هفتم صفر؛ روز ماتم یا سرور شیعیان ؟ + فتاوای مراجع

در منابع تاریخی برای هفتم صفر دو مناسبت مهم نقل شده است: نخست ولادت امام کاظم(ع) و دیگری روایتی غیرمشهور مبنی بر شهادت امام حسن مجتبی(ع)؛ حال شیعیان چه باید بکنند؟ مسرور باشند یا ماتم بگیرند؟
به گزارش مشرق، گرچه به پا کردن مراسم عزاداری برای حضرات معصومین(ع)، از جهت مظلومیت‌ آنان و فضیلت این آیین‌ها در تمام اعصار پسندیده است، اما حقیقت آن است که درباره تاریخ دقیق ولادت و شهادت برخی معصومین(ع) به دلایل مختلف، اختلافات بسیاری در نقل‌ها به چشم می‌خورد.

درباره هفتم ماه صفر دو قول مشهور وجود دارد: قول مشهورتر حاکی از ولادت امام موسی کاظم(ع) در چنین روزی است که به دلیل آن‌که در تقویم رسمی کشور ثبت شده و رسانه‌ای‌تر است، نسبت به قول دیگر یعنی شهادت امام حسن مجتبی(ع)، بیشتر توجه مردم را به خود جلب می‌کند؛ برخی از منابع برخلاف قول مشهور 28 صفر، روز هفتم این ماه را روز شهادت امام حسن مجتبی(ع) برشمرده‌اند.

واقعیت آن است که از هیچ‌یک از این دو مناسبت نمی‌توان گذشت. در شهر قم که اکنون قطب حوزه‌های علمی جهان تشیع محسوب می‌شود، از سال‌ها پیش رسم بوده که در هفتم صفر، گذشته از گرامی‌داشت روز ولادت امام موسی کاظم(ع)، برای شهادت امام حسن مجتبی(ع) نیز مراسم سوک و ماتم برگزار می‌شود، برخی از اماکن و معابر سیاهپوش شده و هیئاتی برای عزاداری به راه می‌افتد.

گفته می‌شود، معمول شیعیان غیر ایرانی و به‌ویژه شیعیان عراق هفتم صفر را شهادت امام حسن(ع) دانسته و در این مناسبت عزاداری می‌کنند. ظاهراً پیش از روی کار آمدن دولت صفوی، سایر شیعیان و عمدتاً شیعیان عراق، بر خلاف منابع مستند و موثق تاریخی، روز هفتم صفر را روز شهادت امام حسن مجتبی(ع) اعلام و در آن روز عزاداری می‌کردند.

همچنین نقل است که مرحوم آیت‌الله‌العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی که در کربلا و نجف درس خوانده بود، بعد از هجرت از نجف به ایران، این روش را از علمای نجف و کربلا به ایران و قم انتقال داد و از آن زمان به بعد، علما در این روز برای امام حسن مجتبی(ع) عزاداری می‌کنند.

منشأ اختلاف اقوال در تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) چیست؟

برخی معتقدند که منبع شیعیان غیر ایرانی و به‌ویژه اهل عراق در این‌که روز هفتم صفر را روز شهادت امام حسن مجتبی(ع) می‌دانند، کتاب «مصباح بلد الامین» اثر شیخ تقی‌الدین ابراهیم کفعمی، از دانشمندان بزرگ شیعه در قرن نهم و دهم هجری است.

حجت‌الاسلام و المسلمین یدالله مقدسی، پژوهشگر پژوهشکده تاریخ و سیره پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در مقاله‌ای با عنوان «بررسی و نقد گزارش‌های شهادت امام حسن مجتبی(ع)» که در شماره 49 فصل‌نامه تاریخ اسلام منتشر کرده، بر آن است که مشهورترین قول درباره شهادت امام حسن مجتبی(ع) 28 صفر است؛ گرچه در برهه‌ای از تاریخ، هفتم صفر نیز به عنوان روز شهادت مطرح شده است.

به باور حجت‌الاسلام مقدسی قول مبنی بر شهادت امام حسن(ع) در روز هفتم صفر، پیش‌تر از کفعمی و از زمان شهید اول به بعد، مطرح شده و پیش از آن در هیچ‌ یک از منابع تاریخی به چشم نمی‌خورد.

مرحوم شیخ کلینی در «کافی»، مرحوم شیخ مفید در «الارشاد»  و«مسارالشیعه»، نوبختی در «فرق‌الشیعه»، سعد بن عبدالله اشعری در «المقالات و الفرق»، شیخ طوسی در «مصباح‌المتجهد»، مرحوم طبرسی در «اعلام‌الوراء» و «تاج‌الموالید»، فتاح نیشابوری در «روضة الواعظین»، اربلی در «کشف‌الغمه» و...همگی مستندات مربوط به دوران پیش از شهید اول هستند که روز 28 صفر را به عنوان تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) نقل کرده‌اند.

این پژوهشگر در توضیح این نکته که شهید اول با استناد به چه منبعی هفتم صفر را سالروز شهادت امام حسن مجتبی(ع) دانسته، معتقد است که این نکته برای اولین بار در مستندات تاریخی، در کتابی به نام «تثبیت‌الامامة» اثر قاسم بن ابراهیم رسّی، متوفای 246 هجری و از نوادگان امام مجتبی(ع) به چشم می‌خورد که بعدها در طی زمان، صفحات غیرمعتبری از سوی نسخه‌نویسان بدان افزوده شده است.

عزا و ماتم یا جشن و سرور؟!

بنابراین مستند تمامی کسانی که روز هفتم صفر را به عنوان تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) ذکر کرده‌اند، (از جمله شیخ بهایی و دیگران)، قول شهید اول بوده است و از آنجا که شهید، متأخرتر از بزرگان دیگر بوده و آن بزرگان متقدم به منابع شیعه دسترسی داشته‌اند، قول آنان قوی‌تر است.

هرچند که قول شهادت امام حسن مجتبی(ع) در روز هفتم صفر نسبت به قول مشهور 28 صفر بسیار ضعیف است و از سوی دیگر این روز (7 صفر) در میان تواریخ ذکر شده برای تولد حضرت امام موسی کاظم(ع) قول قوی‌تری است، با این حال برپایی مراسم عزاداری و ذکر مصیبت اهل بیت(ع) در چنین روزی اصلاً محل اشکال نیست.

بنابراین ضرورتی ندارد در روزی که بسیاری از علمای جهان تشیع به سوک امام حسن مجتبی(ع) نشسته‌اند، مراسم جشن و سرور برپا شود و هیچ‌کس نمی‌تواند با استناد به منابع تاریخی نشان بدهد که شیعه از همان ابتدا بنا را بر جشن گرفتن تمام موالید معصومین(ع) داشته است و از همین روی به طریق اولی نباید جشن و سروری در زمان سیاه‌پوشی جامعه دینی برای عزای امام حسین(ع) صورت گیرد.

عزاداری برای امام حسن(ع) در روز هفتم صفر، علاوه بر این‌که نشانه احترام به شیعیان غیر ایرانی و به‌ویژه عراق و برخی از علماست، اما هرچند هم‌چنان که گفته شد از مرحوم شیخ کفعمی، شهادت امام حسن(ع) در چنین روزی نقل شده و این نقل هرچند نسبت به 28 صفر ضعیف‌تر است، اما قابل اعتناست و علما اصطلاحاً عمل را اقوی از سند می‌دانند.

فتاوای برخی از مراجع درباره این مسئله

در پایان فتاوی برخی از مراجع عظام تقلید را درباره تکلیف مؤمنین در روز هفتم صفر و مبنی بر برپایی مجالس عزا یا جشن و سرور مرور می‌کنیم:

آیت‌الله صافی گلپایگانی: برپائی مجلس میلاد ائمه علیهم السلام بسیار خوب و مناسب است اما چون هفتم صفر بنا بر بعضی اقوال مصادف با سالروز شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام می‌باشد و از طرفی تمام ماه محرم و صفر ماه‌های حزن آل الله و کاروان داغدار و مصیبت زده حضرت سیدالشهداء علیه السلام است، سزاوار است در این دوماه مجلس روضه و عزا برپا نموده و از مجالس جشن و سرور جدا اجتناب نمود.

آیت‌الله میرزا جواد تبریزی: محرم و صفر ماه‌های حزن بر سیدالشهداء و خاندان اهل بیت علیهم السلام می‌باشد و باید به مجالس عزاداری روضه خوانی بگذرد، والله العالم.

آیت‌الله فاضل لنکرانی: در این که باید یک روز اختصاص به حضرت امام مجتبی علیه السلام داشته باشد، تردیدی نیست و با توجه به اینکه روز 28 صفر روز رحلت خاتم الانبیا (صلی الله علیه و آله) هم هست و بدین لحاظ شهادت سبط اکبر علیه السلام تحت الشعاع قرار می گیرد، لذا خوب است که روز هفتم صفر را به این عنوان اختصاص دهند که (( مشهور )) هم همین است.

آیت‌الله بهجت: مناسب است در جمع بین دو قول (مشهور) در روز هفتم صفر به شهادت سبط اکبر امام مجتبی (علیه الاف التحیة والثناء) و تولد امام موسی کاظم علیه السلام ترتیب مجالس برای هر دو امام بزرگوار داده شود؛ به این صورت که مصائب امام دوم (علیه السلام) و مناقب امام هفتم (علیه السلام) را متذکر و یادآور باشند و همین احتیاط حاصل می‌شود؛ والسلام.

آیت‌الله شبیری زنجانی: عزاداری روز هفتم ماه صفر به عنوان سوگواری سبط (علیه السلام) و تعطیل بازار که سنت شیعیان بوده از شعائر دینی است که باید محفوظ بماند و با ذکر مناقب امام هفتم (علیه السلام) منافات ندارد.

آیت‌الله مکارم شیرازی: البته نظر مشهور طبق آنچه مرحوم کلینی در کافی آورده این است که شهادت آن حضرت در آخر ماه صفر است، ولی با توجه به روایت دیگری که مربوط به هفتم ماه صفر است، سزاوار است نسبت به آن روز نیز احترام رعایت شود.

آیت‌الله سیدصادق شیرازی: مراجع عظام و علمای اعلام روز هفتم ماه صفر را به عنوان روز شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام روز حزن و اندوه شمرده و اقامه عزا می نمایند و همچنین روز بیست و هشتم صفر نیز طبق قولی مصادف با روز شهادت حضرت می‌باشد.

آیت‌الله عزالدین زنجانی: ترک شادی و سرور در روز میلاد حضرت امام موسی بن جعفر(ع) ـ بر فرض صحت روایت ـ به احترام روز شهادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) یا به احترام ایام عزای حسینی اشکالی ندارد؛ چرا که بدل دارد و مؤمنین می‌توانند در روز دیگری مجلس سرور و شادی بر پا کنند و بهتر این است که در این ایام و در روز هفتم صفر مجلس سرور بر پا نشود؛ اما در مدح فضائل حضرت امام موسی بن جعفر(ع) اشعاری قرائت شود و وعاظ محترم سخنرانی کنند.

آیت‌الله وحید خراسانی: به آنچه فقیه محقق، مؤسس حوزه علمیه فرموده‌اند، باید عمل شود.

آیت‌الله سیستانی: بزرگداشت شهادت سبط اکبر امام حسن مجتبی علیه السلام و ترتیب مجالسی برای آن حضرت و ذکر مصائب و یادآوری مناقب آن امام از مصادیق تعظیم شعائر است؛ «و من یعظم شعائرالله فانها من تقوی القلوب».

منبع: تسنیم

ایران‌هراسی به بهانه 21دسامبر/ همه اختراعات آخرالزمانی + تصاویر


با وجود اینکه فقط یک روز تا 21 دسامبر مانده است، هنوز عده بسیاری تصور می‌کنند فردا جهان به پایان می‌رسد، برای همین در اقصی‌نقاط جهان، از روسیه و فرانسه گرفته تا چین و مکزیک، دست به اقدامات و اختراعات عجیبی زده‌اند.

به گزارش مشرق به نقل از فارس، هم‌زمان با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال 2012 بازار داغ شایعات درباره پایان دنیا داغ‌تر شده است، عده‌ای با استناد به تقویم قوم «مایا» در آمریکای مرکزی، روز 21 دسامبر 2012 (اول دی ماه 1391) را آخرین روز دنیا می‌دانند. در گوشه و کنار جهان برخی خرافه‌پرستان سراسیمه منتظر پایان دنیا هستند، عده‌ای به پناهنگا‌ه‌های  امن نظیر پناهگاه استالین پناه بردند، تعدادی نیز از این آشفته‌بازار سوء استفاده کرده و با ساخت جان‌پناه و فروش یا اجازه آن، سود سرشاری را نصیب خود کرده‌اند.

در این بازار داغ شایعات، حق با چه کسی است؟ در ادامه گزارش، سعی شده به این سؤال پاسخ داده شود.

در ابتدا به طرح این موضوع می‌پردازیم که مایاها چه اقوامی بودند، چرا تقویم آن‌ها کانون توجه برخی افراد شده است، آیا ادعاهای آن‌ها جنبه علمی دارد و آیا می‌توان زمان قیامت را تعیین کرد!

 

 

* مایا در کجا و از چه زمانی به وجود آمد

«مایا» نام گروهی از اقوام سرخ‌پوست در جنوب مکزیک و شمال آمریکای مرکزی و نام تمدنی قدیمی در همین منطقه‌ است، مایاها که از مشهورترین قبایل سرخپوست بودند، معمولاً شهرهایشان را در دل جنگل‌های بارانی می‌ساختند، حوزه زندگی و فعالیت مایاها حدود جنوبی کشور مکزیک و نیز سرتاسر گواتمالا و السالوادور را شامل می‌شد.

*مشهورترین تقویم مایاها

مایاها 17 تقویم متکی بر نظام کیهانی داشتند، بعضی از تقویم‌های آنان به دوران بسیار دور مثلاً به 10 میلیون سال پیش باز می‌گردد، فهمیدن بعضی از این تقویم‌ها آن‌قدر سخت است که برای محاسبه روز و سال آن باید از منجم‌ها، زمین‌شناسان و ریاضیدان‌ها کمک گرفت.

از میان تقویم‌های مایاها، سه تقویم «هاب»، «تزوکلین» و «شمارش طویل» بسیار مشهور است، محققان تاریخ تأکید دارند که مایاها -که تمدن آن‌ها بین سال‌های 300 تا 900 پیش از میلاد به اوج شکوفایی رسید- به حوادث آینده علاقه بسیاری داشتند به طوری که حتی در بناهای تاریخی آنان پیشگویی‌هایی دیده می‌شود که به بعد از تاریخ 21 دسامبر 2012 مربوط است.

از نکات جالب توجه این است که به عقیده بسیاری از محققانی که درباره این قوم کهن مطالعه کرده‌اند، اگرچه آنان پیشگویی‌های زیادی دارند، اما هیچ یک از پیشگویی‌ها مایاها به پایان زمین مرتبط نمی‌شود.

 

 

«آلفردو باریرا» یکی از باستان‌شناسان مکزیکی در گفت‌وگو با خبرنگار دیلی میل اعلام کرد که پیشگویی مایاها درباره حوادث طبیعی مانند وقوع امراض و خشکسالی بوده است نه اینکه بتوانند پایان زمین را پیشگویی کنند.

برای بررسی علمی تقویم مایاها درباره 21 دسامبر 2012 گروهی از انسان‌شناسان و بسیاری از محققان در سپتامبر 2012 در شهر «مریدا» در جنوب مکزیکوسیتی دور هم جمع شدند و درباره مفهوم تقویم شمارش طویل مایاها که از 394 دوره سالانه تشکیل شده است، گفت‌وگو کردند تا به مردم جهان ثابت کنند که 21 دسامبر 2012 آخر دنیا نیست.

جالب توجه این است که تقویم مایاها در دسامبر سال 2012 به اتمام نمی‌رسد، بلکه این تقویم مانند بسیاری از تقویم‌هایی که در خانه‌های ما وجود دارد به پایان می‌رسد، اما دوباره در یک تقویم دیگر شمارش‌ سال دیگر آغاز می‌شود.

 

 

*بررسی برخی شایعات مرتبط با 21 دسامبر

یکی از موضوعاتی که در رابطه با حوادث 21 دسامبر 2012 مطرح می‌شود، این است که شهاب سنگی به کره زمین برخورد می‌کند، در پاسخ باید گفت که همیشه شهاب سنگ‌ها و ستاره‌های دنباله‌دار بسیاری به زمین برخورد کرده‌اند، اما برخورد یک شهاب‌سنگ بسیار بزرگ با زمین دور از ذهن است. آخرین شهاب سنگی که به زمین برخورد کرد 65 میلیون سال پیش بود که باعث انقراض دایناسورها شد.

همچنین مرکز ناسا و منجمان درباره ادعای برخورد یک سیاره یا ستاره دنباله‌دار می‌گویند: اگر جرمی به آن بزرگی باشد که بتواند زمین را نابود باید حداقل از 10 سال پیش قابل رصد بود و اگر قرار باشد در چند روز آینده به زمین برخورد کند، هم اکنون باید در آسمان با چشم غیر مسلح قابل مشاهده باشد، در صورتی که چنین سیاره یا ستاره‌ای وجود ندارد.

 

 

*بازار داغ شایع روز آخر دنیا/ بسته‌ روز پایانی

برنامه‎هایی با شعارها و عبارت‎های خاص نظیر «بسته روز پایان جهان» یا «بسته خدای همه زمان‎ها» در برخی از کشورهای جهان ارایه می‌شود، به عنوان مثال هتل «ورمونت» مکزیک، ارایه درمان‎های آب گرم و گیاهان شفا‎بخش طی آیین‎های خاص مایایی، ارایه منوهای خاص از مواد ویژه محلی و آیینی همانند درخت یوکای آمریکایی در کنار مراسم موسیقی محلی و آیینی و ارایه سخنرانی و مانند آن را در دستور کار خود قرار داده است.

یا هتل «کویکس مالا» در مکزیک از 15 تا 22 دسامبر بسته آخر زمانی خود را با هدف ایجاد آرامش در مبارزه با استرس ناشی از آخر زمان به ارائه بسته‎ای به نام «جایی برای استراحت روح» ارائه کرده است، این بسته شامل اقامت یک هفته‎ای در محوطه‎ای سرسبز و آرام و زیبا، همراه با کلاس‎های یوگا، تمرکز، مراقبه، منوی نوشیدنی و مواد غذایی آرام بخش است.

برنامه‎های مشابهی نیز در هتل‎های آمریکای شمالی از جمله در هتل «کورتیس» واقع در دنور و هتل بوتیک «کیتینگ» واقع در «سن‌دیگو» و هتل «پالومار» در فیلادلفیا  اجرا می‌شود.

 

 

*بسته نجات در روسیه به چه قیمتی به فروش می‌رسد

با این وجود در روسیه، بسته نجات 21 دسامبری با قیمت 28 دلار به فروش می‌رسد، این بسته حاوی کمک‌های اولیه شامل داروی کامل ناراحتی قلبی، صابون، شمع، کبریت، یک قوطی کنسرو، یک پاکت گندم، دفترچه یادداشت و مداد، یک بطری آب و یک طناب است.

* ساخت کشتی برای در امان‌ماندن از حادثه خیالی 21 دسامبر!

«لوژنگهای» اهل ارومکی چین یکی از افرادی است که شایعه آخرین روز دنیا را باور کرده است، او برای نجات از پایان دنیا، وسیله‌ای عجیب را ساخته است، به طوری که همه اندوخته‌ زندگی‌اش را صرف ساخت کشتی کرده است که بتواند او را از طوفان حفظ کند، او تا کنون 160 هزار و 500 دلار برای ساخت کشتی هزینه کرده است.

کشتی لوژنگهای 21 متر و 2 سانتی‌متر ارتفاع و 5.15 متر عرض دارد، ‌این کشتی عجیب گنجایش 140 تن آب آشامیدنی دارد، نکته جالب توجه این است که وی هنوز نتوانسته است ساخت کشتی خود را با نزدیک شدن 21 دسامبر به پایان برساند.

 

 

*فرانسوی‌ها به کجا پناه برده‌اند؟

«بوگاراچ» نام دهکده‌ای در فرانسه است که اهالی آن معتقد هستند، امن‌‌ترین نقطه جهان است، فرانسوی‌ها که به خرافی‌ترین انسان‌های روی زمین مشهور هستند، با نزدیک شدن 21 دسامبر به این روستا سفر کرده‌اند، چرا که اعتقاد دارند محل رفت و آمد بیگانگان فضایی است، روستایی که تنها 200 نفر جمعیت دارد، اکنون پذیرای ده‌ها هزار میهمان است.

*مخترع چینی چگونه از حوادث آخر دنیا رهایی می‌یابد؟

«یانگ زونگفو» یک مخترع چینی با ساخت وسیله‌ای کروی شکل ادعا می‌کند که اگر پایان دنیا فرا برسد، اختراعش می‌تواند در برابر توفان سهمگین سالم بماند و او را نجات دهد.

یانگ زونگفو که نام اختراعش را آتلانتیس گذاشته، از 2 سال پیش ساخت آن را آغاز کرد، وی تاکنون 21 سفارش ساخت نمونه‌های مشابه آتلانتیس را گرفته است.

 

 

*چرا تقویم مایاها مهم شده است

حجت‌الاسلام محمد شهبازیان، استاد مرکز تخصصی مهدویت و کارشناس مهدویت و غرب، با اشاره به اینکه از قوم مایاها به عنوان قبایل هوشمند شناخته شده‌اند، می‌گوید: تقویم مایاها جزو بلندترین تقویم سال‌نگاری است که در بین مردم و ادیان از آن نام برده شده است، بنابراین بهترین سوژه‌ای است که از سوی شایع‌پردازان روی آن مانور داده می‌شود، چرا که هیچ تقویم طولانی در فضای سال‌نگاری و روز‌نگاری مانند تقویم مایاها وجود ندارد.

وی با بیان اینکه برخی از شبکه‌های اطلاع‌رسانی گفته‌اند که مایاها ارتباطی با اقوام آسمانی و موجودات آسمانی دارند، می‌افزاید: این مسئله به هیچ‌ عنوان اثبات نشده است،‌ مایاها انسان‌های تیزهوشی بودند که با استفاده از ریاضیات و نجوم توانسته بودند، توسط حرکت اجرام آسمانی، نوع حرکت ستارگان، نوع گردش زمین به دور خورشید و چرخش ماه دور زمین سالنامه‌ای را تدوین کنند.

حجت‌الاسلام شهبازیان با تأکید بر اینکه در هیچ کدام از ادیان ابراهیمی چیزی به نام پایان دنیا در روز 21 دسامبر سال 2012 اعلام نشده است و هیچ شاهدی در متون دینی برای اعلام تاریخی برای پایان دنیا وجود ندارد، بیان می‌کند: در مسیحیت در عهد جدید کتاب اعمال رسولان از «پلوس» نقل شده است که مسیح ظهور خواهد کرد، اما هیچ‌کس حق وقت‌گذاری برای آن را ندارد، حتی در مکتب هندو‌ها اصل چهارمی به نام «کالیوگا» (ظلمت) دارند که معتقدند دنیا از 3 هزار سال پیش وارد عصر ظلمت شده و دوران ظلمت 432 هزار سال طول می‌کشد، پس با این اعتقاد بیش از 400 هزار سال از عمر دنیا باقی مانده است.

 

  *خط کش ادیان ابراهیمی برای شایعه‌های آخرالزمان

وی با بیان اینکه ادیان الهی یک خط‌کش  و معیاری را برای تعیین روز قیامت ارائه کرده است، می‌گوید: طبق نظر ادیان ابراهیمی هر فردی که برای قیامت وقت مشخص کند، دروغگوست، مثلاً اینکه هر کسی بگوید امام زمان (عج) در فلان روز ظهور می‌کند،  دروغ می‌گوید، پس دیگر نیازی نیست که اندیشمندان و الهی‌دانان در برابر هر شایعه‌ای هر روز موضع بگیرند.

این کارشناس مهدویت با غرب با تأکید بر اینکه هیچ ادله‌ای متقن بر دست ‌داشتن لابی صهیونیسم جهانی در شایعه آخر دنیا وجود ندارد، ابراز می‌دارد: ولی به طور قطع می‌توان گفت که غرب از این شایعه نهایت سوء استفاده را کرده است، به طوری که نظام آمریکا گفته است: ای مردم! شنیده‌اید که 21 دسامبر قرار است دنیا به پایان برسد؟ معنی پایان دنیا ممکن است این باشد که جمهوری اسلامی ایران می‌خواهد با بمب اتمی به دنیا حمله کند!!!

 

 

*مستندی که سوءاستفاده آمریکا از شایعه دسامبر 2012 را رسوا می‌سازد

وی ادامه می‌دهد: به گونه‌ای که رسانه‌های آمریکایی از این موضوع در راستای تفکر خودشان به ویژه برای اسلام هراسی استفاده کردند که شواهد روشن و صریح تولید مستند «ایرانیوم» است که این تلفیقی است از کلمه ایران و اورانیوم، یعنی خطر جنگ هسته‌ای به وسیله ایران که در این مستند به آن پرداخته شده است! در این مستند جهاد، شهادت طلبی و جالب‌تر از همه روحیه موعود باوری را به چالش کشیده است.

* اقدام معنادار شبکه تلویزیونی آمریکا

حجت‌اسلام شهبازیان با اشاره به اقدام معنادار شبکه History TV channel در القای ایران‌هراسی مرتبط با شایعه‌های سال 2012، اظهار می‌دارد: در شبکه تلویزیونی تاریخ آمریکا در برنامه‌ای به پیش‌گویی‌های نوستر آداموس در سال 2012 اشاره می‌کند و می‌گوید: قرار است طبق پیش‌گویی آداموس و مایاها یک آشوب جدی در جهان به وجود آید، بعد مثال می‌زند که «ناپلئون بناپارت» و «هیتلر» جنگ جهانی ایجاد کردند، آن‌ها آدم‌های بدی بودند که دست به کشتار انسان‌ها دست زدند، آیا ممکن است فرد دیگری در سال 2012 جنگی ایجاد کند؟! همزمان با این سؤالی که مطرح می‌شود، در پس زمینه تلویزیون، تصویر رییس جمهور ایران، محمود احمدی‌نژاد را قرار می‌دهد!

 

* پایان جهان توجیه علمی و مذهبی ندارد

حجت‌الاسلام جعفر انواری عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) به مسئله شایعات اخیر مبنی بر پایان یافتن عمر کره زمین اشاره می‌کند و می‌گوید: این مسئله هیچ گونه توجیه علمی و مذهبی نداشته و شایعه‌ای پوچ و بی‌معناست.

* هجمه اعتقادات شیعی با معرفی منجی ساختگی

سید کاظم موسوی مدیر مسئول نشریه شفافیت با بیان اینکه هدف از القای آخرین روز دنیا، این است که امید از اذهان جامعه بشری پاک شود، به خبرگزاری فارس می‌گوید: جریان صهیونیسم جهانی به دنبال این است که اذهان جامعه بشری را نسبت به جنایت‌هایی که در جهان سلام رخ می‌دهد، منحرف سازد، همچنین نگاه هستی شناختی مردم جهان را از اعتقاد به وجود خداوند پاک سازد.

وی با تأکید بر اینکه غرب به دنبال آن است که خدا را از زندگی مردم مشرق‌زمین خارج سازد، می‌افزاید: آن‌ها سعی می‌کنند با ایجاد این شایعه‌ها، سناریوی «منجی دست‌ساز» را کلید بزنند تا با معرفی منجی ساختگی، تفکرات منجی‌گرایانه تشیع را به چالش بکشند.

موسوی با اشاره به ساخت فیلم «2012» در سال 2009 بیان می‌کند: این فیلم به خوبی از اهداف صهیونیسم جهانی درباره حوادث مرتبط با سال 2012 پرده بر می‌دارد. 

 

* چه کسی از زمان قیامت باخبر است؟!

با اینکه باطل‌بودن شایعه 21 دسامبر 2012 مشخص است، اما آیا تا کنون از خود پرسیده‌ایم «چرا زمان قیامت نامعلوم بودن است؟»‌ شاید یکی از دلایل این امر، اثر تربیتى آن است، زیرا اگر زمان قیامت مشخص باشد، فراموشی و غفلت همگان را فرا مى‏گیرد و اگر نزدیک باشد، پرهیز از بدی‌ها به شکل اضطرار و دور از آزادى و اختیار انجام می‌شود.

 

* قرآن کریم به شایعات روز آخر  دنیا چگونه پاسخ می‌دهد

قرآن کریم این مصحف آسمانی با خط بطلان بر همه شایعه‌های بشری درباره زمان وقوع قیامت و آخریم روز دنیا، چنین می‌فرماید: «یَسْأَلُکَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَکُونُ قَرِیبا» (احزاب، آیه 63)، مردم از تو درباره رستاخیز می‌پرسند، بگو «علم آن فقط نزد خداست» و چه می‌دانی؟ شاید رستاخیز نزدیک باشد.

با پناهیان درباره پیاده‌روی بزرگ اربعین؛ درک هویت حسینی بودن در میعادگاه بین‌المللی شیعیان


هیچ کجا مثل زیارت اربعین هویت شیعه بودن و حسینی بودن به انسان به دست نمی دهد. همانطور که شما تا حج نروید هویت مسلمانی خودتان را دقیق نمی توانید تجربه و لمس کنید. در این میعاد گاه بزرگ وقتی انسان قرار می گیرد در یک هویت شیعی و حسینی برای انسان سهل می شود.
مشرق - در آستانه اربعین حسینی و مراسم پیاده روی اربعین مصاحبه ای صمیمانه داشتیم با حاج آقا پناهیان در دفتر کارشان. ضمن تشکر از حاج آقا پناهیان که در سرمای این روزهای تهران به گرمی از ما استقبال نمودند در ادامه نظرشما را به خواندن مصاحبه هیئت رزمندگان اسلام با ایشان جلب می کنیم:

** حاج آقا پناهیان را همه به دعای ندبه و روزهای جمعه و انتظار می شناسند. چی شد که حاج آقا پناهیان اربعینی شدند؟

اولا برای زیارت اربعین روایت روشنی از امام حسن عسگری (ع) داریم که به عنوان علائم شیعیان اعلام کردند زیارت اربعین را شاید عنایت خاصی در این علامت گذاری بوده که میعاد گاه سالیانه عزاداران ابا عبد الله الحسین(ع) و عموم شیعیان باشد و این میعادگاه به طور طبیعی شکل گرفته است ، بنده چند سالی توفیق حضور در این مناسبت عظیم پیدا کردم و احساس کردم حیف هست این همه عشاق به ابا عبد الله(ع) در چنین مناسبتی فیض زیارت اربعین از دست بدهم بخصوص برای پیاده روی به سوی این زیارت اجر های با عظمتی که در روایت برایش ذکر شده است و واقعاً بنده وقتی اون حال و هوای معنویه این پیاده روی را مشاهده کردم، دیدم از نظر معنوی با پیاده روی دوران دفاع مقدس در جهاد فی سبیل الله قابل مقایسه است.

این تجربه را وقتی هر کسی از زیارت اربعین پیدا میکنه مخصوصا پیاده روی آن زیارت به دیگران منتقل بشود، طبیعتا دلهای مشتاق به سوی چنین زیارتی می شتابند. نور معنویت را حتی از تعریف کردن و انتقال تجربیات زیارت اربعین دریافت می کنند. ما هم وقتی به هرکدام از جوانان این تجربه منتقل می کنیم می بینیم که آنها هم مشتاق شدند که و اگراهل زیارت هستند اربعین را حتما درک کنند و حتی بعضی ها اگر زیاد هم اهل زیارت نبودند، اما جز زائرین ثابت کربلای معلی شدند.

** ما در ماه محرم دهه محرم و روزهایی چون تاسوعا و عاشورا و شام غریبان رو داریم. سئوالم را اینطور می خوام بپرسم.چه نیازی به این هست که اربعین رو اینقدر پررنگ کنیم؟ چه چیزی در اربعین هست که در دیگر روزهای عزاداری نیست؟

وجود یک روز به عنوان روزی که عزاداران حضرت ابا عبد الله حسین (ع) در کربلا تجمع کنند به عنوان یک میعادگاه بزرگ از نظر آثار اجتماعی و بین الملی قابل مقایسه با زیارت هایی که در طول سال انجام می گیرد نیست و نخواهد بود. وقتی ائمه الهدی (ع) به اربعین سفارش کردند لابد می دانستند زمانی خواهد رسید که میلیون ها نفر از مستاقان علاقه مند هستند که زیارت اربعین را درک کنند این سفارش ها توسط آخرین امامی که در بین شیعیان حضور داشتند مثل امام حسن عسگری (ع) انجام گرفته و آدم احساس می کند یک معنای ویژه ای در این سفارش بوده که گویی اهل بیت عصمت و طهارت خودشان علاقه مند و مصّر بودند برای اینکه اربعین را میعادگاه قرار بدهند برای کربلا ابا عبد الله الحسین(ع).

این میعادگاه به واسطه سفارش اهل بیت به طور طبیعی شکل گرفته و اساسا کسانی که عزادار ابا عبد الله الحسین(ع) هستند دوست دارند هرموقع که مشرف به کربلا شدند کربلا را در اوج شور و احساس ببینند و ادم که زمانی رفت کربلا، اگر کربلا خلوت باشد و اون شور احساس حسینی در آن فراوان نباشد، گاهی احساس غریبی می کند. ولی وقتی که شور حسینی در اربعین در کربلا احیا می شود و برای خودش عاشورای دیگر رقم می خورد ، در متن آن شور زیارت اباعبدالله الحسین(ع) یک حال و هوای دیگه ای دارد.

ائمه هدی(ع) به کرات در روایات پیاده روی را توصیه کردند از مسیر های چه بسا دور برای هر قدمش اجر و مغفرت ویژه ای در نظر گرفته اند. در روایات آماده است کسی که به حرم ابا عبد الله الحسین (ع) برود به هنگام بازگشت ملائکه الهی با او مصاحفه می کنند و به او می گویند آنچه در گذشته زندگی تو بوده بخشیده شد ، و روز تازه ای در زندگی ات آغاز شده است ؛ تاکید بر پیاده روی به صورت یک یا دو مورد یا با تاکید اندک نبوده است. معلوم می شود ائمه هدی(ع) تدبیری داشته‌اند برای زمانی که نفوس شیعیان زیاد می شوند قدرت و امکانات پیدا می‌کنند بیابان های اطراف کربلا معلی مملو از خانه هایی می شود که زائران ابا عبد الله الحسین (ع) هستند چون ائمه الهدی به چشم انداز ها نگاه می کردند بعد توصیه می‌فرمودند. این گونه نبود که توصیه ای داشته باشند بعد در نظر نگیرید آن جمعیت های فراوان را و اجری هم برای کسانی که پیاده می روند به حساب بیاورند.

البته اجر پیاده‌روی برای یک مکان زیارتی مثل مدینه منوره یا مکه مکرمه برای حج عمره قبلا ذکر شده و در روایات به صورت نمونه آمده است. همان زمانی که ائمه هدی پیاده‌روی را توصیه می‌کردند، چنانچه با مرکب می رفتند از جهت سرعت حرکت، فرق زیادی با پیاده روی نمی‌کرد، اما سیره اولیاالله این بود که مرکب را کنار می گذاشتند و با پای پیاده می رفتند. معلوم می شود این پیاده روی خیلی از نظر معنوی موضوعیت داره. آثار بسیار عمیقی در وجود انسان می‌گذارد هر کسی رفته این تجربه را احساس کرده است.

** حاج آقا برکسی پوشیده نیست که انقلاب اسلامی ما از حادثه عاشورا نشآت گرفته است و بحث اربعین در اربعین شهدای انقلاب نقش مهمی در پیروزی انقلاب داشت.به نظر شما فلسفه بزرگداشت اربعین چه نقشی می تواند در تداوم و حفظ نظام داشته باشد؟

ما در اربعین حسینی شعار حسینی خودمان را جهانی می کنیم. ما در این بزرگ ترین تجمع شیعیان حول حماسه ابا عبد الله حسین (ع) می توانیم به تعمیق ارزش های حسینی جامعه شیعی بپردازیم. وقتی که ارزش های حماسی ابا عبدالله الحسین (ع) در جامعۀ شیعی تعمیق پیدا کند و بیش از پیش تثبیت بشود آثار گرانبهای آن در ابعاد مختلف کاملا مشهود خواهد بود. یکی از آثار آن استکبار ستیزی است. یکی از آثار آن ظلم ستیزی است. یکی از آن آثار اهتمام بیش از پیش دیدن داری است.

** حاج آقا پناهیان به چه گوهری در اربعین رسیده است که دوست داشته باشد آنرا بادیگر افرادی که تشنه کسب معارف بلند اهل بیت هستند به اشتراک بگذارد؟

وقتی انسان در مسیر اربعین، خودش را قطره‌ای از یک اقیانوس می بیند تجربه ای از فناء فی الله و فدای اهل بیت شدن را در جان انسان به نمایش می‌گذارد. البته هرکسی به اندازه خودش از چنین تجربه ی معنوی بهره می برد. وقتی انسان در مسیر کربلا ابا عبد الله الحسین (ع) پاهایش خسته می شود و خستگی را عمیقا با جسم خودش احساس می کند ارتباط روحی اش هم با ابا عبد الحسین(ع) بیشتر می شود. اصلا تا شما خرج نکنی به حد کمال نخواهد رسید.

** یکی از نشانه های ایمان برای مومن در زیارت اربعین حضرت اباعبد الله الحسین(ع) دانستند چه توفیقاتی که این همه سفارش شده از زیارت ابا عبد الله؟

به نظرم خواسته اند میعاد گاه درست کنند، ما در روایات داریم اگر کسی اهل بهشت هم باشد ولی زیارت امام حسین (ع) نرود در طبقه پایین بهشت قرار می‌گیرد و او را در مراتب بالای بهشت راه نخواهند داد. اگر اهل بهشت باشد، شیعه نمی تواند بدون زیارت کربلای ابا عبد الله الحسین(ع) به بهشت راه پیدا کند چون مستقلا تاکیدات فراوانی داریم بر زیارت ابا عبد الله الحسین(ع)، و مستقلاً تاکیدات فراوانی بر پیاده روی و مستقلا یک تاکید ویژه داریم برای زیارت اربعین. اگر این ها را با هم شیعه با هوش جمع کند تبدیل می شود به یک میعادگاه بین اللملی.

شما وسط این اربعین یک سرمایه بزرگ اجتماعی برای جهان تشیع می توانید در شکستن حیطه استکبار ببینید در احساس هویت و عزت مندی پیدا کردن شیعیان و همه آنها ببینید؛ اساسا شما ببینید این میعادگاه که با اشاره اهل بیت عصمت و طهارت شکل گرفته در چهره شیعیان اثری از غم و اندوه غربت و تنهایی نیست، هم احساس عزت می کنند هم احساس فرهمندی می کنند. می توانند مفتخر بشوند به ابا عبد الله الحسین(ع). یک بخشی است برای درک هویت شیعی و دینی ، اگر کسی این هویت را لمس بکند واقعاً شیعه‌تر خواهد شد.

شیعه بودن از یک گفت و گوی معرفتی صرف یا نظریه صرف خارج نمی شود بلکه از محدوده چند عمل عبادی و یا اخلاقی خارج می شود. واقعا جان او را تبدیل می کند به جان یک مومنی که تاسی بکند به اهل بیت عصمت و طهارت ، و هیچ کجا مثل زیارت اربعین هویت شیعه بودن و حسینی بودن به انسان به دست نمی دهد. همانطور که شما تا حج نروید هویت مسلمانی خودتان را دقیق نمی توانید تجربه و لمس کنید. در این میعاد گاه بزرگ وقتی انسان قرار می گیرد در یک هویت شیعی و حسینی برای انسان سهل می شود.

شما اگر خودتان در اربعین در مسیر اربعین آنجا واقعا درک می کنید کی هستیم، ما عزاداران ابا عبد الله الحسین (ع) ما علاقه مندان به اهل بیت، ما شیعیان امیر المومنین هویتی داریم! این عمیقا در جان انسان می شیند و مهم ترین عامل تثبیت و توسعه معنویت شیعیان خواهد بود.

خورشید خورشید است حتی در چهار دیواری زندان- ویژه نامه ولادت امام موسی کاظم علیه السلام


 

مقالات ویژه نامه
 
 

زندگی نامه امام کاظم(علیه السلام ) (1 ) نام امام هفتم ما , موسی و لقب آن حضرت کاظم (علیه السلام) کنیه آن امام ابوالحسن و ابوابراهیم ، مادرش بانویی بافضیلت بنام «حمیده»، و پدرش پیشوای ششم حضرت صادق - علیه‏السلام -،...

 
 

عبد صالح ، کانون حکمت و اندیشههفتمین جلوه خورشید هدایت و وارث ولایت کبری؛ امام موسی کاظم(ع) در هفتمین روز ماه صفر 128 ق. در «ابواء» منطقه ای میان مکه و مدینه چشم به جهان گشود. دو دهه نخست حیاتش را در کنار پدر گذراند ...

 
 

امام کاظم(ع)؛ تجلی سخاوت بی پایان علومهفتمین ستاره تابناک امامت و ولایت؛ ابوالحسن موسی بن جعفر(ع) یکشنبه 7صفر 129ه. ق (به روایتی 128ه.ق )در روستای ابواء (منزلی میان مکه و مدینه) دیده به جهان گشود. ...

 
 

نقش امام موسی کاظم علیه السلام در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی (1) این تحقیق اختصاص به موضوع «نقش امام موسی کاظم در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی» دارد. سعی شده در این تحقیق از منابع اصلی؛ از جمله الارشاد شیخ مفید، مروج الذهب مسعودی، ....

 
 

احیاگر جنبش علمی امام صادق (ع) هفتم صفر سال 128 هجری آسمان «ابواء»- منطقه کوچکی میان مکه و مدینه- با شکفتن گلی دیگر از گلستان امامت عطرآگین گشت. موسی کاظم(ع) از مادری...

 
 

حق گرایی و باطل ستیزی امام کاظم (ع) امام موسی کاظم(ع) همانند دیگر اوصیای الهی کوشید تا در قول و عمل به عنوان نمونه عینی و شاهد کامل الهی ظاهر شود. زندگی او سرشار از آموزه ها و درس هایی است که می تواند...

 
 

گوشه هایی از مکارم اخلاقی امام کاظم علیه السلامحسن بن جهم می گوید: در محضر امام رضا (ع) بودیم، سخن از امام کاظم(ع) به میان آمد، امام رضا (ع) فرمود: با این که عقل های مردم قابل مقایسه ی منطقی با عقل پدرم (امام کاظم) نبود...

 
 

حکایاتی شگرف از امام کاظم(علیه السلام)مرحوم طبرسی در کتاب شریف خود به نام احتجاج آورده است : روزی مهدی عبّاسی با حضور بعضی از علماء اهل سنّت و از آن جمله ابویوسف - که یکی از علماء برجسته دربار به حساب می آمد،...

 
 

جستاری درفضائل وسیره امام کاظم (علیه السلام) شیخ مفید رضوان الله علیه فرموده: ابوالحسن موسى بن جعفر (علیه السلام) عابدترین و فقیه‏ترین اهل زمانش بود، از همه سخى‏تر و از لحاظ کرامت نفس در عالیترین درجه قرار داشت.....

 
 

رهنمود های تربیتی امام موسی کاظم (علیه السلام ) تربیت یکی از مهمترین مقوله های مطرح و قابل توجه برای تحصیل کمالات روحانی و نفسانی می باشد که اهل بیت علیهم السلام نیز به آن بسیار سفارش نموده اند. مسئله تربیت...

 
 

قرآن در سیره و سخن امام کاظم (علیه السلام)بسیاری از پرسشگران، سؤالات خود را به گونه ای تنظیم و طرح می کنند که مطلب ندانسته ای را در زندگی خود به علم مفید تبدیل کنند، اما برخی دیگر نه تنها به دنبال پاسخ نیستند...

 
 

از مرزبانی فکری تا مجاهدات اجتماعی و سیاسیکسی که در کسوت عالم دینی درمی آید و راه فقاهت و مجاهدت علمی می پوید و به اندیشه وری و دین ورزی می رسد از همان آغاز و به موازات علم اندوزی و بینش یابی مسئولیت های ...

 
 

امام کاظم (ع) اسوه ظلم ستیزی بی تردید برای استواری و مقاومت در راه عقیده، پشتوانه ای قوی و نیرومند لازم است. طبق آموزه های قرآنی بهترین پشتوانه هر انسان حقیقت طلبی، اتکا به حضرت پروردگار است ...

 
 

اشعار ولادت امام کاظم(علیه السلام) بر در دروازه‏ ى حاجات دل تا سحرم مست مناجات دل راز و نیاز دل ما ذکر دوست نیست کسى هر آنچه باشد از اوست دست طلب به سوى او روز و شام مسئلت از غیر جمالش حرام...

درد دل های دکتر علی شریعتی با قرآن


قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "

 چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .
 
 قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .

یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و …  آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،

‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .

آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم.

از رحمت خدا نا امید نشید


گفتم: خسته‌ام   
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
     .:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
     .:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.


گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
     .:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.



گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
     .:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.



گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
     .:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.



گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
     .:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.


گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
     .:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.


گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل...  اصلا چطور دلت میاد؟   
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
     .:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.


گفتم: دلم گرفته 
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
     .:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا  شاد باشن (یونس/58) ::.


گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله   
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
     .:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.


گفتم: خیلی چاکریم!   
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:

و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) ::.


گفتم:...
دیگه چیزی برای گفتن نداشتم.

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم
گفتی: فانی قریب
     .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.


گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.


گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.


گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟     
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.


گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.


گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.


گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
     .:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.


گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! ...  توبه می‌کنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.


ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک     
گفتی: الیس الله بکاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.


گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

شب عاشقان بی دل - ویژه نامه شب یلدا


 

مقالات ویژه نامه
 
 

یلــدادی ماه، در ایران کهن، چهار جشن را در بر داشت : نخستین روز ماه دی - که موضوع این جستار است - و روزهای هشتم، پانزدهم و بیست وسوم، سه روزی که نام ماه و نام روز یکی بود. ...

 
 

تاریخچه شب یلدا • شرق شناسان و مورخان متفق القولند که ایرانیان چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را که درازترین و تاریک ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند ...

 
 

آشنایی با شب یلدا انار و هندوانه را که در کنار هم ببینی نمی‌توانی یاد چیزی جز یلدا بیفتی. شبی که می‌گویند خورشید در آن متولد شده است و هر روز که از آن می‌گذرد، یک دقیقه به طول روز اضافه می‌شود. ...

 
 

شب یلدا برگی از تمدن کهن ایران اهالی مهربان و بی ادعای این مرز و بوم، روزگاری نه چندان دور، در میان همه سردی و سیاهی زمستان، شبی را پاس می‌داشتند که پیش از هر چیز نمایشگر انس و الفتی بود که کودکان سرخوش ...

 
 

نگاهی به آیین‌ها، آداب و رسوم و جشن‌های شب یلدا یلدا لغت سریانی است به معنی میلاد و چون شب یلدا، با میلاد مسیح تطبیق می‌کرده، از این رو بدین نام نامیده‌اند. باید توجه داشت جشن میلاد مسیح که در 25 دسامبر تثبیت شده، در اصل جشن ظهور میترا بوده ....

 
 

شب یلدا با حافظقرنهاست که طولانی ترین شب سال در خانه های ایرانیان با گرمی مراسم یلدا برگزار می شود مراسمی که هنوز گرمایش را به زندگی شهری ، عوض شدن روابط و حتی فاصله ها نداده است ، ...

 
 

خواص آجیل شب یلدا در شب یلدا، میوه‌های خشک یا آلبالو و آلوهایی که در فریزر نگهداری می‌شود، هم در سفره می‌گذارند. یکی از این میوه‌های خشک، انجیر است. این میوه مغذی و خوش طعم است ...

«پاراچنار»؛ این غریب زیبا+ تصاویر

پاراچنار از مناطق زیبای پاکستان در نزدیک‌های مرز با کشور افغانستان است که سال‌ها مورد بی‌مهری و غفلت دولتمردان این کشور قرار گرفته است.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، شهر پاراچنار در منطقه «کرم ایجنسی» و بخشی از مناطق قبایلی پاکستان است.

این منطقه تحت تابعیت هیچ استانی نیست و مستقیما توسط دولت فدرال کنترل می‌شود.

پاراچنار موقعیت بسیار مهمی از لحاظ استراتژیک دارد و از 3 طرف با افغانستان که در حال حاضر شاهد حضور طالبان است، مجاور است.

این منطقه فقط از سمت شرق به پاکستان متصل است که این مناطق نیز تحت نفوذ طالبان قرار دارند. 

98 درصد جمعیت این شهر را شیعیان تشکیل می‌دهند.

تنها یک جاده به این منطقه منتهی می‌شود که البته حدود شش ماه است به خاطر نگرانی‌های امنیتی مردم، تقریبا بدون استفاده مانده و مردم تنها در موارد اضطراری از آن استفاده می‌کنند.

نام پاراچنار، به خاطر وجود درخت بزرگ چناری است که در این منطقه وجود دارد.

در این منطقه قبیله مشهوری به نام «پاری‌خیل» وجود دارد که معمولا برای حل و فصل مشکلات خود، در زیر این درخت جمع می‌شوند و به همین علت به این شهر، پاراچنار می‌گویند.

این شهر به‌رغم اینکه دارای زیبایی‌ها و منابع طبیعی منحصر به فردی است اما تقریبا یک شهر فراموش شده است.

تنها نخست‌وزیری که از این منطقه دیدن کرد، «ذوالفقار علی بوتو» بود که در سال 1975 به پاراچنار  رفت و قول داد که یک دانشکده پزشکی در این شهر تأسیس کند که این وعده هیچگاه عملی نشد.

این مکان به خاطر اینکه در قلب شهر اصلی قرار گرفته است، «نقطه صفر» نامیده می‌شود.

از 2000 سال پیش تاکنون، این منطقه به عنوان مسیری که افغانستان را به هند متصل می‌کرد مورد استفاده قرار داشته است.

در این شهر، 2 قبیله مهم به نام‌های «توری» و «بنگاش» زندگی می‌کنند که البته کنترل این منطقه بیشتر در دست قبیله توری است.

پاراچنار درواقع یکی از دره‌های رودخانه ‌«کرم» است و مناطق روستایی آن جلوه‌ای باشکوه از زیبایی‌های طبیعی را به نمایش گذاشته‌اند.

    بارش برف در روستای شیلوزان

   «پارن دیتا» قدیمی‌ترین ساختمان در شهر پاراچنار

   جاده منتهی به پاراچنار

 به خاطر عدم توجه دولت و نیز ارتباط کم مردم این منطقه با سایر نقاط کشور، کیفیت آموزش در این شهر وضعیت مناسبی ندارد.

   رودخانه «مالانا»

  سد مالانا نیز اگرچه سد بزرگی نبوده و برق تولید نمی‌کند اما تاحدودی آب را برای مصارف محلی ذخیره می‌کند.

«کوه سفید» یا «اسپینگر»، اصلی‌ترین رشته کوه این منطقه است که چون در تمام ایام سال پوشیده از برف است به این نام خوانده می‌شود.

  «سیکارام سار» بلندترین قله این کوه است که  4728 متر ارتفاع دارد و نوعی مرز طبیعی با افغانستان است.

  «استراحتگاه چاپاری»، که در فصل تابستان محل اقامت مقامات و سایر مسافران است.

اغلب مردم این منطقه غالبا بیسواد بوده و از طریق کشاورزی در زمین ملاکان امرار معاش می‌کنند اما تعداد قابل توجهی از مردم این شهر نیز در خارج اقامت و کار کرده و باعث رونق نسبی این منطقه شده‌اند.

پیام رهبر انقلاب به کنگره بزرگداشت علامه قطب‌الدّین شیرازی؛ سعی کنید این شخصیّتهای برجسته را به عنوا


با وجود این الگوها، لزومی ندارد که ما افرادی را از اعماق تاریکی‌های قرون وسطای اروپا بیرون بکشیم و آنانرا به عنوان یک شخصیت معرفی کنیم.
به گزارش مشرق به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام به کنگره بین المللی علامه حکیم قطب الدّین شیرازی با تاکید بر ضرورت تبیین دوران شکوفایی علمی در کشور و همچنین معرفی شخصیتهای برجسته به عنوان الگو برای نسل جوانِ امروز افزودند: با وجود این الگوها، لزومی ندارد که ما افرادی را از اعماق تاریکی‌های قرون وسطای اروپا بیرون بکشیم و آنانرا به عنوان یک شخصیت معرفی کنیم. 

متن پیام رهبر معظم انقلاب که صبح امروز(چهارشنبه) از سوی آیت الله ایمانی نماینده ولی فقیه در استان فارس و امام جمعه شیراز در این کنگره قرائت شد، به شرح زیر است: 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

بزرگداشت کسانی از قبیل قطب الدّین شیرازی کار بسیار مفیدی است. من در ذهنم بود که پزشک ها، زرنگی کردند و قطب شیرازی را برده اند به عالم پزشکی؛ چون ایشان در درجه اوّل فیلسوف است، شاگرد خواجه نصیر و شارح شرح حکمت الاشراق و اینها است؛ و البتّه طبیب هم هست، طبیب برجسته ای است؛ [و هم] منجم است، ایشان در ساخت رصدخانه معروف مراغه سهیم بوده؛ یعنی یک انسان بزرگی است. امّا این بیان آقای دکتر لنکرانی، بیان خوبی بود. یعنی همین که ما توجّه بکنیم که دانشمندان بزرگ ما در دوران های مختلف اسلامی، در رشته های مختلف تبحّر داشته اند؛ صِرف این نبود که یک لقمه از اینجا، یک لقمه از آنجا، یک لقمه از آنجا؛ نه، ایشان در عالم پزشکی یک آدم برجسته است؛ همانطور که اشاره کردید، مهمترین شرح قانون بوعلی را او نوشته؛ در زمینه فلسفه، یک فیلسوف به معنای حقیقی کلمه؛ در زمینه ی نجوم و هیئت، یک انسان وارد و متخصّص است؛ ادیب است، شاعر است: شعر عربی، شعر فارسی؛ و شاید علوم دیگری.
یعنی این نکته مورد توجّه باشد که تخصّص گرایی به معنای محدود کردن ذهن و فکر انسان، یک نکته برجسته ای نیست -که همین طور تخصّصها پشت سر هم همدیگر را میشکافند و یک تخصّص کوچکتری، دائره ی محدودتری به وجود می آید؛ به یک معنا به خاطر رسیدگی به وضع زندگی انسان در آن تخصّص خاص چیز خوبی است، امّا به یک معنا محدود کردن انسان است- چون ظرفیّت ذهن انسان خیلی وسیع است و میتواند در همه ی این امور صاحب نظر باشد.
این‌جور نباشد که کسی که پزشک است، مثلاً در زمینه ی علوم دینی یا در زمینه ی فلسفه، یک آدم عامی ای محسوب بشود؛ نه، چقدر خوب است که یک پزشک، در زمینه ی علوم دیگر- در زمینه ی علوم عقلی، در زمینه ی علوم دقیقه، مسائل گوناگون طبیعی- حداقّل صاحبِ اطّلاع باشد و این کار را ما بتوانیم در کشورمان پیش ببریم. البتّه این به معنای تعطیل کردن تخصّصها به هیچ وجه نیست، بلکه به معنای بهره مند کردن ذهن متخصّصین از محیط های فراتر از حدّ تخصّص آنها است. 

خب؛ شیراز البتّه مرکز مهمّی است، و بزرگانی در شیراز پرورش پیدا کرده اند؛ خود این هم در سرزمینهای گوناگون ما نکته ای است؛ من این را در سفر شیراز هم – همین چند سال قبل از این- گفتم. واقعاً شیراز جزو سرزمینهایی از کشور ما است که یک ظرفیّت نامحدودی دارد؛ انسان در هر بخشی نگاه میکند، می بیند منطقه فارس و شیراز- البتّه شیراز که میگوییم، منظورمان کلّ فارس است، کما اینکه قطب شیرازی هم کازرونی است- یک منطقه ی بسیار حاصلخیزی است از لحاظ تربیت استعدادهای برجسته ی انسانی؛ شاعر، ادیب، فیلسوف، عالمِ به معنای مصطلح امروزی؛ در رشته های مختلف علوم- در همه رشته ها- برجستگانی از این منطقه برخاسته اند. خب این در واقع به یک معنا شناسنامه ی این منطقه است که کسانی که در این منطقه مشغول کار تعلیم و تربیت و پرورش افکار و استعدادها هستند، به این نکته توجّه کنند که[در] اینجا یک استعداد بی پایانی از لحاظ اسلامی وجود دارد. حالا همین قطب شیرازی، ایشان علّامه ی شیرازی است، یعنی به عنوان علّامه شناخته میشود، به خاطر همین که در فنون مختلف[متخصص بوده]؛ به هر حال سعی کنید این شخصیّتهای برجسته را به عنوان الگوهایی برای نسل جوانِ امروزِ ما معرفی کنید که جوان امروز بداند که میتواند الگویش این باشد. هیچ لزومی ندارد که ما یک شخصیّت را از اعماق تاریکی ‌های قرون وسطای اروپا بکشیم بیرون، او را به عنوان یک شخصیّت معرّفی کنیم. اینها [الگو] هستند. 

ثانیاً توجه کنند به این که جریان علمی در کشور ما، در دورانی که در غرب و در اروپا خبری نبوده شکوفایی هایی داشته. در قرن هفتم هجری - چون ایشان از دانشمندان قرن هفتم است، یعنی ایشان اوائل اول قرن هشتم ظاهراً از دنیا رفته، یعنی جزو علمای قرن هفتم محسوب میشود- یعنی قرن سیزده و چهارده میلادی، شما ببینید در اروپا چه خبر بوده؟ چه کسانی بودند؟ یعنی در اروپا، نور علم تابیده نشده بود؛ آن ‌وقت اینجور شخصیّتهای برجسته ای در اینجا از قبیل خواجه نصیر و کاتبی- که یکی از اساتید او هم کاتبی است؛ کاتبی قزوینی، فیلسوف برجسته ی بزرگ- و دیگران و همچنین امثال قطب شیرازی، در آن وقت هستند. 

امیدواریم ان‌ شاءالله خداوند کمک کند بهتان، بتوانید این کار را خیلی خوب از آب در بیاورید. 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته 
 
* متن پیام برگرفته از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی است که در تاریخ 13/9/1391 در دیدار دست اندرکاران برگزاری کنگره بین المللی علامه حکیم قطب الدّین شیرازی بیان شده است.

سردار نقدي در بيت پدري استاد بسيجي شهيد مجيد شهرياري:  شهادت دكتر شهرياري، دنيا را نسبت به مظلوميت

http://basij.ir/attachment/4297060.jpg

به گزارش پايگاه اينترنتي بسيج، سرتيپ بسيجي محمدرضا نقدي در زنجان با حضور در بيت پدري استاد بسيجي شهيد دكتر مجيد شهرياري با مادر و برادر ايشان ديدار كردند. سردار نقدي در اين ديدار خطاب به مادر شهيد گفت: ما مديون شما و فرزند بزرگوار شما هستيم و وظيفه خود مي دانيم از شما تشكر كنيم كه فرزندي با اين عظمت را تربيت كرده ايد چرا كه از اثر مي توان به نقش موثر پي برد.

وي با بيان اينكه والدين شهدا هميشه چراغ راه ملت هستند ادامه داد: شهيد شهرياري توانست آن همه خدمات را در زندگي مادي خود ارائه كند و با شهادت خود نيز انسان هاي زيادي را بيدار كرد و دنيا را نسبت به مظلوميت جمهوري اسلامي آشنا نمود.
رييس سازمان بسيج مستضعفين به انتخاب انسان هاي خوب براي ماندگاري و اقامت دائمي در بهشت توسط خداوند اشاره نموده و اظهار داشت: ما مديون همه مادران شهدا هستيم به خصوص مادر شهيدي كه داراي ارزش هاي علمي، اخلاقي، معنوي و ديني بود.
وي در ادامه با بيان خاطره اي از ايشان بيان كرد: وقتي براي بازديد به كلاس ايشان در دانشگاه رفتم، مشاهده كردم كه دختران دانشجوي مقطع كارشناسي ارشد و دكترا در آزمايشگاه عملي ايشان با حجاب مناسب و كامل حضور دارند. وقتي از دليل تفاوت پوشش اين دانشجويان نسبت به ديگر دختران دانشجو سوال كردم، گفتند كه اين دختران دانشجو با مشاهده رفتار و برخورد مناسب شهيد شهرياري اين نحوه پوشش را انتخاب كرده اند و شهيد شهرياري در اين زمينه به ايشان چيزي نگفته است.
جانشين فرمانده كل سپاه در امر بسيج ضمن اشاره به پنهان بودن اولياي الهي نزد مردم و مشهور بودن ايشان نزد خداوند خاطرنشان كرد: انشاء الله به زودي كنگره بزرگداشت شهداي جهاد علمي توسط بسيج برگزار مي شود.
سردار نقدي ريشه عظمت روحي ايجاد شده براي يك شهيد را در امور معنوي ايام نوجواني و جواني او بيان كرد كه باعث درست ديدن دنيا و واقعيت هاي آن مي شود. در ابتداي اين ديدار صميمانه، مادر و برادر شهيد شهرياري به بيان خاطراتي از اين استاد بسيجي پرداختند.

حکایت آن مرد غریب- ویژه نامه روز تجلیل از شهید تندگویان


 

مقالات ویژه نامه
 
 

شهید غریب قریب شهید مهندس محمدجواد تندگویان، بالاترین مقام کشوری جمهوری اسلامی ایران بود در دوران هشت ساله دفاع مقدس توسط عمّال بعثی صهیونیستی رژیم صدام به اسارت گرفته شد....

 
 

تندگویان به تاریخ پیوست(1)آن چه می‌خوانید، متنی است زیبا و به غایت پراحساس که مهندس سیدحسن سادات آن را به رشته تحریر در آورده است. ایشان از دوستان و همراهان شهید محمدجواد تندگویان بوده است...

 
 

مرد زمان جنگ و مدیر دوره صلح (1)مهندس سید محسن یحیوی،مدیر مناطق نفت جنوب در دوره چهل روزه وزارت شهید تندگویان و جزء گروهی که به همراه آن عزیزبه اسارت دشمن درآمد. مهندس یحیوی پیش ازآن دوره چهل روزه ...

 
 

آثاری ماندگار در یک ماه وزارت(1) شاید بیشتر کسانی که شهید تندگویان را می شناختند یا از او خاطره هایی دارند، کسانی هستند که دریک مقطعی کوتاه و به مناسبتی ویژه با او دوست بودند، اماشنیدن خاطره های مربوط ....

 
 

رمزجاودانگی صرف نظرازاسنادی که در طی سال های شکوهمند دفاع مقدس و درمیان غنایم جنگی به دست غیورمردان مسلمان ایران زمین می‌افتاد، طبیعی بود که درپایان 8 سال جنگ تحمیلی، سیل اسناد...

 
 

شمه ای از ویژگیهای شهید تند گویان علی صدیقی، دوست و همکارشهید تندگویان، در تمام طول مدت مصاحبه،آن چنان با حس و حال و اشتیاق از دوست شهیدش صحبت می کند که آثار علاقه به او را در تمام حرکات...

 
 

دوره طلایی عمر شهید تندگویان(1) سیدعلی اصغرتقوی،پژوهشگر و دارای تحصیلات عالیه حوزوی، مدرس دانشگاه های آزاد و دولتی و نویسنده و فیلم ساز، از سال 1373 نویسندگی را با نوشتن خاطراتی از دو برادرشهیدش آغاز کرده...

 
 

یاس در قفس(1)جواد کاموربخشایش،محقق جوان تاریخ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، کتاب «یاس در قفس» را با محتوای زندگی نامه داستانی شهید مهندس تندگویان تهیه و منتشر کرده است. ...

 
 

یادی از یک دوست بی ریا(1)علی اصغرلوح،یک از نزدیک ترین دوستان، همکاران و هم دانشکده‌ای های شهید تندگویان بوده است. وی، با فروتنی تمام، تاکنون کمترتن به مصاحبه داده است و در این گفت و گو نیز بسیار تأکید کرد....

 
 

شهید تندگویان در قامت یک فرزند خانم اشرف السادات مینونشان(تندگویان) ، مادری درد کشیده، از اجّله سادات است که سالیانی دراز شاهد در بند بودن و شکنجه شدن یگانه پسرش از راه دور بوده و سرانجام نیز پیکرپاک...

 
 

شهید تندگویان درقامت یک همسر خانم بتول برهان اشکوری،سالیان زیادی کوه فرقت را به دوش کشیده وچه در دوره در بند بودن همسرش در زندان شاه وچه در دوره اسارت وچه در زمانی که خبر قطعی شهادت مهندس محمد...

 
 

شهید تندگویان در قامت یک برادر(1) دردل های خوهران از برادران خود همیشه شنیدنی بوده و این مسأله درباره شهید تندگویان با حساسیت بیشتر و معنوی تر همراه است.ارتباط معنوی، فکری و علایق و سلیقه های مشترک...

 
 

شهید تندگویان در قامت یک پدر (1)مهدی تندگویان- نخستین فرزند شهید محمد جواد تندگویان-وقتی به دنیا آمد که پدردر زندان طاغوت اسیربود. بعدها نیز او کودکی هفت ساله بود که مهندس تندگویان در قامت وزیر نفت کشور، ...

 
 

دل نوشته هایی در سوگ سید الساجدین علیه‏السلاممحمد جواد تندگویان در 22 خرداد 1329 خورشیدی به دنیا آمد (تاریخ تولد او برخی منابع به اشتباه26 خرداد ذکر شده است). جواد،کودکی‌اش را بیشتر با مادر خود گذراند و هم بازی او خواهر کوچک...

دختر آفتاب - ویژه نامه شهادت حضرت رقیه علیها السلام


 

مقالات ویژه نامه
 
 

اثبات وجود نازنین حضرت رقیه (س) (1)تحقیقی که پیش رو دارید یکی از مسائل تاریخی زمان سید الشهداء علیه السلام یعنی وجود حضرت رقیه سلام الله علیها را بررسی کرده است. نگارنده سعی نموده با دلایل مختلف تاریخی ...

 
 

حضرت رقیه (س)؛ سفیر کوچک امام حسین (ع) در شام شهات حضرت رقیه (س) در شام و بنای مرقد ایشان در این سرزمین، تبدیل به جلوه‌ای از مظاهر هدایت امام حسین (ع) شد و باعث کم‌رنگ‌تر شدن اثرات تهاجمات و جنایات بیست ساله معاویه گردید. ...

 
 

حضرت رقیّه (س) در اوراق تاریخمرحوم آیة الله حاج میرزا هاشم خراسانى (متوفّاى سال 1352 هجرى قمرى ) در منتخب التواریخ مى نویسد:عالم جلیل ، شیخ محمّد على شامى که از جملة علما و محصّلین نجف اشرف است به حقیر فرمود: ...

 
 

پژوهشی در هویت تاریخی حضرت رقیه (س) در واپسین سال‏های عمر معاویه، روزگاری که زیاده‏خواهی‏های او سایه‏ای سنگین از فساد و تباهی بر جامعه مسلمین انداخته بود، تولد نوزادی دختر به نام رقیه (علیهاالسلام) شادی و شعف را به ...

 
 

حضرت رقیه خاتون (س) درباره سنّ شریف حضرت رقیه (علیهاالسلام) در میان تاریخ نگاران اختلاف نظر وجود دارد. اگر اصل تولد ایشان را بپذیریم، مشهور این است که ایشان سه یا چهار بهار بیشتر...

 
 

نام واقعی رقیه ؛ دختر امام حسین (ع) اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین علیه السلام در منابع شیعی آمده است در کتاب کامل بهائی نوشته علاء الدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای...

 
 

غمنامه حضرت رقیه (س) در بعضى روایات آمده است : حضرت سکینه علیها السلام در روز عاشورا به خواهر سه ساله اى (که به احتمال قوى همان رقیه علیه السلام باشد) گفت : بیا دامن پدر را بگیریم و نگذاریم برود...

کتاب فروش زمین؛ شایعه یا واقعیت

شایعه ای که این روزها در توجیه اقدامات وحشیانه صهیونیستها در غصب سرزمینهای فلسطینیان مطرح است، مساله فروش این سرزمین ها توسط خود فلسطینیان است.

امروزه زمین هایی که رژیم اشغالگر قدس در اختیار گرفته است با توسل به قدرت نظامی می‌باشد و تعمیم چگونگی تصاحب بخش کوچکی از فلسطین به کل سرزمین آن تحت عنوان فروش زمین شایعه‌ای بیش نیست.

شایعه ای که این روزها در توجیه اقدامات وحشیانه صهیونیستها در غصب سرزمینهای فلسطینیان مطرح است، مساله فروش این سرزمین ها توسط خود فلسطینیان است.

 

دانلود کتاب فروش زمین؛ شایعه یا واقعیت

سید حسن نصرالله: آمریکا و دلارهای خارجی نمی گذارند بحران سوریه پایان یابد


دبیرکل حزب الله گفت که باید کارگروهی فراسیاسی متشکل از تمامی گروه های داخلی فارغ از اختلافات سیاسی برای حل مشکلات اجتماعی نظیر فقر و فروپاشی اجتماعی تشکیل شود.

به گزارش مشرق به نقل از فارس، دبیرکل حزب الله لبنان با تاکید بر اهمیت علم و فراگرفتن دانش روز، تاکید کرد که باید به ندای پیامبر)(ص) در طلب علم و دانش‌اندوزی پاسخ داد و تلاش کرد به امتی از دانشمندان و علما تبدیل شد.
 
سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان در مراسم جشن سالانه فارغ ‌التحصیلی دانشجویی در مجتمع «سید الشهداء» در جنوب لبنان طی سخنانی گفت: از جمله نشانه‌های سعادت و خوشبختی این است که در این مراسم مبارک شرکت‌ می‌کنیم که یکی از ابعاد آن پاسخ و اجابت به ندای پیامبر(ص) در طلب علم و دانش‌اندوزی و تلاش برای تبدیل شدن به امتی از دانشمندان و علما است.

دبیرکل حزب الله لبنان که سخنانش به طور مستقیم از شبکه خبری المنار در حال پخش است، افزود: این مراسم را شما به وجود آورده و خلق کردید و ما نیز از این حیث خوشحال و خرسند هستیم، چون دستاور این موفقیت به همه تعلق دارد.

سید حسن نصرالله در ادامه سخنرانی‌ خود که در آن نمایندگان رئیس جمهور، رئیس پارلمان و نیز نمایندگان جریان های سیاسی حضور دارند، گفت: این مراسم ارائه دهنده بخش کوچکی از تصویر و چهره واقعی مقاومت و حزب الله در لبنان است، این درحالی است که باید گفت، این تصویر جدیدی نیست و اگر بخواهیم برای آن عددی قائل شویم باید بگوییم که این روندی 30 ساله و سی‌وسومین جشن از این دست است. چنین مراسم فارغ التحصیلی برای اولین بار در سال 1984 برگزار شد.

سید حسن نصر الله گفت: کسانی که منتسب به این مقاومت هستند، هم به تحصیل علم و دانش می‌پردازند و هم به مقاومت و ایستادگی خویش ادامه می‌دهند و برخی در این راه در حالی‌که دانشجو بودند و برخی پس از فراغت از تحصیل به شهادت هم رسیدند و این تاکید می‌کند که راه جهادی و ایمانی ما جنبشی سازنده علمی و انسانی است، همانگونه که جنبشی آزادیبخش است.

دبیرکل حزب الله لبنان در ادامه افزود: ما همواره بر ملتزم بودن به علم و دانش و اخلاق و تقوا یا همان تعهد علمی به ارزش‌های آورده شده از سوی پیامبران تاکید کرده‌ایم، چون این تعهد و التزام به وجود آورنده تضمینی است تا علم و دانش در خدمت به مردم و وطن و نه رساندن آسیب به دیگران مورد استفاده قرار گیرد، بسان آنچه در حال حاضر شاهد آن هستیم و می‌بینیم که پیشرفت تکنولوژی بدون التزام و تعهد به ارزش‌ها غارت و چپاول ملل و کشتار میلیون‌ها انسان را به دنبال داشته است.

وی گفت: امکانات بسیار موجود تنها برای سیر کردن طبقات و گروه‌هایی محدود مورد استفاده قرار می‌گیرد و همین موجب شده تا آنها به قدرت متوسل شوند، در حالی‌که این علوم و دانش‌ها می‌توانستند موجبات انتشار و گسترش عدالت و رفاه در سراسر جهان شوند. در فرهنگ این یک اصل است که خداوند امکاناتی و خیراتی را در زمین قرار داد تا به واسطه آن بتوانیم زندگی شرافتمندانه‌ای را برای میلیاردها نفر فراهم و تامین کنیم، اما مردم به خاطر زیاده‌خواهی‌اشان از نعمت‌ها سوء استفاده کردند.‬
دولت به امر دانشگاه لبنان رسیدگی کند

دبیرکل حزب‌الله لبنان با اشاره به وضعیت دانشگاه لبنان خواستار رسیدگی دولت به اوضاع دانشگاه و اساتید آن شد.

دبیرکل حزب‌الله لبنان گفت: به برخی مسائل خواهم پرداخت و نخستین آن وضعیت دانشگاه لبنان است این دانشگاه همانند گذشته باید مورد توجه استثنائی قرار گیرد زیرا دانشگاه فقرا است و تعداد لبنانی‌هایی که زیر خط فقر قرار دارند، بیشتر می‌شود و چشم‌انداز آینده نیز نشان نمی‌دهد که تعداد آنها کم می‌شود بلکه تعداد آنها زیاد خواهد شد و این مسئولیت دولت است و این یعنی اینکه دانشگاه لبنان باید مورد اهتمام دولت قرار گیرد و به طور خلاصه باید درباره اساتید بازنشسته صحبت کرد؛ در اینجا حقوق دائمی وجود دارد و این پرونده از جمله پرونده‌های پیچیده لبنان است و همواره مشکل تحمیل سقف تعداد وجود دارد و اداره نیز با این سقف اساتید را برای بازنشستگی معرفی می‌کند و در اینجاست که همه چیز شیر تو شیر می‌شود و برخی‌ها این مسئله را یک نیاز مبرم و ضروری می‌دانند که گروه‌های سیاسی نیز وارد آن می‌شوند اما برخی‌ها نیز از این سقف ضرر می‌کنند.

وی افزود: من از دولت لبنان می‌خواهم که این موضوع را به صورت رویکردی متفاوت بررسی کند، دولت نباید سقف برای تعداد اساتید تعیین کند، تاکید می‌کنم ساختاری که اداره بر آن تکیه دارد هر چه باشد در حق خیلی‌ها عدالت رعایت می‌شود و در مورد برخی‌ها نیز بی‌عدالتی می‌شود به این ترتیب که تقریبا هر سال 80 استاد بازنشسته می‌شوند و دانشگاه توسعه می‌یابد این دانشگاه به اساتید نیاز دارد و باید نیاز دانشگاه به اساتید را بدون قرار دادن سقف برای تعداد اساتید بدانیم، افراد بازنشسته می‌شوند و اولویت نیز با قدیمی‌هاست و همه رهبران سیاسی مداخله خواهند کرد اما چرا؟ در دولت سابق وزارت داخلی به افزایش تعداد و تثبیت 4‌هزار بازنشسته در نیروهای امنیت در یک جلسه واحد اشاره کرد و این خوب است.

نصرالله اظهار داشت: من از دولت می‌خواهم که اساتید را جزء پرسنل نیروهای امنیت داخلی به حساب آورد و دیگر نیازی نیست که هر سال و یا هر دو سال یکبار با اساتید کشمکش داشته باشد.
هدف ۱۴مارس از تعطیل کردن دولت تصویب نشدن قانون انتخابات است

دبیرکل حزب الله گفت که باید کارگروهی فراسیاسی متشکل از تمامی گروه های داخلی فارغ از اختلافات سیاسی برای حل مشکلات اجتماعی نظیر فقر و فروپاشی اجتماعی تشکیل شود.
 
نصرالله در بخشی از سخنرانی خود در مورد بحران معیشتی و موضوعات انسانی لبنان، حجم سختی های مردم را بسیار زیاد دانست و تاکید کرد که بسیاری با بحران های واقعی در این سطح ها مواجه هستند، بویژه بعد از آغاز سال تحصیلی جدید و با آغاز زمستان این مشکلات بیشتر شده است و انعکاس این مشکلات نیز واضح تر خود را نشان می‌دهد، به همین علت است که جرم ها و سرقت و بیماریهای روانی و بحران های روانی برخی‌ها در اثر این مشکلات ایجاد شده است و مردم نمی دانند چگونه با این مشکلات مدارا کنند.

گروه مخالف توجهی به مشکلات معیشتی مردم نداشته اند

وی افزود: البته در این میان برخی نیروها و جمعیت ها دست یاری به سوی مردم دراز کرده اند، اما این مشکل را حل نمی‌کند، چرا که بحرانی در این سطح باید از سوی دولت با تمامی موسسات آن حل شود. راه حل این موضع نیز با افزایش درآمدها نیست، بلکه باید هزینه های مردم کم شود و ما در این زمینه نیاز به برنامه ریزی واقعی داریم، اما متاسفانه بسیاری از گروه های سیاسی در کشور توجهی به  این موضوع نمی کنند و از سال 2004 و زمان صدور قطعنامه شوم 1559 تاکنون از طریق سخنرانی‌ها و بیانیه های خود مهم ترین موضوع برای آنها مقاومت و سلاح آن بوده است و تمامی سخن آنها در مورد سلاح است.

وی افزود: امروز نیز در حالی که سال 2012 است، باز هم می بینیم که آنها مانند نواری این سخنان را تکرار می کنند و حتی خون رفیق حریری نیز به عنوان ابزاری برای ضربه زدن به مقاومت مورد استفاده واقع شده است.

مشکل فقر لبنانی ها باید حل شود

نصرالله ادامه داد: این اوضاع در حالی است که امروز فقر دیگر تنها یک طایفه را تهدید نمی کند و از  سطح گروه ها فراتر رفته است، اما از سال 2004 تاکنون کسی در این کشور سعی نکرده راهکارهای حل بحران معیشتی مردم را بررسی کند، اگر ما بر سر موضوع فلسطین و اسرائیل با هم اختلاف نظر داریم، اما در این موضوع توافق داریم، بنابراین باید در این زمینه با هم گفت‌وگو کنیم.

وی ادامه داد: در سالهای اخیر تمامی بازیها برای براندازی مقاومت و جنگ های نظامی علیه آن به شکست رسیده و همه می دانند که این مقاومت بود که اسرائیل را شکست داد، مقاومت الان جریانی ریشه ای است که در وجدان و ضمیر اهالی خود نقش بسته و قوی تر از آن است که توطئه ها بتوانند آن را از بین ببرند.

باید کارگروهی فراتر از اختلافات سیاسی برای حل مشکلات ایجاد شود

دبیرکل حزب الله لبنان ابراز داشت: در تمامی این مدت جریان های آگاه و بویژه مراجع دینی مطلع نسبت به فروپاشی طایفه ای در کشور هشدار داده اند، این بحران از سوی دولت حل نمی شود، چرا که برخی گروه های سیاسی هستند که در دولت حضور ندارد، بنابراین همه گروه های لبنانی باید گروه کاری ملی را تشکیل دهند و به دور از حرف و حدیث در مورد مخالفان و موافقان دولت این را بررسی کنند که قبل از فروپاشی طایفه ای کشور طوری باید این مشکل را حل کرد، این وظیفه دینی و ملی است و اگر این گروه ها تشکیل شود، منافعی برای کشور دارد، چرا که در این صورت مشکلات کنار گذاشته می شود و گروه های سیاسی برای بررسی موضوعات انسانی مرتبط با روحیه و زندگی مردم لبنان بحث خواهند کرد.

هدف جریان مقابل از تعطیل کردن دولت تصویب نشدن قانون انتخابات است

نصرالله در ادامه سخنانش به اوضاع سیاسی کنونی در کشور پرداخته و گفت که میز گفت‌وگوها وجود ندارد و هیئت عمومی نیز تشکیل نمی شود و در کار کشور نیز تعطیلی ایجاد شده است، چرا که گروه مقابل تصمیم به تحریم گرفته است و هدف از این اقدام نیز از بین بردن دولت اعلام شده، اما دولت نه از طریق خیابان‌ها و نه از طریق تحریم‌ها ساقط نمی‌شود، بنابراین اگر هدف تحریم کنندگان براندازی باشد، می دانند که این موضوع محقق نخواهد شد، با این حال اصرار آنها بر تحریم نشان می دهد که هدف آنها براندازی و فشار بر دولت نیست، بلکه هدف این است که مجلس نمایندگان تعطیل باشد تا نتواند قانون انتخابات را تصویب کند و ما را در برابر دو راهی برگزاری انتخابات با قانون شصت یا عدم برگزاری انتخابات قرار دهد که هر دوی آنها بد است.

وی ادامه داد: ما میانجی نیستم، چرا که گروهی هستیم که هدف قرار گرفته است، من نمی توانم خودم میانجی باشم، ما در جایگاه کنونی خود هستیم و به این جایگاه افتخار می کنیم و در آن باقی خواهیم ماند، اما این مانع از آن نمی شود که دیگران را نصیحت نکنیم، با این وجود ما در مقابل گروهی هستیم که اگر آنها را نصیحت کنیم، ما را متکبر خواهند خواند.
آمریکا خواهان پایان بحران سوریه نیست/ مخالفان گفت‌وگو جنایتکارند

دبیرکل حزب‌ الله لبنان با اشاره به اینکه غرب و برخی از رژیم‌های عربی برای سازمان القاعده در سوریه دام گسترانده تا معارضان را به جان هم بیاندازد،‌ تاکید کرد که آمریکا خواهان پایان بحران سوریه نیست.
 
نصرالله درباره قضیه سوریه و بحران جاری در این کشور گفت: اوضاع در سوریه همین طور به سمت پیچیدگی بیشتر بیش می‌رود و کسانی‌که تصور می‌کنند، معارضان می‌توانند قدرت را در سوریه به دست گیرند، اشتباه می‌کنند، چون اختلاف بین نظام و مردم نیست و این نمی‌تواند توصیف حالت و وضعیت سوریه باشد.

دبیرکل حزب الله لبنان گفت: هم اکنون در سوریه شکاف مردمی به امری حقیقی و واقعی تبدیل شده است، از یک سو نظام و مردمی قرار دارند که از آن حمایت می‌کنند و از سوی دیگر گروهی قرار دارد که از نیروها و قدرت‌های منطقه‌ای و بین المللی کمک می‌گیرد و همین موجب رویارویی مسلحانه بین انها شده است.

وی افزود: من از هرکس که در امور اخلاقی دستی دارد، این سوال را مطرح می‌کنم که آیا اهالی حلب یا جرمانا یا بسیاری از شهرهای دیگر سوری نیستند، پس چطور معارضان که خود را سوری می‌نامند، راضی می‌شوند که هنگام بازگشت دانش‌آموزان از مدرسه و کارگران به منازل‌شان راه آنها را بمبگذاری کنند. این نهایت رذالت است. من از آنها سوال می‌کنم به نظر شما مردم سوریه در قبال کشتار آنها توسط معارضان یا از بالا به پایین انداختن آنان و کشتار آنها از ساختمان‌ها آن هم مقابل دید دوربین‌ها یا از بین بردن و ترور هویت‌ آنها باید چه موضع اخلاقی اتخاذ کنند. در سوریه نظامی وجود دارد که از باورهای خود دفاع می‌کند و در برابر آن گروه‌های مسلحی قرار دارند که جنگ خونین و خشونت‌باری و طولانی مدتی را به راه انداخته‌اند.

دبیر کل حزب الله لبنان در ادامه سخنانش درباره بحران سوریه گفت: رد مذاکرات و گفت‌وگوها توسط معارضان مسلح به معنای خواست آنها برای ادامه نبرد مسلحانه و ریختن خون‌هاست.

سید حسن نصر الله با مطرح کردن این پرسش بر معارضان مسلح که چرا راه‌حل سیاسی را رد می‌کنند، گفت: ما می‌دانیم کشورهایی هستند که دارای اموال و پول‌های کلانی هستند و برخی قدرت‌های منطقه‌ای از این نزاع و درگیری پیش آمده بین ما و القاعده استفاده می‌کنند.

وی گفت: من این پیام را می‌دهم و می‌گویم برخی حکومت‌ها در جهان اسلام و غرب برای شما در سوریه دام گسترانده است و به شما به اصطلاح «در باغ سبز» را نشان داده‌اند تا با کشاندن شما به اینجا به جان همدیگر بیفتید و شما در این دام افتادید.

دبیرکل حزب الله لبنان افزود: حتی اگر در نظر بگیریم که این جماعت‌ها بتوانند موفقیتی را هم احراز کنند، این سوریه است که بهای آن را می‌پردازد، همانطور که کشورهای دیگر آن را پرداخت کردند.

وی سپس خطاب به جریان 14 مارس گفت: من به جریان 14 مارس می‌گویم که آمریکا نمی‌خواهد بحران سوریه پایان یابد، تا انسان‌های بیشماری دیگری به قتل برسند و با به زانو درآوردن سوریه این کشور را از محاسبات و جایگاه ملی حذف کند.

سید حسن نصر الله گفت: اگر می‌گوییم که قلب‌های ما از هر انسانی که در سوریه کشته می‌شود، مالامال درد و اندوه می‌شود، این احساسی طبیعی است، احساسی بشردوستانه است، به همین دلیل باید برای گفت‌وگوی سیاسی اقدام کرد و هر کس که مانعی برسر راه این گفت‌وگو شود، جنایتکار است و مسئولیت قتل و کشتار در سوریه متوجه اوست. بحران سوریه هم اکنون پیچیده‌تر شده و کسانی‌که به تجارب برجای مانده از این نیروها در کشورهای دیگر نگاه کنند،‌ می‌بایست که نگران شوند و در اینجا مسئولیت اخلاقی و ملی این است که تمام تلاش‌ها را برای پذیرش گفت‌وگو و مذاکره که نتیجه آن سازش سیاسی باشد، متمرکز کنیم.
ایران بدون هیچ چشم داشتی به مقاومت فلسطین کمک می‌کند

دبیرکل حزب‌الله لبنان با اشاره به کمک‌های جمهوری اسلامی ایران به مقاومت فلسطین تاکید کرد که ایران بنا به دلایل عقایدی به مقاومت فلسطین کمک می‌کند و کمک‌های آن بی‌قید و شرط است.
 
نصرالله گفت: در مورد جنگ غزه کسانی بودند که سخنان زیادی گفته و در خصوص رابطه بین حماس، حزب‌الله و ایران شک و شبهه ایجاد کردند و تحلیل‌های زیادی بود مبنی بر اینکه حماس آغوش ایران را رها کرده و به آغوش اعراب آمده است و ما بر اساس تجربه می‌دانیم که همه اینها تنها امید و آرزوست و واقعیت ندارد.

وی افزود: من درباره این رابطه می‌گویم که این روابط طبیعی و عادی است و هیچ چیزی عوض نشده و درباره ایران باید گفت که این کشور به وظایف عقایدی خود عمل می‌کند و اگر رهبران گروه‌های فلسطینی موردی را پیدا کردند که ایران در امور داخلی فلسطین دخالت می‌کند، می‌توانند بگویند.

وی تصریح کرد: ایران در طول 30 سال بدون هیچ قید و شرطی به مقاومت فلسطین کمک کرده و حتی توقع تشکر خالی را هم نداشته است و ایران در غزه به وظایف خود عمل می‌کند، اگر کشورهای عربی به غزه پول و سلاح و موشک می‌دادند و آنها را آموزش داده و تجارب نظامی را به آنها انتقال می‌دادند ما به این کشورها درود گفته و پشت سر آنها حرکت می‌کردیم اما این پول و سلاح را ایران می‌دهد، تمامی آن چیزی که ایران می‌خواهد این است که فلسطین سرزمین خود را باز‌پس گیرد و چیز دیگری نمی‌خواهد، چه کسی می‌خواهد پرچم‌دار مقاومت باشد؟ مصر ... پس ما نیز می‌گوئیم که در کنار تو هستیم و به خاطر فلسطین پشت سر تو حرکت می‌کنیم و این موضوعی است که ملاحظه در آن وجود ندارد .

بایسته های هیئت داری در محرم


*من به منبر خیلی عقیده دارم. امروز اینترنت، ماهواره، تلویزیون و ابزارهای گوناگون ارتباطی فراوان هستند. اما هیچ کدام از اینها منبر نیست؛
بیانات رهبری پیرامون هیئت و هیئت داری
*من به منبر خیلی عقیده دارم. امروز اینترنت، ماهواره، تلویزیون و ابزارهای گوناگون ارتباطی فراوان هستند. اما هیچ کدام از اینها منبر نیست؛ منبر یعنی رو به رو و نفس به نفس حرف زدن، این یک تاثیر مشخص و ممتازی دارد که در هیچ کدام از شیوه های دیگر، این تاثیر وجود ندارد. این را باید نگه داشت؛ چیز با ارزشی است؛ منتها بایستی آن را هنرمندانه ادا کرد تا بتواند اثر ببخشد

*در مجلس عزاداری ماه محرم ، این سه ویژگی باید وجود داشته باشد:1- عاطفه را نسبت به حسین بن علی و خاندان پیغمبر علیهم صلوه الله ، بیش تر کند.علقه و رابطه و پیوند عاطفی را باید مستحکم تر سازد. 2- نسبت به حادثه عاشورا، باید دید روشن و واضحی به مستمع بدهد.3- نسبت به معارف دین، هم ایجاد معرفت و هم ایجاد ایمان – ولو به نحو کمی- کند.
*من بارها توصیه کرده ام، باز هم توصیه میکنم، منبرتان را، مجلستان را تقسیم کنید به دو قسم: قسم اول، معرفیات و اخلاقیات؛ ما امروز به اخلاقیات احتیاج داریم. یک قسم منبر هم مربوط به مدایح و مراثی اهل بیت ((علیه السلام)) است

*به جوانها توصیه میکنم، شیوه های پیشکسوتان را بکلی کنار نگذارند؛ دست نکشند. من با نوآوری موافقم؛ نوآوری هیچ اشکالی ندارد؛ اما اگر بخواهید در این نوآوری کمال پیدا کنید، بایستی این نوآوری در امتداد شیوه ی گذشتگان باشد.
*از اول تاریخ تشیع تا امروز ، یک عنصر اصلی و اساسی در تشیع و جریان تشیع ، همین جریان عاطفی است؛ البته عاطفه ی متکی به حقیقت ، نه عاطفه ی پوچ ؛ خدشه دار کردن این محبت به هر شکلی به هر صورتی، خیانت به جریان عظیم محبت اهل بیت و پیروی اهل بیت است . این محبت را باید حفظ کنید.

* ما در مشهد منبری معروفی داشتیم ، خدا او را رحمت کند ، مال پنجاه سال قبل است ، «مرحوم رکن الواعظیین» ؛ او منبر می رفت و مردم پای منبر روضه خوانی او مثل ابر بهار گریه می کردند . هنر مندانه تصویر می کرد که مجلس را منقلب می ساخت ؛ بدون اینکه بگوید «کشتند» ، بدون اینکه بگوید «تیر زدند» ، بدون اینکه بگوید«شمشیر چنین زدند» یا «خنجر چنین زدند» اینها را نمی گفت . می توان با شیوه های هنرمندانه ، روضه خوانی خوب کرد و گریاند.

* وقتی میخواهند سینه بزنند، اصرار بر اینکه (( صدا، صدای این جمعیت نیست ))؛ یا وقتی میخواهند صلوات بفرستند، اصرار بر اینکه (( صلوات، صلوات این جمعیت نیست))! شما بخواهید مردم صلوات بفرستند، برو توی دلشان. گرم شدن مجلس به این شیوه ها، اصل نیست؛ کاری کنید که دلهای مستمع را در اختیار بگیرید.

*آهنگ باید سنگین،متین و متناسب با محتوائی باشد که شما دارید عرضه میکنید؛ خدایی نکرده به سمت آهنگ های حرام و آهنگهایی که گناه است، سوق پیدا نکند. هر شعری، هر تصنیفی، هر ترانه و آهنگی که خوانده شد، قابل تقلید نیست. چیزهایی هست که خودش فی نفسه حرام است؛ اگر چنانچه وارد عرصه ی مداحی و بیان حقیقت و بیان خدا و پیغمبر شد، آن وقت حرمتش دو برابر خواهد شد.

*وقتی شما این هنر را – هنر صوت و لحن آهنگ و شعر را که کار شما مجموعه ای از چندین هنر است– در خدمت این معانی قرار دهید که یا اثبات حقانیت اهل بیت(ع) را میکند، یا فضائل و مناقب اهل بیت(ع) را میگوید که دل شنونده را روشن میکند، یا معارف اهل بیت(ع) را تفهیم میکند.آن وقت این بالاترین ارزش را پیدا میکند. مسئله فقط تحریک احساسات نیست، هدایت ذهنهاست.

*اختلافات، غالباًً از هوسهای نفسانی بر میخیزد. اگر کسی بگوید این عمل من که اختلاف انگیز بود، تفرقه انگیز بود، برای خداست، این را باور نکنید. تفرقه ی بین مؤمنین کار خدایی نیست، برای هدف خدایی انجام نمیگیرد؛کار شیطانی است؛کار شیطانی است.
 *فایده ی شعر خوب چیست؟فایده اش این است که بدون اینکه من و شما ملتفت شویم، تاثیر گذاریش در مخاطب بیشتر است؛ هنر، این است دیگر. یک هنر عالی، ولو مخاطب آن هنر تشخیص ندهد که این عالی است. اما تاثیر او در نفس آن مخاطب، تاثیر عمیقتری خواهد بود از یک هنر سطحی مبتذل بازاری؛ فایده اش این است.

*چیز دیگری که بنده در بعضی از خوانندگان جلسات مداحی اطلاع پیدا کردم، استفاده از مدح و تمجیدهای بیمعناست، که گاهی هم مضر است.فرض کنید راجع به حضرت اباالفضل ( سلام الله علیه) صحبت میشود؛ بنا کنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن؛ مثلا ًً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل(ع) به چشمهای قشنگش بوده؟ اصلاًً شما مگر اباالفضل(ع) را دیده اید و میدانید چشمش چگونه بوده؟ اینها سطح معارف دینی ما را پایین می آورد.

*در منبر مداحی حتماًً در اول، فصلی اختصاص بدهید به نصیحت یا بیان معارف به زبان زیبای شعر، اصلاًً رسم مداحی از قدیم این طوری بوده است؛ الان یک مقدار آن رسم ها کم شده.

*یک وقت یکی از برادران مداح میگفت ما اگر از شعر های خوب و شعرای بزرگ شعری انتخاب کنیم، مردم نمیفهمند؛ بنابراین مجبوریم از این شعر ها استفاده کنیم. این طوری نیست؛ من این را قبول ندارم.

*نکته ی آخر هم، آهنگ است. من شنیده ام در مواردی از آهنگ های نامناسب استفاده میشود. مثلا فلان خواننده ی طاغوتی یا غیر طاغوتی شعر عشقی چرندی را آهنگی خوانده؛ حالا ما بیاییم در مجلس امام حسین(ع) و برای عشاق حسین(ع)، آیات والای معرفت را در این آهنگ بریزیم و بنا کنیم آن را خواندن؛ این خیلی بد است. خودتان آهنگ بسازید . این همه ذوق و این همه هنر وجود دارد.

*کار تبلیغ، کار بسیار دشواری است. امروزه برکات تبلیغات گذشته را مشاهده میکنیم و فردا برکات تبلیغ امروز شما را انشالله جامعه مشاهده خواهد کرد. تاثیرات تبلیغ، دفعی و آنی نیست؛ طولانی مدت است.

*بنده می خواهم به طور خلاصه، دو مطلب را عرض کنم؛ یکی این که، عاشورا و ماجرای حسین بن علی(ع) باید در منبر، به شکلی سنتی روضه خوانی شود؛ اما نه برای سنت گرایی، بلکه از طریق واقعه خوانی. یعنی اینکه، شب عاشورا این طور شد، روز عاشورا اینطور شد. شما ببینید یک حادثه ی بزرگ، به مرور از بین می رود؛ امّا حادثه ی عاشورا ، به برکت همین خواندنها، با جزئیاتش باقی مانده است.

*نام حسین بن علی علیه السلام, نام عجیبی است.وقتی از لحاظ عاطفی نگاه میکنید، میبینید خصوصیت اسم آن امام در بین مسلمین با معرفت، این است که دل ها را مثل مغناطیس و کهربا به خود جذب میکند.
5/10/74

*خدای متعال , در نام امام حسین(ع) اثری قرار داده است که وقتی اسم او آورده شود،  بر دل و جان ما ملت ایران و دیگر ملتهای شیعه، یک حالت معنوی حاکم می شود. این، آن معنای عاطفی آن ذات و وجود مقدس است.
5/10/74

*سه عنصر در حرکت حضرت ابیعبدلله(ع) وجود دارد؛ عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، و عنصر عاطفه.
5/11/84

*خطاست اگر کسی خیال کند که امام حسین علیه السلام، شکست خورد. کشته شدن، شکست خوردن نیست. در جبهه ی جنگ آن کس که کشته میشود شکست نخورده است. آن کس که به هدف خود نمی رسد شکست خورده است. هدف دشمنان امام حسین علیه السلام، این بود که اسلام و یادگاری نبوت را از زمین بردارند.
10/4/71

*کربلا الگوی همیشگی ماست. کربلا مثالی است برای اینکه در مقابل عظمت دشمن، انسان نباید دچار تردید شود. این یک الگوی امتحان شده است.
10/4/71

*این ایستادگی،امروز هم واجب و لازم است. امروز قدرت استکباری آمریکا میخواهد ملت ایران و ملت های مبارز مسلمان را در همه دنیا، از سطوت و بطش خود بترساند. این مبارزه ادامه دارد.
10/4/71

*بیان ماجرای عاشورا، فقط بیان یک خاطره نیست. یادآوری این خاطره، در حقیقت مقوله ای است که میتواند به برکات فراوان و بیشماری منتهی شود. مبادا کسی خیال کند که در زمینه ی فکر، منطق و استدلال، دیگر چه جایی برای گریه کردن و این بحث های قدیمی است! نه! این خیال باطل است.
17/3/73

*در حرکت های معنوی، عاطفه سهم و جای خود را دارد. نه عاطفه جای استدلال را میگیرد، نه استدلال میتواند جای عاطفه را بنشیند. حادثه ی عاشورا،در ذات و طبیعت خود، یک دریای خروشان عواطف صادق است.
17/3/73

*قدر مجالس عزاداری را بدانند، از این مجالس استفاده کنند و روحاًً و قلباًً این مجالس را وسیله ای برای ایجاد ارتباط و اتصال هرچه محکم تر میان خودشان و حسین بن علی علیه السلام ، خاندان پیغمبر و روح اسلام و قرآن قرار دهند.

*عوام یعنی کسانی که وقتی جوّ به سمتی می رود، آن ها هم دنبالش می روند. یک وقت-فرض بفرمایید- حضرت«مسلم(ع)» وارد کوفه می شود. می گویند:«پسر عموی امام حسین(ع) آمد. خاندان بنی هاشم آمدند،برویم. این ها می خواهند قیام کنند، می خواهند خروج کنند» وچه وچه. تحریک می شود، می رود دور و بر حضرت مسلم(ع)؛ می شوند هجده هزار بیعت کننده با مسلم(ع). پنج، شش ساعت بعد، رؤسای  قبایل به کوفه می آیند، به مردم می گویند:« چه کار می کنید؟! با چه کسی می جنگید؟! از چه کسی دفاع می کنید؟! پدرتان را در می آورند!»
20/3/75

*در مجلس عزاداری ماه محرم ، این سه ویژگی باید وجود داشته باشد:1- عاطفه را نسبت به حسین بن علی و خاندان پیغمبر علیهم صلوه الله ، بیش تر کند.علقه و رابطه و پیوند عاطفی را باید مستحکم تر سازد. 2- نسبت به حادثه عاشورا، باید دید روشن و واضحی به مستمع بدهد.3- نسبت به معارف دین، هم ایجاد معرفت و هم ایجاد ایمان – ولو به نحو کمی- کند. 
 17/3/73

*این که امام فرمودند: عزاداری سنتی بکنید. به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزاداری نشستن ، گریه کردن،به سر وسینه زدن و مواکب عزا و دسته های عزاداری و به راه انداختن،از اموری است که عواطف عمومی را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش میکند و بسیار خوب است.
17/3/73

*السلام علیک یا ثارلله و ابن ثاره،یعنی خدای متعال، صاحب خون امام حسین علیه السلام است. این تعبیر ، برای هیچ کس دیگر نیامده است. هر خونی که بر زمین ریخته میشود، پدرش صاحب خون است. خون خواهی و مالکیت حق دم را عرب ((ثار)) میگویند. ((ثار )) امام حسین علیه السلام از آن خداست.
30/3/75

*در روز عاشورا کسی نفهمد چه اتفاقی افتاد. عظمت آن حادثه ، عظمت جهاد جگر گوشه ی پیغمبر و یاران و نزدیکانش و هم چنین اکثر کسانی که آن جا بودند هم نفهمیدند.
13/2/87

*در روز یازدهم محرم، یکی از عظیم ترین فاجعه های تاریخ اسلام به وقوع پیوست.اسارتی اتفاق افتاد که نظیر آن را دیگر ملت و تاریخ اسلام ندید و به آن عظمت هم نخواهد دید.کسانی اسیر شدند که از خاندان وحی و نبوت و عزیزترین  و شریف ترین انسان های تاریخ اسلام بودند. زنانی در هیئت اسارت در کوچه و بازارها گردانده شدند  که شان و شرف آن ها در جامعه ی اسلامی آن روز نظیر نداشت.
23/5/68

مستندی که 15 میلیون مخاطب داشت


مستند «الا یا اهل العالم» آنقدر دلی ساخته شده است و بر دل می نشیند که مخاطب از برخی نقاط ضعف آن چشم می پوشد
لینک دانلود فیلم پیاده روی اربعین حسینی

شبکه دوم سیما شب شهادت امام محمد باقر(ع) مستند «الا یا اهل العالم» با موضوع پیاده روی جمعی از دانشجویان هنرمند با همراهی حجت الاسلام علیرضا پناهیان را پخش کرد که شاید کمی غافلگیرکننده بود چرا که رسانه ها مخاطب را عادت داده اند که به همه چیز تقویمی و ایامی نگاه کنند و امری خلاف این، برای مخاطب جذاب و دیدنی می نماید.

مستندی کوتاه، کم ادعا ولی با درون مایه های عمیق اعتقادی و فکری که در زمانی کم حرف های بسیار بزرگی برای گفتن داشت و شاید یکی دیگر از قابلیت های این مستند همین زمان کوتاه بود.

اما چرا باید سخن از کربلا و عاشورا را در محدوده زمان و مکانی خاص محدود کنیم که اگر غیر از این باشد مخاطب کمی با حیرت نگاه کند و مگر عاشورا و کربلا فراتر از زمان و مکان نیست و مگر نیاموخته ایم که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا».

عنوان مستند بسیار تامل برانگیز است. «الا یا اهل العالم» عنوانی که در ابتدا برای مخاطب انتخاب آن کمی سخت می نمایاند اما لحظاتی بعد تصویر عارف کامل، عبد صالح خدا، مرحوم حضرت آیت الله بهجت دیده می شود و توضیحات ایشان که امام زمان(عج) خودش را با سید الشهدا معرفی می کند به خوبی وجه تسمیه این عنوان را برای مخاطب جا می اندازد و چقدر به جا و درست که در انتقال این مفاهیم ظریف و حساس از سخنان عارفانه  واصلِ  بی ادعا استفاده شود. در کنار این، سخنان حجت الاسلام پناهیان درباره پیوند اربعین و ظهور از نکات بسیار دیدنی و شنیدنی این مستند بود که نگاهی متفاوت و جدید به اربعین حسینی ارائه می داد. ارتباطی که اگر به خوبی از سوی هنرمندان و کارگردانان و مستندسازان کشور درک شود می تواند آثار بسیار عمیق و البته جذابی نه فقط برای مخاطب ایرانی، که برای جهانیان به همراه داشته باشد.

به راستی چرا نهادهای فرهنگی ما از وزارت ارشاد تا حوزه هنری، سازمان تبلیغات و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و حتی صدا وسیما به بزرگترین اجتماع انسانی زیر این آسمان کبود، در اربعین حسینی که تا مرز 15 میلیون زائر می رسد اینقدر بی تفاوت هستند؟!

اگر رسانه ها و نهادهای فرهنگی بتوانند این بزرگترین اجتماع انسانی را به اهل عالم معرفی کنند آن وقت این سوال در ذهن اهل عالم پیش نمی آید که مگر چه اتفاقی در این نقطه از عالم افتاده است که این ها برای آن اینگونه غوغا به پا کرده اند؟

این سوال بزرگ را چه کسی باید برای اهل عالم مطرح و به آن پاسخ دهد؟

مستند «الا یا اهل العالم» آنقدر دلی ساخته شده است و بر دل می نشیند که مخاطب از برخی نقاط ضعف آن چشم می پوشد و بی شک ورود کارگردانان بزرگ کشور و هنرمندان آزاده و انقلابی به آثار داستانی و مستند با موضوع اربعین می تواند فصل جدیدی بر روی مخاطب داخلی و جهانی بگشاید، باید بنشینیم و ببینیم قسمت دوم این مستند چه حرف ها و تصاویری برای مخاطب با خود به همراه دارد، شاید آن وقت بتوان به نقاط ضعف و قوت بیشتری از این مستند اشاره کرد.

اما یک سوال: اگر کمپانی صهیونیستی آمریکایی هالیوود هرساله با چنین اجتماعی میلیونی روبرو بود با آن چه می کرد؟

لطفا مسئولین فرهنگی و هنرمندان به این سوال کمی فکر کنند.

دست نوشته شهید «طهرانی مقدم» بعد از تست یکی از قوی‌ترین موشک‌ها


بسمه تعالی

امروز یکبار دیگر فضل و جود الهی در این سرزمین تابید و بندگان سپاه خود را به نور الهی و هدایت روشن ساخت و نعمت خود را بر ما تمام گردانید و برای همیشه ما بندگان خود را شرمسار از حجت‌های بی دریغ خود ساخته که ما لیاقت آن را نداشته و نداریم. و این نوشتار به عبارت ساده سپاس و حمد بی انتهای ما به آستان ربوبّیت بی‌انتها در جود و سخا و مهربانی بی‌پایان اوست. پیش بسوی گسترش دین الهی در تمامی کره زمین و ایجاد زمینه اطاعت مطلق او در سر تا سر زمین و ایجاد زمینه ظهور آخرین منجی و بسط و گسترش فرهنگ تشیع علوی در سرتاسر جهان.

حسن مقدم

طلیعه ی وحدت - ویژه نامه شهادت آیت الله مفتح و روز وحدت حوزه و دانشگاه


 

مقالات ویژه نامه
 
 

  وحدت (حوزه و دانشگاه)-سخن مدیر عاملامروز دانشگاههای کشور به سوی بالا بردن سطح علم و دانش گامهای اساسی و مهمی را برداشته اند و توانسته اند بسیاری از علوم زیر بنیان را بومی سازی نمایند ولی باید توجه داشت،...

 
 

زندگینامه شهید آیت الله دکتر مفتحشهید آیة الله دکتر مفتح در زمره عالمانی است که عمر شریف خویش را در راه احیای معارف اسلامی و نشر فرهنگ اهل بیت به کار گرفته و در سنگرهای گوناگون به ستیز با جهل و تباهی و ستم پرداخته اند....

 
 

شهید مفتح اسوه وحدت حوزه و دانشگاه27 آذرماه سالروز شهادت رادمردی است که در راه پیوند دو نهاد انسان‌سازِ حوزه و دانشگاه لختی به خود تردید راه نداد و کوشا و ساعی عمر گرانمایه خود را در راه تعالی ...

 
 

وحدت حوزه و دانشگاه اگر جوهره اصلی انقلاب را به حق برخاسته از جنبه اسلامی و مردمی بودن آن بدانیم، قوام این دو عنصر ذاتی انقلاب تنها در سایه اتحاد و وحدت کلمه همه گروه‌ها از حوزوی و دانشگاهی و یا سایر گروه‌های ...

 
 

وحدت حوزه و دانشگاه؛ چیستی، موانع، دستاوردها و راهکارها (1)ما امروز دو نوع نهاد داریم که متولی دانش در کشورند: حوزه و دانشگاه. منظور از حوزه، مرکزی است که هدف اصلی آن، تعلیم علوم اسلامی و تحقیق درباره قرآن و سنت اسلامی است ....

 
 

وحدت حوزه و دانشگاه، عوامل و آثار آنابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری ...

 
 

وحدت حوزه و دانشگاه در کلام مقام معظم رهبریمقام معظم رهبری : مسأله‌ى وحدت حوزه و دانشگاه به اعتقاد من یکى از اساسى‌ترین و پیچیده‌ترین و عمیق‌ترین مسائل انقلاب است. بخش‌هایی از بیانات معظم‌له به مناسبت 27 آذر، ...

 
 

حوزه و دانشگاه، چالشهای وحدتامام راحل (ره) با آگاهی از تلاش دشمنان نظام برای تفرقه افکنی و به منظور تحقق شعار (نه شرقی - نه غربی)، تقویت ظرفیت قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و تاکید بر لزوم ...

 
 

وحدت حوزه و دانشگاه جوهره اصلی انقلابیروزی انقلاب اسلامی در ایران نقطه عطف بزرگی بود که در رمز تحقق و شکل‌گیری آن نمی‌توان از سه عامل کلیدی وحدت کلمه، دین و نقش روحانیت متعهد با رهبری قاطع بنیان‌گذار ....

 
 

مبارزات سیاسی- فرهنگی شهید مفتحدر پیروزی انقلاب اسلامی عوامل متعددی را می توان مؤثر دانست. آن چه تا کنون در بررسی های مربوط به علل این رویداد کم تر مورد توجه قرار گرفته است، عومل و زیر ساخت ...

 
 

وحدت حوزه و دانشگاه منشأ تمام سعادتها«منشا همه گرفتاریهای یک کشور از دانشگاه است و حوزه های علمی، و منشا همه سعادتهای مادی و معنوی از دانشگاه هست و حوزه های علمی ». امام خمینی (ره)...

 
 

تشکل های دانشجویی از دیدگاه مقام معظم رهبری (1) کلمات و واژگان، زبان اندیشه هر قوم به حساب می آیند، باید آن گونه آنها را کاوید و پژوهید که به تعریف دقیق، کارآمد و روزآمدی از آنها دست یافت. (نظریه پردازی)، (نواندیشی) و (وحدت حوزه و دانشگاه)، می تواند ...

 
 

همدلی حوزه و دانشگاه، ضرورت توسعه علمیجدا انگاری دین و علم یا دین و سیاست از مباحث ریشه دار و متأسفانه مؤثر، در فراز و نشیبهای مختلف تاریخ بشری اعم از حوزه دین، فرهنگ، اجتماع، سیاست و اقتصاد بوده است. ...

 
 

شهید مفتح؛ مظهر وحدت حوزه و دانشگاهشهید آیت الله دکتر محمد مفتح از جمله روحانیون روشنفکر و روشنگری بود که نقش مهمی در نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی ایفا نمود. ایشان، همچنین قدم های موثری...

46اصل در مدیریت خانواده مهدوی

خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی نیازمند نظم و نظام، مدیریت و تدبیر و اعمال اصول و قوانینی خاصّ در جهت رشد و تعالی و پرورش انسان های تعالی خواه است.
در یک خانواده مهدوی، مهمترین قوانین حاکم بر زندگی «خداگرائی» «ولی گرایی» و به دنبال آن «والا گرایی» (1) اخلاقی است.
قانون «خدا گرائی» با تفکر توحیدی و زندگی توحیدی شکل می گیرد. در همین خصوص شهید مطهری (ره) در دو گفتار ارزشمند، دو مبحث «خدا در اندیشه ی انسان» و «خدا در زندگی انسان» را ارائه می دهند.
قانون «ولی گرائی» با شناخت و معرفت امام زمان (ع) و تنظیم زندگی بر اساس سیره ی مبارک حضرت و خواسته ها و رضایت ایشان تحقق می یابد.
و قانون «والا گرائی» با اخلاق محوری و رعایت اصول مدیریت خانواده، عینیت خواهد یافت. رعایت این اصول سطح فرهنگ و معنویت خانواده را بالا برده و به تعالی می رساند.
در اینجا تعدادی از مهمترین اصول مدیریت خانواده را مرور خواهیم کرد.

1. اصل محبت ورزی (گنج زندگی)
* قال علی (ع): (أنفَعُ الکُنُوزِ مَحبَّهُ القُلُوبِ.)(2)
«پر سودترین گنج ها (به دست آوردن) محبت دلهاست.»
خانه آشیانه ی کوچک عشق و میدان بزرگ تبادل عواطف و احساسات و بانک مهرورزی است، لذا همه ی اعضاء یک خانه باید در این بانک سرمایه گذاری های بلند مدت داشته باشد تا بتوانند همواره از حساب جاری خود محبت های خالصانه را دریافت و پرداخت کنند.

2. اصل عدالت محوری
خانه و خانواده هم می تواند به کشوری کوچک که درگیر جنگ های داخلی است تبدیل شده و عرصه ی ظلم و حق کشی گردد و هم می تواند مدینه ی فاضله ای شود که عدالت در سرتاسر آن حاکم است. انتخاب هر یک از این دو تصویر، بر عهده ی اعضای خانواه است. اما پیشه کردن عدالت در ارتباطات، برخوردها و مسائل زندگی از عوامل پایداری یک خانواده محسوب می شود.

3. اصل لذت جویی و تمتّع
خداوند متعال در انسانها غریزه و میل جنسی قرار داده و محدوده پاسخگویی به این نیاز طبیعی را تنها حریم ازدواج، مقرر فرموده است. در نظام تربیتی اسلام، یکی از اهداف ازدواج و تشکیل خانواده، ارضای مشروع غرائز و درک لذتهای حلال می باشد که بجاست کانون یک خانواده برای زن و شوهر در این خصوص محیطی پاسخگو باشد. بدیهی است در صورت ارضای صحیح غرائز در حریم زناشویی خانه، جامعه از آفات و روابط نامشروع تا حدّ بسیاری مصون می ماند، چنانچه علت بسیاری از ناهنجاری های جنسی اجتماع، عدم تشکیل خانواده و یا عدم ارضای کافی در چارچوب ازدواج می باشد.

4. اصل تقسیم کار
یکی از اصول مدیریت خانه و خانواده، تقسیم عادلانه و منصفانه کارها بین همه ی اعضاء می باشد، به گونه ای که هر کس به نوبه ی خود سهمی از وظایف خانه را بر عهده گیرد، چنانچه پیامبر (ص) در تقسیم کارهای خانه، کارهای بیرون از منزل را بر عهده ی حضرت علی (ع) و کارهای درون خانه را بر عهده ی حضرت زهرا (س) گذاشتند.

5. اصل عفو و صفح
قرآن کریم می فرماید: (وإن تَعفُوا و تَصفَحوا و تَغفِرُوا فَإنَّ اللهَ غَفورٌ رحیمٌ) (3)
«اگر (آنان را) عفو کرده، چشم پوشی کنید و ببخشید. پس خدا هم (در حق شما) آمرزنده و مهربان است.»
درنتیجه ی عمل به این اصل نه تنها نباید ناراحتی ها، آزردگی ها و حتی دشمنی ها را در دل نگه داشت، بلکه باید آنها را بخشید و نادیده گرفت. با وجود این خصلت در زندگی اختلافات به حداقل رسیده و رحمت و عطوفت بر فضای خانواده حاکم می شود.

6. اصل تدبیر و برنامه ریزی
امیرالمؤمنین (ع) می فرماید:
(صَلاحُ العیش التَّدبیر.) (4)
«تدبیر و برنامه ریزی سبب اصلاح امور زندگانی می شود.»
برنامه یعنی تهیه جدول زمانی تقسیم کارها و مسئولیت ها، تهیه برنامه ای برای کار، عبادت، ورزش، تفریح، تغذیه، مطالعه و ضیافت به گونه ای که همه نیازهای طبیعی انسان برطرف شود؛ از این رو برنامه ریزی یکی از کلیدهای کامیابی در مدیریت خانه و خانواده است.

7. اصل سازگاری و انعطاف
امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید:
(الرِّفقُ مفتاحُ النَّجاح) (5) «نرم خویی کلید کامیابی است.»
واژه های رفق، سازگاری و انعطاف پذیری، مفاهیم اخلاقی مقدس و لازمی برای حرکتی سالم و پرشتاب در چرخه ی زندگی به شمار می روند و هرگاه خداوند خیر اهل خانه ای را بخواهد میان آنان رفق، همدلی و همراهی قرار می دهد.

8. اصل مادر محوری
در مدیریت نظام خانواده، باید جایگاه افراد به خوبی شناخته شود و حریم آنها به خوبی رعایت شود تا هر کس بتواند نقش خود را به درستی ایفاء کند. مادر مهمترین رکن خانواده و دارای مهمترین نقش تربیتی است، نقشی که به هیچ وجه جانشین پذیر نیست. هر چند پدر نیز در این امر سهیم است. لذا بایستی هم پدر و هم فرزندان به اصل مادر محوری توجه کنند و با احسان، احترام، اکرام و خدمت مادر، او را در ایفای نقش تربیتی خویش یاری دهند.

9. اصل قناعت و کنترل
حضرت علی (ع) می فرمایند:
(جمالُ العیشِ القناعهُ.) (6) «زیبایی زندگی و رفاه به قناعت است.»
قناعت یعنی خودکفایی و بسنده کردن به قدر ضرورت و به اندازه ی نیاز زندگی، لذا مدیریت خواهشها و تمایلات و کسب مناعت طبع از ابزار لازم ساختن یک زندگانی شیرین است.

10. اصل توسعه ی اخلاق
اخلاق محوری به جای پول محوری از توصیه های مؤکّد معصومین (ع) است. امام علی (ع) می فرمایند: (حُسنُ الخُلقِ أحدُ العَطائین.) (7)
«خوشخویی یکی از دو دهش است.»
از این اصل می توان به عنوان جانشین بسیاری از کمبودها و محدودیت ها بهره برداری نمود، چنانچه پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:
«وسعت ثروت شما به همه ی مردم نمی رسد پس با (توسعه ی) اخلاق خود، همه را خرسند کنید.»(8)

11. اصل تغافل و نادیده انگاری
اخلاق کریمانه بر محور نادیده انگاری و تغافل استوار شده است، رعایت این اصل، زندگی را ستودنی و تحسین برانگیز می کند، لذا امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: (مَن لَم یَتغافَل و لا یَغُضُّ عَن کثیرٍ مِنَ الأمور تَنَغَّضَت عِیشُتُه.) (9)
«هر کس در بسیاری از أمور چشم پوشی نکند، زندگیش ناگوار شود.»

12. اصل هنر استراحت (خانه ایستگاه استراحت)
قانون اختصاص فرصتی برای استراحت در خلال فعالیت ها و مشغله های زندگی، در حکم روغن کاری کردن چرخهای زندگی است. ایجاد محیطی آرام و متنوع و بهره بردن از لذتهای حلال الهی، توان جمعی خانواده را برای تلاش و رشد هر چه بیشتر فزونی می بخشد.

13. اصل میهمان پذیری
رسول خدا (ص) فرمودند:
(زکاهُ الدَّارِ بیتُ الضِّیافَهِ.) (10) «زکات خانه، مهمانخانه است.»
داشتن روحیه مهرورزی به دیگران در قالب میهمانی دادن، علاوه بر تقویت ارتباطات عاطفی، برکت زایی در زندگی، توسعه رزق و... از مهمترین عوامل شادی آفرین در زندگی به شمار می رود.

14. اصل سخاوتمندی
حضرت رضا (ع) فرمودند:
(یَنبَغی للرَّجُلِ أن یُوَسِّعَ عَلی عِیالِه لِئَلاَّ یَتَمنَّوا مَوتَهُ.)(11)
«سزاوار است که مرد بر عیالش توسعه بدهد تا آرزوی مرگ او را نکنند.»
جریان زندگی برای روان ماندن به سخاوتمندی و دست ودل بازی به موقع نیازمند است و ایجاد رفاه برای همسر و فرزندان از جمله فضائل مهم اخلاقی است که یک مرد به عنوان مدیر خانواده باید برای عینیت بخشیدن به آن تلاش نماید.

15. اصل معنویت گرایی
قرآن کریم در ستایش خانه های اهلبیت (ع) می فرماید:
(فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ.(12) [(نور هدایت) در خانه هایی است که خداوند اذن داده رفعت یابند و نام او در آنها ذکر شود.]
سحرخیزی، ذکر لسانی و قلبی، دوستی نماز، تلاوت قرآن، اُنس با مناجاتها و اشعار معنویت آفرین، یاد خوبان عالم قدس و ارتباط قلبی با حضرات معصومین (ع) از موهبت های آسمانی و از نشانه های خانه های سبز است، که برای نورانی کردن فضای یک خانواده و تبدیل آن به یک خانه ی الهی، تقید به این موارد لازم می باشد.

16. اصل پاکی
قرآن در توصیف اهل بیت (ع) می فرماید:
(إِنَّمَا یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً.) (13)
«همانا خدا اراده کرده است که هرگونه رجس و پلیدی را از شما اهل بیت دور سازد و شما را پاک و مطهر گرداند.»
انسانهای پاک، پاکیزگی و پاکی معنوی را دوست دارند و پاکی را ترویج می کنند. پاکش چشم، گوش، دل، رزق، محیط زندگی، پاکی از خطا و گناه، خانه را به بهشتی دنیایی تبدیل می کند و مهمترین ثمره آن تربیت فرزندان پاک و با ایمان است.

17. اصل نامه نگاری و مکاتبه
گاهی به خاطر وجود محدودیتهای مکانی، مالی و یا حیاء و خجالت، قلم بهترین و حتی گاهی تنهاترین وسیله ی برقراری ارتباط بین اعضای یک خانواده است. امیرالمؤمنین (ع) در نامه ای نسبتاً طولانی(14)، پر احساس و عمیق، مجموعه ای از مطالبات تربیتی خود را به فرزندانشان از طریق نامه نگاری ابراز داشته اند که مطالعه و تفکر آن برای خانواده ها بسیار سودمند است.

18. اصل تشکّر و قدرشناسی
قرآن کریم می فرماید: (أنِ اشکُرلی و لِوالِدَیکِ...) (15)
«شکرگزار من و پدر و مادرت باش.»
حاکمیت فرهنگ تشکر و قدردانی از یکدیگر و واکنش مثبت در برابر زحمات و ابراز عواطف دیگران، یکی از اصول مهم مدیریت خانواده است که از یک سو به افزایش مهرورزی ها و محبت ها بین اعضای یک خانواده کمک می کند و از سویی دیگر به تربیت نسلی شاکر در برابر نعمت های الهی منجر می شود.

19. اصل شناخت روانشناسی زن و مرد
زن برای زن بودن و مرد برای مرد بودن به صفات و حالاتی نیازمند می باشند، شناخت این خصلتها و روحیات و روان شناسی زن و مرد، هم کمک شایانی در مدیریت بهینه و با کفایت زندگی و خانواده می کند و هم سبب افزایش درک متقابل و کاهش اختلافات بین اعضای خانواده می شود.

20. اصل هدیه دادن (باز کردن پنجره های شادی به زندگی)
رسول خدا (ص) فرمودند:
(تهادُّوا تُحابّوا، تَهادُّوا فانَّها تَذهبُ بِالضَّغائنِ.) (16)
«به یکدیگر هدیه دهید تا یکدیگر را دوست بدارید به یکدیگر هدیه دهید تا زنگارهای کینه از قلبهایتان برده شود.»
هدیه یکی از تکنیک های ارزان، آسان ولی مؤثر برای فعال نگه داشتن عواطف بین افراد در بستر زندگی بوده و علاوه بر تعمیق احساسات و زدودن کدورت ها، مانع فرسایشی شدن روند زندگی می شود.

21. اصل استراتژی ارتباط فعال و همه جانبه
از محوری ترین و بلکه اساسی ترین ارکان نظام خانواده، وجود ارتباط سالم، فراگیر و پویا بین زن و شوهر و ارتباط بین هر یک از پدر و مادر با فرزندان است؛ به عنوان نمونه ارتباطات لازم در یک خانواده سه نفره بدین قرار است:
* ارتباط زن با شوهر
* ارتباط شوهر با زن
* ارتباط مادر با فرزند
* ارتباط پدر با فرزند
* ارتباط فرزند با پدر
* ارتباط فرزند با مادر

22. اصل خدمت در خانه
بسیاری از پاداشها و موهبتهای زندگی با میزان خدمت شما به خانواده خود رابطه مستقیم دارد، یعنی هرچه برای بهبود زندگی خانوادگی خود تلاش و خدمت کنید توانائی ها و موفقیت های خود را افزایش داده اید.
رسول خدا (ص) فرمودند:
(لا یَخدُمُ العیالَ الاّ صدیقٌ أو شهیدٌ أو رجلُ یریدُ اللهُ به خیرَ الدُّنیا و الآخره.) (17)
« به همسر (و فرزندان) خود خدمت نکند مگر صدیق یا شهید یا مردی که خداوند خیر دنیا و آخرت او را بخواهد.»

23. اصل آشنایی با سرنوشت
حضرت علی (ع) می فرمایند:
(مَن أصبَحَ عَلَی الدُّنیا حَزیناً فَقَد أصبَحَ لِقَضاءِ اللهِ ساخِطاً.) (18)
«هر که برای دنیا اندوه خورد، از قضای الهی ناخشنود است.»
بسیاری از مشکلات یک خانواده به مسائل اقتصادی و سرنوشت خدادای آنان مربوط می شود. خداوند متعال برای هر فرد و هر خانواده سرنوشتی مقدر کرده که البته برای آنان خیر محض است، هر چند باور آن برای برخی دشوار باشد.
شناخت تقدیرات الهی و راضی بودن به آنان و شناخت اشتباهات و مشکلاتی که منشأ آن خود انسان است و نه تقدیر الهی و تلاش برای رفع آنها و تفکیک این دو مقوله از یکدیگر، سبب رضایتمندی افراد یک خانواده از داده های الهی و قبول سرنوشت خدادادی آنها می شود.

24. اصل سرور و شادی
امام باقر (ع) می فرمایند: (ما أفادَ عبدُ فائدَهً خیراً مِن زوجهٍ صالحهٍ إذا رَآها سرَّتهُ و اذا غابَ عَنها حَفِظتهُ فی نَفسها و مالهِ.)(19)
«بنده ی مؤمن سودی بهتر از همسر شایسته به چنگ نیاورده است، همسری که شوهرش با دیدن او خوشحال شود و هرگاه از وی دور شود در غیابش نگهبان خود و اموال او باشد.»
مدیریت خانوادگی موفق می طلبد که اعضاء خانواده افرادی بانشاط باشند و فضای خانوادگی شادی برای خود و خانواده ی خود فراهم آورند. وجود کانون گرم خانواده و عواطف پاک و باصفا بودن محیط زندگی، تحمل بسیاری از مرارتها و دشواری های زندگی را آسان کرده و سبب می شود افراد از زندگی خویش لذت ببرند.

25. اصل انتخاب داور خانوادگی و آشنایی با حقوق خانواده
قرآن در مورد حل مشکلات خانوادگی قبل از اقامه ی دعوی در دادگاههای رسمی و قانونی، به مراجعه نزد «قاضی تحکیم» سفارش کرده و در پرتو شرایطی این راهکار را موفقیت آمیز معرفی می نماید:
(وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَیْنَهمَا فَابْعَثُوا حَکَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَکَماً مِنْ أَهْلِهَا إِنْ یُرِیدَا إِصْلاَحاً یُوَفِّقِ اللهُ بَیْنَهُمَا إِنَّ اللهَ کَانَ عَلِیماً خَبِیراً. (20))
«اگر از (ناسازگاری و) جدایی میان آن دو (زن و شوهر) بیم داشتید، پس داوری از خانواده ی شوهر و داوری از خانواده ی زن برگزینید (تا به اختلاف آن دو رسیدگی کنند) که اگر این دو بنای اصلاح داشته باشند، خداوند میانشان توافق ایجاد می کند زیرا خداوند (از نیات همه) باخبر و آگاه است.»

26. اصل هنرمندی و خلاقیت های شاعرانه و حرفه آموزی
آموختن هنرهایی همچون خطاطی، نقاشی، طراحی، نویسندگی، شعر، داستان نویسی، آواز، خیاطی، قالی بافی و... از هنرهای لازم خانوادگی است که می تواند علاوه بر پر کردن سالم اوقات فراغت، سبب شکوفایی استعدادها و توانمندی و استقلال مالی افراد خانواده گردد. رسول خدا (ص) می فرمایند:
(نِعم اللَّهو المِغزَلُ لِلمَرأه الصَّالحَهِ.) (21)
«برای زن شایسته ریسندگی چه سرگرمی خوبی است.»

27. اصل ملاحظه ی خانواده ی اول تا سوم
امام سجاد (ع) می فرماید: « حقوق خویشاوندانت بسیار است و به اندازه ی میزان قرابت آنها با توست، سپس حضرت می فرمایند:
(فَأوجبُها علیکَ حقُّ اُمَّک ثُمَّ حقُّ أبیکَ ثُمَّ حقُّ وُلدِکَ ثُمَّ حقُّ أخیک ثُمَّ الأقربُ فالأَقربُ و الأولُ فالأوَّلُ).
«پس واجب ترین حق، حق مادرت است سپس حق پدرت، سپس حق فرزندانت سپس حق برادرت و سپس هر کس به تو نزدیکتر است...»
یک انسان پس از ازدواج دارای سه خانواده خواهد بود، خانواده اول، همان خانواده ی پدری و مادری اوست، خانواده دوم همان زندگی مشترکش با همسرش می باشد و خانواده سوم خانواده ی همسرش می باشد. انسان باید حقوق هر سه خانواده را رعایت کند و خود را متعلق به هر سه بداند.

28. اصل آراستگی و زینت
آراستگی مرد برای همسر و آرایش زن برای شوهر از اموری است که از سویی هم نشاط و شادمانی فردی تولید می کند و هم زمینه ی ایجاد دلبستگی دوستی و مهرورزی را تقویت می نماید و از سوی دیگر ضریب خطا و دل بستن هر یک از زوجین به افراد دیگر را از بین می برد و علاوه بر تأمین سلامت خانواده، سلامت اجتماع را نیز تضمین می نماید.

29. اصل گفتگو، استنطاق و مذاکره (کنفرانس خانوادگی)
از اصول مهم مدیریت خانواده و از راهکارهای مهم استمرار بخشی و یا بازسازی روابط خانوادگی، اختصاص فرصت ویژه برای گفتگو با اعضای خانواده، نشستهای خانوادگی و هنر گفتگو، استنطاق گفتاری و تقویت مهارت گفتن و شنیدن است. رسول خدا (ص) می فرمایند:
(جُلُوس المرءِ عِندَ عَیالهِ أَحَبُّ إلی الله تعالی من اعتکافٍ فیِ مَسجدی هذا.) (22)
«نشستن مرد نزد زن و فرزندنش نزد خدا محبوبتر از اعتکاف او در مسجد من (مسجد النبی) است.»

30. اصل تلاش برای توسعه و سلامت اقتصادی خانواده
تلاش برای کسب درآمد حلال بیشتر، به نیت حفظ آبرو، حل مشکلات خود و دیگران، رشد اقتصادی و برآوردن همه نیازمندی ها مشروع و معقول، أمری پسندیده و خدا پسندانه است.
این تلاش گرچه تنها وظیفه ی مردان بوده، اما سهیم شدن زنان در این وظیفه به شرطی که حدود الهی رعایت شود و با وظایف خانوادگی و دینی آنان منافاتی نداشته باشد، سبب حرکت تندتر چرخه ی زندگی شده و آینده ای همراه با آسودگی خاطر را برای همه اعضای خانواده رقم خواهد زد.

31. اصل جمع گرایی و غذای جماعت
در فرهنگ تربیتی اسلام و تنظیم قوانین آن، یکی از اصول مهم، دوری از انزوا و گوشه گیری و دقت به جمع و جمع گرایی حتی در غذا خوردن است. یکی از فلسفه های مهم عبادات جمعی نیز تقویت این روحیه در انسانهاست.
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: (کُلُوا جَمیعاً و لا تفرَّقوا فإنَّ البرکَهَ معَ الجماعهِ.)(23)
«دسته جمعی غذا بخورید و پراکنده نشوید، چرا که برکت با جماعت است.»

32. اصل همسایه داری
سخن حضرت زهرا (س) به فرزندشان امام مجتبی (ع) (یا بُنَیَّ الجار ثُمَّ الدَّارٌ) (24)
«فرزندم اول همسایه سپس خانه»
یک فرمول حیاتی برای رشد، دیگرگرایی، اخلاق اجتماعی و گریز از خودمحوری و خودپرستی بوده و لازم است در خانواده مورد توجه جدی قرار گیرد.

33. اصل حفظ حریم و احترام همه ی اعضاء از اولین تا آخرین
جلوگیری از فرو ریختن مرزهای اخلاقی و شکسته شدن حریمها و حفاظت از شئونات شخصیتی خود و افراد خانواده بویژه در زمان اختلافات و کشمکش ها از اصول مهم مدیریتی در خانواده است.

34. اصل تحمل فریادها و بچّه گی ها
موضع گیری عجولانه و منفعلانه در برابر رفتارهای نسنجیده و فریادهای بی جای اعضای خانواده، خانه را به محل نزاع و درگیری تبدیل کرده و خسارات غیر قابل جبرانی به شخصیت همه ی اعضاء وارد می سازد. تحمل نابخردی ها و رعایت انصاف در منازعات و چشم پوشی کردن از رفتارهای نامناسب دیگران در شرایط بحرانی، اصلی مهم و قابل توجه برای ترمیم کاستیهای افراد و زندگی است.

35. اصل صداقت و راستی
از اصولی که نه تنها در زندگی خانوادگی بلکه در زندگی اجتماعی نیز کارآمد است، اصل صداقت در نیت، گفتار و رفتار بوده که از مهمترین ملاکهای انتخاب همسر، همسایه، همسفر و همکار(25) نیز به شمار می رود. رعایت این اصل مهم در ابتدا و هم در طول زندگی بسیار ضروری است.

36. اصل عدم هراس از فقر و توجه به انواع سرمایه ها
برای مدیریت بهینه سیستم خانواده و از میان بردن هراس از فقر، ایجاد روحیه احساس ثروتمندی و توانگری بسیار مهم و اساسی است و بر فرض وجود فقر، چگونگی مدیریت زندگی فقیرانه، نوع نگاه به فقر و توجه به سرمایه های معنوی زندگی نیز مهم و قابل توجه است.

37. اصل قبول اختلافات و مدیریت اختلافات
اعتقاد به اینکه طبیعت خلقت انسان بر اختلاف، تضاد و تکثّر و چندگونگی است و مدیریت کردن این اختلافات، منشأ دلبستگی شدید بین زوجین و یا اعضای خانواده است. پذیرش طبیعی بودن اختلافات و تفاوتها، علاوه بر کاهش حساسیتها، انسان را در به سلامت طی کردن سختیهای زندگی یاری می کند و سبب می شود به مرور زمان اختلافات بین اعضاء به اتحاد و همدلی تبدیل گردد.

38. اصل مهندسی مادی خانه سازی و خانه داری
رعایت قوانین مهندسی خانه سازی و خانه داری، برای ایجاد فضایی مناسب و رشد آفرین ضروری است که به برخی از این قوانین اشاره می کنیم:
1. مصرف کردن پول فروش خانه در خرید خانه ای دیگر.
2. حیاء در خانه سازی (محفوظ بودن محدوده ی فعالیت کدبانو، جداسازی برای حفظ حریم زن و مرد....)
3. نگهداری حیوانات خانگی و پیش بینی کلبه ی حیوان در خانه
4. حفظ بهداشت و نظافت محیط خانه و لوازم خانه
5. نورپردازی و روشنایی مناسب منزل
6. داشتن اتاق خواب خصوصی برای زوجین و فرزندان
7. تهیه وسایل هنری و بافندگی در خانه.
8. زیبا سازی اتاق مربوط به خانواده و زنان.
9. رعایت همه ی نکات رفاهی و روانشناسی در محیط آشپزخانه (که مادران بیشترین ساعات زندگی خود را در آنجا سپری می کنند.)

39. اصل مهندسی معنوی خانه سازی و خانه داری
دقت در مسائل معنوی و آخرتی خانه سازی نیز، از جمله عوامل محیطی مؤثر بر شخصیت اعضای خانواده است. برخی از این مسائل عبارتند از:
1. غیر غصبی بودن زمین و مصالح و لوازم خانه
2. قبله محوری در خانه سازی.
3. انتخاب همسایه خوب
4. تعبیه اتاق نماز و اتاق استراحت
5. کار علمی و فکری در خانه.
6. آیه آرایی خانه و اتاقها
7. تلاوت قرآن در خانه.
8. میثاق معنوی خانوادگی برای نماز شب.
9. ذبح گوسفند پس از خانه سازی.
10. نظافت و بهداشت خانه.
11. رعایت حقوق همسایگان
12. برگزاری جلسات دینی خصوصی و عمومی در خانه.

40. اصل کدگذاری لوازم و اشیاء زندگی
در سیره ی اخلاقی پیامبر اکرم (ص) آمده است که حضرت حیوانات، اسلحه و اثاثیه منزل خود را نام گذاری می کردند، مثلاً نام پرچم حضرت عقاب، نام شمشیرش که در جنگ ها همراه داشت ذوالفقار و شمشیر دیگر مِخذم بود و...(26)

41. اصل حفظ میثاقها و وفاداری
با توجه به جایگاه ارزشمند وفاداری در میثاقهای خانوادگی، لازم است هر یک از زن و مرد در لحظه های خلوت خود، درون خود را از همه عوامل جفاکاری و تضعیف پیمان خانوادگی پالایش کنند و دائماً در تحکیم این «میثاق عشق» تلاش نمایند.

42. اصل رازداری و حفظ اسرار
امام علی (ع) می فرمایند:
(إحفظَ أمرکَ و لا تُنکِح خاطِباً سِرَّکَ.) (27)
«امور و اسرار مربوط به خودت را نگه دار و دختر رازت را عروس هر خواستگاری نکن.»
حفظ اسرار خانوادگی و حل کردن مشکلات در چارچوب خانه وجلوگیری از باخبر شدن نزدیکان از مسائل و اسرار خانوادگی، از جمله صفات متعالی و زیبای یک خانواده است.

43. اصل مهارت مقابله با فقدانها در زندگی
از جمله واقعیت های طبیعی و اجتناب ناپذیر در هر زندگی وجود فقدانهایی (چون مرگ شوهر، همسر، فرزند و یا ورشکستی مالی و...) است که در صورت عدم آشنایی با فلسفه الهی این فقدانها و خیریت آنها برای انسان ممکن است به معزلی فکری برای اعضای خانواده تبدیل شود.
توضیح اینکه برخی از فقدانها و کمبودها که انسان نقشی در تولید آن ندارد، برای او خیر محض بوده و علاوه بر اینکه امتحان الهی او محسوب می گردد، سبب تزکیه نفس او خواهد شد. داشتن دید مثبت درباره ی این فقدانها و سپاسگزاری از نعمتهای موجود الهی راه را برای برطرف شدن کمبودها و ازدیاد نعمتهای الهی هموار خواهد کرد.

44. اصل شناخت مسیر، مقصد و لوازم سفر زندگی
با تشکیل یک خانواده، قطاری در مسیر مشخص شده ی خود و به سوی هدفی مشخص به حرکت در می آید. برای عبور همراه با سلامت در این مسیر باید مقصد، مراحل، نقشه راه، توقف گاهها و سایر خصوصیات مسیر کاملاً شناخته شده باشد؛ این مراحل در تربیت فرزند عبارتند از: شکل گیری و انعقاد نطفه، دوره کودکی، دوره ی نوجوانی، دوره ی جوانی و دوره ی میانسالی.

45. اصل ثبات و استحکام خانواده
استحکام و سلامت نهاد خانواده تأثیرات فراوانی در برآورده نمودن ثبات فردی و اصلاح نظام اجتماعی خواهد داشت. عوامل فراوانی در انسجام و استحکام نظام خانواده نقش دارند که برخی از آنها عبارتند از:
1. نگاه تقدس آمیز و فرازمینی داشتن به ازدواج و تشکیل خانواده
2. داشتن انتظارات معقول از ازدواج
3. اشتراکات فرهنگی و همسانی زوجین و خانواده های آنها
و چندین عامل دیگر که افراد لازم است قبل از تشکیل خانواده و در جریان آنها به این عوامل توجه مستمر داشته باشند.

46. اصل توجه به شبکه ارتباطی خانواده و پرهیز از شبکه های درهم ریخته
در یک خانواده هر کسی یک «من» تنها دارد که عبارتست از نام، خصوصیات جسمانی، علاقه ها، عادات، هنرها و سایر خصلت های فردی که از آن به ارتباط «یک سویه» تعبیر می شود و یک «ما» دارد که منظور از «ما» در یک خانواده ارتباطات متقابلی است که بین افراد وجود دارد مانند رابطه همسری، پدری، مادری، برادری، خواهری و فرزندی(28) به این ارتباطات، ارتباطات دوسویه می گویند. تنظیم ارتباطات یک سویه و دو سویه در یک خانواده و عمل بر اساس نیاز ارتباطی افراد، یکی از عوامل مهم رشد اعضای خانواده می باشد.

پی‌نوشت‌ها:

1.امام صادق (ع) در تعریف اخلاقیات والا فرمودند: (إنَّ الله عزَو جلّ خَصَّ رُسُلُه بِمُکارم الأخلاقِ فَامتَحِنوا أنفُسَکُم فَإن کانَت فیکُم فَاحمَدوا اللهَ وَاعلَمُوا أنَّ ذلک مِن خیرٍ و إن لا تَکُن فیکُم فَاسألُوا اللهَ وَ ارغَبوا إلیه فیها، قال فَذَکَرَها عَشرَهً: الیقینَ و القناعَهَ و الصَّبرَ والشُّکرَ و الحِلمَ و حُسنَ الخُلقِ و السَّخاءَ و الغَیرَه و الشُّجاعَه و المُرُوءَه.) (الکافی، ج 2، ص 56)
«همانا خداوند عزو جل پیغمبرانش را به مکارم اخلاق اختصاص داد، پس خود را بیازمائید اگر چنانچه در وجود شما هم بود، خدا را سپاس گوئید و بدانید که بودن آنها در شما خیر شماست و اگر در شما نبود از خدا بخواهید و نسبت به آنها رغبت جوئید سپس آنها را ده چیز شمرد: یقین، قناعت، صبر، شکر و خویشتن داری، خلق نیکو، سخاوت و غیرت و شجاعت و مروت.»
2. غررالحکم، ص 413.
3. تغابن/ 14.
4. غررالحکم، ص 354.
5. میزان الحکمه، ح 7365
6. غررالحکم، ص 90.
7. میزان الحکمه، ح 5501.
8. نهج الفصاحه، ح 175.
9. میزان الحکمه، ح 15220.
10. نهج الفصاحه، ح 1357.
11. وسائل الشیعه، ج 15، ص 290.
12. نور/ 36.
13. احزاب/ 33.
14. نامه 31 نهج البلاغه
15. لقمان / 14.
16. میزان الحکمه، ح 21172.
17. همان، ح 7881.
18. میزان الحکمه، ح 16792.
19. همان، ح 7898.
20. نساء/ 35.
21. بحار الانوار، ج 100، ص 258.
22. میزان الحکمه، ح 7884.
23. خیر و برکت از نگاه قرآن و حدیث، ص 432.
24. وسائل الشیعه، ج 7، ص 112.
25. قرآن می فرماید: (یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین) (توبه/ 119).
26. سنن النبی (ص)، ص 123.
27. میزان الحکمه، ح 8418.
28. تفصیل این اصول در مجموعه کتابهای «مدیریت خانواده» جلد دوم و سوم أثر مؤلف آمده است.
منبع: نیلی پور، مهدی؛ (1388)، خانواده مهدوی، اصفهان: مرغ سلیمان، چاپ سوم

بهترين کاسب قرن حاج مرشد چلویی


]" href="http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/12-12/15/17401-67915.jpg" class="lightbox-processed">

از جمله عباد مخلص خداوند سبحان ، عارف حکیم مرحوم حاج میرزا احمد عابد نهاوندی معروف به «مرشد چلویی» و متخلص به (ساعی) است

به گزارش فرهنگ نیوز مرحوم مرشد، قد بلندی داشت. لاغر اندام و نحیف بود و محاسن سپیدی داشت.چهره اش آن قدر نورانی بود که از دور می درخشید و نظر انسان را جلب می کرد. صورتی گرد و خنده رو، ابروانی پیوسته و چشمانی زیبا داشت. همیشه عرقچین سیاه رنگ بسیار نرمی بر سر می گذاشت

مرشد هر روز صبح با آب گردان مسی خالی غذایی که شب گذشته به منزل آورده بود، از منزل خود بیرون می آمد و به طرف بازار - پله های نوروزخان-  به راه  می افتاد.
در ضلع شرقی مسجد جامع بازار تهران غذا فروشی داشت.
صاحبان مغازه های اطراف و داخل بازار، چون حاج مرشد را می شناختند، به او سلام می کردند. مرشد پاسخ سلام آنها را می داد و گاهی می گفت: «سلام بابا، باصفا باشی».


وارد دکان که می شد کارگران قبلاً آمده بودند و مقدار زیادی از کارها را کرده بودند.
عبای خود را در می آورد و در کشو میز می گذاشت. روپوش سفید بلندی به تن می کرد. ابتدا وضو می گرفت. داخل آشپزخانه می رفت و به غذاها سر می زد و برای ظهر آماده می کرد.
هنگام ظهر پذیرایی مشتریان شروع می شد و تا ساعت دو الی سه بعدازظهر طول می کشید
روی تابلوی بالای دخل مغازه اش نوشته شده بود:

«نسیه و وجه دستی داده می شود، حتی به جنابعالی به قدر قوه»

روی دیوارهای داخل سالن، عکسهایی به شکل مینیاتور قدیمی، که داخل قاب آویزان بود و در آن صحنه های مصیبت و مشقت اهل جهنم را نقاشی کرده بودند و شیاطینی که آنها را شلاق می زدند، به چشم می خورد. دو تابلوی دیگری روی دیوار داخل سالن وجود داشت که دو نیم بیت شعر به طور جداگانه به خط نستعلیق روی آن نوشته شده بود. آن دو نیم بیت که جمعاً یک بیت شعر بود، بیت ذیل بود:
«ساعتی در خود نگر تا کیستی؟ از کجایی، وزچه جایی، چیستی؟»

موقعی که روغن روی غذای مشتری می ریخت، ملاقه راکه با دست بالا می برد، می گفت:« گول نخوردی!» یا «شیطون گولت نزنه»!
 هرحرفی که می زد، به دنبالش می گفت:« گوشی دستته؟»
 اگر کسی خسته می شد، به اومی گفت:«آدم عاشق خسته نمی شه، از حال می ره»
 کسی که قرض می گرفت، و پولش رانمی آورد و می گفت، فردا می دهم، می گفت:«فردای قیامت را می گه!»
مرحوم مرشد در جلوی آشپزخانه ای که ایستاده بود، گفته بود کسانی که می خواهند غذا بیرون ببرند، هدایت کنید تا از نزد او بگذرند چون بیشتر کسانی که غذا بیرون می بردند، بچه ها و نوجوانانی بودند که برای کارفرمایان وصاحبان مغازه های بازار غذا می گرفتند و می بردند و خودشان از آن غذا محروم بودند. مرحوم مرشد کودکی که با ظرف غذا در دست، نزد او می آمد قدر پلوی زعفرانی روی بادیه او می ریخت و ظرف را کامل می کرد و بعد تکه کباب یا لقمه گوشت یا اگر تمام شده بود، ته دیگی زعفرانی داخل روغن می کرد و دهان آن پسربچه یا نوجوان می گذاشت.
و همین طور فقیران و مسکینان صفی داشتند که از داخل راهرو شروع می شد و به اول سالن مغازه ختم می گشت. افراد فقیری که معمولاً عائله مند بودند و بعضی مورد شناسایی مرحوم مرشد قرار داشتند، هر روز می آمدند و به نسبت تعداد عائله خود غذای رایگان و خرجی یومیه می گرفتند.
اگر غذای او کباب بود، تکه گوشتی در دهان می گذاشت. پس از جویدن، آن را داخل دریچه ای که به مغازه باز می شد و گربه ها می آمدند، پرت می کرد تا گربه ها هم بی بهره نمانند

یک روز در مغازه جناب مرشد، آتش سوزی رخ می دهد؛ وقتی خبر آتش سوزی مغازه را به جناب مرشد دادند بدون آنکه تغییر حالتی بدهد گفت:
«عیب ندارد بابا» بین راه آهسته گریه می کرد! از او پرسیدند: آقا پس چرا ناراحت شدید؟ حاج مرشد جواب داد: «نه ناراحتی من از آتش سوزی نیست. آن آتش سوزی خیر بوده، دلم برای اشعاری که سالها سروده و درکشو میز دخل مغازه گذارده بودم، می سوزد؛ چون جایی نوشته نشده و نسخه دیگری هم از آن وجود ندارد»! باقی‌مانده آن اشعار سوخته به نام «دیوان سوخته» به چاپ رسیده است.

 

جناب مرشد در۲۵ شهریور ماه سال ۱۳۵۷ هجری شمسی در تهران وفات یافت

مزار مرحوم حاج مرشد، درجنب ابن بابویه تهران داخل مسجد ماشاء الله قرار دارد، در ضلع شمالی مسجد که بالای سنگ قبر آن مرحوم است یک بیت شعر از اشعار وی روی سنگ عمودی بالای قبر نوشته شده است و آن بیت این است:


همچو ساعی از دو عالم در گذر           تا شوی از آفرینش با خبر

تغییر سبک زندگی در 110 سال قبل


]" href="http://farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/12-12/16/17597-68710.jpg" class="lightbox-processed">

در آستانه مهاجرت کبری جمعی از علمای طراز اول اقدام به انتشار بیانیه 5 ماده‌ای در زمینه تغییر سبک زندگی کرده اند.

به گزارش فرهنگ نیوز : با نگاهی به تاریخ کشورمان مشاهده می‌کنیم که سبک زندگی موضوعی نیست که جدیدا و توسط علمای عصر حاضر مطرح شده باشد، بلکه این موضوع دغدغه علمای طراز اول کشور در حدود 110 سال پیش بوده است؛ به طوری که جمعی از علما در آستانه مهاجرت کبری اقدام به انتشار بیانیه 5 ماده ای در زمینه برخی مسائل کرده اند که متن آن کامل در زیر می آید.

 

محمدحسین فشارکی فرزند محمد جعفر عالم و مجتهد اصولی و از بزرگان علمای اصفهان در اواخر عصر قاجاریه و اوایل پهلوی است که در کارنامه سیاسی او مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی دیده می‌شود.


وی در اصفهان از کلاس اساتیدی چون محمد باقر فشارکی (برادر)، محمد باقر نجفی و محمد هاشم چهارسوقی استفاده می‌کرده است. همچنین از محضر اساتیدی چون زین العابدین مازندرانی، حبیب الله رشتی و میرزای شیرازی در عتبات عالیات بهره برده است


اعلامیه پنج ماده‌ای در زمینه سبک زندگی


وی طی یک اقدام بدیع در اواسط جمادی الاول ۱۳۲۴ و در آستانه مهاجرت علمای تهران به قم (مهاجرت کبری)، به همراهی ۱۳ نفر از علمای طراز اول اصفهان از جمله آقا نجفی اصفهانی، حاج آقا نورالله نجفی اصفهانی، آیت الله ابوالقاسم دهکردی، شیخ مرتضی ریزی، میرزا محمدتقی مدرس، سیدمحمدباقر بروجردی، میرزا محمد مهدی جویباره‌ای، میرزا ابوالقاسم زنجانی، آقامحمدجواد قزوینی و رکن‌الملک شیرازی موارد زیر را متعهد شدند:


این خدام شریعت مطهره با همراهی جناب رکن‌الملک، متعهد و ملتزم شرعی شده‌ایم که مهماامکن بعد ذلک تخلف ننماییم، فعلا ۵ فقره‌ است:


اولاً: قبالجات و احکام شرعیه از شنبه به بعد روی کاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شود. اگر بر کاغذهای دیگر نویسند، مهر ننموده و اعتراف نمی‌نویسیم. قباله و حکمی هم که روی کاغذ دیگر نوشته بیاورند و تاریخ آن بعد از این قرارداد باشد، امضا نمی‌نماییم. حرام نیست کاغذ غیر ایرانی و کسی را مانع نمی‌شویم؛ ماها به این روش متعهدیم.


ثانیا: کفن اموات، اگر غیر از کرباس و پارچه اردستانی یا پارچه‌های دیگر ایرانی باشد، متعهد شده‌ایم بر آن میت، ماها نماز نخوانیم. دیگری را برای اقامه صلوه بر آن میت بخواهند ماها را معاف دارند.


ثالثا: ملبوس مردانه جدید، که از این تاریخ به بعد دوخته و پوشیده می‌شود، قرار دادیم مهما امکن، هر چه بدلی در ایران یافت می‌شود، لباس خودمان را از آن منسوخ نماییم و منسوخ غیرایرانی را نپوشیم و احتیاط نمی‌کنیم و حرام نمی‌دانیم لباس‌های غیرایرانی را، اما ماها ملتزم شده‌ایم حتی‌المقدور بعد از این تاریخ ملبوس خود را از منسوج ایرانی بنماییم. تابعین ماها نیز کذلک و متخلف توقع احترام از ماها نداشته باشد. آنچه از سابق پوشیده و داریم و دوخته، ممنوع نیست استعمال آن.


رابعا: مهمانی‌ها بعد ذلک ولو اعیانی باشد، چه عامه، چه خاصه، باید مختصر باشد یک پلو و یک خورش و یک افشره. اگر زاید بر این کسی تکلف دهد، ماها را به محضر خود وعده نگیرد. خودمان نیز به همین روش مهمانی می‌نماییم. هر چه کمتر و مختصرتر از این تکلف کردند، موجب مزید امتنان ماها خواهد بود.


خامسا: وافوری اهل وافور را احترام نمی‌کنیم و به منزل او نمی‌رویم زیرا که آیات باهره: «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ» «وَلا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» «وَلا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَه» و حدیث «لاضرر و لاضرار» ضرر مالی و جانی و عمری و نسلی و دینی و عرضی و شغلی آن محسوس و مسری است و خانواده‌ها و ممالک را به باد داده. بعد از این هر که را فهمیدیم وافوری، به‌نظر توهین و خفت می‌نگریم. [1]


وی در زمینه علمی دارای آثاری چون حاشیه رسائل و حاشیه طهارت شیخ مرتضی انصاری می‌باشد. در اواخر عمر، مردم اصفهان از این عالم استفتا می‌کردند و رئیس مطلق همه علمای اصفهان بود. [2]
 

این عالم در ۱۳۵۳ قمری در اصفهان دارفانی را وداع گفت و در تکیه ریزی‌ها در تخت فولاد به خاک سپرده شد.


پی‌نوشت:

1. روزنامه حبل المتین کلکته، سال ۱۴، ش۲،۱۹جمادی الثانی ۱۳۲۴
2. محمد باقر کتابی، رجال اصفهان، ص ۱۹۹

منبع خبرگزاری دانشجو

از نظر امام خمینی (ره)کدام حرف شاه حرف حساب بود ؟

رخدادهای 26آذر1358

چکیده

رهبر انقلاب امروز در مصاحبه با خبرنگار مسلمان مقیم انگلیس فرمودند : ماچنانچه بخواهیم اسلام را پیش ببریم دیگر نباید نوکر باشیم. اگر نوکر نباشیم[آمریکا] رابطه‎اش را با ما قطع می‎کند. ما از خدا می‎خواهیم که رابطه قطع بشود. امام خمینی همچنین تاکید کردند : شرافتی نیست رابطه داشتن با امثال امریکا.

رهبر انقلاب امروز همچنین با مسئولان و فرماندهان سپاه پاسداران دیدار و از خطر مقدس نمایان جاهل اظهار نگرانی کردند . امام خمینی در این دیدار فرمودند : جاهلی که نداند قانون اسلام چیست و پیش خود به اسم اسلام برود به خیال خودش خدمت می‎کند. این از آنهایی است که پیغمبر فرموده است که کمر مرا می‎شکند.

دومین حمله دولت عراق به نوار مرزی شهرستان دشت آزادگان دفع شد در پی این تجاوز دو هزار نفر از عراقی های مقیم مشهد با براه انداختن راهپیمایی و تظاهرات تجاوز رژیم بعث به خاک ایران را محکوم کردند .

اعضای هیئت ویژه کردستان در یک مصاحبه مطبوعاتی رئوس طرح خودگردانی استانها را اعلام کردند . مهندس صباغیان گفت : طرح خودگردانی مخصوص کردستان تهیه نشده است بلکه تمام استانهای کشور را در برخواهد گرفت .

علی اکبر معین فر وزیر نفت کشورمان که برای شرکت در کنفرانس اوپک در کاراکاس به سر می برد گفت : بهای نفت ایران در هر بشکه 5دلار افزایش پیدا کرده است و این قیمت از دهم دسامبر از خریداران دریافت خواهد شد .

آیت الله هادی خسروشاهی رئیس هیئت امنای بنیاد مسکن ایران گفت : خرید و فروش زمین از نظر بنیاد مسکن ممنوع است .

معاون وزارت کشور گفت : پیش بینی می شود اواخر هفته آینده کاندیداهای ریاست جمهوری معرفی شوند .

هاشمی رفسنجانی سرپرست وزارت کشور نیز گفت : لایحه قانونی انتخابات ریاست جمهوری بر مبنای قانون اساسی جدید در وزارت کشور در دست تهیه است و تا آخر هفته جاری به شورای انقلاب تسلیم خواهد شد .

حجت الاسلام موسوی رئیس دادگاه انقلاب اسلامی تبریز از محاکمه 15متهم حوادث تبریز در دادگاه انقلاب خبر داده و گفت :  در بین بازداشتی ها که در دادگاه انقلاب محاکمه خواهند شد چهار نفر از فدائیان خلق ، دو نفر از سازمان پیکار و یک سرباز نیروی هوایی که در رادیو و تلویزیون تبریز اقدام به تیراندازی کرده بود وجود دارد.

روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مرکز صبح امروز اعلام کرد در حمله گروهی از مهاجمان مسلح به دو اتومبیل پاسداران در سنندج 2 پاسدار شهید و سه نفر دیگر نیز زخمی شدند .

صادق قطب زاده وزیر امورخارجه ضمن کان لم یکن خواندن رای دادگاه بین المللی لاهه اعلام کرد به کنسول ایران در لاهه دستور داده شده است به هیچ عنوان رای این دادگاه را دریافت نکند .

اگر زور از سر ملتها برداشته شود ...

رهبر انقلاب امروز در مصاحبه با خبرنگار مسلمان مقیم انگلیس وضع اقلیتها در نظام جمهوری اسلامی را تشریح کردند . اهم بیانات امام خمینی در این مصاحبه عبارت است از :

1- ملتها الآن با ما هستند. اگر سرنیزه را ازاین ملتها بردارند، از عراق بردارند، از ـ نمی‎دانم ـ ترکیه بردارند، از جاهای دیگر بردارند، همه یکصدا با ما موافقند. سرنیزه جلو را گرفته است. منتها ایران سرنیزه را شکست. ایران ایستاد. ملت ضعیف ایستاد در مقابل قدرتهای قوی و این سرنیزه‎های اینها را شکست و خودشان را هم بیرون کرد.

حرف درست شاه چه بود ؟

2- شاه این یک کلمه‎اش درست است ، ولو هیچ وقت بنا نداشت که یک حرف حسابی بزند، ولی این یک کلمه‎اش درست است که اگر ایشان محاکمه بشود، رؤسای جمهوری [آمریکا] هم باید محاکمه بشوند.

ما به دنبال حکومت کردن نیستیم

3- نه ما می‎خواهیم یک حکومتی داشته باشیم. اگر می‎خواستیم حکومتی داشته باشیم که اینطوری تو این اتاق نبودیم. تو آن اتاقهایی بودیم که آقای کارتر بودند. تو آن عمارتهایی که آنها هستند. تو کاخ سفید بودیم. ما این مسائل پیشمان مطرح نیست. ما می‎خواهیم یک حکومت عدلی در دنیا پیدا بشود و این مجرمهایی که به ما جرم کردند مال ما را، مال ملت ما را بردند و هدر دادند و نیروی انسانی ما را هدر دادند. اینها بیایند اینجا تا ما محاکمه‎شان کنیم.

امام خمینی:من حقیقتاً نگران هستم. من نگران اسلام هستم. ما اسلام را از چنگ محمدرضا در آوردیم. و من خوف این را دارم که اسلام به چنگ ما مبتلا شده باشد، به طوری که ما هم مثل او یا بدتر از او بر سر اسلام بیاوریم. این نگرانی هست و زیـاد است. آدمهای جاهلـی هستند که به خیال خودشان خدمت می‎کنند برای اسلام، خدمت می‎کنند، لکن سر خود کـارهایی می‎کنند که ضرر به حیثیت اسلام می‎خورد.

ما از خدا می خواهیم این رابطه قطع بشود / ما ذلت را نخواهیم پذیرفت

4- ماچنانچه بخواهیم اسلام را پیش ببریم دیگر نباید نوکر باشیم. اگر نوکر نباشیم رابطه‎اش را با ما قطع می‎کند. ما از خدا می‎خواهیم که رابطه قطع بشود. ما ذلت را نخواهیم پذیرفت برای خاطر اینکه یک رابطه با یک ابرقدرت داشته باشیم. شرافتی نیست رابطه داشتن با امثال امریکا.(1)

نگرانی امام از ضربه مقدس مآبان هتاک به اسلام

رهبر انقلاب امروز همچنین با مسئولان و فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب دیدار و گفت و گو کردند . اهم بیانات امام خمینی در این دیدار عبارت است از :

اعضای هیئت ویژه کردستان در یک مصاحبه مطبوعاتی رئوس طرح خودگردانی استانها را اعلام کردند .مهندس صباغیان گفت : طرح خودگردانی مخصوص کردستان تهیه نشده است بلکه تمام استانهای کشور را در برخواهد گرفت .

1- من حقیقتاً نگران هستم. من نگران اسلام هستم. ما اسلام را از چنگ محمدرضا در آوردیم. و من خوف این را دارم که اسلام به چنگ ما مبتلا شده باشد، به طوری که ما هم مثل او یا بدتر از او بر سر اسلام بیاوریم. این نگرانی هست و زیـاد است. آدمهای جاهلـی هستند که به خیال خودشان خدمت می‎کنند برای اسلام، خدمت می‎کنند، لکن سر خود کـارهایی می‎کنند که ضرر به حیثیت اسلام می‎خورد.

باید آنهایی که به اسلام اعتقاد دارند به داد اسلام برسند. ... پیغمبر فرموده است که: دو طایفه هستند که کمر مرا می‎شکنند: یکیشان عالم متهتک  است، یکیشان جاهل متنسک است. جاهل مقدس مآب کمر پیغمبر را می‎شکند. جاهلی که نداند قانون اسلام چیست و پیش خود به اسم اسلام برود به خیال خودش خدمت می‎کند. این از آنهایی است که پیغمبر فرموده است که کمر مرا می‎شکند. .(2)

امام خمینی:ماچنانچه بخواهیم اسلام را پیش ببریم دیگر نباید نوکر باشیم. اگر نوکر نباشیم رابطه‎اش را با ما قطع می‎کند. ما از خدا می‎خواهیم که رابطه قطع بشود. ما ذلت را نخواهیم پذیرفت برای خاطر اینکه یک رابطه با یک ابرقدرت داشته باشیم. شرافتی نیست رابطه داشتن با امثال امریکا.

حمله عراق به سه پاسگاه مرزی

دومین حمله دولت عراق به نوار مرزی شهرستان دشت آزادگان دفع شد در پی این تجاوز دو هزار نفر از عراقی های مقیم مشهد با براه انداختن راهپیمایی و تظاهرات تجاوز رژیم بعث به خاک ایران را محکوم کردند . (3)

رئوس طرح خودگردانی استانها اعلام شد

اعضای هیئت ویژه کردستان در یک مصاحبه مطبوعاتی رئوس طرح خودگردانی استانها را اعلام کردند .مهندس صباغیان گفت : طرح خودگردانی مخصوص کردستان تهیه نشده است بلکه تمام استانهای کشور را در برخواهد گرفت .وی ادامه داد : در این طرح مسائلی مانند ارتش ، سیاست خارجی ، مسائل پولی و بانکی ، اقتصاد و برنامه ریزی ، اطلاعات و امور اطلاعاتی اصولا مربوط به دولت است و مسائلی که مربوط به مسائل داخلی هر استان است مانند امور محلی ، امور انتظامی ، امور فرهنگی ، مسائل زبان و مسائل مذهبی در امور شخصیه مربوط به منطقه ، خودگردان خواهد بود .

بیانیه شورای انقلاب در مورد سفر شاه به پاناما و رای دادگاه لاهه

به دنبال سفر شاه سابق به پاناما و نیز رای دادگاه لاهه علیه کشورمان شورای انقلاب بیانیه ای صادر کرد . در این بیانیه آمده است : شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران همچنان آمریکا را مسئول جنایات شاه و فرار او می داند و از مردم مبارز ایران میخواهد تا ضربات سهمگین خود را یکی پس از دیگری بر پیکر امپریالیسم غارتگر وارد سازند و تا قطع کامل سلطه بیگانه و استرداد اموال شاه و بازپش گرفتن حقوق غارت شده خود ایستادگی نماید . (4)

افزایش 5دلاری قیمت نفت ایران

معاون وزارت کشور : پس از تصویب لایحه قانونی انتخابات ریاست جمهوری در شورای انقلاب کاندیداهای ریاست جمهوری یک هفته فرصت خواهند داشت تا مراتب نامزدی خود را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری به وزارت کشور اعلام کنند؛پیش بینی می شود اواخر هفته آینده کاندیداهای ریاست جمهوری معرفی شوند .

ایران بهای انواع نفت خام خود را 5دلار برای هر بشکه افزایش داد. علی اکبر معین فر وزیر نفت کشورمان که برای شرکت در کنفرانس اوپک در کاراکاس به سر می برد ضمن اعلام این خبر گفت : بهای نفت ایران در هر بشکه 5 دلار افزایش پیدا کرده است و این قیمت از دهم دسامبر از خریداران دریافت خواهد شد . (5)

خرید و فروش زمین به هرصورت ممنوع شد

آیت الله هادی خسروشاهی رئیس هیئت امنای بنیاد مسکن ایران گفت : خرید و فروش زمین از نظر بنیاد مسکن ممنوع است و متجاوزین به زمین های دولت و مردم و کسانی که زمین خرید و فروش می کنند تحت تعقیب قرار می گیرند و دادگاه انقلاب به پرونده آنان رسیدگی خواهد کرد . (6)

شرایط شرکت در انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد

معاون وزارت کشور گفت : پس از تصویب لایحه قانونی انتخابات ریاست جمهوری در شورای انقلاب کاندیداهای ریاست جمهوری یک هفته فرصت خواهند داشت تا مراتب نامزدی خود را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری به وزارت کشور اعلام کنند. مصطفی میرسلیم ادامه داد :  پیش بینی می شود اواخر هفته آینده کاندیداهای ریاست جمهوری معرفی شوند .

قطب زاده:ما تصمیم یک طرفه دادگاه بین المللی لاهه را نمی پذیریم زیرا مسئله گروگان ها بخشی از یک مسئله بزرگتر یعنی سیاست آمریکا و جنایات شاه سابق است و هیچ عکس العملی و یا تصمیمی نمی تواند موثر باشد مگر اینکه به مبانی و علت العلل این مسئله رسیدگی شود .

 

سخنان هاشمی در مورد انتخابات ریاست جمهوری

هاشمی رفسنجانی سرپرست وزارت کشور نیز گفت : لایحه قانونی انتخابات ریاست جمهوری بر مبنای قانون اساسی جدید در وزارت کشور در دست تهیه است و تا آخر هفته جاری به شورای انقلاب تسلیم خواهد شد .وی در تشریح علت برگزاری انتخابات ریاست جمهوری پیش از برگزاری انتخابات مجلس نیز گفت : فکر کردیم کسانی که در این انتخابات موفق نشوند میتوانند مجددا در انتخابات مجلس شورای ملی شرکت کنند. (7)

محاکمه 15متهم حوادث تبریز در دادگاه انقلاب

حجت الاسلام موسوی رئیس دادگاه انقلاب اسلامی تبریز از محاکمه 15متهم حوادث تبریز در دادگاه انقلاب خبر داده و گفت تاکنون 80 نفر از افرادی که ناآگاهانه در این حوادث حضور داشتند آزاد شده اند .وی ادامه داد : در بین بازداشتی ها که در دادگاه انقلاب محاکمه خواهند شد چهار نفر از فدائیان خلق ، دو نفر از سازمان پیکار و یک سرباز نیروی هوایی که در رادیو و تلویزیون تبریز اقدام به تیراندازی کرده بود وجود دارد. (8)

حمله مهاجمان مسلح در سنندج به پاسداران

روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مرکز صبح امروز اعلام کرد در حمله گروهی از مهاجمان مسلح به دو اتومبیل پاسداران در سنندج 2پاسدار شهید و سه نفر دیگر نیز زخمی شدند .(9)

بیانیه شورای انقلاب در مورد سفر شاه به پاناما و رای دادگاه لاهه:شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران آمریکا را مسئول جنایات شاه و فرار او می داند و از مردم مبارز ایران میخواهد تا ضربات سهمگین خود را یکی پس از دیگری بر پیکر امپریالیسم غارتگر وارد سازند و تا قطع کامل سلطه بیگانه و استرداد اموال شاه و بازپش گرفتن حقوق غارت شده خود ایستادگی نماید .

قطب زاده : کنسول ایران رای دادگاه لاهه را دریافت نکند

صادق قطب زاده وزیر امورخارجه ضمن کان لم یکن خواندن رای دادگاه بین المللی لاهه اعلام کرد به کنسول ایران در لاهه دستور داده شده است به هیچ عنوان رای این دادگاه را دریافت نکند .وزیرخارجه کشورمان در این زمینه اظهار داشت همانطور که قبلا نیز گفته شده بود ما تصمیم یک طرفه دادگاه بین المللی لاهه را نمی پذیریم زیرا مسئله گروگان ها بخشی از یک مسئله بزرگتر یعنی سیاست آمریکا و جنایات شاه سابق است و هیچ عکس العملی و یا تصمیمی نمی تواند موثر باشد مگر اینکه به مبانی و علت العلل این مسئله رسیدگی شود . (10)

پی نوشت :

1- صحیفه امام ، جلد 11، صفحه 290

2- صحیفه امام ، جلد 11، صفحه 312

3- اطلاعات ، 26آذر1358، صفحه 3

4- اطلاعات ، 26آذر1358، صفحه 11

5-  اطلاعات ، 26آذر1358، صفحه 1

6-  اطلاعات ، 26آذر1358، صفحه 2

7-  کیهان ، 26آذر1358، صفحه 2

8-  کیهان ، 26آذر1358، صفحه 12

9-  کیهان ، 26آذر1358، صفحه 1

10-  اطلاعات ، 26آذر1358، صفحه11

منبع :فارس

تصاویر/زندگی یک معلول هنرمند در شرایط سخت


فریبا معصومی هنرمند 27 ساله فومنی دختری که در اوج معلولیت و با توکل به خدا و اهل بیت ( ع) به خلق اثاری با ارزشهای هنری میپردازد.دارای خانواده ای که مادرش فراتر از نگاه مادرانه رنج طاقت فرسای 27 سال پرستاری و تربیت او را با کمترین امکانات به جان و دل خرید و پدری که با کار و تلاش بی وقفه و طاقت فرسا راه زندگی و تلاش و امید به خدا را به او یاد داد.

]" href="http://farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/12-12/16/17635-68834.jpg" class="lightbox-processed">   ]" href="http://farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/12-12/16/17635-68833.jpg" class="lightbox-processed"> ]" href="http://farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/12-12/16/17635-68831.jpg" class="lightbox-processed">

ادامه نوشته

نگاهی به پیشینه عزاداری در اسلام

عزاداری برای شهدا در اسلام سابقه ای دیرین دارد و از اخبار برمی آید که پیامبر صلی الله علیه و آله نیز آن را تأیید کرد و در برگزاری آن همت می گماشت.پیامبر در شهادت جعفر طیار نیز هم خود گریست و هم برای عزاداران که در خانه او گرد آمده بودند طعام تهیه کرد.
به گزارش مشرق به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حوزه، بدون تردید مراسم عزاداری و روضه خوانی در تبیین و تقویت مذهب شیعه و گسترش آن در اعماق جامعه و نفوذ آن در قلبها نقش بسزایی داشته است. همچنین سلاطین صفویه به عنوان زمامدار و روحانیون به عنوان متولّی مذهب، در برگزاری آن مؤثر بوده اند، ولی با توجه به سابقه دیرین مراسم عزاداری در ادوار پیشین و اهتمام مردم به ویژه شیعیان در اقامه آن، نمی توان صفویه را آغازگر این مراسم دانست و آن را وارداتی و گرته برداری از غرب تلقی نمود؛ چنان که برخی را عقیده بر این است(1). مقاله حاضر نگاهی دارد به تاریخچه و پیشینه عزاداری در اسلام و چگونگی رسمی شدن آن در عهد آل بویه.

نگاهی گذرا به عزاداری در اسلام

عزاداری برای شهدا در اسلام سابقه ای دیرین دارد و از اخبار برمی آید که پیامبر صلی الله علیه و آله نیز آن را تأیید کرد و در برگزاری آن همت می گماشت. ابن هشام می نویسد بعد از تمام جنگ اُحد که رسول خدا صلی الله علیه و آله به خانه خود می رفت، عبورش به محله بنی عبدالاشهل و بنی ظفر افتاد و صدای زنان آنها که بر کشتگانشان گریه می کردند به گوش آن حضرت خورد و موجب شد که اشک بر صورت او نیز جاری گردد و در پی آن بفرماید: ولی کسی نیست که بر حمزه بگرید!

سعد بن معاذ و اسید بن حضیر (رؤسای قبیله بنی عبدالاشهل) پس از آگاهی از این موضوع، و زمانی که به خانه های خود باز گشتند، به زنان قبیله شان دستور دادند لباس عزا بپوشند و به درِ مسجد بروند و در آنجا برای حمزه اقامه عزا و ماتم کنند. رسول خدا صلی الله علیه و آله که صدای گریه آنها را شنید، از خانه خویش (که جنب مسجد بود) بیرون آمده (از آنها سپاسگزاری کرد و) فرمود: «به خانه های خود بازگردید، خدایتان رحمت کند که به خوبی مواسات خود را انجام دادید»(2).

پیامبر در شهادت جعفر طیار نیز هم خود گریست و هم برای عزاداران که در خانه او گرد آمده بودند طعام تهیه کرد(3). بنابر روایت ابن سعد، اندوه و افسردگی پیامبر برای شهدای جنگ موته چندان زیاد بود که اصحاب نیز به شدت اندوهگین و افسرده شدند(4).

هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله رحلت کردند، مردم مدینه، از زن و مرد، به گریه و ندبه پرداختند و بنا بر قول عثمان بن عفان «برخی از اصحاب چنان اندوهگین شدند که چیزی نمانده بود به وهم دچار آیند»(5). و بنا بر نقل عایشه زنان به عزاداری پرداختند و به سینه و صورت خود می زدند(6).

در شهادت علی علیه السلام فرزندان آن حضرت و مردم کوفه به شدت می گریستند(7) و هنگامی که امام حسن علیه السلام به شهادت رسید، برادرش محمّد حنفیه مرثیه و نوحه سرایی کرد(8).

با شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش در محرم 61ق عزاداری وارد مرحله ای جدید شد و در گستره ای وسیع تر از جهان اسلام برگزار گردید، با این تفاوت که دیگر تنها گریه و ندبه برای از دست دادن عزیز یا عزیزان نبود، بلکه از یک سو به ابزاری قاطع برای مبارزه با ستمگران و غاصبان تبدیل شد و از سوی دیگر تبیین کننده، حافظ و حامل اسلام راستین گردید. از این رو ائمه طاهرین در اقامه و اشاعه آن از هیچ کوششی دریغ نکردند، چنان که خانواده امام حسین علیه السلام همچون زینب و امّ کلثوم و امام سجاد علیه السلام برای شهدای کربلا به نوحه سرایی پرداختند، به طوری که کوفیان که در قتل امام حسین علیه السلام و یارانش نقشی مستقیم داشتند، در کوی و بازار عزاداری می کردند.

سید بن طاووس در این باره می نویسد:

«زنها گیسو پریشان کردند و خاک بر سر پاشیدند و چهره های خویش را خراشیدند و سیلی به صورت زدند و فریاد «واویلا» و «واثبوراه!» بلند نمودند. مردها گریستند و موهای محاسن خود را کندند. هیچ موقعی دیده نشده بود که مردم بیش از آن روز، گریه کرده باشند»(9).

بنابر روایت مقاتل، زنان و مردان قبیله بنی اسد به هنگام دفن اجساد شهدا و بعد از آن نوحه سرایی و عزاداری می کردند(10) و بنابر روایتی اهل بیت امام حسین علیه السلام به عزاداری اشتغال داشتند(11). مردم مدینه هم به ویژه بنی هاشم همین که از شهادت امام حسین علیه السلام آگاه شدند به گریه و ندبه ای پرداختند که تا آن هنگام کسی ندیده و نشنیده بود(12).

امام سجاد علیه السلام که در دوران خفقان اموی به سر می برد، برای حفظ واقعه خونبار کربلا و انتقال آن به نسلهای بعد از ابزار گریه بهره گرفت. از امام صادق علیه السلام روایت شده است:

«زین العابدین علیه السلام چهل سال در مصیبت پدرش گریه کرد، در حالی که روزها روزه دار و شبها به عبادت بیدار بود و چون وقت افطار می رسید، خدمتگزارش آب و غذا در برابر او می نهاد و می گفت: «آقاجان! میل فرمایید».

آن حضرت می گفت: «چگونه غذا بخوریم، در صورتی که فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله گرسنه کشته شد؟ و چگونه آب بنوشیم در صورتی که فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله لب تشنه کشته شد؟» و پیوسته این سخن را می گفت و می گریست، تا آب و غذا با اشک چشمش مخلوط می شد. همواره بر این حال بود، تا از دنیا رفت»(13).

از عملکرد امام سجاد علیه السلام و سفارشهای ایشان و سایر ائمه درباره گریه برای امام حسین علیه السلام و یارانش(14) برمی آید که برگزاری مجالس عزاداری و گریه از مؤثرترین ابزاری بوده که می توانسته با توطئه های بنی امیه برای محو آثار مادی و معنوی قیام کربلا مقابله کند. ابو ریحان بیرونی می نویسد:

«بنی امیه در این روز لباس نو پوشیدند و زیب و زیور کردند و سرمه به چشم خود کشیدند و این روز را عید گرفتند و عطرها استعمال کردند و مهمانیها و ولیمه ها دادند و تا زمانی که ایشان بودند، این رسم در توده مردم پایدار بود»(15).

این معنی از زیارت عاشورا نیز معلوم می شود: «هذا یومٌ فرحت به آل زیاد و آل مروان بقتلهم الحسین صلوات اللّه علیه».

بدین سان شیعیان بنابر توصیه و تأکید ائمه طاهرین برای بزرگداشت عاشورا و حفظ آثار آن در کربلا از هیچ کوششی فروگذار نکردند، بدان معنی که ایام عاشورا را به سوگواری می پرداختند و امام حسین علیه السلام و یارانش را در کربلا زیارت می کردند. توابین که در سال 65ق قیام کردند، قبل از ورود به صحنه نبرد، به زیارت قبر امام حسین علیه السلام و یارانش رفتند و یک روز و یک شب گریه و زاری و تضرع بسیار نمودند، چنان که بنابر نقل طبری، کسی تا آن روز چنان گریه ای ندیده بود.

از روایت ابن قولویه برمی آید که در زمان امام صادق علیه السلام مردم اطراف کوفه و نواحی دیگر، از زن و مرد، برای زیارت قبر امام حسین علیه السلام و یارانش به کربلا می رفتند و به قرائت قرآن، ذکر مصائب و نوحه گری و مرثیه سرایی می پرداختند(16).

در ایام فترت پایان امویان و آغاز عباسیان بر تعداد زائران و عزاداران امام حسین علیه السلام و یارانش افزوده شد، چنان که به سرعت کربلا به کانون مبارزه علیه ستمگران تبدیل شد؛ مبارزانی که شیوه جهاد را در مکتب اهل بیت آموخته و از شهدای کربلا الگوهای عملی و عینی انتخاب کرده بودند. این وضع برای متوکل خلیفه عباسی که ضدّ شیعه بود قابل تحمّل نبود؛ از این رو نه تنها دستور به ویرانی مشاهد و قبور شهدا داد (336ه ق)، بلکه به منظور محو آثار آن، سرزمین کربلا را به آب بست و شخم زد و زراعت نمود و مردم را از زیارت منع کرد(17)، امّا از آنجایی که نور خدا خاموش شدنی نیست، متوکل به سزای اعمال خود رسید و کربلا مجددا احیا شد و پناهگاهی برای عاشقان اهل بیت گردید که از اقصی نقاط به آنجا می رفتند.

از منابع برمی آید که گروهی از پیروان احمد بن حنبل که خود را سلفیه می نامیدند و رهبرشان محمّد بربهاری بود در گذرگاهها کمین می کردند و زائران و عزاداران شیعه را مورد آزار و اذیت قرار می دادند و این از بیانیه خلیفه الراضی باللّه که علیه این فرقه صادر شده به خوبی پیداست. راضی در بخشی از این بیانیه خطاب به آنها می نویسد:

«دیگر ناسزاگویی شما به نیکان است، نسبت دادن شما شیعیان اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله را به کفر و گمراهی، در کمین نشیتن برای شکنجه و آزار ایشان در هر کوی و برزن، دیگر؛... بدگویی شما از زیارت کردن گور پیشوایان صلوات اللّه علیهم و سرزنش کردن زائران و بدعتگذار نامیدن ایشان است»(18).

این بیانیه، حاکی از این است که گرچه در نیمه اول قرن چهارم، خلفا بر خلاف عهد متوکل، محدودیتهایی برای شیعیان در انجام مراسمشان قائل نبودند، لیکن دیگر فرق مسلمانان به ویژه حنابله به آزار و اذیت آنها می پرداختند و احتمالاً این وضع تا سلطه آل بویه بر بغداد (332ق) ادامه داشت و از آن پس که شیعیان به سبب حاکمیت آل بویه قوت گرفتند گر چه باز هم به سبب اکثریت اهل سنت در بغداد برای برگزاری مراسم عزاداری با مشکلاتی روبه رو بودند با حمایت حکومت، مراسم عزاداری را به صورت علنی در کوچه و بازار انجام می دادند.

آگاهی مردم ایران از واقعه کربلا

متأسفانه مورخان از بازتاب واقعه کربلا در شهرهای ایران اطلاعی نمی دهند، جز اینکه مؤلف تاریخ سیستان می نویسد:

«چون این خبر به سیستان آمد، مردمان سیستان گفتند نه نیکو طریقتی برگرفت یزید که با فرزندان رسول صلی الله علیه و آله چنین کردند، پاره ای شورش اندر گرفتند»(19).

به احتمال زیاد طبق معمول، یزید خبر این پیروزی را به سرتاسر امپراتوری جهت آگاهی والیان ارسال کرده است و شاید واکنشهایی هم صورت گرفته که خبر آن به ما نرسیده است. طبری از شورش مردم ری به رهبری فرخان رازی به سال 64ق خبر می دهد(20)، ولی گمان نمی رود که این قیام در ارتباط با واقعه کربلا باشد، ولی عکس العمل گسترده مردم ایران را می توان در قیام مختار مشاهده کرد. بنابر روایت دینوری حدود بیست هزار تن از سپاهیان او موالی ایرانی بودند(21). قیامهای علویان به ویژه زید بن علی و فرزندش یحیی و ارتباط مردم ایران با آنها به ویژه خراسان، گرگان و ری، از دیگر مواردی است که ایرانیان را با واقعه کربلا آشنا کرد(22). نقش داعیان عباسی در آگاهی ایرانیان از جنایات بنی امیه را نمی توان نادیده گرفت، آنها برای برانگیختن احساسات مردم، فهرستی از مظالم بنی امیه را نسبت به خاندان پیامبر تهیه کرده که در رأس آنها واقعه کربلا بود و به آگاهی آنها می رساندند(23).

حضور امام رضا علیه السلام در خراسان (200-202ق) و اهتمام آن حضرت در برگزاری مراسم عاشورا از مهم ترین عوامل انتقال فرهنگ عاشورا به ایران بود و متعاقب آن، سادات که به سبب حضور امام در خراسان به این خطه مهاجرت کردند و با شهادت آن حضرت، در اقصی نقاط در ویژه صفحات شمالی ایران؛ یعنی طبرستان و مازندران پراکنده شدند(24)، مردم ایران را با واقعه کربلا و مراسم آن آشنا نمودند. با تشکیل حکومت علویان در طبرستان (250ق) رفته رفته مراسم عاشورا به صورت یک فرهنگ بومی درآمد. در این میان نباید نقش شهرهای شیعه نشین از جمله قم(25)، ری، سبزوار و نیشابور را در انتقال و توسعه این مراسم در ایران نادیده گرفت.

رسمی شدن مراسم عاشورا در عهد آل بویه

مورّخان محلّی طبرستان، دیلمستان و مازندران، همچون ابن اسفندیار و ظهیرالدین مرعشی به رغم سابقه دیرین مذهب شیعه در این خطه و حضور سادات و حکومت علویان، از برگزاری مراسم عاشورا در این مناطق خبری نمی دهند، در حالی که به نظر ما نمی توان جامعه شیعه را بدون اهتمام به برگزاری این مراسم تصور کرد. بنابراین قدر مسلّم، این مراسم در صفحات شمالی ایران، به رغم فراز و نشیبهایی که داشته، پیوسته برگزار می شده است؛ زیرا شیعیان این نواحی به همراه سادات علاقه ای ویژه به امام حسین علیه السلام و شهدای کربلا داشتند. ظهیرالدین مرعشی می نویسد:

«آورده اند که داعی کبیر حسن بن زید روزی به دیوان عطا نشسته بود و هر سو انعام خدم می داد. شخصی را نام برآمد. از بنی عبدالشمس پرسید: از کدام فخذ است؟ گفتند از معاویه. چون تفحص کردند، از اولاد یزید بود. سادات شمشیرها کشیدند تا آن شخص را بکشند جهت خون حسین بن علی و اولادش. او را عطا کرد و بدرقه نمود و از طبرستان بیرون کرد»(26).

این مطالب، بیانگر میزان آگاهی، علاقه و اهتمام مردم نسبت به واقعه کربلاست و گر چه ما مدرکی برای ارائه نداریم، لیکن از شواهد و قراین برمی آید که بزرگداشت عاشورا به صورت فرهنگ عمومی مردم این نواحی درآمده بود، چنان که فرزندان بویه با این مراسم در دیلم آشنا شدند و همچون سایر مردم در برگزاری آن اهتمام می ورزیدند و میزان باور و اعتقاد آنها به مراسم چنان بود که پس از در اختیار گرفتن حکومت به رغم همه مشکلاتی که در سر راه خود داشتند آن را در سراسر قلمروشان بسط دادند. ابن اثیر در حوادث سال 352ق می نویسد:

«در دهم ماه محرم سال جاری معزّالدوله به مردم دستور داد که دکانها و اماکن کسب را ببندند و تعطیل کنند و سوگواری نمایند و قباهای سیاه مخصوص عزا بپوشند و زنان نیز موی خود را پریشان و گونه ها را سیاه کنند و جامه ها را چاک بزنند و در شهر بگردند و بگریند و بر سر و رو و سینه بزنند و ندبه حسین بن علی رضی اللّه عنهما را بخوانند. مردم همه آن کار را کردند و سنیان انکار نکردند؛ زیرا یارای منع نداشتند که عده شیعیان فزون تر و سلطان هم همراه آنها بود»(27).

درباره رسمی شدن مراسم عاشورا در زمان آل بویه، تذکر چند نکته ضرور به نظر می رسد:

اوّلاً، با توجه به اینکه آل بویه با این مراسم در دیلم آشنا شدند، به خوبی برمی آید که ایرانیان با حفظ ماهیت مراسم عاشورا، آن را با ظرافت خاصی با آداب و رسوم بومی خود که چندان هم با سبک و روش عزاداری در عراق و حجاز تفاوت نداشت برگزار می نمودند.

ثانیا، با توجه به اینکه از سلطه آل بویه بر بغداد به سال 334ق تا برگزاری مراسم عاشورا به سال 352ق حدود دو دهه طول کشید، می توان نتیجه گرفت که معزّالدوله طی این مدت به مطالعه چگونگی برگزاری این مراسم مشغول بوده، تا مخالفت اهل سنت به ویژه حنابله را که موافق برگزاری چنین مراسمی نبودند به حداقل برساند. بنابر روایت مورخان، این مراسم به رغم فراز و نشیبهایی که داشت، در دوره اوج قدرت آل بویه یعنی تا پایان سلطنت عضدالدوله (372ق) با جدیت برگزار می گردید و بعد از آن یعنی در دوران ضعف آل بویه به صورت پراکنده اجرا می شد(28). اهل سنت همین که دریافتند شیعیان در برگزاری مراسم عاشورا مُصر و جدی هستند و فشارها و اعتراضهای آنها به جایی نمی رسد، با آن به مقابله فرهنگی پرداختند و در مقابل روز عاشورا، روز هجدهم محرم، یعنی روز قتل مصعب بن زبیر را علم کردند. ابن اثیر در حوادث سال 389ق می نویسد: مردم باب البصره در رقابت با مردم کرخ، هشت روز بعد از روز عاشورا را به ماتم نشسته گفتند: مصعب بن زبیر در آن روز کشته شد(29).

بنابر روایت ابن کثیر در همین سال گروهی از جهال اهل سنّت، روز دوازدهم محرم که روز قتل مصعب بن زبیر بود همانند شیعیان برای او عزاداری می کردند و باز هم همانند شیعیان به زیارت او می رفتند(30).

از روایت ابن اثیر برمی آید که اهل سنت علاوه بر اقدامات یاد شده، برای مقابله با شیعیان از صحنه های نبرد مورد نظر خویش شبیه سازی می کردند. او در حوادث سال 363ق می نویسد:

«فتنه ای بزرگ میان سنّی و شیعه برخاست و اهل محله سوق الطعام که از پیروان تسنّن بودند، زنی را سوار شتر کردند و او را عایشه نام نهادند. یکی از آنان خود را طلحه و دیگری خود را زبیر نامید. این گروه با گروه دیگر (شیعه) به جنگ پرداختند و می گفتند ما با اصحاب علی بن ابی طالب جنگ می کنیم»(31).

به احتمال زیاد، شیعیان محله کرخ صحنه های واقعه کربلا را شبیه سازی کردند و شبیه سازی جنگ جمل از سوی اهل تسنّن، واکنشی در برابر آن بوده است.

یکی از مهم ترین عوامل اختلاف میان شیعه و سنی همانا برگزاری مراسم سوگواری عاشورا بود که معمولاً به جنگ و خونریزی می انجامید و آرامش و امنیت بغداد را بر هم می زد، چنان که خلفا ناچار می شدند از انجام مراسم سوگواری اهل سنّت و شیعه جلوگیری کنند(32). البته با توجه به اینکه مراسم عاشورا به صورت فرهنگ عمومی و پایدار درآمده بود، جلوگیری از انجام آن برای مدت طولانی ممکن نبود و در واقع حکومت هم تصمیمی برای لغو کردن آن نداشت و اگر در مقاطع خاصی از آن ممانعت می کرد، تنها برای جلوگیری از اغتشاش و ایجاد آرامش بود. سلاطین آل بویه چنان به برگزاری این مراسم تعلق خاطر داشتند که اگر ایام عزاداری عاشورا با جشن مهرگان مصادف می شد، جشن را به تأخیر می انداختند(33).

از گزارشهای منابع به خوبی برمی آید که مراسم سوگواری عاشورا به رغم محدودیتهایی که از جانب اهل سنت ایجاد می شد، تا پایان حکومت آل بویه (447ق) و بعد از آن در عهد سلجوقیان به حیات خود ادامه داد(34) و این امر طبیعی به نظر می رسید؛ زیرا این مراسم حدود یک قرن بود که به صورت علنی برگزار می شد و جزء فرهنگ و اعتقادات مسلّم شیعیان شده بود. علاوه بر این، مذهب شیعه در ایران و عراق توسعه یافته بود و شیعیان جمعیت قابل توجهی از مردم ایران به شمار می آمدند که هر حکومتی نمی توانست نسبت به اعتقادات و آداب و رسوم مذهبی آنها بی تفاوت باشد. مدارکی دال بر ممانعت سلجوقیان از برگزاری مراسم عاشورا در دست نیست و حتی بالعکس از شواهد و قرائن برمی آید که سلاطین سلجوقی از دوستداران ائمه شیعه بودند و حتی ملکشاه در سال 479ق به زیارت کاظمین، نجف و کربلا رفت(35). بنابر این روایت ابن کثیر در احسن القصص که می نویسد: «این رسم تا اوایل سلطنت طغرل سلجوقی در بغداد و شهرهای دیگر ایران معمول بوده است»(36) نمی تواند دارای اعتبار باشد، زیرا شواهدی در دست است که در قرن پنجم و ششم در بسیاری از شهرهای ایران، مراسم سوگواری عاشورا نه تنها توسط شیعیان برگزار می شد، بلکه علمای اهل سنّت نیز با حزن و اندوه فراوان آن را برگزار می کردند.

نصیرالدین ابوالرشید عبدالجلیل قزوینی رازی در کتاب خود النقض که در سال 560ق تألیف کرده درباره اهتمام و توجه علمای سنی به ویژه حنفیان و شافعیان در سوگواری روز عاشورا می نویسد:

«خواجه بومنصور ماشاده به اصفهان که در مذهب سنّت در عهد خود مقتدا بوده است هر سال این روز این تعزیت به آشوب و نوحه و غریو داشته اند و هر که رسیده باشد، دیده و دانسته باشد و انکار نکند. و آنگه بغداد که مدینة السلام و مقر دارالخلافه است، خواجه علی غزنوی حنیفی دانند که این تعزیت چگونه داشتی! تا به حدی که به روز عاشورا در لعنت سفیانیان مبالغتی می کرد... و تعزیت حسین هر موسم عاشورا به بغداد تازه باشد با نوحه و فریاد. و امّا به همدان اگر چه مشبه را غلبه باشد برای حضور رایت سلطان و لشکر ترکان، هر سال مجد الدین مذکّر همدانی درمراسم عاشورا این تعزیت به صفتی دارد که قُمیان را عجب آید، و جواجه امام نجم بُلمعالی بن ابی القایم بُزاری به نیسابور با آنکه حنفی مذهب بود این تعزیت به غایت کمال داشتی و دستار بگرفتی و نوحه کردی و خاک پاشیدی و فریاد از حد بیرون کردی، و به ری که از امّهات بلاد عالم است معلوم است که شیخ ابوالفتوح نصرآبادی و خواجه محمود حدادی حنفی و غیر ایشان در کاروانسرای کوشک و مساجد بزرگ، روز عاشورا چه کرده اند؟! از ذکر تعزیت و لعنت ظالمان، و درین روزگار آنچه هر سال خواجه امام شرف الائمه ابونصر الهسنجانی کند در هر عاشورا به حضور امرا و ترکان و خواجگان و حضور حنفیان معروف، و همه موافقت نمایند و یاری کنند، و این قصه خود به وجهی گوید که دگران خود ندانند و نیارند گفتن، و خواجه امام بومنصور حفده که در اصحاب شافعی معتبر و متقدّم است به وقت حضور او به ری دیدند که روز عاشورا این قصه بر چه طریق گفت و حسین را بر عثمان درجه و تفضّل نهاد، و معاویه را باغی خواند در جامع سرهنگ، و قاضی عمده ساویی حنفی که صاحب سخن و معروف است در جامع طغرل با حضور بیست هزار آدمی این قصه به نوعی گفته و این تعزیت به صفتی داشت از سر برهنه کردن و جامه دریدن که مانند آن نکرده بودند، و مصنّف کتاب اگر رازی است دیده باشد و شنوده، و خواجه تاج شعری حنفی نیسابوری روز عاشورا بعد از نماز در جامع عتیق دیدند که چه مبالغت کرد. در سنه خمس و خمسین و خمس مائة به اجازت قاضی با حضور کبرا و امرا.

پس اگر این بدعت بودی، چنان که خواجه مجبر انتقالی گفته است، چنان مفتی رخصت ندادی و چنین ائمه روا نداشتندی. و اگر خواجه انتقالی به مجلس حنفیان و شیعیان نرفته باشد، آخر به مجلسِ شهابِ مشّاط رفته باشد که او هر سال که ماه محرم درآید، ابتدا کند به مقتل عثمان و علی و روز عاشورا به مقتل حسین بن علی آورد تا سال پیرار به حضور خاتونانِ امیران و خاتونِ امیر اجل این قصه به وجهی گفت که بسی مردم جامه ها چاک کردند و خاک پاشیدند و عالم سر برهنه شد و زاریها کردند که حاضران می گفتند: «زیادت از آن بود که به زعفران جای کنند شیعت»(37).

این مطالب، بیانگر تعاملی است که در اثر گذشت زمان بین شیعه و سنی درباره برگزاری مراسم عاشورا حاصل شده بود، چنان که برخلاف عهد آل بویه، نه تنها اهل سنّت با شیعیان معارضه ای نداشتند، بلکه خود هم به رغم اختلاف عقیده ای که با شیعیان داشتند به تأسی از علمای خود به عاشورا تعلق خاطر ویژه ای پیدا کردند. البته در عهد آل بویه هم همه فرق اهل سنّت با برگزاری مراسم عاشورا مخالفتی نداشتند و هرگاه که مورّخان از مخالفان و معارضان این مراسم صحبت می کنند، از جهال اهل سنّت یاد می کنند که عمدتا از حنابله بودند. آنها در این دوره هم کم و بیش به مخالفت خود ادامه دادند، امّا با توجه به کثرت شافعیان و حنفیان در ایران که با این مراسم مخالفتی نداشتند مخالفت حنابله نمی توانست مانعی برای برگزاری مراسم عاشورا باشد. از این رو در اکثر شهرهای ایران و عراق، اعم از اینکه سنی بودند یا شیعه، در ایام عاشورا مراسم سوگواری برگزار می شد؛ چنان که به صورت یک فرهنگ اسلامی ایرانی درآمد و باگذشت زمان که بر تعداد شیعیان ایران افزوده شد و حساسیتهای بین شیعه و سنی کاهش یافت، این مراسم حضور بیشتری در زندگی مذهبی مردم ایران پیدا کرد؛ چنان که حتی بعضی از علمای اهل سنت برای پاسخگویی به نیاز مردم مبادرت به مقتل نویسی نمودند، به عنوان نمونه، ابوالقاسم محمود بن عمر زمخشری (467-538ق) ایرانی و یکی از آخرین متکلّمان معروف کتابی در پند و اندرز به نام اطواق الذهب فی المواعظ و الخطب نوشت که در آن توضیح داده که بنا به سنن مذهبی، هر کس برای حسین علیه السلام بگرید، یقینا در قیامت با او محشور خواهد شد. او می افزاید که هرکس در پیش خود بگرید و باعث گریه دیگران شود از خوبان است. بنا به گفته او «هر کس که خویش را همانند (تشبیه) دسته ای سازد در زمره همان دسته است» و همان قدر و ارزش به او خواهد رسید؛ یعنی او زمینه نظری «تقلید» را مهیا ساخت و به عملی که از هر طریق موجب گریه گردد ارزش و اهمیت بخشید(38).

«مقتل خوانی» (روایت قصص شهادت) یا نقل توصیفی واقعه حزن انگیز کربلا از اسبابی است که تا اندازه ای از نظرات زمخشری الهام یافت... کار بی سابقه زمخشری در زمینه تشبه در مقتل نگاری و مقتل خوانی یا، به دیگر سخن، روضه خوانی توسط دیگران دنبال شد. یکی از شاگردان او به نام ابوالمؤید موفق خوارزمی (م 568ق) احادیث و قصص مذهبی در وصف فضایل پیامبر و خاندان او را گردآوری و تدوین کرد. او حماسه نامه ای درباره شهادت امام حسین علیه السلام نوشت که شهادت حسین علیه السلام به روایت خوارزمی نام دارد (مقتل خوارزمی).

در ابتدای قرن هفتم، با رویکرد محمّد خوارزمشاه به سادات حسینی، در برگزیدن علاء الملک ترمذی(39) از سادات حسینی خراسان به عنوان خلیفه، تا حدود زیادی نفوذ معنوی خلفای عباسی که حامی مذهب سنّت بودند رو به کاهش گذاشت و سرانجام در نیمه دوم قرن هفتم در سال 656ق با سقوط بغداد و حاکمیت یافتن ایلخانان در ایران و عراق، مذهب اهل سنّت با بحران جدی روبه رو شد. از این رو فرصت مناسبی برای توسعه تشیع و برگزاری شعائر و مراسم مذهبی آن فراهم گردید و با روی خوش نشان دادن غازان خان به شیعیان و سرانجام با رسمی شدن مذهب تشیع در مدت

کوتاهی در زمان اولجایتو قطعا مراسم عزاداری که از مهم ترین عوامل انسجام شیعیان و رسوخ مذهب به توده ها بود عمومیت یافت و به صورت مراسم عادی درآمد و این از آنجا معلوم می شود که برای مورّخان این دوره، بر خلاف دوره های قبل، این مراسم چندان تازگی نداشته که نظرشان را جلب کند و به ضبط آن اهتمام ورزند.

بنابر نقل معین الدین اسفزاری، مردم هرات پایتخت تیموریان، در نیمه دوم قرن نهم با فرا رسیدن ماه محرم به برگزاری مجالس سوگواری برای امام حسین علیه السلام اهتمام می ورزیدند و حتی شاهزادگان و امرا نیز به برگزاری مجالس عزا همت می گماشتند(40). از این رو ملاحسین واعظ کاشفی (م910ق) روضة الشهداء را نگاشت که اولین مقتل به زبان فارسی بود و اندکی بعد در زمان صفویه، از مهم ترین مقاتلی بود که در تمام محافل و مجالس عزاداری خوانده می شد.

1 بنگرید به: علی شریعتی، تشیّع علوی و تشیّع صفوی، کتابخانه دانشجویی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، 1352ش، ص 206-205.

2 عبدالملک ابن هشام حمیری، سیرة النبویه، ترجمه سید هاشم رسولی، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، ج 4، ص 122.

3 همان، ج 2، ص 252.

4 محمّد بن سعد کاتب واقدی، طبقات کبیر، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نو، 1369ش، ج 2، ص 162.

5 همان، ج 2، ص 368.

6 ابن هشام، سیرة النبویه، ج 2، ص 428.

7 شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، چاپخانه احمدی، 1368ش، ج 1 و 2، ص 211، 220 و 223.

8 ابوالحسن علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360ش، ج 2، ص 3.

9 سید بن طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، ترجمه عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، قم، دفتر نشر نوید اسلام، مهر 1378ش، ص 179، 186 و 187.

10 بنگرید به: شهرستانی، عزاداری حسین علیه السلام از زمان آدم تا زمان ما، انتشارات حسینیه عمادزاده، بی تا، ص 75.

11 سید بن طاووس، اللهوف، ص 223.

12 شیخ مفید، الارشاد، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، انتشارات علمیه اسلامیه، بی تا، ص 127؛ سید بن طاووس، اللهوف، ص 235-129.

13 سید بن طاووس، اللهوف، ص 247.

14 همان، ص 27.

15 ابوریحان بیرونی، آثار الباقیه، ترجمه اکبر داناسرشت، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1363ش، ص 524.

16 محدّث نوری، لؤلؤ و مرجان، چاپ دوم: انتشارات فراهانی، بهار 1364ش، ص 4.

17 عزالدین علی ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ترجمه ابوالقاسم حالت، تهران، انتشارات علمی، بی تا، ج 11، ص 221؛ مناقب آل ابی طالب، قم، انتشارات علامه، بی تا، ج 4، ص 64.

18 مسکویه راضی، تجارب الأمم، ترجمه علینقی منزوی، انتشارات توس، 1376ش، ج 5، ص 426؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، سنه 323، ج 14، ص 33.

19 مؤلف نامعلوم (725-445)، تاریخ سیستان، به کوشش ملک الشعراء بهار، به همت محمّد رمضانی، صاحب مؤسسه خاور، 1314ش، ص 100.

20 طبری، تاریخ طبری، ج 7، ص 3091؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 5، ص 219.

21 ابوحنیفه احمد بن داوود دینوری، اخبار الطوال، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، 1366ش، ص 339-338.

22 ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ترجمه رسولی محلاتی و غفاری، چاپ دوم: نشر صدوق، بی تا، ص 135، 154 و 161.

23 مسعودی، مروج الذهب، ج 2، ص 252.

24 سید ظهیرالدین مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، با مقدمه محمّد جواد مشکور، به کوشش محمّد حسین تسبیحی، چاپ سوم: انتشارات شرقی، 1368ش، ص 127.

25 حسن بن محمّد بن حسن قمی، تاریخ قم، ترجمه حسن بن علی بن حسن بن عبدالملک، تصحیح سید جلال الدین طهرانی، تهران، انتشارات توس، 1361ش، ص 93؛ زکریا بن محمّد بن محمود قزوینی، آثار البلاد و اخبار العباد، ترجمه اضافات از جهانگیر میرزا قاجار، تصحیح و تکمیل میر هاشم محدث، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1373ش، ص 514؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، به کوشش فردیناند و وستنفلد لایپزیک، بروک هاوس، بیروت، 1866م، ج 4، ص 175.

26 سید ظهیر الدین مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، ص 143.

27 ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 11، ص 262-261؛ ابی الفرج عبدالرحمن بن علی ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، حیدرآباد، 1359ق، ج 7، ص 16-15؛ ابن کثیر، البدایة و النهایه، به اهتمام علی نجیب عطوی، بیروت، 1407ق، ج 11، ص 243.

28 جمال الدین ابی المحاسن یوسف ابن تغری بردی، النجوم الزاهره ملوک مصر و القاهره، دارالکتاب مصر، ج 3 و 4، ص 14 به بعد و ص 336-334 به بعد؛ ابن اثیر الکامل فی التاریخ، ج 14، ص 271 به بعد؛ ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج 11، ص 260-254 به بعد. برای آگاهی بیشتر از عزاداری ایام آل بویه بنگرید به: سید صالح شهرستانی، عزاداری حسین علیه السلام از زمان آدم تا زمان ما، ص 213-199.

29 ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 15، ص 268.

مورّخان قتل مصعب بن زبیر را در جمادی الاولی یا جمادی الآخره 71 یا 72ق نوشتند و به نظر می رسد که قتل او در 12 یا 18 محرم از سوی اهل سنّت، تنها برای مقابله با شیعیان انتخاب شده است.

30 ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج 11، ص 326.

31 ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 15، ص 44.

32 ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج 11 و 12، ص 334-311؛ ابن تغری بردی، النجوم الزاهره، ج 4، ص 206-162، (سنه 382 و 393ق و سنه 406)؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 15، ص 367.

33 تغری بردی، النجوم الزاهره، ج 4، ص 278؛ ج 5، ص 77؛ ج 16، ص 265-264، سنه 441ق؛ ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج 12، ص 33، سنه 423ق، و ص 59، سنه 441ق.

34 ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 16، ص 265-264، سنه 441ق؛ ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج 12، ص 33، سنه 423ق و ص 59، سنه 441ق؛ تغری بردی، النجوم الزاهره، ج 5، سنه 458ق، ص 77، و سنه 424ق، ج 4، ص 278.

35 ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 17، ص 133.

36 بنگرید به: محبوبه الهی، تجلّی عاشورا در هنر ایران، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1373ش، ص 17.

37 نصیرالدین ابوالرشید عبدالجلیل رازی قزوینی، نقض معروف به بعض مثالب النواصب فی نقض بعض فضائح الروافض، تصحیح میر جلال الدین محدث، تهران، انتشارات انجمن آثار ملی، اسفند 1358ش، ص 373-371.

38 چلکووسکی پترجی، تعزیه، نیایش و نمایش در ایران، ترجمه داوود حاتمی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1367ش، ص 147.

39 غیاث الدین همام الدین الحسینی خواندمیر (1333)، حبیب السیر، با مقدمه استاد جلال الدین همایی؛ دولافوز، ث. ف (1316)، تاریخ هند، ترجمه محمّد تقی فخر داعی گیلانی، تهران، چاپخانه مجلس، جزء 4 از ج 2، ص 644.

40 معین الدین محمّد اسفزاری، روضات الجنّات فی اوصاف مدینه هرات، به کوشش محمّد اسحاق، مطبعه زرپاسری، بی تا، ج 1، ص 269.

مسجد النقطه؛ یادآور مظلومیت اهل بیت(ع)

زائران حضرت زینب(س) در گذر از شهر حلب به مسجدی می رسند که یادآور خاطره ای تلخ و مظلومیت اهل بیت(ع) در طول تاریخ است. مسجد النقطه آنجایی است که مردم حلب بر کشتگان کربلا و نواده رسول خدا(ص) شیون و زاری کردند.
به گزارش مشرق به نقل از شبستان، اول صفر سالروز ورود اسرای کربلا به یکی از اماکنی است که نزد شیعه اهمیت بسزایی دارد. «مسجد النقطه» یادآور خاطره تلخی برای شیعیان در تاریخ است. هنگامی که کاروان اسرا و سرهای شهیدان کربلا از سرزمین عراق به منطقه شمالی شام یعنی حلب رسیدند، در کنار تپه یا کوهی به نام جوشن – درغرب حلب- کاروان یک شب متوقف شد تا لختی بیاساید و دوباره حرکت به سوی دمشق را صبحگاهان از سرگیرد.

نگهبانان و حاملان سرهای مقدس نیز به استراحت نشسته و سر مبارک امام حسین (ع) را بر صخره ای قرار دادند. هنگام طلوع آفتاب که سرمقدس را برداشتند، چند قطره ای خون بر این صخره یا سنگ جاری شده بود. پس از حرکت کاروان، مردم حلب از این مسئله مطلع یافته و اطراف آن قطرات خون جمع شده و به عزاداری و شیون و زاری بر کشتگان کربلا و نواده رسول خدا(ص) پرداختند.

براساس روایات شیعه، همه ساله در روز عاشورا آن خون بر سنگ می جوشید و توجه بسیاری از مردم شام را به خود جلب می کرد تا اینکه عبدالملک بن مروان اموی دستور انتقال سنگ را از آن نقطه داد و از آن پس اثری از آن دیده نشد.

بعدها سیف الدوله حمدانی شیعه بر مکان آن سنگ، حجره و مسجدی ساخت و آن را مسجد النقطه نامید. مشهد الحسین (ع) امروزه در شهر حلب معروف و مورد زیارت اهالی و زائران حضرت زینب(س) که از طریق ترکیه و مرز زمینی به سوریه می روند، قرار می گیرد.

محل مشهد الحسین (ع) اکنون به «حی الانصاری» مشهد پل هوایی است. تپه چوشن نیز به رغم اینکه خانه های متعددی بر فراز آن ساخته شده است ولی همچنان باقی است.

گفته ها حاکی است، مکان مشهدالحسین(ع) سمت راست خیابان اصلی و حدود 50 متر بالاتر از آن است که صحن بزرگی داشته و بر در ورودی، نام این مکان بر روی سنگی حجاری شده است. در انتهای صحن و حیاط در دیگری است که به سیف الدوله حمدانی به عنوان سارنده این بنابه چشم می خورد.

پس از ورود به شبستان دیگری می رسیم که در انتهای آن ایوانی قرار دارد و کنار آن ضریحی کوچک به ابعاد 1/5×1 متر و به رنگ زرد دیده می شود. در داخل آن سنگی بر روی استوانه ای قرار داده شده و این جا همان مکانی است که سر مقدس امام حسین(ع) در آن روز بر آن گذاشته شده و قطرهایی از خون بر آن ریخته است.

هر چند که رنگ قسمتی از سنگ به قرمز شبیه خون است، خون چنانچه که گفته شده سنگ مذکور به وسیله ولیدین عبدالملک از آن جا برداشته شده است. نویسنده کتاب «حلب والتشیع» می نویسد: سنگ مزبور به مشهد الطرح یعنی مشهد المحسن منتقل شده است. در هر حال این مکان بسیار مقدس و شریف بوده و یادآور مظلومیت اهل بیت رسول خدا(ص) در تاریخ است.

شایان ذکر است در کنار ایوان، مسجدی ساخته شده که بنای آن نیز مشهد الحسین(ع) در سال 350 هجری به وسیله سیف الدوله ساخته شده است.

پی نوشت:
(1) عبدالرزاق مقرم ، مقتل الحسین، ص444
(2) ابراهیم نصرا … .،حلب والتشیع، ص31.
(3) تاریخ و اماکن سیاحتی و زیارتی سوریه، ص272

تصویری کمتر دیده شده از دروازه ساعات

به گزارش مشرق، دروازه ساعات نام يكى ازدروازه هاى ورودى دمشق است. كه اسراى اهل بيت همراه با سر مطهّر امام حسين عليه السّلام را از آنجا وارد شهر كردند. این در حالى است كه مردم به شادمانى و پايكوبى و طبل زنى مشغول بودند.

هنگامى كه اسيران به دروازه شام رسيدند، از شدّت ازدحام جمعيّت و مانور لشكر بنى اميّه ، ساعتها قافله اسرا در كنار دروازه شام توقّف كرد. لذا شيعيان اين دروازه را (باب ساعات) ناميدند.

تاریخچه مرقد مطهر امام حسین(ع)

در سال 273 هجری بنایی که مستنصر خلیفه عباسی در آن مکان ساخته بود ویران شد. سپس یکی از والیان خلیفه عباسی یعنی المعتضدباللّه در سال 283 هجری آنرا تجدید بنا کرد پس از آن زائران بر قبر شریف ازدحام می کردند، به طوریکه آن مکان میان مسلمانان مشهور شد.
به گزارش مشرق به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حوزه، پس از شهادت امام حسین(ع) در روز دهم محرم الحرام سال 61 هجری و ترک لشکر ابن سعد از میدان جنگ، جنازه امام حسین(ع) و یاران او بر زمین ماند.

آنگاه تعدادی از قبیله بنی اسد که از قدیمی ترین قبایل عربی ساکن در شهر کربلا به شمار می رفته، به آنجا آمده و سه گودال قبر مهیا کردند. یکی از آنها برای شهدای بنی هاشم، دیگری جهت مابقی یاران امام حسین(ع) و یکی نیز برای تدفین امام(ع) بود.

انتقال یکباره جسد مبارک امام حسین(ع)برای آنها غیر ممکن بود زیرا جسد پاره پاره شده بود. لذا آنها را داخل حصیری گذاشته و به طرف قبر برده و در آنجا دفن کردند.

افراد قبیله پس از تدفین، سریعاً به طرف مزارع خود رفته از بیم اینکه اتباع ابن زیاد آنها را ببینید...پس از هفته ها صحابی جلیل جابربن عبداللّه انصاری به زیارت امام(ع) رفته و گریه کنان برکنار قبر شریف او نشست... سپس او هم به جهت اینکه در دید اتباع ابن زیاد قرار نگیرد، شبانه آنجا را ترک کرد.

1ـ قبر شریف، حالت معمولی داشت تا اینکه سلیمان بن صرد خزاعی و گروهش که بعدها به توابین مشهور شدند به آنجا آمده و جایگاه مخصوصی برای مزار درست کردند. در همانجا آنها هم پیمان شدند که انتقام او را از ابن زیاد و آل مروان بگیرند.

2ـ پس از آنها، مختار به سال 66 هجری قیام کرد و برای مزار، علاماتی جهت راهنمایی زائرین، درست کرد و مرقد مطهر امام را به مکانی معلوم و مشخص تبدیل ساخت.

از آن پس قافله های مسلمان برای تبرک و زیارت قبر امام به آنجا رهسپار می شدند. هیچ یک از والیان اموی، اقدامی در مورد مزار به عمل نیاوردند بلکه تلاش بسیار می نمودند که از آمدن زائرین به طرف قبر شریف خودداری کنند. اما زائران با دادن اجناس و هدایا به سربازان اموی، به زیارت قبر امام(ع) می رفتند.

3ـ پس از سقوط امویان به سال 132 هجری و تأسیس حکومت عباسی، اقبال مسلمانان به زیارت مرقد امام حسین(ع) رو به ازدیاد گذاشت. خلفای عباسی برای زائرین تسهیلاتی را فراهم کردند جز این تعدادی از خلفای آنها، زایران امام حسین(ع) را از زیارت منع کرده و برخی نیز قبر ایشان را ویران ساختند. کینه ورزترین خلفای عباسی نسبت به امام حسین(ع) متوکل بوده، پس از قتل متوکل پسرش مستنصر که بر عکس پدرش دوستار امام حسین(ع) بود به تخت نشست او به زیارت مرقد امام(ع) رفته و مبالغ قابل توجهی برای بنای مرقد مطهر تخصیص داد.

4ـ پس از مدتی به حکومت رسیدن مسترشد عباسی وی اموال و هدایایی که حاکمان،وزرا و اشراف به هنگام زیارت مرقد شریف به آن مکان بخشیده بودند مصادره و آنها را به خزینه دولت افزود و صرف امور لشکر نمود.

5 ـ در سال 273 هجری بنایی که مستنصر خلیفه عباسی در آن مکان ساخته بود ویران شد. سپس یکی از والیان خلیفه عباسی یعنی المعتضدباللّه در سال 283 هجری آنرا تجدید بنا کرد پس از آن زائران بر قبر شریف ازدحام می کردند، به طوریکه آن مکان میان مسلمانان مشهور شد. خلیفه عباسی المعتضد باللّه نه تنها مانع زائرین نمی شد بلکه مبالغی جهت هزینه کردن برای زائرین قبر شریف اختصاص داد.

6ـ در سال 368 هجری عضدالدوله قبر شریف را زیارت کرد و دستور داد تعدادی اقامتگاه عمومی بسازند و تسهیلاتی را برای زائرین فراهم آورد. همچنین اموال بسیاری برای بنای مرقد مطهر و به کارگیری زیور آلات زیبای اسلامی در گنبد مبارک که مرقد مطهر را در بر گرفته، اختصاص داد.

7ـ در سال 369 هجری ضبة الأسدی به مرقد شریف یورش برده و تمامی هدایا و جواهرات را به سرقت برد و مرقد را به آتش کشید و فرار کرد. پس از اینکه فهمید گروهی نظامی از بغداد به قصد دستگیری او راهی شده اند به شهر «عین تمر» فرار کرد.

8 ـ در سال 401 هجری، عمران بن شاهین بطائحی، رواقی را در مرقد امام(ع) بناکرد. این رواق از آن پس تا اوایل قرن 13 هجری به نام رواق ابن شاهین معروف بود.

9ـ در سال 407 هجری، حرم شریف به جهت دو شمع بزرگی که به هنگام شب افتاده بودند، دچار آتش سوزی شد به طوریکه آتش تا بقعه و رواقها زبانه کشید و تمامی فرش ها و تحفه های موجود را سوزاند.

10ـ در سال 489 هجری جماعتی از عشیره خفاجه مرقد مقدس را غارت کردند. اینها که از دزدان قافله ها بودند هرآنچه در داخل مرقد شریف بود را ربوده و گوشه ای از آنرا ویران کردند و در آنجا به اعمال زشت و منکر پرداخته و زائرین را کشته، اموال آنها را به غارت بردند...

11ـ در سال 553 هجری خلیفه عباسی المستنصر باللّه، به زیارت مرقد مطهر رفته و دستور داد که مرقد را تعمیر نمایند و مبالغی را برای هزینه مرقد و خادمان حرم مطهر اختصاص داد.

12ـ در سال 653 هجری ناصر ایوبی از حلب به زیارت مرقد شریف رفت و مبالغ هنگفتی برای تعمیر مرقد مقدس و خادمان آن اختصاص داد.

13ـ در سال 767 هجری سلطان اویس ایلکانی، دستور داد که مرقد مطهر را که در اثر آتش سوزی بزرگی که در آنجا رخ داده بود دچار آسیب های فراوانی شده بود، تعمیر و ساخت و ساز کنند. پس از این زمان یعنی زیارت پادشاه ایوبی، مرقد مبارک مورد تعرض واقع نشد و بلکه آنجا مورد پاسداشت و احترام مسلمانان قرار گرفت و هزاران زائر به آنجا تردد کردند. این وضعیت تا آغاز قرن نهم هجری تداوم یافت.

14ـ در آغاز قرن نهم، علی بن محمد بن فلاح مشعشعی، مرقد مقدس را مورد تهاجم قرار داد و تمامی اشیای گرانبها و فرش ها و... را به غارت برد و تعدادی از ابواب صحن مطهر حسینی را از جای کند و بسیاری از زائرینی که داخل حرم شریف بودند را به قتل رسانید.

15ـ در سال 914 هجری قمری شاه اسماعیل صفوی ـ مؤسس حکومت صفوی ـ مرقد مطهر را با فرش های فاخر و جارهای زیبا و دل انگیز تزیین کرد و حرم مبارک را از جمیع جهات آراست. پس از این دوره، عراق تحت نفوذ دولت عثمانی درآمد و شهر کربلا به آرامش رسید و کسی به مرقد مطهر، آسیبی نرساند جز اینکه برخی حوادث جزئی رخ داد اما مرقد مقدس به حرمت خود باقی ماند.

16ـ در سال 1048 هجری قمری، شاه اسماعیل اول به زیارت کربلا رفته و دستور ساخت دو مرقد مطهر روضه حسینی و عباسی را صادر کرد و مبالغی را در این راستا هزینه کرد.

17ـ در اواخر سال 1048 هجری قمری، سلطان عثمانی گنبد مبارک را تعمیر و تجدید بنا کرد و آنرا از بیرون گچ بری کرد. از این پس حرم مطهر مورد تعرض احدی قرار نگرفت.

18ـ در سال 1216 هجری قمری، ابن سعود به شهر کربلا هجوم آورد و به مرقد مطهر داخل شد و خزاین ذی قیمت آنرا به غارت برد. مورخین آورده اند که ابن سعود و یاران او تعداد بیست شمشیر محلّی به طلای خالص و مزین با سنگهای قیمتی را از آنجا دزدیدند نیز ظروف طلا و نقره و فیروزه ها و الماس ها و قطعات نادر دیگری را به غارت بردند. همچنین درهای طلایی و بخشی از ضریح را از بین بردند سپس خزاین مرقد مقدس را باز کرد و تعداد زیادی از مواد آنرا به سرقت بردند. گفته می شود که در آن خزانه ها تعداد 400 شال کشمیری، 300 شمشیر نقره، و تعداد زیادی اسلحه و مهمات نادر موجود بوده است.

19 ـ در سال 1241 هجری قمری، واقعه مناخور رخ داد و سپاه عثمانی شهر کربلا را محاصره کردند.

پس از اینکه اهالی کربلا بر ضد حکومت، اعلان قیام کردند به داخل مرقد مطهر حسینی پناه بردند آنگاه توپخانه عثمانی ها حرمت مرقد مقدّس را نگاه نداشته و به سوی مرقد شلیک کردند که در نتیجه آن برخی از صحن شریف آسیب دید و درپی بمبارانهای پیاپی آنها در طول چندین ماه، قوای ترکیه داخل شهر کربلا شده و به متحصنین مرقد امام حسین(ع) هجوم آورده و تعدادی از آنها را کشته و به مرقد مطهر، آسیب های فراوانی رساندند. پس از آرامش اوضاع تعدادی از ساکنین شهر و علمای دینی به جمع آوری اموال پرداخته و ویرانیهای مرقد مطهر را که توسط نیروهای ترکی وارد آمده بود ترمیم کردند.

20 ـ در سال 1258 هجری قمری، اهالی شهر کربلا از پرداخت مالیات به حکومت عثمانی امتناع ورزیدند. حاکم عراق در این دوره نجیب پاشا بود. هنگامی که این حاکم از قانع کردن مردم برای پرداخت مالیات شکست خورد با لشکر بزرگی جهت نابود کردن شهر روانه آنجا شد. اهال شهر کربلا دفاع سرسخت و جان سوزی در مقابل آنها به عمل آوردند. امّا به دلیل کثرت سپاه و وجود سلاح های پیشرفته، نجیب پاشا وارد شهر شد. اهال شهر با مشاهده لشکر به مرقد امام حسین(ع) پناه بردند. به طوریکه هزاران نفر از زنان، کودکان و پیران به آنجا پناه آوردند. امّا با این وجود نجیب پاشا قداست مرقد شریف را محترم نشمارد، به لشکر خود دستور داد با اسبهای خود به مرقد وارد شوند و تمامی پناهندگان را به قتل برسانند. لشکر به دستور وی داخل صحن شریف شدند و بر پناهندگان آتش گشودند و صدها نفر را به قتل رساندند و به قبر شریف آسیب فراوان رسانیدند. نیز مناره ها از شدت بمباران، و بخش بزرگی از صحن مطهر ویران شد و سربازان، عتیقه ها و فرش های گرانبهای موجود در مرقد مبارک را به غارت برده و پس از حرمت شکنی های فراوان آنجا را ترک گفتند، اما طولی نکشید که پس از ترک لشکر، اهال شهر به تعمیر خرابی های ایجاد شده پرداختند.

21ـ در سال 1259 هجری قمری، ملک اَوَد درهای داخلی صحن داخلی دو مرقد مطهر حسینی و عباسی را به آب طلا مزین کرد.

22ـ در سال 1920 میلادی یعنی پس از جنگ بیستم، شهر کربلا پایتخت انقلاب شد به طوریکه سران انقلاب در آنجا تجمع کردند. همچنانکه امام شیخ محمد تقی حائری رهبر انقلاب که برای شهر کربلا اهمیت زیادی قائل بودند حضور داشت. شهر کربلا در این زمان در مقابل قوای بریتانی مقاومت کرد اما در نهایت نیروهای انگلیسی این قیام را سرکوب کردند و به شهر کربلا یورش بردند. و آنگاه شهر را به بمب بستند. لذا بسیاری از اهالی شهر به صحن حضرت حسین(ع) وحضرت عباس(ع) گریختند و به آنجا پناه بردند. اما نیروهای انگلیسی حرمت این دو مرقد را نگه نداشته و توپخانه ها به سمت آنجا نشانه رفت و زیانهای فراوان به آنجا وارد کردند و قسمتهای زیادی از دو مرقد شریف ویران شد. این ویرانیها تا مدت های زیاد باقی ماند تا اینکه برخی از علمای دینی با جمع آوری عایدات، به تعمیر مرقد مطهر پرداختند.

23ـ در سال 1260 هـ.ق. سید کاظم رشتی از علمای مبرز دینی در آن زمان به تجدید بنای قسمت شرقی صحن شریف حسینی پرداخت. دراین باره تعداد زیادی از تجار شهر کربلا به حمایت های مالی پرداختند.

24ـ در سال 1281 هـ.ق. مادر سلطان عثمانی عبدالحمید پاشاه در قسمت جنوبی صحن شریف حسینی، نسبت به ساخت

آبخوری اقدام کرد و مبالغی را برای تعمیر پاره ای از مکانها، اختصاص داد.

25ـ در سال 1296 هـ.ق. دیوار غربی صحن با سنگ مرمر کاشانی پوشانده شد و بر زیبایی مرقد مطهر افزود.

26ـ در سال 1297 هـ.ق، پرده دار و خادم حرم حسینی از میان گنبد بالای ضریح، پنجره هائی را ایجاد کرد.

27ـ در سال 1309 هـ.ق، مأذنهای شرقی و غربی توسط یکی از تجار مسلمان با طلا پوشانده شد.

28ـ در سال 1320 هـ.ق، بخش پائینی مأذن شرقی توسط یکی از تجار هندی طلائی شد.

29 ـ در سال 1355 هـ.ق ورودی های حرم شریف را توسعه دادند و پایه های گنبد مطهر را با سیمان بنا کردند و تمامی دیوارهای حرم شریف و رواق ها را به دلیل از بین رفتن قسمت هائی از آن با آجر و سیمان تجدید بنا کردند.

30ـ در سال 1361 هـ.ق زمین حرم شریف توسط یکی از تجار مسلمان با سنگ مرمر بلژیکی سنگ فرش شد.

31ـ در سال 1365 هـ.ق ترمیم قسمت سوخته صندوق خاتم که بالای سر آرامگاه مطهر قرار داشت، به اتمام رسید و نیز در همین سال در داخل محفظه هایی که با چوب ساگ ساخته شده و با چوب نارنج خاتم کاری شده بود، جام های شیشه ای قرار دادند.

32ـ در سال 1948 م، سه در ورودی جدید به صحن شریف اضافه شد این به دلیل ازدحام زائرین مرقد مطهر و تسهیل در ورود و خروج به صحن مبارک بود.

گفتنی است که صحن مقدس دارای 10 باب (در) است که هر یک دارای اسم ویژه ای است و شامل:

باب قبله: که در سمت قبله صحن واقع است.

باب زینبیه: که در سمت غربی صحن واقع است.

باب سلطانیه: که آن نیز در سمت غربی واقع است.

وجه تسمیه آن به علت منسوب بودن در به سازنده آن که یکی از سلاطین عثمانی است می باشد.

باب سدره: این در در زاویه صحن شریف از قسمت شمال غربی واقع است.

باب شهداء: که در سمت شرقی صحن شریف قرار دارد.

باب قاضی الحاجات: که در قسمت شرقی واقع است از درهای قدیمی صحن می باشد.

باب رأس الشریف: که ما بین باب زینبیه و سلطانیه یعنی در ضلع غربی صحن شریف قرار داد.

باب کرانه: که در زاویه شمال شرقی صحن مقدس واقع است.

باب رجانه: در زاویه جنوبی صحن مقدس قرار دارد.

باب صالحین: که در سمت شمال صحن شریف واقع است و در سال 1960 میلادی افتتاح شده است.

33ـ در سال 1949 میلادی برخی از درهای حرم شریف و تمامی درهای حجره های صحن توسط بخش تعمیرات مرقد مطهر با چوب ساگ ترمیم شد.

34ـ در سال 1950 میلادی جبهه شرقی به حرم اضافه شد و ایوان ها ساخته و با کاشی نفیس مزین شد.

35ـ در سال 1953 میلادی، بخش بالائی ایوان جلوئی (قِبلی) حرم شریف طلاکاری شد.

36ـ در سال 1963 میلادی دیوارهای خارجی مشرف به حرم شریف با سنگهای زیبای مرمر ایتالیائی تزیین شد(پوشانده شد).

37ـ در سال 1974 میلادی بنای طارمی جلوئی مرقد شریف حسینی با مرمر ایتالیایی و اردنی به اتمام رسید.

منبع: کتاب (هذاالحسین) تألیف سعید رشید زمزم، بیروت، مؤسسة البلاغ، چاپ اول، 1421 هـ.ق، 2000 میلادی.

آموزش چگونه گذشتن از دنیا+ عکس

در بحرانی ترین لحظات جنگ ،وقتی زمان لازم برای بریدن سیم های خاردار وجود نداشت، تنها گزینه ی پیش روی رزمندگان، قرار گرفتن یک نیروی داوطلب بر روی سیم های خاردار بود، تا سایر رزمندگان پا بر روی بدن او گذاشته و از سیم خاردار بگذرند.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق،«جلیل محدثی فر» به تاریخ اول شهریور 1342  در مشهد مقدس به دنیا آمد. جلیل  در حالی که فرماندهی گردان یاسین لشکر5نصر را بر عهده داشت در دهم تیر ماه ۱۳۶۶ طی عملیات «نصر 4» ، در حالی که ذکر «یا زهرا(ص)» بر لب داشت، در منطقه عملیاتی«ماووت»  خلعت شهادت پوشید. تربت این شهید در گلزار شهدای «بهشت رضا(ع)» بلوک ۳۰ ، ردیف ۸۰ ، شماره ۱۲ قرار دارد.
تصویر زیر مربوط می شود به ایامی است که جلیل مسئولیت آموزش واحد تخریب «لشکر ۲۱ امام رضا» را بر عهده داشت و مشغول آموزش نحوه ی خوابیدن روی سیم خا ردار در مواقع اضطراری می باشد. این عکس به سال 1362  در منطقه ی فکه به ثبت رسیده است.
در بحرانی ترین لحظات جنگ ،وقتی  زمان لازم برای بریدن سیم های خاردار وجود نداشت، تنها گزینه ی پیش روی رزمندگان، قرار گرفتن یک نیروی داوطلب بر روی سیم های خاردار بود، تا سایر رزمندگان پا بر روی بدن او گذاشته و از سیم خاردار بگذرند. رزمنده ی داوطلب معمولا بر اثر جراحات وارده به واسطه ی سیم خاردار، یه شهادت می رسید.  راستی چه کسانی می توانستند به چنین انتخاب سترگی دست بزند، جز آنان که از سیم خاردارِ تفس خود عبور کرده بودند.
روحمان با یادشان شاد





شورای اطلاعات ملی آمریکا منتشر کرد؛ ایران مورد نظر آمریکا در سال 2030 + دانلود گزارش


در سال 2030 در صورتی که جمهوری اسلامی همچنان قدرت را در ایران در دست داشته باشد و بتواند به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند؛ خاورمیانه با بی‌ثباتی شدیدی مواجه خواهد شد.

به گزارش مشرق ، "روندهای جهانی 2030 : جهان جایگزین" پنجمین بخش از مجموعه گزارش‌های شورای اطلاعات ملی ایالات متحده است.
اولین گزارش از این دست در سال 97- 1996 چاپ شده و هدف از آن ایجاد چارچوبی برای مدنظر قرار دادن رخدادهای آتی، تفکر و طرح‌ریزی بلندمدت برای ممانعت از رویدادهای ناخوشایند در آینده و افزایش احتمال ظهور جنبه‌های مطلوب آن است. از جمله دیگر اهداف این گزارش، تفکر پیرامون تغییرات گسترده و سریع ژئوپلتیک دنیای امروزی و خط سیر احتمالی جهانی در یازده تا بیست سال آینده است. نمای کلی این گزارش را می‌توان در جدول زیر دسته‌بندی کرد:

نمای کلی روندهای جهانی در سال 2030

روندهای کلی

قدرتمندتر شدن افراد

به دلیل کاهش فقر، رشد طبقه متوسط در جهان، دستاوردهای آموزشی بیشتر، گسترش استفاده از وسایل ارتباطی جدید، فنآوری‌های تولید و پیشرفت‌های بهداشتی، قدرت‌گیری افراد سرعت بیشتری به خود خواهد گرفت.

پراکندگی قدرت

هیچ قدرت برتری را شاهد نیستیم، قدرت بین شبکه‌ها و ائتلاف‌ها در دنیای چند قطبی توزیع می‌شود.

الگوهای جمعیت شناسی

نمودار جمعیت شناختی بی‌ثباتی باریک‌تر می‌شود، رشد اقتصادی احتمالا در کشورهای دارای جمعیت سالمند کاهش خواهد یافت. شصت درصد جمعیت جهان شهرنشین شده و مهاجرت گسترش می‌یابد.

ارتباط آب، غذا و انرژی

تقاضا برای منابع به خاطر افزایش جمعیت جهان افزایش می‌یابد. مسائل جدی مرتبط با یک کالا به تهیه و تقاضای دیگر کالا‌ها نیز ارتباط خواهد یافت.

سوالاتی که پاسخ به آنها مشخص کننده نوع جهانی است که در سال 2030 در آن زندگی خواهیم کرد.

اقتصاد جهانی مستعد بحران

آیا بی‌ثباتی در جهان و عدم توازن در میان بازیگران با منافع اقتصادی مختلف موجب فروپاشی خواهد شد؟ یا پیش‌روی به سوی چند قطبی شدن بیشتر منجر به ترمیم نظم اقتصادی جهان می‌شود؟

شکاف در کنترل حکومت‌ها

آیا حکومت‌ها و موسسات می‌توانند سریعا خود را با تغییرات انطباق دهند یا توسط این تغییرات از پای در خواهند آمد؟

احتمال بالقوه افزایش کشمکش‌ها

آیا تغییرات سریع در قدرت منجر به افزایش کشمکش‌ها در بین دولت‌ها و در داخل آنها خواهد شد؟

فضایی وسیع‌تر برای بی‌ثباتی منطقه‌ای

آیا بی‌ثباتی منطقه‌ای خصوصا در خاورمیانه و شمال آفریقا گسترش یافته و موجب ناامنی در سرتاسر جهان خواهد شد؟

تاثیر فنآوری‌های نو

آیا پیشرفت‌های فنآورانه که در حال حاضر نیز در حال بسط و تکامل است، موجب تقویت تولید اقتصادی و حل مسائل ناشی از افزایش جمعیت در جهان، رشد سریع شهرنشینی و تغییرات آب و هوا خواهد شد؟

نقش ایالات متحده

آیا ایالا‌ت متحده می‌تواند با همسایگان جدید خود برای بازآفرینی سیستم بین‌المللی همکاری کند؟

سناریوهای ممکن

موتورهای خاموش

در این حالت که بدترین سناریوی ممکن است، خطر درگیری‌ها در بین دولت‌ها افزایش یافته و ایالات متحده به درون مرزهای خود باز خواهد گشت و روند جهانی شدن نیز متوقف خواهد شد.

همگرایی

در این سناریو که بهترین حالت ممکن است، چین و آمریکا در طیفی از مسائل به همکاری خواهند پرداخت و این امر منجر به همکاری‌های گسترده‌تر در سطح جهان خواهد شد.

بیرون آمدن غول جینی از چراغ جادو

در این سناریو، نابرابری‌ها به منتهی درجه خود خواهد رسید به طوری که برخی از کشورها به برندگانی بزرگ تبدیل شده و برخی دیگر بازنده می‌شوند. نابرابری‌های داخلی نیز موجب افزایش تنش‌های اجتماعی می‌شود. ایالات متحده نیز کاملا عقب نشینی نکرده ولی بیش از این نقش پلیس جهانی را ایفا نمی‌کند.

جهان بدون حضور دولت‌ها

در این حالت، بازیگران غیردولتی به خاطر فنآوری‌های جدید نقش اصلی را در مواجهه با مسائل جهانی برعهده دارند

بر اساس این گزارش، اگرچه هم اکنون نیز شاهد افزایش وزن آسیا در برابر آمریکا و اروپا (غرب سنتی) هستیم، ولی این روند در سال 2030 شتاب بیشتری به خود می‌گیرد. همچنین روند افزایش سالمندی در میان کشورها و رشد تقاضا برای منابع نیز شدت خواهد گرفت. کارشناسان شورای اطلاعات ملی آمریکا عقیده دارند از منظر اقتصاد جهانی، علاوه بر چین، هند و برزیل، بازیگران منطقه‌ای مانند کلمبیا، اندونزی، نیجریه، آفریقای جنوبی، ایران و ترکیه نیز اهمیت خواهند یافت. از دید این مرکز، به لحاظ الگوهای جمعیتی، جمعیت جهان همچنان به رشد خود ادامه داده و از 7.1 میلیارد نفر کنونی به مرز 8.3 میلیارد نفر در سال 2030 خواهد رسید. همچنین فرصت‌های جمعیتی برخی از کشورهای جهان و متوسط سن جمعیت آنها نیز در سال 2030 محاسبه شده است:

پنجره فرصت‌های جمعیتی

بنا به اعلام کارشناسان جمعیتی سازمان ملل متحد، پنجره فرصت جمعیتی یک کشور زمانی است که دسته کودکان ونوجوانان زیر 15 سال کمتر از 30 درصد کل جمعیت و دسته 65 سال وبالاتر، کمتر از 15 درصد کل جمعیت یک کشرر را تشکیل دهد.

کشور

متوسط سن در سال 2010

متوسط سن در سال 2030

پنجره فرصت‌های جمعیتی

برزیل

29

35

از سال 2000 تا سال 2030

هند

26

32

از سال 2015 تا سال 2050

چین

35

43

از سال 1990 تا سال 2025

روسیه

39

44

از سال 1950 تا سال 2015

ایران

26

37

از سال 2005 تا سال 2040

ژاپن

45

52

از سال 1965 تا سال 1995

آلمان

44

49

قبل از سال 1950 تا سال 1990

انگلیس

40

42

قبل از سال 1950 تا سال 1980

آمریکا

37

39

از سال 1970 تا سال 2015

یافته‌های گزارش روندهای جهانی در سال 2030 نشان می‌دهد از لحاظ میزان بارندگی، مناطق مرطوب، پرباران‌تر و مناطق خشک و لم‌یزرع با خشکسالی‌های بیشتری روبرو خواهند شد. بیشترین کاهش در میزان بارندگی در خاورمیانه، شمال آفریقا، غرب آسیای مرکزی، جنوب اروپا، جنوب آفریقا و جنوب غرب ایالات متحده رخ خواهد داد. از این رو، به اعتقاد کارشناسان این مرکز، تا سال 2030 اکثر کشورها بدون کمک‌های خارجی قادر به تامین نیازهای خود به آب و غذا نخواهند بود.

از نکات دیگر در این گزارش، خودکفایی ایالات متحده در حوزه انرژی تا سال 2030 با استفاده از فناوری‌های نوین است. به باور کارشناسان شورای اطلاعات ملی آمریکا، عدم نیازمندی این کشور به واردات نفت، منجر به سقوط قیمت نفت در سطح جهان شده و این امر به نوبه خود باعث از دست رفتن توانایی اوپک در تعیین قیمت نفت خام می‌شود. در نتیجه کاهش قیمت نفت خام، اقتصاد کشورهای متکی بر صادرات نفت متحمل آسیب فراوانی خواهد شد.

اما در بخش فناوری، کارشناسان یاد شده، چهار حوزه را مشخص کرده‌اند که علاوه بر فعالیت‌های جامعه جهانی در ارتباط با محیط زیست، تاثیر تعیین کننده‌ای بر اقتصاد جهانی، پیشرفت‌های نظامی و اجتماعی در آینده خواهند داشت:

1. فنآوری اطلاعات

2. فنآوری‌های جدید خودکارسازی، ساخت و تولید

3. فنآوری‌های مرتبط با امنیت منابع حیاتی

4. فنآوری‌های جدید بهداشتی

از لحاظ سیاسی نیز در گزارش روندهای جهانی از 50 کشور یاد شده که به باور آن در حال حاضر در مرحله دشوار میان دموکراسی و دیکتاتوری قرار دارند: بیشتر این کشورها در صحرای آفریقا، آسیای مرکزی و جنوب شرقی، خاورمیانه و شمال آفریقا واقع شده‌اند. شورای اطلاعات ملی آمریکا عقیده دارد: افزایش سالمندی جمعیت کشورها و افزایش سطح رفاه موجب حرکت جوامع به سوی دموکراسی خواهد شد. با این وجود، کارشناسان دو منطقه خاورمیانه و شمال آفریقار ا همچنان مستعد بی‌ثباتی بیشتر می‌دانند.

در بخش دیگری از این گزارش به وقایع احتمالی اشاره شده که به طور بالقوه می‌تواند کل روندهای جهانی را با اخلال مواجه سازد:

1. شیوع بیماری همه‌گیر در سطح جهان

2. روند بسیار سریع تغییر آب و هوا

3. فروپاشی منطقه‌ یورو/ اتحادیه اروپا

4. فروپاشی چین یا دموکراتیک شدن آن

5. روی دادن اصلاحات در ایران

6. وقوع جنگ سایبری یا جنگی که در آن از سلاح‌های هسته‌ای یا تسلیحات کشتار جمعی استفاده شود.

7. وقوع طوفان‌های شدید خورشیدی

8. اضمحلال آمریکا

اما در ارتباط با ایران نیز سناریوهای مختلفی در این گزارش به چشم می‌خورد. تحلیل‌گران مورد مشورت شورای اطلاعات ملی آمریکا عقیده دارند: در صورتی که جمهوری اسلامی همچنان قدرت را در ایران در دست داشته باشد و بتواند به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند؛ خاورمیانه با بی‌ثباتی شدیدی مواجه خواهد شد. از سوی دیگر بر سر کار آمدن حکومت دموکراتیک و میانه‌رو در این کشور و دستیابی به توافق برای حل مناقشه اسرائیل و فلسطین پیامدهای مثبت بسیار زیادی برای منطقه و جهان - در برخواهد داشت.

در گزارش روندهای جهانی آمده است: بسیاری از کشورها احتمالا به حمایت و استفاده از گروه‌های تروریستی ادامه خواهند داد: کشورها به خاطر احساس ناامنی شدید، استفاده از این گروه‌ها را انتخاب می‌کنند. کشورهایی نظیر ایران و پاکستان از آنچه قدرت‌های قوی‌تر و تهدیدگر در منطقه و یا در سطح جهان می‌خوانند، احساس ترس می‌کنند؛ از این رو، به دنبال گزینه‌های نامتقارن برای اثبات قدرت خود و ایجاد بازدارندگی در برابر هرگونه تهاجمی هستند. در این مسیر، استفاده از گروه‌های تروریستی به عنوان گروه‌های نماینده و دنبال کردن ساخت سلاح‌های هسته‌ای از جمله ابزار نامتقارن برای این دسته از کشورها به شمار می‌رود. با این وجود، مخالفت با کشورهای حامی گروه‌های تروریستی در سطح بین‌المللی به طور چشمگیری گسترش یافته و به نظر می‌رسد با بیشتر شدن همکاری‌های بین‌المللی، هزینه حکومت‌های حامی تروریسم نیز بسیار افزایش یابد.

همچنین این احتمال نیز در نظر گرفته شده که حکومت ایران از سوی مردم خود به شدت تحت فشار قرار گرفته و احتمالا به جای سلاح‌های هسته‌ای و انزوای بین‌المللی، خواستار امتیازات اقتصادی شود: نهایتا، ممکن است این حکومت به واسطه کشمکش میان نخبگان و تظاهرات گسترده سرنگون شود. در چنین سناریویی، تهران بیشتر بر نوسازی اقتصادی تمرکز خواهد داشت و حکومتی دموکراتیک و طرفدار غرب در ایران و در نتیجه آن، ثبات بیشتر در منطقه خاورمیانه - را شاهد خواهیم بود.

برای مطالعه این گزارش به زبان اصلی اینجا کلیک کنید.

حدیث روز/ من خدايى را كه نديده باشم عبادت نمی‏ کنم

امام محمد باقر علیه السلام در پاسخ به سوال مرد صحرانشین درباره اینکه آیا خدا را به هنگام عبادت دیده ای؟ فرمودند: من خدايى را كه نديده باشم عبادت نمی‏ کنم.
مشرق- مردى صحرانشين از امام محمد باقر عليه ‏السلام پرسيد: آيا خداى را به هنگام عبادت ديده اى؟

امام باقر عليه ‏السلام فرمود: من خدايى را كه نديده باشم عبادت نمی‏ کنم.

مرد گفت: چگونه او را ديده اى؟

امام فرمود: چشم ها او را به ديدن آشكارا نديده است ولى قلب ها با حقيقت ايمان او را مشاهده كرده است.


متن حدیث:

قالَ أَعْرابىٌّ لِمُحَمَّدِ بنِ علىِّ بنِ الحُسين عليهم‏السلام: هَلْ رَأيتَ اللّه‏َ حينَ عَبَدْتَهُ؟ قـالَ: لَمْ أَكُنْ أَعْبُدُ مَنْ لَمْ أَرَهُ. قـالَ: كَيْفَ رَأَيْتَهُ؟ قـالَ: لَمْ تَرَهُ الاَْبْصـارُ بِمُشـاهَدَةِ الْعَيانِ، لكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقيقَةِ الاْيمانِ.
«احقاق الحق، جلد12 صفحه 168»

حضرت امام محمد باقر عليه ‏السلام در اوّل ماه رجب يا سوم ماه صفر سال 57 هجرى در «مدينه منوره» متولد شدند و در روز دوشنبه هفتم ذى‏ الحجة سال 114 هجرى در « همان شهر یعنی مدينه» به شهادت رسیدند. مرقد منور ايشان در كنار سه امام ديگر در قبرستان بقيع و مدت عمر ايشان 57 سال است.

عکس / اهدایی صنف طلا و جواهر تهران

به گزارش جهان نیوز ، در سال های دفاع مقدس، اصناف بازار تهران، کمک های قابل توجهی به جبهه های جنگ ارسال می کردند. در تصویر زیر، چند دستگاه آمبولانس اهدایی صنف طلا و جواهر تهران، پیش از اعزام به جبهه های جنگ دیده می شوند. بر روی بدنه آمبولانس موشته شده: اهدایی انجمن اسلامی صنف طلا و جواهر تهران به جبهه های حق علیه باطل

دعای مختار هنگام دستگیری حرمله

عده‌ای، حرمله را کشان‌کشان نزد مختار آوردند، تا چشم مختار به چهره وحشت‌زده حرمله افتاد، به او نگاه تندی کرد و گفت: «اَلْحمد‌ُلله الذیَّ مَکَنّنی مِنْکَ»!

به گزارش مشرق به نقل از فارس، «حرملة بن کاهل اسدی کوفی» همان کسی است که تیر سه شعبه او در روز کربلا منجر به شهادت طفل شیرخواره امام حسین(ع) شد، آری، گرگ‌صفتان کربلا، هر کدام جنایتی بزرگ و فراموش ناشدنی مرتکب شده بودند، اما نفرین امام سجاد(ع) درباره این جانی روز عاشورا به خوبی نمایان می‌سازد که هیچ کس به اندازه حرمله، دل امام و اهل بیت(ع) را به درد نیاورده بود.

*نفرینی که امام سجاد(ع) در حق حرمله کرد

شیخ طوسی، در «امالی» می‌نویسد: منهال بن عمرو -از شیعیان و یاران امام سجاد(ع) است- گفت: پس از زیارت خانه کعبه، از مکه عازم مدینه شدم و خدمت امام سجاد(ع) رسیدم. امام، از من پرسید: منهال! از حرمله بن کاهل اسدی چه خبر؟ عرض کردم: هنگامی که از کوفه آمدم، زنده بود، دیدم امام(ع)، هر دو دستش را به دعا بلند کرد و چنین فرمود: « اللهُمَّ اَذِقْةُ حَرَّ الْحَدید، اللُّهمَّ اذِقْهُ حَرَّ الْحَدید، اللُّهمَّ اَذِقْهُ حَرَّ النّار»، خدایا، سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش آتش را به او بچشان.

ابومخنف از امام باقر(ع) نقل می‌کند: «هنگامی که علی‌اصغر، در دامن پدر هدف تیر حرمله واقع شد، امام حسین(ع) دشمن را نفرین کرد و فرمود: «... و انتقم لنا من هولاء الظالمین» خدایا انتقام ما را از اینها بگیر.

*جریان دستگیری «حرمله» 

منهال گوید: «پس از زیارت، از مدینه عازم کوفه شدم، هنگامی که به کوفه رسیدم، مختار مشغول قلع و قمع قاتلان کربلا بود. من قبلاً با مختار رفاقت قدیمی داشتم؛ چند روزی در خانه، برای دید و بازدید مردم نشستم و پس از آن به قصد دیدار با مختار، سوار بر مرکبم شدم و به سوی او شتافتم.

او را در خارج از خانه‌اش با گروهی دیدار کردم، گویا به مأموریتی می‌رفتند. تا چشم مختار به من افتاد، گفت: ها، منهال، چطور تا به حال به دیدن ما نیامدی؟ و برای تبریک و تهنیت به خاطر پیروزی و حکومت ما سری به ما نزدی؟ و ما را در قیاممان همراهی نکردی؟!

منهال گوید: به او گفتم: امیر! من به سفر حج رفته بودم و حال خدمت رسیدم، آنگاه همراه او به راه افتادم و از اوضاع صحبت می‌کردیم تا به محله «کناسه» رسیدیم، مختار، در آنجا ایستاد و گویی منتظر بود و به نقطه‌ای می‌نگریست، به او خبر داده بودند که اینجا مخفیگاه «حرمله» است، سپس تعدادی از افرادش را به جستجوی حرمله، گسیل داشت و خود همان جا ماند.

دیری نگذشت که مأموران با تاخت برگشتند و با خوشحالی فریاد زدند، بشارت ‌ای امیر! «حرمله» دستگیر شد. عده‌ای، فردی را کشان‌کشان نزد مختار آوردند، آری خودش بود، حرمله قاتل دلسنگ علی‌اصغر و جانی حادثه کربلا».

*مجازات «حرمله» توسط مختار

تا چشم مختار به قیافه وحشتزده حرمله افتاد، به او نگاه تندی کرد و گفت: «اَلْحمد‌ُلله الذیَّ مَکَنّنی مِنْکَ» خدای را شکر که به چنگم افتادی! و بلافاصله فریاد زد: «جلاد! جلاد!»، جلاد که آماده و حاضر بود گفت: بفرمایید قربان.

مختار دستور داد: اول دو دستش را بزن!

جلاد بلافاصله با ضربتی سخت دو دست نحس او را افکند(آری این همان دو دستی بود که با یکی کمان، را می‌گرفت و با دیگری تیر را و یک بار گلوی طفل بی‌گناه امام حسین(ع) و یک بار، چشم اباالفضل و یک بار قلب امام حسین(ع) را هدف قرار داده بود، آری این دو دست پلید باید قطع می‌شد)، سپس فریاد زد: دو پایش را نیز قطع کن! و جلاد، فرمان را اجرا کرد.

جسد بی‌دست و پای حرمله، در خون کثیفش غوطه می‌خورد که باز مختار صدا زد: آتش، آتش. و بلافاصله، چوب‌های نازکی را روی جسد انداختند و آتش زدند و جسد آن جنایتکار همچنان می‌سوخت.

منهال گوید: من همچنان با چشمان حیرت‌زده، در کنار مختار ایستاده و منظره را تماشا می‌کردم، هنگامی که بدن حرمله، می‌سوخت با صدا گفتم: «سبحان‌الله» مختار ناگهان رو به من کرد و گفت: ها! منهال! تسبیح خدا گفتی، خوب اما علتش چه بود؟!

گفتم: ای امیر! گوش کن تا برایت بگویم، در همین سفر که از مکه برمی‌گشتم به خدمت علی‌بن‌الحسین امام سجاد(ع) رسیدم، او از من حال حرمله را پرسید، من در جواب گفتم: هنوز زنده است. دیدم امام دست‌ها را به سوی آسمان بلند کرد، و فرمود: «خدایا! سوزش شمشیر را بر او بچشان، سوزش شمشیر را بر او بچشان، سوزش شمشیر را بر او بچشان؛ خدایا! سوزش آتش را بر او بچشان».

مختار، با حالت تعجب پرسید: به راستی تو خودت از امام این را شنیدی؟!

گفتم: آری، به خدا سوگند از خودش شنیدم.

منهال، می‌گوید: دیدم مختار، از اسبش پیاده شد و دو رکعت نماز خواند و سجده‌اش را طولانی کرد، سپس برخاست و سوار شد؛ تا آن وقت جسد «حرمله»، به زغال تبدیل شده بود، با هم به راه افتادیم تا به محله خودمان نزدیک خانه‌ام رسیدیم، من در اینجا تعارف کردم و گفتم: ای امیر، اگر لطف کنید سرافرازم فرمایید و برای رفع خستگی چند لحظه‌ای به منزل من تشریف بیاورید و تغییر ذائقه‌ای بدهید و چیزی میل بفرمایید.

*روزه شکر مختار پس از قتل حرمله

مختار نگاهی کرد و گفت: منهال! تو چهار دعای امام سجاد را برایم گفتی و خداوند دعای حضرتش را به دست من به اجابت رساند، آنگاه مرا به غذا دعوت می‌کنی؟ خیر، امروز وقت روزه شکر است و به این توفیقی که خدا نصیبم کرد نیت روزه کردم.

سیا و مأموری به نام هالیوود؛ سازمان سیا و هالیوود چگونه با یکدیگر همکاری می کنند + تصاویر


چگونه از دوران جنگ سرد تاکنون سازمان سیا در صنعت فیلمسازی آمریکا دخیل بوده است؟کدام یک از فیلم‌های هالیوودی در راستای تبلیغ سازمان سیا و نیز ارائه چهره‌ای نامعتدل و خشن از دشمنان آمریکا وارد بازار شدند؟دشمنان دیوسیرتی که مأمورین آمریکایی درصدد نابودی آنها هستند، چه کسانی می‌باشند؟

گروه گزارش‌های ویژه مشرق ؛ شواهد و قراین نشان می‌دهند که هالیوود، صنعت فیلم‌سازی پرزرق و برق آمریکا، هنوز هم به عنوان یکی از اهداف اصلی نفوذ و دستکاری بسیاری از سازمان‌های دولتی آمریکا،‌ بالاخص سیا، مطرح است. اغلب مباحثی که در مورد تبلیغات سینمایی در جریان هستند به بحث در مورد گذشته‌ها می‌پردازند و در حالیکه تعدادی از کارشناسان امر توجهات را معطوف به روابط طولانی‌مدت و علنی هالیوود با پنتاگون نموده‌اند اما مطالب کمی در مورد تأثیرگذاری پنهانی بر هالیوود پس از واقعه 11 سپتامبر به رشته تحریر درآورده شده‌اند. در گزارش حاضر سعی می‌گردد که بخشی از زوایای پنهان به اصطلاح "سیاست‌های عمیق و در سایه" هالیوود بررسی گردند، یعنی فعالیت‌هایی که بخاطر ماهیت پنهانی و سری بازیگران قدرت در سایه، هم‌اکنون توانایی فهم کامل و دقیق آنها وجود ندارد.

هالیوود تبدیل به یکی از ابزارهای قدرتمند حکومت آمریکا برای تحریف واقعیت‌ها و ارائه تصویری دروغین از آنها شده است

روایت روزنامه گاردین از ارتباط سیا با هالیوود
سازمان سیا از همان ابتدا به دنبال راهی بود تا بتواند همان‌گونه که در سایت خود نیز نوشته به مخاطبان القا کند که رهبران جامعه بدون این سازمان نمی‌توانند از ملت محافظت کنند، بنابراین همواره به دنبال این بود تا به طرق مختلف با روسا و افراد با نفوذ هالیوود ارتباط برقرار کند.

روزنامه گاردین در مطلبی تحت عنوان "پیشنهادی که آن‌ها (هالیوودی‌ها) نمی‌توانند رد کنند" می‌نویسد: هر کسی که فیلم‌های هالیوودی، از فیلم‌های جاسوسی پس از جنگ "آلفرد هیچکاک" گرفته تا پرده پاره او در سال 1966 را تماشا کند، به خوبی می‌داند که هالیوود فریفته ژانر جاسوسی است ولی تنها عده کمی‌ می‌دانند که سازمان سیا، از دهه 70 در فیلم‌هایی چون "سه روز کندور" و تا به امروز در فیلم‌هایی چون "هویت بورن" و "لاشه دروغ‌ها" حضوری غیر قابل کنترل داشته است.

خریداری حقوق فیلم "مزرعه حیوانات" به وسیله سازمان سیا
این روزنامه در ادامه می‌نویسد: سازمان سیا فقط نقش راهنمایی‌کننده فیلمسازان را ‌ندارد، بلکه به آن‌ها رشوه نیز می‌دهد، این سازمان در سال 1950 حقوق مربوط به مزرعه حیوانات "جورج اورول" را خریداری کرد و سپس در سال 1954 برای ساخت نسخه انیمیشن این فیلم در انگلستان سرمایه‌گذاری کرد.

اولین نماینده رسمی سازمان سیا در هالیوود کیست؟

چیس براندون

"چیس براندون" با حدود 4 دهه سابقه کار در سازمان سیا اولین نماینده این سازمان در هالیوود بود.

اولین بار سال 1995 قردادی میان هالیوود و سازمان سیا به امضا رسید که بر اساس آن شخصی به نام چیس براندون، یکی از مامورین کهنه‌کار سازمان سیا، از آن پس بر فیلمنامه‌ها و پروژه سینمایی، بالاخص آن‌هایی که به نوعی با موضوع سازمان سیا در ارتباط بودند، نظارت داشت.

حضور چیس براندون در هالیوود به ذائقه بسیاری خوش نیامد و بسیاری به طرق مختلف به این قضیه اعتراض کرده و حضور او را به نوعی خیانت به شعار آزادی بیان در سینما عنوان کردند.

فیلم‌هایی که زیر نظر براندون ساخته شد
با همه این اعتراض‌ها براندون به کار خود در سینما ادامه داد و طی این سال‌ها فیلم‌های زیادی زیر نظر او ساخته شدند که از جمله آن‌ها می‌توان به "دشمن حکومت"، "کمپانی بد"، "جیمزباند"، "کمپانی جاسوس‌ها"، "استخدام"، "مجموعه همه ترس‌ها"، "هویت بورن"، "24" و چند پروژه تلویزیونی اشاره کرد.

جلسه سیا و پنتاگون با دیوید فینچر و اسپایک جونز
سیا و پنتاگون رسما از فیلمنامه‌نویسان و کارگردانانی چون "دیوید فینچر" و "اسپایک جونز" خواستند تا در همکاری با مقامات این دو سازمان فکر بکری کنند تا شاید جلوی حملات تروریستی آینده گرفته شود و در ازای آن پنتاگون نیز تسهیلات نظامی زیادی در اختیار هالیوود قرار خواهد داد، این می‌شود که فینچر کمی بعد اتاق وحشت را می‌سازد که داستان تجاوز سه دزد به خانه‌ای امن در نیویورک است.

نشست‌ها و ملاقات‌های مکرر مقامات سیاسی آمریکا و چهره‌های شاخص هالیوود همچنان ادامه داشت و اکثر این نشست‌ها از سوی موسسه فن‌آوری‌های خلاقانه دانشگاه کالیفرنیا جنوبی هماهنگ و برگزار می‌شد.

دوره‌های آموزشی هنر برای سربازان
طی این نشست‌ها برای سربازان دوره‌های آموزشی هنر گذاشته شد و از سویی دیگر، فیلمنامه‌نویسان نیز به خواسته سیا و پنتاگون، فیلمنامه‌هایی درباره "ترور" می‌نوشتند.

به عقیده آن‌ها، اغلب هنر، راهی به سوی واقعیت است و به اعتراف برخی از مقامات سازمان سیا، هنر، نوشته‌ها و فیلمی که حاصل کار فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان است در واقع می‌تواند الهام‌بخش واقعیات باشد.

سازمان سیا نیز از سال 2002 با همکاری دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، دست به ساخت یک‌سری گسترده از بازی‌های کامپیوتری زد که شاید از آن طریق بتواند حملات احتمالی به آمریکا را پیش‌بینی و دفع کند.

"پل باری"، نیرویی با دو دهه سابقه در سازمان سیا
اوایل سال 2007 جلسه‌ای با حضور شخصیت‌های تراز اول سینمای هالیوود و برخی از کارکنان ارشد سازمان سیا برگزار شد، در این جلسه "پل جیمی‌گلیانو" که سخنگوی سازمان سیا بود، پل باری را به عنوان نماینده و مشاور سازمان سیا در هالیوود معرفی کرد.

پل باری، 47 ساله اهل بوستون، خود یکی از ماموران کهنه‌کار سازمان سیا بود.

در این جلسه که به صورت محرمانه برگزار شد، قرداد توسعه همه‌ جانبه همکاری هالیوود و سازمان سیا به امضای دو طرف رسید، اهمیت این طرح تا به آنجا بود که ریاست آن را ژنرال "مایکل هایدن"، رئیس پیشین سازمان سیا و دستیار اول "جان نگروپونته"، مدیر آژانس امنیت ملی به عهده داشت.

ژنرال مایکل هایدن رئیس پیشین سازمان سیا

پل باری طی این سال‌ها بر ساخت چندین پروژه مهم سینمایی و تلویزیونی نظارت داشته که مهمترین‌ آن‌ها "جنگ چارلی ویسلون" ساخته "مایک نیکولز" و "چوپان خوب" ساخته "رابرت دنیرو" است.

باری: امیدواریم بتوانیم با کمک سینما چهره منفی سیا را بهبود ببخشیم
او درباره نیاز سازمان سیا به صنعت سینمای هالیوود در یکی از مصاحبه‌های خود گفت: «مشکل بزرگی که در رابطه با این سازمان وجود دارد، تصویر منفی است که در اذهان عمومی شکل گرفته است، ما امیدواریم بتوانیم با کمک سینما این تصویر را بهبود ببخشیم و آن را در این حالت ثبات بخشیم.»

به گفته پل جیمی‌گلیانو، پل باری بیش از دو دهه سابقه فعالیت در سازمان سیا دارد و با همه قسمت‌های این سازمان چه در ایالات متحده آمریکا و چه در سراسر دنیا آشنایی کاملا دارد، او نه تنها می‌داند که سازمان سیا چگونه از آمریکا محافظت می‌کند، بلکه تمام زندگی‌اش را به طور حرفه‌ای فدای حمایت و بهبود اهداف این سازمان کرده است.

در نشست سال 2007، وظیفه باری در هالیوود این‌گونه تشریح می‌شود: او در رابطه با فیلمنامه‌ها و داستان‌هایشان مشاوره می‌دهد، ترتیب مصاحبه با زنان و مردانی را می‌دهد که عمرشان را در عملیات‌های جاسوسی سپری کرده‌اند و زمینه ملاقات با رؤسای سازمان سیا را فراهم می‌آورد تا فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان، زمینه فکری لازم در ارتباط با مسائل جاسوسی را به دست آورند.

سخنگوی سازمان سیا در این نشست گفت: «ما برای انتخاب نماینده‌امان در هالیوود، گزینه‌های مناسب بسیار زیادی داشتیم ولی به عقیده ما، او همان کسی است که ما می‌خواهیم. باری سازمان سیا را از بالاترین تا پایین‌ترین مقام می‌شناسد، با تفکرات حاکم بر این سازمان به اندازه کافی آشنایی دارد و در عین حال از انرژی و تیزبینی خارق‌العاده‌ای برخوردار است.»

دنی بایدرمن پوششی بر فعالیت‌های محرمانه سیا در هالیوود

 

او برای ساخت فیلم جیمزباند به استخدام کمپانی  "گلدن مایر" درآمد.


دنی بایدرمن، مشاور فنی سازمان سیا در هالیوود
ابزار جاسوسی در فیلم‌ها
نکته قابل توجهی که درباره دو مامور رسمی سازمان سیا در هالیوود وجود دارد، این است که در صورتی که نام هالیوود را در سایت رسمی سازمان سیا جست‌وجو کنید، به جای نام این دو، نام "دنی بایدرمن" نویسنده کتاب "دنیای خارق‌العاده جاسوسی تخیلی" و مشاور فنی سازمان سیا در هالیوود به چشم می‌خورد.

بایدرمن که به اعتراف خودش از 10 سالگی دوست داشته که یک جاسوس باشد، تحت تعلیم سازمان سیا قرار می‌گیرید و از آن پس به عنوان مشاور و کارشناس به استخدام استودیوهای بزرگی چون برادران وارنر و "موسسه سینمایی آمریکا" در می‌آید و همچنین برای ساخت فیلم جیمزباند با کمپانی مترو گلدن مایر قرداد می‌بندد.

وظیفه بایدرمن نظارت بر فیلم‌های جاسوسی و طراحی ابزارهای جاسوسی پیچیده در فیلم‌هایی از این دست است تا هر چه واقعی‌تر و جذاب‌تر به نظر برسد.

سانسور در هالیوود
هر فیلمسازی که برای ساخت فیلمش نیاز به تسهیلات داشته باشد بالاخص در عرصه نظامی، باید تن به نظارت مستقیم پنتاگون و سازمان سیا بدهد و در این میان شاید نیاز به بازنویسی چندباره یک فیلمنامه باشد. (کتاب "سیا در هالیوود" نوشته "تریشیا جنکینز")

روزنامه گاردین به نقل از "باب بائر" یکی از ماموران سابق سیا می‌نویسد: همه این مردمی که استودیوها را مدیریت می‌کنند، به واشنگتن می‌‌آیند و با سناتورها سر و کله می‌زنند، با رؤسای سیا و هر آنکه مقامی دارد گفت‌وگو می‌کنند و چانه‌ها می‌زنند.

روزنامه گاردین گواه این ادعا را "لوئیگی لوراسچی"، رئیس موسسه سانسور داخلی و خارجی کمپانی پارامونت در اوایل دهه 50 میلادی می‌داند، که چندی پیش ماهیت او به عنوان یکی از ماموران مخفی سازمان سیا در رسانه‌ها برملا شد.

تریشیا جنکینز نیز در قسمتی از کتاب خود تحت عنوان سیا در هالیوود، به این مسئله می‌پردازد که سازمان سیا از همکاری با هالیوود چه می‌خواهد؟

او در جواب به این سوال این‌گونه می‌نویسد: سازمان سیا به دنبال سه چیز است:

1. رسیدن به اهداف دوره‌ای (که با توجه به اتفاقات هر دوره تغییر می‌کنند)

2. احیای دوباره چهره مخدوش خود پس از جنگ سرد و بالاخص حادثه 11 سپتامبر

3. چهره‌ای از خود ارائه دهد که اولا در همه زمان در همه جا حاضر است، ثانیا حضور او همراه با قدرتی مطلق و شکست‌ناپذیر است.

فیلم‌هایی که قربانی فشارهای پنتاگون شدند
در کنار خواسته سازمان سیا از هالیوود، پنتاگون نیز از این صنعت سینمایی خواسته‌هایی دارد که عمده‌ترین آن ارائه چهره‌ای با اقتدار، حرفه‌ای و شکست‌ناپذیر از ارتش آمریکاست و البته برای رسیدن به این خواسته خود گاهی فیلمسازان و فیلمنامه‌نویسان را تا اندازه‌ زیادی تحت فشار قرار می‌دهد تا آنجا که به گفته کتاب "عملیات هالیوود" فیلم‌های زیادی در این میان بوده‌اند که قربانی خواسته پنتاگون شده‌اند ولی در این میان می‌توان به دو فیلم "روز استقلال" ساخته "رونالد امریچ" محصول سال 1996 میلادی و "جی.آی.جین" به کارگردانی ریدلی اسکات در سال 1997 میلادی و با حضور "دمی مور" اشاره کرد.

شخصیتی که در فیلم سقوط شاهین سیاه به دستور پنتاگون سانسور شد
 
فیلم سقوط شاهین سیاه ساخته ریدلی اسکات

روزنامه گاردین نیز در گزارشی تحت عنوان پیشنهادی که آن‌ها نمی‌توانند رد کنند، این مطلب را تایید کرده است و می‌نویسد: پنتاگون برای دهه‌های متمادی به هالیوود مشاوره می‌دهد و تجهیزات نظامی در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد، ولی در ازای این تسهیلات از هالیوودی‌ها می‌خواهد که نیروهای ارتش آمریکا را آن‌گونه که آن‌ها می‌خواهند، تصویر کنند.

آن‌چنانکه به گفته این روزنامه در فیلم سقوط شاهین سیاه به کارگردانی ریدلی اسکات که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده، شخصیت اصلی فیلم که یک سرباز آمریکایی، شخصی بی‌اخلاق و متجاوز نیز هست ولی به دستور وزارت دفاع، این مسئله سانسور می‌شود.


کتاب‌هایی که در ارتباط با تاثیر سازمان سیا و پنتاگون در هالیوود، نوشته شده است

کتاب "هالیوود و سازمان سیا" (سینما؛ دفاع، ویرانی) (رسانه، جنگ و امنیت)

این کتاب نوشته مشترک "الیویر بود بارت"،"دیوید هرارا" و "جیم بائومان" است که 5 آوریل 2011 منتشر شده است.

این کتاب فیلم‌هایی که طی 5 دهه اخیر ساخته شده است را از چهار نقطه نظر زیر بررسی کرده است:

1. تا چه حد این فیلم‌ها به صورت آشکار سیاسی هستند؟

2. تا چه حد این فیلم‌ها مورد قبول سازمان سیا هستند یا خیر؟

3. جهت‌گیری نسبی این فیلم‌ها نسبت به موضوع جاسوسی.

4. برجستگی نسبی سازمان سیا در این فیلم‌ها.

 
کتاب عملیات در هالیوود


"دیوید ال راب"، روزنامه‌نگار مشهور آمریکا در این کتاب که آوریل 2004 منتشر شده است، نقش سیاست، پنتاگون و سازمان سیا بر ساخت یک فیلم را بررسی کرده است.

ال راب، هدف خود از نوشتن این کتاب را این‌گونه عنوان می‌کند: می‌خواهم مخاطبان بدانند که آنچه که در سینما به روی پرده می‌بینند، تنها آن چیزی نیست که کارگردان فیلم می‌خواسته است.

کتاب آژانس: استعداد از هالیوود، مدیریت از سیا


این کتاب 26 جولای 2011 منتشر شده، "گادفرد" در این کتاب به بررسی شبکه‌ای از ماموران ویژه سازمان سیا می‌پردازد که به عنوان بازیگر، پاپاراتزی و... وارد سینمای هالیوود می‌شوند و کارشان نظارت بر پروژه‌های سینمایی است.


کتاب سیا در هالیوود نوشته تریشیا جنکینز


این کتاب 1 مارس 2012  به وسیله تریشیا جنکینز منتشر شده است.

در توضیح این کتاب آمده است: تصور شما درباره سازمان سیا چیست؟ سازمانی که نمی‌تواند از جاسوسان خود محافظت کند؟ سازمانی خشن و بی‌رحم که کارش سازماندهی عملیات‌های محرمانه و ترورهاست؟ تماشاچیان باهوش سینما و تلویزیون به خوبی می‌دانند که این تصورات نسبت به سازمان سیا نه تنها وجود ندارد بلکه مخصوصا طی سال‌های اخیر تصویر بسیار مثبتی از این سازمان و کارکنانش در فیلم‌ها به تصویر کشیده شده است.

البته حقیقتی که تنها تعداد بسیار کمی درباره آن می‌دانند این است که سازمان سیا چه تاثیر فعالی در شکل گیری محتوای فیلم‌ها در سینما و تلویزیون دارد.

این کتاب فیلم‌های بسیاری از جمله کمپانی جاسوس‌ها، سریانا، چوپان خوب، استخدام، دشمن حکومت و مجموعه همه ترس‌ها را فیلم‌هایی می‌داند که به سفارش مستقیم سازمان سیا ساخته شده‌اند.


پنتاگون و نفوذ بر هالیوود در ازای ارائه تسلیحات!

امروزه تقریبا تمام سازمان‌های دولتی مهم آمریکا از اف‌بی‌آی گرفته تا ناسا و سرویس مخفی دارای دفاتر رابط در هالیوود هستند. تعداد کمی از این سازمان‌ها دارای ابزار کافی برای مبادلات دوطرفه با هالیوود هستند و بنابراین از نفوذ محدودی در این غول سرگرمی جهان برخوردارند. اما وزارت دفاع از این قاعده کاملا مستثنی بوده است. پنتاگون در ازای ارائه مشاوره، نفرات و نیز تجهیزات نطامی به مانند ناوهای هواپیمابر و هلی‌کوپتر به صورت مداوم برای تغییر سناریوهای فیلم‌ها اعمال نفوذ کرده است.

برخی از انبوه فیلم‌هایی که پنتاگون محتوای آنها را تغییر داد.

"هواپیمای رئیس‌جمهور"، "تصمیم اجرایی"، دروغ‌های حقیقی" و "اسلحه برتر"

نمونه‌هایی از این دخالت‌ها عبارتند از تغییر هویت شخصیت قهرمان فیلم "سقوط شاهین سیاه" (2001)، وی فردی متهم به تجاوز جنسی به کودکان بود؛ حذف لطیفه‌ای در مورد شکست در ویتنام از فیلم جیمز باند با عنوان "فردا هرگز نمی‌میرد" (1997) و یا حذف تصاویر سربازان آمریکایی که دندان‌های طلا را از دهان سربازان کشته شده ژاپنی بیرون می‌کشیدند در فیلم "رمزگویان" (2002).

"سقوط شاهین سیاه"، "فردا هرگز نمی‌میرد" و "رمزگویان" جزو فیلم‌هایی بودند که پنتاگون محتوای آنها را تغییر داد تا از ارائه چهره حقیقی ارتش آمریکا جلوگیری نماید.

نمونه‌های دخالت پنتاگون در صنعت فیلم‌سازی آمریکا برای ارائه چهره‌‌ای مطلوب از ارتش آمریکا شامل لیستی طولانی است. برخی دیگر از این نوع فیلم‌ها عبارتند از: "اسلحه برتر" (1986)، "دروغ‌های حقیقی" (1994)، "تصمیم اجرایی" (1996)، "هواپیمای رئیس‌جمهور" (1997)، "مجموع تمام ترس‌ها" (2002)، "ترنسفورمرز" (2007)، "مرد آهنی" (2008) و همچنین سریال‌های تلویزیونی به مانند "جی‌ای‌جی" (2005-1995).

تعداد دیگری از فیلم‌هایی که به دستور مقامات وزارت دفاع آمریکا مورد جرح و تعدیدل قرار گرفتند

"ترنسفورمرز"، "جی‌ای‌جی"، "مرد آهنی" و "مجموع تمام ترس‌ها"



ورود رسمی سازمان سیا به صنعت فیلم‌سازی

اگرچه این فعالیت‌ها مشکوک بوده و تا حدودی به صورت مخفیانه انجام می‌گرفتند اما حداقل در حوزه عمومی رخ می‌دادند. اما در مورد دخالت‌های سازمان سیا در هالیوود نمی‌توان چنین نظری داد. این سازمان در دهه 1990 بود که به صورت رسمی دخالت در فیلمنامه‌های هالیوود را تأیید نمود. در سال 1996 بود که سازمان سیا با تأسیس دفتری به نام "دفتر رابط رسانه‌ای" به فعالیت‌های خود جنبه رسمی بخشید. این دفتر متعاقب انتشار "گزارش کارگروه ویژه در مورد شفافیت بیشتر سیا" (1991)" تأسیس گردید. نکته جالب توجه اینجاست که تمام فعالیت‌های این گروه در راستای ارزیابی شفافیت سازمان سیا به صورت سری انجام می‌گرفت. اما فعالیت‌های رسانه‌ای سیا سابقه‌ای بسیاری طولانی‌تر داشته است. در ادامه برخی از دخالت‌های اولیه سازمان سیا در دوران جنگ سرد تشریح می‌گردد.


"عملیات پرنده مقلد"، برنامه مخفی سازمان سیا برای کنترل رسانه‌ها در دوران جنگ سرد

"عملیات پرنده مقلد" یکی از برنامه‌های سری سازمان سیا برای نفوذ و اثرگذاری بر رسانه‌ها بود. نامه‌های کشف شده در کتابخانه ریاست‌جمهوری آیزنهاور از شخصی به نام لوئیجی جی. لوراچی (Luigi G. Luraschi)، مدیر شرکت فیلمسازی پارامونت و کارمند هیأت استراتژی روانی سیا، نشان می دهند که چگونه در روزهای ابتدایی جنگ سرد سازمان سیا توانسته بود بر خلاف ادعاهایی که دارد در صنعت فیلمسازی آمریکا نفوذ نماید.

نامه‌های لوراچی از مدیران ارشد شرکت پارامونت در دهه 1950 نشان از نفوذ درازمدت سازمان سیا در هالیوود دارند.

برای مثال، لوراچی در نامه‌های خود بدین موارد اشاره دارد که با کارگردانان فیلم‌هایی چون "شراب قرمز" (1953) و یا یکی از فیلم‌های جری لوئیس به نام "کدی" (1953) به توافق رسیده تا صحنه‌هایی خوشایند از آمریکا ترسیم نمایند. در یکی دیگر از موارد، سیا موفق شد بخشی از فیلم "نوک پیکان" (1953) را حذف نماید. در این صحنه نحوه برخورد آمریکایی‌ها با سرخپوستان آپاچی مورد انتقاد قرار می‌گرفت و رویدادی نشان داده می‌شد که طی آن یک قبیله سرخپوست توسط ارتش آمریکا مجبور به ترک زندگی خود می‌شدند.

فیلم‌های "نوک پیکان"، "کدی" و "شراب قرمز" جزو اولین فیلم‌های دوران جنگ سرد بود

که به درخواست سیا تغییراتی در آنها ایجاد گردید

این تغییرات عمدتا به منظور مبارزه با تبلیغات شوروی انجام می‌گرفت که سعی داشت از سابقه سیاه آمریکا در مسائل نژادی استفاده تبلیغاتی ببرد. البته این اقدامات تنها جنبه دفاعی نداشتند. در سال 1950 سازمان سیا در کنار دیگر سازمان‌های مخفی به مانند "دفتر هماهنگ‌سازی خط‌مشی‌" (OPC) و با کمک "دفتر رابط رسانه‌ای" حقوق مربوط به کارتون "مزرعه حیوانات جورج اورل" (1954) را خریداری نمود. تغییراتی ضد شوروی در این انیمیشن انجام گرفت تا نیات سرمایه‌گذاران پنهانی آن برآورده شوند.

فیلم‌های "مزرعه حیوانات"، "1984" و "آمریکایی ساکت" جزو اولین فعالیت‌های سیا در هالیوود بود

که به صورت مستقیم شوروی کمونیستی را نشانه رفته بودند

به هیمن ترتیب، تولید فیلم "1984" (1956) زیر نظر "کمیته آرادی فرهنگی آمریکا" انجام گرفت که یکی از سازمان‌های تابعه سیا است. نکات کلیدی در این فیلم به نحوی تغییر یافتند تا چهره‌ای نامطلوب از شوروی ارائه نمایند. همچنین دستکاری نسخه سال 1958 فیلم "آمریکایی ساکت" توسط سیا به حدی بود که گراهام گرین (Graham Greene) نویسنده کتاب این فیلم، از آن برائت جست.


سیا و هالیوود پس از 11 سپتامبر

با توجه به سابقه نیم قرنی سازمان سیا در امور رسانه‌ای جای تعجبی ندارد که این سازمان در برخی از فیلم‌ها و سریال‌های پرطرفدار سال‌های اخیر نیز دخیل بوده است. سریال "سازمان" (The Agen)، مجموعه تلویزیونی شبکه سی‌‌بی‌اس که از سال 2001 شروع به پخش نمود توسط بازل باز (BazzelBaz) مأمور سابق سیا نوشته شده بود. در این سریال برخی دیگر از عوامل سازمان سیا نیز به عنوان مشاور شرکت داشتند.

"سازمان" (2003-2001) یکی از سریال‌های تلویزیونی هالییود که عوامل سیا در تولید آن نقش مستقیم داشتند

و نیز فیلم "جاسوس‌بازی" (2001) که تداعی‌گر توانایی برتر مأمورین سیا است.

(مایکل فراست بکنر کارگردان فیلم اول و نویسنده دومی می‌باشد)

در این سریال فعالیت‌های جاسوسین آمریکایی در جنگ با تروریست‌های عرب، روس، آلمانی و عراقی به شیوه‌ای اغراق‌آمیز و قهرمانانه به تصویر کشیده شده بود. در یکی از قسمت‌ها یکی از مأمورین سیا جان فیدل کاسترو را نجات می‌دهد. این در حالی است که سازمان سیا تاکنون چندین عملیات ناموفق برای ترور وی را هدایت نموده است.

از دیگر فیلم‌ها می‌توان به داستان تلویزیونی "در شرکت جاسوس‌ها" محصول سال 1999 اشاره نمود. تام برگنر (Tom Berenger) بازیگر اصلی این فیلم نقش یک مأمور سازمان سیا را ایفاء می‌نمود که به محل مأموریتش بازمی‌گردد تا یکی از جاسوسین دیگر سیا را که در کره شمالی دستگیر شده رها نماید. سازمان سیا تمام توان خود را برای حمایت از این فیلم به کار گرفت و به نوشته وب سایت این فیلم حتی 50 نفر از مأمورین خود را برای کمک در اختیار عوامل فیلم قرار داد. این فیلم با امتیاز 5/1 در وب‌سایت IMDB از اقبال چندانی برخوردار نشد.

فیلم "در شرکت جاسوس‌ها" یکی از محبوب‌ترین فیلم ها

نزد سازمان سیا بود که البته مورد استقبال تماشاگران قرار نگرفت

از جمله چهره‌های محبوب در سازمان سیا نیز می‌توان به تام کلانسی (Tom Clancy) نویسنده رمان‌های جاسوسی اشاره نمود. وی به خاطر نوشتن رمان فیلم‌هایی چون "شکار اکتبر قرمز" (1990) و "بازی‌های میهن‌پرستانه" (1992) بارها به سازمان سیا دعوت شده است. از دیگر فیلم‌های اخیر می‌توان به "مجموع تمام ترس‌ها" (2002) اشاره نمود که در آن مأمورین سازمان سیا در حال ردگیری تروریست‌هایی هستند که سعی در ایجاد یک انفجار هسته‌ای در آمریکا دارند.

فیلم‌هایی که از نظر سیا مطلوب قلمداد می‌گردند، با بهره‌گیری از بازیگرانی معروف

چون مورگان فریمن، بن افلک، هریسون فورد و شان کانری

("مجموع تمام ترس‌ها"، "بازی‌های میهن‌پرستانه"، "شکار اکتبر قرمز")

البته برخی فیلم‌ها نیز وجود دارند که شاید در نظر اول چنین به نظر برسد که نگاهی انتقادی به سازمان سیا دارند. یکی از این دست موارد مجموعه چهارگانه "هویت بورن" است که قسمت چهارم آن در همین ماه منتشر گریدد. داستان فیلم روایت یک مأمور سابق سازمان سیا است که اکنون در پی حوادثی حافظه خود را از دست داده و افرادی نیز درصدد قتل وی هستند و او تلاش بی‌امانی را برای بازیابی هویت از دست رفته خویش آغاز می‌کند. اگرچه در این فیلم برخی افراد سازمان سیا فاسد معرفی می‌شوند اما نکته مهمتر قدرت مبالغه‌آمیز سازمان سیا است. این سازمان دارای برترین تکنولوژی‌ها است که می‌توانند هر کسی را در هرکجای دنیا ردگیری نمایند و یا در هر شهری دست به عملیات بزنند. جیسون بورن، با بازی مت دیمون، نیز یک مأمور همه‌ فن حریف و یک ماشین کشتار است که تقریبا هیچ نیرویی نمی‌تواند جلودار وی گردد. بدین ترتیب سیا به مثابه سازمانی فوق‌انسانی و بسیار پیشرفته ترسیم می‌گردد که البته تنها افراد ترتیب شده توسط خود سازمان یارای مقاومت در برابر آن را دارند.

چهارگانه "هویت بورن"؛ اغراقی بزرگ در مورد توانایی سازمان سیا و مأمورین آن

از راست به چپ: "میراث بورن"، "بورن نهایی"، "برتری بورن" و "هویت بورن"


از کمونیست‌های دیروز تا اعراب امروز

البته تعداد این فیلم‌ها چنان زیاد است که شاید حتی مجالی برای ذکر اسامی آنها در این گزارش وجود نداشته باشد. اما نکته‌ای مشترک در تمام این فیلم‌هایی که از دهه 50 میلادی تا کنون در حال تولید و نمایش هستند وجود دارد: ترسیم چهره آمریکا به عنوان کشوری آزاد، قدرتمند و مرفه با برخورداری از سازمان های نظامی و جاسوسی بسیار قوی و ارائه چهره‌ای خشن، نامعتدل، نامعقول و افراطی از دشمنان خیالی و واقعی این کشور که به اقتضای زمان ساخت فیلم می‌توانند از کمونیست‌های شوروی تا تروریست‌های آلمانی، عرب و یا ژنرال‌های چشم بادامی چینی و کره‌ای تغییر یابند.

"جنگ چارلی ویلسون"، "یک مشت دروغ" و "سیریانا"؛

فیلم‌هایی که در سالیان اخیر و با همکاری سازمان سیا ساخته شده‌اند.

در فیلم "جنگ چارلی ویلسون" (2007) یک نماینده کنگره آمریکا و نیز تیم نخبه‌ای از سازمان سیا با همکاری یکدیگر کمک‌های آمریکا را به سوی مجاهدین افغانستانی سرازیر می‌کنند تا در جنگ با شوروی به پیروزی دست یابند. در فیلم سیریانا نیز یک مأمور سازمان سیا با بازی "جرج کلونی" در تهران دو دلال اسلحه ایرانی را به قتل می‌رساند!


ایران، هدف جدید مأمورین سازمان سیا

در سال‌های اخیر موضوع ایران تبدیل به یکی از تم‌های رایج در سینمای جاسوسی هالیوود شده است. سریال "میهن" (Homeland) که از پخش آن از سال پیش آغاز شده و هم‌اینک فصل دوم آن پخش می‌گردد یکی از این موارد است. فصل جدید سریال میهن به حمله نظامی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران پرداخت و اهانت به قرآن را به نمایش گذاشت. در این میان سازمان سیا و مأمورین آن سعی دارند تروریست‌های سلفی و حزب‌الله را که در اتحاد با یکدیگر (!) سعی دارند دست به حمله تروریستی در آمریکا بزنند را از این کار بازدارند.

سریال "میهن" و فیلم سینمایی "آرگو" که جزو جدیدترین تولیدات هالیوود در مورد فعالیت‌‌های سازمان سیا هستند

و البته موضوع ایران یکی از محورهای کلیدی این دو اثر است

یکی دیگر از محصولات هالیوودی که در سال جاری وارد بازار شد فیلم سینمایی "آرگو" (Argo) به کارگردانی بن افلک بازیگر و کارگردان آمریکایی است. در این فیلم که آمیزه‌ای از تخیل و واقعیت است یک تیم مأمورین سیا در قالب یک گروه فیلمسازی وارد ایران می‌شوند تا 6 نفر از دیپلمات‌های آمریکایی را که در سفارت کانادا پنهان شده‌اند به آمریکا منتقل نمایند. این فیلم تاکنون نتوانسته است انتظارات تجاری سرمایه‌گذاران خود را فراهم نماید.


بخشی از سریال "میهن" که طی آن جریان حمله اسرائیل به ایران و نیز ناآرامی‌های ناشی از آن در خاورمیانه از اخبار پخش می‌گردند

(برای دانلود اینجا کلیک کنید)

آرگو؛ فیلمی تبلیغاتی و ضعیف

زمانی که در نوامبر 1979 جهان به ساختمان تسخیر شده سفارت ایالات متحده در تهران و وضعیت گروگان‌ها خیره شده بود، کاخ سفید همزمان با بحران دیگری نیز دست و پنجه نرم می‌کرد. شش دیپلمات آمریکایی که خارج از ساختمان سفارت ایالات متحده در تهران بودند، توانستند مخفیانه به سفارت کانادا پناه ببرند و به دنبال راهی برای خروج امن از ایران باشند.

در نهایت با همکاری سفارت کانادا و سازمان سیا، در تاریخ ۲۸ ژانویه ۱۹۸۰ شش دیپلمات فراری پس از صدور گذرنامه و گواهینامه رانندگی کانادایی جعلی، با هویت مبدل فیلم‌ساز از فرودگاه مهرآباد تهران به سوی فرانکفورت پرواز کردند.

سازمان سیا به بهانه ساخت فیلم سینمایی «آرگو» که به تهیه‌کنندگی «جورج کلونی» و کارگردانی «بن افلک» اکران شده و داستان فرار دیپلمات‌ها از ایران را روایت می‌کند، «تونی مندز»، چهره واقعی طراح و مجری اصلی عملیات فرار شش دیپلمات آمریکایی از ایران را مقابل دوربین تلویزیونی معرفی کرده است. او متخصص برنامه‌های فرار شناخته می‌شود و از ۵۰ مامور برجسته سیا به شمار می‌آید. تونی مندز در نوشتن فیلم‌نامه آرگو همکاری نزدیکی با تیم نویسندگان داشته است.




منابع و مآخذ

***************************************************

1.http://www.globalresearch.ca/lights-camera-covert-action-the-deep-politics-of-hollywood/11921

2.http://www.guardian.co.uk/film/2008/nov/14/thriller-ridley-scott

3.http://www.utexas.edu/utpress/books/jencia.html

4.http://articles.latimes.com/2012/may/26/nation/la-na-cia-hollywood-20120527

5.http://www.wired.com/dangerroom/2011/09/cia-pitches-hollywood/

6.http://en.wikipedia.org/wiki/CIA_influence_on_public_opinion

7.http://www.amazon.com/CIA-Hollywood-Agency-Shapes-Television/dp/0292728611

8.http://topdocumentaryfilms.com/in-lies-we-trust/

9.http://www.crescent-online.net/2012/11/argo-hollywood-as-extension-of-cia-propaganda-zainab-cheema-and-maksud-djavadov-3400-articles.html

10. Kazin, Michael (January 27, 2008). "Dancing to the CIA's Tune".The Washington Post.Retrieved 2010-03-19.

11. www.didban.ir

سه و نیم میلیون حقوق و 144 میلیون تسهیلات منزل کم است!؛ هیئت نظارت بر نمایندگان و پرونده‌هایی برای خ

انتظار می‌رود هیئت نظارت در نخستین گام‌هایی که قصد برداشتن آنها را دارد با این قبیل زیاده‌خواهی‌ها و درخواست‌ها برای "تخصیص منابع خاص!" از مجلس برخورد جدی کند و در راه شفاف سازی در این زمینه گام بردارد.
مشرق: نماینده بهبهان اخیراً در گفت‌وگو با یک سایت خبری با برشمردن تسهیلات و مبالغ دریافتی نمایندگان مجلس شورای اسلامی تاکید کرده است که نمایندگان مجلس با این تسهیلات، در بدترین! شرایط قرار دارند.

وی همچنین تسهیلات دریافتی توسط نمایندگان را به این شرح برشمرده است:

ــ دو و نیم میلیون تومان حقوق ماهیانه
ــ یک میلیون تومان هزینه دفتر
ــ 144 میلیون تومان هزینه رهن منزل در تهران
ــ یک خودروی شخصی
ــ یک وام 30 تا 35 میلیونی

وی ضمن اشاره به این تسهیلات و مبالغ دریافتی توسط نمایندگان در عین حال، با انتقاد از شرايط به وجود آمده در زمينه تسهيلات اعطايي به نمايندگان گفته است: متاسفانه در دوره فعلي در اين زمينه در بدترين شرايط قرار داريم و حتي اختيارات كافي به نمايندگان درباره انتخاب خانه و ... هم داده نشده است.


*صحبت‌هایی در تناقض با مواضع مسئولان ارشد نظام
صحبت‌های این نماینده مجلس در حالی عنوان می‌شود که به نظر می‌رسد تناقض جدی این صحبت‌ها با روش و تاکیدات مقام معظم رهبری مبنی بر ضرورت زندگی مسئولان در حد قشرهای کم‌درآمد جامعه کاملا آشکار است.

نماینده اشاره شده در حالی از حقوق دو و نیم میلیون تومانی خود در ماه ناراضی است که شاید از یاد برده است که هم‌اکنون میزان حقوقی که یک کارگر در ایران دریافت می‌کند 398 هزار تومان است.

در واقع، آقای نماینده که بیش از 6 برابر حقوق یک خانوار ساده زیست ایرانی، معاش ماهیانه دریافت می‌کند و البته از این میزان دریافت نیز ابراز ناراحتی و قرار داشتن در بدترین شرایط یاد می‌کند، به صورتی ناخودآگاه در حال بیان این نکته است که تمایلی برای ساده زیستن در کسوت نمایندگی مجلس ندارد.

رخدادی خطرناک که مقام معظم رهبری از ابتدای دهه 70 نسبت به آن هشدارهای مبسوطی را خطاب به مسئولان کشور مطرح کرده‌اند و البته گویا این هشدارها آنطور که باید و شاید از جانب عده‌ای شنیده نمی‌شود.

معظم‌له در یکی از سخنرانی‌های خود در ابتدای دهه 70 تاکید می‌کنند که مسئولان حتی باید با خودروی شخصی خود به سر کارهای خود بروند.

این در حالی است که زندگی ساده شخص مقام معظم رهبری بعنوان نفر اول نظام جمهوری اسلامی ایران نیز زبانزد خاص و عام و بیش از آن باید، الگویی برای تمام مسئولان کشور در مجلس، دولت و سایر نهادها باشد.

نماینده اشاره شده در صحبت‌های خود به نکته دیگری نیز اشاره می‌کند که جای تامل بسیار دارد.
او می‌گوید:


"در ادوار قبل شرايط بسيار مناسب بود و تسهيلات خوبي براي نمايندگان داده مي‌شد. اما متاسفانه در اين دوره و با وجود آن كه اكثر نماينده‌ها هزينه‌هاي تبليغاتي سنگيني را متقبل شده و در زمينه تامين هزينه‌ها به مشكل برخورده‌اند منابع خاصي براي آنها تخصيص نيافته و اين موضوع مشكلاتي را براي نمايندگان به وجود آورده است."

این نماینده در واقع به صورت دانسته یا نادانسته در حال بیان این نکته است که برخی نمایندگان که هزینه‌های کلانی را برای ورود به مجلس پرداخت کرده‌اند هم اکنون این چشمداشت را دارند که هزینه‌های خود را دوباره به دست بیاورند!!!

*سکوت!

ما در رابطه با این موضوع با تعدادی از نمایندگان مجلس تماس گرفتیم، اما آنها یا به تماس ما پاسخ ندادند و یا اعلام کردند که در این زمینه صحبتی ندارند.

در کنار تمام این موضع‌گیری‌ها اما این انتظار از مجلس نهم وجود دارد که پس از تشکیل هیئت نظارت بر نمایندگان، گام‌های جدی را برای مبارزه با برخی راحت‌نشینی‌ها و شادخواری‌ها را در مجلس بردارد.

آیا براستی در شان مجلس اصولگراست که نماینده‌ای بیاید و به امکاناتی که در حد توان کشور برای نمایندگان اختصاص داده شده است اعتراض کند یا انتظار داشته باشد که هزینه‌های تبلیغاتی او و دوستانش در مجلس بازپس داده شود و البته هیئت نظارت بر نمایندگان هم ساکت بماند و هیچ نگوید؟!

انتظار می‌رود هیئت نظارت در نخستین گام‌هایی که قصد برداشتن آنها را دارد با این قبیل زیاده‌خواهی‌ها و درخواست‌ها برای "تخصیص منابع خاص!" از مجلس برخورد جدی کند و در راه شفاف سازی در این زمینه گام بردارد.

تصاویر / گل های سرسبد دارالمومنین

بر اساس آمارهای رسمی، استان یزد، در سال های دفاع مقدس، حدود 3400 شهید، تقدیم به انقلاب اسلامی کرده و از نظر اعداد شهدا، به نسبت جمعیتِ خود در دهه ی شصت، مقام ششم را در میان استان های کشور دارد.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، بر اساس آمارهای رسمی،  استان یزد، در سال های دفاع مقدس، حدود 3400 شهید، تقدیم به انقلاب اسلامی کرده و از نظر اعداد شهدا، به نسبت جمعیتِ خود در دهه ی شصت، مقام ششم را در میان استان های کشور دارد. آن چه خواهید دید، برش هایی است از گلزار شهدای دارالمومنینِ یزد که با دوربین «روح الله خسروی نژاد» به ثبت رسیده است.
شادی روح شهدای استان یزد
خصوصا «آیت الله صدوقی»(امام جمعه ی یزد) و شهید «محمد منتظر قائم»(فرمانده سپاه یزد)
صلوات








































غرب، عاشق این اسلام است!+تصاویر

امام (ره) اسلام آمریکایی را با مصادیقی چون اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها ذکر می‌کند.
به گزارش مشرق به نقل از جهان، در این نوع برداشت از اسلام  که حاصل کوتاه آمدن در مقابل برداشت دنیای مدرن از جهان هستی است، مغز و درون مایه دین خدا فراموش شده و تنها پوسته آن باقی مانده است. به بیان دیگر روح اعمال ، دستورات الهی  و مناسک دینی از میان رفته و تنها ظاهری شبیه آنچه که گذشتگان انجام می دادند، باقی می ماند.  

شاید بتوان گفت عامل اصلی سازش بسیاری از سران کشورهای اسلامی این نوع برداشت غلط از تعالیم دینی است. به وضوح مشخص است که مبنای فکری یک شخص مسلمان که خداوند را قانون گذار هستی و مدبر آن می داند نمی تواند با تفکر انسان متجدد و مادی نگر غرب یکسان باشد.  

تلاشی که امروز از جانب انسان سرمایه دار غرب برای یکسان کردن نمادهای فرهنگی ملل مختلف صورت می گیرد، نوعی جنگ روانی برای آشتی پذیر نشان دادن روح تمام تمدن های بشری با سبک زندگی ارائه شده از جانب دنیای مدرن است.  


قطعا گروه حاکمان و سرمایه داران و طبقه اشراف هر جامعه نقش تعیین کننده ای در چگونگی سبک زندگی سایر مردمان دارند. در جوامعی که طبقه حاکم خودش را با این نوع برداشت از ارزش ها وقف دهد، رسما مسئولیت اشاعه آن را نیز به عهده می گیرد ولی در صورت مقاومت قدرت حاکم، طبقه مسئولان نقش رهبر فکری را بازی می کند.  
    
مسلما رهبران دست نشانده نمی توانستند رسما مخالفت خود را با نمادهایی چون حجاب و ساده زیستی، ظلم ستیزی و... اعلام کنند و حاصل چنین مخالفتی سرنوشت افرادی چون رضا شاه را بدنبال داشت.
نسخه پیشنهادی این بار حرکت تدریجی به سوی زندگی غربی و با استفاده از حضور همزمان در مراسم دینی و در کنار آن مراسم عیاشی، مشروب خواری و بی بندوباری است. درست در همین زمان است که اسلام آمریکایی متولد می شود.  


مردم باگذشت زمان و با تکرار مداوم حرکت زیگزالی شخصیت های سیاسی به این وضع عادت کرده و بعد از مدتی حساسیت خود را از دست می دهند. معمولا افراد برجسته سیاسی و اجتماعی، بازیگران سینما، ورزشکاران معروف و هر که رسانه ها او را به عنوان یک شخصیت قابل احترام معرفی می کنند، خواه ناخواه الگوی نسل جوان می شود. همین الگو سازی و از طرفی ترویج زندگی غربی در بین افراد سرشناس سبب می شود که نسل آینده تناقض آشکاری بین خود و ارزش های دینی و ملی ببیند.  
 
پوشش 
 
یکی از بارزترین نمادهایی که می تواند سیر تدریجی حرکت اکثر جوامع اسلامی را به سمت تفکر اسلام آمریکایی نمایش دهد موضوع پوشش و حجاب است. اهمیت اسلام به نوع لباس پیروان خود نشان دهنده جایگاه آن برای سلامت جامعه است.


دیدار امیر بحرین و همسرش(راست) و همسر امیر قطر با ملکه و سران انگلیس



نوع پوشش امروز در بیشتر جوامع اسلامی گرایش معنی داری به سمت نمونه غربی آن پیدا کرده و این امر بخوبی در میان لباس شخصیت های طراز اول سیاسی کشورهای اسلامی و خانواده ایشان مشهود است. 

زنان دربارهای سعودی، قطر و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس نمونه بارزی برای این واقعیت است.

ثروت اندوزی 

شاید بتوان گفت یکی از بزرگترین رهنمودهای اسلام ناب برای مسلمانان، ساده زیستی و دوری از زندگی اشرافی و تجمل پرستانه است. ضرورت زندگی ساده برای حاکمان به مراتب با اهمیت تر از عموم مردم است چرا که وی مورد توجه مردم و رفتار وی شکل دهنده رفتار مردمش است.


متاسفانه در این بعد نیز سران کشورهای مرتجع عرب که این روزها با نام اسلام حکومت می کنند، کارنامه سیاهی دارند و در کنار قصر نشینی و تجملات این طبقه حاکم گروهی دیگر از مسلمانان همان کشور در فقر و بدبختی دست و پا می زنند.  

سازش

مشروب خواری، گرفتن عکس های یادگاری، عقد قراردادهای مکرر نظامی، امنیتی و اقتصادی و... با دشمنان درجه یک دنیای اسلام هم یکی از بزرگترین جلوه های اسلام آمریکایی است که از سوی دیکتاتورهای عرب و برخی از دولت های دیگر منطقه به صورت واقعیتی معمول در آمده است؛ به طوری که مردمان این کشورها امیدی به تلاش سران خود برای استقلال کشور، حفظ شرافت و کرامت مردم و اصلاح رویه کنونی ندارند؛ امواج بیداری اسلامی هم درست از دل همین حقیقت تلخ سر برآورد.

دیدار عبدالله گل رییس جمهور مسلمان ترکیه با آنجلینا جولی بازیگر مسئله دار آمریکایی 



خوش و بش امیر قطر با وزیر خارجه پیشین اسرائیل که گفته با برخی سران عرب رابطه نامشروع برقرار کرده است

عدالتخواهی و شجاعت

دلاوی و دلیری در مقابل سران استکبار و ظلم جهان و سردادن فریاد عدالتخواهی از دیگر مشخصه های اسلام ناب محمدی است که در کشورهای مذکور هرگز نمود محسوسی پیدا نکرده است؛ گویا جز تسلیم محض بودن در برابر دیکته های غرب زورگو، هنری دیگری برای سران مرتجع عرب و برخی دیگر از دولت های مرعوب مسلمان نمی توان متصور شد.


شاید در نتیجه همین مشخصه است که اکنون ترکیه، عربستان، قطر و برخی دیگر از سران عرب در جبهه اسرائیل و علیه سوریه شمشیرکشی می کنند.

دوری از توده های مردم مسلمان

بی اعتنایی به توده های ملت و امت اسلامی از دیگر شاخصه های اسلام آمریکایی است که مصادیق آن را می توان در کشورهای اخیرا انقلاب کرده یا در آستانه انقلاب (مثل عربستان و اردن) دید.

سران این کشورها برای منافع حلقه اطرافیان خود و آمریکا اساسی ترین حقوق ملت خود و دین خدا را پایمال کرده و می کنند.

همین واقعیت، دیگر علت برخاستن امواج بیداری اسلامی در منطقه بودخ است.


آنچنان که رهبر معظم انقلاب اسلامی روز سه شنبه در ديدار صدها تن از استادان، نخبگان و انديشمندان شركت كننده در اجلاس جهاني «اساتيد دانشگاههاي جهان اسلام و بيداري اسلامي» بیان کردند: دشمنان از بروز اسلام حقيقي و واقعي به شدت وحشت دارند ... آنها از اسلامِ برده دلار، اسلامِ غرق در فساد و اشرافي گري و اسلامي كه در توده مردم امتداد ندارد، نگران نيستند، ولي از اسلام عمل و اقدام، اسلام توده مردم، اسلام توكل بر خدا و اسلام حُسن ظن به وعده الهي به لرزه مي افتند.

بی شک علت هراس دشمنان از عبارت «بيداري اسلامي» نیز یر همین اساس است و "آنها تلاش بسياري مي كنند تا عنوان «بيداري اسلامي» براي حركت عظيم كنوني در منطقه بكار نرود."

چکمه های بلند یا چکمه های هرزگی!؟

چکمه های بلند!


[تصویر: F_U_C_K_B_O_O_T_S_Prestige.jpg]



بوت یا همان چکمه های بلند چندسالیست به وفور در ویترین مغازه ها دیده شده و با استقبال خوب مردم مواجه گشته است.

توجه شما را به چند دیالوگی بین خانومی خارجی که به ایران سفر کرده بود با خانومی ایرانی جلب می کنم...





گفتگوی یک زن خارجی سفر کرده به ایران با یک زن ایرانی!

گفت : یعنی این همه زن روسپی تو خیابونای شهر فراوونه ؟!

گفتم: اینقدرا هم که تو میگی خراب نیست؛ چرا همچین حرفی میزنی؟

گفت: مثلا این پوتین ها و کفش های پاشنه بلندی که پوشیدن!
این کفش ها که دخترا پوشیدن توی اروپا مخصوص زنای روسپی هستش و این کفش های پاشنه بلند به نوعی معرف کار اونها هست. این پوتین و کفش ها بخاطر ساختاری که دارن منجر به نوعی طرز راه رفتن میشن که چنین تلقی رو در فرد بیننده ایجاد میکنه.

گفتم: آخه این دخترا که خیلی هاشون چنین نیتی ندارن؛ یا بخاطر زیبایی می پوشن یا بخاطر مد !

گفت: اون مردی که ظاهر این دختر رو میبینه کاری به باطنش نداره و نیت و دل پاک اون دختر براش هیچ اهمیتی نداره. قبل از اینکه صحبتی بین اونا رد و بدل شده باشه، تیپ و ظاهر اون دختر پیام خودش رو رسونده …!

اصلا خود تولید کننده این کفش و پوتین ها کاربری جنسشون رو با اسمی که روش گذاشتن تعیین کردن.

گفتم: مگه این پوتین ها اسم خاصی دارن؟

گفت: F. U. C. K. Me Boots . . . .


این واژه (FMB) رو شاید معدود افرادی شنیده باشند ، شاید کسی ندونه این کفش ها مختص چه زنانی است ، شاید ندونه با این کارش داره عفت و حیای خودش رو زیر سوال می بره و هزار و یک ندانستن دیگر...

دیکشنری های خودشون این کفش رو ببینید چی معنی کرده:

tall, high-heeled women's boots that men find sexually attractive.




[تصویر: F_U_C_K_B_O_O_T_S1_Prestige.jpg]


The term "fuck me" comes from the impression that women who wear fuck me boots want to have sex and use the boots to attract potential partners, although women also use them to appear sexy, to tease men (or women) or just to feel good about themselves.

They are also called "fuck me" boots because some women and men enjoy having sex with the woman wearing them.

The "fuck me" effect is maximized by combining the boots with tight and skimpy outfits such as short shorts, micro-mini skirts, and low cut tops that expose as much thigh, breasts and abs as possible.

Tall, beautiful women with long, shapely legs who dress provocatively benefit the most from wearing fuck me boots , but even not so good looking women can appear extremely desirable to others.

Women can walk sensually with them, cross their legs while sitting, make clicking sounds with their stilettos, and even rub them "casually" against the man they are chatting with.

This type of boots has been worn in movies and TV by characters as diverse as prostitutes, temptresses, porn stars, tough girls, action heroines, dominant women, and females beating the crap out of bad guys, such as in Barb Wire.



امیدوارم ، فهمیده باشید ، که کفش های به ظاهر ساده ، دارای چه ماهیت شیطانی هستند ( واردات اینگونه چکمه ها و ...) ، واقعا حیفم آمد این مطلب رو دریغ کنم از دوستان بیداری اندیشه ، چرا که هر کار اشتباهی که از ما سرمی زند ، ریشه در جهل ما دارد و ...

شش دلیل دیگر برای بدحجابی


بدحجابی
چرا بعضی خانم ها خوب لباس نمی پوشند و به عبارتی بدحجابند؟ درقسمت قبل دلایل فردی و خانوادگی را گفتیم و این بار هم دلایل خانوادگی و هم دلایل اجتماعی را و صد البته باز هم نقش آقایان را در بدحجابی خانمها.

سرویس اجتماعی به دخت/

درباره موضوع حجاب صحبت شد و بحث به دلایل کم حجابی رسید امروز هم به چند دلیل دیگر اشاره می کنم البته این را هم بگویم که هر چه بیشتر بدانیم وظیفه ما سنگینتر خواهد شد! خداوند متعال در قرآن کریم فرموده آیا آنان که می دانند با آنان که نمی دانند برابرند؟ این یعنی داشتن علم موجب مسئولیت خواهد شد انشاء الله که حواسمان رابیشتر جمع می کنیم.

دلیل اول  غرب زدگی :  یکی دیگر از دلایل بی حجابی غرب زدگی ماست ؛همه ما مقصریم منتها چون موضوع به خانمها ختم می شود آنها متهم می شوند وگرنه بخدا مردان در گسترش بی حجابی خانمها به مراتب از خود خانمها نقش پر رنگتری دارند.که دلایلم را عرض می کنم.دلیل اول مدیریت فرهنگی اجتماع دست مردان است یا خانمها؟ چقدر مدیر موثر خانم داریم؟ چقدر اداره امور مربوط به خانمها را دست خودشان داده ایم؟ تقریبا ” هیچ! تازه وقتی می خواهیم جایی مدیر خانمی را بکار گیری کنیم در اموری است که معمولا مربوط به خانمها نمی شود. مدیریت فرهنگی جامعه را که با مردان به عهده دارند.

چرا می گویم غرب زدگی؟ چون در غرب موضوع بی حجابی عادی است، هرچند بعضی ها هم حجاب دارند . البته این غرب زدگی دلیل هم دارد وقتی صبح تا شب فیلم غربی نگاه می کنیم؛ کارتون غربی نگاه می کنیم؛انشاء الله که ماهواره نگاه نمی کنیم! طبیعی است که اینطور هم بشود.همانطور که پارچه آب می رود، حجاب هم با فیلم غربی و ماهواره آب می رود! غرب زدگی به این نیست که من کراوات بزنم و آرزوی زندگی در آمریکا داشته باشم.غرب زدگی به این است که در ایران ادای یک آمریکایی را در بیاورم! باز تکرار می کنم که اگر دنبال مقصرید آقایان مقصرند.

دلیل دوم چشم چرانی مردها: مردان چقدر مراقب چشم و گوش و فکر و رفتار خود هستند؟ اگر بی حجاب در اجتماع مردان تکریم نشود، آیا باز بی حجاب می ماند یا نه! البته تکریم انواع مختلفی داد بعضی ها به زن نامحرم خیره می شوند و چشم چرانی می کنند و می شود گناه . بعضی هم نه اینطور نیستند ،خیره می شوند تمام قد نگاه می کنند، بعد می گویند سبحان الله ! عجب وضع بدی شده. آقا گناه می کند و ذکر هم می گوید.

۲-    دلیل سوم سهل انگاری پدر: یکی دیگر از دلایل بی حجابی سهل انگاری والدین مخصوصا پدر خانواده است؛ حجاب را از خودمان باید شروع کنیم، از پسرمان باید محجوب بودن را بخواهیم . وقتی پسر خانواده از آرایش زنانه استفاده می کند و والدین سکوت می کنند،  در حقیقت فضای بی حجابی را در منزل مهیا کرده اند.اگر یک بار نسبت به حضور فرزند یا خانمت در جمع نامحرمها بی تفاوت شدی ،دیگر نمی توانی امر به حجاب کنی!خواهش می کنم نسبت به چیزی که در آن اختیار ندارید، تخفیف ندهید.حجاب امر خداست، نه اختیار و حق شما! چرا حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال می کنید؟یک جشن تولد؛ یک جشن عروسی مختلط،  یک میهمانی ناجور؛ گاهی بهایی به اندازه تمام عمر خواهد داشت! پدران و مادران عزیز خوب گوش کنید به عنوان مشاور خانواده مراجعان بسیاری داشته ام از خانمهای بد حجاب که در حضور مادر و پدرشان دلیل بی حجابی خود را قصور والدین عنوان کرده و بخدا قسم می خوردند که این کوتاهی آنها را نمی بخشند و حلال نمی کنند!

۳-    دلیل چهارم وسوسه های شیطان : دلیل بعدی بی حجابی وسوسه های شیطان است. یکی از کارهای اصلی شیطان زینت کردن و خوب جلوه دادن گناه است.چرا؟ چون انسان موجودی خدایی است و ذاتا” از گناه گریزان است. اما شیطان گناه را زینت می دهد. به کتاب خداوند متعال دقت کنید می فرماید:” فزین لهم شیطان اعمالهم” یعنی شیطان اعمال آنها را برایشان زیبا جلوه داد. لذا توجه داشته باشیم که بنده شیطان نباشیم،  به حرف او گوش ندهیم. خانمها دقت کنید شیطان از روز اول با ما مشکل داشته و قسم خورده ما را بد بخت کند. حواسمان را جمع کنیم. زیبایی صورت را در ویترین اجتماع قرار ندهیم ؛ بخدا هر کسی لایق دیدن شما نیست ! شما خیلی محترم و عظیم الشان هستید.لذا در مقابل وسوسه با کمی تامل و فکر پیروز می شویم.ان شاء الله

۴-    دلیل پنجم کم رنگ شدن خصلت های انسانی: دلیل بعدی بی حجابی کم رنگ شدن خصلت های انسانی است. زندگی وقتی بر مبنای غریزه قرار گرفت و بر همان مبنا حرکت کرد، تمام شئون ما می شود غریزه. وقتی مشکل اصلی یک خانواده می شود لاغری خانم! یا کم پشتی موی سر آقا ! طبیعی است که مشکلات دیگر در ردیف بعدی قرار می گیرند و موضوعات بعدی در روند رسیدگی شاید به فراموشی سپرده شوند.اگر بدانیم با بها دادن بیش از حد  به زیبایی صورت و هیکل و سایز و اینجور چیزها چقدر بیماری های روانی را در اجتماع خود افزایش می دهیم، حتما احساس گناه خواهیم کرد. بسیاری از خانمها در تلاشند علائم عادی و طبیعی بدن خود را که تابع سن آنهاست، پنهان کنند. مسن شدن و پیر شدن را برای خود نقطه ضعف می دانند و احساس شرم می کنند.چرا؟ چون جوان بودن و زیبا بودن و خوش هیکل بودن امتیاز است نه پر سن بودن با تجربه بودن و بقول قدیمی ها گیس سفید بودن. از کجای فرهنگ ایرانی  به کجا رسیدیم! زینت خانمها قسمتی از حقوق آنها و بسیار محترم، اما با کدام سن چه کاری انجام دادن خود حکایت دیگری است.خانمی که در سن پنجاه سالگی رفتار یک دخترخانم پانزده ساله را تقلید می کند، از لحاظ روحی احساس پوچی خواهد کرد و حنما بیمار خواهد شد. عزیزان به خصلت های انسانی بیشتر توجه کنید.به مطالعه بیشتر توجه کنید.به محبت به دیگران بیشتر توجه کنید؛ به ادب و تربیت بیشتر توجه کنیم؛به بهبود روابط با دیگران بیشتر توجه کنیم؛ به حیا و وفای به عهد اهمیت بدهیم و دیگر خصلت های انسانی که قابل احترامند.

۵-    دلیل ششم سخت گیری بیش از حد : یکی دیگر از دلایل بی حجابی سخت گیری بیش از حد والدین به فرزندان است؛ یعنی آنقدر والدین فرزند خود را در تنگنا قرار می دهند که فرزند در اولین فرصتی که احساس آزادی می کند حدود خود را فراموش می کند و به اصطلاح گذشته را هم جبران می کند. پدر و مادر عزیز مومن و حزب الهی! لطفا از خدا جلو تر نباشید ، حلال خدا را بر فرزند خود حرام نکنید.اگر فکر می کنید کاری را از روی مصلحت انجام می دهید ،کار شما صحیح نیست. هیچ مصلحتی در عدم رعایت حقوق فرزند شما و خانم شما نیست!یک نمونه تحقیق خدمت شما عرض می کنم: هافمن از تحقیقات خود در باره فرزندانی که والدین آنها سخت گیر بوده اند ، چنین نتیجه می گیرد « کودکانی که در خانوادۀ سخت گیر بزرگ می شوند ، معمولاً مطیع وفرمان بردارند ؛ ولی در اکثر موارد رفتار آنها توأم با پرخاش گری است . آنها در بین هم بازی های خود محبوبیت زیادی به دست نمی آورند ؛ زیرا برای حقوق دیگران احترام قائل نمی شوند . این کودکان در برابر انتقاد بزرگ ترها بی تفاوت واز ثبات عاطفی کمی برخوردارند و سرانجام این که گریش بیش تری به انحرافات اخلاقی از خود نشان می دهند

عزیزان فرزندان ما ماشین یادگیری یا آدم آهنی نیستند ،فکر دارند و اختیار دارند؛ کاری نکنیم که بعدها پشیمان شویم.

گفتن این حرف برایم سخت است اما باور دارم اگر موضوع حجاب را درست مدیریت نکنیم و با توجه به اصل رعایت حرمت و کرامت انسان بر پایه آیات قرآن کریم و سیره عملی پیامبر اکرم روحی فدا و ائمه هدی و رهنمود عقلا و متخصصین و” صد البته نه بر پایه نظر و سلیقه عده معدودی از افراد” حرکت نکنیم؛ موضوع بد حجابی و بی حجابی روز به روز دارای ابعاد تازه تری خواهد شد و خدای ناخواسته چنان می شود که اگر روزی نتوانستند با زور باتوم چادر از سر زنان ایرانی بردارند ما با خواهش و تمنا هم نتوانیم چادر را بر سر زنان نگه داریم.

انسان کامل را درست درک نکردم اما از شما می خواهم دعا کنید کاملا انسان شویم.انشاء الله

دکتر شاه محمد پور

نکات پیاده روی اربعین به صورت سوال و جواب


]" href="http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/12-12/12/17182-66820.jpg" class="lightbox-processed">

ساک هایمان را چه کنیم؟ سعی کنید از کوله پشتی استفاده کنید. راحتترین نوع بار جهت حمل در این مسافت کوله هایی است که کامل روی دوش قرار می گیرد. در غیر اینصورت از ساک های چرخدار که تحمل این مسافت را داشته باشند استفاده کنید

این متن سوال و جواب به دلیل استقبال مردم از پیاده روی اربعین توسط خبرنگار فرهنگ نیوز آماده شده است و در طول این مصاحبه سعی شده است که تمامی سوالاتی که ممکن است به ذهن مخاطبینی که برای اولین بار به پیاده روی اربعین می روند خطور می کند پاسخ داده شود، در صورتی که سوالاتی داشتید که در بین سوالات زیر نبود در قسمت نظرات همین متن درج نموده تا توسط افرادی که این توفیق را داشته اند پیاده روی اربعین را درک کنند پاسخ داده شود.

 

از کجا تا کجا باید پیاده برویم؟

زائرین ایرانی معمولاً از نجف تا کربلا را پیاده طی می کنند اما برخی از هیئات مسیر بغداد تا کربلا را طی می کنند. این درحالی است که تمامی ورودی های شهر کربلا میزبان زائرین اربعین حسینی است.

 

فاصله نجف تا کربلا چقدر است؟

فاصله ی خروجی شهر نجف تا ابتدای شهر کربلا حدود 80 کیلومتر است.

 

چه مدت پیاده خواهیم رفت؟

معمولاً این مسافت را در 3 روز و 2 شب طی میکنند. یعنی از صبح زود سه روز مانده به اربعین حرکت کرده و شب اربعین به کربلا می رسند.

 

آیا حتماً باید کل مسیر را پیاده برویم؟

خیر! هر چند که لحظه ی رسیدن به کربلا به صورت پیاده لحظه ی فوق العاده ای است و تجربه ی طول مسیر باعث می شود خستگی از یاد انسان برود اما اگر زائری به هر دلیل قادر به طی کردن راه به صورت پیاده نباشد می تواند به وسیله خودرو هایی که بین راه وجود دارد بقیه مسیر را با ماشین طی کند. این خودرو ها را ارتش آماده کرده است و معمولاً زائرین را به صورت گروهی تا کربلا می برند.

 

آیا در طول مسیر از هم کاروانی ها جدا خواهیم شد؟

بستگی به توافق شما با هم کاروانی هایتان دارد. بعضی از کاروان ها به صورت گروهی حرکت می کنند و تا کربلا با هم می رسند. برخی قرار می گذارند که مثلاً عصر اربعین یا شب اربعین فلان جا حضور داشته باشید.

 

چه کنیم که در حرکت های گروهی و دسته ای گم نشویم؟

استفاده از پرچمی که به نوعی نشان دسته ی شما خواد بود مطمئناً خوب است اما با توجه به اینکه این پرچم باید نسبتاً بلند باشد تا دیده شود دو تا مشکل اساسی دارد: اولاً اینکه کسی که این پرچم را حمل می کند مطمئناً انرژی زیادی از دست خواهد داد و باید این پرچم دست به دست شود. ثانیاً در طول مسیر تعداد پرچم ها خیلی زیاد است و تقریباً پیدا کردن پرچم کار ساده ای نیست. مگر آنکه رنگ و نوع پرچم خیلی متمایز باشد.

 

اگر در طول مسیر همراهان مان را گم کنیم چه طوری در آن شلوغی قرار بگذاریم؟

تمام طول مسیر پیاده روی از خروجی نجف تا ورودی کربلا تیر های چراغ برقی وجود که شماره گذاری شده اند. از 1 تا 1460 هر کدام از این تیرها با هم دقیقاً 50 متر فاصله دارند. به نوعی خط نشان هستند که چقدر از مسیر را طی کرده و چه قدر باقی است. معمولاً برای اینکه هم کاروانی ها با هم قرار بگذارند از شماره های این تیرها که سمت چپ یا راست مسیر پیاده روی قرار دارد استفاده می کنند.

 

آیا خانم ها یا افرادی با سن و سال بالا می توانند این مسیر را طی کنند؟

این سوال معمولاً از آنجا ناشی می شود که گمان می شود تمام این مدت 3 روز و 2 شب را باید پیاده روی کرد! در حالی که تقریباً هر چند کیلومتر استراحت می کنید و نیاز نیست که تمام این مسیر را به صورت یک نفس پیاده روی کنید. هرچند که ماشین هایی هم بین راه وجود دارد که زائرینی که از ادامه ی پیاده روی ناتوان شده اند را به مقصد برسانند اما با نگاهی به اطراف خود خواهید دید که جمعیت خانم ها و همچنین افراد مسن کم نیستند بلکه بعضی از خانم ها با بچه ای در آغوش یا افرادی با معلولیت جسمی این مسافت بلکه بیشتر از آن (از شهرهایی مثل بصره 14 روز پیاده روی تا کربلا) را طی می کنند. در کل حضور در بین جمعیتی که همگی باهم به سمت هدفی خاص در حال حرکت هستند معمولاً طی مسیر را برای انسان راحت می کند. این تجربه را در راهپیمایی های مناسبتی احتمالاً تجربه کرده اید.

 

امنیت در طول مسیر چگونه است؟ آیا اینکه ما دو شب در طول مسیر هستیم امن هست؟

امنیت بین نجف تا کربلا خیلی خوب است و در سنوات گذشته در این مسیر انفجار یا خرابکاری اتفاق نیافتاده است هرچند که در مسیر بغداد-کربلا موردهایی از نقض امنیت وجود داشته است. اما مسیر پیاده روی نجف تا کربلا جزء امن ترین مسیرهای منتهی به کربلاست و تقریباً می توان گفت از امنیت شهر نجف و همچنین مسیر آن تا کربلا و شهر کربلا مخصوصاً منطقه ای که اطراف حرمین است خیالتان راحت باشد.

 

چه کفشی باید بپوشیم؟

حتماً سعی کنید از کفش راحت استفاده کنید اگر کفش تان ذره ای پای شما را اذیت می کند این اذیت در آن حجم پیاده روی خیلی نمود خواهد داشت و مطمئناً در روز آخر که معمولاً پای انسان در اثر یک عکس العمل طبیعی تاول های کوچکی خواهد زد بیشتر اذیت خواهید شد. ذکر دونکته اینجا ممکن است مفید باشد: عرب ها از دمپایی برای پیاده روی استفاده می کنند. احتمالاً حرکت با دمپایی به مراتب راحتر از کفش نامناسب خواهد بود. همچنین معمولاً چند ساعت آخر پیاده روی که نزدیک شهر کربلا خواهید شد به خاطر فشاری که کفش به پا خواهد آورد اکثر مردم پابرهنه راه خواهند رفت زیرا پابرهنه راه رفتن راحتر از حرکت با کفش نا مناسب است.

 

ساک هایمان را چه کنیم؟

سعی کنید از کوله پشتی استفاده کنید. راحتترین نوع بار جهت حمل در این مسافت کوله هایی است که کامل روی دوش قرار می گیرد. در غیر اینصورت از ساک های چرخدار که تحمل این مسافت را داشته باشند استفاده کنید زیرا اگر چرخ این ساک ها روی آسفالت مسیر حرکت دچار مشکل شود مطمئناً مجبور به حمل این ساک ها به روش های دیگر خواهید بود که کار را برای پیاده روی دشوار می کند. ممکن است با هماهنگی با دوستانتان کسی راضی شود که ساک ها را با ماشین های عبوری به کربلا ببرد و آنجا منتظر شما باشد! اما سعی کنید تجربه ی پیاده روی را ولو با حمل ساک دستی از دست ندهید. برخی از اعراب از جعبه های میوه استفاده می کنند و یک سر طنابی را در آن حلقه کرده و سر دیگر در دست می گیرند. با کشیدن این جعبه از نجف تا کربلا هم بار خود را در آن قرار می دهند و در بعضی موارد بچه های خردسال را به وسیله این جعبه ها می کشند.

 

آیا نیاز به حمل مواد خوراکی داریم؟

خیر! تقریباً می توان گفت همه نوع خوراکی در طول مسیر به صورت رایگان در اختیار است! در خیلی از موارد صاحبان موکب ها (هیئت هایی که بین راه چادر زده اند) به اصرار شما را مجبور می کنند از خوراکی های آنها بردارید.

 

این موکب ها چیست و چه تعداد در مسیر موکب هست؟

از ابتدای مسیر تا انتهای مسیر تقریباً تمامی طول مسیر به وسیله ی چادر ها یا سازه هایی تقسیم بندی شده است که هیئات هایی از سراسر عالم مسئولیت این چادر ها را بر عهده دارند! البته قریب به اتفاق این هیئت ها قبیله های عراقی هستند. عراقی ها به هیئت، موکب می گویند.

 

در این موکب ها چه خبر است؟ و چه خدماتی به زائرین می دهند؟

خدماتی که در این موکب ها داده می شود شامل موارد زیر است

انواع پذیرایی صبحانه / ناهار / شام. طبیعتاً در این حالت حق انتخاب با شماست که از کدام چادر چه چیزی را برای ناهار یا شام انتخاب می کنید! مثلاً ممکن است جایی به اصرار شما را دعوت به قیمه نجفی کند و چادری دیگر آب گوشت پخته باشد یا حتی در ایستگاهی برای صرف ساندویچ فلافل توقف کنید! حتی تنور هم در کنار راه یافت می شود و همانجا مشغول پخت نان هستند! انواع طعام از ماهی تا انواع ساندویچ و خورشت را می توانید در طول مسیر میل بفرمایید! فرقش با جاهای دیگر دنیا در این نیست که رایگان است بلکه علاوه بر رایگان بودن اصرار صاحب طعام و التماس او برای خوردن حتی یک لقمه از طعامش هر انسانی را منقلب می کند!

 

انواع میوه. معمولاً میوه ها را در وسط راه پیاده روی به زور به دستتان می دهند!

 

انواع شیرینی جات. خرما و شیرینی های محلی عراق به وفور در طول مسیر دیده می شود.

 

انواع نوشیدنی. چیزی که شاید در تمام مسیر به صورت یکنواخت پراکنده شده است چایی شکر معروف عراقی هاست! که در استکان های کمر باریک زائران را برای رفع خستگی و عطش به سوی خود می خواند! علاوه بر چایی قهوه تلخ و آب معدنی و انواع نوشابه هم در طول مسیر توزیع می گردد.

 

محل خواب و استراحت! بعضی از موکب ها طوری شرایط موکب را طراحی کرده اند که محل استراحت زائرین باشد. در این موکب ها پتو و بالش و سایر ملزومات یافت می شود و معمولاً در هر ساعتی عده ای در این موکب ها مشغول استراحت هستند.

 

مشت و مال زائرین! در طول مسیر موکب هایی را خواهید دید که زائرین را مشت و مال می دهند! بعضی توسط دستگاه و بعضی به صورت سنتی و حرفه ای! حتی در مواردی پاهای خسته و خاکی زائرین را به زور می شویند! حتی ناراحت می شوند اگر شما اجازه ندهید که پاهایتان را بشویند!

 

ایستگاه های امدادی و توزیع دارو و ملزومات پزشکی. در طول مسیر ایستگاههای امدادی تعبیه شده است که اگر مشکلی برای کسی پیش آمد با مراجعه به این ایستگاه ها از خدمات پزشکی بهره مند شود. در طول مسیر هلال احمر ایران نیز ایستگاههایی دارد که به زائرین خدمات می دهد.

 

ایستگاه های فرهنگی. در این ایستگاه ها بسته های فرهنگی از مداحی تا پوستر و مطالب و بروشور های فرهنگی توزیع می شود.

 

خدمات متفرقه! برخی از موکب ها دست به نوع آوری زدند و خدماتی به مردم ارائه می کنند که ممکن است مورد نیازشان باشد مثلاً موکب هایی هستند که خیاط در آنها نشسته و با نخ و سوزن و چرخ خیاطی آماده است تا مشکل لباس یا کیف دستی شما را برطرف کند! در موکب هایی کفاش نشسته! در موکب هایی برخی با تلفنی در دست التماس می کنند که از تلفن آنها استفاده کنی و با هرجای دنیا که میخواهی تماس بگیری!

 

در طول مسیر چه نوع لباسی مناسب است؟ آیا گرمای هوا زیاد است؟

با توجه به اینکه هم اکنون اربعین در زمستان قرار دارد گرمای هوا به هیچوجه اذیت کننده نیست و علاوه بر آن در ساعات شب و همچنین صبح هوا خیلی سرد هم خواهد شد. و بهتر آن است که لباس گرم به اندازه کافی بردارید.

 

آیا برای پیاده روی پول همراهمان باشد؟

معمولاً به خاطر رایگان بودن خدمات در طول این سه روز هزینه ای نخواهید داشت اما مقدار کمی پول هم ضرر نخواهد داشت بهتر است از پول ملی خود عراق استفاده کنید (دینار عراق)

 

اگر شارژ موبایلم تمام شد چه کنم؟ اصلاً برق وجود دارد یا خیر؟

در طول مسیر موکب هایی هستند (تقریباً هر 1 کیلومتر) که در کنار جاده پنل های 15تایی یا 20تایی برق گذاشته اند و زائرین دستگاههای برقی خود را در این پنل برای شارژ و استفاده زده اند.

 

محل خواب چگونه است؟ و چه نکاتی را باید برای محل خواب در نظر گرفت؟

برای محل خواب طول روز با توجه به وجود خورشید و گرمای نسبی هوا خیلی نکته ی خاصی وجود ندارد. اما برای خواب پیشنهاد می شود که اولاً قبل از ساعت 8 محلی را برای خواب از بین موکب های طول مسیر انتخاب کنید ثانیاً با توجه به سرمای شب سعی کنید به جای چادر در موکب هایی که ساختمان دارند و گرمتر هستند اطراق کنید. احتمال اینکه بعد از ساعت 11 شب جای گرم و مناسب گیر بیاورید کمی سخت خواهد شد. ذکر چند نکته در اینجا اهمیت دارد اولاً جای خواب مناسب برای خواهران و برادران در طول مسیر وجود دارد ثانیاً کسی بدون جای خواب نخواهد ماند! چون جا  و ملزومات خواب مثل پتو و بالش به اندازه کافی هست فقط باید بتوانید موکبی که هنوز کامل پر نشده را پیدا کنید اگر از خود اهالی بخواهید برایتان معرفی می کنند که کجا هنوز برای خواب جا دارد.

 

در طول شب شرایط پیاده روی چگونه است؟

معمولاً بعد از ساعت 9 شب مسیر پیاده روی خلوت تر می شود و اکثر موکب داران تا اذان صبح استراحت می کنند اما در این میان کم نیستند موکب دارانی که شب را هم متناسب با سرمای شب خدماتی ارائه می کنند که زائرین شب رو را کمک کند. به عنوان مثال چایی و شیر داغ و حتی هدبند! برای جلوگیری از سرمای شب در طول شب توزیع می شود و عده ای هستند که ترجیح می دهند تا اذان صبح پیاده روی کرده و بعد از طلوع آفتاب بخوابند.

 

سرویس بهداشتی و وضعیت بهداشت مسیر چگونه است؟

هرچند که جمعیت زیادی در مدت زمان کوتاهی در این مسیر تردد می کنند اما به لطف اهل بیت و عشق خدام الحسین مسیر از لحاظ بهداشتی وضعیت مناسبی دارد و همچنین سرویس های بهداشتی (حمام و توالت) به صورت مرتب توسط خادمین تمیز می شود و اغلب سطح بهداشت در وضعیت نسبتاً خوبی قرار دارد. هرچند پیشنهاد می شود در کوله ی همراهتان یک صابون داشته باشید.

 

چه کنیم بیشتر بهره ببریم؟

همانطور که عراقی ها خود را برای پذیرایی از شما از مدت ها قبل آماده می کنند شما هم برای تاثیر گذاری بیشتر روی آنها و بالا بردن سطح علاقه و همچنین فکر آنها کار کنید/ به عنوان مثال تجربه ی ما در سنوات گذشته نشان داد بچه هایی که در طول مسیر ایستاده اند و به زائرین نگاه می کنند و گاهاً حتی با اصرار به شما خوراکی تعارف می کنند با یک اسباب بازی کوچک یا حتی یک بسته پاستیل چقدر به سر شوق آمده و مطمئناً در دراز مدت تاثیر این حرکت در ذهنشان و تصورشان راجع به شیعیان و حتی ایرانیان چقدر مثبت خواهد بود. حتی آماده کردن بسته های فرهنگی به زبان های عربی یا انگلیسی و توزیع آن بین مردمی که پیاده می روند تاثیر گذار است. گاهی یک پوستر یا یک عکس کوچک مذهبی با یک جمله ی عمیق تاثیر شگرفی بر ذهن مخاطب خواهد گذاشت. روی تاثیر گذاری متقابل چه برای موکب داران چه برای سایر زائران از سراسر جهان برنامه ریزی کنید.

 

اگر در طول مسیر با همکاروانی ها به صورت گروهی اطراق می کنید بهتر است که برنامه ای برای آن محل در نظر بگیرید مثلاً ذکر مصیبت یا مداحی و ... چون هم بعضی از موکب ها سیستم صوتی دارند که در اختیار می گذارند هم اینکه در طول مسیر به خاطر صدای زیاد بلندگو ها که دائماً در حال پخش نوای مداحی عربی هستند احتمالاً نمی توان مراسم یا مداحی داشت و گوش کردن به همین نواها و دیدن صحنه هایی که از جلوی چشم انسان در حال عبور است برای آماده شدن دل و توجه آدمی کافی است.

 

زیارت حسین با خستگی پیاده روی گویی مزه ای دوچندان دارد و اینجاست که پا و دل با هم ارتباط پیدا می کنند! در طول مسیر هنگامی که پاهایمان خسته یا حتی در مواردی جراحتی کوچک پیدا می کند کافی است برای آماده شدن دل. کمی اگر مرغ دل را پرواز دهی به وضوح کاروانی را خواهی دید که از کربلا به سوی شام به اسیری می روند و وقتی نگاهت را به طرفین بر میگردانی و میبینی اینچنین با عزت در حال راه رفتنی و اینچنین از تو پذیرایی می شود مطمئناً با خود می گویی این کجا و آن کجا؟ اینجاست که آدمی می گوید: لایوم کیومک یا اباعبدالله

گزارش آماری از اسیران و بازماندگان واقعه کربلا +جدول

آمار‌های گوناگونی از اسیران کربلا و بازماندگان واقعه عاشورا گزارش شده است، به همین جهت اظهار نظر قطعى در مورد تعداد اسرا، مانند تعداد شهداى کربلا، ممکن نیست.

به گزارش مشرق به نقل از فارس، آمار اسیران کربلا، مختلف گزارش شده است، تعداد اسیران مرد چهار، پنج، ده و دوازده نفر گزارش شده است. تعداد اسیران زن نیز چهار، شش و 20 نفر گزارش شده است.

بنابراین، اظهار نظر قطعى در مورد تعداد اسرا، مانند تعداد شهداى کربلا، ممکن نیست، ولی نام شمارى از اسیران که در منابع مختلف گزارش شده است، با این حال آماری از بازماندگان واقعه کربلا از کتاب دانشنامه امام حسین(ع) تألیف آیت‌الله محمد محمدی ری‌شهری در ادامه می‌آید:

*نگاهی آماری به اسیران و بازماندگان واقعه کربلا

 

ردیف نام   شرح
اسیران مرد بنی‌هاشم
1  علی بن حسین(امام زین‌العابدین) دومین فرزند پسر امام حسین(ع) نیز على نام داشت و به دلیل این که او میان على‌اکبر و علی‌اصغر قرار داشت، على اوسط نیز نامیده شده است، ایشان چهارمین امام از امامان دوازده‌گانه اهل‌بیت(ع) است که پس از شهادت پدرش به مقام امامت، نائل آمد و امامت در نسل او امتداد یافت.

مادر وى، شهربانو دختر یزدگرد است، قول مشهور سال ولادت ایشان را سال 38 هجرى مى‌داند، امام با فاطمه دختر امام حسن(ع) ازدواج کرد و داراى 3 فرزند به نام‌هاى حسین، محمّد(امام باقر) و عبداللّه شد.

ایشان در 57 یا 58 سالگى، در روز 12 یا 25 محرم سال 94 یا 95 هجرى به وسیله ولید بن عبدالملک، مسموم شد و به شهادت رسید.                     

2 محمد بن علی الحسین(امام باقر) امام باقر(ع) در حادثه کربلا، 2 سال و چند ماه داشت.
3 حسن بن حسن، معروف به حسن مثنّا وى فرزند امام حسن(ع) و همسرش ، فاطمه دختر امام حسین(ع) بوده است، حسن مُثنّا در واقعه کربلا  20 ساله شمرده شده است که جنگید تا بر اثر جراحات، بیهوش شد، او را به کوفه بردند و درمان کردند. وى پس از بهبود ، به مدینه رفت، بر اساس نقل‌ها ، وى در 35، 37 یا 38 سالگى  به دستور ولید بن عبدالملک، مسموم شد و به شهادت رسید و در بقیع به خاک سپرده شد،  هر چند جمع این اقوال با هم، ممکن نیست.
4 عمرو بن حسن برخى از عمرو بن حسین یا عمر بن حسین، یاد کرده‌اند که ظاهرا همان عمرو بن حسن باشد.
5 محمّد بن حسین گرچه امام حسین(ع) فرزندى به نام محمّد داشته، ولى این احتمال وجود دارد که وى محمّد بن على بن الحسین(ع) بوده که نامش تصحیف شده است
6 قاسم بن محمّد بن جعفر همسر وى، امّ کلثوم دختر عبداللّه بن جعفر بوده است
7 محمّد بن عقیل عده‌ای وی را جزو شهدای کربلا آورده‌اند.
اسیران زن بنی‌هاشم
8 زینب کبری (س) پیام آور خون شهیدان، حماسه‌سراى قیام اباعبداللّه الحسین(ع)، رسواکننده زورمداران و تزویرگران ستم‌گستر، جلوه وقار، راز حیا، تبلور سربلندى و سرفرازى و اُسوه استوارى و عبادت و شکیبایى است.

او با پسرعمویش عبداللّه بن جعفر بن ابى‌طالب، ازدواج کرد و على زینبى، عون، محمّد، عبّاس و امّ‌کلثوم را برایش به دنیا آورد، او «اُمّ المصائب» نامیده شده است.

9 اُمّ کلثوم دختر امام علی(ع) وى «زینب صغرا» نیز نامیده شده و پدرش امیر مؤمنان(ع) است؛ ولى ظاهراً مادرش فاطمه زهرا(س) نیست؛ زیرا اُمّ‌کلثومى که دختر فاطمه زهرا(س) است، بنا بر مشهور در زمان حیات امام حسن(ع) از دنیا رفته است. 
10 فاطمه دختر امام على(ع) وى که «فاطمه صغرا» نیز نامیده شده، همسر ابوسعید بن عقیل بوده که در جریان کربلا به شهادت رسیده است، وى از راویان حوادث کربلاست
11 فاطمه دختر امام حسن(ع) وى همسر امام زین‌العابدین(ع) و مادر امام باقر(ع) و مادربزرگ سایر امامان اهل‌بیت(ع)است.

از امام صادق(ع) روایت شده که درباره او مى‌فرماید: «چنان شخصیت راستگو و درست کردارى بود که در میان خاندان حسن(ع) زنى چون او دیده نشده است».

12 سَکینه، دختر امام حسین(ع) نام وى ، آمنه است و امینه و اُمَیمه نیز گفته‌اند، سَکینه، لقب اوست که مادرش به وى داد، مادرش رَباب دختر اِمرؤ القَیس است.

سکینه، زنى خوش خو، ظریف، زیبارو، عفیف، اهل شعر و ادب و از راویان حدیث بود. بزرگان قریش و بزرگان شعر و ادب، در مجلس وى حاضر مى شدند. 

13 رَباب، همسر امام حسین(ع) وى مادر على اصغر(ع) است، پدرش ، امرؤ القیس بن عَدى، از مسیحیان شام بود که در روزگار خلافت عمر ، اسلام آورد و مادرش ، هند دختر ربیع بن مسعود است.

شعر امام حسین(ع) در مدح او و سَکینه، نشان دهنده علاقه فراوان امام(ع) به آنان است، رَباب، پس از شهادت همسرش امام حسین(ع)، یک سال بیشتر زنده نماند و در تمام این مدّت، به زیر سایه نرفت و برخى گفته‌اند در کنار مزار امام حسین(ع) به سوگ نشست و سپس از غم فراق او از دنیا رفت.

14 رُقَیّه، دختر امام على(ع) همسر مسلم بن عقیل(ع) نیز بوده، در کربلا حضور داشته است.
بازماندگان از غیر بنی‌هاشم
15 مُرَقّع بن ثُمامه اسدى پایه گزارشى، وى در کربلا مجروح شد و در کوفه از دنیا رفت، طبق گزارشى دیگر، وى پس از واقعه کربلا به زاره و در گزارشى دیگر به رَبَذه، تبعید شد و تا هلاکت یزید، آن جا ماند و پس از گریختن ابن زیاد به شام، به کوفه رفت.
16 سوّار بن عُمَیر جابرى وى در واقعه کربلا، مجروح و اسیر شد و شش ماه پس از آن، بر اثر جراحت‌هایى که برداشته بود، به شهادت رسید، در «زیارت ناحیه مقدّسه»، آمده است: «درود بر زخمىِ اسیر، سوّار بن ابى‌حِمیَر فَهْمى هَمْدانى»
17 عمرو بن عبداللّه جُندَعى او از مجروحان واقعه کربلاست که یک سال بعد از آن، به شهادت رسید، در «زیارت ناحیه مقدّسه»، از وى چنین یاد شده است: درود بر مجروحِ کم جان، عمرو بن عبداللّه جُندَعى
18 عُقْبة بن سَمعان وى، غلام رَباب، همسر امام حسین(ع) بوده است، شیخ طوسى او را در زمره یاران امام(ع) آورده است، او در تمام مسیر، همراه امام(ع) بوده و از راویان مشهور واقعه کربلاست
19 ضحّاک بن عبداللّه مشرقى وى همراهىِ خود با امام(ع) را مشروط به مفید بودن، کرده بود و پس از آن که مشخّص شد که سرنوشت، چیزى جز شهادت نیست، این موضوع را با امام(ع) در میان گذاشت، امام(ع) هم موافقت فرمود که اگر مى‌تواند، خود را از حلقه محاصره دشمن، خارج کند، به این ترتیب وى فرار را بر همراهى با امام(ع) و شهادت برگزید.
20 مسلم بن رباح غلام على بن ابى‌طالب(ع) و منشى ایشان بود که از آزادشدگان به دست امام(ع) بوده است، او همچنین، غلامِ حسین(ع) نیز بوده است، بر پایه برخى از گزارش‌ها، وى در روز عاشورا، در کنار امام(ع)، ولى احتمالاً به دلیل برده بودن، در امان مانده است.
21 غلام عبد الرحمان بن عبد ربّه انصارى او روایتگر شوخى کردن یاران امام(ع) با یکدیگر در صبح عاشوراست.

نگاهی به منازل توقف سر امام حسین(ع)

سید بن طاووس می‌‏گوید: چون یزید بن معاویه نامه عبیدالله را دریافت کرد و بر مضمون آن اطلاع یافت، پاسخ آن نامه را فرستاد و به عبیدالله بن زیاد فرمان داد که سر امام حسین علیه‏‌السلام و سرهای یاران آن حضرت را به همراه زنان و کودکان به شام بفرستد.
به گزارش مشرق به ایسنا، ابن زیاد محفر بن ثعلبه را خواند و آن سرهای پاک و اهل بیت آن حضرت را به او سپرد، و او آنان را همانند اسیران کفار در حالی که اهالی شهرها به تماشای ایشان و سرهای مبارک می‏‌پرداختند، به شام برد(4).

 
امام محمد باقر(ع) فرموده است: از پدرم علی‌بن‌الحسین علیه‏‌السلام پرسیدم که چگونه او را از کوفه به شام حرکت دادند؟! فرمود: مرا بر شتری که عریان بود و جهاز نداشت سوار کردند و سر مقدس پدرم حسین علیه‏‌السلام را بر نیزه‏‌ای نصب کرده بودند و زنان ما را پشت سر من بر قاطرهائی که زیراندازی نداشت سوار کردند، و اطراف و پشت سر ما را گروهی با نیزه احاطه کرده بودند، و چون یکی از ما می‏‌گریست با نیزه به سر او می‏‌زدند! تا آنکه وارد دمشق شدیم(5).

 
در این نوشتار به بیان منازلی که اهل بیت(ع) بین کوفه تا شام بر آن‌ها گذشتند و حوادث و اتفاقاتی که در این مسیر بر آنان گذشت، می‏‌پردازیم:

 
ترتیب منازلی که اهل بیت در آن منازل فرود آمدند و یا بر آن‌ها گذشتند درست معلوم نیست و در مصادر معتبر نیامده است و در بیشتر آن‌ها کیفیت مسافرت ایشان مذکور نیست و ابن اثیر در کامل بعضی را ذکر کرده و در مقتل ابی مخنف هر یک را مرتبا" نوشته است.

 
1 - منزل اول

 
در اولین منزلی که در آن مأموران ابن‌زیاد که حامل سر مبارک امام حسین علیه‏‌السلام بودند، از مرکب‌های خود فرود آمدند، مشغول می‌گساری و عشرت شدند، ناگهان دستی از دیوار پدیدار شد و با قلمی از آهن این چند بیتی را با خون بر دیوار نوشت:

 
اترجو امة" قتلت حسینا"

 
شفاعة جده یوم الحساب(8)

 
با مشاهده این صحنه عجیب، آنان برخاسته و آن سر مقدس را ترک کرده و پا به فرار گذاشتند، و سپس بازگشتند(9).

 
و ابن حجر در صواعق به همین کیفیت مطلب فوق را نقل کرده است(10) و باز می‏‌گوید که: این شعر را 300 سال قبل از بعثت خاتم النبیین (ص) بر سنگی نوشته یافتند، و نیز در یکی از کنیسه‏‌های رومیان این اشعار نوشته شده بود و کس ندانست در چه زمانی نوشته شده است ؟!(11)

 
و سلیمان بن یسار گفته است: سنگی را یافتند که بر آن نوشته شده بود: "لا بد ان ترد القیامة فاطمه و قمیصها بدم الحسین ملطخ ویل لمن شفعاؤه خصمائه و الصور فی یوم القیامة ینقخ(12)".

 
2 - تکریت(13)

 
در کامل بهائی آمده است: چون سر امام حسین علیه‏‌السلام را از کوفه بیرون آوردند، مأموران ابن زیاد از قبایل عرب بیمناک بودند که شاید هنوز قدری از غیرت دینی که در ایشان باقی مانده، آنان را وادارد که سر امام علیه‏‌السلام را از دست ایشان بگیرند، از این روی، دور از جاده اصلی، و از بیراهه حرکت می‏‌کردند!

 
ابومخنف نقل کرده است که: سر مقدس را از شرق «حصاصه»(14) برده و از «تکریت» گذشتند و والی آنجا را از ورود خود آگاه کردند، او افراد بسیاری را با پرچم به استقبال آنان روانه کرد! و اگر کسی از صاحب سر سؤال می‏‌کرد، می‏‌گفتند: خارجی است!(15)

 
مردی نصرانی که آن سر را دیده و آن پاسخ را شنیده بود، با خود گفت: این چنین نیست که می‏‌گویند، این سر حسین بن علی فرزند فاطمه است و من خود در کوفه بودم که او را شهید کردند؛ سایر نصرانیان از این واقعه آگاه شدند و به تعظیم و اجلال آن حضرت ناقوس‌ها را شکستند و گفتند: خداوندا! از شومی و عصیان این قوم که فرزند پیغمبر خود را کشته‏‌اند، به تو پناه می‏‌بریم.

 
کوفیان چون این حال را مشاهده کردند راه بیابان را در پیش گرفته و از آنجا کوچ کردند!(16)

 
3 - مشهد النقطه

 
حاملان سر مقدس در اثنای راه به این مکان رسیدند و سر مقدس را بر روی سنگ بزرگی که آنجا بود نهادند، ناگهان قطره‏‌ای خون از آن سر مقدس بر آن سنگ چکید و پس از آن هر ساله در روز عاشورا از آن سنگ خون می‏‌جوشید! و مردم از اطراف بر گرد آن صخره اجتماع می‏‌کردند و مجلس عزا و ماتم برای امام حسین علیه‏‌السلام برپا می‏‌داشتند.

 
و آن صخره تا ایام عبدالملک بن مروان بجای بود، و او دستور داد که آن سنگ را از آنجا منتقل کردند! و دیگر معلوم نشد که آن را کجا بردند! ولی مردم، بنای یادبودی در محل آن سنگ احداث ‏کردند و بارگاهی بر روی آن قرار دادند و آنجا را «نقطه» یا «مشهد النقطه» نامیدند(17).

 
4 - وادی النخله(18)

 
شب را در «وادی النخله» فرود آمدند و در طول شب صدای نوحه جنیان را می‌شنیدند(19):

 
نساء الجن یبکین من الحزن شجیات

 
و اسعدن بنوح للنساء الهاشمیات

 
و یندبن حسینا عظمت تلک الرزیات

 
و یلطمن خدودا" کالدنانیر نقیات

 
و یلبسن ثیاب السود بعد القصبیات(20)(21)

 
5 - موصل

 
صبحگاه از راهی دیگر، قصد «کحیل»(22) کرده جانب «جهینه»(23) را در پیش گرفتند و والی «موصل»(24) را از ورود خود باخبر ساختند، وی دستور داد شهر را زینت کرده و گروهی را به بیرون از شهر فرستاد!

 
مردم گفتند: بدون تردید، این سر حسین بن علی علیه‏‌السلام است که او را خارجی گویند! چهار هزار کس، آماده جنگ شدند تا سر مطهر را از آنان بستانند و زیارتگاهی برپا کنند و والی خود را از دم شمشیر بگذارنند؛ به روایتی گفتند: «تبا" لقوم کفروا بعد ایمانهم اضلالة بعد هدی؟ ام شک بعد یقین ؟»(25) ، مأموران چون از قصد مردم باخبر شدند مسیر خود را تغییر داده و به قصد «تل اعفر»(26) و «جبل سنجار»(27) حرکت کردند تا در «نصیبین» منزل گزیدند(28).

 
6 - نصیبین(29)

 
و چون به «نصیبین» رسیدند، منصور بن الیاس به آراستن شهر دستور داد! و آینه‏‌ها را در کار آرایش بکار بردند! و کسی که سر مقدس امام علیه‏‌السلام با او بود، خواست که وارد شهر شود، ولی اسب او فرمان او را نبرد، اسب دیگر آوردند، آن اسب نیز اطاعت نکرد! تا چند اسب عوض کردند، ناگاه سر مطهر را دیدند که بر روی زمین است! ابراهیم موصلی، آن سر مقدس را برداشت و نیک در آن نگریست تا این‌که آن را شناخت و آن‌ها را ملامت کرد، اهل شهر چون این صحنه را مشاهده کردند، آن سر مقدس را از وی گرفته و او را کشتند و سر مطهر را در بیرون شهر گذاردند و به درون شهر نبردند! و گویا بعدها همانجا که سر شریف افتاده بود زیارتگاه شد(30) .

 
و در قمقام زخار آمده است: در اینجا سر امام را به مردم نشان دادند! زینب کبری علیها السلام از مشاهده آن صحنه جانخراش، طاقت از دست داد و این ابیات را زمزمه کرد: انشهر مابین البریة عنوة و والدنا اوحی الیه جلیل کفرتم برب العرش ثم نبیه کان لم یجئکم فی الزمان رسول لحاکم اله العرش یا شر امة لکم فی لظی یوم المعاد عویل(31)(32)".

 
7 - عین الورده(33)

 
کاروان، بامدادان به «عین الورده» رسید و والی آنجا را خبر کردند، او و اهل آن شهر پذیرفتند که آن سرها در شهر بگردانند، و مقرر شد که از باب اربعین داخل گردند، سر منور را در میدان شهر بر نیزه کردند، و از نیمروز تا عصر در معرض تماشای مردم قرار دادند، گروهی شادمانی می‏‌کردند که سر خارجی است، و جمعی گریان بودند.

 
8 - رقه(34)

 
آنگاه مأموران ابن زیاد، سر امام حسین علیه‏‌السلام و سایر شهدا را از «عین الورده» حرکت دادند و طی طریق کردند تا به «رقه» رسیدند.

 
9 - جوسق(35)

 
هنگامی که کاروان از «رقه» عبور کردند، بر مکانی به نام «جوسق» وارد شدند و از آنجا نیز حرکت کرده و بسوی فرات ره سپردند تا به نزدیکی‌های «بسر»(36) رسیدند و از این مکان به والی «حلب» نامه‏‌ای نوشتند و آنان را از جریان کار خود آگاه ساختند و شب را در «دعوات» و یا در «حلب» بسر بردند!

 
10 - دعوات(37)

 
مأموران چون به نزدیک «دعوات» رسیدند، نامه‏‌ای به والی آنجا نوشته که: ما سر حسین را با خود آورده‏‌ایم.

 
او چون بر مضمون نامه آگاه شد، دستور داد تا در بوق‌ها و کرناها بدمند و خود نیز برای استقبال از شهر بیرون آمد، سپس سر مقدس امام را بر نیزه زده و از دروازه‏‌ای که آن را اربعین می‏‌نامیدند وارد نموده و در یکی از میدان‌های شهر آن سر مطهر را از ظهر تا عصر در معرض تماشای مردم قرار دادند، در این شهر نیز گروهی گریان بودند و جماعتی شادی می‏‌کردند و می‏‌گفتند: این سر خارجی است که بر یزید خروج کرده است!

 
پس شب در آنجا ماندند، و صبح به طرف «حلب» حرکت کردند. علی بن الحسین علیه‏‌السلام در آن هنگام گریست و این شعر را خواند:

 
لیت شعری هل عاقل فی الدیاجی

 
بات من فجعة الزمان یناجی

 
انا نجل الامام ما بال حقی

 
ضائع بین عصبة الاعلاج(38)(39)

 
11 - حلب

 
در سمت غربی «حلب» کوهی است که آن را «جبل جوشن» می‏‌نامند و از آن مس استخراج کرده و به سایر شهرها می‏‌فرستادند، و گویند از آن هنگام که خاندان و اهل بیت حسین بن علی علیه‏‌السلام را بدانجا عبور افتاد، آن معدن از بین رفت، زیرا یکی از همسران امام حسین علیه‏‌السلام در دامنه ان کوه، فرزند خود را سقط کرد.

 
نوشته‏‌اند که: او از اهالی آن معدن آب و نان خواست ولی آنان مضایقه کرده و دشنام دادند! او آنان را نفرین کرد و پس از آن دیگر کسی از آن کوه سود نبرد. و در قسمت جنوب آن کوه، موضعی است که آن را «مشهد السقط» و «مسجد الدکَه» می‏‌نامند، و نام آن فرزند سقط شده، محسن بن حسین علیه‏‌السلام است(40).

 
12 - قنسرین(41)

 
نطنزی در خصائص نقل کرده است که: مأموران ابن زیاد، بهمراه سر امام حسین علیه‏‌السلام در منزلی به نام «قنسرین» فرود آمدند، مرد راهبی از صومعه خود بیرون آمد و مشاهده کرد که از آن سر مقدس نوری بسوی آسمان ساطع است !

 
راهب به نزد حاملان سر آمد و 10 هزار درهم به آنان داد و آن سر مقدس را گرفت و به صومعه برد، پس صدائی شنید که هاتفی می‏‌گفت: خوشا به حال تو! و خوشا به حال آنکه حرمت این سر را شناخت.

 
راهب سر برداشت و گفت: یا رب! بحق عیسی، این سر مقدس را اجازه فرما که با من سخن بگوید:

 
در این هنگام آن سر مقدس به سخن آمده فرمود: ای راهب! چه می‏‌خواهی ؟!

 
راهب گفت: تو کیستی ؟!

 
آن سر مقدس فرمود: «انا ابن محمد المصطفی و انا ابن علی المرتضی و انا ابن فاطمة الزهراء، انا المقتول بکربلا، انا المظلوم، انا العطشان!» و بعد از این جملات سکوت کرد.

 
آن راهب صورت بر صورت آن حضرت نهاد و گفت: صورت از صورتت بر نمی‌دارم تا اینکه بگویی که شفیع من خواهی بود در روز قیامت.

 
باز آن سر مقدس به سخن در آمد و گفت: به دین جدَم محمد باز گرد.

 
پس راهب گفت: «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انَ محمَد رسول الله» پس آن حضرت شفاعت او را قبول کرد.

 
چون آن گروه صبح کردند، آن سر مقدس را از راهب گرفته و حرکت کردند، و هنگامی که به میان وادی رسیدند دیدند که آن 10 هزار درهم به سنگ مبدل شده است.(42)

 
- بحار الانوار 45/303.

 
در صواعق المحرمة 231 این جریان را به این شکل نقل کرده است:

 
راهب در دیر خود، آن سر مقدس را دید که نوری از آن ساطع است پس به نزد آن لشکر و نگاهبانان آمده و گفت: از کجا آمده‏‌اید؟ گفتند: از عراق، با حسین جنگ کرده‏‌ایم! راهب گفت: با پسر دختر پیغمبر و فرزند پسر عم رسول و پیغمبر خودتان؟ گفتند: آری! گفت: وای بر شما! اگر عسیی بن مریم را فرزندی بود ما او را برچشمان خود می‏‌نشاندیم! از شما تقاضایی دارم! گفتند: چیست؟ گفت: به امیر خود بگوئید، 10 هزار درهم نزد من است که از پدرانم به ارث برده‏‌ام آن را از من بگیرد و این سر مقدس را تا هنگام رفتن از این جا در اختیار من بگذارد. و آنان جریان را به امیر خود گفتند و او موافقت کرد و درهم‌ها را گرفت و سر مقدس را به او سپرد. راهب آن سر مقدس را به مشک و کافور، معطر کرد و در پارچه‌یی قرار داد و در دامن خود نهاد و زار زار گریست تا هنگام رفتن آن راهب به سر مقدس گفت: فردای قیامت مرا نزد جدت شفاعت کن و من به یگانگی خدا و رسالت محمد شهادت داده و مسلمان شدم. آنگاه به آن لشکر گفت: من می‏‌خواهم با امیر شما صحبت کنم پس نزدیک او آمد و گفت: تو را به خدا و بحق محمد سوگند می‏‌دهم آنچه با این سر مقدس تاکنون کرده‏‌اید، دیگر مکنید! و این سر مقدس را از صندوق بیرون نیاورید! امیر گفت: چنین خواهیم کرد! پس سر را به آن‌ها تسلیم کرد و خود از دیر به زیر آمد و به یکی از کوهستان‌ها برای عبادت رفت ولی آنان با آن سر مقدس همانند گذشته عمل کردند! و چون به دمشق نزدیک شدند دیدند که آن درهم‌ها تبدیل به خزف شده است! و هر یک جانب آن نوشته شده (و لا تسحبن)

 
13 - معرة النعمان (43)

 
چون حاملان سر به «معرة النعمان» رسیدند، اهالی آنجا به آنان خدمت کرده و خوراک و نوشیدنی در اختیار آنان قرار دادند و پاسی از روز را در آنجا ماندند و از آنجا رهسپار «شیزر» شدند.

 
14 - شیزر(44)

 
چون به «شیزر» رسیدند، پیرمردی گفت: این سر که به آنان همراه است، سر حسین بن علی است. اهالی آنجا با هم سوگند خوردند که به هیچ روی، آنان را به منطقه خود راه ندهند، لذا آنان بدون آنکه در آنجا توقف کنند، به حرکت خود ادامه دادند تا به «کفر طالب» رسیدند.

 
15 - کفر طالب (45)

 
اهالی آنجا نیز درها را به روی آنان بستند و حاملان آن سر مقدس، هر چه از آنان آب طلب کردند، گفتند: به شما آب نمی‌دهیم، چرا که حسین و اصحاب او را تشنه شهید کرده‏‌اید.

 
16 - سیبور(46)

 
آنان بناچار از «کفر طالب» کوچ کرده و به «سیبور» رسیدند. از حضرت امام سجاد علیه‏‌السلام در این منزل نیز شعری چند نقل کرده‏‌اند.

 
پیرمردی از هواداران عثمان، مردان «سیبور» را گرد آورده و گفت: زینهار! فتنه مکنید، راه دهید تا مانند دیگر شهرها از اینجا بگذرند! جوانان امتناع کردند، پل ارتباطی آن منطقه را خراب کردند و سلاح بر گرفته آماه جنگ شدند. از طرفین تنی چند کشته شدند. ام کلثوم علیها السلام دعا نمود که خداوند ارزاق آن‌ها را ارزان و آبشان را گوارا سازد و شر ستمگران را از آنان باز دارد.

 
از امام سجاد علیه‏‌السلام نقل شده که اشعاری را در «سیبور» خوانده است که از آن جمله این بیت است:

 
آل الرسول علی الاقتاب عاریة

 
و آل مروان یسری تحتهم نجب(47)

 
17 - حماة (48)

 
از «سیبور» رهسپار «حماة» شدند، در آنجا نیز دروازه‏‌ها را بر روی آنان بستند و از ورودشان به آنجا جلوگیری کردند(49).

 
18 - حمص (50)

 
به ناگزیر، از «حماة» گذشته تا به «حمص» رسیدند، والی آنجا را از ورود خود آگاه ساختند و از او خواستند تا به «حمص» وارد شوند، ولی در آنجا نیز با مقاومت مردم روبرو شدند، و با پرتاب سنگ از آنان پذیرایی کردند تا تنی چند از مأموران را کشتند. آنان مسیر خود را تغییر دادند تا از دروازه شرقی شهر در آیند! آن دروازه را نیز بستند و گفتند: «لا کفر بعد ایمان و لا ضلال بعد هدی» هرگز اجازه نخواهیم داد که سر مبارک امام را وارد این شهر کنید، و حاملان آن سر مقدس ار از آنجا دور کردند و آنان به جانب «بعلبک» حرکت کردند.

 
19 - بعلبک (51)

 
چون حاملان سر مقدس امام علیه‏‌السلام به «بلعبک» رسیدند، والی آنجا را از ورود خود باخبر ساختند، و او اهالی آنجا را به پیشواز فرستاد در حالی که پرچم‌هایی را با خود حمل می‏‌کردند و فرزندان خود را به تماشای اسیران آورده بودند!(52)

 
و در بحار آمده است که: ام کلثوم علیهاالسلام گفت: «اباد الله خضراتهم و لا اعذب الله شرابهم و لا رفع الله ایدی الظلمة عنهم»!(53)

 
چون علی بن الحسین علیه‏‌السلام این کلمات را شنید، گریست و فرمود:

 
و هو الزمان فلا تفنی عجائبه

 
من الکرام و ما تهدی مصائبه

 
یا لیت شعری الی کم ذا تجاذبنا

 
فنونه و ترانا لم نجاذبه

 
یسری بنا فوق اقتاب بلا وطا

 
و سائق العیس یحمی عنه غاربه

 
کاننا من اساری الروم بینهم

 
کان ما قاله المختار کاذبه

 
کفرتم برسول الله و یحکم

 
فکنتم مثل ما ضلت مذاهبه(54)(55)

 
کوفیان آن شب را در «بعلبک» خفتند و بامدادان به راه افتادند و شبانگاه در نزدیکی صومعه راهبی فرود آمدند و در آنجا منزل نمودند(56)

 
انبیا و سر مطهر

 
ابن لهیعه می‏‌گوید: طواف خانه خدا می‏‌کردم که ناگهان مردی را دیدم که پرده خانه را گرفته و می‏‌گوید: «اللهم اغفر لی و لا اراک فاعلا"» «خدآیا مرا بیامرز هر چند می‏‌دانم که از گناهی که کرده‏‌ام، نخواهی گذشت!».

 
به او گفتم: ای بنده خدا! بترس و چنین (با خدا) سخن مگوی! که اگر گناهان تو بشماره دانه‏‌های باران و برگ درختان هم باشد، خداوند تو را ببخشاید که او آمرزنده مهربان است.

 
گفت: نزدیک من آی تا داستان خود را برای تو بگویم.

 
نزدیک او رفتم، گفت: ابن‌زیاد مرا با 50 نفر بهمراه سر مطهر امام حسین علیه‏‌السلام به شام فرستاد و ما را عادت چنین بود که چون در منطقه‏‌ای فرود می‏‌آمدیم، آن سر مقدس را در صندوقی می‏‌نهادیم و در اطراف آن نشسته و شراب می‏‌خوردیم!! یکی از شب‌ها، همراهان من شراب نوشیدند و مست شدند ولی من آن شب شراب ننوشیدم، تاریک شب همه جا را گرفت و نیمه شب فرا رسید، نور شدیدی را مشاهده کردم و گویا درهای آسمان را دیدم که گشوده شد! حضرت آدم، نوح، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، محمَد مصطفی صلی اللَه علیه و آله و سلَم و جبرئیل امین با گروهی از فرشتگان به زمین آمدند، ابتدا" جبرئیل نزدیک صندوق آمد و سر مقدس امام را بیرون آورد و در آغوش گرفت و بوسید و پیامبران نیز چنین کردند، و چون نوبت به رسول خدا (ص) رسید بشدت گریست و پیامبران علیه‏م‌السلام به او تسلیت گفتند، سپس جبرئیل عرض کرد: یا رسول الله! حکم باری تعالی چنین است که هر چه درباره این امت فرمان دهی، اطاعت کنم! اگر خواهی زمین را بلرزانم و همانگونه که با قوم لوط رفتار کردیم، با اینان نیز چنین کنم!

 
پیامبر صلَی اللَه علیه و آله و سلم فرمود: نمی‌خواهم که کیفر اینان در این جهان باشد، که مرا با اینان در پیشگاه عدل خداوندی موقفی دیگر است و در روز رستاخیز با آنان دشمنی خواهم کرد.

 
آنگاه دیدم که فرشتگان بسوی ما هجوم آوردند تا ما را بکشند، من فریاد کردم که: الامان! الامان! یا رسول الله!

 
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «اذهب لا عفر الله لک» «برو که خدا تو را نیامرزد»(58).

 
20 - دمشق

 
به هرحال اهل بیت رسول اکرم (ص) را همراه سرهای نورانی و پاک به طرف «دمشق» آوردند، چون نزدیک دروازه دمشق رسیدند، ام کلثوم علیها السلام، شمر لعنة الله علیه را صدا زد و فرمود: ما را از دروازه‌‏ای وارد دمشق کنید که مردم کمتر اجتماع کرده باشند و سرها را از میان محمل‌ها دور کنید تا نظر مردم به آنان جلب شده به نوامیس رسول خدا (ص) نگاه نکنند.

 
شمر ملعون کاملا" بر خلاف خواست ام کلثوم علیها السلام عمل کرد و کاروان اهل بیت را در روز اول ماه صفر(59) از دروازه ساعات(60) - که برای ورود کاروان تزیین شده بود و مردم زیادی در آنجا اجتماع کرده بودند - وارد شهر دمشق کرد، و اهل بیت عصمت علیه‏م السلام و سرهای مقدس را در این دروازه نگاه داشت تا در معرض تماشای مردم قرار گیرند، سپس آنان را در نزدیکی درب مسجد جامع دمشق، در جایگاهی که اسیران را نگاه می‌‏دارند، نگاه داشت!!(61)

 
در بعضی از نقل‌ها آمده است که: اهل بیت را سه روز در این دروازه نگاه داشتند.

 
1- مشهور بر سر زبان‌ها، زجر بن قیس(با جیم) است ولی صحیح، زحر بن قیس می‏‌باشد.

 
2- بعید نیست همانگونه که عمر بن سعد سر امام حسین علیه‏‌السلام را زودتر از اهل بیت و در همان روز عاشورا به کوفه فرستاد، عبیدالله نیز قبل از اعزام اهل بیت به شام، ابتدا سر، مقدس امام حسین علیه‏‌السلام را به نزد یزید فرستاده و بعد از آن اهل بیت را با سایر سرها روانه شام کرده باشد، همانگونه که از نقل شیخ مفید استفاده می‏‌شود و زندانی کردن اهل بیت که طبری و دیگران نقل آن را تأیید کرده‏‌اند، صحت این مطلب را تأیید می‏‌کند.

 
3- تاریخ طبری 5/232 ؛ ارشاد شیخ مفید 2/118.

 
همچنین نقل شده است که: عبیدالله بن زیاد پس از آنکه سر مبارک امام را برای یزید فرستاد دستور داد تا بانوان و کودکان آن حضرت برای سفر به شام آماده شوند و فرمان داد تا بر گردن علی بن الحسین علیه‏‌السلام زنجیر نهادند و مجفر بن ثعلبه و شمر بن ذی الجوشن را به دنبال آنان روانه کرد، تا رفتند و به آن گروهی که سر امام را برده بودند رسیدند و علی بن الحسین علیه‏‌السلام با کسی سخن نگفت تا به دمشق رسید.

 
(ارشاد شیخ مفید 2/119). و در ضبط ارشاد مجفر بن ثعلبه (با جیم) آمده و در بعضی نقلها مخفر (با خاء) و در بعضی محفر (با حاء) ذکر شده است.

 
و از این نقل چنین استفاده می‌‏شود که سر مقدس امام را عبیدالله قبل از اهل بیت به شام فرستاده است و این همان چیزی است که قبلا نیز بدان اشاره کردیم.

 
منابع:

 
4- الملهوف 71.

 
5- بحار الانوار 45/145.

 
6- منتخب طریحی 2/480.

 
7- قمقام زخار 547.

 
8- آیا امتی که حسین را کشتند امید شفاعت جد او را دارند در روز حساب ؟!».

 
9- بحار الانوار 45/305.

 
10- صواعق المحرقه 192.

 
11- قمقام زخار 544. و مجلسی رحمه الله در بحار 45/236 از طبری نقل کرده است که حاملان سر مقدس امام، در اولین منزل که به شام می‏‌رفتند صدای نوحه فرشتگان را شنیدند: "ای کسانی که به نادانی خود، حسین را کشتید! بشارت باد شما را عذاب و شکنجه؛ همه اهل آسمان شما را نفرین کنند از پیامبر و فرشته و دیگر طوایف؛ شما بر زبان سلیمان و موسی و عیسی صاحب انجیل لعنت شده‏‌اید".

 
12- بی گمان فاطمه علیها السلام در روز محشر خواهد آمد در حالی که پیراهن او به خون حسین آغشته است؛ وای بر کسی که شفیعان او دشمنانش باشند، هنگامی که روز قیامت در صور دمیده شود».

 
13- تکریت بلده‏‌ای است بین بغداد و موصل، به بغداد نزدیکتر است و فاصله آن تا بغداد 30 فرسخ می‏‌باشد و در غرب دجله واقع شده است. (مراصد الاطلاع 1/268).

 
14- حصاصه قریه‏‌ای است نزدیک قصر ابن هبیره و از نواحی کوفه است. (معجم البلدان 2/263).

 
15- از این نقل چنین بر می‏‌آید که حاملان سر از معرفی سر مقدس امام علیه‏‌السلام بیم داشتند، لذا امام علیه‏‌السلام را خارجی یعنی کسی که بر یزید خروج کرده معرفی می‏‌کردند.

 
16- قمقام زخار 2/547.

 
17- مقتل الحسین مقرم 346.

 
18- وادی النخله، مکانی را به این نام در معجم البلدان و دیگر کتب نیافتم، ولی در مراصد الاطلاع موضعی به نام نخلا ذکر کرده است که از نواحی موصل شرقیه نزدیک خازر است و شاید مراد از وادی النخله آن باشد. (مراصد اطلاع 3/1363).

 
19- قمقار زخار 2/548.

 
20- زنان جن از غصه و حزن می‏‌گریند، و برای زنان هاشمی نوحه می‏‌نمایند؛ بر حسین و بزرگی این مصیبت‌ها ندبه می‏‌کنند و بر چهره خود لطمه می‏‌زنند؛ و جامه‏‌های سیاه بعد از لباس‌های کتانی در بر می‏‌کنند».

 
21- بحار الانوار 45/236.

 
22- کحیل: شهری بزرگی بوده در کنار دجله و بالاتر از تکریت و در سمت غربی آن واقع شده است، ولی اکنون اثری از این شهر نیست. (معجم البلدان 4/439).

 
23- جهینه، به ضم جیم: منطق‌ه‏ای است از نواحی موصل که در کنار دجله قرار گرفته و تا موصل یک منزل راه است. (مراصد الاطلاع 1/363).

 
24- موصل: شهر مشهور و قدیمی است که در کنار دجله قرار گرفته و در وسط آن شهر، قبر جرجیس پیامبر است. (مراصد الاطلاع 3/1333.

 
25- وای بر گروهی که بعد از ایمان کافر شدند، آیا گمراهی بعد از هدایت و شک پس از یقین ؟!».

 
26- یتل اعفر، بعضی آن را تل یعفر می‏‌گویند، و آن قلعه‏‌ای است بین سنجار و موصل، و در آن رودخانه‏‌ای جاری است. (مراصد الاطلاع 1/268).

 
27- سنجار: شهر مشهوری است از نواحی جزیره، که در کنار کوهی واقع است و از آنجا تا موصل سه روز راه است و تا نصیبین نیز همین اندازه. (قمقام زخار 551).

 
28- قمقام زخار 548.

 
29- نصیبین: شهر آبادی است از بلاد جزیره، که در مسیر قافله‌هایی که از موصل به شام می‏‌روند قرار گرفته، و از موصل تا بدانجا شش روز راه است. (معجم البلدان 5/288).

 
30- نفس المهموم 426.

 
31- به ستم، ما شهره بین خلائق شویم در حالی که پرودگار جلیل وحی بر جد ما می‏‌فرستاد؛ شما به خدای عرش و پیامبر او کافر شدید گویا که پیامبری در این زمان نیامده است؛ ای بدترین امت! شما را خدای عرش لعنت کند که شما را در زبانه آتش روز معاد فغان و فریادی است».

 
32- قمقام زخار 548.

 
33- عین الورده: شهر مشهوری است از شهرهای جزیره، که بین حران و نصیبین واقع شده است و تا نصیبین 15 فرسخ فاصله دارد، و واقعه عین الورد که بین توابین و شامیان رخ داد، در این منطقه اتفاق افتاده است. (نفس المهموم 566 ؛ معجم البلدان 4/180).

 
34- رقه اسم شهری است مشهور در کنار شط فرات، و از بلاد جزیره محسوب می‏‌شود و تا حران سه روز راه است. (مراصد الاطلاع 2/626).

 
35- جوسق، به مکان‌های بسیاری اطلاق می‏‌شود، قریه بزرگی از توابع بغداد و قریه‏‌ای از قریه‏‌های نهروان و به قریه‏‌ای از نواحی مصر و به قریه‏‌ای از قریه‏‌های ری و به قلعه‏‌ای در ری نیز اطلاق می‏‌شود. (مراصد الاطلاع 1/358).

 
36- بسر - بضم باء و سکون سین - قریه است در شام از اراضی دمشق محسوب می‏‌شود و در آنجا مزاری است که گفته شده قبر یسع است. (مراصد الاطلاع 1/196).

 
37- در معاجم، موضعی را به این عنوان یعنی «دعوات» نیافتم، ولی در کتب، مقتل از آن نام برده شده است.

 
38- ای کاش می‏‌دانستم که شخص خردمندی هست که در ظلمت‌ها بیتوته کند و از سختی‌های زمان زمزمه نماید؛ من فرزند امام هستم، چه شده است که حق من ضایع شود بین این گروه کفار». 39- الدمعة الساکبة 5/65.

 
40- قمقام زخار 2/549.

 
41- قنسرین شهری است در شام بین حلب و حمص واقع شده است، و کوهی در آنجا وجود دارد که می‏‌گویند قبر حضرت صالح پیامبر در آنجاست و در آن آثار پای شتر دیده می‏‌شود. (معجم البلدان 4/403).

 
42- الله غافلا" عما یعمل الظالمون) و بر جانب دیگر آیه (و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون) نفش گردیده است.

 
43- معرة النعمان: موضعی است بین حماة و حلب، و به نام نعمان بن بشیر انصاری نامگذاری شده است چون یکی از فرزندان او در آنجا مدفون است، و گفته شده که قبر یوشع بن نون علیه‏‌السلام در آنجاست، ولی صحیح آن است که قبر او در «نابلس» است. (معجم البلدان 5/165).

 
44- شیزر: منطقه‏‌ای است در شام، که در نزدیکی مغزه قرار دارد و از آنجا تا حماة یک روز راه است. (مراصد الاطلاع 2/826).

 
45- کفر طالب: شهری است بین مغزه و شهر حلب، در منطقه‏‌ای قرار گرفته که آب آشامیدنی آن بوسیله آب باران که در جای مخصوصی جمع‌آوری می‏‌گردد تأمین می‏‌شود. (معجم البلدان 4/470).

 
46- سیبور را با این نام در معاجم بلدان نیافتم ولی مقتل نویسان آن را از جمله منازل بین راه شام ذکر کرده‏‌اند. (ریاض الاحزان 83).

 
47- آل پیامبر بر شتران بی جهاز سوار شوند، و آل مروان سوار بر مرکب‌های نجیب شوند ؟ (الدمعة الساکبة 5/67).

 
48- حماة بن فتح: شهر بزرگ و دارای خیرات زیاد بوده و بازارها و اطراف آن را دیواری محکم احاطه نموده است، فاصله آن تا شهر حمص یک روز راه و تا دمشق برای قافله‏‌ها پنچ روز مسافت بوده است. (معجم البلدان 2/300).

 
49- در ریاض الاحزان از یکی از کتب مقاتل روایت کرده است که مؤلف آن گفته است: به سفر حج رفتم تا به حماة رسیدم، در باغستان‌های آنجا مسجدی بود که آن را «مسجد العین» می‏‌گفتند، وارد مسجد شدم، در یکی از ساختمان‌های آن پرده‏‌ای از دیوار آویخته دیدم، آن را کنار زدم، سنگی دیدم که در دیوار مورب کار گذاشته شده بود و نشانه گردن در آن دیدم! و بر آن خون خشک شده‏‌ای مشاهده کردم، از یکی از خادمان مسجد پرسیدم که: آن سنگ و نشانه گردن و آن خون منجمد چیست ؟! گفت: این سنگ، جای سر مبارک حسین بن علی است که وقتی آن را به دمشق می‏‌بردند، بر این سنگ نهاده بودند. (ریاض الاحزان 83).

 
50- حمص: شهر بزرگی است بین دمشق و حلب، و( درکنارش قعله‌‏ای که بر تلی قرار دارد. و در حمص قبر خالد بن ولید و پسرش عبدالرحمن و عیاض بن غنم است. (مراصد الاطلاع 1/425).

 
51- بعلبک، شهری است قدیمی که تا دمشق سه روز راه است، و در این شهر بناهای عجیب و آثار عظیمی وجود دارد و قصرهایی پر استوانه ازسنگ که در دنیا نظیر ندارد. (مراصد الاطلاع 1/207).

 
52- قمقام زخار 550.

 
53- خداوند عمران و آبادانی آنها را نابود و آب آنها را شیرین نگرداند و دست ستمگران را از سر آنها کوتاه نکند».

 
54- این، همان زمان است که شگفتی‌هایش از نظر بزرگان پایان‏‌پذیر نیست و مصائب آن نامشخص است؛ ای کاش می‏‌دانستم که مشغله‏‌های زمان تا به کجا ما را به دنبال خود می‏‌کشاند و می‏‌بینی که ما او را به خود نمی‌کشانیم؛ ما را بر شتران عریان و بی جهاز در هر شهر و دیاری می‏‌گردانند و کسانی از دنبال، دارندگان مهار شتران را حمایت می‏‌کنند ؛ گویا ما در میان آنان چون اسیران رومیان و گویا آنچه را پیامبر بیان فرموده است، نادرست بود!، وای بر شما، نسبت به رسول خدا کفران پیشه کردید و شمایان به گم کرده راهی می‏‌مانید که راهها را نمی‌شناسد».

 
55- بحار الانوار 45/126.

 
56- واقعه راهب و شمردن زر و گرفتن سر مطهر را در این مرحله می‌‏نویسند و می‏‌گویند: چون این کرامات را دیدند، سخت ترسیدند و با شتاب به حرکت خود ادامه دادند تا به دمشق رسیدند.

 
57- ترتیب منازل بین راه از کوفه تا به شام غالبا از قمقام زخار، با تلخیص نقل کرده‏‌ایم. (قمقام زخار 547).

 
58- الملهوف 72.

 
59- صاحب کتاب کامل بهائی و ابوریحان بیرونی در الاثار الباقیه و کفعمی در مصباح، تاریخ ورود اهل بیت را به شام در روز اول ماه صفر نوشته‌‏اند. (مقتل الحسین مقرم 348).

 
60- وجه تسمیه این دروازه به «باب الساعات» این بوده است که در آنجا صورت حیواناتی را از نحاس درست کرده بودند و نطمی در آن ایجاد شده بود که ساعات روز را تعیین می‏‌کرد. و در مقتل خوارزمی آمده است که: اهل البیت را از باب توما وارد دمشق کرده‏‌اند و آثار دروازه توما هم اکنون در دمشق موجود است. (مقتل الحسین مقرم 348).

 
61- الملهوف 73.

 
کتاب قصّه کربلا،‏ علی نظری‏ منفرد‏

18برادر امام حسین(ع) که در کربلا شهید شدند


در نهضت کربلا در میان انسان‌های کمال‌خواه، وارسته و بی بدیل که راه سعادت برگزیدند و در رکاب امام زمانشان در جنگ حق علیه باطل عاشقانه جنگیدند و به شهادت رسیدند، تنی چند از پسران امیرمؤمنان(ع) بودند که در منابع تاریخی تعداد شهدای کربلا که از طرف پدر با امام حسین(ع) نسبت برادری داشتند، 18 تن ذکر شده است.
به گزارش مشرق به نقل از ایسنا، آنان بدون این‌که اکراهی برای همراهی سیدالشهداء(ع) داشته باشند؛ با آگاهی از سرنوشت خویش که آن حضرت از آن خبر داده بود، همراهی حق و حقیقت را بر زندگی ذلت بار و تحت ستم بنی امیه ترجیح دادند و در عاشورای خونین به چشمه حقیقت پیوستند.

در این نوشتار به اسامی و زندگینامه مختصری از شهدای کربلا که از طرف پدر با امام حسین علیه السلام نسبت برادری داشتند اشاره می‌کنیم تا این الگوها و انسان‌های برتر، شناخته شده و به دیگران شناسانده شوند.

الف: پسران شهید علی علیه السلام از ام‌البنین علیها السلام

فرزندان علی علیه السلام که از آن بانوی مکرمه در رکاب امامشان - سیدالشهداء- به شهادت رسیدند عبارتند از:

1- عبدالله بن علی(ع)

از وی با نام عبدالله اکبر(1) و با کنیه ابومحمد(2) یاد شده است. بنابر قول مشهور، نام مادرش «ام البنین» دختر حزام ذکر شده است.(3)

بنابر گزارش‌هایی، عبدالله از برادرش عباس - که گفته شده در سن 34 سالگی به شهادت رسید(4) - هشت سال کوچکتر، اما از دیگر برادرانش بزرگ‌تر بوده است.(5) بر این اساس او شش سال با پدر بزرگوارش زندگی کرد. درباره حضورش در کربلا و شهادتش تردید چندانی وجود ندارد؛ چنان که ابن سعد، این قتبیه، طبری، ابوالفرج، خوارزمی، شیخ طوسی و کسان بسیاری او را از شهداء قلمداد کرده‌اند.(6)

2- جعفر بن علی (ع)

برخی از او به ابوجعفر الاکبر تعبیر نموده(7) و کنیه‌اش را ابوعبدالله ضبط کرده‌اند.(8) امام علی علیه السلام به واسطه علاقه زیادی که به برادرش جعفر بن ابی طالب داشت، نام این فرزند را با او هم نام کرد.(9) وی از برادرش عثمان که او نیز از شهدای کربلاست دو سال کوچک‌تر بوده است.(10)

بسیاری از مورخان و ارباب مقاتل و تراجم، چون: یعقوبی، ابن سعد، ابوالفرج و شیخ طوسی او را از شهداء قلمداد کرده(11) و شهادتش را پس از عبدالله دانسته‌اند.(12)

مرحوم شیخ مفید نوشته است: غروب روز تاسوعا هنگامی که «شمر» امان نامه برای فرزندان «ام البنین» آورد، جعفر نیز همراه عباس بود و امان نامه را رد کرد.(13)

3- عثمان بن علی (ع)

مقریزی از وی با نام عثمان الاکبر(14) و برخی با کنیه ابوعمرو(15) یاد کرده‌اند. از علی علیه السلام روایت شده که درباره نام‌گذاری پسرش عثمان فرموده است: من او را به نام برادرم « عثمان بن مظعون» نام گذاری کردم.(16)

گویند تولدش بعد از جعفر روی داد.(17) برخی فاصله سنی او با عبدالله را دو سال(18) و بعضی دیگر چهار سال ذکر کرده‌اند.(19)

هر چند مورخانی چون مسعودی از او نام نبرده‌اند، اما در منابع معتبر دیگر، عثمان از شهدای کربلا قلمداد شده است؛ چنان که ابن سعد، ابن اعثم و طبری و ... از شهادتش خبر داده‌اند.(20)

4- عباس بن علی(ع)

از او تعبیر به عباس الاکبر(21) و با کنیه ابوالفضل یاد شده است.(22) مشهور سال تولدش را چهارمین روز از شعبان سال 26 دانسته‌اند.(23)

وی بزرگ‌ترین فرزند علی علیه السلام از ام البنین و آخرین شهید از میان برادران تنی‌اش(24) و تنها فرزند آن بانوی مکرمه است که دنباله داشته و میراث برادرانش به فرزندان او رسید.(25)

القاب مشهور آن حضرت: سقا، ابوقربه، قمر بنی هاشم(26)، بطل العلقمی، حامل اللواء، الطیار، باب الحوائج، کبش الکتیبه گزارش شده است. مامقانی برای وی 16 لقب برشمرده است.(27)

وی به هنگام شهادت پدر بزرگوارش 14 سال داشت، و نیز در نبرد صفین حاضر بود. اما پدر بزرگوارش به او اجازه نبرد نداد.(28) او همه جا با حسین بود و هر سو که آن حضرت می‌رفت، عباس نیز روان می‌شد تا وقتی که به شهادت رسید.(29)

ب: پسران شهید علی علیه السلام از دیگر زنان

5- محمد بن علی (ع)

وی معروف به محمد اصغر است.(30) در نام مادر وی و نیز در این که مادرش کنیز بوده یا آزاد گزارش همسانی ندارند: کلبی، ابن سعد، طبری و شیخ طوسی مادرش را کنیز معرفی کرده و از وی نام نبرده‌اند.(31) در مقابل، بلاذری در عین حال که از کنیز بودن وی سخن گفته، نامش را «ورهاء» ضبط کرده است.(32)

در منابع دیگر از این بانو به عنوان آزاد یاد شده است. یعقوبی نامش را «امامه» دختر ابی العاص - نوه پیامبر صلی الله علیه و آله از دخترش زینب ذکر کرده است.(33)

هر چند عده‌ای از حضور وی در کربلا سخن نگفته و در آن تردید کرده‌اند، منابع بسیاری وی را از شهدای کربلا بر شمرده‌اند، چنان که نامش هم در منابع اهل سنت و هم شیعه به عنوان «شهید» ذکر شده است.(34) ابن شهر آشوب در عین حال که از حضور محمد در کربلا خبر داده، متذکر شده است که او به دلیل بیماری به شهادت نرسید.(35)

6- ابوبکر بن علی (ع)

نام اصلی او مشخص نیست: برخی نامش را عبدالله(36)، عده‌ای عبیدالله(37) و بعضی نیز محمد اصغر دانسته‌اند.(38)

قول مشهور، نام مادرش را «لیلی» دختر مسعود نهشلی ذکر کرده‌اند.(39) در مقابل برخی مادرش را ام البنین دختر حزام کلبی(40) دانسته‌اند.

منابع بسیاری او را از شهداء بر شمرده‌اند(41) ، با این وجود برخی، چون: طبری ابوالفرج، و ابن شهر آشوب در شهادت او تردید کرده‌اند.(42)

شیخ مفید نیز نامش را در ردیف شهدای کربلا آورده، اما در شمارش اولاد علی علیه‌السلام ابوبکر را کنیه محمد اصغر دانسته است.(43)

7- ابراهیم بن علی(ع)

ابن قتیبه، ابن عبد ربه و منابع بسیاری، از حضور ابراهیم در کربلا و شهادتش خبر داده‌اند.(44) بنا به نوشته ابوالفرج، در منابع انساب ذکری از وی به میان نیامده است. در عین حال او از محمد بن علی بن حمزه نقل کرده است که ابراهیم در روز «طف» به شهادت رسید. همو و برخی دیگر، مادرش را کنیز دانسته‌اند.(45)

8- عمر بن علی(ع)

برخی از او نام عمر اکبر(46) و کنیه ابوالقاسم یا ابوحفص(47) یاد کرده‌اند. نام مادرش نیز به اختلاف گزارش شده است.

ابن سعد و یعقوبی نام مادرش را صهبا «ام حبیب» دختر ربیعه تغلبی دانسته و آورده‌اند که این زن را خالد بن ولید در عین التمر به اسارت گرفت و به مدینه آورد، اما این که در چه سالی امیرمومنان علیه‌السلام با او ازدواج کرد اطلاعی در دست نیست.(48)

برخی دیگر، نام مادرش را لیلی دختر مسعود دارمی دانسته‌اند. بلاذری نوشته است که عمر بن خطاب او را هم نام خود کرد و به او غلامی بخشید.(49) فخررازی عمر را کوچکترین فرزند علی علیه السلام دانسته است.(50)

در خصوص حضور وی در کربلا میان ارباب مقاتل و تراجم اتفاق نظر وجود ندارد: خوارزمی، ابن شهر آشوب، مامقانی و برخی دیگر او را از شهداء قلمداد کرده‌اند. (51)

ج: شهدای منسوب به امام علی(ع)

9- عبیدالله بن علی(ع)

طبری نام مادرش را «لیلی» بنت مسعود نهشلی ذکر کرده و نوشته است که به گمان هشام بن محمد او در «طف» به شهادت رسیده است.(52) ابوالفرج نیز از ابوبکر بن عبیدالله طلحی روایت کرده که وی در کربلا به شهادت رسیده، اما خود این قول را اشتباه دانسته است. وی و برخی مورخان دیگر بر این باورند که یاران مختار، عبیدالله را در روز «مزار» کشته‌اند.(53)

قول مشهور، نام مادرش را «لیلی» دختر مسعود نهشلی ذکر کرده(54)، اما خلیفه مادرش را «رباب» دختر امریء القیس کلبی ضبط کرده است.(55)

کسانی چون خلیفه، شیخ مفید، طبری و برخی دیگر از شهادت وی خبر داده‌اند.(56)

10- عباس اصغر

ابن حزم و عمری نام مادرش را صهبا تغلبی، خلیفه، «لبابه» دختر عبیدالله بن عباس دانتسه‌اند.(57)

در برخی منابع آمده است که او شب عاشورا در طلب آب روان شد و در شریعه فرات به قتل رسید.(58)

11- محمد اوسط بن علی (ع)

قول مشهور، نام مادر وی را « امامه» دختر ابی العاص (نوه دختری پیامبر صلی الله علیه و آله) دانسته است که علی علیه‌السلام به سفارش حضرت فاطمه علیها السلام با او ازدواج کرد.(59)

بیشتر منابع وی را از شهدای کربلا به شمار نیاورده، اما برخی او را ملازم رکاب امام حسین علیه‌السلام دانسته‌اند که روز عاشورا پس از کسب اجازه از آن حضرت به نبرد با دشمنان پرداخت و پس از کشتن جمعی از آنها، لشکریان ابن زیاد او را احاطه و اسبش را پی نمودند و وی را به شهادت رساندند.(60)

12- عون بن علی (ع)

مادرش اسماء دختر عمیس خثعمی است که بسیاری از مورخان و صاحبان تراجم او را از پسران امام علی از «اسماء» دانسته‌اند.(61)

بیشتر منابع درباره حضورش در کربلا سکوت کرده‌اند. با این حال، برخی از منابع - به خصوص متأخران - عون را از شهدای کربلا قلمداد کرده‌اند.

این دسته از منابع آورده‌اند که وی همراه امام حسین علیه‌السلام ار مدینه به کربلا آمد.(62)

13- عتیق بن علی (ع)

نام مادرش معلوم نیست، برخی مادرش را کنیز دانسته‌اند.(63) افرادی چون ابن عماد خنبلی، دیاربکری، ذهبی و مظفر به شهادت او تصریح کرده‌اند.(64) این در حالی است که در منابع متقدم، نامی از وی به میان نیامده است.

14- جعفر الاصغر

هر چند نصی درباره شهادت او وجود ندارد؛ با این حال مظفر به گمان قوی او را از شهدای کربلا قلمداد کرده است. زیرا وی معتقد است آن تعداد از فرزندان ذکور علی علیه‌السلام که در کربلا نبوده‌اند، به عدم حضورشان اشاره شده است؛ مثلاً آمده است: محسن سقط شد و محمد بن حنفیه در مدینه ماند.(65) ضمن آن که امیرمومنان فرزندی به نام جعفر الاصغر داشته است.(66)

15- عبدالرحمن

برخی ، به همان استدلال پیش او را از شهداء به شمار آورده‌اند.(67) گفته شده مادر وی کنیز بوده، اما اطلاعات دیگری از وی ارائه نشده است.(68)

16- عبدالله الاصغر

نامش به عنوان شهید در برخی منابع متقدم آمده است. در اعیان الشیعه و برخی منابع دیگر نیز از وی یاد شده و آمده است که او پس از شهادت فرزندان امام حسن علیه السلام به میدان شتافت و پس از کشتن تعدادی از سپاه دشمن به دست زجر بن قیس به شهادت رسید.(69)

17- قاسم بن علی (ع)

ابن شهر آشوب وی را از شهدای کربلا دانسته است.

18- یحیی بن علی (ع)

نام مادرش «اسماء» دختر عمیس دانسته شده است.(70) برخی منابع از شهادت او در کربلا گزارش داده و آورده‌اند که سر بریده‌اش را عمیر بن حجاج کندی حمل می‌کرده است.(71) در مقابل گزارش‌هایی دال بر وفات یحیی در زمان پدرش علی علیه‌السلام در برخی منابع انعکاس یافته است.(72)

پی نوشت‌ها:

1- المجدی/ ص 15.

2 - المجدی/ ص 15.

3 - الطبقات/ ج3/ ص 14.

4- لباب الانساب/ج1/ ص 307.

5- مقاتل الطالبین/ ص 82.

6 - الطبقات الکبری/ج3/ص 14؛ المعارف/ ص 88؛ تاریخ طبری/ج5 / ص 153؛ مقاتل الطالبین/ ص 82؛ و رجال طوسی/ ص 86.

7 - الطبقات الکبری /ج3/ ص 14؛ انساب الاشراف/ج2/ ص 412.

8 - المجدی/ ص 15.

9 - ابصار العین / ص 35.

10 - همان / ص 35.

11 - الطبقات الکبری/ ج3/ ص14؛ تاریخ یعقوبی /ج2/ ص 21 و الاصیلی/ ص 58.

12 - ابن اعثم/ الفتوح / ج 5/ ص 207؛ تاریخ طبری/ج5/ ص 153.

13 - الارشاد/ج2/ ص 89.

14 - مقریزی/ اتعاظ الحنفاء، تحقیق جمال الدین سیال/ ص 6.

15 - المجدی/ ص 15.

16 - مقاتل الطالبین/ ص 84.

17 - ریاحین الشریعه/ج3/ص 292 – 293.

18 - ابصار العین/ ص 34 و انصار الحسین/ ص 68.

19 - بحرالعلوم/ مقتل الحسین/ ص 315.

20 - الطبقات الکبری/ج3/ ص 14؛ تاریخ یعقوبی/ج2/ ص 213 و اخبارالطوال/ ص 257.

21 - انساب الاشراف/ج2/ ص 413.

22 - مقاتل الطالبین/ ص 84.

23 - فرسان الهیجاء/ج1/ ص 187.

24 - مقاتل الطالبین/ ص 84.

25 - انساب الارشراف/ج2/ ص 504.

26 - مقاتل الطالبین/ ص 84.

27 - تنقیح المقال/ ج2 / ص 128.

28 - اعیان الشیعه/ ج 7 / ص 429.

29 - اخبار الطوال ص 257.

30 - الطبقات الکبری/ ج 3/ ص 14.

31 - جمهره النسب/ ج1 / ص 13.

32 - انساب الاشراف / ج2/ ص 413.

33 - تاریخ یعقوبی /ج2 / ص 213.

34 - الطبقات الکبری/ ج3 / ص 14.

35 - مناقب / ج4/ ص 122.

36 - ابن اعثم/ الفتوح/ ج 5.

37 - وسیله الدارین/ ص 255.

38 - التنبیه و الاشراف/ ص 275.

39 - الطبقات الکبری/ ج3/ ص 14.

40 - الامامه و السیاسه / ج2/ ص 6.

41 - تاریخ خلیفه/ ص 145.

42 - تاریخ طبری/ ج5/ ص 154؛ مناقب/ ج4/ ص 122؛ و مقاتل الطالبین/ ص 86.

43 - الارشاد/ ج1/ ص 355.

44 - الامامه و السیاسه/ ج2 / ص 6؛ عقد الفرید/ ج5 / ص 136؛ مناقب/ ج4/ ص 112؛ و مقتل الحسین/ ج3/ ص 47.

45 - مقاتل الطالبین/ ص 787؛ الامامه و السیاسه /ج2 / ص 7؛ و مناقب / ج 4/ ص 122.

46 - الطبقات الکبری/ ج3/ ص 14.

47 - المجدی/ ص 15.

48 - الطبقات الکبری/ ج3/ ص 114.

49 - جمل من انساب الاشراف/ ج2/ ص 413.

50 - الشجره المبارکه/ ص 189.

51 -مقتل الحسین / ج2/ ص 28.

52 -تاریخ طبری/ ج5/ ص 153 و 154.

53 - الطبقات الکبری/ ج5/ ص 88 و 89.

54 - الطبقات الکبری/ ج5/ ص 88.

55 - تاریخ خلیفه/ ص 145.

56 - تاریخ خلیفه/ ص 145؛ الارشاد/ ج1 / ص 354.

57 - اتعاظ الحنفاء/ ص 7.

58 - وسیله الدارین / ص 262.

59 - الطبقات الکبری / ج3/ ص 14.

60 - تنقیح المقال / ج3/ ص 83.

61 - الطبقات الکبری/ ج3/ ص14.

62 - ذخیره الدارین / ص 166.

63 - الامامه و السیاسه / ج2 / ص 6.

64 - بطل العلقمی / ج3 / ص 530.

65 - بطل العلقمی/ ج3 / ص 514.

66 - المجدی / ص 12.

67 - بطل العلقمی /ج3/ ص 530 و 531.

68 - المجدی / ص 12.

69 - مناقب/ ج4/ ص 122.

70 - المجدی/ ص 12.

71 -اسرارالشهاده / ج3/ ص 475.

72 - لباب الانساب/ ج1/ ص 332.

کتاب نامه

1- ابن اعثم کوفی، الفتوح، تحقیق علی شیری، ج5، چاپ دوم: بیروت دارالاضواء، 11411ق.

2- مقریزی، احمد بن علی، اتعاذ الحنفاء باخبار الائمه، تحقیق جمالالدین سیال، چاپ دوم: قاهره، لجنه التراث الاسلامی، 416 ق، 1996م.

3- ابن حزم، جمهره انساب العرب، چاپ اول: بیروت، دارالکتب العلمیه، 1403.

4- ابن سعد،الطبقات الکبری، تحقیق عبدالقادر عطاء، ج3، چاپ دوم: بیروت، دارالکتب العلمیه، 1418 ق.

5- ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج4، چاپ دوم: بیروت دارالاضواء، 1412 ق.

6- ابن فندق، لباب الانساب، تحقیق مهدی رجایی و محمود مرعشی، ج 1، چاپ اول، نشر کتابخانه آیت‌الله مرعشی.

7- اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبین، شرح و تحقیق سید احمد صقر، بیروت، دارالمعرفه.

8- عمری المجدی فی انساب الاطلبیین، تحقیق احمد مهدوی دامغانی، چاپ اول، نشر کتابخانه آیت الله مرعشی.

9- بلاذری، جمل من انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و زرکلی، ج2، چاپ اول: بیروت دارالفکر، 1417 ق.

10- خلیفه بن خیاط، تاریخ خلیفه، چاپ اول، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1415 ق.

11- دینوری، ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، تحقیق علی شیری، ج 2، چاپ اول، بیروت دارالاضواء، 1410 ق.

12- المعارف، تحقیق ثروت عکاشه، چاپ ششم، الهیند المصریه العامه للکتاب.

13- دینوری، ابوحنیفیه، اخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر، چاپ اول: قاهره، منشورات الشریف الرضی. 1960 م.

14- سماوی، محمد؛، ابصار العین، قم، افست مکتبه بصیرتی.

15- شیخ طوسی، رجال، چاپ اول، نجف ، المکتبه الحیدریه، 1380 ق.

16- شیخ مفید، الارشاد، تحقیق موسسه آل البیت، ج1، چاپ اول، قم ، انتشارات الموتمر العالمی، 1413 ق.

17- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج5، بیروت.

18- کلبی، جمهره النسب، ج1، چاپ اول، بیروت، عالم الکتب، 1407ق.

19- محلاتی، ذبیح الله، فرسان الهیجاء، ج1، چاپ دوم، مرکز نشر کتاب، 1390 ق.

20- مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، ترجمه ابوالقاسم پاینده، چاپ دوم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1365.

21- یعقوبی، احمد بن واضح، تاریح یعقوبی، ج2، چاپ ششم، بیروت، دارصادر، 1415 ق.

22- مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، نجف، مطبع المرتضویه، 1352ق.

23- موسوی زنجانی، سید ابراهیم، وسیله الدارین، چاپ دوم، بیروت ، موسسه الاعلمی للمطبوعات 402 ق. 1982 م.

24- ابومخنف، مقتل الحسین، چاپ دوم، ق، منشورات رضی، مطبعه امیر، 1362.

*تحقیقی از مهدی مؤذن برگرفته از سایت راسخون

آخرین توصیه شهید فروزنده به همرزمش

شهید فروزنده چند ساعت قبل از ‌شهادتش در تماس تلفنی با من، ‌تأکید بر برگزاری باشکوه مراسم زیارت عاشورا داشت.
رسا : امیر سرتیپ ولیزاده، جانشین و همرزم شهید امیر فروزنده، فرمانده لشکر 21 حمزه آذربایجان، اظهار داشت: شهید فروزنده، فرماندهی جانیاز و شجاع بود که تمام دوره های آموزش نظامی از جمله تکاوری و چتربازی را با عالی‌ترین نمرات به پایان رساند.

وی ادامه داد: این شهید بزرگوار در کنار مسائل نظامی، از لحاظ علمی نیز ممتاز بود و درجه دکترا را کسب کرده بود که همواره الگویی برای نیروهای نظامی منطقه شمال غرب کشور به شمار می رفت.

همرزم شهید فروزنده تصریح کرد: بنده بیش از سی سال شهید فروزنده و خانواده اش آشنایی دارم و از نزدیک شاهد دلاوری های فرمانده ارشد نظامی نزاجا در شمال غرب کشور بوده ام.

سرتیپ ولیزاده با اشاره به خاطره ای از شهید فروزنده در دوران دفاع مقدس خاطر نشان کرد: در عملیات نصر 6 که بنده مجروح شده بودم، شهید فروزنده به ملاقات بنده آمد و روایتی از چگونگی آزادیش از دست نیروهای بعثی تعریف کرد.

وی گفت: ماجرا از این قرار بود که پس از عملیات نصر 6 نیروهای بعثی، منطقه ای را تصرف کرده بودند که شهید فروزنده نیز در آن محل مجروح افتاده بود، وقتی عراقی ها برای اطمینان از نیروهای ایرانی منطقه را بازرسی می کردند، سرتیپ فروزنده خود را به حالت مرگ زده بود و پس از بازرسی متجاوزان، از بیراهه های مختلف بعد از 48 ساعت خود را به اولین آبادی ایران رسانید.

ولیزاده تصریح کرد: این ماجرا نشان از اوج شجاعت و زیرکی و چالاکی شهید فروزنده داشت، البته جراحات وی در دوران جنگ تحمیلی مانعی برای رشادت هایش نبود و همواره در خط مقدم مقابله با دشمنان نظام اسلامی قرار داشت.

جانشین و همرزم شهید امیر فروزنده با اشاره به آخرین تماس فرمانده لشکر 21 حمزه آذربایجان گفت: شهید فروزنده ساعتی به شهادتش مانده با این جانب تماس گرفت و تاکید بر برگزاری باشکوه مراسم زیارت عاشورا داشت و سفارش کرد که آش رشته برای نیروهای لشکر فراهم شود.

ولیزاده با تأکید بر این‌که شهید فروزنده در ولایت‌مداری نیز نمونه بود، گفت: در آخرین رزمایش ارتش، وقتی فرماندهان ارشد از سرتیپ فروزنده سؤال می کنند که اگر تمام نیروها حمایتشان را از شما سلب و تانک ها و بالگردها پشتیبانی نکنند، در مقابل دشمن چه خواهی کرد، پاسخ داد؛ من با غیرت آذری و حسینی خود با دستان خالی مقابل دشمن می ایستم، مگر من مرده باشم که دشمن به ایران اسلامی تجاوز کند.

ویژگی‌های امیر سرتیپ شهید فروزنده به روایت مادرش

http://bpsb.ir/sites/default/files/15835-61032_0.jpg?1354336178

« صفیه رفعتی»، مادر امیر سرتیپ شهید رحمان فروزنده با اشاره به ویژگی‌های بارز شخصیتی فرزندش اظهار کرد: او با اقتدا به امام حسین (ع)، همواره سیره ائمه‌اطهار (ع) را در زندگی‌اش جاری ساخته بود و با قرآن ‌کریم انس و الفتی دیرینه داشت.

وی گام برداشتن در خط ولایت و امامت را از خصایص ارزشمند و گران‌قدر شهید فروزنده عنوان کرد و گفت: این اصل عقیدتی از اصول لایتغیر زندگی‌اش بود و سرانجام نیز در راه پای‌بندی به این پیمان جانش را تقدیم کرد.

رفعتی خاطرنشان کرد: روحیه تلاش، مجاهدت و ایثار، از این امیر اسلام، چهره‌ای بسیجی ساخته و تحسین همگان را برانگیخته بود. کسی که بر پاسداری از انقلاب و دستاوردهای آن تاکید ویژه داشت و تمام عمر خویش را بر سر این اعتقاد گذاشت. همین ویژگی‌های ارزنده باید سرلوحه پیشروان راه شهدا قرار گیرد چرا که ایشان برای پاسداری از ارزش‌های نظام از هیچ کوششی دریغ نکرد.

وی با بیان اینکه شهید فروزنده اهل تجمل و بهانه‌گیری نبود، ابراز کرد: همواره در منش، رفتار و مسلک خویش به تأسی از اهل‌بیت (ع) آراسته به فضایل اخلاقی بود.

ویژه نامه آسیب های آخرالزمانی


 

مقالات ویژه نامه
 
 

اندیشه مهدویت و آسیب ها(1)مقوله مهم مهدویت، به دلیل اثرات بسیار حیاتبخش و بهجت‏زایی که دارد؛ در معرض خطرات و آسیب‏هایی است. نوشتار حاضر بدنبال طرح برخی آسیب‏ها، با ذکر پیامدها و خاستگاه هر یک بوده ...

 
 

اندیشه مهدویت و آسیب ها(2) یکی دیگر از انحرافات در مقوله مهدویت، پرداختن به مباحثی است که هیچ ثمره‏ای ندارد. در روایت آمده است: ((‏فاغلقوا ابواب السؤال عما لایعنیکم[25]؛ از آنچه ثمره‏ای برایتان ندارد، بیهوده نپرسید))...

 
 

اندیشه مهدویت و آسیب ها(3)از آسیب‏هایی که در عصر غیبت برای منتظران اتفاق می‏افتد، مدعیانی هستند که بی‏دلیل یا به ساده‏ترین اتفاق، ادعای ملاقات می‏کنند، یا کسانی که تمام وظیفه خویش را رسیدن به دیدار حضرت می‏پندارند ...

 
 

آسیب شناسی فرهنگ انتظار و مهدی‌باوریاین نوشتار در پی بررسی آسیب‌شناسی فرهنگ انتظار و مهدی‌باوری است. آنچه که در این تحقیق ابتدا ارائه می‌گردد، مفهوم آسیب‌شناسی در مهدویت، پیشینه و خاستگاه خرافات و راهیابی آن در مهدویت است....

 
 

آسیب های سیاسی ،اجتماعی فرهنگ انتظار اگر مفاهیم صحیح واقعی واژه‏ها درک شود، اشتباهات و سوء تفاهماتی که در شناخت مذهب و اهداف آن برای عده‏ای پیش آمده یا می‏آید، مرتفع و اهداف واقعی مکتب، روشن می‏شود. ...

 
 

مهدی ستیزی(1) با تحقیق در طول تاریخ و بررسی حوادث گوناگون در بستر ادیان الهی و آسیب‌شناسی علل تحریف، شکست و متروک ماندن ادیان الهی به این واقعیت پی می‌بریم که همواره میان هدایت بشر به ...

 
 

مهدی ستیزی(2)علمای یهود که توانسته بودند در طول تاریخ با تحریف مفاهیم و مبانی الهی تورات، آن را مطابق با اهداف و امیال خود شکل دهند، پس از پیامبران بزرگی چون حضرت موسی علیه السلام، ...

 
 

مهدی ستیزی(3)با داشتن کمی درایت سیاسی و دشمن شناسی درمی‌یابیم که روند جاری تبلیغات غرب که از طریق کانالهای ماهواره‌ای و شبکه‌های اینترنتی و فیلمهای هالیوودی پیش می‌رود...

 
 

مهدی‏انکاری، انتظارستیزیبا داشتن کمی درایت سیاسی و دشمن شناسی درمی‌یابیم که روند جاری تبلیغات غرب که از طریق کانالهای ماهواره‌ای و شبکه‌های اینترنتی و فیلمهای هالیوودی پیش می‌رود...

 
 

جنبش سیاسی بابیه و آموزه‌های مهدویتهر مکتب و یا آموزه عقیدتی، به مقداری که ظرفیت اصلاح مردم و ایجاد تحولات مثبت در جامعه را داشته باشد، به همان میزان می‌تواند زمینه سوء استفاده راهزنان و فرصت طلبان را داشته باشد....

 
 

آسیب شناسی فرهنگ انتظار و مهدی‌باوریاین نوشتار در پی بررسی آسیب‌شناسی فرهنگ انتظار و مهدی‌باوری است. آنچه که در این تحقیق ابتدا ارائه می‌گردد، مفهوم آسیب‌شناسی در مهدویت، پیشینه و خاستگاه خرافات و راهیابی آن در مهدویت است....

 
 

آسیب های معارف مهدویتهر امر مهمی به نسبت اهمیّتش، در معرض خطرها و آسیب‌هایی است، معارف مهم مهدویّت نیز از این قاعده مستثنی نیست، و اندیشه‌ی مهدوی نیز چون هر اندیشه و فرهنگی آفت‌ها و آسیب‌هایی دارد ...

تحلیل‌ نقش‌ حضرت‌زینب در بیانات رهبرانقلاب


 به گزارش حسینیه 598 به نقل از خبرگزاری دانشجو، روزهای محرم گذشت و به غروب عاشورا رسید؛ زمانی که دیگر مردی در کاروان کربائیان نبود مگر امام سجاد(ع) که ایشان هم بیمار بودند؛ یعنی همه کارهای بعد از عصر عاشورا بر عهده حضرت زینب بود.

ارزش و عظمت زینب کبری، به خاطر موضوع و حرکت عظیم انسانی و اسلامی او بر اساس تکلیف الهی است. کار او، تصمیم او، نوع حرکت او، به او این طور عظمت بخشید.


زینب کبری اولا: موقعیت را شناخت، هم موقعیت قبل از رفتن امام حسین به کربلا، هم موقعیت لحظات بحرانی روز عاشورا، هم موقعی تحوادث کشنده بعد از شهادت. ثانیا طبق هر موقعیت یک انتخاب کرد. این انتخاب‌ها زینب را ساخت.


عامل پیروزی خون بر شمشیر زینب بود

بعد از شهادت حسین بن علی که دنیا ظلمانی شد و دل‌ها و جان ها و آفاق عالم تاریک گردید، این زن بزرگ یک نور شد و درخشید. عاشورا بدون زینب کبری آن حادثه تاریخی ماندنی نمی شد. شخصیت زینب در این حادثه آنچنان بارز است که انسان احساس می کند یک حسین دوم است در پوشش یک زن، در لباس دختر علی.


اینکه در عاشورا، خون بر شمشیر پیروز شد، عامل این پیروزی زینب بود، والا خون در کربلا تمام می شد. چیری که باعث شد این شکست نظامی ظاهری، تبدیل به یک پیروزی قطعی دائمی شود، عبارت بود از: منش زینب کبری.

زینب کبری الگو است؛ الگو برای همه مردان و زنان بزرگ عالم. انقلاب نبوی و انقلاب علوی را آسیب شناسی می‌کند و می گوید: شما نتوانستید در فتنه، حق را تشخیص دهید؛ نتوانستید به وظیفه تان عمل کنید؛ نتیجه این شد که جگر گوشه پیغمر بر روی نیزه رفت، عظمت زینب را اینجا می‌توان فهمید.

در همین راستا و برای شناخت مصائب وارد بر حضرت زینب و تحلیل نقش و جایگاه این بانوی بزرگ از نگاه رهبری انقلاب کمک می‌گیریم.


عظمتى که حضرت زینب در چشم ملت‌هاى اسلامى دارد، از چیست؟

زینب کبرى‌ یک زن بزرگ است. عظمتى که این زن بزرگ در چشم ملت‌هاى اسلامى دارد، از چیست؟ نمى‌شود گفت به خاطر این است که دختر على‌بن‌ابى‌طالب(علیه‌السّلام)، یا خواهر حسین‌بن‌على و حسن‌بن‌على(علیهماالسّلام) است. نسبت‌ها هرگز نمى‌توانند چنین عظمتى را خلق کنند. همه ائمه ما، دختران و مادران و خواهرانى داشتند؛ اما کو یک نفر مثل زینب کبرى‌؟

ارزش و عظمت زینب کبرى‌، به خاطر موضع و حرکت عظیم انسانى و اسلامى او بر اساس تکلیف الهى است. کار او، تصمیم او، نوع حرکت او، به او این‌طور عظمت بخشید. هر کس چنین کارى بکند، ولو دختر امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) هم نباشد، عظمت پیدا مى‌کند. بخش عمده این عظمت از این‌جاست که اولاً موقعیت را شناخت؛ هم موقعیت قبل از رفتن امام حسین(علیه‌السّلام) به کربلا، هم موقعیت لحظات بحرانى روز عاشورا، هم موقعیت حوادث کشنده بعد از شهادت امام حسین را؛ و ثانیاً طبق هر موقعیت، یک انتخاب کرد. این انتخاب‌ها زینب را ساخت.

تصمیمی که حتی چهره‌های نامدار صدر اسلام در آن ماندند و نفهمیدند چه باید بکنند

قبل از حرکت به کربلا، بزرگانى مثل ابن‌عباس و ابن‌جعفر و چهره‌هاى نامدار صدر اسلام، که ادعاى فقاهت و شهامت و ریاست و آقازادگى و امثال اینها را داشتند، گیج شدند و نفهمیدند چه‌کار باید بکنند؛ ولى زینب کبرى‌ گیج نشد و فهمید که باید این راه را برود و امام خود را تنها نگذارد؛ و رفت. نه این‌که نمى‌فهمید راه سختى است؛ او بهتر از دیگران حس مى‌کرد. او یک زن بود؛ زنى که براى مأموریت، از شوهر و خانواده‌اش جدا مى‌شود؛ و به همین دلیل هم بود که بچه‌هاى خردسال و نوباوگان خود را هم به همراه برد؛ حس مى‌کرد که حادثه چگونه است.

در آن ساعت‌هاى بحرانى که قوی‌ترین انسانها نمى‌توانند بفهمند چه باید بکنند، او فهمید و امام خود را پشتیبانى کرد و او را براى شهید شدن تجهیز نمود. بعد از شهادت حسین‌بن‌على هم که دنیا ظلمانى شد و دل‌ها و جان‌ها و آفاق عالم تاریک گردید، این زن بزرگ یک نورى شد و درخشید. زینب به جایى رسید که فقط والاترین انسانهاى تاریخ بشریت - یعنى پیامبران - مى‌توانند به آن‌جا برسند. (1)

عاشورا بدون زینب کبری آن حادثه تاریخی ماندنی نمی‌شد

واقعا کربلا بدون زینب،‌ کربلا نبود. عاشورا بدون زینب کبری آن حادثه تاریخی ماندنی نمی‌شد. آن چنان شخصیت دختر علی (ع) در این حادثه از اول تا آخر، ‌بارز و آشکار است که انسان احساس می‌کند یک حسینِ دوم است در پوشش یک زن،‌ در لباس دختر علی. غیر از اینکه اگر زینب نیود بعد از عاشورا چه می‌شد، شاید امام سجاد هم کشته می‌شد،‌ شاید پیام امام حسین به هیچ کس نمی‌رسید. ...

دو بار اضطراب حضرت زینب

دو بار زینب احساس اضطراب کرد و به امام حسین این اضطراب را ذکر کرد. یک بار در یکی از منازل بود، بعد از ماجرای خبر شهادت جناب مسلم که حضرت آمدند و چیزهایی را نقل کردند و خبرهای گوناگونی می‌رسید. حضرت زینب، بالاخره هم یک زن هست با عواطف جوشان زنانه،‌با احساسات لطیف یک زن، و مظهر جوشش احساسات هم، همین خاندان پیغمبرند. در عین صلابت، در عین قدرت،‌ در عین شجاعت،‌ در عین مقاومت در مصائب، مظهر چشمه جوشان و زلال لطافت انسانی، ترحم انسانی هم باز همین خانواده است. ...

و زینب نه یک زن معمولی، خواهر امام حسین، خواهری که عاشقانه امام حسین را دوست می‌دارد؛ خواهری که شوهرش را رها کرد، خانواده‌اش را رها کرد با امام حسین آمد؛ تنها هم نیامد،‌ عون و محمد، پسرهایش را هم آورد. من احتمال می‌دهم که عبدلله بن جعفر حتی راضی نبود که پسرهایش بیایند، یقین ندارم که عبدلله راضی بود، اما زینب آنها را آورد، برای خاطر اینکه با خودش باشند در راه خدا اگر بنای جانبازی است، آنها هم شهید بشوند. 

حالا در یکی از منازل بین راه احساس کرد که خطرناک است، رفت به امام حسین عرض کرد، برادر احساس خطر می‌کنم، من وضع را خطرناک می‌بینم. می‌داند مسئله، مسئله شهادت و اسارت است، اما در عین حال آن چنان هیجانِ حوادث او را زیر فشار می‌گذارد که به امام حسین مراجعه می‌کند، اینجا امام حسین چیز زیادی به او نگفتند، فرمودند: چیزی نیست، هر چه خدا بخواهد همان پیش خواهد آمد و قریب به این مضمون که «ما شاء الله کان» هرچه خدا بخواهد او خواهد شد. 

دیگر ما از زینب کبری (س) چیزی نمی‌بینیم که به امام حسین گفته باشد یا سوال کرده باشد یا یک فشاری را در روح خودش احساس کرده باشد و به امام حسین منتقل کرده باشد، مگر در شب عاشورا.

اولِ شب عاشورا، آنجا هم آنجایی است که زینب کبری شاید بتوان گفت بی‌تاب شد از شدت غم. نقل می‌کند – راوی این قضیه امام سجاد (ع) است که حضرت بیمار بودند- امام سجاد نقل می‌کنند، می‌گویند در خیمه من خوابیده بودم،‌ عمه‌ام زینب هم پهلوی من نشسته بود و از من پذیرایی می‌کرد. خیمه پهلویی هم پدرم حضرت ابی عبدلله بود، نشسته بود و جُون –غلام ابی‌ذر – داشت شمشیر حضرت را اصلاح می‌کرد، خودشان را آماده می‌کردند برای نبردی که فردا در پیش داشتند. می‌گوید یک وقت دیدم پدرم بنا کرد زمزمه کردن و یک اشعاری خواند که مضمون این اشعار این است که دنیا رو گردان شده و عمر به انسان وفا نخواهد کرد و مرگ نزدیک است؛ «یا دهر اُفٍّ لک من خَلیلِ    کم لَکَ بالاشراقِ و الأصیل» این نشان‌دهنده این است که کسی که این شعر را دارد می‌خواند مطمئن است که به زدی و در زمان نزدیکی دنیا را مفارقت خواهد کرد.

 امام سجاد می‌گوید من این شعر را شنیدم، پیام و معنای این شعر را هم درک کردم، فهمیدم امام حسین دارد خبر مرگ خودش را می‌دهد، اما خودم را نگه داشتم. ناگهان نگاه کردم دیدم عمه‌ام زینب به شدت ناراحت شد. برخاست رفت به خیمه برادر، گفت: برادر جان! می‌بینم خبر مرگ خودت را می‌دهی. ما تا به حال دلمان به تو خوش بود، وقتی پدرمان از دنیا رفت، گفتم برادرانمان هستند. برادرم امام حسن مجتبی وقتی به شهادت رسید، من گفتم برادرم امام حسین هست، سال‌ها به تو دل خوش کردم، به اتکای تو بودم، امروز می‌بینم تو هم خبر مرگ می‌دهی.

عصر عاشورا؛ تمام مردها به شهادت رسیدند و ...

 البته زینب حق دارد ناراحت باشد. من تصور می‌کنم وضعیتی که آن روز برای زینب وجود داشته یک وضعیت استثنایی است. هیچ‌کدام از زن‌ها را و حتی امام سجاد را نمی‌توانیم با وضع زینب مقایسه کنیم وضعشان را. بسیار وضع زینب،‌ وضع سخت و طاقت‌فرسایی بوده،‌ تمام مردها در روز عاشورا به شهادت رسیدند. عصر عاشورا یک نفر مرد توی تمام خیمه‌گاه نبود مگر امام سجاد، که او هم مرض بود،‌آنجا افتاده بود و شاید در حالت اِغما به سر می‌برد. 

حالا شما ببینید این خیمه‌گاه و اردوگاهی که در او هشتاد نفر، هشتاد و چهار نفر زن و بچه هستند و در میان یک دریای دشمن محاصره‌اند، اینها چقدر کار دارند؛ بعضی تشنه‌اند، بعضی گرسنه‌اند، یا بشود  گفت همه تشنه‌اند و همه گرسنه‌اند، دل‌ها هم لرزان و خائف است، جسدهای شهدا همه قلم‌قلم شده روی زمین افتاده است، بعضی برادر اینهایند، بعضی فرزند اینهایند. به هر حال یک حادثه بسیار تلخ و وحشت‌آوری است. یک نفر باید این جمعیت را جمع کند. آن یک نفر زینب است.

حال زینب در عصر عاشورا

زینب فقط این نبود که برادرش را از دست داده بود،‌ یا دو فرزندش را، یا بردارهای دیگرش را، یا این همه عزیزان را و هجده نفر جوانان بنی‌هاشم و اصحاب وفادار را. این‌هم بود و شاید این اهمیتش کمتر از آن هم نبود که در میان این همه دشمن،‌ بار سنگین اداره و حراست و مدیریت این خرگاه شکست‌خورده پراکنده شده و متفرق شده را به عهده دارد، حتی امام سجاد را هم بایستی او اداره کند، لذا زینب در آن چند ساعتی که بعد از حادثه اتفاق افتاد،‌ تا آن ساعتی که حرکت کردند و رفتند، و دشمن‌ها مشخص شد که با اینها چه کار خواهد کرد؛ در آن چند ساعت که یک شب تاریک و ظلمانی و سخت هم در میان این چند ساعت بوده، خدا می‌داند که به این زینب کبری چه گذشته است.

همچنین زینب در این چند ساعت دائماً در حال حرکت، در حال دوندگی پیش این بچه کوچک؛ دائماً بین این افراد حرکت می‌کند، اینها را جمع می‌کند، اینها را دل داری می‌دهد، اما یک وقت هم طاقت زینب به سر می‌رسید، خطاب به برادرش می‌کرد، به برادر شهیدش رو می‌کرد،‌ تنها ملجأ و مَلاذش او بود. در روایت دارد که زینب کبری آمد در بالای سرِ جسد کشته و مجروح و قطعه‌قطعه شده برادرش ایستاد، از ته دل فریادش بلند شد: «یا محمّداه صلی علیک ملائکة السماء» ای جدّ ما! ای پیغمبر! ملائکه بر تو صلوات و درود بفرستند، «هذا الحسین مُرَمَّلُ بالماء» این کشته فتاده به هامون حسین توست. (2)

کربلا نشان داد که زن در حاشیه تاریخ نیست

زینب کبرى‌ یک نمونه برجسته تاریخ است که عظمت حضور یک زن را در یکى از مهمترین مسائل تاریخ نشان می‌دهد. اینکه گفته می‌شود در عاشورا، در حادثه کربلا، خون بر شمشیر پیروز شد - که واقعاً پیروز شد - عامل این پیروزى، حضرت زینب بود؛ والّا خون در کربلا تمام شد. 

حادثه نظامى با شکست ظاهرى نیروهاى حق در عرصه عاشورا به پایان رسید؛ اما آن چیزى که موجب شد این شکست نظامىِ ظاهرى، تبدیل به یک پیروزى قطعىِ دائمى شود، عبارت بود از منش زینب کبرى‌؛ نقشى که حضرت زینب بر عهده گرفت؛ این خیلى چیز مهمى است. این حادثه نشان داد که زن در حاشیه تاریخ نیست؛ زن در متن حوادث مهم تاریخى قرار دارد. قرآن هم در موارد متعددى به این نکته ناطق است؛ لیکن این مربوط به تاریخ نزدیک است، مربوط به امم گذشته نیست؛ یک حادثه زنده و ملموس است که انسان زینب کبرى‌ را مشاهده می‌کند که با یک عظمت خیره‌کننده و درخشنده‌اى در عرصه ظاهر می‌شود؛ کارى می‌کند که دشمنى که به حسب ظاهر در کارزار نظامى پیروز شده است و مخالفین خود را قلع و قمع کرده است و بر تخت پیروزى تکیه زده است، در مقر قدرت خود، در کاخ ریاست خود، تحقیر و ذلیل شود؛ داغ ننگ ابدى را به پیشانى او می‌زند و پیروزى او را تبدیل می‌کند به یک شکست؛ این کارِ زینب کبرى‌ است.

زینب (سلام اللَّه علیها) نشان داد که می‌توان حجب و عفاف زنانه را تبدیل کرد به عزت مجاهدانه، به یک جهاد بزرگ.

 خطبه فراموش نشدنى زینب کبرى‌ در بازار کوفه یک تحلیل عظیم از وضع جامعه اسلامى است

 آنچه که از بیانات زینب کبرى‌ باقى مانده است و امروز در دسترس ماست، عظمت حرکت زینب کبرى‌ را نشان می‌دهد. خطبه فراموش نشدنى زینب کبرى‌ در بازار کوفه یک حرف زدن معمولى نیست، اظهارنظر معمولى یک شخصیت بزرگ نیست؛ یک تحلیل عظیم از وضع جامعه اسلامى در آن دوره است که با زیباترین کلمات و با عمیق‌ترین و غنى‌ترین مفاهیم در آن شرائط بیان شده است. قوّت شخصیت را ببینید؛ چقدر این شخصیت قوى است. دو روز قبل در یک بیابان، برادر او را، امام او را، رهبر او را با این همه عزیزان و جوانان و فرزندان و اینها از بین برده‌اند، این جمع چند ده نفره زنان و کودکان را اسیر کرده‌اند، آورده‌اند در مقابل چشم مردم، روى شتر اسارت، مردم آمده‌اند دارند تماشا می‌کنند، بعضى هل‌هله می‌کنند، بعضى هم گریه می‌کنند؛ در یک چنین شرائط بحرانى، ناگهان این خورشید عظمت طلوع می‌کند؛ همان لحنى را به کار می‌برد که پدرش امیرالمؤمنین بر روى منبر خلافت در مقابل امت خود به کار می‌برد؛ همان جور حرف می‌زند؛ با همان جور کلمات، با همان فصاحت و بلاغت، با همان بلندى مضمون و معنا:


علت کم آوردن مردم کوفه در فتنه از زبان حضرت زینب

 «یا اهل الکوفه، یا اهل الغدر و الختل»؛ اى خدعه‌گرها، اى کسانى که تظاهر کردید! شاید خودتان باور هم کردید که دنباله‌رو اسلام و اهل‌بیت هستید؛ اما در امتحان اینجور کم آوردید، در فتنه اینجور کورى نشان دادید. «هل فیکم الّا الصّلف و العجب و الشّنف و الکذب و ملق الاماء و غمز الاعداء»؛ شما رفتارتان، زبانتان با دلتان یکسان نبود. به خودتان مغرور شدید، خیال کردید ایمان دارید، خیال کردید همچنان انقلابى هستید، خیال کردید همچنان پیرو امیرالمؤمنین هستید؛ در حالى که واقع قضیه این نبود. نتوانستید از عهده مقابله با فتنه بربیائید، نتوانستید خودتان را نجات دهید. «مثلکم کمثل الّتى نقضت غزلها من بعد قوّة انکاثا»؛ مثل آن کسى شُدید که پشم را می‌ریسد، تبدیل به نخ می‌کند، بعد نخها را دوباره باز می‌کند، تبدیل می‌کند به همان پشم یا پنبه نریسیده. با بى‌بصیرتى، با نشناختن فضا، با تشخیص ندادن حق و باطل، کرده‌هاى خودتان را، گذشته خودتان را باطل کردید. ظاهر، ظاهر ایمان، دهان پر از ادعاى انقلابی‌گرى؛ اما باطن، باطن پوک، باطن بى‌مقاومت در مقابل بادهاى مخالف. این، آسیب‌شناسى است.

زینب؛ زنی که الگو براى همه مردان بزرگ عالم و زنان بزرگ عالم است

 با این بیان قوى، با این کلمات رسا، آن هم در آن شرائط دشوار، اینگونه صحبت می‌کرد. اینجور نبود که یک عده مستمع جلوى حضرت زینب نشسته باشند، گوش فرا داده باشند، او هم مثل یک خطیبى براى اینها خطبه بخواند؛ نه، یک عده دشمن، نیزه‌داران دشمن دور و برشان را گرفته‌اند؛ یک عده هم مردم مختلف‌الحال حضور داشتند؛ همان‌هائى که مسلم را به دست ابن‌زیاد دادند، همان‌هائى که به امام حسین نامه نوشتند و تخلف کردند، همان‌هائى که آن روزى که باید با ابن‌زیاد در مى‌افتادند، توى خانه‌هایشان مخفى شدند - اینها بودند توى بازار کوفه - یک عده هم کسانى بودند که ضعف نفس نشان دادند، حالا هم نگاه می‌کنند، دختر امیرالمؤمنین را مى‌بینند، گریه می‌کنند. حضرت زینب کبرى‌ با این عده‌ ناهمگون و غیر قابل اعتماد مواجه است، اما اینجور محکم حرف می‌زند.

او زن تاریخ است؛ این زن، دیگر ضعیفه نیست. نمی‌شود زن را ضعیفه دانست. این جوهر زنانه مؤمن، اینجور خودش را در شرائط دشوار نشان می‌دهد. این زن است که الگوست؛ الگو براى همه مردان بزرگ عالم و زنان بزرگ عالم. انقلاب نبوى و انقلاب علوى را آسیب‌شناسى می‌کند؛ می‌گوید شماها نتوانستید در فتنه، حق را تشخیص بدهید؛ نتوانستید به وظیفه‌تان عمل کنید؛ نتیجه این شد که جگرگوشه پیغمبر سرش بر روى نیزه رفت. عظمت زینب را اینجا می‌شود فهمید. ...

انقلاب ما انقلاب زینبى است

 انقلاب ما انقلاب زینبى است. از اول انقلاب، زنان یکى از برجسته‌ترین نقش‌ها را در این انقلاب ایفاء کردند. هم در خود حادثه بزرگ انقلاب، هم در حادثه بسیار بزرگ هشت سال دفاع مقدس، نقش مادران، نقش همسران، از نقش مجاهدان اگر سنگین‌تر و دردناک‌تر و تحمل‌طلب‌تر نبود، یقیناً کمتر نبود. مادرى که جوان خودش را، عزیز خودش را، دسته گل خودش را هجده سال، بیست سال - کمتر، بیشتر - پرورش داده، با آن محبت مادرانه او را به ثمر رسانده، حالا او را به طرف میدان جنگ می‌فرستد، که معلوم نیست حتّى جسد او هم برخواهد گشت یا نه. این کجا، رفتن خود این جوان کجا؟ که خوب، این جوان، با شور و هیجان جوانى، همراه با ایمان و روحیه‌ى انقلابی‌گرى، حرکت می‌کند و می‌رود. کار این مادر، از کار آن جوان اگر بزرگتر نباشد، کوچکتر نیست. بعد هم که جسد او را برمی‌گردانند، افتخار می‌کند که بچه من شهید شده. اینها چیز کمى است؟ این، حرکت زنانه، حرکت زینب‌گون در انقلاب ما بود. ...

جز زیبائى، چیزى ندیدم

 وقتى که دشمن می‌خواهد زینب کبرى‌ را به آنچه که برایش پیش آمده، شماتت کند، می‌فرماید: «ما رأیت الاّ جمیلا»؛ جز زیبائى، چیزى ندیدم. برادرانش، فرزندانش، عزیزانش، نزدیکترین یارانش، اینها در مقابل چشمش قطعه قطعه شدند، به خاک و خون تپیدند، خونشان ریخته است، سرهایشان بالاى نیزه رفته است؛ می‌گوید جمیل، زیبا! این چه جور زیبائى‌اى است؟ این زیبائى را همراه کنید با آنچه که نقل شده است که زینب کبرى‌ حتّى در شب یازدهم نماز شبش ترک نشد. در طول دوران اسارت، انقطاع الى‌اللَّه‌اش، دلبستگى‌اش به خداى متعال، رابطه‌اش با خداى متعال سست نشد، کم نشد، بلکه بیشتر شد. این زن، الگوست. (3)
 

پی‌نوشت:

1- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار زنان پرستار؛ 22/8/70

2- بیانات مقام معظم رهبری در 20/7/63 (برگرفته از کتاب انسان 250 ساله)

3- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار زنان پرستار؛ 1/2/89

درآمد آل سعود از حج چگونه به جيب انگليس رفت؟

یک سند انگلیسی با شماره NA-CAB 244/110/40 افشا می‌کند که حکام عرب در برابر دریافت مواجب از انگلیس، بر کشورهای خود حکومت می‌کردند و همچنین درآمدهای حج را سال‌ها انگلیسی‌ها از آل سعود اخذ می‌کردند.
به گزارش گروه بین الملل مشرق، به تازگی کشور انگلیس سندی "بسیار محرمانه‌ای" را افشا کرده است که در آن اظهار شده است که این کشور بر درآمدهای حج در زمانی که آفتاب در امپراتوری انگلیس غروب نمی‌کرد، تسلط و اشراف کامل و این درآمدها را در اختیار داشت.

نکته مهم اینجاست که این سند تاکید می‌کند که "عبد العزيز آل سعود" بنیانگذار پادشاهی عربستان سعودی بر بخشی از این درآمدها دست می‌یافت، با اینکه در آن زمان هیچ تسلط و اشرافی بر منطقه حجاز نداشت و او چهار سال بعد از تاریخ انتشار این وثیقه که مربوط به سال 1920 میلادی است، حجاز را تصرف کرد و بر آن مسلط شد، یعنی در سال 1924 میلادی.

این وثیقه که دارای شماره (NA-CAB 244/110/40) است، اظهار می‌کند که حجاجی که راهی عربستان سعودی شده بودند، بیش از 100 هزار نفر را شامل می‌شدند که اکثر آنها از کشور هند برای ادای مناسک حج راهی سرزمین حجاز شده بودند.

همچنین بخشی از درآمدهای حج را دفتر هند شرقی وابسته به امپراتوری انگلیس به آل سعود پرداخت می‌کرد که بنابر اظهار این وثیقه ماهیانه 75 هزار روپیه هندی را دربرمی‌گرفت.

این درحالی است که این سند تأکید می‌کند که یکی از مسئولان انگلیس به این پرداخت‌ها اعتراض داشت.

همچنین سند دیگری که با دولت انگلیس در ارتباط است، اظهار می‌کند که این کشور مواجب سالیانه‌ای را به حکام عرب می‌داد تا به اصطلاح رعیت‌های "تندرو" و "افراطی" خود را کنترل کنند و این رعیت‌ها به نظامیان انگلیسی که در آن زمان در منطقه علیه ملل عربی از جمله فلسطین در حال جنگ بودند، حمله نکنند.

بنابر اظهار این وثیقه مواجب «ابن سعود» از جمله موضوعات مورد بحث و جنجال برانگیز بین دولتمردان انگلیسی بود، به گونه‌ای که در این سند یکی از مناقشه‌های این سیاستمداران انگلیسی درباره این موضوع آمده و ذکر شده است که "سر پرسی کوکس" پیشنهاد افزایش حقوق ابن سعود را به سالیانه 120 هزار پوند انگلیسی داده بود که با مخالفت «وینستون چرچیل" مواجه شد و چرچیل پیشنهاد یک‌صد هزار پوند و تقسیم پرداخت آن به صورت ماهیانه را داده بود.

در این بین "لرد کرزن" از این پیشنهادات به شدت عصبانی شده و اظهار می‌‌کند که چرا باید به این بیانگرد حقوقی برابر با یک شاهزاده افغانی داده شود!

وی در ادامه می‌افزاید: دولت انگلیس باید بداند که ارزش واقعی این حکام عرب چقدر است و سپس به آنها این مبالغ کلان را پرداخت کند.

اما درباره مواجب "شریف حسین بن علی" برسر ملبغ سالیانه 180 هزار پوند انگلیسی غیر از مخارج دیگر توافق شد و حاکمان کم اهمیت‌تر عرب نزد انگلیس مانند شاهزاده "محمد علي الأدريسي"، حاكم عسير و حاکم يمن "يحيى حميدالدين" ماهیانه 200 پوند به آنها پرداخت می‌شد.

این سند همچنین از مناقشه‌ای سخن می‌گوید که بین سیاستمداران انگلیسی درباره اشغال رسمی شرق اردن در صورت شکست و ناکامی شاهزاده "عبدالله بن الحسين" در جریان بوده است.

 همچنین در سند توصیه نماینده انگلیس در فلسطین نیز آمده است که خواستار ارائه پنج هزار پوند انگلیسی به شاهزاده "عبد الله بن الحسين" و افزایش آن به مرور زمان و بر حسب نیازهای او شده است.

زنی که الگوی سران عرب شد +عکس‬


عندلیب خواست علی‌رغم سستی و غفلت اعراب به یاری فلسطینی‌ها برخیزد و آنگونه که در وصیت‌نامه‌اش آمده است از جنایات رژیم صهیونیستی انتقام گیرد.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، «کسانی به خواستگاری من خواهند آمد و من از آنان استقبال خواهم کرد.» این آخرین کلماتی بود که شهیده عندلیب طقاطقه پیش از ترک خانه به قصد عملیات استشهادی به مادرش گفت.

12/4/2002 م عندلیب در حالی که به سوی هدفش می‌شتافت خانه را ترک کرد. دنیای پیرامون او شعله‌ور بود و کبوتر آن بی‌آشیان به پرواز درآمده بودند و جوی خون در خیابان‌ها جاری بود. خانه‌های مردم بر سرشان خراب می‌شد و ارتش اشغالگر در راستای طرح دیوار حایل شهرها، روستاها و اردوگاه‌های کرانه باختری را یکی پس از دیگری به ویرانه‌هایی مبدل می‌ساخت.. تانک‌ها، بلدوزرها و هواپیماهای رژیم صهیونیستی بی‌رعایت هیچ قانون بشری با اخلاقی اردوگاه جنین را تخریب می‌کردند؛ بی آن که هیچ اعتراض و یا حتی توجهی به این مسئله از سوی کشورهای منطقه یا جوامع بین‌المللی صورت گیرد.

دیدن جنایات و کشتار اشغالگران که هر نقطه از خاک فلسطین را به خون فرزندانش آغشته کرده در اراده پولادین وی خللی ایجاد نکرد و ترس و تردید در دل وی جایی نداشت. خدا به وی قلبی عطا کرده بود که به عشق ملت و وطنش می‌تپید و عزمی راسخ که نشانی از لرزش در آن دیده نمی‌شد عندلیب مانند برخی دختران تحصیلکرده که لحن صحبت کردنشان متفاوت است و فلسفه بلغور می‌کنند نبود. از دخترانی نبود که به اقتضای سن و سال خود (در آغاز جوانی) در جستجوی آخرین مدها و زیورآلات و لباس‌ها باشد و تنها به مشکلات شخصی و دغدغه‌های فردی‌اش بپردازد. او لحظه‌ای از فکر ملت و میهن خود و مشکلات آنان و جنایات اشغالگران غافل نمی‌شد.

عندلیب به حق در سادگی الگو و بی‌مانند بود. او دریایی خروشان از غم و اندوه مصیبت‌های ملتش و با مشکلات آنها همراه بود. او از کسانی که ادعای فرهنگ و فرهیختگی دارند و آزادی را در کنار گذاشتن اخلاق و دین می‌دانند، با فرهنگ‌تر و آزاده‌تر بود.

عندلیب به سن ازدواج رسیده بود و افکار و آمالی زیبا داشت. با این حال عندلیب 20 ساله، با از خودگذشتگی آرزوهایش را کنار گذاشت تا وارد دوره‌‌ای جدید شود و از زندگی جدیدی با دغدغه‌ها و سختی‌هایی متفاوت استقبال کند که در آن خواسته‌ها و احساساتش به بهترین شکل شکوفا شوند.

عندلیب طقاطقه، این دختر فلسطینی، در روستای بیت فجار در بخش بیت‌لحم به دنیا آمد، بزرگ شد. دوره ابتدایی و اوایل دوره راهنمایی را در آنجا گذراند؛ اما به دلیل تنگدستی و سختی شرایط اقتصادی و معیشتی خانواده مجبور به ترک تحصیل در سال دوم راهنمایی شد. وی مشغول به کار شد تا با خانواده‌اش برای رفع نیازهای مالی کمک کند. او هشت خواهر و برادر داشت که بزرگترین برادرش از بیماری مزمن ستون فقرات و یکی از خواهرانش از بیماری قلبی رنج می‌بردند. عندلیب از دو سال قبل از شهادتش در یکی از کارگاه‌های نساجی بیت‌لحم مشغول به کار شد و تا زمان شهادتش در این کارگاه کار می‌کرد.

شخصیت واقعی این شهید را یکی از خواهرانش که با وی رابطه نزدیکتری داشت، چنین توصیف می‌کند: «عندلیب شخصیتی قوی داشت و همه او را قبول داشتند. وی با نزدیکان و همسایه‌ها رابطه گسترده و خوبی داشت.» او می‌افزاید: «معتقدم بیشترین چیزیکه در شخصیت خواهرم تاثیر گذاشت، شهادت کودک شیرخواره «ایمان حجو» بود. من نشانه‌های تاثر شدید را در او می‌دیدم به طوری که وی شروع به دنبال کردن بخش‌های مختلف خبری در مورد کشتارهای اردوگاه جنین نمود و در حالی که جهان و به ویژه جهان غرب به خوشگذرانی مشغول بودند؛ عندلیب مصمم شد علی‌رغم سستی و غفلت اعراب به یاری فلسطینی‌ها برخیزد و آنگونه که در وصیت‌نامه‌اش آمده است... از جنایات رژیم صهیونیستی انتقام گیرد.»

شهیده عندلیب طقاطقه

به این ترتیب عجیب نبود که عندلیب به سوی هدف معینش حرکت کرد تا با خون پاک خویش، خاک مقدس فلسطین را سیراب کند و با خون خویش حماسه، شجاعت، فداکاری، عزت و مجد را رقم بزند و خونش نشانه‌باشد از آزادی و پیروزی.

روز جمعه 12 آوریل روز متفاوت بود و قدس غربی مکانی بود که می‌بایست صهیونیست‌ها را در آن به خاک مذلت بنشاند تا دیوارهای سرکش آنان فرو ریزد و بر همگان روشن شود که تمام تدابیر اقدامات امنیتی صهیونیست‌ها در برابر عملیات استشهادی فلسطینی‌ها بی‌فایده و شکست خورده است.

در قدس غربی اتفاق مهم رویداد که از آن پس به افکار همه سایه افکند. در این روز، عندلیب پیکر پاکش را در میان گروهی از صهیونیست‌ها در بازار «محنی یهودا» منفجر ساخت و چهار کشته و یکصد و چهار زخمی به جای گذاشت تا وظیفه‌اش را در برابر خداوند انجام داده باشد و بر تمامی افراد بی‌تفاوت و راحت‌طلب که خواری و ذلت را بر خود خریده‌اند و در نعمت‌ها و لذات دنیایی غوطه‌ور شده‌اند، اتمام حجت کند و این چنین بود که به فیض شهادت نائل گردید.

«عبیر» خواهر عندلیب درباره روزهای پیش از شهادت خواهرش می‌گوید: «کودکی به دنیا آوردم که در بیمارستان و در بخش کودکان ناقص بستری شد. ناگهان عندلیب اصرار کرد که باید این کودک را با خود به منزل ببریم. ما به او گفتیم کودک روز شنبه (یعنی دو روز بعد و بعد از عملیات عندلیب) مرخص می‌شود. او پاسخ داد چهارشنبه دیر است. ما نمی‌دانستیم او از چه سخن می‌گوید و روز جمعه عملیات استشهادی انجام خواهد داد. عندلیب و مادرم با وجود موانع و محاصره رفتند و کودک را آوردند در راه عندلیب به مادرم گفته بود: برویم عبیر را اذیت کنیم، چطور است به او بگوییم ارتش اسرائیل کودک را با ضربه گلوله کشت. هنگامی که به شهر رسیدند، عندلیب تلاش کرد تا سربه سر من بگذارد اما همه اینها برایم خاطراتی فراموش شدنی شده است.

عبیر می‌افزاید: «این ماجرا روز پنجشنبه بود یعنی یک روز قبل از شهادتش، عندلیب اصرار داشت کودک را از الحنین تا شهرمان خودش بغل کند» او می‌‌گوید عندلیب قبل از شهادتش به او گفته: «چرا اسم فرزندت را تغییر نمی‌دهی و عندلیب نمی‌گذاری؟ به او پاسخ دادم:‌نام ایمان زیباتر است، عندلیب به من گفت:‌ اما نام عندلیب زیباتر است.»

عبیر در آن زمان نمی‌دانست که عندلیب با او و خانواده‌اش خداحافظی می‌کند. او حال نام اسم دخترش را تغییر داده و عندلیب گذاشته تا مادر عندلیب باشد و اکنون پس از بازداشت همسرش (بعد از گذشت مدت کوتاهی از شهادت عندلیب) و محکومیت او به پنج سال حبس به اتهام مقاومت در برابر اشغالگران، نقش پدر و مادر را به تنهایی ایفا می‌کند.

شهیده عندلیب طقاطقه

خانواده عندلیب از این که دختر استشهادی‌شان برای خواهرش هدیه‌ای گذاشته شگفت‌زده شدند. آنان فهمیدند که عندلیب هدیه‌ای برای کودک نورسیده در کمدش گذاشته که عبارت بود از یک دست لباس کوچک و آیه الکرسی و یک شلوار برای خواهرش عبیر به همراه کارت تبریکی که در آن برای آن کودک آرزوی زندگی در وطنی آزاد نموده بود.

عبیر مانند دیگران به گونه‌ای سخن می‌گوید که گویا عندلیب حضور دارد یا برای کاری رفته و به زودی برمی‌گردد. وی می‌گوید: «چند روز قبل از شهادتش عندلیب از من خواست که شیرینی محلی برایش درست کنم. من نیز همان کار را کردم. برخی از مواد خام این شیرینی هنوز مانده که من آن را به عنوان خاطره تا به حال نگه داشته‌ام.»

دیگر دوستان و نزدیکان عندلیب مانند عبیر وسایل شخصی عزیز سفر کرده‌شان - عندلیب - را که یادآور عطر آن شهید است مانند عینک، پیراهن، عکس، انگشتر و ... نزد خود نگه داشته‌اند.. احمد برادر عندلیب به شرح آخرین لحظات زندگی خواهرش می‌پردازد: «عندلیب ساعت 6:30 صبح روز جمعه 12/4/2022 م از خواب بیدار شد و نماز صبح را خواند و تمامی افراد خانواده پس از بیدار ماندن شبی طولانی از شب‌های آوریل که شارون جنایتکار گسترده‌ترین عملیات را علیه ملت فلسطین انجام داده بود و در رسانه‌ها به «دیوار بازدارنده» (السور الواقی) مشهور شد در خواب بودند.

روستای ما نیز مانند دیگر روستاها و شهرها محاصره شده بود. در این شرایط عندلیب بیدار شد و چای درست کرد و به من که هنوز در رختخواب بودم داد.» احمد آن لحظه‌های خاطره‌انگیز را به گونه‌ای تعریف می‌کند که گویا همه چیز عادی است. وی می‌گوید: «عندلیب برای من چای آورد و به حیاط خانه رفت تا خود نیز یک فنجان چای بخورد و سپس برای مادرش چای درست کند و به وی خبر دهد که امروز عده‌ای برای خواستگاری او به منزلشان خواهند آمد و از مادر بخواهد از آنان به گرمی استقبال کند. او به مادرش که در مورد آنان سئوال می‌کند، اطمینان می‌دهد که آنها را می شناسد و هنگامی که آنها بیایند او خوشحال خواهد شد، چون آنها آرزوی وی را برآورده خواهند کرد. دقایقی بعد عندلیب نگاه خداحافظی به اهل خود می‌کند و به آنها می‌گوید که قصد دارد به باغ منزل برود تا کمی آرام شود.»

عندلیب به جایی رفت که آن را آرزو می‌کرد و سرنوشت او بود. او به گفته برادرش احمد، صبح از منزل خارج می‌شود. احمد در این باره چنین می‌گوید: «نبودش را احساس کردم. ظهر شد... عصر شد اما او به خانه برنگشت. ما گمان کردیم که او به دیدار یکی از خواهرانش در روستا یا منزل یکی از همسایگان و یا نزدیکان رفته. با این که روز تمام شد و او بازنگشته بود ترس به دل راه ندادیم، حتی هنگامی که خبر حمله استشهادی در قدس غربی را شنیدیم به ذهن هیچ یک از اعضای خانه نرسید که عندلیبی که استثنائا به سیاست توجهی نشان نمی‌داد ممکن است که قهرمان این عملیات استشهادی باشد، حمله‌ای که سیلی محکمی به روی شارون که شهرها و روستاها و اردوگاه‌هایمان را محاصره می‌کند و مرتکب کشتار ملت ما می‌شود، زد. مغرب سپری شد، نزدیک نیمه‌های شب شد، در این هنگام مطمئن شدیم که او به علتی غیر عادی ناپدید شده است و تاخیر کرده. نیمه شب بود که نیروهای اشغالگر منزل ما را مورد حمله قرار دادند و چند تن از اهل خانه را بازداشت کردند. آنان به ما عکس عندلیب را که با موهای شانه شده به روی زمین افتاده بود نشان دادند. مطمئن شدیم که خواهر آرام ما عندلیب که صبح با شیردلی از منزل خارج شد، و در نبود او نگران شدیم، همان کسی است که انتقام سیل خون‌های بر زمین ریخته ملت ما را از دشمن گرفته است.»

علی‌رغم به عهده گرفتن مسئولیت عملیات توسط گردان‌های شهدای الاقصی، خانواده عندلیب اصرار دارند که وی هیچ وابستگی سیاسی نداشته است. برادرش - محمد - تاکید می‌کند که خواهرش سابقه نداشت از سیاست یا سازمان‌های مقاومت فلسطین صحبت کند؛ اما وی از اشغال و جنایت اشغالگران بیزار بود. وی به این نکته اشاره می‌کند که خواهرش اکثر ساعت‌های شب پیش از شهادت را با خانواده‌اش گذرانده و با آنان با لبخندی که بر لب داشته مشغول به گفت‌وگو بوده است؛ بدون آن که هیچ نشانه‌ای از وی سر بزند که خانواده‌اش احساس کنند که به زودی آنان را ترک خواهد کرد و یا روز بعد برای عملیات استشهادی از خانه خارج خواهد شد.

واقعا جالب است تمامی جهانیان بدانند که روز یکشنبه 14/4/2002 (یعنی دو روز بعد از شهادتش) روز تولید عندلیب بوده، و این روزی است که امروزه دختران و زنان اصرار دارند با جشن و پایکوبی سپری کنند و هر ساله به هنگام نزدیک شدن آن روز پول‌های زیادی خرج می‌کنند و وسایل لازم را تدارک می‌بینند. اما عندلیب مانند دیگران منتظر جشن تولد خود ننشت؛ چرا که وی تصمیم داشت در جای دیگر و به شکل دیگر این جشن را برگزار کند. او آتش شوق انتقام‌گیری از صهیونیست‌ها را که در او شعله‌ور شده بود، در خیابان‌های قدس غربی خاموش کرد. او به جای این که شمع 20 سالگی خود را در منزل محقر پدرش خاموش کند برای جهان یک میلیون شمع روشن کرد و مادر عندلیب در این فداکاری و ایثار با دخترش همراه بود. او در تمام روز جمعه 12/4/2002 منتظر آمدن خواستگاران دخترش بود. اما این انتظار بی‌فایده بود زیرا خواستگار شهادت عندلیب را با خود برده بود. آن روز دیگرانی به این خانه آمدند که خواستگار و یا حاملان پیام‌های دوستی و صلح، نبودند، بلکه ده‌ها سرباز صهیونیست آکنده از بغض کینه و نفرت بودند و بعد از نیمه شب به منزل عندلیب هجوم آوردند و آن را تخریب کردند.

عندلیب بود و بی‌پیرایگی، اخلاق، جوانی، فداکاری و عمق وابستگی به وطن، پیوند او با این معانی اصیل و مفاهیم جاودانی او را جاودان ؟ساخته است. در حالی که چه بسا بسیاری از دختران و زنان این عصر که آنها نا آشنا و غریب هستند.

روایتی تازه از هولوکاست مردم آفریقا/ سند محرمانه NSSM 200 + اصل سند

بعید است نام این سند را شنیده باشید اما حتما نام هنری کیسینجر را بارها شنیده اید. از سوی دیگر هر روزه شاهد قتل و غارت و کشتار در آفریقا هستیم. اما چه ارتباطی میان این دو وجود دارد؟ با ما همراه باشید تا به پشت پرده سیاست های کثیف حاکم بر جهان مدرن نگاهی بیافکنیم.
گروه گزارش ویژه مشرق؛ از 1968 تا اوایل قرن جدید آمریکا 17 میلیارد دلار صرف کنترل جمعیت جهان کرده است که نصف آن در آفریقا صرف کشتار مردم شده است. جمعیت و تعداد افراد ملت ها و کشورها در طول تاریخ جنبه های سیاسی و امنیتی خاص خود را داشته است. به خصوص در نیمه دوم قرن بیستم نگاه سیاسی و امنیتی به موضوع افزایش جمعیت ملت ها برای قدرت های استعماری ترس آور بوده و آنها را به تکاپو واداشته است.

تکاپویی که تا به امروز نیز ادامه داشته و موجب مرگ میلیون ها انسان شده است. نظام آمریکا  که خود را بعد از جنگ جهانی دوم صاحب اختیار جهان و ملت ها می دانست افزایش جمعیت جهان به خصوص در آفریقا را در تضاد با منافع خود می دید. طبق این نگاه با حمایت مالی سرمایه داران آمریکایی از جمله بنیاد راکفلر، مطالعات و پژوهش هایی برای جلوگیری از افزایش جمعیت و کنترل هدفمند آن در سراسر جهان انجام گرفت.  در سال 1948، طي يک قرارداد پژوهشي ميان ارتش آمريكا و دانشگاه جان هاپكينز مطالعات برای ارايه‌ يك برنامه‌ هماهنگ جهاني جهت كاهش جمعيت كشورهاي كمتر توسعه يافته شروع شد.


گزارش NSSM 200  (لینک دانلود سند)

NSSM 200

به باور برنامه ریزان امنیتی وقت آمریکا از جمله هنری کیسینجر، پس از پايان جنگ جهانی دوم و به خصوص پس از پایان جنگ سرد، آنچه که امنیت ملی و سیطره جهانی آمریکا را تهدید می کرد رشد جمعيت بومي كشورهاي كمتر توسعه ‌يافته ا‌ي بود که دارای منابع غني بودند. افزایش جمعیت جوان این کشورها خطر بالقوه ای برای سیاست های چپاولگرانه آمریکا محسوب می شد. سیاست مداران آمریکایی یک جنگ جمعیت زدایانه را شروع کردند که با نژادپرستی همراه بود و شدیدترین جبهه آن در آفریقا فعالت کرد.

تاثیرگذارترین دستورالعمل و طرح این جنگ جمعیتی به NSSM 200 معروف است که مخفف   (National Security Study Memorandum No. 200) بوده و در اوایل دهه هفتاد میلادی توسط هنری کیسینجر و دستیاران او تنظیم شد. اين پروژه روند فزاينده‌ رشد جمعيت جهاني را برخلاف امنيت ملي آمريکا می دانست و استراتژي ها و سياست هایی برای مدیریت جمعین جهان و ترغيب رهبران کشورهاي در حال توسعه براي کاهش روند رشد جمعيت را تبيين مي کرد.

مجموعه ای از یهودیان، معمار بسیاری از سیاست های ضد انسانی آمریکا بوده و هستند.
شورای امنیت ملی ایالات متحده بالاترین مقام تصمیم گیرنده در مورد سیاست های خارجی آمریکاست که سند NSSM200 را در 1974 نوشت. این سند در 1989 از طبقه بندی فوق العاده سری خارج شد.
افزایش جمعیت جهان که بیشتر آنها سفید پوست نبودند نگرانی سیاستمداران آمریکایی را برانگیخت. در جولای 1974 دستور اجرا شدن پروژه های مربوط به مصوبه NSSM200 توسط نیکسون صادر شد. نیکسون قبل از صدور دستور اجرای تمام عیار برنامه های انسان زدایی در آفریقا تجذبه کشتار و نسل کشی در کامبوج را داشت. در 1973 طی جنگ در کامبوج 257000 تن بمب بر سر مردم این کشور ریخته شده بود و 600 هزار نفر کشته شده بودند که کسینجر و نیکسون در این موضوع دست داشتند. بعد از استعفای نیکسون معاونش فورد به جای او نشست و سیاست های انسان زدایی را در جهان ادامه داد. دولت فورد با دخالت در نسل کشی اندونزی موجب مرگ 200 هزار نفر در این کشور شد.

نیکسون دستور اجرا شدن NSSM 200 را صادر کرد.
در سند NSSM 200 آمده است در صورتي که جمعيت کشورهاي در حال توسعه دارای منابع غني با ضريب رشد فعلی افزايش يابد موجب بالا رفتن  شدید انتظارات عمومي در ميان مردم در مورد آموزش، اشتغال، بهداشت و مسکن خواهد شد که به دنبال آن ناپايداري هاي اجتماعي و سياسي در اين کشورها به وجود خواهد آمد و اين ناپايداري ها در کشورهاي داراي منابع غني به منافع آمريکا ضربه خواهد زد. پس باید به انحای مختلف از رشد جمعیت کاست. تشویق به کاهش بارداری و سقط جنین، اشاعه همجنس بازی، آلوده کردن مردم با عوامل بیماری زایی که به مرگ تدریجی منجر  شده و افراد را از دایره تداوم نسل خارج می سازد همچون ایدز، ایجاد جنگ های داخلی و حمایت تسلیحاتی از کشتار مردم به خصوص در آفریقا، ایجاد مراکز عقیم سازی مردان و زنان در سراسر جهان و ارایه مشوق هایی برای این کار، همگی از جمله استراتژی های تعیین شده توسط کیسینجر برای مقابله با رشد جمعیت کشوورهای در حال توسعه بوده است.

 NSSM 200 آفریقا را به مرگ تدریجی دچار کرده است.
NSSM200 در زمان خود پس از تمامی قاره آفریقا 13 كشور دیگر را نیز به عنوان نخستين اهداف خود در نظر گرفته بود: هند، بنگلادش، پاكستان، اتيوپي، مكزيك، اندونزي، برزيل، فيليپين، تايلند، مصر، تركيه، نيجريه، كلمبيا.


راسیزم آمریکایی و تلاش برای محو آفریقا


نژاد پرستی آمریکایی به دنبال محو یک قاره بوده است. با آنکه در اوایل دهه 60 میلادی جان اف کندی حمایت آمریکا از آفریقا را اعلام کرد اما طبق اسناد و مدارک موجود که مهمترین آنها  "مصوبه شماره 200 مطالعات امنیت ملی" موسوم به NSSM200 می باشد آنچه که در آفریقا از طرف آمریکا هدایت شده است یک نسل کشی تمام عیار بوده است.

راسیزم یا نژادپرستی اعتقاد داشتن بر این است که اختلاف های موجود بین نژادهای مختلف انسان تعیین کننده پیشرفت های فردی و فرهنگی بوده و غالبا با این دیدگاه همراه است که نژاد خود فرد برتر از نژادهای دیگر است. سردمداران آمریکا در دهه 70 معتقد به عدم کارایی آفریقایی ها در اداره امور مربوط به خود بودند. هنری کیسینجر یکی از سیاست مداران آمریکایی بود که بیشترین نقش در تهیه و تدوین سیاست های آمریکا در قبال جمعیت جهان و به خصوص آفریقا را داشته است.

کیسینجر پای ثابت همه دولت های بعد از نیکسون بوده است.
 کیسینجر با تمرکز بر روی آفریقا برنامه ای را تهیه و به اجرا گذاشت تا از طریق آن نژاد سیاه را که به عقیده او مخل امنیت ملی آمریکا بود (و یا در آینده خواهد شد) به شدت ضعیف کرده و یا از روی زمین محو کند.

 ایجاد جنگ های داخلی و قبیله ای در آفریقا و تامین تسلیحات این جنگ ها، تشویق سقط جنین، اشاعه بیماری های مختلف در آفریقا که شدیدترین آنها و تاثیرگذارترین آنها در پاک سازی جمعیتی بیماری ایدز است بخشی از برنامه های کیسینجر بود. در واقع کیسینجر یک برنامه نسل کشی غیر حضوری برای آفریقا نوشت و اجرا کرد. آمریکا بدون حضور نظامی در آفریقا بیشترین تلفات جمعیتی را در این قاره موجب شد. لیبریا، غنا، اوگاندا، آنگولا و کنگو بیشترین صدمات را از سیاست های آمریکا در آفریقا به خود دیده اند.

برنامه های کیسینجر هنوز هم از سوی نظام آمریکا دنبال می شود.

رشد جمعیتی کشورهای آفریقایی در دهه 50 میلادی برای سیاستمداران وقت آمریکایی بسیار خطرناک تعبیر شد. مرکز مطالعات سیا از نزدیک این افزایش جمعیت در آفریقا را زیر نظر داشت. برنامه های آمریکا برای مهار افزایش جمعیت در این قاره و نیز کاهش آن موجب شد که در عرض چند دهه بیش از 20 میلیون آفریقایی در اثر جنگ های داخلی، بیماری و گرسنگی بمیرند.

هزینه های مالی جنگ های داخلی در آفریقا
در کنار این سیاست ها از نظر فرهنگی آنچه که به دیگر ملل دنیا به خصوص خود آمریکایی ها از قاره آفریقا نشان داده می شد چیزی به جز زندگی عده ای انسان به دور از هرگونه تمدن و وحشی صفت در جنگل های ناشناخته نبود! بدین ترتیب اخبار قتل عام 20 هزار نفر از یک قبیله در نصف روز توسط قبیله ای دیگر که به وسیله سلاح های آمریکایی انجام می شد حساسیت زیادی به وجود نمی آورد. در تصویری که رسانه های آمریکایی برای مردم از آفریقا ترسیم کرده بودند چنین اتفاقاتی عادی و یا نرمال بود!


کودتا و جنگ

متفکرین جوامع آفریقایی همچون پاتریس لومومبا به کمک آمریکایی ها ترور و اعدام شدند و آنچه که باقی ماند نظامیان و ارازل و اوباش هستند که با در اختیار گرفتن جوانان و کودکان کشور به کشتار مردم می پردازند. بخش امور آفریقا در وزارت خارجه با شناسایی افراد مختلف در کشورهای آفریقایی و کمک به آنها در شورش و کشتار اجرای بخشی از برنامه های کسینجر در آفریقا را به عهده داشت.

با ترور و از بین بردن متفکرین آفریقایی اوباش تحت حمایت آمریکا نظام امور را به دست گرفتند.

در اوگاندا "ایدیامین" و نیروهای تحت فرمانش با حمایت مستقیم آمریکا 300 هزار آفریقایی را کشتند. از 1960 تا 1974 نه مورد کودتای مرگبار و 17 جنگ خانمان برانداز در آفریقا رخ داد. تمامی این کودتاها و جنگ ها با دخالت آمریکا رخ داده است. طی الین جنگ ها مرگ دسته جمعی آفریقایی ها از یک سو و نیز فروش سلاح های آمریکایی از سوی دیگر  منافع کوتاه مدت و دراز مدت آمریکا ار تامین می کرد. آمریکا به هر دو طرف درگیر در کودتاها و جنگ ها اسلحه می فروخت تا همدیگر را بکشند و کشورشان را به نابودی بکشانند. سیرالئون، آنگولا و کنگو درگیر جنگ هایی بوده اند که تسلیحات آنها از آمریکا تامین می شد.

سوء استفاده از کودکان به عنوان نیروهای جنگی
 
پس از دستور اجرای کامل برنامه  NSSM200 تبعیض نژادی اقتصادی شروع شد. کمک های بین المللی در مورد غذا و دارو به کشورهای فقیر منوط به اجرای برنامه های کنترل جمعیتی در کشورهای آفریقایی شد. آفریقا یک تهدید تصور می شد که در صورت ادامه رشد جمعیتی آن در آینده یک قاره جوان سرشار از منابع طبیعی می بود که به راحتی می توانست برنامه های استکباری اقتصادی و سیاسی آمریکا را به هم بریزد.


سقط جنین

سقط جنین که یکی از بخش های مصوبه NSSM200 بود به شدت در آفریقا تبلیغ شد. نیکسون ار مدافعان سقط جنین بود که جنین های سیاه پوست را "کوچولوهای سیاه حرام زاده" اعلام کرد که باید سقط می شدند. انسان زدایی در آفریقا از سقط جنین شروع شد. عقیم سازی پروژه دیگری بود که در پیش گرفته شد. تا اواسط دهه 80 کلینیک های عقیم سازی در سراسر جهان با کمک دولت آمریکا و بنیاد راکفلر چند برابر شد.


فروش سلاح به آفریقا
مصوبه NSSM200  در ادامه به افزایش فروش سلاح به آفریقا می پردازد که بر اسا آن حتی پسربچه های آفریقایی نیز مسلح شدند. اراذل و اوباش با در دست داشتن سلاح های گران قیمت آمریکایی در حالی که علایم سوء تغذیه در اندام آنها کاملا نمودار بود به جنگ دیگر هم وطنان خود که آنها نیز مسلح به سلاح های آمریکایی بودند رفتند. از 1998 تا 2001 درآمد حاصل از فروش سلاح به کشورهای جهان سوم توسط آمریکا، فرانسه و انگلیس بسیار بیشتر از کمک های بلاعوضی بود که این کشورها به کشورهای در حال توسعه انجام دادند.

گرسنگی حاصل از صرف ثروت ملل آفریقا برای خرید سلاح از کمپانی های آمریکایی


لیبریا

در 1980 کودتایی در لیبریا رخ داد. اعدام ها شروع شد. هزاران نفر کشته شدند. ساموئل کی دو گروهبان کم سوادی بود که با حمایت آمریکا کودتا را انجام داد! ریگان در 1982 از او در کاخ سفید به عنوان رئیس دولت لیبریا استقبال کرد و 500 میلیون دلار در اختیار او قرار داد تا بتواند تا سال 1989 جنگ را عیله مردم لیبریا ادامه دهد. شایان توجه است که این پول صرف ساخت و ساز در کشور نمی شد بلکه به خرید سلاح از خود آمریکا یا کشورهای دیگر اختصاص پیدا می کرد. خود کی دو نیز قربانی یک کودتای آمریکایی دیگر شد که توسط چارلز تیلور انجام شد. تیلور در آمریکا زندانی بود که با فرار از زندان و آمدن به لیبریا کودتای جدید را سر و سامان داد تا برنامه کشتار مردم آفریقا جان تازه ای بگیرد.


چپاول منابع آفریقا

در میان این جنگ ها آمریکا به دور از چشم دولتی قدرتمند یا رهبران اجتماعی تاثیرگذار به غارت آفریقا نیز می پرداخت. 80 درصد اورانیوم استفاده شده در بمب های هسته ای ریخته شده بر ژاپن از کنگو آورده شده بود. کنگو در مرکز آفریقا سرزمینی بزرگ و غنی برای آمریکا محسوب می شد. نامیبیا کشور دیگری بود که از الماس، مس و اورانیوم غنی بود. لیبی سرشار از ثروت نفتی بود. لیبریا یک میلیون هکتار زمین را در اختیار شرکت های آمریکایی قرار داده بود تا در صنعت پلاستیک سازی استفاده شود. برده داری نوین در کشورهای درگیر جنگ های داخلی بدون کوچکترین دردسری از سوی آمریکا رواج یافت.

میلیون ها نفر از شدت گرسنگی جان باخته اند.

کارنامه کشتار آمریکایی در آفریقا

سودان از 1955 تا 1972: 750 هزار کشته
نیجریه از 1967 تا 1979: 2 میلیون کشته
آنگولا از 1980 تا 1988: 700 هزار کشته
موزامبیک از 1980 تا 1988: 1 میلیون کشته
 اوگاندا از 1971 تا 1978: 300 هزار کشته
 بروندی 1972: 250 هزار کشته
بروندی 1993: 200 هزار کشته
سودان از 1983 تا 2000: 2 میلیون کشته
زئیر/کونگو از 1997 تا 2003: 1750000  کشته شده در جنگ و حدود 5 میلیون نفر جان باخته از گرسنگی
روآندا 1994: 800 هزار کشته و 4 میلیون آواره
لیبریا از 1980 تا 2001: 250 هزار کشته، یک و نیم میلیون بی خانمان و 300 هزار کودک یتیم
سومالی از 1991 تا 1992: 350 هزار نفر از گرسنگی مردند و یک و نیم میلیون نفر آواره شدند.
 آنگولا از 1993 تا 1994: 100 هزار کشته و 2 میلیون آواره
و این کشتار همچنان ادامه دارد .......


NSSM200 همچنان در قاره سیاه روزگار مردم را سیاه می کند.

در سال 2004 از دولت سازمان جهانی حقوق بشر از دولت بوش خواست که  NSSM200 را ملغی اعلام کند این درخواست تا کنون که دولت اوباما روی کار است بدون پاسخ مانده است.
منافع دراز مدت آمریکا در آفریقای ثروتمند مبنی بر از بین بردن جمعیت جوان و سرکشی بوده است که احتمالا در آینده حاضر به تسلط دولت دیگر بر منابع خود نمی شدند. در نتیجه آمریکا به از بین بردن جمعیت کشورهای آفریقایی و نسل کشی آنها اقدام کرده است. آمریکایی ها در نسل کشی آفریقایی ها به هیچ ملتی رحم نکرده اند. زبان، مذهب، فرهنگ، خانواده و روش زندگی آفریقایی ها از ایشان گرفته شد. مادامی که فلاکت های آفریقایی ها ادامه پیدا کند آمریکا می تواند از ثروت های طبیعی این قاره برخوردار شود و کارخانه های تسلیحاتی خود را سر پا نگاه دارد.

  



یک فیلم مستند
 (2006)Apocalypse Africa: Made In America  


در این زمینه فیلم مستندی هم به کارگردانی دِل والترز (Del Walters) به نام  Apocalypse Africa: Made In America  ساخته شده است.






منابع و مآخذ:


http://www.pop.org/content/nssm-200-understanding-national-security-1478

http://chemtruth.ning.com/profiles/blogs/nssm200-third-world

http://www.population-security.org/11-CH3.html

www.lifesitenews.com/waronfamily-docs/Population_Control/Inherentracism.pdf

www.lifesitenews.com/waronfamily-docs/nssm200/nssm200.pdf

www.lifesitenews.com/waronfamily-docs/nssm200/nssm200coverletter.pdf

http://www.mathaba.net/news/?x=90207

http://www.zerohedge.com/news/presenting-nssm-200-implications-worldwide-population-growth-us-security-and-overseas-interests

http://www.pop.org/content/innocents-betrayed-a-side-of-family-planning-the-white-house-does-not-discuss-892

http://www.pop.org/content/facts-of-global-depopulation-1518

عکس/مداح سرشناسی که محافظ بود


تصویری منتشر نشده از حاج حسین سازور -مداح مشهور تهرانی- که روزگاری در کسوت یکی از محافظان شهید رجایی به انجام وظیفه مشغول بوده است.