**
از قديم گفتهاند هيچ درياي آرامي ناخداي قهرمان نميسازد ؛ تاريخ سرفراز و 30 ساله انقلاب اسلامي نيز تاريخي پويا و سرشار از رخدادهاي مختلف است و همچنين 8 سال تحميل جنگي تمام عيار بر مردم ايران اگرچه سختيها و دشواريها و گاه طوفانهايي را براي اين سرزمين به همراه داشت اما از دل اين دريا و تاريخ پرتلاطم ناخداهاي قهرمان و آزادمردان بسياري متولد و ساخته شدند كه گاه خود تا مرز دريا شدن و تسخير لحظه ها، ثانيهها و زمانها پيش رفتند.
شهيد مصطفي چمران يكي از همين ناخداهاي قهرماني است كه درياي انقلاب و انديشههاي حضرت امام (ره) او را به خود جذب كرد و در نهايت براي مردم و تاريخ انقلاب تبديل به يك الگو و نماد ماندگار شد. نمادها و الگوها همواره در هر سرزمين و ملتي جايگاه ويژهاي دارند و مورد توجه عامه مردم، نخبگان و رهبران هر جامعهاي هستند.
چمران نيز در ايران از اين قاعده مستثني نبوده و نيست. كافي است تا به پيامي كه حضرت امام (ره) براي شهادت ايشان صادر فرمودند دقت كنيم يا سخنراني تاريخي رهبر انقلاب در چهلمين روز شهادت چمران را بازخواني كنيم و يا همچنين نويسندگان ايراني به عنوان بخشي از نخبگان جامعه كتابهاي متعددي در رابطه با شخصيت و زندگي او پديد آورده اند كه از آن ميان ميتوان به سردار خوبيها، رقصي چنين ميانه ميدانم آرزوست، خدا بود و ديگر هيچ نبود، افلاكيان زمين و... اشاره كرد.
ضمن اينكه بايد توجه داشت خود شهيد چمران نيز نيايشها و عارفانههاي فراواني داشته است كه به صورت مستقل به چاپ رسيده و منتشر شده است.
اين آثار در حوزه ادبيات انقلاب و ادبيات متعهد برگهاي زرين و درخشاني محسوب ميشوند كه ميتوانند دستمايه خلق آثار هنري بسيار فاخري شوند.
امروز حدود 3 سال از انصراف ابراهيم حاتمي كيا از ساخت فيلم شهيد چمران ميگذرد و در طول اين 3 سال و بهتر بگوييم در طول بيش از چند دهه از شهادت چمران هنوز در زمينه هنر هفتم هيچ كار جدي و درخوري انجام نشده است يا حتي در حوزه هنرهاي نمايشي و تئاتر نيز اين خلا به چشم ميآيد.
به عنوان مثال آيا نميتوان جشنواره تئاتر ايثار يا تئاتر دفاع مقدس را با بخش ويژهاي به ياد چمران برپا كرد؟ يا جشنواره بينالمللي فيلم فجر اگر بخش ويژهاي را به قهرمانان و الگوهاي اين مردم اختصاص ندهد به چه موضوع و شخصيتهايي ميخواهد اختصاص دهد؟ يا صدا و سيما آيا نميتواند در ميان انبوه فيلمها و سريال هايش مجموعهاي درخور با نام ماندگار چمران خلق كند؟
همچنين هنرهاي تجسمي نيز از اين آسيب در امان نمانده است و در حالي كه يكي از بزرگترين شاهراههاي پايتخت نام زيبا و بلند چمران را بر پيشاني دارد هيچ مجسمه، تنديس و اثر هنري در طول اين شاهراه از خود چمران يا آثار و جملات و وصاياي او چشم مخاطب و هيچ شهروندي را نمينوازد و شايد بتوان گفت چمران در بزرگراه چمران در ميان ازدحام بيلبوردهاي مختلف و تبليغاتي از هر شخص و هر چيز ديگري غريبتر است.