سبک زندگی با رویکرد تفکر انتقادی
پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامي: بحث سبک زندگی را با عنوان مهارتهای زندگی هم میتوان نام نهاد که شامل چند مورد است. یکی خود آگاهیست یا همان اعتماد به نفس یا خودباوری که به نظر میرسد در حال حاضر جوانان ما بسیار به آن نیاز دارند. از آنجایی که مخاطبین اصلی ما و افرادی که اینجا جمع شدهاند، جوانان هستند البته بحث باید گسترة جامعه باشد، اما رویکردمان بیشتر نسل جوان و البته مخاطب دانشگاهی است. ممکن است خودآگاهی، اعتماد به نفس و خودباوری عیناً مترادف هم نباشند ولی تا حدودی مطلب را میشود به این شکل درآورد. مقام معظم رهبری هم روی اعتماد به نفس ملی تکیه میکنند که فکر میکنم اگر اعتماد به نفس فردی نباشد، منجر به اعتماد به نفس ملی هم نخواهد شد.
خودآگاهی را میتوان با تعابیر مختلفی مطرح کرد. یکی از ریشههای آسیبهای اجتماعی، خودکمبینی است که خودآگاهی یا خودباوری یا پیدا کردن هویت شخصی نقطة مقابل آن میشود. برای مثال: به جوانی که سیگار نمیکشد میگویند بچه ننه. برای اینکه این برچسب را به او نچسبانند، قبول میکند سیگار بکشد. پس احتمالاً یکی از ریشهها، خود کمبینی است. خود کمبینی از نظر روانشناسی، بحث شخصیتی است که ممکن است با بحث ایمان و تقوا ارتباط پیدا کند ولی میتوان به یک نوجوان 12 ساله بگوییم ایمانش را تقویت کند. ایمان حلاّل همة مشکلات است. یک نوجوان تازه اول راه است باید خودش را پیدا بکند. ما باید زمینه را برای تقویت خودباوری برای جوانانمان آماده کنیم. حال ممکن است از این طریق که: من که هستم؟ از کجا آمدهام؟ وظیفهام چیست؟ قرار است به کجا برسم؟ در حال حاضر کجا هستم؟ بعد کجا خواهم بود؟ وارد شویم. یک وقت هم ممکن است، همین بحثهایی که در مباحث خودشناسی به معنی روانشناسی مطرح میشود، را برای جوانانمان مد نظر قرار دهیم. یا مثلاً بحث پوشش که همیشه مطرح است گاهی بچههای ما در سنین نوجوانی میگویند: اگر با این پوشش بیرون بروم ممکن است به من بخندند. بحث «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» پیش میآید در واقع نوجوانان به اکثریت نگاه میکنند. ما میگوییم اگر این خودباوری در او تقویت شود، یاد میگیرد که شهامت «نه» گفتن داشته باشد. قاطعیت داشته باشد، قدرت ابراز وجود داشته باشد. وقتی میفهمد کاری درست است، آن کار را انجام دهد. همان طوری که از آن طرف آنها کارهای باطل و بیهودهشان را نشان میدهند، یعنی با اعتماد به نفس کاذب و جهت پیدا نکرده در صورتی که میبینیم روی ظاهرش خوب کار کرده است. با بیپروایی کامل آقا یا خانم آرایش میکند و بیرون میآید. اینکه به ایمان ارتباط ندارد. چه طور باطل به راحتی خودش را نشان میدهد و بیرون میآید؟ ما باید بچههای خودمان را اولاً کمک کنیم به اعتماد به نفس آنان جهت مثبت بدهیم و با رویکرد ایمانی؛ از آن طرف هم به بچههای در حال رشد کمک کنیم. به خصوص دبیران پرورشی و دینی در مدارس، مدرسین معارف در دانشگاهها چون در حدّ کارشناسی هنوز هم امکان تقویت وجود دارد. یا متولیان فرهنگیمان باید طوری کار کنند که روی اعتماد به نفس و خودباوری جوانان و نوجوانان بیشتر کار شود. همچنان که گفتیم یکی از ریشههای آسیبهای اجتماعی، خود کمبینی است و نقطة مقابل آن میشود و خودباوری و خودآگاهی و اعتماد به نفس.
به عنوان مثلاً در دانشگاه شما، آخرین باری که کتابی را با عنوان شیوههای تقویت اعتماد به نفس به مسابقه گذاشتید چه وقت بوده است؟ یا خواهران و برادرانی که تدریس میکنند، بگویند آخرین باری که در کلاس در مورد «اعتماد به نفس» نه دربارة ایمان و تقوا، صرفاً دربارة خودباوری و اعتماد به نفس، شهامت نه گفتن، جوگیر نشدن، که به بحث تفکر انتقادی ما برمیگردد، صحبت کردید یا در اتاق فکر دانشگاه نشستید و در این مورد که برای تقویت روحیة شخصیتی جوانان و تقویت اعتماد به نفس و خودباوریشان، به نتیجه رسیدید که چه برنامههایی بگذارید؟ در مورد عفاف و حجاب خیلی صحبت کردیم، در حالی که باید بپذیریم یکی از ریشههای بد حجابی، خود کمبینی است. اگر ده ریشه دارد، یکی از آنها خود کمبینی است. در این قسمت چقدر کار کردیم؟
مورد بعدی برنامه ریزی و تصمیمگیری است. در حال حاضر جوانان ما به برنامهریزی نیاز دارند. ممکن است جوانان ما هدف نداشته باشند، شیوة هدفگذاری را بلد نباشند. ما چه قدر دربارة هدفگذاری به جوانانمان آموختیم؟ مثلاً مدرس اخلاق، معارف، مهارتهای زندگی تاریخ اسلام در مؤسسه یا دانشگاه هفتهای چند دقیقه دراینباره با هم حرف بزنند. مثلاً در مورد هدفگذاری، با کمک جوانان به آنها بیاموزیم که اهدافشان را تعیین کنند. هدفگذاری چه مراحلی دارد چه قواعدی دارد؟ مثلاً برنامهریزی تحصیلی باید چگونه باشد؟
مورد بعدی تصمیمگیری و حل مسئله است بهترین تصمیم را چه طور میشود گرفت؟ استخاره چه نقشی در تصمیمگیری دارد؟ مبانی تصمیمگیری چیست؟ موانع آن کدام است؟ چرا بعضیها میتوانند خوب تصمیم بگیرند اما نمیتوانند آن را اجرا کنند؟ چرا وقتی مسئلهای پیش میآید عدهای به جای آنکه آنرا حل کنند، صورت مسئله را پاک میکنند؟ آدمی که مهارت حل مسئله را در خودش تقویت کرده چه ویژگیهایی دارد؟ با آدمی که صورت مسئله را پاک میکند چه فرقهایی دارد؟ به معلم در هر جلسه چند دقیقه در مورد حل مسئله با بچه ها صحبت کند. جوانان یاد بگیرند اگر مسئلهای در زندگیشان پیش آمد باید چکار کنند؟ که موضوع برمیگردد به بحث تفکر. مهارتهای زندگی تفکر خلاق میخواهد. خلاقیت نمیخواهد تفکر خلاق میخواهد چون میخواهیم تفکر خلاق را با فکر کردن و اندیشیدن پیوند بدهیم. میخواهیم شاخص بحثهایمان را فکری و خردورزی قرار دهیم. آدمهای خلاق چه فرقی با ما دارند؟ آنهایی که اندیشهشان انجام کار نو است. تفکرشان این است که یکنواختی فایده ندارد. «کل یومٍ هُوَ فی شَأن» از قرآن شروع کنیم ببینیم خدا هر روز چه طور در حال کاری است؟ ما هم وظیفه داریم به عنوان جانشینان خدا روی زمین روز به روز دنبال فکری نو و متنوع باشیم. موانع فردی خلاقیت چیست؟ موانع سازمانی آن چیست؟چه قدر خودمان در این مورد کار کردیم؟ چه قدر در کلاسهایمان بحث کردیم چه قدر در نشریات دانشجوییمان به آن پرداختیم؟ چه قدر در اتاق فکرمان کار کردیم؟چه کسی باید اینها را به بچههای ما بیاموزد؟
رسیدیم به تفکر انتقادی به عنوان یکی از محورهای سبک زندگی یا مهارتهای زندگی چه قدر در مورد تفکر انتقادی کار شده؟ با همین اسم یا با اسمهای مترادفی که بعداً ارائه میشود. تفکر انتقادی چیست؟ باید جوانان خود را چگونه پرورش دهیم که نسبت به اطرافشان حساس باشند؟ انتقادپذیر و اهل انتقاد باشند؟ جوانان اغلب انتقادپذیر نیستند از انتقاد ناراحت میشوند. بعضی انتقادپذیر هستند ولی اهل انتقاد نیستند. معتقدند: "عیسی به دین خود، موسی به دین خود". به من چه ارتباطی دارد که در جامعه چه اتفاقاتی رخ میدهد؟ چه قدر در این مورد کار شده است؟ معیارهای تفکر انتقادی چیست؟ مقابله با هیجانات و فشار روانی، مدیریت هیجانات درونی مانند اظطراب و استرس و افسرگی. در این مورد یا خودمان کار کنیم یا از روانشناسان، روانپزشکان و پرشکان مجرب و متخصص کمک بگیریم. اظطراب چیست؟ راههای درمان آن کدامست؟ اظطراب امتحان چیست؟ نقش اساتید دانشگاه در غلبة دانشجویان بر اظطراب چیست؟ ما چه قدر میتوانیم در این مورد کار کنیم. چون اساتید فیزیک و شیمی و ... به این بحثها ورود نمیکنند. مشاوران دانشگاه هم که موردی مشورت میدهد. متولیان فرهنگی دانشگاه باید در این محورها کار کنند.
فرق اضطراب و استرس چیست؟ فرق این دو با افسرگی چیست؟ البته همه به این موارد مبتلا نیستند ولی در بخش امتحانات تعداد قابل توجهی با این مشکل دست و پنجه نرم میکنند. این افراد باید وارد اجتماع شوند. شاید دیگر فرصت یادگیری به اندازهای که در دانشگاه داشتند برایشان فراهم نباشد. مورد بعدی کنترل و مدیریت خشم است. خشم خود و دیگران چون حساسیت ویژهای برخوردار است به اجبار از هیجانات درونی جدا کردیم.
ارتباط مؤثر با همدلی اینها چیزهایی هستند که ما برای تغییر یا اصلاح کسب زندگی انتخاب کردیم. مهارتها هم شامل فنون یا مهارتهای ارتباطی میشود، هم شامل بحث ازدواج، هم صمیمیت همسران برای کسانی که ازدواج کردهاند و هم بحث روابط فامیلی است، همچنین بحث روابط دختر و پسر، محرم و نامحرم نیز مطرح است. در ارتباط مؤثر زیر شاخههای زیادی وجود دارد. اینها جزو مهمترین فاکتورهای مهارت زندگی است که هر فردی فارغ از اینکه چه دین و مذهبی دارد و محل زندگیشان کجاست، در ایران یا هر کجای دیگر، به این مهارتها نیاز دارند. البته اگر بخواهیم معنویت را هم دخیل کنیم بحثی جداگانه است "من عرف نفسه فقد عرف ربّه" که میتوانیم در بطن همین بحث مطرح کنیم. به نظر میرسد که اینها بسیار اهمیت دارد.
تفکر انتقادی تعاریف زیادی دارد که من یکی را انتخاب کردم. وآن فرایندی شناختی، هدفمند، منطقی و سازمان یافته، به منظور بررسی و ارزیابی اطلاعات موجود و نتایج حاصل از آن و گزینش صحیحترین نظریه و درستترین تصمیم. باید توجه داشت هر کدام از اندیشمندان در زمینههای مختلف با اسامی مختلف به این موضوع پرداختند. اگر ما نخواهیم خیلی تخصصی وارد بحث شویم و بخواهیم به جنبههای کاربردی توجه بیشتر داشته باشیم، موضوع را میتوان دو نوع مطرح کرد: یکی اینکه در دانشگاهها کرسیهای آزاداندیشی بگذاریم با عنوان بررسی تفکر انتقادی که صاحبنظران بیایند نظر بدهند. نوع دوم در یک دانشگاه ما با ده هزار دانشجو مواجهیم و میخواهیم تفکر انتقادی را به صحنة عمل بیاوریم و دانشجوها را حساس کنیم که بیشتر جنبة کاربردی دارد. ما میخواهیم نتایج حاصل از اطلاعاتی که در اختیار داریم را طی فرایندی بررسی و مورد ارزیابی قرار دهیم بعد بهترین نظریه و درستترین تصمیم را اتخاذ کنیم. اگر این طور به موضوع تفکر انتقادی نگاه کنیم، بعد تفکر انتقادی به همة مهارتهای زندگی که پیشتر نام بردیم ارتباط پیدا میکند. یعنی اگر شخصی میخواهد به خودآگاهی و اعتماد به نفس برسد باید از تفکر انتقادی برخوردار باشد و آن را سرلوحة کارهایش قراردهد. اگر بخواهد مسئلهای را حل کند و بهترین تصمیم را بگیرد، ناگزیر باید تفکر انتقادی را محور قرار دهد. اگر بخواهد بهترین ارتباط را برقرار کند، باید تفکر را محور کارهایش قرار دهد.
تو اول بگو با کیان زیستی
پس آنگه بگویم که تو کیستی
به عنوان مثال در دوست یابی: باید اول به رفتار و اندیشههایش فکر کند و بسنجد که میتواند همدم او باشد یا نه؟ یعنی در حقیقت تفکر انتقادی را، ریشه در همة مهارتهای زندگی دارد.
رویکرد دیگری از موضوع تفکر انتقادی را با یک آیه و حدیث عرض کنم. قل هاتوا برهانکم سورة انبیاء آیة 24 خداوند میفرماید: دلیلتان را بگویید یعنی هر حرفی را با دلیل باید بپذیریم یا رد کنیم. امام علی (ع) میفرماید: کونوا نقّاد الکلام سخنان را نقد کنیم. یا اضربوا بعض الرأى ببعض يتولد منه الصواب. آرا را به هم ربط دهید تا نظر صحیح از آن به دست آید.
همه چیز را همگان دانند نمیشود یک نظر را من استبد بِرأیهُ هلک.
چند مورد از ریشههای قرآنی و حدیث بحث انتقادی را گفتیم تا وارد قسمتهای کاربردیتر شویم. بشّر عباد یستمعون القول و یتبّعون احسن.
«ابعاد تفکر انتقادی»
بعضی از دانشمندان تحت عنوان شناخت به این موضوع پرداختند. مثلاً گفتند: ابزار و موانع شناخت. آیت اله مکارم شیرازی در کتاب پیام قرآن جلد اول، آسیبها موانع درونی و بیرونی بحث شناخت را به طور مفصل بیان کردند. همچنین در کتاب اخلاق در قران نیز به طور کامل به موضوع پرداختند.
آقای دکتر اصغر خندان مدرس دانشگاه امام صادق در کتابی به نام مغالطات حدود 100 مغالطه را گفتند. در آنجا به بحث تفکر انتقادی تحت عنوان مغالطات پرداختند. هم مبانی تفکر فلسفی غربی و هم مبانی دینی با بیان کردند که بسیار خواندنی است.
آقای شریفی در کتاب آیین زندگی فصلی را به اخلاق نقد اختصاص دادند که مباحث مربوط به تفکر انتقادی را با عنوان اخلاق نقد آورده و پرداختهاند.
شهید مطهری در کتاب انسان و ایمان در مجموعة جهانبینی توحیدی، بحثی دارند تحت عنوان لغزشگاههای اندیشه که حداقل پنج مورد را آنجا نام بردهاند و در حقیقت با تعبیر ما همان معیارهای نقد است. روانشناسان هم از بعد روانی به آن پرداختند. جالب این است که همة به این بحث وارد شدند. یعنی فیلسوفان و مفسرین از دیدگاه قرآنی، فقها از دیدگاه دیگر، دانشمندان علم اخلاق با عنوان آداب و اخلاق نقد، منطقیون با عنوان مغالطات و ... روانشناسان نیز از بعد روانی وارد بحث میشوند مثلاً در سایت جهانی بهداشت بحث تفکر انتقادی را این طور مطرح کردند: اگر فردی بخواهد از بهداشت روانی بالایی برخوردار باشد نباید نسبت به خودش و جامعهاش بیتفاوت باشد، باید نسبت به وضع موجود منتقد باشد. روانشناسان بحث را با بعد روانی انسان مرتبط کردند. گفتهاند کسی از سلامت روانی برخورداراست یا یکی از شاخصهای بهداشت روانی اینست که تفکر انتقادی را محور فعالیتهای روزمّره ی خود قرار دهد.
اولین مطلبی که روانشناسان برای حل مسئله مطرح میکنند یا خودآگاهی هیجانی است. معتقدند فرد باید بداند مشکل یا معضلی به وجود آمده، پس نسبت به بحران به وجود آمده نباید تماشاچی باشیم. چون اگر تماشاچی باشیم، کوچکترین بحران زندگی خود را هم نمیتوانیم حل کنیم. روانشناسان خود آگاهی هیجانی را اصلیترین راه کار حل مسئله قرار میدهند. در بحث بهداشت روانی نیز گفتهاند تفکر انتقادی چیزی مثل خودآگاهی هیجانی در حل مسئله است. جالب است این تعبیر را برای تفکر انتقادی به کار میبرند: استفادة هوشمند از دانش و تواناییها برای مقابلة مؤثر با موقعیتهای زندگی. یعنی یک روانشناس با این تعابیر به بحث تفکر انتقادی ورود کرده است. پس تقریباً ابعاد گوناگون مشخص شد. حال ما بُعدی از تفکر انتقادی را میخواهیم بگوییم که در قرآن با نامی دیگر موج میزند. و آن امر به معروف و نهی از منکر است. به نظر ما اگر بخواهیم یکی از مهمترین ابعاد تفکر انتقادی را بر اساس قرآن و عترت مورد بررسی قرار دهیم، میگوییم امر به معروف و نهی از منکر برجستهترین بُعد تفکر انتقادی است. البته می شود نامش را مسئولیتپذیری اجتماعی هم گذاشت. میشود گفت نظارت عمومی یا نظارت همگانی.
سوال: این تعریفی که شما برای تفکر انتقادی ارائه دادید و فرمودید: فرآیند شناختی هدفمند منطقی ... از کجا و چه پشتوانه فکر به این تعریف رسیدید؟
پاسخ: ما پیش فرض خودمان را در قران و سنّت از وحی میگیریم یعنی از پیش خودمان تعیین نمیکنیم. ما میگوییم هم فطرت، هم وحی معروفند. در واقع کلام خدا برخی را معروف و برخی دیگر را منکر معرفی میکند. هم فطرت این را میگوید هم برای اینکه مطمئن باشیم فطرت و عقلمان اشتباه نکرده آن را با وحی می سنجیم و میبینیم وحی هم همین را مشخص تأیید کرده است. برای غیرمسلمان نیز در ملیتها و ادیان دیگر نیز وجود دارد. یعنی شعائری که کتاب آسمانی دارند. یک طبیعت دارند و یک فطرت. طبیعت خاکی و فطرت الهی است. بر اساس فطرت که الهی است هیچ فرقی با هم نداریم. در همة ملّیتها و ادیان چه توحیدی چه غیر توحیدی، فطر همه پاک است. ما اگر بخواهیم بر اساس فطرت، معروفها و منکرها را بسنجیم، مشکلی نیست. زیرا حجت درونی است و همه برای خودشان این حجت درونی را دارند. اگر صاحب دین باشند که ادیان آنها این فطرت را تأیید میکند همان طور که دین ما آن را تأیید کرده است. در این صورت مشکلی نداریم. چیزی که به فطرت بر میگردد و وحی هم آن را تأیید میکند یعنی کلام خدا. با او گفتگو کنیم و بهترین را انتخاب کنیم. آنچه که فطرت میگوید را ما گوشزد میکنیم همان طور که پیامبران راهی که به خلاف میرویم را به ما متذکر میشوند. ما هم به شخص میگوییم.
سؤال: آیا فطرت می تواند به عنوان مبانی مورد رجوع باشد؟
پاسخ: بله. در صورت انجام امر اشتباه و خطا اگر همین شخص را به کارگاه فطرت ببریم میفهمد که اشتباه میکند. به هر حال هر آدمی دارای فطرت است. این فطرت ممکن است بعضی جاها نظر خاص داشته باشد ولی به هر حال انسانها فطرت ثابت است.
در چه صورتی شخص به ظاهر بر خلاف فطرت عمل میکند؟ چون تفکر انتقادی ندارد. چون بقیه سکوت کردند، کم کم تبدیل شد به یک فرهنگ غلط. همه با سکوت خود این فرهنگ غلط را رایج کردند. یعنی آنهایی که واقعاً با فطرتشان حرکت میکردند، فکر کردند به آنها ربطی ندارد. البته ما هم میخواهیم بحث را به همین جا برسانیم؛ برای اینکه رفتارهای اجتماعی واقعاً بر اساس فطرت تحقق پیدا کند و رفتارهای غیرفطری اجازة ظهور پیدا نکند، رواج فرهنگ تفکر انتقادی در جامعه است. ترویج فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر. یکی از کارآمدترین و مؤثرترین راه کارها برای اینکه رفتارهای درست در اجتماع به وقوع بپیوندد و رفتارهای نادرست برچیده شود، ترویج فرهنگ تفکر انتقادی است طوری که افراد سکوت نکنند تا شخص فکر کند پس فرهنگ حکم همان کار غلطی است که او انجام داده یکی از علتهایی که افراد نسبت به کار غلط تهییج میشوند، سکوت اطرافیان است. کسی نه با بیان نه با نگاه هشدار نمیدهد همه در هالهای از ابهام و سکوت به سر میبرند. او هم تصور میکند عملش درست است. اگر فرهنگ مسئولیت پذیری اجتماعی، تفکر انتقادی، امر به معروف و نهی از منکر با هر بعدی مطابق فطرت در جامعه رواج پیدا کند و شخص خود را تحت سیطرة یک فرهنگ حاکم ببیند، بسیاری از جرائم اتفاق نمیافتد. شخص به خود میگوید از صبح که بیرون آمدم، تعداد زیادی به من گفتند کارم اشتباه است.
فرض ما این است که معروفها و منکرها شناخته شدهاند. ممکن است در بعضی دانشگاهها معروفها منکر شده یا برعکس. صحبت از فضایی است که تقریباً مورد اتفاق است. در حال حاضر برخی معروفهای مسلم و صد در صد فطری، برهانی، دینی، ایرانی مشخصاً منکر شدهاند یا برعکس. با اینها کاری نداریم. بحث دربارة معروفهای و منکراتی است که مؤسسه جای خودشان هستند و ممکن است خدای نکرده کار را رها کرده، کم کم همینها هم جای معروف و منکراتشان با هم عوض شود در حقیقت مسیرشان اشتباه شود. اگر ما به عنوان متولیان فرهنگی، بحث تفکر انتقادی در دانشگاه را نهادینه کنیم موفق میشویم البته هر گروهی با رویکردی به این بحث پرداخته عدهای با عنوان شناخت و موانع درونی و بیرونی آن، گروهی تحت عنوان مغالطات، منطقی بعضی کلامی، برخی اخلاقی به بحث پرداختند. ما نمیتوانیم بگوییم از کدام دیدگاه جامعه را نقد میکنید؟ ما میخواهیم جمعبندی کرده و به صورت یک جا ارائه دهیم. شهید مطهری در بحث انسان و ایمان تحت عنوان لغزشگاههای اندیشه به آن اشاره کرده است. روانشناسان بعد روانی تفکر را برجسته کردند و با عنوان خودآگاهی هیجانی از آن یاد کردهاند. تعریفی هم برای آن ارائه دادهاند: تفکر انتقادی از نظر ما: استفادة هوشمند از دانش و تواناییها برای مقابلة مؤثر با موقعیتهای زندگی است. بعضیها از دید مسئولیتپذیری اجتماعی به موضوع پرداختند و معتقدند تفکر انتقادی همان است که شما انسان مسئولیتپذیری باشید و در جامعه منتقد باشید بر اساس اصل هشتم قانون اساسی: نظارت دولت بر ملت، ملت بر دولت، ملت بر ملت بر اساس این اصل؛ یک شهروند ایرانی باید یک شهروند منتقد باشد. به دولت و هم نوع خود انتقاد کند. خاموش ننشیند
«چو میبینی که نابینا و چاه است
اگر خاموش بشینی گناه است»
جامعهشناسان از این بعد به مسئله نگاه کردند. مسئولیتپذیری اجتماعی، نظات همگانی یا عموی یا شهروند مسئول و حتی در منابع سیستمهای حقوقی دنیا نیز آمده و با عنوان جرائم علیه عدالت در فرانسه مطرح است.
یعنی اگر فردی جرمی را ببیند و جرم را گزارش نکند، خود یک جرم تلقی میشود. در فرانسه این موضوع با عنوان «جرائم علیه عدالت» و در کشور ما امر به معروف و نهی از منکر نام دارد. به همه سبک ها یا مهارتهای زندگی.
این تعبیر به بحث تفکر انتقادی اشراف دارد. حال که هر گروهی وارد این بحث شدهاند، چرا ما از منظر قرآنی آن را استخراج نکنیم؟ ما که نمیگوییم عیناً همان است. همانطوری که کلامیون و منطقیون هم نمیگویند. بحث بر سر این است که به شکلهای مختلف به موضوع پرداخته شده است. ضمن اینکه ما نمیگوییم تفکر انتقادی همان شناختی است که مثلاً فلاسفه میگویند یا همان مغالطاتی است که منطقیون میگویند. پس چرا ما از دیدگاه امر به معروف به آن نپردازیم و آن را برجسته نکنیم؟ با وجود اینکه به شدت به این موضوع نیازمندیم. جامعهای که هنوز هم تصورش به خصوص در قشر فرهیخته این است که امر به معروف و نهی از منکر همان گشت ارشاد است!
امر به معروف و نهی از منکر یعنی مبارزه با بدحجابی. ما که میدانیم امر به معروف نهی از منکر گشت ارشاد نیست پس چرا در دانشگاهها کمتر به آن توجه میکنیم؟ اگر امر به معروف و نهی از منکر در دانشگاههای ما رواج پیدا کند، با برنامهریزی و آموزش درست، دیگر ما در دانشگاهها، کمیته انضباطی نخواهیم داشت. استادی به کمیته انضباتی معرفی نمیشود، چون همکارش فهمیده که باید در مواقع لزوم به او تذکر بدهد. مشفقانه نه فضولی چون به دانشجو آموزش دادیم و طی سمینارها با فراخوان مقاله، فضای دانشگاههایمان را عوض کردیم. آسیبشناسی به عمل آوریم. مثلاً تیتر کنیم: «همایش آسیبشناسی امر به معروف»، دانشجویان 100 مقاله بدهند، ما هم استقبال کنیم.
اساتید بیایند، کرسیهای نظریهپردازی آزاداندیشی با موضوع راهکارهای ترویج فرهنگ تذکر لسانی که مقام معظم رهبری پیوسته به آن تأکید میکنند، برگزار کنند. کارگاهها و نشستهای تخصصی دانشجویان و اساتید با محوریت تفکر اقتصادی ولی با رویکرد امر به معروف بگذارند. میتوان از دیدگاههای مختلف آن را بررسی نمود. هر دفعه از یک نقطه نظر به بحث وارد شویم. چند پایاننامه در این زمینه داریم؟ در دانشگاهی که هستیم چقدر دانشجویانمان را ترغیب کردیم به اینکه با اساتید مشاور و راهنمای خود به این بحث ورود کنند؟
درست است که من به تنهایی در چند سال اخیر 10 پایاننامه داشته باشم ولی همکاران هیچ کدام به این موضوع توجهی نکنند؟ وقتی دانشجو این پتانسیل را دارد و من میتوانم از او استفاده کنم، میتوانم به او جهت بدهم، وقتی دانشجو با من درباره موضوع پایاننامهاش مشورت میکند، چرا من این موضوع را طرح نکنم؟
در مورد عناوین پایاننامههای مربوط به امر به معروف و نهی از منکر 70 فهرست داریم بهعنوان مثال: آسیبشناسی و بررسی علل و عوامل عدم توسعه فرهنگ تذکر انسانی در جامعه، جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در مهندسی فرهنگی کشور، نقش رسانه ملی در توسعه فرهنگ تذکر لسانی، نظارت عمومی و مسئولیتپذیری اجتماعی، تذکر لسانی تهدید حقوق شهروندی یا ارتقای حقوق شهروندی؟ امر به معروف و نهی از منکر عالیترین نگاه به حقوق شهروندی و ... یعنی از هر راهی میشود به این بحث وارد شد طوری که دانشجوی ما فکر نکند، میخواهیم فقط یک تفکر خاص را به او القا کنیم. از بعد جامعهشناسی، روانشناسی، دینی یا ابعاد دیگر میتوان به آن پرداخت.
ـ بررسی نقش امر به معروف و نهی از منکر در ایجاد امنیت پایدار و آرامش روانی جامعه: چه اتفاقی میافتد اگر این فرهنگ جایگاه خود را پیدا کند؟ ما آموزش دهیم و افراد بدانند که اولاً امر به معروف و نهی از منکر یعنی چه؟ با مفهوم آن آشنا شوند، و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر ـ که اینها اولیاء هم هستند. بهنظر شما در دانشگاهها نیاز به بحث و بررسی ندارد؟ آیا فقط دوست هم هستند؟ آیا نسبت به هم تعهد بالاتر از دوستی ندارند؟ آیات امر به معروف و نهی از منکر چقدر در قرآن وجود دراد؟ آیا واجب کفایی است یا عینی؟ حتی میتوان از بعد فقهی به آن ورود کرد. البته بستگی دارد به دانشگاهی که در آن کار میکنید یا مباحث کلانی که از پژوهشگاه به آن پرداخته میشود. در دانشگاه علوم انسانی از یک جهت، درعلوم پزشکی و سایر علوم از جهات دیگر میتوان بحث نمود. در وزارت بهداشت برای پزشکان سخنرانی داشتم. نقش امر به معروف و نهی از منکر را در آرامش روح و روان بررسی میکردیم. نتیجه این شد که امر به معروف و نهی از منکر، مسئولیتپذیری انسان را از نظر روحی و روانی در سطح آرامش بالا میآورد، بهداشت روانی انسان را تأمین میکند. بررسی کردیم بیتفاوتی با افسردگی چه ارتباطی دارد؟ از عوامل افسردگی بیتفاوتی و تماشاچی بودن است.
در دانشگاه استان قزوین همایشی برگزار شد با عنوان دکترین اصل هشتم قانون اساسی. ابعاد گستردهای دارد. عنوان هم کاملاً دانشگاهی است. به ظاهر اسمی از امر به معروف نیامد ولی دقیقاً همان امر به معروف است. دانشگاه دیگری با عنوان نظارت نخبگان مطرح کرده بود که بعدها غیر از مجموعه مقالات، کتاب هم شد. پس میتوان به شکلهای مختلف ارد بحث شد. در تفکر انتقادی، بخش امر به معروف و نهی از منکر به مطلبی اشاره کردیم؛ اهمیت و اثرگذاری نقد منصفانه اندیشهها در مقایسه با نقد رفتار و عملکرد. بحث را بالاتر بردیم چون در محیط دانشگاهی هستیم. برای تشکلهای مردمی، اصناف و بازاریان صحبت نمیکنیم. پژوهشگاه خوراک فکری و فرهنگی دانشگاهها را فراهم میکند. از آنجایی که رفتار و عملکرد را اندیشه میسازد، اگر فکر و خرد سالم باشد، رفتارها هم سالم خواهد بود. جای نقد و بررسی اندیشهها و آراء در دانشگاههاست. وقتی میخواهیم به بحث امر به معروف و نهی از منکر وارد شویم، قسمت مهمی را میتوان به نقد اندیشهها اختصاص داد. حال در قالب کرسیهای آزاداندیشی یا در هر قالب دیگری. در حال حاضر در هر دانشگاه چقدر نشریه دانشجویی داریم؟ تا حال دقت کردید در بحث فوق چند درصد وارد شدهاند؟ با اینکه میدانیم از مهمترین کارهایی است که یک دانشجو باید انجام دهد. در این موضوع چقدر ما با سردبیران نشست داشتیم که به آنها جهت بدهیم؟
به سردبیران دانشجویی بگوییم در این موضوعات کار کنند تا بچهها خودشان هوای هم را داشته باشند و حتی خودمان در کلاسهایمان چقدر در این مورد صحبت میکنیم؟ دوستان هملباس من باید یک سوزن به خودمان بزنیم. در منبرها چقدر از این موضوع صحبت میکنند؟ البته در مورد معروفها و منکرها همه زیاد صحبت میکنند.
تعریف رهبری در مورد ستاد احیا را خدمتتان عرض میکنم: ایشان بارها فرمودند که شما ستاد اجرای امر به معروف و نهی از منکر نیستید. ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر هستید. کاری کنید که این فریضه احیا شود. البته ستاد در حدّ خودش میتواند تلاش کند. حدود 20 همایش در این چند سا ل اخیر در دانشگاهها برگزار کرده. ستاد، کار پژوهشی ـ آموزشی، تبلیغی و فرهنگی میکند اما اجرایی نیست.
گشت ارشاد در خیابان راه نمیاندازد. نباید هم این کارها را بکند. در حیطه کاری آنها نیست.
حال دانشگاهها چقدر نقششان را ایفا کردند؟ ما به اندازه خودمان با هدایتی که کردیم 24 دانشگاه را با خود هماهنگ کردیم و 24 همایش هم برگزار شد. دانشگاههایی که شما حضور دارید چه کردند؟ پژوهشگاه در پنج سال اخیر چه کار کرد؟ در نشریات همین پژوهشگاه تورّقی کنید ببینید چند مطلب درباره امر به معروف که اینقدر ریشهای است، تا حدی که ریشه در همه مهارتها و سبکهای زندگی دارد، نوشته شده است؟ در حالی که رفتارهای اجتماعی همه برگرفته از اندیشهها و تفکرات است.
به یک روحانی گفتیم، گفت ما روی منبرها جز معروف چیز دیگری نمیگوییم. البته مقصود از معروف، امر به معروف است. چون ما صد معروف داریم که یکی از آنها امر به معروف است. اینکه تذکر بدهیم به هم چند شب منبر رفتیم و شیوههای تذکر لسانی امر به معروف را توضیح دادیم؟ حساسیت جوانان را چقدر زیاد کردیم؟ أتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسهم را از خودمان شروع کنیم. آخرین باری که همکاران به دوستانشان تذکر دادهاند کی بود؟ منظور تذکر منصفانه از باب دلسوزی است.
در تذکر دادن آنطور که رهبری فرمودند ما حق مطالبه نداریم.
در واقع این وظیفه انسانی نه اسلامی و دینی ما هست که به هم تذکر بدهیم و هوای هم را داشته باشیم.
این فرهنگ ماست. یعنی فرهنگسازی کردیم. بهنظر میرسد جرائم اجتماعی خیلی کاهش پیدا میکند البته با شیوههای مختلف. مثلاً از راه دوستی و رفاقت با یک بخشنامه خشک و بیروح نمیشود انتظار داشت همه آن چیزی که ما خواستیم به انجام برسد. مثلاً در آموزش و پرورش بخشنامه شود از فردا با این پوشش به مدرسه نیایید. ما که نمیتوانیم با بخشنامه دانشآموزان را با حجاب و عفاف آشنا کنیم. سال 62 وقتی میخواستند جوانان را با مبانی دینی آشنا کنند، 6 ماه طول میکشید. اردوهای تفریحی میگذاشتند به جوانان نزدیک میشوند تا در قلبشان جا باز کنند بعد وارد خداشناسی و فرایض دینی میشدند. به جای آن بخشنامه روی برد دانشگاه زده میشود بنابراین درصد پایینی آن را رعایت میکنند. اساتید هم فقط در کلاس تدریس میکنند. در واقع به طرف سکولار پیش میرویم حتی اساتید متعهد هم همین شیوه را در پیش گرفتند. ما چقدر برای دانشجو وقت میگذاریم؟ چقدر دانشجو را به اتاقمان میآوریم؟ در بخش فرهنگی دوستان در اتاق در بسته مینشینند و کاری با دانشجو ندارند. مثلاً لیستی از یک دانشگاه داریم که 000/12 دانشجو دارد. حراست دانشگاه لیستی تهیه کردند که هزار نفر از دانشجویان این دانشگاه در Face book فیسبوک به بدترین شکل ممکن تصویر دارند. باید با اینها چه کرد که دانشجویان فکر نکنند رصد میشوند و بگویند این کار با آزادی بیان و ... منافات دارد؟ به نظر من ب برای دانشجویان اردو بگذاریم به دستههای مختلف تقسیم و به اردوهای تفریحی برویم. با برنامهریزی خوب و متنوع، در اردو دو کارگاه کوتاه بگذاریم، کارشناسان حرفهای رسانه و اینترنت هم بیایند برای آنها صحبت کنند، در لابهلای صحبتهایشان از مضرات فیسبوک هم بگویند. بدون اینکه اشاره صریح به موضوع کنند. به صورت غیرمستقیم خطرات ارتباط با فیس بوک را بگویند. اگر در میان آن جمع کسانی باشند که ناآگاهانه وارد این مجموعه شدند، به خود بیایند و متوجه شوند ورود به فیسبوک هم جزو کارهایی است که به آینده شغلی ما لطمه میرساند. خیلی از بچهها واقعاً ندانسته وارد میشوند. با این اردو یک کار فرهنگی انجام شده ما هم نتیجه دلخواه را میگیریم.
معیارهای تفکر انتقادی؛ همه این بحثها را بهطور کاملتر در کتابی آوردم بهعنوان مثال درباره خود انتقادی از تفسیر آیتالله جوادی آملی گرفتم. ایشان در بحث خودانتقادی بحث أتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم را مطرح میکنند. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً ـ یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم که باید مراقب خودتان باشید. بعد درباره آیه يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ ایشان میفرمایند این آیه نباید دستاویزی شود برای ترک امر به معروف و نهی از منکر. چون برخی با استناد به این آیه میگویند من تا خودم امامزاده نشوم، فعلاً وظیفهای برای گفتن ندارم. ایشان میفرمایند این آیه برای کسانی است که قصد نداشتند کار خوبی انجام دهند. یعنی به پیامبر میگفتند ما به جهاد میآییم ولی قصد رفتن نداشتند فقط حرفش را میزدند.
خداوند میفرماید: وقتی بنا به انجام آن ندارید چرا حرفش را میزنید؟ لم تقولون ما لا تفعلون كبر مقتا عند الله أن تقولوا ما لا تفعلون این گناه بسیار بزرگی است نزد خداوند.
از این آیه هم پیداست که مسئله بسیار حساس است. پس اینطور نیست که استنباط شد تا من خودم به سازندگی آنچنانی نرسم، پس تذکر ندارم. مثل پدری که سیگاری است به پسرش میگوید اشتباه کردم تو اشتباه نکن. ما نمیتوانیم به این پدر بگوییم تو حق تذکر دادن به پسرت را نداری. خودش میگوید که اشتباه کردهام. البته اگر خودش سیگاری نباشد، تأثیر کلام او بیشتر است.
مهار احساسات و تمایلات نفسانی؛ میدانیم که خواهشهای نفسانی مانع عقل و خرد است او رأیت من اتخذ الهه هوی و اضلّ الله علی علم و ختم علی سمعه و قلب با خردورزی انتقاد سخت است نتوان تمایلات خود را حفظ کرد. وقتی انسان در دام هوی و هوس و تمایلات نفسانی میافتد، دیگر خوب و بد برایش فرق نمیکند، جای معروف و منکر با هم عوض میشود.
از جمله تمایلات نفسانی میتوان به حسادت، تعصب و لجاجت، اشاره کرد که آیات آن را هم در کتاب آوردیم. بهترین راهکار آن را هم تقوای الهی قلمداد کردیم. یا ایها الذین آمنو ان تقوا الله یجعل لکم فرقان بعد گفتیم تحقیق نقطه مقابل تقلید کورکورانه است. وقتی مواردی مطرح میشود غیر از موارد فقهی چون در فقه لازم است به عالم رجوع شود (رجوع جاهل به عالم مبنای عقلی هم دارد) ولی در مسائل اجتماعی، انسان باید پیوسته تحقیق و بررسی نماید تا محققانه حرفی بند یا انتقادی کند.
حقگرایی و حقطلبی؛ یکی دیگر از معیارهای نقد منصفانه است. و در کتاب بیان شد که چطور با تبلیغات میتوان حقّی را ناحق جلوه داد.
کاری که ساحری در غیاب حضرت موسی با تبلیغات و هیاهو و جریانسازی ناحقی را حق کرد. و یا کثرتگرایی که نقطه مقابل حقگرایی و حقطلبی است. وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ شهید مطهری هم در لغزشگاههای اندیشه به این مطلب اشاره میکند. نکتهای وجود دارد در مورد انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال. آیتالله جوادی آملی د راین مورد مطلبی دارد. ایشان این مطلب را تحدید کردند. فرمودند همیشه اینطور نیست. ایشان میفرمایند انظر در علوم الهی نیست در علوم طبیعی و بشری است بهعنوان مثال اطلبوا العلم و لو بالسین که در علوم بشری است. در علوم الهی باید به استاد توجه کرد. البته ابتدا استاد باید انتخاب شود. در تأیید این مطلب آیتالله جوادی آملی دو آیه آوردند یکی فَلیَنظُرَ الاِنسانُ الی طَعامِهِ باید نگاه کند که عملش را از چه کسی اخذ میکند. قرآن میفرماید وقتی علم حقیقی و الهی را میخواهید دریافت کنید باید به استادتان نگاه کنید. کلمات و روحیات استاد، اثرگذار است. یکی بحث خوارج: لا الحکم الا لله. اگر انسان نگاه نکند چه کسی این حرف را میزند، به گمراهی میافتد کلمه حقّ یراد بها باطل. ممکن است مطلب باطلی از این اراده شده باشد پس باید به گوینده آن نگاه کرد که در پس پرده، اراده باطلی صورت نگرفته باشد. در علوم الهی و دینی انسان باید جریانشناس هم باشد و وقتی که حقیقت روشن شد، حق را بگوید. منظور این است که حرف حق کتمان نشود. وقتی حقیقت روشن شد، باید مطرح شود آیاتی که برای مجازات تعیین کردند.
ان الذین یکفرون ما انزلناه من البینات و ...در تذکر، کسی حق مطالبه ندارد باید امر به معروف کنیم و رد شویم. باید فرهنگسازی شود.
پرسشگری ـ سؤال کنیم ـ با کدام دلایل عقلی میتوان به درستی آن پی برد؟ آیا فطرت انسان میپذیرد تعالیم وحی درباره آن چه گفتند؟ قرآن زیاد سؤال کرده: فبایّ آلاء ربکما تکذبان الم نجعل له عین فرهنگ زیبایی در قرآن است که باید از آن درست استفاده کرد. گاهی به جای اینکه مستقیماً بگوییم این کار را انجام بده یا انجام نده، میتوان گفت کدام بهتر است؟ هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون؟ خودت قضاوت کن. در قرآن گاهی بهصورت پرسش مطرح میشد. اولم یریوا الی الطیر فوقهم صافات
آدمی که با پوشش و حجاب است، امنیت و آرامش روانی بیشتری دارد یا بدون پوشش؟ در قالب سؤال مطرح شود. در این بین به شخص گوینده نباید توجه کرد باید به حرفههایش توجه نمود باید تفکیک کرد. شاهد مثال آن در قرآن: فقالوا أبشراً منی واحد نتّبعه. به حضرت صالح ایراد میگرفتند و میگفتند بشری است مانند ما. تنهاست و با ما بزرگ شده، از جنس ماست. حال میخواهد ما را هدایت کند؟ به حرفهایش توجهی نمیکردند.
تفکر انتقادی دایره بسیار وسیعی دارد. ما را به این نتیجه رهنمون میکند که از سر ناآگاهی نه بپذیر و نه رد کن. کجا شخصیت را مورد توجه قرار بده، کجا مورد توجه قرار نده.
ـ واقعگرایی؛ که نقطه مقابل خرافات است.
ـ قضاوت موردی: شتابزدگیها، بزرگنماییها یا کوچکنماییها. مثلاً از کسی تعریف میکنند بعد فکر میکنند.
برای آخرین مورد هم انتقادپذیری را عنوان کردیم. یکی از معیارها، انتقادپذیری است. یعنی کسی حق انتقاد دارد که قبلاً سازندگی را در خود ایجاد کرده باشد و انتقادپذیر هم باشد.
در کتاب عنوان کردیم از نشانههای انتقادناپذیری؛ صخره کردن و طنز گفتن است يا حسرة على العباد ما يأتيهم من رسول إلا كانوا به يستهزئون ـدیگری توهین کردن است. افرادی که نمیخواهند حق را بپذیرند به گوینده حق نسبتهای ناروا میدهند مثل دیوانه و شاعر و ساحر و ... دیگری اختلال است. با ایجاد سر و صدا و تهدید. اینها همه نشانههای انتقادناپذیری است که وارد این بحث نمیشویم.
مقام معظم رهبری (ایشان هم فقیه، مجتهدند هم نظریهپرداز و تعیین سیاستهای کلی هم که با ایشان است.) ایشان در یکی از صحبتهایشان فرمودند: «اگر امر به معروف فرهنگسازی شده و نهادینه شود، احتمال اثرگذاری آن قطعی است.» فقط یک استثناء قائل میشوند: به جز در برابر حکومتهای جائر و ستمگر، افراد مستبد، مثلاً در برابر صهیونیسم. و الاّ احتمالاً اثر آن قطعی است.
خانم قوی: صرف گفتن حداقل در بحث پوشش کافی نیست. در صدا و سیما گفته شده، در کتابها آمده، و گفتار بسیاری افراد دیگر. امروز در جامعه اسلامی ما بحث پوشش فعلی جوانان نقد میشود.
توانایی: بحث حجاب بسیار پیچیده است ما نمیخواهیم در رابطه با حجاب و پوشش بحث کنیم با اینکه یکی از مصادیق امر به معروف، مسئله حجاب است اما صرفاً حجاب نیست ما نمیخواهیم گشت ارشادی عمل کنیم. این موضوع باید ریشهای حل شود. در مورد مسئله حجاب بهعناوین مختلف میتوان وارد شد که یکی از آنها تذکر است.
تفکر انتقادی از جنبه جامعهشناسی، روانشناسی، اخلاقی را گفتیم. یک رویکرد مهم تفکر انتقادی، امر به معروف ا ست که به آن حساسی.
آقای بازرگان: مطالب را حاجآقا فرمودند فقط میخواستم به چند نکته اشاره کنم. آقای کلسن که از حقوقدانان شهیر اروپایی است میگوید اروپا برای کنترل اجتماعی سه مؤلفه دارد: قانون، نظم عمومی و قراردادهای اجتماعی. از همین مبناست که روسو در کتاب معروف قراردادهای اجتماعی، به این بحث به شکل متوفی اشاره میکند. از قول در آیات و روایات و اخبار و احادیث هم اینطور متوجه میشویم که تنها مکانیزم کنترل اجتماعی در جامعه اسلامی، بحث امر به معروف و نهی از منکر است در اصل وجه ممیزه حکومت چهار سال و اندی امیرالمؤمنین علی(ع) با حکومت بنی عباس و بنی امیه در همین امر به معروف و نهی از منکر است. در هر حکومت امر به معروف و نهی از منکر وجود داشت اما تفاوت در این بود که در حکومت علی(ع) حکومت در خدمت امر به معروف و نهی از منکر بود اما در حکومت بنی عباس و بنی امیه این قضیه برعکس شد. امر به معروف و نهی از منکر در خدمت مطامع و زیادهخواهیهای حکومت قرار گرفت. یکی از سؤالات مطرح شده این است که چرا در کار فرهنگی در دانشگاهها موفق نیستیم؟ خانم قوی فرمودند: در جوانان ما وجود دارد، تعمداً دروس عمومی (اخلاق، انسان در اسلام و ...) را انتخاب میکنم با توجه به بضاعت کم خود، همین است. تبلیغ چهار «عین» دارد. مبلغ باید چهار «عین» را بهعنوان سرلوحه کاری خود در نظر بگیرد. عقل، علم و عارف به ذات مخاطب بودن است. اگر این چهار «عین» وجود نداشته باشد، باید مطالعه شود. ما میگوییم امر به معروف و نهی از منکر در جامعه محقق نمیشود مگر اینکه نگرش دانشجویان بخت به این فریضه تغییر کند. در حال حاضر نگرش غلط است. امر به معروف را تحقیر و تصغیر کردیم در یک معنا. آن هم مبارزه با بدحجای، گشت ارشاد، کمیته. در ژاپن به بچهها میگویند نقاشی زلزله بکشید. از رنگهای به کار رفته مشکی و قرمز میفهمند که زلزله چیز بدی است چون قرمز رنگ خون است. پس موفق شدیم. اگر ما به بچههای خودمان بگوییم امر به معروف را نقاشی کنید یا موتور هزار میکشند یا شلوار شش جیب یا آقایی را میکشند که محاسن بلند و ابروهای گره شده هشتاد و هشت دارند. چنین جامعهای به جایی نخواهد رسید مگر اینکه نگرش جامعه عوض شود . امروز نگرش دانشجوی ما به امر به معروف و نهی از منکر مچگیری است نه یارگیری. تجسس است نه تخصص. شهروند فضول است نه شهروند مسئول. اگر ما بتوانیم نگرش دانشجویان را تغیر دهیم، مهم است. چیزی که در حوزه تبلیغی پاشنه آشیل ماست. یکی از مشکلاتی که داریم این است که غربیها پدیدههای عقلانی ما را عقلائی میکنند. مثلاً مقوله حجاب را «درسخود» عقلی آنرا گفته «بر سکون» تعریف کرده و برای دانشجو بیان کرده است. رئیس دانشگاه پنسیلوانیا میگوید من بیست هزار دانشجو دارم اگر کسی خلاف گفته «درسخود» لباس پوشیده بود، استعفا میدهم. کدام رئیس دانشگاه ما میتواند چنین ادعایی داشته باشد؟خیلی راحت این پدیده قدسی را از قالب عقلانی درآورده عقلایی کردند، در یکی از ایالتهای آمریکا که سادیسم داشتند، بعد از ظهر در یک پارک خانمها را اذیت میکردند. ماشینهای گشت پلیس در کنار آن پارک چند هکتاری با میکروفن به خانمها تذکر میدادند که: مواردی دیده شده که این لباسهای مشخص را دارند اگر میخواهد به سرنوشت آنها دچار نشوید، لباسهایتان را درست کنید. بحث دیگر امر به معروف و نهی از منکر است که اگر بخواهد تأثیر داشته باشد، 5 «ت» طلایی تعریف کردیم.
اول: تکریم؛ تفتیش موبایل امر به معروف نیست. ما در زندگی حدود 120 سأله ائمه معصومین، بحث تکریم را میبینیم. کسی بالفعل و بالقوه عاشق نماز نمیشد اما عاشق تکریم میشد ایم مسئله در سیره معصوم دیده میشود. امروز در امر به معروفهای ما وجود ندارد.
دوم تشکر است؛ در شخص روبهرو خصلتهای خوب هم وجود دارد یا درسش خوب است یا خوش تیپ است یا خوشلباس و ...
سوم تذکر است؛ «سیسرام» میگوید: اگر میخواهید برای خود دشمن بسازید کتکش نزن به او بگو نمیفهمی که ما در امر به معروف این کار را کردیم. چهارم تکرار است. مثلاً فقط یک نفر در اتوبوس تذکر میدهد. معلوم است که شخص بدحجاب موضع میگیرد. اگر موضع نگیرد غیرطبیعی است. اگر عنصر تکرار که مقام معظم رهبری فرمودند و حاج آقا نیز گفتند، قطعاً اثرگذار است، اگر یک نفر بگوید؛ یک دست صدا ندارد.
از زبان کلک نقاشان شنیدیم بارها
بیزبان خوشکی صورت پذیردکارها
تکرار بهعنوان یک مؤلفه اصلی در نظر گرفته نشده. ناپلئون گفت من پیامبر مسلمین را میستایم چون از درها وارد شدم او ا ز دلها. در مورد امر به معروف کی با دانشجویان از راه دل وارد شدیم و اثر آن ندیدیم؟ غایب فریضه امر به معروف و نهی از منکر این است که به دانشجویان تفهیم شود. امر به معروف و نهی از منکر فقط خطابش به مردم نیست. اتفاقاً آمده است برای رصد هرم قدرت. وقتی دانشجو این را بفهمد ذوق میکند. بالنده میشوند. امروزه چرا مسئولین به هم ایراد میگیرند و نتیجهای ندارد؟ چون هیچکدام از منظر فریضه امر به معروف و نهی از منکر ورود نمیکنند. هشت میلیون پرونده قضایی ناتمام داریم. یک کشور اروپایی که بهتر است نامش برده نشود، هر شب پرونده قضایی آن صفر میشود.
بهعنوان یک کشور اسلامی زیبنده ما نیست چون همه میگویند مشکل خودت است. مملکت شهرداری دارد، پلیس دارد با حقوقهای عالی و مکفی. پس به ما ربطی ندارد. در صورتی که در غرب این فرهنگ را نهادینه کردند. شهروند؛ تو چشم عمومی من هستی. خانم مسنی که جلوی پنجرهات مینشینی تا آفتاب بگیری، بیسم همراهت باشد اگر دیدی در حوزه دیدت جوانی بیخود پرسه میزند زنگ بزن تحسس داشته باش نه تجسس. متأسفانه ما در عقلایی و عقلانی کردن پدیدهها مشکل داریم.
حجت الاسلام و المسلمين توانايي