از گشتهای انتظامی تا شوی لباس؛ ماجرای «لباس اسلامی» به کجا رسید؟
مسأله پوشش بانوان، از آن دست مسائلی است که در چند سال اخیر، بارها
دستمایه اقدامات گوناگونی قرار گرفته است؛ از انواع و اقسام برخوردهای
انتظامی و برگههای جریمه گرفته تا این اواخر که پشت سر هم جشنواره مد و
لباس برگزار میشود و فعلا که خبری از ارزیابی اثراتشان در دست نیست.
به گزارش «تابناک»، از هنگامی که دغدغه پوششهای نامناسب به شکل برخوردهای گوناگون در جامعه نمودار شد، همیشه برخی به این عملکرد انتقاد داشتند و رویکردهای اینچنینی را با پاک کردن صورت مسأله مساوی میدانستند تا سرانجام مجلس با تصویب طرح ساماندهی مد و لباس، به ماجرا راه یافت و برگزاری جشنواره «زنان سرزمین من»، نشان داد که متولیان به دنبال راهکارهای جایگزین افتادهاند؛ راهکاری که به رغم برتریهای بسیاری که داشت، هنوز بسیار کمرنگ و مقطعی اجرا میشود.
چند سال پیش، جشنوارههای نمایش لباسهای زنان، در حالی آغاز به کار کرد که نزدیک یک سال پیش از آن، بحث مقابله با افراد بد پوشش ـ که البته بیشتر منظور بانوان بد پوشش است ـ به جایی کشید که رئیس پلیس وقت تهران، «تبرج» را مبنای برخورد در طرح امنیت اجتماعی خوانده بود و در تفسیری که هرگز مبنایش اعلام نشد، پوشیدن چکمههای بلند را محل اشکال میدانست؛ اظهار نظری که بوی شرعی میداد، ولیاز زبان علمای دین طرح نشده بود!
تولید نمونه و ماکت
جشنوارهای که نخست با نام «زنان سرزمین من» آغاز شد و بعدها به نسخههای مناسبتی مثل «جشنواره مد و لباس فجر» هم رسید، ولی باز هم گویا کسی نبود که از مسئولان بپرسد: این محصولات تأیید شده و منطبق بر قوانین را قرار است کجا عرضه کنید؛ هاپیر مارکتها یا فروشگاههای لباس زنانه؟
یکی از تولیدکنندگان مانتو در این باره میگوید: ما پیرو مردم هستیم و مجبوریم لباسی تولید کنیم که مشتری پسند باشد. چگونه میشود به مردم گفت، جنسی از من بخرید که خوشتان نیامده است؛ حالا هی مسئولان میآیند و لباسهای ما را بررسی میکنند، ولی هیچ کس نمیگوید که ممکن است با یک لباس عالی هم بد پوشش بود و برعکس!
انتقاداتی از این دست، در حالی بیان میشود که در روزهای نخست نمایشگاههای لباس اسلامی، متولیان امر وعده افتتاح فروشگاههای ویژه عرضه این محصولات را میدانند و با تأکید بر اینکه برای همه مشاغل گوناگون زنانه لباس طراحی کردهاند، از ژورنالهایی سخن به میان آورد که به ظاهر مصداق «سنگ بزرگ» بودهاند که توفیق زدن را پیدا نکردند!
این تنها بخشی از ماجرا بود، چرا که در همان ایام برگزاری نمایشگاه زنان سرزمین من هم، برخی از مدهای وارداتی میگفتند و باور داشتند، بسیاری از لباسهایی که بر تن مانکنها میروند، همان مدلهای وارد شده از کشور ترکیه هستند که شاید تغییراتی جزیی به خود دیده باشند؛ اما از نظر استخوان بندی، تفاوت زیادی ندارند.
تولید لباس اسلامی در چین!
یکی از تولید کنندگان مانتو در این باره میگوید: از وقتی سخت گیریها در این زمینه شروع شد، برخی از همکاران ما مدلهای ترکیه را مبنای کارشان قرار دادهاند که هم اسلامی است و هم مورد تأیید مسئولین. البته هستند همکارانی که همین مدلها را به چین میبرند و همانجا تولید عمده میکنند و حتی برای محصولاتشان کاتالوگ هم میسازند و با این شیوه بازار خوبی هم به دست آوردهاند.
شواهد نشان میدهد، پروژهای که برای تولید لباس اسلامی در کشورمان به راه افتاده بود، به مانند بسیاری دیگر از پروژههای نیمه تمام، ظاهرا توفیق زیادی به دست نیاورده است؛ این را حتی میشود از ارزیابیهای انجام نشده مسئولان دخیل در این امر نیز دریافت که اگر غیر از این بود، کارگروه ساماندهی مد و لباس وزارت ارشاد، به اینجا نمیرسید که بگوید:
«طرحهای لباس اسلامی ـ ایرانی در چندین نمایشگاه در معرض دید علاقهمندان قرار گرفته است، اما اگر با دیدی موشکافانه به نوع پوشش همشهریان خود نگاه کنیم، به جز چند مورد استثنایی که بنا به علاقه و سلیقه اشخاص صورت گرفته، طرحی با نام لباس اسلامی ـ ایرانی دیده نخواهد شد».
و نتیجه بگیرد که «برندسازی؛ حلقه گمشده مد لباس اسلامی و ایرانی»!
اینجاست که با کمی دقت به زمان آغاز این طرح، به این نتیجه میرسیم که چه بسا با در صورت برنامهریزی بهتر، با توجه به گستردگی کشورهای اسلامی و به ویژه موج اخیر اسلام خواهی که در منطقه به راه افتاده، میتوانستیم به مبدأیی در تولید این نوع پوشش در منطقه برسیم و به کشورهای هدف در منطقه فکر کنیم؛ اما نتیجه به دست آمده اگر عکس نباشد، به این هم شباهتی ندارد.
اکنون در آستانه پایان سال و تغییر فصل هستیم و با وضع نامعلوم بازار ساماندهی مد و لباس، بعید نیست که دوباره یک طرح اجتماعی در دستور کار قرار بگیرد و دوباره گناه کم کاری متولیان فرهنگی، اخبار حاشیهای جامعهمان را به صدر اخبار رسانههای بیگانه برساند؛ دوباره کشمکشهای پلیس با افرادی که مصداق تبرج هستند و دوباره هزینههایی که به اجتماع وارد میشود، ولی دریغ از کسی که به متولیان فرهنگی بگوید:
کار فرهنگی، زمانبر است و پیش از اجرا، میطلبد که بدانیم به دنبال چه مطلوبی هستیم و برایش برنامهریزی کنیم؛ نه اینکه با برگزاری نمایشگاههای گوناگون، مانور بدهیم!
به گزارش «تابناک»، از هنگامی که دغدغه پوششهای نامناسب به شکل برخوردهای گوناگون در جامعه نمودار شد، همیشه برخی به این عملکرد انتقاد داشتند و رویکردهای اینچنینی را با پاک کردن صورت مسأله مساوی میدانستند تا سرانجام مجلس با تصویب طرح ساماندهی مد و لباس، به ماجرا راه یافت و برگزاری جشنواره «زنان سرزمین من»، نشان داد که متولیان به دنبال راهکارهای جایگزین افتادهاند؛ راهکاری که به رغم برتریهای بسیاری که داشت، هنوز بسیار کمرنگ و مقطعی اجرا میشود.
چند سال پیش، جشنوارههای نمایش لباسهای زنان، در حالی آغاز به کار کرد که نزدیک یک سال پیش از آن، بحث مقابله با افراد بد پوشش ـ که البته بیشتر منظور بانوان بد پوشش است ـ به جایی کشید که رئیس پلیس وقت تهران، «تبرج» را مبنای برخورد در طرح امنیت اجتماعی خوانده بود و در تفسیری که هرگز مبنایش اعلام نشد، پوشیدن چکمههای بلند را محل اشکال میدانست؛ اظهار نظری که بوی شرعی میداد، ولیاز زبان علمای دین طرح نشده بود!
تولید نمونه و ماکت
جشنوارهای که نخست با نام «زنان سرزمین من» آغاز شد و بعدها به نسخههای مناسبتی مثل «جشنواره مد و لباس فجر» هم رسید، ولی باز هم گویا کسی نبود که از مسئولان بپرسد: این محصولات تأیید شده و منطبق بر قوانین را قرار است کجا عرضه کنید؛ هاپیر مارکتها یا فروشگاههای لباس زنانه؟
یکی از تولیدکنندگان مانتو در این باره میگوید: ما پیرو مردم هستیم و مجبوریم لباسی تولید کنیم که مشتری پسند باشد. چگونه میشود به مردم گفت، جنسی از من بخرید که خوشتان نیامده است؛ حالا هی مسئولان میآیند و لباسهای ما را بررسی میکنند، ولی هیچ کس نمیگوید که ممکن است با یک لباس عالی هم بد پوشش بود و برعکس!
انتقاداتی از این دست، در حالی بیان میشود که در روزهای نخست نمایشگاههای لباس اسلامی، متولیان امر وعده افتتاح فروشگاههای ویژه عرضه این محصولات را میدانند و با تأکید بر اینکه برای همه مشاغل گوناگون زنانه لباس طراحی کردهاند، از ژورنالهایی سخن به میان آورد که به ظاهر مصداق «سنگ بزرگ» بودهاند که توفیق زدن را پیدا نکردند!
این تنها بخشی از ماجرا بود، چرا که در همان ایام برگزاری نمایشگاه زنان سرزمین من هم، برخی از مدهای وارداتی میگفتند و باور داشتند، بسیاری از لباسهایی که بر تن مانکنها میروند، همان مدلهای وارد شده از کشور ترکیه هستند که شاید تغییراتی جزیی به خود دیده باشند؛ اما از نظر استخوان بندی، تفاوت زیادی ندارند.
تولید لباس اسلامی در چین!
یکی از تولید کنندگان مانتو در این باره میگوید: از وقتی سخت گیریها در این زمینه شروع شد، برخی از همکاران ما مدلهای ترکیه را مبنای کارشان قرار دادهاند که هم اسلامی است و هم مورد تأیید مسئولین. البته هستند همکارانی که همین مدلها را به چین میبرند و همانجا تولید عمده میکنند و حتی برای محصولاتشان کاتالوگ هم میسازند و با این شیوه بازار خوبی هم به دست آوردهاند.
شواهد نشان میدهد، پروژهای که برای تولید لباس اسلامی در کشورمان به راه افتاده بود، به مانند بسیاری دیگر از پروژههای نیمه تمام، ظاهرا توفیق زیادی به دست نیاورده است؛ این را حتی میشود از ارزیابیهای انجام نشده مسئولان دخیل در این امر نیز دریافت که اگر غیر از این بود، کارگروه ساماندهی مد و لباس وزارت ارشاد، به اینجا نمیرسید که بگوید:
«طرحهای لباس اسلامی ـ ایرانی در چندین نمایشگاه در معرض دید علاقهمندان قرار گرفته است، اما اگر با دیدی موشکافانه به نوع پوشش همشهریان خود نگاه کنیم، به جز چند مورد استثنایی که بنا به علاقه و سلیقه اشخاص صورت گرفته، طرحی با نام لباس اسلامی ـ ایرانی دیده نخواهد شد».
و نتیجه بگیرد که «برندسازی؛ حلقه گمشده مد لباس اسلامی و ایرانی»!
اینجاست که با کمی دقت به زمان آغاز این طرح، به این نتیجه میرسیم که چه بسا با در صورت برنامهریزی بهتر، با توجه به گستردگی کشورهای اسلامی و به ویژه موج اخیر اسلام خواهی که در منطقه به راه افتاده، میتوانستیم به مبدأیی در تولید این نوع پوشش در منطقه برسیم و به کشورهای هدف در منطقه فکر کنیم؛ اما نتیجه به دست آمده اگر عکس نباشد، به این هم شباهتی ندارد.
اکنون در آستانه پایان سال و تغییر فصل هستیم و با وضع نامعلوم بازار ساماندهی مد و لباس، بعید نیست که دوباره یک طرح اجتماعی در دستور کار قرار بگیرد و دوباره گناه کم کاری متولیان فرهنگی، اخبار حاشیهای جامعهمان را به صدر اخبار رسانههای بیگانه برساند؛ دوباره کشمکشهای پلیس با افرادی که مصداق تبرج هستند و دوباره هزینههایی که به اجتماع وارد میشود، ولی دریغ از کسی که به متولیان فرهنگی بگوید:
کار فرهنگی، زمانبر است و پیش از اجرا، میطلبد که بدانیم به دنبال چه مطلوبی هستیم و برایش برنامهریزی کنیم؛ نه اینکه با برگزاری نمایشگاههای گوناگون، مانور بدهیم!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 4:55 توسط مجيد پناهی (غريب)
|