چهل حدیث جهادی

جهاد نفس
از حضرت امام صادق «ع» نقل شده است كه فرمود : همانا پيغمبر «ص» فرستاد لشكري را . پس چون كه برگشتند فرمود : « آفرين باد به گروهي كه به جاي آوردند جهاد كوچك را و به جاي ماند بر آنها جهاد بزرگ.» گفته شد : اي پيغمبر خدا چيست آن جهاد بزرگ ؟ فرمود : جهاد نفس است .



مقام اول

بدان كه مقام اول نفس و منزل اسفل آن ، منزل «ملك» و ظاهر و دنياي آن است كه اشعه و انوار غيبيه آن در اين بدن محسوس و بنيه ظاهره تابيده و او را زندگاني عرضي بخشيده و تجييش جيوش در اين بدن كرده و ميدان جنگ آن همين بدن است و قواي ظاهره آن لشكر آن است كه در اقاليم سبعه ملكيه يعني گوش و چشم و زبان و شكم و فرج و دست و پا بسط پيدا كرده است .



تفكر

بدان كه اول شرط مجاهده با نفس و حرك به جانب حقتعالي «تفكر» است . و تفكر در اين مقام عبارت است از آنكه انسان لااقل در هر شب و روزي مقداري –ولو كم هم باشد – فكر كند در اينكه آيا مولاي كه او را در اين دنيا آورده و تمام اسباب آسايش و راحتي را از براي او فراهم كرده و بدن سالم و قواي صحيحه ، كه هر يك داراي منافعي است كه عقل هر كس را حيران مي كند ، به او عنايت كرده و اين همه بسط بساط نعمت و رحمت كرده و از طرفي هم اين همه انبيا فرستاده و كتابها نازل كرده و راهنمائيها نموده و دعوتها كرده ، آيا وظيفه ما با اين مولاي مالك الملوك چيست ؟



حيا كن !

انسان عاقل بايد در فكر خودش باشد و به حال بيچارگي خود رحم كند و با خود خطاب كند : اي نفس شقي كه سالهاي دراز در پي شهوات عمر خود را صرف كردي و چيزي جز حسرت نصيبت نشد ، خوب است قدري به حال خود رحم كني . از مالك الملوك حيا كني و قدري در راه مقصود اصلي قدم زني كه آن موجب حيات هميشگي و سعادت دائمي است . سعادت هميشگي را مفروش به شهوات چند روزه فاني .

عزم

منزل ديگري كه بعد از تفكر از براي انسان مجاهد پيش مي آيد منزل «عزم» است . بعضي از مشايخ ما مي فرمودند كه عزم جوهره انسانيت است و ميزان امتياز انسان است و تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم اوست . و عزمي كه مناسب با اين مقام است عبارت است از بناگذاري و تصميم بر ترك معاصي ، و فعل واجبات ، و جبران آنچه از او فوت شده در ايام حيات ؛ و بالاخره عزم بر اينكه ظاهر و صورت خود را انسان عقلي و شرعي نمايد كه شرع و عقل به حسب ظاهر حكم كنند كه اين شخص انسان است . و انسان شرعي عبارت از آن است كه موافق مطلوبات شرع رفتار كند و ظاهرش ظاهر رسول اكرم«ص» باشد ؛ و تاسي به آن بزرگوار كند در جميع حركات و سكنات و در تمام افعال و تروك . و بدان كه هيچ راهي در معارف الهيه پيموده نشود مگر آنكه ابتدا كند انسان از ظاهر شريعت . و تا انسان متادب به آداب شريعت حقه نشود ، هيچ يك از اخلاق حسنه از براي او به حقيقت پيدا نشود .



اي عزيز !

اي عزيز بكوش تا صاحب عزم و داراي اراده شوي كه خداي نخواسته اگر بي عزم از اين دنيا هجرت كني ، انسان صوري بي مغزي هستي كه در آن عالم به صورت انسان محشور نشوي زيرا كه آن عالم محل كشف باطن و ظهور سريره است . و جرئت بر معاصي كم كم انسان را بي عزم مي كند و اين جوهر شريف را از انسان مي ربايد .



مشارطه ، مراقبه ، محاسبه

و از اموري كه لازم است از براي مجاهد مشارطه و مراقبه و محاسبه است . «مشارطه» آن است كه در اول روز با خود شرط كند كه امروز بر خلاف فرموده خداوند تبارك و تعالي رفتار نكند . و اين مطلب را تصميم بگيرد . و معلوم است كه يك روز خلاف نكردن امري است خيلي سهل، انسان مي تواند به آساني از عهده برآيد . تو عازم شو و شرط كن وتجربه نما ببين چقدر سهل است . ممكن است شيطان و جنود آن ملعون بر تو اين امر را بزرگ نمايش دهند ولي اين از تلبيسات آن ملعون است . او را از روي واقع و قلب لعن كن و اوهام باطله را از قلب بيرون كن و يك روز تجربه كن ، آن وقت تصديق خواهي كرد .

و پس از اين مشارطه ، بايد وارد «مراقبه» شوي . و آن چنان است كه در تمام مدت شرط متوجه عمل به آن باشي و خود را ملزم بداني به عمل كردن به آن . و اگر خداي نخواسته در دلت افتاد كه امري را مرتكب شوي كه خلاف فرموده خداست ، بدان كه اين از شيطان و جنود اوست كه مي خواهند تو را از شرطي كه كردي بازدارند . و اين مراقبه با هيچ يك از كارهاي تو از قبيل كسب و سفر و تحصيل و غيرها منافات ندارد .

و به همين حال باشي تا شب كه موقع «محاسبه» است . و آن عبارتست از اينكه حساب نفس را بكشي در اين شرطي كه با خداي خود كردي كه آيا به جا آورد ، و با ولي نعمت خود در اين معامله جزئي خيانت نكردي ؟



و بدان كه …

و بدان كه خداي تبارك و تعالي تكليف شاق بر تو نكرده و چيزي كه از عهده تو خارج است و در خور طاقت تو نيست بر تو تحميل نفرموده ، لكن شيطان و لشكر او كار را بر تو مشكل جلوه مي دهند . و اگر خداي نخواسته در وقت محاسبه ديدي سستي و فتوري شده در شرطي كه كردي ، از خداي تعالي معذرت بخواه و بنا بگذار كه فردا مردانه به عمل شرط قيام كني .



اي نفس خبيث !

اكنون متذكر شو اي نفس خبيث نويسنده كه چه ظلمي است بزرگ و چه گناهي است عظيم اگر معصيت همچو عظيمي را به نعمت خودش كه قواي تو است در محضر مقدس خودش بنمايي . آيا اگر داراي يك خرده حيا باشي نبايد از خجالت آب شوي و به زمين فرو بروي ؟ پس اي عزيز ! متذكر عظمت خوداي خود باش ؛ و متذكر نعمتها و مرحمتهاي او شو ؛ و متذكر حضور باش ؛ و ترك نافرماني او را ؛ و در اين جنگ بزرگ بر جنود شيطان غلبه كن و مملكت خود را مملكت رحماني و حقاني كن .



سيرت و صورت

اگر ملكه شهوت و بهيميت بر باطن انسان غلبه كند و حكم مملكت باطن حكم بهيمه شود ، انسان صورت ملكوتيش صورت يكي از بهائم است مناسب با آن خلق . و اگر ملكه غضب و سبعيت بر باطن و سريره اش غلبه كند و حكم مملكت باطن و سريره حكم سبع شود ، صورت غيبيه ملكوتيه صورت يكي از سباع است . و اگر وهم و شيطنت ملكه شد و باطن و سريره اش داراي ملكات شيطانيه شد ، از قبيل خدعه ، تقلب ، نميمه ، غيبت ، صورت غيب و ملكوتش صورت يكي از شياطين است به مناسبت آن .



نزاع عظيم تر

بدان كه از براي نفس انساني يك مملكت و مقام ديگر است كه آن مملكت باطن و نشئه «ملكوت» اوست كه جنود نفس در آنجا بيشتر و مهمتر از مملكت ظاهر است . و نزاع و جدل بين جنود رحماني و شيطاني در آنجا عظيم تر و مبالغه در آن نشئه بيشتر و با اهميت تر است . بلكه هر چه در مملكت ظاهر است از آنجا تنزل پيدا كرده و ظهور در ملك نموده . و اگر هر يك از جنود رحماني و شيطاني در آن مملكت غالب آيند در اين مملكت نيز غالب شوند . و جهاد نفس در اين مقام پيش مشايخ عظام از اهل سلوك و اخلاق خيلي اهميت دارد . بلكه مي توان سرچشمه تمام سعادات و شقاوات و درجات و دركات را آن مقام دانست . انسان بايد خيلي ملتفت خود در اين جهاد باشد .



تسليم

بدان كه وهم و غضب و شهوت ممكن است از جنود رحماني باشند و موجب سعادت و خوشبختي انسان گردند ، اگر آنها را تسليم عقل سليم و انبياء عظيم الشان نمايي . و ممكن است از جنود شيطاني باشند اگر آنها را از سر خودگرداني و وهم بر آن دو قوه با اطلاق عنان حكومت دهي .



ضبط خيال

بدان كه اول شرط از براي مجاهد در اين مقام و مقامات ديگر ، كه مي تواند منشا غلبه بر شيطان و جنودش شود ، حفظ طائر خيال است . چون كه خيال مرغي است بس پرواز كن كه در هر آني به شاخي خود را مي آويزد و اين موجب بسي از بدبختيهاست . و خيال يكي از دستاويزهاي شيطان است كه انسان را به واسطه آن بيچاره كرده و به شقاوت دعوت مي كند . انسان مجاهد كه در صدد اصلاح خود برآمده و مي خواهد باطن را صفايي دهد و از جنود ابليس آنرا خالي كند بايد زمام خيال را در دست گيرد و نگذارد هر جا مي خواهد پرواز كند . هر وقت مي خواهد متوجه امر پستي و خسيسي شود آن را منصرف كني و توجه كني به امور ديگر ، از قبيل مباحات يا امور راجحه شريفه .



شوخي نيست !

درست تفكر كن عزيزم ، قرآن نعوذ بالله كتاب قصه نيست ؛ شوخي با شما نمي كند ؛ ببين چه مي فرمايد ؟ اين چه عذابي است كه عزيزها را از ياد مي برد ، حامله را بي بار مي كند ؟ آيا چه عذابي است كه خداوند تبارك و تعالي با آن عظمت او را وصف مي كند به «شدت» و جاي ديگر به «عظمت». چيزي را كه خداوند تبارك و تعالي ، كه عظمت او حد و حصر ندارد و عزت و سلطنت او منتهي ندارد توصيف به شدت و عظمت كند آيا چه خواهد بود ؟ خدا مي داند عقل من و تو و فكر همه بشر از تصورش عاجز است .



از خواب بيدار شو !

هان اي عزيز ، از خواب بيدار شو . از غفلت تنبه پيدا كن و دامن همت به كمر زن و تا وقت است فرصت را غنيمت بشمار . و تا عمر باقي است و قواي تو در تحت تصرف توست و جواني برقرار است و اخلاق فاسده بر تو غالب نشده و ملكات رذيله بر تو چيره نگرديده ، چاره اي كن و دوايي براي رفع اخلاق فاسده و قبيحه پيدا كن و راهي براي اطفاء نائره شهوت و غضب پيدا نما . بهترين علاجها كه علماي اخلاق و اهل سلوك از براي اين مفاسد اخلاقي فرموده اند اين است كه هر يك از ملكات زشت را كه در خود مي بيني ، در نظر بگيري و بر خلاف آن تا چندي مردانه قيام و اقدام كني و همت بگماري بر خلاف نفس تا مدتي ، و بر ضد خواهش آن رذيله رفتار كني و از خداي تعالي در هر حال توفيق طلب كني كه با تو اعانت كند در اين مجاهده ، مسلما بعد از مدت قليلي آن خلق زشت رفع شده و شيطان و جندش از اين سنگر فرار كرده ، جنود رحماني به جاي آنها برقرار شود .

افتتاح ابواب رحمت

چون كه مجاهده نفس در اين مقام به اتمام رسيد و انسان موفق شد كه جنود ابليس را از اين مملكت خارج كند و مملكتش را سكناي ملائكه الله ومعبد عباد الله الصالحين قرار داد ، كار سلوك الي الله آسان مي شود و راه مستقيم انسانيت روشن و واضح مي گردد و ابواب بركات و جنات به روي او مفتوح گردد .



(خلاصه اي از حديث اول كتاب شريف اربعين حديث حضرت امام خميني «ره»)