چه کسانی شهید آوینی را از «روایت فتح» حذف کردند+سند

در این نامه ادعایی مطرح شده بود که میدان بازی جدیدی را در برابر سازنده گان «روایت فتح» می گشود.این بار اصل این موضوع که سازندگان مستند «خنجر و شقایق» همان دست اندر کاران مستند ملی و محبوب «روایت فتح» هستند از اساس انکار شد

عصر روز 23آبان سال 1371 هجری شمسی ، در حالی که موضوع جنگ کشتار مسلمانان سرزمین «بوسنی و هزرگوین» به دست ارتش نژاد پرست صربستان در صدر اخبار رسانه های گروهی داخلی و خارجی قرار داشت ، روزنامه کیهان در صفحه 18 از شماره 14625 مطلبی را منتشر کرد که چالشی سرنوشت ساز را برای « محمد هاشمی رفسنجانی » مدیریت وقت «صدا و سیما» کلید زد. این مطلب مقاله ای بلندبود با این تیتر : «نامه سرگشاده گروه سازنده سریال «خنجر و شقایق» به رییس سازمان صدا و سیما».

مستند«خنجر و شقایق» آخرین اثر گروهی از فیلمسازان بسیجی بود که مجموعه ملی و ماندگار «روایت فتح» را در کارنامه خود داشتند. این مستند به حوادث جنگ ارتش نژادپرست صربستان با مسلمانان بوسنی و هرزگوین می پرداخت.

تنها دو روز بعد ، در عصرگاهان 25 آبان 1371، شماره 14627روزنامه کیهان منتشر شد که در صفحه 6 آن، مقاله ای بلند بالا به امضای «حسین بهزاد» و با این تیتر به چاپ رسیده بود:بیستون را عشق کند و شهرتش....؟!» این مقاله در حقیقت تکمیلیه ای بود بر نامه سرگشاده پیشین که شرحی دقیق تر و با جزئیات را از روند ساخت مستند «خنجر و شقایق» و برخورد صدا و سیما با آن بیان کرده بود.

جوابیه سازمان صدا و سیما بسیار دیر تر از آن چه تصور می شد به دست کیهان رسید و منتشر شد، یعنی سه روز پس از چاپ دومین مقاله اعتراضی و 5 روز پس از انتشار«نامه سرگشاده». در حقیقت می توان این طور تصور کرد که انتشار نامه اول از سوی مدیر وقت صدا و سیما جدی گرفته نشد . تا آن تاریخ سابقه نداشت که رسانه ملی به دلیل اعمالی که آن را حق مسلم خود می دانست مورد انتقادی چنین صریح و تلخ قرار گیرد.

سوابق سازمان در این زمینه ، تنها به مسائلی از قبیل حدود شرعی پوشش بازیگران و یا اشتباهاتی از سر تصادف (نظیر اهانت به مقدسات در یک برنامه زنده رادیویی) منحصر می شد که هیچ کدام حیثیت مدیریت این نهاد را با تهدید جدی مواجه نمی ساخت. البته دلیل این تاخیر می توانست تلاش برای جمع آوری مستنداتی جهت پاسخگویی بهتر به ایرادات وارده در دو نامه قبل الذکر نیز باشد اما متن جوابیه ای که با امضای «روابط عمومی سازمان صدا و سیما» منتشر شد بسیار ضعیف و آکنده از تناقضات بود.

نکته جالب توجه در این مرحله از کشاکش میان سازمان و سازندگان «خنجر و شقایق» این بود که پاسخ فیلمسازان معترض حوزه هنری درست در ذیل جوابیه سازمان صدا و سیما درج شد که با دقت و نکته سنجی ، تمامی بندهای این جوابیه را مورد نقد و پاسخگویی قرار می داد و دیگر این که نثر این جوابیه با دو مقاله پیشین تفاوتی آشکار داشت . برای اطلاع بیشتر از جزئیات امر به حسین بهزاد و نادر طالب زاده مراجعه کردیم.

هردوی آنان اظهار داشتند که متن این جوابیه که تیتر«چگونه خنجر در پشت شقایق نشست»برای آن انتخاب شده بود توسط شخص شهید «سید مرتضی آوینی» نگارش گردیده است .این دو نوشته در کیهان مورخه 28 آبان 1371( شماره 14630) منتشر شد.

گام بعدی بحران «خنجر و شقایق» توسط سازمان صدا و سیما برداشته شد اما نه در راستای پاسخگویی به ایرادات واره از سوی شهید آوینی، بلکه به شکلی کاملا تخریبی و ناجوانمردانه و برای هدف قرار دادن حساس ترین نقطه سازندگان «روایت فتح» و شخص سید مرتضی آوینی. اطلاق عنوان « بوق مفلوک » به «صدا و سیما » آن هم در مهم ترین جریده یومیه کشور ، برای مدیریت وقت آن که پشتگرمی آشکاری به خویشاوندی رییس سازمان با رییس جمهور وقت (سردار سازندگی) داشت بسیار گران تمام شده بود. وقت آن رسیده بود که به عنصر سرکش و پر رو یی که جرات چنین جسارتی را به خود داده بود درسی داده شود ...در این مرحله ، حاکمان بلامنازع صدا و سیما کمر به گوشمالی دادن آفریننده گان این چالش بستند و در این مسیر هیچ آداب و ترتیب اخلاقی نجست.

درست یک ماه پس از چاپ جوابیه سازمان صدا و سیما و توضیحات «شهید آوینی» در روزنامه کیهان ، هفته نامه سروش(ارگان رسمی سازمان «صدا و سیما») اقدام به درج جوابیه ای نمود که البته به جوابیه نمی مانست و بیشتر به یک بیانیه شبیه بود .در این «بیانیه_جوابیه» ادعایی مطرح شده بود که میدان بازی جدیدی را در برابر سازنده گان «روایت فتح» می گشود. این بار عقبه ی مشروعیت منتقدان مورد حمله قرار گرفت و اصل این موضوع که سازندگان مستند «خنجر و شقایق» همان دست اندر کاران مستند ملی و محبوب «روایت فتح» هستند از اساس انکار شد و در این مسیر متاسفانه از نام کسانی استفاده شده بود که چندان با مرتضی آوینی و «روایت فتح» بی نسبت نبودند و  هر کدام طی مقاطعی از دهه شصت ، در گروه سازنده مستند«خنجر و شقایق» سوابقی داشتند. دردآور این بود که همه این افراد به خوبی از جایگاه و نقش «سید مرتضی» در ساخت مستند روایت فتح مطلع بودند اما... 

متن این «بیانیه_جوابیه» شرم آور و غیرقابل توجیه ، به اضافه تصویری از اصل آن را  که در شماره 630 و در صفحه 59 چاپ شد در زیر مشاهده می کنید:

 *روتیتر:جوابیه تهیه‌کننده و دست‌اندرکاران سریال تلویزیونی روایت فتح به نامه سرگشاده تهیه‌کنندگان "خنجر و شقایق "

*تیتر:نویسندگان نامه سرگشاده کمترین نقشی در تهیه سریال روایت فتح نداشته‌اند

در روزهای گذشته شاهد چاپ نامه‌هایی به امضاء تهیه‌کنندگان سریال به اصطلاح تلویزیونی "خنجر و شقایق " در روزنامه کیهان بوده ایم که در آنها مسئولان و کارکنان شریف صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هدف یک سلسله حملات و انتقادهای ناروا و ناجوانمردانه قرار گرفته‌اند.
جای بسیار تاسف است کسانی که خود را مسلمان و حامی مردم ستمدیده «بوسنی _ هرزه گوین» معرفی می‌کنند و ادعا می‌کنند برای ثبت فجایع و جنایات صربها علیه مسلمانان «بوسنی _ هرزه گوین» رنج سفر به این سرزمین را بر خود همواره کرده‌اند به خود اجازه می‌دهند با سر هم کردن مشتی ادعاهای کذب و بی‌اساس با مشوب کردن اذهان مردم و به بهای اهانت و جسارت به ساحت رسانه‌ای که در خدمت اسلام و نظام اسلامی است برای خود شهرت دست و پا کنند.
آیا کسب شهرت و تامین اهداف و امیال یک گروه خاص تا این اندازه اهمیت پیدا کرده که افرادی به خاطر آن همه اصول و قواعد انسانی و اسلامی را زیرپا گذارند؟
گرچه اطمینان داریم مردم مسلمان کشورمان به آن حد از بلوغ فکری رسیده‌اند که سره را از ناسره و دروغبافی را از حقیقت‌گویی تشخیص دهند، با این همه برای زدودن شبهه‌های احتمالی بر خود فرض می‌دانیم تا نکاتی را به اجمال و فهرست وار در پاسخ به مطالب «نامه‌های سرگشاده» از جمله نامه‌ای که تحت عنوان "توضیحات، نویسندگان نامه سرگشاده درباره جوابیه صدا و سیما " در شماره مورخ 28/8/71 روزنامه کیهان به چاپ رسیده به عرض عموم برسانیم:
1- اولین نکته‌ای که در ارتباط با نامه سرگشاده مورد اشاره جلب توجه می کند همزمانی چاپ آن با چاپ جوابیه روابط عمومی صدا و سیما در روزنامه کیهان است. چه معمولا رسم بر این است که جوابیه‌ها و ردیه‌ها با دو سه روزی فاصله در یک روزنامه به زیور طبع آراسته می‌شود و شاید این برای اولین بار در تاریخ روزنامه‌نگاری باشد که متن نامه مدعی و مدعی‌الیه به طور همزمان و در یک شماره روزنامه‌ای به چاپ می‌رسد که قضاوت درباره این نکته ظریف را برعهده افراد صاحب‌نظر و افکار عمومی وا می‌گذاریم و از آن می‌گذریم.
2- گروه تهیه‌کننده سریال تلویزیونی «روایت فتح» به حکم وظیفه و وجدان اسلامی اعلام می‌دارد، نویسنده نامه سرگشاده و کارگردان خنجر و شقایق "که ظاهرا " مسئول گروه فیلمبرداری اعزامی به «بوسنی _ هرزه گوین» بوده، در تهیه سریال «روایت فتح» هیچگونه نقش و دخالتی نداشته است و این ادعا که سازنده یا سازندگان "خنجر و شقایق " همان سازندگان روایت فتح هستند ادعایی دروغ و کاملا بی‌اساس است و چنانچه ضرور باشد اسناد و مدارک مربوط به آن برای اطلاع عموم ارایه خواهد شد. بنابراین تلاش سازندگان "خنجر و شقایق " برای منتسب کردن سریال "روایت فتح " به خود و یا نسبت دادن خود به «روایت فتح» صرفا نوعی سودجویی از محبوبیت و مقبولیت این سریال تلویزیونی در میان امت حزب‌ا... است. در واقع تولید و پخش سریال «روایت فتح» نتیجه تلاش، ذوق، ابتکار و عشق و ایثار مجموعه‌ای از هنرمندان متعهد در گروه تلویزیونی جهاد شبکه اول سیما بوده که به نام همین گروه نیز از تلویزیون پخش شده و برخلاف ادعای نویسندگان نامه‌ای سرگشاده، مسئولان صدا و سیما کمترین تلاشی برای ثبت افتخارات آن به نام خود نکرده‌اند.
گرچه تهیه‌کنندگان سریال تلویزیونی «روایت فتح» در همه حال از کمک‌ها و حمایت‌های مادی و معنوی مسئولان صدا و سیما، همچنین از همکاری و مساعدت‌های تجهیزاتی و نیروی انسانی تولید شبکه اول سیما برخوردار بوده‌اند و از این بابت همواره قدرشناس این عزیزان بوده و خواهند بود.
3_ اگر بعضی از سازندگان سریال «روایت فتح» همچنان افتخار همکاری با صدا و سیما را دارند ولی این همکاری به منزله حمایت یک جانبه از عملکرد‌های خرد و کلان صدا و سیما نیست و مسلما در کارنامه صدا و سیما نیز مانند دیگر سازمان‌ها و موسسات نقاط ضعفی به چشم می‌خورد، ولی این نقاط ضعف به هیچ وجه قابل قیاس با نقاط مثبت رسانه‌ای که شبانه‌روز در خدمت اعتلاء نام اسلام، انقلاب، و نظام اسلامی است نبوده و نیست و کسی حق ندارد آن را به مستمسکی برای کوبیدن این رسانه و اهانت و جسارت به ساحت شهیدان گرانقدر آن مبدل سازد.
شهیدانی که برای ثبت صدا و تصویر حماسه‌آفرینی‌های لشکریان اسلام برخلاف نوشته برخی نویسندگان مغرض و ناآگاه روزنامه کیهان در خط مقدم جبهه‌های نبرد، خون پاک خود را در راه اسلام و میهن اسلامی نثار کردند و البته آن شهدای بزرگوار برخلاف تهیه‌کنندگان "خنجر و شقایق " نه در پی کسب شهرت بودند و نه سودای جاه طلبی‌های گروهی، در سر داشتند.
4_ جای نهایت تاسف است که نویسندگان فوق‌الذکر برای تحقق اهداف فردی و گروهی خود تا به آنجا پیش می‌روند که به ستایش از عملکرد رادیو و تلویزیون دشمن سفاک جمهوری اسلامی یعنی صدام می‌پردازند و از تلاشها و ایثارگری‌های خود با تحقیر و اهانت یاد می‌کنند که در واقع خواسته یا ناخواسته دل دوستان می‌شکنند و در بر دشمنان می‌نشینند.
گرچه درباره جفایی که نویسندگان نامه سرگشاده بر مجموعه صدا و سیما و سازندگان روایت فتح روا داشتند گفتنی فراوان است ولی قصد بر پاسخگویی کلیه موارد نیست و ذکر این مطالب صرفا به خاطر پاسداری از خون شهیدان گرانقدر صدا و سیما و حفظ حریم حرمت همه کسانی است که در معرکه خون و آتش جنگ تحمیلی از مرگ نهراسیدند و حماسه آفرینی‌های لشکریان اسلام را به تصویر کشیدند.
والسلام علی من اتبع‌الهدی
*تهیه‌کننده روایت فتح ابراهیم کیهانی

فیلمبرداران و کارگردانان :
قاسم بخش
غلامحسین پیرهادی
قدرت‌ا... سیدان

دستیاران فیلمبردار:
میرکیوان خلیل پور
جعفر خوش خو
احمد حائری

صدابرداران و سنکرون:
اسماعیل براری
بهروز شکوری
قدرت‌ا... سیدان
سید‌سعید سادات صوتی

این نامه قبل از هر چیز یک پیام آشکار برای شخص سید مرتضی آوینی ، به عنوان رییس گروه تلوبزیونی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی(تهیه کننده خنجر و شقایق و اصلی ترین حامی مادی و معنوی آن) و اطلاق کننده عنوان «بوق مفلوک» به صدا و سیمای وقت داشت: « اگر  به ساختن روایت فتح هم مفتخر باشید ،به خاطر جرمی که مرتکب شدید ، ما این افتخار را از  شما می گیریم»

هنوز هم معلوم نشده است که »روایت فتح» از کجا به نام امضا کننده نامه فوق ثبت شده است و ایشان به چه مجوز و استنادی نام خود را در ذیل چنین نامه ای قرار داده و نام مرتضی آوینی ، نادر طالب زاده(کارگردان خنجر و شقایق) ، رضا برجی (عضور گروه سازنده خنجر و شقایق) ، احسان رجبی ، محمد علی فارسی و ... را از آن خط زده است. همچنین در به هیچ وجه توضیح داده نشده است که در کدام قسمت نامه های سازندگان خنجر و شقایق ،  به ساحت شهیدان گرانقدر اهانت و جسارت شده است.  اما در هر حال این نحوه برخورد غیر اخلاقی «صدا و سیما» تنها دو انتخاب را در برابر پدر مستند «روایت فتح» شهید سید مرتضی آوینی قرار می داد:
یا وارد میدان شده و در جدال رسانه ای دیگری به اثبات این مهم بپردازد که صاحبان اصلی «روایت فتح» کیستند و در این مسیر آماده هرگونه برخورد غیر اخلاقی مشابه باشد ؛ یا این رویارویی را برای حفظ حرمت «امامزاده» ، در نیمه ی راه رها کند تا مبادا در افکار عمومی خدشه ای بر تقدس اسطوره ای «روایت فتح» وارد شود.
سلوک اخلاقی مرتضی آوینی به گونه ای بود که نمی توانست راه حل اول را برگزیند و این مسئله ای نبود که نویسندگان آن نامه کذایی از آنآگاه نباشند.او که در تمام سال های دفاع مقدس اجازه نداده بود که نام خود و همراهانش در تیتراژ پایانی مجموعه «روایت فتح» درج شود ، یقینا اینک برای به سرانجام رساندن منازعه ای که در طرف مقابل آن تقید اخلاقی قابل اطمینانی وجود نداشت دست به خرج کردن از این سرمایه ملی و آرمانی نمی زد و همین طور هم شد: مرتضای آوینی ، تیغ آخته خود را به نیام سکوت کشید و ماجرا علی الظاهر خاتمه یافت. در این میان امضا کنندگان آن نامه کذایی ، گرچه توانستند ضربه ای کاری بر سید ِ آوینی وارد سازند و طوفان خشم او را ناکام گذارند اما جز شرمساری تاریخی چیزی را به نام خود ثبت نکردند و تا امروز نیر هیچ یک از آنان توضیحی برای این عمل خود ارائه نکرده اند و صد البته دست عدالت پیشه روزگار ، خود وظیفه کیفر این نامردمی آشکار را بر عهده گرفت.

در ذیل ، تصویر اصل نامه مذکور را مشاهده می کنید:

تصاویری از شناسنامه مستند«خنجر و شقایق» که در پایان این مجموعه ثبت شده است: