بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع با شكوه مردم استان زنجان
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على آله الأطيبين الأطهرين المنتجبين.
سيّما بقيّةاللَّه فى الأرضين
زنجان؛ يك شهر مؤمن و فرهنگى
خداوند متعال را شاكرم كه بعد از گذشت چند سال، بار ديگر اين توفيق را به اينجانب داد كه در جمع شما مردم عزيز، مؤمن و غيور زنجان حضور پيدا كنم و از محبّت و ايمان و تلاشهاى ارزشمندِ برجستگان شما صميمانه سپاسگزارى كنم.
اوّلاً اين عيد مسعود و مبارك را - كه ميلاد نور و اميد براى همه تاريخ طولانى و پُرفراز و نشيب اسلام است - به شما مردم عزيز تبريك عرض مىكنم و اين تصادف را كه در اين موقعيت، توفيق دست داد تا بتوانم به شهر و استان شما بيايم، به فال نيك مىگيرم.
شهر زنجان را از ديرباز به عنوان يك شهر مؤمن و فرهنگى شناختهام. از اين شهر در دورانهاى مختلف و از جمله در دوران انقلاب اسلامى نمونهها و نشانههايى بروز پيدا كرده كه براى هر مجموعه انسانى مايه مباهات و افتخار است. اوّلاً در جريان انقلاب اسلامى، اين شهر نقش ايفا كرد و پس از پيروزى انقلاب، در دوران دفاع مقدّس هم غوّاصان دريادلِ زنجانى در نيروهاى مسلّح نقشهاى برجستهاى ايفا كردند. در زمينه حضور سياسى و انسانى در صحنههاى انقلاب نيز استان زنجان داراى موقعيتهاى برجسته است؛ يعنى متوسّط ميزان حضور سراسرى مردم كشور در مسائل حسّاس انقلاب - مثل انتخابات - پايينتر از حدّ حضور مردم زنجان است.
جوانان زنجانى به افتخارات خود ببالند
من مايلم در مسافرتهايى كه به همه نقاط كشور مىكنم، ذهنهاى جوان و شفّاف نسل نوى كشورمان را به نقاط برجستهاى كه در آن منطقه و شهر وجود داشته و دارد، متوجّه كنم. در اينجا هم مايلم جوانان زنجانى - كه يقيناً با تاريخ شهر خودشان كم و بيش آشنا هستند - به افتخارات برجسته منطقه و استان خود ببالند. اين موضوع، درست نقطه مقابل نقشهاى است كه دشمنان ملت ايران در خصوص افكار عمومى مردم و جوانان ما طرّاحى كردهاند. براى جوان زنجانى بسيار حائز اهميت است كه بداند شهر و منطقه او از دير باز منطقهاى فرهنگى و داراى رشد علمى و اخلاقى بوده است. شما در تاريخ، برجستگان علمى و فرهنگى در فلسفه، فقه و رياضى داريد كه از اين سرزمين برخاستهاند و يكى از معروفترين آنها «شيخ شهابالدين سهروردى» - شيخ اشراق - است كه به عنوان يك فيلسوف و متفكّر برجسته اسلامى، نام درخشانش در همه دايرةالمعارفهاى دنيا ثبت شده است. البته غير از «شيخ اشراق» شخصيتهاى برجسته متعدّد ديگرى را نيز در زمينههاى علمى و هنرى از اين استان و منطقه داشتهايد كه مىتوانيد نام آنها را بهصورت برجسته در طومار معارف ايرانى و اسلامى مشاهده كنيد.
اوج هنر معمارى در آثار تاريخى زنجان
معمولاً كسانى كه به استان زنجان مسافرت مىكنند، وقتى آثار تاريخى اين استان، مثل گنبد سلطانيه، بازار زيبا و بزرگ شهر زنجان و مساجد و مدارس معروف استان را ملاحظه مىكنند، آنها را بهعنوان پديدهها و آثار تاريخى و باستانى مىنگرند، كه البته درست هم هست؛ اما نكتهاى كه در اين آثار تاريخى وجود دارد، اين است كه اين آثار نشاندهنده اوج هنر معمارى در ميان اين مردم در طول تاريخ گذشته است. اينها چيزهايى است كه گذشته تاريخى يك ملت را رنگ و رونق مىبخشد و مردم مىتوانند گذشته، تاريخ و ريشههاى خود را پيدا كنند.
شخصيتهاى برجسته علمى زنجان
در زمينه دانشهاى دينى هم برجستگانى از اين استان در دورانهاى گذشته، بخصوص بعد از دوره صفويه وجود داشتهاند. شهر زنجان در يك دوره طولانى، مهمترين حوزه علميه تمام مناطق غرب ايران محسوب مىشده است. در دوران مشروطه، عالم بزرگى مثل مرحوم «آخوند ملاقربانعلى» در زمينهى فقه،در اوج علمى قرار داشت و علماى برجسته زمان خود را نسبت به مقام علمىاش خاضع كرد. البته ما در دورههاى بعد هم شاهد بروز شخصيتهاى برجسته علمىِ زيادى هستيم كه بعضى را از نزديك ديديم و بعضى را نيز شنيديم، كه «حكيم هيدجى» - شاعر، فيلسوف و عارف زنجانى - يكى از برجستگان دورههاى اخير است.
در دوره جوانى ما در حوزههاى علميه، شخصيتهاى برجسته علمى زنجان مايه افتخار شهرشان بودند. در نجف، مرحوم آيةاللَّه ميرزاباقر زنجانى؛ در قم، مرحوم آيةاللَّه حاج سيد احمد زنجانى و در تهران، مرحوم آيةاللَّه حاج ميرزا محمود امام جمعه زنجانى، از بزرگان زنجان در شهرهاى مختلف آن روز بودند. بحمداللَّه امروز هم شخصيتهاى برجسته علمى زنجان، چه در حوزههاى علميه قم و مشهد و چه در محيطهاى دانشگاهى، حضور دارند. مرحوم استاد «روزبه» يك شخصيت فرهنگىِ برجسته زنجانى بود كه منشأ خدمات بزرگ فرهنگى در كشور شد. خودِ ما در دوران تحصيل، دوستانى را كه از اين خاك برخاسته بودند، مىشناختيم كه بعضى در خود زنجان و بعضى در قم به مقامات عالى علمى دست يافته بودند. مقصود از اين حرفها فقط تعريف و خوشامدگويى براى مردم زنجان نيست؛ بلكه مقصود اين است كه جوان زنجانى، شجرهنامه علمى و فرهنگى خود را بشناسد.
البته امروز هم اين شهر همچنان يك شهر بااستعدادِ فرهنگى است؛ با سىهزار دانشجو و دانشگاههاى متعدّد؛ با حوزه علميه؛ با جوانان آگاه و آماده رشد و ترقّى معنوى و استعدادهاى قابل شكوفايى. من مايلم جوانان زنجانى بهخاطر اين شجرهنامه فرهنگىِ پرافتخار به خود ببالند و قدر استعدادهايى را كه خداى متعال به جوانان اين منطقه ارزانى داشته است، بدانند و با بهكارگيرى آنها، از امكانات خداداده حدّاكثر استفاده را بكنند تا براى آينده كشور و منطقه خود، ذخيرههاى ارزشمندى را بهوجود آورند.
رشد اخلاقى و دينى مردم زنجان
امتياز اين استان فقط فرهنگى نيست، بلكه نسبتِ رشد اخلاقى و دينى مردم اين منطقه بالاتر از بسيارى از مناطق ديگر است؛ اين را آمارهاى انتظامى به ما نشان مىدهد. در دوره انقلاب، بازار زنجان خدمات باارزشى را به پيشرفت انقلاب در اين منطقه كرد و بازاريهاى زنجان و جوانان مؤمن در دوران دفاع مقدّس و دوران دفاع از ارزشهاى جمهورى اسلامى، همواره در وسط صحنه حضور داشتند و مردم زنجان جايگاه برجستهاى را براى خود ثبت كردند كه تا امروز هم اين هست و در آينده هم به فضل پروردگار خواهد بود.
من در دوسه محور اصلى مطالبى را عرض مىكنم: محور اوّل در خصوص استان زنجان و تلاش براى رشد و توسعه آن است. محور دوم راجع به عمدهترين مسائلى است كه امروز براى مردم و مسؤولان ما مطرح است و بايد باشد. محور سوم هم جمله كوتاهى است درباره مسائل بينالمللى كه مردم و جوانان ما بايد از آن آگاه باشند و به جهتگيريهاى جهانى نسبت به كشورشان توجّه كنند.
شاخصهاى توسعه در استان بالاست
آنچه راجع به اين استان مىخواهم عرض كنم، اين است كه زنجان استان بسيار مستعدّى است. اين استان از لحاظ زمينهاى حاصلخيز كشاورزى، معادن غنى و باارزش - فلزّى و غيرفلزّى، بخصوص بعضى از فلزّات مثل روى و سرب و مس - و ارتباطات ميانِ استانى قابل توجّه است. استان زنجان با استانهاى متعدّدى همجوار است و از لحاظ تردّد، يكى از محورهاى پر تردّد اين نقطه از كشور محسوب مىشود. استانى كه داراى مردم و زمين بااستعداد است، مىتواند امكانات فراوانى در آن رشد كند كه البته بعد از انقلاب تلاش بسيارى در اين زمينه شده است و همه شاخصهاى توسعه در اين استان بالاست. من انشاءاللَّه در يكى از ديدارهايى كه در روزهاى اقامت در زنجان خواهم داشت، مخاطبان خود را با برخى از اين آمارها آشنا خواهم كرد، كه در اينجا لزومى ندارد همه آنها را اعلام كنم. بههرحال، شاخصهاى توسعه در اين استان بسيار بالاست كه اين نشاندهنده تلاشهاى فراوانِ انجام شده است.
زنجان هنوز از محروميت خارج نشده است
آنچه در زمينههاى مختلف صورت گرفته، در مقايسه با قبل از انقلاب، داراى آمارهاى 500 درصد، 600 درصد، 1000 درصد و 1200 درصد است؛ اما استان هنوز از محروميت خارج نشده و با همه تلاشى كه صورت گرفته است، بعضى از مناطق آن جزو نقاط كاملاً محروم بهحساب مىآيد. اين نشاندهنده چيست؟ نشاندهنده اين است كه در دورههاى گذشته و در دوران طاغوت، به اين منطقه و به اين مردم بسيار ستم شده است. اين منطقه، يك منطقه خانزده است. در گذشته، همه منابع ثروت مادّى و انسانى اين مناطق، زيرِ دست خوانينِ متكبّر و خودخواهى بود كه هم در دوران سلطنت قاجارى و هم در دوران رژيم پهلوى اين امكانات را با شكلهاى مختلف در دست داشتند و اين استان را عقبمانده نگه داشتند. از اينجا معلوم مىشود كه مسؤولان اين استان و مسؤولان كشور و خودِ مردم بايد دستبهدست هم دهند و تلاش كنند تا معضلات موجود اين استان حل شود كه قابل حل هم هست؛ چون زمينه در اين استان بسيار آماده است و مىتوان با استفاده از نيروى انسانىِ جوان و پرنشاط و باهوش و با استفاده از زمينههاى موجود و زيربناهايى كه بحمداللَّه در اين استان بهوجود آمده، مشكلات را حل كرد. استان زنجان راه اصلىِ بسيار خوبى تا مركز شهر دارد؛ فرودگاه دارد؛ خطّ آهن دارد، كه مىتوان با استفاده از اين زمينهها، كارهاى بسيار بزرگ و خوبى در اين استان انجام داد.
مسؤولان به مشكلات و گرهگشاييها توجّه كنند
يكى از هدفهاى عمده ما از اين سفرها اين است كه توجّه مسؤولان كشور را به مناطقى كه سفر مىكنيم و نقاط حسّاس و مهمى كه در آن مناطق وجود دارد، جلب كنيم تا هم مشكلات و هم گرهگشاييها را در خودِ آن مناطق مشاهده كنند. البته در همه مناطق كشور مشكلات وجود دارد؛ اما امكانات و كليد حلّ مشكلات هم در همان مناطق هست، كه با همّت مسؤولان و مردم و همدستى و همكارى آنها، بسيارى از اين گرهها باز خواهد شد. اينجا هم همينطور است. كسانى كه مسؤوليتى به عهده دارند، بايد به مسؤوليت خود در قبال اين مردمِ مؤمن اهميت بدهند و حقيقتاً دوره فعّاليت خود را دوره خدمت قرار دهند و براى مردم كار كنند. اين موضوع، مخصوص اين نقطه هم نيست؛ در همهجا بايد همينطور باشد. در دو سه روز آينده، وزراى محترمِ مربوط به مسائل اين استان به اينجا مىآيند و نقاط اساسىاى كه مورد مطالعه قرار گرفته است، براى آنها مطرح خواهد شد و وظايفى برعهده هر كدام قرار خواهد گرفت تا انشاءاللَّه حركتى جدّى براى استفاده از ظرفيّتهاى باارزش اين استان و حل مشكلات مردم شروع شود.
مسؤولان، مشكلات معيشتى مردم را برطرف كنند
مسأله اساسىاى كه امروز كشور و ملت ما به آن احتياج دارد، اين است كه مسؤولان كشور در يك جبهه واحد، تلاش متّحد و هماهنگى را براى برطرف كردن مشكلات اقتصادى و معيشتى مردم شروع كنند. البته گفتن اين مطلب به اين معنا نيست كه اين كار شروع نشده است؛ نخير، مسؤولان دولتى و قواى مختلف تلاش مىكنند و حقّاً زحمت مىكشند؛ اما بايد موانعِ پيشرفت كارها را شناخت و آنها را از سر راه برداشت.
يكى از مهمترين موانعِ پيشرفت اين است كه مسؤولان و نخبگان و قشرهايىكه مىتوانند روى ذهنهاى ديگران اثر بگذارند، در شناخت مشكلات مردم اشتباه كنند و خواستههاى مردم را درست نفهمند يا خواستههاى مردم را به نقاط كمارزش و بىارتباط با زندگى واقعى مردم ربط دهند؛ اين چيز بسيار بدى است. بايد نخبگان، مسؤولان، برجستگان و كسانىكه مىتوانند روى افكار مردم بهراحتى اثر بگذارند، به اين نكته توجّه كنند.
نتايج مشابه دو نظرخواهى
من در روزهاى قبل از آمدن به زنجان، دو نظرخواهى را از مردم زنجان مطالعه كردم. يك نظرخواهى را مسؤولان خودِ استان انجام داده و از مردم پرسيده بودند كه اگر فلانى به زنجان بيايد، حرف و خواسته شما از دولت و مسؤولان چيست و مىخواهيد چه چيزى را به رهبرى منتقل كنيد؟ يك نظرخواهى هم از مركز - تهران - انجام گرفت. با اينكه اين نظرخواهيها را دو دستگاه بىارتباط با هم انجام داده بودند، عجيب اين است كه نتايج آن بسيار به هم نزديك است و بلكه در عمدهترين موارد، يكى است. وقتى از مردم مىپرسند مشكل اصلى شما چيست، مىگويند مشكل اصلى بيكارى، گرانى و مشكل معيشتى است. اين نشاندهنده تشخيص درستى است كه در سال گذشته و سال قبل از آن داده شد و به مسؤولان گفته شد كه روى موضوع ايجاد اشتغال و برطرف كردن مشكلات معيشتى مردم كار كنيد؛ مردم اين را انتظار دارند. البته اين مشكل، مخصوص زنجان نيست؛ بلكه در همه نقاط ديگر كه مردم حرف و نظر خود را درباره مهمترين خواستههايشان مطرح كردهاند، همين مطالب را گفتهاند. در زمينه مسائل داخلى، نيازهاى مردم اين موضوعات است و مردم آن را از مسؤولان مىخواهند. البته عدّهاى هم پيدا مىشوند كه شعارهاى سياسىِ جنجالىِ بىمحتوا را جايگزين اين مسائل مىكنند.
ايجاد اشتغال، رفع تورّم و تقويتِ ارزش پول ملى
ما مبارزه با فساد را مطرح كرديم و گفتيم فساد در دستگاههاى اقتصادى و حكومتى موجب مىشود منابع ثروت متعلّق به مردم از بين برود. بهجاى اينكه از مبارزه با فساد دفاع كنند، كسانى پيدا شدند كه از امكانات حرف زدن با مردم استفاده كردند و به دفاع از مفسد پرداختند و مبارزه با فساد را وظيفه خودشان ندانستند! ايجاد اشتغال، رفع تورّم و تقويت ارزش پول ملى هم از مسائل مهمّ كشور است.
در زمينه مسائل داخلى، همه حرف ما اين است كه اين ملت و اين كشور با استعداد است. شعار نظام جمهورى اسلامى عدالت، اخلاق، تعالى و رشد انسانها و باز كردن گرههاى زندگى مردم است؛ ما بايد در اين جهت حركت كنيم. بعضى كسان از اوّلِ انقلاب نتوانستند اين انقلاب و نظام را تحمّل كنند و هر وقت توانستند، سنگاندازى كردند؛ ولى نظام اينها را تحمّل نمود و با اينها برخورد نكرد. البته اينها مجموعه بزرگى نيستند، بلكه مجموعهاى كوچك ولى پرمدّعا هستند كه صدايشان بلندتر است و با لحن طلبكارانهترى حرف مىزنند و مىخواهند نظام اسلامى را كه مشغول تلاش براى رسيدن به هدفهاى بلند و سربلندى و ترقّى ملت ايران است، دائم با چالشها مواجه كنند. طبيعت اينها اين است و اين موضوع مربوط به امروز هم نيست؛ بلكه هر وقت نتوانستهاند با اسلام و نظام اسلامى كنار بيايند، به اين شيوه متوسّل شدهاند، كه در صدر اسلام هم نظايرش را ديدهايم. براى اينها تبليغ، گفتن و نصيحت كردن بىفايده است و البته بودنشان هم براى نظام اسلامى ضررى ندارد؛ چون وقتى مردم آگاه هستند و حقايق را مىدانند و قدرت تحليل دارند، وجود اينگونه افراد هيچ اشكالى ندارد. در زمان پيغمبر و اميرالمؤمنين عليهماالسّلام هم هميشه مخالفانى بودند. بههرحال، ما نمىخواهيم اصرار بورزيم؛ به قول مرحوم حكيم هيدجى:
اولماز اولا گل تيكان، تيكان گل
گرايسترن آغلا، ايسترن گل(1)
وجود مخالفها و مخالفتها براى يك ملت آگاه و بيدار هيچ اهميتى ندارد. آنچه مهمّ است، اين است كه مردم و مسؤولان وحدتشان را حفظ كنند.
نگذاريد در سطوح مديريّتىِ نظام، اختلاف ايجاد شود
توصيه مؤكّد من به مسؤولان اين است كه نگذارند در سطوح مديريّتى نظام، دشمنان با ايادى خود اختلال و اختلاف ايجاد كنند. دشمن اين را مىخواهد و اصرار دارد كه مديران كشور را در جبهههاى متفاوتى نشان دهد. آرزوى دشمن اين است كه قواى سهگانه به جان هم بيفتند؛ مجلس به جان قوّه قضايّيه، قوّه قضايّيه به جان دولت، دولت به جان قوّه قضاييه. مسؤولان بايد هشيار باشند و نگذارند؛ بدانند امروز كشور به چه چيزى نياز دارد.
اين كشور، كشور اسلام و مردم است. نظام اسلامى، يعنى همان مردمسالارى دينى كه بر اين كشور حاكم است. هيچ احتياجى نيست كه امروز مردم كشورمان را به دنبالهروى از نظام مردمسالارى توصيه كنيم. ما بعد از قرنهاى متمادى كه بر اين كشور استبداد حاكم بود، به بركت اسلام و انقلاب اسلامى به مردمسالارى رسيدهايم؛ آن هم مردمسالارىِ با دين.
زمينههاى استقبال مردم از انتخابات
ما انتخاباتى در پيش داريم كه اوّلين انتخابات در اين كشور نيست؛ اما بعضى كسان طورى حرف مىزنند كه گويا براى اوّلين بار است كه مردم اين كشور مىخواهند پاى صندوق رأى بروند! مردمِ ما در بيستوپنج سال گذشته بهطور متوسّط در هر سال يكبار به پاى صندوقهاى رأى رفتهاند؛ استقبال كردهاند و آزادانه رأى دادهاند و انشاءاللَّه در اين نوبت هم استقبال خواهند كرد؛ بخصوص اگر احساس كنند كه نمايندگان آنها در مجلس شوراى اسلامى به وظايف خود بهدرستى عمل مىكنند و خواستها و نيازهاى آنان را دنبال مىكنند. اگر مردم اين موضوع را مشاهده كنند، تشويق مىشوند. گفته مىشود زمينه شركت مردم را فراهم كنيد. اين، زمينه شركت مردم است. مردم اگر احساس كنند نمايندگان آنها دلسوزانه به مشكلاتشان توجّه دارند و تلاش مىكنند، و اگر ببينند مسؤولان دولتى كه برگزيده نمايندگان مجلسند، در مسؤوليتها و مديريّتهاى خود بهطور جدّى كار مىكنند، در انتخابات با شوق و رغبت شركت مىجويند؛ مردم ما امتحان دادهاند.
ايران مىخواهد مستقل بماند
درباره موضعِ نظام جمهورى اسلامى درخصوص مسائل و چالشهاى بينالمللى هم عرض مىكنم همه حرف ما اين است كه ايران اسلامى مىخواهد مستقل بماند. ما استقلال را ارزان و آسان بهدست نياوردهايم؛ مىخواهيم آن را حفظ كنيم. ما مىخواهيم اختيار اين ملت و كشور دست خود اين ملت باشد، نه دست امريكا و مستكبران بينالمللى. اين نقطه، مقابل آن چيزى است كه امروز استكبار مىخواهد. استكبار مىخواهد بر اين منطقه و بر ايران تسلّط پيدا كند. استكبار كه به دست ملت ايران از اين كشور بيرون رانده شد، مىخواهد برگردد؛ هدف امريكا اين است. امروز استكبار نشان داده است كه نمىخواهد با ملتى كه براى استقلال و آزادى خود ارزش و ارج قائل است و حاضر نيست زير بار آنها برود، كنار بيايد؛ اين را شما مىبينيد. صريحاً گفتهاند كه مىخواهيم نقشه خاورميانه را عوض كنيم؛ يعنى بهطور كامل رژيمهاى سرسپرده و دستنشانده در اين منطقه وجود داشته باشند! براى چه؟ براى اينكه امريكا به منافع خود برسد؛ براى اينكه نفت امريكا تأمين شود؛ براى اينكه اسرائيل تهديد نشود. به چه قيمتى؟ به قيمت از بين رفتن شرف، استقلال و همه ارزشهاى ملتهاى منطقه.
ابرقدرتها كار خود را با تشر زدن پيش مىبرند
امروز همه دنيا شاهدند كه قدرت امريكا - كه در رأس استكبار است - توانايى رسيدن به اين هدفها را ندارد. ابرقدرتها كار خود را با تشر زدن پيش مىبرند. امروز مىبينيد كه امريكا در عراق و افغانستان دچار چه مشكلاتى است؛ رژيم صهيونيستى هم در يكى از سختترين دورههاى حيات نامبارك خود بهسر مىبرد. جوانان و مردم بىدفاع و بىسلاح و مظلوم و همان دختر و پسر شهادتطلب و خانوادههاى تحمّلكننده و صبر كننده بر تلخيها و سختيها در طول سه سال اخير، توانستهاند اين رژيم را بيچاره كنند. ما مىگوييم ملتهاى مسلمان بايد قدرت خود را - كه همان قدرت ايمان و همبستگى بين كشورهاى اسلامى است - بشناسند و به آن تكيه كنند.
كشورهاى اسلامى مرعوب امريكا نشوند
تا دو روزِ ديگر اجلاس سران سازمان كنفرانس اسلامى در مالزى تشكيل مىشود و رئيس جمهور عزيز ما هم به آنجا مىرود و انشاءاللَّه خواهد درخشيد. توقّع و انتظار ما از كشورهاى اسلامى و از اين كنفرانس اين است كه مرعوب اخم امريكا نشوند. در محيط رعب نمىشود تصميمگيرى كرد. سران كشورهاى اسلامى اگر مرعوب امريكا باشند، نمىتوانند دنبال مصالح خود حركت كنند و طبق مصلحت تصميم بگيرند. همه سعى امريكا اين است كه اينها را بترساند؛ همه سعى اينها هم بايد اين باشد كه از امريكا نترسند. هم از چهره خشمآلود امريكا مرعوب نشوند، هم به چهره امريكا كه در جاهايى لبخند منافقانه مىزند، غرّه نشوند و بدانند كه استكبار جز جهانخوارى و سلطه بر منابع انسانى و حياتى ملتها هدفى ندارد و براى او ملتها هيچ ارزشى ندارند. اگر ملتها و دولتهاى اسلامى، اصلى را كه ملت ايران با كمال عزّت و قدرت براى خود محترم شمرد، محترم بشمارند، استكبار نمىتواند هيچ كارى در اين منطقه بكند. ملت ايران از زن و مرد و جوان و پير، نشان دادند كه پولادين و با عزم و اراده و ايمان هستند. اين مطلبى كه شما گفتهايد و در شعارنوشتههاى خودتان نوشتهايد كه:
زنجان لَرگان وِرَر
انقلابا جان وِرر(2)
كاملاً درست است. آن را تصديق مىكنيم و از بن دندان باور مىكنيم و مىدانيم كه: «زنجانىگان وِرَر، اما عزّتنى، استقلالنى، اسلامنى ورمز».(3) اين عزّت و قدرت معنوى و عزم ملت ايران است كه ما امروز يك نمونه آن را در زنجان مىبينيم.
پروردگارا ! به محمّد و آل محمّد فضل و رحمت خودت را بر اين مردم فرو بريز. پروردگارا ! اين مردم را همواره عزيز و سربلند بدار و آنها را بر دشمنانشان پيروز كن. پروردگارا ! ملت ايران را از اسلام و قرآن و اهل بيت عليهمالسّلام جدا مكن. پروردگارا ! ملت ايران را مشمول تفضّلات خود و توجّهات اهلبيت عليهمالسّلام قرار بده. پروردگارا ! به محمّد و آل محمّد اين جوانان عزيز را كه بيشترين شعار، بيشترين عزم، بيشترين احساس و شيرينترين تفكّرات در وجود اينهاست، ذخيرههاى ارزشمندى براى آينده ملت ايران قرار بده. پروردگارا ! شهداى عزيز ما و شهداى عزيز زنجان را - كسانىكه در راه عزّت و استقلال اين كشور جان عزيز خود را دادند - با اوليايشان و با سيّدالشهداء محشور فرما.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
1) نمىشود گل خار باشد، خار گل
مىخواهى گريه كن، مىخواهى بخند
2) زنجانيها خون مىدهند و براى انقلاب جانشان را هم فدا مىكنند.
3) زنجانى خون مىدهد؛ اما از عزّت، استقلال و اسلامش دست برنمىدارد.