به نام شهید، به کام موسوی!

نویسنده: کبری آسوپار

این روزها، هر از چندگاه، خبرهایی منتشر می شود مبنی بر حمایت برخی "همسران شهدا" از میرحسین موسوی. فضای آزاد انتخابات و اصل آزادی عقیده و بیان، جای کوچکترین انتقادی را برای حمایت یک شخصیت حقیقی، از کاندیدای مورد نظرش باقی نمی گذارد.
 اما شخصیت حقوقی افراد ، معمولاً حکم دیگری دارد؛ شأن بسیاری از شخصیت‌های حقوقی بالاتر از آن است که در چارچوب تنگ صف بندی‌های جناحی بگنجد.
 حال اگر قرار است که همسران سرداران و فرماندهان شهید ایران اسلامی، قدر خود را ندانند و شأنیت "همسر شهید" بودن را زیر پا بگذارند، حرفی نیست؛ اما قصه، فقط حفظ شأن همسر شهید نیست؛ فراتر از آن، زیر سؤال نبردن حرمت شهید و سوء استفاده نکردن از اعتبار عنوانی است، که تنها از همسر شهید بودن، حاصل شده است.
 اتفاق تأسف برانگیزی که این روزها در مورد شهیدان حمید باکری، محمدابراهیم همت، مهدی زین الدین و علی رجایی روی داده است تا شاید رنگی‌ترین کاندیدای انتخابات 22 خرداد، دستش به کرسی دهم جمهوریت نظام اسلامی برسد.
قصه، خیلی ساده است؛  خانم ایکس یا ایگرگ، به خودی خود، اگر از کاندیدایی حمایت کنند، نه خبرساز خواهند شد و نه احتمالاً بتوانند نظر کسی را با این اعلام حمایت، به سوی کاندیدای مورد نظر جلب کنند. اما وقتی به جای خانم ایکس، اعلام شود که مثلاً همسر شهید باکری به موسوی رای می دهد، در ذهن عامه‌ی مردم، قضیه خیلی متفاوت می شود.
 برای کسانی که توانایی ذهنی برای جداسازی میان زندگی خصوصی  و زندگی سیاسی فرد را ندارند، خیلی بعید نیست که نظر همسر شهید را به خود شهید هم تعمیم دهند؛ کما اینکه برخی همسران شهدا، خود چنین کرده اند و  مدعی شده اند که اگر شهید، اکنون حضور داشت، چنین می کرد و چنان!
راستی! اگر پس از نام ژیلا بدیهیان، عبارت " همسر شهید همت"، نیاید، آیا جز اندک شماری از اطرافیان، کسی ایشان را خواهد شناخت و  اصلاً اینکه ایشان قرار است به چه کسی رأی دهد، آیا برای کسی مهم خواهد بود؟! اگر نگوییم همسر شهید باکری، برای چه کسی مهم خواهد بود که فاطمه امیرانی در برگه رأی 22 خردادش، نام چه کسی را خواهد نوشت؟! عاتقه صدیقی و صفیه مدرسی را چه کسی خواهد شناخت اگر نگوییم که اینان همسران شهیدان رجایی و زین الدین هستند؟!
هم این دوستان و هم اعضای ستاد موسوی نیز به این امر واقفند و برای همین است که به جای معرفی شخصیت حقیقی اینان، از نام و عنوان همسران شهیدشان هزینه می‌کنند.
اینچنین می شود که کسانی که قرار است میراث دار شهدا باشند، و بهترین حافظ شأن و اعتبار آنان، خود دست به سوءاستفاده از این اعتبار می زنند و  نه فقط برای خود، که اجازه می دهند نام شهیدی که افتخار همه هفتاد میلیون ایرانی است، برای خیلی‌های دیگر هم نردبامی شود برای رسیدن به مقاصد سیاسی.
در کنار این قصه ی تلخ، سه نکته ی دیگر نیز، حائز اهمیت است:
اول آنکه، زنانی که این روزها به اعتبار نام همسران شهیدشان، قدم به میدان سیاست گذاشته اند، از لحاظ مسائل شخصی، شاید نزدیک ترین فرد به شهید تلقی شوند، اما ادعای گزافی خواهد بود که برای درک و تبیین اندیشه‌های سیاسی آن بزرگواران نیز،  خود را بهترین بدانند، و حتی فراتر از آن خود را سخنگوی کسانی بدانند که میان روزمرگی های مرده‌ی این دنیا، اجازه ی دفاع از خویش را ندارند.
دوم آنکه سال‌هاست شعارهای جماعت اصلاح طلب، مبنی بر "برابری جنسیتی" و شخصیت مستقل برای زن قائل شدن، صرف نظر از همسر یا مادر بودن آن زن،  گوش فلک را کر کرده است؛ حال چه شد به انتخابات و وسوسه‌ی رسیدن به قدرت و هزینه کردن از نام شهدا که رسید، همه شان، این شخصیت مستقل زن را از یاد بردند و نامی از این زنان نیاوردند مگر با پسوند "همسر شهید..."؟! یعنی کوچکترین شخصیت مستقلی برای این زنان قائل نشده و ایشان را تنها به اعتبار همسرانشان معرفی می‌کنند!
سوم آنکه همسر شهید بودن بسیار بیشتر از آنکه افتخار باشد، آزمونی الهی است. اصلاً رفتن شهیدان برای ماندگان، امتحان است و برای نزدیکان ایشان، این نزدیکی بیشتر از آنکه حقی را به ایشان عطا کند، تکلیفی را بر دوششان می گذارد. اگر قرار است آنان که مانده اند، کاری زینبی کنند، این "زینب بودن"، باید قائم به خودشان باشد، صرف خواهر حسین بن علی –علیهم السلام- بودن، برای زینب افتخاری نیافریده است. زینب اگر می‌خواست برای مطرح شدن خود و حفظ حیات سیاسی‌اش حرفی بزند، پیام آور خود می شد، نه کربلا!
 و کلام آخر آنکه، بدیهی است منظور از این نوشتار، نسبت دادن این شهدای بزرگوار به رقیبی از رقبای میرحسین موسوی نیست که اصل هزینه کردن از این عزیزان را که سرمایه های ملی این مرز و بوم هستند، شایسته نمی دانیم.

***

(محسن رضایی مناظره آخر)...نه تنها دولت کمکمون نمی کنه حتی دولت بهمون پس گردنی هم می زنه! واقعا وضعیت اسف باریه!!!                                                        
وقتی بعد از مناظره آخر بین محسن رضایی و احمدی نژاد، دیدم که محسن رضایی که یک فرمانده جبهه و جنگ بود به کسی که همه جانبازا  و بچه های جنگ دوستش دارند و خونواده های شهدا و همه عاشقای مملکت اونو رئیس جمهور مملکتشون می بینند اونو به تمسخر میگیره بدجور دلم شکست دمای بدنم بالا رفت به خودم گفتم برم بیرون هوای تازه شاید برام خوب باشه اما کاش نمی رفتم، چه غوغایی انگار یه شبه مملکت عوض شده، انگار همه قانونا یه شیه ملغا شده ولی با خودم گفتم زمان سرنوشت سازیه این شب تاریخی باید ثبت و ضبط بشه برای آینده ها تا اونا بتونن بهتر نخست وزیر دوران جنگ و طرفدارای انتخاباتی شون قضاوت کنند. بعد از یکی دو ساعت که گنک و پریشون تو خیابونا گشتم دیگه کلافه بودم دلم می خواست یکی باشه باهاش درد و دل کنم یکی که شاید بتونه آرومم کنه. ساعت رو نگاه کردم از دو گذشته بود دو نصف شب...تو این فکرا بودم که یک اس ام اس برام اومد بازش کردم خیلی خوشحال شدم.آقای سلامت بود...دارم میرم پیش کسی که 25 سال به علت قطع نخاع در جنگ روی یک تخت خوابیده...

 

4،4 مگابایت

دانلود کلیپ تصویری

 

شادی روح شهدا صلوات

 

**

رای دادن مقام معظم رهبری در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری

 

1 مگابایت

دانلود کلیپ تصویری

 

شادی روح شهدا صلوات

 

**

سخنان مقام عظمی ولایت در هنگام رای دادن

 

3،3 مگابایت

دانلود کلیپ تصویری

 

 شادی روح شهدا صلوات

 

**

قی کردن مسئله خوشایندی برای یک فرد نیست، ولی اگر کسی ماده مسموم کننده ای خورده باشد بهترین راه حل است. آقای دکتر احمدی نژاد باعث جامعه ما قی کند!!!

همان طور که می دانید حرکتی که طرفداران آقای موسوی به نام موج سبز در کشور رهه انداختن از همان ابتدا برای این بود که ، بتوانند با استفاده از  این حربه در ذهن همه این موضوع را القا کنند  که طرفداران آقای موسوی زیاد هستند و در صورتیکه که رای نیاورند، همان طور که در شعار های خودشان می گفتند" اگر تقلب نشه موسوی اول میشه" یعنی این افراد از همان ابتدا واقف بودند که موسوی رای نمی آورد.

انتخابات باعث شد ما خیلی ها را بشناسیم! مخصوصا از دوستان بلاگی که واقعا متاسفم برایشان. همان طور که حضرت آقا فرمودند ما در انتخابات برای عقیده خودمان تلاش می کنیم نه اینکه افرادی بیایند و فقط قصدشان تخریب باشه! کاش آقای موسوی همان نخست وزیری ما حداقل به نیکی ازش نام برده می شد، می ماند!

یک تبریک هم به همه ایرانیان می کنم که با شور در انتخابات شرکت کردند، ان شاء الله همگی سالم و سلامت و در پناه امام زمان باشند.

التماس دعا مبارز(یک بچّه مسلمان)

مبارز(یک بچّه مسلمان)

**

کشف و خنثی سازی پروژه خرابکاری در مصلای تهران

شنیده های کلمه نیوز حاکی است پس از آن که قرار شد جشن پیروزی دکتر احمدی نژاد در مصلای تهران برگزار شود ، عوامل دشمن اقدام به طراحی پروژه خرابکاری در مصلا کردند که با هوشیاری سربازان گمنام امام زمان (عج) کشف و خنثی شد.

***

وطن یعنی دویدن در پی نان !

وطن یعنی دویدن در پی نان، وطن یعنی کمک کردن به لبنان، وطن یعنی عرب را چاق کردن، معلمهای خود را داغ کردن، وطن یعنی همین آیینه دق، وطن یعنی خلایق هرچه لایق !

***

د ومین بیانیه مهدی کروبی در اعتراض به روند برگزاری انتخابات منتشر شد
آقای احمدی نژاد را رییس جمهور ایران نمی دانم
***
نشست خبري ميرحسين موسوي
علي رفيعي
**
كنفرانس خبري رئيس جمهور
جواد مقيمي
***
بازداشت تعدادي از عوامل متهم به هدايت آشوب‌هاي خياباني

شب گذشته تعدادي از عوامل اصلي متهم به هدايت آشوب‌هاي خياباني در تهران بازداشت شدند.

به گزارش رجانيوز، نام تاج‌زاده، رمضان‌زاده، ميردامادي، بهزاد نبوي، محمدرضا خاتمي، مجردي، شريعتي، صفايي فراهاني، تقي رحماني، هدي صابر و زيدآبادي در ميان بازداشت‌شدگان وجود دارد.

اوباش حامي ميرحسين موسوي از ظهر روز گذشته (شنبه) و به دنبال محرز شدن شكست سنگين وي در انتخابات دهم رياست جمهوري برخي خيابان‌هاي اصلي تهران و شهرستان‌ها را به محل عقده‌گشايي خود تخريب كرده و به اموال عمومي و مردمي خسارت‌هاي جدي وارد كرده‌اند.

اين اتفاق در حالي رخ مي‌دهد كه بيانيه تحريك‌آميز روز شنبه موسوي بر دامنه آشوب‌ها افزود. وي در رفتاري كودكانه پس از آنكه انتخابات را با فاصله بيش از 11 ميليون رأي به احمدي‌نژاد باخت، ادعا كرد در انتخابات تقلب شده است.

وي در بيانيه ديگري كه امروز منتشر كرد، بار ديگر ادعاهاي قبلي خود را مطرح نمود و بدون هرگونه تأكيد ويژه از طرفداران آشوب‌گرش كه عامل اصلي اغتشاشات اخير هستند، خواست صف خود را از خشونت‌طلبان جدا كنند.

هاشمي رفسنجاني نيز 2 روز پيش از انتخابات به صورت غيرمستقيم تهديد به آشوب‌هاي خياباني كرده بود.

**