گنبد سلطانیه
یكی از عناصر مهم تشكیل دهنده بافت شهر سلطانیه كهندژ
یاارگ سلطنتی می باشد كه در مركز شهر یا مركز سیاسی قدرت وجود داشت كه با
تدابیر و استحكامات دفاعی ساخته شده در ارگ سلطانیه با حصار و برج و
باروی اطراف آن، از دژی دست نیافتنی ساخته بود كه در مقابل تهاجم های
بیگانگان مصون ماند.

ارگ سلطنتی كه بخشهایی از برج و باروی آن به عرض سه متر با سنگهای آهكی
سبز بزرگ قابل رویت و دارای دو دروازه در شمال و جنوب است كه محدوده حاكم
نشینی را در شهر قدیم نشان می دهد.
در مینیاتور المترکچی ورودی قلعه در وسط یكی از
باروها كه در راستایی گنبد سلطانیه بوده نشان داده شده است و بیان تمامی
مورخین بر وجود یك ورودی در جبهه شمالی ( به غیر حافظ ابرو ) دلیل تایید
مطلب فوق است. اما حافظ ابرو از ورودیكوچكتری در ضلع جنوبی قلعه نام می
برد
در ذیل جامع التواریخ درباره با روی ارگ سلطانیهآمده است و آن قلعه را
دیوار از سنگ تراشیده كرده اند و بر دیوار آن چهار سوارپهلوی یكدیگر
توانند راند و اصل قلعه مربع نهاده اند . طول و عرض مساوی هردیواری بهگز،
پانصد گز چنانچه دو هزار گز دور آن باشد و یك دروازه و شانزده برج دارد،
به غیردروازه و در اندرون قلعه هر كس از امرا موضعی عمارت كرده بودند و
سلطان اولجایتو ازبرای خود در اندرون عمارتی ساخته است و آن را ابواب
البر نهاده و گنبدی بزرگ عالیكه قطر آن شصت گز در نهایت تكلیف و ارتفاع آن
صد و بیست گز چنانچه در اقصای بلاد عالم مثل آن نمی دهند.
ارگ سلطانیه مربعی استكه در اطراف آن خندق وجود داشته است چنانچه در
جغرافیای تاریخی ایران آمده است وسعتارگ ار روی خندق مربعی معین می شود
كه طول هر سمت آن سیصد یا رد و یا نهصد فوت استبنابر این محیط ارگ اندكی
بیش از یك و رست است (ورست واحد مسافت معادل 3500 گام یا 06/1 كیلومتر ) و
این تقریبا" مطابق دو عزار گامی است كه محمداله مستوفی قزوینینوشته است.
بهتر از همه مسجد بیرونی محفوظ مانده كه دارای گنبدی عالی با ارتفاع
120پا و چهار مناره و دو اطاق ( طاق ) دارد
بنابر گواه مدارك و شواهد تاریخی مشخص است كهمحدوده ارگ سلطنتی در دو
بخش خندق و حصار تشكیل یافته است. خندق این ارگ به فاصله 17 متری از
حصار قرار گرفته و پهنای آن در حدود 30 تا 40 متر بوده است.
حداقل این خندق حصار با ارگ سلطنتی قرار گرفتهاست. حصار با سنگ تراشیده
با 16 برجو دو دروازه با زیبائی خاص اجرا شده است. سنگ هاعموما" از جنس
ماسه ای و كم دوام انتخاب شده است. این دیوار عظیم در پی یك پیشآمدگی به
عنوان ازاره تزئینی دارد. چهار برج در چهار گوشه ارگ بزرگتر از برجهای
میانی است
بلند ترین ارتفاع باقیمانده اینبارو در وضعیت فعلی واقع در كنار برج
جنوبی در 12 ردیف سنگ است در حفاریهای كه درپای برج جنوبی تربت خانه
انجام گرفته. سنگ های كشف شده از میزان واقعی بسیار كمتراست. از موفق
ترنی منابع كه در حاضر ارتفاع حصار را تعین می كند طرح سر رابرتكرپرتر
نقاش و نویسنده انگلیسی است. در طرح مزبور 17 ردیف سنگ قابل تشخیص است.
در داخل این ارگ یا قلعه بجز بنای آرامگاهاولجایتو یك مجموعه از عناصر
شهری وجود داشته است كه جالب ترین آن مجموعه معروف بهابوال البر می
باشد. احداث ابواب البر اختصاصا" متعلق به دوره ایلخانی می باشد كهدر
اطراف گنبد و در كنار و ساختمانهای پر شكوه و جلال دریای داخل ارگ بر
اساس فسقاسلامی شكل گرفته است.
احداث اینگونه بناهایخیریه و عمومی توسط اولجایتو در كنار آرامگاه خود
با اهداف خاص بوده و به تقلید ازبرادر خود به ایجاد این مجموعه اقدام
نموده است ابواب البر سلطانیه شامل مدرسه،داراشفاء دارالضیافه ،
دارالسیاده، دارالحفاظ، داراالحدیث، داراالقران و .. آرامگاهسلطنتی با
موقوفات بسیار كه دارای مدیریت خاصی بوده است و خواجه رشیدالدین با
عنواننایب التوالیه مدیریت مجموعه را در اختیار داشته است.
تاریخچه ارگ سلطنتی سلطانیه (برج و بارو):
محدوده ارگ سلطنتی در وسط شهر سلطانیه باابعاد450×450 مترو مساحتی در
حدود 18 هكتار را اشغال نموده است این محدوده از2 بخش خندق وحصارتشكیل
یافته است. خندق این ارگ بفاصله 17 متری از حصار قــرار گرفته و پهنای آن
در حدود 30 تا 40 متر بوده است. حافظ ابرو در باره خندق سلطانیه می
نویسد: «خندق این را در غایت مغاكی رسانیده و دری بزرگ از آهن و كوفته
كاری بسیار كرده به جهت قلعه…»
چون این وضعیت حداقل در ضلع جنوبی صادق است، به چهار طرف ارگ تعمیم
داده می شود. احتمال دارد در جبهه جنوبی، در راستای دروازه ارگ، پل
شناوری بوده باشد.
داخل این خندق حصار و ارگ سلطنتی قرار گـرفته است. این عنصر به شكل
مستطیل به ابعاد 315*295 متر از سنگ تراشیده با 16 برج ویك دروازه با
زیبایی خاصی اجرا شده است. ارتفاع حصار
در حال حاضر به طور متوسط 4 متر در زیر خاك و منازل مسكونی فعلی قرار
گرفته، سنگها عموماً از جنس ماسه ای و كم دوام انتخاب شده است. این دیوار
عظیم در پی، یك پیش آمدگی به عنوان ازاره
تزئینی دارد. 4 برج در 4 گوشه ارگ به قطر نوزده متر و بزرگتر از برجهای
میانی كه به قطر 55/17 متر است، عرض این حصار در قسمت جنوبی تربت خانه
315 سانتیمتر اندازه گیری می شود
…»
بلندترین ارتفاع باقیمانده این حصار در وضعیت فعلی واقع در كنار برج
جنوبی تربت خانه 587 سانتیمتر در 12 ردیف سنگ است. در حفاریهایی كه در پای
برج جنوبی تربت خانه انجام گرفته، سنگهای كشف شده از میزان واقعی بسیار
كمتر است. از موثق ترین منابعی كه در حال حاضر ارتفاع حصار را تعیین می
كند طرح سر رابرت كربرتر است وی ضمن بازدید از سلطانیه در سفرنامه خود
برج شمالغربی ارگ سلطانیه را به ارتفاع 40 فوت و عرض آن را 12 فوت
اندازه گیری نموده و طرح جالبی را تهیه كرده است.
طرح از برج و بارو توسط كرپرتر
در طرح مزبور 17 ردیف سنگ قابل تشخیص است و با محاسبه میانگین 50 سانتیمتر
ارتفاع هر ردیف و دو برابر بودن ردیف مربوط به جانپناه ارتفاعی معادل 9
متررا بدست خواهد داد.
ذكر این نكته ضرورت دارد كه محاسبات استاتیكی نسبت عرض به ارتفاع، ترسیم
قواعد پرسپكتیو در نمای جنوبی تربت خانه ارتفاع مشابهی را ارائه می دهد كه
نتیجتاً ارقام بدست آمده اندكی كمتر از ابعاد كربرتر است. به هر تقدیر
مجهولات این حصار عظیم بیشتر از یافته های باستان شناسی است.
ایــن قلعه كه حدوداً 10 هكتار می باشد آثار ارزشمندی از معماری و شهرسازی دوران مغول را در خود جای داده است.
به طوریكه متون تاریخی متذكر شده اند كه این قلعه دارای عناصر شهری
گوناگونی بوده است «در اندرون قلعه هر كس از امرا موضعی عمارت كرده بودند…»
علی ایحال جالبترین عنصر شهری ارگ سلطانیه مجموعه معروف ابواب البر
است. پدیده احداث ابواب البر اختصاصاً متعلق به دوره ایلخانی می باشد كه
دارای عملكرد خاصی بوده است.
اولین مجموعه ازاین پدیده،ابواب البرتبریزمتعلق به دوران غازان خان بوده
كه از بحث این مقوله خارج است. سلطان محمد خدابنده اولجایتو به تقلید از
برادر خود به ایجاد مجموعه ای به همین عنوان اقدام نموده است. ابواب
البر سلطانیه شامل مدرسه، دارالشفا، دارالضیافه، دارالسیاده، خانقاه،
دارالكتب، بیت القانون، دیوانخانه ای به نام كریاس، مسجدجامع و بالاخره
آرامگاه سلطنتی با موقوفات بسیار كه دارای مدیریت خاصی بوده است. و
خواجه رشیدالدین با عنوان نایب التولیه مدیریت مجموعه را در اختیار
داشته است. علاوه بر مطالب ذكر شده بایدعنوان نمود ، بعد ازدوره مغول و
بعد از ركود سلطانیه اطلاع دقیقــی دربــاب نحــوه تخریب ایــن شهر به
جــز مواردی چنـد، چون حمله تیمور گوركانی و دستور
میرانشاه مبنی بر ویرانی شهر سلطانیه، در دست موجود نمی باشد. لیكن ابتدای كشف و پیدایش برج و بارو را باید چنین بیان كرد.

موقعیت گنبد قبل از پیدایش برج و بارو در بافت شهر
از آنجا كه جهت حفاظت از تغییر شكل و جلوگیری از انقباض و انبساط این
كمربند در سرمای شدید زمستان سلطانیه و كنترل درجه حرارت فضای داخلی گنبد،
طرح گرمایش بنا مورد بررسی قرار گرفت . بدنبال آن پس از طراحی سیستم
گرمایشی، در ضمن گمانه زنیهائیكه برای مكان یابی محل احداث موتورخانه
تأسیسات حرارتی بعمل آمد، بخشی از برج و باروی سنگی ارگ قدیم سلطانیه در
جنوب ساختمان موجود گنبد، توسط هیئت بررسی وكاوشهای باستانشناسی كشف
گردید. درگزارشی كه آقای دكتر سعید گنجوی رئیس هیئت باستانشناسی در سال 54
تدوین نموده، آمده است:
«در قسمت جنوب تربت خانه در فاصله 30متری تربت خانه و 45 متری دیوار
اصلی گنبد ضمن كاوش، دیوار عظیم سنگی كشف گردید كه با سنگهای سبز رنگ حجاری
شده ساخته شده است. این
سنگها در اولین قسمت 8 سانتیمتر جلوتر از سایر سنگها است و بقیه
بطورقائم برروی هم قرارگرفته است و بر روی سنگها علائمی دیده می شود، بلندی
دیوار40/3 می باشد وادامه دیواربه شكل نیم دایره بطرف غرب كشیده می
شود، كه تا امروز جمعاً 80/24 متر طول دیواركشف گردیده وهمچنین تعدادی
كاشیهای ستاره ای شكل بدست آمده ….
موقعیت گنبد بعد از پیدایش برج و بارودربافت شهر
در طی سالهای 1364 نیز جهت دست یابی به ادامه برج و باروی ارگ، بررسی،
مطالعه و پیگردی آن توسط كارشناسان باستان شناس و معمار آغاز گردیدو از
آنجا كه اطراف گنبد منازل مسكونی بسیاری وجود داشت، بازدن سونداژ در بعضی
از منازل كه در ردیف برج و بارو قرار گرفته بودند زده شد و ادامه آن
روشن گردید. به دنبال این امر بخشی از منازل موجود در اطراف گنبد
خریداری، سپس تخریب و تسطیح گردید و كار كاوش جهت دست یافتن به عرصه ارگ
و ادامه برج و باروی آن آغاز گردید.
پژوهش های باستانشناسی در عرصه ارگ:
به طوری كه بیشتر تاریخ نویسان و راویان براین عقیده هستند كه دوران
حمله مغول به ایران یكی از تاریك ترین ادوار ممالك اسلامی بوده است. در این
باره مورخ نامی اسلامی ابن الاثیر چنین می نویسد: «اگر می گفتند كه از
زمان خلقت آدم ابوالبشر تا كنون جهان چنین مصیبتی را بخود ندیده درست
گفته بودند».
انگیزه و هدف اصلی حمله مغول كه از نظر فرهنگی و تمدن قسمت اعظمی را زیر
حیطه خود داشته هنوز شناسائی نگردیده است . بدین صورت كه اگر به
سؤالات زیادی كه در این مورد وجود دارد پاسخ داد، هنوز هم
باستانشناسان، معماران و مورخین و سایر پژوهشگران با درك حساسیت در تلاش
اند.
منابع تاریخی این دوره در تاریخ نویسی حائز اهمیت هستند زیرا به شكوفائی
نسبتاً خوبی رسیده اند. البته تاریخ نویسی این دوره را باید در دو جهت
بررسی كرد. تاریخ نویسی دوره مغول صرفاً برای ثبت تحركات نظامی و ذكر
ریشه و خواستگاه اولیه اقوام مغول و كمی به معماری و ساخت و سازها
پرداخته است. مطالبی كه در این باره نوشته شده بسیار جزئی بوده و اكثر
منابع از نظر اندازه گیریها و ارقام و آمار بناها نادرست است. بطور مثال
حتی خود گنبد سلطانیه نیز از این قاعده مستثنی نیست. در پایان می توان
اینگونه بیان كرد كه تنها راه و قابل اعتمادترین عنصر در روشن كردن صفحات
تاریك تاریخ مطالعات باستانشناسی و كاوش در این زمینه است.
هــر ســاله جهت شنــاخت هــر چه بهتـر و بیشتر پیشینه تاریخی ارگ
سلطانیه كاوشهایی انجام می گردد. حفار ها باستان شناس در محدوده گنبد
سلطانه و ارگ و برج و بارو آن ابتدا در سال 1349 توسط دکتر گنجو انجام
گرفت که در ان دوره زملان که تا سال 1357 ادامه داشت بخش ها از ضلع غرب و
شمال شناسا شد و تعداد از خانه ها روستاان که در رو برج و بارو و آثار
تارخ قرار داشت خردار شده و آزاد گشت . در ان دوره در بخش ها از اطراف
گنبد نز گمانه زن انجام گرفت و به موازات آن تپه نور و معبد ور نز حفار
گشت .
پس از انقلاب اسلام اران و به دلل وضعت خطر کشور که در حال جنگ با
متجاوزان بعث بود ، به مدت چند سال حفار متوقف شد اما در اواسط دهه شصت
مجدداً حفار ها منطقه به سرپرست دکتر عل اصغر مر فتاح ادامه افت .
از آغاز كاوش در شهر قدیم سلطانیه همواره محوطه بیرونی ضلع شرقی گنبد
سلطانیه مورد توجه بوده و بیشترین فعالیت هیئت كاوش در سالهای نخست به
این بخش معطوف بوده است. اگر چه كاوش در این بخش از ارگ سلطانیه به لحاظ
فضاهای آزاد زمان بسیاری را به خود اختصاص داد امایافته های معماری آن
ازویژگی خاصی برخوردار می باشد.این ویژگی خاص بیان چگونگی عملكرد گنبد
سلطانیه و مستحدثات جنبی آن با دیگر بخش های ارگ سلطانیه است.
شناخت واحدهای ساختمانی داخل بخش مذهبی ارگ
در وضعیت فعلی بخش مذهبی ارگ سلطانیه با مركزیت گنبد سلطانیه تعریف می شود. اما در گذشته قبل از احداث گنبد سلطانیه محوطه ای كه پس از حفاری بنام گورستان سلطنتی نامگذاری گردید، مركزیت بخش مذهبی ارگ را عهده دار بوده است. یافتن گورستان سلطنتی كه بخشی از الحاقات گنبد سلطانیه برفراز آن ساخته شده است قریب سه فصل طول كشید.
تعیین محدوده بخش مذهبی ارگ
حیاط چهار ایوانی: دیگر بخش درونی محوطه مذهبی است كه حاصل كاوشهای
چندین فصل است ورودی شرقی گنبد سلطانیه كه مهمترین ورودی گنبد است و كلیه
اقشار جامع ایلخانی عصر اولجایتو و سلطان ابوسعید از آن استفاده می نمودند
رو به حیاط باز می شود. از دیگر یافته های معماری نزدیك گنبد سلطانیه
واحد ساختمانی گوشه شمال شرقی بخش مذهبی است كه سفالینه های بسیاری با قید
كلمه «وقف ابواب البر» از كاوش آن بدست آمده است می توان حدس زد كه یكی
از مجموع ساختمانهای معروف به ابواب البر شاید این بنا باشد.
ورودی این بنا بطرف محور شمالی جنوبی داخل ارگ باز می شود. این محور
دروازه شمـالی ارگ را به دروازه جنوبی متصل می سازد ودر حقیقت مهمترین
عامل تقسیم چهارگانه داخل ارگ كه یكی از آنها بخش مذهبی ارگ است به حساب
می آید. در لایه برداری در كارگاههای ذكر شده در بالا آثار و بقایای ادوار
مختلف از عصر حاضر تا دوره صفویه مشهــود گردید كه هر یك به فراخور
اهمیت و تأثیراتی كه بر آثار باقیمانده از دوره ایلخانی داشتند مستند
سازی گردیده است. بدیهی است كه هر دوره، دوره قبل از خود را فرسوده
ساخته است. بیشترین تخریب مربوط به دوره قاجاریه به بعد است كه مكرراً
محوطه ارگ مورد استفاده قرار گرفته است. این تكرار ساخت و ساز به جهت آن
است كه پایتخت ایلخانی در طی چند قرن تا دوره قاجاریه به مرور كوچك و
كوچكتر شده تا بصورت قریه ای كوچك، تمام موجودیت خود را در محوطه واحد
سطح ارگ خلاصه كرده است. احداث واحد های ساختمانی در داخل ارگ آنقدر
فشرده بود كه حتی از دیوارهای گنبد سلطانیه به عنوان بخشی از واحد های
ساختمانی جدید استفاده شده است. اثرات جایگیری سرتیرهای سقف منازل
همجوار گنبد به صورت سوراخهایی متعدد زخمی است كه همیشه گنبد را مورد
آزار قرار داده است.
ورودی مكشوفه و بخشی از دیوار شرقی واحد مذهبی با استفاده از سنگ و آجر
پدید آمده اند. پایه دیوار مستحدثات نمایی از سنگ های سبز پــاك تــراش
دارد كه تبعیــت از شیوه ساخت گنبد سلطانیه می كند. در حقیقت این بخش
سنگی كه سنگهای آن بخوبی صیقلی شده اند و درزگیری آنها استادانه انجام
یافته است از راه بیرونی بخش مذهبی ارگ به حساب می آید. فراز این ازاره
دیوارها از آجر ساخته شده بود كه اكنون بخش هایی از آن باقی مانده است.
دقتی كه در نماسازی این آثار شده است می تواند شاهدی بر نماسازی انجام
شده در طول محور شمالی جنوبی داخل ارگ باشد.
دروازه جنوبی (دروازه شاهی):
در اكثر سفرنامه ها وكتب تاریخی كه بخشی ازآن به ایام سلطنت سلطان محمد
خدابنده شهر قدیم سلطانیه یا پایتخت ایلخانیان در قرن هشتم ه.ق اختصاص
یافته است به خصــوصیات ارگ سلطانیه و زیبائیهای آن اشارات بسیاری شده
است و فقط از یك ورودی صحبت به میان آمده و آن هم ورودی شمالی ارگ است و
هرگز از دروازه جنوبی ارگ كه فقط اختصاص به خاندان سلطنتی داشته سخنی
آورده نشده است. در كتاب تاریخ اولجایتو در ذكر فرار سلطان ابوسعید از
ارگ به بیرون در واقعه شورش امیر چوپان اشاره كــوچكی به ایــن دروازه
شــده است و از آن به عنوان دروازه اختصاصی یاد گردیده است. برای
دستیابی به این دروازه كوشش بسیاری شد.
دروازه
جنوبی از هر نظر هماهنگ و بر شیوه حصارچینی برج و بــاروها اجرا شده
است و از نظر تكنیك نماسازی هم پایه دیگر نماهای بیرونی ارگ می باشد.
سنگهای بكار برده شده در كمال نظم و
در هماهنگی در نظم كلی نمای ارگ بكار برده شده اند. تراش سنگها بسیار با
ظرافت و درزگیری آنها بسیار با دقت انجام دروازه
جنوب
شده است. ملات نگهدارنده سنگ گچ است كه تقریباً از نما بوضوح قابل
رؤینت نیست، درحقیقت سعی شده كه دیده نشود.قفل وبست سنگهاخصوصاً درگوشه ها
بسیار استادانه انجام گرفته است. ورودی این دروازه در شرق دروازه اجرا
شده است و به همین لحاظ داخل ارگ از دروازه جنوبی دید مستقیم به خارج
ندارد و همچنین دید بیرونی را به داخل ارگ بسته است. این دروازه در داخل
سنگ و نوع اجرای سنگها به همان طریق و روش نماسازی برج و بارو ها است.
دروازه با یك گردش 90 درجه ای به سمت داخل ارگ پیچیده و در راستای محور
شمــالی جنوبی داخل ارگ قرار می گیرد.
آثار واحد های مكشوفه نشان می دهد كه واحدهای مسكونی پیوستــه دروازه
جنوبی شبیه دروازه شمالی از سنگ قلوه یا رودخانه ای ساخته شده
اند.آثارشمشه گیری گچی درزوایای دیوارها نمایشی از به خدمت گرفتن اندود و
احتمالاً گچی برای یكنواختی سطح دیوارها می باشد.درساخت بعضی از
نمای این واحدها از آجر استفاده شده است كه این مطلب نشان می دهدكه
دراین بخش پرداختن به زیباسازی نمای بیشتر ازدروازه شمالی مد نظر بوده
است. با وصف ناقص بودن شواهد دلالت بر این دارد كه اعتبار ویژگی فنی و
هنری در ساخت این دروازه چیزی كمتر از دروازه شمالی یا دروازه تشریفات
نداشته است. شاید هم مجلل تر به آن پرداخته شده است. وجود چند دهلیز
بزرگ در مسیر گردش داخلی دروازه شاید بیان حفاظت و مراقبت از دروازه ویژه
بوده است.
دروازه شمالی- دروازه تشریفات:
معماری و شهرسازی دوره ایلخانی در شهر قدیم سلطانیه به كمال خود می
رسد و ارگ سلطانیه نقطه عطفـی در شهر قدیم سلطانیه بوده و گسترش شهر
تابعی از آن به حساب می آید. ورودی اصلی این ارگ كه شــاید بزرگــترین و
عظیم ترین ارگی باشد كه تا كنون در ایران ساخته شده است دروازه شمالی
بیـن برجهای JوH قرار گرفته و VI را به دو قسمت مساوی تقسیم می
نمــاید. از نظر اهمیت سازه ای همان ویژگی دروازه جنوبی را داراست.
اجرای این دروازه از تمام جهات هماهنگ و هم ارزش برج و باروها اجرا نشده
است و از نظر نماسازی هم پایه دیگر نماهای ارگ است وآثاروبقایای كتیبه
های سنگی پیدا شده درخارج ازارگ و مجاور ورودی شمالی نمایشی از حضور
كتیبه های سنگی سایت باستان شناسی دروازه شمالی برفراز ضلع شمالی ارگ
می باشد. یافت چندین قطعه از كاشیهای نفیس زرنگارومینایی كه دركتیبه های
تزئینی بكاربرده می شوند.در مجاورت این دروازه بیان بكارگیری ذوق
هنرمندان عصرایلخانی مشهوداست. ورودی این دروازه از شرق است كه در پیش
آمدگی معماری این بخش ساخته شده است. داخل ارگ ازاین ورودی دیدمستقیم
نداردو این مطلبی است كه در دروازه جنوبی هم رعایت شده است.
كاوش در دروازه جنوبی و ادامه آن جهت روشن نمودن ارتباط آن با داخل ارگ
تقریباً همه ساله انجام گرفته است . شرح یافته های ده سال كاوش دراین
بخش دراین خلاصه نمی گنجد. ولی آنچه كه اهمیت ویژه ای به این دروازه
میدهد پیوند آن پس از مستحدثات جانبی با معبر اصلی ارگ است كه شریان اصلی
داخل ارگ به حساب می آید. از آنجا كه گنبــد سلطانیــه به بخش های
مختلــف تقسیم می شود، شاید قدمت آن به دوره ارغون شاه برسد.
اولین آثار این معبر در سال 1379 ظاهرشد وبخش عمده ای ازآن درسال 1381 كاوش گردید.
معبــر اصلی كه شاید با شكوه ترین معبری باشد كه در تمام ادوار تاریخی،
اسلامی ایران ساخته شده است. این معبر از دو سو با پایه ستونهایی كه
احتمالاً توسط چشم طاقهایی به هم متصل می شدند از دیگر واحدهــای داخل
ارگ جــدا شــده است. متاسفــانه به لحــاظ ساخت و سازهای قــرون بعد در
محدوده خاكبرداری شده ستونهای دو سوی معبر صدمه بسیاری دیده اند.
این پایه ستونها از سنگ سبــز و دقیقاً مشابه سنگهای برج و باروها ساخته
شده اند و شیوه ساخت و درزگیری آنها شبیه كاری است كه در به انجام
رساندن برج و باروها رعایت شده است. عرض این معبر 7 متــر است و فاصله
بین دو پــایه ستــون هم طــول مختلف داشته و نهایت به 243 سانتیمتر می
رسد. این پایه ستونها كلاً از دو ردیف سنگ باربر تشكیل یافته و در وسط
پایه ستون آنجا كه بین سنگها فاصله افتاده است با مصالح وملات گچ پرشده
است. فرم پایه ستونها مستطیل شكل است. طول آنهادرحداكثر 119 سانت و عرض
آنها90 سانت است. ازشواهد چنین استنباط می شودكه برفراز دو ردیف سنگ
پایه ستونهایی ازآجرساخته شده بود.دركل درقسمت شرقی معبر با احتساب پایه
های مفقود شده 16 پایه و درقسمت غربی 15 پایه ازخاك آوارآزاد شده اند.
هنوزارتباط ورودی شمالی گنبد سلطانیه كه در گذشته ایوانی مجلل با
گچبریهای زیبا و در شكل اسلیمــی با احــادیثی از رسول اكرم آن را شكوهمند
می ساخته با این معبر معلوم نیست. ارتباط معبر ورودی شمالی گنبد از
ویژگیهای معماری بافت داخل ارگ است.
كاوش در پشت برج و باروهای ضلع غربی ارگ سلطانیه به سمت داخل:
كشف فصل مشترك بین برج و باروها و دیگر مستحدثات داخل ارگ از جمله
اهدافی است كه همواره مد نظر هیئت كاوش شهر قدیم سلطانیه بوده است. به
همین لحاظ از چند سال پیش تا كنون قسمت غربی ارگ سلطانیه جهت دریافت
چگونگی این فصل مشترك انتخاب گردید و لذا هر ساله در این قسمت در حد چند
ترانشه (كارگاه) عملیات كاوش انجام گرفته است.
داخل برج بسیار زیبا و در شكل یك چهار صفه تقسیم بندی شده است و
اجرای كف آجری زیبایی آنرا دو چندان نموده است. در طول باروها حجراتی
ساخته شده است كه نشان می دهد در ساخت آنها از مدلی از پیش تعیین شده
تبعیت شده است. كلیه واحدهای مكشوفه بر اساس یافته های مواد فرهنگی
دلالت براستفاده كارگاههای صنعتی سبك رادارند.دربعضی ازحجرات وهمچنین
چهارصفه داخل برج كوره های كوچك صنعتی دیده میشوند. كلیه مصالح این
واحدهای ساختمانی سنگ است.
با بررسی واحدهای جنبی دروازه شمالی، دروازه جنوبی،آرامگاه سلطنتی
ومستحدثات پشت برج و باروهای ضلع غربی ارگ شاید بتوان گفت كه ویژگی معماری
واحدهای عمــومی ارگ سلطانیه بكارگیری سنگهای رودخــانه ای است كه در
جنس متفــاوت با سنگهــای برج و باروی ارگ سلطانیه می باشد.استفاده
ازفضای برج وباروها بصورت واحدهای فعال شاید بیانگر آن باشد كه هیچ فضایی
در داخل ارگ بدون مقصود و هدف تدارك دیده نشده است.
همانطور كه روشن است برج و بــاروها هر ارگ یا قلعــه بصورت دو عامل
از داخل خود حفاظت می كنند. نخست ویژگی فیزیكی برج و باروهاست كه می
توان از آن به عنوان دفاع غیر عامل نام برد و در حقیقت استواری و
پایداری هر ارگ یا قلعه بستگی به این دفاع غیرعامل دارد. هر قدر برج و
باروها مستحكم تر، قطورتر و بلندتر ساخته شوند دفاع غیر عامل یا عامل
بازدارنده در مقابل دشمن فرضی قوی تر عمل خواهد كرد ودرنتیجه فتح ارگ یا
قلعه به سادگی انجام نمی گیرد. عامل دوم در پایداری ارگ ها و قلعه ها
نیروی تدافعی قلعه است. درارگ سلطانیه دفاع غیر عامل به خوبی فراهم آمده
است. برج و باروهای ارگ از سنگهای صیقلی و پاك تراش ساخته شده اند و
درزگیری آنها بحدی دقیق و ظریف انجام شده كه شاید ازچندمیلیمتر
بیشترنباشد.بنابراین امكان بالا آمدن از آن بدون تجهیزات لازم مشكل بلكه
غیر ممكن بوده است ضخامت دیوارها باقطری درحدود 70/3 متر اندیشه تخریب
ساده آن را بطور كلی از ذهن دور می كند. درحقیقت این قطربصورت معبری
برای مدافعینی كه پشت كنگره های برج و باروها می نشستند عمل كرد داشته
است. این نظر بطور یكنواخت در تمام طول برج و باروها بدون اختلاف سطح و
یا كم و زیاد در عرض كشیده شده است.
بام واحدهای پشت برج و باروها سهولت تدارك برج نشینان را دو چندان می
ساخته است. در واقع 70/3 متــر عرض بــرج و بــاروها به اضــافه سطح بــام
واحدهای جنبی آنها عملكردی یكسان در موقع دفاع داشته اند. شاید كوره
های یاد شده عمدتاً در خدمت مدافعین بوده اند. موضوع جالب در واحدهای
جنبی برج و باروها استفاده از كف آجر فرش است. زیرا نتایج كاوش نشان می
دهد كه در ارگ سلطانیه تنها موضوعی كه زیاد مورد توجه نبوده است كف سازی
واحدهای احداث شده است. نهایت اینكه برای كف سازی از پاره آجر استفاده
می شده است. البته كف سازی در گنبد سلطانیه به گونه ای دقیق انجام شده
است. از سنگهای فرو افتــاده از فراز برج ها در روی خاك چنین نتیجه
گرفته می شود كه از قرار گرفتن سنگهای ابــزار خــورده در مقابل هم
كنگره هایی پدید می آمده كه عمل دیده بانی و همچنین مستور بودن مدافعین
را آسان می ساخته است.
چنین فرض است كه یك معبر دور تا دور ارگ و به موازات برج و باروها وجود
داشته است و معبر دیگر بخش هایی از آن در راستای دروازه شمالی و جنوبی
كشف شده است. محور اصلی داخل ارگ بوده و دیگردسترسی داخل ارگ ها تابعی
ازآن می باشد.با توجه به فضای باز جلوی ضلع شمالی حصار بخش مذهبی حدس
چنین است كه در این راستا ودرطول شرقی و غربی داخل ارگ معبری دیگر وجود
داشته كه محور عرضی ارگ را تشكیل می داده است. اگــر چنین فــرضی صحت
داشتــه باشد. بنابراین واحد سطح ارگ چهار بخش داشته است كه بخش A آن
متعلق به گورستان سلطنتی و بخشD شامل واحدهای پیوسته جبهه شرقی دروازه
شمالی می باشد كه آثار مكشوفه كلاً آن را در خدمت دروازه شمالی معرفی
می كند. بر اساس اسناد و مدارك مكشوفه چنین به نظر می رسد كه بخشB كلیه
واحدهای سلطنتی را شامل می شده است. بخش و قسمتی از بخش D متعلق به
واحدهای اداری ارگ بوده است.
آزمايشات سنگ حصار ارگ قديم سلطانيه
جهت شناسايي ساختار سنگهاي حصار ارگ و آزمايشات فني سه نمونه از سنگهاي
فرسوده قديمي، سالم قديمي و سنگ جديد ( كه معادل سنگ قديمي داش كسن
استخراج شده بودند ) انتخاب و نمونه برداري شد و با توجه به مطالعات
ميكروسكوبي و فني نتايج زير حاصل گشت :
نام سنگ : توفيت Tuffite
نوع سنگ: آذر آواري از گروه سنگهاي آتشفشاني و رسوبي
كانيهاي اصلي دنده شامل : كوارتز، فلدسپات، هماتيت، كلسيت و كانيهاي
رسوبي و ذرات اكسيد آهن به صورت ماكروسكپي در زمينه سنگ روئيت مي باشد.
كانيهاي ثانويه سنگها شامل : كلريت سرپانتين كه بطور
پراكنده در زمينه سنگها مشاهده مي گردد كه نشانگر وجود سيليكاتهاي آهن و
منيزيم با درصد بالا بصورت اوليه در سنگها مي باشد.
در صد مواد تشكيل دهند سنگ : مواد آتشفشاني حدود 50% و مواد رسوبي حدود 50% كه دو بخش اصلي مواد تشكيل دهنده بشمار مي آيند.
زمان تشكيل سنگ :
- دوران سوم زمين شناسي Cenozoic
- دوره ترشياري Tertiary
- دوره ائوسن Eocene
سنگها غالبا" در دوره ائوسن مياني تشكيل شده اند.
با توجه به نتايج آزمايشات انجام گرفته و كيفيت
نامطلوب سنگهاي بكار رفته در برج و باروي ارگ كه بعنوان عامل مهمي در
تخريب سنگها به شمار مي رود عوامل موثر خارجي در روند تخريب و فرسودگي
سنگهاي برج و باروي ارگ را مي توان در عوامل زير جستجو نمود:
1- پديده يخزدگي
يكي از عوامل فرسودگي تخريب در سنگهاي حصار ارگ سلطانيه با توجه به اقليمي سردمنطقه پدپده يخزدگي مي باشد.
ميزان فرسودگي در اثر يخ زدگي سنگها به عوامل گوناگوني نظير سنگ و
خصوصيات مواد معدني آن، ميزان تخلخل و آب و هواي محيط دارد. همچنين آسيب
هاي حاصل از يخ زدگي به اشكال مختلف ديده مي شوند كه شامل ترك برداري
عميق، پوسته شدن سطحي و تراشيده شدن مي باشد كه در مورد سنگهاي پاكرتاش
پدپده پوسته شدن بيش از بقيه موارد مي باشد.
2- پديده شوره زدگي
نمكهاي محلول در خلل و فرج سنگها عامل مهم در فرسودگي و تخريب سنگها
بشمار مي آيند تبلور نمكهاي محلول در سطح كه به صورت رسوبات بد منظري ظاهر
مي شوند شوره ناميده مي شود سولفات كلسيم 2H2o Caso4، سولفات سديم
Na2so4، بي كربنات كلسيم نمكهائي مي باشند كه بيشتر در شوره هاي سنگهاي
حصار ارگ سلطانيه وجود دارند.
مجمع اصلي سنگهاي محول در سنگهاي برج و باروي سلطانيه را مي توان در موارد زير جستجو نمود
- جسم سنگ
- آب هاي زير زميني
- ملات بكار رفته در جدار داخلي حصار
در واقع فرآيند فيزيكي كه در حين فاز خشك شدن رخ مي دهد عامل اساسي
پوسته شدن سنگها و چهره زشت نماي سنگها مي باشد بدين ترتيب كه رطوبت حاوي
نمكهاي محلولي در روند تبخير موجب افزايش غلظت نمك شده و تبلور در سطح
ديوار آغاز مي شود. تبلور نمكهاي محول مي تواند در نقاط مختلف خلل و فرج
صورت پذيرد و اين امر بستگي به ميزان حلاليت نمكها و ميزان تبخير آب، كه
خود بستگي به رطوبت حاصل از درون و ميزان تهويه هوا در سطح دارد. خواهد
داشت.
3- فشارهاي فيزيكي
يكي از ديگر از عوامل تخريب سنگهاي حصار ارگ را مي توان ناشي از فشار
عمودي سنگهاي بر روي يكديگر دانست اين موضوع اغلب در مواردي مشاهده مي
شود كه ملات ميان سنگها در اثر رطوبت خاصيت چسبندگي را از دست داده و فشار
سنگها كه بيشتر در قسمت لبه ها روي هم تكيه دارند و موجب لب پرشدن و
شكستگي مي گردد كه اين امر در رجهاي تحتاني ديوار مشهود است.
4- آلودگي هوا
آلودگي كننده ها موادي هستند كه تغييري را در تركيب هواي معمولي ايجاد
مي نمايند بنابر اين تعريف، اين مواد نمي توانند بطور طبيعي در جو وجود
داشته باشند و يا حتي اگر معمولا" در جو وجود داشته باشند بايد مقادير
آنها بيشتر از آنچه در تركيب متعارف وجود دارد باشد.
آلودگي هوا در شهر سلطانيه با توجه به ويژگي آب و هواي كوهستاني و شهر
روستا بودن منطقه بسيار ناچيز به نظر مي رسد هر چند نبايستي مواد ذره اي (
ناخواسته ) كه به صورت شناور در هوا وجود دارد و يا تركيبات اوزن موجود
در جو را از نظر دور داشت همچنين در ميان آلوده كننده هاي هوا در
سلطاينه مي توان به منواكسيد كربن كه ناشي از احتراق سوختهاي فسيلي است و
در اثر سوخت نفت در منازل شهري اشاره نمود.
در تركيب Co2 + H Co + OH
، توليد Co2 غير مستقيم نقش مهمي در تخريب سنگها دارد.
مقبره اولجايتو محمد معروف به گنبد سلطانيه كه يكي از شاهكارهاي هنر معماري ايران و دنياي اسلام به شمار ميآيد، در چهل كيلومتري جنوب شرقي شهرستان زنجان و در شهر سلطانيه واقع شده است. اين بناي معظّم در جنوب راه تهران ـ تبريز با فاصلة حدود 5 كيلومتري جاده اصلي در دشت مسطّح سلطانيه هنوز برپاست.

تاريخ بنا:
مطابق نوشتههاي آشوري، در سدة هشتم قبل از ميلاد قوم ساكاراتيها در دشت سلطانيه سكونت داشتهاند ،در زمان فرمانروايان دولت ماد، نام اين محل «اريباد» بوده و پارتيان آن را «ارساس» ناميدهاند، از اين تاريخ به بعد تا دورة مغول اطلاع دقيقي از منطقة سلطانيه در دست نيست. حمدالله مستوفي در وصف سلطانيه در كتاب نزهة القلوب مينويسد :
اين محل قبل از سلطنت سلطان محمد خدابنده به نام شهرياز يا شهريار موسوم بوده است .
اين ناحيه در زمان ايلخانان مغول آباد ميگردد و قبل از آن ،جز جلگهاي وسيع با مراتع سبز و خرم و شكارگاههاي متعدد و متنوع ،چيز ديگري نبوده است .سلاطين مغول پس از استقرار در ايران و پايتخت قرار دادن تبريز، اغلب براي گذراندن ايام و به عزم شكار به اين منطقه روي ميآوردند. به جهت وضع طبيعي اين ناحيه ،ارغون خان به آقاخان فرزند هولاكوخان ،چهارمين سلطان مغول، فرمان صادر ميكند كه شهري مناسب در سلطانيه ايجاد نمايد، اين دستور اجرا ميشود و در سال 1270 ميلادي اين دشت حاصلخيز به عنوان محل شهر جديد انتخاب ميشود و عمليات ساختماني ديوار شهر آغاز ميگردد .
عمر ارغون كفاف نميدهد و پس از مرگ او غازان خان ، فرزندش ، به سلطنت ميرسد و دنبالة كارِ پدر را ادامه ميدهد. بعد از غازانخان هم ، برادر و فرزندانش نسبت به توسعة شهر اقدام كردند. اما اهميت اين شهر در زمان سلطان محمد خدابنده كه به سال 703 هجري قمري به سلطنت رسيد، به اوج خود ميرسد. به دستور وي شهر بزرگ ميشود و به نام سلطانيه (يعني مقر سلطنت پادشاهان مغول) نامگذاري ميشود. از اين تاريخ به بعد اين شهر به اين نام شهرت پيدا ميكند و سلطانيه مركز تجارت، صنعت، هنر و سياست آن زمان ميشود، به طوري كه حمدالله مستوفي ادعا كرده است: «سلطانيه مركز واقعي ايران در زمان سلطان محمد خدابنده بود و اين جا را به نام «ميانه ايران زمين» خوانده است» و اضافه ميكند كه «در اين تاريخ در هيچ شهري از ايران ساختمانهاي باشكوه و معظمي مانند سلطانيه ديده نميشود. و شهر سلطانيه در اين زمان از هر لحاظ به اوج ترقي و شكوفايي خود رسيده است ».
اما اين جلال و شكوه ديري نپاييد و عروس شهرهاي ايران پس از مرگ سلطان محمد به سال 716 هجري رو به زوال ميگذارد. بعد از اولجايتو محمّد (خدابنده) با اين كه شهر مقر حكومت ابو سعيد بهادرخان فرزند سلطان خدابنده گرديد ولي رونق و صفاي اين پايتخت كم كم از دست رفت و شهر بزرگ سلطانيه مورد بي مهري قرار گرفت .و سرانجام بر اثر حمله تيمور گوركاني وضع شهر دگرگون و به كلي خالي از سكنه گرديد. ولي با اين كه كلية ابنيه و آثار محو و نابود گرديد ،آرامگاه سلطان محمد خدابنده مورد احترام قرار گرفت و دستبردي به آن زده نشد، به همين جهت امروز، تنها اثر مهمي كه در دشت سلطانيه مشاهده ميشود همين گنبد معروف است .گنبد سلطانيه كه قرنهاست پابرجا و استوار، يكتا و بيرقيب در وسط جلگه خودنمايي ميكند، يادگاري است از شهري كه روزگاري ، قلب امپراتوري ايلخانان مغول بوده است .

ايجاد گنبد:
گنبد عظيم و باشكوه سلطانيه در زمان سلطان محمد خدابنده بين سالهاي 713-703 هجري قمري بنيان نهاده شد . ظاهراً هنگامي كه اولجايتو (سلطان محمد خدابنده) ،امر به احداث آرامگاه كرد هنوز يكي از مذاهب اسلام را به عنوان مذهب رسمي انتخاب ننموده بود. در حدود سال 709 هجري زماني كه كارِ ساختمان گنبد رو به اتمام بود سفري به عراق نمود و تربت پاك حضرت علي (ع) و امام حسين (ع) را در نجف و كربلا زيارت كرد . بنا به قولي بر اثر تشويق و ترغيب علما و روحانيان بزرگ شيعه كه در آن زمان در دستگاه حكومتي صاحب منزلتي بودند، اولجايتو مذهب شيعه را به عنوان مذهب رسمي پذيرفت. به دنبال قبول مذهب تشيع، اولجايتو تصميم گرفت كه آرامگاه خود را به ائمة اطهار اختصاص دهد. به اين منظور قصد انتقال اجساد مطهر آنان را به سلطانيه داشت تا به رونق تجاري و اهميت مذهب و پايتخت جديد التأسيس خود بيافزايد. لذا دستور داد تا تزيينات داخلي بنا را كه تا آن روز انجام نگرفته بود، طوري بپردازند كه در آن شعاير مذهب تشيع به خوبي مورد استفاده قرار گيرد .به همين جهت بود كه كلمة «علي» به طور مكرر با كاشي در متن آجر نوشته شد ،اما انتقال اجساد ائمه با مخالفت شديد روحانيان شيعه در نجف و كربلا مواجه شد .
گويند، وقتي مردم نجف و كربلا از تسليم جسد امامان خودداري كردند، ساختمان سلطانيه دوباره به هدف پيشين خود يعني آرامگاه اولجايتو اختصاص يافت . بدين منظور تزيين كلية قسمتهاي داخلي بنا تجديد و تغيير داده شد .
![]()
شرح مختصر گنبد سلطانيه:
بناي معظّم و تاريخي سلطانيه از زمانهاي دور مورد توجه عموم سيّاحان و جهانگردان و علاقهمندان به آثار تاريخي بوده و از ديرباز مورد بازديد آنها قرار گرفته و هريك به نوبه خود شرح مبسوطي دربارة اوضاع اين بنا نوشتهاند. حافظ ابرو، از مؤرخان دورة تيموري دربارة آن ميگويد :
«بناي بي نظيري است كه مانند آن در اقصي' نقاط دنيا وجود ندارد ».

آندره گدار فرانسوي بناي مزبور را اين گونه شرح ميدهد:«به طور قطع عاليترين نمونة معماري مغول و يكي از بهترين دست آوردهاي معماري اسلامي ايران و از نظر فني شايد جالبترين آنان است ».
بلنداي اين گنبد با هشت مأذنه آن به نحوي انتخاب شده تا در گسترش شهر گم نشود. در حقيقت اين بنا، گذشته از عملكردهاي واقعي كه مورد توجه و مقصود سازنده آن بوده است ، به صورت يك برج نيز عمل ميكرده است . زيرا كه بناي رفيع گنبد سلطانيه تقريباً در وسط دشت بنا شده، از هر سو قابل رؤيت است .
بي شك اين گنبد يك اثرِ منحصر به فرد و شاهكار هنرِ معماري است و در مقايسه با آثار مشابه، نقطه اوج موفقيت معماري را نشان ميدهد . به گفته آندره گدار:«اينك برميگرديم به يك مرحله مهم از تاريخ هنر ايران، يعني موقعي كه بزرگترين گنبد در اين كشور به آسمان برخاست و براي مدتي پيروزي هنرِ ساختمان را به هنرِ تزييني تأمين نمود ».
گنبد عظيم سلطانيه بر فراز بناي هشت گوشهاي تعبيه شده است. بر روي هر كدام از جرزهاي هشت گانه در بالا، آثار منارههايي به قطر يك متر و به بلنداي 5/3 متر كه با زيباترين معرق كاري مزين شدهاند، باقي است. داخل اين منارهها پلكان مارپيچي به عرض 70 سانتي متر كه به حول قطر 20 سانتي متر ميپيچند طراحي شده است . اين منارهها فشار گنبد را عموداً خنثي مينمايند. عقايد مختلفي در مورد انتخاب هشت ضلعي بنا، عنوان ميشود. عدهاي اين انتخاب را به دليل ايستايي و استحكام بنا دانستهاند، برخي به آن نشانههاي مذهبي و مقدس دادهاند. آنچه مسلم است عدد هشت، نه مقدس است و نه دليل مذهبي دارد. صرفاً انتخاب اين طرح از روي محاسبات تجربي معماري و به خاطر مركزيت و ايستايي و احتمالاً ايجاد ساعت آفتابي در نظر گرفته شده است و يا بيشتر جهت نشان دادن تزيينات و زيبايي بدنه گنبد در تمام طول روز است .
از نظر معماري، اين مقبره تقليد از هيچ بنايي نيست بلكه اختراعي است براي ساختن بنايي به اين بزرگي مركب از برج هشت گوش و گنبد مكعب . اين بناي تاريخي داراي سه درِ ورودي بزرگ بوده است كه امروز درِ ورودي اصلي آن بسته شده است . بنا داراي هشت پلكان مارپيچي و يا حلزوني است كه در بين جرزها جاي گرفته و به طبقات بالا و ايوانها راه دارند. بر فراز چهار ايوان اصلي و بزرگ، چهار پنجرة بزرگ قرار دارد كه روشنايي داخل بنا را تأمين ميكنند و همچنين از اين پنجرهها جهت تشخيص زمان نيز استفاده ميشده است .
يكي از خصوصيات اصلي و منحصر به فرد اين گنبد دو جداره بودن آن است و لذا سن پائولزي دربارة آن ميگويد: «به نظر من نميتوان در دنيا بنايي به اين خصوصيات قبل از بناي سلطانيه پيدا كرد. از اين رو اهميت بنا در دنيا شايان ذكر است ».
در آخر ميتوان گفت بنايي كه به اين ترتيب آرايش يافته تأثير عجيب يك ساختمان هوايي را به انسان ميدهد. در بعضي از روزها، گنبد درخشان سلطانيه، بر روي پايه خاكي رنگ و منارههاي درخشان ،چنان مينمايد كه در آسمان بال گشوده است. اين اثر زيبا و دلانگيز مولود هنري است كه با ظرافت خاص ،رنگِ لاجورديِ حاشية گنبد را با رنگ طبيعيِ آجر ،انس داده و بيننده را به تمجيدِ ذوق زينتگرِ معمار و هنرِ سازندة آن وا ميدارد .
با ملاحظه دقيق اين بناي عظيم به نظر ميرسد كه علاوه بر محل آرامگاه اصلي كه شامل ساختمان مركزي گنبد است و به نام تربت خانه شهرت دارد، بناهاي ديگري در جنب آرامگاه ساخته شده بوده است .
اين گنبد عظيم كه يكي از بزرگترين گنبدهاي تاريخي اسلام است، چندين بار مرمت شده است (در زمان صفويه و قاجاريه) و در حال حاضر هم تعميرات اساسي آن ادامه دارد. سلطانية بزرگِ ديروز و شهري كه روزي قلب حكومت مغول در آنجا ميزد و فرامين آنها از آنجا صادر ميشد ،قدرت و عظمت و شكوهي داشت كه امروز از آن فقط گنبد فيروزهاي رنگ سلطانيه ،آرام و استوار در آن دشتِ گسترده به يادگار نشسته است .