كاروانهاي راهيان نور و تجديد ميثاق با ارزشهاي دفاع مقدس
بازديد از مناطق عملياتي جنوب و غرب كشور، سالهاست كه رايج شده است؛ سنتي
كه در همان سالهاي جنگ تحميلي نيز جاري بود. در آن زمان و به ویژه پس از
عملياتهاي بزرگ گروههايي از مردم مسلمان، از جمله خانوادههاي رزمندگان و
نيز شهداي گرامي با هماهنگي مسئولين برای عرض تبريك به رزمندگان اسلام و
نيز اعلام تشكر و سپاس از آن عزيزان به جبههها ميرفتند و در سنگرهاي آنان
و يا قرارگاه با آنها ديدار و ابراز ارادت ميكردند.
در آن ديدارها كه با هدايايي بسيار از سوي مردم براي جان بركفان سپاه اسلام همراه بود، بازديدكنندگان از نزديك پيروزيهاي به دست آمده رزمندگان و ذلت و زبوني دشمن متجاوز را به نظاره مينشستند. در آن زمان، رفتن گروههاي ويژه مانند هنرمندان، خبرنگاران داخلي و خارجي و اصحاب رسانهها و مطبوعات برای ثبت و بازتاب روحيات مدافعان ايران اسلامي و فتح و پيروزيها مهمتر و تحسين برانگيزتر بود.
پس از پايان جنگ، اين سنت حسنه همچنان انجام شد. استقبال اقشار گوناگون، به ويژه دانشآموزان و دانشجويان، مسئولين را بر آن داشت كاروانهاي بازديدكننده موسوم به راهيان نور را نظم بخشند و آن را نهادينه كنند؛ از جمله ستادي متشكل از نمايندگان سپاه و ارتش از ابتداي سال 1378 جلساتي با حضور شهيد سپهبد صياد شيرازي، سردار سرلشكر غلامعلي رشيد و امير سليمانجاه تشكيل شد و به سازماندهي اعزام، اسكان، مشخص نمودن نقاط بازديد، ايستگاههاي صلواتي و آموزش راويان فتح پرداخته شد.
اين مقدمات امكان اعزام بيش از دو ميليون و دويست هزار نفر در بیستم اسفند 78 تا 13 فروردين 79 را فراهم كرد كه بيش از 70 درصد اين جمعيت جوانان دانشجو و دانش آموز بودند.
چند سالي كه اين بازديدها در ايام تعطيلات نوروزي به اوج خود ميرسد. اين كاروانها به مكانهايي ميروند كه روزي فرزندان فداكار و وفادار ايران اسلامي در دفاع از انقلاب و ميهن خويش حماسهها آفريدند و دشمن متجاوز را سركوب و به عقب راندند.
كاروانهاي راهيان نور متشكل از اقشار گوناگون اعم از دانشجو، دانش آموز، كارگر، كارمند، بازاري و... در طي چند روزي كه در اين مناطق هستند، از نزديك با اين مناطق آشنا كه در كنار آن با توضيحات گروههايي با عنوان راويان در جريان تاريخ و رخدادهای اين سرزمينها بيشتر آشنا ميشوند.
در
سالهاي اخير و با ساماندهي بهتر كاروانهاي راهيان نور، مسئولين بخشهاي
گوناگون استانهاي ميزبان با بهرهگيري از نيروهاي مجرب و كاردان كه معمولا
از خود رزمندگان و ايثارگران دوران دفاع مقدس هستند، برنامههاي مختلف
فرهنگي. هنري از جمله مسابقات بزرگ با موضوع دفاع مقدس و يا برپايي
نمايشگاهاي بزرگ كتاب، عكس و محصولات فرهنگي و پخش فيلمهاي مرتبط با حماسه
دفاع مقدس و اجراي نمايشهايي بر غناي اين بازديدها افزودهاند.
بي گمان، آنچه در اين چند روز بازديد هر گروه اتفاق ميافتد، ميتواند ملاك و معيار خوبي براي سنجش ارادت و احترام مردم بخصوص جوانان به حماسه سازان و ايثارگران دفاع مقدس باشد. سخنان و نوشتههايي كه پس از اين بازديدها اظهار ميشود، همگي حكايت از تأثير اين گونه اقدامات دارد. بازديدكنندگان با برخورداري از فضاي حاكم بر مناطق عملياتي در جريان ايثار و فداكاريهاي نسل دفاع مقدس قرار ميگيرند و درمييابند كه آرامش، سرافرازي و عزتي كه امروز ايران در سراسر جهان دارد، محصول رشادت، ايمان و فداكاري مخلصانه نسلي است كه عاشقانه و صادقانه به دفاع از مرزهاي خويش برخاستند.
در پايان نمونههايي از نوشتههاي برخي از زايران و راهيان نور را به عنوان حسن ختام اين نوشتار مرور ميكنيم:
به اينجا كه ميآيم، حس ميكنم در كربلا قدم ميزنم. روي خاك عطرآگين علقمه در طلاييه؛ همان كربلاي ايران، همان خاكي كه بوي عباس ـ عليه السلام ـ ميدهد.
اين خاك، قدمگاه مستان از خود بي خودي است كه از فريبستان دنيا جز لباس خاكي و خون آلود براي خود برنگزيدند. (فاطمه محمديان)
شلمچه! به خدا سوگند در كنار تو خود را در كربلا ديدم. در كنار شهيدان به خاك خفته شلمچه خود را در ميان 72 شهيد نينوا حس كردم.

من هزاران نكته را با چشم دل از خون به خون افتادگان شنيدم و من
فريادشان را با گوش خود شنيدم كه ميگفتند: ما رفتيم كاري حسيني كرديم، شما
مانديد چه كرديد؟ (فرشاد)
ما رهگذران خسته، راهي كوچههاي نيار ميشويم و سايه خنك عشق را در پناه برگ و بار معنويت اين قطعه بهشتي تجربه ميكنيم. (ميثم ياحقي)
گويي، شهيدان اين سرزمين معنوي سر از خاك برداشته به حالت احترام از ما استقبال ميكردند. در نگاهشان هزاران نكته بود. احساس شرمندگي كردم. خودم را در برابر آنان هيچ ميدانستم.
ميخواست
از نگاه تيزشان فرار كنم؛ اما مگر ميشد؟! من دست قطع شدهاي را ديدم كه
با اشاره به من ميگفت: بنويس. پيكر پاره پارهاي را ديدم كه با حسرت
ميگفت: چه كرديد؟ سر جدا شدهاي را ديدم كه ميگفت: اين راه ما بود راه
شما چيست؟
به سفري رفتم كه روح خفته ام را بيدار كرد. (راضيه ترفيمي)
اينجا همان سرزميني است كه در آن هويت گمشدهام را پيدا خواهم كرد. (سمانه كلانتريان )
در آن ديدارها كه با هدايايي بسيار از سوي مردم براي جان بركفان سپاه اسلام همراه بود، بازديدكنندگان از نزديك پيروزيهاي به دست آمده رزمندگان و ذلت و زبوني دشمن متجاوز را به نظاره مينشستند. در آن زمان، رفتن گروههاي ويژه مانند هنرمندان، خبرنگاران داخلي و خارجي و اصحاب رسانهها و مطبوعات برای ثبت و بازتاب روحيات مدافعان ايران اسلامي و فتح و پيروزيها مهمتر و تحسين برانگيزتر بود.
پس از پايان جنگ، اين سنت حسنه همچنان انجام شد. استقبال اقشار گوناگون، به ويژه دانشآموزان و دانشجويان، مسئولين را بر آن داشت كاروانهاي بازديدكننده موسوم به راهيان نور را نظم بخشند و آن را نهادينه كنند؛ از جمله ستادي متشكل از نمايندگان سپاه و ارتش از ابتداي سال 1378 جلساتي با حضور شهيد سپهبد صياد شيرازي، سردار سرلشكر غلامعلي رشيد و امير سليمانجاه تشكيل شد و به سازماندهي اعزام، اسكان، مشخص نمودن نقاط بازديد، ايستگاههاي صلواتي و آموزش راويان فتح پرداخته شد.
اين مقدمات امكان اعزام بيش از دو ميليون و دويست هزار نفر در بیستم اسفند 78 تا 13 فروردين 79 را فراهم كرد كه بيش از 70 درصد اين جمعيت جوانان دانشجو و دانش آموز بودند.
چند سالي كه اين بازديدها در ايام تعطيلات نوروزي به اوج خود ميرسد. اين كاروانها به مكانهايي ميروند كه روزي فرزندان فداكار و وفادار ايران اسلامي در دفاع از انقلاب و ميهن خويش حماسهها آفريدند و دشمن متجاوز را سركوب و به عقب راندند.
كاروانهاي راهيان نور متشكل از اقشار گوناگون اعم از دانشجو، دانش آموز، كارگر، كارمند، بازاري و... در طي چند روزي كه در اين مناطق هستند، از نزديك با اين مناطق آشنا كه در كنار آن با توضيحات گروههايي با عنوان راويان در جريان تاريخ و رخدادهای اين سرزمينها بيشتر آشنا ميشوند.

بي گمان، آنچه در اين چند روز بازديد هر گروه اتفاق ميافتد، ميتواند ملاك و معيار خوبي براي سنجش ارادت و احترام مردم بخصوص جوانان به حماسه سازان و ايثارگران دفاع مقدس باشد. سخنان و نوشتههايي كه پس از اين بازديدها اظهار ميشود، همگي حكايت از تأثير اين گونه اقدامات دارد. بازديدكنندگان با برخورداري از فضاي حاكم بر مناطق عملياتي در جريان ايثار و فداكاريهاي نسل دفاع مقدس قرار ميگيرند و درمييابند كه آرامش، سرافرازي و عزتي كه امروز ايران در سراسر جهان دارد، محصول رشادت، ايمان و فداكاري مخلصانه نسلي است كه عاشقانه و صادقانه به دفاع از مرزهاي خويش برخاستند.
در پايان نمونههايي از نوشتههاي برخي از زايران و راهيان نور را به عنوان حسن ختام اين نوشتار مرور ميكنيم:
به اينجا كه ميآيم، حس ميكنم در كربلا قدم ميزنم. روي خاك عطرآگين علقمه در طلاييه؛ همان كربلاي ايران، همان خاكي كه بوي عباس ـ عليه السلام ـ ميدهد.
اين خاك، قدمگاه مستان از خود بي خودي است كه از فريبستان دنيا جز لباس خاكي و خون آلود براي خود برنگزيدند. (فاطمه محمديان)
شلمچه! به خدا سوگند در كنار تو خود را در كربلا ديدم. در كنار شهيدان به خاك خفته شلمچه خود را در ميان 72 شهيد نينوا حس كردم.

ما رهگذران خسته، راهي كوچههاي نيار ميشويم و سايه خنك عشق را در پناه برگ و بار معنويت اين قطعه بهشتي تجربه ميكنيم. (ميثم ياحقي)
گويي، شهيدان اين سرزمين معنوي سر از خاك برداشته به حالت احترام از ما استقبال ميكردند. در نگاهشان هزاران نكته بود. احساس شرمندگي كردم. خودم را در برابر آنان هيچ ميدانستم.

به سفري رفتم كه روح خفته ام را بيدار كرد. (راضيه ترفيمي)
اينجا همان سرزميني است كه در آن هويت گمشدهام را پيدا خواهم كرد. (سمانه كلانتريان )
+ نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 7:5 توسط مجيد پناهی (غريب)
|