هفته منتهي به 11 ارديبهشت (روز جهاني كارگر) در كشور ما، به "هفته گراميداشت كار و كارگر" موسوم شده است و به همين مناسبت همه ساله، از سوي فعالان جامعه كار و توليد برنامه هايي درسراسر كشور برگزار مي شود.
    چنين ايامي نه فقط فرصتي مغتنم است براي تجليل از شان و منزلت نيروي كار و نقش بي بديل او در سازندگي و توسعه همه جانبه كشور، بلكه يادآور حوادث و تحولاتي تاريخي است كه به دوره اي سياه از مناسبات ارباب و رعيتي و برده داري نوين در جامعه سرمايه سالار غرب پايان بخشيد و آغازگر بينشي تازه، اصلاحي و انتقادي نسبت به مناسبات قبلي و نويدبخش بازبيني در ابعاد آن مناسبات زشت و غيرانساني و حركت به سوي روابطي "عادلانه تر" شد. روابطي كه بر مبناي تعامل، همكاري و همياري ميان كارفرمايان، كارگران و دولت ها (به جاي تضاد و تنافر و تنازع دائمي ميان آنها) و براساس احترام نسبي به حقوق يكديگر تبيين و تعريف مي شد.
    درواقع روز جهاني كارگر (منبعث از حوادث خونين اول ماه مه 1884 در شيكاگوي آمريكا) را بايد نقطه عطفي در بازگشت نظام سرمايه سالاري غرب بر سر "عقل" و تجديدنظر در يكه تازي اين نظام عليه نيروي كار ارزيابي كرد.نقطه عطفي كه همسو با تحولات مشابه در ديگر ممالك صنعتي غرب، تدريجاً به تدوين، ترويج و تكامل حقوق، قواعد و مقررات كار و تامين اجتماعي در قالب هاي تازه به تازه انجاميد. قواعد و مقرراتي كه كارگران را شريك كارفرمايان و سپاهيان توسعه ملي معرفي مي كرد، نه بردگاني كه صرفاً با دستمزدي ناچيز (و بخور و نمير) و بدون هرگونه حمايت مؤثر دربرابر حوادث، بيماري ها، بيكاري و پيري و سالمندي در خدمت نظام قاهر و مسلط باشند.
    123 سال پس از حوادث اول ماه مه 1884 كه تنها گوشه اي از مجموعه اعتراضات كارگران در ممالك صنعتي عليه مناسبات سرمايه سالاري بود، مردمان عصر و روزگار ما مي توانند به دستاوردهاي جوامع مختلف در زمينه شناخت و احياي حقوق نيروي كار، ببالند. اما به عقيده بسياري از مصلحان، اين عرصه، با همه تحولات رو به جلو، همچنان نيازمند تحول، پيشرفت و دستاوردهاي تازه است. اين كه تحقق نظام رفاه و تامين اجتماعي به عنوان نيازي حياتي براي تامين حداقل هاي رفاهي – معيشتي و خدماتي در همه جاي جهان، كم و بيش به رسميت شناخته شده است، موفقيتي كوچك براي بشريت نيست. اما اين كه اين نظام، از حيث جامعيت، كفايت و اثربخشي خدمات و حمايت هاي خود در يك كشور عملاً تا چه اندازه محقق مي شود، همواره نيازمند بررسي و ارزيابي موشكافانه است.
    روز جهاني كارگر (و هفته گراميداشت كار و كارگر) در كشور ما، مي تواند فرصتي باشد براي اين گونه ارزيابي ها و داوري ها، درباره آنچه كه در چارچوب ظرفيت هاي چشمگير قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به همت دلسوزان توسعه كشور، شكل گرفته و ثمرات ملموسي نيز براي جامعه كار و توليد كشور، به بار آورده است و نيز جست وجوي راه هايي كه بايد براي غلبه بر كاستي ها، ضعف ها و درنتيجه نابرابري ها و بي عدالتي ها، با عزم و همتي بلند، پيموده شود.

 

 

***

برگرفته از:http://www.zanjannews.com/index.php?id=10382

مریم مرادخانی

زیر آسمانی بی‌رنگ و بی‌جلا زندگی می‌کنی/ بر زمین تو، باران، چهره عشقهایت را پر آبله می‌کند/ پرندگانت همه مرده‌اند/ در صحرایی بی‌سایه و بی‌علف زندگی می‌کنی/ آنجا که هر گیاه در انتظار سرود مرغی خاکستر می‌شود/ آیا تو جلوه روشنی از تقدیر مصنوع انسانهای قرن‌هایی؟
صبح هنوز از پشت کوهها سر نزده که از خواب بیدار می‌شوند، هنوز باغچه خمیازه‌های صبحگاهی‌اش را می‌کشد، که باز هم آنها زودتر از او بیدار شده‌اند. انگار این مردمان زودتر از همه‌چیز و همه‌کس به سپیده‌دم سلام می‌کنند و به قولی انگار جاده از قدمهای آنها بیدار می‌شود.
لباسهای همیشگی‌شان را می‌پوشند، لباس هم از این جریان مدام زندگی خسته است. انگار تار و پودشان با هر لرزه اندام آنها می‌رقصند و فریادی خاموش را، دردی مشترک را فریاد می‌زنند. از خانه که بیرون می‌آیند خیابان و همسایه‌ها مثل خواهر و برادر کوچکشان مثل فرزندانشان خوابند. خواب رویای فراموشی‌هاست، آنها می‌دانند که هر روز و هر روز باید به سر کار بروند، کار، کار، کاری که نور امید را به چشمان خسته‌شان برساند. کاری که داغ نداشتن شغلی مناسب، سقفی مطمئن بر سر را بر دل آنها سرد کند. کاری که دیگر شرمنده صاحبخانه نباشند.
کار، باز هم کار، همیشه کار.
• مردمانی در هیئت کارگر
روز جهانی کار و کارگر چه نام آشنایی است برای آنها، برای همه کارگران. کارگرانی به رنگ نداری، به رنگ سیلی. همان سیلی‌ای که صورتشان را با آن سرخ می‌کنند که مردم نگویند ندارند، ندارند...
ولی خودشان خوب می‌دانند که ندارند، بی‌چیزند. بی‌چیزی درد بزرگی است برای ما مردمانی که اساس کار امروزمان بر حساب و کتاب و داشتنها و نداشتنها می‌چرخد.
دختران و زنانی که کار می‌کنند مثل مردها. دختران و زنانی که به جای مردانشان، کار می‌کنند، درشتی می‌بینند، و ...
دخترانی که کار می‌کنند، درس می‌خوانند، ناخودآگاه پسران سالهای دور به خاطرم می‌آید که کار می‌کردند و درس می‌خوانند، و حالا دختران سرزمین من نیز هم‌مسلک آنها شده‌اند.
دیگر برای آنها چه فرقی می‌کند که یک روز به نام آنها در صفحه تقویم رقم بخورد، کارگری که دیگر روز و ماه و سال ندارد. روزهای آنها مثل همیشه است، دستان آنها سالهاست با کار آشناست، با اسکناسهایی که بوی کار می‌دهند، بوی گچ، سیمان، بوی سبزی، بوی قاب دستمال، بوی شرافت.
نمی‌دانم، انگار این روزها شرافت تنها چیزی است که می‌توانیم به کارگران نسبت دهیم، کارگرانی که حداقل تعدادی از آنها را هر روز می‌بینیم، تعدادی هم فقط از نظر ما پنهانند و در گوشه‌ای به کار مشغولند. کاری که مبادا حرفی، اعتراضی بکنند که آن حقوق بخور و نمیرشان نیز از دستشان برود. نمی‌دانم این کارگران فصلی روزهای سخت زمستان را چه‌ می‌کنند. کاش آب و هوا، برف و باران کمی آنها را ملاحظه می‌کرد. مثل کودکان آرزو می‌کنم، کاش آدمهای زیادی نیاز به کارگر داشته باشند. کاش ماشینهای زیادی برای یافتن کارگر توقف کنند.
دختران جوان گم شده در بین این کارگران، در بین این مردم، می‌دانم دستانشان از کارکردن زمخت شده، دیگر انگار وجودشان بوی کار می‌دهد، بوی ترس ... بوی اینکه مبادا فردا کاری برای آنها نباشد.
می‌دانم که نمی‌توان هر روز به یاد کارگران بود، هر روز نام آنها و شغل آنها را دستخوش نقد و‌ یادآوری کرد ولی می‌دانم که با دردهای آنها غریبه نیستم.
و می‌دانم که آنها با لبان مردم لبخند می‌زنند
و عشق و امید مردم را
با استخوان خویش پیوند می‌زنند

**

خبرگزاري دانشجويان ايران - زنجان

از رنجی که می بریم

مرد گوشه کت خود را بالا کشید، تا اندازه ای که نصف صورت چروک خورده و خراشیده اش، در کت مندرس اش گم شد. دستانش را که از سردی بی حس شده بود، داخل جیب کتش کرد. با انگشتانش چند سکه جیبش را بالا و پائین انداخت و راه خود را به طرف کوچه ای تنگ و باریک کج کرد. وارد کوچه که شد، بوی نم خاک باران زده، کل وجودش را پر کرد. سریع به طرف دیوار خانه ها رفت تا از گزند بارانی که امان همه بریده بود، رهایی یابد. در تاریکی بی نهایت شب، آرام آرام به طرف منزل رهسپار شد. تعمداً گام هایش را آرام برمی داشت تا دیرتر به خانه برسد. عجله ای برای زود رسیدن نداشت، زیرا دیر رسیدن او به منزل مساوی می شد با به خواب رفتن فرزندانشان و حسن این کار هم (البته برای او) این بود که وی می توانست حتی برای یک شب از نگاه های منتظر کودکانش، در امان باشد.


شب های متمادی بود که وی بدون آن که بتواند درآمدی داشته باشد، به خانه برمی گشت و هر صبح برای یافتن کار، از خانه به بیرون می زد تا بلکه بتواند روزی زن و فرزندان خود را تأمین کند. اما هر چه بیشتر جست و جو می کرد، کمتر می یافت و این بود که پیکر نحیف اش را، نحیف تر و نحیف تر می کرد و هر روز از دیدن کودکان اش طفره می رفت، چه آنکه نمی توانست آرزوهای کوچک آنها را برآورده کند.


روزهای زیادی بود که وی را از کارخانه اخراج کرده بودند، آن هم به دلیل بحران های اقتصادی و کمبود نقدینگی موجود در کشور. او معنی این حرف ها را به طورکامل نمی دانست. نمی دانست بحران یعنی چه. با اینکه خود غرق در بحران بود. وی معنی کمبود نقدینگی و پائین آمدن نرخ کالاها در کل دنیا را نیز به طور کامل درک نمی کرد. وی نمی دانست LME یعنی چه و یا در بورس لندن چه اتفاقاتی می افتد. او تنها می دانست که باید کار کند و خرجی فرزندان خود را تأمین نماید.


بارها درخیابان هنگامی که همکاران سابق خود که حالا دیگر همگی اخراج شده بودند را می دید، عنوان می شد که باید برای احقاق حقوق از دست رفته، تجمع کنند و فریاد اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند. اما وی حتی معنی تجمع را نیز نمی دانست. وی تنها و تنها کار می خواست. آیا این خواسته بزرگی بود؟


کارگر، واژه مبهم و ترحم انگیز


هنوز درباره اینکه کارگر کیست و چه معنی دارد، ابهامات زیادی مطرح است. اینکه کارگر فردی خوش پوش است که صبح ها با کت و شلوار و کیف سامسونت از منزل خود در یکی از خیابان های متمول نشین شهر بیرون می زند و راهی محل کار خود می شود و سر ماه، حقوق کارگری و نه کارمندی می گیرد و یا فردی که با یک تن پوش خاکی و بیل و کلنگ، در چهار راه ها و میادین منتظر کسی است که بیاید و کاری به وی بسپارد.


به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه زنجان در تعریف حقوق کارگر آمده است که برابر ماده 2 قانون کار، کارگر کسی است که به هر عنوان در مقابل دریافت حق السعی اعم از مزد، حقوق، سهم، سود و سایر مزایا به درخواست کارفرما کار کند. یا طبق تعریف دبیر اجرائی خانه کارگر استان به تمام کسانی که از حاصل دسترنج بازوان خود ارتزاق می کنند، کارگر می گویند که البته همه حوزه های کاری را در بر می گیرد.


بنابراین تعریف، تفاوت خاصی بین یک کارگر ساده و کارگر حرفه ای دیده نمی شود که این را می توان در نوع نگاه به مقوله کارگری دانست. در رابطه با مطالبات کارگر نیز ماده 13 قانون کار عنوان می کند که مطالبات کارگرجزء دیون ممتاز بوده و کارفرمایان موظف می باشند بدهی پیمانکاران به کارگران را برابر رأی مراجع قانونی از محل مطالبات پیمانکار، من جمله ضمانت حسن انجام کار، پرداخت نمایند.


اما مبحث بسیار مهم و مغفول در امر کارگری به ماده 29 قانون کار باز می گردد، جایی که عنوان شده است در صورتی که بنا به تشخیص هیات حل اختلاف، کارفرما موجب تعلیق قرارداد از ناحیه کارگر شناخته شود، کارگر استحقاق دریافت خسارت ناشی از تعلیق را خواهد داشت و کارفرما مکلف است کارگر تعلیقی از کار را به کار سابق وی باز گرداند.


تنها توجه به این 3 ماده از قانون کار، می تواند گویای تمامی اتفاقاتی باشد که در سال های اخیر در محیط کارگری استان اتفاق افتاده است. عدم تعهد کارفرما نسبت به کارگر و بی توجهی به مفاد بسیار واضح قانون، می تواند پاسخ روشنی باشد به آنچه که این روزها کارگران با آن مواجه اند. سوال ها و ابهامات مشخص و پاسخ های روشن همگی در مسائل اخیر وجود دارند و به نظر می رسد تنها همت اندکی لازم است تا این مشکلات برطرف شود.


همه حرف های مسئولین


طی سال های اخیر که بحران های کارگری درکشور افزایش فراوانی داشته و به تبع آن اخراج و تعدیل نیروی زیادی در مورد کارگران صورت گرفته است، مسئولین امر، سخنان فراوانی در مورد این بحران ها و راهکارهای رفع آن و هم چنین اقدامات صورت گرفته، ایراد کرده اند.

اما با قاطعیت می توان گفت نه تنها این سخنان نتوانسته است دردی را دوا کند و گرهی از مشکلات بگشاید، بلکه در مواردی به پیچیده تر شدن موضوع انجامیده است. سخنانی از قبیل « نرخ بیکاری در استان طی سال 87 ، از نرخ کشوری کمتر بوده است»، « در بحث بنگاه های زودبازده، استان زنجان بهترین عملکرد را داشته و توانسته در اشتغالزایی موثر باشد»، « در بخش اشتغال، 90 درصد هدف برنامه محقق شده است»، « معافیت مالیاتی برای کارگرانی که سقف حقوق آنها، 416 هزار تومان است » و ... از جمله مواردی بوده است که در سال گذشته، بر روی خروجی برخی خبرگزاری ها و تیتر مطبوعات قرارگرفته است، بی آنکه تحقیق شود چه میزان از وعده های داده شده، محقق گردیده و چقدر از این آمار، برای دل خوش کردن خود و ارائه عملکرد مطلوب از سازمان متبوع بوده است.

همه این حرف ها در حالی عنوان می شود که جامعه کارگری استان طی یک سال اخیر، بحران های فراوانی را پشت سرگذاشته است. اخراج تعداد زیادی از کارگران بخش های مختلف به خصوص صنعت و مسکن به دلیل بحران اقتصادی، تجمع متعدد کارگران در مقابل استانداری برای احقاق حقوق و بلاتکلیفی کارگرانی که مشمول قانون کار نمی شوند از جمله مسائلی بوده است که جامعه کارگری را به حق آزرده است.


لزوم پرداختن به وعده های عملی نشده، از جمله مواردی است که شاید بارها و بارها درباره آن سخن به میان آمده است. اما نباید این نکته را فراموش کرد که با این وجود، نه تنها هیچ گره ای از مشکلات باز نشده است، بلکه هر روز شاهد افزایش مشکلات این قشر رنج دیده هستیم. به گونه ای که در روزهای سال جدید نیز، تجمعی از کارگران اخراجی سرب و روی در جلوی استانداری زنجان برگزار شد و کارگران به آنچه که عدم تحقق مطالبات صنفی عنوان می شد، اعتراض نمودند که البته این تجمع با گذشت چندین روز، به سرانجام نرسید و مسئولان وعده هایی از جنس وعده های قبلی مبنی بر رسیدگی به مشکلات آنها دادند.


از رنجی که می بریم


«هیچ کس به فکر قشر کارگر نیست. وضع کارگران از وضع خیلی ها بدتر است. 50 روز از آغاز سال نو می گذرد و ما حتی 2 روز هم کار نکرده ایم. با این وضعیت حتی نمی توانیم به خانه برویم. چون نمی توانیم به صورت فرزندانمان نگاه کنیم. یک عمر کار کرده ایم تا بتوانیم هزینه خانواده و تحصیل فرزندانمان را بپردازیم، اما امروز با وضعیت فعلی، بیکار مانده ایم و از تهیه مخارج سنگین زندگی عاجزیم».


یکی از کارگران فصلی که در میدان دروازه ارک زنجان منتظر پیدا شدن کسی است که وی را به سر کار ببرد، به خبرنگار ایسنا می گوید: هنگامی که برای گفتن مشکلات خود به استانداری مراجعه می کنیم، تهدیدمان می کنند که اگر در خیابان تحصن کنیم یا به کارفرما مراجعه نمائیم، مشکلاتی برایمان به وجود خواهد آمد.

وی ادامه می دهد: نمایندگان مجلس قبل از انتخابات، همواره از احقاق حقوق کارگران سخن می گویند، اما پس از انتخابات، این قشر به فراموشی سپرده می شود. هنگامی که رئیس جمهور به زنجان آمد و تجمع کارگران را در برخی معابر شهر دید، به او گفتند که این افراد، منتظر اتوبوس هستند. رئیس جمهور هم در قبال نامه هایی که برای وی نوشته بودیم، مبلغ ناچیزی به ما پرداخت کرد که این مبالغ دردی از ما دوا نمی کند، زیرا ما کار می خواهیم، نه چیزدیگر.


این کارگر می گوید: هر روز به ما وعده بیمه، سهام عدالت و ... را می دهند، در حالی که هیچ یک از آنها عملی نشده است. از سال گذشته در کلاس های فنی و حرفه ای شرکت کردیم و کارت مهارت دریافت نمودیم، به امید اینکه بتوانیم از خدمت بیمه بهره مند شویم، اما این موضوع هنوز تحقق پیدا نکرده است.


در همین زمینه رئیس کانون هماهنگی شورای اسلامی استان می گوید: عمده مشکل کارگران، سوابق حق بیمه آنان می باشد. زیرا دراکثر مواقع، کارگران در یک واحد مشغول به کار می شوند، اما هنگامی که فرم های تأمین اجتماعی پر می شود، می بینیم که سابقه فرد از قلم افتاده و یا در مواردی کارفرمایان فقط حداقل حقوق را در فرم های کارگران لحاظ می کنند، بدون اینکه اضافه کار و نوبت کاری در آن قید شده باشد.


هم چنین دبیر اجرایی خانه کارگر استان به ایسنا می گوید: این روزها کارگران در وضع معیشتی نامطلوبی به سر می برند و تنها قشری هستند که از دستاوردهای انقلاب، بی بهره مانده اند. به دلیل اینکه کارگران و بازنشستگان تأمین معاش نمی شوند، مجبورند پس از سال ها کار و خدمت، در جست و جوی مشاغل دیگر باشند. حمید ریحانیان ادامه می دهد: وعده های مسئولان مانند رفع مشکل مسکن، افزایش حقوق پایه کارگر و تخصیص سهام عدالت از جمله وعده هایی است که هنوز تحقق نیافته است و مسئولان باید برای تحقق آنها تلاش نمایند.


با اینکه در آستانه روز کارگر قرار داریم و بنا بر یک قانون ننوشته، باید به وضعیت نابسامان کارگران رسیدگی شود، اما مشاهده می شود نه تنها وضعیت این قشر زحمت کش تغییری نکرده است، بلکه با گذشت روزها وضعیتشان بدتر و بدتر می شود. شاید باید سالها و روزها بگذرد تا آسمان کارگران استان صاف صاف باشد. اما آیا این روزها خیلی دیر فرا خواهد رسید. گذشت زمان این امر را اثبات خواهد نمود.