دكتر محمود احمدي نژاد

احمدي نژاد، پركارترين رئيس جمهور جهان با:...
• 3000 ملاقات كاري
• 60 سفر استاني
• 65 سفر خارجي
• بازديد و مذاكره در 32 كشور
• 20 ملاقات با دانشجويان
• قريب 1000 سخنراني
• 150 كنفرانس و نشست خبري
• 11 مصاحبه زنده داخلي
• 55 مصاحبه خارجي
احمدي نژاد بارها در طول چهار سال گذشته، بدليل فشار كاري و بيداري و فعاليت بيش از اندازه، دچار افت فشار و ضعف جسماني شده است...بعضا چشمهايش از بي خوابي قرمز است و براي حل مشكلات مردم و گفتگو و صحبت با محرومان تا پاسي از شب در سفرهاي استاني ، تلاش مي كند و ...، ميانگين 16 ساعت كار مداوم در شبانه روز، خصوصيت كابينه ي احمدي نژاد است ...
و اما اكنون، در حالي كه مقام معظم رهبري، دولت او را محبوبترين دولت در يكصد سال اخير مي خوانند، تشنگان قدرت و عوامل آنان،زحمات و خدمات پركارترين رئيس جمهور را انكار كرده و بي ثمر مي خوانند...
نگاهي به سرفصل خدمات و عملكرد دولت دكتر احمدي نژاد طي چهارسال گذشته، گوياي اين واقعيت است كه با هر نگاه و انگيزه اي كه به موضوع انتخاب رئيس جمهور، توجه و نگاه شود، آقاي احمدي نژاد ، بهترين انتخاب است چرا كه هم در موضوعات اساسي و هم در مسائل روزمره، اعم از توليد و اقتصاد و عمران و... آمار عملكردها در صدر و اوج قرار دارد.
اكنون ابتدا به سرفصل برخي دستاوردها و خدمات درخشان اين دولت در بخش هاي مختلف اشاره كرده و سپس با نگاهي به جدول آماري ذيل، قضاوت را بر عهده ي همگان خواهيم نهاد :
حوزه هاي آرماني و اعتقادي:
• توجه ويژه و عملي اعضاي كابينه و مجموعه ي دولت به امر دين و تاكيد بر مفاهيم ديني و مذهبي.
• توجه ويژه به مساله ي انتظار و ابراز ارادت و خشوع در مقابل حضرت بقيه الله (عج) و ذكر نام مبارك ايشان در تمامي مجامع جهاني و نهايتا احياي گفتمان مهدويت.
• توجه ويژه به آرمان هاي انقلاب و ترويج شعارها و اهداف مورد تاكيد حضرت امام(ره) و شهداي انقلاب و حاكم ساختن فضاي انقلابي در قوه مجريه.
• اطاعت از ولايت و تلاش در جهت اجراي منويات مقام معظم رهبري در تمام ابعاد و ابراز رضايت مقام معظم رهبري از عملكرد دولت.
• احياي گفتمان عدالت و حركت در جهت همگاني كردن مطالبات عدالتخواهانه از مسئولان.

حوزه ي سياست داخلي:
• عدم وابستگي به حزب و گروه و خودداري از هر گونه دسته بندي حزبي و باندبازي و...
• افزايش چشمگيردرصد مشاركت سياسي و شور عمومي مردم در فعاليت هاي سياسي، انتخابات و...
• جلوگيري از جولان و ياركشي احزاب سياسي در دانشگاه ها و تلاش براي ارتقاي سطح آگاهي سياسي و علمي دانشگاهها.
• به حاشيه رفتن مخالفان نظام و انقلاب و عزل بسياري از عناصر نفوذي و وابستگان فكري غرب از جايگاه هاي حساس.
حوزه ي مديريت و كشورداري:
• شكسته شدن حلقه ي بسته ي مديران فسيل شده ي قبلي و به صحنه آوردن نيروهاي جوان و كارآمد.
• صداقت در گفتار و راستگويي و شفافيت در بيان نقاط ضعف و قوت.
• ساده زيستي و الگوسازي براي قناعت در سطح مديران و جامعه.
• تمركز زدايي و واگذاري اختيارات بيشتر به استانداران.
• ساختار شكني سيستم هاي ناكارآمد گذشته همچون سازمان مديريت و برنامه ريزي و شوراهاي عالي.
• كاهش شديد آمار تخلفات اداري در كشور.
• تلاش براي صرفه جويي از هزينه هاي دولتي و رفع تشريفات زائد از ادارات با صدور بخشنامه و دستورالعمل هاي وزارتي و...
حوزه بين الملل و سياست خارجي:
• حضور فعال در مجامع جهاني و بيان ديدگاه هاي جمهوري اسلامي از طريق سفر به كشورهاي مختلف، نامه به سران كشورها، حضور در دانشگاه هاي خارجي .
• حضور ديپلماتيك و حمايت فعال بين المللي از حزب الله و حماس در جنگ هاي 33 و 22 روزه و نقش مؤثر در دستاوردها و پيروزي اين دو جريان مبارز.
• برخورد قاطع و عالمانه با صهيونيسم وبر هم ريختن اردوگاه اسرائيل با ايجاد سؤال در ماجراي هولوكاست.
• خروج از موضع انفعالي در مقابل گروه 1+5 و شكستن پلمپ تاسيسات هسته اي .

• عزت ايران در مجامع بين المللي و محبوبيت فوق العاده ي جمهوري اسلامي در ميان مسلمانان و محرومان جهان و ارائه ي الگوي جديد مبارزه با دشمنان اسلام به جهان.
• عقب نشيني آمريكا و اروپا از اعمال تحريم ها و درخواست براي مذاكره با ايران.
• توسعه روابط ديپلماتيك با كشورهاي مؤثر جهان در راستاي ارتقاي منافع ملي ايران و تاثيرگذاري بر روند سياسي آن كشورها در مقابله با استكبار.
حوزه هاي منحصر به فرد اجرايي:
• انجام 60 سفر استاني به نقاط مختلف كشور و ديدار با مردم شهرها، بخش ها و دورترين و محرومترين نقاط.
• جديت در امر مبارزه با مفاسد اقتصادي و برخورد با باندهاي مافيايي و رانت خواران و نورچشمي ها از ثروت هاي ملي و فشار مكرر به آنها و افشاي آنان در سخنراني هاي عمومي.
• اصلاح ساختاري در اجراي اصل 44 و جلوگيري از واگذاري هاي بي رويه به نورچشمي ها و مديران كه به بهانه ي اجراي اصل 44 در حال انجام بود.
• تاسيس صندوق مهر رضا(ع) و اعطاي وام به دهها هزار تن از زوجهاي جوان.
• شجاعت و اقدام در امر اجراي سهميه بندي بنزين و صرفه جويي چندصد ميليون ليتري در واردات بنزين.
• سرعت در تصميم گيري و پي گيري در عزل مديران ضعيف از وزير گرفته تا برخي از مديران كل.
حوزه هاي آموزشي و علمي:
• پرتاب ماهواره ي اميد به فضا و قرار گرفتن ايران در ميان 8 كشور دارنده ي فناوري ماهواره.
• دستاوردهاي بزرگ علمي در علم پزشكي و سلولهاي بنيادين و شبيه سازي و...
• افزايش ظرفيت پذيرش دانشگاه ها تا مرز 3 ميليون نفر و تاسيس شعبات متعدد دانشگاه پيام نور در راستاي دستيابي آسان همه ي اقشار مردم.
• دستاوردهاي بزرگ و عظيم علمي در دانش هسته اي و افزايش ظرفيت تحقيقاتي و علمي مراكز هسته اي تا چند برابر .
• افزايش بودجه هاي پژوهشي و علمي و ارتقاي علمي كشور در رشته هاي مختلف.
حوزه ي فرهنگي:
• ارتباط و تعامل با حوزه هاي علميه،طلاب و افزايش بودجه ي كم نظيربراي ساخت و ساز حوزه هاي علميه و آموزشگاه هاي ديني.
• تلاش فراوان و عملي براي ايجاد وحدت و تعامل ميان حوزه و دانشگاه از طريق وزارت آموزش عالي و امور روحانيون رياست جمهوري.
• اختصاص بودجه 2 هزار ميليارد توماني براي ساماندهي گلزارهاي شهداي كشور با هدف ترويج روحيه ايثار و شهادت.
• ايجاد 41 هزار نمازخانه در مدارس.
• 37 برابر شدن تعداد كانون هاي فرهنگي و تربيتي.
• رشد 50 درصدي نشريات و روزنامه هاي كشور.
• 33 درصد رشد چاپ كتاب.
• شناسايي و سازماندهي بيش از 3000 نفر از نخبگان.
• 25 برابر شدن كتابخانه ها.
• افزايش 4 ميليون نفري تماشاگران تئاتر.

• احياي معاونت پرورشي در مدارس با هدف ارتقاي معنويت و جلوگيري از تهاجم فرهنگي دشمن در ميان دانش آموزان.
• حمايت و پشتيباني از نيروي انتظامي در جهت اجراي طرح ارتقاي امنيت اخلاقي و مبارزه با فساد و منكرات و برخورد با فروشندگان مواد مخدر در سطح شهرها و برخورد شديد با اراذل و اوباش.
• كاهش رشد فرهنگ غرب وكاهش جولان عناصر بي بند و بار در جامعه، به نسبت گذشته.
حوزه اقتصاد:
• كاهش نرخ سود بانكي
• تلاش براي شكستن بانك ربوي و حذف ربا از معاملات دولتي.
• كاهش ضريب جيني و كاهش شكاف طبقاتي در جامعه.
• پرداخت تسهيلات توسط بانكها به بنگاه هاي زودبازده و كاهش دو درصدي نرخ بيكاري در كشور.

• اجراي طرح نظام هماهنگ پرداخت حقوق.
• شتاب گرفتن كارهاي عمراني و چند برابر شدن ساخت طرح هاي عمومي در نقاط مختلف و مخصوصا محروم كشور.
• رشد 30 درصدي محصولات زراعي و دامي.
• رشد شاخص معاملات بورس، بعضا تا 80 درصد.
• كاهش وابستگي به نفت در بودجه.
• پرداخت بدهي هاي معوقه ي معلمان و افزايش حقوق آنان.
• 4 ميليون تن افزايش در توليد شير (23 درصدافزايش).
• ا ميليون تن افزايش در توليد مرغ (27 درصدافزايش).
• توليد 12600 مگاوات برق و تلاش، رايزني و اقدام عملي براي راه اندازي نيروگاه هسته اي بوشهر.





******















****
میرحسین موسوی اوباما را به مناظره دعوت کرد
به گزارش خبرنگار این ور آب ما ٬ میرحسین موسوی بعد از مناظره با محمود احمدی نژاد که با ریشتر منفی ۱۲ به پیروزی رسید اوباما را به مناظره دعوت کرد.
متن نامه کاندیدای یاد شده توسط یکی از قاچاقچی ها ی نفت که قصد رساندن نامه به دست اوباما را داشت به دست ما رسید و ما نیز به خاطر اینکه عموم را در جریان آن قرار دهیم بدون دخل و تصرف در نامه فقط ترجمه آن را منتشر می کنیم.
((جناب مستر چیزباما
سلام و علیکم و بقیه ما جرا
قبل از هر چیز می خواهم چیزهایی که در مناظره بنده با احمدی نژاد اتفاق افتاد را خدمتتات معروض دارم.
نمی دانم در آن شب به یاد ماندنی فرصت کردید کانال تری تی وی ما را ببینید یا نه به دوستان هم چیز کرده بودم که باشما تماس داشته باشند ولی ظاهرا مشغول عبادت یا جایی بودید که دختر خانم موبایلتان فرموده است مشترک مورد نظر چیز می باشد ٬ البته دوستان از آن دختر خانم یاد شده عذر خواهی می کنند که خوب با او صحبت نکرده اند.
به هر حال گذشته ها گذشته اما خوب است بدانید اینجانب چیز در این مناظره با دلیل و منطق که دوستان مشترکمان نوشته و تحویل بنده داده بودند چنان براحمدی نژاد غالب آمدم که به لرزش صدا افتاد و فقط چیز و چیز می کرد.
دو تا از سئوالاتی که از احمدی نژاد کردم را خدمتتان با پاسخ های وی اعلام می دارم.
پرسیدم آقای احمدی نژاد شما که دم از مدرک گرایی می زنید و بنده را به نقض آن متهم می کنید همسرتان که در همایشهای تبلیغاتی علیه بنده حرف می زند چه طور به صورت غیر قانونی همزمان دو مدرک گرفته است؟
جواب داد: من افتخار می کنم همسر بنده هم فوق لیسانس علوم سیاسی دارد هم دکترای علوم سیاسی ! البته گفتنی است در جواب به این سئوال به خاطر شدت لرزش صدا گفته های وی چندان مفهوم نبود و نیاز به بررسی داشت که توسط دوستان انجام شد.
پرسیدم آقای احمدی نژاد شما میلیاردر هستید چون دید جوابی برای گفتن ندارد به فرزندان بسیار فقیر و مستمند عارف والا مقام و زاهد ساده زیست رفسنجانی اشاره کرد غافل از اینکه فرزندان این بزرگوار از کمیته امداد تامین می شوند.
جناب چیز باما البته گفتنی زیاد است و اگر چیز شود و من چیز شوم از نزدیک بقیه ماجرا را خدمتتان چیز خواهم کرد.
قبل از آن دو گلایه کوچک از جنابعالی را البته با اجازه خودتان چیز می کنم.
در سفری که به عربستان داشتید کاش چیز می کردید و به ملک عبد الله اعتراض می کردید چرا نامه افتخار آمیز آقای همون چیز را که در راستای خدمت به امنیت ملی کشورمان نوشته شده بود را به محمود لو داده است ؟آیا این بر خلاف رفاقت چندین ساله و رقابت در اشرافی گری در بین آقایان یاد شده نیست؟
به ایشان کاش می گفتید این بود جواب سکوت در مقابل همراهی عربستان با اسرائیل در سرکوب تروریست های فلسطینی که دیوانه شده بودند و می خواستند مملکت خود را حفظ کنند؟
اما گلایه دوم اینکه چرا به دوستان مشارکتی خود سفارش نکرده بودید که آمار درست به بنده بدهند تا در مناظره چیز ٬چیز نشوم
اما بنده جنابعالی را به مناظره رو در رو دعوت می کنم تا دنیا شاهد باشد و قضاوت کند بنده یا جنابعالی در اهانت به منتخب ملت ایران وایستادگی در برابر خواسته های آنان زیاد فعالیت کرده است ؟ البته بنده فعالیت های جنابعالی در مخالفت با ایران را نادیده نگرفته و قدردان آن هستم ولی چیزی که چیز است همان چیز است
در عند آرزوی طول عمر برای جنابعالی را دارم البته با وجود ما نیازی به حضور شما نیست فقط از این به بعد متون ارسالی را خوانا چیز فرمایید .))
لازم به توضیح است وبلاگ روزنامه نگار مستقل مسئولیت عواقب انتشار این نامه را قویا چیز می کند!.
***
موسوی؛ 16 درصد پاسخگویی، 84 درصد فرافکنی
محمدعلی صدرشیرازی: تبلیغ و پروپاگاندا و سیلهای مناسب برای بسط حق و حقیقت است و میتوان آن را حلقهی ارتباط میان حقیقت و مردم دانست. مروری بر سیرهی بزرگان گواه تأکید آنان بر بهره جویی از فضایی شفاف و زلال برای تبلیغ و اشاعهی معتقدات میباشد. چه اینکه، تنها در این فضاست که مخاطب اقوال مستدل را بدور از زینتهای گمراهکننده شنیده و سره را از ناسره تشخیص خواهد داد. این موضع، تالی اعتماد منادیان حق به مواضع متقن خود از سویی، و درک و فطرت حقیقت خواه مخاطبین از سوی دیگر اتخاذ میگردد.
در طرف دیگر، عدم اطمینان به مواضع اعلامی، علم به ناصواب بودن آن، و نیز تعارض آن با مواضع اعمالی، فرد را با علم به درک بالای مخاطب، به سوی ایجاد فضایی سوق میدهد که منطق و استدلال کمرنگ گشته و فضای گل آلود، بهره گیری از دادههای غلط و یا مغالطه در بهرهگیری از دادههای صحیح جای آنرا پر نماید.
یکی از آمادهترین جولانگاههای این طیف، تبلیغات سیاسی و بهویژه انتخاباتی است. از آن روی که فرد میتواند در مواضع خود بهراحتی و با خیال آسوده از عواقب آن، به سیاه و سفید نمایی افراطی دست زده و با گل آلود نمودن فضا، دادههای خود ساخته را تبلیغ نماید و دادههای حقیقی را بهصورت گزینشی و کانالیزه تبلیغ نماید.
اما در این میان، مناظره و یا گفتگوی رو در رو، قافیه را برای مغالطات تاحدی تنگتر کرده و مواضع هریک از طرفین فی المجلس در میز محاکمه خواهد بود. از همین روی، این شیوهی تبلیغی در برخی کشورهای توسعه یافته جزیی لاینفک و حتی اجباری برای طرفین است.
خوشبختانه این فضای مجادله بسیار بهوقت در کشور ایجاد گردید و با استقبال شدید ملت حقیقت طلب مواجه شد. بهوقت از آن روی که، دورهی دهم انتخابات ریاست جمهوری دورهی کمرنگ شدن مرزهای ایدئولوژیک بوده و متعارضترین گرایشات سیاسی و فکری پرچم آرمانخواهی و راه امام خمینی(ره) را بلند نمودهاند و فضای آلوده تبلیغات، بیش از هر چیز به این ابهام در مرزها میافزاید.
اما در شرایطی که تمام مواضع امام خمینی(ره) و رهبر فرزانه بهراحتی و بهگونهای غیر قابل انکار قابل ارجاع است، تولد فضای مناظره که مجال سنجیدن مواضع اطراف را نسبت به این آرمانها فراهم مینماید، برای پیروان حقیقی فرصت، و برای مدعیان تهدید است.
برکت فضای شفافی به نام مناظره در حدی است که صرف صحبت از آن بسیار بهتر از هزاران شیوهی تبلیغی دیگر مبین حقایق است و آن را میتوان با مراجعه به میزان استقبال اولیهی اطراف بحث از این فضای زلال، و یا تحقیر آن فضا و تلاش در بیاهمیت جلوه دادن آن دریافت.
به هر روی خوشبختانه نامزدهای ریاست جمهوری، خواسته یا نا خواسته به میز مناظره آمدند، تا مشخص کنند که چگونه است که مواضع متناقض اطراف، داعیه پیروی از آرمانهای امام و مردم را دارند.
دومین مناظره میان نامزدهای ریاست جمهوری میان دکتر احمدینژاد و مهندس موسوی برگزار شد که به حق تمام انتظارات تبیینی پیشتر ذکر شده از یک مناظره را براورده ساخت، که نتیجهی آن را با گذر از خیابانهای شهر میتوان آشکارا ملاحظه کرد.
هرچند، عدم پذیرش شکست گویی ذاتی دوستان اصلاح طلب است که سایر نمونههای مشابه را میتوان در به زیر سؤال بردن تمام انتخاباتی که در آن ناکام ماندهاند، یافت و جالب آنجاست که حتی در زیر تیغ این خصیصهی پایدار، وزارت کشور دولت اصلاح طلب نیز سر سالم بدر نمیبرد! و البته با مراجعه به نظرسنجیها و مترقبه بودن شکستی دیگر برای این جبهه، از هماکنون مقدمات تبلور این خصیصه مهیا میگردد.
ضمن احترام به آقای مهندس موسوی، باید گفت مروری کوتاه بر مواضع تدافعی یا تهاجمی ایشان، و آمار پاسخها و فرار از پاسخها، اطلاعات کاملاً غلط و عدم ارائهی پاسخ به طرف مقابل پس از تخطئهی این دادهها و مدرک خواهی در قبال آنان، برخی مغالطات آشکار و بسیاری موارد دیگر گواه شکستی تاریخی نه برای یک فرد که برای یک جریان است.
اما شلوغ و هیجانی نمودن فضا برای دوری از توجه مردم فهیم به مستدلات، امری است که جبهه حامی مهندس موسوی همانند تمام مقاطع در پروپاگاندای خود پس از مناظره بدان وفادار میماند که نمونهی آن را میتوان در تیتر هیجانی و توهین آمیز سایت این طیف، در ادعای پیروزی و عدم تقید به ارائه یک جمله در اثبات این امر اشاره نمود و آن را نمونهای از پروپاگاندای گروهی دانست که همواره از آمار و استدلال گریزانند.
حال باید دید در این مناظره چه گذشته است که این عزیزان از در عوض ارائهی تحلیل استدلالی و آماری، همّ خود را در هرچه بزرگتر نمودن فونت تیتر شورانگیز خود مینمایند و سایر دوستان هم فکرشان که جوابی در برابر افشاگری ندارند آنرا بی اخلاقی میدانند؟
پیش از آغاز این بررسی ذکر نکاتی چند ضروری است.
تکرار یک جمله و یا موضع در آمارها تکرار نگردیده است.
در این آمار «انتقاد» به معنای پرسشها، انتقادات و ابهاماتی است که هریک از طرفین نسبت به عملکرد و یا افکار طرف مقابل، جهت شنیدن پاسخ ارائه داده اند، می باشد. تمام مواضع کلی و موردی و مصداقی جزء آمار شمرده شدهاند. تمام پاسخهای طرفین به انتقادات، اعم از مستدل یا اقناعی جزء آمار شمرده شده اند.
سؤالاتی تکراری و مواردی که پیش از طرح آن بدان پاسخ داده شده، جزء آمار شمرده نشده اند.
مروری بر متن مناظره گواه این است که آقای موسوی تلاش نموده تا از تقسیم فرصتها به زمانهای 10 دقیقهای و عدم برگزاری مناظره به سبک پرسش و پاسخ مستقیم، جهت فرافکنی و گریز از پاسخ و به پیش کشیدن مباحث جدید و نامربوط به سؤالات احمدینژاد بهره برد.
احمدینژاد در دور اول سخنان خود با غافلگیر نمودن مهندس موسوی به دور از هیپوکراسی حاکم بر روابط سیاسی و تعارفات رایج رودرروی، که کمترین شباهتی با خنجر کشیدنها در غیاب ندارد، با لحنی مطمئن و البته بهدور از توهین، پس از 4 سال تحمل بزرگترین هجمهی غیر منصفانه و مملو از اتهام به بازگویی مطالبی پرداخت که هرچند از دید بسیاری امری واضح و قدیمی بود، اما با درهم شکستن تابوهای خود ساخته در کشور، به افشای مافیای قدرت پرداخت.
احمدینژاد در وقت نخست صحبتهای خود، 7 انتقاد و سؤال صریح را در برابر موسوی و جریانی که وی به نمایندگی از آنان حضور یافته و طبق وعده های موسوی و نیز الفبای سیاست، در صورت قدرت یابی وی، به عرصه بازخواهند گشت، مطرح نمود.
موسوی که طبیعتاً پاسخی به این سؤالات صریح نداشت از تاکتیک ایجاد وقفه میان سؤالات و پاسخها استفاده کرد و با جملات احساسی و نامربوط با سؤالات احمدینژاد چون: «:من هميشه ايران را دوست دارم و اين عشق به ايران در تك تك مردم ايران هم وجود دارد و هيچ ايراني نيست كه به كشور عشق نداشته باشد ولي من دوست داشتم ايران قدرت اول منطقه در همه عرصههاي نظامي، علمي و فرهنگي باشد...» ذهن مخاطب را از 7 انتقاد وارده دور میسازد.
وی در برابر 7 سؤال احمدینژاد، 5 سوال را به فراموشی سپرد و تنها به 2 سؤال پاسخ داد که البته ماحصل آن تفاوتی با موضع وی در برابر 5 سوال پیشین ندارد.
وی در پاسخ به رابطهی عمیق خود با جریاناتی که وی را احیا نموده و حمایت مینمایند، با بی اعتنایی به فهم مخاطب، بهگونهای جلوه میدهد که احمدینژاد او را نماینده و سخنگوی دولت های پیشین فرض کرده لذا خود را از پاسخگویی مبرا میداند و خود را بی ارتباط با آنان معرفی میکند. این در حالی است که مقصود احمدینژاد از ارتباط دادن میان 3 جریان را چند دلیل ساده و منطقی توجیه می کند.
1. کمتر کسی است که نداند علیرغم برخی اختلافات آقای موسوی نماینده جریانی خاص میباشد و این امری است که تا پیش از مناظرهی شفاف وی بدان فخر میفروخت.
2. منبع مالی هزینهی میلیاردی تبلیغات وی از کجا بوده است؟
3. موسوی همواره به دفاع از عملکرد چه جریاناتی پرداخته و حضور آنان را موجبات بی نیازی کشور به حضور وی در سالیان اخیر دانسته؟
4. موسوی قصد دارد در صورت پیروزی چه جریانی را به قدرت برساند؟
موسوی در عمل به حمایت متقابل از جریانی پرداخته است، که انتقادات بسیاری برآن وارد است اما در مقام گفتار و مؤاخذه، پاسخ به هرگونه سؤال از ماهیت و رفتار آنان را وظیفه خود نمی داند.
اما پاسخ دوم موسوی به انتقاد احمدینژاد از رویه تخریبی و سلبی ستاد وی، در عوض ارائهی یک برنامه مشخص و خرد پسند برای حل این مشکلات باز میگردد. ایرادی که در سراسر فیلم تبلیغاتی احساسی وی و مناظره مورد بحث نمودی خاص داشته است. کل پاسخ موسوی بدین شرح است:
من برنامههاي خودم را ارائه كردهام!
پنج انتقاد باقیمانده از جمله جریان مشهور بازیگر شمالی، فراموشی ریشههای مشکلات و عملکرد جریانات سابق از جمله شخص وی و کوبیدن تمام آنان بر سر دولت کنونی از جانب موسوی و ... بایکوت میگردد.
موسوی در دومین راه کار خود برای گریز از پاسخ بلافاصله موضعی تهاجمی گرفته و با باز نمودن ابواب جدید فرافکنی را آغاز مینماید. تکرار این تاکتیک در تمام مناظره این ظن را تقویت مینماید که این تاکتیک از پیش برنامه ریزی شده است.
وی 6 انتقاد صریح را به صورت مصداقی بر احمدینژاد وارد می داند که مطرح نمودن هلوکاست، جریان ملوانان انگلیسی و .. از آن جمله اند.
همان گونه که ذکر شد، بدیهی ترین ویژگی مناظره را می توان پر رنگ شدن مرز حقیقت خواند. احمدینژاد که سؤالات و نقدهایش را بی پاسخ یافته و دور اول را به سود خود سپری ساخته بود. در دومین بخش از مناظره، پاسخ هایی چنان قاطع داد که طرف مقابل کمترین دفاعی درمورد «اطلاعات غلط» خود نداشت.
احمدینژاد برعکس موسوی که دقایق نخست ادوار پاسخ گویی خود را به عشق به ایران و خاطره گویی کلی و مبهم از امام خمینی (ره) و... آغاز کرده و میان پرسش و پاسخ فاصله می اندازد، با قاطعیت و در نخستین جمله و بهدور از کلی گویی می گوید «قضاوت شما بر اساس اطلاعات غلط است» آنگاه وی مصادیقی از این اطلاعات غلط را افشا مینماید.
در پایان معلوم می گردد آنچه آقای موسوی به اذعان خود « شنیده بوده»! دعوت چند باره سران عربستان از ریاست جمهور بوده و نه خواهش و تمنا و اذن دخول احمدینژاد. و بر اساس اسنادی که در وزارت امور خارجه محفوظ است، آنچه موسوی نهیب انگلیس دانسته، همان نامهی عذر خواهی رسمی بلر بوده است.
ایشان پس از زیر سؤال بردن ساده ترین داده هایی که از یک نامزد اداره امور کشور انتظار است و افشای به خطا رفتن منابع اطلاعاتی و تحلیلی آقای موسوی، به نقدهای وی در خصوص موضع عزتمندانه و برآمده از آرمانهای امام خمینی(ره) دولت در برابر امریکا و اسرائیل و ادعای موسوی در بی آبرو دانستن ایران بهدنبال سیاست خارجی دولت نهم، پاسخی قاطع و مبسوط می دهد.
احمدینژاد تنها پس از پایان پاسخ به نقدهای مطروح است که نقدها را بهصورت مستقل آغاز می نماید. وی موضع انتقادی را در همان مبحث سیاست خارجی آغاز کرده و با تکیه بر داده هایی غیر قابل انکار، ثمره آنچه موسوی در سیاست خارجی بهدنبال آن است را به وی نشان می دهد و با تکیه بر همین اطلاعات، مقایسه میان وضعیت ذلیلانه ایران در پایان سیاست خارجی مد نظر موسوی در قضیه هسته ای را با وضعیت کنونی ایران عزتمند را به مخاطب می سپرد.
البته وی نگفت که در 4 سال قبل ما به خاکستر شدن با بمب اتم تهدید می گشتیم و اکنون رییس جمهور امریکا در کشور وهابیت از درک نیازهای ایران به انرژی مشروع سخن می گوید...
احمدینژاد در نقد سیاست خارجی غیر عزت مند، با غافلگیر نمودن طرف بحث، از وضعیت ایران در برابر 2 کشور انگلیس و عربستان در زمان زمامداری آقای موسوی نیز سخن گفت که یکی ما را وحشی می خواند و دیگری رابطهاش را از اساس قطع نمود!
موسوی و سایر همفکرانش جدای از بی عنایتی به سرنوشت ایران پس از دولت سابق و بدون توجه به سرنوشت لیبی و کره شمالی که در مقطعی برای جلب نظر غرب فعالیت های خود را معلق نموده و حتی تأسیسات را با کشتی به امریکا هدیه دادند و در آخر کمترین بهره ای نصیبشان نگشته و هر دو از دیپلماسی ذلت اظهار پشیمانی نموده اند، طرح کوتاه آمدن و بازگشتن به مواضع مشمئز کننده دفاعی سابق را که وزارت خارجهی ما را به دار التکذیب شهره ساخته بود، طرحی نواندیشانه می دانند و نام «سیاست های قجری» را لایق سیاست های موفق دولت نهم می دانند.
باید از آقای موسوی پرسید که آیا به راستی با کوتاه آمدن ما از برخی مواضع، آنان به ما دست دوستی دراز می نمایند و یا اینکه گستاخی را به اوج میرسانند. ایشان را به پاسخ صریح و غیر قابل توجیه قرآن کریم در برابر سیاست های ذلت مآبانه ارجاع می دهیم.
«ولن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم» بقره 120
«هرگز یهود و نصارا از تو خشنود نخواهند شد تا اینکه از آئیناشان پیروی کنی»
در کل، در این مقطع احمدینژاد 10 مورد انتقاد به سیاست خارجی مد نظر موسوی و یا مصادیق خروجی آن را مطرح می نماید.
یکی دیگر از موضوعات انتقادی احمدینژاد به موسوی که خود چند مصداق صریح و جداگانه را شامل است، تلاش موسوی برای قربانی نمودن دولت نهم برای توجیه ورود خود به عرصه قدرت و توجیه سالها سکوت وی در برابر ناملایمات و تنها گذاردن یاران صدیق انقلاب بود.
دکتر احمدینژاد با زیر سؤال بردن این اقدام غیر منصفانه، با ذکر مصادیقی از اوضاع اسف بار اقتصادی، سیاسی، امنیتی و سیاست خارجی کشور را در مقایسه با اوضاع کنونی، صداقت و حداقل اطلاع موسوی از اوضاع پیشین و کنونی کشور را زیر سؤال برده و علت حقیقی دم بر نیاوردن وی را جویا می گردد.
احمدینژاد با پاسخ به انتقادات و سؤالات صریح موسوی و 16 مورد سؤال و انتقاد نسبت به وی انتظار پاسخ می نشیند.
موسوی اما با پذیرش تلویحی شکست رها نمودن این 16 مصداق عینی را به صلاح دانسته و پاسخ به آنان را وظیفه خود نمی داند و از همان آغاز موضع تهاجمی را آغاز می نماید. وی ترجیح میدهد بحث را جمع کرده و در برابر مستدلات پر از مصداق احمدینژاد در قبال عزتمندی سیاست خارجی متکی به آرمانهای امام خمینی(ره) و ذلت باری سیاست های سست در برابر غرب، به ذکر یکی دو مصداق ادعایی از ضعف سیاست خارجی دولت می پردازد که ادعای بهدور از حقیقت حمایت اسرائیل از سیاست های احمدینژاد نمونه ای از آن است.
وی البته اشاره نمی دارد آیا به سایتها و شبکه های صهیونیست مراجعه نموده و آیا می داند آنان شادمانی خود را از شکست کدام آرمان علنی ساخته اند؟
وی پس از ناکامی مطلق در محاجه با سیاست خارجی عزتمندانه دولت نهم و ناکامی در توجیه شکستهای سیاست خارجی پیشین که وی حامی آن است، به کلی گویی بدون احساس نیاز به ذکر دلیل و مصداق میپردازد: اين دولت شير غران ايران را در بند كرد و البته مقصود وی همان شیر بی یال و دمی بود که درّ را با آبنباتی عوض نمود.
وی بدون پاسخ به چرایی موفقیت ایران در پرونده هسته ای در مختومه اعلام شدن هر 6 مورد این پرونده از سوی آژانس، خطای مشایی را که هم فکران وی آن را چون نقطه ای سیاه در صفحه سپید عملکرد دولت یافته را زائیده سیاست خارجی احمدینژاد میداند.
هر چند اقدام مشایی توجیه ناپذیر است اما اینکه کسانی که در سیاست خارجی همفکرانشان باید به دنبال نقطه سپید گشت و صدها بار خروجی سیاست خارجی غیر عزت مندانه آنان را به نظاره نشستیم، امروز منادی عزت ایران شده صدها بار این خطا را به فلک برده اند، خود گواهی بر کم خطا بودن این سیاست خارجی بوده و هست. آیا برای ارزیابی یک سیاست خارجی بررسی واقع بینانه تفاوت وضعیت کشور پیش و پس از آن امری مفیدتر از این مچ گیری های مصداقی نیست؟
آیا دوستان رقم سرمایه گذاری خارجی را پس از آن همه امتیازدهی و کرنش به غرب با امروز مقایسه نمودهاند؟...
اتهامات بی اساس ادامه می یابد. وی بدون نیاز به دلیل آوری و با نادیده انگاشتن تلاش شبانه روزی دولت نهم در انقلاب عمران و تذکرات مکرر رهبر معظم انقلاب مبنی بر عدم تخریبت دولت می گوید «من دلم برايم مردم ميسوزد گفت: دولت متاسفانه به مسائل مربوط به رنج و درد مردم بسيار بياعتنا است.»
آیا ایشان و یا حامیانشان معنای دیگری نیز از تخریب در ذهن دارند؟
موسوی به بحث ستارهدار شدن دانشجویان پرداخته و آن را انتقادی بر دولت نهم می داند.
وی که در مقام مجادله منطقی و استدلالی مبتنی بر ذکر مصداق رسماً عقب نشینی کرده با رها نمودن مخاطبین نخبه پوپولیسم را آغاز مینماید.
موسوی با تعمیم ناروا و سطحی هم فکران خود به همه مردم ایران و با حذف شده فرض نمودن سایرین می گوید:
هرجا می روم جوانان اعتراض می کنند.
چرا این همه هنرمند در مقابل دولتند!
....
اما جالب توجه ترین بخش از مناظره را می توان خود زنی موسوی در موضع گیری در خصوص رابطه دولت با روحانیت دانست. ضعف و بداهت خطا بودن این موضع به حدی است که بعید است وی با مشورت همفکران خود به این خود زنی دست زده باشد. وی در ناباوری مخاطبین، وضع دولت با روحانیت را «معلوم» می داند و احمدینژاد را به علت یابی «خراب» بودن رابطه اش با روحانیت دعوت می کند. هرچند احمدینژاد نیز از این خود زنی بهره برد و پاسخی قاطع به این حرف داد اما نکته ای که در سراسر گفته های موسوی متبلور است انحصار طلبی وی در تقسیم بندی ایرانیان است.
وی که احمدینژاد را در تقسیم بندی خودی و غیر خودی مورد هجوم قرار می دهد خود گام را فراتر برده و غیر خودی را از اساس و در آمارهای کشور حذف می کند.
موسوی تنها در مناظره اخیر چندین بار این نقطه ضعف بینشی را بروز داد. او، دانشجویان، مردم، هنرمندان، کارشناسان و در آخر روحانیان غیر حلقه اطراف خود را نادیده گرفت.
آیا صرف نگاهی به وضعیت موضع روحانیون اعم از موضع رسمی جامعه مدرسین، موضع ریاست و اکثریت جامعه روحانیت مبارز و بسیاری از مراجع در قبال دولت و حتی کاندیداتوری احمدینژاد، مبین خط صداقت و خط هیجان و اتهام نیست.
اگر موسوی رابطه ای غیر «خراب» با روحانیت دارد چه حاجت به سوء استفاده از به حضور پذیرفته شدن و جواب سلام شنیدن از مراجع بزرگوار در فیلم تبلیغاتی؟
موسوی در این مقطع از سخنان خود ضمن تکرار مصادیق مبتنی بر اطلاعات ناصحیح در بحث سیاست خارجی هم چون حمایت اسرائیل از احمدینژاد، چهار موضع انتقادی جدید نسبت به دولت اتخاذ می نماید که چرایی مخالفت دانشجویان روحانیت و... با احمدینژاد، عدم چاپ کتاب(؟) در چاپ شانزدهم، ورشكست شدن انتشاراتيها و ستاره دار شدن دانشجویان را در لابلای اتهامات خود مطرح میسازد.
احمدینژاد اما که از جانب مخاطبین نماینده گفتمان هیجان و تعابیری زننده با یادداشت برداری از تک تک سؤالات ضمن پاسخ به اتهامات شیوه حقیقی متانت در گفتار و احترام به درک بالای مخاطبین را آموخت.
وی بدون هیچ گفته اضافی و کلی گویی مستقیم به سراغ پاسخ گویی می رود.
مبحث ستاره دار شدن در پایان به جایی رسید که موسوی را آشکارا از پیش کشیدن موضوع پشیمان ساخت. دولت قبل مسبب این ماجرا معرفی شد و بار دیگر تأثیر دور از صحنه بودن ایشان بر اطلاعاتشان از کشور را مشخص کرد و با شنیدن پاسخ تلویحاً به غلط بودن اطلاعات خود در این زمینه اذعان داشت.
موسوی ضمن اشاره به رابطه دولت با روحانیت و به مقایسه آن با روابط موسوی در زمان انزوایش با روحانیون پرداخت و به مقایسه وضعیت کنترل بر انتشارات با دولتهای قبل اقدام کرد.
وی پس از پاسخ به این سؤالات، مواضع انتقادی خود را آغاز کرد و انتقاد موسوی بر کنترل بر نشر را با بیان وضع نشر در دولت نهم و اشاره به تاختن های موسوی به تنها روزنامه منتقد زمان وی پاسخ داد. در این مقطع، احمدینژاد به 12 مورد انتقاد از گذشته و حال موسوی و وضعیت اقتصادی همراهان وی پرداخت که انتقادناپذیری وی در برابر مجلس وقت، برداشت 95 ميليارد تومان از حساب بانك مركزي بدون مصوبه مجلس در دولت موسوی، سوء استفاده از عنوان دکتر برای هم فکران از آن جمله اند.
موسوی اما در عوض پاسخ به 12 نقد احمدینژاد، صریح ترین شیوهی فرافکنی را به نمایش گذاشته و در عوض بیان چرایی سوء استفاده وی از عنوان دکتر بحث تکراری کردان را پیش می کشد که رئیسجمهور بارها بدان پاسخ داده بود.
موسوی که با شعار متانت وارد مناظره شده بود، در غایت احترام به احمدینژاد و مردم! هیچ یک از 12 نقد احمدینژاد را لایق پاسخ نمی داند و تهاجم را از سر می گیرد و علاوه بر بحث کردان چند نقد دیگر را بر دولت وارد می سازد. وی پس از نقد كاغذ پاره قلمداد کردن مدرک و وزیر میلیاردی دولت، دولت را قانون گریز دانسته و مصادیقی چون هزينه كردن غيرقانوني از بودجه عمومي، زیر پا گذاشتن قانون مالیات مستقیم و عدم اجرای مصوبات مجلس از آن جمله اند.
احمدینژاد به برخی از این پرسشها بهصورت مصداقی و به برخی بهصورت کلی و یا مقایسه با دولتهای پیشین پاسخ می دهد و ضمن قانونی دانستن تلاشهای دولت می گوید: «اگر شما ميخواهيد واقعاً قانون را اجرا كنيد و معترض هستيد دو خط بنويسيد و به ديوان عدالت اداري ارائه كنيد و ما قانون داريم كه اگر دولت خلاف قانون عمل كرد ميآيد و آن را باطل ميكند.»
احمدینژاد در پاسخ به موسوی که تلاش می کند قانون گریزی دولت را دلیل ورود خود به عرصه معرفی کند، ادامه می دهد، منصفانه برخی بی قانونی ها را اذعان نموده اما رقم آماری آن را بسیار کمتر از سابق می داند.
وی ضمن تکرار پاسخ به ماجرای کردان و اشاره به مدیران متعددی که در دوره هم اندیشان موسوی وضعی مشابه داشتند، ورق پاره دانستن مدارک را تکذیب کرده و اظهار می دارد که مدارک جعلی را شایسته این وصف دانسته است.
احمدینژاد بحث وزیر مرفه را نیز بی پاسخ نگذاشت و ضمن اشاره به فعالیت های اقتصادی وی پیش از وزارت و سالم بودن وی از جهت اقتصادی، در آمدهای میلیاردی برخی مدیران دولت میرحسین و پس از آن را به نقد کشید و در حقیقت اطرافیان وی را ملوث تر از آن دانست که او بخواهد کسی را که پیش از ورودش به دولت به کار های اقتصادی مشغول بوده، انگ زند. وی سپس سؤال ها و انتقاداتی را در خصوص منشأ مالی تبلیغات موسوی و مدرک خانم رهنورد و ... مطرح ساخت.
این سؤالات صریح تر از آن بود که با تاکتیک های پیشین بتوان فرافکنی نمود. وی ضمن اشاره به صحیح بودن مدرک همسرش، همچون گذشته فسادهای میلیاردی و هکتاری حامیانش را نامربوط به خود میداند و با نشنیده گرفتن نقد احمدینژاد به وضع اقتصادی برخی مدیران دولت وی، در عوض پاسخ گویی به چرایی همراه شدن با مافیای قدرت و ثروت در ایامی که مبارزه با فساد اقتصادی یکی از کارویژهها و وظایف مسئولین به شمار می رود، به موعظه اخلاقی احمدینژاد به اتهام بردن افشاگری می پردازد.
باید از آقای موسوی پرسید که آیا سکوت ایشان در برابر مفاسد اقتصادی و حتی هم پیالگی با برخی دوستان با آرمانهای امام خمینی(ره) متعارض است یا افشای کسی که به عقیده افشا کننده ظلم نموده است. باید به ایشان برادرانه توصیه کرد که پیش از مواعظ اخلاقی خود و مظلوم و بیدفاع دانستن افشا شدگان بار دیگر به قرآن کریم رجوع نمایند:
«لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم» نساء 148
«خداوند دوست نمی دارد به عیب خلق صدایش را بالا ببرد، مگر آنکه ظلمی بهدو رسیده باشد»
متأسفانه چیرگی احساسات تبلیغاتی پوپولیستی بر مواضع موسوی نمودی آشکار داشت که جدای از فرارهای مکرر و واضح وی از پاسخ به سؤالات صریح، ذکر و یا مرور مجدد چند مورد از جملاتی که استدلالی را برای محکم ساختن خود نمی یابد، از زبان ایشان که خود را روشنفکر نیز نامید، مبین است:
«چه كاري در دوره دولت نهم صورت گرفته است و چه بلايي بر سر دانشگاه و جوانان و مردم آمده كه هر جا ميرويم اعتراض است»
«چرا اين همه هنرمند در مقابل دولت هستند»
«آيا وزارت خارجه و كارشناسان، اين روشي را كه دولت نهم در عرصه سياست خارجي پيش گرفته است، ميپذيرند. من يقين دارم كه آنها اين روش را تائيد نميكنند.»
در اینجا نیز مهندس موسوی نمی تواند از انحصارگرایی در دیدن غیر همفکران خود فرار کند و «کارشناسان» را نیز به سرنوشت هنرمندان، دانشجویان و... ملحق مینماید.
...
در یک نگاه کلی، مهندس موسوی بهصورت مجزا با شمارش انتقادات تحلیلی، تاکتیکی و یا مصداقی، 31 نقد و سؤال به دولت وارد ساخت و در مقابل دکتر احمدینژاد، 54 انتقاد را در مقابل وی مطرح ساخت. همانگونه که بررسی شد، موسوی کمترین وقعی به سؤالات نماینده میلیونها ایرانی ننهاد و تنها 9 مورد را پاسخ گفت که البته پاسخ هایی چون «از خود آقای هاشمی بپرسید» و «من برنامه ارائه داده ام» جزء این آمارند.
جالب اینجاست که ظاهراً وی سخنان احمدینژاد را گوش نمی داده که با بی توجهی به بی پاسخ ماندن دهها انتقاد به شخص وی که بحث برداشت 95 میلیاردی در تعطیلات تابستان تنها یک از آنهاست می گوید:
«به نظر ميآيد كه چيزي از من نداشتهايد كه به سراغ افراد و دورههاي گذشته رفتهايد»!
در مقابل آقای احمدینژاد ضمن دقت تمام به نقدهای وارده و یادداشت برداری آنان به اکثریت آنان پاسخ گفت و این آمار به 23 می رسد که پاسخهایی که وی بهصورت غیرمستقیم و فحوایی بدان پاسخ گفته است، جزء این آمار نمیباشد. بدین ترتیب و بر اساس آمار، دکتر احمدینژاد با 74 درصد پاسخگویی، فاصله زیادی را با 16 در صد پاسخگویی و 84 در صد فرافکنی مهندس موسوی ایجاد نمودند.
طبیعتاً یکی از بهترین راههای شناخت نامزدها بررسی سوابق آن می باشد که این امر در خصوص نامزدهایی که کمتر به فکر ارائهی برنامه بوده اند، اهمیتی مضاعف می یابد.
موسوی که از نقدهای احمدینژاد به همفکران و حامیان امروز وی با جمله «به من چه ربطی دارد» فرار میکرد، در خصوص نقدهایی واضح نسبت به دوران زمامداریاش چه پاسخی دارد؟
تحلیل آماری مناظره نشان می دهد که دکتر احمدینژاد در 9 مورد از رفتارها و سیاست های وی را در آن دوران را متذکر شده و در خصوص آن سؤال نموده و یا نقد کرده است اما آقای موسوی به هیچ یک از موارد 9 گانه فوق کمترین اشاره ای نمی نماید که البته امری طبیعی است. از حامیان وی باید سؤال کرد که چگونه است او که از ذکر یادی از فرزند آقای هاشمی چنان برآشفته میشود، این نقدهای صریح در برداشتهای غیرقانونی میلیاردی، نابود کردن روزنامه و یا نمایندگان مخالف، قطع رابطه با عربستان، گرفتن غیرقانونی اختیارات ریاست جمهوری و... را نشنیده می انگارد؟...
بدین ترتیب بود که شکستی تاریخی برای جریانی که از ابتدا پای در هیاهو و نه صداقت گذارده و تلاش دارد قبای بزرگ آرمانهای امام خمینی(ره) را بهگونه ای، بر مواضع از تاریخ گذشته خود بپوشانند، رقم خورد.
این شکست اما تنها در منطق و استدلال و آمار نبود. جریانی که از آغاز خود را در برابر حقیقت شکست خورده می دانست، تلاش کرد برگ برنده ای چون شعار «متانت» را رو کند و با آن نماینده خود را به عرش بفرستد که با مروری بر گوشه ای از بیانات وی قضاوت را به عهده ایرانیان می گذاریم:
«رئيس بانك پارسيان را لجن مال كرديد»
«سیاست های شما سياستهاي عهد قجري است»
«چنين كاري شده خيلي كار غلطي كردند و به من چه ربطي دارد»