خبر چيست؟

-خبر گزارش واقعيت هاست، اما هر واقعيتي را نمي توان خبر ناميد.

 -خبر، پيامي است كه احتمال صدق و كذب در آن وجود دارد.

-خبر، الزاماً گزارش رويداد جاري (تازه) نيست.

-خبر رويدادي است كه قرار است اتفاق بيفتد.

-اطلاعات مربوط به آنچه رخ داده است، خبر ناميده مي شود.

- خبر، مجموعه اي از لغات و عبارات است كه وقوع يا انجام كاري را اطلاع دهد.

- خبر، گزارش يك رويداد است، آنچه يك گزارش گر مي نويسد، خبر ناميده مي شود.

-خبر، شامل هر انديشه و عمل واقعي است كه براي عدة كثيري از خوانندگان جالب است.

-خبر، هر موضوع جاري روز است كه به علت جالب بودن و طرف توجه قرارگرفتن آن از جانب خوانندگان، در مطبوعات منتشرمي شود.

-به طور کلی هر اتفاقی که جذاب باشد، خبر است.

-یکی از مهم ترین ویژگی های خبر مهم بودن آن است.

-خبر، نقل واقعي و عيني حوادث جاري مهم است كه در روزنامه چاپ مي شود و مورد توجه خوانندگان قرار مي گیرد.

-گزارش مناسب، خلاصه و دقيق يك رويداد است، نه خود رويداد.

-خبر، نخستين گزارشي از يك حادثة با معناست كه مورد توجه عامه قرار مي گيرد.

-خبر، انتشار منظم جريان وقايع و آگاهي ها و دانش هاي انساني و نقل عقايد و افكار عمومي است.

- خبر، نقل ساده و خالص وقايع جاري است.

-خبر، مادة اوليه روزنامه است.

- خبر محصول جهان سياسي و اجتماعي يي است كه آن را گزارش مي كند.

- خبر يك حق اجتماعي است، نه يك كالاي تجاري.

 

برخي تعاريف پيرامون خبر

هارولد اوانس(Harold Evans): خبر، مردم است.

نور ث كليف (Lord Noth Cliffe): خبر، چيزي است كه يكي مي خواهد آن را در جايي سركوب كند و آنچه مي ماند، آگهي است.

از نظر كليف، خبر بايد تأثيرگذار باشد و نه خنثي و در عين به خاطر پول درج نشده باشد.

ويليا م گيبر (W. Gieber) : خبر، چيزي است كه روزنامه نگاران آن را مي سازند.

مارك فيشمن (Mark Fishman): خبر، نتيجة شيوه هايي است كه روزنامه نگاران آن ها را به كار مي گيرند.

 

ارزش هاي خبري

ارزش خبري، معيار گزينش رويداد است . پس هر رويدادي طبعاً حاوي يك ارزش يا مجموعه اي از ارزش هاي خبري است براي اينكه به اين ارزش ها پي ببريم ضروري است كه ابتدا به هر رويداد از دو زاويه و وجه بنگريم:

1. زاويه يا وجه عيني:

 كه همان ماهيت رويداد است با هر آنچه در آن هست.

2. زاويه يا وجه انساني:

كه همان ملاحظات عاطفي وجود در هر فرد است.

 

ارزش های خبری شامل:

دربرگيري Impact)):

رويدادي داراي ارزش خبري دربرگيري است كه بر تعداد فراواني از افراد جامعه تأثيرگذ ار باشد، و اصلاً مهم نيست كه اين تأثيرمثبت است يا منفي، مستقيم است يا غيرمستقيم.

شهرت(Fame / Prominence) :

اشخاص، اشياء و نهادهايي كه داراي شهرت هستند، از ارزش خبري برخوردارند.

برخورد، اختلاف و درگيري(conflict)

اين گونه از رويدادها حاوي برخوردهايي هستند كه در شكل هاي گوناگون جلوه گر مي شوند. اين برخوردها ميان افراد، گروه ها و ملت ها صورت مي گيرند.

استثنا و شگفتي (Oddity):

اين نوع رويدادها از وجه غيرعادي بودن و يا عجيب و استثنايي بودن از ارزش خبري برخوردارند.

بزرگي و فراواني تعداد و مقدار (Magnitude)

اين ارزش خبري عمدتاً به اعداد و ارقام مربوط مي شود. فرقي نمي كند كه اين ارقام مربوط به چيست، هر اندازه كه تعداد ارقام بزرگ تر باشد  چون كه از جنبة فراگيري اهميت مي يابد  از ارزش خبري بيشتري برخوردار مي شود.

مجاورتProximity)  )

مخاطبان رسانه ها ترجيح مي دهند كه ابتدا از خبرهاي مربوط به محله، شهر، كشور و كشورهاي همجوار خود اطلاعات كسب كنند .

مجاورت به لحاظ ارزش خبري در دو شكل مورد گزينش قرار مي گيرد: جغرافيايي و معنوي .

تازگي(Timelyness)

دانستن اينكه رويداد در چه وقت به وقوع پيوسته است، در جهان رقابت هاي خبري از اهميت ويژه اي برخوردار است . رسانه هايي كه از تازگي خبري و اطلاعاتي برخوردار نيستند، به بيماري ريزش تيراژ، كه بيماري سرطان رسانه ها به حسابمي آيد، دچار مي شوند.

 

 

ارزش های خبری از منظر فيليپ گايار

 

1. واقعة روز بودن (كه همان عنصر تازگي است)

2. اثرگذاري (دامنة انعكاس رويداد در زمان و مكان)

3. سودمندي (طرز تلقي مردم نسبت به رويداد).

 

 

 

 

 

ارزش های خبری دوازده گانه

 

1. تواتر(Freguency)

به اعتقاد گالتونگ و روگ ، اين ارزش خبري در حقيقت يك ظرف زماني است كه رويداد، آن را پر مي كند .

2. آستانه(Threshold)

آستانه كه مي توان آن را نقطة شروع هم ناميد، در حقيقت اندازة قد و قوارة رويداد است. براي هر رويداد، “آستانه” اي وجود دارد كه اگر رويداد به سطح آن نرسد، اصلاً مخابره نخواهد شد.

3. فقدان ابهام(Unambiguity)

به وضوح رويداد مربوط مي شود. وضوح به معني ساده سازي نيست، اما به هر حال بايد به طيف گستردة معاني جهت داد و سامان بخشيد .

4. معني دار بودن

چهارمين ارزش خبري مورد نظر گالتونگ و روگ تحت عنوان معن يدار بودن، خود را در دو صورت نشان ميدهد:

الف. مجاورت فرهنگي (Cultural Proximity)

ب. مربوط بودن.(Relevance)

5. همخواني و هماهنگي(Consonance)

قابليت پيش بيني كردن يك رويداد و يا تمايل داشتن رسانه ها به يكرويداد.

6.غير منتظر هبودن(Unexpectedness)

منظور گالتونگ و روگ از غيرمنتظره بودن يك رويداد، غيرقابل پيش بيني بودن و ندرت رويداد است . طبعاً اين معنا را بايد ارزش هايي همچون معني دار بودن (ارزش چهارم) و همخواني و هماهنگي (ارزش پنجم) يافت.

بنابراين، تازگي رويدادهاي غيرمنتظره را بايد در گستره هاي آشنا و قابل انتظار جستجو كرد.

7. استمرار(Continuity)

ا استمرار يا تداوم ناظر بر خبر جاري (Running Story) است. اگر خبري تحت پوشش خبري قرار گيرد، تا زمان مشخص به طور مستمر تحت پوشش خبري خواهد ماند.

8. تركيب(Composition)

تركيب آميزه اي از انواع رويدادهاست .

9. ارجاع يا تمثل به ملل برگزيده(Reference to elite nations)

10. ارجاع به اشخاص برگزيده (Reference to elite persons)

11.شخصيت سازي (Personalization)

12.منفي گرايي(Negativity)

 

عناصر يا اركان خبر

اگر ارزش هاي خبري به اخبار شكل مي دهند، “عناصر خبري” اخبار را به نمايش مي گذارند.

هر اندازه كه عناصر خبري كامل تر باشند، قيافة خبر از نظر اطلاعاتي كه بايد به مخاطب بدهد، جذا بتر خواهد بود.

عنصرهاي تشكيل دهندة عناصر خبري، كه در ادبيات روزنامه نگاري مغرب زمين به آن ها5WS & H مي گويند، به شرح زير هستند:

(WHO)      چه كسي (كه)؟

     (What) چه چيزي (چه)؟

Where) )   كجا؟

(When)     چه وقت (كي)؟

      (Why) چرا؟

     (How) چطور (چگونه)؟

نكته اي كه در اينجا بايد متذكر شد اين است كه در واقع بين عناصر خبري و ارزش هاي خبري رابطة مستقيم وجود دارد:

چه كسي             شهرت؛

چه چيزي             دربرگيري و شگفتي و فراواني؛

كجا                    مجاورت

چه وقت             تازگي.

 

چه كسي(كه)؟:

هر گاه خبري تهيه مي كنيم، بايد عوامل درگير در ماجراي آن خبر، و در اينجا به طور اخص، آدم و يا آدم هاي ماجرا را كه در پيدايش و وقوع رويداد نقش داشته اند، دقيقاً بشناسيم و آنان را در خبر خود معرفي كنيم.

چه چيزي (چه)؟

اين عنصر عمدتاً برماهيت رويدادي كه قرار است به خبر تبديل شود، متمركز است . اين عنصر و عنصر پيشين (كه ) كه معمولاً ازمهم ترين عناصر خبري هستند.

روزنامه نگاران، در مواردي كه عنصر چه چيزي از ويژگي هاي فراواني و دربرگيري برخوردار است، از آن به عنوان عنصرجذاب خبر استفاده مي كنند و آن را در پاراگراف اول خبر ارائه مي كنند.

كجا؟

هر رويدادي از وجه مكاني براي خود يك محل وقوع دارد . عنصر كجا از آنجا كه محل رويداد را مشخص م ي سازد از اهميت برخوردار است و همان

گونه كه در فصل ارزش هاي خبري بيان شد، عنصر كجا از لحاظ مجاورت در دو شكل جغرافيايي و معنوي بروز مي كند.

چه وقت (كي)؟

حتماً اين نكته را به خاطر بسپاريد كه اگر رويداد مورد نظر شما تازه است و از ارزش خبري تازگي برخوردار است، بايد زمان رويداد را د ر پاراگراف اول به خواننده اعلام كنيد . به طور كلي، رويدادها را نبايد بدون زمان ارائه كرد، خواننده بايد از زمان وقوع رويداد(گذشته، حال و آينده) اطلاع داشته باشد.

چرا؟ چطور؟

عناصر خبري چرا؟ و چطور ؟، جنبه هاي تحليلي و توصيفي رويدادها را تبيين مي كنند . اين دو عنصر در بسياري از مواقع با ديدگاههاي شخصي خبرنگار  خواسته و ناخواسته  آميخته مي شوند و همة آنچه دربارة بي طرفي خبري، عيني گرايي و پرهيز از جانبداري خبري گفته مي شود از همين دو عنصر سرچشمه مي گيرند.

 

سبك هاي خبرنويسي

در ميان روزنامه نگاران امروز چهار قسم سبك خبرنويسي مرسوم است:

سبك هرم وارونه(Inverted Pyramid)

سبك تاريخي(Chronological Style)

سبك تاريخي بههمراه ليد (Combination Style)

سبك پايان شگفت انگيز(Surprise ending)

 

سبك هرم وارونه:

در سبك هرم وارونه قاعدة هرم حاوي جذاب ترين، و در بسياري از مواقع، حاوي مهم ترين بخش خبر (به شكل نگاه كنيد ) است و نوك آن  بخش انتهايي  حاوي بي اهميت ترين بخش هاي ماجراست. در واقع در سبك هرم وارونه مطالب با توجه به ميزان اهميت آ نها از بالا به پايين تنظيم مي شوند.

سبك هرم وارونه عمدتاً به دومنظور مورد استفاده قرار مي گيرد و مقبوليت دارد:

1. شيوة طبيعي نقل وقايع؛ چنانكه مردم در خبردهي به يكديگر از همين شيوه و سياق پيروي مي كنند.

2. مشخص شدن سريع تكليف خوانند با متن . خواننده به محض خواندن پاراگراف نخست، اگر تمايلي به خواندن موضوع حس كند، بقية مطلب را خواهد خواند و به اين ترتيب وقت او تلف نخواهد شد.

دو مزیت دیگر سبک هرم وارونه:

الف. چون كه اصل مطلب در پاراگراف اول (ليد) مي آيد، كار تيترزدن هم آسان ميشود.

ب. اگر به دليل تراكم مطلب قرار باشد كه از متن خبر كاسته شود، حذف پاراگراف هاي بعد كه حاوي مطالب بي اهميت تر هستند،امكان پذير است.

 

 

معايب سبك هرم وارونه

- خبرنگار به خاطر قدرت مانووري كه اين سبك از نظر جاب هجايي عناصر خبري به او مي دهد، قادر به اعمال نظر مي شود.

- خواننده چون كه اصل مطلب را در پاراگراف نخستين خبر، خوانده است، ممكن است كه از مطالعة بقية خبر منصرف شود.

-آنچه در پاراگراف اول (ليد) آمده است، دوباره در خبر تكرار مي شود.

 

سبك تاريخي

در سبك تاريخي بر خلاف سبك هرم وارونه مطالب به همان صورتي كه به لحاظ زماني تحقق يافته اند در قالب خبر ارائه مي شوند .

در اين سبك، روزنامه نگار به داوري نمي پردازد و كاري به اين ندارد كه كدام خبر يا بخش ماجرا مهم تر است تا آن را در پاراگرافنخست (ليد) خبر ارائه كند . بنابراين در سبك تاريخي تا حدود زيادي از اعمال نظر خبرنگار جلوگيري مي شود. و بر خلاف سبك هرم وارونه ، مطلب به طرزي كامل تر ارائه مي گردد. البته سبك تاريخي هم ليد خاص خود را دارد كه به صورت مقدمه بر تارك خبرقرار مي گيرد، اما به دليل نمي توان آن را ليد ناميد كه بيش از حد كلي است و موارد كلي خبر را بيان مي كند.

 

معايب سبك تاريخي

بايد دقت بيشتري را در مقايسه با سبك هرم وارونه، وقت خواندن خبر يا متني كرد كه به اين شيوه تهيه شده است.

 خواننده را خسته مي كند، چون كه طولاني است ولذا امكان ترغيب خواننده به خواندن ادامة مطلب كم

مي شود.

 به خاطر طولاني بودن، مشكل تراكم مطلب، همواره وجود خواهد داشت.

 صفحه بندي و تهية ماكت در شيوة سبك تاريخي دشوار تر از سبك هرم وارونه است.

 

سبك تاريخي به همراه ليد

اين سبك، همان گونه كه نام آن گواهي مي دهد تلفيقي از دوسبك هرم وارونه وسبك تاريخي است وخاص پوشش دادن به خبرهاي شهري وحادثه اي.

سبك تاريخي به همراه ليد در ميان روزنامه نگاران و به ويژه كساني كه رويدادهاي شهري و خبرهاي حوادث را پوشش مي دهند از جذابيت بسياربالا برخوردار است.

سبك تاريخي به همراه ليد در بسياري از مواقع و به ويژه وقتي كه از يك بلوغ مضموني و ساختاري برخوردار شود، شانه به شانة داستان مي زند: انتريگ دارد، تضاد مي آفريند، راوي دارد، زاوية ديد دارد، فراز و فرود دارد، ريتم يا آهنگ، رِنگ يا نواخت،ميزانسن يا صحنه پردازي، فضا، رنگ و...

خلاصه هر فن و تجربه اي را در خود حل مي كند تا به ساخت درام هرچه نزدي كتر شود.

 

سبك پايان شگفت انگيز

سبك پايان شگفت انگيز از سبك هاي شيرين خبرنويسي است. در اين سبك قفل ماجرا در پايان خبر با ز م ي شود و خواننده راشگفت زده مي كند. طبعاً اين سبك به اين دليل پا به عرصة ادبيات روزنام ه نگاري گذاشته است كه به نياز نوجويي خواننده پاسخ دهد .

البته اين سبك نمي تواند براي ارائة هر خبري مورد استفاده قرار گيرد . سبك پايان شگفت انگيز بيشتر درخور رويدادهايي است كه خود از چاشني شگفتي و ندرت برخوردارند و روزنامه نگار براي آن كه اين چاشني را كاملاٌ كارساز كند، از اين سبك بهره م ي جويد .

توصيه مي شود كه نبايد سعي شود كه رويدادهاي طولاني در قالب اين سبك عرضه گردند . براي اين كار سبك تاريخي به همراه ليد ،كه به آن پرداخ تيم، فرصت هاي بيشتري را در اختيار نويسنده قرار مي دهد. در سبك پايان شگفت انگيز، هم مي توان از ايجاز سبك است.

هرم وارونه و هم از فضاسازي خاص سبك تاريخي به همراه ليد بهره برد . بيابيم يك ماجراي فرضي را در دو سبك ارائه كنيم . اينماجراي فرضي، كه سوژه اي عجيب دارد، د ر تنظيم اول كه به سبك هرم وارونه است، عملاً قرباني نگارش شده است، اما در تنظيمدوم كه سبك پايان شگفت انگيز ارائه شده، كاملاً جذاب و شيرين است، زيرا كه ماجرا، مناسب همين سبك پايان شگفت انگيز بوده است.

ليد خبر(Lead)

يورش به خواننده و غافل گير كردن او از اصلي ترين وظايف اولين عبارات خبر (ليد ) است كه در ضمن آن كوشش مي شو د تا به خصوص در سبك هرم وارونه  اصل مطلب بازگو شود.

بنابراين ليد خوب، ليدي است كه جذاب ترين بخش خبر را در خود نهفته داشته باشد تا به وسيلة آن خواننده به سوي متن خبرمفهومي جز هدايت كردن، كشاندن و منجرشدن ندارد.

 

انواع لید

ليد كه:  كه نام فرد يا نهاد عاملِ رويداد در آن مي آيد.

ليد چه: كه موضوع رويداد در آن طرح م يشود.

ليد كجا: كه مكان رويداد در آن مطرح است.

ليد چه وقت:  كه حاوي زمان رويداد است.

ليد چرا:  كه تفسير رويداد را دربر دارد.

ليد چگونه:  توصيفي است حاوي نحوة اتفاق خبر.

 

انواع دیگر لید

ليد استنباطي

ليد تك موضوعي

ليد تلفيقي

ليد پرسشي

ليد داراي پس زمينه

ليد مبتني بر نقل قول

ليد متعارض

ليد غيرعادي

تيتر يا سر عنوان

در تنظيم تيتر تلاش مي شود تا خبر به موجزترين شكل ممكن اعلام گردد . اما اصلاً قرار ن يست كه بيان فشرده و موجز خبر، روشني و وضوح آن را از ميان ببرد . تيترزدن از دشوارترين كارهاي روزنامه نگاري است.

 

 

ویژگی ها ی تیتر

* تيتر هراندازه كه كوتاهتر باشد، بهتر است؛

* تيتر بايد از واژ ههاي رسا بهره مند باشد؛

* تيتر بايد روشن و دقيق باشد (نه در همة موارد)؛

* در تيتر نبايد از كلمات تكراري استفاده شود؛

* حتي المقدور و بايد از تيتر سؤالي و منفي پرهيز شود؛

* تيتر اگر فعل داشته باشد، جاندارتر خواهد شد، به خصوص اگر فعل به طرزي مناسب به كار گرفته شود؛

* نبايد در تيتر، واژه ها شكسته شوند؛

* تيتر بايد حتي المقدور از ليد استخراج شود، مگر اينكه بخواهيم چندين مورد خبري را در تيتر به خواننده القا كنيم كه باز همدر اين صورت بايد سعي كنيم تا ليدي مناسب با تيتر تدوين كنيم.

 

 

 

 

شكل و ظاهر تيتر

تيتر يك سطري:(Sing – line hedline)

اين تيتر همان گونه كه از نام آن برمي آيد، در يك سطر نوشته مي شود

تيتر دو يا چندسطري :(Multi – line headline) اين نوع تيترها  به خصوص در هنگامي كه تعداد واژه هاي تيتر زياد است  در دو يا چند سطر (و ترجيحاً در دو سطر) ارائه مي شوند:

تيتر پلكاني:(Stepped headline)

اين تيتر شبيه پله است و يا به راست و يا به طرف چپ تمايل دارد:

تيتر هرم وارونه:(inverted pyamid headline)

شكل اين تيتر شبيه هرم وارونه است و كلمات آن به تدريج از بالا به پايين، تا رأس هرم كاهش مي يابند:

تيتر مثلثي:(Triangle headline)

اين تيتر برخلاف تيتر هرم وارونه از يك كلمه در سطر اول شروع مي شود و به شكل مثلث پايان مي پذيرد

نيم هرمي متمايل به چپ(Flush – left)

نيم هرمي متمايل به راست (Flush – right)

 نامساوي متمايل به چپ؛

 نامساوي متمايل به راست؛

 نامساوي و متمركز (قرينه)؛

؛ حاشية متحرك(Hanging Indention)

تركيبي؛(Combination)

كه در آن يك كلمه از تيتر با حروف درشت تر در بالاي تيتر مي آيد

 

 

عناصر تكميل كننده تيتر

روتيتر:(Kicker)

كلمه يا عبارا تي است كه در بالاي تيتر اصلي قرار م يگيرد و مي تواند كاملاً مستقل باشد و يا در خدمت تيتر اصلي، اطلاعات بيشتر به خواننده بدهد. حرف روتيتر بايد از حروف تيتر اصلي، ريزتر باشد.

زير تيتر:(Bank / Deck)

درست كاركردي مشابه كاركرد “روتيتر” دارد، با اين تفاوت كه همان طور كه از نام آن پيداست در زيرتيتر قرار مي گيرد. حروف زيرتيتر هم كوچك تر از حروف تيتر اصلي انتخاب مي شوند.

ميان تيتر (Subhead – Intertitre)

ميان تيتر يا تيتر فرعي كوچك وقتي مورد استفاده قرار مي گيرد كه:

1.بخواهيم در مورد بخش هاي مختلف يك مطلب بلند توضيح دهيم.

 2.بخواهيم مطلب طولاني و به اصطلاح يكپارچه را چش منوازتر كنيم؛

3.بخواهيم به خواننده بفهمانيم كه بحث در حال تغيير است.

سوتيتر(Subtitle – Sous – titre)

بخشي است كه به صورت يك يا دوجمله از متن استخراج مي شود و با حروفي متفاوت از متن، يا در زير تيتراصلي و يا در نقاط مختلف متن، چيده و ظاهر مي شود. سوتيترها غالباً براي تبيين روح تيتر يا مطلب استخراج مي شوند وبه زيبايي صفحات نيز مي افزايند. سوتيترها نيز بايد مثل تيترها و ليدها كوتاه و مختصر باشند و خواننده را به خواندن مطلب ترغيبكنند و در عين حال از نظر معنايي، گويا و كامل باشند.