ميشود آنها را برگرداند؟ حالا به تعبير رايج - كه اهانت‌آميز است، نميخواهم - مگر ميشود اين غول را دوباره به شيشه برگرداند؟ امكان ندارد. آنها اگر ميتوانستند يك حركت طبق ميل خودشان انجام بدهند، جور ديگرى انجام ميدادند؛ شبيه‌اش را در بعضى از جاها داشتيم. مثلاً در ايران، اول كار، يك حكومت بظاهر دموكراتى را سر كار آوردند؛ يا مثلاً در زمان رژيم طاغوت، اصلاحات ارضى را راه انداختند. آنها اينجور كارهائى را ميتوانند بكنند كه تحت مديريت خودشان باشد. يك كار عمقى و اساسى كه مردم بيايند توى صحنه، وارد ميدان بشوند، شعار بدهند، از طبقات پائين مردم، جوانها الهام‌بخش رهبران باشند - كه شما در ميدان تحرير ديديد رهبران فكرى و سياسى و روشنفكرى خيلى‌هاشان بعد از مردم آمدند، دنبال مردم آمدند؛ آنها نبودند كه مردم را آوردند، مردم بودند كه آنها را آوردند - مگر چنين چيزى امكان‌پذير است؟ نخير. حركت، حركت مردمى بود. حالا چرا در اين برهه ظاهر شد؟ اين البته عوامل خودش را دارد. گاهى اوقات عوامل گوناگون متراكم ميشوند، از يك جا بروز ميكنند، كه ديگر نميشود جلويش را گرفت.

 در انقلاب خود ما هم همين جور بود. بعضى‌ها در انقلاب ما هم ميگفتند كه اين انقلاب، آمريكائى است، انگليسى است! نميدانم شماها آن وقتها را يادتان هست يا نيست؛ انقلاب عظيم اسلامى را منسوب ميكردند به اين كه اينها نشستند طراحى كردند، اين انقلاب را به وجود آوردند! خب، معلوم بود كه اين درست نبود.

 البته شكى نيست كه دستگاه‌هاى ديپلماسى فعال دنيا، سياستهاى فعال دنيا، در رأسشان آمريكا - كه در امر ديپلماسى، مثل بقيه‌ى عرصه‌هاى ديگر، فعاليتش خيلى زياد است - سعى ميكنند بر اين موج سوار بشوند، دارند تلاش ميكنند؛ نبايد گذاشت موفق شوند. ميخواهند سوار شوند، اما بعيد هم هست كه بتوانند؛ لذا عقب‌نشينى ميكنند. سر قضيه‌ى مبارك، شما ديديد؛ خود رئيس جمهور آمريكا در همان ده بيست روز، چند جور موضع متناقض گرفت: يك بار حمايت كرد، يك بار رد كرد؛ دوباره حمايت كرد، دوباره رد كرد! نميدانستند چه اتفاقى دارد مى‌افتد. بنابراين، اين فكرهاى توهم‌آميز را بايد كنار گذاشت.

 واقعيتهاى صحنه را بايد نگاه كرد. حركت عظيمى اتفاق افتاده. حركت، حركت مردمى است؛ نشان دهنده‌ى بيدارى است. اين بيدارى، صبغه‌ى اسلامى دارد. نه اينكه همه‌ى آنهائى كه توى صحنه هستند، معتقد به حكومت اسلامى باشند؛ و نه اينكه آنهائى كه معتقد به حكومت اسلامى هستند، مدل ما را قبول داشته باشند؛ اينها نيست، اينها تحليلهاى ضعيفى است، اينجورى نميشود فرض كرد؛ اما اين حركت، حركتى عمومى است؛ حركتى است متكى به مردم. مردم هم، حتّى ملى‌گراهاشان، حتّى آن وطنى‌هاشان، احزاب غيراسلامى‌شان، بالاخره شخصاً مسلمانند. اين تحليل درستى بود كه خود غربى‌ها كردند؛ گفتند امروز در هر كشورى از كشورهاى منطقه‌ى خاورميانه كه انتخابات بشود، اسلامى‌ها سر كار مى‌آيند. الان هم همين جور است، بعد از اين هم تا مدتها همين جور خواهد بود. بايد با اين چشم مسائل را نگاه كرد.

 حوادث اروپا هم كه در پى مشكلات اقتصادى به وجود آمده، خودش يك داستان مفصلى است. اين حوادث، مهم و بى‌نظير است. اينجور حادثه‌اى را ما ديگر سراغ نداريم. در اين كشورها، به شكل زنجيره‌اى و سريالى، از آمريكا گرفته تا داخل كشورهاى درجه‌ى يك اروپا، اينجور مردم شعار بدهند، اينجور بيايند توى خيابانها، اينها چيزهائى است كه سابقه ندارد. در گذشته‌ى منطقه، ما يك چنين وضعيتى را نميشناسيم.

 بايد ديپلماسى را بر اين اساس استوار كرد. جمهورى اسلامى حرف نوئى دارد؛ اين حرف نو عبارت است از مردم و ارزشهاى الهى. اين دو تا بايد با هم توأم بشوند و حركتها و جوامع را شكل بدهند. اين حرف ماست. ارزشهاى معنوى و ارزشهاى الهى، همراه با اراده‌ى مردم؛ نه تحميل بر مردم. اين حرف جديد جمهورى اسلامى است، كه از خود كلمه‌ى «جمهورى اسلامى» هم برمى‌آيد. ما، هم جمهورى هستم، هم اسلامى هستيم. اين را بايستى تبيين كرد؛ و شما براى اين كار ميدان داريد، ميتوانيد حركت كنيد.

 در زمينه‌ى همين محورهائى كه گفتند - ديپلماسى عمومى، ديپلماسى سايبرى - تلاش و فعاليت با اين نگاه و با اين هدف صورت گيرد؛ و بدانيد كه پيش ميرود. اينكه ما تصور كنيم اگر ارزشهاى معنوى را ملاك قرار داديم، كار ديپلماسى به بن‌بست خواهد خورد، غلط است؛ به بن‌بست نميخورد. ميتوان با حفظ همين ارزشها، با پاى‌فشارى بر همين ارزشها، در عرصه‌ى ديپلماسى وارد شد، فعال شد، تلاش كرد، منطق را حاكم كرد و طرفها را رفته رفته و بتدريج به مواضع خود نزديك كرد. اينكه گفتيم «عزت، حكمت، مصلحت»، حكمت اين است. حكمت اين است كه شما بتوانيد مواضع طرف مقابل را حكيمانه به مواضع خودتان نزديك كنيد؛ اينها در تضاد با هم نيستند. حكمت و عزت و مصلحت مكمل همند؛ بايد در جهت مصالح ملى باشند؛ و در درجه‌ى اول بايد با حفظ عزت ملى و عزت هويتى همراه باشند. يعنى تسليم، انسلام، انظلام، نه در مرحله‌ى باورهاى قلبى و نه در مرحله‌ى عمل و قرارداد، نبايد وجود داشته باشد؛ اين با حكمت امكان‌پذير است. دعوا كردن و اوقات‌تلخى كردن و حرف تند زدن، يك وقتى ممكن است به درد بخورد؛ اما اين روش عمومى نيست. روش عمومى، حكمت است. حكمت يعنى با منطق، متين در عرصه‌ى ديپلماسى وارد شدن. اگر چنانچه اينجورى پيش برويم، به توفيق الهى پيشرفتهاى ما هرگز متوقف نخواهد شد.

 خب، در عرصه‌ى مسائل داخلى هم خوشبختانه پيشرفت زياد است. در همه‌ى بخشها كه انسان نگاه ميكند، مى‌بيند حركت، حركت به جلو است. البته نواقص داريم، كمبود داريم. در هر زمينه‌اى يك دشمن ميتواند بر روى نقطه‌اى از نقاط منفى ما تكيه كند. بله، بلاشك همين جور است. ما در داخل كشور خودمان، از لحاظ اقتصادى، از لحاظ اخلاقى، از لحاظ جهات گوناگون، ضعفهائى داريم؛ در اين هيچ ترديدى نيست؛ مهم اين است كه ميخواهيم اين ضعفها را برطرف كنيم؛ مهم اين است كه اين ضعفها بمراتب كمتر از آن بزرگنمائى‌هائى است كه دشمنان ما دارند ميكنند؛ آنها ميخواهند اين ضعفها را تعميم بدهند و بزرگنمائى كنند و نقاط ايجابى و مثبت را با آن بپوشانند.

 خب، ما هم ديگر دعاتان كنيم. دعا ميكنيم كه ان‌شاءالله شما در اين عرصه‌ها موفق باشيد و پيش برويد. خداى متعال ان‌شاءالله به شماها كمك كند تا در دنيائى كه به نظر من دارد شكل ميگيرد - كه گفتم هنوز درست روشن نيست، براى ما قابل تحليل نيست كه چه اتفاقى دارد مى‌افتد؛ بايد كاملاً هوشمندانه رصد كنيم آنچه را كه پيش خواهد آمد و شكل خواهد گرفت - بتوانيد نقش‌آفرينىِ حقيقى و عميقى داشته باشيد.

والسّلام عليكم و رحمةالله‌

1) حج: 40
2) عنكبوت: 69
3) فتح: 6
4) حج: 38
5) بقره: 218
6) شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابى‌الحديد، ج 2، ص 167

شاخ شیطان - ویژه نامه شناخت وهابیت


شاخ شیطان - ویژه نامه شناخت وهابیت
 

مقالات ویژه نامه
 
 

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیان با سائرمسلمینوهابیان با دیدگاه خاصی که درمسئله خدا شناسی و میزان شرک و توحید دارند ،بسیاری از اعمال و عقاید مسلمین ؛ از قبیل شفاعت ، تبرک ، زیارت قبور اولیای الهی و.... را شرک و...

 
 

خواستگاه و پیداییش وهابیت وهابیت نام فرقه‌ای است که ریشه‌ای آن به قرن چهارم و اعلام آن رسماً در قرن دوازدهم توسط محمدابن عبدالوهاب صورت پذیرفت. این فرقه خود را سلفی خوانند...

 
 

بررسی شبهات وهابیت (1) توسلتوسل به عزیزان درگاه الهی از جمله مسائلی است که میان مسلمانان جهان رواج کامل دارد، و از روزی که شریعت اسلام به وسیله پیامبر (صلی الله علیه و آله) ابلاغ شد...

 
 

بررسی شبهات وهابیت (2) تبرک تبرک در لغت به معنای طلب برکت است و برکت به معنای زیادت و رشد یا سعادت است.[1] تبرک به چیزی؛ یعنی طلب برکت از طریق

 
 

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1) هرچند دولت های استعماری در پیداییش فرقه وهابیت و همچنین استمرار و گسترش این تفکر بسیار تاثیر گذار بوده است امّا عواملی دیگری نیز وجود داشته است که در این مو ضوع نقش ....

 
 

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)اشتراک قومی وفرهنگی وهابیت را با کشور های عربی با در دست داشتن منابع عظیم نفت وگاز می توان عامل مؤثری درتوسعه وگسترش وهابیت در منطقه دانست ...

 
 

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت گرچه وهابیت امروز نسبت به وهابیت قرن دوازدهم در برخی مسائل دارای تعادل نسبی به نظرمی رسد و نظریات رهبران شان را کنار گذاشته اند ولی از ان لحاظ که ...

 
 

روش های تبلیغی وهابیتوهابیون که در حال حاضر حکومت را در عربستان کاملا در دست دارند وخود شان را خادم الحرمیین معرفی می نمایند برای گسترش تفکر واندیشۀ وهابیت ...

 
 

شفاعت از منظر وهابیّت ونقد آن (1)یکی از اعتقادات عموم مسلمانان ومعتقدان به ادیان مسئله ی شفاعت است یعنی روز قیامت اولیای الهی در حق گروهی ازگناه کاران شفاعت کرده وآنان رااز عقاب جهنم نجات می دهند ...

 
 

شفاعت از منظر وهابیّت ونقد آن (2)درباره نتیجه و اثر شفاعت دو نظر وجود دارد: 1 - شفاعت به معنای از بین رفتن گناهان و عقاب است. 2 - شفاعت؛ یعنی زیادی ثواب و ترفیع درجات. بیشتر مسلمانان معتقد به قول اوّلند....

 
 

علل انحطاط و عقب ماندگی وهابیت (1)علل وعواملی که انحطاط و عقب ماندگی فرقه وهابیت تأثیر گزار بوده است را می توان بطور خلاصه به دودسته عوامل درونی و برونی تقسیم کرد : عوامل درونی عبارت است از عامل های...

 
 

علل انحطاط و عقب ماندگی وهابیت (2) 2)آ شکارشدن چهره پنهان وهابی ها وهابیت با سردادن شعارهای مذهبی وداعیه نجات اسلام به اعمال ورفتار شان رنگ مذهبی می دادند و دل عده ای از ساده لوحان را با این رنگ بازی ها بردند...

 
 

علل انحطاط و عقب ماندگی وهابیت (3) 8) نا ساز گاری با تکنولوژی و پیشرفت های علمی روز تفکر وهابیت نشأت گرفته ازهمان تفکر سلفی قرن چهارم است . این جریان (سلفی)دارای تفکرات خشک وبی روح ومخالف با استدلال عقلی بود وبا معتزله عقل گرا به نزاع پرداخت ....

 
 

چند سؤال از وهابیت (1) 8) و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ،واقعیت این است که بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امت اسلام به فرقه های متعدد تقسیم شد و هر کدام از این فرقه ها در مسیری ....

 
 

چند سؤال از وهابیت (2) سؤال. قرآن با صراحت می گوید کتاب خدا به تنهایی کافی نیست و احتیاج به مبین و مفسر دارد و آن مبین و مفسر شخص پیامبر صلی الله علیه و آله است؛ ....

 
 

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت گرچه وهابیت امروز نسبت به وهابیت قرن دوازدهم در برخی مسائل دارای تعادل نسبی به نظرمی رسد و نظریات رهبران شان را کنار گذاشته اند ولی از ان لحاظ که خشونت جزو لاینفک اندیشة وهابیت است، ....