صداوسيما در سالی که گذشت، سالی که تازه آمده و چند پیشنهاد
گروه فرهنگي- امير ابيلي: برای
بررسی ضعف و قوتهای دستگاههای فرهنگساز جمهوری اسلامی در سال گذشته و
بهدست دادن افقی برای روزهای پیشرو طبعا باید از مهمترین آنها؛ رسانهی
ملی، شروع کرد. نظرسنجی روزهای گذشتهی رجانیوز در مورد بهترین و
بدترینهای سال 90 در حوزهی فرهنگ هم نشان داد که طیف گستردهای از
كاربران، انتقادهاي جدی به عملکرد بزرگترین دستگاه فرهنگی جمهوری اسلامی
دارند وصدا و سیما را در رسیدن به هدفهای کلان نظام ناموفق میدانند.
با اين حال، در مواجهه با ضعف و قوتهای سازمان صدا و سیما چند نکته باید
مدنظر قرار گیرد. اول اینکه نباید یک طرفه به قاضی رفت و تنها مدیریت اخیر
سازمان را در رسیدن به این نقطه مقصر دانست. باید به این مسئله توجه داشت
که متاسفانه سازمان صدا و سیما از اول انقلاب تا کنون نتوانسته به وظیفهی
ذاتیاش به خوبی عمل کند و نهتنها نتوانسته باری از روی دوش انقلاب
بردارد، که عمدتاً خودش تبدیل شده است به پاشنه آشیلی که باید به فکر
چارهای برای آن بود. پس اینکه طیف گستردهای از كاربران، ضعف صداوسیما در
انجام وظیفهاش به عنوان یک دانشگاه را به عنوان بدترین اتفاق فرهنگی سال
گذشته انتخاب میکنند، نه فقط مربوط به دورهی اخیر، که مربوط به کل
سالهاي پس از انقلاب البته با شدت و ضعف آن است.
اما نکتهی مهمتر اینکه در نقد عملکرد صدا و سیما به نظر بهتر این است که
به جای نقد خروجیهای رسانهی ملی و بحثهای مطول در مورد مصداقها، به
ریشهها و دلايل بروز چنین وضعی پرداخت. البته پرداختن به مصداقها هم
ضروریست و درگذشته و در طول سال قبل هم هرکجا که لازم بوده، به اندازهی
کافی بر روی مصداقها بحث شده، بالاخره نباید از این نکته غافل شد که
دورهی اخیر معاونت سیما علاوه بر اینکه همزمان با به نمایش درآمدن دو
سریال ماندگار «مختارنامه» و «وضعیت سفید» بود، اما یکی از پرحاشیهترین و
پراشتباهترین دوران تاریخ صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم بوده است، اما با
این همه نباید فراموش کرد که با نقد مصداقها و تکتک خروجیهای سازمان
نمیتوان راهحل و پیشنهاد جدی برای سال آینده ارائه داد. خروجیهای به شدت
متناقض و چندپارهی سازمان صدا و سیما، به خصوص در چند سال اخیر، نشان از
ساختار نادرستي دارد که اغلب مدیران را به چنین مهلکهای خواهد کشاند، پس
باید به چند و چون و زوایای این ساختار غلط پرداخت تا بتوان امیدی به بهبود
داشت. بگذریم و برسیم به اصل مطلب:
یکم: رسانهی ملی؛ یک دستگاه عریض و طویل مدیریت حاشیهها!
دعوای اصلی بسیاری از منتقدان ارزشگراي مديران رسانه ملی بر سر این موضوع
است که این دوستان این سازمان عریض و طویل را تبدیل کردهاند به یک دستگاه
بزرگ سانسور و خيلي كه هنر كنند، به مدیریت حاشيههاي خروجیهایشان
میپردازند. البته از این بحث نباید مخالفت با نظارت و سانسور را برداشت
کرد، ولی بحث بر سر این است که کار مجموعهای به بزرگی سازمان صدا و سیما
نباید صرفا محدود به سانسور خروجیهایی شود که پیش از ساخت، نظارت خاصی بر
روی آنها نميشود. با اين وضع، مدیران فعلی و اسبق و سابق رسانه ملی
نهتنها راهبرد و استراتژی مشخص و مدونی برای هدایت و راهبری این دستگاه
حیاتی نداشته و ندارند، بلکه حتی اگر چنین سیاستی هم وجود داشته باشد،
اساسا نوع ساختار و مدیریت این دوستان منتج به خروجیهای مطلوب آنها نخواهد
شد.
ساختار برنامهسازی در سازمان صدا و سیما یک ساختار از پیش شکست خورده است.
متاسفانه مدیران سازمان درطول همه این سالها عمدتا منتظر ماندهاند
تابرنامهسازی -تهیهکننده، نویسنده یا کارگردان- طرحی مناسب که همسو با
سیاستهایشان باشد، ارائه دهد تاتولید برای این رسانه کلید زده شود. خب
اگر در طول یک سال، هیچ طرح مناسبی که در اهداف و راهبردهای کلی سازمان و
همچنین کلیت نظام اسلامی قرار گیرد، به سازمان ارائه نشد، آنوقت تکلیف
چیست؟ پس بالاجبار باید به طرحهایی مثل «ساختمان پزشکان» و «تا ثریا» و
«پنجره» و... تن داد تا آنتن تلویزیون دولتي ایران خالی نماند؟
این نکته را بارها گفتهایم و باز هم باید بگويیم که هستهی اصلی
برنامهسازی-در هر نوع و گونها- در تمام رسانههای مهم دنیا، اتاقهای
فکری هستند که ایدههای اصلی اکثر خروجیهای مهم آن رسانه را مهیا میکنند و
مواد خام را در خدمت هنرمند (نویسنده) قرار میدهند تا ساختار کلی اثر
نمایشی یا غیر نمایشی را بچیند و اصلا همین اتاقهای فکر هستند که
استراتژیهای کلان رسانهها را در تکتک خروجیهای ریز و درشتشان لحاظ
میکنند و نظارت کافی را بر اجرای آن نیز دارند.
اما متاسفانه در ساختار مهمترین دستگاه فرهنگساز جمهوری اسلامی نهتنها
از اتاقهای فکر و گروههای ایدهپرداز مؤثر، فعال و داراي ضمانت اجرا و
نفوذ خبری نیست بلکه خود مدیران هم در واقع در روند تولید خروجیها کارهای
نیستند و اثر خاصی ندارند، به عبارت دقیقتر، تهیهکنندگان، کارگردانان و
فیلمنامهنویسان در امر تولید سیاستگذاری ميكنند و همانگونه که قبلا نیز
اشاره کردیم، سیما حداکثر یک ممیز است.
بنابراین تا ساختار برنامهسازی در سازمان صدا و سیما به همین منوال ادامه
یابد، قطعا و بلاشک توصیههای دلسوزان این سازمان و همچنین اهداف کلان نظام
به اجرا درنخواهد آمد و انتقادهاي رسانهها و صاحبنظران نهتنها در سال
جدید کاهش نخواهد یافت، بلکه طبعا با همان شدت قبلی ادامه هم خواهد داشت و
مدیران سازمان برای مدیریت حاشیهها باز مجبورند دست به دامن راهکار
نخنما شدهی جلسات تقدیر و تشکر و يا نوشتن پيامهاي سريالها و ارسال آن
به رسانهها شوند. این نتیجهی حتمی چنین ساختاري است و تا وقتی سیستم همین
باشد، قرار نیست با دعا و معجزه چیزی درست شود.
دوم: رسانهی ملی؛ رسانهای انقلابی در خدمت شبهروشنفکران غير انقلابي!
گفتیم که ساختار رسانهی ملی طوریست که عملا این برنامهسازان هستند که
استراتژیهای کلان سازمان را تعیین میکنند. حالا فرض کنید برخي از این
برنامهسازان هم کسانیاند که علقهای به دین و امام و انقلاب ندارند، بلکه
بعضا حتی موضع هم دارند. خب با چنین وضعی، تکلیف خروجیهای این سازمان از
قبل معلوم نیست؟ اصلا دلیل این همه تولیدات متناقض سازمان و این چندگانهگی
فرهنگی به وجود آمده در خروجیهای رسانهی ملی به همین دلیل است. مسئله
این است که اگر تولید برنامهای در صدا و سیما دست هنرمندان متعهد و
کاربلدی مثل داود میرباقری، یا هادی مقدمدوست و حمید نعمتاله باشد آثار
فاخري مثل «مختارنامه» و «وضعیت سفید» به وجود خواهد آمد و اگر دست
شبهروشنفکران معلومالحال باشد افتضاحی مثل «ساختمان پزشکان» یا خیلی از
خروجیهای دیگر سازمان.
بنابراین این نکتهی بدیهی را باید باز هم تکرار کنیم که برنامهسازی در
مهمترین دستگاه فرهنگی نظام اسلامی باید دست نیروهای معتقد به انقلاب و
اسلام باشد و هر یک ناخالصی در سازمان قطعا منجر به یک انحراف عظیم خواهد
شد. نکتهای که متاسفانه به خصوص در دورهی اخیر، مدیران صداو سیما با
بهانههای واهی جدی نمیگیرند و نهتنها به دنبال کشف استعدادهای تازه
انقلابی نمیگردند، بلکه از همین پتانسیلهای بالقوه موجود هم استفاده
نمیکنند و خود را یکسره تسلیم خواستههای جماعت اقلیت شبهروشنفکر
کردهاند.
«شما ماموریت دارید با همکاری کارمندان
مسلمان و متعهد و غیرمنحرف این سازمان را تصفیه کنید، بدون اینکه خوفی از
کسی و یا گروهی داشته باشید.» (دیدار امام خميني با مدیران رادیو و تلویزیون2/2/59)
«انسانهایمناسب را هم باید جذب کنید. الان
هنرمندهای انقلابی و خوبی در داخل کشور هستند که بعضیها در رشته و کارِ
خودشان بلاشک جزو برجستههایند؛ اما صداوسیما از اینها استفادهای
نمیکند؛ نمیدانم چرا؟ اینها با من هم ارتباط دارند؛ بعضی اوقات
میآیند و میروند. بارها هم توصیهگونه گفتهام از این دوستان استفاده
شود. بعضی از اینها در نویسندگی، در گویندگی، در شعر، در هنرهای تصویری و
در کارهای دیگر خیلی خوبند؛ بعضیهاشان هم انصافاً کارهای برجستهای
دارند.» (دیدار مقام معظم رهبری با مدیران سازمان صدا و سیما 11/9/83)
«نباید بگذارید عناصر مومن و انقلابی منزوی
شوند و نباید جوی به وجود آید که عناصر انقلابی جرئت نکنند حرف خودشان را
بزنند و نظرشان را اعمال کنند و به عکس عناصر بیتفاوت نسبت به انقلاب و یا
احیانا خدای ناکرده مخالف با انقلاب میدان پیدا کنند تا حرفها و کارها و
روشها و سلیقههای خودشان و اغراضشان را در لابهلای برنامهها عبور
دهند.» (خطبههای نماز جمعه 29/9/64)
کلام آخر:
این مختصر را نباید به حساب گشودن باب انتقاد از رسانهی ملی در سال جدید
گذاشت. بنایمان بر این بود که نگاهی داشته باشیم به عملکرد صداوسیما به
عنوان مهمترین دستگاه فرهنگی جمهوری اسلامی در سال گذشته و ارائه
پیشنهادهايی برای بهبود اوضاع در سال آینده، اما دیدیم که بررسی تکتک
خروجیهای این سازمان در سالی که سپری کردیم، دردی را دوا نخواهد کرد و
باید به مسائل ریشهایتری پرداخت. بنابراین به دو نکتهای که به نظرمان
از اصلیترین معضلات این سازمان است، در بالا اشاره کردیم تا شاید مفید
واقع شود و هم به بهبود عملکرد صدا و سیما کمک کند و هم از فشار انتقادها
بر روی مدیران این سازمان در سال جدید بکاهد.