سردار قهاري

اي پدر !
اي پدر اي داغدار لاله ها
پاسدار حرمت آلاله ها
عاشقي ، بي ادعايي ، ساده اي
زخمي عشق خدايي ، دلداده اي
جانمازت بوي جبهه مي دهد
اشك و آهت بوي بقيع مي دهد
از غربت مولا خبر مي دهد
آه بابا آه بابا !
راستي يك دست و يك پايت كجاست ؟
گرمي مهر خدا در جان توست
لطف حق در نامه پنهان توست
اي پدر اي پدر!
بي دست و بي پايي ، نيست درد
هست آخر اين نشاني هاي يك مرد
اي عقاب خشم ميدان بلا
ميدهي انگار بوي كربلا
اي پدر اي آبروي خاك و دين
پاسدار حرمت ايران زمين
گرچه بي بال و پري ، پروانه اي
باغ دلها را تو معنا ميكني
باغ دلها را شكوفا ميكني
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد ۱۳۸۶ ساعت 11:28 توسط مجيد پناهی (غريب)
|