هفت شهر عشق


کاغذ دیواری
       
کارت پستال
 
مسافر هفت شهر عشق
در جای جای کشور پهناور ایران، کسانی را می‏توان یافت که اثر خاصی در فرهنگ و ادب این مرز و بوم گذاشته‏اند. خطّه عالم‏پرور نیشابور با پرورانیدن عالمان بزرگ و ادیبان نام‏آور، فرهنگ دوستی خویش را به رخ دیگر مناطق کشیده است. یکی از چهره‏های درخشان عرصه ادبیات عرفانی، عطار نیشابوری است که اشعار و به ویژه مثنوی‏هایش، گوش دل را نوازش می‏دهد.
ترجمة‌ احوال‌ شيخ‌ فريد الدّين‌ عطّار نيشابوري
‌[1] [2] و أمّا شيخ‌ عطّار كه‌ تمام‌ بحث‌ها، و مكاتبات‌ طرفين‌، روي‌ شعر او دور مي‌زند، فريد الدِّين‌ محمّد بن‌ ابراهيم‌ نيشابوري‌ است‌ كه‌ بنا به‌ گفتار صاحب‌ «أعيان‌ الشِّيعة‌» در أواخر عصر سلجوقيان‌ در نيشابور متولّد شد؛ و طفوليّت‌ خود را در مشهد مقدّس‌ گذرانيد. و سپس‌ به‌ ماوراء النهر، و هند و عراق‌
صدای بال سیمرغ
شرح احوال فریدالدّین محمد عطّار نیشابوری، با وجود افسانه‏ها و کرامت‏های بسیاری که از او بر سرِ زبان‏هاست، در غباری از تیرگی فرو رفته است. او در حدود سال 540 هجری قمری، در کَدْکَن، یکی از روستاهای نیشابور چشم به جهان گشود. می‏گویند که پدرش ابراهیم، تا پایان دوران جوانی عطّار زنده بوده است.
عطار نیشابوری
از شعرای نام آور ایران در قرن ششم و هفتم هجری قمری، عطار نیشابوری است. وی در حدود سال 540 در روستای «کدکن» یا «شادیاخ» از کناره‏های نیشابور، دیده به جهان گشود. پدر و مادر او، افرادی صالح و ارادت‏مند خواجه کائنات حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بودند. از این رو، فرزند دل بند خود را، هم نام حضرت
بلا از ديدگاه عطار و مولوي(1)
بلا در ظاهر كلام، با لغاتي چون: سختي، مشقت و محنت مترادف است. اما اين معني، لايه ظاهري واژه را مدنظر دارد، زيرا در بلا و درد، رحمت‌ها و نعمت‌هايي نهفته است كه براي تشخيص آن، بايد از ديده‌اي تيزبين برخوردار بود.
بلا از ديدگاه عطار و مولوي(2)
در نظر عطار، بلا امتحان دشوار الهي است براي بندگان، بويژه عشاق تا در اين ميانه، عاشق راستين از مدعي شناخته شود. (20) عطار مي‌گويد: حق تعالي، ارواح را سه هزار سال پيش از اشباح آفريده و همه را در يك صف پيوست و قرارداد و دنيا را بر آنها جلوه داد. نه از ده، ارواح، به دنيا گراييدند.
بلا از ديدگاه عطار و مولوي(3)
از نظر مولانا، جهان، جهان ابتلاست و دائم گرفتار كسر و انكسار و ترميم و تعمير است. بشر نيز از اين قاعده كلي مستثني نيست و چون گويي در خم چوگان تقدير به راست و چپ روان است. هر لحظه گرفتار ابتلايي است و هر آن، اسير دام و دانه‌اي است. (49) در ديدگاه وي نيز بلا، وسيله آزمودن خاص خداوند است براي بندگانش.
بلا از ديدگاه عطار و مولوي(4)
در حكايت پير چنگي، مولانا بيان مي‌كند كه: من وجودي هركس بلاي اوست و انسان بايد خود را از خود رها سازد تا به كمال برسد. وي در اين حكايت فقر و درماندگي پير چنگي را كه به ظاهر بلاي زندگي او بود، باعث روي آوردن او به درگاه خداوند مي‌داند مولانا، اين داستان را با مختصر تغييراتي از مصيبت‌نامه شيخ فريد‌الدين، اخذ نموده است (98) . اكنون تحليل اين حكايت، مطابق با نقل مولانا:
انسان آرماني در غزليات عطار نيشابوري
اشعار عطار همانند بسياري از شعراي پارسي گوي ديگر مملو از مضاميني است که مي توان سيماي انسان آرماني را از طريق آن ترسيم نمود . بررسي اشعار عطار نشان مي دهد که آثار او اکنده از مفاهيم مذهبي و عرفاني است که مي توان با بررسي آن مفاهيم ديدگاه عطار در باره انسان آرماني
عطار نيشابوري ميان ابن سينا و مولانا(1)
آنچه در پي مي‌آيد، گفتاري است خلاصه و گذرا در خصوص جايگاه تاريخي/ معرفتي عارف و شاعر سترگ جهان اسلام حكيم عطار نيشابوري به روايت دكتر محمد رضا شفيعي كدكني. طرح گفتگويي كه با استاد صورت گرفت، ايشان در پاسخ به پرسش‌هاي مطرح شده، به بيان نقطه نظرات خود پرداخت
عطار نيشابوري ميان ابن سينا و مولانا(2)
به نظر مي‌رسد اگر مثنوي كه جوهر فكر ابتكاري در جهان اسلام است، تنها يك حرف داشته باشد، همانا آن سيطره عالم غيب بر جهان شهادت است. تمام كرامات اوليا و معجزات انبياء و هر چيزي كه در زبان منطق و رياضي، راهي جز انكار آن وجود ندارد، با اين فرمول مولانا و اسلاف او قابل تحليل و توضيح است.
عطار نيشابورى و قصه هاى منظوم
فريدالدين عطار نيشابورى يكى از نوابغ، بزرگان سخنور و عارف قرن ششم و هفتم در كدكن از توابع شهر نيشابور ديده به جهان گشود. وى علاوه بر آموختن طب (در همان اوان نوجوانى)، به قرآن، حديث، فقه، تفسير، طب، نجوم و كلام و ادب معرفت داشته است. عطار مردى پركار و فعال و از همتى بلند و استغناى طبع بسيار بالايى برخوردار بود.
عطار شعر پارسي
يکى از سرآمدان شعر و ادب فارسي، عطار نيشابورى است. مورخان و محققان، نام او را «محمد» و لقبش را «فريد الدين» و کنيه اش را «ابوحامد» نوشته اند. در اشعارش بيشتر به «عطار» تخلص نموده و گاهى هم «فريد» را که بى گمان مخفف لقب اوست - براى تخلص شعرى خود برگزيده است.
سي مرغ در پيشگاه سيمرغ
سيمرغ ، اين پديده افسانه اي از زمانهاي پيش و پس از اسلام به کرات در متون مختلف به کار رفته است و پيشينه آن را مي توان به زمان زرتشت منسوب کرد. سيمرغ در آثار متفاوت با معاني مشابه و غيرمشابه اي نمودار شده است که يکي از نمونه هاي بارز و معروف آن استفاده عطار نيشابوري است که به طور اجمالي به آن مي پردازيم.