جام زهر - ویژه نامه پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت


دیگر مطالب مرتبط

 

عطر انتظار

عطر انتظار
 


چهل حديث از امام زمان
پيامك ويژه انتظار
دانلود صوت و فيلم درباره امام زمان
دانلود فيلم و سخنراني درباره اخرزمان

فهرست پايگاههاي اهل بيت عصمت و طهارت1
داستان شيرين ولادت امام زمان
فهرست پايگاههاي مذهبي
پرسش و پاسخ پيرامون ظهور

گالری تصاویر
كارت پستال
(زمينه‌شناسي سياسي انقلاب جهاني مهدوي (1
انقلاب جهاني حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، انقلابي فراگير، گسترده و سرنوشت ساز است كه همه بنيان‌هاي سياسي، اخلاقي، اعتقادي و اجتماعي بشر را دستخوش تغيير و تحول مي‌سازد.
(زمينه‌شناسي سياسي انقلاب جهاني مهدوي (2
«انقلاب» واقعيتي است كه همواره مورد توجه تاريخ‌دانان، دانشمندان علوم اجتماعي و متفكران سياسي بوده است. نخستين بار ارسطو «سرچشمه‌ها و منابع حقيقي انقلاب» را مورد مداقه قرار داده است
(زمينه‌شناسي سياسي انقلاب جهاني مهدوي (3
يكي از شرايط و زمينه‌هاي ظهور و انقلاب جهاني امام مهدي عليه السلام وجود شماري كافي از انسان‌هاي حق‌طلب است كه آن پيشوا را در اجراي مطلوب مأموريتش ياري دهند. در واقع مهم‌ترين عامل بشري در ايجاد انقلاب، نيروهاي انقلابي است
امام خميني (ره) و انديشه انتظار
عظمت وجودى و ابعاد مختلف شخصيت حضرت صاحب‏الامر(عج) باعث شده كه در طول هزار و اندى سال كه از غيبت كبرى مى‏گذرد، هر گروه از مردم بسته به گرايش‏هاى خاص اعتقادى، اجتماعى و فرهنگى كه داشته‏اند،
وظايف خاص و عام منتظران ظهور
مهم ترين وظيفه حوزويان و دانشگاهيان درباره » انتظار فرج »،آن بخش هاي فرهنگي و اعتقادي و اخلاقي ياران وجود مبارك ولي عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. يك وظيفه عمومي است كه همگان، هر كسي كه منتظر ظهور آن حضرت است
وظایف جوان منتظر
بی‌شک جوانان از مهم‌ترین سرمایه‌های یک جامعه به شمار می‌آیند؛ چون فطرت و طبیعت پاک جوانان همواره با هیجان و پویایی همراه است. پیشرفت و تعالی هر جامعه در گرو پیشرفت جوانان آن است
افق گشاييِ فلسفه انتظار
در انديشه ديني مسلمانان، اعتقاد به مهدويت، ريشه در همان آموزه بنيادين دارد. اسلام، و با تأكيد پردامنه تر تشيع، فلسفه تاريخي معنادار، توان مند، غايت خواه و آرمان گرا دارد و از اين رو، چونان همه ساحت هاي ديگر، يادآور مي شود
انتظار در نگاه مقام معظم رهبري مدظله العالي
يکي از مهمترين روزهاي سال، روز نيمه ي شعبان است که هم مصادف با ولادت ذي جود و مسعود حضرت بقية الله ارواحنافداه شده است و هم شب و روز نيمه ي شعبان از ليالي و ايام متبرّکند
مقصود از انتظار فرج
فرج به معناى گشايش است ؛ گشايشى كه اميد اميدواران است و بيقين ، تحقق پذير است و نـاامـيـدى در آن راه نـدارد، و مـمـكـن اسـت كـه طـول بـكـشـد. و طـول كـشـيـدن تـحـقـق مـطـلوب ، از لوازم امـيدهاى بزرگ است
منتظران و ناهنجاري‌هاي آخرالزمان
در عصر غيبت، ناهنجاري‌هاي بسياري در جامعه ايجاد مي‌شود كه با اعتقادات فرد منتظر در تضاد جدي قرار دارد. برخي از ناهنجاري‌ها عبارتند از: وجود استبداد در جامعه، گسترش فساد اخلاقي، شيوع ظلم و ستم، جنگ و فتنه‌، ناامني،
نقش انتظار در پويايى جامعه اسلامى
عظمت وجودى و ابعاد مختلف شخصيت‏حضرت صاحب الامر عليه السلام، باعث‏شده است كه در طول هزار و اندى سال كه از غيبت كبرى مى‏گذرد، هر گروه از مردم بسته به گرايشهاى خاص اعتقادى، اجتماعى و فرهنگى كه داشته‏اند،
دولت زمينه ساز
جامعه مهدوي، افق آينده انقلاب ماست و دولت ما، دولت زمينه‌ساز. دولت زمينه‌ساز بايد به لحاظ مباني، رسالت‌، اهداف، راهبردها، سياست‌ها، ساختار، کارگزاران و راهکارها، هم‌افق و هم‌سو با دولت کريمه مهدوي باشد
آثار تربيتى ‏انتظار
با سپاس از اينكه اجازه فرموديد خدمتتان برسيم و از محضرتان استفاده بكنيم. موضوع اصلى بحث مساله آثار تربيتى انتظار است. اما در مورد مفهوم انتظار فرج و اينكه چه اراده‏اى از اين مفهوم مى‏شود، ديدگاههاى متفاوتى هست،
منتظران و توجه به قرآن
از امور اصلى و هر روزه اى كه حتما بايد منتظران مهدى (عج ) به آن اهميت دهند، انس گرفتن با قرآن و عمل به آن است . (1) در مورد شناختن مفاهيم قرآن و اجراى آن ، مگر نه اين است كه قرآن و عترت عليه السلام در كنار همن هستند،

يادداشت رهبرانقلاب درباره مناجات شعبانيه

يادداشت رهبرانقلاب درباره مناجات شعبانيه

و اينک شعبان المعظم، آغاز ماهي با يادمان‌هايي عظيم! آکنده از عطر نام‌هايي شريف، سرشار از ساعاتي عاشقانه و لبريز از دقايقي عارفانه! شعبان؛ ماه نور، ماه فجر، ماه انتظار! شعبان، شکوه شکوفايي امامت! شعبان، بهار هميشه سبز ولايت! شعبان، ماه عشق، ماه شور، ماه دعا!

به گزارش رجانيوز، حضرت آيت‌الله‌ العظمي‌ خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در يادداشتي به تاثيرات مناجات شعبانيه پرداخته‌اند كه متن اين يادداشت در پي مي‌آيد:

"بسم‌الله الرحمن‌الرحيم"

« دعا، وسيله‌ى مؤمن و ملجأ مضطر و رابطه‌ى انسان ضعيف و جاهل با منبع فياض علم و قدرت است، و بشر بى‌رابطه‌ى روحى با خدا و بدون عرض نياز به غنى بالذات، در عرصه‌ى زندگى سرگشته و درمانده و هدر رفته است؛ " قل ما يعبؤا بكم ربىّ لولا دعاؤكم"»

« بهترين دعا آن است كه از سرمعرفتى عاشقانه به خدا و بصيرتى عارفانه به نيازهاى انسان انشا شده باشد، و اين را فقط در مكتب پيامبر خدا (صلّى‌اللَّه‌عليه واله‌وسلّم) و اهل‌بيت طاهرين او - كه اوعيه‌ى علم پيامبر(ص) و وراث حكمت و معرفت اويند - مى‌توان جست. ما بحمداللَّه ذخيره‌يى بى‌پايان از ادعيه‌ى مأثوره‌ى از اهل‌بيت (عليهم‌السّلام) داريم كه انس با آن، صفا و معرفت و كمال و محبت مى‌بخشد و بشر را از آلايشها پاكيزه مى‌سازد.»

« مناجات مأثوره‌ى ماه شعبان - كه روايت شده اهل‌بيت (عليهم‌السّلام) بر آن مداومت داشتند - يكى از دعاهايى است كه لحن عارفانه و زبان شيواى آن، با مضامين بسيار والا و سرشار از معارف عالى‌يى همراه است كه نظير آن را در زبانهاى معمولى و محاورات عادى نمى‌توان يافت و اساساً با آن زبان قابل ادا نيست. اين مناجات، نمونه‌ى كاملى از تضرع و وصف حال برگزيده‌ترين بندگان صالح خدا با معبود و محبوب خود و ذات مقدس ربوبى است. هم درس معارف است، هم اسوه و الگوى عرض حال و درخواست انسان مؤمن از خدا.»

« مناجاتهاى پانزده‌گانه كه از امام زين‌العابدين حضرت على‌بن‌الحسين(عليه‌السّلام) نقل شده، گذشته از خصوصيت بارز دعايى مأثور از اهل‌بيت(عليهم‌السّلام)، اين مزيت را داراست كه به مناسبت حالات مختلف مؤمن، مناجاتها را انشا فرموده است.»

« خداوند به همه توفيق استفاضه و خودسازى به بركت اين كلمات مبارك را عنايت فرمايد.»

آمين"

حضرت مهدى(ع) درآینه کلام معصومین

حضرت مهدى(ع) درآینه کلام معصومین
حضرت مهدى(ع) درآینه کلام معصومین






رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) می فرمایند :

لاتقوم الساعه حتى یقوم القائم الحق منّا و ذلک حین یأذن اللّه عزّوجلّ له و من تبعه نجا و من تخلّف عنه هلک. اللّه اللّه عباد اللّه فأتوه و لو على الثلج فانّه خلیفه اللّه عزّوجلّ و خلیفتى.(1)
روز قیامت فرا نمى رسد مگر آنکه از بین ما قائم حقیقى قیام نماید. و آن قیام، زمانى خواهد بود که خداى عزّوجلّ او را اجازه فرماید. هرکس پیرو او باشد نجات مى یابد و هرکه از فرمانش تخلّف ورزد، هلاک مى شود. اى بندگان خدا ! خدا را، خدا را; بر شما باد که به نزدش آیید اگرچه بر روى یخ و برف راه روید. زیرا او خلیفه خداى عزّوجلّ و جانشین من است.
**************

امیرالمؤمنین على (علیه السلام) می فرمایند :

قال للحسین(علیه السلام) : التاسع من ولدک یا حسین! هو القائم بالحق، المظهر للدین، الباسط للعدل، قال الحسین (علیه السلام)فقلت: یا امیرالمؤمنین و إنّ ذلک لکائن؟ فقال (علیه السلام): اى و الذى بعث محمداً بالنبوه و اصطفاه على جمیع البریّه و لکن بعد غیبه و حیره لاتثبت فیها على دینه اِلاّ المخلصون المباشرون لروح الیقین الذین أخذ اللّه میثاقهم بولایتنا و کتب فى قلوبهم الایمان و ایّدهم بروح منه.(2)
امام علی(علیه السلام) به امام حسین (علیه السلام) فرمودند: نهمین فرزند تو اى حسین! قیام کننده به حق و آشکار سازنده دین و گستراننده عدالت است.
امام حسین (علیه السلام) گویند: پرسیدم: یا امیرالمؤمنین! آیا حتماً چنین خواهد شد؟
فرمودند: آرى! قسم به کسى که حضرت محمد (صلى الله علیه وآله وسلم)را به پیامبرى بر انگیخت و او را بر تمام خلایق برگزید، چنین خواهد شد، امّا بعد از غیبت و حیرتى که در آن کسى ثابت قدم بر دین نمى ماند مگر مخلصین و دارندگان روح یقین آنان که خداوند نسبت به ولایت ما از آنان پیمان گرفته و ایمان را بر صفحه دل شان نگاشته و با روحى از جانب خود تأیید فرموده است.
**************

حضرت زهرا (علیها السلام) می فرمایند:

قال لى رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) أبشرى یا فاطمه، المهدىّ منک.(3)
رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) به من فرمودند: اى فاطمه! ترا بشارت باد به اینکه حضرت مهدى (علیه السلام) از نسل توست.
**************

امام حسن مجتبى (علیه السلام) فرمودند:

ما منّا احدٌ اِلاّ ویقع فى عنقه بیعه لطاغیه زمانه اِلاّ القائم الّذى یصلّى روح اللّه عیسى بن مریم خلفه فان اللّه عزّوجلّ یخفى ولادته و یُغیّب شخصه لئلاّ یکون لأحد فى عنقه بیعه.(4)
هیچ یک از ما اهلبیت نیست مگر آنکه بیعتى از طاغوت زمانش را اجباراً بر عهده دارد. مگر حضرت قائم که عیسى بن مریم، روح اللّه پشت سر او نماز مى گذارد. خداوند ولادت او را مخفى مى دارد و شخص او را از دیدگان، غایب مى گرداند، تا بیعت هیچ کس را بر گردن نداشته باشد.
**************

امام حسین (علیه السلام) می فرمایند:

منّا اثنا عشر مهدیّاً اوّلهم امیرالمؤمنین على بن ابیطالب(علیه السلام)و آخرهم التاسع من ولدى و هو الامام القائم بالحق. یحیى اللّه به الأرض بعد موتها و یظهر به دین الحق على الدین کلّه و لو کره المشرکون.(5)
دوازده هدایت شده هدایتگر از بین ما هستند، اولین آنان امیرالمؤمنین على بن ابیطالب (علیه السلام) و آخرین آنان، نهمین فرزند من است که پیشواى قیام کننده به حق خواهد بود، خداوند به وسیله او زمین را پس از موات شدنش زنده مى کند و به دست او دین حق را بر تمامى ادیان پیروز مى سازد، اگرچه مشرکان را ناخوشایند باشد.
**************

امام زین العابدین (علیه السلام) می فرمایند:

إن للقائم منّا غیبتین، احداهما أطول من الأخرى... فیطول أمرها حتى یرجع عن هذا الامر اکثر من یقول به، فلایثبت علیه اِلاّ من قوى یقینه و صحّت معرفته و لم یجد فى نفسه حرجاً ممّا قضینا و سلّم لنا اهل البیت.(6)
براى قائم ما دو غیبت هست. یکى از آن دو طولانى تر از دیگرى است... و آن قدر طول خواهد کشید که اکثر معتقدین به ولایت، از او دست خواهند کشید. در آن زمان کسى بر امامت و ولایت او ثابت قدم و استوار نمى ماند مگر آن که ایمانش قوى، و شناختش درست باشد و در نفس خویش نسبت به حکم و قضاوت ما هیچ گرفتگى و کراهتى احساس نکند و تسلیم ما اهلبیت باشد.
**************

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند :

راوى گوید از امام (علیه السلام) در باره آیه شریفه فلا أقسم بالخنّس الجوار الکنّس تکویر: ۱۵ و ۱۶ سئوال کردم. فرمود: هذا مولود فى آخر الزمان. هو المهدى من هذه العتره. تکون له حیره و غیبه، یضلّ فیها اقوام و یهتدى فیها أقوام. فیاطوبى لک إن أدرکته و یا طوبى لمن أدرکه.(7)
مراد این آیه، مولودى در آخر الزمان است که همان مهدى از این خاندان است. او را حیرت و غیبتى هست که در آن گروههایى گمراه شوند و گروههایى دیگر هدایت پذیرند. خوشا به حال تو اگر او را درک کنى و خوشا به حال هرکسى که او را درک کند.
**************

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند :

إنّ لصاحب هذا الامر غیبه، فلیتّق اللّه عبد و لیتمسّک بدینه.(8)
همانا براى صاحب این امرغیبتى هست، پس بنده خدا در آن دوران باید تقواى الهى پیشه کند و به دینش چنگ زند.
**************

امام کاظم (علیه السلام) می فرمایند:

صاحب هذا الامر، هو الطرید الوحید الغریب الغائب عن أهله الموتور بأبیه.(9)
صاحب این امر ـ حضرت مهدى (علیه السلام) ـ رانده شده، تنها، غریب، غائب و دور از اهل و خونخواه پدر خویش مى باشد.
**************

امام رضا (علیه السلام) می فرمایند :

... و بعد الحسن ابنه الحجّه القائم المنتظر فى غیبته، المطاع فى ظهوره، لو لم یبق من الدنیا اِلاّ یوم واحد لطوّل اللّه ذلک الیوم حتى یخرج فیملأها عدلا کما ملئت جوراً.(10)
و بعد از امام حسن عسکرى(علیه السلام) فرزندش حضرت حجّت قائم، امام خواهد بود آن کس که در دوران غیبتش مورد انتظار، و در زمان ظهورش مورد اطاعت مؤمنان است. اگر از عمر دنیا جز یک روز باقى نمانده باشد خدا همان روز را چنان طولانى کند که قیام فرماید و زمین را از عدالت پر کند چنانکه از ستم پر شده باشد.
**************

امام جواد (علیه السلام) می فرمایند :

در باره اینکه چرا حضرت مهدى (علیه السلام)منتظَر نامیده مى شود فرمودند:
إن له غیبه یکثر ایامها و یطول امدها فینتظر خروجه المخلصون و ینکره المرتابون و یستهزئ به الجاحدون و یکذَّب فیها الوقاتون و یهلک فیها المستعجلون و ینجو فیها المسلّمون.(11)
او را غیبتى هست که زمانش زیاد است و پایانش به طول مى انجامد. پس مخلصین چشم انتظار قیام او مى مانند و شک کنندگان به انکار او بر مى خیزند و منکرین به استهزاى او مى پردازند و تعیین کنندگان وقت ظهور مورد تکذیب قرار مى گیرند و عجله کنندگان در آن هلاک مى شوند و تسلیم شدگان نجات مى یابند.
**************

امام على النقى (علیه السلام) می فرمایند :

اذا غاب صاحبکم عن دار الظالمین، فتوقّعوا الفرج.(12)
زمانى که صاحب و امام شما از دیار ستمگران غایب گشت، چشم انتظار فرج باشید.
**************

امام حسن عسکرى (علیه السلام) می فرمایند :

المنکر لولدى کمن اقرّ بجمیع أنبیاء اللّه و رسله ثم انکر نبوّه محمد رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) و المنکر لرسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) کمن انکر جمیع الانبیاء لأن طاعه آخرنا کطاعه اوّلنا و المنکر لآخرنا کالمنکر لأوّلنا.(13)
کسى که فرزندم ـ مهدى (علیه السلام) ـ را انکار کند مانند کسى است که تمام پیامبران و رسولان الهى را قبول داشته باشد، اما نبوت حضرت محمد رسول اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم)را انکار کند. و انکار کننده رسول اللّه مانند کسى است که همه انبیاء را انکار نماید. چون اطاعت آخرین امام ما به منزله اطاعت اولین امام است و منکر آخرین امام ما به منزله منکر اولین امام است.

پي نوشت ها :

1. بحارالانوار ج ۵۱ ص ۶۵.
2. مدرک پیشین ص ۵۱.
3. منتخب الاثر صفحه ۱۹۲.
4. کمال الدین و تمام النعمه جلد ۱ باب ۲۹ صفحه ۳۱۶.
5. مدرک پیشین ص ۳۱۷.
6. مدرک پیشین ص ۳۲۳ و ۳۲۴.
7. مدرک پیشین ص ۳۳۰.
8. مدرک پیشین ۳۴۳.
9. مدرک پیشین ۳۶۱.
10. مدرک پیشین صفحه ۳۷۲ ـ عیون اخبار الرضا.
11. بحارالانوار ج ۵۱ ص ۱۵۸ ـ کمال الدین صفحه ۳۷۸.
12. کمال الدین جلد ۲ باب ۳۷ ـ صفحه ۳۸۰.
13. مدرک پیشین باب ۳۸، صفحه ۴۰۹.

منبع:کتاب امامت، غیبت، ظهور، انتشارات مسجد مقدّس جمکران

صدفی برای گوهر - ویژه نامه روز عفاف و حجاب

ويژنامه اوقات فراغت

دانلود بازي هاي زبيا و جذاب براي اوقات فراغت
اگه حوصلت سر رفته يه سري بزن
انجمني ويژه اوقات فراغت شما
پرسش و پاسخ1 ويژه اوقات فراغت
پرسش و پاسخ 2

کارت پستال
جوان و اوقات فراغت
در فرهنگ و انديشه اسلامى، اوقات فراغت با بیهودگی و معطّلی یا آلودگی و روزمرگی همسو نیست، بلكه فراغت، فرصت دوباره‌ای برای تلاش و فعالیت‌های فكری و جوشش شناخت و بینش است كه در آن گرچه فعالیت‌های ظاهری فیزیكی تعطیل می‌شود، .
12 پيشنهاد براي اوقات فراغت
تعطيلات تابستاني براي بچه ها خوب و دوست داشتني است اما براي پدر و مادرها نگراني هايي به همراه دارد: اينکه چه طور به بچه ها کمک کنيم تا تابستان خوبي را پشت سر بگذارند و ضمن استراحت ورفع خستگي 9ماه تحصيل تجربه هايي هم بياموزند
آيا به اوقات فراغت کودکان و نوجوانان انديشيده ايد؟
مقدمه : با فرا رسيدن تابستان، فرزندان ما پس ازپشت سرگذاشتن يک سال تحصيلي توام با تلاش، درپي آنند که اززمان فراغت تابستاني خود بيش ترين بهره را ببرند. پدران ،مادران ومسئولان تعليم وتربيت نيزبا دغد غه چگونگي گذراندن
قتل عام ثانيه ها در اوقات فراغت
مؤلف کتاب هاي مديريت آموزشي، انسان شناسي فرهنگي، جامعه شناسي آموزش و پرورش و مباني جامعه شناسي که تعدادي از آن ها گاه تا پنج بار هم تجديد چاپ شده اند، مي گويد: «هيچ کس نمي تواند ادعا کند اوقات فراغت ندارد»
تابستان، فراغت کودکان و دردسر والدین
همانطور که با دیدن اولین جوانه و آمدن پرستوها، متوجه رسیدن بهار میشویم، میتوانیم شروع فصل تابستان را هم با جمله معروف مامان..حوصله ام سر رفته.. علامت گذاری کنیم
کارهای لذت بخش در اوقات بیکاری
اوقات بیکاری فرصت ارزشمندی است برای کشف استعدادهای نهفته خود یا شناسایی توانمندی هایی از ذهن و روح و جسم مان که از آن ها بی خبریم. علاوه بر این می توان با استفاده از شیوه های مختلف از اوقات بیکاری برای التیام روح و جسم و رفع خستگی و کسالت استفاده کرد.
تابستان را بهاري كنيم
تابستان فصل نشاط دانش‌آموز است و دغدغه خانواده‌ها، فرصت فراغ و فراخي كه گاه دوزخ آموخته‌ها و اندوخته‌هاي سال تحصيلي است و گاه بهشت بازسازي فكري و رواني و احياناً كسب مهارتها و چنگ انداختن به عرصه‌هايي كه در آموزش رسمي جايگاه و پايگاهي ندارند
فراغت و بهره وری
تمدّن، محصول اوقات فراغت ملّت هاست، مردمانی که خور و خواب و شکار و غارت، همه ی شب و روز آنها را پر کرده بود، هیچ تمدّنی نیافریدند. ظروف مقاوم تر، جامه های ظریف تر، معماری ماناتر، شعر زیباتر، ماشین ها، کتاب ها، ارتباطات، اختراعات، اکتشافات .
جوانان و فراغت مجازي
اينترنت عرصة مهمي را براي تحقيقات اجتماعي و آزمودن نظريه‌هاي مربوط به اشاعة تکنولوژي و اثرات رسانه‌ها فراهم ساخته‌است. بخشي از اين جاذبه به ‌واسطة قابليت ادغام شيوه‌هاي ارتباطي و صورت محتواي ارتباط است.
حدیث فراغت
تلاش ما در این نوشتار، گردآوری آیات و احادیثی بوده است که به گونه ای به موضوع «فراغت» مربوط اند . نخست این نمونه ها را به عناوین فرعی و سپس در زیر این عناوین، متن آیات و احادیث را عرضه می کنیم.
اوقات فراغت، گنج نهان
«اوقات فراغت»، یکی از سرمایه های ارزشمند و گنج های نهان است. به شرط آن که توانایی استخراج و بهره گیری از این گنج را داشته باشیم. این که گفته اند:«فرصت، به دست آمدنی نیست؛ بلکه به دست آوردنی است» کلامی درست است و کار کسانی است
روایتی در فراغت
در اقتصاد امروزی با مفاهیم دارای ارزش مثبت و منفی رو به رو هستیم. مثلاً استقراض خارجی، کاهش تولید، رشد منفی، بیکاری و تورم، دارای بار منفی و درمقابل، خودکفایی، اشتغال، رشد مثبت، افزایش صادرات، دارای ارزش مثبت می باشند
تأثير آموزه هاي قرآني و روايي بر اوقات فراغت نوجوانان و جوانان (قسمت اول)
به منظور بررسي اوقات فراغت نوجوانان، تحقيق کتابخانه اي در حيطه ي آموزه هاي قرآني و روايي انجام شده است. طبعاً، فهم ديدگاهي قرآن و سنت در اوقات فراغت مي تواند، به لحاظ مفهومي و عملکردي، تعيين کننده ي تعليمات، ضوابط و مقررات اجتماعي براي خانواده ها و برنامه ريزان تعليم و تربيت باشد
تأثير آموزه هاي قرآني و روايي بر اوقات فراغت نوجوانان و جوانان (قسمت دوم و پاياني)
مسلمان نمي تواند اوقات فراغت به معناي اوقاتي براي بطالت و بيهودگي داشته باشد. انسان وقتي توجهش به خدا باشد و برنامه ي هدفمندي براي زندگي خود داشته باشد، ديگر بي کار نمي ماند تا مشغول لغويات و لهويات شود و هدف را قرب الهي و حرکت به سوي او مي داند

بابک خرمدین نماد ایران دوستی یا دستاویز ایران ستیزی؟!

بابک خرمدین نماد ایران دوستی یا دستاویز ایران ستیزی؟!
ایاز تبریزی
 چندی است که  دهم تیر ماه هر سال به عنوان سالگرد تولد بابک خرمدین چهره شناخته شده تاریخی ایران زمین مراسمی در قلعه "بذ" یا قلعه بابک در کلیبر به انجام می رسد.

در حالی که چند سالی است که  ایرانیان عاشق هویت و ملیت ایرانی و شیفتگان  بزرگان تاریخی ایران زمین در مراسم بزرگداشت تولد بابک در محل دژ بذ در كليبر گرد هم مي آيند ، گروهي ايران ستيز نیز  به منظور سوء استفاده از نام و اعتبار بابك ، به جعل هويت او می پردازند و  و جشني برپا مي كنند كه در اصل يك كارناوال سياسي  عليه هويت ايراني،زبان فارسی و تماميت ارضي ايران است.
ادامه نوشته

کبوتری که کفتار شد!

نویسنده : حسن طاهری تاریخ پر رنج و مرارت و خون رنگ اسلام، کتابچه ای است که در میان برگ های آن حوادث زشت و زیبای بسیاری ترسیم شده است که بیان گر حق و باطل و روشن گر هر یک از این عرصه هاست. در کنکاش میان این برگ ها، شخصیت های تاریخ اسلام هر یک شاخصه هایی مشترک و متفاوت دارند. این اشتراکات، مرهون اصول و شیوه های موردنظر و عمل سیاسیون است. اختلافات و تفاوت ها نیز حاصل شرایط زمان و مکان. آن چه که حیرت پژوهنده را پس از هزار و اندی سال برمی انگیزد ، آن است که بینندگان این نمایشگاه عبرت آموز ، هیچ گاه در اعصار تاریخ، نخواسته و یا نتوانسته اند از این کتاب چه درس آموز عبرت گیرند. این پرسش و ابهام آن گاه پاسخی در خور می یابد که بدانیم شخصیت های تاریخ عموما در پرده هایی از تشرع و دین، جنایت بارترین رفتارهای سیاسی را اعمال نموده اند و نه تنها اعتراضی را برنیانگیخته اند که با رویکرد ناشی از خوف و هراس مردم نیز مواجه گشته اند. یکی از این اعصار حیرت برانگیز عصر خونین مروانیان است که با آینده نگری علی علیه السلام در جنگ جمل(1) ، برگ های سرخ این تاریخ پیش از وقوع نگارش، بازخوانی شده است. یکی از نخستین نگارندگان این جریده سرخ، عبدالملک بن مروان است. دوره های حکومت زورمدارانه بنی امیه به دو دوره عمومی تقسیم می گردد. این دوره ها که همچون حلقه یک زنجیره اند، در زیر عنوان پنهان کاری سیاسی و فریب کاری متشرعانه شکل گرفته است. دوره عمومی هزارماهه حکومت بنی امیه ، که بنا به دستور پیامبراکرم صلی الله علیه وآله بر آنان حرام برشمرده است،(2) در آغاز با تدبیر و سیاسی کاری های آزادشدگان در فتح مکه همراه شد و در دوره دوم و پس از اتمام عصر سه خلیفه اموی، گوی لافت بر دست فرزندان نفرین شده پیامبراکرم صلی الله علیه وآله یعنی مروان بن حکم قرار گرفت. نخستین بخش طولانی عصر مروانیان، توسط عبدالملک نگاشته می شود که در این نوشتار بر آن خواهیم بود تا قطعاتی از تاریخ را در برابر دیدگان امروز قرار دهیم. جوجه کبوتر نفرین شده! عبدالملک بن مروان فرزند خاندانی است که به دستور پیامبر از مدینه به سوی طائف تبعید شدند و تا دوران حاکمیت خلیفه سوم، در تبعیدگاه به چرای گوسفندان می پرداختند. اگر گفتار مسعودی درباره تاریخ مرگ عبدالملک و سال عمر او درست باشد، بی شک او در سال بیستم هجرت در طائف به دنیا آمده است. هر دو نیای او از مطرودین پیامبرخدا بودند. نیاکان او از دشمنان سرسخت و مستهزئین پیامبر گرامی اسلام بودند و پدر او نیز از کارگردانان فتنه ها و بحران های صدر اسلام بود. دوران جوانی عبدالملک دوره ای کاملا ناهماهنگ با دوران خلافت اوست. دورانی زاهدانه که به عبادت و تهجد گذشته است به گونه ای که او را ملقب به « حمامة المسجد » نمود! او تا سن 45 سالگی روزگار را به کسب علم و زهد می گذرانده و در سلک گوشه گیران و عبادت کنندگان مدینه، به تسبیح و عبادت حضرت حق مشغول بوده است. ظاهر تاریخ نشان می دهد که او در هیچ یک از عرصه های سیاسی حضور نیافت تا آن که پدرش در سال 65 هجری برای او از مردم بیعت گرفت و او را به مقام ولایت عهدی رساند. از آن پس، عبدالملک مهیای حضور در عرصه سیاست می شد تا آن که حکومت نه ماهه پدرش مروان پایان یافت. حکومتی کوتاه و خونین، «چندان که سگ بینی خود را بلیسد!»(3) شخصیت عبدالملک تا پیش از خلافت آن چنان که تاریخ اذعان می کند، شخصیتی است که به هیچ وجه نمی توان آن را با دوران خلافت او هماهنگ یافت. تاریخ درباره او چنین گفته است: « او پیش از رسیدن به قدرت یکی از فقهای مدینه به شمار می رفت.(4) عبدالملک به زهد و عبادت و دین داری شهرت داشت و اوقات خود را به عبادت در مسجد سپری می کرد به گونه ای که به او لقب « حمامة المسجد » یعنی کبوتر مسجد داده بودند.»(5) این خصوصیت در او پایدار نماند و با رسیدن به قدرت و خلافت، به تمامی آنچه که در دوران جوانی کسب کرده بود، پشت پا زد. فرصتی برای کفتار شدن عبدالملک بن مروان در سال 65 هجری به ولایت عهدی برگزیده شد و در همان سال به خلافت رسید. این خلافت در عصری نصیب او شد که جنگ میان شام وعراق همچنان بر سر تصاحب خلافت خون می ریخت و تا سال های میانی خلافت عبدالملک نیز ادامه داشت. این نزاع ها علاوه بر نزاع های خانوادگی فرزندان امیه بود. نزاع هایی که به مرگ مروان انجامید و تا پایان حکومت مروانیان نیز قربانی گرفت. عبدالملک با دعوت مردم شام به سوی منصب خلافت رهسپار شد حال آن که بهتر از هر کسی می دانست که عموزادگان اموی، در پی یافتن فرصت مناسب برای گرفتن موقعیت و منصب او هستند. پس در همان آغاز کار به خوبی دریافت که با سیره دین داری و زهد، توان مقابله با عموزادگان پرورش یافته در شام را نخواهد داشت. از این رو، شیوه پدر را در این عرصه دنبال نمود. سیوطی آورده است:(6) «آن هنگام که خبر خلافت را به عبدالملک دادند، سرگرم خواندن قرآن بود. با شنیدن این خبر، قرآن را بست و گفت: اینک بین من و تو جدایی افتاد. دیگر با تو کاری ندارم!» این تغییر ماهیت و رنگ پذیری، دقیقا خصلت و ویژگی پدری بود که او را در دامان خود پرورش داده بود. عبدالملک رهسپار دمشق شد، حال آن که خاندان امیه هنوز در پذیرش او تردید داشتند. چون به دمشق رسید، چهره ای مظلومانه به خود گرفت، چه آن که بیم داشت تا عمروبن سعید، علیه او بتازد و مردم را بر گرد خود جمع کند. چون پیروان و دوستان مروان به او رجوع کردند، گفت: خوف آن دارم که عمروبن سعید از من کینه ای بر دل داشته باشد. پس گروهی از مروانیان به پا خاستند و گفتند: به خداوند سوگند باید بر بالای منبر روی و گرنه گردنت را می زنیم. سپس، بر بالای منبر رفت و مردم با او بیعت کردند.(7) آن چنان که تاریخ گفته است: مروان نخستین کسی بود که با زور شمشیر خلافت را گرفت و گویا فرزند او نیز نخستین کسی است که با زور شمشیر خلافت را پذیرفت. این اصرار مروانیان از آن جهت بود که موقیت زمانی را بهترین رصت برای انتقال دایمی قدرت از امویان به مروانیان یافته بودند. از این رو، دوران دوم حکومت بنی امیه آغاز گشت. عبدالملک اگرچه به اعتراف تاریخ از ذکاوت و تیزبینی خاصی برخوردار بوده است، اما روحیه خون ریزی و بخل او موجب شد که زشت ترین صحنه های سیاسی در تاریخ زندگی و خلافت او رقم خورد. جولان های کفتار! در طول زندگی مردان خون ریز تاریخ، آنچه که بیش از هر نکته ای آشکار می شود، سنگ دلی و خونسردی آنان در عرصه جنایت هاست. عبدالملک از آن جهت که شخصیتی دوگانه در زندگی داشته است، در این عرصه جایگاهی بس رفیع یافته است. سعید بن مسیب، که از نزدیکان خلیفه است، چنین می گوید: «روزی به نزد او رفتم. به من چنین گفت: چنان شده ام که اگر کار نیکی انجام دهم خرسند نمی شوم و اگر کار بدی از من سر بزند ناراحت نمی گردم. به او گفتم: امیرالمؤمنین! مرگ دل در تو کامل شده است.»(8) روزی ام الدرداء به خلیفه گفت: ای امیرالمؤمنین! شنیده ام پس از عبادت و تهجد شراب نوشیده ای؟ خلیفه پاسخ داد: نه تنها شراب که خون مردم را نیز نوشیده ام.»(9) این سیره موجب گردید تا او در امر سیاست به هیچ قاعده و معیار اخلاقی و دینی پای بند نگردد. در دوران حکومت او، جنگ های فراوانی به وقوع پیوست. مهم ترین این جنگ ها با مدعیان خلافت در حجاز و عراق و خون خواهان حسین بن علی علیه السلام انجام گرفت که در تمامی این نزاع ها عبدالملک با به کارگیری عناصرخون ریز و سفاکی چون حجاج بن یوسف ثقفی پیروز از میدان بیرون آمد. تاریخ درباره او چنین می گوید: «او فردی خون ریز بود. عمال او چون حجاج حاکم عراق، مهلب حاکم خراسان و هشام بن اسماعیل حاکم مدینه همچون او، سفاک و بی رحم بودند. بدتر از همه آنان حجاج بود.»(10) در این میان، جنگ های قبیله ای که برای تصاحب خلافت سراسر سرزمین اسلامی را فراگرفته بود، موجب شد که تمامی تیره های عرب به دسته های مختلف تقسیم شوند. تا آنجا که در سال 68 هجری در عرفات چهار پرچم برافراشته شد: محمد بن حنیفه و همراهان او، پسر زبیر و همراهان او، نجدة بن عامر حروری و پرچم بنی امیه. این پراکندگی ، تفرق و اختلاف موجب شد ، تا مروانیان برای استیلای دایمی قدرت و تثبیت حکومت ، به جنایت بارترین اعمال دست یازند. حجاج به عنوان نماینده تام الاختیار خلیفه ، مهم ترین دشمنان خلیفه را با عنصر خون ریزی و سفاکی ، توانست سرکوب نماید. یعقوبی در یکی از گزارشات خود چنین آورده است: « حجاج که به کوفه رسید ، سر و روی خود را پوشانده بود. رو به مردم نمود و مردم او را سنگ باران کردند. حجاج روی خود گشود و گفت: « ... امیرالمؤمنین جعبه تیرهای خود را بر زمین پراکند و یک به یک آن ها را چشید و تلخ تر محکم تر از همه آن ها را یافت و به سوی شما انداخت و برای شما تازیانه و شمشیری را به گردنم افکند. اما تازیانه در راه افتاد و شمشیر بر جای است.» (11) مسعودی در ادامه این گزارش را چنین تکمیل می کند: «حجاج به غلام خود گفت نامه امیرالمؤمنین را بخواند . غلام گفت: بسم الله الرحمن الرحیم . از بنده خدا عبدالملک بن مروان، امیرمؤمنان، به سوی مسلمانان و مؤمنان عراق . سلام بر شما که من با شما حمد خدا می کنم . حجاج گفت: غلام خاموش باش . آن گاه از سر خشم گفت: ای مردم عراق . ای اهل نفاق و شقاق و خلق زشت . ای اهل تفرقه و ضلال . امیرمؤمنان به شما سلام می دهد و سلام او را پاسخ نمی دهید؟ به خداوند سوگند اگر این جا باشم شما را چون چوب پوست می کنم و ادبتان می نمایم. (12) در قطعه ای از تاریخ چنین آمده است: «عبدالملک پس از شکست دادن عبدالله بن زبیر در مکه، وارد مدینه شد و طی سخنانی خطاب به مردم گفت: . . . من این مردم را جز به شمشیر درمان نمی کنم . . . شما ما را به پرهیزکاری دعوت می کنید، حال آن که خود به آن عمل نمی کنید . به خداوند سوگند از این پس اگر کسی مرا به تقوا امر کند گردن او را خواهم زد و جمله پایانی را برای آن گفت که خطیبان و ائمه جمعه، هنگام خواندن خطبه ها، گفتار خود را با جمله «اتق الله » پرهیزگار باش! آغاز می کردند .(13) این خونریزی ها هنگامی شکل کاملا قانونی و مشروع به خود می گرفت که نام امیرالمؤمنین را بر خلیفه می نهادند و علمای درباری و مزدبگیری چون زهری، مشروعیتی تمام به دستگاه آنان می بخشیدند . عبدالملک با تمسک بر این طریقه، نخستین کسی بود که به صورت رسمی و علنی غدر و خیانت ورزید و عمروبن سعید بن العاص را پس از امان دادن گردن زد . علاوه بر این، نخستین کسی بود که مردم را از سخن گفتن در حضور خلیفه منع کرد و از امر به معروف جلوگیری نمود . (14) در مقابل این اعمال، هیچ آهنگ مخالفی به پا نمی خاست . این به این دلیل بود که ، پشتوانه علمای درباری از یک سو و سفاکی عمال خون ریز از دیگر سو ، مانع از ایجاد حرکت و قیام علیه این جنایات می شد. نمونه ای از این جنایات و فسادها بدین شرح اند: عبدالملک پس از یافتن خلافت دریافت که خلافت و پادشاهی او جز با کشتن مخالفان تحقق نمی یابد . یکی از این مخالفان عمروبن سعید بود . از این رو ، در آغاز به او امان داد و با لطایف الحیل او را به کاخ خود فرا خواند و سپس گردن او را زد و اطرافیانش را پراکنده ساخت و سرش را به سوی همراهانش انداخت . در توجیه این امر گفت : دو شتر نر در میان شتران نمی باشد ، جز آن که یکی از آن دو غالب شود .(15) عبدالملک برای به دست آوردن عاتکه دختر یزید بن معاویه تلاش فراوان کرد . عاتکه از دست او عصبانی بود . خلیفه از عمر بن بلال کمک گرفت و او با نقشه ای موزیانه عاتکه را به خلیفه رساند . خلیفه به عمربن بلال گفت: قیمت این قوادی چه قدر بود؟» او نیز از امیرالمؤمنین! هزار دینار ، یک مزرعه با همه ابزار و بردگان آن و مستمری هایی برای فرزندانش طلب کرد ، خلیفه دستور داد تا به او بدهند . (16) چون عبدالملک بن زبیر بر مکه حکومت می کرد ، عبدالملک مردم شام را از حج بازداشت . این کار بدان جهت بود که هرگاه مردم به حج می رفتند ابن زبیر آنان را علیه حکومت شام تحریک می کرد و از آنان بیعت می گرفت . عبدالملک، که چنان دید ، ایشان را از رفتن به مکه منع کرد . پس مردم به اعتراض لب گشودند و گفتند: « ما را از حج خانه حرام خدا ، که بر ما واجب خدایی است ، باز می داری؟» در این میان زهری که از علمای درباری و جاعلین حدیث بود پادرمیانی کرد و خلیفه را حدیثی آموخت . خلیفه سپس فریاد برآورد: این پسر شهاب زهری است که برای شما از پیامبرخدا صلی الله علیه وآله حدیث نقل می کند که گفته است: « بار سفر بسته نمی شود مگر به مسجدالحرام، مسجد من و مسجد بیت المقدس و آن برای شما به جای مسجدالحرام است .» پس بدانید این سنگی که بر حسب روایت پیامبر خدا چون خواست به آسمان رود و پای خویش بر آن نهاد ، چون کعبه است . پس عبدالملک دستور داد تا بر آن جا قبه ای بنا نهادند و پرده ای از جنس دیبا بر آن آویخت و خدمت گذارانی را بر آن جا گماشت و به مردم امر کرد تا آن چنان که پیرامون کعبه طواف می کنند، پیرامون آن طواف کنند و در دوران بنی امیه این رسم بود .(17) این در حالی بود که این حدیث را مسلم ، ابوداود و نسایی، سه تن از محدثان اهل تسنن جهان اسلام، از سوی ابوهریره این گونه نقل کرده اند: «بار سفر بسته نمی شود، مگر برای سه مسجد، مسجدالحرام، مسجد من در مدینه و مسجدالاقصی بقیه حدیث که زهری آن را نقل کرده است، وجود نداشته است .(18) روشن است که در بازی های سیاسی آن روز جاعلین حدیث تا چه اندازه ای کاربرد داشته اند . یک روز سپرهای در و یاقوت نشان را برای عبدالملک هدیه آوردند تا او بپسندد . جماعتی از خاصان و نزدیکان او حاضر بودند . عبدالملک به یکی از نزدیکان خود که خالد نام داشت گفت: یکی از این سپرها را با دست بتاب . خلیفه می خواست با این کار استحکام سپرها را بیازماید . آن شخص برخاست و سپر را بتافت و بادی رها کرد . خلیفه بسیار خندید و حضار نیز خندیدند . عبدالملک گفت: غرامت این باد چند است؟ یکی از میان حضار گفت: چهارصد درهم و یک قطیفه (پیراهن مخمل). خلیفه دستور داد تا چهارصد درهم و قطیفه را به خالد دادند . یکی از حاضران اشعاری بدین مضمون سرود: «آیا خالد از تابیدن سپری باد رها می کند و امیر در مقابل آن کیسه ها می بخشد . چه بادی بود که مایه گشاده دستی شد و فقیری را غنی کرد . مردم نیز دوست دارند که باد رها کنند و یک درهم پولی را که به او رسید بگیرند . اگر می دانستیم که باد مایه گشاده دستی است ما نیز، باد رها می کردیم . خدا امیر را نگه دارد!» عبدالملک دستور داد تا چهارصد درهم هم به او بدهند! (19) خلیفه غدار در سال 57، با کشتار و مکر و فریب بر مخالفان سیاسی خود فائق آمد و با ایجاد فضایی رعب آور و وحشت زا وانست حکومت 11 ساله آرام و بدون درگیری را آغاز کند . او در دوران 21 ساله خلافتش، بسیاری از مخالفان حکومتی را به جوخه مرگ سپرد . زوزه مرگ سرانجام، در سال 86 عبدالملک فرزندان خود را در بستر مرگ گرد هم آورد و آخرین وصایای خود را به آنان نمود . مسعودی به نقل از مدائنی می گوید: «چون مرگ عبدالملک فرا رسید رو به ولید کرد و گفت: «. . . هرگاه از دنیا رفتم، عزم خود را جزم کن و جامه بپوش و پوست پلنگ بر تن کن . سپس مردم را به بیعت با خویش فراخوان و هرکس که با سرش چیزی گفت تو نیز با شمشیر پاسخش ده. (20) او در هنگامی این سخنان را جاری می ساخت که طی چند ماهه پایان عمرش قصد داشت تا عبدالعزیز را از ولایتعهدی با زور خلع نماید و پیش از اجرای این کار، عبدالعزیز به طریقه ای مشکوک، با زهر مسموم گشته و از دنیا رفته بود! (21) در هنگام مرگ او 66 سال داشت و چهارده پسر را بر جای گذارده بود که هر یک در گوشه ای از سرزمین اسلامی بر مسلمانان حکومت می راندند . درباره مرگ او مسعودی به نقل از سعید بن مسیب گفته است: مردی نزد سعید بن مسیب آمد و گفت: دیدم که گویا موسی علیه السلام بر ساحل دریا ایستاده است و پای مردی را گرفته و می چرخاند، چنان که جامه شوی، جامه را می چرخاند . پس او را سه بار به چرخ انداخت و سرانجام به میان دریا افکند . سعید گفت: اگر خواب تو راست باشد، عبدالملک تا سه روز دیگر خواهد مرد . روز سوم هنوز سپری نشده بود که خبر مرگ عبدالملک رسید و آن مرد به سعید گفت: این سخن را از کجا گفتی؟ سعید گفت: برای آن که موسی فرعون را غرق کرد و فرعون این زمان جز عبدالملک نیست . بازخوانی پرونده بنی امیه زمانی کامل می شود که کارنامه سیاه ولیدبن عبدالملک و سپس دودمان مروان تا پایان حکومت هزارماهه منحوس و سیاه بنی امیه، نیز بررسی گردد . عجیب این که در این کنکاش ها از یک سو، چیزی جز جنایت و خون و فساد یافت نمی گردد و از سوی دیگر، مردمانی غفلت زده و در بند رفاه و عافیت طلب! پي نوشت: 1. علی علیه السلام در روز جنگ جمل با دیدن مروان فرمود: « زود است که امت از او و فرزندانش روزی سرخ و خونین ببینند.» 2. اشاره است به حدیثی از پیامبر که فرموده اند: «خلافت بر آل ابی سفیان حرام است...» 3. اشاره به پیش گویی حضرت علی علیه السلام در روز جنگ جمل 4. الفخری، صفحه 122، ابن طقطقا 5. تجارب السلف، ص 76، هندوشاه 6. سیوطی، تاریخ الخلفا، ص 217 7. تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 201، ابن واضح 8. الفخری، ص 122، ابن طقطقا 9. تاریخ الخلفا، ص 216، سیوطی 10. الامامه و السیاسه، ص 31، ج 2، ابن قتیبه دینوری 11. تاریخ یعقوبی، ج 2، ابن واضح 12. تاریخ مسعودی، ج 2، علی بن حسین مسعودی، ص 132 13. دکتر شهیدی، زندگانی علی بن الحسین، ص 98 14. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 4، ص 522 15. تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 218 16. تاریخ مسعودی، ج 2، همان، ص 123 17. تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 204، ابن واضح 18. مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص 285 19. علی بن حسین مسعودی، تاریخ مسعودی، ج 2، ص 124 20. تاریخ مسعودی، همان، ص 163/تاریخ یعقوبی، همان، ص 233 21. مسعودی، همان، ص 232 منبع:پایگاه حوزه

تاثیر نماز بر اعتیاد

تاثیر نماز بر اعتیاد
تاثیر نماز بر اعتیاد

نويسنده:دکتر مجید ملک محمدی




امام صادق (علیه السلام) : "ای انسان، تو طبیب خویشتن هستی. هم دردها برای تو بیان شده است و هم به دوای آن دردها راهنمایی شده ای(۱)."
اعتیاد بلای سیاه و خانمان سوز بشری در عصر بیگانگی از خود است. دامنه ابتلا به اعتیاد از وابستگی به مشروبات مرگبار الکلی در کشورهای غربی (الکلیسم) گرفته تا اعتیاد به مواد افیونی که بدبختانه هنوز گریبان گیر جامعه مسلمانان است، گسترده است.
گویی انسان امروزی برای گم کردن خود و فرار از اضطراب ها و افسردگی های خویش راهی جز وابستگی به صدها نوع ماده، روان گردان پیدا نکرده است. حال آن که اگر به مجموع تعداد معتادان به الکل و مواد مخدر در سراسر جهان، شمار کسانی که به لهو و لعب های دیگر از جمله قمار و انحرافات جنسی و ... اعتیاد دارند را اضافه کنیم، به آمار تکان دهنده و وحشتناکی خواهیم رسید که خبر از افول دردناک ستاره انسانیت می دهد.
با این که فجایع ناشی از اعتیاد از جنبه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... قابل بررسی است، اما تنها در بُعد پزشکی قضیه می توان به این نکته اشاره کرد که هر سال بخش عظیمی از توان پزشکی و روانپزشکی کشورها، صرف درمان عوارض جسمی و روانی متعدد معتادان و تاثیرات شومی که خواه ناخواه بر اعضای خانواده شخص معتاد وارد می شود، می گردد.
هر چند علت های مختلفی در ابتلای به اعتیاد مطرح شده است، اما بیشتر تخدیر روان و تجربه تغییر حالات روانی ناشی از سرخوشی و نشئه است که سبب گرایش به اعتیاد می شود و به این ترتیب، شخص معتاد از خود می گریزد و دچار خود فراموشی می شود و این درست برعکس جریان مقتدر خودشناسی و معرفت النفس موجود در تعالیم نماز است.
نمازگزاران با تکرار دایم آیات هفتگانه سوره حمد(سبع المثانی) که "چون حلقه های به هم متصل، هر کدام راهگشای بعدی می باشد" پیوسته سرنوشت خود را مرور می کنند و در مسیر خودشناسی و خود باوری گام بر می دارند و با اعتقاد به "إیاک نعبد و إیاک نستعین" از هیچ کس و خیچ چیز، جز خدا برای التیام دردهای خویش یاری نمی جویند.
و این گونه است که نماز حقیقی تیشه بر ریشه اعتیاد می زند. به قول اندیشمند شهید و استاد بزرگ مطهری (ره ):
"راز این که اکثر جانی های دنیا معتاد به یک سلسله سرگرمی های خیلی شدید از قبیل مصرف تریاک، هروئین، مشروبات الکلی و قمار هستند، این است که می خواهند از خودشان فرار کنند. مثل این که درونشان پر از مار و عقرب است و دایم او را می گزند و این اعتیاد ها مانند مرفینی است که به انسانی که از شدت درد می نالد تزریق می کنند تا درد را احساس نکند. این بدبختی بزرگی است که انسان نتواند خودش را آنچنان بسازد تا بتواند با خودش خلوت کند.
برعکس بیشتر اهل صلاح و تقوی و اخلاق (نمازگزاران) و آنهایی که ندای وجدانشان را همیشه می شنوند، معتاد به اینها نیستند و از هر چه که آنها را از خودشان منصرف می کند، فرارمی کنند. دلشان می خواهد، خودشان باشند و در خودشان فکر کنند، چون عالم درونشان از عالم بیرونشان واقعی تر و سالم تر است." (۲)

پی نوشتها:

(۱) تحف العقول ، صفحه ۲۲۴
(۲) فلسفه اخلاق ـ استاد شهید مطهری ـ صفحه ۳۸

منبع:http://www.sibtayn.com

فرزند کوثر - ویژه نامه وفات حضرت زینب سلام الله علیها

دوزخ سرد - ویژه نامه روز مبارزه با سلاح های شیمیایی و میکروبی (بمباران شیمیایی سردشت...

راست قامتی جاودانه - ویژه نامه شهادت آیت الله بهشتی و 72 تن از یاران ایشان

ما را دوست بس!

ما را دوست بس!
نويسنده:دکتر احمد انصاریان




چکیده

آثار گناه در انسان عبارت است از:
1- خسته دلی
2- غفلت
3- تیرگی و تاریکی روح
برای رهایی از آثار گناه، بزرگان عرفان و اخلاق پنج سفارش کرده اند:
1-شناسایی و ترک گناه
2- شناسایی و انجام واجبات
3- ترک تعلقات دنیایی.
4- کنترل چشم و زبان.
5- تقوا و پرهیزکاری.

کلید واژه :

1- گناه: هر عملی که رضای خداوند متعال در آن نیست.
2- خسته دل: کسی که بر اثر گناه از خداوند فاصله گرفته است.
3- غفلت: محروم بودن دل از درک حقایق.
4- هجرت از نفس: دور شدن از خواسته های نفس.
5- تقوا: پرهیز از هر چیزی که خدای متعال نمی پسندد.
بزرگان اخلاق و عرفان گناه را انجام هر عملی دانسته اند که رضای خدای متعال در آن نیست. انسان بر اثر انجام این گونه اعمال دچار سه نوع سوء عاقبت می گردد:
1- خسته دل می شود؛ یعنی نمی تواند مدارج سیر و سلوک را بپیماید. (1)
انسان خسته دل می خواهد خودش را به خدای متعال نزدیک کند ولی به خاطر گناهانی که دارد، از رسیدن به جوار قرب الهی محروم است.
2- دچار غفلت می شود؛ یعنی از درک حقایق محروم می گردد.
3- فضای معنوی روح او تیره و تاریک می شود.
علما و بزرگان اخلاق برای چاره کار، پنج سفارش کرده اند.

1- شناسایی و ترک گناه:

خسته دلی و غفلت و تاریک شدن فضای معنوی روح، هر سه بیماری هایی هستند که انسان برای معالجه آنها باید به سراغ دارو برود. اولین و بهترین دارو، پرهیز کردن از چیزهایی است که بیماری را تشدید می کند. شناسایی گناه و مواظبت بر ترک آن، اولین داروی درمان گناه است.

2- شناسایی و انجام واجبات:

بعضی از بزرگان اخلاق و عرفان از جمله امام خمینی (رحمه الله علیه) برای اصلاح نفس، فقط انجام واجبات را سفارش کرده اند. اینان معتقدند اگر انسان به انجام واجبات مقید باشد، توفیق ترک گناه را پیدا می کند.
شاهد بر این مطلب کلام خداوند متعال است:
اتل ما اوحی الیک من الکتاب و اقم الصّلوه. ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبر و الله یعلم ما تصنعون.(2)
آنچه را از کتاب آسمانی- قرآن- بر تو وحی شد، بر خلق تلاوت کن و نماز را (که بزرگ عبادت خداست) بجای آر. همانا نماز است که اهل آن را از هر کار زشت و منکر باز می دارد و همانا ذکر خدا بزرگتر است و خدا به هرچه می کنید آگاه است.

3- ترک تعلقات دنیایی

از چیزهایی که می تواند انسان را در جهت اصلاح نفس و دوری گزیدن از گناه کمک کند، رها کردن وابستگی های مادی و دنیایی است.
حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه)، در کتاب چهل حدیث، خلاص کردن نفس از وابستگی به دنیا را یکی از راههای مهم برای اصلاح نفس انسان وابسته به مظاهر و جلوه های دنیایی است، ایجاد هر گونه انحراف و لغزش در او ممکن است. کسی که برای رهایی نفس خود از جلوه ها و مظاهر دنیای تلاش کند، از توفیق الهی برخوردار می شود و خدای متعال هم به او اجر می دهد. ایشان در این مورد به این آیه شریفه استناد می کند:
و من یخرج من بیته مهاجراً الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله (3)
هر کس که از خانه اش هجرت کنان به سوی خدا و پیامبرش خارج شود، سپس مرگ او را دریابد، حتماً پاداش او با خداوند است و خداوند آمرزنده و مهربان است.
ایشان از قول بعضی از بزرگان نقل می کنند که مراد از بیت در این آیه شریفه، خانه نفس است و مراد از هجرت، هجرت به سوی خدای متعال با سفر معنوی است.
خواجه عبدالله انصاری هم در تفسیر کشف الاسرار درباره این آیه همین تفسیر را ذکر کرده است.
امام خمینی (رحمه الله علیه) فرموده اند:
کسی که خارج شد از بیت نفس و هجرت به سوی حق کرد به سفر معنوی، پس از آن او را فنای تام ادراک کرد، اجر او بر خدای تعالی است و معلوم است برای چنین مسافری جز مشاهده ذات مقدس و وصول به فنا، حضرتش اجری لایق نیست. چنانچه از زبان آنها گفته شده:
در ضمیر ما نمی گنجد به غیر دوست کس
هر دو عالم را به دشمن ده که ما را دوست بس(4)

4- کنترل چشم و زبان

مرحوم ملا احمد نراقی صاحب کتاب معراج السّعاده، ریشه ی بسیاری از گناهان را در رها بودن چشم و زبان می داند. او معتقد است کسی که می خواهد نفس و درونش را از آلودگیها پاکیزه سازد و در برابر گناهان مصونیت داشته باشد، باید چشم و زبانش را کنترل کند. در این دوره تمثیلی را به این مضمون ذکر می کند. کسی که چشم و زبانش را کنترل نمی کند ولی در مقام اصلاح نفس برآمده، مانند کسی است که سگ ها را، رها کرده و می خواهد خود را از چنگال آن نجات دهد. چشم و زبانی که رها باشد، مانند سگ هاری است که امکان نجات از تهاجم و حملات او ناممکن است.

5- تقوا و پرهیزکاری:

حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) در تأثیر تقوا فرموده اند:
اوایل امر قدری مطلب سخت و مشکل می نماید. ولی پس از چندی مواظبت، زحمت به راحت مبدل می شود و مشقت به استراحت، بلکه به یک لذت روحانی خالصی بدل می شود که اهلش آن لذت را با جمیع لذات مقابل نکنند. و ممکن است ان شاء الله پس از مواظبت شدید و تقوای کامل، از این مقام به مقام تقوای خواص ترقی کنی که آن تقوا از مستلذات نفسانیه است. زیرا لذت روحانی را که چشیدی از لذات جسمانیه کم کم منصرف شوی و از آنها پرهیز کنی. پس راه بر تو سهل و آسان شود. (5)
امام خمینی (رحمه الله علیه) در عبارت فوق به چند مطلب اشاره می کنند:
1- برای رسیدن به تقوا باید سختی های آن را تحمل کرد.
2- پس از مقداری تحمل سختی و مواظبت بر ترک گناه، راه رسیدن به تقوا آسان می شود
3- تقوا دارای لذت روحانی است.
4- تقوا مراحلی دارد که عالی ترین آن تقوای خواص است.
5- تقوای خواص یعنی مرتبه پرهیز از تمام لذت های نفسانی.
منابع:
1- دکتر سید جعفر سجادی، فرهنگ تعبیرات و اصطلاحات عرفانی .
2- سوره ی عنکبوت، آیه 45.
3- سوره ی نساء ، آیه ی 100.
4- امام خمینی (رحمه الله علیه)، چهل حدیث، مؤسسه ی تنظیم و نشر آثار، صفحه، 333.
5- همان، صفحه، 209.
منبع: ماهنامه ی راه راستان شماره 10، سال دوم، تیر 1386، ص ص 9-10.

پیامک ( اس ام اس ) ولادت امام جواد (ع)

پیامک ( اس ام اس ) ولادت امام جواد (ع)
تهیه کننده : سید امیرحسین کامرانی راد
منبع : راسخون




برخيز به شادى، گه برخاستن است
چون شادى امشب ز گنه تاختن است
امشب شب ميلاد تقى هست و شب
عيدى ز جواد و اهل بيت خواستن است


خوش باش كه قلب شيعه شاد است امشب
كار همه بر وفق مراد است امشب
درهاى بهشت آرزو باز شده است
چون شام ولادت جواد است امشب


ميلاد تقى نهم امام است امروز
در كشور جود، بار عام است امروز
تبريك فرشتگان به درگاه رضا
هم در صلوات است و سلام است امروز


امشب رضويون همه شادند
دل در حرم رضا نهادند همه
عيدى ولادت از پدر مى‏ گيرند
خشنود ز مقدم جوادند همه


می دهد عیدی رضا(ع) بر شیعیان و دوستانش
جشنی از بهر پسر، شاه خراسان دارد امشب
میلادامام جواد(ع) مبارک


آفتابی امشب از بیت رضا سر میزند
کودکی لبخند در دامان مادر میزند
آن که جودش خیره سازد چشم هر فرزانه را
و آن که با علمش به جان خصم آذر میزند
میلادامام جواد(ع) مبارک


شد باز به روی خلق، باب برکات
ای غرق گنه رسید کشتی نجات
زن دست به دامان جواد و بفرست
بر احمد و آل او دمادم صلوات


آسمان معرفت ، گنج سخا ، دریای جود
شهر فضل و دانش و بخشش بیاید در وجود
در شب میلاد مسعود شه خوبان جواد
حق به روی عالم و آدم در رحمت گشود


امام جواد آن شه ملک بود
که بد عالم علم غیب و شهود
ز تقوی «تقی» بود آن نور پاک
ز بخشش «جواد» آن مه تابنک
ابوجعفر آن رهبر انس و جان
فروغ خدا از جمالش عیان


پیشوای اهل ایمان مرکز تقوا تقی
مقتدای اهل ایقان کعبه دل هاستی
با شکوه مرتضی فرزند دلبند رضا
قرة العین نبی نور دل زهراستی


اي كوي تو قبله ي مراد ادركني
اي دادرس روز معاد ادكني
اي گشته زفرط جود و احسان و عطا
مشهور و ملقب به جواد ادركني


دلها زقدم دوست شاد است امشب
سيراب زچشمه ي مراد است امشب
بشگفته تقي شكوفه ي باغ رضا
فرخنده ولادت جواد است امشب


اي روضه ي رضوان رضا ادركني
سرحلقه ي خوبان خدا ادركني
درجود و كرم نيامده در عالم
دستي به كريمي شما ادركني


ي حجت برحق خدا ادركني
محبوب تمام اوليا ادركني
اي آنكه به بركت قدومت هستي
دلداده حضرت رضا ادركني


اين كودك نازنين امير دلهاست
او باب مراد است و جواد ابن الرضاست
از آمدن او به محمد سوگند
خوشحال تر از امام هشتم زهراست


هر كس به زمانه سر سپارد به جواد
كار دو جهان وا بگذارد به جواد
از ساحت ثامن الحجج فيض برد
از بسكه رضا علاقه دارد به جواد


شب تولد درياي جـود و احسان است
رسد به گوش سماواتيان ، سرود جواد
قدم به عرشه ی زين براق نور نهاد
به سوي حضرت سبحان بود صعود جواد


امام جواد(ع): مؤمن به سه ویژگی نیاز دارد:
توفیق از جانب خدا، واعظی از درون و پذیرش نصحیت از ناصحین.
ولادت جواد الائمه برشما مبارک باد


امام جواد(ع) می فرمایند: عزتمندی مؤمن در بی نیازی او از مردم است.
ولادت جواد الائمه برشما مبارک باد


امام جواد(ع): امر به معروف و نهی از منکر دو آفریده خداوند هستند،
پس هر که آن دو را یاری کند، عزیز می شود، و هر که آن دو را وانهد خار می شود.
ولادت جواد الائمه برشما مبارک باد


امام جواد(ع): سه چیز است که در اثر آن، بنده به مقام رضوان الهی می رسد:
استغفار فراوان، فروتنی و زیاد صدقه دادن.
ولادت جواد الائمه برشما مبارک باد


امام جواد(ع): افزونی نعمت از جانب خداوند بریده نشود تا شکرگزاری از سوی بندگان بریده شود.
ولادت جواد الائمه برشما مبارک باد

اعتکاف و ایام البیض

اعتکاف و ایام البیض




در فرهنگ دین، مساجد از چنان ارزش و منزلتی برخوردارند كه خداوند متعال آنها را خانه های خویش بر روی زمین و پناهگاهی مطمئن برای مؤمنین به شمار می آورد تا برای محفوظ ماندن از شرّ حوادث و آفات بدانجا روی آوردند(1) و این مكان مقدس را پایگاهی برای رسیدن به خدا و نزدیكی به آستانِ قُربِ حضرتِ حق بدانند و خداوند متعال نیز در تحسین آنان كه اینگونه می اندیشند، می فرماید: «همانگونه كه ستارگان برای زمینیان پرتوافشانی می كنند، مساجد نیز برای اهل آسمان نور افشانند و بی تردید خوشبخت، كسی است كه مساجد، خانه هایش باشد»(2) و از حضرت رسول اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) درباره ی اهمیت و ارزش مساجد روایت است كه: «بهترین مكانهای زمین، مساجد است و محبوب ترین افراد نزد خدا كسی است كه زودتر از همه به مسجد داخل شود و دیرتر از همه بیرون رود».(3)

فصلی برای گریستن

انسان در گریز از هوای نفس و در طریقت اُنس با معبود همواره نیازمند خلوتی است تا در انزوای وجود خویش در آثار صُنع پروردگارش با دیده ی عبرت بیندیشد و با سوزِ دل واشك دیده باطن خود را از زنگار گناهان بشوید و خانه ی دل را مصفای حضور خالق هستی بخش سازد و اعتكاف، فرصت و مجالي است براي پرداخت به امور نفس خويش و جلوه گري نور محبّت خدا در سراي وجود انسان تا انسان بدون دلواپسي و وابستگى، خود را در سرای معبود نظاره گر باشد و مساجد همواره بعنوان پایگاهی جهت خلوتِ اُنس با معبود برای معتكفین محسوب می گردند.

فضائل اعتكاف

اعتكاف در لغت به معنای توقف طولانی در یك مكان و ملازمت داشتن بر چیزی است(4) و در شریعت و فقه اسلام بر اقامت سه روز و بیشتر از آن در مسجد جامع برای عبادت خدا و تهذیب نفس اطلاق می گردد كه شخص معتكف به حالتِ روزه بدان عمل می نماید، در مورد فضائل اعتكاف از حضرت رسول(صلّی الله علیه و آله و سلّم) احادیثی چند روایت گردیده كه به طور اجمال به برخی از آنها می پردازیم:
الف) حضرت فرمودند: معتكف از انجام گناهان باز می ایستد و بدین وسیله اجری مانند كسی كه همه ی نیكی ها و حسنات را انجام می دهد خواهد داشت.(5)
ب) هر كسی از روی ایمان و به خاطر خدا اعتكاف كند، همه ی گناهان گذشته ی او آمرزیده می شود.(6)
ج) هر كس یك روز را به منظور كسب عنایت الهی و به نیّت قرب خدا اعتكاف نماید، خداوند بین او و آتش سه خندق ایجاد می كند كه فاصله ی هر یك تا دیگری بیش از مسافت بین زمین و آسمان است.(7)

ایام البیض

در اعتكاف همواره ایامی مشهور و مورد اهمیت سالكان طریقت و اصحاب معرفت بوده است، كه از آن جمله مي توان به ده روز آخر ماه رمضان و ایام البیض ماه رجب اشاره كرد ولي آنچه كه ایام البیض ماه رجب يعني روزهاي سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم این ماه را مورد عنایت اهل عرفان قرار می دهد به اختصار چنین است:
الف) تأكید در استحباب روزه ی آن سه روز می باشد كه روایاتی در شأن آن از رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و امام صادق(علیه السّلام) وارد است؛ رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: «هر كس سه روز از وسط ماه رجب (سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم) را روزه بدارد و در شب هایش به نماز شب قیام كند، از دنیا رحلت نمی كند مگر با توبه ی نصوح»(8) و همچنین از امام صادق(علیه السّلام) نقل شده است كه: «هر كس ایام البیض ماه رجب را روزه بگيرد، خداوند متعال به ازای هر روز، ثواب روزه داری و شب زنده داری یك سال را برای او می نویسد و او روز قیامت در جایگاه ایمن شدگان از آتش دوزخ، خواهد ایستاد.»(9) همین طور در حدیثی از امام صادق(علیه السّلام) آمده است: «روز قیامت ندا كننده ای از جانب عرش ندا می دهد: «أین الرجبیّون؟» يعنى: «اهل ماه رجب كجایند؟» پس گروهی كه چهره ی آنان درخشان است و تاج هایی بر سر دارند بپا خیزند... همه ی اینها برای كسی است كه قسمتی از ماه رجب را روزه بگیرد، اگر چه یك روز در اول یا وسط یا آخرِ آن باشد.(10)
ب) عمل ام داوود كه از مبارك ترین و باعظمت ترین اعمال مستحبّی در طول سال به حساب می آید كه مشتمل بر دعای استفتاح و اعمال مستحبّی دیگری است و بنا بر فرمایش امام صادق(علیه السّلام) دعای استفتاح، دعایی است كه با آن درهای آسمانی باز می شود و خواننده ی آن، دعایش در همان ساعت مستجاب می گردد و برای كسی كه آن را بخواند، پاداشی به جز بهشت نیست.(11)

اهمیت اعتكاف

در میزان اهمیتی كه پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نسبت به امر اعتكاف قائل بودند، از امام صادق(علیه السّلام) روایت است كه رسول خدا در ده روز آخر ماه مبارك رمضان در مسجد معتكف می شدند و مؤمنین برای آن حضرت خیمه ای بر پا می كردند و ایشان در این ده روز بستر خویش را برمی چیدند و به اعتكاف مشغول بودند. در روایتی دیگر از امام صادق(علیه السّلام) می خوانیم كه: «جنگ بدر در ماه رمضان اتفاق افتاد و آن حضرت فرصت اعتكاف پیدا نكردند، از این رو سال بعد بیست روز معتكف شدند: ده روز برای همان سال و ده روز برای سال قبل كه اعتكاف از ایشان فوت شده بود».(12)

پي نوشتها:

1- نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده، حدیث 71، بنای تقوا، محمد تقي ربانى، ص 19.
2- ثواب الاعمال، شیخ صدوق، ص 63.
3- وسائل الشیعه، حر عاملى، ج 3، ص 533؛ بنای تقوا، ص 14.
4- اعتكاف تطهیر صحیفه ی اعمال، واحد تحقیقات مسجد جمكران، ص 9.
5- اعتكاف تطهیر صحیفه ی اعمال، ص 16.
6- همان، ص 14.
7- همان، ص 15.
8- همان، ص 29.
9- همان، ص 29.
10- همان، ص 28.
11- اعتكاف ابرار، مؤسسه دارالهدى، ص 107.
12- اعتكاف ابرار، ص 41.

برگرفته از : خیمه :: شهریور 1383 - شماره 15
منبع: http://www.hawzah.net