خبر خبر نقشه راه نمودار درختی صوت صوت
28/2/1383نسخه قابل چاپ

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جمع كاركنان سازمان صدا و سيما

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏ الرّحيم‏

 خدا را سپاسگزارم كه اين توفيق را به من داد تا بار ديگر در جمع كاركنان محترم و عزيز صدا و سيما حاضر شوم و مجموعه‏ى دوستان فعال در اين بخش فرهنگى و سياسىِ بسيار مهم را از نزديك زيارت كنم.

از اين بازديد امروزه بنده راضى هستم؛ هم بعضى از بخشها را از نزديك بازديد كرديم، هم با مديران ارشد مجموعه ديدار كرديم؛ هم در اين ساعت با مجموعه‏ى برادران و خواهران عزيزى كه اين‏جا تشريف داريد، اين ملاقات دست داده كه من خوشحالم. اين‏جا يك مجموعه‏ى فرهنگى است و شايد بشود گفت اثرگذارترين مجموعه‏ى فرهنگى در كشور، اين رسانه‏ى ملى و عمومى است.

فرهنگ مايه‏ى اصلى هويت ملتهاست. فرهنگ يك ملت است كه مى‏تواند آن ملت را پيشرفته، عزيز، توانا، عالم، فناور، نوآور و داراى آبروى جهانى كند. اگر فرهنگ در كشورى دچار انحطاط شد و يك كشور هويت فرهنگى خودش را از دست داد، حتى پيشرفتهايى كه ديگران به آن كشور تزريق كنند، نخواهد توانست آن كشور را از جايگاه شايسته‏يى در مجموعه‏ى بشريت برخوردار كند و منافع آن ملت را حفظ كند. من به حوادث دوران استعمار كه نگاه مى‏كردم - دوران استعمار تقريباً از اواخر قرن هجدهم ميلادى شروع شد، در قرن نوزدهم به اوج رسيد و تا اواسط قرن بيستم هم ادامه پيدا كرد. حركت استعمار يعنى حضور قدرتهاى مسلط نظامى و سياسىِ دنيا در كشورهايى كه مى‏توانستند با استفاده از زور در آنها حضور پيدا كنند و منافع خودشان را از آن‏جاها تأمين كنند و در واقع از موجودىِ مادى و معنوى آن كشور سرمايه‏يى براى خودشان بسازند، همان چيزى كه آنها اسمش را استعمار گذاشتند و امروز هم اطلاق مى‏شود - مى‏ديدم هرجا كه اينها وارد شده‏اند، اگر اين توانايى را پيدا كرده‏اند كه فرهنگ آن ملت را مضمحل كنند و تحت تأثير قرار دهند و تضعيف كنند، پايه‏هاى قدرتشان در آن‏جا مستحكم شده و اگر در جايى فرهنگ ملى و بومى به‏خاطر كهنسال بودن، ريشه‏دار بودن و برجسته بودن مضمحل نشده و از بين نرفته، استعمارگرها و اشغالگرها نتوانسته‏اند مدت زيادى از آن‏جا منافع خودشان را تأمين كنند و ناچار شدند كه آن منطقه را رها كنند. اين در مورد همه‏ى جهانگشاييها و كشورگشاييهاى دورانهاى گذشته‏ى تاريخ هم - كه ما در تاريخ مى‏خوانيم - صادق است. آن كشورگشاهايى توانسته‏اند در سرزمينهاى گشوده شده‏ى با شمشير، با زور پايدار بمانند و مقاصد و سلطه‏ى خودشان را در آن سرزمينها اعمال كنند، كه توانسته باشند فرهنگ آن كشور را در مشت و در اختيار بگيرند. حالا گاهى يك فرهنگ را ريشه‏كن مى‏كنند؛ مثل اين‏كه زبان يك كشور را بكل از بين مى‏برند. شما الان ملاحظه كنيد كه آفريقا، امريكاى لاتين و بسيارى از كشورها، زبان بومى اصلاً ندارند. پرتغالى‏ها و اسپانيول‏ها آن‏جا آمدند و زبانها را عوض كردند؛ زبانهاى بومى و بسيارى از نشانه‏هاى فرهنگ را از بين بردند؛ البته يك جاهايى هم نتوانستند. فرهنگ ستون فقرات حيات يك ملت و هويت يك ملت است.

بعد از پيروزى انقلاب اسلامى - كه انقلابى براساس يك هدف تعريف شده‏ى فرهنگى بود - كه به مقوله‏ى فرهنگ اهميت داده شد و به مقوله‏ى هويت ملى - كه خودِ هويت ملى يك كشور، فرهنگ است و خود اين جزو مصاديق و سطور برجسته‏ى فرهنگ يك ملت است - اهتمام ورزيده شد، بركاتى بر اين كار مترتب شد كه اين بركات به‏هيچوجه ممكن نبود در اين كشور به‏وجود بيايد. اين نوآوريها، اين پيشرفتهاى علمى، اين جسارتِ وارد شدن در عرصه‏هاى نوِ علمى و تحقيقى - كه امروز در كشور ما خوشبختانه مشاهده مى‏شود - به خاطر همين اعتماد به نفسى است كه از احياء هويت ملى پيدا شده است؛ اين را انقلاب به‏وجود آورد. قبل از انقلاب از هويت ملى و مليت اسم زياد مى‏آوردند؛ اما به هيچوجه به معناى حقيقى كلمه، هويت ملى را تقويت نمى‏كردند. البته علت هم واضح بود؛ چون آن كسانى كه ايران را براى منافع خودشان مى‏خواستند و در كشور عزيز ما منافع خود را تعريف كرده بودند، مى‏دانستند كه اگر هويت ملى در اين كشور زنده شود، با منافع آنها ناسازگار خواهد بود و آنها نمى‏توانند به منافعى كه هدف گرفته‏اند، برسند. به همين دليل، هويت ملى در آن زمان در اين‏جا تضعيف شد. ما در كشور خودمان در وابستگى و اضمحلال هويت در مقابل بيگانگان تا آن‏جا پيش رفتيم كه افراد برجسته‏يى خجالت نكشيدند و پيشنهاد تغيير زبان و خط فارسى را دادند! البته روى تغيير زبان كمتر كار كردند؛ اما براى تغيير خط فارسى - خط يك كشور يكى از نقاط برجسته و از شاخصهاى مهم فرهنگى هر كشور است - در همين روزنامه‏ها و مطبوعات دوره‏ى طاغوت در كشور ما علناً و صريحاً مطلب نوشتند، دفاع كردند و حرف زدند كه ما خط فارسى را تغيير بدهيم؛ آن هم با استدلالهاى كاملاً مجادله‏آميز و مغالطه‏آميز و خلاف واقع. آنها تا اين حد پيش رفتند.

كسانى كه رژيم پهلوى را روى كار آوردند، هيچ كدام از شاخصه‏هاى مليت را حاضر نبودند تحمل كنند. البته مليت ما از اول با اسلام آميخته بود؛ زبانمان، آدابمان، دانشمان و دانشمندانمان با اسلام آميخته بودند. در تاريخ مى‏بينيد كه دانشمندان برجسته و نام‏آور و ماندگار ما كسانى هستند كه دانشِ دين را در كنار دانشهاى معمولى زندگى دارا بودند؛ يعنى همه‏ى دانشها از مجموعه‏ى دين برآمده است. البته اين به آن معنا نيست كه طلاب مدرسه‏ى دينى اين خصوصيت را داشتند؛ نه، جامعه، جامعه‏ى دينى بود. فرهنگ ما، دانش ما، رفتار ما و سنتهاى ما با دين آميخته است و بسيارى از آنها از دين سرچشمه گرفته است. وقتى با هويت ملى و شاخصه‏هاى آن مبارزه مى‏كردند، قهراً مبارزه‏ى با دين جزوش بود و چون دين و ايمان پشتوانه‏ى همه‏ى ارزشهاى انسانى است، طبعاً با ايمان هم بشدت مخالفت مى‏كردند. اينها حاضر نشدند قبول كنند كه ما حتى لباس محلى داشته باشيم. ما ايرانى‏ها با چند هزار سال سابقه، لباس بومى نداريم و لباس محلى و بومىِ‏مان را نمى‏شناسيم، در حالى‏كه خيلى از كشورهاى ديگر دنيا دارند. البته لباس بومى، مانع پيشرفت هم نيست؛ اما ما نداريم؛ چون آنها نگذاشتند. اين، عمل به همان توصيه‏يى است كه مى‏گفت ايرانى بايد از فرق سر تا نوك پا فرنگى شود! ببينيد خودباختگى تا كجا. اين‏كه من هميشه مى‏گويم تهاجم فرهنگى، تهاجم فرهنگى اين است.

تهاجم فرهنگى غير از تبادل فرهنگى است؛ غير از گرفتن برجستگيها و زبده‏گزينى از فرهنگهاى ديگر است؛ اين، چيزى است مباح، بلكه واجب. اسلام به ما دستور مى‏دهد، عقل هم به‏طور مستقل از ما مى‏خواهد كه هر چيز خوب، زيبا و باارزشى را كه در هر كجا مى‏بينيم، آن را فرا بگيريم و از آن استفاده كنيم. اين جملات معروفِ متداول در زبانهاى مردم ما كه «اطلبوا العلم ولو بالصين» يا «انظر الى ما قال و لا تنظر الى من قال»؛ نگاه نكن حرف خوب، سخن حكمت‏آميز، دانش و معرفت را چه كسى دارد مى‏گويد، اگر سخن خوب است، آن را فرابگير، اين گرفتن، گرفتنِ فرهنگى است و اخذ فرهنگى، تبادل فرهنگى و زبده‏گزينىِ فرهنگى، يك چيز لازم است و اين، غير از تهاجم فرهنگى است. من بارها گفته‏ام كه يك وقت هست كه يك انسان با ميل خود و بر طبق نياز و اشتها و ضرورت زندگى‏اش يك نوع غذا، يك نوع دارو يا ماده‏ى لازمى را انتخاب مى‏كند و آن را داخل جسم خودش مى‏كند؛ اين، گزينش است، كه چيز خيلى خوبى است؛ اما يك وقت هست كه يك نفر را مى‏خوابانند و ماده‏اى را كه نه براى او لازم است و نه او به آن ميل و اشتهايى دارد و نه برايش مفيد است، به‏زور در حلقش مى‏ريزند، يا به او تزريق مى‏كنند؛ اين، نامطمئن است؛ اين، تهاجم فرهنگى است؛ همان كارى كه با ملت ايران در طول سالهاى متمادى كردند. از سياستمدارانى كه وابسته بودند، از آنهايى كه با قراردادهاى مالى دهنِ‏شان را مى‏بستند، هيچ توقعى نيست؛ اما از شخصيتهاى علمى و فرهنگى در آن دوران اين انتظار و توقع بود كه اگر داراى هر عقيده‏يى هستند، ولو اسلام را هم قبول ندارند و ايمان اسلامى هم ندارند، براى هويت فرهنگى اين ملت ارج قائل شوند؛ اما ارجى قائل نشدند؛ دروازه‏ها را باز كردند و چشمها را بستند و مجذوب و خيره شدند و ما را عقب انداختند. به خاطر همين، ما در ميدان علم و فناورى عقب مانديم. اين‏كه در عرف دوره‏ى جوانىِ من - كه حالا خوشبختانه آن‏طور نيست و خيلى فرق كرده - واقعاً هر كالايى به صِرف خارجى بودن، مطلوب بود و به صِرف داخلى بودن نامطلوب، فرهنگ عمومىِ آن زمانها بود و در داخل كشور هم جرأت و گستاخى كار علمى و تحقيقى و باز كردن بن‏بستها و شكستن مرزهاى دانش اصلاً قابل تصور نبود و كسانى كه در خودشان چنين استعدادى مى‏ديدند، به هيچ راهى جز اين‏كه در محيطهاى خارج از كشور كار كنند، فكر نمى‏كردند. اين‏كه ما خودمان بسازيم، خودمان توليد كنيم و خودمان ابتكار، اصلاً متصور نبود. بنده از اطلاعات و گزارشهاى گوناگونى كه در اختيارم قرار گرفته، نمونه‏هاى عينىِ خيلى فراوانى را سراغ دارم كه شايد بعضى از شماها هم اين موارد را بدانيد. اما امروز نه، امروز خوشبختانه اين حالت دليرى و خوداتكايى و شجاعتِ وارد شدن در ميدانهاى گوناگون هست. اين فرهنگ را انقلاب عوض كرد. مقوله‏ى فرهنگ اين است. اين يك مثال و يك مصداق بود.

حالا اين فرهنگ در دست شما كاركنان صدا و سيماست؛ از مديرانتان گرفته تا كاركنان گوناگون در بخشهاى فنى، پشتيبانيهاى گوناگون، تحقيقات، هنرى، توليد برنامه و برنامه‏سازيهاى مختلف و در بخشهاى سياسى و خبرى. در همه‏ى بخشها شما هستيد كه مى‏توانيد عطر خوش فرهنگ صحيح را در فضاى جامعه بپراكنيد و هيچ‏كس هم نمى‏تواند در مقابل اين گسترش فرهنگى كه شما ايجاد مى‏كنيد، مقاومت كند. امروز مهمترين ابزار جنگ بين قدرتها در دنيا رسانه است و امروز حتى قدرتهاى بزرگ هم با رسانه‏ها دارند كار مى‏كنند. امروز تأثير رسانه‏ها و تلويزيونها و هنرها و اين شبكه‏هاى عظيم اطلاع‏رسانىِ اينترنتى و... از سلاح و از موشك و از بمب اتم بيشتر است. امروز دنيا، يك چنين دنيايى است. روزبه‏روز هم دارند اين ميدان را گسترش مى‏دهند. من در آن جلسه به مديرانمان عرض مى‏كردم كه امروز آرايش رسانه‏يى و فرهنگى كه در مقابل جمهورى اسلامى قرار دارد، بسيار آرايش پيچيده، متنوع، متكثر، كارآمد و فنى و پيشرفته است. صدا و سيما يك تنه در مقابل اين آرايش عظيم ايستاده و الحمدللَّه از عهده هم تا حالا برآمده است و من هم مى‏خواهم به شما بگويم كه تا حالا از عهده برآمده‏ايد. شما ببينيد براى اين راديوها و تلويزيونها و اين شبكه‏هاى اطلاع‏رسانى كه هدفشان كشور ماست، چقدر سرمايه‏گذارى شده است. آنها چند برابر سرمايه‏گذارى‏يى كه ما براى صدا و سيماى خودمان مى‏كنيم، سرمايه‏گذارى كرده‏اند. اگر آن‏طور كه آنها پيش خودشان محاسبه كرده بودند پيش مى‏رفت، امروز بايد اثرى از اسلام و ايمان و جمهورى اسلامى باقى نمانده باشد؛ چون فعاليت آنها مربوط به امروز و ديروز كه نيست، بلكه آنها از روز اول پيروزى انقلاب كارشان شروع شد و بيست‏وپنج سال است كه روزبه‏روز دارند كار خود را توسعه مى‏دهند و شدت مى‏بخشند. الحمدللَّه رسانه‏ى ملى ما به خودش پرداخته و واقعاً خودش را متناسب با حضور در اين ميدان، تا آن‏جايى كه مى‏توانسته، حاضريراق و آماده كرده و وارد ميدان شده است؛ شما مى‏توانيد.

من به شما عرض كنم كه جهتگيرى اساسى صدا و سيما بايد درست نقطه‏ى مقابل همان جهت‏گيرى‏يى باشد كه آنها دارند. آنها مى‏خواهند فرهنگ ملت را از گرايش به ايمان، ارزشها و گرايش به اصول اسلامى و استقلال هويت ملى برگردانند. شما بايد درست نقطه‏ى مقابل اين كار را مورد اهتمام خودتان قرار دهيد. آنها مى‏خواهند وحدت ملى را از بين ببرند؛ آنها مى‏خواهند اتكا به نفس جوانان را از بين ببرند؛ آنها مى‏خواهند افق مقابل چشم نسل جوان ما را تيره و مبهم و وهم‏آلود جلوه بدهند؛ آنها مى‏خواهند حتى مديرانِ ارشد سياسىِ كشور را از اقدام شجاعانه در مسائل گوناگون منصرف كنند و آنها را بترسانند - از مهمترين ابزارهاى استكبار؛ همين قدرتها و سلطه‏هاى جهانى، ترساندن است. از قديم هم همين‏طور بوده است. اين نامه‏هايى كه «فان الحرب اولها كلام» در آغاز جنگها شنيده‏ايد و ديده‏ايد كه پادشاهان براى رقباى سياسى خودشان به كشورهاى مختلف مى‏فرستادند، پُر از تهديد و پُر از به رخ كشيدن قدرت خود بود. اينها براى اين بود كه تهديد؛ تهديدى كه منجر بشود به ترسيدن طرف مقابل، نقش مهمى را در پيروزى ايفا مى‏كند، كه امروز هم سرمايه‏گذارى مهمى براى اين كار مى‏شود - تا جرأت اقدام را از اينها بگيرند و اين مديران را نگران وضعيت آينده كنند؛ آنها همچنين جوانان را يك‏طور، آحاد مردم را يك‏طور، مديران را يك‏طور، سياستمداران را يك‏طور و مبتكران و فعالان علمى را يك‏طور در تيررس رسانه‏هاى معارض خود با جمهورى اسلامى قرار مى‏دهند. شما بايد درست نقطه‏ى مقابل آنها حركت كنيد.

برنامه‏ريزى در صدا و سيما بايد با جهتگيرى به سمت وحدت ملى، ايجاد اميد، نشان دادن افقهاى روشنى كه در پيش روى ملت ماست، شجاعت دادن به مجموعه‏ى مبتكر و محقق و فنّان كشور، شجاعت دادن به اداره‏كنندگان و مسؤولان و تصميم‏گيران كشور در زمينه‏هاى مختلف، ترغيب مردم به حضور در صحنه - كه حلال همه‏ى مشكلات حضور و اراده‏ى مردمى و تصميم مردمى است - باشد. البته جانمايه‏ى همه‏ى اينها هم ايمان قلبى و دينى است. اگر كسى دين را براى ارزش والاى معنوىِ ذاتى خودش هم قبول نداشته باشد و نشناخته باشد، مى‏تواند به دين به عنوان دارويى كه مى‏تواند مهمترين مشكلات اجتماعى يك ملت را علاج كند، تكيه كند. اين را فقط ما كه جمهورى اسلامى هستيم، نمى‏گوييم و فقط هم براى كشور ما نيست، بلكه امروز متفكران و نخبگان سياسى و فكرى دنيا هم به همين فكرها افتاده‏اند. آنها خلأ دين را، بخصوص در برخى از كشورهاى اروپايى، كه فاصله‏ى آنها با ديندارى و ايمانِ دينى خيلى زياد شده، احساس مى‏كنند و نسبت به اين خلأ هشدار مى‏دهند. ايمان خيلى چيز باارزش و خيلى عنصر مهمى است براى سامان دادن و سر و صورت دادن به حركتها و جلوگيرى از زياده‏كاريها و زياده‏رويها و تخلفها و آشفتگيها در مسائل گوناگون زندگى، و واقعاً اين كار، براى صدا و سيما يك هدف عمده است، كه اميدواريم همه بتوانند آن را انجام دهند.

من روى دو نكته، بخصوص مى‏خواهم تكيه كنم: تحقيق و هنر.

كار تحقيقى خيلى مهم است. كارى كه از روى تحقيق و عالمانه باشد، حتى براى مردم عامى كه عالم هم نيستند، ارزش و جاذبه‏ى بيشترى دارد. البته كار عالمانه به معناى قلنبه سلنبه‏گويى نيست، بلكه كار عالمانه، يعنى كار مُتقن و صحيح؛ ولو اين‏كه با زبان همه‏كس فهم و مردمى گفته شود. همچنان‏كه شنيده‏ايد، در همه‏ى زمينه‏هاى تحقيقات علمى، بودجه‏هاى كلانى در برخى از كشورهاى پيشرفته گذاشته مى‏شود. تحقيق در زمينه‏هاى مفاهيم فرهنگى و مسائل گوناگونى كه رسانه‏ى ملى با آنها سروكار دارد، از جمله كارهاى بسيار مهم است.

و اما هنر، كه من راجع به هنر واقعاً هرچه بگويم، كم گفته‏ام. من بارها هم گفته‏ام كه به هنر بايد اهميت داد و بايستى آن را روزبه‏روز اعتلا بخشيد و بايد شكل فاخر هنر را انتخاب كرد. بدون هنر، حرف عادى جاى خودش را حتى در ذهن كسى پيدا نمى‏كند، چه برسد به اين‏كه جذابيت داشته باشد و جايگير و ماندگار شود. هنر مهمترين وسيله است براى گسترش يك فكر درست يا نادرست. هنر، وسيله، ابزار و رسانه است؛ رسانه‏يى بسيار مهم. از هنر و از اعتلاى آن نبايد غفلت كرد و آن را مساوى با گناه و غلط و اين مقولات نبايد دانست. هنر جزو برجسته‏ترين مخلوقات الهى است و جزو ارزشمندترين صُنع پروردگار است، كه بايد آن را ارج گذاشت. در همه‏ى كارها، حتى در يك تبليغات معمولى، بايد هنر را به كار برد. اگر از ابزار هنر در كارهاى علمى و القائات فكرى و علمى كه از صدا و سيما پخش مى‏شود، استفاده شود، ماندگارى و جاذبه‏ى آن كارها مضاعف خواهد شد. در همه‏ى بخشها بر روى تحقيقات و بر روى هنر خيلى بايستى تكيه كرد.

به‏هرحال اميدواريم كه خداوند متعال به شماها، ما و به مديران محترم و عزيز صدا و سيما توفيق دهد. از يكايك شما مسؤولان و كاركنان بخشهاى مختلف صميمانه تشكر مى‏كنم. من از همه، چه بخشهايى كه آقاى لاريجانى ذكر كردند و چه بعضى از بخشهايى كه در بيانات ايشان نيامد، صميمانه متشكرم. اميدوارم روزبه‏روز پيشرفت، تكامل، گسترش و امتداد و عمق كار شما بيشتر شود.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

**

14/11/1381نسخه قابل چاپ

بيانات در ديدار مديران صدا و سيما

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم

دوستان و برادران عزيز؛ خيلى خوش آمديد. اميدواريم خداى متعال اين ايّام فرخنده و ميمون را - كه روزهاى فراموش نشدنىِ تاريخ ماست - امسال هم بر شما و بر همه‌ى ملت عزيز ما مبارك فرمايد و ما را بيش از پيش قدردان اين عظمت و شكوه و تراكم ارزشها در آن حادثه‌ى عظيم و بزرگ قرار دهد.

از همه‌ى شما دوستان عزيز، بخصوص از شخص آقاى «لاريجانى» صميمانه تشكّر مى‌كنم. تلاش شما در يك مركز بسيار حسّاسى است و هر حركت مفيد و هر اقدام مسؤولانه در اين صحنه‌اى كه شما درگير هستيد، يقيناً حسنه است. گاهى ممكن است تلاشهاى انسان به نتيجه هم نرسد؛ ليكن نفس آن تلاشها بااهميت است. در محاسبات الهى، به نيّت و عمل نگاه مى‌شود. اگر ما نيّت، همّت و اراده كنيم و كارمان را انجام دهيم، حقيقتاً با همه‌ى شرايط و لوازمش پيش خداى متعال مأجور خواهد بود. البته عقيده‌ى بنده اين است كه اگر نيّت و اقدام - با همين شرايطى كه اشاره كرديم - تحقّق پيدا كند، نتيجه هم مترتّب خواهد شد. اگر مى‌بينيم در مواردى بر اقدام ما در بخشى، نتايج مطلوبى مترتّب نمى‌شود، نبايد خداى متعال يا قوانين طبيعت را متّهم كنيم؛ حتماً يك گوشه‌ى كار ساييدگى و لنگى دارد كه بايد برطرف كرد.

بنده به صدا و سيما كه نگاه مى‌كنم، مجموعه‌ى متراكمى از همّت و اراده و عمل را در آن مى‌بينم. البته شما ماشاءاللَّه از بس كار را توسعه داده‌ايد كه يك مستمع معمولى مثل بنده، بخصوص با وقت كم، نمى‌تواند ادّعا كند كه همه‌ى برنامه‌هاى راديو يا تلويزيون را مى‌بيند؛ ليكن آنچه را كه در همان محدوده مى‌بينيم يا از اين و آن مى‌شنويم، حاكى از اين است كه حقيقتاً نيّت وجود دارد، همّت مى‌شود و كار انجام مى‌گيرد و اين مغتنم است. بنابراين ما از جناب آقاى لاريجانى و از مديران ارشد و برجسته‌ى صدا و سيما به خاطر كارهايى كه انجام دادند و اقدامهايى كه با نيت صحيح تحقّق بخشيدند تشكّر مى‌كنيم. خداى متعال به شما كمك كند كه بتوانيد اين دايره‌ى نيت و اقدام را هرچه بيشتر توسعه دهيد. البته توقّعات ما خيلى زياد است. بنده از آن آدمهايى هستم كه در زمينه‌ى كارهايى كه عرضه مى‌شود، پُرتوقّع محسوب مى‌شوم و انتظارات زيادى دارم. در شرايطى هستيم كه اين انتظارات نسبت به صدا و سيما، بيجا هم نيست؛ يعنى اگر شما هم جاى بنده بوديد، احتمالاً يا حتماً همين توقّعات را داشتيد. مى‌بينيم كه در زمينه‌ى كارهاى سخت‌افزارى، توليداتِ سخت‌افزارى و فنّى و غيره، در كلّ سازمان كارهاى زيادى شده و در زمينه‌هاى نرم‌افزارى هم واقعاً كار، تحقيقات و توليد مى‌شود؛ درعين‌حال خلأهايى وجود دارد. شما اين خلأها را هم بايد بشناسيد و پُر كنيد.

امروز دنيا بر مدارِ جنگ تبليغاتى و رسانه‌اى و درواقع بر مدارِ جنگ جبهه‌هاى خبرى و دستگاههاى توليدكننده‌ى پيام مى‌گردد. نه اين‌كه در گذشته، جهانگيران و جهانخواهان و جهانخواران از نقش پيام و تبليغ غافل بودند؛ آن وقت هم توجّه بود و اقدام مى‌شد؛ اما امروز امكانات فراوان شده و پيشرفتِ دانش در اين زمينه كارهاى شگفت‌آور و حيرت‌انگيزى انجام مى‌دهد. لذا شما مى‌بينيد مراكز استكبارى و قدرت‌طلب دنيا بر روى نقش پيام كار مى‌كنند؛ يعنى حقيقتاً سرمايه‌گذارى مى‌كنند و درواقع به جاى اين‌كه براى تصرّف يك صحنه پول خرج كنند يا نيروى نظامى بسيج كنند، كارى مى‌كنند كه عوامل موجود در آن صحنه به سود آنها كار كنند. امروز در صحنه‌ى عراق، اگر مقاومت عظيمى از سوى مردم در مقابل تهاجم امريكا صورت گيرد، احتمال كاميابى امريكا در حمله‌ى محتملش به عراق خيلى پايين مى‌آيد. حالا اگر آمدند و با انواع و اقسام پيامها به مردم عراق القا كردند كه ما نظر سوئى نسبت به شما نداريم؛ ما مى‌خواهيم شما را نجات دهيم، و اين پيام جا افتاد، شما ببينيد كه صحنه چقدر تغيير پيدا مى‌كند: مردم در آن‌جا به‌طور خودكار و بدون اين‌كه به آنها سلاحى، پولى و رشوه‌اى داده شده باشد، به كسانى تبديل مى‌شوند كه به نفع مهاجم كار مى‌كنند، حداقل به نفع او سكوت مى‌كنند يا به نفع او فعّاليتشان را تعطيل مى‌كنند. نقش پيام اين است. اين يك مثال كوچك است كه من عرض كردم. در زمينه‌ى تجارت، در زمينه‌ى توسعه‌ى اقتدار سياسى و نظم حاكم بر جهان هم - كه امروز از مسائل اساسى و مهمّ قدرتهاى بزرگ در دنياست - پيام نقش دارد. لذا امروز يك جنگ آشكار؛ اما نه با ابزارهاى معهود و شناخته شده، در سراسر جهان در جريان است.

هر ملتى به تناسب موقعيت و هدفها و همّتهاى بلند يا كوتاهى كه دارد، در اين جنگ به نحوى درگير مى‌شود. شما ملت ما را درنظر بگيريد! ما ملتى هستيم كه حدّاقل از اوايل قرن گذشته‌ى ميلادى - يعنى از صد سال پيش به اين طرف - سياستها و اداره‌ى امورمان تحت‌تأثير خواست و اراده‌ى قدرتهاى بيرون از مرزهاى ما قرار گرفته بود. البته قبل از آن هم به نحو ديگرى بود؛ اما از حدود صدوبيست سال پيش، اداره‌ى اين كشور و همه‌ى دستگاههايى كه در پيشرفت كارهاى اين كشور نقش داشتند، به طور مشخّص و واضح تحت‌تأثير سياستهايى قرار گرفتند كه در بيرون از اين مرزها تعريف مى‌شد و منافعى براى آنها درنظر گرفته مى‌شد و آنها دنبال منافع خودشان مى‌آمدند و از شاه يا از وزرا و نمايندگان مجلسها و ديگران استفاده مى‌كردند. اين، يك بخش از واقعيّتهاى جامعه‌ى ما قبل از پيروزى انقلاب؛ يعنى بخش وابستگى و در اختيار بيگانگان قرارداشتنِ عمده‌ى منابع انسانى و مادّى ماست.

البته يك بخش ديگر از واقعيّتهاى جامعه‌ى ما قبل از پيروزى انقلاب، ريشه‌ى قديمترى دارد و آن مسأله‌ى حاكميت استبداد و اشرافيّت بر اين كشور بود. قرنهاى متمادى كسانى بر اين ملت با اين فرهنگ و سابقه و استعداد، حكومت مى‌كردند كه مملكت را متعلّق به خودشان مى‌دانستند؛ يعنى مثل اربابى كه يك مزرعه يا يك ده يا يك ملك دارد و يك عدّه هم در آن مشغول كار و زندگى هستند. مسأله‌ى او، مسأله‌ى آن مردم نيست، بلكه مسأله‌ى خودش است. ملك، ملك اوست، درآمدهايى دارد، طبعاً زحماتى هم دارد، براى آن مردم بايد زحماتى هم بكشد؛ مثلاً يك وقت بايستى پزشكى را خبر كند تا بيايد، يا اگر دينى باشند، مسأله‌گويى را خبر كند تا برايشان مسأله بگويد، يا مسجدى برايشان بسازد و يا چشمه‌اى برايشان راه بيندازد. اصلاً رابطه‌ى دستگاههاى حكومتى با مردم چنين رابطه‌اى بوده است. مردم مطلقاً به عنوان صاحبانِ اصلى كشور مطرح نبودند. در اين ملك بزرگ، ناصرالدّين شاهى حكومت مى‌كرده كه همه‌ى آحاد اين مردم را نوكران خود مى‌دانسته؛ اعم از نوكران رسمى‌اش، از صدراعظم گرفته تا وزرا و درباريان و آحاد مردم كه رعيتش بودند و بايد روى اين ملك كار مى‌كردند؛ يعنى چيزى خودشان مى‌خوردند و منافع اين حكومت هم محفوظ مى‌شد. قرنهاى متمادى سياست و ذهنيّت حاكم بر كلّ كشور اين بوده است و ملت نقشى نداشت.

خوب؛ اين انقلاب به وجود آمده و در هر دو جنبه، كارهاى قاطعانه و اساسى انجام داده است. در زمينه‌ى بخش دوم، آن طبقه‌ى اشراف و حاكمان و مالكان و صاحبان كشور را به‌كلّى قلع و قمع كرده است. امروز در اين كشور كسى وجود ندارد كه حتّى به ذهنش بگذرد كه من صاحب و مالك اين كشورم. مالك اين كشور، مردم هستند. هر كسى براى اين‌كه بتواند قدرتى داشته باشد - اگر اهل قدرت‌طلبى است - و وظيفه‌اى را در مسندى انجام دهد - اگر اهل انجام وظيفه است - شرطش اين است كه مردم او را بخواهند، با مردم رابطه‌ى خوب داشته باشد و رعايت مصالح مردم را بكند يا تظاهر كند كه مى‌كند؛ يعنى درحقيقت همه مجبورند مالكيت مردم را بر اين كشور به رسميت بشناسند. انقلاب ما اين است.

در آن بخش دوم، انقلاب همه‌ى وابستگيهاى رسمى كشور را نسبت به دستگاههاى بيرون از اين مرز قطع كرد. اين‌كه مى‌گوييم وابستگيها را قطع كرد، مى‌دانيم كه وابستگى اقتصادى يا وابستگى فرهنگى به اين آسانى قطع نمى‌شود. اما نماى بيرونى همه‌ى اين وابستگيها، وابستگى سياسى است و با انقلاب اسلامى، حرف شنوى و تملّق گفتن و رعايت مصالحِ مراكز قدرت جهانى را كردن، به‌كلّى از بين رفت. اين ملت آرمانها، اهداف، ايده‌ها و آرزوهايى دارد كه مى‌خواهد محقّق كند؛ ملاحظه‌ى قدرت يا سلطه‌ى جهانى را هم نمى‌كند و مقصدش در درجه‌ى اوّل اين است كه اهداف بزرگ و بلند مدّت كشور و ملت را تحقّق بخشد. اين اهداف به اعتبارى در كلمه‌ى دين و به اعتبار ديگرى در كلمات دين و آزادى و رفاه و امنيت و نظاير آن خلاصه مى‌شود.

حال شما ببينيد كه در وضع كنونى و با اين جغرافياى فرهنگى و سياسى و نظامى و اقتصادىِ موجود دنيا، چنين كشورى با اين اهداف و با اين موقعيّت و جايگاهى كه براى خود انتخاب كرده، در اين جنگ رسانه‌اى چه موضعى دارد. طبيعى است كه ما مورد تهاجم باشيم؛ يعنى هيچ شبهه‌اى نبايد به ذهن راه بيابد در اين‌كه ما يكى از اهداف اصلى و اوّلىِ تهاجم رسانه‌اى هستيم. حالا ما در مقابل اين تهاجم در اين جنگ بزرگ و البته نابرابر، مى‌خواهيم وظايفمان را انجام دهيم. چه كار بايد بكنيم؟ شما ببينيد كار ما چقدر سنگين و حسّاس است! پُرتوقّعى ما از شما، ناشى از اين است.

به نظر ما، راه پيروزى در اين جنگ اين است كه مجموعه و فهرستى از پيامهاى درست و از نكات و حقايق واقعى را كه مبتنى بر آرمانها و آرزوهاى ماست، به ذهن مردم منتقل كنيم.

اوّلاً بايستى فهرست اين پيامها را شناخت. نخست ببينيم كه ما چه چيز را بايد به ذهن مردم منتقل كنيم تا مردم قدرت پيدا كنند در مقابل زياده‌خواهى، اقتدارطلبى و تهاجمهاى گوناگون دشمن به دفاع از خود بپردازند و دستگاههاى مسؤول كشور بتوانند به نيروى مردم اعتماد و تكيه كنند و نقش تاريخى خود را ايفا نمايند. پس، اوّل بايد اين پيامها را شناخت؛ بعد كه شناخته شد، بايد توليد شود. توليد كلام و تصوير و فضا و محيطى كه بشود آن پيام را القا كرد، يكى از مهمترين كارهايى است كه امروز هنر تبليغ و پيام‌رسانى به آن متّكى است. اگر در توليد، پايمان بلنگ%