محرمانه – فوری              محرمانه – فوری          محرمانه – فوری

محضر مبارک ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران؛ سلام علیکم:

بنده دانۀ گندم، به نمایندگی از مردم دیار طلای زرد خوراکی، به شما نامه می نویسم.

وقتی شما به ریاست جمهوری کشور انتخاب شدید، شنیدم که می گفتند: این طرف عدالت محور و مهرورز است، اصلا دولتش به جای سازندگی و آزادی، به عدالت و مهرورزی می اندیشد و بس.

چندی گذشت؛ هر روز خبرهایی از عملکرد دولت شما به گوشم می خورد، یک روز گفتند: سکۀ بهار آزادی سرسام آور گران شده، 120.000 تومان شده، 200.000 تومان. بعدش خبر گرانی اقسام میوه ها و خوراکیها مثل روغن و مرغ و گوشت به گوشم رسید. چند وقتی هم بحث سهمیه بندی بنزین داغ بود، بعدش خبر رد کاندیداهای غیر موافق دولت هم به گوشم خورد.

یک روز دیدم همه هجوم آورده بودند، بر زمینی که من در آن خوابیده بودم، دیدم پسرهای کشاورز آمده بودند و می خواستند تغییر کاربری دهند تا گرانتر بفروشند، اما کشاورز پیر نمی گذاشت، به فکر فرو رفته بودم که چرا زمین کشاورزی قرار است فروخته شود آن هم با تغییر کاربری؟ مگر جمعیت این قدر زیاد شده که مردم مجبورند به جای گندم، آجر و بتن بکارند؟ در همین فکرها بودم که ناگهان یکی از پسران گفت: بابا جان! تا به کی می خواهی این زمین را نگه داری؟ قیمت زمین از متری 1000 تومان به 50.000 تومان رسیده است، بگذار بفروشیم و خوش باشیم. پیرمرد با صدای لرزان جواب داد: آنکه زمین گران کند، گندم را گرانتر می کند.

با خودم گفتم، نامه ای به شما بنویسم و در آن از شما بخواهم با توجه به در پیش بودن مراسمهای دهۀ فاطمیه، بازگشت حجاج، و سفرهای تابستانی، یک فکری هم برای افزایش قیمت من بدهید.

مگر من گندم چه گناهی کرده ام؟ قیمت برنج دو - سه برابر گران شد، روغن نیز چنین، گوشت هم همینطور، میوه ها نیز و دیگر اقلام هم.

با توجه به شرایط حساسی که تبیین کردم، و در راستای تحقق شعار ارزشی شما، مبنی بر عدالت محوری، قیمت مرا افزایش دهید، تا اگر مردم پول نفت بر سر سفره هایشان نرفت، (البته خوش به حال اصفهانیها که نفت با آب بر سر سفره هایشان رفت!!!!) نان و برنج و گوشت به قیمت نفت سر سفره هایشان برود.

می دانم افزایش قیمت من، شُکّ اقتصادی به طبقۀ فقیر جامعه وارد می کند، اما چه کنم، من هم دوست دارم مثل بقیۀ اجناس گران شوم، می خواهم دست نیافتنی شوم، کودکان گرسنه مرا در خواب ببینند و خلاصه آنکه مردم نان را به نرخ روز بخورند.

   مختصری ازکتاب «مدیریت اسلامی» نوشتۀ أقای مهدی طیب

1- در آستانۀ مدیریت (مسئولیت پذیری - انجام وظیفه به صورت ایثارگرانه)

2- روحیات مدیر اسلامی (خویشتن داری – دینداری - کنترل نفس - تافتۀ جدا بافته ندانستن خود - ساده زیست -  دوری از خود بزرگ بینی - دوری از خود پسندی، و تمایل به چاپلوسی - پرهیز از دیکتاتوری - پرهیز از «مأمورم و مغذور»)

3- تصمیم گیری (انطباق با حق - عادلانه ترین تصمیم -  رضایت مردم – آگاهانه -  مشورت کردن - استفاده از تجربۀ دیگران - تثبیت رویه های مناسب مدیران سابق)

4- دستور و اقدام (حرکت طبق نظر ما فوق -دستور سنچیده-دستور و اقدام به موقع-قاطعیت در دستور و اجرا)

5- انتخاب کارکنان و مسئولان(ضابطه گرایی در گزینش -آزمون گزینش -کاردانی، مهارت و تجربه-شایستگی های روحی و صلاحیتهای اخلاقی-شرم و حیا-اخلاق کریمانه-آبرو داری-طماع نبودن-دور اندیشی-اصالت خانواندگی)

6-  انتصاب پستهای کلیدی(فریب ظاهر افراد را نخوردن-سابقۀ روشن و درخشان-صلاحیت اخلاقی-ظرفیت روحی-دقت نظر و هوشیاری-ظرفیت کاری-دقت نظر حقوقی و قانونی-مراعات حدود خود در کارها-حق گویی-شهامت ایستادگی در برابر باظل- پرهیزکاری و صداقت - خیر اندیشی - پاکدامنی - بردباری - رآفت نسبت به ضعفا و مقاوم بودن در برابر اقویا - قدرت و استقامت در کار - جوانمردی و مردانگی - بلندی همت - شجاعت و دلیری - سخاوت و بخشندگی - سماحت و آسان گیری)

7- نحوۀ رفتار با کارکنان ( پی گیری مسائل کارکنان - پرداخت دستمزد مناسب - رسیدگی پدرانه به مشکلات پرسنل - شریک دردها و الگوی تحمل - ایثار مدیر در حق کارکنان - ارزش قائل شدن برای تمامی گروه های شاغلین - باز گذاردن میدان ترقی - انتظار منطقی از افراد - پرهیز از عصبیت - استفادۀ بجا از نرمش و شدت عمل - سالم سازی روابط افراد)

8- نظارت صحیح

9- تشویق و تقدیر بجا

10- تنبیه

11- مدیر و جامعه (برخورد خوب با مردم - حسن خدمت به مردم - عشق ورزیدن به مردم - رعایت مساوات در رابطه با مردم - گرایش به توده ها - دیدار با صاحبان حاجت - ارتباط مستقیم با جامعه)

12- مدیر و نزدیکانش (مقابله با روحیات بد نزدیکان - عدم اعطاء امتیازات ویژه - مراعات بی طرفی و انصاف)

13- مدیر و عبادت (احساس و اندیشۀ ربانی - رابطۀ خاص با خدا - توجه و اهمیت دادن به نماز - دعا و استمداد از خدا)

حالا اگه خواستید، می توان مدیرهای امروز رو هم، که ادعای مدیر مسلمان بودن را دارند، با این معیارها بسنجیم