نسخه چاپيارسال به دوستان شعری در وصف حضرت مسلم(ع) مسلمم، مسلم غریبم من/ کشته خنجر حبیبم من
با آغاز ماه ذیالحجه، بار دیگر حج ناتمام امام حسین علیهالسلام و شهادت غریبانه فرستادهاش به کوفه در ذهنها تداعی میشود.
نخستین شب مراسم مسلمیه دیشب در حرم حضرت حضرت عبدالعظیم(ع) با حضور انبوه دستههای عزاداری برگزار شد.
«عباس عنقا» دبیر انجمن نغمهسرایان مذهبی شرق تهران به همین مناسبت شعری سروده است:
چه بگویم ز عطر گیسویت/ چه نویسم ز خوبی رویت
گر به زلفش نمیرسد دستم/ همه جا من به یاد او هستیم
از همان کودکی گرفتارم/ عاشقم، عاشق رخ یارم
مسلمم، مسلم غریبم من/ کشته خنجر حبیبم من
نوبهارم غروب پاییز است/ قصه غصه من غمانگیز است
خون بنوشم به جای آب، حسین/ تا سلامم رسد جواب، حسین
کوفیان را دگر وفایی نیست/ عهد آنان بجز ریایی نیست
با لب پاره بر سر دارم/ بیسر از بام غم نگونسارم
اولین عاشق قتیلم من/ پور رزمنده عقیلم من
هر که در راه من قدم برداشت/ بر سر بام حق علم افراشت
راه من راه عشق و ایمان است/ برگی از دفتر شهیدان است
چشم «عنقا» گُهر فشان گردید/ در ره دوست بینشان گردید