مهدی بهرامی

 


همزمان شدن جمعه آخر ماه مبارک رمضان که به روز قدس نام‌گذاری شده با موج بیداری اسلامی در منطقه، روز قدس امسال را متفاوت‌تر از سال‌های پیش کرده است و قطعاً تنها حکومت‌هایی که از این تقارن مبارک متضرر خواهند شد دولت جعلی و اشغالگر صهیونیستی و حامیانش هستند.

 

 

 

 

 

 

بالاخره شاخ ملک الملوک عرب شکست و آزادی‌ خوهان لیبیایی با ورود به طرابلس برگی جدید از صفحات تاریخ این کشور را ورق زدند و روح قهرمان اسطوره‌ای کشورشان «عمر مختار» را در گور شاد کردند.
 حالا قذافی مخالفانش را در یک قدمی خود می‌بیند و کم‌کم باید به دنبال پرچمی سفید در کاخ سبزش بگردد و بعد از شش ماه تسلیم خواسته‌های مردم شود. مطالباتی که جز با کنار رفتن این دیکتاتور خونخوار اجرایی نخواهد شد. دیری نخواهد پایید که مظلومین بحرین نیز همانند مردم تونس، مصر، یمن و لیبی در وسط منامه نماز شکر بخوانند و سقوط دیکتاتور ظالم‌شان را جشن بگیرند.

 

حوادث رخ داده در سال 2010 و خروش مردمان ستم‌دیده علیه حاکمان‌شان که موج جدیدی از اسلام خواهی را در منطقه جاری نموده، آمریکا و رژیم صهیونیستی را به شوک عجیبی فرو برده و آنان را نگران منافع به خطر افتاده‌شان ساخته است. مصر به نحوی گنج استراتژیک رژیم صهیونیستی در خاورمیانه بود که بسیاری از خواسته‌های صهیونیست‌ها را تأمین می‌نمود. از تأمین گاز آن هم با قیمت ارزان گرفته تا خواسته‌های سیاسی همچون فشار بر مقاومت مردم فلسطین و حزب‌الله لبنان. حاکم تونس نیز کشورش را مأمن نیروهای موساد قرار داده بود تا هر کاری که بخواهند در آن انجام دهند. دیکتاتور لیبی هم گرچه به ظاهر خود را مخالف فرانسه و ایتالیا و آمریکا نشان می‌داد اما بر کسی پوشیده نبود که منابع عظیم نفتی این کشور در اختیار کامل غرب قرار داشت. بی‌جهت نیست که بحرینی‌ها به حضور پایگاه پنجمین ناوگان بزرگ دریایی آمریکا در کشورشان معترضند و کمی آن طرف‌تر مردم اردن، سفارتخانه رژیم صهیونیستی در این کشور را عامل همه بدبختی‌های خود می‌دانند و خواهان قطع روابط با دولت این رژیم هستند.

همه این اتفاقات کاملاً بر خلاف آن چیزی است که مقامات آمریکایی و صهیونیست انتظار آن را می‌کشیدند. از طرفی برای از دست دادن مهره‌هایی همچون حسنی مبارک، زین العابدین بن علی، علی عبدالله صالح و سرهنگ معمر قذافی غصه می‌خورند و از طرف دیگر نگران روی کار آمدن اسلام گرایانی هستند که شدیداً با افکار آن‌ها تعارض دارند. می‌شود گفت خاورمیانه بزرگ در حال شکل گرفتن است. اما نه آن خاورمیانه‌ای که بوش و رایس قبل از سال 2006 و حمله به لبنان از آن سخن می‌راندند و می‌خواستند با حذف محور مقاومت یعنی حزب‌الله لبنان، ایران، سوریه و حماس منطقه را در دستان خود بگیرند، بلکه خاورمیانه‌ای که بر پایه اصول اسلامی و آزادی خواهی حقیقی استوار است.

 

همزمان شدن جمعه آخر ماه مبارک رمضان که به روز قدس نام‌گذاری شده با موج بیداری اسلامی در منطقه، روز قدس امسال را متفاوت‌تر از سال‌های پیش کرده است و قطعاً تنها حکومت‌هایی که از این تقارن مبارک متضرر خواهند شد دولت جعلی و اشغالگر صهیونیستی و حامیانش هستند. سفارتخانه‌های این رژیم باید خود را برای خیل عظیم تظاهرات کنندگان خشمگین مسلمانی که با زبان روزه به سوی آن‌ها هجوم خواهند برد آماده سازند. درست شبیه آنچه در این چند روزه در مصر و اردن اتفاق افتاده و پرچم رژیم صهیونیستی از فراز بام این سفارتخانه‌ها پایین آمده و پرچم فلسطین بر بالای آن خودنمایی کرده است.

 فریاد آزادی قدس شریف در سراسر منطقه و جهان خواهد پیچید و روحیه فلسطینی‌ها را برای بازپس‌گیری سرزمین‌شان از غاصبان متوحش دوچندان خواهد کرد و این برای سران صهیونیست که خود درگیر مشکلات داخلی هستند به هیچ عنوان نمی‌تواند خوشایند باشد. تحرک آنان در این چند روزه چندین برابر شده و قصد دارند با یک تیر چند هدف را نشانه روند. یورش به نوار غزه و شهید و زخمی کردن نزدیک به صد نفر و دستگیری گسترده نیروهای مقاومت فلسطینی به بهانه‌های واهی که البته از سوی مقاومت حماس بی‌پاسخ نبوده و تا حدودی با حملات موشکی جواب‌شان را گرفته‌اند، هم به نوعی فرار از بحران داخلی به وجود آمده تلقی می‌شود و نشان دادن نشانه‌های شروعی جنگ دیگر می‌تواند باشد و هم ترساندن مسلمانان فلسطینی از راهپیمایی و تحرک در روز قدس.

 

از طرفی دیگر دارودسته نتانیاهو به خوبی از تأثیر سخنرانی رهبر معظم انقلاب ایران بر روی جوانان مصری قبل از فرار فرعون این کشور آگاه هستند و این بار اصلاً نمی‌خواهند همچون گذشته ترکش‌های سخنرانی احتمالی او و سید حسن‌ نصرالله در "حدیقه ایرانیه" در مرز لبنان ورژیم صهیونیستی در روز قدس بلای جان‌شان شود و از هم اکنون می‌کوشند تا با ترفندهای مختلف، بار این فشار روانی را هرچه بیشتر بکاهند. اما هیچ‌گاه به این درک نرسیدند که نور خدا با هیچ طوفانی خاموش نخواهد شد چه رسد با چنین بادهای کم‌قوّت موسمی.