خاطرات خواندني از امام و رهبري درباره كتابخواني
حجت الاسلام و المسلمین رحیمیان، نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید، در جمع هیئت مدیره و مسئول دفترهای مجمع ناشران انقلاب اسلامی که صبح امروز هشتم اسفند در دفتر مجمع ناشران انقلاب اسلامی برگزار شد به ارائه راه حل هایی در خصوص ترویج کتابخوانی و همچنین خاطراتی از حضرت امام در خصوص کتاب پرداخت که مشروح این جلسه را در ادامه می خوانیم:
مردم نیاز به مرجع مورد اعتماد به عنوان بانک اطلاعات کتاب دارند
به گزارش "منا نشر"، حجت الاسلام والمسلین رحیمیان در ابتدای سخنان خود و در پاسخ به پرسش یکی از اعضا در خصوص افزایش تولید کتاب گفت: در حال حاضر و در شرایطی که تولید کتاب بسیار رشد داشته امروز کودک یا نوجوانی در مورد مسئله ولایت فقیه دچار ابهام است و دوست دارد اطلاعاتی کسب کند و این مسئله برایش جا بیفتد، اما نمی دانیم کتابی که در سطح معلومات او باشد و همچنین کتاب خوبی هم باشد موجود هست؟
وی افزود: ما هم اکنون فضایی را نداریم که کتابها را دسته بندی کند و متناسب با سطح مخاطب کار کند. الان کارها پراکنده است و چندان برای مردم مورد اعتماد نیست. لازم است جایی که مورد اعتماد مردم است این کار را به صورت دقیق انجام دهد. هم از نظر طبقه بندی کیفی و هم درجه بندی سنی آثار را معرفی و دسته بندی کند.
بارها از من سوال پرسیده اند که بهترین کتاب در فلان حوزه چیست؟ ما برای مثال در خصوص زندگی ائمه کتابهای بسیاری داریم اما اینکه کدام کتاب برای کدام سن و برای افراد خاص مناسب است. اگر امکانی فراهم شود که برای مثال سایتی طراحی شود برای معرفی این امر خیلی مهم است و مجمع یکی از کارهایش می تواند مشاوره دادن در این خصوص باشد. از این طریق نقاط خلأ نیز کشف می شود که در چه زمینه هایی نیاز به کار وجود دارد و نیاز سنجی و سوژه یابی را مقدور می سازد. این نه فقط محدود به ایران بلکه برای کل دنیا می تواند کاربرد داشته باشد. و ما لازم است که از فضای مجازی این استفاده را ببریم تا شناسایی منابع و کتب را میسر سازیم.
بدیلی برای مقام معظم رهبری وجود ندارد، حتی خود امام(ره)
در ادامهی صحبت ها، نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید صحبت خود را به موضوع لزوم مجمع رساند و گفت: ایجاد مجمع ناشران امری بسیار مبارک و مهم است که موفقیت آن موفقیت نظام و شکست آن شکست نظام در حوزه کتاب است.
وی در این خصوص به تلاشهای مقام معظم رهبری و جایگاه ایشان اشاره کرد و تصریح کرد: در بحث کتاب، مقام معظم رهبری بسیار پیشتاز هستند و بار نظام و انقلاب را هم به تنهایی به دوش می کشند و کسی را هم نداریم که به اندازه ایشان اهل مطالعه باشد. من زمانی در مقام مقایسه آقای خامنه ای با حضرت امام (ره) فکر می کردم. به این جمع بندی رسیدم که در جایگاه راه انداختن نهضت و رهبری انقلاب و پیروزی انقلاب و تاسیس نظام اسلامی، هیچ بدیلی برای امام ممکن نیست و برای ادامه انقلاب و صیانت از انقلاب نیز تنها گزینه مورد نظری که خدا برای انقلاب ذخیره کرده مقام معظم رهبری است و هیچ بدیلی برای ایشان قابل تصور نیست.
وی افزود: در ارتباط اداره این وضعیت تنها شخصی که خدا برای این نظام در این مرحله فرستاده مقام معظم رهبری است. مدیریت امام متناسب با آن زمان بود و ایشان خط کلی را می دادند. مثلا از مبانی و دیدگاه های امام چیزی به نام حزب الله شکل گرفت اما مدیریت حزب الله به گونه ای که بتواند جنگ 33 روزه را به پیروزی برساند فقط کار آقا بود. حتی سید حسن نصر الله هم بعد از آزاد سازی جنوب لبنان که به عنوان محبوبترین چهره جهان عرب شناخته شد، آمد و دست مقام معظم رهبری را بوسید.
نورالدین باید ترویج شود
حجت الاسلام رحیمیان برای نمونه ای از ترویج کتابخوانی توسط مقام معظم رهبری به کتاب نورالدین اشاره کرد و گفت: در خصوص کتاب نورالدین پسر ایران فکر کنم اولین کسی که کتاب را تمام و کمال خواند، مقام معظم رهبری بود. این خواندن و در ادامه نوشتن نامه خود در راستای یک سناریو است که وقتی اثری مفید و مناسب است لازم است که ترویج شود. این دست نوشته در همین راستا بود. علاوه بر دست نوشته اینکه ایشان تاکید کردند در یک مراسم این کار انجام شود و هدیه ای که برای تقدیر از ایشان داده شد بسیار مهم بود.در خارج از کشور نیز این کار انجام می شود. روزنامه های زنجیره ای در صفحات فرهنگ و هنرشان مدام کتابهای مدنظرشان را با شیوه های بسیار دقیق تبلیغ می کنند. اما ما کمتر این کار را می کنیم و باید صفحه ای در مطبوعات داشته باشیم که به جا انداختن فرهنگ کتابخوانی کمک کند و این میتواند از طریق برنامه ها و شبکه های رادیویی و تلویزیونی هم پیگیری شود.
خاطراتی از حضرت امام در خصوص کتاب:
به درخواست یکی از اعضا حجت الاسلام رحیمیان که سالها در محضر امام خمینی (ره) حضور داشتند خاطراتی از ایشان در حوزه کتاب نقل کردند که هرکدام محتواهای عمیقی داشتند. ایشان گفتند: روزی نامه ای از یکی از نویسندگان به امام رسید و ایشان با تاکید گفتند او به مصطفی توهین کرده است، به کتاب مصطفی توهین کرده است. بگویید استغفار کند. بگویید توبه کند.
وقتی پیگیری کردیم در خصوص آن شخص که نامه را نوشته بود. دیدیم او از شاگردان حاج آقا مصطفی بوده است و درخواست داده بود که از محل وجوهات کتاب حاج آقا مصطفی را به صورت رایگان یا با قیمت پایین تری در اختیار طلاب قرار دهند. امام اینکه از محل وجوهات کتابی را رایگان یا زیر قیمت بدهند تا تبلیغ بشود، توهینی به حاج آقا مصطفی و کتابشان دانسته بود.
وی در مورد خاطره دیگر به ویژگی امام مبنی بر عدم تعلق خاطر به دنیا و ظواهرش اشاره کرد و گفت: امام به هیچ چیزش در دنیا تعلق خاطر نداشت. حتی به عباداتش. به انقلابش و همه را از الطاف خداوند می دانست. امام ده ها جلد کتاب داشت که با زحمات فراوان نوشته بود، اما این کتابخانه توسط ساواک مصادره شد کتابهای خطی ای که برایشان بسیار زحمت کشیده بود و حجم انبوهی هم داشتند. اما امام حتی ذره ای برایشان مهم نبود. بعد از پیروزی انقلاب کتابهای ایشان پیدا شدند اما نقدی که بر کتاب فصوص الحکم را در 29 سالگی نگاشته بودند پیدا نشد. این کتابی است که شهید مطهری می گوید در هر عصری کسانی که کتاب را بفهمند به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد. حال فکر کنید که امام بر این کتاب، نقدی در حاشیه نوشته بودند.
همه کتابها پیدا شدند جز این کتاب. تا اینکه در سال 1362 که آقای نوری همدانی خبر دادند که تعلیقات امام بر فصوص الحکم را پیدا کرده ایم. از کجا؟ روزی دستفروشی کنار خیابان بساط کرده بوده و داشته کتابها را می فروخته، طلبه ای چند جلد از این کتابها را می خرد و می بیند در حاشیه فصوص الحکم دست نوشته هایی با امضای روح الله خمینی وجود دارد. وقتی روی حروف دست می کشد و می بیند که پاک می شوند می فهمد اینها خطی است و آنرا نزد آیت الله نوری همدانی می برد وکتاب به امام می رسد. نکته جالب اینجاست که وقتی کتاب را به امام تحویل دادند، ایشان بدون اینکه نگاهی به آن بیندازند و برایشان مهم باشد، آنرا در گوشه ای می گذارند.
وی افزود: امام نه برای گم شدن کتابهایشان غصه خورد و نه برای پیدا شدنش. اگر کسی کاری را برای خدا انجام دهد اجرش گم نمی شود. این بی تعلقی در مقابل نوع تفکر فعلی که برای افراد هدف صرفا کسب در آمد است و ارزش سطر و کلمات را با پول مبادله می کنند اسفناک است. این پولکی شدن آسیب است.
ایشان در خاتمه بیان داشت: مزد گرفتن برای کارها اشکال ندارد، امابرای مزد کار کردن، بی برکت و بی نورانیت است. کار را باید برای خدا انجام داد. ازاین طریق بوده است که فرهنگ تشیع طی سالها پایدار مانده چرا که نویسندگان و ناشرانش همه برای خدا کار می کرده اند.شاید یکی از عواملی که در این انفجار انتشارات کتاب تاثیر کتاب پایین است در کنار عوامل بسیار دیگر، می تواند همین باشد که به قصد قربت و برای خدا کارها انجام نمی شود، که باید فکری هم برای علاج نیت ها کرد.