﴿ شناخت عاشورا ﴾
شناخت چیست ؟
آیا اینست که بپرسیم بفرمائید امام حسین کیست در جواب بگوید امام حسین فرزند حضرت علی است مادرش فاطمه زهرا است در سال چهارم هجرت به دنیا آمده و در سال شصت و یک در کربلا روز عاشورا با لب تشنه شهیدش کردند. خوب وظیفة ما در ایام عاشورا چیست؟ پاسخ دهد ما باید سیاه پوش باشیم گریه کنیم به سر و سینه بزنیم. وا حسینا وا اماما بگوئیم بلکه خاک هم به سر بریزیم و بس . پس بگوئیم (بَه بَه) احسن بارک الله، امام و حجّت خدا را خوب شناخته ای (نه البته نه) این شناخت نیست و به درد نمی خورد. باید رفتار و کردار امام را بشناسی و حقیقت عاشورا را بشناسی و از آنها تقلید کنی
« آخَذٌ بِقَولِکُمْ عامِلٌ بِاَمْرِکُمْ »
عاشورا قدم به قدم درس آقائی و سیادت بود. الگو و سرمشق آزادی و سعادت بود .
عاشورا روز پرواز از حضیض شقاوت و پرتگاه جهنم به آسمان ولایت و سعادت و پشت پا زدن به ریاست و مقام ظاهری و زودگذر است مانند حّر ریاحی .
روز عفو و اجابت است .
تائب و نادم آمد به محضر امام، فرزند زهرا (س) با آغوش باز میهمان عزیز را اجابت کرد. روز ضیافت است، روز میهمان نوازیست، متأسفانه نتوانست از او پذیرائی کند صبحانه بدهد، حتی یک لیوان آب فراهم نبود لذا هنگامیکه به بالینش آمد اینجور مرثیه کرد.
لَنِعْمَ الحَرُّ حُرُّ بَنِي رِيٰاحٍ صَبُور ٌعِنْدَ مُخْتَلَفَ الرِّمٰاحِ
فَيٰا رَبِّي اَضِْفهُ فِی الجِنٰانِ وَ زَّوِجْهُ مِنَ الحُورِ الِملاحِ
خدایا من که نتوانستم از این مهمان عزیز پذیرائی کنم تو در بهشت از او ضیافت کن و با حوریان بهشتی همنشین و هم آغوش کن.
روز مسابقه و سبقت است .
اصحاب و یاوران امام حسین (ع) جلسه و شورا داشتند و می گفتند سعی کنید فردا ما جلوتر شهید شویم تا دشمن شماتت نکند. و نگویند بزرگان و آقایان خود را به کشتن دادند و خودشان سالم ماندند .
بنی هاشم دور قمر بنی هاشم جمع شدند و شورا نمودند حضرت ابوالفضل (ع) فرمودند اصحاب، مهمانِ ما هستند سعی کنید ما جلوتر از آنها جام شهادت را بنوشیم تا دشمن نگوید میهمان ها را به کشتن دادند تا خودشان زنده بمانند. به شهادت سبقت می گرفتند و عجله داشتند. لذا فرزند دلبند زهرا (س) در مقام تقدیر و تمجید فرمود :
قَوم ٌاِذٰا نُودُ وَ لِدَفْعِ مُلِمَّةٍ
وَالخَيْلُ بَيْنُ مُدَّعِسٍ وَ مَکَرُدِسٍ
لَبِسُو القُلُوبَ عَلَي الدُّرُوعِ وَ اَقْبَلُوا
يَتَهافَتُونَ عَلَي ذِهٰابِ الاَ نْفُسِ
نَصَرُ والحُسَيْنَ فَيٰا لَها مِنْ فِتْيَهٍ
عافَوا الحَيٰاةَ وَ اُلْبِسُو مِنْ سُنْدُسٍ
آری دعای کمیل یکی از برنامه های مداوِم و هفتگی آنان بود. مثل من و شما نمی خواندند، با توجه به نکات جالبش می خواندند و از تهِ دل می گفتند خدایا توفیق بده و عنایت کن .
حَتّی اَسْرَحَ اِلَيْکَ فِی مَيٰادِيْنِ السَّابِقِين وَ اُسْرِعَ اِلَيْکَ فِی البٰارِزِين
تااینکه روانه شوم به سویت در میدانهای پیشی گیران و تیز و تند آیم به سویت در میان مشتاقان و قهرمانان.
وَاَشْتاقَ اِلیٰ قُرْبِکَ فِی المُشْتٰاقِين
و مشتاق قُرب تو باشم در میان مشتاقان (عاشقانه و مجنون وار) روز تصلب در دین و صلابت است عاشقانه و دلیرانه و بی باکانه جنگ می کردند و بروید جنگ عابس بن شبیبشاکریر را مطالعه کنید. دشمن از نترسی و بیباکی آنها تعجب می کرد .
روز استنصار است .
امام حسین (ع) هل من ناصر گفت: جن و انس و ملائکه همه لبیک گفتند. حتی بچه شیر خوار، بلکه خود خداوند تعالی نامه فرستاد. خلاصة مضمونش این بود یا حسین ما شهادت را برتو حتمی و واجب نکرده ایم، اگر می خواهی بلا را از تو بر طرف کنیم و از اجر و مقام تو هم چیزی کم نکنیم. نامه را به سوی آسمان فرستاد.
ای عزاداران، قرآن و اسلام هل من ناصر می گوید، حضرت ولی عصر (عَجَّلَ الله فَرَجَهُ) هَلْ مِنْ ناصِرُ می گوید کسی نیست لبیک بگوید. عزای اهل بیت هل من ناصر می گوید. عزاداری ها را بی ریا و بی آلایش کنید. علمهای کذائیِ منشاء فساد را از صحنه خارج کنید .
روز مبارزه با بدعت است .
قدیمی ها هر کار که می کردند از روی فکر صحیح انجام می دادند. آن دست و پنجه های برنجیِ دارای پنج انگشت که سرِ چوب می کردند و جلوی دستجات حسینی می بردند، فلسفه اش چه بود؟ آنها می خواستند دستهای قلم شده حضرت قمر بنی هاشم را به یاد مردم عزادار بیاندازد دستهائی که ساربان قطع کرد به خاطر بیاورید ولی عزاداران مقدس مآب این دوره که خود را روشنفکر می دانند جز بدعت تراشی چیزی بلد نیستند. با بدعت مبارزه کنید از غضب پروردگار بترسید، از غضب صاحب عزا بترسید. مهدی فاطمه (ع) را جگر خون نکنید، به جوانها رحم کنید. برای جوانهائی که ازدواج برایشان از مرگ سخت تر شده، در ایّام عاشورا تماشاگاه درست نکنید. زنها و دوشیزه ها با سر و سینه باز در این طرف و آن طرف خیابان برای تماشای پَر طاووسها و پارچه های رنگارنگ و.... جمع می شوند. جوانها هم آزادانه همه جور به سر و سینه باز آنها تماشا می کنند. از قمر بنی هاشم و دستهای قلم شده خبری نیست. اگر عزاداری بی ریاست، به همان بیرقهای پنج انگشت و پرچمهای سیاه اکتفا کنید. زرق و برق نمی خواهد.
روز اتمام حجّت است .
هنگامیکه با کمال فصاحت و بلاغت موعظه کرد و اتمام حجّت نمود و آنها را از هر طرف سؤال پیچ کرد، در پاسخ غیر از (نه) جوابی نداشتند. حضرت فرمودند: (فَبِمَ تُسْتَحِلّوُنَ دَمِی) پس به چه علت خون مرا حلال می دانید؟ گفتند: (بُغْضَا مِنّا لِِاَ بِيکَ) به عداوت پدرت علی. اشک در چشمهای مبارکش حلقه زد .
روز افتخار است. چون نامِ نامی پدر را شنید، و فرمود:
اَنَاابْنُ عَلِیّ الطُّهْرِ مِنْ آلِ هٰاشِمَ کَفٰانِی بِهٰذاَ مَفُخَرٔا حِيْنَ اَفْخُر
برای من در افتخار همین بس که پدرم علی است زهی سعادت که در راه ولایت علی (ع) کشته شوم .
روز مژده و رشادت است فرمود:
فَطُوبی لِمَن زادَنا بَعْدَ مَوْتَنا بِجَنَّةِ عَدْنٍ صَفُوها لا يُکَّدَرُ
مژده باد و بشارت برای زائران قبر ما به بهشت برین گوارا باد. بر آنان عدن که صافی و صفای آن هیچ گاه مکدّر و آلوده نمی شود.
روز شجاعت است. شجاعت حسینیه.
فَبَعْضُ مُحِبّيهِ يُشَبِّهُ حٰالَهُ بِوَصْفٍ وَعنِدِی الوَصْفُ غَيْرُ مُطابِقٍ
بعضی از دوستان او شجاعت او را با این و آن تشبیه کنند و این در نظر من نادرست است به شیر ژیان تشبیه کردن یا به رستم و غیره مثل زدن و قیاس کردن غلط است.
وَ اِمّا دَعَا الاَرْوٰاحَ لَبَّتْ مُطِيْعَةً وَ تَحْرِيکُهٰا عَنْهُ بِحُکْمِ الوَثائِقِ
ارواح خبیثه در یَد قدرت او بود هر گاه آنها را طلب می کرد یک نگاه غضب آلود می کرد دست پایشان و پایشان می لرزید و فوراً تسلیم مرگ می شدند اگر می خواست با تصرف ولایتی همه آنها را آنها را نابود می کرد.
روز جمع بین سِداد و جهاد است .
در حال جنگ هم موعظه می کرد ورجز خواندنش موعظه وارشاد بود .
فَاِنْ تَکُنِ الدُّنْيا تُعَدُّ نَفِيسَةَ فَدٰارُ ثَوبِ الله اَعْلا وَ اَنْبَلُ
اگر در نظر کوتاه نظران این دنیا پربها و پرقیمت است پس خانة ثواب پروردگار پرقیمت تر است .
وَ اِنْ تَکُنِ الاَبْدانُ لِلْمَوْتِ اُنْشِاَت فَقَتْلُ امْرَءٍ بِالسَّيْفِ فِی اللهِ اَفْضَلُ
اگر این بدنها برای مرگ خلق شده است، پس در راه خدا با شمشیر کشته شدن بهتر و افضل است .
وَ اِنْ تَکُنِ الاَ رْزاقُ قِسْماً مُقَدَّرَاً فَقِلْةُ سَعْیِ المَرْءِ فِی الْکَسْبِ اَجْمَلْ
اگر روزیها تقسیم شده و تعیین شده است، پس انسان در کسب و کار کمتر تلاش کند، زیباتر است .
فَاِنْ تَکُنِ الْاَمْوٰالُ لِلتَّرْکِ جَمْعُها فَمٰا بٰالُ مَتْرُوکٍ بِهِ المَرْءُ يَبْخَلُ
اگر مال ثروت برای پس انداز کردن و روی هم انباشتن و در دنیای فانی باقی گذاشتن و رفتن است. پس چه فایده، آن دارائی و ثروت که مرد از خرج کردن و احسان و انفاق نمودن آن بخیلی می کند .
روز وصیت است .
هنگامیکه امام (ع) آمد با حرم محترم خداحافظی کند، خواهرش بی صبری و بی تابی می کرد، امام به صبر و آرامش دعوت کرد و وصیت کرد :
لاتَلْطِمِی يَا بْنَةَ الزَّهْرا خَدَّکِ مِن بَعْدِی وَ قَدْ َغَمَرَتْ اَعْضٰاکِ اَشْجان ٌ
ای نائبة زهرا (س) پس از مرگ من به صورت خود لطمه و سیلی نزن هنگامیکه داغ جوانان و برادران در دل و قلب تو آتش افروز می شود، گریبان چاک نکن. موهای خود را پریشان نکن. کاری نکنید دشمن شماتت کند. خواهرم اگر بچه های یتیم من در صحرا و بیابان متفرّق شدند، آنها را جمع آوری کن. پاداش و اجر در روز قیامت غفران است .
فَأِنْ تَفَرَّقَتِ اَلاَ يْتٰامُ فَاُنْتَدِبی بِجَمْعِها فَالْجَزاءُ فِی الْبَعْثِ غُفْران ٌ
وَاِنْ يَشُقَّ عَلَيْها سَيْرُ قائِلُهٰا فَاْسَتَرْفِقِيهِ وَ اِنْ عٰازَتْکِ اِحْسٰان
اگردر راه بردن، آنها را اذیّت کردند و به زحمت انداختند و با بی رحمی راه بردند، از ساربان خواهش و تمنا کن اگر قبول هم نکند برای تو احسان است .
هٰذٰا عَلِی ٌاَبُوهٰا اِنْ دَعَتْ بِاَبٍ وَالْمُؤمِنُونَ لَهٰا فِی اللهِ ِاخْوٰان ٌ
اگر پدر خواستند، امام سجاد (ع) را نشان بده و اگر برادر خواستند، مؤمنین و شیعیان، برادر آنها می باشند. (ای برادر آیا وجدانت قبول می کند به عنوان سال نو شیرینی وآجیل وتخمه بخوری وخوشحالی کنی وآنها واعطشا بگویند وا ابتا وا اخاه بگویند
سکینة نازدانه گفتگوی عمه و پدر را گوش می داد و اشک حسرت می ریخت .
روز دلجوئی از دل شکسته ها و پر شکسته ها .
حضرت دخترش را نوازش کرد و دلجوئی نمود .
لٰاتَحْرِقِی قَلْبِی بِدَمْعِکِ حَسْرَتاً مٰادٰامَ مِنّیِ الرُّوحُ فِی جِثْمانِی
سکینه جان قلب مرا با اشک حسرت مسوزان چندیکه من زنده ام گریه نکن .
وَ اِذ ٰا قُتِلْتُ فَاَنْتِ اَوْلیٰ بِالَّتِی تَأِتِيْنَهُ يٰا خَيْرَةَ النِّسْوٰانِ
زمانیکه مرا کشتند، تو اولین شخصی هستی که بر من گریه خواهی کرد. ای بهترین بانوی بانوان .
(حضرت ابراهیم علیه السلام از خدا درخواست کرد خدایا به من دختر عطا کن تا پس از مرگ من برای من گریه کند.) دختر از پسر مهربانتر است .
روز رسوا کردن بی وجدان ها و روزدفاع از ناموس اسلام است.
هنگامیکه از چهار طرف دورش را گرفته بودند هلهله کنان به سوی خیمه ها یورش بردند آن مظلومه صیحه زد و فریاد بر آورد
« يٰا شِيعَةُ آلَ اَبي سُفْيٰانُ اِنْ لَمْ يَکُنْ لَکُمْ دين ٌوَ لا تُخٰافُونَ المَعٰادْ فَکُونُوا اِحْراراً فِي دُنيٰاکُمْ. »
ای شیعیان فرزندان ابی سفیان اگر دین ندارید، وجدان را رعایت کنید. غیرت و تعصّب عرب چه شد؟ کجا رفت؟ شمر ملعون صدا زد « مٰا تَقُولُ يٰابْنَ فٰاطِمَة » پسر فاطمه چه می گوئی فرمود: چندیکه من زنده هستم با حرم من کار نداشته باشید.
قٰالَ اقْصُدُوانِي وَاتْرُکُو حَرَمیِ قَدْ حٰانَ حِيْنیِ وَقَدْ لٰاحَتُ لَوائِحُهُ
شمر ملعون صدا زد« اِلَيْکُمْ عَنْ حَرَمِ الرَّجُلُ فَلَعَمْرِی اِنَّهُ کُفْو ٌکَرِيم»
دور شوید از حرم این مرد به عمر خودم او کفو کریم است (مرد غیور و غیرتمند است) .
ای مردان عزادار، غیرت خانوادگی را رعایت کنید .
روز تحریص به نماز جماعت است .
زهیر بن قین و سعید بن عبدالله سینه های خود را سپر کردند تا حجت خدا با یارانش نماز ظهر بخواند.
ممکن است کسی گوید چه لزومی داشت در آن گیرودار با جماعت بخوانند. اگر فرادی می خواندند چه می شد؟
جوابش این است هدف زنده نگه داشتن نماز جماعت بوده، اَشْهَدُ اَنَّکَ قَدْ اَقَمْتَ الصَّلوٰة، می خواست اهمیت جماعت را اعلان کند. این نکته را هم متوجه باشید که ظاهراً با تیمم خواندند زیرا آب که فراهم نبود وضو بگیرند.
روز آزمایش محبت و ایثار و سخاوت است .
تمام هستی خود را در راه خدا بذل کرد، حتی بچه شش ماهه را .
تَرَکْتُ النّٰاسّ طُّرَاً فِی هَواکا وَاَيْتَمْتُ العَيٰالْ لِکَیْ اَرْاکٰا
فَلَو قَطَّعْتَنِی فِی الحُّبِ اِرْباً لمَاٰ حَنَّ الفُؤادُ اِلیٰ سِواکٰا
روز تن ندادن به ذلّت است .
اَلا اِنَّ الدَّعِیَّ اِبْنُ الدَّعِی قَدْ رَکَزَ بَْينَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السِّلَّةِ وَالذِلَّةَوَهَيْهٰاتُ مِنّاالذِّلَة .
این زنا زاده مرا در سر دوراهی قرار داده و مخیر کرده یا شمشیر را اختیار کنم و یا تن به ذلّت و خواری بدهم . غیر ممکن است من ذلّت را بپذیرم.( کسی که برای خود شخصیت قائل است مانند گوهر گرانبها آن را حفظ می کند. عزت و حیثیت برای او از دو چشمش عزیزتر می باشد. مفت نمی فروشد.
روز لعن و نفرین .
روز لعن و نفرین بر زورگویان و بدعت گذاران و خیانتکاران و جنایتکاران است. دلش به درد آمده و نفرین کرد :
اَللّهُمَ اُحْبِسْ عَنْهُمْ قَطَرَ السَّمٰاءَ وَ ابْعَثْ عَلَيْهِمْ سِنينَ کَسْنیٰ يوُسِفُ وَ سَلَّطْ عَلَيْهِمْ غُلٰام ٌثَقَيْف .
خدایا باران رحمت را از اینها قطع کن و به قحطی و گرانی چندین ساله مبتلا کن و جوان ثقفی« مختار» را به آنان مسلط کن .
و همچنین وقتیکه شبیه پیغمبر حضرت علی اکبر را بدرقه می کرد با دل پر درد نفرین کرد :
اَللّهُمَ اُمَنَعْهُمْ بَرَکٰاتِ الاَرْضِ وَ فَرِّقْهُمْ تَفْرِيقَاً وَمَزِّقْهُمُ تَمْزيقَاً وَ اجْعَلْهُمْ طَرٰائِقِ قِدَدٰا وَلاتُرضِ الوُلاة عَنْهُمْ اَبَدَاً .
روز عیادت است .
حضرت سجاد (ع) روز عاشورا سخت مریض بود. پدر بزرگوارش به ملاقات آمد (با دست خالی) متوجه شد که پدر می آید گفت :
« عَمَّتِی سَنَّدِيْنی اِلیٰ صَدْرِکَ فَهٰذٰاِبْنِ رَسُولُ الله اِقْبَلْ »
عمه جان مرا بلند کن به سینه بگیر. پسر پیغمبر (ص) می آید. وارد شد، فرمود پسرم حالت چطور است؟ عرض کرد: الحمدلله. بعد گفت: پدر جان امروز کارت با این منافقین به کجا رسید؟ فرمود: جنگ شد. یکی یکی سؤال می کرد، زهیر چه شد؟ حبیب چه شد؟ همه اش جواب می داد « وَلَدِي قَدْ قُتِلَ» پسرم کشتند. عمویم عبّاس چه شد؟ عقیله بنی هاشم را گریه گلوگیر شد، نگاه کرد به صورت برادرش، چه جواب خواهد داد؟ فرمود پسرم عمویت را کشتند. دستهایش را قطع کردند. امام سجاد غش کرد و بی هوش شد ، چون به هوش آمد باز سؤال می کرد، تا این که گفت: برادرم علی اکبر چه شد؟ این دفعه « وَلَدِي قَدْ قُتِلَ » نفرمود، بلکه فرمود پسرم در خیمه ها غیر از من و تو مرد باقی نمانده .
امسال که نوروز با ایام عاشورا مصادف شده، ابداً مراسم عید بر پا ننمائید. حضرت امام رضا علیه السلام فرمود: چون ماه محرم داخل می شود، پدرم ( حضرت موسی بن جعفر (ع) ) را کسی خندان نمی دید و اندوه و غم و حزن پیوسته بر او غالب بود، تا روز دهم چون روز عاشورا می شد آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و می فرمود: امروز روزی است که حسین علیه السلام شهید شده است. مواظب باشید گریه مبدل به خنده نشود نتیجه اش بَلا وخشکسالی است. تو از اشک چشم مضایقه کنی خدا هم باران رحمتش را قطع می کند. به قحطی آب که بدترین بلاهاست، مبتلا می کند. به عنوان سال نو دید و بازدید نکنید و تبریک نگوئید، مگر در زیارت عاشورا نمی خوانید.
اَللّهُمَ اِنَّ هٰذا يَوْم ٌتَبَرَّکَتْ بِهِ بَنُواُمَيَّةً وَابْنُ آکِلَةِ الاِکْبٰادِ.
خدایا امروز روزیست که بنو امیه آن را با برکت و مبارک دانسته و پسر زن جگر خوار آن را عید گرفته و مبارک دانسته (عید زنا زاده ها است، نه شیعه ها، نه حسینی ها. دستفروشها و بعضی فروشگاه ها که تعطیل نمی کنند خوشحال نباشند.)
که امروز همه جا تعطیل است، خوب فروش می کنیم و خوب استفاده می کنیم، باید با گریه کار کنند نه با خنده. منظورشان خدمت به زوّار و عزادار باشد. بگوید خدایا من امروز از روی ناچاری کار می کنم. منظورم کار گشائی و خدمت به جامعه است نه استفادة مادی .
امام صادق علیه السلام فرمودند : مَنْ صٰامَ اَوْ تَبَّرَکَتْ بِهِ حَشَرَهُ اللهُ مَعَ آلِ زِيٰاد هر کس در آن روز، روزه بگیرد یا از آن منتظر خیر و برکت باشد، خداوند او را با فرزند ابن زیاد (بنی امیّه) محشور می کند و هر که آنروز برای خانه اش خرید کند، برای او مبارک نمی شود و برکت از خودش و خانواده اش برداشته می شود.
در خاتمه چند تا شعری که پنجاه سال پیش سروده ام، به عنوان یادگاری می نویسم و هدیه می کنم و شما را به خدا می سپارم .
يٰا شِيعَةَ الحُسَْينِ لا تَبْخَلْ بِالْيَدَيْنِ
قُلْ يٰا قَتِيلَ العِبْرَه اَدِمْ ذِکْرَ الحُسَيْن
يٰا عَيْنُ يٰاعَْين ٌجُودِی قَدْ حٰانَ حِْينُ الحُّجَة
لا تَبْخَلِی بِالدَّمْعِ قَبْلَ زَوٰالِ الفُرْصَةِ
يٰاصٰاحِبَ الحَوضِ عَجِّلْ فِی التَّأخِيْرِ آفٰات ٌٌ
بِشَرْبَةٍ مِنَ الماٰءِ اَدْرِک قَبْلَ المَمٰاتِ
زبان حال حضرت زینب سلام الله علیها :
قُمْ يٰا اَخِي يٰا صٰاحِبَ المُصِيبَة وَ احًسْرَتا مِنْ فُرْقَةِ الاَحِّبَة
لَقَدْ عَظُمَتْ هٰذِهِ الرَّزِيََّة لا تُشْمِتُ بِی اليَوْمَ اَهْلَ الخِيٰانَةِ
عَجِّلْ اَخِی حٰانَ الرَّحِيلُ يٰا مَوْلای قُمْ وَدِّعِ السَّجٰادَ وَ الاُسٰاریٰ
ذٰابَ قَلْبُ بَنٰاتِکَ الحَيٰارٰی يٰا اِخْوَتِی قُومُو قُومُو اَعْوٰانَه
راجع به عید غدیر گفته ام. هر دو در سال 30 شمسی چاپ شده.
فِی غَدِيرِ الخُمِّ يٰا زَوْحَ البَتُولِ هٰکَذٰا فِی حَقِّکَ قٰالَ الرَّسُولْ
مَنْ اَنَا مَوْلاهُ مَوْلاهُ العَلِي هٰکَذٰا اَوْحٰی اِلَّیَ رَّبُ الجَلِی
لَيْسَ فِي هٰذَاالْکَلامِ شَکّ ٌٌوَرَيْب ٌٌ هَيَّئا اللهُ النَّعِيمَ لِلْمُحِّب
اَلْبِشٰارَة بِالجَحِيم لِلْمُبغِضِين وَ بِهِ قَدْ نَزْلَ الُّروحُ الاَمِين
وَالِ مَنْ وَالاهُ يٰا مَنْ لا يَمُوت عٰادِ مَنْ عٰاداهُ يٰا ذَالْجَبَرُوتِ
اَلْوَصِیَّ لا يُحِبُّ اِلّا الحَلال فَاغْفِرِْ الشِّيعَةً بِهِ يٰا ذَالْجَلالْ
کَفِّرْ عَنّا بِا لنَّبِیِ وَ الْوَصِي وَاصْرِفْ عَنّٰا بِالْعَلِیِّ وَالوَلي
وَ اَنَا العَبْدُ المُسَمّیٰ مُجْتبَيٰ اَسْئَلُ الاَحْبٰابَ فِی حَقِّي دُعٰا .
عزیزان من، من به عنوان یک پدر دلسوز و مهربان به شما توصیه می کنم سخنان مرا با جان و دل بپذیرید و لباس عمل بپوشانید خداوند شما را از شّر اشرار و کید کفّار و دشمنان داخلی وخارجی محفوظ بدارد .
دعای « اَللهُّمَ عَرِّفْني نَفْسِکْ » را تا آخر زیاد بخوانید و حقیر را از دعای خیر فراموش نکنید .
والسلام خيرختام – الأحقر مجتبي الحسيني الزنجاني
ختم الله له بالحسني
20ذيحجة الاحرام 1422
مطابق با 14/ 12 / 1380 هجریِ شمسي