نازك انديشي هاي يك بسيجي

روزنامهنگاري که يک دروغ بنويسد و پشيمان شود، اقلاً بايد تيراژ نشريه مربوط را ضريب استغفارش قرار دهد!
بعضي نشريات صهيونيستي چنان وحشياند که گويي سردبيرانشان در سالِ «سگِ هار» به دنيا آمدهاند.
روزنامهنگار بد اخلاق، کسي است که تنها به نفع صاحبان سرمايه «خوشاخلاقي» کند!
سردبير متعهّد، مثل پيامبري است که دلسوزي براي گناهان امتِ نشريهاش را تا بيرون شدنِ جان از تن پيش ميبَرد.
صرف نظر از موارد استثنايي، «روزنامهنگارِ حرفهاي مسلمان» تا حدودي يک
«پارادوکس» است؛ چرا که از روزنامهنگار حرفهاي چندان مسلماني نميآيد و
بالعکس!
سردبير متخلّق، کسي است که سرمقالههايش را پس از خواندن نماز شب بنويسد.
کساني که بيمحابا در نشريهشان از هر سوژهاي سوء استفاده ميکنند، خوب است به سوژه قيامت بيشتر بيانديشند.
عکس خبريِ واقعي، عکسي است که خبر از قيامت سوژهاش بدهد.
شيطان، خبرنگاراني دارد که گاهي راست مينويسند عين دروغ! و هميشه دروغ مينويسند عين راست!
غربيها ميکوشند تا کراهت و زشتي چهره اخبار دروغ را با عمليات آرايشگرانه اخلاقي بپوشانند!
در مطبوعات غرب، «راستگو»، نشريهاي است که اخبار دروغش را «خوشگلتر» چاپ کند!
خوش اخلاق مطبوعاتي به «هو» ميانديشد و بد اخلاق مطبوعاتي به هو و جنجال!
خبرنگاران حرفهاي غرب، خوب ميدانند که قبل از القاي هر دروغ بايد مقدار زيادي راست گفت.
در يک کلام «اخلاق مطبوعاتي» ؛ يعني رعايت واجبات و ترک محرمات الهي.
بهترين مصداق بداخلاقي مطبوعاتي، بعضي آگهيهاي تبليغاتي است.
نشريهاي که ميخواست راستگو بماند، آگهيهاي تبليغاتي را از دستور کار خود خارج کرد.
آگهي تبليغي، دروغ بليغي است که نگفتنش براي يک روزنامهنگار متعهّد، خيلي خرج دارد!
خبرنگار بهشتي، مجبور به موجز نوشتن است؛ چون مؤمن براي پرگويي اصلاً وقت ندارد.
خبرنگار «امين» بايد خيلي مواظب باشد تا روي «مينِ» اخبار دروغ و شايعات نرود.
چاپ يک خبر تأييد نشده، به منزله ورود به يک ميدان مين است.
خبرنگاري که در ازاي انجام وظيفهاش طلب هديه نکند، مهمترين جزء وظيفهاش را به انجام رسانده است.
روزنامهنگاري که زيادي آزاد بود، حقايق را هميشه در بند ميکرد.
خبر در سر چهار راهي ايستاده که سه راه آن به سوي «غيبت»، «دروغ» و «تهمت» ميرود و يک راه آن به سوي راستهاي گفتني.
متنوعترين و در عين حال خستهکنندهترين کارها، خبرنگاري است؛ ولي نه براي يک مؤمن.
در چارچوب اخلاق مطبوعاتي اسلامي، «آزادي»؛ يعني آزادي براي راست گفتن.
در چارچوب اخلاق مطبوعاتي غربي، «آزادي»؛ يعني آزادي براي گاهي راست هم گفتن!
بلند آوازهترين خبررسانان راستگوي دنيا، مؤذناناند.
پيامبران «اخبار ملکوت» را به عالم مُلک ميآورند و جانشينان ايشان، آنها را تفسير و تحليل ميکنند.
بعضيها از باب خوشمزگي مطبوعاتي، وجود دروغ در متن يک خبر را ـ اگر بيش از اندازه سس در سالاد نباشد ـ تجويز ميکنند!
اخلاق مطبوعاتي غرب به خوش اخلاقيهاي واقعي روزنامهنگاران، نمره بد اخلاقي ميدهد.
«هم انديشي اخلاق مطبوعاتي» بايد به عمل صالح منجر شود تا بدل به
«درهمانديشي» نشود. *
* . با تشکر از نويسنده ناشناخته متن، که اي کاش مأخذ اين نوشته را مييافتيم!