بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على آله الأطيبين الأطهرين المنتجبين.

سيّما بقيّةاللَّه فى الأرضين‏

زنجان؛ يك شهر مؤمن و فرهنگى‏

خداوند متعال را شاكرم كه بعد از گذشت چند سال، بار ديگر اين توفيق را به اين‏جانب داد كه در جمع شما مردم عزيز، مؤمن و غيور زنجان حضور پيدا كنم و از محبّت و ايمان و تلاشهاى ارزشمندِ برجستگان شما صميمانه سپاسگزارى كنم.

اوّلاً اين عيد مسعود و مبارك را - كه ميلاد نور و اميد براى همه تاريخ طولانى و پُرفراز و نشيب اسلام است - به شما مردم عزيز تبريك عرض مى‏كنم و اين تصادف را كه در اين موقعيت، توفيق دست داد تا بتوانم به شهر و استان شما بيايم، به فال نيك مى‏گيرم.

شهر زنجان را از ديرباز به عنوان يك شهر مؤمن و فرهنگى شناخته‏ام. از اين شهر در دورانهاى مختلف و از جمله در دوران انقلاب اسلامى نمونه‏ها و نشانه‏هايى بروز پيدا كرده كه براى هر مجموعه انسانى مايه مباهات و افتخار است. اوّلاً در جريان انقلاب اسلامى، اين شهر نقش ايفا كرد و پس از پيروزى انقلاب، در دوران دفاع مقدّس هم غوّاصان دريادلِ زنجانى در نيروهاى مسلّح نقشهاى برجسته‏اى ايفا كردند. در زمينه حضور سياسى و انسانى در صحنه‏هاى انقلاب نيز استان زنجان داراى موقعيتهاى برجسته است؛ يعنى متوسّط ميزان حضور سراسرى مردم كشور در مسائل حسّاس انقلاب - مثل انتخابات - پايين‏تر از حدّ حضور مردم زنجان است.

جوانان زنجانى به افتخارات خود ببالند

من مايلم در مسافرتهايى كه به همه نقاط كشور مى‏كنم، ذهنهاى جوان و شفّاف نسل نوى كشورمان را به نقاط برجسته‏اى كه در آن منطقه و شهر وجود داشته و دارد، متوجّه كنم. در اين‏جا هم مايلم جوانان زنجانى - كه يقيناً با تاريخ شهر خودشان كم و بيش آشنا هستند - به افتخارات برجسته منطقه و استان خود ببالند. اين موضوع، درست نقطه مقابل نقشه‏اى است كه دشمنان ملت ايران در خصوص افكار عمومى مردم و جوانان ما طرّاحى كرده‏اند. براى جوان زنجانى بسيار حائز اهميت است كه بداند شهر و منطقه او از دير باز منطقه‏اى فرهنگى و داراى رشد علمى و اخلاقى بوده است. شما در تاريخ، برجستگان علمى و فرهنگى در فلسفه، فقه و رياضى داريد كه از اين سرزمين برخاسته‏اند و يكى از معروفترين آنها «شيخ شهاب‏الدين سهروردى» - شيخ اشراق - است كه به عنوان يك فيلسوف و متفكّر برجسته اسلامى، نام درخشانش در همه دايرةالمعارفهاى دنيا ثبت شده است. البته غير از «شيخ اشراق» شخصيتهاى برجسته متعدّد ديگرى را نيز در زمينه‏هاى علمى و هنرى از اين استان و منطقه داشته‏ايد كه مى‏توانيد نام آنها را به‏صورت برجسته در طومار معارف ايرانى و اسلامى مشاهده كنيد.

اوج هنر معمارى در آثار تاريخى زنجان‏

معمولاً كسانى كه به استان زنجان مسافرت مى‏كنند، وقتى آثار تاريخى اين استان، مثل گنبد سلطانيه، بازار زيبا و بزرگ شهر زنجان و مساجد و مدارس معروف استان را ملاحظه مى‏كنند، آنها را به‏عنوان پديده‏ها و آثار تاريخى و باستانى مى‏نگرند، كه البته درست هم هست؛ اما نكته‏اى كه در اين آثار تاريخى وجود دارد، اين است كه اين آثار نشان‏دهنده اوج هنر معمارى در ميان اين مردم در طول تاريخ گذشته است. اينها چيزهايى است كه گذشته تاريخى يك ملت را رنگ و رونق مى‏بخشد و مردم مى‏توانند گذشته، تاريخ و ريشه‏هاى خود را پيدا كنند.

شخصيتهاى برجسته علمى زنجان‏

در زمينه دانشهاى دينى هم برجستگانى از اين استان در دورانهاى گذشته، بخصوص بعد از دوره صفويه وجود داشته‏اند. شهر زنجان در يك دوره طولانى، مهمترين حوزه علميه تمام مناطق غرب ايران محسوب مى‏شده است. در دوران مشروطه، عالم بزرگى مثل مرحوم «آخوند ملاقربانعلى» در زمينه‏ى فقه،در اوج علمى قرار داشت و علماى برجسته زمان خود را نسبت به مقام علمى‏اش خاضع كرد. البته ما در دوره‏هاى بعد هم شاهد بروز شخصيتهاى برجسته علمىِ زيادى هستيم كه بعضى را از نزديك ديديم و بعضى را نيز شنيديم، كه «حكيم هيدجى» - شاعر، فيلسوف و عارف زنجانى - يكى از برجستگان دوره‏هاى اخير است.

در دوره جوانى ما در حوزه‏هاى علميه، شخصيتهاى برجسته علمى زنجان مايه افتخار شهرشان بودند. در نجف، مرحوم آيةاللَّه ميرزاباقر زنجانى؛ در قم، مرحوم آيةاللَّه حاج سيد احمد زنجانى و در تهران، مرحوم آيةاللَّه حاج ميرزا محمود امام جمعه زنجانى، از بزرگان زنجان در شهرهاى مختلف آن روز بودند. بحمداللَّه امروز هم شخصيتهاى برجسته علمى زنجان، چه در حوزه‏هاى علميه قم و مشهد و چه در محيطهاى دانشگاهى، حضور دارند. مرحوم استاد «روزبه» يك شخصيت فرهنگىِ برجسته زنجانى بود كه منشأ خدمات بزرگ فرهنگى در كشور شد. خودِ ما در دوران تحصيل، دوستانى را كه از اين خاك برخاسته بودند، مى‏شناختيم كه بعضى در خود زنجان و بعضى در قم به مقامات عالى علمى دست يافته بودند. مقصود از اين حرفها فقط تعريف و خوشامدگويى براى مردم زنجان نيست؛ بلكه مقصود اين است كه جوان زنجانى، شجره‏نامه علمى و فرهنگى خود را بشناسد.

البته امروز هم اين شهر همچنان يك شهر بااستعدادِ فرهنگى است؛ با سى‏هزار دانشجو و دانشگاههاى متعدّد؛ با حوزه علميه؛ با جوانان آگاه و آماده رشد و ترقّى معنوى و استعدادهاى قابل شكوفايى. من مايلم جوانان زنجانى به‏خاطر اين شجره‏نامه فرهنگىِ پرافتخار به خود ببالند و قدر استعدادهايى را كه خداى متعال به جوانان اين منطقه ارزانى داشته است، بدانند و با به‏كارگيرى آنها، از امكانات خداداده حدّاكثر استفاده را بكنند تا براى آينده كشور و منطقه خود، ذخيره‏هاى ارزشمندى را به‏وجود آورند.

رشد اخلاقى و دينى مردم زنجان‏

امتياز اين استان فقط فرهنگى نيست، بلكه نسبتِ رشد اخلاقى و دينى مردم اين منطقه بالاتر از بسيارى از مناطق ديگر است؛ اين را آمارهاى انتظامى به ما نشان مى‏دهد. در دوره انقلاب، بازار زنجان خدمات باارزشى را به پيشرفت انقلاب در اين منطقه كرد و بازاريهاى زنجان و جوانان مؤمن در دوران دفاع مقدّس و دوران دفاع از ارزشهاى جمهورى اسلامى، همواره در وسط صحنه حضور داشتند و مردم زنجان جايگاه برجسته‏اى را براى خود ثبت كردند كه تا امروز هم اين هست و در آينده هم به فضل پروردگار خواهد بود.

من در دوسه محور اصلى مطالبى را عرض مى‏كنم: محور اوّل در خصوص استان زنجان و تلاش براى رشد و توسعه آن است. محور دوم راجع به عمده‏ترين مسائلى است كه امروز براى مردم و مسؤولان ما مطرح است و بايد باشد. محور سوم هم جمله كوتاهى است درباره مسائل بين‏المللى كه مردم و جوانان ما بايد از آن آگاه باشند و به جهتگيريهاى جهانى نسبت به كشورشان توجّه كنند.

شاخصهاى توسعه در استان بالاست‏

آنچه راجع به اين استان مى‏خواهم عرض كنم، اين است كه زنجان استان بسيار مستعدّى است. اين استان از لحاظ زمينهاى حاصلخيز كشاورزى، معادن غنى و باارزش - فلزّى و غيرفلزّى، بخصوص بعضى از فلزّات مثل روى و سرب و مس - و ارتباطات ميانِ استانى قابل توجّه است. استان زنجان با استانهاى متعدّدى همجوار است و از لحاظ تردّد، يكى از محورهاى پر تردّد اين نقطه از كشور محسوب مى‏شود. استانى كه داراى مردم و زمين بااستعداد است، مى‏تواند امكانات فراوانى در آن رشد كند كه البته بعد از انقلاب تلاش بسيارى در اين زمينه شده است و همه شاخصهاى توسعه در اين استان بالاست. من ان‏شاءاللَّه در يكى از ديدارهايى كه در روزهاى اقامت در زنجان خواهم داشت، مخاطبان خود را با برخى از اين آمارها آشنا خواهم كرد، كه در اين‏جا لزومى ندارد همه آنها را اعلام كنم. به‏هرحال، شاخصهاى توسعه در اين استان بسيار بالاست كه اين نشان‏دهنده تلاشهاى فراوانِ انجام شده است.

زنجان هنوز از محروميت خارج نشده است‏

آنچه در زمينه‏هاى مختلف صورت گرفته، در مقايسه با قبل از انقلاب، داراى آمارهاى 500 درصد، 600 درصد، 1000 درصد و 1200 درصد است؛ اما استان هنوز از محروميت خارج نشده و با همه تلاشى كه صورت گرفته است، بعضى از مناطق آن جزو نقاط كاملاً محروم به‏حساب مى‏آيد. اين نشان‏دهنده چيست؟ نشان‏دهنده اين است كه در دوره‏هاى گذشته و در دوران طاغوت، به اين منطقه و به اين مردم بسيار ستم شده است. اين منطقه، يك منطقه خان‏زده است. در گذشته، همه منابع ثروت مادّى و انسانى اين مناطق، زيرِ دست خوانينِ متكبّر و خودخواهى بود كه هم در دوران سلطنت قاجارى و هم در دوران رژيم پهلوى اين امكانات را با شكلهاى مختلف در دست داشتند و اين استان را عقب‏مانده نگه داشتند. از اين‏جا معلوم مى‏شود كه مسؤولان اين استان و مسؤولان كشور و خودِ مردم بايد دست‏به‏دست هم دهند و تلاش كنند تا معضلات موجود اين استان حل شود كه قابل حل هم هست؛ چون زمينه در اين استان بسيار آماده است و مى‏توان با استفاده از نيروى انسانىِ جوان و پرنشاط و باهوش و با استفاده از زمينه‏هاى موجود و زيربناهايى كه بحمداللَّه در اين استان به‏وجود آمده، مشكلات را حل كرد. استان زنجان راه اصلىِ بسيار خوبى تا مركز شهر دارد؛ فرودگاه دارد؛ خطّ آهن دارد، كه مى‏توان با استفاده از اين زمينه‏ها، كارهاى بسيار بزرگ و خوبى در اين استان انجام داد.

مسؤولان به مشكلات و گره‏گشاييها توجّه كنند

يكى از هدفهاى عمده ما از اين سفرها اين است كه توجّه مسؤولان كشور را به مناطقى كه سفر مى‏كنيم و نقاط حسّاس و مهمى كه در آن مناطق وجود دارد، جلب كنيم تا هم مشكلات و هم گره‏گشاييها را در خودِ آن مناطق مشاهده كنند. البته در همه مناطق كشور مشكلات وجود دارد؛ اما امكانات و كليد حلّ مشكلات هم در همان مناطق هست، كه با همّت مسؤولان و مردم و همدستى و همكارى آنها، بسيارى از اين گره‏ها باز خواهد شد. اين‏جا هم همين‏طور است. كسانى كه مسؤوليتى به عهده دارند، بايد به مسؤوليت خود در قبال اين مردمِ مؤمن اهميت بدهند و حقيقتاً دوره فعّاليت خود را دوره خدمت قرار دهند و براى مردم كار كنند. اين موضوع، مخصوص اين نقطه هم نيست؛ در همه‏جا بايد همين‏طور باشد. در دو سه روز آينده، وزراى محترمِ مربوط به مسائل اين استان به اين‏جا مى‏آيند و نقاط اساسى‏اى كه مورد مطالعه قرار گرفته است، براى آنها مطرح خواهد شد و وظايفى برعهده هر كدام قرار خواهد گرفت تا ان‏شاءاللَّه حركتى جدّى براى استفاده از ظرفيّتهاى باارزش اين استان و حل مشكلات مردم شروع شود.

مسؤولان، مشكلات معيشتى مردم را برطرف كنند

مسأله اساسى‏اى كه امروز كشور و ملت ما به آن احتياج دارد، اين است كه مسؤولان كشور در يك جبهه واحد، تلاش متّحد و هماهنگى را براى برطرف كردن مشكلات اقتصادى و معيشتى مردم شروع كنند. البته گفتن اين مطلب به اين معنا نيست كه اين كار شروع نشده است؛ نخير، مسؤولان دولتى و قواى مختلف تلاش مى‏كنند و حقّاً زحمت مى‏كشند؛ اما بايد موانعِ پيشرفت كارها را شناخت و آنها را از سر راه برداشت.

يكى از مهمترين موانعِ پيشرفت اين است كه مسؤولان و نخبگان و قشرهايى‏كه مى‏توانند روى ذهنهاى ديگران اثر بگذارند، در شناخت مشكلات مردم اشتباه كنند و خواسته‏هاى مردم را درست نفهمند يا خواسته‏هاى مردم را به نقاط كم‏ارزش و بى‏ارتباط با زندگى واقعى مردم ربط دهند؛ اين چيز بسيار بدى است. بايد نخبگان، مسؤولان، برجستگان و كسانى‏كه مى‏توانند روى افكار مردم به‏راحتى اثر بگذارند، به اين نكته توجّه كنند.

نتايج مشابه دو نظرخواهى‏

من در روزهاى قبل از آمدن به زنجان، دو نظرخواهى را از مردم زنجان مطالعه كردم. يك نظرخواهى را مسؤولان خودِ استان انجام داده و از مردم پرسيده بودند كه اگر فلانى به زنجان بيايد، حرف و خواسته شما از دولت و مسؤولان چيست و مى‏خواهيد چه چيزى را به رهبرى منتقل كنيد؟ يك نظرخواهى هم از مركز - تهران - انجام گرفت. با اين‏كه اين نظرخواهيها را دو دستگاه بى‏ارتباط با هم انجام داده بودند، عجيب اين است كه نتايج آن بسيار به هم نزديك است و بلكه در عمده‏ترين موارد، يكى است. وقتى از مردم مى‏پرسند مشكل اصلى شما چيست، مى‏گويند مشكل اصلى بيكارى، گرانى و مشكل معيشتى است. اين نشان‏دهنده تشخيص درستى است كه در سال گذشته و سال قبل از آن داده شد و به مسؤولان گفته شد كه روى موضوع ايجاد اشتغال و برطرف كردن مشكلات معيشتى مردم كار كنيد؛ مردم اين را انتظار دارند. البته اين مشكل، مخصوص زنجان نيست؛ بلكه در همه نقاط ديگر كه مردم حرف و نظر خود را درباره مهمترين خواسته‏هايشان مطرح كرده‏اند، همين مطالب را گفته‏اند. در زمينه مسائل داخلى، نيازهاى مردم اين موضوعات است و مردم آن را از مسؤولان مى‏خواهند. البته عدّه‏اى هم پيدا مى‏شوند كه شعارهاى سياسىِ جنجالىِ بى‏محتوا را جايگزين اين مسائل مى‏كنند.

ايجاد اشتغال، رفع تورّم و تقويتِ ارزش پول ملى‏

ما مبارزه با فساد را مطرح كرديم و گفتيم فساد در دستگاههاى اقتصادى و حكومتى موجب مى‏شود منابع ثروت متعلّق به مردم از بين برود. به‏جاى اين‏كه از مبارزه با فساد دفاع كنند، كسانى پيدا شدند كه از امكانات حرف زدن با مردم استفاده كردند و به دفاع از مفسد پرداختند و مبارزه با فساد را وظيفه خودشان ندانستند! ايجاد اشتغال، رفع تورّم و تقويت ارزش پول ملى هم از مسائل مهمّ كشور است.

در زمينه مسائل داخلى، همه حرف ما اين است كه اين ملت و اين كشور با استعداد است. شعار نظام جمهورى اسلامى عدالت، اخلاق، تعالى و رشد انسانها و باز كردن گره‏هاى زندگى مردم است؛ ما بايد در اين جهت حركت كنيم. بعضى كسان از اوّلِ انقلاب نتوانستند اين انقلاب و نظام را تحمّل كنند و هر وقت توانستند، سنگ‏اندازى كردند؛ ولى نظام اينها را تحمّل نمود و با اينها برخورد نكرد. البته اينها مجموعه بزرگى نيستند، بلكه مجموعه‏اى كوچك ولى پرمدّعا هستند كه صدايشان بلندتر است و با لحن طلبكارانه‏ترى حرف مى‏زنند و مى‏خواهند نظام اسلامى را كه مشغول تلاش براى رسيدن به هدفهاى بلند و سربلندى و ترقّى ملت ايران است، دائم با چالشها مواجه كنند. طبيعت اينها اين است و اين موضوع مربوط به امروز هم نيست؛ بلكه هر وقت نتوانسته‏اند با اسلام و نظام اسلامى كنار بيايند، به اين شيوه متوسّل شده‏اند، كه در صدر اسلام هم نظايرش را ديده‏ايم. براى اينها تبليغ، گفتن و نصيحت كردن بى‏فايده است و البته بودنشان هم براى نظام اسلامى ضررى ندارد؛ چون وقتى مردم آگاه هستند و حقايق را مى‏دانند و قدرت تحليل دارند، وجود اين‏گونه افراد هيچ اشكالى ندارد. در زمان پيغمبر و اميرالمؤمنين عليهماالسّلام هم هميشه مخالفانى بودند. به‏هرحال، ما نمى‏خواهيم اصرار بورزيم؛ به قول مرحوم حكيم هيدجى:

اولماز اولا گل تيكان، تيكان گل‏

گرايسترن آغلا، ايسترن گل(1)

وجود مخالفها و مخالفتها براى يك ملت آگاه و بيدار هيچ اهميتى ندارد. آنچه مهمّ است، اين است كه مردم و مسؤولان وحدتشان را حفظ كنند.

نگذاريد در سطوح مديريّتىِ نظام، اختلاف ايجاد شود

توصيه مؤكّد من به مسؤولان اين است كه نگذارند در سطوح مديريّتى نظام، دشمنان با ايادى خود اختلال و اختلاف ايجاد كنند. دشمن اين را مى‏خواهد و اصرار دارد كه مديران كشور را در جبهه‏هاى متفاوتى نشان دهد. آرزوى دشمن اين است كه قواى سه‏گانه به جان هم بيفتند؛ مجلس به جان قوّه قضايّيه، قوّه قضايّيه به جان دولت، دولت به جان قوّه قضاييه. مسؤولان بايد هشيار باشند و نگذارند؛ بدانند امروز كشور به چه چيزى نياز دارد.

اين كشور، كشور اسلام و مردم است. نظام اسلامى، يعنى همان مردم‏سالارى دينى كه بر اين كشور حاكم است. هيچ احتياجى نيست كه امروز مردم كشورمان را به دنباله‏روى از نظام مردم‏سالارى توصيه كنيم. ما بعد از قرنهاى متمادى كه بر اين كشور استبداد حاكم بود، به بركت اسلام و انقلاب اسلامى به مردم‏سالارى رسيده‏ايم؛ آن هم مردم‏سالارىِ با دين.

زمينه‏هاى استقبال مردم از انتخابات‏

ما انتخاباتى در پيش داريم كه اوّلين انتخابات در اين كشور نيست؛ اما بعضى كسان طورى حرف مى‏زنند كه گويا براى اوّلين بار است كه مردم اين كشور مى‏خواهند پاى صندوق رأى بروند! مردمِ ما در بيست‏وپنج سال گذشته به‏طور متوسّط در هر سال يك‏بار به پاى صندوقهاى رأى رفته‏اند؛ استقبال كرده‏اند و آزادانه رأى داده‏اند و ان‏شاءاللَّه در اين نوبت هم استقبال خواهند كرد؛ بخصوص اگر احساس كنند كه نمايندگان آنها در مجلس شوراى اسلامى به وظايف خود به‏درستى عمل مى‏كنند و خواستها و نيازهاى آنان را دنبال مى‏كنند. اگر مردم اين موضوع را مشاهده كنند، تشويق مى‏شوند. گفته مى‏شود زمينه شركت مردم را فراهم كنيد. اين، زمينه شركت مردم است. مردم اگر احساس كنند نمايندگان آنها دلسوزانه به مشكلاتشان توجّه دارند و تلاش مى‏كنند، و اگر ببينند مسؤولان دولتى كه برگزيده نمايندگان مجلسند، در مسؤوليتها و مديريّتهاى خود به‏طور جدّى كار مى‏كنند، در انتخابات با شوق و رغبت شركت مى‏جويند؛ مردم ما امتحان داده‏اند.

ايران مى‏خواهد مستقل بماند

درباره موضعِ نظام جمهورى اسلامى درخصوص مسائل و چالشهاى بين‏المللى هم عرض مى‏كنم همه حرف ما اين است كه ايران اسلامى مى‏خواهد مستقل بماند. ما استقلال را ارزان و آسان به‏دست نياورده‏ايم؛ مى‏خواهيم آن را حفظ كنيم. ما مى‏خواهيم اختيار اين ملت و كشور دست خود اين ملت باشد، نه دست امريكا و مستكبران بين‏المللى. اين نقطه، مقابل آن چيزى است كه امروز استكبار مى‏خواهد. استكبار مى‏خواهد بر اين منطقه و بر ايران تسلّط پيدا كند. استكبار كه به دست ملت ايران از اين كشور بيرون رانده شد، مى‏خواهد برگردد؛ هدف امريكا اين است. امروز استكبار نشان داده است كه نمى‏خواهد با ملتى كه براى استقلال و آزادى خود ارزش و ارج قائل است و حاضر نيست زير بار آنها برود، كنار بيايد؛ اين را شما مى‏بينيد. صريحاً گفته‏اند كه مى‏خواهيم نقشه خاورميانه را عوض كنيم؛ يعنى به‏طور كامل رژيمهاى سرسپرده و دست‏نشانده در اين منطقه وجود داشته باشند! براى چه؟ براى اين‏كه امريكا به منافع خود برسد؛ براى اين‏كه نفت امريكا تأمين شود؛ براى اين‏كه اسرائيل تهديد نشود. به چه قيمتى؟ به قيمت از بين رفتن شرف، استقلال و همه ارزشهاى ملتهاى منطقه.

ابرقدرتها كار خود را با تشر زدن پيش مى‏برند

امروز همه دنيا شاهدند كه قدرت امريكا - كه در رأس استكبار است - توانايى رسيدن به اين هدفها را ندارد. ابرقدرتها كار خود را با تشر زدن پيش مى‏برند. امروز مى‏بينيد كه امريكا در عراق و افغانستان دچار چه مشكلاتى است؛ رژيم صهيونيستى هم در يكى از سخت‏ترين دوره‏هاى حيات نامبارك خود به‏سر مى‏برد. جوانان و مردم بى‏دفاع و بى‏سلاح و مظلوم و همان دختر و پسر شهادت‏طلب و خانواده‏هاى تحمّل‏كننده و صبر كننده بر تلخيها و سختيها در طول سه سال اخير، توانسته‏اند اين رژيم را بيچاره كنند. ما مى‏گوييم ملتهاى مسلمان بايد قدرت خود را - كه همان قدرت ايمان و همبستگى بين كشورهاى اسلامى است - بشناسند و به آن تكيه كنند.

كشورهاى اسلامى مرعوب امريكا نشوند

تا دو روزِ ديگر اجلاس سران سازمان كنفرانس اسلامى در مالزى تشكيل مى‏شود و رئيس جمهور عزيز ما هم به آن‏جا مى‏رود و ان‏شاءاللَّه خواهد درخشيد. توقّع و انتظار ما از كشورهاى اسلامى و از اين كنفرانس اين است كه مرعوب اخم امريكا نشوند. در محيط رعب نمى‏شود تصميم‏گيرى كرد. سران كشورهاى اسلامى اگر مرعوب امريكا باشند، نمى‏توانند دنبال مصالح خود حركت كنند و طبق مصلحت تصميم بگيرند. همه سعى امريكا اين است كه اينها را بترساند؛ همه سعى اينها هم بايد اين باشد كه از امريكا نترسند. هم از چهره خشم‏آلود امريكا مرعوب نشوند، هم به چهره امريكا كه در جاهايى لبخند منافقانه مى‏زند، غرّه نشوند و بدانند كه استكبار جز جهانخوارى و سلطه بر منابع انسانى و حياتى ملتها هدفى ندارد و براى او ملتها هيچ ارزشى ندارند. اگر ملتها و دولتهاى اسلامى، اصلى را كه ملت ايران با كمال عزّت و قدرت براى خود محترم شمرد، محترم بشمارند، استكبار نمى‏تواند هيچ كارى در اين منطقه بكند. ملت ايران از زن و مرد و جوان و پير، نشان دادند كه پولادين و با عزم و اراده و ايمان هستند. اين مطلبى كه شما گفته‏ايد و در شعارنوشته‏هاى خودتان نوشته‏ايد كه:

زنجان لَرگان وِرَر

انقلابا جان وِرر(2)

كاملاً درست است. آن را تصديق مى‏كنيم و از بن دندان باور مى‏كنيم و مى‏دانيم كه: «زنجانى‏گان وِرَر، اما عزّتنى، استقلالنى، اسلامنى ورمز».(3) اين عزّت و قدرت معنوى و عزم ملت ايران است كه ما امروز يك نمونه آن را در زنجان مى‏بينيم.

پروردگارا ! به محمّد و آل محمّد فضل و رحمت خودت را بر اين مردم فرو بريز. پروردگارا ! اين مردم را همواره عزيز و سربلند بدار و آنها را بر دشمنانشان پيروز كن. پروردگارا ! ملت ايران را از اسلام و قرآن و اهل بيت عليهم‏السّلام جدا مكن. پروردگارا ! ملت ايران را مشمول تفضّلات خود و توجّهات اهل‏بيت عليهم‏السّلام قرار بده. پروردگارا ! به محمّد و آل محمّد اين جوانان عزيز را كه بيشترين شعار، بيشترين عزم، بيشترين احساس و شيرين‏ترين تفكّرات در وجود اينهاست، ذخيره‏هاى ارزشمندى براى آينده ملت ايران قرار بده. پروردگارا ! شهداى عزيز ما و شهداى عزيز زنجان را - كسانى‏كه در راه عزّت و استقلال اين كشور جان عزيز خود را دادند - با اوليايشان و با سيّدالشهداء محشور فرما.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

 

 


 

1) نمى‏شود گل خار باشد، خار گل‏

مى‏خواهى گريه كن، مى‏خواهى بخند

2) زنجانيها خون مى‏دهند و براى انقلاب جانشان را هم فدا مى‏كنند.

3) زنجانى خون مى‏دهد؛ اما از عزّت، استقلال و اسلامش دست برنمى‏دارد.