ما، بیانات رهبری و هاشمی رفسنجانی
یاسر انصاری
1.خطبه حماسی؛ یک هفته پس از جمعه حماسی
بیانات بسیار مهم رهبر انقلاب در اولین نماز جمعه پس از انتخابات باید مورد توجه "طرفین" انتخابات دهم قرار گیرد. اما آنچه از نگاه بسیاری مهمترین نکته این خطبههای تاریخی است، تصریح ایشان درباره رابطه 2 رئیسجمهور اسبق و کنونی ایران یعنی احمدینژاد و هاشمی رفسنجانی است.
ایشان در عین صحه گذاردن بر سلامت شخصی هاشمی رفسنجانی و سوابق مبارزاتی او، با جدا کردن بحث خانواده و بستگان، بررسی صحت حرف و حدیث ها در این مورد را به مجاری قانونی احاله دادند.
همچنین ایشان با اشاره به دامنه اختلافنظرهای فیمابین هاشمی و احمدینژاد در زمینههایی مانند عدالت اجتماعی، سیاست خارجی و مسائل گوناگون تصریح کردند: «نظر رييسجمهور نزديكتر از نظر آقاي هاشمي به بنده است.»
2. منتقدان هاشمی چه میگویند؟
اما اکنون منتقدان هاشمی چه میگویند؟ آیا آنها با شخص هاشمی مشکل داشتند و اکنون باید دم فروبندند یا اینکه انتقادات به سیره حکومتداری و الگوی اداره و توسعه مورد نظر وی و نیز اطرافیان و فرزندان او به قوت خود باقی است؟ باید پرسید اگر منتقدان هاشمی شخص او را به فساد مالی متهم نکرده اند، پس چه مشکلی با او دارند؟
اگرچه احمدینژاد در مناظره با موسوی نیز هاشمی را تنها به صحنه گردانی علیه خودش متهم ساخت و از فرزندان هاشمی پرسش نمود اما او نه در این مناظره و نه در گذشته هیچگاه اتهام فساد مالی را متوجه شخص هاشمی ندانسته، بلکه نوک پیکان انتقاداتش را بر مؤلفههای کشورداری در دولت وی مانند حلقه بسته حاکمیت، غربگرایی در برنامهریزی توسعه، افزایش ویژه خواری و فساد در بدنه مدیریتی و مانند آن متمرکز ساخت. از سوی دیگر رهبر معظم انقلاب نیز با دفع دخل مقدر و به قصد رفع شبهه احتمالی از اذهان جوانان، بر سلامت شخص هاشمی تأکید کردند و البته تذکر دادند که «البته کسی اين آقايان را به مسائل مالي متهم نکرد، درباره بستگان و کسان هم اگر کسي ادعايي دارد، بايد در مجاري قانوني اثبات شود»
مضاف بر اینکه از سوی دیگر انتقادات رهبر انقلاب به تغییر برخی رویهها در دوران پس از جنگ مانند گسترش اشرافیت مدیران، رویکرد غلط به توسعه در تأخر مسئله عدالت اجتماعی نسبت به مسئله پیشرفت و نیز نفوذ رویکردهای سکولاریستی و فساد در بدنه مدیریتی و مانند این، اکنون پیش روی ماست. بی تردید سلامت مالی هاشمی از موفقیتها و مزیتهای نظام جمهوری اسلامی است اما چیزی نیست که با استناد به آن، بتوان در حوزههایی مانند رویکردهای گفتمانی، عملکردهای مدیریتی، مشی و منش سیاسی و صحنه گردانی علیه دولت نهم، نیز وی را مبرا نمود.
3. بازسازی هاشمی؛ تثبیت احمدینژاد
اگرچه هاشمی رفسنجانی در نامه اش به رهبر انقلاب، بزرگترین توهینها را به احمدینژاد مرتکب شد و رهبری را نیز به پاسخ فراخواند اما او نه تنها هیچ پاسخی دریافت نکرد بلکه پاسخ منتسب به رهبری در شب انتخابات نیز تکذیب شد. این درحالی بود که وی سه شنبه شب پیش از انتخابات به دیدار رهبری رفت و حضوراً مطالبش را طرح کرد.
احتمال آشوبها و اغتشاشات علاوه بر این نامه، در سخنان هنگام رأی گیری همسر وی نیز عنوان شد و دست آخر با اعلام پیروزی رئیسجمهور منتخب شاهد بودیم که فرزند وی نیز در قامت سخنانی شبیه به آنچه او نوشته بود، ظاهر شده و سخنانی سخیف نسبت به رهبری طرح کرد که حتی پایگاههای خبری نیز از انعکاس آن شرم نمودند اما نسخه صوتی آن روی گوشیهای همراه منتشر شد.
باید دید پس از دلجویی رهبری از هاشمی، آیا باز هم او و فرزندانش با مدعیان تشکیک و تقلب در انتخابات همراه می شوند؟ رهبر انقلاب از 3 ماه پیش کسانی که را که دائماً در باب سلامت انتخابات اظهار نگرانی میکنند، مورد شماتت قرار دادند و از آنها خواستند در پازل دشمن بازی نکنند. اگرچه هاشمی پس از چندی دراین زمینه سکوت کرد اما نامزد مورد حمایت او به این سخنان ادامه داد. با طرح ادعای تقلب در شامگاه رأی گیری، روشن شد که همه این سخنان زمینه سازی برای پس از انتخابات بوده است و اکنون نیز فرزندان هاشمی به این مسئله دامن می زنند.
دلجویی از هاشمی و اتمام حجت با مدعیان تقلب در خطبه نمازجمعه رهبر انقلاب، هاشمی رفسنجانی را از جبهه شکست خورده و تشکیک کننده در انتخابات جدا ساخت و کار این جریان را برای استمرار پروژهاشان سختتر کرد.
4. صلح حدیبیه و هزینه دادن برای آرامش پس از نبرد
رهبر انقلاب در خطبه اول با یادآوری یکی از وقایع صدر اسلام یعنی صلح حدیبیه، زمینه را برای بحث خطبه دوم آماده کردند. درشرایط کنونی که با گذشت یک هفته از روز رأیگیری، خیابانهای تهران همچنان شاهد نمایش خیابانی حامیان نامزدهاست و از سوی دیگر در میان سران و بزرگان نیز جبهه گیری ها
تذکر ایشان به این نکته که مؤمنان صدر اسلام به پیامبر اعتراض کردند که چرا به شروط طرف مقابل تمکین کرده است، می تواند در رمزگشایی سخنان خطبه دوم راهگشا باشد. حضرت ایشان برای حفظ جریانی که از خط حقیقی انقلاب فاصله گرفته، به خواست او تمکین کرده، اما در ادامه تهدید کردند که اگر بخواهد نمایشهای خیابانی ادامه داشته باشد صریحتر از این با مردم سخن خواهند گفت. این هشدار و نیز سایر تذکرات رهبر انقلاب در طی خطبه ها اگر مورد توجه طرفین انتخابات دهم قرار نگیرد، سنتهای الهی که مقتضی عدم تمکین به امر ولی است، شامل حال این افراد خواهد شد.
سخنان رهبر انقلاب در خطبه حماسی دیروز آبی بود بر آتشی که استکبار جهانی و منافقان داخلی برای لوث کردن حماسه انتخابات دهم ریاست جمهوری تهیه دیده بود. آنها به مصداق سنت «املا و استدراج» این بار دچار «کید متین» رهبر انقلاب شدند و از بلای افشا و رسوا شدن توسط رهبر انقلاب، به سلامت گذشتند اما باید بدانند که با استمرار رویه فعلیاشان و عدم تمکین به سخنان ولی، باید منتظر بدعاقبتی در دنیا و آخرت باشند. اکنون باید کار بددلان و ولایت گریزان را به خداوند و سنتهای الهی واگذارد و روزها و ماهها از ابعاد حماسه شگفت دهم سخن گفت.
***
گروه تاریخ- بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در بیانات متعددی انگیزهها و اهداف آشوبطلبان علیه انقلاب
اسلامی را بیان کرده و این رفتار را خلاف مسیر ملت ایران خواندهاند. بازخوانی برخی از این بیانات، در شرایط امروز کشور راهگشاست:
-
-
-
-
-
-
-
-
-
****
اسامی مدير كلهايی كه در ستاد موسوی فعاليت ميكردند!
منبع:آينا نيوز
¤¤¤
30 سال پيش كه امام راحل ما(ره) «دين» و «سياست» به هم آميخته در اسلام ناب و جدا شده از دوران بني اميه و بني عباس را بار ديگر به هم آميخت و جمهوري اسلامي ايران را بنا نهاد، نظام سلطه جهاني با همه توان به مقابله با «اسلاميت» نظام برخاست و دنباله هاي داخلي آن، نق زدن آغاز كردند كه تاكيد بر «اسلاميت» باعث كمرنگ شدن «جمهوريت» شده است! بي آن كه حضور گسترده و كم نظير و هميشگي «جمهور مردم» در تمامي مقاطع 30 ساله را به روي خود آورند!
مقابله با «اسلاميت» كه مخصوصاً طي دوران اصلاحات و از سوي برخي مدعيان نفوذ كرده در اين جبهه و با هماهنگي محافل بيگانه در تمامي عرصه هاي سياسي و فرهنگي ادامه داشت، نهايتاً راه به جايي نبرد و مردم از 7 سال قبل، «سراب آب نماي» مدعيان اصلاحات را وانهادند و به آموزه هاي اصيل خط امام(ره) روي آوردند. اين رويكرد، كه با چشيدن طعم شيرين اصولگرايي و گفتمان امام و انقلاب همراه بود، روز به روز گستره بيشتري يافت تا آنجا كه در انتخابات بي نظير و شكوهمند 22 خرداد، حضور 40 ميليوني مردم و شركت 85 درصدي آنان، اردوگاه نظام سلطه جهاني را با ضربه اي سنگين تر از هميشه روبرو كرد. حضور 85 درصدي مردم در انتخابات كمترين ترديدي باقي نگذاشته بود كه نظام جمهوري اسلامي ايران هر دو عنصر «اسلاميت» و «جمهوريت» را در بالاترين درجه ممكن و فراتر از حد انتظار در خود جاي داده است، بنابراين جدا كردن «اسلام» از «جمهور» كه همه تلاش 30 ساله دشمن را به خود اختصاص داده بود، نه فقط به جايي نرسيده، بلكه نتيجه اي معكوس به بار آورده بود. مروري- هرچند گذرا- بر اخبار و گزارش هايي كه خبرنگاران خارجي و ديپلمات هاي غربي مقيم ايران در اولين ساعات پس از آغاز رأي گيري به مراكز متبوع خود مخابره كرده اند و نيز، تحليل ها و تفسيرهاي اوليه مقامات سياسي و استراتژيست هاي آمريكايي و اروپايي به وضوح از شوك شديدي حكايت مي كند كه از انتخابات بي نظير 22خرداد و حضور 85 درصدي مردم در آن دريافت كرده اند.
گفتني است يكي از نامزدهاي رياست جمهوري كه آشكارا شعار «تغيير» مي داد كمترين آراء ممكن، يعني حدود 8/0درصد از 85درصد كل آراي مردم را به دست آورد- كمتر از 400 هزار رأي- يعني فقط 8/0 درصد از رأي دهندگان خواستار «تغيير» بوده اند. اكنون با توجه به اين كه در جريان رفراندوم براي انتخاب نظام جمهوري اسلامي ايران، 2/98درصد از مردم خواستار نظام جمهوري اسلامي بوده و فقط 8/1 درصد آنان نظام ديگري را مي پسنديدند، به آساني مي توان نتيجه گرفت كه مخالفان نظام جمهوري اسلامي ايران نسبت به سال 58 نه فقط - برخلاف تبليغات گسترده دشمنان- بيشتر نشده اند بلكه تعداد آنها يك درصد نيز كاهش يافته است، كه اين نيز گواه غيرقابل ترديد ديگري بر گسترش دامنه باورمندي مردم به نظام جمهوري اسلامي ايران است.
و اما، دشمن سيلي خورده از حماسه 22خرداد و نااميد از تلاش 30 ساله براي جدا كردن اسلاميت از جمهوريت، اكنون با توجه به آنچه گذشت در پي راه كاري براي مقابله با «جمهوريت» مي گشت. توضيح آن كه آمريكايي ها چندماه قبل از انتخابات پيروزي چشمگير اصولگرايان را پيش بيني كرده بودند و دقيقاً به همين علت و براي زير سوال بردن نتيجه انتخابات، پيشاپيش شايعه تقلب در انتخابات را ساخته و در شيپور فريب خويش دميده بودند، ولي مردم سلامت انتخابات را طي 30 سال گذشته بارها آزموده بودند و حضور پرشور آنان خود گوياترين گواه براين باور بود. بنابراين دميدن در توهم تقلب در انتخابات با توجه به ساختار نظام و گردش كار دقيق و قانونمند انتخابات، نمي توانست راه به جايي ببرد. مخصوصاً آن كه حضور 40 ميليوني و شركت 85درصدي مردم كه براي آنان غيرقابل انتظار بود، راه را بر هرگونه توهم پراكني بسته بود اما، در اين هنگام جماعتي كه به گواهي نظرسنجي ها و ده ها شاهد و قرينه ديگر از ابتدا نيز پيروزي آنان دور از انتظار بود در اقدامي سؤال برانگيز كه ان شاءالله از روي غفلت بوده است! اين فرصت- بخوانيد بهانه- مورد نياز دشمن را در اختيارش نهادند و با القاي گسترده اين توهم كه در انتخابات تقلب شده است! جمعي از هواداران پاك دل و بي غرض را به خيابان ها كشيدند و گروه هايي از اراذل و اوباش اجاره اي را در ميان آنها جاي داده و به آشوب و غائله آفريني روي آوردند. همزمان با اين اقدام مشكوك مقامات آمريكايي، اروپايي و صهيونيستي با همه توان به حمايت از اين جريان و مخصوصا هواداري از آشوبگران برخاستند و در حالي كه رأي 40 ميليوني و شركت 85 درصدي مردم در انتخابات مرز روشن و پررنگي ميان «ملت» از يكسو و دشمنان بيروني كشيده بود. برخي از خواص آلوده به چرب و شيرين دنيا و تشنه قدرت و مقام با جرزدن در بازي سالم و قانوني رقابت-ان شاءالله بي آن كه بدانند و بخواهند- به ياري دشمن برخاستند و با همراهي و حمايت نظام سلطه بين الملل، كوشيدند اين مرز روشن و پررنگ ميان ملت و دشمن را به مرزبندي درون ملت تبديل كنند و عجيب و تأسف آور آن كه براي تأمين منافع حقير مادي و دنيايي خود كه ارزشي بيش از يك «دستمال» نداشت، حاضر شدند « قيصريه»اي را به آتش بكشند.
بهانه هاي خواص آلوده- و نه مردمي كه اكثراً بي خبر از اصل ماجرا بودند- به اندازه اي سخيف و مسخره بود كه جرأت در ميان گذاشتن آن با مردم را نيز نداشتند. در انتخابات تقلب شده است! خب! در كدام صندوق؟ كدام حوزه؟ مگر نمايندگان شما در تمامي حوزه ها و صندوق ها از آغاز تا پايان شمارش آراء حضور نداشتند؟! مگر در تبليغات تلويزيوني و پيش چشم دهها ميليون نفر از مردم ادعا نمي كرديد «بنده اگر با مشكلي روبرو شوم به قانون مراجعه مي كنم، برخلاف فلاني كه در فلان جا و بهمان جا قانون را ناديده گرفته است»؟!، پاسخ به همه اين پرسش هاي منطقي، فقط هو و جنجال هماهنگ داخلي و خارجي بود و تكرار اين خواسته غيرقانوني و دشمن پسند كه انتخابات بايد باطل شود!! چرا؟! چون به نفع ما نبوده است!! حق مردم چه مي شود؟!... به ما مربوط نيست؟! قانون مداري چه؟! و...
آخرين بهانه بعد از ناكارآمدي بهانه هاي دم دستي اين بود كه احمدي نژاد رجل سياسي نيست و نبايد صلاحيت او تائيد مي شد!!... بخوانيد اصلاً چرا كانديدا شد! مسخره نيست؟! معلوم است كه هست. و احتمالاً برخاسته از نوعي عصبانيت و نه، خداي نخواسته لجاجت با ملت.
ديروز رهبرمعظم انقلاب ضمن تاكيد بر اين واقعيت كه تمام 40 ميليون رأي دهنده صاحب نظام هستند و رقابت سليقه هاي سياسي، از يكسو طبيعي و از سوي ديگر بعد از پايان انتخابات، بايستي به رفاقت تبديل شود، آب پاكي را روي دست هاي ناپاك آمريكا و اسرائيل ريختند! و با صلابتي مثال زدني از ايستادگي در برابر خواسته هاي غيرقانوني خبر داده و جناح هاي سياسي را به برادري و دوستي دعوت فرمودند.
سخنان ديروز آقا هم «فصل الخطاب» است و هم «اتمام حجت» و انتظار آن است كه همگان رأفت رهبري در اوج صلابت و نصيحت ايشان در قله اقتدار و قدرت را پاس بدارند و هر دو سوي ماجرا قدر «نعمت ولايت» كه موهبتي الهي است را بدانند. دشمنان بيروني و غفلت زدگان داخلي و برخي از آلودگان بدسابقه نيز بايد پنبه ابطال انتخابات را كه اهانت به مردم، خيانت به اسلام، دشمني با جمهوريت و نظام و همراهي با دشمنان است از گوش خويش خارج كنند ، آرامش مردم شريف و شيريني حضور حماسي و 40 ميليوني آنان را براي رسيدن به جيفه حقير مادي و گروهي خود بر هم نزنند كه ادامه ماجرا به نفع آنها نيست. زيرا در عصر كنوني كه عصر خميني(ره) است، ديگر علي(ع) تنها نيست و به جاي درد دل با چاه بي زبان و ساكت نخلستان هاي كوفه با مردان و زنان پاكباخته و پا به ركاب ولايت سخن مي گويد و همه جا از او به يك اشاره است و از عاشقان سينه سرخ به سردويدن.
حسين شريعتمداری
***