سلوک پرهیزکاران و نکاتی درباره قدر

آیت الله العظمی مظاهری

فضیلت شب قدر

شب قدر در تعلیمات اسلامی از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. اهمیّت این شب عزیز به حدّی است كه بر اساس آیه اول سوره مباركه قدر، در این شب، قرآن كریم در یك نزول دفعی به سینه مبارك پیامبر اكرم «صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» نازل شده است. نكته دیگر، شیوه بیان آیه «وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ» است. عرب كلمه «مَا أدرَاكَ» را هنگامی به كار می‌برد كه بخواهد اهمیّت مطلب را بیان كند. می‌فرماید: چه می‌دانی كه شب قدر چه شبی است؟ به عبارت دیگر، می‌فرماید: درك اهمیّت شب قدر به اندازه‌ای است كه نمی‌توان آن را وصف كرد و انصافاً توصیف این شب قدر در قالب واژه‌ها و الفاظ نمی‌گنجد. «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر»[1] شب قدر از هزار ماه بهتر است. ارزش شب قدر افضل از ارزش هزار ماه است؛ و هزار ماه برابر با حدود هشتاد سال، یعنی عمر طبیعی یك انسان است. یعنی عبادت در این شب با ارزش‌تر از عبادت یك عمر است.

معنای قدر

در شب قدر جبرئیل همراه با ملائكه مقرب خدا كه تعداد آنها معیّن نشده و شاید چندین میلیون باشند، نازل می‌شود و مقدّرات انسان‌ها را به خدمت امام معصوم«علیه‌‌السّلام» كه در زمان پیامبر«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» به خدمت آن حضرت و در زمان امیرالمؤمنین«علیه‌‌السّلام» به خدمت آن بزرگوار و اكنون به خدمت قطب عالم امكان حضرت ولی‌عصر«ارواحنافداه» تقدیم می‌دارند. به عبارت دیگر، در شب قدر است كه انسان می‌تواند مقدّرات خویش را در یك پرونده درخشان برای سال آینده خود تهیه كند و نام خود را در طومار سعادت‌مندان و در طومار ارادت‌مندان حضرت ولی‌عصر? به عنوان یك شیعه ثبت نماید، «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» بیان كننده چنین مفهومی است.

تعیین مقدّرات هر انسانی به دست خود او است. اگر كسی طالب سعادت باشد، می‌تواند به آن دست یابد و چنانچه خواهان شقاوت باشد

نیز به همان خواهد رسید. «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْیُكُمْ عَلى‏ أَنْفُسِكُمْ»[2] ای مردم بی‌تردید ستم‌های شما به زیان خودتان است.

در شب قدر اگر كسی به راستی توبه كند و یك شرمندگی درونی و حالت خجالت‌زدگی برای او پیش آید و بعد هم از خداوند خیر دنیا و آخرت را بخواهد، پرونده درخشانی كه پس از توبه گشوده می‌‌شود، زمینه سعادت وی را فراهم می‌آورد و امام زمان(ارواحنافداه) این تقدیر را تأیید می‌نمایند. چنان‌كه اگر كسی به دنبال شقاوت باشد، در شب قدر به جای توبه، گناه می‌كند یا اعراض از دعا و توبه دارد و اهمیّت به دعا نمی‌دهد. بنابراین در شب قدر صاحب یك پرونده سیاه است كه نابود هم نمی‌شود. تقدیر او شقاوت است و این تقدیر هم به تایید امام زمان(ارواحنافداه) می‌رسد.

در طول سال هم هركسی می‌تواند تقدیری كه در شب قدر برای خود ایجاد كرده است، حفظ نماید و به آن عمل كند. آنكه مقدّر او سعادت و خوشبختی است، می‌تواند با افزایش ارتباط با معنویات و انجام اعمال صالح، بر سعادت خود بیفزاید و آنكه شقاوت و بدبختی را برای تقدیر خود انتخاب كرده است، می‌تواند با اعراض از ارتباط با خدا و ارزش‌های معنوی، شقاوت و بدبختی‌ خود را بیشتر كند. سپس آیات شریفه این سوره، صفت دیگری را برای شب قدر بیان می‌كند و می‌فرماید: «سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْر»[3] آن شب همه مشمول سلامت و رحمت خدا است تا طلوع فجر.

یعنی شب قدر، شب سلامتی و شب پرخیر و بركتی است كه انسان می‌تواند سلامتی و سعادت دنیا و آخرتش را تأمین كند. در این آیه،

كلمه «سلام» همراه با تأكیداتی ذكر شده است؛ یعنی شب قدر از اول شب تا به صبح مملو از بركات خداوند لایزال است. در این شب، از اول شب تا به صبح، خیر دنیا و آخرت انسان قرار داده شده است. از این رو، قدر این شب را باید بهتر دانست و عظمت آن را بیشتر باید شناخت. در این چند شبی كه به احتمال بسیار قوی، شب قدر می‌باشد، انسان باید خیر دنیا و آخرت را برای خود و دیگران بخواهد؛ لذا در این مجال برخی از اعمال این شب بیان می شود، بلكه موجب بهره‌برداری بیشتر از این اوقات عزیز گردد.

نكاتی در ارتباط با شب قدر

1. توجّه

اوّل توجّه دادن دل به اینكه این شب چه شب با عظمتی است. در شبی كه خداوند به ملائكه می‌گوید: بروید و فریاد بزنید آیا بنده حاجت‌مند و گرفتار و گناه‌كاری هست كه به بركت این شب او را مورد مغفرت قرار دهیم؟ توجّه به این نكته لازم است كه عبادت در این شب از یك عمر عبادت مخلصانه در ایام عادی برتر است. فراموش نشود كه در این شب، مقدّرات انسان‌ها رقم می‌خورد و در این شب است كه آدمی باید نظر ربّ ودود را به خود معطوف نماید و سرنوشت خود را به نیكی مبدّل سازد. توجّه داشتن و غافل نبودن اولین گام در سیر و سلوك است. استاد

بزرگوار ما علامه طباطبایی«قدّس‌سرّه» هنگام جان دادن این جمله را مرتب تكرار كردند و از دنیا رفتند:

توجّه، توجّه، توجّه.

بدین ترتیب، باید از شب قدر كه والاترینِ شب‌های سال به شمار می‌آید و می‌شود بهبود اوضاع را در آن از خداوند متعال درخواست نمود، غفلت نكنیم.

2. احیاء و شب‌زنده‌داری

مطلب بعدی كه درشب قدر به آن توصیه شده است، احیاء و شب‌زنده‌داری است. احیاء آن شب بركات فراوانی دارد، ولی باید توجه داشت كه این بیدار ماندن، همراه با گناه نباشد. دراین صورت، خواب بهتر است. نقل می‌كنند ظالمی نزد یكی از علمای اصفهان آمد و پرسید: در شب قدر، كدام عبادت برای من بهتر است؟ آن عالم گفت: برای تو خواب بهتر است. آن فرد رفت و تا صبح خوابید و صبح كه از خواب بیدار شد، قدری تأمل كرد و گفت: راستی این عالم بزرگ چه توصیه خوبی به من كرد. اگر تا صبح بیدار می‌ماندم، معلوم نبود چه گناهانی از من صادر می‌شد. بنابراین، احیاء باید همراه با توجه به حضرت حق باشد، نه همراه با غیبت و تهمت و معصیت.

3. اهمیّت به نماز و قرائت قرآن(ارتباط با خدا)

مطلب سوم كه لازم است به آن اهمیّت داده شود، قرائت قرآن و خواندن نماز است. در شب‌های قدر، به اندازه توان باید نماز خوانده شود. صد ركعت نماز در اعمال این شب‌ها وارد شده است. انس با قرآن و قرائت قرآن هم كه مورد تأكید ویژه می‌باشد و نباید از آن غافل بود پیامبر اكرم«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ائمه طاهرین«علیهم‌‌‌السّلام» بسیار سفارش فرموده‌‌اند كه قرآن بخوانیم و در پناه آن، خود را حفظ كنیم. رابطه با خدا خصوصاً به وسیله قرآن، انسان را به جایگاه والایی می‌رساند. با این رابطه، انسان از شرور شیاطین انس و جن و تمامی شیاطین و حتی نفس، حفظ می‌شود. رابطه مداوم با قرآن برای سیر و سلوك بسیار مفید است، موجب عاقبت به خیری و تأمین آتیه می‌شود، برای رفع گرفتاری‌ها و مشكلات كارگشاست و برای تأمین یك زندگی آرام و مطمئن، سودبخش است.

4. اجتناب از گناه


نكته بعدی كه بسیار اهمیّت دارد، این است كه در این چند شبانه‌روز قدر، گناه وارد زندگیشما نشود. لااقل از هنگام افطار تا وقتی كه نماز صبح اقامه می‌شود، كوچك‌ترین گناه در زندگی كسی نباشد. در خطبه روز جمعه آخر ماه شعبان وقتی پیامبر «صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» به توصیف ماه مبارك رمضان پرداختند و در مورد فضائل این ماه سخن گفتند، امیرالمؤمنین «علیه‌‌السّلام» از جای خویش برخاستند و عرض كردند: یا رسول‌‌الله، برترین اعمال‌ در این ماه چیست؟ رسول گرامی «صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» فرمودند: الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ[4] اجتناب از محرمات الهی.

یعنی در این ماه مراقب باشید معصیت پروردگار را انجام ندهید. حال، به مؤمنین توصیه و سفارش می‌شود كه حداقل در سه شبانه‌‌روز قدر بیشتر از گذشته مراقب اعمال خود باشند و توجّه داشته باشند كه گناه موجب سقوط و ظلمت است و این ظلمت، مانع رسیدن رحمت خداوند متّعال به آنان می‌شود. مواظبت از گفتار و رفتار ضروری است و همه باید دقّت كنند كه اختلاط بین زن و مرد در میان آنان نباشد. ظواهر شرع مقدس باید رعایت شود تا رحمت باری‌تعالی شامل حال بندگان شود. یك توصیه كلی هم در مورد گناه لازم است و آن اینكه اولاً گناه نكنید. ثانیاً اگر گناهی انجام شد، فوراً به فكر جبران و تدارك آن باشید و توبه كنید. ثالثاً‌ مواظب باشید در سرازیری گناه واقع نشوید و گناه روی گناه شما را بدبخت نكند. رابعاً گناه را توجیه نكنید.

امروزه بسیاری از گناهان در جامعه توجیه می‌شود. خانمی كه بدحجاب است، گناه بدحجابی و بی‌حجابی را توجیه می‌كند. كسی كه ربا می‌خورد، می‌گوید ربا نیست. افرادی كه غیبت می‌كنند، غیبت خود را گناه نمی‌دانند. و نظایر این توجیه‌ها در جامعه فراوان است. توجیه گناه، توفیق توبه را از انسان می‌گیرد. بدترین دردها این است كه انسان گناه خود را گناه نداند و بدتر از آن وقتی است كه انسان گناه كند و تصور نماید كه كار خوبی انجام می‌دهد. اصلاً گاهی انسان گناه را به عنوان عبادت انجام می‌دهد. قرآن كریم می‌فرماید: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً»[5] بگو: آیا شما را از زیان‌كارترین مردم خبر دهیم؟ آنها كسانی هستند كه سعیشان در زندگی دنیا گم و تباه شده است و خود گمان می‌كنند كه كار نیكی انجام می‌دهند.

معلوم است وقتی انسان نفهمد كه گناه می‌كند، توبه هم نمی‌كند و روز به روز گمراه‌تر می‌شود. تنها راه برون‌رفت از این گمراهی، تبعیّت از دستور و حكم مرجع تقلید است. در غیر این صورت، جامعه دچار گناه علنی می‌شود و گناه علنی و ترك امر به معروف و نهی از منكر یا بی‌تفاوتی نسبت به گناه، باعث می‌شود دست عنایت خداوند از روی جامعه برداشته شود و چنین جامعه‌ای جز بدبختی ارمغانی نخواهد داشت.

5. توبه

مطلب پنجم كه آن نیز از اهمیّت والایی برخوردار است، توبه است. توبه یعنی‌ بازگشت‌ گناه‌كار و پشیمانی‌ از قصور و تقصیر، بازگشت‌ از نفس‌ امّاره‌ و صفات‌ رذیله‌ به‌ سوی‌ رحمت‌ خدای‌ متعال‌، بازگشت‌ از طاغوت‌ها مخصوصاً از شیاطین‌ جنّی‌ و انسی‌ به‌ سوی‌ حق‌تعالی‌ و بالاخره‌ بازگشت‌ از هوا و هوس‌ و از هر وسوسه‌ای‌ به‌ سوی‌ پروردگار مهربان‌.

اگر كسی به راستی توبه كند، به یقین بداند كه خداوند گناهان او را می‌آمرزد[6]. و بالاتر اینكه قرآن كریم می‌فرماید: «إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»[7] مگر كسى كه توبه كند و ایمان آورد و كار شایسته كند. پس خداوند بدی‌هایشان را به نیكی‌ها تبدیل مى‏كند.

با توبه، خداوند رحمان و كریم پرونده سیاه و پر از گناه انسان را به پرونده درخشانِ پر از حسنات مبدّل می‌سازد. گناه هرچه بزرگ و فراوان باشد، رحمت و عفو خداوند از آن بزرگ‌تر است و خدا وعده داده است كه گناه را می‌بخشد. بنابراین كسی نباید از رحمت حق مأیوس باشد.

«قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ»[8] بگو: اى بندگان من كه بر خویشتن زیاده‏روى روا داشته‏اید، از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است.

اگر به راستی دل كسی شكست و یك تلاطم درونی پیدا كرد، سر به زیر و خجالت‌زده از خدا شد، خدا حتماً توبه او را قبول می‌كند. اصلاً یأس و نا امیدی از رحمت خداوند، گناهی برابر با گناه كفر دارد. مسلمان، آن هم شیعه، معنا ندارد از رحمت خداوند مأیوس باشد. مثلا اگر كسی بگوید خدا دیگر مرا نمی‌آمرزد، مأیوس از رحمت خدا شده و گناه او در سر حد كفر است. «وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُون»[9] از رحمت خدا مأیوس نشوید، كه جز كافران از رحمت خدا نومید نگردند.

توجّه‌ به‌ این‌ نكته‌ مهم‌ّ است‌ كه‌ از نظر قرآن‌ كریم،‌ بلكه‌ از نظر عقل‌، توبه‌ هیچ‌ شرطی‌ ندارد و به‌ صرف‌ پیدا شدن‌ حالت‌ درونی‌ پشیمانی‌ از گناه‌، توبه‌ حاصل‌ می‌گردد، امّا باید دانست‌ كه‌ لازمه پشیمانی‌، تصمیم‌ بر ترك‌ گناه‌ و عمل‌ بر طبق‌ دستورات‌ الهی‌ است‌؛ زیرا اگر كسی‌ تصمیم‌ بر ترك‌ گناه‌ نداشت‌ و یا بر اساس‌ فرمان‌ الهی‌ عمل‌ نكرد، در حقیقت‌ از گناه‌ پشیمان‌ نشده‌ است‌.

توبه از حقّ الله

گاهی توبه مربوط به حق الله است؛ مثلاً عباداتی مثل نماز از انسان فوت شده و قضا دارد. با اینكه این گناه خیلی بزرگ است و انسان بی‌نماز، و كسی كه به نماز اهمیّت نمی‌دهد و نماز را ضایع می‌كند، حتماً گمراه و بدبخت است، ولی توبه او پذیرفته می‌شود. البته پاز توبه، جبران كوتاهی از عبادت فوت شده، لازم است. باید تصمیم جدی بگیرد كه نماز و روزه و سایر عباداتی را كه از او قضا شده است، به مرور زمان جبران نماید. پروردگار عالم توبه واقعی چنین شخصی را می‌پذیرد و انتظار هم ندارد بعد از توبه، تمام وقتش را صرف جبران آن عبادات كند، بلكه باید به وظایف روزانه‌اش رسیدگی كند و هرچه می‌تواند نمازها و روزه‌ها یا سایر عباداتش را قضا كند تا تمام شود. ولی تصمیم جدّی برای جبران این عبادات لازم است.

توبه از گناهانی نظیر دروغ و غیبت و تهمت نیز پذیرفته می‌شود و در بسیاری از این موارد، راضی كردن شخصی كه از او غیبت شده یا به او تهمت زده شده است هم لازم نیست و فقط توبه واقعی در محضر پروردگار متعال كفایت می‌كند.[10]

توبه از حقّ الناس

كسی كه حقی از مردم ضایع كرده است و اموال دیگران را به باطل خورده است یا دزدی و حیف و میل و ربا و رشوه و ... در زندگی خود داشته است، اولاً باید توبه كند و پشیمانی خود را در محضر پروردگار عالم اظهار نماید، ولی این موارد نیز نیاز به جبران دارد. باید حق الناس را به صاحب آن برگرداند. اگر هم صاحب آن مال را پیدا نكرد و دسترسی به او نبود، باید با حاكم شرع در میان بگذارد. اگر هم واقعاً سرمایه‌ای جهت جبران حقّ ‌الناس ندارد، باید توبه كند و تصمیم جدّی بگیرد كه هر وقت توانست مال مردم را به آنها برگرداند و اگر هم تا آخر عمر بر این تصمیم واقعی بماند و توان پرداخت بدهی خود را نداشته باشد، در روز قیامت پروردگار عالم آن بستانكار را راضی خواهد كرد. كسانی هم كه در ادای دیون شرعی نظیر خمس و زكات و كفّارات، كوتاهی كرده‌اند، باید توبه كنند و در مورد نحوه پرداخت بدهی خود، به حاكم شرع مراجعه نمایند.

خلاصه بن‌بست در اسلام نیست. كسی نمی‌تواند بگوید دیگر فایده ندارد و من بخشیده نمی‌شوم. این غلط است و همه باید توبه كنند و به هر روشی كه می‌توانند جبران حقّ الله یا حقّ الناس را بنمایند یا در صورت عدم توان، تصمیم جدّی برای جبران بگیرند.

آثار و بركات توبه

یكی از بركات ارزش‌مند توبه این است كه پروردگار عالم به كسی كه توبه واقعی كند یا تصمیم آن را داشته باشد، سلام می‌كند. «وَ إِذا جاءَكَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحیم»[11]

و چون كسانی كه به آیات ما ایمان می‌آورند نزد تو آیند، بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر داشته، كه هر كس از شما به نادانی عمل بدی كند آن‌گاه بعد از آن توبه كند و به اصلاح (كار خود) پردازد بی‌تردید خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است چه پروردگار بزرگواری كه علاوه بر بخشش بنده گناهكار، به او سلام هم می‌كند. خدای‌ سبحان‌ بنده‌ای‌ را كه‌ در پیشگاهش حالت‌ تضرّع‌ و سرافكندگی‌ دارد، دوست‌ می‌دارد و در قرآن‌ شریف‌ علاوه‌ بر اظهار محبّت‌ به‌ او، وی‌ را مطهّر می‌داند و چنین‌ است‌ كه‌ پروردگار عالَم‌ بهترین‌ درجه‌ را به‌ او داده‌ است‌: «ان‌ِّ اللهَ یُحب‌ُّ التِّوّابین‌َ وَ یُحب‌ُّ الْمُتَطَهَّرین»[12] خداوند توبه‌ كاران‌ و پاكیزگان‌ را دوست‌ می‌دارد.

پروردگار مهربان‌ تأكید می‌كند كه‌ اگر بنده گناهكار توبه‌ را شكست،‌ ولی‌ دوباره‌ به‌ سوی‌ خدا بازگشت‌، خداوند متعال‌ بار دیگر توبه او را قبول‌ می‌كند و به‌ عبارت‌ قرآن‌ كریم، اگر بنده عاصی‌، توّاب‌ شد، خدای‌ متعال‌ نیز توّاب‌ است‌:«إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ»[13] خداوند توبه‌پذیر مهربان‌ است‌.

قرآن در آیات دیگری می‌فرماید كه توبه فقط موجب اصلاح آخرت نمی‌شود، بلكه اصلاح دنیا را هم به همراه دارد. «یُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ وَ یَغْفِرْ لَكمْ ذُنُوبَكُم»[14] تا خداوند عمل‌های شما را اصلاح نماید و گناهانتان را بیامرزد.

توبه موجب حل مشكلات و اصلاح امور دنیوی می‌شود، گره‌ها را باز می‌كند و گرفتاری‌ها را رفع می‌نماید. اولاد صالح و شایسته و مال حلال و نیز قدرت و شخصیت اجتماعی، در سایه توبه روزی انسان می‌گردد. همچنین توبه باعث می‌شود نعمت‌های الهی مثل باران بر سر انسان

فرو بریزد. «وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْكُمْ مِدْراراً وَ یَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُمْ»[15] و ای قوم من، ‌از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید تا ابر و باران را بر شما ریزان فرستد و نیرویی بر نیروی شما بیفزاید.

«وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى»[16] و این كه از پروردگار خود آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید تا شما را با بهره خوشی (از زندگی) تا مدتی معین برخوردار نماید. توبه، آثار فراوان دیگری هم دارد كه به جهت رعایت اختصار از ذكر آن خودداری می‌شود.

مراحل توبه

توبه مراحلی دارد كه عبارتند از:

مرحله اوّل توبه زبانی است؛ یعنی همین كه صیغه توبه بر زبان جاری شود. مرحله دوّم توبه‌ای است كه در آن دل انسان، زبان او را همراهی كند.در مرحله سوّم، دل در مقابل خداوند خاشع می‌گردد. و در مرحله چهارم انسان خود را در محضر خدا می‌یابد و با چشم قلب او را می‌بیند و خود به خود حالی پیدا می‌كند و اشكی می‌ریزد و در این صورت است كه می‌تواند راه صد ساله سیر و سلوك را بپیماید؛ چون حقیقت توبه بازگشت از شرك به توحید است. كسی كه گناه می‌كند

ظاهراً مسلمان است و در حقیقت شیطان و هوی و هوس و نفس امّاره را می‌پرستد و باید باتوبه از شرك، به خداپرستی بازگردد. «أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»[17] پس آیا دیدی كسی را كه معبود خود را هوای نفسش قرار داده است. یا در جای دیگر می‌فرماید: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْكُمْ یا بَنی‏ آدَمَ أَنْ لاتَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ»[18] ای فرزندان آدم، آیا به شما سفارش نكردم كه شیطان را نپرستید كه او مسلّما برای شما دشمنی آشكار است؟!

مگر ما معاهده نكردیم كه بت پرست نباشید؟ بت تو شیطان و هوی و هوس نباشد؟ شب قدر، شب توبه است. از این رو، در اعمال آن شب آمده است كه صد مرتبه «أستغفر الله ربّی و أتوب الیه» بگویید. ولی باید توجه شود كه ذكر توبه به تنهائی كافی نیست و این توبه، توبه حقیقی نمی‌باشد، بلكه توبه آن است كه حالت خجالت و شرمندگی در مقابل حضرت حق تعالی در توبه كننده به وجود آید؛ یعنی بنده خود را در محضر پروردگار ببیند و احساس خجالت كند.

جمله‌ای را حضرت امام خمینی«قدّس‌سرّه» بارها در درس‌های اخلاقی خویش تكرار می‌فرمودند كه «عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نكنید.» همه باید در محضر پروردگار احساس شرمندگی كنند و از مخالفت‌ها و سرپیچی‌هایی كه از اوامر او داشته‌اند، توبه نمایند.اینكه انسان از نعمات و سفره گسترده پروردگار متنعّم شده و مخالفت با فرامین او كند، حكایت از بی‌حیایی او دارد و از این بی‌حیایی كه نسبت به محضر ربوبی حضرت حق روا داشته ‌است، باید احساس خجالت و شرمندگی كند. به گناهان خویش اقرار كند و از محضرش طلب عفو نماید.

كسی كه در محضر پروردگار عالم شرمنده و خجالت‌زده نیست، نمی‌داند چقدر گناهكار است. بعضی اوقات‌ تكرار گناه موجب می‌شود قبح آن از دل انسان برود و لذا خودش را مقصّر نمی‌داند. در جایی كه پیامبر اكرم«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» كه تجلّی عصمت و پاك‌دامنی هستند و از هر خطا و اشتباهی نیز مصون می‌باشند، روزی هفتاد مرتبه در محضر پروردگار توبه می‌نمایند،[19] ضرورت توبه برای افراد معمولی بیشتر روشن می‌گردد. در طول تاریخ بسیار بوده‌اند كسانی كه با توبه از شقاوت و تیره‌بختی به سعادت و خوشبختی دست یافته و راه سیر و سلوك را به خوبی طی كرده‌اند.

حر بن یزید ریاحی اوّلین كسی بود كه بدن اهل بیت«علیهم‌‌‌السّلام» را در كربلا لرزاند و راه را بر آنان بست. گناه خیلی بزرگ است. ناگهان روز عاشورا متوجه گناه بزرگ خود شد و فهمید چه كرده است. و مهم‌تر اینكه دانست چه باید بكند و از رحمت الهی و لطف امام زمان خود مأیوس نشد. لذا با بدن لرزان و سرافكنده و خجالت زده خدمت امام حسین«علیه‌‌السّلام» آمد. وقتی خدمت آن حضرت رسید و توبه كرد، حضرت به او فرمودند: تو را بخشیدم. او باورش نمی‌شد و از امام«علیه‌‌السّلام» خواست تا اجازه دهند به میدان رود و در راه خدا شهید شود.

 به جایی رسید كه امروز همه ما در مقابل قبر ایشان می‌ایستیم و می‌گوییم: پدر و مادرم فدای شما. و او را شفیع درگاه امام حسین«علیه‌‌السّلام» قرار می‌دهیم. و همان گونه كه به حضرت ابالفضل العباس«علیه‌‌السّلام» می‌گوییم: «یا كاشف الكرب عن وجه الحسین«علیه‌‌السّلام» اكشف كربی بحق اخیك الحسین«علیه‌‌السّلام»» خطاب به جناب حر نیز می‌گوییم: «یا كاشف الكرب عن وجه الحسین«علیه‌‌السّلام»، اكشف كربی بحق مولاك الحسین«علیه‌‌السّلام»». هركه بتواند این گونه نظر امام زمانش را جلب كند، حتماً او را خواهند بخشید و به درجات عالی خواهد رسید.

رحمت الهی مثل باران بر سر همه می بارد. این انسان است كه باید برای دریافت این رحمت زمینه سازی كند و خود را در معرض آن قرار دهد. وگرنه اگر باران ببارد وكسی به زیر سقف برود، هر چقدر هم كه آن باران شدت داشته باشد، روی سر او نمی‌ریزد.

6. دعا

مطلب مهمّی كه باید در شب‌های قدر به آن توجّه شود، راز و نیاز با معبود است. از دعا و راز و نیاز با خدا نباید غافل بود. اگر هم كسی نمی‌تواند عربی دعا بخواند، با زبان خودش با خداوند متعال راز و نیاز كند. خداوند به زبان بندگان خویش به هر زبانی كه باشد، آشناست. البته خواندن دعا به پیروی از حضرات معصومین«علیهم‌‌‌السّلام» و به زبان عربی، بهتر است.

باید انسان در این شب‌ها حالی پیدا كند و حقیقتاً از عمق جان خداوند تبارك و تعالی را بخواند و «خدا، خدا، خدا» بگوید. حال مناجات را هم باید از خدا خواست. با بی‌حالی و كسالت نمی‌توان از این اوقات بهره‌مند شد. خوشا به حال كسانی كه با حال خوش، از این اوقات خوب بهره می‌برند.

استجابت دعا

آیه‌ای در قرآن راجع به دعا است كه از نظر تأكید منحصر به فرد است: «وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَه الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی‏ وَ لْیُؤْمِنُوا بی‏ لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»[20] و چون بندگان من از تو درباره من بپرسند (بگو كه) من حتماً (به همه) نزدیكم، دعای دعاكننده را هنگامی كه مرا بخواند اجابت می‌كنم، پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، شاید كه راه یابند.

یا رسول الله اگر از تو پرسیدند خدا كجاست؟ بگو نزدیك است. از رگ گردن به تو نزدیكتر است. از خود تو به تو نزدیك‌تر است. از طرف من به آنها بگو اگر راستی دعا كنید، اجابت می‌كنم. جواب شما را می‌دهم حتماً ایمان و عقیده داشته باشید كه استجابت می‌كنم. خداوند دوست دارد رستگار شوید لذا می‌گوید دعا كنید. و رستگاری و رشد انسان‌ها در سایه دعا و ارتباط با او میسر می‌شود.

در آیه دیگر تهدید می‌كند و می‌فرماید اگر كسی اعراض از دعا داشته باشد و در زندگی او دعا نباشد و دعا نكند، به جهنم خواهد رفت و در جهنّم خوار و ذلیل خواهد بود: «وَ قالَ ربُّكُمُ ادعُونِی اَستَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‏ سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ»[21] و پروردگارتان گفت مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم، البته كسانی كه از عبادت من تكبر ورزند به زودی خوار و سرافكنده وارد جهنم می‌شوند.

در آیه دیگر می‌فرماید: «قُلْ ما یَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُكُمْ»[22] بگو اگر دعای شما نباشد، خداوند برای شما ارجی قائل نیست. خداوند در این آیات می‌فرماید اگر دعا در زندگی شما نباشد من اعتنا به شما ندارم و دست عنایت من از روی سر شما برداشته می‌شود.

نظیر این دو سه آیه در قرآن زیاد است كه به ما می‌‌فهماند مأیوس از استجابت دعا نباشیم. خداوند متعال در قران كریم استجابت را وعده داده است و وظیفه ما هم دعا كردن است. اعتقاد به اینكه خداوند از ما خواسته‌ است دعا كنیم و دعای ما بدون نتیجه نمی‌ماند، ضروری است.

دعای سحر دعای خیلی خوبی است كه همه ائمه طاهرین«علیهم‌‌‌السّلام» آن دعا را می‌خوانده‌اند. و در این دعا از اول تا آخر نمی‌گوید خدایا چه می‌خواهم. فقط می‌گوید «خدا خدا خدا، به حق محمد و آل محمد«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم»». ولی نمی‌گوید چه می‌خواهم. لذا خوب است انسان فقط دعا كند و یقین داشته باشد آنچه مصلحت اوست به او می‌دهند.

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نكن كه خواجه خود روش بنده پروری داند

حالا اگر كسی تعیین كند چه می‌خواهد، اگر صلاح او باشد، عین دعا مستجاب می‌شود. ولی اگر مصلحت او در استجابت آن دعا نباشد، حتماًَ نظیر آن عطا می‌شود. مثلاً اگر كسی فقیر است و تموّل می‌خواهد، اگر به صلاح او نباشد، خداوند اولاد صالح و عاقبت به خیری و نظائر آن را عطا می‌فرماید.

بالاخره خداوند متعال جواب دعا را خواهد داد. اگر هم به هیچ وجه استجابت دعا در این دنیا مصلحت نباشد، خداوند تبارك و تعالی در قیامت از بنده‌اش عذرخواهی می‌كند و به او می‌ فرماید: اگر دعای تو مستجاب نشد، مصلحت تو نبود و علت آن را برای او روشن می‌كند و به گونه‌ای برای او جبران می‌نماید كه آن بنده می‌گوید ای كاش هیچ یك از دعاهایم در دنیا مستجاب نشده بود.

بهترین دعاها

*‌ دعا برای فرج امام زمان(ارواحنافداه)

* دعا برای عافیت

* دعا برای حُسن عاقبت

*‌ دعا برای كسب تقوا

*‌ دعا برای رفع صفات رذیله

*‌ دعا برای تقرّب الی الله

*‌ دعا برای رفع مشكلات اجتماعی و شخصی

موانع استجابت دعا

در این مجال به جهت رعایت اختصار، فقط عناوین موانع استجابت دعا ذكر می‌‌شود:

1. گناه

2. ستم و كمك به ستمكار

3. نافرمانی از پدر و مادر و آزردن آنان

4. بریدن از خویشاوندان

5. ترك امر به معروف و نهی از منكر

6. سبك شمردن نماز

7. سخن‌چینی

8. متوسّل شدن به غیر خدا

9. غذای حرام

10.‌ حكمت و مصلحت خداوند

7. توسّل به اولیای الهی«علیهم‌‌‌السّلام»

و نكته آخر اینكه بنا به فرمایش خداوند متعال كه فرموده است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَة»[23] اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید و وسیله‏اى براى تقرب به او بجوئید.باید با توسّل و به واسطه حضراتمعصومین «علیهم‌‌‌السّلام» به درگاه خداوند رفت. یكی از اعمال وارد شده در لیالی قدر توسل به حضرت سیدالشهداء«علیه‌‌السّلام» و سایر حضرات معصومین«علیهم‌‌‌السّلام» است. توسّل به این بزرگواران بسیار در اجابت دعا مؤثر است.

قرآن كریم خطاب به پیامبر اكرم«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» می‌فرماید اگر گناهكار نزد تو بیاید و استغفار كند و تو هم برای او استغفار كنی، حتماً گناه آمرزیده و حاجت برآورده می‌شود: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً» [24] و اگر آنها هنگامی كه به خویشتن ستم كردند نزد تو می‌آمدند، آنگاه از خداوند آمرزش می‌خواستند و رسول خدا نیز برای آنها طلب آمرزش می‌كرد، بی‌تردید خدا بسیار توبه‌پذیر و مهربان می‌یافتند.

رسول گرامی«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» در زمان خودشان، ائمه طاهرین«علیهم‌‌‌السّلام» یكی پس از دیگری در زمان خودشان و در زمان ما حضرت مهدی(ارواحنافداه) واسطه‌های فیض الهی هستند. آمرزیده شدن گناهان و رفع حوائج، باید با جلب نظر حضرت مهدی(ارواحنافداه) صورت پذیرد. اگر حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) نظر لطفی به جلسات دعا نفرمایند، آن جلسات هیچ فایده‌ای ندارد. باید توسل به محضر ایشان صورت گیرد تا خداوند متعال به واسطه آن حضرت دعاها را مستجاب كند.

آنان كه خاك را به نظر كیمیا كنند                                                         آیا شود كه گوشه چشمی به ما كنند

توسّل در سیره زندگانی حضرات معصومین «علیهم‌‌‌السّلام» همواره بوده است. پیامبر «صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» در نماز و مواقعی كه دعا می‌فرمودند، این جمله را می‌فرمودند: «اللهم بحقّ علی» . و امیرالمؤمنین «علیه‌‌السّلام» نیز در نمازها و دعای خود به پیامبر «

صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» متوسّل می‌شدند.[25] در ادعیه‌ای كه از جانب معصومین«علیهم‌‌‌السّلام» وارد شده و برخی از آنها در مفاتیح محدّث قمی آمده است، نمی‌توانید دعایی را پیدا كنید كه بدون توسل باشد. بنابراین در جلسات دعا باید به محضر پروردگار متعال عرض شود كه خدایا ما حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها»، امیرالمؤمنین«علیه‌‌السّلام» و سایر حضرات معصومین«علیهم‌‌‌السّلام» را واسطه قرار داده‌ایم. ما با وجود نازنین حضرت مهدی(ارواحنافداه) به در خانه تو آمده‌ایم، به حق ایشان و به واسطه این بزرگواران دعاهای ما را مستجاب و توبه‌های ما را قبول بفرما.‌

برگرفته از كتاب روزه سلوك پرهیزكاران از تألیفات حضرت آیت الله العظمی مظاهری«مدّظلّه»

پی نوشت‌ها:

1. قدر / 4.

2. یونس / 23.

3. قدر / 5.

4. الأمالی (للصدوق)، ص 95.

5. كهف / 104-103.

6. در برخی از موارد پذیرش توبه نیازمند زمینه‌سازی توسط توبه‌ كننده است و بدون آن، توبه محقّق نمی‌شود. برای مطالعه بیشتر ر.ك: بخش

توبه از اصول اعتقادیِ رساله توضیح المسائل معظّم‌له.

7. فرقان / 70.

8. زمر / 53.

9. یوسف / 87.

0 . جهت اطلاع از تفصیل این موضوع ر.ك. بخش اخلاق رساله توضیح المسائل معظّم‌له.

1 . انعام / 54.

12. بقره‌ / 222.

13. توبه / 118.

14. احزاب / 71.

15. هود / 52 .

16. هود / 3.

17. جاثیه / 23.

18. یس / 60.

19. مستدرك‏الوسائل، ج 5 ، ص 320.

20. بقره / 186.

21. غافر / 60.

22. فرقان / 77.

23. مائده / 35.

24. نساء / 64.

25. بحارالانوار، ج 36، ص73.

 

 

 

 

 

 

**

قصه عدل علي (ع)

شعری از آیت الله العظمی صافی

شیعیان از چه جهان منقلب است؟
همه آفاق چرا ملتهب است؟

رخنه افتاده به ملک و ملکوت
یا مگر لرزه به عرش لاهوت

مضطرب عالم امکان شده است
منکسف شمس درخشان شده است

در جنان حور به سوگ است و عزا
همه جا بزم عزا هست بپا

متزلزل شده ارکان وجود
متفرق شده اعلام حدود

چون بگویم که زبانم شده لال
همه باشند پریشان احوال

خون بگرییم اگر جمله، رواست
روز قتل شه دین، شیر خداست

پرچم شوکت اسلام شکست
عزت دین خدا رفت ز دست

نخل ایمان و عدالت افتاد
سرو بستان هدایت افتاد

اشقیا، شیر خدا را کشتند
لنگر ارض و سما را کشتند

مرتضی عین خدا، نفس رسول
مرتضی جان جهان، زوج بتول

مرتضی شمع شبستان وجود
مرتضی بنده خاص معبود

سرش از تیغ عدو پر خون شد
نازنین صورت او گلگون شد

رفت و از محنت این عالم رست
قلب جبریل امین از غم خست

صوت فزت برب از او در گوش
می برد از سر ما طاقت و هوش

از همه خلق جهان چشم ببست
به لقاء احدیت پیوست

تا جهان، باقی و افلاک بجاست
قصه عدل علی پر آواست

ماه مبارک رمضان 1426

لطف الله صافي

 

**

رهايي از «ليلة القبر» براي نيل به «ليلة القدر»

آیت الله جوادی آملی

ليالي قدر براي ما تعيين كننده است. صرف آمرزش گناهان مرده‌ها مطرح نيست. اينها يكي از زواياي فرعي ليله قدر است. شرح صدر طلب كردن، ظهور ولي عصر را مسئلت كردن، گسترش فرهنگ اسلامي را خواستن، وفاق ملي را مطرح كردن، كينه‌ها را از دل زدودن و صدها معارف و معالي ديگر در صدر خواسته‌هاي ماست؛ آمرزش گناهان هم جزء خواسته‌هاي ماست. ولي عمده آن است كه گناه رخت بربندد، نه گناه بيايد و آمرزيده شود! عمده آن است كه از خدا بخواهيم كه اهل معصيت نباشيم.

رهايي از «ليلة‌ القبر» براي رسيدن به «ليلة‌ القدر»

از خدا بخواهيم كه آن توفيق را، آن معرفت را، آن محبت را به ما عطا كند كه ما هم ليله قدر بشويم. آنها كه ليله قدر شدند، اسوه مايند. اگر درباره فاطمه زهرا (س) آمده است كه او ليله قدر است، اين سخن از سنخ تمثيل است و نه تعيين. يعني 41انسان كامل هر كدام ليله قدرند. و اگر آنها ليله قدرند، شاگردان آنها مي‌توانند در حوزه ايماني خود ليله قدر بشوند. تو ليلة‌ القدري، بدان؛ در صورتي كه از ليلة‌ القبري بيرون بيايي! همه بزرگان به ما گفتند: اگر از ليلة‌ القبري به درآمدي، ليلة‌ القدر مي‌شوي! اينكه در درونش گورستان فتنه هاست، گورستان غيبت هاست، گورستان آمال و آرزوهاست، شكمش هم گورستان حرام هاست؛ اين «ليلة‌ القبر» است، نه ليلة‌ القدر!

اگر از ليلة‌ القبري به درآمد، «ليلة‌ القدر» مي‌شود؛ آنگاه خير من الف شهر(1) مي‌شود، يك نفر بيش از هزار نفر مي‌شود، آنگاه كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله(2) خواهد شد. يك شب اگر بر هزار ماه فضيلت دارد، يك انسان هم بر هزار گروه فضيلت دارد. در صورتي كه از ليلة‌ القبري به دربيايد، ليلة‌ القدر بشود. اينها نظير اسماء الله نيست كه توقيفي باشد! اگر به ما گفتند: فاطمه زهرا(س) ليله قدر است، يعني اي زنان عالم! شما هم مي‌توانيد در حوزه ايماني خود به دنبال مولاه و سيده خود، ليلة‌ القدر بشويد. و اگر كسي قرآن در جان او جلوه كرد، او همين ليلة‌ القدر را در حوزه ايماني خود خواهد داشت.

محفوظ بودن قلب مالامال از معارف قرآن از آفات نسيان و عذاب الهي

مرحوم امين الاسلام طبرسي در ذيل اين آيه كه خداي سبحان برخي را در دوران سالمندي به نسيان مبتلا مي‌كند، منكم من يرد الي ارذل العمر لكيلا يعلم من بعد علم شيئا (3)؛ اين حديث نوراني را نقل كرد: الا قلبا قد راي القرآن. مگر قلبي كه ظرف قرآن باشد، در دوران پيري به نسيان مبتلا نمي‌شود و خدا چنين قلبي را هم عذاب نمي‌كند بنابراين آمرزش گناهان يكي از فوائد جزئي اين ادعيه است. عمده، گسترش اسلام است و ظهور ولي ماست، عمده رفع نفاق و حضور و حصول نفاق است و صدها خير و بركت و مانند آن.

شفافيت جريان «شب قدر» در اسلام

به قدري ليله قدر در اسلام روشن بود كه مانند صاحب اصلي اش يعني ذات اقدس اله ضمير بدون مرجع آمده. يك وقت شما مي‌خوانيد: قل هو؛ اين هو بدون اينكه مرجع قبلاً گفته بشود ذكر شده است. سرش آن است كه لازم نيست اول اسم خدا را ببرند، بعد بگويند (او)! همين كه گفتند (او)، معلوم است كيست. خدا معروف هر كسي است، محبوب هر كس است. در جريان ليله قدر و قرآن آنقدر قرآن مشخص شده بود كه بدون اينكه مرجع ذكر بشود، ضمير به قرآن برگشت. فرمود: انا انزلناه في ليلة‌ القدر(4). اين اولين آيه آن سوره است بعد از (بسم الله). قبلاً سخن از قرآن نبود، قبلاً سخن از وحي نبود؛ اما در اولين آيه سوره قدر مي‌خوانيم: انا انزلناه في ليلة‌ القدر. معلوم است كه ضمير به وحي و قرآن برمي گردد! اين ليله قدر آنقدر شهرت پيدا كرد كه شد ظرف قرآن كريم. و چون قرآن كريم محبوب و معروف همه بود؛ لازم نبود قبلاً نامي از آن برده شود تا ضمير به آن برگردد.

سلام دائمي ملائكه در طول شب قدر بر همه مؤمنان روزه‌دار

(قدر) هم به معناي شرف و فضيلت است و هم به معناي تدبير امور. شرف و فضيلت در اين است كه فرشتگان، مرتب به صائمين و صائمات سلام عرض مي‌كنند. از اول شب تا مطلع الفجر ملائكه مي‌آيند، سلام مي‌كنند. اين سلام ملائكه را اگر كسي بشنود، معلوم مي‌شود ليله قدر را درك كرده است. گفتند: آيا براي شب قدر علامتي هست؛ گفتند: آري، هواي لطيف و ملايمي دارد. گاهي انسان احساس مي‌كند يك نسيمي دارد مي‌وزد، نسيم بهاره. خواه تابستان باشد، خواه پاييز و زمستان؛ آن نسيم ملايم بهاري را در شب قدر احساس مي‌كند، مي‌گويند: اينها همه نفحه رحماني ليله قدر است، اينها اثر سلام ملائكه است.

اين سلام كردن تنها مخصوص وجود مبارك ولي عصر نيست. آنچه مخصوص آن حضرت است، آن است كه حقائق و مقدرات را به حضور آن حضرت تقديم مي‌كنند. اما فرشتگاني كه نازل مي‌شوند، به هر مؤمن روزه دار سلام مي‌كنند. اگر سلام مي‌كنند، براي آن است كه يا سلام خدا را مي‌رسانند، يا سلام ملائكه حامل عرش را مي‌رسانند، يا سلام خود را ابلاغ مي‌كنند. در سوره مباركه احزاب فرمود: هو الذي يصلي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمات الي النور (5) خداي سبحان همانطوري كه نسبت به رسولش تصليه و سلام دارد، نسبت به مؤمنين و مؤمنات هم تسليم دارد. فرمود: هو الذي يصلي عليكم و ملائكته. خدا بر شما صلوات مي‌فرستد، ملائكه خدا هم بر شما صلوات مي‌فرستند تا شما را از ظلمت به درآورند و نوراني كنند.

پس چه كمالي برتر از آن است كه انسان خود را به جايي برساند كه خدا به او سلام بفرستد، ملائكه خدا به او سلام بفرستد! شب قدر به ما اين قدر و شرف را خواهد داد كه مخاطبان سلام و صلوات خدا و حمله عرش و خدا و ملائكه الهي باشيم؛ تا كدام مرتبه، نصيب مخاطب بشود، چه سلامي، او را دريافت بكند ! پس قدر، هم به معناي شرف و فضيلت است، هم به معناي تقدير امور. هم ما مقدرات جوامع انساني، اسلامي و شيعي را از خداي سبحان مسئلت كنيم، هم شرف و منزلت مان را در اين شب از ذات اقدس اله درخواست كنيم كه ما را با آبرومندي در دنيا و آخرت اداره كند و به غير خود واگذار نكند.

---------------------------------
1- قدر/3
2- بقره/924
3- حج/5 4- قدر/1
5- احزاب/34

سخنراني آيت الله جوادي آملي (دام عزه الشريف) در مراسم احياي شب 19 ماه مبارك رمضان ـ مسجد اعظم قم ـ
12/8/1383

منبع: كيهان

**