يادداشتهاي مقام معظم رهبري بر كتابهاي دفاع مقدس


نام کتاب: تپههای لاله سرخ
نوشته: حجت ایروانی، شهید سید محمدرضا فیض و غلامرضا نباتی
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
نوشته: حجت ایروانی، شهید سید محمدرضا فیض و غلامرضا نباتی
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
از این کتاب، آخرین نوشته، یعنی تپههای لاله سرخ از همه شیرینتر و دقیقتر است. نوشتهی شهید هم که طلوع دوباره نام گرفته، عطر شهادت و اخلاصش محسوس است .. و هر سه نوشته یادبودهای با ارزش از جنگ و ایثار هشت ساله است. در نوشتهی حجت ایروانی کوشش پرمرارت و تحمل طلب نیروهای دیدهبان بخوبی تشریح شده است. خدایا بهترین پاداش خود به صالحان را به این جوانان پاک عطا کن .. و ما را نیز از آن عشق و اخلاص سهمی عنایت فرما آمین.
14/12/70
***********************************************************************************


نام کتاب: تیپ 83
به کوشش: سید محمدعلی دیباچی
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبیغات اسلامی
به کوشش: سید محمدعلی دیباچی
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبیغات اسلامی
شرح خاطرات طلاب رزمندهی جوان که ضمناً
شرح گوشههائی ـ هرچند کوتاه ـ از مجاهدات معصومانهی آنان نیز هست، در
این کتاب با قلم و تقریری شیوا به نگارش آمده است. این شیوهی نوی است که
روایت از کسی و تقریر از کس دیگری باشد. این قلم اگر پختهتر شود، بسی
شیواتر خواهد شد.
خیلی از خواندن این کتاب محظوظ شدم، چون روحانی در این کتاب درس دین و معرفت را در خطرناکترین جاها میدهد و در آزمایشهای دشوار زندگی با مردم شریک میگردد. این طلبههای جوان و خوش روحیهاند که اگر مدارج تحصیلی را طی کنند رهبران برجستهی باب انقلاب و جمهوری اسلامی خواهند شد و روحانیون پرچمدار دین زندگیساز .. حوزهی علمیه بیشک از پرورش چنین طلاب و روحانیونی به خود میبالد و احساس رضایت از انجام وظیفهی تاریخی خود ـ که همواره بدان موفق بوده است ـ میکند.
تصادف جالبی بود که توفیق مطالعهی این کتاب در ایام 15 شعبان و مابعد آن که به زیارت قم رفته بودم، دست داد.
خیلی از خواندن این کتاب محظوظ شدم، چون روحانی در این کتاب درس دین و معرفت را در خطرناکترین جاها میدهد و در آزمایشهای دشوار زندگی با مردم شریک میگردد. این طلبههای جوان و خوش روحیهاند که اگر مدارج تحصیلی را طی کنند رهبران برجستهی باب انقلاب و جمهوری اسلامی خواهند شد و روحانیون پرچمدار دین زندگیساز .. حوزهی علمیه بیشک از پرورش چنین طلاب و روحانیونی به خود میبالد و احساس رضایت از انجام وظیفهی تاریخی خود ـ که همواره بدان موفق بوده است ـ میکند.
تصادف جالبی بود که توفیق مطالعهی این کتاب در ایام 15 شعبان و مابعد آن که به زیارت قم رفته بودم، دست داد.
***********************************************************************************


نام کتاب: یادداشتهای ناتمام (چهار خاطره از کمال سپاهی، شهید علی سمندریان، هدایتالله بهبودی، اصغر آبخضر و شهید سید محمد شکری)
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
از این چهارنوشته، سومی را که به قلم شهید سید محمد شکری است قبلاً در جزوهی مستقل خوانده بودم. از اولی هم که به قلم شیوا و سرشار از صفای شهید سمندری است، ذکر در "حنابندان" قدمی ـ که یکی از شیواترین نوشتههای مربوط به جبهه است - رفته بود و با آن آشنائی دورادوری داشتم. آن را خواندم و حقیقتاً محظوظ شدم. خدا این هر دو شهید را در سرادق ملکوت، همنشین اولیاء فرماید. نوشتهی کمال سپاهی هم شیرین و خواندنی است هرچند آن جاذبهی دو نوشتهی دیگر را ندارد. دربارهی نوشتهی آخر هم، دو سه جمله در ابتدای آن نوشتهام. خداوند به همهشان جزای خیر بدهد.
شب پنجشنبه 8 اسفند 70، شعبان 1412
***********************************************************************************


نام کتاب: زنده باد کمیل
نوشته: محسن مطلق
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
نوشته: محسن مطلق
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
از این نوشته عطر اخلاص به مشام میرسد.
و چه زیباست که روایت صحنههائی که از اخلاص و ایثار سرشار است، نیز از سر
اخلاص باشد. نویسنده فروتنانه خود را غالباً در پشت یاران شهیدش پنهان
کرده است. خوشا بحال این جوانان نورانی که در یکی از استثنائیترین
فرصتهای الهی در تاریخ، بیشترین بهره را بردند و به مدد اراده و ایمان و
فداکاری، به مدارج عالی انسانی رسیدند. این کتاب همچنین بخاطر شیرینی زبان
روایتش و طنزی که در خیلی جاها نمک نوشته کرده است، از بعضی دیگر از
خاطرههای مکتوب، خواندنیتر است. باید ترجمه شود.
14/11/70
14/11/70
***********************************************************************************
بسم الله العزیز

نام کتاب: تجاوز که آغاز شد ...
نگارش: سید محسن علامه
انتشارات: معاونت تبلیغات نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
نگارش: سید محسن علامه
انتشارات: معاونت تبلیغات نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
بسم الله العزیز
جمع آوری خاطرات پراکنده به این شکل
میتواند زوایای متعددی از اوضاع جنگ در ماههای اول را روشن سازد، و این از
عهدهی یک گزارش جامع که به قلم یکنفر باشد خارج است. البته در این
نوشتهها خبرهای ضعیف و مبتنی بر گمان یا مبالغه و امثال آن هم متصور است
لکن در مجموع، تصویر جامعی از قضایا را میتوان از آن بدست آورد.
بخش آخر که به قلم اسرای عراقی است،
بعکس، کاملاً بیفائده و خالی از ذکر جزئیات و وقایع جنگ است و در آن به
تکرار کلیات مکرر، اکتفا شده است. البته من بیش از سه چهار گزارش آن را
نخواندم. به هر حال این کتاب (بخش اولش) کتاب سودمند و ممتی است.
آن را در ساعاتی از شبها و روزهای دههی اول و دوم ماه رمضان 1412 مطالعه کردم. اسفند 1370
***********************************************************************************

نام کتاب: سفر به قلهها (پنج گزارش جنگی)
نویسنده: سید یاسر هشترودی ـ مرتضی سرهنگی ـ هدایتالله بهبودی
انتشارات: برگ
نویسنده: سید یاسر هشترودی ـ مرتضی سرهنگی ـ هدایتالله بهبودی
انتشارات: برگ
گزارش چهارم دربارهی حملهی عراق به جنوب پس از قبول قطعنامه (تیرماه 67) و از آن جالبتر، شرح انهدام منافقین در غرب کشور و تپهی حسنآباد است. گزارش خوبی است. تکیه بر بچههای جنوب (فقط) برایم مفهوم نشد هرچند ناگفته ماندن چیز مهمی در آن واقعه، برایم کاملاً مفهوم بوده و هست! گزارش آخر ـ از همان نویسنده ـ (نویسندهی گزارش چهارم!) چیزی نیست جز قلمانداز یک نویسندهی خوش ذوق که جز پاسخ به احساسات، هدفی از نوشتن ندارد ..
این گزارشها را در 18 اسفند 70 تمام کردم و نه چندان خوشحال ..!


نام کتاب: جنگ پابرهنه
نویسنده: رحیم مخدومی
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
نویسنده: رحیم مخدومی
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
این انعکاس از رنجهای مردم پابرهنه است که بخصوص در مقایسه با فداکاری همین مردم، بسی جانکاه و تلخ و ناپذیرفتنی مینماید .. و وقتی روح لطیف و حساس منظرهی این هر دو را به چشم دیده بلکه با آن زیسته باشد، با زبانی به همان تلخی آن را روایت میکند .. البته توسن خیال اهل هنر همیشه و در همه میدانها از واقعیت پیشی میگیرد .. در روایتهای دیگر از همین جبهه و همان خط و در مقابله با همان دشمن، چیزی از همه برجستهتر است و شیرینتر، و آن، تواضع و چندان ندیدن کار خود در مقابل کار دیگرانی که ـ باریـ آنان نیز در جبههئی دیگر، اما باز در برابر همان دشمن و بعشق همان خدا، تلاش کرده و عرقی ریختهاند، اگرچه خطر در همهی میدانها یکسان نیست .. و همهی کسانی را که فیض آن جبهه را نبردهاند، اهل دنیا و دلبسته به تعلقات آن ندانستن، و زحمت و مرارتی را که خود برای خدا بردهاند بر سر دیگران خرد نکردن .. و این صفت پاکان و پارسایان است .. این خصوصیت در این نوشته که از جهات بسیار: زبان، تصویر، پردازش و بخصوص استفادهی خوب از آیات قرآن، خیلی خوب است، به چشم نمیخورد .. و افسوسِ دیگر آنکه فرق است میان اینکه کسی از بسته شدن دروازهی جهاد و شهادت غمگین شود و حسرت بخورد اما با اینحال از عمل به وظیفهئی که مصلحت اسلام و مسلمین بر دوش همه نهاده خرسند باشد، و اینکه کسی اصل را بر تشخیص خود ـ اگر نگوئیم میل خود ـ نهاده و قبول ختم جنگ را خیانت و کار شیطان و توطئهی دشمن بداند .. و حتی به اشارهئی امام و خاصان او را هم مستثنی نکند .. در این کتاب شق اول دیده نمیشود. شب جمعه 9/12/70
***********************************************************************************


نام کتاب: جشن حنابندان
نویسنده: محمد حسین قدمی
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
روز و شبی چند در لحظههای پیش از خواب،
در فضائی عطر آگین و مصفا و در معراج شور و حالی که سطور و کلمات نورانی
این کتاب به خوانندهی خود عطا می کند، سیر کردم و خدا را سپاس گفتم، هم بر
آن قطرهی عشقی که در جان این نویسنده افکنده و چنین زلال اندیشه و ذوقی
را بر قلم او جاری ساخته است، و هم بر آن دست قدرتی که نقشی چنان بدیع و
یکتا بر صفحهی تاریخ معاصر پدید آورده و صحنههائی که افسانه وار از ذهن و
چشم بشر این روزگار بیگانه است، در واقعیت زندگی این نسل از ملت ایران نقش
زده است .. له الحمد حمد الحامدین ابدا لابدین.
بیشتر فضیلت هائی که تاریخ انسان را زیور بخشیده و آرایش داده و مشعل و راهنمای افراد بشر شده است محصول لحظهی پرباری از زندگی یک یا چند انسان است، صبر، زهد، امتناع، گذشت، شجاعت، صدق، ایثار، و .. همهی فضائل بشر که در سرگذشت او می بینیم از این قبیل است. هزاران لحظهی پربار در هر روز و شب حماسهی هشت سالهی ملت ایران مکنون است و هر که با نگاهی هنرمندانه آن ها را ببیند و با قلمی هنرمندانه آن را ثبت و ماندگار کند و پیش از اینها، با توفیقی الهی به این همه دست یافته باشد، مشعل رهروان معراج انسانی را جانمایه و فروغ بخشیده است و این کتاب و نویسندهاش در آن زمرهاند.
6/11/70
بیشتر فضیلت هائی که تاریخ انسان را زیور بخشیده و آرایش داده و مشعل و راهنمای افراد بشر شده است محصول لحظهی پرباری از زندگی یک یا چند انسان است، صبر، زهد، امتناع، گذشت، شجاعت، صدق، ایثار، و .. همهی فضائل بشر که در سرگذشت او می بینیم از این قبیل است. هزاران لحظهی پربار در هر روز و شب حماسهی هشت سالهی ملت ایران مکنون است و هر که با نگاهی هنرمندانه آن ها را ببیند و با قلمی هنرمندانه آن را ثبت و ماندگار کند و پیش از اینها، با توفیقی الهی به این همه دست یافته باشد، مشعل رهروان معراج انسانی را جانمایه و فروغ بخشیده است و این کتاب و نویسندهاش در آن زمرهاند.
6/11/70
***********************************************************************************


نام کتاب: جدال در زیویه
خاطراتی از: شهید مشکوری ـ عباس پاسیار ـ ولی صابری و حمید حسینی
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
خاطراتی از: شهید مشکوری ـ عباس پاسیار ـ ولی صابری و حمید حسینی
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
- چند ساعتی از شب و روزهای ایام مبارک
شهرالله به خواندن این خاطرات گذشت. با اینکه آدمهای متفاوت، از جاها و
قضایای متفاوت و در زمانهای متفاوت، و همه بیخبر از یکدیگر گفته و
نوشتهاند، محصول همهی این خاطرات، یک چیز است: همه از عظمت حادثهی هشت
سالهی دفاع مقدس و تحول شگرفی که در دل و جان و فکر و عمل جوانان این کشور
پدید آورده بود، خبر میدهند و ابعاد بینهایت این معجزهی الهی تاریخ را ـ
بتقریب ـ نشان میدهند .. دریغ از آن روزهای فراموش نشدنی، دریغ از آن
ماجرای معجزه نشان، دریغ از آن تجربهی درسآموز و جانهای پاکی که آن را
شکل دادند .. و دریغ از آن جویبار رحمت و فضل خدا که کسانی چه زیرکانه و
هوشمندانه از آن نوشیدند .. خوشا بحال آنان و افسوس بر جانهای محرومی که در
سرنوشتشان بهره از آن لطف بیحساب رقم نخورده بود. آنان که بهرهمند شدند،
به گذشت و مجاهدت و موقع شناسی ـ والبته بتوفیق حق ـ این نعمت را یافتند
.. و ما ..
آیا نباید با هوشمندی و زیرکی، جویبار رحمت را که هرگز منقطع نیست ـ و هرگاه به گونهئی و در مجرائی ـ بشناسیم و با گذشت و مجاهدت، توفیق الهی را جلب و خود را از آن سیراب سازیم؟ ..
در میان این نوشته، نوشته شهید از همه معطرتر و معنویتر و مؤثرتر است و نوشتهی "ولی صابری"، از همه زیباتر و هنرمندانهتر ..
23/12/70
آیا نباید با هوشمندی و زیرکی، جویبار رحمت را که هرگز منقطع نیست ـ و هرگاه به گونهئی و در مجرائی ـ بشناسیم و با گذشت و مجاهدت، توفیق الهی را جلب و خود را از آن سیراب سازیم؟ ..
در میان این نوشته، نوشته شهید از همه معطرتر و معنویتر و مؤثرتر است و نوشتهی "ولی صابری"، از همه زیباتر و هنرمندانهتر ..
23/12/70
***********************************************************************************


نویسنده: داود امیریان
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
این کتاب شیرین و ساده، زندگی و احساس و جهت گیریهای بسیجی را بخوبی تشریح میکند. نویسنده، که خود یک بسیجی با همهی بار فرهنگی این کلمه است، با بیان بعضی از جزئیات بظاهر کم اهمیت، آن امر مهم را تصویر و ترسیم کرده است. با اینکه جوانی کم سن و سال است، بسی پختهتر از عمر خود مینویسد و میاندیشد. گاه در نقل حوادث، تسلسل طبیعی و منطقی رعایت نشده است.
باری، این یکی از کتابهای خیلی خوب در مجموعهی خاطرههاست. 20/12/70
***********************************************************************************


به کوشش: هدایت الله بهبودی
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
- این یکی از زیباترین و قوی ترین یادداشتهای جنگ است. متن و ترجمهی هردو
قوی است. این سند، مکمل سندهائی است که از نوک قلم بسیجیان روشندل و با صفا
و مظلوم و شجاع، به یادگار مانده است. 19/9/70
***********************************************************************************


نام کتاب: شانه زخمی خاکریز
نویسنده: سباح پیری
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
نویسنده: سباح پیری
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
- در این نوشته هرچه به آخر نزدیکتر میشویم، روح اخلاص و صفائی را که در آن موج میزند بیشتر حس میکنیم. من به حال خود حسرت میخورم و به این جوانان شجاع و با ایمان و فداکار غبطه میبرم که در عمری کمتر از نیمهی عمر ما، به مقاماتی رسیدهاند که امثال من با خواندن شرح آن، احساس عروج معنوی میکنند .. خدا کند در کشاکش زمانه، آنچه را در معراج جهاد و فداکاری به دست آوردهاند، بتوانند به خوبی حفظ کنند .. این نوشته هنرمندانه و دارای نثری استوار نیز هست که ارزشش را بیشتر میکند.
ویژگی مهم این کتاب آن است که حال امدادگران را شرح میکند. بسیار لازم بود و هست که جبهه گیان رستههای غیر رزمی مانند: جهادگران، امدادگران، رانندگان، آشپزها و تدارکاتیها که هر کدام عالم مخصوص به خود داشتهاند، و بعضاً فداکاریشان از رزمندگان خطوط مقدم کم خطرتر نبود، بلکه حتی پرخطرتر هم بود (مثل سنگرسازان و خاکریز زنان)، نیز شرح خود را بنویسند، یا بگویند و کسی بنویسد. باری از این جوان عزیز و از ناشرین باید تشکر کرد.
6/1/71 و 21 رمضان المبارک 1412

نام کتاب: هنگ سومنویسنده: دکتر مجتبی الحسینی
ترجمه: محمد حسین زوار کعبه
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
- در روزها و شبهای اوائل آبان 70 این کتاب مطالعه شد.
موضوع، برای ما که این سوی خطهی نبرد را دیدهایم، قهراً جالب است. اما نوشته از لحاظ بازسازی صحنهها و ترسیم حالات و خصوصیات، ضعیف است. نویسنده البته، یک نویسندهی حرفهئی نبوده است اما همین که فرصت کرده در گرفتاری جنگ، یادداشتهایی بردارد و سپس از حافظهی خود کمک بگیرد و دیدهها را در دوران اسارت بر روی کاغذ بیاورد، بسی موجب تقدیر است. ترجمه خوب است.
موضوع، برای ما که این سوی خطهی نبرد را دیدهایم، قهراً جالب است. اما نوشته از لحاظ بازسازی صحنهها و ترسیم حالات و خصوصیات، ضعیف است. نویسنده البته، یک نویسندهی حرفهئی نبوده است اما همین که فرصت کرده در گرفتاری جنگ، یادداشتهایی بردارد و سپس از حافظهی خود کمک بگیرد و دیدهها را در دوران اسارت بر روی کاغذ بیاورد، بسی موجب تقدیر است. ترجمه خوب است.
***********************************************************************************
نام کتاب: اردوگاه عنبرنویسنده: حسین فرهنگ اصلاحی ـ غلامحسین کهن ـ مهدی گلابی
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
ـ تدوین و انتشار خاطرات آزادگان، کاری
ماندنی و در شکل بخشیدن به تاریخ ما در آینده دارای تأثیری مخصوص خود
است. بعضی از نوشتهها از لطف و رقت هم برخوردار است (در این جزوه، قصهی
اول و آخر) نکتهی جالب، همخوانی ماجراهائی است که در اردوگاههای دور از هم
و بر سر آدمهای جدا و نا آشنا با هم، آمده است و این است یکی از ثمرات
حکومت ظالمانه و جابرانهی حزب ـ و در نهایت، فرد - ی که جز به حفظ خود،
به هیچ چیز دیگر ـ و از جمله به ارزشهای انسانی ـ ذرهئی و لحظهئی
نمیاندیشد.
آبان ماه 1370
آبان ماه 1370
***********************************************************************************


نام کتاب: خط فکه
نویسنده: شهید محمد شکری
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
- این سندی ارزشمند از اوضاع جبهه و خوی
و خصلت بسیج است. این حرفها برای مردم دنیای مادی و ظلمانی، قابل فهم و
درک نیست، اگر چه سراسر هشت سال دفاع مقدس از آن پر است.
نگارش روان و روشن و موشکاف این نوشته بر ارزش سندی آن میافزاید، و شهید عزیز نویسندهی این خاطرات با این نوشته نیز بخشی از فضای مصفای روح بسیجی را مجسم میکند.
رحمت خدا بر روان پاکش باد.
این از جملهی نوشتههائی است که حتماً باید به زبانهای دیگر ترجمه شود.
19/9/70
نگارش روان و روشن و موشکاف این نوشته بر ارزش سندی آن میافزاید، و شهید عزیز نویسندهی این خاطرات با این نوشته نیز بخشی از فضای مصفای روح بسیجی را مجسم میکند.
رحمت خدا بر روان پاکش باد.
این از جملهی نوشتههائی است که حتماً باید به زبانهای دیگر ترجمه شود.
19/9/70
***********************************************************************************


نویسنده: دکتر احمد عبدالرحمن (پزشک اسیر عراقی)
ترجمه: محمد حسین زوار کعبه
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
در شب سهشنبه 19/9/70 مطالعهی آن تمام شد.
آن را از نظر داستانی و نیز اشتمال بر مطالب مفید، بهتر از خاطرهی اسیر دیگر عراقی که او نیز پزشک بوده است، یافتم.
بجا است اگر به زبانهای اروپائی، همه یا بخشی از آن ترجمه و در پاورقی روزنامههاشان منتشر شود، مخصوصاً بخش اول آن. یعنی از ص 11.
آن را از نظر داستانی و نیز اشتمال بر مطالب مفید، بهتر از خاطرهی اسیر دیگر عراقی که او نیز پزشک بوده است، یافتم.
بجا است اگر به زبانهای اروپائی، همه یا بخشی از آن ترجمه و در پاورقی روزنامههاشان منتشر شود، مخصوصاً بخش اول آن. یعنی از ص 11.
***********************************************************************************


نام کتاب: نونی صفر
به کوشش: سيد حسن شكري
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
به کوشش: سيد حسن شكري
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
شهید محمد شکری که نوشتههای لحظه به
لحظهاش از چند عملیات، در شمار نورانیترین یادگارهای دفاع مقدس است،
گویا برادر مؤلف این کتاب است و از او در چند جا از کتاب "خط فکه" نام برده
است. اکنون این برادر رزمنده و زنده در خلال آنانکه کتابش به آنها تقدیم
شده، نام برادر شهیدش را نگنجانیده است .. زهی کرامت و بزرگواری ..
برادر دیگری هم از او قبلاً بر مسند شهادت تکیه کرده بوده است: شهید سید علی شکری ..
اللهم احشرنا مع هولاء فی الدنیا والآخرة ..
- این نیز از جملهی سندهای دقیق دوران دفاع مقدس است که باید از نویسندهی آن بسیار متشکر بود. صفا و معنویت در این کتاب موج می زند.
21/9/70
برادر دیگری هم از او قبلاً بر مسند شهادت تکیه کرده بوده است: شهید سید علی شکری ..
اللهم احشرنا مع هولاء فی الدنیا والآخرة ..
- این نیز از جملهی سندهای دقیق دوران دفاع مقدس است که باید از نویسندهی آن بسیار متشکر بود. صفا و معنویت در این کتاب موج می زند.
21/9/70
***********************************************************************************
نام کتاب: جنگ خیابانینویسنده: سید نظام مولا هویزه
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
تلخ است خواندن و شنیدن و حس کردن نومیدی ملتی پس از امیدی نزدیک .. و آنگاه مصیبتی که در مظلومیت و مغلوبیت میکشند.
رجب1412
نام کتاب: یادداشتهای خرمشهر (یادداشتها و نامههای شهید بهروز مرادی)به کوشش: دفتر ادبیات و هنر مقاومت
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
خدا غریق رحمت کند این شهید عزیز را که
در سالهای منتهی به 64 یعنی در بحبوحهی شور و هیجان دفاع مقدس و بسیج
سراسری ملت در این راه، دردمندانه، نقاط منفی را به نظر آورده و از آن
نالیده و دم از غربت رهروان راه جهاد زده است! بعضی امروز گمان میکنند که
راه خدا غریب است، یعنی حقیقت روشن اصلی را که همان حرکت عمومی در راه خیر
و صلاح است در برابر واقعیت زشت کجرویهای گاهگاهی و جابه جایی کم رنگ
میبینند. اما این گمان همیشه بوده حتی در سال 64 و پیش از آن .. و البته
چنین نگرشی در جمهوری اسلامی ایران همیشه نادرست بوده و انشاءالله همیشه
نادرست خواهد بود.
9/11/70
9/11/70
**********************************************************************************************
نام کتاب: منظومهی انصارنویسنده: فتحالله نادعلی
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبیغات اسلامی
- ص 107 برداشت نویسنده و تحلیل وی از ناکامیهای اواخر جنگ.
امتیاز این نوشته بر دیگر نوشتههائی که تا حال خواندهام (در مقولهی خاطرات جنگ) این است که فصل آخر یعنی قبول قطعنامه و سپس حملهی دوبارهی عراق را هم دارد. البته این قلم و این گزارش کی میتواند آن فضای غمآلود و مصیبت بار و سپس آن محشر عظیم حضور نیروهای مردمی در جبهه را، تصویر کند؟! بجز این امتیاز مجموعاً این نوشته را فاقد جاذبه و زبان مناسب برای گزارش دفاع مقدس و آن صحنههای افسانهوش، یافتم. بیشتر به یادداشتهائی که انسان برای به یاد ماندن حوادث مینویسد تا بعد آنها را منسجم و ترکیب کند، شبیه است.
ضمناً قضایای خارج از محیط مخصوص خود را هم درست در دست نداشته است. با اینحال مجموعاً و بالخصوص بخاطر ذکر تاریخ ریز حوادث، منبعی ذیقیمت است. خداوند نویسندهاش را حفظ فرماید و این زحمت را از او قبول کند. انشاءالله.
13 شعبان 1412
***********************************************************************************

نام کتاب: سفر به قبلهنویسنده: هدایتالله بهبودی
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
- این کتاب مرا باز در شور و حال حسرت آلود زیارت خانهی خدا و حرم رسولالله (ص) فرو برد. شور و حال و اشتیاقی که دیگر امیدی هم با آن نیست. تا به یاد دارم ـ از سالهای دور جوانی ـ هرگز دل خود را از آتش این اشتیاق، رها نیافتهام. اما حتی در دوران سیاه اختناق که هر روحانی بامعرفت و بیمعرفتی، با رغبت و یا حتی از سر سیری، آسان میتوانست در خط حج قرار بگیرد .. و من نمیتوانستم! یا بهتر بگویم: هیچ حملهدار و رئیس کاروانی از ترس ساواک شاه، نمیتوانست و جرأت نمیکرد نام مرا در فهرست حاجیهای خود ـ چه رسد به عنوان روحانی کاروان ـ بگذارد. بله، حتی در آن دوران سخت هم دلم از امید زیارت کعبه و بوسه زدن بر جای پای پیامبر(ص) در مکه و مدینه، خالی نمانده بود .. و این امید، اگرچه با حج ده روزهی سال 58 که به فضل شهید محلاتی قسمتم شد، برآورده گشت، اما آتش آن شوق سوزندهتر و مشتعلتر شد .. در سالهای ریاست جمهوری چشم امید به پس از آن دوران دوخته بودم .. اما امروز ..؟ شور و اشتیاقی بیسکون و امیدی تقریباً فرو مرده ..
تنها تسلا به خواندن اینگونه سفرنامهها یا شنیدن آنها است که خود بازافزایندهی شوق نیز هست.
این کتاب، شیرین، موجز، با روح و هوشمندانه نوشته شده است. زیارت قبول؛ عزیز نویسنده! زیارت قبول ..
10/12/70
***********************************************************************************

نام کتاب: دشت شقایقها نویسنده: محمد رضا بایرامی
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
- ارتش با حجم عظیم و تلاش متنوعاش، سهم بزرگی در تشکیل دفاع مقدس هشت ساله داشته است. خاطرات دیگری که خواندهام همه تصویر وضع و حال سپاه و بسیج بوده است و اینک نوشتهئی در شرح حال واحدهای ارتشی ..
سبک هنرمندانه و قلم زیبای این نویسنده، کمکی درخور تحسین کرده است به آب و رنگ بخشیدن به حوادث و وقایع خطوط ارتشی ..
البته فاصله میان این و آنچه از بسیج میدانیم و خواندهایم، بسی ژرف است. در اینجا وضع یگانهای ارتشی را میشود بخوبی دید.
کتاب را یکنفسه در روز جمعه 7/1/71 خواندم.
***********************************************************************************
نام کتاب: سفر به شهر زیتون به کوشش: جواد جزینی
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
- از این کتاب، حتی بخش اولش را هم نتوانستم تمام کنم. تا ماجرای کمیل و قصهی غم سنگین آن دل کوچک را خواندم و دیگر تحملم تمام شد ..
در گزارشهای جبهه، وضع به گونهئی دیگر است، چه بسیار دقائقی که در برابر آن تصویرهای خونین، چهره به اشک آغشته شده است .. اما غم در ماجراهای شهادت، سوز و گدازی شیرین با خود دارد.
درست چون غم در ماجراهای عشق .. در آن احساس خسران نیست، هرچه هست، شیرینی و سرخوشی است .. و حقیقتاً چیزی غریب است .. با مرگ و فنا و ویرانی، هیچ نسبتی ندارد .. تبارک الله، ما ابدع سبیله و اصلی التسریع الیه ..
***********************************************************************************

نام کتاب: فرمانده مننوشته: مخدومی، کاوری، امیریان، خاوری نژاد، گلچین، جمشیدیان و پاسیار
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
السلام علیکم یا اولیاء الله و احبائه، السلام علیکم یا اصفیاء الله و خیرته.
السلام علیکم یا انصاردین الله و اعوان ولیه .. ای آیت های خدا، ای معجزههای ایمان، این نشانههای تعالی جاودانهی انسان .. ای گلهای محمدی که فساد و آلودگی جهان امروز نتوانست از شکوفائی بازداردتان، برقی شدید و دنیای تاریک را روشن کردید، حجتی شدید بر آن کوته نظران که بالندگی انسان الهی را در عصر تسلط مادیت ناممکن میدانستند. خاطرهی مسلمانان صدر اسلام را زنده کردید و صدق و اراده و فناء فی الله را حتی بیش از آنان به نمایش گذاشتید .. آنان به نفس پیامبر و نزول پیاپی آیات قرآن دل را و جان را تازه می کردند اما شما چه؟!! حقا خلوص و تقوا را مجسم کردید و برای آن امام بحق که مظهر خلوص و تقوا بود سربازانی شایسته شدید ..
سلام الله علیه و علیکم و هنیائا لکم رحمة ربکم .. کتبه بیمینه الوازرة اسیر امانیه و ذلیل نفسه علی الحسین غفرالله له و رحمه و حشره مع اولیائه والحقه بهذه الزمرة الطیبة. آمین
این کتاب در 13 رجب 1412 با چشمی لبریز اشک شوق و حسرت زیاد شد.
***********************************************************************************

نام کتاب: پا به پای باراننوشته: مرتضی سرهنگی و هدایت الله بهبودی
انتشارات: حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی
- این دو نوشته، گویا، پرسوز، دردمندانه و هنرمندانه است. دست این عزیزان درد نکند که درد دل غریبانهی یک شهر، بلکه یک ملت را چنین پرمهر و دلسوز، روایت می کنند - تاریخ ما بعدها نه فقط خرمشهر و جوانها و پدر و مادرهای مقاوم آن را، که این دلها و وجدانهای بیدار و حقجو و حقگو را نیز، ستایش خواهد کرد که نگذاشتند قصهی جهادی به آن عظمت در لا بلای یاوه گوئیها و هرزه درائیهای زمانه گم شود.
درود بر بهبودی ها و سرهنگیها ..
سوم رمضان 1412
18 اسفند 70
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 19:45 توسط مجيد پناهی (غريب)
|